Charter of Co-Creation for the Future of Iran (3); A Vision of the Future of Iran Based on Metaphors of Progress

Abstract
The new vision for the future of Iran must first seek positive changes and transformative shifts in governance and, through that, pursue increased productivity (social and economic) and the re-engineering of certain structures. The starting point of the vision for the future of Iran is the modernization of governance to achieve an efficient, strong, and advanced model of the Islamic system. The second phase involves creating governance flows focused on five generative mechanisms for the future of Iran. The image of the future of Iran in the horizon of 1424 can be narrated in five alternative (or a combination of them) images: 1. "A People-Centric Iran," 2. "A Great Iran," 3. "An Innovative Iran," 4. "A Wealthy Iran," 5. "A Resilient Iran."
The premise of the future of Iran is based on the idea of "the coexistence of republicanism and Islamism and inherent independence in the world," grounded in "divine traditions," "the unifying and identity values of the Islamic Revolution," and "supporting and defending the dignity and essence of human beings" and "the Iranian-Islamic family and lifestyle" worldwide. The distinguishing feature of this approach from the routine of national documentation lies in "co-creation, participatory engagement, and future foresight to visualize the future of Iran," "creating multiple strategic narratives," and "focusing on acquiring the necessary capabilities and qualifications for governance."
Subjects

 خلاصه مدیریتی

بیان/شرح مسئله

طرح چشم‌انداز ایران آینده، موقعیت‌مند است و با شرایط ویژه و مختصات ایران فرهنگی، سیاسی، اقتصادی مطابقت دارد. در این طرح، عوامل جمعیتی، جغرافیای سیاسی، شرایط اقلیمی، امکانات سرزمینی و توانمندی علم و فناوری مورد توجه قرار می‌گیرد. چشم‌انداز ایران آینده، زنده و پویا و در عین حفظ ارزش‌های پایه خود، با نسل‌های بعد، اقتضائات روز و با سناریوهای پیشرو ارتباط می‌گیرد. چشم‌انداز ایران آینده، فرایندمحور و با شکل‌دهی به فضای گفتگوی ملی، به دنبال آن است که همه مردم اثر انگشت و نقش خود را در آینده ایران احساس کنند.

 

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

سند چشم‌انداز ایران آینده، نقطه آغاز حرکت فکری است نه مقصد حرکت. چشم‌انداز، الهام‌بخش حرکت در مسیر پیشرفت و محرکی برای تغییرات مثبت و چرخش‌های تحول‌آفرین در سطح حکمرانی بوده که ممکن است مستلزم تصمیمات بزرگ و شجاعانه و البته حسابگرانه باشد. چشم‌انداز باید به چرایی اقداماتی نظیر تصمیم‌گیری در قبال متغیرهای اقتصاد کلان، بازمهندسی برخی ساختارها و بازآفرینی برخی نظامات حکمرانی، تعیین تکلیف دوگانه‌های سیاستی و بازبینی در سیاست‌های کلان و ... رنگ و معنا ببخشد. مسئله‌های سیاستی متکثری وجود دارند که برای هریک از آنها پاسخ‌های متنوعی مطرح شده و می‌شود. اما انتخاب حکمرانی در قبال هر پرسش باید کدام پاسخ باشد؟ آیا یکی از پاسخ‌های موجود را بپذیرد یا در پی پاسخی دیگر باشد؟ انتظار می‌رود چشم‌اندازی که از آینده مطلوب داریم، معیاری برای تصمیمات و انتخاب‌های حکمرانی فراهم آورد تا برون‌رفتی برای منازعات سیاستی و تصمیم‌گیری وجود داشته باشد و عرصه عمل بلاتکلیف نماند.

چشم‌انداز آینده می‌تواند تقاضای تصمیم‌گیری عاقلانه، تدبیرگرانه و حکمت‌آمیز درخصوص این مسائل را ایجاد کند تا قابلیت‌ها و کیفیت‌های جدیدی برای نظام حکمرانی حاصل شود وگرنه، تلاش‌های چشم‌اندازسازی - حتی در صورت اجرای کامل منجر- به چرخه‌های معیوبی از دستاوردهای نامتوازن، مقطعی و سطحی در سراسر حکمرانی می‌شود.

مرحله بعدی، ایجاد جریان‌های حکمرانی متمرکز بر پنج تصویر الهام‌دهنده به پیشرفت ایران آینده است. این تصاویر، برمبنای تحلیل مضمون مصاحبه‌ها و پنل‌های برگزار شده با خبرگان، سیاست‌پژوهان و صاحبنظران ایران آینده احصا شده است. نگارندگان، پنج تصویر (و یا تلفیقی از آنها) را برای سیمای ایران آینده در افق ۱۴۲۴ پیشنهاد می‌کنند. ۱. «ایران مردمی»، ۲. «ایران بزرگ»، ۳. «ایران نوآفرین»، ۴. «ایران ثروت»، ۵. «ایران تاب‌آور». هریک از این تصاویر، فراخوانی همگانی برای روایتی از آینده ایران بوده که در قالب رویدادها، رسانه، مسابقات، تقسیم کار ملی و قابل توصیف، اصلاح و بسط است.

پیش‌فرض طرح ایران آینده‌، مبتنی‌بر ایده «مردم‌سالاری دینی و استقلال ایران اسلامی» است که بر پایه «سنت‌های الهی»، «ارزش‌های‌‌ توحیدی و هویتی نظام انقلاب اسلامی» و «حمایت و دفاع از کرامت و ذات انسان‌ها»، «آخرت‌اندیشی و توجه به سعادت اخروی و دنیوی در یک امتداد (نه جداگانه)»، «خانواده و سبک زندگی ایرانی -اسلامی» است. از نظر پژوهشگران این تحقیق، بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی، تربیت «انسان انقلاب اسلامی» است.

 

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند: «مجلس شورای اسلامی، طبق قانون اساسی، ریل‌گذار آینده‌ کشور است. اگر کشور مشکلاتی دارد، برای رفع این مشکلات نیاز به قانونگذاری و حضور مدبرانه‌ مجلس شورای اسلامی است.» لذا نقش مجلس شورای اسلامی در چشم‌انداز جدید، باید به‌صورت جدی‌تری طراحی، برنامه‌ریزی و اجرا شود که‌ ازجمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) خلق روایت‌های استراتژیک چندگانه و اتخاذ رویکرد تصویرپردازانه از آینده مطلوب برای ذی‌نفعان خصوصاً مردم و برندسازی ملی‌ مبتنی‌بر آن به‌جای الزام دولت‌ها به سندنویسی،

ب) توجه به کسب قابلیت‌ها و صلاحیت‌های ضروری برای حکمرانی با هدف امکان خلق چشم‌اندازهای پویا (به‌جای ارائه یک خط پایان مشخص یا ترسیم چشم‌انداز انتزاعی یا یک قله برای کشور)،

ج) الزام دولت‌ها به «یادگیری راهبردی در عمل» ‌‌‌‌به‌جای ترسیم یک نقشه‌ راه کاملاً از پیش تعیین شده (الزام این امر، طراحی کنش‌های اجرایی بزرگ و تحولی در سطح حاکمیت با تعریف و اجرای بازی‌های بزرگ ملی و ایجاد سلسله‌ای از اقدامات معنادار (شوک‌های مثبت) برپایه سوژه‌های راهبردی ایران است) [۲].

د) کمک به نهادسازی و راه‌اندازی شورای ایران آینده زیرنظر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) یا سران قوا یا رئیس‌جمهوری محترم و استقرار دبیرخانه آن در «بنیاد ایران آینده»،

ﻫ) تشکیل کمیسیون و اتاق مطالعاتی چشم‌انداز ۱۴۲۴ یا راه‌اندازی «فراکسیون ایران آینده» در مجلس شورای اسلامی متشکل از نمایندگان دغدغه‌مند و متخصص (این ساختار باید در کنار سایر کمیسیون‌های تخصصی و با رویکردی مشارکتی، به انجام کارویژه ارزیابی و سنجش کلیه طرح‌ها و لوایح و سؤال در انطباق با چشم‌انداز ایران، بپردازد)،

و) زمینه‌سازی برای مشارکت هرچه بیشتر شوراهای محلی و شورای عالی استان‌ها در تصمیم‌گیری‌های آینده‌نگرانه بخشی، استانی و ملی از طریق نمایندگان مردم،

ز) هدایت فرایندهای نظارتی آینده‌نگرانه با هدف ارزیابی عملکرد دستگاه‌های ملی در جهت پیشبرد برنامه هفتم (انتخاب دستگاه‌های برگزیده و آینده‌نگر).

۱. مقدمه       

چشم‌انداز، تصویری (خاطره‌ای) هنجاری از آینده بلندمدت است که بین اعضای جامعه (مردمان و نخبگان و حاکمان) مشترک بوده و اکثریت به آن متعهدند. تلاش هنجارمند چشم‌اندازپردازی برای ساخت آینده است و در مقابل تفکر سنتی پیش‌بینی (که در پی کشف یک آینده محتوم است)، قرار دارد. تا زمانی‌که تصویر یک جامعه از آینده، مثبت و بالنده باشد، (اصطلاحاً چشم‌اندازی‌ مبتنی‌بر یک تصویر مطلوب داشته باشد)، جامعه شکوفاست و زمانی‌که تصویر رو به انحطاط باشد یا به‌طورکلی تصویر با نشاطی وجود نداشته باشد، جامعه برای زمان زیادی دوام نخواهد آورد.

 چشم‌اندازهای ملی، به دنبال خلق تغییرات مثبت و چرخش‌های تحول‌آفرین در ذهنیت و عملکردهای بخشی و فرابخشی هستند تا مدیران و مردم، به دنبال کشوری جدید و متفاوت از ادامه وضع موجود باشند. غالب اندیشمندان حوزه توسعه، هرگونه ورود به آینده‌های مستعمل و ساخته شده توسط سایرین را نفی می‌کنند و اقرار دارند که مسیر توسعه و پیشرفت ایران، منحصر به ژنتیک و دی‌اِن‌‌‌‌ای سرزمین پارس (به‌سان یک انسان) است؛ با همه نقاط قوت و ضعف تاریخی همین سرزمین (البته این نکته، درس‌آموزی از سایر کشورها را نفی نمی‌کند). اگر هند به دنبال فناوری اطلاعات، ترکمنستان به دنبال انرژی خورشیدی، پاکستان به دنبال لوازم ورزشی، عربستان به دنبال سیادت جهان عرب، ترکیه به دنبال نو عثمانی‌گری، امارات به دنبال مرکز تبادل و … هستند، همه‌وهمه بر پایه استعدادهای ویژه آنان است و آنها برای دستیابی به چشم‌انداز، حرکت در دالان‌های توسعه و پیشرفت منحصر به شرایط خودشان را ارجح می‌دانند. درنتیجه چشم‌انداز ایران آینده نیز، از فهم مزیت‌ها، مختصات ویژه و صورت‌‌‌‌بندی تاریخی- اجتماعی ایران و همچنین از اراده جمعی نهادها و  آحاد جامعه ایران می‌گذرد. در خصوص مزیت‌ها بایستی این نکته را افزود که نظر نویسندگان این گزارش از مزیت‌ها، صرفا نقاط قوت نهادینه شده از گذشته تا کنون نیست بلکه ممکن است با ایجاد محیط نهادی مطلوب برای شکل‌گیری فعالیت‌های متنوع، همیشه زمینه‌های نوظهوری برای متبحر شدن و ماندن گشوده شود (مانند سیاست‌های صنعتی نوین ).

احکام توسعه ملی مانند اسناد سیاستی، اسناد راهبردی، امنیتی، برنامه‌های بخشی و ... سعی دارند از نگاهی تخصصی، بخشی یا فرابخشی، تصویر و قواعد مطلوبی را پیش‌روی حکمرانان، کارگزاران، رسانه‌ها و مردم قرار دهند. بنابراین چشم‌انداز ملی ناظر بر مسئله پیشرفت به‌عنوان ‌‌‌مهم‌ترین حوزه راهبردی ملت‌هاست و ازاین‌رو باید بدان پرداخته می‌شود. در اهمیت چشم‌انداز ملی، همین بس که اقدامات روزمره حکمرانی و بازیگران سیاستی پراکنده، می‌تواند یکپارچه و همسو شود و به‌مثابه یک قطب‌نما یا مغناطیس راهبردی در مخروط آینده‌های ممکن پیش‌رو عمل کند (شکل ۱). حال قطب‌نما را در مرکز کدام آینده ایران قرار می‌دهیم؟ قرار است به سمت کدام آینده جهاد کنیم؟ پس این تصویر ما از آینده است که خاصیت تعیین‌کنندگی در حکم چشم‌انداز را دارد.

شکل 1. مخروط آینده و جایگاه آینده‌ مرجح و چشم‌انداز [1]

 

 

 

 

چشم‌انداز، یک میثاق ملی بین حاکمیت متعهد و مدبر و مردم تحول‌خواه و مطالبه‌گر است (متناسب با ارزش‌ها و آرمان‌های ملت و حاکمیت). حاکمیت، تعهدات خود را برای رفع موانع پیشرفت اعلام می‌کند و ملت می‌داند از چه مسیر پیشرفتی، نباید تخطی کند،‌ اما جهانِ پر از عدم قطعیت‌ها، ایران امروز را در مقابل دایره بزرگی از آینده‌های متعدد (مطلوب تا نامطلوب - سفید تا سیاه) قرار داده و از این منظر، نقش حکمرانان و اندیشمندان و جامعه در انتخاب و کنش برای هرکدام از این آینده‌ها، بی‌بدیل است. سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ ایران- اسلامی یکی از دستاوردهای این نگاه بوده و در سال ۱۳8۴ به ابلاغ مقام معظم رهبری رسیده است. این سند با تلاش‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام و دولت وقت تهیه شده و شامل سیاست‌های کلی برنامه بیست‌ساله آینده کشور می‌شود. فرض این سند، انطباق یافتن برنامه‌های توسعه و بودجه‌های سالیانه‌ براساس اهداف راهبردی چشم‌انداز ۱۴۰۴ بوده و اولین مدخل آن، سیاست‌های برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران شامل: امور فرهنگی، علمی و فناوری، اجتماعی- سیاسی- دفاعی و امنیتی، مناسبات سیاسی، روابط خارجی و امور اقتصادی بوده است. سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ از ابعاد مختلفی، قله پیشرفت و سازندگی کشور در جهت هدف‌های والای جمهوری اسلامی را ترسیم کرده است، اما ‌‌‌مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی تدوین چشم‌انداز ایران آینده (با رویکرد سندنویسی گذشته) موارد زیر است:

۱) گرایش‌های مشارکت‌گریز مزمن در ‌‌‌‌بوروکراسی‌ها که خود را در تمرکزگرایی مفرط درون دستگاه‌های اداری نمایان می‌کنند و فرایند چشم‌اندازپردازی را از جریان‌سازی اجتماعی و نهادی و پشتوانه مردمی محروم می‌سازد،

۲) فقدان ایده پیشران منسجم و منطق اولویت‌گذاری در تدوین اسناد سیاستی،

۳) تبدیل شدن اسناد ملی به فهرستی از آرزوهای پراکنده و ایده‌های متناقض (تجمیع همه احکام خوب در یک سند)،

۴) نبود کلان‌روایت تاریخی از ایران و مسیر طی شده انقلاب اسلامی،

۵) ایستا در نظر گرفتن جهان جدید و عدم توجه به روندهای آینده در حوزه‌های اثرگذار سیاسی، اقتصادی، علم و فناوری، محیط‌زیست، فرهنگی و غیره،

۶) عدم برقراری پیوند بین اسناد ملی و نیازهای کلیدی (مسائل اساسی)، مقاصد بلندمدت و دوراندیشانه کشور و کلان‌پروژه‌های ملی،

۷) فقدان تقسیم کار ملی برای مسئولیت‌سپاری میان نهادها و ‌‌‌‌پاسخ‌گویی بر اهداف مقرر،

۸) عدم ارزیابی دقیق از موفقیت تجربه سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ از منظر عمومی و خبرگی،

۱۰) آماده نبودن شرایط اجتماعی- اقتصادی جامعه برای ارائه چشم‌انداز نوین و مطلوب برای کشور با توجه به تحولات ملی و بین‌المللی،

۱۱) محدودیت‌های ضمانت اجرایی سند چشم‌انداز، پایش سنجه‌ها و ارزیابی راهبردی.

 این گزارش براساس مطالعات و بررسی‌های خبرگانی صورت گرفته از سال ۱۴۰۱ شامل برگزاری سه رویداد ملی شناسایی مسائل نوپدید ایران آینده (نوآیند)، پنل‌های تخصصی با آینده‌پژوهان پیشکسوت و جوان، مصاحبه‌های تخصصی با خبرگان و جلسات متمرکز با کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس، مطالعات پشتیبان در زمینه هم‌آفرینی تصویر ایران آینده [2و3] و برگزاری جلسات بازخوردگیری با برخی از دستگاه‌های ملی (نظیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، وزارت صمت،...) در پی ارائه پیشنهادی جدید با رویکرد هم‌آفرینی و‌ مبتنی‌بر استعاره‌های پیشرفت ایران آینده است. در ادامه ضمن بررسی مجمل چشم‌انداز ۱۴۰۴، افق زمانی ۱۴۲۴ به سه مرحله حل مسئله، پیشران‌گرایی و ایده‌های تحولی تقسیم شده و درنهایت با ارائه پنج استعاره پیشرفت و یک شرط الزامی برای نوسازی حکمرانی، از تصویرسازی (خلق معانی منسجم برای جامعه و نظام حکمرانی) به‌جای سندنویسی در عرصه چشم‌انداز رونمایی می‌شود.

 

 ۲. چشم‌انداز ۱۴۰۴ در نگاه رهبری                   

متن مختصر سند چشم‌انداز بیست‌ساله‌ جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ که در تاریخ ۱۳ آبان‌ماه سال۱۳۸۲ توسط رهبر معظم انقلاب به سران قوای سه‌گانه ابلاغ شد: «با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه‌ریزی شده و مدبرانه جمعی و در مسیر تحقق آرمان‌ها و اصول قانون اساسی‌، در چشم‌انداز بیست‌ساله، ایران کشوری است توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل».

رهبر انقلاب درباره سند چشم‌انداز تعابیر مهمی در دیدارهای خود داشته‌اند که درباره کلمه‌به‌کلمه این سند فکر شده است و چشم‌انداز دست‌یافتنی، عملی و واقع‌بینانه است: «شما جوان‌های عزیز این سند چشم‌انداز را مطالعه کنید. اگر کسی دقت نکند، ممکن است خیال کند افرادی نشسته‌اند و انشا نوشته‌اند؛ ولی نه، بدانید انشا نیست. کلمه‌به‌کلمه‌ این چشم‌انداز- با ‌‌‌‌تأکید می‌گویم - محاسبه شده است. اینکه ما گفتیم در بیست سال آینده می‌خواهیم کشور اول منطقه در این خصوصیات باشیم و این شاخص‌ها را داشته باشیم، ‌اینها بررسی و محاسبه و کارشناسی شده است. ما می‌توانیم؛ منتها این توانستن شروطی دارد. ما معتقدیم اینچشم‌انداز، تحقق‌یافتنی است؛ اما باید برنامه‌ریزی و راه حرکت را پیدا کرد».

 ایشان در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت سال ۱۳86 درخصوص ضرورت توجه به سند چشم‌انداز ‌‌‌‌تأکید کردند، «سفارش اول ما مسئله‏ «سند چشم‏انداز» است. در گزارش آقای رئیس‏جمهور یک جمله‏ کوتاهی گفته شد و اسم سند چشم‏انداز آمد؛ لکن این کافی نیست. سند چشم‏انداز، یک مسئله‏ فرادولتی است؛ مال این دولت و آن دولت و این سیاست و آن سیاست و این جریان و آن جریان نیست؛ محصول یک کار فشرده و متراکم است؛ کارِ کارشناسی شده است و درست هم هست. این سند، درواقع برنامه‏ کلان بیست‏ساله‏ ماست و یک سند به‌معنای حقیقی کلمه است. آنچه که در این سند گفته شده، تعارف نشده. باید در همه‏ برنامه‏ریزی‌ها - چه در قانونگذاری که قانونگذارها مسئولش هستند، چه در اجرا و مقررات اجرایی که شماها مسئولش هستید - سند چشم‏انداز را مورد ملاحظه قرار بدهید؛ بسنجید و ببینید کجاها در جهت سند چشم‏انداز نیست، آنجا را تصحیح کنید و نگذارید زاویه بخورد. این فقط مسئولیت رئیس‏جمهور نیست - اگرچه رئیس‏جمهور، بیشترین مسئولیت را در این زمینه دارد - بلکه ‌‌‌‌مسئولیت یکایک شما آقایانی است که در رأس دستگاه‌های ‌‌‌‌اجرایی قرار دارید. یعنی واقعاً سند چشم‏انداز را ‌‌‌‌به‌عنوان یک میثاق، مبنای عمل قرار بدهید. این یک نکته و سفارش مؤکد من است». «جهت‌گیری‌‌‌‌‌‌های برنامه‌‌‌‌‌‌ای و کاری دولت را با شاخص سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز بسنجید. این سند چشم‌‌‌‌‌‌انداز چیز مهمی است؛ این را دست‌‌‌‌‌‌کم نباید گرفت. شاید بتوان گفت که بعد از قانون اساسی، ما هیچ سندی را در کشور به این اهمیت نداریم. یک نگاه کلان و بلندمدت است».

 

 ۳. ویژگی‌های پیشنهادی برای چشم‌انداز جدید

‌اکنون موعد زمانی چشم‌انداز ۱۴۰۴ است و جریان‌های کارشناسی مختلف پس از حدود ۲۰ سال، به تجربه‌های پیشین نقدهایی دارند. از نقدهای محتوایی تا نقدهای روش‌شناسی و جاری‌سازی؛ همه این نقدها، شنیدنی و قابل تحلیل هستند و موجب قوت تجربه بعدی خواهند شد. با تحلیلی منصفانه باید گفت، تعیین مسیر پیشرفت کشور، فرایندی هموار و واضح نیست؛ خصوصاً اینکه جهان بیش از هر عصر دیگری، پیچیده، مواج، غیرقابل پیش‌بینی همراه با تحولات بنیادین در عرصه‌های تخصصی شده است. تلاش‌های جدید برای چشم‌انداز بعدی (افق ۲۰ساله یا بیشتر) می‌تواند برپایه درس‌آموخته چشم‌انداز 1404 و با محوریت تصویرسازی و هم‌آفرینی پیشنهاد ‌شود [۲]:

  • چشم‌اندازی که واقعیت‌های درونی و بیرونی ایران را به‌طور کامل در نظر بگیرد (برای مثال کلان روندهایی نظیر پیری جمعیت، تغییرات اقلیمی، شکاف گسل‌های دولت - ملت، اقتضائات نسل جدید و …). باورپذیری همه گزاره‌های تجویزی متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و نهادینه شده در ایران و ایرانیان (نقاط قوت و ضعف ملی) هنر چشم‌انداز بعدی است.
  • چشم‌اندازی که نه‌تنها، واقع‌بینانه، ارزش‌مدارانه و تحول‌گرایانه باشد، بلکه نسبت به تغییرات سیاسی، اقتصادی، محیط ‌زیستی، اجتماعی، فرهنگی و بین‌المللی ایران در نظام‌های جهانی روزآمد بوده و سازوکارهای اصلاح حین مسیر را از قبل طراحی کند. همچنین در عین نگاه ارزش‌مدارانه، از نگاه اصیل کارشناسی و بدون غرایض سیاسی (خط‌کشی‌های جریانی) نشئت گرفته و نسبت به ایده‌های متنوع ملی، گشوده باشد.
  • چشم‌اندازی که ارتقای جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را در کنار تحلیل عملکرد رقبای راهبردی، طراحی کند (و به‌طور هم‌زمان، رقبا را نیز ایستا در نظر نگیرد).
  • چشم‌اندازی که صرفاً بیانیه آرزوها نیست و محرک امید و شوق نهادی و اجتماعی است. (درواقع آرمان‌های انفرادی را ارتقا می‌بخشد و تمرکز بر فعالیت جمعی و نهادی را ممکن سازد). بنابراین باید از عناصر تصویرپردازی حرفه‌ای،‌ مشارکت عمومی و سازوکارهای مشوق و انگیزه‌بخش برخوردار باشد.
  • چشم‌اندازی که نسبت خود را با سایر اسناد بالادستی و اسناد حقوقی ملی معین کرده و جایگاه صریح و بارزی در نظام حکمرانی ایران داشته باشد؛ به‌نحوی‌که قوای سه‌گانه در ادوار گوناگون مدیریتی متعهد به تحقق چشم‌انداز بوده و عملکردشان در قبال چشم‌انداز تحت نظارت و ارزیابی باشد.
  • چشم‌اندازی که صرفاً قله را نشان ندهد، بلکه ادبیات/منشوری از حرکت، پیشروی و توانمندسازی حاکمیت-ملت (انسان - سیاست - نهاد) قلمداد شود. بنابراین باید کیفیت‌ها و قابلیت‌های راهبردی کشور را برای پیشرفت چندجانبه مشخص و بین آنها در طول افق زمانی، توازن برقرار کند.
  • چشم‌اندازی که نه‌تنها نخبگانی، بلکه بتواند در هر دو جهت بالابه‌پایین و پایین‌به‌بالا جریان پیدا کند و حتی‌الامکان، طیف‌های مختلف و توده‌های متنوعی را حین تدوین و ابلاغ و پیاده‌سازی مشارکت دهد (بنابراین می‌توان با هدف هم‌آفرینی ایران آینده، فرایندهای آینده‌نگاری مشارکتی و نوآوری اجتماعی را در چشم‌اندازسازی اهمیت داد).
  • چشم‌اندازی که نسبت به محرک‌های محیطی و رویدادها و روندهای پیشران بین‌المللی، ماهیت پویا و انعطاف‌پذیر داشته باشد و در تلاطم تغییرات و رخدادها رنگ نبازد؛ هرچند احیاناً در نقاط عطف خاصی، به میزان جزئی ویرایش شود.
  • چشم‌اندازی شامل تصاویری باشد که علاوه‌بر بیناذهنی و جمعی بودن، خودآگاه باشند. خودآگاهی یعنی هریک از آحاد جامعه بتوانند به خودشان توضیح دهند که چگونه به این تصویر رسیده‌اند. در غیر این‌صورت، تحت‌تأثیر حوادث و تغییر شرایط و موقعیت‌ها، تصاویر آحاد جامعه تغییر پیدا کرده و هرکس تصویر خود را از آن تصویر جمعی جدا خواهد ساخت.
  • چشم‌اندازی که مرحله «پس از تدوین» را هم تراز با مرحله تدوین بداند و برای جریان‌سازی و گفتمان‌سازی آن، برنامه جدی داشته باشد. اسناد تالی و تابعی را تولید کند که بتواند برنامه‌های پیشران در حوزه‌های مولد و پنجره‌های فرصت ملی (نه لزوماً با رویکرد جامع) را هدایت کند.

 

 ۴. استعاره‌های پیشرفت و تصاویر ایران ۱۴۲۴                                                                                                    

در آینده‌پژوهی، آینده‌های چندگانه که در قالب سناریوها تصویر می‌شوند، به گزینش مقاصدی از آینده کمک می‌کنند تا بتوان از چشم‌انداز برگزیده، به زمان حال پس‌نگری کرد. منظور از پس‌نگری، حرکت از نقطه مطلوب B به نقطه مطلوب ماقبل زمانی آن (A) است که الزامات رسیدن به نقطه B را در نظر می‌گیرد. بنابراین به همین منوال برنامه  اقدام و مسیری تحقق از آینده به سمت زمان حال ترسیم می‌شود. در این گزارش، پنج تصویر پیشرفت مبنای ایران ۱۴۲۴ منظور شده است (شکل ۲). نقطه تمایز این رویکرد نسبت به سایر اسناد کلاسیک راهبردی این است که چشم‌انداز ایران ۱۴۲۴ به دنبال عبور از «سندهای متنی اداری» و «منطق برنامه‌ریزی سنتی» است. تفاوت‌های این سبک از سندنگاری شامل:

 ۱. توجه به قابلیت‌ها و صلاحیت‌های جدید حکمرانی برای خلق چشم‌اندازهای پویا (‌‌‌‌به‌جای ارائه یک خط پایان مشخص یا یک مقصد متعالیِ صرف برای کشور)،

 ۲. رویکرد تصویرپردازانه به چشم‌انداز و همچنین برندسازی،

۳. یادگیری در عمل از طریق طراحی و اجرای کنش‌های موفقیت‌آمیز در سطح حاکمیت، اجرای بازی‌های بزرگ ملی و سلسله‌ای از اقدامات معنادار (برپایه سوژه‌های راهبردی ایران) است. بنابراین سند چشم‌انداز جدید لزوماً نمی‌تواند همه بخش‌های حاکمیتی را به‌طور جامع در نظر بگیرد (چراکه همه بخش‌ها، وظایف قانونی خود را مکلف هستند)، بلکه اهرم‌های پیشرانی را طراحی می‌کند که با تقویت آنها، چشم‌اندازهای شدنی‌تر و پویاتری، به‌طور مستمر تولید یا بازتولید شوند. در این نگاه، «استعاره‌های پیشرفت» حکم سازه‌های اصلی این پیکره را خواهند داشت.

 شکل 2. استعاره‌های پیشرفت ایران آینده

 

 

 

مأخذ: بر اساس یافته‌های پژوهش.

 منطق پیشنهادی برای چشم‌انداز جدید ایران از چهار گام اساسی برخوردار است:

 در گام اول، انتخاب استعاره‌ها بر پایه نظریه‌های ارزشی و مفهومی ایران از پیشرفت است که منشأ چشم‌انداز و هرگونه تصویرسازی و رؤیای ملی خواهد بود. این بخش در مطالعات پشتیبان، تجربه چشم‌انداز ۱۴۰۴ و همچنین گزارش‌های سیاستی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به چشم می‌خورد. ‌‌‌مهم‌ترین مبنای نظری، نگاه به انسان و ملازمات رشد اوست. تربیت انسان و جامعه توحیدی، تفاوت ماهوی نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران با هر کشور دیگری را آشکار می‌سازد. شهید بهشتی در این‌باره می‌گوید: آرمان جمهورى اسلامى، آرمان انسان شدن و متعالى شدن و حرکت الی‌الله است. در تمام اصول قانون اساسى آینده باید همواره تکیه روى این اصل به چشم بخورد: نقش بنیادى تقوا در رشد انسان. ... تقوا یعنى ضد غفلت و بی‌خبری؛ ذکر، یاد. در نظام جمهورى اسلامى باید از در و دیوار، از درون و برون جامعه نشانه‌ها و انگیزه‌هایى ببارد که من و شما را به یاد خدا بیاورد و یاد خدا را در دل‌هایمان زنده نگه دارد  [4]. «انسان انقلاب اسلامی»، انسانی اولاً، برانگیخته، تربیت‌پذیر، با ذهنیت جهانی و مبعوث شده است و ثانیاً، هویت جمعی و تمدن‌سازانه او بر هویت فردی وی اولویت دارد.

با نگاهی به مضامین بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، انسان انقلاب اسلامی قرار است شبیه و به رنگ خدا (صِبْغَةَ اللَّه) باشد و با زیست توحیدی خود، آماده تصحیح خطاهای قبلی است؛ اهل افراط و کج‌روی نیست؛ در برابر زورگویان و گردن‌کشان صراحت و شجاعت دارد؛ دفاع از مستضعفان و مظلومان عالم را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد و توأمان چه در برخورد با دشمنان و چه در برخورد با غافلان داخلی، جوانمردی و مروت انقلابی دارد؛ اهل صداقت و صراحت است و با آرمان‌های بزرگ آرام می‌گیرد (یک عاقل بی‌قرار است). کنش‌های فردی و اجتماعی انسانِ انقلاب اسلامی، دو مقوله دین و دنیا به ظاهر متضاد را در یک وحدت منسجم جمع می‌کند و پیشرفت تمام شئون زندگی را (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، رفاهی و ... ) خواهان است.

استعاره‌های پیشرفت به‌منزله گفتمان‌های موازی، رقیب یا هم‌تکامل می‌توانند در ادامه مسیر کارساز باشند. در هر گفتمان، اولویت‌های موضوعی یا راهبردی وجود دارد که مبنایی برای تحرکات ملی بعد از آن است. یعنی اینکه بدانیم در زاویه نظری هر گفتمان، چه زمینه‌های بالنده‌ای وجود دارد که می‌تواند پیشرانی برای توسعه کشور باشد.

در گام دوم، با تأسی از رویکرد برنامه‌ریزی پیشران‌محور، موقعیت‌های استثنایی ایران (یا همان پیشران‌ها) براساس استعاره‌های ‌نام‌برده تعیین می‌شوند. منظور از موقعیت‌های استثنایی، پنجره‌های فرصت ملی مانند اقتصاد دیجیتال، حجم بالای نیروی انسانی دانشگاهی، ظرفیت‌های نفت و گاز و معدن، ظرفیت‌های گردشگری و فرهنگی و غیره هستند که می‌توانند وضعیت حاکم بر کشور را از قالب فعلی جدا ساخته و ایران را‌ مبتنی‌بر استعدادها و محدودیت‌های خویش به جایگاهی ممتاز و مرزشکن منتقل کند. مطالعات کتابخانه‌ای دقیق، مطالعات تاریخی، مطالعات ترازیابی و مقایسه‌ای ایران در نظام بین‌الملل و همچنین تحلیل روندها و رخدادهای جهانی و منطقه‌ای و ملی می‌تواند ما را به شناخت عمیق این پنجره‌ها و مزیت‌ها برساند.

حال برای بهره‌مندی از این مزیت‌ها که به‌مثابه اهداف راهبردی نیز تلقی خواهند شد، در گام سوم، پروژه‌های ملی تعریف می‌شوند (تعداد محدود، اما به اتکای استعاره‌ها و سپس موقعیت‌های ویژه). تعریف مأموریت‌هایی مافوق نظام دیوان‌سالاری و از جنس پروژه به انضمام تعیین مدیر و نهاد مسئول، زمان‌بندی، تخصیص منابع، خروجی مشخص و‌ هرگونه شاخص برای کنترل و ارزیابی راهبردی آنها، می‌تواند نظام تدبیر و پیشرفت را به نتیجه برساند. شایان ذکر است اگر تعداد پروژه‌های ملی یا در سطح استانی (با توجه به نگاه آمایشی)، متکثر باشد این بدان معناست که همچنان اولویت‌شناسی مغشوش بوده و اتکایی به پیشرانه‌های برنامه‌ریزی صورت نگرفته است. درحالی‌که تجربه نظام برنامه‌ریزی کشور نشان داده است که برنامه‌های توسعه‌ای نباید با ذهنیت همه‌ چیز خواه و جامع نگاشته شود. تعریف پروژه‌های بزرگ پیشرفت، به‌طور قطع زمینه‌ساز قابلیت‌های جدیدی برای حکمرانی ایران است. حکمرانی، سراسر حل مسئله پیشرفت است؛ بنابراین برای مواجهه صحیح و قوی با چالش‌های آینده، چاره‌ای جزء ارتقای حکمرانی و تقویت سازوکارهای تصمیم‌گیری ملی نیست. نوسازی حکمرانی و اتخاذ تصمیم‌های مهم برای مسائل انباشته شده (مانند قیمت انرژی یا ...) از همین گام آغاز می‌شود.

گام چهارم، مربوط به آمایش ایران آینده است. آمایش یعنی برنامه‌ریزی از کل به جزء؛ یعنی تسری و ترجمه همه مأموریت‌ها و پروژه‌های ملی به بخش‌های تخصصی، کارکردی و استانی و حتی شهری (ممکن است در سند چشم‌انداز، شهرهای مهم کشور نیازمند سند چشم‌انداز شهری باشند که حول ایران (به‌عنوان مرکز گفتمان) چرخش هماهنگ و مستقل خود را بیابند). در این مرحله، باید بازیگران ملی و استانی و شهری بدانند چه اقداماتی را با توجه به چه نقشه‌ای انجام می‌دهند و این اقدام‌شان ناظر بر چه مأموریت ملی و هدف راهبردی است؟ جزئیات اجرایی، سیاست‌های رفتارساز و سازوکارهای بعدی مانند گزارش‌گیری در این مرحله پیاده می‌شود. این مرحله باید نشان دهد که چگونه تصویر ملی به صحنه اقدام و اجرا درآمده است؟ در این بخش، دستگاه‌های دیوان‌سالار نقش مهمی را ایفا خواهند کرد. آمایش ایران آینده همان طرح اقدام همه‌جانبه و لایه‌ای (لایه ترتیبات نهادی، لایه زیرساختار‌های‌ اجتماعی - اقتصادی، لایه فرهنگی و رسانه‌ای و گفتمانی) در راستای تصویر مطلوب ایران آینده بوده که قابلیت رصدشوندگی و ارزیابی آن نیز مورد ‌‌‌‌تأکید است.

همان‌طور که در زنجیره تمدن‌سازی اسلامی در ابتدا، انقلاب، نظام، دولت، جامعه و در پایان تمدن مطرح شده است، لذا پیشنهاد می‌شود افق زمانی و نقشه راه پیشرفت نیز با سه سبک چشم‌اندازسازی تناظر یابد (شکل ۳). این سازوکارها می‌توانند به‌صورت ‌هم‌زمان و به‌موازات شروع شده و با مدل برنامه‌ریزی غلتان به‌روز شوند:

مرحله اول: اولویت‌شناسی مسائل و برنامه‌ریزی برای حل ریشه‌ای چالش‌های مانع چشم‌انداز (پنج سال اول)، برای مثال نظام یارانه‌ها، نظام بانکداری، ناترازی انرژی و مهاجرت و غیره.

مرحله دوم: برنامه‌ریزی بر روی پدیده‌های مستعد جهش و اتکا به پیشران‌های توسعه‌ مبتنی‌بر مزیت‌ها و استعدادهای قبلی (۱۰ سال بعدی)، برای مثال اقتصاد نفت و گاز، اقتصاد دیجیتال، اقتصاد دانش‌بنیان یا صنایع فرهنگی و غیره.

مرحله سوم: برنامه‌ریزی ابتکاری و شکوفایی استعدادها برای دستیابی به اهداف تحولی و مرزشکن با ظرفیت‌های جذب شده و قابلیت‌های تجربه شده (پانزده سال و بیشتر)، برای مثال تمدن نوین اسلامی و جبهه مقاومت.

موضوعات راهبردی مراحل دوم و سوم می‌توانند از موقعیت‌های استثنایی اشاره شده در شکل ۴، نشات گرفته باشند.

شکل 3. استعاره‌های پیشرفت ایران آینده

 

 

 

 

مأخذ: همان.                                                     

شکل 4. از تصاویر ساخت ایران آینده تا برنامه‌های عملیاتی و اقدامات‌ مبتنی‌بر چشم‌انداز ایران

 

 

 

 

مأخذ: همان.

 همان‌طور که مطرح شد، یکی از ‌‌‌مهم‌ترین ویژگی‌های سند چشم‌انداز جدید، رویکرد هم‌آفرینی آن در تصویرسازی است که موارد ذیل وجوه آن را بیان می‌کند:

الف) این تصاویر برمبنای تحلیل مضمون مصاحبه‌ها و پنل‌های برگزار شده با خبرگان، سیاست‌پژوهان و صاحب‌نظران ایران آینده احصا شده است.

ب) در راستای رویکرد هم‌آفرینی، این تصاویر به‌صورت «فراخوان» منتشر شده و با اخذ نظر خبرگان، دغدغه‌مندان و مردم، تکمیل یا اصلاح یا تلفیق می‌شوند. می‌توان میزان مشارکت ذی‌نفعان در فراخوان‌ها را‌ به‌منزله مقبولیت هر تصویر در نظر گرفت.

ج) نوسازی حکمرانی شرط ضروری برای دستیابی به هریک از پنج تصویر بدیل از آینده مطلوب ایران و ایرانیان در سال ۱۴۲۴ خواهد بود.

د) پنج تصویر اشاره شده، مضامین محوری متفاوتی دارند و شاکله هریک با استعاره پیشرفت و موتور محرک منحصری رقم می‌خورد که از عنوان آنها کاملاً استنباط می‌شود. این تصاویر ممکن است با یکدیگر وجوه اشتراکی داشته باشند، اما در این مرحله، به‌صورت تفکیک شده ارائه می‌شوند. بر همین اساس، ممکن است تلفیق یا ترکیبی از پنج تصویر بدیل، به‌عنوان طرح تصویر کلان ایران ۱۴۲۴، انتخاب شود.

4-1. پیش‌شرط چشم‌انداز: نوسازی حکمرانی برای دستیابی به الگوی نظام پیشرفته اسلامی و ایران کارآمد

ایران سال ۱۴۲۴، به سطح جدیدی از ایده حکمرانی کارآمد مبتنی‌بر نظریه ولایت‌فقیه ارتقا پیدا کرده، لازمه این چرخش، شروع نهضت نوسازی حکمرانی با عنوان «یقظه حکمرانی» است. در این تصویر، حکمرانی ایران در مواجهه با مسائل روز، قابلیت‌های جدیدی را کسب کرده است. برای مثال «نگرش زیست‌بومی و شبکه‌ای به حکمرانی»، «تکیه بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران»، «نگاه توأمان به جنبه‌های درون‌مرزی و برون‌مرزی» و «مشی بهره‌وری اجتماعی» در نظام تدبیر کشور، حکم‌فرماست. در ایران ۱۴۲۴ به کمک ابزارهای فناورانه، هسته دیوان‌سالار «دولت» کوچک و چابک شده و سهم زیادی از امور دولتی و غیرحاکمیتی به «بخش عمومی و نهادهای حرفه‌ای ملی» واگذار می‌شود (تغییر از دولت «پاروزن» به دولت «سکان‌دار» و شکست کارها به اندازه قدرت ورود مردم). در شبکه حکمرانی ایران، فرایندهای تصمیم‌گیری حکمرانان داده‌بنیاد (شواهدمحور) و دانش‌بنیان است، نه‌ براساس احساسات و هیجانات و سلایق فردی یا گروهی مدیران.

گام اول، برای چشم‌اندازسازی، تطهیر لوح آینده از مسئله‌های اساسی کشور است. نوسازی حکمرانی با شجاعت چند تصمیم بزرگ مقارن شده است.

تصمیم‌گیری متغیرهای کلیدی در حوزه اقتصاد کلان و خط‌مشی‌گذاری عمومی که ازجمله ‌‌‌مهم‌ترین آنها می‌توان به تصمیم برای حامل‌های انرژی، نظام یارانه‌ها و سوبسیدها، نظام بانکی و ناترازی، نرخ چندگانه ارز،‌ گردش سرمایه انسانی (داخلی و خارجی)، سربازی اجباری، آموزش رایگان، دوگانه تولید داخل - مدیریت واردات، دسترسی به داده و شفافیت در حکمرانی،‌ سیاست‌های جمعیتی و غیره اشاره کرد.

 مقدمه دستیابی به هر تصویر مطلوب از ایران آینده، گرفتن تصمیمات بزرگ و اولویت‌دار مزبور است. در غیر این‌صورت، تلاش‌های چشم‌اندازسازی منجر به چرخه‌های معیوبی از پیشرفت‌های نامتوازن و مقطعی و سطحی می‌شود. در فراخوان نوسازی، مشی حکمرانی ایران سراسر حل مسئله و مواجهه درست با مسائل و مستحدثات جدید است (حکمرانی شخصیت حل مسئله دارد، هیچ مسئله‌ای تمام نمی‌شود، بلکه نوبه‌نو می‌شود). به هر میزان قابلیت‌ها و شایستگی‌های حکمرانی ایران ارتقا یابد، امکان چشم‌اندازسازی و استفاده حداکثری از بزنگاه‌های آینده (پنجره‌های فرصت پیش‌بینی‌ناپذیر آینده برای مثال جنگ روسیه با اوکراین) فراهم شده و بردارهای رو به پیشرفت ساخته می‌شود. ازطرف‌دیگر، تا زمانی‌که تکلیف دوگانه‌ها و تصمیم‌های کلیدی ‌نام‌برده به آینده موکول شود، قابلیت‌های حکمرانی ایران ارتقا نمی‌یابد.

با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان، شکل ۵ برای فراخوان نوسازی حکمرانی به‌صورت مجزا مضمون‌‌‌‌‌بندی شده است. در این شکل، برای وضوح تصویر ارائه شده، مضامین محوری و غیریت (تمایز آفرینی) درج شده است و سطحی از آبشار گفتمانی هر فراخوان را منعکس می‌کند.

شکل 5. مضامین گفتمان نوسازی حکمرانی

 

 

 

مأخذ: همان.

4-2. فراخوان ایران بزرگ: بین‌المللی‌سازی ذیل ایده‌ تمدن نوین ایرانی - اسلامی در گستره‌ ایران فرهنگی - تاریخی

 قدرت‌های نوظهور و بازیگران غیردولتی، تاریخ جدیدی را در آینده رقم می‌زنند و می‌توان دریافت که جهان کنونی با نقاط عطف پی‌درپی، امتداد ژئوپلیتیک قبلی را ندارد. از طرفی شروع گام دوم انقلاب ایران اسلامی ‌هم‌زمان با آغاز قرن پانزدهم هجری شمسی، موعدی منحصربه‌فرد برای شکل گرفتن روایتی شوق‌برانگیز و امیدآفرین از ایران آینده است تا احساسات و اراده‌های اجتماعی- حاکمیتی تازه شود. ایران بزرگ، دو شأن فرهنگی و اقتصادی دارد. پیشران‌های فرهنگی نظیر «توسعه ورزش‌های قهرمانی و ملی و‌ مبتنی‌بر مزیت‌های کشور» و «صنایع فرهنگی و خلاق شامل انیمیشن، محصولات هنری، دستی، غذایی و گردشگری مذهبی- تاریخی- سلامت» می‌تواند به‌عنوان عناصر برندساز ایران بزرگ کارکرد داشته باشد.

اما در شأن اقتصادی تصویر ایران ۱۴۲۴، به «ایران بزرگ»، «ایران منطقه‌ای» و «ایران بین‌المللی»‌ می‌نگریم که از تعامل راهبردی با شرق، شراکت برادرانه با جهان اسلام و موازنه هوشمندانه با غرب برخوردار است. پروژه حیات تمدن نوین‌ ایرانی - اسلامی در مرزهای «ایران بزرگ و منطقه‌ای» وقوع می‌یابد و نه «مرزهای سیاسی فعلی». در میان جهان کم‌معنا «افتخار فرهنگی و هنری ایرانی» و «ارزش‌های نو اسلامی»، یک هویت جدی برای ایرانیان آینده خواهد بود. ایران بزرگ فرهنگی، به تحکیم نقش منطقه‌ای می‌اندیشد و آن را به ایران بزرگ اقتصادی و صنعتی (بر پایه مزیت‌های نفت و گاز، خودروسازی، لوازم خانگی، نساجی، کشاورزی صنعتی و ...) تبدیل می‌کند. تمرکز ایران بر شکل‌گیری اقتصادهای مکمل با کشورهای هم‌پیمان جدید تجاری است: توسعه شرکت‌های چندملیتی، بسته‌های تشویقی برای سرمایه‌گذاری ایرانیان خارج از کشور و واردات محصولات پایه از هر کشور جدیدی که بتوان به آن کالای صنعتی و کارخانه‌ای صادر کرد و تجارت را ثبات بخشید.

بدین منظور مرزهای اقتصاد ایران (دریایی، جاده‌ای و هوایی) باید به فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران جابه‌جا شود و سیاست‌های همسایگی از طریق دیپلماسی در اولویت قرار گیرند (اشتراکات فرهنگی با برخی، اشتراکات اقتصادی با برخی، اشتراکات دینی با برخی، اشتراکات مرزی با برخی و ... پلتفرم این اقتصاد است). خلأهای اقتصادی متنوعی در کشورهای همسایه وجود دارند که در دسترس ایران است. پر کردن این خلأ‌ها، فرصتی است تا شریک اقتصادی کشورهای منطقه شویم، به‌نحوی‌که منافع آنها به اقتصاد ایران گره بخورد و ایران به مرکز تجارت منطقه تبدیل شود (هم فروشنده و هم خریدار بزرگ منطقه شویم).

 در این تصویر، تمرکز ایران از «نیمه‌خام فروشی و واردات ماشین‌آلات صنعتی» به «صادرات با ارزش‌افزوده و دانش‌بنیان و خلاق» تبدیل شده است (خروج از اقتصاد رانتیر) و «مشارکت و تعامل جدی بین ایران و قدرت‌های نوظهور مانند هند، برزیل، کشورهای حوزه آفریقا و چین و روسیه و...»، در قالب ابرپروژه‌های ملی و منطقه‌ای و نیز حضور فعالانه و آگاهانه در ائتلاف‌ها، به‌صورت موازی استمرار دارد. لذا ایران به‌طور کامل، در نظم جهانی غیرقابل صرف‌نظر بوده و به یک بازیگر کلیدی در شورای امنیت سازمان ملل متحد تبدیل شده است. اعتماد حاکمیت به افراد متخصص نسل جدید و نیز بخش خصوصی قوی برای پیشبرد پروژه‌های بین‌المللی ایران در چین، عراق، آفریقا و.. باعث شده ایران، کشور هم‌افزایی‌های منطقه‌ای محسوب شود و شرکت‌های فناوری منطقه را هدایت کند (گوی رقابت از ترکیه و امارات و عربستان رباییده می‌شود).

شکل 6. مهم‌ترین مضامین پایه‌ای فراخوان ایران بزرگ

 

 

 

مأخذ: همان.

4-3.  فراخوان ایران مردمی: همیاری و تعاون مردمی، بخش خصوصی پیشران و نهاد خانواده‌‌ به‌منزله سلول پیشرفت

نکته مهمی که در چشم‌انداز ایران آینده باید به آن توجه داشت، نقش کلیدی جامعه ایران در حل مشکلات پیش‌رو است. ایران عزیز بر اتکای ایرانیان با عزت و مستقل است. مردم ایران (چه ولایت‌مدار و چه غیره) نشان داده‌اند که با هیچ تغییری که آنها را نادیده بگیرد همراهی نخواهند کرد؛ بنابراین هرگونه اقدام تحولی و هرگونه تصمیم بنیانی بدون طبقات مردمی راه به جایی نخواهد برد. ازآنجاکه غلبه بر مشکلات اقتصادی مستلزم اصلاحات و تحولات است، اتکا به ظرفیت‌های مردمی هم راهبردی مهم در حل مسائل اقتصادی است. رهبر معظم انقلاب بر این موضوع مهم در قالب جمهوریت نظام ‌‌‌‌تأکید دارند و می‌فرمایند: «راز پُرشکوه و افتخاربخشِ این نظام و ماندگاریِ این نظام همین دو کلمه است: یعنی «جمهوری» و «اسلامی». همراهیِ این دو کلمه با هم؛ و موجودی که از این دو کلمه تشکیل شده، باید هم پایدار بماند؛ هم جمهوری و هم اسلامی؛ مردم و اسلام؛ جمهوری یعنی مردم، اسلامی هم که یعنی اسلام؛ مردم‌سالاری دینی. به‌عبارت‌دیگر جمهوری اسلامی متکی به دل‌های میلیون‌ها انسان است. وقتی صدای واحدی از حنجره‌ ده‌ها میلیون انسان با قدرت ادا می‌شود، این سخن قابل محو شدن نیست؛ امواج این سخن در دنیا باقی می‌ماند و ماندگار می‌شود».

شاید یکی از رازهای ناشناخته در بقای جمهوری اسلامی ایران در همین واقعیت نهفته باشد که با نارسایی‌ها و فشارهای بین‌المللی، کرامت و عزت مردم ایران به رسمیت شناخته شده است. نظام جمهوری اسلامی ایران که نخستین دستاورد انقلاب اسلامی ایران است بستری برای احیای عزت و استقلال ایرانیان شده و شیرینی عزت و پیگیری اراده ملی را به مردم چشانده است. جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۲۴، عزت و کرامت شهروندانش را علاوه‌بر یک مطالبه و حق، به‌عنوان عنصر مؤثر و مقوم و تداوم‌بخش در ارتقای نظام، در مرکز توجه قرار داده است.

بهره‌گیری از ظرفیت مردم و نهادهای مردمی و حمایت از کانون خانواده (در شئون اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی)، تصویری از «ایران مردم‌پایه» را به ذهن متبادر می‌سازد؛ در این تصویر، عاملیت پیشرفت برای خانواده‌ها و مردم است و این دولت است که نقش خود را به کنشگری فعال در شبکه دیگر کنشگران در جهت تسهیلگری برای هم‌‌آفرینی اجتماعی ارتقا می‌‌دهد (جهاد سازندگی در ابتدای انقلاب اسلامی، گوشه‌‌ای از این تجربه موفق است). در این مسیر نیز باید در ابتدا، زیرساخت ارتباطات اجتماعی حاکمیت را توسعه داده و در واگذاری امور به مردم، دست به دامان نوآوری شد. دولت‌ها با ایفای نقش‌های گوناگون می‌توانند خدمات اجتماعی و اقتصادی نوین را در بستر کارآفرینی و نوآوری اجتماعی ارائه دهند. در این‌صورت، دولت به‌جای تلاش برای حل مشکلات باید بر توسعه «راه‌حل‌های اجتماعی خارج از دولت» و «اجتماعی‌سازی مسائل کلان کشور» تمرکز می‌کند (حتی امنیت نیز از مسیر اجتماعی‌سازی و شهروندان مسئولیت‌پذیر محقق می‌شود).

رویکرد مردم‌پایگی‌ به‌معنای تکثیر و تقویت بازیگران و نهادهای مردمی متنوع بوده و لازم است مواجهه غیرمتمرکز جریان‌های مردمی برای حل مسائل اقتصادی- اجتماعی کشور خرج شود (ازاین‌رو پذیرش تنوع‌ها و گوناگونی‌های فرهنگی، الزام حکمرانی شده است). در این تصویر، نقش دولت، رقابت با مردم نیست، بلکه حمایت، پشتیبانی و ریل‌گذاری فعالیت‌های مولد مردمی و عمومی به کمک خانواده‌هاست. نقش دولت از «حل‌کننده همه مسائل کشور» به «توانمندساز» و «تنظیم‌گر» تبدیل شده است و ترسی از بزرگ شدن اصناف، قوت گرفتن بخش خصوصی و تداوم نقش اجتماعی بانوان ندارد. در این تصویر، «میدان‌های جدید اقتصادی برای استفاده از ظرفیت مردم»، «اجرای پروژه‌های عظیم ملی با تأمین مالی مردمی یا مشارکت عمومی- خصوصی»، «افزایش اختیارات و مسئولیت‌های مقامات استانی و احیای سازوکار ‌‌‌‌پاسخ‌گویی اجتماعی ایشان»، مهیا و رونق یافته است. در ایران مردم پایه، نقش بخش خصوصی با بازوهای بین‌الملل، در رونق فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی، محیط زیستی بسیار کلیدی و حیاتی است و با این ثمره، ولایت‌مداری مردم نو شده است. دو استعاره «با مردم» و «برای مردم» در متن سیاست‌های اساسی قوا ارجحیت دارند.

شکل 7. ‌‌‌مهم‌ترین مضامین پایه‌ای فراخوان ایران مردمی

 

 

 

مأخذ: همان.

۴-۴. فراخوان ایران نوآفرین: هوشمندی، خردمندی، قدرت فناوری و جامعه مبتکر و خلاق

خلاقیت‌های بزرگ بر پایه ذوق، هنر و شهود جوامع بوده و هنر نزد ایرانیان است و بس. در این تصویر، هنر سیاستگذاری به سازوکارهای تصمیم‌گیری ملی رسوب کرده و در آن، ذوق، شهود، منطق و داده، درهم‌تنیده است. خلاقیت نه‌تنها در کسب‌وکار و اقتصاد مردمی، بلکه در نوآوری‌های سیاستی حکمرانان مشهود است.

ایران هوشمند به دنبال اقتصاد دانش‌بنیان، شرکت‌های «توسعه تحقیقات و توسعه علم و فناوری» بزرگ در کشور را خلق کرده است. تحقیقات و اکتشافات بزرگ‌مقیاس (در مقیاس چند میلیارد دلار) در جریان است و ایران، سرزمینی برای ریسک‌های بزرگ در حوزه علوم و فناوری‌های نوین است (پنجره فرصت‌ها توسط تحقیق و توسعه شرکت‌های بزرگ فناورانه همواره در حال بررسی و اقدام مقتضی است). همه رانت‌ها و سیاست‌های تشویقی برای بازیگران پیشران نوآوری (کسب‌وکار و حکمرانی) و خلق پنجره فرصت‌های جدید اقتصادی به‌کار گرفته می‌شود و حفاظت از مالکیت معنوی، یک ابزار سیاستی بسیار مهم است. فناوری‌های بنیادبرافکن مانند کوانتوم، هوش مصنوعی، بلاک‌چین و ... در حال بلوغ و تکامل هستند و ایران را به‌واسطه مزیت‌های زیرساختی (انرژی با قیمت پایین‌تر) و نیروی انسانی تحصیل‌کرده و فراگیر، به یک رقیب جدی در منطقه تبدیل کرده است. در این حوزه، تمرکز دولت ارتقای شاخص هزینه‌کرد تحقیق و توسعه به تولید ناخالص داخلی است و تا سال ۱۴۲۴ با توجه به هدایت سرمایه‌گذاری برای کسب‌وکارهای کوچک، متوسط و بزرگ و نیز بهبود واقعی محیط کسب‌وکار (مالیات، استاندارد، زمین، انرژی، مجوز و ….) به عدد ۵ درصد رسیده است (ارتقای امنیت سرمایه‌گذاری).

با توجه به فشارهای بین‌المللی، مردم احساس می‌کنند که دولت با تمامی تنگناهای تحریمی، عقلانی‌تر از گذشته و مبتنی‌بر خِرد فناورانه تصمیم‌ می‌گیرد. دلیل این امر، توسعه فناوری‌ها و شکل گرفتن دولت الکترونیک و بدون کاغذ (درنهایت کارآمدی دولت در ارائه خدمات عمومی در مقایسه با کشورهای هم تراز) بوده است.

در «ایران عقلانی» فرایندهای تصمیم‌گیری حکمرانان، داده‌بنیاد، دانش‌بنیان و‌ مبتنی‌بر مشارکت مردمان است، نه‌ براساس احساسات و هیجانات و سلایق فردی یا گروهی یا جناحی مدیران (با آغاز حکمرانی هوشمند و پیشرفته، الیگارشی اقتصادی به‌طور کامل حذف شده است و با شفافیت ایجاد شده، منافع گروهی موضوعیت ندارد). لازمه ارتقای خِرد جمعی در حوزه عمومی، ارتقای یادگیری مردم از طریق سلسله مشارکت ‌آنها در تصمیم‌‌گیری و اقدامات عمومی است (تواتر موفقیت‌های کوچک مشارکت سیاسی- اقتصادی مردم). حکمرانی هوشمند از همراهی و ترکیب هوش مصنوعی، فناوری‌های موجود و نوین با قدرت تفکر گروه‌های بزرگی از افراد حاصل می‌‌شود که بهره‌‌مندی ‌هم‌زمان از ‌آنها می‌‌تواند منجر به حکمرانی اخلاقی‌‌تر و عادلانه‌تر نیز شود. همه سران قوا و مدیران ارشد کشور، دستیارهای تخصصی هوش مصنوعی با داده‌های تاریخی و بومی دارند.

لازم به توضیح است اعمال نوآوری‌های پرتکرار در سطح حکمرانی، نسل جدید را به باور مقاومت برای پیشرفت رسانده است. نسل جدید دریافته است هرچه آرمان‌‌ها، قابلیت‌‌ها و میدان اثر یا مغناطیس یک نظام حکمرانی، بزرگ‌‌تر باشد، دیر یا زود مورد تزاحم کشورهای زیاده‌خواه قرار خواهد گرفت. به مردم القا شده است که چالش‌‌های بزرگ، بخش جدایی‌ناپذیر از حرکت رو به پیشرفت‌های بزرگ تمدنی است.

شکل 8. مهم‌ترین مضامین پایه‌ای فراخوان ایران نوآفرین

 

 

 

 

مأخذ: همان.

4-5. فراخوان ایران ثروت: تولید هدفمند و تجارت راهبردی

تولید ثروت و مصرف بدون اسراف، از توصیه‌های دین اسلام و پیامبر اکرم (ص) است و هرگونه زهد در تولید، هرگز توصیه نشده است. با نزدیک شدن به افق ۱۴۲۴، جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌رو، به دنبال راهبردهای جدیدی برای دستیابی به توسعه پایدار و اقتدار ملی است. در این راستا، شعار راهبردی «ایران ثروت» انتخاب شده است که به‌معنای واقعی کلمه، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کشور را به نمایش می‌گذارد.

یکی از اولویت‌های اصلی در افق 1430، مدیریت ‌هم‌زمان تولید داخلی و واردات به‌واسطه بازار بزرگ منطقه‌ای است. این مسئله به‌معنای یافتن تعادل مناسب بین تولید داخلی و واردات کالاها و خدمات مورد نیاز کشور است. سیاست اصلی در این زمینه، تولید هدفمند و فناورانه است که براساس فناوری‌های پیشرفته و نوآورانه به جلو می‌رود. هدف این است که تولیدات داخلی منتخب منجر به تضمین امنیت ملی، کیفی‌سازی سطح صنعت و قابلیت رقابت با محصولات خارجی شود و نیازهای مختلف بازار داخلی و حتی بازارهای خارجی را برآورده کند. ازسوی‌دیگر، حمایت از صنایع باید به‌صورت هدفمند و مبتنی‌بر شاخص‌های مشخصی انجام شود. این شاخص‌ها شامل: اشتغال پایدار و مهارت‌آفرین، ارزآفرینی، اقتدارآفرینی، ارزش‌افزوده در صنایع اولویت‌دار، فناوری‌های گلوگاهی و حضور فعالانه در زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای و جهانی است (با یادگیری‌های مستمر). این امر به‌معنای عدم حمایت افقی و عمودی از همه صنایع است.

تجارت راهبردی یکی دیگر از محورهای اصلی در شعار «ایران ثروت» است. این به‌معنای همکاری و تعامل با شرکای همسایه و هم‌سو از نظر سیاسی و اقتصادی است. با توجه به تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی خارجی، ایجاد جریان کالا و خدمات به‌گونه‌ای که آسیب‌پذیری اقتصادی و تجاری کشور را به حداقل برساند، اهمیت بسیاری دارد. ایجاد مسیرهای تجاری جدید و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای منطقه‌ای و بین‌المللی از طریق هماهنگی فعالیت‌های دیپلماسی و میدانی و ظرفیت‌های مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، به افزایش امنیت اقتصادی کشور کمک کرده است. همچنین، توجه به توسعه صادرات متنوع و کاهش وابستگی به واردات محصولات دارای مزیت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است (ماهیت سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی).

یکی از اولویت‌های اصلی در افق 1430، صادرات خدمات فنی و مهندسی است. با توجه به امکانات ملی، منابع سرزمینی و نیروی انسانی کشور، ایران ظرفیت بالایی در ارائه خدمات فنی و مهندسی به سایر کشورها دارد. این خدمات شامل: مهندسی ساخت‌وساز، مهندسی انرژی، مهندسی صنایع و سایر حوزه‌های فنی و مهندسی است. صادرات خدمات فنی و مهندسی می‌تواند به‌عنوان یک منبع درآمد ارزی پایدار و با ارزش برای کشور عمل کند. با ظرفیت دانشگاه‌های متعدد و وسیع این مسئله می‌تواند به تثبیت توانمندی‌های فنی و مهندسی داخلی و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده در داخل کشور کمک کند. به‌عبارت‌دیگر، صادرات خدمات فنی و مهندسی نه‌تنها به‌عنوان یک منبع درآمد، بلکه به‌عنوان یک عامل کلیدی در توسعه اقتصادی و فناوری کشور محسوب می‌شود.

علاوه‌بر این، ایران دارای ظرفیت‌های اقتصادی ویژه‌ای است که می‌تواند نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کند. این ظرفیت‌ها شامل: معدن و صنایع معدنی، گوهر سنگ‌ها، پتروشیمی، نفت و گاز، صنایع فرهنگی، صنایع دریا پایه، انرژی، صنایع نساجی و قطعه‌سازی حوزه لوازم خانگی و خودروسازی است.

شکل 9. ‌‌‌مهم‌ترین مضامین پایه‌ای فراخوان ایران ثروت

 

 

 

مأخذ: همان.

4-6. فراخوان ایران تاب‌آور: اقتدار، قدرت، حماسه‌گری، استقلال و عزت‌مندی

تواتر رویدادهای بنیادبرافکن مانند تغییرات اقلیمی، جنگ‌های منطقه‌ای، ائتلاف‌های غیرقابل پیش‌بینی، تغییر شتابان فناوری‌های پیشرفته و اختلالات اقتصادی، تاب‌آوری را به یک الزام راهبردی برای کشورها تبدیل کرده است. جهان ۱۴۲۴، جهان استمرار رویدادهای بنیادبرافکن است (اصطلاح ووکا: پُر نوسان، با عدم قطعیت فراوان، پیچیده و پُر ابهام در آینده‌پژوهی نیز به همین موضوع ‌‌‌‌تأکید دارد). ایران تاب‌آور مستلزم حکمرانی «آینده‌پذیر، آماده، خودآگاه و فعال» است. اتفاقات پی‌درپی و فشار دشمنان، از ایران یک کشور صاحب‌سبک و مبتکر ساخته است (مانند ژاپن در مسئله زلزله)، به‌طوری‌که مهارت‌های کنترلی و مدیریت تنش‌های ایران، بسیار قوت گرفته است. ایران به این قابلیت دست‌یافته است که در برابر هر اتفاق غیرقابل پیش‌بینی، با حفظ استقلال خویش ابتکار بین‌المللی دارد و هجمه‌ها را به کمک شبکه بین‌المللی خود (کشورهای با منافع اقتصادی جدید و کشورهای محور مقاومت + ایرانیان خارج از کشور) می‌تواند مدیریت کند. در این تصویر اقتدار، عظمت در سطح فرامنطقه‌ای و بالندگی عمران/توسعه‌ پایدار متوازن در سطح فرو منطقه‌ای رقم خورده است.

عوارض ناشی از ناترازی‌های ارزی، ریالی، انرژی و نیروی انسانی تا حد خوبی مرتفع شده و آسیب‌پذیری کشور هم در دو بُعد ذهنی (افکار عمومی) و هم عینی ترمیم شده است؛ بااین‌حال پنجره فرصت‌های ویژه در سطح بین‌المللی، مورد بهره‌برداری ایران است (ایران‌هاب سوآپ و تبادل انرژی در منطقه). ابتکارات بین‌المللی نظیر کشت فراسرزمینی و ایجاد مراکز تراریخته منطقه‌‌‌‌ای (برای استارنداردسازی و تولید ذیل برند مشترک) بخش مهمی از مسئله امنیت غذایی را پوشش‌ می‌دهد. هرچند که تدابیر داخلی در حوزه آب و مسئله غذا، مقوم این فعالیت‌ها بوده است.

مشارکت‌های هدفمند در برخی زیرساخت‌ها مانند راه‌آهن با کشورهای پیشرو نظیر چین، هند و روسیه و کشورهای آفریقایی و مستقل مشترک‌المنافع، باعث شده است، امنیت ایران مسئله جدی منافع اقتصادی آنها باشد و به‌صورت خودکار، رایزنی‌های بین‌المللی برای مقابله با تحریک ایران و فشارهای تحریمی، بیش‌ازپیش صورت گیرد (مانند تجربه هند برای عدم تحریم بندر چابهار).

شکل 10. ‌‌‌مهم‌ترین مضامین پایه‌ای فراخوان ایران تاب‌آور

 

 

 

 

مأخذ: همان.

 

5.جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

چشم‌انداز ایران ۱۴۲۴ بیش از سندنویسی بوده و ایران قوی را با رویکرد نوین هم‌آفرینی (فراخوان تصویرهای پیشرفت با مشارکت ‌‌‌مهم‌ترین ذی‌نفعان مردمی و حاکمیتی)، آرزومند است. شرط پیشرفت چندجانبه تا رسیدن به الگوی پیشرفته نظام اسلامی، نوسازی حکمرانی و اتقان در سازوکار تصمیم‌گیری ملی است تا مسائل و موانع اصلی حرکت پیشرفت، محو شوند. آنگاه عرصه‌های حکمرانی پیشرفت‌ مبتنی‌بر پنج تصویر بدیل یا تلفیقی رخ نمایان می‌کند (شکل 11). ایران مردمی، ایران بزرگ، ایران ثروت، ایران نوآفرین و ایران تاب‌آور، استعاره‌هایی هستند که با خود، نظام معنایی و اولویت‌های ملی منحصری را به دنبال دارند.

شکل 11. ایران الگوی نظام پیشرفته اسلامی‌ مبتنی‌بر پنج استعاره پیشرفت

 

 

 

 

مأخذ: همان.

اکنون خلق تصویر ملی‌ مبتنی‌بر استعاره‌های فوق، الزامات مختلفی را می‌طلبد که‌ ازجمله آن:

الف) چشم‌انداز ایران ۱۴۲۴ به قابلیت‌ها و صلاحیت‌های جدید حکمرانی برای خلق چشم‌اندازهای پویا (‌‌‌‌به‌جای ارائه یک خط پایان مشخص یا یک قله صرف برای کشور) توجه می‌کند.

ب) با توجه به دشواری ایجاد تغییر در ساختارهای دیوان‌سالار دولتی، برای خلق رؤیای آینده به رهبران اجتماعی (به‌مثابه کنشگران میانجی یا میان‌مرزی) نیاز خواهد بود. آنچه به ما کمک می‌کند این است که انسان‌ها با یکدیگر ریزنهادهای موفقیت را شکل دهند، کنشگر شوند و با حاکمیت صحبت کنند، تا رؤیای اجتماعی، ملی و وحدت‌بخش شکل بگیرد.

ج) با توجه به روندهای آینده حکمرانی، پیش‌بینی می‌شود استفاده از فناوری‌های نوین شناختی و ادراکی به‌ویژه هوش مصنوعی‌ در ساخت تصویر بسیار مؤثر باشد.

 د) در تصویر ایران آینده باید از همه ظرفیت‌های رؤیاسازی ادبی و معنوی مانند شعر، موسیقی، آواز، معماری، داستان و... بهره بگیریم تا بتوانیم رؤیا و تصویر ملی معنابخش خود را ایجاد کنیم [3].

ﻫ) مسیر آینده پژوهش: تصویر ایران ۱۴۲۴، لازم است از طریق گفتگوهای فراگیر ملی، پنل‌های خبرگی، پنل‌های شهروندی (برای مثال از طریق برنامه تلفن همراه)، مسابقات چالشی برای نوجوانان، کرسی‌های آزاداندیشی دانشگاهی، مسابقات هنری (اعم از شعر، قصه، عکاسی و …) و مشارکت‌بخش مدنی (انجمن‌ها، تشکل‌ها و …) و درنهایت فراترکیب و فراتحلیل محتوا، مورد بحث و اجماع قرار گیرد.

 

پیوست- خبرگان مشارکت‌کننده در پژوهش                                                                                       

این گزارش، براساس مطالعات و بررسی‌های خبرگانی صورت گرفته از سال ۱۴۰۱ شامل برگزاری سه رویداد ملی شناسایی مسائل نوپدید ایران آینده (نوآیند)، پنل‌های تخصصی با آینده‌پژوهان پیشکسوت و جوان، مصاحبه‌های تخصصی با خبرگان اندیشگاهی، تدوین گزارش در زمینه هم‌آفرینی تصویر ایران آینده [2]، برگزاری جلسات با دستگاه‌ها (شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم، وزارت صمت،...) و جلسات تکمیلی با کارشناسان تدوین شده است. خبرگانی که در این طرح اعم از مصاحبه، شرکت در پنل، نظرگیری در گزارش مشارکت داشته‌اند، در جدول ذیل ارائه شده است.

جدول 1 پیوست. خبرگان مشارکت کننده در پژوهش

نوع مشارکت‌گیری

افراد

مصاحبه‌شوندگان

حمیدرضا فرتوک‌زاده، علی‌اصغر پورعزت، محسن بهرامی، مصطفی تقوی، حامد سروری،  محمد مجید فولادگر،  شقایق حق‌جوی جوانمرد،  علی بابایی، مجتبی لشکر بلوکی، سجاد هجری، محمد عبدالحسین‌زاده، مهدی الیاسی، مهکامه طاعتی، نعیم اورازانی، کامیار محبوبیان، ابوالفضل عمویی، مازیار عطاری، علیرضا شاه‌میرزایی، مریم اردبیلی.

خبرگان نشست آینده‌پژوهان پیشکسوت

علی‌اصغر پورعزت، علی مبینی دهکردی، صابر میرزایی، محسن بهرامی، محمدرحیم عیوضی.

خبرگان نشست آینده‌پژوهان جوان

حسن بیک محمدلو، مازیار عطاری، مهدی رحیمی، سجاد هجری، علی چاپرک، محمد حسینی‌مقدم، احمد کوهی، مریم اردبیلی، علی زارع میرک‌آباد، محمد مجید فولادگر.

 

خبرگان نشست سیاست‌پژوهان

سید آرش وکیلیان، محسن دنیوی، صالح اسکندری، محمدمهدی ذوالفقارزاده، حسن بیک محمدلو، میثم مهدیار، محمد جلال، محمدهادی راجی، صابر اکبری خضری.

خبرگان نشست سیاست‌گذاران

محمدجواد لاریجانی، غلامرضا گودرزی، امیرعلی سیف‌الدین.

خبرگان نشست اهالی رسانه و هنرمندان

بابک خواجه‌پاشا، مجتبی قافله‌باشی، حمیدرضا غفاری، اسماعیل هاشم‌آبادی، محمدمهدی جلالیان، محمد جنتی، میلاد حبیبی، علیرضا کیقبادی.