نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 کارشناس گروه آینده پژوهی دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 پژوهشگر گروه آینده پژوهی دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
تصویرسازی قوی و شفاف از ایران در اندیشکده های آمریکایی به فرایندی در تصمیم سازی سیاست خارجی این دولت تبدیل شده است. آنها با برجسته سازی مسائلی چون جنگ غزه، محور مقاومت، برنامه هسته ای، و برنامه موشکی و پهپادی ایران تلاش می کنند تصویری امنیتی و تهدیدآمیز از جمهوری اسلامی ارائه کنند.
کلیدواژهها
درک تصویر دشمن از ما، بیشک میتواند ادراک ما را نسبت به محدودیتها، فرصتها و تهدیداتی که سیاستورزی ما در پیرامون محیط منطقهای را در برگرفته، روشنتر سازد. تصویری که کارشناسان اندیشکدههای آمریکایی از وضعیت موجود و آینده ایران ترسیم کردهاند، نشان می دهد که آمریکا درباره ایران چگونه خواهد می اندیشید و کنشهای تهران را چگونه پردازش میکند؟ پاسخ به این سوال برای درک نظام محاسباتی آنها از ایران ضروری است چرا که بازیگری آمریکا و شرکا منطقه ای وی عملا در رقابت با تصویر مطلوب ایران از منطقه تحلیل میشود. بر این اساس مطالب هشت اندیشکده مؤسسه بروکینگز، بنیاد کارنگی، گروه بحران، مؤسسه واشنگتن، مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، مؤسسه هادسون، شورای آتلانتیک و مؤسسه خاورمیانه، معطوف به تمرکز آنها بر ایران و محور مقاومت، در بازه زمانی اکتبر 2023 تا دسامبر 2024 (پیش از جنگ دوازده روزه 23 ژوئن 2025) مورد بررسی قرار گرفته است. مزیت نسبی این هشت اندیشکده آن است که هر یک، میز یا کارشناس اختصاصی در حوزه ایران دارند و رویکرد آنها نسبت به سیاست خارجی و بعضاً سیاست داخلی ایران، نه مقطعی و موقت بلکه نسبتاً دائمی و بلندمدت بوده است.
بررسی مطالب این اندیشکدهها نشانگر اولویت نقش ایران در «محور مقاومت» از منظر اثرگذاری بر مواجهه گروههای مقاومت با رژیم صهیونیستی است که منافع منطقهای آمریکا و متحدانش را متأثر ساخته است. پس از آن، «برنامه موشکی و پهپادی» و به موازات آن، «روابط نظامی ایران و روسیه» محل تأمل بوده که تابعی از فضاسازی درباره نقش ایران در جنگ اوکراین است. «برنامه هستهای» و مسائل سیاست داخلی ایران در مراتب دیگر قرار گرفتهاند که نشان میدهد اهمیت به سیاست داخلی ایران، متغیری وابسته به نقشآفرینی ایران در پروندههای سیاست خارجی مرتبط با منافع غرب است.
تلاش برای انتشار روایت دقیقتر از ایران در فضای سیاست داخلی آمریکا از تزریق برجستهسازی ایدههای مثبت از ایران در خروجی تولیدات این اندیشکدهها میتواند رویکرد بعضی از این اندیشکدهها نسبت به ایران را سویهای مثبت ببخشد. ارتباطگیری کارشناسان و اساتید ایرانی با اندیشکدههایی که سوگیری کمتر ضدایرانی داشته و عمدتاً صبغه علمی داشته باشند. از سوی دیگر، تلاش برای ارتقای ارتباط با دانشگاههای آمریکا، بهویژه دانشگاههایی با گرایشهای چپ و میانه میتواند مؤثر باشد.
تصویرپردازی برای ایران علاوه بر آنکه مستلزم شناختی دقیق از وضعیت تاریخی، فرهنگی، ژئوپلیتیک و بینالمللی ایران است، رقابتی میان بازاری از تصاویر سایر کشورهاست. به دیگر سخن تصویری که از آینده به شهروندان ارائه میشود، خوانشی از آن سوی مرزهای ایران نیز خواهد داشت. به همین دلیل ارائه یک روایت، علاوه بر ایجاد حداکثر همکاری داخلی، نیازمند حساسیتزدایی از بازیگران خارجی نیز میباشد تا موانع کمتری برای تحقق آن وجود داشته باشد. پژوهش کنونی تلاشی است تا نگرش، تصور و تصویر اصلیترین بازیگر غربی یعنی آمریکا را نسبت به ایران با روش مختلط (کیفی-کمی) بررسی کند. هدف این است که بر اساس تحلیل وضعیت فعلی و نگرش آمریکا، نگاه واقعبینانهتری نسبت به سناریوپردازیها و طراحی تصویر ایران ارائه شود.
اندیشکدهها یکی از منابع تصمیمسازی در ساختار سیاسی آمریکا هستند. این نهادها نه ارگانهایی مجزا از دولت بلکه به مثابه بازوهای فکری دولتمردان و سیاستورزان در آمریکا عمل میکنند، چنانکه جابجایی نیرو بین اندیشکدهها و دولت امری مرسوم است. دولتمردانی هستند که پس از پایان دوران مدیریتشان به تأسیس یک اندیشکده و یا مدیریت و هدایت اندیشکدههای موجود میپردازند و بهعنوان مشاوران راهبردی و تحلیلگران برجسته در بدنه دولت آمریکا ایفای نقش میکنند. این امر موجب پیوند مستحکم میان اندیشکدهها و ساختارهای حکومتی شده و تاثیر قابل توجهی در فرایند تصمیمگیری سیاسی و خطمشیگذاری آمریکا دارد.
بر همین مبنا به نظر میرسد آشنایی با اندیشکدههای نزدیک به دو حزب اصلی و بهخصوص مواردی که نزدیکی بیشتری به جناح میانه و یا جناح راست حزب جمهوریخواه دارند، در آگاهی نسبت به سیاستهای دولت کنونی و پیشبینی برخی اقداماتش نسبت به ایران و محور مقاومت، راهگشا باشد. با توجه به پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا، آشنایی عمیقتر با شبکههای اندیشکدهای مرتبط با دولت وی اهمیت ویژهای یافته است. یکی از مصادیق این آگاهییابی، اِشراف بر تصویر کنونی و آینده ایران از جانب این اتاقهای فکر است. ارزیابی مطالب اندیشکدههایی که به مشاوره، تحلیل و ارزیابی مسائل مرتبط با ایران پرداختهاند از جوانب مختلف، اعم از موضوع، موضع، رویکرد، مسألهیابی، توصیهها و سناریوهای احتمالیشان برای ایران، اهمیت مضاعفی خواهد داشت.
در این گزارش سعی شده تا مطالب هشت اندیشکده مهم آمریکا شامل «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک»، «مؤسسه خاورمیانه»، «مؤسسه هادسون»، «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی»، «شورای آتلانتیک»، «گروه بینالمللی بحران»، «بنیاد کارنگی» و «مؤسسه بروکینگز» که به حزب جمهوریخواه یا جناح میانی حزب دمکرات نزدیک بوده و به طور کلی بیش از دیگر اندیشکدهها بر سیاست خارجی و داخلی ایران متمرکز بودهاند در بازه زمانی پس از هفتم اکتبر 2023 مورد رصد و ارزیابی قرار بگیرد. انتخاب این بازه زمانی بدان جهت بوده که معتقدیم عملیات طوفانالاقصی نه صرفاً یک اخلال در روند نظم مطلوب آمریکا در منطقه غرب آسیا بلکه تلاشی برای دگرگونی در این نظم و توقف دو بازوی سیاسی (توافق ابراهیم) و اقتصادی (کریدور آیمک) آن به شمار میآید. بنابراین تصویر این اندیشکدهها از ایران در این بازه زمانی، یکی از مبانی برای تصویرسازی از ایران در سیاست منطقهای آمریکا در غرب آسیا خواهد بود.
در میان گزارشهای کارشناسی مرکز پژوهشهای مجلس، چهار عنوان گزارش که به تشریح تصویرسازی و روایتپردازی اندیشکدههای آمریکایی در قبال ایران پرداختهاند، قابل مشاهده بوده است. این عناوین عبارت هستند از:
این پژوهش به تحلیل تصویر ایران در چارچوب متون حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل میپردازد. هدف این مطالعه، شناسایی مضامین پر تکرار و الگوهای موجود در متون و تحلیلهای پیرامون سیاست داخلی و خارجی ایران است. به علاوه، محورهای تحلیلی عمومی (که در ادامه به آن اشاره شده) به منظور افزایش دقت تحلیل به کار گرفته شده تا تصویر گویاتری در مورد دیدگاهها، اهداف و پیامدهای سیاستی مد نظر در متون برگزیده ارائه دهند. در زیر، توضیح مفصلی از روششناسی به کار رفته ارائه شده است. مجموعه دادههای اصلی این پژوهش شامل 289 مطلب از هشت اندیشکدهی معتبر تخصصی در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل است. برای اطمینان از دقت کار، از جستجوی مبتنی بر کلیدواژه «ایران» پرهیز شده و تمام مطالبی که در این یک سال در رده موضوعی «ایران» تولید شده، گردآوری شدهاند. این موسسات بر اساس اهمیتشان در تولید تحلیلهای جامع و تأثیرگذار در مورد مسائل ژئوپلیتیک به ویژه مسائل مربوط به تحولات ایران انتخاب شدهاند.
مجموعه دادهها شامل مقالاتی است که بر موضوعات مرتبط با ایران مانند برنامه هستهای ایران، فعالیت گروههای مقاومت و روابط خارجی ایران متمرکز است. برای هر یک از مقالات متا-دیتاهایی مانند عنوان، نشانی اینترنتی، نویسنده، تاریخ انتشار و حجم متن مقاله (تعداد کلمات) برای دریافت زمینه کلی در خصوص هر مقاله اضافه شدهاند. در جدول زیر، مشخصات هشت اندیشکده منتخب گردآوری شده است.
جدول 1: مشخصات اندیشکدههای منتخب در گزارش
|
نام |
تأسیس |
حوزه موضوعی |
رویکرد حزبی |
حامیان مالی |
رویکرد نسبت به ایران |
|
واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک |
1985 |
تمرکز بر سیاست خاورمیانهای آمریکا |
حزب جمهوریخواه |
رژیم صهیونیستی |
مخالفت با سویه براندازی |
|
هادسون |
1961 |
تقویت رهبری آمریکا بر جهان آزاد |
حزب جمهوریخواه |
رژیم صهیونیستی |
مخالفت با سویه مهار |
|
خاورمیانه |
1926 |
دانشافزایی درباره خاورمیانه |
میانه دو حزب |
رژیم صهیونیستی |
مخالفت با سویه براندازی |
|
بنیاد کارنگی |
1910 |
گسترش همکاری آمریکا در امور بینالمللی |
میانه دو حزب |
امارات |
مخالفت با سویه مهار |
|
شورای آتلانتیک |
1961 |
تشویق همکاری آمریکا و اروپا |
میانه دو حزب |
عربستان سعودی، امارات، ترکیه |
مخالفت با سویه براندازی |
|
مطالعات راهبردی و بینالمللی |
1962 |
روابط بینالملل، تجارت، فناوری و انرژی |
میانه دو حزب |
امارات، ترکیه |
مخالفت با سویه مهار |
|
مؤسسه بروکینگز |
1916 |
سیاست خارجی، اقتصاد جهانی و توسعه |
میانه دو حزب |
عربستان سعودی، امارات، قطر |
مخالفت با سویه مهار |
|
گروه بینالمللی بحران |
1995 |
پیشگیری، کاهش یا حل مناقشات خشونتآمیز |
حزب دمکرات |
کانادا، ترکیه، نروژ |
تعامل با سویه مهار |
مآخذ: یافته های پژوهش.
چارچوب اصلی تحقیق، مجموعهای از پروندههای از پیش تعریفشده بر اساس مدل خبرگانی است که برای طبقهبندی مقالات به کار گرفته شده است. این پروندهها برای انعکاس مهمترین و پرتکرارترین موضوعات مربوط به ایران در حوزه مسائل منطقهای و روابط بینالملل انتخاب شدهاند. روش دستیابی و تعیین این هشت پرونده، مراجعه به خبرگان و نظرخواهی از نخبگانی است که از آگاهی و تجربه محسوسی در امر رصد اندیشکدهها برخوردار هستند. علاوه بر این، نگارندگان با مرور مطالب مهمترین اندیشکدهها و رسانههای آمریکا درباره ایران در سالهای اخیر دریافته اند که پروندههای تعیینشده مهمترین موضوعات مورد توجه این اتاقهای فکر درباره ایران است و به صورت ساختاریافته و تفکیکشده تنظیم شدهاند. بدین معنا که همپوشانی چندانی با یکدیگر ندارند و مجموع آنها پوشش کاملی از موضوعات و گزارههای مرتبط با ایران را ارائه میدهد. این پروندهها عبارت هستند از:
· برنامه هستهای
· گروههای مقاومت (سیاست منطقهای)
· برنامه موشکی و پهپادی (برنامه دفاعی)
· روابط نظامی با روسیه
· روابط اقتصادی با چین
· انتخابات و رقابتهای داخلی
· حقوق بشر
· اپوزیسیون و جنبشهای اجتماعی
در هر مقاله، پروندههای مرتبط با بهرهگیری از مدلهای هوش مصنوعی بر اساس وجود ارجاعات صریح در متن شناسایی شدهاند. تنها مقالاتی که به لحاظ محتوایی به مفهوم هر پرونده پرداختهاند و کاملا به آن حوزه خاص ارتباط داشتهاند، در هر دستهبندی قرار گرفتهاند. برای این منظور در هر پرونده توضیحات مختصری (شامل محورهای کلیدی مرتبط با آن پرونده) برای هدایت مدل هوش مصنوعی در نظر گرفته شده است.
در هر مقاله علاوه بر هشت دسته بندی مذکور برای تعمیق تحلیل، هجده بعد تحلیلی مورد ارزیابی قرار گرفته که درک چندوجهی از محتوای مقالات ارائه میدهند. این ابعاد شامل موارد زیر است:
جدول 2. هجده بعد تحلیلی متحوای مقالات
|
هجده بعد تحلیلی متحوای مقالات |
|
|
هدف مقاله |
آگاهیبخش، تحلیلی، ترغیبی |
|
مخاطب |
سیاستگذاران، عموم مردم، دانشگاهیان |
|
رویکرد |
بیطرف، حامی، انتقادی |
|
تمرکز |
داخلی، منطقهای، بینالمللی |
|
پیامدهای سیاستی |
امنیتی، اقتصادی، سیاسی |
|
کنشگران |
کنشگران دولتی، کنشگران غیردولتی |
|
نوع منازعه |
نظامی، نیابتی، اقتصادی |
|
چارچوب زمانی |
تاریخی، جاری، آیندهنگر |
|
موضوعی |
استراتژیهای نظامی، اتحادهای سیاسی |
|
سبک روایی |
توضیحی، تحلیلی |
|
ارزیابی ریسک |
کم، متوسط، زیاد |
|
اثربخشی |
موثر، غیرموثر |
|
ابزارهای سیاستی |
نظامی، دیپلماتیک |
|
ملاحظات اخلاقی |
حقوق بشر، شفافیت |
|
لحن مقاله |
بیطرف، بدبینانه |
|
پیشبینی پیامدها |
کوتاهمدت، بلندمدت |
|
قصد نویسنده |
افزایش آگاهی، پیشنهاد اقدام |
مآخذ: همان
فرآیند طبقهبندی داده ها با استفاده از مدلهای زبانی پیشرفته «اُپن ای.آ» انجام شده و خروجیهای ساختارمند در قالب «جیسن» برای هر مقاله ارائه شده است. این خروجی شامل دستهبندیهای دقیق به همراه توجیهات و تخصیص محورهای تحلیلی می باشد. هر کدام از عناوین پروندهها و محورهای تحلیلی به صورتی بررسی شده تا از سازگاری و همسویی آن با اهداف تحقیق اطمینان حاصل شود. در ادامه تجزیه و تحلیل کمی برای شناسایی الگوها و فراوانی دستهها و محورهای تحلیلی در هر اندیشکده انجام شده است. در نهایت این پژوهش امکان تجزیه و تحلیل کیفی با بررسی روابط بین پروندهها و محورهای تحلیلی را فراهم می آورد.
برای تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کتابخانه ای و مدل خبرگی برای تقاطع گیری داده های مستخرج و الگوسازی از آنها استفاده شده است. با استفاده از داده هایی که جمع آوری شده است تلاش شده تا روابط موجود میان داده ها بر اساس هدف و مساله تحقیق شناسایی شود و مدلی معنادار از روابط دادهها استنتاج شود.
در سالهای اخیر، با پیشرفت فناوری و افزایش دسترسی به دادههای بزرگ، روشهای نوینی در تحلیل دادههای سیاسی ظهور کردهاند. یکی از این روشها، تحلیل محتوای خودکار است که به پژوهشگران این امکان را میدهد تا حجم زیادی از دادههای متنی را به سرعت تحلیل کنند. این روش به ویژه در تحلیل نظرات عمومی، رسانهها و شبکههای اجتماعی کاربرد دارد و میتواند به شناسایی روندها و الگوهای جدید در رفتار سیاسی کمک کند. با این حال، پژوهشگران باید به دقت به انتخاب الگوریتمها و مدلهای مناسب بپردازند تا از بروز خطاهای تحلیلی جلوگیری کنند.
اگرچه روش کمیسازی شاخصها با بهرهگیری از مدلهای هوش مصنوعی امکان تحلیل قوی و سیستماتیک را فراهم میآورد، اما خالی از محدودیت نیست. از جمله این محدودیتها، استفاده از دستهها و ابعاد از پیش تعریفشده است که اگرچه برای استانداردسازی ضروری به نظر میرسد، اما ممکن است به طور ناخواسته مضامین نوظهور و مفاهیم گستردهتر را حذف کند. علاوه بر این، اتکا به مدلهای یادگیری ماشینی در طبقهبندی دادهها اگرچه روش موثری است، نیازمند اعتبارسنجی دقیق است تا از بروز سوگیریهای احتمالی در نتایج جلوگیری شود و صحت تحلیلها تضمین گردد.
این روششناسی رویکردی جامع برای تجزیه و تحلیل گفتمان مقالات اندیشکده های منتخب در مورد ایران و تحولات منطقه ای را فراهم میکند. با ترکیب طبقهبندی مبتنی بر پرونده ها و محورهای تحلیلی، این پژوهش پیچیدگی روایتهای پیرامون سیاستها و اقدامات ایران را برجسته میکند. یافتههای پژوهش به درک عمیقتری از چگونگی شکلدهی اندیشکدهها به برداشتهای عمومی و خط مشی گذاران در خصوص ایران کمک خواهد کرد، و بینشهای ارزشمندی در مورد پویاییهای روابط بینالملل و تحلیل سیاستی ارائه میدهد.
در ادامه، مهمترین یافتههای کمّی و کیفی برآمده از ارزیابی 289 مطلب از این هشت اندیشکده «از اکتبر 2023 تا نوامبر 2024» ارائه میشود. در ابتدا باید اشاره کرد که مهمترین موضوعات مرتبط با ایران در این گزارشها، مقالات و یادداشتها مورد بررسی قرار گرفتهاند و در برخی موارد، متون به بیش از یک موضوع پرداختهاند. برای مثال؛ در برخی مقالات یا یادداشتها هم نسبت به رشد برنامه هستهای ایران و هم نسبت به حمایت ایران از گروههای متحد راهبردیاش در منطقه ابراز نگرانی شده است. یا در متنی دیگر، ضمن اشاره به برنامه موشکی و پهپادی ایران، اشاره شده باشد که این توانمندی در جنگ اوکراین، تهدیدی برای امنیت اروپا بوده است. این رویکرد چندجانبه، انعکاس پیچیدگی و ابعاد متنوع مسائل مرتبط با ایران در فضای فکری اندیشکدهها و رسانههای آمریکایی است.
ناگفته پیداست که وقوع جنگ طولانیمدت در غزه و سپس گشایش جبهه نبرد به لبنان و سوریه و تاحدی عراق و یمن، مسأله نبرد رژیم صهیونیستی با «گروههای مقاومت» را به مهمترین موضوع مرتبط با ایران در این اتاقهای فکر بدل ساخته است. دلیل برجستگی دو موضوع «برنامه موشکی و پهپادی» و «روابط نظامی با روسیه» که البته عددی نزدیک به یکدیگری نیز دارند، اتهام کمکهای نظامی ایران (ازجمله ارسال موشک و پهپاد) بوده است؛ اتهامی که در یک سال گذشته برای تعمیق ایرانهراسی و ترغیب دولتمردان آمریکا با هدف تقویت رژیم صهیونیستی در برابر گروههای مقاومت و حتی وارد آوردن ضربه مستقیم به ایران، بیش از پیش مورد تأکید قرار گرفته است. دلیل اینکه موضوع «انتخابات و رقابتهای داخلی» نیز در رتبه چهارم قرار گرفته، سانحه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید، آیتالله رئیسی و برگزاری زودهنگام چهاردهمین انتخابات ریاستجمهوری بوده است. «برنامه هستهای» نیز گرچه کمتر از قبل، ولی ناظر به گزارشهای آژانس، مد نظر این اندیشکدهها بوده است. نهایتاً کاهش مطالب درباره «حقوق بشر» و «اپوزوسیون»، به افول فعالیتهای براندازان پس از اتفاقات 1401 باز میگردد و کاهش مطالب درباره «روابط اقتصادی با چین» نیز نشانی از تضعیف توان اقتصادی ایران در ارتباط با تنظیم روابطی پایدار و بلندمدت با این قدرت بزرگ جهانی و آسیایی بوده است. نمودار زیر، فراوانی هر یک از مطالب موجود در پروندههای مرتبط با ایران را نشان میدهد.
تحلیل متون هشت اندیشکده منتخب بر مبنای شش بُعد جغرافیا، موضوع، جایگاه ریسک و ابزارهای مهار، تصویر از آینده، لحن، هدف و رویکرد انجام شده است.
شکل زیر، نشانگر تمرکز مطالب منتشرشده بر ابعاد منطقهای، بینالمللی و داخلی است. تعداد مقالات حاکی از آن است که اندیشکدههای آمریکایی بیشترین حساسیت را نسبت به مسائل «منطقهای» با 158 گزارش، «بینالمللی» با 76 مقاله و «مسائل داخلی» با 55 مقاله دارند. شکل زیر، تعداد مطالب به تفکیک وضعیت جغرافیایی را نشان میدهد.
مآخذ: همان.
ناظر به جنگ غزه و اهمیت حمایت ایران از گروههای مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، اکثر مطالب ناظر به سیاست منطقهای ایران، با رویکردی منطقهای به سیاست خارجی ایران نگریستهاند و تعداد کمتری، ایران را یک موضوع بینالمللی قلمداد میکنند. بنابراین میتوان چنین نگریست که بهرغم نگرش اغلب منفی و انتقادی به ایران، جمهوری اسلامی نه یک تهدید بینالمللی بلکه یک تهدید منطقهای قلمداد میشود. این رویکرد برخلاف رویکردی است که آمریکا نسبت به کره شمالی، چین و روسیه در نظر گرفته است.
درگیری جاری در جنگ غزه، توجه به ایران از منظر امنیتی به عنوان یک تهدید را تشدید کرده است. آنچه این فرضیه را قویتر میسازد آن است که این مطالب عمدتاً ایران را درون چه چارچوب جغرافیایی نگریستهاند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که بیشترین تاکید مطالب بر روی محدوده جغرافیایی خاورمیانه با 283 مورد مطلب است. این در حالی است که رقم اندک مواردی که به جنگ اوکراین پرداخته شده نمایانگر تمرکز بر روی سطح منطقه ای تهدیدانگاری از ایران در ساختار سیاسی آمریکا است. در جدول زیر، سه محدود جغرافیایی مطالب اندیشکده ها ارائه گردیده است:
جدول 3. محدوده جغرافیایی مطالب اندیشکده ها
|
تعداد مطالب |
محدوده جغرافیایی |
|
283 |
خاورمیانه |
|
4 |
جهان و نظام بینالملل: روابط ایران با روسیه و کره شمالی |
|
2 |
اروپا: جنگ اوکراین |
مآخذ: همان.
از حیث موضوعی، تمرکز اندیشکدههای منتخب، بر روی مسائل امنیتی «با 165 مقاله» و سیاسی «با ۱۲۰ مقاله» ایران است. این در حالی است که توجه نسبتاً محدودی به حوزههای اقتصادی و زیستمحیطی دارد. در شکل پایین، مطالب به تفکیک نوع موضوع ارائه شده اند:
مآخذ: همان.
اینکه ایران عمدتاً با نگرش امنیتی و سیاسی مورد بررسی قرار گرفته و تعداد بسیار کمتری از منظری اقتصادی به ایران نگریستهاند، نشان میدهد از منظر اندیشکده های آمریکایی، توان اقتصادی ایران نسبت به قبل بسیار کاهش یافته و توان کنشورزی در محیط اقتصادی تقریباً سلب شده است. اما به واسطه اهرمهای امنیتی ایران اعم از گروههای مقاومت، برنامه هستهای، برنامه موشکی و پهپادی، تلاش میشود تا با برجستهسازی تهدید منافع غرب از سوی این اهرمها، رویکرد «امنیتیسازی» ایران تقویت شود. تأکید بر ادعاهای ارسال تسلیحات پهپادی به روسیه در جنگ اوکراین و همچنین ایرانهراسی از منظر عمق راهبردی جمهوری اسلامی در غرب آسیا، از جمله دلایلی است که نگرش به ایران از بُعد امنیتی را نسبت به دیگر رویکردها، برتری میبخشد.
نکته دیگری که اهمیت این پایش را روشنتر میسازد، این است که این مطالب چگونه ریسک مرتبط با ایران را برای مخاطبان خود ارزیابی کردهاند. از بین این مطالب فقط یک گزارش که درباره افکارسنجی مردم ایران نسبت به انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم بوده، ریسک پایینی را به خود اختصاص داده است. در حالی که 188 مطلب با ریسک بالا و 100 مطلب نیز ایران را با ریسک متوسط ارزیابی کردهاند. هنوز اجماع کامل و قطعی درباره ایران به عنوان یک تهدید وجودی و خطرناک وجود نداشت، اما با توجه به مشارکت آمریکا در حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران، میتوان گفت اجماع نظر درباره این تهدید حاصل شده است.
آنچه میتواند مکمل فرضیه فوق درباره ایران باشد، ابزارهای توصیه شده برای مواجهه و مهار ایران است که شامل پنج ابزار دیپلماتیک، نظامی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی بر اساس تجزیه و تحلیل یافته ها می شود.
یافته ها حاکی از آن است که پیش از جنگ دوازده روزه بین ابزارهای دیپلماتیک و نظامی برای مقابله با ایران، نوعی توازن وجود داشت و در سیاست خارجی آمریکا میدان نبرد و دیپلماسی، تقریبا دارای وزن یکسان بوده است. به عنوان مثال در متون مورد بررسی ابزار دیپلماتیک با 122 مورد تکرار در رتبه نخست قرار دارد که پس از آن ابزار نظامی با 110 مورد تکرار، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است. اما در نهایت، رویکرد سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران به مرور نظامیتر و تهاجمیتر شده است و گزینه مقابله با ایران و به کارگیری ابزار نظامی از گزینه دیپلماتیک پس از جنگ دوازده روزه پیشی گرفت. این در حالی است که دو ابزار حقوقی و اقتصادی دارای کمترین اهمیت در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران بوده اند. در شکل پایین، مطالب به تفکیک نوع توصیه ارائه شده اند:
مآخذ: همان.
تصویر روشنی در سطح اندیشکدههای واشنگتن درباره ایران ارائه نشده است و پیشبینی خاصی از پیامدها و توصیههای مطروحه در این گزارشها، یادداشتها و مقالات مشاهده نمی شود. عمده این مطالب «280 مورد» فاقد زمانبندی خاصی بوده است، در حالی که 8 مورد دارای زمان بندی بلندمدت است که مرتبط با جنگ اوکراین و جانشینی رهبری است. در جدول زیر، سه گروه زمان بندی برای دسته بندی مطالب اندیشکده ها ارائه گردیده است:
جدول 4. زمان بندی مطالب اندیشکده ها
|
تعداد مطالب |
زمان بندی |
|
280 |
بدون زمانبندی |
|
8 |
بلندمدت (مرتبط با جنگ اوکراین و جانشینی رهبری) |
|
1 |
کوتاه مدت (توصیه حمله مستقیم نظامی به ایران پس از عملیات الرکبان) |
مآخذ: همان.
با توجه به اینکه اکثریت مطالب مورد بررسی فاقد زمانبندی خاصی بوده است در تلفیق با نکته بعدی این موضوع برجسته میشود که عمدتاً اندیشکده ها بر روی وضعیت جاری و رابطه پیچیده ایران و غرب «282 مطلب» در گزارشها، یادداشتها و مقالات بر اساس چارچوب زمانی متمرکز هستند. این در حالی است که فقط 3 مورد به دیدگاه های تاریخی و 4 مورد به بررسی سناریوهای احتمالی آینده پرداخته اند که در جدول زیر ارائه گردیده است:
جدول 5. محتوای مطالب براساس چارچوب زمانی
|
تعداد مطالب |
محتوای مطالب براساس چارچوب زمانی |
|
282 |
تحلیل وضعیت جاری بین ایران و غرب |
|
3 |
دیدگاهی تاریخی |
|
4 |
بررسی سناریوهای احتمالی در آینده |
مآخذ: همان.
از منظر لحن متون گزارشها نسبت به ایران، 217 مورد با رویکرد بیطرفانه و 72 مورد با رویکرد انتقادی علیه ایران نگاشته شدهاند. این گزارشها، صرفا تحلیلهای آکادمیک نیستند، بلکه اغلب بهعنوان خمیرمایهای برای شکلدهی به گفتمانهای رسانهای، تدوین پیشنویسهای قانونی و توجیه اقدامات عملی فشارمحور در ساختار حکمرانی آمریکا عمل میکنند. این توزیع حاکی از آن است که ایران در کانون توجه مراکز اثرگذار بر فرآیند خط مشی گذاری آمریکا قرار دارد و در لبه پرخطر فرآیند تصمیمسازی این کشور واقع شده است. به این معنا که توجه مستمر و هدفمند اندیشکدههای آمریکایی به ایران، در کنار وجود یک زیرساخت فکری از پیش آماده برای ارائه تفسیرهای خصمانه، وضعیت تعادلی کنونی را به وضعیتی شکننده تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، هر رویداد داخلی یا بینالمللی مرتبط با ایران میتواند بهعنوان محرک یا بهانهای سریع عمل کند و سبب گردد آن تحلیلها و نقدهای تند، به خطمشیهای عملی خصومتآمیز مبدل شوند. بنابراین، آمار مذکور فقط نشانگر میزان بالای توجه به ایران نیست، بلکه در حکم هشدار راهبردی درباره میزان آسیبپذیری کشور در برابر چرخشهای ناگهانی فضای خطمشیگذاری آمریکا است.
تجزیه و تحلیل مطالب، پنج هدف نگارشی را در متون اندیشکده ها برجسته کرده است که شامل «اطلاع رسانی»، «تحلیلی»، «توصیه ای»، «انتقادی» و «اقناعی» می شود. نکته حائز اهمیت این است که حجم بالایی از مطالب با هدف اطلاعرسانی و گزارشدهی «209 مورد» نگاشته شده است. چرا که حجم زیادی از گزارشها و تحلیلها با رویکردی نسبتاً بیطرفانه و با هدف اطلاعرسانی منتشر شدهاند، تا بتوانند به تثبیت روایتهای مشخص و تأثیرگذاری بر جهتگیری سیاستمداران آمریکایی کمک کنند. به بیان دیگر، این گزارشها به دنبال ایجاد نوعی اجماع غیرمستقیم درباره تهدیدات یا فرصتهای مرتبط با ایران هستند. هدف از بهکارگیری لحن بیطرفانه، ایجاد شرایطی است که مخاطب بدون احساس فشار روانی یا مشاهده سوگیری آشکار، تحلیل ارائهشده را بپذیرد. این روش در خطمشیگذاری میتواند به ایجاد اجماع در میان تصمیمگیران کمک کند.
این گزارشهای سیاستی علاوه بر تحلیل دادههای خام، پیامدها و پیشنهادات راهبردی نیز ارائه می دهند. اگرچه این اندیشکده ها در گزارشهای خود توصیه های مستقیم را ارائه نمی کنند، اما غالبا در خدمت اهداف کلانتر سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا مثلاً تأمین منافع منطقهای یا تضعیف موقعیت ایران قرار دارند. افزون براین، نگارش مطالب با هدف تحلیلی با «61 مورد» در رتبه دوم قرار داد. در حالی که هدف توصیه ای، اقناعی و انتقادی دارای کمترین تعداد در مطالب اندیشکده های منتخب بوده است که در جدول زیر ارائه گردیده است:
جدول 6. تعداد مطالب اندیشکدههای منتخب به تفکیک هدف نگارش
|
نوع مطلب |
اطلاعرسانی |
تحلیلی |
توصیهای |
انتقادی |
اقناعی |
|
تعداد |
209 |
61 |
8 |
5 |
7 |
مآخذ: همان.
در نهایت، اگر مقاصد نویسندگان بر مبنای رویکرد هرمنوتیک تفسیر شود سه رویکرد «آگاهی بخشی»، «سیاست انتقادی» و «پیشنهاد اقدام» در متون اندیشکده ها برجسته می شود. براساس نمودار پایین، اکثر نویسندگان درصدد اطلاعرسانی و آگاهی بخشی به معنای دقیقتر تصویرسازی از ایران هستند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که رویکرد 261 مطلب اندیشکده ها بر مبنای آگاهی بخشی است و این زمینهای را فراهم میکند که در آینده، بیش از پیش به سمت گزارشهای مبتنی بر پیشنهاد اقدام با هدف اثرگذاری بر روی سیاستهای آمریکا در قبال ایران حرکت کنند.
مآخذ: همان.
در این بخش، موضع هر یک از اندیشکدهها در پروندههای مختلف ارزیابی شده و نشان داده میشود که تصویرسازی آنها از این پروندهها درباره ایران بر مبنای چه اولویتهایی است.
تفکیک متون این اندیشکده ها در بازه بعد از هفتم اکتبر 2023 در هر پرونده مرتبط با ایران شامل هشت موضوع «گروه های مقاومت»، «برنامه موشکی و پهپادی»، «روابط نظامی با روسیه»، «برنامه هسته ای»، «انتخابات و پویایی سیاست داخلی»، «روابط اقتصادی با چین»، «حقوق بشر» و «اپوزیسیون» می شود.
این نهاد نومحافظهکار و نزدیک به لابی صهیونیستها در آمریکا با تمرکز کاری بر رقابتهای منطقهای در غرب آسیا و سیاست قدرتهای جهانی در این محدوده، با رویکردی کاملاً ضدایرانی به تخطئه برنامه هستهای، منطقهای و دفاعی ایران پرداخته و ضرورت مهار آنها را برای سیاستمداران غربی یادآور شده است. در شکل پایین، فراوانی مطالب هر پرونده در مؤسسه واشنگتن ارائه شده است:
مآخذ: همان.
بیشترین محتوای این اندیشکده در سال گذشته، «با 65 مورد» مربوط به گروههای مقاومت و سیاست منطقهای ایران بوده است که این تمرکز از دو منشا اصلی برخاسته است:
1) تمرکز بر روی غرب آسیا و هدفگذاری آن مبنی بر مشاوره به نهادهای سیاسی آمریکا در این خصوص.
2) وقوع جنگ غزه و گسترش درگیری گروههای مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن علیه رژیم صهیونیستی.
مهمترین توصیه این اندیشکده به آمریکا در این خصوص، مهار ایران از طریق ارتقای بازدارندگی آمریکا علیه تهران و گروههای مقاومت در منطقه است. برخورد مستقیم، قاطع و سریع با گروههای مقاومت در عراق و یمن و همچنین حمایت از برخورد رژیم اشغالگر قدس با گروههای مقاومت فلسطینی و حزبالله لبنان، در کنار تقویت حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای سرخ، از جمله مصادیق این ارتقای بازدارندگی است.
دومین نگرانی این اندیشکده از سیاستهای ایران، توسعه صنایع دفاعی «موشکی و پهپادی» کشور بوده که تعداد نزدیک این مطلب با موضوع «روابط نظامی با روسیه» نشان میدهد که این اندیشکده درصدد همارزی این دو موضوع بوده است. به بیان دیگر، هر جا اشارهای به توان موشکی و پهپادی ایران شده، به روابط نظامی تهران و مسکو هم نیز اشاره شده که این موضوع از پیامدهای اتهامهای وارده به ایران در رابطه با مداخله در جنگ اوکراین قلمداد میشود. تداوم تحریمهای زنجیره تأمین قطعات و خدمات مورد نیاز، از جمله راهکارهای توصیهشده این اندیشکده به آمریکا برای توقف یا تضعیف سرعت پیشروی برنامه دفاعی ایران بوده است.
سومین دغدغه این اندیشکده نسبت به ایران در سال گذشته موضوع برنامه هستهای بوده است که ضمن ابراز نگرانی، ایجاد ایرانهراسی از رشد برنامه هستهای بهویژه افزایش غنیسازی و حمایت از ادعاهای مجعول رژیم صهیونیستی مبنی بر پنهانکاری ایران، به آمریکا و کشورهای اروپایی توصیه کرده تا علاوه بر فعالسازی مکانیسم ماشه، روند فشارهای دیپلماتیک بر ایران را تداوم بخشیده و تعمیق نمایند.
سانحه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید، مرحوم آیتالله رئیسی و همراهانش موجب شد تا موضوع انتخابات و چرخش قدرت در ایران در بازهای به صدر موضوعات این اندیشکده برگردد که محور اصلی آن با توجه به تمرکز این مؤسسه بر سیاست خارجی ایران در مورد تغییر دولت و حتی پیروزی دکتر پزشکیان بوده است. تحلیل یافته های این اندیشکده نشان می دهد که با روی کارآمدن پزشکیان نباید انتظار تغییری در «سیاست هستهای» و «سیاست منطقهای» ایران را داشت، چرا که «سیاست هستهای» در اختیار رهبری و شورای عالی امنیت ملی و «سیاست منطقهای» در اختیار سپاه پاسداران است.
«روابط اقتصادی ایران و چین»، اتهامهای بهاصطلاح نقض «حقوق بشر» در ایران و نهایتاً پیگیری فعالیتهای «اپوزیسیون» جمهوری اسلامی، سهم بسیار محدودی در مطالب این اندیشکده در یک سال گذشته داشتهاند. بهخصوص تعداد پایین موارد مرتبط با موضوعات «حقوق بشری» و «اپوزیسیون» نشانگر پیروی این اندیشکده از سیاستهای کلی نومحافظهکاران آمریکایی درباره ایران است که این مسائل برایشان صرفاً در حد لفاظی درباره ایران اهمیت دارد، و هرگز محوریتی در سیاستهای آنها در قبال ایران نداشته است.
مؤسسه خاورمیانه نزدیک به طیف میانه، با تمرکز بر تنشهای منطقهای در غرب آسیا، در یک سال گذشته با رویکردی انتقادی و معارضهجویانه درصدد توصیههایی مبنی بر مهار ایران و محور مقاومت در جنگ غزه بوده است. شکل زیر، فراوانی مطالب هر پرونده در مؤسسه خاورمیانه را نمایش میدهد:
مآخذ: همان.
به طبع از یکسو به دلیل اولویت این مؤسسه، چنانکه از نامش پیداست، تمرکز بر روی سیاست منطقهای ایران در غرب آسیا و حمایت از گروههای مقاومت است. از سوی دیگر به دلیل وقوع جنگ غزه، این موضوع در صدر مطالب این اندیشکده در یک سال گذشته بوده است. البته گرایشهای متفاوتی در بین نویسندگان این اندیشکده نسبت به چگونگی مواجهه با ایران در غرب آسیا وجود دارد که از ضرورت وادارسازی رژیم صهیونیستی به پذیرش آتشبس با حماس در غزه تا ضرورت مهار «گروههای مقاومت» از طریق بازدارندگی نظامی را در بر میگیرد. در واقع عمده مطالب مؤسسه خاورمیانه، رویکرد انتقادی و ضدایرانی به سیاست منطقهای تهران داشته است.
موضوع «انتخابات و پویاییهای سیاست داخلی» قدرت در ایران دومین دغدغه کارشناسان این اندیشکده در حوزه ایران بوده است. این موضوع از دو بستر نشأت میگیرد اول، برگزاری همزمان دو انتخابات مجلس دوازدهم و خبرگان پنجم در اسفند 1402 و دوم، برگزاری زودهنگام انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم. به همین دلیل، بخشی از این مطالب به موضوع جانشینی رهبری و نقش بازیگران مؤثر در این فرآیند اختصاص داشت و بخش دیگری به پیامدهای شهادت رئیسجمهور آیتالله رئیسی مرتبط بود. البته محور اصلی موضوع دوم، ناامیدسازی مخاطبان نسبت به امکان تغییر سیاستها و روندهای داخلی و خارجی کشور پس از استقرار دولت چهاردهم بوده است.
«برنامه هستهای» سومین دغدغه این مرکز در طول یک سال گذشته بوده است. در این زمینه ضمن برجسته سازی ایرانهراسی در این خصوص، بر ضرورت پیگیری همزمان دو مسیر تعامل دیپلماتیک و تحریم اقتصادی برای تغییر روند رو به رشد برنامه هستهای تأکید شده است.
برنامه دفاعی کشور اعم از «صنایع موشکی و پهپادی» دیگر نگرانی این مرکز درباره ایران نسبت به سیاست خارجی آمریکا در منطقه غرب آسیا بوده است که با ذکر توأمان با «روابط نظامی ایران» و روسیه همراه بوده است. تعداد برابر مطالب این اندیشکده در دو موضوع فوق الذکر، حاکی از آن است که رشد برنامه «موشکی و پهپادی» ایران و توسعه نفوذ آن در منطقه، همراستا با گسترش «روابط نظامی» و امنیتی تهران و مسکو قلمداد میشود.
موضوع اتهامهای به اصطلاح نقض «حقوق بشر» در ایران و حمایت آشکار از فعالیتهای «اپوزیسیون» جمهوری اسلامی بهویژه حمایت از تکرار حوادثی مانند ناآرامیهای خیابانی پاییز 1401، از دیگر محورهایی بوده که کارشناسان ضدایرانی این مؤسسه - که از قضا سوگیری مثبتی به اپوزیسیون جمهوری اسلامی داشتهاند - به آن پرداختهاند. نزدیک بودن تعداد مطالب مطرحشده در این دو محور، نشاندهنده همپوشانی نگاه و رویکرد این افراد نسبت به این موضوعات است.
مؤسسه هادسون که نزدیک به جناح راست حزب جمهوریخواه است، بر رقابتها و سیاست خارجی آمریکا متمرکز بوده است. این مؤسسه با تمرکز بر سیاست خارجی ایران، مطالبی را منتشر کرده است که رویکردی مبتنی بر ضرورت مهار ایران دارد. فراوانی مطالب این اندیشکده درباره هر یک از پروندههای مرتبط با ایران در شکل زیر نشان داده شده است.
مآخذ: همان.
ناظر به حمایت لابیهای صهیونیست از این مؤسسه و گرایش قوی این اندیشکده به رژیم اشغالگر قدس، بیشترین مطالب مرتبط با ایران، مربوط به «گروههای مقاومت» بوده است. ضرورت حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک آمریکا از رژیم صهیونیستی، تأکید بر حمایت از حملات مستقیم اسرائیل علیه ایران و اشاره مؤکد و مکرر به احیای بازدارندگی در برابر گروههای مقاومت عراقی، یمنی و لبنانی، از مهمترین توصیههای این اندیشکده برای مهار سیاست منطقهای ایران بوده است.
این مرکز که در سیاست اروپایی آمریکا از جمله مراکز حامی حمایت از اوکراین در مقابل روسیه میباشد، دومین دغدغهاش نسبت به ایران را با برجسته سازی برنامه دفاعی کشور و نقش آن در جنگ اوکراین نشان داده است. تا بدانجا که مؤسسه هادسون نسبت به «روابط نظامی ایران و روسیه» هشدار داده و به همین دلیل «برنامه موشکی و پهپادی» ایران را یکی از متغیرهای این روابط قلمداد کرده و خواستار تداوم تحریمهای آمریکا علیه این همکاری شده است.
«برنامه هستهای» سومین موضوع پُرتکرار این اندیشکده درباره ایران بوده که البته با تکرار ادعاهای رژیم صهیونیستی خواستار اقدام آمریکا در راستای پایان توافق هستهای، افزایش تحریمهای اقتصادی و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» در قبال ایران شده است. به نظر کارشناسان این اندیشکده، فعالسازی مکانیسم ماشه میتواند به مهار برنامه هستهای ایران بینجامد.
موضوعات داخلی و حتی اتهامهای بهاصطلاح نقض «حقوق بشر» و «اپوزوسیون»، کمترین اهمیت را از منظر کارشناسان اندیشکده هادسون درباره ایران داشته است. به نظر میرسد فقدان کارشناس ایرانیالاصل در این مؤسسه و البته گرایش قوی این مرکز به سیاستهای نومحافظهکاران آمریکایی مبنی بر اولویت سیاست خارجی آمریکا، از جمله دلایل این موضوع باشد.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی که رویکردی میانه در سیاست خارجی آمریکا دارد و بر اقتصاد سیاسی، تنشهای نظامی و رقابتهای فناورانه و بینالمللی متمرکز است، طی مطالب سال گذشتهاش به سیاست منطقهای ایران در غرب آسیا پرداخته است. شکل زیر تفکیک تعداد مطالب در هر پرونده را نشان میدهد.
مآخذ: همان.
تمرکز این اندیشکده بر روی سیاست منطقهای ایران بوده که ناشی از تشدید درگیریها پس از عملیات طوفانالاقصی و همچنین تهدید نیروهای آمریکایی در منطقه از سوی گروههای مقاومت عراقی و یمنی میباشد. این مرکز از جمله مؤسساتی است که نگاه انتقادی به گسترش نیروهای نظامی در خارج از آمریکا داشته و معتقد به ضرورت پیگیری مسائل سیاست خارجی این کشور از طریق رویکردهایی مانند برونسپاری تأمین منافع با شرکا است. اهمیت مهار «گروههای مقاومت» از طریق تأمین تسلیحاتی رژیم صهیونیستی، بهبود روابط این رژیم با متحدان عربی آمریکا در منطقه و همچنین تقویت گروههای رقیب مقاومت در کشورهای عراق، لبنان و یمن، ازجمله توصیههای این اندیشکده بوده است.
«روابط نظامی ایران و روسیه» و تأثیر توان «موشکی و پهپادی» ایران در جبهه جنگ اوکراین، به عنوان دومین دغدغه مهم این مرکز درباره ایران مطرح شده است. نزدیکی تعداد مطالب منتشر شده در این دو محور نشاندهنده توجه ویژه این مرکز به چگونگی تأثیر همکاریهای نظامی بین تهران و مسکو بر تحولات میدانی و استراتژیک در جنگ اوکراین است. کارشناسان گسترش همکاری نظامی ایران و روسیه را عاملی مهم در تضعیف نظم جهانی مطلوب آمریکا قلمداد کرده اند و بر ضرورت تقویت اتحاد آمریکا با متحدانش در منطقه غرب آسیا برای مقابله و تضعیف اتحاد تهران و مسکو، پافشاری میکنند.
سانحه سقوط بالگرد رئیسجمهور آیتالله رئیسی باعث شد که این اندیشکده بر پیامدهای این رخداد بر سیاست خارجی ایران تمرکز کند. این اندیشکده در مطالبی پیرامون «انتخابات ریاستجمهوری» و چرخش قدرت در دولت چهاردهم، بیان داشته که احتمالاً این تغییر به گرایش تعاملجویانهتر ایران در پرونده هستهای بینجامد ولی تحولی قابل توجه در سیاست منطقهای ایران پدید نخواهد آورد.
«روابط اقتصادی ایران با چین» و «برنامه هستهای» تهران در مطالب یک سال گذشته این اندیشکده، کمترین اهمیت را داشتهاند. این موضوع نشان میدهد که این دو مسئله تحتالشعاع نبرد غزه و نقش ایران در حمایت از «گروههای مقاومت»، در دیدگاههای کارشناسان این اندیشکده به حاشیه رانده شده است. افزون براین، فقدان مطالبی پیرامون اتهامات مطرح شده درباره نقض «حقوق بشر» و «اپوزیسیون»، نشانگر عدم تمایل این مرکز به پیگیری سیاست داخلی ایران است.
بنیاد کارنگی که با دو طیف میانه روی دو حزب اصلی آمریکا نزدیک است، با تمرکز بر سیاست و صلح بینالملل و رویکردی مبتنی بر مهار سیاستهای منطقهای و ائتلافهای راهبردی ایران در غرب آسیا، به بررسی سیاست خارجی و داخلی کشور پرداخته است. شکل زیر، تعداد مطالب این اندیشکده در هر پرونده را نمایش میدهد.
مآخذ: همان.
موضوع «گروههای مقاومت» و جنگ غزه در صدر موضوعات این مؤسسه درباره ایران قرار داشته و بیشتر این مطالب بررسی چگونگی پایان جنگ اختصاص یافته است. در این زمینه، ابتدا بر ضرورت توقف فعالیتهای نظامی مقاومت در غزه تأکید شده و سپس پیگیری راهحل دوکشوری و تقویت تشکیلات خودگردان بهعنوان راهکارهایی برای تضعیف مقاومت تاکید شده است. در عین حال، سیاستهای رژیم صهیونیستی در قبال حزبالله لبنان و ضربه به مقاومت اسلامی در این کشور در کنار اهمیت ضربه به مقاومت اسلامی عراق از سوی آمریکا، از سوی کارشناسان این اندیشکده مورد تأیید قرار گرفته است.
این مرکز که از حامیان برخورد با روسیه و توقف توسعه نفوذ منطقهای مسکو در شرق اروپا است، در دومین دغدغهاش نسبت به ایران به توان «موشکی و پهپادی» کشور و ادعاهای مرتبط با نقش ایران در جنگ اوکراین اشاره کرده است. این اندیشکده، گسترش «روابط نظامی ایران و روسیه» را در راستای حفظ نظام بشار اسد در سوریه، گسترش حمایت تسلیحاتی از محور مقاومت و راههای خنثیسازی تحریمهای آمریکا عنوان میکند و به آمریکا نسبت به گسترش این همکاریها هشدار میدهد.
گسترش «روابط اقتصادی ایران و چین» برای خنثیسازی تحریمهای آمریکا، سومین موضوع این اندیشکده درباره ایران بوده است. کارشناسان این اندیشکده در عین نگرانی نسبت به نقشآفرینی ایران در ابتکار «کمربند، جاده» در مقابل کریدور آیمک (هند به اروپا از مسیر فلسطین اشغالی) به آمریکا توصیه میکنند از تأثیر مثبت چین بر ثباتبخشی به سیاست منطقهای ایران نیز غافل نشود. آنها توافق ایران و عربستان در پکن را نمونهای موفق از این تأثیرگذاری میدانند که منافع منطقهای آمریکا در حفظ ثبات قیمت انرژی را نیز تأمین کرده است.
اشاره به «انتخابات ریاستجمهوری» چهاردهم و تغییر دولت در کنار اشاره به اتهامات بهاصطلاح نقض «حقوق بشر» در ایران که به لحاظ فراوانی به یکدیگر نزدیک هستند، نشانگر رویکرد کارشناسان این اندیشکده به فضاسازی علیه جمهوری اسلامی است. کارشناسان این اندیشکده با رویکردی مثبت به ناآرامیهای پاییز 1401 ضمن تکرار اتهامات محافل و دولتهای غربی علیه ایران، خواستار فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی بر جمهوری اسلامی در موضوعات «حقوقبشری» شدهاند و معتقدند که تغییر دولتها هیچ تاثیری در سیاستهای ایران نسبت به مخالفان نظام و سیاست منطقهای کشور نخواهد داشت.
شورای آتلانتیک که اولویت اصلیاش اقتصاد، سیاست و فرهنگ سیاسی- اجتماعی در دو سوی آتلانتیک است، درباره ایران عمدتاً بر سیاست داخلی تمرکز داشته و کمتر به سیاست خارجی پرداخته است. این نهاد با رویکردی ضدایرانی و غالباً سوگیری مثبت نسبت به اپوزوسیون جمهوری اسلامی، گزارشها و یادداشتهای متعددی را در طول سال گذشته منتشر کرده است. شکل پایین، تفکیک مطالب این اندیشکده در پرونده را نمایش میدهد.
مآخذ: همان.
با وجود تمرکز غالب رسانهها و اندیشکدههای آمریکایی بر جنگ غزه و توجه دیگر اندیشکدههای فعال در حوزه ایران بر نقش جمهوری اسلامی در حمایت از «محور مقاومت»، این موضوع در صدر توجهات این اندیشکده آمریکایی قرار نداشته است. بلکه بیشتر مطالب خود را به تکرار اتهامات بهاصطلاح نقض «حقوق بشر» و فضاسازی علیه ایران در ساختار سیاسی آمریکا اختصاص داده است. عمده این گزارشها به رخدادهای مرتبط با شورش «زن، زندگی، آزادی» و مباحثی مانند گشت ارشاد، حجاب اجباری، فیلترینگ شبکههای اجتماعی، بازداشت و محاکمه مخالفان اختصاص یافته است. این رویکرد برگرفته از نگرش این مرکز در اولویتدهی به سیاست داخلی ایران و حضور تعداد قابل توجهی از نویسندگان ایرانیالاصلی با گرایشهای منفی نسبت به جمهوری اسلامی می باشد.
دومین دسته از مطالب این اندیشکده به «گروههای مقاومت» و تنشهای فزاینده در غرب آسیا اختصاص داشته است. رویکرد این اندیشکده کاملاً منفی بوده و علاوه بر حمایت از اقدامات رژیم صهیونیستی، توصیه به برخورد نظامی و امنیتی با گروههای مقاومت و ترویج ایرانهراسی در فضای نخبگانی آمریکا شده است. مقصرانگاری از نقشآفرینی ایران و «گروههای مقاومت» و چشمپوشی از جنایات غیرقابلانکار رژیم اشغالگر قدس، بخش مهمی از محورهای این گزارشها و مقالات را تشکیل می دهد.
پس از آن، بار دیگر دو موضوع داخلی شامل سه انتخابات مجلس دوازدهم، خبرگان پنجم و ریاستجمهوری چهاردهم از یکسو و فعالیتهای «اپوزوسیون» علیه جمهوری اسلامی بیشترین مطالب را به خود اختصاص داده است. محور اصلی این مطالب اولاً ادعای فقدان اثرگذاری انتخابات در ایران بر تغییر سیاستها و تأمین مطالبات عمومی در ایران است و ثانیاً توصیه به آمریکا مبنی بر ارائه کمکهای مالی، رسانهای، دیپلماتیک و اطلاعاتی به اپوزوسیون در راستای تسهیل براندازی جمهوری اسلامی بوده است.
مسأله ایرانهراسی از ادعاهای مرتبط با نقش ایران در جنگ اوکراین، ناظر به اولویت اصلی این مؤسسه در امنیت اروپا، موضوعی است که بهطور برابر در مطالب منتشرشده درباره «روابط نظامی ایران و روسیه» و توان «موشکی و پهپادی» ایران دیده میشود. تأکید بر این موضوع برای تسهیل سیاستگذاریهای ایرانستیزانه در دیگر موضوعات در دستور کار این اندیشکده آمریکایی قرار گرفته است. افزون براین، تلاش شده است تا به طور توأمان برنامه هستهای ایران نیز در چارچوب همکاری تهران و مسکو و به عنوان سومین اهرم فشار ایران پس از «سیاست منطقهای» و «توان موشکی» به مثابه تهدیدی علیه امنیت غرب به تصویر کشیده شود.
موضوع «روابط اقتصادی ایران و چین»، کمترین سهم را در مطالب این اندیشکده داشته که عمدتاً بر اقدام چین در خرید نفت و تأمین بودجه ایران در مواجهه با تحریمهای آمریکا متمرکز بوده است.
گروه بینالمللی بحران که به حزب دموکرات نزدیک است و در حوزه امنیت بینالملل فعالیت میکند، از حامیان توافق هستهای بهشمار میرود. این گروه با تمرکز بر حفظ مسیرهای تعامل با ایران و جلوگیری از تشدید تنشها، مطالبی را به رشته تحریر درآورده است. شکل پایین، تفکیک مطالب این اندیشکده در پرونده را نمایش میدهد.
مآخذ: همان.
این مرکز در مطالب سال گذشته درباره ایران، بیش از همه به سه «انتخابات» مجلس دوازدهم، خبرگان پنجم و ریاستجمهوری چهاردهم و پیامدهای فقدان رئیسجمهور آیتالله رئیسی بر آینده سیاستهای داخلی مانند سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، مسائل حقوقبشری، مسأله جانشینی رهبری و سیاست خارجی جمهوری اسلامی بهویژه دو موضوع «برنامه هستهای» و «سیاستهای منطقهای» پرداخته است.
دومین موضوع ایران در این اندیشکده، تنشهای رخداده بین ایران و رژیم صهیونیستی در فرآیند جنگ غزه است. این مرکز به آمریکا توصیه کرده است که با وادارسازی این رژیم به پذیرش آتشبس، از گسترش شعلههای نبرد به دیگر مناطق جلوگیری کند. این اندیشکده بهخصوص پس از عملیات الرکبان و هلاکت سربازان آمریکایی منتج از عملیات مقاومت اسلامی عراق، نسبت به بروز درگیری مستقیم بین ایران و آمریکا در منطقه هشدار داده است.
تعداد برابر مطالب اندک درباره «برنامه هستهای» و «توان موشکی» از آن نشأت میگیرد که کارشناسان این اندیشکده، رشد برنامه هستهای و تهدیدآفرینی توان موشکی ایران را نتیجه خروج آمریکا از برجام میدانند. این مرکز توصیه به حفظ مجاری مذاکرات ایران و آمریکا در پرونده هستهای، تداوم توافقهای محدود و موقت برای تنشزدایی و حفظ ایران با هدف ممانعت از تشدید گرایش جمهوری به سمت سیاست «نگاه به شرق» میکند. این توصیه ها عمدتاً در دو موضوع روابط نظامی ایران با روسیه و روابط تجاریاش با چین نمود یافته است.
گروه بحران که در زمره اندیشکدههای حامی تعامل با ایران و به تعبیری حامیترین اندیشکده نسبت به توافق هستهای برجام محسوب میشود، تاکنون مطلبی درباره «اپوزیسیون» جمهوری اسلامی و سوگیری مثبت به سیاست «تغییر حکومت» منتشر نکرده است. تابدانجا که این اندیشکده در رسانههایی مانند ایراناینترنشنال که مواضع براندازانه دارند، به عنوان نهادی مغضوب قلمداد میشود.
مؤسسه بروکینگز که اولویت و هدفگذاری اصلی آن شکلدهی به سیاست خارجی آمریکا بر مبنای اقتصاد جهانی و توسعه بازار آزاد است، نسبت به سایر مراکز فکری مطالب کمتری درباره ایران منتشر کرده است. شکل پایین، تفکیک مطالب این اندیشکده در پرونده را نمایش میدهد.
مآخذ: همان.
ناظر به اثرگذاری جنگ غزه بر منافع ملی آمریکا، اکثر یادداشتها و گزارشها به «گروههای مقاومت» اختصاص یافته است. در این چارچوب، گزارشهای این مرکز با بزرگنمایی توانمندیهای حزبالله، نگرانی خود را نسبت به گسترش جبهه نبرد به لبنان و سوریه ابراز کرده است. همچنین در گزارش دیگری با اشاره به نفوذ ایران بر حشد الشعبی، خواستار فشار واشنگتن بر بغداد برای کنترل این گروه و مهار مقاومت عراق شدهاند. مهار انصارالله در یمن از طریق نابودی توانایی لجستیک این گروه، یکی دیگر از توصیههای این مرکز به آمریکا بوده است.
بروکینگز پس از تاکید بر روی گروه های مقاومت در مرحله بعدی بر روی توان «موشکی و پهپادی» ایران بویژه پس از عملیات وعده صادق و درگیری مستقیم میان تهران و تلآویو متمرکز شده است. تا آنجا که این اندیشکده نگرانی خود را نسبت به ارسال تسلیحات ایران به گروههای مقاومت ابراز کرده است، این نگرانی ناشی از احتمال استفاده این تسلیحات برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه میباشد.
معطوف به اولویتبندی کلی این مرکز، دیگر پروندههای مرتبط با ایران ازجمله «انتخابات» و «اپوزوسیون»، فقط یک مورد را به خود اختصاص دادهاند. تنها گزارشی که به انتخابات پرداخته، ناشی از سانحه فقدان رئیسجمهور پیشین بوده که در همان مطلب، به فقدان توان اپوزیسیون برای تأثیرگذاری بر آینده کشور نیز اشاره شده است.
درباره ادعاهای مرتبط به مداخله ایران در جنگ اوکراین، ناظر به اینکه این مؤسسه از حامیان توازنبخشی و کاهش حمایتهای مالی آمریکا از جبهه اوکراین بوده است، فضاسازی چندانی علیه رابطه ایران و روسیه انجام نداده است. این در حالی است که به موضوعاتی نظیر نقض گسترده «حقوق بشر» و «روابط اقتصادی با چین» در این اندیشکده توجه چندانی مبذول نشده است.
یافتهها نشان میدهد که رویکرد اصلی هر یک از اندیشکدهها در هر پرونده چیست و چه توصیهای درباره ایران دارند. موضوع «گروههای مقاومت» مهمترین موضوع مرتبط با ایران در این اندیشکدهها است. البته به جز گروه بینالمللی بحران و بنیاد کارنگی که خواستار مهار رفتار رژیم اسرائیل بودهاند، سایر اندیشکدهها خواستار بازدارندگی نظامی و حمایت از رژیم صهیونیستی در قبال ایران و محور مقاومت بودهاند. «برنامه هستهای» و «برنامه دفاعی کشور» دومین و سومین موضوعات مهم درباره ایران هستند. درباره «برنامه هستهای»، به جز گروه بینالمللی بحران که خواستار تعامل و توافق بوده، دیگر پیشنهادات شامل افزایش تحریمها و فشارهای دیپلماتیک ازجمله فعالسازی مکانیسم ماشه بوده است. «برنامه دفاعی» ایران نیز در سایه مراودات نظامی تهران و مسکو و ادعاها درباره جنگ اوکراین قرار گرفته که منجر به توصیههایی درباره تحریم علیه زنجیره تأمین قطعات موشکی و پهپادی شده است. دو محوری که این اندیشکدهها بهرغم تفاوتهای گوناگون درباره آن اشتراکنظر داشتهاند تکرار اتهامهای «حقوقبشری» ازیکسو و القای بیاثری «انتخابات» در تغییر سیاست خارجی کشور از سوی دیگر بوده است. همچنین، موضوع «اپوزیسیون» نیز چندان محل تأمل کارشناسان نبوده است و تنها در برخی اندیشکدههایی مورد توجه بوده که کارشناسانی ایرانیالاصل با سوگیری نسبت به برخی گروههای برانداز در تلاش برای برجسته سازی بوده اند. به بیان دیگر، براندازی به مثابه یک سیاست عملیاتی و واقعی، چندان برای سیاستمدار آمریکایی دارای اهمیت و جدیت نیست.
از منظر اندیشکدههای آمریکایی، جایگاه ایران در چارچوب معمای امنیت منطقهای و نظم بینالمللی برای غرب، همچنان مبهم و تقریباً نامتعین باقیمانده است. به همین دلیل از یکسو، برخی کارشناسان تلاش میکنند ایران را بخشی از ائتلاف راهبردی چین و روسیه (بهرغم اینکه وجود چنین ائتلافی نیز با استقرار دولت دوم ترامپ محل تردید است) در نظر بگیرند. از سوی دیگر، برخی دیگر از کارشناسان ترجیح میدهند با اتخاذ سیاستهای تشویقی منطبق با هضم ایران در نظم مطلوب غرب، بین تهران با کشورهای آسیایی فاصله بیندازند.
مسألهای که اندیشکدههای مذکور بهطور برجسته روی آن تمرکز دارند، «فقدان قرار گرفتن ایران در نظم امنیتی بین المللی» است و معنای ضمنی چنین انگارهای آن است که ایران«بازیگری تجدیدطلب در عرصه معماری امنیت جهانی» است. بازنمایی ایران به عنوان بازیگری ضد امنیت منطقه ای و بین المللی، مشروعیت مقابله با تهران را در فضای بینالمللی توجیه کرده و زمینهساز روایت ثباتزدایی در حوزههای اقتصادی و سیاسی داخلی میشود.
به دیگر سخن مسئله اصلی تصویر ایران در نگاه اندیشکده های آمریکایی، جایگاه ایران در معماری امنیت بین المللی است. تصویری که از نظر آنان، گام نخست شکلدادن به تصویر آینده ایران محسوب میشود. هر یک از اندیشکده های آمریکایی با استفاده از ابزار مدنظر خود تلاش میکند ایران را در مدار امنیتی واشنگتن مهار یا جایابی کند. جمهوری اسلامی ایران نیز برای ایجاد یک نظم منطقه ای مستقل در تقابل با آمریکا قرار گرفته است. در نتیجه تصویر ایران وابسته به تعریفی صحیح و واقعبینانهای از معماری نظم امنیتی منطقهای و بین المللی است که برای شهروندان ایران و سایر بازیگران منطقهای و بینالمللی قابل درک باشد.
فقدان لابیگری و مجاری ارتباطی در ساختار تصمیمسازی در آمریکا به وضوح مشخص است، علاوه بر این نفوذ بالای لابیهای صهیونیستی در واشنگتن، امکان بازیگری موثر از ایران را سلب کرده است. به عبارتی تصویر جمهوری اسلامی ایران در آمریکا نه براساس واقعیتهای موجود بلکه بیشتر تحت تاثیر دیدگاههای دشمنان و رقبا ایران شکل میگیرد.
مآخذ: همان.
برای بهبود تصویر ایران در اندیشکدههای آمریکایی و کنترل تنش با غرب مجموعه از توصیه ها را میتوان پیشنهاد کرد؛
لازم است در راستای بهبود تصویر ایران در اندیشکدههای آمریکایی و همچنین سیاست کنترل تنش با غرب بر تعمیق گزارههایی مانند اولویت دیپلماسی در مواجهه با ایران؛ آسیب رژیم صهیونیستی به منافع امنیتی آمریکا و ضرورت موازنه بین ایران و متحدان منطقهای آمریکا در غرب آسیا، تلاش شود. در پایان باید تاکید کرد که فضای فکری خصمانه و یکسویه حاکم بر اندیشکدههای آمریکایی، تنها یک تحلیل نظری نبوده بلکه در عمل، پیشدرآمد و بسترساز جنگ ۱۲ روزه و حمله نظامی علیه ایران بوده است. این رویکرد، تهدیدی انتزاعی و منفعل محسوب نمیشود، بلکه جزئی جداییناپذیر از فرآیند عملیاتیسازی و اجرایی شدن سیاستهای تهاجمی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است.
|
ردیف |
نوع توصیه |
توصیه سیاستی |
الزامات و قیود اجرایی |
دستگاه متولی |
دستگاه معین |
زمانبندی اجرا (کوتاهمدت، میانمدت، بلندمدت) |
ملاحظات |
|
|
تداوم* |
اصلاح** |
|||||||
|
1 |
|
** |
افزایش حضور کارشناسان نزدیک به ایران در اندیشکدههای آمریکایی |
تامین بودجه حمایتی، آموزش دیپلماتیک |
وزارت امور خارجه |
اندیشکدههای مستقل |
کوتاهمدت |
انتخاب افراد با اعتبار علمی بالا |
|
2 |
|
** |
ایجاد کانالهای ارتباطی (مکاتبات، پروژههای مشترک، کنفرانسها) |
هماهنگی امنیتی، تامین مالی |
وزارت امور خارجه |
مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری |
میانمدت |
تمرکز بر اندیشکدههای میانهرو |
|
3 |
* |
|
برگزاری مناظرهها و نشستهای بین المللی تخصصی |
مدیریت رسانهای |
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری |
دانشگاههای منتخب |
کوتاهمدت |
دعوت از دیدگاههای مختلف |
|
4 |
|
** |
توسعه تبادل پژوهشگر، کارگاهها و فعالیتهای فرهنگی |
بورسیههای مطالعاتی، ویزای ویژه |
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری |
معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری |
بلندمدت |
پایداری مالی و نهادی |
|
5 |
* |
|
پرورش شبکه تحلیلگران و نویسندگان ایرانی برای تولید و انتشار محتوا به زبان انگلیسی |
طراحی برنامه آموزشی تخصصی، تخصیص بودجه |
وزارت امور خارجه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی |
سازمان صدا و سیما |
میانمدت |
رشد نمایی تولیدات و بازدیدها |
مآخذ: همان.
* تداوم یا تقویت آیتمها یا اقدامات
** اصلاح رویهها یا ایجاد سازوکارها