اظهارنظر کارشناسی درباره: طرح «تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری های ویژه »

نوع گزارش : گزارش های تقنینی

نویسنده

پژوهشگر گروه سیاست داخلی دفتر مطالعات سیاسی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

چکیده
«فرمانداری ‏های ویژه» به ‎موجب مصوبه دولت در سال ۱۳۸۶ تشکیل می‏شود. با وجود اینکه حدود دو دهه از تصویب‎نامه مربوط به تشکیل فرمانداری ‏های ویژه گذشته و به رغم تلاش‏ های صورت‏ گرفته، تشکیل فرمانداری‏ های مذکور در محدوده ایجاد ساختار متوقف شده و بحث تعریف وظایف و اختیارات فرمانداری‏ های ویژه مسکوت‏ مانده که مغایر فلسفه وجودی ایجاد فرمانداری‏ های ویژه است. هدف طرح حاضر، تعیین برخی وظایف و اختیارات برای فرمانداری ‏های ویژه و ارتقای جایگاه، ارتقای ساختار اداری و نیز استقلال بودجه فرمانداری‏ های مذکور است. گذشته از اینکه فرمانداری ویژه از مبانی و جایگاه قانونی مستحکمی برخوردار نیست و تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏ های ویژه در قانون مستلزم ابتدا الحاق موادی به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است، مواد طرح حاضر با برخی اصول قانون اساسی (اصول هفتادوپنجم، پنجاه ودوم و یکصدوبیست وششم، یکصد و دهم)، ماده (۱۰۵) قانون برنامه هفتم، ماده (۳۱) قانون احکام دائمی برنامه‏ های توسعه کشور، ماده (۱۴) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری (مصوب ۱۳۶۲/۰۴/۱۵)، ماده (۲) قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (مصوب ۱۳۶۹/۰۴/۲۶)، بند «۱۰» سیاست های کلی نظام اداری و بند «۱۶» سیاست‏های کلی قانونگذاری مغایرت دارد. رویکرد بهینه این است که وظایف، اختیارات و ضوابط سازماندهی همه سطوح (استان، شهرستان، بخش و دهستان و نیز شهرها و روستاها) در سراسر کشور، به صورت جامع و به‏ منظور رفع مشکلات و تنگناهای ناشی از تمرکزگرایی اداری – مالی مورد تجدیدنظر قرار گیرد. این امر مستلزم ارائه لایحه جامع تقسیمات سیاسی- اداری «با جهت گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران به عنوان نمایندگان عالی دولت» به مجلس شورای اسلامی است.

گزیده سیاستی

مواد طرح تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری های ویژه مغایر قوانین متعدد است. لذا، پیشنهاد می شود به منظور تجدیدنظر جامع در وظایف، اختیارات و ضوابط سازماندهی همه سطوح تقسیمات کشوری، دولت لایحه جامع تقسیمات سیاسی- اداری را به مجلس شورای اسلامی تقدیم کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

 خلاصه مدیریتی

مسئله اصلی

با وجود اینکه استقرار نظام مطلوب تقسیمات کشوری با رویکرد عدم ‏تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی مورد تأکید قانون برنامه چهارم ماده (73) و قانون برنامه پنجم توسعه ماده (186) بوده ‏است و سال‌هاست قوانین (ازجمله بند «3» اهداف کلی قانون برنامه اول توسعه، بند «7» بخش خط‏مشی قانون برنامه دوم توسعه، بند «د» ماده (2) قانون برنامه سوم توسعه، ماده (186) قانون برنامه پنجم توسعه، و بند «الف» ماده (26) قانون برنامه ششم توسعه و بند «الف» ماده (105) قانون برنامه هفتم) بر تمرکززدایی و انتقال و واگذاری وظایف و اختیارات دستگاه‏های اجرایی به استان‏ها و شهرستان‏ها تأکید دارند، اما تاکنون در این زمینه اقدام اساسی به‏ عمل نیامده است. یکی از مهم‌ترین اقدام‏هایی که می‏توانست گام مهمی در راستای تمرکززدایی باشد، ایجاد «فرمانداری‏های ویژه» به‎موجب مصوبه دولت در سال 1386 بوده است. اما با وجود اینکه حدود دو دهه از تصویب‎نامه مربوط به تشکیل فرمانداری‏های ویژه گذشته و به‌رغم تلاش‏های صورت‏ گرفته، تشکیل فرمانداری‏های مذکور در محدوده ایجاد ساختار متوقف، و بحث تعریف وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه همچنان مسکوت‌مانده که مغایر فلسفه وجودی ایجاد فرمانداری‏های ویژه است. هدف طرح حاضر، تعیین برخی وظایف و اختیارات برای فرمانداری‏های ویژه، ارتقای جایگاه، ارتقای ساختار اداری و نیز استقلال بودجه فرمانداری‏های مذکور است.

 

نقاط قوت و ضعف طرح

ملاحظاتی درباره طرح حاضر وجود دارد که ضروری است به آنها توجه شود:

  1. هرچند طبق ماده (15) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/4/15، وزارت کشور موظف بوده «ظرف مدت ۳ ماه لایحه قانونی حدود وظایف و اختیارات مسئولین واحدهای تقسیمات کشوری را تهیه و‌ جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید»؛ اما تاکنون این امر محقق نشده‏ است و در نظام حقوقی کنونی موضوع تعیین وظایف و اختیارات و جایگاه مدیران منطقه‌‌ای (استانداران، فرمانداران) توسط مصوبات شورای عالی اداری ساماندهی شده‎ که این وضعیت جزء خلأها و نقایص قانونی است؛ چراکه موضوع شرح وظایف و اختیارات مدیران منطقه‏ ای را به‌دلیل ماهیت تقنینی آن باید قانونگذار تعیین کند.
  2. شاخص‏های ایجاد فرمانداری‏های ویژه (جمعیت شهرستان، جمعیت مرکز شهرستان، فاصله از مرکز استان، وسعت شهرستان و سابقه داشتن فرمانداری)، همه شاخص‏های کمّی هستند؛ درحالی‏که ایجاد واحدهایی با وضعیت خاص و واگذاری یا تفویض اختیارات به آنها، علاوه‌بر شاخص جمعیت، باید وابسته به شاخص‏های کیفی مانند ظرفیت و پتانسیل‏های اقتصادی (سطح درآمد، تولید ناخالص و ...)، توان مدیریتی، حجم کار موجود در واحد مذکور از نظر اداری و ... باشد. لذا ضروری است ضمن ارائه تعریف دقیق از فرمانداری ویژه و قلمرو صلاحیت‌‌های آن، معیارهای ایجاد فرمانداری‏های ویژه بازتعریف و مرجع احراز وجود معیارها جهت تعیین فرمانداریهای ویژه در قانون تعیین شود که این امر مستلزم الحاق موادی به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است. تعیین معیارهای ایجاد فرمانداری‏های ویژه ماهیت تقنینی دارد و قابل تفویض به دولت نیست و سکوت قانونگذار در‌خصوص این نکته در فرایند تصویب این طرح، می‎تواند به‌منزله مغایرت با صدر اصل هشتادوپنج قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی شود.
  3. فرمانداری ویژه در ایران به ‏موجب تصویب ‏نامه دولت ایجاده شده است و از مبانی و جایگاه قانونی مستحکمی برخوردار نیست. با توجه به یکپارچگی نظام سیاسی و اداری کشور هرگونه تفویض اختیار به فرمانداری‏های ویژه، نیازمند مشخص ‏شدن مواردی مانند سازوکار نظارت دولت مرکزی بر فرمانداری‏های ویژه، نوع رابطه میان فرمانداری‏های ویژه با استانداری استان‏هایی که فرمانداری‏های مذکور در قلمرو آن قرار گرفته‏ اند و نیز با سایر نهادهای وابسته به قوه مجریه و نهادهای حکومتی است. در‌واقع تفویض وظایف و اختیارات به فرمانداری‏های ویژه مستلزم اصلاح قوانین متعدد، بازطراحی فرایندهای اداری و به‌ویژه ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی فرمانداری‎های ویژه است. به‌خصوص ضروری است یک سازوکار مستحکم در قالب قانون، برای نظارت بر اختیارات و وظایفی که به فرمانداری‏های ویژه تفویض خواهد شد، تعیین ‏شود. همچنین شایسته است واگذاری گام ‏به ‏گام و تدریجی اختیارات و وظایف قابل ‏تفویضی که ممکن است به تعارض منافع ملی و محلی منجر شود، مدنظر قرار گیرد؛ چراکه در بسیاری از موارد امکان بروز انحراف‌ها و تخلفات به‌خصوص در مباحث مرتبط با تخصیص زمین و کاربری اراضی به‌شدت محسوس است.
  4. ارتقای جایگاه، ارتقای ساختار اداری و تشکیل شوراها، کارگروه ‏ها، کمیسیون‏ها و کمیته‏ های متناظر استانی در فرمانداری‏های ویژه- که عملاً دارای بار مالی است- مغایر اصل هفتادوپنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. به‌ویژه ارتقای ساختار اداری فرمانداری‌‌های ویژه عملاً به افزایش هزینه‏ ها و اندازه دولت (از نظر نیروی انسانی، پست‏ها و ...) منجر می‏ شود که مغایر قوانین متعدد کشور و نیز اسناد بالادستی ازجمله بند «16» سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و بند «10» سیاست‌های کلی نظام اداری و به‌ویژه بند «الف» ماده (105) قانون برنامه هفتم توسعه مبتنی‌بر کاهش سالیانه حداقل 5 درصدی واحدهای سازمانی دستگاه‏های اجرایی است. لذا با توجه به تصریح ماده (181) آیین‏نامه داخلی مجلس، تصویب این بخش از مفاد طرح، نیازمند رأی دو‌سوم نمایندگان حاضر در جلسه صحن علنی خواهد بود. نکته دیگر اینکه تمایز قائل شدن میان فرمانداری‏های ویژه و فرمانداری‏های معمولی از منظر تفویض اختیارات سبب تلاش سایر فرمانداری‏های کشور جهت ارتقا به فرمانداری ویژه و در‌نتیجه تشدید معضل افزایش هزینه ‏ها و اندازه دولت خواهد شد.
  5. «عضویت فرماندار شهرستان‏های ویژه در شورای برنامه ‏ریزی استان و داشتن حق رأی در این شورا» که طبق ردیف «2» ذیل ماده (2)، به‌عنوان راهکاری دیگر برای ارتقای جایگاه فرمانداری‏های ویژه تعیین شده‌، مغایر بند «الف» ماده (31) قانون احکام دائمی برنامه‏ های توسعه کشور است. ازاین‏رو، به‌موجب ماده (181) قانون آیین‏ نامه داخلی مجلس شورای اسلامی، تصویب این بخش از مفاد طرح نیز نیازمند دوسوم آرای نمایندگان است.
  6. ماده (4) طرح (استقلال بودجه فرمانداری‏های ویژه) مغایر اصل پنجاه‌‌ودوم و یکصدوبیست‌‌وششم قانون اساسی است.
  7. شمول مفاد تبصره «1» ذیل ماده (5) نسبت به نیروهای انتظامی مغایر بند «4» اصل یکصد‌و‌دهم قانون اساسی (110)، تبصره «1» ماده (14) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری (مصوب 1362/4/15)، ‌ماده (2) قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1369/4/26) و نیز بند «16» سیاست‏های کلی قانونگذاری است.

پیشنهادهای مرکز پژوهش‌ها

با توجه به اینکه تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه گامی مثبت در راستای تقلیل مطالبات مکرر برای تشکیل استان‌های جدید، افزایش اعتماد نهادی، کاهش نارضایتی‏ های اجتماعی ناشی از بوروکراسی مأیوس‏ کننده اداری و به ‏ویژه تحقق سیاست‌های مندرج در قوانین و اسناد فرادست درباره تمرکززدایی است؛ لذا کلیات تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه در قانون مورد تأیید است. بااین‏ حال، نظر به این واقعیت که تفویض اختیارات به فرمانداری‏های ویژه باعث ایجاد نوعی شکاف میان فرمانداری‏های مذکور و فرمانداری‏های معمولی کشور خواهد شد و مردم ساکن در فرمانداری‏های معمولی کشور خود را قربانی بی‏ عدالتی خواهند دید و ازآنجاکه بند «9» اصل سوم قانون اساسی بر «رفع تبعیضات‏ ناروا و ایجاد امکانات‏ عادلانه‏ برای‏ همه‏، در تمام‏ زمینه‏‏ های‏ مادی‏ و معنوی» تأکید دارد؛ و نیز به‌منظور اجتناب از تبعاتی همچون تشدید تلاش‏های فرمانداری‏های معمولی کشور برای تبدیل شدن به فرمانداری ویژه، و در‌نتیجه افزایش هزینه‏ ها و اندازه دولت، پیشنهاد می‏ شود رویکردی اتخاذ شود که همه فرمانداری‏ها در کل کشور، به نسبت پتانسیل‏ها و ظرفیت‏های خود از مزایای تفویض اختیارات بهره‏ مند شوند.

لذا رویکرد بهینه این است که وظایف، اختیارات و ضوابط سازماندهی همه سطوح (استان، شهرستان، بخش و دهستان و نیز شهرها و روستاها) در سراسر کشور، به‌صورت جامع مورد تجدیدنظر قرار گیرد، به‌گونه ‏ای که مشکلات و تنگناهای کل سطوح و واحدهای تقسیماتی که ناشی از تمرکزگرایی اداری‌- مالی است از بین برود؛ ازآنجاکه امر تفویض اختیارات به فرمانداری‏های ویژه نیازمند اصلاح قوانین متعدد، بازطراحی برخی فرایندهای اداری و ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی فرمانداری‏های مذکور به سطوح بالاتر دولت و ... است، لذا ضروری است دولت لایحه جامع تقسیمات سیاسی- اداری را «با جهت‌گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت‌ نقش استانداران به‌عنوان نمایندگان عالی دولت» به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. ضروری است چنین لایحه ‏ای گذشته از تجدیدنظر در سطوح تقسیمات کشوری از منظر شاخص‏ها و فرایند تشکیل، به تقسیم وظایف و صلاحیت‏ها بین دولت مرکزی، و سطوح دولت محلی (شامل استان‏ها، شهرستان‏ها و بخش‏ها) بپردازد. چنین لایحه ‏ای باید ضرورتاً شامل جایگاه و نحوه انتخاب/ انتصاب رؤسا و مدیران دولت‏های محلی، وظایف و اختیارات کلیه سطوح دولت محلی، ساختار و تشکیلات دولت‏های محلی، نحوه نظارت دولت مرکزی بر دولت‏های محلی، نحوه تأمین مالی جهت وظایف تفویض شده به دولت‏های محلی و ... باشد.

1. مقدمه

 نظام تقسیمات سیاسی- اداری به ‏ویژه در حکومت‏های تک‏ساخت از دو وجه اصلی برخوردار است: نخستین وجه این است که واحدهای سیاسی در سطوح منطقه ‏ای، میانی و محلی بر‌اساس چه شاخص‏ها و فرایندی ایجاد می‏شوند. وجه دوم این است که قدرت و اختیارات چگونه به رده‏ های ذیل دولت مرکزی منتقل می‏شود و این قدرت و اختیارات تا چه اندازه است. درواقع وجه دوم، ملاحظات ساختاری/ نهادی درباره شیوه ‏های مختلف تخصیص مسئولیت و اختیارات میان سطوح دولت محلی است [1].

سیستم کنونی تقسیمات کشوری ایران، سیستم «چهار رده‌‌ای» و متمرکز شکل ‏گرفته در سال 1316 است که در پاسخ به مقتضیات آن زمان شکل گرفت. طی تلاش‏های انجام شده برای مدرن‏سازی دولت در دوره پهلوی اول، نظام حکمرانی یکپارچه با پیروی از حقوق اداری فرانسه، مبنای ساماندهی ادارات دولتی قرار گرفت. در سال‏های بعد نیز به تبعیت از تحولات حقوق اداری فرانسه، تحولاتی همچون استفاده از راهکارهای اصلاحی عدم تراکم جهت ارتقای کارآمدی نظامات مدیریت اداری در کشور مورد توجه قرار گرفت. اما سیاست‌‌های عدم تمرکز به‏ گونه ای که موجبات پیشرفت و توسعه پایدار استان‌‌ها را فراهم ‌‌کند تحقق عینی و عملی نیافته است که ازجمله پیامدهای آن تلاش سطوح زیرین تقسیماتی برای ارتقای سطح، با هدف بهره‏ مندی از منابع و اختیارات بیشتر و درنتیجه بی‏ ثباتی در مرزهای تقسیمات کشوری، توسعه فزاینده ساختار تشکیلاتی دولت، عدم تناسب میان وظایف و اختیارات سطوح دولت محلی، بی ‏توجهی به نیازها و پتانسیل‏های سطوح زیرین تقسیماتی، نبود انگیزه در میان پرسنل دولتی در سطوح زیرین دولت جهت خلاقیت، نوآوری و بهره‏ وری بیشتر و کاهش اعتماد نهادی است.

با وجود اینکه استقرار نظام مطلوب تقسیمات کشوری با «رویکرد عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی» مورد تأکید قانون برنامه چهارم توسعه ماده (73) و قانون برنامه پنجم توسعه ماده (186) بوده و سال‌هاست که قوانین (ازجمله بند «3» اهداف کلی قانون برنامه اول توسعه، بند «7» بخش خط‏مشی قانون برنامه دوم توسعه، بند «د» ماده (2) قانون برنامه سوم توسعه، ماده (186) قانون برنامه پنجم توسعه، و بند «الف» ماده (26) قانون برنامه ششم توسعه و بند «الف» ماده (105) قانون برنامه هفتم) بر «تمرکززدایی» و واگذاری وظایف و اختیارات دستگاه‏های اجرایی به استان‏ها و شهرستان‏ها تأکید دارند، اما تاکنون در این زمینه اقدام اساسی به‏ عمل نیامده است.

تجربیات گذشته و حال حاضر تراکم‏ زدایی، و تفویض اختیارات دولت مرکزی به سطوح زیرین تقسیماتی نشان می‏دهد که هرچند دولت مرکزی جهت سبک کردن کار، حذف فرایندهای زائد، افزایش مشارکت استان‏ها و دلایل علمی و عملی متعدد دیگر به تفویض برخی وظایف و اختیارات اقدام کرده است، اما از یک‌سو، میزان اختیارات واگذار شده کافی و پاسخ‌گوی نیازهای استان‏ها نبوده و ازسوی‌دیگر، اختیارات اعطایی به استان‏ها در مراکز استان‏ها رسوب ‌کرده و شهرستان‏ها و بخش‏های تابعه استان کماکان در تنگناهای حاصل از بوروکراسی تمرکزگرا با مشکلات عدیده ‏ای همچون کندی کار، رفت و آمدهای مکرر به مرکز استان، تحمیل هزینه‏ های زائد، فقدان جایگاه در نظام تصمیم ‏گیری محلی و ... مواجه هستند.

یکی از مهم‌ترین اقدام‏هایی که می‏ توانست گام مهمی برای کاهش چالش‏های فوق و به ‏ویژه گامی در راستای تمرکززدایی باشد، ایجاد «فرمانداری‏های ویژه» به‎موجب مصوبه دولت در سال 1386 بوده است. ایجاد فرمانداری‏های ویژه درواقع پاسخی به مسائلی ازجمله وضعیت و شرایط خاص سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی برخی از شهرستان‏ها، جمعیت، وسعت، بُعد مسافت تا مرکز استان و سختی راه، استعدادها و پتانسیل‏های موجود در شهرستان، حجم مراجعات مردم به ادارات دولتی استانی و ضرورت تسهیل در انجام همه امور و اخذ تصمیم مدیریتی در شهرستان‏ها بود؛ مسائلی که موجب شده بود گاهی شهرستان‏ها خواستار تأسیس استانی مستقل یا الحاق به استانی دیگر باشند. لذا دولت «به‌منظور ارائه خدمات مناسب و نظارت بر انجام فعالیت‏های دستگاه‏های اجرایی در شهرستان‎های بزرگ» در شهرستان‎هایی با ویژگی‏‏های خاص مبادرت به تأسیس فرمانداری ویژه کرد که تاکنون بیش از 40 فرمانداری ویژه ایجاد شده است. اما با وجود اینکه حدود دو دهه از تصویب‌نامه مربوط به تشکیل فرمانداری‏های ویژه گذشته و ‌به ‏رغم تلاش‏های صورت گرفته، تشکیل فرمانداری‏های مذکور در محدوده ایجاد ساختار متوقف شده و دامنه وظایف و اختیارات آنها تعریف نشده است [2].

هرچند، در بازنگری تشکیلات فرمانداری‏ها توسط وزارت کشور، تشکیلات فرمانداری‏های ویژه در قالب سه پست معاونت و سه پست رئیس اداره و تقویت بدنه کارشناسی تهیه و پس از تأیید سازمان اداری و استخدامی کشور جهت اجرا به استانداری‏های مربوطه ابلاغ شده است؛ با‌این‏ حال، بحث تعریف وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه همچنان مسکوت‌مانده که مغایر فلسفه وجودی ایجاد فرمانداری‏های ویژه است. به‌عبارت‌دیگر، ساختار گسترش یافته است بدون اینکه مسئولیت و اختیارات بیشتری تفویض شود.

نمایندگان محترم پیشنهاددهنده طرح «تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه» (با شماره ثبت 61)، به ‏دنبال تعیین برخی وظایف و اختیارات برای فرمانداری‏های ویژه، ارتقای جایگاه، ارتقای ساختار اداری و نیز استقلال بودجه فرمانداری‏های مذکور هستند. طبق مقدمه توجیهی طرح «یکی از مبانی توسعه در هر جامعه ‏ای نظام اداری و مدیریت آن است. نظام اداری مطلوب و کارآمد می‏تواند تسهیل‏ کننده و زمینه‏ ساز تحقق هدف‏های برنامه توسعه باشد. در عصر حاضر ضرورت داشتن سرعت در تصمیم ‏گیری و ابلاغ سریع تصمیمات بر کسی پوشیده نیست؛ اما با افزایش حجم و اندازه دولت و بوروکراسی اداری عملاً این سرعت امکان ندارد و بوروکراسی به‌عنوان یکی از علت‏های ناکارآمدی و کاهش بهره‏ وری در سازمان‏ها، به عامل ایجاد کندی در اداره عمومی شهر بدل شده است. هیئت‌وزیران در جلسه 1386/5/3 دایر نمودن فرمانداری‏های ویژه شهرستان‏هایی که دارای شاخص‏های ذکر شده هستند [را] مورد تصویب قرار داد. در ادامه به‌رغم اقداماتی که صورت گرفت نظیر صدور حکم معاون استاندار برای فرمانداران ویژه و نیز حکم معاون مدیرکل برای برخی رؤسای ادارات این شهرستان‏ها، اما عملاً تعریف مشخص و کاربردی در حوزه امورات اداری و اجرایی در این شهرستان‏ها وجود ندارد و تغییر خاصی صورت نگرفته است». در ادامه به بررسی کلیات و مواد طرح پرداخته می‏ شود. 

2. اظهارنظر کارشناسی

2-1. بررسی کلیات طرح

با وجود اینکه سطوح و واحدهای تقسیمات سیاسی- اداری ایران در وضعیت برابر نسبت به هم قرار دارند که این موضوع ریشه در قانون دارد، اما اصل برابری در رابطه با قلمرو، مانع از آن نیست که قانونگذار متناسب با هدف قانون برای وضعیت‏های متفاوت راه ‏حل‏ های مختلف و متنوعی را در نظر بگیرد و یا از اصل برابری به‌منظور در نظر گرفتن منافع عمومی متناسب با هدف قانون به‌صورت خاص صرف‌نظر کند [3]. تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه گامی مثبت در راستای تقلیل مطالبات مکرر برای تشکیل استان‌های جدید، افزایش اعتماد نهادی و کاهش نارضایتی ‏های اجتماعی ناشی از بوروکراسی اداری و به‌ویژه تحقق تمرکززدایی و سیاست‌های مندرج در قوانین و اسناد فرادست است. بااین ‏حال، ایراد‌ها و ملاحظاتی درباره طرح حاضر وجود دارد که ضروری است به آنها توجه شود:

  1. قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/4/15، برخلاف قوانین سلف خود، فاقد احکامی در‌خصوص شرح وظایف و اختیارات استانداران، فرمانداران، بخشداران، و دهداران و همچنین چگونگی انتصاب و عزل آنهاست. هرچند طبق ماده (15) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب سال 1362، وزارت کشور موظف بوده «ظرف مدت ۳ ماه لایحه قانونی حدود وظایف و اختیارات مسئولین واحدهای تقسیمات کشوری را تهیه و‌ جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم نماید»، اما تاکنون این امر محقق نشده است و در نظام حقوقی کنونی موضوع تعیین وظایف و اختیارات و جایگاه مدیران منطقه‌‌ای (استانداران، فرمانداران) توسط مصوبات شورای عالی اداری ساماندهی شده که این وضعیت جزء خلأها و نقایص قانونی است؛ چراکه موضوع شرح وظایف و اختیارات مدیران منطقه ‏ای را به‌دلیل ماهیت تقنینی آن باید قانونگذار تعیین کند. بنابراین رویکرد ایده آل این است که شرح وظایف و اختیارات کلیه مدیران منطقه‏ ای (استانداران، فرمانداران و بخشداران و نیز فرمانداران ویژه) در قانون تعیین شود.
  2. فرمانداری ویژه در ایران به‏ موجب تصویب ‏نامه دولت ایجاده شده است و از مبانی و جایگاه قانونی مستحکمی برخوردار نیست. طبق ماده (12) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری «از لحاظ اداری، دهستان تابع بخش، بخش تابع شهرستان و شهرستان تابع استان و استان تابع تشکیلات مرکزی خواهد بود». ازسویی با توجه به یکپارچگی نظام سیاسی و اداری کشور هرگونه تفویض اختیار به فرمانداری‏های ویژه، نیازمند مشخص شدن مواردی مانند سازوکار نظارت دولت مرکزی بر این فرمانداری‏ها و نوع رابطه میان فرمانداری‏های ویژه با استانداری استانی که فرمانداری‏های مذکور در قلمرو آن قرار گرفته ‏اند‌– به‌ویژه چگونگی نظارت بر فرمانداری‏های ویژه و چگونگی پاسخ‌گو کردن آنها و نیز نوع رابطه آنها با سایر نهادهای وابسته به قوه مجریه و نیز نهادهای حاکمیتی است. در‌واقع تفویض وظایف و اختیارات به فرمانداری‏های ویژه مستلزم اصلاح قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری و بسیاری از قوانین دیگر، بازطراحی فرایندهای اداری و به‌ویژه ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی فرمانداری‎های ویژه است.
  3. ضروری است ضمن ارائه تعریف دقیق از فرمانداری ویژه در قانون و قلمرو صلاحیت‌‌های آن، معیارهای ایجاد فرمانداری‏های ویژه بازتعریف و مرجع احراز وجود معیارها جهت تعیین فرمانداری‌‌های ویژه در قانون تعیین شود که این امر مستلزم الحاق موادی به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است. تعیین معیارهای ایجاد فرمانداری‏های ویژه ماهیت تقنینی دارد و قابل تفویض به دولت نیست و سکوت قانونگذار در‌خصوص این نکته در فرایند تصویب این طرح، می‎تواند به‌منزله مغایرت با صدر اصل هشتادوپنج قانون اساسی ارزیابی شود.

لازم به توضیح است که شاخص‏های ایجاد فرمانداری‏های ویژه براساس مفاد مصوبات شماره‏ های 72759/ت37954ه مورخ 1386/5/9 و 84544/ت 37954 مورخ 1386/5/28 هیئت‌وزیران به‌شرح ذیل است:  

الف) جمعیت شهرستان حداقل (250) هزار نفر،

ب) جمعیت مرکز شهرستان                حداقل (125) هزار نفر،

ج) فاصله شهرستان از مرکز استان         (125) کیلومتر،

د) سابقه فرمانداری                            حداقل 50 سال،

هـ) مساحت                                     (10 هزار کیلومترمربع).

جمعیت شهرستان، جمعیت مرکز شهرستان، فاصله از مرکز استان، وسعت شهرستان و سابقه داشتن فرمانداری، به‌عنوان شاخص‏های ایجاد فرمانداری‏های ویژه، همه شاخص‏های کمّی هستند. درحالی‏که، ایجاد واحدهایی با وضعیت خاص و واگذاری یا تفویض اختیارات به آنها، علاوه‌بر شاخص جمعیت، باید وابسته به شاخص‏های کیفی مانند ظرفیت و پتانسیل‏های اقتصادی (سطح درآمد، تولید ناخالص و ...)، توان مدیریتی، حجم کار موجود در واحد مذکور از نظر اداری، در نظر گرفتن بار مالی و ... باشد. بررسی فهرست فرمانداری‌های ویژه کشور نشان می‌دهد که فرمانداری‏های مذکور نه از ظرفیت‏ها و پتانسیل‏های یکسانی برخوردارند و نه نیازهای مشابهی دارند.

گفتنی است؛ یکی از علل عمده تغییرات پی ‏درپی به‌وجود آمده در تقسیمات کشوری ایران، این است که شاخص آستانه جمعیت و نیز وسعت و تراکم، ملاک عمده تعیین‏ کننده ارتقای واحدهای تقسیماتی است. از پنج شاخص ایجاد فرمانداری‏های ویژه، دو شاخص مرتبط با آستانه جمعیت و یک شاخص مرتبط با وسعت است. وجود این شاخص‏ها به‌عنوان شرط تشکیل فرمانداری‏های ویژه و به‌خصوص این نکته که طبق تبصره نخست بند «اول» مصوبه ایجاد فرمانداری‏های ویژه، اگر یک فرمانداری چهار شاخص از پنج شاخص ذکر شده را داشته باشد، با تصویب هیئت‌وزیران می‏تواند تبدیل به فرمانداری ویژه شود، می‏تواند طی سال‏های آینده به همان وضعیتی منجر شود که امروزه بر بحث ارتقای سطوح تقسیماتی حاکم است. به‌عبارت‌دیگر، همان‏گونه که امروزه بسیاری از سطوح تقسیماتی (دهستان، بخش و شهرستان)- درحالی‏که اغلب پتانسیل‏های کیفی لازم را ندارند‌- با اتکا به عامل جمعیت و وسعت به ‏دنبال ارتقا به سطح بالاتر‏ هستند، این احتمال وجود دارد که فرمانداری‏های کشور نیز طی سال‏های آینده از طریق راهکارهایی مانند الحاق نواحی اطراف و رسیدن به شاخص آستانه جمعیت و مساحت لازم، و ... به‏ طور روزافزونی خواستار تبدیل به فرمانداری ویژه، جهت برخورداری از وظایف و اختیارات جدید و ... شوند که نتیجه آن بی‎ثباتی بیشتر در مرزهای تقسیمات کشوری است. این نگرانی ازآن‌جهت تقویت می‏شود که در حال‎ حاضر نیز اغلب فرمانداری‏های ویژه واجد معیارها و ویژگی‏های تعیین شده در مصوبات فوق نیستند و در‌واقع به‌دلیل برخی ملاحظات توسط دولت به فرمانداری ویژه ارتقا یافته ‏اند.

  1. تفویض اختیارات به فرمانداری‏های ویژه باعث ایجاد نوعی شکاف میان فرمانداری‏های مذکور و فرمانداری‏های معمولی کشور خواهد شد و مردم ساکن در فرمانداری‏های معمولی کشور خود را قربانی بی‏ عدالتی خواهند دید. ازآنجاکه همه فرمانداری‏های کشور از پیامدهای منفی نداشتن اختیارات اداری- مالی رنج می ‏برند و با توجه به بند «9» اصل سوم قانون اساسی که بر «رفع تبعیضات‏ ناروا و ایجاد امکانات‏ عادلانه‏ برای‏ همه‏، در تمام‏ زمینه‏‏ های‏ مادی‏ و معنوی» تأکید دارد؛ و نیز به‌منظور اجتناب از تبعاتی همچون تشدید تلاش‏های فرمانداری‏های معمولی کشور برای تبدیل شدن به فرمانداری ویژه، شایسته است رویکردی اتخاذ شود که همه فرمانداری‏ها در کل کشور، به نسبت پتانسیل‏ها، ظرفیت‏ها و حجم کار موجود در قلمرو خود از مزایای تفویض اختیارات بهره ‏مند شوند. در این زمینه نظارت مجلس شورای اسلامی بر اجرای صحیح جزء «3» ذیل بند «الف» ماده (105) قانون برنامه هفتم، که از‌جمله بر «انتقال تصدی‌های قابل واگذاری به شهرستان‎ها» تأکید دارد، ضروری است.

با توجه به این واقعیت که فرمانداری‏های کشور نه از ظرفیت‏ها و پتانسیل‏های یکسانی برخوردارند و نه نیازهای مشابهی دارند، در صورت تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه در قانون، شایسته است براساس یک سیستم درجه‏ بندی جامع مبتنی‌بر شاخص‏های طبیعی و زیستی (منابع آب پایدار و ...)، شاخص‏های جمعیتی، شاخص‏های زیربنایی‌- اقتصادی (نوع معیشت، سطح درآمد، تولید ناخالص داخلی، توانایی اتکا به خود و ...)، شاخص‏های سیاسی‌- اداری (حجم کار، بار مدیریتی، توان اداره و ...)، و غیره فرمانداری‏های کشور درجه‏ بندی و اختیاراتی برای درجات مختلف فرمانداری‏ها تعریف شده و به‎صورت تدریجی به آنها تفویض شود. با توجه به وجوه افتراق فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فرمانداری‏های ویژه، تجویز رویکردی مشترک برای همه فرمانداری‏های ویژه و تفویض اختیارات یکسان به آنها نیز فاقد توجیه کارشناسی است، زیرا همه فرمانداری‌های ویژه نیازهای یکسان، و توان و ظرفیت پاسخ‌گویی به یک نوع واحد افزایش وظایف و اختیارات را ندارند.

  1. به‌منظور تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه به‏ صورت نظام ‏مند در قانون شایسته است:

- ابتدا قانون روزآمدی در‌خصوص وظایف و اختیارات وزارت کشور تدوین و تصویب شود. قانون یا آیین ‏نامه‏ای در جمهوری اسلامی ایران به‌تصریح ساختار، وظایف و اختیارات وزارت کشور نپرداخته است و جزء اساسنامه هیئت‌دولت مبنی‌بر تعیین تشکیلات و وظایف وزارت داخله در تاریخ 1310/1/28، در دوره پهلوی اول و مصوبه یازدهمین دوره مجلس شورای ملی متن حقوقی دیگری درباره آن وجود ندارد [4].

- دوم اینکه، در جمهوری اسلامی ایران قانونی در‌خصوص تفکیک امور محلی و منطقه ‏ای از ملی وجود ندارد. تا زمانی‌که تفکیک صریحی میان امور محلی و منطقه ‏ای از ملی در قانون صورت نگیرد، واگذاری اختیارات و تحقق صحیح تمرکززدایی دشوار است.

- سوم، با فرض اینکه در مبحث تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه، قرار بر این است که برخی وظایف استانداران و دستگاه‏های دولتی در سطح استان به فرمانداران و دستگاه‏های دولتی در سطح شهرستان واگذار شود، تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه در قانون، مستلزم ابتدا تعیین وظایف و اختیارات دولت‏ در سطح استانی در کل و استانداران به ‏طور خاص در قانون با رویکرد تقویت نقش استانداران به ‏عنوان نمایندگان دولت مرکزی است. گفتنی است؛ که قانون برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه بر تجدیدنظر در نظام تقسیمات کشوری «با جهت‌گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت‌ نقش استانداران به‌عنوان نمایندگان عالی دولت» تأکید داشتند. لذا رویکرد بهینه در این زمینه این است که دولت در راستای تکلیفی که قانون برنامه‌های چهارم و پنجم برای دولت تعیین کرد و محقق نشد، لایحه جامع تقسیمات کشوری دربردارنده وظایف و اختیارات مدیران منطقه‏ ای (استانداران، فرمانداران و بخشداران) با رویکرد تعیین شده در قانون برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه را جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی ارائه کنند.

ضروری است چنین لایحه ‏ای گذشته از تجدیدنظر در سطوح تقسیمات کشوری از منظر شاخص‏ها و فرایند تشکیل، به ‏گونه‏ ای صریح به تقسیم وظایف و صلاحیت‏ها بین دولت مرکزی و سطوح دولت محلی با رویکرد عدم تمرکز بپردازد، و در‌عین‌حال نقش نظارتی و هماهنگ‏ کننده استانداران به‏عنوان نماینده عالی دولت مرکزی بر فرمانداری‏ها و بخشداری‏ها را تقویت کند. چنین لایحه ‏ای ضرورتاً باید دربرگیرنده نحوه انتخاب/ انتصاب رؤسا و مدیران دولت‏های محلی، وظایف و اختیارات کلیه سطوح دولت محلی، ساختار و تشکیلات دولت‏های محلی، نحوه نظارت دولت مرکزی بر دولت‏های محلی، نحوه تأمین مالی جهت وظایف تفویض ‏شده به دولت‏های محلی و ... باشد. قطعاً تدوین لایحه جامع تقسیمات سیاسی- اداری کشور با چنین رویکردی، به‌معنای تجدیدنظر اساسی در حکمرانی منطقه ‏ای و محلی و شیوه اداره کشور (از منظر اداری و مالی) است و از‌این‏ رو مستلزم مشارکت جدی سازمان برنامه و بودجه، و سازمان اداری و استخدامی کشور با وزارت کشور در امر تدوین لایحه مذکور و مستلزم تنقیح و ادغام قوانین تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، قانون شهرداری، قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا و سایر قوانین مربوطه در قالب یک قانون جامع است. برایند چنین قانونی ارائه یک تصویر جامع و شفاف از حکمرانی منطقه‏ ای و محلی و در‌واقع نحوه اداره استان‏ها و سطوح ذیل آنها خواهد بود.

  1. در نگارش مقدمه توجیهی و مواد طرح، اصول نگارش متون قانونی رعایت نشده است. ایراد‌های نگارشی و ویرایشی موجود در متن طرح مغایر بند «9» سیاست‌‌های کلی قانونگذاری به‌ویژه جزء «۴» بند مذکور است.

2-2. بررسی مواد طرح

مواد طرح، ناظر بر تفویض اختیار برخی کمیسیون‏ها، شوراها، کارگروه‏ها و کمیته ‏های استانی به فرمانداری‏های ویژه، ارتقای جایگاه فرمانداری‏های ویژه، ارتقای ساختار اداری و نیز استقلال بودجه فرمانداری‏های مذکور است. در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:

  1. ارتقای جایگاه، ارتقای ساختار اداری و تشکیل شوراها، کارگروه‏ها، کمیسیون‏ها و کمیته‏ های متناظر استانی در فرمانداری‏های ویژه (که عملاً دارای بار مالی است) مغایر اصل هفتادوپنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. طبق ماده (1) مصوبه شماره 72759/ت37954ه مورخ 1386/5/9 دولت، وزارت کشور مکلف بوده است «بدون ایجاد هرگونه بار مالی» نسبت به دایر کردن فرمانداری‏های مذکور اقدام کند.
  2. ماده (1) طرح به وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه اختصاص دارد. طبق این ماده «در راستای حذف بوروکراسی و تسریع در امور اداری کارگروه‏ها، کمیته ‏ها، کمیسیون‏ها و شوراهای زیر در فرمانداری‏های ویژه تشکیل و به‌صورت مستقل از استان تصمیم ‏گیری نماید، وظایف و اختیارات آنها همانند رده ‏های متناظر در استان بوده و قابل اجرا می ‏باشد». در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:
  •  در تدوین ماده (1) اصول نگارش متون قانونی رعایت نشده است. برای مثال در صدر ماده (1) وجود عبارت «در راستای حذف بوروکراسی و تسریع در امور اداری» که شأن توجیهی دارد و در مقدمه توجیهی طرح به آن پرداخته شده است، ضرورتی ندارد. همچنین عدم درج نام کامل و مستندات قانونی موارد مندرج در ردیف‏های 1، 2، 3، 4، 5، 7، 8، 9، 10، 12، 13و 14 ذیل ماده (1)، مغایر جزء «4» بند «9» سیاست‌های کلی قانونگذاری است. ضروری است ضمن ذکر صحیح و کامل عناوین مذکور، قوانین مربوطه به ردیف‏های مذکور نیز به‌صورت کامل درج شوند. 
  •  یکی از ملاحظاتی که باید در تفویض اختیارات به فرمانداری‌های ویژه به‌طورجدی مورد توجه قرار گیرد، واگذاری گام‌به‌گام و پلکانی اختیاراتی است که احتمال دارد به تعارض منافع ملی و محلی منجر شود. چراکه در بسیاری از مناطق کشور به سبب وجود پیوندهای عمیق فرهنگی‌– اجتماعی، امکان بروز انحراف‌ها و تخلفات به‌خصوص در مباحثی که با تخصیص زمین و کاربری اراضی سر‌و‌کار دارد به‌شدت محسوس است. ازاین‎رو، گذشته از امکان‏ پذیر بودن تشکیل کمیسیون‏ها، کارگروه‏ها، کمیته ها و شوراهای مذکور در طرح در سطح شهرستان (جدول 1)، پیشنهاد می‌شود، مقوله‌هایی همچون تغییرات طرح‌های توسعه‌ای، با در نظر گرفتن آسیب‌ها و تبعات احتمالی اجرایی شود و متناظر با آن سازوکارهای پایش و نظارت مستحکم توسط مرکز استان و دولت مرکزی برای پیشگیری از تخلفات احتمالی تعیین شود.

 

جدول 1. وظایف و اختیارات تفویضی به فرمانداری‏های ویژه طبق طرح حاضر

ردیف

عنوان

اظهارنظر کارشناسی

1

شورای توسعه و برنامه ‏ریزی

 

1. «شورای برنامه ‏ریزی و توسعه استان» صحیح است.

2. چنانچه منظور از این بند «تعمیم همه وظایف شورای برنامه ‏ریزی و توسعه استان به کمیته برنامه ‏ریزی و توسعه شهرستان در شهرستان‏های دارای فرمانداری ویژه» باشد، براساس ماده (14) آیین‌نامه اجرایی شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان که در تاریخ 1398/3/5 توسط هیئت‌وزیران تصویب شده، این شورا می‌تواند تنها وظایف و اختیاراتی که در بند «ج» ماده (44) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2)، قید شده را به کمیته برنامه‌ریزی شهرستان، محول کند و بسیاری از امور با توجه به سلسله‌مراتب موجود در نظام فنی و اجرایی کشور قابلیت طرح در کمیته برنامه‌ریزی شهرستان را ندارند. همچنین دادن اختیارات مالی و بودجه‌ای بیشتر به فرمانداری‌های ویژه به‎معنای کاهش اختیارات شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان است که به اصلاحات قانونی (ماده (44) قانون الحاق ٢ و ماده (31) احکام دائمی) نیاز دارد.

3. شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان‌ها نهادی است که از سال ۱۳۸۲ در نظام توسعه و برنامه‌ریزی کشور نقش‎ یافته و به‎رغم کاستی‌های قابل تأمل در ساختار و عملکرد آن، نزدیک به دو دهه از عمر آن می‌گذرد. در مطالعات انجام شده درباره این شورا پیشنهاد اصلی بهبود نیروی انسانی، امکانات و افزایش اختیارات بودجه‌ای و اثربخشی بیشتر تصمیم‌های آن در توسعه استان بوده‎ است، حال آنکه کاهش اختیارات در طرح حاضر موجب کم‌اثر شدن نهاد مذکور خواهد شد. به‎علاوه براساس تجربه تاریخی کشور،‌ کاهش اختیارات یک نهاد و محول کردن به نهادهای دیگر بدون پشتوانه کارشناسی مکفی، نه‎تنها باعث بهبود عملکرد و بروز دستاوردهای بایسته توسعه‌ای نشده، بلکه اغلب هزینه‌های سنگینی را به کشور تحمیل کرده است.

2

شورای فنی

1. «شورای فنی استان» صحیح است.

2. طبق بند «1» ماده‌واحده لایحه قانونی واگذاری اختیارات فنی به استان‏ها (مصوبه شورای انقلاب مورخ 1358/11/17)، شورای فنی استان در مرکز استان و زیرنظر استاندار تشکیل می‏شود. بااین‏ حال، نظر به اینکه شورای فنی استان، افزایش کارآمدی و اثربخشی طرح‌ها و پروژه‌ها و پیگیری و ارزیابی آنها مبتنی‌بر نظام مدیریت کیفیت، متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی، اقلیمی و زیست‌محیطی را سرلوحه کار خود دارد و ازسوی‎دیگر دامنه تصمیم‎گیری این شورا اغلب طرح‌ها و پروژه‌هایی است که اجرای آنها از طرف دستگاه‌های ملی به دستگاه‌های اجرایی استان تفویض شده، لذا در صورت اصلاح قانون موجود، تفویض اختیار به فرمانداری‌های ویژه در این زمینه مثمر‌ثمر خواهد بود و با توجه به اینکه این جلسات تنها یک‌بار در ماه برگزار می‏ شود و در برخی  موارد به‌دلیل مشغله استاندار و معاون عمرانی وی و عدم حضور دو‌سوم اعضا جلسات آن منعقد نمی‌شود، در صورت تشکیل کمیته‌های چهارگانه پیمان، نظارت، آموزش و کنترل کیفیت مصالح ساختمانی در سطح شهرستان‌های دارای فرمانداری ویژه، بررسی اشکال‌ها و موانع اجرایی طرح‌ها می‌تواند در مدت زمان کمتر اجرایی شود که این امر فراهم آوردن موجبات حداکثری استفاده از امکانات اجرایی موجود را ممکن می‎سازد. البته برخی از اعضای حاضر در این شورا در سطح شهرستان فاقد تشکیلات هستند که این امر خود می‌تواند به نظارت استانی بر این شورا کمک نماید.

3

شورای واگذاری معادن

1. «شورای معادن» صحیح است.

2. طبق ماده (48) قانون برنامه هفتم تعاونی‌های توسعه و عمران شهرستانی که توسط مردم بومی منطقه تشکیل می‌شوند در صدور مجوز از طریق درگاه صدور مجوزها و واگذاری‌های قانونی معادن در شرایط یکسان در اولویت قرار دارند. دستورالعمل این جزء با پیشنهاد وزارت صنعت، معدن و تجارت به تصویب شورای عالی معادن می‌رسد.

3. با توجه به اینکه شورای معادن استانی، شعبه شورای عالی معادن در استان‌ها محسوب می‌شود و بناست تا با تفویض برخی اختیارات ازسوی شورای عالی معادن و تحت نظارت این شورا، امور معادن استان‌ها را تسریع بخشد و بر فعالیت معادن استان نظارت کند، لذا ترکیب این شورا که در جزء «1» بند «الف» ماده (43) قانون برنامه ششم توسعه آمده است از حالت تخصصی خارج شده و بیشتر حاکمیت مدیریت سیاسی و اداری را بر امور معادن استان‌ها ایجاد کرده است. همچنین به‌دلیل اینکه استاندار رئیس این شورا بوده و ریاست وی غیرقابل تفویض است، به‌دلیل مشغله استانداران، جلسات شورای معادن استانی به‌صورت منظم تشکیل نمی‎شود. حضور کم‌رنگ و بدون حق رأی نمایندگان بخش خصوصی و تشکل‌های غیردولتی معدنی نیز از دیگر ایرادهای این قانون است که موجب می‌شود تصمیم‌های این شورا بدون حضور فعالان حوزه معادن استان اتخاذ شود. بنابراین با توجه به موارد ذکر شده، تفویض اختیارات شوراهای معادن استانی به فرمانداری‌ها، همان ایرادها و نواقص ذکر شده برای شوراهای معادن استانی را خواهد داشت و سیاستگذاری و مدیریت معادن از حالت تخصصی خارج شده و موجب ایجاد چالش‌های متعدد خواهد شد. ازاین‏ رو، تشکیل شوراهای مذکور در فرمانداری‏های ویژه و تصمیم ‏گیری مستقل از استان توصیه نمی ‏شود.

4

کمیسیون ماده (5)

1. کمیسیون ماده (5) قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مصوب 1351/12/22 صحیح است.

2. نظر به اینکه براساس تبصره «2» قانون اصلاح ماده (5) قانون تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مصوب 1388/1/23، دبیرخانه کمیسیون ماده (5) در اداره کل راه و شهرسازی استان قرار دارد و ازسوی‌دیگر طرح مباحث در کمیسیون ماده (5)، مستلزم بررسی کمیته فنی است که در مرکز استان منعقد می‌گردد، تشکیل جلسات کمیسیون ماده (5) در شهرستان‌ها و واگذاری اختیارات آن به فرمانداری‌ها نمی‌تواند گشایشی در این امر ایجاد کند. گفتنی است؛ ادارات و مدیریت‌های راه و شهرسازی شهرستان‌ها فاقد ساختار تشکیلاتی و از همه مهم‌تر بدنه کارشناسی و نیروی انسانی متخصص در این امر هستند و در عمل تفویض اختیار در این زمینه چندان مثمر‌ثمر نخواهد بود. ازسوی‌دیگر، عملکرد ضعیف کمیسیون‌های ماده (5) استانی و تضاد منافع محلی، با خرد شدن در سطح شهرستان‌های منتخب تشدید می‌شود و روند تغییر کاربری و افزایش تراکم، بحرانی‏ تر خواهد شد. ازاین‏رو، تشکیل جلسات کمیسیون ماده (5) در فرمانداری‏های ویژه و تصمیم‏ گیری مستقل از استان توصیه نمی‏ شود.

5

کمیسیون ماده (1) تبصره «1»

1. «کمیسیون تبصره «1» ماده (1) قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‏ها» اصلاحی 1385/8/1 صحیح است.

2. بیشترین تقاضاهای مطروحه در کمیسیون تبصره «1» ماده (1) مربوط به احداث اتاق در باغ و ویلا و مسکن دوم برای افراد متمول بوده که نه‎تنها نقش و تأثیری در تولید ندارند؛ بلکه مانع اساسی تولید محسوب می‌شوند؛ به‎گونه‌ای که رشد قارچ‌گونه آنها انگیزه کشاورزان واقعی برای استمرار امر کشاورزی را خدشه‌دار می‌سازد. از‌سوی‌دیگر، تعداد بسیار زیاد این تقاضاها در کنار سایر تقاضاهای مربوط به سایر فرایندها در یک کمیسیون واحد به ریاست استاندار عملی نبوده و امکان رسیدگی به همه آنها وجود نخواهد داشت و در‌نتیجه حجم بالای پرونده‌های مطروحه نه‌تنها موجب تسهیل و تسریع تصمیم‌گیری نشده، بلکه آنها را با تأخیر مواجه و تصمیم‌های شتاب‌زده و بدون بررسی کارشناسی و دقت کافی که از حجم بالای این امور ناشی خواهد شد می‌تواند تبعات نامطلوبی برای کشور به‌دنبال داشته باشد. ازاین‏رو، تشکیل جلسات کمیسیون مذکور در شهرستان‌ها و تصمیم‏ گیری مستقل از استان توصیه نمی‏ شود.

6

کمیسیون تبصره «2» ذیل بند «3» ماده (90) قانون شهرداری‏ها

1. کمیسیون تبصره «2» ذیل بند «3» ماده (99) قانون شهرداری مصوب 1372/12/01 صحیح است.

2. با توجه به تعداد کمتر پرونده‌های ساخت ‏وسازهای غیرمجاز در خارج از حریم مصوب شهرها نسبت به پرونده‌های تغییر کاربری و ازآنجاکه در برخی از شهرستان‌ها نیز کمیسیون مزبور به‌منظور جلوگیری از عملیات عمرانی و نحوه رسیدگی به تخلفات که در حال تشکیل است و نسبت به ‌صدور رأی قلع‌بنا یا جریمه اقدام می‌نماید، در صورت نظارت دقیق استانی و ملی، این وظایف می‌تواند در شهرستان‌های منتخب انجام شود.

7

کمیسیون مواد (2) و (21)

1. کمیسیون‏های موضوع مواد (2) و (21) دستورالعمل اصلاحی ضوابط واگذاری منابع ملی و دولتی برای طرح‏های کشاورزی و غیرکشاورزی موضوع ابلاغیه شماره 020/2626 مورخ 1387/2/3 وزارت جهاد کشاورزی صحیح است.

2. ازآنجاکه هرساله و در همین ساختار فعلی برای ده‌ها هزار فقره پرونده، مجوز تغییرکاربری صادر می‏ شود، ازاین ‏رو در صورت وجود عزم و اراده و با توان‎افزایی طرح‌هایی که قبلاً برای آنها مجوز صادر شده، ظرفیت لازم برای تأمین نیازهای صنعتی، خدماتی و ... از طریق آنها وجود دارد و در صورت فعال‌سازی و نظارت صحیح مستمر می‌توانند بیش از نیاز کشور تولید داشته باشند. بنابراین می‌توان گفت نیازی به تفویض اختیار در این زمینه نیست. گفتنی است؛ بخشی از این طرح‌ها در عمل به انحراف‌رفته و به طرح‌های غیرتولیدی و غیرمولد تبدیل شده و زمین‌های کشاورزی به بهانه‌های مختلف از حیز انتفاع خارج و تولید آنها کاهش پیدا کرده و ادامه این روند قطعاً چندان منطقی نخواهد بود.

8

کمیته تخصیص اعتبارات

1. «کمیته تخصیص اعتبارات استان» صحیح است.

2. طبق ماده (179) قانون برنامه پنجم توسعه، نظام درآمد- هزینه استان، به‌منظور تمرکززدایی و افزایش اختیارات در جهت توسعه و عمران استان‏ها سازماندهی می‏شود. طبق بند «د» ذیل ماده (179)، به‏ منظور تخصیص اعتبارات استانی در اختیار استان با لحاظ وضعیت تحقق درآمدها، سیاست‏ها و خط‏‎مشی‏های کلی ناظر بر بودجه عمومی دولت، کمیته تخصیص اعتبارات استان با مسئولیت استاندار و عضویت معاون برنامه‏ ریزی استان و رئیس امور اقتصادی و دارایی استان تشکیل می‏ شود.

3. طبق بند «پ» ماده (17) قانون برنامه هفتم توسعه سازمان مکلف است نسبت به طراحی و استقرار نظام نوین درآمد- هزینه استان‏ها با هدف افزایش پایدار درآمدهای استانی و بهبود تعادل‏های استانی در چارچوب ساز‌و‌کارهای انگیزشی کارا و اثربخش از طریق تفکیک وظایف و اختیارات دستگاه‏های اجرایی ملی و استانی و بازگشت نظام‏ مند درآمدهای مازاد وصولی به استان‏ها اقدام نماید. آیین‌نامه اجرایی این بند ظرف سه ماه از لازم‌الاجرا شدن این قانون، توسط سازمان با همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی و وزارت کشور تهیه می‏ شود و به تصویب هیئت‌وزیران می‌رسد.

9

کمیته فنی محیط ‏زیست

فلسفه ایجاد سازمان مستقل حفاظت از محیط زیست، زیر نظر مستقیم رئیس‌جمهور، شأن نظارت عالیه‌ای است که سازمان مزبور می‌بایست نسبت به کلیه واحدها اعم از دولتی و خصوصی داشته باشد. چنین شأنی بدون تردید ارتباطی مستقیم با جایگاه این سازمان در تشکیلاتی دولتی خواهد داشت؛ به‌نحوی‌که این جایگاه از یک‌سو مستلزم استقلال و ازسوی‌دیگر نیازمند فرادستگاهی بودن آن است، لذا به‌نظر می‌رسد با تفویض اختیارات استانی به کمیته محیط زیست فرمانداری‎های ویژه، به‌طور کل وظایف و مأموریت‏های زیست‏ محیطی مغفول خواهد ماند. چرا‌که به‏دلیل عدم دیدگاه تخصصی این امر منجر به تضعیف مأموریت حفاظتی در خارج از سازمان محیط زیست می‏ شود. در این زمینه همچنین باید توجه داشت که ایجاد تشکیلات جدید به تنهایی نمی‌تواند پاسخ‌گوی مقاصد اصلی از این تغییرات تشکیلاتی و دستگاهی باشد.

10

کمیته فنی بنیاد مسکن

طبق بند «ب» ماده (51) قانون برنامه هفتم، «طرح‌های هادی روستایی و تعیین محدوده روستاها در سراسر کشور بر‌اساس ضوابط مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران توسط اداره بنیاد مسکن شهرستان تهیه می‌شود و در کمیتهای متشکل از معاون عمرانی استاندار (رئیس کمیته)، مدیر‌کل بنیاد مسکن استان (دبیر)، نماینده اداره کل راه و شهرسازی استان، نماینده سازمان جهاد کشاورزی استان، نماینده اداره کل حفاظت محیط زیست استان، فرماندار شهرستان، مدیر بنیاد مسکن شهرستان، بخشدار بخش مربوط و رئیس شورای اسلامی روستا (ناظر) و دهیار (ناظر) بررسی شده و به تصویب می‌رسد». با توجه به این حکم و افزایش نمایندگان دستگاه‌های اجرایی دارای حق رأی، امکان تفویض اختیار در این زمینه وجود دارد و توصیه می‌شود اظهار‌نظر در این زمینه اصلاح شود و همچنین پیشنهاد می‏شود این تفویض اختیار در قالب تبصره‌ای به برنامه هفتم پیشرفت افزوده گردد.

11

کمیسیون تبصره «4» ماده (1) قانون حفظ اراضی زراعی

1. «کمیسیون تبصره «4» ماده (1) قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‏ها» صحیح است.

2. هریک از تصمیم‌های حوزه زمین از قبیل تغییر کاربری، واگذاری اراضی، احصای ضوابط طرح‌های فرادستی و ... نیازمند طی فرایند کارشناسی و تخصصی مرتبط با نوع زمین، طرح مورد نظر، نوع مالکیت و ... است. به‌عنوان مثال در فرایند حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ‌ها، نوع و کیفیت زمین طی فرایندی که تشخیص نوع زمین نامیده می‌شود سنجیده شده و همه تصمیم‌های بعدی ازجمله تشخیص ضرورت تغییر کاربری، بر‌اساس نوع زمین و اهمیت حفظ یا امکان تغییر کاربری آن، توسط کمیسیونی که اعضای آن دارای تخصص‌های مرتبط بوده اتخاذ می‌‌شود که قطعاً در صورت محول ‎شدن به کارگروه دارای ماهیت عمومی که تکلیف، تخصص و انگیزه لازم برای حفاظت از اراضی کشاورزی را ندارد، موجب اتخاذ تصمیم‌های نادرست و افزایش تغییر کاربری‌های غیراصولی و غیرکارشناسی خواهد شد که مغایر سیاست‌های کلی بخش کشاورزی است.

12

کارگروه توسعه صادرات

1. اصل موضوع مطرح شده درخصوص ضرورت تسهیل امور اداری و کاهش مقررات و سرعت در تصمیم‎گیری،‌ ممکن است به رونق صادرات کمک کند. اما سیاستگذاری در امر تجارت نیازمند مدیریت واحد است. ضمن اینکه در متن طرح مشخص نیست که حیطه اختیارات و شرح وظایف این کارگروه چیست و در صورت تضاد و تناقض میان تصمیم‌های اتخاذ شده توسط کارگروه در سطح هر شهرستان، چگونه در سطح استان و در سطح کشور مرتفع خواهد شد.

2. برای ایجاد یا تغییر ساختارهای اداری موجود در حوزه اقتصادی باید دلایل توجیهی و کارآمدی لازم به خوبی تبیین شود. به‎طور مثال، مبنای قانونی تشکیل شورای عالی گفتگوی دولت و بخش خصوصی را مواد (5)، (6)، ، (11)، (12)، (13)، (14)، (22)، (24) و (27) «قانون بهبود مستمر محیط کسب‌‌‌و‌کار» مصوب سال 1390 رقم زده و دبیرخانه آن نیز تابع دستورالعمل تشکیل و نحوه اداره جلسات شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی است.

3. در حال حاضر مطابق با ماده (13) قانون بهبود مستمر محیط کسب‌و‌کار مصوب سال 1390در همه مراکز 31 استان کشور، شوراهای گفتگوی استانی تشکیل شده که انتقال آنها به سطح فرماندار ممکن است علاوه‌بر ایجاد برخی مشکلات ساختاری به تناقض در اتخاذ تصمیم‌ها در سطح استان منجر شود. بررسی‌ها حاکی از آن است که تصمیم‌های شوراهای گفتگوی استانی از ضمانت اجرایی کافی برخوردار نیست. بنابراین پیشنهاد می‌شود جهت تسریع فرایند صادرات، سازوکاری اتخاذ شود که براساس آن تصمیم‌های شوراهای فوق ضمانت اجرایی لازم را داشته باشد. همچنین به‌نظر می‌رسد این امر مقدم بر تشکیل کارگروهی ذیل فرمانداری‌‌هاست که تخصص و جامع‌نگری لازم در امر توسعه صادرات را ندارند.

13

شورای حل اختلاف تجدیدنظر

ازآنجاکه مشخص نیست منظور از شورای حل اختلاف تجدیدنظر، هیئت‏های حل اختلاف مقرر در قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران است یا شورای حل اختلاف تحت نظارت قوه قضائیه، این بند دچار ابهام است.

گفتنی است؛ که شورای حل اختلاف نهادی شبه‏ قضایی است که به‌منظور حل اختلافات و صلح و سازش بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی، تحت نظارت قوه قضائیه عمل می‏کند. از‌آنجا‌که مقررات مربوط به صلاحیت‏های شوراهای مذکور تابع مقررات آیین دادرسی کیفری و مدنی است، تغییر حیطه صلاحیت‏های شوراهای حل اختلاف نیز باید از طریق اصلاح مقررات مذکور صورت گیرد. همچنین چنانچه منظور پیشنهاددهندگان محترم طرح، هیئت‏های حل اختلاف مقرر در قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران است، تفویض اختیارات هیئت‌های حل اختلاف استانی قابل تفویض به سطح شهرستان نیست.

14

کارگروه امور زیربنایی

1. «کارگروه تخصصی امور زیربنایی»، موضوع ماده (12) آیین‏ نامه شورای برنامه ‏ریزی و توسعه استان و کارگروه‏های تخصصی، صحیح است.

2. کارگروه تخصصی امور زیربنایی می‌تواند گزینه خوبی برای استقرار در فرمانداری‎های ویژه باشد چون سطح آن نیز نسبت به شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان‌، پایین‎تر تلقی می‌شود. تشکیل جلسات کارگروه تخصصی زیربنایی، توسعه روستایی، شهری و آمایش سرزمین درخصوص موضوعات مختلف در چارچوب وظایف این کارگروه، در وهله نخست مستلزم بررسی ضابطه‌ای در کمیسیون‌های تخصصی اداره کل راه و شهرسازی استان است. از‌این‌رو، پیشنهاد می‌شود به‎منظور محول کردن این اختیار، در سطح ادارات و مدیریت‎های راه و شهرسازی شهرستان‌های دارای فرمانداری ویژه نیز کمیسیون‌های تخصصی تشکیل شود. همچنین در شهرستان‎های مزبور سازمان برنامه و بودجه فاقد تشکیلات بوده و تنها دارای نماینده است که حسب مورد در جلسات کمیته برنامه‌ریزی شهرستان حضور می‌یابد و در بسیاری از موارد نماینده تعیین شده در چند شهرستان به‎طور مشترک دارای مسئولیت است. بنابراین تحقق این امر مستلزم ایجاد تغییرات در تشکیلات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان است.

15

صدور احکام کارگزینی تحت‏ امر

از‌آنجا‌که ماده (1) به تفویض اختیارات کمیته‏ ها، شوراها، کارگروه‏ها و کمیسیون‏های استانی به فرمانداری‏های ویژه اختصاص دارد؛ وجود این بند با موضوع صدور احکام کارگزینی تحت امر، ذیل ماده (1) توجیهی ندارد.

16

درج آگهی مناقصه در معاملات عالی در روزنامه ‏های سراسری

ضمن اینکه معاملات عالی در این بند ابهام دارد و ضروری است مصادیق این معاملات به‌صورت شفاف تعیین شود؛ با توجه به اینکه ماده (1) به تفویض اختیارات کمیته‏ ها، شوراها، کارگروه‏ها و کمیسیون‏های استانی به فرمانداری‏های ویژه اختصاص دارد، وجود این بند با موضوع درج آگهی مناقصه ذیل ماده (1) توجیهی ندارد.

 

  1. ماده (2) به ارتقای جایگاه فرمانداری‏های ویژه اختصاص دارد. طبق ردیف 1 ذیل ماده (2) «به‌منظور بهره ‏مندی فرماندار شهرستان‏های ویژه از گسترش بیشتری از تفویض اختیارات قانونی از‌سوی استانداران، فرماندار شهرستان‏های ویژه از معاون استاندار به قائم‌مقام استاندار در حوزه استحفاظی شهرستان ارتقا یابد». در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:
  •  در نگارش ردیف «1» ذیل ماده (2)، اصول نگارش متون قانونی رعایت نشده است. ذکر عبارت «به‌منظور بهره مندی فرماندار شهرستان‏های ویژه از گسترش بیشتری از تفویض اختیارات قانونی از‌سوی استانداران» که شأن توجیهی دارد، در متن این ماده ضرورتی ندارد.
  • مشخص نیست صرف تصویب این طرح و ارتقای فرمانداران ویژه به جایگاه «قائم‌مقام استاندار در حوزه استحفاظی شهرستان» منجر به تغییر در محدوده وظایف و اختیارات فرماندار ویژه می‎شود یا آنکه استاندار باید این تفویض اختیار را انجام دهد؟
  • ردیف «2» ذیل ماده (2) «عضویت فرماندار شهرستان‏های ویژه در شورای برنامه‏ ریزی استان و داشتن حق رأی در این شورا» را به‌‌عنوان راهکار دیگر برای ارتقای جایگاه فرمانداری‏های ویژه تعیین کرده است. در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:
  • در نگارش ردیف «2» ذیل ماده (2) اصول نگارش متون قانونی رعایت نشده است. ضروری است عبارت «شورای برنامه‌‌ریزی استان» به عبارت «شورای برنامه‌‌ریزی و توسعه استان موضوع ماده (۳۱) قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور» اصلاح شود.
  •  طبق بند «الف» ماده (31) قانون احکام دائمی برنامه‏ های توسعه کشور، فرمانداران حسب مورد، از اعضای شورای برنامه‏ ریزی و توسعه استان محسوب می‏شوند. ازاین‏ رو، به‌موجب ماده (181) قانون آیین ‏نامه داخلی مجلس شورای اسلامی، تصویب طرح حاضر، نیازمند دوسوم آرای نمایندگان است.

گفتنی است؛ که بررسی ساختار شورای برنامه‏ ریزی و توسعه استان‏ها و کارگروه‏های تخصصی زیرمجموعه آنها، حاکی از این است که این نهاد از ساختار مطلوب و مناسبی برخوردار نیست و علاوه‌برآن اعتبارات و بودجه مکفی نیز در اختیار ندارد. بررسی اعتبارات استانی طی سال‏های 1394-1382 نشان می‏دهد که اختیارات شورای برنامه‏ ریزی و توسعه استان‏ها (مجموع 31 استان) کمتر از 10 درصد کل اعتبارات است و در‌مجموع شورای برنامه‏ ریزی و توسعه استان نتوانسته به ‏طور شایسته در فرایند توسعه استان‏ها اثرگذار باشد [5]. ازاین ‏رو، درصورتی‌که تمایل سیاستگذار به اصلاح فرایند توسعه در استان‌ها و بهبود وضعیت آنها باشد، در وهله نخست ضروری است تلاش بایسته‌ای در مسیر اصلاح نهادهای توسعه‌ای موجود را در دستور کار قرار داده و در راستای تقویت و بهبود اثربخشی آن گام بردارند. متأسفانه این امر در کشور ما اغلب در اولویت نخست سیاستگذاران و برنامه‌ریزان قرار نگرفته و تمایل بیشتر به ایجاد ساختارهای جدید است.

  1. ماده (3) به ارتقای چارت و ساختار اداری فرمانداری ویژه اختصاص دارد. طبق این ماده «متناسب با وظایف و اختیارات چارت فرمانداری‏های ویژه توسط سازمان امور اداری و استخدامی کشور بازنگری و ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون ابلاغ گردد». در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:
  • در نگارش متن ماده (3) اصول تدوین متون قانونی رعایت نشده و استفاده از کلمه «چارت» خلاف اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. همچنین عبارت «چارت فرمانداری‏های ویژه» دچار ابهام است. پیشنهاد می‏ شود متن این ماده بدین‌شکل اصلاح شود: سازمان امور اداری و استخدامی کشور مکلف است نمودار سازمانی فرمانداری‏های ویژه را متناسب با وظایف و اختیارات آنها بازنگری و ظرف سه ماه از تاریخ لازم ‏الاجرا شدن این قانون ابلاغ کند.
  •  گفتنی است؛ که پس از آنکه مصوبه ایجاد فرمانداری‏های ویژه ابلاغ شد، مشخص شد که ساختار فعلی فرمانداری‏ها امکان برآورده ساختن انتظارات را ندارد و از‌این‌رو صرفاً به تغییر عنوان معاون استاندار برای فرمانداران شهرستان‏های ویژه اکتفا شد. درنهایت با بازنگری تشکیلات فرمانداری‏ها توسط وزارت کشور، تشکیلات فرمانداری‏های ویژه در قالب سه پست معاونت، سه پست رئیس اداره و تقویت بدنه کارشناسی تهیه و پس از تأیید سازمان اداری و استخدامی کشور جهت اجرا به استانداری‏های مربوطه ابلاغ شد. بااین‏ حال، بررسی‏های صورت ‏گرفته حاکی از این است که ساختار سازمانی فرمانداری‏های ویژه در شرایط کنونی که اختیاراتی به آنها تفویض نشده نیز ضعیف است.

نکته مهم اینکه تفویض اختیارات به سطوح زیرین هرچند می‌تواند فوایدی ازجمله بالا رفتن سرعت عمل تصمیم‌گیری را به‌دنبال داشته باشد؛ اما در صورت نبود ظرفیت نهادی، توان نیروی انسانی و قوت مدیریتی کافی، مسائل جدید و پیچیده‌تری را به‌وجود خواهد آورد. بااین‏ حال، چالش‌ مهمی که تقویت ساختار فرمانداری‏های ویژه دربردارد، افزایش هزینه ‏ها و اندازه دولت (از نظر نیروی انسانی، پست‏ها و ...) است. مهم اینکه تمایز قائل شدن میان فرمانداری‏های ویژه و فرمانداری‏های معمولی از منظر تفویض اختیارات سبب تلاش سایر فرمانداری‏های کشور جهت ارتقا به فرمانداری ویژه و در‌نتیجه تشدید معضل افزایش هزینه ‏ها و اندازه دولت خواهد شد که مغایر قوانین متعدد کشور و نیز اسناد بالادستی ازجمله بند «16» سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با موضوع «تحول اساسی در ساختارها، منطقی‌سازی اندازه دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضرور و هزینه‌های زائد»، بند «10» سیاست‌های کلی نظام اداری با موضوع «چابک‌سازی، متناسب‌سازی و منطقی ساختن تشکیلات نظام اداری»، و به‌ویژه بند «الف» ماده (105) قانون برنامه هفتم توسعه مبتنی‌بر کاهش سالیانه حداقل 5 درصدی واحدهای سازمانی دستگاه‏های اجرایی است.

لذا با توجه به‌تصریح ماده (181) آیین‏ نامه داخلی مجلس، تصویب این بخش از مفاد طرح نیز نیازمند رأی دو‌سوم نمایندگان حاضر در جلسه صحن علنی خواهد بود. ازاین‏ رو، به‌منظور اجتناب از بار مالی و افزایش اندازه دولت، شایسته است در صورت تصویب طرح حاضر، همراه با تفویض وظایف و اختیارات استانداری‏ها به فرمانداری‏های ویژه، نیروی انسانی و بدنه کارشناسی مورد نیاز فرمانداری‏های مذکور نیز از طریق کاهش نیروهای انسانی نهادهای سطح استان و انتقال آنها به فرمانداری‏های ویژه تأمین شود.

  1. ماده (4) طرح به استقلال بودجه فرمانداری‏های ویژه اختصاص دارد. طبق این ماده «با توجه به سوابق موجود در قانون بودجه سال 1391 در‌خصوص تعیین اهم اعتبارات تملک‌دارایی فرمانداری‏های ویژه لازم است دولت در بودجه سنواتی خود سهم اعتبارات جاری و تملک‌دارایی سرمایه‏ ای فرمانداری‏های ویژه را مستقلاً ذیل اعتبارات استان مربوطه تعیین کند. در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:
  • در نگارش ماده (4) اصول تدوین متون قانونی رعایت نشده ‏است. وجود عبارت «با توجه به سوابق موجود در قانون بودجه سال 1391 درخصوص تعیین اهم اعتبارات تملک‌دارایی فرمانداری‏های ویژه لازم است» در متن ماده فوق ضرورتی ندارد.
  • سیستم بودجه ‏ریزی در ایران با رویکردی بالابه‌پایین انجام می ‏شود که چالش‏های فراوانی را به‏ ویژه برای سطوح زیرین تقسیمات کشوری به‌دنبال دارد. با توجه به تمرکز حاکم بر تقسیمات کشوری، همان‏طور که فرامین و دستورات از سطوح بالا صادر می‏ شود، اعتبارات نیز در سطوح بالاتر تقسیم می‏ شود. با وجود گذشت نزدیک به نیم‌قرن از شکل‏ گیری اندیشه تمرکززدایی و واگذاری امور برنامه‏ ریزی و بودجه‏ ریزی به مناطق (استان‏ها)، هرچند کوشش‏های زیادی جهت اصلاح و بهبود ساختار بودجه ‏ای کشور، چگونگی اجرا، کنترل و نظارت مؤثر بر آن صورت گرفته است، اما تاکنون نتیجه مؤثری حاصل نشده و می‏توان گفت با وجود تلاش‏های صورت گرفته برای تمرکززدایی مالی، سیستم بودجه ‏ریزی در ایران همچنان متمرکز است. یکی از مشکلات بودجه استانی این است که به‌دلیل نظام بودجه ‏ریزی متمرکز لزوماً ارتباطی میان درآمدها و اعتبارات استان‏ها وجود ندارد [6] که به‌تبع برای شهرستان‏های تابعه نیز این‌گونه است. از دیگر پیامدهای سیستم بودجه ‏ریزی موجود، انحراف تخصیص بودجه به سمت مرکز استان یا شهرستان‌های خاص، تأثیر علایق و سلایق در تخصیص بودجه استانی به سطوح زیرین، نارضایتی همیشگی سطوح زیرین تقسیماتی نسبت به میزان اعتبارات دریافتی به‏ ویژه در میان شهرستان‏های با درآمد بالاست. استقلال بودجه فرمانداری‏های ویژه می ‏تواند تاحدودی از این چالش‏ها بکاهد. بااین‎حال، این ماده می‌‌تواند با ایراد مغایرت با اصل پنجاه‌‌ودوم و یکصدوبیست‌‌وششم قانون اساسی از‌سوی شورای نگهبان مواجه شود. هرچند درخصوص بودجه هزینه ‏ای سازوکار کنونی قابل تغییر نیست، اما این امکان وجود دارد که شورای برنامه‏ ریزی و توسعه استان طبق یک مقرره قانونی موظف به تخصیص بودجه عمرانی به فرمانداری‏های ویژه برحسب شاخص‏های مشخص (سطح درآمد، جمعیت، سطح توسعه و ...) شود، به‏ گونه‏ ای که شورای برنامه ‏ریزی و توسعه استان تأثیری در تصویب طرح‏ها و بودجه مربوطه در فرمانداری‏های ویژه نداشته باشد.
  1. طبق ماده (5) «فرمانداران شهرستان‏های ویژه در قلمرو مأموریت خویش به‌عنوان نماینده عالی دولت مسئولیت اجرایی سیاست‏های عمومی کشور در ارتباط با وزارتخانه‏ ها و مؤسسات و شرکت‏های دولتی و سایر نهادهایی که به‌نحوی از بودجه عمومی دولت استفاده می‏ نماید، نهادهای انقلاب اسلامی، نیروهای انتظامی، شورای اسلامی شهر و شهرداری‏ها و مؤسسات عمومی غیردولتی را عهده ‏دار خواهد بود». همچنین طبق تبصره «1» ذیل این ماده «نیروهای انتظامی در چارچوب وظایفی که در ارتباط با امنیت مناطق دارند تحت نظارت فرمانداران عمل خواهند کرد». در این زمینه نکات ذیل قابل تأمل است:
  • قانون تقسیمات کشوری مصوب سال 1362، برخلاف قانون سلف خود (قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران- مصوب 1316)، فاقد احکام جزئی و دقیق درخصوص وظایف و اختیارات مدیران محلی است. ازسوی‌دیگر، در قلمرو واحدهای سیاسی کشور، علاوه ‏بر دولت‏های محلی نهادهایی مانند نماینده ولی‏ فقیه، شوراها و نیروهای نظامی و انتظامی نیز ایفای نقش می‏ کنند که در برخی موارد حیطه وظایف و اختیارات آنها با هم تداخل پیدا می ‏کند.

وظایف و اختیارات استانداران و فرمانداران براساس مصوبه شماره 12/602 مورخ 1377/7/30 شورای عالی اداری و اصلاحات و الحاقات بعدی آن تعیین شده است. طبق ماده‌ (1) این مصوبه «استانداران‌ در قلمرو مأموریت‌ خویش به‌‌عنوان‌ نماینده‌ عالی‌ دولت‌، مسئولیت‌ اجرای‌ سیاست‌های‌ عمومی‌ کشور در ارتباط‌ با وزارتخانه‌ها، مؤسسات‌ و شرکت‌های‌ دولتی‌ و سایر دستگاه‎هایی‌ که‌ به‌‏نحوی‌ از بودجه‌ عمومی‌ دولت‌ استفاده‌ می‌نمایند، نهادهای‌ انقلاب‌ اسلامی‌، نیروهای‌ انتظامی‌، شوراهای‌ اسلامی‌ شهر و شهرداری‏ها و مؤسسات‌ عمومی‌ غیردولتی‌ را عهده‌دار خواهند بود». تبصره «1» ذیل این ماده بیان می‏دارد: «نیروهای‌ نظامی‌ در چارچوب‌ وظایفی‌ که‌ در ارتباط‌ با امنیت‌ مناطق دارند، تحت‌ نظارت‌ استانداران‌ عمل‌ خواهند کرد». براساس ماده (24) این مصوبه «کلیه‌ وظایف‌ و اختیاراتی‌ که‌ برعهده‌ استانداران‌ محول‌ گردیده‌ است فرمانداران‌ نیز همان‌ وظایف‌ و اختیارات‌ (به‌استثنای‌ اختیار مطرح‌ در بند «15» ماده‌ (2) این‌ مصوبه‌) را در شهرستان‌ محل‌ مأموریت‌ خود دارا هستند».

بااین ‏حال، شمول مفاد تبصره ماده (5) نسبت به نیروهای انتظامی مغایر بند «4» اصل یکصدو‌دهم قانون اساسی است که فرماندهی کل نیروهای مسلح را ازجمله وظایف و اختیارات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) تعیین کرده است. هرچند ماده (14) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری (مصوب 1362/4/15) بیان می‏دارد: «رعایت محدوده کلیه واحدهای تقسیماتی برای تمامی واحدها و سازمان‏های اداری (‌اجرایی و قضایی) و نهادهای انقلاب اسلامی کشور‌ لازم است». اما ‌طبق تبصره «1» همین ماده «نیروهای نظامی در ارتباط با دستورالعمل ‏های شورای عالی دفاع و اجرای وظایف سازمانی خود در هر محدوده با اطلاع نماینده سیاسی ‌دولت از این ماده مستثنی خواهد بود». ‌ماده (2) قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1369/4/26) نیز بیان می‏دارد «نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران سازمانی است مسلح در تابعیت فرماندهی کل قوا و وابسته به وزارت کشور». همچنین بند «16» سیاست‏های کلی قانونگذاری «بر رعایت تدابیر فرماندهی کل نیروهای مسلح در قانونگذاری برای نیروهای مسلح» تأکید دارد. بنابراین قانونگذاری درخصوص نیروهای انتظامی و نهادهای تحت ‏نظر مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) نیازمند اذن ایشان است.

3. جمع‏ بندی و پیشنهادها

 با توجه به آنچه در این گزارش بیان شد، هرچند کلیت امر تعیین وظایف و اختیارات فرمانداری‏های ویژه مورد تأیید است، بااین‌حال شایسته است وظایف، اختیارات و ضوابط سازماندهی همه سطوح (استان، شهرستان، بخش و دهستان و نیز شهرها و روستاها) در سراسر کشور، به‌صورت جامع مورد تجدیدنظر قرار گیرد. به‌گونه ‏ای که مشکلات و تنگناهای کل سطوح و واحدهای تقسیماتی که ناشی از تمرکزگرایی اداری‌- مالی است از بین برود؛ ازآنجاکه امر تفویض اختیارات به فرمانداری‏های ویژه نیازمند اصلاح قوانین متعدد، بازطراحی برخی فرایندهای اداری و ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی فرمانداری‏های مذکور به سطوح بالاتر دولت و ... است، لذا در این راستا ضروری است؛ دولت لایحه جامع تقسیمات سیاسی- اداری را «با جهت‌گیری عدم‏ تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت‌ نقش استانداران به‌عنوان نمایندگان عالی دولت» به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. ضروری است؛ چنین لایحه‏ ای گذشته از تجدیدنظر در سطوح تقسیمات کشوری و نحوه شکل‏ گیری آنها، به‌گونه‏ای صریح به تقسیم وظایف و صلاحیت‏ها بین دولت مرکزی، و سطوح دولت محلی (شامل استان‏ها، شهرستان‏ها و بخش‏ها) بپردازد. همچنین این لایحه ضرورتاً باید دربرگیرنده نحوه انتخاب/ انتصاب رؤسا و مدیران دولت‏های محلی، وظایف و اختیارات کلیه سطوح دولت محلی، ساختار و تشکیلات دولت‏های محلی، نحوه نظارت دولت مرکزی بر دولت‏های محلی، نحوه تأمین مالی جهت وظایف تفویض شده به دولت‏های محلی و ... باشد.

 

 

  1. میراحمدی، فاطمه سادات. مقایسه تطبیقی قوانین تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اندونزی. فصلنامه آمایش سیاسی فضا. 6 (4)، 65-39، 1403.
  2. میراحمدی، فاطمه ‏سادات. الزامات و موانع تفویض اختیارات به فرمانداری‏های ویژه. دفتر مطالعات سیاسی، مرکز پژوهش‏های مجلس، شماره مسلسل 16979، 1399.
  3. جلالی، محمد، اصول تحدیدکننده تمرکززدایی در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد مقایسه‏ای با جمهوری فرانسه، مجله تحقیقات حقوقی، ش60، صص 343-337، 1391‌.
  4. زمانی، سمیه، بررسی تطبیقی ساختار و وظایف وزارت کشور (1): فرانسه. دفتر مطالعات سیاسی، مرکز پژوهش‏های مجلس. شماره مسلسل 19229، 1402.
  5. ذاکری، زهرا. مجموعه مطالعات منطقه ‏ای و آمایش سرزمین در ایران (2) بررسی نظام برنامه ‏ریزی استانی در ایران با تأکید بر ساختار شورای برنامه ‏ریزی و توسعه استان، مرکز پژوهش‏های مجلس شورای اسلامی، شماره مسلسل 14477، 1394.
  6. یارمحمدیان، ناصر. بررسی لایحه بودجه سال 1397 کل کشور 70. درآمدها و اعتبارات استانی در لایحه بودجه (ویرایش اول)، مرکز پژوهش‏های مجلس، شماره مسلسل 15726، 1396.