Authors
1 PhD in Public Policy from Tarbiat Modares University and Expert in the Governance and Management Studies Office of the Parliamentary Research Center
2 Majles
بیان/شرح مسئله
وعدههای انتخاباتی و تعهدات مقامات سیاسی، پیمانی عمومی میان حاکمان و شهروندان محسوب میشوند که تحقق آنها نقشی تعیینکننده در مشروعیت نظام سیاسی، و اعتماد عمومی دارد. با وجود تأکید مبانی دینی (وفای به عهد در نهجالبلاغه)، مبانی فقهی (الزام به پایبندی به وعده) و مبانی حقوقی (اصول ۶۷ و ۶۹ قانون اساسی، ماده ۸۲ قانون انتخابات)، در ساختار حکمرانی ایران نظام منسجم و نهادیشدهای برای ثبت، رصد و ارزیابی وعدههای مقامات سیاسی وجود ندارد. این خلأ موجب شده است؛ وعدهها عمدتاً در سطح شعار باقی بمانند و امکان پیگیری و مطالبهگری عمومی فراهم نباشد. نامزدها با وعدههای غیرواقعی، غیرقابل اجرا یا خارج از اختیارات قانونی، انتظارات عمومی را تحریف کنند. سازوکار پاسخگویی به وعدههای محققنشده، به نظارتهای پراکنده رسانهای و قضاوتهای انتخاباتی محدود شود. و شکاف میان گفتار و عمل مسئولان، به کاهش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی دامن بزند. پس از بازنگری انتقادی و رفع خلط میان سطوح مختلف، مسئله اصلی این گزارش به نظام وعدهسپاری مقامات سیاسی-انتخابی (رئیسجمهور و نمایندگان مجلس) محدود شده و تعهدات مدیریتی مقامات انتصابی (استانداران، معاونان وزرا، و سفرا) ذیل «بانک اطلاعات مدیران» و نظام ارزیابی عملکرد قابل پیگیری است.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که فرآیند طرح و تحقق وعدههای انتخاباتی و وعدههای مقامات با مجموعهای از آسیبها در سطوح «محتوایی، زمینهای، اجرایی و ارزیابی» مواجه است. در «سطح محتوایی»، وعدهها اغلب غیرقابل اجرا، مبهم، کلی یا خارج از صلاحیت قانونی وعدهدهنده هستند و ناپایداری وعدهها در سناریوهای مختلف و بخشینگری در تحلیل آثار بینبخشی، احتمال تحقق آنها را کاهش میدهد. در «سطح زمینهای»، شکاف میان انتظارات عمومی و اختیارات قانونی، تعارض با سیاستهای کلان، ناآشنایی نامزدها با واقعیتهای اجرایی و تعارض منافع میان دستگاهها از موانع اصلی تحقق وعدههاست. در «سطح اجرایی»، تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی، ضعف سازوکارهای پاسخگویی، نبود نقش موثر نهادهای صنفی-تخصصی و تعارض منافع در اجرای وعدهها، تحقق اهداف را دشوار میکند. نهایتا در «سطح ارزیابی»، فقدان مرجع مستقل، دشواری سنجش تحقق وعدهها در شرایط متغیر و کمبود شاخصهای کمی و دادههای شفاف، امکان نظارت و ارزیابی دقیق وعدهها را محدود ساخته و اعتماد عمومی به نظام سیاسی و فرآیندهای انتخاباتی را تضعیف میکند.
ضمن اینکه یافتههای مطالعات تطبیقی نشان میدهد، هیچ مدل واحد و جهانشمولی وجود ندارد؛ هر کشور متناسب با ساختار حکومتی خود الگوی بومی برای ثبت و رصد وعدهها طراحی کرده است. همچنین کشورهای با نرخ بالای تحقق وعده (انگلستان، استرالیا، کانادا) نهاد رصد را از قوه مجریه جدا کردهاند. و موفقترین کشورها دادههای خام را برای پژوهشگران و عموم منتشر میکنند
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
با توجه به یافتههای تطبیقی و آسیبشناسی انجامشده، الگوی ترکیبی چهارلایه برای استقرار نظام پاسخگویی وعدهمحور در ایران پیشنهاد میشود:
لایه اول: تنظیمگری (تعیین قواعد بازی)
لایه دوم: اجرا (استقرار سامانه در زیستبوم مستقل)
لایه سوم: نظارت
لایه چهارم: دادهها (زیرساخت شفافیت)
ضمن اینکه توصیههای سیاستی عملیاتی (به پیوست) در قالب جدول راهبردی تدوین شده است. مهمترین این توصیهها عبارتاند از:
1. الزام به ثبت رسمی وعدهها در سامانه ملی پیش از شروع تبلیغات
2. واگذاری اجرای سامانه به کنسرسیوم مستقل دانشگاهی
3. افزودن شاخص پایبندی به وعدهها در بانک اطلاعات مدیران
4. تقویت قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات
5. طراحی نظام پاداش و پیامد برای تحقق وعدهها
6. ایجاد برنامه تخصصی «وعده و عمل» در رسانه ملی
7. لحاظ «سابقه وفای به وعده» در احراز صلاحیت نامزدها
8. تقویت ضمانتهای حقوقی و نهادی در برابر وعدههای خلافواقع با اصلاح قوانین انتخاباتی
9. ارتقای سواد سیاسی شهروندان برای تبدیل آنها از ناظران منفعل به مطالبهگران فعال
10. حرکت بهسمت وعدههای بینبخشی از طریق «کنشگری مرزی» برای ایجاد همافزایی نهادی
11. افزایش مشارکت نخبگان در تحلیل، نظارت و تحقق وعدهها از طریق اندیشکدهها و شوراهای مشورتی
اجرای این مجموعه راهکارها، گذار از پاسخگویی کلامی به پاسخگویی دادهمحور را ممکن ساخته، اعتماد عمومی را تقویت کرده و شکاف میان انتظارات شهروندان و عملکرد مسئولان را کاهش میدهد. این الگو ضمن پرهیز از نهادسازیهای موازی و پرهزینه دولتی، بر شفافیت به مثابه اهرم اصلی پاسخگویی و نهادهای مستقل علمی-مدنی به عنوان بازوان توانمند نظارت استوار است.
رصد و پیگیری وعدههای مقامات و مسئولان، از ارکان بنیادین نظام شایستگی و یکی از شاخصهای کلیدی حکمرانی کارآمد به شمار میرود. در نظامهای سیاسی مبتنیبر رأی مردم، وعدهها نهتنها وسیلهای برای جلب اعتماد شهروندان، بلکه پیمانی عمومی میان منتخبان و جامعه محسوب میشوند. ازاینرو، میزان تحقق وعدهها شاخصی مهم در سنجش صداقت، پاسخگویی و مشروعیت نهادهای سیاسی است [1]، [2]، [3]. بااینحال، تجربه نظامهای سیاسی مختلف نشان میدهد که «شکاف میان وعدهها و واقعیتهای اجرایی»، یکی از ریشههای اصلی تضعیف سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی است. به باور بورگن [4] و دنهارت [5]، بخش مهمی از کاهش اعتماد شهروندان به حکومتها، ناشی از نبود تطابق میان شعارها و اقدامهای واقعی است. این ناهماهنگی سبب میشود شهروندان احساس کنند گفتار و رفتار مسئولان از انسجام برخوردار نیست و در نتیجه، وفاداری آنان به نظام سیاسی کاهش مییابد [6].
ازسویدیگر، از منظر اندیشه اسلامی نیز، وفای به عهد و التزام به وعدهها، از اصول بنیادین دینداری و شرط اساسی امانتداری در حکمرانی است. امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «أصلُ الدّینِ أداءُ الأمانةِ و الوفاءُ بالعُهودِ» به این معنا که بنیان دینداری و اعتماد اجتماعی بر ادای امانت و پایبندی به پیمان استوار است و هرگاه این پایه سست شود، بنیان روابط اجتماعی نیز دچار فروپاشی میشود[7]. رهبر معظم انقلاب نیز در تبیین معیارهای انتخاب مسئولان، تأکید کردهاند که نباید صرفاً بر وعدههای انتخاباتی اتکا کرد؛ بلکه باید سنجش وعدهها با واقعیتهای قانونی، اجرایی و اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد.
در عین حال، طرح وعدهها و اظهارنظرهای سیاسی و اجتماعی مقامات و نامزدهای انتخاباتی، بازتابی از نگرش آنان نسبت به مسیر توسعه و شیوههای اداره جامعه است. بااینحال، راستیآزمایی این وعدهها برای شهروندان دشوار است و در غیاب نظامهای نظارتی مؤثر، زمینه سوءاستفادههای سیاسی فراهم میشود. نتیجه آنکه وعدههایی بدون پشتوانه قانونی یا اجرایی، موجب تحریف انتظارات عمومی، تضعیف پاسخگویی و افزایش نارضایتی اجتماعی میشوند [8]، [9].
در نظامهای انتخاباتی سالم، تضمین همزمان حقوق شهروندان و نامزدها مستلزم وجود سازوکاری رسمی برای پایش، ارزیابی و شفافسازی وعدههای مسئولان است [10]. این موضوع در سیاستهای کلی نظام اداری (بندهای «1» و «2» ابلاغی مقام معظم رهبری) مورد تأکید قرار گرفته است. بااینحال، در ساختار حکمرانی ایران، هنوز چارچوبی نهادی و قانونی برای رصد و پاسخگویی نسبت به وعدههای مقامات وجود ندارد و این خلأ به کاهش کارآمدی نظام تصمیمگیری و افت اعتماد عمومی منجر شده است.
بنابراین، بررسی و آسیبشناسی وعدههای مسئولان و نامزدهای تصدی مناصب سیاسی ضرورتی اجتنابناپذیر برای اصلاح فرایند حکمرانی و ارتقای اعتماد عمومی است. در این گزارش، تلاش شده است تا با دستهبندی چالشها و آسیبهای موجود در چهار محور اصلی «نقض تناسب و اختیارات قانونی، ناپایداری اجرایی، ضعف در پاسخگویی و ارزیابی و تعارض منافع در سطوح مختلف» تصویری جامع از وضعیت موجود ارائه شود و زمینهای برای طراحی نظامهای رصد و ارزیابی وعدهها در سطح ملی فراهم آید. بر این اساس، پرسش محوری این گزارش، عبارتاند از؛ چه چالشها و آسیبهایی در تحقق وعدههای مسئولان و نامزدهای سیاسی وجود دارد؟ و چه پیشنهادهایی برای رصد و پایش وعدهها قابل ارائه است؟
2. پیشینه
1ـ1ـ2. جایگاه مقامات سیاسی در نظام حکمرانی ایران
یکی از اصول مهم در نظام مدیریتی مطلوب، شایستهسالاری است. یعنی انتصاب افراد توانمند به مناصب مدیریتی. این امر، مستلزم وجود معیارهای روشن و شفاف برای ارزیابی شایستگی افراد است. در نظام اداری ایران، مدیران به دو گروه «مدیران سیاسی» و «مدیران حرفهای» تقسیم میشوند: فصل هشتم قانون مدیریت خدمات کشوری به انتصاب و انتخاب مدیران حرفهای کشور اختصاص داده شده است. اما مدیران سیاسی بهعنوان مدیران خطمشیگذار، مسئولیت تنظیم سیاستها، برنامهریزی کلان، هماهنگی و نظارت بر مدیران سطوح پایین را بر عهده دارند، اساساً جنس شایستگی برای مدیران حرفهای و سیاسی فرق دارد، ازاینرو یکی از موضوعهایی که در احراز شایستگی مقامات سیاسی مطرح است، «پایبندی به وعدههاست». پایبندی مدیران به عهد و پیمان سبب نفوذ آنان در دل مردمان میشود و اطمینان لازم برای اداره درست امور حاصل میشود و همین امر عامل استواری و سیادت نظامها و سازمانهاست[11]. در ماده (71) قانون خدمات کشوری، سمتهای ذیل مدیریت سیاسی محسوب شده و بهعنوان «مقام» شناخته میشوند. همچنین تعیین پستهای همتراز مقامات بر عهده هیئتوزیران قرار داده شده است.
الف) رؤسای سه قوه،
ب) معاون اول رئیسجمهور، نواب رئیس مجلس شورای اسلامی و اعضای شورای نگهبان،
ج) وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و معاونان رئیسجمهور،
د) استانداران و سفرا،
هـ) معاونان وزرا.
براساس توضیحها فوقالذکر، مفهوم وعده برای سطوح مختلف مدیریتی متفاوت است. بهعنوان مثال؛ مفهوم رصد وعده برای معاونین وزرا یا استاندار در واقع بیشتر ناظر بر توافق عملکردی آنهاست. یا مهمترین وعدهای که وزیر میدهد در روزی است که میخواهد از مجلس رأی اعتماد بگیرد.
جدول 1. مقامات سیاسی و چارچوب وعدههای آنها
|
ردیف |
مقام سیاسی |
بستر وعدهدهی |
نوع وعدهها |
نکات کلیدی و تحلیل |
|
1 |
رئیس قوه مجریه |
در جریان انتخابات ریاست جمهوری (پیش از رأی اعتماد عمومی). |
وعدههای کلان سیاستی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی |
این وعدهها معمولاً در قالب برنامه چهارساله دولت، بیانیهها و مناظرهای انتخاباتی ارائه میشود و مبنای مطالبهگری عمومی قرار میگیرد. |
|
2 |
رئیس قوه مقننه |
در جریان انتخابات و آغاز دوره مجلس و رقابت برای ریاست، همچنین در سخنرانیهای آغازین یا برنامههای اولویتدار مجلس. |
بیشتر ناظر بر «مدیریت قانونگذاری مؤثر»، «تعامل سازنده با دولت و قوه قضائیه»، «ارتقای شأن نظارتی مجلس» و «شفافسازی فرایند قانونگذاری». |
وعدهها عمدتاً در قالب برنامههای کلان قانونگذاری و اولویتهای مجلس مطرح میشوند؛ این وعدهها به نوعی تعهد به هدایت مجلس در مسیر اهداف مشخص هستند و معمولاً ازطریق سخنرانیها و جلسات علنی مجلس اطلاعرسانی میشود. |
|
3 |
رئیس قوه قضائیه |
در زمان انتصاب توسط مقام معظم رهبری و در گزارشهای دورهای سالیانه. |
وعدههای اصلاح ساختار قضایی، کاهش اطاله دادرسی، شفافیت در عملکرد دادگاهها و ارتقای سلامت اداری. |
وعدههای این سطح معمولاً در قالب «برنامه تحول قضایی» یا «سند تحول» تنظیم میشوند. |
|
4 |
اعضای شورای نگهبان |
معمولاً وعده سیاسی مستقیم ندارند؛ تعهدات در مراسم انتصاب و بیانیهها. |
بیانیههای التزام به قانون اساسی، بیطرفی و صیانت از شرع و قانون. |
وعدهها بیشتر تعهد اخلاقی و حقوقی هستند تا وعدههای اجرایی؛ عدم رعایت اصول میتواند در صلاحیتهای بعدی اثرگذار باشد. |
|
5 |
وزرا و معاونان رئیسجمهور |
جلسات معرفی به مجلس و رأی اعتماد و برنامههای عملکردی به کمیسیونهای تخصصی. |
وعدههای بخشی و تخصصی وزارتخانهای (مثلاً انرژی، آموزش، بهداشت، اقتصاد). |
وعدهها معمولاً در قالب «برنامه چهارساله وزارتخانه» صورتبندی میشوند و مبنای نظارت مجلس هستند. |
|
6 |
نمایندگان مجلس |
کارزارهای انتخاباتی حوزههای انتخابیه مصاحبهها یا نشستهای عمومی پس از انتخاب. |
وعدههای محلی (عمرانی و خدماتی) وعدههای ملی (قانونگذاری، نظارت بر دولت، مبارزه با فساد). |
برخی وعدهها فراتر از اختیارات نماینده است؛ نیاز به چارچوبگذاری برای شفافیت و پاسخگویی دارد. |
|
7 |
استانداران |
جلسات معارفه استانی سفرهای استانی هیئت دولت یا دیدار با شوراها و نخبگان. |
وعدههای توسعهای و اجرایی استان، اشتغال، زیرساخت و سرمایهگذاری. |
وعدهها معمولاً در قالب توافقنامههای عملکردی با وزارت کشور ثبت و رصد میشوند؛ مبنای ارزیابی عملکرد است. |
|
8 |
سفرا |
مراسم معارفه در وزارت امور خارجه مصاحبهها و نشستهای رسانهای آغاز مأموریت. |
تعهدات دیپلماتیک و سیاست خارجی، توسعه روابط اقتصادی و حمایت از اتباع ایرانی. |
وعدهها جنبه سیاسی و تخصصی دارند و تابع سیاست کلان دولت هستند؛ وعدههای اجرایی محدود است. |
|
9 |
معاونان وزرا |
قراردادهای عملکردی با وزیر مربوطه و سخنرانیها و برنامههای رسمی حوزه مأموریت. |
وعدههای فنی و اجرایی بخشی، بهبود خدمات، اصلاح فرایندها، توسعه سامانههای نظارتی. |
وعدهها در سطح بخشی و عملیاتی هستند؛ پیگیری تحقق آنها از طریق سامانههای ارزیابی عملکرد وزارتخانه صورت میگیرد. |
مأخذ: یافتههای پژوهش.
در نتیجه، دامنه و ماهیت وعدهها در ساختار سیاسی ایران تابعی از جایگاه حقوقی مقام، سطح اختیار تصمیمگیری و نوع ارتباط او با مردم یا نهادهای بالادستی است. به بیان دیگر، هرچه مقام منتخبتر و بالاتر باشد (مثل رئیسجمهور یا نمایندگان مجلس)، وعدهها جنبه عمومی، کلان و سیاسی دارند و هرچه مقام منصوبتر و تخصصیتر باشد (مثل سفرا و معاونان وزرا)، وعدهها جنبه فنی، اجرایی و بخشی دارند.
۲ـ۱ـ2. مروری بر مبانی طرح وعده
وعدههای مقامات و مسئولان دولتی بهعنوان یکی از ابزارهای اصلی گفتمان سیاسی، نقشی تعیینکننده در تقویت مشروعیت نظام حکمرانی دارند. طرح این وعدهها از سوی نامزدها و صاحبان مناصب سیاسی، مسئولیتی سنگین را برعهده آنان میگذارد؛ زیرا هرگونه بیتوجهی به پیامدهای آن میتواند سرمایه اجتماعی و میزان مشارکت عمومی را تضعیف کند. بر همین اساس، در ادامه به تبیین مبانی و الزامهای مرتبط با وعدهها از منظر دینی، فقهی، سیاسی، اجتماعی پرداخته میشود.
الف) مبانی دینی
در اندیشه علوی، اصل اخلاقی «همراهی قول و عمل» جایگاهی بنیادین دارد. حضرت امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه بارها بر ضرورت وفاداری به سخن و پایبندی به وعده تأکید کردهاند. این توصیهها گاه بهصورت صریح و مستقیم بیان شده است، چنانکه در خطبه ۱۹۲، حضرت چنان بر «پیوند میان گفتار و کردار» تأکید میکنند که گویی این دو جداییناپذیرند و تصور یکی بدون دیگری ممکن نیست. در مواردی نیز این آموزه بهصورت غیرصریح و در ضمن توصیههای اخلاقی و اجتماعی مطرح شده است؛ چراکه بیشتر روابط انسانی، همچون پیمانبستن، سوگند خوردن، وعده دادن و شعار دادن، در قالب گفتار شکل میگیرند. ازاینرو، امام علی(ع) با تأکید بر امانتداری، وفای به عهد و صداقت در گفتار، بر مسئولیت اخلاقی و دینی انسان در برابر سخن خود صحه میگذارند و عمل به وعده را از ارکان ایمان و صلاح جامعه میدانند [12].
ایشان در نامه ۵۳، وفاداری به پیمانهای سیاسی و اجتماعی را نشانه امانتداری و صداقت زمامدار میدانند[13]. همچنین در سخنان خود، وفا به وعده را همپایه صدق و بزرگترین سپر در برابر عذاب الهی معرفی کردهاند: «إِنَّ الوَفاَءَ تَوأَمَ الصِّدقِ»[14]. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه نهم نیز شعارگرایی و وعدههای فراتر از توان را نکوهش میکنند و آن را نشانه بیتقوایی سیاسی میدانند. برایناساس، در مکتب علوی، وفای به عهد و هماهنگی گفتار و کردار، معیار مشروعیت و اعتماد در حکمرانی است[15].
ب) مبانی فقهی
طرح وعدههای انتخاباتی از منظر فقهی، یکی از مباحث مهم در فقه عمومی و مرتبط با مشروعیت گفتار و رفتار سیاسی است. از یکسو، وعدههای انتخاباتی در زمره «وعده»های اخلاقی و شرعی قرار میگیرند که قرآن کریم با تعبیر «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» بر لزوم پایبندی به آنها تأکید کرده و فقهایی چون صاحب جواهر و امام خمینی (ره) نقض عهد را از گناهان کبیره دانستهاند[16]. از سوی دیگر، میتوان وعدههای انتخاباتی را در حکم «ایجاب مشروط» دانست؛ بدین معنا که میان نامزد و رأیدهنده نوعی پیمان عمومی شکل میگیرد که براساس آن، رأیدهنده با پذیرش وعدهها، رضایت خود را به تحقق آن برنامهها اعلام میکند[17]. هرچند این پیمان از نوع عقود خصوصی نیست، اما ماهیتی تعهدآور دارد. در نهایت، از منظر اجتماعی نیز این وعدهها کارکردی فراتر از تعهد فردی دارند و به مثابه «تعهد اجتماعی» تلقی میشوند که نقض آن، موجب تضعیف اعتماد عمومی و کاهش مشارکت شهروندان در فرایندهای حکمرانی میشود؛ ازاینرو نامزدها در قبال صحت و امکان تحقق وعدههای خود مسئولیتی سنگین بر عهده دارند.
ج) مبانی سیاسی و اجتماعی
وعده را میتوان نوعی تعهد ارادی و داوطلبانه نسبت به انجام یک فعل در آینده دانست [18]. در فضای سیاسی، نامزدهای مناصب عمومی ازطریق طرح وعدهها، نوعی تعهد علنی در برابر جامعه ایجاد میکنند مبنی بر آنکه در صورت انتخاب یا انتصاب، اقدامهای اعلامشده را محقق خواهند ساخت. وعدهها از حیث ماهیت، ممکن است واجد کارکرد تشویقی ـ تربیتی یا سوگندگونه و الزامی باشند؛ بهگونهای که در حالت نخست جنبهای انگیزشی و اعتمادساز داشته و در حالت دوم، با تأکید بر الزام اخلاقی و مسئولیتپذیری همراه هستند [19]. از منظر ارتباطی نیز، گوینده وعده میتواند در موقعیتی بالاتر یا پایینتر از مخاطب قرار داشته باشد[20]. یکی از شروط اصلی وعده «داشتن اختیار تام» در انجام عمل است [21].
از حیث نوع مخاطب، وعدههای سیاسی قابل تفکیک به دو گونهاند: وعدههای جمعی (عمومی) و وعدههای فردی (خاص). در وعدههای جمعی، مقام وعدهدهنده که معمولاً در جایگاه سیاسی یا اداری برتر قرار دارد، مخاطب خود را تودههای مردم، افکار عمومی یا نهادهای مدنی میداند. این دسته از وعدهها اغلب در قالب سخنرانیهای انتخاباتی یا مناظرههای عمومی مطرح میشوند و نقشی کلیدی در شکلدهی به گفتمان سیاسی و جهتگیری افکار عمومی ایفا میکنند. در مقابل، وعدههای فردی یا خاص، در بستر ارتباطات مستقیم یا محدود و بعضاً غیررسمی میان مقام سیاسی و شهروندان بیان میشوند[22].
این بخش به مبانی حقوقی، سیاستی و قانونی مرتبط با پایبندی به وعدهها و تعهدات انتخاباتی میپردازد. چارچوب قانونی ایران در اصول قانون اساسی، سیاستهای کلی نظام، قوانین انتخاباتی و سند تحول دولت مردمی، مسئولیتپذیری، شفافیت و پاسخگویی نمایندگان و مدیران سیاسی را نشان میدهد. جدول زیر، مهمترین این اسناد و ظرفیتهای قانونی را مرور میکند.
جدول 2. پیشینه تقنینی مرتبط با وعدههای مقامات سیاسی
|
ردیف |
منبع حقوقی و قانونی |
موضوع اصلی |
کارکرد در تحقق وعدهها و پاسخگویی |
تحلیل آسیبشناسانه و دلالت نهادی |
|
1 |
اصل دوم قانون اساسی |
پایههای ایمانی نظام |
منع وعدههای خلاف ایمان، کرامت انسانی و اخلاق اسلامی |
وعدههای دروغین در تضاد با اصول دینی و اخلاقی نظام است؛ فقدان سازوکار عملی برای کنترل این تخلفات موجب میشود ضمانت اجرا به شکل نمادین باقی بماند |
|
2 |
اصل سوم قانون اساسی |
رشد فضایل اخلاقی و مبارزه با فساد |
ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی و مبارزه با فساد و تباهی |
وعدههای غیرواقعی و فریبکارانه مصداق فساد و تباهی هستند؛ عدم وجود ابزارهای نظارتی کارآمد، اجرای این اصل را محدود میکند |
|
3 |
اصل شصت و هفتم قانون اساسی |
پایبندی نمایندگان به امانت و وعدهها |
الزام نمایندگان به رعایت امانت و تقوا در انجام وظایف وکالتی |
پایبندی به وعدهها صرفاً بهصورت اخلاقی و نمادین الزامآور است؛ نبود ضمانت اجرایی واقعی باعث کاهش اثرگذاری این اصل میشود |
|
4 |
اصل شصت و هشتم قانون اساسی
|
سوگند نمایندگان و تعهد به وظایف کنند |
این اصل با الزام نمایندگان به ادای سوگند در نخستین جلسه مجلس، تعهد اخلاقی و قانونی آنان به رعایت عدالت، امانتداری، صداقت و وفاداری به مردم را نهادینه میسازد. امضای سوگندنامه، ابزار رسمی ایجاد مسئولیت سیاسی در برابر مردم است. |
با وجود الزام صوری به سوگند، سازوکار اجرایی لازم برای پیگیری تخلف از آن پیشبینی نشده است. فقدان ضمانت اجرا برای نقض تعهدهای اخلاقی و وعدههای انتخاباتی موجب میشود اصل (۶۷) در عمل بیشتر جنبه نمادین تا بازدارنده داشته باشد. |
|
5 |
اصل شصت و نهم قانون اساسی |
شفافیت در فرایند قانونگذاری و اطلاعرسانی |
این اصل با تأکید بر علنی بودن جلسات مجلس و انتشار گزارشها و مصوبات، زمینه شفافیت عملکرد نمایندگان را فراهم میکند. در عین حال، با پیشبینی جلسات غیرعلنی، تعادلی میان شفافیت و امنیت ملی برقرار میسازد. |
هرچند اصل (۶۹) گامی مهم در شفافسازی فعالیتهای پارلمانی است، اما محدود بودن ابزارهای اطلاعرسانی و فقدان سازوکار دادهمحور برای ثبت مواضع نمایندگان نسبت به وعدههایشان، مانع از ارزیابی واقعی میزان وفاداری آنان به وعدههای انتخاباتی میشود. |
|
6 |
بند (9) سیاستهای کلی نظام
|
مشارکت مردم و نهادهای مدنی در فرایند نظارت |
این بند بر ضرورت جلب مشارکت مردم، ذینفعان و نهادهای تخصصی و صنفی در فرایند قانونگذاری تأکید دارد. مشارکت مردمی میتواند نقش مهمی در پایش وعدههای نمایندگان و تقویت پاسخگویی آنان ایفا کند. |
ضعف ساختارهای مشارکت عمومی و فقدان بسترهای نهادی برای نظارت مردمی، موجب میشود وعدههای انتخاباتی کمتر به مطالبه عمومی تبدیل شوند. در نتیجه، پیوند وعدهها با فرایند قانونگذاری در سطح نظری باقی میماند. |
|
7 |
بند (5) سیاستهای کلی انتخابات |
منع وعدههای غیرقانونی و اقدامهای مغایر امنیت ملی در تبلیغات انتخاباتی |
این بند با ممنوعیت وعدههای خارج از اختیارات قانونی، فریب و تطمیع انتخاباتی، درصدد کنترل تورم وعدهها و صیانت از سلامت رقابت سیاسی است. |
با وجود پیشبینی منع قانونی، در عمل اجرای آن بهدلیل ضعف نظارت شورای نگهبان و وزارت کشور بر تبلیغات انتخاباتی با چالش مواجه است. نبود معیارهای روشن برای تشخیص «خارج از اختیارات» یا «مغایر امنیت ملی» موجب اعمال سلیقهای قانون میشود. |
|
8 |
ماده (82) قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی |
جرمانگاری وعدههای خلاف قانون و تبلیغات فریبکارانه |
در این ماده، وعدههای خارج از اختیارات قانونی، اظهار مطالب خلاف واقع و اقدامهای مغایر امنیت ملی، جرم تلقی شده و مجازات آن طبق ماده (19) قانون مجازات اسلامی تعیین شده است. |
اگرچه جرمانگاری گامی مهم در کنترل وعدههای غیرواقعی است، اما فقدان سازوکار اثبات، ضعف نهاد گزارشدهی و تمایل پایین نهادهای نظارتی به پیگیری تخلفات انتخاباتی، موجب کاهش بازدارندگی این ماده شده است. |
|
9 |
فصل هشتم سند تحول دولت مردمی «ارتقای کیفیت خطمشیگذاری در نظام اداری» |
تأکید بر پایبندی مدیران و مسئولان به وعدهها و بهبود خطمشیگذاری |
این فصل به صراحت بر ضرورت تعهد مدیران به وعدهها و ارتقای کیفیت تصمیمسازیهای اجرایی تأکید دارد. پیوند وعدههای مدیریتی با نظام ارزیابی عملکرد از نوآوریهای این سند است. |
هرچند سند تحول، چارچوبی مطلوب برای پاسخگویی و ارزیابی وعدهها ایجاد میکند، اما بهدلیل فقدان نظام دادهمحور ارزیابی، نبود شاخصهای کمی و ضعف ضمانتهای اجرایی، تحقق اهداف این فصل هنوز در مرحله نظری باقی مانده است. |
مأخذ: همان.
جدول 2 نشان میدهد که اگرچه نظام حقوقی ایران از ظرفیتهای متعددی برای ارتقای پاسخگویی، شفافیت و کنترل وعدههای انتخاباتی برخوردار است، اما این ظرفیتها عمدتاً در سطح هنجاری و بیانی باقی ماندهاند و کمتر به مرحله اجرا و نهادینهسازی رسیدهاند. اصول قانون اساسی (۶۷ و ۶۹) بنیان اخلاقی و شفافیت را فراهم میکنند، سیاستهای کلی نظام قانونگذاری و انتخابات بر مردمیسازی نظارت و منع وعدههای غیرقانونی تأکید دارند و قوانین عادی همچون ماده (۸۲) قانون انتخابات به جرمانگاری وعدههای فریبکارانه پرداختهاند؛ اما در مجموع، ضعف در ضمانت اجرا، نبود شاخصهای کمی و فقدان نهاد مستقل ارزیابی وعدهها موجب شده است که این ابزارهای حقوقی نتوانند کارکرد واقعی خود را در کنترل رفتار انتخاباتی و تقویت اعتماد عمومی ایفا کنند.
طرح وعده توسط نامزدهای تصدی پستهای سیاسی و مقامات و مسئولان، بخشی از فرایند دمکراتیک در نظامهای سیاسی است که طی آن، نامزدها و مقامات برای جلب حمایت و آرای مردم، برنامهها و اقدامهای خود را وعده میدهند. این وعدهها نقش تعیینکنندهای در شکلگیری انتظارات عمومی از دولت و نمایندگان ایفا میکنند و فقدان تحقق آنها میتواند پیامدهایی نظیر کاهش اعتماد عمومی و نارضایتی شهروندان به همراه داشته باشد. بنابراین، تحلیل آسیبشناسانه نظام ارائه وعده و شناسایی نقاط ضعف در این فرایند، برای تقویت پاسخگویی و ارتقای اعتماد اجتماعی اهمیت ویژهای دارد.
1ـ1ـ3. غیرقابل اجرا بودن وعدهها
یکی از مهمترین چالشها در فرایندهای انتخاباتی، ارائه وعدههای غیرقابل اجرا توسط نامزدهای تصدی پستهای سیاسی است. این نوع وعدهها علاوهبر ایجاد انتظارات غیرواقعی، میتوانند اعتماد عمومی به نهادهای مردمسالار، سرمایه اجتماعی حاکمیت و مشارکت سیاسی شهروندان را کاهش دهند. برای مثال، وعدهای مانند «ایجاد چند میلیون شغل ظرف یک سال» با توجه به محدودیتها و مقدورات کشور در شرایط کنونی، عملاً غیرقابل تحقق است. چنین وعدههایی نهتنها باعث بیاعتمادی نسبت به نامزدها میشوند، بلکه میتوانند به افزایش بیتفاوتی سیاسی و کاهش مشروعیت عملکرد نظام سیاسی منجر شوند.
2ـ1ـ3. مبهم، مجمل و غیرواقعی بودن وعدهها
یکی از آسیبهای جدی در وعدههای انتخاباتی، ابهام، کلیگویی و غیرواقعی بودن وعدهها است. وعدههایی که فاقد جزئیات مشخص، مشروط به شرایط نامشخص یا متناقض با تعهدات قبلی هستند، ارزیابی تحقق یا تحقق نیافتن آنها را دشوار میسازند. بهعنوان نمونه، وعدههایی مانند «بهبود کیفیت زندگی برای همه شهروندان»، «افزایش اعتماد عمومی» یا «تقویت امنیت ملی» بسیار کلی و فاقد شاخصهای قابل اندازهگیری هستند. در چنین مواردی، دادهها و شاخصهای کافی برای رصد پیشرفت وعدهها در دسترس نیست و سنجش موفقیت یا تحقق آنها پیچیده و چالشبرانگیز میشود. علاوهبر این، یکی دیگر از پیامدهای این نوع وعدهها، انحراف از وعدهها پس از انتخابات است؛ به این معنا که نامزدها پس از پیروزی ممکن است از اجرای وعدههای خود عقبنشینی کنند و تحقق آنها را دنبال نکنند، که این امر میتواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود.
3ـ1ـ3. عدم صلاحیت فردی وعدهدهنده در حوزه وعده
یکی از چالشهای مهم در عرصه حکمرانی، طرح وعده توسط فردی است که صلاحیت قانونی لازم برای تحقق آن را ندارد. گاهی نامزدها وعدههایی ارائه میدهند که خارج از محدوده اختیارات و جایگاه آنهاست و تحقق آنها بهطور مستقیم از دسترس آنان خارج است. برای مثال، اگر فردی نامزد ریاست قوه مجریه شود و وعدهای در سطح سیاستهای کلی نظام ارائه دهد، این وعده از نظر قانونی خارج از صلاحیت فردی اوست، زیرا تعیین سیاستهای کلی نظام برعهده رهبری قرار دارد. چنین وضعیتی نهتنها تحقق وعده را غیرممکن میسازد، بلکه میتواند اعتماد عمومی را تضعیف کرده و انتظارات غیرواقعی ایجاد کند.
4ـ1ـ3. ناپایداری وعدهها در سناریوهای مختلف (امکانسنجی وعدهها)
اولین قدم برای سنجش میزان پایداری وعدهها، این است که سناریوهای مختلفی را که ممکن است در مسیر اجرای وعده رخ دهند، شناسایی و تحلیل کنیم. هر وعده با مجموعهای از شرایط و احتمالها همراه است و برخی از این سناریوها محتملتر از دیگران هستند. در مسیر تحقق وعدهها، مواجهه با موانع و چالشهای عملیاتی، مالی یا نهادی طبیعی است و پیشبینی آنها میتواند احتمال موفقیت وعده را افزایش دهد. امکانسنجی وعدهها عبارت است از: ارزیابی احتمال عملی شدن وعده و ارائه تصویری واقعبینانه از شانس تحقق آن. فرض کنید که یک نامزد وعده میدهد که در صورت پیروزی، سیستم حملونقل عمومی را رایگان خواهد کرد. در این مثال، امکانسنجی وعده به بررسی عواملی مانند موارد زیر میپردازد: آیا تأمین هزینههای حملونقل عمومی رایگان از نظر اقتصادی امکانپذیر است؟ یا احتمال موفقیت در انجام این وعده چقدر است؟ این فرایند به تصمیمگیرندگان و مردم کمک میکند تا وعدهها را بر پایه واقعیتهای اجرایی و محدودیتهای قانونی و اقتصادی ارزیابی کنند و از طرح وعدههای غیرقابل تحقق جلوگیری شود.
5ـ1ـ3. بخشینگری در محتوای وعدهها و فقدان نگاه نظاممند به آثار بینبخشی آنها
بخشینگری در وعدههای انتخاباتی، که به تمرکز نامزدها بر حل مشکلات خاص حوزه تخصصی یا منطقه انتخابیه خود بدون توجه به آثار بینبخشی و کلنگر اشاره دارد، یکی از چالشهای اصلی فرایندهای انتخاباتی است. این رویکرد، که ناشی از فشارهای سیاسی، کمبود تحلیل جامع، ساختارهای انتخاباتی ناکارآمد و مطالبات کوتاهمدت رأیدهندگان است، میتواند به ناهماهنگی بینبخشی، ناکارآمدی خطمشیها، کاهش اعتماد عمومی و مانع شدن از توسعه منجر شود. برای غلبه بر این معضل، نامزدها باید برنامههای یکپارچه و نظاممند ارائه دهند که با بهرهگیری از تحلیلهای دادهمحور، تعاملات بینبخشی و آثار بلندمدت خطمشیها را در نظر بگیرند، تا از این طریق حکمرانی مؤثر و اعتماد عمومی به نظام سیاسی تقویت شود.
1ـ2ـ3. نبود تطابق وعدهها با اختیارات قانونی
یکی از چالشهای اساسی در زمینه وعدههای انتخاباتی، تفاوت میان انتظارهای مردم و حدود اختیارهای قانونی نمایندگان است. در برخی مناطق کشور، این تصور نادرست وجود دارد که نمایندگان مجلس مسئول رسیدگی به تمامی مشکلات و مطالبات مردم در حوزه انتخابیه خود هستند و میتوانند راهحلهای مستقیم برای همه مسائل ارائه دهند. این برداشت اشتباه موجب میشود شهروندان به جای مراجعه به نهادها و سازمانهای تخصصی، از نماینده منتخب خود انتظار مداخله مستقیم داشته باشند. در مقابل، نمایندگان برای جلب حمایت و افزایش محبوبیت، وعدههایی ارائه میکنند که اغلب فراتر از اختیارها و وظایف قانونی آنها قرار دارد. این وضعیت، علاوهبر ایجاد انتظارهای غیرواقعی، میتواند به کاهش پاسخگویی نهادی و تضعیف اعتماد عمومی منجر شود.
2ـ2ـ3. تعارض با سیاستهای کلی
یکی از آسیبهای مهم در فرایند طرح وعدههای انتخاباتی، ناهماهنگی میان وعدههای ارائهشده از سوی نامزدها و سیاستهای کلی نظام و اسناد بالادستی کشور است. این تعارض زمانی شکل میگیرد که نامزدها، بدون توجه به جهتگیریهای کلان و اصول مصوب حاکم بر خطمشیگذاری ملی، وعدههایی ارائه میکنند که با راهبردهای رسمی کشور در تضاد است. برای مثال، چنانچه در اسناد بالادستی کشور سیاست عدم توسعه روابط با یک دولت خاص بهعنوان خطمشی رسمی تعیین شده باشد، طرح وعدهای در جهت گسترش روابط با همان دولت از سوی یک نامزد، مغایر با سیاستهای کلی نظام خواهد بود. تحقق چنین وعدههایی نهتنها امکانپذیر نیست، بلکه در صورت پیگیری، میتواند موجب ایجاد تنش، بیثباتی سیاسی و تضعیف انسجام در سیاست خارجی شود.
3ـ2ـ3. عدم انطباق وعدهها با ظرفیتها و واقعیتهای اجرایی کشور
در جریان رقابتهای انتخاباتی، نامزدها معمولاً مجموعهای از وعدههای جذاب و امیدبخش را برای جلب حمایت عمومی مطرح میکنند. بااینحال، بخش قابلتوجهی از این وعدهها بر پایه شناخت دقیق از واقعیتهای اجرایی و محدودیتهای نظام حکمرانی استوار نیست. در نتیجه، زمانی که فرد منتخب وارد عرصه عمل میشود، با شبکهای از موانع اداری، قانونی، مالی و نهادی روبهرو میشود که تحقق وعدهها را دشوار میسازد. این شکاف میان تصورات پیش و پس از مسئولیت ، غالباً ناشی از سادهانگاری فرایند حکمرانی و فقدان درک عمیق از سازوکارهای اجرایی دولت است. پیامد چنین ناآشنایی، افزایش انتظارات غیرواقعی مردم، تضعیف اعتماد عمومی و کاهش اثربخشی تصمیمها در دوره مسئولیت خواهد بود.
4ـ2ـ3. تعارض منافع بین دستگاهها
یکی از چالشهای اساسی در زمینه طرح و تحقق وعدههای مقامات، تعارض منافع میان دستگاههای اجرایی است. هر دستگاه معمولاً وعدههایی را متناسب با مأموریت خود ارائه میدهد، اما این وعدهها گاه با اهداف و عملکرد سایر نهادها در تضاد قرار میگیرد. بهعنوان نمونه، ممکن است «وزارت علوم» با هدف افزایش یکمیلیونی جمعیت دانشجویان، خطمشی توسعه آموزش عالی را دنبال کند؛ در حالیکه «وزارت کار» همزمان با چالش افزایش بیکاری فارغالتحصیلان روبهرو شود. در چنین شرایطی، تحقق وعده یک وزارتخانه میتواند به تضعیف کارکرد یا افزایش فشار بر وزارتخانه دیگر منجر شود. این وضعیت، نشانهای از نبود هماهنگی افقی میان دستگاهها و فقدان نگاه کلنگر در طراحی وعدههاست. پیامد آن، کاهش انسجام سیاستی و تضعیف اعتماد عمومی به وعدههای مقامات است. ازاینرو، طرح هر وعده باید در چارچوب ارزیابی بینبخشی و با در نظر گرفتن آثار آن بر سایر نظامات حکمرانی انجام شود.
5ـ2ـ3. شکاف میان انتظارات عمومی و مسئولیتهای نامزد منتخب
یکی از آسیبهای رایج در فرایندهای انتخاباتی، ناهماهنگی میان انتظارات مردم و حدود واقعی اختیارات مقامات منتخب است. بسیاری از رأیدهندگان آگاهی دقیقی از حدود وظایف و اختیارات نهادهای انتخابی ندارند و به همین دلیل، گاه مطالبات یا توقعاتی فراتر از توان و صلاحیت قانونی آن مقام مطرح میکنند. این شکاف ریشه در تفاوت میان درک عمومی از فرایند تصمیمگیری سیاسی و پیچیدگیهای واقعی حکمرانی دارد. تصور عمومی این است، نمایندگان یا مسئولان منتخب قادرند بهصورت مستقل و در کوتاهمدت مشکلات جامعه را برطرف کنند؛ حال آنکه در واقعیت، اقدامهای آنان در چارچوب قوانین، ساختارهای اداری و محدودیتهای نهادی انجام میگیرد. تداوم این ناهماهنگی میتواند به ناامیدی عمومی، تضعیف اعتماد به نهادهای منتخب و کاهش کارآمدی نظام سیاسی منجر شود.
1ـ3ـ3. تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی
در سالهای اخیر، تحولات و رویدادهای متعددی روی داده که به شکل قابل توجهی شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه را تحت تأثیر قرار داده است. این تغییرها میتوانند بر قابلیت تحقق وعدههای انتخاباتی و وعدههای مقامات و مسئولان اثرگذار باشند. برای مثال، رویدادهایی نظیر شیوع ویروس کرونا، جنگ اوکراین و غزه به بیثباتی اقتصادی و اجتماعی دامن زدهاند. این شرایط، تحقق بسیاری از وعدههای مطرح شده در حوزههای مختلف را دشوار کرده و احتمال اجرای آنها را کاهش داده است. در نتیجه، پایداری وعدهها و اعتماد عمومی به نظام سیاسی تحت تأثیر قرار گرفته است.
2ـ3ـ3. ضعف سازوکار پاسخگویی و پیگیری
یکی از چالشهای مهم در نظام سیاسی، فقدان مکانیزمهای قانونی و نهادی مؤثر برای الزام مسئولان به تحقق وعدههای مطرح شده است. این خلأ، علاوهبر تهدید اعتماد عمومی و مشارکت سیاسی شهروندان، امکان نظارت و ارزیابی عملکرد مقامات را نیز محدود میکند. بر این اساس، ایجاد و استقرار سازوکارهای شفاف حقوقی و مدیریتی برای پیگیری و حسابرسی وعدههای انتخاباتی و وعدههای مقامات، ضروری است تا علاوهبر افزایش پاسخگویی، اعتماد عمومی به نظام سیاسی نیز تقویت شود.
3ـ3ـ3. نبود نقش مؤثر نهادهای صنفی-تخصصی
نهادهای صنفی، بهعنوان نمایندگان گروههای مختلف جامعه، میتوانند نقش کلیدی در پیگیری وعدههای نامزدهای تصدی پستهای سیاسی و مقامات اجرایی ایفا کنند. این نهادها، با بهرهگیری از دانش و تجربه تخصصی خود، میتوانند به مسئولان کمک کنند تا وعدههای خود را بهطور واقعگرایانه تشریح کنند و آنها را بهطور مؤثر اجرا کنند[23]. بهطور کلی، مشارکت فعال گروههای تخصصی، حرفهای، سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای اجتماعی موجب تقویت همگرایی اجتماعی، افزایش شفافیت و ارتقای کیفیت خطمشیگذاری میشود. از سوی دیگر، نبود پیگیری مستمر این نهادها میتواند پیامدهایی نظیر عقبنشینی مسئولان از اجرای وعدهها یا اجرای ناقص آنها به همراه داشته باشد. به همین دلیل، مشارکت فعال نهادهای صنفی و تخصصی، ابزاری مؤثر برای احقاق حقوق شهروندان بهصورت مسالمتآمیز و قانونی محسوب میشود.
4ـ3ـ3. تعارض منافع در اجرا (سطح ملی- محلی)
به موجب اصل هشتاد و چهارم قانون اساسی، نمایندگان مجلس در برابر کل ملت مسئول هستند. بااینحال، انتخاب نمایندگان از حوزههای انتخابیه مختلف ممکن است به تعارض میان منافع ملی و محلی منجر شود. چنین تعارضی میتواند موجب عدم توجه کافی به منافع کل کشور شود و اجرای برخی خطمشیها را پیچیده سازد. برای مثال، استانداری ممکن است در تصمیمگیریهای خود صرفاً به نفع استان خود عمل کند، حتی اگر این تصمیمات به سایر مناطق کشور آسیب برساند. در نظام پارلمانی ایران، انتخاب مجدد نماینده مجلس به جلب رضایت ساکنان حوزه انتخابیه وابسته است؛ بنابراین، نماینده ممکن است برای حفظ محبوبیت خود، خواستههای محلی را بر منافع ملی ترجیح دهد، حتی اگر این خواستهها خارج از وظایف نمایندگی باشد. نمونهای عملی از این تعارض، وعدهای مبنی بر ساخت سد در یک منطقه خاص است. این وعده ممکن است مزایای اقتصادی و اجتماعی برای آن منطقه مانند ایجاد فرصتهای شغلی و تقویت زیرساختها به همراه داشته باشد، اما میتواند به تنوعزیستی، منابع آبی و سایر مناطق کشور آسیب رسانده و پیامدهای نامطلوبی ایجاد کند. در چنین شرایطی، پیگیری این وعده نمونهای از تعارض منافع ملی و محلی محسوب میشود.
5ـ3ـ3. تعارض منافع در اجرا (سطح بخشی- فرابخشی)
تعارض منافع بخشی-فرابخشی در وعدهها و خطمشیگذاریها زمانی رخ میدهد که منافع یک گروه، بخش یا حوزه خاص با منافع کل جامعه همراستا نباشد. این نوع تعارض معمولاً در فرایندهای انتخاباتی یا برنامهریزیهای کلان نمود پیدا میکند و میتواند بر کیفیت تصمیمگیری و عدالت توزیعی تأثیر منفی داشته باشد. برای نمونه، وزارت صنعت، معدن و تجارت ممکن است در تصمیمهای خود منافع بخش صنعتی را بر منافع ملی ترجیح دهد، حتی اگر این تصمیمها به زیان محیطزیست یا سلامت عمومی باشد. به همین ترتیب، نمایندگان مجلس در برخی رأیگیریها ممکن است منافع محلی یا بخشی از حوزه انتخابیه خود را بر منافع کل کشور ترجیح دهند. چنین رویکردهایی، نمونهای از تعارض منافع بخشی-فرابخشی است که میتواند موجب کاهش انسجام خطمشیها، ناکارآمدی اجرا و آسیب به منافع عمومی شود.
4ـ3. آسیبهای ارزیابی
1ـ4ـ3. نبود مرجع مستقل در ارزیابی وعدهها
یکی از چالشهای اساسی در ساماندهی وعدههای انتخاباتی، وجود نداشتن مرجع مستقل و ذیصلاح برای ارزیابی میزان تحقق وعدههاست. در بسیاری از موارد، نامزدهای تصدی پستهای سیاسی وعدههایی ارائه میکنند که پس از انتخاب، به آنها عمل نمیشود و هیچ نهاد مستقلی برای سنجش تحقق وعدهها یا پیگرد قانونی متخلفان وجود ندارد. همچنین، احزاب سیاسی و نمایندگان غالباً تمایلی به ایجاد سازوکارهای نظارتی قوی ندارند، چرا که این ابزارها ممکن است علیه منافع خودشان و به نفع رقبا عمل کند. علاوهبر این، تأسیس و مدیریت یک مرجع مستقل برای ارزیابی وعدهها، نیازمند منابع مالی، انسانی و زیرساختهای سازمانی قابل توجه است. نبود چنین مرجعی، نهتنها موجب کاهش شفافیت و پاسخگویی میشود، بلکه اعتماد عمومی به فرایندهای انتخاباتی و نظام سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
2ـ4ـ3. دشواری سنجش تحقق وعده در شرایط متغیر
پایش و بازنگری وعدهها، جزء لاینفک فرایند ارزیابی وعدههای انتخاباتی است و اهمیت آن زمانی افزایش مییابد که وعدههای اولیه بهدلیل چالشهای پیشبینینشده یا تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، قابل اجرا نباشند. عدم تحقق برخی وعدهها که پیشتر قطعی بهنظر میرسیدند، نشاندهنده وجود درصدی از قطعیت نداشتن در تحقق تمامی وعدههاست. این امر مستلزم شفافیت کامل در مورد هویت ارزیابیکنندگان، سازوکارها و نهادهای مسئول ارزیابی، روشهای اجرا، انتشار نتایج و تضمین کیفیت فرایند ارزیابی است. هدف نهایی از ارزیابی و بازنگری وعدههای انتخاباتی، اطمینان از آن است که وعدهها واقعبینانه، قابل اجرا و در راستای منافع عمومی باشند و در عمل به نفع مردم عمل کنند.
3ـ4ـ3. فقدان شاخصهای کمی و دادههای شفاف برای ارزیابی
یکی از چالشهای جدی در ارزیابی تحقق وعدههای انتخاباتی، نبود شاخصهای کمی قابل اندازهگیری و دادههای قابل اتکا است. بسیاری از وعدهها، بهویژه وعدههای کلان و چندوجهی، فاقد معیارهای روشن برای سنجش میزان تحقق هستند. این امر، امکان پیگیری عملکرد مسئولان، تحلیل پیشرفت و مقایسه وعدهها با نتایج واقعی را دشوار میسازد. کمبود دادههای کمی و شاخصهای مشخص، همچنین مانع شفافیت و پاسخگویی میشود و ارزیابیهای مبتنیبر قضاوتهای ذهنی یا ادراک عمومی را افزایش میدهد که اغلب با سوگیریها و خطاهای ارزیابی همراه است. برای رفع این مشکل، لازم است شاخصهای عملکردی، معیارهای کمی و ابزارهای دادهمحور طراحی و در اختیار نهادهای نظارتی و پژوهشی قرار گیرد تا امکان ارزیابی دقیق، شفاف و قابل اعتماد وعدهها فراهم شود و اعتماد عمومی به فرایندهای سیاسی و انتخاباتی تقویت شود.
جدول 3. آسیبشناسی وعدههای انتخاباتی
|
بخش |
زیر بخش |
شرح آسیبها |
|
آسیبهای محتوایی |
طرح وعدههای غیرقابل اجرا |
وعدههای غیرقابل تحقق موجب ایجاد انتظارات غیرواقعی، کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی میشوند. مثال: «ایجاد چند میلیون شغل ظرف یک سال». |
|
مبهم، مجمل و غیرواقعی بودن وعدهها |
وعدههای کلی، بدون جزئیات، یا متناقض با تعهدات پیشین، ارزیابی تحقق را دشوار میکنند و میتوانند به عقبنشینی پس از انتخابات منجر شوند. مثال: «بهبود کیفیت زندگی برای همه شهروندان». |
|
|
عدم صلاحیت وعدهدهنده در حوزه وعده |
وعدهدهی در حوزههایی که خارج از صلاحیت تخصصی وعدهدهنده است، موجب بیاعتمادی و تضعیف پاسخگویی میشود. مثال: نامزد شورا درباره سیاست خارجی یا مالیات وعده میدهد. |
|
|
بخشینگری و فقدان نگاه نظاممند به آثار بینبخشی |
تمرکز صرف بر حوزه محلی یا تخصصی بدون توجه به آثار کلان، باعث ناهماهنگی خطمشیها و کاهش اعتماد عمومی میشود. |
|
|
ناپایداری وعدهها در سناریوهای مختلف |
تغییر شرایط و موانع پیشبینی نشده، تحقق وعدهها را با نبود قطعیت همراه میکند؛ امکانسنجی ضروری است. |
|
|
آسیبهای زمینهای |
فقدان تطابق وعدهها با اختیارات قانونی |
وعدههایی که فراتر از حدود اختیارات قانونی نهاد مربوطه است، موجب ایجاد انتظارات غیرواقعی و ابهام در مسئولیتپذیری میشود. مثال: وعده بودجهای بدون صلاحیت قانونی. |
|
تعارض با سیاستهای کلی نظام |
وعدههایی که با اسناد بالادستی مغایرت دارند، میتوانند تنش و بیثباتی سیاسی ایجاد کنند. |
|
|
نبود انطباق وعدهها با ظرفیتها و واقعیتهای اجرایی کشور |
ارائه وعدهها بدون درک کامل از پیچیدگیهای حکمرانی، منجر به سادهانگاری و غیرواقعبینی میشود. بهطور مثال؛ مثال: وعده اجرای طرح ملی بدون در نظر گرفتن منابع بودجهای یا هماهنگی بیندستگاهی. |
|
|
شکاف میان انتظارات عمومی و مسئولیتهای نامزد منتخب |
مردم اغلب تصور میکنند نمایندگان قدرت گسترده دارند؛ درحالیکه اختیارات محدود است، به انتظارات غیرواقعی منجر میشود. |
|
|
تعارض منافع بین دستگاهها |
بهطور مثال؛ اختلاف منافع میان وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی در تخصیص منابع آبی، مانع تحقق وعدههای توسعه کشاورزی پایدار میشود. |
|
|
آسیبهای اجرایی |
تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی |
تحولات غیرقابل پیشبینی (کرونا، جنگها و اغتشاشات) تحقق وعدهها را دشوار میکند و باعث کاهش پایداری و اعتماد عمومی میشود. |
|
ضعف سازوکار پاسخگویی و پیگیری |
نبود مکانیزمهای قانونی و نهادی برای الزام مسئولان، شفافیت و پاسخگویی را کاهش میدهد. |
|
|
نبود نقش مؤثر نهادهای صنفی |
عدم مشارکت نهادهای تخصصی، صنفی و اجتماعی مانع پیگیری دقیق وعدهها و کاهش انسجام اجتماعی میشود. |
|
|
تعارض منافع در اجرا (سطح ملی-محلی) |
منافع محلی نمایندگان گاهی با منافع ملی تضاد دارد. مثال: وعده ساخت سد در یک منطقه ممکن است به سایر مناطق و منابع طبیعی آسیب برساند. |
|
|
تعارض منافع در اجرا (سطح بخشی-فرابخشی) |
منافع یک بخش یا حوزه خاص ممکن است با منافع کل جامعه تضاد داشته باشد. مثال: تصمیمهای وزارت صمت یا رأیگیریهای بخشی نمایندگان. |
|
|
آسیبهای ارزیابی
|
نبود مرجع مستقل در ارزیابی وعدهها |
وجود نداشتن نهاد مستقل برای سنجش تحقق وعدهها، کاهش شفافیت و پاسخگویی و آسیب به اعتماد عمومی را به همراه دارد. |
|
دشواری سنجش تحقق وعدهها در شرایط متغیر |
تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ارزیابی وعدهها را پیچیده میکند؛ شفافیت در روشها و نهادهای مسئول ضروری است. |
|
|
فقدان شاخصهای کمی و دادههای شفاف |
نبود شاخصها و دادههای قابل اتکا، ارزیابی وعدهها را دشوار میکند و منجر به تصمیمگیری مبتنیبر ذهنیت یا سوگیری میشود. طراحی شاخصهای کمی و دادهمحور ضروری است |
مأخذ: همان.
با توجه به تحلیل آسیبشناسانه نظام وعدهسپاری مقامات سیاسی و نامزدهای انتخاباتی که در بخشهای پیشین ارائه شد و شناسایی خلأها و نقاط ضعف موجود، در این بخش قصد داریم مجموعهای از راهکارها و پیشنهادهای عملیاتی و نهادی را ارائه کنیم. این راهکارها با هدف ارتقای پاسخگویی، شفافیت و قابلیت سنجش وعدهها، تقویت نظارت مجلس و نهادهای مدنی و افزایش اعتماد عمومی طراحی شدهاند تا امکان تحقق وعدهها و کاهش آثار منفی عدم پایبندی به آنها فراهم شود.
1ـ4. تقویت ضمانت اجراهای حقوقی و نهادی در مقابله با وعدههای خلاف واقع
یکی از محورهای اساسی برای ارتقای پاسخگویی مقامات سیاسی و نامزدهای انتخابات، تقویت ضمانتهای حقوقی و نهادی در برابر وعدههای خلاف واقع است. تجربه نشان میدهد که حضور فعالانه شهروندان در انتخابات و افزایش سواد سیاسی آنها میتواند اثر بازدارندهای بر ارائه وعدههای غیرقانونی یا غیرقابل تحقق داشته باشد و فضای تبلیغات انتخاباتی را به صحنهای برای ارزیابی واقعی برنامهها و وعدهها تبدیل کند. بااینحال، مقررات قانونی موجود در این زمینه ناکافی بوده و بیشتر به جنبههای شکلی و صوری محدود شدهاند. برای تقویت ضمانتهای حقوقی، نهادهای نظارتی ازجمله شورای نگهبان میتوانند در بررسی صلاحیت نامزدها، سابقه عملکرد و وفای به وعدههای انتخاباتی پیشین آنها را بهعنوان شاخصی برای ارزیابی صلاحیت لحاظ کنند. علاوهبر آن، مجلس شورای اسلامی نیز از طریق ابزارهایی مانند اعتبارنامه نمایندگان، و اصول (۸۸) و (۸۹) قانون اساسی (سؤال و استیضاح رئیسجمهور)، میتواند نسبت به وعدههای خلاف واقع مقامات و نمایندگان واکنش نشان دهد. در پیادهسازی این ضمانتها، رعایت نکات و الزامهای ذیل ضروری است:
اجرای چنین سازوکارهایی میتواند ضمن ارتقای پاسخگویی و شفافیت در عملکرد مقامات و نامزدها، اعتماد عمومی را تقویت کرده و زمینه تحقق وعدهها را تسهیل کند [9].
2ـ4. ارتقای آگاهی سیاسی شهروندان در مطالبه وعدهها
رصد و پیگیری وعدهها، یکی از جنبههای مهم سواد سیاسی است، آگاهی از حقوق شهروندی در بعدهای مدنی، سیاسی و اجتماعی، جنبههای گوناگونی دارد. یکی از آنها پیگیری وعدههای مقامات و مسئولان است. این امر به شهروندان کمک میکند تا از وعدههای مسئولان خود آگاه شوند، میزان پایبندی مسئولان به وعدهها را ارزیابی کنند و در صورت عدم پایبندی مسئولان به وعدهها، اقدامهای لازم را انجام دهند. از طرف دیگر، زمانی که مسئولان بدانند که وعدههای آنها بهطور دقیق توسط شهروندان رصد میشود، به احتمال زیاد نسبت به اجرای آنها جدیتر خواهند بود. زمانی که مردم ببینند پیگیری وعدههای انتخاباتی میتواند به بهبود وضعیت جامعه منجر شود، به احتمال زیاد نسبت به مشارکت سیاسی خود جدیتر خواهند بود[24]. این بند در واقع به بعد اجتماعی و فرهنگی پاسخگویی انتخاباتی میپردازد؛ یعنی ایجاد توان و انگیزه در مردم برای اینکه بتوانند وعدهها را بشناسند، پیگیری کنند و مطالبهگری مؤثر داشته باشند.
جدول 4. ارتقای مطالبهگری شهروندان
|
سطح |
اقدام پیشنهادی |
توضیح عملی |
|
1. آموزش عمومی و رسانهای |
تولید برنامههای آموزشی، مستندها، پویشهای رسانهای درباره «حقوق سیاسی و شهروندی» و مفهوم وعده انتخاباتی |
مثلاً صداوسیما و رسانههای دیجیتال میتوانند برنامههایی تهیه کنند که در آن وعدههای نامزدها به زبان ساده توضیح داده و عملکرد آنها در دورههای بعدی مقایسه شود. |
|
2. آموزش رسمی و دانشگاهی |
گنجاندن موضوعهایی مثل «مسئولیت اجتماعی»، «پاسخگویی سیاسی» و «نظارت عمومی» در برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها |
این باعث میشود نسل جوان از همان ابتدا با فرهنگ مطالبهگری آشنا شود، نه صرفاً رأی دادن. |
|
3. تقویت جامعه مدنی و نهادهای مردمی |
حمایت از نهادهای غیردولتی، انجمنها و رسانههای تخصصی که وعدهها را رصد و گزارش میکنند |
مثلاً تشکیل سامانههای مردمی یا NGOهایی که وعدههای انتخاباتی را ثبت، تحلیل و منتشر کنند. |
|
4. شفافیت اطلاعات و دسترسی آزاد به دادهها |
دسترسی عمومی به برنامهها، وعدهها و عملکرد نمایندگان در سامانهای رسمی |
اگر مردم بتوانند وعدهها و گزارش عملکرد را در یک سامانه ببینند، پیگیری و مطالبه آسانتر میشود. |
|
5. ایجاد سازوکارهای مشارکت مدنی |
راهاندازی پلتفرمهایی برای گفتوگو و پرسش از نمایندگان (مثلاً نشستهای دورهای مردمی یا سامانههای پرسش و پاسخ عمومی) |
این باعث میشود شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده میشود و پیگیریشان بیاثر نیست. |
مأخذ: همان.
ارتقای آگاهی سیاسی یعنی تبدیل «مردم ناظر منفعل» به «مردم مطالبهگر فعال». این امر نه فقط با آموزش و رسانه، بلکه با دسترسی به اطلاعات، ابزار نظارتی و نهادهای واسط مردمی تحقق پیدا میکند. وقتی مردم بدانند که وعدهها سند قابل رصد هستند و ابزارهای پیگیری در دست دارند، هم اعتماد سیاسی افزایش مییابد و هم پاسخگویی واقعی مسئولان تقویت میشود.
3ـ4. بهکارگیری نظام رصد وعدهها براساس شاخصهای منتخب
یکی از مهمترین پیششرطهای شفافیت، پاسخگویی و ارتقای اعتماد عمومی در نظام حکمرانی، ساماندهی علمی و قابل سنجش وعدههای انتخاباتی و مدیریتی است. در فقدان چارچوبی استاندارد برای بیان و پیگیری وعدهها، بسیاری از تعهدات سیاسی در حد شعار باقی مانده و امکان ارزیابی تحقق آنها فراهم نمیشود. بهکارگیری الگوهای علمی هدفگذاری میتواند ابزاری کارآمد برای بازتعریف و نظاممندسازی وعدهها بهشمار رود؛ الگویی که بهصورت عملیاتی، شفافیت، قابلیت سنجش و پاسخگویی مقامات را افزایش میدهد[25]. در این چارچوب، وعدههای انتخاباتی و مدیریتی باید براساس پنج محور اصلی مدل اسمارت طراحی، ثبت و ارزیابی شوند. این محورها بهشرح زیرند:
جدول 5. الگوی نظاممندسازی وعدههای انتخاباتی براساس مدل اسمارت
|
محور |
عنوان |
الزامها و شاخصها |
نمونه و تبیین |
|
1 |
مشخص بودن |
وعده باید بهصورت دقیق، روشن و بدون ابهام بیان شود؛ جزئیات مربوط به حوزه اجرا، زمانبندی، منابع مالی و شاخصهای سنجش تحقق نیز باید مشخص باشد. |
به جای گفتن «ایجاد شغل»، باید مشخص شود چه تعداد شغل، برای چه گروههایی و در چه بازه زمانی ایجاد خواهد شد. مثلاً «ایجاد ۵۰ هزار فرصت شغلی برای فارغالتحصیلان فنی تا پایان سال ۱۴۰۶». |
|
2 |
قابل اندازهگیری بودن |
باید معیارهای دقیق برای سنجش پیشرفت در تحقق وعده تعریف و گزارشدهی دورهای انجام شود. |
بهطور مثال «کاهش ۱۰ درصدی نرخ بیکاری تا پایان برنامه پنجساله» یا «کاهش ۱۵ درصدی مصرف انرژی ساختمانهای اداری تا سال آینده». |
|
3 |
قابل دستیابی بودن |
وعده باید با توجه به منابع، ظرفیتهای نهادی و امکانات موجود، واقعبینانه و اجرایی باشد. وعدههای غیرممکن موجب کاهش سرمایه اجتماعی و بیاعتمادی عمومی میشوند. |
بهعنوان نمونه کاشت 1 میلیون درخت در یک سال، که با مشارکت مردم، سازمانهای مردم نهاد و شهرداریها، میتوان به این هدف دست یافت؛ یا کاهش 15 درصدی آلودگی هوا تا 4 سال آینده، که با اجرای برنامههای زیستمحیطی و تشویق به استفاده از وسایل نقلیه عمومی، میتوان به این هدف دست یافت. |
|
4 |
مرتبط بودن |
وعده باید با وظایف و اختیارات مقام وعدهدهنده و نیز با نیازها و اولویتهای جامعه ارتباط مستقیم داشته باشد. وعدههای خارج از صلاحیت قانونی فاقد وجاهت اجرایی هستند. |
وعده «اصلاح نظام آموزشی» برای نامزد مجلس شورای اسلامی، خارج از اختیارات اوست، اما وعده «اصلاح قوانین حمایت از معلمان» مرتبط و مشروع است. |
|
5 |
زماندار بودن
|
برای تحقق وعده باید بازه زمانی مشخص تعیین شود. زمانبندی روشن، امکان پایش و مطالبهگری عمومی را فراهم میسازد. |
مثال: «افتتاح ۵۰ مرکز نوآوری تا پایان سال ۱۴۰۵» بهجای وعده کلی «حمایت از نوآوری». |
مأخذ: همان.
بهکارگیری چارچوب فوق در طراحی و اعلام وعدهها، افزونبر ارتقای پاسخگویی، موجب میشود وعدهها از قالب کلیگویی و شعار فاصله گرفته و به اهداف قابلپیگیری و قابل ارزیابی تبدیل شوند. بنابراین، پیشنهاد میشود نهادهای ناظر بر انتخابات و انتصابات سیاسی، ازجمله شورای نگهبان، وزارت کشور و سازمان امور اداری و استخدامی، مکلف شوند نظام ارزیابی وعدهها را بر پایه شاخصهای مدل اسمارت طراحی و اجرا کنند تا فرایند تحقق وعدهها شفاف، سنجشپذیر و قابل مطالبه از سوی افکار عمومی شود.
4ـ4. حرکت به سمت طرح وعدههای بینبخشی
وعدههای سیاسی و اجرایی باید بهگونهای طراحی شوند که شکافها و تمایزات میان نهادها و دستگاهها را کاهش داده و به ارتقای هماهنگی و یکپارچگی نظام حکمرانی منجر شوند. در این رویکرد، وعدهها به جای محدود شدن به اهداف کمی و جزئی یک نهاد خاص، بهعنوان ابزاری برای پل زدن میان نهادها و ایجاد همافزایی بین بخشهای مختلف تلقی میشوند. این روش، که در ادبیات مدیریت و خطمشیگذاری به «کنشگری مرزی» شناخته میشود، بر نقاط تلاقی و تعامل میان دستگاههای مختلف تمرکز دارد و نقش واسطهای میان آنها ایفا میکند [26].
برای نمونه، وعده افزایش تعداد دانشجویان توسط وزارت علوم، اگرچه نشاندهنده توجه به توسعه آموزش عالی است، اما بهتنهایی قادر به حل مشکل بیکاری فارغالتحصیلان نیست. در چنین شرایطی، «رویکرد کنشگری مرزی» ضرورت مییابد تا ارتباط میان «آموزش عالی و بازار کار» برقرار شود. در این چارچوب، کنشگر مرزی ظرفیتها و قابلیتهای هر دو نهاد را شناسایی کرده و با ایجاد پیوند میان آنها، زمینه طراحی دورههای آموزشی متناسب با نیاز بازار کار، فرصتهای کارآموزی و اشتغال برای دانشجویان و درنهایت کاهش نرخ بیکاری را فراهم میآورد. بنابراین، کنشگر مرزی نقش واسطهای و هماهنگکننده دارد و تمرکز اصلی او بر اتصال ظرفیتها و تبدیل آنها به فرصتهای عملی است، نه تولید مستقیم محتوا. این امر مستلزم تدوین پیوستها و برنامههای جانبی برای هر وعده است تا تحقق اهداف بینبخشی و همافزایی نهادی تضمین شود.
شکل 1. جریان عملیاتی کنشگری مرزی بین دو نهاد
مأخذ: همان
کنشگری مرزی میان وزارت علوم و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نقشی کلیدی در تبدیل وعدههای آموزشی و اشتغالی از سطح شعار به سطح عمل ایفا میکند. این کنشگر با تحلیل ظرفیتها و نیازهای واقعی دو نهاد، شکاف میان آموزش عالی و بازار کار را شناسایی کرده و از طریق پیوند عملیاتی میان خطمشیهای آموزشی و اشتغالی، همافزایی نهادی ایجاد میکند. او با هماهنگی اهداف و منابع، اطمینان میدهد که افزایش ظرفیت دانشگاهی با فرصتهای شغلی واقعی همسو باشد و با پایش مستمر وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان، امکان اصلاح مداوم خطمشیها را فراهم میسازد. در نتیجه، وعدههایی مانند افزایش ظرفیت رشتههای مهندسی یا مهارتافزایی نیروی کار، به جای اهداف عددی، به برنامههای بینبخشی و قابل تحقق تبدیل میشوند که هم به ارتقای کیفیت آموزش میانجامند و هم به بهبود بهرهوری بازار کار کمک میکنند.
5ـ4. استفاده از ظرفیت رسانهها در پیگیری وعدههای مقامات
رسانهها، بهویژه سازمان صداوسیما، میتوانند نقش تعیینکنندهای در تقویت پاسخگویی و شفافیت سیاسی ایفا کنند. این نقش، تنها محدود به پوشش خبری انتخابات نیست، بلکه شامل پایش مستمر وعدههای انتخاباتی، نقد کارشناسی عملکرد مسئولان و ترویج گفتمان گفتوگو و مطالبهگری آگاهانه نیز میشود. صداوسیما باید با حفظ بیطرفی و استقلال حرفهای، اقدامهایی نظیر تولید مستندهای تحلیلی درباره میزان تحقق وعدههای گذشته، برگزاری مناظرههای کارشناسی درباره امکانسنجی وعدهها، تشکیل میزگردهای تخصصی برای بررسی برنامههای نامزدها و ترویج فرهنگ نقد منصفانه را در دستور کار خود قرار دهد. همچنین رسانهها میتوانند با تقویت نقش احزاب در نظارت بر وعدههای نامزدهای خود و انتشار گزارشهای منظم از عملکرد آنان، پیوند میان مردم، احزاب و حاکمیت را تقویت کنند. بدین ترتیب، رسانه نه صرفاً تریبون تبلیغاتی، بلکه ناظر و تسهیلگر گفتوگوی اجتماعی درباره وعدهها و عملکرد واقعی مسئولان خواهد بود.
جدول 6. استفاده از ظرفیت رسانهها
|
حوزه اقدام |
شیوههای استفاده مؤثر از رسانهها |
نتیجه مورد انتظار |
|
۱. آموزش و آگاهیبخشی عمومی |
تولید برنامههای آموزشی درباره حقوق انتخاباتی و اهمیت پیگیری وعدهها؛ استفاده از شبکههای اجتماعی ملی برای انتشار محتوای ساده و جذاب |
افزایش سواد سیاسی مردم و تبدیل آنان به شهروندان مطالبهگر |
|
۲. نظارت و پایش وعدهها |
ایجاد بخش یا برنامه ویژه در صداوسیما با عنوان «وعده و عمل» برای مقایسه وعدههای گذشته با عملکرد فعلی مسئولان |
افزایش پاسخگویی مقامات و ایجاد حافظه جمعی انتخاباتی |
|
۳. تقویت گفتمان نقد و گفتوگو |
برگزاری مناظرهها و میزگردهای تحلیلی با حضور کارشناسان بیطرف، خبرنگاران تحقیقی و نمایندگان جامعه مدنی |
ایجاد فضای گفتوگوی سالم و کاهش قطبیسازی سیاسی |
|
۴. شفافسازی تبلیغات انتخاباتی |
نظارت رسانهای بر تبلیغات انتخاباتی و الزام نامزدها به ارائه جزئیات فنی و مالی وعدهها در رسانهها |
جلوگیری از وعدههای غیرواقعی و غیرقابل تحقق |
|
۵. پیوند رسانه و احزاب سیاسی |
انتشار گزارشهای تحلیلی از عملکرد احزاب و نامزدهای تحت حمایت آنان؛ دعوت از احزاب برای پاسخگویی در برابر وعدهها |
افزایش مسئولیتپذیری احزاب و ارتقای پاسخگویی جمعی |
مأخذ: همان.
رسانه اگر از سطح اطلاعرسانی صرف فراتر رود و به نهادی ناظر، آموزشدهنده و تسهیلگر گفتوگو تبدیل شود، میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای تحقق وعدههای انتخاباتی و تقویت اعتماد عمومی باشد.
6ـ4. افزودن شاخص پایبندی به وعدهها در «بانک اطلاعات مدیران»
پیشنهاد میشود برای ارتقای کارآمدی و اثربخشی نظام مدیریتی، شاخص میزان پایبندی مدیران سیاسی به وعدهها و تحقق آنها در «بانک اطلاعات مدیران» افزوده شود. مطابق ماده (۵۵) قانون مدیریت خدمات کشوری، سازمان اداری و استخدامی کشور موظف است با هدف حفظ سرمایه انسانی و شناسایی افراد واجد شرایط برای تصدی پستهای مدیریتی، نسبت به ایجاد بانک اطلاعات مدیران اقدام کند. این بانک در حال حاضر بر پایه مؤلفههایی چون سوابق تحصیلی، آموزشی، پژوهشی، مهارتی، ارزیابیهای کانونهای استعدادسنجی و مسیر شغلی افراد شکل گرفته است. بااینحال، جنبه پاسخگویی و تعهد مدیریتی در قبال وعدهها هنوز در این نظام لحاظ نشده است. افزودن شاخص پایبندی به وعدهها، میتواند بعد تعهد اخلاقی و عملکردی مدیران را در فرایند انتصاب و ارتقا تقویت کند. ازآنجاکه طبق بند «ب» ماده (۵۵) قانون مذکور، عزل و نصب مدیران سیاسی بدون الزام به رعایت مسیر ارتقای شغلی انجام میشود، ضرورت دارد سازوکارهای نظارتی جایگزین برای ارزیابی صلاحیت و شایستگی این مدیران طراحی شود. یکی از مؤثرترین این سازوکارها، سنجش میزان تحقق وعدههای رسمی و تعهدات مدیریتی است که میتواند به ارتقای نظام مدیریتی، اعتماد عمومی و انسجام در خطمشیگذاریهای اجرایی کمک کند[27].
7ـ4. نقش مشارکت نخبگان در پیگیری و تحقق وعدهها
یکی از مهمترین ذیحقان هر کشوری نخبگان آن جامعه هستند. دولت باید از نخبگانی که در پیگیری وعدههای انتخاباتی مشارکت میکنند، حمایت کند. این حمایت میتواند از طریق ارائه امکانات و تسهیلات و همچنین ایجاد فضایی مناسب برای فعالیت نخبگان، انجام شود[28].
جدول 7. استفاده از ظرفیت نخبگان
|
سطح نقش نخبگان |
توضیح نقش |
ابزار یا سازوکار مشارکت |
نمونه اقدام عملی |
اثر بر پاسخگویی و تحقق وعدهها |
|
1. تحلیل و تبیین وعدهها |
بررسی علمی و فنی وعدهها برای سنجش واقعگرایی و امکانپذیری آنها |
انتشار یادداشتها و تحلیلهای کارشناسی در رسانهها و مجلات علمی |
تحلیل وعدههای اقتصادی در برنامههای تلویزیونی یا روزنامهها |
جلوگیری از وعدههای غیرواقعی و افزایش آگاهی عمومی |
|
2. نظارت مدنی و پژوهشی |
ارزیابی میزان تحقق وعدهها و ارائه گزارشهای مستند به افکار عمومی |
تشکیل اندیشکدهها و رصدخانههای وعدهها |
انتشار «گزارش فصلی تحقق وعدههای دولت» توسط دانشگاهها |
افزایش شفافیت و پاسخگویی مسئولان |
|
3. مشارکت در خطمشیگذاری اجرایی |
همکاری مستقیم در طراحی خطمشیها برای تحقق وعدهها |
حضور در شوراهای مشورتی و کارگروههای تخصصی دولت |
مشارکت نخبگان انرژی در اجرای وعده اصلاح یارانهها |
افزایش کارایی و انطباق وعدهها با واقعیت اجرایی |
|
4. کنشگری اجتماعی و رسانهای |
آگاهسازی جامعه درباره اهمیت پیگیری وعدهها |
حضور در مناظرهها، تولید محتوای تحلیلی در شبکههای اجتماعی |
برگزاری نشستهای تخصصی درباره ارزیابی وعدهها |
تقویت مطالبهگری و سواد سیاسی مردم |
|
5. مشاوره و اصلاح وعدهها |
ارائه بازخورد علمی به نامزدها برای اصلاح وعدهها قبل از اعلام رسمی |
برگزاری جلسات مشاوره بین نامزدها و نخبگان تخصصی |
تعامل نخبگان با ستادهای انتخاباتی در تدوین برنامهها |
ارتقای کیفیت و واقعگرایی وعدهها |
مأخذ: همان.
نخبگان میتوانند حلقه واسط بین مردم و حاکمیت در پیگیری وعدهها باشند؛ آنها با تحلیل، نقد، آموزش و مشارکت در تصمیمسازی، به پاسخگویی، شفافیت و عقلانیت در فرایند انتخابات و حکمرانی کمک میکنند.
یکی از مهمترین الزامهای حکمرانی شفاف و پاسخگو، ایجاد سازوکارهای نهادمند برای سنجش و پیگیری وعدههای مسئولان است. تجربه نظامهای انتخاباتی و مدیریتی در جهان نشان میدهد که بدون وجود بسترهای دیجیتال قابلاعتماد، پیگیری وعدهها به سطحی از گفتار سیاسی یا ارزیابی رسانهای محدود میماند و قابلیت نهادی و نظارتی نمییابد. در این راستا، استقرار یک سامانه برخط ملی میتواند نقش اساسی در ارتقای شفافیت و پاسخگویی مدیران ایفا کند. این سامانه نهتنها امکان ثبت و رهگیری وعدههای انتخاباتی و مدیریتی را فراهم میآورد، بلکه با اتصال به پایگاههای داده مدیریتی و نظارتی کشور، میتواند مبنایی برای ارزیابی عملکرد مقامات و نهادهای سیاسی فراهم سازد. بااینحال، تحقق چنین سامانهای مستلزم توجه همزمان به الزامهای قانونی، اجرایی و نهادی است. از منظر حقوقی، باید حدود و اختیارات قانونی نامزدها و مقامات مشخص و رعایت شود تا از وعدههای غیرقانونی یا فریبنده جلوگیری شود. از منظر اجرایی نیز، طراحی این سامانه نیازمند تعامل بین نهادهای دولتی، نهادهای نظارتی، رسانهها و جامعه مدنی است تا ضمن حفظ بیطرفی، کارایی و اعتماد عمومی نیز تضمین شود. ازسوی دیگر، تعارض منافع در سطوح سیاسی و مدیریتی، ناپایداری خطمشیهای فناوری دولت و کمبود ظرفیت فنی یا نهادی ازجمله چالشهایی است که اجرای این طرح را با موانع روبهرو میسازد[29]. بنابراین، برای تحقق مؤثر سامانه وعدهسنج، باید نقشه نهادی و الزامهای حقوقی و اجرایی آن بهطور دقیق طراحی شود. جدول زیر، مجموعهای از مهمترین الزامهای قانونی و اجرایی مرتبط با استقرار سامانه برخط وعدهسنج را ارائه میدهد.
جدول 8. استقرار سامانه برخط وعدهسنج و الزامهای قانونی و اجرایی آن
|
ردیف |
مؤلفههای تحلیلی |
توضیحات و جزئیات اجرایی |
|
1. مسئله موجود |
- فقدان سامانه رسمی برای ثبت، راستیآزمایی و پیگیری وعدههای سیاسی |
نبود سازوکار شفاف و دیجیتال موجب میشود وعدهها در سطح گفتار باقی بمانند و امکان نظارت عمومی بر تحقق آنها فراهم نشود. |
|
2. مبنای قانونی |
- بند «۵» سیاستهای کلی انتخابات، - ماده (۸۲) قانون انتخابات مجلس، - و ماده (۱۹) قانون مجازات اسلامی |
این مواد قانونی هرگونه فریب، وعده غیرقانونی یا اقدام خلاف اختیارات قانونی را جرمانگاری کرده و زمینه حقوقی لازم برای نظارت بر وعدهها را فراهم کردهاند. |
|
3. چالشهای اجرایی |
- تعارض منافع در ساختار دولتی - بیاعتمادی عمومی به ورود دولت در سامانههای نظارتی - ناپایداری مدیریتی و سیاسی - ضعف در اتصال به دادههای واقعی عملکردی |
این عوامل موجب میشود اجرای سامانه در قالب دولتی، با مقاومت نهادی و فقدان پایداری مواجه شود. |
|
4. راهکار پیشنهادی |
- واگذاری اجرای سامانه به زیستبوم اندیشکدهها، کنسرسیومهای تحقیقاتی، نهادهای صنفی و مدنی تحت نظارت دولت |
دولت نقش تنظیمگر و ناظر را بر عهده گیرد و نهادهای مستقل وظیفه طراحی، اجرا و پایش سامانه را بهصورت شبکهای انجام دهند. |
|
5. سازوکار اجرایی |
- الزام نامزدها به ثبت وعدهها همراه با توضیح سازوکار اجرایی و فرم خوداظهاری - طراحی فرمهای استاندارد گزارشدهی وعدهها - ایجاد پنل عمومی برای مشاهده وعدهها و وضعیت تحقق آنها - همکاری با سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون اصل نود برای گزارش تخلفات |
ترکیب ابزارهای دیجیتال با سازوکارهای نظارتی رسمی، امکان نظارت چندلایه (حکومتی، مدنی و رسانهای) را فراهم میکند. |
|
6. مشوقها و حمایتها |
- ایجاد جشنوارهها، حمایت مالی و معنوی از نهادهای مشارکتکننده در ارتقای سامانه |
ارائه جوایز یا حمایتهای پژوهشی برای نهادهایی که در توسعه شفافیت سامانه نقشآفرینی مؤثر دارند. |
|
7. نهادهای مسئول و همکار |
- دولت (بهویژه وزارت کشور و سازمان اداری و استخدامی) - سازمان بازرسی کل کشور - کمیسیون اصل نود مجلس - اندیشکدهها و سازمانهای مردمنهاد |
تقسیم نقشها میان نهادهای رسمی و مدنی برای افزایش کارایی، بیطرفی و اعتماد عمومی. |
|
8. آثار و پیامدهای مورد انتظار |
- ارتقای شفافیت انتخاباتی و مدیریتی - افزایش اعتماد عمومی به فرایندهای انتخاباتی - نهادینهسازی پاسخگویی در نظام حکمرانی - تقویت نظارت رسانهای و مدنی |
سامانه برخط وعدهسنجی بهعنوان ابزار حکمرانی دادهمحور، موجب پیوند میان خطمشیگذاری، پاسخگویی و مطالبهگری اجتماعی میشود. |
مأخذ: همان.
استقرار سامانه برخط وعدهسنج، نهتنها ابزار نظارت مردمی و رسانهای بر وعدههای مسئولان است، بلکه میتواند به زیرساختی برای ارزیابی عملکرد، تصمیمگیری شایستهسالار و ارتقای مشروعیت دمکراتیک نظام حکمرانی تبدیل شود. این سامانه با محوریت تنظیمگری دولت و مشارکت نهادهای مستقل، گامی مؤثر در جهت گذار از پاسخگویی کلامی به پاسخگویی دادهمحور خواهد بود.
1ـ8ـ4. مطالعه تطبیقی سامانههای برخط رصد وعدهها در کشورهای مختلف
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که پایش و ثبت وعدههای انتخاباتی و مدیریتی به یکی از ارکان مهم پاسخگویی سیاسی تبدیل شده است. در بسیاری از نظامهای مردمسالار، سامانههای برخطی برای ثبت، ردیابی و ارزیابی میزان تحقق وعدههای مسئولان ایجاد شدهاند که بهصورت مستمر عملکرد دولتها و احزاب را پایش میکنند[30]. پایش وعدههای انتخاباتی و پاسخگویی مقامات سیاسی، در کشورهای مختلف با مدلهای نهادی متفاوتی دنبال میشود. این تنوع نهادی تابعی از ساختار حکومتی (ریاستی، پارلمانی، نیمهریاستی)، نظام حزبی (دوحزبی، چندحزبی) و فرهنگ سیاسی (مشارکتی، نخبهگرا) است. در این مطالعه، کشورها بر اساس مدل نهاد متولی دستهبندی شدهاند:
جدول 9، دستهبندی مدل نهاد متولی
|
مدل نهادی |
کشورهای شاخص |
ویژگی اصلی |
|
مدل پارلمانی-دولتی |
انگلستان، استرالیا، کانادا |
نهادهای دولتی با نظارت پارلمانی |
|
مدل دانشگاهی-پژوهشی |
هند، آلمان، شیلی |
مراکز دانشگاهی مستقل |
|
مدل مدنی-رسانهای |
آمریکا، فرانسه |
نهادهای غیردولتی و رسانهها |
|
مدل ترکیبی |
کره جنوبی، اندونزی |
مشارکت دولت، دانشگاه و نهاد مدنی |
مأخذ: همان.
1. امریکا
آمریکا با ساختار حکومتی ریاستی فدرال، الگویی متمایز و چندلایه برای رصد وعدههای انتخاباتی و پاسخگویی مقامات سیاسی توسعه داده است که در آن نهادهای مدنی، دانشگاهی و رسانهای نقش محوری ایفا میکنند. در این الگو، دولت فدرال عمدتاً نقش تأمینکننده دادههای خام را بر عهده دارد و فرآیند راستیآزمایی، تحلیل و افشای عمومی بر عهده نهادهای مستقل است. این ساختار غیرمتمرکز اما قدرتمند، یکی از غنیترین و متنوعترین نظامهای رصد وعدهها را در جهان پدید آورده است.
الف) پایگاههای داده رسمی: در رأس هرم اطلاعاتی آمریکا، پایگاههای داده رسمی قرار دارند که دسترسی آزاد و بیواسطه شهروندان، پژوهشگران و رسانهها به اسناد و اطلاعات حکمرانی را فراهم میکنند. پایگاه رسمی Congress.gov به عنوان پورتال رسمی کنگره امریکا، جامعترین و معتبرترین منبع اطلاعاتی درباره فرآیند قانونگذاری و عملکرد نمایندگان است. این پایگاه که توسط کتابخانه کنگره مدیریت میشود، تمام لوایح، طرحها، قطعنامهها، گزارشهای کمیسیونها و نتایج رأیگیریها را به صورت برخط در دسترس عموم قرار میدهد. ویژگی برجسته این پایگاه، قابلیت جستوجوی پیشرفته آن است. هر شهروند میتواند بر اساس نام نماینده، موضوع، تاریخ، شماره لایحه یا کلمات کلیدی، تمام فعالیتهای تقنینی نماینده خود را ردیابی کند. این شفافیت اطلاعاتی، زیرساخت ضروری برای هرگونه نظارت عمومی بر عملکرد نمایندگان و وفای آنها به وعدههای انتخاباتی است. همچنین سامانه GovTrack.us که از سال ۲۰۰۴ فعالیت میکند، یک پایگاه داده مستقل و غیردولتی است که با استفاده از دادههای خام Congress.gov تحلیلهای آماری و بصری از عملکرد نمایندگان ارائه میدهد.
ب) پروژههای دانشگاهی: در کنار پایگاههای داده، دانشگاههای آمریکا پروژههای پیشگامانهای برای رصد و تحلیل وعدههای انتخاباتی راهاندازی کردهاند که برخی از آنها به شهرت جهانی دست یافتهاند، مانند: PolitiFact که توسط دانشگاه دوک مدیریت میشود، بدون تردید معروفترین و تأثیرگذارترین نهاد راستیآزمایی وعدهها و ادعاهای سیاسی در جهان است. این پروژه در سال ۲۰۰۹ موفق به دریافت جایزه معتبر پولیتزر شد که نشاندهنده اعتبار و تأثیرگذاری فوقالعاده آن است.
2. انگلستان
به عنوان کهنترین دموکراسی پارلمانی جهان، پیشرفتهترین و منسجمترین نظام نهادی برای رصد، پایش و پاسخگویی نسبت به وعدههای انتخاباتی را توسعه داده است. این نظام برآمده از ساختار حکومتی پادشاهی مشروطه با نظام پارلمانی وستمینستر است و مبتنی بر یک مدل چندلایه و مشارکتی طراحی شده که در آن هم نهادهای رسمی دولتی و هم نهادهای مستقل مدنی-پژوهشی نقشآفرینی میکنند.
الف) نهادهای رسمی دولتی: در رأس ساختار دولتی پاسخگویی به وعدهها، «دفتر کابینه» قرار دارد که به مثابه بازوی هماهنگیکننده نخستوزیر در اجرای وعدههای انتخاباتی عمل میکند. این نهاد مسئولیت اطمینان از ترجمه وعدههای مندرج در بیانیه انتخاباتی حزب پیروز به برنامههای عملیاتی دستگاههای اجرایی را بر عهده دارد. در دل دفتر کابینه، «واحد ویژه تحقق وعدهها» مستقر شده است. این واحد که به طور مستقیم زیر نظر نخستوزیر فعالیت میکند، وظیفه پایش مستمر پیشرفت وعدهها، شناسایی موانع اجرایی و ارائه راهکارهای رفع این موانع را بر عهده دارد. گزارشهای این واحد مبنای تصمیمگیری در جلسات هفتگی کابینه درباره تخصیص مجدد منابع یا اصلاح سازوکارهای اجرایی قرار میگیرد.
ب) نهادهای مستقل راستیآزمایی: در کنار ساختار دولتی، انگلستان دارای دو نهاد مستقل قدرتمند است که به مثابه ناظران مدنی عملکرد دولت در تحقق وعدهها را رصد و به افکار عمومی گزارش میدهند.
1. موسسه فول فکت: این موسسه که در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد، اکنون به بزرگترین و تأثیرگذارترین نهاد مستقل راستیآزمایی وعدهها و ادعاهای سیاسی در انگلستان تبدیل شده است. این نهاد غیرانتفاعی، با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی، به صورت خودکار وعدههای مطرحشده در رسانهها، پارلمان و سخنرانیهای عمومی را رصد، شناسایی و راستیآزمایی میکند. ویژگی منحصربهفرد فول فکت، شبکه همکاری گسترده آن با ۱۲ دانشگاه معتبر و ۵ رسانه ملی از جمله بیبیسی است. این همکاری امکان دسترسی به دادههای معتبر، روشهای تحلیلی پیشرفته و بسترهای گسترده انتشار را برای این نهاد فراهم کرده است. یافتههای فول فکت به طور مرتب در اخبار سراسری پوشش داده میشود و به بخشی جداییناپذیر از گفتمان سیاسی کشور تبدیل شده است.
.2 مؤسسه حکمرانی((IfG ؛ به عنوان یک اندیشکده مستقل و غیرحزبی، تخصصیترین و دقیقترین گزارشها را درباره عملکرد دولتها در تحقق وعدههای انتخاباتی منتشر میکند. شاخص معروف این مؤسسه با عنوان «ردیاب وعدههای انتخاباتی» به عنوان مرجع رسمی و معتبر ارزیابی تحقق وعدهها در محافل دانشگاهی، رسانهای و سیاسی شناخته میشود. این ردیاب با دقتی معادل ۹۲ درصد، تمام وعدههای دولتهای انگلستان از سال ۱۹۹۷ تاکنون را پوشش داده و به صورت سهماهه گزارشهای تفصیلی از پیشرفت کار منتشر میکند. در این گزارشها، وعدهها بر اساس حوزههای سیاستی (اقتصاد، بهداشت، آموزش، دفاع و...) دستهبندی و وضعیت هر یک با یکی از برچسبهای «کاملاً محقق شده»، «در حال اجرا»، «در دست بررسی» یا «محقق نشده» مشخص میشود.
ج) مدل پاسخگویی: نظام پاسخگویی انگلستان در قبال وعدههای انتخاباتی، ترکیبی از الزامات قانونی، شفافیت اطلاعاتی و سازوکارهای سیاسی است؛ هر وزیر موظف است در فواصل منظم، گزارش عملکرد وزارتخانه متبوع خود در تحقق وعدههای انتخاباتی را به پارلمان ارائه دهد. این گزارشها شامل جزئیات کامل اقدامات انجامشده، موانع پیشآمده و برنامههای آتی است. نمایندگان پارلمان در جلسات علنی میتوانند درباره این گزارشها سؤال کنند و وزیر موظف به پاسخگویی است. ضمن اینکه تمام گزارشهای تحقق وعدهها، اعم از گزارشهای وزارتخانهها، گزارشهای واحد تحقق وعدهها و حتی گزارشهای نهادهای مستقل مانند IfG، در پورتال رسمی دولت انگلستان (GOV.UK) برای دسترسی عموم منتشر میشود[31]. این شفافیت، امکان نظارت دقیق شهروندان، پژوهشگران، روزنامهنگاران و نهادهای مدنی بر عملکرد دولت را فراهم میکند[32].
3. کانادا
با ساختار حکومتی پارلمانی فدرال و عضویت در اتحادیه کشورهای مشترکالمنافع (بریتانیاییالاصل)، یکی از دقیقترین و نظاممندترین الگوهای دانشگاهی برای رصد وعدههای انتخاباتی را توسعه داده است. ویژگی متمایز این الگو، دقت فوقالعاده در شناسایی و کدگذاری وعدهها و نیز توجه به حافظه تاریخی انتخابات از طریق انتشار گزارشهای پیشانتخاباتی است که وعدههای محققنشده دوره قبل را به یاد رأیدهندگان میآورد.
الف) پروژه شاخص؛ پولیمترکهدر سال ۲۰۱۱ توسط دانشگاه لاوال در استان کبک راهاندازی شد، به عنوان پیشگام رصد وعدههای انتخاباتی در کانادا شناخته میشود. این پروژه که اکنون به یکی از معتبرترین منابع ارزیابی وعدهها در آمریکای شمالی تبدیل شده است، تمام وعدههای احزاب اصلی در انتخابات فدرال و ایالتی را به صورت نظاممند پوشش میدهد. دقت ۹۵ درصدی پولیمتر در شناسایی و کدگذاری وعدهها، آن را در زمره دقیقترین نظامهای رصد وعده در جهان قرار داده است.
ب) دستهبندی وعدهها: یکی از نقاط قوتپولیمتر، دستهبندی دقیق و چندسطحی وعدهها بر اساس میزان تحقق است. این طبقهبندی پنجگانه، تصویری شفاف و واقعبینانه از عملکرد دولتها در قبال وعدههایشان ارائه میدهد:
جدول 10، دستهبندی پنج سطحی رصد وعدهها
|
وضعیت |
درصد تقریبی |
معیار ارزیابی |
|
کاملاً محققشده |
بیش از ۶۰٪ |
اجرای کامل وعده با مستندات معتبر و قابلراستیآزمایی |
|
در حال اجرا |
۱۵ تا ۲۰٪ |
اقدامات قابلتوجه برای تحقق وعده انجام شده اما هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است |
|
نیمهکاره |
۵ تا ۱۰٪ |
اقدامات محدود و ناکافی برای تحقق وعده صورت گرفته است |
|
محققنشده |
۱۰ تا ۱۵٪ |
هیچ اقدام مؤثری برای تحقق وعده انجام نشده است |
|
شکستهشده |
کمتر از ۵٪ |
اقدامی در تضاد با وعده صورت گرفته است |
مأخذ: همان
این دستهبندی دقیق، چند مزیت اساسی دارد:
ج) ویژگی منحصربهفرد: مهمترین و متمایزترین ویژگی Polimeter، انتشار گزارشهای ارزیابی پیش از برگزاری انتخابات است. در آستانه هر انتخابات، Polimeter گزارش جامعی منتشر میکند که در آن:
این گزارشهای پیشانتخاباتی، کارکردی حیاتی در افزایش آگاهی رأیدهندگان و تقویت پاسخگویی دارند. وقتی یک حزب بداند که در آستانه انتخابات بعدی، تمام وعدههای محققنشدهاش با جزئیات کامل به رأیدهندگان یادآوری خواهد شد، انگیزه بسیار بیشتری برای پایبندی به وعدههایش پیدا میکند. این پیشبینیپذیری هزینه سیاسی، مهمترین عامل بازدارنده در برابر وعدههای غیرواقعی و بیتعهدی به وعدههاست.
د) مدل پاسخگویی: نظام پاسخگویی در کانادا مبتنی بر سه ضلع است: دقت دانشگاهی؛ روششناسی شفاف، مستند و دقیق Polimeter، گزارشهای آن را به منبعی معتبر و غیرقابلانکار برای همه جناحهای سیاسی تبدیل کرده است. هیچ حزبی نمیتواند این گزارشها را به سوگیری متهم کند، زیرا روششناسی آن شفاف و مبتنی بر استانداردهای علمی است. ضمن اینکه گزارشهای Polimeter به طور گسترده در رسانههای کانادا بازتاب مییابد. شبکههای تلویزیونی، روزنامهها و رسانههای دیجیتال، یافتههای این پروژه را پوشش میدهند و به بحث عمومی تبدیل میکنند. با آگاهییافتن شهروندان از میزان تحقق وعدهها، فشار افکار عمومی بر احزاب و نامزدها افزایش مییابد. این مطالبه عمومی، مهمترین اهرم اجرایی برای پاسخگویی است.
جدول 11 .مقایسه تطبیقی سامانههای برخط رصد وعدهها در چند کشور منتخب [29]
|
کشور |
نهاد یا ساختار مسئول |
شیوه ثبت و ارزیابی وعده |
دستهبندی یا شاخصهای مورد استفاده |
میزان شفافیت و دسترسی عمومی |
ویژگی متمایز یا نوآورانه |
|
هندوستان |
نهادهای مدنی و رسانهای با همکاری دولت ایالتی |
ثبت و ردیابی وعدههای انتخاباتی در سامانه ملی |
انجامشده / در حال انجام / در انتظار اقدام |
بالا دادهها برای عموم قابل مشاهده است |
ارائه داشبورد پیشرفت وعدهها به تفکیک ایالت و وزارتخانه |
|
استرالیا |
مرکز پژوهشهای پارلمانی و نهادهای رسانهای مستقل |
ارزیابی دورهای وعدههای انتخاباتی دولت فدرال |
وعدههای انجامشده، متوقفشده، در حال انجام، تحققنیافته |
بالا گزارشهای عمومی منتشر میشود |
گزارشگیری آماری سالانه برای هر دولت |
|
انگلستان |
نهادهای ارزیابی عملکرد دولت (Cabinet Office) و رسانهها |
ارزیابی عملکرد وزرا بر اساس وعدههای فردی |
تفکیک وعدهها به تفکیک وزارتخانه، حزب و دوره حکمرانی |
بسیار بالا دادهها در وبگاه دولت در دسترس است |
تمرکز بر پاسخگویی فردی وزرا |
|
شیلی |
مرکز مطالعات راهبردی دولت (Centro de Gobierno) |
ارزیابی بر اساس حوزههای موضوعی توسعه |
حوزههای کشاورزی، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، اجتماع و دموکراسی |
متوسط دادهها بهصورت تحلیلی منتشر میشود |
تحلیل امتیازی عملکرد دولت در هر حوزه |
|
لهستان |
نهادهای دانشگاهی و اتاق فکرهای مستقل |
ارزیابی وعدهها در حوزههای خطمشیگذاری مشخص |
تفکیک وعدهها به حوزههای سیاستی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی |
متوسط دادهها عمدتا در قالب گزارشهای پژوهشی منتشر میشود |
پیوند سامانه با شاخصهای عملکرد دولت |
این تجارب نشان میدهد که مشارکت عمومی در نظارت بر وعدهها صرفاً به روز انتخابات محدود نمیشود، بلکه در طول دوره حکمرانی نیز استمرار دارد. چنین سازوکاری، مردم را از ناظران منفعل به کنشگران فعال در فرآیند پاسخگویی سیاسی تبدیل میکند.
جدول 12، مطالعه تطبیقی متمرکز بر «تفکیک نهادی» و «استقلال سامانهها»
|
کشور |
نهاد متولی سامانه رصد وعدههای سیاسی |
نهاد متولی ارزیابی مقامات |
تفکیک یا ادغام؟ |
|
هند |
PRS Legislative (مؤسسه غیردولتی) |
وزارت پرسنل و آموزش |
تفکیک کامل |
|
استرالیا |
دانشگاه ملبورن و رسانهها |
کمیسیون خدمات عمومی |
تفکیک کامل |
|
بریتانیا |
Full Fact )نهاد مستقل راستیآزمایی( |
Cabinet Office |
تفکیک کارکردی |
|
کانادا |
Polimeter )پروژه دانشگاهی( |
Treasury Board |
تفکیک کامل |
|
شیلی |
Centro de Estudios Publicos )اندیشکده( |
وزارت دارایی |
تفکیک کامل |
|
کره جنوبی |
نهادهای مدنی با مجوز دولت |
وزارت مدیریت پرسنل |
تفکیک کامل |
مأخذ: یافتههای پژوهش
در ایران، اگرچه رصد وعدهها توسط رسانهها، نخبگان و افکار عمومی بهصورت پراکنده انجام میشود، اما تاکنون نظام منسجم و سامانهای برای ثبت، ارزیابی و انتشار عمومی وعدهها ایجاد نشده است. این خلأ، ضرورت ورود نهادهای تخصصی همچون خبرگزاریها، رسانه ملی، تشکلهای مدنی، اندیشکدهها و فعالان حوزه شفافیت را بیش از پیش برجسته میسازد. ایجاد سامانهای مشابه الگوهای بینالمللی میتواند گام مهمی در جهت نهادینهسازی پاسخگویی سیاسی و افزایش اعتماد عمومی در کشور باشد[29].
مرور تطبیقی نظامهای رصد وعدههای انتخاباتی در کشورهای مختلف، نه یک نسخه واحد و جهانی، بلکه الگوهای متنوع و بومیشدهای را پیش روی ما میگشاید که هر یک متناسب با ساختار حکومتی، فرهنگ سیاسی و ظرفیتهای نهادی کشور خود طراحی شدهاند. آنچه از این تنوع میتوان آموخت، نه تقلید صرف، بلکه استخراج اصول راهبردی و انطباق هوشمندانه آن با زمینه نهادی ایران است.
الف) یافتههای کلیدی تطبیقی
۱. تنوع نهادی؛ نخستین و مهمترین یافته تطبیقی این است که نمیتوان یک مدل انتزاعی و جهانشمول برای رصد وعدهها تجویز کرد. هر کشور متناسب با ساختار حکومتی خود (ریاستی، پارلمانی، نیمهریاستی)، نظام حزبی (دوحزبی، چندحزبی) و فرهنگ سیاسی (مشارکتی، نخبهگرا) الگوی بومی طراحی کرده است:
2. استقلال نهاد متولی از قوه مجریه؛ کشورهای با نرخ بالای تحقق وعده (انگلستان، استرالیا، کانادا، آلمان) یک ویژگی مشترک دارند؛ نهاد متولی رصد وعدهها را از قوه مجریه جدا کردهاند. در انگلستان، Full Fact و IfG نهادهایی کاملاً مستقل هستند. در آلمان، دانشگاهها متولی رصدند. در استرالیا، دانشگاه ملبورن این مسئولیت را بر عهده دارد. این استقلال، اعتبار و اعتماد عمومی به گزارشهای ارزیابی را تضمین میکند.
3. شفافیت دادهها؛ موفقترین کشورها، صرفاً به انتشار گزارشهای کلان اکتفا نمیکنند، بلکه دادههای خام را برای پژوهشگران، روزنامهنگاران و عموم مردم منتشر میکنند. Congress.gov در آمریکا، GovTrack.us نمونههایی از این رویکرد هستند. این شفافیت، امکان تحلیلهای ثانویه، راستیآزمایی مستقل و تولید دانش انباشته را فراهم میکند.
۴. مشارکت عمومی؛ سامانههای موفق، شهروندان را از ناظران منفعل به کنشگران فعال تبدیل کردهاند. OpenCongress در آمریکا به شهروندان امکان امتیازدهی به نمایندگان را میدهد. این مشارکت فعال، پایایی و استمرار نظارت را تضمین میکند.
ب) الگوی پیشنهادی برای ایران: مدل ترکیبی حکمرانی وعدهها
با عنایت به مطالعات تطبیقی کشورهای موفق و با در نظر گرفتن ساختار حکمرانی، ظرفیتهای نهادی و چالشهای پیش روی ایران، یک مدل ترکیبی چهارلایه برای استقرار نظام رصد و پاسخگویی وعدههای انتخاباتی طراحی شده است. این الگو با الهام از تجارب موفق بینالمللی و با هدف پرهیز از نهادسازیهای موازی و پرهزینه دولتی، بر تفکیک کارکردها، استقلال ناظران و شفافیت دادهها استوار است.
لایه اول: تنظیمگری؛ تعیین قواعد بازی
نهاد مسئول؛ وزارت کشور و شورای نگهبان. کارکرد؛ تعیین چارچوب ثبت وعدهها، زمانبندی، شاخصهای حداقلی.
در این لایه، نهادهای رسمی و قانونی کشور مسئولیت تعیین قواعد و استانداردهای حداقلی برای فرآیند ثبت و رصد وعدهها را بر عهده دارند. این نهادها به جای ورود به اجرا و راهبری سامانه، چارچوبهای الزامی را تعریف میکنند: وزارت کشور به عنوان مجری برگزاری انتخابات، موظف است آییننامهای برای الزام نامزدها به ثبت رسمی وعدهها تدوین و ابلاغ کند. این آییننامه شامل موارد زیر است:
شورای نگهبان به عنوان ناظر بر انتخابات و صلاحیتها، میتواند شاخصهای حداقلی انطباق وعدهها با قانون اساسی و سیاستهای کلی را تعیین کند و وعدههای مغایر را به نامزدها تذکر دهد. این نهاد همچنین میتواند در بلندمدت، سابقه وفای به وعده را به عنوان یکی از معیارهای احراز صلاحیت نامزدها مورد توجه قرار دهد. نکته کلیدی؛ ورود نهادهای تنظیمگر در این لایه، محدود به تعیین چارچوب و الزامآوری است و این نهادها نقشی در اجرا، تحلیل دادهها یا تولید گزارشها ندارند. این تفکیک، از تعارض منافع جلوگیری میکند.
لایه دوم: اجرا؛ استقرار سامانه در زیستبوم مستقل
نهاد مسئول؛ کنسرسیوم مستقل دانشگاهی-پژوهشی. کارکرد؛ طراحی و راهبری سامانه، تحلیل دادهها، تولید گزارشها.
در این لایه، هسته اصلی و عملیاتی نظام رصد وعدهها مستقر میشود. مسئولیت طراحی، راهبری و بهروزرسانی سامانه «وعدهسنج» به کنسرسیومی از دانشگاهها و مراکز پژوهشی معتبر واگذار میشود. این کنسرسیوم؛ از میان دانشگاههای برتر کشور و اندیشکدههای مستقل (مانند اندیشکده شفافیت برای ایران) تشکیل میشود. دارای شخصیت حقوقی مستقل و هیئت امنای مرکب از چهرههای علمی و ناظران مدنی است. منابع مالی خود را از محل بودجه پژوهشی کشور، کمکهای مؤسسات خیریه و ... تأمین میکند تا وابستگی به دولت به حداقل برسد. وظایف این کنسرسیوم عبارت است از:
لایه سوم: نظارت؛
نهاد مسئول؛ رسانه ملی، اندیشکدهها، نهادهای مدنی. کارکرد؛ پایش مستقل، افشاگری، مطالبهگری عمومی.
در این لایه، نهادهای ناظر مستقل مسئولیت پایش عملکرد کنسرسیوم اجرایی و نیز مطالبهگری از مسئولان را بر عهده دارند. این لایه تضمین میکند که فرآیند رصد وعدهها به یک روال بوروکراتیک خشک تبدیل نشود و پویایی و اثرگذاری داجتماعی خود را حفظ کند.
الف). رسانه ملی (صداوسیما):
ب). اندیشکدهها و مراکز پژوهشی مستقل؛
ج). نهادهای مدنی و صنفی؛
لایه چهارم: دادهها؛ زیرساخت شفافیت
نهاد مسئول؛ انتشار عمومی با استاندارد GovTrack.us. کارکرد؛ دسترسی آزاد به دادههای خام برای پژوهشگران و عموم.
چهارمین لایه، زیرساخت اطلاعاتی نظام رصد وعدههاست. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که شفافیت واقعی زمانی حاصل میشود که دادههای خام در دسترس عموم قرار گیرد، نه صرفاً گزارشهای کلان و گلچینشده. در امریکا «قانون آزادی اطلاعات» یکی از قدرتمندترین ابزارهای دسترسی به اطلاعات در اختیار شهروندان، پژوهشگران و رسانهها است. بر اساس این قانون، هر شهروند میتواند درخواست دسترسی به اسناد و اطلاعات دستگاههای اجرایی را مطرح کند و دستگاه مربوطه موظف است در چارچوب زمانی مشخص، اطلاعات درخواستشده را ارائه دهد مگر آنکه مشمول استثنائات قانونی (مانند امنیت ملی) باشد. این قانون به پژوهشگران و روزنامهنگاران اجازه میدهد به اسنادی دست یابند که نشان میدهد آیا دستگاههای اجرایی واقعاً برای تحقق وعدهها اقدام کردهاند یا خیر. مشابه همین قانون، در ایران «قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» موجود هست. لذا یک پیوندی بین قانون انتشار با سامانه وعدهسنج می تواند برقرار شود؛ وجود این قانون، زیرساخت حقوقی لازم برای تحقق لایه چهارم مدل پیشنهادی را فراهم کرده است. در عمل، سامانه وعدهسنج میتواند از دو مسیر با این قانون پیوند بخورد؛
از این رو؛ اصول حاکم بر این لایه عبارت است از:
الف). انتشار تمام دادههای خام؛ تمام وعدههای ثبتشده با جزئیات کامل (نام نامزد، حوزه انتخابیه، تاریخ، موضوع، زمانبندی، منابع مورد نیاز) در سامانه بارگذاری میشود. بهروزرسانیهای دورهای وضعیت تحقق وعدهها با مستندات همراه است. تمام گزارشهای تولیدشده توسط کنسرسیوم و دیگر نهادها در آرشیو عمومی قرار میگیرد.
ب). استانداردسازی دادهها؛ دادهها با فرمتهای استاندارد و قابلپردازش (مانند JSON، CSV، XML) منتشر میشود. ساختار دادهها به گونهای طراحی میشود که قابلیت جستوجوی پیشرفته، فیلتر ترکیبی و تحلیل تطبیقی را فراهم کند.
ج). دسترسی آزاد و رایگان؛ تمام دادهها و گزارشها به صورت رایگان در دسترس عموم قرار میگیرد. هیچ پرداختی برای دسترسی به اطلاعات پایه وجود ندارد. کاربران میتوانند دادهها را دانلود، تحلیل و بازنشر کنند (با ذکر منبع).
د). قابلیت رهگیری و پیگیری؛ هر وعده دارای کد رهگیری منحصربهفرد است. شهروندان میتوانند با وارد کردن کد رهگیری، آخرین وضعیت وعدههای نامزد حوزه خود را مشاهده کنند.
مهمترین مزیت این لایه، بهرهگیری از زیرساخت حقوقی و فناوری موجود در کشور است. «قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» و «سامانه ملی ایران فویا»، سرمایهای است که میتواند با کمترین هزینه، بستر تحقق شفافیت وعدهها را فراهم کند.
نتیجهگیری
یافتههای تحقیق نشان میدهد که وعدههای انتخاباتی و وعدههای مقامات سیاسی و مدیریتی نقش کلیدی در جلب اعتماد عمومی، هدایت انتظارات شهروندان و تقویت پاسخگویی نظام حکمرانی دارند، اما فقدان سازوکارهای نظاممند برای ثبت، رصد و ارزیابی این وعدهها، چالشهای جدی ایجاد کرده است. در بررسی چهار سطح آسیبشناسی محتوایی، زمینهای، اجرایی و ارزیابی مشخص شد که وعدهها غالبا غیرقابل اجرا، کلی، خارج از صلاحیت قانونی یا ناپایدار هستند، شکاف میان انتظارات مردم و اختیارات واقعی مسئولان وجود دارد، تعارض منافع میان دستگاهها و سطوح ملی، محلی و بخشی-فرابخشی مانع از انسجام خطمشیها میشود و تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی، ضعف سازوکارهای پاسخگویی و کمبود نقش نهادهای صنفی و تخصصی، تحقق وعدهها را دشوار میکند. علاوه بر این، فقدان مرجع مستقل برای ارزیابی وعدهها و کمبود شاخصهای کمی و دادههای شفاف، مانع نظارت دقیق و ارزیابی درست عملکرد مقامات شده و اعتماد عمومی را تضعیف میکند. با توجه به این یافتهها، طراحی و استقرار سازوکارهای واقعبینانه، شفاف و نظاممند برای مدیریت وعدهها ضروری است. این سازوکارها باید از سه منظر تقنینی، نظارتی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرند: ایجاد ضمانتهای حقوقی و نهادی برای جلوگیری از وعدههای غیرواقعی، نظاممندسازی وعدهها بر اساس مدل اسمارت و حرکت به سمت وعدههای بینبخشی برای افزایش هماهنگی نهادی، و ارتقای نقش رسانهها، نخبگان و آموزش شهروندان برای تقویت مطالبهگری و پاسخگویی اجتماعی. علاوه بر این، استقرار سامانه برخط ملی «وعدهسنج» و افزودن شاخص پایبندی به وعدهها در بانک اطلاعات مدیران، امکان ثبت، رصد و ارزیابی مستمر وعدهها را فراهم میکند و شفافیت، پاسخگویی و شایستهسالاری را تقویت میکند. در مجموع، اجرای این مجموعه راهکارها، ایجاد یک نظام حکمرانی وعدهمحور، شفاف، قابل سنجش و مشارکتی را امکانپذیر میسازد که نه تنها تحقق وعدهها را تسهیل میکند، بلکه اعتماد عمومی، مشروعیت نظام سیاسی و کارآمدی دستگاههای اجرایی را بهبود میبخشد. این رویکرد میتواند شکاف میان انتظارات مردم و ظرفیت واقعی مقامات را کاهش دهد و به تقویت فرهنگ پاسخگویی و مدیریت شایستهمحور در کشور کمک کند.
جهت ارتقای سطح پاسخگویی، شفافیت و اعتماد عمومی، جدول زیر حاوی توصیه های پیشنهادی است:
جدول 13. پیشنهاد توصیه سیاستی[29]
|
ردیف |
نوع توصیه |
توصیه سیاستی |
الزامات و قیود اجرایی |
دستگاه متولی |
دستگاه معین |
زمانبندی اجرا (کوتاهمدت، میانمدت، بلندمدت) |
ملاحظات |
|
|
تداوم* |
اصلاح** |
|||||||
|
1 |
|
اصلاح |
الزام به ثبت رسمی وعدهها در سامانه ملی؛ تدوین آییننامه الزامآور برای ثبت تمام وعدههای انتخاباتی نامزدهای ریاستجمهوری و مجلس در سامانه «وعدهسنج» پیش از شروع رسمی تبلیغات |
• تعریف فرمت استاندارد ثبت وعده • تعیین حداقل اطلاعات مورد نیاز (موضوع، زمانبندی، منابع، شاخصها) • پیشبینی ضمانت اجرا برای عدم ثبت |
وزارت کشور |
شورای نگهبان، سازمان فناوری اطلاعات |
کوتاهمدت (۶ ماه) |
این اقدام پیشنیاز تمام راهکارهای بعدی است و باید در اسرع وقت عملیاتی شود |
|
2 |
|
اصلاح |
تفکیک کارکردی سامانههای رصد؛ ایجاد دو سامانه مجزا: «وعدهسنج» ویژه مقامات سیاسی-انتخابی(رئیسجمهور، نمایندگان) و تقویت «بانک اطلاعات مدیران» ویژه مقامات سیاسی-انتصابی (استانداران، معاونان وزرا) |
• تعریف شاخصهای متفاوت برای دو سامانه • ایجاد پروتکل تبادل داده بین دو سامانه • تأمین امنیت دادههای مدیریتی |
سازمان اداری و استخدامی |
وزارت کشور، مرکز آمار ایران |
میانمدت (۱۸ ماه) |
جلوگیری از خلط سطوح مختلف وعدهها |
|
3 |
|
اصلاح |
واگذاری اجرای سامانه به کنسرسیوم مستقل دانشگاهی؛ انتقال راهبری سامانه وعدهسنج به کنسرسیومی از دانشگاههای برتر و اندیشکدههای مستقل |
تشکیل کارگروه مشترک برای طراحی اساسنامه • تأمین بودجه پژوهشی پایدار • تضمین استقلال با هیئت امنای ترکیبی |
معاونت علمی ریاستجمهوری |
وزارت علوم، دانشگاههای برتر |
میانمدت (۱۲ ماه) |
مهمترین راهکار برای تضمین بیطرفی و اعتماد عمومی |
|
4 |
|
اصلاح |
لحاظ «سابقه وفای به وعده» در احراز صلاحیت نامزدها؛ افزودن شاخص میزان پایبندی به وعدههای دوره قبل به عنوان یکی از معیارهای بررسی صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان |
• تدوین شاخصهای عینی و قابل سنجش • طراحی نظام امتیازدهی شفاف • رعایت اصول دادرسی منصفانه |
شورای نگهبان |
وزارت کشور، مرکز پژوهشهای مجلس |
بلندمدت (۲۴ ماه) |
نیازمند اصلاح قانون انتخابات و ایجاد رویه مستقر |
|
5 |
تداوم |
|
تقویت قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات؛ فعالسازی ظرفیتهای قانون موجود برای دسترسی پژوهشگران و رسانهها به اسناد مربوط به اقدامات انجامشده برای تحقق وعدهها |
• راهاندازی سامانه یکپارچه پاسخگویی • کاهش زمان پاسخگویی دستگاهها • پیشبینی ضمانت اجرای مؤثر |
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی |
سازمان اداری و استخدامی، دیوان محاسبات |
کوتاهمدت (۹ ماه) |
راهکار در شفافیت است |
|
6 |
|
اصلاح |
طراحی و استقرار سامانه هوشمند رصد وعدهها با فناوری AI؛ توسعه سامانهای با قابلیت پایش خودکار، تحلیل متن، شناسایی مغایرتها و پیشبینی احتمال تحقق (الهام از Full Fact انگلستان) |
• همکاری با دانشگاههای برتر در حوزه AI • تأمین زیرساخت دادهای و پردازشی • آموزش نیروی انسانی متخصص |
سازمان فناوری اطلاعات ایران |
معاونت علمی، دانشگاههای صنعتی |
بلندمدت (۳۶ ماه) |
فاز دوم پس از راهاندازی سامانه پایه |
|
7 |
تداوم |
|
افزودن شاخص پایبندی به وعدهها در بانک اطلاعات مدیران (بامداد)؛ تکمیل بانک اطلاعات مدیران با افزودن شاخص میزان تحقق تعهدات مدیریتی به عنوان معیار انتصاب و ارتقا |
• تدوین روششناسی ارزیابی • اتصال به سامانههای عملکردی دستگاهها • طراحی نظام امتیازدهی |
سازمان اداری و استخدامی |
سازمان اداری و استخدامی دستگاههای اجرایی |
میانمدت (۱۸ ماه) |
مختص مقامات سیاسی-انتصابی مطابق تفکیک کارکردی |
|
8 |
|
اصلاح |
الزام به انتشار گزارشهای دورهای تحقق وعدهها؛ مکلف شدن دستگاههای اجرایی به انتشار گزارشهای ششماهه از پیشرفت تحقق وعدههای مرتبط در سامانه وعدهسنج |
• تدوین فرمت استاندارد گزارشدهی • پیشبینی ضمانت اجرا برای عدم گزارش • ایجاد امکان راستیآزمایی مستقل |
سازمان برنامه و بودجه |
دستگاههای اجرایی، دیوان محاسبات |
کوتاهمدت (۱۲ ماه) |
الهام از مدل پاسخگویی انگلستان |
|
9 |
|
اصلاح |
ایجاد برنامه تخصصی «وعده و عمل» در رسانه ملی؛ تولید برنامه مستمر با هدف بررسی تطبیقی وعدههای انتخاباتی و عملکرد مسئولان، پخش گزارشهای سامانه وعدهسنج و میزبانی مناظرههای کارشناسی |
• تخصیص زمان منظم در جدول پخش • آموزش تیم حرفهای تحقیق • تضمین بیطرفی و پرهیز از گرایشهای جناحی |
سازمان صداوسیما |
اندیشکدهها، خبرگزاریها |
کوتاهمدت (۶ ماه) |
ایجاد حافظه جمعی انتخاباتی و مطالبهگری عمومی |
|
10 |
تداوم |
|
گنجاندن مبانی «پاسخگویی و شفافیت» در برنامههای درسی؛ افزودن واحدهای درسی مرتبط با مسئولیت اجتماعی، پاسخگویی سیاسی و حق دسترسی به اطلاعات در مقاطع مختلف تحصیلی |
• طراحی سرفصلهای آموزشی متناسب • تربیت مدرس متخصص • تولید محتوای آموزشی بومی |
وزارت آموزش و پرورش |
وزارت علوم، سازمان صداوسیما |
بلندمدت (۴۸ ماه) |
سرمایهگذاری برای نسل آینده و تحول فرهنگی پایدار |
|
11 |
|
اصلاح |
طراحی نظام پاداش و پیامد برای تحقق وعدهها؛ ایجاد سازوکار تشویق مدیران موفق در تحقق وعدهها (پاداش، تقدیر، اولویت در ارتقا) و اعمال پیامدهای منفی برای وعدههای غیرواقعی (کسر امتیاز، بازآموزی، عدم تمدید انتصاب) |
• تدوین شاخصهای عینی • طراحی نظام امتیازدهی شفاف • تضمین عادلانه بودن فرآیند |
سازمان اداری و استخدامی |
معاونت حقوقی ریاستجمهوری |
میانمدت (۱۸ ماه) |
تغییر رفتار مدیریتی از طریق اصلاح انگیزهها |
|
12 |
|
اصلاح |
ایجاد سازوکار «کنشگری مرزی» برای وعدههای بینبخشی؛ تشکیل کارگروههای مشترک میاندستگاهی برای وعدههایی که نیازمند همکاری چند نهاد هستند |
• تعیین دبیرخانه هماهنگکننده • تدوین پیوست بینبخشی برای وعدههای کلان • طراحی نظام رصد مشترک |
سازمان برنامه و بودجه |
دستگاههای اجرایی مرتبط |
میانمدت (۲۴ ماه) |
حل مسئله بخشینگری در وعدهها |
|
13 |
تداوم |
|
حمایت از اندیشکدهها و نهادهای مدنی رصدگر وعدهها؛ ارائه حمایت مالی و معنوی به نهادهای مستقل فعال در حوزه رصد وعدهها و شفافیت، با حفظ استقلال آنها |
• تدوین آییننامه حمایتها • ایجاد سازوکار شفاف تخصیص بودجه • تضمین عدم مداخله در محتوا |
وزارت کشور |
معاونت علمی، سازمان برنامه |
تدریجی و مستمر |
تقویت جامعه مدنی به عنوان بازوی نظارتی |
|
14 |
|
اصلاح |
افزودن شاخصهای ارزیابی وعدهها به گزارشهای دیوان محاسبات؛ تکمیل گزارشهای تفریغ بودجه با بخش ویژهای درباره تخصیص منابع به وعدههای انتخاباتی و میزان پیشرفت فیزیکی آنها |
• تعریف شاخصهای قابل اندازهگیری • هماهنگی با سامانه وعدهسنج • آموزش کارشناسان |
دیوان محاسبات کشور |
سازمان برنامه، دستگاههای اجرایی |
میانمدت (۱۸ ماه) |
پیوند نظارت مالی و نظارت بر وعدهها |
|
15 |
|
اصلاح |
ایجاد پنل عمومی و داشبورد شفافیت در سامانه وعدهسنج؛ طراحی رابط کاربری ساده و قابل فهم برای عموم با قابلیت جستوجوی پیشرفته، مشاهده وضعیت وعدهها به تفکیک نامزد/نماینده و دریافت گزارشهای تحلیلی (الهام از GovTrack.us) |
• طراحی تجربه کاربری مناسب • استانداردسازی دادهها • ایجاد API عمومی برای پژوهشگران |
سازمان فناوری اطلاعات ایران |
کنسرسیوم مجری، مرکز آمار |
میانمدت (۱۸ ماه) |
تبدیل شهروندان از ناظران منفعل به کنشگران فعال |
مأخذ:همان