نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
پژوهشگر گروه بازارها و نهادهای مالی دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
تنظیم گری در بازار سرمایه یکی از مهمترین مؤلفه های تقنین است که همواره مورد تأکید نهادهای قانونگذار است. برای این منظور ضروری است تا مؤلفه های تنظیم گری مطلوب (شامل پاسخگویی، استقلال، شفافیت و امانتداری) در بازار سرمایه ایران و در سطح قانون در نظر گرفته شود.
کلیدواژهها
بیان/ شرح مسئله
گزارش حاضر در پی تبیین و ارائه اصول مطلوب تنظیمگری در بازار سرمایه کشور است. سازمان بورس و اوراقبهادار، بهعنوان نهاد تنظیمگر بازار سرمایه در سال 1384 بهموجب قانون «بازار اوراقبهادار جمهوری اسلامی ایران» و با انحلال «سازمان کارگزاران بورس اوراقبهادار تهران» تشکیل شد. هرچند در این سالها بازار سرمایه کشور توسعه نهادی و ابزاری قابل قبولی داشته است، بااینحال، بهنظر میرسد که حوزه تنظیمگری بازار سرمایه نیازمند ارتقاست. در این مطالعه، پاسخگویی، استقلال، شفافیت و سلامت به عنوان اصول مهم تنظیمگر بازار سرمایه معرفی گردید.
شایان ذکر است که این معیارها متقابلاً بر یکدیگر اثرگذارند. برای نمونه شفافیت سبب میشود تا سلامت مقام تنظیمگر حفظ شود و از قدرتهای خود سوء استفاده نکند. همچنین پاسخگویی و استقلال مقام تنظیمگر در بسیاری از شرایط با یکدیگر تعارض دارند و برخی از ابزارهای افزایش پاسخگویی ممکن است استقلال را مخدوش کند. با این بیان، طراحی مطلوب نهاد تنظیمگر نیازمند دقت و ظرافتهایی است تا بتوان به اهداف تنظیمگری مطلوب دست یافت.
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
ارزیابی وضعیت معیارهای تنظیمگری مطلوب نشان میدهد که سازمان بورس و اوراقبهادار از منظر استقلال، در بُعد بودجه و امور مالی و همچنین وضع تعرفهها از اشخاص تحت نظارت مستقل است. بااینحال استقلال این ساختار در عزل و نصب مدیر سازمان بورس و اوراقبهادار مبهم است.
از منظر پاسخگویی، این سازمان پاسخگویی مناسبی نسبت به نهادهای بالاسری و همعرض و تا حدودی نسبت به نهادهای تحت نظارت خود (با توجه به ترکیب اعضای شورایعالی بورس) دارد، بااینحال پاسخگویی عمومی این سازمان قابل ارتقاست.
ازسوی دیگر، سازمان بورس و اوراقبهادار در وضعیت بودجه و امور مالی و همچنین اطلاعات عمومی در دسترس خود به نسبت شفاف است، اما از منظر شفافیت در اهداف و برنامهها و شفافیت در رویهها یا فرایندهای اجرایی، شفافیت کاملی را ارائه نمیدهد و ضروری است تا ارتقا یابد.
درنهایت، بسته به امکان وقوع دربهای گردان و ترکیب اعضای شورایعالی بورس، امکان وقوع موقعیتهای تعارض منافع در شورایعالی و سازمان بورس و اوراقبهادار وجود دارد که تا حدی ممکن است رعایت سلامت مقام تنظیمگر را با چالش مواجه کند.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی/ نظارتی یا سیاستی
در این گزارش پیشنهاد شده است که نهاد قانونگذار به فراخور، احکام قانونی در خصوص ارتقای اصول مطلوب تنظیمگری در بازار سرمایه به تصویب برساند. به طور مشخص، ضروری است تا استقلال نهاد تنظیمگر در ابعاد مختلف و در عین حال پاسخگویی آن افزایش یابد.
اصول مربوط به سلامت نهاد ناظر که به طور عمده شامل رفع تعارضات منافع میشود نیز در احکام مختلف مورد اشاره قرار گیرد.
اصل شفافیت در خصوص نهاد ناظر که شامل ابعاد مختلف آن از جمله ابعاد مالی، رویههای اجرایی و دستورالعملهای اجرایی میباشد، افزایش یابد.
در نهایت به منظور اطمینان از اجرای این اصول، ضروری است تا رعایت این اصول توسط نهاد تنظیمگر توسط متولیان نظارت در اولویت قرار گیرد.
بازار سرمایه کشور یکی از ارکان مهم اقتصادی و تسهیلکننده تأمین مالی و ارتباط میان متقاضیان منابع مالی و دارندگان مازاد منابع است. تأمین مالی دولتها، شرکتهای خصوصی و نهادهای عمومی در تمامی اقتصادهای توسعه یافته و در حال توسعه بهطور جدی به بازارهای سرمایه وابسته است. در این میان تنظیمگری این بازار مؤلفه بسیار مهمی است که ضروری است تا با شناخت اصول آن، در ساحت تقنین و سپس اجرا به اهداف آن دست یافت. ازاینرو، گزارش حاضر در پی معرفی و تبیین اصول مطلوب تنظیمگری برای نهاد تنظیمگر بازار سرمایه که سازمان بورس و اوراق بهادار میباشد، است.
این سازمان در سال 1384 بهموجب قانون «بازار اوراقبهادار جمهوری اسلامی ایران» و با انحلال «سازمان کارگزاران بورس اوراقبهادار تهران» تشکیل شد که بیش از 19 سال از فعالیت این سازمان، تحت نظارت و سیاستگذاریهای «شورایعالی بورس و اوراقبهادار» میگذرد. هرچند در این سالها بازار سرمایه کشور توسعه نهادی و ابزاری قابلقبولی داشته است، بااینحال بهنظر میرسد که در حوزه تنظیمگری در بازار سرمایه نیاز به ارتقا وجود دارد. همچنین برخی چالشهای اجرایی نیز به خلأهای قانونی و مقرراتی در ساحت تنظیمگری مرتبط است. با این بیان ضروری است بهمنظور ارتقای بازار سرمایه و پیشبرد اهداف آن بازار، نسبت به ارتقای کیفیت تنظیمگری بازار سرمایه اقدام شود. برخی سطوح تنظیمگری در بازار سرمایه، مستلزم ورود مجلس شورای اسلامی است که لازم در اصلاح قانون بازار اوراقبهادار مصوب سال 1384 ابعاد تنظیمگری آن را ارتقا داد.
در این گزارش، ابتدا به خاستگاه مقام تنظیمگر بازار سرمایه و وظایف آن اشاره و سپس به اصول تنظیمگری مطلوب اشاره میشود و در پایان چهار اصل برای تنظیمگری معرفی میگردد که عبارتند از:
۱- پاسخگویی ۲- استقلال ۳- شفافیت و ۴- سلامت.
در ادامه به اصول تنظیمگری که بهطور خاص برای مقامات تنظیمگر و ناظر در بازار سرمایه توسط سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراقبهادار (آیسکو) معرفی شده است، پرداخته میشود. این سازمان بهطور خاص 10 سرفصل برای تنظیمگریِ سازمانهای (کمیسیونها) بورس معرفی کرده است که یکی از آنها اصول تنظیمگری برای مقام تنظیمگر است که مشتمل بر 8 اصل میباشد. رعایت استقلال، شفافیت، تعیین اهداف ملموس و مدیریت تعارض منافع ازجمله پیشنهادهایی است که توسط آیسکو ارائه شده است.
2.خاستگاه مقام تنظیمگر بازار سرمایه و کارکردهای آن
تنظیمگری در حوزههای مختلف اقتصادی از جمله بازارهای مالی از اهمیت فراوانی برخوردار است. این اهمیت به دلایل مختلف از جمله عوامل رفتاری [۱]، هزینههای جانبی و عدم تقارن اطلاعاتی و سایر مصادیق شکست بازار به وجود میآید. در این میان، اهمیت و ضرورت تنظیمگری و مقام تنظیمگر به اهمیت بازار مربوطه و پیامدهای تخصیص غیربهینه در آن بستگی دارد. به طوریکه هر چقدر اهمیت آن حوزه یا بازار بیشتر باشد، تنظیمگری آن نیز بااهمیتتر است.
در خصوص بازارهای مالی از جمله بازار سرمایه که حجم گستردهای از تامین مالی بخشهای دولتی و غیردولتی در آن صورت میپذیرد و افراد بسیار زیادی ذینفع آن هستند، تنظیمگری و رعایت اصول مربوط به آن از اهمیت بالایی برخوردار است. در این بازارها، وظیفه اصلی تنظیمگران بهبود عملکرد و جلوگیری از وقوع شکست در بازارهای مالی است. به جهت انجام این وظیفه، مسئولیتهای متعددی برای تنظیمگران بازارهای مالی ذکر شده است که مهمترین آنها حفاظت از سرمایهگذاران، ارتقای کارایی بازار، حفظ ثبات، حفظ رقابت در بازار و جلوگیری از بروز فساد [۲] است.
موفقیت در انجام چنین مسئولیتهایی نیازمند نهاد ناظر تخصصی، قدرتمند و سالم است که اختیارات کافی در اعمال تصمیمات تخصصی خود را داشته باشد. همچنین ضروری است تا این قدرت و اختیارات مقام ناظر باید همراه با شفافیت و پاسخگویی آن باشد.
در ادامه این گزارش با تفصیل بیشتر به مؤلفههای تنظیمگری مطلوب مقام تنظیمگر بازار سرمایه اشاره و نیازمندیها و الزامات آن پرداخته میشود.
مطالعات و پژوهشها به چهار اصل استقلال، پاسخگویی، شفافیت و سلامت برای تحقق تنظیمگری مطلوب اشاره کردهاند. [۳]. بهطور مشخص، استقلال به این معناست که مقام تنظیمگر بازار سرمایه از اشخاص تحت نظارت و مقامات سیاسی برای بهکارگیری قدرتها و ابزارهای خود تأثیر نپذیرد.
اصل دوم شفافیت است که به انتشار عمومی و منسجم اطلاعات اشاره دارد و سلامت بهمعنای آن است که رویههای داخلی که مقام تنظیمگر بهکار میبرد، باید طوری باشد که نسبت به نظم و انسجام آن در عمل و کاهش مخاطرات از سوی کارمندان مقام تنظیمگر که دارای منافعی در تعارض با بازار یا مقام تنظیمگر دارند، اطمینان حاصل شودبااینحال، تمامی این اصول متقابلاً بر یکدیگر اثرگذارند. برای نمونه شفافیت سبب میشود تا سلامت مقام تنظیمگر حفظ شود و از قدرتهای خود سوءاستفاده نکند[۳]. همچنین لازم است به این مسئله توجه شود که پاسخگویی دلیلی است که سبب میشود مقام تنظیمگر استقلال داشته باشد [4]. چرا که اگر مقام تنظیمگر در اتخاذ تصمیم مستقل نباشد و جریانهای سیاسی و یا سایر ذینفعان در تصمیمگیریها مداخله نمایند، اساسا پاسخگویی تنظیمگر در قبال چنین تصمیماتی که سایرین آن را اخذ نمودهاند، بی اثر است. از سوی دیگر، باید توجه نمود که در صورت عدم پاسخگو بودن مقام تنظیمگر، استقلال این نهاد ممکن است منجر به نوعی خودکامهگی این نهاد در اتحاذ تصمیمات خواهد شد.
تنظیمگران عمدتاً با مسائلی پیچیده ازجمله عدماطمینان، ذینفعان مختلف و تعارض منافع، پیچیدگیهای فنی و سایر موارد مواجهاند. وجود این پیچیدگیها خبرگی نهاد تنظیمگر را الزامی میکند [۴]. علاوهبر خبرگی که دانش لازم جهت اخذ تصمیمات صحیح را فراهم میکند، با توجه به اصل کارایی، نیاز است تا تصمیمات اتخاذ شده بهسرعت و با هزینهای قابل قبول اجرایی شود. هزینههای مذکور اعم از هزینههای اجرایی نهاد ناظر، هزینههای سیاسی و بهطور خاص، هزینههای تحمیل شده به نهادهای تحتنظارت از سوی مقررات و نظارتهای وضع شده است [۵].
4.اصول تنظیمگری بازار سرمایه از نگاه سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراق بهادار
اگرچه تنظیمگری در سازمانها دارای مؤلفههای مشترکی است، بااینحال درخصوص نهادها و سازمانهای مالی اصول مشخصی از تنظیمگری مطرح است. تنظیمگری بازار سرمایه به مجموعهای از قوانین، قواعد و مقررات اطلاق میشود که کارکردهای بازارهای سرمایه را فراهم میکند[۶]. در این میان، سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراقبهادار، 38 اصل را برای تنظیمگری اوراقبهادار بیان کرده است. اصول مزبور در راستای سه هدف زیر تدوین شدهاند[۷]:
مطابق با آخرین استانداردهای این سازمان، اصول 38 گانه در 10 سرفصل بهشرح ذیل دستهبندی شدهاند:
آنچه که در این گزارش مورد تأکید است، اصول مربوط به مقام تنظیمگر بازار اوراقبهادار است. سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراقبهادار 8 اصل را برای تنظیمگران ذکر کرده است [۸] که در ادامه اشاره میشود.
اصل 1- مسئولیتهای تنظیمگر شفاف و عینی بیان شود.
اصل 2- تنظیمگر باید از لحاظ عملیاتی مستقل باشد و در برابر وظایف و قدرتهایی که دارد، پاسخگو باشد.
اصل 3- تنظیمگر باید از قدرت کافی برخوردار باشد، منابع مناسب داشته باشد و ظرفیت اجرای وظایف و اعمال قدرت خود را داشته باشد.
اصل 4- تنظیمگر باید فرایندهای تنظیمگری شفاف و سازگار اتخاذ کند.
اصل 5- کارمندان مقام تنظیمگر باید از استانداردهای حرفهای بالا برخوردار باشند. بهطور مشخص دارای استانداردهای مناسب حفظ محرمانگی باشند.
اصل 6- تنظیمگر باید دارای فرایندی بهمنظور شناسایی، پایش، کاهش و مدیریت ریسک سیستمیک باشد (ریسک دومینویی و سرایت میان بازارهای مالی) و بهطور مناسبی بتواند آن را اعمال کند.
اصل 7- تنظیمگر باید دارای فرایندی باشد تا به بررسی منظم محیط تنظیمگری اقدام نماید.
اصل 8- تنظیمگر باید نسبت به اجتناب، کاهش، افشا یا سایر موارد مربوط به تعارض منافع و ناهماهنگی انگیزهها اطمینان حاصل کند.
این اصول هشتگانه عیناً توسط «هیئت خدمات مالی اسلامی» برای تنظیمگری در بازارهای سرمایه اسلامی تکرار شده و مورد تأکید قرار گرفته است[۹].
5.ارزیابی اصول تنظیمگری مطلوب در بازار سرمایه ایران
همانطور که در قسمت قبل اشاره شد، چهار مؤلفه ۱- استقلال ۲- پاسخگویی ۳- شفافیت و ۴- سلامت برای تنظیمگری مطلوب مورد تأکید است. در این بخش از گزارش به تشریح تفصیلیتر مؤلفههای مذکور اشاره میشود و وضعیت آن در بازار سرمایه کشور مورد ارزیابی قرار میگیرد.
یکی از مؤلفههای مهم در تنظیمگری مطلوب، استقلال مقام تنظیمگر از اشخاص تحت نظارت آن و امور سیاسی است. مقام تنظیمگر جهت انجام کارا و اثربخش وظایف خود نیازمند استقلال در تصمیمگیری و اجرا در مقابل اعمالنظرهای سیاسی از نهادهای بالاسر و نفعطلبی نهادهای تحت نظارت است [10]. زیرا مقام ناظر یا تنظیمگر مستقل با ثبات بیشتری قادر به برنامهریزی و اجرای تصمیمات خود است [۱۱]. مؤلفههای استقلال مقام تنظیمگر شامل موارد زیر است [۱۲]:
استقلال نهاد تنظیمگر به کاهش یا از میان رفتن برخی موقعیتهای تعارض منافع منجر میشود. در حقیقت تنظیمگران فاقد استقلال در هریک از ابعاد فوق، در معرض مصادره شدن توسط دولت، گروههای فشار و یا سایر ذینفعان هستند [۱۲]. برای مثال، نبود استقلال مالی مقام تنظیمگر یا ناظر مالی یا وابستگی سیاسی متصدیان در عزل و نصب، احتمال وقوع نوعی بدهبستان تنظیمگر و سیاستمردان را افزایش میدهد که منجر به نفوذ لابی آنها در تصمیمگیریهای این نهاد خواهد شد [۱۳]. بهعلاوه، تعدد عزل و نصب مسئولان مقام تنظیمگر از سوی دولت که از نبود استقلال در محور تصدی شغلی نشئت میگیرد، مسئولان مقام ناظر را به پرداختن به امور کوتاهمدت ترغیب میکند و موجب کاهش انگیزه نسبت به تصمیمات بلندمدت و دشوار توسط ایشان خواهد شد. علیرغم اهمیت استقلال مقام تنظیمگر از بدنه سیاسی کشورها، استقلال بیش از اندازه نهادهای ناظر بازارهای مالی از سایر بخشها ممکن است عدم هماهنگی در سیاستگذاریها را بههمراه داشته باشد.
در بازار سرمایه کشور، سازمان بورس و اوراقبهادار مقام تنظیمگر است. ضروری است تا این بُعد از تنظیمگری مطلوب برای سازمان مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
اهمیت استقلال مقام تنظیمگر در تصمیمگیریهای خود، نافی ضرورت پاسخگویی نیست. پاسخگویی را به شکل ساده میتوان تعهد به افشا، توضیح و اثبات آنچه تصمیمگیر انجام میدهد، تعریف کرد. بهدنبال پاسخگویی، اهداف، وظایف و اختیارات تنظیمگران و روشهای انجام آنها بهوضوح مشخص میشود [10]. پاسخگویی مقام تنظیمگر چهار مزیت شامل:
1- ایجاد نظارت عمومی
2- ایجاد و حفظ مقبولیت
3- ارتقای مقام تنظیمگر و
4- بهبود عملکرد مقام تنظیمگر را بههمراه دارد [14] و در کنار روشن شدن وظایف، شفافیت، نظارت کارا و رویههای کارا، ضرورت و بستر انجام تنظیمگری مؤثر در یک بازار است. راهکارهای افزایش پاسخگویی نهاد تنظیمگر را از منظر زمان پاسخگویی میتوان به ابزارهای پیشینی و پسینی دستهبندی کرد. همچنین پاسخگویی میتواند در قالب ارائه توضیح در قبال تصمیمات در آینده یا گذشته (پاسخگویی توضیحی) و یا بهصورت پذیرش و اعمال اصلاحات در اثر شکایت ذینفعان مختلف نسبت به تصمیمات (پاسخگویی اصلاحی) باشد [۱8].
همچنین پاسخگویی شامل پاسخگویی به: 1- نهادهای بالادست شامل قوای مقننه، مجریه و قضائیه (پاسخگویی روبهبالا)، 2- نهادهای موازی و همسطح (پاسخگویی افقی) و 3- نهادهای تحت نظارت و مشتریان [16] و عموم مردم [10] (پاسخگویی روبهپایین) است. شیوه پاسخگویی به هریک از انواع پاسخگویی متفاوت است که جدول زیر به آن پرداخته است:
جدول 1. سطوح و روشهای پاسخگویی نهادهای تنظیمگر مالی[14]
|
نوع |
پاسخگویی به: |
روش |
|
پاسخگویی رو به بالا |
قوه مقننه |
|
|
قوهمجریه |
|
|
|
قوهقضائیه |
|
|
|
پاسخگویی افقی |
مؤسسات همعرض |
|
|
پاسخگویی رو به پایین |
اشخاص تحتنظارت |
|
|
عموم مردم |
|
جدول فوق بیان میکند که پاسخگویی رو به بالا عموماً با انتشار گزارشهای ادواری و حضور در جلسات صورت میپذیرد، پاسخگویی افقی با همکاری مقام تنظیمگر با سایر نهادهای هم سطح خود و هماهنگ کردن فعالیتها از طریق شرکت در جلسات و مکاتبات مربوطه محقق میشود. همچنین پاسخگویی رو به پایین نیز اغلب با انتشار عمومی راهبردها و اهداف مورد توجه و گزارش از چیستی و چگونگی تصمیمات (شامل ریشهها و دلایل تصمیم اخذ شده) محقق میشود. این گزارشها میتواند در قالب فصلنامه یا سالنامه و یا بهوسیله کنفرانسهای خبری صورت پذیرد [14]. همچنین عمومی بودن جلسات تصمیمگیری و امکان حضور اشخاصی از مؤسسات تحت نظارت و عموم مردم در جلسات جهت استماع نیز از روشهای این نوع پاسخگویی است [10]. لازم به تاکید است که پاسخگویی مقام ناظر، منحصر در حیطه اختیارات و وظایف است. بنابراین، همانطور که در گزارش تبیین شاخص های بازار سهام؛ کارکردها و دلالت های سیاستی نیز مورد اشاره قرار گرفته است، ارائه گزارشهای ادواری، افشای اقدامات انجام شده و یا نظارت دولت بر عملکرد سازمان بورس باید بر مسائلی چون «حفاظت از حقوق سهامداران شرکتهای سهامی عام»، «حفاظت از حقوق مشتریان نهادهای مالی»، «جلوگیری از بروز جرائم و تخلفات در بازار سرمایه»، «توسعه نهادهای مالی» و مسائلی از این قبیل متمرکز باشد. در این میان ضروری است به این نکته توجه شود که تعیین حد پاسخگویی مقام تنظیمگر مالی بسیار دشوار است. زیرا با توجه به اثر معکوس پاسخگویی بر استقلال، افزایش میزان پاسخگویی مقام تنظیمگر میتواند منجر به انفعال و ترک فعل این مقام در اتخاذ تصمیمات شود.
در قانون بازار اوراقبهادار بهعنوان قانون اصلی بازار سرمایه کشور، بهطور موردی به پاسخگویی یا گزارشدهی سازمان بورس اشاره داشته است. در ادامه با تأکید بر این قانون و انواع پاسخگویی (پاسخگویی سهگانه) ابعاد آن مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران و سازمان بورس و اوراقبهادار سه نهاد تنظیمگر بازار پول، صنعت بیمه و بازار سرمایه هستند. پاسخگویی در این سه نهاد در برابر یکدیگر مؤلفههای پاسخگویی همعرض را تشکیل میدهد. در میان ترکیب اعضای شورایعالی بورس، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران یکی از اعضای شوراست که سازمان نسبت به آن گزارش میدهد و پاسخگوست. همچنین بانک مرکزی بهعنوان یکی از اعضای شورای عالی بورس برای بازار سرمایه و سازمان بورس و اوراق بهادار سیاستگذاریهای کلان را به تصویب میرساند.
براساس قانون تأمین مالی تولید و زیرساختها مصوب سال 1403 شورای ملی تامین مالی تشکیل شده است که رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار و رئیس کل بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران از اعضای آن شورا محسوب میشوند. این شورا به هماهنگی و پاسخگویی این سه مقام تنظیمگر بازارهای مالی نسبت به یکدیگر کمک میکند.
بازار سرمایه کشور بهخصوص بازار سهام طی سالهای اخیر با استقبال عمومی همراه شده است. همچنین با توجه به آزادسازی سهام عدالت و افزایش شمار ذینفعان این بازار، پاسخگویی عمومی سازمان بورس و اوراقبهادار بیش از گذشته اهمیت یافته است. همانطور که در ادبیات پاسخگویی نیز اشاره شد، پاسخگویی رو به پایین شامل ابعاد مختلفی میشود که پاسخگویی عمومی (آحاد مردم و فعالان اقتصادی) و پاسخگویی نسبت به نهادهای تحت نظارت و فعال در بازار سرمایه دو بخش مهم آن است که در ادامه اشاره میشود.
مفهوم شفافیت به شرایطی اشاره دارد که تصمیمها و عوامل مؤثر بر آنها همچون اهداف، سیاستها، چارچوبهای سیاسی و اقتصادی، دادهها و اطلاعات بهموقع در دسترس عموم قرار میگیرد [20]. در تعریفی دیگر، شفافیت بهمعنای ارائه اطلاعات در دسترس از فرآیندهای تصمیمگیری و بودجه، عملیات و عملکرد نهادهای دولتی است که امکان نظارت بیرونی از آن نهادها را بهوسیله ذینفعان مختلف فراهم میآورد [21]. مسئولان به جهت تحقق شفافیت، نیازمند انتشار عمومی اهداف و مأموریتها، شرایط تصمیم و خروجیها و نتایج و همچنین شیوههای عملیاتی و تصمیمگیری هستند [22]. شفافیت در نهادهای عمومی عمدتاً به شفافیت در بودجه و امور مالی، شفافیت در اداره و شفافیت سیاسی مرتبط میشود. در نهایت، بهطور کلی میتواند شفافیت مقام تنظیمگر را از ابعاد زیر مورد بررسی قرارداد:
الزام به شفافیت پیامدهای فراوانی را برای بخش عمومی به همراه دارد [۳] که ازجمله آن میتوان به اثر مستقیم بر کاهش دخالتهای فراقانونی و مخرب ذینفعان [۲۰]، کاهش هزینههای مالی نهادها [۲۱]، کاهش شکست در هماهنگی[23] و کاهش ریسک شکست تنظیمگری [24] اشاره کرد. همچنین مطالعات نشان از اثر مثبت شفافیت مقام تنظیمگر بر اثربخشی مقررات داشته است. زیرا با شفافیت مقام تنظیمگر، پیشبینیپذیری بازارهای مالی افزایش مییابد و شبکه بازیگران بازار بهنحو بهتری خود را با یکدیگر و محیط پیرامونی بازار وفق میدهند [25].
بااینحال، تعیین حدومرز شفافیت نیازمند دقتی ویژه است. زیرا مطالعات نشان داده است الزاماً افزایش شفافیت به بهبود عملکرد، قانونپذیری و پاسخگویی نهادهای تنظیمگر ختم نمیشود. تجربه نشان داده است که شفافتر شدن نهادهای عمومی در برخی از کشورها، نه به بهبود شاخصهای عملکرد و قانونپذیری، بلکه به احتیاط افراطی در تصمیمگیری، ترک فعل و کنارهگیریهای مکرر از مسئولیت در نهادهای عمومی و مشاغل سیاسی در اثر ایجاد فشارهای زیاد ازسوی ذینفعان مختلف منجر شده است. مقایسه وضعیت کشورها در این رابطه از اهمیت بیبدیل محیط اقتصادی-نهادی جوامع بر چگونگی اثرگذاری شفافیت بر شاخصهای عملکرد و اثربخشی نهادهای تنظیمگر حکایت دارد [30]. به همین جهت لازم است تا الزامات شفافیت نهاد تنظیمگر با توجه به محیط اقتصادی و نهادی کشور مشخص شود. البته شایان ذکر است که نظیر این الزامات در قوانینی مانند قانون شفافیت قوای سه گانه، دستگاههای اجرائی و سایر نهادها مصوب سال 1403 مطرح شده است.
درخصوص این مؤلفه تنظیمگری در بازار سرمایه کشور، موارد زیر قابل توجه است:
شایان ذکر است که هرچند شفافیت بودجه توسط مقام تنظیمگر جهت جلوگیری از بروز مفاسد اقتصادی موثر است در رابطه با عملکرد بودجه و هزینهکرد مقام تنظیمگر و سایر نهادهای تنظیمگر حاکمیتی باید توجه داشت که انتظار عملکرد مالی کارا همچون بخش خصوصی، واقعبینانه نیست. چراکه آنچه بخش خصوصی را سوی کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری سوق میدهد، نیروهای رقابتی بازار است. حال آنکه اساسا چنین رقابتی برای تنظیمگر و نهادهای حاکمیتی غیرقابل تصور است. از سوی دیگر، هرچند هزینه اقدام اشتباه در بخش خصوصی، منحصر در ورشکستگی بنگاه است، اما اتخاذ تصمیمات اشتباه در بخش عمومی، بعضا بسیار سنگین و تمام جامعه متحمل آن میشوند. بنابراین، مطالبهگری در کاهش هزینههای این نهادها باید به نحوی باشد که اثربخشی اقدامات و تصمیمات مقام تنظیمگر را در بلندمدت تهدید نکند[28].
آخرین مؤلفه تنظیمگری مطلوب در بازار سرمایه، سلامت مقام تنظیمگر است. این مؤلفه به وجود نظم در فرآیندهای مقام تنظیمگر و جلوگیری از تضییع حقوق عمومی برخواسته از تعارض منافع شخصی ارکان یا کارکنان مقام تنظیمگر و منافع عمومی اشاره دارد [3]. در واقع تأکید این محور از اصل تنظیمگری بر مدیریت تعارض منافع است. در تعریفی ساده، تعارض منافع شرایطی است که اعمال و تصمیمات حرفهای افراد، تحتتأثیر منافع خصوصی (شخصی یا سازمانی) آنها قرار میگیرد. در چنین شرایطی احتمال وقوع فساد از طریق ترجیح منافع شخصی یا سازمانی بر منافع عمومی افزایش مییابد [29] رقابت اقتصادی تضعیف [30] و منافع عمومی آسیب میبیند[31]. به همین دلیل مدیریت تعارض منافع لازمه پیشگیری از فساد، پاسخگویی و افزایش کارآمدی دولتها عنوان شده است [29] که این پیامدهای مثبت برای سایر نهادها از جمله سازمان بورس و اوراق بهادار نیز صادق است.
تعارض منافع را میتوان به دو دسته تعارض منافع شخصمحور و سازمانمحور تقسیم کرد. در تعارض منافع شخصمحور، منافع حاصل از مطلوبیتهای فردی و یا خویشاوندی در تعارض با منافع عمومی است. درحالی که در تعارض منافع سازمانمحور از منافع برخواسته از روابط حقوقی سازمان مانند رابطه سازمان با سهامداران و یا زیرمجموعههای خود، نهادهای ناظر یا تحت نظارت و یا مشتریان عمده یا تأمینکنندگان اصلی و سایر موارد مشابه نشئت میگیرد[32]. با توجه به ظرفیت بالای وقوع تعارض منافع در نظام خدمات مالی [35]، توجه به این مسئله در اصلاح قانون اوراقبهادار جمهوری اسلامی ایران ضروری است. تعارض منافع ساختاری به ساختارهایی اشاره دارد که بهطور ذاتی منافع متعارض را پدید آورده و اصلاح آن با تغییر ساختارهای اداری ممکن است، تعارض منافع شخصی یا موردی نیز به تعارض منافع ناشی از ویژگیهای مجریان مرتبط بوده و اصلاح آن منوط به انتخاب افراد مناسب برای موقعیتهای خاص و یا وضع کنترلهای کافی جهت کاهش تعارض منافع است. اصلیترین موقعیتهای بروز تعارض منافع بهشرح زیر است [32]:
علاوهبر موارد فوق که بهصورت ساختاری، مولد تعارض منافع هستند، موقعیتهایی مانند سهامداری، اشتغال همزمان، ارتباط پساشغلی (دربهای گردان)، انگیزههای قوم و خویشی، سیاسی و انگیزههای سلیقهای نیز منجر به تعارض منافع میشود [32].
در این میان بهمنظور مدیریت تعارض منافع روشها و راهکارهایی مطرح است. وضع محدودیتها، یکی از راهحلهای مدیریت تعارض منافع است. با بررسی تجربه کشورهای مختلف و مرور مصادیق محدودیتهای کاهشدهنده تعارض منافع، میتوان محدودیتها را در دو دسته، محدودیتهای شغلی و محدودیتهای پساشغلی جای داد. محدودیتهای شغلی به وضع سازوکارها در زمان انجام وظیفه و اشتغال به مناصب حاکمیتی (مانند ممنوعیت عضویت در هیئت مدیره شرکتهای خصوصی، ممنوعیت عضویت در سمنها –سازمانهای مردمنهاد- و ممنوعیت پیمانکاری با دولت) اشاره دارد. محدودیتهای پساشغلی(ممنوعیت به اشتغال در شرکتهای خصوصی مرتبط و سایر موارد مشابه) به ایجاد خطمشیهایی خاص پس از اتمام دوره شغلی اشاره دارد[32]. هدف این محدودیتها جلوگیری از «مصادره تنظیمگری» است تا از موضعگیریهای مستقل و بیطرفانه نهادهای تنظیمگر اطمینان حاصل شود.
شایان ذکر است که هرچند منافع غیرمالی، گستره وسیعی از تعارضها را پدید میآورد، سیاستهای مدیریت تعارض منافع بیشتر بر منافع و روابط مالی متمرکز است؛ زیرا این روابط و منافع نسبت به سایر منافع سنجشپذیرتر است.
بهمنظور ارزیابی این محور تنظیمگری در بازار سرمایه کشور ضروری است به موارد زیر توجه داشت. بررسی و ارزیابی تمامی ابعاد تعارض منافع در بازار سرمایه در این مجال نمیگنجد و لذا به برخی از مهمترین آن اشاره میشود:
البته شایان ذکر است که قانونگذار در زمان تصویب قانون بازار اوراقبهادار در سال 1384 آگاه به تعارضات منافع بوده است و در احکام متعددی سعی در مدیریت و کاهش آن داشته است، اما ابهامات و خلأهای قانونی سبب شده است تا در مقام اجرا نتوان بهطور کامل این چالش را مرتفع کرد. برای نمونه، براساس قانون، اعضای شورایعالی بورس و اشخاص تحت تکفل آنان امکان معامله اوراقبهادار ثبت شده یا در شرف ثبت نزد سازمان یا هرگونه فعالیت و مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در انجام معاملات مذکور را ندارند و برای ایشان ممنوع است.
هرچند اصول چهارگانه 1- استقلال 2- پاسخگویی 3- شفافیت و 4- سلامت لازمه تنظیمگری مناسب است، بااینحال همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، هریک از این اصول با یکدیگر تزاحماتی دارند. به طور مشخص، دو اصل پاسخگویی و استقلال با یکدیگر متعارض هستند. به بیانی دیگر، افزایش پاسخگویی، استقلال مقام تنظیمگر را کاهش میدهد و از طرف مقابل استقلال بیحد و حصر مقام تنظیمگر، انگیزه پاسخگویی را از میان میبرد.
برخی مطالعات، توجه به محدودیتهای نرم را راهحلی برای حل تعارض استقلال و پاسخگویی دانستهاند. به تعبیر آنها، بهدلیل وجود مبانی هنجار اخلاقی و همچنین اهمیت عواملی چون شهرت و محبوبیت برای مدیران مقامات تنظیمگر، آنان ناگزیر در مقابل افکار عمومی پاسخگو خواهند بود. بنابراین قانونگذاران بدون نگرانی از پاسخگو نبودن آن مدیران، صرفاً باید به چگونگی اعطای استقلال کافی به آنان توجه کنند [38]. بااینحال، این روش پاسخ کاملی برای رفع تعارض استقلال و پاسخگویی نیست. زیرا با توجه به عدم آشنایی عموم مردم با مسائل تخصصی و عدم آگاهی کافی از بخش زیادی از دادهها و اطلاعات، پاسخدهی بهصورت دقیق صورت نمیگیرد و اثرپذیری مدیران از جریان افکار عمومی به تصمیمگیری تخصصی آنان خدشه وارد میکند. بهنظر میرسد راهحل این تزاحم با دقت بیشتر بر پاسخگویی قابلحل باشد. اصل پاسخگویی از دو بُعد 1- «دامنه مراجع پاسخگویی» و 2- «دامنه موضوعی پاسخگویی» قابل بررسی است. دامنه مراجع پاسخگویی به این سؤال میپردازد که مقام تنظیمگر مالی، به چه اشخاصی باید پاسخگو باشد و گزارش دهد؟ دامنه موضوعی پاسخگویی نیز به این اشاره دارد که این مقام چه گزارشهایی باید بدهد و در قبال کدام فعالیتها و نتایج خود باید پاسخگو باشد؟ بهنظر میرسد تدقیق این دو بعد پاسخگویی، از مشکل تعارض میان پاسخگویی و استقلال خواهد کاست.
در رابطه با دامنه مراجع پاسخگویی اولاً نیاز است تا مراجع پاسخگویی مقام تنظیمگر در قانون تصریح شود. در مورد موضوعات پاسخگویی نیز باید اشاره کرد که دامنه موضوعی پاسخگویی مقام تنظیمگر مالی در سالهای اخیر متحول شده است. امروزه اغلب کشورها دامنه موضوعی پاسخگویی نهادهای ناظر در حوزه نتایج تصمیمات اتخاذ شده کاهش یافته است. بهطوری که در دو دهه اخیر بسیاری از کشورهای جهان در حال کاهش مسئولیتهای قضایی تنظیمگران مالی و محدود کردن آن به سوءنیت یا سهلانگاری فاحش هستند. برای مثال، مطابق قانون بازارها و خدمات مالی سال 2000 در انگلستان، مقام تنظیمگر مالی یا کارکنان آن از هرگونه مسئولیت قضایی در اثر عملکرد خویش، بهاستثنای فعل یا ترک فعل ناشی از سوءنیت مصونیت یافتهاند. در کشور ایتالیا، تنظیمگران مالی در سال 2005 از مسئولیتهای قضایی نهادهای عمومی مستثنا شدند. بانک مرکزی بلغارستان نیز در سال 2006 به شکلی مشابه از مسئولیتهای قضایی عمومی معاف و صرفاً در قبال سوءرفتار عمدی یا سوءنیت مسئول شدهاست. اتریش در سال 2008 و هلند در سال 2012 نیز از چنین رویکردی پیروی کردهاند. البته ضروری است تا محدوده مسئولیتهای قضایی نهاد تنظیمگر و کارکنان آن تدقیق شود تا به این بهانه مصون از مسئولیتهای قضایی نشوند. در فصل ششم قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال 1384 مجلس شورای اسلامی به مقوله جرائم و مجازاتهای آن پرداخته شده است، اما در خصوص مصونیتهای قضایی نهاد تنظیمگر بازارسرمایه (با رعایت ملاحظات اشاره شده) بحثی مطرح نشده است.
یکی از مسائل با اهمیت در پاسخگویی مقام تنظیمگر، قابلیت ارزیابی پسینی برنامهها است. عدم هدفگذاریهای قابل سنجش و یا عدم شفافیت مقام تنظیمگر در اعلام این اهداف، قابلیت ارزیابی پسینی برنامهها را از آحاد مردم و اشخاص حقیقی، نهادهای نظارتی بهخصوص مجلس شورای اسلامی، دولت و مؤسسات علمی و پژوهشی سلب میکند. همچنین این چالشها مقام تنظیمگر را با خطر روزمرگی و درگیری با اهداف کوتاهمدت و غفلت از برنامههای بلندمدت مواجه خواهد کرد [39] و راه را برای اصلاح برنامهها و اهداف میبندد. همچنین ارزیابی صحیح عملکرد منجر به افزایش انگیزه به مدیران و کارکنان جهت ادامه فعالیت بهتر خواهد بود. در این میان شایسته است به این نکته توجه شود که ارزیابیهای پسینی برنامهها یا اهداف الزاماْ بهمعنای تعقیب قضایی مدیران مقام تنظیمگر نیست و طیف گستردهای از ابزارها را شامل میشود و چهبسا تأکید بیش از اندازه بر آن منجر به عدم تصمیمگیری یا اقدام توسط مقام تنظیمگر بشود.
مدیریت تعارض منافع توسط مقام تنظیمگر پیچیده است. هرچند بروز تعارض منافع منجر به افزایش احتمال بروز فساد میشود، مقابله آن بهسادگی ممکن نیست. برای مثال، وضع کنترلهای سختگیرانه برای مدیریت تعارض منافع میتواند با مقاومت شدید کارکنان [3] و همچنین خروج نیروهای متخصص همراه باشد.
در مجموع میتوان اینطور بیان داشت که بهترین الگوی تنظیمگری الگویی است که در عین پاسخگو بودن مقام تنظیمگر، از استقلال برخوردار باشد و در عین نداشتن تعارض منافع، از تخصصگرایی فاصله نداشته باشد. پیادهسازی اصول چهارگانه در مقام تنظیمگر نیازمند دقتهای فراوان است. باید در نظر داشت که ترکیب مناسب اصول چهارگانه با توجه به بسترهای نهادی و ساختار تنظیمگری متفاوت است. بهعلاوه، توجه به سطح توسعهیافتگی بازارهای مالی و توان مقام تنظیمگر بسیار اهمیت دارد. زیرا مشخصاً پیادهسازی بسیاری از اصول مطرح شده به شکل کامل منجر به کاهش یا افزایش اختیار مقام تنظیمگر میشود که میتواند بازار سرمایه را برای دستیابی به اهداف خود با چالش مواجه سازد.
بازار سرمایه یکی از بازارهای مهم نظام مالی و اقتصادی کشور است که کارکردهای مهمی ازجمله تسهیل در تأمین مالی میان متقاضیان منابع مالی و دارندگان مازاد منابع مالی، افزایش شفافیت و نظارتپذیری اقتصادی فراهم میکند. بهمنظور دستیابی به کارکردهای مهم این بازار ضروری است تا بسترهای لازم آن فراهم شود که تنظیمگری صحیح بازار سرمایه یکی از این الزامات است. تنظیمگری در بازارهای سرمایه براساس اصولی مشخص صورت میپذیرد. گزارش حاضر بهدنبال معرفی و تبیین اصول تنظیمگری برای نهاد تنظیمگر در بازار سرمایه بود.
برای این منظور با مطالعه و بررسی تنظیمگری چهار اصل تنظیمگری 1-استقلال 2-پاسخگویی 3-شفافیت و 4- سلامت در رابطه با نهاد تنظیمگر مالی بهدست آمد.
اصل استقلال مقام تنظیمگر، ضامن پرهیز از سیاستزدگی و تخصصی بودن تصمیمات این نهاد است. پاسخگویی به این اشاره دارد که نهاد تنظیمگر نسبت به پیگیری اهداف تعیین شده خود متعهد باشد. شفافیت به اشتراکگذاری اطلاعات و تصمیمات با عموم مردم اشاره دارد و درنهایت، اصل سلامت ضامن عدم تعارض منافع مقام تنظیمگر در تصمیمگیریها و عملیات خود است، تا تصمیمگیران این نهادها، در اتخاذ سیاستها و رویههای نظارتی خود، منافع فردی را فدای منافع جمعی نکنند.
در گزارش پس از تبیین اصول مربوط به تنظیمگری، به ارزیابی و مطابقت وضعیت مقام تنظیمگر بازار سرمایه کشور (سازمان بورس و اوراقبهادار) با تأکید بر سطح قانون پرداخته شد و خلأهای قانونی در این بین اشاره شد و پیشنهادهایی برای ارتقای چارچوب تنظیمگری در بازار سرمایه ارائه شد.
در ذیل خلاصه پیشنهادها و توصیههای سیاستی بهمنظور ارتقای تنظیمگری بازار سرمایه با تأکید بر حوزه قانونی اشاره میشود:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی:
نکات کلیدی: