نوع گزارش : گزارش های تقنینی
نویسنده
پژوهشگر گروه توسعه تعاون، مشارکتهای مردمی و سرمایه اجتماعی دفتر اجتماعی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
کلیدواژهها
مساله اصلی
بند «۸» اصل سوم قانون اساسی تأکید دارد که دولت باید تمامی ظرفیتهای خود را بهکار گیرد تا شرایطی فراهم شود که مردم بتوانند سرنوشت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود را تعیین کنند. بندهای «۱۳» و «۱۸» سیاستهای کلی برنامه پنجساله هفتم توسعه نیز تکالیفی در حوزههای اجتماعی و فرهنگی برای دولت در نظر گرفته که باید با مشارکت مردم و نهادهای مردمی انجام شود. تحقق این مهم مستلزم آن است که دولت به مردم اعتماد کند؛ حامی تشکلیابی و توانمندسازی ایشان باشد و آنها را در فرایندهای تصمیمگیری، نظارت و مطالبهگری، شریک خود بداند. در این شرایط، جامعه و تشکلهای اجتماعی در راستای مسئولیتهای اجتماعی خود، ظرفیتها و منابع مالی و انسانی خود را به میدان میآورند. براساس این، احکام مندرج در لایحه برنامه هفتم توسعه کشور باید بهگونهای نوشته میشد که دولت را در پنج سال آینده بهسوی مشارکت واقعی مردم و تشکلهای اجتماعی در اداره امور عمومی کشور هدایت میکرد.
نقاط ضعف لایحه
لایحه برنامه هفتم توسعه، در ۱۵بند به مباحث مشارکت مردمی و تشکلهای اجتماعی ورود کرده است. این احکام چند ایراد اساسی بهشرح ذیل دارد که بیتوجهی به آنها میتواند عوارض نامطلوبی برای جامعه در پی داشته باشد:
پیشنهادهای مرکز پژوهشها
بهمنظور رفع مشکلات فوقالذکر و تحقق اهداف مندرج در بندهای «۱۳» و «۱۸» سیاستهای کلی برنامههفتم توسعه، پیشنهادهایی در حوزه مشارکتها و تشکلهای اجتماعی بهشرح ذیل ارائه میشود:
حمایت مالی و غیرمالی از تشکلهای اجتماعی فعال در حوزه توانبخشی و توانمندسازی مددجویان تحت پوشش دستگاههای حمایتی کشور.
بند «۱۳» سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه[1] بر «اعتلای فرهنگ عمومی در جهت تحکیم سبک زندگی اسلامی ایرانی، تقویت همبستگی ملی و اعتماد عمومی، ارتقای هویت ملی و روحیه مقاومت، کار و تلاش در جامعه با بسیج تمامی امکانات و ظرفیتهای کشور، دستگاهها و نهادهای دولتی و مردمی و افراد و شخصیتهای اثرگذار علمی و اجتماعی و حمایت و پشتیبانی مؤثر دولت از آن» تأکید دارد. همچنین در بند «۱۸» سیاستهای مذکور نیز مقرر شده است: «ارتقای سلامت اجتماعی و پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی بهویژه اعتیاد، حاشیهنشینی، طلاق و فساد براساس شاخصهای معتبر و بهرهگیری حداکثری از مشارکت مردم و با زمانبندی متناسب». با استناد به قانون اساسی[2] و ادبیات نظری حوزه حکمرانی، تأکید میشود دولت برای تحقق اهداف غایی سیاستهای مذکور در کشور باید به مردم و نهادهای مردمی اعتماد کند و با انجام اقدامات صحیح زمینه جلب اعتماد مردم و نهادهای مردمی به دولت را فراهم سازد. درصورتی که اعتماد متقابل میان مردم و دولت تا حدودی التیام یابد، شرایط همکاری و مشارکت دولت با مردم برای بهبود شاخصههای عدالت اجتماعی در کشور نیز بهبود خواهد یافت.
دولت / حاکمیت باید این واقعیت را بپذیرد که خود بهتنهایی نمیتواند تمام نیازهای اجتماعی مردم را تأمین و اهداف متعالی سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه را محقق سازد. از طرف دیگر نیز حق ندارد با واسپاری و واگذاری این امور به بخش غیردولتی مسئولیت خود در قبال پیشرفت و تأمین اجتماعی مردم را فراموش کند. دولت باید دوشبهدوش مردم و نهادهای مردمی اقدام به تأمین اجتماعی در سطح جامعه نماید. [2] برای این مهم، نیاز به ظرفیتهای اجرایی و منابع مالی بخش غیردولتی دارد، اما تا زمانی که حلقههای میانی و نهادهای مردمی در فرایندهای تصمیمگیری شریک دولت نباشد و دولت امکان نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی را برای این نهادها فراهم نکند و مطالبهگری مردمی را به رسمیت نشناسد، مردم و تشکلهای مردمنهاد تمایلی برای همکاری با دولت نخواهند داشت. چنانچه جایگاه واقعی مردم و نهادهای مردمی در حاکمیت لحاظ شود در آن صورت میتوان انتظار داشت که تشکلهای مردمی در حوزه امور فرهنگی و اجتماعی همراه دولت باشند و در امتداد این همکاری همهجانبه میان مردم و دولت، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی جامعه افزایش یابد.
با این مقدمه بهنظر میرسد برای تحقق اهداف عالیه سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه در کشور برمبنای الگوی مذکور باید قالبها و قواعد مشارکت مردمی در حوزه اجتماعی، برمبنای محورهای زیر تبیین و مبنای عمل قرار گیرند.
شکل ۱. اصول حاکم بر سطوح مشارکت مردم در اجرای سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه
به عبارت دیگر، تشکلهای مردمی باید بتوانند در فرایندهای تصمیمگیری در حوزههای اجتماعی مشارکت ساختارمند و به اثبات داشته باشند. همچنین باید سازوکار شفافیت بر ساختارها و فرایندهای اجرایی کشور حاکم باشد تا کنشگران و فعالان اجتماعی با اطمینان از مصونیت و امنیت سیاسی و قضایی خود اقدام به پیگیری انحرافات ذینفعان از سیاستهای کلی برنامه هفتم کنند و درنهایت، تشکلهای مردمی نیز متناسب با استحقاق و شایستگیهای تخصصیشان بخشی از امور حمایتی و امدادی کشور را برعهده گیرند. تبیین و استقرار چنین الگویی در کشور برای تحقق سیاستهای مذکور ضرورتی محتوم است. [7]
دولت در قالب لایحه برنامه هفتم توسعه در احکام ذیل به موضوعات مبتلابه مشارکتهای مردمی و تشکلهای اجتماعی در ۵ سال آتی کشور پرداخته است [9]:
احکام مرتبط با حوزه مشارکتها و تشکلهای مردمی که در فصول متنوع لایحه برنامه هفتم توسعه کشور گنجانده شده است، چند ایراد اساسی دارد که بیتوجهی به آنها عوارض ناگواری در جامعه بهدنبال خواهد داشت.
در ادبیات جدید حوزه توسعه، مشارکت هدف توسعه است نه صرفاً ابزاری برای توسعه. [1] به عبارت دیگر دولت مکلف است شرایطی را فراهم کند که مردم بتوانند در ساختارهای غیررسمی مانند تشکلهای مردمنهاد، گروههای جهادی و مردمی و سایر حلقههای میانی جامعه عضویت داشته باشند و کارگروهی اجتماعی و زندگی انجمنی داشته باشند. درنهایت از نگاه ایشان کشوری را که در آن مشارکت اجتماعی نهادینه نشده باشد، نمیتوان توسعهیافته نامید. لایحه برنامه هفتم توسعه هیچ حکمی برای تقویت نهادها و تشکلهای مردمی ندارد. تسهیل فرایند تأسیس تشکلها، حمایتهای مالی و غیرمالی برای فعالیت و اداره آنها، ایجاد سازوکار نظارتی درخصوص کیفیت عملکردی و شفافیت مالی تشکلها، ارزیابی و رتبهبندی تشکلها، ایجاد کانالهای ارتباطی برای تعاملات تخصصی و نظارتی تشکلها با دولت و مواردی از این قبیل که در میان احکام لایحه مزبور نمایندهای ندارند.
مسئول تنظیمگری، تسهیلگری و نظارت بر تشکلهای مردمنهاد و مؤسسات خیریهای کشور در نظام اداری کشور مشخص نیست. شورای اجتماعی کشور، سازمان امور اجتماعی، سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، کمیته امداد امامخمینی، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سازمان اوقاف و امور خیریه کشور هرکدام به طریقی برای فعالان اجتماعی سیاستگذاری میکنند. مجوز برای تأسیس تشکل یا خیریه صادر میکنند. بهصورت جزیرهای اقدام به نظارت، ارزشیابی و رتبهبندی تشکلها میکنند. منابع زیادی را با اهداف و شیوههای کاملاً متفاوت به تشکلها تخصیص میدهند. ازاینرو در سطح عملیاتی هر گروه از تشکلها با نگاه خاص متولی خود فعالیت میکنند. این مسئله باعث میشود که نسبت دولت با تشکلها و بالعکس مبهم و سردرگم باشد.
همانطور که مشاهده میشود از نظر دولت عبارت «مشارکت مردمی» بهمعنای مشارکت مردم در تأمین منابع مالی مورد نیاز دولت برای انجام امور حمایتی و عمرانی کشور است. به همین سیاق نیز نقش تشکلهای مردمنهاد را در ساحات مشارکت واقعی به رسمیت نمیشناسد. به بیانی دیگر، تا زمانی که نهادهای مردمی در فرایند تصمیمگیری، نظارت و مطالبهگری مشارکت نداشته باشند، انگیزهای برای مشارکت پُرتوان و همهجانبه در حوزه اجرای امور امدادی و حمایتی نخواهند داشت.
آخرین مطالعات انجام شده در حوزه امر خیر حکایت از آن دارد که مردم (بهویژه جوانان) تمایل بسیار ناچیزی برای اعطای کمک مالی به دولت و نهادهای حمایتی دارند. این افراد اظهار داشتند که روش اعطای مستقیم کمکهای مالی و معیشتی را هر روش غیرمستقیم و نهادی ترجیح میدهند.[3] در شرایطی که وضعیت اقتصادی بخشی از جامعه را از جامعه خیرین کشور حذف کرده، بارگذاری امور حاکمیتی و محوری همچون امور حمایتی و محرومیتزدایی بر نهادهای خیریهای و دستگاههای حمایتی مانند سازمان بهزیستی و کمیته امداد امامخمینی راهبردی پرخطر و اشتباه است.
مبنای برنامهریزی در هر سه سطح کوتاهمدت، میانمدت و برنامههای راهبردی، داشتن آمار و اطلاعات دقیق و قابل اعتماد است، درصورتی که منبع و مرجعی برای حصول چنین اطلاعاتی در حوزه مشارکتها، کمکها و تشکلهای مردمی وجود ندارد. به عبارت دیگر، نمیدانیم که مردم تمایل دارند در کدام حوزههای اجتماعی مشارکت داوطلبانه داشته باشند. کدام شیوهها و روشهای مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم را برای فعالیت اجتماعی خود ترجیح میدهند. روند جلب مشارکت (جذب منابع مالی) خیرین صعودی است یا نزولی و میزان تغییرات به چه میزان است و سؤالات متعددی که برای تدوین برنامههای اجتماعی با رویکرد مشارکت محور، پاسخ به آنها بسیار ضروری است، لکن با توجه به عدم حاکمیت داده در حوزههای مذکور در کشور، احکام تنظیم شده در زمینه مشارکتهای مردمی بنیان قوی و قابل اتکایی ندارند.
در لایحه برنامه هفتم توسعه، مشخص نیست کشور در وضعیت موجود در حوزه مشارکت کجاست و قرار است پس از ۵ سال به کجا برسد؟ میزان جلب مشارکتها توسط دستگاهها و نهادهای دولتی در حوزه محرومیتزدایی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی در پایان هر سال و در پایان برنامه باید به چه میزان برسد؟ میزان عملکرد دستگاهها در حوزههای مشارکتی تعیین شده در هر مقطع زمانی از برنامه باید چه میزان باشد؟ درنهایت میتوان اینگونه برداشت کرد که در برنامه مشخص نیست که دولت به میزان روی مشارکتهای مردمی حساب کرده و با این منابع قرار است چه میزان محرومیتزدایی و پیشرفت ایجاد کند؟
احکام لایحه برنامه هفتم در حوزه اجتماعی حکایت از آن دارد که مشارکت اجتماعی از نگاه دولت یعنی حضور مردم برای مبارزه و مواجهه با آسیبهای اجتماعی، حمایت از محرومین، کمک نقدی و غیرنقدی به دولت برای انجام امور عمومی کشور. ازاینرو نقشهایی مانند افزایش سرمایهاجتماعی، سوتزنی و کشف فساد، نظارت بر عملکرد بخش دولتی و خصوصی، مطالبه حقوق اقشار مستضعف و آسیبدیده و سایر موارد مشابه برای تشکلهای اجتماعی دیده نشده است. وقتی نسبت بین مردم و حکمرانی (ارتباط عمودی) و مردم با مردم (ارتباط افقی) خوب نباشد، اساساً پیشرفت رخ نمیدهد. مشارکت یعنی توزیع قدرت بین مردم. خیریهای که مولد، مطالبهگر یا نظارتکننده نباشد، در مسیر رسیدن به اهداف پیشرفت کمک چندانی نمیکند. سازمانها و نهادها باید بهصورت ساختاری مشارکتپذیر باشند، مشارکت ساختارمند در ساحات تصمیمگیری، نظارت و مطالبهگری باید از جانب دولت تسهیل و ترغیب شود. در غیر اینصورت مشارکت محدود به اقدامات خیریهای امدادی و غیرمولد (از قبیل تأمین غذا، مسکن، جهیزیه، آزاد کردن زندانیان جرائم غیرعمد، نگهداری از سالمندان و زنان و کودکان آسیبدیده و...) خواهد شد که حافظ وضع موجود هستند و الزاماً منتج به پیشرفت نخواهند شد.
شایان توجه است که احکام پیشبینی شده برای هدایت مشارکتهای مردمی در حوزه آسیبهای اجتماعی نیز از اعتبار کافی برخوردار نیست. یعنی لایحه مشارکتهای مردمی را بهسمت و سویی هدایت کرده است که خود از وضع موجود آن کماطلاع است. سؤال اصلی این است که آیا دولت میداند در کشور چه تعداد زن و دختر در معرض خطر و خشونت وجود دارد؟ چه تعداد کودک کار یا بدسرپرست در کشور حضور دارند؟ آیا برای دولت و برنامهنویسان مشخص است که چه تعداد زن فراموششده و فرزندان بدون شناسنامه وجود دارد؟ آیا میزان محرومیت مناطق مختلف کشور و میزان نیازمندی اقشار متفاوت کشور برای تدوینکنندگان برنامه حاضر مشخص بوده است؟ آیا تصمیمگیرندگان میدانند چه تعداد معلول ذهنی و جسمیحرکتی ثبت نشده در کشور وجود دارد؟ با توجه به پیگیریهای رسمی و غیررسمی از نهادهای متولی این حوزه، مشخص شده که آمار و اطلاعات منسجمی درخصوص آسیبهای اجتماعی وجود ندارد. ازاینرو در تمام فصول لایحه برنامه مردم را بهسمت و سویی سوق داده شدهاند که از وضع موجود روشن و مشخص نیست که کدام آسیب یا کدام حوزه آسیبزا در اولویت اقدام قرار دارد. درنهایت اینگونه برداشت میشود که دولت نهتنها عرصه مشارکت مردمی را محدود به اقدامات امدادی و حمایتی، بلکه در همین محدوده نیز نمیداند که منابع مالی و انسانی را باید بهسوی کدام اولویت مسائل اجتماعی هدایت کند و این بهمنزله اتلاف سرمایههای اجتماعی و اقتصادی کشور در طول پنج سال آتی کشور است.
بیتوجهی به مشکلات عدیده مالی و عملکردی بیش از ۲۷۰۰ تشکل ارائهدهنده خدمات توانبخشی به معلولان ذهنی و جسمی حرکتی و سالمندان، حدوداً ۲۶۰۰ تشکل ارائهدهنده خدمات بهزیستی و حمایتی از نیازمندان و زنان بیسرپرست یا سرپرست خانواده، بیش از ۷۰۰ تشکل نگهداری و توانمندسازی کودکان و زنان بیسرپرست، بدسرپرست و در معرض خطر و خشونت و چندین تشکل مردمنهاد فعال در حوزه بیماریهای خاص و صعبالعلاج ازجمله اوتیسم، اماس، هموفیلی، تالاسمی، پروانهای (ایبی) و... پیامدی جزو بحرانهای انسانی و اجتماعی در کشور نخواهد داشت. لایحه برنامه هفتم توسعه کمترین ورودی به رفع مشکلات این تشکلها داشته است.
برخی از احکام حمایتی و امدادی درخصوص نیازمندان، معلولان، آسیبدیدگان اجتماعی و سایر افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی و کمیته امداد امامخمینی (ره) که در قانون برنامه ششم توسعه، تکالیفی را برای دولت در نظر داشت، از لایحه هفتم توسعه حذف شده است. از این قبیل میتوان به حذف احکام مندرج در جدول زیر اشاره کرد.
جدول 1. احکام حمایتی و امدادی برنامه ششم توسعه که از برنامه هفتم توسعه حذفشده
|
ماده |
تبصره. بند/جز |
حکم |
|
(27) |
الف/ 10 |
بخشودگی سود و جرائم تسهیلات پرداختشده به افراد تحت پوشش کمیته امداد امامخمینی (ره) و سازمان بهزیستی جهت بازسازی اماکن مسکونی مناطق آسیبدیده از حوادث طبیعی و غیرمترقبه. |
|
(۵۹) |
ب/ 2 |
ساخت و خرید سالانه حداقل صدوپنجاههزار واحد مسکن اقشار کمدرآمد در شهرها. |
|
(۷۵) |
تبصره «۲» |
دهدرصد(10%) حقالتحریر ثبت طلاق جهت کمک به تأمین هزینههای آزمایش ژنشناسی (ژنتیک) مددجویان. |
|
(۷۹) |
- |
افزایش هر سال حداقل مستمری خانوارهای مددجویان تحت حمایت کمیته امداد امامخمینی (ره) و سازمان بهزیستی برمبنای (20%) حداقل دستمزد مصوب شورایعالی کار. |
|
(۸۰) |
چ/ ۲ |
معافیت افراد تحت پوشش کمیته امداد امامخمینی (ره) و سازمان بهزیستی از پرداخت هزینههای صدور پروانه ساختمانی. |
|
(۸۰) |
ب/ 2 |
پوشش و تمهید تسهیلات اشتغال برای کلیه مددجویان واجد شرایط پشتنوبتی کمیته امداد امامخمینی (ره). |
|
(۸۰) |
ج/ ۱ |
تداوم اجرای طرح ساماندهی و توانبخشی بیماران روانی مزمن با پوشش حداقل (75%) جمعیت هدف. |
|
(۸۰) |
ج/ ۲ |
تداوم اجرای طرح ساماندهی و توانبخشی سالمندان با پوشش حداقل (25%) جمعیت هدف. |
|
(۸۰) |
ح |
کاهش حداقل بیستوپنج درصد (25% ) جمعیت کودکان کار. |
|
(۸۰) |
الف / ۴ |
«تدوین نظام جامع رصد آسیبهای اجتماعی و معلولیتها» |
|
(۸۳) |
الف |
یکدرصد (۱%) از محل وصول عوارض مناطق آزاد تجاری برای اشتغال محرومان بومی مناطق از طریق کمیته امداد امامخمینی (ره) و سازمان بهزیستی. |
|
(۷۷) |
الف |
کمک به حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی با استفاده از مشارکتهای اجتماعی مردم. |
|
(۷۷) |
ب |
توسعه و تقویت شبکه امداد و نجات کشور. |
|
(۷۷) |
پ |
افزایش آگاهیهای عمومی و آموزشهای همگانی جهت افزایش تابآوری جامعه. |
|
(۷۷) |
ت |
تأمین منابع برای مقابله با حوادث و سوانح، از محل ماده (۱۶۳) قانون امور گمرکی به میزان (۱%). |
حذف این احکام از برنامه پنجساله توسعه کشور بهمنزله انتقال بار مسئولیت در هرکدام از موارد حذفشده از دوش دستگاههای اجرایی و بار کردن آنها بر دوش تشکلهای مردمنهاد و مؤسسات غیردولتی فعال در کشور. این رویکرد و رفتارهایی که منجر به واسپاری یا رهاسازی وظایف حاکمیتی و محوری دولت به بخش غیردولتی میشود، نهتنها مردود، بلکه مذموم است. علاوهبر این، با توجه به شرایط تحریم اقتصادی کشور، افزایش خطفقر، کاهش سرانه درآمدی خانوار و افزایش روزافزون آسیبهای اجتماعی در کشور امکان واگذاری این امور به تشکلهای مردمنهاد و خیریههای موجود کشور نیست. تشکلها و خیریههایی که در حال حاضر در شرف تعطیلی هستند یا اینکه محورهای حمایتی و میزان امدادرسانی خود به جامعه هدف را بهدلایل پیشگفته محدود کردند.
در لایحه پیشرو، سیاستگذاری و تنظیمگری در حوزه اجتماعی به شورای اجتماعی کشور واگذار شده است. در این شورا افرادی از یک تشکل مردمنهاد کشور عضویت دارد. در ترکیب اعضای هیئتمدیره این تشکل شناخته شده کشور، افرادی از مدیران ارشد سه قوه عضویت دارند. همچنین در حوزه مدرسهسازی و کمک به خیرین مدرسهساز نیز احکامی پیشبینی شده است. وزارت آموزشوپرورش و سازمان توسعه و نوسازی و تجهیز مدارس، متولی این تنظیم و اجرای این احکام هستند، لکن وزیر آموزشوپرورش و رئیس سازمان مذکور در یکی از بزرگترین خیریههای مدرسهساز کشور عضویت دارند.
اینگونه ارتباطهای درهمتنیده نادرست متولیان دولتی با مجریان غیردولتی، مطمئناً احساس محرومیت و تبعیض را برای سایر تشکلهای کشور فراهم میکند و امکان بروز فساد و ویژهخواری را در جامعه تسهیل میسازد.
با توجه به مباحث فوقالذکر، لایحه برنامه هفتم توسعه از منظر مشارکت و تشکلهای مردمی جامع و مانع نیست. مشارکت نهادمند حلقههای میانی و تشکلهای مردمنهاد میتواند منتج به پیشرفت اجتماعی، تقویت انسجام ملی و افزایش سرمایه اجتماعی شود که بخش مهمی از ضروریات کشور است؛ دولت در پنجسال آینده برنامه منسجمی برای این ضروریات ندارد و به عبارتی توانمندسازی تشکلهای مردمنهاد و مشارکت همهجانبه آنها در حکمرانی اجتماعی کشور دیده نشده است. برخی از فعالان اجتماعی تمایلی به تأسیس تشکلهای مردمنهاد توان اداره آن را ندارند. تعدادی از تشکلهای اجتماعی فعال در حوزه توانبخشی و توانمندسازی مددجویان کشور در شرف تعطیلی هستند. بعضی از تشکلهای برای تأمین سلامت و درمان بیماران تحت حمایتشان مستاصل شدهاند. در شرایطی که برای رفع این قبیل مشکلات تصمیمات و تدابیر عاجل و مؤثری اخذ نشود، دولت باید نظام اداری خود را برای مواجهه با بحرانهای اجتماعی ناشی از آن در حالت آماده باش نگه دارد. لذا بهتر است دولت برای برنامهریزیهای توسعهای در کشور از منظر مشارکت و تشکلهای مردمی در صورت وجود اعتبارات و ظرفیتهای اجرایی، نکات و پیشنهادهای زیر را مدنظر قرار دهد:
14-1. معافیت از پرداخت هزینههای برق، گاز و آب در صورت رعایت الگوی مصرف متناسب با جمعیت مددجویان تحت پوشش مراکز.
14-2. اختصاص زمینهای بلامعارض با کاربری مصوب با اجاره ۹۹ ساله و غیرقابل تغییرکاربری برای شیرخوارگاهها و مراکز نگهداری شبانهروزی کودکان بیسرپرست و خیابانی متقاضی پس از تأیید سازمان بهزیستی با استناد به بند «ت» ماده (۲۳) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت.
14-3. مستثنا کردن مؤسسات و مراکز غیرتجاری موضوع ماده (۲۶) قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب سال ۱۳۸۰، از شمول جریمه تأخیر در پرداخت حق بیمه در صورت ارسال فهرست حق بیمه کارکنان شاغل در زمان مقرر، در صورت تأخیر در دریافت یارانه ماهیانه و مطالبات سنواتی از سازمان بهزیستی.
|
گزیده سیاستی / مدیریتی (پیامک منتخب): لایحه برنامه هفتم توسعه از منظر مشارکت و تشکلهای مردمنهاد ایرادها و نواقص فراوانی دارد. درصورتی که این نواقص برطرف نشود، نمیتوان توسعه اجتماعی را برای پنج سال آتی کشور متصور بود. |
https://khl.ink/f/50009
5. سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه
https://khl.ink/f/50920 (1401, 06 21). Retrieved from
6.قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱۴۰۰ ۱۳۹۶)، مصوب (۱۳۹۶):
https://rc.majlis.ir/fa/law/show/1014547
. https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1775547
https://shenasname.ir