Author
Majles
بیان/ شرح مسئله
هوش مصنوعی یک ابزار توانمندساز، با قابلیت همگرایی با سایر فناوریها است که میتواند در ترسیم آینده حیات بشری بسیار تاثیرگذار باشد. کاربردهای این فناوری در حوزههای گوناگون از امنیت ملی و دفاع تا سلامت، کشاورزی، حملونقل و خدمات عمومی گسترده و متنوع است. با وجود پیشینه پژوهشی قابلتوجه در این حوزه، شکافهایی مانند کمبود مطالعات تطبیقی یکپارچه که بتواند منطق کشورها را برای انتخاب حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی مشخص کند، احساس میشود. همچنین در اسناد راهبردی ملی مانند سند ملی هوش مصنوعی، این حوزهها بیش از اندازه جامع و تقریباً شامل همه ظرفیتها معرفی شدهاند که با توجه به محدودیت منابع و امکانات کشور، نمیتواند در هدایت هدفمند منابع کمک شایانی کند. ازاینرو، پژوهش حاضر بهدنبال احصای منطق و الگوهای کشورها برای انتخاب حوزههای اولویتدار و ارائه الگویی برای ایران است. گزارش پیشرو با تکیه بر مطالعات تطبیقی راهبردهای کاربست بخشی هوشمصنوعی در جهان، حوزههای اولویتدار را شناسایی میکند و در گزارشهای آتی به تحلیل نظاممند منطق راهبردی کشورها در انتخاب حوزههای اولویتدار بخشی در توسعه و کاربست هوش مصنوعی و ترسیم وضعیت ایران در پرتو این الگوها پرداخته خواهد شد.
نقطه نظرات/ یافتههای کلیدی
مطالعه تطبیقی اسناد راهبردی ۳۰ کشور از مناطق مختلف جهان (اروپا، اسکاندیناوی، آمریکا، شرق آسیا و جنوب غرب آسیا) نشان میدهد که اگرچه حوزههای توسعه و کاربست هوش مصنوعی بسیار متنوعاند، کشورها صرفاً براساس سلیقه یا تقلید ساده به سراغ این حوزهها ورود نمیکنند، بلکه انتخاب اولویتها تابعی از موقعیت ژئوپلیتیکی، ساختار اقتصادی، سطح توسعه فناوری، چالشهای اجتماعی و اهداف کلان ملی هر کشور است.
پنج حوزه اولویتدار بخشی با بالاترین فراوانی در سطح جهانی عبارتاند از:
1. بهداشت و درمان: تقریباً تمامی کشورها این حوزه را در اولویت قرار دادهاند که پیشرانهای آن نیازهای اجتماعی (تشخیص زودهنگام بیماریها)، رشد اقتصادی (بازار جهانی ۴۵ میلیارد دلاری) و ظرفیتهای زیرساختی برای نوآوری است.
2. تولید و صنعت (با تمرکز بر بهینهسازی): این حوزه بهعنوان موتور محرک اقتصاد، با اتوماسیون، کنترل کیفیت هوشمند و بهینهسازی زنجیره تأمین، هزینهها را تا ۲۰ درصد کاهش داده است.
3. حملونقل: هوشمندسازی حملونقل با هدف کاهش ترافیک، آلودگی و توسعه وسایل نقلیه خودران در کشورهای دارای اهداف پایداری و قدرتهای فناور دنبال میشود.
4. آموزش: دو انگیزه اصلی «آمادهسازی نیروی کار برای اقتصاد دانشبنیان» و «کاهش شکاف آموزشی» کشورها را به سمت یادگیری شخصیسازیشده سوق داده است.
5. کشاورزی: با هدف تضمین امنیت غذایی و افزایش بهرهوری (افزایش بازده تا ۲۰ درصد)، کشورهای کشاورزیمحور به سمت کشاورزی هوشمند مبتنیبر داده حرکت کردهاند.
در همه کشورها، توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، تربیت نیروی انسانی متخصص (آموزش و پژوهش) و افزایش مهارت نیروی کار در زمره اولویتهای بنیادین توسعه و کاربست هوش مصنوعی محسوب میشود. علاوهبراین، برخی تفاوتهای معناداری که در اولویتگذاری کشورها مشاهده میشود، ریشه در زمینههای ملی دارد. برای نمونه:
پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی
تنوع رویکردی در منطق انتخاب و حمایت از حوزههای اولویتدار، نشاندهنده درک واقعبینانهای است که توسعه هوش مصنوعی را نه صرفاً یک رقابت فناورانه، بلکه ابزاری برای پاسخگویی به نیازهای مشخص داخلی و تحقق اهداف خاص هر ملت میداند.
پیشنهاد میشود در فرایند سیاستگذاری هوش مصنوعی کشور، منطق کلیدی و اصلی در انتخاب و پرداخت به حوزههای اولویتدار بخشی توسعه و کاربست هوش مصنوعی به صورت نظاممند احصا و تحلیل شده و پیشنهادهای سیاستی مشخصی برای تمرکز منابع، اصلاح ساختارها و حرکت به سمت یک نقشهراه ملی متمایز و کارآمد ارائه شود.
هوش مصنوعی بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی انقلاب صنعتی چهارم، نقشی بنیادین در شکلدهی به چشمانداز آینده فناوری ایفا میکند. ویژگی بارز این فناوری، قابلیت همگرایی و همافزایی با سایر فناوریهای نوین همچون اینترنت اشیا، بلاکچین، محاسبات ابری و لبهای، روباتیک پیشرفته، واقعیت افزوده و مجازی، فناوریهای زیستی و نانوفناوری است. این همگرایی نهتنها باعث ارتقای کارایی و دقت در فرایندها میشود، بلکه امکان خلق مدلهای نوین کسبوکار، تحول در زنجیرههای تأمین و ارائه خدمات شخصیسازیشده را نیز فراهم میسازد؛ لذا هوش مصنوعی به یک «ابزار توانمندساز اساسی» تبدیل شده است. علاوهبر نقش همگرایی، کاربردهای هوش مصنوعی در حوزههای مختلف زندگی بشر گسترده و متنوع است. در سال ۲۰۲۵، هوش مصنوعی در بیش از ۱۰۰ کاربرد واقعی در صنایع مختلف مورداستفاده قرار گرفته است. حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در ادامه و در قالب بخشهای مختلفی قابلدستهبندی و بررسی است که ازجمله آنها میتوان به کاربردهای هوش مصنوعی در بخشهای امنیت ملی و دفاع، امنیت سایبری، قضایی، مالی، بیمه، خدمات عمومی، گردشگری، فرهنگ و رسانه، پزشکی سلامت و بهداشت، کشاورزی و صنایع غذایی، خدمات شهری، حملونقل، مدیریت بحران، انرژی، محیطزیست و همچنین در حوزههای تخصصیتر مانند فضا، دریا، زمینشناسی و معادن اشاره کرد. هر یک از این عرصهها، نمونهای از تأثیرات تحولآفرین هوش مصنوعی در ایجاد ارزشافزوده و حل چالشهای پیچیده هستند. برخی از مهمترین زمینههای استفاده از هوش مصنوعی و هوشمندسازی سامانهها عبارتاند از:
کاربردهای بخشی نهتنها بهرهوری را افزایش میدهند، بلکه حل چالشهای جهانی؛ مانند تغییرات آبوهوایی و نابرابریهای اجتماعی را نیز تسهیل میکنند. برای نمونه، در بهداشت، هوش مصنوعی میتواند تشخیص سرطان را با دقت ۹۵ درصد انجام دهد و یا در آموزش، ابزارهای هوشمند به بیش از ۵۰ میلیون دانشآموز در سراسر جهان در قالب یادگیری شخصیسازیشده، یاری میرسانند. همگرایی با سایر فناوریها و تحولآفرینی هوش مصنوعی نیز مرزهای سنتی میان رشتهها و صنایع را کمرنگ کرده و بستر شکلگیری زیستبومهای نوآورانه و میانرشتهای را فراهم آورده است. در چنین فضایی، حفظ توان رقابتی کشورها و سازمانها به میزان توانایی آنها در بهرهبرداری مؤثر از همافزایی میان هوش مصنوعی و سایر فناوریهای پیشرفته وابسته خواهد بود. دولتها به دلایل متعددی اقدام به تعریف کاربرد بخشی برای هوش مصنوعی میکنند که اغلب ریشه در عوامل اقتصادی، اجتماعی، استراتژیک و اخلاقی دارد.
انتخاب حوزههای مشخص باعث میشود شاخصهای عملکرد دقیقتری تعریف شود؛ این کار قابلیت اندازهگیری و ارزیابی پیشرفتها را در فرایند توسعه و بهکارگیری هوش مصنوعی فراهم میسازد. درنهایت، این انتخابها یک فرایند راهبردی است که براساس تحلیل هزینه – فایده، مطالعات تطبیقی و اولویتهای ملی انجام میشود. کشورها با این کار نهتنها به دنبال منافع کوتاهمدت هستند، بلکه برای آیندهای پایدار و رقابتی برنامهریزی میکنند. هرچند چالشهایی مانند کمبود منابع یا تفاوتهای فرهنگی میتواند این فرایند را پیچیده کند.
گزارش حاضر تلاش میکند با مطالعه تجارب بینالمللی و داخلی، رویکرد کشورها در انتخاب حوزههای اولویتدار توسعه و بهکارگیری هوش مصنوعی را تحلیل کرده و با شناسایی ظرفیتها، فرصتها و نیازهای ایران، پیشنهاداتی درخصوص برنامههای سیاستی مناسب جهت تحقق نقش مجلس و دولت در این زمینه ارائه دهد.
در سالهای اخیر، توسعه هوش مصنوعی بهعنوان یکی از فناوریهای تحولآفرین، توجه گستردهای را در سطح جهانی بهخود جلب کرده و راهبردهای کاربست بخشی آن در حوزههای گوناگون، ازجمله حکمرانی، خدمات عمومی، سلامت، اداری و رسانه، مورد بررسی قرار گرفته است. گزارشهای متعدد بینالمللی، نظیر شاخص آمادگی هوش مصنوعی دولتها ازسوی مؤسسه آکسفورد اینسایت (2023) ]1[، بر لزوم تدوین راهبردهای ملی جهت بهکارگیری هوش مصنوعی در بخشهای کلیدی تأکید دارند. برای نمونه، در ایالات متحده، راهبرد ملی هوش مصنوعی (2023) ]2[بر کاربردهای بخشی مانند سلامت (تشخیص بیماریها با الگوریتمهای یادگیری ماشین) و حملونقل (مدیریت هوشمند ترافیک) تمرکز کرده و سرمایهگذاریهای بخش خصوصی را به بیش از 450 میلیارد دلار رسانده است. در اتحادیه اروپا، قانون هوش مصنوعی ]3[ راهبردهای تنظیمگری بخشی را براساس سطح ریسک تعریف میکند؛ سیستمهای پرریسک در سلامت (مانند تشخیص تصویربرداری) تحت نظارت شدید قرار میگیرند، درحالیکه در بخش اداری (که کمریسکتر است)، هوش مصنوعی برای اتوماسیون فرایندها به کار گرفته میشود تا شفافیت و کارایی افزایش یابد. چین نیز با برنامه «نسل جدید هوش مصنوعی» ]4[، راهبردهای کاربست بخشی را در رسانه و اطلاعرسانی (تشخیص اخبار جعلی با الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی) و خدمات عمومی (نظارت هوشمند شهری) پیگیری میکند، که به رشد 30 درصدی بازار هوش مصنوعی در این بخشها منجر شده است. این راهبردها، بر پایه شاخصهایی مانند بلوغ فناوری، کیفیت داده و پذیرش اجتماعی بنا شدهاند و نشاندهنده گذار از رویکردهای کلی به مدلهای بخشی برای دستیابی به توسعه پایدار است.
در ایران، پژوهشهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، پیشینهای غنی از بررسیهای تطبیقی و ملی در سطح کلان توسعه و حکمرانی هوش مصنوعی فراهم آورده و برخی از این گزارشها نیز بهطور خاص به ظرفیتهای توسعه و بهکارگیری هوش مصنوعی در حوزههای بخشی پرداختهاند که در جدول (۱) بهاختصار آمدهاند. گزارش «کاربردهای هوش مصنوعی در پارلمانها (1404)» به مطالعه تطبیقی راهبردها در 25 کشور پرداخته و پیشنهادهایی برای بهکارگیری هوش مصنوعی در فرایندهای قانونگذاری ایران (مانند تحلیل خودکار اسناد) ارائه میدهد. گزارش «نگاشت نهادی و تقسیمکار ملی در حوزه توسعه هوش مصنوعی و حکمرانی دادهمحور (1402)» ساختار نهادی ایران را با مدلهای ژاپن و انگلستان مقایسه کرده و بر تقسیمکار ملی متناسب با حوزههای بخشی تأکید دارد. همچنین، گزارش «هوش مصنوعی و نظام مردمسالاری (1404)» فرصتهای هوش مصنوعی در مشارکت شهروندی (مانند پلتفرمهای تعاملی) را در برابر چالشهایی مانند سوگیری الگوریتمی بررسی میکند.
گزارش «کاربست هوش مصنوعی در ارتقای خدمات عمومی (1404)» کاربردها را در حملونقل (مدیریت ناوگان در دبی) و آموزش (یادگیری شخصیسازیشده در کره جنوبی) تحلیل تطبیقی کرده و برای ایران، تمرکز بر بهداشت (تشخیص سریع بیماریها) را ضروری میداند. گزارش «ظرفیتهای هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری کشور (1403)» نیز راهبردهای اتوماسیون اداری را با نمونههای کلمبیا مقایسه کرده و بر کاهش فساد ازطریق توسعه بهکارگیری هوش مصنوعی تأکید دارد. در سلامت، گزارش «فرصتها و ملاحظات هوش مصنوعی در نظام سلامت (1404)» چالشهای حقوقی (مانند مسئولیت مدنی) را با تجربیات WHO بررسی کرده و عدالت در دسترسی را کلیدی میشمارد. سرانجام، گزارش «ابعاد فرهنگی – ارتباطی توسعه هوش مصنوعی: حوزه خبر و اطلاعرسانی (1403)» راهبردهای رسانهای را در برابر اخبار جعلی (مانند الگوریتمهای فیسبوک) تحلیل کرده و برای ایران، تشکیل کارگروه مشترک را پیشنهاد میدهد.
جدول 1. تحلیل پیشینه پژوهشی در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
|
ردیف |
عنوان گزارش |
سال انتشار |
شماره مسلسل |
نام دفتر / سازمان / نهاد |
توضیحات |
|
1 |
توسعه و تنظیمگری هوش مصنوعی (2): شاخص آمادگی هوش مصنوعی دولت ]5[ |
1403 |
20142 |
دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن |
بررسی راهبردهای کشورها در قانونگذاری و سیاستگذاری هوش مصنوعی و انتخاب حوزههای اولویتدار در چارچوب شاخص آمادگی هوش مصنوعی دولت |
|
2 |
سلسله گزارشات نوآوری پارلمانی (2): کاربردهای هوش مصنوعی در پارلمانها ]6[ |
1404 |
20711 |
مرکز نوآوری و خانه خلاق |
بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در پارلمانها ازطریق تحلیل نمونههای موفق و شناسایی چالشها و تأثیرات فناوری بر فرایندهای قانونگذاری |
|
4 |
نگاشت نهادی و تقسیمکار ملی در حوزه توسعه هوش مصنوعی و حکمرانی دادهمحور ]7[ |
1402 |
19434 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
نگاشت نهادی و ترسیم نقشه ارتباطی بین نهادهای متولی موجود و چگونگی تقسیمکار ملی در برخی کشورهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی |
|
5 |
هوش مصنوعی و نظام مردمسالاری: شناسایی چالشها، فرصتها و ارائه سیاستهای راهبردی ]8[ |
1404 |
20731 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر مردمسالاری دینی با تمرکز بر جمهوری اسلامی ایران و مزایا و چالشهای احتمالی آن |
|
7 |
حکمرانی هوش مصنوعی (1): ظرفیتهای هوش مصنوعی در ارتقای فرایند خطمشیگذاری عمومی ]9[ |
1403 |
20308 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
تحلیل و بررسی کاربردها چالشهای هوش مصنوعی در فرایند خطمشیگذاری عمومی و کاربست آن در مجلس شورای اسلامی |
|
8 |
حکمرانی هوش مصنوعی (3): ظرفیتهای هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری کشور ]10[ |
1403 |
20342 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در تحول بخش عمومی و شناسایی یازده کارکرد این فناوری در تحول نظام اداری |
|
9 |
حکمرانی هوش مصنوعی (4): بررسی تأثیرات هوش مصنوعی بر بازار مشاغل و بهرهوری در جهان و ایران ]11[ |
1403 |
20544 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
بررسی مطالعات بینالمللی پیرامون تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل و بهرهوری و تخمین میزان تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل ایران |
|
10 |
حکمرانی هوش مصنوعی (6): کاربست هوش مصنوعی در ارتقای خدمات عمومی ]12[ |
1404 |
20739 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
بررسی نمونههای حقیقی بهکارگیری ابزارهای مبتنیبر داده و ظرفیت کاربست هوش مصنوعی در ساحت ارتقای خدمات عمومی |
|
11 |
فرصتها و ملاحظات هوش مصنوعی در نظام سلامت (1): مروری بر مستندات و مطالعات ایران و جهان ]13[ |
1404 |
20678 |
دفتر مطالعات اجتماعی |
بررسی فرصتها، چالشها و ملاحظات مرتبط با تنظیمگری استفاده از هوش مصنوعی در نظام سلامت |
|
12 |
طراحی سیستم پشتیبان هوشمند قانونگذاری (1): معرفی مفهوم تحلیل دادهمحور خطمشی (کاربست هوش مصنوعی و فناوری مبتنیبر داده در تحلیل خطمشی) ]14[ |
1403 |
19810 |
دفتر مطالعات حکمرانی |
طراحی سیستم پشتیبان هوشمند قانونگذاری با بهرهگیری از فناوریهای هوشمند و تسهیل فرایندهای مرتبط با تصمیمگیری و قانونگذاری |
|
13 |
ابعاد فرهنگی – ارتباطی توسعه هوش مصنوعی (1): حوزه خبر و اطلاعرسانی ]15[ |
1403 |
20514 |
دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ |
بررسی و شناخت از نحوه کنشگری بازیگران حوزه هوش مصنوعی مولد و طراحی الزامها و راهبردهای سیاستی دقیق برای حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب |
با وجود پیشینه حاضر، شکافهایی مانند کمبود مطالعات تطبیقی در سطح یکپارچه که بتواند میزان اهمیت و اولویت کشورها برای انتخاب حوزههای بهکارگیری هوش مصنوعی را مشخص کند و نیز راهبرد کلیدی کشور برای انتخاب حوزههای اولویتدار و چرایی هر انتخاب احساس میشود. در اسناد راهبردی همچون سند ملی هوش مصنوعی نیز، حوزههای اولویتدار معرفیشده، بیش از اندازه جامع هستند و تقریباً به همه ظرفیتها پرداخته شده است که این امر با توجه به امکانات و ظرفیتهای کشور نمیتواند در هدایت منابع موجود کمک شایانی کند؛ لذا پژوهش حاضر با تکیه بر این مطالعات، به بررسی تطبیقی راهبردهای کاربست بخشی هوش مصنوعی در جهان میپردازد تا منطق و الگوهای کشورها برای انتخاب حوزههای اولویتدار بخشی در مسیر توسعه و کاربست هوش مصنوعی را احصا کرده و در نهایت الگویی برای ایران پیشنهاد دهد.
با توجه به حوزههای متنوع هوش مصنوعی در لایه کاربست، رویکرد کشورها در انتخاب اولویتهای بهکارگیری این فناوری موردمطالعه قرار گرفت. در این راستا، اسناد منتشر شده دولتهای فرانسه، انگلستان، آلمان، استرالیا، چک، دانمارک، مجارستان، فنلاند، لتونی، هلند، نروژ، لهستان، مالت، بلاروس، ژاپن، کره جنوبی، چین، سنگاپور، هند، ایالات متحده، کلمبیا، آرژانتین، برزیل، روسیه، عربستان سعودی، امارات متحده، عمان، کویت، ترکیه و رژیم صهیونیستی بررسی شد و حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در این کشورها بر حسب دستهبندی منطقهای تجمیع شدهاند که در ادامه به آنها پرداخته میشود.
در جدول (۲) حوزههای اولویتدار موردتوجه برخی کشورهای اروپایی نشانداده شده است.
جدول 2. حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در کشورهای اروپایی
|
فرانسه |
انگلستان |
آلمان |
استرالیا |
مجارستان |
هلند |
لهستان |
بلاروس |
|
|
سال انتشار سند |
2024 |
2021 |
2020 |
2021 |
2020 |
2021 |
2020 |
2024 |
|
امنیت ملی و دفاعی |
|
* |
* |
* |
* |
* |
|
|
|
امنیت سایبری |
|
|
|
|
* |
* |
* |
|
|
قضایی |
|
|
|
|
|
* |
|
|
|
مالی و سرمایهگذاری |
|
* |
|
|
|
|
|
|
|
خدمات عمومی و دولتی |
* |
* |
* |
|
* |
* |
* |
* |
|
پزشکی، سلامت و بهداشت |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
خدمات شهری و زیرساخت |
|
|
|
* |
|
|
|
* |
|
حملونقل، مدیریت ترافیک و لجستیک |
|
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
مدیریت بحران |
|
|
|
* |
|
|
* |
|
|
فرهنگ و رسانه |
* |
|
* |
|
|
|
* |
|
|
کشاورزی و صنایع غذایی |
* |
|
* |
* |
* |
* |
* |
|
|
ساختوساز |
|
|
|
* |
|
|
|
|
|
انرژی |
|
* |
|
* |
* |
* |
* |
|
|
محیطزیست |
* |
* |
* |
* |
|
* |
|
* |
|
بازیافت |
|
|
|
* |
|
|
|
|
|
آموزش منابع انسانی و مدیریت نیروی کار |
* |
* |
|
* |
|
* |
* |
|
|
آموزش دانشگاهی، تحقیقات و نوآوری |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
|
تولید و صنعت |
* |
|
* |
|
* |
|
* |
|
|
خودرو |
|
|
|
|
* |
* |
|
* |
بررسی اولویتهای کاربست هوش مصنوعی در کشورهای اروپایی غیر اسکاندیناوی نشاندهنده ترکیبی از هدفهای مشترک منطقهای و رویکردهای خاص ملی است. دو حوزه «سلامت» و «حملونقل» بهطور یکسان در کانون توجه تمامی کشورهای آن منطقه قرار دارند که نشاندهنده نقش حیاتی هوش مصنوعی در ارتقای سیستمهای بهداشتی و بهینهسازی جابهجایی و لجستیک است. این اشتراک، بازتابی از نیازهای بنیادین جامعه مدرن و همسویی با برنامههای کلان اتحادیه اروپا محسوب میشود.
در کنار حوزههای متمرکز همگرا، تفاوتهای معناداری نیز در اولویتگذاری کشورها مشاهده میشود که عمدتاً ریشه در موقعیت ژئوپلیتیک، ساختار اقتصادی و سطح توسعه فناوری آنها دارد. کشورهای اروپای شرقی و مرکزی مانند مجارستان، لهستان و بلاروس، ، نگرانی امنیتی آشکاری را ازطریق تأکید بر حوزههای «امنیت ملی» و «امنیت سایبری» نشان میدهند. در مقابل، کشورهای غربیتر مانند فرانسه و آلمان، بر «فرهنگ و رسانه» و «محیطزیست» تمرکز بیشتری دارند که بیانگر توجه به اقتصاد خلاق و الزامهای گذار به سمت توسعه پایدار است. حرکت بهسوی دولت دیجیتال نیز بهوضوح در اولویتبندی «خدمات عمومی و دولتی» توسط اکثر کشورها مشهود است. این امر حاکی از تلاش عمومی برای افزایش شفافیت، کارآمدی و کیفیت تعامل با شهروندان است. همچنین، سرمایهگذاری بلندمدت بر پژوهش، آموزش و نوآوری بهعنوان زیرساخت ضروری رشد هوش مصنوعی، مورد اجماع گسترده قرار دارد. در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که نقشه راه هوش مصنوعی در اروپای غیر اسکاندیناوی، تصویری چندلایه و پویا ارائه میدهد. در این تصویر، همگرایی بر سر حوزههای کلان بهبود کیفیت زندگی و زیرساخت ازیکسو و واگرایی در اولویتهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی متناسب با زمینههای ملی هر کشور ازسویدیگر، بهموازات یکدیگر پیش میروند. این امر نشاندهنده درکی واقعبینانه و راهبردی است که توسعه هوش مصنوعی را نه صرفاً یک رقابت فناورانه، بلکه ابزاری برای پاسخگویی به نیازهای مشخص داخلی و تحقق اهداف خاص هر ملت میداند.
در جدول ۳ حوزههای اولویتدار موردتوجه برخی کشورهای منطقه اسکاندیناوی نشان داده شده است.
جدول 3. حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در کشورهای اسکاندیناوی
|
کشور |
دانمارک |
فنلاند |
نروژ |
سوئد |
|
سال انتشار سند |
2024 |
2022 |
2020 |
2018 |
|
امنیت سایبری |
|
* |
* |
* |
|
خدمات عمومی و دولتی |
* |
|
* |
* |
|
پزشکی، سلامت و بهداشت |
* |
|
* |
|
|
حملونقل، مدیریت ترافیک و لجستیک |
* |
|
* |
|
|
فرهنگ و رسانه |
|
|
* |
|
|
انرژی |
* |
|
* |
|
|
محیطزیست |
|
* |
|
|
|
آموزش منابع انسانی و مدیریت نیروی کار |
|
* |
|
* |
|
آموزش دانشگاهی، تحقیقات و نوآوری |
* |
|
* |
* |
|
تولید و صنعت |
|
* |
|
|
|
فضایی |
|
* |
|
|
|
صنایع دریایی |
|
|
* |
|
|
معادن |
|
|
|
|
|
توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی |
* |
* |
* |
* |
بررسی اولویتهای هوش مصنوعی در کشورهای اسکاندیناوی نشاندهنده یک الگوی استراتژیک پیچیده و مبتنیبر زمینه ملی است. برخلاف تصور رایج از یکپارچگی منطقهای، این کشورها مسیرهای نسبتاً متمایزی را در اولویتبندی حوزههای کاربردی هوش مصنوعی دنبال میکنند. تنها نقاط مشترک محدودی همچون تأکید بر «خدمات عمومی و دولت دیجیتال» و اهمیت زیرساختی «آموزش، پژوهش و نوآوری» در میان آنها دیده میشود. در عوض، هر کشور براساس مزیتهای رقابتی ـ تاریخی، ساختار اقتصادی و چشمانداز آیندهنگر خود، یک نقشه راه مخصوص بهخود تدوین کرده است. برای نمونه، نروژ با تمرکز بر «صنایع دریایی» از هوش مصنوعی برای تحکیم برتری سنتی خود در این عرصه بهره میبرد، درحالیکه فنلاند با اولویتدادن به حوزههایی پیشرو مانند «کوانتوم» و «فضایی»، در حال تعریف موقعیتی پیشگام در فناوریهای عمیق و آیندهساز است.
ازسوی دیگر، برخی نگرانیهای مشترک نیز در این منطقه دیده میشود که بازتاب بستر اجتماعی – فناورانه مشترک آنهاست. تأکید قابل توجه کشورهایی مانند سوئد، نروژ و فنلاند بر «امنیت سایبری»، حساسیت بالای جوامعی با نفوذ گسترده دیجیتال را نسبت به تهدیدات آنلاین نشان میدهد. همچنین، اولویتهایی مانند «انرژی» و «حملونقل» در دانمارک و نروژ، پیوند عمیق راهبردهای فناورانه با الزامهای گذار سبز و بهینهسازی سیستمهای حیاتی در جغرافیای خاص شمال اروپا را آشکار میسازد. این در حالی است که نروژ صادرکننده انرژی است و دانمارک بر خلاف نروژ، ذخایر انرژی نداشته و به واردات وابسته است و تلاش میکند ناترازی خود را از طریق توسعه انرژی های پاک و تجدیدپذیر تأمین کند. به این ترتیب، میتوان گفت که مدل اسکاندیناویایی توسعه هوش مصنوعی، نه بر پایه تقلید یا یکسانی، بلکه برمبنای «تخصیص هوشمند» و «کاربست زمینهمحور» استوار است. در این مدل، هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار توانمندساز در خدمت تقویت نقاط قوت موجود، پاسخ به چالشهای خاص ملی و تسریع حرکت به سمت جایگاههای پیشتازی در عرصههای نوظهور جهانی قرار میگیرد. این رویکرد عملگرا و متفاوت که انعطافپذیری و آیندهنگری را با هم ترکیب میکند، احتمالاً یکی از عوامل کلیدی در تثبیت موقعیت این کشورها بهعنوان اقتصادهای پیشرفته، نوآور و تابآور در نقشه جهان فناوری است.
در جدول ۴ حوزههای اولویتدار موردتوجه برخی کشورهای منطقه آمریکا نشان داده شده است.
جدول 4. حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در کشورهای آمریکایی
|
کشور |
ایالات متحده |
کلمبیا |
آرژانتین |
برزیل |
کانادا |
||
|
سال تدوین سند |
2025 |
2023 |
2022 |
2022 |
2019 |
2025 |
2025 |
|
امنیت ملی و دفاعی |
* |
* |
* |
* |
* |
||
|
امنیت سایبری |
* |
* |
* |
* |
|||
|
قضایی |
* |
* |
|
||||
|
مالی و سرمایهگذاری |
* |
|
|||||
|
خدمات عمومی و دولتی |
* |
* |
* |
* |
|||
|
پزشکی، سلامت و بهداشت |
* |
|
|
* |
* |
* |
|
|
حملونقل، مدیریت ترافیک و لجستیک |
* |
|
|
|
|
* |
|
|
کشاورزی و صنایع غذایی |
* |
* |
* |
|
|||
|
انرژی |
* |
* |
|
||||
|
محیطزیست |
* |
* |
|
||||
|
آموزش منابع انسانی و مدیریت نیروی کار |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
|
آموزش دانشگاهی، تحقیقات و نوآوری |
* |
* |
* |
* |
* |
|
|
|
تولید و صنعت |
* |
* |
* |
|
|||
|
فضایی |
* |
|
|
|
|
|
|
|
توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
بررسی تطبیقی استراتژیهای ملی هوش مصنوعی در قاره آمریکا نشان میدهد که اولویتبندیهای هوش مصنوعی در این قاره نه تصادفی، بلکه بازتابی عمیق از سطح توسعه اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیک، ساختار حکمرانی و چالشهای خاص هر کشور است. در شمال قاره، ایالات متحده و کانادا با رویکردی پیشرو و ناظر بر حفظ برتری فناورانه، هوش مصنوعی را عمدتاً در چارچوب امنیت ملی، رقابت راهبردی و تحکیم زیرساختهای حیاتی تعریف میکنند. تمرکز مشترک آنها بر حوزههای «امنیت سایبری، دفاع و توسعه زیرساختهای پایهای هوش مصنوعی»، بیانگر درکی است که هوش مصنوعی را نهتنها یک فرصت اقتصادی، بلکه یک عامل تعیینکننده در توازن قدرت و امنیت جمعی میداند. این نگاه، هوش مصنوعی را به کالایی راهبردی تبدیل میکند که حفظ مزیت در آن مستلزم سرمایهگذاری سنگین و مستمر در تحقیق، توسعه و تربیت نیروی انسانی ویژه است.
آمریکا در بازه زمانی 2022 تا 2025، سه بار سند هوش مصنوعی خود را به روز رسانی کرده است. این تغییرات بیش از آنکه جنبه فنی داشته باشد، عمدتاً ناشی از تغییر راهبرد دولت فدرال بوده است. در دوره دولت اول ترامپ و تا قبل از ۲۰۲۲، حفظ برتری آمریکا در رقابت با چین از طریق نوآوری بخش خصوصی و با حداقل مداخله و نظارت دولت، به عنوان راهبرد اصلی در نظر گرفته شده بود. در دوران بایدن (2022-2025) و کاربست هوش مصنوعی مولد از جمله چتجیپیتی، خطرات اجتماعی هوش مصنوعی پر رنگ شد و تمرکز از راهبرد رقابت با چین، به راهبرد مدیریت مخاطرات هوش مصنوعی (افزایش شفافیت و پاسخگویی هوش مصنوعی) تغییر یافت. در سال ۲۰۲۵ ترامپ در بازگشت خود، فرمان های اجرایی دوران بایدن را لغو کرد و رویکرد تسلط جهانی آمریکا و رهبری غیر قابل رقابت در هوش مصنوعی، به ویژه در تقابل با چین را مجدداً مطرح نمود. در دو دوره ترامپ، کاربست هوش مصنوعی در امنیت ملی و دفاعی بسیار حائز اهمیت بوده است.
در مقابل، کشورهای آمریکای لاتین – با برزیل در جایگاه پیشتاز و آرژانتین و کلمبیا در نقش بازیگران متمرکز – هوش مصنوعی را بیش از هر چیز بهعنوان ابزاری برای تسریع توسعه ملی و حل مسائل داخلی موردتوجه قرار دادهاند. استراتژی برزیل که بهطور همزمان بر تحول اقتصادی (صنعت، مالی، کشاورزی)، بهبود حکمرانی (خدمات عمومی، قضایی) و پاسخ به چالشهای زیستمحیطی و سلامتی تأکید دارد، نمایانگر بلندپروازی این کشور برای تبدیلشدن به یک قطب فناورانه منطقهای است. در همین حال، آرژانتین و کلمبیا با اولویتدادن به ساخت پایههای علمی، ارتقای آموزش عالی و بهینهسازی خدمات دولتی، رویکردی گامبهگام و مبتنیبر توانمندسازی نهادهای داخلی را در پیش گرفتهاند. بااینوجود، در میان همه این تفاوتها، دو نقطه اشتراک عمیق و قابل تأمل به چشم میخورد که گویی رشته اتصال نامریی کل منطقه است: نخست، «توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی» بهعنوان ضرورتی بیچونوچرا که در اسناد تمامی پنج کشور – از پیشرفتهترین تا درحالتوسعه – بهصراحت آمده است. این امر نشان میدهد که صرفنظر از سطح درآمد یا بلوغ فناورانه، همگان بر این امر توافق دارند که بدون سرمایهگذاری در داده، پردازش، الگوریتم و شبکه، هیچ حرکت معناداری در این عرصه ممکن نخواهد بود. دوم، «حوزه سلامت و پزشکی» که بهعنوان یک اولویت انسانی و اجتماعی، مرزهای توسعهیافتگی را درنوردیده و در کانون توجه عموم کشورها قرار دارد.
در جدول ۵ حوزههای اولویتدار مورد توجه برخی کشورهای شرق آسیا نشان داده شده است.
جدول 5. حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در کشورهای شرق آسیا
|
کشور |
ژاپن |
کره جنوبی |
چین |
سنگاپور |
هند |
|
سال تدوین سند |
2022 |
2019 |
2025 |
2019 |
2018 |
|
امنیت ملی و دفاعی |
* |
* |
|||
|
امنیت سایبری |
* |
* |
* |
||
|
قضایی |
|||||
|
مالی و سرمایهگذاری |
* |
* |
* |
||
|
خدمات عمومی و دولتی |
* |
* |
|||
|
پزشکی، سلامت و بهداشت |
* |
* |
* |
* |
* |
|
خدمات شهری و زیرساخت |
* |
* |
* |
* |
* |
|
حملونقل، مدیریت ترافیک و لجستیک |
* |
* |
* |
* |
* |
|
مدیریت بحران |
* |
|
|
|
|
|
گردشگری |
* |
||||
|
فرهنگ و رسانه |
* |
||||
|
کشاورزی و صنایع غذایی |
* |
* |
* |
||
|
ساختوساز |
|||||
|
انرژی |
* |
* |
|||
|
محیطزیست |
|||||
|
بازیافت |
|||||
|
آموزش منابع انسانی و مدیریت نیروی کار |
* |
* |
* |
||
|
آموزش دانشگاهی، تحقیقات و نوآوری |
* |
* |
* |
* |
|
|
تولید و صنعت |
* |
* |
* |
* |
|
|
خودرو |
* |
|
|
|
|
|
صنایع دریایی |
|||||
|
معادن |
بررسی اولویتهای ملی هوش مصنوعی در شرق آسیا، تصویری پویا و چندوجهی از بلندپروازیها و راهبردهای این منطقه حیاتی جهان بهدست میدهد. در یک سوی این طیف، چین با رویکردی تمامعیار، دولتمحور و صنعتنگر ظاهر شده که هوش مصنوعی را عمدتاً بهمثابه ابزار تحول ساختاری اقتصاد و ابزاری برای تحکیم امنیت ملی و حاکمیت مینگرد. استراتژی جامع «برنامه ۲۰۲۵» که بر نوسازی صنعت، شهرهای هوشمند و زیرساختهای حیاتی متمرکز است، بیانگر تلاشی بلندپروازانه برای جهش از موقعیت «دنبالهروی فناورانه» به جایگاه «معمار آینده» است. این رویکرد، هوش مصنوعی را در قلب پروژه مدرنیزاسیون و افزایش قدرت ملی جای میدهد.
در میانه این طیف، ژاپن و کره جنوبی بهعنوان قدرتهای تثبیتشده، رویکردی متوازن و مبتنیبر تقویت مزیتهای رقابتی موجود را در پیش گرفتهاند. تمرکز ژاپن بر صنایع پیشرفته (بهویژه خودرو)، مدیریت بحران و تقویت صنایع خلاق و تأکید کره جنوبی بر توسعه زیرساختهای نسل آینده ازجمله خدمات شهری و حملونقل و مدیریت ترافیک، امنیت سایبری و نوآوری در تولید، نشان میدهد که این کشورها هوش مصنوعی را بیش از هر چیز ابزاری برای حفظ برتری کیفی، افزایش بهرهوری و رفع چالشهای اجتماعی خاص خود میدانند.
در سوی دیگر، سنگاپور و هند – هر یک با زمینهای کاملاً متفاوت – نماینده دو الگوی متمایز دیگر هستند. سنگاپور با مدل «حکمرانی هوشمند و امنیتمحور»، هوش مصنوعی را در خدمت مدیریت فوقکارآمد یک دولت - شهر جهانی، جذب سرمایه و تضمین ثبات قرار داده است. در مقابل، هند با مدل «توسعه اجتماعی در مقیاس بزرگ»، بر کاربرد هوش مصنوعی در حل مسائل بنیادین کشاورزی، سلامت و خدمات شهری برای جمعیت عظیم خود تأکید دارد. برای هند، هوش مصنوعی در درجه اول یک فناوری توانمندساز برای پرش توسعهای است.
در جمعبندی نهایی میتوان گفت که شرق آسیا صحنه هم زیستی و رقابت همزمان چندین پارادایم توسعه هوش مصنوعی است. این منطقه بهطور جمعی در حال نوشتن فصل جدیدی از تاریخ فناوری است که در آن، مسیر حرکت بهسوی آینده، تکخطی و یکسان نیست. آینده قدرت فناورانه جهانی تا حد زیادی به تعامل، تقابل و احتمالاً تلفیق این مدلهای مختلف – مدل تحول صنعتی چین، مدل نوآوری مبتنیبر تعالی ژاپن و کره، مدل حکمرانی هوشمند سنگاپور و مدل توسعه اجتماعی هند – بستگی خواهد داشت. درس کلیدی اینجاست که موفقیت در عصر هوش مصنوعی، نه در کپیبرداری از یک الگوی واحد، بلکه در طراحی راهبردی هوشمندانهای نهفته است که عمیقاً با شرایط تاریخی، ساختار اقتصادی و آرمانهای ملی هر کشور گره خورده باشد. در ادامه با توجه به اهمیت و ظرفیتهای موجود همکاری بین ایران و دو کشور چین و هند، بهطور مشروحتر به بررسی حوزههای اولویتدار این دو کشور پرداخته میشود.
انتخاب حوزههای اولویتدار برای کاربست هوش مصنوعی در چین، تلفیقی پیچیده از ملاحظات اقتصادی، امنیتی، فناورانه و ژئوپلیتیک را بازمیتاباند. این راهبرد کلیدی که در چارچوب برنامهای بلندمدت و چندلایه تدوینشده، هدف نهایی خود را تبدیل چین به «قطب اصلی نوآوری هوش مصنوعی در سطح جهان» تا سال ۲۰۳۰ تعریف کرده است ]39[. براساس تحلیل اسنادی ازجمله «چشمانداز تا عمل: مسیر چین بهسوی دگرگونی صنعتی مبتنیبر هوش مصنوعی»، چهار محرک اصلی بر گزینش این اولویتها حکمفرماست:
جمهوری هند با انتشار سند «راهبرد ملی برای هوش مصنوعی» در سال ۲۰۱۸ ، رویکردی متمایز و چندبعدی را برای توسعه و استقرار این فناوری در پیش گرفت. این سند که با شعار هوش مصنوعی برای همه شناخته میشود، برخلاف بسیاری از راهبردهای ملی که بر ابعاد صرفاً اقتصادی یا امنیتی متمرکز هستند، پیچیدگی ملاحظات اقتصادی، اجتماعی، فناورانه و ژئوپلیتیک را بهطور همزمان پوشش میدهد. این تحلیل منطق حکمرانی پشت انتخاب پنج حوزه اولویتدار «سلامت»، «کشاورزی»، «آموزش»، «شهرهای هوشمند و زیرساخت» و «حملونقل هوشمند» را واکاوی میکند.
در جدول ۶ حوزههای اولویتدار مورد توجه برخی کشورهای جنوب غرب آسیا و نیز روسیه و ترکیه نشان داده شده است.
جدول 6. حوزههای اولویتدار هوش مصنوعی در کشورهای جنوب غرب آسیا + روسیه و ترکیه
|
کشور |
روسیه |
عربستان سعودی |
امارات متحده |
عمان |
کویت |
ترکیه |
رژیم صهیونیستی |
|
سال تدوین سند |
2019 |
2024 |
2018 |
2020 |
2024 |
2021 |
2025 |
|
امنیت ملی و دفاعی |
* |
|
|
* |
|
* |
* |
|
امنیت سایبری |
|
|
* |
|
|
|
* |
|
مالی و سرمایهگذاری |
* |
|
|
* |
|
* |
* |
|
بیمه |
* |
|
|
|
|
|
|
|
خدمات عمومی و دولتی |
|
|
* |
* |
* |
|
* |
|
پزشکی، سلامت و بهداشت |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
خدمات شهری و زیرساخت |
|
* |
|
|
|
* |
|
|
حملونقل، مدیریت ترافیک و لجستیک |
* |
|
* |
* |
* |
* |
* |
|
مدیریت بحران |
|
|
|
* |
|
* |
|
|
گردشگری |
|
|
|
* |
|
|
|
|
فرهنگ و رسانه |
|
|
|
|
|
* |
|
|
کشاورزی و صنایع غذایی |
|
|
|
* |
|
* |
* |
|
ساختوساز |
|
|
|
|
|
|
|
|
انرژی |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
آموزش دانشگاهی، تحقیقات و نوآوری |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
* |
|
تولید و صنعت |
|
|
|
|
|
* |
|
|
صنایع دریایی |
|
|
* |
|
|
|
|
|
معادن |
|
|
|
* |
|
|
|
در این بخش با توجه به اهمیت شیوه کنشگری و نوع فعالیت کشورهای منطقه در حوزه هوش مصنوعی و نیز ظرفیتهای همکاریهای منطقهای با همسایگان، حوزههای اولویتدار هر یک از این کشورها با تفصیل بیشتری بررسی شده است.
این کشورها عمدتاً بهدلیل نیاز به تنوعبخشی اقتصادی، تقویت رقابتپذیری جهانی و حل چالشهای اجتماعی و امنیتی، تا سال ۲۰۲۵ بهطور فزایندهای به کاربردهای هوش مصنوعی با تمرکز بر حوزه انرژی پرداختهاند. این رویکردها اغلب بخشی از استراتژیهای ملی هوش مصنوعی هستند که براساس اسناد و گزارشهای ملی منتشر شده توسط خود کشورها شکلگرفتهاند. منطق انتخاب این اولویتها ریشه در عوامل اقتصادی (کاهش وابستگی به نفت)، اجتماعی (بهبود کیفیت زندگی و خدمات عمومی)، استراتژیک (تقویت امنیت و رقابت ژئوپلیتیکی با قدرتهایی مانند ایران، چین و ایالات متحده) و زیرساختی (سرمایهگذاری در فناوری برای جذب استعداد و سرمایه خارجی) دارد.
جمهوری ترکیه با تدوین و بهروزرسانی راهبرد ملی هوش مصنوعی خود در سال ۲۰۲۵، کاربست این فناوری را در پنج حوزه کلیدی تولید و صنعت، بهداشت و درمان، آموزش، کشاورزی و امنیت در دستورکار قرار داده است. در بخش تولید و صنعت، از هوش مصنوعی با هدف خودکارسازی فرایندهای کارخانهای و بهینهسازی زنجیره تأمین استفاده میشود که افزایش رقابتپذیری در بازارهای جهانی را به همراه دارد. این امر بهویژه با توجه به موقعیت ترکیه بهعنوان صادرکنندهای مهم و در راستای کاهش حدود ۲۰ درصدی هزینههای تولید از اولویت بالایی برخوردار است. در حوزه بهداشت و درمان، تمرکز بر تشخیص بیماریها و ارائه درمانهای شخصیسازی شده با کمک هوش مصنوعی است تا چالشهای مرتبط با دسترسی به خدمات بهداشتی در مناطق روستایی مرتفع شود و کیفیت زندگی جمعیت جوان و درحالرشد کشور ارتقا یابد. در زمینه آموزش، بهکارگیری راهحلهای یادگیری شخصی شده و تقویت مهارتهای دیجیتال، نقش محوری در آمادهسازی نیروی کار برای اقتصاد دیجیتال و همچنین کاهش نرخ بیکاری جوانان و جذب سرمایهگذاری خارجی ایفا میکند. در بخش کشاورزی، هوش مصنوعی ازطریق پیشبینی میزان محصول و مدیریت بهینه منابع، به افزایش بهرهوری و تحکیم امنیت غذایی کمک میکند؛ بخشی که سهم قابلتوجهی در تولید ناخالص داخلی ترکیه دارد. درنهایت، در حوزه امنیت، کاربست هوش مصنوعی در نظارت سایبری و امور دفاعی با هدف مقابله با تهدیدهای منطقهای و حفاظت از زیرساختهای حیاتی کشور در دست اجراست. در مجموع، ترکیه هوش مصنوعی را ابزاری راهبردی برای پیشبرد تحول دیجیتال، کاهش وابستگی به واردات انرژی و تقویت نقشآفرینی منطقهای خود قلمداد میکند ]46[.
پادشاهی عربستان سعودی با اتکا به راهبرد ملی داده و هوش مصنوعی (نسخه بهروزرسانی شده ۲۰۲۵) و نیز ابتکار موسوم به HUMAIN، تحول اقتصادی عمیقی را مبتنیبر فناوریهای نوین دنبال میکند. براساس پیشبینیهای انجام شده، سهم هدفگذاری شده هوش مصنوعی در تولید ناخالص داخلی این کشور تا سال ۲۰۳۰ میلادی، معادل 12/4 درصد تعیین شده است. در این مسیر، عربستان تمرکز راهبردی خود را بر پنج حوزه کلیدی انرژی، بهداشت و درمان، تولید، امنیت و آموزش قرار داده است. در بخش انرژی، از هوش مصنوعی برای توسعه شبکههای هوشمند و بهینهسازی فرایند استخراج نفت استفاده میشود که در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۳ و در راستای تنوعبخشی اقتصادی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و افزایش بهرهوری طراحی شده است. در عرصه بهداشت و درمان، بهکارگیری هوش مصنوعی در تشخیص بیماریها و ارائه درمانهای شخصیسازی شده، علاوهبر ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، در راستای جذب گردشگری پزشکی نیز مورد توجه قرار دارد. در حوزه تولید، توسعه اتوماسیون صنعتی با هدف رشد بخش غیرنفتی، ایجاد فرصتهای شغلی جدید و افزایش رقابتپذیری در عرصه جهانی پیگیری میشود. در بعد امنیتی، کاربست هوش مصنوعی در نظارت و دفاع سایبری با هدف مقابله با تهدیدهای منطقهای و بینالمللی و نیز تقویت جایگاه رهبری عربستان در خاورمیانه صورت میپذیرد. همچنین در بخش آموزش، تمرکز بر تربیت نیروی کار مجهز به مهارتهای هوش مصنوعی، برای آمادهسازی نسل جوان برای حضور در اقتصاد دانشبنیان و کاهش نرخ بیکاری در دستورکار است. در مجموع، عربستان سعودی هوش مصنوعی را بهعنوان محوری اساسی برای گذار از اقتصاد متکی بر نفت و رقابت در سطح جهانی برگزیده است ]42[.
امارات متحده عربی با تدوین راهبرد ملی هوش مصنوعی موسوم به «استراتژی هوش مصنوعی ۲۰۳۱» و بهروزرسانی آن در سال ۲۰۲۵، جایگاه خود را بهعنوان پیشتاز منطقهای در حوزه فناوریهای پیشرفته تثبیت کرده است. براساس پیشبینیهای انجامشده، سهم هدفگذاری شده هوش مصنوعی در تولید ناخالص داخلی این کشور تا سال ۲۰۳۰ معادل 13/6 درصد تعیین شده است. در این مسیر، امارات تمرکز راهبردی خود را بر پنج حوزه کلیدی انرژی، بهداشت و درمان، مالی، حملونقل و آموزش معطوف کرده است. در بخش انرژی، از هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرایندهای نفتی و توسعه انرژیهای سبز استفاده میشود که در راستای تنوعبخشی اقتصادی در دوران پس از نفت و جذب سرمایهگذاری خارجی طراحی شده است. در عرصه بهداشت و درمان، ارائه درمانهای شخصیسازی شده با کمک هوش مصنوعی، علاوهبر ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، در جهت توسعه گردشگری پزشکی نیز موردتوجه قرار دارد. در حوزه مالی، بهکارگیری هوش مصنوعی در فناوریهای مالی (فینتک) و کشف تقلب، با هدف تقویت موقعیت دبی بهعنوان یک قطب مالی جهانی پیگیری میشود. در بخش حملونقل، توسعه شهرهای هوشمند و وسایل نقلیه خودران برای مدیریت رشد شهری پویا و کاهش آلودگی محیطزیست در دست اجراست. همچنین در حوزه آموزش، استقرار نظام یادگیری هوشمند با هدف پرورش نیروی کار ماهر و توانمند برای پاسخگویی به نیازهای نوآوری و رقابت در عرصه جهانی صورت میپذیرد. در مجموع، امارات متحده عربی با تمرکز بر توسعه زیرساختهای پیشرفته، هوش مصنوعی را بهعنوان ابزاری راهبردی برای دستیابی به چشم انداز رهبری منطقهای و تقویت موقعیت خود در رقابتهای ژئوپلیتیک و اقتصادی برگزیده است ]43[.
با مطالعه راهبرد کویت در حوزه فناوری، میتوان دریافت که این کشور با محوریت «برنامه تحول دیجیتال» خود، کاربست هوش مصنوعی را در پنج حوزه کلیدی انرژی، بهداشت و درمان، آموزش، خدمات عمومی و مالی دنبال میکند. در بخش انرژی، از هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرایندهای نفتی استفاده میشود. تا نقش سنتی این کشور در حوزه انرژی حفظ و تقویت شود. در عرصه بهداشت و درمان، ارائه خدمات درمانی شخصیسازیشده با بهرهگیری از هوش مصنوعی، با هدف ارتقای کیفیت زندگی شهروندان در دست اجراست. در حوزه آموزش، تمرکز بر توسعه مهارتهای دیجیتال نیروی کار بوده که در نهایت به کاهش وابستگی به نیروی کار خارجی منجر خواهد شد. در بخش خدمات عمومی، استقرار راهحلهای هوش مصنوعی با هدف افزایش کارایی اداری، کاهش فساد و بهبود حکومتداری طراحی شده است. همچنین در حوزه مالی، توسعه بانکداری هوشمند جهت مدیریت ریسک در اقتصاد متکی بر نفت در اولویت قرار دارد. در مجموع، کویت هوش مصنوعی را ابزاری راهبردی برای دستیابی به پایداری اقتصادی و اجتماعی و مقابله با چالشهای منطقهای قلمداد میکند ]45[.
پادشاهی عمان با تدوین «برنامه ملی فناوریهای پیشرفته»، هوش مصنوعی را بهعنوان محوری اساسی در مسیر تحول دیجیتال خود تعریف کرده و تمرکز راهبردی خود را بر پنج حوزه کلیدی انرژی، بهداشت و درمان، آموزش، حملونقل و گردشگری معطوف کرده است. در بخش انرژی، از هوش مصنوعی برای مدیریت بهینه منابع و تحقق هدف تنوعبخشی اقتصادی در چارچوب سند چشمانداز ۲۰۴۰ استفاده میشود. در عرصه بهداشت و درمان، توسعه دسترسی دیجیتال ازطریق راهحلهای هوش مصنوعی، با هدف ارتقای کیفیت ارائه خدمات بهداشتی بهویژه در مناطق دورافتاده و محروم پیگیری میشود. در حوزه آموزش، پرورش مهارتهای نسل جوان نیروی کار در راستای پاسخگویی به نیازهای اقتصاد آینده و تسریع رشد اقتصادی در دستورکار قرار دارد. در بخش حملونقل، استقرار سامانههای لجستیک هوشمند با هدف تقویت کریدورهای تجاری و تحکیم موقعیت منطقهای عمان بهعنوان قطب لجستیک دنبال میشود. همچنین در حوزه گردشگری، بهکارگیری راهبردهای بازاریابی مبتنیبر هوش مصنوعی برای توسعه بخش غیرنفتی و تنوعبخشی به منابع درآمدی ملی مورد توجه قرار گرفته است. در مجموع، عمان هوش مصنوعی را ابزاری راهبردی برای دستیابی به پایداری اقتصادی – اجتماعی و حفظ مزیتهای رقابتی خود در صحنههای منطقهای و بینالمللی قلمداد میکند ]44[.
براساس سند «برنامه ملی هوش مصنوعی»، این رژیم با تدوین یک راهبرد جامع، برخی حوزههای کلیدی را بهعنوان اولویتهای اصلی در توسعه و بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی تعیین کرده که در رأس این راهبرد، توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی قرار دارد که مشتمل بر ایجاد و تقویت زیرساختهای محاسباتی پیشرفته ازجمله ابررایانهها و دسترسی به منابع پردازشی مانند واحدهای پردازش گرافیکی، توسعه زیرساختهای داده ازطریق ایجاد داراییهای دادهای رشتهای و اتاقهای تحقیق مجازی برای دسترسی امن به دادههای دولتی و همچنین پر کردن شکاف زبانی در پردازش زبانهای طبیعی عبری و عربی با توسعه مدلهای زبانی بزرگ و ابزارهای مرتبط است. نقطه همگرایی اصلی این اقدامها، تقویت حوزه دفاعی و سایبری به کمک هوش مصنوعی است ]47[.
تصویب «راهبرد ملی توسعه هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰» توسط ولادیمیر پوتین در اکتبر ۲۰۱۹، بیانگر عزم جدی فدراسیون روسیه برای احراز جایگاهی پیشرو در عرصه فناوریهای هوش مصنوعی در سطح جهانی است. این سند که در بستر رقابتهای فناورانه و ژئوپلیتیکی جهان معاصر شکل گرفته، فراتر از یک برنامه توسعه صرفاً فناورانه، بازتابی از دغدغههای عمیق امنیت ملی، حاکمیت فناورانه و تحکیم بنیانهای اقتصادی این کشور محسوب میشود. تحلیل محتوای این سند و اقدامهای متعاقب آن نشان میدهد که انتخاب حوزههای اولویتدار، برآیند موازنهای دقیق میان چهار عامل کلیدی امنیت ملی، توسعه اقتصادی، پیشرفت فناورانه و منافع ژئوپلیتیک است.
در کانون این راهبرد، ملاحظات امنیتی و دفاعی جایگاهی محوری دارد، بهگونهای که هوش مصنوعی بهمثابه ضامنی برای بقا و برتری استراتژیک تلقی میشود. تأکید صریح بر «امنیت» و «حاکمیت فناورانه» و تصریح بر «غیرقابلقبول بودن استفاده از هوش مصنوعی برای واردکردن آسیب عمدی»، اگرچه بر کاربردهای غیرنظامی متمرکز است، اما درکی روشن از ماهیت با کاربرد دوگانه این فناوری و نقش حیاتی آن برای دفاع و امنیت ملی را نمایان میسازد. این نگرش در عمل، در سرمایهگذاریهای هدفمند در حوزههایی چون سامانههای خودمختار جنگی، جنگ سایبری و سامانههای نظارتی متجلی شده که پاسخی است به تهدیدات ادراکشده از سوی ناتو و ضرورت حفظ بازدارندگی در شرایط نامتقارن.
بهموازات امنیت، بعد اقتصادی راهبرد، هوش مصنوعی را بهعنوان موتور محرکه رشد و رقابتپذیری تعریف میکند. هدف اصلی دستیابی به «رقابتپذیری پایدار اقتصاد روسیه» و «ایجاد موقعیت پیشرو در جهان» ازطریق تعریف حوزههای اولویتدار بهصورت فرابخشی محقق میشود. تمرکز بر افزایش بهرهوری در بخشهای سنتی و حیاتی مانند صنایع استخراجی، کشاورزی و تولید، نهتنها در خدمت رشد داخلی ، بلکه برای حفظ سهم روسیه در بازارهای جهانی منابع نیز حیاتی است. تأکید بر افزایش صادرات محصولات و خدمات مبتنیبر هوش مصنوعی، گویای عزم مسکو برای کاهش وابستگی به صادرات منابع خام و حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان است.
در بعد فناورانه، دغدغههای حاکمیت فناورانه و کاهش وابستگی، محرک تمرکز بر توسعه زیرساختهای حیاتی بوده است. تصریح به استفاده غالب از «فناوریهای داخلی هوش مصنوعی» نشان میدهد که وابستگی کنونی به فناوریهای خارجی - بهویژه در حوزه سختافزار - ازسوی مسکو بهعنوان نقطه آسیبپذیر استراتژیک شناسایی شده و تلاشهای گستردهای برای رفع آن در جریان است.
سرانجام، راهبرد روسیه در هوش مصنوعی را باید در چارچوب رقابت ژئوپلیتیک با غرب، بهویژه ایالات متحده، تفسیر کرد. هشدار صریح سند درباره خطر «عقبماندگی اقتصادی و فناورانه» در صورت عدم موفقیت، هوش مصنوعی را به میدانی برای نمایش توانمندیها و تأثیرگذاری بر استانداردهای جهانی تبدیل کرده است. تلاش برای توسعه همکاریهای بینالمللی و ایجاد سیستمهای یکپارچه استانداردسازی، در کنار تأکید ظاهری بر شفافیت و اخلاق، همگی حاکی از تمایل مسکو برای ایفای نقشی فعال در حکمرانی جهانی هوش مصنوعی و معرفی خود بهعنوان قطب فناوری مستقل و جایگزین در برابر بلوک غرب است ]41[.
هوش مصنوعی بهعنوان پیشران اصلی انقلاب صنعتی چهارم و یک «ابزار توانمندساز اساسی»، نقشی بنیادین در بازتعریف ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و قدرت بینالمللی ایفا میکند. ویژگی بارز این فناوری، همگرایی و همافزایی آن با سایر فناوریهای نوین همچون اینترنت اشیا، بلاکچین، رباتیک و زیستفناوری است که دامنه تأثیرگذاری آن را فراتر از یک کاربرد ساده، به سطح خلق مدلهای نوین کسبوکار و تحول در زنجیرههای تأمین گسترش داده است.
پژوهش حاضر با مطالعه تطبیقی اسناد راهبردی کشورهای مختلف از مناطق گوناگون جهان (اروپا، اسکاندیناوی، آمریکا، شرق آسیا و جنوب غرب آسیا) به این نتیجه رسیده است که توسعه زیرساختهای مورد نیاز و تربیت نیروی انسانی ماهر ازجمله اولویتهای بنیادین همه کشورها در مسیر توسعه و کاربست هوش مصنوعی است. در حوزههای بخشی، اگرچه حوزههای کاربست هوش مصنوعی بسیار متنوع است (از امنیت ملی و دفاع تا کشاورزی، سلامت و خدمات شهری)، اما کشورها صرفاً براساس سلیقه یا تقلید ساده به سراغ این حوزهها نمیروند. در عوض، انتخاب اولویتها تابعی از موقعیت ژئوپلیتیک، ساختار اقتصادی، سطح توسعه فناوری، چالشهای اجتماعی و اهداف کلان ملی هر کشور است. در ادامه پنج حوزه پرتکرار در سیاستگذاری کاربست هوش مصنوعی در جهان مورد تحلیل قرار میگیرد؛
پنج حوزه اولویتدار با بالاترین فراوانی در سطح جهانی
1. بهداشت و درمان: تقریباً تمامی کشورهای موردمطالعه (از ایالات متحده و آلمان تا هند و عربستان) هوش مصنوعی در سلامت را در اولویت قرار دادهاند. پیشرانهای این انتخاب عبارتاند از نیازهای اجتماعی (تشخیص زودهنگام بیماریها با دقت بالا)، رشد اقتصادی (بازار جهانی ۴۵ میلیارد دلاری) و ظرفیتهای زیرساختی برای نوآوری (از تحلیل دادههای پزشکی در کشورهای پیشرفته تا افزایش دسترسی به خدمات در مناطق روستایی هند).
2. تولید و صنعت: این حوزه بهعنوان موتور محرک اقتصاد، با اتوماسیون، کنترل کیفیت هوشمند و بهینهسازی زنجیره تأمین، هزینهها را تا ۲۰ درصد کاهش داده است. نمونههایی نظیر برنامه «ساخت چین ۲۰۲۵» و کارخانههای هوشمند در کرهجنوبی، نشاندهنده نقش هوش مصنوعی در رقابتپذیری صنعتی و بهرهوری اقتصادی است.
3. حملونقل: هوشمندسازی حملونقل با هدف کاهش ترافیک، آلودگی و توسعه وسایل نقلیه خودران دنبال میشود. کشورهای دارای اهداف پایداری (مانند فرانسه و سنگاپور) و همچنین قدرتهای فناور (ایالات متحده و چین) سرمایهگذاری قابل توجهی در این حوزه انجام دادهاند.
4. آموزش: دو انگیزه اصلی «آمادهسازی نیروی کار برای اقتصاد دانشبنیان» و «کاهش شکاف آموزشی» کشورها را به سمت یادگیری شخصیسازیشده و ابزارهای هوشمند سوق داده است. سنگاپور و فنلاند در این زمینه پیشرو هستند و هند از آن برای عدالت آموزشی بهره میگیرد.
5. کشاورزی: با هدف تضمین امنیت غذایی و افزایش بهرهوری (افزایش بازده تا ۲۰درصد)، کشورهای کشاورزی محور مانند برزیل، آرژانتین و هند به سمت کشاورزی هوشمند مبتنیبر داده حرکت کردهاند.
در نهایت، آنچه از مطالعه تطبیقی کشورهای جهان آشکار میشود، تنوع عمیق در منطق انتخاب و حمایت از حوزههای اولویتدار است. هر کشور براساس تحلیل هزینه – فایده، ملاحظات راهبردی و اولویتهای ملی خود، مسیری متمایز را طراحی و منابع و امکانات خود را در همان مسیر هدایت میکند. این تنوع رویکردی، نشاندهنده درک واقعبینانهای است که توسعه هوش مصنوعی را نه صرفاً یک رقابت فناورانه، بلکه ابزاری برای پاسخگویی به نیازهای مشخص داخلی و تحقق اهداف خاص هر ملت میداند.
در پژوهشهای آتی تلاش میشود با تکیه بر تجارب کشورها و مطالعات تطبیقی انجام شده، منطق راهبردی کشورها در انتخاب حوزههای اولویتدار بهصورت نظاممند احصا و تحلیل شود. سپس با بهرهگیری از این چارچوب تحلیلی، تصویری روشن از وضعیت کنونی ایران در پرتو این الگوها ترسیم و پیشنهادهایی برای تمرکز منابع، اصلاح ساختارها و حرکت به سمت یک نقشه راه ملی متمایز و کارآمد ارائه شود.