Quantitative and Qualitative Requirements for Enrolling at Least 50% of Upper‑Secondary Students in Technical‑Vocational and Kar‑Danesh Tracks (Article 87 of the Seventh Development Plan)

Author

Majles

10.22034/mrc.report.21313
Abstract
According to Article (87) of the Seventh Development Plan, the Ministry of Education is obligated to ensure that at least 50% of upper‑secondary students enroll in technical‑vocational and Kar‑Danesh programs by the end of the plan. Currently, 43.02% of students study in vocational schools. A detailed review of the data shows uneven distribution of skill‑based education: 51.24% of boys attend vocational tracks (exceeding the national target), while only 35.11% of girls do so. This disparity highlights the need to strengthen infrastructure for the enrollment of female students. Based on demographic analysis, existing capacity, and future needs, the report outlines infrastructure, human resource, equipment, educational material, and financial requirements. Achieving the 50% target demands preparation for about 563,000 additional students, construction of approximately 1,252 new vocational schools, recruitment of over 51,000 teachers and instructors, revision of curricula, and roughly 200 trillion tomans in funding for spaces and equipment. The report also stresses the importance of aligning educational expansion with labor market needs to avoid a future surplus of skilled workers lacking employment opportunities.

Keywords

Subjects

 

 خلاصه مدیریتی

بیان/شرح مسئله

تحقق ماده (۸۷) قانون برنامه هفتم پیشرفت که بر تحصیل حداقل ۵۰ درصد از دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه در رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش تأکید دارد، نیازمند زیرساخت‌هایی ویژه است. بررسی‌های این گزارش نشان می‌دهد با وجود رشد ورود دانش‌آموزان متوسطه به هنرستان‌ها طی سال‌های اخیر، فاصله قابل توجهی میان ظرفیت موجود و هدف قانونی برنامه هفتم وجود دارد. این شکاف نه صرفاً ناشی از کمبود فضا و تجهیزات، بلکه نتیجه ترکیبی از عوامل ساختاری شامل ضعف سیاست‌های هدایت تحصیلی، کمبود نیروی انسانی متخصص، مشارکت محدود بخش غیردولتی و ناهماهنگی میان رشته‌های مهارتی و نیاز واقعی بازار کار و بی‌توجهی به تفاوت‌های جنسیتی در رشته‌های مهارتی و توزیع آنها در استان‌هاست که این عوامل در گزارش حاضر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

نقطه‌نظرات و یافته‌های کلیدی

یافته‌های این گزارش درخصوص وضعیت موجود هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش براساس بررسی داده‌های سال تحصیلی ۱۴۰4۱۴۰3 به‌شرح ذیل است:

  •         از میان 3،034،589 نفر دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم، حدود 43/02 درصد، یعنی 1,305,427 نفر، در هنرستان‌ها مشغول به تحصیل هستند و این میزان بیانگر فاصله ۷ درصدی با هدف برنامه هفتم تعیین شده است.
  •         51/24 درصد پسران دوره متوسطه دوم در آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای تحصیل می‌کنند که این میزان بالاتر از هدف برنامه هفتم پیشرفت است، اما تنها 35/11 درصد دختران در رشته‌های مهارتی تحصیل می‌کنند.  این در حالی است که در برخی از استان‌ها درصد دختران هنرستانی بسیار پایین‌تر از میانگین است، برای مثال در استان سیستان‌وبلوچستان تنها حدود ۱۷ درصد دختران به سمت آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای جذب شده‌اند.
  •          20/31 درصد از دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم کشور در هنرستان‌های کاردانش و 22/71 درصد در هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای مشغول به تحصیل هستند. این آمار بیانگر توزیع نسبتاً متعادل جمعیت دانش‌آموزی میان دو نوع هنرستان است؛ البته ازآنجاکه هیچ‌گونه سیاستگذاری و تعریف استانداردی ویژه‌ برای هدایت تحصیلی دانش‌آموزان به این دو نوع هنرستان انجام نشده است، نمی‌توان هیچ‌گونه قضاوتی در این خصوص داشت.
  •        92/79 درصد از هنرجویان، معادل ۱,۲۱۱,۳۳۰ نفر، در هنرستان‌های دولتی و تنها 7/21 درصد، برابر با ۹۴,۰۹۷ نفر، در هنرستان‌های غیردولتی تحصیل می‌کنند. همچنین 11/87 درصد از هنرستان‌ها غیردولتی و 88/13 درصد دولتی هستند. درحالی‌که در مقطع متوسطه دوم نظری 82/80 درصد از دانش‌آموزان، معادل ۱,431,611 نفر، در مدارس دولتی تحصیل می‌کنند و سهم مدارس غیردولتی حدود 17/20 درصد معادل 297,439 دانش‌آموز است. مجموع این آمارها نشان می‌دهد که هنرستان‌های دولتی نقش محوری و تعیین‌کننده‌ای در ارائه‌ آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای بر عهده دارند و در مقابل، مشارکت بخش غیردولتی در این حوزه بسیار محدود است. چنین وضعیتی بیانگر ضرورت سیاستگذاری برای تقویت حضور و مشارکت مؤثرتر هنرستان‌های غیردولتی در کنار شبکه گسترده هنرستان‌های دولتی است.
  •         76/74 درصد هنرجویان پسر در زمینه صنعت تحصیل می‌کنند و در این زمینه، دو گروه‌ حرفه‌ای شغلی «رایانه» و «برق» با سهم 52/89 درصد محبوب‌ترین گروه انتخابی پسران هستند. محبوبیت این دو رشته به‌نوعی است که در مجموع 40/59 درصد هنرجویان پسر به این دو گروه حرفه‌ای شغلی وارد می‌شوند.
  •         52/38 درصد هنرجویان دختر در زمینه هنر تحصیل می‌کنند و دو گروه‌های حرفه‌ای شغلی «هنر»، «طراحی، دوخت و نساجی» با 88/86 درصد بیشترین سهم را در انتخاب‌های رشته‌های آنها دارند. در مجموع، میزان ورود کل هنرجویان دختر به این دو گروه حرفه‌ای شغلی نسبت به کل زمینه‌های مهارتی 46/54 درصد است.
  •        کمترین حضور هنرجویان در زمینه کشاورزی است به‌نوعی که تنها 2/84 درصد هنرجویان در این رشته‌ها تحصیل می‌کنند.
  •         در دو استان سیستان‌ و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد که کمترین سهم جذب هنرجویان در کشور را دارند، رشته‌های مهارتی با ظرفیت‌های واقعی بازار کار و مزیت‌های بومی همخوانی بسیار کمی دارد.

در سیستان‌ و بلوچستان طی سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 تنها 29/13 درصد از دانش‌آموزان وارد هنرستان‌ها شده‌اند (دختران 17/01 درصد دختران و 40/51 درصد پسران). پسران این استان با ورود بیش از حد به زمینه صنعت، سه گروه حرفه‌ای شغلی «رایانه»، «برق» و «تأسیسات» با سهم 48/94 درصد عملاً وارد مسیری می‌شوند که بازار کار استان توان جذب و اشتغال آنها را ندارد. این درحالی‌که ظرفیت‌های مهمی همچون اقتصاد دریایی تنها 2/59 درصد از انتخاب‌ها را شامل می‌شود و زمینه کشاورزی نیز با 4/67 درصد برای پسران و 0/30 درصد برای دختران نادیده گرفته شده است. در میان دختران نیز تمرکز بر زمینه هنر با 39/23 درصد و سهم پایین رشته‌های مرتبط با صنایع‌دستی و پوشاک بومی نشان می‌دهد که ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی بانوان در استان در سبد رشته‌ها بازتاب نیافته است. این توزیع نامتوازن عملاً فرصت‌های اشتغال در حوزه‌های دریایی، کشاورزی و صنایع‌دستی را مغفول گذاشته و ضرورت بازنگری در سیاستگذاری آموزشی و بازطراحی سبد رشته‌ها براساس آمایش سرزمینی را برجسته می‌سازد.

در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز که تنها 29/59 درصد از دانش‌آموزان وارد هنرستان‌ها شده‌اند (دختران 21/37 درصد، پسران 37/52 درصد). غلبه ورود در رشته‌های صنعتی مشهود است، به‌طوری‌که 62/07 درصد از پسران در زمینه صنعت تحصیل می‌کنند و سه رشته «رایانه»، «برق» و «تأسیسات» با سهمی بی‌سابقه و تجمیعی 49/89 درصد، انتخاب اصلی آنان هستند. این در حالی است که اقتصاد استان بر کشاورزی، دامداری، گردشگری و صنایع کوچک محلی استوار است و ظرفیت اشتغال صنعتی محدود است. سهم پسران در کشاورزی تنها 2/81 درصد است و هیچ دختر هنرجویی امکان تحصیل در این زمینه ندارد که نشانه‌ای از شکاف جدی میان ساختار آموزش مهارتی و مزیت‌های اقتصادی استان است. در میان دختران نیز تمرکز بر دو گروه حرفه‌ای شغلی «هنر» و «طراحی، دوخت و نساجی» با سهم 34/84 درصد را نشان می‌دهد که ظرفیت‌های واقعی استان در صنایع‌دستی، پوشاک محلی و گردشگری در سبد رشته‌ها به‌صورت کامل منعکس نشده است. مجموع این وضعیت حاکی از آن است که در هر دو استان، ترکیب رشته‌های مهارتی با نیازهای واقعی اشتغال همخوانی ندارد و بازآرایی سبد رشته‌ها متناسب با اقتصاد بومی و آمایش سرزمینی، ضرورتی لازم برای ارتقای بهره‌وری نظام مهارتی و جلوگیری از تعمیق شکاف مهارتی محسوب می‌شود.

  •         با توجه به وضع موجود و پیش‌بینی‌های جمعیت‌شناختی، تکلیف برنامه هفتم به حضور حداقل ۵۰ درصد دانش‌آموزان متوسطه دوم در آموزش‌های مهارتی به‌معنای تحصیل حداقل 563.421 نفر اضافه بر شرایط فعلی در هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش است که رعایت استانداردهای لازم برای ارائه آموزشی با کیفیت توأمان با عدالت نیازمند آماده‌سازی زیرساخت‌های ذیل است:
  •         مطابق استانداردهای تعریف شده برای حوزه فنی‌وحرفه‌ای در برنامه زیر نظام تأمین فضا، تجهیزات و فناوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی (مصوب (933) جلسه شورای‌عالی آموزش‌وپرورش 1395/03/24، به ازای هر 11 هنرجو نیازمند یک نیروی انسانی (اعم از هنرآموز، استادکار و سرپرست بخش) هستیم تا کیفیت آموزش حفظ شود و امکان ارائه خدمات آموزشی متناسب با نیازهای هنرجویان فراهم آید. بر این اساس در صورت تحقق هدف مذکور انتظار می‌رود تا سال تحصیلی 1408-1407 که سال پایانی برنامه هفتم پیشرفت است، حدود 51.220 نفر (شامل هنرآموز، استادکار و سرپرست بخش) جذب آموزش‌وپرورش شوند.
  •        مطابق اطلاعات دریافتی از آموزش‌وپرورش، هدف مذکور نیازمند ساخت حدود ۱,252 هنرستان (دارای حداقل پنج رشته با ظرفیت 450 نفر) است که عملیاتی کردن آن نیازمند حدود 169 هزار میلیارد تومان اعتبار برای ساخت و 31.93 هزار میلیارد تومان برای تجهیز است.

علاوه‌بر آنچه درخصوص تهیه زیرساخت‌های لازم بیان شد، با توجه به این که دانش‌آموزان مهارتی امروز، نیروهای کار فنی در سال‌های آتی می‌باشند، نیاز به آن است که توسعه آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و مهارتی مطابق با استراتژی توسعه صنعتی در کشور، آمایش سرزمین و همچنین گسترش بازارهای کار باشد و رشته‌های آموزشی نیز آنچنان که در بند «ث» ماده (۸۹) قانون برنامه هفتم پیشرفت تکلیف شده است مورد بازنگری جدی و به‌روزرسانی قرار گیرند. در غیر این صورت به‌خصوص با توجه به تمایل عمده دانش‌آموزان به چند رشته خاص که ذکر آن آمد، در آینده‌ای نزدیک شاهد موجی از بیکاری فارغ‌التحصیلان رشته‌های مهارتی به‌ویژه در چند رشته خواهیم بود و این خود عاملی بر کاهش انگیزه‌ها و سرخوردگی‌های اجتماعی خواهد شد.

 

پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی

با توجه به بررسی‌های انجام شده توصیه‌های سیاستی ذیل ارائه می‌شود:

  •         توجه به توسعه نامتوازن آموزش‌های مهارتی در سطح استان‌های کشور و ضرورت بازنگری در برنامه‌ریزی‌ها، سیاستگذاری‌ها و قانونگذاری‌های آتی برای عقب‌ماندگی برخی از استان‌ها تا هدف ۵۰ درصد.
  •         برنامه‌ریزی جهت متناسب‌سازی آموزش‌های مهارتی (اعم از فضای هنرستان‌ها و محتوا و رشته‌های آموزشی) با نیازهای دختران و رفع موانع جذب دختران به هنرستان‌ها در برخی از مناطق کشور که درصد حضور دانش‌آموزان دختر بسیار اندک است.
  •         ایجاد توازن در جذب دانش‌‌آموزان به رشته‌های مهارتی برای جلوگیری از انباشت و اشباع نیروی ماهر در چند رشته و کمبود نیرو در رشته‌های دیگر در آینده.
  •         سیاستگذاری جهت جذب بخش غیردولتی به ارائه آموزش‌های مهارتی و تأسیس هنرستان‌ها با استفاده از سازوکارهای تشویقی و تسهیلات در نظر گرفته شده در قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی (مصوب 1395/09/14 مجلس شورای اسلامی).
  •         تسریع در اجرای تکلیف بند «ث» ماده (۸۹) برنامه هفتم پیشرفت برای متناسب‌سازی برنامه‌های درسی شاخه‌های مهارتی با نیازهای اقتصادی کشور و تحولات بازار کار.
  •         تنوع‌بخشی به مدل‌های ارائه آموزش‌های مهارتی و هنرستان‌ها با استفاده از الگوهایی همچون هنرستان‌های درکنار کارخانه و آموزش‌ ضمن تولید با رفع موانع تولید و مشارکت از مسیر هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش.
  •         تدوین استراتژی توسعه صنعتی کشور و پیش‌بینی نیازهای مهارتی کشور در سال‌های آینده برای تبعیت ارائه آموزش‌های مهارتی از نیازهای بازار کار در آینده. 

1. مقدمه

براساس ماده (۸۷) قانون برنامه هفتم پیشرفت وزارت آموزش‌وپرورش موظف است تا پایان برنامه، حداقل ۵۰ درصد دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه را به رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش هدایت کند [1]. تحقق اهداف این ماده نیازمند برنامه‌ریزی جامع و زیرساخت‌های چند جانبه است. بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب رشته‌های مهارتی و زیر ساخت‌‌‌های لازم، ازجمله ظرفیت هنرستان‌ها، جذابیت و به‌روزرسانی رشته‌ها، دسترسی جغرافیایی و همخوانی با نیاز بازار کار، می‌تواند راهنمایی برای اصلاح فرایند هدایت تحصیلی و ارتقای کارآمدی برنامه‌های مهارتی باشد.

این گزارش با هدف تبیین ابعاد مختلف مسئله، ابتدا وضعیت موجود و شکاف آن با هدف برنامه هفتم را بررسی کرده و سپس به تحلیل جمعیتی و ظرفیت‌های موردنیاز می‌پردازد. در ادامه الزامات اجرایی تحقق ماده (۸۷) در حوزه‌های زیرساختی، نیروی انسانی، تجهیزاتی، آموزشی و مالی بررسی می‌شود.

 

 2. بررسی وضعیت موجود هنرجویان هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش

در سال تحصیلی 1404-1403 براساس آمار وزارت آموزش‌وپرورش 43/02 درصد دانش‌آموزان متوسطه دوم کل کشور در رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش مشغول به تحصیل بوده‌اند [2]. این میزان در حال حاضر حدود ۷ درصد کمتر از هدف مورد انتظار ماده (۸۷) قانون برنامه هفتم است، با این حال انتظار می‌رود که تا پایان برنامه هفتم میل دانش‌آموزان به آموزش‌های مهارتی رو به افزایش باشد، البته درصورتی‌که زیرساخت‌های لازم متناسب با افزایش گرایش دانش‌آموزان به آموزش‌های مهارتی دیده نشود، می‌تواند افزایش حضور دانش‌آموزان در هنرستان‌ها به ضد هدف اولیه بدل شود و موجب پیامدهایی ازجمله موارد ذیل شود:

  •          افزایش تراکم‌های کلاسی و در نتیجه افت کیفی آموزش‌ها،
  •          ارائه آموزش ناقص و بی‌کیفیت در پی کمبود تجهیزات آموزشی در هنرستان‌ها،
  •          گسترش ناهمگون آموزش‌های مهارتی در مناطق مختلف کشور،
  •          تراکم حضور دانش‌آموزان در رشته‌های و در نتیجه اشباع بازار کار از حیث نیروی فنی ماهر در آن رشته‌ها و خلأ نیروهای ماهر در سایر رشته‌،
  •          گسترش هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای بدون توجه به آمایش سرزمین و نیازهای منطقه‌ای.

بنابراین، هرگونه برنامه‌ریزی برای افزایش سهم هنرجویان، نیازمند نگاهی مبتنی‌بر آمایش سرزمین و متکی بر نیازهای کشاورزی، صنعتی و اقتصادی هر منطقه است. همچنین نیاز است استراتژی گسترش هنرستان‌ها و آموزش‌های مهارتی به تناسب تفکیک جنسیتی هنرآموزان و توجه توأمان به تفاوت‌های استان‌ها در توسعه صنعتی، ظرفیت جذب بازار کار و نیازهای واقعی بخش تولید باشد. بررسی‌های جزئی و تفکیکی نیز نشان می‌دهد که تحقق دقیق و پایدار هدف برنامه هفتم، بدون توجه به این ظرافت‌ها ممکن نیست، نکاتی که در ادامه گزارش به آن پرداخته می‌شود.

1ـ2. بررسی جمعیت هنرجویان به تفکیک جنسیت

بررسی جمعیت هنرجویان رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش که در جدول ۱ گزارش شده است، نشان می‌دهد 51/24 درصد پسران محصل در دوره متوسطه دوم در رشته‌های مهارتی تحصیل می‌کنند که این میزان بالاتر از هدف برنامه هفتم قرار دارد و وضعیت نسبتاً مطلوبی را نشان می‌دهد. اما ازسوی دیگر تنها 35/11 درصد دختران در رشته‌های مهارتی تحصیل می‌کنند. بررسی ریشه‌های این اختلاف هرچند نیازمند تحقیقات میدانی و دقیق است اما در حالت کلی می‌تواند به‌دلیل «نبود تناسب رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش با ویژگی‌ها و روحیات دختران، مسائل فرهنگی و اجتماعی ناظر بر کلیت تحصیل در هنرستان‌ها و همچنین جو غالب بر بازار کار و تناسب رشته‌ها با نیازهای بازار کار» باشد. به هر شکل مجموعه عواملی باعث شده که همچنان رشته‌های مهارتی به نسبت رشته‌های نظری برای دختران جذابیت کمتری داشته باشند. لذا تحقق متوازن هدف برنامه هفتم نیازمند توجه ویژه به جذب هنرجویان دختر به آموزش‌های مهارتی و توسعه ظرفیت‌های هنرستانی ویژه دختران است که این مهم در مرحله اول نیازمند شناسایی دقیق موانع موجود و اصلاح سیاست‌های هدایت تحصیلی است.

 

جدول 1. تعداد هنرجویان هنرستان‌های کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای در سال تحصیلی 1404-1403 به تفکیک جنسیت

هنرستان

پسران

دختران

هنرجویان

تعداد هنرستان

هنرجویان

تعداد هنرستان

تعداد

درصد نسبت به کل دانش‌آموزان متوسطه دوم

تعداد

درصد نسبت به کل دانش‌آموزان متوسطه دوم

کاردانش

364,955

24/53

2,757

251,267

16/24

1,989

فنی‌وحرفه‌ای

397,379

26/71

2,391

291,826

18/87

1,789

جمع

762,334

51/24

5,148

543,093

35/11

3,778

مأخذ: اطلاعات دریافتی از وزارت آموزش‌وپرورش.

 

جدول ۲ تعداد کل هنرجویان سال تحصیلی 1404-1403 در شاخه‌های کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای را به تفکیک نشان می‌دهد. براساس این داده‌ها، 20/31 درصد از دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم کشور در هنرستان‌های کاردانش و 22/71 درصد در هنرستان‌های فنی‌وحرفه‌ای مشغول به تحصیل هستند.

 

جدول 2. تعداد کل هنرجویان فعلی هنرستان‌ها (کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای)

کل هنرجویان کاردانش

 کل هنرجویان فنی‌وحرفه‌ای

تعداد کل هنرجویان کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

616,222

20/31

689,205

22/71

1,305,427

43/02

مأخذ: همان.

2-2. بررسی جمعیت هنرجویان به تفکیک شاخه‌های مهارتی

تفکیک هنرجویان دختر و پسر در شاخه‌های مختلف مهارتی شامل خدمات، صنعت، کشاورزی و هنر در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3، در جدول 3 آورده شده است. بررسی این جدول نشان می‌دهد که بیشترین میزان ورود هنرجویان در زمینه صنعت با سهم 52/20 درصد از کل هنرجویان کشور صورت گرفته است.

 

جدول 3. تفکیک هنرجویان پسر و دختر در زمینه‌‌های چهارگانه کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای در سال تحصیلی 1404-1403

زمینه

درصد هنرجویان (زمینه) به کل هنرجویان (کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای)

دختر

پسر

جمع

خدمات

27/93

11/48

18/33

صنعت

17/75

76/74

52/20

کشاورزی

1/95

3/48

2/84

هنر

52/38

8/29

26/63

مأخذ: همان.

براساس اطلاعات به دست آمده 76/74 درصد هنرجویان پسر در زمینه صنعت مشغول به تحصیل می‌باشند. در این زمینه، گروه‌های حرفه‌ای شغلی «رایانه» و «برق» بیشترین محبوبیت را برای پسران دارند به‌نوعی که 52/89 درصد از هنرجویان پسر زمینه صنعت در این دو گروه تحصیل می‌کنند و در مجموع نیز 40/59 درصد کل هنرآموزان پسر در این دو گروه حرفه‌ای شغلی مشغول به تحصیل هستند.

هنرجویان دختر اما بیشتر به زمینه هنر تمایل دارند و 52/38 درصد در این زمینه تحصیل می‌کنند. در این زمینه نیز گروه‌های حرفه‌ای شغلی «هنر»، «طراحی، دوخت و نساجی» با دارا بودن 88/86 درصد از کل هنرجویان دختر زمینه هنر، بیشترین محبوبیت را دارند. در مجموع نیز از کل دختران محصل در هنرستان‌ها 46/54 درصد دختران در این دو رشته حضور دارند.

نکته حائز اهمیت حضور اندک دانش‌آموزان در زمینه کشاورزی است تا حدی که تنها 2/84 درصد دانش‌آموزان در این رشته‌ها تحصیل می‌کنند. این حضور پایین دانش‌آموزان در زمینه کشاورزی به‌ویژه در استان‌هایی خود را نشان می‌دهد که در آن جغرافیا زمینه کشاورزی بیش از صنعت برای بازار کار مهیاست اما با این وجود باز هم فارغ‌التحصیلان هنرستان‌ها در رشتههای صنعتی تحصیل کرده‌اند که آن صنعت تقریباً وجود ندارد!

خلاصه آن که وضعیت ناهمگون حضور دانش‌آموزان در رشته‌های مهارتی نشان می‌دهد در نحوه توزیع هنرجویان و هدایت آنان به رشته‌های تحصیلی باید تدبیر و سیاستگذاری ویژه‌ای داشت چرا که تمرکز هنرجویان در رشته‌های خاص می‌تواند در سال‌های آتی بازار کار را نیز تحت تأثیر قرار داده و با وجود جمعیت بالای فارغ‌التحصیلان بیکار در برخی از رشته‌ها، با کمبود نیروی ماهر در رشته‌های دیگر مواجه شویم. لذا این سیاستگذاری ویژه باید متناسب با استراتژی توسعه صنعتی در ایران و سیاست‌های آتی توسعه در ایران نیز باشد.

2-3. بررسی جمعیت هنرجویان به تفکیک استان‌های کشور

در جدول 4 به وضعیت هنرجویان به تفکیک استان‌ها پرداخته شده است. همان‌طور که مشاهده می‌شود، وضعیت پسران هنرجو به‌طور کلی از حیث تحقق هدف برنامه هفتم بهتر از دختران است، با این حال، در ۱۱ استان سهم هنرجویان پسران کمتر از ۵۰ درصد است:

ایلام (37/26درصد)، کهگیلویهو بویراحمد (37/52درصد)، لرستان (39/50درصد)، سیستان و بلوچستان (40/51درصد)، کرمانشاه (83/42 درصد)، شهر تهران (43/23درصد)، چهارمحال و بختیاری (44/39درصد)، آذربایجان غربی (44/58درصد)، آذربایجان شرقی (47/58درصد)، قم (47/88درصد)، کردستان (48/25درصد) و همدان (49/99درصد).

اطلاعات به دست آمده نشان می‌دهد اگرچه میانگین کشوری حضور پسران در رشته‌های مهارتی بالاتر از هدف برنامه است، اما در برخی استان‌ها هنوز نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و تقویت ظرفیت‌ها وجود دارد تا شاخص به شکلی همگن به سطح مورد انتظار برنامه هفتم برسد.

در مقابل، وضعیت هنرجویان دختر همان‌طور که در بخش پیش نیز اشاره شد، بسیار چالش‌برانگیزتر است به‌نوعی که در تمامی استان‌های کشور سهم دختران در تحصیل در هنرستان‌ها کمتر از ۵۰ درصد است. به‌طور مشخص، پایین‌ترین سهم مربوط به استان‌های ذیل است:

سیستان و بلوچستان (17/01درصد)، کهگیلویه و بویراحمد (21/37درصد)، ایلام (22/64درصد)، لرستان (۲9/25درصد)، کرمانشاه (27/37درصد)، چهارمحال و بختیاری (28/80درصد) و آذربایجان غربی (28/60درصد).

همان‌طور که آمار نشان می‌دهد، استان‌های موفق‌تر مانند یزد و مازندران نیز که بالاترین سهم دختران هنرجو را دارند، تا رسیدن به هدف ۵۰ درصد تا پایان برنامه هفتم پیشرفت فاصله دارند و راه باقی مانده باید با تدبیرهای ویژه طی شود؛ ازجمله آن که در حوزه آموزش‌های مهارتی دختران نیاز به توجه جدی و برنامه‌ریزی دقیق وجود دارد و ضروری است عوامل رغبت کمتر دختران به هنرستان‌ها به‌ویژه با عنایت به تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی استان‌ها شناسایی و برطرف شود.

 

جدول 4. درصد هنرجویان پسر و دختر در هنرستان‌ها (کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای) در استان‌ها

استان

درصد هنرجویان به کل دانش‌آموزان متوسطه دوم

استان

درصد هنرجویان به کل دانش‌آموزان متوسطه دوم

دختر

پسر

جمع

دختر

پسر

جمع

آذربایجان شرقی

31/82

47/58

39/74

شهرستان‌های تهران

38/69

35/53

45/62

آذربایجان غربی

28/60

58/44

36/39

فارس

33/22

51/13

41/78

اردبیل

30/47

49/95

40/53

قزوین

38/77

55/03

46/67

اصفهان

41/00

54/95

47/68

قم

37/18

47/88

42/21

البرز

38/94

53/31

46/03

کردستان

33/38

48/25

40/69

ایلام

22/64

37/26

30/04

کرمان

36/76

59/95

48/22

بوشهر

36/64

57/36

46/91

کرمانشاه

27/37

42/83

35/36

چهارمحال و بختیاری

28/80

44/39

36/38

کهگیلویه‌وبویراحمد

21/37

37/52

29/59

خراسان جنوبی

35/11

54/44

44/69

گلستان

36/33

52/28

44/01

خراسان رضوی

40/62

55/29

47/60

گیلان

36/29

57/12

46/32

خراسان شمالی

32/84

53/08

42/58

لرستان

25/29

39/50

32/57

خوزستان

32/50

55/56

44/30

مازندران

41/35

56/04

48/33

زنجان

36/04

19/52

44/24

مرکزی

37/28

55/59

46/23

سمنان

40/48

51/96

46/01

هرمزگان

39/36

64/49

51/98

سیستان و بلوچستان

17/01

51/40

29/13

همدان

38/70

49/99

44/14

شهر تهران

34/.94

23/43

39/03

یزد

45/08

56/66

50/62

مأخذ: اطلاعات دریافتی از وزارت آموزش‌وپرورش سال تحصیلی 1404-1403.

 

4ـ2. بررسی فقدان تطابق آموزش‌های مهارتی در سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد (نمونه‌های موردی)

علاوه‌بر بررسی کلی حضور دختران و پسران در آموزش‌های مهارتی استان‌های مختلف، تحلیل توزیع رشته‌ها در دو استانی که پایین‌ترین سهم هنرجویان را در کشور دارند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در استان سیستان‌ و بلوچستان، طی سال تحصیلی ۱۴۰4۱۴۰3، تنها 29/13 درصد از کل دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم وارد هنرستان‌ها شده‌اند، که از این میان 17/01 درصد دختران و 40/51 درصد پسران را تشکیل می‌دهند. جدول ۵ تفکیک هنرجویان دختر و پسر این استان را در زمینه‌‌های چهارگانه کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای در همان سال تحصیلی نشان می‌دهد.

براساس این آمار در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3، 76/30 درصد از هنرجویان پسر در زمینه صنعت تحصیل می‌کنند و سه گروه حرفه‌ای «رایانه»، «برق» و «تأسیسات» با مجموع 48/94 درصد، محبوب‌ترین انتخاب‌های آنان در میان کل زمینه‌های مهارتی هستند. این در حالی است که زیرساخت‌های صنعتی استان سیستان و بلوچستان، به‌ویژه در حوزه‌های مرتبط با رایانه، برق و تأسیسات، توان جذب این حجم از فارغ‌التحصیلان هنرستانی را ندارد و بازار کار واقعی استان با چنین توزیعی رشته‌ای همخوانی نشان نمی‌دهد. با وجود موقعیت جغرافیایی استان و اهمیت اقتصاد دریایی، سهم گروه حرفه‌ای مرتبط با صنعت دریایی از قبیل: «علوم و فنون دریایی» و «کشاورزی» تنها 2/59 درصد از انتخاب‌های هنرجویان پسر را شامل می‌شود، موضوعی که بیانگر نبود تطابق آموزش‌های مهارتی با ظرفیت‌های واقعی بازار کار منطقه است.

در میان هنرجویان دختر نیز، با وجود آنکه صنایع‌دستی، پوشاک سنتی همواره جایگاه مهمی در فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با بانوان در این استان داشته است، اما آموزش‌های مهارتی متناسب با این ظرفیت‌ها توسعه نیافته‌اند. براساس آمار، 39/23 درصد از هنرجویان دختر در زمینه هنر مشغول تحصیل‌اند و دو گروه «هنر» و «طراحی، دوخت و نساجی» در مجموع تنها 36/96 درصد از کل انتخاب‌های مهارتی آنان را شامل می‌شود. این در حالی است آموزش‌های مهارتی متناسب با صنایع فرهنگی و پوشاک بومی با برنامه‌ریزی و هدایت تحصیلی صحیح می‌توانست سهم بیشتری را بین هنرجویان دختر داشته باشد.

سهم هنرجویان در زمینه کشاورزی نیز بسیار پایین است، به‌طوری‌که تنها 4/67 درصد از پسران و 0/30 درصد از دختران در این زمینه تحصیل می‌کنند. این موضوع بیانگر بی‌توجهی به ظرفیت‌های گسترده بخش کشاورزی در استان و توزیع نامتوازن رشته‌ها در نظام آموزش مهارتی است.

بررسی آمار هنرجویان در استان سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد که توزیع رشته‌های مهارتی در هنرستان‌ها نه‌تنها با نیازهای واقعی و مزیت‌های اقتصادی استان همخوانی چندانی ندارد، بلکه فرصت‌های مهم اشتغال در حوزه‌های دریایی، کشاورزی و صنایع‌دستی نیز نادیده گرفته شده‌اند. تمرکز بیش از حد بر برخی رشته‌های صنعتی بدون توجه به ظرفیت جذب بازار کار، می‌تواند به افزایش شکاف مهارتی و کاهش بهره‌وری اقتصادی منجر شود. ازاین‌رو، بازنگری در سیاستگذاری آموزشی و بازطراحی سبد رشته‌های مهارتی متناسب با ویژگی‌های بومی و فرصت‌های واقعی اشتغال و آمایش سرزمینی در استان ضرورت دارد.

 

جدول5. تفکیک هنرجویان پسر و دختر استان سیستان و بلوچستان در زمینه‌‌های چهارگانه کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای در سال تحصیلی 1404-1403

زمینه

درصد هنرجویان (زمینه) به کل هنرجویان (کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای)

دختر

پسر

جمع

خدمات

33/99

11/44

17/87

صنعت

39/21

76/30

62/22

کشاورزی

0/30

4/67

3/44

هنر

39/23

7/59

16/53

مأخذ: اطلاعات دریافتی از وزارت آموزش‌وپرورش.

 

علاوه‌بر تحلیل وضعیت سیستان‌ و بلوچستان، بررسی توزیع هنرجویان در استان کهگیلویه و بویراحمد که یکی از استان‌های دارای سهم پایین جذب دانش‌آموزان در شاخه‌های مهارتی است، اهمیت ویژه‌ای دارد. در سال تحصیلی ۱۴۰4۱۴۰3، تنها 29/59 درصد از کل دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم وارد هنرستان‌ها شده‌اند، سهم دختران 21/37درصد و سهم پسران 37/52 درصد از کل هنرجویان استان را تشکیل می‌دهد. جدول ۶ تفکیک هنرجویان دختر و پسر این استان را در چهار زمینه اصلی کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای در همین سال تحصیلی نشان می‌دهد.

بررسی این آمار بیانگر تمرکز شدید در برخی رشته‌های خاص در یک زمینه‌ مهارتی است. 62/07 درصد از هنرجویان پسر در زمینه صنعت مشغول تحصیل‌اند و سه گروه حرفه‌ای «رایانه»، «برق» و «تأسیسات» با مجموع 49/89 درصد محبوب‌ترین انتخاب آنان در این شاخه مهارتی هستند. این در حالی است که زیرساخت‌های صنعتی استان کهگیلویه و بویراحمد، به‌ویژه در حوزه‌های یاد شده، توان جذب چنین حجم بالایی از فارغ‌التحصیلان هنرستانی را ندارد و ترکیب رشته‌های موجود با واقعیت‌های بازار کار استان همخوانی کمی نشان می‌دهد. با توجه به ساختار اقتصادی این استان که بیش از هر چیز بر کشاورزی، دامداری، گردشگری طبیعی و صنایع کوچک محلی استوار است اما تمرکز نامتوازن بر رشته‌های صنعتی، انحرافی از نیازهای واقعی بازار کار و آمایش سرزمین این استان محسوب می‌شود.

به‌دلیل محدودیت زیرساخت‌های هنرستانی با وجود ظرفیت‌های گسترده بخش کشاورزی، سهم هنرجویان پسر در زمینه کشاورزی تنها 2/81 درصد است و به‌دلیل کمبودهای زیرساختی، هیچ هنرجوی دختری در زمینه کشاورزی امکان تحصیل نداشته است. این موضوع نشان‌دهنده شکاف جدی میان ساختار آموزش مهارتی و مزیت‌های اقتصادی استان است، درحالی‌که اصلاح و توسعه رشته‌های مرتبط با کشاورزی، صنایع غذایی، دام‌پروری و کسب‌وکارهای مرتبط می‌تواند به شکل مؤثری پاسخ‌گوی نیازهای اشتغال این استان باشد. هنرجویان دختر نیز الگوی توزیع رشته‌ها مشابه بسیاری از استان‌های کشور است. 39/88 درصد هنرجویان دختر این استان در زمینه هنر تحصیل می‌کنند و دو گروه «هنر» و «طراحی، دوخت و نساجی» با مجموع 34/84 درصد اصلی‌ترین انتخاب آنان به شمار می‌رود. این در حالی است که ظرفیت‌های واقعی استان در حوزه‌های صنایع‌دستی، پوشاک محلی، گردشگری و تولیدات بومی می‌تواند با برنامه‌ریزی مناسب در قالب رشته‌های مهارتی هدفمند توسعه یابد، اما سبد موجود رشته‌ها پاسخ‌گوی چنین ظرفیت‌هایی نیست.

جدول 6. تفکیک هنرجویان پسر و دختر استان کهگیلویه و بویراحمد در زمینه‌‌های چهارگانه کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای در سال تحصیلی 1404-1403

زمینه

درصد هنرجویان (زمینه) به کل هنرجویان (کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای)

دختر

پسر

جمع

خدمات

34/10

9/40

18/16

صنعت

26/02

81/89

62/07

کشاورزی

0

2/81

1/82

هنر

39/88

5/90

17/95

مأخذ: همان.

بررسی مجموع این داده‌ها در استان کهگیلویه و بویراحمد نشان می‌دهد که توزیع رشته‌های مهارتی با نیازهای بومی و مزیت‌های اقتصادی استان همسو نیست. سهم اندک رشته‌های کشاورزی، نبود بستر آموزشی برای دختران در این زمینه و تمرکز بیش از حد بر رشته‌های صنعتی بدون پشتوانه بازار کار، همگی نشان‌دهنده ضرورت بازنگری در سیاستگذاری آموزشی هستند. بازطراحی سبد رشته‌ها براساس آمایش سرزمینی، ظرفیت‌های واقعی اشتغال و نیازهای توسعه‌ای استان، شرط اصلی اثربخشی آموزش‌های مهارتی و شکل‌گیری مسیرهای پایدار اشتغال برای هنرجویان این استان به شمار می‌رود.

 

5ـ2. بررسی جمعیت هنرجویان به تفکیک تحصیل در مدارس دولتی و غیردولتی

جدول 7 بیانگر تعداد هنرستان‌های دولتی و غیردولتی به تفکیک است. براساس داده‌های جدول ذیل 92/79 درصد معادل 1,211,330 از هنرجویان در هنرستان‌های دولتی و تنها 7/21 درصد معادل 94,097 هنرجویان در هنرستان‌های غیردولتی تحصیل می‌کنند. همچنین 88/13 درصد هنرستان‌ها دولتی هستند و 11/87درصد هنرستان‌ها غیردولتی هستند.

 

جدول 7. تعداد و درصد کل هنرجویان فعلی مشغول به تحصیل در هنرستان‌ها (کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای) دولتی و غیردولتی

نوع هنرستان

هنرجویان

هنرستان‌ها

تعداد

درصد نسبت به کل هنرجویان

تعداد

درصد نسبت به کل هنرستان‌ها

دولتی

1,211,330

92/79

7.866

88/13

غیردولتی

94,097

7/21

1.060

11/87

جمع

1,305,427

100

8.926

100

مأخذ: همان.

آمار آمده گویای مشارکت محدود بخش غیردولتی در تأسیس و اداره هنرستان‌هاست؛ درحالی‌که سهم مدارس غیردولتی در مقطع متوسطه دوم نظری حدود 17/20 درصد معادل 297,439 دانش‌آموز است. فقدان اقبال بخش غیردولتی به آموزش‌های مهارتی را می‌توان در هزینه‌های بالای احداث، تجهیز و نگهداری هنرستان‌ها، همراه با جذابیت کمتر برخی از رشته‌های مهارتی برای دانش‌آموزان و خانواده‌ها دانست. ازسوی دیگر کنکور سراسری و سرمایه‌گذاری خانواده‌ها در کلاس‌های آماده‌سازی کنکور که عمدتاً ازسوی بخش غیردولتی برای دانش‌آموزان برگزار می‌شود و در دوره مهارتی کمتر محل توجه است، عامل مهمی است که بخش غیردولتی را از ورود به آموزش‌های مهارتی دور نگه می‌دارد.

با توجه به آنچه که آمد اجرای با کیفیت ماده (۸۷) برنامه هفتم پیشرفت کشور نیازمند مشارکت بهتر و مهم‌تر بخش غیردولتی، در ایجاد و توسعه هنرستان جوار است که باید دارای مشوق‌هایی ازجمله معافیت‌های مالیاتی است و می‌توان سازوکارهای تشویقی مؤثری را همچون سوق دادن تسهیلات مالی موضوع قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی (مصوب 1395/09/14 مجلس شورای اسلامی) به سمت حوزه‌های مهارتی در پیش گرفت.

3. تخمین جمعیتی دانش‌آموزان برای ورود به هنرستان‌ها تا پایان برنامه هفتم پیشرفت

آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم آموزش‌‌های مهارتی برای رسیدن به اهداف ماده (87) قانون برنامه هفتم، نیازمند تحلیل‌های دقیق جمعیتی است. این تحلیل‌ها باید بر پایه آمار دانش‌آموزان هر سال تحصیلی از ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۸ و با در نظر گرفتن تحقق پوشش کامل ۵۰ درصد مهارت جویانی که تا پایان برنامه هفتم در مقطع متوسطه حضور خواهند داشت، انجام شود. هدف از این بررسی‌ها، ارزیابی میزان کفایت زیرساخت‌ها و برنامه‌ریزی برای توسعه ظرفیت‌های موردنیاز برای تحقق اهداف پیش‌بینی‌شده در حوزه مهارت‌آموزی است. بنابراین، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی آموزشی باید متناسب با تغییرهای جمعیتی و ترکیب جنسیتی و آمایش سرزمینی صورت گیرد تا زمینه ارتقای کیفیت و تأمین عدالت آموزشی فراهم آید.

جدول 8 پیش‌بینی تعداد دانش‌آموزان ورودی به هنرستان‌ها در سال‌های آینده را نشان می‌دهد. این برآورد با توجه به جمعیت فعلی پایه‌های پایین‌تر و روند سالیانه ورود دانش‌آموزان به هنرستان، میزان ترک تحصیل و نرخ گذر محاسبه شده است.

مطابق این پیش‌بینی انتظار می‌رود در سال تحصیلی 1408-1407 که سال پایانی برنامه هفتم پیشرفت است، حداقل 1.712.570 نفر در رشته‌های مهارتی تحصیل کنند که 563.421 نفر بیشتر از جمعیت هنرآموزان سال پایه برنامه هفتم است.

 

جدول 8. تعداد هنرجویان فعلی و پیش‌بینی هنرجویان تا پایان برنامه هفتم پیشرفت

عنوان

وضعیت2

01403ـ1402

وضعیت2

1404ـ1403

وضعیت2

1405ـ1404

وضعیت2

1406ـ1405

وضعیت2

1407ـ1406

وضعیت2

1408ـ1407

مجموع دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه

2.911.861

3.034.589

3,077,561

3,247,407

3,337,385

3,397,454

تعداد هنرجویان

1.149.149

1.305.427

1,397,203

1,512,877

1,618,156

1,712,570

درصد هنرجویان

39/46

43/02

44/07

46/64

48/57

50

افزایش تعداد هنرجو نسبت به سال قبل

-

156.278

91.776

115.674

105.279

94.414

مأخذ: همان.

با توجه به زیرساخت‌های موجود در هنرستان‌ها و مقایسه وضعیت فعلی با هدف‌گذاری‌های تعیین‌شده که در بخش‌های پیشین به آنها اشاره شد، به‌نظر می‌رسد در پایان برنامه هفتم پیشرفت، میزان جذب دانش‌آموزان در رشته‌های مهارتی در بسیاری از مناطق کشور فراتر از اهداف مصوب باشد. این افزایش، نه‌تنها بیش از ظرفیت زیرساخت‌های فعلی خیلی از استان‌ها است، بلکه با شرایط بومی و نیازهای واقعی بازار کار هر استان نیز همخوانی ندارد. به‌عنوان مثال، در اغلب استان‌های کشور دو گروه حرفه‌ای «رایانه» و «برق» در میان هنرجویان پسر بیشترین تقاضا را دارند، درحالی‌که گروه حرفه‌ای «کشاورزی» کمترین میزان تقاضا را میان هنرجویان دختر و پسر به‌خود اختصاص می‌دهد. این آمار نشان می‌دهد که تاکنون برنامه جامع و آینده‌نگر کارآمدی برای هدایت فارغ‌التحصیلان هنرستان‌ها به بازار کار استانی و ملی تدوین نشده است. همچنین از ظرفیت‌ها و مزیت‌های نسبی استان‌ها در توسعه رشته‌های مهارتی به‌درستی بهره‌برداری نشده است. تداوم چنین روندی در آینده می‌تواند موجب شکل‌گیری موج گسترده بیکاری در رشته‌های پر تقاضا و در مقابل، تضعیف یا حذف مهارت‌ها و مشاغل ضروری اما کمتر مورد توجه می‌شود. ازاین‌رو، دستیابی به شاخص‌های تعیین‌شده در جدول ۲۰ برنامه هفتم پیشرفت تنها در صورتی به شکل اصولی امکان‌پذیر خواهد بود که افزایش ظرفیت زیرساختی و بازنگری اساسی در رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش بر پایه آمایش سرزمین و نیازهای بومی هر استان انجام گیرد، در غیر این صورت، این روند می‌تواند به تشدید بی‌عدالتی‌های آموزشی و کاهش کیفیت آموزش‌های مهارتی منجر شود.

4. الزام‌های اجرایی مورد نیاز جهت تحقق ماده (۸۷) برنامه هفتم پیشرفت

اکنون با توجه به تکالیف مقرر در برنامه هفتم پیشرفت و روند تقاضا برای ورود به رشته‌های مهارتی، ضروری است الزام‌های تحقق سهم ۵۰ درصدی دانش‌آموزان متوسطه دوم در شاخه‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش با نگاهی منسجم و برنامه‌‌محور تبیین شود. تحقق این هدف صرفاً به افزایش تعداد هنرجویان محدود نیست، بلکه نیازمند گسترش متوازن فضا و تجهیزات آموزشی، تأمین و توانمندسازی نیروی انسانی متخصص و بازآفرینی محتوای آموزشی متناسب با نیازهای واقعی بازار کار و الزام‌های فناوری‌های نوین است. بدین منظور در این بخش، به تشریح الزام‌های اجرایی پرداخته شده است تا از بروز شکاف میان ظرفیت‌های موجود و سطح مورد انتظار قانون جلوگیری شود و مسیر تحقق مؤثر ماده (۸۷) برنامه هفتم و ارتقای کارآمدی نظام آموزش مهارتی کشور هموار شود.

 

1ـ4. تجهیزات و فضای آموزشی لازم برای پوشش ۵۰ درصدی دانش‌آموزان در آموزش‌های مهارتی

براساس اطلاعات وزارت آموزش‌وپرورش، در سال در سال 1404-۱۴۰3 تعداد کل هنرستان‌های کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای، اعم از دولتی و غیردولتی ۸,۹۲۶ واحد است که حدود 1,305,427 هنرجو در آنها تحصیل می‌کنند. تحقق هدف ماده (۸۷) برنامه هفتم در حوزه آموزش‌های مهارتی، یعنی تحصیل ۵۰ درصد دانش‌آموزان در رشته‌های مهارتی، به‌معنای میانگین افزایش سالیانه حدود 112 هزار نفر به محصلان هنرستان‌هاست که نیازمند ساخت فضاهای جدید و تجهیز کارگاه‌هاست.

نکته مهم این است که اکنون موجی از تمایل دانش‌آموزان به سمت رشته‌های مهارتی ایجاد شده است که در صورت عدم ارتقا و ایجاد زیرساخت‌های لازم موجب می‌شود یا تراکم کلاسی در هنرستان‌ها به شکل چشم‌گیری افزایش یافته که در نتیجه آن شاهد افت کیفیت آموزش خواهیم بود یا مجبور به رد دانش‌آموزان و عدم پذیرش آنها در هنرستان‌ها باشیم که خلاف روح قانون برنامه هفتم است.

براساس برنامه زیر نظام تأمین فضا، تجهیزات و فناوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی (مصوب (933) جلسه شورای‌عالی آموزش‌وپرورش 1395/03/24) برای هر هنرستان پنج رشته‌ایی اعتبار و تجهیزات مورد نیاز است.

پیش‌بینی نیازهای پوشش ۵۰ درصدی دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم در آموزش‌های مهارتی در جدول 9 گزارش شده است. این اطلاعات می‌تواند به‌عنوان مبنایی تحلیلی برای ارزیابی میزان تحقق اهداف برنامه هفتم در حوزه گسترش هنرستان‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

 

جدول9. پیش‌بینی زیرساخت‌های لازم برای تحقق هدف ماده (87) برنامه هفتم پیشرفت

عنوان

1404ـ1403

1405ـ1404

1406ـ1405

1407ـ1406

1408ـ1407

نیاز به ساخت هنرستان‌‌ جدید
(حداقل پنج رشته با ظرفیت 450 نفر)

347

204

257

234

210

اعتبار ساخت فضا (هزار میلیارد تومان)

46.9

27.5

34.7

6.31

28.4

اعتبار خرید تجهیزات (هزار میلیارد تومان)

1.17

6.93

8.73

7.95

7.14

مأخذ: همان.

مطابق اطلاعات جدول بالا، تحقق با کیفیت و استاندارد هدف 50 درصدی برنامه هفتم، نیازمند ساخت حدود ۱,252 هنرستان جدید (حداقل پنج رشته با ظرفیت 450 نفر) است که عملیاتی کردن آن نیازمند حدود 169.1 هزار میلیارد تومان اعتبار برای ساخت و 31.93 هزار میلیارد تومان برای تجهیز است

.

2ـ4. نیروی انسانی لازم برای پوشش ۵۰ درصدی دانش‌آموزان در آموزش‌های مهارتی

از دیگر نیازهای تحقق هدف محل بحث، جذب و تأمین نیروی انسانی اعم از هنرآموز، استادکار و سرپرست بخش است. مطابق استاندارد تعریف شده در برنامه زیر نظام تأمین فضا، تجهیزات و فناوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی (مصوب (933) جلسه شورای‌عالی آموزش‌وپرورش 1395/03/24) و آمارهای اطلاعات دریافتی از هنرستان‌های آموزش‌وپرورش، به ازای هر 11 هنرجو نیازمند یک نفر نیروی انسانی (اعم از هنرآموز، استادکار و سرپرست بخش) هستیم تا کیفیت آموزش حفظ شود و امکان ارائه خدمات آموزشی متناسب با نیازهای هنرجویان فراهم شود. در سال تحصیلی 1404-1403 تعداد هنرجویان هنرستان‌های کاردانش و فنی‌وحرفه‌ای کشور برابر با 1,305,427 و تعداد هنرآموزان موجود 95,843 است که گویای نسبت تقریبی 14 به ۱ است.

حال با توجه به وضعیت موجود و جمعیتی که سالیانه به هنرستان‌ها اضافه خواهد شد می‌توان محاسبه کرد که در صورت تحقق هدف 50 درصدی برنامه هفتم نیاز به 51.218 نفر (اعم هنرآموز، استادکار، سرپرست بخش) است. جدول 10 نیاز نیروی انسانی را به‌صورت سالیانه پیش‌بینی کرده است.

جدول10.پیش‌بینی نیاز به نیروی انسانی برای تحقق هدف ماده (87) برنامه هفتم پیشرفت

عنوان

1403ـ1402

1404ـ1403

1405ـ1404

1406ـ1405

1407ـ1406

1408ـ1407

نیاز به نیروی انسانی

(هنرآموز/ استادکار/ سرپرست بخش)

-

14.207

8.343

10.515

9.570

8.583

مأخذ: همان.

 

بنابراین، براساس داده‌های جدول 10، روند نیاز به نیروی انسانی شامل هنرآموزان، استادکاران و سرپرستان بخش در دوره زمانی برنامه هفتم یعنی سال‌های ۱۴۰3 تا ۱۴۰8 یک نیاز مهم برای اجرای ماده (87) برنامه هفتم است. به‌گونه‌ای که میزان نیاز از 14.207 نفر در سال ۱۴۰3 آغاز شده و در سال ۱۴۰8 به 8.583 نفر می‌رسد. بدین‌ترتیب، مجموع نیاز تجمعی طی دوره برنامه هفتم به بیش از ۵1 هزار نفر نیروی انسانی جدید می‌رسد که تأمین آن، برای تحقق اهداف کیفی و کمی مندرج در ماده (۸۷) برنامه هفتم، امری ضروری است. با تأکید بر اهمیت تربیت و تأمین نیروی انسانی متخصص در حوزه آموزش‌های مهارتی، تحقق این میزان از نیاز، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق در دو محور اصلی است:

  •        افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاه‌های تربیت دبیر شهید رجایی و فرهنگیان به‌عنوان مراکز اصلی تأمین هنرآموزان،
  •         بازنگری در رشته‌ها و محتوای آموزشی این دانشگاه‌ها برای انطباق با نیازهای جدید بازار کار و اهداف برنامه هفتم،

در همین راستا، برنامه هفتم پیشرفت کشور نیز بر ضرورت افزایش ظرفیت کمی و کیفی دانشگاه‌های تربیت دبیر شهید رجایی و فرهنگیان تصریح کرده است. بدون تحقق این شرط اساسی، جذب نیروی انسانی مورد نیاز هنرستان‌ها و مراکز فنی‌وحرفه‌ای امکان‌پذیر نخواهد بود و در نتیجه، دستیابی به اهداف پیش‌بینی‌شده ماده (۸۷) با چالش جدی مواجه می‌شود.

لازم به ذکر است برنامه جذب هنرآموزان باید به‌طور ویژه باید متناسب با یافته‌های سیاستی بخش نخست درخصوص پراکندگی جنسیتی و منطقه‌ای وضع موجود آموزش‌های مهارتی باشد تا به توازن گسترش آموزش‌های مهارتی کمک نماید.

 

3ـ4. لزوم بازنگری برنامه آموزشی و محتوای درسی متناسب با نیازهای روز

افزایش تعداد دانش‌آموزان در رشته‌های هنرستانی، صرفاً با افزایش زیرساخت‌ها محقق نخواهد شد. مطابق بند «ث» ماده (۸۹) قانون برنامه هفتم پیشرفت، وزارت آموزش‌وپرورش مکلف است برنامه‌های درسی شاخه‌های مهارتی را متناسب با نیازهای اقتصادی کشور، تحولات بازار کار و الزام‌های مهارت‌آموزی به‌روز کند. بر این ‌اساس، تنوع‌بخشی به مدل‌های هنرستانی و بازآفرینی محتوای رشته‌ها برای انطباق با فرصت‌های واقعی اشتغال ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

در غیر این صورت، خروج گسترده نیروی کار ماهر از هنرستان‌ها بدون فراهم بودن بسترهای شغلی مناسب، به نارضایتی اجتماعی و کاهش جذابیت رشته‌های مهارتی منجر خواهد شد، موضوعی که در نهایت می‌تواند روند ارتقای آموزش‌های مهارتی و ورود نیروی انسانی ماهر به بازار کار در کشور را با چالش جدی مواجه کند.

بنابراین، برای رفع چالش‌های موجود و تحقق اهداف برنامه هفتم، ضروری است وزارت آموزش‌وپرورش با همکاری نهادهای ذی‌ربط، انجام تکلیف بند «ث» ماده (۸۹) قانون برنامه هفتم را تسریع بخشد تا یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های لازم برای گسترش مهارت‌‌های فنی‌وحرفه‌ای فراهم شود.

 

4ـ4. تعیین استراتژی صنعتی برای مهیا شدن بازار کار

جذب بیشتر دانش‌آموزان به آموزش‌های مهارتی، صرفاً نیازمند گسترش کمی هنرستان‌ها نیست، بلکه هم‌زمان با به‌روزرسانی رشته‌های مهارتی، استراتژی صنعتی کشور نیز نیازمند تعریف دقیق است، چرا که رشد ظرفیت مهارت‌آموزی بدون وجود بخش تولیدی توانمند، پویا و دارای برنامه جذب نیروی انسانی مهارت دیده، به عدم تعادل میان عرضه و تقاضای نیروی کار منجر خواهد شد. بدین ترتیب، حتی با فرض تحقق کامل ورود ۵۰ درصدی دانش‌آموزان به هنرستان‌ها، در صورت نبود تقاضای شغلی واقعی، کشور با موجی از فارغ‌التحصیلان بیکار هنرستانی مواجه خواهد شد. ازاین‌رو، تدوین استراتژی توسعه صنعتی کشور با رویکرد آمایش سرزمینی ضروری است تا گسترش آموزش فنی‌وحرفه‌ای به‌صورت هدفمند و متناسب با ظرفیت‌های صنعتی هر منطقه در حال و آینده انجام گیرد.

5. جمع‌بندی و پیشنهاد سیاستی

براساس بررسی‌های انجام‌شده، وضعیت فعلی هنرستان‌های کشور از نظر ظرفیت فضا، نیروی انسانی، تجهیزها و محتوای آموزشی پاسخ‌گوی تحقق ماده (۸۷) قانون برنامه هفتم پیشرفت برای همه دانش‌آموزان نیست. در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 حدود 43/02 درصد از دانش‌آموزان متوسطه دوم در رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش مشغول به تحصیل هستند که حدود ۷ درصد کمتر از هدف تعیین ‌شده است.

  • علاوه‌بر این، توزیع هنرجویان نیز در سطح کشور یکسان نیست و به‌ویژه در میان هنرجویان پسر و دختر شکاف جدی مشاهده می‌شود.

براساس بررسی آماری انجام شده ورود ۵۰ درصد از دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه به آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای مستلزم مجموعه‌ای از اقدام‌هاست به‌خصوص:

۱. مهیا ساختن زیرساخت‌های آموزشی: شامل ساخت و تجهیز 1252 هنرستان و جذب 51 هزار هنرآموز، استادکار یا سرپرست بخش.

۲. اقدام‌های کیفی و توسعه‌ای: ازجمله بازنگری در محتواها و رشته‌های آموزشی و همچنین گسترش انواع هنرستان‌ها ازجمله هنرستان‌های جوارکارخانه و آموزش‌های ضمن تولید است. همچنین در برنامه‌ریزی برای تحقق مذکور عنایت به موارد ذیل ضروری است:

  •         با توجه به آنکه توسعه آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای در سطح استان‌های کشور نامتوازن بوده و برخی از استان‌ها فاصله بسیاری تا هدف برنامه هفتم پیشرفت دارند، در برنامه‌ریزی‌ها، سیاستگذاری‌ها و قانونگذاری‌های آتی به‌خصوص در تنظیم بودجه‌های سنواتی باید به ارتقای آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش در این استان‌ها و رفع موانع جذب دانش‌آموزان به این رشته‌ها توجه ویژه داشت و مانع از آن شد که ذکر آمار به‌صورت میانگین موجب نادیده انگاشتن محرومیت‌ها در سراسر کشور شود.
  •         ازآنجاکه در برخی از استان‌های کشور درصد اندکی از دانش‌آموزان دختر، جذب آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای می‌شوند، ضروری است با تحقیقات میدانی برنامه‌ریزی دقیقی برای رفع موانع جذب دختران به هنرستان‌ها و متناسب‌سازی رشته‌های تحصیلی و فضاهای آموزشی برای ورود آنان انجام داد.
  •         بررسی‌های آماری نشان داد که اکنون عمده توجه به رشته‌های مهارتی در دوره متوسطه دوم معطوف به چند رشته خاص است. این مسئله نیازمند تدبیر برای هدایت دانش‌آموزان به سایر رشته‌هاست تا در آینده جامعه و بازار کار با انباشت و اشباع نیروی ماهر در چند رشته و کمبود نیرو در رشته‌های دیگر مواجه نشود و به اصطلاح ناترازی نیروی انسانی به وجود نیاید.
  •         با توجه به آنکه مشارکت بخش غیردولتی در آموزش‌های مهارتی و فنی‌وحرفه‌ای می‌تواند بخش بزرگی از نیازهای زیرساختی این حوزه را برطرف کند، می‌توان سازوکارهای تشویقی و تسهیلات در نظر گرفته شده در قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی (مصوب 1395/09/14 مجلس شورای اسلامی) را به سمت این آموزش‌ها سوق داد.
  •         تسریع در اجرای تکلیف بند «ث» ماده (۸۹) برنامه هفتم پیشرفت، ازسوی وزارت آموزش‌وپرورش ضروری است. براساس این تکلیف، برنامه‌های درسی شاخه‌های مهارتی باید متناسب با نیازهای اقتصادی کشور، تحولات بازار کار و الزام‌های مهارت‌آموزی به‌روز شوند. در همین راستا، تنوع‌بخشی به مدل‌های هنرستانی و بازآفرینی محتوای رشته‌ها برای انطباق هرچه بیشتر با فرصت‌های واقعی اشتغال یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌آید.
  •         تدوین استراتژی توسعه صنعتی کشور را باید مقدم بر هرگونه گسترش آموزش‌های مهارتی دانست. چرا که آموزش نیروی ماهر اساساً باید تابعی از نیازهای بازار کار در آینده باشد و بازار کار در آینده را استراتژی توسعه صنعتی مشخص خواهد کرد. درصورتی‌که این مهم مورد غفلت قرار گیرد، در آینده‌ای نه‌چندان دور با سیل فارغ‌التحصیلان مهارتی مواجه خواهیم بود که یا بازار کار برای آنها مهیا نیست یا اشباع شده است که این اتفاق شکست سیاست امروز خواهد بود.

  

 

[1] قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1407-1403) مصوب 1401/03/01 مجلس شورای اسلامی.
[2] سالنامه‌های آماری وزارت آموزش‌وپرورش در سال‌های تحصیلی 1403-1402 و 1402-1401.
[3] برنامه زیرنظام تأمین فضا، تجهیزات و فناوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی (مصوب (933) جلسه شورای‌عالی آموزش‌وپرورش 1395/03/24.
[4] قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی مصوب 1395/09/14 مجلس شورای اسلامی.