نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 کارشناس گروه رسانه و فضای مجازی دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 مدیر گروه رسانه، ارتباطات جمعی و فضای مجازی دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
چکیده تصویری
گزیده سیاستی
مرجعیترسانهای نقطه تلاقی منفعت و مصلحت مخاطبان/ کاربران است. براین مبنا، شناسایی عوامل کاهش مرجعیت رسانهای و روابط مترتب آنها با رویکردی چندلایهای و چندعاملی، در خوشههای «حکمرانیرسانه»، «استقلالو میدان فعالیت» ، «کارآمدی رسانه» و «قدرت رقبا» میتواند با تأمین رضایت عمومی و منافع عمومی، در مسیر پاسداری از ارزشهای آرمانی جامعه اسلامی باشد.
کلیدواژهها
شرح / بیان مساله
بهنظر میرسد که در عصر فراگیری رسانهها و پراکندگی مخاطبان / کاربران، رسانههای رسمی کشور در بازآرایی نظام رسانهای خود در فضای رقابتی جدید، به اندازه کافی کارآمد نبودهاند و درنتیجه، «کاهش مرجعیت رسانه»، تبدیل به مسئله اول سپهر رسانهای کشور شده است. برای حل این مسئله و تقویت مرجعیت رسانههای رسمی کشور، شناخت عوامل اثرگذار در کاهش مرجعیت رسانه و همچنین شناسایی حوزههای اثرپذیر از کاهش مرجعیت رسانهای ضروری است. بر این مبنا، گزارش حاضر در با استفاده از چارچوب پویاییشناسی سیستمی، تلاش میکند تا به این پرسش پاسخ دهد که وضعیت متأخر کاهش مرجعیت رسانههای رسمی در کشور، معلول چه عواملی است و درعینحال، بر چه متغیرهایی اثرگذار است و سطح مداخله هریک از این عوامل، بهلحاظ مداخلهگری فزاینده یا کاهنده، چگونه است. در واقع در این گزارش، از الگوی تفکر سیستمی استفاده شده تا متغیرها و روابط آنها در این حوزه در یک رویکرد کلاننگر و در پیوند با سایر داینامیکها بازشناسی شود و درنهایت بتواند در یک چارچوب همگرایی بین دستگاههای اجرایی، به سمت بهترین تصمیمات رهنمون شود.
نقطه نظرات/ یافته های کلیدی
بر این مبنا، در این گزارش، ابتدا وضعیتشناسی مرجعیت رسانهای کشور براساس گزارش پیمایشهای ملی که از دهه 1370 تاکنون منتشر شده، صورت گرفته و میزان مصرف رسانهای مردم و وضعیت مرجعیت رسانههای کشور در ارتباط با نقشهای چهارگانه رسانهها اعم از نقشهای خبری و اطلاعرسانی، تشریحی، آموزشی و سرگرمی[1] توصیف شده است. یافتههای این بخش نشان میدهد که تغییرهای قابل توجهی در الگوهای مصرف رسانه ازجمله کاهش شدید مصرف رسانههای رسمی سنتی و همچنین کاهش شکاف بین مخاطبان رسانههای رسمی و بسترهای غیربومی مانند شبکههای ماهوارهای و رسانههای اجتماعی بهوجود آمده است. همچنین «اعتماد» مسئله اصلی در مرجعیت رسانهای بهویژه در ایران است. همه شواهد حاکی از اعتمادزدایی از رسانه، خواه رسانه رسمی و خواه رسانه غیررسمی است. رسانههای نوین نیز تحت تأثیر فراگیری اخبار جعلی دچار اعتمادزدایی خواهند شد. همچنین به نظر میرسد که رویکرد چندپلتفرمی شدن رسانه های رسمی در پیمایش ها و تحقیقات کمتر مورد توجه قرار گرفته و آمار محدودی از استفاده کاربران از پلتفرم های رسانه های رسمی در فضای مجازی وجود دارد که بی وجهی به این مهم دقت اظهارنظر در این زمینه را کمتر می کند.
در بخش پویاییشناسی مسئله مرجعیت رسانهای کشور نیز متغیرهای احصا شده در یک چرخه مرکزی و چهار خوشه اصلی قرار گرفتهاند که شامل خوشههای 1. حکمرانی رسانه، 2. استقلال و میدان فعالیت، 3. قدرت رقبا و 4. کارآمدی رسانه است. در این باره توجه به دو نکته ضروری است. نخست اینکه استخراج این خوشهها از نمودار استخوان ماهی با استفاده از منابع چندگانه شامل طوفان فکری، مطالعه کتابخانهای از منابع دست اول و همچنین دیدگاههای صاحبنظران و اندیشمندان مختلف این حوزه بوده و در چارچوب مطالعه کیفی، از منطق اشباع نظری استفاده شده است. در چارچوب این منطق، در مطالعه کیفی، تضمین قطعی وجود ندارد که به همه مقولات حوزه مطالعاتی رسیده باشیم، اما احتمال بالایی وجود دارد که به بیشترین مقولات رسیده باشیم و ممکن است با بزرگتر کردن نمونه، موارد دیگری نیز شناسایی شوند. نکته دوم معطوف به سرعت پیشرفتهای فناورانه و تغییرهای سپهر رسانهای است که متغیرهای فعلی براساس مطالعات وضعیت فعلی اکوسیستم فضای مجازی و رسانهای است. اما پیشرفتها و تغییرهای فناورانه آینده، این اکوسیستم را محیطی نامطمئن میسازد. یعنی ممکن است در آینده نزدیک یا دور ابزارهای فناورانه یا فناوریهایی توسعه یابند و عمومی شوند که متغیرهای جدیدی برای سنجش و فهم را ضروری کنند.
متغیر «مرجعیت» در چرخه مرکزی بهعنوان متغیر محوری تشریح الگوی پویاییشناسی در نظر گرفته شده است. در این الگو، متغیر مرجعیت متأثر از متغیر اقبال مخاطب است و رابطه مثبتی بین آنها وجود دارد. ازسوی دیگر، این متغیر روی دو متغیر سرمایه اجتماعی و قدرت اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است و رابطه مثبت بین آنها دیده میشود.
در خوشه حکمرانی رسانه نیز تشریح متغیرها و روابط آنها با متغیر کیفیت تنظیمگری آغاز میشود که متأثر از دو متغیر انسجام سیاستی و امکان تنظیمگری مشارکتی است و رابطه مثبتی با آنها دارد. از طرف دیگر، کیفیت تنظیمگری تأثیر منفی بر ممیزی دارد و درعینحال، روی کیفیت محتوا به شکل مثبت اثرگذار است. هریک از این متغیرها نیز در ارتباط با سایر متغیرها هستند که در بخش مربوطه، تشریح شدهاند.
خوشه دیگر پویاییشناسی مسئله مرجعیت رسانههای کشور، استقلال و میدان فعالیت رسانه است و متغیر استقلال رسانه بهعنوان متغیر مرکزی این خوشه در نظر گرفته شده است. براساس این الگو، متغیرهای میدان فعالیت و دینامیک کنش سیاسی اثرگذاری مثبت روی استقلال رسانه دارند و در مقابل، بهرهمندی از بودجه عمومی رابطه منفی با استقلال رسانه دارد و منجر به محدود شدن آن میشود. همچنین هرچه استقلال رسانه بیشتر شود، اعتبار رسانه نیز افزایش مییابد. هریک از این متغیرها نیز در ارتباط با سایر متغیرها هستند که در بخش مربوطه، تشریح شدهاند.
در خوشه کارآمدی رسانه نیز تشریح روابط متغیرها با متغیر حرفهایگرایی و توانمندی آغاز شده است. براساس این الگو، متغیر حرفهایگرایی و توانمندی متأثر از چهار متغیر 1. کیفیت منابع انسانی، 2. قدرت اقتصادی و اجتماعی، 3. استقلال رسانه و 4. انسجام سیاسی است و درعینحال این متغیر بر کیفیت محتوا اثرگذار است و در بین آنها روابط مثبتی وجود دارد. هریک از این متغیرها نیز در ارتباط با سایر متغیرها هستند که در بخش مربوطه، تشریح شدهاند.
درنهایت، در خوشه قدرت رقبا، متغیر فناوریهای نوظهور بهعنوان متغیر مرکزی در نظر گرفته شده است. گسترش فناوریهای نوظهور از یک سو بر دینامیک نابسامانی فضای مجازی اثرگذار است و ازسوی دیگر، این فناوریها به رقابتی شدن سپهر رسانهای و قدرت گرفتن رقبای رسانههای رسمی منجر میشود. هریک از این متغیرها نیز در ارتباط با سایر متغیرها هستند که در بخش مربوطه، تشریح شدهاند. همچنین فناوریهای نوظهور متأثر از دینامیک اثرگذاری فضای مجازی است.
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
در مجموع، جایگاه مرجعیت رسمی رسانه در کشور نشاندهنده تغییرهای قابل توجهی در الگوهای مصرف رسانه ازجمله کاهش شدید مصرف رسانههای رسمی سنتی و همچنین کاهش شکاف بین مخاطبان رسانههای رسمی و بسترهای غیربومی مانند شبکههای ماهوارهای و رسانههای اجتماعی است. این روندها نشاندهنده تغییر قابل توجه در جریان اطلاعات از منابع داخلی به خارجی، در کنار تنوع سبد مصرفی رسانه است. استفاده از مدل تحلیل جامع نشان میدهد کاهش اقتدار رسانهای را نمیتوان به دلایل منحصربهفرد نسبت داد، بلکه باید آن را ناشی از عوامل پیچیده و به هم پیوسته شامل کیفیت حکمرانی، پویایی سیاسی، کسری بودجه و استانداردهای آموزشی دانست که در مجموع بر کارایی رسانهها، استقلال و رقابت تأثیر میگذارند. به همین دلیل، پرداختن به چالشهای در حال تحول رسانه مستلزم اتخاذ رویکردی چندلایه است.
روند پیمایشهای ملی و نظرسنجیهایی که در دهههای اخیر در کشور انجام شدهاند، نشان میدهد که بهموازات تحولات سپهر رسانهای، رسانههای رسمی کشور نتوانستهاند جایگاه مرجعیت خود را در میان مخاطبانشان حفظ کنند. تحولات درون سپهر رسانهای، هم ناظر بر ورود رسانههای جدید مانند ظهور شبکههای اجتماعی است و هم بر تکثر رسانههای موجود مثل افزایش تعداد شبکههای تلویزیونی متمرکز است. اما بهنظر میرسد که در عصر فراگیری رسانهها و پراکندگی مخاطبان / کاربران، رسانههای رسمی کشور در بازآرایی نظام رسانهای خود در فضای رقابتی جدید، به اندازه کافی کارآمد نبودهاند و درنتیجه، «کاهش مرجعیت رسانه»، تبدیل به مسئله اول سپهر رسانهای کشور شده است.
برای حل این مسئله و تقویت مرجعیت رسانههای رسمی کشور، شناخت عوامل اثرگذار در کاهش مرجعیت رسانه و همچنین شناسایی حوزههای اثرپذیر از کاهش مرجعیت رسانهای ضروری است. بر این مبنا، گزارش حاضر تلاش میکند تا به این پرسش پاسخ داده شود که وضعیت متأخر کاهش مرجعیت رسانههای رسمی در کشور، معلول چه عواملی است و درعینحال، بر چه متغیرهایی اثرگذار است و سطح مداخله هریک از این عوامل، بهلحاظ مداخلهگری فزاینده یا کاهنده، چگونه است. بدین منظور، در چارچوب تفکر سیستمی، با استفاده از تکنیک پویاییشناسی، متغیرهای مرتبط با کاهش مرجعیت بسترهای ارتباطی ـ رسانهای کشور و روابط علّی و معلولی میان آنها و سطح مداخلهگری فزاینده یا کاهنده آنها و همچنین دینامیکهای مرتبط با آنها در ترسیم وضعیت برهمکنش متغیرها در بستر جامعه مشخص و ترسیم شده است. همچنین برای تعیین متغیرها و علل ریشهای این مسئله، از نمودار استخوان ماهی با استفاده از منابع چندگانه، شامل طوفان فکری، مطالعه کتابخانهای از منابع دست اول و همچنین دیدگاههای صاحبنظران و اندیشمندان مختلف این حوزه استفاده شده است. مجموعه این عوامل و روابط آنها، ساختاری را تشکیل میدهد که مبنای مداخله سیاستگذار و اصلاح شیوه تصمیمگیری در حوزه مرجعیت رسانهای خواهد بود و به فرایند تصمیمگیری و برنامهریزی برای اتخاذ بهینهترین و کمهزینهترین اقدامها و راهکارها در این حوزه کمک میکند و وقوع آثار ناخواسته یا پیشبینی نشده تصمیمات را حذف یا حداقلسازی میکند.
مرجعیت رسانهای در ایران به مثابه نقطه تلاقی دوگانه «منفعت» و «مصلحت» مخاطبان / کاربران در نظر گرفته میشود که منفعت و رضایت ایشان از مسیر تأمین نیازهای آنها معطوف به نقشهای چهارگانه 1. خبری و اطلاعرسانی، 2. تشریحی، 3. آموزشی و 4. سرگرمی رسانهها[1] عبور میکند و مصلحت آنها نیز مبتنیبر تأمین منافع عمومی و ارزشهای آرمانی جامعه است[2]. بر این اساس، در این بخش، وضعیتشناسی مرجعیت رسانهای در ایران مورد توجه قرار گرفته است. یافتههای این بخش نشان میدهد که کاهش مرجعیت رسانهای در ارتباط با نقش خبری و اطلاعرسانی رسانههای رسمی در کشور مشهود است. بر این مبنا و همچنین با توجه به نقش حیاتی نقش خبری رسانه در اعتمادسازی عمومی به رسانهها و اهمیت بیشتر آن نسبت به سایر نقشهای رسانه[3][4]، پویاییشناسی مسئله مرجعیت رسانهای در بخش بعدی، با تمرکز بر حوزه خبر و اطلاعرسانی صورت میگیرد.
وضعیتشناسی مرجعیت رسانههای کشور بهلحاظ مصرف رسانهای و تعداد مخاطبان رسانهها که در پیوند با اثربخشی آنهاست، نشان میدهد که فاصله میان نسبت تعداد مخاطبان / کاربران رسانههای رسمی با مخاطبان / کاربران رسانههای غیررسمی و غیربومی مانند شبکههای اجتماعی و شبکههای ماهوارهای در حال کاهش است.
در ارتباط با روزنامهها و مجلات در سبد مصرف رسانهای ایرانیان مشاهده میشود که تا میانه دهه 1380، بیش از 60 درصد مردم روزنامه و مجله میخوانند که این رقم در اواخر این دهه، به حدود 50 درصد رسید و در ادامه، در اواخر دهه 1390، در یک روند نزولی، به حدود 20 درصد کاهش یافته است. در پیمایش هایی که این آمار از آن استخراج شده است، مشخص نیست که آیا فقط نسخه های فیزیکی مجلات و روزنامه های رسمی مورد توجه بوده یا نسخه های برخط نیز در نظر گرفته شده اند و آیا شامل خبرگزاری های برخط رسمی کشور می شود یا خیر؛ بنابراین نمی توان با قاطعیت گفت که ایرانیان کمتر مجلات و روزنامه های رسمی می خوانند و این آمار به طور دقیق این موضوع را نشان نمی دهد.
جدول 1. مطالعه روزنامه و مجله در میان ایرانیان از دهه 1370 تاکنون
|
چند درصد از ایرانیان، مجلات و روزنامههای رسمی کشور را میخوانند؟ |
||||||
|
سال |
1378 |
1382 |
1387 |
1388 |
1398 |
1399 |
|
درصد |
73 درصد |
61.5 درصد |
47.9 درصد (روزنامه)[7] |
53 درصد (روزنامه)[7] |
28.3 درصد |
22.4 درصد روزنامه[9] |
آمار مربوط به تعداد مخاطبان سیمای جمهوری اسلامی نیز روند کاهشی را نشان میدهد. براساس آمار پیمایشهای ملی مختلف در کشور، تلویزیون ایران مرجعیت رسانهای بالایی را داشته است و بیش از 90 درصد مردم در دهههای اخیر، بیننده آن بودهاند. اما آمار سال 1403 نشان میدهد که این رقم به حدود 70 درصد رسیده است است.
جدول 2. تماشای برنامههای سیما در میان ایرانیان از دهه 1370 تاکنون
|
چند درصد از ایرانیان، برنامههای سیما را تماشا میکنند؟ |
|||||
|
سال |
1378 |
1382 |
1383 |
1398 |
1403 |
|
درصد |
91 درصد[5] |
90.9 درصد[10] |
92 درصد[11] |
92.7 درصد[8] |
69.2 درصد[12] |
در ارتباط با رادیو نیز، آمار رسمی کشور نشان میدهد که از دهه 70 تاکنون، استفاده از رادیو از 70 درصد به حدود 30 درصد در میان مردم کاهشیافته و تعداد کمتری از مردم به رادیو گوش میکنند. با توجه اینکه صدای جمهوری اسلامی ایران نسخه وب و اپلیکیشن خود را راه اندازی کرده است، احتما ًلا آمار جدید استفاده از رادیو در کشور متفاوت با این آمار باشد.
جدول 3. استفاده از رادیو در میان ایرانیان از دهه 1370 تاکنون
|
چند درصد از ایرانیان، برنامههای رادیو را گوش میکنند؟ |
||||
|
سال |
1378 |
1382 |
1398 |
1399 |
|
درصد |
69.5 درصد[5] |
82.1 درصد[6] |
29.7 درصد[8] |
35.4 درصد[13] |
همچنین نگاهی به آمار مربوط به تماشای برنامههای ماهوارهای از دهه 1380 تاکنون در میان ایرانیان نشان میدهد که استفاده از این برنامهها افزایش پیدا کرده و در این مدت، بیش از 4 برابر شده است.
جدول 4. تماشای برنامههای ماهوارهای در میان ایرانیان از دهه 1380 تاکنون
|
چند درصد از ایرانیان، برنامههای ماهواره را میبینند؟ |
||||
|
سال |
1382 |
1383 |
1395-1394 |
1398 |
|
درصد |
5.7 درصد[6] |
3 درصد[11] |
13.4 درصد[14] |
22 درصد[8] |
تماشای برنامه ها از شبکه های ماهوارهای در برابر رسانه های اجتماعی، یک روند جهانی است و در همه کشورها در حال اتفاق افتادن است، اما در ایران به دلیل فعالیت های رسانه های معاند این موضوع اهمیت ویژه ای پیدا می کند.
در ارتباط با رسانههای اجتماعی نیز یافتههای برخی پیمایشهای ملی نشان میدهند که هرچند همچنان رسانههای اجتماعی خارجی بیشترین مصرف را نسبت به رسانههای اجتماعی داخلی دارند، اما روند استفاده از رسانههای اجتماعی داخلی، روند افزایشی است.
جدول 5. مصرف رسانههای اجتماعی خارجی و داخلی در میان ایرانیان از سال 1401
|
وضعیت استفاده از رسانههای اجتماعی خارجی و داخلی در میان ایرانیان چگونه است؟ |
|||
|
|
1401[15] |
1402[16] |
1403[17] |
|
اینستاگرام |
49.4 درصد |
46.5 درصد |
72 درصد |
|
تلگرام |
31.6 درصد |
34.6 درصد |
52 درصد |
|
واتساپ |
71.1 درصد |
35.3 درصد |
46 درصد |
|
روبیکا |
5.7 درصد |
24.1 درصد |
42 درصد |
|
ایتا |
4.6 درصد |
25.2 درصد |
32 درصد |
همچنین در زمینه اثربخشی محتوای رسانهای و ظرفیت هدایتگری افکار عمومی از مسیر دستور کارسازی که در مرجعیت رسانهای اهمیت زیادی دارد و به این میپردازد که رسانه چقدر توانسته موضوع گفتگوی بین مردم را تعیین کند و رفتار شهروندان را نسبت به مسائل تغییر دهد، مشاهده میشود که اغلب پژوهشها کمتر به آن پرداختهاند و تعداد مخاطبان / کاربران را مبنای اثربخشی قرار میدهند که اظهارنظر در این زمینه در سطح ملی را دشوار میکند.
مسئله بعدی در ارتباط با مرجعیت رسانهای این است که آیا رسانه ملی توانسته است محصولات رسانهای را در حوزه آموزشی و سرگرمی تولید و پخش کند که بهلحاظ کمی و کیفی، تأمینکننده نیازها و انتظارات گروههای مختلف مخاطبان باشد و درعینحال، ناظر بر مصلحت آنها نیز باشد.
در ارتباط با ابزار تماشای فیلم و سریال در میان ایرانیان، یافتههای پیمایش ملی ذائقه سینمایی ایرانیان[18] و پیمایش ملی فرهنگ رسانههای اجتماعی در ایران 1403[17] نشان میدهد که استفاده از شبکههای نمایش خانگی مثل نماوا، فیلیمو، فیلمنت و... برای تماشای فیلم در میان ایرانیان در حال افزایش است، در مقابل، تعداد افرادی که فیلم و سریالها را از شبکههای صدا و سیما تماشا میکنند، در حال کاهش است. همچنین براساس یافتههای پیمایش ملی فرهنگ رسانههای اجتماعی در ایران 1403[17]، 61 درصد از ایرانیان پس از استفاده از پلتفرم فیلیمو، کمتر برنامههای ماهواره را تماشا کردهاند.
جدول 6. ابزار تماشای فیلم و سریال در میان ایرانیان
|
ایرانیان با کدام ابزار رسانهای، فیلم و سریال تماشا میکنند |
||
|
|
1400[18] |
1403[17] |
|
شبکههای صدا و سیما |
86.4 درصد |
44.1 درصد |
|
وبگاههای اینترنتی پخش فیلم |
34.5 درصد |
25.3 درصد |
|
شبکههای ماهوارهایiii |
32.6 درصد |
21.3 درصد |
|
شبکه نمایش خانگی (مثل نماوا و فیلیمو، فیلمنت و...) |
25.7 درصد |
33 درصد |
|
شبکههای اجتماعی (مثل یوتیوب، اینستاگرام و...) |
نامشخص |
30.1 درصد |
همینطور بهلحاظ رضایتمندی و سودمندی درک شده مخاطبان از برنامههای آموزشی و سرگرمی رسانه ملی نیز، یافتههای پیمایش ملی مصرف رسانهای مردم ایران در سال 1401 نشان میدهد که از میان افرادی که برنامههای سیمای را تماشا میکنند، در مجموع، درصد بیشتری از مخاطبان رسانه ملی، کیفیت برنامههای حوزه سرگرمی و آموزشی آن را خوب ارزیابی کردهاند[19].
جدول 7. توزیع پاسخگویان برحسب ارزیابی کیفیت برنامههای سیمای جمهوری اسلامی[19]
|
|
درصد برحسب افرادی که سیمای جمهوری اسلامی میبینند |
||
|
خوب / خیلی خوب |
متوسط |
ضعیف / خیلی ضعیف |
|
|
سریال ایرانی |
44.2 درصد |
16.5 درصد |
23.1 درصد |
|
سریال خارجی |
36.1 درصد |
8.2 درصد |
13.4 درصد |
|
فیلم سینمایی ایرانی |
53.1 درصد |
11.5 درصد |
12.8 درصد |
|
فیلم سینمایی خارجی |
39.4 درصد |
8 درصد |
11.1 درصد |
|
برنامههای ورزشی |
38 درصد |
9.2 درصد |
9 درصد |
|
برنامههای سرگرمی و مسابقات |
33.7 درصد |
9.1 درصد |
9.2 درصد |
|
برنامههای آموزشی |
30.6 درصد |
7.8 درصد |
8.6 درصد |
|
موسیقی |
41.6 درصد |
10.3 درصد |
19.8 درصد |
کارکرد تشریحی رسانه ملی در ارتباط با عملکرد آن در ایجاد و توسعه همبستگیهای اجتماعی است. پیمایش ملی مصرف رسانهای مردم ایران در سال 1401 نشان میدهد که 44.5 درصد مخاطبان سیما معتقدند که این رسانه در نشان دادن و معرفی دستاوردهای انقلاب اسلامی خوب عمل کرده است و 38.7 درصد از آنها نیز عملکرد رسانه ملی در افزایش دینداری را خوب ارزیابی کردهاند. با این حال، از نظر مخاطبان، تلویزیون در ایجاد روحیه امید (45.2 درصد)، ایجاد نشاط و شادمانی (44.6 درصد)، ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی (41.9 درصد) و افزایش همبستگی بین قومیت و مذاهب مختلف در کشور (40.8 درصد) عملکرد ضعیفی داشته است[19].
جدول 8. توزیع ارزیابی عملکرد تلویزیون ایران در دستیابی به برخی اهداف برحسب کل نمونه[19]
|
|
اصلاً |
کم / تا حدودی |
زیاد / خیلی زیاد |
|
ایجاد روحیه امید |
34.1 درصد |
45.2 درصد |
18.8 درصد |
|
ایجاد نشاط و شادمانی |
32 درصد |
44.6 درصد |
21.6 درصد |
|
ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی |
27.5 درصد |
41.9 درصد |
28.1 درصد |
|
نشان دادن و معرفی دستاوردهای انقلاب اسلامی |
20.6 درصد |
31.6 درصد |
44.5 درصد |
|
افزایش دینداری |
23.5 درصد |
35.2 درصد |
38.7 درصد |
|
افزایش همبستگی بین قومیت و مذاهب مختلف در کشور |
25.6 درصد |
40.8 درصد |
30.3 درصد |
در ارتباط با کارکرد خبری و اطلاعرسانی رسانهها، یافتههای پیمایشهای ملی در کشور نشان میدهد که از دهه 1380 تاکنون، سهم منابع رسانهای غیررسمی و غیربومی مثل اینترنت و شبکههای اجتماعی و ماهواره بهعنوان «منبع کسب خبر» در میان ایرانیان افزایش داشته و سهم صدا و سیما کمتر شده است.
جدول 9. تغییر در منابع کسب خبر در میان ایرانیان از دهه 1380 تاکنون(درصد)
|
|
1383 [11] |
1384 [20] |
1395-1394 [14] |
1399-1396 [21] |
1397 [22] |
1397 [23] |
1400 [24] |
1401 [19] |
1402 [25] |
|
تلویزیون |
56 درصد |
84.6 درصد |
54.1 درصد |
63 درصد |
57 درصد |
63.8 درصد |
42.1 درصد |
43.2 درصد |
37.9 درصد |
|
رادیو |
16.7 درصد |
18.5 درصد |
2.6 درصد |
1.2 درصد |
|||||
|
مطبوعات |
12.6 درصد |
50.2 درصد |
2.7 درصد |
4.3 درصد |
|
0.9 درصد |
|
0.2 درصد |
|
|
اینترنت / شبکههای اجتماعی |
1.6 درصد |
19 درصد |
22.5 درصد |
53.1 درصد |
26 درصد |
16.7 درصد |
41.4 درصد |
خارجی 10.9 درصد |
31 درصد |
|
اینترنت 5.1 درصد |
|||||||||
|
داخلی 4.1 درصد |
|||||||||
|
ماهواره |
1.1 درصد |
نامشخص |
نامشخص |
کمتر از 10 درصد |
6.5 درصد |
5.1 درصد |
9.6 درصد |
8.9 درصد |
به لحاظ اعتماد مخاطبان به اخبار رسانه ملی نیز روند کاهشی به چشم میخورد. برای مثال، یافتههای «پیمایش ملی فرهنگ رسانههای اجتماعی در ایران 1403»[17] نشان میدهد که در سال 1403، «18.5 درصد پاسخگویان اعلام کردند که اعتماد «زیاد» به اخبار صدا و سیما دارند، ۷ درصد گفتند اعتماد زیادی به بیبیسی دارند، ۵ درصد گفتند اعتماد زیادی به روزنامه کیهان دارند و 3.8 درصد گفتند اعتماد زیادی به روزنامه شرق دارند. ۱۱ درصد نیز اعلام کردند برای دریافت اخبار به اینستاگرام و ۸ درصد به توییتر اعتماد دارند. 12.5 درصد هم گفتند که برای دریافت اخبار به ایتا اعتماد دارند». این درحالی است که گزارش «یافتههای پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان (موج سوم) 1394»[26] نشان میدهد که حدود یک دهه قبل، یعنی در سال 1394، 43.7 درصد از ایرانیان معتقد بودند که اخبار رادیو و تلویزیون به میزان «زیاد» قابل اعتماد است و 31 درصد به روزنامهها و سایتهای خبری داخلی، 9.1 درصد به تلویزیون ماهوارهای و 9.7 درصد نیز به اینترنت و شبکههای مجازی اعتماد «زیاد» داشتند. در واقع، مقایسه یافتههای این دو گزارش ملی، کاهش در اعتماد به اخبار رسانههای رسمی را نشان میدهد.
در ارتباط با منبع چک کردن اخبار و اطلاعات نیز یافتههای «پیمایش ملی فرهنگ رسانههای اجتماعی در ایران 1403»[17] نشان میدهد که صدا و سیما رتبه چهارم را دارد و پاسخگویان اعلام کردند که برای چک کردن اخبار و اطلاعات، بهترتیب سراغ خانواده و دوستان، شبکههای اجتماعی دیگر، اینترنت و در مرتبه چهارم، سراغ صدا و سیما میروند.
همچنین باید توجه داشت که تنها نظام رسانههای رسمی کشور با مسئله کاهش اعتماد مواجه نیستند و کشورهای دیگر جهان نیز در حال تجربه کاهش مرجعیت رسانههای رسمی هستند. برای مثال، گزارش 2024 پیمایش جهانی شاخص اعتماد ادلمن[27] که در 28 کشور جهان با 32 هزار پاسخگو انجام شده، نشان میدهد که در ارتباط با زیرشاخص «اعتماد به منابع رسانهای برای اخبار و اطلاعات عمومی»، در طول 10 سال گذشته، اعتماد به رسانههای سنتی نسبت به موتورهای جستجو، رسانههای شخصی و رسانههای اجتماعی، بیشترین نوسان را تجربه کرده و در مجموع، میزان اعتماد به موتورهای جستجو، بیشتر از اعتماد به رسانههای سنتی بوده است.
شکل 1. نمودار اعتماد به منابع رسانهای برای اخبار و اطلاعات عمومی در جهان بر اساس گزارش 2024 پیمایش جهانی شاخص اعتماد ادلمن [27]
یافتههای پژوهش شرکت مطالعات بازار یوگاو از 48 بازار بینالمللی در سال 2023 نیز نشان میدهد که 55 درصد از پاسخگویان در سرتاسر جهان از تلویزیون برای بهروزرسانی اخبار استفاده میکنند، 47 درصد پاسخگویان اخبار را از شبکههای اجتماعی میبینند و 38 درصد نیز از اپلیکیشنهای خبری موبایل برای دریافت خبر استفاده میکنند. همچنین یافتههای گزارش 2024 اخبار دیجیتال که توسط مؤسسه رویترز و دانشگاه آکسفورد منتشر شده نیز نشان میدهد که در بسیاری از کشورهای جهان، در ارتباط با رسانههای دیجیتال، برنامههای پیامرسانی خصوصی و همینطور شبکههای ویدیویی بهعنوان منبع دریافت خبر مطرح شدهاند. برای مثال تقریباً یکسوم (31 درصد) پاسخگویان در سرتاسر جهان گفتند که از یوتیوب برای دریافت خبر استفاده میکنند و 21 درصد نیز از واتساپ بدین منظور استفاده میکنند. در واقع ویدیو در حال تبدیل شدن به مهمترین منبع خبری برخط است.
در این بخش، ابتدا چرخه مرکزی الگوی تحلیل پویاییشناسی که بیانگر روابط علی و معلولی اصلی و کلان حاکم بر مسئله مرجعیت رسانهای کشور است و به شکل حلقهای در مرکز الگوی مربوطه ترسیم شده است، تشریح میشود. در ادامه، به تدریج، چهار خوشه 1. حکمرانی رسانه، 2. استقلال و میدان فعالیت، 3. کارآمدی رسانه و 4. قدرت رقبا که در قالب نمودارهای علی و معلولی در الگوی مربوطه نمایش داده شدهاند، به مثابه نیروهای فشاری که بیانگر چرخههای اصلی تشدیدکننده یا اختلالزا هستند و بر چرخه اصلی فشار وارد میکنند، تشریح میشوند.
شکل 2. الگوی پویاییشناسی مسئله مرجعیت رسانهای کشور
در چرخه مرکزی الگوی پویاییشناسی مرجعیت رسانههای رسمی، متغیر «مرجعیت» بهعنوان متغیر محوری و نقطه آغاز تشریح الگو در نظر گرفته شده است. در این الگو که در شکل فوق نشان داده شده، متغیر مرجعیت رسانههای رسمی متأثر از متغیر اقبال مخاطب است و رابطه مثبتی بین آنها وجود دارد، به این معنا که هرچه رسانههای رسمی از اقبال بیشتری ازسوی مخاطب برخوردار باشند، مرجعیت رسانه نیز افزایش پیدا میکند. ازسوی دیگر، متغیر مرجعیت رسانه روی دو متغیر 1. سرمایه اجتماعی[28][29][30] و 2. قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه[31][32] تأثیرگذار است. همچنین متغیر سرمایه اجتماعی نیز همانند متغیر مرجعیت رسانه، رابطه مثبتی با قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه دارد و افزایش آن منجر به بالا رفتن قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه میشود.
همینطور، قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه علاوهبر اینکه متأثر از 1. مرجعیت رسانه و 2. سرمایه اجتماعی است، متأثر از 3. درآمد رسانه نیز هست و هرچه درآمد رسانه از منابع مختلف افزایش یابد[35]، قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه نیز بیشتر میشود. چنین وضعیتی بر کیفیت محتوای رسانه اثرگذار است، بدین صورمت که هرچه قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه افزایش پیدا کند، بهواسطه امکان استفاده از فناوریها و تجهیزات و تخصص مناسبتر و بهروز، کیفیت محتوای تولید شده رسانه نیز بهبود مییابد و هرچه این قدرت کاهش یابد، تولید محتوای زرد نیز بیشتر میشود و بنابراین افت کیفیت محتوای رسانهای بوجود میآید[3][36][37]. درعینحال، در یک رابطه چرخهای، کیفیت محتوا میتواند بر درآمد رسانه اثر بگذارد و هرچه رسانه بتواند محتوایی با کیفیت بالاتری تولید کند، میتواند منابع مالی بیشتری جذب کند که منجر به قدرت بیشتر اقتصادی و اجتماعی رسانه میشود. در رابطه حلقهای دیگری نیز در این الگو مشاهده میشود که با بهبود کیفیت محتوا و افزایش منابع درآمدی رسانه، اقبال مخاطب به رسانه بیشتر میشود و درنتیجه مرجعیت رسانه افزایش پیدا میکند[35] که در ادامه این حلقه، با افزایش مرجعیت رسانه و بیشتر شدن قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه، کیفیت محتوا نیز بهبود مییابد.
همانطور که مشاهده میشود، در چرخه مرکزی الگوی پویاییشناسی مسئله مرجعیت رسانههای رسمی، متغیر تولید محتوای زرد است که بهعنوان متغیر اختلالزا عمل میکند. این متغیر به دنبال کاهش قدرت اقتصادی و سیاسی رسانه بوجود میآید و درعینحال، کیفیت محتوای رسانه را کاهش میدهد.
بخشی از متغیرهای احصا شده در ارتباط با مسئله مرجعیت رسانههای بومی، در خوشه حکمرانی رسانه قرار میگیرد و مشتمل بر متغیرهایی در این حوزه است که در کنار یکدیگر، بهمثابه یکی از نیروهای فشار به چرخه اصلی مرجعیت رسانههای بومی عمل میکند.
شکل 3، متغیرها و روابط مربوط به خوشه نخست این الگو، یعنی حکمرانی رسانه را نشان میدهد. تشریع متغیرها و روابط آنها با متغیر «کیفیت تنظیمگری» آغاز میشود. براساس این الگو، بهبود کیفیت تنظیمگری بر کیفیت محتوا نیز اثرگذار است و منجر به بهتر شدن تولید و انتشار محتوای حرفهای و محافظت از کاربران در برابر محتوای ناسالم و افزایش سهم محتوای اسلامی ایرانی میشود[38][39]. ازسوی دیگر، کیفیت تنظیمگری با ممیزی رابطه منفی دارد و هرچه تنظیمگری درگیر چالشهایی همچون نبود چارچوب ارزیابی قانونی مشخص، تداخل وظایف نهادها و یا نبود نهاد ناظر بر فعالیت تنظیمگری باشد[40][41]، ملاحظات محتوایی و ممیزیهای بیشتری نیز اعمال میشود.
همچنین متغیر کیفیت تنظیمگری متأثر از دو متغیر 1. امکان تنظیمگری مشارکتی و 2. انسجام سیاستی است. تنظیمگری مشارکتی و بهرهگیری از ذینفعان مختلف اعم از نهادهای دولتی ـ حاکمیتی، فعالان صنعت و نهادهای مدنی و اجتماعی به شکل نهادینه شده در فرایندهای سیاستی و تنظیمگری میتواند کیفیت تنظیمگیری را بهبود بخشد[38][41] و برعکس، رقابت میان بازیگران مختلف و یا تداخل یا تعارض میان منافع بازیگران و ذینفعان مختلف و ضعف در همراستاسازی منافع آنها میتواند کیفیت تنظیمگیری را تضعیف نماید[38][40][42]. از طرف دیگر، متغیر انسجام سیاستی و نبود عواملی چون فاصله بخش سیاستگذاری و اجرایی، تناقض برنامهها و سیاستها، شعارزدگی برنامهها و یا سردرگمی و شتابزدگی در سیاستگذاری[40][44] میتواند کیفیت تنظیمگری را بهبود بخشد. انسجام سیاستی، خود متأثر از کیفیت حکمرانی رسانه است[38][41] که تحت تأثیر دینامیک کیفیت حکمرانی قرار دارد.
همانطور که گفته شد، متغیر 1. کیفیت تنظیمگری روی کیفیت محتوا اثرگذار است. در کنار این متغیر، دو متغیر 2. امکان پاسخگویی بهنظر مخاطب و 3. اولویت داشتن نظر مخاطب نیز همزمان بر کیفیت محتوا تأثیر میگذارند. در این الگو، متغیر امکان پاسخگویی بهنظر و انتظار مخاطب تحت تأثیر میدان فعالیت رسانه قرار میگیرد که متأثر از ممیزیهایی است که در رسانه اعمال میشود. بدین صورت که هرچه ممیزی بیشتری اعمال شود، میدان فعالیت رسانه نیز محدودتر میشود و رسانهها کمتر میتوانند در تولید محتوای خود، انتظارات و نظرات مخاطبان را تأمین کنند که درنهایت روی کیفیت محتوای رسانه نیز اثرگذار است[3][45][46][47]. از طرف دیگر، هرچه ممیزیهای بیشتری اعمال شود، نظر مخاطبان در تولید محتوا کمتر در اولویت قرار میگیرد[45]. غلبه رویکرد اداری بر رویکرد رسانهای در سازمانهای رسانه که خود، متأثر از دینامیک نظام اداری است[4][35][48]، نیز میتواند منجر به این شود که نظر مخاطبان در تولید محتوا در اولویت قرار نگیرد که درنهایت بر کیفیت محتوا و همچنین امکان تنظیمگیری مشارکتی اثرگذار است.
همانطور که در این خوشه مشاهده میشود، دو متغیر 1. ممیزی و 2. غلبه رویکرد اداری بر رویکرد رسانهای بهعنوان دو متغیر اختلالزا هستند که اثرگذاری منفی بر برخی متغیرهای این خوشه دارند. همچنین دینامیکهای 1. کیفیت حکمرانی و 2. نظام اداری نیز بر متغیرهای این خوشه اثرگذار است.
خوشه دوم از الگوی پویاییشناسی مرجعیت رسانههای بومی، استقلال و میدان فعالیت رسانه است. این خوشه نیز مشتمل بر متغیرهایی در ارتباط با استقلال و میدان فعالیت رسانه است که همه آنها در یک نظام ارتباطی علی و معلولی، بهعنوان یکی دیگر از نیروهایی فشار بر چرخه اصلی مرجعیت رسانههای بومی عمل میکنند و درعینحال، خود متأثر از دینامیکهای دیگری هستند.
شکل 4. خوشه استقلال و میدان رسانه
در شکل 4، خوشه استقلال و میدان فعالیت رسانه و متغیرها و روابط آنها ترسیم شده است. در این خوشه، متغیر استقلال رسانه بهعنوان متغیر محوری در نظر گرفته میشود و مطالعه تشریحی سایر متغیرها و روابط آنها صورت میگیرد. در ارتباط با متغیر استقلال رسانه مشاهده میشود که هرچه میدان فعالیت رسانه گستردهتر باشد، استقلال رسانه نیز بیشتر میشود. همچنین این متغیر متأثر از دینامیک کنش سیاسی قرار دارد[3] و درعینحال، رابطه منفی با متغیر بهرهمندی از بودجه عمومی دارد، بدین شرح که هرچه رسانه کمتر به بودجه عمومی وابسته باشد، از استقلال بیشتری برخوردار خواهد بود. ازسوی دیگر، استقلال رسانه روی اعتبار رسانه اثرگذار است و به میزانی که رسانه از استقلال بیشتری برخوردار باشد، اعتبار بالاتری خواهد داشت[4][46][48][49][50].
چنانچه گفته شد، متغیر میدان فعالیت رسانه بر استقلال رسانه اثرگذار است. درعینحال، این متغیر بر امکان پاسخ بهنظر مخاطب و همچنین اقبال مخاطب اثرگذار است و هرچه رسانه از میدان فعالیت بیشتری برخوردار باشد، بهتر میتواند پاسخگوی انتظارات و نیازهای مخاطبان باشد و درنتیجه با اقبال مخاطب مواجه میشود. ازسوی دیگر، دینامیک کنش سیاسی و همچنین دو متغیر 1. کیفیت قانون و 2. امنیت فعالیت رسانهای بر متغیر میدان فعالیت رسانه اثرگذار هستند و هرچه پشتوانههای قانونی رسانه که خودش متأثر از دینامیک نظام قانونگذاری است، دقیقتر و جامعتر باشد[29][41][42] و هرچه رسانه، متأثر از دینامیکهای 1. نظام قانونگذاری و 2. نظام قضایی، در فعالیتهای خود از امنیت بیشتری برخوردار باشد، میدان فعالیت رسانه نیز بهبود خواهد یافت.
علاوهبر این، در این خوشه یک رابطه حلقهای متشکل از متغیرها و روابط دوری آنها وجود دارد. چنانچه پیشتر گفته شد، استقلال رسانه بر اعتبار رسانه میافزاید[3][51] که در ادامه، اعتبار رسانه بر اقبال مخاطب را به دنبال دارد. اقبال مخاطب در این خوشه متأثر از دو متغیر 1. اعتبار رسانه و 2. امکان پاسخ بهنظر مخاطب، بر مرجعیت رسانه اثر میگذارد و با بیشتر شدن مرجعیت رسانه نیز، قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه افزایش پیدا میکند. اما همزمان با افزایش قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه، نیاز رسانه به بودجه عمومی کمتر میشود و کمتر از بودجه عمومی استفاده میکند که در یک ارتباط حلقهای روی استقلال رسانه اثرگذار است. همچنین استفاده و بهرهمندی از بودجه عمومی علاوهبر متغیر نیاز به بودجه عمومی، تحت تأثیر منابع قابل تخصیص نیز قرار دارد که خود، متأثر از دینامیک کسری بودجه است.
کارآمدی رسانه، خوشه سوم از الگوی پویاییشناسی مسئله مرجعیت رسانههای بومی است که مانند خوشههای دیگر، براساس متغیرها و روابط آنها و فشاری که بر حلقه مرکزی الگو اعمال میکند، شناخته میشود که در ادامه این بخش، این متغیرها و روابط آنها در پیوند با همدیگر و در پیوند با سایر دینامیکها تشریح میشود.
در شکل 5، متغیرها و روابط مرتبط با خوشه کارآمدی رسانه ترسیم شده است. تشریح متغیرها و روابط آنها در این خوشه با متغیر «حرفهایگرایی و توانمندی» آغاز میشود. براساس این الگو، متغیر حرفهایگرایی و توانمندی متأثر از چهار متغیر 1. کیفیت منابع انسانی، 2. قدرت اقتصادی و اجتماعی، 3. استقلال رسانه و 4. انسجام سیاسی است و درعینحال این متغیر بر کیفیت محتوا اثرگذار است. همانطور که گفته شد، کیفیت منابع انسانی و میزان حرفهای بودن و تخصص و تعهد و سابقه آنها که خود، متأثر از دینامیک آموزش عالی است، بر متغیر حرفهایگرایی و توانمندی رسانه اثرگذار است[3][4][36][52]. همچنین انسجام سیاستی نیز بر بهبود وضعیت حرفهایگرایی و توانمندی رسانه کمک میکند و هرچه انسجام سیاستی که خود، متأثر از کیفیت حکمرانی رسانه و دینامیک کیفیت حکمرانی است، بهبود یابد، رسانه نیز به سمت حرفهایگرایی و توانمندی بیشتری میرود. ازسوی دیگر، به میزانی که قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه و استقلال رسانه بیشتر شود، حرفهایگرایی و توانمندی رسانه نیز افزایش مییابد. استقلال رسانه نیز خود، بر اعتبار رسانه و اقبال مخاطب اثرگذار است.
همانطور که مطرح شد، متغیر حرفهایگرایی و توانمندی بر کیفیت محتوا اثرگذار است که در یک رابطه حلقهای، کیفیت محتوا در کنار اعتبار رسانه، بر اقبال مخاطب، مرجعیت رسانه، قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه و درنهایت حرفهایگرایی و توانمندی رسانه اثرگذار است. در واقع با افزایش کیفیت محتوای رسانه و بالا رفتن اعتبار رسانه، مخاطب اقبال بیشتری به رسانه نشان میدهد و درنتیجه مرجعیت رسانهای و قدرت اقتصادی و اجتماعی رسانه افزایش مییاید که منجر به توانمندی رسانه میشود. تمام این متغیرها در این خوشه در کنار همدیگر، به افزایش کارآمدی رسانه منتهی میشود که بهعنوان یک نیروی فشار به حلقه محوری الگو عمل میکند[3][35][36][37][53][54][55].
آخرین نیروی فشار بر چرخه مرکزی الگوی پویاییشناسی مرجعیت رسانههای بومی، قدرت رقباست که متغیرها و روابط میان آنها در شکل 6 ترسیم شده است.
در این خوشه، متغیر «فناوریهای نوظهور» بهعنوان متغیر متغیر مرکزی در نظر گرفته شده است. گسترش فناوریهای نوظهور ازیکسو بر دینامیک نابسامانی فضای مجازی اثرگذار است[56] و ازسوی دیگر، این فناوریها به رقابتی شدن سپهر رسانهای و قدرت گرفتن رقبای رسانههای رسمی منجر میشود[45][57][58][59][60][61][62][63][64]. متغیر قدرت گرفتن رقبا نیز علاوهبر فناوریهای نوظهور، متأثر از دینامیک نابسامانی فضای مجازی و مرجعیت رسانههای بیگانه[42] بوده و همزمان بر شکاف باورها اثرگذار است، بدین ترتیب که هرچه قدرت رقبای رسانهای در سپهر رسانهای بیشتر باشد، شکاف باورها نیز در میان مخاطبان نیز افزایش مییابد که روی انطباق با باور مخاطبان و اقبال آنها به رسانههای رسمی اثرگذار است[36][60][62][64][65][66]. از طرف دیگر، با افزایش قدرت رقبای رسانهای، اقبال مخاطب به رسانه رسمی کاهش مییابد که مرجعیت رسانه را تحتالشعاع قرار میدهد و از مرجعیت رسانه میکاهد که درنهایت به مرجعیت بیشتر رسانههای بیگانه کمک میکند و همزمان بر دینامیک نابسامانی فضای مجازی اثرگذار است.
وضعیتشناسی مرجعیت رسانههای رسمی در کشور نشان میدهد که از یک طرف، مصرف رسانههای رسمی در دهههای اخیر، روند کاهشی را تجربه کرده، بهطوریکه مصرف مجلات و روزنامهها به یکسوم کاهشیافته، تلویزیون حدود 20 درصد از مخاطبان خود را از دست داده و تعداد شنوندگان رادیو نیز نصف شده است. ازسوی دیگر، فاصله میان نسبت تعداد مخاطبان رسانههای رسمی با مخاطبان رسانههای غیررسمی و غیربومی مانند شبکههای ماهوارهای در حال کاهش است و مشاهده میشود که تعداد مخاطبان شبکههای ماهوارهای از دهه 1380 تاکنون دو برابر شده و از حدود 10 درصد به حدود 20 درصد افزایش داشته است. درعینحال، فاصله میان نسبت تعداد کاربران رسانههای اجتماعی بومی و غیربومی نیز در حال کاهش است و تعداد کاربران رسانههای اجتماعی داخلی مثل ایتا و روبیکا رشد چشمگیری را داشته و از حدود 5 درصد به حدود 40 درصد در طول سه سال گذشته رسیده؛ هرچند همچنان مصرف شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای غیربومی مثل اینستاگرام، واتساپ و تلگرام بیشتر است. این آمار و ارقام نشان میدهند که هرچند رسانههای رسمی کشور همچنان بیشترین مخاطبان را دارند، اما یک روند جابهجایی جریان اطلاعرسانی و مصرف رسانهای از داخل به خارج کشور و تغییر در سبد مصرف رسانهای مخاطبان در جریان است. همچنین بهنظر میرسد که رویکرد چندپلتفرمی شدن رسانههای رسمی در پیمایشها و تحقیقات کمتر مورد توجه قرار گرفته و آمار محدودی از استفاده کاربران از پلتفرمهای رسانههای رسمی در فضای مجازی وجود دارد که بیتوجهی به این مهم دقت اظهارنظر در این زمینه را کمتر میکند.
علاوهبر این، کاهش مرجعیت رسانهای در ارتباط با نقش خبری و اطلاعرسانی رسانههای رسمی در کشور مشهود است و سهم منابع رسانههای غیرسمی بهعنوان منابع کسب خبری در حال افزایش است و اعتماد به اخبار صدا و سیما نیز کاهشیافته و تقریباً نصف شده است. بر این مبنا و همچنین با توجه به نقش حیاتی کارکرد اطلاعرسانی رسانه در اعتمادسازی عمومی به رسانهها، بخش پویاییشناسی با تمرکز بر حوزه خبر و اطلاعرسانی صورتبندی شده است.
در الگوی تحلیل پویاییشناسی مرجعیت رسانهای کشور، روابط علّی و معلولی اصلی و کلان حاکم بر مسئله مرجعیت رسانهای کشور تشریح شده و نشان داده شده که بررسی روندهای کاهشی یا افزایشی مرجعیت رسانههای رسمی با رویکردهای تکعلّی امکانپذیر نیست و زنجیرهای از عوامل در هم تنیده در این امر دخیل هستند و درعینحال، در بسیاری از نقاط، در پیوند با دیگر دینامیکهای جامعه قرار میگیرند. بنابراین گزارش حاضر در پیوند با گزارشهای دیگر پویاییشناسیها مورد توجه قرار گرفته و نیاز به رویکرد جامعنگر و چندلایهای را ضروری میکند. همانطور که این گزارش نشان میدهد، 1. خوشه حکمرانی رسانه با داینامیک نظام اداری و داینامیک کیفیت حکمرانی در ارتباط است؛ 2. خوشه استقلال و میدان فعالیت با داینامیکهای کسری بودجه، کنش سیاسی، نظام قانونگذاری و نظام قضایی ارتباط دارد؛ 3. خوشه قدرت رقبا در پیوند با داینامیک نابسامانی فضای مجازی است؛ و 4. درنهایت، خوشه کارآمدی رسانه با داینامیک آموزش عالی و کیفیت حکمرانی مرتبط است.
در پایان باید گفت، «اعتماد» مسئله اصلی در مرجعیت رسانهای بهویژه در ایران است. همه شواهد حاکی از اعتمادزدایی از رسانه، خواه رسانه رسمی و خواه رسانه غیررسمی است. رسانههای نوین نیز تحت تأثیر فراگیری اخبار جعلی دچار اعتمادزدایی خواهند شد. فهم چرایی اعتمادزدایی از رسانهها، میتواند به تدوین سیاستهای در راستای تقویت مرجعیت رسانهای منجر شود. مبنای رسانه ارتباطات است و مبنای ارتباطات مؤثر، اعتماد است. اعتماد مخاطبان، سرمایهای اجتماعی است که مرجعیت رسانهای را تقویت میکند.
میتوان چنین گفت که مرجعیت رسانه در یک شبکه مفهومی با سرمایه اجتماعی، اعتماد (اعتمادسازی و اعتمادزدایی) و اطلاعات نادرست و اخبار جعلی قرار دارد. مرجعیت رسانه بستر اصلی اعتمادسازی است و هر اختلال در آن میتواند منجر به اعتمادزدایی شود. در چنین وضعیتی، رسانههایی که مرجعیت خود را از دست میدهند، نسبت به اطلاعات نادرست و اخبار جعلی آسیبپذیری بیشتری مییابند که منجر به تضعیف سرمایه اجتماعی خواهد شد. در حقیقت یک چرخه اضمحلال بهوجود خواهد آمد که هر چه اعتماد عمومی به رسانههای رسمی کاهش یابد، فضا برای تولید و گسترش اخبار جعلی بیشتر میشود و این امر سرمایه اجتماعی را تحت شعاع قرار میدهد، چرا که اعتماد متقابل اجتماعی بر پایه اطلاعات درست و شفاف شکل میگیرد.
در مجموع، جایگاه مرجعیت رسمی رسانه در کشور نشاندهنده تغییرهای قابل توجهی در الگوهای مصرف رسانه ازجمله کاهش شدید مصرف رسانههای رسمی سنتی و همچنین کاهش شکاف بین مخاطبان رسانههای رسمی و بسترهای غیربومی مانند شبکههای ماهوارهای و رسانههای اجتماعی است. این روندها نشاندهنده تغییر قابل توجه در جریان اطلاعات از منابع داخلی به خارجی، در کنار تنوع سبد مصرفی رسانه است. استفاده از مدل تحلیل جامع نشان میدهد کاهش اقتدار رسانهای را نمیتوان به دلایل منحصربهفرد نسبت داد، بلکه باید آن را ناشی از عوامل پیچیده و به هم پیوسته شامل کیفیت حکمرانی، پویایی سیاسی، کسری بودجه و استانداردهای آموزشی دانست که در مجموع بر کارایی رسانهها، استقلال و رقابت تأثیر میگذارند. به همین دلیل، پرداختن به چالشهای در حال تحول رسانه مستلزم اتخاذ رویکردی چندلایه است.