.


 

خلاصه مدیریتی

بیان/ شرح مسئله

امروزه با وقوع سه انقلاب بزرگ (کشاورزی، صنعتی، اطلاعات)، روش کار و زندگی مردم دچار دگرگونی شده است. با ظهور اقتصاد دانش‌بنیان و جهانی شدن اقتصاد، دانش و نوآوری به‌عنوان منابع اصلی تولید شناخته می‌شوند و توجه اندیشمندان از راهکارهای افزایش کمّی تولید به‌سمت راهکارهای بسط دانش و نوآوری متمرکز شده است. ساختار تولید نیز از خوشه‌های صنعتی (در قالب مناطق صنعتی و پارک‌های علم و فناوری) به نواحی نوآوری شهری تغییر شکل داده است. بنابراین نواحی نوآوری شهری به‌عنوان بستر توسعه اقتصاد دانش‌بنیان در شهرها و یک پارادایم اقتصادی جدید تعریف می‌شوند. علاوه‌بر این، باتوجه‌به شرایط تحریمی کشور، لزوم کاهش وابستگی به نفت، جلوگیری از فرار نخبگان و تحقق اقتصاد مقاومتی توجه به اقتصاد دانش‌بنیان و حمایت از زیرساخت‌های فضایی آن ازجمله نواحی نوآوری شهری، که بستر پرورش فناوری و نوآوری و همچنین ارتباط دانشگاه، صنعت و کارآفرینی است، امری ضروری به‌نظر می‌رسد. باتوجه‌به بدیع بودن موضوع در کشور و عدم تبیین چارچوب‌ها و ملاحظات توسعه نواحی نوآوری شهری، به‌خصوص در حوزه توسعه شهری، این گزارش به ارائه توصیه‌های سیاستی و الزامات توسعه نواحی نوآوری شهری با تأکید بر وجوه کالبدی و فضایی می‌پردازد.

 

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

ناحیه نوآوری شهری شکل تکامل‌یافته پارک‌های علم ‌و فناوری است که در بستر شهرها توسعه می‌یابد. در واقع نواحی نوآوری شهری برخلاف پارک‌های علم ‌و فناوری که خارج از شهرها و در محیطی بسته توسعه می‌یافتند، در مراکز شهری و در مجاورت مراکز علمی مانند دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز تحقیقاتی شکل می‌گیرند. در این رویکرد ارتباط تنگاتنگی میان دانشگاه، دانشجویان، کارآفرینان، شرکت‌های بزرگ، شتاب‌دهنده‌ها، سرمایه‌گذاران و مراکز رشد شکل می‌گیرد که از آن به‌عنوان دارایی‌های ارتباطی یاد می‌شود. بستر توسعه این دیدگاه‌ها در فضای شهری را دارایی‌های کالبدی و آنچه دستاورد این نواحی است، که بر مبنای اقتصاد دانش‌بنیان و نوآوری است، دارایی‌های اقتصادی می‌نامند. اهدافی که این نواحی دنبال می‌کنند شامل رشد اشتغال، تقویت کارآفرینان و محیط کارآفرینی، کاهش فقر و نابرابری اجتماعی، کنترل آثار زیست‌محیطی و ایجاد درآمد پایدار است. همچنین نواحی نوآوری شهری مزیت‌هایی دارند که توسعه آنها به‌واسطه این مزیت‌ها از لحاظ کالبدی، اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. پرورش نیروی کار ماهر و متخصص، تسهیل ورود دانشجویان و نخبگان به بازار کار، سرزندگی و پویایی محلات، ایجاد اثر زنجیره‌ای و اطلاعاتی که سبب نشر توسعه می‌شود، ازجمله این مزایاست. در مقابل، افزایش تقاضای مسکن (به‌خصوص استیجاری)، افزایش قیمت‌ زمین و مسکن، اعیان‌سازی و خروج ساکنان اصیل جزو آثار جانبی ناشی از توسعه این مناطق در نظر گرفته می‌شود.

ازجمله نمونه‌های موفق نواحی نوآوری در کشور، ناحیه نوآوری شریف است که در منطقه دو شهر تهران در محله طرشت قرار گرفته است. این ناحیه به‌صورت خودرو بیش از دو دهه پیش شکل گرفته و سال 1397 به‌صورت رسمی در قالب 250 هکتار تأسیس شده است. هم‌اکنون بیش از 600 شرکت، 19 شتاب‌دهنده، 15 صندوق و شرکت سرمایه‌گذاری و 10 مرکز نوآوری در این منطقه مستقرند. گفتنی است، ناحیه نوآوری شریف تنها ناحیه نوآوری کشور است که در اتحادیه بین‌المللی نواحی نوآوری عضویت دارد.

 

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

در راستای تبیین ملاحظات توسعه نواحی نوآوری شهری در قالب مطالعات و ارزیابی‌های صورت‌گرفته در ادبیات موضوع و تجارب مربوطه، پیشنهادهای سیاستی به این شرح ارائه می‌شود:

·      لزوم بازتعریف نقش دانشگاه‌ها و تبیین دانشگاه نسل چهارم برای توسعه کارآفرینی؛

·      بازبینی طرح‌های توسعه شهری با تأکید بر نواحی نوآوری شهری و ملاحظات مربوطه؛

·      تعریف و تصویب مصادیق کاربری‌ مختلط توسط وزارت راه و شهرسازی؛

·      توجه به مسکن کوچک‌مقیاس، در استطاعت و معماری منحصربه‌فرد به‌منظور پشتیبانی از سکونت و فعالیت؛

·      توسعه حمل‌ونقل عمومی یکپارچه، پیاده‌مداری و تسهیلات دوچرخه‌سواری و اسکوتر؛

·      بهره‌گیری از نظریات و رویکردهای مشابه مانند شهر خلاق، شهر 15 دقیقه‌ای، توسعه مبتنی‌بر حمل‌ونقل در راستای توسعه پایدار شهری؛

·      تعریف و تشکیل سازوکار نهادی مشتمل‌بر ذی‌نفعان بخش دولتی، عمومی، خصوصی و شهروندان؛

·      بهره‌گیری از تجربیات مشابه و جلوگیری از اغتشاش و تقلیل‌گرایی در مفاهیم؛

·      تمرکز بر توسعه گام‌به‌گام و متمرکز و اجتناب از توسعه فراگیر و پراکنده؛

·      بازنگری در ضوابط و مقررات فراگیر شهرسازی، ازجمله تأمین پارکینگ به‌ازای هر واحد مسکونی، سطح اشغال، تراکم ساختمانی و...؛

·      بهره‌گیری از مشارکت شهروندان، ساکنان و جامعه محلی؛

·      ارزیابی و پایش مستمر توسعه نواحی نوآوری به‌منظور جلوگیری یا کاهش آثار جانبی ناشی از توسعه مانند افزایش قیمت مسکن و مسائل اجتماعی.

·      اصلاح و الحاق موادی از «قانون جهش تولید دانش‌‌بنیان» مصوب 1401/02/11 مبتنی‌بر الزامات و ملاحظات نهادی، حقوقی، کالبدی و فضایی جهت ایجاد بستر قانونی مورد نیاز و تحقق چارچوبمند و هدایت توسعه ناحیه نوآوری شهری در کشور. 

 

1. مقدمه

ناحیه نوآوری شهری به‌عنوان رویکردی متأخر در توسعه شهری طرح شده است که علاوه‌بر بازتاب کالبدی در شهرها، نمود ارتباطی و اقتصادی نیز دارد. این نواحی که به‌عنوان پارادایمی در حوزه اقتصاد شهری و تحولات شهرک‌های صنعتی و پارک‌های علم‌ و فناوری طرح شده، سبب رشد اقتصادی و کالبدی شهرها شده است. نکته حائز اهمیت دراین‌باره شکل‌گیری بستری برای توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و نوآور در مراکز شهری است که با پشتوانه مؤسسات لنگر مانند دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز تحقیقاتی توسعه می‌یابند. در کنار مزیت‌هایی که نواحی نوآوری شهری ایجاد می‌کنند، ظرفیت‌های بی‌بدیلی می‌تواند برای توسعه کشور فراهم شود. به‌طور کلی، ایده اقتصاد دانش‌بنیان در ایران در دهه 1380 برای کاهش وابستگی به نفت مطرح شد. از آنجایی که ارزش‌افزوده اقتصاد دانش‌بنیان، مبتنی‌بر نوآوری و فناوری است، می‌تواند نقش مهمی در اقتصاد کشور ایفا کند که ازقضا نواحی نوآوری شهری اساساً مبتنی‌بر این مفهوم شکل گرفته‌اند. همچنین در شرایط تحریمی، توسعه دانش‌محور به‌مثابه مقوله‌ای ضدتحریم می‌تواند در وضعیت فعلی کشور کمک‌کننده باشد. بازگشت نخبگان و حفظ دانشمندان و جلوگیری از فرار مغزها به‌واسطه توسعه زیست‌بوم نوآوری در این مناطق امکان‌پذیر خواهد بود. توجه به اقتصاد دانش‌بنیان در سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و سیاست‌های کلی علم‌ و فناوری ابلاغی رهبر شهید (ره) به‌صراحت مشهود است و بهره‌گیری از این رویکرد می‌تواند در توسعه اقتصادی کشور نقش قابل توجهی ایفا کند. بنابراین باتوجه‌به اینکه نواحی نوآوری پشتیبان توسعه دانش‌بنیان و نوآورانه‌اند، در این گزارش به تبیین الزامات و ملاحظات توسعه ناحیه نوآوری شهری پرداخته خواهد شد. بستر کالبدی و فضایی این مناطق واجد ویژگی‌هایی مانند کاربری مختلط، نزدیکی و همجواری، دسترسی و حمل‌ونقل یکپارچه، حکمروایی مشارکتی، برندسازی شهری و نهادسازی است که ارائه توصیه‌های سیاستی در این خصوص از اهداف این گزارش است. 

2. پیشینه

2-1. سوابق مطالعاتی در مرکز

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی گزارش‌های متعددی درخصوص توسعه دانش‌بنیان، اقتصاد دانش‌بنیان، نوآوری و فناوری منتشر کرده است که باتوجه‌به موضوع این گزارش درخصوص ناحیه نوآوری شهری، مرتبط‌ترین گزارش‌های تدوین شده با محوریت گزارش جاری، در ادامه تشریح خواهد شد. گزارشی با عنوان «مروری بر سیر تحول توسعه شهری دانش‌بنیان با تأکید بر ایران (مفاهیم، کاربردها، تجارب و درس‌آموخته‌ها)»، به شماره مسلسل 20392، با بررسی زمینه‌های قانونی، تجربیات جهانی و ادبیات نظری به ارائه راهکارها و راهبردهای توسعه شهری دانش‌بنیان پرداخته است. یافته‌های‌ گزارش حاکی از آن است که عملیاتی‌سازی سیاست‌ها و دستیابی به اهداف برنامه‌ریزی‌ شده در مناطق هدف، همانند کشورهای موفق دراین زمینه، نیازمند بازوهای مدیریتی و اجرایی در سطوح مختلف مدیریتی و حاکمیتی است.

باتوجه‌به اینکه پارک‌های علم و فناوری یکی از اجزای مهم نواحی نوآوری شهری محسوب می‌شوند و بیش از بیست سال از احداث اولین پارک علم و فناوری در کشور می‌گذرد، در گزارش «بررسی وضعیت پارک‌های علم و فناوری کشور»، به شماره مسلسل 15275، بر تعریف، انواع، کارکردها و آسیب‌شناسی پارک‌های علم و فناوری پرداخته شده است. طبق این گزارش، پارک‌های علم و فناوری باید باتوجه‌به اولویت‌های آمایشی و ظرفیت بومی توسعه یابد و بسته به مراحل توسعه پارک‌ها، سیاست‌های حمایتی مبتنی‌بر بازده تعیین شده برای انواع پارک‌ها اتخاذ شود. در گزارشی دیگر با عنوان «تأمین مالی نوآوری و سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران»، به شماره مسلسل 14798، چالش‌های تأمین مالی نوآوری و تجاری‌سازی دستاوردهای شرکت‌های دانش‌بنیان تبیین، و سرمایه‌گذاری خطرپذیر به‌عنوان راهکاری کارآمد برای مدیریت این چالش‌ها معرفی شده است. در همین راستا تعاریف، کارکردها، انواع و فرایند سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران و برخی کشورها معرفی، و کارکرد این نوع سرمایه‌گذاری با دیگر نهادهای فعال در این حوزه مقایسه شده است. در گزارشی مجزا با عنوان «آشنایی با سیاست‌ها و قوانین حوزه فناوری و نوآوری»، به شماره مسلسل 14405، سیاست‌های کلان و قوانینی که به‌طور مستقیم با حوزه فناوری و نوآوری مرتبط است، واکاوی شده است. نتیجه این گزارش نشان می‌دهد که وجود زیرساخت قانونی مناسب، شرایط لازم برای توسعه فناوری در کشور می‌باشد، اما شرط کافی نیست. بدیهی است سیاستگذاری بدون جدیت در اجرا به نتایج مطلوب منتهی نخواهد شد.

 

جدول 1. سوابق مطالعاتی مرکز پژوهش‌ها [1]

ردیف

عنوان گزارش

سال انتشار

شماره مسلسل

نام دفتر

توضیحات

1

مروری بر سیر تحول توسعه شهری دانش‌بنیان با تأکید بر ایران (مفاهیم، کاربردها، تجارب و درس‌آموخته‌ها)

1403

20392

مطالعات زیربنایی

یافته‌های گزارش نشان می‌دهد که عملیاتی‌سازی سیاست‌ها و دستیابی به اهداف برنامه‌ریزی شده در مناطق هدف، همانند کشورهای موفق در این زمینه، نیازمند بازوهای مدیریتی و اجرایی در سطوح مختلف مدیریتی و حاکمیتی است.

2

بررسی وضعیت پارک‌های علم و فناوری کشور

1395

15275

مطالعات فناوری‌های نوین

طبق این گزارش، پارک‌های علم و فناوری باید باتوجه‌به اولویت‌های آمایشی و ظرفیت بومی توسعه یابد و بسته به مراحل توسعه پارک‌ها، سیاست‌های حمایتی مبتنی‌بر بازده تعیین شده برای انواع پارک‌ها اتخاذ شود.

3

تأمین مالی نوآوری و سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران

1395

14798

مطالعات فناوری‌های نوین

گزارش به واکاوی سیاست‌های کلان و قوانینی که به‌طور مستقیم با حوزه فناوری و نوآوری مرتبط است، پرداخته است.

4

آشنایی با سیاست‌ها و قوانین حوزه فناوری و نوآوری

1394

14405

مطالعات فناوری‌های نوین

این گزارش به چالش‌های تأمین مالی نوآوری و تجاری‌سازی دستاوردهای شرکت‌های دانش‌بنیان پرداخته و سرمایه‌گذاری خطرپذیر را به‌عنوان راهکاری کارآمد برای مدیریت این چالش‌ها معرفی کرده است.

 

باوجود انجام مطالعات قابل توجه درخصوص حوزه‌های موضوعی نوآوری، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان، تابه‌حال گزارشی درخصوص ملاحظات طرح‌ریزی و توصیه‌های سیاستی توسعه نواحی نوآوری شهری مطرح نشده و از این لحاظ این گزارش دارای نوآوری است.

2-2. سوابق تقنینی

معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری در سال 1385، با هدف ارتقای ‌اقتدار ملی، تولید ثروت و افزایش کیفیت زندگی مردم از طریق افزایش توانمندی‌های فناوری و نوآوری در کشور و ارتقای نظام ملی نوآوری و تکمیل مؤلفه‌ها و حلقه‌های آن ایجاد شد. در پی آن «قانون حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و تجاری‌سازی نوآوری‌ها و اختراعات» مصوب 1389/08/05 برای اولین بار در ماده (1) به تعریف شرکت‌های دانش‌بنیان پرداخت. بر همین اساس، شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان، شرکت‌ها یا مؤسسات خصوصی یا تعاونی‌اند که به منظور هم‌افزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاری‌سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری‌های برتر و با ارزش‌افزوده فراوان به‌ویژه در تولید نرم‌افزارهای مربوط تشکیل می‌شوند. بعد از گذشت بیش از یک دهه، «قانون جهش تولید دانش‌‌بنیان» در تاریخ 1401/02/11 تصویب شد. براساس بند «الف» ماده (6) این قانون، دفتر شرکت‌های دانش‌‌بنیان، به تبصره بند «24» ماده (۵۵) قانون شهرداری اضافه شد و بدین ترتیب دایر کردن دفتر وکالت و مطب و دفتر اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتر روزنامه و مجله و دفتر مهندسی و دفتر شرکت‌های دانش‌بنیان به‌وسیله مالک از نظر این قانون، استفاده ‌تجاری محسوب نمی‌شود. همچنین در «قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران» (۱۴۰7- ۱۴۰3)، اشاره‌های متعددی در مواد (97، 98 و 99) درخصوص مباحث دانش‌بنیان و در ارتباط با قانون جهش تولید دانش‌‌بنیان مطرح شده است که نشان از اهمیت این مسئله در  توسعه کشور دارد. علاوه‌بر موارد مذکور، طبق «سیاست‌های کلی علم و فناوری» ابلاغی مقام معظم رهبری (رهبر شهید (ره)) مورخ 1393/06/29 بر تقویت فرهنگ کسب‌وکار دانش‌بنیان، تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه‌پردازی و همچنین گسترش حمایت‌های هدفمند مادی و معنوی از نخبگان و نوآوران و فعالیت‌های عرصه علم و فناوری اشاره شده است. همچنین در تاریخ 1392/11/29، «سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی» ابلاغ شده است که براساس ماده (2) این سند، پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان، پیاده‌سازی و اجرای نقشه جامع علمی کشور و سامان‌دهی نظام ملی نوآوری به‌منظور ارتقای جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه تصریح شده است.

جدول 2. سوابق تقنینی [2]

ردیف

عنوان قانون یا سیاست کلی

تاریخ تصویب

توضیحات

1

قانون حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و تجاری سازی نوآوری‌ها و اختراعات

1389/08/05

شرکت‌های دانش‌بنیان برای اولین بار در ماده (1) این قانون تعریف و تبیین شد.

2

سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی

1392/11/29

در ماده (2)‌ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغی مقام معظم رهبری (رهبر شهید (ره)) بر پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان و سامان‌دهی نظام ملی نوآوری تأکید شده است.

3

‌ سیاست‌های کلی علم و فناوری

1393/06/29

سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری (رهبر شهید (ره)) در حوزه علم و فناوری بر تقویت فرهنگ کسب‌وکار دانش‌بنیان، تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه‌پردازی و همچنین گسترش حمایت‌های هدفمند مادی و معنوی از نخبگان و نوآوران و فعالیت‌های عرصه علم و فناوری تأکید دارد.

4

قانون جهش تولید دانش‌بنیان

1401/02/11

بعد از گذشت بیش از یک دهه، در راستای حمایت از اقتصاد دانش‌بنیان قانون جهش تولید تدوین و تصویب شد.

5

قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران

1403/04/18

در مواد (97، 98 و 99) درخصوص توسعه دانش‌بنیان و حمایت‌های لازم تصریح شده است.

 

3. تاریخچه و سوابق

نواحی نوآوری شهری حاصل تغییر پارادایم‌هایی در حوزه توسعه اقتصادی با تأکید بر اقتصاد دانش‌بنیان و تغییر نقش دانشگاه‌ها به دانشگاه‌های نسل چهارم است که بازتاب جدیدی از رویکردهای توسعه شهری را نشان می‌دهد. در ادامه سیر تحولات مؤثر بر شکل‌گیری نواحی نوآوری شهری تبیین شده است.

 

3-1. تحولات اقتصادی

تغییرات و چالش‌های متأخر قرن ۲۱، مانند جهانی شدن، تحولات اقتصاد دانش‌بنیان، تغییرات اقلیمی و بحران‌های مالی جهانی، تأثیراتی قابل توجه بر شرایط اقتصادی داشته است. تولید دانش در قالب علم، فناوری و نوآوری به‌عنوان راه‌حلی برای انطباق با این تغییرات و مدیریت چالش‌ها در نظر گرفته شده است. جهانی شدن و انقلاب دیجیتال راه را برای صنایع دانش‌بنیان و نوآور هموار کرده، درحالی‌که قدرت رقابتی صنایع سنتی و با فناوری پایین تضعیف شده است. امروزه، اقتصادهای معاصر جهانی درحال گذار از فعالیت‌های تولیدی مبتنی‌بر کالا به فعالیت‌های مبتنی‌بر نوآوری و دانش‌اند. این به‌معنای گذار از سیستم ارزشی مادی به سیستم مبتنی‌بر دانش است و کاملا در تضاد با ماهیت اقتصاد نئوکلاسیک است که زمین، نیروی کار و سرمایه را به‌عنوان عوامل تولید اصلی و نیروهای محرک رشد اقتصادی در نظر می‌گیرد؛ درحالی‌که در اقتصاد جدید، دانش در اشکال علم، فناوری و نوآوری به‌عنوان عامل کلیدی رشد شناخته می‌شود. تغییر الگو از تولید انبوه به تولید دانش‌بنیان که با نوآوری‌های فناورانه آغاز شده، ساختارهای اجتماعی - اقتصادی را به‌شدت تغییر داده است. تغییر به‌سمت اقتصاد دانش‌بنیان پایان دادن به مرزهایی است که زمانی نوآوری را از تولید و آزمایشگاه را از کارخانه جدا می‌کردند و کل سازمان تولید را بار دیگر شکل می‌دادند [3]. بااین‌حال اقتصاد دانش‌بنیان به‌دلیل تغییر و تحولاتی که در عرصه اقتصادی ایجاد کرده و ایجاد ارزش‌افزوده مبتنی‌بر دانش و نوآوری که عرصه رقابت جهانی را گسترش داده، سبب شده است به‌عنوان رویکردی جدید در اقتصاد در نظر گرفته شود که مبنای آن نه تولید حداکثری، بلکه دانش، نوآوری و خلاقیت است.

در واقع اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که نرخ نوآوری در آن بالا، و نوآوری عامل اصلی افزایش کارایی و ارزش‌افزوده فعالیت‌‌های اقتصادی در بخش‌های مختلف صنعتی و فناورانه است. این ارزش‌افزوده و کارایی باید در قالب رقابت‌پذیری در گذر زمان در بخش‌های مختلف قابل مشاهده باشد. در تعریفی دیگر نیز اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که در آن نوآوری عامل اصلی ایجاد ارزش‌افزوده اقتصادی و دستیابی به رقابت‌پذیری فارغ از سطح فناوری فعالیت‌هاست؛ چنان‌که نوآوری‌های غیرفناورانه‌ای که موجب ارزش‌افزوده اقتصادی و رقابت‌پذیری شوند نیز از مصادیق اقتصاد دانش‌بنیان محسوب می‌شوند [4]. لذا پارادایم‌های جدید اقتصادی نیل به اقتصاد دانش‌بنیان و متناظر با آن توسعه نواحی نوآوری را ترویج می‌دهد و به‌عنوان رویکردی که توسعه اقتصادی همراه با ارزش‌افزوده بالا را تضمین می‌کند، شناخته میشود.

 

3-2. سیر تحول مناطق اقتصادی

در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مناطق صنعتی، مناطقی با میزان بالای شرکت‌های تولیدی که معمولا مشغول کارهای مشابه‌اند، در شهرهای اروپایی و ایالات متحده پدیدار شدند. در ایالات متحده، این مناطق مرز موقت بین شهر مرکزی اولیه و کلان‌شهر صنعتی را در گذر قرن طی کرده‌اند؛ دوره‌ای که با انواع جدید و شکل‌های سازمانی فعالیت تولیدی، نوآوری در انرژی و حمل‌ونقل و شهرنشینی سریع مشخص شده است. بسیاری از شهرها در واقع دارای چندین ناحیه بودند که از نظر نوع محصول، روش‌های تولیدی، منبع انرژی و ترکیب نیروی کار متفاوت بودند. چنین گروه‌بندی فعالیت‌های مشابه، عرضه مواد و قطعات از یک شرکت به شرکت دیگر را تسهیل می‌کرده و همچنین، به جذب گسترده و روان تأمین کارگران منجر می‌شده است. با پیشرفت در قرن بیستم، ماهیت فعالیت تولیدی تغییر یافت و سرانجام پراکنده شد. در ایالات متحده، پیشرفت فناوری و پراکندگی جغرافیسایی در کنار هم، به ایجاد قلمروهای بسته نوآورانه کمک کرده است که به‌طور منظم از آن به‌عنوان پارک‌های علمی یا پارک‌های تحقیقاتی یاد می‌شود. از آغاز دهه 1350، همکاری دانشگاه‌ها، توسعه‌دهندگان خصوصی و دولت باعث ایجاد این خوشه‌های آزمایشگاهی و بنگاه‌ها شد که با هدف افزایش تجاری‌سازی تحقیقات و جذب دانشمندان کارآفرین از صنعت و دانشگاه طراحی و پدید آمدند. نواحی نوآوری عناصر مدل‌های قبلی را حفظ می‌کنند، اما تعامل جدیدی از شکل و عملکردی را که اقتصاد نوآوری مدرن به آن نیاز دارد، نشان می‌دهند و به‌نوبه‌خود از آن پشتیبانی می‌کنند. این نواحی مانند پیشینیان خود از مجموعه قدرتمند نیروهای اقتصادی، فرهنگی و جمعیتی خارج می‌شوند که هم نحوه زندگی و هم شکل کار مردم را تغییر می‌دهند [5].

همان‌طورکه در شکل 1 نشان داده شده است، در ساده‌ترین بیان، منطقه صنعتی مکانی است که کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی برای بهره‌گیری از زیرساخت‌های مشترک در کنار یکدیگر مستقر می‌شوند و هدف اصلی آن تولید کالا و ایجاد اشتغال صنعتی است. منطقه ویژه اقتصادی گام بعدی این مسیر است؛ فضایی که علاوه‌بر فعالیت صنعتی، با مقررات تسهیل ‌شده، مشوق‌های سرمایه‌گذاری و تسهیل تجارت خارجی طراحی می‌شود تا سرمایه و فناوری را جذب کند. پارک صنعتی شکل تکامل‌یافته‌تری از تجمع صنایع است که بر خوشه‌سازی، هم‌افزایی و ارتقای بهره‌وری بنگاه‌ها تمرکز دارد. پارک علم و فناوری در پارادایمی جدید، محیطی است که دانشگاه، پژوهش، فناوری و کسب‌وکار را به هم پیوند می‌دهد تا دانش به محصول و ثروت تبدیل شود. در نهایت نیز، ناحیه نوآوری شهری اکوسیستمی زنده در بستر شهر تعریف می‌شود که در آن شرکت‌های فناور، دانشگاه‌ها، سرمایه‌گذاران، فضاهای کار و زندگی، مراکز فرهنگی و شهروندان در تعامل مستمر قرار می‌گیرند و نوآوری نه‌فقط در مجموعه‌ای محصور، بلکه در مقیاس بافت شهری جریان می‌یابد.

سیر تحول این الگوها در واقع بازتاب تغییر منطق توسعه اقتصادی در جهان است. از اقتصاد مبتنی‌بر تولید به اقتصاد مبتنی‌بر تجارت و سرمایه‌گذاری، سپس اقتصاد مبتنی‌بر شبکه‌های صنعتی، بعد از آن اقتصاد مبتنی‌بر دانش و فناوری و در نهایت اقتصاد مبتنی‌بر نوآوری و خلاقیت شهری. منطقه ویژه اقتصادی از دل محدودیت‌های منطقه صنعتی پدیدار شده است؛ زیرا صرف تمرکز کارخانه‌ها برای رقابت‌پذیری جهانی کافی نبود و جذب سرمایه، تسهیل تجارت و انتقال فناوری به اولویت تبدیل شد. پارک‌های صنعتی نیز پاسخی به این واقعیت بودند که همجواری فیزیکی صنایع بدون ایجاد پیوندهای سازمان‌یافته و خوشه‌های تخصصی، مزیت پایدار ایجاد نمی‌کند. با ظهور اقتصاد دانش‌بنیان، پارک‌های علم و فناوری شکل گرفتند؛ زیرا مشخص شد منشأ اصلی ارزش‌آفرینی دیگر فقط ماشین‌آلات و سرمایه فیزیکی نیست، بلکه دانش، تحقیق و نوآوری است. بنابراین نسبت پارک علم و فناوری با پارک صنعتی، نسبت «تولید دانش» به «تولید کالا» است؛ اولی بر سرمایه انسانی، تحقیق و توسعه و تجاری‌سازی فناوری استوار است، درحالی‌که دومی بر زیرساخت تولید و بهره‌وری صنعتی تکیه دارد [9] و [12].

بااین‌حال، تجربه چند دهه اخیر نشان می‌دهد که حتی پارک‌های علم و فناوری نیز باوجود نقش کلیدی خود، محدودیت‌هایی دارند. این پارک‌ها غالبا فضاهایی نسبتاً محصور، تک‌منظوره و جدا از زندگی روزمره شهر هستند؛ درحالی‌که نوآوری معاصر بیش از آنکه محصول فعالیت‌های رسمی تحقیق و توسعه باشد، نتیجه تعاملات مستمر میان دانشگاه‌ها، استارت‌آپ‌ها، شرکت‌های بزرگ، سرمایه‌گذاران، نهادهای عمومی، فضاهای فرهنگی و شهروندان است. از همین رو، ناحیه نوآوری شهری به‌عنوان نسل جدید سیاست‌های توسعه فضایی نوآوری ظهور کرده است. مهم‌ترین تفاوت آن با پارک علم و فناوری در مقیاس، کارکرد و حکمرانی است. پارک علم و فناوری معمولاً مجموعه‌ای مشخص با مرزهای فیزیکی و مدیریت واحد است؛ اما ناحیه نوآوری یک بافت شهری باز و چندبازیگره است. پارک علم و فناوری عمدتاً بر شرکت‌های فناور و مراکز تحقیقاتی متمرکز است، درحالی‌که ناحیه نوآوری علاوه‌بر این بازیگران، کاربری‌های مسکونی، فرهنگی، تفریحی و خدماتی را نیز دربرمی‌گیرد. در پارک علم و فناوری، نوآوری عمدتاً از مسیر انتقال دانش دانشگاه به صنعت شکل می‌گیرد؛ اما در ناحیه نوآوری، نوآوری حاصل تراکم تعاملات اجتماعی، تنوع فعالیت‌ها، سرریز دانش، شبکه‌سازی و کیفیت محیط شهری است. به بیان دیگر، اگر پارک علم و فناوری «زیرساخت نوآوری» را فراهم می‌کند، ناحیه نوآوری «زیست‌بوم نوآوری» را می‌سازد؛ زیست‌بومی که در آن نوآوری نه یک فعالیت سازمانی محدود، بلکه بخشی از حیات روزمره شهر و موتور محرک توسعه اقتصادی دانش‌بنیان است.

 

شکل 1. نمودار سیر تحول مناطق اقتصادی و توسعه اقتصادی [6]

باتوجه‌به مطالب مذکور، درخصوص روند تحول الگوهای توسعه فضایی اقتصاد، می‌توان دو پارادایم اصلی را در سیر تکامل مناطق اقتصادی و صنعتی شناسایی کرد: پارادایم نخست، گذار از مناطق و پارک‌های صنعتی به پارک‌های علم و فناوری است؛ تحولی که در آن منطق توسعه از تولید صرف و مزیت‌های فیزیکی به سمت اقتصاد دانش‌بنیان حرکت کرده و فعالیت‌های علمی، پژوهشی و نوآورانه با بخش صنعت و تولید درهم آمیخته‌اند. در این چارچوب، دانش و فناوری به مهم‌ترین عوامل خلق ارزش و ارتقای رقابت‌پذیری اقتصادی تبدیل شدند. پارادایم دوم، گذار از پارک‌های علم و فناوری به نواحی نوآوری شهری است. نواحی نوآوری برخلاف پارک‌های علم و فناوری که عمدتاً به‌صورت مجموعه‌هایی نسبتاً مستقل و محصور توسعه می‌یابند، در بطن بافت شهری و در پیوند مستقیم با جریان زندگی شهری شکل می‌گیرند. تمایز بنیادین این الگو در محیط یکپارچه، تعاملات چندبازیگره و استقرار در مراکز شهری است. از این منظر، نواحی نوآوری شهری را می‌توان تجلی توسعه اقتصادی مبتنی‌بر نوآوری در مقیاس شهر دانست؛ فضاهایی که با اتکا به نقاط لنگر نظیر دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز تحقیقاتی، زمینه هم‌افزایی میان دانش، فناوری، سرمایه و فعالیت‌های اقتصادی را فراهم می‌کنند و ظرفیت‌های پارک‌های علم و فناوری و فعالیت‌های صنعتی را در قالب یک اکوسیستم شهری پویا ارتقا می‌دهند.

 

3-3. تغییر پارادایم در دانشگاه‌ها

امروزه جوامع‌ به‌طور ‌فزاینده‌ای‌ به‌‌سمت‌ جوامع دانش‌بنیان ‌حرکت ‌می‌کنند‌ و نقش‌ دانشگاه‌ها ‌در ‌مسائل مبتلابه‌، به‌خصوص‌ مسائل منطقه‌ای‌ و‌ محلی، برجسته‌تر ‌می‌شود‌. دانشگاه‌ها ‌برای ‌رشد‌ و ‌توسعه ‌جوامع ‌از‌ مؤسسات ‌فرعی ‌به ‌مؤسسات‌ اصلی ‌تبدیل شده‌اند و نقش‌ آنها ‌به‌عنوان ‌محرک ‌نوآوری ‌تعریف شده ‌است. نقش ‌دانشگاه‌ها ‌در سال‌های اخیر ‌به‌دلیل ‌ارتباط ‌جدید ‌بین‌ سیاست‌های ‌آموزش ‌عالی ‌و‌ توسعه منطقه‌ای‌ تحول یافته‌ است. این‌ تحول ‌به‌منزله نقش‌ چهارم‌ برای ‌دانشگاه‌ها‌ست ‌و بر خدمات اجتماعی، توسعه منطقه‌ای‌، مشارکت‌ منطقه‌ای‌، نوآوری‌ منطقه‌ای‌، کارآفرینی ‌دانشگاهی ‌و ‌مشارکت ‌اجتماعی ‌تأکید ‌دارد [7]. جایگاه دانش به‌عنوان منبعی ارزشمند در ایجاد رشد اقتصادی و دستیابی به اقتصاد مبتنی‌بر دانش است که موجب ایجاد انتظارات جدید از دانشگاه در جهت ایفای نقش به‌عنوان تجاری‌سازی پژوهش‌ها در کنار نقش‌های دانشگاه‌های نسل دوم شده است. در نسل سوم دانشگاه‌ها خروجی ارزشمندی به نام کارآفرین در کنار شخصیت‌های علمی و حرفه‌ای ایجاد شده که نقش اساسی در استقرار کسب‌وکارهای اقتصادی فراهم کرده است. در نسل چهارم دانشگاه‌ها ارزش برمبنای مشارکت راهبردی، پرورش کارآفرین و میزان جذب سهم درآمد از منابع خارجی و هدایت و رهبری و همچنین میزان تأثیرگذاری بر سایر عوامل در جوامع تعریف می‌شوند. آموزش براساس نیاز جامعه و دانشجو انجام، و حل چالش‌های جامعه به‌عنوان اساس تحقیق در نظر گرفته می‌شود [8].

بنابراین دانشگاه‌های نسل اول تا چهارم، به‌ترتیب با هدف آموزش؛ آموزش و پژوهش؛ آموزش، پژوهش، دانش بهره‌برداری از آنها؛ و آموزش‌، ‌پژوهش‌، تحقیق ‌و‌ توسعه‌ و ‌نوآوری‌، استفاده ‌از‌ دانش ‌برای توسعه ‌اقتصادی توسعه یافته‌اند. به همین دلیل ماهیت دانشگاه‌های نسل چهارم ایجاب می‌کند که در راستای توسعه نوآوری و فناوری و توسعه زیست‌بوم نوآوری نقش‌آفرینی داشته باشند و به‌عنوان پشتیبان و مؤسسات لنگرو نقش ایفا کنند. در واقع تحول دانشگاه‌ها به‌سمت الگوی نسل چهارم را می‌توان یکی از پیش‌ران‌های نهادی مؤثر در شکل‌گیری نواحی نوآوری دانست. درحالی‌که پارک‌های علم و فناوری عمدتاً بر تجاری‌سازی دانش و استقرار شرکت‌های فناور متمرکز بودند، دانشگاه‌های نسل چهارم با تأکید بر مشارکت فعال در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فضایی، دامنه اثرگذاری خود را فراتر از مرزهای دانشگاه و پارک‌های فناورانه گسترش داده‌اند. این دانشگاه‌ها از طریق تعامل مستمر با صنعت، دولت، سرمایه‌گذاران، جامعه محلی و سایر بازیگران زیست‌بوم نوآوری، به مؤسسات لنگر توسعه منطقه‌ای تبدیل شده‌اند. در نتیجه، نیاز به فضاهایی که امکان شکل‌گیری تعاملات گسترده، شبکه‌سازی، هم‌آفرینی و تبادل دانش میان بازیگران مختلف را فراهم سازند، بیش‌ازپیش احساس شد. نواحی نوآوری به‌عنوان پاسخی به این نیاز، بستری شهری برای استقرار و تقویت چنین تعاملاتی فراهم کرده‌ و زمینه بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های دانشگاه‌های نسل چهارم را مهیا ساخته‌‌اند [8]، [13].

 

4. تعاریف و کلیات

باتوجه‌به بررسی سوابق و سیرتحولات ناحیه نوآوری شهری در بخش قبل، در این قسمت به ارزیابی تعاریف و مفاهیم ادبیات نظری نوآوری پرداخته خواهد شد. نظریه‌های پشتیبان، ویژگی‌ها، اجزا، مدل‌ها و اصول کلی مواردی است که در ادامه تشریح و تبیین شده است.

 

4-1.تعاریف نظری

·      زیست‌بوم نوآوری

زیست‌بوم یا اکوسیستم نوآوری، اساس یک ناحیه نوآوری را تشکیل می‌دهد و در واقع تعامل شبکه‌هایی از سازمان‌ها و مردم است که به پرورش ایده‌هایی برای سرمایه‌گذاری موفق می‌پردازند. این اکوسیستم شامل اجزای متفاوت و پویایی مانند دانشگاه‌ها و نهادهای تحقیقاتی، نیروی انسانی، زیرساخت‌های فناوری و اطلاعات و دولت است [5]. در تعریفی دیگر، زیست‌بوم نوآوری مجموعه‌ای پویا از بازیگران، فعالیت‌ها، مصنوعات، نهادها و روابط تعریف شده است که شامل روابط مکمل و جایگزین می‌شود و برای عملکرد نوآورانه یک بازیگر یا جمعی از بازیگران اهمیت دارد [9]. در واقع زیست‌بوم نوآوری، دارای پیوندهای متصل و وابسته ذی‌نفعان، منابع و قابلیت‌های مکمل است که به‌صورت پویا با یکدیگر همکاری می‌کنند. چنین زیست‌بومی ساختار سلسله‌مراتبی دارد که نشان‌دهنده پویایی قدرت و منابع متفاوت است و نوعی انسجام اجتماعی دارد که کنش جمعی را هدایت می‌کند و مزیت رقابتی زیست‌بوم نوآوری از همین وابستگی‌های متقابل بین ذی‌نفعان مختلف ناشی می‌شود [10].

 

شکل 2. اکوسیستم نوآوری و اجزای آن [11]

 

 

·      ناحیه نوآوری

ناحیه نوآوری شهری محدوده‌ای متمرکز در بافت شهر است که در آن مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از فعالیت‌های نوآورانه شامل کارآفرینان، شرکت‌های نوپا و بالغ، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی، مراکز پژوهشی و پزشکی، سرمایه‌گذاری‌ها و کاربری‌های مختلط شهری در کنار یکدیگر شکل می‌گیرند. این نواحی بر پایه ویژگی‌های بنیادین شهرگرایی ازجمله پیچیدگی، تراکم، تنوع اجتماعی و فرهنگی، هم‌پوشانی لایه‌های قدیم و جدید سازمان می‌یابند و از طریق زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی، انرژی پاک و فناوری‌های دیجیتال به یکدیگر متصل می‌شوند [12]. نواحی نوآوری، برخلاف پارک‌های علمی که دورشان حصار دارد و منزوی‌اند، عمدتا بر ایجاد ناحیه فیزیکی پویایی متمرکزند که نزدیکی، هسته آن است و خلق دانش را تقویت می‌کند. همچنین نواحی نوآوری به‌جای تمرکز بر صنایع گسسته و مجزا، به‌طور هدفمند و هوشمندانه بر خلق محصولات، فناوری‌های جدید و راه‌حل‌های نوین از طریق تقارب و هم‌گرایی بخش‌های متفرقه و تخصص‌های مختلف مانند فناوری اطلاعات، علوم زیستی، انرژی و آموزش تأکید می‌ورزند [13]. در مطالعه‌ای که مؤسسه بروکینگز بر ۲۵ ناحیه نوآوری انجام داده است، مهم‌ترین خصوصیات آن را در سطح روابط مراکز و شرکت‌هایی می‌داند که چون آهن‌ربا در یک فضای شهری یکدیگر را جذب می‌کنند و با بازیگرهای بزرگ‌تر مانند استارت‌آپ‌ها و مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌ها همکاری ‌می‌کنند. بااین‌حال مراکز و ناحیه نوآوری روندی درحال ظهور در مناطق شهری است و مناطقی را هدف قرار می‌دهد که پتانسیل نوآوری و کارآفرینی دارند. در این نواحی فضاها و ایده‌ها برای بهبود و توسعه ارتباطات به کار می‌روند. ایده کلی یک مرکز یا ناحیه نوآوری این است که ارتباطی برای جذب و ماندگاری افراد دارای ایده و شرکت‌ها در یک ناحیه برقرار کند. این نواحی همچنین برای مفاهیمی از قبیل همکاری و کارایی در اکوسیستم‌های استارت‌آپی، همکاری سازمان‌دهی شده و اتفاقات خوب مهندسی شناخته می‌شوند. تغییر جهت به‌سمت اقتصاد دانش‌بنیان، پایان دادن به مرزهایی است که زمانی نوآوری را از ساخت و تولید، و آزمایشگاه را از کارخانه جدا کرده بودند و این تغییر جهت کل ساختار صنعت تولید را تغییر می‌دهد و به همین دلیل این نواحی منعکس‌کننده نحوه تغییر نوآوری در سطح شهری‌اند.

·      پارک علم و فناوری

طبق تعریف انجمن بین‌المللی پارک‌های علمی، پارک علمی، سازمانی است که متخصصان حرفه‌ای آن را اداره می‌کنند و هدف اصلی آن افزایش ثروت در جامعه از طریق تشویق و ارتقای فرهنگ نوآوری و افزایش قدرت رقابت در میان شرکت‌ها و مؤسسات است و با اتکا بر علم، ایجاد انگیزه و مدیریت جریان دانش و فناوری در میان دانشگاه‌ها، مراکز تحقیق و توسعه، شرکت‌های خصوصی و بازار، ایجاد و رشد شرکت‌های متکی بر نوآوری را از طریق مراکز رشد و فرایندهای زایشی تسهیل می‌کند. پارک‌های علم و فناوری، مکان‌هایی برای استقرار و حضور حرفه‌ای شرکت‌های کوچک و متوسط، واحدهای تحقیق و توسعه صنایع و مؤسسات پژوهشی است تا در تعامل سازنده با یکدیگر و با دانشگاه‌ها به انجام فعالیت‌های فناورانه بپردازند. هدف نهایی این هم‌نشینی، خلق و توسعه فناوری، تسهیل فرایند جذب، ارتقا و انتشار آن است؛ به‌صورتی‌که تمام یا بخش‌های عمده‌ای از فعالیت‌های منتهی به محصولات فناورانه، به‌صورت حرفه‌ای در این پارک‌ها انجام‌پذیر باشد. اهم این فعالیت‌ها شامل ایده‌پردازی، پژوهش علمی، طراحی مهندسی، نمونه‌سازی، طراحی صنعتی، استانداردسازی، تدوین دانش فنی، ثبت مالکیت فکری، بازارسنجی، فروش و ارائه خدمات مشاوره‌ای بعدی برای تحقق محصولات فناورانه در عرصه تولید صنعتی و همچنین عرضه خدمات تخصصی است [14].

 

جدول 3. انواع مناطق ویژه اقتصادی [15]

تعاریف

عنوان

تسهیل و ترویج هم‌مکانی و خوشه‌بندی فعالیت‌های صنعتی از طریق ارائه زمین، زیرساخت و خدمات در سایت ارزان‌قیمت. معمولا بخش‌های صنعتی و خدماتی را پوشش و سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی را هدف قرار می‌دهد و مجموعه‌ای از مشوق‌ها و تسهیلات را ارائه می‌کند.

پارک صنعتی

شهرک صنعتی تخصصی واقع در خارج از قلمرو گمرکی و عمدتا برای تولید صادرات. شرکت‌های مستقر در آنجا به واردات تجهیزات سرمایه‌ای و مواد اولیه بدون عوارض، مالیات و سایر محدودیت‌های واردات مجازند.

مناطق پردازش صادرات

منطقه‌ای ایمن و از پیش طراحی شده که در آن فعالیت‌های تجاری و صنعتی انجام می‌شود. پروژه‌های سرمایه‌گذاری اغلب از مشوق‌ها سود می‌برند و معمولا برای اهداف صادراتی‌اند. ایست‌های بازرسی گمرک تردد کالا را در مبادی ورودی و خروجی کنترل می‌کنند. مناطق همچنین می‌توانند فعالیت‌های تجاری، بازرگانی و فروش را پوشش دهند. بسیاری از آنها نزدیکی یک بندر واقع شده‌اند.

منطقه آزاد تجاری

منطقه اختصاص داده شده برای استفاده صنعتی در یک سایت مناسب که پایداری را از طریق ادغام جنبه‌های کیفیت اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی در مکان، برنامه‌ریزی، مدیریت و عملیات تضمین می‌کند.

پارک اکو صنعتی

تسهیلات یا حوزه‌ای که از توسعه فناوری، ازجمله از طریق تحقیق و جذب شرکت‌های مبتنی‌بر فناوری، حمایت و آن را ترویج می‌کند. هدف، تسهیل نوآوری و اقتصادهای مبتنی‌بر دانش است. چنین پارک‌هایی محیط و اکوسیستمی (مثلا نزدیکی به مؤسسات تحقیقاتی و دانشگاه‌ها) را برای نوآوری، کار مبتنی‌بر دانش و فعالیت‌های تحقیق و توسعه فراهم می‌کنند.

پارک علم و فناوری

اکوسیستم‌های نوآوری شهری از بالا به پایین طراحی، و حول چهار مدل چندلایه و چندبعدی نوآوری، برنامه‌ریزی شهری، مولد، مشارکتی و خلاق، همگی تحت رهبری قوی با هدف نهایی تسریع روند نوآوری و تقویت رقابت مکان‌ها هماهنگ شده‌اند.

نواحی/ خوشه‌های نوآوری

 

4-2. نظریه‌های پشتیبان

نواحی نوآوری شهری علاوه‌بر مزیت‌های اقتصادی و توسعه دانش‌بنیان، از لحاظ توسعه شهری ویژگی‌های مثبتی دارند؛ به‌گونه‌ای‌که برخی از نظریه‌های توسعه شهری بر آن صحه گذاشته، آن را تأیید می‌کند و در اصل با تحقق ناحیه نوآوری شهری در بستر شهرها، این نظریه‌ها محقق می‌شوند. در این بخش به بررسی و تطبیق برخی نظریه‌های پشتیبان نواحی نوآوری شهری ازجمله شهر کارآفرین، شهر خلاق و برندینگ شهری و تبیین ارتباط میان آنها پرداخته شده است. در واقع این بخش نشان می‌دهد علاوه‌بر فرصت‌هایی که این مناطق ایجاد می‌کنند از طریق هم‌راستایی با نظریه‌های توسعه شهری، اهداف کالبدی و فضایی را نیز محقق می‌کنند.

 

4-2-1. برندسازی شهری

برندسازی شهری راهبردی جامع و بلندمدت در کنار راهبرد توسعه شهری و توسعه اقتصادی شهر است که از سلسله‌ای از راهبردهای به‌هم‌پیوسته و یکپارچه تشکیل شده و درنهایت موجب ارتقای اعتبار و خوش‌نامی شهر در میان سایر شهرها و افزایش توانمندی‌های رقابتی و بهبود زندگی شهروندان می‌شود [17]. برندسازی شهری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مفاهیم در حوزه مدیریت شهری، در دنیای امروز به‌شدت تأثیرگذار است. شهرها به دنبال ایجاد تصاویر مناسب در جامعه جهانی‌اند و برای این منظور از برندسازی شهری استفاده می‌کنند. برندسازی شهری به‌عنوان یک روش برای جذب گردشگران، سرمایه‌گذاران و توسعه اقتصادی شهر در دهه 1980 مورد توجه قرار گرفت. برندسازی شهری به‌عنوان فرایندی با هدف تقویت تصویر عمومی و شناخته شدن بهتر شهر در سطح ملی و بین‌المللی، می‌تواند پیامدهای بسیاری در زمینه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، محیطی و... به همراه داشته باشد. ازجمله این پیامدها می‌توان به افزایش گردشگری و درآمد شهر، افزایش سرمایه‌گذاری، بهبود امنیت، افزایش اعتماد عمومی، توسعه فرهنگی، حفظ و بهبود محیط زیست اشاره کرد.

4-2-2. شهر کارآفرین

شهر کارآفرین به شهری اشاره دارد که در آن شرایط و بسترهای لازم برای حمایت از فعالیت‌های کارآفرینی و نوآوری فراهم شده است. در حقیقت این مفهوم به مکانی مربوط می‌شود که کارآفرینان و کسب‌وکارهای نوپا می‌توانند به‌راحتی شکل بگیرند، رشد کنند و شکوفا شوند. بنابراین شهر کارآفرین به‌عنوان اکوسیستم پویا، محیطی است که به‌طور هم‌زمان بر توسعه کارآفرینی، ایجاد اشتغال و بهبود کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد. علاوه‌بر موارد ذکر شده، شهر کارآفرین دارای زیرساخت‌های قوی و مدرن است که شامل دسترسی آسان به اینترنت پرسرعت، فضاهای کاری مشترک، مراکز مطالعاتی و دانشگاهی و سیستم حمل‌ونقل کارآمد می‌شود [16]. بنابراین شهر کارآفرین از طریق ایجاد محیطی مساعد برای نوآوری، سرمایه‌گذاری و شکل‌گیری کسب‌وکارهای جدید، رشد اقتصادی و مزیت رقابتی خود را ارتقا میدهد. در این چارچوب، ناحیه نوآوری یکی از مهم‌ترین سازوکارهای فضایی تحقق شهر کارآفرین محسوب می‌شود؛ زیرا با گردهم‌آوردن دانشگاه‌ها، مراکز تحقیق و توسعه، شرکت‌های دانش‌بنیان، استارتاپ‌ها، شتاب‌دهنده‌ها و سرمایه‌گذاران، فرایند تبدیل دانش و ایده به فعالیت اقتصادی را تسهیل می‌کند. ناحیه نوآوری نه تنها بستر شکل‌گیری و رشد کسب‌وکارهای نوآور را فراهم می‌آورد، بلکه از طریق تقویت شبکه‌های همکاری، کاهش هزینه‌های مبادله و افزایش دسترسی به منابع مالی و دانشی، اکوسیستم کارآفرینی شهری را توسعه می‌دهد. از این رو، ناحیه نوآوری را می‌توان یکی از مهم‌ترین ابزارهای فضایی و نهادی برای تحقق اهداف شهر کارآفرین دانست؛ به گونه‌ای که موفقیت شهر در توسعه کارآفرینی دانش‌بنیان تا حد زیادی به کارآمدی و پویایی نواحی نوآوری آن وابسته است.

شکل 3. مؤلفه‌های شهر کارآفرین [16]

 

4-2-3. شهر خلاق

شهر خلاق به‌عنوان فضایی نوین و پویا محیطی است که در آن خلاقیت و نوآوری محور توسعه اجتماعی و اقتصادی قرار می‌گیرند. این شهرها با حضور طبقه خلاق شامل هنرمندان، طراحان، کارآفرینان و سایر افراد خلاق به غنای تنوع فرهنگی خود اهمیت می‌دهند و از منابع فرهنگی و هنری موجود به بهترین شکل بهره‌برداری می‌کنند. همچنین در این شهرها، اقتصاد خلاق به‌عنوان عنصری کلیدی فرصت‌های شغلی و اقتصادی را از طریق فعالیت‌های مبتنی‌بر خلاقیت نوآوری فراهم می‌آورد و طراحی فضاها به‌گونه‌ای صورت می‌گیرد که جذابیت فضایی آنها به ارتقای تجربه زندگی شهروندان کمک کند. علاوه‌بر این، استفاده از فناوری در فرایندهای خلاقانه و اقتصادی، به تسهیل نوآوری و بهبود کیفیت زندگی کمک می‌کند و همکاری و شبکه‌سازی میان نهادهای مختلف شامل دولت، دانشگاه‌ها، بخش خصوصی و جامعه، ایجاد یک اکوسیستم حمایتی برای ایده‌های خلاق را ممکن می‌سازد. شهرهای خلاق با بهره‌گیری از فضای فکری، فرهنگی و هنری متنوع قادرند بستر مناسبی برای پرورش نوآوری و خلاقیت فراهم آورند که این عوامل در نهایت زمینه‌ساز رشد و توسعه فعالان اقتصادی، استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای نوین می‌شود [16].

شکل 4. مؤلفه‌های شهر خلاق [16]

 

به‌طور کلی می‌توان اظهار داشت شهر خلاق بر توانایی شهر در تولید، جذب و گردش ایده‌های نو، دانش، مهارت‌های تخصصی و سرمایه انسانی خلاق استوار است. تحقق این ویژگی‌ها نیازمند فضاهایی است که تعاملات رسمی و غیررسمی میان دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، صنایع خلاق، شرکت‌های نوآور و کنشگران اجتماعی را تسهیل کنند. ناحیه نوآوری شهری دقیقاً چنین کارکردی دارد؛ زیرا با تمرکز مکانی فعالیت‌های دانش‌بنیان و ایجاد بسترهای همکاری میان بازیگران مختلف، شرایط لازم برای شکل‌گیری فرایندهای یادگیری جمعی، تبادل دانش و نوآوری را فراهم می‌سازد. از این منظر، ناحیه نوآوری را می‌توان تجلی فضایی شهر خلاق دانست؛ فضایی که در آن خلاقیت از سطح فردی فراتر می‌رود و در قالب شبکه‌های همکاری، تولید دانش و نوآوری مستمر سازمان می‌یابد. بنابراین هرچه ناحیه نوآوری از تراکم بیشتر سرمایه انسانی، زیرساخت‌های دانشی و تعاملات خلاق برخوردار باشد، ظرفیت شهر برای تحقق ویژگی‌های یک شهر خلاق نیز تقویت خواهد شد.

در راستای مفاهیم مرتبط با شهر خلاق می‌توان به واحدهای خلاق اعم از افراد حقیقی و حقوقی نیز اشاره کرد. براساس بند «ب» ماده (6) قانون جهش تولید دانش‌بنیان، واحدهای خلاق، افراد حقیقی و حقوقی غیردولتی‌اند که در حوزه صنایع فرهنگی و علوم انسانی و اجتماعی فعالیت دارند و از مهارت‌های انسانی، نوآوری و فناوری‌های جدید برخوردارند و نسبت به ارائه محصولات (کالا و خدمات) نوآورانه و فناورانه یا بهره‌گیری از الگوهای جدید کسب‌وکار اقدام می‌کنند. واحدهای خلاق عمدتا در حوزه فناوری‌های نرم و صنایع خلاق، فرهنگی، علوم انسانی، اجتماعی و هنر و خدمات نوین مبتنی‌بر فضای دیجیتال، فعال و از نظر اثربخشی اقتصادی، اجتماعی و همچنین اشتغال نیروی انسانی تحصیل‌کرده به‌سرعت درحال گسترش و رشدند. بااین‌حال، تصور عمومی از شرکت‌های دانش‌بنیان و واحدهای خلاق، شرکت‌های فعال در حوزه علوم با فناوری پیشرفته است. درحالی‌که براساس آیین‌نامه اجرایی توسعه زیست‌بوم واحدهای خلاق مصوب سال 1401، صنایع خلاق و فرهنگی به نوزده بخش تقسیم شده است که حوزه‌های مختلفی ازجمله معماری، هنرهای تجسمی و نمایشی، گیاهان دارویی و طب سنتی، صنایع دیداری و شنیداری، صنایع دستی، گردشگری و میراث فرهنگی و... را دربرمی‌گیرد. لذا علاوه‌بر صنایعی که مبتنی‌بر فناوری‌های پیشرفته بنا شده‌اند، شرکت‌های خلاقی که در حوزه‌هایی مانند گردشگری و میراث فرهنگی فعالیت می‌کنند نیز جزو زنجیره ارزش نواحی نوآوری محسوب می‌شوند و این نواحی لزوما محل استقرار شرکت‌های فناور نیست. بر همین اساس، شرکت‌هایی که با توسعه سکوهای برخط فروش صنایع دستی را در نقاط مختلف کشور تسهیل می‌کنند، در زمره این شرکت‌ها قرار می‌گیرند و این موضوع می‌تواند در نواحی نوآوری مورد توجه قرار گیرد.

 

4-3. ویژگی‌های نواحی نوآوری

نواحی نوآوری واجد ویژگی‌های مشترکی چون تراکم و نزدیکی به‌دلیل استقرار در محیط شهری متمرکز، حضور استعدادهای برتر، پشتیبانی توسط نقاط لنگر مانند بیمارستان‌ها و مراکز تحقیقاتی، فضاهای شهری اختصاص‌یافته، حمایت تجاری و اجتماعی، ارتباط با فعالیت‌های محلی و فرهنگی، حضور شرکت‌های پیشرو در سطح جهانی در نزدیکی مرکز بخش شهری، میزان و شدت بالای پژوهش و نوآوری دانشگاهی، اقتصاد دانش‌بنیان، ارتباط قوی دانشگاه - صنعت - جامعه، استقرار استارت‌آپ‌های متعدد در زمینه‌های مختلف و حضور دانشگاه‌هایی با استاندارد جهانی در ناحیه نوآوری‌اند. همچنین باتوجه‌به ساختار اجتماعی و بافتار افرادی که در این نواحی مستقر می‌شوند، توسعه فضایی و کالبدی مختصات منحصربه‌فردی را اخذ می‌کند. توسعه کاربری‌ مختلط، نزدیکی و دسترسی پیاده و دوچرخه (میکروموبیلیتی‌)، استفاده چندمنظوره و چندعملکردی از فضا، مسکن کوچک‌مقیاس و در استطاعت، فضاهای همگانی همه‌شمول و منعطف ازجمله این موارد است.

شکل 5. نمودار.ویژگی‌های مشترک نواحی نوآوری شهری [11]

 

4-4. اجزا و دارایی‌ها

نواحی نوآوری موفق، ترکیبی از اجزا و دارایی‌های اقتصادی، کالبدی و شبکه‌ای را شامل می‌شوند. در واقع این سه دارایی زیست‌بوم نوآوری را شکل می‌دهند و در ارتباط با یکدیگر نواحی نوآوری را پشتیبانی می‌کنند [5].

شکل 6. دارایی‌هایی نواحی نوآوری شهری [5]

 

4-4-1. دارایی‌های اقتصادی

دارایی‌های اقتصادی شرکت‌ها، نهادها و سازمان‌هایی‌اند که محیط‌هایی سرشار از نوآوری را پرورش داده، به جلو هدایت، و آن را حمایت می‌کنند. پیش‌ران‌های نوآوری شامل مؤسسه‌های پژوهشی و پزشکی، شرکت‌های بزرگ، کسب‌وکارهای نوپا (استارت‌آپ‌ها) و کارآفرینانی‌اند که بر توسعه محصولات، خدمات و فناوری‌های پیشرفته برای عرضه به بازار متمرکز شده‌اند. پرورش‌دهندگان نوآوری شامل مراکز رشد، شتاب‌دهنده‌ها، دفاتر انتقال فناوری، فضاهای کار اشتراکی، دبیرستان‌های بومی و شرکت‌های آموزش شغلی‌اند که مجموعه مهارت‌های ویژه مورد نیاز اقتصاد نوآور و دانش‌بنیان را توسعه می‌دهند. در واقع دارایی اقتصادی شامل شرکت‌ها، مؤسسات و سازمان‌هایی‌اند که محیطی غنی از نوآوری را پرورش می‌دهند و هدایت و حمایت می‌کنند.

4-4-2. دارایی‌های کالبدی

دارایی‌های کالبدی، فضاهای عمومی و با مالکیت خصوصی ساختمان‌ها، فضاهای عمومی، خیابان‌ها و سایر زیرساخت‌های طراحی و سازمان‌دهی شده‌اند که به برانگیختن سطح بالاتر و مناسب‌تری از ارتباطات، همکاری و نوآوری می‌پردازند. ازجمله دارایی‌های کالبدی می‌توان به ساختمان‌ها، فضاهای عمومی، خیابان‌ها و سایر زیرساخت‌ها در فضاهای عمومی و خصوصی اشاره کرد که طراحی و سازمان‌دهی شده‌اند تا محرک سطوحی فراتر از اتصال، همکاری و نوآوری باشند.

4-4-3. دارایی‌های شبکه‌ای

دارایی‌های اجتماعی، ارتباط بین بازیگران ازجمله اشخاص حقیقی، شرکت‌ها و نهادهاست که توانایی ایجاد، تقویت و شتاب‌دهی ایده‌های جدید را به وجود می‌آورند. لذا دارایی‌های شبکه‌ای روابط بین فعالان، افراد، شرکت‌ها و مؤسسات‌اند که پتانسیل تولید، تقویت یا تسریع پیشرفت ایده‌ها را دارند.

 

4-5. مدل‌ها

مرور منابع مختلف نشان می‌دهد که نواحی نوآوری شهری باتوجه‌به محرک‌های مربوطه و ساختارشان در سه دسته قرار می‌گیرند [13]:

4-5-1. مدل آهن‌ربا یا انکور پلاس

در مدل انکور پلاس، نواحی نوآوری عمدتا در مرکز شهر یا اطراف مرکز شهر، حول نهادهای محرک ایجاد می‌شود و توسعه همه‌جانبه و مختلط کاربری‌ها ازجمله دانشگاه‌ها و تجمع شرکت‌های مرتبط، کارآفرینان و شرکت‌های زایشی فعال در تجاری‌سازی رخ می‌دهد. در واقع نوآوری از حومه شهر در قالب شهرک‌های صنعتی و پارک‌های علم و فناوری بسته به‌سمت مراکز شهر و در بافت شهری سوق داده می‌شود. به‌گونه‌ای‌که طی دهه اخیر، بسیاری از شهرهای بزرگ نواحی نوآوری ایجاد کرده‌اند که ازجمله آنها میدان کندال در کمبریج با محوریت مؤسسه فناوری ماساچوست و در کنار سایر نهادهای وابسته به آن ازجمله بیمارستان عمومی ماساچوست شکل گرفته است. شهر دانشگاهی فیلادلفیا که محرک آن دانشگاه‌ پنسیلوانیا و دانشگاه درکسل - اولین و بزرگ‌ترین شهر دانش دانشگاهی- در آمریکا بوده‌اند. در ناحیه نوآوری سنت‌لوییس، دانشگاه واشنگتن ودانشگاه سنت‌لوییسنهادهای محرک بوده‌اند.

4-5-2. مدل مناطق شهری بازانگاری شده (مجدد توسعه‌یافته)

مدل مناطق شهری بازانگاری شده، اغلب در نزدیکی یا امتداد اسکله‌های تاریخی شکل گرفته‌اند؛ جایی که نواحی صنعتی یا انبارها دستخوش تغییر اقتصادی و فیزیکی شده‌اند تا مسیر جدیدی را برای رشد نوآورانه و فناورانه طی کنند. بخشی از این تغییر با فراهم کردن دسترسی به حمل‌ونقل و نزدیکی به مرکز شهر در شهرهای با هزینه اجاره بالا ایجاد، و سپس با استقرار نهادهای پژوهشی و شرکت‌های محرک پیشرو تکمیل شده‌اند. نمونه‌هایی از این مدل را می‌توان در بوستون، سیاتل و تورنتو یافت. بسیاری از این نواحی براساس تجارب بارسلون، که در ناحیه صنعتی قدیمی در مرکز شهر ایجاد شد، طراحی شده‌اند. در واقع این رویکرد با توسعه مجدد مناطقی که قابل استفاده نیستند و متروکه شده‌اند، مانند کارخانه‌های تعطیل شده، فضایی برای تجمع و بهره‌گیری از فناوران و نوآوران ایجاد می‌کند. کارخانه نوآوری آزادی در شهر تهران جزو مصادیق این مدل محسوب می‌شود.

4-5-3. پارک‌های علمی شهری

این نوع نواحی نوآوری عموما در نواحی حومه‌ای و خارج از شهر ایجاد شده‌اند؛ جایی که به‌طور سنتی جدا از شهر بوده‌اند. بنابراین نواحی پراکنده و منزوی از طریق افزایش تراکم و تزریق امکانات و فعالیت‌های جدید (ازجمله خرده‌فروشی و رستوران) خود به شهری با امکانات کافی تبدیل، یا با زیرساخت‌های پیشرفته حمل‌ونقل به نواحی شهری متصل می‌شوند. این رویکرد، پارک‌های فناوری را به مرور زمان با تقویت خدمات، زیرساخت‌ها و دسترسی و توسعه همه‌جانبه شهری، از قالب محیط علمی صرف خارج، و تبدیل به ناحیه نوآوری می‌کند. طبق اعلام مؤسسه جهانی نواحی نوآوری (2024)، 78 درصد نواحی نوآوری به‌صورت مدل آهن‌ربا یا انکورپلاس توسعه یافته‌اند. همچنین 18 درصد این نواحی نیز از مدل مناطق شهری بازانگاری شده پیروی می‌کنند. 2 درصد پارک‌های علمی شهری و 2 درصد نیز سایر موارد است که در مناطق شهری واقع شده است.

 

4-6. اصول کلی

یکپارچگی اساس نواحی نوآوری موفق است. برای توسعه نواحی نوآوری شهری، لازم است به این اصول توجه شود و به‌عنوان مبنای برنامه‌ریزی در نظر گرفته شود. این اصول شامل موارد ذیل است [18]:

1. خوشه‌بندی بخش‌های نوآور و نیروهای پژوهشی، پایه نواحی نوآوری است.

2. برای نواحی نوآوری، الحاق (ترکیب بخش‌ها و انضباط‌های متفاوت) حرف اول را می‌زند. بسیاری از توسعه‌دهندگان اقتصادی، جهان را به‌صورت مجموعه‌ای از بازارهای عمودی تلقی می‌کنند (برای مثال کشاورزی و مراقبت‌های درمانی)؛ اما سطوح نوآوری مانند فناوری اطلاعات، توانمندسازهای فناوری‌اند و در خدمت صنایع مختلف هستند.

3. نواحی نوآوری از تعداد زیادی از مؤسسه‌ها، شرکت‌ها و کسب‌وکارهای جدید تغذیه می‌شوند. قدرت نواحی نوآوری، یا حداقل بخش عمده‌ای از آن، از این ترکیب ناشی می‌شود. مناطقی که بخش عمده آن را مؤسسه‌های بزرگ تشکیل داده‌اند، اغلب در مقابل شرکت‌های کوچک، از رشد ابتکاری کمتری برخوردارند. در مقابل، مناطقی که از تعداد زیادی استارت‌آپ تشکیل شده‌اند، به فرصت‌های کمتری برای همکاری‌های با سرمایه مناسب دسترسی خواهند داشت.

4. اتصال و نزدیکی، زیربنای زیست‌بوم‌های ناحیه‌ای موفق است. وجود اتصالات مناسب مانند عبور و مرور، مسیرهای دوچرخه، پیاده‌روها، استفاده مشترک از خودروها و فیبر پرسرعت درون یک ناحیه، در موفقیت آن سهم مهمی دارد.

5. نواحی نوآوری به طیف وسیعی از استراتژی‌ها - بزرگ و کوچک، بلندمدت و کوتاه‌مدت- نیاز دارد. توسعه نواحی نوآوری به مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ (مثلا در حمل‌ونقل، فیبر پرسرعت، سرمایه‌گذاری خطرپذیر و سایر سرمایه‌گذاری‌ها) و استراتژی‌های کوچک‌تر (مثلا بهبود مجدد یک پارک و برنامه‌ریزی برای فضاهای متنوع) نیازمند است.

6. برنامه‌ریزی مهم است. برنامه‌ریزی- مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌ها برای پیشرفت مهارت‌ها، تقویت شرکت‌ها و شکل‌دهی شبکه‌ها- زمینه اتصال‌دهنده یک ناحیه است.

7. تعاملات اجتماعی بین کارکنان - که لازمه همکاری، یادگیری و الهامات است - در پاتوق‌های شلوغ رخ می‌دهد.

8. نوآوری را به اطلاع عموم برسانید. آشکار کردن نوآوری در فضاهای عمومی و خصوصی، حس کنجکاوی نوآوران مشتاق به پیشرفت را برانگیخته، نوآوری را به بحث مکالمات همسایگان تبدیل می‌کند و داستان یک ناحیه نوآوری را به گوش کارفرمایان یا سرمایه‌گذاران بالقوه می‌رساند.

9. ارزش‌های تنوع و فراگیری را در همه چشم‌اندازها، اهداف و استراتژی‌ها بگنجانید. نواحی نوآوری نه‌فقط فناوری‌های نوین را ترویج می‌دهند، بلکه طیف وسیعی از شرکت‌ها و مشاغل جدید را با دستمزدهای مطلوب به وجود می‌آورند.

10. مشکلات مربوط به به‌صرفه بودن را پشت‌سر بگذارید. نواحی موفق، طی زمان، می‌توانند از فشارهای بازار بگریزند و بر ماندگار بودن استارت‌آپ‌ها، شرکت‌ها و افراد ساکن در نواحی مجاور تأثیر بگذارند.

11. امور مالی نوآورانه در سرعت بخشیدن به رشد ضروری است. برای جلو بردن رشد نوآورانه و فراگیر افراد متنوع بدون نیاز به بهره‌گیری بیش از حد از منابع محدود موجود، اکثر شرکت‌های نوآورانه به کانال‌های مالی جدید نیاز دارند.

12. موفقیت بلندمدت نواحی نوآورانه در گرو اتخاذ رویکردی مشارکتی در حاکمیت است. رفتار و فرهنگ در عملکرد یک ناحیه نوآوری، «همکاری برای رقابت» است. یک مدل حاکمیتی افقی پایین به بالا - که شامل کسب‌وکارها، مؤسسه‌های دانشگاهی و شهری، دولت، کارکنان و ساکنان است - می‌تواند کارهای را که باید به‌صورت جمعی انجام شود، به بهترین حالت ترتیب دهد. این کارها عبارت‌اند از: شناسایی دارایی‌ها؛ ابتکارات استراتژیک، مالی و طراحی؛ مدیریت فضای عمومی و ارزیابی پیشرفت.

4-7. اهداف

نواحی نوآوری بخش کلیدی از  موج جدید توسعه اقتصاد محلی محسوب می‌شوند و چندین هدف اساسی را دنبال می‌کنند که در ادامه شرح آنها می‌آید. یکی از اهدافی که نواحی نوآوری دنبال می‌کنند، قابلیت رشد اشتغال در شهرها و کلان‌شهرها با استفاده از نیروهای مؤثر در اقتصاد و بهره‌گیری از موقعیت اقتصادی خاص خود  است. این مناطق شرکت‌ها، کارآفرینان، کارگران، پژوهشگران و سرمایه‌گذاران را در محیط‌های مشترک قرار می‌دهند تا ایده‌ها را تجاری‌سازی، و اختراعات جدید را برای بازار به‌صورت مشترک تولید و عرضه کنند. این مناطق، با تمرکز بر افراد نوآور و متخصص در مناطق شهری متراکم، نوآوری در صنایع مختلف را پشتیبانی می‌کنند. از آنجا که کارآفرینان و شرکت‌های نوپا نقشی مهم در رشد و ایجاد شغل در شهرها و مناطق شهری ایفا می‌کنند، نواحی نوآوری می‌توانند کارآفرینان را به‌عنوان ابزار اصلی رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال تقویت کنند. علاوه‌بر این موارد، نواحی نوآوری می‌توانند در زمانی که فقر و نابرابری اجتماعی به شکل روزافزون درحال افزایش است، شغل‌هایی بهتر و دسترس‌پذیرتر را ایجاد کنند. نواحی نوآوری می‌توانند در زمان نگرانی از توسعه محیطی نامناسب، باعث کاهش گازهای گلخانه‌ای شوند و الگوهای سکونتی و اشتغال فشرده‌تری را ایجاد کنند. این نواحی به‌دلیل استفاده راهبردی از حمل‌ونقل، ساختمان‌های تاریخی، شبکه‌های خیابانی تاریخی و زیرساخت‌های موجود، سکونت و اشتغال فشرده را دربرمی‌گیرند که ممکن است موجب توسعه پایدار شود. همچنین می‌توانند درآمدها را از طریق فعالیت‌های اقتصادی افزایش دهند، به ارزش مسکن بیفزایند و تقاضا برای کالاها و خدمات را افزایش دهند و از درآمدهای افزایش یافته می‌توان برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت، ایمنی عمومی، مسکن مناسب، مدارس محلی و سایر خدمات ضروری استفاده کرد [12].

شکل 7. نمودار اهداف نواحی نوآوری شهری [11]


5. مزایا و معایب، عواقب و چالش‌ها

نواحی نوآوری شهری مزیت‌هایی دارند که توسعه آنها به‌واسطه این مزیت‌ها از لحاظ کالبدی، اقتصادی و اجتماعی گریزناپذیر است. مناطق نوآوری با تقویت ظرفیت رشد و توسعه کسب‌وکارها، به شهرها و کلان‌شهرها کمک می‌کنند تا ضمن سازگاری با تحولات و دگرگونی‌های اقتصادی، از مزیت‌ها و قابلیت‌های منحصربه‌فرد اقتصادی خود نیز بهره‌برداری مؤثرتری داشته باشند. همچنین مناطق نوآوری به‌طور خاص می‌توانند کارآفرینان را به‌عنوان وسیله‌ای کلیدی برای رشد اقتصادی و ایجاد شغل توانمند کنند. درعین‌حال می‌توانند مشاغل بهتر و قابل دسترس‌تری را در زمان افزایش فقر و نابرابری اجتماعی نیز ایجاد کنند. یکی دیگر از مزیت‌های این نواحی این است که می‌توانند انتشار کربن را کاهش دهند و الگوهای مسکونی و شغلی متراکم‌تری را در زمان نگرانی فزاینده درمورد توسعه ناپایدار زیست‌محیطی ایجاد کنند. در نهایت مناطق نوآوری می‌توانند به شهرها و مناطق شهری کمک کنند تا درآمدها را افزایش دهند و ترازنامه خود را در زمانی که منابع دولتی درحال کاهش بوده و بسیاری از کمک‌های دولتی کاهش یا حذف شده است، ترمیم کنند.

همچنین ازجمله آثار مثبتی که در نواحی نوآوری رخ می‌دهد، می‌توان به تسهیل‌گری برای کسب‌وکارها، دانشجویان و کارآفرینان، ایجاد اثر زنجیره‌ای - که هر نوآوری، نوآوری‌های دیگر را پدید می‌آورند - ایجاد اثر اطلاعاتی - که روابط نوآوری‌ها را در مرکز تسهیل می‌کند - جذب بیشتر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و داخلی، کمک به تخصصی شدن محدوده و جذب سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر اشاره کرد. همچنین توسعه خوشه‌های آموزشی و تحقیقاتی نتایج مطلوبی همچون افزایش مهارت‌های کسب‌وکار و توانمندی تجاری‌سازی ایده‌ها، پرورش نیروی کار ماهر و تخصصی، به‌روز بودن دانش در محدوده و تبادلات علمی بین‌المللی و ارتقای سطح فناوری‌ها و ایجاد کسب‌وکارهای فناور و دانش‌محور را در پی خواهد داشت. ایجاد آثار تجمعی به‌واسطه جذب فعالیت‌های مکمل، وجود امکانات بیشتر و هزینه‌های پایین‌تر در یک محل، ایجاد اثر تولیدی - که صرفه‌جویی‌های ناشی از مقیاس و تجمع را در فضای مرکز ایجاد می‌کند - و نشت توسعه و امکان افزایش تعاملات با محلات ضعیف‌تر، افزایش نرخ بهره‌وری شرکت‌های مستقر در ناحیه نوآوری، ایجاد مشاغل کوچک تا متوسط و رونق اقتصاد محلی مبتنی‌بر فناوری‌های جدید در حوزه اقتصادی و کارآفرینی از نواحی نوآوری ناشی خواهد شد [19].

بااین‌حال، نواحی نوآوری شهری برخی عواقب و چالش‌هایی نیز ایجاد خواهد کرد. ازجمله احتمال ایجاد شب‌مردگی و کاهش امنیت که به‌دلیل غلبه عملکردهای مربوط به ناحیه نوآوری مانند شرکت‌ها و استارت‌آپ‌ها ایجاد خواهد شد. همچنین با افزایش فرصت‌های شغلی و تمرکز تقاضای شغلی، متعاقبا تقاضای مسکن و به‌خصوص استیجار نیز افزایش پیدا خواهد کرد که سبب افزایش قیمت مسکن و اجاره‌بها خواهد شد. علاوه‌بر این موارد، به‌دلیل ارتقای سطح اقتصادی و افزایش قیمت زمین و مسکن، احتمال اعیان‌سازی و خروج ساکنان اصیل و تغییر در بافتار و ساختار اجتماعی محتمل است. با برنامه‌ریزی درست و پیش‌بینی راه‌حل‌های جایگزین می‌توان آثار سوء ناشی از توسعه نواحی نوآوری را تقلیل داد و از فرصت‌های ایجاد شده بهره‌مند شد.

جدول 4. آثار مثبت و منفی محتمل ناشی از توسعه نواحی نوآوری شهری [11]

آثار مثبت (+)

آثار منفی (-)

-   رشد اشتغال و فرصت‌های شغلی

-   حمایت از کارآفرینان و فناوران

-   امکان کاهش فقر و نابرابری اجتماعی

-   توسعه پایدار و کاهش آثار زیست‌محیطی

-   افزایش درآمد حکومت محلی (شهرداری‌ها)

-   ایجاد اثر زنجیره‌ای و اطلاعاتی

-   رونق اقتصاد محلی

-   جذب سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر

-   پرورش نیروی کار ماهر و تخصصی

-   تسهیل ورود دانشجویان و نخبگان به بازار کار

-   ایجاد اثر تولیدی و صرفه‌های ناشی از تجمع

-   ارتقای کیفیت زندگی

-   ارتقای خدمات و تسهیلات شهری

-   سرزندگی و پویایی محلات

-   ایجاد شب‌مردگی

-   کاهش امنیت

-   افزایش تقاضای مسکن

-   افزایش تقاضای استیجار

-   افزایش قیمت زمین و مسکن

-   اعیان‌سازی

-   خروج ساکنان اصلی

-   تغییر ساختار اجتماعی

 

 

6. بازیگران و ذی‌نفعان

نواحی نوآوری غالبا به دو حالت تکامل می‌یابند: برخی در قالب برنامه‌ریزی متمرکز دولتی، سرمایه‌گذاری سنگین و بدون سازوکار مشارکتی (رویکرد بالا به پایین)، برخی دیگر در قالب رهبری بخش خصوصی به‌صورت ارگانیک، کارآفرینانه، مشارکتی، بدون برنامه‌ریزی متمرکز و با ماهیتی خودرویاننده در طول زمان (رویکرد پایین به بالا) شکل می‌گیرند و توسعه می‌یابند. رویکرد دوم، رویکردی آزاداندیشانه است که نیاز به جامعه مدنی و ساختاریافته دارد تا امکان مشارکت عمیق ساکنان و سایر ذی‌نفعان را فراهم آورد. ذی‌نفعان اولیه در سیستم‌های نوآوری شامل صنعت و دولت بوده که با ظهور اقتصاد دانش‌بنیان در اواخر قرن بیستم، سومین ذی‌نفع، یعنی دانشگاه کارآفرین، نیز افزوده شده که به مارپیچ سه‌گانه صنعت - دانشگاه - دولت منجر شده است. در سال 2009، مارپیچ چهارم شامل جامعه مدنی، رسانه، فرهنگ عمومی، هنر و علوم انسانی، پژوهش‌های هنری و نوآوری به ذی‌نفعان پیشین افزوده شده است [10].

پژوهش‌های متعددی به بررسی و شناسایی شبکه ذی‌نفعان پرداخته‌اند که خروجی‌های آنها در چهار حوزه دولت، صنعت، دانشگاه و جامعه مدنی دسته‌بندی می‌شوند. ازجمله ذی‌نفعانی که در این گروه قرار می‌گیرند، شامل شهرداری، شورای اسلامی شهر، مدیریت شهری، شرکت‌های توسعه زیرساخت، انجمن‌های صنعتی، دانشگاه‌ها، کارآفرینان، سیاستگذاران، سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر، اتحادیه‌های صنفی، شهروندان، ساکنان مناطق، رسانه‌ها، سازمان‌های غیردولتی، مالکان زمین و توسعه‌دهندگان و نهادهای عمومی‌اند.

 

شکل 8. نمودار بازیگران نواحی نوآوری [11]

 

در حال حاضر، نواحی نوآوری شهری از لحاظ پشتوانه نهادی واجد ساختار مشخصی نیستند. همان‌طورکه ذکر شد، شبکه‌ای پیچیده از ذی‌نفعان دولتی، عمومی و خصوصی در این زمینه نقش‌آفرینی می‌کنند که نشان از حساسیت و پیچیدگی مسئله دارد. در همین راستا، نواحی نوآوری مستلزم طراحی سازوکاری نهادی‌اند تا به‌طور متوازن بتوان نقش هر گروه از ذی‌نفعان و ذی‌نفوذان را در چارچوب مشخص تعریف، و توسعه متوازن نواحی نوآوری را تضمین کرد. ذکر این نکته ضروری است که نقش گروه‌های مختلف و وظایف و مسئولیت‌هایی که برای آنها تعریف می‌شود، واجد سازوکار یکسانی نیست. به این معنا که اساسا مدل نهادی ثابتی برای این نواحی تعریف نشده و مبتنی‌بر زمینه و ویژگی‌های ناحیه نوآوری مورد نظر چارچوب نهادی قابل تعریف است. برای مثال ناحیه نوآوری شریف که می‌توان به‌عنوان موفق‌ترین نمونه ناحیه نوآوری کشور از آن یاد کرد، با حمایت‌ و پشتیبانی دانشگاه صنعتی شریف، معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری و بخش خصوصی شکل گرفته است. درحالی‌که ناحیه نوآوری 22@ بارسلونا که در کشور اسپانیا مستقر شده، شهرداری بارسلونا نقش اصلی را در ایجاد و پشتیبانی از این ناحیه داشته است. البته شرکت‌های فناوری و استارت‌آپ‌ها به‌عنوان بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی برای همکاری‌های علمی و پژوهشی نقش مؤثری ایفا کرده‌اند.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تحت عنوان «حکمرانی در نظام ملی نوآوری ایران (۱): مقایسه اهداف، شرح وظایف و برنامه‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری» به معرفی دستگاه‌های مذکور و نقش هریک در سیاستگذاری، هماهنگی، پشتیبانی، حمایت و توسعه زیرساخت، اموراجرایی و ارزیابی و نظارت پرداخته است. بر همین اساس، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری؛ شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری؛ معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری و بنیاد ملی نخبگان در ابعاد مذکور واکاوی شده‌اند. نتایج مطالعه نشان می‌دهد که فعالیت‌های حکمرانی در نظام علم، فناوری و نوآوری کشور نیازمند مداخله و سامان‌دهی برنامه‌ریزی شده علمی و دقیق است. بدیهی است تمرکز پژوهش مورد بحث بر دستگاه‌های دولتی بوده که نقش مستقیم دارند، و این درحالی است که طیف گسترده‌ای از نهادها ازجمله مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجلس شورای اسلامی، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزرات راه و شهرسازی، وزارت اقتصاد و امور دارایی و سایر وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها و شورای اسلامی شهر همگی وظایفی دارند و باید نقششان در شبکه نهادی پشتیبان نواحی نوآوری شهری تعریف شود.

 

7. تجارب جهانی

در این بخش به بررسی و مرور تجارب جهانی موفق در حوزه توسعه نواحی نوآوری مبتنی‌بر رویکردهای مختلف پرداخته و سپس نمونه‌های داخلی واکاوی شده است.

 

7-1. تجارب جهانی

7-1-1. ناحیه 22@ بارسلونا، اسپانیا

مدل ناحیه نوآوری 22@ بارسلونا اولین مدل ناحیه‌ای است که به‌طور کامل توسط سیاستگذاران اجرا شده است و به همین دلیل به‌عنوان بهترین نمونه برای سایر نواحی نوآوری جهان شناخته می‌شود. این پروژه در سال ۲۰۰۰ توسط شورای شهر بارسلونا به تصویب رسید و با هدف متمرکزسازی و گسترش فعالیت‌های دانش‌بنیان در قالب تبدیل ۲۰۰ هکتار از نواحی صنعتی مرکز شهر بارسلونا به نواحی نوآور و مولد شکل گرفت. پروژه مذکور به‌عنوان برنامه احیای اقتصادی، فرصتی منحصربه‌فرد در اختیار ناحیه خاصی قرار می‌دهد تا تبدیل به بستری مهم در زمینه‌های علمی، صنعتی و فرهنگی شود. همچنین این برنامه می‌تواند سبب شود بارسلونا به یکی از پویاترین و نوآورترین شهرهای جهان مبدل شود. ناحیه‌های نوآوری که براساس مدل 22@ پایه‌گذاری شده‌اند، در چهار محور استراتژیک هدف‌گذاری می‌شوند؛ برنامه‌ریزی شهری، تولیدی، همکاری و خلاقیت که همگی تحت رهبری قوی هستند. ناحیه نوآوری استراتژی توسعه شهری مبتنی‌بر مکان است که هدف آن بازسازی محله‌های کم‌درآمد در مرکز شهر و تبدیل آن به محل مطلوب برای شرکت‌های نوآورانه و خلاق و کارگران است. این پروژه بافت صنعتی قدیمی را از طریق دگرگونی و تبدیل ترقی می‌دهد و اجزا و عناصری که از قبل وجود داشته‌اند و نیازهای جدید را با یکدیگر تطبیق می‌دهد. مبنای تغییرات و دگرگونی‌ها براساس ساختارهای موجود از قبل است. تغییری که توسط این پروژه رهبری می‌شود موجب شکل‌گیری حداکثر سه میلیون و دویست هزار متر مربع فضای کسب‌وکارها برای تهییج فعالیت‌های تولیدی در مرکز شهر می‌شود. همچنین به شکل‌گیری چهار هزار واحد مسکن و ۱۱۴ هزار متر مربع فضای سبز جدید و تبدیل نواحی صنعتی قدیمی به یک منطقه شهری و زیست‌محیطی باکیفیت می‌شود. به‌واسطه شبکه حمل‌ونقل گسترده، این ناحیه برای دسترسی به این مجموعه گزینه‌ها و شیوه‌های متنوع و مطلوبی در اختیار افراد قرار دارد [15].

7-1-2. ناحیه نوآوری کورتکس، سنت لوئیس

 ناحیه نوآوری کورتکس یکی از نمونه‌های برجسته از مدل‌های توسعه و نوآوری شهری است که به‌عنوان یکی از پیشگامان در زمینه تحولات اقتصادی و علمی شناخته می‌شود. این پروژه در شهر سنت لوئیس ایالات متحده درحال شکل‌گیری است و هدف آن تبدیل منطقه‌ای صنعتی و کم‌توسعه به مرکز پیشرو در حوزه‌های فناوری، علم و نوآوری است. مدل کورتکس مشابه با سایر نواحی نوآوری در سراسر جهان، بر پایه ایجاد فضایی کارآفرینانه و خلاقانه شکل گرفته است. پروژه کورتکس به‌عنوان یکی از پروژه‌های تحول‌آفرین در زمینه توسعه شهری و علمی، از سال ۲۰۰۲ توسط مجموعه‌ای از نهادهای دولتی، دانشگاه‌ها و شرکت‌های خصوصی آغاز شده است. این پروژه با هدف بازسازی و احیای یکی از مناطق صنعتی سنت لوئیس حدود دویست هکتار از زمین‌های بدون استفاده و قدیمی آغاز شد و در حال حاضر به یکی از برجسته‌ترین نواحی نوآوری در ایالات متحده تبدیل شده است.

ناحیه کورتکس با هدف تبدیل شدن به مرکزی جهانی برای شرکت‌های نوآور، پژوهشگران و کارآفرینان در حوزه‌های علمی، فناوری و سلامت، طراحی شده است. این منطقه به‌گونه‌ای طراحی شده که از ارتباطات نزدیک میان دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و شرکت‌های فناوری استفاده می‌کند و به ایجاد ایده‌ها و محصولات نوآورانه می‌پردازد. این ناحیه شامل فضاهای کاری، آزمایشگاه‌های تحقیقاتی، دفترها و فضاهای عمومی است که برای تسهیل ارتباطات میان شرکت‌ها و نهادهای علمی ایجاد شده‌اند. این ناحیه در چهار محور اصلی طراحی شده است: نوآوری و تحقیق، توسعه اقتصادی، آموزش و همکاری و زیرساخت‌های شهری و حمل‌ونقل. این چهار محور به‌طور هم‌زمان در راستای ایجاد محیطی جذاب و پیشرو برای شرکت‌های نوآور، پژوهشگران و کارآفرینان درحال توسعه‌اند. یکی از ویژگی‌های مهم این پروژه، تأکید بر هم‌افزایی میان دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنایع است که موجب تسریع در فرایند نوآوری و تجاری‌سازی دستاوردهای علمی می‌شود.

در این ناحیه، باتوجه‌به وجود شبکه حمل‌ونقل پیشرفته و دسترسی‌های عالی به امکانات مختلف، دسترسی به امکانات برای افراد و کسب‌وکارها تسهیل شده است. این منطقه شامل فضاهای سبز جدید، محیط‌های کاری مدرن و امکانات رفاهی است که به‌طور هم‌زمان به کیفیت زیست‌محیطی و کیفیت زندگی شهری توجه ویژه‌ای دارند. علاوه‌بر این، پروژه کورتکس فرصت‌های شغلی و اقتصادی قابل توجهی پدید می‌آورد و به رشد کسب‌وکارهای نوپا و استارت‌آپ‌ها کمک می‌کند. باتوجه‌به ویژگی‌های نوآورانه و علمی این ناحیه، پیش‌بینی می‌شود که کورتکس به یکی از مهم‌ترین مراکز علمی و فناوری جهان تبدیل شود و به رشد و توسعه اقتصادی سنت لوئیس کمک کند. این پروژه نه‌فقط باعث تحولی بزرگ در اقتصاد محلی شده است، بلکه در آینده‌ای نزدیک به یکی از اصلی‌ترین قطب‌های نوآوری در سطح بین‌المللی تبدیل خواهد شد.

7-1-3. ناحیه نوآوری جورونگ، سنگاپور

دولت سنگاپور پارک صنعتی نسل آینده را به نام ناحیه نوآوری جورونگ، طبق استراتژی خود برای ترغیب رشد نوآوری راه‌اندازی کرده است. این ناحیه خانه‌ای برای یادگیری، تحقیق، نوآوری و فعالیت‌های تولید شده‌ است که در یک زمین ششصد هکتاری در ضلع غربی سنگاپور واقع شده و شامل دانشگاه صنعتی نانیانگ و پارک کلینتک است. این ناحیه میزبان یک پردیس تولیدی پیشرفته، کارخانه‌های آینده و شرکت‌هایی خواهد بود که در حوزه‌های رشد و پیشرفت، راه‌حل‌های شهری و حمل‌ونقل هوشمند فعالیت دارد. از این ناحیه به مناطق کلیدی اقتصادی ۳۰ دقیقه بیشتر راه نیست و تمام منطقه توسط اتوبان‌هایی احاطه شده است. این منطقه به‌زودی میزبان خط مترو در نزدیکی خود خواهد بود. مقرر شده است که این ناحیه همچون آزمایشگاهی زنده برای نوآوری باشد که در این صورت شرکت‌ها قادر خواهند بود زنجیره ارزش کامل خود را در منطقه اداره کنند و ایده‌ها را از مراحل آزمایشگاهی تا نمونه‌سازی، تست، تولید و توزیع توسعه دهند. شرکت‌ها می‌توانند به‌عنوان بخشی از اکوسیستم تولید پیشرفته در ناحیه نوآوری مذکور باشند. وزیر دارایی سنگاپور معتقد است این ناحیه فضاهای مسکونی را با فضاهایی برای یادگیری ادغام خواهد کرد. این منطقه تا سال ۲۰۲۶ آماده خواهد شد [20].

 

7-2.تجارب ایران

بحث و بررسی درخصوص توسعه دانش‌بنیان و اولویت‌دهی به توسعه فناورانه و نوآورانه بیش از سه دهه سابقه‌ دارد. سوابق تقنینی در حوزه توسعه دانش‌بنیان به اواخر دهه 1380 و «قانون حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و تجاری‌سازی نوآوری‌ها و اختراعات» بازمی‌گردد. این درحالی است که اولین پارک علم‌ و فناوری کشور در سال 1372 (پارک علم و فناوری پردیس) افتتاح شد. ناحیه نوآوری شریف نیز در فروردین‌ماه 1397 به دست رئیس‌جمهور رونمایی شد. لذا بررسی روندهای اجرایی و قانونی نشان می‌دهد یک سیر تکاملی در حوزه نهادی، قانونی و عملیاتی طی شده است. در ادامه بررسی مختصری درباره نواحی نوآوری شهری ایران صورت پذیرفته است.

7-2-1. ناحیه نوآوری شریف

ناحیه نوآوری شریف در جنوب غربی منطقه دو شهرداری تهران قرار گرفته و با مساحت 250 هکتار در سال 1397 رونمایی شده است. این منطقه که پیش از این شامل بافت روستایی و مناطق باغی طرشت بوده در محدوده‌ای میان شرق بزرگراه یادگار امام، غرب بزرگراه جناح، در بخش جنوبی اتوبان شیخ فضل‌الله نوری و شمال خیابان آزادی قرار دارد. به بیان ساده‌تر، این منطقه دربرگیرنده گستره‌های دانشگاهی، باغی، کشاورزی و کار و فعالیت است که دانشگاه صنعتی شریف نیز در میان آن قرار دارد. ناحیه نوآوری شریف با تأسیس پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۹۵ مطرح شد. این ناحیه مساحتی حدود 250 هکتار را دربرمی‌گیرد. هم‌اکنون بیش از 760 شرکت، 19 شتاب‌دهنده، 15 صندوق و شرکت سرمایه‌گذاری و 10 مرکز نوآوری در آن مستقرند [20] . ناحیه نوآوری شریف زیست‌بوم کارآفرینانه با حضور بازیگران متعددی است که در مجاورت دانشگاه صنعتی شریف و در بافت شهری محله طرشت طی دو دهه اخیر شکل‌گرفته است. این ناحیه دارای ویژگی‌هایی است که وجه تمایز آن با سایر نواحی نوآوری کشور محسوب می‌شود. خودساختگی، رشد خودرو و تعریف پیش از ورود رسمی موضوع در نظام برنامه‌ریزی شهری کشور یکی از این ویژگی‌هاست. این ناحیه به‌صورت پیشرو در نظام نوآوری و فناوری کشور به‌صورت خودرو در اطراف دانشگاه صنعتی شریف تشکیل شده است. عضویت در اتحادیه بین‌المللی نواحی نوآوری یکی دیگر از وجوه تمایز این محدوده است که سایر نواحی نوآوری فاقد این امتیازند. رسوخ در عرصه فراگیر و بافت مرکزی شهر، عملیاتی بودن و فعالیت مستمر با بخش خصوصی و ایجاد سازوکار نهادی با محوریت دانشگاه و پارک علم و فناوری و جذب سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاران خطرپذیر جزو اهم تمایزات ناحیه نوآوری شریف و سایر نواحی است.

7-2-2. ناحیه نوآوری مدرس

ناحیه نوآوری مدرس با هدف توسعه چارچوب مفهومی زیست‌بوم نوآوری کشور، به دنبال تبدیل شدن به کانونی برای فعالیت‌های نوآور است. ناحیه نوآوری تربیت مدرس در منطقه 6 شهرداری تهران و در محدوده مرکزی دانشگاه تربیت مدرس قرار دارد. این محدوده محصور به بزرگراه چمران، بزرگراه جلال آل احمد و خیابان کارگر شمالی است. ابعاد این ناحیه حدود 440 هکتار است. دانشگاه تربیت مدرس و پارک علم و فناوری آن به‌عنوان قلب ناحیه نوآوری و واحدهای دانشگاهی و درمانی اطراف آن به‌عنوان نقاط لنگرگاهی عمل کرده و تراکم دارایی‌های ناحیه را در اطراف دانشگاه تربیت مدرس افزایش داده است. پراکنش عناصر شاخص ناحیه نوآوری، واحدهای تجاری، اداری، خدماتی، صنعتی و مختلط نیز در سرتاسر ناحیه باعث افزایش قابلیت ناحیه در جذب طبقات نوآور و خلاق شده است. این ناحیه نوآوری در ۱۹ خرداد سال 1400 توسط دانشگاه تربیت مدرس تاسیس شده است.

 

7-3. درس‌آموخته‌ها

چالش اصلی در نواحی نوآور این است که چگونه هر جامعه منابع را به روشی اختصاصی و سفارشی برای استفاده از مزایا و تحقق وعده رشد مولد، فراگیر و پایدار به کار گیرد. تجارب نمونه‌های مناطق نوآور به‌طور قابل توجهی متفاوت است و دلیل این امر در مواردی نظیر بازیگران محلی متنوع، سطح منابع در اختیار و چالش‌های متمایز اقتصادی، کالبدی و شبکه‌ای یافت می‌شود. شکل‌دهی به نواحی نوآوری امری پیچیده، منحصربه‌فرد و مبتنی‌بر زمینه، و مستلزم عملی سنجیده و هدفمند است. به همین جهت توجه به برخی ملاحظات ضروری به‌نظر می‌رسد:

ایجاد رهبری مشارکتی: حصول همکاری نظام‌مند و رسمی میان نهادهای گوناگون (دانشگاه‌ها، بنگاه‌ها، دولت، نهادهای نیکوکاری) امری حیاتی است؛ در این میان، نقش شهرداران به‌عنوان کاتالیزورهای مؤثر می‌تواند بسیار تعیین‌کننده باشد.

ترسیم چشم‌انداز توسعه: تدوین طرحی روشن و بومی‌سازی شده برای توسعه اقتصادی، کالبدی و اجتماعی ناحیه، با بهره‌گیری از مزیت‌های بومی، امری ضروری است. این شامل بازتصور کالبدی فضا برای افزایش تراکم و ترکیب کاربری‌ها نیز می‌شود.

جذب و توسعه نیروی انسانی ماهر و فناوری: تلاش فعالانه برای جذب، نگهداشت و ارتقای نیروی کار متخصص و ادغام فناوری‌های پیشرفته و زیرساخت‌های دیجیتال در این ناحیه امری بنیادین است.

ترویج رشد فراگیر: پیوند دادن ناحیه با محلات پیرامونی و فراهم آوردن فرصت‌های آموزشی و شغلی برای ساکنان بومی کمتر برخوردار، شامل فرصت‌های شغلی‌، که لزوما نیازمند مدرک دانشگاهی نیستند، امری ضروری است. همچنین، تشویق کارآفرینی محلی از دیگر راهکارها به شمار می‌رود.

تضمین دسترسی به سرمایه: تأمین مالی برای پژوهش، کسب‌وکارهای نوپا، املاک و مستغلات، و زیرساخت‌ها امری حیاتی است؛ این امر اغلب با اهرم ساختن سرمایه‌های عمومی و نیکوکاری محلی برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خصوصی وسیع‌تر محقق می‌شود.

 

8. ملاحظات طرح‌ریزی

رویکرد مکان‌محور به نوآوری ایجاب می‌کند که دانشگاه‌ها و صنایع، دیدی متفاوت درباره چشم‌انداز فیزیکی اتخاذ کنند. مکان‌های مطلوب واقعی چیزی بیش از زیبایی بصری دارند. آنها جامعه‌ای ایجاد می‌کنند که برای یادگیری فعال و تکرارشونده، به‌اشتراک‌گذاری چالش‌ها و همکاری توأم با رقابت ارزش قائل است. برای رسیدن به این هدف، بازیگران محلی باید با نگاهی انتقادی درباره جغرافیای خود در مقیاس‌های مختلف بیندیشند. باتوجه‌به اینکه وسعت جغرافیای نوآوری دانشگاه‌محور می‌تواند حدود 120 تا 400 هکتار باشد [12]، تحلیل عمیق‌تری لازم است تا درباره اینکه کدام ویژگی‌های کالبدی، شتابگر یا مانع پیشرفت (نظیر آنچه دسترسی به منطقه را مختل می‌کند یا چگونگی منطقه‌بندی و شرایط کاربری زمین که ممکن است ارتباط شرکت‌ها و استعدادها را محدود کند) مناطق نوآوری‌اند، اظهار نظر کرد. در این زمینه، با ایجاد شبکه خیابانی کوتاه و قابل پیاده‌روی، ارتباطات بین مردم و شرکت‌ها تقویت می‌شود و طراحی و مدیریت فضاهای عمومی برای تحریک تعامل، یادگیری و شبکه صورت می‌گیرد. همچنین طبقه همکف ساختمان‌های فعال شده با کافه‌ها، خرده‌فروشی‌ها و مکان‌های تجمع بازسازی می‌شوند و مکان‌های دانشگاه، شرکت و فضاهای کار اشتراکی در مجاورت یکدیگر قرار می‌گیرند که ازجمله ‌آنها فضاهای کاری مقرون‌به‌صرفه است. تمرکز بر برنامه‌ریزی اصولی و اجرای فعالیت‌هایی که به رشد شرکت‌های جدید، تسریع یادگیری و تقویت شبکه‌ها بین افراد و بنگاه‌ها کمک می‌کند، باید مورد توجه قرار گیرد.

نواحی نوآوری شهری به‌عنوان مناطقی که پشتیبان فعالیت و سکونت و در قالب رویکردی در راستای ادغام فعالیت‌های نوآورانه در بستر شهرها بروز کرده‌اند، ملاحظات کالبدی و فضایی دارند که شاید کمتر به آنها توجه شده است. در این راستا تلاش شده است تا با بررسی تجارب و معیارهای این مناطق و تطبیق آنها با شرایط زمینه‌ای مطرح در ایران، درباره ملاحظات طرح‌ریزی نواحی نوآوری شهری گفت‌وگو شود. در همین راستا در ادامه اهم موارد تشریح شده است.

 

8-1. کاربری زمین

یکی از ارکان اصلی توسعه شهری، زمین و نحوه بهره‌برداری از آن است که باتوجه‌به مختصات نواحی نوآوری شهری و کاربری‌های مختلط باید به آن پرداخته شود. ناظر به ماهیت این نواحی و اصولی مانند نزدیکی، همجواری و همسایگی، الزامی است که از کاربری‌های مختلط در قالب بهره‌گیری از عملکردهای گوناگون مانند سکونت و فعالیت استفاده شود. بر همین اساس، پیش‌بینی سازوکار استقرار عملکردهای پشتیبان نواحی نوآوری، ازجمله شرکت‌ها، دفترها، شتاب‌د‌هنده‌ها، مراکز رشد و...) به همراه سایر فعالیت‌ها، علاوه‌بر پایبندی به اصول ناحیه نوآوری سبب جلوگیری از شب‌مردگی و غلبه تک‌فعالیتی در مناطق شهری می‌شود. لذا یکی از مهم‌ترین ملاحظات توسعه شهری این مناطق، توجه به کاربری‌های مختلط است.

 

8-2. جابه‌جایی و دسترسی

حمل‌ونقل عمومی مناسب و یکپارچه و هم‌پوشانی آن با میکروموبیلیتی‌ها، مانند پیاده‌روی و دوچرخه سواری، به‌عنوان رهیافتی پایدار در توسعه شهری و برنامه‌ریزی حمل‌ونقل محسوب می‌شود. این مزیت به‌دلیل ویژگی‌هایی که نواحی نوآوری شهری دارند از اهمیت بیشتری برخوردار است. بر همین اساس، به‌دلیل مجاورت مؤسسات لنگر- محل سکونت - فعالیت افراد حاضر در ناحیه الزامی است که زیرساخت‌های ارتباطی و شبکه‌های پیاده و دوچرخه تقویت شده، با بهره‌گیری از رویکردهایی مانند باریک‌سازی معبر یا خیابان کامل دسترسی آسان و امن به نقاط مختلف ناحیه مهیا شود. همچنین توسعه حمل‌ونقل عمومی یکپارچه درون و بیرون ناحیه برای ارتباط و اتصال با سایر نواحی شهر ضروری است. لذا در این راستا می‌توان از اصول توسعه مبتنی‌بر حمل‌ونقل نیز بهره برد. باوجود تفاوت در مفاهیم، ادغام راهبردهای مربوطه که برخی هم‌پوشانی نیز دارند، سبب توسعه پایدار شهری خواهد شد.

 

8-3. زیرساخت

توسعه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات پرسرعت برای پاسخ‌گویی به نیازهای شرکت‌های دانش‌بنیان و بهره‌گیری از سیاست‌های توسعه شهر هوشمند نقش بی‌بدیلی را در توسعه این پهنه‌ها ایفا می‌کند. به شهر هوشمند که به تسهیل فرایندها و زیست شهری کمک می‌کند، به‌عنوان مزیتی که می‌تواند در درون ناحیه پرورش یابد، باید توجه شود. آزمایشگاه‌های شهری در قالب شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند علاوه‌بر تحقق الگوی شهر هوشمند به برندینگ شهری این نواحی نیز کمک ویژه‌ای کنند. بنابراین توسعه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات پیش‌نیاز و محرک توسعه این نواحی خواهد بود.

 

8-4. فضاهای باز و همگانی

یکی از دارایی‌های نواحی نوآوری شهری، دارایی‌های ارتباطی است. مسیر تقویت این دارایی‌ها در فضای کالبدی شهر از توسعه شهری مطلوب می‌گذرد. فضاهای همگانی که برخورد افراد، دانشجویان و مردم را با مقوله نوآوری ارتقا می‌دهد و سبب افزایش ارتباطات و اشتراک‌گذاری ایده‌ها و در نهایت یادگیری می‌شود. الگوی طراحی شهری که افزایش حضورپذیری، دعوت‌کنندگی و انعطاف‌پذیری را موجب شود، از طریق توسعه فضای سبز، پیاده‌راه‌ها و میادین عمومی می‌تواند به گسترش سرزندگی فضای شهری و بستری برای اوقات فراغت دانشجویان و فعالان نواحی نوآوری بدل شود؛ لذا توجه به توسعه فضاهای شهری همگانی علاوه‌بر اینکه سبب تشویق تعاملات اجتماعی، ارتباطات و خلاقیت می‌شود، به‌عنوان فضایی برای برگزاری نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها نیز عمل خواهد کرد.

 

8-5. مشارکت

امروزه بدون مشارکت شهروندان، تحقق طرح‌های توسعه شهری مردود است و اساسا مشارکت به‌عنوان رکن اصلی در برنامه‌ریزی شهری و حکمروایی خوب شهری مورد پذیرش است. باتوجه‌به اینکه توسعه ناحیه نوآوری شهری همراه با عواقب و چالش‌هایی است که ساکنان آن را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد، بهره‌گیری از مشارکت فعال شهروندان و ساکنان از اهمیت دوچندان برخوردار است. لذا مشارکت محوری در برنامه‌ریزی‌ و تصمیم‌گیری‌ها سبب بهره‌گیری از نظرات و بازخوردهای شهروندان می‌شود و آسیب‌پذیری آنها را کاهش و تحقق سیاست‌ها را افزایش خواهد داد. در غیر این صورت، مقاومت ساکنان در برابر اجرای پروژه‌ها و فقدان مشروعیت نهادهای راهبر نزد آنها سبب عدم توفیق برنامه‌ها خواهد شد.

 

8-6. حوزه نهادی و مدیریتی

به‌دلیل فقدان جایگاه نهادی برای متولیان توسعه نواحی نوآوری شهری و تعدد ذی‌نفعان و ذی‌نفوذان که طیف وسیعی از بخش خصوصی، دولتی، عمومی و جامعه مدنی را شامل می‌شوند و احتمالا سبب اتلاف منابع و عدم تقسیم کار مطلوب نیز خواهند شد، توصیه می‌شود سازوکار تأسیس شورای راهبری مشتمل بر ذی‌نفعان اصلی تدوین و تعریف شود تا تقسیم کار مناسب صورت گیرد و طرح‌های توسعه به‌نحو مطلوب اجرایی شود. توجه بر حضور ذی‌نفعان اصلی ازجمله شهرداری‌، دانشگاه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و نهادهای مردمی و بخش خصوصی حائز اهمیت است. به‌نظر می‌رسد در مناطقی که این نواحی به‌صورت بالا به پایین شکل می‌گیرند، باید حمایت‌های مالی و سیاسی برای تسهیل فرایندها و کاهش ریسک صورت پذیرد و پس از توانمندسازی عمده، اقدامات به بخش خصوصی واگذار، و به رویکردهای پایین به بالا توجه شود.

 

8-7. بازآفرینی و توسعه مجدد

مدل مناطق شهری بازانگاری شده، یکی از انواع مدل‌های نواحی نوآوری شهری است که در این الگو با بهره‌گیری از فضاهای رها شده، زمین‌های قهوه‌ای و حتی بافت‌های فرسوده زیرساخت‌های کالبدی و فضایی نواحی نوآوری شهری توسعه می‌یابند. نمونه موفق جهانی این مدل ناحیه نوآوری @22 بارسلونا در کشور اسپانیاست که در کارخانه‌های متروکه شکل گرفته است. در مناطق مرکزی و فرسوده شهرها، فضاهای پشتیبان ازجمله دفترها و مراکز فناوری، شرکت‌ها، برج‌های فناوری، تحقیق و توسعه، فضاهای کار اشتراکی می‌توانند استقرار یابند و به‌عنوان محرک توسعه در بافت نیز عمل کنند. نواحی نوآوری به‌دلیل ارزش‌افزوده‌ و عواید اقتصادی که ایجاد می‌کنند، می‌توانند در بازآفرینی کالبدی، اقتصادی و اجتماعی مراکز شهری متروکه نقش‌آفرین باشند و این مناطق را از حالت مرده به سرزنده تبدیل کنند.

 

8-8. مسکن در استطاعت

نیروی انسانی مستقر در نواحی نوآوری که به‌عنوان ارزشمندترین دارایی این مناطق محسوب می‌شود، عمدتا دانشجویان، فناوران و دانشمندان جوانی‌اند که در پارک‌های علم و فناوری حمایت می‌شوند و ایده‌های خود را به محصول نزدیک می‌کنند. لذا ساختار سنی - جنسی بیشتر افرادی که در این ناحیه زندگی یا فعالیت می‌کنند، جوانان‌اند. از طرفی یکی از ویژگی‌های نواحی نوآوری، همجواری سکونت و فعالیت است که به‌عنوان مزیت نزدیکی محسوب می‌شود. بنابراین یکی از مهم‌ترین اقدامات برای طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی توسعه این مناطق، برنامه‌ریزی مسکن است. باتوجه‌به ساختار نیروی انسانی مستقر در ناحیه، لزوم تأمین مسکن در حد استطاعت و کوچک‌مقیاس در کنار خوابگاه‌های دانشجویی و خوابگاه‌های متأهلی الزامی است. بدیهی است، مسکن عرضه شده در بازار از لحاظ قیمتی و مقیاس پاسخ‌گو نیست و برنامه‌ریزی مسکن در این نواحی باید مجموعهای از پیشنهادهای مختلف در حد استطاعت این اقشار باشد.

 

8-9. برندینگ شهری

ایجاد تمایز و طراحی منحصربه‌فرد از طریق طراحی شهری ویژه و ارائه اسناد و چارچوب‌های خاص، نواحی نوآوری شهری را از سایر بافت‌های شهری متمایز، و هویت واحدی را ایجاد خواهد کرد. این اقدامات در عرصه کالبدی از طریق ایجاد پروژه‌های شاخص و نمادین و طراحی المان‌ها و مبلمان شهری ویژه از طرفی و در عرصه عمومی از طریق توسعه دیپلماسی نوآوری و شبکه‌سازی بین‌المللی به‌واسطه برگزاری رویدادها و جشنواره‌ها میسر خواهد شد. لذا ترویج هویت بصری منحصربه‌فرد با بهره‌گیری و تلفیق مؤلفه‌های شاخص هر شهر به همراه مؤلفه‌های نوآوری و فناوری سبب برندسازی شهری و ایجاد هویتی منحصربه‌فرد در این مناطق خواهد شد که سبب تفکیک این مناطق از سایر بافت‌های شهری می‌شود.

 

9. الزامات قانونی و ضوابط و مقررات

ناظر به اهمیت توسعه نواحی نوآوری شهری و ضرورت پشتیبانی از توسعه فضایی این نواحی نه به‌عنوان موضوعی فرعی، بلکه به‌مثابه رکن اصلی و نمود کالبدی توسعه، توجه به الزامات قانونی و ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری به‌عنوان پیش‌نیاز توسعه نواحی نوآوری در سطح کشور را به امری ضروری بدل کرده است. در ادامه به پیش‌نیازهایی که در قالب ضوابط و مقررات باید به آنها توجه شود، اشاره شده است.

الف) افزایش زیست‌پذیری، ارتقای کیفیت زندگی ساکنان و ایجاد سرزندگی از مهم‌ترین دغدغه‌های برنامه‌ریزان و مدیران شهری است. یکی از مؤلفه‌های ایجاد سرزندگی، اختلاط کاربری‌ها – در معنای استفاده چندمنظوره از زمین و ساختمان – است؛ رویکردی که اگر به‌صورت برنامه‌ریزی و کنترل شده هدایت نشود، موجب ایجاد مزاحمت‌های چندسطحی و تنش بین ساکنان از یک سو و ازسوی دیگر صاحبان کسب‌وکارها و همچنین مراجعه‌کنندگان از مقیاس ساختمان تا سطح کوی و محله و افول اجتماعی در مقیاس شهر می‌شود. از مهم‌ترین قوانینی که در ایران این بستر را فراهم می‌کند، می‌توان به تبصره ذیل بند «24» ماده (55) قانون شهرداری (الحاقی 1352/05/17) و ماده‌واحده قانون محل مطب پزشکان مصوب 1366/10/20 اشاره کرد. قوانین مزبور اجازه می‌دهند که فعالیت‌های متعدد بدون هیچ محدودیتی در کاربری مسکونی مستقر شوند. در همین راستا مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی گزارشی را با عنوان «بازنگری ضوابط استقرار فعالیت‌ها در کاربری مسکونی (موضوع ماده (55) قانون شهرداری)»، به شماره مسلسل 20144، منتشر کرده که براساس آن پیشنهاد شده است مصادیق کاربری‌ مختلط و فعالیت‌های مجاز، ممنوع و مشروط (با ذکر شروط استقرار) توسط وزارت راه و شهرسازی تعیین شود و به تصویب هیئت وزیران برسد؛ لذا باتوجه‌به تأکیدات انجام شده مبتنی‌بر اهمیت کاربری مختلط و لزوم بهره‌گیری از عملکردها و فعالیت‌های گوناگون با ملاحظات ویژه، توصیه می‌شود درخصوص تعیین و تدوین مصادیق کاربری‌های مختلط و الزامات آن تعجیل صورت گیرد تا علاوه‌بر استفاده مناسب از فضاها، از سوءاستفاده و سوءبرداشت‌های مربوط به این حوزه جلوگیری به عمل آید.

ب) همان‌طورکه ذکر شد، مسکن در نواحی نوآوری شهری باتوجه‌به مختصات نیروی انسانی فعال در آن باید واجد ویژگی‌های خاصی باشد. یکی از ملاحظات توجه به مسکن کوچک‌مقیاس است. باتوجه‌به اینکه عمده افراد ساکن در این محدوده دانشجویان، فناوران و صاحبان ایده‌ای‌اند که در مراحل مختلف رشد قرار دارند، باید مسکن در حد استطاعت این افراد تأمین شود. مسکن کوچک‌مقیاس از لحاظ متراژ نیازهای این قشر را برآورده می‌کند و استطاعت‌پذیری آن را افزایش می‌دهد. علاوه‌بر این، قاعده تأمین پارکینگ برای واحدهای مسکونی که هزینه‌های تمام شده را افزایش می‌دهد و عملا تعارضاتی را نیز با تأمین مسکن کوچک‌مقیاس ایجاد می‌کند، می‌تواند در این نواحی حذف شود. این مسئله در کنار توسعه مطلوب و متوازن زیرساخت‌های دسترسی و جابه‌جایی، که مفصل درباره آن بحث شد، سبب کاهش نیاز به خودرو می‌شود و عملا از این دیدگاه پشتیبانی می‌کند.

ج) فارغ از انتقادهایی که بر طرح‌های توسعه شهری ازجمله طرح‌های جامع و تفصیلی وارد است، نواحی نوآوری شهری به‌دلیل پیروی از اصولی همچون تراکم و فشردگی مستلزم برخورداری از ضوابط و مقررات ویژه‌ای‌اند که به‌نظر می‌رسد در بازبینی طرح‌های توسعه شهری باید به آنها توجه شود. بر همین اساس، امکان اصلاح قاعده سطح اشغال (60 درصد شمالی) که فارغ از ویژگی‌های مبتنی‌بر زمینه در شهرهای کشور همه‌گیر شده است، وجود خواهد داشت. درخصوص تراکم‌ ساختمانی نیز با در نظر گرفتن ملاحظات بارگذاری، افزایش تراکم در برخی مناطق به‌واسطه افزایش نزدیکی و مجاورت قابل تصور است.

د) سیاست تأمین پارکینگ که در راستای سیاست‌های خودرومحوری رواج پیدا کرده است، در تضاد با اصول حمل‌ونقلی نواحی نوآوری است. نواحی نوآوری شهری به‌دلیل ترویج نزدیکی و لزوم دسترسی سریع میان مراکز مختلف بر دسترسی پیاده و دوچرخه تأکید دارد. علاوه‌بر این، توسعه حمل‌ونقل عمومی یکپارچه در منطقه برای دسترسی به سایر نقاط شهر حائز اهمیت است. بنابراین باید از سیاست تأمین پارکینگ که خودرومحوری را ترویج می‌کند و سبب ازدحام ترافیکی در نواحی نوآوری می‌شود، خودداری کرد و هم‌راستا با سیاست‌های توسعه مبتنی‌بر حمل‌ونقل و شهر فشرده برنامه‌ریزی انجام داد.

هـ) زیست شبانه در بسیاری از شهرهای جهان رواج دارد و یکی از کارکردهای نواحی نوآوری فعالیت و کارکرد روزانه و شبانه است. باتوجه‌به اینکه این مناطق میزبان فعالیت‌های شبانه‌روزی درخصوص توسعه دانش‌بنیان و ارتقای سطوح علمی و فناوری‌اند، توصیه می‌شود فعالیت شبانه در این نواحی مجاز برشمرده شود و امکان فعالیت حداکثری در این نواحی جریان یابد. این درحالی است که در بسیاری از شهرهای جهان ازجمله دبی، شانگهای، توکیو و... باتوجه‌به شرایط و توجیهات اقتصادی، اجتماعی و... این اقدام صورت پذیرفته است.

 

10. توصیه‌های سیاستی

-       دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به‌عنوان ارکان اصلی و نقاط کانونی توسعه نواحی نوآوری محسوب می‌شوند. در همین راستا بازتعریف نقش دانشگاه‌ها به‌عنوان دانشگاه نسل چهارم می‌تواند نقطه عطفی را در اثربخشی علمی و اجرایی دانشگاه‌های کشور ایفا کند. لذا تحقق توسعه نواحی نوآوری مشروط بر بازتعریف نقش و جایگاه دانشگاه‌های کشور به‌عنوان دانشگاه کارآفرین و نسل چهارم خواهد بود.

-       باتوجه‌به ماهیت کالبدی و فضایی نواحی نوآوری شهری و لزوم برنامه‌ریزی برای عرصه شهری، تعریف جایگاه در بازبینی طرح‌های توسعه شهری برای این نواحی که در مراکز و کریدورهای شهری مکان‌یابی می‌شوند، ضروری به‌نظر می‌رسد. باتوجه‌به اینکه تعدد طرح‌ها سبب سردرگمی و موازی‌کاری نهادهای متولی است، پیشنهاد می‌شود این نواحی با ملاحظات مربوطه در طرح‌های توسعه شهری فعلی گنجانده شود.

-       مختصات برنامه‌ریزی مسکن و برنامه‌ریزی حمل‌ونقل در این نواحی مستلزم ملاحظات ویژه است. مسکن کوچک‌مقیاس، قابل استطاعت با معماری ویژه مانند واحدهای سکونت-کار که نیازهای سکونت و فعالیت هم‌زمان نیروی انسانی را مهیا کند، مدنظر است. تمرکز بر حمل‌ونقل عمومی یکپارچه، پیاده‌مداری و استفاده از دوچرخه و اسکوتر برای جابه‌جایی در این نواحی رایج است. خودرومحوری در این مناطق مردود است و سبب ازدحام ترافیکی می‌شود.

-       هم‌راستایی و هم‌پوشانی رویکردهای توسعه شهری مانند شهر 15 دقیقه‌ای، شهر فشرده، شهر هوشمند، توسعه مبتنی‌بر حمل‌ونقل، شهر خلاق و شهر کارآفرین با توسعه نواحی نوآوری می‌تواند به‌عنوان نظریه‌های پشتیبان در راستای توسعه پایدار این مناطق مستفاد شود و توسعه با نگاهی جامع و فراگیر و نه با نگاهی تقلیل‌گرا به طرح‌ریزی کالبدی صورت پذیرد که در کنار توسعه اقتصادی، توسعه پایدار شهری را نیز به همراه داشته باشد.

-       تعدد دستگاه‌های متولی و فقدان چارچوب پشتیبانی نهادی از نواحی نوآوری شهری، ایجاب می‌کند سازوکار نهادی مشخصی با حضور همه ذی‌نفعان ازجمله وزارت عتف، شهرداری، بخش خصوصی و سایر گروه‌های اثرگذار تعریف شود. بنابراین پشتوانه نهادی این نواحی می‌تواند از طریق یک شورای راهبری متشکل از گروه‌های مذکور با محوریت دانشگاه‌ها باشد.

-       باتوجه‌به نبودن قوانین مشخص درخصوص ناحیه نوآوری شهری و استناد صرف به قوانین مربوط به توسعه دانش‌بنیان، پیشنهاد می‌شود در قالب اصلاحیه «قانون جهش تولید دانش‌‌بنیان»، الزامات و ملاحظات مورد نظر و اعلامی در گزارشی در حوزه‌های نهادی، حقوقی، کالبدی و فضایی به‌منظور تحقق چارچوب‌مند نواحی نوآوری شهری اعمال و الحاق شود.

-       باتوجه‌به تجارب متعدد ازجمله توسعه دانشگاه تهران، توسعه مبتنی‌بر حمل‌ونقل در اطراف ایستگاه‌های مترو شهر تهران و...، الزامی است از تجربیات و درس‌آموخته‌های توسعه‌‌های شتاب‌زده و نامطلوب، که بدون ملاحظات مبتنی‌بر زمینه صورت گرفته است، خودداری شود. تقلیل‌گرایی مفاهیم و استفاده گزینشی از ارکان نظریه‌های توسعه شهری، سبب توسعه پایدار نخواهد شد و آسیب‌زا نیز خواهد بود.

-       نواحی نوآوری شهری به‌عنوان بخشی از مراکز شهری در مجاورت نقاط لنگر مانند دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها شکل می‌گیرند. به همین خاطر وسعتی محدود دارند و در محدوده‌های وسیع شکل نمی‌گیرند. توصیه می‌شود از توسعه فراگیر و پراکنده اجتناب، و به توسعه مرحله‌ای و متمرکز پرداخته شود.

-       برای جلوگیری یا کاهش پیامدهای جانبی توسعه مانند افزایش تقاضا و قیمت مسکن، ازدحام ترافیکی و بروز مسائل اجتماعی، ارزیابی و پایش مستمر این نواحی به‌عنوان بخشی از برنامه‌ریزی توسعه این نواحی الزامی به‌نظر می‌رسد.

-       مشارکت شهروندان و ساکنان این مناطق، به‌عنوان جامعه مدنی و ذی‌نفع توسعه، به‌مثابه ارکان اصلی و متضمن موفقیت هرچه بیشتر طرح‌ها و برنامه‌ها خواهد بود؛ لذا بهره‌گیری از نظرها و مشارکت فعالانه شهروندان امکان تحقق‌پذیری و همراهی را افزایش خواهد داد.

 

شکل 9. توصیه‌های سیاستی توسعه نواحی نوآوری شهری [11]

 

11. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

  نواحی نوآوری شهری به‌مثابه شکل جدیدی از پارک‌های علم و فناوری مطرح شده است. با این تفاوت که یکی از عناصر مستقر در نواحی نوآوری پارک‌های علم و فناوری‌اند و سایر عناصر در قالب دارایی‌های کالبدی، اقتصادی و ارتباطی ظاهر می‌شوند. باتوجه‌به جهانی شدن اقتصاد و انقلاب اطلاعاتی، سرمایه نه بر مبنای تولید انبوه، بلکه براساس نوآوری و فناوری شکل می‌گیرد. لذا به‌عنوان رویکردی جهانی که در بسیاری از کشورها به آن توجه شده است و ارزش افزوده قابل توجهی تولید می‌کند، حائز اهمیت است. علاوه بر این در ایران از دهه 1380، به‌واسطه کاهش وابستگی اقتصاد و تولید ناخالص داخلی، به توسعه دانش‌بنیان توجه شده است. از طرفی فرار نخبگان، که به‌واسطه فقدان زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های فناوری و نوآوری طی سالیان گذشته رخ داده است، با توسعه این نواحی می‌تواند کاهش یابد و حتی روند بازگشت نخبگان را نیز تسهیل کند. علاوه‌بر این موارد، تحریم‌های تحمیل شده بر کشور، که مرتفع کردن آن از طریق اقتصاد مقاومتی دنبال می‌شود، به‌واسطه اقتصاد دانش‌بنیان و نواحی نوآوری شهری تقویت خواهد شد؛ لذا توسعه این مناطق عواید اقتصادی قابل توجهی برای کشور دربردارد که توجیهات مختلفی آن را اثبات می‌کند. باتوجه‌به اینکه نمود کالبدی و فضایی این نواحی در شهرها بروز می‌کند، توجه به ملاحظات و الزامات توسعه این نواحی بسیار مهم است.

شکل 10. نمودار ضرورت توسعه نواحی نوآوری شهری [11]

 

طبق بررسی‌های صورت‌گرفته، ملاحظاتی که در حوزه طرح‌ریزی توسعه شهری این نواحی به انضمام الزامات قانونی مطرح می‌شود، به این شرح است:

-       توجه به کاربری مختلط به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اصول کاربری زمین در برنامه‌ریزی شهری و لزوم تدوین مصادیق تعیین کاربری، عملکرد و فعالیت مختلط توسط وزارت راه و شهرسازی؛

-       توجه به توسعه حمل‌ونقل عمومی یکپارچه در کنار توسعه زیرساخت‌های پیاده‌مداری و دوچرخه‌سواری و میکروموبیلیتی‌ها؛

-       لزوم توسعه زیرساخت‌های ارتباطات و فناوری اطلاعات متناسب با نیازهای شرکت‌های هایتک و فناور؛

-       تعیین سازوکار نهادی به‌دلیل تعدد دستگاه‌های متولی و تقسیم کار مشخص؛

-       امکان بهره‌گیری از سیاست‌های توسعه مجدد و بازآفرینی شهری در نواحی نوآوری؛

-       لزوم اتخاذ سیاست‌های مسکن در استطاعت به‌واسطه نیروی انسانی مستقر در ناحیه؛

-       بهره‌مندی از راهبردها و سیاست‌های نظریه‌های مشابه همچون شهر کارآفرین، شهر هوشمند و TOD؛

-       بازتعریف نقش دانشگاه‌ها و حرکت به‌سمت دانشگاه نسل چهارم.

-       تهیه و تصویب الزامات قانونی در حوزه ضوابط و مقررات شهرسازی ازجمله انعطاف‌پذیری در تأمین پارکینگ، سطح اشغال و تراکم ساختمانی.

 

 

[1] مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، گزارش‌های کارشناسی. https://rc.majlis.ir/fa/report
[2] مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قوانین و مقررات. https://rc.majlis.ir/fa/law/search
[3] کلانتری سرچشمه، عباس، مجتبی رفیعیان و رضا اکبری (1404)، «شناسایی تعارضات اجرایی در تحقق‌پذیری نواحی نوآوری شهری با تأکید بر ناحیه نوآوری اقبال یزد»، اقتصاد شهری، دوره 10، شماره 1، صص. 17-32.
[4] قاسمی، محمد، مهدی فقیهی و پریسا علیزاده (1397)، «الزامات دستیابی به اقتصاد دانش‌بنیان در سطح کلان: تحلیل چارچوب قانونی در ایران و ارائه توصیه‌های سیاستی»، پژوهشنامه اقتصادی، دوره 18، شماره 68، صص. 99-152.
[5] پورمتین پریسا و مجتبی رفیعیان (1402)، «ارائه الگوی برنامه‌ریزی و سیاستگذاری نواحی نوآوری شهری و چگونگی هدایت اثرات احتمالی آنها (مورد پژوهشی ناحیه نوآوری مدرس)»، اقتصاد و برنامه‌ریزی شهری، دوره 4، شماره 2، صص. 150-175. doi: 10.22034/uep.2023.406287.1383
]6[ United Nations Industrial Development Organization(2015), country office، VietNam.
[7] ابراهیمی کوشک مهدی، سمیه، محمدرضا آهنچیان و رضوان حسینقلی‌زاده (1400)، «ارزیابی نظریه‌پردازی در مطالعات مدیریت آموزشی براساس معیارهای بین‌رشته‌ای»، فصلنامه مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی ، دوره 13، شماره 4، صص. 1-30.  doi: 10. 2035/isih.2021.37
[8] گودرزوند چگینی، مهرداد (1397)، «رویکرد دانشگاه‌های نسل چهارم کار و عمل (مورد مطالعه: دانشگاه‌های کمبریج، استنفورد و هاروارد)»، فصلنامه آموزش مهندسی ایران، دوره 20، شماره 78، صص. 1-16.
]9[ Ove Granstrand, Marcus Holgersson(2020), “Innovation ecosystems: A conceptual review and a new definition” Technovation ،Vol 90–91، 102098 ،ISSN 0166-4972، https://doi.org/10.1016/j.technovation.2019.102098
[10] رفیعیان، مجتبی و افسانه حکانی (1404)، «تحلیل ذی‌نفعان در مدیریت مشارکتی زیست‌بوم‌های نوآور شهری»، فصلنامه مطالعات مدیریت راهبردی، دوره 16، شماره 63، صص. 17-38. doi: 10.22034/smsj.2025.468367.2051
[11] نگارندگان، یافته‌های پژوهش. 1404.
]12[ Katz, Bruce & Wagner, Julier (2014), The rise of innovation districts: A new geography of innovation in America. The Brookings Institute.
[13] زارعی هنزکی، عباس، هاشم آقازاده و مهین رحیم‌پور (1401)، «الگوی ناحیه نوآوری دانشگاهی به‌منظور تحقق سیاست‌های دانشگاه کارآفرین»، فصلنامه مطالعات مدیریت راهبردی، دوره 13، شماره 49، صص. 213-230.
]15[ United Nations Trade and Development (UNCTAD) & United Nations Industrial Development Organization (UNIDO) & World Bank Group and Deutsche Gesellschaft für Internationale Zusammenarbeit (GIZ) GmbH) 2018(, Establishing Science and Technology Parks: A Reference Guidebook for Policymakers in Asia and the Pacific, Different Types Of Special Economic Zones.
[16] هداوند، میرزایی، مصطفی، وحید بیگدلی راد و محمدرضا خطیبی (1404)، «تدوین چارچوب سنجش شهر کارآفرین با تأکید بر مؤلفه‌های شهر خلاق»، فصلنامه علمی پژوهش‌های بوم‌شناسی شهری، دوره 17 ، شماره 1، ص 116
[17] محمودی آذر، شیرزاد و زهره داودپور (1397)، «برندسازی شهری برای تحقق شهر خلاق؛ ارائه نظریه‌ای داده‌بنیاد (مورد مطالعه: شهر ارومیه)»، توسعه محلی (روستایی-شهری)، دوره 10، شماره 1، صص 115-136.
]18[  Wagner J، Davies S، Sorring N، Vey J. (2017), Advancing a new wave of urban competitiveness: the role of mayors in the rise of innovation districts.
[19] پورمتین، پریسا و مجتبی رفیعیان (1400)، «ارزیابی اثرات ایجاد ناحیه نوآوری دانشگاهی بر محلات شهری (نمونه مطالعاتی: ناحیه نوآوری مدرس)»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس.
[20] اقتصاد نیوز (1400)، پارک علم و فناوری شریف، ویژه‌نامه اختصاصی ناحیه نوآوری شریف.