نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
کارشناس گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق
گزیده سیاستی
برنامه ملی «موج ایرانی» شامل الگوی زنجیره تکاملی و راهبری واحد، تقدم توانمندسازی و رتبه بندی بر توزیع یارانه و تأکید بر دبیرخانه دائمی، شاخص کمی و گزارش دهی دوره ای از رویکردهای این گزارش جهت برون گرایی زیست بوم صنایع فرهنگی و خلاق هستند.
کلیدواژهها
شرح / بیان مسئله
وضعیت جنگ تحمیلی رمضان، زیستبوم صنایع فرهنگی و خلاق کشور را با چالشهای بنیادین مواجه کرده است. تداوم رویکردهای حمایتی سنتی و تمرکز بر بازار داخلی، در شرایط فعلی نهتنها رشددهنده نیست، بلکه میتواند منجر به نابسامانی بخشهای مهمی از این بخش شود. چالشهای کلیدی شناسایی شده زیستبوم خلاق کشور در گزارش حاضر عبارتاند از:
· انقباض بازار داخلی: حذف کالاهای خلاق از سبد مصرف خانوار بهدلیل تورم انتظاری و تخصیص اولویت مخارج توسط خانوارها به کالاهای اساسی.
· کاهش مداخله حمایتی دولت: تغییر اولویت تخصیص اعتبارات از بخش فرهنگ به بخشهای ضروریتر و فروکاهش یارانههای حمایتی بخش فرهنگ.
· بحران سرمایه انسانی: افت نرخ نوآوری ناشی از فضای ناامنی و افزایش انگیزه مهاجرت نخبگان خلاق.
· اختلال در زنجیره تأمین: افزایش هزینههای تمامشده بهویژه در صنایع کالایی (مانند اسباببازی و نوشتافزار) ناشی از نوسانات و مشکلات تأمین.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
برونگرایی در زیستبوم خلاق نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است که در سه سطح زیر تبیین میشود:
1. بهرهبرداری از سرمایههای تاریخی و فرهنگی بهعنوان مزیت رقابتی: ایران بهواسطه تمدن دیرینه و عمق راهبردی در منطقه (ایران بزرگ) و جهان اسلام، دارای سرمایههای فرهنگی و تاریخی و هنری منحصربهفردی است که میتواند در صورت بهرهبرداری، به مزیت رقابتی صنایع فرهنگی و خلاق ایرانی در سطح جهانی تبدیل شود. برونگرایی، امکان تبدیل این سرمایههای نمادین به نفوذ فرهنگی و ثروت اقتصادی را فراهم میسازد.
2. مقیاس بازار جهانی: بازار داخلی ایران با سهم اندک از اقتصاد خلاق جهانی، فضای کافی برای رشد شرکتهای بزرگ را ندارد. برونگرایی با هدف دستیابی به بازارهای منطقهای و جهانی، راهحل کارآمد خروج از رکود تورمی داخلی و توسعه اقتصاد خلاق تا هدف سهم حداقل یک درصدی از اقتصاد خلاق جهانی (معادل سهم یک درصدی کشور از جمعیت جهان) است.
3. نقش ترمیمی برای اشتغال و معیشت پساجنگ: صنایع خلاق بهعنوان صنایعی «کاربر» (نیازمند حجم بالای نیروی انسانی خلاق) و منعطف در برابر دورکاری و اشتغالزا برای بانوان، به شرط جهش در قالب برونگرایی، میتواند سهمی بسزا در ترمیم آسیبهای اقتصادی پساجنگ، بهویژه در خصوص اشتغال و معیشت بیافریند.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
برای بهرهبرداری از این فرصت و ارتقای «تابآوری تکاملی»، محورهای تقنینی و سیاستی زیر پیشنهاد میشود:
الف) توانمندسازی و بازآموزی مهارتی
· راهبرد: مکلف کردن معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری و سازمان توسعه تجارت ایران به اجرای «برنامه جهش صادراتی» از طریق بازآموزی مهارتی در حوزههای حقوق بینالملل، بازاریابی رقومی فرامرزی و استانداردهای جهانی محصول.
ب) مشوقها و تسهیلات
· راهبرد: وضع نرخ صفر مالیاتی برای درآمد حاصل از صادرات محصولات و خدمات خلاق (شامل فروش حق پخش و اعتبار) و تدوین دستورالعمل ویژه رفع تعهد ارزی متناسب با هزینههای بازاریابی بینالمللی این صنایع.
پ) پوشش مخاطرات
· راهبرد: ایجاد «خط ویژه بیمه صادراتی» توسط صندوق ضمانت صادرات با اولویت صنایع خلاق و پذیرش قراردادهای فروش خارجی و داراییهای نامشهود بهعنوان وثیقه معتبر جهت دریافت تسهیلات تولید صادراتمحور.
ت) زیرساخت تخصصی ارتباطات و ترویج
· راهبرد: الزام وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مرکز ملی فضای مجازی به ارائه «نمایههای تخصصی دسترسی» (اینترنت با کیفیت بالا و حداقل محدودیت دسترسی) به کسبوکارها و شرکتهای خلاق مورد تأیید معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری (ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم) جهت تعامل با مخاطبان جهانی، به همراه یارانه حجم مصرفی داده بینالمللی.
ث) نظام رتبهبندی اعتباری و حمایت مشروط (تقابل تعهدات زیستبومی)
· راهبرد: بهمنظور توزیع عادلانه منابع، جلوگیری از ویژهخواهی ناعادلانه و ایجاد چرخه زاینده در زیستبوم، تخصیص کلیه تسهیلات، یارانهها و پوششهای حمایتی (مذکور در بندهای پیشین) منوط به استقرار «نظام رتبهبندی صادراتی» و ایفای تعهدات متقابل توسط شرکتهای بهرهمند خواهد بود.
ج) برنامه ملی «موج ایرانی»
· راهبرد: تدوین سند راهبردی ذیل شورایعالی انقلابفرهنگی با محوریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت تبدیل صنایع خلاق به «سفرای نمادین» هویت و ویژند ملی در بازارهای هدف بینالمللی.
تفصیل هر محور، همراه با جدول تناظر مانع - ابزار - دستگاه و تفکیک گونههای هدف، در فصل نهم گزارش آمده است.
سال گذشته، سالی در وضعیت جنگی بود. سالی که آغاز و پایان آن با دو جنگ تحمیلی همراه بوده و در میان این دو جنگ، شاهد سایهافکنی وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بر زیست فردی و اجتماعی ایرانیان هستیم. تأثیر این وضعیت بر عموم حوزههای تخصصی، ازجمله حوزه صنایع فرهنگی و خلاق انکارناشدنی است. این صنایع بهطور سنتی در شرایط ناپایداری اقتصادی با چالشهای بنیادین زیر مواجه میشوند:
1. انقباض سبد مصرف فرهنگی: با افزایش قیمتها و وضعیت جنگی حاکم بر بازار، از اولین کالا یا خدماتی که به احتمال زیاد از سبد خانوار حذف میشوند، کالا یا خدمات فرهنگی و خلاق هستند، زیرا بسیاری از خانوادهها این موارد را غیرضرور میشمارند. نتیجه این حذف، انقباض سبد مصرف فرهنگی و تأثیر منفی مستقیم بر اقتصاد فرهنگی و خلاق کشور خواهد بود. دادههای مرکز آمار ایران، الگوی ساختاری این حذف را در اثر افزایش قیمتها نشان میدهد: سهم «تفریح و سرگرمی» در سبد هزینه خانوار شهری از 2.9 درصد در سال 1396 به 1.6 درصد در سال 1400 رسیده است [22] و در سال جنگ 1404 نیز شمار تماشاگران سینما نسبت به سال پیش از آن حدود یکسوم کاهش یافت [23].
2. کاهش مداخله حمایتی دولت: تغییر اولویتهای بودجهای حاکمیت - دولت (بهعنوان حامی و بازیگر اصلی اقتصاد خلاق کشور) از بخش فرهنگ به بخشهای دفاعی و تأمین کالاهای اساسی و در نتیجه فروکاهش یارانههای تولیدی، حمایتی و سفارشهای بزرگ دولتی، از دیگر آثار شرایط جنگ بر اقتصاد نحیف و عمدتاً دولتی بخش فرهنگ و خلاق ایران است. نمونه این چرخش در لایحه بودجه سال 1405 مشهود است. براساس این لایحه، سهم فصل «خدمات فرهنگی» از مصارف بودجه عمومی دولت (5900 همت)، حدود 36/0 برآورد شده است که نسبت به قانون بودجه سال گذشته، 01/0 درصد کاهش سهم اعتبارات را نشان میدهد [1][24][25].
3. افت بهرهوری سرمایههای انسانی: هرچند عواملی همچون برانگیختگی عواطف میهندوستانه و مواضع حقطلبانه، میتواند عناصر هنرمند و خلاق را در قلب شرایط جنگی، در قالب شکوفایی هنری و خلاق به آفرینش بهتر یا بیشتر آثار هنری، ادبی و خلاق سوق دهد – چنانکه به وفور در میان هنرمندان و عناصر خلاق ایرانی در جنگ تحمیلی اخیر شاهد بودهایم-، اما ازسویدیگر، متأثر از فضای ناامنی ناشی از جنگ بر نرخ نوآوری، میتوان اخلال و رکود در روند تولید محصولات یا ارائه خدمات فرهنگی و خلاق در میان بخش دیگری از کنشگران خلاق و حتی افزایش انگیزه مهاجرت ایشان را نیز انتظار داشت. شواهد پیمایشی نیز این نگرانی را تأیید میکند. در نظرسنجی ایسپا بلافاصله پس از آتشبس، 15.3 درصد از شهروندان بالای 18 سال تهران به مهاجرت دائم میاندیشیدند [26].
4. اختلال در زنجیره تأمین و تولید: بهطور خاص، در صنایع فرهنگی و خلاق کالایی (همچون اسباببازی و نوشتافزار)، افزایش هزینههای تمامشده بهدلیل نوسانات نرخ ارز و دشواری در تأمین مواد اولیه یا تجهیزات تخصصی موردنیاز امری محسوس در شرایط جنگی است. چنانکه به گزارش اتحادیه لوازمالتحریر، قیمت نوشتافزار در سال 1405 نسبت به سال قبل 50 تا 100 درصد افزایش یافته [27] و تولیدکنندگان اسباببازی از دو تا دو و نیم برابر شدن بهای مواد اولیه در یک سال اخیر خبر میدهند [28].
دامنه مفهومی گزارش: پیش از ادامه بحث لازم است روشن شود که مقصود این گزارش از «صنایع فرهنگی و خلاق» چیست؟ این گزارش بر پایه مدل دوایر متحدالمرکز تراسبی [20] و طبقهبندی آنکتاد و یونسکو و سند فناوریهای فرهنگی و نرم، صنایعی را دربرمیگیرد که خلاقیت و محتوای نمادین - فرهنگی، هسته اصلی ارزشآفرینی آنهاست. ازآنجاکه این حوزه یکپارچه نیست و زیرشاخههای آن ماهیت، مدل کسبوکار و الزامات نهادی متفاوتی دارند، گزارش در تحلیل و توصیهها، سهگونه را از هم تفکیک میکند:
1. صنایع محتوایی - رقومی (بازی رقومی، پویانمایی، محتوای رقومی و خدمات خلاق نرم) که صادرات آنها از بستر شبکه بوده و گلوگاهشان دسترسی به سکوها و نقلوانتقال مالی است؛
2. صنایع کالایی (اسباببازی، نوشتافزار و صنایعدستی) که به زنجیره تأمین فیزیکی، گمرک و ترابری وابستهاند؛
3. صنایع خدماتی - میراثی (گردشگری فرهنگی، میراث و هنرهای زنده) که به جابهجایی انسان و تصویر مقصد گره خوردهاند. در ادامه هرکجا از «زیستبوم خلاق» سخن میرود، مقصود مجموع این سهگونه است و هر جا حکمی مختص یکگونه باشد، به آن تصریح میشود.
پیش از تحولات اخیر، زیستبوم خلاق ایران در مسیر توسعه بازارهای بینالمللی خود با یک مانع نامرئی، اما بهشدت مستحکم روبهرو بود: «مقاومت مصرفکننده جهانی» که ریشه در تصویرسازی مخدوش از ایران و پروژه نظاممند ایرانهراسی داشت. واکاویها نشان میدهد که همواره شکافی عمیق میان واقعیتِ هویت غنی فرهنگی - تاریخی ایران و ادراک جهانی نسبت به آن در نمایهها و افکار عمومی وجود داشته است [1]. این تصویر برساخته، محصولات فرهنگی و خلاق ایرانی را پیش از ورود به رقابت، با پسزدگی ذهنی در بازارهای هدف مواجه میکرد.
بااینحال، شرایط پساجنگ و عبور موفقیتآمیز از این مرحله، الگوواره (پارادایم) را تغییر داده و اثبات تابآوری عمومی و زیرساختها و زیستبومهای داخلی، به بازسازی این تصویر کمک شایانی کرده است. شکستهشدن انحصار رسانهای رقیب و شکلگیری تصویری جدید، مشروع و مقتدر از ایران در افکار عمومی جهانی، یک «پنجره فرصت» بینظیر برای دیپلماسی فرهنگی ایجاد کرده است.
به گواه عموم ناظران منصف داخلی و خارجی، دفاع مقدس سوم ایرانیان نشانههای رشکبرانگیز و کمنظیری از خود نشان داده که بُعدی از آن در بُعد فرهنگی و اجتماعی این ملت شریف و مقاوم نمایان شده است. اتحاد، صمیمیت، ایثار، مقاومت، تابآوری ویژه مردم ایران، خاصه شکوفایی کنشگری فرهنگی، هنری و خلاق در اقصی نقاط ایران اسلامی، نظر این ناظران را جلب کرده است. گویا در دل تلخیهای ظاهری این جنگ، گنجی نهفته بود که از آن جمله شکست حصر ایرانهراسی و جلب توجه افکار و قلوب بسیاری از آحاد جامعه جهانی بهسوی کشورمان است.
مشاهدات و تحلیل دادههای محیطی و رصد روندهای اجتماعی نشان میدهد که وضعیت «جنگ رمضان» برخلاف بحرانهای پیشین، یک «پنجره فرصت راهبردی» در مواجهه با مخاطب و بازار جهانی گشوده است. اگرچه تصویر ملی ایران سالها تحتتأثیر برنامههای ایرانهراسی با انسداد رسانهای و خدشه مواجه بود، اما تحولات اخیر منجر به مواجهه بیپرده و دست اول با واقعیت جاری ایران در افکار عمومی بخشهای وسیعی از جهان (بهویژه در کشورهای جنوب جهانی و جوامع منتقد ساختار موجود قدرت جهانی) و توجه بسیاری از مخاطبان جهانی به مشاهده تصویر واقعی از ایران شده است.
بنابراین با پدید آمدن چنین فرصتی و نیز بهدلیل کوچک بودن بازار ایران، صنایع فرهنگی و خلاق کشور در بسیاری از دستهها (نظیر اسباببازی و نوشتافزار) نیازمند برونگرایی و صادرات به بازار دیگر کشورهاست. از این منظر برونگرایی، لازمه توسعه این زیستبوم است که توأمان هم آورده اقتصادی و هم آورده فرهنگی - رسانهای برای کشور به همراه خواهد داشت. از موانع توسعه صادرات عموم محصولات و خدمات ایرانی در شرایط پیشاجنگ، بهویژه کالاها-خدمات فرهنگی و خلاق، تحریم فرهنگی - رسانهای و تخریب تصویر ملی ایران بوده است. مانع بنیادین صادرات صنایع فرهنگی و خلاق ایران در سالهای گذشته، نه صرفاً کیفیت محصول، بلکه «مقاومت مصرفکننده جهانی» ناشی از تخریب تصویر ملی بود. اکنون با تضعیف این حصار رسانهای، محصولات فرهنگی ایرانی میتوانند با کششی ازسوی بازار مواجه شوند که کمتر پیشبینی میشد؛ هرچند تبدیل این کشش بالقوه به تقاضای مؤثر، به سازوکارهای میانجی و رفع موانعی وابسته است که در فصول 5 و 7 تبیین میشود. تحول در نگرشها و عواطف نسبت به ایران در میان مخاطبان رسانههای جهانی در کشورهای گوناگون (به گواه پژوهشها و دادهکاویهای صورتگرفته [2] و [3])، ظرفیت تبدیل «رکود داخلی» به «جهش بینالمللی» را فراهم کرده است.
بر این اساس، این پژوهش در پی طراحی و ارائه مجموعهای از سیاستهای روزآمد، جسورانه، چابک و ناظر به وضع جدید و خاص سیاستگذاری زیستبوم صنایع فرهنگی و خلاق کشور است تا عموم بازیگران زیستبوم، از سیاستگذار تا کنشگران خرد، صاحبان کسبوکارها و نهادهای مردمی را بهسوی بهرهگیری بیشینه از این پنجره فرصت و تبدیل آن به مزیت پایدار زیستبوم هدایت کند. در همین راستا، ارائه برنامهای جامع که دربرگیرنده ابعاد سهگانه «حمایتی»، «تسهیلگری» و «ترویجی» باشد، رکن اصلی این رویکرد تحولی را تشکیل میدهد.
بر این اساس، ساختار گزارش چنین است: پس از مرور پیشینه (فصل دوم) و ادبیات جهانی و چارچوب تحلیلی برآمده از آن (فصل سوم)، نشان داده میشود که چرا مدل رشد مبتنیبر بازار داخلی دیگر کفایت نمیکند (فصل چهارم)؛ سپس شواهد تحول در تصویر جهانی ایران و حدود اعتبار آن بررسی میشود (فصل پنجم)؛ ظرفیتهای صادراتی زیستبوم خلاق (فصل ششم) و موانع ورود آن به بازار جهانی (فصل هفتم) صورتبندی میشود؛ و پس از مرور درسهای تجربه کشورها (فصل هشتم)، بسته سیاستی ناظر به همین موانع و به تفکیک گونهها ارائه میشود (فصل نهم).
با توجه به جستوجوهای صورتگرفته، این مطالعات در ارتباط با موضوع گزارش پیشرو هستند:
|
ردیف |
عنوان گزارش |
تاریخ انتشار |
شماره مسلسل |
نام دفتر |
رویکرد مطالعه |
یافتههای کلیدی |
|
1 |
تحول راهبردی صنعت بازیهای رقومی: مورد مطالعه چین؛ از تثبیت در عرصه داخلی تا تعامل در بازار جهانی [4] |
دی 1404 |
24721 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
آسیبشناسی داخلی |
بهرهگیری از فرصت تعامل بینالمللی برای توسعه صنعت بازی رقومی کشور در ابعاد مختلف، اعم از فناورانه و اقتصادی، با تمرکز بر تعامل با کشور چین. |
|
2 |
واکاوی تصویر برند (ویژند) ملی جمهوری اسلامی ایران در بُعد فرهنگی (شناسایی ظرفیتهای سیاستی-تقنینی جهت ارتقای رتبه) [1] |
دی 1404 |
21198 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
آسیبشناسی داخلی |
وجود تشتت نهادی، شکاف دادهای و ضعف روایتسازی در حوزه ویژندسازی ملی و پیشنهاد راهکارهای ایجاد مرکز راهبری و پنجره داده ویژند ملی، فعالسازی دیپلماسی داده و هدایت ظرفیتهای قانونی موجود. |
|
3 |
واکاوی پدیده پویانماییهای لگویی در جنگ رمضان؛ الگوی سیاستی فعالسازی صنایع فرهنگی و خلاق در نبرد روایتها [5] |
اردیبهشت 1405 |
21508 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
نمونهکاوی سیاستی |
کشف الگوی سیاستی موفقیت پویانماییهای لگویی در خلال جنگ رمضان، مبتنیبر پنج قاعده: ۱. «گذار از موضع دفاعی به کنشگری تهاجمی»، ۲. «تقدم قالب بر محتوا» (استفاده از قالبهای آشنا و سرگرمکننده)، ۳. «جودوی فرهنگی» (بهرهگیری از نمادهای فرهنگ جهانی برای انتقال روایت بومی)، ۴. «توزیع توان تولید» (فعالسازی تیمهای کوچک و چابک)، ۵. «مدیریت فراداستان» (کنترل روایتهای پیرامونی پس از انتشار محتوا). |
|
4 |
بررسی وضعیت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱): دستگاهها و نهادهای فعال [6] |
تیر 1389 |
10321 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
آسیبشناسی نهادی - حقوقی |
فعالیت نزدیک به ۳۰ نهاد در دیپلماسی فرهنگی با منشأ قانونی متنوع؛ نبود سازوکار روشن پاسخگویی برخی دستگاهها به مجلس؛ همپوشانی و تعارضهای قانونی گسترده میان نهادها. |
|
5 |
تبارشناسی سیاستهای فرهنگی در کره جنوبی (۱): چگونگی شکلگیری سیاست صنایع خلاق به سبک کره جنوبی [7] |
آبان 1402 |
19386 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
مطالعه تاریخی / تبارشناختی (نمونهکاوی کره) |
کره از دهه ۱۹۹۰ با نقشآفرینی دولت، صنعت فرهنگی خود را ساخت و به وجههای جهانی رساند. مطالعه تاریخی تجربه دیگر کشورها بهشرط خوانش انتقادی و طراحی مدل بومی منبع الهام است. |
|
6 |
گزارش نظارتی پیرامون لغو روادید و تأثیر آن بر گردشگری (موضوع ماده (۹) قانون تشکیل سازمان میراثفرهنگی و گردشگری مصوب ۱۳۸۲) [8] |
آبان 1402 |
19361 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
گزارش نظارتی (ارزیابی اجرای ماده (۹)) |
کلیت سیاست لغو روادید از نظر کارآمدی (رونق گردشگری ورودی) پذیرفته است، اما سازوکار اجرای داخلی ناقص بوده و پیامدهای مورد انتظار محقق نشده و الزام قانونی شورایعالی میراثفرهنگی به تشکیل جلسات اجرایی نشده است. |
|
7 |
تبارشناسی سیاستهای فرهنگی در کره جنوبی (۲): موج کرهای بهمثابه برند (ویژند) ملی کره [9] |
خرداد 1403 |
19838 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
مطالعه تاریخی/ تبارشناختی (برند ملی) |
مهمترین سیاست برندسازی ملی کره «موج کرهای (هالیو)» است؛ زنجیره سیاستگذاری برند ملی بهصورت تکاملی میان دولتهای مختلف کره تکمیل شده؛ درسآموزی برای پیوند فرهنگ و ویژند ملی. |
|
8 |
رونق نوشتافزار ایرانی؛ واکاوی مسائل و راهکارهای تقنینی [10] |
آبان 1403 |
20152 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
واکاوی مسائل و راهکارهای تقنینی |
باوجود رشد یک دهه اخیر، غلبه فرهنگیِ محصولات شخصیتمحور معارض (عمدتاً آمریکایی) پابرجاست؛ اسناد موجود فاقد جهت راهبردی و نهادهای مسئول فاقد توان اجرایی / نظارتی کافی؛ خلأ نظام آماری و نبود زنجیره پایدار محتوا. |
|
9 |
ارزیابی روند تولید پویانمایی در کشور؛ الزامات تحقق اهداف ماده (۷۴) و بند «پ» ماده (۷۶) قانون برنامه هفتم پیشرفت [11] |
اردیبهشت 1405 |
21480 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
ارزیابی روند تولید (ناظر به برنامه هفتم) |
پویانمایی میتواند به حوزه پیشران صنایع فرهنگی و اقتصاد خلاق بدل شود؛ نشانههای رشد (فروش سینمایی، مخاطب تلویزیونی، موفقیت جشنوارهای، استودیوهای خرد)؛ تحقق هدف ۷۳۰۰ ساعت نیازمند بازنگری در تولید، توزیع و تأمین مالی است. |
|
10 |
ظرفیتشناسی روستاهای برتر گردشگری ثبتشده در سازمان جهانی گردشگری؛ ارائه پیشنهادهای سیاستی [12] |
اردیبهشت 1405 |
21442 |
مطالعات فرهنگ و آموزش |
تحلیل تطبیقی چند کشوری + آسیبشناسی پساثبت |
ایران ۵ روستا در برنامه سازمان جهانی گردشگری ثبت کرده، اما پیامد ملموس نداشته و نمادین مانده؛ مسئله در مرحله پساثبت است (نبود نهاد مدیریت مقصد، تأمین مالی پایدارِ مشروط به عملکرد، نظام دادهمحور پایش)؛ مؤید تجربه کشورهای ژاپن، ترکیه، شیلی، مراکش و چین. |
از گزارشهای یاد شده، شماری مستقیماً به یکی از سه موضوعِ «نگاه برونگرایانه»، «تأثیر برونگرایی فرهنگی و خلاق بر ویژند ملی» یا «تحلیل ابعاد و آثار جنگ تحمیلی اخیر» پرداختهاند و شماری دیگر، پیشینه و زمینه لازم درباره زیرشاخههای مختلف صنایع فرهنگی و خلاق (مانند پویانمایی، نوشتافزار، گردشگری و دیپلماسی فرهنگی) و تجربههای جهانی سیاستگذاری (مانند کره جنوبی) را فراهم میکنند. بااینحال، در گزارش حاضر به هر سه موضوع بهصورت توأمان پرداخته شده و از این جهت متمایز از گزارشهای پیشین است. افزون بر این، این گزارش بر تحلیل یک «پنجره فرصت» و وضعیت خاصِ پس از جنگ تحمیلی اخیر تأکید دارد، درحالیکه گزارشهای پیشین کمتر در چارچوب شرایط جنگی اخیر نگاشته شدهاند.
درباره وضعیت زیستبوم خلاق متأثر از جنگ، برای رجوع به نظریات و تجربیات جهانی، یکی از مفاهیم کارآمد نظری، مفهوم «تابآوری خلاق»و تابآوری متمایز اقتصاد فرهنگی و خلاق است [13]. در نقد رویکردهای سنتی به مفهوم تابآوری، تمایزی بنیادین میان «تابآوری مهندسی» و «تابآوری تکاملی» میتوان قائل شد. در این رویکرد، اقتصاد فرهنگی یک «شبکه از روابط» است و تابآوری این اقتصاد نه در قدرت یک شرکت بزرگ، بلکه در «تنوع پیوندها» در این شبکه تعریف میشود.
با مقایسه دو مدل تابآوری، مدل اول را که «حالت الف» مینامند، رویکردی بسته و مبتنیبر بازگشت به تعادل پیش از بحران است که برای اقتصاد خلاق کارآمد نیست، چراکه این بخش اقتصادی بهشدت در برابر تغییرات ساختاری حساس است؛ در این اقتصاد مبتنیبر پیوندها، ساختار بازار، ذائقه مخاطب و شبکههای تولید دستخوش تغییر شده و دیگر به حالت قبل تغییرات باز نمیگردد. در مقابل، «حالت ب» که تابآوری را فرایندی اجتماعی، باز و رابطهای میبیند. در این دیدگاه، تابآوری به معنای توانایی زیستبوم برای بازآرایی خود و انطباق پویا با شرایط جدید است، نه صرفاً بقا یا بازگشت به وضعیت سابق.
نکته کلیدی دیگر، تأکید بر پیوند ناگسستنی میان «تابآوری» و «محلی بودن» است. در این فرض، اقتصاد فرهنگی بهشدت در شبکههای ارتباطات اجتماعی و زیرساختهای فیزیکی محلی ریشه دارد و زنجیرههای تولید آن از طریق تعاملات چهرهبهچهره و دانش ضمنی در مکانهای خاص تقویت میشوند. ازاینرو، سیاستگذاری برای تابآوری نباید بهصورت نسخههای کلی و از بالابهپایین باشد، بلکه باید بر «ظرفیتسازی محلی» و حمایت از زیرساختهای اجتماعی تولید تمرکز کند. برخلاف تصور عمومی که صنایع خلاق را بهدلیل رقومی بودن، «بدون مکان» میداند، تابآوری این صنایع دقیقاً در «محلی بودن» آنها نهفته است. پیوندهای اجتماعی، اعتماد متقابل و دانش ضمنی که در یک منطقه جغرافیایی خاص (خوشههای خلاق) وجود دارد، مانند یک ضربهگیر در برابر شوکهای جهانی عمل میکند. در زمان بحران، این «تکیهگاههای محلی» هستند که اجازه میدهند کنشگران با هزینه کمتر با هم تعامل کرده و مدلهای جدیدی از تولید را ابداع کنند. همچنین اگر سیاستگذاری صنایع خلاق فقط بر «مصرف» متمرکز باشد، با اولین شوکی که جریان جمعیت را متوقف میکند (نظیر جنگ)، کل سامانه زیستبوم آن فرو میپاشد، اما اگر «زیرساخت تولید» تقویت شده باشد، زیستبوم میتواند با تغییر سکوی توزیع، به حیات خود ادامه دهد [13].
چنانکه در مقدمه گفته شد، در شرایط پساجنگ با یک تحول در تصویر ایران نزد گسترهای از مخاطبان خارجی و توجه ایشان به کشورمان بهعنوان مبدأ هویت و فرهنگی ویژه هستیم. ازاینرو، نگاهی به نسبت فرهنگ و خاصه صنایع فرهنگی و خلاق با تصویر کشورها نزد مخاطبان بینالمللی در ادبیات جهانی شایان توجه است. برخی اندیشمندان برجسته ویژندسازی ملتها برای فرهنگ و مصنوعات فرهنگی - هنری جایگاهی ویژه در بازنمایی هویت ملی و تصویر کشورها قائلاند [14]. بر این اساس، نسبت میان فرهنگ، صنایع خلاق و هویت ملی در قالب مفهوم «هویت رقابتی» تبیین میشود که فراتر از رویکردهای سطحی بازاریابی، بر پیوند میان واقعیتهای درونی یک ملت و ادراکات جهانی تأکید دارد. فرهنگ در این چارچوب، یکی از ارکان بنیادین «ششضلعی هویت ملی» محسوب میشود که وظیفه «انسانیسازی» تصویر کشور و بخشیدن عمق و معنا به آن را بر عهده دارد؛ بهطوریکه بدون اتکا به اصالتهای فرهنگی، ویژند ملی صرفاً به پوسته تزیینی فاقد اعتبار تبدیل میشود [14]. از این منظر شهرت پایدار یک کشور نه از طریق تبلیغات، بلکه از مسیر همسویی «راهبرد»، «محتوا» و «اقدامات نمادین» حاصل میشود که ریشه در هویت اصیل و میراث فرهنگی آن ملت دارند [15].
در این میان، صنایع فرهنگی و خلاق بهعنوان بازوان اجرایی و «سفرای نمادین» هویت ملی عمل کرده و از طریق سازوکار «اثر کشور مبدأ»، اعتبار و جذابیت محصولات و خدمات ملی را در بازارهای جهانی ارتقا میدهند [14] و از این طریق، یک «کشش بازار» برای محصولات آن کشور ایجاد کنند. این صنایع با تولید خروجیهای ملموس و الهامبخش، قدرت دارند کلیشههای سنتی را بازتعریف کرده و با ایجاد یک «مغناطیس فرهنگی»، جایگاه رقابتی کشور را در حوزههایی نظیر گردشگری و سرمایهگذاری تقویت کنند [15]. در واقع، صنایع خلاق پیونددهنده «ذات فرهنگی» با «تصویر ویژند» هستند و با تبدیل داراییهای فرهنگی به تجربیات جهانی، نقش کلیدی در مدیریت شهرت و دیپلماسی عمومی نوین و افزایش ثروت کشورها ایفا میکنند.
مفاهیم مرور شده در این فصل، در قالب یک زنجیره تحلیلی واحد به مسئله گزارش پیوند میخورد و فصول بعدی بر همین زنجیره سوارند. شوک جنگی از مسیر چهار سازوکار فصل نخست (انقباض تقاضای داخلی، کاهش حمایت دولتی، فشار بر سرمایه انسانی و اختلال زنجیره تأمین) مدل رشد متکی به بازار داخلی را ناپایدار کرده است (فصل چهارم). بر پایه مفهوم تابآوری تکاملی [13]، پاسخ کارآمد به چنین شوکی بازگشت به تعادل پیشین نیست، بلکه بازآرایی زیستبوم و تغییر بازار هدف بهسوی تقاضای فرامرزی است. امکانپذیری این چرخش به یک متغیر میانجی وابسته است: تصویر ملی؛ چراکه به تعبیر انهولت، فرهنگ و صنایع خلاق از مسیر «اثر کشور مبدأ» بر پذیرش محصولات یک کشور در بازارهای جهانی اثر میگذارند [14] و [15]. فصل پنجم، شواهد تغییر همین متغیر را پس از جنگ بررسی میکند، اما تصویر مساعد بهخودیخود به تقاضای مؤثر تبدیل نمیشود؛ تحقق آن به ظرفیت عرضه زیستبوم (فصل ششم)، رفع موانع نهادی و زیرساختی ورود به بازار (فصل هفتم) و سیاستهای توانمندساز دولت (فصل نهم) نیاز دارد. به این ترتیب، جایگاه هر فصل در استدلال کلی گزارش معین است و توصیههای پایانی، حلقه آخر همین زنجیرهاند.
نخستین حلقه استدلال پس از چارچوب تحلیلی، بازخوانی مقیاس بازار داخلی است. اتخاذ رویکرد برونگرایانه و توسعه تعاملات فرامرزی از منظر اقتصادی نه یک ترجیح که پیامد منطقی دو واقعیت است: تنگنای اندازه بازار داخلی که پیش از جنگ نیز وجود داشت و انقباض همین بازار کوچک در اثر سازوکارهای چهارگانه فصل نخست اشاره شد. دادههای زیر ابعاد این تنگنا را نشان میدهد:
مطابق پژوهشهای صورتگرفته، درحالیکه میانگین سهم اقتصاد خلاق از اقتصاد جهانی در سال 2025 میلادی، تقریباً 3 درصد است [16] و در رقابت با صنایعی همچون صنعت نفت -2.3 تا 2.5 درصد- قرار دارد [17]، سهم تخمینی اقتصاد خلاق ایران ناچیز و حدود 0.43 درصد از تولید ناخالص جهانی است [18]. انتظار میرود این سهم دستکم با درصد جمعیت ایران از جهان، یعنی 1 درصد، برابری کند. برای حصول این هدف، ایجاد بازارهایی برای صادرات صنایع فرهنگی و خلاق کشور و بهمنظور ارتقای سهم اقتصاد خلاق ایران تا 140 میلیارد دلار (معادل 4 درصد) بهویژه برای صنایعی همچون صنایع محتوایی ضروری است.
این بُعد اقتصادی برونگرایی از آن روی اهمیت دوچندان مییابد که متوجه ابعاد بازار اقتصاد خلاق ایران در مقایسه با بازارهای جهانی باشیم. برای نمونه، فروش کل سینمای ایران در سال 1402 بهعنوان یکی از سالهای پرفروش سینمای ایران، 23 میلیون دلار عنوان شده، درحالیکه فروش گیشه سینمای کشور چین در 7 روز تعطیلات سال نوی چینی حدود 1 میلیارد دلار بوده است [18]. چنین مقایسهای که قابل تعمیم به انواع دیگری از محصولات- خدمات فرهنگی و خلاق است، ضرورت توسعه بازار هدف زیستبوم خلاق ایران را برای دستیابی به اهداف پیشگفته نمایان میسازد.
نتیجه اینکه حتی در غیاب جنگ نیز سقف رشد شرکتهای خلاق ایرانی در بازار داخلی کوتاه بود و جنگ این سقف را کوتاهتر کرده است. پرسش بعدی این است که آیا در سمت تقاضای جهانی، گشایشی رخداده که چرخش به بازارهای فرامرزی را ممکن کند؛ فصل بعد به همین پرسش میپردازد.
چنانکه اشاره شد، پس از جنگ تحمیلی سوم با وضعیتی کمتر پیشبینیشده در قبال تصویر ملی ایران در جهان مواجه شدهایم. در شرایطی که کشورمان علاوهبر تحریم اقتصادی با یک تحریم رسانهای و شناختی نیز مواجه شده بود، مطالعات و افکارسنجیهای اولیه نشان میدهد که بهواسطه کنشگری خودجوش و هوشمندانه تولیدکنندگان و منتشرکنندگان محتوا در شبکههای اجتماعی، نشانههای معناداری از شکاف در این تحریم رسانهای به نفع ایران پدید آمده است؛ هرچند داوری قطعی درباره پایداری این تغییر، نیازمند سنجشهای مکرر در بازههای زمانی بلندتر است. مطابق تحلیل دادهای که بر روی بیش از 26 میلیارد محتوای انگلیسیزبان مرتبط با ایران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) در بازه زمانی حین جنگ صورت گرفته، یک تصویر مثبت در میان کاربران انگلیسیزبان این سکوی پرمخاطب جهانی مشهود است [2]. مطابق این گزارش، 38 درصد از این کاربران ایران را قدرتی پایدار دانستهاند. 25 درصد از این جمعیت، ایران را بهعنوان قربانی یک جنگ تحمیلی ناعادلانه قلمداد کردهاند و 12 درصد از آنها جمهوری اسلامی ایران را بازیگری عقلانی، اخلاقمحور و شایسته احترام در مناسبات منطقهای به شمار آوردهاند. جالب اینجاست که این 12 درصد، در واقع روایت «دولت مشروع و محبوب مردمی» را برای نظام جمهوری اسلامی ایران قائل شدهاند. این آمار در برابر آمار 3 درصدی مخاطبانی است که جمهوری اسلامی ایران را همچنان «دیکتاتوری سرکوبگر» میانگارند؛ آن هم متأثر از یک بازنمایی منفی دشمنساخت از تصویر ملی کشورمان که سالهای متمادی و بهشدت در میان مخاطبان جهانی ترویج شده است [2].
شکل1. نمودار موزاییکی تحلیل احساسات افکار عمومی انگلیسیزبان نسبت به ایران [2]
افکارسنجی مخاطب عربزبان نیز با توجه به تقابل سران و خواص برخی کشورهای عربی در قبال ایران شایانتوجه است. نمونهای از اختلاف مخاطبان عربزبان با برخی از سرانشان را در شورش علیه بیانیه الازهر میتوان یافت [3]. الازهر مصر در تاریخ 17 مارس 2026 بیانیهای صادر کرد که در آن به محکومیت اقدامات نظامی جمهوری اسلامی ایران علیه کشورهای عربی بهعنوان میزبانان حمله به خاک کشورمان مبادرت نمود. با توجه به جایگاه و پیشینه تاریخی این نهاد مرجع دینی اهل سنت، شاید انتظار میرفت که این موضع مورد حمایت و اجماع مخاطبان عربی قرار بگیرد، اما بر خلاف انتظار، 81 درصد از مخاطبان عربزبان این بیانیه را محکوم کردهاند. مطابق دادهکاوی صورت گرفته، 26 درصد از مخاطبان عرب به استاندارد دوگانه الازهر و سکوت در برابر کشتار مسلمانان در ایران و جهان اسلام انتقاد وارد کردهاند و 22 درصد از ایشان این نهاد دینی را بهدلیل رویکردهای سیاسیاش و وابستگی مالی به کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس و انحراف از اصول دینی مبتلا به افول دانستهاند [3]. این واکنش نمونه، نشانهای از تغییر قابل توجه در افکار عمومی مخاطبانی است که با بهانههای مختلف مذهبی و ملی، از ملت ایران هراسانده شده بودند و تلاش بر مخدوش کردن تصویر جذاب ایران اسلامی نزد ایشان صورت گرفته است.
اگرچه دادهها و تحلیلهای شبکههای اجتماعی نشاندهنده شکستهشدن انحصار رسانهای رقیب و شکلگیری تصویری مقتدر، تابآور و مشروع از ایران در افکار عمومی جهانی (بهویژه در میان کاربران انگلیسیزبان و عربزبان) در دوران جنگ است، اما باید اذعان داشت که این تغییر نگرش بینظیر، فعلاً ماهیتی شکننده دارد و عمدتاً حاصل یک موج رسانهای مقطعی و واکنش به یک رویداد نظامی و جغراسیاسی (ژئوپلیتیک) است. آسیبشناسیهای نظام حکمرانی فرهنگی کشور نشان میدهد که در غیاب یک ساختار منسجم، دستاوردهای دیپلماتیک و رسانهای بهسرعت توسط ماشین تبلیغاتی رقیب خنثی میشوند. حال آنکه شاهد چنین تحولات کمنظیری در تصویر ملی ایران و توجه افکار عموم مخاطبان جهانی به کشورمان هستیم. چنانکه اشاره شد، این شکست حصر رسانهای و شناختی را باید یک پنجره فرصت برای گسترش تعاملات جهانی با مخاطب جهانی بهویژه در حوزه صنایع فرهنگی و خلاق بدانیم. با وجود این، باید اکیداً توجه داشت که این تقاضای فزاینده، شمشیری دولبه است؛ چنانچه زیستبوم خلاق کشور نتواند محتوا و محصولات فرهنگی مناسب و درخوری برای پاسخگویی به این حجم از استقبال و نیازِ شکلگرفته نسبت به ایران ارائه کند، این خلأ روایتی ممکن است بهسرعت توسط رقبا پر شده و این فرصت بینظیر، خود بهمثابه تهدیدی جدی و ضدتبلیغی علیه تصویر ملی کشورمان عمل خواهد کرد.
از توجه جهانی تا تقاضای مؤثر: آنچه در این فصل بیان شد، تغییر نگرش و توجه در شبکههای اجتماعی است و باید آن را فرضیهای دارای شواهد اولیه دانست، نه پیشبینی قطعی صادراتی؛ تغییر نگرش کاربران شبکههای اجتماعی لزوما به خرید محصول فرهنگی ایرانی نمیانجامد. میان «توجه» و «درآمد صادراتی» زنجیرهای از سازوکارهای اقتصادی و نهادی دسترسی به کانالهای توزیع و سکوهای جهانی، امکان پرداخت و تسویه بینالمللی، استانداردسازی و تطبیق فرهنگی محصول، تضمین حقوق مالکیت فکری، پوشش مخاطرات تجاری و اعتبار ویژند ملی قرار دارد. پنجره فرصت این فصل تنها زمانی به جهش صادراتی تبدیل میشود که این حلقههای میانی زنجیره برقرار شوند؛ ازاینرو گزارش در فصل هفتم همین حلقهها را در قالب موانع مشخص صورتبندی میکند و در فصل نهم برای هریک ابزار سیاستی متناظر پیشنهاد میدهد.
حلقه بعدی استدلال، سمت عرضه است: اگر بازار داخلی تنگ شده و در سمت تقاضای جهانی گشایشی نسبی رخداده، آیا زیستبوم خلاق ایران برای عرضه در این بازار، سرمایه و مزیتی دارد؟ این فصل دو دسته ظرفیت را بررسی میکند: سرمایه فرهنگی-تاریخی بهمثابه ماده خام مزیت رقابتی و ویژگیهای اشتغالی این صنایع که آنها را با شرایط جنگی سازگار میکند.
از منظر فرهنگی، غنای محتوای ادبی و هنری، پیشینه تاریخی منحصربهفرد و جاذبههای طبیعی بهمثابه سرمایهای فرهنگی و تاریخی و مادهای خام اما ارزشمند برای مزیت رقابتی صنایع فرهنگی و خلاق کشورمان در میدان رقابت جهانی تولیدات و خدمات فرهنگی و خلاق کشورهای گوناگون به شمار میرود. ایران با 16 شهر و روستای جهانی صنایع دستی، رتبه اول جهان را در این تعداد داراست. همچنین با ثبت 27 اثر تاریخی-فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو، ایران رتبه دهم جهان را در این دستهبندی به خود اختصاص داده است. در ردهبندی تعداد میراث فرهنگی ناملموس ثبتشده یونسکو نیز ایران با 24 مورد، رتبه پنجم جهان را کسب نموده است [19]. این حجم کمنظیر از داراییهای تاریخی-فرهنگی درکنار جاذبههای متنوع گردشگری، بیشک سرمایهای برای توسعه برونگرایانه صنایع فرهنگی و خلاق کشور به شمار میرود. ضمن اینکه اساساً صادرات صنایع فرهنگی و خلاق را میتوان از بهترین راهکارهای برای صادرات فرهنگ اسلامی، ایرانی و انقلابی دانست؛ فرهنگی که دایره علاقهمندان آن پس از جنگ تحمیلی اخیر گستردهتر به نظر میرسد.
با توجه به آسیبهای اقتصادی و صنعتی ناشی از جنگ، که دامنگیر صنایع فرهنگی و خلاق کشورمان نیز به دلایل پیشگفته شدهاند، احیاء و بهبود وضعیت زیستبوم خلاق حین و پس از جنگ بهدلیل ویژگیهای خاص اشتغال در صنایع فرهنگی و خلاق، دستاوردهایی ترمیمی برای وضعیت اشتغال و معیشت در زیستبوم و اعم از آن، در کل کشور به همراه خواهد داشت.
· «کاربر» بودن صنایع فرهنگی و خلاق: از ویژگیهای صنایع فرهنگی و خلاق، این است که «کار» و نیروی انسانی برای آنها در مقایسه با برخی از صنایع دیگر که بیشتر نیاز به «سرمایه» دارند، مطلوبیت بیشتری دارد. اساساً صنایع فرهنگی و خلاق مختلف، سطوح متفاوتی از نیروی کار را میطلبند که البته هرچه میزان نیروی خلاق بهکاررفته در یک صنعت بیشتر باشد، «سطح محتوای فرهنگی» آن صنعت نیز بیشتر خواهد بود [20].
· نرخ بالای اشتغالآفرینی خانگی و زنان: سرشت بسیاری از مشاغل فرهنگی و خلاق، در وضعیت دورکاری و کار در منزل، بهویژه برای بانوان انعطاف نشان میدهد؛ ویژگیای که میتواند ترمیمی بر تعدیل نیرو، بهویژه مشاغل در حوزه زنان باشد. به گواه معاونت امور زنان ریاستجمهوری، تقریباً یکسوم از بیمههای بیکاری ثبتشده در جنگ رمضان مربوط به زنان بوده است [21].
· ارزآوری و بینیازی به زیرساختهای فیزیکی صادرات در صنایع محتوایی: برخلاف صنایع سنتی که در دوران جنگ با تخریب زیرساختهای حملونقل و گمرک فلج میشوند، صنایع محتوایی خلاق از طریق شبکههای ارتباطی به بازارهای بینالمللی صادر میشوند. این برونگرایی، میتواند در شرایط تورم حین بحران، جریانی از درآمدهای ارزی ایجاد کند که مستقیماً به ترمیم معیشت فعالان این زیستبوم انجامد.
· ظرفیت ویژه آزادکاری در صنایع خلاق: نیروهای خلاق میتوانند خدمات خود را در قالب برونسپاری به پروژهها و کارفرماهای خارجی ارائه دهند. این ویژگی باعث میشود اشتغال نیروی کار داخلی به بازارِ احتمالاً رکودیافته داخل محدود نمانده و با اتصال به تقاضای خارجی، تابآوری اقتصادی خود را حفظ کند.
این ویژگیها، مؤید اهمیت برونگرایی زیستبوم خلاق بهعنوان فرصتی برای توسعه این زیستبوم حتی در دل جنگ بهعنوان یک ترمیمدهنده بحرانهای معیشت و اشتغال است.
چنانکه در فصل پنجم گفته شد، توجه جهانی تنها در صورت عبور از حلقههای میانی زنجیره جهانیسازی به تقاضای مؤثر تبدیل میشود. مهمترین موانع امروز این مسیر، که بسته سیاستی فصل نهم ناظر به آنهاست، عبارتاند از:
· مانع پرداخت و مبادلات مالی: تحریم شبکه بانکی، امکان دریافت درآمد صادراتی و تسویه با سکوها و ناشران خارجی را برای هر سهگونه دشوار کرده و بازگشت ارز را پرهزینه میکند.
· مانع دسترسی به سکوها و کانالهای توزیع: محدودیتهای دسترسی داخلی از یکسو و حذف حسابها و محصولات ایرانی توسط سکوهای خارجی ازسویدیگر، گلوگاه اصلی صنایع محتوایی - رقومی است.
· مانع استاندارد و تطبیق محصول: فاصله محصولات با استانداردهای فنی، زبانی و فرهنگی بازارهای هدف، بهویژه در صنایع کالایی و محتوایی، هزینه ورود را بالا میبرد.
· مانع حقوق مالکیت فکری: ضعف تضمین حقوق پدیدآورندگان در مبادلات فرامرزی و ابهام در نقلوانتقال حق پخش و حق امتیاز، معامله با طرف خارجی را پرمخاطره میکند.
· مانع پوشش مخاطرات: نبود بیمه و ضمانت متعارف برای قراردادهای صادراتی خلاق و به رسمیت شناخته نشدن داراییهای نامشهود بهعنوان وثیقه، مخاطره را یکسره بر دوش کسبوکار میگذارد.
· شکاف مهارت تجاریسازی و ویژند: کمتجربگی بنگاهها در بازاریابی بینالمللی و حقوق تجارت فرامرزی، در کنار تصویر ملی مخدوش که تازه در حال ترمیم است، توان مذاکره و عرضه را محدود میکند.
تناظر این موانع با ابزارهای سیاستی پیشنهادی، در جدول ابتدای فصل نهم آمده است.
مطالعات پیشین مرکز درباره تجربه کشورهای موفق، سه درس همسو با چارچوب تحلیلی این گزارش به دست میدهد: نخست، تجربه کره جنوبی نشان میدهد که ویژندسازی ملی و صادرات فرهنگی یک پروژه بلندمدت و فرادولتی است: سیاست «موج کرهای» طی چند دولت متوالی و بهصورت تکاملی تکمیل شد و دولت در آن نقش توانمندساز و زیرساختساز داشت، نه تصدیگر [7] و [9].
دوم، تجربه چین در صنعت بازی رقومی گویای توالی «تثبیت داخلی، سپس تعامل جهانی» است. ورود به بازار جهانی پس از ساخت زیرساخت، تنظیمگری روشن و شکلگیری بنگاههای توانمند داخلی رخ داد و دولت مسیر تعامل بینالمللی را برای آنها هموار کرد [4].
سوم، تجربه ثبت روستاهای گردشگری در نهادهای جهانی هشدار میدهد که نشان و توجه بینالمللی بدون نهاد متولی، تأمین مالی پایدار و نظام پایش، نمادین میماند و به پیامد اقتصادی نمیرسد [12].
این سه درس بهطور مستقیم در طراحی بسته سیاستی فصل نهم بهکاررفته است: برنامه ملی «موج ایرانی» (بند «ج») از الگوی زنجیره تکاملی و راهبری واحد کره اقتباس شده؛ تقدم توانمندسازی و رتبهبندی بر توزیع یارانه (بندهای «الف» و «ت») برگرفته از منطق حمایت مشروط به عملکرد است و تأکید بر دبیرخانه دائمی، شاخص کمی و گزارشدهی دورهای، پاسخی به خطر نمادینماندن حمایتهاست.
برای طراحی یک چارچوب سیاستی و ابزار تقنینی بهمنظور تحقق برونگرایی زیستبوم خلاق، باید ملاحظاتی واقعگرایانه بر پایه واقعیات سیاستی و حکمروایانه زیستبوم لحاظ شود. ازجمله این واقعیات، این است که در طراحی این چارچوب با «دیوانسالاری کمینه و تسهیلگری بیشینه» مواجه شویم. توضیح اینکه مجموعه دستگاههای ذیربط حکمروایی زیستبوم، نباید خود را بهعنوان یک بازیگر، کنشگر، تولیدکننده محصول و ارائهدهنده خدمات فرهنگی و خلاق ببینند. انتظار میرود این نقش در زیستبوم بهطور کامل به نهادهای مردمی یا بخش خصوصی واسپاری شده و نمایندگان حاکمیت یا دولت در میدان رقابت نابرابر با ایشان وارد نشوند، بلکه نقش ایشان تسهیلگری و مانعزدایی از مسیر کنشگری این بازیگران نامبرده است. زیستبوم در مسیر کنش برونگرایانه، نیازمند نوعی از سیاستگذاری چابک است که نباید با یک فربهی دیوانسالارانه، به روند غلط مداخلهگری یا نظارت نابهجا مبتلا شود.
واقعیت دیگر، محوریت کنشگران زیستبوم و صاحبان کسبوکارها در این طراحی است. نقش کنشگری برونگرایانه باید برای ایشان تعریف شود. در واقع کارکرد مهم برونگرایی، تقویت همین کسبوکارها و بازیگران غیردولتی است که از آسیبهای اقتصادی جنگ متأثر شدهاند. صاحبان کسبوکارها در بُعد اقتصادی جنگ بهمثابه جلودارانی هستند که در یک نبرد نامتقارن در عرصه اقتصاد فرهنگ و خلاق، میتوانند با تولید خلاقانه محصولات یا ارائه مبتکرانه خدمات به بازیگرانی فعال تبدیل شوند که با یک هجوم پراکنده، اما مطابق راهبرد واحد، اراده دشمن را در این حوزه مرکب از فرهنگ و اقتصاد در هم بشکنند.
واقعیت دیگر، ضرورت تفکیک ابزارهای سیاستی برپایه گونههای متفاوت صنایع فرهنگی و خلاق است؛ چراکه نیازهای صنایع خلاق محتوایی (مانند بازی رقومی، پویانمایی و محتوای رقومی) با نیازهای صنایع خلاق کالایی (مانند اسباببازی و نوشتافزار) تفاوت بنیادین دارد. بر این اساس، اجرای بسته سیاستی این گزارش متناظر با هر کدام از گونهها تنظیم شده است. به این معنا که برای صنایع محتوایی، اولویت با تأمین زیرساخت دسترسی باکیفیت به اینترنت بینالملل، رفع موانع مدیریت بستر (پنل) های تبلیغاتی و تسهیل نقلوانتقال حق پخش و مالکیت فکری است (موضوع بندهای «ب» و «ث») و برای صنایع کالایی، اولویت با معافیت یا تخفیف حقوق ورودی مواد اولیه و تجهیزات فاقد مشابه داخلی و تأمین بستر ترابری و گمرکی صادرات در شرایط جنگی است (موضوع راهکار سوم بند «ب»). همچنین لازم است نظام رتبهبندی و تخصیص یارانه (بند «ت») برای هرگونه، شاخصهای امتیازدهی متمایزی لحاظ کند.
برای برقراری پیوند روشن میان مسئله و راهکار، تناظر موانع فصل هفتم با بندهای بسته سیاستی و گونههای هدف هر بند، در جدول زیر آمده است:
جدول 2. تناظر موانع با بندهای بسته سیاستی و گونههای هدف
|
مانع (فصل هفتم) |
بند سیاستی متناظر |
دستگاه اصلی |
گونه هدف اصلی |
|
شکاف مهارت تجاریسازی و ویژند |
الف. توانمندسازی مهارتی و جهش صادراتی |
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان و سازمان توسعه تجارت |
هر سهگونه |
|
پرداخت و مبادلات مالی؛ استاندارد و تطبیق |
ب. انگیزش مالیاتی و تسهیل ارزی |
سازمان امور مالیاتی و بانک مرکزی |
محتوایی و کالایی |
|
پوشش مخاطرات و مالکیت فکری |
پ. پنجره واحد پوشش مخاطرات و ضمانت |
صندوق ضمانت صادرات |
محتوایی و کالایی |
|
توزیع عادلانه حمایت و تضمین اثربخشی |
ت. رتبهبندی اعتباری و حمایت مشروط |
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان |
هر سهگونه |
|
دسترسی به سکوها و کانالهای توزیع |
ث. زیرساخت ارتباطی و دیپلماسی سکویی |
مرکز ملی فضای مجازی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات |
محتوایی - رقومی |
|
ویژند ملی و راهبری کلان |
ج. برنامه ملی موج ایرانی |
شورایعالی انقلابفرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی |
هر سهگونه (با اولویت میراثی-خدماتی) |
مأخذ: نگارنده.
پیرو این ملاحظات، توصیههای سیاستی و تقنینی زیر پیشنهاد میشود:
راهکار اصلی: بهمنظور ارتقای تابآوری و توسعه سهم جمهوری اسلامی ایران در بازار بینالمللی صنایع خلاق، معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری مکلف است با همکاری سازمان توسعه تجارت، «نظامنامه جامع بازآموزی صادراتمحور فعالان خلاق» را تدوین و اجرایی کند. این اقدام باید حداکثر ظرف سهماه از تصویب انجام شود. شاخص تحقق این حکم، صدور دستکم 2۰۰ «گواهینامه صلاحیت صادراتی» و بازآموزی حداقل 5۰۰ فعال خلاق در سال نخست است. معاونت مکلف است گزارش عملکرد سالیانه آن را به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ارائه نماید.
راهکار فرعی (حوزههای مهارتی): اولویت این آموزشها بر مهارتهای «تجاریسازی بینالمللی»، «حقوق مالکیت فکری»، «بازاریابی رقومی منطقهای»، «استانداردسازی محصول برای بازارهای هدف» و «روشهای نوین تسویه ارزی» متمرکز خواهد بود.
راهکار فرعی (مشوقهای مالیاتی و تسهیلاتی): شرکتها و واحدهای خلاقی که موفق به دریافت «گواهینامه صلاحیت صادراتی» از این برنامه شوند، از مزایای زیر برخوردار میشوند:
§ هزینههای صرف شده برای این آموزشها بهعنوان هزینه قابلقبول مالیاتی تلقی میشود.
§ اولویت در بهرهمندی از یارانه حضور در نمایشگاههای بینالمللی و اعزام هیئتهای تجاری.
§ تخصیص امتیاز ویژه در رتبهبندی اعتباری جهت دریافت تسهیلات از صندوق نوآوری و شکوفایی و صندوقهای پژوهش و فناوری.
راهکار اصلی: با هدف خنثیسازی اثر انقباض بازار داخلی و تشویق برونگرایی زیستبوم خلاق، درآمد حاصل از صادرات کالاها و خدمات شرکتها و واحدهای خلاق (دارای تأییدیه از معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری) مشمول نرخ صفر مالیاتی میشود. این معافیت تا پایان اجرای برنامه هفتم پیشرفت برقرار است و هدف کمی آن، تحقق رشد سالیانه دستکم 8 درصد در ارزش صادرات محصولات و خدمات خلاق کشور است.
راهکار فرعی (دامنه شمول): این معافیت علاوهبر صادرات مستقیم، شامل درآمد حاصل از «اعطای حق امتیاز»، «فروش حق پخش»و «صادرات خدمات فنی و مهارتی نرم» در حوزههای بازیهای رقومی، پویانمایی، طراحی و صنایع دستی نیز است.
راهکار فرعی (شرط برخورداری): برخورداری از معافیت موضوع این راهکار، منوط به تأیید بازگشت ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی کشور مطابق با ضوابط تعیینشده توسط بانک مرکزی است. بانک مرکزی مکلف است برای شرکتها و مؤسسات خلاق، «دستورالعمل ویژه رفع تعهد ارزی» را با لحاظ کردن هزینههای بازاریابی بینالمللی و خرید خدمات فنی خارجی تدوین کند. بانک مرکزی مکلف است این دستورالعمل را حداکثر ظرف سهماه از تصویب تدوین و ابلاغ نماید.
راهکار فرعی (حمایت از زنجیره تأمین): بهمنظور کاهش هزینه تمام شده تولید صادراتمحور، واردات مواد اولیه و تجهیزات تخصصی موردنیاز صنایع خلاق (مانند مواد اولیه صنعت اسباببازی یا تجهیزات استودیویی) که مشابه داخلی ندارند، با تأیید وزارت صمت از پرداخت حقوق ورودی و سود بازرگانی معاف میشوند (یا با تخفیف محاسبه میشوند) وزارت صنعت، معدن و تجارت مکلف است فهرست این مواد و تجهیزات فاقد مشابه داخلی را حداکثر ظرف سهماه تهیه و آن را سالیانه بهروزرسانی کند.
راهکار فرعی (اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه): معادل ۵۰ درصد از هزینههای صرف شده توسط مؤسسات و شرکتهای خلاق در حوزه «تحقیق و توسعه بازار بینالمللی» و «تطبیق فرهنگی محصول با بازارهای هدف»، بهعنوان اعتبار مالیاتی تلقی شده و از مالیات بر عملکرد قطعی همان سال یا سالهای آتی آنها قابل کسر خواهد بود.
راهبرد: بهمنظور کاهش مخاطره ورود به بازارهای بینالمللی و حمایت از سرمایههای نامشهود زیستبوم خلاق، وزارت صنعت، معدن و تجارت (صندوق ضمانت صادرات ایران) مکلف است با همکاری معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، حداکثر ظرف مدت ۴ماه، «خط ویژه پوشش ریسک (مخاطره) صادرات صنایع خلاق» را ایجاد نماید. سنجه عملکرد این خط ویژه، پوشش دستکم 6۰ درصد از ارزش قراردادهای صادراتی متقاضیانِ واجد شرایط در سال نخست اجراست. گروه هدف این خط ویژه، شرکتها و واحدهای خلاق دارای «گواهینامه صلاحیت صادراتی» موضوع بند «الف» است و معیار بهرهمندی و سقف پوشش هر متقاضی براساس رتبه وی در نظام رتبهبندی بند «ت» تعیین میشود. تمایز این خط با ابزارهای موجود صندوق ضمانت صادرات در دو چیز است: پذیرش داراییهای نامشهود (قرارداد صادراتی، حق پخش و مالکیت فکری) بهجای وثایق ملکی و پوشش مخاطرات خاص این صنایع ازجمله حذف از سکوها و اختلال در نقلوانتقال ارز. منابع مالی آن از محل ردیف «یارانه حقبیمه صادراتی صنایع خلاق» (راهکار سوم همین بند) و منابع جاری صندوق تأمین میشود.
راهکار فرعی (پذیرش داراییهای نامشهود): صندوق ضمانت صادرات مکلف است قراردادهای قطعی صادراتی، حقوق مالکیت معنوی و قراردادهای فروش حق پخش شرکتهای خلاق را بهعنوان وثیقه و تضمین برای صدور بیمهنامه و ضمانتنامه پذیرا باشد.
راهکار فرعی (پوشش مخاطرههای سیاسی و تجاری): این بیمهنامه باید علاوهبر مخاطرههای تجاری (عدم پرداخت توسط خریدار)، مخاطرههای ناشی از تحریمهای ناگهانی، نوسانات نرخ ارز و محدودیتهای انتقال پول در کشورهای هدف را که خارج از اراده شرکت صادرکننده است، تحت پوشش قرار دهد.
راهکار فرعی (یارانه حق بیمه): دولت مکلف است سالیانه ردیف بودجهای را تحت عنوان «یارانه حقبیمه صادراتی صنایع خلاق» در بودجه سنواتی پیشبینی نماید تا از این طریق، ۷۰ درصد از هزینه خرید بیمهنامه برای شرکتهای نوپا و میانمقیاس خلاق توسط دولت پرداخت شود.
راهکار فرعی (تسهیل تضامین بانکی): بانکهای عامل مکلفاند بیمهنامههای صادر شده توسط صندوق ضمانت صادرات برای شرکتهای خلاق را بهعنوان وثیقه صددرصدی (بدون نیاز به تودیع چک و سفته مازاد) جهت اعطای تسهیلات سرمایه در گردش صادراتی قبول نمایند.
راهکار اصلی: بهمنظور توزیع عادلانه منابع، جلوگیری از ویژهخواهی ناعادلانه و ایجاد چرخه زاینده در زیستبوم، تخصیص کلیه تسهیلات، یارانهها و پوششهای حمایتی (مذکور در بندهای پیشین) منوط به استقرار «نظام رتبهبندی صادراتی» و ایفای تعهدات متقابل توسط شرکتهای بهرهمند خواهد بود.
راهکار فرعی (شاخصهای رتبهبندی صادراتی): معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان با همکاری نهادهای صنفی، موظف به دستهبندی شرکتهای خلاق (نظیر نوپا، در حال رشد و پیشران) براساس شاخصهایی چون: «حجم واقعی ارزآوری»، «میزان اشتغالآفرینی داخلی (بهویژه برای دورکاران و بانوان)»، «عمق فناوری/ محتوای بومی» و «استمرار حضور در بازارهای هدف» است. میزان بهرهمندی از یارانههای دولتی متناسب با این رتبه، بهصورت پلکانی محاسبه میشود. معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان مکلف است این نظام رتبهبندی را حداکثر ظرف ششماه از تصویب این قانون مستقر و نتایج ارزیابی سالیانه شرکتها را بهصورت عمومی منتشر نماید.
راهکار فرعی (تعهدات شبکهسازی و سرریز دانش): شرکتهای با رتبه بالا (پیشران) که از حداکثر ظرفیت تسهیلات و معافیتها استفاده میکنند، موظفاند در قالب مسئولیت اجتماعیِ زیستبومی، نقش «شرکت مدیریت صادرات» یا «شتابدهنده صادراتی» را برای محصولات شرکتهای نوپا و کوچکتر ایفا کرده و شبکههای توزیع بینالمللی خود را با آنها به اشتراک بگذارند.
راهکار فرعی (تعهدات توسعه ملی): حفظ و ارتقای سطح اشتغال نیروهای بومی و بازگشت شفاف ارز صادراتی به چرخه اقتصاد ملی، از وظایف و شروط الزامی شرکتها برای تداوم قرارگیری در فهرست بهرهمندان از چتر حمایتی دولت محسوب میشود. تخطی از این وظایف، موجب تنزل رتبه و قطع تسهیلات خواهد شد.
راهکار اصلی: بهمنظور تسهیل امکان تعاملات بینالمللی برای زیستبوم خلاق کشور و همچنین استفاده از ظرفیتها و ابزارهای موجود در بستر اینترنت بینالملل، مرکز ملی فضای مجازی با همکاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است زیرساختهای ارتباطی ویژه و سطوح دسترسی موردنیاز برای تعاملات فرامرزی را برای شرکتهای واجد شرایط فراهم نماید. میزان تحقق این حکم با شاخص تعداد کسبوکارهای خلاقِ برخوردار از «نمایه دسترسی تخصصی» (دستکم 2۰۰ کسبوکار در سال نخست) و رشد درآمد ارزی آنها سنجیده میشود.
راهکار فرعی (دسترسی بدون محدودیت برای فعالیتهای تجاری): وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است ظرف مدت سهماه، «نمایههای دسترسی تخصصی» (اینترنت با کیفیت بالا) را برای صادرکنندگان خدمات و محتوا در زیستبوم خلاق طراحی و پیادهسازی نماید. این دسترسی باید بهگونهای باشد که موانع ناشی از محدودیتهای دسترسی به سکوهای بینالمللی، مدیریت پنلهای تبلیغاتی و تعامل مستقیم با مخاطبان جهانی برای این کسبوکارها به حداقل برسد.
راهکار فرعی (امنیت و حریم خصوصی): مرکز ملی فضای مجازی موظف است دستورالعملهای حفاظتی و امنیتی لازم برای استفاده از این دسترسیهای تخصصی را ابلاغ نماید تا تداوم فعالیت تجاری مؤسسات و شرکتهای خلاق در فضای بینالملل بدون مخاطرات تضمین شود.
راهکار فرعی (یارانه حجم مصرفی و تبلیغات): وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است هزینههای مربوط به حجم مصرفی اینترنت صادرکنندگان خلاق در سکوهای بینالمللی و همچنین هزینههای ترویج رقومی را بهعنوان «یارانه زیرساخت صادراتی» در قالب اعتبار مالیاتی یا پرداخت مستقیم از محل منابع صندوق توسعه ارتباطات جبران نماید.
راهکار چهارم (تکلیف مرکز ملی برای دیپلماسی سکویی): مرکز ملی فضای مجازی مکلف است از طریق رایزنیهای فنی و حقوقی، بسترهای لازم برای پذیرش «هویت تجاری» شرکتهای خلاق ایرانی در سکوهای بینالمللی را فراهم نماید تا از حذف خودسرانه محصولات و حسابهای کاربری فعالان خلاق ایران توسط سکوهای خارجی ممانعت به عمل آید.
راهکار: بهمنظور بهرهگیری از توانمندیهای مؤسسات، شرکتها و واحدهای خلاق در راستای ارتقای تصویر ملی و تقویت «ویژند» جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی، شورایعالی انقلاب فرهنگی موظف است ظرف مدت ششماه از ابلاغ این قانون، سند راهبردی «برنامه ملی برونگرایی زیستبوم خلاق (موج ایرانی)» را با رویکرد نشر فرهنگ و هنر ایرانی از طریق توسعه صادرات و تعاملات بینالمللی محصولات و خدمات فرهنگی و خلاق، تصویب و ابلاغ نماید. این سند باید متضمن اهداف کمی مشخص (ازجمله ارتقای سهم صنایع خلاق ایران در بازار جهانی به دستکم سهدهم درصد ظرف پنجسال)، فهرست بازارهای هدف اولویتدار، سبد محصولات پرچمدارِ «موج ایرانی» و جدول زمانبندی و بودجه اجرایی سالیانه باشد.
راهکار فرعی: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهعنوان دستگاه مسئول و مکلف اصلی، وظیفه راهبری، هماهنگی و نظارت بر اجرای این سند را بر عهده خواهد داشت. بدین منظور، دبیرخانهای دائمی ذیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل میشود که موظف است گزارش پیشرفت ششماهه را به شورایعالی انقلاب فرهنگی و کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ارائه کند؛ دستگاههای مکلفِ همکار نیز موظفاند برنامه اجرایی و شاخصهای عملکرد بخشی خود را حداکثر ظرف سهماه به این دبیرخانه ارائه نمایند و دولت مکلف است اعتبار لازم برای اجرای این برنامه را ذیل ردیف مستقل در بودجه سنواتی پیشبینی کند.
راهکار فرعی: دستگاههای ذیل بهعنوان دستگاههای مکلف همکار، موظفند اقدامات بخشی خود را در چارچوب سند مذکور به شرح زیر به انجام رسانند:
§ معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری (ستاد توسعه فناوریهای فرهنگی و نرم): با هدف حمایت از زیرساختهای فناوری، ارتقای توان رقابتی شرکتها و تسهیل فرایندهای دانشبنیان و خلاق در برونگرایی.
§ مرکز ملی فضای مجازی: با هدف تسهیل حضور تهاجمی محصولات خلاق در سکوهای بینالمللی و رفع موانع فنی و حقوقی توزیع محتوا در این سکوها.
§ وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی: با هدف پیوند زنجیره ارزش صنایع دستی و جاذبههای گردشگری با محصولات و خدمات زیستبوم خلاق.