نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 کارشناس گروه دولت الکترونیک و مدیریت داده دفتر مطالعات مدیریت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 کارشناس دفتر مطالعات مدیریت، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
امروزه مدیریت تعارض منافع در سازمان ها امری پیچیده است. توجه به تجارب دستگاه ها در این حوزه می تواند در تنظیم قانون و مقرره گذاری مجرا و راهگشا باشد.
کلیدواژهها
بیان / شرح مسئله
مدیریت تعارض منافع، بهعنوان یکی از الزامات حکمرانی شفاف و پاسخگو، در سالهای اخیر در دستور کار دستگاههای سیاستگذار و اجرایی کشور قرار گرفته است. اهمیت این موضوع در پیشگیری از فساد منجر شده تا اقداماتی نظیر ارائه لایحه و طرح بهمنظور تحقق این هدف و تصویب قانونی مستقل درباره مدیریت تعارض منافع، در کشور صورت گیرد. بهدلیل پیچیدگیهای حقوقی و کارکردی موضوع، سیاستگذاری در این حوزه نیازمند بهرهگیری از تجارب میدانی، تحلیلهای کیفی و تعامل مستمر با بدنه اجرایی است. لذا، تجربهنگاری مقررهگذاری در دستگاههای اجرایی میتواند ضمن مستندسازی تجارب و دیدگاههای کارشناسی، برای شناسایی دقیقتر چالشها و ارائه راهکارهای واقعبینانه بهمنظور بهبود فرایند تدوین و اجرای مقررات در حوزه مدیریت تعارض منافع کمککننده باشد. این گزارش تلاش دارد مبتنیبر نتایج کارشناسانه و تخصصی حاصل از تجارب زیسته دستگاههای اجرایی، اقدامات، چالشها و راهکارهای مدیریت تعارض منافع را بررسی و ارائه کند.
نقطهنظرات/ یافتههای کلیدی
یافتههای گزارش حاکی از آن است که نزدیک به بیست دستگاه، پیش از تصویب لایحه مدیریت تعارض منافع و تبدیل شدن به قانون، در مقررهگذاری در این حوزه گامهای موفقی برداشتهاند و با شناسایی مصادیق تعارض منافع، بخشنامهها و دستورالعملهایی را بهمنظور مدیریت تعارض منافع دستگاه خود صادر کردهاند. ازجمله این دستگاهها میتوان به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (تدوین بخشنامه مدیریت تعارض منافع مشتملبر اعطا، صدور و تمدید مجوز اشتغال، سهامداری و مالکیت کارکنان، امتیاز و تسهیلات، برونسپاری پروژهها، استخدام، انتصاب و سفرهای خارجی/ آموزش کارکنان، تدوین راهکارهای مدیریت تعارض منافع/ اختصاص نقشه راه مدیریت تعارض منافع در ذیل نقشه راه سلامت اداری)، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات (تدوین و ابلاغ شیوهنامه مدیریت مصادیق تعارض منافع سال/ تدوین و ابلاغ دستورالعمل مدیریت تعارض منافع سال، طراحی سامانه کنترل پروژه، طراحی فرمهای نظرسنجی)، وزارت جهاد کشاورزی (تدوین و ابلاغ بخشنامه به همه واحدها برای شناسایی موقعیتهای تعارض منافع)، وزارت نفت (دستورالعمل مدیریت تعارض منافع در فرایندهای واگذاری و اجرای طرحها و پروژههای صنعت نفت)، سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور (بخشنامه نحوه مدیریت تعارض منافع مبتنیبر اشتغال همزمان، تعارض درآمد و وظیفه مربی و آزمونگر و تعارض مالی)، سازمان بورس و اوراق بهادار (تدوین مصوباتی با استانداردهای بالا نظیر مصوبه هیئتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار درخصوص اصلاح دستورالعملهای «تأسیس و فعالیت سبدگردان» و «تأسیس و فعالیت گروه خدمات بازار سرمایه/ اصلاحات دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار در بورس اوراق بهادار تهران)، سازمان برنامه و بودجه (بخشنامه مدیریت تعارض منافع و جلوگیری از تبانی در ارجاع کار)، ستاد مرکزی بنیاد شهید و امور ایثارگران (برگزاری نشستهای متعدد برای شناسایی مصادیق تعارض منافع، راهاندازی سامانه سجایا)، سازمان تأمین اجتماعی (دستور اداری مدیریت تعارض منافع در سازمان تأمین اجتماعی و شرکتها و مؤسسات تابعه/ آییننامه تعارض منافع در سازمانها و صندوق)، بیمه مرکزی (طراحی آییننامه مدیریت تعارض منافع)، شهرداری تهران (مصوبه مدیریت تعارض منافع در شهرداری تهران/ طرح «اصلاح مصوبه مدیریت تعارض منافع در شهرداری تهران»)، سازمان بهزیستی (بخشنامه مدیریت تعارض منافع سازمان بهزیستی ناظر بر موقعیت متعارض «اشتغال همزمان» و «رابطه خویشاوندی)، وزارت آموزش و پرورش (قانون اصلاح قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی، بخشنامه مدیریت تعارض منافع در آموزش و پرورش) و سایر دستگاهها اشاره کرد. لایحه «نحوه مدیریت تعارض منافع»، نقاط قوتی دارد؛ ازجمله تبیینی شفاف از واحد مسئول در هر دستگاه که نقش نهادها را مشخص میکند و مسئولیتپذیری را افزایش میدهد. علاوهبر این، واحدهای استانی نیز بهخوبی تعریف شدهاند و مکانیزم ارتباطی بین واحدهای استانی و ملی پیشبینی شده است. از دیگر نقاط قوت این لایحه، جانمایی اکثر الزامات مدیریت تعارض منافع در وظایف تشکیلاتِ ارائه شده است. این الزامات شامل مواردی ازجمله آموزش، فرهنگسازی و نظارت میشوند.
باوجود نکات قوت مذکور، بررسیهای انجام شده نشان داد که فرایند مقررهگذاری در حوزه مدیریت تعارض منافع با مجموعهای از چالشهای حقوقی، نهادی و اجرایی روبهروست. نخستین چالش، تداخل مقررات جدید با قوانین پیشین و مؤخر است که میتواند منجر به ناهماهنگی در اجرا و تعارضهای حقوقی شود. فقدان سازوکار مشخص برای ارزیابی تطابق قوانین جدید با چارچوبهای قانونی موجود، این مسئله را تشدید میکند.
دوم، تعارض منافع سازمانی یا سیستمی، بهویژه در نهادهای تنظیمگر اقتصادی، مانند سازمان بورس و بیمه مرکزی، پیچیدگیهایی دارد که اغلب در مقرراتگذاری نادیده گرفته میشود و ممکن است به اختلال در عملکرد این نهادها بینجامد.
سوم، ضعف ضمانت اجرایی احکام در نهادهای صنفی و عمومی غیردولتی، مانند مدارس غیردولتی یا مراکز صنفی تخصصی، اجرای مؤثر سیاستهای مرتبط را با مشکل مواجه کرده است.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
در راستای پاسخگویی به چالشهای شناسایی شده، مجموعهای از تجارب دستگاهها به این شرح پیشنهاد میشود:
لازمه پیشگیری و مبارزه با فساد شناخت ریشههای آن است. وجود موقعیتهای تعارض منافع بهعنوان یکی از ریشههای مهم شیوع فساد در نهادهای عمومی و ساختارهای حاکمیتی محسوب میشود. تعارض منافع ازجمله موقعیتهایی است که میتواند زمینهساز بروز فساد شود و منافع عمومی را بهصورت جدی در معرض تضییع قرار دهد.
توجه به این نکته ضروری است که تعارض منافع الزاماً بهمعنای ارتکاب جرم و بروز فساد نیست؛ بلکه موقعیت و زمینهای برای ترجیح منفعت شخصی بر منفعت عمومی است و بهعنوان مرکز ثقل بسیاری از جرائم اقتصادی شناخته میشود [1]. در فرایند بروز تعارض منافع، فرد یا سازمان ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه به تعارض منافع گرفتار شوند. بنابراین هر بستری که موجب ترجیح منافع دانی (یا نابجا) به منافع عالی (یا بجا) در اتخاذ تصمیم کارگزار یا سازمان اداری شود موجب شکلگیری موقعیت تعارض منافع خواهد شد.
با توجه به تأثیر غیرقابل انکار تعارض منافع در بروز فساد، بهمنظور جلوگیری از رشد و توسعه فساد در جامعه و افزایش تعهد اخلاقی کارکنان دولتی در انجام وظایف و مسئولیتها، ضرورت نیاز به مدیریت تعارض منافع در میان قوانین کشور بهخوبی احساس میشود.
در صورت نداشتن برنامه و قانون ویژه در راستای مدیریت تعارض منافع، خوی برتریطلبی و چیرگیجویی افراد آشکار میشود و جامعه و افراد آن تباه خواهند شد؛ «زیرا سرشت هر فرد بر شهوت نسبت به نیازمندیهایش و غضب نسبت به مزاحمین خود آفریده شده است» [2].
در بسیاری از کشورها، مدیریت تعارض منافع سابقهای حدود شصت تا هفتادساله دارد و بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی در منظومه مبارزه با فساد شناخته شده است. کشورهای متعددی در سطح جهان بهطور جدی وارد فرایند قانوننویسی و سیاستگذاری درزمینه مدیریت تعارض منافع شدهاند.
براساس تحقیقات انجام شده، بیش از شصت کشور تجربه مقررهگذاری در این زمینه دارند. همچنین نهادهای بینالمللی، ازجمله سازمان ملل متحد، دفترهای تخصصی آن، کنوانسیونهای مختلف بینالمللی و پیمانهای چندجانبه، درزمینه تدوین دستورالعملها، خطمشیها و اصول کلی مدیریت تعارض منافع فعالیت کرده و چارچوبهایی برای استفاده کشورهای عضو ارائه دادهاند.
در کشور ما نیز مدیریت تعارض منافع سابقهای قابل توجه دارد. از دهه ۱۳۳۰ قوانین موردی به این حوزه ورود کردهاند؛ ازجمله قانون منع مداخله کارگزاران و دولتمردان و قانون منع تصدی بیش از یک شغل که هر دو بهشکلی ناظر بر کنترل مصادیق تعارض منافع بودهاند. همچنین احکام متعددی در قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران بهصورت پراکنده به این موضوع پرداختهاند.
بااینحال، نقطهعطف ورود جدی به موضوع، به سالهای پایانی دهه ۱۳۹۰ بازمیگردد. در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، دولت و مجلس بهصورت جداگانه به تهیه و ارائه لایحه و طرحی مستقل با عنوان مشخص «مدیریت تعارض منافع» اقدام کردند. متأسفانه بررسی این طرح و لایحه با تأخیرهایی همراه بود و مدتزمان قابل توجهی تا تعیین اصول آن به طول انجامید. در نهایت در سال ۱۴۰۱ بار دیگر این متن به مجلس شورای اسلامی ارسال، و بررسی آن در کمیسیونهای تخصصی آغاز شد. باوجود این، تصویب نهایی و ورود آن به صحن علنی مجلس با تأخیر مواجه شد. در نهایت، در مهر و آبان سال ۱۴۰۳، نسخهای بازنویسی شده از این متن بار دیگر در دستور کار قرار گرفت.
گفتنی است، علاوهبر سوابق تقنینی و سیاستی مذکور دستگاههایی نظیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی وزارت نفت، سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، سازمان بورس و اوراق بهادار، سازمان برنامه و بودجه، ستاد مرکزی بنیاد شهید و امور ایثارگران، سازمان تأمین اجتماعی، بیمه مرکزی، شهرداری تهران، وزارت آموزش و پرورش مقررهگذاری و سوابق اجرایی در این حوزه داشتهاند.
با توجه به تدوین مجدد طرح و لایحه مدیریت تعارض منافع توسط دولت و مجلس جدید، این گزارش با دو هدف کلیدی تدوین شده است: نخست، بررسی محتوای لایحه و طرح مدیریت تعارض منافع و برپایه دادههای گردآوری شده از مکتوبات دستگاهها و همچنین برگزاری نشست تخصصی با حضور کارشناسان، نمایندگان دستگاههای اجرایی و صاحبنظران این حوزه؛ دوم، بررسی چالشها و مکانیزمهای اجرایی که دستگاههای مختلف در عمل با آن مواجهاند. این گزارش فرصتی فراهم میآورد تا خلأهای احتمالی در فرایند قانونگذاری از منظر اجرایی بهتر دیده شود. همچنین بناست جمعبندی نتایج گزارش همراه با دیدگاههای متولیان مدیریت تعارض منافع در دستگاهها به کمیسیونهای تخصصی مجلس ارائه شود تا در بهبود فرایند نهاییسازی لایحه مؤثر واقع شود.
طی سالیان اخیر، با توجه به انتظار مردم درخصوص شفافیت و کاهش فساد در ارائه خدمات عمومی، انجام مطالعات پژوهشی درباره مدیریت تعارض منافع روند چشمگیری داشته است. درخصوص تعارض منافع در چندین گزارش توسط مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی بهصورت مبسوط بحث و بررسی شده است؛ مهمترینِ این گزارشها به این شرح است:
|
ردیف |
عنوان گزارش |
سال انتشار |
شماره مسلسل |
نام دفتر/ سازمان/ نهاد |
توضیحات |
|
1 |
اظهارنظر کارشناسی پیرامون طرح و لایحه «مدیریت تعارض منافع در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی» |
1404 |
۲۰۶۷۳ |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
بررسی و تحلیل بندبهبند مواد طرح شده در لایحه و طرح در چهار بخش اصلی: ۱. ساختار و تشکیلات مدیریت تعارض منافع، ۲. احکام و الزامات مدیریت تعارض منافع، ۳. دایره شمول و تعاریف، ۴. الزامات مدیریت تعارض |
|
2 |
اظهارنظر کارشناسی درباره طرح و لایحه مدیریت تعارض منافع در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی (اقتضائات ساختاری) |
1404 |
۲۰۶۵۴ |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
نتایج گزارش حاکی از آن است که نهادسازی، ایجاد کمیته، کارگروه، ستاد و شورا در سطح ملی و دستگاهی نهفقط در تعارض با بعضی از قوانین است، بلکه فاقد کارآمدی مطلوب برای مدیریت تعارض منافع است. |
|
3 |
اظهارنظر کارشناسی درباره لایحه مدیریت تعارض منافع در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی (تلازمات شفافیت و مدیریت تعارض منافع) 1403 |
1403 |
20479 |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
افشای منافع در کنار امتناع و واگذاری اختیارات و وظایف از ابزارهای اصلی مدیریت تعارض منافع است. |
|
4 |
اظهارنظر کارشناسی درباره لایحه (طرح) مدیریت تعارض منافع در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی (مفهومشناسی مدیریت تعارض منافع) |
1403 |
۲۰۴۷۸ |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
داشتن تعریف مشخص و واحدی درخصوص تعارض منافع، اولین و مهمترین گام در راستای شناسایی موقعیتهای تعارض منافع و مدیریت آن است. |
|
5 |
اظهارنظر کارشناسی درباره لایحه نحوه مدیریت تعارض منافع در انجام وظایف قانونی و ارائه خدمات عمومی |
1402 |
۱۸۹۰۲ |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
شناسایی مصادیق تعارض منافع و ارائه راهکارهایی برای مدیریت کارآمد آن |
|
6 |
مصادیق تعارض منافع؛ تعارض منافع در نظام بانکی کشور |
1401 |
18380 |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
بررسی انواع مصادیق موقعیتهای تعارض منافع محتمل در کلیت نظام بانکی کشور |
|
7 |
اظهارنظر کارشناسی پیرامون طرح مدیریت تعارض منافع |
1400 |
17245 |
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی |
شناخت مسئله تعارض منافع، انواع، مصادیق و راهکارهای مدیریت بهینه آن |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
در نظام حقوقی کشور، بدون اینکه نامی از تعارض منافع برده شود، به مضمون آن بهطور پراکنده در برخی قوانین و مقررات توجه شده است. در حوزه قضایی، از همان زمان که قوانین آیین دادرسی در ایران تصویب شد، مقرراتی نیز برای موارد تعارض منافع پیشبینی شده است. این رویه کموبیش درباره مراجع رسیدگی به تخلفات اداری یا انتظامی نیز رعایت شده است. علاوهبر این، قوانین متعدد دیگری بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به ممنوعیت یا تحدید اقداماتی پرداختهاند که بهطور غیرمستقیم با تعارض منافع مرتبطاند[3]. ازجمله این قوانین میتوان به این موارد اشاره کرد:
|
ردیف |
نام قانون |
مرجع تصویب |
تاریخ تصویب |
شماره ماده |
نکات برجسته |
|
1 |
منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلس و کارمندان دولت، در معاملات دولتی و کشوری |
مجلس شورای اسلامی |
1337 |
چهار ماده و پنج تبصره |
ممانعت از مداخله کارکنان دولت و صاحبمنصبان در معاملات دولتی بهمنظور جلوگیری از اعمالنفوذ احتمالی آنان در آن معاملات/ محدود کردن قدرت کارکنان دولت حداقل در امور معاملات |
|
2 |
مجلس شورای اسلامی |
1372 |
ماده (1) |
قبول هرگونه پورسانت از قبیل وجه، مال، سند پرداخت وجه یا تسلیم مال تحت هر عنوان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم درخصوص معاملات خارجی قوای سهگانه، سازمانها، شرکتها و مؤسسات دولتی، نیروهای مسلح، نهادهای انقلابی، شهرداریها و کلیه تشکیلات وابسته به آنها ممنوع است. |
|
|
3 |
مجلس شورای اسلامی |
1373 |
ماده (1) |
با توجه به اصل (141) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هر شخص میتواند فقط یک شغل دولتی را عهدهدار شود. |
|
|
4 |
مجلس شورای اسلامی |
1386 |
دارای 128 ماده |
دارای سه هدف اصلی «یکپارچهسازی نظام اداری و استخدامی»، «کوچکسازی دولت» و «شایستهسالاری» است. این قانون در پی آن است تا چندگانگی موجود در نحوه استخدام و ورود به خدمت، نظام پرداختها و صندوقهای بیمهای و بازنشستگی را از بخش دولتی خارج کند. |
|
|
5 |
قانون ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد اداری و مقابله با فساد |
مجلس شورای اسلامی |
1387 |
ماده (13) |
کلیه مسئولان دستگاههای مشمول این قانون موظفاند بدون فوت وقت از شروع یا وقوع جرائم مربوط به ارتشا، اختلاس، کلاهبرداری، تبانی در معاملات دولتی، اخذ درصد (پورسانت) در معاملات داخلی یا خارجی، اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی، دخالت در معاملات دولتی در مواردی که ممنوعیت قانونی دارد، تحصیل مال نامشروع، استفاده غیرمجاز یا تصرف غیرقانونی در وجوه یا اموال دولتی یا عمومی یا تضییع آنها، تدلیس در معاملات دولتی، اخذ وجه یا مال غیرقانونی یا امر به اخذ آن، منظور کردن نفعی برای خود یا دیگری تحت هر عنوان، اعم از کمیسیون، پاداش، حقالزحمه یا حقالعمل در معامله یا مزایده یا مناقصه و سایر جرائم مرتبط با مفاسد اقتصادی در حوزه مأموریت خود بلافاصله باید مراتب را به مقامات قضایی و اداری رسیدگیکننده به جرائم و تخلفات گزارش کنند. |
|
6 |
رسیدگی به دارایی مقامات و مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی ایران |
مجلس شورای اسلامی |
1391 |
ماده (2) |
بهمنظور افزایش اعتماد عمومی مردم به مسئولان جمهوری اسلامی ایران و ارتقای سلامت اداری، یکی از شرایط تصدی سمتهای موضوع این قانون، تعهد به ارائه فهرست داراییهای خود، همسر و فرزندان تحت تکفل، در قالب خود اظهاری به قوه قضائیه است. |
|
7 |
مجلس شورای اسلامی |
1403 |
ماده (34)
|
قطع ارتباط مالی مسئولان فنی با شرکتها و واحدهای تولیدی و انجام وظیفه نظارتی ازسوی دستگاههای حاکمیتی بر واحدهای تولیدی |
|
|
8 |
مجلس شورای اسلامی |
1380 |
ماده (4) |
دریافت هرگونه وجه، کالا یا خدمات تحت هر عنوان از اشخاص حقیقی و حقوقی توسط وزارتخانهها، مؤسسات و شرکتهای دولتی غیر از مواردی که در مقررات قانونی مربوط معین شده یا میشود. همچنین اخذ هدایا و کمک نقدی و جنسی در قبال کلیه معاملات اعم از داخلی و خارجی توسط وزارتخانهها و مؤسسات دولتی و شرکتهای دولتی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی، مؤسسات و شرکتهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام یا تصریح نام یا تابع قوانین خاص هستند، ممنوع است. |
مأخذ: همان.
این بخش از گزارش با هدف شناسایی و تحلیل عملکرد دستگاههای اجرایی در حوزه مدیریت تعارض منافع انجام شده و کوشیده است میزان پیشرفت، موانع و سازوکارهای اجرایی موجود را بررسی کند. بهاینمنظور، نشستی با عنوان «تجربهنگاری مقررهگذاری مدیریت تعارض منافع در دستگاههای اجرایی» با حضور نمایندگان دستگاههای اجرایی که در حوزه مذکور اقداماتی ازجمله: تدوین دستورالعمل و بخشنامه، آموزش و فرهنگسازی و... به اجرا رساندهاند، در محل مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در ادامه در جدول ذیل، فهرستی از دستگاههایی که نمایندگان و کارشناسان ایشان در جلسه حضور داشتند، بههمراه عنوان اقدام محوری یا عنوان آییننامه اجرایی مختص دستگاه مربوطه و سال تصویب ارائه میشود:
جدول 3. عناوین دستگاهها بههمراه عنوان اقدام/ آییننامه اجرایی منبع
|
ردیف |
دستگاه |
اقدام محوری در حوزه مدیریت تعارض منافع |
سال تصویب/ ابلاغ |
|
1 |
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی |
تدوین بخشنامه مدیریت تعارض منافع مشتملبر اعطا، صدور و تمدید مجوز اشتغال، سهامداری و مالکیت کارکنان، امتیاز و تسهیلات، برونسپاری پروژهها، استخدام، انتصاب و سفرهای خارجی |
1400 |
|
2 |
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات |
1. شیوهنامه مدیریت مصادیق تعارض منافع سال |
1402 |
|
2. دستورالعمل مدیریت تعارض منافع سال |
1403 |
||
|
3 |
وزارت جهاد کشاورزی |
درحال تدوین دستورالعمل نظارتی با همکاری مدیریت بازرسی سازمان که زمینهساز رفع و کنترل موضوعاتی است و مانع برخی از موضوعات تعارض منافع میشود. |
درحال تدوین |
|
4 |
وزارت نفت |
دستورالعمل مدیریت تعارض منافع در فرایندهای واگذاری و اجرای طرحها و پروژههای صنعت نفت |
1402 |
|
5 |
وزارت آموزش و پرورش |
قانون اصلاح قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی در جلسه علنی |
1402 |
|
1399 |
|||
|
6 |
سازمان بورس و اوراق بهادار |
تدوین مصوباتی با استانداردهای بالا نظیر مصوبه هیئتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار درخصوص اصلاح دستورالعملهای «تأسیس و فعالیت سبدگردان» و «تأسیس و فعالیت گروه خدمات بازار سرمایه» در راستای کنترل تعارض منافع در نهادهای مالی دارای مجوز |
1402 |
|
اصلاحات دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار در بورس اوراق بهادار تهران |
1402 |
||
|
7 |
سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور |
1388 |
|
|
8 |
ستاد مرکزی بنیاد شهید |
برگزاری نشستهای متعدد برای شناسایی مصادیق تعارض منافع، راهاندازی سامانه سجایا |
درحال تدوین |
|
9 |
سازمان تأمین اجتماعی |
دستور اداری مدیریت تعارض منافع در سازمان تأمین اجتماعی و شرکتها و مؤسسات تابعه |
1400 |
|
1403 |
|||
|
10 |
بیمه مرکزی |
در آییننامههای مصوب شورای عالی بیمه متناسب با موضوع و قانون تأسیس بیمه مرکزی به مواردی از تعارض منافع اشاره شده است. |
ادغام شده با سایر آییننامههای این سازمان |
|
11 |
شهرداری تهران |
1397 |
|
|
1400 |
|||
|
12 |
سازمان بهزیستی |
بخشنامه مدیریت تعارض منافع سازمان بهزیستی ناظر بر موقعیت متعارض «اشتغال همزمان» و «رابطه خویشاوندی |
1398 |
مأخذ: همان.
وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی از سال ۱۳۹۸ با مشارکت فعال در کمیسیون لوایح دولت و حضور در فرایند تدوین لایحه مدیریت تعارض منافع، در مقررهگذاری مرتبط با شفافیت و سلامت اداری نقشی پیشگامانه ایفا کرده است. این مشارکت ازسوی نمایندگان وزارتخانه بهعنوان جلوهای از تعهد نهادی به ارتقای حکمرانی شفاف و مقابله با تضاد منافع تلقی شده است.
- این وزارتخانه در راستای شفافسازی و پیشگیری از فساد، بخشنامه مدیریت تعارض منافع را با محوریت تنظیم مقررات در حوزههای مختلف ازجمله اعطا، صدور و تمدید مجوزهای شغلی، سهامداری و مالکیت کارکنان، اعطای امتیازات و تسهیلات، برونسپاری وظایف، اجرای پروژهها، فرایندهای استخدام و انتصاب و همچنین سفرهای خارجی تدوین کرده است.
- در شناسایی مصادیق تعارض منافع در حوزههای تعاون و روابط کار، شانزده مصداق عام (مانند پذیرش هدیه، اتحاد ناظر و منظور، اتحاد قاعدهگذار و مجری) و سه مصداق خاص تعارض منافع در حوزه روابط کار و سه مصداق خاص در حوزه تعاون توسط این دستگاه شناسایی شدهاند.
- پروژههای پژوهشی و همکاری با نهادهای تخصصی؛ ازجمله همکاری با اندیشکده شفافیت برای ایران از سال ۱۳۹۷ برای مستندسازی و پایش مصادیق.
- تهیه و ابلاغ دستورالعملهای خاص مانند ممنوعیت دریافت هدایا؛ صدور بخشنامه رسمی توسط وزیر برای برخورد با برخی مصادیق شایع تعارض منافع.
- فقدان قانون مشخص و ضمانت اجرایی قوی: برخی بخشنامهها توسط دیوان عدالت اداری لغو شدهاند.
-تغییر مستمر مدیران عالی: باعث تغییر اولویتها و اختلال در تداوم پروژههای راهبردی میشود.
- مقاومت مدیران در برابر تشخیص مصادیق تعارض منافع: بهویژه در غیاب معیارهای مشخص تشویق و تنبیه.
- فرهنگسازی زمانبر و دشوار: تغییر رفتار کارکنان و نهادینهسازی مفاهیم جدید با مقاومت همراه است.
- نیاز به تصویب قانون جامع: اعلام آمادگی وزارتخانه برای بهروزرسانی سیاستها در صورت تصویب قانون.
ضرورت تفکیک نقشها در هیئتهای تشخیص و حل اختلاف: بهویژه پرهیز از تضاد نقش میان کارمندان و نمایندگی طرفین دعوا.
- حمایت از گزارشگران تعارض منافع: پیشنهاد شده است که این حمایت بهصورت دو مرحلهای و با سازوکار مشخص انجام شود.
- ضرورت انطباق فعالیتهای اجرایی با اسناد بالادستی، مانند سیاستهای کلی سلامت اداری و صیانت از حقوق مردم: تأکید شد تا از تفسیرهای سلیقهای و اجرای ناهماهنگ جلوگیری شود.
جدول 4. تحلیل محتوای تجربهنگاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
مشارکت در تدوین لایحه مدیریت تعارض منافع در سال ۱۳۹۸ |
فقدان قانون جامع و ضمانت اجرایی |
تصویب سریعتر لایحه و تأمین ضمانتهای اجرایی لازم |
|
2 |
تدوین بخشنامه مدیریت تعارض منافع مشتملبر اعطا، صدور و تمدید مجوز اشتغال، سهامداری و مالکیت کارکنان، امتیاز و تسهیلات، برونسپاری پروژهها، استخدام، انتصاب و سفرهای خارجی |
ابطال بخشنامهها توسط دیوان عدالت اداری بهدلیل نبود پشتوانه قانونی |
انطباق دستورالعملها با سیاستهای کلان و ایجاد پوشش قانونی در قالب لایحه |
|
3 |
شناسایی و طبقهبندی مصادیق تعارض منافع در حوزه تعاون و روابط کار (۲۳ مصداق) |
پیچیدگی در تشخیص دقیق و صحیح مصادیق |
استفاده از تجربیات میدانی و پژوهشهای تطبیقی برای احصای بهتر مصادیق |
|
4 |
اجرای پروژههای پژوهشی با همکاری اندیشکدهها از سال ۱۳۹۷ |
مقاومت برخی مدیران در برابر اجرای ضوابط تعارض منافع |
فرهنگسازی تدریجی و آموزش مستمر در بدنه مدیریتی |
|
5 |
تدوین و ابلاغ نقشه راه سلامت اداری و لحاظ تعارض منافع بهعنوان شاخص ارزیابی دستگاهها |
تغییر مستمر مدیران و تغییر اولویتهای اجرایی |
تثبیت برنامههای میانمدت با پیوستهای الزامآور اجرایی و اداری |
|
6 |
برگزاری آموزشهای داخلی و اقدامات ترویجی درزمینه تعارض منافع |
نبود نظام تشویق و تنبیه مشخص برای اجرای مؤثر مدیریت تعارض منافع |
طراحی نظام ارزیابی عملکرد مبتنیبر رعایت مؤلفههای سلامت اداری و شفافیت |
|
7 |
صدور بخشنامههایی درخصوص هدایای کارکنان، دفاتر کاریابی و نمایندگیها در مراجع حل اختلاف |
برداشتهای سلیقهای از دستورالعملها و انطباق نداشتن با اسناد بالادستی |
تدوین استانداردهای مفهومی یکپارچه و تطبیق آنها با سیاستهای کلان و نهادهای نظارتی |
مأخذ: همان.
با ابلاغ اصول دوازدهگانه مقابله با فساد ازسوی ریاستجمهوری، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات همچون سایر نهادهای اجرایی اقدامات خود را در حوزه مدیریت تعارض منافع ساماندهی کرده است. در ادامه، تجربه این وزارتخانه نیز در سه محور اقدامات اجرایی، چالشهای پیشرو و راهکارهای پیشنهادی دستهبندی و تحلیل میشود.
ابتدا بهمنظور شناسایی اولیه مصادیق تعارض منافع، وزارت ارتباطات با برونسپاری طرح شناسایی مصادیق تعارض منافع، پرسشنامههایی را طراحی کرده و در اختیار مدیران ستادی و استانی قرار دادهاند و دادههای گردآوری شده، مبنای تحلیل اولیه وضعیت تعارض منافع در ساختارهای سازمانی قرار گرفته است. این همکاری بهواسطه تخصیص نیافتن بودجه ازسوی دولت ادامه پیدا نکرده است.
همزمان با ابلاغ بخشنامه سازمان اداری و استخدامی درباره هشت موقعیت تعارض منافع، این وزارتخانه فرایند رسمیتری را آغاز میکند. جلسات هماندیشی متعددی برگزار، مصادیق مرتبط با موقعیتهای مشخص شده احصا و دادهها از واحدهای تخصصی گردآوری میشود. در ادامه، این وزارتخانه با همکاری مرکز آموزش مدیریت دولتی، دورههای آموزشی برای مدیران ستادی و استانی اجرا کرده است.
ساختار تصمیمگیری در این حوزه بر محور «کمیته سلامت اداری» متمرکز شد که ریاست آن را رئیس مرکز بازرسی وزارتخانه برعهده داشتند. با تفویض اختیارات ازسوی وزیر، مصوبات کمیته جنبه اجرایی پیدا کرده است. براساس این سازوکار، مقرر شد کارکنانی که در موقعیت تعارض منافع قرار دارند و مرتکب تخلفات اداری میشوند، مطابق ماده (۸) قانون رسیدگی به تخلفات اداری، به مراجع ذیصلاح معرفی شوند.
در حوزه فناوری اطلاعات، وزارتخانه اقدام به بازطراحی سامانه کنترل پروژه کرده است تا از همزمانی نقش مجری و ناظر در یک پروژه جلوگیری شود. دسترسی به برخی سامانهها صرفاً از طریق IP اختصاصی امکانپذیر شده است تا امنیت دادهها و مسئولیتپذیری کاربران افزایش یابد. همچنین، با هدف کاهش تمرکز اختیارات، فرایند درخواست کالاها بهشکل غیرمتمرکز و مرحلهبهمرحله طراحی شد تا از امضای طلایی جلوگیری شود.
در پی رصد مشاغل همزمان، وزارت ارتباطات با اتصال به سامانههای رسمی، اطلاعات عضویت مدیران در هیئتمدیره شرکتها را بررسی و موارد مغایر با قانون منع تصدی بیش از یک شغل را به هیئت رسیدگی به تخلفات اداری معرفی کرده است. این نظارت بهصورت مستمر انجام پذیرفته است.
برای انسجامبخشی به اقدامات، این وزراتخانه دستورالعمل مدیریت تعارض منافع را تدوین و در کمیته سلامت اداری تصویب کرده است. این دستورالعمل دستگاههای زیرمجموعه را ملزم کرده است که موقعیتهای تعارض منافع را بهصورت سالیانه شناسایی، ثبت و گزارش کنند. مبنای ارزیابی عملکرد نیز همین گزارشها قرار گرفته است.
در نهایت، برای ترویج و نهادینهسازی فرهنگ شفافیت، اینفوگرافیهایی طراحی و از طریق سامانههای داخلی و ابزارهای اطلاعرسانی رسمی منتشر کرده و فرمهای نظرسنجی دیجیتال را نیز در دسترس کارکنان قرار دادهاند تا بازخورد آنها نسبت به اثربخشی اقدامات اخذ شود.
یکی از چالشهای جدی این وزارتخانه در حوزه مدیریت تعارض منافع، توقف زودهنگام همکاری با جهاد دانشگاهی بهدلیل نبود اعتبار بوده که فرایند دادهکاوی و تحلیلهای میدانی را نیمهکاره گذاشته است. در ادامه، محدودیت ساختارهای موجود در برخورد با تخلفات نیز خود را نشان داده است؛ بهویژه در مواردی که تداخل نقشها یا مقاومت مدیریتی وجود داشته است.
ابهام در تفسیر برخی موقعیتهای تعارض منافع، چالش دیگر این وزارتخانه عنوان شده است.
گفتنی است، برخی مصوبات داخلی کمیته سلامت بهدلیل فقدان ضمانتهای اجرایی فراگیر و پشتیبانی قانونی، ازسوی برخی مدیران نادیده گرفته یا بهکندی اجرا شده است.
-از منظر کارشناسان این وزارتخانه، ایجاد هیئت مدیریت تعارض منافع در دستگاه شاید لزومی نداشته باشد؛ با توجه به اینکه کمیته سلامت اداری وظایف مشابه نهاد متولی مدنظر در لایحه را دارد، بهلحاظ ساختاری استفاده از ظرفیتهای ساختاری موجود، مانند کمیته سلامت اداری، در مقایسه با تأسیس نهاد جدید کارآمدتر است. ازاینرو باید همت گماشت تا قانونی تصویب نشود که اجرایی نباشد.
-در کنار تدوین احکام اجرایی مشخص، توسعه اتصال سامانههای مدیریتی، ثبتی و مالی ضروری است تا شناسایی و برخورد با مصادیق با دقت بیشتری انجام گیرد.
جدول 5. تحلیل محتوای تجربهنگاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
تدوین شیوهنامه مدیریت مصادیق تعارض منافع سال تدوین و ابلاغ دستورالعمل مدیریت تعارض منافع سال |
ناهماهنگی در اجرای کامل در سطح دستگاهها |
الزام دستگاهها به گزارش و پاسخگویی مستمر |
|
2 |
برونسپاری شناسایی مصادیق تعارض منافع |
توقف بهدلیل نبود اعتبار مالی |
همکاری با نهادهای پژوهشی جایگزین |
|
3 |
برگزاری جلسات و احصای موقعیتهای تعارض منافع |
برداشت سلیقهای از مصادیق |
تدوین شاخصهای شفاف برای احصا و تحلیل |
|
4 |
برگزاری دورههای آموزشی تخصصی |
مقاومت کارکنان در پذیرش مفاهیم جدید |
آموزش مداوم، تلفیق با ارزیابی عملکرد |
|
5 |
بازطراحی سامانه پروژه،IP اختصاصی، حذف همزمانی مجری–ناظر |
امکان دور زدن سامانه در برخی فرایندها |
اتصال با سامانههای فرابخشی و ملی |
|
6 |
رصد عضویت مدیران در شرکتها و ارجاع به هیئت تخلفات |
ضعف در اتصال دادهها و اثبات تخلف |
یکپارچهسازی سامانههای اطلاعاتی |
|
7 |
تقویت کمیته سلامت با اختیار مصوبات رسمی |
اعمال نشدن برخی مصوبات بهدلیل نبود ضمانت اجرای قانونی |
پشتیبانی قانونی از مصوبات کمیتهها |
|
8 |
طراحی اینفوگرافی، فرمهای نظرسنجی و اطلاعرسانی داخلی |
دشواری در ارزیابی دقیق اثربخشی اقدامات |
استفاده از ابزارهای دیجیتال برای نظرسنجی مؤثر |
مأخذ: همان.
بررسی تجربیات وزارت جهاد کشاورزی در حوزه مدیریت تعارض منافع نشان میدهد که این وزارتخانه با توجه به ماهیت مأموریت خود، بیش از بسیاری از دستگاههای اجرایی دیگر در معرض موقعیتهایی قرار دارد که تعارض میان منافع عمومی و منافع فردی، نهادی یا گروهی را پدید میآورد. وظیفه تأمین امنیت غذایی، تنظیم بازار کالاهای اساسی، نظارت بر واردات و صادرات محصولات کشاورزی و همچنین تعامل مستمر با بخش خصوصی و نهادهای غیردولتی، بسترهایی را فراهم میکند که در آنها احتمال شکلگیری تعارض منافع بهویژه در شرایط نوسان بازار بسیار بالاست.
در راستای مقابله با این چالش، وزارت جهاد کشاورزی اقداماتی را با همکاری معاونت بازرسی خود آغاز کرده است. بخشی از این اقدامات به صدور بخشنامههایی اختصاص داشته است که کلیه واحدهای تخصصی وزارتخانه را در سطح ملی و استانی موظف به شناسایی و گزارش موقعیتهای بالقوه تعارض منافع کردهاند. این بخشنامهها با هدف تمرکز بر پیشگیری، کنترل و شناسایی موقعیتهایی تدوین شدهاند که در آنها احتمال تقابل میان منافع شخصی یا سازمانی با منافع عمومی وجود دارد. به همین منظور، فرمها و جدولهای استانداردی طراحی شده و در اختیار واحدها قرار گرفته است.
باوجود این اقدامات، چالشهای متعددی نیز مطرح بوده است. یکی از مهمترینِ آنها پیچیدگی در شناسایی مصادیق تعارض منافع و نبود سازوکارهای پیشبینی موقعیتهای خاص پیش از وقوع آنهاست. نوسانات سریع و غیرقابل پیشبینی در بازار، بهویژه در حوزه کالاهای اساسی، سبب میشود تشخیص و مداخله بهموقع دشوار شود. افزونبر این، نبود ضمانت اجرایی برای کنترل تعارض منافع اجرای مؤثر سیاستها را با مشکل مواجه میکند.
در مواجهه با این چالشها، وزارتخانه پیشنهادهایی را نیز مطرح کرده است؛ ازجمله:
-تعریف نهاد یا ساختار مشخص برای رصد و تحلیل موقعیتهای تعارض منافع و همچنین تعامل نزدیکتر با مراکز پژوهشی و نهادهای قانونگذار بهمنظور تدوین دستورالعملها و لایحههای جامعتر. نمایندگان وزارتخانه نیز تأکید داشتهاند که یکی از ضرورتهای جدی برگزاری نشستهای تخصصی در قالب سمینار ملی است تا تجربهها و راهکارهای مختلف دستگاهها گردآوری و در طراحی ساختارهای قانونی مؤثر لحاظ شود.
-ضرورت تقویت ضمانتهای اجرایی و بازنگری در دامنه شمول نهادهای مشمول قانون. تأکید بر نقش هیئتمدیره در شناسایی و اعلام مصادیق تعارض منافع.
جدول 6. تحلیل محتوای تجربهنگاری وزارت جهاد کشاورزی در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
درحال تدوین دستورالعمل نظارتی با همکاری مدیریت بازرسی سازمان که زمینهساز رفع و کنترل موضوعاتی است و مانع برخی از موضوعات تعارض منافع میشود. |
گستردگی و تنوع مأموریتها در سطح کشور |
طراحی سامانه هوشمند برای شناسایی موقعیتهای فسادخیز و رصد مستمر |
|
2 |
اخذ و تحلیل تجربیات معاونتها در شناسایی مصادیق تعارض منافع |
پیچیدگی در تشخیص و مصداقیابی دقیق تعارض منافع بهدلیل نوسانات سریع و غیرقابل پیشبینی در بازار، بهویژه در حوزه کالاهای اساسی |
بهرهگیری از تجارب زیسته، تحلیل دادهها و پژوهشهای تطبیقی |
|
3 |
ارائه پیشنهاد برای اصلاح لایحه، بهویژه درمورد ضمانت اجرایی و مسئولیت نهادهای غیردولتی |
ضعف ضمانت اجرایی درخصوص تعامل با نهادهای غیردولتی |
پیشنهاد گنجاندن ساختارهای نظارتی چندسطحی و قابل اجرا در لایحه |
|
4 |
شناسایی تعارض منافع در حوزه واردات و صادرات کالاهای اساسی |
امکانناپذیر بودن پیشبینی تعارضها بهدلیل نوسانات اقتصادی |
تعریف پروتکلهای کنترلی سریعواکنش برای موقعیتهای بحرانی در بازار |
|
5 |
پیشنهاد تشکیل سمینار ملی برای همافزایی دانش و تجربه در حوزه مدیریت تعارض منافع |
نبود بستر نظاممند برای هماندیشی دستگاههای مختلف |
همکاری با مرکز پژوهشهای مجلس و سایر دستگاهها برای طراحی و اجرای این رویداد |
مأخذ: همان.
در سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور، که یکی از نهادهای کلیدی در نظام تربیت نیروی کار بهشمار میرود، تجربهها و چالشهای خاصی درزمینه مواجهه با تعارض منافع شکل گرفته است. این مسئله بهویژه درخصوص کارکردهای آموزش، ارزشیابی صلاحیتها و استفاده از نیروی انسانی بازنشسته برجستهتر شده است.
سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور کمیته ارتقای سلامت اداری و صیانت از حقوق مردم در نظام اداری را با دستور کار مبارزه با فساد و رفع تعارض منافع سازمانها تشکیل داده است. این کمیته قوانین و مقرراتی را، که تعارض منافع ایجاد میکند، مشخص و راهکارهای لازم را ارائه میکند. تهیه و ابلاغ بخشنامه نحوه مدیریت تعارض منافع ازجمله اقدامات مهم این دستگاه در حوزه مدیریت تعارض منافع است
یکی از ملاحظات جدی این سازمان غلبه نگاه سلبگرا و محدودکننده در پیشنویسهای اولیه بود. بهاعتقاد کارشناسان این حوزه، تمرکز بیش از حد بر حذف و منع فعالیت اشخاص، فقط بهدلیل نسبتهای خانوادگی یا سابقه خدمت، بدون تعریف سازوکارهای شفاف نظارتی و کنترلی، منجر به تضییع حقوق شهروندی میشود و مسئله تعارض منافع را بهجای حل کردن به حاشیه میراند. از نگاه تجربهگرایانه سازمان، نظارت اثربخش و طراحی نظام شفافیت بهمراتب مؤثرتر از محدودسازیهای مطلق است.
یکی دیگر از چالشهای شناسایی شده در این حوزه، نبود مرجعی مستقل و مشخص برای تشخیص، هدایت و نظارت بر وضعیتهای تعارض منافع است. فقدان چنین مرجعی موجب شده است که در بسیاری از مواقع، دستگاههایی که خود در موقعیت تعارض منافع قرار دارند، مسئول ارزیابی عملکرد خود باشند که این امر کارایی و اثربخشی نظام مدیریت تعارض منافع را بهشدت کاهش میدهد.
در حوزه آموزشهای مهارتی، مسئله تداخل نقش نهادهای آموزشدهنده با نقش ارزیابیکننده نیز نمود روشنی از تعارض منافع نهادی است. سازمان آموزش فنی و حرفهای بر این باور است که برای ارتقای کیفیت آموزش و جلوگیری از تداخل منافع، ارزیابی صلاحیت حرفهای باید از نهاد آموزشدهنده جدا باشد و به نهادی مستقل سپرده شود. در حال حاضر، بسیاری از دستگاههای دولتی، ازجمله وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، جهاد دانشگاهی و دیگر نهادهای دارای مجوز آموزش، خود را همزمان آموزشدهنده و ارزیاب معرفی میکنند که این وضعیت ممکن است به کاهش اعتماد عمومی و افت کیفیت نظام مهارتی منجر شود.
ازسوی دیگر، محدودسازی بازنشستگان در اشتغال مجدد نیز مورد نقد واقع شد. در پیشنویس لایحه، بندی پیشبینی شده است که براساس آن، بازنشستگان تا سه سال پس از بازنشستگی حق فعالیت در حوزه کاری خود را نداشته باشند. درحالیکه از نظر این سازمان، چنین رویکردی موجب از دست رفتن بخش قابل توجهی از سرمایه انسانی تخصصی کشور میشود. بهجای حذف کامل این نیروها، پیشنهاد شده است که نظامی برای ارزیابی صلاحیت و استمرار شایستگی این افراد طراحی شود تا از ظرفیت آنان بهطور مؤثر بهره گرفته شود.
در کنار این چالشها، نقدی جدی به پراکندگی قوانین مرتبط با تعارض منافع نیز وارد است. قوانین متعددی چون قانون منع تصدی بیش از یک شغل، قانون ارتقای سلامت اداری، آییننامه رسیدگی به تخلفات اداری و دیگر اسناد مرتبط، بهصورت مجزا و فاقد انسجام تدوین شدهاند. این چندپارگی حقوقی موجب ابهام در اجرا و عدم شکلگیری رویههای منسجم شده است. برایناساس، پیشنهاد اصلی سازمان آموزش فنی و حرفهای، تجمیع و یکپارچهسازی این قوانین در قالب یک قانون جامع تعارض منافع با ضمانت اجرای مؤثر است.
علاوهبر این، مسئولان سازمان درباره برخی ابهامات و چالشهای موجود در لایحه پیشنهادی تعارض منافع انتقادهایی را مطرح کردهاند. یکی از مهمترین نقدها به شمول گسترده و گاه ناعادلانه افراد و نهادها در این لایحه بازمیگردد. برای نمونه، در ماده (۲) بند «8» به نهادهایی مانند مدارس و مؤسسات غیرانتفاعی اشاره شده که امکان اجرایی شدن احکام تعارض منافع در آنها محل تردید است. درحالیکه نهادهای مشابه در سایر دستگاهها (مانند پلیس، قوه قضائیه و دانشگاهها) با محدودیت کمتری مواجهاند، اجرای سختگیرانه مقررات در برخی دستگاهها منجر به احساس تبعیض و بیعدالتی شده است.
همچنین در ماده (۳) بند «ب»، استفاده از واژه کلی «سایر کارکنان» ممکن است موجب توسعه بیش از حد دامنه شمول قانون شود؛ درحالیکه بسیاری از کارکنان، مانند مربیان آموزشی، اصولاً در موقعیت تعارض قرار نمیگیرند و حتی اگر فرزندانشان نیز از خدمات آموزشی برخوردار شوند، امکان وقوع تعارض منافع وجود ندارد.
از دیگر چالشهای مطرح شده میتوان به ماده (۴) لایحه اشاره کرد که تشکیل هیئتی جدید برای مدیریت تعارض منافع را پیشبینی کرده است. این درحالی است که هماکنون کمیتههایی مانند کمیته سلامت اداری و صیانت از حقوق مردم در تمام دستگاهها فعالاند و ظرفیت اجرای این وظایف را دارند؛ بنابراین تشکیل ساختاری موازی غیرضروری و فاقد کارایی خواهد بود.
در بخش دیگری از نقدها، به مواد (۱۵) تا (۱۹) لایحه، که برای اشتغال کارکنان و مقامات پس از ترک مسئولیت محدودیت زمانی در نظر گرفتهاند، انتقاد شده است. از منظر سازمان، تعیین بازههایی مانند سه سال برای مقامات و یک سال برای سایر کارکنان فاقد توجیه عملی است؛ زیرا این افراد پس از خروج از دستگاه، دسترسی مؤثری به اطلاعات یا منابع تصمیمگیری نخواهند داشت.
-در لایحه بهجای حذف و سلب اختیار، باید بر مدیریت مؤثر موقعیتهای تعارض منافع تمرکز کرد. این امر نیازمند طراحی ساختاری مستقل در سطح ملی است که مسئولیت شناسایی، نظارت، راهبری و تبیین دستورالعملهای اجرایی را برعهده گیرد.
-پیشبینی یک هیئت عالی متشکل از دستگاههای مختلف؛ پیشنهادی که ازسوی این سازمان مطرح شده، تشکیل هیئت عالی تعارض منافع متشکل از نمایندگان مستقل، نهادهای نظارتی و دستگاههای تخصصی است تا بتوان از پراکندگی تصمیمگیریها جلوگیری کرد و سیاستی ملی و منسجم در این حوزه شکل داد.
-توجه و تمییز منفعت جمعی در کنار منفعت شخصی در لایحه مدیریت تعارض منافع.
-بهمنظور جلوگیری از نهادسازی مضاعف و موازی هیئت عالی نظارت رسیدگی به تخلفات اداری یا کمیته سلامت اداری و صیانت از حقوق مردم که در کل دستگاهها، هم در سطح ملی هم در سطح استانی، فعالیت دارند و شرح وظایفشان نیز تقریباً مشابه وظایف هیئت پیشبینی شده در لایحه است، میتواند متولی مدیریت تعارض منافع شود.
-پیشنهاد دیگر این سازمان ارسال لایحه مدیریت تعارض منافع به دستگاهها برای جمعآوری نظرهای مکتوب نهادهاست. این اقدام میتواند موجب واقعگراتر شدن تصمیمات نهایی و کاهش شکاف میان نظریه و عمل شود.
جدول 7. تحلیل محتوای تجربهنگاری سازمان فنی و حرفهای کشور در مدیریت تعارض منافع
|
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
بخشنامه نحوه مدیریت تعارض منافع مبتنیبر اشتغال همزمان، تعارض درآمد و وظیفه مربی و آزمونگر و تعارض مالی |
یکسان نبودن مقررات برای نهادهای مشابه در دیگر دستگاهها |
بازنگری در دامنه شمول و پرهیز از تبعیض مقرراتی میان نهادها |
|
|
2 |
ارائه نقدهای حقوقی به پیشنویسهای مدیریت تعارض منافع |
غلبه نگاه سلبگرا و محدودکننده در پیشنویسها که موجب تضییع حقوق شهروندی و کاهش اثربخشی میشود. |
تأکید بر نظارت اثربخش و طراحی نظام شفافیت بهجای محدودسازیهای مطلق |
|
|
3 |
نیاز به مرجعی مستقل برای تشخیص و نظارت بر تعارض منافع |
نبود مرجع مستقل و مشخص که منجر به اتحاد ناظر و منظور و کاهش کارایی نظام مدیریت تعارض منافع میشود. |
طراحی ساختار مستقل ملی مسئول شناسایی، نظارت و راهبری موضوعات تعارض منافع |
|
|
4 |
نقد پراکندگی قوانین مرتبط با تعارض منافع |
چندپارگی حقوقی و فقدان انسجام در قوانین که موجب ابهام در اجرا و عدم شکلگیری رویههای منسجم میشود. |
تجمیع و یکپارچهسازی قوانین مرتبط در قالب یک قانون جامع تعارض منافع با ضمانت اجرای مؤثر |
|
|
5 |
تأکید بر وجود کمیتههای فعلی مانند کمیته سلامت اداری |
تشکیل هیئت جدید برای مدیریت تعارض بهصورت موازی |
استفاده از ظرفیت ساختارهای موجود بهجای ایجاد نهادهای موازی |
|
|
6 |
ارزیابی مواد (۱۵) تا (۱۹) درباره محدودیتهای زمانی بعد از خروج از مسئولیت |
غیرضروری بودن محدودیتهای زمانی بلندمدت پس از اتمام مسئولیت |
اعمال محدودیت فقط در مشاغل با دسترسی به اطلاعات حساس یا نقش تصمیمساز |
|
|
7 |
پیشنهاد ارسال پیشنویس لایحه برای اظهارنظر مکتوب دستگاهها |
نبود سازوکار رسمی برای دریافت بازخورد اجرایی |
جمعآوری نظرهای مکتوب، آسیبشناسی تخلفات و تطبیق مصادیق با واقعیت میدانی |
|
مأخذ: همان.
سازمان بورس و اوراق بهادار ازجمله دستگاههایی است که بهصورت فعال و پیشرو وارد حوزه شناسایی و مدیریت تعارض منافع شده است.
سازمان بورس و نهادهای تنظیمگر مانند بیمه مرکزی اساساً وظیفه دارند تعارض منافع را در بازارهای مالی شناسایی و مدیریت کنند. این نهادها برخلاف دستگاههای اجرایی، که موضوع لایحه مدیریت تعارض منافع عمدتاً به آنها مرتبط است، نقش حاکمیتی و نظارتی ویژهای در این حوزه دارند. دستگاههای که از جهاتی رسالت کاری آنها اساساًمدیریت تعارض منافع است، برایناساس، با انواع و اشکال تعارض منافع روبهرو شده و متناسب با هرکدام مقررهگذاری کردهاند.
توجه به مقررات جاری بازار سرمایه نیز نشان میدهد که بخش قابل توجهی از این استانداردها هماکنون در قالب آییننامهها و دستورالعملهای سازمان بورس اجرایی شدهاند. در برخی موارد، این مقررات حتی از نسخه پیشنهادی لایحه سختگیرانهترند.
ازسوی دیگر، نقش نهاد تنظیمگر بازار سرمایه، یعنی سازمان بورس و اوراق بهادار، بسیار برجسته است. این سازمان با ایفای نقش نظارتی، سیاستگذاری و رسیدگی به تخلفات، جایگاه کلیدی در مدیریت تعارض منافع دارد و فعالیت آن در حوزه تنظیمگری بهطور مستقیم به جلوگیری از سوگیریهای نهادی و فردی در بازار منجر میشود.
باوجود اقدامات انجام شده، چالشهای مهمی بر سر راه اجرای مؤثر و پایدار سیاستهای مدیریت تعارض منافع در بازار سرمایه وجود دارد. یکی از مهمترینِ این چالشها، افراط در استفاده از ابزارهای سلبی نظیر ممنوعیتهای گسترده اشتغال است که میتواند با اصول قانون اساسی در تضاد قرار گیرد و موجب رد لایحه در فرایندهای نظارتی نهایی شود.
چالش دیگر، پیامدهای اجتماعی گسترده ناشی از اجرای افراطی این مقررات است. برای مثال، اعمال محدودیتهای شغلی برای خویشاوندان افراد شاغل در بازار سرمایه میتواند میلیونها نفر از اقشار مختلف را تحت تأثیر قرار دهد و موجب تضییع حقوق شهروندیشان شود.
افزونبر این موارد، نقش دوگانه و گاه متعارض دولت در بازار نیز قابل توجه است. در برخی موارد، دولت نهفقط در جایگاه تنظیمگر، بلکه بهعنوان بازیگر فعال بازار، منافع کوتاهمدت خود را در قالب انتشار اوراق یا دخالت در قیمتگذاریها دنبال میکند. این امر منجر به تضعیف استقلال نهادهای تنظیمگر میشود.
در حال حاضر، سازمان بورس نمیتواند بهصورت جامع از ارتباطات مالی و سازمانی سایر نهادها مطلع شود. بهطور خاص، امکان تشخیص تعارضهای پنهان میان کارکنان یا مدیران دستگاههای دیگر با نهادهای تحت نظارت بورس وجود ندارد. هرچند برخی اطلاعات از سامانهها یا سایر بانکهای اطلاعاتی دریافت میشود، این سامانهها پاسخگوی نیاز تشخیص دقیق، بهنگام و بیندستگاهی تعارض منافع نیستند. در موارد متعددی، تعارض منافع در لایههای پنهان قراردادها و معاملات نهفته است و روش مشخصی برای شناسایی سریع و برخط آنها وجود ندارد. نبود نهاد یا سامانهای متمرکز برای ثبت، تحلیل و بهاشتراکگذاری دادههای مرتبط با تعارض منافع در سطح ملی و بیندستگاهی باعث میشود بسیاری از نهادها تجارب و اطلاعات خود را بهصورت جزیرهای نگاه دارند.
لایحه پیشنهادی تعارض منافع عمدتاً دستگاههای اجرایی را درنظر میگیرد و شامل اشخاص و نهادهایی نمیشود که وظایف حاکمیتی و تنظیمگری را در قالب شرکتهای سهامی خصوصی انجام میدهند؛ مانند بورسها، شرکتهای سپردهگذاری و کارگزاریها.
تعارض منافع مهم در این حوزه استفاده از اطلاعات نهانی است که مدیران و نهادهای فعال به آن دسترسی دارند و اگر مدیریت نشود، میتواند سلامت و شفافیت بازار را به خطر اندازد.
مسئله «بازه ممنوعیت همکاری» پس از ترک سمت در نهادهای تنظیمگر، در کشور ما بهاندازه کشورهای توسعهیافته سختگیرانه نیست و نیازمند بازنگری است تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری شود.
همچنین، اشخاص صنفی، که وظایف حاکمیتی دارند (مانند کانون وکلا یا کانونهای فعال در بازار سرمایه)، در لایحه پوشش داده نشدهاند؛ درحالیکه تعارض منافع در این نهادها بسیار محسوس است.
در نهایت، تجربه اجرای قوانین شفافیت در کشور نشان داده است که در برخی موارد، افراط در شفافسازی منجر به سوءتفسیر، نقض بیطرفی، تضعیف استقلال نهادی و حتی افشای اسرار حرفهای شده است. این خطر درباره موضوع تعارض منافع نیز وجود دارد.
در مواجهه با چالشهای مذکور، مجموعهای از راهکارها بهمنظور ارتقای اثربخشی طرح مدیریت تعارض منافع پیشنهاد شده است. نخستین راهبرد کلیدی تمرکز بر مدیریت تعارض بهجای حذف آن است. بهجای اعمال محرومیتهای مطلق، میتوان از ابزارهای مدیریتی و نرمافزاری استفادهکرد؛ ازجمله اخذ تعهدنامه، الزام به افشای منافع در سامانههای مشخص، سوگند حرفهای و توسعه سازوکارهای نظارت داخلی و مردمی.
راهکار دوم، تمایزگذاری میان حوزههای حساس و غیرحساس است. بهجای اعمال محدودیتهای یکسان در تمام دستگاهها، ضروری است شدت و نوع محدودیتها متناسب با میزان حساسیت هر نهاد یا جایگاه شغلی (مانند نهادهای تنظیمگر مالی) تعیین شود.
سومین راهکار، بازنگری در نقش دولت در بازار سرمایه است. دولت باید نقش خود را از یک بازیگر مستقیم به ناظر و سیاستگذار محدود کند تا از بروز تعارضات ساختاری کاسته شود و اعتماد عمومی به بازار افزایش یابد.
چهارمین راهکار، ایجاد سامانه متمرکز ملی و فناورمحور برای رصد و کشف تعارض منافع است که بتواند کلیه نهادها، وزارتخانهها و سازمانهای مرتبط را به یکدیگر متصل و امکان تشخیص برخط و هوشمندانه روابط تعارضآمیز را فراهم کند.
راهکار پنجم، پیشبینی جایگاهی مشخص در متن لایحه برای نحوه استفاده از فناوریهای نوین در کشف و کنترل تعارض منافع با توجه به تجارب جهانی و الزامات بازار سرمایه است.
تبیین سازوکارهای اجرایی نحوه ورود دستگاهها به شناسایی، پیشگیری و مقابله با تعارض منافع براساس اقتضائات خاص هر نهاد (نظیر شهرداریها، وزارتخانهها، نهادهای مالی و...). سازمان بورس تأکید دارد که باید به روشهای دستگاهمحور در اجرا توجه شود.
همکاری و هماهنگی بین دستگاههای اجرایی، نهادهای تنظیمگر و نهادهای صنفی برای مدیریت یکپارچه و کارآمد تعارض منافع ضروری است.
درخصوص لایحه نیز این پیشنهادها اعلام شد:
-لایحه تعارض منافع باید متناسب با ساختار و عملکرد نهادهای تنظیمگر بازار سرمایه اصلاح و تخصصی شود تا نقش حاکمیتی آنها حفظ و تقویت گردد.
-لازم است «حوزههای حساس تعارض منافع» در بازار سرمایه شناسایی و برای آنها مقررات ویژه و سختگیرانه تدوین شود؛ بهخصوص درباره استفاده از اطلاعات نهانی و محدودیتهای پس از بازنشستگی.
-مطالعات تطبیقی با بازارهای پیشرفته و سازوکارهای حقوقی کشورهای دیگر بهمنظور بهینهسازی سیاستهای داخلی انجام شود.
-پوشش قانونی اشخاص صنفی مرتبط با وظایف حاکمیتی باید در لایحه گنجانده شود تا از تعارض منافع در این بخشها نیز جلوگیری شود.
در نهایت، تنظیم نهایی این طرح باید با اصول قانون اساسی، حقوق شهروندی و ملاحظات حریم خصوصی همراستا باشد. استفاده از مشورت نهادهای حقوقی، نظارتی و پژوهشی در این مسیر میتواند به جلوگیری از تداخلات قانونی و تضمین اجرایی بودن طرح کمک کند.
جدول 8. تحلیل محتوای تجربهنگاری سازمان بورس و اوراقبهادار در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
تدوین مصوباتی با استانداردهای بالا نظیر مصوبه هیئتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار درخصوص اصلاح دستورالعملهای «تأسیس و فعالیت سبدگردان» و «تأسیس و فعالیت گروه خدمات بازار سرمایه» در راستای کنترل تعارض منافع در نهادهای مالی دارای مجوز |
افراط در محدودسازی که ممکن است منجر به مغایرت با قانون اساسی شود. |
تمرکز بر مدیریت تعارض بهجای حذف آن از طریق ابزارهایی نظیر تعهدنامه، افشا، سوگند و نظارت عمومی |
|
2 |
تطبیق مقررات فعلی بازار سرمایه با پیشنویس لایحه؛ برخی مقررات موجود سختگیرانهترند. |
تداخل و همپوشانی با قوانین سختگیرانه دیگر |
بازنگری لایحه برای همراستایی با ساختارهای قانونی موجود و پرهیز از تعارض مقررات |
|
۳ |
نقش فعال سازمان بورس در نظارت، تنظیمگری و رسیدگی به تخلفات با تمرکز بر تعارض منافع |
تضعیف نقش نهاد تنظیمگر در برابر دخالتهای دولت بهعنوان بازیگر بازار |
کاهش نقش اجرایی دولت و تقویت جایگاه نظارتی و استقلال نهادهای تنظیمگر |
|
۴ |
تحلیل آثار منفی اجرای افراطی قانون شفافیت در نهادها و امکان تکرار آن در تعارض منافع |
سوءتفسیر از شفافیت و آسیب به استقلال و اسرار حرفهای |
استفاده هوشمندانه و متعادل از شفافیت با رعایت حریم اطلاعاتی و حقوق نهادی |
|
۵ |
بررسی پیامدهای اجتماعی مقررات پیشنهادی نظیر تأثیر بر خویشاوندان کارکنان دولت |
تأثیر گسترده و احتمالی بر میلیونها کارمند و خانوادههای آنها |
تفکیک مشاغل حساس از غیرحساس و تنظیم محدودیتها براساس میزان ریسک |
|
6 |
مدیریت تعارض منافع در بازار سرمایه و نهادهای مالی |
نبود پوشش کامل در لایحه دستگاههای اجرایی |
اصلاح لایحه با رویکرد تخصصی و حفظ نقش حاکمیتی نهادهای تنظیمگر |
|
7 |
مدیریت تعارض منافع ناشی از استفاده اطلاعات حساس |
احتمال سوءاستفاده و خدشهدار شدن شفافیت بازار |
تدوین مقررات سختگیرانه درزمینه استفاده از اطلاعات نهانی |
|
8 |
محدودیتهای پس از ترک سمت برای جلوگیری از سوءاستفاده |
نبود سختگیری کافی در قوانین فعلی |
بازنگری و سختگیری بیشتر در مقررات مربوط به بازه ممنوعیت همکاری |
|
9 |
شمول نهادهای صنفی با وظایف حاکمیتی مانند کانونها |
نبود پوشش قانونی کافی در لایحه |
گنجاندن نهادهای صنفی در چارچوب مدیریت تعارض منافع |
|
10 |
تبیین سازوکارهای اجرایی نحوه ورود دستگاهها به شناسایی، پیشگیری و مقابله با تعارض منافع براساس اقتضائات خاص هر نهاد (نظیر شهرداریها، وزارتخانهها، نهادهای مالی و...). |
نبود سامانه متمرکز ملی و فناورمحور برای رصد و کشف تعارض منافع |
پیشبینی جایگاهی مشخص در متن لایحه برای نحوه استفاده از فناوریهای نوین در کشف و کنترل تعارض منافع، با توجه به تجارب جهانی و الزامات بازار سرمایه. |
|
11 |
همکاری میان نهادهای اجرایی، تنظیمگر و صنفی برای مدیریت یکپارچه تعارض منافع |
دشواری در هماهنگی و پیادهسازی سیاستهای مشترک |
افزایش همکاری و تعریف سازوکارهای هماهنگی میان دستگاهها |
مأخذ: همان.
در مجموعه اقدامات بنیاد شهید و امور ایثارگران، یکی از مهمترین محورهای تمرکز، شناسایی گلوگاههای فساد در فرایندهای اطلاعاتی و حمایتی بوده است. یکی از نمونههای بارز در این زمینه سامانه «سجایا» است؛ سامانهای که بهعنوان منبع اصلی اطلاعاتی ایثارگران، نقشی تعیینکننده در تخصیص خدمات، وامها و منابع حمایتی ایفا میکند. همزمان، چهار نشست ویژه نیز بهطور خاص برای بررسی مصادیق تعارض منافع با حضور کارشناسان سازمان امور استخدامی کشور برگزار شده است. در این نشستها، نمونههای عملی از وضعیتهای تعارضآمیز بررسی و راهکارهای اجرایی برای کاهش این تعارضات مطرح شده است.
بررسیها نشان داد که فقط با تغییر یک مؤلفه کلیدی، مانند وضعیت شغلی فرد (از «شاغل» به «بیکار» یا برعکس)، میتوان در میزان یا نوع خدمات قابل دریافت تأثیر مستقیم گذاشت. این مسئله ظرفیت سوءاستفاده و بروز تعارض منافع را افزایش میدهد.
منع تصدی همزمان در لایحه بیشتر اشاره به هیئتمدیره دارد. هیئتمدیره، موظف، غیرموظف یا پارهوقت، کسی که مشغول به کار است معمولاً نمیتواند هم در محل کار حضور داشته باشد و هم در شرکتی که زیرمجموعه آن سازمان است.
در بخش بررسی پیشنویس لایحه تعارض منافع، نقدهایی درباره بیتوجهی به استثناهای قانونی مربوط به فرزندان شهدا و جانبازان بالای هفتاد درصد مطرح شد؛ مواردی که در بخشنامههای پیشین ازسوی دولتها مستثنا اعلام شده بودند، اما در لایحه پیشنهادی جدید لحاظ نشدهاند.
تعیین اعضای نهادهای متولی نظارت بر تعارض منافع در هر دستگاه، با پیشنهاد اداره بازرسی و صدور حکم ازسوی بالاترین مقام دستگاه انجام گیرد تا استقلال و کارآمدی این نهادها تضمین شود.
یکی از راهکارهای کلیدی برای ارتقای مدیریت تعارض منافع در سطح ملی، برگزاری منظم نشستهای هماندیشی میان نهادهای اجرایی و نظارتی است. پیشنهاد شد این نشستها بهصورت ماهیانه یا فصلی برگزار شوند تا امکان تبادل تجربیات، انتقال دانش عملی و بررسی راهکارهای موفق فراهم شود. این تعامل مستمر میان دستگاهها میتواند منجر به همافزایی در سیاستگذاری، شناسایی بهتر گلوگاههای تعارض منافع و تقویت سازوکارهای کنترلی در سطح کشور شود.
جدول 9. تحلیل محتوای تجربهنگاری ستاد مرکزی بنیاد شهید در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
بررسی سامانه اطلاعاتی سجایا بهعنوان منبع اصلی شناسایی ایثارگران و تحلیل نحوه اثرگذاری تغییر دادهها (مثلاً وضعیت شغلی) بر تخصیص خدمات حمایتی |
امکان تغییرات هدفدار در دادهها، مانند تغییر وضعیت شغلی که منجر به دریافت مزایای ناعادلانه میشود. |
برگزاری جلسات تخصصی با حوزههای مرتبط برای اصلاح رویهها و طراحی مکانیسمهای کنترلی مؤثر بر سامانه اطلاعاتی |
|
2 |
برگزاری چهار نشست رسمی با حضور معاونت منابع انسانی، حراست و نماینده سازمان امور استخدامی برای بررسی مصادیق تعارض منافع در بخشهای مختلف بنیاد |
ضعف هماهنگی میان واحدها و نبود نظام مشخص برای شناسایی و پیگیری مصادیق تعارض منافع |
تداوم جلسات مشترک با حضور نهادهای ذیربط برای انسجام تصمیمگیریها و گسترش دیدگاه بینبخشی |
|
3 |
تحلیل وضعیت افرادی که همزمان عضو هیئتمدیره شرکتهای تابعه و دارای سمت در بنیاد هستند؛ بهویژه در موارد عضویت موظف و غیرموظف |
دشواری در تشخیص مصادیق قانونی تعارض بهدلیل عدم تفکیک دقیق نقشها (موظف/ غیر موظف) و تعارض زمانی با وظایف اصلی |
بازنگری در تعاریف مقرراتی پیرامون تصدی همزمان و تدوین دستورالعملهای اجرایی شفاف |
|
4 |
ارائه پیشنهاد اصلاح ساختارهای پیشبینی شده در لایحه تعارض منافع، بهویژه درخصوص ترکیب نهادهای متولی و نحوه تعیین آنها |
بیتوجهی به تجربه و نقش واحدهای بازرسی دستگاهها در تعیین افراد متولی و نادیده گرفتن جایگاه قانونی ایثارگران بازنشسته |
پیشنهاد تعیین اعضای نهادهای متولی با پیشنهاد اداره کل بازرسی هر دستگاه و صدور حکم ازسوی بالاترین مقام سازمان |
|
5 |
اعلام مغفول ماندن مستثنا بودن فرزندان شهدا و جانبازان ۷۰ درصد به بالا در ممنوعیتهای استخدام بازنشستگان که قبلاً در دولتهای پیشین بهرسمیت شناخته شده بود. |
درج نشدن این استثناها در متن لایحه جدید که منجر به تضییع حقوق قانونی بخشی از ایثارگران میشود. |
پیشنهاد بازنگری در لایحه و لحاظ کردن صریح استثناهای قانونی مطابق ابلاغیههای رسمی پیشین |
|
6 |
پیشنهاد برگزاری نشستهای هماندیشی میان نهادهای اجرایی برای تبادل تجربهها و ارتقای سازوکارهای مقابله با تعارض منافع در سطح کشور |
نبود سازوکار نظاممند برای گردآوری و انتشار تجربههای مؤثر سازمانها در حوزه تعارض منافع |
پیشنهاد تشکیل جلسات ماهیانه یا فصلی با همکاری نهادهای پژوهشی و نظارتی همچون مرکز پژوهشهای مجلس و سازمان امور استخدامی |
مأخذ: همان.
سازمان تأمین اجتماعی طی سالهای اخیر گامهای مهمی در مسیر نهادینهسازی مدیریت تعارض منافع برداشته است. این سازمان دو سند رسمی درزمینه تعارض منافع دارد. در سال ۱۴۰۰ «دستور اداری مدیریت تعارض منافع» را به امضای مدیرعامل وقت رساند و آن را اجرایی کرد. همچنین در سال ۱۴۰۳، هیئت امنای سازمان آییننامهای مستقل در این زمینه تصویب و ابلاغ کرد. این دو سند چارچوب حقوقی و نهادی نسبتاً شفافی برای شناسایی و کنترل موقعیتهای تعارض منافع فراهم کردهاند.
باوجود تدوین اسناد رسمی و اقداماتی که صورت گرفته، سازمان تأمین اجتماعی با چالشهایی جدی مواجه است که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
- ضعف در اجرای اسناد مصوب داخلی: با اینکه دستورالعملها و آییننامههایی درونسازمانی درخصوص تعارض منافع تهیه شدهاند، هنوز در عمل، بسیاری از بخشها با اجرای ناقص یا ناتوانی در انطباق با این مقررات مواجهاند.
- پیچیدگی مفهومی تعارض منافع: تعارض منافع برخلاف برخی مفاهیم شفاف در حوزه حقوق اداری، ماهیتی چندلایه و سیال دارد. این امر موجب شده است تدوین مقررات جامع و اجرای دقیق آن بسیار دشوار باشد.
- احتمال استفاده ابزاری از قانون: نگرانی مهمی که مطرح شد، سوءاستفاده احتمالی از قانون تعارض منافع بهعنوان ابزار تسویهحسابهای شخصی است. در نبود نظام جامع شفافیت، ممکن است فقط برخی افراد خاص هدف برخورد قرار گیرند؛ درحالیکه افراد دیگری در موقعیت مشابه نادیده گرفته شوند.
- ضعف در طراحی ساختار اجرایی پیشنهادی در لایحه ملی: ساختار هیئت مدیریت تعارض منافع که در پیشنویس لایحه دیده شده، از نگاه سازمان، سازوکار و ساختاری که در این مجموعه مشاهده شده، بسیار ضعیف بوده است و عملاً تداخل و در واقع ساختار نامتقارن و نامتوازن و بهاصطلاح غیرقابل استفادهای خواهد داشت.
با توجه به چالشها، نماینده سازمان تأمین اجتماعی راهکارهایی را نیز برای اصلاح و بهبود فرایندها و تدوین لایحه پیشنهاد داد:
- مرحلهبندی تدوین قانون تعارض منافع: مرحله اول قانون تعارض منافع تدوین و اجرا شود و مواردی که پیچیدهتر است بهمرور زمان مدیریت شود. این رویکرد تدریجی میتواند مقبولیت و کارآمدی اجرایی قانون را افزایش دهد.
- تقویت ساختارهای درونسازمانی بهجای ایجاد هیئتهای جدید: پیشنهاد شد بهجای تشکیل هیئتهای جدید، این کار به خود دستگاهها سپرده و از ظرفیت همین ساختارهای موجود استفاده و اختیارات لازم به آنها واگذار شود.
- آسیبشناسی جامع پیش از قانونگذاری: تأکید شد که پیش از تدوین نهایی لایحه، نهادهای قانونگذار نظرهای مکتوب دستگاهها را دریافت و تحلیل کنند. قوانینی وجود دارد ازجمله قانون ارتقای سلامت نظام اداری یا قانون در واقع شفافیت قوای سهگانه که اینها تدوین شدند، ولی اجرا نشدند. آسیبشناسی اجرا نشدن قوانین مذکور حتماً میتواند به این موضوع کمک کند که تعارض منافع، که به نظر میرسد که از همه ابعاد بسیار پیچیدهتر از بقیه قوانین است و میتواند معضلات بسیاری را به وجود آورد، آسیبشناسی و موانع اجراییاش رفع شود.
- ایجاد شفافیت گسترده برای جلوگیری از برخوردهای سلیقهای: برای پیشگیری از بهرهبرداری شخصی یا گروهی از قانون تعارض منافع، پیشنهاد شد این نکته مهم مدنظر قرار گیرد.
جدول 10. تحلیل محتوای تجربهنگاری سازمان تأمین اجتماعی در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
دستور اداری مدیریت تعارض منافع در سازمان تأمین اجتماعی و شرکتها و مؤسسات تابعه آییننامه تعارض منافع در سازمانها و صندوقها |
اجرا با موانع متعدد و ناکارآمدی نسبی اسناد |
بازبینی دستورالعملها براساس تجربیات اجرا و آسیبشناسی دقیق |
|
2 |
تأکید بر بررسی اجرا نشدن قوانین قبلی ازجمله ارتقای سلامت و شفافیت |
تکرار اشتباههای پیشین در اجرای قوانین جدید |
انجام مطالعه تطبیقی و تجربی درباره چرایی شکست اجرای قوانین قبلی |
|
3 |
پیشنهاد تدوین مرحلهای قانون تعارض منافع (اجرای سادهترین بخشها در ابتدا) |
پیچیدگی و چندلایه بودن بسیاری از مفاد لایحه |
تدوین گامبهگام قانون با تمرکز بر قابلیت اجرا |
|
4 |
مخالفت با ایجاد هیئت جدید تعارض منافع با ساختار غیرکارآمد |
تداخل عملکردی و موازیکاری با نهادهای درونسازمانی |
واگذاری وظیفه اجرا به کمیتههای داخلی سلامت اداری و نظارت در هر دستگاه |
|
5 |
اعلام نگرانی درباره بهرهبرداری سلیقهای از قانون برای برخوردهای شخصی |
نبود شفافیت نظاممند برای همه کارکنان و نابرابری در اجرا |
ایجاد نظام افشا، گزارشگیری و پاسخگویی عمومی برای کنترل سوءاستفادههای احتمالی |
مأخذ: همان.
بیمه مرکزی بهعنوان یکی از نهادهای نظارتی تخصصی در بازار مالی کشور، دارای مجموعهای گسترده از مقررات و دستورالعملها درباره مدیریت تعارض منافع است. این مقررات شامل آییننامهها، دستورالعملهای نظارتی و رویههای داخلی است که بهصورت انباشته طی سالیان گذشته برای کنترل تعارض منافع در صنعت بیمه تدوین شدهاند.
در فرایند بررسی پیشنویس لایحه مدیریت تعارض منافع، نماینده بیمه مرکزی چند چالش کلیدی را مطرح میکند:
الف) ایجاد تشکیلات جدید و مغایرت با چابکسازی دولت
با استناد به بند «الف» ماده (۱۰۵) قانون برنامه هفتم توسعه، دستگاههای اجرایی موظفاند هر سه سال، حداقل پنج درصد از تشکیلات خود را کاهش دهند. در چنین شرایطی، پیشبینی ایجاد هیئت مرکزی یا ساختاری جدید برای نظارت بر تعارض منافع ممکن است با سیاست چابکسازی دولت در تضاد قرار گیرد و مسیر اجرای قانون را با مانع مواجه کند.
ب) ابهام در نسبت بین مقررات فعلی دستگاههای تخصصی و قانون جدید
سازمانهایی مانند بیمه مرکزی یا سازمان بورس پیشتر مجموعهای از مقررات اختصاصی را در حوزه تعارض منافع تدوین و اجرا کردهاند. سؤال اساسی آن است که پس از تصویب این لایحه، تکلیف آن مقررات داخلی چه خواهد شد؟
آیا باید آنها را لغو کرد؟ یا میتوان همچنان برمبنای آنها عمل کرد؟ این ابهام ممکن است باعث تداخل یا سردرگمی در اجرا شود.
هماهنگی قانون جدید با برنامههای بالادستی (چابکسازی): لازم است در ساختار پیشنهادی قانون تعارض منافع، از تشکیل نهادهای موازی و ایجاد ساختار جدید خودداری و تلاش شود از ظرفیت نهادهای موجود در دستگاهها استفاده گردد.
جدول 11.تحلیل محتوای تجربهنگاری بیمه مرکزی در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
تدوین مجموعهای از مقررات و دستورالعملها درباره مدیریت تعارض منافع |
اجرا با موانع متعدد و ناکارآمدی نسبی اسناد |
بازبینی دستورالعملها براساس تجربیات اجرا و آسیبشناسی دقیق |
|
2 |
مخالفت با ایجاد هیئت جدید تعارض منافع با ساختار غیرکارآمد |
تداخل عملکردی و موازیکاری با نهادهای درونسازمانی |
واگذاری وظیفه اجرا به کمیتههای داخلی سلامت اداری و نظارت در هر دستگاه |
|
3 |
اعلام نگرانی درباره تکلیف مقررات داخلی پس از تصویب لایحه |
پس از تصویب این لایحه، تکلیف مقررات داخلی چه خواهد شد؟ آیا باید آنها را لغو کرد؟ یا میتوان همچنان برمبنای آنها عمل کرد؟ |
مقررات داخلی که با لایحه جدید مغایرت داشته باشند باید لغو یا اصلاح شوند؛ مقررات داخلی که ناسازگار نباشند بهعنوان ضمیمه یا مکمل همچنان اعتبار داشته باشند. |
مأخذ: همان.
وزارت نفت بهعنوان یکی از نهادهای کلیدی در حوزه حاملهای انرژی، همواره تلاش کرده است تا با اتخاذ سازوکارهای قانونی و سازمانی، تعارض منافع در این بخش حیاتی را کنترل و مدیریت کند. این اقدامات شامل تدوین دستورالعملها و بخشنامههای داخلی برای شناسایی و پیشگیری از تعارض منافع ازجمله دستورالعمل مدیریت تعارض منافع در فرایندهای واگذاری و اجرای طرحها و پروژههای صنعت نفت است. علاوهبر این، همکاری با سایر دستگاههای ذیربط و مراکز پژوهشی بهمنظور انجام مطالعات تطبیقی و آسیبشناسی موضوع تعارض منافع و بهبود سیاستها مورد توجه قرار گرفته است.
باوجود اقدامات انجام شده، چالشهای متعددی در مسیر اجرای سیاستهای مدیریت تعارض منافع در بخش حاملهای انرژی وجود دارد. مهمترین این چالشها عبارتاند از:
برای مواجهه مؤثر با چالشهای یاد شده، این راهکارها پیشنهاد میشود:
جدول 12. تحلیل محتوای تجربهنگاری وزارت نفت در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
تدوین دستورالعمل مدیریت تعارض منافع در فرایندهای واگذاری و اجرای طرحها و پروژههای صنعت نفت داخلی برای مدیریت تعارض منافع و تنظیم مقررات مربوط به تصدی سمتها و تملک سهام |
پیچیدگی ساختاری و گستردگی حوزه حاملهای انرژی |
دستهبندی حوزهها و تدوین سیاستهای متناسب با حساسیت هر حوزه |
|
2 |
همکاری با مراکز پژوهشی برای بررسی تجارب بینالمللی و آسیبشناسی سیاستهای داخلی |
نبود مطالعات جامع و کافی در این زمینه |
تقویت مطالعات تطبیقی و ارزیابی مستمر |
|
3 |
بازنگری مصوبات اخیر و تلاش برای کاهش همپوشانی و تداخل مقررات |
تداخل و همپوشانی مقررات متعدد و سختگیری بیش از حد |
تدوین چارچوبهای منعطف و قابل تطبیق با اقتضائات اجرایی هر دستگاه |
|
4 |
توجه ویژه به مواردی مانند تصدی سمت پس از بازنشستگی و تملک سهام |
وقوع تعارض منافع در موضوعات خاص و حساس |
بهرهگیری از تجارب بینالمللی و تدوین سیاستهای تخصصی |
مأخذ: همان.
چهارچوب قانونی و ساختاری: شهرداری تهران از زمان ابلاغ قانون ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد (مصوب ۱۳۹۰) در مدیریت فعلی، ساختار سازمانی مناسبی برای اجرای این قانون ایجاد کرده است. شورایعالی ارتقای سلامت اداری و مقابله با فساد به ریاست شهردار تهران تشکیل شده است که متشکل از پنج عضو کلیدی، شامل شهردار، معاون برنامهریزی، معاون مالی، رئیس سازمان حراست و رئیس سازمان بازرسی، است. این شورا بهصورت فصلی جلسات خود را برگزار میکند و به بررسی و حلوفصل مسائل کلان میپردازد.
کمیتهها و کارگروهها:
در ذیل شورایعالی، کمیته برنامهریزی با ریاست معاون برنامهریزی و سرمایه انسانی شهرداری تهران هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه میدهد. همچنین، هشت کارگروه تخصصی در حوزههای مختلف مرتبط با فساد و تعارض منافع تشکیل شدهاند که یکی از آنها کارگروه رفع تعارض منافع و شفافیت است. حراست شهرداری تهران بهعنوان متولی کارگروه رفع تعارض و شفافیت از فروردین سال 1401 فعالیت خود را شروع کرده است.
مصوبات و اقدامات اجرایی:
تاکنون، ۹۷ جلسه برگزار شده و ۷۷ مصوبه در حوزه شفافیت و یک مصوبه در حوزه تعارض منافع توسط شورای شهر تصویب شده است. برای اجرای این مصوبات، چهارده کارگروه تخصصی تشکیل شده است که بهصورت جدی بر موضوعات مختلف متمرکزند. سامانه جامع منابع انسانی شهرداری تهران توسعه پیدا کرده و میزان شفافیت اطلاعات کارکنان به حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد ارتقا یافته است. شناسنامهدار کردن بخشنامهها، دستورالعملها و فرایندهای داخلی شهرداری نیز بهمنظور افزایش شفافیت صورت گرفته است.
اقدامات خاص در حوزه تعارض منافع:
جدول 13. تحلیل محتوای تجربهنگاری شهرداری تهران در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
مصوبه مدیریت تعارض منافع در شهرداری تهران طرح «اصلاح مصوبه مدیریت تعارض منافع در شهرداری تهران» |
نبود ضمانت اجرایی کافی در برخی بخشها |
تقویت ضمانتهای اجرایی و تعریف اختیارات مشخص برای نهادهای ناظر |
|
2 |
تشکیل شورایعالی ارتقای سلامت اداری و مقابله با فساد با پنج عضو کلیدی به ریاست شهردار تهران |
نیاز به هماهنگی بیشتر میان اعضا |
تعریف دستورکارهای منسجم و فرایند پیگیری مشترک میان معاونتها و نهادهای نظارتی |
|
3 |
برگزاری جلسات فصلی برای حلوفصل مسائل کلان سلامت اداری |
پیگیری ناکافی تصمیمات در برخی حوزهها |
تهیه گزارشهای منظم و الزام به پاسخگویی دستگاهها درخصوص اجرای تصمیمات شورا |
|
4 |
تشکیل کمیته برنامهریزی با ریاست معاون برنامهریزی و سرمایه انسانی بهصورت دو هفته یک بار |
کندی روند تصمیمگیری در برخی جلسات |
تنظیم تقویم کاری مشخص، تعریف مسئولیت برای کارگروهها |
|
5 |
ایجاد هشت کارگروه تخصصی در حوزه فساد و تعارض منافع، ازجمله کارگروه رفع تعارض منافع و شفافیت |
پوشش ناقص برخی حوزههای فساد یا تعارض منافع |
افزایش تنوع تخصصی کارگروهها، بازنگری در مأموریتها و دامنه عملکرد |
|
6 |
برگزاری جلسات هفتگی توسط سازمان حراست بهعنوان متولی اصلی کارگروه تعارض منافع |
محدودیت منابع انسانی و فنی برای پیگیری مسائل |
اختصاص بودجه و نیروی متخصص برای پایش دقیقتر |
|
7 |
تصویب ۷۷ مصوبه در حوزه شفافیت و یک مصوبه در حوزه تعارض منافع توسط شورای شهر |
دشواری در اجرای کامل مصوبات بهدلیل پراکندگی مسئولیتها |
تشکیل تیمهای پیادهسازی مستقل و گزارشدهی عملکرد به شورای شهر |
|
8 |
تشکیل چهارده کارگروه برای اجرای مصوبات |
نبود پیوستگی برخی اقدامات با اهداف کلان |
ارزیابی اثربخشی کارگروهها بهصورت دورهای و بازنگری در ساختار آنها |
|
9 |
توسعه سامانه جامع منابع انسانی و بهبود شفافیت اطلاعات کارکنان تا ۹۰–۹۵ درصد |
چالش در بهروزرسانی مداوم و صحت دادهها |
آموزش مدیران منابع انسانی و نظارت بر ورود دادههای دقیق و کامل |
|
10 |
شناسنامهدار کردن بخشنامهها، دستورالعملها و فرایندهای شهرداری |
نبود دسترسی سریع به اطلاعات برای همه کارکنان |
راهاندازی پورتال داخلی برای دسترسی آزاد و طبقهبندی شده |
|
11 |
ایجاد سامانه ثبت هدایا با الگوبرداری از اتحادیه اروپا |
مقاومت برخی مدیران در استفاده از سامانه |
آموزش و الزام قانونی به استفاده از سامانه ثبت هدایا |
|
12 |
استفاده از هوش مصنوعی برای تشخیص خودکار تعارض منافع |
نیاز به زیرساخت فنی و امنیت اطلاعات |
سرمایهگذاری در زیرساخت فناوری و پشتیبانی فنی مستمر |
|
13 |
همکاری با کمیسیونهای مناقصه بهمنظور جلوگیری از دخالت افراد دارای تعارض منافع |
نبود شناسایی کامل افراد ذینفع |
اتصال سامانه منابع انسانی به سامانههای مناقصه برای کنترل تلاقی منافع |
|
14 |
اصلاح و کنترل فرمولهای دستمزدی برای جلوگیری از سوءاستفاده |
نبود الگوهای منصفانه و دقیق محاسبه حقوق |
طراحی الگوی استاندارد و شفاف حقوق و دستمزد براساس عملکرد |
|
15 |
انتشار شفاف اطلاعات املاک اجتماعی و متصرف شهرداری در سایت مربوطه |
چالش در بهروزرسانی مداوم دادهها |
پایش دورهای اطلاعات و تعریف مسئولیت سازمانی برای مدیریت داراییها |
|
16 |
ساماندهی غرفهها و عوارض با درآمد بیش از ۲۲۸ میلیارد تومان در سال گذشته |
نبود شفافیت در برخی قراردادها یا مجوزها |
ایجاد سامانه جامع اجارهداری و مزایدههای شهری |
|
17 |
مقاومت در اجرای دستورالعمل سفرهای خارجی و تعارض منافع مرتبط |
فشارها و نفوذهای بیرونی یا درونسازمانی |
شفافسازی مصارف سفرها و نظارت مردمی بر سفرهای سازمانی |
|
18 |
اختلاف دیدگاه میان سازمان بازرسی و حراست در تعریف شاخصهای سلامت اداری |
نبود شاخصهای واحد و جامع |
تدوین شاخصهای ملی استاندارد با همکاری مشترک دستگاهها |
|
19 |
ضعف در ضمانت اجرایی قوانین و نبود متولی پیگیری تعارض منافع |
پراکندگی مسئولیتها در سطوح مختلف سازمانی |
تعیین متولی مشخص (مثلاً سازمان حراست یا بازرسی) با ابزار نظارت و گزارشگیری رسمی |
|
20 |
ناقص بودن زیرساختهای شناسایی مالکیتها و سهام بهمنظور کنترل تعارض منافع سازمانی |
نبود دسترسی به پایگاههای اطلاعاتی ملی |
اتصال به سامانههای سجام، ثبت شرکتها و املاک برای پایش خودکار |
|
21 |
تعیین متولی قوی و مشخص برای اجرای قوانین تعارض منافع |
نبود سازمان مشخص مسئول |
تشکیل مرکز مدیریت تعارض منافع در شهرداری با بودجه و اختیارات مستقل |
|
22 |
آموزش مستمر کارکنان درزمینه تعارض منافع و شفافیت |
پایین بودن سطح آگاهی برخی کارکنان |
برگزاری دورههای آموزشی و کارگاههای کاربردی در سطح مناطق و سازمانها |
|
23 |
اتصال قوانین تعارض منافع با قوانین شفافیت و سلامت اداری |
نبود هماهنگی در سیاستها |
تدوین آییننامه تلفیقی و هماهنگ برای ارتقای سلامت اداری |
|
24 |
استفاده از فناوریهای نوین برای پایش و کشف تخلفات |
محدودیت فناوری و دادهها |
توسعه سامانههای هوشمند و اتصال به سامانههای نظارتی ملی |
|
25 |
ایجاد زیرساختهای اطلاعاتی و سامانههای جامع بهمنظور رصد تعارض منافع |
ضعف اطلاعات پایه و دادههای تکمیلی |
تدوین نقشه راه فناوری اطلاعات و اولویتبندی پیادهسازی سامانههای کلیدی |
مأخذ: همان.
در سال ۱۳۹۹، پس از شناسایی گلوگاههای تعارض منافع، بهویژه در سازمانهای تابعه وزارتخانه، بخشنامهای جامع و کاربردی به کلیه واحدهای استانی و مناطق سراسر کشور توسط این وزارتخانه ابلاغ شد. این بخشنامه با هدف شفافسازی مصادیق تعارض منافع، محدودسازی موقعیتهای تصمیمگیری متداخل و جلوگیری از تداخل منافع فردی با منافع سازمانی تدوین شد.
پیرو آن، بخشنامهای اختصاصیتر نیز درباره شرح وظایف سازمانهای وابسته وزارتخانه صادر و ابلاغ شد که بهصورت دقیقتر به تنظیم روابط سازمانی و حذف موقعیتهای تعارض منافع پرداخت. در این بخشنامهها، ضمانتهای اجرایی مشخصی نیز برای تضمین رعایت مفاد آنها پیشبینی شده است.
این بخشنامهها بهطور خاص به سازمانهای وابسته نظیر سازمان نوسازی مدارس (با تأکید بر جایگاه مهندسان مشاور و تضاد احتمالی منافع در ارجاع پروژهها) و سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی (درخصوص تألیف کتابهای درسی و نقش افراد در بازار کمکآموزشی) پرداختند و بر لزوم تفکیک نقش سیاستگذاری و انتفاع مالی تأکید کردند.
محور اصلی اقدامات بر ساماندهی شوراهای نظارت بر مدارس غیردولتی متمرکز بود. با توجه به اختیارات گسترده این شوراها (مرکزی، استانی و منطقهای) در صدور مجوز، ارزیابی و انحلال مدارس، در بخشنامههای صادره تصریح شد که اعضای این شوراها در صورت داشتن هرگونه منفعت مستقیم یا غیرمستقیم در مؤسسات آموزشی، باید از عضویت شورا یا فعالیت اقتصادی خود استعفا دهند. برای اجرای این سیاست، تعهدنامهای طراحی شد که براساس آن، افراد موظف به توقف فعالیت یا ترک سمت خود بودند.
در اجرای این سیاست، ۱۸۴ نفر از مسئولان و کارکنان در سراسر کشور شناسایی شدند که شامل یک معاون وزیر، چند مدیرکل، مدیر منطقه، معاون آموزشی، کارشناسان و مسئولان حقوقی بودند. از این تعداد، ۱۰۶ نفر فعالیت خود را متوقف کردند، ۶۱ نفر استعفا دادند، ۳ نفر بازنشسته شدند و در مواردی نیز با جابهجایی مسئولیت یا انتقال سهام، اصلاح ساختاری انجام شد.
با پیگیریهای بعدی، وزارت آموزش و پرورش از تصویب اصلاح قانون تأسیس مدارس غیردولتی در اسفندماه سال ۱۴۰۲ استقبال کرد؛ زیرا این اصلاحیه برای نخستین بار ضمانت اجرای قانونی و کیفری برای موضوع تعارض منافع در شوراهای نظارت و سازمان مدارس غیردولتی ایجاد کرد. براساس قانون جدید، نهفقط خود اعضای شورا، بلکه همسر و فرزندان آنها نیز نمیتوانند در محدوده مسئولیت جغرافیایی خود فعالیت آموزشی مجاز داشته باشند. در صورت تخلف، مجازاتهایی ازجمله انفصال از خدمت (تا سه سال)، استرداد شهریه دریافتی و نیز مجازاتهای موضوع ماده (۶۰۹) قانون مجازات اسلامی در نظر گرفته شده است.
- براساس نظرهای نمایندگان این نهاد، چالش اصلی نه در خلأ قانونی، بلکه در نحوه اجرای قوانین موجود است. بهعبارت دیگر، باوجود مقررات، مکانیزم اجرایی و نظارتی کارآمد برای پیادهسازی آنها در همه سطوح دستگاه اجرایی وجود ندارد. نبود ضمانت اجرای قانونی در زمان صدور بخشنامهها باعث شد که اجرای آنها صرفاً بهصورت اداری و غیراجباری پیش رود.
- تعارض منافع گسترده در سطوح مختلف شوراها و بدنه سازمانی، ازجمله بین مسئولان اجرایی و ذینفعان اقتصادی، اجرای سیاستها را با مقاومتهایی مواجه کرد.
- محدود بودن دامنه شمول قانون جدید که فقط به اعضای شورای نظارت و بستگان درجهیک آنها اشاره دارد، درحالیکه بخشنامههای قبلی وزارتخانه دامنهای وسیعتر داشتند.
جدول 14. تحلیل محتوای تجربهنگاری وزارت آموزش و پرورش در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
قانون اصلاح قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی در جلسه علنی ابلاغ بخشنامه مدیریت تعارض منافع در آموزش و پرورش |
نبود ضمانت اجرای قانونی در زمان صدور بخشنامهها |
تقویت نظارت داخلی و استفاده از بازرسیهای مستمر منطقهای |
|
2 |
تمرکز بر سازمانهای وابسته برای احصای مصادیق تعارض |
تعارض منافع گسترده در سطوح مختلف شوراها و بدنه سازمانی |
تفکیک وظایف و اعمال محدودیتهای ساختاری در انتصاب و تصمیمگیری |
|
3 |
محدود بودن دامنه شمول قانون جدید |
فقط به اعضای شورای نظارت و بستگان درجهیک آنها اشاره دارد. |
بازنگری در قانون و رفع محدودیتهای موجود در دامنه شمول |
|
4 |
آمادگی برای ارائه پیشنهادها در قالب پیشنویس طرح/ لایحه |
ضعف تعامل بین سطوح اجرایی و نهادهای قانونگذار |
طراحی مکانیزم مشارکت مستمر در فرایند سیاستگذاری |
مأخذ: همان.
سازمان بهزیستی بهعنوان یکی از زیرمجموعههای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و ذیل سازمان تأمین اجتماعی، از اوایل دهه ۱۳۸۰ موضوع تعارض منافع را شناسایی و به آن ورود کرده است.
جدول 15. تحلیل محتوای تجربهنگاری سازمان بهزیستی در حوزه مدیریت تعارض منافع
|
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
|
1 |
بخشنامه مدیریت تعارض منافع سازمان بهزیستی ناظر بر موقعیت متعارض «اشتغال همزمان» و «رابطه خویشاوندی |
تعارض منافع گسترده درونسازمانی و مواجهه با آن توسط کارکنان یا گروه هدف |
بهرهگیری از نتایج نظرسنجیهای داخلی برای تقویت شناخت نهادی و تمرکز بر نقاط بحرانی |
|
2 |
مشاهده مصادیق تأسیس نهادهای بیرونی توسط کارکنان و فعالیت همزمان با مأموریت رسمی سازمان |
نبود سازوکار مشخص قانونی برای برخورد با تعارض منافع در تعامل با بخش خصوصی |
در صورت جرمانگاری، لزوم گنجاندن بخش خصوصی در سازوکار رسیدگی |
|
3 |
استفاده از نظرسنجی سالیانه بهمنظور شناسایی نقاط تعارض و رفتارهای دارای منفعت شخصی |
نبود پاسخگویی مؤثر و مکانیزم رسیدگی سریع به تخلفات |
طراحی مکانیزم رسیدگی ویژه برمبنای یافتههای میدانی اداره بازرسی |
|
4 |
تجارب کشورها پس از جنگ جهانی دوم بهعنوان نمونههای موفق در کنترل تعارض منافع |
فقدان مدل بومی شده از تجارب موفق جهانی در ساختار قانونگذاری داخلی |
استفاده از تجارب جهانی بهعنوان پایه طراحی بومی سیاستها و قوانین تعارض منافع |
مأخذ: همان.
جدا از دستگاههای نامبرده شده، سایر دستگاهها ازجمله: قرارگاه خاتمالانبیاء، وزارت راه و شهرسازی، بنیاد شهید و امور ایثارگران و... نیز بودند که ضمن ارائه نقطهنظرهای کارشناسی خود در نشست، بهصورت موردی نیز از اقدامات و چالشهای مدیریت تعارض منافع در بخش خود پرده برداشتند.
-یکی از چالشهای اساسی در مدیریت پروژههای زیرساختی، نبود نهادهای تنظیمگر مستقل و تخصصی در حوزههایی مانند حملونقل، انرژی و توسعه شهری است. این خلأ موجب میشود تصمیمگیری، اجرا و نظارت در بسیاری از پروژهها در یک نهاد یا مجموعه متمرکز شود و عملاً تعارض منافع ساختاری شکل گیرد؛ بهطوریکه دستگاههای مجری، خود درباره ضرورت پروژه تصمیم میگیرند، منابع را تخصیص میدهند و پیشرفت کار را نیز گزارش میکنند.
-همچنین، نهادهای نظارتی موجود، بهدلیل کمبود نیروی متخصص در حوزههای فنی و عمرانی، نمیتوانند ارزیابی مؤثری از طرحها داشته باشند. تجربههای متعددی نشان داده است که اغلب این دستگاهها پس از آغاز یا حتی اتمام پروژهها، متوجه وجود انحراف یا اشکال در طرح میشوند؛ درحالیکه باید در همان مرحله ابتدایی ورود میکردند.
-مشکل دیگر، نظام پاسخگویی ناکارآمد در پروژههایی است که با شکست مواجه میشوند. برای مثال، در پروژههایی که با هزینههای چندهزار میلیارد تومانی اجرا شده، اما همچنان ناقص ماندهاند، فرد یا نهادی بهطور جدی بازخواست نمیشود. بدهیهای انباشته شده به پیمانکاران نیز معمولاً از طریق نامهنگاری به سازمان برنامه و بودجه و با استفاده از ابزارهایی مانند مولدسازی، بهصورت مقطعی جبران میشود؛ بدون آنکه اصلاح ساختاری صورت گیرد.
-در کنار این موارد، نظام تصمیمگیری موجود نیز گاه بهدلیل روابط نهادی و ملاحظات داخلی، قادر به شناسایی و رفع تعارضهای منافع بین دستگاهی یا بینسازمانی نیست. مصوبات هیئتوزیران یا شورای اقتصاد در مواردی باعث آغاز پروژههایی میشوند که بعداً مشخص میشود هزینههای آنها چندین برابر برآورد اولیه است.
-برای اصلاح وضعیت موجود و ارتقای حکمرانی در حوزه پروژههای ملی، در درجه نخست ایجاد نهادهای مستقل تنظیمگر در حوزههایی چون راه، انرژی و توسعه شهری نیاز ضروری محسوب میشود. این نهادها باید بتوانند با اتکا به کارشناسان متخصص و رویکردی بینبخشی، مسئولیت اولویتبندی پروژهها، تخصیص منابع، پایش عملکرد و جلوگیری از موازیکاری را برعهده بگیرند.
-همچنین باید ساختارهای تصمیمگیری، اجرا و نظارت بهصورت کامل از یکدیگر تفکیک شوند تا از بروز تعارض منافع ساختاری جلوگیری شود. دستگاهی که مجری پروژه است، نمیتواند همزمان ارزیاب و ناظر بر همان پروژه باشد. در این مسیر، نقش نهادهای پژوهشی، دانشگاهی و مشاوران مستقل باید تقویت شود تا فرایند تصویب و طراحی پروژهها مبتنیبر شواهد، نیاز واقعی و ارزیابی اقتصادی باشد.
-تدوین و اجرای سامانههای ملی برای ثبت منافع مدیران و تصمیمگیران از دیگر الزامات تحقق شفافیت و مقابله با تعارض منافع است. این سامانهها باید به اطلاعات سهام، شرکتها، املاک و قراردادهای مدیران دسترسی داشته باشند و امکان نظارت عمومی را نیز فراهم کنند.
-نکته مهم دیگر، تقویت نهادهای نظارتی است؛ نه صرفاً از طریق افزایش اختیارات قانونی، بلکه با جذب و بهکارگیری نیروی انسانی متخصص در حوزههای فنی و اجرایی. فقط در این صورت است که میتوان انتظار داشت نظارت در مراحل ابتدایی چرخه پروژه اعمال و از انحرافات پرهزینه جلوگیری شود.
-در نهایت، ضروری است هرگونه مصوبه یا پروژهای که در سطح دولت یا شورایعالی مطرح میشود، پیوست فنی و مالی شفاف و قابل دفاع داشته باشد و سازوکار بازنگری و توقف آن در صورت نداشتن کارایی نیز پیشبینی شود.
جدول 16. تحلیل محتوای تجربهنگاری سایر دستگاهها در مدیریت تعارض منافع
|
ردیف |
اهم فعالیتها و اقدامات و نکات کلیدی مطرح در نشست توسط وزارتخانه |
چالشها |
راهکارها |
|
1 |
تدوین و ابلاغ دستورالعمل مدیریت تعارض منافع |
فقدان نهاد رگولاتوری مقتدر در پروژههای راه، انرژی، راهآهن، حملونقل شهری نبود حکمرانی یکپارچه در تخصیص منابع و اولویتبندی پروژهها |
ایجاد نهاد تنظیمگر مستقل با اختیارات بینبخشی برای تخصیص منابع و پایش بهرهوری پروژهها |
|
2 |
نقد سازمانها بهجای بهرهبرداری مؤثر، بهدنبال تعریف پروژههای جدید (مثلاً شهرداریها و خطوط مترو جدید) |
نگاه جزیرهای، توسعه پروژه بدون منابع مالی کافی |
تفکیک کارکرد طراحی، اجرا و بهرهبرداری در سازمانها؛ الزام به توجیه اقتصادی قبل از کلنگزنی |
|
3 |
آغاز پروژههایی با هزینههای غیرواقعی مانند پروژههای مکران یا راهآهن اردبیل |
شناسایی نشدن ابعاد هزینهبر پروژهها تا مراحل پیشرفته |
الزام ارزیابیهای فنی-مالی ازسوی نهاد مستقل پیش از تصویب در هیئت دولت یا شورای اقتصاد |
|
4 |
فقدان مسئولیتپذیری درباره پروژههای نیمهتمام یا شکستخورده با هزینههای بالا |
نبود سازوکار بازخواست از تصمیمگیران پروژهها |
تدوین سازوکار مسئولیتپذیری و گزارشدهی پروژهها به مجلس و سازمان حسابرسی یا مرکز پژوهشها |
|
5 |
ناآشنایی نهادهای نظارتی با پیچیدگیهای فنی پروژههای چندرشتهای |
مداخله غیرتخصصی یا نظارت سطحی بر پروژههای کلان |
توانمندسازی نهادهای نظارتی با نیروهای تخصصی یا مشاوران مستقل برای ارزیابی فنی و اقتصادی پروژهها |
|
6 |
تعریف پروژهها و مصوبات ازسوی ذینفعان (مثلاً مصوبه پروژهای توسط سازمان مجری آن) |
نبود مرجع مستقل برای تصویب و بررسی صلاحیت پروژهها |
اصلاح فرایند تصویب پروژهها با تفکیک نقش اجرا از تصویب؛ ایجاد شورای مستقل تخصیص منابع |
|
7 |
افزایش بدهی دولت به پیمانکاران و بانکها (مثلاً بدهی پنجاه هزار میلیارد تومانی بابت پروژهها) |
فشار به منابع بانکی و مالی کشور، بدون بازده مشخص |
تدوین نظام اولویتبندی پروژهها براساس بازگشت سرمایه و بهرهوری منطقهای |
|
8 |
تزریق منابع به پروژههای بدون مطالعه یا متوقف شده (مثلاً راهآهن همدان–سنندج بعد از هجده سال ۹۹ درصد پیشرفت دارد) |
تخصیص غیربهینه منابع ملی به پروژههایی بدون توجیه اقتصادی |
شفافسازی تخصیص منابع عمرانی، انتشار عمومی دادههای پروژهها در پرتال ملی |
|
9 |
سپردن ارزیابی عملکرد پروژهها به همان دستگاههای مجری |
نبود نگاه بیرونی و بیطرف برای سنجش عملکرد |
ایجاد نهاد ارزیاب ثالث وابسته به دیوان محاسبات یا مرکز پژوهشهای مجلس با اختیار بازرسی میدانی |
|
10 |
نبود پایگاه داده مالکیت و منافع مدیران در نهادهای تصمیمگیر و مجری پروژهها |
پنهان ماندن روابط مالی و منفعتطلبی مدیران |
راهاندازی سامانه ملی ثبت منافع، اتصال آن به بانکهای اطلاعاتی مانند املاک، سهام و قراردادهای دولتی |
مأخذ: همان.
بررسیهای انجام شده بر پایه دادههای گردآوری شده از تحلیل محتوای اسناد و مکتوبات دستگاهها و همچنین برگزاری نشست تخصصی با حضور کارشناسان، نمایندگان دستگاههای اجرایی و صاحبنظران این حوزه، حاکی از آن است که مقررهگذاری در حوزه مدیریت تعارض منافع با چالشهای متعددی روبهروست؛ این چالشها را میتوان در سه سطح حقوقی، نهادی و اجرایی دستهبندی کرد. در سطح حقوقی، تداخل مقررات جدید با قوانین پیشین و فقدان سازوکار ارزیابی تطبیقی، زمینهساز ناهماهنگیهای قانونی و اجرایی شده است. در سطح نهادی، تعارض منافع سازمانی در نهادهای تنظیمگر و نهادسازی موازی با ساختارهای موجود مبارزه با فساد، نهفقط کارایی سیستم را کاهش داده، بلکه به سردرگمی در وظایف و مسئولیتها انجامیده است. در سطح اجرایی نیز ضعف ضمانتهای اجرایی، تفکیک نکردن بین مدیریت تعارض منافع و محدودیتهای غیرضروری، و اتحاد ناظر و منظور در برخی ساختارها از موانع اصلی در مسیر تحقق اهداف این سیاستگذاریها محسوب میشوند. ازسوی دیگر، بیتوجهی به تفاوتهای ماهوی بین دستگاههای اجرایی و یکسانانگاری در مقررات، باعث کاهش اثربخشی سیاستها شده است. همچنین، عدم چابکی نهادهای پیشبینی شده و غفلت از نقش نظارت مردمی و مشارکت کارکنان، ازجمله کاستیهای این لایحه بهشمار میرود که ممکن است به کاهش پذیرش اجتماعی و اجرای ناقص آن بینجامد.
پیشنهادهای سیاستی
الف) پیشنهادهای تقنینی
ب) پیشنهادهای سیاستی در سطح نهادی
ج) پیشنهادهای سیاستی در سطح اجرایی
جدول 17. توصیه سیاستی
|
ردیف
|
نوع توصیه |
توصیه سیاستی
|
دستگاه متولی
|
دستگاه معین
|
زمانبندی اجرا
|
|
|
تداوم |
اصلاح |
|||||
|
1 |
|
* |
تدوین دستورالعملها و شاخصهای دقیق اجرایی برای تفکیک محدودسازیهای بیضابطه و مدیریت اصولی تعارض منافع |
مجلس شورای اسلامی |
سازمان اداری و استخدامی |
میانمدت |
|
2 |
|
* |
طراحی سازوکار ارزیابی تطبیقی قوانین جدید با مقررات موجود پیش از تصویب نهایی |
مجلس شورای اسلامی |
معاونت حقوقی ریاست جمهوری |
کوتاهمدت |
|
3 |
|
* |
بازنگری در نقش دولت در بازار سرمایه و محدود کردن آن به سیاستگذاری و نظارت |
وزارت اقتصاد |
مجلس شورای اسلامی |
بلندمدت |
|
4 |
|
⃰ |
پوشش قانونی اشخاص صنفی مرتبط با وظایف حاکمیتی در لایحه تعارض منافع |
مجلس شورای اسلامی |
معاونت حقوقی ریاستجمهوری |
کوتاهمدت |
|
5 |
|
* |
تدوین پیوستهای آموزشی و فرهنگی برای ارتقای آگاهی عمومی درباره تعارض منافع |
مجلس شورای اسلامی |
سازمان اداری و استخدامی |
کوتاهمدت |
|
6 |
|
* |
پیشبینی اجرای مرحلهای (آزمایشی) قانون |
مجلس شورای اسلامی |
معاونت حقوقی ریاستجمهوری |
کوتاهمدت |
|
7 |
|
* |
بازشناسی و تحلیل تعارض منافع ساختاری در نهادهای تنظیمگر |
مجلس شورای اسلامی |
هیئتوزیران |
میانمدت |
|
8 |
* |
|
تقویت ساختارهای درونسازمانی موجود بهجای ایجاد نهادهای جدید |
مجلس شورای اسلامی |
سازمان اداری و استخدامی |
کوتاهمدت |
|
9 |
* |
|
توسعه اتصال سامانههای مدیریتی، ثبتی و مالی برای پایش تعارض منافع |
هیئتوزیران |
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات |
میانمدت |
|
10 |
* |
|
تشکیل کارگروههای تخصصی برای تدوین مقررات متناسب با مأموریت دستگاهها |
سازمان اداری و استخدامی |
دستگاههای اجرایی |
میانمدت |
مأخذ: یافته های محقق.