Author
Majles
Keywords
بیان/ شرح مسئله
مصرف مواد و اعتیاد یکی از فراگیرترین آسیبهای اجتماعی است که پیامدهای سوء زیادی در سطوح مختلف بههمراه داشته است. مواجهه مؤثر با این آسیب اجتماعی نیازمند اتخاذ سیاستی منسجم و متوازن جهت مقابله با عرضه مواد و کاهش تقاضاست. در این میان، راهبرد پیشگیری بهعنوان اثربخشترین و مقرونبهصرفهترین رویکرد در حوزه کاهش تقاضا شناخته شده است. در همین راستا، طی سالیان اخیر در حوزه پیشگیری از اعتیاد برنامهها طراحی و اجرا شدهاند. این گزارش درصدد است، به بررسی و ارزیابی این برنامهها بپردازد.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
در کشور برای پیشگیری از اعتیاد برنامههای در محیطهای خانواده، آموزش، کار و اجتماعات طراحی و اجرا شدهاند. برخی از این برنامهها شواهدمحورند و خدماتی را به گروههای هدف ارائه کردهاند. بهرغم نقاط قوت نامبرده، عملکرد این برنامهها چندان قابل قبول نیست؛ چراکه متناسب با ابعاد مسئله اعتیاد در کشور به توسعه کمّیوکیفی لازم نرسیدهاند. عمده چالشهای موجود در این حوزه عبارتاند از:
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
پیشگیری از اعتیاد قبل از هر چیزی مستلزم ایجاد نظامی یکپارچه یعنی مجموعهای از سیاستها و مداخلات مبتنیبر شواهد است که در محیطهای مختلف (خانواده، آموزش، کار و اجتماع) اجرا شده و تمامی گروههای سنی و سطوح مختلف خطر را پوشش دهد. این نظام نیازمند پایههای ساختاری محکم ازجمله سیاست حمایتی و چارچوب قانونی، تحقیقات و شواهد علمی، هماهنگی بین بخشها و سطوح مختلف، بهکارگیری نیروی انسانی کارشناس و آموزش مستمر آنها و تعهد به تأمین منابع کافی و پایداری نظام در بلندمدت است. مطابق بندهای «ب» و «چ» ماده (۸۵) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت (۱۴۰7-۱۴۰3)، ایجاد این نظام یکپارچه پیشگیری پیشبینی شده که لازم است دستگاههای موجود آن را در دستور کار قرار دهد. در همین راستا سایر پیشنهادها عبارتاند از:
مصرف مواد و اعتیاد یکی از فراگیرترین آسیبهای اجتماعی است که پیامدهای گستردهای در سطوح خرد (فردی و خانوادگی) و کلان (اجتماعی و اقتصادی) بههمراه دارد. تبعات و آسیبهای ناشی از اعتیاد، ازجمله تهدید نهاد خانواده و امنیت اجتماعی، سبب شده است که کنترل و کاهش این آسیب همواره بهعنوان یکی از دغدغههای اصلی شهروندان و مسئولان مطرح باشد. در سطح سیاستگذاری کلان این آسیب، از چنان اهمیتی برخوردار بوده که در برنامه ششم توسعه بهعنوان یکی از مسائل محوری تحت عنوان «پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی» مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در برنامه هفتم پیشرفت (ماده 85) بهصورت ویژه به موضوع پیشگیری از اعتیاد پرداخته شده است [1,2]. در نگاه نخست، پیشگیری از اعتیاد بهعنوان اثربخشترین و مقرونبهصرفهترین راهبرد مطرح است؛ چراکه سیاستها و مداخلات این حوزه هم مانع گرایش به مصرف مواد و اعتیاد میشوند و هم به ارتقای شایستگیهای عمومی افراد کمک میکنند [3]. ازسویدیگر، پیشگیری نهتنها از جنبه اقتصادی مقرونبهصرفه است، بلکه دارای آثار مثبت دیگری است که ازجمله میتوان به کاهش هزینههای رفاهی، بهبود مشارکت اقتصادی و افزایش درآمدهای مالیاتی نیز اشاره کرد [6-3].
با توجه به ماهیت مزمن پدیده اعتیاد، فرایند درمان و کاهش آسیبهای ناشی از مصرف مواد مخدر نهتنها پیچیده و دشوار است، بلکه مستلزم صرف هزینههای هنگفت بوده و دستیابی به نتایج مطلوب در آن قطعی نیست [7]. این چالش بهویژه برای جمعیت بیخانمان مبتلا به اختلال مصرف مواد مصداق بارزتری دارد. شواهد در این زمینه حاکی از آن است که بهرغم صرف هزینههای قابلتوجه در اجرای ماده (16) قانون مبارزه با مواد مخدر (نگهداری اجباری معتادان)، اثربخشی این مداخلات در عمل بسیار اندک بوده است [8].
در گزارش نخست، به بررسی چیستی پیشگیری از اعتیاد و نیز شناسایی، تحلیل و ارزیابی سیاستهای مرتبط با آن پرداخته شد. در این گزارش نیز به بررسی و ارزیابی برنامههای پیشگیری از اعتیاد در دستگاههای مختلف براساس اسناد بالادستی پرداخته شده است. بر این اساس در این گزارش ابتدا تلاش شده است هریک از برنامهها مرور و بررسی شوند و در ادامه با بهرهگیری از منابع علمی و مصاحبه با خبرگان این حوزه فرایند و عملکرد برنامهها ارزیابی شوند.
2. معرفی اجمالی برنامههای پیشگیری از اعتیاد کشور
در جدول زیر برنامههای پیشگیری از اعتیاد و دستگاههای متولی آنها معرفی شدهاند.
جدول 1. عنوان برنامههای پیشگیری از اعتیاد و دستگاههای متولی آنها
|
ردیف |
عنوان برنامه |
محیط اجرا |
متولی |
|
1 |
برنامه نوجوان سالم من |
مدارس-خانواده |
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی |
|
2 |
برنامه تقویت بنیاد خانواده |
مدارس-خانواده |
|
|
3 |
برنامه خانواده توانا |
مدارس-خانواده |
|
|
4 |
برنامه کشوری مادری ایمن |
خانواده |
|
|
5 |
برنامه تشخیص و مراقبت اختلالات مصرف مواد، الکل و دخانیات در نظام مراقبتهای اولیه بهداشتی |
خانواده |
|
|
6 |
برنامه ملی کاج (کاربست شیوع اعتیاد ویژه جامعه کار و تولید) |
کار |
وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی |
|
7 |
برنامه فوقالعاده پیشگیری از اعتیاد در سه منطقه اقتصادی |
کار |
|
|
8 |
نظام مراقبت اجتماعی از دانشآموزان |
آموزش |
وزارت آموزش و پرورش |
|
9 |
پیشگیری از اعتیاد و ارتقای توانمندیها در مناطق آسیبخیز (پاترا) |
محلات شهری |
سازمان بهزیستی کشور |
|
10 |
برنامه اعتیاد محیط کار (کیان) |
کار |
|
|
11 |
برنامه پیشگیری از اعتیاد ویژه زنان دارای همسر معتاد (پازک) |
خانواده |
|
|
12 |
برنامه پیشگیری از اعتیاد در فضای مجازی (کاربین) |
رسانه (محیط دیجیتال) |
|
|
13 |
خانه ورزش، نشاط و تندرستی روستایی |
اجتماعات روستایی |
ستاد مبارزه با مواد مخدر، وزارت ورزش و جوانان و وزارت آموزش و پرورش |
|
14 |
کانون یاریگران زندگی در محیطهای ورزشی، آموزشی، روستاها، هلالاحمر، کار و ... |
ورزشی، کار، آموزش و اجتماعات |
|
|
15 |
برنامههای آموزشی و مداخلاتی برای دانشجویان ذیل مراکز مشاوره دانشجویی |
آموزش |
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری |
مأخذ: یافتههای پژوهش.
3-1-1. فرایند ارائه خدمات تشخیص و مراقبت اختلالات مصرف مواد در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه
در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه، خدمات پیشگیری از اعتیاد شامل شناسایی، تشخیص، مراقبتهای دارویی و غیردارویی، ارجاع و پیگیری برای تمامی مراجعان ازجمله مصرفکنندگان دخانیات، الکل و مواد مخدر است. در این برنامه، سه گروه عمده ارائهکنندگان خدمات کارشناس مراقبت سلامت/بهورز، کارشناس سلامت روان و پزشک عمومی هستند. غربالگری اولیه مصرف مواد توسط کارشناس مراقبت سلامت انجام میشود و در ادامه شامل ارائه بازخورد و آموزشهای کوتاه و ارجاع مراجع (مددجو) به کارشناس سلامت روان برای انجام غربالگریهای تکمیلی و تعیین سطح خطر (پایین، متوسط و بالا) است. در این مرحله کارشناس سلامت روان پس از انجام غربالگری تکمیلی، کلیه موارد ارزیابی شده با سطح خطر پایین را ضمن اطلاعرسانی و تشویق جهت آموزشهای گروهی به کارشناس مراقبت سلامت ارجاع میدهد تا اسامی افراد متقاضی در فهرست مربوطه ثبت شود [9].
در مواردی که مراجع در سطح خطر متوسط مصرف مواد قرار دارد، کارشناس سلامت روان دو جلسه مداخله مختصر هفتگی با رویکرد قطع مصرف برای او برنامهریزی میکند. همچنین، فرد را برای دریافت مراقبتهای تکمیلی دعوت کرده و ارزیابیهای دورهای را انجام میدهد. اگر در ارزیابی دوره اول، فرد در سطح خطر پایین قرار گیرد، فرایند خدمت با اطلاعرسانی و تشویق مراجعان و دریافت آموزشهای گروهی توانمندسازی خاتمه مییابد، اما درصورتیکه همچنان فرد در سطح خطر متوسط باشد، مداخله شناختی رفتاری کوتاه توسط کارشناس سلامت روان برای او ارائه میشود. پس از انجام مداخله و ارزیابی دورهای دوم، اگر فرد همچنان در سطح خطر بالا ارزیابی شود، به پزشک ارجاع میشود. پزشک نیز به ارزیابی تشخیصی مراجع از نظر اختلالات مصرف مواد میپردازد و در صورت تشخیص وابستگی به مواد (بهجز دخانیات) فرد را برای دریافت خدمات مورد نیاز به مراکز تخصصی درمان و کاهش آسیب اعتیاد ارجاع میدهد. درصورتیکه نتیجه غربالگری تکمیلی نشان دهد، که فرد در معرض خطر بالای مصرف دخانیات است، کارشناس سلامت روان مداخله شناختی-رفتاری کوتاه با هدف ترک دخانیات ارائه و نیز مراجع را برای بررسی از نظر نیاز به دریافت درمان دارویی به پزشک ارجاع میدهد [9, 10]. در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه برنامههای پیشگیری از اختلالات مصرف مواد برای چند گروه نظیر مادران باردار (برنامه کشوری مادری ایمن)، گروه سنی زیر 18 سال و گروه سنی 18 تا 59 سال تدارک دیده شده است. همچنین برای پیشگیری از مصرف مواد برنامههای دیگر نظیر برنامه نوجوان سالم من، برنامه تقویت بنیان خانواده و برنامه خانواده توانا نیز در دست اقدام است [14-11].
3-1-2. گزارش عملکرد برنامههای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و ارزیابی آنها
بررسیها نشان میدهد در طی سالهای مورد بررسی (1401 تا شش ماهه اول 1404) همه اقدامهای در حوزههای غربالگری، شناسایی و تعداد خانوادههای تحت آموزش قرار گرفته رو به افزایش بوده است. برای مثال، تعداد موارد اولیه تحت پوشش غربالگری اولیه مصرف مواد از ده میلیون دویست هزار نفر در سال 1400 به حدود پانزده میلیون نفر در سال 1403 رسیده است [15]. اما نکته قابلتوجه نسبت بسیار پایین خانوارهای تحت آموزش قرار گرفته به تعداد موارد مثبت غربالگری اولیه مصرف مواد است. این نسبت برای سالهای دیگر هم قابل مشاهده است. همچنین عملکرد خانوادههای تحت آموزش قرار گرفته در نظام مراقبت بهداشتی اولیه به تفکیک استانهای کشور دارای چولگی است؛ بهگونهای که 27/6 درصد از آموزشها در استان آذربایجان غربی بوده، درحالیکه عملکرد بسیاری از استانهای کشور کمتر از 1 درصد است. همچنین عملکرد برنامههای نوجوان سالم من، تقویت بنیان خانواده و خانواده توانا که در راستای پیشگیری از اعتیاد است در سال 1403 برابر با 2.155.515 نفر بوده است. برنامه خانواده توانا نیز بهصورت پایلوت در هفت دانشگاه علوم پزشکی منتخب اجرا شده، درحالیکه دو برنامه دیگر در تمامی دانشگاهها/ دانشکدههای علوم پزشکی کشور اجرا شدهاند.
از عمده ویژگیهای مطلوب برنامههای پیشگیری از مصرف مواد در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه، چندسطحی و چند لایه بودن و وجود مداخلات مبتنیبر شواهد است. در این نظام چندسطحی به ارائه خدمات به افراد و مداخلات با توجه به درجه خطرپذیری آنها پرداخته میشود. همانگونه که مرور شد خدمات لایهبندی شده به غربالگری، تشخیص و طبقهبندی افراد مصرفکننده مواد در سه دسته اشاره دارد که با توجه به درجه خطرپذیری، مداخلات مناسب برای آنها در نظر گرفته شده است. مداخلات شواهدمحور شامل اقدامهای در نظر گرفته شده برای مادران باردار، سرفصلهای آموزشی تدارک دیده شده (مانند مهارتهای زندگی و فرزندپروری، خودمراقبتی و …)، مداخلات کوتاهمدت، مداخلات رواندرمانی مبتنی بر شواهد، درمان دارویی و ارجاع به نظامهای تخصصی است [9]. همچنین برنامههای پیشگیری وزارت بهداشت در پایگاههای سلامت و مراکز خدمات جامع شهری در سطح کشور فراگیر و پایدار هستند و میتوانند بهعنوان یک جزء از نظام پیشگیری عمل کنند. بهرغم وجود نقاط قوت برشمرده شده، چند کاستی وجود دارد که ممکن است اثربخشی برنامهها و اقدامهای وزارت بهداشت را تحت تأثیر قرار دهد:
برنامه پیشگیری از اعتیاد در محیط کار «برنامه کاهش اعتیاد در جامعه کار و تولید» (1405-1403) و متولی اجرای آن وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با همکاری تعداد دیگری از دستگاههاست. برنامه با تأکید بر کارگاههای 50 الی 500 نفر با محوریت خانههای بهداشت کارگری اجرا میشود. اهداف راهبردی برنامه نیز عبارتاند از: افزایش سواد سلامت در میان جامعه کار و تولید، افزایش تعداد کارگران تحت مراقبت خدمات ترک اعتیاد، افزایش پوشش خدمات مشاورهای برای افراد در معرض خطر و ... . محصولات این برنامه شامل سه بخش معتبرسازی اجرای مداخلات، آموزش دستاندرکاران در اجرای مداخلات و مداخله در محیطهای کاری ازطریق آموزش کارگران و کارفرمایان، ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره برای کارگران در معرض خطر و ارجاع کارگران دارای اختلال مصرف مواد جهت دریافت خدمات ترک اعتیاد است.
3-2-1. عملکرد برنامه ملی پیشگیری از اعتیاد در جامعه کار و تولید و ارزیابی آن
از عمده عملکرد این برنامه میتوان به تأسیس و راهاندازی 350 ایستگاههای بهگر در بنگاههای اقتصادی 20 الی 50 نفر، تأسیس و راهاندازی 270 خانه بهداشت کارگری در بنگاههای اقتصادی 50 الی 500 نفر و تأسیس و راهاندازی 98 مرکز بهداشت کار اشاره کرد. هدف از تأسیس و راهاندازی این موارد، ایجاد ساختار در بنگاههای اقتصادی برای اجرای برنامهها و اقدامهای بهبود سلامت ازجمله سلامت اجتماعی کارگران است. در این ایستگاهها خدمات مختلف نظیر آموزش و مشاوره برای بهبود سلامت کارگران ارائه میشود [19] علاوهبر موارد فوق، مهمترین اقدامهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در راستای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی کارگران در بنگاههای اقتصادی بهشرح زیر است:
همچنین بهدلیل شیوع بالای اعتیاد در برخی از محیطهای کار، اداره خدمات اجتماعی کارگران وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اهتمام به اجرای یک برنامه فوقالعاده در سال 1403 در سه منطقه اقتصادی عسلویه، منطقه پتروشیمی ماهشهر و معادن زغالسنگ استان کرمان کرده است. در این برنامه در سطح همگانی دورههای آموزشی نظیر مهارتهای زندگی، آموزش سبک زندگی سالم، تدبر در قرآن، در سطح انتخابی برنامههایی نظیر برگزاری نمایشگاه، مسابقات ورزشی، کوهنوردی و پیادهروی و در سطح موردی خدمات روانشناختی و مشاوره برای کارگران، اجرایی شده است [19].
برنامه ملی کاج یک برنامه شواهدمحور است که با تقسیم کار بینبخشی و درونبخشی و جلب همکاری دستگاههای مختلف تلاش کرده است به هدف پیشگیری از اعتیاد در محیط کار دست پیدا کند. این برنامه دارای چندین نقطه قوت است که در صورت هماهنگی و اجرای آنها میتواند به پیشگیری از اعتیاد در محیط کار منجر شود. اهم این موارد عبارتاند از: طراحی نظام پیشگیری از اعتیاد در محیط کار، ایجاد تقسیم کار درونبخشی و بینبخشی و تلاش برای پای کار آوردن ظرفیتهای مختلف جهت حمایت از برنامه و ارائه خدمات متنوع به کارکنان، بهرهگیری از رویکرد سلامت عمومی و طراحی مداخلات در سه سطح همگانی، موردی و انتخابی، تلاش برای درگیر کردن همه عناصر دخیل نظیر کارگران و کارکنان بنگاهها، خانوادههای آنان و کارفرمایان برای اجرای برنامههای پیشگیری، بهرهگیری از ظرفیت زیرساختهای بهداشت در بنگاههای اقتصادی کشور یعنی ایستگاههای بهگر، خانههای بهداشت کارگری و مراکز بهداشت کار و بهکارگیری کارشناسان سلامت روان ازسوی 50 درصد از کارگاههای بالای 500 نفر شاغل. بهرغم این نقاط مثبت چالشهایی نیز در اجرای برنامه وجود دارد که امکان دستیابی به نتایج را تحت تأثیر قرار داده است. اهم آنها عبارتاند از:
ازسویدیگر، یافتههای ارزیابی برنامه پیشگیری از اعتیاد در سه منطقه ذکر شده نشان میدهد بهرغم برخی از نواقص و کاستیها، درمجموع مجریان و کارگران ابعاد مختلف برنامه را مناسب ارزیابی کردهاند. همچنین بعد از اجرای برنامه، گرایش کارگران نسبت به مواد مخدر سنجیده شده که نشان میدهد حدود 11 درصد از آنها گرایششان هنوز زیاد است. در مداخلات حوزه پیشگیری این 11 درصد از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چراکه عموم جمعیت غالباً از مواد مخدر دوری میکنند و تنها درصد اندکی مواد مخدر مصرف میکنند و به آن وابسته میشوند [21]. بنابراین، در صورت طراحینشدن و اجرای ابزارهای غربالگری، این گروه از افراد شناسایی نخواهند شد و امکان ارائه خدمات بیشتر به آنان فراهم نخواهد بود. بهعبارتدیگر، برنامههای آموزشی و تفریحی-ورزشی فاقد غنای کافی برای کاهش خطرپذیری این دسته از افراد هستند. درمجموع، باید از اجرای چنین برنامههایی اجتناب کرد؛ چراکه کاهش آسیبهای اجتماعی نظیر اعتیاد در مناطقی بحرانی، صرفاً با اجرای یک برنامه منزوی (که اغلب از نظر زمانی و دسترسی محدود است) امکانپذیر نیست و مستلزم صرف هزینه و اعتبارات بدون اثربخشی کافی است [3].
در سازمان بهزیستی کشور نیز چند برنامه برای پیشگیری از اعتیاد در حال اجراست که عبارتاند از:
الف) پیشگیری از اعتیاد و ارتقای توانمندیها در مناطق آسیبخیز (پاترا): این برنامه مختص ساکنان در مناطق آسیبخیز است که شامل 19 جلسه آموزشی برای آموزش مجموعهای از مهارتها، حضور یک تسهیلگری جهت اجرا و تسهیل برنامه، معرفی بانک منابع اجتماعی در سطح منطقه برای استفاده توسط ساکنان و درنهایت طراحی یک اقدام اجتماعی توسط افراد شرکتکننده است [23].
ب) برنامه اعتیاد محیط کار (کیان): این برنامه برای کارکنان در محیط کار (محیط اداری) در نظر گرفته شده است. فرایند اجرای برنامه نیز بدین شیوه است که پس از اعلام فراخوان به دستگاه توسط سازمان بهزیستی، دستگاههایی که به این آموزشها نیاز داشته باشند اعلام نیاز میکنند. سازمان نیز بهواسطه مربیهایی که در اختیار دارد، دورههای آموزشی را برای کارکنان سازمانها برگزار میکند [24].
ج) برنامه پیشگیری از اعتیاد ویژه زنان دارای همسر معتاد (پازک): این برنامه مختص زنان دارای همسر معتاد در محلات حاشیهنشین و کمبرخوردار است. هدف آن ارتقای دانش و توانمند کردن این دسته از زنان برای پیشگیری از اعتیاد است. برنامه بهصورت دوره آموزشی شامل چند جلسه ساختاریافته توسط مربی ارائه میشود. سرفصلهای برنامه نیز شامل سلامت و پیشگیری از اعتیاد، مراحل وابستگی به مواد و معرفی ساختارهای حمایتی برای پیشگیری از اعتیاد در زنان دارای همسر معتاد است [25].
د) برنامه پیشگیری از اعتیاد در فضای مجازی (کاربین): این برنامه برای ارائه اطلاعات پیشگیری از اعتیاد ازطریق فضای مجازی به نوجوانان و خانوادهها طراحی شده است. برنامه بهصورت تهیه کلیپهای کوتاه و بارگذاری آن در کانال کاربین در بستر شبکههای اجتماعی است. همچنین برای پیشگیری از اعتیاد، سازمان بهزیستی کارزارهای رسانهای را طراحی کرده است که در محلات، محیطهای کار و آموزش، مکانهای عمومی و پرتردد، صداوسیما و فضای مجازی اجرا میشود.
3-3-1. عملکرد برنامههای سازمان بهزیستی و ارزیابی آنها
در بهزیستی بهصورت میانگین سالیانه حدود شش الی هفت هزار نفر تحت پوشش برنامههای مختلف پیشگیری از اعتیاد در محلات، محیطهای آموزشی و محیط کار اداری بودهاند. افزونبر موارد نامبرده، 90 موشنگرافی پیشگیری و درمان اعتیاد بههمراه 5 کارزار رسانهای در طی سالهای 1403-1401 تولید و اجرا شده است.
برنامههای پیشگیری از اعتیاد سازمان بهزیستی دارای چند ویژگی مثبت هستند که عبارتاند از: نوآورانه بودن برخی از آنها همچون برنامه کاربین و کارزارهای رسانهای. همچنین اجتماعمحور بودن بخشی از برنامههای سازمان بهزیستی یکی از نقاط قوت آنهاست؛ چراکه از مرحله طراحی برنامه تا اجرای فعالیتهای محلهای، توسط گروههای متشکل از اهالی داوطلب محله با همراهی مربی آموزشدیده انجام میشود. این فعالیتها علاوهبر آنکه میتواند ساکنان در این محلات را توانمند کند، همچنین آنان را به کنشگران گروهی محلی در زمینه پیشگیری از اعتیاد تبدیل میکند. بهرغم نقاط قوت نامبرده، برنامههای این سازمان دارای چالشهایی است که عمده آنها عبارتاند از:
الف) تعدد ساختارهای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در سازمان بهزیستی: ذیل معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی، معاونتها و دفاتر متعددی ازجمله معاونت پیشگیری از آسیبها و بازتوانی اعتیاد و دفتر مشاوره و امور روانشناختی در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهویژه اعتیاد، فعالیت میکنند. بااینحال، براساس تحلیل کارشناسان این سازمان، میان این بخشها تعامل ارگانیک و رویکرد بینبخشی وجود ندارد و این نهادها همچنان فاقد همکاریهای ساختاریافتهای هستند.
ب) مشارکت ندادن سازمانهای مردمنهاد: سازمانهای مردمنهاد در برخی از محلههای حاشیهنشین حضور دارند و بستر مناسبی برای ارائه برنامههای پیشگیری هستند؛ چراکه فضای مناسبی در اختیار دارند، برخی از آنها دارای کارشناسان آموزشدیده هستند و با ساکنان محله ارتباط مناسب دارند، اما سازمان بهزیستی در برنامههای پیشگیری از اعتیاد از ظرفیت این سازمانها استفاده نکرده است.
ج) تقلیل برنامهها به آموزش، عدم درگیر کردن همه اجزای دخیل و غفلت از مداخلات مبتنیبر عمل: برنامههای سازمان بهزیستی بیشتر از جنس آموزش هستند و بر تغییر ابعاد ذهنی افراد نظیر تغییر نگرشها یا آموختن برخی از مهارتها و درنهایت تغییر روابط بین والدین و فرزندان بهواسطه آموزش مهارتهای فرزندپروری تکیه دارند. همچنین برنامههایی نظیر پازک و پاترا تنها معطوف به زنان دارای همسر معتاد و نوجوانان است و سایر افراد دخیل را درگیر نکردهاند، لذا اثربخشی آنها را کاهش میدهد. همچنین یکی از سرفصلهای در نظر گرفته در برنامه پازک معرفی ساختارهای حمایتی برای پیشگیری اعتیاد در زنان دارای همسر معتاد است، درحالیکه معرفی آنها برای بهرهمندی این زنان از خدمات آنها کافی نیست؛ چراکه ممکن است آنان هیچگاه به این ساختارها جهت دریافت حمایت مراجعه نکنند. درحالیکه از سازمان بهزیستی بهعنوان یکی از سازمانهای اصلی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی انتظار میرود بهواسطه انعقاد تفاهمنامه و نظام ارجاع یا هر سازوکار دیگری این حمایتها را در عمل برای این دسته از زنان فراهم آورد. به همین ترتیب، تنها راهبرد آگاهیبخشی و مهارتآموزی ازطریق آموزش برای گروهها و افراد در معرض خطر جهت پیشگیری از اعتیاد کفایت نمیکند؛ چراکه اعتیاد در محلات حاشیهنشین و خانوارهای ساکن این محلات امری جمعی است و بهواسطه شبکهها و جوی که در این محلات وجود دارد در میان بخش قابلتوجهی از ساکنان شیوع پیدا کرده است. لذا پیشگیری از اعتیاد در این محلات به مداخلاتی نیاز دارد که همه اجزای مرتبط را درگیر کند، فرصتهای درون و بیرون از محله را گردهم آورد و برنامهها و اقدامهای مناسب با درجه خطرپذیری افراد و گروهها طراحی و اجرا کنند.
د) عدم پایداری برنامهها و فراگیر نبودن آنها: برنامههای مرور شده در همه محلات و برای تمامی گروههای هدف اجرا نمیشوند و میزان فراگیری آنها در سطح کشور محدود است. برای مثال، همانگونه که اشاره شد، سالیانه بهطور میانگین تنها 7 هزار نفر تحت پوشش برنامههای سازمان بهزیستی در محیطهای چندگانه قرار گرفتهاند. افزونبر این، این برنامهها از پایداری لازم برخودار نیستند؛ چراکه پس از اجرا به پایان میرسند. برنامهها، بهویژه برنامههای آموزشی، زمانی اثربخش خواهند بود که دارای ساختار مشخص بوده و با بهرهگیری از مربیان آموزشدیده و ابزارهای مناسب، بهصورت مستمر تداوم یابند. حتی در برنامه پازک که پایداری آن ازطریق تیمسازی محلی برای آن پیشبینی شده در بسیاری از محلات تحقق نیافته است و براساس گفتههای کارشناس سازمان بهزیستی در جلسهای که در سازمان بهزیستی برگزار شد، «هنوز یک فکر اولیه است و باید بسیار روی آن کار شود».
ه) اجرای فعالیتهای موازی در محلات توسط دستگاههای مختلف بدون تجربه یا با تجربه ناکافی: مداخلات اجتماعمحور و جلب مشارکت ساکنان و نهادهای محلی، رویکردی مبتنیبر شواهد است که عمدتاً توسط مددکاران اجتماعی اجرا میشود. بااینحال، در طی حداقل یک دهه گذشته، نهادهای متعدد و فاقد تجربه و دانش لازم برای اجرای اقدامهای مبتنیبر شواهد، به محلات و ساکنان آنها مراجعه کردهاند. این رویکرد نهتنها موجب اتلاف منابع میشود، بلکه به اعتماد ساکنان محلی - که مهمترین سرمایه برای توفیق چنین برنامههایی محسوب میشود – آسیب وارد میکند. سایر چالش و کاستیها عبارتاند از: کمبود اعتبارات و عدم تخصیص بهموقع آنها، ناپایداری نیروی انسانی و عدم انجام ارزیابی نظاممند و بررسی اثربخشی برنامهها.
نظام مراقبت اجتماعی از دانشآموزان (نماد) برنامه وزارت آموزش و پرورش برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی دانشآموزان است. نماد شامل مجموعهای نظامیافته از خدمات و برنامهها شامل آموزش، غربالگری، تشخیص، اقدام مختصر، ارجاع، درمان و حمایت اجتماعی جهت مراقبت از دانشآموزان در برابر رفتارهای پرخطر و آسیبهای اجتماعی است. فرایندهای اجرایی این برنامه عبارتاند از:
الف) آموزشهای ارتقایی برای سه گروه دانشآموزان، معلمان و والدین،
ب) غربالگری جهت شناسایی بهموقع دانشآموزان در معرض خطر، پرخطر و دارای فوریتهای روانی و اجتماعی،
ج) تشخیص که عبارت است از تکمیل فرمهای مصاحبه تشخیصی براساس نتایج حاصل از شناسایی و غربالگری،
د) مداخله مختصر که بهصورت فردی یا گروهی برای دانشآموزان در معرض خطر و پرخطر انجام میشود،
ه) ارجاع و حمایتهای اجتماعی: در این بخش دانشآموزان در معرض برای دریافت خدمات تخصصی و حمایتی به مرکز مشاور شهرستان/منطقه/ناحیه ارجاع داده میشوند [27]. همچنین در آموزش و پرورش برنامههای دیگر نظیر کانون یاریگران زندگی و جشنواره نوجوان سالم در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در دست اجراست.
3-۴-1. عملکرد برنامههای پیشگیری از اعتیاد دانشآموزان و ارزیابی آنها
در سال تحصیلی 1403-1402 در برنامه کانون یاریگران زندگی، 6.97 مدرسه تحت پوشش این برنامه بودهاند، تعداد 641.704 نفر دانشآموزان به کانون جذب شدهاند و تعداد 242.720 نفر عضو کانون هستند. همچنین نسبت مدارس تحت پوشش به کل مدارس کشور برابر با 6/3 درصد و نسبت دانشآموزان جذب شده به کانون به کل دانشآموزان برابر با 4/1 درصد است [28]. توزیع دانشآموزان جذب شده به کانون به تفکیک استانهای کشور نیز نرمال نیست و 38/6 درصد آن در دو استان خراسان جنوبی و لرستان بوده است.
تعداد افراد تحت پوشش مداخلههای پیشگیری از سوء مصرف مواد در طرح جشنواره نوجوان سالم در سال تحصیلی 1402-1403 به این شرح بوده است: تعداد مدارس تحت پوشش برابر با 104.932 مدرسه، تعداد دانشآموزان جذب شده به جشنواره برابر با 833.689 دانشآموز، تعداد آثار ارسال شده به دبیرخانه کشوری برابر با 2.337 مورد، جمع کل تعداد شرکتکنندگان برابر با 376.886 نفر و نسبت دانشآموزان مشارکتکننده در طرح به کل دانش آموزان برابر با 2/5 درصد بوده است [28].
همانگونه که مرور شد برنامه اصلی وزارت آموزش و پرورش نظام مراقبت اجتماعی از دانشآموزان (نماد) است که در گزارشی دیگر به ارزیابی عملکرد این نظام بهصورت مفصل پرداخته شده است. یافتههای این گزارش نشان میدهد که نماد بهدلیل جایگاه قانونی آن، ائتلافی بودن و طراحی فرایندهایی همچون آموزشهای ارتقایی، غربالگری، تشخیص، مداخله مختصر، ارجاع، درمان و حمایتهای اجتماعی برنامهای شواهدمحور در کاهش و کنترل آسیبهای اجتماعی دانشآموزان است. اما بهدلایلی همچون فروپاشی ائتلاف و برخی از فرایندها و مداخلات آن، پوشش پایین برنامه، عدم تعریف فرایندهای معطوف به نوع آسیب اجتماعی در بخش پیشگیری و وجود برنامههای موازی و کماثر دیگر در این حوزه چندان در کاهش و کنترل آسیبهای اجتماعی دانشآموزان مؤثر نبوده است [29]. همچنین در جلسهای که در مرکز پژوهشهای مجلس برگزار شد؛ کارشناس اداره کل مشاوره و مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی بیان داشتند که اگرچه عملکرد نماد پیشرفت داشته و در بخش شناسایی آسیبهای اجتماعی دانشآموزان به نقطه مطلوبی دست یافته است، اما هنوز ائتلاف نماد شکل نگرفته و ائتلاف موجود بسیار نحیف است. افزونبراین، سامانه برخط ارجاع الکترونیکی ایجاد نشده و فرایند ارجاع همچنان بهصورت دستی انجام میشود. همچنین برخی از دستگاهها نیز برخلاف آییننامه اجرایی نظام «نماد» و سند آن، از ارائه خدمات رایگان به دانشآموزان خودداری میکنند. یافتههای مطالعهای دیگر در مقیاس کوچکتر نیز نشان میدهد چالشهای سیاستگذاری در مرحله اجرا، ضعفهای محتوایی یا نامناسب بودن محتوا با فرهنگ و سطح فهم گروههای هدف و نیز موانع اجرایی، انجام مؤثر برنامهها را با اختلال مواجه کرده است [30].
مرور برنامههای دیگر نظیر طرح یاریگران زندگی و جشنواره نوجوان سالم نیز نشان میدهد که عملکرد این برنامهها فراگیر نیست و تنها درصد اندکی از دانشآموزان را تحت پوشش دارد. همچنین باید گفت؛ طرح یاریگران زندگی و جشنواره نوجوان سالم، به همراه فعالیتهای همیار مشاور و هدایت تحصیلی، در اصل جزو فعالیتهای نظام نماد محسوب نمیشوند، بلکه برنامههایی از پیش موجود در وزارت آموزش و پرورش یا طرحهای متعلق به سایر دستگاهها بودهاند که بدون پشتوانه کارشناسی کافی، در قالب افزونه غیرکارشناسی به نظام مراقبت اجتماعی دانشآموزان الحاق شدهاند.
شایان ذکر است که اگرچه فعالیتهای از پایین و مشارکتی نظیر کانون یاریگران زندگی برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی حائز اهمیت است، اما باید در درجه اول تمرکز را بر برنامهها و خدمات تخصصی نظیر آنچه که در نماد تعریف شده است، گذاشت. لذا تعدد برنامهها و فعالیتها علاوهبر آنکه باعث تقسیم منابع و اعتبارات و اختلال در فراگیر کردن برنامهها میشوند، اعتماد جامعه مخاطب را نیز خدشهدار میکند، چراکه باعث این برداشت میشود که در وزارت آموزش و پرورش مشخص نیست که بهواسطه کدام برنامه، پیشگیری و کنترل آسیبهای اجتماعی در دستور کار است.
ستاد مبارزه با مواد مخدر با همکاری برخی از دستگاهها و سازمانهای مردمنهاد چند برنامه دیگر نظیر خانه ورزش، نشاط و تندرستی روستایی و کانون یاریگران زندگی در محیطهای مختلف را برای پیشگیری از اعتیاد طراحی و اجرا کرده است. خانه ورزش، نشاط و تندرستی روستایی محیط ورزشی سربسته در روستاها جهت ایجاد رویکرد جایگزین و مثبت در مقابل گسترش آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد است. یکی از اهداف این برنامه نیز پیشگیری از بروز آسیبهای اجتماعی ازطریق فعالیتهای ورزشی است [31]. هدف کانون یاریگران زندگی نیز شبکهسازی از افراد در محیطهای مختلف نظیر آموزش، کار، ورزش و اجتماعات و توانمندسازی آنان بهواسطه آموزش جهت پیشگیری از اعتیاد است [32].
3-5-1. گزارش عملکرد برنامههای پیشگیری از اعتیاد ستاد مبارزه با مواد مخدر و ارزیابی آنها
جدول زیر نشاندهنده عملکرد برنامههای پیشگیری از اعتیاد ستاد مبارزه با مواد مخدر با همکاری برخی دیگر از دستگاههاست.
جدول 2. کانونهای یاریگران زندگی و خانههای ورزش روستایی [33]
|
شرح |
واحد |
تعداد (تا پایان سال 1402) |
|
کانونهای فعال یاریگران زندگی در مدارس |
کانون |
43.581 |
|
کانونهای فعال یاریگران زندگی در محیطهای کار (یاریگران کار و تولید) |
کانون |
3.480 |
|
راهاندازی کانونهای فعال یاریگران ورزش |
کانون |
40 |
|
تجهیز و راهاندازی خانههای ورزش روستایی |
خانه ورزش |
100 |
|
تجهیز و راهاندازی خانههای نشاط و تندرستی روستایی |
خانه نشاط |
50 |
|
اجرای مسابقات و رویدادهای ورزشی در خانههای ورزش روستایی |
رویداد |
255 |
|
کانونهای فعال یاریگران زندگی هلالاحمر |
کانون |
16.781 |
|
کانونهای فعال یاریگران زندگی در روستاها |
کانون |
4.830 |
همانگونه که جدول 2 نشان میدهد تا پایان سال 1402 تعداد 43.581 کانون یاریگران زندگی در مدرسه اجرا شده است که حدود ۴۱ درصد مدارس را پوشش میدهد. همچنین عملکرد تجهیز و راهاندازی خانههای ورزش روستایی و خانههای نشاط و تندرستی نیز از گستردگی لازم برخوردار نیست؛ بهطوریکه از مجموع ۶۴ هزار روستای کشور، تنها ۱۵۰ مورد به این امکانات مجهز شدهاند. در کنار خانههای ورزش و نشاط روستایی و کانونهای یاریگران زندگی ستاد مبارزه با مواد مخدر از سازمانهای مردمنهاد حوزه مبارزه با مواد مخدر در حوزه فرهنگی و پیشگیری نیز حمایت میکند که تعداد این سازمانها در سال 1402 برابر با 1832 سازمان بوده است. البته برخی از این سازمانها در حوزههای دیگر نظیر درمان و کاهش آسیب نیز فعالیت میکنند.
براساس بررسیهای انجام شده، چند نکته درباره این برنامهها قابلتوجه است. همانگونه که پیشتر اشاره شد، فعالیتهای مشارکتی مانند برنامههایی که مستقیماً توسط دانشآموزان یا ساکنان روستاها اجرا میشوند،- در پیشگیری از اعتیاد میتوانند اثربخش باشند. این رویکرد نهتنها جامعه هدف را بهطور مستقیم درگیر، بلکه ازطریق فرایند توانمندسازی بهواسطه آموزش و اجرای پروژههای خرد، آنان را به کنشگران فعال در حوزه پیشگیری تبدیل میکند تا بتوانند به دیگران نیز یاری رسانند. فعالیتهایی نظیر «خانههای ورزش و نشاط» نیز مفید هستند، چراکه بههرحال بر امکانات و فرصتهای فراغتی جایگزین مناطق روستایی میافزایند. بر این اساس، میزان تأثیرگذاری اینگونه فعالیتها در پیشگیری از اعتیاد جای پرسش دارد و نیازمند مطالعات بیشتر است. همچنین، همانگونه که بررسیها نشان داد، این برنامهها هنوز در روستاها فراگیر نشدهاند و پایداری آنها مشخص نیست.
سازمانهای مردمنهاد بهعنوان یکی از ظرفیتهای اجتماعی، بستری مناسب برای پیشگیری از اعتیاد محسوب میشوند. منطق حاکم بر این سازمانها که مبتنیبر امر خیر، تعهد عاطفی نسبت به دیگران و انعطافپذیری است، اگر با دانش شواهدمحور همراه شود، میتواند در پیشگیری از اعتیاد مؤثر باشد. یافتهها حاکی از رشد چشمگیر این سازمانها در دو دهه اخیر دارد [34]. باید گفت شکلگیری، پایداری و تداوم سازمانهای مردمنهاد فرایند زمانبر و مستلزم همکاری شهروندان و اجتماعات حول یک موضوع است. بخشی از رشد این سازمانها را باید در قالب برونسپاری خدمات دولتی تفسیر کرد به این معنی که در سالهای اخیر دولت با برونسپاری برخی از وظایفش و پرداختن هزینه این برونسپاری به شکل دادن تعدادی از این سازمانها دامن زده است، لذا این سازمانها دیگر مردم نهاد نیستند. همچنین، در این زمینه شواهد حاکی از آن است که برخی از سازمانهایی که خود را غیردولتی نامیدهاند، برای فرار از مالیات خود را به این نام خواندهاند [35]. در نهایت، بسیاری از سازمانها در عمل فعال نیستند و برآوردها نشان میدهد تنها 10 تا 15 درصد از این سازمانهای مردمنهاد به معنی واقعی کلمه فعال هستند [36].
در این گزارش و گزارش پیشین، سیاستها و برنامههای پیشگیری از اعتیاد مورد بررسی قرار گرفت. در بخش حاضر، برنامهها در گام نخست براساس شاخصهای از پیش تعیین شده مورد سنجش تطبیقی قرار خواهند گرفت. سپس، ارزیابی از برنامههای پیشگیری از اعتیاد بههمراه تحلیل ریشهای علل ناکارآمدیها و چالشهای اجرایی ارائه خواهد شد. درنهایت، پیشنهادهای اصلاحی جهت بهبود برنامهها ارائه میشود.
جدول 3. ارزیابی برنامههای پیشگیری از اعتیاد با توجه به شاخصهای تعیین شده
|
ردیف |
عنوان برنامه |
شاخصهای ارزیابی برنامههای پیشگیری از اعتیاد |
|||||
|
شناسایی فعال افراد در معرض خطر |
جامعیت در ارائه خدمات |
پایداری |
عملکرد فراگیر |
اتصال به برنامههای دیگر |
همپوشانی نداشتن با برنامههای دیگر |
||
|
1 |
مراقبتهای در نظر گرفته شده برای پیشگیری از اعتیاد در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه |
× |
օ |
√ |
օ |
√ |
√ |
|
2 |
برنامه نوجوان سالم من |
× |
× |
× |
× |
× |
× |
|
3 |
برنامه تقویت بنیان خانواده |
× |
× |
× |
× |
× |
× |
|
4 |
برنامه خانواده توانا |
× |
× |
× |
× |
× |
× |
|
5 |
برنامه ملی مادری ایمن |
√ |
օ |
√ |
√ |
√ |
√ |
|
6 |
برنامه ملی کاج |
× |
օ |
օ |
օ |
× |
√ |
|
7 |
√ |
օ |
√ |
օ |
օ |
օ |
|
|
8 |
پاترا |
× |
օ |
× |
× |
× |
օ |
|
9 |
برنامه اعتیاد محیط کار (کیان) |
× |
× |
× |
× |
× |
√ |
|
10 |
پازک |
օ |
× |
× |
× |
× |
× |
|
11 |
کاربین |
- |
օ |
× |
- |
- |
- |
|
12 |
خانه ورزش، نشاط و تندرستی روستایی |
× |
× |
× |
× |
× |
√ |
|
13 |
کانون یاریگران زندگی در محیطهای مختلف |
× |
օ |
× |
օ |
× |
× |
|
14 |
برنامههای آموزشی و مداخلاتی برای دانشجویان ذیل مراکز مشاوره دانشجویی |
√ |
օ |
√ |
օ |
× |
√ |
√ = شاخص در برنامه مذکور بهطور کامل رعایت شده یا وجود داشته است.
օ= در برنامه شاخص تا حدودی رعایت شده و یا وجود داشته است.
× = در برنامه شاخص رعایت نشده و یا وجود ندارد.
- = شاخص برای برنامه قابل اعمال نیست.
مأخذ: یافتههای پژوهش.
همانگونه که یافتههای جدول 3 نشان میدهد، از میان برنامههای موجود تنها سه برنامه (مراقبتهای در نظر گرفته شده برای پیشگیری از اعتیاد در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه، نظام مراقبت اجتماعی از دانشآموزان و برنامه کشوری ملی مادری ایمن) در عمل توانستهاند با توجه به شاخصهای تعیین شده موفقیت نسبی را کسب کنند، البته در عمل نیز عملکرد این برنامهها، فراگیر نیست و چندان در پیشگیری از اعتیاد مؤثر نبودهاند. در ادامه، بررسی میشود که مهمترین چالشهای حوزه پیشگیری از اعتیاد کداماند تا توضیحی ارائه شود برای اینکه چرا هنوز نتایج قابل قبولی در این حوزه حاصل نشده است:
۱. نبود هماهنگی و همافزایی بین دستگاهها و برنامهها: عدم تنظیمگری مؤثر و نقص در هماهنگی بین دستگاهها و برنامههای مرتبط، سبب شده است دستگاهها بهصورت مستقل، ناهماهنگ، پراکنده و موازی عمل کنند. شایان ذکر است با توجه به ماهیت چندعلیتی و پویای پدیده اعتیاد، مخاطبان برنامههای پیشگیری در گروههای سنی و جنسیتی مختلف و در محیطهای متنوع هستند. بنابراین، اجرای مداخلات چندسطحی و همافزا توسط کلیه دستگاههای ذیربط، از ضروریات بنیادین عرصه پیشگیری است. بااینحال، ضعف در تولیت و مدیریت یکپارچه مسئله اعتیاد توسط نهادهای تخصصی، کاستی در مشارکت و همکاریهای بینبخشی، چالشی جدی ایجاد کرده که مانع دستیابی برنامههای پیشگیرانه به اهداف خود شده است. هرچند فلسفه وجودی دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر، حل همین چالشها بوده، اما بهدلایل متعددی ازجمله ضعف در دانش فنی و توان مدیریتی لازم برای هدایت اعضای کمیته پیشگیری، ناتوانی در ایجاد هماهنگی مؤثر بینسازمانی در سطوح مختلف و فقدان نظارت فنی و تخصصی بر عملکرد دستگاهها مطابق با تکالیف، این نهاد نتوانسته نقش خود را بهدرستی ایفا کند [7, 37, 38]. علاوهبراین، جدا از ستاد مبارزه با مواد مخدر و دستگاههای عضو آن، دستگاههای دیگری در سطوح مختلف با مأموریتهای مشابه در حوزه کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد فعال هستند. این وضعیت در کنار تغییرات مدیران در سطوح مختلف به نابسامانی در مدیریت این حوزه منجر شده است تا جایی که مسئولیت اصلی کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی در کشور به شکلی مبهم و نامشخص باقی مانده است.
2. جایگاه پایین پیشگیری از اعتیاد در اولویتبندی ستاد مبارزه با مواد مخدر در مقایسه با درمان و کاهش آسیب: سیاستها و برنامههای مبارزه با مواد مخدر زمانی موفق هستند که به همه ابعاد کنترل مواد مخدر نظیر مبارزه با عرضه و کاهش تقاضا (پیشگیری، درمان و کاهش آسیب) به صورت همزمان بپردازند و در یک زنجیره برنامههای این حوزهها به یکدیگر پیوند بخورند. این درحالی است که طبق بررسیهای به عمل آمده در سالهای گذشته، پیشگیری از اعتیاد در مقایسه با سایر حوزهها، اولویت چندانی برای ستاد مبارزه با مواد مخدر نداشته است [39]. همچنین یکی از نقدهایی که ازسوی دستگاههای فعال در حوزه مبارزه با مواد مخدر و کارشناسان این حوزه به ستاد وارد شده، آن است که در سالهای اخیر، ساماندهی معتادان متجاهر در مراکز موضوع ماده (16) با وجود همه چالشها متعدد و اثربخشی محدود این مراکز، به دغدغه اصلی ستاد تبدیل شده و بخش قابلتوجهی از اعتبارات به این مراکز اختصاص یافته است [8].
3. غفلت از طراحی مداخلات پیشگیرانه در سالهای اولیه رشد کودک (۲ تا ۶ سال): سالهای اولیه رشد کودک دورهای حیاتی از نظر طراحی و اجرای مداخلات مبتنیبر کودکی سالم و ایمن محسوب میشود[41]. این دوره همچنین نقش تعیینکنندهای در رشد مهارتهای بنیادین کودک ازجمله مهارتهای زبانی دارد. پیش از این، سازمان بهزیستی کشور متولی اصلی مهدکودکها بود و بهصورت محدود و پراکنده مداخلاتی برای این گروه سنی با تأکید بر آموزش مهارتهای فرزندپروری برای والدین انجام میداد. اما با تصویب قانون تأسیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک در سال ۱۴۰۰، حوزه مسئولیت مهدکودکها بهطور رسمی از سازمان بهزیستی به این نهاد جدید منتقل شد. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که تاکنون در چارچوب برنامههای سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، هیچ مداخله ساختاریافتهای با هدف کودکی سالم و ایمن، طراحی نشده است.
4. رویکرد منفعلانه در شناسایی افراد پرخطر: بهاستثنای برنامههای مادری ایمن و نظام مراقبت اجتماعی دانشآموزان، سایر برنامهها فاقد سازوکارهای فعال برای شناسایی افراد در معرض خطر مصرف مواد هستند.
5. غلبه رویکرد آموزشی و آگاهیبخشی در برنامههای پیشگیری از اعتیاد: مرور برنامههای پیشگیری از اعتیاد دستگاههای مختلف نشان داد، برخی برنامهریزان با این پیشفرض عمل کردهاند که افزایش کمّی پوشش برنامههای آموزشی و آگاهیبخشی بهتنهایی میتواند به کاهش معنادار شیوع مصرف مواد منجر شود. این درحالی است که آموزش و آگاهسازی تنها بخش کوچکی از برنامههای جامع پیشگیری از اعتیاد محسوب میشوند [38, 40].
6. بیتوجهی به توسعه سازوکارهای حمایتی تکمیلی برای رفع سایر مشکلات افراد: پیشگیری از اعتیاد صرفاً با تمرکز بر مصرف مواد محقق نمیشود، بلکه مستلزم توجه به نظام مسائل افراد و توسعه سازوکارهای حمایتی تکمیلی مانند اشتغال حمایت شده، تأمین مسکن، ارائه خدمات حقوقی، کاهش فقر و موارد مشابه است [40]. فقدان نظام یکپارچه در سطح کلان و نبود مراکز جامع خدمات اجتماعی در سطح خرد از عمده علل توجه به این حمایتهاست.
7. محدودسازی مداخلات به اقدامات مرکزمحور و غفلت از سایر اشکال مداخله: مداخلات طراحی شده عمدتاً محدود به آموزش، آگاهسازی و ارائه خدمات مشاورهای، روانشناختی و پزشکی مبتنیبر گفتار برای پیشگیری از اعتیاد هستند. این نوع مداخلات عموماً فردمحور و مرکزمحور بوده و بر گفتار درمانی یا درمانهای پزشکی متمرکز هستند. هرچند این رویکردها تأثیرگذارند، اما بهتنهایی کافی نیستند و لازم است با مداخلات خانوادهمحور و جامعهمحور مبتنیبر عمل و مددکاری اجتماعی نیز تکمیل شوند.
8. اعتبارات ناکافی و پرداخت نابهنگام آنها: اعتبارات حوزه پیشگیری در مقابل درمان، کاهش آسیب و مبارزه با عرضه ناچیز هستند و این اعتبارات ناکافی علاوهبر آنکه بههنگام پرداخت نمیشوند، بلکه بین برنامههای مختلف توزیع میشوند که اثربخشی آنها را تحت تأثیر قرار داده است [38, 40].
9. ناپایداری نیروی انسانی: ازآنجاکه نیروی انسانی بهکار گرفته شده در برخی از برنامهها بهصورت قراردادی فعالیت میکند، این افراد بهدلایل مختلف در بلندمدت در برنامهها باقی نمیمانند. این درحالی است که اساساً اجرای مؤثر برنامههای اجتماعی، بهویژه برنامههای پیشگیری از اعتیاد، بهدلایلی همچون شکلگیری تجربه انباشته شده در نیروی انسانی، ایجاد رابطه پایدار و مبتنیبر اعتماد با ساکنان و افراد هدف و ...، نیازمند نیروی انسانی پایدار است [38].
10. ضعف در نظارت و ارزیابی برنامههای پیشگیری: پرسشی که به ذهن متبادر میشود این است که آیا کلیه برنامههای مورد بررسی، بهویژه برنامههایی نظیر «یاریگران زندگی»، «کاربین» و نظایر آن، در پیشگیری از اعتیاد اثربخش بودهاند یا خیر؟ پاسخگویی به این پرسشها دشوار است، زیرا از یکسو ارزیابیهای علمی معتبر درباره برخی از برنامههای پیشگیری انجام نشده است و ازسویدیگر، برخی دیگر از برنامهها بدون پایلوت مناسب طراحی و اجرا شدهاند [38, 40].
11. عدم انجام منظم مطالعات دورهای شیوعشناسی برای پایش و ارزیابی میزان بروز و شیوع اعتیاد: در سالهای گذشته، دستگاهها و مجریان مختلف، مطالعات شیوعشناسی اعتیاد را بهصورت عمومی یا در جمعیتهای خاص انجام دادهاند. اما بهدلیل عدم انجام این مطالعات توسط یک نهاد متولی مشخص، بهصورت منظم و با شاخصهای استاندارد، تصویر دقیقی از میزان بروز و شیوع اعتیاد و روند آن بهدست نیامده است. انجام مطالعات منظم شیوعشناسی اعتیاد از این جهت حائز اهمیت است که بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی، موفقیت برنامههای پیشگیری را براساس میزان کاهش نرخ بروز و شیوع مصرف مواد میسنجد. لذا براساس آنچه که مرور شد عمده چالشهای پیشگیری از مصرف مواد را بهشرح زیر میتوان دستهبندی کرد:
جدول 4. عمده چالشهای سیاستها و مداخلات پیشگیری از اعتیاد کشور
|
چالشهای سیاستی |
چالشهای ساختاری |
چالشهای فرایندی/اجرایی |
|
فقدان نظریه سیاستی در زمینه پیشگیری از اعتیاد بهعنوان پشتوانه سیاستها |
فقدان نظام یکپارچه کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی در کشور و تعداد دستگاهای متولی |
جایگاه پایین پیشگیری از اعتیاد در اولویتبندی ستاد مبارزه با مواد مخدر در مقایسه با درمان و کاهش آسیب |
|
غلبه نگاه جرمانگاری در قانون مبارزه با مواد مخدر به مسئله مواد و اعتیاد |
تعدد دستگاههای تنظیمگر در عمل |
غفلت از طراحی مداخلات پیشگیرانه در سالهای اولیه رشد کودک |
|
تعیین نقش و وظیفه برای دستگاههای متعدد |
آرایش ساختاری نامناسب ستاد مبارزه با مواد مخدر |
رویکرد منفعلانه در شناسایی افراد پرخطر |
|
تعیین دستگاههای تنظیمگر متعدد |
تغییرهای ساختاری در بخشهای مربوط به پیشگیری از اعتیاد در دستگاهها و اثر منفی آنها بر برنامههای پیشگیری |
عدم ارتباط و انسجام بین برنامههای مختلف در یک نظام سلسلهمراتبی |
|
نپرداختن به همه اشکال مواد |
غلبه رویکرد آموزشی و آگاهیبخشی در برنامههای پیشگیری از اعتیاد |
|
|
جداسازی آسیب اجتماعی اعتیاد و پیشگیری از آن از سایر آسیبهای اجتماعی |
بیتوجهی به توسعه سازوکارهای حمایتی تکمیلی برای رفع سایر مشکلات افراد |
|
|
بیتوجهی به پیشگیری در همه سنین یا دورههای زندگی |
محدودسازی مداخلات به اقدامهای مرکزمحور و غفلت از سایر اشکال مداخله |
|
|
تعیین محیطهای مداخله متفاوت در سیاستها و قوانین مختلف |
اعتبارات ناکافی و پرداخت نابهنگام آنها |
|
|
تعدد راهبردهای پیشنهادی و شواهدمحور نبودن برخی از آنها |
ناپایداری نیروی انسانی |
|
|
عملکرد پایین برنامهها از جهت تعداد افراد تحت پوشش و توزیع نامناسب استانی آنها |
||
|
عدم انجام منظم مطالعات دورهای شیوعشناسی برای پایش و ارزیابی میزان بروز و شیوع اعتیاد |
||
|
ضعف در نظارت و ارزیابی برنامهها |
مأخذ: همان.
با توجه به چالشهای شناسایی شده، پیشنهادهای اصلاحی زیر ارائه میشود:
الف) اتخاذ رویکرد فعال برای شناسایی گروهها و افراد در معرض خطر در کلیه برنامهها، بهویژه «برنامه کاج» و برنامههای پیشگیری از اعتیاد در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه،
ب) بهکارگیری نیروهای مددکار اجتماعی برای ارائه خدمات تخصصی مددکاری در برنامههای پیشگیری از اعتیاد،
ج) بهرهگیری از ظرفیت دانشگاهها برای طراحی سیاستها و مداخلات و ارزیابی فرایندها و نتایج آنها،
د) انجام منظم مطالعات شیوعشناسی اعتیاد که باید بهصورت دورهای و منظم (هر پنج سال یکبار) مطالعات شیوعشناسی اعتیاد در بین جمعیت عمومی و جمعیتهای دیگر نظیر دانشآموزان و دانشجویان، کارگران و ... توسط یک نهاد واحد انجام شود،
ه) اتصال تمامی سامانهها اطلاعات مبارزه با مواد مخدر به سامانه مرکز ملی رصد اجتماعی سازمان امور اجتماعی کشور،
و) توسعه حمایتهای تکمیلی ازجمله اشتغال حمایت شده، تأمین مسکن، خدمات حقوقی، اعطای وامهای قرضالحسنه و سایر خدمات حمایتی مورد نیاز برای حل مسائل چندبعدی مرتبط با پیشگیری از مصرف مواد.