نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
پژوهشگر ارشد گروه آموزش عالی و تحقیقات دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
سنجش و پذیرش در شرایط جنگی نباید بلاتکلیف رها شود. سیاستگذاران و مجریان باید برای هر وضعیتی مانند جنگ طولانی مدت آمادگی داشته باشند. در صورت طولانی شدن جنگ، بهترین سناریو، با رعایت عدالت، امنیت و قابلیت اجرا؛ برگزاری آزمون ها تحت تدابیر امنیتی است .
کلیدواژهها
بیان / شرح مسئله
جنگ تحمیلی سوم ابهاماتی در خصوص زمان و نحوه برگزاری آزمون سراسری و امتحانات نهایی ایجاد کرده است. اگرچه وزارت آموزش و پرورش زمان برگزاری امتحانات نهایی را دو هفته بعد از پایان جنگ و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز زمان برگزاری آزمون سراسری را پس از امتحانات نهایی اعلام کرده است (45 روز پس از پایان جنگ، آزمون سراسری برگزار میشود)، اما با فرض تداوم جنگ، این تک سناریو با چالش جدی مواجه خواهد شد. زیرا در این سناریو طولانی شدن شرایط جنگی از یکسو و زمان آغاز سال تحصیلی دانشگاهها و فرسایش تحصیلی داوطلبان از سوی دیگر، لحاظ نشده است. در هر حال تصمیمگیری در این رابطه باید با لحاظ مؤلفههای امنیتی، عدالت و الزامات اجرایی باشد. در این گزارش براساس سه مؤلفه پیشگفته، پیشنهادهایی ارائه شده است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
1. دستگاههای اجرایی فرایند برگزاری آزمون سراسری و امتحانات نهایی را به بعد از اتمام جنگ موکول کردهاند و این آزمون را در شرایط بلاتکلیف قرار دادهاند.
2. با توجه به ناپایداری شرایط، سیاستگذاران و مجریان باید آمادگی همه حالتهای ممکن را داشته باشند.
3. برگزاری آزمون سراسری در شرایط جنگی، صرفاً یک مسئله آموزشی نیست، بلکه یک مسئله چندبُعدی امنیتی ـ حکمرانی است.
4. تصمیمگیری درباره کنکور و امتحانات نهایی باید همزمان سه مؤلفه «امنیت»، «عدالت آموزشی» و «قابلیت اجرایی» را تأمین کند. زیرا ضعف در هر یک از این ابعاد، مشروعیت و کارآمدی کل فرایند را تضعیف خواهد کرد.
5. سناریوی تکگزینهای تعویق آزمون تا پایان جنگ، در صورت تداوم بحران، پایدار و عملیاتی نیست.
6. تعویق طولانی آزمون سراسری و امتحانات نهایی موجب از دست رفتن نیمسال یا حتی یکسال تحصیلی، فرسایش روانی داوطلبان، انباشت متقاضیان و اختلال در ظرفیتپذیری دانشگاهها شود.
7. در صورت پایان جنگ تا نیمهمرداد سال ۱۴۰۵، امکان برگزاری فشرده امتحانات نهایی و کنکور وجود دارد. (این سناریو نیازمند کاهش فاصله زمانی آزمونها، تسریع در تصحیح اوراق، استفاده ترکیبی از سئوالات تشریحی و چندگزینهای و پذیرش تأخیر محدود در آغاز سال تحصیلی دانشگاههاست).
8. سناریوی آزمون برخط در مناطق بحرانی، با وجود مزیت امنیتی، از نظر عدالت و زیرساخت اجرایی با محدودیت جدی مواجه است (نابرابری در دسترسی به اینترنت، تجهیزات دیجیتال، احتمال تقلب، اختلالات سایبری و نبود زیرساخت یکپارچه ملی، اجرای گسترده این سناریو را دشوار میکند).
9. تعلیق نامحدود آزمونها و آمادهباش مستمر داوطلبان، اگرچه امنترین گزینه است، اما تبعات روانی و آموزشی گستردهای دارد (این وضعیت میتواند موجب بلاتکلیفی طولانی، تشدید نابرابری آموزشی، افت آمادگی تحصیلی و فشار روانی شدید بر خانوادهها و نظام آموزشی شود؛ بنابراین تنها در شرایط بحرانی قابل توجیه است).
10. مدیریت روانی و اطلاعرسانی یکپارچه، بخشی حیاتی از مدیریت بحران آموزشی است (وجود سخنگوی واحد، جلوگیری از اظهارات متناقض و ارائه خدمات مشاورهای و روانشناختی برای دانشآموزان و خانوادهها، از الزامات کاهش اضطراب اجتماعی در شرایط جنگی محسوب میشود).
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، سیاستی یا نظارتی
1. امتحانات نهایی به یک آزمون جامع و فشرده تبدیل شود؛
2. دامنه کنکور صرفاً به رشتهها و رشته محلهای پرمتقاضی محدود شود؛
3. بخشی از پذیرش آموزش عالی براساس سوابق تحصیلی موجود انجام شود؛
4. تراکم حوزههای امتحانی از طریق افزایش تعداد مراکز و کاهش ظرفیت هر حوزه مدیریت شود؛
5. امکان تغییر حوزه امتحانی (حداکثر تا 5 روز قبل از برگزاری آزمون) و جابهجایی داوطلبان مناطق بحرانی به مناطق امنتر فراهم شود؛
6. زیرساختهای ایمنی، امدادی و پشتیبانی در مراکز آزمون تقویت شود؛
7. نظام اطلاعرسانی واحد و خدمات حمایت روانی برای داوطلبان و خانوادهها فعال شود.
کاهش جمعیت حاضر در آزمون، مهمترین راهبرد مدیریت بحران در سناریوی منتخب است. این رویکرد ضمن حفظ استمرار نظام سنجش و پذیرش کشور، تلاش میکند خطرات امنیتی، اختلالات اجرایی و آسیبهای روانی ناشی از شرایط جنگی را به حداقل برساند و از بروز بحران گستردهتر در نظام آموزش عالی جلوگیری کند.
آزمون سراسری ورود به دانشگاهها و سایر مراکز آموزشی و پژوهشی، بهعنوان مهمترین سازوکار تخصیص فرصتهای آموزش عالی در کشور، نیازمند برگزاری منظم، عادلانه و ایمن داوطلبان است. در شرایط جنگی، آزمونهای سراسری با سه تهدید همزمان شامل تهدید فیزیکی (امنیت حوزهها و داوطلبان)، اختلال زیرساختی (برق، اینترنت، حملونقل) و بیثباتی تصمیمگیری و کاهش اعتماد عمومی مواجه است. در چنین شرایطی، تصمیمگیری بدون در نظر گرفتن احتمالات پیشرو و آمادگی قبلی، منجر به سردرگمی بیعدالتی آموزشی یا تهدیدات امنیتی خواهد شد. تجربه برگزاری آزمون در دوران دفاع مقدس و همچنین در شرایط همهگیری کرونا، نشاندهنده ظرفیت کشور در مدیریت شرایط پیچیده و پرخطر است. با این حال، شرایط جنگی محتمل در سال ۱۴۰۵، بهدلیل گستردگی حملات، استفاده از فناوریهای پیشرفته و ماهیت مستقیم تهدیدات علیه زیرساختهای عمومی، آموزشی و تجمعات انسانی، تفاوتی اساسی با بحرانهای پیشین دارد. برای نمونه در جنگ رمضان بیش از 32 مورد آسیب جدی به مراکز علمی و دانشگاهی و 1500 مورد آسیب به مدارس گزارش شده است [1و 2] . این در حالی است که دانشگاهها علاوهبر تکالیف ذاتی از مهمترین حوزههای برگزاری آزمونهای سراسری نیز هستند. بنابراین، این شرایط برگزاری آزمون را به یک مسئله امنیتی در سطح ملی تبدیل میکند. با این حال برای مسائل و بحرانهای امنیتی هرچقدر هم شدید باشند مانع از چارهاندیشی برای امور مهم و ضروری مانند آزمونهای سراسری نیستند.
در شرایط جنگی، هرگونه تصمیم درباره برگزاری کنکور باید همزمان بر سه مؤلفه عدالت، امنیت و قابلیت اجرا استوار باشد. زیرا ضعف در هر یک از این ابعاد میتواند مشروعیت و کارآمدی کل فرایند را زیر سؤال ببرد. عدالت از آن جهت اهمیت دارد که داوطلبان در مناطق مختلف ممکن است با شرایط نابرابر ناشی از ناامنی، قطعی زیرساختها و مهاجرت اجباری مواجه باشند. امنیت نیز شرط بنیادین برگزاری هر آزمون ملی در وضعیت بحرانی است. چراکه حفظ جان داوطلبان، خانوادهها و عوامل اجرایی بر هر ملاحظه دیگری تقدم دارد. در کنار این دو، قابلیت اجرا اهمیت دارد. زیرا حتی عادلانهترین و امنترین طرحها زمانی ارزشمندند که در عمل، با امکانات موجود کشور، ظرفیت نهادهای اجرایی، وضعیت حملونقل، ارتباطات و منابع انسانی قابل پیادهسازی باشند. بنابراین، سیاست موفق در برگزاری کنکور در شرایط جنگی، سیاستی است که میان این سه مؤلفه توازن برقرار کند و هیچیک را فدای دیگری نسازد.
به طور خلاصه سؤال اصلی این است چگونه میتوان در شرایط جنگی، آزمون سراسری ورود به دانشگاهها و سایر مراکز آموزشی و پژوهشی (کنکور) را بهگونهای برگزار کرد که همزمان «امنیت»، «عدالت» و «قابلیت اجرایی » حفظ شود؟
در خصوص جنگ رمضان در ایران و خطرات امنیتی برگزاری آزمونهای ملی ورود به دانشگاهها و سایر مراکز آموزشی و پژوهشی، باید دو حالت کلی را در نظر داشت: حالت اول، پایان جنگ یا شرایط آتشبس شکننده در کوتاهمدت است که نهایتاً تا 15 مردادماه سال 1405 را میتوان برای آن متصور بود. حالت دوم، ادامه جنگ پس از تاریخ 15 مردادماه سال 1405 و تا زمان نامعلوم است که در این شرایط آزمونهای سراسری و آموزش باید به هر ترتیب برگزار شوند و تعویق بیشازپیش آنها منجر به صدمات مضاعف به نظام آموزشی کشور خواهد شد. در ادامه این دو وضعیت به اختصار بررسی میشوند.
2. پایان شرایط جنگی در کوتاهمدت (تا 15 مردادماه) و برگزاری آزمون سراسری در یک فرایند فشرده
در این وضعیت با اطمینان از پایان ملاحظات امنیتی ناشی از جنگ، میتوان با یک فاصله زمانی معقول، برای مثال 15 روز پس از پایان شرایط جنگی ابتدا امتحانات نهایی برای تهیه سوابق تحصیلی برگزار شوند و همزمان سازمان سنجش آموزش کشور شرایط برگزاری کنکور را فراهم میآورد، بهگونهای که نهایتاً پس از دو هفته از اتمام امتحانات نهایی، کنکور را برگزار کند. در وضعیتی که جنگ در کوتاهمدت به پایان میرسد؛ سیاستگذاران و مجریان با دو حالت ممکن است مواجه شوند: یکی اینکه جنگ و شرایط بیثبات (نه جنگ نه صلح) تا نیمه اول خردادماه سال 1405 به پایان برسد. بنابراین، تاریخ برگزاری آزمون سراسری طبق رویه هر سال باید مشخص باشد تا اگر پایان قطعی شرایط بحرانی توسط شورای عالی امنیت ملی تا 15 خرداد ماه اعلام شد، آزمون سراسری و امتحانات نهایی طبق برنامه مشابه سال 1404 مثلاً در تاریخ 11 و 12 و یا 18 و 19 تیرماه سال 1405 برگزار شود.
حالت دیگر ادامه جنگ پس از 15 خردادماه است. در این حالت تعویق آزمون بهترین پیشنهاد ممکن است. بنابراین، «شورای سنجش و پذیرش دانشجو» با پیشنهاد سازمان سنجش آموزش کشور با توجه به فرایندهای زمانی مورد نیاز برای قرنطینه، چاپ و توزیع اوراق، تصحیح پاسخنامهها و اعلام نتایج، تاریخ دوم و نهایی برگزاری آزمون - که بهترین حالت آن برای حفظ نیمسال اول تحصیلی، نیمه اول مردادماه 1405 است -را اعلام کند. این تاریخ در همان روز تعویق آزمون، اعلام خواهد شد.
در شرایط جنگ کوتاهمدت برگزاری فشرده امتحانات نهایی و آزمون سراسری دارای الزاماتی ازجمله موارد ذیل است:
۱. کاهش زمان تصحیح اوراق
۲. کاهش فاصله زمانی بین امتحانات
3. پذیرش تأخیر در شروع آموزش دانشگاهها
برگزاری آزمون در شرایط طولانی شدن جنگ دارای ملاحظات بیشتری نسبت به حالت اول است و در این شرایط سال تحصیلی حتماً با تأخیر شروع خواهد شد. همچنین برای شیوه برگزاری آزمون در شرایط جنگی پیشنهادهای (سناریوهای) مختلف میتوان ارائه کرد و هرکدام از این پیشنهادها را با توجه به سه مؤلفه پیشگفته یعنی عدالت، امنیت و قابلیت اجرا ارزیابی کرد. قبل از طرح سناریوهایی ممکن، توجه به چند نکته در همه سناریوها اهمیت دارد که به تعویق انداختن بیش از حد فرایند سنجش و پذیرش ممکن است منجر به از دست رفتن دو نیمسال تحصیلی (یک سال تحصیلی) شود و با توجه به انباشت داوطلبان در دوسال تحصیلی 140۶-140۵ و 140۷-140۶، ظرفیت دانشگاههای کشور در برخی رشتهمحلهای مهم کفاف جمعیت انباشته دو سال را نخواهد داد. بنابراین برگزاری امتحانات نهایی و کنکور سراسری با در نظر گرفتن حداقل دوماهونیم زمان برای برگزاری و جمعبندی آزمونها، تا نیمه اول آبانماه میتواند مانع از دست رفتن نیمسال دوم سال تحصیلی ۱40۵-140۶ شود. در این شرایط سناریوهایی برای برگزاری آزمون پیشنهاد میشود که در ادامه مورد ارزیابی قرار میگیرد و سپس با ارزیابی به عمل آمده، سناریوی منتخب بحث میشود.
یکی از پیشنهادهای قابل طرح برای برگزاری کنکور و امتحانات نهایی در شرایط جنگی، برگزاری به سبک سالهای پیش با رعایت ملاحظات امنیتی است. در این سناریو، بازطراحی حوزههای امتحانی برای کاهش خطرات امنیتی حتماً باید در دستور کار مجریان آزمون ازجمله وزارتخانههای علوم و بهداشت، سازمان سنجش آموزش کشور و وزارتخانه آموزش و پرورش باشد. در این رابطه رعایت ملاحظات ایمنی از اهمیت بالایی برخوردار بوده که چند مورد در ادامه آمده است:
این سناریو هرچند از حیث عدالت اجتماعی قابل پذیرش است، اما بهدلیل مسائل امنیتی و شرایط ناپایدار کشور و البته از حیث اجرا که نیاز به همکاری گسترده نهادهای مختلف اجرایی، امنیتی و خدماتی با وزارتخانههای علوم و آموزشوپرورش دارد، با چالشهایی مواجه میشود که نیازمند تدابیر خاص شرایط جنگی است. این تدابیر در بخش آتی توضیح داده خواهد شد.
از آنجا که در جنگ تحمیلی 12 روزه و جنگ رمضان شدت درگیریها در نقاط مختلف کشور یکسان نبود و برخی استانها نظیر استان تهران و هرمزگان و اصفهان شدت درگیریها بالاتر بود و برخی استانها نظیر استان خراسان شمالی درگیریهای کمتری وجود داشت، برخی از صاحبنظران پیشنهاد میکنند در برخی مناطق کشور حتی در شرایط جنگی میتوان آزمون را با رعایت ملاحظات امنیتی بهصورت حضوری و برای مناطق بحرانی بهصورت برخط برگزار کرد.
در این خصوص بهویژه تجربه اوکراین در جنگ با روسیه قابل بررسی است. نظام پذیرش دانشگاهی در اوکراین بر پایه آزمونی سراسری و متمرکز به نام «ارزیابی مستقل خارجی» استوار بود؛ آزمونی چند درسی، حضوری و نسبتاً طولانی که بهطور همزمان در سراسر کشور برگزار میشد و عملاً معیار اصلی پذیرش دانشگاهها به شمار میرفت. این ساختار متمرکز با هدف تضمین عدالت و کاهش مداخلات سلیقهای طراحی شده بود. اما با شروع جنگ، این الگو به ناچار دگرگون شد. از سال ۲۰۲۲، آزمون سنتی جای خود را به «آزمون ملی چندموضوعی» داد؛ آزمونی کوتاهتر و رایانهمحور که بهگونهای طراحی شد تا در شرایط ناپایدار هم قابل اجرا باشد. بهدلیل دیجیتال بودن، آزمون میتواند در نقاط مختلف حتی خارج از کشور برگزار شود. سئوالات از طریق یک سامانه مرکزی به مراکز آزمون ارسال میشود، پاسخها بهصورت برخط ثبت میشود و دیگر نیازی به انتقال فیزیکی گسترده دفترچهها یا تمرکز هزاران داوطلب در یک محل نیست. به همین دلیل، اوکراین توانست مراکز آزمون موقت را نه فقط در شهرهای امنتر، بلکه در کشورهای میزبان پناهجویان نیز ایجاد کند و برای داوطلبان چند نوبت زمانی در نظر بگیرد. حتی پیشبینی شده که در صورت وقوع حمله، آزمون متوقف و پس از انتقال داوطلبان به پناهگاه ادامه یابد [3 و 4].
بنابراین، استفاده از بسترهای آزمون برخط برای برگزاری آزمونها به شرط اینکه با استفاده از فناوریهای روز احتمال تقلب ناچیز شود، بهعنوان یک سناریو با توجه به زیرساختهای موجود در مناطق خیلی بحرانی پیشنهاد میشود.
3-2-1-ارزیابی سناریو
بنابراین، این سناریو هرچند از نظر امنیت فیزیکی در مناطق درگیر جنگ مزیت قابلتوجهی دارد، اما از منظر عدالت آموزشی، امنیت سنجش و قابلیت اجرای سراسری، قابلیت اجرایی ندارد و چالشهای فراوانی را برای نظام سنجش ایجاد میکند.
اگر شرایط بحرانی و تداوم وضعیت جنگی بهگونهای ناپایدار بود که ثبات و امنیت لازم برای برگزاری کنکور و امتحانات نهایی تا مهرماه سال 1405 را با چالشهای جدی مواجه سازد، پیشنهاد میشود جهت صیانت از سلامت روان شرکتکنندگان و پیشگیری از بروز هرگونه اختلال در فرایند ارزیابی، برگزاری آزمونها تا پایان وضعیت جنگی به حالت تعلیق درآید، ولی به داوطلبان اعلام شود که هر هفته آماده حضور در جلسه امتحان باشند که به محض اعلام مجریان در جلسه حضور پیدا کنند. راهبرد پیشنهادی بر این اصل استوار است که پس از اعلام رسمی پایان وضعیت جنگی و بازگشت به شرایط ثبات نسبی، آزمون مذکور با فوریت و با بازه زمانی حداکثر دو هفته پس از برقراری شرایط عادی، برگزار شود تا ضمن حفظ اعتبار علمی آزمون، از آسیبهای احتمالی ناشی از ناپایداریهای امنیتی جلوگیری شود.
3-3-1-ارزیابی سناریو
4-1. پیشنهاد در جنگ کوتاهمدت (پایان جنگ تا 15 مردادماه سال 1405)
همانطور که در بخش دوم آمده است در این وضعیت با اطمینان از پایان ملاحظات امنیتی ناشی از جنگ، میتوان با یک فاصله زمانی معقول، برای مثال 15 روز پس از پایان شرایط جنگی ابتدا امتحانات نهایی برای تهیه سوابق تحصیلی برگزار شوند و همزمان سازمان سنجش آموزش کشور شرایط برگزاری کنکور را فراهم میآورد بهگونهای که نهایتاً پس از دو هفته از اتمام امتحانات نهایی، کنکور را برگزار کند. این پیشنهاد به همراه برگزاری فشرده آزمونها برای حفط نیمسال اول تحصیلی سال تحصیلی 1406-1405 دارای اهمیت است.
4-2. سناریوی منتخب در جنگ بلندمدت: سناریوی اول (برگزاری حضوری آزمونها با رعایت ملاحظات اجرایی و امنیت )
سناریوی پیشنهادی این گزارش بر پایه سناریوی نخست، اما با لحاظ نکاتی اجرایی و امنیتی طراحی شده است. رویکردی که تلاش میکند میان سه ضرورت اساسی حفظ امنیت داوطلبان، صیانت از عدالت آموزشی و امکان اجرای عملی آزمونها در شرایط جنگی توازن برقرار کند. این راهکار در مقایسه با پیشنهادهایی که در کشور مطرح میشود هرچند در ابتدا از نظر امنیتی دارای چالشهایی است، اما با پیشنهادهایی که ارائه خواهد شد این منظر میتواند تعدیل شده و تدابیر خاص آن اندیشیده شود. مهمترین سازوکارهای لازم در این خصوص تدبیر برای کاهش جمعیت داوطلبان در جلسه کنکور و امتحانات نهایی با هدف افزایش امنیت و کاهش احتمال آسیب به داوطلبان است. همچنین، حفظ امنیت روانی داوطلبان نکته با اهمیت دیگری است که باید به آن توجه شود. در ادامه برخی سازوکارهای مهم برای برای افزایش امنیت فیزیکی و روانی داوطلبان در فرایند سنجش و پذیرش آمده است.
الف) جایگزینی امتحانات نهایی با یک امتحان جامع برای تهیه سوابق تحصیلی
جایگزینی امتحانات نهایی با یک امتحان جامع که در یک روز برگزار میشود دارای مزیتهایی از قبیل کوتاهتر شدن مجموع زمان برگزاری امتحانات نهایی و کاهش مدت حضور داوطلبان در حوزههای امتحانی است که در نتیجه احتمال مواجهه آنان با تهدیدات امنیتی، اختلالات زیرساختی یا تنشهای روانی کاهش مییابد. از نظر اجرایی نیز، بهدلیل کاهش حجم برگزاری آزمونها، نیاز کمتر به نیروی انسانی، مراقبت و پشتیبانی فنی، قابلیت اجرای نسبتاً بالایی دارد و میتواند فشار وارد بر نظام آموزشی و نهادهای برگزارکننده را در شرایط بحرانی کمتر کند. بهدلیل یکسان بودن شرایط برای همه داوطلبان این پیشنهاد از منظر عدالت قابل قبول است.
ب) تفکیک فارغالتحصیلی از امتحانات نهایی برای ورود به دانشگاه
با هدف کاهش تعداد شرکتکنندگان در امتحانات نهایی و در نتیجه کاهش آسیب ناشی از حوادث احتمالی از طریق کم کردن جمعیت حوزههای امتحانی، پیشنهاد میشود به دانشآموزان پایه دوازدهم اعلام شود کسانی که قصد ورود به دانشگاه (در رشتههای پرمتقاضی) را حداقل برای امسال ندارند نیازی به شرکت در امتحانات نهایی ندارند و در صورت نیاز میتوانند در سالهای بعد برای ایجاد سوابق تحصیلی اقدام کنند و مدارس میتوانند با برگزاری امتحانات داخلی دانشآموزان را فارغالتحصیل کرده و مدرک دیپلم را اعطا کنند.
با اختیاری کردن حضور بخشی از دانشآموزان در امتحانات نهایی، حجم تجمعات و تعداد افراد حاضر در حوزههای آزمون کاهش مییابد و در نتیجه مدیریت امنیتی، پشتیبانی اجرایی و کنترل بحران آسانتر خواهد شد. از نظر اجرایی نیز، این روش بهدلیل حفظ ساختار کلی نظام پذیرش و استفاده از سازوکارهای موجود آموزشوپرورش، قابلیت اجرای نسبتاً بالایی دارد. همچنین، بهدلیل اینکه انتخاب عدم شرکت در برخی فرایندها بر عهده خود داوطلبان گذاشته میشود و اجبار مستقیمی متوجه آنان نیست، این پیشنهاد با چالش کمتری از منظر عدالت آموزشی مواجه است.
البته، باید توجه داشت که تعویق ایجاد سوابق تحصیلی برای برخی دانشآموزان ممکن است در سالهای آینده بار اجرایی جدیدی بر نظام آموزشی تحمیل کند، اما در مجموع این پیشنهاد بهدلیل انعطافپذیری، کاهش نسبی خطرات و حفظ حق انتخاب داوطلبان، میتواند یکی از گزینههای واقعبینانهتر در شرایط بحرانی محسوب شود.
ج) محدودسازی دامنه آزمونها: کنکور و امتحانات نهایی فقط برای رشتههای پرمتقاضی
با هدف کاهش تعداد حاضرین در جلسه کنکور، سازمان سنجش آموزش کشور ضمن معرفی رشتهها و رشته محلهای پرمتقاضی (مانند پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی، مهندسی برق و مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، حقوق شهید بهشتی و غیره) که بین 10 تا 15 درصد ظرفیت آموزش عالی کشور است، اعلام کند که آزمون فقط برای این رشتهها و رشته محلها برگزار میشود و سایر رشتهمحلها سوای از کنکور میتوانند از طریق سوابق تحصیلی انتخاب شوند. بنابراین، سازمان سنجش شرایط ثبتنام و انتخاب رشته در رشتهها و رشتهمحلهای کم متقاضی را فراهم و پس از انتخاب رشته داوطلبان و قبل از برگزاری کنکور سال 1405 اعلام نتیجه میکند.
این پیشنهاد مستلزم تهیه سوابق تحصیلی موجود ازجمله سوابق پایه یازدهم و یا سوابق داوطلبان فارغالتحصیل سالهای گذشته (1404 و قبل از آن) است تا بخشی از داوطلبان که تمایل به ادامه تحصیل در رشتهمحلهای کم متقاضی هستند، نیازی به شرکت در کنکور و امتحانات نهایی سال 1405 نداشته باشند و فقط با نتایج آزمونهای داخلی سال دوازدهم و نتایج آزمون پایههای دهم و یازدهم انتخاب رشته کنند. همچنین، این امر نیازمند تعریف دقیق و شفاف رشتههای پرمتقاضی، اطلاعرسانی روشن درباره آثار تصمیم داوطلبان بر آینده تحصیلی آنان و جلوگیری از ایجاد برداشتهای تبعیضآمیز میان رشتهها و دانشگاههاست.
د) کاهش تعداد سئوالات دروس تخصصی کنکور
کاهش تعداد سئوالات و در نتیجه کوتاه شدن زمان آزمون، راهکاری عملی برای کم کردن خطرات امنیتی و روانی در شرایط جنگی در کنار سایر ملاحظات پیشگفته است. زیرا هم مدت زمان تجمع داوطلبان در حوزهها را کوتاهتر میکند و در نتیجه احتمال مواجهه شدن داوطلبان با مخاطرات ناشی از جنگ را پایین میآورد. این رویکرد اگر با بازطراحی هوشمندانه سئوالات همراه شود - بهگونهای که بهجای سنجش صِرف حجم محفوظات، توان تحلیل و درک مفهومی را هدف بگیرد - میتواند همچنان قدرت تفکیک داوطلبان را حفظ کند.
ه) منعطف ساختن اجازه تغییر حوزه امتحانی
بهدلیل شرایط بحرانی و ناپایدار باید امکان تغییر حوزه امتحانی برای داوطلبان انعطافپذیرتر از شرایط عادی باشد و حتی تا 5 روز قبل از برگزاری آزمون مجوز این مورد داده شود. این امکان ضمن اینکه میتواند به امنیت فیزیکی داوطلبان از طریق جابجایی به حوزههای ایمنتر را فراهم آورد بهلحاظ روانی نیز اطمینان خطر بیشتری به داوطلبان میدهد.
و) جابهجایی فیزیکی داوطلبان مناطق بحرانی به مناطق امنتر مجاور
یکی از پیشنهادهای مکمل برای کاهش احتمال آسیب داوطلبان آزمون سراسری، انتقال آنها از مناطق بحرانی که محل بیشترین بمبارانها بودهاند به مناطق امنتر مجاور است. این جابهجایی در مرحله اول درون استانی و بین شهرهای مختلف است و در مرحله بعد بین استانی خواهد بود.
این پیشنهاد از منظر امنیتی میتواند به کاهش بخشی از خطرات ناشی از تمرکز آزمون در مناطق پرخطر کمک کند و احتمال آسیبپذیری داوطلبان در شهرها یا مناطقی که بیشترین تهدیدات نظامی را تجربه میکنند کاهش دهد. با این حال، پیادهسازی این راهکار از نظر اجرایی نیازمند هماهنگی گسترده میان نهادهای آموزشی، استانداریها، دستگاههای حملونقل، نیروهای امنیتی و مراکز اسکان احتمالی است و در صورت نبود برنامهریزی دقیق، ممکن است خود موجب ازدحام، اختلال و فشار مضاعف بر مناطق مقصد شود. از منظر عدالت باید توجه داشت داوطلبان از توان مالی، امکانات جابهجایی، شرایط خانوادگی یا آمادگی روانی یکسان برای انتقال به شهرهای دیگر برخوردار نیستند و حتی مسافتهای نسبتاً کوتاه نیز در شرایط جنگی میتواند برای برخی خانوادهها دشوار یا پرهزینه باشد. بنابراین، موفقیت این راهکار تا حد زیادی وابسته به حمایت دولت، اطلاعرسانی شفاف و پیشبینی تسهیلات برابر برای همه داوطلبان خواهد بود.
ز) توجه به امنیت روانی داوطلبان و خانوادههای آنان و جلوگیری از اقدامات و گفتههای اضطرابآفرین
برگزاری آزمون سراسری و امتحانات نهایی از آنجا که سرنوشت دانشآموزان را تعیین میکند و دغدغه مهمی برای خانوادههاست، بهخودیخود شرایطی اضطرابآفرین است که حال برگزاری آنها در شرایط جنگی این اضطراب را تشدید میکند. لذا نیاز است که امکان ارائه خدمات مشاوره و روانشناسی از طریق رسانه ملی و شبکههای اجتماعی برای کمک به کاهش اضطراب دانشآموزان قبل و بعد از آزمون بیشازپیش فراهم شود. همچنین نیاز است از اقداماتی که موجب تشدید اضطراب میشود جلوگیری به عمل آید. یکی از موارد این نوع اقدامات، مصاحبه متشتت مسئولان است. در این خصوص نیز نیاز است سخنگویی واحد برای برگزاری کنکوری انتخاب و تمامی مواضع از سوی ایشان اعلام و مراحل به شکل واضح برای مردم توضیح داده شود.
بررسی مجموعه سناریوهای پیشنهادی نشان میدهد که برگزاری آزمون سراسری و امتحانات نهایی در شرایط جنگی، مسئلهای صرفاً آموزشی نیست، بلکه در تقاطع سه حوزه حیاتی امنیت، عدالت آموزشی و ظرفیت اجرایی نظام حکمرانی قرار دارد. ازاینرو، سیاستگذاری در چنین شرایطی ناگزیر از حرکت به سمت تصمیمگیری منعطف و تدابیر ویژه است.
یافتههای گزارش نشان میدهد که در شرایط کوتاهمدت، میتوان با حداقل تغییرات و با تکیه بر فشردهسازی زمانی، استمرار نسبی فرایند آزمونها را حفظ کرد؛ اما در سناریوهای جنگ بلندمدت، نیاز به رعایت الزامات امنیتی مانند بازطراحی حوزههای امتحانی و کاهش تراکم داوطلبان و پیشبینی سازوکارهای مدیرت سنجش و پذیرش در شرایط بحران نظیر جابهجایی فیزیکی داوطلبان، محدودسازی دامنه آزمونها، تفکیک فارغالتحصیلی از امتحانات نهایی برای ورود به دانشگاه و کاهش تعداد سئوالات دروس تخصصی کنکور است.
در این میان، برخی سناریوها مانند تعلیق آزمونها و حالت آمادهباش اگرچه از منظر امنیتی حداکثری عمل میکنند، اما بهدلیل تبعات گسترده آموزشی، روانی و نهادی، تنها در شرایط بحرانی قابل توجیه هستند. در مجموع، در وضعیت جنگ کوتاهمدت یعنی پایان جنگ تا 15 مردادماه برگزاری فشرده کنکور و سوابق تحصیلی برای حفظ نیمسال اول سال تحصیلی پیشروی مورد پیشنهاد است و سناریوی نهایی مورد پیشنهاد در وضعیت طولانی شدن جنگ برگزاری حضوری آزمون با تدابیر ویژهای است که مخاطرات پیشبینیپذیر را مدیریت میکند. این رویکرد ضمن کاهش مخاطرات امنیتی، تلاش میکند از چالش عدالت آموزشی و اختلال در مسیر ورود به آموزش عالی جلوگیری کند.