ارزیابی عملکرد کانون های فرهنگی هنری مساجد

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسنده

کارشناس گروه دین ، ارشاد اسلامی و اوقاف دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مجلس شورای اسلامی

چکیده
در گزارش پیش رو با عنایت به ضرورت روزافزون مشارکت سازمان یافته مردم در دستیابی به پیشرفت همه جانبه و جایگاه و نقش بنیادین فرهنگ در این الگوی پیشرفت، به ارزیابی عملکرد مجموعه کانون های فرهنگی هنری مساجد به عنوان تشکیلاتی غیردولتی و غیرانتفاعی پرداخته شده است. بر این اساس، ابتدا اهداف مطرح در اسناد بالادستی استخراج شده و سپس براساس این اهداف، بررسی های آماری و تحلیلی از عملکرد آنها صورت گرفت. براساس نتایج به دست آمده، ریشه ای ترین معضل سیاستگذاری مجموعه کانون ها، عدم وجود نظام جامع آماری در بخشی طولانی از حیات خود و درنتیجه عدم امکان ارزیابی عملکرد آنها بوده، البته شایان ذکر است که ستاد کانون های فرهنگی هنری مساجد از سال ۱۳۹۷، اهتمام بیشتری به گردآوری بانک اطلاعات کرده، اما کماکان با مشکلاتی روبه رو است. درنهایت عدم امکان ارزیابی عملکرد موجب شده که از مهم ترین رکن تصور شده در اسناد بالادستی که همان اداره مردمی (هم در مدیریت و هم در تأمین مالی) کانون هاست، فاصله گرفته، به نحوی که ستاد هماهنگی کانون ها فقط با کمک های دولتی اداره شده و ابزارهای منظور جهت تأمین مالی این مجموعه، در طول ادوار مدیریتی مجموعه کانون ها به فراموشی سپرده شده و یا جایگاهی بسیار ناچیز داشته است. عملکرد ستاد پس از سال ۱۳۹۷ در حیطه توسعه کمّی کانون ها و «اعطای مجوزها»، در دو بخش شهری و روستایی، نسبت به سال های پیش از آن با بهبود روبه رو بوده و در این حیطه به هدف تصور شده در قانون برنامه ششم توسعه دست یافته است، اما درنهایت وضعیت رشد کیفی کانون ها مطلوب ارزیابی نمی شود. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات

خلاصه مدیریتی

  • بیان مسئله

علی‌رغم گذشت زمانی طولانی (30 سال) از تأسیس کانون‌های فرهنگی هنری مساجد[1] و شروع به فعالیت نهاد مجری این کانون‌ها (ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد)،[2] ارزیابیِ عملکرد کمترین جایگاه را در فرایند سیاستگذاری این مجموعه داشته است. از طرفی پس از کندوکاو در داده‌های مربوط به مجموعه کانون‌ها و ستاد، مشخص شد که این مجموعه به‌لحاظ جمع‌آوری آمار و بانک داده دچار ضعف بوده و بسیاری از اطلاعات مربوط به کانون‌های مزبور در دسترس نیست. درواقع اولین اقدام ستاد در زمینه گردآوری داده‌های کانون‌ها، به سال 1397 و در قالب رویداد ملی فهما[3] و راه‌اندازی سامانه «بچه‌های مسجد»[4] بازمی‌گردد. بنابراین دو عارضه اصلی سیاستگذاری کانون‌ها را می‌توان «عدم توجه به گردآوری داده‌های مربوط به کانون‌ها و ستاد و عدم تهیه بانک جامع اطلاعات مربوط به این مجموعه» و «بی‌توجهیِ نهادینه‌شده به گام ارزیابی در سیره مدیریتی مسئولین ستاد در ادوار مختلف» دانست.

 

  • یافته‌های کلیدی

نتیجه عملی این برنامه‌ریزیِ ناقص، دور شدن روزافزون از اهداف، خط‌مشی‌ها و ابزارهای حیاتی پیش‌بینی‌شده در اسناد بالادستی همچون اساسنامه ستاد و سند تحول راهبردی آن و بالتبع دوریِ روزافزون از بنیادین‌ترین و محوری‌ترین ارزش نهاد مسجد و نهاد کانون‌ها، یعنی «مردمی‌بودن» بوده است. ارزشی که همواره از ابتدای انقلاب اسلامی مورد تأکید علمای دین، اندیشمندان و سیاستگذاران حوزه دین و فرهنگ بوده و حتی سیاستگذاران اولیه کانون‌ها نیز بر این امر تأکید داشته و این مهم را در اسنادی مانند اساسنامه ستاد و سند تحول راهبردی آن نیز منعکس کرده‌اند. در این اسناد، پیش‌بینی‌شده که مجموعه کانون‌ها باید با اقتصاد مردمی اداره شود و در اساسنامه این ستاد، ماهیت حقوقی کانون‌ها و نهاد ناظر بر آنها، غیردولتی و غیرانتفاعی لحاظ شده، بااین‌حال نقصان در دستیابی به این هدف در وضعیت اقتصادی مجموعه حاضر قابل رؤیت است.

در اساسنامه ستاد مذکور، در فصل امور مالی، در کنار کمک دولت از محل اعتبارات عمومی در قانون بودجه کل کشور، دو راهکار مهم استفاده از «هدایا و کمک‌های بلاعوض اشخاص حقیقی و حقوقی، مانند اوقاف و کمک‌های خیرین» و «عواید و درآمدهای حاصل از فعالیت‌ها و خدمات ستاد» نیز جهت تأمین مالی این کانون‌ها تعبیه شده است (اساسنامه ستاد، بندهای«2 و 3» فصل سوم). همچنین در سند تحول راهبردی ستاد که سندی متأخّر می‌باشد و در سال 1398 به تصویب و تأیید نهایی اعضای شورای سیاستگذاری و نظارت کانون‌ها رسیده است، «کم‌توجهی به خیرین و واقفین»، «عدم بهره‌وری اقتصادی فعالیت‌های کانون‌ها» و «کم‌توجهی به ظرفیت مالی مردمی قابل ‌جذب به فعالیت‌های مسجدی» به‌عنوان مسائل و محدودیت‌های منابع مالی و مقدورات کانون‌ها در سال‌های فعالیت آنها مطرح شدند (سند تحول راهبردی، بخش «فهرست مسئله‌های پیش‌روی تحقق چشم‌انداز»، بند «ج»و «بسته سیاستی-برنامه‌ای 6»).

در همین سند، چهار اقدام به‌عنوان راه‌حل‌هایی برای رفع مسئله «محدودیت‌های منابع مالی و مقدورات کانون‌ها» مطرح شده که عبارتند از: «فعال‌سازی واحد سازمانی و سازوکارهای شناسایی و جذب منابع مالی مردمی و عمومی (واقفین و خیرین و...)»، «طراحی و استقرار الگوی حمایت از اقلام فعالیت‌های کانون‌ها براساس قالب گونه‌های چندگانه (منابع مالی ترکیبی: حمایت ستاد، مشارکت مردمی، منابع محلی)»، «افزایش بهره‌وری سازمانی و عملیاتی و کاهش هزینه‌های ستادی» و «طراحی و استقرار سازوکار تقنین- تشویقی جذب منابع مالی دستگاه‌های دولتی مرتبط با فعالیت کانون‌ها» (سند تحول راهبردی، بخش «بسته سیاستی- برنامه‌ای 6»).

براساس آنچه که بیان شد، از منظر سیاستگذاران، هم در اساسنامه ستاد، به‌عنوان اصلی‌ترین سند بالادستی و هم در سند تحول راهبردی ستاد، به‌صورت کلی می‌توان سه ابزار مردمی‌سازی، درآمدزایی و کاهش هزینه‌های سازمانی را به‌عنوان اصلی‌ترین ابزارهای تأمین مالی و تداوم حیات این شکل از فعالیت‌های فرهنگی در زیست‌بوم فرهنگی هنری مساجد برشمرد. شایان ذکر است که این کانون‌ها از ابتدای تأسیس تا سال 1397 (سال تصویب اساسنامه) و حتی پس از آن، از محل کمک‌های دولتی اداره شده‌اند. به‌دلیل کم‌توجهی متولیان به سه راهکار مردمی‌سازی، درآمدزایی و کاهش هزینه‌های سازمانی، در طول فعالیت کانون‌ها، مشکلات عدیده اقتصادی و حقوقی برای آنها پدید آمده که درنهایت باعث شد در تیرماه سال 1401، جهت رفع نیازها و مشکلات اقتصادیِ ناشی از کم‌توجهی به ابزارهای تأمین مالیِ مردمیِ مذکور، درخواست تبدیل شخصیت حقوقی‌شان از نهاد غیردولتی و غیرانتفاعی به نهاد عمومی غیردولتی در قالب لایحه (به شماره‌ثبت 791)، به مجلس شورای اسلامی تقدیم شود. یقیناً بخش غیرقابل ‌انکاری از عدم پرداخت جدّی و مؤثر به شاهرگ‌های حیاتی کانون‌ها که همان ابزارهای پیش‌بینی‌ شده در اساسنامه و سند تحول راهبردی آنها است، خود معلول عدم توجه جدّی به مبحث ارزیابی در چرخه سیاستگذاری، بازبینی و اصلاح در فرایند مدیریت آنها و درنتیجه بی‌توجهی به خصیصه «استقلال» کانون‌ها (مندرج در ماده (1) اساسنامه ستاد مذکور)، باز می‌گردد. این درحالی است که استقلال کانون‌ها و شرایط و لوازم رقم‌خوردن آن، که به‌درستی در اساسنامه ستاد نیز تعبیه‌شده، جزء طبیعی و جدایی‌ناپذیر فعالیت‌های فرهنگی، از سنخ غیردولتی و غیرانتفاعی است.

بنابراین اگرچه ممکن است که مجموعه کانون‌ها به‌لحاظ کمّی توسعه‌یافته باشند و برای مثال تعداد کانون‌های شهری و روستایی، در کشور افزایش یافته باشد، اما با اذعان به مطلوبیت توسعه کمّی، باید در نظر داشت که علاوه‌بر مشکلاتی مانند ابهام‌های هویتی-کارکردی و عدم توانایی در ایجاد هماهنگی و هم‌افزایی ساختاری، براساس تحلیل‌های صورت‌گرفته مبتنی‌بر شواهد آماری، توسعه کیفی و تحقق اهداف کیفی کانون‌ها همراه با توسعه کمّی مطرح شده در اسناد بالادستی آنها صورت نپذیرفته و مهم‌ترین محور این‌گونه از توسعه که مردمی‌سازی کانون‌ها در بخش‌های مختلف بوده، محقق نشده است.

 

  • پیشنهاد راهکار‌های تقنین

درنهایت پیشنهادهای سیاستی جهت بهبود عملکرد مجموعه کانون‌ها و ستاد ارائه شده است که برخی از آنها عبارتند از: گردآوری بانک جامع آمار و اطلاعات کانون‌ها و ستاد؛ شأنیّت‌بخشیدن به «ارزیابیِ» ادواری در فرایند مدیریت و سیاستگذاری کانون‌ها؛ کیفی‌سازی شاخص‌های ارزیابی‌عملکرد کانون‌ها و ستاد و تخصیص کمک‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منوط به تحقق اهداف کیفی مطرح‌شده در اسناد بالادستی؛ تدوین سند تعیین وظایف موضوعی بین نهادهای فعال در صحن مسجد.

1.مقدمه

متعاقب مأموریتی که شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در مصوبه 302 مورخ 1371/12/12 به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه ارائه طرح‌هایی برای مقابله با تهاجم فرهنگی محول کرد، مقرر شد که از باب احیای نقش واقعی فرهنگی-تبلیغی مساجد و استفاده بهینه از امکانات و تأسیسات دستگاه‌های دولتی، هیئتی[5] را در راستای هدایت و سازماندهی فعالیت‌های فرهنگی هنری در مساجد ایجاد کند. این ستاد، به‌صورت رسمی از تاریخ 1371/12/18، کانون‌های فرهنگی هنری مساجد را تأسیس و سازماندهی کرد. براساس اساسنامه ستاد، این مرکز، نهادی غیردولتی و غیرانتفاعی بوده که بناست در کنار مساجد و با استفاده از نیروهای متخصص و متعهد، زیرنظر ائمه جماعات و همچنین با انجام فعالیت‌های مختلف فرهنگی و هنری زمینه حضور مؤثر و معنوی جوانان و نوجوانان را در مسجد و در قالب کانون‌ها فراهم آورد (اساسنامه ستاد، مواد (1، 2 و 3) فصل اول).

به‌صورت پی‌درپی در برنامه‌های پنجم و ششم توسعه کشور، اهداف کانون‌ها و ساماندهی به آنها، مورد توجه قرار گرفته است (رک. بند «و» ماده (۶) قانون برنامه پنجم توسعه[6] و بند «ج» ماده (۹۵) قانون برنامه ششم توسعه).[7] اهمیت راهبردی حضور و فعالیت یک شبکه عظیم فرهنگی- هنری در کشور و کثرت اهداف ترسیم‌شده برای این کانون‌ها و همچنین میزان توجه به این شکل از فعالیت‌های فرهنگی هنری ازسوی سیاستگذاران امر فرهنگ و تربیت در کشور و تخصیص کمک‌های سالیانه به آنها بر ضرورت ارزیابی مداوم در فرایند سیاستگذاری کانون‌ها می‌افزاید. دستاورد این ارزیابی برای کانون‌ها، شناسایی میزان پیشرفت‌شان در تحقق اهداف تعیین‌شده و شناسایی فرصت‌ها و موانعِ تحقق اهداف و درنتیجه یافتن راه‌حل‌هایی برای بهبود عملکرد آنهاست. بنابراین، گزارش حاضر با این دو سؤال جهت‌دهی شده ‌است: با توجه به نقش بنیادین و ضرورت روزافزون مشارکت نهاد مساجد در دستیابی به پیشرفت همه‌جانبه کشور، کانون‌ها با نظر به اهداف ترسیم‌شده آنها، چه وضعیتی در حوزه‌های مختلف عملکردیِ خود دارند (ناظر به توصیف وضع موجود)؟ و چه راهکارهایی را می‌توان برای بهبود عملکرد (دستیابی به وضع مطلوب) آنها پیشنهاد داد؟

2. آمار مربوط به مساجد و کانون‌ها تا مهرماه سال 1401

به‌دلیل وجود مشکلاتی مانند ضعف در شخصیت حقوقی نهاد مسجد در ساختار قانونی و اجرایی کشور و همچنین عدم وجود انسجام ساختاری در ثبت مساجد، تعداد کل مساجد کشور به‌صورت دقیق مشخص نیست[8] [1] اما براساس آمارهای مطرح‌شده توسط مسئولین مربوطه در رسانه‌ها، این تعداد حدوداً بین 70 تا 80 هزار باب است که 79% از کل اماکن مذهبی (مانند بقاع متبرکه، حسینه‌ها و غیره) را شامل می‌شود و براساس این آمار، به‌ازای هر 3 هزار نفر جمعیت، یک مسجد وجود دارد [2] و از این تعداد مسجد، تا شهریورماه سال1401، حدوداً 26 هزار باب، معادل 32.5% دارای کانون بوده که در حدود 13 هزار باب مربوط به کانون‌های روستایی، قریب به 12 هزار کانون مربوط به کانون‌های شهری و حدوداً هزار کانون مربوط به کانون‌های بخش عشایری است. براساس آمارهای موجود در اسناد ستاد، مجموعاً 2/445/100 عضو در این کانون‌ها در حال فعالیت است.[9]

 

3. ارزیابی‌عملکرد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور

در این بخش براساس اهداف عملیاتی مطرح‌شده در قوانین و اسناد بالادستی مربوط به کانون‌ها و ستاد، به بررسی وضعیت و ارزیابی عملکرد این مجموعه پرداخته خواهد شد.

- اهداف کلان کانون‌ها در اسناد بالادستی و قوانین برنامه توسعه کشور

جدول (1) اهداف کلان کانون‌ها که در قوانین برنامه توسعه کشور و اساسنامه ستاد ذکر کرده‌ است:

 

جدول 1. اهداف کلان مذکور برای کانون‌ها که در قوانین برنامه توسعه کشور

ماده / تبصره

متن

بند «ج» تبصره «60» قانون برنامه دوم توسعه

«ایجاد تسهیلات لازم برای گشت‌های علمی، دینی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی برای جوانان و دانش‌آموزان و توسعه فضاهای اردویی مناسب‌و کانون‌های فرهنگی و تربیتی».

بند «ل» تبصره «60» قانون برنامه دوم توسعه

«به‌منظور پر بار کردن اوقات فراغت دانش‌آموزان و بالندگی نسل جوان کشور، دولت موظف است تا به توسعه و تجهیز کانون‌های فرهنگی، هنری مساجد بپردازد».

بند «و» ماده (۶) قانون برنامه پنجم توسعه

«وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلّف است که به‌منظور ارتقای کارکرد فرهنگی و هنری مساجد، برقراری عدالت فرهنگی و ترویج فرهنگ اسلامی و جذب جوانان و نوجوانان به مساجد، تا پایان برنامه، حداقل یک چهارم مساجد شهری و روستاهای بالای هزار نفر جمعیت، از کانون فرهنگی و هنری برخوردار نماید».

بند «ج» ماده (۹۵) قانون برنامه ششم توسعه

«وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مکلف است به‌منظور ارتقای کارکرد فرهنگی و هنری مساجد، برقراری عدالت فرهنگی و ترویج فرهنگ اسلامی و جذب جوانان و نوجوانان به مساجد، با رعایت موازین اسلامی ترتیبی اتخاذ نماید تا کلیه مساجد شهری و روستاهای بالای هزار نفر جمعیت از کانون‌های فرهنگی و هنری براساس بودجه سنواتی برخوردار گردند».

ماده (۲) فصل اول اساسنامه ستاد

«احیای نقش واقعی فرهنگی، آموزشی، هنری و تبلیغی مساجد»

ماده (۲) فصل اول اساسنامه ستاد

«تربیت و رشد نیروهای متعهد، انقلابی و کارآمد در حوزه فرهنگ و هنر»

ماده (۲) فصل اول اساسنامه ستاد

«توسعه فرهنگ اصیل اسلامی در شهرها و روستاهای کشور»

ماده (۲) فصل اول اساسنامه ستاد

«مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان»

 

3-1. اهداف عملیاتی در سطح ستاد کانون‌ها

3-1-1. برخورداری مساجد شهری و روستاهای بالای 1000 نفر جمعیت از کانون‌ها براساس بودجه سنواتی[10]

براساس منطق اسناد بالادستی کانون‌ها، این هدف را می‌توان هدفی میانی، ابزاری و کمّی دانست که درواقع وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف کیفی و اصیل کانون‌هاست. در طول قانون برنامه پنجم توسعه، تعداد 12088 باب کانون جدید تأسیس شد و در پایان این برنامه تعداد کل کانون‌ها به 22482 باب رسید. صرفنظر از پاسخ به این سؤال که آیا «اساساً توسعه کمّی کانون‌ها با توسعه کیفی آنها همراه بوده است یا خیر؟»، براساس آمار ارائه‌شده توسط ستاد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سازمان برنامه‌وبودجه، روند رشد کمّی کانون‌ها در بازه زمانی اجرایی‌شدن قانون برنامه پنجم توسعه، یعنی سال‌های 1390 تا 1394 با روندی مثبت و مطلوب همراه بوده است، به‌نحوی که در بازه زمانی قانون برنامه پنجم توسعه، قریب به 6000 کانون مجوز فعالیت از ستاد دریافت کرده و این درحالی است که تعداد مورد انتظار ستاد، قریب به 100 باب کمتر از این تعداد بوده است [3]، اما با مقایسه این آمار با آمار ارائه‌شده از سازمان برنامه‌وبودجه در ارزیابی قانون برنامه ششم توسعه (جدول 2 در پیوست)، چنین برداشت می‌شود که ستاد از اواسط قانون برنامه ششم در اغلب زیر محورهای مربوط به این هدف، به اهداف میان‌مدت خود دست‌نیافته است و از روند رو به‌ رشد اعطای مجوزهای تأسیس کانون‌ها در بازه سال‌های 1397 و 1398 به‌شدت کاسته شده‌ است. براساس ارزیابی صورت‌گرفته توسط سازمان برنامه‌وبودجه و همچنین اذعان متولیان ستاد، دو دلیل را می‌توان به‌عنوان دلایل اصلی کاهش روند رشد کمی کانون‌ها احصا کرد که عبارتند از: تمرکز فعالیت‌های ستاد بر طراحی و اجرای رویدادها و برنامه‌های ملی و روی‌آوردن ستاد به همکاری مشترک با دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی در راستای حمایت از فعالیت‌های کانون‌ها و درنتیجه تمرکز کمتر بر توسعه کمّی کانون‌ها مطابق با اهداف ترسیم‌شده در قانون برنامه ششم توسعه و عدم توانایی در جمع رشد کمّی‌وکیفی کانون‌ها به‌صورت هم‌زمان.

شایان ذکر است که به اذعان مسئولین ستاد، به‌دلیل اُفت کیفیت بسیاری از کانون‌ها، اعطای مجوز تأسیس به دانشگاه‌ها، زندان‌ها و مانند آن در سال جاری صورت نمی‌گیرد و فقط به مصلی‌ها و مساجد جهت تأسیس کانون‌ها ازسوی این نهاد مجوز اعطا می‌شود (معاون هماهنگی ستاد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، 1401/04/13).[11]

 

3-1-2.تسهیل در فرایند راه‌اندازی کانون‌ها و صدور مجوز تأسیس این کانون‌ها مطابق اساسنامه[12]

همان‌طور که بند پیشین اشاره شد، در طول اجرایی‌شدن قانون برنامه پنجم توسعه تا اواسط قانون برنامه ششم، روند اخذ مجوز کانون‌ها مثبت بوده است. روند افزایشی در طول دو برنامه مذکور، نشان از تسهیل و تسریع زمانی ستاد در اعطای مجوز به کانون‌های جدید، نسبت به عملکرد پیشین خود در این زمینه دارد. روند دریافت مجوز، به اذعان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سه ماهه بوده و متضمن طی کردن 10 مرحله به‌ شکل حضوری و مجازی در سامانه بچه‌های مسجد و تکمیل فرم‌های الکترونیکی است (سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: 1401/07/10) [4].

 

3-1-3. تجهیز کانون‌ها به امکانات لازم (اعم از فناورانه، زیرساختی و غیره)[13]

در دهه‌های پیشین، هم‌زمان با تأسیس کانون‌ها امکانات مورد نیاز آنها مانند رایانه، قفسه کتاب و غیره تأمین می‌شد، اما در دهه اخیر به‌دلیل مسائل و مشکلات حقوقی، اعتباری و مالی ستاد و افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمدها، آن‌گونه که لازم است این ستاد توانایی به‌روزرسانی تجهیزات کانون‌ها را ندارد. در این میان، برخی از کانون‌های استانی، از طریق منابع و مبالغ استانی، بخشی از امکانات مورد نیاز خود را تأمین می‌کنند (معاون هماهنگی ستاد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، 1401/04/23)[14]. در جدول(3) به پیوست نسبت تعداد کانون‌های دارای حداقل تجهیزات (رایانه، اینترنت، دوربین عکاسی، تجهیزات ورزشی و قفسه کتاب) به کانون‌های تکمیل‌کننده فرم درخواست همین تجهیزات در سال 1401 ذکر شده‌ است.

 نکته حائز اهمیت آن است که به‌دلیل حضوری‌بودن درخواست‌ها تا پیش از سال 1400 (که همان فرم دستی در سامانه بچه‌های مسجد قرار گرفته بود)، آماری از درخواست‌های کانون‌ها در زمینه تجهیزات، تا پیش از این سال، در دسترس نیست. همان‌طور که بیان شد، این فرم در سال 1400 در سامانه مزبور قرار گرفت و از مجموع 26 هزار کانون، 13867 کانون، فرم را تکمیل کردند که از این میزان، 8862 کانون به‌صورت کلی دارای تجهیزات بودند و البته این به‌معنای مجهز بودن کامل کانون‌های مذکور نبوده، بلکه به‌معنای دارا بودن حداقل تجهیزات، مانند و سایل ورزشی، دوربین عکاسی و فضای کلاس آموزشی است. هرچند داده‌های مذکور در جدول(3)، که مستخرج از سامانه بچه‌های مسجد است، ناقص بوده و قریب به نیمی از کانون‌های کشور فرم تجهیزات را تکمیل نکرده‌اند، اما براساس همین آمار، هر سه استان ایلام، سیستان و بلوچستان و خراسان‌شمالی با 39%، پایین‌ترین نسبت کانون‌های دارای حداقل تجهیزات به کانون‌های تکمیل‌کننده فرم را داشته و استان‌های کرمانشاه و سمنان به‌ترتیب با 95% و 91% بیشترین نسبت کانون‌های مجهز به حداقل تجهیزات را دارا هستند.

تجهیزات کانونی در 10دسته طبقه‌بندی می‌شوند که عبارتند از: فضای کلاس آموزشی، دوربین عکاسی، تجهیزات ورزشی، پروژکتور، پرده نمایش فیلم، سالن همایش، سالن ورزشی، دستگاه فیلم‌برداری، اتاق ضبط صدا، اتاق میکس و مونتاژ. از میان تجهیزات مذکور، اتاق میکس و مونتاژ، اتاق ضبط صدا و دستگاه فیلم‌برداری به‌ترتیب با 2%، 2%، و 7% پایین‌ترین عمومیت را در بین کانون‌های تکمیل‌کننده فرم دارا می‌باشند و فضای کلاس آموزشی، دوربین عکاسی و تجهیزات ورزشی به‌ترتیب با 54%، 28% و 17% بالاترین عمومیت را در بین کانون‌های تکمیل‌کننده فرم دارا هستند. در مجموع از 13867 کانون تکمیل‌کننده «فرم اطلاعات تجهیزات»، 8862 کانون (64%) دارای حداقل یکی از تجهیزات 10‌گانه می‌باشند.

 

3-1-4. راه‌اندازی کتابخانه‌های مساجد[15]

طرح کتابخانه‌های مساجد از سال 1385، ذیل بند «ز» ماده (106) قانون برنامه چهارم توسعه،[16] با هدف حفظ هویت اسلامی-ایرانی و اعتلای معرفت دینی از مسیر تقویت سهم کتاب‌خوانی در حوزه دین، در مساجد و سایر اماکن مذهبی مورد توجه قرار گرفت. براساس گزارش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اقدامات ذیل در این سال صورت پذیرفته است: تدوین و اجرای طرح کتابخانه‌های شبستان مساجد در مناطق محروم کشور با توزیع کتاب‌های فرهنگی- دینی، حمایت از مؤلفین و ناشرین کتب فرهنگی- هنری از طریق خرید آثار مذکور و توزیع آنها میان اقشار مختلف جامعه، گسترش ظرفیت شبکه توزیع کتب فرهنگی-دینی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای در استان‌های کشور [5].

براساس آمار‌های ستاد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1396 میزان تحقق اهداف و بیانیه مأموریت ستاد در این سال، به‌لحاظ کمّی، در حوزه تجهیز و راه‌اندازی کتابخانه‌های مساجد، حدوداً 97% بوده [6] و میزان تحقق اهداف ستاد مذکور در حوزه کتابخانه‌های مخزن‌باز و مخزن‌بسته مساجد در سال 1397، به‌ترتیب در حدود 90% و 94% بوده است [7] که البته این میزان از تحقق اهداف، در حوزه کتابخانه‌های مخزن‌باز نسبت به سال 1396، تقریباً تغییری نداشته و در حوزه کتابخانه‌های مخزن‌بسته نسبت به سال 1396، حدوداً 5% افزایش یافته ‌است. میزان دستیابی به اهداف در هرکدام از حوزه‌های کتابخانه‌های مخزن‌بسته و مخزن‌باز در سال 1398 به‌ترتیب در حدود 79% و 53% بوده است و این میزان تحقق نسبت به سال 1397، در هر دو محور به‌ترتیب 0.03% و 15% کاهش داشته است. بر این اساس، سیر نزولی عملکرد ستاد در توسعه کمّی کتابخانه‌های مساجد مشهود بوده و در مجموع بیش از 30% از اهداف در حوزه کتابخانه‌های مساجد توسط ستاد محقق نشده است.

 

3-1-5. برقراری عدالت فرهنگی[17]

اقدامات ستاد در زمینه برقراری عدالت فرهنگی را می‌توان در سه محور تقسیم‌بندی و ارزیابی کرد:

- اقدامات ستاد در حوزه روستایی و حاشیه شهری

روستاها در اسناد بالادستی مجموعه کانون‌ها مانند قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه مورد توجه قرار گرفته‌اند. در برنامه ششم توسعه بر لزوم برخورداری 25 درصدی مساجد مناطق روستاییِ بالای 1000 نفر جمعیت از کانون‌ها براساس بودجه سنواتی تأکید شده‌ است. مبتنی‌بر این مقایسه‌ها می‌توان به پرسش پیش‌رو پاسخ داد که آیا روستاها و مناطق حاشیه‌ای در برنامه‌ها و راهبرد‌های سیاستگذاران، جایگاهی هم‌رده سایر مناطق دارند یا خیر؟ این امر در مصاحبه‌های مسئولین ستاد مورد توجه قرار گرفته است [8] و توجه به روستاها و مناطق حاشیه‌ای و برقراری عدالت فرهنگی یکی از ادعاهای ستاد است.

براساس آمار منتشرشده ازسوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1399، 13 هزار و 258 باب کانون در روستاها، 12 هزار و 345 باب در شهرها و 166 باب در بخش عشایری تأسیس شده‌ است. بنابراین طبق آمار مذکور، بخش روستایی از بخش‌های دیگر، در تأسیس کانون‌ها، پیشی گرفته است و به اذعان ستاد فهما، بیش از 50% کانون‌ها در مناطق روستایی فعالیت دارند. به اذعان مسئولین ستاد، ازآنجاکه مسجد مهم‌ترین مرکز فرهنگی در روستا محسوب می‌شود، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمامی مأموریت‌های خود در روستاها را به مجموعه ستاد سپرده است. در همین راستا، رئیس پیشین ستاد و مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان داشته بود: «در شهرها مراکز زیادی وجود دارد تا جانشین کانون‌ها باشد. برای مثال، ظرفیت‌های متعددی برای اجرای تئاتر، فیلم و نمایش در فرهنگ‌سراها و خانه‌های فرهنگ و حتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موجود است. درحالی که در روستاها، مساجد تنها مراکز فرهنگی برای اجرای سرود، نمایش، تئاتر و برگزاری نمایشگاه است» [9].

براساس نتایج آخرین رویداد فهما در سال 1400، مجموع امتیازات کسب‌شده توسط کانون‌های روستایی 32/685/789 بود. در همین سال مجموع امتیازات کسب‌شده توسط کانون‌های شهری 35/299/897 است. بنابراین کانون‌های روستایی و شهری به‌ترتیب 48% و 52% از امتیازات رویداد فهمای 1400 را به‌خود اختصاص داده‌اند. براساس آمارهای ارائه‌شده توسط ستاد در سال 1400، 52% از کانون‌های کشور را کانون‌های روستایی و 48% از تعداد کل کانون‌ها را کانون‌های شهری تشکیل داده‌اند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که رشد کمّی کانون‌های روستایی در مقایسه با مناطق شهری، قابل‌قبول بوده و ستاد در توسعه کمّی کانون‌های روستایی در نسبت به کانون‌های شهری موفق بوده است.

- اقدامات ستاد در شهرهای غیرمرکز استان

در جدول (4) که به پیوست آورده‌ شده، نسبت میان تعداد کانون‌های شهرهای غیرمراکز استان با تعداد کل کانون‌های استان‌ها سنجیده شده‌ است. بر این اساس، استان کهگیلویه و بویراحمد اولین استانی است که نسبت میان کانون‌های غیرمرکز استان و کانون‌های مرکز استان آن در بیشترین مقدار نسبت به سایر استان‌ها قرار دارد و عددی قریب به 94% را به‌خود اختصاص داده است. بر پایه سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ این استان با جمعیتی قریب به 71/3000 نفر، مجموعاً 646 کانون داشته که از این تعداد 36 عدد آن در مرکز استان قرار دارد و مابقی در شهرستان‌ها پراکنده شده‌اند.

پس از استان کهگیلویه و بویراحمد، بیشترین درصد کانون‌های غیرمرکز استان مربوط به استان سیستان و بلوچستان است. بر این اساس، در این استان با جمعیتی قریب به 2/700/000 نفر در کل استان، 1041 کانون فعالیت دارد که از این تعداد، 136 عدد در شهر زاهدان و 905 عدد آن در 25 شهرستان دیگر پراکنده ‌شده‌اند و این پراکندگی، گویای توجه نسبتاً مطلوبی به شهرهای غیرمرکز استان در نسبت با مرکز استان است. شهرستان ایرانشهر به‌عنوان دومین شهرستان استان با جمعیتی قریب به 256000 نفر نیز 86 باب کانون را به‌خود اختصاص داده است. همچنین هیچ آماری از کانون‌های شهرستان‌های زرآباد، گلشن، لاشار، تفتان، بمپور، دشتیاری و را سک با جمعیت‌هایی به‌ترتیب قریب به 20000 نفر، 29000 نفر، 34000 نفر، 44000 نفر، 65 هزار نفر، 80000 نفر، 95000 نفر ثبت نشده است. بنابراین طبق آمار موجود، باید 905 عدد کانون مذکور در 18 شهرستان دیگر تقسیم شده باشند.

پس از استان سیستان و بلوچستان، استان مازندران با جمعیتی قریب به 3200000 نفر، 1199 کانون در کل استان دارد که از این تعداد کانون‌ها، 85.79% آنها معادل 1029 عدد در شهرستان‌های غیرمرکز استان پراکنده شده و 170 باب در مرکز استان افتتاح شده‌اند. همچنین در شهرستان سیمرغ با جمعیت قریب به 19000 نفر جمعیت و به‌عنوان کم‌جمعیت‌ترین شهرستان استان، 18 باب کانون افتتاح شده‌ است. شهرستان بابل نیز به‌عنوان پرجمعیت‌ترین شهرستان با 532000 نفر جمعیت، 159 باب کانون را به‌خود اختصاص داده است. ساری نیز به‌عنوان مرکز استان، با 504000 نفر جمعیت، 170 باب کانون را به‌خود اختصاص داده که نشانگر توجه بیشتر به این شهرستان در نسبت به شهرستان‌های دیگر استان (حتی شهرستان بابل که جمعیتی بیشتر از ساری دارد) است.

استان البرز با 7 شهرستان و جمعیتی قریب به 2712000 نفر، استانی است که نسبت میان کانون‌های غیرمرکز استان با کانون‌های مرکز استان آن بسیار پایین بوده و قریب به 43% از این کانون‌ها در این شهرها واقع‌ شده‌اند و مابقی یعنی معادل 227 باب کانون از مجموع 398 باب در مرکز استان متمرکز شده‌ است، البته باید در نظر داشت که بیش از نصف جمعیت استان البرز در پایتخت این استان قرار دارد و دومین شهر این استان از لحاظ جمعیتی یعنی شهر فردیس، جمعیتی قریب به 181000 نفر دارد.

پس از استان البرز دومین استانی که کمترین نسبت کانون‌های غیرمرکز استان نسبت به‌ کل کانون‌های استان را داراست، استان یزد با جمعیتی قریب به 1138000 نفر است. این استان با 11 شهرستان، مجموعاً 850 باب کانون دارد که از این تعداد تقریباً 46% معادل 389 باب در مرکز این استان افتتاح شده ‌است و قریب به 54% مربوط به شهرستان‌های غیرمرکز استان است. در این میان هیچ آماری از کانون‌های شهرستان مروست در دست نیست.

براساس آمار موجود، استان زنجان رتبه سوم استانی به‌لحاظ کمترین نسبت کانون‌های غیرمرکز استان به کانون‌های مرکز استان است. این استان با 8 شهرستان و جمعیتی نزدیک به 1200000 نفر، در مجموع 383 کانون داشته که از این تعداد، 167 باب در مرکز استان قرار دارد و مابقی، یعنی حدوداً 56% از این کانون‌ها در 7 شهرستان دیگر پراکنده‌ شده‌اند.

از بررسی نهایی مجموع استان‌ها به‌دست می‌آید که تا مردادماه سال1401 مجموعاً 26080 کانون در سراسر کشور در سامانه بچه‌های مسجد ثبت شده و از این تعداد، کانون‌های غیرمراکز استان در سراسر کشور، 19977 باب، معادل 76.6% است و این درحالی است که قریب به 47 میلیون نفر از جمعیت کشور در شهرهای غیرمراکز استان‌ها پراکنده ‌شده‌اند و قریب به 32 میلیون نفر در مراکز استان‌ها هستند و این امر حاکی از توجه بیشتر ستاد به شهرهای غیرمراکز استان است، البته باید توجه کرد که درصد مذکور، درصد تجمیعیِ عملکرد ستاد در این زمینه است و درصد مجزای عملکرد ستاد در هرکدام از استان‌ها، بیانگر موفقیت و یا عدم موفقیت ستاد در برقراری عدالت فرهنگی در آن استان است. برای مثال سه استان البرز، یزد و زنجان پایین‌ترین نسبت را در این حوزه به‌خود اختصاص داده‌اند و آمار مربوط به این سه استان بیانگر ضعف ستاد در برقراری عدالت فرهنگی در این حوزه است و همچنین سه استان کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان و مازندران به‌عنوان بالاترین استان‌ها در نسبت کانون‌های غیرمراکز استان به مراکز استان، مشخص‌ شده‌اند که بیانگر نقطه موفقیت ستاد در این شاخصه در استان‌های مذکور است.

 

3-1-6. تنظیم و ارائه گزارش تراز مالی سالانه ستاد به شورای سیاستگذاری و نظارت[18]

بند حاضر، یکی از اصلی‌ترین محورهای کمک‌کننده در ارزیابی عملکرد ستاد و نحوه هزینه‌کرد کمک‌های دولتی به این نهاد است. عدم دریافت هرگونه داده‌ای در محور حاضر، علی‌رغم پیگیری‌های انجام‌شده،[19] شائبه عدم اهتمام بنیادین به این دو محور در ستاد را به‌وجود می‌آورد. هرچند، تحلیل سایر داده‌های به‌دست ‌آمده از ستاد و همچنین اذعان مسئولین ستاد به عدم انجام هیچ‌گونه ارزیابی سیاستگذارانه‌ای در طول فعالیت سی‌ساله کانون‌ها،[20] مؤید این شائبه خواهد بود.

 

3-1-7. تولید، شبکه‌سازی توزیع و ترویج محصولات فرهنگی[21]

سامانه «بچه‌های مسجد» اصلی‌ترین سامانه شناسایی و شبکه‌سازی توزیع و ترویج محصولات فرهنگی تولیدشده در ستاد است (معاون هماهنگی ستاد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، 1401/04/23).[22] هرکدام از مدیران کانون‌هایی که کانون خود را در این سامانه ثبت کرده‌اند، یک درگاه مدیریت مختص به‌خود داشته که از طریق آن می‌توانند خدمات ویژه‌ای را که کانون ایشان می‌تواند در خدمت سایر کانون‌ها قرار دهد، جهت رؤیت سایر مدیران کانون‌ها ثبت کنند. به این ترتیب هر مدیر کانون این امکان را خواهد داشت که در زمینه‌های مورد نیازی که کانون وی دچار کمبود است، از سایر کانون‌ها درخواست همکاری کرده و از توانایی و استعداد آنها استفاده کند.

طرح دیگری که در زمینه شناسایی و شبکه‌سازی توزیع و ترویج محصولات فرهنگی، در کنار کارویژه اصلی خود در کانون‌ها، قابل‌استفاده است، طرح «کانون‌های شبکه رابطین» می‌باشد. این طرح تقریباً از سال 1398 در مجموعه کانون‌ها ازسوی ستاد کانون‌ها اجرا شده‌ است. شیوه عملکرد شبکه کانون‌ها و مجموعه‌های ناظر بر آنها به این طریق است که هر استان ستاد استانی ناظر به‌خود را دارد که دقیقاً معادل استانیِ ستاد مرکزی است. سپس، ذیل هر ستاد استانی، شبکه کانون‌های رابط قرار داشته و این شبکه کانون‌های رابط هستند که واسط بین ستاد استانی و کانون‌های مساجد خواهند بود. به‌صورت متوسط، هر کانون رابط، 25 کانون را ذیل خود و در منطقه جغرافیایی اطراف خود پوشش می‌دهد. این کانون‌ها از طریق بررسی نتایج ارزیابی رویداد ملی فهما انتخاب می‌شوند. شبکه کانونی مذکور، علاوه‌بر کارویژه‌های خود، امکان توزیع و ترویج محصولات فرهنگی در بین کانون‌ها را فراهم می‌آورد (معاون آمار ستاد، 1401/05/08).[23]

گفتنی است که شروع هر دو طرح مذکور که اصلی‌ترین و مشخص‌ترین برنامه ستاد در شبکه‌سازی توزیع و ترویج محصولات فرهنگی هنری هستند، از سال 1398 بوده است. لذا تا پیش از این سال، عملاً مجموعه کانون‌ها و ستاد برنامه‌ای مشخص و بهینه برای شناسایی و شبکه‌سازی توزیع و ترویج محصولات فرهنگی و هنری تولیدشده در بستر کانون‌ها را نداشته‌ است و بنابراین عدم هم‌افزایی در کانون‌ها در حیطه تولیدات فرهنگی هنری نمودی بارز دارد. شایان ذکر است که هر دو طرح مذکور مربوط به شبکه درونی کانون‌ها هستند و در بهترین حالتِ عملکردی، متضمن هم‌افزاییِ درونی کانون‌ها در این حیطه‌ها خواهند بود و این درحالی است که براساس اهداف بیان‌شده در سند تحول راهبردی کانون‌ها، این پایگاه‌های فرهنگی، وظایفی در قبال جوامع بیرون از خود مانند محلّات دارا می‌باشند (رک. سند تحول راهبردی، بخش «کلیات»، بند«ب») و براساس اهداف مذکور، این انتظار از ستاد کانون‌ها وجود دارد که سیاست‌ها و برنامه‌های لازم جهت توزیع و شبکه‌سازی محصولات فرهنگی هنری تولیدشده در این جوامع را نیز فراهم آورد، که عملاً براساس داده‌های به‌دست‌ آمده، این مورد در قبال جوامع مزبور، محرز نشد.

جدول(5) آمار تجمیعی آثار تولیدشده فرهنگی هنری (شامل آثار فیلم، نمایش و سرود) را در هر سال نشان‌می‌دهد. این آمار، به‌دست‌آمده از رویداد ملی فهما در سال‌های 1398، 1399 و 1400 است.

 

جدول 5. آمار تجمیعی آثار تولیدشده حوزه فیلم، نمایش و سرود در سال‌های 1398، 1399 و 1400

سال

مجموع آثار تولیدشده در هر سه محور فیلم، نمایش و سرود

1398

903

1399

3657

1400

2902

مأخذ: آمارهای دریافت‌شده از ستاد، طی نامه مرکز پژوهش‌ها به ستاد، به شماره 3795 مورخ 1401/04/23.

 

براساس آمار ارائه‌شده در جدول بالا، تولید آثار در حوزه‌های موردنظر در کانون‌ها طی سال‌های 1399-1398 بیش از 3 برابر شده ‌است، اما به ناگاه در سال 1400، علی‌رغم رشد چشمگیر تعداد گروه‌های فرهنگی هنری، تعداد آثار تولیدشده در این گروه‌ها کاهش چشمگیری نسبت به سال 1399 داشته است. مسئولین ستاد فهما، علت این امر را شیوع بیماری کرونا و عدم امکان حضور فیزیکی در مساجد و کانون‌ها دانستند (معاون هماهنگی ستاد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، 1401/04/23).

همچنین در جدول(6) آمار تجمیعی آثار تولیدشده در هرکدام از محورهای مذکور، طی هر سال بیان شده‌ است.

 

جدول 6. آمار تجمیعی آثار تولیدشده در هر محور در سال‌های 1398، 1399 و 1400

قالب هنری

1398

1399

1400

فیلم

321

713

497

سرود

126

1833

1622

نمایش

456

1111

783

مأخذ: همان.

 

میزان تولیدات آثار هنری در هر سه محور، طی سال‌ 1399-1398 با رشد چشمگیری همراه بوده است، اما طی سال‌ 1400-1399 میزان تولیدات نسبت به سال پیش از آن، با وجود رشد تعداد گروه‌ها، با کاهش روبه‌رو شده و این کاهش در محور نمایش بیشتر از دو محور دیگر بوده است. جدول(7) به بیشترین و کمترین آثار تولیدشده در هر سال پرداخته است.

 

 

جدول 7. بیشترین و کمترین آثار تولیدشده در هر سال

سال

تعداد آثار تولیدشده

1398

قم (118) و هرمزگان (منطقه‌آزاد قشم) (9)

1399

خراسان‌رضوی (424) و ایلام (11)

1400

خراسان‌رضوی (437) و خوزستان (منطقه‌آزاد اروند) (0)

مأخذ: همان.

 

همان‌طور که از مجموعه آمار مذکور در جداول بالا مشخص است، میزان تولید آثار فرهنگی هنری طی سال 1400-1399 با کاهش شدیدی روبه‌رو بوده است و مسئولین ستاد علت این امر را همه‌گیری بیماری کرونا در این سال و عدم امکان حضور فیزیکی در مساجد و کانون‌ها دانسته‌اند، اما باید پرسید که آیا امکان تعریف فعالیت‌ها در قالب‌های دیگری مانند قالب فضای مجازی وجود نداشت؟ و یا آیا نمی‌شد اساساً قالب فعالیت‌ها را به‌سمت و سوی قالب‌هایی دیگر متناسب با وضعیت همه‌گیری بیماری کرونا سوق داد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که تصمیمات اقتضایی و راهبردی موردنظر ازسوی ستاد اخذ نشده و شرایط همه‌گیری ویروس کرونا، آسیب چشمگیری به فعالیت‌های میدانی کانون‌ها در زمینه تولید آثار فرهنگی هنری وارد کرده‌ است و سطح فعالیت‌ها به‌صورت جدّی کاهش یافته و این درحالی است که لحاظ کردن اقتضائات زمانی و مکانی ازجمله معیارهای بسیار مهم مدیریت مطلوب و کارآمد این کانون‌ها بوده و اتفاقاً این مهم در سند تحول راهبردی کانون‌ها مورد توجه قرار گرفته است (رک. سند تحول راهبردی، بخش «مقدمه»).

 

3-2. اهداف عملیاتی در سطح کانون‌ها و مسجد

3-2-1. مسجد محوری (در سطح فعالیت‌های کانون)[24]

- حضور ارکان اصلی به‌ویژه امام‌جماعت در فعالیت‌ها[25]

در جدول(8) به پیوست، نسبت تعداد کانون‌های هر استان که ائمه جماعات در آنها فعالیت دارند به‌ کل کانون‌های هر استان تا سال 1401، آورده شده‌ است. بر این اساس، استان‌های قم، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، سمنان، فارس (جنوب) و هرمزگان (منطقه‌آزاد) استان‌هایی هستند که نسبت به سایر استان‌ها بالاترین نسبت تشکیل کانون‌ها توسط ائمه جماعات در آنها وجود دارد. همچنین استان‌های ایلام، تهران، گلستان و هرمزگان کمترین نسبت تشکیل کانون‌ها توسط ائمه جماعات، نسبت به سایر استان‌ها را به‌خود اختصاص داده‌اند. در مجموع نیز 37.39% از کانون‌های کشور توسط ائمه جماعات تأسیس شده و توسط ایشان اداره می‌شود و یا در اداره آن به هر نحو ایفای نقش می‌کنند. بنابراین با توجه به اینکه حضور و فعالیت ائمه جماعات در کانون‌ها ازجمله معیارهای ارزیابی کانون‌ها در طرح ملی فهما بوده [10] و علی‌الخصوص اینکه عدم هماهنگیِ بین‌نهادی در صحن مسجد ازجمله مهم‌ترین آسیب‌های فعالیت مسجدی در شرایط کنونی است (رک. سند تحول راهبردی، بخش «چشم‌انداز»، بند «ج»)، عملکردی قابل‌قبول و مطلوب برای مجموعه کانون‌های کشور و ستاد هماهنگی کانون‌ها ارزیابی نمی‌شود.

- میزان مشارکت نوجوانان و جوانان در فعالیت‌ها[26] [10]

یکی از اهداف پُرتکرار کانون‌ها در اسناد بالادستی آنها مانند قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه، ضرورت جذب جوانان و نوجوانان و برنامه‌ریزی ویژه برای رشد این دو قشر است. در مورد حاضر نیز ضعف شدید آماری وجود داشته، زیرا آمار تفکیکی مربوط به حوزه نوجوانان و جوانان در سال‌های قبل از سال 1401، در دسترس نیست. حال آنکه که اگر این آمار وجود ‌داشت، امکان مقایسه آنها با هم فراهم و موفقیت یا عدم موفقیت ستاد در این هدف، مشخص‌تر می‌شد. آمار مربوط به قشرهای نوجوانان و جوانان کانون‌ها (14 تا 30 سال) در سال 1401 در جدول (9) آورده شده است:

 

جدول 9. آمار قشرهای نوجوان و جوان کانون‌ها (14 تا 30 سال) در سال 1401

ردیف

رده سنی

تعداد عضو

درصد از کل

1

14 تا 21 سال

550615

23 %

2

21 تا 30 سال

501741

21 %

جمع کل

1052356

44 %

مأخذ: همان.

 

براساس آمار مذکور در جدول بالا، مجموعاً قریب به 1 میلیون نفر، معادل 44% از کل جمعیت مخاطبین کانون‌ها را قشر نوجوان و جوان تشکیل داده که قریب به 56% از جمعیت مخاطبین، مربوط به سایر رده‌های سنی است. بنابراین عملکرد مذکور، با توجه به اینکه اصلی‌ترین جمعیت هدف کانون‌ها، براساس اسناد اصلی بالادستی، قشرهای نوجوانان و جوانان است، عملکردی مطلوب ارزیابی نمی‌شود.

 

3-2-2. استفاده از فناوری روز [10]

براساس آمار ارائه‌شده توسط ستاد، امتیاز تجمیعی کل استان‌ها در رویداد فهما و در محور حاضر، در سال 1399 با رشد حدوداً 7.5 برابری نسبت به سال 1398 همراه بوده است، اما براساس همین آمار، میزان استفاده از امکانات فناورانه در سال 1400 نسبت به سال 1399 کاهش چشمگیری داشته است. این درحالی است که علی‌القاعده با شیوع بیماری کرونا، انتظار می‌رود که میزان بهره‌مندی کانون‌ها از امکانات تکنولوژیکی و فناورانه مانند اینترنت و سکوهای مجازی ارتباط افزایش یافته و به همین میزان امتیاز این محور افزایش پیدا می‌کرد. در طول هر سه سال متوالی نیز، استان‌های سیستان و بلوچستان، کرمان (جنوب)، هرمزگان، ایلام و خوزستان ضعیف‌ترین استان‌ها به‌لحاظ بهره‌مندی از امکانات فناورانه هستند. همچنین استان‌های خراسان‌رضوی، قم، یزد، اردبیل، اصفهان و چهار محال و بختیاری بهره‌مندترین استان‌ها در این زمینه در طول سه سال متوالی بوده‌اند. نکته حائز اهمیت دیگر در توصیف این هدف عملیاتی، در دسترس نبودن آمار مربوط به پیش از سال 1398 است.

3-2-3. پیوست رسانه‌ای (در سطح فعالیت‌های کانون) [10]

به‌صورت کلی، فعالیت رسانه‌ای ستاد در حوزه خبری کانون‌ها منحصر در دو فعالیت است. فعالیت اول ستاد، راه‌اندازی سامانه بچه‌های مسجد بود که ابعاد آن پیش از این بیان شد. دومین اقدام ستاد در زمینه انعکاس فعالیت‌های کانون‌ها، راه‌اندازی وب‌گاه خبرگزاری شبستان بود. خبرگزاری شبستان به‌ شکل آزمایشی از سال 1383 اخبار کانون‌های کل کشور را پوشش داده و در بهمن‌ماه سال 1386 با دریافت مجوز خبرگزاری از معاونت امور مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت خود را در فضای مجازی به‌صورت رسمی آغاز کرد. به اذعان مسئولان خبرگزاری شبستان، این نهاد خبری با راه‌اندازی 32 دفتر نمایندگی (31 مرکز استان و منطقه جنوب کرمان) و ترجمه روزانه اخبار به 7 زبان (انگلیسی، روسی، عربی، اردو، مالایو، بنگالی، آذری) توانسته است تاکنون به فعالیت خود ادامه دهد. این خبرگزاری 7 سرویس را پشتیبانی می‌کند که عبارتند از: قرآن و معارف، اندیشه، مهدویت، مسجد و کانون‌های مساجد، جهان اسلام، سیاسی، فرهنگ و ادب، اجتماعی، عکس، چندرسانه‌ای و استان‌ها.

شایان ذکر است که نویسنده در تاریخ 1401/06/01، از معاونت آمار ستاد، آمار مربوط به اخبار منتشرشده در هرکدام از محورهای مذکور را طلب کرد که ایشان در پاسخ اذعان کردند که ستاد آمار مربوط به این محورها را تاکنون استخراج نکرده است و صرفاً تعداد اخبار مرتبط به کانون‌های هر استان را به تفکیک در اختیار نویسنده قرار دادند که گزارش مربوط به آن به‌صورت مختصر به تفکیک 3 سال اخیر در جدول(10) آورده شده‌ است. شایان ذکر است که این آمار منحصراً مربوط به اخبار منتشرشده در سامانه بچه‌ها مسجد است.

 

جدول 10. اخبار مربوط به کانون‌ها در سال‌های 1398، 1399 و 1400

اخبار کانون‌ها در سال 1398

اخبار کانون‌ها در سال 1399

اخبار کانون‌ها در سال 1400

17779

31496

48693

مأخذ: همان.

 

براساس مقایسه آمار اخبار منتشرشده در سامانه بچه‌های مسجد در سه سال متوالی، پوشش اخبار کانون‌ها در طول این سه سال، افزایشی قابل‌توجه داشته است.

 

3-2-4. خودکفایی (در سطح فعالیت‌های کانون) [10]

- جذب منابع مردمی [10]

مردمی‌بودن معنایی است که همانند روح در کالبد همه سیاست‌های اتخاذشده ناظر به حوزه مسجد و سپس به‌تبع آن در حوزه کانون‌ها، از همان اوایل انقلاب اسلامی جاری بوده و از بدو تأسیس کانون‌ها مورد تأکید سیاستگذاران قرار گرفته است و همواره از جانب اندیشمندان و مراجع عظام تقلید، مورد نظارت قرار گرفته است و هرجا شائبه دولتی‌شدن و یا وابستگی این نهاد به حاکمیت وجود داشته، از جانب این افراد مورد تذکر قرار گرفته و از استقلال مردمی این نهاد و متعلقات آن در ایران، حراست شده ‌است [11]. در اسناد مربوطه، این امر تا حدّی محوریت داشته که رسماً به‌عنوان اصلی‌ترین ابزار تأمین مالی کانون‌ها در کنار «کمک دولت از محل اعتبارات عمومی» مطرح شده است.[27] در این محور نیز علی‌رغم پیگیری‌[28] از مسئولین ستاد جهت دریافت داده‌، متأسفانه داده‌ای از طرف ایشان دریافت نشد، اما براساس نتایج پژوهش حاضر حول هدفی عملیاتی مانند «کارآفرینی و درآمدزایی» که کاملاً ناظر بر تأمین مالی این کانون‌ها از محلی به‌جز کمک دولت هستند، بر می‌آید که کانون‌ها اساساً در مسیر برنامه‌ریزی خود در طول حیاتی سی‌ساله، به این محور بسیار مهم بی‌توجه بوده و از ظرفیت‌های مردمی در جهت‌های مختلف، علی‌الخصوص در جهت‌های مالی و اقتصادی غفلت نکرده‌اند.

 

- کارآفرینی و درآمدزایی [10]

جدول (11) به پیوست، آمار مربوط به کانون‌های فعال در حوزه کارآفرینی و درآمدزایی را در دو سال متوالی 1399 و 1400 نمایش می‌دهد. شایان ذکر است که این آمار از سال 1399 گردآوری شده و آمار مربوط به پیش از این سال توسط ستاد گردآوری نشده است. براساس این آمار، استان‌های قم و اردبیل نسبت به سایر استان‌ها بیشترین و استان‌های زنجان، آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان، فارس، مازندران، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان غربی و هرمزگان کمترین کانون‌های فعال در حوزه کارآفرینی و درآمدزایی را نسبت به‌ کل کانون‌های استانی خود دارا هستند. با توجه به اینکه ستاد هماهنگی جزء نهادهای غیردولتی و غیرانتفاعی بوده و بودجه مصوب و دولتی نداشته و اینکه کارآفرینی ازجمله اهداف مورد توجه در سند تحول راهبردی ستاد و ارزیابی طرح فهما و یکی از جدّی‌ترین راه‌های تأمین مالی کانون‌هاست، لذا آمارهای مذکور در جدول(11) بیانگر عدم موفقیت ستاد در پیشبرد کانون‌ها به‌سمت کارآفرین‌شدن و استقلال مالی است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که بخش قابل‌توجهی از فشار مالی و اقتصادی کانون‌ها که به‌تبع آن، این نهاد به‌دنبال تبدیل وضعیت خود به نهاد عمومی غیردولتی است،[29] به‌علت عدم اهتمام لازم به این محورِ بسیار حیاتی بوده که طراحان اولیه کانون‌ها برای ادامه حیات و بقای این شکل از فعالیت‌های فرهنگی پیش‌بینی کرده بودند.

 

3-2-5. هویت‌سازی و هویت‌بخشی در سطح ساختار و اعضا[30]

برای ارزیابی این موضوع در کانون‌ها، باید ابتدا به دو پرسش پاسخ داد. پرسش اول این است که ساختار کانون در بین ساختارهای موجود در صحن مسجد، چقدر هویتی مجزا و کارآمد دارد؟ (از نظر هم‌پوشانی کارکردی) و پرسش دوم اینکه چقدر افراد و اعضای کانون‌ها، هویتی مجزا از اعضای دیگر ساختارهای موجود در صحن مسجد دارند؟ محور حاضر به‌صورت کلی ازجمله محورهایی است که وابستگی تنگاتنگی به «میدان» داشته و برای توصیف و ارزیابی آن به میزان بالایی به داده‌های میدانی و همچنین روش‌های سنجش کیفی و شاخص‌هایی از جنس کیفی نیازمند است و لذا ارائه ارزیابی جامع و همه‌جانبه از آنها در ارزیابی سطح میدانی، مانند ارزیابی از منظر مجریان خُرد میدان امکان‌پذیر است. این نوع ارزیابی، با شیوه‌هایی مانند موردکاوی و یا مردم‌نگاری، به‌صورت کاملاً عینی و محسوس به ارزیابان نشان ‌می‌دهد که آیا کانون‌ها در عمل و در صحن مسجد، ساختارِ هویتیِ متمایزی (به‌لحاظ کارکردی) دارند یا خیر؟ و آیا اعضای کانون‌ها نسبت به اعضای سایر نهادهای فعال در صحن مسجد، هویتی متمایز داشته و برای مثال می‌توان افرادی را با هویتِ اصطلاحاً «کانونی» در کنار سایر هویت‌ها و متمایز از هویت‌هایی مانند «بسیجی»‌ها دانست؟ آیا این تنوع و تکثر، در زمینه کارکردی و هویتی بین کانون‌ها و سایر نهادهای فعال در صحن مسجد معنادار است یا خیر؟

ساختار مطلوب و بهینه در حکمرانی فرهنگی کشور، ساختاری است که در عین هماهنگی و همگرایی با سایر دستگاه‌های فرهنگی- هنری و انسجام در اهداف، ساختارها و روش‌ها، بتواند هویت ساختاری و کارکردی متمایز، ویژه و منحصربه‌فرد خود را نیز داشته‌ باشد و از این رهاورد بخشی از رسالت نظام جمهوری اسلامی ایران را در امر فرهنگ و در زیست‌بوم ایرانی اسلامی به‌عهده بگیرد. از رهاورد همین تمایز هویتی-کارکردی با سایر دستگاه‌هاست که اصلِ ضرورت وجود خود را در منظومه دستگاه‌های فرهنگی کشور به اثبات رسانده و در یک همکاری نظام‌مند با سایر دستگاه‌های فعال در حوزه فرهنگ، به ایفای نقشِ ویژه و منحصربه‌فرد خود در این حوزه می‌پردازد، در غیر این‌صورت اصل نیاز به‌وجود چنین نهادی محل سؤال بوده و وجود آن برای حکمرانان کلان حوزه فرهنگ در کشور، توجیه فرهنگی و البته اقتصادی نخواهد داشت. علاوه‌بر این، نهاد مذکور در عین ضرورت دارا بودن تمایز ساختاری، هویتی و کارکردی با سایر نهادهای فرهنگی هنری، باید توانایی هویت‌بخشی به افراد و اعضای خود را نیز داشته باشد، به‌نحوی که اعضای آن برای خود هویتی متمایز و مستقل از اعضای سایر نهادهای فعال در صحن مسجد داشته‌ باشند [17]. بنابراین به‌نظر می‌رسد، باید مجموعه ستاد و کانون‌ها را در هر دو حوزه مذکور مورد پرسش قرار داد.

برای پاسخ‌دادن به پرسش اول، باید ابتدا به این سؤال پاسخ گفت که اساساً کارکرد ویژه کانون‌ها در کشور و تمایز کارکردی این کانون‌ها با سایر نهادها مانند سازمان بسیج چیست؟ به اعتقاد مسئولین ستاد کانون‌ها، کارویژه اصلی و تمایز بخش این نهاد در صحن مسجد، پرداخت به دو حوزه فرهنگ و هنر است. آنها معتقدند که کانون‌ها متولی این دو حوزه در میدان مسجد هستند (معاون هماهنگی ستاد، 1401/04/23)، اما در اسناد بالادستی کانون‌ها، مانند اساسنامه ستاد و حتی در سندی متأخّر مانند سند تحول راهبردی، اهداف و اموری متعدد و البته مبهم در حوزه‌های تربیتی، تشکیلاتی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای این کانون‌ها ذکر شده ‌است و این امر باعث می‌شود که عملاً کانون‌ها خود را متولی امور و حوزه‌های متنوع و متکثر در صحن مسجد دانسته و این امر درنهایت موجب خلط کارکردی با سایر نهادها مانند نهاد بسیج می‌گردد (برای نمونه، رک. اساسنامه ستاد، ماده (۲) فصل اول، بخش «اهداف»). این اختلاط کارکردی بدان علت است که به‌طور هم‌زمان نهادی مانند سازمان بسیج مستضعفین نیز خود را متولی همان حوزه‌ها در مسجد می‌داند (رک. اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مصوب 1361/06/15، فصل چهارم، اساسنامه واحد بسیج مستضعفین، ماده (۴۱)). لذا علی‌رغم اینکه تلاش‌هایی مانند دخیل‌کردن سازمان بسیج، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، مرکز رسیدگی به امور مساجد در شورای نظارت و اعضای هیئت مؤسس کانون مساجد صورت گرفته است (رک. اساسنامه ستاد، مواد (۵)و (۱۱) فصل دوم)، اما اساساً اختلاط کارکردی هنوز هم در سطح نهادی وجود داشته است [12] و این سؤال بنیادین، به‌صورت جدّی وجود دارد که تمایز کارکردی کانون‌ها با نهادی مانند سازمان بسیج چیست؟ زیرا سازمان بسیج نیز حوزه فعالیت‌های خود را محدود نکرده و در عمل ذیل وظایف بسیار گسترده خود، حوزه‌های فرهنگ و هنر را نیز جای می‌دهد. براساس بررسی‌ها صورت‌گرفته در اسناد بالادستی مربوط به کانون‌ها تمایز کارکردی شاخصی که به‌وجود آورنده هویّتی مستقل و متمایزکننده در سطح نهادی و ساختاری بین سایر نهادهای فعال در مسجد باشد، وجود ندارد. این عدم تمایز کارکردی و ابهام در سطح نهادها (علی‌الخصوص کانون‌ها و بسیج) موجب اختلاط شدید کارکردی و عدم تمایز هویتی در بین نهادها خواهد شد.

برای پاسخ به پرسش دوم نیز باید به این پرسش پاسخ گفت که آیا اساساً در متن مساجد، مخاطب کانون‌ها با مخاطب نهادی مانند بسیج متفاوت و متمایز است؟ باید بیان کرد که در اسناد بالادستی مربوط به کانون‌ها، این تمایز و تفاوت پیش‌فرض گرفته شده‌ است. به این معنا که گویا سیاستگذاران، حین تدوین اسناد مربوط به کانون‌ها، پیش‌فرض داشته‌اند که برای مثال در صحن مساجد، دو دسته مخاطب وجود دارد که برخی ذیل ساختار کانون‌ها بوده و به‌اصطلاح «کانونی» و برخی ذیل ساختار بسیج بوده و اصطلاحاً «بسیجی» هستند و هرکدام از این دسته‌ها از تشکیلات مربوط به‌خود در حال بهره‌مندی بوده و در قالب‌های موردنظر در حال ایفای نقش هستند، اما به‌نظر می‌رسد که پاسخ به این پرسش به‌سادگی میسّر نیست و مستلزم پژوهش‌های میدانی است. در این پژوهش‌ها باید به سنخ‌شناسیِ میدانیِ مخاطبین مساجد و نهادهایی مانند سازمان بسیج و کانون‌ها پرداخته شود تا مشخص گردد که سنخ‌های مخاطبین نهادی مانند بسیج مستضعفین و کانون‌ها، چه ویژگی‌های هویتیِ اجتماعی، سیاسی، تربیتی منحصربه‌فردی دارا هستند. از این رهاورد باید به مقایسه سنخ مخاطبین هرکدام از این نهادها و تشکّل‌ها پرداخته شده تا درنهایت بتوان از میزان هم‌پوشانی مخاطبین در این دو نهاد آگاهی یافت.

 

3-2-6. گروه مخاطبان کانون‌ها[31]

مخاطبین کانون‌ها رده‌های سنی زیر 7 سال تا بالای 50 سال و هر دو گروه خانم‌ها و آقایان را شامل می‌شوند. آمار مربوط به رده‌های سنی مخاطبین کانون‌ها در سال 1401 در جدول(12) ذکر شده است:

 

 

 

جدول 12. پراکندگی سنی مخاطبین کانون‌ها تا سال 1401

ردیف

رده سنی

تعداد عضو

درصد از کل

1

زیر 7 سال

5396

%0.2

2

7 تا 14 سال

225779

9 %

3

14 تا 21 سال

550615

23 %

4

21 تا 30 سال

501741

21 %

5

30 تا 40 سال

5255852

22 %

6

40 تا 50 سال

315511

13 %

7

بالای 50 سال

320206

13

جمع کل

2445100

100 %

مأخذ: آمارهای دریافت‌شده از ستاد، طی نامه مرکز پژوهش‌ها به ستاد، به شماره 3795 مورخ 1401/04/23.

 

بر این اساس، جمعیت بازه سنی 14 تا 30 سال با 44% از کل اعضای کانون‌ها، در مقایسه با جمعیت هرکدام از بازه‌های سنی دیگر بیشتر است. همچنین استان خوزستان با قریب به 20% از ترکیب جمعیتیِ بانوان، کمترین نسبت جمعیتی بانوان و استان تهران با 49% از ترکیب جمعیتیِ بانوان، بیشترین نسبت جمعیتی بانوان را در کانون‌های خود دارند.

 

3-3. اهداف عملیاتی در سطح کانون‌ها و ستاد

3-3-1. تخصصی‌سازی کانون‌ها و تناسب فعالیت‌های آنها با اقتضائات محیطی و نیازهای روز

در اسناد بالادستی کانون‌ها، این تشکّل‌ها به‌صورت کلی به دو دسته عمومی و تخصصی تقسیم می‌شوند. بر این اساس کانون‌های تخصصی به‌صورت اختصاصی، یکی از سه موضوع فرهنگی-اجتماعی، هنری-ادبی یا فعالیت مجازی را در دستور کار خود قرار می‌دهند (سند تحول راهبردی، بخش «بسته سیاستی-برنامه‌ای 1»).

در این رابطه دو گزارش مختصر از محور مزبور در گزارش‌های سازمان برنامه‌وبودجه آورده شده‌ است. گزارش اول، گزارش ارزیابی ‌عملکرد سازمان برنامه‌وبودجه از قانون برنامه پنجم توسعه بود که براساس آن در سال 1390 به‌صورت کلی تعداد 2793 کانون جدید تأسیس شد که از این تعداد 272 باب از نوع کانون تخصصی بودند [13]. همچنین در گزارش سازمان برنامه‌وبودجه از میزان اجرایی‌سازی برنامه ششم توسعه در سال 1398، ستاد مجوز 577 باب کانون جدید را صادر کرد. هدف مورد انتظار در بخش کانون‌های مربوط به مصلّی‌ها در سال 1398، 755 باب بود که از این تعداد 700 باب رقم خورد. هدف موردانتظار در بخش کانون‌های تخصصی در سال مذکور، 990 باب بود که 570 باب در این حوزه تأسیس شد [7]. براساس این مقدمات، در عمل موضوع مورد نظر محوریت اساسی در سیاستگذاری کانون‌ها نداشته‌ است، به همین دلیل گزارش‌هایی منظم و ادواری از این محور تهیه نشده است.

از طرفی، شاخص‌ترین و نزدیک‌ترین برنامه‌ای که در زمینه لحاظ کردن اقتضائات منطقه‌ای و محیطی در بازآفرینی کانون‌ها ازسوی ستاد، از سال 1398 تا سال 1400 برگزار شده، طرحی موسوم به «طرح سحاب» بوده است. ستاد در این طرح به‌دنبال جمع‌آوری طرح‌های بومی کانون‌ها در هر استان بود، اما براساس جستجوهای انجام‌شده، این طرح تنها اقدام ستاد در زمینه متناسب‌سازی کانون‌ها با اقتضائات منطقه‌ای و محیطی است. طبیعی است که پس از گردآوری طرح‌های بومی کانون‌های هر استان، باید بر روی این طرح‌ها پردازش‌های فراتحلیلی صورت گرفته تا امکان استفاده از این طرح‌ها در میدان کانون‌های همان استان فراهم شود و به‌عبارت دیگر، در بهترین حالت، داده‌هایی خام و اولیه در این طرح گردآوری شده‌ است.

 

3-3-2. هماهنگی، انسجام و هم‌افزایی تشکیلاتی

هماهنگی، انسجام و هم‌افزایی در چهار سطح قابل‌ بررسی است. این سطوح عبارتند از: هماهنگی در سطوح «درونی مسجد» (نهادها و تشکل‌های فعال در صحن مسجد)، «بین‌کانونی»، «بین‌نهادی در سطح شهرستان و استان» و «بین‌نهادی در سطح کشور».

اولین سطح بررسی هدف عملیاتی مذکور، مربوط به هماهنگی و هم‌افزایی میان‌سازمانی در بین نهادهای فعال در صحن مسجد و بررسی آسیب‌های احتمالی مانند تشتت، موازی‌کاری و تقابل این جریان‌ها در صحن مسجد است. به‌لحاظ ادراکی، مسئله موردنظر توسط سیاستگذاران کانون‌ها درک شده‌ است. به همین دلیل براساس اسناد کانون‌ها و همچنین مصاحبه‌های اختصاصی صورت‌گرفته، اصلی‌ترین راهکاری که سیاستگذاران برای حل این مسئله در سطح مذکور در نظر گرفته‌اند، مشارکت‌دادن اعضای اصلی سایر نهادهای فعال در صحن مسجد، در ساختار و ارکان کانون است. بدین نحو که جهت تأسیس کانون، امام‌جماعت هر مسجد و یا رئیس هیئت امنای مسجد (در صورت نداشتن امام‌جماعت) باید درخواست اخذ مجوز کانون را ثبت کنند. سپس امام‌جماعت و یا رئیس هیئت‌امنا باید ارکان کانون را معرفی کند. این ارکان عبارتند از: امام‌جماعت، هیئت مؤسس (مجمع عمومی مؤسسان)، مدیر مسئول و بازرس. اعضای هیئت مؤسس نیز عبارتند از: امام‌جماعت، یک نفر عضو هیئت امنای مسجد، فرمانده پایگاه بسیج مسجد، دو نفر ذی‌صلاح فرهنگی و هنری به انتخاب امام‌جماعت [14]. سیاستگذاران از این طریق به‌نحوی همه فعالین حوزه مسجد را در مدیریت کانون مسجد سهیم کرده و بدین نحو به‌دنبال ایجاد هماهنگی و هم‌افزایی و دوری از آسیب‌هایی مانند موازی‌کاری و تقابل بودند. بر این اساس، بسیج، مرکز رسیدگی به امور مساجد (نهاد نمایندگی ولی‌فقیه) و کانون‌ها که بازیگران اصلی فرهنگی هنری در صحن مساجد هستند، در امر مدیریت کانون‌ها در میدان مسجد سهیم شده‌اند. این امر به اذعان سیاستگذاران کانون‌ها در ستاد موجب ایجاد تعاون و همکاری لازم بین نهادهای مذکور در صحن مسجد شده‌ است، اما شایان ذکر است که این مدعا به‌وسیله داده‌های تجربی لازم از طرف ایشان به اثبات نرسیده و بلکه مشاهدات و اظهارات کارشناسان حوزه مسجد، گویای امری خلاف این مدعاست [12].

دومین سطحِ بررسی هماهنگی، هم‌افزایی و همگرایی، سطح ارتباطاتِ میان‌کانونی است. مشخص‌ترین برنامه‌ای که در زمینه شبکه‌سازی کانون‌های دارای مقبولیت محلی- منطقه‌ای و ارتباطات و هم‌افزایی میان کانون‌ها صورت گرفته است، طرح «شبکه رابطان فهما» است که پیش از این به‌صورت مختصر درباره آن توضیحاتی داده شد. این طرح از سال 1398 برای اولین بار اجرا شد. شیوه عملکرد شبکه کانون‌ها و مجموعه‌های ناظر بر آنها بدین نحو است که هر استان ستاد استانی ناظر به‌خود را دارد که دقیقاً معادل استانیِ ستاد مرکزی است. سپس، ذیل هر ستاد استانی، شبکه کانون‌های رابط واقع‌شده‌اند و این شبکه کانون‌های رابط هستند که واسط بین ستاد استانی و کانون‌ها خواهند بود. به‌صورت متوسط، هر کانون رابط، 25 کانون را ذیل خود و در منطقه جغرافیایی اطراف خود پوشش می‌دهد. این کانون‌ها از طریق بررسی نتایج ارزیابی رویداد ملی فهما انتخاب می‌شوند. بنابراین این کانون‌ها پس از ارتقای سطح فعالیت‌های خود، باید با یاری ‌رساندن به سایر کانون‌های اطراف، سطح فعالیت‌های آنان را نیز ارتقا ببخشند (معاون آمار ستاد، 1401/05/08).[32]

سومین سطح از هماهنگی و هم‌افزایی، در سطح استانی قابل‌بررسی است. شاخص‌ترین تدبیری که جهت هم‌افزایی کانون‌ها با سایر نهادها و دستگاه‌های استانی مرتبط با حوزه مسجد، دین و فرهنگ صورت گرفته است، «شورای استانی هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد» است. این اعضا عبارتند از: نماینده ولی‌فقیه (رئیس شورا)، استاندار (نایب‌رئیس)، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی استان، شهردار مرکز استان، فرمانده بسیج استان، مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی (دبیر شورا)، دبیر ستاد استان، نماینده مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه استان (اساسنامه ستاد، ماده (۱۱) فصل دوم).

درنهایت چهارمین سطح هماهنگی و هم‌افزایی، در سطح بین نهادی و کشوری نیازمند بررسی است. شاخص‌ترین تدبیری که جهت ایجاد هماهنگی و هم‌افزایی ستاد با سایر نهادهای متولی امر مسجد، دین و فرهنگ در این سطح صورت گرفته است، جای‌دادن اعضای اصلی متولی امر مسجد، دین و فرهنگ در شورای سیاستگذاری و نظارت کانون‌ها به‌عنوان اصلی‌ترین نهاد سیاستگذاری کانون‌هاست. این اعضا که مشخصاً و صراحتاً عنوان ایشان در اساسنامه ستاد بیان شده ‌است، عبارتند از: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (به‌عنوان رئیس شورای سیاستگذاری و نظارت)، وزیر آموزش‌وپرورش، وزیر ورزش و جوانان یا معاون ذیربط، شهردار تهران یا معاون ذیربط، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، نماینده مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، نماینده شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، یک نفر صاحبنظر به پیشنهاد مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور و دو نفر شخص حقیقی صاحب‌نظر به پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و با تصویب شورای معین شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، رئیس ستاد (دبیر شورا) (اساسنامه ستاد، ماده (۵) فصل دوم). با همین رویکرد، در رده استانی ستادها، فرماندهان بسیج استان‌ها نیز در اعضای شورای ستادهای استانی قرار گرفتند تا همگراییِ مورد انتظار تا سطوح خُردتر نیز تسرّی یابد، اما همان‌طور که ذکر شد، هدف عملیاتی مذکور، برگرفته از اهداف بیان‌شده در سند تحول راهبردی کانون‌هاست که در سال 1398 منتشر شده‌ است. امر حاضر در کنار سایر دلایل مذکور می‌تواند شاهدی بر این امر باشد که همگرایی، هم‌افزایی و هماهنگی مورد انتظار و مطلوب در سطح نهادی بین کانون‌ها و سایر نهادها صورت نپذیرفته است و به ناچار مجدداً این هدف در سند تحول راهبردی بیان شده ‌است، درحالی که این امر در اساسنامه کانون‌ها، مصوب سال 1397 آمده بود.

 

3-3-3. زمینه‌سازی برای پیوند شبکه کانون‌ها با نهادهایی مانند خانواده‌ها (خانواده‌محوری)، مؤسسات اجتماعی و آموزشی و مدارس و غیره[33]

در جدول(13)، آمار مربوط به بیشترین و کمترین نسبت کانون‌های دارای ارتباط با مدارس نسبت به‌ کل کانون‌های آن استان، در بین همه استان‌های کشور بیان می‌شود:

 

 

جدول 13. بیشترین و کمترین نسبت کانون‌های دارای ارتباط با مدارس نسبت به‌ کل کانون‌ها هر استان

ردیف

استان

کل کانون‌های استان

کانون‌های مرتبط با مدارس

نسبت کانون‌های مرتبط با مدارس به‌ کل کانون‌های استان

1

قم

429

312

72.7 %

2

تهران

1339

957

71.47 %

3

یزد

850

327

38.4 %

4

زنجان

382

3

0.7 %

5

البرز

391

3

0.76 %

6

آذربایجان شرقی

1415

16

1.13 %

مأخذ: همان.

 

براساس آمار اخذشده از معاونت آمار ستاد در مهرماه سال 1401، از مجموع 25848 باب کانون‌هایی که در سامانه بچه‌های مسجد ثبت‌نام کرده‌اند، 3257 باب، معادل 12.5% دارای ارتباط با نهاد مدرسه هستند. براساس این آمار، کانون‌های استان‌های قم، تهران و یزد به‌ترتیب با 72.7% ، 71.47% و 38.4% ، بیشترین ارتباط با نهاد مدرسه نسبت به سایر استان‌ها را دارا می‌باشند و کانون‌های استان‌های زنجان، البرز و آذربایجان شرقی نیز به‌ترتیب با 0.7%، 0.76% و 1.13%، کمترین ارتباط با نهاد مدرسه نسبت به سایر استان‌ها را دارا هستند.

بنابراین، با توجه به استعلامات آماری از ستاد در زمینه ارتباط کانون‌ها با نهادهای خانواده، مدرسه و مؤسسات اجتماعی و آموزشی و عدم احراز ارتباط نهاد مزبور با نهادهای خانواده و مؤسسات اجتماعی و آموزشی و همچنین نتایج به‌دست‌ آمده از میزان ارتباط کانون‌های ثبت‌شده در سامانه بچه‌های مسجد با نهاد مدرسه، عملکرد ستاد در این محور، مثبت ارزیابی نمی‌شود.

 

4. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

براساس نتایج به‌دست‌ آمده، نخ تسبیح همه مشکلات کانون‌ها را می‌توان «عدم وجود نظام جامع آماری» و به‌تبع آن، پدید آمدن مشکلی بزرگ‌تر تحت‌عنوان «عدم امکان هرگونه ارزیابیِ دقیق و جامع» دانست. بنابراین علت عمده مشکلاتی که کانون‌ها امروزه با آنها روبه‌رو هستند، همین دو امر است. بر این اساس تا سال 1397 علی‌رغم گذشت قریب به بیست و هفت سال از فعالیت این کانون‌ها، هیچ‌گونه نظام آماری منسجم و جامعی تا این سال وجود ندارد. در سال 1397،[34] اولین سامانه اطلاعات کانون‌ها راه‌اندازی شد و به‌تدریج کانون‌ها در این سال، شروع به بارگذاری داده‌های مربوط به‌خود در سامانه مذکور کردند. لذا هیچ‌گونه ارزیابی علمی، ادواری و منظمی از عملکرد کانون‌ها تا این سال انجام نشده است، زیرا شرط لازم آنکه در دست ‌داشتن آمار در زمینه کانون‌ها است، وجود نداشت و علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته پس از سال 1397، کماکان کانون‌ها دچار ضعف شدید در سامانه آماری خود هستند. بنابراین همه ادوار مدیریت کانون‌ها در طول سی‌سال فعالیت آنها بدون این دو مهم صورت پذیرفته است که به‌نحوی می‌توان سایر مسائل و مشکلات مذکور در گزارش حاضر را ذیل این امر صورت‌بندی کرد.

اولین و شاید اصلی‌ترین نتیجه بی‌توجهی به سطح سیاستگذاری کانون‌ها و ارزیابی این مجموعه، به ساخت «هویت» آنها باز می‌شود. توضیح آنکه، هویت کانون‌ها از همان بدو تأسیس دچار ابهام بوده و مهم‌ترین خصیصه و کارکرد هویت، که همان ایجاد «تمایز» با سایر نهادهای فعال در حوزه مسجد است را دارا نبود، به‌نحوی که موجب بروز اختلالات، هم‌پوشانی‌ها، عدم شفافیت و موازی‌کاریِ کارکردی در بین نهادهای فعال در مسجد شد. این معضل توسط سیاستگذاران احساس شده، به‌نحوی که در تصویب اساسنامه کانون‌ها، تلاش شد که با دخیل کردن نهادهایی مانند بسیج مستضعفین، اوقاف، سازمان تبلیغات و غیره، در شورای سیاستگذاری کانون‌ها از این اختلالات هویتی-کارکردی کاسته شود، اما براساس ارزیابی‌های صورت‌گرفته، کماکان این ابهام هویتی و تبعات ناشی از آن باقی است.

یکی دیگر از اصلی‌ترین نتایج بی‌توجهی به سطح سیاستگذاری کانون‌ها مربوط به مشکلات اقتصادی مجموعه کانون‌هاست. سیاستگذاران ابزارهایی را در اساسنامه و دیگر اسناد مهم کانون‌ها در نظر گرفته‌اند که ضعف‌هایی مانند مشکلات اقتصادیِ مذکور را جبران می‌کرد. از همان ابتدای شروع به کار کانون‌ها، در تدوین اسناد و اساسنامه ستاد، دائماً بر ضرورت مردمی‌بودن این کانون‌ها و سپس کارآفرینی و درآمدزایی آنها تکیه شده‌ است. حال باید به این سؤال پاسخ داد که آیا نهادهای مجری این سیاست‌های کلان مانند شورای سیاستگذاری و نظارت کانون‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌هایی را جهت پیشبرد کانون‌ها به سمت این مهم اخذ کرده‌اند یا خیر؟ براساس تحقیقات صورت‌گرفته، عملکرد نهادهای سیاستگذار در حوزه‌های مذکور، مطلوب نبوده و اهداف و محورهایی مانند مردمی‌سازی، استفاده از ظرفیت‌های مردمی، کارآفرینی و درآمدزایی بسیار ضعیف بوده است.

درنهایت باید بیان داشت که بسیاری از اهداف بیان‌شده در اسناد بالادستی کانون‌ها از سنخ کیفی بوده که سنجش میزان تحقق آنها به‌وسیله شاخص‌های کمّی میسر نیست و نیازمند شاخص‌سازی‌های کیفی و ارزیابی از این نوع است. لذا ممکن است که ستاد در زمینه توسعه کمّی کانون‌ها و تعدد آنها از سال 1397 به بعد، عملکردی بهتر از وضعیت پیشین خود داشته باشد، اما در عین حال براساس سایر نتایج پژوهش (برای مثال در زمینه مردمی‌سازی، درآمدزایی، همگرایی و غیره) کارنامه مطلوبی ندارد. بنابراین مشخص‌سازیِ این ناهماهنگی‌ها و همچنین میزان موفقیت ستاد و کانون‌ها در فرایند رشد کیفی خود، نیازمند شاخص‌سازی کیفی و ارزیابی از این‌گونه است.

5. پیشنهادهای سیاستی- برنامه‌ای

در این قسمت به ارائه پیشنهادهایی در لایه‌های سیاستی و برنامه‌ای مجموعه کانون‌ها و ستاد پرداخته خواهد شد:

  1. گردآوری بانک جامع آمار و اطلاعات کانون‌ها و ستاد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به‌عنوان نهاد ناظر بر این مجموعه (طبق ماده (۱) اساسنامه ستاد)، در بازه‌ای دو‌ساله به ارزیابی عملکرد ستاد در تهیه بانک جامع آمار و اطلاعات کانون‌ها به‌عنوان یکی از موارد مصرّح در بند وظایف و اختیارات ستاد مزبور (بند «۳» ماده (۳) اساسنامه ستاد) پرداخته و استمرار پرداخت هرگونه کمک‌هزینه از این وزارتخانه را منوط بر تهیه این بانک اطلاعاتی کند.

 

  1. شأنیّت‌بخشیدن به «ارزیابی» در فرایند مدیریت و سیاستگذاری کانون‌ها: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند با توجه به اینکه سالیانه از محل کمک‌های خود، هزینه مجموعه ستاد را تأمین می‌کند و از طرف دیگر نهاد ناظر بر عملکرد ستاد مذکور است، در دوره‌های 2 ساله به ارزیابی‌عملکرد مجموعه حاضر پرداخته و میزان تحقق اهداف این مجموعه را بررسی کند. توصیه می‌شود که ارزیابی مزبور در پنج سطح سیاستگذاران کلان (سطح شورای سیاستگذاری و ستاد)، سیاستگذاران میانی (ستادهای استانی)، مجریان میدانی، مخاطبین کانون‌ها و خبرگان حوزه سیاستگذاری فرهنگی و تربیت، توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات (که پژوهشگاه زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است) انجام گیرد.

 

  1. کیفی‌سازی شاخص‌های ارزیابی‌عملکرد و تخصیص کمک‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، منوط به تحقق اهداف کیفی مطرح‌شده در اسناد بالادستی: شایسته است که پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به‌عنوان بازوی پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به طراحی شاخص‌های کیفی لازم برای ارزیابی اهداف کیفی مجموعه ستاد و کانون‌ها پرداخته و وزارتخانه مزبور، تخصیص کمک‌های خود به این مجموعه را منوط به میزان تحقق اهداف کیفی گزارش‌شده در این سنخ ارزیابی‌ها کند.

 

  1. تدوین سند تعیین وظایف موضوعی، بین نهادهای فعال در صحن مسجد: پیشنهاد می‌شود که با محوریت شورای سیاستگذاری و نظارت کانون‌ها که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ریاست آن را به‌عهده دارد، سندِ تعیین وظایف موضوعیِ نهادهای فعال در صحن مسجد، به‌جهت ایجاد هماهنگی، رفع تشتت و موازی‌کاری‌های ساختاری و عملکردی این نهادها در مسجد تنظیم شده و به‌صورت مشخص و مصداقی موضوعات هر نهاد و حیطه عملکردی آن مشخص شود. درواقع می‌توان هر نهاد فعال در صحن مسجد را به‌صورت مشخص و شفاف مسئول فعالیت در موضوعاتی معین دانست که در یک هماهنگی نظام‌مند و معنادار با یکدیگر، درصدد تحقق هدفی کلان و واحد باشند.

 

  1. تخصصی‌سازی کانون‌ها: یکی از راهکارهای رفع چالش‌های هویتی و کارکردی کانون‌ها که عمدتاً به‌دلیل ابهام در اهداف و حیطه عملکردی ایشان است و اتفاقاً در اسناد مهمی مانند سند تحول راهبردی ستاد بدان اشاره شده ‌است، راهکار «تخصصی‌سازی کانون‌ها» است. بنابراین توصیه می‌شود که ستاد به‌عنوان نهاد مجری کانون‌ها، با توجه به استعدادهای بومی هر منطقه و کانون و با استفاده از داده‌های به‌دست‌ آمده از رویداد فهما، به طراحی قالب‌های تخصصی برای کانون‌ها بپردازد.

 

  1. عضویت ریاست ستاد در مراجع تصمیم‌گیری ملی و محلی: پیشنهاد می‌شود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌عنوان ریاست شورای سیاستگذاری و نظارت، در راستای رفع چالش‌های هویتی و کارکردی مجموعه ستاد و کانون‌ها و تقویت جایگاه و رسمیت این مجموعه در مراجع قانونی، طرح عضویت ریاست ستاد در شورای اجتماعی کشور، کارگروه فرهنگی اجتماعی دولت، شورای اداری استان‌ها و شورای فرهنگ عمومی استان‌ها را در جلسه هیئت وزیران جهت تصویب، مطرح و پیگیری کند.

 

 

پیوست‌ها

جدول 2. میزان عملکرد مجموعه کانون‌ها در زمینه کانون‌های تازه‌تأسیس در طول قانون برنامه پنجم توسعه

سال

تعداد پابه

تعداد تازه‌تأسیس

مجموع

عملکرد

1396

24503

1767

26158

99 %

1397

26158

699

26857

101.57 %

1398

26857

577

27434

100 %

مآخذ: گزارش سازمان برنامه‌وبودجه از عملکرد قانون برنامه پنجم توسعه، 1394، ج 2: 96؛ گزارش سازمان برنامه‌وبودجه از عملکرد قانون برنامه پنجم توسعه، 1392، ج 2: 81؛ گزارش سازمان برنامه‌وبودجه از عملکرد قانون برنامه پنجم توسعه، 1392، ج 2: 69

 

جدول 3. نسبت تعداد کانون‌های دارای حداقل تجهیزات به کانون‌های تکمیل‌کننده فرم درخواست تجهیزات

ردیف

استان

کانون‌های تکمیل‌کننده فرم تجهیزات

کانون‌های دارای تجهیزات

نسبت تعداد کانون‌های دارای حداقل تجهیزات به کانون‌های تکمیل‌کننده فرم درخواست تجهیزات

1

تهران

460

400

87 %

2

خراسان‌رضوی

1072

795

74 %

3

گیلان

588

339

58 %

4

قم

376

292

78 %

5

اصفهان

1225

1031

84 %

6

چهار محال و بختیاری

446

213

48 %

7

یزد

511

259

51 %

8

خوزستان

641

339

53 %

9

هرمزگان

409

112

27 %

10

آذربایجان عربی

515

285

55 %

11

اردبیل

551

330

60 %

12

کهگیلویه و بویر احمد

305

232

76 %

13

مازندران

703

400

57 %

14

خراسان‌جنوبی

561

252

45 %

15

کرمانشاه

422

402

95 %

16

کرمان

323

220

68 %

17

فارس

886

688

78 %

18

مرکزی

262

144

55 %

19

آذربایجان شرقی

356

176

49 %

20

سیستان و بلوچستان

642

252

39 %

21

لرستان

280

188

67 %

22

گلستان

486

272

56 %

23

بوشهر

125

68

54 %

24

قزوین

177

142

80 %

25

همدان

206

167

81 %

26

کردستان

237

149

63 %

27

کرمان (جنوب)

159

108

68 %

28

خراسان‌شمالی

201

78

39 %

29

البرز

206

161

78 %

30

فارس (جنوب)

116

61

53 %

31

سمنان

56

51

91 %

32

زنجان

230

188

82 %

33

خوزستان (منطقه‌آزاد اروند)

36

26

72 %

34

ایلام

84

33

39 %

35

هرمزگان (منطقه‌آزاد قشم)

14

9

64%

جمع کل

13867

8862

64 %

مأخذ: آمارهای دریافت‌شده از ستاد، طی نامه مرکز پژوهش‌ها به ستاد، به شماره 3795 مورخ 1401/04/23.

 

 

جدول 4. نسبت‌سنجی تعداد کانون‌های غیرمراکز استان‌ها در نسبت با تعداد کانون‌های مراکز استان‌ها

ردیف

استان

جمعیت استان

جمعیت مرکز استان

تعداد کانون‌ها در کل استان

جمعیت شهرهای غیرمرکز استان

تعداد کانون‌های غیرمرکز استان

تعداد کانون‌ها در مرکز استان

نسبت تعداد کانون‌های غیرمرکز استان به‌ کل کانون‌های استان (حدوداً)

1

آذربایجان شرقی

4.040.400

1.643.960

1413

2.396.440

1151

262

81.5

2

آذربایجان غربی

3.265.219

۷۳۶.۲۲۴

1350

2.528.995

240

356

73.6

3

اردبیل

1.279.420

۵۰۶.۶۵۶

596

772.764

436

160

73.2

4

اصفهان

5.120.850

۲.۱۳۰.۹۷۰

1959

2.989.880

1.426

533

72.8

5

البرز

2.712.400

۱.۵۹۲.۴۹۲

398

1.119.908

171

227

43.0

6

ایلام

580.158

۱۹۴.۰۳۰

308

386.128

219

89

71.1

7

بوشهر

1.163.400

۲۲۳.۵۰۴

420

939.896

358

62

85.2

8

تهران

13.267.637

۹.۰۳۹.۰۰۰

1336

4.228.637

813

523

60.9

9

چهار محال بختیاری

16.421

۱۹۰.۴۴۱

452

174.020

346

106

76.54

10

خراسان‌جنوبی

768.898

۲۰۳.۶۳۶

680

565.262

530

150

77.9

11

خراسان‌رضوی

6.434.501

۳.۳۷۲.۶۶۰

1849

3.061.841

1440

409

77.9

12

خراسان‌شمالی

863.092

۲۲۸.۹۳۱

385

634.161

241

144

62.5

13

خوزستان

4.710.509

۱.۲۰۰.۰۰۰

1137

3.510.509

975

162

85.8

14

زنجان

1.264.324

۴۳۰.۸۷۱

383

883.453

216

167

56.4

15

سمنان

702.360

۱۸۵.۱۲۹

267

517.231

217

50

81.2

16

سیستان و بلوچستان

2.775.014

۵۸۷.۷۳۰

1401

2.187.284

1265

136

90.3

17

فارس

5.054.700

۱.۸۶۹.۰۰۱

1435

3.185.699

1177

258

82.0

18

قزوین

1.873.761

۵۶۶.۷۷۳

379

1.306.988

224

155

59.1

19

قم

1.292.283

۱.۱۱۲.۱۵۸

429

180.125

.

429

100

20

کردستان

1.603.011

۴۱۲.۷۶۷

588

1.190.244

434

154

73.8

21

کرمان

3.164.718

۵۳۷.۷۱۸

1169

2.627.000

1022

147

87.4

22

کرمانشاه

1.952.434

۹۴۶.۶۵۱

579

1.005.783

381

198

65.8

23

کهگیلویه و بویراحمد

713.052

۱۳۹.۶۹۲

646

537.360

610

36

94.4

24

گلستان

1.868.819

۳۵۰.۶۷۶

819

1.518.143

671

148

81.92

25

گیلان

2.530.696

۶۷۹.۹۹۵

954

1.850.701

750

204

78.65

26

لرستان

1.760.649

۳۷۳.۴۱۶

433

1.487.233

326

107

75.3

27

مازندران

3.283.582

۵۰۹.۸۲۰

1199

2.773.762

1029

170

85.8

28

مرکزی

1.429.475

۵۲۰.۹۴۴

593

908.531

413

180

69.6

29

هرمزگان

1.776.415

۵۲۶.۶۴۸

1079

1.249.767

818

261

75.8

30

همدان

1.758.268

۵۵۴.۴۰۶

594

1.203.862

434

160

73.1

31

یزد

1.138.533

۵۲۹.۶۷۳

850

608.860

461

389

54.2

مأخذ: وب‌گاه بچه‌های مسجد، مشاهده‌شده در تاریخ 1401/06/12.

 

 

جدول 8. نسبت تعداد کانون‌های هر استان که ائمه جماعات در آنها فعالیت دارند به‌ کل کانون‌های هر استان تا سال 1401

ردیف

استان

تعداد کل کانون‌ها

تعداد کانون‌های دارای امامجماعت

درصد

1

تهران

1335

352

26.36 %

2

خراسان‌رضوی

1834

754

41.11% %

3

گیلان

953

262

27.49% %

4

قم

429

261

60.8% %

5

اصفهان

1907

940

49.29% %

6

چهار محال و بختیاری

452

165

36.5% %

7

یزد

848

231

27.24% %

8

خوزستان

1073

512

47.76% %

9

هرمزگان

1052

277

26.33% %

10

آذربایجان غربی

1267

421

33.2% %

11

اردبیل

584

279

47.77% %

12

کهگیلویه و بویراحمد

644

332

59.19 %

13

مازندران

1199

464

38.69 %

14

خراسان‌جنوبی

680

319

46.9 %

15

کرمانشاه

579

263

45.4 %

16

کرمان

663

327

49.32 %

17

فارس

1249

432

34.5 %

18

مرکزی

593

245

41.31 %

19

آذربایجان شرقی

1413

400

28.3 %

20

سیستان و بلوچستان

1401

541

38.61 %

21

لرستان

422

237

56.16 %

22

گلستان

821

135

16.44 %

23

بوشهر

420

114

27.14 %

24

قزوین

376

136

36.17 %

25

همدان

579

176

30.39 %

26

کردستان

589

173

29.3 %

27

کرمان (جنوب)

505

159

31.4 %

28

خراسان‌شمالی

385

160

41.5 %

29

البرز

391

150

38.36 %

30

فارس (جنوب)

177

99

55.9 %

31

سمنان

267

134

50.1 %

32

زنجان

382

146

38.21 %

33

خوزستان (منطقه آزاد اروند)

64

34

53.12 %

34

ایلام

305

24

7.8  %

35

هرمزگان (منطقه آزاد قشم)

19

17

89.47 %

جمع کل

25865

9671

37.39 %

مأخذ: همان.

 

 

جدول 11. آمار مربوط به کانون‌های فعال در حوزه کارآفرینی و درآمدزایی را در دو سال متوالی 1399 و 1400

ردیف

استان

تعداد کل کانون‌ها

سال 1399

سال 1400

درصد سال 1400

1

تهران

1335

35

28

2.09 %

2

خراسان‌رضوی

1834

110

119

6.48 %

3

گیلان

953

110

91

9.54 %

4

قم

429

58

122

28.43 %

5

اصفهان

1907

86

84

4.4 %

6

چهار محال و بختیاری

452

28

54

11.9 %

7

یزد

848

35

30

3.5 %

8

خوزستان

1073

37

44

4.1 %

9

هرمزگان

1052

19

21

1.9 %

10

آذربایجان غربی

1267

37

24

1.8 %

11

اردبیل

584

51

110

18.83 %

12

کهگیلویه و بویراحمد

644

20

10

1.5 %

13

مازندران

1199

31

16

1.3 %

14

خراسان‌جنوبی

680

18

27

3.9 %

15

کرمانشاه

579

14

69

11.9 %

16

کرمان

663

48

35

5.27 %

17

فارس

1249

16

14

1.12 %

18

مرکزی

593

19

14

2.3 %

19

آذربایجان شرقی

1413

20

13

0.92 %

20

سیستان و بلوچستان

1401

30

19

1.35 %

21

لرستان

422

14

25

5.9 %

22

گلستان

821

12

19

2.3 %

23

بوشهر

420

20

15

3.5 %

24

قزوین

376

9

17

4.5 %

25

همدان

579

25

19

3.2 %

26

کردستان

589

15

20

3.3 %

27

کرمان (جنوب)

505

13

15

2.9 %

28

خراسان‌شمالی

385

10

10

2.5 %

29

البرز

391

12

8

2.04 %

30

فارس (جنوب)

177

12

10

5.6 %

31

سمنان

267

10

6

2.2 %

32

زنجان

382

8

2

0.5 %

33

خوزستان (منطقه آزاد اروند)

64

7

13

20.3 %

34

ایلام

305

6

7

2.2 %

35

هرمزگان (منطقه آزاد قشم)

19

3

1

5.2 %

مأخذ: آمارهای دریافت‌شده از ستاد، طی نامه مرکز پژوهش‌ها به ستاد، به شماره 3795 مورخ 1401/04/23.

 

گزیده سیاستی / مدیریتی (پیامک منتخب)

مهم‌ترین معضل کانون‌ها، نداشتن بانک داده و کم‌توجهی به ارزیابی در سیاستگذاری آنها و درنتیجه انحراف از مسیر مردمی‌بودن بوده است. ستاد از سال 1397 تلاش خود را در جهت تهیه بانک داده آغاز کرده و در طول برنامه ششم توسعه تا حدودی به اهداف کمّی دست یافته، اما تا بازگرداندن کانون‌ها به مسیر پیش‌بینی‌شده در اسناد بالادستی فاصله دارد.

 

 [1]. صداقتی، کیوان. گزارش کارشناسی «چالش‌های نظام آماری مساجد و راهکارهای برون‌رفت از آن؛ پیشنهادی برای برنامه ششم توسعه». مرکز پژوهش‌های مجلس، مسلسل: 13934، تهران، 1393.
[2] . سامانه مرکز رصد فرهنگی کشور، تعداد مساجد در ایران، 1401: B2n.ir/a12917.
[3]. سازمان برنامه‌وبودجه. قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران 1393-1389، تهران، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور. 1389.
[4]. سامانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، راهنمای دریافت مجوز تأسیس کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد، 1401: B2n.ir/p70691.
[5]. معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری،گزارش اقتصادی سال 1385 و نظارت بر عملکرد دو سال اول برنامه چهارم توسعه، ج 2، تهران، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری، مرکز مدارک علمی، موزه و انتشارات، 1387.
[6]. سازمان برنامه‌وبودجه، گزارش عملکرد قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سال 1396، ج 3، تهران، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، مرکز اسناد، مدارک و انتشارات، 1397.
[7]. سازمان برنامه‌و‌بودجه، گزارش عملکرد قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سال 1398، ج 3، تهران، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، مرکز اسناد، مدارک و انتشارات، 1399.
[8]. خبرگزاری شبستان، اظهارات معاون هماهنگی ستاد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد در رابطه با فعالیت ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد در روستاها، 1400: https://b2n.ir/u23087.
[9]. جوادنیا، ارمغان. رویداد ملی فرهنگ و هنر مساجد ایران (فهما)، تهران، مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1399.
[10]. دبیرخانه ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور، جزوه داخلی «فهما 1400، به توان مردم». تهران، ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور، 1400.
[11]. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌ا... عظمی مکارم‌شیرازی، پاسخ به نامه‌ای در مورد کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور»، 1397: B2n.ir/a33542.
[12]. خبرگزاری فارس، ۲۴ نهاد فعال در اداره مسجد / مسئولیت با چه کسی است؟ 1399: B2n.ir/g89212.
[13]. معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ریاست‌جمهوری، گزارش عملکرد قانون برنامه پنجم توسعه در سال 1392، ج 2، تهران، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، 1394.
[14]. وب‌گاه بچه‌های مسجد، ارکان کانون‌های فرهنگی هنری مساجد. مشاهده‌شده: 09/05/1401: https://b2n.ir/h05474.
[15]. دبیرخانه شورای سیاستگذاری ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور، اساسنامه ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور، سند تحول و آیین‌نامه شرح وظایف و اختیارات شورای استان‌ها، چ 1، تهران، ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور، 1398.
[16]. دبیرخانه ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور. جزوه داخلی «نگاهی گذرا به فرایند داوری رویداد ملی فهمای 1400، به توان مردم»، تهران، ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور، 1400.
[17]. مشکینی، بهمن. تشکل‌های اجتماعی (چیستی، چرایی و چگونگی). تهران، سنا.