Title


خلاصه مدیریتی

بیان/شرح مسئله

ساخت و تقویت تصویر ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای یا جهانی، نقشی اساسی در تحقق اهداف راهبردی آن به‌عنوان کشوری مستقل و اثرگذار خواهد داشت. اما این مسیر با چالش‌هایی همچون تحریم‌های اقتصادی، تبلیغات منفی رسانه‌های غربی و رقابت‌های منطقه‌ای همراه بوده است که نه‌تنها بر حوزه دیپلماسی و اقتصاد ایران سایه افکنده‌اند، بلکه روند بین‌المللی‌سازی کشور را نیز با پیچیدگی‌هایی مواجه کرده‌اند. تمرکز این گزارش بر روی نحوه تصویرسازی ایران به‌عنوان قدرتی هوشمند و ارائه راهکارها برای ارتقای جایگاه بین‌المللی ایران با هدف تحلیل راهبردهای اثرگذار و کاهش موانع بهبود تصویر برای حضوری فعال در نظم جهانی است.

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

در تصویر ایران آینده، باید به ایران بزرگ منطقه‌ای و ایران بین‌المللی تمدنی اندیشید و نباید ایران را در مرز جغرافیایی فعلی محدود کرد. هر تصمیم و اقدامی در ایران بین‌المللی باید با در نظر گرفتن مختصات آینده جهان شکل گیرد و ایران از آینده نظم جهانی حذف ناپذیر باشد. با توجه به ظرفیت‌های داخلی، تحولات منطقه‌ای و جهانی و تجربیات بین‌المللی، می­بایست مسیری روشن برای تصویرسازی ایران به‌عنوان بازیگری کلیدی ترسیم شود. در این راستا، پنج محور مهم شامل فناوری، ژئوپلیتیک، توان دفاعی، انرژی، و فرهنگ به‌عنوان پیشران‌های اصلی بین‌المللی‌سازی ایران شناسایی شده‌اند.

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

نهادسازی در حوزه توسعه تصویر ایران در جهان: یک سازمان زیر نظر نهادهای رسمی و حاکمیتی (مانند وزارت امور خارجه، دفتر رئیس‌جمهور) ایجاد شود و هیئت‌مدیره آن ترکیبی از نمایندگان رسمی و تخصصی باشد که از سوی نهادهای بالادستی انتخاب می‌شوند.

جذب استعدادهای جهانی ایرانی‌تبار: ویزای طلایی فناورانه ۱۰ساله (با شرط اقامت یک ساله، انتقال فناوری و پرداخت مالیات) به متخصصان فناوری و کارت اقامت دائم فرهنگی همراه با بورسیه ۵ساله (شرط تولید اثر فرهنگی سالانه) به هنرمندان برجسته ایرانی‌تبار اعطا شود. افزون براین، شهرک‌های نوآوری و فرهنگی در مناطق مرزی منتخب تحت تدابیر نظارتی ایجاد گردد.

تصویب پیوست آینده: یکی از بنیادی‌ترین اقدامات در راستای توسعه زیست‌بوم حکمرانی آینده‌نگر و ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری، تدوین «پیوست آینده» است. این ابزار نوآورانه به سیاست‌گذاران امکان می‌دهد نقاط کور قانون‌گذاری را شناسایی کرده و قوانین را با نگاهی به تحولات آتی تدوین نمایند.

حل‌وفصل اختلافات با اولویت کشورهای همسایه: مدل کارای تنش‌‌زدایی با همسایگان، می‌تواند منجر به «انجماد تنش­ها» شود. در این مدل، ایران می‌تواند بدون تلاش برای حل‌وفصل اختلافات، برخی از ‌آنها را مسکوت نگه دارد و به جای آن بر روی اشتراکات فرهنگی مانند نوروز، زبان فارسی و زمینه­های مذهبی مانند دین اسلام تمرکز کند.

طرح «هم‌گرایی امنیتی - اقتصادی غرب آسیا»: تشکیل یک پیمان منطقه‌ای امنیت انرژی که کشورهای همسایه در آن با یکدیگر همکاری کنند. هر یک از اعضا می‌بایست در توسعه فناوری‌های دریایی سرمایه‌گذاری کنند و نیروی واکنش سریع «به صورت مشترک» برای مقابله با تهدیدات نوین با هدف تضمین ثبات انرژی تشکیل دهند.

انسجام دستگاه‌های تصمیم‌ساز در حوزه سیاست خارجی: عدم وجود صدای واحد در ساختار دستگاه سیاست خارجی ایران، منجر به فقدان برنامه‌ریزی عمیق، بلندمدت و ساختاری شده است. وضعیتی که در نهایت به کاهش اعتماد به دستگاه دیپلماسی کشور انجامیده و جایگاه ایران در عرصه جهانی «به‌جز در حوزه مسائل امنیتی» را تضعیف کرده است. این انسجام می‌بایست از طریق ایجاد اجماع ملی، وفاق سازمانی و هماهنگی میان نخبگان و نهادهای مختلف در سطح حاکمیت محقق شود.

بهره‌مندی هوشمندانه از ظرفیت نهادهای بین‌المللی: به‌نظر می‌رسد عمده سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی در راستای منافع قدرت‌های بزرگ شکل گرفته‌اند، اما در ناعادلانه‌ترین ساختار یعنی شورای امنیت سازمان ملل هم بازیگرانی مانند چین و روسیه حضور دارند که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی باید ‌آنها را به همسویی با منافع ملی ایران سوق دهد. در همین راستا، توسعه همکاری‌های راهبردی و دوجانبه ایران با چین و روسیه، همراه با بهره‌گیری هدفمند از فرصت‌های نشست‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای می‌تواند از انفعال این دو کشور در روند تصویب قطعنامه‌های ضدایرانی جلوگیری کند و همسویی آن‌ها با منافع ملی ایران را تقویت نماید.

لزوم دیپلماسی متوازن: اولین ویژگی سیاست همسایگی، تعادل و توازن در دیپلماسی است، دیپلماسی سیاسی، فرهنگی، علمی، اقتصادی و دفاعی باید همگی متعادل باشند، دیپلماسی ایران تاکنون بیشتر تک‏ساحتی بوده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود که «دیپلماسی اقتصادی» و «دیپلماسی فرهنگی» در دستور کار وزارت امور خارجه قرار گیرد.

تعریف و تثبیت ابرپروژه‌ها: این ابرپروژه‌ها می­بایست منطبق با ساختار‌های ایران باشد، در عین فراگیر و عامه‌پسند بودن، توان رقابت با ابرپروژه‌‌های سایر کشورها در سطح بین المللی را داشته باشد. ساخت یک پرشیا‌نِکست (شهر فناوری­های پیشرفته) در بُعد فناورانه، پروژه ایران‌رود در بُعد ژئوپلیتیکی، پروژه نگین فرهنگ در بُعد فرهنگی می‌تواند گزینه‌هایی مطلوبی برای یک ابرپروژه باشد.

تغییر الگوی اقتصادی و یا فرمول مالی دولت از هزینه‌فایده به هزینه‌فرصت: در هزینه‌فایده دولت یک ریال هزینه می‌کند تا ده ریال منفعت ببرد. نتیجه این امر این است که دولت در وهله اول، شریک بخش خصوصی و بعد رقیب این بخش مطرح می‌شود. در الگوی هزینه‌فرصت، دولت به‌جای محاسبه سود مستقیم، به هزینه‌‌های فرصت از دست رفته توجه می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، دولت به جای اینکه صرفاً به عنوان یک بازیگر مستقیم در فعالیت‌های اقتصادی باشد، نقش خود را به عنوان یک نهاد حاکمیتی و تسهیل‌گر ایفا می‌کند که در آن، تصمیم‌گیری‌ها براساس مقایسه با بهترین گزینه‌‌های جایگزین انجام می‌شود، نه ‌‌صرفاً سودآوری مستقیم پروژه‌ها.

توجه به توسعه زیرساخت‌‌‌‌های صادراتی: توسعه زیرساخت‌های صادراتی از جمله مولفه‌های اساسی در ارتقاء رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی به شمار می‌آید. از اینرو نیاز به مجموعه ای از مهم‌ترین اقدامات و برنامه‌های زیرساختی در راستای گسترش صادرات از جمله؛ حمل‌ونقل و لجستیک (زیرساخت سخت)، امور گمرکی و مدیریت مرزی (تسهیل تجارت)، امور مالی و بانکی (زیرساخت نرم)، استاندارد و کیفیت (اعتماد بین‌المللی)، زیرساخت‌های فناوری و شفافیت است.

راه‌اندازی «نظام رتبه‌بندی استاندارد‌های ایرانی- اسلامی»: راه‌اندازی این نظام رتبه‌بندی اقدامی راهبردی برای تبدیل ظرفیت‌های بومی ایران به برتری‌های رقابتی پایدار در عرصه جهانی است. در صدر این اولویت‌ها، استاندارد حلال پیشرفته (شامل محصولات غذایی، و دارویی) برجسته است. با توجه به بازار عظیم ۱.۸ میلیارد نفری جهان اسلام، ایران می‌تواند با تدوین گواهی‌های حلال رقابتی به مرکز منطقه‌ای صدور این استانداردها تبدیل شود. این رویکرد نه‌تنها سهم صادراتی کشور را در زنجیره‌های ارزش جهانی ارتقا می‌دهد، بلکه هویت تمدنی-اسلامی ایران را به مثابه یک برند معتبر جهانی متبلور می‌سازد.

بهره‌گیری از دیپلماسی فرهنگی: با معرفی تمدن غنی ایران، از طریق جشنواره‌ها «نوروز، موسیقی سنتی، سینما و فیلم»، نمایشگاه‌ها «هنر و صنایع دستی، معماری ایرانی»، و برنامه‌های آموزشی با هدف ترویج زبان و ادبیات فارسی می­توان تصویری مثبت و اثرگذار از ایران در منطقه ارائه کرد.

 

1. مقدمه

چشم‌انداز و تصویرسازی آینده، مهم‌ترین و اساسی‌ترین رویکرد آینده‌پژوهی است. آینده‌پژوهانی مانند جیم دیتور، مطالعه تصاویر آینده را قلب فعالیت‌های آینده‌‌پژوهانه میداند. از آنجا که انسان و جامعه به عنوان عوامل اصلی شکل‌دهنده و پیشران ساخت آینده‌ای مطلوب محسوب می‌شوند، تولید روندها، رویدادها و اقدامات باید به گونه‌ای طراحی شود که نهایتاً به تحقق آن آینده مطلوب در جامعه منجر گردد. میتوان گفت اقدامات و کنش‌‌های ما که آینده را شکل می‌دهند خود از تصاویر ما نسبت به آینده شکل گرفته‌اند [1]. البته نباید فراموش کرد که تصویر و چشم‌انداز معانی متفاوتی دارند. تصویر روشن از آینده، انگیزه ای برای پیشرفت در هر موضوعی را ایجاد می‌کند و چشم‌انداز، جهت‌گیری و امکان تصمیم‌گیری هدفمند در مسیر رسیدن به هدف را فراهم می‌نماید.

پس از گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی و ورود به گام دوم انقلاب، ایران امروز در جایگاهی قرار دارد که باید با به‌کارگیری انباشت تجارب، تصویری روشن و خودساخته از آینده ترسیم کند و در راستای دستیابی به آن آینده مطلوب، گام بردارد. یکی از مهم‌ترین شاخصه‌‌های ایران آینده، جایگاه کشورمان در نظام بین‌الملل و منطقه است. به عبارتی تصویرسازی از یک ایران بزرگ منطقه‌ای، مسیر بین‌المللی‌‌سازی جمهوری اسلامی را هموار می‌کند و در نهایت این تفکر بین‌ا‌لمللی، احتمال انسداد مسیر را کاهش می‌دهد و همواره گزینه‌‌های جدیدی را در آینده نظم جهانی پیش‌روی ایران قرار می‌دهد و جانمایی بهتری را در این نظم برای کشور به ارمغان خواهد آورد.

در باب مفهوم «بین‌المللی‌سازی»، باید گفت در نگاه اول، بین‌المللی‌‌سازی یک کشور را می‌توان تسری رویکرد فرامرزی در همه ابعاد تصمیم‌گیری سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و ... تعریف کرد. این تسری به معنای گسترش میدان محاسبه سود و زیان در همه ابعاد فعالیت‌های کشورها است. استفاده ساختار‌های هویتی نظام بین‌الملل، (کشورها، شرکت‌ها، نهادها و ...) [2]. همچنین اثرگذاری هر کشور در نقاط مختلف جهان و بهره‌مندی از ثروت مادی، سرمایه فرهنگی و فناوری­های نوظهور از مهم‌ترین پارامترهای تحقق بین‌المللی شدن به شمار می­رود [3]. مفهوم بین‌المللی‌‌سازی را می‌توان به معنای تلاش برای تأثیرگذاری و کنشگری، فراتر از مرز‌های ایران تعریف کرد. این مفهوم به‌صورت معکوس هم قابل درک است، یعنی ایران بتواند بخشی از هزینه‌‌های توسعه خود را به‌دلیل هم‌پوشانی با منافع سایر کشورها، کاهش داده و شرکای بالقوه و بالفعل ایران به‌دلیل بهره مندی از این منافع، بخشی از این هزینه‌ها را بپذیرند [4].

با این وجود، بین‌المللی‌‌سازی نباید با مفاهیم هژمون‌گرایی غربی اشتباه گرفته شود. مدل مطلوب بین‌المللی‌‌سازی ایران بر پایه پیوند عمیق با فرهنگ ایرانی و اسلامی شکل می­گیرد و این مفهوم باید با در نظر گرفتن سه ویژگی اسلام یعنی مودت، رحمت و حق توسعه یابد. ایران بین‌المللی، ایرانی است که هرجا «حق» این کشور در میان است با قدرت وارد شده و هیچ‌گاه «حق» آن پایمال نشود [5]. در یک نگاه کلی حذف‌ناپذیری ایران از معادلات جهانی [6] (در همه عرصه‌ها با توجه به سناریو‌های آینده) و ایفای نقش محوری در آینده نظم جهانی، به‌عنوان اصلی‌ترین متغیر ‌تأثیرگذار در بین‌المللی‌‌سازی ایران مطرح است. البته باید پذیرفت، ایران امروز در مسیر بین‌المللی شدن قرار دارد [7] که برای تحقق این هدف نیاز است متغیر‌های نظم آینده جهان، «نظیر افول قدرت قدرت‌ها، جریان سیال قدرت جهانی به سمت شرق، آینده فناوری‌‌های نوظهور» را در نظر گرفت و همزمان با ترسیم الگویی متشکل از همکاری و پرهیز از تنش در منطقه‌ و جهان، تصویری از ایران بزرگ بین المللی را ‌ارائه کرد.

در تصویر ایران آینده می­بایست به ایران بزرگ منطقه‌ای و ایران بین‌المللی اندیشید و نباید ایران را در مرزهای جغرافیایی فعلی محدود کرد[8]. بر همین مبنا، گسترش فعالیت‌های بین‌المللی می‌تواند نگاه صرفاً تهدیدمحور را تعدیل کند و نقش تاثیرگذار ایران را در عرصه جهانی تقویت نماید. بنابراین تصویر آینده ایران باید به‌گونه‌ای ترسیم شود که نظام جهانی در همه ابعاد انرژی، کریدور‌های بین‌المللی، صنایع پتروشیمی و معادن و حتی امنیت منطقه‌ای نیازمند ایران باشد و در عین حال، ایران به‌عنوان قطب الهام‌بخش فرهنگی، منبع غنی هنری، مرکز گفتگو و تمدن، جایگاه خود را تثبیت نماید. به‌نظر می‌رسد با توجه به سیگنال‌های مشهود امروز جهان، ویژگی‌ها و ظرفیت‌‌های ایران و رقابت‌‌ قدرت­ها در سطح جهانی، بین‌المللی‌‌سازی ایران می‌تواند در ابعاد ژئوپلیتیکی، انرژی، فناورانه، فرهنگی و امنیت منطقه‌ای نمود پیدا کند. اگرچه مسیر پیشرو با عدم قطعیت‌‌های بسیاری همراه است، اما به‌نظر می‌رسد حوزه فناوری می‌تواند به‌عنوان مسیری جدی برای تصویر ایران بین المللی مطرح باشد. در ادامه گزارش ضمن بررسی ابعاد و تعاریف بین‌المللی شدن ایران، به بررسی سناریو‌های ممکن و در نهایت ‌ارائه راهکارهایی در مسیر بین‌المللی شدن ایران پرداخته شده است.

 

2. پیشینه

2-1. سوابق مطالعاتی در مرکز

در روند ساخت تصویر بین‌المللی ایران، تعدادی از منابع منتخب داخل و خارج از مرکز گردآوری شده‌اند تا از طریق بررسی مقدماتی ادبیات پژوهش، چارچوب کلان و جامع‌تری برای شناسایی مسائل و شکاف‌های موجود فراهم شود.

در این قسمت، مجموعه‌ای از منابع منتخب مرکز با هدف زمینه‌سازی برای ترسیم تصویری جامع، چندوجهی در راستای بازنمایی تصاویر مطلوب از جمهوری اسلامی ایران جمع آوری شده است.

 

 

جدول 1: سوابق مطالعاتی در مرکز

نویسندگان/ سال

یافته‌های پژوهش

منشور هم آفرینی ایران آینده (3)؛ تصویر ایران آینده مبتنی بر استعاره های پیشرفت/ 1403

تصویر ایران آینده در افق  1424 شامل ۱. «ایران مردمی»، ۲. «ایران بزرگ»، ۳. «ایران نوآفرین»، ۴. «ایران ثروت»، ۵. «ایران تاب آور» می‌شود. پیش فرض این تصویر، مبتنی بر ایده «همراهی جمهوریت و اسلامیت و استقلال ذاتی در جهان» بوده و بر پایه «سنت‌های الهی»، «ارزش‌های توحیدی و هویتی نظام انقلاب اسلامی» و «حمایت و دفاع از کرامت و ذات انسان‌ها» و «خانواده و سبک زندگی ایرانی - اسلامی» است [9].

منشور هم آفرینی ایران آینده (2): چارچوب ساخت تصویر مبتنی بر تجربیات جهانی و اقتضائات ایران/1403

تصویر ایران آینده به مثابه فضایی برای گفتگو، تعامل و چالش میان بازیگران مختلف است که بازتابی از آگاهی جمعی نسبت به امیدها و ترس‌ها در جامعه می‌باشد. این تصویر به رفتارها و واکنش‌های فعلی شکل می‌دهد و درک متفاوت از آن، موجب پیدایش رفتارهای متنوع در زمان حال می‌شود [10].

مقدمه­ای بر تصویر ایران تاب آور/1403

ایران آینده به دلیل شرایط سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی-اجتماعی خاص خود در عرصه بین الملل می­بایست تاب آوری و استحکام لازم را داشته باشد و در برابر اتفاقات غیرقابل پیش­بینی و فشار دشمنان از مقاومت لازم برخوردار باشد. بر همین اساس تصویر کلانی از وضعیت فعلی و تصویر آینده ایران تاب آور براساس زیرسیستم اقتصادی، زیرسیستم اجتماعی فرهنگی، زیرسیستم زیرساخت­ها، زیرسیستم محیط زیستی، و زیرسیستم حکمرانی ترسیم شده است [11].

منشور هم آفرینی تصویر ایران آینده/1402

تصویر ایران آینده به‌عنوان زمینه‌ای برای گفتگو، تعامل و رقابت میان همه بازیگران توسعه، نمایانگر آگاهی جمعی نسبت به امیدها و نگرانی‌های جامعه است که رفتارها و واکنش‌های کنونی را شکل می‌دهد. این تصویر مبتنی بر دو پایه عینی (واقعیت‌های میدانی) و ذهنی (ادراکات عمومی) بنا شده و ضرورت تصریح روایت‌های مشترک و امیدبخش از آینده را برای فعال‌سازی اراده‌ها و تحقق تحول‌های پایدار برجسته می‌کند [12].

بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه: نسبت‌سنجی لایحه با ضرورت جانمایی ایران در نظم جدید جهان/ 1402

زیست حکمرانی اقتصادی -سیاسی ایران مبتنی بر نفت و دسترسی به ارز جهانی است که بدون توجه به تغییرات نظم جهانی و تحریم‌های ژئوپلیتیکی قابل اداره نیست. کنش ایران در دهه آینده، تعیین‌کننده جایگاه اقتصادی و سیاسی کشور در عرصه جهانی خواهد بود و برنامه هفتم توسعه فاقد چارچوب یکپارچه و منسجم در این زمینه است. به همین دلیل، پیشنهاد می­شود، بخشی مستقل درباره «جانمایی ایران در نظم جدید جهان» به برنامه هفتم اضافه شده و نهاد راهبر توسعه برای هماهنگی سیاست‌های داخلی و خارجی تاسیس شود [13].

انواع نظم دسترسی محدود در جهان درحال توسعه: رهیافت جدید برای مسائل توسعه/ 1393

دسترسی باز، تنها قاعده و شکل تعادلی جوامع نیستند. افزون بر، نظام‌های دسترسی باز، کشور‌های در حال توسعه اغلب در قالب «نظم‌های دسترسی محدود» قرار دارند. دولت در این نظم، انحصار کامل زور را ندارد و فرادستان برای کنترل خشونت و حفظ ثبات اجتماعی، منابع اقتصادی را بین خود تقسیم و دسترسی را محدود می‌کنند. این ساختارها مبتنی بر همکاری و تقسیم رانت‌ها برای ایجاد صلح و پایداری اجتماعی هستند، که نیازمند چارچوبی متفاوت از نظام‌های دسترسی باز است [14].

الگو‌های نظم منطقه‌‌ای بازیگران خاورمیانه/ 1386

امنیت ملی و تضمین آن یکی از وجوه تعامل پنج قدرت (ایران، عربستان، ترکیه، مصر و رژیم صهیونیستی) در غرب آسیا است. چرا که هریک در تلاش برای غلبه الگوی نظم مورد نظر خود در منطقه هستند‌. از اینرو، تمرکز گزارش بر روی رهنامه‌‌های بازیگری و ترتیبات امنیتی پنج قدرت مذکور است، و سپس دیـدگـاه‌‌های کشور‌های برون‌منطقه‌ای برای تنظیم این روابط مطرح شده است [15].

مأخذ: یافته های تحقیق

2-2. سوابق مطالعاتی در خارج از مرکز

در این قسمت، مجموعه‌ای از منابع خارج از مرکز برای ایجاد چارچوبی کلی و شناسایی شکاف‌ها در ساخت تصویر بین‌المللی ایران گردآوری شده است.

 

جدول 2: سوابق مطالعاتی در خارج از مرکز

نویسندگان/ سال

عنوان

یافته‌های پژوهش

نظامی ­پور و همکاران/1402

آینده نظم منطقه ای و بین المللی و نقش­ یابی جمهوری اسلامی ایران

حملات ۱۱ سپتامبر به عنوان نقطه عطف در نظم بین‌الملل منجر به اتخاذ رویکرد تهاجمی و مداخله‌گرایانه آمریکا در خاورمیانه شده است. با افول قدرت آمریکا، خروج بخشی از نیروهای آمریکایی از خاورمیانه و ظهور نظم چندجانبه‌گرای جهانی، جمهوری اسلامی با تکیه بر ظرفیت­­ها و توانمندی­های سیاسی، هویتی، گفتمان ­سازی، نظامی و امنیتی خویش توانسته به عنوان یک بازیگر مهم در معادلات منطقه ای نقش ایفا نماید [16].

مظاهری­ نیا و همکاران/ 1402

نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در حوزه های قدرت منطقه ای و جهانی با توجه به قلمرو ژئوپلیتیک خلیج فارس

شناسایی قلمروهای ژئوپلیتیکی پیرامونی کشورها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های آن‌ها، نقش‌آفرینی در قدرت منطقه‌ای و جهانی را افزایش می‌دهد. نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی ایران در حوزه خلیج‌فارس با شناسایی ده شاخص ژئوپلیتیکی بررسی شده است. در پایان نتایج نشان می‌دهد این قلمرو به تقویت جایگاه ژئوپلیتیک و قدرت دفاعی-امنیتی ایران کمک می‌کند [17].

حاتم­زاده و همکاران/ 1402

مدیریت تصویر بین المللی جمهوری اسلامی ایران: آسیب شناسی و توصیه ها

جمهوری اسلامی ایران در مدیریت تصویر بین‌المللی خود با چالش‌های جدی «مانند فقدان درک مشترک منافع ملی، نبود نهاد ملی مستقل برای مدیریت تصویر، امنیت‌محور بودن سیاست خارجی و عدم برنامه‌ریزی بلندمدت در دیپلماسی عمومی» مواجه بوده است که با تأثیر عوامل خارجی «مانند تلاش‌های جبهه ضدایرانی و تحریم­ها» تشدید شده‌اند. از اینرو برای برون رفت از این موضوع می­توان از نهادسازی، برندینگ ملی، بهره‌گیری از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور، مدیریت دقیق نمایندگی‌های فرهنگی و فضای مجازی استفاده کرد [18].

قاسمی و صلح جو/ 1399

چرخۀ قدرت در سیستم بین المللی پیچیده و آشوبی و راهبردهای نقش یابی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران

چرخه قدرت در نظام بین‌المللِ آنارشیک، با تاکید بر راهبردهای نقش‌یابی مبتنی بر قدرت هوشمند شبکه‌ای، تحولی نوین در تحلیل روابط بین‌الملل به‌وجود آورده است. این مدل نظری جدید، پویایی چرخه قدرت، فشارهای سیستمی و نقش شبکه‌سازی، دیپلماسی شبکه‌ای و بازدارندگی شبکه‌ای را در چارچوب کلان نقش‌یابی ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای در شرایط پیچیده بین‌المللی بررسی می‌کند. این رویکرد، کاستی‌های ادبیات موجود را جبران کرده و نقش‌یابی ایران را در وضعیت فشارهای سیستم بین‌الملل به صورت جامع تحلیل می‌کند [19].

مأخذ: همان

 

اگرچه پژوهش­های زیادی به موضوع تصویر ایران و نقش آفرینی ایران آینده در حوزه بین الملل پرداخته اند. اما گزارش حاضر از سطح صرفِ توصیف «تصویر ایران آینده» فراتر رفته است و با واکاوی جایگاه ایران در سطح منطقه، نظام بین الملل و آسیب‌شناسی وضع موجود، پنج تصویر بین‌المللی را برای جمهوری اسلامی با توجه به ظرفیت­های بومی و ملی بازنمایی کرده است.

2-3. سوابق تقنینی به همراه آسیب‌‌شناسی

به منظور اقدام متقابل در برابر تصمیم و یا اقدام دولت ایالات متحده آمریکا در تضعیف صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی و از آنجا که این رژیم بر خلاف اصول مسلم حقوق بین الملل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را که مطابق اصل یکصد و پنجاهم (۱۵۰) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از ارکان حاکمیتی دفاعی ایران شناخته می شود، سازمان تروریستی خارجی اعلام نموده است؛ به موجب این قانون فرماندهی مرکزی آمریکا (سنت کام)، نیروها و سازمان ها و یا نهادهای تحت اختیار این فرماندهی، تروریست اعلام می شوند و هرگونه کمک نظامی یا اطلاعاتی به این نیروها جهت تقابل با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران همکاری در اقدام تروریستی محسوب می گردد [20].

براساس فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی هیچ دولتی در ایران حق تولید و به کارگیری سلاح هسته ای را ندارد و دولت موظف است سیاست خلع سلاح هسته ای جهانی را به طور فعال دنبال کند و در کلیه تلاش­های بین المللی، حقوقی و دیپلماتیک برای نجات بشریت از خطر سلاح­های هسته ای و اشاعه آنها، از جمله از طریق ایجاد مناطق عاری از سلاح­های کشتار جمعی به ویژه در ایجاد ائتلاف منطقه ای خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای به خصوص در زمینه خلع سلاح هسته ای رژیم صهیونیستی فعالانه مشارکت نماید[21].

با توجه به مسؤولیت دولت جمهوری اسلامی ایران برای حراست از منافع و امنیت ملی ایران و کمک به حفظ صلح و ثبات منطقه‌ای و به منظور مقابله با اقدامات غیرمسؤولانه و مغایر حقوق بین‌الملل آمریکا در تضعیف صلح و ثبات منطقه‌ای و همچنین وظیفه صیانت از منافع بر حق ملت ایران براساس حقوق و اسناد بین‌المللی ازجمله برجام، اقدامات زیر برای مقابله با رفتار ماجراجویانه و تروریستی ایالات متحده آمریکا علیه ثبات منطقه و سیاست‌های خصمانه آن کشور علیه جمهوری اسلامی ایران و حمایت همه‌جانبه از نیروهای مسلح به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیز تسهیل تدوین راهبرد همه‌جانبه جمهوری اسلامی ایران برای بازدارندگی و مقابله مؤثر با سیاست‌های خصمانه دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی و همچنین آن‌دسته از اقدامات غیرقانونی مداخله‌جویانه این کشور در منطقه که مستقیم یا غیرمستقیم منافع حیاتی امنیتی جمهوری اسلامی ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای و فرامنطقه‌‌‌ای را در معرض تهدید و مخاطره قرار می‌دهد، انجام می‌گیرد [22].

به منظور مقابله با توطئه ها و محدودسازیهای ناعادلانه آمریکا و انگلیس علیه جمهوری اسلامی ایران و جهت آگاه سازی جامعه جهانی از موارد عدیده نقض حقوق بشر توسط این دو کشور و حمایت از جریانات مترقی که در برابر اقدامات غیرقانونی دولتهای آمریکا و انگلیس درجهان ایستاده اند مبلغ بیست میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی تخصیص می یابد [23] .

بررسی سوابق تقنینی و پژوهشی نشان می‌دهد که تاکنون هیچگونه پژوهش و قانونی پیرامون تصویر آینده ایران ‌ارائه نشده است. این گزارش با تأکید بر تصویر‌سازی ایران به‌عنوان قدرت بزرگ منطقه‌ای، از چند جهت منحصربه‌فرد است:

 اولاً، رویکرد آن ترکیبی از ابعاد ژئوپلیتیک، فناوری، انرژی، فرهنگ و امنیت است که به‌صورت یکپارچه و هماهنگ تحلیل شده‌اند، درحالی‌که بسیاری از مطالعات موجود تنها بر یک یا دو بُعد تمرکز داشته­اند.

 ثانیاً، به‌جای ارائه راهکار‌های کلی و انتزاعی، پیشنهاد‌های عملیاتی و نوآورانه مانند «تابعیت فناورانه»، «شهرک‌‌های ویژه نوآوری» و «قانون جذب استعداد‌های جهانی» ارائه می‌دهد که قابلیت اجرایی بالایی دارند.

ثالثاً، این گزارش با نگاهی واقع‌بینانه به تحولات جهانی، از پیش‌داوری درباره آینده نظم بین‌المللی پرهیز کرده و بر لزوم انعطاف‌پذیری و برنامه‌ریزی بلندمدت تأکید دارد.

تمایز این قانون با دیگر طرح‌ها در عمق راهکارها، نوآوری در ‌ سازوکار‌ها (مانند تابعیت فناورانه) و تلفیق ظرفیت‌‌های داخلی با فرصت‌‌های منطقه‌ای است. برخلاف رویکرد‌های تک‌بُعدی رایج، این پیشنهاد ‌هم‌زمان به ابعاد اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و فناوری می‌پردازد و با تأکید بر «برنامه‌ریزی بین‌نسلی» و «دیپلماسی متوازن»، از محدودیت‌‌های طرح‌‌های کوتاه‌مدت و واکنشی عبور می‌کند. همچنین تصویب قانونی در مجلس در راستای تصویر‌سازی ایران می‌تواند خلأ قانونی لازم برای تکلیف دستگاه‌‌های اجرایی به تبعیت از این الگو را به خوبی برطرف کند.

 

3.تصویر آینده

تصویر آینده مفهومی بنیادی در آینده‌پژوهی است که به بازنمایی‌های ذهنی، جمعی یا فرهنگی از آینده‌ ممکن، آینده محتمل یا آینده مطلوب اشاره دارد. این تصاویر مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، ترس‌ها و امیدهای یک جامعه درباره فردا را در بر می‌گیرند[24] که به دنبال پیش‌بینی دقیق از یک آینده مشخص نیست، بلکه تاکید بر روی مطالعه و تحلیل تصاویر متنوع و سناریوهای جایگزین آینده دارد. آینده به طور قطعی قابل پیش‌بینی نیست، اما می‌توان با بررسی این تصاویر، روندها و مسائل نوظهور را شناسایی کرد [25]. این تصاویر می‌توانند خوش‌بینانه یا بدبینانه، ترسناک، فلج‌کننده یا انگیزه‌بخش، ضعیف یا قوی و ساده‌لوحانه، تحقق‌ یافته، بیان‌شده، آزمایش‌شده و توسعه‌یافته باشند. اما این تصاویر (از دیدگاه آینده‌پژوهی) «درست» یا «غلط» نیستند. آنها صرفاً وجود دارند و «واقعیت‌های» تجربی هستند که آینده‌پژوه مطالعه می‌کند. از اینرو «آینده»­ای برای مطالعه وجود ندارد، آنچه که وجود دارد، «تصاویر آینده» در ذهن مردم است [26].

تصاویر آینده به عنوان یک عامل پویا و نیرویی بسیار قدرتمند می­تواند کلید همه رفتارهای انتخاب‌محور باشد [24]. چرا که توانایی انتقال سریع، عینی و مستقیم پیام‌ها و کدهای فرهنگی را در هر جامعه و سیستمی دارند و نیاز به زبان خاصی ندارند. هر بیننده ای با مشاهده تصویر می‌تواند پیام آن را به صورت مستقیم، سریع و عینی دریافت کند. تصاویر می‌توانند حساسیت بینندگان را بسیار بیشتر از متون نوشتاری برانگیزند و مغز انسان قدرت بالایی در پردازش تصویر دارد [27]. بنابراین، این تصاویر هم ظرفیت و قدرت سازماندهی افکار و نمایش احتمالات آینده را دارند و هم به نوعی منجر به شکل‌گیری هویت، هدایت رفتارها و تصمیم‌گیری‌ها [28] و جهت‌دهنده حرکت افراد، سازمان‌ها و جوامع باشند. به عنوان مثال، تصاویر مثبت از آینده می‌توانند فرهنگ و جامعه را به سمت شکوفایی، امیدواری و پیشرفت هدایت کنند. این تصاویر باعث انگیزه‌بخشی، افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت همبستگی فرهنگی می‌شوند و امید را در دل افراد زنده نگه می‌دارند. در مقابل، تصاویر منفی از آینده ممکن است سبب ایجاد ناامیدی، ترس و بی‌اعتمادی در جامعه شوند و فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی را دچار رکود و حتی زوال کنند [24].

برای فهم دقیق‌تر و جامع‌تر مفهوم «تصویر آینده» ایران بین‌المللی و تمدنی با تأکید بر فرآیند تصویرسازی، ابتدا لازم است تعریفی روشنی از معنای تصویر ارائه شود. در این گزارش منظور از تصویر، یک ساختار کلی شناختی و ارزیابی­کننده درونی دولت و خبرگانش به خود و جهان است [29] که متاثر از موقعیت جغرافیایی، تاریخ، فرهنگ، منابع، منافع ملی و فناوری­های نوین است. از اینرو هر دولتی ممکن است انگیزه ای برای طرح تصویر مثبت از خود با به تصویرکشیدن خود در یک موقعیت مثبت داشته باشد، این درحالی است که از بتصویر کشیده شدن منفی اجتناب می­کند [30].

اگرچه ساخت تصویر تا حدی به صورت غیرارادی پیش می­رود، اما دولت­ها بر پایه پیش‌فرض‌ها، باورهای عمیق ذهنی و موقعیت خود در عرصه بین الملل، تصاویر ذهنی و برداشت‌هایی از آینده را می‌سازند [31]. به همین دلیل ممکن است تصویر یک دولت متشکل از تصاویر پیچیده خبرگانی باشد که درباره آن تامل می­کنند [30]. بر همین مبنا ضروری است که تصویرسازی از آینده به عنوان یک وظیفه فکری توسط نخبگان جامعه انجام شود. چرا که تصمیمات این گروه منجر به رویدادهای مهم بین المللی «نظیر جنگ یا صلح، ایجاد یا نقض معاهدات، تهاجم یا عقب نشینی، اتحاد یا دشمنی» می­شود که در نهایت عامه مردم تحت تاثیر تصمیمات و تصاویر نخبگان قرار می­گیرند [29].

تصویرسازی و دستیابی به تصویر مطلوب از آینده برای درک تغییرات اجتماعی و راهبردها و سیاست‌گذاری‌های کلان جمهوری اسلامی مهم هستند. این فرآیند نه تنها نقشه‌راهی روشن برای تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات هماهنگ فراهم می‌آورد، بلکه منجر به وفاق اجتماعی، انگیزه‌بخشی و هدایت کنش‌های جمعی می‌شود. افزون براین، چارچوبی ایجاد می­کند که بر پایه آن می‌توان مسیر توسعه پایدار و تحقق اهداف راهبردی کشور را تعریف و دنبال کرد

4. تجربیات جهانی تصویرسازی

برخی از پژوهش‌های آینده‌نگرانه در کشورهای پیشتاز حاکی از آن است که آنها با بسیج همه ارکان مختلف جامعه «نظیر دستگاه‌های اجرایی، دانشگاه‌ها، بخش‌های صنعتی و خدماتی» در قالب نظامی معنایی و منسجم، تمامی منابع خود را برای ایفای نقش در تمدن نوین آینده به کار گرفته‌اند. به‌عنوان مثال؛ ژاپن با چشم‌انداز «جامعه پنجم» یا «جامعه فوق هوشمند»، مالزی با چشم‌انداز «مالزی پیشرفته ۲۰۵۰» و «جوامع هوشمند»، اتحادیه اروپا به‌ویژه آلمان با تمرکز بر «جامعه شبکه‌محور مشارکتی» و «انقلاب چهارم صنعتی»، چین با چشم‌انداز «جامعه اجتماعی سایبری فیزیکی» و طرح «ساخت چین ۲۰۲۵» و کره جنوبی با تمرکز بر «هالیو» یا «موج کره‌ای» از جمله کشورهای فعال در این حوزه هستند.

  •                  ژاپن

ژاپن در سال ۲۰۱۷ به‌طور رسمی تصویر جامعه آینده خود تحت عنوان «جامعه پنجم» یا «جامعه اَبَر هوشمند» را با هدف بازنمایی تصویر آینده خود معرفی کرد. این بازنمایی از پنج تصویر تشکیل شده است که جامعه اول بر مبنای شکار و همزیستی مسالمت‌آمیز انسان با طبیعت، جامعه دوم بر مبنای کشاورزی و سازماندهی اجتماعی، جامعه سوم بر مبنای صنعت و تولید انبوه، جامعه چهارم بر مبنای شبکه‌‌سازی و دارایی‌هایی ناملموس تعریف شده اند. در نهایت جامعه پنجم، مفهومی است که به ترکیب فضای سایبری و جهان واقعی اشاره دارد و با هدف پاسخگویی به چالش‌های مختلف اجتماعی از طریق ابداعات و فناوری‌های نوین شکل گرفته است. در این جامعه، انسان محور اصلی قرار می‌گیرد و هم‌افزایی فزاینده میان فضای سایبری و جهان واقعی، باعث ایجاد تعادلی پویا میان نیازهای انسانی و نظام اقتصادی می‌شود. به گونه‌ای که در هر لحظه، هر فرد می­تواند به هر میزان کالا و خدماتی که نیاز دارد، به سرعت و به آسانی دسترسی پیدا کند و این تعادل به بهینه‌ترین شکل ممکن حفظ شود. افزون براین، این توسعه هم‌زمان در فضای فیزیکی و مجازی منجر به افزایش شاخص تولید ناخالص ملی از پنج هزار میلیارد دلار «فعلی» به ششصد هزار میلیارد دلار خواهد شد. این جامعه خلاق، تفاوتی بین سن و جنس و ملیت و قومیت نمی‌گذارد و برای همه نقاط جغرافیایی خدمات خودش را ارائه خواهد کرد. این تحولات، بر روی بخش‌‌های مختلف جامعه مانند صنعت، خدمات، دانشگاه، حمل‌ونقل، مراقبت‌‌های پزشکی امور مالی و خدمات عمومی و.... اثر می‌گذارد و ارزش‌‌های جدیدی را در جامعه خلق و کیفیت بالاتری را برای زندگی فراهم می‌کند [32].

 

  •                   مالزی

مالزی در سال 2017 چشم‌انداز «مالزی 2050» را با هدف  ایجاد یک اقتصاد فراگیر مطرح کرد. بر همین مبنا، مالزی به جای به کارگیری اصطلاح «توسعه» از اصطلاح «ترقی‌خواه» برای توصیف چشم‌اندازش استفاده می‌کند. این کشور برای هر یک از تصاویر‌ خود، استعاره‌ها و شعارهای ویژه‌ای طرح کرده است و برنامه‌هایی برای اجتماعی‌‌سازی و گفتمان‌‌سازی و ارایه این مفاهیم با هدف ساخت و تثبیت این تصاویر برای جامعه ترتیب داده است. مالزی در این مسیر، مفهوم «ملت هوشمند» را به عنوان تصویر آینده‌ خود برگزید و در این راستا شعار «ایده‌های هوشمند بسیار / یک ملت هوشمند» را بیان کرده است که نشان‌دهنده تمرکز بر نوآوری و مشارکت جمعی برای پیشرفت کشورش است.

  •                   چین

رهبران چین در چشم‌انداز آینده خود، که تحقق «تمدن صنعتی» را در یکصدمین سالگرد تأسیس جمهوری خلق چین در سال 2049 هدف‌گذاری کرده‌اند، براین باورند که چین امروز به عنوان «کارخانه جهان» شناخته می‌شود و توانمندی تبدیل شدن به ابرقدرت صنعتی جهان را دارد. این دیدگاه بازتابی از برنامه‌های بلندپروازانه چین در توسعه فناوری‌های پیشرفته و ارتقای جایگاه صنعتی کشورش است تا بتواند در قرن آینده نقش رهبر صنعتی و اقتصادی جهانی را ایفا کند. صاحب‌نظران کشور چین، تصویر جامعه آینده در فضای سایبری را تحت عنوان «جامعه اجتماعی سایبری فیزیکی» معرفی کرده‌اند. این مفهوم با رویکردی آینده‌نگرانه به تعامل میان انسان، دانش، جامعه، فرهنگ، فضای سایبری و فیزیکی می‌پردازد. در این چارچوب، فضای سایبر و جامعه سایبر-فیزیکی، به عنوان عرصه پیچیده و چندوجهی تلقی می‌شوند که با تولید و تکامل زیر فضا‌های متنوع می‌تواند همه افراد دخیل را از طریق زیر فضا‌های ذهنی، اجتماعی و فیزیکی در خود جای دهد. بدین ترتیب در چنین ساختاری، نقش‌‌های فردی و اجتماعی با انعطاف‌پذیری بالا و هماهنگی کامل با یکدیگر همزیستی دارند [33].

  •                  اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا تصویر آینده جامعه خود را تحت عنوان «جامعه شبکه‌محور مشارکتی» ارائه کرده است. این جامعه بر پایه فضای سایبری آینده شکل گرفته و با مشارکت گسترده کشورهای عضو و بهره‌گیری از ظرفیت‌های جهانی طراحی شده است تا مشارکت فعالانه و پیوسته همه اعضا در فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تضمین شود. این طرح بلندمدت با همکاری بیش از ده‌ها سازمان صنعتی پیشرو، شبکه‌ای از نخبگان و متخصصان دانشگاهی بین‌المللی تدوین شده است. در چارچوب این برنامه، «انقلاب صنعتی چهارم» به‌عنوان محور تحول معرفی شده است. به گفته «کلاوس شواب»، نویسنده کتاب «انقلاب صنعتی چهارم»، درک این انقلاب نیازمند چهار نوع بصیرت است که انقلاب چهارم به طور همزمان بر فیزیک و بدن انسان، ذهن، قلب و روح اثرگذار است. این انقلاب صنعتی تمامی ارکان جامعه آینده را دگرگون ساخته و هویت انسان و ساختار اجتماعی را بازتعریف می‌کند. این تحول بنیادین، چشم‌اندازی نوین از هم‌زیستی انسان و فناوری را پیش‌روی جوامع می‌گذارد و عرصه‌های مختلف «از جمله امنیت، سیاست‌ها، آموزش و زندگی اجتماعی»  را نیز در بر می‌گیرد [34]. در همین مسیر، آلمان با معرفی مفهوم انقلاب چهارم صنعتی، به دنبال پیشتازی در تحقق تمدن نوین صنعتی برآمده است. تمدنی که بر پایه درهم‌تنیدگی حوزه‌های فیزیکی، دیجیتال و بیولوژیکی شکل می‌گیرد، بازآفرینی جامعه، سازمان‌ها و کسب‌وکارهای آینده را مبتنی بر قابلیت‌های نوین فضای سایبر دنبال می‌کند. این تحول، در قالب سازمان‌های شبکه‌محور، زیست‌بومی مشارکتی و پویا را ایجاد می‌نماید که در آن تعامل بین بخش‌های مختلف جامعه و فناوری‌ها به شکلی هماهنگ و فعال رخ می‌دهد [35].

  •                 کره جنوبی

کره جنوبی از اواسط دهه ۹۰ میلادی تاکنون، به‌دنبال تصویرسازی و شناخت جهانی کره از طریق گسترش صنایع خالق رسانه‌ای و فرهنگی بوده است. در این مسیر، کره جنوبی از پدیده‌ای جهانی به نام «هالیو» یا «موج کره‌ای» به معنای گسترش و محبوبیت جهانی تولیدات رسانه‌ای و فرهنگ عامه‌پسند کره‌ای استفاده کرده است. «هالیو» عمدتا به سه شکل «نمایش‌های تلویزیونی»، «فیلم‌ها» و «موسیقی پاپ» وجود دارد. هدف اصلی کره جنوبی، افزایش نفوذ فرهنگی کشور خود در سطح بین‌المللی بوده است. هرچند تلاش‌های کره در راستای ترویج تصویر مثبت فرهنگ و تقویت وجه ملی خود بوده است، اما کره توانست نخست با جذب کشورهای همسایه و شرق آسیا و سپس کشورهای اروپایی و آمریکایی، بازارهای صادراتی خود را بیش از پیش گسترش دهد [36].

بیشتر این تجارب در کشور‌های مذکور، متمرکز بر قدرت نرم، فرهنگ، فناوری‌های نوظهور و فضای سایبر هستند، این موضوع از چند زاویه قابل بررسی است؛

1) نیروی پیشران جهان آینده، فرهنگ و فناوری‌های نوظهور است و بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند که برنامه‌‌های توسعه خود در همه حوزه‌ها را حول این محورها ترسیم کنند.

2) کشور‌های مذکور دارای زیرساخت‌ها و بسترهای فناورانه قدرتمندی هستند. بنابراین بدیهی است که تصاویر آینده ‌آنها نیز در این چارچوب‌ها ترسیم شود.

3) هر کشور، تصویر‌سازی آینده خود را براساس ظرفیت‌‌ها و شرایط موجود خود «مانند کره جنوبی» انجام می‌دهند. برای نمونه، ژاپن برنامه‌ای برای توسعه کریدورهای زمینی ندارد؛ چرا که پتانسیل جغرافیایی این کشور چنین فرصتی را فراهم نمی‌کند.

 

5. نشانک­های شکل گیری نظم جدید جهانی

بازتاب رقابت راهبردی معاصر را می‌توان در «استراتژی امنیت ملی» آمریکا در سال 2017 مشاهده کرد که سه دسته از چالش‌‌های اصلی پیش‌روی این کشور و متحدانش را به تصویر می‌کشد: قدرت‌‌های مرکزی‌خواه شامل چین و روسیه، دولت‌‌های ایران و کره شمالی، و سازمان‌‌های چندملیتی [37]. بر این اساس آمریکا به‌طور فعال درگیر یک رقابت راهبردی با ایران، روسیه و چین است. این رقابت حول ماهیتی با حاصل‌جمع صفر می‌چرخد، به این معنا که هر افزایش قدرت، نفوذ یا منابع برای یک کشور، به‌طور همزمان به کاهش معادل آن برای کشورهای رقیب منجر می‌شود. افزون بر این، تمامی کشورها یکدیگر را به‌عنوان تهدیدی جدی و تعیین‌کننده در مسیر تحقق اهداف ملی خود می‌شناسند.

این رقابت راهبردی با تضعیف نظام بین‌المللی و کاهش قدرت هژمون تشدید می‌شود. در میان مناطق پرتنش جهان، شاید شدیدترین درگیری‌ها در غرب آسیا باشد، جایی که ایران و آمریکا در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند. یکی از محورهای اصلی این رقابت میان قدرت‌های بزرگ «همچون روسیه، چین و آمریکا» شکل گرفته و محور دیگر شامل بازیگرانی با قدرت نامتقارن‌ «مانند رابطه آمریکا و ایران» می­شود. دو رویداد متفاوت نمایانگر پایان دوره هژمونیک آمریکا و بازگشت به سیاست مبتنی بر توازن قوا است:

  •                     ظهور قدرت‌‌های جدیدی که در پی تضمین منافع خود در نظام بین‌الملل هستند.
  •                     قدرت هژمون توان حفظ ثبات هژمونیک را ندارد (هرچند برخی پژوهشگران، ثبات هژمونیک را ناشی از برابری قدرت هسته‌ای می‌دانند، در حالی که گروهی دیگر آن را نتیجه توزیج بهینه قدرت میان دولت‌ها تلقی می‌کنند) [38].

امروزه می‌توان مشاهده کرد که رقابت‌‌های راهبردی در سراسر جهان در حال تشدید است. برخی از قدرت‌‌‌ها مانند چین، روسیه، ایران و ترکیه و تاحدودی برزیل و هند در تلاش برای به چالش کشیدن هژمونی آمریکا هستند. افزایش قدرتِ ایران، موجب برهم زدن موقعیت آمریکا در غرب آسیا، قفقاز و آسیای مرکزی شده است، تابدانجا که هر دو طرف درگیر رقابت راهبردی شده‌اند. این رقابت دارای دو جنبه اصلی است:

  •                      موقعیت ژئوپلیتیکی ایران می‌تواند روند‌های شکل‌گیری نظم نوین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
  •                      «افزایش قدرت ایران ممکن است منافع آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن را تضعیف ‌کند.» در این چارچوب، چند نشانگر کلیدی بر روند شکل‌گیری نظم جهانی در آینده تأثیرگذار خواهد بود:

5-1. جنگ تراشه‌ها

سفر جانت یلن، وزیر خزانه‌داری آمریکا در جولای 2023 به پکن با یک دستور کار جدی و مشخص، و بررسی راهکارهای مدیریت جنگ در حوزه تراشه بین چین و آمریکا دنبال شد. واقعیت این است که به‌رغم اقدامات دیپلماتیک هر دو طرف، رقابت در فناوری­های پیشرفته بین دو ابرقدرت همچنان ادامه دارد و نشانی از تسلیم شدن دیده نمی‌شود. از زمانی که واشنگتن در اوایل سال 2023، محدودیت‌هایی را برای صادرات دو ماده معدنی که به گفته آمریکا برای تولید نیمه‌هادی‌ها و سایر فناوری‌‌های پیشرفته ضروری هستند، وضع کرد، تنش بین دو کشور افزایش یافته است. این نگرانی واشنگتن، سه بُعد اساسی دارد؛

1. این احتمال وجود دارد که ارتش خلق چین از ارتش آمریکا از لحاظ قدرت پیشی بگیرد و جایگاه آمریکا را به عنوان برترین قدرت نظامی جهان به چالش بکشد. این تحول می‌تواند تعادل قوا در صحنه جهانی را تغییر دهد و امنیت و منافع راهبردی آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد.

2. این احتمال وجود دارد که چین از فناوری‌ها و نوآوری‌های پیشرفته آمریکایی با هدف تقویت قدرت نظامی و فناوری خود استفاده کند تا جایگاه رقابتی خود را در برابر آمریکا بهبود بخشد. این نگرانی ناشی از قابلیت چین در دستیابی به فناوری‌های حساس از طریق کپی‌برداری، خرید فناوری‌های کلیدی یا نفوذ در زنجیره‌های تامین جهانی است که می‌تواند به تسریع توسعه تسلیحات و سامانه‌های پیشرفته نظامی آن کمک کند.

3. این احتمال وجود دارد که چین با تسلط بر سکوهای دیجیتال، بتواند نفوذ فرهنگی و نرم خود را در سطح جهانی گسترش دهد و کنترل روایت‌ها و محتوای منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی همچون تیک‌تاک، فیس‌بوک و یوتیوب را به نفع منافع راهبردی پکن تغییر دهد. این رقابت، نبردی جدی بر سر کنترل زیرساخت‌ها و پیام‌های دیجیتال با هدف شکل‌دهی و اثرگذاری بر روی فرهنگ و قدرت نرم جهانی است. ‏

این تقابل‌گرایی آمریکا در حالی است که شی‌جین‌پینگ دستور داده است که تا سال 2049، یعنی یکصدمین سالگرد حکومت حزب کمونیست چین، ارتش پکن به یک ارتش «کلاس جهانی» تبدیل شود. بخش بزرگی از این پیشرفت شامل توسعه تسلیحات خودهدایت‌گر، از جمله موشک‌‌های مافوق صوت و بهره‌گیری از هوش مصنوعی در حوز‌های متنوعی مانند جنگ الکترونیک است. در گزارش سالیانه وزارت دفاع آمریکا در مورد قدرت نظامی چین آمده است؛ «پکن به دنبال قابلیت‌‌های رزمی نسل بعدی است که با استفاده گسترده از هوش مصنوعی و سایر فناوری‌‌های پیشرفته در هر سطح از جنگ تعریف شده است». در حالی که چین در برخی کاربردهای هوش مصنوعی، از جمله فناوری تشخیص چهره در سطح جهانی پیشتاز است، اما صنعت داخلی آن هنوز قادر به تولید پیشرفته‌ترین نیمه‌هادی‌ها «به عنوان اساس این فناوری‌» نیست. این موضوع موجب شده تا صنایع و ارتش چین برای تامین تراشه‌های پیشرفته به واردات وابسته‌ باشند [39].

در واکنش به افزایش تنش‌ها، دولت بایدن در اکتبر 2023، مجموعه‌ای گسترده از محدودیت‌های صادراتی را اعمال کرد که دسترسی چین به نیمه‌هادی‌های آمریکایی و فناوری‌های مرتبط با آن‌ها را هدف قرار داد. بر اساس این محدودیت‌ها، کسب‌وکارها و افراد در چین بدون کسبِ مجوز ویژه از دولت آمریکا نمی‌توانند تراشه‌های پیشرفته و فناوری ساخت آن را از تأمین‌کنندگان آمریکایی خریداری کنند. جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی بایدن، اذعان داشت که این سیاست‌ها با هدف محافظت از فناوری‌های حیاتی و در قالب مفهوم «حیاط کوچک و حصار بلند» طراحی شده‌اند. از سوی دیگر، شی جین‌پینگ و دیگر مقامات ارشد چین، این اقدامات را به مثابه راهبرد «مهار» به سبک جنگ سرد علیه کشورشان قلمداد کرده­اند. چرا که شرکت‌‌های چینی این فشار را احساس کرده‌اند و بر این باورند که این محدودیت‌های وضع شده از جانب آمریکا می‌تواند «خسارت عظیمی» به صنعت فناوری آنها وارد کند [40].

در مقابل، وانگ ونتائو، وزیر بازرگانی چین، تلاش کرد، ژاپن را به لغو محدودیت‌‌های صادراتی ترغیب کند و مخالفت شدید پکن با این اقدامات آمریکا را نشان دهد. پکن همچنین استفاده از تراشه‌‌های ساخت شرکت آمریکایی میکرون را در پروژه‌‌های زیرساختی حیاتی ممنوع کرده است. اقدامی که به‌طور گسترده به‌عنوان تلافی علیه محدودیت‌های وضع‌شده توسط آمریکا تفسیر می‌شود. با این حال، کسب‌وکارهای چینی همچنان به دنبال تأمین تراشه‌های پیشرفته بوده و با استفاده از روش‌های نوآورانه تلاش می‌کنند محدودیت‌های صادراتی را دور بزنند. به گزارش فایننشال تایمز، بازار سیاه نیمه‌هادی‌های قاچاق در حال رشد است. دولت آمریکا نیز درصدد است این روزنه‌‌‌ها را مسدود کند و دامنه محدودیت‌‌‌ها را افزایش دهد. علاوه‌بر محدودسازی فروش تراشه‌‌های «اِی800» انویدیا، گزارش‌ها حاکی از آن است، دولت بایدن در حال بررسی محدود کردن اجاره خدمات ابری است که برخی از شرکت‌ها از آن برای دور زدن قوانین استفاده می‌کنند. همچنین پیش‌بینی می‌شود دولت هلند نیز دامنه محدودیت‌‌های صادراتی خود را گسترش دهد. اگرچه پکن و واشنگتن مدعی تلاش برای حفظ روابط دیپلماتیک خود هستند، اما هنگامی که موضوع به فناوری‌های نوظهور قرن بیست و یکم می‌رسد، رقابت راهبردی بین آنها وارد مرحله‌ای جدید و فشرده می‌شود.

5-2. جنگ اوکراین

بحران اوکراین ‌‌صرفاً جنگ بین روسیه و اوکراین نیست، بلکه یک رویارویی تمام‌عیار بین روسیه و مجموعه غرب برای برای تعیین نقش‌آفرینی در جهان آینده به شمار می‌رود. از زمان پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، هیچ جنگ و یا درگیری نظامی پیامد‌هایی به این گستردگی و سنگینی نداشته است. از سوی دیگر، چین و روسیه که در دوران کمونیسم به عنوان دو رقیب شناخته می‌شدند، به واسطه احساس تهدید مشترک و منافع همسو در مواجهه با چالش‌های جهانی، به ویژه بحران اوکراین، به یکدیگر نزدیک شده‌اند و چین برای آمریکا و غرب، یک تهدید به‌حساب می‌آید. به همین دلیل سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان بلوک غرب به این نتیجه رسید‌اند که بحران اوکراین نفوذ و هژمونی تمدن غربی را کاهش داده است. افزون براین، تحریم‌های گسترده غرب علیه روسیه، چالش‌های جدی در حوزه انرژی به وجود آورده است که در پی آن موقعیت کشورهایی مانند عربستان سعودی و شیخ‌نشین‌های غرب آسیا به طور قابل‌توجهی ارتقا یافته است. تا بدانجا که منجر به بازتنظیم نظم جهانی کنونی شده است [41].

باید مدنظر داشت که این بحران ‌‌صرفاً محدود به درگیری نظامی بین روسیه و اوکراین نیست. اگرچه اختلافات تاریخی و ملی‌گرایی اوکراینی در مخالفت با روسیه منجر به این درگیری شده است، اما از سوی دیگر، بحران اوکراین تبدیل به جنگ روایت‌ها شده است. چرا که اوکراین با بهر‌گیری موثر از دیپلماسی عمومی، رسانه‌ها و نمادهای فرهنگی توانست تصویری قدرتمند از «ملت قربانی و مقاوم» بسازد و از این طریق حمایت گسترده جهانی را جلب کرده است. این جنبه فرهنگی و روایت‌سازی بحران اوکراین برای تعیین حق سرنوشت و آزادی، نقش تعیین‌کننده‌ای در گسترش ائتلاف‌های بین‌المللی و اثرگذاری بر تصمیمات و مواضع سیاسی بسیاری از کشورهای غرب داشته و بحران اوکراین را فراتر از یک درگیری نظامی به تصویر کشیده است. این در حالی است که روسیه کوشیده است این بحران را به عنوان اقدامی دفاعی در برابر تهدیدات بیرونی و گسترش نفوذ ناتو توجیه کند، اما این روایت نتوانسته برداشت و دیدگاه جهانی را تغییر دهد و حمایت معناداری کسب کند.

5-3. جنگ غزه

برای سال‌ها، به‌نظر می‌رسید که مناقشه فلسطین و اسرائیل در افکار عمومی جهان کم‌رنگ شده است و دولت‌‌های عربی به‌رغم بیانه‌های گاه‌بی‌گاه، عملا به نادیده گرفتن این موضوع رضایت داده بودند. اما اکنون مسئله فلسطین بار دیگر در کانون توجه جهانی با واکنش انتقامجویانه اسرائیل به حمله حماس در اکتبر 2023 قرار گرفته است. این واکنش اسرائیل موجب تقویت موضع ایران علیه اسرائیل به‌عنوان یک قدرت اشغالگر، ناقض حقوق بشر و سرکوب‌گر فلسطینی‌ها در منطقه و جهان شده است.

جمهوری اسلامی با اتخاذ مواضعی استوار در مجامع بین‌المللی و ایفای نقشی فعال در محور مقاومت توانست جایگاه خود را به عنوان یکی از بازیگران اثرگذار در تحولات خاورمیانه تثبیت کند. هدف اصلی ایران کاهش نفوذ سلطه‌گرانه آمریکا و متحدانش در منطقه بوده است. درگیری‌های اخیر، از جمله عملیات‌های «وعده صادق ۱ و 2» و جنگ دوازده روزه اسرائیل علیه ایران موید حمایت فزاینده جمهوری اسلامی از محور مقاومت و افزایش روحیه مبارزه در میان فلسطینیان بوده است. این تحولات نه تنها بر امنیت منطقه‌ای تاثیرگذار بوده‌ است، بلکه تاثیر عمیقی نیز بر روی افکار عمومی جهانی گذاشته و زمینه‌ساز برگزاری تظاهرات گسترده‌ در حمایت بین‌المللی از مردم فلسطین شده‌ است.

این تجمعات مردمی در شهرهای بزرگی مانند پاریس، برلین، لندن، لاهه، میلان، کپنهاگ، کیوتو، استرالیا، اندونزی و بسیاری نقاط دیگر برگزار شدند و ده‌ها هزار نفر در آن‌ها شرکت کردند. معترضان در این تظاهرات‌ها با سردادن شعارهایی همچون توقف نسل‌کشی، پایان جنگ غزه، محاکمه مقامات اسرائیلی به خاطر جنایات جنگی و تحریم اقتصادی اسرائیل، خواستار حمایت قاطع جامعه جهانی از مردم فلسطین شده‌اند. افزون براین، حضور فعال کاربران و اینفوئنسرهای معروف در شبکه‌های اجتماعی نیز این اعتراضات مردمی را تقویت کرده و به ابزاری موثر برای جلب توجه جهانی و به چالش کشیدن سیاست‌های اسرائیل تبدیل شده‌ است.

این جنبش‌های مردمی در کنار فشارهای دیپلماتیک و سیاسی باعث شده‌اند که مسئله فلسطین و جنایات اسرائیل بیش از پیش در سطح بین‌المللی مطرح شده و تقاضاها برای اقدام جدی علیه رژیم اشغالگر صهیونیستی افزایش یابد.  در نتیجه این اعتراضات جهانی، روایت غالب رسانه‌های غربی در مورد مسئله اسرائیل و فلسطین به چالش کشیده شده است. این روایت که غالباً رنج و درد فلسطینی‌ها را به حاشیه می‌راند و رژیم صهیونیستی را به عنوان یک کشور دموکراتیک و متحد راهبردی غرب در خاورمیانه به تصویر می‌کشد که در مواجهه با گروه‌های فلسطینی، به‌ویژه حماس در حال دفاع از خود و سرزمین خود است.

دو جنگ اوکراین و غزه، همچنین جنگ تراشه‌ها، یعنی سه جریان اصلی آشوبناکی جهان که چین، ایران و روسیه را در مقابل آمریکا قرار داده است و به عنوان کانون‌ها و چشمه‌‌های جوشش نظم جدید جهانی محسوب می‌شوند. با وجود این، به‌نظر می‌رسد این رخدادها، سرآغاز شکل‌گیری چالش‌‌های بزرگتری برای آینده جهان باشند و از این منظر می‌توان ‌آنها را به‌عنوان نشانک در نظر گرفت. در واقع نام‌گذاری این رخدادها به‌عنوان سیگنال، با رویکردی نسبی (در مورد ابعاد) صورت گرفته است که نشان‌دهنده مرحله‌ای گذار در روند نظم جهانی است.

 

6. عوامل کلیدی و پیشران ‌‌مؤثر بر تصویر ایران بین‌المللی

پیشرانها به نیرو‌های اصلی و شکل‌‌دهنده آینده اشاره دارد. به‌ عبارت ‌دیگر پیشران‌ها، نیرو‌های محرکی هستند که باعث حرکت و تغییر متغیر‌های مختلف و ایجاد وضعیت‌ها و تعادل‌‌های جدید می‌شوند. بدیهی است که پیشران‌ها به‌صورت غیرمستقیم بر حوزه‌‌های مختلف تأثیر می‌گذارند. به‌طورکلی سه پیشران عمده برای جایگاه ایران در آینده جهان وجود دارد. تفکر مقاومت، قدرت‌‌های نوظهور و رقابت چین و آمریکا.

 

6-1. تفکر مقاومت

نظریه مقاومت، به‌عنوان یک نظریه رهایی بخش در قالب پارادایمی برای مقابله با سلطه و استعمار نوین شکل گرفته است که مبتنی‌ بر روایت انقلاب اسلامی و مفاهیم اسلام است. هدف اصلی این نظریه، غرب‌زدایی از نظام بین‌الملل و تضعیف ساختارهای سلطه‌گر جهانی به‌ویژه آمریکا است. برخی متفکران، آمریکا را نماد حفظ استیلا بر جهان می‌دانند و کوشیدند اسلام را تنها مانع پیش‌روی آمریکا در قرن پیش‌رو معرفی کنند، اما پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان و شکست این رژیم در جنگ‌های ۳۳ و ۲۲ روزه، نگاه‌ها معطوف به محور مقاومت شد.

گفتمان مقاومت خوانشی انتقادی، قرائتی ساختارشکن و تضعیف‌کننده از نظام سلطه است و به‌عنوان پادگفتمانی قدرتمند در برابر نظام هژمونیک به شمار می‌رود. این گفتمان، در برابر نظام سلطه شکل گرفته و درصدد به چالش کشیدن نظام سلطه و استقرار نظمی نوین و عادلانه در عرصه روابط بین‌الملل است. این گفتمان با گفتمان نظام سلطه متفاوت بوده و بستر فعالیت آن بر خیزش و جنبش توده‌های مردم تکیه دارد. از مهم‌ترین ویژگی‌های گفتمان مقاومت، می‌توان به مخالفت مستقیم با نظام سلطه، صراحت در مواضع، عزت امت اسلامی، انتقاد از ساختار‌های نظام و نهاد‌های بین‌المللی، پشتیبانی از جنبش‌‌های اسلامی، دیگرسازی با غرب به‌ویژه آمریکا، استکبارستیزی و نفی‌سبیل نام برد [42].

«ژئوپلیتیک محور مقاومت» پس از پیروزی انقلاب اسلامی با تعریف گفتمانی نوین در مقابل اهداف و برنامه‏‌‌های غرب، آمریکا و استکبار جهانی با نقش محوری و رهبری ایران تعریف می‏شود. «ژئوپلیتیک محور مقاومت» در دسته «ژئوپلیتیک انتقادی» قرار دارد که مهم‌ترین ویژگی آن، گفتمانی بودن و بهره مندی از عنصر مقاومت و مبارزه است [43]. محور مقاومت در برابر استکبار و رژیم اشغالگر صهیونیستی قرار گرفته و بر مسئله فلسطین و حمایت از بیداری اسلامی تأکید می‌کند. نقش محوری ایران در این جبهه، مقابله با فشارهای محیط بین‌المللی غرب و آمریکا و همچنین برخی کشورهای اقتدارگرای عربی و رژیم صهیونیستی است و این جایگاه می‌تواند به‌عنوان پیشرانی برای ترسیم شاکله آینده نظام جهانی باشد.

برای انتقال چنین گفتمان اثرگذاری، ضروری است از قالب­های رسانه­ای و هنری‌ بهره گرفته شود تا جنبه‌های انسانی و همذات‌پندارانه مقاومت و عدالت به‌طور مؤثر به جهانیان منتقل شود و گفتمان مقاومت از سطح صرفاً سیاسی و ایدئولوژیک فراتر رود. رسانه‌های خبری، مستندها، و مراسم جمعی با ارائه روایت‌هایی ماندگار و معتبر، امکان شناخت بهتر واقعیت‌ها و چرایی شکل‌گیری مقاومت را نشان می­دهد و باعث می‌شوند مخاطب به‌گونه‌ای درگیر شود که صرفاً اطلاع‌رسانی مکانیکی نباشد و منجر به افزایش فهم و همدلی جهانیان با گفتمان مقاومت و عدالت می‌شوند.

6-2. قدرت‌‌های نوظهور

قدرت‌یابی قدرت‌های نوظهور در ابعاد مختلف، یکی از موضوعات اصلی مناظره‌های نظری سال‌های اخیر در سطوح منطقه‌ای و جهانی بوده است. این ظهور، فراتر از محدودیت‌های صرف اقتصادی، نظامی و سیاسی است و شامل ابعاد فرهنگی، دیپلماسی، هویتی و نرم نیز می‌شود. کشورهایی مانند چین، هند، برزیل، روسیه، کره جنوبی و ترکیه نمونه‌های بارزی از این پدیده هستند که هر یک با ویژگی‌ها و ظرفیت‌های منحصربه‌فرد، ساختار سیاست جهانی را دچار تحولات ژئوپولیتیکی قابل توجهی کرده‌اند. این تحولات انعکاسی عمیق در سیاست‌گذاری‌های بین‌المللی تمامی بازیگران نظم بین‌الملل داشته که نشان‌دهنده تغییرات بنیادین در توزیع قدرت و نفوذ در عرصه جهانی است. این کشورها با بهره‌گیری از قدرت سخت (اقتصادی، نظامی و سیاسی) و قدرت نرم (فرهنگی، هویتی و دیپلماتیک) موقعیت خود را در نظم جهانی تثبیت کرده‌اند و به‌ تدریج به بازیگران محوری در معادلات جهانی تبدیل شده اند.

به‌نظر می‌رسد جهان در حال حرکت به سمت رویکردی جدید است که در آن قدرت‌‌های بزرگ تضعیف شده و قدرت‌‌های چندگانه اقتصادی پدیدار می‌شوند و هژمونی آمریکا رو به افول می‌رود. شکل‌گیری بریکس، متشکل از پنج کشور برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، نمونه بارز این روند تحول است. هرچند اعضای بریکس متشکل از کشورهایی با اقتصادهای بزرگ و کوچک، دولت‌های اقتدارگرا و دموکراتیک و تفاوت‌های گسترده تشکیل شده‌اند، اما رهبران این کشورها در یک نکته اشتراک نظر دارند: نظام بین‌المللی تحت سلطه دولت‌ها و نهادهای غربی به هیچ‌وجه به نفع کشورهای در حال توسعه نیست. افزون براین، قدرت­های نوظهوری مانند کره جنوبی و ترکیه نشان دادند که ظهور صرفا براساس بعد قدرت سخت تعریف نمی­شود. ترکیه با استفاده از صادرات مجموعه‌های تلویزیونی خود به کشورهای منطقه، آمریکای لاتین و اروپا توانست نفوذ فرهنگی و تصویر ملی خود را به شکل چشمگیری تقویت کند. همچنین قدرت نوظهور کره جنوبی بیش از آنکه بر مبنای اقتصاد قوی­اش‌ تعریف شود، محصول موفق قدرت نرم فرهنگی و بهره‌گیری از «موج کره‌ای» بوده است که در کشورهای جنوب شرقی آسیا، اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی، خاورمیانه و حتی برخی کشورهای آفریقایی راه یافته است.

به‌نظر می‌رسد طی چند دهه آتی، ‌‌فرایند انتقال و یا ‌‌جابه‌جایی قدرت از مهم‌ترین شاخصه‌‌های سیاست جهانی و از عوامل تعیین‌کننده در روابط قدرت‌‌های سنتی و قدرت‌‌های نوظهور خواهد بود. نقش و جایگاه پیشین قدرت‌‌های سنتی در سایه این چرخش در نظام بین الملل تضعیف می­شود که با تداوم روندهای کلان جاری، قدرت‌یابی بازیگران نوظهور منجر به بازتوزیع قدرت در نظام بین‌الملل می­شود و زمینه برای توجه بیشتر به دیدگاه‌ها و منافع این بازیگران جدید فراهم می­شود.

6-3. رقابت راهبردی چین و آمریکا

رقابت آمریکا و چین یکی از ویژگی‌‌های تعیین‌کننده نظم بین‌المللی در قرن بیست و یکم است. این رقابت که در دوره‌هایی با تنش و منازعه همراه بوده، گاه نیز با اراده و توافق طرفین کاهش یافته و مدیریت شده است. اما هنگامی که اصطلاح «رقابت راهبردی» برای نخستین بار در دوران تنش‌‌زدایی میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی مطرح شد، سیاستمداران و پژوهشگران بر ضرورت محدودسازی این رقابت تأکید داشتند و تلاش می‌کردند از طریق معاهدات کاهش تسلیحات، مسیر همکاری را گسترش دهند. در اواخر دهه 1990، این مفهوم به‌ویژه با برچسب «رقیب راهبردی» توسط دولت بوش برای توجیه افزایش قدرت نظامی، تقویت بازدارندگی و حفظ هژمونی آمریکا به کار گرفته شد. این تغییر نحوه نگرش، نقطه شروع دوره تازه‌ای از رقابت‌های گسترده در حوزه‌های اقتصادی، فناوری، نظامی و سیاسی میان دو قدرت برتر جهان بود که هم‌اکنون نیز ادامه دارد.

با روی کار آمدن ترامپ، «رقابت راهبردی» بین آمریکا و چین به جای یک موضوع قابل مدیریت، به هدف اصلی روابط این دو کشور تبدیل شده است. با وجود توجه زیاد به این رقابت، به ویژه پس از اعلام چین به‌عنوان «رقیب راهبردی» آمریکا، معنا، منشأ و کارکردهای تحلیلی و سیاسی آن به‌خوبی درک نشده است. این رقابت دیگر صرفاً محدود به دعوای اقتصادی، تسلیحاتی یا رقابت نظامی بین دو قدرت نیست؛ بلکه منازعه‌ای برای افزایش سهم قدرت از طریق تسلط بر محتواها و روایت­ها، پلتفرم‌های دیجیتال و فناوری‌های نوین «بویژه هوش مصنوعی» برای جهت­دهی و شکل‌دهی به نظم جهانی آینده است. هر دو کشور در شرایط کنونی از تبدیل این رقابت به یک جنگ تمام‌عیار جلوگیری می‌کنند، اما به خوبی آگاه‌اند که این منازعه می­تواند تعیین­کننده آینده نظم جهانی باشد.

 

7. سناریو‌های آینده

ایـن پـژوهش بـا اسـتفاده از تحلیـل محتـوا، مصـاحبه‌هـای نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه و سناریونگاری براساس عدم قطعیت‌های بحرانی اجرا شده است. در نهایت، برپایه دو عدم قطعیت اصلی، پنج سناریو ترسیم شده است. این تکنیک سناریونگاری پنج مرحله دارد که شامل شناسایی موضوع، نیرو‌های کلیدی، نیرو‌های پیشران، طبقه‌بندی، انتخاب منطق سناریوها و ارتقای سناریوها است که نتیجه این تحلیل در قالب سناریو‌های ذیل ‌ارائه شده است. به‌نظر می‌رسد سناریو‌های آینده نظم بین‌الملل حول مفهومی به نام «نظام منعطف چندقطبی سیال» شکل خواهد گرفت. سیال بودن نظام به معنای ‌‌جابه‌جایی مداوم قدرت‌‌های اصلی جهان است و منعطف بودن به کوتاه بودن دوران نظام‌‌های نوظهور و جدید جهانی اشاره دارد. بر اساس این سناریوها، به نظر می‌رسد جهان نظم دو قطبی سخت و متصلب را پشت سر گذاشته و به سوی نظام چندقطبی منعطف و پویا حرکت خواهد کرد [5].

به‌طورکلی «پنج سناریو» می‌توان برای آینده نظم جهانی در نظر گرفت:

سناریو اول: با وجود آنکه آمریکا پس از فروپاشی شوروی به‌تدریج نقش پلیس جهانی را از دست داد و بحران مالی ۲۰۰۸ نیز این روند را تثبیت کرد، اما این کشور با بهره‌گیری از مجموعه‌ای از اقدامات ترکیبی علیه رقبای خود توانست مجدداً برتری و هژمونی خود را احیا کند. آمریکا توانست زنجیره‌های ارزش جهانی را تحت رهبری خود بازسازی نموده، پلتفرم‌های مالی و بانکی بین‌المللی را بازسازی کند و تمامی بازیگران جهانی را ملزم به پذیرش استانداردها و نظام‌های آمریکایی سازد. در واقع همان‌گونه که آمریکا توانست در دهه 80 میلادی، با سیاست‌‌های مالی خود، از تبدیل برخی قدرت‌‌های اقتصادی مانند ژاپن به هژمون جلوگیری کند، به‌نظر می‌رسد یکی از سناریو‌های مهم آینده نیز استمرار این اقدامات پیشگیرانه برای مهار ظهور و قدرت­گیری کشور‌های دیگر باشد.

سناریو دوم: قدرت دوم جهان بتواند جایگاه اول را به دست آورد و هنجارها و استاندارد‌های مدنظر خود را در جهان پیاده کند، ‌به‌گونه‌ای که عملاً استانداردهای فعلی حاکم بر جهان از میان بروند. پکن در حال انجام یک کارزار بی‌سابقه‌، پایین‌تر از آستانه نبرد مسلحانه، برای گسترش نفوذ حزب کمونیست چین و تضعیف موقعیت آمریکا و متحدانش است [44]. اگرچه دستیابی سریع چین به جایگاه قدرت نخست جهان بعید به‌نظر می‌رسد. اما به‌روشنی مشخص است که این کشور در تلاش است تا به‌صورت تدریجی و در چارچوب یک مسیر بلندمدت و برنامه‌ریزی شده، جایگاهی فراتر از موقعیت فعلی خود به دست آورد.

سناریو سوم: آمریکا و چین به‌عنوان قدرت اول و دوم اقتصادی جهان، رویه «همزیستی رقابتی» را در دستور کار خود قرار داده­اند. به گونه ای که علی­رغم وجود خصومت‌ها، در نظامات مالی و بانکی یکدیگر سرمایه‌گذاری می­کنند، اوراق قرضه می­خرند و به مجموعه‌ای از روابط ذیل زنجیره‌‌های ارزش جهانی شکل می­دهند. در عین‌حال، این دو قدرت در زیر پوست جغرافیا، رقابت خود را ادامه خواهند داد و هرچه بیشتر تلاش خواهند کرد تا زنجیره‌های ارزش و تأمین یکدیگر را هدف قرار دهند. در همین زمینه، اعلام دکترین «ظهور مسالمت‌آمیز» در سال 2003 به‌مثابه راهبرد کلان سیاست خارجی چین با هدف از بین بردن «تصور تهدید» و ایجاد ثبات منطقه‌ای که پیش‌نیاز رشد و توسعه اقتصادی چین است، محور اصلی فعالیت‌‌های دیپلماتیک چین در آغاز هزاره جدید است [45]. این دکترین سرآغازی بود تا نمایندگان چین و آمریکا در وین با هدف بهبود روابط دوجانبه و مشارکت سالم اقتصادی هر دو کشور با یکدیگر ملاقات کنند [46].

 سناریو چهارم: قدرت‌‌های جهانی نظیر آمریکا، چین و روسیه، مجموعه‌ای از بلوک‌‌های حصاربندی شده پیرامون خود را شکل می­دهند، به‌گونه‌ای که زنجیره‌های ارزش و استانداردها در هر یک از این بلوک‌ها به‌طور متمایز و مستقل شکل می‌گیرند و تعامل یا ارتباط قابل توجهی میان آنها برقرار نمی‌شود [47]. واقعیت این است که چین و روسیه بی‌امان در حال زمینه‌‌سازی برای یک سیستم بین‌المللی چندقطبی هستند. در این نظم، آمریکا همچنان کنترل کامل دارد، چین و روسیه سازمان‌های امنیتی، اقتصادی و نظامی مستقلی ایجاد می‌کنند و در حال توسعه موسسات مالی مستقل از سیستم پولی جهانی هستند. سازمان همکاری شانگهای بهترین نمونه برای این امر است که هند و پاکستان عضویت کامل آن را دریافت کرده اند . علاوه‌بر این در اکتبر 2007، سازمان پیمان امنیت جمعی تحت تسلط روسیه و سازمان همکاری شانگهای یادداشت تفاهمی امضا کردند که چارچوب همکاری نظامی آینده بین دو سازمان و اتحاد نظامی جامع بین چین، روسیه و کشورهای عضو هر دو سازمان را ترسیم می‌کند [48].

سناریو پنجم: در این سناریو با خروج تدریجی آمریکا و قدرت‌‌های غربی از غرب آسیا و تمرکز ‌آنها بر چالش‌‌های داخلی و رقابت با چین و روسیه، فرصت‌هایی برای ایران فراهم می­شود تا نقش خود را در سطح منطقه‌ای گسترش دهد، اما در پی حملات اخیر، محور مقاومت به‌ویژه حزب‌الله و حماس با چالش‌هایی مواجه شده و احتمالاً تضعیف خواهد شد.

ایران می‌تواند با وجود این چالش‌ها، از طریق همکاری با کشور‌های همسایه مانند عراق، ائتلاف‌هایی را شکل دهد که به تقویت موقعیتش در برابر نفوذ غرب و رژیم صهیونیستی کمک کند. در این میان، کشور‌های خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، به‌رغم برخورداری از ثروت‌‌های اقتصادی، ممکن است با فشار‌های اجتماعی و تنش‌‌های سیاسی داخلی روبه‌رو شوند. این وضعیت می‌تواند فرصت‌هایی را برای ایران فراهم کند تا در تعاملات منطقه‌ای ‌تأثیرگذار باشد. همچنین، ایران می‌تواند با استفاده از اشتراکات فرهنگی و تاریخی با کشور‌های آسیای میانه، روابط خود را تقویت کرده و به‌عنوان یک پل ارتباطی بین این دو منطقه عمل کند. در نتیجه گسترش دامنه نفوذ منطقه‌ای ایران، یک بلوک اقتصادی و سیاسی جدید شکل می­گیرد که به تثبیت جایگاه ایران‌‌ به‌عنوان بازیگری ‌اثرگذار در نظم نوین جهانی منجر خواهد شد.

با این ‌حال، نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان حیاتی است و این بازیگران با استفاده از ابزار‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی تلاش می­کنند نفوذ ایران و محور مقاومت را محدود نمایند. از سوی دیگر، چین و روسیه با اولویت­دهی به منافع اقتصادی خود ممکن است به دنبال حفظ روابط با کشور‌های عربی باشند. از اینرو، برای تحقق این سناریو، ایران ناگزیر است که بر مبنای واقعیت‌‌های میدانی و دیپلماسی مؤثر پیش رود. در نهایت، این سناریو می‌تواند به شکل‌گیری یک نظم جهانی چندقطبی منجر شود که در آن ایران و محور مقاومت‌‌ به‌عنوان یکی از بلوک‌‌های قدرت شناخته می­شوند. برای تحقق این سناریو، تحلیل دقیق شرایط میدانی، شناخت چالش‌ها و فرصت‌ها ضروری است. ایران می‌تواند با بهره‌گیری از دیپلماسی و اتحاد‌های راهبردی، نقش مؤثری در تعیین سرنوشت غرب آسیا و جهان ایفا کند.

 

8. تصویر مطلوب ایران بین‌المللی در سناریو‌های محتمل آینده نظم جهانی

به‌نظر می‌رسد در تصویر مطلوب ایران بین‌المللی بیش از هر چیز ایرانی حضور خواهد داشت که در همه پنج سناریو مطرح شده آینده نظم نوین جهانی، نه‌تنها غیرقابل حذف خواهد بود، بلکه خود را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی جانمایی خواهد کرد.

ایران به‌واسطه موقعیت خاص ژئوپلیتیکی،‌‌ مسیر غیرقابل حذف جریان سیال تجارت جهانی خواهد بود. در حوزه انرژی، بواسطه صنایع عظیم تبدیلی نفت و گاز، به عنوان برند تولید مشتقات نفتی و گازی تعریف شود. در حوزه امنیتی، ایران با بهره‌گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود و مدیریت هوشمندانه رقابت‌های شرق و غرب، می‌تواند این نزاع‌ها را به فرصت‌هایی برای کسب منافع بیشتر تبدیل کند. افزون براین، ایران می­تواند توسعه و پیشرفت خود را در مسیر کشور‌های در حال توسعه تعریف کند. ایران در حوزه فرهنگ می­تواند به عنوان میراث­دار تمدن فارسی «سنت‌ها، آیین‌ها، هنرها» و کانون گردشگری منطقه بواسطه فرهنگ غنی و آثار باستانی تعریف شود. علاوه براین، ایران در حوزه فناوری­های نوین می­تواند با تولیدات دانش­بنیان و صادرات فناورمحور تبدیل به قطب فناوری منطقه شود.

قبل از هر چیز برای پرهیز از اقدامات کوتاه مدت در حوزه تصویرسازی ایران، می­بایست یک اندیشکده‌ به عنوان نهادی عمومی غیردولتی تاسیس شود و با ‌‌جابه‌جایی دولت‌ها، تغییری در هیئت‌مدیره، ‌‌مأموریت‌ها و اقدامات ‌آن صورت نگیرد. همچنین این اندیشکده‌، اگرچه اهداف دولت را پیگیری می‌کند، اما نباید علناً دولتی به‌نظر بیاید. این اندیشکده مأموریت‌های خود را در سه حوزه کلیدی پژوهش‌های عمیق، تحلیل پویای افکار عمومی جهانی، و ارائه مشاوره‌های راهبردی سیاست‌گذاری تصویر ایران پیگیری خواهد کرد. کارکردهای اصلی آن شامل تولید گزارش‌های سالانه «شاخص تصویر ایران» برای سنجش روندهای جهانی، طراحی و اجرای کمپین‌های دیپلماسی عمومی، و ایجاد پلتفرم‌های تعاملی برای نخبگان جهانی است. این ساختار، ضمن بهره‌گیری از ظرفیت‌های تخصصی و تجربیات علمی اعضا، می‌تواند به تقویت دیپلماسی فرهنگی و علمی ایران کمک کند و نقش اثرگذاری در معرفی ظرفیت‌های کشور ایفا نماید.

این تصاویر می­بایست بر اساس یک شعار رسانه‌ای پرسش‌هایی را در ذهن مردم ایجاد کند، سپس نیاز است که به‌صورت تکرار در رسانه‌ها نمایش داده شود تا در اذهان عمومی تثبیت شود. به عنوان مثال؛ استفاده از ابزار رسانه‌ای مختلف نظیر برنامه­های تلویزیونی با موضوع ایران آینده در صدا و سیما، پلتفرم‌‌های پرطرفدار، شبکه‌‌های اجتماعی همراه با تبلیغات محیطی مانند بکارگیری بیلبورد، داده‌نما، و تراکت با طراحی خاص از جمله روش­های جذب مخاطب است.

ایران، ظرفیت‌‌های بسیاری در حوزه‌‌های مختلف تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، علمی و ... دارد که در همه ‌آنها امکان تصویر سازی وجود دارد. با این وجود، با در نظر داشت ظرفیت‌‌های کشور و همچنین سناریو‌های آینده، می‌توان پنج وجه از پیشران‌‌های کلیدی ‌‌مؤثر بر بین‌المللی شدن ایران و جانمایی آن در آینده نظم جهانی را شناسایی کرد:

  • تصویر با محوریت فناورانه (مزدا): در این تصویر، ایران باید در میان‌مدت به یکی از برجسته‌ترین قطب‌های فناوری در منطقه و در بلندمدت به مقیاسی جهانی تبدیل شود. بر همین اساس، توسعه یک رویکرد فناورانه به عنوان محور اصلی تمام تصمیمات و اقدامات کشور ضروری است. این رویکرد می‌تواند ایران را به تولیدکننده محصولات پیشرفته‌ای مانند گوشی‌های هوشمند، خودروهای الکتریکی، فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی، تجهیزات پزشکی و غیره تبدیل کند، محصولاتی که توسط شرکت‌های برجسته در مجموعه پرشیا‌نِکست عرضه شوند. نکته مهم این است که پرشیا‌نِکست فراتر از یک منطقه یا پارک فناوری ساده است، این ابرپروژه یک اکوسیستم نوآوری پویا به شمار می‌رود که بر پایه نیازها، خلاقیت‌ها و تجربیات عملی، به تدریج تکامل می­یابد. در هسته این ابرپروژه، فرصتی بی‌نظیر برای همکاری برد-برد میان ایران و چین وجود دارد. در این طرح، چین می‌تواند نه به عنوان یک سرمایه‌گذار حاشیه‌ای، بلکه به عنوان شریک اصلی و پیشران، توسعه و مدیریت زیرساخت‌های پیشرفته هوش مصنوعی و ابررایانش در این پایگاه منطقه‌ای را در دست گیرد. هدف پرشیا‌نِکست، ایجاد یک دژ محاسباتی چین-محور در ایران است که به عنوان بستر امن، مقرون‌به‌صرفه و دارای دسترسی راهبردی، میزبان سخت‌افزارها، دیتاسنترها و پلتفرم‌های ابری نسل آینده شرکت‌های پیشروی چینی مانند علی‌بابا، تنسنت، بایدو و مؤسسات تحقیقاتی دولتی شود. این همکاری به معنای انتقال فناوری در مقیاس گسترده و ایجاد یک اکوسیستم فنی هم‌سو با استانداردها و معماری‌های چینی است. ایران با ارائه انرژی فوق‌ارزان (ناشی از منابع گازی و توسعه سریع انرژی‌های تجدیدپذیر)، موقعیت جغرافیایی کانونی به عنوان پل ارتباطی اوراسیا، و فضای فیزیکی گسترده و امن برای احداث مزرعه‌های سرور عظیم، بستری ایده‌آل برای جبران یکی از چالش‌های کلیدی چین در توسعه جهانی هوش مصنوعی (یعنی هزینه‌های سنگین انرژی و محدودیت‌های جغرافیایی) فراهم می‌کند. در مقابل، ایران می­تواند در زنجیره‌ ارزش جهانی هوش مصنوعی، اشتغالزایی برای متخصصان داخلی، و دسترسی ممتاز به ظرفیت‌های پردازشی و ذخیره‌سازی مشارکت کند.

پرشیا‌نِکست می‌تواند به بازوی محاسباتی «جاده ابریشم دیجیتال» چین در غرب آسیا تبدیل شود، نیازهای رو به رشد پردازشی هوش مصنوعی چین را پشتیبانی کند و وابستگی متقابل فناورانه را عمیق‌تر نماید. در این ابر پروژه ایران می­تواند با اعطای امتیازات عملیاتی و تضمین سودآوری، این مشارکت را جذاب‌تر کند. آینده‌ هوش مصنوعی در اوراسیا می‌تواند در این همکاری مشترک ساخته شود و ایران بستر باشد و چین به عنوان معمار در این ابرپروژه باشد. در نهایت «پرشیا‌نِکست» به عنوان موتور تحول فناوری و اقتصادی می­تواند ایران را در مسیر توسعه پایدار فناوری و رقابت‌پذیری بین‌المللی قرار دهد و کشور را به قطب نوآوری منطقه و یکی از بازیگران مهم فناوری در جهان تبدیل کند.

  •    تصویر با محوریت ژئوپلیتیک (چهار راه جهانی): در این تصویر، ایران عضو حذف‌ناشدنی کریدور‌های جهانی است. هرچند تحریم‌های اقتصادی باعث شده‌اند توجه بیشتری به نقش ایران به‌عنوان یک کشور ترانزیتی کالا و انرژی شود، اما موقعیت ژئوپلیتیک ایران در طول تاریخ همواره برای دیگر کشورها مهم بوده است. جایگاهی که در عمل ایران را به یکی از محور‌های مهم تجارت خشکی‌پایه جهان و چهار راه تمدنی تبدیل کرده است. باید به‌خاطر داشت که ایران حلقه‌ای است که تمام راه‌آهن‌ها و خطوط ارتباطی غرب آسیا را به قفقاز متصل می‌کند که در نهایت به روسیه، چین، پاکستان، افغانستان و از طریق دریا تا هند و دریای چین جنوبی گسترش می‌یابد. ساخت مسیر کشتیرانی برای اتصال دریای عمان به دریای خزر (ایران‌رود) می‌تواند‌‌ به‌عنوان یک ابرپروژه در این راستا تعریف شود که نه تنها ظرفیت ترانزیت کالا را افزایش می‌دهد، بلکه ایران را به نقطه تلاقی تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و اقتصادهای بزرگ جهان تبدیل می‌کند. این ابرپروژه می­تواند جایگاه ایران را فراتر از یک مسیر کریدوری صرف ارتقا دهد و آن را به بازیگری کلیدی در اتصال و همگرایی منافع منطقه‌ای و جهانی تبدیل کند. چنین موقعیتی، پویایی و نقش راهبردی ایران را تقویت کرده و فرصت‌های نوینی برای توسعه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی فراهم می‌کند.
  •        تصویر با محوریت دفاعی (شیزان): در این تصویر ایران، به‌عنوان تولیدکننده فناورانه­ترین تجهیزات دفاعی و صادرکننده ‌آنها مطرح است. در نظام کنونی بینالمللی، کشورها برای پیشبرد هدف‌‌های داخلی و خارجی خود باید کشور‌های دیگر را به نحوی تحت تأثیری قرار دهند. در این تصویر، نیروهای مسلح باید عمده فعالیت‌های خود را بر پایه فناوری‌های موجود برنامه‌ریزی کرده و همزمان با ارتقای این فناوری‌ها، به دنبال دستیابی به فناوری‌های جدیدتر باشند تا موجب تقویت بُعد نظامی قدرت ملی کشور شوند. در نهایت، ایران آینده در مسیر ارتقای فناوری سامانه‌های موشکی، پهپادی، ناوهای جنگی و دیگر تجهیزات پیشرفته دفاعی گام خواهد برداشت.
  •        تصویر با محوریت انرژی (مشعل جهان): در این تصویر، ایران به‌عنوان تامین‌کننده انرژی مبتنی بر نفت، گاز و مشتقات آن برای جهان شناخته می‌شود. با وجود نقش مهم و مستمر نفت و گاز در تولید برق که پایه توسعه است، در سال‌های اخیر تقاضا برای پلاستیک به طور چشمگیری از سایر مواد اولیه صنعتی مانند فولاد، آلومینیوم و سیمان پیشی گرفته و تقریباً دو برابر شده است. انتظار می‌رود این روند رشد تقاضا در آینده نیز ادامه یابد و فرصت‌های جدیدی را برای صنایع مرتبط فراهم آورد. همچنین افزایش تقاضا برای محصولات پتروشیمی به این معناست که تا سال ۲۰۳۰، پتروشیمی‌ها بیش از یک‌سوم رشد تقاضای نفت را به خود اختصاص خواهند داد و تا سال ۲۰۵۰ نیز نزدیک به نیمی از رشد تقاضای نفت و خوراک را تشکیل خواهند داد، که این سهم حتی بیشتر از بخش‌هایی مانند کامیون‌ها، حمل‌ونقل هوایی و کشتیرانی است. امروزه، آمریکا حدود ۴۰ درصد از ظرفیت تولید جهانی پتروشیمی مبتنی ‌بر اتان را در خود جا داده است [49]. با این‌ حال، غرب آسیا همچنان قهرمان کم‌هزینه برای پتروشیمی‌‌های کلیدی است. این چشم‌انداز، در کنار رشد فناورانه این صنعت در کشور، می‌تواند ایران را به قطب انرژی جهان تبدیل کند.
  •    تصویر با محوریت فرهنگ (میراث­دار تمدن): در این تصویر، ایران به‌عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، و دارای میراث فرهنگی عظیم بازنمایی می­شود که نه تنها بخش عظیمی از هویت ملی ایرانیان را تشکیل می‌دهد، بلکه سهمی مهم در فرهنگ جهانی دارد. ایران با 29 اثر ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو «مانند تخت جمشید، میدان نقش جهان، چغازنبیل، پاسارگاد، بازار تبریز و باغ‌های ایرانی» و کسب رتبه پنجم جهانی از نظر تعداد میراث فرهنگی ناملموس می­تواند بازتاب تمدن غنی و تاریخی و فرهنگ چند هزار ساله باشد. این تصویر می‌تواند محور اصلی شکل‌گیری هویت بین‌المللی ایران باشد، به طوری که ایران به‌عنوان حافظ فرهنگ و هنرهای کهن در جهان دارای تمدنی زنده و پویا است. این امر به نوبه خود، موجب می­شود تا ایران ­صحنه‌گردان دیپلماسی فرهنگی و پلی بین گذشته و آینده تمدن باشد و با ارائه ابتکارات فرهنگی، هنری و علمی، و برگزاری آیین­ها و جشن­ها جایگاهی متمایز در همکاری‌های بین‌المللی کسب کند.

 

9. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

در کشور تصویرسازی، اجتماعی‌‌سازی و عمومی‌‌سازی تمدن آینده اسلامی از جمله دغدغه‌‌های مهم رهبری و نخبگان نظام است. چرا که این امر مهم منجر به ایجاد اجماع و وفاق در جامعه، افزایش اعتماد و اعتبار و تسریع حرکت در مسیر پیشرفت و نیل به اهداف و در نتیجه دستیابی به مرحله قابل‌قبولی از پیشرفت، ثبات و اقتدار می‌شود. بدین ترتیب زمینه به فعلیت در آمدن همه ظرفیتها و قابلیت‌های بالقوه موجود در جامعه فراهم می‌شود. در واقع، آنچه موجب اثربخشی و پایایی تصویرپردازی می‌شود، اجماع‌نظر اعضای جامعه درباره تصویر آینده و برانگیختن عناصر اجتماعی و عزم ملی برای عینیت بخشیدن به آن تصویر در وضعیت واقعی است. مقام معظم رهبری بارها بر ضرورت بحث از آینده بلندمدت نظام اسلامی تأکید کرده و اهمیت توجه به ۵۰ سال بعد را در کانون توجه قرار داده­اند. ایشان می‌فرمایند: «تا چشم‌انداز را برای خود تعریف نکنیم، هیچ کار درستی صورت نخواهد گرفت، همه‌اش روزمرگی است بعد از آن که تعریف کردیم؛ اگر برنامه‌ریزی نکنیم کار بی‌برنامه به سامان نخواهد رسید. بعد از آنکه برنامه‌ریزی کردیم، اگر همت نکنیم، حرکت نکنیم ذهن و عضلات و جسم خود را به تعب نیندازیم و راه نیفتیم، به مقصد نخواهیم رسید اینها لازم است» [50].

ازسوی‌دیگر، ژئوپلیتیک ایران، ظرفیت‌‌های انسانی، مواهب ثروت‌ساز زیرزمینی و پیشرفت‌‌های نظامی سال‌‌های اخیر و تأثیر آن بر امور جهانی، واقعیتی غیرقابل انکار است. به‌طورکلی و با توجه به ظرفیت‌‌های کشور و سناریو‌های آینده، می‌توان پنج وجه از پیشران‌‌های کلیدی ‌‌مؤثر بر بین‌المللی شدن ایران را شناسایی کرد که به اختصار در جدول ذیل آورده شده است:

 

جدول 3: ابعاد تصویر‌سازی ایران

ردیف

تصویر

لقب

ابرپروژه

1

تصویر فناورانه

مزدا

پرشیا‌نِکست

2

تصویر ژئوپلیتیکی

چهارراه جهانی

ایران‌رود

3

تصویر دفاعی

شیزان

ناو هواپیمابر ملی

4

تصویر انرژی

مشعل جهان

هاب انرژی جهان

5

تصویر فرهنگی

میراث­دار تمدن

نگین فرهنگ

مأخذ: همان

در چند اقدام کلی و در مجموع باید گفت که ایران بزرگ منطقه‌ای برای تصویرسازی و جانمایی شایسته ایران در سناریو‌های نظم نوین جهانی، مستلزم انجام اقدامات زیر است:

نهادسازی در حوزه توسعه تصویر ایران در جهان: یک سازمان زیر نظر نهادهای رسمی و حاکمیتی (مانند وزارت امور خارجه، دفتر رئیس‌جمهور) ایجاد شود و هیئت‌مدیره آن ترکیبی از نمایندگان رسمی و تخصصی باشد که از سوی نهادهای بالادستی انتخاب می‌شوند. نقش این نهاد باید در حوزه تسهیل‌گری و مشورت متمرکز گردد، نه به عنوان یک مرجع حاکمیتی مستقل یا تصمیم‌گیرنده نهایی. بدین ترتیب، این مرکز می‌تواند به عنوان عاملی تسهیل‌کننده و هماهنگ‌کننده همکاری میان دستگاه‌ها، نهادها و بخش‌های مختلف عمل کند بدون آنکه خود مستقیماً مسئول سیاست‌گذاری‌های حاکمیتی باشد. چنین جایگاهی، ضمن حفظ استقلال علمی و تخصصی، از تعارض با الزامات قانونی جلوگیری کرده و امکان تعامل سازنده میان نهادهای حاکمیتی و غیرحاکمیتی را فراهم می‌سازد. افزون براین، مأموریت این نهاد باید در قالب تلاش برای ارتقای «تصویر مثبت ایران در افکار عمومی جهانی» و حمایت از «دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کشور» تبیین شود، به گونه‌ای که نقش آن مکمل، پشتیبان و همسو با سیاست‌های رسمی دولت باشد.

تامین منابع مالی این نهاد می‌توانند از طریق نهاد حاکمیتی یا با همکاری دولت و بخش خصوصی تامین شوند تا علاوه بر تضمین تداوم فعالیت‌ها، امکان نظارت مستمر بر عملکرد نهاد فراهم گردد. افزون براین، ترکیب اعضای هیئت‌مدیره باید بازتاب‌دهنده تنوع و مشارکت گسترده باشد. به طوری که نمایندگانی از دولت، بخش خصوصی، نخبگان فرهنگی و جامعه مدنی در آن حضور داشته باشند تا ضمن حفظ استقلال تخصصی، تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در چارچوب قوانین و دستورات دستگاه بالادستی صورت گیرد.

جذب استعدادهای جهانی ایرانی‌تبار: ویزای طلایی فناورانه ۱۰ساله (با شرط اقامت یک ساله، انتقال فناوری و پرداخت مالیات) به متخصصان فناوری و کارت اقامت دائم فرهنگی همراه با بورسیه ۵ساله (شرط تولید اثر فرهنگی سالانه) به هنرمندان برجسته ایرانی‌تبار اعطا شود. افزون براین، شهرک‌های نوآوری و فرهنگی در مناطق مرزی منتخب تحت تدابیر نظارتی ایجاد گردد.

تصویب پیوست آینده: یکی از بنیادی‌ترین اقدامات در راستای توسعه زیست‌بوم حکمرانی آینده‌نگر و ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری، تدوین «پیوست آینده» است. این ابزار نوآورانه به سیاست‌گذاران امکان می‌دهد نقاط کور قانون‌گذاری را شناسایی کرده و قوانین را با نگاهی به تحولات آتی تدوین نمایند. افزون براین، سیاست‌گذاران را قادر می‌سازد قوانینی پایدار، منعطف و هم‌خوان با پویایی‌های جهانی تدوین کنند و نقاط کور قانون‌گذاری را به فرصت‌های آینده‌نگر تبدیل نمایند. اقدامی که زیست‌بوم حکمرانی آینده‌نگر کشور را نهادینه کرده و تاب‌آوری نظام حقوقی را در برابر تحولات جهانی تضمین می‌کند.

حل‌وفصل اختلافات با اولویت کشورهای همسایه: مدل کارای تنش‌‌زدایی با همسایگان، می‌تواند منجر به «انجماد تنش­ها» شود. در این مدل، ایران می‌تواند بدون تلاش برای حل‌وفصل اختلافات، برخی از ‌آنها را مسکوت نگه دارد و به جای آن بر روی اشتراکات فرهنگی مانند نوروز و زبان فارسی و زمینه­های مذهبی مانند دین اسلام تمرکز کند. به عنوان مثال؛ ایران می­تواند با برگزاری «المپیادهای فرهنگی و هنری» و ایجاد مسیرهای «گردشگری فرهنگی مشترک» و برگزاری «المپیادهای قرآنی» و «جشن‌ها و سوگواری‌های مذهبی» هم در راستای تنش­زدایی گام بردارد و هم تبدیل به هاب فرهنگی (بویژه برای فارسی زبانان) و هاب مذهبی در منطقه شود.

طرح «هم‌گرایی امنیتی - اقتصادی غرب آسیا»: تشکیل یک پیمان منطقه‌ای امنیت انرژی که کشورهای همسایه در آن با یکدیگر همکاری کنند. هر یک از اعضا می‌بایست در توسعه فناوری‌های دریایی سرمایه‌گذاری کنند و نیروی واکنش سریع «به صورت مشترک» برای مقابله با تهدیدات نوین با هدف تضمین ثبات انرژی تشکیل دهند.

انسجام دستگاه‌های تصمیم‌ساز در حوزه سیاست خارجی: عدم وجود صدای واحد در ساختار دستگاه سیاست خارجی ایران، منجر به فقدان برنامه‌ریزی عمیق، بلندمدت و ساختاری شده است. وضعیتی که در نهایت به کاهش اعتماد به دستگاه دیپلماسی کشور انجامیده و جایگاه ایران در عرصه جهانی «به‌جز در حوزه مسائل امنیتی» را تضعیف کرده است. این انسجام می‌بایست از طریق ایجاد اجماع ملی، وفاق سازمانی و هماهنگی میان نخبگان و نهادهای مختلف در سطح حاکمیت محقق شود.

بهره‌مندی هوشمندانه از ظرفیت نهادهای بین‌المللی: به‌نظر می‌رسد عمده سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی در راستای منافع قدرت‌های بزرگ شکل گرفته‌اند، اما در ناعادلانه‌ترین ساختار یعنی شورای امنیت سازمان ملل هم بازیگرانی مانند چین و روسیه حضور دارند که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی باید ‌آنها را به همسویی با منافع ملی ایران سوق دهد. در همین راستا، توسعه همکاری‌های راهبردی و دوجانبه ایران با چین و روسیه، همراه با بهره‌گیری هدفمند از فرصت‌های نشست‌های بریکس و سازمان همکاری شانگهای می‌تواند از انفعال این دو کشور در روند تصویب قطعنامه‌های ضدایرانی جلوگیری کند و همسویی آن‌ها با منافع ملی ایران را تقویت نماید.

لزوم دیپلماسی متوازن: اولین ویژگی سیاست همسایگی، تعادل و توازن در دیپلماسی است، دیپلماسی سیاسی، فرهنگی، علمی، اقتصادی و دفاعی باید همگی متعادل باشند، دیپلماسی ایران تاکنون بیشتر تک‏ساحتی بوده است. بنابراین پیشنهاد می‌شود که «دیپلماسی اقتصادی» و «دیپلماسی فرهنگی» در دستور کار وزارت امور خارجه قرار گیرد.

تعریف و تثبیت ابرپروژه‌ها: این ابرپروژه‌ها می­بایست منطبق با ساختار‌های ایران باشد در عین فراگیر و عامه‌پسند بودن، توان رقابت با ابرپروژه‌‌های سایر کشورها در سطح بین المللی را داشته باشد. ساخت یک پرشیا‌نِکست (شهر فناوری­های پیشرفته) در بُعد فناورانه، پروژه ایران‌رود در بُعد ژئوپلیتیکی، پروژه نگین فرهنگ در بُعد فرهنگی می‌تواند گزینه‌هایی مطلوبی برای یک ابرپروژه باشد. مدل تأمین مالی این پروژه‌ها بسته به اولویت‌بندی زمانی از طریق صندوق توسعه ملی، تأمین مالی جمعی، مشارکت‌های عمومی-خصوصی و اوراق پروژه قابل طراحی است.

تغییر الگوی اقتصادی و یا فرمول مالی دولت از هزینه‌فایده به هزینه‌فرصت: در هزینه‌فایده دولت یک ریال هزینه می‌کند تا 10ریال منفعت ببرد. نتیجه این امر این است که دولت در وهله اول، شریک بخش خصوصی و بعد رقیب این بخش مطرح می‌شود. در الگوی هزینه‌فرصت، دولت به‌جای محاسبه سود مستقیم، به هزینه‌‌های فرصت از دست رفته توجه می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، دولت به جای اینکه صرفاً به عنوان یک بازیگر مستقیم در فعالیت‌های اقتصادی باشد، نقش خود را به عنوان یک نهاد حاکمیتی و تسهیل‌گر ایفا می‌کند که در آن، تصمیم‌گیری‌ها براساس مقایسه با بهترین گزینه‌‌های جایگزین انجام می‌شود، نه ‌‌صرفاً سودآوری مستقیم پروژه‌ها.

توجه به توسعه زیرساخت‌‌‌‌های صادراتی: توسعه زیرساخت‌های صادراتی از جمله مولفه‌های اساسی در ارتقاء رقابت‌پذیری در بازارهای جهانی به شمار می‌آید. از اینرو نیاز به مجموعه ای از مهم‌ترین اقدامات و برنامه‌های زیرساختی در راستای گسترش صادرات است از جمله؛

1. حمل‌ونقل و لجستیک (زیرساخت سخت)

  •  تکمیل و توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل چندوجهی (جاده، ریل، دریا) با تأکید بر کریدورهای ترانزیتی اصلی
  •  نوسازی تجهیزات بندری و کشتیرانی و افزایش کارایی عملیاتی
  •  برقراری خطوط منظم هوایی و دریایی اختصاصی و برنامه‌ریزی‌شده به مقاصد صادراتی

۲. امور گمرکی و مدیریت مرزی (تسهیل تجارت)

  •  تجهیز و مدرن‌سازی گمرکات و مرزها، با تمرکز بر مرزهای دارای اهمیت صادراتی (مرزهای زمینی با همسایگان)
  •  الکترونیکی کردن و خودکارسازی فرآیندهای گمرکی برای کاهش زمان و هزینه ترخیص کالا
  •  انعقاد توافقات زیرساختی گمرکی و مرزی با کشورهای همسایه جهت تسهیل و هماهنگ‌سازی رویه‌ها

3. امور مالی و بانکی (زیرساخت نرم)

  •  توسعه روابط کارگزاری بانکی بین‌المللی و استفاده از ابزارهای مالی مانند گشایش اعتبار برای کاهش ریسک و هزینه‌های تجاری
  •  توسعه زیرساخت‌ها و سازوکارهای مبادلات مالی جایگزین (مانند پیمان‌های پولی دوجانبه) برای کم‌اثر کردن تحریم‌ها
  •  تقویت خدمات بیمه صادراتی برای پوشش ریسک تجار

۴. استاندارد و کیفیت (اعتماد بین‌المللی)

  •  همگام‌سازی استانداردهای ملی (به‌ویژه در بخش‌های با مزیت صادراتی) با استانداردهای فنی بین‌المللی
  •  انعقاد توافقات زیرساختی در زمینه استاندارد و پذیرش متقابل گواهینامه‌ها با کشورهای هدف

۵. زیرساخت‌های فناوری و شفافیت

  •  ایجاد سامانه‌های یکپارچه و هوشمند برای رصد و ردیابی محموله‌ها در تمام مراحل زنجیره تأمین
  •  تأمین زیرساخت‌های لازم برای خدمات لجستیکی پیشرفته توسط بخش خصوصی  و ارتقا دانش و توانمندی بنگاهی

راه‌اندازی «نظام رتبه‌بندی استاندارد‌های ایرانی- اسلامی»: راه‌اندازی این نظام رتبه‌بندی اقدامی راهبردی برای تبدیل ظرفیت‌های بومی ایران به برتری‌های رقابتی پایدار در عرصه جهانی است. جایی که مزیت‌های منحصربه‌فردی چون اقلیم خشک و نیمه‌خشک، میراث تمدنی کهن و ارزش‌های اسلامی، مبنای اولویت‌بندی حوزه‌های کلیدی قرار می‌گیرند. در صدر این اولویت‌ها، استاندارد حلال پیشرفته (شامل محصولات غذایی، و دارویی) برجسته است؛ با توجه به بازار عظیم ۱.۸ میلیارد نفری جهان اسلام، ایران می‌تواند با تدوین گواهی‌های حلال رقابتی به مرکز منطقه‌ای صدور این استانداردها تبدیل شود. این رویکرد نه‌تنها سهم صادراتی کشور را در زنجیره‌های ارزش جهانی ارتقا می‌دهد، بلکه هویت تمدنی-اسلامی ایران را به مثابه یک برند معتبر جهانی متبلور می‌سازد.

بهره‌گیری از دیپلماسی فرهنگی:  دیپلماسی فرهنگی یکی از ابزارهای مهم در روابط بین‌الملل است که فراتر از مناسبات سیاسی و اقتصادی به معرفی هویت، تمدن و ارزش‌های فرهنگی یک کشور می‌پردازد و به ایجاد تصویری مثبت و عمیق در اذهان مخاطبان خارجی کمک می‌کند.

  •          برگزاری جشنواره‌های فرهنگی با محوریت عناصر نمادین ایران: برگزاری جشنواره­های فرهنگی همانند نوروزی به عنوان جشن باستانی، موسیقی سنتی با تنوع گسترده اقوام، سینما و فیلم، فرصت‌های مناسبی برای جلب توجه و برقراری ارتباط فرهنگی مستقیم با مردم کشورهای منطقه ایجاد می­کند.
  •          برپایی نمایشگاه‌های تخصصی هنر و صنایع دستی: هنرهای دستی مانند قالی‌بافی، خوشنویسی، سفال‌سازی و مینیاتور، هر کدام بخشی از میراث فرهنگی ایران هستند که طی قرون متمادی شکل گرفته‌اند. نمایش این آثار به مخاطبان خارجی تصویری ملموس از زیبایی، ظرافت و عمق فرهنگی ایران می‌دهد و ارتباط عاطفی آنها را با فرهنگ ایرانی افزایش می‌دهد. این نمایشگاه‌ها می­توانند فرصت تعامل مستقیم بین هنرمندان ایرانی و بازدیدکنندگان خارجی و فعالان فرهنگی و هنری کشورهای میزبان فراهم ‌کنند. این تعاملات به افزایش درک متقابل و تقویت روابط مردمی و موفقیت دیپلماسی فرهنگی کمک می‌کند.
  •          همکاری‌های منطقه‌ای و میان‌فرهنگی: با تمرکز بر اشتراکات فرهنگی در منطقه، مانند زبان فارسی در بخش‌هایی از افغانستان و تاجیکستان، و همجواری جغرافیایی، می‌توان پل‌های فرهنگی مستحکمی ساخت که علاوه بر معرفی ایران، بر همگرایی و صلح منطقه‌ای نیز تأثیرگذار باشد.

به‌طورکلی، می‌توان گفت قرار گرفتن در زمره طراحان و شکل‌دهندگان به نظم جدید‌‌ بین‌المللی نیازمند برخورداری توأمان از ابزار‌های قدرت هوشمند، سخت و نرم است و البته جمهوری اسلامی ایران با توجه به نقش انگاره‌ها، هنجارها و تصاویر ذهنی، لازم است بیش از هر چیز به دنبال اقتدار و نفوذ نرم در عرصه داخلی، منطقه‌ای و جهانی باشد.

                             

 

 

 

[1]. طاهری دمنه، محسن، بررسی تحلیلی تصاویر آینده جامعه ایرانی در ذهن جوانان تحصیلکرده کشور. 1394، دانشگاه تهران؛ رساله دکتری.
[2]. احمدی، کوروش، مقدمه‌‌ای بر تصویر ایران‌ بین‌المللی و تمدنی، مصاحبه مرکز پژوهش­های مجلس، 1402/10/24.
[3]. فکری، علی، مقدمه‌‌ای بر تصویر ایران‌ بین‌المللی و تمدنی، مصاحبه مرکز پژوهش­های مجلس، محل سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌‌های اقتصادی و فنی ایران. 1402/11/9.
[4]. زارعی، سعدالله، مقدمه‌‌ای بر تصویر ایران‌ بین‌المللی و تمدنی، مصاحبه مرکز پژوهش­های مجلس، مؤسسه اندیشه‌سازان نور. 1402/12/3.
[5]. پل‌مه، مسعود، مقدمه‌‌ای بر تصویر ایران‌ بین‌المللی و تمدنی، مصاحبه مرکز پژوهش­های مجلس، انجمن ملی کشتیرانی ایران. 1402/11/6.
[6]. کریمی، محمد، مقدمه‌‌ای بر تصویر ایران‌ بین‌المللی و تمدنی، مصاحبه مرکز پژوهش­های مجلس، مصاحبه تلفنی. 1402/11/9.
[7]. شمس‌الدینی، محمد و عرب بافرانی، محمدرضا، نطفه‌بندی نظم جدید جهانی و سناریوهای هندسه‌ی آینده‌ی جهان. آینده پژوهی انقلاب اسلامی، 2023. 4(1): صص94-75.
[8]. صفوی، حمزه، مقدمه‌‌ای بر تصویر ایران‌ بین‌المللی و تمدنی، مصاحبه مرکز پژوهش­های مجلس، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران. 1402/11/21.
[14]. مومنی، فرشاد و محیا اله قلی، انواع نظم دسترسی محدود در جهان درحال توسعه رهیافت جدید برای مسائل توسعه. 1393، مرکز پژوهش های مجلس، شماره مسلسل ۱۳۸۶۳.
[15]. ابراهیمی، نبی­ االله، الگوهای نظم منطقه ای بازیگران خاورمیانه. 1386، گزارش مرکز پژوهش های مجلس، شماره مسلسل ۸۷۱۵.
[16]. نظامی پور، قدیر، مکرمی پور، محمدباقر، شادمانی، مهدیه. آینده نظم منطقه ای و بین المللی و نقش یابی جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه روابط خارجی، 1402. 15 (4)، صص: 239-266.
[17]. مظاهری نیا، محمد، مسلمی، امید، ریوندی، رضا. نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در حوزه­های قدرت منطقه­ای و جهانی با توجه به قلمرو ژئوپلیتیک خلیج فارس. مطالعات دفاعی استراتژیک، 1402. 20(۸۹). صص: 114-95.
[18]. حاتم زاده، عزیزالله، صناعی، علی، شکری، مرتضی. مدیریت تصویر بین‏ المللی جمهوری اسلامی ایران: آسیب شناسی و توصیه ها. مطالعات راهبردی، 1402. 25 (4)، صص: 281-249.
[19]. قاسمی، فرهاد، صلح جو، عبدالحمید. چرخۀ قدرت در سیستم بین المللی پیچیده و آشوبی و راهبردهای نقش یابی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه سیاست، 1399. 50(2)، صص: 702-685.
[20]. قانون اقدام متقابل در برابر اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان «سازمان تروریستی» توسط ایالات متحده آمریکا، مصوبات مجلس شورا، 1398/02/08،
 https://rc.majlis.ir/fa/law/show/1136804
[21]. قانون اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام، مصوبات مجلس شورا، 1394/07/23، https://rc.majlis.ir/fa/law/show/939345
[22]. قانون مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه، مصوبات مجلس شورا، 1396/05/22، https://rc.majlis.ir/fa/law/show/1033085
[23]. قانون افشای نقض حقوق بشر توسط آمریکا و انگلیس در جهان امروز، مصوبات مجلس شورا، 1391/02/30، https://rc.majlis.ir/fa/law/show/811383
[24]. Polak, F., Boulding, E., The image of the future. 1973: Amsterdam; New York: Elsevier Scientific Publishing Company.
[25]. Inayatullah, S., Futures studies: theories and methods. There’sa future: Visions for a better world, 2013. 30.
[26]. Dator, J., Introduction: The future lies behind! Thirty years of teaching futures studies. 1998, Sage Publications. p. 298-319.
[27]. Alizadeh, A. Image of The Future: A Tool For Future Study And Future Creation. 2023; Available from: https://extendednows.com/image-of-the-future-a-tool-for-future-study-and-future-creation/.
[28]. Son, H., Images of the future in South Korea. Futures, 2013. 52: p. 1-11.
[29]. Boulding, K.E., National images and international systems. Journal of conflict resolution, 1959. 3(2): p. 120-131.
[30]. Bilali, R., Image theory. The Encyclopedia of Peace Psychology, 2011.
[31]. Holsti, O.R., The belief system and national images: A case study. Journal of Conflict Resolution, 1962. 6(3): p. 244-252.
[32]. Fukuyama, M., Society 5.0: Aiming for a new human-centered society. Japan spotlight, 2018. 27(5): p. 7-50
[33]. Rüßmann, M., et al., Industry 4.0: The future of productivity and growth in manufacturing industries. Boston consulting group, 2015. 9(1): p. 54-89.
[34]. Shalwani, M., Insights into The Topic of The Fourth Industrial Revolution. 2021, Khalifa University Abu Dhabi, United Arab Emirates.
[35]. Fuchs, C., Industry 4.0: the digital German ideology. Triplec: Communication, Capitalism & Critique, 2018. 16(1): p. 280-289.
[37]. Hawkins, A. Chip wars: how semiconductors became a flashpoint in the US-China relationship. 2023; Available from: https://www.theguardian.com/world/2023/jul/05/chip-wars-how-semiconductors-became-a-flashpoint-in-the-us-china-relationship.
[38]. Chauhan Alind. How semiconductors became a flashpoint in the US-China rivalry. 2023; Available from: https://indianexpress.com/article/explained/explained-global/semiconductors-us-china-rivalry-taiwan-8815323/.
[39]. Zhang, X., Special action of smart manufacturing pilots. Beijing: Dianzi gongye chubanshe, 2016.
[40]. Lasi, H., Peter Fettke, Hans-Georg Kemper, Thomas Feld, and Michael Hoffmann., Industry. Business and Information Systems, 2014. 16(4).
[41]. مسجدجامعی، محمد. جنگ اوکراین؛ پیامدهای منطقه‌ای. ۱۶ تیر ۱۴۰۱; Available from: khabaronline.ir/xj2J5.
[42]. دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال. مبانی فرانظری نظریه اسلامی روابط بین‌الملل. فصلنامه‌ بین‌المللی روابط خارجی، 1389. 2(6).
[43]. اسمی، بهزاد. تأثیر انقلاب اسلامی بر تحولات جغرافیای سیاسی محور مقاومت در مقابل غرب. فصلنامه تخصصی تاریخ‌پژوهی ایران معاصر، 1396. 14(51).
[44]. Jones, S.G., Emily Harding, Catrina Doxsee, Jake Harrington, and Riley McCabe, Seth Johns, Competition without war, Beijing's political war strategy. Center for Strategic and International Studies, 2023.
[45]. سازمند، بهاره، ارغوانی پیرسلامی، فریبرز، چالش­های ژئوپلیتیک منطقه ای و دکترین ظهور مسالمت آمیز چین. فصلنامه روابط خارجی، 1391. 4(2).
[46]. Economist. The fault lines in America’s China policy. 2023; Available from: https://www.economist.com/united-states/2023/05/16/the-fault-lines-in-americas-china-policy.
[47]. Weigert, H.W., Haushofer and the Pacific. Foreign Aff., 1941. 20: p. 734.
[48]. Dwivedi, M.-G., Shanghai Cooperation Organization Expansion: Strategic Ramification. Journal of the United Service Institution of India-U.S.I, 2015. 111, (601).
[49]. International Energy Agency, The Future of Petrochemicals, Towards more sustainable plastics and fertilisers. 2018.
[50]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه‌‌های استان همدان؛ 1383/4/17 Available from: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3243