نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 کارشناس گروه ورزش میراث فرهنگی و گردشگری دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 کارشناس گروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
برای اثربخشی فرایند بازسازی اماکن ورزشی آسیب دیده، لحاظ اولویتهایی مانند «حجم خدمت از دست رفته»، «احیای چرخه خدمات عمومی و ورزش همگانی در استان های مرزی» و... ضروری است.
کلیدواژهها
بیان/شرح مسئله
آسیب به زیرساختهای ورزشی کشور در پی جنگ رمضان، مسئلهای فراتر از تخریب فیزیکی چند مجموعه و تأسیسات ورزشی است. این رخداد بخشی از ظرفیت کشور برای ارائه خدمات ورزشی را در سطوح مختلف دچار اختلال کرده و بر دسترسی شهروندان به ورزش همگانی، فعالیت باشگاهها، برنامههای استعدادیابی، آمادهسازی ورزشکاران قهرمانی و برگزاری رویدادهای ورزشی اثر گذاشته است. ازآنجاکه اماکن ورزشی یکی از مهمترین زیرساختهای توسعه اجتماعی، سلامت عمومی و سرمایه انسانی محسوب میشوند، نحوه بازسازی و احیای آنها میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه ورزش داشته باشد.
چالش اصلی آن است که در شرایط محدودیت منابع، چه معیارهایی باید مبنای اولویتبندی بازسازی قرار گیرد؟ چگونه میتوان خدمات ورزشی را در کوتاهترین زمان ممکن به جامعه بازگرداند؟ و بازسازی زیرساختها چگونه میتواند همزمان به ارتقای عدالت فضایی، افزایش تابآوری و بهبود کارایی شبکه اماکن ورزشی کشور منجر شود؟ به بیان دیگر، بازسازی پس از جنگ نیازمند تعیین اولویتها، تخصیص بهینه منابع و طراحی مداخلهای مبتنیبر منافع عمومی است.
الف) تمایز میان خسارت فیزیکی و اختلال در خدمت
دادههای خسارت نشان میدهد که تعداد اماکن آسیبدیده، میزان ریالی خسارت و سطح اختلال در خدمات ورزشی، الزاماً یک معنا ندارند. ممکن است یک مکان با خسارت مالی محدود، بخش مهمی از خدمت روزمره ورزش همگانی را متوقف کرده باشد. در مقابل، ممکن است یک پروژه پرهزینه، مخاطبان محدودتری داشته باشد؛ بنابراین، فهم دقیق مسئله بازسازی، نیازمند تفکیک میان «ارزش ریالی خسارت» و «حجم خدمت از دست رفته» است.
ب) دو سطح متفاوت اختلال در استانهای مرزی و تهران
الگوی خسارتها نشان میدهد که بخشی از استانهای مرزی با اختلال در شبکه خدمات عمومی و ورزش همگانی روبهرو شدهاند. در این مناطق، آسیب به سالنها و فضاهای محلی، دسترسی روزمره مردم به ورزش را محدود کرده است. در تهران، مسئله بیشتر به آسیب مراکز راهبردی و ملی ورزش مربوط میشود. ازاینرو، خسارت در استانهای مرزی بیشتر ماهیت دسترسی عمومی داشته، اما خسارت در تهران بیشتر با ورزش قهرمانی و کارکردهای ملی پیوند دارد.
ج) اهمیت نوع مکان آسیبدیده در تحلیل خسارت
ترکیب اماکن آسیبدیده نشان میدهد که همه خسارتها اثر یکسانی بر نظام ورزش ندارند. آسیب به سالنهای چندمنظوره، بیشتر بر ورزش همگانی، مشارکت عمومی و فعالیت روزمره مردم اثر میگذارد. آسیب به مجموعههای تخصصی و کمپهای ملی، زنجیره آمادهسازی ورزشکاران و تیمهای قهرمانی را تحت تأثیر قرار میدهد. آسیب به ساختمانهای اداری نیز میتواند ظرفیت مدیریتی و پشتیبانی ورزش در استانها را کاهش دهد.
د) فرصت بازسازی فراتر از جبران خسارت
بازسازی اماکن ورزشی در مناطقی که پیش از جنگ نیز با کمبود سرانه، ضعف بهرهوری یا نابرابری دسترسی روبهرو بودهاند، نباید به تکرار وضع قبلی منجر شود. بازگشت صرف به کاربری و ظرفیت گذشته، میتواند نابرابریهای پیشین را بازتولید کند. از این نظر، بازسازی پس از بحران، فقط جبران خسارت گذشته نیست، بلکه میتواند نقطهای برای اصلاح بخشی از عدم توازنهای زیرساختی ورزش کشور باشد.
ه) ضرورت توجه همزمان به خدمت، عدالت و تابآوری
تحلیل خسارتها نشان میدهد که بازسازی زیرساختهای ورزشی باید سه ملاحظه را همزمان در نظر بگیرد. ملاحظه نخست، بازگشت سریع خدمت ورزشی به جامعه، ملاحظه دوم، جلوگیری از تشدید نابرابری سرانهای و منطقهای و ملاحظه سوم، افزایش ایمنی و تابآوری اماکن ورزشی در برابر بحرانهای آینده است. بیتوجهی به هر یک از این سه ملاحظه، کارآمدی بازسازی را کاهش میدهد.
الف) تدوین چارچوب ملی اولویتبندی بازسازی اماکن ورزشی
وزارت ورزش و جوانان در چارچوب وظایف قانونی خود در ساماندهی، توسعه و پشتیبانی از زیرساختهای ورزشی، مکلف شود چارچوب اولویتبندی بازسازی اماکن آسیبدیده را تدوین کند. این چارچوب باید علاوهبر میزان خسارت ریالی، شاخصهایی مانند حجم خدمت از دست رفته، تعداد استفادهکنندگان، سرعت بازگشت به بهرهبرداری، نقش مکان در ورزش همگانی و قهرمانی و وضعیت سرانه ورزشی منطقه را لحاظ کند.
ب) تفکیک مسیر بازسازی براساس نوع اختلال
بازسازی اماکن آسیبدیده در سه مسیر مجزا پیگیری شود. مسیر نخست، بازیابی خدمات ورزش همگانی در استانها و مناطق دارای اختلال در دسترسی عمومی باشد. مسیر دوم، بازسازی مراکز راهبردی مؤثر بر ورزش قهرمانی و آمادهسازی تیمهای ملی باشد. مسیر سوم، بازسازی کامل و ایمن اماکن شاخص دارای کارکرد اجتماعی و هویتی باشد.
ج) الزام به انطباق بازسازی با آمایش سرزمینی ورزش
وزارت ورزش و جوانان مکلف شود در تعریف پروژههای بازسازی، سند ملی آمایش سرزمینی ورزش و دادههای بهروز استانی را مبنای تصمیم قرار دهد. در مناطقی که پیش از جنگ نیز با فقر زیرساختی یا کمبود سرانه روبهرو بودهاند، بازسازی نباید صرفاً تکرار ظرفیت قبلی باشد. در این مناطق، نوع کاربری، ظرفیت و تنوع خدمات باید متناسب با نیاز واقعی جمعیت و وضعیت سرانه ورزشی بازتعریف شود.
د) رعایت الزامات پدافند غیرعامل و مدیریت بحران در پروژههای بازسازی
تمامی طرحهای بازسازی اماکن ورزشی بزرگ و چندمنظوره، در چارچوب قوانین و ضوابط پدافند غیرعامل، مکلف به رعایت الزامات ایمنی، مسیرهای دسترسی و خروج اضطراری، امکان بهرهبرداری دوگانه و قابلیت پشتیبانی در شرایط بحران شوند. این الزام باید از مرحله طراحی تا مرحله تحویل پروژه کنترل شود.
هـ) تأمین مالی هدفمند از محل سهم قانونی ورزش
سازمان برنامه و بودجه کشور و وزارت ورزش و جوانان، در چارچوب احکام قانونی مربوط به سهم ورزش از مالیات بر ارزشافزوده، مکلف شوند تخصیص منابع بازسازی را بهصورت هدفمند و براساس اولویتهای مصوب انجام دهند. تخصیص این منابع باید با اولویت استانهای آسیبدیده، مناطق کمبرخوردار و اماکن دارای بیشترین حجم خدمت از دست رفته انجام شود.
و) گزارشدهی دورهای به مجلس شورای اسلامی
وزارت ورزش و جوانان مکلف شود گزارش دورهای روند بازسازی اماکن ورزشی آسیبدیده را به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ارائه کند. این گزارش باید علاوهبر پیشرفت فیزیکی و میزان اعتبار هزینه شده، شاخصهایی مانند تعداد اماکن بازگشته به بهرهبرداری، میزان خدمت احیا شده، اثر پروژه بر سرانه ورزشی منطقه و زمان بازگشت خدمت را شامل شود.
ز) بازسازی کامل همراه با یادمانسازی محدود در اماکن شاخص
در اماکن ورزشی شاخص که واجد کارکرد ملی، اجتماعی یا هویتی هستند، بازسازی باید کامل، ایمن و بهرهبردارانه انجام شود. درعینحال، امکان حفظ محدود و کنترل شده بخشی از آثار تخریب، پس از تأیید فنی و ایمنی، در قالب یادمان مقاومت و حافظه جمعی جامعه ورزشی پیشبینی شود.
در پی جنگ رمضان و حملههای رژیم صهیونیستی و آمریکا، بخشی از زیرساختهای ورزشی کشور در تعدادی از استانها دچار آسیب شده است. براساس گزارش معاونت حقوقی، مجلس و امور استانهای وزارت ورزش و جوانان، ۲۸۷ مکان یا بخش ورزشی در هجده استان خسارت دیدهاند[1].
اهمیت این مسئله فقط به تخریب فیزیکی اماکن ورزشی محدود نیست. اماکن ورزشی بخشی از شبکه ارائه خدمات عمومی، سلامت اجتماعی و مشارکت ملی هستند. ازاینرو، آسیب به این اماکن میتواند دسترسی روزمره شهروندان به ورزش، استمرار برنامههای ورزش همگانی، فعالیت باشگاهها، زنجیره استعدادیابی و آمادهسازی ورزشکاران قهرمانی را تحت تأثیر قرار دهد.
با توجه به محدودیت منابع و تفاوت میان نوع، شدت و کارکرد اماکن آسیبدیده، بازسازی زیرساختهای ورزشی نمیتواند صرفاً بر پایه میزان ریالی خسارت یا تعداد اماکن تخریب شده سامان یابد. مسئله اصلی، تعیین منطق اولویتبندی بازسازی بر پایه میزان اختلال در خدمت ورزشی، جایگاه هر مکان در شبکه ورزش منطقهای و ملی، وضعیت سرانه ورزشی و امکان بازگشت سریع به بهرهبرداری است. بر این اساس، گزارش حاضر ابتدا الگوی کلی خسارتها را بررسی کرده و سپس ملاحظات اصلی بازسازی خدمتمحور زیرساختهای ورزشی کشور را تبیین میکند.
۲. تصویر اولیه از خسارتهای وارده به زیرساختهای ورزشی کشور
براساس آخرین اطلاعات منتشر شده ازسوی وزارت ورزش و جوانان، دادههای این بخش با استناد به گزارش معاونت حقوقی، مجلس و امور استانهای این وزارتخانه تا تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ تدوین شده است[1]. مطابق این گزارش، ۲۸۷ مکان یا بخش ورزشی در ۱۸ استان کشور دچار آسیب شده و اعتبار مورد نیاز برای بازسازی و احیای آنها بالغ بر ۱۰۱,۳۷۷,۰۱۰ میلیون ریال برآورد شده است.
در این بخش، خسارتها از سه زاویه بررسی میشوند. نخست، الگوی جغرافیایی خسارتها بررسی میشود. دوم، برآورد مالی و تمرکز اعتبارات بازسازی توضیح داده میشود. سوم، نوع اماکن آسیبدیده و سطح اختلال در خدمات ورزشی تحلیل میشود. هدف این بخش، صرفاً بیان حجم خسارت نیست، بلکه فراهم کردن تصویری روشن از دادهها برای ورود به بحث اولویتبندی بازسازی است.
براساس دادههای وزارت ورزش و جوانان، اماکن یا بخشهای ورزشی آسیبدیده در ۱۸ استان کشور شناسایی شدهاند[1]. بیشترین تعداد اماکن آسیبدیده مربوط به استانهای کرمانشاه با ۳۸ مکان، تهران ۳۷ مکان، هرمزگان ۲۹ مکان، کردستان ۲۷ و ایلام با ۲۶ مکان است. پس از این استانها، اصفهان، خوزستان و لرستان هر کدام با ۲۱ مکان آسیبدیده قرار دارند.
شکل 1. نقشه پراکندگی استانی خسارت به زیرساختهای ورزشی کشور بر اساس تعداد اماکن آسیبدیده[1]
شکل 2. نمودار تعداد اماکن یا بخشهای ورزشی آسیبدیده به تفکیک استانها [1]
توزیع استانی خسارتها نشان میدهد که پنج استان غربی کردستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان و لرستان در مجموع ۱۳۳ مکان آسیبدیده دارند. این عدد برابر با حدود ۴۶ درصد کل اماکن ورزشی آسیبدیده کشور است؛ بنابراین، در این گروه از استانها، مسئله اصلی بیشتر به گستره آسیب در شبکه محلی و منطقهای خدمات ورزشی مربوط میشود. در مقابل، تهران با ۳۷ مکان آسیبدیده، از نظر تعداد در رتبه دوم قرار دارد، اما ماهیت بخشی از خسارتهای آن بهعلت وجود مراکز ملی و راهبردی، با استانهای مرزی تفاوت دارد.
براساس جدول تجمیعی وزارت ورزش و جوانان، اعتبار مورد نیاز برای بازسازی اماکن و بخشهای ورزشی آسیبدیده ۱۰۱,۳۷۷,۰۱۰ میلیون ریال برآورد شده است[1]. از این مبلغ، ۸۹,۴۹۶,۰۱۰ میلیون ریال مربوط به خسارت ابنیه و ۱۱,۶۶۱,۰۰۰ میلیون ریال مربوط به خسارت تجهیزات ثبت شده است. این تفکیک نشان میدهد که بخش اصلی اعتبار بازسازی، به ترمیم و بازسازی فیزیکی اماکن اختصاص دارد؛ اما خسارت تجهیزات نیز در برخی استانها و مجموعهها قابل توجه است.
جدول 1. پراکنش استانی اماکن آسیبدیده و اعتبار برآوردی بازسازی[1]
|
استان |
تعداد اماکن آسیبدیده |
سهم از کل اماکن آسیبدیده (درصد) |
اعتبار برآوردی بازسازی، میلیون ریال |
سهم از کل اعتبار بازسازی (درصد) |
|
کرمانشاه |
۳۸ |
۱۳.۲۴ |
۴۸۵,۰۰۰ |
۰.۴۸ |
|
تهران |
۳۷ |
۱۲.۸۹ |
۸۷,۴۰۷,۹۶۰ |
۸۶.۲۲ |
|
هرمزگان |
۲۹ |
۱۰.۱۰ |
۱,۳۷۳,۸۰۰ |
۱.۳۶ |
|
کردستان |
۲۷ |
۹.۴۱ |
۱,۷۵۷,۰۵۰ |
۱.۷۳ |
|
ایلام |
۲۶ |
۹.۰۶ |
۱,۰۴۸,۰۰۰ |
۱.۰۳ |
|
اصفهان |
۲۱ |
۷.۳۲ |
۱,۹۴۵,۰۰۰ |
۱.۹۲ |
|
خوزستان |
۲۱ |
۷.۳۲ |
۲۶۶,۵۰۰ |
۰.۲۶ |
|
لرستان |
۲۱ |
۷.۳۲ |
۴,۰۰۰,۰۰۰ |
۳.۹۵ |
|
آذربایجان شرقی |
۱۹ |
۶.۶۲ |
۹۷۶,۰۰۰ |
۰.۹۶ |
|
بوشهر |
۱۲ |
۴.۱۸ |
۲۱۰,۰۰۰ |
۰.۲۱ |
|
گیلان |
۸ |
۲.۷۹ |
۸,۷۰۰ |
۰.۰۱ |
|
البرز |
۷ |
۲.۴۴ |
۱۵۴,۰۰۰ |
۰.۱۵ |
|
فارس |
۶ |
۲.۰۹ |
۲۶۷,۰۰۰ |
۰.۲۶ |
|
سیستان و بلوچستان |
۵ |
۱.۷۴ |
۱,۲۴۰,۰۰۰ |
۱.۲۲ |
|
مرکزی |
۵ |
۱.۷۴ |
۱۶۳,۰۰۰ |
۰.۱۶ |
|
زنجان |
۲ |
۰.۷۰ |
۱۵,۰۰۰ |
۰.۰۱ |
|
قم |
۲ |
۰.۷۰ |
۱۰,۰۰۰ |
۰.۰۱ |
|
یزد |
۱ |
۰.۳۵ |
۵۰,۰۰۰ |
۰.۰۵ |
|
جمع کل |
۲۸۷ |
۱۰۰ |
۱۰۱,۳۷۷,۰۱۰ |
۱۰۰ |
مقایسه تعداد اماکن آسیبدیده و اعتبار بازسازی نشان میدهد که این دو شاخص تصویر یکسانی از خسارت ارائه نمیکنند. برای نمونه، کرمانشاه با ۳۸ مکان، بیشترین تعداد اماکن آسیبدیده را دارد، اما سهم آن از اعتبار بازسازی کمتر از نیم درصد است. در مقابل، تهران با ۳۷ مکان آسیبدیده، بیش از ۸۶ درصد اعتبار برآوردی بازسازی را دربر میگیرد. این تفاوت نشان میدهد که برای تحلیل بازسازی، تعداد اماکن آسیبدیده به تنهایی کافی نیست و ارزش فیزیکی سازه، نوع کارکرد و سطح اختلال هر مکان نیز اهمیت دارد.
بررسی اماکن ورزشی آسیبدیده از جنگ رمضان نشان میدهد که آسیبها از نظر نوع مکان و شدت تخریب یکسان نیستند. در برخی موارد، آسیبها به شکستن شیشهها، سقف، دیوار، درب، تأسیسات مکانیکی و برقی محدود شده است. در برخی موارد دیگر، تخریب کامل یا آسیب جدی به سالنها، استخرها، ساختمانهای اداری، خوابگاهها، زمینهای چمن، مجموعههای ورزشی و تجهیزات ثبت شده است[1].
برای تحلیل اثر خسارت بر ارائه خدمات، اماکن آسیبدیده را میتوان در پنج گروه اصلی دستهبندی کرد.
جدول 2. طبقهبندی نوع اماکن ورزشی آسیبدیده[1]
|
نوع مکان آسیبدیده |
تعداد |
سهم از کل |
|
سالن چندمنظوره و سالنهای ورزشی |
۱۳۲ |
۴۵.۹۹ درصد |
|
اماکن اداری و پشتیبانی |
۸۹ |
۳۱.۰۱ درصد |
|
مجموعههای ورزشی |
۳۸ |
۱۳.۲۴ درصد |
|
استخر |
۲۰ |
۶.۹۷ درصد |
|
زمین روباز |
۸ |
۲.۷۹ درصد |
|
جمع کل |
۲۸۷ |
۱۰۰ درصد |
براساس این طبقهبندی، سالنهای چندمنظوره و ورزشی بیشترین فراوانی آسیب را دارند. این گروه از اماکن، معمولاً محل اصلی ارائه خدمات ورزش همگانی، تمرین باشگاهها، فعالیتهای محلی و برگزاری مسابقات سطح شهرستانی و استانی هستند. ازاینرو، آسیب به این اماکن بیشتر با اختلال در دسترسی عمومی و فعالیت روزمره ورزش ارتباط دارد.
گروه دوم، اماکن اداری و پشتیبانی است. آسیب به ساختمانهای اداری، دفاتر هیئتهای ورزشی، سرایداریها و بخشهای پشتیبانی، مستقیماً به معنای توقف فعالیت ورزشی نیست، اما میتواند ظرفیت مدیریتی و هماهنگی ورزش در استانها و شهرستانها را کاهش دهد. درنتیجه، این نوع خسارت بیشتر بر مدیریت، پشتیبانی و تداوم خدمات اثر میگذارد.
گروه سوم، مجموعههای ورزشی، استخرها و زمینهای روباز هستند. اثر این گروه بسته به جایگاه مکان متفاوت است. برخی از آنها کارکرد محلی و همگانی دارند و برخی دیگر در مسیر آمادهسازی ورزشکاران، تمرین تیمها و میزبانی رویدادهای تخصصی قرار میگیرند؛ بنابراین، اثر خسارت در این گروه فقط با نوع سازه مشخص نمیشود بلکه به جایگاه هر مکان در شبکه ورزش منطقهای یا ملی نیز وابسته است.
در مجموع، دادههای این بخش نشان میدهد که خسارتهای وارد شده به زیرساختهای ورزشی، فقط با تعداد اماکن یا میزان ریالی خسارت قابل تحلیل نیست. نوع مکان، سطح خدمت مختل شده، نقش آن در ورزش همگانی یا قهرمانی و موقعیت استان، برای فهم دقیق پیامد خسارت اهمیت دارد. این جمعبندی، مبنای ورود به بخش بعدی گزارش درباره ملاحظات بازسازی زیرساختهای ورزشی است.
3. ملاحظات بازسازی زیرساختهای ورزشی
بررسی دادههای اولیه خسارت نشان میدهد که اماکن آسیبدیده از نظر تعداد، ارزش مالی، نوع کاربری و سطح اثرگذاری بر شبکه ورزش کشور، وضعیت یکسانی ندارند. این تفاوت، بازسازی را به مسئلهای مهم در توزیع منابع، بازگشت خدمات ورزشی و کاهش نابرابریهای زیرساختی تبدیل میکند. شرایط پس از وقوع خسارت، بهعلت خروج بخشی از اماکن ورزشی در سطوح محلی، استانی و ملی از چرخه بهرهبرداری، وضعیت جدیدی را در نظام ورزش کشور ایجاد کرده است. در این وضعیت، نحوه اولویتبندی و اجرای برنامههای بازسازی میتواند بر دسترسی شهروندان به خدمات ورزشی، تداوم فعالیتهای ورزش قهرمانی، توزیع متوازن سرانههای ورزشی و میزان تابآوری زیرساختهای ورزشی اثرگذار باشد. بر این اساس، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده مستلزم توجه به مجموعهای از ملاحظات سیاستی، فنی و اجرایی است که در ادامه تشریح میشود.
تمرکز بخش عمده برآورد مالی خسارت در تهران، در کنار گستردگی تعداد اماکن آسیبدیده در برخی استانها، نشان میدهد که اتکای صرف به ارزش ریالی خسارت برای تصمیمگیری کافی نیست. اگر مبنای بازسازی فقط میزان خسارت مالی باشد، منابع به سمت پروژههایی هدایت میشود که هزینه بازسازی بیشتری دارند. در این حالت، ممکن است اماکنی که خسارت مالی کمتری دیدهاند، اما خدمت روزمره بیشتری به مردم ارائه کردهاند، در اولویت پایینتری قرار گیرند.
ازاینرو، پیش از توزیع منابع، باید میزان خدمت از دست رفته هر مکان مشخص شود. حجم خدمت از دست رفته، یعنی میزان اختلالی که خروج یک مکان از چرخه بهرهبرداری برای مردم و نظام ورزش ایجاد کرده است. این شاخص میتواند بر پایه تعداد استفادهکنندگان، ساعتهای بهرهبرداری، نوع خدمت، گروههای هدف، نقش مکان در ورزش همگانی، نقش آن در ورزش قهرمانی و وضعیت سرانه ورزشی منطقه سنجیده شود.
بر این اساس، بازسازی مؤثر فقط به معنای ترمیم داراییهای ثابت نیست. معیار اصلی، بازگشت جریان خدمت ورزشی در کوتاهترین زمان ممکن است. این رویکرد مانع از آن میشود که تصمیمگیری فقط بر پایه هزینه بازسازی انجام شود و کمک میکند میان خسارت کالبدی، هزینه بازسازی و اثر واقعی توقف خدمات ورزشی تفکیک شود.
بخشی از اماکن آسیبدیده در استانهای مرزی و مناطق کمتر برخوردار، فضاهای خرد و متوسطی هستند که در دسترسی روزمره مردم به ورزش نقش دارند. در این مناطق، خروج سالنهای چندمنظوره، فضاهای محلی و اماکن پرمراجعه از چرخه بهرهبرداری، به معنای توقف بخشی از خدمات ورزش همگانی است؛ بنابراین، تحلیل بازسازی این اماکن باید ذیل شاخص حجم خدمت از دست رفته انجام شود.
در این سطح، اهمیت یک مکان فقط با هزینه تعمیر آن سنجیده نمیشود. اگر یک فضای محلی با هزینه کمتر بتواند تعداد بیشتری از شهروندان را دوباره به خدمات ورزشی متصل کند، از نظر کارکردی اهمیت بالایی دارد. این ملاحظه بهویژه درباره اماکنی مهم است که بازگشت مرحلهای و ایمن آنها به بهرهبرداری، میتواند فاصله میان جامعه و شبکه خدمات ورزشی را کاهش دهد.
بخش دیگری از خدمت ازدسترفته، به زنجیره شناسایی، تمرین و آمادهسازی ورزشکاران مربوط است. آسیب به مراکز تخصصی استانها، کمپهای ملی و اماکن تمرینی راهبردی، میتواند مسیر رشد استعدادهای ورزشی را با وقفه روبهرو کند. این اختلال فقط به توقف فعالیت یک مکان محدود نیست، بلکه میتواند بر استمرار تمرین، حضور در رقابتها، آمادهسازی تیمها و حفظ سرمایه انسانی ورزش اثر بگذارد.
ازاینرو، در سنجش حجم خدمت از دست رفته باید جایگاه هر مکان در زنجیره ورزش قهرمانی نیز لحاظ شود. اماکنی که توقف فعالیت آنها مستقیماً بر آمادهسازی ورزشکاران نخبه، تیمهای ملی یا مسیر رشد استعدادها اثر دارد، باید از نظر کارکردی جداگانه تحلیل شوند. این نگاه کمک میکند که به بازسازی مراکز تخصصی به عنوان بخشی از حفظ ظرفیت رقابتی ورزش کشور توجه شود.
بازسازی اماکن ورزشی نباید به تکرار خودکار وضعیت پیش از جنگ منجر شود. برخی مناطق پیش از آسیبدیدگی نیز با کمبود سرانه ورزشی، ضعف تنوع کاربری یا بهرهوری پایین برخی فضاها روبهرو بودهاند. در چنین مواردی، بازگرداندن همان ظرفیت و همان کاربری گذشته، ممکن است نابرابریهای قبلی را بازتولید کند.
سند ملی آمایش سرزمینی ورزش میتواند مبنای سنجش ظرفیتها، نیازها و اولویتهای منطقهای قرار گیرد. بر این اساس، بازسازی باید با وضعیت جمعیتی، سرانه ورزشی، استعدادهای ورزشی منطقه، نوع تقاضای محلی و نقش هر مکان در شبکه خدمات ورزشی هماهنگ شود. این تطبیق باعث میشود که بازسازی فقط جبران خسارت نباشد و به بهبود کارایی و توازن شبکه زیرساختی ورزش کمک کند.
آسیب به زیرساختهای ورزشی نشان داد که اماکن ورزشی بزرگ و چندمنظوره، علاوهبر کارکرد عادی، در شرایط بحران نیز میتوانند اهمیت عمومی داشته باشند. این اماکن در صورت طراحی مناسب، میتوانند در شرایط اضطراری برای اسکان موقت، امدادرسانی، پشتیبانی و ارائه خدمات اجتماعی به کار گرفته شوند. بنابراین، بازسازی آنها باید با توجه به ایمنی، دسترسی امن، خروج اضطراری، دوام سازهای و امکان استفاده دوگانه بررسی شود.
این ملاحظه بهویژه درباره اماکن پرمراجعه، سالنهای بزرگ و مجموعههای چندمنظوره اهمیت دارد. در این موارد، بازسازی نباید فقط به بازگشت ظاهری بنا محدود شود. بنا باید بهگونهای احیا شود که در شرایط عادی، کارکرد ورزشی خود را حفظ کند و در شرایط بحران نیز ظرفیت پشتیبانی اجتماعی داشته باشد.
برخی اماکن ورزشی بهعلت سابقه میزبانی رویدادها، جایگاه ملی یا استانی، پیوند با خاطره جمعی، نقش در هویت محلی و اثرگذاری بر افکار عمومی، کارکردی فراتر از ارائه خدمت ورزشی دارند. منظور از اماکن دارای کارکرد هویتی و اجتماعی، مجموعههایی هستند که تخریب یا تعطیلی آنها فقط توقف فعالیت ورزشی نیست، بلکه بر احساس عمومی، حافظه ورزشی و تصویر بازگشت به شرایط عادی نیز اثر میگذارد.
در برخی اماکن شاخص، میتوان در کنار بازسازی کامل، بخشی محدود، ایمن و کنترل شده از آثار تخریب را پس از تأیید فنی و با طراحی معماری مناسب در فضای جدید حفظ کرد. مقصود از بازسازی نمادین، باقی گذاشتن خرابی یا جایگزین کردن آن با بازسازی نیست، بلکه استفاده از بخشی از آثار آسیبدیدگی بهعنوان یادمان و روایتگر یک دوره تاریخی است.
این اقدام میتواند مکان ورزشی را به حامل حافظه جمعی تبدیل کند. در چنین الگویی، بخش حفظ شده از آثار تخریب، نه مانع بهرهبرداری است و نه جایگزین بازسازی. این بخش، در قالب یادمان، روایت معماری یا نشان مقاومت، تجربه عبور جامعه ورزشی از بحران را ثبت میکند. بهاینترتیب، مکان ورزشی پس از بازسازی، هم کارکرد عادی خود را بازمییابد و هم به نمادی از مقاومت، بازگشت و همبستگی اجتماعی تبدیل میشود.
ملاحظات بازسازی نشان میدهد که تعداد اماکن آسیبدیده و میزان ریالی خسارت، برای شناخت اولیه مسئله لازم است، اما برای تصمیمگیری کافی نیست. بازسازی باید بر پایه حجم خدمت از دست رفته، جایگاه مکان در شبکه ورزش همگانی و قهرمانی، وضعیت سرانه ورزشی، امکان بازگشت سریع به بهرهبرداری، انطباق با آمایش سرزمینی، تابآوری و کارکرد اجتماعی برخی اماکن تحلیل شود. این ملاحظات، مبنای تدوین راهکارهای اجرایی، نظارتی و سیاستی در بخش بعدی گزارش است.
4. نتیجهگیری و پیشنهادهای اجرایی
بررسی خسارتهای وارد شده به زیرساختهای ورزشی کشور نشان میدهد که بازسازی این اماکن نباید تنها براساس میزان خسارت فیزیکی یا ارزش ریالی تخریب انجام شود. دادههای موجود، تصویری اولیه از تفاوت استانها، نوع اماکن آسیبدیده و سطح اثرگذاری آنها بر شبکه ورزش کشور ارائه میکند. این تفاوتها نشان میدهد که بازسازی باید بر پایه ترکیبی از شاخصهای مالی، کارکردی، اجتماعی و منطقهای سامان یابد.
در این چارچوب، مسئله اصلی بازسازی، بازگرداندن اماکن به وضعیت پیش از جنگ نیست، بلکه احیای خدمت ورزشی، کاهش اختلال در دسترسی عمومی، حفظ زنجیره ورزش قهرمانی، رعایت عدالت سرانهای و افزایش تابآوری زیرساختها در برابر بحرانهای آینده است. ازاینرو، بازسازی باید از منطق «ترمیم ابنیه» به منطق «احیای خدمات» تغییر کند. در این رویکرد، مکانهایی اهمیت بیشتری مییابند که بازگشت آنها به چرخه بهرهبرداری، خدمت بیشتری را در زمان کوتاهتر به جامعه و نظام ورزش باز میگرداند.
▪ تدوین نقشه راه بازسازی اماکن
تدوین نقشه راه بازسازی اماکن ورزشی بر دو محور «رفع اختلال در شبکه خدمات ورزش همگانی» در سطح منطقهای –مخصوصاً استانهای مرزی- و «رفع اختلال در خدمات ورزش قهرمانی در سطح ملی» -مخصوصاً در شهر تهران- موجب نظاممندسازی اقدامهای مرتبط با بازسازی اماکن میشود و تلاشها و منابع را به صورتی هدفمند به خدمت میگیرد. اولویتبندی در این مسیر بر شاخص «سرعت احیای کارکرد از دست رفته» به شرح زیر استوار است.
· بازطراحی نظام تخصیص منابع (تغییر معیار ریال به خدمت)
در الگوی سنتی بازسازی، بودجه براساس «میزان خسارت فیزیکی» تخصیص مییابد که لزوماً با نیاز واقعی جامعه ورزشی همسو نیست. پیشنهاد میشود وزارت ورزش و سازمان برنامه و بودجه، شاخص «حجم خدمت از دست رفته» را جایگزین برآورد خسارت فیزیکی کنند. این تغییر رویکرد بر محورهای زیر استوار است:
تمامی پروژههای بازسازی با زیربنای بیش از ۱۰۰۰ مترمربع ملزم به رعایت استانداردهای پدافند غیرعامل هستند، الزاماتی مانند دسترسی سریع به پناهگاه، مسیرهای ورود و خروج امن و سریع و بازسازی با الگوی امکان فراهمسازی کاربری دوگانه در شرایط بحران. در این راستا، طراحیها باید به گونهای اصلاح شود که این اماکن در مواقع اضطراری، بدون آسیب به کارکرد اصلی، قابلیت تبدیل سریع به مراکز خدماترسانی غیرورزشی (مانند اسکان، مرکز پشتیبانی، امدادی یا درمانگاه اضطراری) را داشته باشند. این اقدام، بهرهوری هزینههای عمومی را در بلندمدت تضمین میکند.
▪ اصلاح نظام توزیع زیرساخت بر پایه دادههای بهروز آمایش سرزمینی
با توجه به تغییر در نقشه داراییهای ورزشی کشور و تغییر نیازها و علایق ورزشی در جامعه، بازسازی نباید تکرار وضعیت و کاربری سابق باشد. پیشنهاد میشود در مناطقی که پیش از جنگ نیز دچار فقر زیرساختی بودهاند، بازسازی با رویکرد «تنوع خدمات» انجام شود. به این معنا که اگر یک سالن تخریب شده در منطقهای با سرانه پایین قرار دارد، پروژه جدید با ظرفیت و کاربریهای متنوعتر تعریف شده تا از فرصت ایجاد شده برای اصلاح نابرابریهای تاریخی در توزیع امکانات ورزشی استفاده شود.
در بازسازی اماکن ورزشی شاخص، پیشنهاد میشود بخشی از آثار تخریب (مانند قطعهای از یک دیواره یا ستون آسیبدیده) با طراحی معماری خاص حفظ و بهعنوان «نشان مقاومت ملی» در سازههای جدید بنا ادغام شود. این اقدام، فضا را از یک محیط صرفاً ورزشی به یک «سازه هویتی» تبدیل میکند که روایتگر ایستادگی جامعه ورزشی در برابر بحران است. ایجاد این پیوند میان ورزش و حافظه تاریخی، ارزش معنوی زیرساختها را ارتقا داده و اماکن ورزشی را به نمادهای زنده مقاومت ملی تبدیل میکند.
▪ گزارشدهی دورهای و نظارت مجلس
وزارت ورزش و جوانان مکلف شود گزارش دورهای روند بازسازی اماکن ورزشی آسیبدیده را به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ارائه دهد. این گزارش نباید فقط محدود به درصد پیشرفت فیزیکی و میزان اعتبار هزینه شده باشد.
در گزارشهای دورهای، شاخصهای زیر باید ارائه شود:
1. تعداد اماکن بازگشته به بهرهبرداری؛
2. میزان خدمت ورزشی احیا شده؛
3. زمان بازگشت هر مکان به چرخه بهرهبرداری؛
4. اثر هر پروژه بر سرانه ورزشی منطقه؛
5. وضعیت تأمین اعتبار و میزان تخصیص واقعی؛
6. میزان انطباق پروژه با آمایش سرزمینی ورزش؛
7. میزان رعایت الزامات پدافند غیرعامل و مدیریت بحران.
کمیسیون فرهنگی مجلس میتواند براساس این گزارشها، روند اجرای بازسازی را در قالب ابزارهای نظارتی پیگیری کند.
▪ تأکید بر تخصیص 100 درصدی اعتبارات مالیات بر ارزشافزوده به وزارت ورزش و جوانان و در نظر گرفتن بخشی از آن برای بازسازی اماکن ورزشی
در راستای تأمین اعتبارات مورد نیاز برای بازسازی اماکن ورزشی، با توجه به اینکه سهم ورزش از مالیات بر ارزشافزوده در قانون برنامه هفتم تثبیت شده و بهطور متوسط در سالهای 1403 و 1404، معادل ۵۳ درصد از بودجه وزارت ورزش را تشکیل میدهد[2]، میتوان بخشی از این منابع را با اولویت بازسازی اماکن آسیبدیده به ویژه در استانهای مرزی تخصیص داد. در این راستا، تخصیص صد درصدی اعتبارات مالیات بر ارزشافزوده به وزارت ورزش و جوانان موجب تأمین بخشی از اعتبارات مورد نیاز برای بازسازی اماکن ورزشی میشود.