نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
پژوهشگر گروه سیاست داخلی دفتر مطالعات سیاسی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
ضرورت وجود ترتیبات نهادی قدرتمند در سطح ملی و وجود قانونی جامع که حکمرانی روستایی را با همه ابعاد آن (به ویژه منابع مالی پایدار) در نظر می گیرد، ازجمله دلالتهای سیاستی بررسی «قانون 2014/6 اندونزی درباره روستا» برای مدیریت روستایی در ایران است.
کلیدواژهها
خلاصه مدیریتی
بیان/ شرح مسئله
مدیریت محلی روستاهای کشور، عمدتاً هزینهزا، تمرکزگرا و بخشینگر است که به نارضایتی روستاییان و پیامدهایی همچون مهاجرت از روستاها به شهرها و کلانشهرها منجر شده است. یکی از مواردی که میتواند در اتخاذ یک الگوی کارآمد مدیریت روستایی یاریکننده باشد، توجه به تجربیات سایر کشورها درخصوص نحوه اداره روستاهاست. گزارش حاضر به بررسی قوانین کشور اندونزی در این زمینه میپردازد. انتخاب کشور اندونزی، گذشته از شکل حکومت تکساخت و تعداد بالای جمعیت روستایی آن، به این دلیل است که این کشور در دنیا بهدلیل سیاستهای تمرکززدایی عمیق شناخته می شود.
نقطهنظرات/یافتههای کلیدی
مهمترین نکات مستخرج از قانون 2014/6 جمهوری اندونزی درباره روستا، استفساریه قانون مذکور و آیین نامه های مربوط به آن بهشرح زیر است:
قانون، ریجنسیها را ملزم کرده که حداقل 10 درصد مالیات و عوارض منطقه ای و 10 درصد اعتبارات متوازن سازی دریافت شده پس از کسر اعتبارات تخصیص خاص، را به روستاها انتقال دهند. همچنین میزان بودجه ای که دولت مرکزی مستقیماً به روستاهای کل کشور اختصاص میدهد، 10 درصد اعتبارات انتقالی به مناطق کشور را تشکیل میدهد که براساس سازوکار تخصیص پایه و نیز تخصیص براساس جمعیت، نرخ فقر، مساحت و سطح دشواری جغرافیایی روستاهای هر شهر/ریجنسی تخصیص مییابد. 30 درصد بودجه صرف امور جاری یعنی، اجرای عملیات دولت روستا و حقوق و مزایای کارکنان، هزینه های شورای روستا و ... و 70 درصد عمدتاً صرف توسعه روستا می شود.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
مفروض اساسی سیاست پس زمینه تدوین و تصویب قانون 2014/6 در اندونزی این است که روستاها به عنوان پایین ترین سطح مدیریت دولتی در اندونزی باید توانمند شوند. دولت اندونزی برای توانمندسازی روستاها به یک رویکرد ترکیبی از «بالا به پایین» و از «پایین به بالا» قائل است.
آنچه از تجربه اندونزی برمی آید که میتواند بهعنوان درس آموخته ای برای ایران مدنظر قرار گیرد ضرورت رویکرد همزمان از بالا به پایین و پایین به بالا برای ایجاد حکمرانی محلی کارآمد روستایی است. تحقق دو رویکرد مزبور در ایران، صرفنظر از ترتیبات نهادی قدرتمند در سطح ملی، نیازمند وجود قانونی است که جایگاهی مستحکم برای روستا در نظام اداری - سیاسی کشور قائل باشد و مدیریت روستایی را با همه ابعاد آن در نظر بگیرد. چنین قانونی ضرورتاً باید شامل مفادی ازجمله قائلشدن شخصیت مستقل برای روستاها، نحوه انتخاب/انتصاب شاخه اجرایی و مقرره گذار روستا، وظایف و اختیارات روستا، ساختار و تشکیلات دولت روستا، تأمین مالی و پیش بینی بودجه روستایی؛ نحوه نظارت دولت مرکزی و دولتهای محلی بر روستاها، شفافیت فرایند اداره روستا، پیش بینی سازوکاری نظاممند برای توانمندسازی جوامع روستایی، مشارکت جوامع روستایی در اداره و توسعه روستاست. همچنین شایسته است فصلی مستقل برای بودجه (هزینه ای و تملکدارایی سرمایه ای) مناطق روستایی در لوایح بودجه سنواتی در نظر گرفته شده و سازوکاری قانونی اتخاذ شود که همه روستاهای کشور از سهمی عادلانه در این بودجه برخوردار باشند.
در کشور ما، فقدان متولی واحد تخصصی، مقتدر و پاسخگو و پراکندگی تدبیر امور روستایی بین قوانین و نیز دستگاههای اجرایی متعدد، نبود هماهنگی هم افزا بین این دستگاهها و به تعبیری کلیتر ضعف نظام سیاستگذاری و برنامهریزی روستایی و فقدان برنامه عملیاتی نظاممند برای توسعه متوازن روستایی، ساختار و تشکیلات ضعیف ازجمله چالشهای مدیریت روستایی کشور طی دهههای اخیر بوده است[1]. مدیریت محلی روستاهای کشور، مدیریتی عمدتاً هزینه زا، تمرکزگرا، بخشی نگر و غیرپاسخگو است که به نارضایتی روستاییان و پیامدهایی همچون مهاجرت از روستاها به شهرها و کلانشهرها منجر شده است[2]. یکی از راهکارهایی که همواره طی دهه های اخیر برای رفع چالشهای مذکور ارائه شده، اعمال مدیریت یکپارچه روستایی بوده است. بااینحال، طرحهای پیشنهادی در این زمینه نیز نقایص فراوان داشته و به خصوص دچار عدم جامعیت و عدم پیش بینی همه ابعاد یک الگوی حکومت محلی کارآمد برای روستاها بوده اند. یکی از مواردی که میتواند در اتخاذ یک الگوی کارآمد حکومت محلی برای روستا یاری کننده باشد، توجه به تجربیات سایر کشورها در این زمینه است.
در این راستا، گزارش حاضر به بررسی قوانین کشور اندونزی درخصوص مدیریت محلی روستایی می پردازد. شایان ذکر است که از زمان شروع اصلاحات در اواخر دهه 1990، اندونزی سیاست تمرکززدایی بلندپروازانه ای را اجرا کرده است. یکی از اهداف سیاست مذکور، تقویت توسعه منطقه ای از پایین، با دادن اختیارات بیشتر به دولتهای محلی است. بااین حال، با تصویب «قانون 2014/6 درباره روستا»[3]، روستا، تبدیل به یک مقیاس مهم جدید تمرکززدایی در اندونزی شده است [4]. قانون 2014/6، چارچوب قانونی گسترده ای را برای گسترش سیستم حکمرانی غیرمتمرکز در سطح روستاها ارائه کرده است. همچنین مقررات دولتی 2014/43، مقررات دولتی 2014/60 و مقررات دولتی 2015/22 و استفساریه های آنها، دستورالعمل های اجرایی دقیقتری را برای اجرای قانون 2014/6 ارائه کرده اند. اهداف چندگانه و صریح برنامه تمرکززدایی در سطح روستا در کشور اندونزی، به رسمیت شناختن حقوق و وظایف دیرینه روستاها، تقویت ارائه خدمات در روستاها بهعنوان پایین ترین سطح اداری دولت و کاهش نابرابری اجتماعی و فقر است[5]. بهعبارتدیگر قانون 2014/6، نه تنها بخشی جدایی ناپذیر از روند مداوم تمرکززدایی، تقویت مردم سالاری و اصلاحات سیاسی اندونزی بوده، بلکه همچنین جزء اصلی ابتکار کلی دولت اندونزی برای کاهش فقر و ترویج رشد اقتصادی فراگیر است[6]. گزارش حاضر به این مسئله میپردازد که طبق قانون و مقررات فوق الذکر یک روستا در اندونزی چگونه اداره می شود؟
هرگونه پژوهشی درخصوص نظام تقسیمات سیاسی- اداری لزوماً باید دربرگیرنده دو وجه اصلی باشد. نخستین وجه این است که واحدهای سیاسی- اداری براساس چه شاخصها و فرایندی ایجاد میشوند و وجه دوم این است که قدرت و اختیارات چگونه میان سطوح مختلف دولت ملی، منطقه ای و محلی تقسیم میشود و این اختیارات تا چه میزان است؟ تاکنون گزارشهایی درخصوص نظام تقسیمات کشوری چین (شماره مسلسل 15742) و ژاپن (16353) در مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده است. همچنین گزارش حاضر چهارمین گزارش از سلسله گزارشهای مطالعات تطبیقی تقسیمات سیاسی اداری درخصوص اندونزی است که شماره های پیشین آن «روند تکثیری قلمرویی در اندونزی: دلایل و پیامدها» (شماره مسلسل 19782)؛ «اندونزی: چگونگی تشکیل، انحلال و ادغام مناطق در قوانین موضوعه» (شماره مسلسل 19787) و «اندونزی: چگونگی تشکیل، انحلال و ادغام «روستا» در قوانین موضوعه» (شماره مسلسل 19984) نام دارد. سه گزارش پیشین درخصوص اندونزی عمدتاً ناظر بر وجه نخست نظام تقسیمات سیاسی- اداری در اندونزی بوده است. گزارش حاضر به وجه دوم و ملزومات آن، البته در مقیاس روستا اختصاص دارد. بررسیهای صورت گرفته حاکی از خلأ ادبیات پژوهشی درباره بررسی قوانین کشور اندونزی درخصوص چگونگی مدیریت روستایی است.
همانگونه که در گزارش قبل بیان شد، حکومت تک ساخت جمهوری اندونزی به استانها تقسیم میشود. این استانها به ریجنسیها (کابوپاتن) و شهرداریها (کوتا) تقسیم میشوند. درواقع شهرداری و ریجنسی یک سطح یکسان در نظام تقسیمات سیاسی اندونزی محسوب میشوند. محدوده شهرداری/ ریجنسیها، به کچامتان تقسیم میشود که درواقع واحدهای اداری دولتی کوچکتر هستند. کچامتانها خود به روستاها (کلوراهان و/یا دسا) تقسیم میشوند. اصطلاح دسا عمدتاً برای ریجنسیها و اصطلاح کلوراهان بیشتر برای شهرها بهکار میرود.
قانون 2014/6 درباره روستا از (16) بخش و (122) ماده تشکیل شده است. جدول 1 بخشها و فصول قانون را نشان میدهد. همانگونه که در گزارش قبل بیان شد، بند «1» ماده (1) قانون 2014/6 روستا (در زبان اندونزیایی دسا) بهطورکلی را بدینشرح تعریف کرده است: «واحدهای جامعه قانونی دارای مرزهای قلمرویی که دارای اختیار برای تنظیم و مدیریت امور دولتی و منافع جامعه براساس ابداعات جامعه، حقوق خاستگاه و/ یا حقوق سنتی هستند که در سیستم دولتی حکومت تک ساخت اندونزی به رسمیت شناخته شده و مورد احترام هستند».
جدول 1. عناوین بخشها و فصول قانون 2014/6 درباره روستا [3]
|
بخش |
عنوان بخش و فصلهای ذیل آن |
|
اول |
مقررات کلی (مواد (۴-۱)) |
|
دوم |
موقعیت و انواع روستا (مواد (۶ - ۵)): شامل دو فصل با عناوین موقعیت و انواع روستاها. |
|
سوم |
ترتیبات روستا (مواد (۱7 - 7)) |
|
چهارم |
اختیارات روستا (مواد (۲۲ - ۱۸)) |
|
پنجم |
سازماندهی دولت روستا (مواد (۶۶ - ۲۳)): شامل 8 فصل با عناوین دولت روستا؛ دهدار؛ انتخاب دهدار؛ عزل دهدار؛ دستگاه (تشکیلات) روستا؛ شورای روستا؛ مجمع مشورتی روستا و درآمد دولت روستا. |
|
ششم |
حقوق و تعهدات روستاها و جوامع روستایی (مواد (6۸ - 6۷)) |
|
هفتم |
مقررات روستا (مواد (۷۰- ۶۹)) |
|
هشتم |
مالیه روستا و داراییهای روستا (مواد (۷۷-۷۱)): شامل دو فصل با عناوین مالیه روستا و دارایی های روستا. |
|
نهم |
توسعه روستا و توسعه نواحی روستایی (مواد (86-78)): شامل سه فصل با عناوین توسعه روستا؛ توسعه نواحی روستایی و سیستم اطلاعاتی روستا و توسعه نواحی روستایی. |
|
دهم |
بنگاههای اقتصادی متعلق به روستا (مواد (90 - 87)) |
|
یازدهم |
همکاریهای روستایی (مواد (93 -91)): شامل دو فصل با عناوین همکاریهای بین روستایی و همکاری با اشخاص ثالث. |
|
دوازدهم |
نهادهای اجتماعی روستا و نهادهای سنتی روستا (مواد ( 95-94): شامل دو فصل با عناوین نهادهای اجتماعی روستا و نهادهای سنتی روستا. |
|
سیزدهم |
مقررات ویژه روستاهای سنتی (مواد (111-96)): شامل چهار فصل با عناوین ترتیبات روستای سنتی؛ اختیارات روستای سنتی؛ دولت روستای سنتی و مقررات روستای سنتی. |
|
چهاردهم |
راهبری و نظارت (مواد (115- 112)) |
|
پانزدهم |
مفاد انتقالی (مواد (118-116)) |
|
شانزدهم |
خاتمه (مواد (122-119)) |
طبق ماده (4) قانون 2014/6، هدف از احکام قانون روستا عبارت است از:
«الف) به رسمیت شناختن و احترام به روستاهای موجود بههمراه تنوع آنها قبل و بعد از تشکیل حکومت تک ساخت جمهوری اندونزی؛
ب) شفاف کردن وضعیت و قطعیت حقوقی روستاها در قانون اساسی جمهوری اندونزی به منظور تحقق عدالت برای همه مردم اندونزی؛
پ) حفظ و ترویج آداب و رسوم، سنتها و فرهنگ جامعه روستایی؛
ت) تشویق ابتکارات، جنبشها و مشارکت جوامع روستایی برای توسعه پتانسیلها و داراییهای روستا به منظور رفاه مشترک؛
ث) ایجاد یک دولت روستایی حرفه ای، کارآمد، مؤثر، باز و مسئول؛
ج) تقویت خدمات عمومی به روستاییان برای تسریع تحقق رفاه عمومی؛
ح). افزایش تاب آوری اجتماعی و فرهنگی جوامع روستایی به منظور ایجاد جوامع روستایی توانمند در حفظ وحدت اجتماعی به عنوان بخشی از تاب آوری ملی؛
خ) پیشبرد اقتصاد جوامع روستایی و غلبه بر شکافهای توسعه ملی؛
چ) تقویت جامعه روستایی بهعنوان عامل توسعه».
در گزارش پیشین («اندونزی: چگونگی تشکیل، انحلال و ادغام «روستا» در قوانین موضوعه») به شاخصها و فرایند ایجاد، انحلال، ادغام و تغییر وضعیت روستا در نظام تقسیمات سیاسی- اداری اندونزی پرداخته شد. در این گزارش به نحوه مدیریت روستا مندرج در بخشهای سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و چهاردهم قانون 2014/6، آیین نامه اجرایی قانون مذکور و سایر مقررات مربوطه پرداخته میشود. شایان ذکر است که در گزارش حاضر نیز تأکید بر روستا از نوع دسا است. لذا گزارش حاضر به مقررات ویژه روستاهای سنتی اندونزی مندرج در بخش سیزدهم قانون ورود پیدا نکرده است.
بخش چهارم قانون «اختیارات روستا» نام دارد. «اختیارات روستا شامل: اداره دولت روستا، تحقق توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا براساس ابتکارات جامعه، حقوق خاستگاه و آداب و رسوم روستا است» (ماده (18) قانون).
طبق ماده (19) قانون، اختیارات روستا عبارتند از:
الف) اختیارات براساس حقوق خاستگاه؛
ب) اختیارات محلی در مقیاس روستا؛
پ) اختیارات واگذار شده توسط دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی یا دولت منطقه ای ریجنسی/ شهر؛
ت) سایر اختیارات تعیین شده توسط دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی یا دولت منطقه ای ریجنسی/ شهر مطابق با قوانین و مقررات.
طبق بند «1» ماده (34) آیین نامه اجرایی قانون (مقررات دولتی 2014/43) [8]، اختیارات روستا براساس «حقوق خاستگاه»، حداقل شامل موارد زیر است: نظام سازماندهی جامعه بومی؛ توسعه نهادی جامعه؛ توسعه نهادها و قواعد سنتی (بومی)؛ مدیریت زمینه ای خزانه روستا؛ توسعه نقش جوامع روستایی.
همچنین طبق بند «2» ماده (34) آیین نامه مذکور، اختیارات در مقیاس محلی روستا شامل: مدیریت مکانهای پهلوگیری قایق؛ مدیریت بازار روستا؛ مدیریت حمامهای عمومی؛ مدیریت شبکه آبیاری؛ مدیریت محیط مسکونی جامعه روستا؛ توسعه سلامت جامعه و مدیریت پستهای خدماتی یکپارچه؛ توسعه و مربیگری کارگاههای هنری و آموزشی؛ مدیریت کتابخانه های روستا و باغهای مطالعه؛ مدیریت مخازن آب روستا؛ مدیریت آب آشامیدنی در مقیاس روستا؛ احداث جاده های بین سکونت گاه های روستا تا نواحی کشاورزی.
طبق قانون 2014/6، اجرای اختیارات براساس حقوق خاستگاه و اختیارات محلی در مقیاس روستا، مندرج در بندهای «الف» و «ب» ماده (19) توسط روستا «تنظیم» و «مدیریت» میشود (ماده (۲۰))، اما پیش از آن، طبق ماده (37) آیین نامه اجرایی قانون، دولتهای منطقه ای شهر/ریجنسی شناسایی و فهرست کردن اختیارات براساس حقوق خاستگاه و اختیارات در مقیاس محلی روستا را با مشارکت روستا انجام می دهند. براساس نتایج شناسایی و فهرست مذکور، ریجنت/شهردار، مقررات ریجنت/شهردار درخصوص لیست اختیارات طبق حقوق خاستگاه و اختیارات محلی در مقیاس روستا را مطابق با مقررات وضع میکند. سپس مقررات ریجنت/ شهردار توسط دولت روستا و از طریق وضع مقررات روستا درخصوص اختیارات برمبنای حقوق خاستگاه و اختیارات در مقیاس محلی روستا مطابق با وضعیت، شرایط و نیازهای محلی پیگیری میشود.
اجرای اختیارات واگذار شده و اجرای سایر اختیارات ازسوی دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی، یا دولت منطقه ای شهر/ریجنسی مندرج بندهای «پ» و «ت» ماده (19) توسط روستا «مدیریت» میشود (ماده (۲۱)). طبق ماده (38) آیین نامه اجرایی قانون، اختیارات مذکور مطابق با مقررات قانونی واگذار میشود.
طبق ماده (22) قانون 2014/6 واگذاری اختیارات ازسوی دولت مرکزی و/یا دولت منطقه ای برای روستاها، شامل اجرای دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جوامع روستایی و توانمندسازی جامعه روستا، همراه با تأمین هزینه است.
شکل 1. اختیارات روستا در اندونزی طبق قانون 2014/6 درباره روستا و آیین نامه اجرایی قانون مذکور
مأخذ: نگارنده.
بند «2» ماده (1) مندرج در بخش اول قانون بیان میدارد: «دولت روستا اداره امور دولتی و منافع جوامع محلی در سیستم حکومت تک ساخت جمهوری اندونزی است». طبق ماده (25)، منظور از دولت روستا «دهدار یا فردی است که با نام دیگری به وی اشاره میشود و توسط کارکنان روستا مورد کمک قرار میگیرد».
سازماندهی دولت روستا براساس اصول قطعیت حقوقی؛ مدیریت منظم دولتی؛ منافع عمومی منظم؛ باز بودن؛ تناسب؛ حرفه ای بودن؛ پاسخگویی؛ اثربخشی و کارایی؛ خرد محلی؛ تنوع و مشارکتی بودن انجام میشود (ماده (24)). در ادامه به نحوه انتخاب و وظایف و اختیارات دهدار و ... پرداخته میشود:
دهدار، به صورت مستقیم توسط ساکنان روستا انتخاب میشود (بند «1» ماده (34)). دوره تصدی دهدار 6 سال از زمان معارفه است (بند «1» ماده (39)). دهدار میتواند حداکثر 3 (سه) دوره متوالی یا غیرمتوالی خدمت کند (بند «2» ماده (39)). انتخابات دهداران، به طور همزمان در سراسر نواحی ریجنسی/شهر برگزار میشود (ماده (3۱)).
کاندیداهای دهدار باید این شرایط را داشته باشند: شهروند جمهوری اندونزی؛ ایمان به خداوند متعال؛ حمایت و عمل به پانکاسیلا، اجرای قانون اساسی 1945جمهوری اندونزی، دفاع و حفظ یکپارچگی حکومت تکساخت جمهوری اندونزی و وحدت در عین کثرت؛ حداقل تحصیلات تکمیل شده در دبیرستان یا معادل آن؛ حداقل 25 سال سن در زمان ثبت نام؛ تمایل به نامزد شدن بهعنوان دهدار؛ ثبت نام به عنوان ساکن روستا و اقامت در روستای مربوطه به مدت حداقل 1 (یک) سال قبل از ثبت نام؛ عدم گذراندن محکومیت زندان در زمان ثبت نام؛ عدم محکومیت براساس رأی دادگاهی که دارای اعتبار قانونی دائمی است، برای ارتکاب جرم کیفری که مجازات آن حبس حداقل 5 (پنج) سال یا بیشتر است، مگر اینکه 5 (پنج) سال از اتمام مجازات حبس گذشته باشد و اعلام صادقانه و علنی سابقه محکومیت فرد به مردم و عدم تکرار جرم؛ عدم محرومیت از حق رأی، مطابق حکم دادگاهی که دارای اعتبار قانونی دائمی است؛ سالم باشد؛ عدم خدمت بهعنوان دهدار برای 3 دوره و سایر شرایط مندرج در مقررات منطقه ای (ماده (۳۳)).
درخصوص شرایط رأی دهندگان، طبق قانون، ساکنان روستا که در روز رأی گیری انتخاب دهدار 17 سال سن دارند و/یا ازدواج کرده اند بهعنوان رأی دهنده تعیین میشوند (ماده (۳۵)).
فرایند برگزاری انتخابات بدین صورت است که برای انجام انتخابات دهدار، کمیته انتخابات دهدار تشکیل میشود (بند «4» ماده (۳۴)). شایان ذکر است که شورای روستا، کمیته انتخابات دهدار را تشکیل میدهد که کمیته ای مستقل و بیطرف است. کمیته مذکور، شامل عناصری از کارکنان دولت روستا، نهادهای اجتماعی و شخصیتهای عمومی جامعه روستاست (ماده (۳۲)). کمیته انتخابات وظیفه انجام گزینش و غربالگری نامزدها براساس الزامات مشخص، انجام رأی گیری، تعیین نامزد منتخب و تدوین گزارش در مورد اجرای انتخابات دهداری را برعهده دارد (بند «5» ماده (۳۴)). هزینه انتخابات دهدار از بودجه درآمدی و هزینه ای ریجنسی/شهر تأمین میشود (بند «6» ماده (۳۴)).
کاندیداهایی که شرایط مندرج در ماده (۳۳) را برآورده کنند توسط کمیته انتخابات روستا، بهعنوان کاندید دهدار تعیین میشوند (بند «1»). کاندیداهای مذکور مطابق با شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه روستا در یک مکان عمومی به جامعه روستا معرفی میشوند (بند «۲»). کاندیداهای دهداری میتوانند با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه روستا و مفاد قوانین و مقررات، تبلیغات انتخاباتی را انجام دهند (بند «3» ماده (۳۶)). نامزدی که بیشترین آرا را در انتخابات بهدست آورده باشد، نامزد منتخب است. کمیته انتخابات دهدار، نام نامزد منتخب را حداکثر 7 روز پس از تعیین به شورای روستا ارائه میدهد. شورای روستا، حداکثر طی 7 روز پس از دریافت گزارش کمیته انتخابات، باید نام نامزد منتخب را به ریجنت/شهردار ارائه دهد. ریجنت/شهردار نامزد منتخب را طی حداکثر 30 روز از تاریخ دریافت نتایج انتخابات از کمیته انتخابات دهداری در قالب حکم ریجنت/شهردار، برای تبدیل به دهدار تأیید میکند. در صورت بروز اختلاف بر سر نتایج انتخابات دهدار، ریجنت/شهردار موظف است اختلاف را در مهلت 30 روز حلوفصل کند (بند «1» ماده (۳۷)). نامزد منتخب، توسط ریجنت/شهردار یا مقام منصوب وی حداکثر طی 30 روز پس از صدور حکم ریجنت/شهردار، منصوب میشود (ماده (۳۸)).
شایان ذکر است که آیین نامه اجرایی قانون (ماده (۴۱))، فرایند انتخابات دهداران را در چهار مرحله بهصورت جزئی تر تشریح کرده است که شامل: الف) آمادهسازی، ب) نامزدی، پ) رأی گیری و د) تعیین دهدار است.
جدول 2 مشروح اقداماتی که در هر مرحله باید انجام شود را نشان میدهد:
جدول 2. فرایند انتخابات دهداران در اندونزی طبق ماده (41) آیین نامه اجرایی قانون[8]
|
مرحله |
نام |
مشروح اقدامات |
|
مرحله اول |
آماده سازی |
مرحله آماده سازی شامل فعالیتهای زیر است: الف) ابلاغ پایان مدت تصدی دهدار توسط شورای روستا به دهدار فعلی، 6 ماه قبل از پایان دوره مسئولیت. ب) کمیته انتخابات دهداری، توسط شورای روستا 10 روز پس از ابلاغ پایان دوره مسئولیت دهدار تشکیل میشود. پ) گزارش نهایی دوره تصدی دهدار، ظرف مدت سی روز بعد از ابلاغ پایان دوره تصدی، به شهردار/ریجنت ارائه میشود. ت) برنامه ریزی برای هزینه انتخابات توسط کمیته از طریق چامات، به ریجنت/شهردار ارائه میشود. ث) تصویب هزینه های انتخابات ازسوی ریجنت/شهردار، طی مدت 30 روز، بعد از ارائه توسط کمیته. |
|
مرحله دوم |
نامزدی |
مرحله نامزدی شامل فعالیتهای زیر است: الف) اعلام و ثبت نامزدهای احتمالی طی مدت ۹ روز. ب) تحقیق در مورد کامل بودن الزامات اداری، شفافیت و نیز تعیین و اعلام اسامی نامزدها طی مدت 20 روز. پ) تعیین حداقل دو نفر و حداکثر پنج نفر نامزدهای دهدار مندرج در بند «ب». ت) تعیین فهرست دائمی رأی دهندگان برای اجرای انتخابات دهدار. ث) اجرای تبلیغات نامزدهای دهدار طی مدت سه روز. ج) دوره ممنوعیت تبلیغات به مدت سه روز. |
|
مرحله سوم |
رأی گیری |
مرحله رأی گیری شامل فعالیتهای زیر است: الف) اجرای رأی گیری و شمارش آرا. ب) تعیین نامزدی که بیشترین آرا را بهدست آورده است. |
|
مرحله چهارم |
تعیین دهدار |
مرحله تعیین شامل فعالیتهای زیر است: الف) گزارش کمیته انتخابات در مورد نامزدهای منتخب حداکثر طی هفت روز پس از رأی گیری به شورای روستا ارائه میشود. ب) گزارش شورای روستا در مورد نامزدهای منتخب حداکثر طی هفت روز پس از دریافت گزارش کمیته به شهردار/ریجنت ارائه میشود. پ) شهردار/ریجنت حداکثر طی 30 روز از زمان دریافت گزارش شورای روستا، یک حکم درخصوص تأیید و انتصاب دهدار صادر میکند. ت) شهردار/ریجنت یا دیگر مقام منصوب، دهدار منتخب روستا را حداکثر طی سی روز از زمان صدور حکم تأیید و انتصاب دهدار، با استفاده از تشریفات، مطابق مقررات قانونی معارفه میکند. |
طبق بند «1» ماده (26) قانون، دهدار مسئول سازماندهی دولت روستا، انجام توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستاست. در انجام وظایف مذکور، دهدار دارای اختیارات زیر است:
الف) رهبری اداره دولت روستا؛
ب) انتصاب و عزل کارکنان دولت روستا؛
پ) کنترل قدرت برای مدیریت امور مالی و داراییهای روستا؛
ت) تنظیم مقررات روستا؛
ث) تعیین بودجه درآمدی و هزینه ای روستا؛
ج) تقویت زندگی جامعه روستا؛
ح) ایجاد صلح و نظم در جامعه روستا؛
خ) تقویت و بهبود اقتصاد روستا و نظام بخشیدن به آن بهمنظور دستیابی به یک اقتصاد مولد برای حداکثر شکوفایی رفاه جامعه روستا؛
چ) توسعه منابع درآمد روستا؛
د) پیشنهاد و پذیرش انتقال بخشی از دارایی های دولتی برای بهبود رفاه جامعه روستا؛
ذ) توسعه زندگی اجتماعی و فرهنگی جامعه روستا؛
ر) استفاده از تکنولوژی مناسب؛
ز) هماهنگی توسعه روستا در یک شیوه مشارکتی؛
ع) نمایندگی روستا در داخل و خارج از دادگاه یا تعیین نماینده قانونی برای نمایندگی روستا مطابق با مفاد قوانین و مقررات؛
غ) انجام سایر اختیارات مطابق با مفاد مقررات قانونی (بند «2» ماده (26) قانون).
در انجام وظایف مندرج در بند «۱» ماده (26) قانون، دهدار دارای حقوق زیر است:
الف) پیشنهاد ساختار سازمانی و رویه های کاری دولت روستا؛
ب) ارائه پیش نویس و ایجاد مقررات روستا؛
پ) دریافت درآمد ماهیانه ثابت، مزایا و سایر دریافتهای قانونی و همچنین بیمه درمانی؛
ت) کسب حمایت قانونی برای سیاستهای اجرا شده؛
ث) صدور دستورات برای اجرای سایر وظایف و تعهدات به کارکنان دولت روستا (بند «3» ماده (26) قانون).
همچنین در انجام وظایف مندرج در بند «1» ماده (26) قانون، دهدار موظف به:
الف) حمایت و اجرای پانکاسیلا، اجرای قانون اساسی 1945 جمهوری اندونزی و حفظ و یکپارچگی حکومت تک ساخت اندونزی و وحدت در عین کثرت؛
ب) بهبود رفاه جامعه روستا؛
پ) حفظ صلح و نظم جامعه روستا؛
ث) رعایت و اجرای قوانین و مقررات؛
ث) اجرای زندگی دمکراتیک و عدالت جنسیتی؛
ج) اجرای اصول حکمرانی روستایی که پاسخگو، شفاف، حرفه ای، مؤثر و کارآمد، پاک و عاری از تبانی، فساد و خویشاوندگرایی است؛
ح) همکاری و هماهنگی با همه ذینفعان در روستا؛
خ) سازماندهی مدیریت کارآمد دولت روستایی؛
چ) مدیریت امور مالی و داراییهای روستا؛
د) انجام امور دولتی تحت اختیار روستا؛
ذ) حل اختلافات اجتماعی در روستا؛
ر) توسعه اقتصاد جامعه روستا؛
ز) پرورش و حفظ ارزشهای اجتماعی و فرهنگی جامعه روستایی؛
ع) توانمندسازی جوامع و نهادهای اجتماعی در روستا؛
غ) توسعه پتانسیل منابع طبیعی و حفظ محیطزیست؛
ف) ارائه اطلاعات به جامعه روستاست (بند «4» ماده (26)).
دهدار در انجام وظایف، اختیارات، حقوق و تعهدات مذکور در ماده (26) قانون باید: در پایان هر سال مالی و در پایان دوره تصدی خود یک گزارش در مورد اداره دولت روستا به ریجنت/شهردار ارائه دهد. همچنین دهدار باید در پایان هر سال مالی گزارش مکتوب اطلاعات اداره دولت روستا را به شورای روستا ارائه دهد و اطلاعات مکتوب درخصوص اداره دولت روستا را در پایان هر سال مالی برای جامعه روستا ارائه و یا انتشار دهد (ماده (27) قانون).
گزارش اداره دولت روستا، از طریق رئیس کچامتان و یا مقام منصوب دیگر باید حداکثر طی سه ماه بعد از سال مالی به شهردار ارائه شود. گزارش اداره دولت روستا، مندرج در بند «1»، باید حداقل شامل موارد زیر باشد:
الف) پاسخگویی درخصوص اداره دولت روستا؛
ب) پاسخگویی درخصوص اجرای توسعه؛
پ) اجرای توسعه جامعه و اجرای توانمندسازی جامعه.
گزارش اداره دولت روستا بهعنوان داده هایی برای ارزیابی و مبنایی برای راهنمایی و نظارت توسط شهردار/ریجنت استفاده میشود (ماده (49) آیین نامه اجرایی قانون).
گزارش اداره دولت روستا در پایان مدت تصدی دهدار، حداکثر طی 5 ماه قبل از پایان دوره مسئولیت، ارائه میشود. گزارش مذکور حداقل شامل موارد زیر است:
الف) خلاصه ای از گزارشهای سالهای گذشته؛
ب) برنامه اداره دولت روستا در مدت باقیمانده (5 ماه) از دوره تصدی؛
پ) نتایج محقق شده و هنوز محقق نشده؛ مواردی که بهنظر میرسد نیاز به بهبود دارند (ماده (50) آیین نامه اجرایی قانون).
همچنین دهدار باید گزارش اطلاعات اداره دولت روستا را حداکثر سه ماه پس از پایان سال مالی به شورای روستا ارائه دهد. گزارش اطلاعات اداره دولت روستا، حداقل شامل اجرای مقررات روستاست. گزارش اطلاعات در مورد اداره دولت روستا، توسط شورای روستا در انجام وظایف نظارت بر عملکرد دولت روستا استفاده میشود (ماده (51) آیین نامه اجرایی قانون).
ماده (29) قانون، دهدار را از برخی اقدامات منع کرده است که عبارتند از اقدامات:
الف) مضر برای منافع عمومی؛
ب) تصمیم گیری هایی که به نفع خود، اعضای خانواده، سایر طرفها و/یا گروههای خاص باشد؛
پ) سوءاستفاده از اختیارات، وظایف، حقوق و/یا تعهدات؛
ت) اقدامات تبعیض آمیز علیه برخی شهروندان و/یا گروههای جامعه؛
ث) انجام اقداماتی که باعث ایجاد مزاحمت برای گروهی از ساکنان روستا میشود؛
ج) ارتکاب به تبانی، فساد و خویشاوندگرایی، دریافت پول، کالاها و/یا خدمات از طرفهای دیگر که میتواند بر تصمیمات یا اقداماتی که انجام میدهد تأثیر بگذارد؛
ح) تبدیل شدن به مدیر یک حزب سیاسی؛
خ) عضویت و/یا مدیریت یک سازمان ممنوعه؛
چ) داشتن سمتهای همزمان بهعنوان رئیس و/یا عضو شورای روستا، عضویت در مجلس نمایندگان خلق جمهوری اندونزی، مجلس نمایندگان مناطق جمهوری اندونزی، پارلمانهای استانی و شهری/ریجنسی اندونزی و سایر مناصب مشخص شده در قوانین و مقررات؛
د) شرکت و/یا مشارکت در تبلیغات انتخابات عمومی و/یا انتخابات سران منطقهای؛
ذ) نقض سوگند/ تعهد رسمی؛
ر) ترک وظیفه برای 30 (سی) روز کاری متوالی بدون دلیل روشن و غیرقابل توجیه.
دهدار بهدلیل: الف) فوت؛ ب) درخواست خود دهدار و یا پ) عزل، از سمت خود کنار میرود (بند «1» ماده (40)). عزل دهدار به دلایل زیر انجام میشود:
الف) پایان دوره تصدی؛
ب) ناتوانی در انجام وظایف به صورت مستمر، یا غیبت دائمی به مدت 6 ماه؛
پ) برآورده نکردن سایر الزامات به عنوان یک نامزد برای مقام دهدار؛
ت) نقض ممنوعیت ها به عنوان دهدار (بند «2» ماده (40) قانون).
عزل دهدار، توسط ریجنت/شهردار تعیین میشود (بند «3» ماده (40) قانون). قانون (بند «4» ماده (40)) مقررات بیشتر در اینخصوص را موکول به مقررات دولتی کرده است.
همچنین چنانچه دهدار، متهم به جرمی باشد که مجازات آن حداقل 5 سال حبس است (ماده (41) قانون)، یا مظنون به اقدامات مجرمانه فساد، تروریسم، خیانت و/یا اقدامات جنایتکارانه علیه امنیت کشور باشد (ماده (42) قانون) به طور موقت توسط شهردار/ریجنت تعلیق میشود. در صورت عزل موقت دهدار، دبیر روستا تا زمان صدور رأی دادگاهی که دارای اعتبار قانونی دائمی باشد، وظایف و تعهدات دهدار را انجام میدهد (ماده (45) قانون). دهدار پس از محکومیت براساس حکم دادگاهی که دارای اعتبار قانونی دائمی است، توسط شهردار/ریجنت عزل میشود (ماده (43) قانون).
درصورتیکه دوره باقیمانده تصدی دهدار عزل شده، مندرج در ماده (۴۳)، بیش از (یک) سال نباشد، ریجنت/شهردار یک کارمند دولتی از دولت منطقه ای ریجنسی/شهر را به عنوان سرپرست روستا منصوب میکند (بند «1» ماده (46) قانون). سرپرست روستا وظایف، اختیارات، تعهدات و حقوق دهدار را مطابق ماده (26) قانون انجام میدهد (بند «2» ماده (46) قانون). درصورتیکه مدت باقیمانده از دوره تصدی دهدار عزل شده، مندرج در ماده (43)، بیش از 1 (یک) سال باشد، ریجنت/شهردار، یک کارمند دولتی از دولت منطقه ای ریجنسی/شهر را به عنوان سرپرست روستا منصوب کند (بند «1» ماده (47) قانون). سرپرست روستا وظایف، اختیارات، تعهدات و حقوق دهدار را مطابق ماده (26) قانون، تا زمان انتصاب دهدار انجام میدهد (بند «2» ماده (47) قانون). دهدار از طریق تبادل نظر (مجمع مشورتی) روستا انتخاب میشود، به گونه ای که الزامات مندرج در ماده (33) قانون را برآورده کند (بند «3» ماده (47) قانون). تبادل نظر روستا، حداکثر طی 6 ماه پس از عزل دهدار برگزار میشود (بند «4» ماده (47) قانون). طبق آیین نامه اجرایی قانون، تبادل نظر روستا با مکانیسم زیر برگزار میشود:
الف) قبل از برگزاری جلسه تبادل نظر روستا، فعالیتهایی انجام میشود که عبارتند از:
ب) شورای روستا، تبادل نظر روستا را برگزار میکند که شامل فعالیتهای زیر است:
دهدار انتخاب شده از طریق مجمع مشورتی روستا [طبق سازوکار فوق]، وظایف دهدار را تا پایان دوره تصدی باقیمانده دهدار عزل شده انجام میدهد (بند «5» ماده (47) قانون). شایان ذکر است که در صورت وجود سیاست به تعویق انداختن انتخابات دهدار، دهدار روستایی که مدت تصدی وی منقضی شده است برکنار و سپس ریجنت/شهردار یک سرپرست موقت دهداری منصوب میکند. سیاست به تعویق انداختن اجرای انتخابات دهداران توسط وزیر تعیین میشود. ریجنت/شهردار، سرپرست موقت دهداری را از میان کارمندان دولتی شهرداری/ریجنسی تعیین میکند (بند «1» ماده (57) آیین نامه اجرایی قانون). کارمندان دولتی که به عنوان سرپرست دهداری منصوب میشوند باید حداقل با مدیریت روستایی و حوزه های تخصصی آشنایی داشته باشند. سرپرست روستا، وظایف، اختیارات و تعهدات دهدار را انجام میدهد و از حقوقی مشابه با دهدار برخوردار میشود (ماده (58) آیین نامه اجرایی قانون).
یکی از فصول ذیل بخش پنجم قانون، «دستگاه روستا» نام دارد. دستگاه روستا شامل: «الف) دبیرخانه روستا؛ ب) مدیر ناحیه ای و ج) مدیر فنی» است (ماده (48) قانون). دستگاه روستا، موظف است که به دهدار در انجام وظایف و اختیارات خود کمک کند. دستگاه روستا، توسط دهدار پس از مشورت با رئیس کچامتان از طرف ریجنت/شهردار منصوب میشود (ماده (49) قانون).
دبیرخانه روستا، توسط دبیر روستا با کمک کارکنان دبیرخانه که وظیفه کمک به دهدار در زمینه اداره دولت را دارند، رهبری میشود. دبیرخانه روستا، حداکثر شامل سه حوزه کاری است. مقررات مربوط به حوزه های کاری توسط آیین نامه وزارتی تنظیم میشود (ماده (62) آیین نامه اجرایی قانون). مدیر ناحیه ای، یک عنصر کمکی برای دهدار بهعنوان کارگروه ناحیه ای است. تعداد مدیران ناحیه ای به تناسب نیاز و ظرفیت مالی روستا تعیین میشود (ماده (63) آیین نامه اجرایی قانون). مدیر فنی یک عنصر کمکی برای دهدار به عنوان مجری وظایف عملیاتی است (بند «1»). مدیریت فنی حداکثر از سه بخش تشکیل میشود (بند «2»). مقررات مربوط به مدیران فنی توسط آیین نامه وزارتی تعیین میشود (ماده (64) آیین نامه اجرایی قانون).
کارکنان روستا، در انجام وظایف و اختیارات خود، در برابر دهدار مسئولیت دارند (ماده (49) قانون). کارکنان روستا، از میان روستاییانی که شرایط زیر را برآورده کنند منصوب میشوند:
الف) حداقل دارای تحصیلات متوسطه دولتی یا معادل آن؛
ب) دارا بودن 20 تا 42 سال سن؛
پ) ساکن و مقیم روستا از حداقل 1 سال قبل؛
ت) سایر الزامات مشخص شده در مقررات منطقه ای ریجنسی/شهر (ماده (50) قانون).
انتصاب کارکنان روستا با استفاده از مکانیسم زیر انجام میشود:
الف) دهدار غربالگری یا گزینش کارکنان احتمالی (بالقوه) روستا را انجام میدهد؛
ب) دهدار با رئیس کچامتان یا مقام منصوب دیگر درخصوص انتصاب کارکنان روستا مشورت میکند؛
پ) رئیس کچامتان یا مقام منصوب دیگر، توصیه های کتبی ارائه میکند که حاوی اطلاعاتی در مورد کارکنان احتمالی روستاست که با دهدار مورد مشورت قرار گرفته است.
پ) توصیه های کتبی رئیس کچامتان یا مقام منصوب دیگر، در انتصاب کارکنان روستا از طریق حکم دهدار روستا به عنوان مبنا قرار میگیرد (ماده (66) آیین نامه اجرایی قانون).
قانون 2014/6، همچنین احکامی را درخصوص ممنوعیتها، مجازات و عزل کارکنان روستا مقرر داشته است (مواد (51)، (52) و (53)).
شایان ذکر است که طبق ماده (66) دهدار و کارکنان روستا، هر ماه درآمد ثابت دریافت میکنند (بند «۱»). درآمد ثابت دهدار و کارکنان روستا، از محل اعتبارات متوازن سازی بودجه درآمدی و هزینه ای دولت که توسط شهر/ریجنسی دریافت میشود و در بودجه درآمدی و هزینهای شهر/ریجنسی مقرر میشود تأمین میشود (بند «۲»). به غیر از درآمد ثابت، دهدار و کارکنان روستا کمک هزینه دریافت میکنند که از بودجه درآمدی و هزینه ای روستا تأمین میشود (بند «۳»). همچنین دهدار و کارکنان روستا بیمه درمانی دریافت میکنند و ممکن است سایر عواید قانونی را دریافت کنند (بند «۴»).
طبق ماده (54) قانون از ترکیب شورای روستا، دولت روستا و عناصر جامعه روستا، یک مجمع مشورتی برای بحث در مورد موضوعات راهبردی مربوط به اجرای دولت روستا شکل میگیرد (بند «۱») که در قانون از آن با عنوان «تبادل نظر روستا» نام برده شده است. موضوعات راهبردی شامل ترتیبات روستا؛ برنامه ریزی روستا؛ همکاری روستایی؛ طرحهای سرمایه گذاری که وارد روستا میشوند؛ ایجاد بنگاههای اقتصادی روستایی؛ افزودن و حذف داراییهای روستا و حوادث فوق العاده است (بند «۲»). این انجمن حداقل هر یکسال یکبار تشکیل جلسه میدهد.
طبق ماده (80) آیین نامه اجرایی قانون، تبادلنظر روستا توسط شورای روستا انجام میشود که توسط دولت روستا تسهیل میشود (بند «1»). تبادلنظر روستا با حضور دولت روستا، شورای روستا و سایر عناصر صورت میگیرد (بند «2»).
فصل هفتم ذیل بخش ششم قانون به شورای روستا اختصاص دارد. شایان ذکر است که طبق بند «4» ماده (1) قانون، شورای روستا یا آنچه با نامهای دیگری به آن اشاره میشود نهادی است که وظایف دولتی را انجام میدهد و اعضای آن نمایندگانی از جمعیت روستا براساس نمایندگی ناحیه ای و تعیین شده بهصورت دمکراتیک هستند.
شورای روستا که در قانون از آن با عنوان «نهاد مشورتی روستا» یاد شده است دارای وظایف:
الف) بحث و توافق در مورد پیش نویس مقررات روستا با دهدار؛
ب) همساز کردن و هدایت درخواستهای جامعه روستا؛
پ) نظارت بر عملکرد دهدار میباشد (ماده (55) قانون).
دوره عضویت شورای روستا 6 سال از تاریخ ادای سوگند است و اعضای شورا میتوانند حداکثر سه دوره متوالی یا غیرمتوالی بهعنوان عضو شورا ایفای نقش کنند (ماده (56) قانون).
قانون شرایط انتخابشوندگان بهعنوان شورای روستا را تعریف کرده است. این شرایط عبارتند از: ایمان به خداوند متعال؛ عمل و حمایت از پانکاسیلا، اجرای قانون اساسی 1945 جمهوری اندونزی و نیز دفاع و حفظ یکپارچگی حکومت تک ساخت اندونزی؛ داشتن حداقل 20 سال سن یا متأهل بودن؛ داشتن حداقل تحصیلات تکمیل شده در دبیرستان یا معادل آن؛ نداشتن سمت در دولت روستا؛ تمایل به نامزد شدن بهعنوان عضو شورای روستا و درنهایت اینکه بهصورت دمکراتیک بهعنوان نماینده ساکنان روستا انتخاب شود (ماده (57) قانون). تعداد اعضای شورای روستا، حداقل 5 (پنج) نفر و حداکثر 9 نفر، با در نظر گرفتن مساحت، تعداد زنان، جمعیت و ظرفیت مالی روستا تعیین میشود (بند «1» ماده (58) قانون).
طبق ماده (72) آیین نامه اجرایی قانون عضویت در شورای روستا، بهصورت دمکراتیک از طریق فرایند انتخابات مستقیم یا مشورتی با تضمین نمایندگی زنان انجام میشود (بند «1»). در چارچوب فرایند انتخابات مستقیم یا نمایندگی مشورتی مندرج در بند «1»، دهدار کمیته ای را برای تکمیل اعضای شورای روستا تشکیل میدهد که توسط حکم دهدار تعیین میشود (بند «2»). کمیته تکمیل اعضای شورای روستا مندرج در بند «2»، از عناصر دستگاه روستا و دیگر عناصر جامعه با تعداد و ترکیب متناسب تشکیل میشود (بند «3»). تعیین مکانیسم برای تکمیل اعضای شورای روستا مندرج در بند «2»، مطابق با مقررات منطقه ای شهر/ریجنسی انجام میشود (ماده (72) آیین نامه اجرایی قانون).
طبق ماده (73) آیین نامه اجرایی قانون، کمیته تکمیل اعضای شورای روستا انجام غربالگری و گزینش اعضای بالقوه شورای روستا را 6 ماه قبل از اتمام دوره عضویت شورای روستا انجام میدهد (بند «1»). کمیته تکمیل اعضای شورای روستا، تعداد نامزدها برای عضویت در شورای روستا را یکسان یا بیشتر از اعضای شورای روستا، حداکثر سه ماه مانده به اتمام دوره عضویت در شورای روستا، تعیین میکند (بند «2»). درصورتیکه مکانیسم تکمیل اعضای شورای روستا، از طریق یک فرایند انتخابات مستقیم تعیین شود، کمیته تکمیل اعضای شورا، یک انتخابات مستقیم نامزدها برای اعضای شورای روستا، مندرج در بند «2» را تعیین میکند (بند «3»). درصورتیکه مکانیسم برای تکمیل اعضای شورای روستا از طریق فرایند نمایندگی مشورتی تعیین شود، اعضای بالقوه شورای روستا، مندرج در بند «۲»، در یک فرایند نمایندگی مشورتی توسط عناصری از جامعه که حق رأی دارند انتخاب میشوند (بند «4»). نتایج انتخابات مستقیم یا مشورتی مندرج در بندهای «3» و «4» توسط کمیته تکمیل اعضای شورای روستا حداکثر طی 7 روز پس از مشخص شدن نتایج انتخابات مستقیم یا نمایندگی مشورتی به دهدار ارائه میشود (بند «5»). نتایج انتخابات مستقیم یا نمایندگی مشورتی، توسط دهدار، حداکثر طی 7 روز از زمان دریافت نتایج انتخابات ازسوی کمیته تکمیل اعضای شورا، به شهردار/ریجنت ارائه میشود تا توسط شهردار/ریجنت رسمیت یابد (بند «4»).
معارفه اعضای شورای روستا توسط حکم شهردار/ریجنت حداکثر طی 30 روز از دریافت گزارش نتایج انتخابات مستقیم یا نمایندگی مشورتی ازسوی دهدار تعیین میشود. ادای سوگند اعضای شورای روستا با راهنمایی شهردار/ریجنت یا مقام منصوب ایشان حداقل طی 30 روز از صدور حکم شهردار/ریجنت درخصوص معارفه اعضای شورای روستا انجام میشود (ماده (74) آیین نامه اجرایی قانون). شایان ذکر است که طبق ماده (75)، تکمیل عضویت موقت اعضای شورای روستا با حکم شهردار/ریجنت به پیشنهاد رهبری شورای روستا از طریق دهدار انجام میشود.
طبق ماده (76) آیین نامه اجرایی قانون، عزل اعضای شورای روستا به دلایل پایان دوره عضویت؛ عدم توانایی برای انجام وظایف بهصورت مستمر یا غیبت مداوم به مدت 6 ماه، زمانی که فرد دیگر واجد الزامات بهعنوان عضو شورای روستا نباشد و نقض ممنوعیتها بهعنوان عضوی از شورا صورت میگیرد. عزل عضو شورا براساس نتایج مذاکرات شورای روستا، توسط رئیس شورا به شهردار/ریجنت پیشنهاد میشود. انجام عزل با حکم شهردار/ریجنت صورت میگیرد.
طبق ماده (59) قانون، رهبری شورای روستا متشکل از یک رئیس، یک معاون رئیس و یک دبیر است (بند «۱»). افراد مذکور از میان و توسط اعضای شورای روستا به طور مستقیم در جلسه شورای روستا که مخصوصاً بدین منظور برگزار میشود انتخاب میشوند (بند «۲»). جلسه انتخابات رهبری شورای روستا برای اولینبار توسط مسن ترین عضو و با کمک جوانترین عضو مدیریت میشود (بند «3» ماده (۵۹)).
طبق ماده (61) قانون، شورای روستا دارای حق برای:
الف) نظارت و درخواست اطلاعات در مورد اداره دولت روستا از دولت روستا؛
ب) اظهارنظر درخصوص اداره دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا؛
پ) دریافت هزینه های عملیاتی برای اجرای وظایف و کارکردهای خود از بودجه درآمدی و هزینه ای روستاست.
همچنین طبق ماده (62) اعضای شورای روستا دارای حق برای:
الف) ارائه پیشنهاد برای پیش نویس مقررات روستا؛
ب) پرسیدن سوال؛
پ) ارائه پیشنهادها و/یا نظرات؛
ت) انتخاب کردن و انتخاب شدن؛
ث) دریافت کمک هزینه از بودجه درآمدی و هزینه ای روستا هستند.
همچنین قانون وظایف (ماده (۶۳)) و ممنوعیتهای (ماده (۶۴)) اعضای شورای روستا را تعیین کرده است. طبق ماده (65)، مذاکرات شورای روستا توسط رئیس شورای روستا هدایت میشود. مذاکرات مذکور در صورت حضور حداقل دو سوم کل اعضای شورای روستا معتبر اعلام میشود. تصمیم گیری از طریق مشورت بهمنظور دستیابی به اجماع انجام میشود؛ چنانچه اجماع حاصل نشود، تصمیم گیری با رأی گیری انجام میشود. رأی گیری در صورتی معتبر اعلام میشود که توسط حداقل نصف بهعلاوه 1 (یک) نفر از کل اعضای شورای روستا تأیید شود. نتایج مذاکرات شورای روستا با تصمیم شورای روستا تعیین و با ضمیمه صورتجلسه ای است که توسط دبیر شورای روستا تنظیم میشود.
ماده (68) قانون، حقوق جوامع روستایی را بدین نحو مقرر داشته است:
الف) درخواست و کسب اطلاعات از دولت روستا و نظارت بر فعالیتهای اداره دولت روستا، اجرای [برنامه های] توسعه روستا، توسعه جامعه روستایی و توانمندسازی جامعه روستا؛
ب) دریافت خدمات برابر و عادلانه؛
پ) بیان درخواستها، پیشنهادها و نظرات شفاهی یا کتبی مسئولانه در مورد فعالیتهای اداره دولت روستا، اجرای [برنامه های] توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جوامع روستایی؛
ت) انتخاب کردن، انتخاب شدن یا تعیین شدن بهعنوان: دهدار؛ کارکنان دولت روستا؛ اعضای شورای روستا؛ یا اعضای سازمانهای اجتماعی روستا؛
ث) دریافت حمایت و محافظت در برابر تعرض نسبت به صلح و نظم روستا.
در مقابل جامعه روستایی موظف به:
الف) توسعه خود و حفظ محیط زیست روستا؛
ب) تشویق ایجاد فعالیتهای اداره دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا؛
پ) تشویق ایجاد یک وضعیت امن، راحت و صل حآمیز در روستا؛
ت) حفظ و توسعه ارزشهای مشورت، اجماع، قرابت و همکاری متقابل در روستا؛
ث) شرکت در فعالیتهای مختلف در روستا.
بخش هفتم قانون، مقررات روستا نام دارد. طبق ماده (69) قانون، انواع مقررات در روستا شامل، مقررات روستا، مقررات دهدار و مقررات مشترک دهداران است (بند «1»). مقررات مذکور نباید در تعارض با منافع عمومی و/یا مفاد قوانین و مقررات بالادستی باشد (بند «2»). مقررات روستا پس از بحث و توافق با شورای روستا، توسط دهدار مقرر میشود (بند «3»).
بااین حال پیش نویس مقررات روستا درخصوص بودجه درآمدی و هزینه ای روستا، مالیات، برنامه ریزی فضایی (آمایش سرزمین) و سازمان دولت روستا باید قبل از تصویب به عنوان مقررات روستا، توسط ریجنت/شهردار ارزیابی شود (بند «4»). نتایج ارزیابی، باید حداکثر طی 20 روز کاری از زمان دریافت پیش نویس مقررات توسط ریجنت/ شهردار ارائه شود (بند «5»). چنانچه ریجنت/شهردار نتایج ارزیابی را ارائه کرده باشد، از زمان دریافت نتایج ارزیابی، به دهدار حداکثر 20 روز فرصت داده میشود تا اصلاحات را انجام دهد (بندهای «6» و «7»). چنانچه ریجنت/شهردار نتایج ارزیابی را در مهلت 20 روز ارائه ندهد، مقررات روستا بهخودیخود الزام آور میشود (بند «8»). شایان ذکر است که پیش نویس مقررات روستا باید با جامعه روستا به مشورت گذاشته شود (بند «9»). جامعه روستایی حق دارد در مورد پیش نویس مقررات روستا نظر بدهد (بند «10»). درنهایت اینکه مقررات روستا و مقررات دهدار، توسط دبیر روستا در روزنامه روستا و اخبار روستا اعلام میشود (ماده (69)).
شایان ذکر است که مراحل تدوین پیش نویس مقررات روستا در آیین نامه اجرایی قانون تشریح شده است. طبق ماده (83) پیش نویس مقررات روستا به ابتکار دولت روستا انجام میشود (بند «1»). شورای روستا میتواند طرح مقررات روستا را به دولت روستا پیشنهاد کند (بند «2»). پیش نویس مقررات روستا مندرج در بندهای «1» و «2»، باید با جامعه روستا برای گرفتن درونداد به مشورت گذاشته شود (بند «3»). پیش نویس مقررات روستا، مندرج در بند «2» توسط دهدار بعد از بحث و توافق متقابل با شورای روستا تصویب میشود (بند «4»).
طبق ماده (84) آیین نامه اجرایی قانون، پیش نویس مقررات روستا که به طور دوجانبه مورد توافق قرار گرفته است حداکثر 7 روز از تاریخ توافق، توسط رئیس شورای روستا به دهدار ارائه میشود تا بهعنوان مقررات روستا تعیین شود (بند «1»). مقررات روستا مندرج در بند «1» باید حداکثر طی 15 روز از زمان دریافت پیش نویس مقررات ازسوی رئیس شورای روستا، توسط دهدار با الصاق امضا توشیح شود (بند «3»). مقررات روستا از زمان انتشار در روزنامه و اخبار روستا توسط دبیر روستا، لازم الاجراست (بند «3»). مقررات روستا که مطابق بند «3» منتشر شده است، حداکثر طی 7 روز به ریجنت/شهردار بهعنوان داده هایی برای راهنمایی و نظارت ارائه می شود (بند «4»). دستورالعمل های فنی مربوط به مقررات روستا توسط آیین نامه وزارتی تنظیم میشود (ماده (89) آیین نامه اجرایی قانون).
مقررات دهدار، آیین نامه اجرایی مقررات روستاست (ماده (85) آیین نامه اجرایی قانون). مقررات دهدار، توسط دهدار امضا میشود. مقررات دهدار مندرج در بند «1»، توسط دبیر روستا در روزنامه و اخبار روستا اعلام میشود (ماده (86) آیین نامه اجرایی قانون). شایان ذکر است که مقررات روستا و مقررات دهدار که با منافع عمومی و یا مفاد قانون و مقررات بالادستی مغایرت داشته باشد، توسط ریجنت/شهردار لغو میشود (ماده (86) آیین نامه اجرایی قانون).
مقررات مشترک دهداران، مقررات دهدار در چارچوب همکاریهای بین روستایی است. مقررات مشترک دهداران توسط دهدار دو یا بیش از دو روستا که همکاریهای بینروستایی را انجام میدهند امضا میشود. مقررات مشترک دهداران برای جوامع روستایی مربوطه منتشر میشود (ماده (88) آیین نامه اجرایی قانون).
3-5. مالیه و دارایی های روستا
قانون 2014/6 دارای یک بخش با عنوان «مالیه روستایی و داراییهای روستا» است. این بخش، از دو فصل مالیه روستا و داراییهای روستا تشکیل شده است. آیین نامه اجرایی قانون 2014/6 (مقررات دولتی 2014/43) [8]، «آیین نامه دولتی شماره 2014/60، درخصوص اعتبارات روستایی که از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تأمین میشود» [9] و نیز استفساریه آن [10] و همچنین «مقررات دولتی شماره 22 سال 2015 جمهوری اندونزی درباره اصلاح آیین نامه شماره 60 سال 2014 درخصوص اعتبارات روستایی که از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تأمین میشود» [11] و استفساریه آن [12]، احکام جزئی تری را درخصوص مالیه روستا و بودجه آن مقرر داشته است. در ادامه براساس قانون و مقررات مذکور، مالیه روستایی و دارایی های روستایی بررسی میشود.
فصل مالیه روستا، دربرگیرنده مفادی درخصوص موارد زیر است:
الف) درآمد اصلی روستا شامل عواید کسبوکار، عواید دارایی، خودیاری و مشارکت، همکاری متقابل و سایر درآمدهای اصلی روستا؛
ب) تخصیص از بودجه درآمدی و هزینه ای دولت؛
پ) بخشی از درآمد حاصل از مالیاتهای منطقه ای و عوارض شهر/ریجنسی؛
ت) تخصیص اعتبارات روستا که بخشی از اعتبارات متوازن سازی دریافت شده توسط ریجنسی/شهر است؛
ث) کمک مالی از بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای استانی و بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای شهر/ریجنسی؛
ج) هبه و کمکهای مالی غیرالزام آور از اشخاص ثالث؛
ح) سایر درآمدهای قانونی روستا.
تخصیص اعتبارات مندرج در جزء «ب» از مصارف مرکزی با ایجاد برنامه های روستامحور بهصورت برابر و نسبتاً مؤثر تأمین میشود (بند «2» ماده (۷۲) قانون). همچنین سهم درآمد حاصل از مالیاتهای منطقه ای و مالیات شهر/ریجنسی، مندرج در جزء «پ»، حداقل 10٪ (ده درصد) از مالیات و عوارض منطقه ای است (بند «3» ماده (۷۲)). تخصیص اعتبارات روستا، مندرج در جزء «ت» نیز حداقل 10٪ از اعتبارات متوازن سازی دریافت شده توسط شهر/ریجنسی در بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای پس از کسر اعتبارات تخصیص خاص است (بند «4» ماده (۷۲)). نکته مهم اینکه قانون مقرر داشته است که درخصوص شهرها/ریجنسیهایی که تخصیص اعتبارات روستا را مطابق بند «4» ماده (72) انجام نمیدهند، دولت میتواند پس از کسر اعتبارات تخصیص خاص، میزان تخصیص اعتبارات متوازن سازی را به تعویق انداخته و/یا کاهش دهد (بند «6» ماده (72) قانون).
طبق ماده (99) تخصیص اعتبارات روستا و بخشی از عواید حاصل از مالیاتها و عوارض منطقه ای شهر/ریجنسی، بهتدریج از شهر/ریجنسی به روستا انجام میشود (بند «1»). رویه های توزیع اعتبارات روستا و بخشی از درآمدهای مالیاتی منطقه ای و عوارض منطقه ای شهر/ریجنسی، مندرج در بند «1»، در مقررات شهردار/ریجنت براساس مقررات وزارتی تنظیم میشود (بند «2»). توزیع کمکهای مالی ناشی از بودجه درآمدی و هزینه ای استانی یا بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی به روستا، مندرج در بند «1» ماده (98) مطابق با مفاد مقررات قانونی انجام میشود. آیین نامه اجرایی قانون احکام مفصل تری درخصوص نحوه تخصیص درآمدهای روستا که منشأ آن دولت مرکزی و یا منطقه ای بوده را شرح داده است ( جدول 3).
جدول 3. نحوه تخصیص اعتبارات روستا طبق ماده (72) قانون 2014/6 درباره روستا [8]
|
قانون |
آیین نامه اجرایی |
|
ب) تخصیص از بودجه درآمدی و هزینه ای دولت
|
ماده (95) آیین نامه اجرایی قانون 2014/6 بیان میدارد: دولت اعتبارات روستا که در هر سال مالی در بودجه درآمدی و هزینه ای برای تخصیص به روستا در نظر میگیرد را از طریق بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی منتقل میکند (بند «1»). مقررات مربوط به تخصیص اعتبارات روستا مندرج در بند «1»، بهطور جداگانه در یک آیین نامه دولتی تنظیم میشود (بند «2»). |
|
پ) بخشی از درآمد حاصل از مالیاتهای منطقه ای و عوارض شهر/ریجنسی
|
طبق ماده (97) آیین نامه اجرایی قانون، دولت منطقه ای شهر/ریجنسی سهمی از مالیاتها و عوارض منطقه ای شهر/ریجنسی را به روستا اختصاص میدهد که حداقل 10 درصد از تحقق درآمد مالیاتی و عوارض منطقه ای شهر/ریجنسی است (بند «1»). تخصیص سهم از مالیاتها و عوارض منطقه ای مندرج در بند «1»، براساس موارد زیر انجام میشود: الف) 60 درصد بهطور مساوی بین کل روستاها تقسیم میشود؛ ب) 40 درصد به نسبت تحقق وصول مالیات و عوارض از هر روستا تقسیم میشود (بند «2»). تخصیص سهم از مالیات و عوارض منطقه ای شهر/ریجنسی به روستا مندرج در بند «1» توسط مقررات ریجنت/شهردار تعیین میشود (بند «3»). مقررات مربوط به رویه های تخصیص بخشی از درآمدهای مالیاتی و عوارض منطقه ای شهر/ریجنسی به روستاها، توسط مقررات شهردار/ریجنت تنظیم میشود (بند «4»). |
|
ت) تخصیص اعتبارات روستا که بخشی از اعتبارات متوازن سازی دریافت شده توسط ریجنسی/شهر است.
|
طبق ماده (96) آیین نامه اجرایی قانون، دولت منطقه ای شهر/ریجنسی در هر سال مالی، تخصیص اعتبارات روستا را در بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی در نظر میگیرد (بند «1»). تخصیص اعتبارات روستا مندرج در بند «1»، حداقل 10 درصد اعتبارات متوازن سازی دریافت شده توسط شهر/ریجنسی در بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای پس از کسر اعتبارات تخصیص خاص است (بند «2»). تخصیص اعتبارات روستا مندرج در بند «2»، موارد زیر را در نظر میگیرد: الف) نیازهای درآمدی ثابت دهداران و کارکنان روستا؛ ب) تعداد کارکنان روستا، میزان فقر روستا، مساحت روستا و سطح دشواری جغرافیایی روستا (بند «3»). تخصیص اعتبارات روستا مندرج در بند «1»، توسط مقررات شهردار/ریجنت تعیین میشود (بند «4»). مقررات مربوط به روشهای تخصیص اعتبارات روستا توسط مقررات شهردار/ریجنت تنظیم میشود (بند «5»). |
|
ث) کمک مالی از بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای استانی و بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای شهر/ریجنسی
|
طبق ماده (98) آیین نامه اجرایی قانون، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی، میتوانند از بودجه درآمدی و هزینه ای استانی و بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی به روستاها کمک مالی ارائه دهند (بند «1»). کمکهای مالی مذکور در بند «1»، عمومی و اختصاصی است (بند «2»). کمکهای مالی عمومی، مندرج در بند «2»، تخصیص و نحوه استفاده از آن به طور کامل به روستاهای دریافت کننده کمک واگذار میشود (بند «3»). تخصیص و مدیریت کمکهای مالی اختصاصی مندرج در بند «2»، توسط دولت منطقه ای تعیین میشود که به منظور تسریع توسعه روستاها و توانمندسازی جامعه به روستاها انجام میشود. |
طبق ماده (91) آیین نامه اجرایی قانون، کلیه درآمدهای روستا از طریق حساب نقدی روستا دریافت و توزیع میشود و موارد مصرف آن در بودجه درآمدی و هزینه ای روستا تعیین میشود. طبق ماده (92) آیین نامه، پرداخت از حساب نقدی روستا به امضای دهدار و خزانه دار روستا میرسد.
طبق آیین نامه اجرایی قانون پیش نویس مقررات روستا درخصوص بودجه درآمدی و هزینه ای روستا باید مشترکاً تا اکتبر سال جاری مورد توافق قرار گیرد (بند «1»). پیش نویس مذکور در بند «1»، حداکثر تا سه روز پس از توافق، توسط دهدار روستا از طریق چامات یا فردی که با نام دیگری نامیده میشود، به ریجنت/شهردار برای ارزیابی ارائه میشود (بند «2»). شهردار/ریجنت میتواند ارزیابی پیش نویس مقررات روستا در مورد بودجه درآمدی و هزینه ای روستا را به چامات یا فردی که با نام دیگری نامیده میشود تفویض کند (بند «3»). مقررات روستا در مورد بودجه درآمدی و هزینه ای حداکثر تا 31 دسامبر سال جاری تصویب میشود (ماده (101) آیین نامه اجرایی قانون).
همچنین (ماده 102) آیین نامه اجرایی قانون مقرر میدارد که استاندار درخصوص کمک مالی که از بودجه درآمدی و هزینه ای استانی تأمین میشود اطلاع میدهد (بند «1»). ریجنت/شهردار نیز درخصوص اعتبارات روستا، سهم روستاها از سود مالیات و عوارض شهر/ریجنسی و نیز کمک مالی از بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی اطلاع میدهد (بند «2»). استاندار و شهردار/ریجنت اطلاعات مندرج در بندهای «1» و «2» را ظرف مدت 10 روز پس از اینکه سیاست بودجه عمومی و اولویتها و نیز سقف موقت، توسط رئیس منطقه همراه با شورای منطقه مورد توافق قرار گرفت به دهدار را ارائه میکنند (بند «3»). اطلاعات ارائه شده ازسوی استاندار و شهردار/ریجنت مندرج در بندهای «1» و «2» بهعنوان داده هایی برای تهیه پیش نویس مقررات بودجه درآمدی و هزینه ای روستا استفاده میشود (بند «4»).
شایان ذکر است که طبق ماده (100) آیین نامه اجرایی قانون، هزینه های روستا که در بودجه درآمدی و هزینه ای روستا مقرر میشود صرف امور زیر میشود:
الف) حداقل 70 درصد از کل بودجه هزینه ای روستا برای تأمین بودجه اجرای دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جوامع روستایی استفاده میشود.
ب) 30 درصد از کل بودجه هزینه ای روستا برای:
شایان ذکر است که طبق ماده (90) آیین نامه اجرایی قانون، اجرای اختیارات روستا، براساس حقوق خاستگاه و اختیارات محلی در مقیاس روستا از بودجه درآمدی و هزینه ای روستا تأمین میشود (بند «1»). اجرای اختیارات محلی در مقیاس روستا مندرج در بند «1»، جدای از اینکه از بودجه درآمدی و هزینهای روستا تأمین مالی میشود، میتواند همچنین از بودجه درآمدی و هزینه ای دولت و بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای تأمین مالی شود (بند «2»). اجرای اختیارات روستا که توسط دولت واگذار شده است از بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تأمین مالی میشود (بند «3»). بودجه درآمدی و هزینه ای دولت مندرج در بند «3»، به بودجه نهادها/وزراتخانه ها انتقال یافته و از طریق واحدهای کاری شهر/ریجنسی توزیع میشود (بند «4»). اجرای اختیارات روستا که توسط دولت منطقه ای به روستا واگذار شده است از بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه تأمین میشود (بند «5»).
الف) مقررات مربوط به اعتبارات روستا، از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت مرکزی
همانگونه که بیان شد، براساس مفاد جزء «ب»، بند «1» و نیز بند «2» ماده (72)، یکی از منابع درآمدی روستاها از محل تخصیص بودجه درآمدی و هزینه ای دولت است. اعتبارات مذکور با عنوان اعتبارات روستا «اعتباراتی است که از بودجه درآمدی و هزینه ای دولت مرکزی تأمین میشود که برای روستاها در نظر گرفته شده و از طریق بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی منتقل میشود و برای تأمین مالی مدیریت دولتی، اجرای توسعه، توسعه جامعه و توانمندسازی جامعه استفاده میشود» (ماده (1) مقررات 2014/60).
نظر به اینکه تخصیص بودجه درآمدی و هزینه ای دولت به روستاها باید بهصورت شفاف و حساب شده و با در نظر گرفتن ظرفیت بودجه درآمدی و هزینه ای دولت اجرا شود؛ بهمنظور ایجاد قطعیت حقوقی تخصیص اعتبارات روستایی از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت مرکزی، «مقررات دولتی شماره 2014/60، درخصوص اعتبارات روستایی که از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تأمین میشود» و نیز استفساریه آن در سال 2014 صادر شد. برخی مفاد مقررات 2014/60 در سال 2015 ، در قالب مقرراتی با عنوان «مقررات دولتی 2015/22 درباره اصلاح مقررات دولتی شماره 2014/60 درباره بودجه روستایی که از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تأمین میشود» اصلاح شد.
طبق مقررات 2014/60، اعتبارات روستا بهصورت منظم و با رعایت مقررات نظارتی، بهصورت کارآمد، اقتصادی، مؤثر، شفاف و مسئولانه، با در نظر گرفتن عدالت و شایستگی و اولویت دادن به منافع جامعه محلی اداره میشود (ماده (2)).
طبق ماده (۳)، دولت اعتبارات روستا را در سطح ملی در بودجه درآمدی و هزینه ای دولت بودجه ریزی میکند.
تخصیص اعتبارات روستا، براساس تعداد روستاها محاسبه شده و با در نظر گرفتن اندازه جمعیت، نرخ فقر، مساحت منطقه و سطح دشواری جغرافیایی تخصیص داده میشود (ماده (۵)).
اعتبارات مذکور از طریق بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای شهر/ریجنسی برای انتقال بعدی به بودجه درآمدی و هزینه ای روستا منتقل میشود (ماده (۶)).
مدیریت اعتبارات روستا در بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی و نیز مدیریت اعتبارات روستا در بودجه درآمدی و هزینه ای روستا، مطابق با مفاد قوانین و مقررات در زمینه مدیریت مالیه منطقه ای انجام میشود (ماده (۷)).
مقررات 2014/60 و 2015/22 حاوی احکامی درخصوص سقف اعتبارات روستا برای کل کشور، تخصیص اعتبارات روستا، توزیع اعتبارات روستا، هزینه کرد (استفاده) اعتبارات روستا، گزارش دهی، نظارت و ارزیابی است. در ادامه به این موارد پرداخته میشود:
طبق مقررات 2015/22، تعیین سقف بودجه اعتبارات روستا، مطابق با مفاد قوانین و مقررات در زمینه تهیه طرحهای اعتبارات هزینه ای خزانه داری کل کشور اجرا میشود (ماده (۸)). سقف بودجه اعتبارات روستا که در بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تعیین میشود، میتواند از طریق اصلاح بودجه درآمدی و هزینه ای دولت تغییر داده شود (بند «1» ماده (10)). بااین حال، چنانچه بودجه اعتبارات روستا به 10 درصد و بیشتر از 10 درصد اعتبارات انتقالی به مناطق (در بالا) رسیده باشد، تغییر سقف بودجه اعتبارات روستا مندرج در بند «۱» قابل اجرا نیست (بند «2» ماده (10)).
آیین نامه 2015/22، برای تخصیص اعتبارات روستا برای هر شهر/ریجنسی و نیز تعیین میزان اعتبارات برای هر روستای درون شهر/ریجنسی سازوکاری را تعیین کرده است. شایان ذکر است که تخصیص اعتبارات روستا در مقررات 2014/60، مبتنیبر یک فرمول مشخص و صریح بود که طبق مقررات 2015/22 تغییر یافت. سازوکار تعیین شده در مقررات 2015/22، در مقایسه با مقررات 2014/60 مبهمتر است. در ادامه به تخصیص اعتبارات روستا در مقررات 2015/22 پرداخته میشود:
اعتبارات روستا برای هر شهر/ریجنسی براساس تعداد روستاها محاسبه میشود (بند «1» ماده (۱۱)). اعتبارات روستا مندرج در بند «1» بهطور عادلانه براساس موارد زیر تخصیص مییابد:
الف) تخصیص پایه،
ب) تخصیص با در نظر گرفتن جمعیت، نرخ فقر، مساحت و سطح دشواری جغرافیایی روستاهای هر شهر/ریجنسی (بند «2» ماده (۱۱)).
سطح دشواری جغرافیایی، مندرج در جزء «ب»، بند «2»، با شاخص هزینه ساختوساز مشخص میشود (بند «3» ماده (۱۱)).
داده های مربوط به جمعیت، نرخ فقر، مساحت و هزینه ساختوساز مندرج در بند «2» از وزارت و/یا مؤسسهای که امور دولتی را در زمینه آمار انجام می دهد تهیه میشود (بند «4» ماده 11). همچنین اعتبارات روستا برای هر شهر/ریجنسی، مندرج در بند «۱» در مقررات ریاست جمهوری درخصوص جزئیات بودجه دولتی تصریح میشود (بند «5» ماده (۱۱)).
طبق بند «5» ماده (11)، شهردار/ریجنت اعتبارات هر روستا را در حوزه خود تعیین میکند (بند «1» ماده (۱۲)). اعتبارات برای هر روستا مندرج در بند «۱» بهطور منصفانه براساس موارد زیر تعیین میشود:
الف) تخصیص پایه؛
ب) تخصیص با در نظر گرفتن جمعیت، نرخ فقر، مساحت و سطح دشواری جغرافیایی هر روستا (بند «2» ماده (۱۲)).
سطح دشواری جغرافیایی، مندرج در جزء «ب» بند «2»، با شاخص دشواری جغرافیایی نشان داده میشود که توسط عوامل زیر تعیین میشود:
الف) در دسترس بودن زیرساختهای خدمات اساسی؛
ب) شرایط زیرساختی و
پ) دسترسی/حمل و نقل (بند «3» ماده (۱۲)).
شهردار/ ریجنت شاخص دشواری جغرافیایی روستا را براساس عوامل مندرج در بند «۳» تهیه و تعیین میکند (بند «4» ماده (۱۲)). دادههای مربوط به اندازه جمعیت، نرخ فقر، مساحت منطقه و سطح دشواری جغرافیایی برای هر روستا مندرج در بند «2» از وزارت و/یا مؤسسهای مجاز، که امور دولتی در زمینه آمار را انجام میدهد، تأمین میشود (بند «5» ماده (۱۲)).
مقررات مربوط به مراحل توزیع و تعیین جزئیات اعتبارات برای هر روستا، توسط مقررات شهردار/ریجنت تعیین میشود (بند «6» ماده (۱۲)). ریجنت شهردار، مقررات شهردار/ریجنت مندرج در بند «6» را به وزیر امور داخله و وزیر روستاها، توسعه مناطق محروم و مهاجرت و نیز استاندار و دهدار ارسال میکند (بند «1» ماده (۱۲)).
طبق مقررات 2014/60، درصورتیکه تشکیل یا تعیین یک روستای جدید، منجر به افزایش تعداد روستاها شود، تخصیص اعتبارات روستا بهشرح زیر انجام میشود:
الف) چنانچه روستا قبل از 30 ژوئن سال مالی جاری تشکیل یا تعیین شده باشد، در سال مالی بعدی، اعتبارات به آن تخصیص مییابد. ب) اگر روستا پس از 30 ژوئن سال جاری تشکیل یا تعیین شده باشد، در دومین سال بعد از تعیین بهعنوان روستا اعتبارات به آن تخصیص مییابد (ماده (13)).
ماده (14) مقررات 2014/60، تنظیم مقررات بیشتر درخصوص روشهای تخصیص اعتبارات روستایی را به آیین نامه وزارتی موکول کرده است.
همچنین طبق ماده (30 الف) مقررات 2015/22، تخصیص بودجه اعتبارات روستا در بودجه درآمدی و هزینه ای دولت در:
الف) سال مالی 2015، حداقل 3 درصد؛
ب) سال مالی 2016 حداقل 6 درصد؛
پ) سال مالی 2017 به بعد، 10 درصد بودجه نقل و انتقالات مالی به مناطق است (بند «1»).
درصورتیکه بودجه درآمدی و هزینه ای دولت نتواند برای تخصیص اعتبارات روستا مندرج در بند «1» تأمین مالی را برآورده کند، تخصیص بودجه اعتبارات روستا براساس تخصیص بودجه اعتبارات روستا در سال مالی قبل، یا براساس توان مالی دولت تعیین میشود (بند «2»). وزیر دارایی، برای تحقق بودجه اعتبارات روستا، مندرج در بند «1»، پس از هماهنگی با وزیر امور داخله، وزیر روستاها، توسعه مناطق محروم و مهاجرت، وزیری که امور دولتی را در زمینه برنامه ریزی توسعه ملی انجام میدهد و نیز وزرای فنی/ رؤسای نهادهای دولتی غیروزارتی مربوطه، یک نقشه راه سیاستی برای تحقق بودجه اعتبارات روستا تهیه میکنند (بند «3»). احکام مربوط به نقشه راه سیاستی تحقق بودجه اعتبارات روستا مندرج در بند «3» توسط مقررات ریاست جمهوری تنظیم میشود (بند «4»).
طبق مقررات 2014/60، اعتبارات روستا توسط دولت به شهر/ریجنسیها توزیع میشود (بند «1» ماده (۱۵)). توزیع اعتبارات روستا مندرج در بند «1» از طریق انتقال از حساب نقدی عمومی دولت، به حساب نقدی عمومی منطقه ای انجام میشود (بند «2» ماده (۱۵)). سپس اعتبارات روستا، مندرج در بند «2»، توسط شهر/ریجنسی میان روستاها توزیع میشود (بند «3» ماده (۱۵)). توزیع اعتبارات روستا مندرج در بند «3»، با انتقال اعتبارات از حساب نقدی عمومی منطقه ای به حساب نقدی روستا انجام میشود (بند «4» ماده (۱۵)).
طبق ماده (16) مقررات 2015/22، توزیع اعتبارات روستا مندرج در ماده (15)، بهصورت مرحله ای در سال مالی جاری انجام میشود:
الف) مرحله اول، در آوریل (40 درصد)؛
ب) مرحله دوم، در اوت (40 درصد)؛
پ) مرحله سوم در اکتبر (20 درصد) (بند «1»).
توزیع اعتبارات روستا در هر مرحله، بهشرح مندرج در بند «2» ماده (15) حداکثر طی دو هفته انجام میشود (بند «2»). همچنین، توزیع اعتبارات روستا در هر مرحله بهشرح مندرج در بند «4» ماده (15) حداکثر طی هفت روز کاری پس از وصول در خزانه داری منطقه ای انجام میشود (بند «3»). درصورتیکه ریجنت/شهردار اعتبارات روستا را مطابق با مفاد بندهای «1» و «2» توزیع نکند، وزیر دارایی میتواند توزیع اعتبارات تخصیص عمومی و/یا اعتبارات تسهیم سود که حق شهر/ریجنسی مربوطه است را به تعویق بیندازد (بند «4»).
طبق ماده (17) مقررات 2014/60 توزیع اعتبارات روستا از حساب نقدی عمومی دولت، به حساب نقدی عمومی منطقه ای با رعایت الزامات زیر انجام میشود:
الف) مقررات شهردار/ریجنت درخصوص رویه های توزیع و تعیین میزان اعتبارات روستا مندرج در ماده (12) که به وزیر دارایی ارائه شده است. ب) بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای شهر/ریجنسی که تعیین شده است (بند «1»).
توزیع اعتبارات روستا از حساب نقدی عمومی منطقه ای به حساب نقدی روستا پس از تعیین بودجه درآمدی و هزینه ای روستا انجام میشود (بند «2»). درصورتیکه بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای مندرج در جزء «ب» بند «۱» تعیین نشده باشد، توزیع اعتبارات روستا پس از تعیین آن با مقررات شهردار/ریجنت، انجام خواهد شد (بند «3»). مقررات بیشتر درخصوص رویه های توزیع اعتبارات روستا توسط مقررات وزارتی تنظیم میشود (ماده (18)).
طبق مقررات 2014/60، اعتبارات روستا برای تأمین مالی اجرای حکمرانی، توسعه، توسعه جامعه و توانمندسازی جامعه استفاده میشود (بند «1» ماده (۱۹)) اعتبارات روستا، مندرج در بند «1»، برای تأمین مالی توسعه و توانمندسازی جامعه در اولویت قرار دارند (بند «2» ماده (۱۹)). شایان ذکر است که استفاده از اعتبارات روستا عطف به برنامه توسعه میان مدت روستا و برنامه کاری دولت روستاست (ماده (20)). طبق مقررات 2015/22، وزیر روستاها، توسعه مناطق محروم و مهاجرت، اولویتهای استفاده از اعتبارات روستا را مطابق بند «2» ماده (19) حداکثر سه ماه قبل از شروع سال مالی تعیین میکند (بند «1» ماده (۲۱)). اولویت استفاده از اعتبارات روستا، مندرج در بند «1»، مجهز به دستورالعملی کلی برای استفاده از اعتبارات روستاست (بند «2» ماده (۲۱)). شهردار/ریجنت میتواند دستورالعمل های فنی را برای فعالیتهای تأمین مالی شده از اعتبارات روستا، مطابق با دستورالعمل کلی فعالیت مندرج در بند «2» ماده (21) تعیین کند (ماده (22)). طبق مقررات 2014/60، مقررات بیشتر درخصوص رویه های استفاده از اعتبارات روستا، توسط مقررات وزارتی تنظیم میشود (ماده (۲۳)).
طبق ماده (24) مقررات 2014/60، دهدار هر نیمسال، یک گزارش در مورد تحقق استفاده از اعتبارات روستا به ریجنت/شهردار ارائه میدهد (بند «1»). ارائه گزارشها در مورد تحقق استفاده از اعتبارات روستا با رعایت مفاد زیر انجام میشود:
الف) نیمسال اول حداکثر تا هفته چهارم ماه ژوئیه سال جاری مالی؛
ب) نیمسال دوم، حداکثر تا هفته چهارم ژانویه سال مالی بعدی (بند «2»).
همچنین ریجنت/شهردار یک گزارش تجمیعی درخصوص تحقق توزیع و استفاده از اعتبارات روستا حداکثر تا هفته چهارم ماه مارس سال مالی بعدی، به وزیر دارایی با یک رونوشت به وزیر مسئول روستاها، وزیر فنی/رئیس نهادهای دولتی غیروزارتی مربوطه و استاندار ارائه میکند (بند «3»). ارائه گزارش تجمیع شده مندرج در بند «3» هر سال انجام میشود (بند «4»).
درصورتیکه دهدار در ارائه گزارش مندرج در بند «2» ماده (24) تأخیر داشته باشد یا گزارش را ارائه ندهد، ریجنت/شهردار میتواند توزیع اعتبارات روستا را تا زمانی که یک گزارش درخصوص تحقق استفاده از اعتبارات روستا ارسال شود به تعویق بیندازد (بند «1» ماده (25)). درصورتیکه ریجنت/شهردار در ارائه گزارش مندرج در بند «3» ماده (24) تأخیر داشته باشد یا آن را ارائه ندهد، وزیر دارایی میتواند توزیع اعتبارات روستا را تا زمانی که یک گزارش تجمیعی از تحقق توزیع و استفاده از اعتبارات روستا برای سال مالی گذشته ارائه شود، به تعویق بیندازد (بند «1» ماده (25)).
طبق ماده (26) مقررات 2014/60، دولت بر تخصیص، توزیع و استفاده از اعتبارات روستا نظارت و آن را ارزیابی میکند (بند «1»):
- نظارت مندرج در بند «1»، در موارد زیر انجام میشود: الف) صدور مقررات ریجنت/شهردار در مورد رویه های توزیع و تعیین میزان اعتبارات روستا؛ ب) توزیع اعتبارات روستا از حساب نقدی عمومی منطقه ای به حساب نقدی روستا؛ پ) ارائه گزارش تحقق و ت) اعتبارات مازاد بر محاسبه بودجه (سیلپا) روستا (بند «2»).
- ارزیابی مندرج در بند «1»، در موارد زیر انجام میشود: الف) محاسبه توزیع میزان اعتبارات روستا برای هر روستا توسط شهر/ریجنسی و ب) تحقق استفاده از اعتبارات روستا (بند «3»).
نتایج ارزیابی و نظارت مندرج در بند «1» به مبنایی برای پالایش خط مشی ها و بهبود مدیریت اعتبارات روستا تبدیل میشود (بند «4»).
طبق ماده (27) مقررات 2015/22، درصورتیکه مازاد بر محاسبه بودجه اعتبارات روستا، در پایان سال مالی قبلی از 30 درصد فراتر رود، ریجنت/شهردار مجازاتهای اداری را بر روستای مربوطه تحمیل میکند (بند «1»). مجازاتهای مندرج در بند «1» در قالب تأخیر در توزیع اعتبارات روستا برای فاز اول سال مالی جاری به مبلغ مازاد بر محاسبه بودجه اعتبارات روستاست (بند «2»).
درصورتیکه در سال مالی جاری هنوز مازاد بر محاسبه بودجه اعتبارات روستا از 30 درصد فراتر میرود، شهردار/ریجنت مجازاتهای اداری را بر روستای مربوطه تحمیل میکند (بند «3»). مجازاتهای مندرج در بند «3» در قالب کسر اعتبارات روستا برای سال مالی بعدی، به مبلغ مازاد بر محاسبه بودجه اعتبارات روستا در سال جاری است (بند «4»). کسر توزیع اعتبارات روستا مندرج در بند «4»، مبنایی برای وزیر دارایی برای کاهش توزیع اعتبارات روستا به شهر/ریجنسیها برای سال مالی بعد است (بند «5»). مقررات مربوط به تحمیل مجازاتهای اداری، مندرج در بندهای «1» و «3» توسط مقررات شهردار/ریجنت تنظیم میشود (بند «6»).
فصل دارایی های روستا، دربرگیرنده مفادی درخصوص تعریف دارایی هایی روستا و نحوه مدیریت آنها بهشرح ذیل است:
الف) دارایی های روستا که با هزینه از بودجه درآمدی و هزینه ای دولت، بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای و بودجه درآمدی و هزینه ای روستا خریداری یا بهدست می آید؛
ب) دارایی های روستا که از کمکهای مالی، هبه یا مشابه آن بهدست می آید؛
پ) دارایی های روستا که از اجرای توافقنامه ها/قراردادها و غیره مطابق با مفاد مقررات قانونی بهدست می آید؛
ت) عواید همکاریهای روستایی؛
ث) ثروت روستا که از سایر تملکات مشروع سرچشمه میگیرد.
طبق بند «3» ماده (76)، مالکیت دارایی های متعلق به دولت مرکزی و منطقه ای در مقیاس محلی روستا، را میتوان به روستا اعطا کرد.
طبق ماده (77) قانون، مدیریت دارایی های متعلق به روستا براساس اصول منافع عمومی، عملکردی، قطعیت قانونی، باز بودن، کارایی، اثربخشی، پاسخگویی و اطمینان از ارزش اقتصادی انجام می شود (بند «1»). مدیریت دارایی های روستا بهمنظور بهبود رفاه و استاندارد زندگی جوامع روستایی و افزایش درآمد روستا انجام می شود (بند «2»).
مدیریت دارایی های متعلق به روستا مندرج در بند «2» ماده (77)، توسط دهدار همراه با شورای روستا براساس رویه هایی که برای مدیریت دارایی های روستا در مقررات دولتی تنظیم شده است، مورد بحث قرار میگیرد. آیین نامه اجرایی قانون تأکید دارد که اختیار مدیریت دارایی های روستا با دهدار است (بند «1» ماده (۱۰۹)). بااینحال، دهدار در اعمال اختیارات مندرج در بند «1»، میتواند برخی اختیارات خود را به کارکنان روستا واگذار کند (بند «2» ماده (۱۰۹)). شایان ذکر است که طبق آیین نامه اجرایی قانون، مدیریت دارایی های روستا توسط مقررات روستا تنظیم میشود که توسط آیین نامه وزارتی هدایت میشود (بند «2» ماده (110)). مهم اینکه مدیریت دارایی های روستا، مربوط به اضافه کردن یا واگذاری دارایی ها، توسط مقررات روستا مطابق با توافق در مجمع مشورتی روستا تعیین میشود (بند «1» ماده (111)).
قانون مقرر می دارد که مالکیت روستا در قالب زمین به نام دولت روستا ثبت میشود و ساختمانهای متعلق به روستا باید مجهز به سند مالکیت باشند و به شیوه ای منظم اداره شوند (بندهای «4» و «6» ماده (76)). طبق ماده (107) آیین نامه اجرایی قانون، به دلایل امنیتی، یک کد به دارایی های روستا اختصاص مییابد. واگذاری یا انتقال دارایی های روستا به اشخاص ثالث و گرو گذاشتن آنها به عنوان وثیقه برای گرفتن وام ممنوع است. همچنین قانون، دارایی های متعلق به روستا که توسط دولت منطقه ای شهر/ریجنسی تصرف شده است به روستا بازگردانده می شود، مگر آنهایی که برای امکانات عمومی استفاده شده است. امکانات عمومی تأسیساتی است که به نفع عموم است (بند «2» ماده (112) آیین نامه اجرایی قانون). مقررات بیشتر درخصوص مدیریت دارایی های روستا توسط مقررات وزارتی تنظیم میشود (ماده (113) آیین نامه اجرایی قانون).
بخش نهم قانون «توسعه روستا و نواحی روستایی» نام دارد. این بخش از سه فصل «توسعه روستا»؛ «توسعه نواحی روستایی» و «سیستم اطلاعاتی روستا و توسعه نواحی روستایی» تشکیل شده است که در ادامه به آن پرداخته میشود:
این فصل دربرگیرنده مفادی درخصوص «اهداف»، «مراحل» و «اولویتها»ی توسعه روستاست. طبق ماده (78) قانون، توسعه روستا با هدف بهبود رفاه جوامع روستایی و کیفیت زندگی انسان و همچنین غلبه بر فقر از طریق پاسخگویی به نیازهای اساسی، توسعه امکانات و زیرساختهای روستا، توسعه پتانسیل اقتصادی محلی و استفاده از منابع طبیعی و محیط زیست پایدار است (بند «1»). توسعه روستا که شامل مراحل برنامه ریزی، اجرا و نظارت است (بند «2»)، با هم بودن، قرابت و همکاری متقابل را به منظور تحقق صلح و عدالت اجتماعی در اولویت قرار میدهد (بند «3»).
الف) برنامه ریزی توسعه روستا
طبق ماده (79) قانون، دولت روستا برنامه توسعه روستا را مطابق با اختیارات خود، با عطف به برنامه توسعه شهر/ریجنسی تهیه میکند (بند «1»). برنامه ریزی توسعه روستا، بهصورت مدت دار تهیه میشود که شامل:
الف) برنامه توسعه میان مدت روستا برای یک دوره 6 ساله؛
ب) برنامه توسعه سالیانه روستا یا به اصطلاح برنامه کاری دولت روستا که شرح برنامه توسعه میان مدت روستا برای یک دوره یکساله است (بند «2»).
برنامه توسعه میان مدت روستا و برنامه کاری دولت روستا، توسط مقررات روستا تعیین میشود (بند «3»). مقررات روستا در مورد برنامه توسعه میان مدت روستا و برنامه کاری دولت روستا تنها اسناد برنامه ریزی در روستا هستند (بند «4»). برنامه توسعه میان مدت روستا و برنامه کاری دولت روستا، رهنمودهایی برای تهیه بودجه درآمدی و هزینه ای روستاست (بند «5»). اجرای برنامه های دولت و/یا دولت منطقه ای در مقیاس محلی روستا، با روستا هماهنگ و/یا به روستا تفویض میشود (بند «6»). برنامه ریزی توسعه روستا، مندرج در بند «1»، یکی از منابع درونداد در برنامه ریزی توسعه ریجنسی/ شهر است (بند «7»).
طبق (ماده (۸۰)) قانون، برنامه ریزی توسعه روستا با مشارکت جامعه روستا انجام میشود (بند «1»). دولت روستا مکلف است برای تهیه برنامه های توسعه روستا، نشستهای مجمع مشورتی برای برنامه توسعه روستا را ترتیب دهد (بند «2»). نشستهای مجمع مشورتی درخصوص برنامه ریزی توسعه روستا، اولویتها، برنامه ها، فعالیتها و نیازهای توسعه روستا که توسط بودجه درآمدی و هزینه ای روستا، خودیاری جامعه روستا و یا بودجه درآمدی و هزینه ای منطقه ای شهر/ریجنسی تأمین میشود، را تعیین میکند (بند «3»).
اولویتها، برنامه ها، فعالیتها و نیازهای روستا مندرج در بند «3»، براساس ارزیابی نیازهای جامعه روستا تدوین میشوند که شامل:
الف) بهبود کیفیت و دسترسی به خدمات اساسی؛
ب) ساخت و نگهداری زیرساختها و محیطزیست براساس قابلیتهای فنی و منابع در دسترس محلی؛
پ) توسعه اقتصاد کشاورزی مولد؛
ت) توسعه و استفاده از فناوری مناسب برای پیشرفت اقتصادی؛
ث) بهبود کیفیت نظم و آرامش جامعه روستا براساس نیازهای جامعه روستاست (بند «4»).
طبق ماده (116) آیین نامه اجرایی قانون، دولت روستا در تدوین برنامه توسعه میان مدت روستا، موظف است مذاکرات برنامه ریزی توسعه روستا را مشارکتی برگزار کند (بند «1»). مذاکرات برنامه ریزی توسعه روستا مندرج در بند «1»، توسط شورای روستا و عناصر جامعه دنبال میشود (بند «2»). پیش نویس برنامه توسعه میان مدت روستا و برنامه کاری دولت روستا در تبادل نظر برنامه ریزی توسعه روستا مورد بحث قرار میگیرد (بند «3»). پیش نویس برنامه میان مدت توسعه روستا و برنامه کاری دولت روستا حداقل حاوی توضیحاتی درخصوص چشم انداز و مأموریت دهدار روستا و جهت گیری سیاستهای برنامه ریزی توسعه روستاست (بند «4»). پیش نویس برنامه میان مدت توسعه روستا به جهت گیری سیاستهای برنامه ریزی توسعه شهر/ریجنسی توجه میکند (بند «5»).
طبق ماده (117) آیین نامه اجرایی قانون، برنامه توسعه میان مدت روستا عطف به برنامه توسعه میان مدت شهر/ریجنسی است (بند «1»). برنامه توسعه میان مدت روستا مندرج در بند «1»، شامل چشم انداز و مأموریت دهدار، برنامه های اجرای دولت روستا، اجرای توسعه، توسعه جامعه، توانمندسازی جامعه و جهت گیری سیاست توسعه روستاست (بند «2»). برنامه میان مدت توسعه روستا با در نظر گرفتن شرایط عینی اولویتهای توسعه روستا و شهر/ریجنسی تدوین میشود (بند «3»). برنامه میان مدت توسعه روستا حداکثر طی یک دوره سه ماهه از تاریخ معارفه دهدار تعیین میشود (بند «4»).
طبق ماده (118) آیین نامه اجرایی قانون، برنامه کاری دولت روستا، شامل یک برنامه درخصوص اجرای دولت روستا، اجرای توسعه، توسعه جامعه و توانمندسازی جوامع روستایی است. برنامه کاری دولت روستا شامل حداقل شرحی از موارد زیر است:
الف) ارزیابی اجرای برنامه کاری دولت روستا در سال گذشته؛
ب) برنامه های اولویتدار، فعالیتها و بودجه روستا که توسط روستا مدیریت میشود؛
پ) برنامه های اولویتدار، فعالیتها و بودجه های روستا که از طریق همکاری بین روستاها و اشخاص ثالث مدیریت میشوند؛
ت) برنامه های روستایی، فعالیتها و بودجه مدیریت شده توسط روستاها بهعنوان اختیاراتی که ازسوی دولت، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی تعیین شده است؛
ث) اجرای فعالیتهای روستا متشکل از عناصر دستگاه روستا و/یا عناصر جامعه روستا (بند «3»).
برنامه کاری دولت روستا مندرج در بند «3»، توسط دولت روستا مطابق با اطلاعات ارائه شده ازسوی دولت منطقه ای شهر/ریجنسی مربوط به سقف شاخص روستا و برنامه فعالیتهای دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی تدوین میشود (بند «4»). برنامه کاری دولت روستا، توسط دولت روستا در ژوئیه سال جاری آماده میشود (بند «5») و باید حداکثر تا پایان سپتامبر سال جاری در قالب مقررات دولت روستا تصویب شود (بند «6»).
طبق ماده (119) آیین نامه اجرایی قانون، دولت روستا میتواند نیازهای توسعه ای روستا را به دولت منطقه ای شهر/ریجنسی پیشنهاد دهد (بند «1»). همچنین دولت روستا در موارد خاص، میتواند نیازهای توسعه ای روستا را به دولت مرکزی و دولتهای منطقه ای استانی پیشنهاد دهد (بند «2»). پیشنهادهای مربوط به نیازهای توسعه ای روستا مندرج در بند «2»، باید ازسوی ریجنت/شهردار تأیید شود (بند «3»). درصورتیکه ریجنت/شهردار تأیید کند، پیشنهاد مندرج در بند «3» توسط ریجنت/شهردار به دولت و/یا دولت منطقه ای استانی ارائه میشود (بند «4»). پیشنهادهای دولت روستا مندرج در بندهای «1» و «2»، در مذاکرات برنامه ریزی توسعه روستا تدوین شده است (بند «5»). در مواردی که دولت، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی پیشنهادهای مندرج در بندهای «1» و «2» را تأیید کنند، پیشنهادهای مذکور در برنامه کاری سال آینده روستا گنجانده میشود (بند «6»).
طبق ماده (120)، برنامه میان مدت توسعه روستا یا برنامه کاری دولت روستا را در صورتی میتوان تغییر داد که:
الف) رویدادهای خاص مانند بلایای طبیعی، بحرانهای سیاسی، بحرانهای اقتصادی و/یا ناآرامی های اجتماعی طولانی مدت رخ دهد؛
ب) تغییرات اساسی در سیاستهای دولت، دولت منطقه ای استانی و/یا دولت منطقه ای شهر/ریجنسی وجود داشته باشد. تغییرات در برنامه کاری دولت روستا و یا برنامه میان مدت توسعه روستا در مذاکرات برنامه ریزی توسعه روستا مورد بحث و توافق قرار گرفته و توسط مقررات تعیین میشود.
ب) اجرای توسعه روستایی
طبق ماده (81) قانون، توسعه روستا مطابق با برنامه کاری دولت روستا و توسط دولت روستا با مشارکت کل جامعه روستا با روحیه همکاری متقابل انجام میشود (بندهای «1» و «2»). اجرای توسعه روستا، با بهره گیری از خرد محلی و منابع طبیعی روستا اجرا میشود (بند «3»). توسعه محلی در مقیاس روستا توسط خود روستا انجام میشود (بند «4»). همچنین اجرای برنامه های بخشی ورودی به روستا به اطلاع دولت روستا میرسد تا با توسعه روستا ادغام شود (بند «5»).
طبق ماده (121) آیین نامه اجرایی قانون، دهدار فعالیتهای توسعه روستا اجرا شده توسط کارکنان روستا و/یا عناصر جامعه روستا را هماهنگ میکند (بند «1»). اجرای فعالیتهای توسعه روستا، مندرج در بند «1»، با در نظر گرفتن عدالت جنسیتی تعیین میشود (بند «2»). اجرای توسعه مندرج در بند «1»، استفاده از منابع انسانی و منابع طبیعی در روستا و نیز استفاده از خودیاری و همکاری متقابل جامعه را در اولویت قرار میدهد (بند «3»). در اجرای توسعه مندرج در بند «1»، گزارش اجرای توسعه توسط دهدار در مجمع مشورتی روستا ارائه میشود (بند «4»). جوامع روستایی برای اظهارنظر درخصوص گزارش اجرای توسعه روستا در مجمع مشورتی روستا مندرج در بند «4»، شرکت میکنند (بند «5»).
طبق بند «1» ماده (122) آیین نامه اجرایی قانون، دولت، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی برنامه های بخشی که وارد روستا میشوند را سازماندهی می کنند. برنامههای مندرج در بند «1» به دولت روستا اطلاع داده میشود تا در توسعه روستا ادغام شود (بند «2»). برنامه های مندرج در بند «1»، در مقیاس محلی روستاست که اجرای آن با روستا هماهنگ میشود و/یا به روستا واگذار میشود (بند «3»). برنامه های مندرج در بند «1» در پیوست بودجه درآمدی و هزینه ای روستا ثبت میشوند (بند «4»).
ج) رصد و نظارت بر توسعه روستا
طبق ماده (82) قانون، جوامع روستایی حق کسب اطلاعات در مورد برنامه های توسعه روستا و اجرای آن (بند «1») و حق نظارت بر اجرای توسعه روستا را دارند (بند «2»). در این راستا، جوامع روستایی باید نتایج رصد و شکایات مختلف درخصوص اجرای توسعه روستا را به دولت روستا و شورای روستا گزارش دهند (بند «3»). دولت روستا موظف است برنامه ریزی و اجرای برنامه توسعه میان مدت روستا، برنامه کاری دولت روستا و بودجه درآمدی و هزینه ای روستا را از طریق خدمات اطلاعاتی به عموم مردم اطلاع رسانی کند و آن را حداقل یکبار در یکسال در مجمع مشورتی روستا گزارش دهد (بند «4»). جوامع روستایی برای واکنش به گزارشهای مربوط به اجرای توسعه روستا در مجمع مذکور شرکت میکنند (بند «5»).
قانون برای رویکردهای توسعه ای که موضوع آن چند روستا به صورت همزمان در یک ریجنسی/شهر است نیز مفادی تعیین کرده است. طبق ماده (83) قانون، توسعه نواحی روستایی، یک توسعه ترکیبی بین روستایی در یک ریجنسی/شهر است (بند «1»). توسعه نواحی روستایی در تلاش برای تسریع و بهبود کیفیت خدمات، توسعه و توانمندسازی جوامع روستایی در نواحی روستایی از طریق رویکرد توسعه مشارکتی انجام میشود (بند «2»). توسعه نواحی روستایی شامل:
الف) استفاده و بهره برداری از نواحی روستایی به منظور تعیین نواحی توسعه ای مطابق با برنامه ریزی فضایی (آمایش سرزمین) ریجنسی/شهر؛
ب) خدمات ارائه شده برای بهبود رفاه جوامع روستایی؛
پ) توسعه زیرساختها، بهبود اقتصاد روستایی و توسعه فناوری مناسب؛
ت) توانمندسازی جوامع روستایی برای بهبود دسترسی به خدمات و فعالیتهای اقتصادی است (بند «3»).
برنامه توسعه نواحی روستایی به طور مشترک توسط دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی، دولت منطقه ای ریجنسی/شهر و دولت روستایی مورد بحث قرار گیرد (بند «4»). برنامه توسعه نواحی روستایی، مندرج در بند «4»، توسط شهردار/ریجنت مطابق با برنامه توسعه میان مدت منطقه ای تعیین میشود (بند «5»).
طبق ماده (84) قانون، توسعه نواحی روستایی توسط دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی، دولت منطقه ای شهر/ریجنسی و یا اشخاص ثالث مرتبط، با استفاده از دارایی های روستا و برنامه ریزی فضایی (آمایش سرزمین) روستا، باید دولت روستا را درگیر کند (بند «1»). برنامه ریزی، اجرا، استفاده و بهره برداری از دارایی های روستا برای توسعه نواحی روستایی، عطف به نتایج تبادل نظر (مجمع مشورتی) روستاست (بند «2»). ترتیبات بیشتر در مورد برنامه ریزی، اجرای توسعه نواحی روستایی، استفاده و بهره بردای مندرج در بند «2»، در مقررات منطقه ای شهر/ریجنسی تنظیم میشود (بند «2»).
طبق ماده (85) قانون، توسعه نواحی روستایی توسط دولت، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی از طریق واحدهای کاری منطقه ای، دولت روستایی و/یا بنگاههای اقتصادی روستا با مشارکت جوامع روستایی انجام میشود (بند «1»). توسعه نواحی روستایی که توسط دولت، دولتهای منطقه ای استانی، دولتهای منطقه ای شهر/ریجنسی و اشخاص ثالث انجام میشود باید از پتانسیل منابع طبیعی و منابع انسانی روستا استفاده کرده و دولتهای روستایی و جوامع روستایی را درگیر کند (بند «2»). اجرای توسعه نواحی روستایی در مقیاس محلی روستا باید به روستا و/یا همکاری بینروستایی واگذار شود (بند «3»). همچنین طبق بند «3» ماده (123) آیین نامه اجرایی قانون، توسعه نواحی روستایی با در نظر گرفتن اختیارات براساس حقوق خاستگاه و اختیارات محلی در مقیاس روستا و نیز روند اصلی صلح و عدالت اجتماعی از طریق جلوگیری از آثار نامطلوب اجتماعی و زیست محیطی در نواحی روستایی انجام میشود.
طبق ماده (124) آیین نامه اجرایی قانون، توسعه نواحی روستایی در موقعیت جغرافیایی تعیین شده توسط ریجنت/شهردار اعمال میشود (بند «1»). تعیین موقعیت برای توسعه نواحی روستایی از طریق مکانیسم زیر انجام میشود:
الف) دولت روستا برای تعیین روستا بهعنوان محل توسعه ناحیه روستایی، فهرستی از ظرفیت اقتصادی، تحرک جمعیتی و نیز امکانات و زیرساختها و تأیید آن را ارائه میدهد؛
ب) پیشنهاد تعیین روستا بهعنوان موقعیتی برای توسعه نواحی روستایی توسط دهدار به ریجنت/شهردار ارائه میشود؛
پ) ریجنت/شهردار پیشنهاد را برای تطبیق آن با برنامه و طرح توسعه منطقه شهر/ریجنسی بررسی میکند؛
ت) براساس نتایج بررسی پیشنهاد، ریجنت/شهردار موقعیت برای توسعه ناحیه روستایی را در قالب حکم شهردار/ریجنت تعیین میکند (بند «2»). ریجنت/شهردار میتواند برنامه توسعه ناحیه روستایی در محلی که تعیین کرده است را از طریق استاندار به دولت پیشنهاد دهد (بند «3»).
برنامه های توسعه نواحی روستایی نشئت گرفته از دولت مرکزی و دولت استانی، با دولت منطقه ای شهر/ریجنسی به بحث گذاشته میشود تا به عنوان برنامه توسعه نواحی روستایی تعیین شود (بند «4»). برنامه های توسعه نواحی روستایی نشئت گرفته از دولت، توسط وزیری تعیین میشود که امور دولت در زمینه برنامه ریزی توسعه ملی را برعهده دارد (بند «5»). برنامه های توسعه نواحی روستایی نشئت گرفته از دولت منطقه ای استانی توسط استاندار تعیین میشود (بند «6»). برنامه های توسعه نواحی روستایی نشئت گرفته از دولت منطقه ای شهر/ریجنسی توسط ریجنت/شهردار تعیین میشود (بند «7»). ریجنت/شهردار جامعه پذیری برنامه های توسعه نواحی روستایی را برای دولت روستا، شورای روستا و جامعه روستا انجام میدهد (بند «8»). توسعه نواحی روستایی در مقیاس محلی روستا به روستا واگذار میشود (بند «9»).
طبق ماده (125) آیین نامه اجرایی قانون، برنامه ریزی، استفاده و بهره برداری از دارایی های روستا و برنامه ریزی فضایی (آمایش سرزمین) در توسعه نواحی روستایی، براساس نتایج تبادل نظر در مجمع مشورتی روستا انجام میشود که سپس با مقررات روستا تصویب میشود (بند «1»). توسعه نواحی روستایی که از داراییهای روستا و برنامه ریزی فضایی روستا استفاده میکند باید دولت روستا را درگیر کند (بند «2»). درگیری دولت روستا مندرج در بند «1»، از لحاظ موارد زیر در نظر گرفته شده است:
الف) ارائه اطلاعات درخصوص برنامه ها و فعالیتهای برنامه ریزی شده توسعه نواحی روستایی؛
ب) تسهیل تبادل نظر در مجمع مشورتی روستا برای بحث و توافق در مورد استفاده از داراییهای روستا و برنامه ریزی فضایی روستا؛
پ) ایجاد مکانیسمهایی برای رسیدگی به اختلافات اجتماعی.
طبق ماده (86) روستاها حق دسترسی به اطلاعات از طریق خدمات اطلاعات روستا که توسط دولت شهر/ریجنسی ایجاد شده است را دارند (بند «1»). دولت (مرکزی) و دولتهای منطقه ای موظف به توسعه خدمات اطلاعات روستا و توسعه نواحی روستایی هستند (بند «2»). خدمات اطلاعات روستا، مندرج در بند «2»، شامل امکانات سخت افزاری و نرمافزاری، شبکه ها و منابع انسانی است (بند «3»). خدمات اطلاعات روستا شامل داده های روستا، داده های توسعه روستا، نواحی روستایی و نیز سایر اطلاعات مرتبط با توسعه روستا و توسعه نواحی روستایی است (بند «4»). خدمات اطلاعات روستا، توسط دولت روستا مدیریت میشود و جامعه روستا و همه ذینفعان میتوانند به آن دسترسی داشته باشند (بند «5»). دولت منطقه ای شهر/ریجنسی اطلاعات مربوط به برنامه ریزی توسعه شهر/ریجنسی را برای روستاها فراهم میکند (بند «6»).
قانون 2014/6 درخصوص «بنگاههای اقتصادی متعلق به روستا» احکامی را مقرر داشته است. طبق ماده (87) قانون روستاها میتوانند، بنگاههای اقتصادی تحت مالکیت روستا به نام BUM روستا را تأسیس کنند. بنگاههای مذکور می توانند در زمینه های اقتصادی و/یا خدمات عمومی مطابق با مقررات قانونی، کسبوکار انجام دهند) شایان ذکر است که طبق بند «6» ماده (1) قانون، «بنگاههای اقتصادی متعلق به روستا که از این به بعد «BUM» روستا نامیده میشود، یک واحد کسبوکار است که سرمایه آن تماماً یا عمدتاً متعلق به روستاها از طریق مشارکت مستقیم ناشی از ثروت روستاهاست که برای مدیریت داراییها، خدمات و دیگر کسبوکارها، با هدف بیشترین رفاه جامعه روستا کنار گذاشته شده است».
طبق ماده (88) قانون، ایجاد بنگاههای اقتصادی متعلق به روستا باید از طریق مجمع مشورتی روستا مورد توافق قرار گیرد و در مقررات روستا تصریح شود. همچنین طبق ماده (89) قانون، نتایج حاصل از تلاشهای بنگاههای اقتصادی روستایی برای موارد زیر استفاده میشود:
الف) توسعه کسبوکار؛
ب) توسعه روستا، توانمندسازی جوامع روستایی و ارائه کمک به فقرا از طریق کمکهای بلاعوض، کمکهای اجتماعی و غیره. طبق ماده (90) دولت مرکزی، دولتهای منطقه ای استانی و شهر/ریجنسی توسعه بنگاههای اقتصادی روستایی را از طریق: ارائه کمکهای مالی و/یا دسترسی به سرمایه؛ ارائه کمکهای فنی و دسترسی به بازار؛ و اولویت دادن به بنگاههای اقتصادی روستا برای مدیریت منابع طبیعی روستا، ترغیب میکنند.
طبق آیین نامه اجرایی قانون، سازمان مدیریت بنگاههای اقتصادی روستا از سازمان دولت روستا مجزاست (بند «3» ماده (۱۳۲)). سازمان مدیریت بنگاههای اقتصادی روستا حداقل شامل موارد زیر است: الف) مشاور و ب) مدیر عملیاتی. دهدار، رسماً نقش مشاور را در اختیار دارد. مدیر عملیاتی شخصی است که توسط دهدار منصوب و عزل میشود. مدیر عملیاتی از تصدی سمتهای همزمان، برای اجرای وظایف نهادهای دولتی روستا و مؤسسات جامعه روستایی منع میشود. طبق ماده (132) مشاور وظیفه نظارت و ارائه مشاوره به مدیر عملیاتی در انجام فعالیتهای اداره و مدیریت بنگاههای روستایی را برعهده دارد. مشاور در انجام وظایف خود صلاحیت درخواست توضیح از مدیر عملیاتی درخصوص مدیریت بنگاههای روستایی را دارد. طبق ماده (134) مدیر عملیاتی وظیفه اداره و مدیریت بنگاه اقتصادی روستایی مطابق با مفاد اساسنامه بنگاه اقتصادی روستا و آیین نامه ها را برعهده دارد.
طبق ماده (135) آیین نامه اجرایی قانون، سرمایه اولیه بنگاه اقتصادی روستا از بودجه درآمدی و هزینهای روستا نشئت میگیرد. سرمایه بنگاه اقتصادی روستا شامل: الف) سرمایه روستا و ب) سرمایه جامعه روستاست. سهم سرمایه روستا از بودجه درآمدی و هزینه ای روستا و سایر منابع می آید.
سهم سرمایه روستا که از بودجه درآمدی و هزینه ای روستا نشئت میگیرد، از منابع زیر تأمین میشود: الف) اعتبارات جدید؛ ب) کمکهای دولتی؛ پ) کمک دولت منطقه ای و ت) دارایی های روستا. کمکهای دولتی و دولت منطقه ای به بنگاه اقتصادی روستا از طریق مکانیسم بودجه درآمدی و هزینه ای روستا توزیع میشود.
آیین نامه اجرایی قانون، همچنین حاوی مفادی درخصوص «اساسنامه» و «آیین نامه» بنگاه اقتصادی روستاست. ماده (136) مقرر میدارد مدیر عملیاتی روستا موظف است پس از کسب ملاحظات دهدار، اساسنامه و آیین نامه بنگاه اقتصادی روستا را تدوین و تصویب کند. اساسنامه حداقل شامل نام، محل استقرار، اهداف، سرمایه، فعالیتهای تجاری، زمان تأسیس، مدیریت سازمان و نیز رویه های استفاده و تسهیم سود است. آییننامه نیز حداقل شامل حقوق و تکالیف، دوره تصدی، رویه های انتصاب و عزل پرسنل مدیریت سازمان، تعیین نوع فعالیت و منابع سرمایه است. توافق درخصوص تدوین اساسنامه و آیین نامه از طریق مجمع مشورتی روستا انجام میشود. اساسنامه و آیین نامه توسط دهدار تعیین میشود.
آیین نامه اجرایی قانون، همچنین دربرگیرنده مفادی درخصوص توسعه فعالیتهای تجاری بنگاه اقتصادی روستاست. بنگاه اقتصادی روستا برای توسعه فعالیتهای تجاری خود میتواند: الف) وامها یا کمک قانونی از طرفهای دیگر دریافت کند. ب) یک واحد تجاری بنگاه اقتصادی روستا ایجاد کند. بنگاههای اقتصادی که وام میگیرند باید تأییدیه دولت روستا را دریافت کنند. ایجاد، مدیریت و اداره واحد تجاری بنگاه اقتصادی روستا مطابق با مفاد قانون اجرا میشود (ماده (۱۳۷)).
همچنین طبق آیین نامه اجرایی قانون، مدیران عملیاتی ملزم به پاسخگویی درخصوص اداره و مدیریت بنگاه اقتصادی روستا به دهدار بهصورت دوره ای هستند (ماده (۱۳۸)). خسارات متحمل شده توسط بنگاه اقتصادی روستا برعهده مدیر عملیاتی بنگاه اقتصادی روستاست (ماده (۱۳۹)). بااینحال، ورشکستگی بنگاه اقتصادی روستا تنها توسط دهدار قابل اعلام است. اعلام ورشکستگی بنگاه اقتصادی روستا مطابق با مکانیسم تنظیم شده در مقررات انجام میشود (ماده (۱۴۰)).
همچنین طبق آیین نامه در چارچوب همکاریهای بینروستایی، دو یا بیشتر از دو روستا ممکن است بنگاه اقتصادی مشترک تشکیل دهند. تشکیل بنگاه اقتصادی مشترک روستا میتواند از طریق ایجاد، ادغام و یا تجمیع بنگاه اقتصادی روستا انجام شود. ایجاد، ادغام یا تجمیع بنگاههای اقتصادی روستا و نیز مدیریت بنگاه اقتصادی روستا مطابق با مفاد مقررات قانونی انجام میشود (ماده (۱۴۱)). آیین نامه، مقررات بیشتر درخصوص ایجاد، اداره و مدیریت و همچنین انحلال بنگاههای اقتصادی روستا را موکول به مقررات وزارتی کرده است (ماده (۱۴۲)).
بخش یازدهم قانون احکامی را برای همکاری بین روستاها و همکاری روستاها با اشخاص ثالث تعیین کرده است. همکاریهای روستایی بین روستاها و/یا اشخاص ثالث انجام میشود (بند «1» ماده (143) آیین نامه اجرایی قانون). طبق ماده (92) قانون، همکاری بین روستایی شامل: الف) توسعه کسبوکارهای مشترک متعلق به روستاها برای دستیابی به ارزش اقتصادی رقابتی و ب) فعالیتهای اجتماعی، خدمات، توسعه و توانمندسازی جامعه بین روستایی؛ پ) حوزه نظم و امنیت است (بند «1»). همکاری بینروستایی در قالب مقررات مشترک دهداران از طریق یک توافقنامه مشورتی بین روستایی مشخص میشود (بند «2»). همکاری بین روستایی توسط یک نهاد همکاری بین روستایی انجام میشود که از طریق مقررات مشترک دهداران تشکیل میشود (بند «3»).
مشورتهای بین روستایی مندرج در بند «2»، موضوعات مربوط به موارد زیر را مورد بحث قرار میدهد:
الف) ایجاد مؤسسات بین روستایی؛
ب) اجرای برنامه های دولت مرکزی و منطقه ای که میتواند از طریق طرحهای همکاری بین روستایی اجرا شود؛
پ) برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر برنامه های توسعه بین روستایی؛
پ) تخصیص بودجه برای توسعه روستا، توسعه بین روستایی و توسعه نواحی روستایی؛
ت) درونداد برنامه دولت منطقه ای که روستا در آن واقع شده است؛
ث) سایر فعالیتهایی که میتواند از طریق همکاری بین روستایی سازماندهی شود (بند «4»).
در انجام توسعه بین روستایی، نهادهای همکاری بینروستایی میتوانند در صورت نیاز گروهها/مؤسسات را تشکیل دهند (بند «5»). یک بنگاه اقتصادی روستایی ممکن است در زمینه خدمات کسبوکار بینروستایی تشکیل شود که متعلق به 2 (دو) یا بیشتر از دو روستا باشد (بند «6»).
طبق ماده (93) قانون، همکاری روستا با اشخاص ثالث برای تسریع و بهبود مدیریت دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا انجام میشود. همکاری با اشخاص ثالث، در مجمع مشورتی روستا مورد بحث قرار میگیرد. طبق بند «2» ماده (143) اجرای همکاری روستایی با اشخاص ثالث در یک توافقنامه جمعی تنظیم میشود.
طبق آیین نامه اجرایی قانون، مقررات مشترک و توافقنامه های جمعی حداقل شامل: دامنه همکاری؛ حوزه های همکاری؛ رویه ها و شرایط اجرای همکاری؛ بازه زمانی؛ حقوق و تعهدات؛ منابع مالی؛ رویه های تغییرات، به تعویق انداختن و لغو توافقنامه؛ و حل اختلافات است (بند «4» ماده (۱۴۳)).
رئیس کچامتان یا دیگر مقام منصوب ازسوی شهردار/ریجنت اجرای همکاری بین روستایی یا همکاری با اشخاص ثالث را تسهیل میکند (بند «5» ماده (۱۴۳)).
همچنین طبق ماده (114) آیین نامه اجرایی قانون، نهاد همکاریهای بینروستایی شامل: دولت روستا؛ اعضای شورای روستا؛ مؤسسات جامعه روستایی؛و سایر نهادهای روستا و رهبران جامعه با در نظر گرفتن عدالت جنسیتی است (بند «1»).
ساختار سازمانی، رویه های کاری و تشکیل نهادهای همکاری بینروستایی، بهموجب مقررات دهدار انجام میشود (بند «2»). نهاد همکاری بینروستایی در برابر دهدار مسئول است (بند «3»). تغییرات یا خاتمه همکاری بینروستایی باید با مشارکت طرفین همکاری روستایی مورد بحث قرار گیرد (بند «1» ماده (۱۴۵)) تغییر یا خاتمه همکاری توسط طرفین انجام میشود. مکانیسم تغییر یا پایان همکاری مطابق با توافقنامه تنظیم میشود (ماده (۱۴۶)).
همکاری روستایی در صورتی پایان مییابد که:
الف) یک توافق بین طرفین از طریق رویه های تعیین شده در توافقنامه وجود دارد؛
ب) اهداف توافقنامه محقق شده باشد؛
پ) شرایط فوق العادهای وجود دارد که منجر به عملی نشدن توافقنامه میشود؛
ت) نقض یا عدم اجرای مفاد توافقنامه توسط یکی از طرفین؛
ث) توافقنامه جدیدی منعقد میشود که جایگزین توافق قبلی میشود؛
ج) توافقنامه با مقررات قانونی مغایرت داشته باشد؛
ح) از بین رفتن موضوع توافقنامه؛
خ) مواردی در توافقنامه وجود دارد که برای منافع روستا، منطقه، یا ملی مضر است؛
چ) پایان دوره توافقنامه (ماده (147) آیین نامه اجرایی قانون).
همچنین طبق ماده (148) آیین نامه اجرایی قانون، هرگونه اختلافی که در همکاری روستایی بهوجود آید، از طریق مشورت و براساس روحیه خویشاوندی حل میشود (بند «1»). اگر اختلافات در زمینه همکاریهای بینروستایی در حوزه یک کچامتان رخ دهد، حلوفصل اختلاف توسط چامات یا مقام منصوب دیگر تسهیل و اختلاف رفع میشود (بند «2»). در صورت وجود اختلافات بر سر همکاری بینروستایی در کچامتانهای مختلف در یک شهر/ریجنسی، حلوفصل اختلافات توسط شهردار/ریجنت تسهیل و اختلاف رفع میشود (بند «3»). حلوفصل اختلافات مندرج در بند «2» و بند «3» قطعی است و در گزارش رسمی امضا شده توسط طرفین و مقامات تسهیلکننده حل اختلافات تعیین میشود (بند «4»). اختلافات با اشخاص ثالث که مطابق بند «1» تا بند «4» قابل حلوفصل نیست، از طریق فرایندهای قانونی مطابق با مفاد مقررات قانونی انجام میشود (بند «5»). آییننامه اجرایی قانون، مقررات بیشتر درخصوص رویه های همکاری بین روستایی را موکول به مقررات وزارتی کرده است (ماده (149)).
بخش دوازدهم قانون به «نهادهای جامعه روستا و نهادهای سنتی روستا» اختصاص دارد. این بخش دربرگیرنده دو فصل است که احکامی را برای مشارکت نهادهای اجتماعی و سنتی در اداره روستا تعیین کرده است.
طبق ماده (94) قانون، روستا از نهادهای موجود جامعه روستایی در کمک به اجرای وظایف اداره دولت روستا، اجرای [برنامه های] توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا استفاده میکند (بند «1»). نهادهای جامعه روستایی مندرج در بند «1»، انجمنهایی برای مشارکت جامعه روستایی به عنوان شرکای دولت روستا هستند (بند «2»). نهادهای جامعه روستایی موظف به توانمندسازی جوامع روستایی، مشارکت در برنامهریزی و اجرای توسعه و بهبود خدمات جامعه روستایی هستند (بند «3»). در اجرای برنامه ها و فعالیت هایی که مسبب آن دولت، دولت منطقه ای استانی، دولت منطقه ای شهر/ریجنسی و مؤسسات غیردولتی است باید نهادهای اجتماعی موجود در روستا توانمند و از آنها استفاده شود (بند «4»).
طبق ماده (150) آیین نامه اجرایی، نهادهای جامعه روستایی در انجام بهبود جوامع روستایی، مشارکت در برنامه ریزی و اجرای توسعه و بهبود خدمات به جامعه روستا، باید کارکردهای زیر را پیگیری کنند:
الف) برآورده کردن و کانالیزه کردن درخواستهای جامعه؛
ب) القا و تقویت حس وحدت جامعه؛
پ) بهبود کیفیت و تسریع خدمات دولت روستا به جامعه روستا؛
ت) برنامه ریزی، اجرا، کنترل، حفظ و توسعه نتایج توسعه مشارکتی؛
ث) رشد، توسعه و هدایت ابتکارات، مشارکت اجتماعی، خودیاری و همکاری متقابل؛
ج) بهبود رفاه خانواده؛
ح) بهبود کیفیت منابع انسانی (بند «3»).
همچنین طبق ماده (95) قانون، دولت روستا و جامعه روستا میتوانند نهادهای سنتی روستا را ایجاد کنند (بند «1»). نهادهای سنتی روستا، مؤسساتی هستند که وظایف سنتی و عرفی را انجام میدهند و بخشی از ساختار اصلی روستا هستند که به ابتکار جامعه روستا رشد و توسعه می یابند (بند «2»). نهادهای سنتی روستا، وظیفه دارند به دولت روستا کمک کنند و بهعنوان شریک در توانمندسازی، حفظ و توسعه سنتها بهعنوان نوعی از به رسمیت شناختن آداب و رسوم جامعه روستا محسوب میشوند (بند «3»). تأسیس نهادهای سنتی روستا توسط مقررات روستا تعیین میشود (بند «1» ماده (152) آیین نامه اجرایی قانون).
شایان ذکر است که طبق مواد (150، 152 و153) آیین نامه اجرایی قانون، نهادهای جامعه و نهادهای سنتی روستا توسط دولت روستا در قالب مقررات روستا و براساس دستورالعمل تعیین شده توسط مقررات وزارتی تشکیل میشوند.
طبق ماده (112) قانون، دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی، جوامع روستایی را از طرق زیر توانمند میسازد: الف) بهکارگیری نتایج توسعه علم و فناوری، فناوری مناسب و یافته های جدید برای پیشرفت اقتصادی و کشاورزی جوامع روستایی؛ ب) بهبود کیفیت دولت و جوامع روستایی از طریق آموزش، تعلیم و مشاوره؛ پ) به رسمیت شناختن و کار کردن با مؤسسات اصلی و/یا موجود در جامعه روستا (بند «3»). توانمندسازی جامعه روستا، مندرج در بند «3» با کمک (تسهیل) در برنامه ریزی، اجرا و نظارت بر توسعه روستا و نواحی روستایی انجام میشود (بند «4»).
طبق ماده (126) آیین نامه اجرایی قانون، توانمندسازی جامعه روستایی با هدف توانمندساختن روستا انجام میشود (بند «1»). توانمندسازی جامعه روستایی مندرج در بند «1»، توسط دولت، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی و اشخاص ثالث انجام میشود (بند «2»). توانمندسازی جامعه روستایی مندرج در بند «1» توسط دولت روستا، شورای روستا، مجمع مشورتی روستا، نهادهای سنتی روستا، بنگاههای اقتصادی روستا، مؤسسات همکاری بین روستایی، انجمنهای همکاری روستایی و سایر گروههای تشکیل شده برای حمایت از فعالیتهای دولتی و در کل، توسعه انجام میشود (بند «3»).
طبق ماده (127) آیین نامه اجرایی قانون، دولت، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی و دولتهای روستایی برای توانمندسازی جوامع روستایی تلاش میکنند (بند «1»).
توانمندسازی جوامع روستایی مندرج در بند «1» از طریق زیر انجام میشود:
الف) تشویق مشارکت جامعه برای برنامه ریزی و توسعه روستا که به شیوه خودگردان توسط روستا انجام میشود؛
ب) توسعه برنامه ها و فعالیتهای توسعه روستا به طور پایدار با استفاده از منابع انسانی و منابع طبیعی در روستا؛
پ) تدوین برنامه توسعه روستا مطابق با اولویتها، پتانسیلها و ارزشهای خرد محلی؛
ت) برنامه ریزی و بودجه ریزی که از منافع فقرا، معلولان، زنان، کودکان و گروههای به حاشیه رانده شده حمایت میکند؛
ث) توسعه یک سیستم شفاف و پاسخگویی درخصوص اداره دولت روستا و توسعه روستا؛
ج) استفاده از نهادهای جامعه روستا و نهادهای سنتی؛
ح) تشویق مشارکت جامعه در تدوین خط مشی روستا، که از طریق تبادل نظر در مجمع مشورتی روستا انجام میشود؛
چ) بهبود بخشیدن به کیفیت و ظرفیت منابع انسانی جامعه روستا؛
خ) ارائه کمکهای پایدار به جوامع روستایی؛
د) نظارت بر اجرای حکمرانی روستایی و توسعه روستایی به شیوه مشارکتی، توسط جامعه روستایی.
طبق ماده (128) آیین نامه اجرایی قانون، دولت و دولتهای منطقه ای، توانمندسازی جامعه روستایی را با انجام کمک در مراحلی متناسب با نیاز روستا انجام میدهند (بند «1»). کمک به جوامع روستایی مندرج در بند «1»، به لحاظ فنی توسط واحدهای کاری دولت منطقه ای شهر/ریجنسی انجام میشود و در انجام اینکار میتوان از دستیاران حرفه ای، کادرهای توانمندسازی جامعه روستایی و/یا اشخاص ثالث استفاده کرد (بند «2»). چامات یا مقام منصوب دیگر، کمکها به جوامع روستایی در ناحیه خود را هماهنگ میکند (بند «3»).
طبق ماده (129) آیین نامه اجرایی قانون، دستیاران حرفه ای مطابق بند «2» ماده (128) عبارتند از:
الف) دستیار روستا که وظیفه کمک به روستا درخصوص اجرای دولت روستا، همکاریهای روستایی، توسعه بنگاههای اقتصادی روستا و توسعه در مقیاس محلی روستا را برعهده دارد؛
ب) دستیار فنی که وظیفه کمک به روستا درخصوص اجرای برنامه ها و فعالیتهای بخشی را برعهده دارد؛
پ) کارشناسان توانمندسازی جامعه که وظیفه افزایش ظرفیت دستیاران در راستای اجرای دولت روستا، اجرای توسعه روستاها، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی روستاییان را برعهده دارند (بند «1»).
دستیار باید گواهی نامه شایستگی و صلاحیت راهبری در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و/یا فنی را داشته باشد (بند «2»). کادرهای توانمندسازی جامعه روستایی مقرر در بند «2» ماده (128)، از میان عناصر جامعه، توسط روستا برای رشد و توسعه و بسیج ابتکار، مشارکت، خودیاری و کمک متقابل انتخاب میشوند (بند «3»).
طبق ماده (130) آیین نامه اجرایی قانون، دولت، دولت استانی و دولت شهر/ریجنسی میتواند منابع انسانی دستیاران روستا را از طریق قراردادهای کاری که اجرای آن مطابق با مفاد مقررات قانونی انجام میشود تأمین کند. دولت روستا میتواند کادرهای توانمندسازی جامعه روستا را ازطریق مکانیسم تبادلنظر در مجمع مشورتی روستا سازماندهی کند.
طبق ماده (131) آیین نامه اجرایی وزیران و وزیرانی که امور دولتی را در زمینه برنامه ریزی توسعه ملی انجام میدهند، دستورالعمل هایی برای اجرای توسعه روستا، توسعه نواحی روستایی، توانمندسازی جوامع روستایی و کمک به روستا، متناسب با اختیارات مربوطه خود تدوین میکنند (بند «1»). وزیر/رئیس مؤسسه دولتی غیروزارتی ذیربط میتواند پس از هماهنگی با وزیر و وزیر سازماندهنده امور دولتی در زمینه برنامهریزی توسعه ملی، دستورالعمل هایی برای اجرای توسعه روستا، توسعه نواحی روستایی، توانمندسازی جامعه روستا و کمک برای روستا مطابق با اختیاراتش ایجاد کند.
بخش چهاردهم قانون «هدایت و نظارت» نام دارد. طبق ماده (112)، دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی اداره دولت روستایی را هدایت و بر آن نظارت دارند (بند «1»). دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی میتوانند راهنمایی و نظارت را به مسئولین منطقه ای تفویض کنند (بند «2»).
طبق ماده (113) قانون، هدایت و نظارت انجام شده توسط دولت مرکزی، مندرج در بند «۱» ماده (۱۱۲)، شامل موارد زیر است:
الف) ارائه رهنمودها و استانداردهایی برای مدیریت دولت روستا؛
ب) ارائه رهنمودهایی در رابطه با حمایت مالی ازسوی دولت مرکزی، دولت منطقه ای استانی و دولت منطقه ای شهر/ریجنسی به روستاها؛
پ) قدردانی، راهنمایی و مربی گری نهادهای جامعه روستا؛
ت) ارائه رهنمودهایی برای تهیه طرحهای توسعه مشارکتی؛
ث) ارائه دستورالعمل های استاندارد سمت شغلی برای کارکنان دولت روستا؛
ج) هدایت، نظارت و مشاوره در مورد اجرای دولت روستا، شورای روستا و نهادهای اجتماعی؛
ح) ارائه جوایز برای دستاوردهای انجام شده در اجرای دولت روستا، شورای روستا و نهادهای اجتماعی روستا؛
چ) تعیین کمک مالی مستقیم برای روستا؛
خ) انجام آموزش و تعلیم معین برای کارکنان دولت روستا و شورای روستا؛
د) انجام تحقیقات در مورد اداره دولت روستایی در روستاهای معین؛
ذ) تشویق به تسریع توسعه روستایی؛
ر) کمک و انجام تحقیقات بهمنظور تعیین واحدهای جوامع سنتی/عرفی بهعنوان روستا؛
ز) تهیه و کمک درخصوص دستورالعمل های فنی برای بنگاههای اقتصادی روستا و نهادهای همکاری روستایی.
طبق ماده (114) قانون، هدایت و نظارت انجام شده توسط دولت منطقه ای استانی، مندرج در بند «۱» ماده (۱۱۲)، شامل موارد زیر است:
الف) هدایت شهر/ریجنسی بهمنظور تدوین مقررات منطقه ای شهر/ریجنسی حاکم بر روستاها؛
ب) هدایت شهر/ریجنسی در زمینه تخصیص اعتبارات روستایی؛
پ) مربی گری برای تقویت ظرفیت دهداران و کارکنان روستا، شورای روستا و نهادهای اجتماعی روستا؛
ت) توسعه مدیریت دولت روستا؛
ث) هدایت تلاشها برای تسریع توسعه روستا از طریق کمکهای مالی، کمکهای آموزشی و کمکهای فنی؛
ج) هدایت فنی در نواحی خاصی که انجام آن توسط دولت منطقه ای شهر/ریجنسی امکان پذیر نیست؛
ح) تهیه فهرستی از اختیارات استانی که توسط روستا اجرا شده است؛
خ) هدایت و نظارت بر تعیین طرح بودجه درآمدی و هزینه ای شهر/ریجنسی در تأمین مالی روستا؛
چ) هدایت شهر/ریجنسیها در زمینه ترتیبات نواحی روستایی؛
د) کمک به دولت در تعیین واحدهای جوامع سنتی/عرفی بهعنوان روستاها؛
ذ) تقویت و نظارت بر ایجاد ترتیبات بنگاههای اقتصادی روستایی شهر/ریجنسی و نهادهای همکاری بینروستایی.
طبق ماده (115) هدایت و نظارت انجام شده توسط دولت منطقه ای شهر/ریجنسی، مندرج در بند «۱» ماده (112)، شامل موارد زیر است:
الف) ارائه رهنمودهایی برای وظایف شهر/ریجنسی که اجرای آن به روستا واگذار شده است؛
ب) ارائه رهنمودهایی برای تدوین پیش نویس مقررات روستا و مقررات دهدار؛
پ) ارائه رهنمودهایی برای تهیه طرحهای توسعه مشارکتی؛
ت) کمک به اجرای دولت روستا؛
ث) ارزیابی و نظارت بر مقررات روستا؛
ج) تعیین تأمین مالی تخصیص اعتبارات متوازن سازی برای روستا؛
ح) نظارت بر مدیریت امور مالی روستا و استفاده از دارایی های روستا؛
خ) مربیگری و نظارت بر اجرای دولت روستا؛
چ) سازماندهی آموزش و تعلیم برای دولت روستا، شورای روستا، نهادهای اجتماعی و نهادهای سنتی روستا؛
د) اعطای جوایز برای دستاوردهای انجام شده در اجرای دولت روستا، شورای روستا، مؤسسات اجتماعی و مؤسسات سنتی روستا؛
ذ) تلاش برای تسریع توسعه روستایی؛
ر) تلاش برای سرعت بخشیدن به توسعه روستا از طریق کمکهای مالی، راهنمایی و کمکهای فنی؛
ز) افزایش ظرفیت بنگاههای اقتصادی روستا و مؤسسات همکاری بین روستایی؛
س) تحمیل مجازاتهایی برای انحرافات مرتکب شده توسط دهدار مطابق با مفاد مقررات قانونی.
طبق ماده (154) آیین نامه اجرایی قانون، رئیس کچامتان یا مقام منصوب دیگر، وظیفه راهبری و نظارت بر روستاها را انجام میدهد (بند «1»). راهنمایی و نظارت مندرج در بند «1» از طریق زیر انجام میشود:
الف) کمک به تدوین مقررات روستا و مقررات دهدار؛
ب) کمک به مدیریت اداره امور روستا؛
پ) کمک به مدیریت مالی روستا و استفاده از دارایی روستا؛
ت) کمک به اجرای قوانین و مقررات؛
ث) کمک به اجرای وظایف دهدار و کارکنان روستا؛
ج) کمک به اجرای انتخابات دهداران؛
ح) کمک به اجرای وظایف و کارکردهای شورای روستا؛
خ) انجام توصیه هایی برای انتصاب و عزل کارکنان دولت روستا؛
چ) کمک به همگام سازی برنامه ریزی توسعه منطقه ای با توسعه روستا؛
د) کمک درخصوص تعیین موقعیت هایی برای توسعه نواحی روستایی؛
ذ) کمک به حفظ صلح و نظم عمومی؛
ر) کمک درخصوص اجرای وظایف، کارکردها و تعهدات نهادهای اجتماعی روستا؛
ع) کمک به آمادهسازی برنامه توسعه مشارکتی؛
غ) کمک به همکاری بینروستایی و همکاری روستایی با اشخاص ثالث؛
ف) کمک درخصوص ترتیبات و استفاده از فضای روستا و همچنین تعیین و تأیید مرزهای روستا؛
ق) کمک درخصوص تدوین برنامه و اجرای توانمندسازی روستاییان؛
ک) هماهنگ کردن کمکهای روستایی در ناحیه کچامتان؛
گ) هماهنگ کردن اجرای توسعه روستایی در قلمرو کچامتان.
اندونزی «قانون 2014/6 جمهوری اندونزی درباره روستا» استفساریه قانون مذکور و آیین نامه های مرتبط با آن، در کل بیان میدارد که یک روستا چگونه تشکیل (از منظر شاخصها و فرایند) و «اداره» میشود. این قانون، روستا را با تمام مسائل و امور آن از ابعاد مختلف در نظر میگیرد. در گزارش پیشین، به بررسی احکام قانونی درخصوص چگونگی تشکیل، انحلال و ادغام روستاها در اندونزی پرداخته شد. در گزارش حاضر به نحوه اداره روستا پرداخته شده است. محتوای گزارش حاضر دربردارنده دلالتهایی بهشرح زیر است:
هرچند وجود دو وزارتخانه متولی امور روستا در کنار وزارت دارایی که متولی امور بودجه روستاهاست، تا حدی هماهنگی امور روستاها را دشوار ساخته است (برای مثال وزارتخانه های مذکور، بعضاً دستورالعمل هایی را صادر میکنند که در تضاد با یکدیگر هستند و باعث سردرگمی در این زمینه میشوند. و بر سر اختیارات سه وزارتخانه مذکور اختلافاتی وجود دارد [15]، اما این رویکرد در مقایسه با کشور ما، که شاهد نبود متولی تخصصی واحد، مقتدر و پاسخگو برای تدبیر امور توسعه روستایی هستیم و امور روستایی بین حداقل 17 وزراتخانه و معاونت ریاست جمهوری پراکنده شده و بهصورت جزیره ای مدیریت میشود [16] و این دستگاهها بدون کمترین نظارت، هماهنگی و بدون سیاستها، چشم انداز و شاخصهای مشخص و هماهنگ ساز در حال فعالیت هستند [17] قابلتأمل است.
بااینحال روستا در اندونزی دارای خودمختاری مطلق نیست. با وجود اختیارات گسترده ای که به روستاها داده شده است، سطوح دولتی مرکزی، استانی و شهر/ریجنسی، همچنان هدایت و نظارت بر روستاها را برعهده دارند. در این زمینه قانون، مفادی را به تفکیک دولتهای مرکزی و منطقه ای برای راهبری و نظارت بر روستاها پیش بینی کرده است. برای مثال هدایت و نظارت دولت مرکزی از طریق سیاستهایی همچون ارائه دستورالعملها و استانداردهایی برای مدیریت دولت روستا و ارائه دستورالعمل های استاندارد سمت شغلی برای کارکنان دولت روستا صورت میگیرد. همچنین در امر نظارت بر روستاها بهویژه قواعد سختگیرانه ای در مورد پاسخگویی درخصوص اعتبارات دریافتی توسط روستا وجود دارد [18].
این وضعیت حاکی از این است که جایگاه دولت روستایی در اندونزی، ترکیبی از جامعه خودگردان و خودگردانی محلی است [20]. بنابراین تجربه اندونزی حاکی از این است که ارائه خدمات محلی مؤثر مستلزم نظارت دولت مرکزی و منطقه ای برای نظارت و تشویق حکومتهای محلی برای ارائه خدمات بهینه به جامعه روستایی است [13].
رهبر شاخه اجرایی (دهدار) توسط مردم و به شیوه مستقیم انتخاب میشود. بااین حال عزل دهدار توسط شهردار/ریجنت صورت میگیرد. شایان ذکر است که تجربیات جهانی نشان میدهد که مدل انتخاب مستقیم رئیس نهاد محلی توسط شهروندان، به طور گسترده ای به عنوان یک اقدام اصلاحی برای بهبود فرایندهای دمکراسی محلی، افزایش اثربخشی رویههای حکمرانی محلی و ایجاد شکل قویتر و پاسخگوتری از رهبری محلی متداول شده است[21].
دامنه اختیارات روستا در اندونزی و نیز وظایف دهدار در اندونزی که شامل مواردی ازجمله رهبری اداره دولت روستا؛ انتصاب و عزل کارکنان دولت روستا؛ مدیریت امور مالی و داراییهای روستا؛ تنظیم مقررات روستا؛ تعیین بودجه درآمدی و هزینه ای روستا؛ تقویت زندگی جامعه روستا؛ ایجاد صلح و نظم در جامعه روستا؛ تقویت و بهبود اقتصاد روستا و نظام بخشیدن به آن برای حداکثر شکوفایی رفاه جامعه روستا؛ توسعه منابع درآمدی روستا؛ پیشنهاد و پذیرش انتقال بخشی از داراییهای دولتی برای بهبود رفاه جامعه روستا؛ توسعه زندگی اجتماعی و فرهنگی جامعه روستا؛ استفاده از تکنولوژی مناسب؛ هماهنگی توسعه روستا در یک شیوه مشارکتی است، بسیار گسترده است که در مقایسه با اختیارات و وظایف دهیار و دهیاری ها در ایران که عمدتا متمرکز بر امور خدماتی-کالبدی است قابلتأمل است.
گذشته از پیش بینی نوع رابطه دولت روستا، با سطح بالایی دولت، قانون شرح دقیقی از چگونگی روابط افقی (روابط دولت روستا با شورای روستا) ارائه داده است. البته شورای روستا در اندونزی صرفاً یک نهاد مشورتی نیست، بلکه بخشی از نظام سیاسی روستاست [13]. شورای روستا در اندونزی نهادی است که وظایف دولتی را انجام میدهد (بند «4» ماده (1) قانون 2014/6). پیش نویس مقررات روستا باید بهصورت دوجانبه مورد توافق دهدار و شورای روستا قرار گیرد. این وضعیت در مقایسه با کشور ما که دهیار موظف است مصوبات شورای روستا را اجرا کند قابلتأمل است. هرچند قانون به شورای روستا قدرت مقرره گذاری (با توافق متقابل با دهدار) و نظارتی داده است، اما حق استیضاح دهدار را از شورا (که در قانون 1999/22 وجود داشت) سلب کرده است. گذشته از بحث و توافق در مورد پیش نویس مقررات روستا با دهدار، سایر وظایف شورای روستا عبارتند از: همساز کردن و هدایت درخواستهای جامعه روستا و نظارت بر عملکرد دهدار. همچنین قانون حقوقی مانند نظارت و درخواست اطلاعات در مورد اداره دولت روستا از دولت روستا و اظهارنظر درخصوص اداره دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا را به شورا اعطا کرده است. علاوهبر این، دهدار باید در پایان هر سال مالی گزارش مکتوب اطلاعات اداره دولت روستا را به شورای روستا ارائه دهد.
شایان ذکر است که قانون رابطه دولت روستا با جامعه روستا (روابط عمودی رو به پایین) را نیز تعیین کرده که ازجمله شامل الزام دولت روستا به این است که پیشنویس مقررات روستا را با جامعه روستا به مشورت بگذارد و الزام دهدار به ارائه اطلاعات مکتوب درخصوص اداره دولت روستا در پایان هر سال مالی برای جامعه روستاست.
علاوهبر این، در اندونزی یک مجمع مشورتی با حضور همه ذینفعان در روستا و از ترکیب شورای روستا، دولت روستا و نمایندگان گروههای مختلف جامعه روستا (نمایندگان اصناف و مشاغل، رهبران مذهبی و ...) برای بحث در مورد موضوعات راهبردی مربوط به اجرای دولت روستا پیش بینی شده است. درواقع جامعه روستا گذشته از اینکه دهدار و شورای روستا را انتخاب میکند، همزمان دارای حق برای اطلاع و اظهارنظر درخصوص مسائل راهبردی دولت روستا از طریق نمایندگان خود در مجمع مشورتی روستا (نمایندگان اصناف و ... ) است. درواقع مجمع روستا، بالاترین نهاد تصمیمگیری روستاست که باید تصمیمات مهم روستا را تأیید کند. مهمترین برایند وجود این مجمع این است که از احتمال خطر فساد میکاهد[13].
همچنین طبق قانون، دولت روستا از نهادهای موجود جامعه روستایی در کمک به اجرای وظایف اداره دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جامعه روستا استفاده میکند. نهادهای جامعه روستایی، انجمنی برای مشارکت جامعه روستایی به عنوان شرکای دولت روستا هستند. همچنین قانون الزام کرده است که در اجرای برنامه ها و فعالیتهایی که مسبب آن دولت، دولت منطقه ای استانی، دولت منطقه ای شهر/ریجنسی و مؤسسات غیردولتی است، نهادهای اجتماعی موجود در روستا توانمند و از آنها استفاده شود.
لذا اهمیت احیای زندگی انجمنی و توسعه ظرفیت جامعه بهعنوان بخشی از پارادایم جامعه خودگردان در قانون پیش بینی شده است. بنابراین تجربه کشور اندونزی نشان میدهد که اصلاحات و حکمرانی محلی کارآمد تنها نتیجه سیاستهای دولتی نیست، بلکه نتیجه تلاشهای خود روستاییان نیز است. فرض اساسی این است که جوامع، خود باید روستاهای خود را اداره کنند. این امر، مستلزم وجود مقامات روستایی است که دارای نهادهای تصمیم گیری دمکراتیک و طیف گسترده ای از خودمختاری با توجه به مسئولیتهای خود هستند [13].
قانون ریجنسیها را ملزم کرده است که حداقل 10 درصد مالیات و عوارض منطقه ای و 10 درصد اعتبارات متوازن سازی دریافت شده پس از کسر اعتبارات تخصیص خاص را به روستاها انتقال دهند. همچنین میزان بودجه ای که دولت مرکزی مستقیماً به روستاهای کل کشور اختصاص میدهد، 10 درصد اعتبارات انتقالی به مناطق کشور را تشکیل میدهد که براساس سازوکار تخصیص پایه و نیز تخصیص براساس جمعیت، نرخ فقر، مساحت و سطح دشواری جغرافیایی روستاهای هر شهر/ریجنسی تخصیص می یابد.
هرچند درآمدهای اصلی خود روستا در مجموع بسیار اندک است (برای مثال این رقم در سال 2015، حدود 10 تریلیون روپیه بوده است[5])، اما درآمدهای انتقالی از ریجنسی/شهر و بهویژه دولت مرکزی رقم چشمگیری را تشکیل می دهد که با استفاده از آن، حتی فقیرترین روستاها از بودجه ای قابل توجه برخوردارند. در این میان اعتبارات روستا، که از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت مرکزی تأمین میشود، بزرگترین منبع برای تأمین مالی روستاست [22] که در قانون نحوه تخصیص، توزیع و استفاده از آن و همچنین گزارش دهی، ارزیابی و نظارت بر آن تشریح شده است.
تخصیص بودجه روستا از محل بودجه درآمدی و هزینه ای دولت مرکزی، از سال اول اجرای آن افزایش قابل توجهی را تجربه کرده است. در سال 2015، دولت 20/7 تریلیون روپیه تخصیص داد که پس از آن در سال 2016 به 46/9 تریلیون روپیه رسید. دولت اندونزی در سالهای 2017 و 2018، این اعتبارات را به 60 تریلیون روپیه افزایش داد. در اینخصوص در سال 2018، تخصیص پایه برای هر روستا تقریباً 800 میلیون روپیه (یا حدود 80.000 دلار استرالیا) بوده است که با رشد 185.7٪ از اولین تخصیص (هر روستا 280 میلیون روپیه) همراه بوده است [23]. تخصیص پایه مبلغی حدود 77 درصد از کل اعتبارات روستا را تشکیل میدهد. درصد باقیمانده (23%) با سازوکاری براساس جمعیت، نرخ فقر، مساحت منطقه و سطح دشواری جغرافیایی تخصیص می یابد [24]. مدیریت اعتبارات روستا در حال حاضر بین سه وزارتخانه مشترک است: جنبه های مالی (تخصیص و توزیع) تحت اختیار وزارت دارایی؛ جنبه های اداری تحت اختیار وزارت امور داخله؛ و جنبه های استفاده و بهره برداری تحت اختیار وزارت روستاها، مناطق محروم و مهاجرت[22].
قانون و آیین نامه های مربوط به آن شرح دقیقی از اولویت بندی بودجه هزینه ای روستا، ارائه کرده است. بدین ترتیب که 30 درصد بودجه صرف اجرای عملیات دولت روستا و شورای روستا، حقوق و مزایا (حقوق و مزایا، هزینه های شورای روستا و ...) و کمک به نهادهای اجتماعی روستا و 70 درصد صرف اداره دولت روستا، اجرای توسعه روستا، توسعه جامعه روستا و توانمندسازی جوامع روستایی میشود. همچنین نحوه مدیریت مالیه روستا، گزارش دهی و پاسخگویی درباره آن در قانون و آیین نامه های مربوطه تشریح شده است. به عبارتی دقیق تر 30 درصد صرف هزینه های جاری و 70 درصد صرف توسعه و توانمندسازی جامعه میشود.
قواعد مربوط به تأمین مالی روستاها در اندونزی در مقایسه با جمهوری اسلامی ایران از این جهت قابلتأمل است که اولاً، در لوایح و قوانین بودجه سنواتی فصلی مستقل درخصوص بودجه (هزینه ای و تملکدارایی سرمایه ای) مناطق روستایی وجود ندارد. این وضعیت درحالی است که برای مثال جزء «2» بند «الف» ماده (۲۷) قانون برنامه ششم توسعه، سازمان برنامهوبودجه را موظف به «تنظیم و ارائه هدفمند و شفاف اعتبارات مربوط به عمران و توسعه روستایی و عشایری در بودجه سنواتی، تحت پیوستی با عنوان «عمران و توسعه روستایی» و اختصاص بودجه عمرانی مربوط به این فصل» کرده است. ثانیاً، بودجه ای که در تبصره ها و جداول مختلف بهصورت پراکنده به روستاها اختصاص می یابد سهم ناچیزی از بودجه عمومی کشور را تشکیل میدهد و این بودجه عمدتاً به سمت امور خدماتی-کالبدی روستاها جهت گیری دارد [25].
قانون 2014/6 درباره روستا، استفساریه آن و آیین نامه های مربوط به آن، تغییرات اساسی در حکمرانی روستایی در اندونزی ایجاد کرده و روستا را از موقعیتی به عنوان یک واحد اداری ذیل ریجنسی، به نهادی تبدیل کرده است که حق تنظیم و اداره امور خود براساس ابتکار عمل جامعه محلی را دارد. قانون 2014/6 درباره روستا، حکمرانی روستایی را با تمام ابعاد و مسائل آن در نظر گرفته و احکامی را تعیین کرده است.
مفروض اساسی سیاست پس زمینه تدوین و تصویب این قانون این است که روستاها بهعنوان پایین ترین سطح مدیریت دولتی در اندونزی باید توانمند شوند تا مترقی، مرفه و خوداتکا شوند. دولت اندونزی برای توانمندسازی روستاها به یک رویکرد ترکیبی از «بالا به پایین» و از «پایین به بالا» قائل است. در رویکرد از بالا به پایین، به ویژه پایه های قانونی مستحکم، ترتیبات نهادی قوی که به وضوح وظایف، نقشها و مسئولیتها را در تمام سطوح دولت برای تحقق حکمرانی کارآمد در سطح محلی تعیین کند و پیش بینی منابع مالی پایدار برای توسعه روستاها نقش مهمی دارد. ایجاد نهادهای تخصصی قوی در سطح ملی و با رسالت کمک به توسعه مدیریت روستایی و توسعه نواحی روستایی، در کنار تخصیص بودجه به روستاها، از محل بودجه دولت مرکزی و دولتها منطقه ای به منظور تأمین مالی برای اداره دولت روستا، توسعه روستا، توسعه جامعه و توانمندسازی جامعه روستا و تعیین سازوکار تخصیص، توزیع، استفاده و نظارت و ارزیابی آن در قانون مهمترین راهبردهایی است که دولت اندونزی برای حکمرانی محلی کارآمد روستایی اتخاذ کرده است.
در رویکرد از پایین به بالا، قائل شدن به مردم سالاری نیرومند، نهادهای روستایی قوی و دمکراتیک و اتخاذ سیاستهایی برای توانمندسازی جامعه روستایی، راهبردهایی است که برای حکمرانی محلی کارآمد اتخاذ و در قانون نهادینه شده است. مردم سالاری نیرومند در قانون 2014/6 درباره روستا در قالب انتخاب مستقیم دهدار توسط مردم، انتخاب شورای روستا توسط مردم، پیش بینی وجود مجمع مشورتی روستا و واگذاری مهمترین تصمیمات روستا به آن، شفافیت مدیریت روستایی، حق دسترسی جامعه روستا به اطلاعات مربوط به اداره روستا، مشارکت جامعه در امر برنامه ریزی، مقرره گذاری و قائل شدن نقش برای نهادهای جامعه روستایی در امر حکمرانی روستایی ... پیش بینی شده است. وجود نهاد روستایی قوی و دمکراتیک، با تعیین اختیارات گسترده و قابل توجه در قانون برای دولت روستا و دهدار، در نظر گرفتن دهدار به عنوان رهبر روستا و نه مدیر روستا و درعینحال اتخاذ سازوکارهایی برای ممانعت از اقتدار مطلق دهدار (از طریق نقش نظارتی شورا و پیش بینی وجود مجمع مشورتی روستا، در قانون پیش بینی شده است. توانمندسازی جامعه روستایی نیز از طریق گنجاندن احکامی برای آموزش و مشاوره به جامعه روستایی و سیاستهایی همچون بهبود بخشیدن به کیفیت و ظرفیت منابع انسانی در قانون پیش بینی شده است.
آنچه از تجربه اندونزی برمی آید که میتواند بهعنوان درس آموختهای برای اصلاح قوانین مرتبط با روستاها مدنظر قرار گیرد، نیز همین رویکرد دوگانه از بالا به پایین و پایین به بالا برای ایجاد حکمرانی محلی کارآمد روستایی است. تحقق دو رویکرد مزبور در ایران، صرف نظر از ترتیبات نهادی قدرتمند در سطح ملی، نیازمند وجود قانونی است که جایگاهی مستحکم برای روستا در نظام اداری - سیاسی کشور قائل باشد و حکمرانی روستایی را با تمام ابعاد و جوانب آن بهصورت جامع در نظر بگیرد. چنین قانونی ضرورتاً باید شامل مفادی ازجمله نحوه انتخاب/انتصاب شاخه اجرایی و مقرره گذار روستا؛ وظایف و اختیارات روستا؛ ساختار و تشکیلات دولت روستا؛ تأمین مالی روستا و پیش بینی بودجه روستایی در خور تعداد روستاها و جمعیت روستایی کشور؛ نحوه نظارت دولت مرکزی و دولتهای منطقه ای و محلی و جوامع روستایی بر اداره روستا؛ شفافیت فرایند اداره روستا؛ پیش بینی سازوکاری مستحکم برای توانمندسازی جوامع روستایی، مشارکت جوامع روستایی در اداره و توسعه روستا باشد. همچنین ضروری است در لوایح بودجه سنواتی فصلی مستقل برای بودجه مناطق روستایی (شامل بودجه هزینه ای و تملکدارایی سرمایه ای) در نظر گرفته شود و سازوکاری قانونی اتخاذ شود که همه روستاهای کشور از سهمی عادلانه از این بودجه برخوردار باشند.