.


           

 

 1. مقدمه

در سال‌های اخیر، تحولات راهبردی منطقه و گسترش هم‌زمان ابزارهای نوین ارتباطی، موجب شده است که منازعات میان کشورها علاوه‌بر ساحات نظامی و سیاسی به‌نحو فزاینده‌ای در عرصه‌های شناختی، هویتی و فرهنگی نیز امتداد یابد. در‌چنین بستری، روایت از رویدادها به‌مثابه یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در شکل‌دهی به ادراک عمومی، نقشی هم‌سنگ با عین رویدادها پیدا کرده و رسانه‌ها به بازیگران اصلی در تولید، بازتولید و جهت‌دهی به معنا بدل شده‌اند [۱] [۲]. در چارچوب تحولات جنگ تحمیلی سوم که واجد ابعاد پیچیده ترکیبی و چندلایه است، شاهد تشدید رقابت روایات پیرامون موضوعات بنیادین از‌جمله تاریخ، هویت و میراث فرهنگی در راستای دستیابی به اهداف سیاسی خاص و غلبه روایی (هژمونی روایی) بوده‌ایم. در این میان میراث فرهنگی به‌مثابه یکی از ارکان نرم قدرت ملی و یکی از عناصر سازنده حافظه تاریخی جوامع، به موضوعی راهبردی در منازعات رسانه‌ای بدل شده است. در‌چنین فضایی برخی شبکه‌های فارسی‌زبان معاند از‌جمله شبکه ایران‌اینترنشنال در راستای دستیابی به اهداف سیاسی خود به ارائه روایات متعدد و گاه متناقضی از میراث فرهنگی دست زده است. ارزیابی و تحلیل سیر روایات ارائه ‌شده از‌سوی شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور در دست‌اندازی بر میراث فرهنگی ایران به‌منظور وصول به اهداف سیاسی با توجه به لزوم اتخاذ سیاست‌های فرهنگی پیشگیرانه و مقابله‌ای در مواجهه با چنین فعالیت‌های عنادورزانه‌ای با نظر بر لزوم مقابله با تهدید نرم علیه هویت ملی، لزوم کنشگری مقابل ایجاد بحران‌های ادراکی و شناختی در جامعه ایرانی و ضرورت تدوین راهبردهای پیشگیرانه و مقابله‌ای بسیار ضروری است.

 

 

2. صورت‌بندی خطوط خبری مرتبط با میراث فرهنگی ایران توسط شبکه ایران‌اینترنشنال

 

2-1. خط خبری نخست (یکم اسفندماه ۱۴۰۴):‌

نخستین دست‌اندازی شبکه ایران‌اینترنشنال بر میراث فرهنگی ایران در بازه زمانی مورد مطالعه (‌یکم اسفندماه ۱۴۰۴ الی ۳۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۵) مربوط به انتشار اخباری در حوزه استفاده نیروی نظامی ایران از مراکز عمومی، فرهنگی و ورزشی جهت استقرار نیروها و تسلیحات نظامی بوده است. متون گزارشی مخابره ‌شده حول این خط خبری، بر دو محور تغییر کاربری مراکز فرهنگی- ورزشی به مراکز موقت استقرار تجهیزات نظامی و همچنین آثار اجتماعی و روان‌شناختی آن بر شهروندان متمرکز شده است [۳]. گفتنی است؛ چنین ادعایی به‌صورت مداوم در بازه زمانی مورد مطالعه و در جریان بروز حملات مسلحانه دشمن آمریکایی- صهیونی نیز تکرار شده است.

2-2. خط خبری دوم (۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴):

این شبکه مورخ ۲۸/۱۲/۱۴۰۴ با استفاده از حضور رضا پهلوی و با بهره‌گیری از آثار منشعب از عملیات نخست (استفاده ایران از مراکز فرهنگی جهت استقرار تسلیحات نظامی) و در راستای بسیج افکار عمومی، از قاب شبکه ایران‌اینترنشنال از مخاطبان درخواست می‌کند در راستای پاسداری از میراث فرهنگی و محیط زیست به یگان میراث ایران بپیوندند. رضا پهلوی ذیل چنین دعوت‌هایی میراث فرهنگی ایران را بخشی از هویت تاریخی ملت ایران و سرمایه بین‌نسلی قلمداد کرده که در جریان سوء‌مدیریت و سوء‌استفاده از این مراکز در معرض تخریب قرار گرفته است [۴]. او با اشاره به چنین مسئله‌ای ایرانیان را به پیوستن به یگان میراث ایران و حضور در مراکز فرهنگی جهت مستندسازی و حفاظت فراخواند.

2-3. خط خبری سوم (۱۸ فرودین‌ماه ۱۴۰۵):

پس از آغاز شکل‌گیری خودجوش زنجیره‌های انسانی در حمایت از ایران و محکومیت جنایات دشمن آمریکایی- صهیونی حول میراث فرهنگی و تاریخی، این شبکه با چرخش درون‌گفتمانی فاحشی نسبت به خط خبری دوم (یعنی دعوت از مردم جهت تشکیل زنجیره‌های انسانی حول موضوعی ملی) شکل‌گیری زنجیره‌ها در ایران را به‌مثابه اقدامی حکومتی و با عنوان استفاده از سپر انسانی تعبیر کرد. در همین بازه زمانی و همسو با موج شکل‌گیری زنجیره‌های انسانی حول میراث فرهنگی- تاریخی که اساساً منفک از رویکرد و رویه برنامه‌ریزی ‌شده از‌سوی فراخوان پهلوی بود، این شبکه (دربرنامه گفتگومحور با کامبیز حسینی) با تنزل مفهومی میراث فرهنگی- تاریخی به مشتی از خشت و گل، تشکیل زنجیره‌های انسانی پیرامون میراث فرهنگی (که اساساً رویکرد و رویه‌ای متمایز از رویه برنامه‌ریزی شده در فراخوان پهلوی داشت) را به نادیده گرفتن حق حیات انسان‌ها و عطف تمرکز بر‌ سازه‌های مادی تعبیر کرد [۵].

2-4. خط خبری چهارم (۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵):

پس از آغاز شکل‌گیری خودجوش و خودانگیخته زنجیره‌های انسانی پیرامون میراث فرهنگی جهت حمایت از کشور ایران در قبال جنایات جنگی دشمن آمریکایی- صهیونی و نقض آشکار حقوق بشر، شبکه ایران‌اینترنشنال با رویکردی متفاوت نسبت به آنچه پیشتر از خود نشان داده بود، ظاهر شد. در برنامه‌ای مورخ ۲۶/۱/۱۴۰۵ طی گفتگو با کامبیز حسینی (برنامه گفتگومحور شبکه ایران‌اینترنشنال)، حضور ملت ایران حول مراکز فرهنگی همچون باغ فردوس تهران به‌مثابه مصادره مادی و معنوی این مراکز جهت بهره‌گیری از منافع سیاسی توسط نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی شد. اساساً این چرخش در نحوه صورت‌بندی مسئله را می‌توان ناشی از شکست در پیامد‌های عملی سیاست آشکار فراخوان پهلوی در تشکیل اجتماعات مردمی با رویکرد اعتراضی نسبت به سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرد [۶].

2-5. خط خبری پنجم:

پس از مورد هدف قرار گرفتن مراکز فرهنگی- تاریخی ایران (همچون کاخ گلستان، دره پیشا‌تاریخی خرم‌آباد، بخشی از مجموعه باغ‌های ایرانی کاخ چهل‌ستون) توسط دشمن آمریکایی- صهیونی دو خط خبری متفاوت از قاب این شبکه مخابره شد. گفتمان نخست، تخریب میراث فرهنگی- تاریخی ایرانیان در جنگ را ناشی از آسیب‌های جانبی قلمداد می‌کرد که در اثر مجاورت با مراکز نظامی- سیاسی رخ داده بود. دومین خط خبری با نقض فاحش گفتمان نخست، هدف‌گیری مستقیم این مراکز توسط رژیم صهیونی و دشمن آمریکایی را ناشی از پنهان ساختن تسلیحات نظامی در محوطه این مراکز می‌دانست [۷]. این صورت‌بندی در راستای القای این برداشت به مخاطبان قابل فهم است که حملات صورت‌ گرفته به مراکز فرهنگی- تاریخی ایران توسط طرف آمریکایی- صهیونی، واجد ماهیتی ضد میراث فرهنگی نبوده و صرفاً معطوف به اهداف و تأسیسات نظامی ایران بوده است. روایتی که در‌نهایت می‌تواند به‌مثابه تلاشی گفتمانی برای تطهیر و مشروع‌سازی اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی در تخریب اماکن برخوردار از ارزش تاریخی و فرهنگی ارزیابی شود. در ادامه شماری از عبارات و گزاره‌های مطروحه توسط کارشناسان، گویندگان و میهمانان شبکه ایران‌اینترنشنال حول میراث فرهنگی ایران ذیل جدول ۱ مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند.

 

جدول 1. از عبارات ارائه شده مربوطه در شبکه پیرامون میراث فرهنگی [8-3]

خط خبری

تاریخ

گوینده/ منبع

عبارت‌/ گزاره بیان‌ شده

کارکرد در تحلیل

خط خبری اول

۱۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

گزارش خبری شبکه

...جمهوری اسلامی نیرو، سلاح و تجهیزات خود را در دست‌کم ۷۰ مکان غیرنظامی مستقر کرده است...

ایجاد پیوند میان فضاهای غیرنظامی و کاربری نظامی و فراهم ‌کردن زمینه برای صورت‌بندی تهدید علیه این فضا

۱۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

گزارش خبری شبکه

...خطرات میدان نبرد را به غیرنظامیان منتقل می‌کند. همچنین درباره برخی اماکن مذهبی و فرهنگی اشاره شده که ممکن است به‌عنوان میراث فرهنگی نیز محسوب شوند...

پیوند دادن مسئله استقرار نظامی با مخاطرات وارده به اماکن غیرنظامی و واجد ارزش فرهنگی

خط خبری دوم

۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴

رضا پهلوی

حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی کشور وظیفه‌ای ملی و همیشگی است....به یگان حفاظت از میراث فرهنگی بپیوندید...

صورت‌بندی میراث فرهنگی به‌عنوان مسئولیتی ملی و دالی هویتی

۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴

رضا پهلوی

...از شما تقاضا دارم برای پاسداری از میراث فرهنگی و محیط ‌زیست کشور، به «یگان میراث ایران» در گارد جاویدان بپیوندید...

تبدیل میراث فرهنگی از موضوعی هویتی به مبنایی برای دعوت به کنش و مشارکت سازمان‌یافته

۲۸ اسفندماه ۱۴۰۴

رضا پهلوی

...هر‌یک از شما  تشکلی محلی، حتی کوچک، برای حفاظت از یک اثر ملی تشکیل دهید...

گذار از بازنمایی هویتی میراث به دعوت مستقیم مخاطبان برای کنش حفاظتی

خط خبری سوم

۱۸ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

گزارش خبری شبکه

...صداوسیمای جمهوری اسلامی با دعوت از چهره‌های امنیتی ... رسماً از مردم خواست کودکان و جوانان را به اماکنی از‌جمله ایست و بازرسی‌ها، محل تجمعات و نیروگاه‌ها بفرستند تا سپر انسانی مواضعی شوند که احتمال حمله نظامی در آنها افزایش یافته است.

بازتعریف حضور شهروندان در نزدیکی اماکن حساس در قالب «سپر انسانی» و انتقال چارچوب از کنش اجتماعی به چارچوب امنیتی

۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

گزارش خبری شبکه

ایست بازرسی یا سپر انسانی؟

تلاشی سیستماتیک برای استفاده از غیرنظامیان به‌عنوان «سپر انسانی» در برابر حملات احتمالی هوایی

امنیتی‌سازی حضور جمعی و بازتعریف کارکرد تجمع افراد در فضاهای عمومی

خط خبری چهارم

۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵

برنامه گفتگومحور

پخش کنسرت ... برای طرف‌داران حکومت در باغ فردوس نشان می‌دهد، حکومتی که سال‌ها صدای زن را سرکوب کرده، حالا در شرایطی خاص همان صدا را مجاز می‌داند؛ آن‌هم در مکانی که پیشتر محل برخورد با زنان معترض بوده است...

انتقال کانون بازنمایی باغ فردوس از ارزش فرهنگی و تاریخی آن به نسبت آن با منازعه و سیاست داخلی

خط خبری پنجم

اسفند و فروردین ۱۴۰۵

گزارش‌های خبری شبکه

در پایتخت، تهران، این موارد شامل مسجد رضوان در ۱۷ اسفندماه ۱۴۰۴ و مسجد چهارده‌معصوم در شهرک دانشگاه در ۱۶ اسفندماه بود که در آنها یگان‌های ویژه پلیس مستقر شدند. مسجد مالک‌اشتر در خسروشاه در استان آذربایجان شرقی نیز به‌عنوان مقر نیروهای سپاه پاسداران در ۱۸ اسفندماه مورد استفاده قرار گرفت. به‌گفته این منبع، مساجد به‌عنوان اماکن غیرنظامی محافظت می‌شوند و همچنین ممکن است بر‌اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی، به‌عنوان میراث فرهنگی نیز محسوب شوند.

قرار دادن آسیب میراث فرهنگی در چارچوب رابطه میان اهداف نظامی و اماکن تاریخی

 

3. بحث و ارزیابی

در‌خصوص عملکرد شبکه ایران‌اینترنشنال باید گفت که در بازه زمانی مورد مطالعه با پنج دسته از خطوط خبری بعضاً متناقض مواجه بوده‌ایم. به‌طور مشخص، مورخ یکم اسفندماه ۱۴۰۴ و پیش از بروز تحرکات نظامی خصمانه دشمن آمریکایی‌- صهیونی، این شبکه معاند از میراث فرهنگی ایرانیان به‌مثابه ابزاری در راستای تحریک عواطف و احساسات مخاطبان استفاده کرده و با ادعای استقرار تجهیزات نظامی در این مراکز و استفاده عامدانه از دو عبارت تغییر کاربری و آثار روان‌شناختی- اجتماعی به‌مثابه پیام‌های پنهان رسانه‌ای به سیاست بسیج هیجانی از طریق ابزارسازی نمادهای میراث فرهنگی پرداخته است. عملاً چنین سازوکاری در رسانه، واجد سه مرحله انتخاب امر مقدس یا ناظر بر حافظه جمعی (میراث فرهنگی) به‌عنوان دست‌مایه، قاب‌بندی خبر در قالب ارائه شواهد مبنی‌بر تعرض به امر مقدس/ امر هویتی و درنهایت فعال‌سازی هیجانی و ارائه احساس ترس، خشم و ... به مخاطب است. ارزیابی فرایندی مخابره این خبر گویای آن است که این شبکه معاند به‌روشنی از مراحل ضروری سیاست بسیج هیجانی بهره برده است.

در دومین مرحله، مورخ ۲۸/۱۲/۱۴۰۴ مواجهه با فراخوان رضا پهلوی صورت می‌پذیرد. در این مرحله نیز با نوعی تداوم گفتمانی با روایت نخست مواجه هستیم. بدین‌معنا که گزاره اولیه درباره استفاده از مراکز فرهنگی برای استقرار تجهیزات نظامی، در مرحله دوم به بستری جهت تولید کنش سیاسی و اجتماعی بدل می‌شود. در این مرحله میراث فرهنگی دیگر صرفاً به‌مثابه یک موضوع خبری یا فرهنگی بازنمایی نمی‌شود؛ بلکه به یک دال هویتی بدل می‌گردد. این فرایند را می‌توان نوعی گذار از چارچوب‌بندی بسیج عاطفی به بسیج کنش‌محور دانست. سازوکاری که در آن رسانه ابتدا حساسیت عمومی نسبت به یک نماد هویتی را فعال کرده و سپس از همان حساسیت برای دعوت به مشارکت، مستندسازی حضور میدانی یا پیوستن به یک سازوکار جمعی بهره می‌گیرد. در این خصوص آنچه به‌وضوح رؤیت می‌شود آن است که این شبکه فارسی‌زبان معاند در دو مرحله گفتمانی خود ذیل ریل‌گذاری واحدی حرکت کرده است.

از این منظر خطوط ‌خبری مرحله اول و دوم را می‌توان ذیل الگوی بسیج مبتنی‌بر نمادهای هویتی تحلیل کرد. الگویی که در آن رسانه ابتدا از طریق فعال‌سازی یک نماد مورد اجماع و دارای ارزش فرهنگی، احساس تهدید و همدلی جمعی را شکل می‌دهد و سپس این ظرفیت هیجانی را به سمت اهداف سیاسی مشخص هدایت می‌کند. در‌نتیجه میان دو عملیات رسانه‌ای مذکور مرحله اول و دوم رابطه‌ای صرفاً زمانی یا موضوعی وجود ندارد، بلکه در این خصوص با یک زنجیره راهبردی مواجه هستیم که در آن مرحله نخست واجد کارکرد مشروعیت‌بخشی، حساسیت‌سازی و تولید سرمایه عاطفی است و‌ مرحله دوم به بهره‌برداری سیاسی از همان سرمایه اجتماعی و روانی اختصاص می‌یابد. از این منظر هر دو روایت را باید اجزای مکمل راهبردی واحد در حوزه مدیریت ادراک، جهت‌دهی افکار عمومی و تبدیل حساسیت هویتی به کنش سیاسی ارزیابی کرد.

خط ‌خبری سوم حاکی از آن است که در این مرحله، شبکه نسبت به دو مرحله اول و دوم با چرخش در صورت‌بندی مسئله مواجه شده است. در خط ‌خبری سوم، شبکه مذکور با تغییر نظام دلالت پیرامون میراث فرهنگی، از گفتمان میراث به‌مثابه سرمایه هویتی به گفتمان میراث به‌مثابه امر مادی و کم‌اهمیت گذر می‌کند. این گذار از طریق دو سازوکار اصلی‌ برچسب‌زنی سلبی به زنجیره‌های انسانی و بازنمایی آنها در قالب سپر انسانی و دوم نمادزدایی از میراث فرهنگی از طریق تنزل ارزشی آن به خشت و گِل صورت پذیرفته است. در‌نتیجه کنش جمعی پیرامون میراث فرهنگی از جایگاه یک کنش مدنی نمادین خارج شده و در قالب کنشی هدایت ‌شده، ابزاری و فاقد مشروعیت اخلاقی بازنمایی می‌شود. این امر‌ به‌روشنی نشانگر تعارض آشکار میان خطوط‌ خبری دوم و سوم و حاکی از چرخش راهبردی در صورت‌بندی مسئله است. نکته قابل توجه آن است که بیش از آنکه این چرخش در صورت‌بندی مسئله امری سیاستگذاری شده و هدفمند باشد، ناشی از تفاوت عملکردی ملت ایران با فراخوان پهلوی (خط ‌خبری دوم) است. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت؛ رسانه در این مرحله از راهبرد باز­قاب‌بندی ترمیمی جهت مهار پیامدهای ناخواسته روایت دوم و بازپس‌گیری کنترل معنایی بر کنش جمعی استفاده کرده است.

همچنین درحالی‌که خطوط خبری اول و دوم بر برجسته‌سازی میراث فرهنگی به‌عنوان یک دال هویتی و محور کنش حفاظتی تأکید داشته‌اند، خط‌ خبری سوم با برچسب‌زنی سلبی و نمادزدایی، زمینه سلب مشروعیت از کنش جمعی پیرامون میراث را فراهم می‌کند. خط ‌خبری چهارم این فرایند را تکمیل خواهد کرد؛ بدین‌معنا که نه فقط معنای کنش، بلکه منشأ و عاملیت آن نیز بازتعریف می‌شود و حضور مردمی پیرامون مراکز فرهنگی به‌مثابه مصادره مادی و معنوی این فضاها برای منافع سیاسی بازنمایی می‌گردد. از این منظر، خط‌ خبری چهارم را باید نه یک روایت مستقل بلکه مرحله تثبیت‌کننده همان چرخش در صورت‌بندی مسئله دانست که در مرحله سوم آغاز شده بود. بنابراین خط‌ خبری چهارم را می‌توان مرحله گذار از سلب مشروعیت کنش به سلب عاملیت از کنشگران دانست. به‌بیان‌دیگر، هنگامی که بازقاب‌بندی سلبی در مرحله سوم برای مهار معنای اجتماعی کنش کافی نبوده است، مرحله چهارم با نسبت‌ دادن آن به بهره‌برداری سیاسی، تلاش کرد از طریق سیاسی‌سازی کامل فضا و حضور جمعی، کنترل تفسیری از دست‌رفته را احیا کند. منطقاً به‌‌نظر می‌رسد این گسست در جریان شکل‌گیری خودجوش زنجیره‌های انسانی در محدوده میراث فرهنگی در ایران، بدون دست‌اندازی بر اهداف سیاسی مورد نظر پهلوی صورت پذیرفته است.

گفتنی است؛ مرحله پنجم نشانگر تعمیق بحران انسجام گفتمانی در بازنمایی میراث فرهنگی است. در این خط‌ خبری شبکه ایران‌اینترنشنال از دو قاب ناسازگار برای توضیح تخریب مراکز فرهنگی- تاریخی استفاده کرده است. نخست، قاب آسیب جانبی که تخریب را پیامد ناخواسته ناشی از مجاورت با مراکز نظامی یا سیاسی معرفی می‌کند و دوم، قاب پنهان‌سازی تسلیحات که با نسبت ‌دادن کارکرد نظامی به فضاهای میراثی، هدف‌گیری مستقیم آنها را توجیه‌پذیر جلوه می‌دهد. در یک نگاه کلی، خط ‌خبری نهایی از حساسیت هویتی ایجاد شده در خط روایتی اول و منطق حفاظت‌محور روایت دوم فاصله می‌گیرد و سیاسی‌سازی فضاهای فرهنگی در خط‌ خبری چهارم را به مرحله امنیتی‌سازی و نظامی‌سازی ارتقا می‌دهد.

 

شکل 1. سیر گفتمانی شبکه ایران‌اینترنشنال در دست‌اندازی بر مفهوم میراث فرهنگی[۴]، [۵]، [۶]،[۷] و [۸]

تحلیل خطوط‌ خبری پردازش ‌شده توسط شبکه ایران‌اینترنشنال ضمن تأیید پایداری هسته اتهام‌محور علیه نهادهای حکومتی (که در مرحله اول با ادعای استفاده نظامی از مراکز فرهنگی آغاز شده و در مرحله پنجم با طرح استفاده از این مراکز برای پنهان‌سازی تجهیزات نظامی، بازگشتی به همان چارچوب تلقی می‌شود)، نشانگر آن است که این شبکه در حفظ صورت‌بندی مسئله دچار مشکل شده است. به‌طور مشخص، ساختار روایی این شبکه از هم‌افزایی راهبردی خط خبری اول (اتهام به حکومت) و خط خبری دوم (فراخوان رضا پهلوی با استناد به همان اتهام) به سمت چرخش‌هایی در صورت‌بندی مسئله در خط خبری سوم (تعبیر سپر انسانی در‌عوض کنش اجتماعی) و خط خبری چهارم (تعبیر مصادره سیاسی میراث) طی مسیر کرده است. این چرخش‌ها در نحوه صورت‌بندی مسئله که عمدتاً ناظر بر تغییر ارزش‌گذاری کنش‌های اجتماعی و سیاسی پیرامون میراث فرهنگی است، در مواجهه با واقعیت‌های میدانی غیرهمسو با فراخوان‌های اولیه رخ داده است.

 

4. جمع‌بندی و پیشنهادها

ارزیابی سیر خطوط ‌خبری ارائه‌ شده در شبکه فارسی‌زبان ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که در بازه زمانی مورد مطالعه، مقوله میراث فرهنگی ایران بدون آنکه واجد معنایی پایدار و مستقل باشد، از طریق بازقاب‌بندی‌های پیاپی به یک دال شناور رسانه‌ای بدل شده و صورت‌بندی معنای آن با نظر بر مقاصد سیاسی متفاوت شبکه سیال بوده است. به‌گونه‌ای که میراث فرهنگی ایران در یک مقطع به‌عنوان سرمایه هویتی، حافظه تاریخی و امر مقدس بازنمایی شده و در مقطعی دیگر به امر مادی، کم‌اهمیت، سیاسی شده یا حتی امنیتی شده تقلیل پیدا کرده است. به‌عبارت‌دیگر در این شبکه، میراث فرهنگی (به‌مثابه یک ابزار و دست‌مایه) نه بر‌اساس ارزش ذاتی خود، بلکه متناسب با نیازهای روایی و موقعیت‌های سیاسی- اجتماعی میدان معناگذاری شده است. در این خصوص مشخصاً می‌توان اذعان کرد:

الف) شبکه ایران‌اینترنشنال در بازه زمانی مورد مطالعه (یکم اسفندماه 1404 تا 30 فروردین‌ماه 1405) از مقوله میراث فرهنگی ایرانیان به‌مثابه ابزاری جهت مدیریت ادراک و دستیابی به اهداف سیاسی خود از قبیل نفرت‌پراکنی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و بی‌اعتمادسازی مخاطب به آن (خط‌ خبری نخست)، ایجاد ائتلاف سیاسی (خط ‌خبری دوم)، هویت‌زدایی و مشروعیت‌زدایی از زنجیره‌های خودجوش انسانی ناظر بر محکومیت جنایات جنگی دشمن آمریکایی- صهیونی (خط ‌خبری سوم)، نفرت‌پراکنی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و برانگیختن خشم و کنش مخاطب (خط ‌خبری چهارم) و مشروعیت‌بخشی به جنایات جنگی دشمن آمریکایی- صهیونی (خط ‌خبری پنجم) بهره‌ برده است.

ب) شبکه فارسی‌زبان ایران‌اینترنشنال در دست‌اندازی به میراث فرهنگی ایران جهت دستیابی به اهداف سیاسی ویژه، از الگوی ارتباطی ثابت و واحدی پیروی نکرده است؛ بلکه متناسب با شرایط میدانی و نیازهای روایی خود، میان قاب‌های عاطفی، کنش‌محور، سلبی، سیاسی، امنیتی و توجیهی جابه‌جایی‌های گفتمانی قابل توجهی داشته است. جابه‌جایی‌ که درنهایت به آشکار شدن بی‌ثباتی در صورت‌بندی مسئله توسط شبکه مربوطه انجامیده است.

ج) به‌طور مشخص در‌خصوص نقطه‌نظر پیشین باید گفت؛ بخشی از جابه‌جایی‌های معنایی شبکه را می‌توان در سطح نخست (خط ‌خبری اول و دوم) ذیل راهبرد ابهام معناشناختی (‌نگاه ‌داشتن میراث فرهنگی در وضعیتی سیال تا بتوان آن را در موقعیت‌های مختلف با کارکردهای متفاوت به‌کار گرفت) تحلیل کرد. با‌این‌حال، شدت تغییر قاب‌ها و تعارض میان روایت‌های حفاظتی، تقلیلی و امنیتی نشان می‌دهد که این ابهام در مراحل بعدی از سطح انعطاف راهبردی فراتر‌رفته و به بحران در‌ انسجام گفتمانی بدل شده است.

به‌طورکلی با توجه به انعطاف‌پذیری معنایی و گفتمانی مقوله میراث فرهنگی برای بازقاب‌بندی در روایات سیاسی، امنیتی و احساسی ضروری است، سیاستگذاری در این حوزه با هدف ایجاد فاصله از رویکرد واکنشی و حرکت به سمت حکمرانی پیشینی صورت پذیرد. در این راستا، پیشنهادهای زیر ذیل سه بُعد شناخت و هشدار، پاسخ و کنترل و پیشگیری و مصون‌سازی ارائه می‌شوند:

- شناخت و هشدار

در راستای شناسایی به‌هنگام تغییرات و روندهای رسانه‌ای مرتبط با میراث فرهنگی و پیشگیری از تثبیت روایت‌های نادرست یا فاقد پشتوانه مستند در افکار عمومی و با عنایت به نقش شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور و شبکه‌های اجتماعی در برجسته‌سازی و چارچوب‌بندی گزینشی موضوعات مرتبط با میراث فرهنگی، پیشنهاد می‌شود هسته رصد و تحلیل رسانه‌ای میراث فرهنگی ذیل مرکز روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با همکاری مرکز ملی فضای مجازی، شورای اطلاع‌رسانی دولت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صداوسیما و رسانه‌های رسمی کشور ایجاد شود.

- پیشگیری و مصون‌سازی

در راستای تقویت ظرفیت اجتماعی پیرامون میراث فرهنگی و جلوگیری از بهره‌برداری جریان‌های رسانه‌ای رقیب از ظرفیت‌های انسانی شکل‌ گرفته حول این حوزه پیشنهاد می‌شود با بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای واجد تجربه در حوزه سازمان‌دهی و پشتیبانی از اجتماعات انسانی در عرصه‌های عمومی (از‌جمله بسیج هنرمندان، قرارگاه فرهنگی و اجتماعی قرب بقیه‌الله و قرارگاه ثارالله) با رعایت محرمانگی فرایندهای هماهنگی و پشتیبانی بین‌نهادی و محدودسازی دسترسی به اطلاعات اجرایی، الگوی نظام‌مند کنشگری فرهنگی پیش‌دستانه و مناسبت‌محور (با تأکید بر برگزاری اجتماعات انسانی حول میراث فرهنگی) طراحی و عملیاتی شود.

- کنترل و پاسخ

در راستای مقابله با انتشار و تثبیت اکاذیب پیرامون میراث فرهنگی توسط شبکه‌های معاند، پیشنهاد می‌شود هسته رصد و تحلیل (موضوع‌بند پیشین) پس از شناسایی، راستی‌آزمایی و اولویت‌بندی موارد نسبت به تهیه بسته‌های پاسخ رسانه‌ای مستند (مشتمل‌بر داده‌های ثبتی، مستندات کارشناسی، نقشه‌ها و لایه‌های مکانی قابل انتشار در‌خصوص فاصله میان تأسیسات نظامی با مراکز میراثی، تصاویر و مستندات آرشیوی و سایر شواهد قابل اعتبارسنجی) اقدام و پس از تأیید واحدهای تخصصی ذی‌ربط، پاسخ‌های نهایی را از طریق سازوکار هماهنگ اطلاع‌رسانی به مراجع اطلاع‌رسانی ذی‌ربط ابلاغ کند.

 

 

 

 

 

 

[1] Miskimmon, A., O’Loughlin, B., & Roselle, L. (2013). Strategic narratives: Communication power and the new world order. Routledge. https://doi.org/10.4324/9781315871264.
[2] Entman, R. M. (1993). Framing: Toward clarification of a fractured paradigm. Journal of Communication, 43(4), 51–58. https://doi.org/10.1111/j.1460-2466.1993.tb01304.x.
[3] Iran International. (2026, March 30). Iran’s military uses schools and civilian sites during US-Israeli war. Iran International
[۴] ایران‌اینترنشنال. (۱۴۰۴، ۲۸ اسفندماه)، رضا پهلوی خواستار تشکیل یگان میراث ایران شد. https://www.google.com/goto
[۵] ایران‌اینترنشنال. (۱۴۰۵، ۱۸ فروردین‌ماه)، برنامه با کامبیز حسینی: تریبون برنامه امشب آزاد است [برنامه تلویزیونی].
[۶] ایران‌اینترنشنال. (۱۴۰۵، ۲۶ فروردین‌ماه)، صدای زن در باغ فردوس آزاد شد! [برنامه تلویزیونی].
[۷] ایران‌اینترنشنال. (۱۴۰۴، ۱۱ اسفندماه)، یک روزنامه چاپ تهران: به کاخ گلستان آسیب‌های جزئی وارد شده است.
[۸] ایران‌اینترنشنال. (۱۴۰۵، ۱۰ فروردین‌ماه)، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی از مدرسه‌ها و مکان‌های غیرنظامی استفاده می‌کنند.