برآورد سهم باشگاه های حرفه ای از حق پخش (نمونه کاربردی لیگ برتر فوتبال ایران- فصل 1403-1402)

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسنده

کارشناس گروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

10.22034/report.mrc.21451
چکیده
ورزش صرفاً یک سرگرمی نیست و به صنعتی با ابعاد فرهنگی گسترده و جریان پولی عظیم تبدیل شده و بخش مهمی از این صنعت بر درآمدهای رسانه ای استوار است. حق پخش تلویزیونی مسابقات به عنوان یکی از حقوق تجاری اصلی در ورزش حرفه ای در دهه های اخیر رشد چشمگیری داشته و اکنون در لیگ های معتبر جهان سهمی انکارناپذیر در تأمین مالی باشگاه ها دارد. در بسیاری از کشورها بین ۳۸ تا ۴۷ درصد از کل درآمد سالیانه باشگاه ها از محل حق پخش تأمین می شود. در ایران اما سازوکار واضحی برای فروش و ارزش گذاری حق پخش ایجاد نشده و برآورد دقیقی از آن وجود ندارد. این گزارش به بررسی امکان ارائه برآورد عددی سهم باشگاه های حرفه ای از حق پخش می پردازد. لذا سه روش منطقی و مکمل برای این موضوع به کار گرفته شده است که براساس معکوس جریان درآمدی لیگ داخلی، نسبت درآمد لیگ ایران و پنج لیگ منتخب اروپا و میانگین سهم حق پخش در پنج لیگ منتخب اروپا سنجیده می شود. برآورد سهم عادلانه لیگ برتر فوتبال ایران برای فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در بازه ای حدود ۲.۵ تا ۳.۴ همت برآورد می شود. الگوی سه گانه گزارش قابل تعمیم برای برآورد سهم عادلانه حق پخش در سایر لیگ ها و رشته های ورزشی نیز می باشد؛ مشروط به آن که داده های پایه درآمد عملیاتی لیگ، باشگاه ها و معیارهای مقایسه ای بین المللی در هر فصل ارزیابی شوند.

گزیده سیاستی

دامنه برآوردی حق پخش رسانه ای لیگ برتر فوتبال برای فصل1402- 1403 ، حدود 2.5 هزار میلیارد تومان الی 3.4 هزار میلیارد تومان است .

کلیدواژه‌ها

موضوعات

  

خلاصه مدیریتی

  • بیان / شرح مسئله

حق پخش تلویزیونی مسابقات به‌عنوان یکی از حقوق تجاری اصلی برای حوزه ورزش حرفه‌ای در نظر گرفته می‌شود. این حق بخش سهم قابل توجهی از روش‌های تأمین مالی باشگاه‌ها را به‌خود اختصاص داده است. در بسیاری از کشورها بین ۳۸ تا ۴۷ درصد از کل درآمد سالیانه باشگاه‌ها از محل حق پخش تأمین می‌شود. در ایران اما سازوکار مشخصی برای فروش و ارزش‌گذاری حق پخش ایجاد نشده و برآورد دقیقی از آن وجود ندارد. لذا لازم است تا برآورد عددی از سهم باشگاه‌های حرفه‌ای کشور مورد محاسبه قرار گیرد.

 

  • نقطهنظرات / یافتههای کلیدی

·                    در سطح بین‌المللی، حق پخش ذیل مفهوم گسترده‌تر «حقوق رسانه‌ای- تجاری مسابقه» تعریف می‌شود و موضوع اصلی آن، شناسایی مالکیت حقوق ناشی از مسابقات و تعیین مرجع مجاز برای اعطای مجوز بهره‌برداری است.

·                    در پنج لیگ برتر برجسته دنیا، اشتراک اصلی این است که فروش حق پخش در سطح لیگ «متمرکز» است و باشگاه‌ها به‌صورت فردی فروشنده نیستند؛ تفاوت اصلی در درجه رقابت رسانه‌ای و چگونگی جبران کمبود رقابت است. هرچه بازار رسانه‌ای رقابتی‌تر باشد، کشف قیمت از طریق رقابت خریداران با شفافیت بیشتر رخ می‌دهد و هرچه بازار محدودتر باشد، نقش طراحی بسته‌ها، قواعد دسترسی و ابزارهای مکمل (مانند توسعه سکوهای نمایش) پررنگ‌تر می‌شود.

·                    در سطح تفسیر رسمی، نظریه تفسیری شورای نگهبان درباره اصول (۱۷۵ و ۴۴) تصریح می‌کند که رادیو و تلویزیون دولتی است و تأسیس و راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی رادیویی و تلویزیونی به هر نحو، مغایر اصل (44) است و «پخش فراگیر صوت و تصویر» خارج از سازمان صداوسیما خلاف این اصل تلقی می‌شود.

·                    برای تخمین حق پخش رسانه‌ای در ایران با استفاده از سه روش مکمل به‌شرح زیر قابل استفاده است:

روش اول، با استفاده از داده‌های لیگ ایران (درآمد عملیاتی فعلی در لیگ برتر فوتبال) است و با استفاده از معیار جهانی (۴۰ درصد درآمد عملیاتی سهم حق پخش است)، حق پخش متناظر را برآورد می‌کند.

روش دوم، «اندازه اقتصادی» لیگ ایران را از میانگین پنج لیگ منتخب اروپا نسبت‌گیری می‌کند تا برآورد واقع‌بینانه‌تر شود.

روش سوم، به‌جای اتکا به سهم‌های درصدی، از بازخورد قیمت بازار (ارزش قراردادهای حق پخش در پنج لیگ) استفاده می‌کند تا بر‌مبنای بازار حق پخش مرسوم و متعارف دنیا برآورد ارائه دهد.

 

  • پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی

جمع‌بندی سه روش تخمینی نشان می‌دهد که با وجود کمبود داده‌های داخلی و انحصار رسانه‌ای، می‌توان با تکیه بر معیارهای معتبر بین‌المللی و داده‌های در دسترس، یک دامنه قابل دفاع برای سهم عادلانه باشگاه‌ها از ارائه کرد.

دامنه برآوردی حدود ۲.5 هزار میلیارد تومان الی ۳.۴ هزار میلیارد تومان برای فصل 1402 تا 1403 است. در‌صورتی‌که هدف، تعیین یک «کف برآوردیِ قابل اتکا» باشد، میانگین سه روش می‌تواند مبنای عدد واحد قرار گیرد. بنابراین این بازه کف برآوردیِ قابل اتکا این گزارش است.

 

 

۱. مقدمه

درآمدزایی باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای از طریق حق پخش تلویزیونی، روز مسابقه (بلیت، ورزشگاه و فروشگاه)، قراردادهای اسپانسری (امور تجاری، فروش کالا و محصولات)، مسابقات دوستانه و بین‌المللی، نقل و انتقالات و سایر درآمدهای جزئی است. حق پخش تلویزیونی مسابقات، در اقتصاد ورزش حرفه‌ای، یکی از ستون‌های اصلی مدل کسب‌وکار باشگاه‌ها و لیگ‌هاست. فروش حق پخش رقابت‌ها به شبکه‌های تلویزیونی و سکو‌های رسانه‌ای، مبالغ قابل توجه‌ای وارد ورزش کرده که میان برگزارکنندگان و باشگاه‌های شرکت‌کننده توزیع می‌شود و به باشگاه‌ها اجازه می‌دهد با ارتقای زیرساخت‌ها، توسعه آکادمی‌های جوانان و افزایش کیفیت فنی، جذابیت محصول نهایی را بالا ببرند. رسانه نیز خریدار این جذابیت است و از بازار تبلیغات و اشتراک سود می‌برد [1]. در بسیاری از کشورها، سهم حق پخش در ترکیب درآمدی باشگاه‌ها (بسته به سطح اقتصادی و جایگاه باشگاه) بالاست و مطالعات نشان می‌دهد این سهم برای باشگاه‌های با درآمد بالا به‌طور میانگین حدود ۳۸ درصد و برای باشگاه‌های با درآمد متوسط حدود ۴۷ درصد است [۱۷].

از منظر اقتصاد ورزش، رشد فناوری‌های پخش و افزایش تقاضای رسانه‌ای در دهه‌های پایانی قرن بیستم، ساختار مالی ورزش حرفه‌ای را متحول کرده و حق پخش را به یکی از ستون‌های اصلی مدل درآمدی باشگاه‌ها و لیگ‌ها تبدیل کرده است [5]. ادبیات «سازماندهی بازار حق پخش» نشان می‌دهد که در بسیاری از لیگ‌های حرفه‌ای، فروش متمرکز به‌عنوان سازوکار رایج برای تجمیع حقوق مسابقات، افزایش قدرت چانه‌زنی، کاهش هزینه‌های مبادله و مدیریت بهتر سبد حق پخش به‌کار می‌رود [6]. بنابراین در سطح بین‌المللی، اصل «قابلیت ارزش‌گذاری و مبادله‌پذیری حقوق رسانه‌ای» مفروض است و اختلاف‌ها عمدتاً بر سر «نحوه فروش» و «نحوه تسهیم» شکل می‌گیرد.

در ایران به‌رغم قدمت لیگ سراسری و حضور پرشمار هواداران، سازوکار واضحی برای فروش و ارزش‌گذاری حق پخش تلویزیونی ایجاد نشده و باشگاه‌ها در عمل از این منبع محروم مانده‌اند. نتیجه این محرومیت، صرفاً کاهش یک درآمد نیست؛ بلکه تضعیف مولدسازی درون‌زا، افزایش اتکای به منابع بیرون‌زا، و شکننده‌ شدن اقتصاد باشگاه‌داری است. از‌این‌رو، پیش از ورود به بحث‌های تنظیم‌گری و مدل توزیع، باید حق پخش به نحو منصفانه‌ای ارزش‌گذاری شود، سهم عادلانه باشگاه‌ها برای یک فصل مشخص شود.

در این گزارش هرچند نمونه کاربردی، لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ است؛ اما «الگوی برآورد» به‌گونه‌ای طراحی شده که برای سایر لیگ‌ها و رشته‌های ورزشی نیز قابل به‌کارگیری باشد؛ زیرا مبتنی‌بر منطق عمومی اقتصاد ورزش، مقایسه معیارمحور و روش‌های مکمل برآورد در شرایط کمبود داده است.

 

۲. حق پخش در ایران و جهان

۲-۱. حق پخش در قوانین و مقررات بین‌المللی

در سطح بین‌المللی، حق پخش ذیل مفهوم گسترده‌تر «حقوق رسانه‌ای- تجاری مسابقه» تعریف می‌شود و موضوع اصلی آن، شناسایی مالکیت حقوق ناشی از مسابقات و تعیین مرجع مجاز برای اعطای مجوز بهره‌برداری است. در اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال، تصریح شده است که فیفا، فدراسیون‌های عضو و کنفدراسیون‌ها مالکان اولیه حقوق ناشی از مسابقات و رویدادهای تحت صلاحیت خود هستند و این حقوق، طیف وسیعی از حقوق مالی، سمعی و بصری، ضبط و بازتولید، پخش، چندرسانه‌ای و حقوق نامشهود مرتبط را دربر‌می‌گیرد [3]. گفتنی است؛ همین منطق در اسناد عملیاتی فیفا نیز بازتاب دارد؛ از‌جمله تأکید بر حفاظت از حقوق تجاری و صیانت از حقوق اختصاصی شرکای دارای مجوز در حوزه بهره‌برداری رسانه‌ای و بازاریابی [4]. در سطح آسیا نیز مقررات مجوزدهی باشگاهی و الزامات مالی، به‌طور غیرمستقیم اما مؤثر، ضرورت اتکای باشگاه‌ها به جریان‌های درآمدی شفاف و پایدار را تقویت می‌کند [۸].

 

۲-۲. حق پخش در جهان و پنج لیگ منتخب

الگوی غالب در پنج لیگ منتخب اروپا نشان می‌دهد که حق پخش معمولاً توسط یک نهاد متمرکز بسته‌بندی و واگذار می‌شود و رقابت میان خریداران (شبکه‌ها و سکو‌ها) در قالب مزایده یا مذاکره ساخت‌یافته شکل می‌گیرد [10][11]. برای تبیین مقایسه‌ای، جدول زیر متولی فروش، سازوکار فروش، ساختار رسانه‌ای و نکته کلیدی را در پنج لیگ منتخب نشان می‌دهد.

 

جدول ۱. نحوه بهره‌مندی و متولی فروش حق پخش در پنج لیگ برتر اروپا [16-12]

نکته کلیدی رقابت درآمدزایی متمرکز

ساختار رسانه‌ای

الگوی فروش و بسته‌بندی

متولی فروش (نهاد متمرکز)

لیگ منتخب

چون بازار رقابتی است، لیگ با بسته‌بندی و تفکیک بسته‌ها عملاً رقابت بین خریداران را حفظ می‌کند (چند دارنده حق پخش) تا هم ارزش قرارداد بالا بماند و هم خطر «تک‌خریدار» کاهش یابد.

بازار رسانه‌ای رقابتی و چندبازیگری بوده و ارائه خدمات تلویزیونی نیازمند مجوز است.

فروش حقوق داخلی و بین‌المللی در قالب بسته‌های مشخص و قراردادهای چندساله (فرایند رقابتی و بسته‌بندی)

فروش متمرکز توسط لیگ

لیگ برتر انگلستان

وقتی رقابت واقعی محدودتر است (دوگانه)، ابزار درآمدزایی متمرکز بیشتر به طراحی دقیق بسته‌ها و قواعد دسترسی وابسته می‌شود (مثلاً تقسیم منظم محتوا بین دو پلتفرم) تا هم «حداقل رقابت» حفظ شود و هم قیمت‌گذاری قابل دفاع بماند.

بازار رسانه‌ای غیرانحصاری دولتی است؛ اما در لایه پخش ورزشیِ دو‌قطبی میان دو شبکه پخش مووی استارپلاس و دازون وجود دارد.

تثبیت فروش متمرکز با پشتوانه مقررات ملی (تمرکز در سطح لیگ)

فروش متمرکز توسط لیگ

(پس از اصلاحات سال 2015)

لالیگا اسپانیا

چون چند بازیگر فعال‌اند، با قواعد طراحی بسته‌ها و ملاحظات ضدانحصاری سعی می‌کند رقابت را در خود فرایند فروش ایجاد و حفظ کند.

بازار رسانه‌ای چندبازیگری (پخش عمومی + بازیگران تجاری سکوهای پولی) حاکم است.

فروش حقوق رسانه‌ای با طراحی ساختاریافته بسته‌ها و اسناد رسمی فرایند بازاریابی حقوق

فروش متمرکز توسط لیگ

بوندس‌لیگا آلمان

با ورود سکوهای نمایش خانگی، رقابت از «تلویزیون سنتی» به «تلویزیون + سکوها» منتقل می‌شود؛ در‌نتیجه، درآمدزایی متمرکز لیگ به توان ایجاد رقابت بین فناوری‌های پخش و طراحی بسته‌های قابل مقایسه برای بازار وابسته‌تر می‌شود.

بازار رسانه‌ای ترکیبی از پخش عمومی و خصوصی بود و سپس در چند سال اخیر سکوهای نمایش خانگی نیز ورود کردند.

چارچوب ملی درباره مدیریت حقوق سمعی-بصری لیگ و فروش متمرکز

فروش متمرکز توسط لیگ

سری‌آ ایتالیا

وقتی بازار رقابتی است، ولی «خطر بی‌ثباتی قرارداد» بالاست، درآمدزایی متمرکز نیازمند تقویت حکمرانی فروش (شفافیت، مقابله با دزدی/ پایرات، طراحی بسته‌های جذاب) و گاهی «گزینه پشتیبان» مثل سرویس مستقیم لیگ برای تقویت قدرت چانه‌زنی در برابر سکوهاست.

بازار رسانه‌ای چندبازیگری است و در دوره‌های مختلف حتی بحث راه‌اندازی سرویس مستقیم لیگ نیز مطرح شده است.

فروش حقوق رسانه‌ای توسط نهاد لیگ و مدیریت حقوق در سطح سازمان لیگ

فروش متمرکز توسط لیگ

لیگ ۱ فرانسه

 

در هر پنج لیگ، اشتراک اصلی این است که فروش حق پخش در سطح لیگ «متمرکز» است و باشگاه‌ها به‌صورت فردی فروشنده نیستند؛ تفاوت اصلی در درجه رقابت رسانه‌ای و چگونگی جبران کمبود رقابت است. هرچه بازار رسانه‌ای رقابتی‌تر باشد، کشف قیمت از طریق رقابت خریداران با شفافیت بیشتر رخ می‌دهد و هرچه بازار محدودتر باشد، نقش طراحی بسته‌ها، قواعد دسترسی، و ابزارهای مکمل (مانند توسعه سکوهای نمایش) پررنگ‌تر می‌شود. این جمع‌بندی برای این گزارش اهمیت دارد، چون نشان می‌دهد معیار ۴۰ درصد و داده‌های پنج لیگ منتخب، یک مبنای قابل دفاع برای برآورد در شرایط فقدان بازار رقابتی داخلی فراهم می‌کند.

در‌نهایت، اهمیت حق پخش در ترکیب درآمدی باشگاه‌ها به‌قدری است که حتی در میان باشگاه‌های پردرآمد جهان نیز درآمد حق پخش معمولاً سهمی نزدیک به یک‌سوم از کل درآمد را تشکیل می‌دهد و برای بسیاری از باشگاه‌های رده‌های میانی این سهم بالاتر می‌رود [17]. بنابراین، برای برآورد سهم عادلانه در ایران، استفاده از معیارهای جهانی-با تعدیل‌های لازم- یک مسیر منطقی است.

 

۲-۳. حق پخش در قوانین و مقررات ایران

در ایران، اگر ابتدا ساختار رسانه‌ای و قواعد شکل‌دهنده آن مشخص نشود، بحث حق پخش دچار خلط مفهومی می‌شود. به‌طور خلاصه، باید میان دو لایه انحصار پخش رادیویی و تلویزیونی و حقوق و منافع اقتصادی ناشی از پخش تفکیک قائل شد.

در سطح تفسیر رسمی، نظریه تفسیری شورای نگهبان درباره اصول (۱۷۵ و ۴۴) تصریح می‌کند که رادیو و تلویزیون دولتی است و تأسیس و راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی رادیویی و تلویزیونی به هر نحو، مغایر اصل (44) است و «پخش فراگیر صوت و تصویر» خارج از سازمان صداوسیما خلاف این اصل تلقی می‌شود [18]. در تکمیل این ساختار، قوانین اداره صداوسیما نیز جایگاه نهادی این سازمان را در انحصار رسانه‌ای‌ تثبیت کرده‌اند [19].

با‌این‌حال، از مسیر تقنینی، تلاش‌هایی برای عبور از بن‌بست «تسهیم منافع اقتصادی ناشی از پخش» بدون تعارض مستقیم با قوانین بالادستی شکل گرفته است. مقصود از پرهیز از تعارض مستقیم با قوانین بالادستی این است که این مسیرها نمی‌خواهند وارد مناقشه‌ای شوند که مستقیماً صلاحیت و انحصار پخش فراگیر رادیویی- تلویزیونی را به‌عنوان یک قید حقوقی تثبیت ‌شده در نظام رسانه‌ای ایران تغییر دهد. در این چارچوب، بدون زیر سؤال بردن مبنای انحصار صداوسیما، مسئله به‌صورت واقع‌بینانه صورت‌بندی می‌شود. در ایران بازار آزاد و رقابتی خریدوفروش حق پخش رسانه‌ای مانند بسیاری از کشورها وجود ندارد و از این حیث، سازوکار تحقق حقوق باشگاه‌ها باید از مسیر دیگری پیگیری شود. بنابراین، تمرکز سیاستی بر امکان تنظیم‌گری اقتصادی و طراحی سازوکار ارزش‌گذاری و تسهیم عواید ناشی از پخش (به‌ویژه درآمدهای تبلیغاتی و بهره‌برداری تجاری مرتبط با مسابقات) قرار می‌گیرد [21]‌[20].

اختلافات مرتبط با ماده (17) لایحه نظام جامع باشگاه‌داری نیز در همین چارچوب قابل فهم و حل است؛ یعنی به‌جای ورود به منازعه بر سر «حق پخش کردن»، بر این تمرکز می‌شود که منافع اقتصادیِ ایجاد شده به‌واسطه پخش مسابقات چگونه باید به‌صورت شفاف، قابل سنجش و منصفانه میان ذی‌نفعان (به‌ویژه باشگاه‌ها) تسهیم شود [22]. از‌این‌رو، در ایران مسئله حق پخش از «حق پخش کردن» به «چگونگی ارزش‌گذاری و تسهیم منافع اقتصادی ناشی از پخش» تغییر صورت داده است. در این راستا سازمان صداوسیما و باشگاه‌ها می‌بایست همکاری سازنده و قاعده‌مندی با یکدیگر برای ارزش‌گذاری شفاف تبلیغات تلویزیونی داشته باشند؛ دقیقاً به همین دلیل، برآورد عددی سهم عادلانه باشگاه‌ها متناسب با عملکرد و واقعیت‌های اقتصادی لیگ- یک گام پایه و تعیین‌کننده برای هر تصمیم بعدی در طراحی سازوکار پرداخت و تنظیم‌گری است.

 

۲-۴. وضعیت موجود و مسئله برآورد

وضعیت موجود را می‌توان در چند گزاره ساده خلاصه کرد. باشگاه‌ها رابطه قراردادی مستقیم برای فروش حق پخش ندارند، امکان برگزاری مزایده نیز ندارند و همچنین شفافیت کافی درباره ارقام درآمدی مرتبط با پخش و تبلیغات برای راستی‌آزمایی عمومی وجود ندارد. در شرایط وجود تنها صدا‌و‌سیما دسترسی به حقوق و منافع ناشی از پخش و اطلاعات آن دارد و به‌عنوان یکی از ذی‌نفعان، نهاد مستقل ارزش‌گذاری و طرف معامله نیست. لذا در غیاب یک «نهاد مستقل ارزش‌گذار و طرف معامله»، عدم تقارن اطلاعاتی پابرجا می‌ماند و امکان ارزیابی کارشناسی سهم منصفانه هر‌کدام از ذی‌نفعان حق پخش دشوار می‌شود. در‌چنین بستری، روش‌های برآوردی مبتنی‌بر معیارهای جهانی و داده‌های قابل دسترس، اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا به‌جای توقف در اختلاف‌نظرهای عددی، یک دامنه قابل دفاع برای «کف سهم عادلانه» ارائه می‌دهد.

 

 

3. چارچوب برآورد: تعریف، دامنه و منطق سه‌گانه

این گزارش سهم باشگاه‌ها از حق پخش را به‌معنای مجموع سهم باشگاه‌ها در سطح لیگ برای یک فصل تعریف می‌کند؛ یعنی عددی پایه که بتواند مبنای گفت‌وگو، مقایسه و تصمیم‌سازی قرار گیرد. با‌این‌حال، از منظر مفهومی باید تأکید کرد که حق پخش به‌معنای ارزش افزوده‌ای است که از نمایش مسابقات ایجاد می‌شود و این ارزش افزوده صرفاً متعلق به باشگاه‌ها نیست؛ بلکه رسانه (به‌ویژه صداوسیما) نیز به‌دلیل نقش‌آفرینی در تولید، پخش و دسترسی عمومی و همچنین بهره‌برداری از ظرفیت‌های تبلیغاتی مرتبط با آن، سهم اقتصادی مشروع دارد. مسئله اصلی در ایران، نه نفی جایگاه رسانه یا ارزش‌گذاری منفی بر انحصار، بلکه نبود سازوکارهای فنی و شفاف برای کشف قیمت و تسهیم منصفانه منافع میان ذی‌نفعان در چارچوب همین ساختار موجود است.

از‌همین‌رو، در ایران به‌دلیل نبود دسترسی کامل به اطلاعات شفاف درباره حقوق و منافع اقتصادی ناشی از پخش مسابقات و نیز به سبب انحصار پخش فراگیر رادیویی- تلویزیونی- امکان برآورد درآمد واقعی و تفکیک دقیق سهم هر طرف، بر‌مبنای قراردادهای رقابتی و قیمت‌های بازارمحور داخلی فراهم نیست. بنابراین، این گزارش به‌جای آن‌که فرض کند انحصار به‌خودی‌خود مانع هرگونه تسهیم است، بر این نکته تمرکز می‌کند که می‌توان سازوکارهای فنی تعریف کرد تا درآمدهای مرتبط با مسابقه برای هر‌کدام از ذی‌نفعان قابل اندازه‌گیری، شفاف و منصفانه شود. در وضعیت فعلی، چنین سازوکاری به شکل مؤثر و قابل اتکا مستقر نشده است.

همچنین برای جلوگیری از خلط مفهومی، لازم است میان منافع ناشی از پخش و حقوق تجاری باشگاه‌ها و لیگ تفکیک قائل شد. بخشی از درآمد باشگاه‌ها مانند تبلیغات روی پیراهن، تبلیغات محیطی ورزشگاه و سایر دارایی‌های تجاری مسابقه هرچند در پخش تلویزیونی دیده می‌شود، اما ماهیتاً جزء حقوق تجاری باشگاه‌ها و یا لیگ است؛ بنابراین این موارد، موضوع حق پخش به‌معنای محل مناقشه بین باشگاه و رسانه تلقی نمی‌شوند، بلکه باید جداگانه و در چارچوب حقوق تجاری باشگاه‌داری حرفه‌ای تحلیل شوند. مسئله حق پخش در این گزارش ناظر بر آن بخش از ارزش افزوده است که مستقیماً از نمایش و بهره‌برداری رسانه‌ای مسابقه ایجاد می‌شود که شامل پخش زنده، غیر زنده، صحنه‌های مهم و اخبار بوده و نیازمند قاعده‌گذاری روشن برای تسهیم میان ذی‌نفعان است. امروزه حجم ترافیک ناشی از پخش اینترنتی و غیر زنده مسابقات، صحنه‌های مهم و اخبار پراهمیت شده و می‌بایست در کنار پخش زنده مسابقات به این موارد نیز توجه شود. در بازار رقابتی حق پخش، باشگاه‌ها و لیگ‌ها هر‌کدام از این محصولات رسانه‌ای را با روش‌های مزایده‌ای و طراحی بسته‌های رقابتی عرضه می‌کنند و از عواید حاصله نیز استفاده می‌کنند. در این گزارش با تعمیم به بازارهای رقابتی و برآورد سهم عادلانه باشگاه‌های داخلی مبتنی‌بر عملکرد، کف برآوردی از درآمد کلیه محصولات رسانه‌ای ارائه می‌شود.

بر همین مبنا، رویکرد گزارش به‌جای ادعای دستیابی به یک عدد قطعی، تولید یک دامنه قابل دفاع و یک کف برآوردی برای سهم باشگاه‌هاست. سهمی که با توجه به قیود اطلاعاتی و نهادی، بتواند نقطه شروعی برای طراحی سازوکارهای بعدیِ تسهیم باشد. این کار با استفاده از سه روش مکمل انجام می‌شود تا هر روش یک بُعد از مسئله را پوشش دهد و محدودیت‌های روش‌های دیگر را تعدیل کند.

منطق سه‌گانه به شکل زیر است:

·                    روش اول، با استفاده از داده‌های لیگ ایران(درآمد عملیاتی فعلی در لیگ برتر فوتبال) است و با استفاده از معیار جهانی (۴۰ درصد درآمد عملیاتی سهم حق پخش است)، حق پخش متناظر را برآورد می‌کند.

·                    روش دوم، «اندازه اقتصادی» لیگ ایران را از میانگین پنج لیگ منتخب اروپا نسبت‌گیری می‌کند تا برآورد واقع‌بینانه‌تر شود.

·                    روش سوم، به‌جای اتکا به سهم‌های درصدی، از بازخورد قیمت بازار (ارزش قراردادهای حق پخش در پنج لیگ) استفاده می‌کند تا بر‌مبنای بازار حق پخش مرسوم و متعارف دنیا برآورد ارائه دهد.

خروجی این سه‌گانه، یک بازه و کف برآوردی ارائه می‌کند که در چارچوب ساختار موجود، ابزار سیاستیِ قابل اتکا برای پیشبرد تسهیم شفاف و منصفانه منافع و مقدمه طراحی سازوکارهای تنظیم‌گری بعدی خواهد بود.

 

 

4. داده‌ها و ورودی‌های محاسباتی (لیگ برتر فوتبال ایران)

برای اجرای روش اول، باید مجموع درآمد عملیاتی باشگاه‌های لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ استخراج شود. بخش عمده باشگاه‌ها صورت‌های مالی حسابرسی‌ شده منتشر کرده‌اند و برای چند باشگاه که داده دقیق در دسترس نبوده، از برآورد محافظه‌کارانه مبتنی‌بر اطلاعات نیمه‌رسمی استفاده شده است. جدول زیر، ورودی اصلی روش اول است:

 

جدول ۲. مجموع درآمد عملیاتی کل لیگ برتر فوتبال ایران در فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲

ردیف

باشگاه

درآمد عملیاتی (میلیون ریال)

منبع و اعتبار آمار

1

تراکتور]۲۳[

3.292.500

نیمه‌ رسمی- اعلام سایت رسمی باشگاه

2

سپاهان]۲۴[

9.627.656

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

3

پرسپولیس]۲۵[

2.885.474

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

4

فولاد]۲۶[

4.510.964

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

5

گل‌گهر]۲۷[

3.881.826

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

6

ذوب‌آهن]۲۸[

۲.۷۸۷.۹۷۹

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

7

ملوان

1.000.000

غیر رسمی- آمار دقیق در دسترس نیست و تخمینی است.

8

آلومینیوم اراک]۲۹[

۲.۵۷۵.۳۵۷

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

9

استقلال]۳۰[

3.262.422

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

10

چادرملو]۳۱[

3.768.903

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

11

خیبر

1.000.000

غیر رسمی- آمار دقیق در دسترس نیست و تخمینی است.

12

استقلال خوزستان]۳۲[

1.000.000

نیمه‌ رسمی- اعلام سایت رسمی باشگاه

13

شمس آذر]۳۳[

1.۲00.000

نیمه‌ رسمی- اعلام سایت رسمی باشگاه

14

مس رفسنجان

1.000.000

غیر رسمی- آمار دقیق در دسترس نیست و تخمینی است.

15

نساجی]۳4[

1.843.000

رسمی- صورت مالی حسابرسی و منتشر شده است.

16

هوادار

1.000.000

غیر رسمی- آمار دقیق در دسترس نیست و تخمینی است.

جمع کل

۴۴.۶۳۶.۰۸۱

(4.463.608.100.000)

چهل‌وچهار میلیون و ششصد و سی‌وشش هزار و هشتاد‌و‌یک میلیون ریال

(چهار هزار و چهارصد و شصت‌و‌سه میلیارد و ششصد و هشت میلیون تومان)

 

 

بر مبنای این جدول، مجموع درآمد عملیاتی لیگ برتر ایران در فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۲ حدود ۴.۵ همت است. این عدد، ورودی اصلی برای سه روش برآورد در بخش پنجم خواهد بود.

 

 

5. ارائه مدل‌های برآورد میزان سهم حق پخش باشگاه‌ها

یکی از اساسی‌ترین مسائل در حق پخش ایران این است که سهم عادلانه باشگاه‌ها چه مقدار است؛ اگر قرار باشد حق پخش مسابقات به نحو منصفانه‌ای قیمت‌گذاری شود، چه رقمی عاید باشگاه‌ها خواهد شد. برای پاسخ به این پرسش، سه روش منطقی و مکمل به‌شرح زیر مورد استفاده قرار گرفته است.

 

۵-۱. برآورد براساس معکوس جریان درآمدی (الگوی درآمدهای جهانی)

روش اول مبتنی‌بر این است که ترکیب درآمدهای باشگاه‌های ایرانی در صورت وجود حق پخش، مشابه الگوی میانگین جهانی است. همان‌طور که در بخش‌های قبل اشاره شد، در پنج لیگ منتخب اروپایی حدود ۴۰ درصد از درآمد باشگاه‌ها به‌طور میانگین از محل حق پخش تأمین می‌شود و سهم حق پخش در ادبیات علمی نیز برای باشگاه‌های حرفه‌ای با درآمد بالا و متوسط به‌ترتیب حدود ۳۸ و ۴۷ درصد گزارش شده است[17]

در حال حاضر باشگاه‌های ایرانی این سهم را دریافت نمی‌کنند و عمدتاً از سایر منابع بهره‌مند هستند. بنابراین اگر جمع درآمد فعلی باشگاه‌های لیگ برتر را «درآمد بالفعل» فرض کنیم، می‌توان محاسبه کرد که ۳۸ الی ۴۷ درصد باقی‌مانده باید از حق پخش حاصل شود تا درآمد کل به ۱۰۰ درصد برسد. به بیان ساده‌تر، ارزش حق پخش لیگ ایران تقریباً معادل دو‌سوم مجموع درآمد فعلی برآورد می‌شود.

مجموع درآمد عملیاتی فعلی لیگ (بدون حق پخش) حدود ۴.۵ همت است. اگر این مقدار معادل 53 الی 62 درصد درآمد کل بالقوه باشد، درآمد حاصل از حق پخش انتظاری بین ۲.۷ همت و ۳.۹ همت برآورد می‌شود.

بنابراین، برآورد روش اول نشان می‌دهد که سهم حق پخش تلویزیونی برای باشگاه‌های لیگ برتر فوتبال ایران در فصل مورد بررسی، در بازه 2.7 هزار میلیارد تومان الی ۳.۹ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. مزیت روش اول آن است که به داده‌های داخلی متکی بوده و با یک منطق ساده و قابل فهم، فقدان داده و اطلاعات ناشی از نبود حق پخش را به یک عدد تبدیل می‌کند؛ همچنین پویاست، زیرا اگر درآمد عملیاتی واقعی لیگ افزایش یابد، عدد برآوردی حق پخش نیز به‌صورت خودکار افزایش پیدا می‌کند و حق پخش به «مشوق مولدسازی اقتصادی باشگاه» تبدیل می‌شود.

 

5-2. برآورد براساس نسبت درآمد لیگ ایران و پنج لیگ منتخب اروپا

در این روش از مقایسه درآمد لیگ برتر فوتبال ایران و پنج لیگ منتخب اروپا استفاده می‌شود. پنج لیگ منتخب اروپا در فصل ۲۰۲4-۲۰۲3 درآمدهای زیر را کسب کرده‌اند:

·         لیگ برتر انگلیس: ۷.۳ میلیارد یورو،

·         بوندس ‌لیگا (آلمان): ۳.۸ میلیارد یورو،

·         لالیگا (اسپانیا): ۳.۸ میلیارد یورو،

·         سری ‌آ (ایتالیا): ۲.۹ میلیارد یورو،

·         لیگ ۱ (فرانسه): ۲.۶ میلیارد یورو.

لذا مجموع پنج لیگ مورد بررسی در فصل ۲۰۲4-۲۰۲3 معادل ۴.۰۸ میلیارد یورو است.

منطق روش دوم این است که نخست «درآمد عملیاتی بدون حق پخش» را هم‌تراز می‌کند و سپس حق پخش متناظر را براساس همان نسبت اندازه اقتصادی برآورد می‌کند:

 

    با فرض سهم 38 الی 47 درصدی حق پخش، درآمد بدون حق پخش در میانگین پنج لیگ منتخب برابر با 53 الی 62 درصد کل است؛ لذا در بازه 2.1 میلیارد یورو الی 2.5 میلیارد یورو می‌باشد.

      این بازه با نرخ تسعیر گزارش (۷۴,۴۰۰ تومان برای هر یورو) معادل حدود 156 همت الی ۱۸۶ همت می‌شود.

      نسبت اندازه لیگ ایران (۴.۵ همت) به این معیار حدود ۲.۴ درصد الی 2.8 درصد است.

      حال، 38 الی ۴۷ درصد حق پخش در میانگین پنج لیگ منتخب در بازه 1.5 میلیارد یورو الی ۱.۹ میلیارد یورو بوده و معادل حدود 112 همت الی 142 همت است.

      با اعمال نسبت ۲.۴ درصد الی ۲.۸ برای ایران، در بازه 2.7 هزار میلیارد تومان الی 3.9 هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود.

بنابراین، برآورد روش دوم نیز سهم حق پخش بالقوه لیگ برتر ایران را همانند روش اول نشان می‌دهد. مزیت روش دوم آن است که «اثر اندازه اقتصادی» را به‌صورت صریح وارد محاسبه می‌کند و برآورد را از قیاس‌های غیرهم‌تراز دور می‌سازد. همچنین این روش نیز پویاست؛ اگر درآمد عملیاتی واقعی لیگ افزایش یابد، نسبت اندازه تغییر می‌کند و برآورد حق پخش به‌روزرسانی می‌شود.

 

۵-۳. برآورد براساس میانگین حق پخش در پنج لیگ منتخب اروپا (مطابق بازار قراردادها)

در این روش از میزان قراردادهای حق پخش پنج لیگ منتخب اروپا استفاده می‌شود. ابتدا میانگین ارزش قراردادهای حق پخش داخلی در فصل ۲۰۲4-۲۰۲3 محاسبه می‌گردد و سپس براساس نسبت اندازه لیگ ایران (۲.۴ الی ۲.۸درصد) که در روش قبل به دست آمد، سهم متناظر ایران برآورد می‌شود.

 

جدول۳. ارزش قراردادهای حق پخش پنج لیگ برتر اروپا در فصل ۲۰۲4-۲۰۲3 ]17[

لیگ

خریداران اصلی (چرخه شامل فصل ۲۰۲4۲۰۲3)

ارزش قرارداد داخلی یک‌ساله (یورو)

لیگ برتر (انگلیس)

Sky / TNT / Amazon

1.942 میلیون یورو

بوندس ‌لیگا (آلمان)

Movistar + DAZN

0.990  میلیون یورو

لالیگا (اسپانیا)

Sky + DAZN

1.100  میلیون یورو

سری‌آ (ایتالیا)

DAZN + Sky

0.933  میلیون یورو

لیگ ۱ (فرانسه)

Amazon + Canal

0.663  میلیون یورو

 

گفتنی است؛ جمع قرارداد حق پخش این پنج لیگ 5.628 میلیون یورو و معادل میانگین 1.126 میلیون یورو است. حال با اعمال نسبت اندازه لیگ ایران و با نرخ تسعیر گزارش (۷۴,۴۰۰ تومان برای هر یورو) سهم باشگاه‌های لیگ برتر ایران در بازه ۲ هزار میلیارد تومان الی ۲.۴ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود.

تفاوت این روش با دو روش قبل آن است که علاوه‌بر اتکا به سهم جهانی حق پخش از درآمدهای باشگاه و نسبت اندازه لیگ ایران، از «قیمت مشاهده‌پذیر بازار» (ارزش قراردادهای حق پخش در لیگ‌های جهان) به‌عنوان مبنا استفاده می‌کند و سپس آن را با اندازه اقتصادی ایران مقیاس می‌کند. در‌نتیجه، روش سوم معمولاً یک برآورد محافظه‌کارانه‌تر ارائه می‌دهد و از منظر کف‌سازی، اهمیت ویژه دارد.

 

 

6. جمع‌بندی

جمع‌بندی سه روش تخمینی نشان می‌دهد که با وجود کمبود داده‌های داخلی و انحصار رسانه‌ای، می‌توان با تکیه بر معیارهای معتبر بین‌المللی و داده‌های در دسترس، یک دامنه قابل دفاع برای سهم عادلانه باشگاه‌ها از ارائه کرد.

دامنه برآوردی حدود ۲.5 هزار میلیارد تومان الی ۳.۴ هزار میلیارد تومان است. در‌صورتی‌که هدف، تعیین یک «کف برآوردیِ قابل اتکا» باشد، میانگین سه روش می‌تواند مبنای عدد واحد قرار گیرد. بنابراین این بازه کف برآوردیِ قابل اتکا این گزارش است.

مزیت کلیدی الگو سه‌گانه آن است که «پویا» و «قابل به‌روزرسانی فصلی» است. هر سال با به‌روزرسانی درآمد عملیاتی لیگ(باشگاه‌ها)، به‌روزرسانی داده‌های پنج لیگ منتخب و قراردادهای حق پخش و به‌روزرسانی نرخ تسعیر، عدد برآوردی مجدداً محاسبه می‌شود. این ویژگی باعث می‌شود حق پخش از یک عدد ثابت و نیازمند چانه‌زنی‌ عبور کرده و با این سازوکار سنجش‌پذیر و معیارمند محاسبه شود.

هرچند نمونه‌کاربردی این گزارش لیگ برتر فوتبال ایران است، منطق الگو سه‌گانه برای سایر ورزش‌های حرفه‌ای نیز قابل استفاده است. لذا لیگ ذی‌ربط، «درآمد عملیاتی فصل»، «لیگ‌های معیار همان رشته» و «ارزش قراردادهای رسانه‌ای معیار» را تعیین کند و همین سه روش را به‌صورت ترکیبی اجرا نماید. به‌این‌ترتیب، یک چارچوب عمومی برای برآورد سهم عادلانه باشگاه‌ها از حق پخش در هر ورزش فراهم می‌شود و مبنای عددی لازم برای ورود به گزارش‌های تکمیلی (تنظیم‌گری و مدل توزیع) را ایجاد می‌کند. در روشی جایگزین نیز می‌توان از برآورد سهم فوتبال به‌عنوان مبنا استفاده کرد و براساس مقایسه حجم اقتصادی رشته فوتبال در ایران نسبت با سایر رشته‌ها برآورد سهم رشته‌های دیگر در حق پخش را مشخص کرد.

 

 

 

 

[1]               حق پخش تلویزیونی در فوتبال ایران؛ 15 شهریور ۱۴۰۲. دادیستا (https://dadista.org)
[2]               Football Broadcasting Deals Across the Top , 2024 , www.danielgeey.com  European 5 Leagues
[3]               Fédération Internationale de Football Association (FIFA). (2024). FIFA Statutes: Regulations Governing the Application of the Statutes – Standing Orders of the Congress (April 2024 ed.). FIFA.
[4]               Fédération Internationale de Football Association (FIFA). (2024). FIFA World Cup 26™ Intellectual Property Guidelines (Version 2.0, June 2024). FIFA Digital Archive.
[5]               Andreff, W., & Staudohar, P. D. (2000). The evolving European model of professional sports finance. Journal of Sports Economics, 1(3), 257–276. https://doi.org/10.1177/152700250000100304
[6]       Heller, C.-P., Sudaric, S., & Winkler, A.-C. (2023). The centralised sale of football media rights in Europe. European Competition Journal, 19(3), 449–480. https://doi.org/10.1080/17441056.2023.2205650 IDEAS/RePEc+1
[7]               Asian Football Confederation. (2024). AFC Club Licensing Regulations (Edition 2024). AFC.
[8]               Union of European Football Associations (UEFA). (2022). UEFA Club Licensing and Financial Sustainability Regulations (Edition 2022). UEFA.
[9]           Palomino, F., & Sákovics, J. (2000). Revenue sharing in professional sports leagues: For the sake of competitive balance or as a result of monopsony power? (CentER Discussion Paper No. 2000-110). Tilburg University.
[10]           European Audiovisual Observatory. (2016). IRIS Plus: Audiovisual sports rights – Between exclusivity and accessibility.
[11]           Heller, C.-P., Sudaric, S., & Winkler, A.-C. (2023). The centralised sale of football media rights in Europe. European Competition Journal, 19(3), 449–480. https://doi.org/10.1080/17441056.2023.2205650
[12]           Premier League. (2016). How much money do clubs receive from the distribution of broadcast rights
[13]           Spain. (2015). Real Decreto-ley 5/2015, de 30 de abril (provisions on distribution and caps).
[14]           Deutsche Fußball Liga (DFL). (n.d.). Media rights revenue distribution / four-pillar model (official materials).
[15]           Senato della Repubblica (Italy). (n.d.). Dossier / provisions on audiovisual rights distribution (40% equal, 30% results, 30% user base).
[16]           Ligue de Football Professionnel (LFP). (2024). Règlement des Championnats de France – Article 513 (financial distribution by LFP).
[17]           Deloitte. (2024). Football Money League (broadcast revenue share statistics)
[18]            نظر تفسیری شورای نگهبان در خصوص اصول (175 و 44) قانون اساسی در خصوص امکان تأسیس و راه‌اندازی شبکه‌های خصوصی رادیویی و تلویزیونی، مصوب 1379,07,10، با اصلاحات و الحاقات بعدی.
[19]            قانون اداره صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی ایران؛ مصوب 1359,10,08؛ با اصلاحات و الحاقات بعدی.
[20]            قانون برنامه پنج‌ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1400-1396)؛ مصوب 1395,12,14؛ با اصلاحات و الحاقات بعدی.
[21]            قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1407-1403)؛ مصوب 1403,03,01؛ با اصلاحات و الحاقات بعدی.
[22]            توضیحات سخنگوی شورای نگهبان درخصوص حق پخش مسابقات ورزشی؛ ۶ آذر ۱۴۰۴؛ کد خبر:86008474
[23]            سایت رسمی باشگاه تراکتور؛ میزان درآمد و هزینه در سال ۱۴۰۳.
[24]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه سپاهان.
[25]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه پرسپولیس.
[26]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه فولاد خوزستان.
[27]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه گل‌گهر سیرجان.
[28]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه ذوب آهن اصفهان.
[29]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه آلومینیوم اراک.
[30]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه استقلال.
[31]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه چادرملو اردکان.
[32]            سایت رسمی باشگاه استقلال خوزستان؛ میزان درآمد باشگاه در سال ۱۴۰۳.
[33]            سایت رسمی باشگاه شمس آذر؛ میزان درآمد باشگاه در سال ۱۴۰۳.
[34]            سامانه کدال؛ صورت‌های مالی رسمی منتشر شده برای پایان سال ۱۴۰۳ باشگاه نساجی مازندران.