نظام اداری در هر کشور بهمثابه ماشین اجرایی دولت به حساب میآید که با هر سه قوه مرتبط است و ابزارهای چهارگانه قوانین و مقررات، ساختار تشکیلاتی، سیستمها و رویهها و ساختار منابع انسانی را جهت ایفای نقش خود در اختیار دارد. نقش گسترده نظام اداری بهعنوان بدنه اجرایی تصمیمات حاکمیت و تأثیرات آن بر کارایی نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بهداشت و درمان و...، نقش حیاتی کارآمدی این نظام را در تحقق اهداف حاکمیت و طی مسیر پیشرفت مطلوب، نمایان میسازد. تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در سالهای اخیر در کشور موجب پیچیدگی وتنیدگی درهمتنیدگی مسائل مختلف پیشروی حاکمیت شده است. ریشه این تحولات را میتوان عوامل مختلفی مانند افزایش جمعیت، توسعه شهرنشینی، توسعه ارتباطات و فضای مجازی، توسعه صنعتی و تخصصی شدن امور و مشاغل و افزایش فهم عمومی از مسائل دانست. این پیچیدگی مسائل حاکمیتی، ارتقای کارآمدی و بهروزرسانی نظام اداری بهعنوان بازوی اجرایی حاکمیت را جهت تحقق اهداف و مسئولیتهای این بخش، ضروری ساخته است. نظام اداری علاوهبر اینکه بستر پیادهسازی بسیاری از تصمیمات و خطمشیهای تخصصی است، در سایر مراحل خطمشیگذاری از مسئلهیابی تا ارزیابی خطمشیهای گذشته نیز تأثیر فراوانی دارد.
توسعه فناوریهای نوین در سالیان اخیر مانند فناوری هوش مصنوعی در کنار توسعه زیرساختهای جمعآوری، ذخیره، پردازش و انتشار اطلاعات در مقیاس کلان، زمینهساز بهرهمندی از این فناوری در بخشهای مختلف جامعه ازجمله کسبوکارها شده است. این امر خود بر سرمایهگذاری روزافزون در حوزه این فناوری افزوده است. بنابراین بهرهمندی از این فناوری که روزبهروز بر قابلیتهای آن افزوده خواهد شد، میتواند زمینهساز ارتقای کارآمدی نظام اداری و روزآمدسازی و رفع چالشهای مرتبط باشد.
این گزارش پس از بررسی اجمالی نظام اداری در ایران و چالشهای مربوط به آن، به دنبال ریشهیابی این چالشهای شناسایی شده است تا در مرحله بعد، رفع این چالشها با بهرهمندی از ظرفیتهای فناوری هوش مصنوعی، امکانسنجی و بررسی شود. در این راستا، چالشهای زیر شناسایی شده و راهکارهای اصلاحی که با بهرهمندی از فناوری هوش مصنوعی قابل تحقق خواهند بود پیشنهاد شده است:
چالشهای نظام اداری در کشور بههمراه راهکارهای پیشنهادی
|
ردیف |
چالش |
راهکار |
|
1 |
فساد اداری و رواج رشوه |
تحقق تصمیمگیری و صلاحدید دیجیتال و بیطرفی در تصمیمات |
|
2 |
تصمیمات جناحی و سیاستزده |
|
|
3 |
انبوه دادههای موجود در بخشهای مختلف |
تحقق سیستمهای پشتیبان هوشمند تصمیم |
|
4 |
هزینه بالای اشتباه در سطح نظام اداری |
بهرهمندی از شبیهسازی و سنجش پیامدهای تصمیمات و کاهش هزینه آزمون و خطا |
|
5 |
لزوم بهرهمندی از ظرفیتهای شهروندان و درگیرسازی آنها |
بهرهمندی از هوش جمعی و تعامل الکترونیک با شهروندان |
|
6 |
تنوع افراد و اربابرجوع جامعه هدف خدمات اداری و عمومی |
شخصیسازی خدمات |
|
7 |
هزینههای جاری بالای نظام اداری |
توجه به بهرهوری اقتصادی و کیفیت خدمات مورد ارائه |
|
8 |
گستردگی دامنه فعالیت و اثرگذاری نظام اداری |
|
|
9 |
چالشهای مرتبط با مدیریت منابع انسانی |
هوشمندسازی مدیریت منابع انسانی |
|
10 |
فقدان ارتباط مؤثر دستگاهها و سازمانهای مختلف نظام اداری |
تحقق تعامل هوشمند بینسازمانی |
|
11 |
اهمیت آسیبشناسی خدمات نظام اداری و دشواری این امر بهدلیل گستردگی خدمات و مسئولیتها |
عارضهیابی کلنگرانه و هوشمند خدمات |
|
12 |
تأثیر گسترده ناکارآمدی نظام اداری بر کاهش سرمایه اجتماعی حاکمیت |
ارتقای شفافیت و پاسخگویی در نظام اداری |
مأخذ: براساس یافته های تحقیق.
در ادامه گزارش، ظرفیتهای هوش مصنوعی در مقابل چالشهای نظام اداری بررسی شده و ۱۱ کارکرد از بهکارگیری این فناوری در نظام اداری شناسایی شده که شامل موارد زیر است:
با توجه به کارکردهای بالقوه هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری، این فناوری میتواند ظرفیت تحول و ارتقای کیفیت فرایندها و خروجیها در نظام اداری را بههمراه داشته باشد. بنابراین ضروری است توجه به برنامهریزیها و تسهیلگریهای مورد نیاز در اولویت نهاد راهبر نظام اداری یعنی سازمان اداری و استخدامی کشور قرار گیرد. این امر با مشارکت بخشهای مختلف متولی در کشور ازجمله وزارت ارتباطات و مراکز فناوری اطلاعات در بخشهای مختلف نظام اداری، ممکن خواهد شد. همچنین توجه به الزامات و اقتضائات این امر که پیشنیاز هرگونه برنامهریزی و تعیین راهبرد است، ضروری خواهد بود. بنابراین توصیههای زیر جهت تسهیل و فراهمسازی بستر بهرهمندی سنجیده از این فناوری در نظام اداری ارائه میشود:
یکی از مشکلاتی که تصمیمگیری عقلایی در جهان واقع را با مشکل مواجه میکند و تصمیمگیر را به سمت مدلهای تصمیمگیری جزئی-تدریجی یا رضایتبخش سوق میدهد، فقدان اطلاعات و دادههای ضروری و محدودیت توانایی پردازش دادهها در زمان مطلوب، بهرغم وجود داده، است. این مسئله بهطور خاص در بخش دولتی نمود بیشتری پیدا میکند. در این بخش بهدلیل سروکار داشتن با شهروندان و مسائل مختلف آنها، از طرفی حجم دادهها و پردازشهای مورد نیاز در بخشهای اداری و دولتی بسیار بالا و پیچیده است. ازطرفدیگر در بسیاری از موارد زمان تصمیمگیری محدود است. همچنین فرایندهای این بخش غالباً تکراری و مستعد خطای انسانی بوده و موجب کارایی پایین در ارائه خدمات نسبت به هزینههای این بخش است. با توجه به اینکه تصمیمات این بخش، آثار فراوان و ماندگاری بر بخشهای مختلف جامعه داشته و علاوهبر آن، بخش دولتی و نظام اداری مستعد تصمیمات جناحی و حزبی و یا تصمیمات خلقالساعه و نسنجیده است، تحقق شرایط تصمیمگیری سنجیده و عقلایی (تا حد امکان) ضرورت خواهد داشت.
هوشمندی که تعاریف متعدی ازجمله قابلیت یادگیری و اصلاح رفتار به سمت هدف درخصوص آن موجود است، یکی از ویژگیهای مهم انسان است. هوش مصنوعی بهعنوان یک زمینه پژوهشی و تخصصی با هدف تحقق مراتبی از این هوشمندی در یک سیستم رایانهای، در سالهای اخیر توسعه فراوان یافته است.
تعاریف مختلفی در خصوص هوش مصنوعی ارائه شده است. هوش مصنوعی را میتوان «ظرفیت ماشین برای انجام عملکردهای شناختی مرتبط با ذهن انسان، مانند ادراک، استدلال، یادگیری، تعامل با محیط، حل مشکلات و حتی انجام خلاقیت» تعریف کرد [1]. در این زمینهها، سیستمهای رایانهای با بهرهمندی از قابلیت پردازش حجم بالایی از دادهها در زمان بسیار کوتاه، قابلیتهای ذهن انسانی را در برخی امور به شدت به چالش کشیدهاند.
در سالهای اخیر قابلیتهای روزافزون هوش مصنوعی در حل مسائل پیچیده، زمینهساز بهکارگیری آن در بخشهای مختلف زندگی فردی و اجتماعی شده است. فراگیری و مشاهده کاربردهای هوش مصنوعی در بخشهای مختلف در کنار مطالبه خدمات عمومی با کیفیت از سمت شهروندان، زمینه و اهمیت توجه به آن در بخش عمومی را فراهم کرده است. در عصر کنونی که شهروندان میتوانند انواع خدمات را در پلتفرمها و درگاههای هوشمند در بخش خصوصی دریافت کنند و این امر روزبهروز در حال ارتقاست، اگر بخش عمومی نتواند خود را با این تحولات تطبیق داده و کیفیت خدمات را بالا ببرد، دیر یا زود با چالشهای جدی در عملکرد و مقبولیت مواجه خواهد شد.
در حوزههای مربوط به علوم اجتماعی، بهکارگیری تکنیکهای هوش مصنوعی به دلایل متعددی ازجمله منابع محدود تا ترس از خطر در کاربرد، مورد تحقیق و استفاده کافی قرار نگرفته است [2] و [3]. درنتیجه درحالحاضر بخش دولتی در پذیرش و بهکارگیری هوش مصنوعی نسبت به بخش خصوصی، دچار عقبماندگی است. بااینحال، دولتها به دنبال کاهش این شکاف هستند. این امر، نظر به هدف و ماهیت بخش دولتی، چالشهای مخصوص بهخود را خواهد داشت [4].
در بخش عمومی، هوش مصنوعی ظرفیت تحول عرصههای مختلف مانند امنیت و مدیریت دادهها، امور مالی، بهداشت و درمان، تحقیق و توسعه، سیاستگذاری، سیستم حقوقی و قضایی و... دارد [3] . با توجه به گستردگی دامنه کاری و ضرورت ارتقای کارآمدی نظام اداری در کشور، بررسی ظرفیت فناوری هوش مصنوعی در این زمینه ضروری بهنظر میرسد. این فناوری همانگونه که در بسیاری از بخشها موجب تحولات عمده و تکانهای شده است، میتواند تغییراتی بنیادین در نظام اداری و بخش عمومی ایجاد کند. لازمه این امر، پیشنگری نسبت به تحولات این فناوری و بررسی ظرفیتهای موجود و بالقوه در نظام اداری است.
این گزارش پس از بررسی چالشها و کژکارکردهای نظام اداری در کشور و ریشهیابی آنها، به بررسی ظرفیتهای هوش مصنوعی در رفع این ناکارآمدیها خواهد پرداخت. سپس الزامات بهرهمندی از این ظرفیتها را در قالب توصیههای سیاستی بیان خواهد کرد.
گزارش «بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه (۸۸): توسعه پایدار هوش مصنوعی در کشور» پس از بررسی جامع 16 گزارش سابق مرکز پژوهشها در ارتباط با هوش مصنوعی، بیان میکند: «هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری دادهمبنا، میتواند با ایجاد زمینه پردازش حجم انبوهی از دادهها، استخراج الگوها و تحقق ویژگی یادگیرندگی، امکان دستهبندی، تشخیص الگوها و ناهنجاریها در دادههای جدید و همچنین پیشبینی و توصیه برای شرایط آتی را فراهم سازد». این کارکردها میتوانند در حل مسائلی از نظام اداری که سالهای فراوانی گریبانگیر کشور بودهاند و بهرغم تخصیص وقت و سرمایه فراوان، هنوز لاینحل باقی ماندهاند، کمککننده باشند. این گزارش همچنین ارتقای کارآمدی نظام اداری را ازجمله قابلیتهای هوش مصنوعی بر میشمارد و الزاماتی ازجمله توجه به «حکمرانی داده» و فراهمسازی دادههای متقن و در دسترس، توجه به «توسعه دولت الکترونیک» و دیجیتالی کردن دادههای مختلف بخش عمومی و خصوصی، «الزامات سخت» همچون قانونگذاری و «الزامات نرم» همچون فرهنگسازی و ایجاد مشوق برای در دسترس قرار دادن دادهها، را لازم به توجه میداند.
گزارش «بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه (92) ساختاردهی مسئله فصل اصلاح نظام اداری» پس از ساختاردهی مسائل دولت در فصل اصلاح نظام اداری و در سه موقعیت مسئله ساختار و تشکیلات، سرمایه انسانی و هوشمندسازی و دولت الکترونیک، بیان میکند: «هرگونه تغییر در کارکرد ارائه خدمات عمومی، نباید رنگوبوی بیاثر کردن نقش انسان در تعاملات و مناسبات انسانی بگیرد». همچنین بیان میکند:«حذف انسانیت انسان، ناامن کردن موقعیت عمل اداری، کمرنگ کردن حضور انسان در محیط اداری و مانند آن، رافع ناکارآمدی نظام اداری و یا سرمایه انسانی نیست». این ملاحظات در بهکارگیری فناوریهای هوشمند و خودکارسازی در دولت بسیار قابلتوجه است.
در ارتباط با هوش مصنوعی در کشور، قانونی به شکل مستقیم و صریح وجود ندارد. بااینحال پرداختن به ارتقای نظام اداری و رفع چالشهای این حوزه، لزوم توجه به قوانین بسترساز این چالشها را آشکار میسازد.
در فصل ۲۳ «قانون برنامه هفتم توسعه» در زیر بخش هوشمندسازی و دولت الکترونیک، دستگاههای اجرایی را موظف به اتصال مراکز داده اصلی و پشتیبان خود به زیرساخت یکپارچه ابری دولت هوشمند، ارائه و اجرای برنامه عملیاتی استقرار و پیادهسازی چرخه هوشمندسازی، اصلاح فرایندها و استقرار نظام حکمرانی دادهمبنا، انجام اقدامات لازم بهمنظور توسعه دولت هوشمند، تکمیل پایگاه اطلاعاتی و تبادل داده و اطلاعات براساس قانون مدیریت دادهها و اطلاعات ملی؛ کرده است.
همچنین "سند ملی توسعه هوش مصنوعی" مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی (1403)، در ماده (۳)، ارتقای کیفیت حکمرانی دولتی و خدمات عمومی را از قلمروهای اولویت دار جهت بهکارگیری هوش مصنوعی میداند. در این راستا شاخص آمادگی هوش مصنوعی در دولت و درصد دستگاههای مستقل دارای رهنگاشت هوش مصنوعی را از شاخصهای کلان سنجش و پیگیری این امر دانسته است.
همچنین در ماده (۴) این سند در سیاستهای راهبردی به «اولویتدهی به کاربردی شدن هوش مصنوعی برای حل چالشهای ملی» اشاره شده است که چالشهای نظام اداری را میتوان از مهمترین چالشها در کشور دانست.
در ماده (۵) که موضوع آن راهبردها و اقدامات ملی است، ذیل عنوان ترویج و فرهنگسازی، «آگاهسازی و ارتقای سطح دانش مدیران بخش عمومی نسبت به اهمیت، ملزومات، کاربردها و چشمانداز آینده هوش مصنوعی» را مدنظر قرار داده است. گزارش حاضر در این راستا کمککننده خواهد بود.
در ماده (۶) یعنی اولویتهای ملی بهکارگیری هوش مصنوعی نیز محور حکمرانی دولتی و خدمات عمومی مورد تأکید قرار گرفته و اولویتهایی ازجمله: «هوشمند شدن فرایند گردش کار اسناد اداری و بررسی و ارائه پیشنهاد اولیه»، « ایجاد شفافیت در عملکرد دولت» و « ایجاد سکوی هوشمند خدمات دولت» را بیان کرده است که موارد مورد بررسی و تأکید در این گزارش در این راستا بهکار خواهد آمد.
نظام اداری در هر کشور بهمثابه ماشین اجرایی دولت به حساب میآید که با هر سه قوه مرتبط است و ابزارهای چهارگانه قوانین و مقررات، ساختار تشکیلاتی، سیستمها و رویهها و ساختار منابع انسانی را جهت ایفای نقش خود در اختیار دارد [5]. نقش گسترده نظام اداری بهعنوان بدنه اجرایی تصمیمات حاکمیت و تأثیرات آن بر کارایی نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بهداشت و درمان و...، نقش حیاتی کارآمدی این نظام را در تحقق اهداف حاکمیت و طی مسیر پیشرفت مطلوب، نمایان میسازد.
سالهاست نظام اداری کشور با چالشها و مشکلات مختلفی مواجه بوده است. در این راستا، برنامههای اصلاحی مختلفی از اوایل پیدایش دولت نوین در ایران در زمان رضاخان تا سالهای اخیر تدوین و اجرا شدهاند. هر برنامه اصلاحی و تحولی در ارتباط با نظام اداری، چالشهایی را هدف قرار داده و متناسب با رویکرد نظری و علمی خود، پیشنهادهایی جهت رفع این چالشها ارائه کرده است. شناسایی دقیق و عمیق این چالشها در تدوین راهکارهای اصلاحی و کارآمد، نقش حیاتی دارد.
درهمتنیدگی این چالشها در کنار وابستگی اغلب این چالشها به حوزههایی خارج از نظام اداری مانند اقتصاد یا فرهنگ، بر تداوم و تعمیق این مسائل و چالشها افزوده است. از طرفی ضعف و نابسامانی نظام اداری میتواند اجرای هرگونه سیاست اصلاحی در حوزه بحرانهای اساسی کشور را با چالش جدی مواجه کند. ازطرفدیگر با توجه به ساختار نظام سیاسی کشور، هرگونه تصمیم اصلاحی و تحولی، خواه ناخواه متأثر از نظام اداری نهاد یا سازمان مربوطه و میزان چابکی، نوآورانه بودن، گشودگی و خلاقیت این نظام است. فقدان این موارد نیز، بهنوبهخود موجب تصمیمات نسنجیده و تضعیف بیشازپیش کارآمدی خواهد شد. علاوهبر اینها، درهمتنیدگی بحثهای مرتبط با نظام اداری بهعنوان یک سیستم انسانی با مباحث رفتاری و انسان شناختی و به شکل عام، با فرهنگ و تاریخ جامعه، موجب شده است که حصول شناختی جامع از نظام اداری و اقتضائات آن در کشور، بسیار پیچیده و صعبالوصول باشد. بنابراین بسیاری از برنامههای تحولی نظام اداری در کشور بهدلیل فقدان این شناخت کافی، در عمل با ناکارآمدی و کژکارکرد مواجه شدهاند.
عبدالحسینزاده و قریشی (1397)، آسیبهای مربوط به برنامههای اصلاح نظام اداری را شامل موارد زیر میدانند [5]:
چالشهای نظام اداری کشور را شامل موارد زیر دانستهاند [6]و [7]:
نظام اداری تلفیقی از موارد زیر است که موجب پیچیدگی بیشازپیش آن شده و ضرورت شناخت صحیح و جامعنگر را جهت توصیههای اصلاحی ضروری ساخته است:
هرکدام از این مؤلفهها، مؤثر و متأثر از یکدیگر هستند. برای نمونه روابط انسانی در نظام اداری بهشدت متأثر از ساختارهای سازمانی بوده و بااینحال همچنین این روابط میتواند در مواردی بر ساختار سازمانی تأثیر گذاشته یا حتی غلبه کند.
این تأثیر و تأثر بر پیچیدگی برنامههای اصلاحی نظام اداری افزوده است. زیرا همزمان که با سیستم روابط انسانی که از پیچیدهترین سیستمهای شناسایی شده است، سروکار دارد، با نوعی روابط مختلط با قدرت و سیاست نیز مواجه است. همچنین نظام تأمین مالی این بخش که وابسته به مؤلفههای متعدد دیگری مانند شرایط اقتصادی، اجتماعی و... است، گزینههای تصمیمگیر را محدود میکند. ارتباط این سیستم با نظام تقنینی کشور که متأثر از منافع، علایق و ذینفعان مختلف بوده و علاوهبر انعطافپذیری پایین، حجم بالایی از دستورالعملها و تکالیف را مقابل دستگاههای مختلف قرار میدهد، نیز بر محدودیت تدبیر پیشنهادهای اصلاحی مؤثر است.
پرداخت به این پیچیدگیها و ابعاد مختلف چالشهای بخش اداری از حوصله این گزارش خارج است. بااینحال در راستای هرگونه تدبیر اصلاحی، شناخت صحیح و جامع از این سیستم پیچیده، ضروری خواهد بود.
شایان ذکر است که کارکرد نظام اداری بهعنوان خروجی ملموس حاکمیت و نقطه وصل و لمس تصمیمات حاکمیتی توسط عموم مردم، اهمیت ارتقای کارآمدی این نظام را دو چندان میکند. توجه به تنوع شرایط، مطالبات و خدمات مدنظر افراد جامعه، همچنین بهرهمندی از ظرفیت مشارکت شهروندان و درگیرسازی آنها در سطوح مختلف، میتواند در ارتقای کارآمدی و مقبولیت تصمیمات نظام اداری مؤثر واقع شود. بنابراین این موارد باید در تدابیر اصلاحی نظام اداری، مدنظر حاکمیت باشد.
پیشنهادهای مختلفی در راستای رفع و رجوع چالشهای نظام اداری مطرح شده است. یکی از مهمترین پیشنهادها، توسعه دولت الکترونیک و هوشمندسازی دولت و بهرهمندی سنجیده و حساب شده از ظرفیتهای مبتنیبر فناوری اطلاعات و ارتباطات است. این تدابیر در چارچوب تحول دیجیتال خواهد توانست بخشهای مختلفی از چالشهای شناسایی شده را بهبود ببخشید [8]. در این راستا، ظرفیتهای هوش مصنوعی در تحول نظام اداری بهعنوان یکی از مهمترین زمینههای تحول دیجیتال در ادامه گزارش بررسی خواهد شد.
در پایان میتوان نکات لازم به توجه در برنامههای تحول و اصلاح نظام اداری را در جدول زیر خلاصه کرد که در مقابل هرکدام، راهکارهای اصلاحی پیشنهادی نیز بیان شده است:
جدول 1. چالشهای نظام اداری در کشور بههمراه راهکارهای پیشنهادی
|
ردیف |
چالش |
راهکار |
|
1 |
فساد اداری و رواج رشوه |
تحقق تصمیمگیری و صلاحدید دیجیتال و بیطرفی در تصمیمات |
|
2 |
تصمیمات جناحی و سیاستزده |
|
|
3 |
انبوه دادههای موجود در بخشهای مختلف |
تحقق سیستمهای پشتیبان هوشمند تصمیم |
|
4 |
هزینه بالای اشتباه در سطح نظام اداری |
بهرهمندی از شبیهسازی و سنجش پیامدهای تصمیمات و کاهش هزینه آزمونوخطا |
|
5 |
لزوم بهرهمندی از ظرفیتهای شهروندان و درگیرسازی آنها |
بهرهمندی از هوش جمعی و تعامل الکترونیک با شهروندان |
|
6 |
تنوع افراد و اربابرجوع جامعه هدف خدمات اداری و عمومی |
شخصیسازی خدمات |
|
7 |
هزینههای جاری بالای نظام اداری |
توجه به بهرهوری اقتصادی و کیفیت خدمات مورد ارائه |
|
8 |
گستردگی دامنه فعالیت و اثرگذاری نظام اداری |
|
|
9 |
چالشهای مرتبط با مدیریت منابع انسانی |
هوشمندسازی مدیریت منابع انسانی |
|
10 |
فقدان ارتباط مؤثر دستگاهها و سازمانهای مختلف نظام اداری |
تحقق تعامل هوشمند بینسازمانی |
|
11 |
اهمیت آسیبشناسی خدمات نظام اداری و دشواری این امر بهدلیل گستردگی خدمات و مسئولیتها |
عارضهیابی کلنگرانه و هوشمند خدمات |
|
12 |
تأثیر گسترده ناکارآمدی نظام اداری بر کاهش سرمایه اجتماعی حاکمیت |
ارتقای شفافیت و پاسخگویی در نظام اداری |
مأخذ: همان.
هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری تحولی و آیندهساز مبتنیبر تحلیل و پردازش داده با ایجاد ظرفیت هوشمندی، تحلیل و توصیهگری، ظرفیت بالایی در تحقق راهکارهای مذکور دارد. گزارش حاضر در ادامه به اهمیت و ظرفیت هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری با تحقق راهکارهای مذکور، خواهد پرداخت.
5.هوش مصنوعی و ظرفیتهای تحولی در بخش دولتی
هوش مصنوعی، یک فناوری مبتنیبر داده است که در سالیان اخیر با توسعه ظرفیت تولید و ذخیرهسازی دادهها در کنار ارتقای ظرفیتهای پردازشی سیستمهای رایانهای و سرمایهگذاری گسترده در توسعه الگوریتمها، به سرعت در حال توسعه و فراگیری است. پیشرفتها در زمینه هوش مصنوعی به سطح جدیدی از محاسبات منجر میشود که در آن سیستمها این قابلیت را خواهند داشت که بهعنوان عوامل مستقل عمل کنند و یاد بگیرند، محیط خود را ارزیابی کنند و ارزشها، انگیزهها و احساسات را مدنظر قرار دهند.
همانطور که بیان شد امروزه هوش مصنوعی در جنبههای مختلفی از زندگی روزمره انسانی قابل مشاهده و لمس است و شهروندان بهطور معمول از مزایای آن بهرهمند میشوند. تمایل جهانی به استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی در بسیاری از زمینههای زندگی اجتماعی، ازجمله حملونقل، فضا، پزشکی، تحقیقات، اورژانس و...، بحثهایی را در مورد استفاده از آن برای مدیریت عمومی برمیانگیزد [9].
دولتها و نهادها به خواستههای به سرعت در حال تغییر جامعه پاسخ میدهند. در میان بسیاری از روندهای مهم، برخی از واقعیتها را باید در نظر گرفت: تقاضای روزافزون خدمات مطلوب از سمت شهروندان، محدودیتهای تحمیل شده شامل هزینه و زمان به دولتها و کیفیت مطلوب خدمات درخواستی. این موارد بخشی از ارزشهای عمومی است که از سمت شهروندان مطالبه شده و دولتها را به سمت توجه به آنها سوق میدهد.
در سالهای اخیر، چندین دولت در سراسر جهان شروع به پیادهسازی و بهرهمندی از مزایای بالقوه فناوری هوش مصنوعی برای دیجیتالی کردن و توسعه دولت الکترونیک و غلبه بر چالشهای بخش عمومی،کردهاند. برای نمونه برخی از کشورها مانند چین، ایالات متحده آمریکا، آرژانتین، مکزیک و اتحادیه اروپا، تکنیکهای هوش مصنوعی را جهت بهبود فرایندهای داخلی دولت، ارائه خدمات و تعامل با شهروندان، بهکار گرفتهاند [10]. این روند در بیش از 60 کشوری که استراتژیهای هوش مصنوعی ملی را توسعه دادهاند، مشاهده شده است [4].
هوش مصنوعی، این قابلیت را دارد که جنبههای مختلف دولت، ازجمله فرایندها، تعامل با شهروندان، خدمات ارائه شده، تصمیمگیری و طراحی و ارزیابی خطمشی عمومی را تغییر دهد. درواقع، هوش مصنوعی میتواند به انسانها در تصمیمگیری، درک و استخراج نتایج معنادار از پیوند پیچیده کلان دادهها کمک کند. هوش مصنوعی میتواند نقشی محوری در حمایت از بخش عمومی در مبارزه همیشگی آن برای سادهسازی فرایندها یا افزایش کارایی آنها ایفا کند. تقاضای فزاینده برای خدماتی که پاسخگوی بهتری به تغییر انتظارات کاربران از پاسخگویی و شخصیسازی هستند، همراه با انتظارات بالاتر در مورد نقش دولت در عصر دیجیتال، نیازمند کاهش شکاف فناورانه بخش دولتی و بلوغ دولت از حیث فناوری است. هوش مصنوعی و نوآوری مبتنیبر داده، عناصر حمایتی برای پر کردن این شکاف هستند [11].
ده کاربرد هوش مصنوعی در بخش دولتی را میتوان موارد زیر نام برد [12]:
این فناوریها میتوانند از طریق خودکارسازی بر فرایندهای دولتی مختلف تأثیر بگذارند. بنابراین بهکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی خواهد توانست زمینهساز ارتقای کارایی و دقت در تصمیمگیری در بخش دولتی و خطمشیگذاریها شود و توانایی اداری دولت را ارتقا دهد.
بااینحال، انتخاب، طراحی، پیادهسازی و استفاده از هوش مصنوعی در دولت مستلزم همکاری متخصصان مختلف در این زمینه و اتوماسیون گسترده فرایندها در داخل دولت و همچنین مشارکت متخصصان جدید جهت ترویج بهکارگری هوش مصنوعی است [2].
ورود هوش مصنوعی با قابلیت پردازش بالای اطلاعات و همچنین فراهم کردن اطلاعات و شواهدی که استخراج آنها از کلاندادهها، امری ناممکن برای هوش انسانی بوده است، میتوانند زمینه بازگشت عقلانیت به عرصه تصمیمگیری و افزایش کارآمدی در بخش دولتی را فراهم کند. همچنین این قابلیت پردازش میتواند در امور تکراری نظام اداری جایگزین تصمیمات انسانی که مستعد خطا و صلاحدید شخصی است شود و زمینهساز هوشمندی فرایندها و امور نظام اداری شود.
بااینحال تأمل در بحث هوش مصنوعی و پیامدهای آن برای مدیریت دولتی، مسائل مرتبط با برخی از معضلات سنتی اختیارات اداری، ازجمله مسئولیت، قضاوت و پاسخگویی را مطرح میکند که ضروری است مدنظر قرار گیرند [13] .
در ادامه با توجه به بررسی ادبیات صورت گرفته درخصوص ظرفیتهای تحولی فناوری هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری، کارکردهای زیر بهعنوان ظرفیتهای تحولی شناسایی و پیشنهاد میشود:
فرایندهای بخش دولتی عمدتاً فرایندهای تکراری با حجم بالایی از پردازشها و عملیاتهاست و غالباً هزینههای بالایی دارند. همچنین این تکراری بودن و حجم بالای پردازش، مستعد ایجاد خطای انسانی در هنگامه اجراست.بهکارگیری سیستمهای هوشمند و خودکارسازی و هوشمندسازی این فرایندها، میتواند در کاهش هزینههای دولتی و همچنین افزایش دقت و کاهش خطا، کمککننده باشد. اتوماسیون یا خودکارسازی به امید کارآمدی و تمرکز بیشتر بر فعالیتهای مأموریتمحور، در حال تبدیل شدن به بخشی پذیرفته شده از فرایندهای کاری است. شایان ذکر است که هوشمندسازی محدود به خودکارسازی نشده و علاوهبر انجام امور، ظرفیت استدلال، نتیجهگیری و مواجهه با موقعیتهای جدید و پیشبینی نشده را نیز فراهم خواهد آورد. هوش مصنوعی از طریق بهبود کیفیت و سرعت انجام کار، ظرفیت کاهش هزینه و افزایش ارزش تحویلی توسط کارمند به سازمان را دارد. خودکارسازی همچنین میتواند خدمت را در هر زمان و هر مکانی ارائه دهد. این امر میتواند زمان و منابعی را آزاد کند که به کارمندان اجازه میدهد بر فعالیتهای استراتژیک و مهم تمرکز کنند [14] و [15]. برای نمونه استفاده از رباتها با تلفیق رباتیک و هوش مصنوعی برای خودکارسازی وظایف تکراری میتواند به دولتها کمک کند تا با کاهش زمان پردازش برخی خدمات عمومی، کارایی را بهبود بخشند.
برای نمونه درخصوص صدور مجوزها یا گواهینامهها در بخش اداری، ورود خودکار دادهها از طریق رصد اطلاعات از بانکهای اطلاعاتی نهادهای مختلف و کلاندادههای موجود و بررسی اینکه آیا متقاضی شرایط دریافت مزایای اجتماعی را دارد یا خیر، میتواند در افزایش سرعت فرایندها و جلوگیری از خطا یا صلاحدید شخصی مؤثر باشد. الگوریتمهای یادگیری ماشین میتوانند در این راستا کمککننده باشند. [16].
در آرژانتین، سیستم Prometea زمان عملیات در خدمات قضایی را کاهش داده است . Laura سیستمی است که توسط وزارت دارایی استان کوردوبا برای خودکارسازی وظایف در رویههای بوروکراتیک ایجاد شده است. نمونهای از کاربرد آن تأیید حق بیمه بازنشستگی در سازمان تأمین اجتماعی است [17]
بهکارگیری هوش مصنوعی در دولت میتواند در رفع چالشهای بوروکراسی کمککننده باشد. برای مثال در نظام اداری، بوروکراتهای سطح خیابان توانایی گستردهای برای اعمال صلاحدید دارند. زیرا قادر بر اضافه کردن اثر صلاحدید شخصی خود به خطمشیهای عمومی هستند. صلاحدید دیجیتال با بهکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات، جهت کاهش این اثر شخصی با تأثیرگذاری یا جایگزینی رویههای اختیاری بوروکراتهای سطح خیابان، پیشنهاد شده است [18]. هوش مصنوعی میتواند این صلاحدید دیجیتال را بهوسیله اتوماسیون فرایندها یا نظارت دقیق و لحظهای بر اجرای فرایندهای عمومی، محقق کند. اینطور استدلال میشود که صلاحدید و تصمیمگیری به شدت تحتتأثیر هوش قرار میگیرد و بهبود در هوش، مانند هوش مصنوعی، میتواند به بهبود کیفیت کلی مدیریت و کاهش فساد کمک کند [19].
الگوریتمهای هوش مصنوعی در سالیان اخیر به شکل روزافزونی توسط نهادهای عمومی، با وعده غلبه بر تعصبات تصمیمگیرندگان انسانی و «وعده بیطرفی» درکنار دستیابی به راهحلهای مؤثرتر، کارآمدتر و کمهزینهتر، پذیرفته میشوند. برخلاف تصمیمگیری مبتنیبر شهود انسانی، که شامل سوگیریهاست و میتواند منجر به تبعیض شود، استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیری، ظرفیتی جهت غلبه بر سوگیریها و محدودیتهای شناختی انسانی ایجاد میکند [20]. درنهایت، استدلال شده است که معرفی فناوری اطلاعات و ارتباطات، بهویژه هوش مصنوعی میتواند با محدود کردن خطر فساد و سوءاستفاده از قانون، به بهبود رفتار اخلاقی کارمندان دولت کمک کند [21]. علاوهبر این، ادغام هوش مصنوعی با مدیریت منابع انسانی بخش دولتی، میتواند فرایندهای استخدام و انتخاب جانبدارانه و با صلاحدید شخصی(پارتیبازی) را در خدمات عمومی کاهش دهد [22]. برای نمونه تشخیص تقلب با هوش مصنوعی برای ایمنسازی دادههای دولتی پیشنهاد شده است [23].
سیستمهای پشتیبان تصمیم میتوانند با در اختیار گرفتن و پردازش حجم انبوهی از دادهها و تجربیات و همچنین بررسی شرایط کنونی، در تصمیمگیری کمککننده باشند. بنابراین هوش مصنوعی میتواند به دستیابی به یکی از برجستهترین رویاهای مدیریت دولتی که بهبود کیفیت خدمات و رویههاست، کمک کند. اخیراً مدیران دولتی شروع به بررسی سیستمهای پشتیبان تصمیم کردهاند. در این شرایط، تصمیمگیرندگان به دنبال این هستند که بتوانند مقادیر زیادی از دادههای شهروندان را تجزیهوتحلیل کرده و تصمیمات خویش را بهصورت آگاهانه با بهرهمندی از شواهد مستخرج از دادهها اتخاذ کنند. تصمیمگیران بخش دولتی مشتاقانه منتظر در دسترس بودن سیستمهای پشتیبان تصمیم هستند که با گسترش دامنه دانشی که معمولاً مدیریت ارشد و سایر تصمیمگیرندگان ضروری به آن دسترسی دارند، بهویژه اطلاعاتی که در غیر اینصورت یافتن آنها غیرممکن است، تصمیمگیری بهتر را امکانپذیر کند [24].
این سیستمها میتوانند امکان برنامهریزی و همچنین پیشبینی رویدادهای فاجعهبار احتمالی را فراهم کنند، تا مناسبترین مداخله و استراتژیهای اصلاحی را مشخص شوند [9]. همچنین امکان پیشبینی شاخصهای اقتصادی مختلف و تسهیل تدوین خطمشیهای اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان راه فراهم خواهند کرد [1].
برای نمونه تالار شهر لیسبون با آزمایشگاه ملی مهندسی عمران و یک شریک دانشگاهی، Instituto Superior Técnico، شریک شده است تا سیستمهای هوش مصنوعی را برای جمعآوری، چارهاندیشی، طبقهبندی و استفاده از تحرک شهری و دادههای بافت موقعیتی بهمنظور ترسیم نقشه ایجاد کند و شار ترافیک را بهصورت یکپارچه مدیریت کند [25]. همچنین شهر هانگژو با جمعیت شهری حدود 6 میلیون نفر با شرکت فناوری علیبابا برای راهاندازی پروژه «City Brain» شریک شده است. این ابتکار از صدها دوربین در سطح شهر برای جمعآوری دادههای لحظهای در مورد وضعیت ترافیک جادهها استفاده میکند. سپس این دادههای قابل خواندن توسط ماشین متمرکز میشوند و به یک «هاب هوش مصنوعی» وارد میشوند که تصمیمات مربوط به چراغهای راهنمایی را در 128 تقاطع شهر میگیرد. همچنین میتواند تصمیمات استراتژیکتری بگیرد، مانند شناسایی و باز کردن مسیرها برای آمبولانسها در تماسهای اضطراری و همچنین کاهش زمان سفر آنها تا 50 درصد [25].
تکنیکهای پردازش داده، از طریق الگوریتمهای هوش مصنوعی، اطلاعات ارزشمندی را برای تصمیمگیرندگان تولید میکند. درنتیجه تصمیمگیرندگان دانش مفیدی برای تدوین استراتژیهای جدید و تدوین راهحل مشکلات اجتماعی بهدست میآورند [2]. این موارد میتواند در کاهش هزینه خطاهای احتمالی در خطمشیگذاری که معمولاً برای دولتها گران تمام میشود، کمککننده باشد. هوش مصنوعی با آسانتر کردن مدیریت اطلاعات بدون ساختار و ساخت مدلهای تصمیمگیری پیچیده، اتخاذ تصمیم براساس درک عمیقتر پویاییها، مدیریت را ممکن میسازد [26]. استفاده از هوش مصنوعی در خطمشیگذاری میتواند با بهکار گرفته شدن در شبیهسازیهای اجرای خطمشیها، به تصمیمگیرندگان کمک کند تا دادهها را اصلاح کنند، تصمیمات را قبل از اجرا، پردازش کرده و نسبت به پیامدهای تصمیمات آگاهی پیدا کنند و از این طریق خطمشیگذاران میتوانند گزینههای مختلف خطمشی را سنجیده و مقایسه کنند.
برای نمونه برنامههای آموزشی میتوانند قبل از اینکه بهطور گسترده مورد استفاده قرار گیرند، بارها در آزمایشگاهها یا در دنیای واقعی آزمایش میشوند. هدف این است که این برنامهها، با شناسایی الگوهای رفتاری و روندها در تصمیمات قبلی، با محیطی که در آن کار میکنند، سازگارتر شوند. پردازش کلاندادهها با استفاده از هوش مصنوعی، امکان یادگیری مؤثر و اینکه کدام اقدامات باید در یک مورد خاص انجام شود را فراهم میکند [27]. برای نمونه تحت پروژه GovTech، شرکت نرمافزاری کامبا، یک سیستم هوش مصنوعی مقیاسپذیر برای ناشناسسازی اسناد قانونی به زبان اسپانیایی توسعه داده است تا با فرض حفاظت از دادههای شخصی، زمان و سطح احتمالی خطا در سیستمهای قضایی را کاهش دهد [17].
تعامل با شهروندان و درگیرسازی و استفاده از نظرات ایشان در حاکمیت، علاوهبر ارتقای کیفیت خدمات دولتی، زمینهساز ارتقای مشارکت مردم و درنتیجه افزایش مشروعیت و مقبولیت دولتها خواهد شد. استفاده از هوش مصنوعی در دولت میتواند راه را برای تعامل و ارتباطات بهتر دولت و شهروندان هموار کند [28]. این تعامل میتواند از روشهای مختلفی ازجمله تحلیل احساسات در شبکههای اجتماعی و یا رباتهای تعاملی که میتوانند شهروندان را در استفاده از خدمات راهنمایی کنند، محقق شود [29]. در تحلیل احساسات، امکان توصیف کمّی نظر کاربران یک شبکه اجتماعی در موضوعات مرتبط با تصمیمات دولتی فراهم میشود [9]. مشارکت آنلاین شهروندان را میتوان شکلی از مشارکت توصیف کرد که مبتنیبر استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایندهای دمکراتیک اجتماعی و مشورتی متمرکز بر شهروندان است. در این شرایط، کارمندان دولت و/یا سیاستمداران همچنان تصمیمگیر نهایی هستند، اما ارتباطی دو طرفه میان دولت و شهروندان ایجاد شده و شهروندان نقشی فعال در پیشنهاد و شکلدهی خطمشیها و تصمیمات خواهند داشت که فناوری هوش مصنوعی میتواند بسترساز این امر باشد [30].
بهکارگیری سیستمهای هوشمند مبتنیبر هوش مصنوعی با امکان پردازش کلاندادهها و بهرهمندی از نظرات طیف وسیعی از جامعه، امکان بهرهگیری از هوش جمعی و جمعسپاری مسائل را در زمان کوتاه و با بازدهی بالا را فراهم میسازد. این امر درک بهتر نظرات و دیدگاههای شهروندان را در مقیاسهایی که سابقاً ناممکن بود، ممکن میسازد. همچنین استفاده از هوش مصنوعی میتواند با استفاده از تجربه گذشته (که ممکن است به زمانی دور مربوط باشد که در حافظه نسل حاضر نمانده باشد) و تجزیهوتحلیل آن تجربیات، عملکرد فعلی را بهبود میبخشد [16].
پردازش زبان طبیعی یک تکنیک هوش مصنوعی است که به ماشینها اجازه میدهد صدا و متن را پردازش و درک کنند. با بهرهگیری از این ابزار، عملکردهای ترجمه خودکار برای ترجمه اطلاعات دولتی، ارائه تعاملات از طریق رباتهای تعاملی یا انجام تجزیهوتحلیل احساسات دادههای متنی ممکن میشود [31]. یکی از انواع محبوب هوش مصنوعی که در بخشهای عمومی و خصوصی بهویژه در مراحل تعامل و اکتشاف اطلاعات استفاده میشود، چتباتها هستند. Jaque یک کارمند مجازی مبتنیبر هوش مصنوعی است که برای راهنمایی شهروندان از طریق «راهنمای خدمات» طراحی شده است. این ربات، راهنمایی گامبهگام برای هر خدمت ارائه شده توسط هر سازمان دولتی، ارائه میدهد که شامل اطلاعاتی در مورد طول فرایندها، اسناد مورد نیاز، مکان و زمان فعالیت سازمانها، در دسترس بودن خدمات و غیره است. [17].
هوش مصنوعی بههمراه روباتیک و اتوماسیون در حال تحولآفرینی در ارائه خدمات عمومی در بخش اداری است. استفاده مناسب از دادههای شهروندان جهت بهبود خدمات عمومی یکی از نمودهای این تحول است. این دادهها را میتوان برای هدفیابی دقیقتر افرادی که به خدمات عمومی نیاز دارند و «تعیین دقیقتر آن خدمات» استفاده کرد [32]. با بهکارگیری هوش مصنوعی در دولت، ارائه خدمات میتواند مؤثرتر، هدفمندتر، در دسترستر و شخصیتر شود. علاوهبر این، هوش مصنوعی میتواند مدلهای ارائه خدمات عمومی فعالتر را نیز ایجاد کند. نمایهسازی (طبقهبندی ارباب رجوع یا شهروندان) نیز یک قابلیت بالقوه است که توسط فناوریهای هوش مصنوعی فراهم میشود. با فناوریهای طبقهبندی مناسب، شهروندان میتوانند براساس نیازها یا علایق مشابه گروهبندی شوند. این امر زمینهساز خدمات عمومی متناسبتر، پویاتر و کارآمدتر خواهد بود. دولت میتواند با این قابلیتها از اجرای «اصل یکبار» (اصل یکبار یک مفهوم دولت الکترونیکی است که هدف آن اطمینان از این بوده که شهروندان، مؤسسات و شرکتها فقط یکبار باید اطلاعات استاندارد خاصی را به مقامات و ادارات ارائه کنند) بهعنوان راهی برای تسهیل تعامل بین شهروندان و مدیریت عمومی حمایت کند [11].
برای نمونه، هوش مصنوعی هشدارهای خودکار مانند زمان تمدید گواهینامه رانندگی را ارسال میکند [33]. همچنین اتصال برنامههای فدرال به دستیاران دیجیتال هوشمند جهت در دسترس قرار دادن اطلاعات خدمات عمومی برای مشتریان نیز نمونه دیگری است [34]. با مداخله فناوری جدید، هوش مصنوعی میتواند دادههایی را که در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی نمایش داده میشوند، مرور کند و ازاینرو امکان دسترسی به ویژگیهای شخصیتی، ارزشها و نگرش متقاضی را فراهم کند [22]. نقشه فرصتهای تجاری در آرژانتین و ParaEmpleo در پاراگوئه از الگوریتمهایی برای اسکن چندین منبع داده و مقایسه آنها با نیازها و ویژگیهای کاربر برای ارائه توصیههای بهتر استفاده میکنند [17].
بهکارگیری قابلیتهای هوش مصنوعی در ارائه خدمات دولتی، میتواند با گسترش ارائه خدمات دولتی به شکل تماموقت و در سراسر کشور، زمینه خدمات عمومی فراگیرتر و با هزینه پایینتر را برای دولت، فراهم کند. این امر، زمینهساز ایجاد تجربه مطلوب و رضایتبخش به شهروندان از تعامل با بخش عمومی است. برای مثال کاهش زمان انتظار، ارائه پشتیبانی 24×7 و افزایش دقت پاسخها، نمونهای از ارتقای کیفیت خدمات است.
بنابراین، سیستمهای هوش مصنوعی میتواند فرصت دسترسی تصمیمگیرندگان به تحلیلهایی را که اهداف، انگیزهها و ارزشهای صریح را دربرمیگیرد و درعینحال از دخالتها و نقطه ضعفهای انسانی مانند خشم، ترس یا تعصب تا حدی مصون هستند، افزایش داده و کیفیت خدمات عمومی را ارتقا دهد [13].
نظارت بر صنعت و تجارت کلمبیا، پروژه عدالت دیجیتال را جهت دیجیتالی کردن عملکردهای قضایی بهمنظور به حداکثر رساندن کارایی آنها اجرا میکند. در میان اقدامات مختلف، این پروژه از هوش مصنوعی برای بهینهسازی پردازش صوت قضاوتها استفاده میکند. این فرایند قادر است حدود 16500 گزارش قضاوت را در سال بهینهسازی کند که تقریباً 5 ترابایت داده است. Querido Diário در برزیل پروژهای است که به شهروندان اجازه میدهد تا درک عمیقتری از اطلاعات منتشر شده توسط روزنامههای دولت بهصورت رسمی کسب کنند [17].
همچنین بهکارگیری سامانههای هوشمند در بخشهای مختلف ارائه خدمات دولتی میتواند با جایگزین شدن به جای نیروهای کار، زمینهساز کاهش هزینه و افزایش دقت امور شود. ازجمله این موارد میتوان به خدمات مربوط به تأیید هویت افراد یا اعتبارسنجی افراد در بخشهای مختلف ارائه خدمات اداری نام برد.برای مثال به پردازش سریعتر و با کیفیت بالاتر فرمهای درخواست مهاجرت اشاره شده است [35]. این فناوری همچنین در کنار اتوماسیون فرایند، امکان افزایش بهرهوری، کاهش کاغذبازی، پایین نگهداشتن هزینهها و غلبه بر محدودیتهای منابع، بهویژه بهینهسازی بهکارگیری نیروی کار و انتقال کارمندان دولت به وظایف پیچیدهتر و ارزشافزا، را فراهم میکند [11].
عموم کارمندان عادی تا 30 درصد از زمان خود را صرف مستندسازی اطلاعات و سایر وظایف اداری اساسی میکنند. خودکارسازی یا اجتناب از بخشی از این وظایف، دولتها را قادر میسازد تا به میزان زیادی در هزینهها صرفهجویی کرده و کار کارمندان دولتی را حول وظایف با ارزشتر متمرکز کنند که وظایفی جذابتر و با تمرکز بیشتر بر مردم را در بخش عمومی بههمراه داشته باشد [17].
بهکارگیری سیستمهای مبتنیبر هوش مصنوعی در بخشهای مختلف خدمات عمومی میتواند زمینهساز صرفهجویی اقتصادی و زمانی و بهرهوری بیشتر شود. در بخش سلامت و بهداشت و مراقبتهای بهداشتی و تحقیقات پزشکی، انتظار میرود «تشخیص هوشمند» و ابزارهای ردیابی بیمار، ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی و بیماران را جهت اتخاذ تصمیمات مراقبتی بهتر با هزینه کمتر توانمند سازد. این ابزارها میتوانند سلامت جمعیت را بهبود داده و با کاهش هزینههای نظام سلامت در کشور، بهرهوری اقتصادی را بهبود بخشند [36]. برای مثال تهیه مستندات بالینی با هوش مصنوعی پیشنهاد شده است [37]. همچنین دستیار هوشمند سلامت به تحلیل دادههای مختلف سلامت شخص در طول زمان با استفاده از ابزارها و سنسورهای مختلف میپردازد. با پردازش حجم انبوه دادهها در طولانیمدت، امکان پیشبینی بیماریها و هشدار را فراهم کرده و هزینههای بالای درمان را با تشخیص زودهنگام و یا حتی پیشبینی بیماریها کاهش میدهد. همچنین استفاده از هوش مصنوعی در تشخیصهایی مانند شناسایی تومورها در تصاویر پزشکی و کمک در تحلیل نتایج آزمایشها بهعنوان دستیاری در اختیار پزشکان، میتواند کارایی بسیاری در کاهش خطا، افزایش سرعت و دقت تصمیمگیری داشته باشد. کارکرد این دستیارها بهویژه در شرایطی که پزشک متخصص در همان لحظه در دسترس نیست و نیاز به اقدامات فوری است، دوچندان خواهد شد.
مدیریت منابع انسانی غالباً مستلزم تصمیمگیری مبتنیبر پیشبینی است که این امر آن را جهت بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی، مناسب کرده است [38]. برای مثال، مدیران و متخصصان مدیریت منابع انسانی، وظیفه پاسخگویی به سؤالاتی ازجمله اینکه کجا میتوان نامزدهای شغلی با استعداد را پیدا کرد، کدام نامزدها به احتمال زیاد به کارکنانی با عملکرد بالا تبدیل میشوند، چگونه میتوان جابهجایی ناخواسته کارمندان را پیشبینی و از آن جلوگیری کرد و چه کسی برای نقشهای رهبری مناسبتر است؟ را دارند.
پیادهسازی سیستمهای منابع انسانی دیجیتال که توسط ابزارهای هوش مصنوعی تقویت شدهاند، زمان صرف شده برای آمادهسازی طرح پاداش و مزایای کارکنان را به شدت کاهش میدهد؛ وظایفی که بیشتر وقت پرسنل منابع انسانی را مصرف میکردند و از طریق تکنیکهای بسیار ابتدایی انجام میشدند. ابزارهای هوش مصنوعی تأثیر بسیاری بر فرایند استخدام و جذب کارکنان با استعداد خواهند داشت که هماکنون چنین فرایندی در شناسایی داوطلبانی که با شرایط شغلی مطابقت دارند، زمان و تلاش قابلتوجهی را میطلبد. کل فرایند از ارسال درخواست تا غربالگری مطابق با معیارهای مورد نیاز تا انتخاب نامزدهای مربوطه بهصورت خودکار و بسیار کارآمد قابل انجام است [24].
همانطور که اغلب در مدیریت عمومی اتفاق میافتد، فناوری نوید کاهش نیازهای منابع را در بلندمدت دارد. حامیان بهکارگیری این فناوری ادعا میکنند هوش مصنوعی وعده پیشبینیهای دقیقتر و کمتر مغرضانهای را میدهد که بهنوبهخود منجر به تصمیمگیری بهتر خواهد شد. این وعده مبتنیبر توانایی هوش مصنوعی در پردازش دادههای بیشتر، به شکل سریع و دقیقتر نسبت به انسان است. مثالهایی از کارکردهای هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی در زیر بیان شده است:
6-9. ایجاد زمینه تعامل هوشمند بینسازمانی
فناوری اطلاعات و ارتباطات و بهویژه هوش مصنوعی قادر به بهبود کارایی فرایندهای اداری از طریق کاهش بار اداری است. این امر از طریق شناسایی تنگناهای فرایندها و صفها در ارائه خدمات ممکن خواهد شد. همچنین ایجاد ارتباط، هماهنگی و همکاری بهتر در سازمان و با سایر سازمانهای عمومی را ممکن خواهد کرد. بهدلیل اینکه معمولاً دادههای بخش عمومی حجم بالایی دارند، این تعامل بینسازمانی در میان سازمانهای مختلف دولتی، نیازمند توان پردازشی بالاست. سیستمهای مبتنیبر هوش مصنوعی و علوم داده میتوانند در پردازش اطلاعات بینسازمانی، چه در مرحله دستهبندی و پاکسازی و انتقال دادهها و چه در مرحله دریافت و انجام پردازشهای لازم روی دادهها، کمککننده باشند.
سازمانهایی با قابلیتهای هوش مصنوعی قوی میتوانند با افزایش درجه اشتراک دانش، کارایی استفاده از دانش و بهتبع آن، نوآوری و خلاقیت سازمانها را افزایش دهند. قابلیت هوش مصنوعی سازمانی میتواند کارایی و اثربخشی اشتراک دانش سازمانی را ارتقا دهد و درنتیجه نوآوری کل سازمان را بهبود بخشد [40]. درنتیجه سازمانها و ادارات دولتی نیز میتوانند با بهرهگیری از فناوریهای ارتباطی مبتنیبر هوش مصنوعی، زمینه تعامل هوشمند بینسازمانی، افزایش دقت و سرعت، کاهش خطا و ظرفیت اجرایی مورد نیاز را فراهم کنند. همچنین تخصیص وظایف با توجه به حوزه مسئولیت مربوطه یک سازمان خاص (خدمات منابع انسانی هوشمند) میتواند نمونه دیگری از این کارکرد باشد [41].
فناوری هوش مصنوعی میتواند بهواسطه تسریع پردازش، گلوگاهها را کاهش داده و اثربخشی عملیاتی کلی را افزایش دهد [42]. همچنین فرصتهای قابلتوجهی را جهت افزایش ظرفیت دولت برای بهبود طراحی و ارائه مقررات و فعالیتهای اجرایی- نظارتی فراهم کند. برای نمونه:
- تنظیمگرها میتوانند ابزارهای یادگیری ماشینی را برای حجم وسیعی از دادههای موجود بهکار ببرند تا به پیشبینی اینکه باید تلاشهای نظارتی خود را در کجا متمرکز کنند، کمک کند. چنین ابزارهایی میتوانند برای تعیین اینکه کدام حوزهها و شرکتها و شهروندان کلیدی، نیازمند بررسی و بازرسی هستند، مورد استفاده قرار گیرد.
برای نمونه شورای اداری دفاع اقتصادی برزیل از هوش مصنوعی برای شناسایی ناکارآمدیهای رقابتی در مناطق حساس بازار استفاده میکند. همچنین تحت امر وزارت دادگستری، CADE تکنیکهای بهبود یافتهای را برای شناسایی اقدامات کارتلها در زمینههایی مانند قیمت گاز، گسترش داده است [43].
KBoot (ردیابی فرارهای مالیاتی احتمالی در اینستاگرام) که یک ربات هوش مصنوعی است، دادههای مربوطه (نام کاربری، تعداد دنبالکنندگان، تعداد پستها و شماره تلفن) را در پایگاه داده دانلود کرد و بخش خزانهداری، افراد پشت نمایهها را شناسایی میکند. این امر، شامل بررسی متقاطع اسامی با پایگاههای اطلاعاتی خود و شناسایی فرارهای مالیاتی است. این دفتر 2683 نفر را شناسایی کرد که از اینستاگرام برای تبلیغ و فروش محصولات استفاده میکردند. از این تعداد، تنها 453 مورد در وزارت خزانهداری ثبت شده که 107 مورد آن درحالحاضر عملیاتی نشده است. حدود 2230 نفر که بهعنوان فروشنده کالا در اینستاگرام شناسایی شده بودند در وزارت خزانهداری ثبت نام نکردند و بهتبع آن، فرار مالیاتی داشتهاند [17].
یکی از راههای ارزیابی تأثیرات میانرشتهای هوش مصنوعی در خدمات دولتی و عمومی، ارزیابی ارزش عمومی اجرای آن است. یکی از مهمترین جلوههای بهکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در نهادهای دولتی، ارزشی است که فناوری میتواند برای شهروندان به ارمغان بیاورد. ارزش عمومی در اینجا مفهومی گسترده است که بر انتظاراتی که شهروندان از دولت و خدمات عمومی دارند متمرکز است. این انتظارات، صرفاً مبتنیبر ارزشهای اقتصادی مانند کارایی و اثربخشی نیست، بلکه بر ارزشهای دمکراتیک و اجتماعی مانند اعتماد، تعهد و احترام به حاکمیت قانون استوار است. ارزش اجتماعی بهبود یافته بهنوبهخود به توانایی نهادهای عمومی برای حمایت از ارزش کلی اجتماعی و رفاه مردم با دستیابی به نتایج بهتر در صلح، امنیت، اقتصاد، سلامت، ایمنی، محیط زیست و موارد دیگر اشاره دارد. یکی از راههای ارزیابی اینکه آیا هوش مصنوعی به ارزش اجتماعی کمک میکند یا خیر؟ ارزیابی تأثیر آن بر تعدادی از شاخصهای رایج است مانند [21]:
استفاده از پردازش دادهها و شواهدمحور کردن تصمیمات در بخش دولتی و همچنین توانایی رصد نتایج تصمیمات با استفاده از دادههای آنلاین و بهروز، علاوهبر افزایش کیفیت تصمیمها، زمینهساز ارتقای قابلیت شفافیت در تصمیمگیریها و زمینهساز پاسخگویی بیشتر خواهد شد. این شفافیت و پاسخگویی منجر به ارتقای مقبولیت دولت و نظام اداری خواهد شد. در سالیان اخیر، دولتها مفاهیم جدیدی از شفافیت را با تکامل قوانین بهعنوان کد (نسخههای باز و شفاف قابل مصرف ماشینی از قوانین دولتی) ترویج میکنند [44].
بنابراین بهکارگیری هوش مصنوعی در نظام اداری و حاکمیت با ارتقای شاخصهای فوق، خواهد توانست زمینهساز بهبود ارزش عمومی و اجتماعی شود.
بنابر نکات بیان شده درخصوص کارکردهای بالقوه هوش مصنوعی در ارتقای نظام اداری، این فناوری میتواند ظرفیت تحول و ارتقای کیفیت فرایندها و خروجیها در نظام اداری را بههمراه داشته باشد. بنابراین ضروری است توجه به برنامهریزیها و تسهیلگریهای مورد نیاز در اولویت نهاد راهبر نظام اداری یعنی سازمان اداری و استخدامی کشور قرار گیرد. این مهم با مشارکت بخشهای مختلف متولی در کشور ازجمله وزارت ارتباطات و مراکز فناوری اطلاعات در بخشهای گوناگون نظام اداری، ممکن خواهد شد. این امر، الزامات و اقتضائاتی دارد که پیشنیاز هرگونه برنامهریزی و تعیین راهبرد است.
بهکارگیری هر فناوری جدید مستلزم توجه به پیشنیازها و ملزوماتی در مسیر پیادهسازی آن است. پس از بررسی اهمیت و ظرفیتهای بهکارگیری هوش مصنوعی در بخش دولتی و نظام اداری، شایان ذکر است که پیادهسازی یک فناوری جدید در دولت و اداره عمومی که از طرفی بهدلیل آثار گسترده بر زندگی شهروندان و ازطرفدیگر، انتظارات بالای شهروندان از آن، حساسترین بخش جامعه محسوب میشود، نیازمند تعیین برنامهای مدون و سازمانیافته است. در همین راستا موارد زیر جهت حرکت به این سمت ضروری است:
درخصوص بهکارگیری هوش مصنوعی در اداره عمومی و سایر بخشهای جامعه، داشتن استراتژی ملی توسعه هوش مصنوعی از ضروریات است. هماکنون کشورهای بسیاری در دنیا جهت توسعه هوش مصنوعی، استراتژیهای ملی تدوین کردهاند. براساس نقشه اولیه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در زمینه هوش مصنوعی، این سازمان 50 کشور (ازجمله اتحادیه اروپا) را شناسایی کرده است که در معرفی استراتژیهای هوش مصنوعی ملی مشارکت داشتهاند و بیان کرده که 36 کشور از این کشورها، استراتژیهای خاصی برای هوش مصنوعی در بخش دولتی دارند [33]. شیوههای هوش مصنوعی و استراتژیهای تحول دیجیتال از بخش خصوصی را نمیتوان مستقیماً در بخش دولتی پیادهسازی کرد. زیرا هدف بخش دولتی به حداکثر رساندن ارزش عمومی است [28].
بهعلاوه ماهیت فرارشتهای و چند تخصصی هوش مصنوعی نیازمند هماهنگی و بهکارگیری متخصصین مختلف در زمینه پیادهسازی آن در بخش دولتی است. بنابراین توجه به استراتژی و خطمشی ملیای که بهصورتی فراحاکمیتی بتواند ظرفیتهای بخشهای مختلف دولتی و خصوصی را در زمینه حرکت به سمت توسعه این فناوری همزمان با پیشگیری و رفع چالشهای احتمالی، هدایت و همسو کند، بسیار ضروری است. این استراتژی جامعنگر پیشنیاز حرکت به سمت وارد کردن هوش مصنوعی در دولت است و زمینهساز حرکت آگاهانه و هماهنگ در بخشهای مختلف خواهد بود. میتوان این استراتژی را ذیل حکمرانی هوش مصنوعی در کشور بررسی کرد. ازجمله موارد لازم به توجه در این استراتژی ملی که با بهکارگیری هوش مصنوعی در نظام اداری مرتبط است میتوان به: تسهیل بستر سرمایهگذاری در بخش دولتی، تقویت نظام پژوهشی و دانشگاهی با ارائه مسائل و چالشهای بخش عمومی و حمایتهای مالی و زیرساختی از پژوهشهای کاربردی و مسئلهمحور، حمایت از شرکتهای نوپا و دانشبنیان در حل مسائل و چالشهای نظام اداری، توسعه زیرساخت دادهای لازم در سازمانهای مختلف بخش عمومی، ایجاد آموزشهای عمومی در جامعه و سطح کارکنان دولتی، ایجاد مشوق در بخش عمومی جهت تسهیل بسترها و ایجاد زمینه توسعه این فناوری در این بخش و مواردی از این دست را نام برد.
سازمان ملی هوش مصنوعی باید با در نظر داشتن همه ابعاد توسعه این فناوری در کشور نسبت به تدوین و تصویب این سندها در شورای راهبری هوش مصنوعی در کشور اقدام کند.
داده، قلب فناوری هوش مصنوعی و زیرشاخههای آن است. محرک اساسی سیستمهای هوش مصنوعی فعلی دادهها هستند [36]. در مرحله بعد برای استفاده مفید از دادهها توجه به زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری فناورانه ضروری است. این زیرساختها شامل سیستمهایی با قابلیت پیادهسازی الگوریتمهای هوش مصنوعی است. این الگوریتمها هنگام استفاده و تحلیل روی کلاندادهها (که اکثراً دادههای بخش دولتی مشمول این امر هستند)، نیازمند ظرفیت بالای پردازش سختافزاری هستند.
تعداد کارمندان دولت در کنار هزینههای جاری آن منجر شده است که درصد بالایی از بودجه سالیانه کشور صرفاً به حقوق و دستمزد این کارمندان اختصاص داشته باشد. این امر به شدت مانع سرمایهگذاری بر فناوریهای نوین و تحقیق و توسعه در این بخش شده که این امر نیازمند چارهاندیشی است.
مسئله مهم دیگر که مانع توسعه این فناوری در کشور خواهد بود عدم توسعه کافی دولت الکترونیک و دیجیتالی شدن دادهها و اطلاعات بخش دولتی است. بهرغم اینکه در سالیان اخیر حرکتهایی در کشور به سمت دولت الکترونیک صورت گرفته، هنوز بسیاری از فرایندهای اداری و دولتی مبتنیبر کاغذ بازی و دادههای مکتوب است. بهعلاوه زیرساختهای دادهای در بخشهای مختلف اداری کشور بسیار توسعهنیافته است. به شکلی که امکان یکپارچهسازی بسیاری از مراکز دادههای موجود وجود ندارد.
ازطرفدیگر بهدلیل مواجهه دائمی کشور با تهدیدهای امنیتی مختلف که ناشی از شرایط منطقهای و خاص کشور است، نهاد دولتی در خیلی از مواقع با هدف حفظ امنیت داده، تمایلی به سمت الکترونیکی کردن سازوکارهای خود ندارند. میتوان به این مسئله مقاومت احتمالی تصمیمگیران و مدیران بخش عمومی در استفاده از این فناوری را اضافه کرد.
بنابراین علاوهبر دیجیتالی کردن دادهها، زیرساختهای دسترسی مناسب به دادهها و اشتراکگذاری آنها بین بخشهای مختلف، ضروری است. دیجیتالی کردن شامل تبدیل دادههای مکتوب و نوشتاری بخش دولتی به دادههای ذخیره شده و قابل استفاده در سیستمهای رایانهای است. زیرساختهای فنی بیان شده علاوهبر نیاز به وجود ردیف بودجه مشخص در بخشهای اداری مختلف، نیازمند وجود مقررات و بخشنامههای سازمانی جهت توجه به ارتقای این زیرساختهای فناورانه است.
سازمان ملی هوش مصنوعی در نقش ستادی خود در تسهیل توسعه این فناوری در کشور باید نسبت به نیازسنجی و زمینهسازی توسعه این زیرساختها در کشور اقدام کند.
سیستمهای هوش مصنوعی پیچیده و کمتر قابل پیشبینی هستند. در عمل، اغلب دولتها با درک محدودی از پیامدهای چندوجهی ناشی از استفاده از هوش مصنوعی بر حکمرانی عمومی مواجه هستند. در همین حال، رهبری فکری در حوزه ورود هوش مصنوعی به حکمرانی در مقایسه با سرعتی که کاربردهای هوش مصنوعی در حال نفوذ به بخش خصوصی و انتفاعی است، بسیار کُندتر و عقبتر است. این شکاف دانش، یک مانع حیاتی در توسعه این فناوری است. زیرا بسیاری از دولتها با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی این تحولات در هوش مصنوعی درگیر هستند [28]. این شکاف دانشی بین دولتها و علم هوش مصنوعی باعث شده است در برابر بهکارگیری آن در دولتها تا حدودی مقاومت شود. بنابراین توجه به تربیت متخصصان این حوزه ورود آنها به بخش دولتی میتواند بسیار ضروری و کمککننده باشد.
ازطرفدیگر، درحالیکه اکثر بوروکراتهای سطح خیابان از طریق آموزش و تجربه به شایستگی قابلتوجهی در حوزه کاری خود دست یافتهاند، فناوری اطلاعات و ارتباطات و فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی ممکن است آنها را به اپراتورهای فناوری اطلاعات و ارتباطات صرف تبدیل کند که بهسادگی از روالهای رایانهای پیروی میکنند [45]. بنابراین آموزش آنها نیز اهمیت دارد و ضروری است.
مسئله دیگر در اختیار گذاشتن دادهها توسط بخشهای مختلف دولتی جهت استفاده در الگوریتمهای هوش مصنوعی است. در کشور ما به علل مختلف، فرهنگ محرمانگی دادههای دولتی وجود دارد و سازمانها نسبت به در اختیار گذاشتن دادههای خود مقاومت بسیاری میکنند. بنابراین توجه به فرهنگسازی عدم محرمانگی دادهها علاوهبر تنظیم قوانین و مقررات، جهت دستیابی به دادهها که پیشنیاز حیاتی بهکارگیری هوش مصنوعی در دولت است، لازم به توجه است.
همانطور که بیان شد دسترسی به دادهها و فراهمسازی زیرساختها جهت بهکارگیری هوش مصنوعی در دولت در بسیاری از موارد نیازمند تنظیم قوانین و مقررات لازم است. این قوانین باید با راهبری سازمان ملی هوش مصنوعی بهعنوان متولی این فناوری در کشور در مجلس یا شوراهای عالی تصویب شود و بهعلاوه از سمت دولتها، اراده برای اجرا و پیگیری آن وجود داشته باشد. این قوانین باید در راستای خطمشی و استراتژی بلندمدت و جامع هوش مصنوعی در کشور و بهطور خاص در بخش دولتی که در قسمت اول بیان شد، باشد. علاوهبر این بهدلیل نوآورانه بودن این فناوری و ضرورت آزادی عمل حداکثری توسعهدهندگان این سیستمها جهت تحقق نوآوری و توسعه پایدار، پیشنهاد میشود:
تنظیمگری بخشی بهمعنای تفویض اختیار و ظرفیت نهادی مقررهگذاری بخشی در زمینه کارکردهای مختلف هوش مصنوعی به دستگاههای مختلف حاکمیتی، متناسب با ظرفیتها، اقتضائات و مسائل آن بخش واگذار شود. همچنین استانداردسازی ملی نیز بهعنوان چارچوب حداقلی لازمالاتباع و قابل رصد در این بخشها مدنظر قرار بگیرد.
بهکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت دولتی در بخش خدمترسانی قطعاً سودمند خواهد بود. زیرا توانایی پردازش بالا و بدون جانبداری، مقتضای بهکارگیری آن را فراهم میکند، اما در بخش برنامهریزی در دولت و تصمیمگیریها که تقریباً در تمام موارد مالآمال از ارزشها و ملاحظات انسانی است، بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی که هنوز در بسیاری از موارد و قابلیتها ناشناخته مانده و تاریخچه کوتاه توسعه آن، نشانگر عدم قابلیت پیشبینی آینده آن است، باید بسیار محتاطانه و با تدبیر و سنجیده باشد. زیرا هر تصمیم دولت که به ارزشهای جامعه و شهروندان لطمه بزند، به میزانی اثر منفی بر حاکمیت و مشروعیت خواهد داشت که شاید تا سالها با هیچ تدبیری جبران نشود. منافع احتمالی قابل حصول با بهکارگیری هوش مصنوعی در برابر این خطر، بسیار ناچیز میکند. بنابراین باید درخصوص ورود آن به بخشهای تصمیمساز دولت بسیار با تأمل اقدام کرد. برای نمونه هرگونه تغییر در کارکرد ارائه خدمات عمومی که به شیوهای نسنجیده منجر به حذف تعاملات و مناسبات انسانی با ارباب رجوع در بخش عمومی شود، ممکن است منجر به آسیب به ظرفیت نظام اداری در اقناع و جلب رضایت ارباب رجوع شود. این امر میتواند منجر به تلقی عدم اهمیت شهروندان یا حتی ظلم و زیر پا گذاشتن حقوق عمومی ایشان توسط حاکمیت شود.
ورود هوش مصنوعی به دولت و نظام اداری باید بهنحوی اتفاق بیفتد که زمینهساز رشد هرچه بیشتر مردم و آگاهیبخشی به آنها که والاترین هدف حاکمیت است، شود. سپردن امور به این فناوری بهنحویکه حتی مدیران و سیاستمداران نیز متوجه نشوند در عمل چگونه تصمیم اتخاذ شده، نخواهد توانست منجر به رشد و تعالی مردم شود. بنابراین در کنار احتیاط در وارد کردن سنجیده این فناوری در بخشهای مرتبط با تصمیمگیری دولتی، تدبیر ملاحظات مربوط به پاسخگویی و حساب پسدهی و شفافیت بسیار ضروری است. اتخاذ تصمیمات صرف برمبنای استفاده از این فناوری موجب تصمیمات تکنوکراتیک و فنسالارانه خواهد شد که کمکم جامعه را از ارزشهای انسانی و والای خود تهی خواهد کرد. برای نمونه فقدان پاسخگویی یا شفافیت الگوریتمها در بخش عمومی میتواند زمینهساز سوءاستفاده توسط نخبگان و یا تصمیمگیران سطوح بالا (برای نمونه در توجیه تصمیمات خود) قرار بگیرد و ظرفیت شهروندان در اعمالنظر در سرنوشت خود را کمرنگ و یا حذف کند. همچنین اتکا بیش از اندازه به این فناوری ممکن است منجر به حذف ظرفیت و قابلیتهای انسانی بخش عمومی در حل مسائل شهروندان شود. علاوهبر این موارد استفاده از دادههای شهروندان که بهعنوان امانت در دست دولت و بخش عمومی است، بدون اطلاع پیشینی یا پسینی میتواند منجر به بیاعتمادی شهروندان و فاصله بین حاکمیت و شهروندان شود. این امر ظرفیتهای عمومی و مردمی را به محاق خواهد برد. بنابراین بهکارگیری این فناوری باید حتماً در کنار توجه به ملاحظات انسانی و اخلاقی ضروری در بخش عمومی باشد.
نظام اداری در بستر دیوانسالاری یا بوروکراسی به عرصه عمل وارد میشود. بنابراین در نظرگیری شرایط این دیوانسالاری و اقتضائات بوروکراتیک در بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی در نظام اداری ضروری خواهد بود. بهنظر میرسد بدنه کارمندان رسمی دولت که دولت نمیتواند رابطه استخدامی خود را با آنها قطع کند، در برابر ورود فناوریهای هوشمند که فرصتهای شغلی آنها را تهدید میکند مقاومت خواهند کرد.
مسئله مهم دیگر سیاستزدگی اداره در کشور و عدم نگاه تخصصی به آن است. این امر موجب خواهد شد نهادهای دولتی جهت حفظ این شرایط با هدف محدود نشدن خود، نسبت به فناوریهایی که توانایی تصمیمگیری آنها را محدود کرده یا حتی تعداد کارمندان زیرمجموعه آنها را کاهش دهد، به شدت مقاومت کنند. زیرا تعداد کارمند بالا مستلزم بودجه بالا و توان چانهزنی بالا در تخصیص بودجه خواهد بود.
بااینحال از طرفی توسعه فناوریهای مرتبط با ارتباطات و فناوری اطلاعات و رشد درآمدی و سطح رفاه نسبی جامعه در شهر و روستا و امکان دسترسی به این فناوریها، میتواند زمینه مناسبی جهت توسعه این فناوریهای مرتبط در بخش دولتی باشد. همچنین کشور از بدنه تحصیلکرده و جوانی برخوردار است که در صورت مهیا شدن شرایط میتوانند زمینهساز رشد و توسعه علمی با سرعت بالا در حوزه هوش مصنوعی شوند. بنابراین توجه و توسعه به استراتژی توسعه هوش مصنوعی در کشور که در مورد اول به آن تأکید شد، بسیار ضرورت دارد.
|
ردیف |
نوع توصیه |
توصیه سیاستی |
الزامات و قیود اجرایی |
دستگاه متولی |
دستگاه معین |
زمانبندی اجرا (کوتاهمدت، میانمدت، بلندمدت) |
ملاحظات |
|
|
تداوم* |
اصلاح** |
|||||||
|
1 |
|
** |
تدوین استراتژی و خطمشی ملی هوش مصنوعی |
با رویکرد تسهیل و توسعه |
سازمان ملی هوش مصنوعی |
مجلس |
کوتاهمدت |
|
|
2 |
|
** |
توجه به زیرساختهای فنی لازم |
یکپارچهسازی بسیاری از مراکز داده، دسترسی و اشتراک داده، تهیه زیرساختهای سختافزاری |
دستگاههای اجرایی، سازمان برنامه و بودجه، سازمان ملی هوش مصنوعی |
|
کوتاهمدت |
|
|
3 |
|
** |
توجه به زیرساختهای نرم لازم |
توجه شکاف دانشی بین دولتها و علم هوش مصنوعی و آموزش کارکنان و مدیران این بخش، فرهنگسازی عدم محرمانگی دادهها |
معاونتهای توسعه منابع انسانی دستگاهها، سازمان اداری و استخدامی |
|
کوتاهمدت |
|
|
4 |
|
** |
تدوین و توجه قوانین و مقررات مرتبط |
تفویض اختیار و ظرفیت نهادی مقررهگذاری بخشی، استانداردسازی ملی |
دستگاههای اجرایی، سازمان ملی هوش مصنوعی |
مجلس، هیئتدولت، وزارت ICT |
کوتاهمدت |
|
|
5 |
|
** |
احتیاط و همهجانبهنگری و پرهیز از شتابزدگی |
توجه به اقناع و جلب رضایت ارباب رجوع |
دستگاههای اجرایی |
|
میانمدت |
|
|
6 |
|
** |
توجه ارتقای توانمندیهای شهروندان و رشد عمومی مردم |
وارد کردن سنجیده این فناوری در بخشهای مرتبط با تصمیمگیری دولتی، تدبیر ملاحظات مربوط به پاسخگویی و حساب پسدهی و شفافیت |
سازمان اداری و استخدامی، دستگاههای اجرایی |
|
میانمدت |
|
|
7 |
|
** |
در نظرگیری اقتضائات بوروکراتیک |
توجه به نیازها و شرایط بدنه کارمندان رسمی دولت |
سازمان اداری و استخدامی، دستگاههای اجرایی |
|
میانمدت |
|
مأخذ: همان.