نوع گزارش : گزارش های نظارتی
نویسندگان
کارشناس گروه محیط زیست و منابع طبیعی دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
چکیده تصویری
گزیده سیاستی
یکی از محورهای اصلی تدوین برنامه مدیریت تغییرات اقلیمی ذیل ماده (22) قانون برنامه هفتم می باید حوزه جنگل باشد که دراین راستا چالشهای مربوطه احصا شده و پیشنهادهایی ذیل دو محور سازگاری با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای ارائه شده است.
کلیدواژهها
بخش جنگل ازجمله حوزههایی است که هم از حیث سازگاری با تغییرات اقلیمی و هم از نظر کاهش انتشار واجد اهمیت فراوان است. از یک طرف برخی کشورها با رویکرد مدیریت پایدار جنگلها و توسعه جنگلکاری از طریق ترسیب کربن توانستهاند اقدامات مثبتی در این بخش انجام دهند و از طرف دیگر مطالعات جهانی درخصوص پیامدهای تغییرات اقلیمی نشان میدهد که روندهای آشفتگی در بسیاری از زیستبومهای جنگلی در سالهای اخیر عمیقاً تغییر کردهاند؛ بهگونهای که افزایش در وقوع و شدت آشفتگی نظیر شیوع حشرات آتشزا و خشکسالی در بخشهای بزرگی از کره زمین ثبت شده که اقلیم یکی از محرکهای اصلی آن بوده است. این وضعیت میتواند بهطور جدی توانایی جنگلها برای ارائه خدمات اکوسیستمی را متأثر کند و حتی از ظرفیت تابآوری اکولوژیکی جنگلها فراتر رود که این امر منجر به تغییر دائمی اکوسیستمها خواهد شد.
الف) پیامدهای تغییر اقلیم در جهان: طی سالیان اخیر فراوانی و شدت آتشسوزیهای جنگلی در مناطقی که متأثر نمیشدند بهویژه بهدلیل تغییرات اقلیمی و تغییر کاربری زمین در حال افزایش است. درمجموع آتشسوزی جنگلها گرچه بهدلیل تغییرات اقلیمی رخ میدهند، اما با افزایش انتشار کربن روند تغییرات اقلیمی را تشدید میکنند و یک حلقه بازخورد تشدیدشونده را ایجاد خواهد کرد. علاوهبراین، تغییرات اقلیمی جنگلها را در برابر گونههای مهاجم آسیبپذیرتر میکند و باعث تغییراتی در توزیع جغرافیایی و فنولوژی فصلی آنها و پویایی جمعیتشان میشود. آفات و عوامل بیماریزا میتوانند رشد و بقای درختان، کیفیت چوب و ارائه خدمات اکوسیستمی مانند ترسیب کربن را کاهش دهند.
ب) پیامدهای تغییر اقلیم در ایران: مطالعات پژوهشی پیشین نشان میدهد که تغییر در عوامل اقلیمی طی سه دهه اخیر، نقش مهمی در وقوع آتشسوزیها در جنگلهای ایران (بهعنوان یکی از آثار تغییرات عوامل اقلیمی) داشته که در این میان، تغییرات آشکار درجه حرارت در سالهای اخیر، تأثیر مهمی بر تعدد و وسعت وقوع آتشسوزیها داشته است. علاوهبر آتشسوزی که در جنگلهای زاگرس، سهم بسیار چشمگیری در تخریب این جنگلها داشته، آفات بلوط هم در جنگلهای زاگرس در دهههای اخیر بسیار مخرب بوده است. آفات جوانهخوار، برگخوار و چوبخوار بلوط از مواردی هستند که شیوع آنها فقط متأثر از شکنندگی اکوسیستم جنگلهای زاگرسی بهدلیل فعالیتهای انسانی نیست، بلکه تغییر اقلیم هم در آن نقش مؤثری داشته است.
ج) تجربیات جهانی درخصوص مدیریت تغییرات اقلیمی در بخش جنگل: تحلیل برنامههای مشارکت ملی کشورهای جهان در حوزه مدیریت تغییرات اقلیمی نشان میدهد که بهترتیب 68% و 79% این برنامهها به موضوع سازگاری و کاهش انتشار جنگلها پرداختهاند و حدود یکسوم برنامههای مشارکت اهداف کاهش انتشار را برای کاربری اراضی و جنگلداری تعیین کردهاند که در مقایسه با برنامههای پیشین مشارکت ملی افزایش معناداری داشته است. در بخش کاهش انتشار، فعالیتهای متعدد جنگلی میتواند با کاهش انتشار گازهای گلخانهای و یا ترسیب کربن، تغییرات اقلیمی را کاهش دهد که آنها را بهطورکلی در 4 دسته حفاظت، مدیریت، احیای جنگلها و استفاده از چوب میتوان طبقهبندی کرد. در بخش سازگاری با تغییرات اقلیمی نیز گزینههای سازگاری قابل پیادهسازی در جنگلداری را در سه دسته اقدامات سازگاری در سطح توده، سازگاری در سطوح فراتر از تودهها و سازگاری در سطح سیاستگذاری میتوان طبقه بندی نمود.
د) نقاط ضعف مدیریت تغییرات اقلیمی در کشور: بررسی گزارشهای سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع نشان میدهد که کشور در این حوزه با چالشهایی نظیر فقدان دادههای ملی درخصوص میزان ترسیب کربن جنگلهای کشور، مستندسازی ناکافی پیرامون پیامدهای تغییر اقلیم بر جنگلهای کشور و ضعف آیندهپژوهی در روندیابی تغییرات اقلیمی طی سالیان آتی مواجه است.
بهمنظور تقویت مدیریت تغییرات اقلیمی در حوزه جنگل و بهاستناد بند «ت» ماده 22 قانون برنامه هفتم، پیشنهادهایی ذیل دو محور سازگاری با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای اقلیمی ارائه میشود.
الف) سازگاری با تغییرات اقلیمی؛ مستلزم آشکارسازی تغییرات اقلیمی و برآورد آسیبپذیری است. در این راستا برای تدوین برنامه در این حوزه محورهای زیر پیشنهاد میشود:
ب) بهمنظور کاهش انتشار گازهای گلخانهای؛ در حوزه جنگل باید تمام مواردی که در مراحل مختلف حفظ، نگهداری، احیا و توسعه جنگل باعث انتشار گازهای گلخانهای میشوند شناسایی و متناسب با آن در جهت حذف و یا افزایش بهرهوری اقدام شود. در این راستا برای تدوین برنامه در این حوزه محورهای ذیل پیشنهاد میشود:
جنگلها از مهمترین منابع طبیعی هستند که نقش آنها، تنها به حفظ دما، اکسیژنگیری، ثابت نگاه داشتن میزان گاز کربنیک جو محدود نمیشود، بلکه دارای مزایای مختلف اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی نیز هستند [1]. مساحت کل جنگلهای جهان 4/06 میلیارد هکتار (31% کل مساحت خشکیهای زمین) است که بهمعنای سرانه تقریبی 5000 متر مربع برای هر نفر بوده که طبعاً بهطور مساوی در سراسر جهان پراکنده نیستند. بیش از نیمی از جنگلهای جهان تنها در پنج کشور (فدراسیون روسیه، برزیل، کانادا، آمریکا و چین) و دوسوم (66 درصد) جنگلها در 10 کشور یافت میشوند [2]. نودوسه درصد (معادل 3/75 میلیارد هکتار) از مساحت جنگلها در سراسر جهان نیز مربوط به جنگلهای طبیعی و 7 درصد (300 میلیون هکتار) مربوط به جنگلهای کاشته شده است.
از سال 1990 تا 2020، 420 میلیون هکتار از جنگلها به دیگر کاربریها تغییر یافته است. بااینحال، نرخ جنگلزدایی در حال حاضر روند نزولی را نشان میدهد و از 15/8 میلیون هکتار در سال در دهه 2000-1990 به 10/2 میلیون هکتار در سال در بازه زمانی 2020-2015 کاهش یافته است [2]. نرخ سالیانه جنگلزدایی در بازه 2020-2015 در آفریقا 4/41 میلیون هکتار، در آمریکای جنوبی 2/95 میلیون هکتار و در آسیا 2/24 میلیون هکتار بوده است. درمجموع تغییر در مساحت جنگل در طول زمان بهدلیل دو عامل است: جنگلزدایی و گسترش جنگلها در مناطقی که قبلاً تحت کاربریهای دیگر بودهاند. در سطح جهانی، نرخ خالص تغییر در مساحت جنگل، که تفاوت بین گسترش جنگل و جنگلزدایی است، در بازه 2020-2010، منفی 4/7 میلیون هکتار برآورد شده که این میزان بهطور قابلتوجهی کمتر از دو دهه قبل بوده است (منفی 7/8 میلیون هکتار در سال در بازه 1990 تا 2000 و منفی 5/2 میلیون هکتار در سال در بازه 2010-2000) [3].
آمار فائو نشان میدهد که جنگلزدایی مسئول انتشار سالیانه تقریباً 3 میلیارد تن دیاکسید کربن در سطح جهان در دوره 2020-2016 بوده است. در همین بازه، جنگلهای باقیمانده حدود 2/5 میلیارد تن دیاکسید کربن را ترسیب کردهاند که منجر به انتشار خالص حدود 0/5 میلیارد تن دیاکسید کربن در سال از زمینهای جنگلی به جو شده است. هرچند آمریکای جنوبی و آفریقا مناطقی بودند که بیشترین انتشار (حدود 1 میلیارد تن دیاکسید کربن) را در سال 2020 از جنگلزدایی داشتند، اما در مقایسه با سال 2010، جنگلزدایی در آمریکای جنوبی تقریباً به نصف کاهش یافته، درحالیکه در آفریقا 25% افزایش یافته است. دو کشور برزیل و جمهوری دمکراتیک کنگو (بهدلیل داشتن جنگلهای انبوه)کشورهایی بودند که در بازه سالهای 2020-2016، بالاترین میزان انتشار برآوردی (حدود 600 میلیون تن دیاکسید کربن در سال) را ناشی از جنگلزدایی داشتند و کشور اندونزی با حدود 200 میلیون تن دیاکسید کربن در سال در رتبه سوم قرار داشته است. برخی کشورها نظیر چین، روسیه و آمریکا نیز در بازه 2020-2016 خالص ترسیب کربن را در بخش جنگل ثبت کردهاند (شکل) [4].
شکل 1. نمودار کشورهای برتر در خالص ترسیب کربن در بخش جنگل در سال 2020 [4]
دادههای جهانی نشان میدهد که بین سالهای 2001 تا 2023، جنگلهای ایران 44.6 کیلوتن معادل دیاکسید کربن در سال منتشر کردند و 3.97- میلیون تن معادل دیاکسید کربن در سال را حذف کردند که نشاندهنده یک سینک خالص جذب کربن 3.92- میلیون تن معادل دیاکسید کربن در سال است [5]. گزارش ارسالی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور به مرکز پژوهشهای مجلس در پاییز 1403 نیز بیان میکند متوسط اندوخته کربن روی زمینی در رویشگاههای مختلف زاگرسی در استانهای مختلف حدود 16/3 تن در هکتار بوده که بین 8 تا 22 تن در هکتار متغیر بوده است. برآورد ذخایر کربن جنگلهای هیرکانی نیز در قالب طرح جامع پایش جنگلهای هیرکانی و ارسباران در حال انجام است که نتایج آن بهزودی منتشر خواهد شد، اما پیشتر سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور طی گزارشی به سازمان خواروبار جهانی مقدار ترسیب کربن جنگلهای هیرکانی را در حدود 65 تن در هکتار در اندام روی زمینی و 18 تن در هکتار در اندام زیرزمینی اعلام کرده است. متأسفانه درخصوص میزان سالیانه ترسیب کربن جنگلهای کشور، داده ملی متقنی که قابلیت استناد به نهادهای بینالمللی را داشته باشد ازسوی نهادهای ذیربط ارائه نشده است [6].
علاوهبر انتشار گازهای گلخانهای ناشی از جنگلزدایی و تغییر کاربری و توان جنگلها در ترسیب یکی از موضوعات مهم دیگر در مدیریت جنگل پیامدهای تغییرات اقلیمی در گذشته و آینده است. بهرغم کاهش چشمگیر روند جنگلزدایی در جهان، مطالعات جهانی نشان میدهد که روندهای آشفتگی در بسیاری از زیستبومهای جنگلی در سالهای اخیر عمیقاً تغییر کردهاند؛ بهگونهای که افزایش در وقوع و شدت آشفتگی نظیر شیوع حشرات و خشکسالی در بخشهای بزرگی از کره زمین ثبت شده که اقلیم یکی از محرکهای اصلی بوده است. این وضعیت میتواند بهطور جدی توانایی جنگلها برای ارائه خدمات اکوسیستمی را متأثر کند و حتی از ظرفیت تابآوری اکولوژیکی جنگلها فراتر رود که منجر به تغییر دائمی اکوسیستمها خواهد شد. به همین دلیل انتظار میرود که تغییر در آشفتگیها یکی از عمیقترین تأثیراتی باشد که تغییرات اقلیمی بر اکوسیستمهای جنگلی در دهههای آینده خواهد داشت [7]. مطالعه فورزیری و همکاران 2021 نشان میدهد که در دهههای اخیر جنگلهای استوایی، معتدل و خشک دچار کاهش تابآوری شدهاند که احتمالاً مربوط به افزایش همزمان محدودیتهای آب و تغییرات اقلیمی است. در مقابل در جنگلهای بیوم شمالی، مزایای ناشی از گرم شدن آبوهوا و تغذیه دیاکسید کربن بر چنین اثرات منفی غلبه کرده و درنهایت منجر به افزایش تابآوری جنگلها شده است. این مطالعه تخمین زده است که حدود 23% از جنگلهای بکر در حال حاضر به آستانه بحرانی خود رسیدهاند و همزمان با کاهش بیشتر تابآوری مواجه هستند[8]. جنگلها به این دلیل که مخازن اصلی تنوع زیستی در خشکیها هستند و حدود 50 درصد از ذخایر کربن زیستتوده خشکی جهانی را تشکیل میدهند اهمیت دارند. بنابراین حفاظت، مدیریت مناسب و احیای جنگلها سهم قابلتوجهی در کاهش تغییرات اقلیمی خواهد داشت و جنگلها بهدلیل تنوع زیستی، ظرفیت طبیعی خاصی برای سازگاری با تغییرات اقلیمی خواهند داشت. بنابراین، توجه به این روندها در طراحی استراتژیهای کاهش مؤثر مبتنیبر جنگل برای جلوگیری از رویدادهای منفی غیرمنتظره آینده که توسط آسیبپذیری فزاینده ذخایر کربن ایجاد میشوند، ضروری است.
گزارش حاضر ضمن بررسی پیشینه مطالعاتی و پیشینه تقنینی این موضوع، نگاهی به پیامدهای تغییر اقلیم بر جنگلها در ایران و جهان انداخته، سپس مدیریت تغییرات اقلیمی در بخش جنگلها را در دو بعد کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری با تغییر اقلیم مورد واکاوی قرار داده و در پایان پیشنهادهایی در دو محور اصلی سازگاری با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای را برای اقدامات مدیریت تغییرات اقلیمی در بخش جنگلها ذیل بند «ت» قانون برنامه هفتم پیشرفت ارائه کرده است.
گزارش «بررسی الزامات و اقدامات سازگاری با تغییر اقلیم و نقش قوه مقننه در آن: 1. اصول تنظیم قوانین و برنامههای بالادستی در سازگاری با تغییر اقلیم»، به شماره مسلسل ۱۶۴۳۳ بیان میدارد که نظر به موقعیت جغرافیایی کشور ایران که بیشترین تبعات منفی از این پدیده را متحمل میشود (عمدتاً عرضهای میانی جهان)، وضع یک قانون عمومی برای سازگاری با پدیده تغییر اقلیم در کشور بهطور جدی ضروری بهنظر میرسد [9]. در ادامه همین گزارش، گزارش دیگری با عنوان «بررسی الزامات و اقدامات سازگاری با تغییر اقلیم و نقش قوه مقننه در آن: 2. ارزیابی برنامه توسعه پنجساله ششم از منظر اصول و معیارهای سازگاری با تغییر اقلیم» به شماره مسلسل ۱۶۴۳۴ در سال 1398 انجام شده است که نتایج حاصل از این پژوهش، نشان میدهد که برنامه ششم ظرفیت کافی برای ارتقای سازگاری کشور را با این پدیده و حتی بحرانهای فعلی محیط زیستی را ندارد و لازم است تا در برنامه هفتم توسعه این اصول مورد توجه جدی قرار گیرد [10].
گزارش «تغییرات اقلیمی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» به شماره مسلسل 16723 نیز در سال 1398 منتشر شده، که نتایج آن نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران با توجه به ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی، واقع شدن در محور خشک کره زمین و سازگاری کم با تغییرات اقلیمی، یکی از کشورهایی است که در مقابل این پدیده، بهشدت آسیبپذیر است. این پدیده با برهمزدن نظم نسبی حاکم بر فضاهای مختلف جغرافیایی کشور، به تضعیف یا حتی تغییر کارویژههای اقتصادی منجر خواهد شد و با تغییر در الگوهای بارش، اقتصاد کشاورزی را تضعیف خواهد کرد. امنیت زیستمحیطی کشور نیز در اثر تغییرات اقلیمی با تهدید جدی مواجه میشود؛ زیرا باعث ایجاد مخاطراتی همچون خشکسالی، بیابانزایی، جنگلزدایی، سیلابهای شدید و گسترده، آتشسوزی جنگلها، فرونشست زمین، خشک شدن تالابها، فرسایش، شور شدن آبهای شیرین، افزایش گردوغبار و تشدید بحران آبی خواهد شد. بنابراین تغییرات اقلیمی به ایجاد و تشدید تهدیدات امنیت ملی در حوزههای مختلف برای جمهوری اسلامی ایران منجر میشود. در این گزارش با توجه به چالشهای احصا شده، برای هرکدام از ابعاد مختلف امنیت ملی راهکارهایی ارائه شده است که ازجمله آنها میتوان به تقویت توانایی سازگاری با تغییرات اقلیمی با الزام به برخورداری تمامی برنامهها و سیاستهای حوزههای مختلف کشور از پیوست تغییرات اقلیمی، تقویت بُعد نظارتی بر اجرای کامل سیاستهای کلی و قوانین مربوطه درخصوص سازگاری با اقلیم بهویژه سیاستهای کلی محیط زیست و بند «9» سیاستهای کلی برای پیشگیری و کاهش خطرات ناشی از سوانح طبیعی و حوادث غیرمترقبه، افزایش همکاریهای بینالمللی برای مقابله با این پدیده، تقویت دیپلماسی زیستمحیطی و تلاش برای شکلگیری اجماع منطقهای جهت مقابله با تغییرات اقلیمی و چالشهای ناشی از آن، تغییر دیدگاههای توسعه، بازتعریف اقتصادی و متنوعسازی اقتصادی، و تهیه نقشههای راه و استراتژیهای مرتبط با تغییرات اقلیمی در حوزههای دفاعی و امنیتی، اشاره کرد [11].
گزارش انجام شده با عنوان «ضرورت اقدام ملی برای ارتقای سازگاری با تغییرات اقلیمی» به شماره مسلسل ۱۹۳۲۰ در سال 1402 بیان میدارد که با توجه به پیامدهای گسترده تغییرات اقلیمی بر بخشهای مختلف کشور نظیر انرژی، امنیت غذایی و مهاجرت طی سالیان اخیر و آتی اقدام ملی در این حوزه ضروری است. بررسی تجربیات جهانی نشان میدهد که سازگاری با تغییرات اقلیمی در حال تبدیل شدن به بخش معمول و ضروری در همه سطوح برنامهریزی است. این درحالی است که براساس گزارش برنامه محیط زیست ملل متحد در سال ۲۰۲۲ ایران ازجمله معدود کشورهایی است که در سطوح راهبردی، سیاستی و برنامهریزی اقدام چندانی برای سازگاری اقلیمی انجام نداده است. بررسی محتوای اسناد آمایش سرزمین، قوانین پنجساله توسعه و متن لایحه برنامه هفتم توسعه نیز نشان از عدم توجه به کلانروند تغییر اقلیم دارد. در این راستا ضروری است برنامهریزان و تصمیمگیران توسعه منطقهای و آمایش سرزمین قبل از تدوین هر برنامهای به آیندهنگریهای اقلیمی مناطق مختلف کشور توجه کنند. علاوهبراین براساس تجربیات بینالمللی اولین قدم در جهت سازگاری با تغییرات اقلیمی ایجاد دستور کار ملی است که در این راستا در گزارش بند قانونی تدوین و اجرای برنامه ملی سازگاری اقلیمی طی برنامه هفتم توسعه پیشنهاد شده است [12].
افزونبراینها، در گزارش منتشر شده با عنوان «بررسی فرصتها و مشوقهای عضویت در بریکس در حوزه مدیریت تغییرات اقلیمی» به شماره مسلسل ۱۹۴۰۰ در سال 1402 نشان داده شد که موفقیت سیاستهای کاهش انتشار در جهان، بدون مشارکت اقتصادهای نوظهور عضو بریکس امکانپذیر نیست. ازآنجاکه تغییرات اقلیمی تهدیدی بزرگ برای اقتصاد و تجارت جهانی محسوب شده و براساس مطالعات انجام گرفته میتواند تا سال ۲۰۵۰ منجر به از دست دادن ۲۳ هزار میلیارد دلار در تولید اقتصاد جهانی شود، پنج کشور عضو گروه بریکس همراه با اغلب کشورهای جهان در سند مشارکت ملی خود اهدافی را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای تعیین کردهاند. علاوهبراین، بررسی مفاد نشستهای گروه بریکس بهویژه بیانیه ۲۰۲۳ در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی نیز نشان میدهد که موضوع تغییر اقلیم، طی سالیان متمادی بهعنوان یکی از موضوعات محوری همواره مورد توجه بوده است. در گزارش مذکور، ضمن بررسی فرصتهای همکاری با این کشورها برای مقابله با تغییرات اقلیمی، پیشنهادهایی نظیر انتقال فناوریهای سازگار با محیط زیست، تأمین مالی پروژههای اقلیمی با استفاده از سازوکارهای مالی گروه بریکس، بهرهگیری از بانک اطلاعاتی و تجربیات جهانی در حوزه کاهش آثار و مقابله با تغییرات اقلیمی، ارتقای دیپلماسی فعال محیط زیستی بهمنظور خنثیسازی تبعیضهای خودسرانه و رویکردهای جانبدارانه در حوزه مقابله با تغییرات اقلیمی و پرورش نیروهای متخصص و بومیسازی دانش روز مرتبط با موضوعات تغییرات اقلیمی با استفاده از ظرفیت تبادل اساتید و دانشجویان در بین کشورهای عضو گروه بریکس ارائه شده است [13].
گزارش دیگری با عنوان «بررسی فرصتهای اجرای برنامه مدیریت کربن در کشور» به شماره مسلسل ۱۹۵۵۳ در سال 1402 نشان داد که برای حرکت بهسمت توسعه کمکربن در کشور فرصتهای متعددی نظیر اجرای طرحهای بهینهسازی انرژی در بخش تولید، انتقال و مصرف، تنوعبخشی سبد انرژی با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه اقتصاد چرخشی وجود دارد که پتانسیل مناسبی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای دارند. این گزارش با توجه بهضرورت حرکت بهسمت اقتصاد کمکربن در کشور پیشنهادهایی نظیر ایجاد بازار تبادل انتشار گازهای گلخانهای، بهروزرسانی گزارش اقدامات دستگاهها در راستای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و ارتقای تعاملات با کشورهای همسو را ارائه کرده است [14].
در گزارش «ملاحظات و الزامات اجرای طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت» به شماره مسلسل 19657 در سال 1402 نیز بیان شده که یکی از دلایل حرکت کشورها بهسمت طرحهای کلان ترسیب کربن با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای بوده است. علاوهبراین، در گزارش تأکید شده که یکی از موضوعاتی که در انتخاب گونه مناسب طرح در مکانهای مختلف باید لحاظ شود روند تغییرات اقلیمی است. لذا طبیعی است در این شرایط برخی از درختان بهراحتی شرایط جدید ناشی از تغییرات اقلیمی را تحمل کنند و در مقابل برخی دیگر قادر به ادامه حیات نباشند. در این وضعیت ضروری است قبل از کاشت درخت این ارزیابی صورت بگیرد که آیا درختی که امروز برای کاشت برنامهریزی شده است تابآوری لازم در برابر تغییرات اقلیمی در دهههای آتی را دارد یا خیر [15].
در گزارش «چالشها و راهکارهای مدیریتی حفاظت از جنگلهای حرا در کشور» به شماره مسلسل 19686 در سال 1403 نشان داده شده است که تغییرات اقلیمی بهطور عمده از طریق افزایش دما، افزایش میزان دیاکسید کربن اتمسفر، افزایش سطح آب اقیانوسها، تغییر الگوی چرخههای اقیانوسی، تغییرات روند بارندگیها و وقوع طوفانها بر سلامت بومسازگان حرا تأثیر میگذارند. افزایش سطح آب دریا یکی از قطعیترین عواقب گرمایش جهانی بوده که در حال حاضر اتفاق افتاده است و بزرگترین تهدید برای حراها بهشمار میرود. نرخ رسوبگذاری در جنگلهای حرا میتواند چگونگی مقابله آنها در برابر تغییرات سطح آب دریا را تعیین کند. اگر نرخ رسوبگذاری در حراها با نرخ افزایش سطح آب دریا برابر باشد، جنگل حرا به حیات خود ادامه میدهد و در طول این دوره پایدار خواهد بود. ولی اگر نرخ رسوبگذاری در حراها کمتر از نرخ افزایش سطح آب دریا باشد، قسمتی از جنگل که بهسمت دریاست غرقاب شده و از بین خواهد رفت [16].
گزارش «درسآموختههای کشورهای گروه بریکس و اوپک در حوزه مدیریت تغییرات اقلیمی» به شماره مسلسل 19981 در سال 1403 با توجه به بند «ت» ماده (۲۲) قانون برنامه هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران درخصوص تدوین برنامه مدیریت تغییرات اقلیمی بهبیان تعهدات کشورهای گروه بریکس و اوپک و برنامهها و اقدامات ملی آنها در راستای رسیدن به این تعهدات پرداخته است. علاوهبراین، با توجه به اینکه کاپ 28 در راستای اجرایی کردن تعهدات کشورها در کنوانسیونهای بینالمللی گام مهمی برداشته است، در این گزارش به دستاوردهای کلیدی این نشست (کاپ 28) نظیر توافق 130 کشور ازجمله برزیل برای سه برابر کردن ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر جهان و دو برابر شدن کارایی انرژی تا سال 2030 و موافقتنامه جهانی (اجماع امارات) با موافقت 197 کشور با تمرکز بر دعوت از کشورها به گذار عادلانه، منظم و منصفانه از سوختهای فسیلی تا سال 2050 نیز پرداخته شده است [17].
|
ردیف |
عنوان گزارش |
سال انتشار |
شماره مسلسل |
توضیحات |
|
1 |
بررسی الزامات و اقدامات سازگاری با تغییر اقلیم و نقش قوه مقننه در آن: 1. اصول تنظیم قوانین و برنامههای بالادستی در سازگاری با تغییر اقلیم |
1398 |
16433 |
تأکید بر وضع یک قانون عمومی برای سازگاری با پدیده تغییر اقلیم در کشور |
|
2 |
بررسی الزامات و اقدامات سازگاری با تغییر اقلیم و نقش قوه مقننه در آن: 2. ارزیابی برنامه توسعه پنجساله ششم از منظر اصول و معیارهای سازگاری با تغییر اقلیم |
1398 |
16434 |
برنامه ششم ظرفیت کافی برای ارتقای سازگاری با تغییر اقلیم را نداشته و لازم است تا در برنامه هفتم توسعه این اصول مورد توجه قرار گیرد. |
|
3 |
تغییرات اقلیمی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران |
1398 |
16723 |
- تقویت توانایی سازگاری با تغییرات اقلیمی با الزام به برخورداری تمامی برنامهها و سیاستهای حوزههای مختلف کشور از پیوست تغییرات اقلیمی - تقویت دیپلماسی زیستمحیطی و تلاش برای شکلگیری اجماع منطقهای جهت مقابله با تغییرات اقلیمی و چالشهای ناشی از آن - تغییر دیدگاههای توسعه، بازتعریف اقتصادی و متنوعسازی اقتصادی - تهیه نقشههای راه و استراتژیهای مرتبط با تغییرات اقلیمی در حوزههای دفاعی و امنیتی |
|
4 |
ضرورت اقدام ملی برای ارتقای سازگاری با تغییرات اقلیمی |
1402 |
19320 |
- لحاظ کلانروند تغییر اقلیم در اسناد و برنامههای توسعه - تدوین برنامه ملی سازگاری با تغییر اقلیم در برنامه هفتم توسعه |
|
5 |
بررسی فرصتها و مشوقهای عضویت در بریکس در حوزه مدیریت تغییرات اقلیمی |
1402 |
19400 |
- انتقال فناوریهای سازگار با محیط زیست - تأمین مالی پروژههای اقلیمی با استفاده از سازوکارهای مالی گروه بریکس - بهرهگیری از بانک اطلاعاتی و تجربیات جهانی در حوزه کاهش آثار و مقابله با تغییرات اقلیمی - ارتقای دیپلماسی فعال محیط زیستی بهمنظور خنثیسازی تبعیضهای خودسرانه و رویکردهای جانبدارانه |
|
6 |
بررسی فرصتهای اجرای برنامه مدیریت کربن در کشور |
1402 |
19553 |
- فرصتهای متعددی نظیر اجرای طرحهای بهینهسازی انرژی در بخش تولید، انتقال و مصرف، تنوعبخشی سبد انرژی با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و توسعه اقتصاد چرخشی وجود دارد. ایجاد بازار تبادل انتشار گازهای گلخانهای، بهروزرسانی گزارش اقدامات دستگاهها در راستای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و ارتقای تعاملات با کشورهای همسو پیشنهاد شده است. |
|
7 |
ملاحظات و الزامات اجرای طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت |
1402 |
19657 |
- ترسیب کربن یکی اهداف طرحهای کلان کاشت درخت است. - در انتخاب گونه مناسب باید روند تغییرات اقلیمی مدنظر قرار گیرد. |
|
8 |
چالشها و راهکارهای مدیریتی حفاظت از جنگلهای حرا در کشور |
1403 |
19686 |
- تغییرات اقلیمی در کنار عوامل انسانی یکی از دلایل تخریب جنگلهای حراست. - افزایش سطح آب دریا بزرگترین تهدید اقلیمی برای حراها بهشمار میرود. |
|
9 |
درسآموختههای کشورهای گروه بریکس و اوپک در حوزه مدیریت تغییرات اقلیمی |
1403 |
19981 |
دستاوردهای کلیدی کاپ 28 شامل توافق 130 کشور ازجمله برزیل برای سه برابر کردن ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر جهان و دو برابر شدن کارایی انرژی تا سال 2030 و موافقتنامه جهانی (اجماع امارات) با موافقت 197 کشور با تمرکز بر دعوت از کشورها به گذار عادلانه، منظم و منصفانه از سوختهای فسیلی تا سال 2050 |
الف) سیاستهای کلی محیط زیست: این سیاستها در سال ۱۳۹۴، بهعنوان یک خطمشی فراگیر و حاکم بر نظام برنامهریزی محیط زیست کشور بهویژه در تنظیم برنامههای توسعه پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، توسط رهبر معظم انقلاب در ۱۵ بند به قوای سهگانه ابلاغ شد، که در دو بند به اقتصاد سبز و صنعت کمکربن اشاره شده است:
بند «۸» - گسترش اقتصاد سبز با تأکید بر:
8-1. صنعتِ کمکربن، استفاده از انرژیهای پاک، محصولات کشاورزی سالم و ارگانیک و مدیریت پسماندها و پسابها با بهرهگیری از ظرفیتها و توانمندیهای اقتصادی، اجتماعی، طبیعی و زیستمحیطی.
بند «۱۵» - تقویت دیپلماسی محیط زیست با:
15-3. بهرهگیری مؤثر از فرصتها و مشوقهای بینالمللی در حرکت بهسوی اقتصاد کمکربن و تسهیل انتقال و توسعه فناوریها و نوآوریهای مرتبط.
ب) قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون تغییرات آبوهوا: کنوانسیون تغییرات آبوهوا، توافقنامه چندجانبه بینالمللی در مورد تغییر آبوهواست که در اجلاس سران زمین در سال 1992 در ریودوژانیرو برزیل به تصویب رسید. این کنوانسیون که در تاریخ 1375/3/6 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده، از تاریخ 1375/7/24 برای جمهوری اسلامی ایران لازمالاجرا شده است.
ج) قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل کیوتو در مورد کنوانسیون تغییرات آبوهوا: پروتکل کیوتو، سند الحاقی به کنوانسیون ملل متحد در مورد تغییرات آبوهواست که در سومین کنفرانس متعهدین در 11 نوامبر سال 1997 در شهر کیوتوی ژاپن تصویب شد. این پروتکل در تاریخ 1384/3/10 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و از تاریخ 1384/8/30 برای جمهوری اسلامی ایران لازمالاجرا شده است.
د) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب 1389/04/23: در بند «الف» ماده (14) این قانون بر ارتقای ظرفیت ترسیب کربن تأکید شده است. در ماده (15) نیز بر جایگزینی انرژیهای تجدیدپذیر بهجای سوختهای هیزمی تأکید شده است. آنچه از متن و مفاد مواد (14 و 15) قانون یاد شده برمیآید بهنظر میرسد قانونگذار تنها در نظر داشته در راستای تعهد به کنوانسیونها و نگرانیهای محیط زیستی به دنیا نشان دهد که به موضوع تغییر اقلیم پرداخته است؛ ولی بهدلیل ضعف در ادبیات مربوطه نتوانسته راهکار قانونی مناسبی ارائه دهد.
ه) آییننامه اجرایی کنوانسیون تغییر آبوهوا و پروتکلهای الحاقی مصوب 1391/09/19 با اصلاحات و الحاقات بعدی: طبق بند «ط» ماده (2) باید تهیه و اجرای برنامه ملی سازگاری بخشهای آسیبپذیر نظیر کشاورزی و منابع طبیعی در قبال تغییرات اقلیمی انجام شود. علاوهبراین، طبق بند «د» ماده (5) وزارت جهاد کشاورزی در بخشهای مختلف ازجمله جنگلها و مراتع موظف به تهیه گزارش انتشار گازهای گلخانهای هستند.
و) بند «ت» ماده (۲۲) قانون برنامه هفتم پیشرفت مصوب 1403/04/18: بهاستناد بند «۸» سیاستهای کلی محیط زیست و بهمنظور توسعه اقتصاد سبز و صنعت کمکربن و تقویت سازگاری و کاهش آسیبهای ناشی از تغییر اقلیم، سازمان حفاظت محیط زیست مکلف است با همکاری وزارتخانههای نفت، نیرو، صنعت، معدن و تجارت، راه و شهرسازی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسبت به تدوین برنامه مدیریت تغییرات اقلیمی کشور طی سال اول برنامه اقدام و ترتیبات قانونی مورد نیاز را اعمال کند.
ز) برنامه راهبرد ملی تغییر اقلیم کشور (1396): این برنامه در سال 1396 توسط کارگروه ملی تغییر آبوهوای سازمان حفاظت محیط زیست و با همکاری دستگاههای مختلف و در پنج بخش اصلی کاهش انتشار گازهای گلخانهای، سازگاری با تغییر اقلیم در بخش آب، سازگاری با تغییر اقلیم در بخش کشاورزی و امنیت غذایی، سازگاری با تغییر اقلیم در بخش منابع طبیعی و تنوع زیستی و سازگاری با تغییر اقلیم در بخش بهداشت تنظیم شده است. در بخش کاهش انتشار، ذیل سیاست مدیریت کربن در بخش کشاورزی، جنگل و کاربری زمین، برنامههای اجرایی نظیر«کاهش تعداد دام از چراگاهها و ایجاد تعادل بین دام و مرتع»، «ایجاد تعادل بین کاشت و برداشت از جنگلها و جنگلکاری و احیای جنگل» و« توزیع سوخت بهجای چوب سوخت در بین جنگلنشینان» برای برنامه ششم توسعه پیشنهاد شده است. در بخش منابع طبیعی و تنوع زیستی نیز ذیل سیاست تکمیل سامانه پایش محیط زیست کشور «تدوین برنامه پایش ملی و تکمیل شبکه مربوطه جهت کنترل تغییرات جنگل، مرتع و منابع طبیعی کشور متأثر از تغییر اقلیم» برای برنامه ششم توسعه پیشنهاد شده است.
|
ردیف |
نام سند (قانون... / تصویبنامه.. /..) |
مرجع تصویب |
تاریخ تصویب |
شماره ماده/ صفحه |
نکات برجسته |
|
1 |
سیاستهای کلی محیط زیست |
رهبر معظم انقلاب |
1394/08/139426 |
بندهای «۸» و «15» |
گسترش اقتصاد سبز تقویت دیپلماسی محیط زیست |
|
2 |
الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون تغییرات آبوهوا |
مجلس شورای اسلامی |
1375/03/06 |
- |
کنوانسیون تغییرات آبوهوا، اولین توافقنامه چندجانبه بینالمللی در مورد تغییرات اقلیمی است. |
|
3 |
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل کیوتو در مورد کنوانسیون تغییرات آبوهوا |
مجلس شورای اسلامی |
1384/03/10 |
ماده (2) |
ارتقای فعالیتهای پایدار مدیریت جنگلها، جنگلکاری و ایجاد جنگلهای جدید |
|
ماده (3) |
کاهش انتشار گازهای گلخانهای از طریق مدیریت کاربری زمین و مدیریت جنگلها (جنگلکاری، ایجاد مجدد جنگل و جلوگیری از تخریب جنگل) |
||||
|
بند «ب» ماده (10) |
توجه به جنگلداری در برنامههای ملی تغییر اقلیم |
||||
|
4 |
قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی |
مجلس شورای اسلامی |
1389/04/23 |
بند «الف» ماده (14) |
ترسیب کربن |
|
ماده (15) |
جایگزینی انرژیهای تجدیدپذیر بهجای سوختهای هیزمی |
||||
|
5 |
آییننامه اجرایی کنوانسیون تغییر آبوهوا و پروتکلهای الحاقی (اصلاحات و الحاقات بعدی) |
هیئتوزیران |
1391/09/19 |
بند «ط» ماده (2) |
تهیه و اجرای برنامه ملی سازگاری بخشهای آسیبپذیر نظیر کشاورزی و منابع طبیعی در قبال تغییرات اقلیمی |
|
بند «د» ماده (5) |
تهیه گزارش انتشار گازهای گلخانهای در بخشهای مختلف ازجمله جنگلها و مراتع |
||||
|
6 |
قانون برنامه هفتم پیشرفت |
مجلس شورای اسلامی |
1403/04/18 |
بند «ت» ماده (۲۲) |
تدوین برنامه مدیریت تغییرات اقلیمی |
|
7 |
برنامه راهبرد ملی تغییر اقلیم کشور |
سازمان حفاظت محیط زیست |
1394 |
- |
-کاهش تعداد دام از چراگاهها و ایجاد تعادل بین دام و مرتع -ایجاد تعادل بین کاشت و برداشت از جنگلها و جنگلکاری و احیای جنگل -توزیع سوخت بهجای چوب سوخت در بین جنگلنشینان -تدوین برنامه پایش ملی و تکمیل شبکه مربوطه جهت کنترل تغییرات جنگل، مرتع و منابع طبیعی کشور متأثر از تغییر اقلیم |
گزارش پنجم هیئت بیندولتی تغییر اقلیم که بر اکوسیستمهای آبی متمرکز بوده است با قطعیت بالا بیان میدارد بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری درنتیجه تغییرات اقلیم مهاجرت کردهاند، فراوانی خود را تغییر دادهاند و یا فعالیتهای فصلی خود را تغییر دادهاند. در این گزارش بر مرگومیر گسترده درختان نیز در بسیاری از مناطق جنگلی جهان تأکید شده است [18]. بااینحال باربوسا و همکاران، در سال 2019 نشان دادهاند که تغییرات اقلیمی با الگوهای منطقهای و زمانی متفاوت، اثرات مثبت و منفی بر جنگلها خواهد داشت. بهعنوان اثرات مثبت میتوان به افزایش بهرهوری در جنگلهای با عرض جغرافیایی بالا مانند جنگلهای سیبری اشاره کرد و در مقابل، اثرات منفی در مناطق دیگر مانند افزایش مرگومیر درختان بهدلیل آتشسوزی مشاهده شده است [19]. در سالیان اخیر مرگومیر درختان در بسیاری از نقاط جهان همچنان رو به افزایش بوده است. میزان بالای مرگومیر درختان بهطور مداوم با شرایط گرمتر و خشکتر از حد متوسط جنگلها در سرتاسر زیستبومهای معتدل و شمالی مرتبط بودند. پایش طولانیمدت جنگل. از تأثیرات شدید تغییرات اقلیمی میتوان به خشکسالی اروپا در سال 2018 اشاره کرد که منجر به قهوهای شدن چشمگیر پوشش گیاهی و مرگومیر گسترده درختان شد [20]. گزارش ششم هیئت بیندولتی تغییر اقلیم در بخش آسیا بیان میدارد که تغییر اقلیم همراه با تغییر کاربری و تغییر پوشش زمین بر محتوای کربن آلی خاک، تنفس میکروبی و چرخه کربن خاک در جنگلهای هیرکانی ایران تأثیرگذار بوده است. در اکوسیستمهای جنگلی صنوبر فلات تبت، افزایش دما در زمستان بر باکتریهای اکسیدکننده آمونیاک تأثیر میگذارد و از این طریق چرخه نیتروژن را تغییر میدهد. ذخیره کربن در جنگلهای صنوبر شمال شرقی فلات تبت بهدلیل جنگلزدایی و گرم شدن آبوهوا و قطع درختان در دهههای اخیر حدود 25 درصد کاهش یافته است. در استپ جنگلی مغولستان، دهههای اخیر جنگلزدایی ناشی از خشکسالی و استفاده از زمین، تراکم ذخایر کربن اکوسیستم را تا حدود 40 درصد کاهش داده است. در مغولستان داخلی، کاهش بارش و گرم شدن برای بیشتر مناطق میتواند منجر به تغییر pH شود که منجر به جدا شدن کربن، نیتروژن و فسفر خاک کمک میشود که میتواند رشد و تولید گیاه را در اکوسیستمهای خشک کاهش دهد [21].
طی سالیان اخیر مطالعات بهطور فزایندهای بر درک پیوندهای بین آشفتگی و تغییر اقلیم متمرکز شده است. اثرات تغییر اقلیم بر عوامل مزاحمی نظیر آتشسوزی، حشرات، پاتوژنها و خشکسالی به یک زمینه مطالعاتی تبدیل شده است. بااینحال، در وضعیت فعلی دانش تحلیلی اندکی درخصوص اندرکنش بین عوامل آشفتگی وجود دارد و متعاقباً هیچ تحلیل جهانی وجود ندارد که بتواند به یک بینش یکپارچه درخصوص تغییر قواعد اختلال با توجه به عوامل مختلف در مناطق مختلف دست یابد. بهرغم محدودیتهای فعلی سیدل و همکاران 2017 با بهرهگیری از مطالعات سه دهه اخیر سعی کرده است تأثیرات تغییر اقلیم بر قواعد آشفتگی را در سه دسته اثرات مستقیم، غیرمستقیم و متقابل و در قالب یک چارچوب تجزیهوتحلیل منسجم بر روی مجموعه متنوعی از عوامل مزاحم اصلی جنگل، ازجمله چهار عامل غیرزنده (آتش، خشکسالی، باد، و همچنین برف و یخ) و دو عامل زنده (حشرات و عوامل بیماریزا) مورد تحلیل قرار دهد. این مطالعه نشان داده است که تغییرات اقلیم بهطور قابلتوجهی فعالیت آشفتگی جنگل را در مقیاس جهانی افزایش میدهد و درمجموع اثرات تقویتکننده تغییرات اقلیمی بر آشفتگیها بر اثرات کاهنده غالب است. این مطالعه برای این کار کوشیده است شواهدی را برای اثرات اقلیمی از همه زیستها و قارهها گردآوری کرده و آنها را در چارچوب مدلسازی کیفی تحلیل نماید. این مطالعه این فرضیه را مورد صحتسنجی قرار داده که تغییرات آبوهوا بهطور قابلتوجهی فعالیت آشفتگی جنگل را در مقیاس جهانی افزایش میدهد و درمجموع اثرات تقویتکننده تغییرات اقلیمی بر آشفتگیها بر اثرات کاهنده غالب است.
اثرات مستقیم، اثرات بدون واسطه متغیرهای اقلیمی بر فرایندهای آشفتگی است که شامل تغییرات در فراوانی یا شدت رویدادهای باد و دورههای خشکسالی، تغییرات در فعالیت رعدوبرق یا تغییر در نرخ متابولیک آفات و عوامل بیماریزا میشود. اثرات غیرمستقیم بهعنوان تغییرات در قواعد آشفتگی از طریق اثرات اقلیمی بر روی پوشش گیاهی و سایر فرایندهای اکوسیستم که مستقیماً با آشفتگیها مرتبط نیستند تعریف شده است. فرایندهای مهمی که در اینجا در نظر گرفته میشود تغییرات اقلیمی با واسطه در جمعیت درخت و ترکیب جامعه است و شامل تغییر حساسیت به آشفتگی از طریق تغییر در ترکیب گونههای درختی، اندازه و تراکم و همچنین تغییر در سطح آسیبپذیری درخت (بهعنوان مثال، کاهش مقاومت درختان در برابر باد بهدلیل یخبندان خاک) است. اثرات متقابل بهعنوان روابط مرتبط یا ترکیبی بین عوامل مزاحم، مانند افزایش خطر شیوع سوسک پوستخوار ناشی از اختلال باد یا خشکسالی تعریف میشود.
بیش از نیمی از مشاهدات گزارش شده در مطالعات پیشین مربوط به اثرات مستقیم اقلیمی (57.1٪) است که اصلیترین مسیر تأثیر اقلیمی برای همه عوامل مزاحم بهجز حشرات بود (شکل 1). اثرات مستقیم بهویژه برای عوامل غیرزیست بارز هستند؛ چراکه آشفتگیهای غیرزیستی اغلب پیامد مستقیم شرایط حدی اقلیمی هستند و بنابراین به تغییرات در وقوع، شدت و مدت آنها بسیار حساس هستند (جدول 1). علاوهبراین، 25.0٪ از مشاهدات تجزیهوتحلیل شده، اثرات غیرمستقیم تغییر اقلیم بر آشفتگیها را گزارش کردند. تغییرات در ساختار و ترکیب جنگل بهواسطه اقلیم بهطور ویژه به آشفتگیهای بادی مرتبط بود. همچنین اندرکنش بین عوامل آشفتگی بهخوبی در مطالعات پیشین مستند شده است (17.9٪ از مشاهدات کلی). البته برای حشرات اثرات متقابل گزارش شده بیش از 40% بوده است. درمجموع اندرکنش بالایی بین عوامل غیرزنده (تأثیرگذار) و عوامل زیستی (تأثیرپذیر) برقرار است. علاوهبراین، اکثریت زیادی از اثرات متقابل ثبت شده مثبت یا عمدتاً مثبت (71.0٪) بودند که نشاندهنده تقویت آشفتگی در اثر تعامل بین عوامل است. بهطور ویژه، اختلالات ناشی از خشکسالی و باد، فعالیت سایر عوامل مزاحم، مانند حشرات و آتش را بهشدت تسهیل میکند [7].
شکل 2. اثرات مستقیم، غیرمستقیم و متقابل تغییر اقلیم و عوامل مزاحم جنگل در مطالعات پیشین [7]
محرکهای اقلیمی آشفتگی جنگل بهشدت به عوامل و نوع منطقه وابسته است؛ بااینحال، متغیرهای دمایی برجستهترین محرکهای اقلیمی گزارش شده در مطالعات بودند (42.0٪). پس از آن در دسترس بودن آب دومین محرک اقلیمی مؤثر بر قواعد آشفتگی (37.9٪) است. اهمیت متغیرهای دمایی در عرضهای جغرافیایی شمالی افزایش مییابد؛ درحالیکه اهمیت دسترسی به آب در عرضهای شمالی جغرافیایی کاهش یافته و در مناطق استوایی بالاترین میزان بود. علاوهبر دما و در دسترس بودن آب، طیف وسیعی از سایر متغیرهای اقلیمی نظیر سرعت باد، میزان رطوبت جو، یخچالهای طبیعی و غلظت 2CO جوی با تغییرات آشفتگی مرتبط بودند [7].
تحلیل فائو نشان میدهد که طی سالیان اخیر فراوانی و شدت آتشسوزیهای جنگلی در مناطقی که متأثر نمیشدند بهویژه بهدلیل تغییرات اقلیمی و تغییر کاربری زمین در حال افزایش است. بهعنوان مثال، آتشسوزی جنگلهای مخروطی ان شمالی قبلاً مسئول حدود 10 درصد انتشار دیاکسید کربن جهانی ناشی از آتشسوزیهای جنگلی بوده است؛ اما در سال 2021، این آتشسوزیها تقریباً در یکچهارم کل انتشار آتشسوزیهای جنگلی سهم داشته است. در سال 2023 افزایش بیسابقه آتشسوزی جنگلها در نیمکره شمالی اتفاق افتاد؛ بهگونهای که در کانادا، 6868 فقره آتشسوزی رخ داده که 14.6 میلیون هکتار را سوزانده که بیش از پنج برابر میانگین 20 سال گذشته در این کشور است. مشاهدات ماهوارهای نشان میدهد که در سال 2023، آتشسوزیها 6687 مگاتن دیاکسید کربن را در سطح جهان منتشر کردند که بیش از دو برابر میزان انتشار دیاکسید کربن تخمین اتحادیه اروپا بهدلیل سوزاندن سوختهای فسیلی در آن سال (2.6 میلیارد تن) بوده است [7]. رخدادهای مختلف متأثر از تغییرات اقلیمی نظیر دورههای بارانی یا مرطوب طولانیتر، دماهای بالاتر، تغییر در رعدوبرقها و بادهای شدیدتر میتواند موجب افزایش ماده سوختنی موجود در محیط جنگل، تسریع گسترش آتش و تغییر در الگوهای سوختن شود. درمجموع آتشسوزی جنگلها گرچه بهدلیل تغییرات اقلیمی رخ میدهند؛ اما با افزایش انتشار کربن روند تغییرات اقلیمی را تشدید میکنند و یک حلقه بازخورد تشدیدشونده را ایجاد خواهد کرد [22].
شکل 3. ارتباط بین تغییر اقلیم و خطر فزاینده آتشسوزی جنگلها [22]
شکل 4. حلقه بازخورد تشدیدشونده بین تغییرات اقلیمی و آتشسوزی جنگلها [21]
تغییرات اقلیمی، جنگلها را در برابر گونههای مهاجم آسیبپذیرتر میکند و باعث تغییراتی در توزیع جغرافیایی و فنولوژی فصلی آنها و پویایی جمعیتشان میشود. آفات و عوامل بیماریزا میتوانند رشد و بقای درختان، کیفیت چوب و ارائه خدمات اکوسیستمی مانند ترسیب کربن را کاهش دهند. جنگلهای سراسر جهان در برابر تهاجم وسیعی از گونهها آسیبپذیر هستند. تغییرات اقلیمی و شیوههای مدیریت ضعیف جنگلها نیز منجر به افزایش شیوع آفات حشرات بومی شده است. تهدید آفات برای جنگلها قابلتوجه است؛ بهعنوان مثال، نماتد چوب کاج خسارت قابلتوجهی به جنگلهای کاج بومی در چین، ژاپن و جمهوری کره وارد کرده است، بهطوریکه سازمان جنگلهای کره گزارش داده که بین سالهای 1988 تا 2022، 12 میلیون درخت کاج بهدلیل این بیماری از بین رفته است. در ایالات متحده آمریکا، پیشبینی میشود که 25 میلیون هکتار از اراضی جنگلی تا سال 2027 بهدلیل حشرات و بیماریها تلف شوند. نظارت بر تخریب جنگلها، ازجمله شیوع آفات و بیماریهای حشرات، در سطح جهانی در مراحل اولیه است و علاوهبرآن تعیین کمّیت هزینه اقتصادی خسارت، که شامل تلفات چوب، هزینه جایگزینی درخت، و تأثیرات بر خدمات اکوسیستم و پیامدهای اجتماعی- اقتصادی برای جوامع محلی بوده، دشوار است.
البته تغییر اقلیم صرفاً پیامدهای منفی برای جنگلها بههمراه ندارد؛ بلکه متضمن فرصتهایی نیز است. مطالعات اخیر نشان میدهد که انتظار میرود تغییرات اقلیمی در عرضهای شمالی یا جنگلهای کوهستانی از طریق افزایش دوره رشد بر حاصلخیزی جنگلها تأثیر مثبت گذاشته و کربن بیشتری را ترسیب کند [23]. ازسوی دیگر، اگر در مناطقی که عرض جغرافیایی متوسط یا بالا دارند، درجه حرارت در هر دهه یک درجه سانتیگراد بالا رود، منطقه رشد گیاهان به حدود 144 تا 154 کیلومتر بالاتر بهسمت شمال آن نواحی منتقل خواهد شد [24]. همچنین گستره جغرافیایی مناطق جنگلی بهدلیل تغییر اقلیم تغییر خواهد کرد. بهطورکلی انتظار میرود در نیمکره شمالی جنگلها از نظر ارتفاعی بهسمت دامنههای بالاتر و در عرض جغرافیایی بهسمت شمال حرکت کنند و مجموعههای جدیدی از گونهها در فضا و زمان را تشکیل دهند [25].
درخصوص کشور ایران، مطالعه اسکندری و همکاران در سال 1403 نقش تغییرات پارامترهای اقلیمی در وقوع آتشسوزیهای جنگلها و مراتع استان کهگیلویه و بویراحمد را مورد بررسی قرار داده است. برای این منظور هم رابطه زمانی و هم رابطه مکانی بین متغیرهای اقلیمی و آتشسوزی بررسی شد. دادههای متغیرهای اقلیمی (1400-1385) از سازمان هواشناسی ایران و دادههای آتشسوزی (تعداد، وسعت و موقعیت مکانی) در دوره 1400-1385 از اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کهگیلویه و بویراحمد بهدست آمدند. رابطه بین متغیرهای اقلیمی و آتشسوزی طی زمان مورد مطالعه، براساس ضریب همبستگی پیرسون و تحلیلهای رگرسیون حاصل شد. نتایج رابطه زمانی نشان داد که تعداد آتشسوزی رابطه معنیداری با میانگین سرعت باد فصلی داشت. نتایج رابطه مکانی نیز نشان داد که میانگین درجهحرارت فصلی مهمترین متغیر در وقوع آتشسوزی بود [26]. اسکندری و همکاران سال 1402 نیز مطالعه مشابهی را در جنگلها و مراتع استان گیلان بهمنظور بررسی رابطه زمانی و مکانی تغییر پارامترهای اقلیمی و آتشسوزی انجام دادند. این مطالعه نشان داد که طی دوره 26ساله، بین تعداد آتشسوزی و میانگین بارندگی فصلی بهصورت منفی و بین تعداد آتشسوزی و میانگین سرعت باد فصلی و میانگین حداکثر سرعت باد فصلی بهصورت مثبت، رابطه معنیداری در سطح اطمینان 95 درصد وجود داشت. بهعلاوه، بین وسعت آتشسوزی و میانگین بارندگی فصلی، رابطه معنیدار منفی در سطح اطمینان 95 درصد مشاهده شد. نتایج رابطه مکانی نیز نشان داد که میانگین حداکثر درجه حرارت فصلی، میانگین بارندگی فصلی و میانگین رطوبت نسبی فصلی بیشترین اهمیت را در وقوع آتشسوزی استان گیلان در گستره مکانی داشتهاند [27].
تالشی و همکاران در سال 2019 پژوهشی را با هدف ارزیابی اثرات تغییر اقلیم بر پراکنش گونههای درختی اصلی در جنگلهای هیرکانی انجام دادند. این مطالعه بهطور واضح نشان داد که بهطورکلی، زیستگاههای اقلیمی مناسب برای اکثر گونهها بهسمت تغییر و کوچک شدن در آینده هستند. تغییر در مرزهای درختان اصلی هم در امتداد شیب شرقی- غربی و هم در امتداد شیب ارتفاعی تحت سناریوهای تغییرات اقلیمی انتظار میرود. درمجموع، تنوع زیستی بتا گونههای درختی در بخشهای مرکزی و شرقی در مقایسه با نواحی غربی تحت سناریوهای تغییرات اقلیمی بیشتر خواهد بود و ارتفاعات میانی جنگلهای هیرکانی غربی احتمالاً کمترین تنوع زیستی بتا را در طول زمان تجربه خواهند کرد. این مطالعه در پایان نتیجهگیری کرد که اثرات تغییر اقلیم بر پراکنش گونههای درختی اصلی در جنگلهای هیرکانی را میتوان بسیار شدید در نظر گرفت و خطر از دست دادن عملکردها و خدمات جنگل را بههمراه دارد. طبعاً مدیران جنگل بهدلیل تغییرات اقلیمی در جنگلهای هیرکانی با چندین عدم قطعیت در تولید چوب، کاشت، احیا و برنامههای حفاظتی مواجه خواهند شد [28]. البته پیامدهای تغییر اقلیم در کشور صرفاً منحصر به جنگلهای هیرکانی نبوده و مطالعات نشان میدهد طی دهههای آتی مساحت زیستگاههای مناسب برای بلوط در منطقه زاگرس ذیل غالب سناریوهای تغییر اقلیم کاهش خواهد یافت [29] [30].
گزارش مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور درخصوص پیامدهای تغییر اقلیم بر اکوسیستمهای جنگلی کشور نیز بیان میکند که در سالهای اخیر، مطالعاتی درخصوص برخی اختلالات ناشی از تغییر اقلیم در جنگلهای کشور مانند آتشسوزی خشکسالی، گردوغبار و سیل انجام شده است. نتایج این طرحهای پژوهشی نشان میدهد که تغییر در عوامل اقلیمی طی 26 سال اخیر، نقش مهمی در وقوع آتشسوزیها در جنگلهای ناحیه رویشی هیرکانی ایران در سه استان گلستان، مازندران و گیلان داشته است که در این میان، تغییرات آشکار درجهحرارت در سالهای اخیر، تأثیر مهمی بر تعدد و وسعت وقوع آتشسوزیها در این منطقه رویشی گذاشته است، بهطوریکه این عامل بهعنوان مهمترین عامل اقلیمی اثرگذار بر تعداد، وسعت و وقوع آتشسوزیها در جنگلها و مراتع گلستان، مازندران و گیلان بوده است. لازم به ذکر است که اثر تغییر اقلیم بر وقوع عوامل مخرب و مخاطرات طبیعی در مناطق رویشی مختلف کشور بسیار متفاوت و غیرقابل پیشبینی است [6].
درخصوص پدیده حریق باید گفت که تغییر اقلیم باعث آتشسوزیهای متعدد هم در شمال کشور و هم در منطقه رویشی زاگرس شده است. اما این پدیده حاصل از تغییرات اقلیمی در ناحیه رویشی زاگرس مشهودتر است. آمار و اطلاعات نشان میدهد که تعدد و وسعت حریق در جنگلهای زاگرس نسبت به جنگلهای هیرکانی در سالهای اخیر بسیار بیشتر بوده است. علت این امر گذشته از وابستگی معیشتی ساکنان زاگرس به این جنگلها، اقلیم خشکتر جنگلها در این ناحیه رویشی است. از طرف دیگر این تأثیر در داخل گستره هر منطقه رویشی نیز متفاوت است. بهعنوان مثال، وقوع آتشسوزیهای اخیر در استانهای زاگرسی جنوبی (مانند کهگیلویه و بویراحمد) نسبت به استانهای زاگرسی شمالی (مانند آذربایجان غربی) حداقل از نظر وسعت حریق بیشتر بوده است که علت آن اقلیم گرمتر و خشکی بیشتر در استانهای زاگرس جنوبی است. همچنین در شمال کشور و در منطقه رویشی هیرکانی، نسبت وقوع آتشسوزی در استان گلستان بسیار بیشتر از استان گیلان است که رابطه قوی آتشسوزی با عوامل اقلیمی را نشان میدهد. بهعلاوه روابط معنیدار بهدست آمده بین تغییرات پارامترهای اقلیمی و تعداد و وسعت آتشسوزی در استان گلستان بسیار بیشتر از استانهای گیلان و مازندران بوده است. بنابراین اگرچه در وقوع آتشسوزی، عوامل انسانی سهم بسزایی دارند، اما وقوع آتشسوزی بیشتر در گلستان بهطور قطع، بهدلیل اقلیم گرمتر و خشکتر استان بوده است. درخصوص خشکسالی ناشی از تغییر اقلیم در دهههای اخیر، قطعاً منطقه جنگلی زاگرس، ناحیه رویشی ایران-تورانی و خلیج- عمانی بیشتر از ناحیه رویشی هیرکانی تحتتأثیر قرار گرفتهاند. خشکسالی باعث بروز پیامدهای متعددی در جنگلهای زاگرس شده که بارزترین آن خشکیدگی آشکار و واضح درختان بلوط و استقامت کم آنها به تنشهای کمآبی در سالهای اخیر بوده است.
درخصوص آفات درختان جنگلی نیز، گفتنی است که اثرات این پدیده مخرب نیز در نواحی مختلف رویشی متفاوت بوده است. بهغیر از آتشسوزی که در جنگلهای زاگرس، سهم بسیار چشمگیری در تخریب این جنگلها داشته، آفات بلوط هم در جنگلهای زاگرس در دهههای اخیر بسیار مخرب بوده است. آفات جوانهخوار، برگخوار و چوبخوار بلوط از آن جملهاند که شیوع آنها فقط متأثر از شکنندگی اکوسیستم جنگلهای زاگرسی بهدلیل فعالیتهای انسانی نیست، بلکه تغییر اقلیم هم در آن نقش مؤثری داشته است. درخصوص جنگلهای هیرکانی، آفاتی مانند شبپره شمشاد نقش بسیاری در تخریب این جنگلها در سالیان اخیر داشت، اما بهنظر میرسد طی سه سال اخیر، طغیان آن فروکش کرده باشد. بهطورکلی آفات در دوره اقلیمی خاصی در منطقه جنگلی بروز میکنند و پس از طی کردن مراحل تخمگذاری و شیوع گسترده، به یکباره فروکش میکنند. بااینحال طغیان آنها هرچند سال یکبار تکرار میشود که بیتأثیر از تغییرات اقلیمی نیست [6].
درخصوص اثر تغییر اقلیم بر جابهجایی جنگلها در نواحی جنگلی ایران، با توجه به کوهستانی بودن فلات ایران و استقرار عمده جنگلها در این مناطق میتوان پیشبینی کرد پوشش گیاهی در مناطق پست در اثر تغییر اقلیم، کوتاه شدن فصل سرد و گرمای هوا دچار تنش و کاهش تولید چوب شده و درنتیجه گونههای مستقر در آن بهتدریج بهسمت نقاط مرتفعتر صعود کنند. بهاینترتیب، مناطق مرتفع که در اثر برودت هوا سابق بر این دارای پوشش گیاهی و جنگلی نبوده در اثر افزایش درجهحرارت، شرایط مناسب برای رشد را پیدا کرده و درنتیجه گستره جنگل و پوشش گیاهی در نیمرخ ارتفاعی کوهستانهای جنگلی ایران افزایش خواهد یافت. ازسوی دیگر در ارتفاعاتی که بارش و رطوبت مناسبی در دسترس است (برای نمونه در راشستانهای هیرکانی)، انتظار میرود تغییر اقلیم منجر به افزایش دوره رشد به 9 ماه یا بیشتر شده و درنتیجه افزایش فتوسنتز به تولید بیشتر چوب و افزایش ترسیب کربن بینجامد. همچنین در نقاط کمارتفاع که پوشش گیاهی آن به نقاط مرتفعتر منتقل میشود میتوان گونههای مقاوم به خشکی را بهمنظور جنگلکاری و حفظ مساحت جنگل پیشنهاد کرد.
برای مقابله و مدیریت پدیده تغییر اقلیم درمجموع دو رویکرد سازگاری با تغییر اقلیم و کاهش انتشار گازهای گلخانهای در سطح جهان مطرح شده است. کشورهای توسعهیافته غالباً بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای متمرکز شدهاند؛ درحالیکه در کشورهای در حال توسعه بهدلیل آسیبپذیری بالا سازگاری با تغییرات اقلیمی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. رویکرد کاهش انتشار غالباً بهدنبال تقلیل مخاطرات تغییر اقلیم در گستره جهانی و در بازه طولانیمدت است؛ درحالیکه رویکرد سازگاری با کاهش آسیبپذیری و افزایش تابآوری بر مقیاس محلی در بازه کوتاهمدت متمرکز است. البته این دستهبندی الزاماً در همه موارد صادق نیست؛ بهطور مثال در باب گستره مکانی، سازگاری ممکن است نتایج جهانی نظیر رشد محصولات کشاورزی مقاومتر در سطح جهانی را بههمراه داشته باشد یا اقدامات کاهش انتشار ممکن است منجر به کاهش آلودگی هوا از طریق بستن نیروگاههای زغال سنگ یا اثر سوختهای زیستی بر امنیت غذایی را شود. البته نباید از این مهم غافل شد که اقدامات سازگاری و کاهش انتشار بسته به شرایط مختلف ممکن است اثر همافزا، مکمل، جایگزین و یا حتی معارض را با هم داشته باشند که در این راستا اهمیت دارد این دو رویکرد همزمان و با یک رویکرد جامع بهکار گرفته شوند. همانگونه که در جدول نیز نشان داده شده بخش جنگل ازجمله حوزههایی است که هم از حیث سازگاری با تغییرات اقلیمی و هم از نظر کاهش انتشار واجد اهمیت فراوان است [31].
جدول 3. تفاوتهای کلی رویکردهای سازگاری با تغییر اقلیم و کاهش انتشار گازهای گلخانهای [31]
|
|
سازگاری |
کاهش انتشار |
|
گستره مکانی |
غالباً محلی |
غالباً جهانی |
|
بازه زمانی |
کوتاهمدت |
بلندمدت |
|
واحد سنجش |
متفاوت (وابسته به مداخله) |
دیاکسید کربن معادل |
|
بخشهای اصلی محل تمرکز |
آب، سلامت، مناطق ساحلی |
تأمین انرژی، حملونقل، صنعت، مدیریت آب و فاضلاب |
|
کشاورزی و جنگل |
||
برنامههای مشارکت ملی مبنای بسیاری از کشورها در مسیر کاهش انتشار و تابآوری اقلیمی است. این برنامه معمولاً تعهد هر کشور برای اقدام در سطح ملی درخصوص کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری با تغییرات اقلیمی و گزارش پیشرفتهای انجام شده را دربرمیگیرد. فائو در گزارشی کوشیده است ضمن بررسی 85 برنامه مشارکت ملی که 112 کشور را پوشش داده است تحلیلی از چگونگی کمّیوکیفی توجه به حوزه کشاورزی، کاربری اراضی و جنگل ارائه کند. این تحلیل نشان میدهد بهترتیب 68% و 79% این برنامهها به موضوع سازگاری و کاهش انتشار جنگلها پرداختهاند و حدود یکسوم برنامههای مشارکت اهداف کاهش انتشار را برای کاربری اراضی و جنگلداری تعیین کردهاند که در مقایسه با برنامههای پیشین مشارکت ملی افزایش معناداری داشته است [32].
مدیریت پایدار جنگلها گاهی با برداشت چوب نیز همراه است که چوب برداشت شده (و کربن موجود در آن) را میتوان به روشهای مختلفی مانند ساختوساز و تولید منسوجات، مواد شیمیایی و انرژی مورد استفاده قرار داد. ترسیب کربن بهدلیل تولید محصولات مبتنیبر چوب زمانی به کاهش تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای کمک میکند که یک محصول (ماده اولیه، انرژی و ...) مبتنیبر چوب یا جایگزین یک محصول با عملکرد یکسان، اما با انتشار بیشتر شود. مطالعات جهانی به این نتیجه رسیدهاند که محصولات چوبی در مقایسه با محصولات جایگزین بهطور میانگین باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای در طول چرخه عمر خود میشوند هرچند این مزیت ممکن است بهمرور طی دهههای آتی بهدلیل کربنزدایی کلی اقتصاد کاهش یابد. محصولات چوبی همچنین کربن موجود در چوبهای برداشت شده را برای سالها، دههها یا حتی قرنها حفظ میکنند و انتشار آن کربن در جو را پس از برداشت به تأخیر میاندازد. درواقع زمانی که نرخ جذب کربن در چوبهای برداشت شده و فراوری شده از نرخ کربن آزاد شده از طریق تجزیه یا احتراق محصولات فراتر برود میتوانیم ادعا کنیم ترسیب کربن رخ داده است.
بهطورکلی، پنج مسیر اصلی تأثیرگذاری جنگل بر تغییرات اقلیمی و کاهش آن وجود دارد [33]:
فعالیتهای متعدد جنگلی میتواند با کاهش انتشار گازهای گلخانهای و یا ترسیب کربن، تغییرات اقلیمی را کاهش دهد که آنها را بهطورکلی در 4 دسته حفاظت، مدیریت، احیای جنگلها و استفاده از چوب میتوان طبقهبندی کرد. حفاظت از جنگلها شامل جلوگیری از جنگلزدایی و تخریب جنگل است که هر دو باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای به جو و حفظ ذخایر کربن در جنگل میشود. احیای جنگلها مستلزم جنگلکاری (ایجاد جنگلهای جدید در زیستبومهای غیرجنگلی) و بازجنگلکاری (ایجاد مجدد جنگلها در زیستبومهای جنگلی تبدیل شده یا تخریب شده) است. مدیریت جنگل طیف وسیعی از رویکردها از رویکردهای حفاظتگرا (نظیر مدیریت اختلال) تا تولیدمحور (نظیر مدیریت مواد مغذی و مدیریت هیدرولوژی) را پوشش میدهد. مدیریت بهبودیافته جنگل به هریک از فعالیتهای مدیریت جنگل اطلاق میشود که انتشار کربن را کاهش میدهد و یا ذخیرهسازی کربن اکوسیستم جنگل را افزایش خواهد داد و درعینحال هرگونه اثرات منفی زیستمحیطی را به حداقل میرساند یا حتی از بین میبرد. تغییرات در استفاده از چوب ممکن است به افزایش حذف 2CO از جو (بهعنوان مثال، تغییر بهسمت محصولات با عمر طولانیتر) یا جلوگیری از انتشار گازهای گلخانهای از طریق جایگزینی با مواد یا انرژی کمک کند.
جدول 4. طبقهبندی فعالیتهای کاهش گازهای گلخانهای مبتنیبر جنگل [32]
|
دستهبندی |
فعالیت |
نوع فعالیت |
|
حفاظت |
جلوگیری از جنگلزدایی |
کاهش نرخ تبدیل جنگلها به کاربریهای دیگر |
|
حفاظت از جنگل |
مناطق جنگلی جدا شده |
|
|
مدیریت |
||
|
برداشت از جنگل (افزایش، کاهش) |
اقدامات تنک کردن توده و برداشت |
|
|
مدیریت فعال (غیر از برداشت) |
انتخاب خاستگاه |
|
|
مدیریت مواد مغذی |
||
|
مدیریت اختلال |
||
|
انتخاب گونه درخت مدیریت هیدرولوژی |
||
|
احیا |
احیای جنگلها |
|
|
جنگلکاری و بازجنگلکاری |
بازجنگلکاری محیطهای جنگلی |
|
|
جنگلکاری محیطهای غیرجنگلی |
||
|
مصرف چوب |
تغییر در مصارف چوب (ازجمله محصولات) |
انتقال بهسمت محصولات چوبی با عمر طولانیتر |
|
حرکت بهسمت کاربردهای جدید مواد |
||
|
حرکت بهسمت کاربردهای انرژی |
||
|
افزایش طول عمر |
استفاده مجدد |
|
|
بازیافت |
||
|
بازیابی انرژی |
||
|
بهبود کارایی |
بهبود بهرهوری مواد |
|
|
بهبود بهرهوری انرژی |
4-2. سازگاری با تغییرات اقلیمی
امروزه سازگاری با سطوحی از تغییرات آبوهوایی اجتناب ناپذیر شده است. بااینحال، دانش سیستماتیک محدودی در مورد اینکه آیا و چگونه سیاستهای سازگاری که منتشر شده و یا میتواند در آینده منتشر شود، وجود دارد. بیشتر مطالعات سازگاری موجود به صراحت به بررسی اشاعه خط مشی نمیپردازند، که نوعی سیاستگذاری وابسته به هم در بین حوزههای قضایی یا در سطوح مختلف حکمرانی است [33]. سازگاری مبتنیبر جنگل مجموعهای از اقدامات اقلیمی است که از جنگلها و درختان برای تقویت و حمایت از سازگاری و تابآوری در مقابل تغییرات اقلیمی استفاده میشود. این سازگاری شامل اقداماتی برای تقویت ظرفیت سازگاری و تابآوری جنگلها و حفظ مزایا و مواهب جامع از جنگلها نظیر غذا، معیشت، تنوع زیستی، تعدیل اقلیمی و خدمات هیدرولوژیکی است. این مزایا بهعنوان خدمات سازگاری هم شناخته میشود و به خدمات اکوسیستمی خاص اطلاق میشود که موجب کاهش قرار گرفتن در معرض تغییرات اقلیمی و افزایش تاب آوری میشود. در ارتباط با جنگلداری، کلاستروم و همکاران (2011)، گزینههای سازگاری قابل پیادهسازی در جنگلداری را در سه دسته اقدامات سازگاری در سطح توده، سازگاری در سطوح فراتر از تودهها و سازگاری در سطح سیاستگذاری پیشنهاد داده که در ادامه هر محور بهطور دقیقتری توضیح دادهشده است [35].
این بخش بهصورت کلی شامل محورهای ذیل بوده که نیاز است براساس تحقیقات انجام شده محلی متناسبسازی شود:
الف) زادآوری جنگل
مطالعات نشان میدهد که در شرق کانادا، گونههای درختی عمدتاً در برابر افزایش پیشبینی شده دما آسیبپذیر خواهند بود؛ درحالیکه جنگل ها عمدتاً تحتتأثیر خشکسالی در غرب کانادا قرار خواهند گرفت. جنگلهای تحت سلطه مخروطیها در معرض خطر بازدهی کمتر هستند، و درنهایت، منابع چوبی جنگلهای خزانکننده نیز میتواند کاهش یابد [36]. ازاینرو زادآوری فرصتی مستقیم و فوری برای دستکاری گونهها یا ترکیب تودهها ارائه میدهد که یک گزینه بسیار توصیه شده برای اطمینان از پاسخ سازگاری تجدید حیات ایجاد شده، بالا بردن سطح تنوع ژنتیکی در جمعیت نهالها چه از طریق طبیعی یا مصنوعی است. هرچه جمعیت نهال متنوعتر و بزرگتر باشد، پتانسیل بیشتری برای سازگاری جمعیت با تغییرات محیطی وجود دارد.
ب) پرورش، تنک کردن و برداشت
درحالیکه انتخاب گونهها در مرحله زادآوری تأثیر بلندمدت بیشتری دارد، اقداماتی که پس از استقرار توده برای ارتقای ترکیب گونههای هدف، پایداری توده، کیفیت و ساختار و همچنین افزایش رشد درختان چوبده انجام میشود در بازههای زمانی کوتاهتر تأثیر بیشتری دارد. پیشبینی استقرار جنگل یک کار بیاهمیت نیست و بیش از یک قرن است که یک چالش اصلی برای دانشمندان و جنگلبانان باقی مانده است؛ اما یافتههای جدید نشان میدهد که تغییرات سطح چشمانداز اقلیمی بهطورکلی قویترین تأثیر را در بین بقیه عوامل دخیل در استقرار درختان دارد [37]. هدف اقدامات سازگاری پیشنهادی عمدتاً اصلاح تناوب یا شدت فعالیتهای پرورش و تنک کردن است، اما ممکن است شامل تغییر ترکیب گونههای درختی توسط عملیات هدفمند پرورش توده نیز باشد. این اقدامات سازگاری باید از تودههای آمیخته با گونههای درختی سازگارتر، برای توزیع خطر از طریق تنوع حمایت کند.
4-2-2. سازگاری در سطوح فراتر از تودهها
این بخش درمجموع شامل محورهای ذیل است:
الف) برنامهریزی مدیریت جنگل
پیشبینی میشود که جنگلها تحت تغییرات ترکیبی و ساختاری چشمگیر ناشی از تغییرات جهانی، مانند تغییرات اقلیمی و تشدید رژیمهای آشفتگی طبیعی قرار بگیرند. عدم قطعیت، آینده برنامهریزی برای مدیریت جنگل را بسیار دشوار میکند و رویکردهای جدید را برای حفظ یا بهبود توانایی اکوسیستمهای جنگلی برای پاسخدهی و سازماندهی مجدد سریع پس از رویدادهای آشفتگی میطلبد [38]. ازاینرو، در برنامهریزی جنگل، کوتاه شدن دورههای تناوب میتواند یک پاسخ مدیریتی مقتضی به رشد شتابان در محیط زیست برای نمونه در مناطق کوهستانی یا بورهآل (نزدیک به قطب) باشد. تنوع گونههای درختی و رویکردهای مدیریتی بین تودههای جنگلی مجاور یا درون یک چشمانداز جنگلی، ظرفیت سازگاری را افزایش داده، مانع از خطرات شده و انعطافپذیری کلی زیستبومهای جنگلی را بهبود میبخشد. در ایران برابر بند «ف-1» ماده (38) قانون برنامه پنجساله ششم توسعه؛ هرگونه بهرهبرداری چوبی از درختان جنگلهای کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه، ممنوع میباشد. دولت در ارتباط با قراردادهای طرحهای جنگلداری مذکور که مدت اجرای آن به اتمام میرسد، مجاز به تمدید قرارداد نمیباشد. ازسوی دیگر، برابر تبصره یک همین بند حداکثر تا سال سوم پس از توقف بهرهبرداری چوبی در سال 1399، باید طرح جایگزین تهیه میشد. این درحالی است که هنوز طرح جایگزین بهصورت کامل تهیه نشده و معلوم نیست تا چه میزان موضوع سازگاری در آن دیده شده و براساس جنگلداری هوشمند به طبیعت تهیه شده است.
ب) مدیریت خطر اختلالات و آفات و بیماریها
فعلوانفعالات بین آفات و سایر اختلالات جنگل نقش مهمی در ایجاد پویایی جنگل دارد. اثرات این تعاملات احتمالاً در مواجهه با تداوم تغییرات جهانی افزایش خواهد یافت [39] و انتظار میرود عوامل مزاحم تحت تغییرات اقلیمی اهمیت بیشتری پیدا کنند. چراکه شواهدی وجود دارد که احتمال آسیب بیشتری توسط آفات، حشرات و بیماریهای قارچی در دماهای بالاتر وجود خواهد داشت. تودههای آمیخته با گونههایی که به یک اندازه نسبت به گونههای آفتی خاص حساس نیستند، کمتر از درختکاریهای تککشتی آسیب میبینند. ازسوی دیگر، انتخاب خانوادهها و کلونهای متحمل یا مقاوم نیز ممکن است اقدام مناسبی برای کاهش خطر آسیب آفات و بیماریها در تودههای خالص باشد.
ج) زیرساختها و حملونقل
یک شبکه جاده جنگلی متراکم یک پیشنیاز برای روشهای تنک کردن و برداشت در مقیاس کوچک و ساختاری متنوع است که برای سازگاری سامانههای برداشت توصیه میشود. عملکرد حیاتی جنگل، به چنین اقداماتی در مقیاس کوچک بهویژه در زمینهای دشواری نظیر جنگلهای کوهستانی بستگی دارد. علاوهبراین، «دسترسی»، یک عنصر کلیدی در مقابله با رویدادهای مزاحم (مانند شیوع آفات، حشرات، آتشسوزی جنگلها) و نیز در رویههای پیشگیرانه حفاظت از جنگل است.
4-2-3. گزینههای سازگاری در سطح سیاستگذاری
ازآنجاییکه گذار جنگلها میتواند تنوع زیستی و ترسیب کربن را افزایش دهد، برای سیاستگذارانی که با اثرات مخرب از دست دادن جنگلها و تغییرات آبوهوایی مبارزه میکنند، جذابیت دارند. گذار اولیه اغلب بهصورت منفعل، از طریق تجدید حیات خودبهخودی درختان در زمینهای کشاورزی متروکه رخ میدهد. گذار جنگلهای بعدی بیشتر پس از ظهور روایتهای بحران در مقیاس بزرگ رخ داد؛ بهنحویکه دولتها را تشویق به اقدام، اغلب با کاشت درخت در زمینهای تخریب شده و شیبدار کرد [40]. به همین ترتیب از بین رفتن یکپارچگی جنگل و کاهش تکهتکه شدن و تقسیم آن به تودههای جدا افتاده میتواند از طریق جنگلکاری برطرف شده و با ایجاد کریدورهای متصل بین مناطق جنگلی انبوه به افزایش تنوع زیستی کمک کرده و از این طریق ظرفیت سازگاری طبیعی را افزایش میدهد.
بهطورکلی سرمایه انسانی در سازگاری با تغییرات اقلیمی از اهمیت بالایی برخوردار است و پیشنیاز اجرای محلی اقدامات سازگاری است. بنابراین افزایش آگاهی صاحبان جنگل و متخصصان در مورد تأثیرات تغییرات اقلیمی مهم است. البته این اقدامات سازگاری اغلب منجر به هزینههای بالاتر میشود و درنتیجه ممکن است وضعیت اقتصادی شرکتها را تضعیف کند. بااینحال، سرمایهگذاری در زیرساختها و تحقیق و افزایش آگاهی برای اقدامات سازگاری، راهبردهایی هستند که به بهبود ظرفیت سازگاری اجتماعی- اقتصادی کمک میکنند.
موانعی که باید برطرف شوند شامل موانع نهادی و سیاستی است، زیرا دستورالعملهای فعلی (مثلاً برای تولید گیاه در نهالستان) اغلب برای یک رژیم اقلیمی پایدار طراحی شدهاند. درنتیجه ابزارهای سیاستی موجود باید تطبیق داده شوند یا برای سازگاری استفاده شوند. ازآنجاییکه سیاستها در سایر بخشها ممکن است بر تصمیمگیریهای مؤثر بر جنگلداری تأثیر بگذارند، هماهنگی بینبخشی لازم است تا اطمینان حاصل شود که توسعه سیاست در بخشهای سیاستی، متناقض یا معکوس در زمینه مدیریت جنگل نباشد. بهعنوان مثال، سیاست مشترک کشاورزی (CAP) کمیسیون اروپا پشتیبانی از اقدامات سازگاری در مدیریت جنگل را مجاز میکند، اما همه کشورهای عضو از این سازوکار استفاده نمیکنند.
براساس ماده (2) قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع، حفظ و احیا و اصلاح و توسعه و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع و بیشههای طبیعی و اراضی جنگلی ملی شده متعلق به دولت برعهده سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری است. سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در پاسخ به نامه شماره 14100/6252-82 مورخ 1403/06/21 مرکز پژوهشهای مجلس، گزارشی از اقدامات مرتبط با کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری با تغییر اقلیم را ارسال کرده است. بر این اساس این سازمان طی 7 سال اخیر (1402-1396) درمجموع 173 هزار هکتار توسعه جنگلکاری و احیای جنگل را انجام داده که معادل میانگین تقریبی سالیانه 24/8 هزار هکتار است. البته در سه سال پایانی بهطور معنیداری جنگلکاری و احیای جنگل کاهش یافته که طبعاً نیازمند آسیبشناسی دقیقتر در گزارش دیگری است [41]. نکته مهم آن است که هرچند توسعه و احیای جنگل از عوامل اصلی و مهم مواجهه با تغییر اقلیم است، اما برای ارائه گزارشهای ملی باید از نماگرهای تغییر اقلیم نظیر ترسیب کربن، ذخیره کربن و جذب دیاکسید کربن استفاده کرد.
شکل 5. جنگلکاری و احیای جنگل در کشور طی سالیان اخیر (هزار هکتار) [41]
یکی از طرحهای محوری که طی سالیان اخیر مورد توجه سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری قرار گرفته، طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت است. این طرح در صورت اجرای مناسب و توجه به ملاحظات و الزامات مربوطه که در گزارش دیگر این مرکز بدان پرداخته شده است ظرفیت مناسبی برای ترسیب کربن خواهد بود. سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری با توجه به تحقیقات انجام شده برآورد کرده است که کارایی و اثربخشی طرح مذکور پس از اجرای کامل و استقرار پوشش درختی و درختچهای در مناطق مورد عمل با توجه به نوع گونه و شرایط رویشگاه (با دامنه ترسیب کربن 64-35 تن در هکتار) قابلیت ترسیب کربن به میزان 160 میلیون تن معادل دیاکسید کربن را دارد که به تفکیک نواحی رویشی کشور در شکل ارائه شده است.
شکل 6. برآورد میزان ترسیب کربن طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت پس از اجرای کامل در ناحیههای رویشی کشور [41]
الف) فقدان دادههای ملی درخصوص میزان ترسیب کربن جنگلهای کشور: همانگونه که پیش از این اشاره شد دادههای جهانی بیان میکند که بین سالهای 2001 تا 2023، جنگلهای ایران 44.6 کیلوتن دیاکسید کربن معادل در سال منتشر کردند و 3.97- میلیون تن معادل دیاکسید کربن در سال را حذف کردند که نشاندهنده یک سینک خالص جذب کربن 3.92- میلیون تن معادل دیاکسید کربن در سال است[5]. متأسفانه دادههای ملی متقنی درخصوص میزان سالیانه ترسیب کربن جنگلهای کشور طی سالیان اخیر که قابلیت استناد به نهادهای بینالمللی را داشته باشد ازسوی نهادهای ذیربط ارائه نشده است و گزارش ارسالی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور به مرکز پژوهشهای مجلس در پاییز 1403 نیز صرفاً اندوخته کربن رویشگاههای مختلف را برآورد کرده است[6]. اطلاعات ارائه شده درخصوص طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت نیز مربوط به سالیان آتی و مشروط به اجرای کامل و استقرار پوشش درختی و درختچهای است.
ب) مستندسازی ناکافی پیرامون پیامدهای تغییر اقلیم بر جنگلهای کشور: بررسی گزارشهای ارسالی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری نشان میدهد که پیامدهای گوناگون تغییر اقلیم بر جنگلهای کشور کمّیسازی نشده و قابلیت استناد در مجامع بینالمللی و دریافت کمکهای بینالمللی از طریق سازوکارهایی نظیر صندوق ضرر و زیان برای سازگاری را ندارد.
ج) ضعف آیندهپژوهی در روندیابی تغییرات اقلیمی طی سالیان آتی: یکی از الزامات مدیریت مناسب تغییرات اقلیمی بهویژه سازگاری با تغییر اقلیم، پیشبینی اثرات مستقیم و غیرمستقیم تغییر اقلیم بر جنگلهای ایران در آینده و روندیابی آن طی سالیان آتی است. برای این منظور، طراحی سناریوهای تغییر اقلیم، بهترین راهکار مدیریتی برای پیشبینی اثرات مخرب تغییر اقلیم بر جنگلها در آینده است. سناریوهای اقلیمی (برمبنای بهکارگیری جامعی از همه عوامل اقلیمی)، چنانچه بهدقت طراحی شوند، میتوانند برای پیشبینی تغییرات اقلیمی بر عرصههای طبیعی در سالهای آینده اطلاعات خوب و مفیدی ارائه دهند و آمادگی برای سازگاری را افزایش دهند. متأسفانه گزارشهای ارائه شده توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و همچنین مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع نشانگر آن است که در حوزه جنگل تاکنون روندیابی جامعی برای سالیان آتی ارائه نشده است.
با توجه به وقوع تغییرات اقلیمی در مناطق مختلف جهان در سالهای اخیر و بروز پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و خسارات مالی مربوط به رویدادهای جوی، تغییرات اقلیمی اهمیت زیادی برای سیاستگذاران جهانی پیدا کرده است. برای مقابله و مدیریت پدیده تغییر اقلیم درمجموع دو رویکرد کاهش و سازگاری با تغییر اقلیم در سطح جهان مطرح شده است. کاهش تغییرات اقلیمی بهمعنای اجتناب و کاهش انتشار گازهای گلخانهای در جو برای جلوگیری از گرم شدن زمین است، درحالیکه سازگاری با تغییرات اقلیمی بهمعنای تغییر رفتار، سیستمها و در برخی موارد شیوههای زندگی برای محافظت از افراد، اقتصاد و محیط زندگی در برابر آثار و پیامدهای تغییرات اقلیمی است. بخش جنگل ازجمله حوزههایی است که هم از حیث سازگاری با تغییرات اقلیمی و هم از نظر کاهش انتشار واجد اهمیت فراوان است.
درخصوص کاهش انتشار گازهای گلخانهای، جنگلزدایی مسئول انتشار سالیانه تقریباً 3 میلیارد تن دیاکسید کربن در سطح جهان در دوره 2020-2016 بوده است. در همین بازه، جنگلهای باقیمانده حدود 2/5 میلیارد تن دیاکسید کربن را ترسیب کردهاند که منجر به انتشار خالص حدود 0/5 میلیارد تن دیاکسید کربن در سال از زمینهای جنگلی به جو شده است. البته برخی کشورها با رویکرد مدیریت پایدار جنگلها و توسعه جنگلکاری از طریق ترسیب کربن توانستهاند اقدامات مثبتی در این بخش انجام دهند. چین، روسیه و آمریکا ازجمله کشورهایی هستند که در بازه 2020-2016 بیشترین خالص ترسیب کربن را در بخش جنگل ثبت کردهاند. دادههای جهانی درخصوص ایران نیز نشان میدهد که ایران بین سالهای 2001 تا 2023، خالص جذب کربن 3.92- میلیون تن دیاکسید کربن معادل در سال را ثبت کرده است.
علاوهبر انتشار گازهای گلخانهای ناشی از جنگلزدایی و تغییر کاربری و توان جنگلها در ترسیب یکی از موضوعات مهم دیگر در مدیریت جنگل پیامدهای تغییرات اقلیمی در گذشته و آینده است. بهرغم کاهش چشمگیر روند جنگلزدایی در جهان، مطالعات جهانی نشان میدهد که روندهای آشفتگی در بسیاری از زیستبومهای جنگلی در سالهای اخیر عمیقاً تغییر کردهاند؛ بهگونهای که افزایش در وقوع و شدت آشفتگی نظیر شیوع حشرات آتشزا و خشکسالی در بخشهای بزرگی از کره زمین ثبت شده که اقلیم یکی از محرکهای اصلی بوده است. این وضعیت میتواند بهطور جدی توانایی جنگلها برای ارائه خدمات اکوسیستمی را متأثر کند و حتی از ظرفیت تابآوری اکولوژیکی جنگلها فراتر رود که منجر به تغییر دائمی اکوسیستمها خواهد شد. این موضوع از آن جهت اهمیت بیشتری مییابد که تغییرات اقلیمی با تشدید وقوع آتشسوزیها و شیوع حشرات موجب تضعیف و تخریب جنگلها شده و عملاً ظرفیت ترسیب کربن را طی سالیان آتی کاهش خواهد داد.
برنامههای مشارکت ملی مبنای بسیاری از کشورها در مسیر کاهش انتشار و تابآوری اقلیمی است. این برنامه معمولاً تعهد هر کشور برای اقدام در سطح ملی درخصوص کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری با تغییرات اقلیمی و گزارش پیشرفتهای انجام شده را دربرمیگیرد. فائو در گزارشی کوشیده است ضمن بررسی 85 برنامه مشارکت ملی که 112 کشور را پوشش داده است تحلیلی از چگونگی کمّیوکیفی توجه به حوزه کشاورزی، کاربری اراضی و جنگل ارائه کند. این تحلیل نشان میدهد بهترتیب 68% و 79% این برنامهها به موضوع سازگاری و کاهش انتشار جنگلها پرداختهاند و حدود یکسوم برنامههای مشارکت اهداف کاهش انتشار را برای کاربری اراضی و جنگلداری تعیین کردهاند که در مقایسه با برنامههای پیشین مشارکت ملی افزایش معناداری داشته است.
گزارش مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور درخصوص پیامدهای تغییر اقلیم بر اکوسیستمهای جنگلی کشور نشان میدهد که تغییر در عوامل اقلیمی طی 26 سال اخیر، نقش مهمی در وقوع آتشسوزیها در جنگلهای ناحیه رویشی هیرکانی و زاگرسی داشته است که در این میان، تغییرات آشکار درجهحرارت در سالهای اخیر، تأثیر مهمی بر تعدد و وسعت وقوع آتشسوزیها گذاشته است. درخصوص آفات درختان جنگلی نیز، گفتنی است که اثرات این پدیده مخرب نیز در نواحی مختلف رویشی متفاوت بوده است. بهغیر از آتشسوزی که در جنگلهای زاگرس، سهم بسیار چشمگیری در تخریب این جنگلها داشته است، آفات بلوط هم در جنگلهای زاگرس در دهههای اخیر بسیار مخرب بوده است. آفات جوانهخوار، برگخوار و چوبخوار بلوط از آن جملهاند که شیوع آنها فقط متأثر از شکنندگی اکوسیستم جنگلهای زاگرسی بهدلیل فعالیتهای انسانی نیست، بلکه تغییر اقلیم هم در آن نقش مؤثری داشته است.
بررسی عملکرد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری بهعنوان متولی مدیریت جنگل در کشور و نهادهای پژوهشی مرتبط بیانگر آن است که مدیریت تغییرات اقلیمی در این حوزه با چالشهایی نظیر فقدان دادههای ملی درخصوص میزان ترسیب کربن جنگلهای کشور، مستندسازی ناکافی پیرامون پیامدهای تغییر اقلیم بر جنگلهای کشور و ضعف آیندهپژوهی در روندیابی تغییرات اقلیمی طی سالیان آتی مواجه است. بر این اساس بهمنظور تقویت مدیریت تغییرات اقلیمی در حوزه جنگل و بهاستناد بند «ت» ماده (22) قانون برنامه هفتم، پیشنهادهایی ذیل دو محور سازگاری با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای ارائه میشود.
الف) سازگاری با تغییرات اقلیمی؛ در حوزه جنگل مستلزم آشکارسازی تغییرات اقلیمی و برآورد آسیبپذیری است. در این راستا برای تدوین برنامه در این حوزه محورهای زیر پیشنهاد میشود:
ب) بهمنظور کاهش انتشار گازهای گلخانهای؛ در حوزه جنگل باید تمام مواردی که در مراحل مختلف حفظ، نگهداری، احیا و توسعه جنگل باعث انتشار گازهای گلخانهای میشوند شناسایی و متناسب با آن در جهت حذف و یا افزایش بهرهوری اقدام شود. در این راستا برای تدوین برنامه در این حوزه محورهای ذیل پیشنهاد میشود: