خلاصه مدیریتی
مواد غذایی، فعالیت بدنی، تنشهای روانی و مصرف دخانیات از جمله عواملی میباشند که سلامت مردم یک جامعه را تحتتأثیر قرار میدهند. با این حال در میان عوامل مذکور، مواد غذایی و تغذیه از سهم قابلتوجهی در سلامت آحاد جامعه برخوردار است. بررسی الگوی تغذیهای ایرانیان در دهههای گذشته، نشاندهنده تغییر سلایق و افزایش مصرف سرخکردنیهاست که میتواند در زمینهسازی بروز بیماریهای مزمن غیرواگیر نقش مهمی ایفا کند. ارزیابی سرانه تولید، عرضه و مصرف مواد غذایی افراد نشان میدهد که برخی از اقلام غذایی ازجمله روغنهای مرسوم گیاهی، گوشت مرغ و گوساله با تداوم وضعیت موجود، نهتنها با ظرفیتهای اقلیمی کشور سازگار نیست؛ بلکه مصرف نامتعادل و بالای آنها نیز مورد توصیه فرهنگ تغذیه ایرانی-اسلامی نیست. درواقع، اولویت بندی تولید محصولات کشاورزی، یکی از اساسی ترین مباحث در سیاستگذاری تولید محسوب می شود. طبعاً مباحثی مانند خودکفایی پایدار در محصولات اساسی و تحقق اقتدار غذایی، از اهمیت حیاتی برخوردار است. هرچند جامع نگری ایجاب میکند که در اولویت بندی تولیدات کشاورزی، تأثیر محصولات بر سلامت (به خصوص مبتنیبر مبانی بومی و فرهنگی) نیز مورد توجه قرار گیرد. در واقع سلامت جامعه مرهون کشاورزی است و اگر کشاورزی بهصورت مناسب مورد توجه سرمایهگذاران قرار نگیرد و تولیدات آن مبتنی بر آموزههای طب سنتی و اسلامی اولویتبندی نشود، بهبود سلامت جامعه را به دنبال نخواهد داشت.
سبد غذایی بهعنوان ابزار سیاستگذاری غذا و تغذیه و با هدف ایجاد هماهنگی میان الگوی تولید، عرضه و مصرف مواد غذایی توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین میشود. با وجود نقاط قوت موجود در سبدهای غذایی 1392 و 1402 و رهنمودهای غذایی مربوطه، کاستیهای قابلتوجهی نیز در آنها قابل احصاست. ازاینرو، گزارش حاضر پس از تبیین جهتگیریهای نوین در رویکردهای سیاستگذاری تولیدات کشاورزی و ضرورت حرکت بهسمت تولید محصولات متناسب با مبانی بومی، سعی کرده است این اسناد را از رهگذر میزان توجه به هدایت تولیدات کشاورزی، رویکردهای نوین و مبانی بومی مورد بررسی قرار دهد.
دو سبد غذایی اخیر کشور، برای گروههای سنی و جنسی مختلف با در نظر گرفتن نیاز به انرژی و مواد مغذی، تدوین شده و مواد غذایی خاصی پیشنهاد شده است. در زمینه استفاده از اقلام غذایی ذیل هرکدام از این گروهها، تنها به چند توصیه بسنده شده است. ریشه این نوع از توصیههای غذایی، به فهرست جانشینی مواد غذایی برمیگردد که تمامی مواد غذایی را در چند گروه طبقهبندی میکند. درصورتیکه این روش اشکالاتی دارد؛ زیرا هرکدام از اقلام غذایی ذیل این گروهها، میتوانند حاوی مواد مغذی متفاوتی باشند، ردپای آب و کربن گوناگونی داشته باشند و طبع یکسانی نداشته باشند. بنابراین در سبدهای غذایی باید به موارد مذکور توجه شود و در رهنمودهای غذایی نیز به مصرف کنندگان در جهت آگاهی از خواص و طبع اقلام، اطلاع رسانی شود.
ازسویدیگر، با وجود اینکه قوانین و اسناد بالادستی کشور به مفاهیمی ازجمله اصلاح الگوی مصرف، مبانی اسلامی و طبسنتی و غذاهای بومی، جلوگیری از تغییر هدفمند ذائقه و ملاحظات محیط زیستی اشاره دارند؛ ولی این اسناد نتوانستهاند سیاستگذاری لازم را برای پیادهسازی این مفاهیم به اجرا در آورند. البته در این اسناد تغذیهای با وجود اینکه به توصیههای مفیدی از قبیل مصرف روغنزیتون، نان کامل و کاهش مصرف قند و شکر سفید اشاره شده؛ اما با گذشت 10 سال از سبد غذایی (1392)، این پیشنهادها عمدتاً در حد توصیه ماندهاست. بررسی عملکرد وزارت جهاد کشاورزی در حوزه تولید و عرضه محصولات در دهههای اخیر حاکی از آن است که سیاستهای تولیدی، الزاماً بهسمت افزایش تولید و کاهش قیمت این نوع مواد غذایی سلامتمحور متمایل نشده و اثرگذاری حداکثری بر سلامت جامعه، معیار اساسی در تدوین الگوی کشت و تعیین چشم انداز تولید کشور نبوده است.
بهمنظور برخورداری از جامعهای سالم، لازم است وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری وزارت جهاد کشاورزی، براساس ویژگیهای جامعه ایرانی و مبتنیبر رویکردهای نوین و مبانی ایرانی-اسلامی، محصولات «سلامت محور» را بهعنوان محصولاتی که بیشترین نقش را در سلامت جامعه ایرانی و پیشگیری از بیماریها دارند، شناسایی و در قالب سبد غذایی و رهنمودهای غذایی مورد توجه قرار دهد. وزارت جهاد کشاورزی باید براساس مقادیر مواد غذایی توصیهشده در این اسناد و باتوجه به اقتضائات اقلیمی و توجه به الزامات اقتدار غذایی و خودکفایی پایدار در محصولات اساسی، اولویتهای تولیدی را تعیین کند و آنها را در تدوین «سند ملی توسعه بخش کشاورزی» موضوع ماده (34) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی»، بهکار گیرد تا رویکرد تغذیه سلامتمحور نیز در تدوین جهتگیریهای راهبردی تولیدات کشاورزی کشور واجد جایگاه مناسب گردد.
البته لازمه برقراری تعامل بین حوزه سلامت و تولید در کشور، ورود اسناد تغذیهای به موضوع تعیین مصادیق تولیدات است. بنابراین، در این گزارش، با توجه به مقولههای مختلف، چارچوب مفهومی جامعی برای انتخاب اقلام غذایی پیشنهاد شده است که باید بهصورت مشترک توسط وزارتین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و جهاد کشاورزی و صاحبنظران، بررسی و پس از تصویب در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی، لازمالاجرا شود. در پایان این گزارش نیز چند نمونه از اقلام غذایی برای ورود به این اسناد تغذیهای، پیشنهاد شده است. محصولاتی که وزن بالایی براساس چارچوب مربوطه دریافت میکنند، باید بهعنوان محصولات راهبردی یا ویژه موضوع ماده (31) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مدنظر قرار گیرند و برنامه اقدام مشخصی برای تولید پایدار و سازوکارهای عملیاتی مربوطه ارائه شود. لازم به ذکر است که پیشنهاد این اقلام غذایی عمدتاً ناظر بر تنظیمگری تولیدات مورد نیاز برای مصرف داخلی کشور است و نافی تولید محصولات مورد نیاز بازارهای جهانی با رعایت اسناد بالادستی کشور و پیگیری الزامات اقتدار غذایی نیست؛ ضمن اینکه در چارچوب مفهومی ارائه شده این گزارش برای اولویت بندی تولیدات، نقش محصول در اقتدار غذایی و تأمین نیازهای اساسی انسان مورد توجه قرار گرفته است. پیشنهادهای سیاستی این گزارش برای اصلاح اسناد مذکور بهشرح زیر است:
غذا و تغذیه، یکی از ارکان زندگی بشر بوده و در قلب اهداف پیشرفت پایدار جای دارد [1]. در متون اصیل طب ایرانی نیز از «خوردنیها و نوشیدنیها» بهعنوان یکی از اصول 6گانه حفظ سلامتی نام برده شده است که در صورت رعایت تدابیر مربوط به آن، سلامتی و در صورت عدم رعایت تدابیر مربوطه، بیماری بروز پیدا خواهد کرد [2, 3]. درواقع، با وجود این که تنها عامل افزایش احتمال ابتلاء به بیماریها، تغذیه و رعایت اصول تغذیهای نمیباشد و عوامل دیگری نیز از قبیل سبک زندگی، میزان تحرک و فعالیت بدنی، مصرف دخانیات، چاقی و تنشها نیز تأثیرگذارند، اما امروزه تأثیر قابلتوجه تغذیه بر بیماریها در علم نوین تغذیه بر کسی پوشیده نیست [4]. در سال 2021 حدود 2/3 میلیارد نفر در دنیا دچار ناامنی غذایی متوسط تا شدید بودند. علاوهبر آن پیشبینیهای سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (FAO) نشان میدهد که در سال 2030 همچنان 670 میلیون نفر (8% جمعیت دنیا) در سراسر دنیا گرسنه خواهند بود که برابر با آمار گرسنگی در سال 2015 است. نکته جالب توجه اینجاست که سال 2015 دقیقاً همان زمانی است که اهداف پیشرفت پایدار بهمنظور به صفر رساندن گرسنگی تا سال 2030، تنظیم شده است [5].
درحالحاضر همهگیر شدن بیماریهای مزمن مرتبط با رژیم غذایی در جهان، نقش غذا را بهعنوان بخشی از مراقبت و درمان بیماری به اثبات رسانده است [6]. اهمیت غذا و رژیم غذایی در محافظت از سلامتی بهواسطه تحقیقات و شواهد متفاوتی به اثبات رسیده است [7-9]. طبق آخرین نتایج حاصل از مطالعه جهانی بار بیماری (GBD)، یک مورد از هر پنج مورد مرگ در جهان، ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی و سرطان است که رژیم غذایی ناسالم بهعنوان یکی از عوامل مهم افزایش احتمال ابتلا به این بیماریها در نظر گرفته میشود [10]. بااینحال، ازآنجاکه افراد مواد مغذی را بهصورت مجزا و یا مواد غذایی را بهصورت منفرد مصرف نمیکنند، بلکه طیف گستردهای از غذاها را با ترکیبی از مواد مغذی مصرف میکنند، همین عامل میتواند موجب آثار افزایشی و همافزایی مواد مغذی و غذایی شود [11]. با در نظر گرفتن آثار احتمالی متقابل و تجمعی در بین اجزای مختلف رژیم غذایی، الگوهای غذایی بهعنوان یک رویکرد حیاتی در هنگام بررسی ارتباط بین رژیم غذایی انسان و سلامت مورد تأکید قرار گرفتهاند [12, 13]. سالیانه بیش از 18 میلیون نفر در جهان درنتیجه سوءمصرف و یا اضافه مصرف مواد غذایی جان خود را از دست میدهند. این مرگها بهعلت بیماریهایی که با غذا در ارتباط هستند اتفاق میافتد؛ فشارخون بالا (4/9 میلیون نفر)، نمایه توده بدنی بالا (4/3 میلیون نفر)، قند خون ناشتا بالا (43/4/3 میلیون نفر) و کلسترول بالا (2 میلیون نفر) [14]. علاوهبر این، در ارزیابی جهانی انجام شده توسط سازمان بهداشت جهانی که 19 عامل مخاطرهآمیز برای سلامتی در گروههای درآمدی متفاوت (کم، متوسط و زیاد) را مورد بررسی قرار داد، عوامل مرتبط با رژیم غذایی، در 10 مورد از 19 عامل مخاطرهآمیز بررسیشده، نقش داشتند که از مهمترین آنها میتوان به کلسترول بالا، قند خون بالا، مصرف کم میوه و سبزی، کمبود وزن در کودکان، کمبود آهن، روی و ویتامین آ، اشاره کرد [15].
ازاینرو پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر مرتبط با رژیم غذایی به یکی از اصلیترین اهداف سیاستهای بهداشتی در جهان تبدیل شده است که با هدف ایجاد محیطهای سالم و توانمندسازی مردم برای انتخاب غذاهای سالم اجرایی میشود [16]. طبق برآوردهای صورت گرفته حدود هشتاد و سه درصد از مرگومیرهای کشور، ناشی از بیماریهای غیرواگیر است [17-20]. از بین 10عامل اصلی مرگومیر در کشور، هشت مورد بهعنوان بیماریهای غیرواگیر طبقهبندی میشوند که بیماریهای ایسکمیک قلبی شایعترین آنهاست و در 10 سال گذشته این بیماریها 30 درصد افزایش یافتهاست. علاوهبر این، بسیاری از عوامل خطر اصلی که باعث مرگومیر و ناتوانی در ایران میشوند، ریشه در سابقه فشار خون بالا، شاخص توده بدنی بالا، قند خون بالای ناشتا و پروفایل چربی غیرطبیعی دارند که بهطور عمده تحتتأثیر رژیم غذایی ناسالم قرار میگیرند [21]. کل بار اقتصادی بیماریهای غیرواگیر بر اقتصاد ایران معادل ۸۳۸،۴۹ تریلیون ریال در سال 1397 بوده است که معادل ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) سالیانه کشور محسوب میشود [22].
بنابراین امروزه اثر رژیمهای غذایی نامناسب بر احتمال ابتلا به بیماریهای مزمن و غیرواگیر متفاوت به اثبات رسیده است. برای مثال، رژیم غذایی حاوی مقادیر محدود غلات کامل، میوه، سبزیجات و حبوبات و مقادیر بالای نمک، قند و شکر تصفیهشده و گوشت فراوریشده، بر افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی و مرگومیر ناشی از آن ثابت شده است [23, 24]. به همین دلیل بههمراه پیشرفتهای صورت گرفته در علوم تغذیه، ارائه الگوهای غذایی نوین توسط دولتمردان در سراسر دنیا مورد توجه قرار گرفته است. برای نمونه دستورالعملهای غذایی برای آمریکاییها (DGAs) در سال 2010 تمرکز خود را از مواد مغذی به الگوهای تغذیه سالم تغییر دادند. این روند تا دستورالعملهای سال 2020 تا 2025 نیز ادامه یافت و دستورالعملهای مذکور، الگوهای مختلفی از تغذیه سالم را در سراسر طول عمر، از تولد تا بزرگسالی توصیه کردهاند [25].
نظام کنونی غذا و تغذیه در جهان و ازجمله ایران، مشکل عرضه غذا را تا حدودی برطرف کرده است؛ اما دسترسی به غذای کافی که همزمان از نظر فرهنگی قابلقبول، از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه و از نظر تغذیهای سالم باشد، چالشبرانگیز است. نظام کنونی غذا و تغذیه علاوهبر زمینهسازی بروز بیماریهای متعدد مزمن غیرواگیر (ازجمله اضافه وزن و چاقی) و نیز گرسنگی و کمبود ریزمغذیها در جوامع بشری، آثار محیط زیستی نیز داشته؛ بهطوریکه افزایش گازهای گلخانهای و مصرف نامناسب آب، تشدید فرسایش خاک و کاهش تنوع زیستی، منتسب به این نظام است.
یکی از مهمترین ابزارهای سیاستی برای جهتدهی صحیح به تغذیه در کشورها، سبدها و رهنمودهای غذایی است. سبدهای غذایی، براساس اطلاعات در زمینه مقدار توصیهشده روزانه انرژی و مواد مغذی، الگوی غذای مصرفی، عادات غذایی، رفتار مصرفکنندگان و تغییر قیمت مواد غذایی بهصورت ادواری بهروزرسانی میشوند. هدف از تدوین سبد غذایی، هماهنگی میان الگوهای تولید، عرضه و مصرف غذا بهمنظور تأمین نیازهای تغذیهای، سلامت جامعه و استفاده از آن بهعنوان ابزاری برای اجرای سیاستهای غذا و تغذیه، برنامهریزیهای اجرایی و ارزشیابی عملکرد برنامههای حوزه تغذیه جامعه است. درواقع سبد غذایی با رعایت سه اصل تعادل، تنوع و کفایت تغذیهای، باید تمام نیازهای تغذیهای فرد را تأمین کرده و خطر افزایش بروز و شیوع بیماریهای مزمن را نیز کاهش دهد [26].
در سه دهه اخیر، چهار سبد غذایی برای جامعه ایرانی تدوین و منتشر شده است. در گزارش حاضر دو سبد غذایی اخیر (نسخههای 1392 و 1402) و آخرین نسخه از رهنمودهای غذایی کشور، با هدف اولویتبندی سیاستهای تولیدی براساس ملاحظات سبد جامع مورد بررسی قرار گرفته است و پیشنهادهایی برای بازنگری و بهروزرسانی آنها براساس الگوی مصرف مطلوب ایرانی – اسلامی، توان سرزمینی، اقتصاد تولیدات و سلامت افراد که موضوع بند «138» سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی بوده، ارائه شده است. همچنین مباحث و چارچوب ارائهشده در این گزارش میتواند در تدوین سند ملی توسعه بخش کشاورزی موضوع ماده (34) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی، در حوزه تعیین اولویتهای تولیدی بخش کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.
از سوی دیگر، تحقق خودکفایی پایدار غذایی با تأکید بر محصولات اساسی، از مهمترین اهداف سیاستهای کشاورزی در سراسر جهان میباشد. فلسفه اصلی این سیاست، نگرانی از تأمین مواد غذایی و مخاطرات ناشی از آن و نیز اهمیت غذا برای پایداری و دفاع ملی است [27]. کشور ایران نیز به دلیل قرار گرفتن در موقعیت حساس جغرافیایی- سیاسی خاورمیانه همواره در معرض تهدیدات سیاسی و اقتصادی قرار داشته است. از این رو، کاهش وابستگی به واردات و تأمین خودکفایی در تولید محصولات اساسی و تحقق اقتدار غذایی همواره از جمله مهمترین تأکیدات در کشور به شمار آمده است. بر این اساس، در قوانین و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران، دولت موظف به اتخاذ سیاستهای راهبردی و تأمین امکانات برای تحقق اهداف مرتبط با خودکفایی پایدار و اقتدار غذایی در تولید محصولات اساسی گردیده است [28]. لذا در تدوین «سند ملی توسعه بخش کشاورزی» و اولویتبندی تولیدات کشاورزی، ضمن توجه به ملاحظات «سلامتمحوری» محصولات غذایی مبتنی بر سبد غذایی جامع، موضوع خودکفایی پایدار و اقتدار غذایی نیز میبایست مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این، سبد غذایی که مبتنی بر اقتضائات اقلیمی و توان سرزمینی باشد، با بهرهمندی بهینه از منابع تولید و مدیریت صحیح آنها میتواند موجب تولید بیشتر محصولات اولویتدار شده و در نهایت اقتدار غذایی را بیش از پیش برای کشور به ارمغان آورد.
شایانذکر است، در این گزارش علاوهبر اینکه از نتایج حاصل از مرور اسنادی مطالعات داخلی و خارجی معتبر و مرتبط استفاده شده است، سلسله جلسات متعددی نیز با حضور کارشناسان و خبرگان دستگاههای اجرایی، علوم تغذیه، صنایعغذایی، طب سنتی، مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، صاحبنظران حوزوی تشکیل شده و نظرات تخصصی مربوطه در نگارش گزارش حاضر بهکار گرفته شده است.
در پژوهش محمدی و همکاران (1400)، سبد غذایی پیشنهادی سال 1392 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از منظر محیط زیستی (مصرف و آلودهسازی منبع آب) بررسی شده است [29]. براساس نتایج این تحقیق، تغییر سبد غذایی فعلی جامعه ایرانی به سبد غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از منظر تأثیر بر منابع آب و محیط زیست اقدامی شایسته و مناسب است. در بین 6 گروه غذایی بررسیشده در این تحقیق، گروه غذایی گوشت، تخممرغ، حبوبات و مغزها بیشترین سهم را در رد پاهای آب داشتند. براساس نتایج این تحقیق، جایگزینی این سبد غذایی با محصولاتی که بهصورت معمول به مصرف عموم مردم جامعه میرسد (سبد غذایی فعلی) سبب کاهش برداشتی معادل با 371 میلیون مترمکعب / سال از منابع آب سطحی و زیرزمینی کشور و تولید 103 میلیون مترمکعب / سال رد پای آب خاکستری کمتر میشود. هرچند 371 میلیون مترمکعب / سال، کمتر از نیم درصد از کل میزان برداشت از این منابع آبی کشور است. این پژوهش به جنبه توصیههای غذایی طب سنتی، مبانی اسلامی، سازگاری محصولات غذایی با مزاج هر فرد و تناسب غذا با منطقه زندگی هر فرد توجهی نداشته است.
علاوهبر این، محمدی نصرآبادی (1397) در پژوهشی به بررسی رهنمودهای غذایی اخیر ایران پرداخته است. براساس نتایج این پژوهش، رهنمودهای غذایی اخیر ایران بهطور سنتی مبتنیبر اهداف تغذیهای بنا نهاده شدهاند و بهصراحت روی هزینه مالی توصیههای ارائه شده یا پایداری محیط زیستی آن از نظر تولید، فراوری و توزیع توجهی ندارد. ازاینرو در نظر گرفتن ابعاد پایداری مانند دسترسی فیزیکی و توان اقتصادی، ردپای محیط زیستی، اخلاقیات غذاهای توصیهشده، تطابق با فرهنگ و آداب و سنن و عادات غذایی در راهنماهای غذایی ملی ضروری بهنظر میرسد و لازم است رهنمودهای غذایی موجود در کشور با توجه به این رویکردها بازنگری شود [30].
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز در پژوهشی به نان کامل بهعنوان بخشی از موضوع گسترده تغذیه سالم و تولید محصولات غذایی سالم پرداخته و در گزارش «ضرورت اتخاذ تدابیر فوری بهمنظور جایگزینی نان موجود با نان کامل» (به شماره مسلسل 18838) بهطور تفصیلی به فواید نان کامل و چالشهای تولید آن در کشور اشاره کرده است [31].
اهمیت مباحثی از قبیل امنیت غذایی، اصلاح الگوی مصرف و الگوی کشت مبتنیبر شرایط اقلیمی و منطقهای، سلامت غذا و تغذیه تا جایی است که در سیاستهای کلی نظام و اسناد و قوانین بالادستی رسمی کشور نیز به آن پرداخته شده است (جدول 1). سلامت و امنیت غذایی ازجمله اهدافی است که مطابق با سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ [32]، جامعه ایرانی باید از آنها برخوردار باشد. همچنین مطابق با ماده (34) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی [33] دولت موظف است بهمنظور تحقق سیاستهای سند چشمانداز بیستساله کشور در بخش کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست، «سند ملی توسعه بخش کشاورزی» را تدوین کند. یکی از مهمترین اجزای این سند، تعیین اولویتهای تولید کشور بوده که از مهمترین معیارها در این زمینه، اثربخشی تولیدات مذکور بر سلامت افراد جامعه است. همچنین موضوع استقرار و بهروزرسانی سبد غذایی کشور و الگوی مصرف مطلوب ایرانی - اسلامی در بند «138» سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی [34] و موضوع بازنگری و تدوین سبد غذایی مطلوب ملی و استانی و علاوهبر آن، تدوین و بازنگری رهنمودهای غذایی ایران بهعنوان ابزار استاندارد آموزش همگانی تغذیه در سند ملی امنیت غذا و تغذیه 1411-1402 (بهعنوان سند پشتیبان «سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی») [35] مورد اشاره قرار گرفته که لازم است با توجه به توان سرزمینی، اقتصاد تولیدات، سلامت افراد و فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی انجام پذیرد.
افزون بر آن، موضوعاتی از قبیل اصلاح الگوی کشت، تولید کالاهای اساسی در داخل کشور، در نظر گرفتن شرایط اقلیمی کشور بهمنظور نیل به امنیت غذایی و خودکفایی در سیاستهای کلی برنامه پنجساله هفتم توسعه [36]، سیاستهای کلی نظام در بخش کشاورزی [37]، قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران [38] و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی [39] آورده شده است. مبحث اصلاح الگوی مصرف نیز در بخشی دیگر از اسناد ازجمله سیاستهای کلی سلامت [40]، سیاستهای کلی نظام در بخش کشاورزی [37]، سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف [41]، سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی [39] و تأکید شده است. علاوهبر این، موضوع اصلاح الگوی مصرف غذا مبتنیبر الگو و سبک زندگی ایرانی- اسلامی و جلوگیری از تغییر هدفمند ذائقه مصرفی مردم بهسمت غذاهای غربی و ناسالم بیگانه در سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی [34] و سند ملی امنیت غذا و تغذیه 1411-1402 [35] تأکید شده است. همچنین به بحث تغذیه سالم و سلامت محصولات غذایی در قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران [38] اشاره شده است که لازم است دولت منابع آن را از محل 5 درصد اعتبارات مصوب سالانه سازمانهای بیمهگر پایه سلامت پرداخت کند.
اهتمام به ترویج و بهکارگیری طب سنتی (ایرانی)، غذاهای بومی و گیاهان دارویی بومی کشور از دیگر مباحث حائز اهمیتی است که قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی [42]، سیاستهای کلی سلامت [40]، سند ملی گیاهان دارویی و طب سنتی [43]، سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی [34] و سند ملی امنیت غذا و تغذیه 1411-1402 [35] به آن پرداخته است. همچنین در سیاستهای کلی برنامه پنجساله هفتم توسعه [36]، قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران [38] و سیاستهای کلی نظام در بخش کشاورزی [37] بر بهرهبرداری بهینه از منابع و عوامل تولید، بهویژه منابع آب و خاک و مراعات شرایط محیط زیستی تأکید شده است.
جدول 1. اهمیت مباحث مربوط به تغذیه و امنیت غذایی در سیاستهای کلی نظام، قوانین و اسناد بالادستی
|
عنوان |
تاریخ تصویب یا ابلاغ |
متن قانونی |
|
سند چشمانداز بیستساله جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ [29]، |
ابلاغی مقام معظم رهبری، 1382/08/13 |
برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، بهدور از فقر، تبعیض و بهرهمند از محیط زیست مطلوب. |
|
مصوبه مجلس شورای اسلامی، 1389/04/23 |
ماده (34). دولت موظف است بهمنظور تنظیم روابط، تعیین راهبردها و شیوههای عملی و راههای کمّی و کیفی تحقق سیاستهای سند چشمانداز بیستساله کشور در بخش کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست، «سند ملی توسعه بخش کشاورزی»،.... در افق چشمانداز 1404 هجری شمسی با برشهای سه برنامه پنجساله را حداکثر ظرف6 ماه پس از تصویب این قانون تدوین و به تأیید مجلس شورای اسلامی برساند. |
|
|
قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران [38] |
مصوبه مجلس شورای اسلامی، 1403/03/01 |
ماده (۳۳). افزایش ضریب خودکفایی و بهرهبرداری بهینه و یکپارچه از منابع و عوامل تولید، بهویژه منابع آب و خاک براساس اسناد آمایش سرزمین و شرایط اقلیمی، متناسب با استعدادها و قابلیتهای منطقهای و مزیتهای اقتصادی و با رعایت ملاحظات زیستمحیطی و معیشت بهرهبرداران و براساس سیاستهای کلی نظام ازجمله سیاستهای کلی محیط زیست و منابع طبیعی. بند «۴» ماده (34). افزایش بهره، ترویج کشت محصولات علوفهای و روغنی کمآببر و متناسب با اقلیم کشور، اصلاح و بهبود روشهای نگهداری علوفه، ارتقای کیفیت خوراک دام و طیور و واردات محصولات غیر تراریخته توسط وزارت جهادکشاورزی بهمنظور کاهش حداقل پنجاه درصدی واردات روغن، دانههای روغنی، نهادههای دامی و محصولات کشاورزی تراریخته تا پایان برنامه. بند «چ» ماده (73). سازمانهای بیمهگر پایه سلامت مکلفند در طول اجرای برنامه، حداقل پنج درصد (۵%) از اعتبارات مصوب سالانه خود را جهت ارتقای اصول پیشگیری در سطح جامعه در موارد خودمراقبتی (پایش عوامل خطر متابولیک)، ورزش، تغذیه سالم، بهداشت روان و مهار (کنترل) مصرف دخانیات بر اساس اطلاعات موجود در پایگاه ملی سلامت یا پرونده الکترونیکی سلامت در قالب مشوقهای مختلف برای بیمهشدگان از جمله تخفیف در حقبیمه هزینه نمایند. |
|
سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی [34] |
مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1402/02/12 و ابلاغی رئیسجمهور، 1402/04/05. |
ماده (3). برخورداری کشور از امنیت غذایی متکی بر ظرفیتها و قابلیتهای مردممحور، با تکیه حداکثری به تولید داخل از طریق افزایش ضریب نفوذ دانش، ارتقای بهرهوری و اعتلای فرهنگ کشاورزی، دسترسی فیزیکی و اقتصادی آحاد جامعه به غذای کافی، سالم، ایمن، مغذی، با اصالت، حلال، طیب و باکیفیت برمبنای الگوی مصرف بهینه مبتنیبر سبد غذایی مطلوب، با حفظ پایداری منابع آب و خاک و حفظ تنوع زیستی. ماده (5). راهبردهای ملی، راهبردهای ملی مرتبط با رکن «مصرف و سلامت غذا». بند «12» - اصلاح الگوی مصرف غذا متناسب با اصول علمی تغذیه در جهت کاهش انواع سوءتغذیه، از طریق ارتقای فرهنگ و سواد غذا و تغذیه در مصرفکنندگان،... و ارتقای فرهنگ عمومی مبتنیبر سبک زندگی ایرانی – اسلامی. ماده (6). اقدامات ملی، اقدامات ملی مرتبط با «رکن مصرف و سلامت غذا». بند «103» - تولید دانشبنیان و صنعتی غذاهای بومی. بند «138»- استقرار و بهروزرسانی سبد غذایی و الگوی مصرف مطلوب ایرانی - اسلامی مبتنیبر توان سرزمینی، اقتصاد تولیدات، سلامت افراد و فرهنگ غنی ایرانی - اسلامی در تعامل دوجانبه وزارت جهاد کشاورزی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با تأکید بر متناسبسازی تدریجی سبد غذایی با سبد غذایی ایرانی- اسلامی، کاهش سهم اقلام آببر در سبد غذایی و متناسبسازی سهم پروتئینهای حیوانی و گیاهی. بند «140» - پایش دورهای وضعیت آگاهی و سواد غذا و تغذیهای جامعه، ارتقای سطح فرهنگ و سواد تغذیهای در کشور با بهرهگیری هماهنگ از نتایج تحقیقات نوین تغذیهای و توصیههای طب ایرانی و ارتقای ابعاد شناختی، گرایشی و رفتاری جامعه در امر انتخاب، خرید و طبخ غذا. بند «142» - آموزش جامع و همگانی و فرهنگسازی درخصوص ابعاد مختلف امنیت غذایی بهویژه در زمینههای مرتبط با کیفیت و سلامت غذا...، الگوی مصرف، حلال و طیب بودن غذا، پرهیز از اسراف و تبذیر،.. و ارتقای بهرهوری مبتنیبر فرهنگ ایرانی-اسلامی... . بند «155» - تنوعبخشی غذایی و توجه به تولید و عرضه اقلام غذایی مورد نیاز غذاهای بومی - سنتی و توسعه فرهنگ و دانش مصرف غذاهای بومی- سنتی، تبادل فرهنگی در غذای سالم و کاهش آسیبپذیریهای ناشی از گسترش فرهنگ غذایی بیگانه ناسالم و جلوگیری از تغییر هدفمند ذائقه مصرفی مردم. |
|
سیاستهای کلی برنامه پنجساله هفتم توسعه [36] |
ابلاغی مقام معظم رهبری، 1401/06/20 |
بند «6» - اصلاح الگوی کشت با توجه به مزیتهای منطقهای و منابع آبی و با اولویتبخشی به تولید کالاهای راهبردی کشاورزی. |
|
سیاستهای کلی سلامت [40] |
ابلاغی مقام معظم رهبری، 1393/01/18 |
بند «۱۲» - بازشناسی، تبیین، ترویج، توسعه و نهادینه نمودن طب سنتی ایران. بند «12-6» - اصلاح سبک زندگی در عرصه تغذیه (ناظر به آموزههای طب سنتی ایران). |
|
قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی [42] |
مصوب مجلس شورای اسلامی، 1367/03/03 |
ماده (1). وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی عبارتند از: بند «۱۸» - انجام پژوهش در زمینه طب سنتی و بررسی و تحقیق در زمینه خواص دارویی گیاهان و امکانات تهیه و استفاده از داروهای گیاهی و آموزش صحیح در زمینههای فوق و ایجاد مراکز مناسب برای طب سنتی. |
|
سیاستهای کلی نظام در بخش کشاورزی [37] |
ابلاغی مقام معظم رهبری، 1391/09/29 |
بند «۲» - تأمین امنیت غذایی با تکیهبر تولید از منابع داخلی و نیل به خودکفایی در محصولات اساسی،... اصلاح و بهینه نمودن الگوی مصرف... . بند «۸» - تخصیص یارانه هدفمند به بخش کشاورزی در جهت تحقق خودکفایی،...، مراعات معیارهای زیستمحیطی، قابلیت انعطاف در شرایط محیطی مختلف... . |
|
سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف [41] |
ابلاغی مقام معظم رهبری، 1389/04/15 |
بند «۲»- آموزش همگانی الگوی مصرف مطلوب. بند «۴» - آموزش اصول و روشهای بهینهسازی مصرف در کلیه پایههای آموزش عمومی و آموزشهای تخصصی دانشگاهی. |
|
سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی [39] |
ابلاغی مقام معظم رهبری، 1392/11/30 |
۶- افزایش تولید داخلی نهادهها و کالاهای اساسی (بهویژه در اقلام وارداتی) و اولویت دادن به تولید محصولات و خدمات راهبردی... . ۷- تأمین امنیت غذا و درمان و ایجاد ذخایر راهبردی با تأکید بر افزایش کمّی و کیفی تولید (مواد اولیه و کالا). 8- مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی. |
|
سند ملی گیاهان دارویی و طب سنتی [43] |
مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1392/4/25 |
بند «۲» - خوداتکایی، اشتغالزایی و استفاده حداکثری از توان داخلی در بخش گیاهان دارویی و طب سنتی. بند «۵» - استفاده حداکثری از طبیعت و فراوردههای طبیعی در راستای سلامت انسان و رفاه اجتماعی با حفظ چرخههای اکوسیستمی طبیعت. |
|
سند ملی امنیت غذا و تغذیه، 1411-1402 [35] |
مصوب شورای عالی سلامت و امنیت غذایی، 1402/01/31 |
1. حیطه فراهمی اقدامات کلی: بند «79» - افزایش سهم انواع برنامههای ترویجی حوزه کشاورزی در شبکههای اصلی رسانهملی با رویکرد امیدآفرینی و افزایش انگیزه، آموزش و فرهنگسازی برای کشت. ۲. گیاهان دارویی بند «102» - تولید و ترویج صنعتی غذاها و گیاهان دارویی بومی با استفاده از شرکتهای دانشبنیان و بخش خصوصی. ۳. حیطه مصرف و سلامت تغذیهای راهبردها: بند «۱» - اصلاح الگوی مصرف غذا متناسب با اصول علمی تغذیه، توصیههای طب ایرانی، فرهنگ غذایی جامعه، غذاهای بومی، ظرفیتهای ملی و رعایت ویژگی حلال و طیب بودن غذا و پرهیز از اسراف. بند «۲» - استفاده از ظرفیتهای علمی طب ایرانی در ترویج الگوی غذایی سالم و ارتقای سطح سلامت و تغذیه عموم مردم. بند «۱۱» - ظرفیتسازی، توانمندسازی و مهارتآموزی در حوزههای مرتبط با غذا و تغذیه در کلیه سطوح آموزش رسمی و غیررسمی مبتنیبر ارزشهای ایرانی- اسلامی. بند «۲۳» - جلوگیری از مهندسی و تغییر هدفمند ذائقه مصرفی مردم بهسمت غذاهای غربی و فستفودها. اقدامات کلی: بند «۱» - استقرار و بهروزرسانی الگوی مصرف مطلوب غذایی مبتنیبر توان سرزمینی، اقتصاد تولیدات و سلامت افراد با تأکید بر کاهش سهم اقلام آببر در سبد غذایی و متناسبسازی سهم پروتئینهای حیوانی و گیاه براساس منابع غذایی محلی. بند «۲» - ارتقای فرهنگ و سواد غذا و تغذیه و ایجاد تنوع در برنامه غذایی با بهرهگیری هماهنگ از نتایج تحقیقات نوین تغذیهای و توصیههای طب ایرانی در سطوح پیشتولید، تولید، عرضه و مصرف. بند «۳» - بازنگری و تدوین سبد غذایی مطلوب ملی و استانی و در نظر گرفتن متوسطهای مصرف منطقه و جهان و منطبق بر روند الگوی مصرف غذا و فرهنگ غذایی بومی برای گروههای سنی و جنسی در مقاطع زمانی پنجساله. بند «۷» - تدوین و بازنگری رهنمودهای غذایی ایران بهعنوان ابزار استاندارد آموزش همگانی تغذیه در کشور. بند «۸»- شناسایی و ترویج غذاهای بومی و منابع غذایی محلی جایگزین در گروههای اصلی غذایی. بند «۲۱» - ترویج سبک زندگی و ارتقای فرهنگ و سواد غذا و تغذیه با دیدگاه طب ایرانی در سطوح تولید عرضه و مصرف. بند «۲۲» - آموزش عموم، کارکنان، دانشآموزان، دانشجویان و سایر گروههای جامعه در زمینه انتخابها و رفتارهای غذایی سالم با بهرهگیری هماهنگ از نتایج تحقیقات نوین تغذیهای و توصیههای طب ایرانی. بند «۲۴» - طراحی و پیادهسازی اصلاح الگوی مصرف مواد غذایی متناسب با الگوی اسلامی- ایرانی و محدودیتهای اقلیمی... . |
|
مصوب مجلس شورای اسلامی، 1400/07/24 |
ماده (24)... وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است با معرفی وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی....، مادران باردار، شیرده و دارای کودک زیر پنجسال را که براساس آزمون وسع، نیازمند حمایت میباشند، شناسایی کرده و خدمات سبد تغذیه رایگان.... را به آنها بهصورت ماهانه اختصاص دهد. تبصره «۱» - وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است محتوای سبد تغذیهای... را برای ماههای مختلف و گروههای یاد شده در این ماده، حداکثر تا سهماه پس از ابلاغ این قانون تعیین کند. تبصره «۲» - وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است به خانوادههایی که تحت پوشش نهادهای حمایتی نمیباشند و استحقاق آنها از طریق «آزمون وسع» بررسی و تأیید میشود، سبد تغذیه... ماهانه اختصاص دهد. |
مأخذ: یافتههای پژوهش.
ازسویدیگر، با توجه به اینکه انتخاب بخشی از مواد غذایی مصرفی در خانوار تحتتأثیر تبلیغات و رسانه قرار میگیرد و این نوع مواد غذایی در سلامت جامعه و افراد نقش بسزایی ایفا میکند، نظارت همهجانبه بر محتوای تبلیغات و جلوگیری از پخش تبلیغات مواد غذایی حاوی پیامهای گمراهکننده، غیر علمی و ترویجدهنده محصولات غذایی مضر در قوانین و اسناد کشور مورد توجه قرار گرفته است. در این رابطه ماده (1) قانون ممنوعیت تبلیغات و معرفی محصولات و خدمات غیرمجاز و آسیبرسان به سلامت در رسانههای ارتباطجمعی داخلی و بینالمللی و فضاهای مجازی (47)، ماده (7) قانون حمایت از حقوق مصرفکنندگان [45]، بند «ج» ماده (7) قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور [46] و بند «156» سند دانشبنیان امنیت غذایی [34] به تصویب رسیدهاند (جدول 2).
جدول 2. قوانین و اسناد مرتبط با تبلیغات خلاف واقع و گمراهکننده
|
نام قانون |
تاریخ تصویب |
متن قانونی |
|
مصوبه مجلس شورای اسلامی، 1397/03/22 |
ماده (۱)- ارائه هرگونه اطلاعات نادرست و تبلیغ خلاف واقع که نوعاً موجب گمراهی و فریب مخاطب شود، به هر طریق ازجمله رسانههای داخلی و خارجی و یا فضای مجازی درباره آثار مصرف مواد و فراوردههای...، خوراکی، آشامیدنی،...، گیاهی، طبیعی،... ممنوع است و مرتکب به حبس یا جزای نقدی درجه 6 و محرومیت از فعالیت شغلی و اجتماعی مرتبط برای دو تا پنجسال محکوم میشود. درصورتیکه به مصرفکننده خسارتی وارد شود، علاوهبر جبران آن، معادل دو تا پنج برابر خسارت وارده بهعنوان جزای نقدی به مجازات مذکور اضافه میشود. |
|
|
مصوبه مجلس شورای اسلامی، 1388/07/15 |
ماده (7)- تبلیغات خلاف واقع و ارائه اطلاعات نادرست که موجب فریب یا اشتباه مصرفکننده ازجمله از طریق و سایل ارتباطجمعی، رسانههای گروهی و برگههای تبلیغاتی شود، ممنوع میباشد. |
|
|
قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور [46]
|
مصوبه مجلس شورای اسلامی، 1396/01/16 |
ماده (7)- شورای عالی سلامت و امنیت غذایی با وظایف و ترکیب زیر تشکیل میشود: بند «ج» - هرگونه تبلیغات خدمات و کالاهای آسیبرسان به سلامت موضوع ماده (48) قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) براساس تشخیص و اعلام وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان ملی استاندارد ایران ازسوی همه رسانهها ممنوع است. |
|
سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی [34] |
مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، 12/02/1402، ابلاغی رئیسجمهور 1402/04/05 |
بند «156»- ممنوعیت تبلیغات محصولات غذایی تهدیدکننده سلامت در رسانههای جمعی و تبلیغ محصولات جایگزین منطبق با ذائقه مصرفکننده. |
مأخذ: یافتههای نگارندگان.
براساس اسناد بالادستی کشور، بهخصوص سند چشمانداز و سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی، ارتقای سلامت آحاد جامعه، از طریق متناسبسازی تدریجی سبد غذایی کشور با سبد غذایی ایرانی- اسلامی باید مدنظر دستاندرکاران امر قرار گیرد و سیاستگذاری تولیدات کشاورزی کشور نیز حتیالامکان در این راستا انجام شود. در ادامه گزارش، پس از تبیین اجمالی ظرفیتهای بخش کشاورزی در جهش تولید، رویکردهای نوین سیاستگذاری تولیدات کشاورزی مورد تبیین قرار گرفتهاند.
یکی از اصول اولیه سیاستگذاری بخش کشاورزی، توجه به ظرفیتهای آن در عین آگاهی از محدودیتهای تولید است. بخش کشاورزی از مهمترین بخشهای اقتصادی هر جامعهای محسوب میشود. از این رو هر کشوری در راستای دستیابی به توسعه اقتصادی میبایست که بخش کشاورزی خود را تقویت نموده و ضمن افزایش تولید، با استفاده از فناوریهای مناسب و بهروز، کارایی عوامل تولیدی را افزایش دهد [48]. کمکهای بخش کشاورزی به روند توسعه اقتصادی، تأمین مواد غذایی، تأمین مواد اولیه بخش صنعت، ایجاد منابع اضافی در زمینه ارز برای واردات کالاهایهای سرمایهای و اشتغالزایی مولد، بیانگر اهمیت بخش کشاورزی و نقش آن در اقتصاد کشورها بهویژه کشورهای در حال توسعه میباشد [49]. اتکاء به صادرات نفتی از ویژگیهای خاص اقتصاد ایران است و همواره نوسانات قیمت نفت سبب بیثباتی درآمدهای ارزی و اقتصاد ایران میشود. لذا لزوم گریز از صادرات تک محصولی و رهایی از مشکلات برآمده از آن، تنوع بخشیدن به درآمدهای ارزی از طریق افزایش صادرات غیرنفتی و افزایش سهم اقتصاد ایران در تجارت بین المللی مورد تأکید برنامههای توسعه اقتصادی بوده است [50]. کشور ایران به دلیل اقلیمهای متنوع و نظر به ذخایر ژنتیکی منحصر به فرد، میتواند به بازیگر تعیینکنندهای در عرصه جهانی در زمینه کشاورزی و غذا مبدل شود و درآمدهای حاصل از فرآوری ضایعات بخش کشاورزی و نیز صنعت گیاهان دارویی، سبب جهش اقتصاد کشور و رهایی از وابستگی به نفت خواهد شد.
توجه به نقش کشاورزی و اهمیت آن در اقتصاد کشور همواره در بیانات امامخمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مورد تأکید قرار گرفته است. بهعنوان نمونه معظمله در یکی از بیانات خویش اشاره داشتهاند که اساس اقتصاد یک کشور بسته به کار کارگر و کار کشاورز است و ایران قابلیت آن را دارد که در بخش کشاورزی صادرات داشتهباشد. به گونهای که از دیدگاه معظمله حتی برخی از استانهای مستعد کشور به تنهایی قادر به تأمین بخش قابلتوجه نیاز به خودکفایی هستند که طبعاً نیازمند بهرهبرداری دانشبنیان از منابع و عوامل تولید با تأکید بر محصولات اساسی بوده است. برای آنکه بخش کشاورزی بتواند به محور رشد اقتصادی کشور مبدل شود، الزاماتی مورد نیاز است که در ادامه به دو مورد از مهمترین آنها اشاره خواهد شد.
براساس نظریات رشد و تولید، امکان افزایش مقدار و کیفیت تولید از دو طریق امکانپذیر میشود، در روش اول این هدف، از طریق کاربرد بیشتر و ناپایدارتر عوامل و نهادههای تولید میسر میشود و در روش دوم این موضوع، از طریق بهکارگیری روشهای تولیدی کارآتر و استفاده مؤثرتر از عوامل تولید محقق میشود. در ایران، مسئله کمبود آب و دیگر نهادهها، افزایش تولید بهروش اول را در درازمدت محدود میسازد. لذا توجه بهروش دوم یعنی افزایش بهرهوری عوامل تولید، ضرورتی اجتنابناپذیر برای افزایش تولید محصولات است [51].کشورهایی که برای توسعه اقتصادی به افزایش بهرهوری بیش از افزایش منابع طبیعی و فیزیکی خود تکیه کردهاند، رشد سریع تری داشتهاند [52]. یکی از مهمترین عوامل افزایش بهرهوری، بهکارگیری دانش و تکنولوژی بهروز در تولید محصولات کشاورزی است. افزایش سطح تکنولوژی و سرمایهگذاری در بخش کشاورزی میتواند اثر مهمی بر کل اقتصاد کشورها داشتهباشد. به لحاظ علمی، تفاوت در بهره وری بخش کشاورزی در بین کشورهای مختلف، ناشی از پیشرفت تکنولوژی تولید و بهرهبرداری از بازدهیها نسبت به مقیاس و بهبود مدیریت بوده است [53]. با وجود این، کشور ایران هنوز از قابلیتهای فناورانه بخش کشاورزی، بهره برداری لازم را به عمل نیاورده است.
از مثالهای شاخص در بحث بهرهوری پایین بخش کشاورزی کشور، میتوان به بهرهوری پایین آب کشاورزی اشاره داشت. برای نمونه میانگین بهرهوری آب در محصول گندم در کشور 0/75 کیلوگرم بر مترمکعب است. در حالی که مقدار این شاخص در کشورهای پیشرو در زمینه بهرهوری آب گندم نظیر اکثر کشورهای اروپای غربی، آفریقای جنوبی و مصر تقریباً 1/4 کیلوگرم بر مترمکعب است. لذا میزان این شاخص در ایران حدود 50 درصد نسبت به کشورهای مذکور کمتر است. در نتیجه بهرهوری آب گندم در کشور پایین است و امکان افزایش آن در مناطق مستعد با برنامهریزیها، بهکارگیری دانش و سرمایهگذاریهای لازم قابل حصول است [54].
از طرفی دیگر نیز بر اساس اطلاعات وزارت جهاد کشاورزی، میانگین عملکرد پنج ساله گندم کشور (دیم و آبی) حدود 1/9 تن محاسبه شدهاست [55]. این در حالی است که بر اساس اطلاعات فائو، میانگین عملکرد گندم (دیم و آبی) در طی پنج سال گذشته در آسیا، اروپا، مصر، ترکیه، پاکستان و روسیه بهترتیب برابر با حدود 3/4، 3/1، 6/8، 5/2، 3، 2/9 و 3/6 تن در هکتار بوده است [56]. در حقیقت آمار بیانگر آن است که میانگین عملکرد نسبت به کشورهای همسایه و جهان در حد بسیار پایینی قرار دارد و خلاء عملکرد در این زمینه کاملاً محسوس است. چنانچه خلأ عملکرد در گندمزارهای کشور برطرف شود، فرصتهای عدیدهای برای جهش تولید و تبدیل کشور به بازیگر کلیدی فراهم میشود و لذا با برنامهریزی صحیح میتوان از ظرفیتهای موجود استفاده کرد.
از سوی دیگر برخی کشورها توانستهاند با بهرهگیری از دانش و علوم نوین، خلاء عملکرد را کاهش داده و بهرهوری را به حدکثر برسانند. برای مثال، کشور هلند بهعنوان نمونهای بارز از کشوری است که توانسته با استفاده از دانش و بهکارگیری کشت گلخانهای و روشهای کشاورزی عمودی، راهی برای تولید غذای بیشتر، در زمینهای محدود ایجاد نماید. هلندیها در استفاده از ظرفیت هر هکتار زمین زراعی به بهترین وجه تخصص دارند. با وجود مساحت کم این کشور، هلند در حال حاضر دومین کشور صادرکننده بزرگ غذا در جهان است [57]. کشور هلند از نظر مساحت در رتبه 134 جهان قرار دارد [58]. کشاورزی در هلند بسیار کارآمد است و هلندیها در افزایش بهره وری منابع تولید محصولات کشاورزی متبحر شدهاند و در عین حال هزینهها را با فناوریهای جدید و نوآورانه کاهش داده اند [57].
افزایش عملکرد در کشاورزی عمودی، بهدلیل محیط محافظتشده (شرایط رشد بهینه)، دورههای رشد کوتاه شده، افزایش چرخه رشد و برداشت در سال (بدون محدودیت فصلی) و همچنین بهینهسازی استفاده از فضا (کاشت عمودی) امکانپذیر است [59]. براساس برخی گزارشها، تولید محصول در کارخانه گیاهی که نوع پیشرفتهای از کشاورزی عمودی است، در مقایسه با کشت در مزرعه باز، حدود 100 برابر بیشتر است و این رقم در مقایسه با گلخانه حدود 15 برابر بیشتر است [60]. کارخانههای گیاهی، سیستمهای بسته تولید محصولات گیاهی به صورت عمودی هستند که در آنها، عوامل محیطی (مانند دما، رطوبت، نور و CO2) کاملاً کنترل میشوند و تعاملات با محیط خارجی به حداقل میرسد و همین عامل موجب کنترل عوامل بیماریزا و به حداقل رساندن مصرف سموم آفتکش در این گونه کشتها میشود [61]. همچنین در مطالعات متفاوتی به کاهش مصرف آب در کشاورزی عمودی خصوصاً نوع کارخانه گیاهی آن اشاره شدهاست [62] . در گروهی از این مطالعات کاهش مصرف آب کشاورزی بیش از 90 درصد عنوان شده است [63-65].
کشاورزی بهدلیل نقش انکارناپذیر آن در تأمین سلامت و امنیت غذایی خانوارها از یک سوء و ایجاد اشتغال و کمک به رونق صادرات غیرنفتی از سوی دیگر، همواره در کانون توجه سیاستگذاران در تمامی جهان قرار داشته است [66]. لذا بهمنظور رشد پایدار بخش کشاورزی، توجه و حمایتهای خاص در این بخش و انجام سرمایهگذاریهای جدید در آن از اهمیت بسیاری برخوردار است. درواقع سرمایه بهعنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید بهشمار میآید. این نهاده نقش قابل توجهی در افزایش سطح تولید فعالیتهای اقتصادی و در نتیجه افزایش بهرهوری سایر عوامل تولید ایفا میکند. در بخش کشاورزی نیز سرمایهگذاری عنصر کلیدی رشد و توسعه محسوبمیشود. اما، در سالهای گذشته، کمبود سرمایه و سرمایهگذاری در بخش کشاورزی ایران، در مقایسه با سایر بخشها باعث پایین آمدن سطح بهره وری در این بخش شده که این بهرهوری اندک خود موجب کاهش درآمد کشاورزی و سودآوری این فعالیت شدهاست[67]. بر اساس بررسیهای انجامشده، در طی 15 سال اخیر سهم بخش کشاورزی از سرمایهگذاری ناخالص کشور بهطور متوسط فقط 4/9 درصد بوده است [68].
سرمایه بهلحاظ قابلیت تبدیل آن به دیگر عوامل تولید از نقش ممتازی در مقایسه با دیگر عوامل تولید برخورداراست، بهطوری که با بهکارگیری صحیح سرمایه و ترکیب آن با دیگر عوامل تولید و استفاده بهینه از منابع محدود میتوان ظرفیت تولید را به میزان قابل توجهی افزایش داد. سرمایهگذاری در بخش کشاورزی با توجه به مزیت نسبی محصولات، باعث افزایش تولید بخش کشاورزی شده و در پی آن میتواند منجر به افزایش صادرات محصولات کشاورزی شود و بدین ترتیب کمبود درآمدهای ارزی را تا حدی از این راه مرتفع سازد و تسریع توسعه و رشد اقتصادی را در پی داشتهباشد [69]. لذا روشهای تولید محصولات کشاورزی در کشور در صورتی که با استفاده از دانش و روشهای نوین بهروزرسانی شود، میتواند با از بین بردن خلاءهای عملکرد، سبب جهش تولید شود؛ منوط به اینکه سرمایهگذاری لازم در حلقه های مختلف بخش کشاورزی کشور انجام گیرد. درحقیقت، نگاه دولتمردان به بخش کشاورزی ایران نباید به مثابه بخش سنتی باشد که امکان بسیار محدودی برای تولید دارد؛ بلکه باید به عنوان بخشی باشد که میتواند ضمن تولید محصولات اساسی مورد نیاز داخل، نقش اساسی در جهش اقتصادی کشور محقق نماید. به هرحال، یکی از مهمترین کارکردهای بخش کشاورزی، تأمین نیاز غذایی کشورها است و طبیعتا تحقق و به فعلیت رساندن نقش مذکور، در گرو اتخاذ رویکردهای کلنگر در زمینه سیاستگذاری این بخش است.
تولید غذا، از ابتداییترین اهداف رژیمهای تولید کشاورزی بوده است و با گذشت زمان، بشر اهداف دیگری ازجمله اهداف محیط زیستی، اجتماعی و پایداری منابع طبیعی را به اهداف رژیمهای کشاورزی افزود و سعی بر آن داشت که در سیاستگذاری تولیدات کشاورزی مورد توجه قرار دهد. لذا در ادامه به نحوه تغییر رژیمهای تولیدی کشاورزی و بهتبع آن سیر گذار اهداف این رژیمهای تولیدی، پرداخته خواهد شد.
پس از جنگ جهانی دوم، دو نوع رژیم کشاورزی تولیدگرا و فراتولیدگرا در ادبیات کشاورزی، شناسایی شدهاند: رژیم کشاورزی تولیدگرا بر تولید دام و مواد غذایی صنعتی مبتنی بوده و بهطورکلی به اینصورت تعریف میشود: «تعهد به کشاورزی فشرده و متراکم و توسعهطلب که محور آن فناوری و صنعت و هدفش در وهله اول تولید محصول و بهبود بهرهوری است و حمایتهای دولت را نیز دربردارد» [70]. در تولیدگرایی فرض را بر این است که بین کشاورزی ملی، امنیت ملی و رشد صنعتی ارتباط وجود دارد [71, 72]. درواقع جهتگیری این نوع از رژیم غذایی کمک به افزایش تولید غذا است [73, 74]. تا اواسط دهه ۱۹۸۰ آشکار شد که کشاورزی وارد بحران مزمن تولید بیش از حد شده است که رقابت شدید و سقوط بازار از ویژگیهای آن بود [73, 75]. رژیم کشاورزی تولیدگرا منجر به شکاف مالی در کشاورزی و حفظ حیات مزارع بزرگ شد و مزارع خرد را در معرض انقراض قرار داد. تولید بیش از حد مزمن، چندکارکردی شدن روزافزون زنجیرههای غذایی و افول مزارع خرد، به بحث سیاسی پیرامون مسائل بودجهای (نوعاً یارانه)، تولید و محیط زیستی منجر گردید. به این ترتیب رژیم کشاورزی تولیدگرا در اوایل دهه ۱۹۹۰ به پایان رسید [70].
مشخصههای رژیم فراتولیدگرایی، ساماندهی یارانههای دولت، تولید محصولات غذایی در بازار بینالمللی در حال رقابتی شدن و افزایش وضع مقررات محیط زیستی برای نظامهای کشاورزی میشود [76]. در کشاورزی فراتولیدگرایی موضوع دیگر فقط تولید غذا نیست، بلکه بر کارکردهای مختلف دیگری ازجمله کیفیت غذا، حفاظت از محیط زیست و بازنگری در یارانههای دولتی حمایتکننده از تولید که فشردهسازی کشاورزی صرف را تشویق کردهاند، تأکید میشود [77]. بنابراین فراتولیدگرایی با سبزسازی سیاست کشاورزی، تغییر ایدئولوژیهای کشاورزی و گذار به شیوههای کشاورزی سازگارتر با محیط زیست همراه است. فراتولیدگرایی نهتنها بهعنوان شکل جدید کشاورزی مطرح است، بلکه بر تغییر اولویتهای کشاورزی از تولید غذا به پاسخگویی به اهداف گستردهتر در زمینه سلامت جامعه، توسعه روستایی و محیط زیست دلالت میکند [70].
درواقع هدف از رژیم کشاورزی فراتولیدگرا، تولیدی است که در آن، مواد غذایی طبیعی و محلی با تأکید بر بهداشت و کیفیت تولید میشوند [78]. نتیجه این تغییر رژیمی گذار از کمیت بهسمت کیفیت تولید، رشد فعالیتهای مزرعهای جایگزین و تلاش دولت برای بهبود کشاورزی پایدار است [70]. تمرکز بر فراتولیدگرایی به شکوفایی تحقیق در زمینه فعالیتهای مزرعهای جایگزین و زنجیرههای جایگزین یا کوتاه و محلی منجر میشود [75, 79].
ویژگی رژیم کشاورزی چندکارکردی، ناحیهای کردن عمل و تفکر تولیدگرایی و فراتولیدگرایی است. مفهوم رژیم کشاورزی چندکارکردی، همزیستی چندبُعدی عمل و تفکر تولیدگرا و فرا تولیدگرا را امکانپذیر میکند. مفهوم «رژیم کشاورزی چندکارکردی» بهشکل بهتری میتواند تنوع، غیر خطی بودن و ناهمگونی فضایی را که در کشاورزی مدرن و جامعه روستایی قابل مشاهدهاند، خلاصه کند. بر این مبنا، کشاورزی چندکارکردی نظامهای کشاورزی تولیدگرا و فراتولیدگرا را در کنار هم مدنظر قرار میدهد [80]. کشاورزی چندکارکردی برای نخستینبار بهعنوان «جنبه چندکارکردی بودن کشاورزی، بهویژه در زمینه امنیت غذایی و توسعه پایدار» تعریف شد [81].
سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) در سال ۱۹۹۸ با تأکید بر عبارت زیر، شکل امکانپذیرتری به این مفهوم داد: «کشاورزی فراتر از کارکرد اصلی خود در تولید غذا است و میتواند چشماندازها و مناظر مناسبی پدید آورد، منافع محیط زیستی را فراهم نماید و در پایایی بسیاری از نواحی روستایی نقش ایفا کند. درواقع کشاورزی، چند کارکردی است؛ وقتی که یک یا چند کارکرد علاوهبر نقش اصلی خود را در تولید غذا داشته باشد». این سازمان چشمانداز بیشتری را بر مفهوم چندکارکردی بودن کشاورزی افزود. درواقع بخش کشاورزی فراتر از کارکرد اولیه خود در عرضه غذا باید پیش رود و مناظر و چشماندازهای مناسب را شکل دهد، منافع زیستمحیطی از قبیل حفاظت از زمین، مدیریت پایدار منابع طبیعی تجدیدپذیر و حراست از تنوع زیستی را تأمین کند و در پایایی اجتماعی-اقتصادی بسیاری از نواحی روستایی نقشآفرینی کند. سیاستهای کشاورزی - غذا باید تضمین کنند که دغدغههای روزافزون در زمینه ایمنی غذایی، امنیت غذایی، حراست از محیط زیست و پایایی نواحی روستایی به شیوههایی پاسخ داده میشوند که منافع به حداکثر برسند و بیشترین هزینه- اثربخشی حاصل و از اختلال در تولید و تجارت اجتناب شود [70].
یکی از کارکردهای مهم بخش کشاورزی ایجاد جامعهای سالم و پویا از طریق تولید محصولات کشاورزی سالم و طبیعی است. چنانچه از مدیریت بخش کشاورزی با استدلالهایی از قبیل اینکه محور توسعه نیست و ظرفیت چندانی ندارد، غفلت به عمل آید و برنامه خاصی برای تشویق تولیدات مناسب و ارزشگذاری صحیح اجرا نشود، محصولات تولیدی به بازار مصرف دارای باقیمانده آلایندههای خطرناک و بیماریزا خواهد بود و سلامت جامعه را بهشدت تهدید خواهد کرد و بالعکس. در صورتی که محصولات کشاورزی حاوی این گونه باقیماندههای مخاطرهآمیز باشد، یا از عناصر مغذی به میزان کافی برخوردار نباشد، هزینههای درمانی در جامعه بهدلیل شیوع بیماریهای مختلف بهشدت افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر نیز تولید محصولات با کیفیت لازم و ایمن، سبب بهبود سطح سلامت افراد خواهد شد [70].
نظامهای کشاورزی در صورت مدیریت صحیح، خدمات اکولوژیکی و محیط زیستی فراوان و ارزشمندی را برای کشورها ارائه میکنند. کشاورزی تأمین کننده عمدهای برای خدمات محیط زیستی از جمله ترسیب کربن، آبخیزداری و حفاظت از تنوع زیستی است که اغلب شناسایی و ارزشگذاری نمیشوند. امروزه شماری از کشورها به اهمیت این خدمات در ایجاد و حفظ جوامع سالم و تندرست پیبردهاند و برای تداوم آن هزینه میپردازند [70].
بدون شک بین غذا و امنیت ارتباط روشن و اساسی برقرار است. امروزه بخش کشاورزی، پس از بیش از دو دهه بی اعتنایی کمک کنندگان مالی جهانی، مجدداً بهدلیل رشد ناامنی غذایی فقر ناشی از قیمتهای بالای غذا، در کانون توجهات قرار گرفته است. در سالهای پیش رو، افزایش بهرهوری و تولید غذا در کشورهای در حال توسعه حیاتی خواهد بود [82]. در حال حاضر با توجه به تغییرات اقلیمی و خشکسالی و افزایش جهانی دمای زمین پیش بینی میشود که آب و دستیابی به آن در کشورها به یک موضوع حساس امنیتی در جهان مبدل شود. از آنجا که بخش کشاورزی درصد قابل توجهی از منابع آبی کشورها را مصرف میکند، لذا از اهمیت خاصی در استفاده بهینهتر از آب و پیشگیری از پیدایش بحرانهای احتمالی برخوردار است[70].
نظام کشاورزی از آن جهت که بتواند بهطور مستمر، مواد غذایی و سایر منابع مورد نیاز را برای جمعیت روبهرشد جهان فراهم کند، حائز اهمیت است. بااینحال، مشکلات زیادی وجود دارد که توانایی نظام کشاورزی را برای برآوردن نیازهای بشر مورد تهدید قرار میدهد که ازجمله آنها عبارتند از: تغییرات اقلیم، نرخ بالای از بین رفتن تنوع زیستی، تخریب زمین از طریق فرسایش خاک و تراکم کشت، شور شدن و آلودگی خاک، کاهش و آلودگی منابع آب، افزایش هزینههای تولید، کاهش روزافزون تعداد مزارع، فقر و کاهش جمعیت روستاها [83-85]. کشاورزی نهتنها باید با این مشکلات روبهرو شود، بلکه بهصورتیکه در دهههای اخیر بهکار گرفته شده، بهعنوان یکی از عوامل بروز این مشکلات نیز محسوب میشود [86].
در مواجهه با این چالشها، ایده کشاورزی پایدار در سال 1987 مطرح شد. بااینحال، مانند مفهوم خود توسعه پایدار، مفهوم کشاورزی پایدار در معنای خود پیچیده و مبهم است. بهصورتکلی کشاورزی پایدار «سیستم یکپارچهای از شیوههای تولید گیاهی و حیوانی است که کاربرد ویژهای دارد و در بلندمدت میتواند موجب تأمین نیازهای غذایی و فیبر انسان، حفظ محیط زیست؛ استفاده بهینه از منابع تجدیدناپذیر و منابع درون مزرعه و ادغام چرخههای طبیعی و کنترلهای زیستی مناسب، حفظ پایداری اقتصادی عملیات مزرعه شود و در نهایت افزایش کیفیت زندگی کشاورزان و جامعه را بهدنبال داشته باشد» [87].
بااینحال، امروزه این مفهوم از پایداری بیشتر در یک دیدگاه سهگانه بررسی میشود، که در آن مردم، سیاره زمین و سود بهعنوان اجزای ضروری مدنظر قرار میگیرند. از اهداف اصلی کشاورزی پایدار میتوان به اهداف محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد [88]. با وجود اینکه ابعاد دیگری ازجمله جنبههای نهادی، سیاسی و اخلاقی نیز قابل بررسی هستند، تمرکز بر نگرانیهای زیستمحیطی همچنان غالب است و سایر مقولهها کمتر مورد توجه قرار میگیرند [89-91]. هرکدام از این اهداف اصلی نیز خود به چند هدف جزئیتر قابل تفکیک هستند. در اهداف محیط زیستی، مقولههای حفظ عملکرد بوم نظام، حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست، ظرفیت تولید، رفاه حیوانات و هماهنگی با طبیعت مورد توجه قرار میگیرند. اهداف اجتماعی کشاورزی پایدار نیز به مقولههای مقبولیت، حفاظت فرهنگی، برابری، عدالت و انصاف، رفع نیازهای انسانی، شرایط کار مناسب، سلامت انسان، تغذیه، کیفیت زندگی، جوامع قوی تقسیمبندی میشوند. همچنین از منظر اهداف اقتصادی نیز مقولههای توسعه، معیشت، تأمین محصولات، اقتصاد پر رونق قابل بررسی هستند [87]. در بُعد اجتماعی کشاورزی پایدار، تأکید ویژهای بر نقشآفرینی تولیدات کشاورزی در سلامت مصرفکنندگان به عمل میآید.
بنابراین رژیمهای کشاورزی نقشی فراتر از تولید صرف محصول کشاورزی دارند و باید علاوهبر تولید غذا و تحقق اقتدار غذایی، بهدنبال ارائه خدمات فرهنگی و محیط زیستی و کارکردهای اجتماعی و اقتصادی نیز باشند. رژیمهای کشاورزی تولیدگرا صرفاً بهدنبال حداکثرسازی تولید محصولات کشاورزی بودهاند درحالیکه رژیمهای کشاورزی فراتولیدگرا، چندکارکردی و پایدار بخش کشاورزی، علاوهبر تولید محصول کافی، اهداف دیگری ازجمله سلامت غذایی شهروندان، تغذیه مناسب، عدالت، معیشت پایدار کشاورزان و محیط زیست را نیز مورد توجه قرار میدهند. با توجه به اینکه یکی از اهداف رژیمهای نوین بخش کشاورزی، سلامت افراد است و دستیابی به این هدف نیز وابسته به سیاستگذاری و ریلگذاریهای صحیح در تولید محصولات کشاورزی سلامتمحور و جهتدهی صحیح تغذیه بوده، بنابراین لازم است اسناد تغذیهای ازجمله سبدها و رهنمودهای غذایی با رویکرد سلامتمحور تبیین شوند. ازاینرو، در ادامه سبدها و رهنمودهای غذایی موجود در ایران و مختصری از روندی را که تا به امروز طی کردهاند، تشریح شده است.
همانطور که پیش از این ذکر شد، سبدها و رهنمودهای غذایی یکی از مهمترین ابزارهای سیاستی برای جهتدهی صحیح تغذیه در کشورها هستند. سبدهای غذایی، براساس اطلاعات در زمینه مقدار توصیهشده روزانه انرژی و مواد مغذی، الگوی غذای مصرفی، عادات غذایی، رفتار مصرفکنندگان و تغییر قیمت مواد غذایی طراحی و تدوین میشوند. هدف از تدوین سبد غذایی، هماهنگی میان الگوهای تولید، عرضه و مصرف غذا بهمنظور تأمین نیازهای تغذیهای، سلامت جامعه و استفاده از آن بهعنوان ابزاری برای اجرای سیاستهای غذا و تغذیه، برنامهریزیهای اجرایی و ارزشیابی عملکرد برنامههای حوزه تغذیه جامعه است[26].
نخستین سبد غذایی در سال 1377 در طرح مابا (مطالعات الگوی برنامهریزی و اجرا)، با توجه به الگوی مصرف جاری، نیاز به مواد مغذی، الگوی رژیم غذایی مدیترانهای و توصیههای سازمان جهانی بهداشت، به تفکیک شهر و روستا تدوین شد. این سبد غذایی، سه هدف کلی تأمین انرژی و مواد مغذی، پیشگیری از کمبودهای تغذیهای و پیشگیری از بیشخواری را برآورده میکرد.
سبد غذایی بعدی در سال 1383 به سفارش انستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایعغذایی کشور و با روش اقتصادسنجی به تفکیک استانها و با در نظر گرفتن بودجه خانوار، فرهنگ و رفتارهای غذایی و نیازهای توصیهشده مواد مغذی کلیدی تدوین شد. در این مطالعه، تأثیر تغییرات قیمت مواد غذایی و درآمد مصرفکننده بر تقاضای مواد غذایی سبد نیز بررسی شد.
سبد غذایی سوم در سال 1392 با همکاری انستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایعغذایی کشور و دانشکده علوم تغذیه و رژیمشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران طراحی شد. این سبد با استفاده از دادههای بررسی مصرف مواد غذایی دهه 1380 و ترازنامههای غذایی سالهای 1381 تا 1388 و پایه قرار دادن میزان مصرف مواد غذایی در سال 1390 و احتساب ترکیب جمعیتی کشور، براساس سرشماری سال 1385 تدوین شد. در این سبد غذایی، مقادیر مطلوب سرانه مصرف مواد غذایی در کشور و 14 گروه سنی و جنسی محاسبه شد. این مقادیر محاسبهشده، انرژی و پنج ماده مغذی کلیدی را به میزان 100% و یا نزدیک به آن (حداقل 80%) برای تمامی گروههای سنی و جنسی تأمین میکرد [26].
جدیدترین سبد غذایی نیز با عنوان «سبد غذایی مطلوب برای جامعه ایرانی» در سال 1402 تدوین و منتشر شده است. برای تدوین این سند، از اطلاعات گزارش «بررسی الگوی مصرف مواد غذایی و وضعیت تغذیهای خانوار و فرد در کشور در طی سالهای 1397 و 1398» و همچنین اطلاعات مرکز آمار ایران و جدول ترکیبات غذایی ایران استفاده شده است. انرژی، پروتئین، ویتامینها و مواد معدنی برای گروههای سنی و جنسیتی براساس آخرین گزارش WHO/FAO تعیین شده است. بهطوریکه سبد غذایی، 100 درصد نیاز به انرژی در حالت طبیعی و 95 درصد نیاز به انرژی برای سبد غذایی مقرون به صرفه را بههمراه تأمین حداقل 80 درصد نیاز به مواد مغذیِ کلیدی پوشش دهد. همچنین بهمنظور اعمال ملاحظات پایداری محیط زیستی دو شاخص محیط زیستی رد پای آب و ردپای کربن برای سبد غذایی پیشنهادی محاسبه شده است [92].
علاوهبر تدوین و انتشار سبدهای غذایی، وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رهنمودهای غذایی ایران را بهمنظور آگاهیبخشی به افراد جامعه، تدوین و منتشر میکند و در آن، به معرفی گروههای غذایی و اصول تغذیهای صحیح میپردازد. راهنماهای غذایی، ابزار مناسبی برای آموزش مردم در زمینه ارتقای کیفیت تغذیه آنان محسوب میشوند. با استفاده از راهنماهای غذایی، مردم میتوانند مواد غذایی مناسب را انتخاب کرده و از یک برنامه غذایی مطلوب و درنهایت وزن مطلوب که برای پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر حائز اهمیت است، بهرهمند شوند. در ایران، نخستین رهنمودهای غذایی و هرم غذایی در سال 1385 توسط دفتر بهبود تغذیه جامعه و با مشارکت انجمن تغذیه ایران و با حمایت دفتر منطقهای سازمان جهانی بهداشت، تبیین و ارائه شد و در سال 1395 با توجه به الگوی تغذیه، الگوی بیماریها، تولید و مصرف مواد غذایی مجدداً بازنگری شده است. این مجموعه آموزشی برای استفاده بهورزان، مراقبین سلامت و سایر کارکنان بهداشتی و برای آموزش جامعه و ارتقای دانش تغذیهای آنان در زمینه رهنمودهای غذایی ایران تدوین شده و هدف نهایی آن، ایفای نقش مؤثر در اصلاح رفتارهای غذایی، بهبود تغذیه جامعه و پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر اعلام شده است [93]. راهنماهای تغذیهای برای تأثیرگذاری بر رفتار مصرفکننده طراحی میشود و در برخی کشورها، طیفی از سیاستها و برنامههای ملی غذا، تغذیه و سلامت را نیز اطلاعرسانی میکند [94]. پس از آشنایی با اسناد غذایی ایران، لازم است به رویکردهای سبدهای غذایی نوین در سطح جهانی نیز آشنا شد و مباحثی که در این اسناد مورد توجه قرار میگیرد را مورد بررسی قرار داد، ازاینرو در ادامه به بخشی از رویکردهای نوین در سبدهای غذایی در دنیا اشاره شده است.
براساس مطالعات مختلف انجامگرفته در سایر کشورها، روشهای مختلفی برای تدوین سبد غذایی استفاده میشود.
در کشور استرالیا، سبد غذایی سالم، ابزاری است که بهطور معمول برای سنجش هزینه و دسترسی غذای سالم مورد استفاده قرار میگیرد. اگرچه یک سبد غذایی سالم ملی و واحد در این کشور وجود ندارد، اما چندین سبد غذایی سالم وجود دارد که هرکدام متعلق به منطقه (ایالت) مشخصی است و دسترسی به غذا از طریق هزینه، فراهمی و کیفیت مواد غذایی در آن منطقه تعیین میشود. ویژگی مشترک طراحی این سبدها این است که تنها یک خانواده، مرجع برای طراحی آنها استفاده میشود و نیازمندی به مواد مغذی براساس مقادیر توصیهشده مواد غذایی است [95]. سبد غذایی سالم ایالت ویکتوریای استرالیا نسبت به دیگر سبدهای غذایی سالم مزیتهایی دارد؛ ازجمله اینکه در آن از چهار نوع خانواده مرجع (1. دو بزرگسال و دو فرزند، 2. یک مادر و دو فرزند، 3. یک مرد میانسال و 4. یک زن مسن) که در این ایالت بیشترین فراوانی را دارند و احتمال عدم امنیت غذایی برایشان وجود داشته، استفاده شده است و هدف آن برآورده کردن بیش از 80 درصد از نیازهای فرد به مواد مغذی و حداقل 95 درصد نیاز انرژی خانوادههای مرجع است [96].
در کشور قبرس، سبد غذایی براساس راهنماهای ملی رژیم غذایی این کشور که مبتنیبر غذای مورد نیاز برای 6 نوع خانواده (1. یک زن، 2. یک مرد، 3. یک زوج بدون فرزند، 4. یک زن بههمراه دو فرزند، 5. یک مرد با دو فرزند و 6. یک زوج با دو فرزند) است، بررسی شد و توسعه یافت. هزینه، مقبولیت و امکانپذیری سبد غذایی برای نیازهای فیزیکی (غذای سالم) و غیرفیزیکی خانوادههای مورد بررسی مطالعه شد و مقرونبهصرفه بودن بهصورت درصد هزینه سبد غذایی از درآمد خانوارها تعیین شد. نیازهای غیرفیزیکی مورد مطالعه شامل ترجیحات آشپزی، فعالیت بدنی و سایر عملکردهای مرتبط با غذا برای حداقل مشارکت اجتماعی (مانند مهمانی دادن، تهیه غذا برای جشنها و صرف غذا در بیرون از خانه) بود. همچنین نتایج پیشبینیشده در این پژوهش به تفکیک دو ویژگی جمعیتشناختی ارائه شدند: گروهبندی براساس درآمد (درآمد کم در مقابل درآمد بالا) و گروهبندی براساس محیط مسکونی (محیط شهر در مقابل روستا) [97].
در کشور رومانی نیز تدوین یک سبد غذایی سالم در قالب شبکه بودجه مرجع اروپا (2015-2014) و براساس یک روششناسی مشترک پذیرفته شده در 26 کشور عضو اتحادیه اروپا صورت گرفت. این روششناسی، یک رویکرد نسبی را با در نظر گرفتن ویژگیهای ملی ازجمله تفاوتهای اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی بین ملل اروپایی، مدنظر قرار داده است. درنتیجه، طراحی سبد غذایی سالم در کشور رومانی مستلزم تحقیق در مورد عادات غذایی جمعیت بوده است که منعکسکننده ترجیحات آشپزی، فعالیت بدنی و همچنین کاربردهای فرهنگی و اجتماعی غذا مانند مهمانی دادن برای صرف غذا، تهیه غذا برای جشنها و تعطیلات و صرف غذا در بیرون از خانه است [98].
دانشگاه واخنینگن هلند نیز شبکههای تولید و تقاضای مواد غذایی و پیشبینی نیازها و تقاضاهای منطقهای مواد غذایی را در سال 2030 و با چشمانداز سال 2050 بررسی کرده است. براساس این پژوهش، میتوان یک سبد غذایی تهیه کرد که مختص منطقه باشد و حاوی اطلاعاتی برای توسعه و ارتقای زنجیرههای غذایی آینده در آن منطقه باشد. با پیشبینی سبدهای غذایی آتی برای کلانشهرهای مختلف جهان، میتوان مشخص کرد که شبکههای زنجیره ارزش بهعنوان بخشی از نظامهای غذایی در این مناطق از نظر الگوی مصرف، نیازهای تولید و زیرساختهای لجستیکی با چه مسائلی روبهرو خواهند بود [99].
همچنین بشقاب من، آخرین نسخه از رهنمود تغذیهای در کشور آمریکاست که توسط مرکز سیاستگذاری و ترویج تغذیه وزارت کشاورزی منتشر میشود و بهعنوان راهنمای غذایی برای مردم این کشور مورد استفاده قرار میگیرد [100]. این رهنمود غذایی در سال 2011 جایگزین رهنمود هرم من در آمریکا شد. این رهنمود غذایی برای آموزش تغذیه در آمریکا استفاده میشود. رهنمود بشقاب من، بهعنوان یک دستورالعمل برای آمریکاییها طراحی شده است تا غذای خود را بهصورت علمی و براساس آموزش انتخاب کنند. براساس رهنمود غذایی بشقاب من، میزان گروههای مواد غذایی هر فرد براساس میزان فعالیت و ویژگیهای شخصی (سن، جنسیت، قد و وزن) او تعیین میشود [101].
از مجموعه مباحثی که تاکنون مطرح شد، میتوان چنین نتیجه گرفت که امروزه در اولویتبندی تولیدات کشاورزی، اهمیت ویژهای به آثار این محصولات بر سلامت مردم داده میشود. در این راستا، محققان دولتها را از حمایت تولید محصولاتی که مصرف آنها میتواند آثار منفی برای سلامت جامعه بهدنبال داشته باشد، بر حذر میدارند و در عوض، به دولتمردان حمایت از رژیمهای غذایی پایدار و بومی را توصیه میکنند. همچنین بهصورت آیندهنگرانه مطالعاتی بهمنظور تدوین سبد غذایی مطلوب انجام شده است تا براساس آن بهصورت فعالانه اقدامات بهموقع برای تولید محصولات مناسب و تأمین زیرساختهای مربوطه انجام شود. ازاینرو در ادامه گزارش به اهمیت رژیمهای غذایی پایدار و بومی در سطح بینالمللی و ملی پرداخته خواهد شد.
غذاهای مبتنیبر محصولات گیاهی و دامی محلی بهدلیل استفاده بهینه از منابع طبیعی محدود در آن منطقه، از نظر محیط زیستی پایدارتر از غذاهای صنعتی هستند و استفاده از ظرفیت این غذاها، نقش مهمی در اصلاح و ارتقای نظام کنونی غذا و تغذیه دارد. نظام غذا و تغذیه بومی در ابعاد متعددی پایدارتر از نظام غذا و تغذیه کنونی بوده و لازم است به ظرفیتهای آن بهمنظور ارتقای امنیت غذا و تغذیه جامعه پرداخته شود [102].
براساس تعریف FAO در سال 2011، رژیمهای غذایی پایدار، رژیمهایی هستند که با کمترین آثار محیط زیستی به تحقق امنیت غذا و تغذیه کمک کرده و سلامتی را برای نسلهای فعلی و آتی به ارمغان میآورند. این رژیمهای غذایی حافظ تنوع زیستی بوده، از نظر فرهنگی قابلقبول، از نظر اقتصادی منصفانه و مقرونبهصرفه، از نظر تغذیهای ایمن، کافی و سالم و قابل دسترس برای تمامی اقشار جامعه هستند و از منابع انسانی و طبیعی بهصورت بهینه استفاده میکنند [103]. عبارت سبد مصرفی غذایی، به مجموعهای از کالاهای عمده غذایی گفته میشود که در مجموع بتواند میزان مواد مغذی لازم را برای فعالیت بدن تأمین کند و الگوی غذای مطلوب، الگویی است که تأمینکننده رژیم غذایی کافی و متعادلی باشد و تفاوتهای فردی نظیر سن، جنس، منطقه زندگی، شغل، ترجیحات غذایی، عادات غذایی و فرهنگ مردم را نیز دربرگیرد. همچنین این الگو باید منعکسکننده امکانات تولید و دسترسی به غذا و شرایط اقتصادی- اجتماعی باشد. در چنین الگویی، مواد مغذی در مقادیر کافی و به نسبتهای مناسب وجود دارد؛ بهگونهای که تمام نیازهای تغذیهای فرد تأمین شده و از بروز بیماریهای ناشی از کمبود مواد مغذی جلوگیری کند و در ضمن با حفظ تعادل و تنوع، احتمال بروز بیماریهای مزمن ناشی از تغذیه نامناسب همانند بیماری دیابت، مشکلات قلبی- عروقی، چاقی و برخی از سرطانها را کاهش دهد [104].
ازسویدیگر، در چند دهه اخیر نیز رژیمهای غذایی بومی در ایران تضعیف شده است. اگرچه تغییر فرهنگ غذایی ممکن است امری ساده بهنظر برسد، اما تقلید از الگوی غذایی غرب و به فراموشی سپرده شدن غذاهای بومی، نهتنها بهجهت عدم برخورداری فرهنگ غرب از سلامت تغذیهای و عادات نادرست غذایی، افراد جامعه را با انواع بیماریهای مواجه میسازد؛ بلکه نماد پذیرش سبکزندگی غربی، ترویج مظاهر تمدن غربی و به حاشیه راندن ارزشهای بومی است [105]. توجه به موضوع اصلاح سبکزندگی، الگوی مصرف و تغذیه علاوهبر اینکه در قوانین و سیاستهای کلی نظام به آن تأکید شده، در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز به آن اشاره شده است که اهمیت این موضوع را نشان میدهد. ایشان، سبکزندگی را بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی دانستهاند و الگوی مصرف، نوع خوراک و نوع آشپزی را در کنار سایر موضوعات از بخشهای اصلی این تمدن عنوان کردهاند که در متن زندگی انسان جاری است. معظمله ضمن تأکید بر اصلاح تدریجی سبکزندگی و فرهنگسازی در این زمینه، عدم تقلید از فرهنگ غربی که فرهنگی مهاجم و هویتزدا محسوب میشود را ضروری خواندند. همچنین ایشان بیان داشتهاند که برای دستیابی به پیشرفت، باید سبکزندگی اصلاح شود. زیرا بعد از انقلاب، در سبکزندگی مانند مسائل دیگر پیشرفت چشمگیری حاصل نشده است که باید در این زمینه آسیبشناسی صورت بگیرد [106]. ایشان همچنین در بیانیه «گام دوم انقلاب» به تلاش غرب در ترویج سبکزندگی غربی در ایران و زیانهای بیجبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی حاصل از آن به کشور و ملت اشاره داشته و مقابله با آن را ملزم به جهادی همهجانبه و هوشمندانه دانستهاند [107].
با وجود تلاش دولتمردان برای بهبود سیاستهای تغذیهای از طریق طراحی و تدوین اسناد غذایی، شواهد دنیای امروز حاکی از آن است که در سطح بینالمللی و حتی ملی اقدامات ویژهای برای تغییر برنامهریزیشده الگوی غذایی جوامع انجام گرفته و یا هنوز هم در حال انجام است و این امر، اهمیت تدوین سبد مطلوب بومی را دوچندان میکند. ازاینرو در ادامه به برخی از این تلاشها در سطح جهانی پرداخته شده و روند شکلگیری آنها تشریح شده است.
محور و انگیزه اصلی جهانیسازی، تسلط و مدیریت بر بازار معاملات مواد غذایی، محصولات کشاورزی، و نهادههای اولیه و زیربنایی تولیدات کشاورزی است [108]. تجارت جهانی غذا، یکی از ابزارهای استعمار، سلطهگرایی و سرمایهسالاری انحصاری بوده است. غذا، هرگز تنها بهمعنای عمل ساده غذا خوردن نبوده است. غذا، تاریخ و هویت مردمان هر کشوری است. در عصر حاضر شرکتهای استعماری چند ملیتی در یک فرایند تبلیغاتی هوشمندانه توانستهاند طی چند نسل، شیوه زندگی مردم، ازجمله عادات آشپزی، پخت و پز و سلایق غذایی آنها را تغییر داده و بهسمت مصرف اقلام تجاری مورد نظر خودشان متمایل سازند. در این فرایند، حتی زمینهای حاصلخیز کشورهای مختلف با تغییر الگوی کشت، بهسمت تولید مواد غذایی مدنظر این شرکتها سوق یافتهاند [109]. فرهنگهایی که با سلطهگرایی روبهرو هستند، اغلب فرسایش عناصر سنتی خود را بهصورت حذف هویت ملی خود و کاهش تمایز با سایر ملل احساس میکنند. تغذیه و غذاهای بومی و محلی نیز بهعنوان یکی از عناصر سنتی دستخوش اینگونه هجمهها قرار میگیرند [110].
درواقع این تغییرات اتفاقی نیست؛ در سطح جهانی افزایش کمی تقاضا برای هر محصول کشاورزی و یا مواد غذایی بهمعنای افزایش نیازمندی و تقاضای وسیع از شرکتها و کشورهای برخوردار و ثروتمندتر شدن آنان است. لذا یکی از ترفندهای رایج در اقتصاد جهان، ایجاد نیازمندی مصنوعی بهویژه در بخش کشاورزی و غذایی با دستکاری سبک غذایی و الگوی مصرف است. آمریکا از دیرباز در این زمینه تحقیقات و مطالعات گستردهای انجام داده و امروزه نیز اینگونه تحقیقات در حال انجام است [108]، برای مثال در سال 1943 تحقیقی برای کمیته بررسی سبک غذایی آمریکا انجام شد و براساس آن پژوهشگران دریافتند که تغییر الگوی مصرف و سبک غذایی مردم حتی با وجود مقاومت، امری است که در زمان کوتاهی میسر میشود [111]. با توجه به اینکه بحث سلطهگرایی غذایی در نقاط مختلف دنیا اتفاق افتاده است، باید به این موضوع در کشور توجه ویژهای شود و اینگونه موارد در صورت بروز شناسایی شده و از پیشرفت آن، که یکی از مهمترین پیامدهای حاصل از آن وابستگی است، جلوگیری به عمل آید. در ادامه به برخی از روشهای سلطهگرایی غذایی که در تغییر سبک الگوی غذایی در جهان مورد استفاده قرار گرفته است، اشاره میشود.
یکی از اهداف استعمار کشورها، کشت و صادرات محصولات پر سودی بوده که تنها بهدلیل ارزش تجاری کشت میشدند. درواقع این محصولات نه برای امرار معاش کشاورزان و نه مصرف آنان در کشور مبدأ کشت میشدند. کارگران این مزارع، جمعیت بومی بودند که اغلب آنها گرسنه، اما فاقد قدرت بودند و تمرکز بر روی آنان بهجهت نیروی کار برای استعمارگران، منطقی تلقی میشد. حتی تا پایان قرن نوزدهم، کشورهای مستعمره فقیرتر ازجمله هند، سریلانکا، غنا، اندونزی و برزیل، در صادرات محصولات غذایی اختصاصی اقلیم گرمسیری مانند ادویه، چای و قهوه که در اقلیمهای شمالی غیرقابل رشد بودند، مورد استفاده قرار میگرفتند. از زمان اشغال آفریقا توسط اروپا، مردم آن با یک فرهنگ غذایی کاملاً تغییر یافته مواجه شدهاند. در این دوره، مصرف سرانه غلات در کشورهای جنوبی جهان بهطور مداوم کاهش یافت و گرسنگی ناشی از استعمار پدید آمد [109, 112].
استعمار کنیا توسط انگلستان، مهمترین عامل تغییر الگوی غذایی در این کشور محسوب میشود. از سال 1895 انگلستان، کشور کنیا را مورد استعمار قرار داد. انگلستان توانست بهتدریج بخشی از زمینهای کشاورزی را از مردمان بومی بگیرد و محصولات حاصل از این زمینهای زراعی حاصلخیز تصاحب شده را به مهاجران انگلیسی اختصاص دهد و در عین واحد از مردمان بومی بهعنوان نیروی کار در زمینهای سابق خودشان استفاده کند. دولت استعماری انگلستان بهاجبار، زمین، دام و سایر داراییهای مردمان بومی را از گروههای مختلف جامعه مصادره کرد و بهطور نظاممند و برنامهریزیشده، کشاورزی بومی آفریقا را به حاشیه راند. کاشت محصولات پر سود در زمینهای استعمارشده که توسط دولت استعماری رواج یافته بود، منبع درآمد مهاجران شده بود که با استفاده از نیروی کار عظیم کنیایی و زمینهای ارزانقیمت انجام میگرفت و این محصولات برای تأمین غذای مردم اروپا و مهاجران کشت میشد. هنگامی که کنیاییها به زمینهای سابق خود بازگشتند، ذرت را وارد نظامهای کشاورزی معیشتی خود کرده و موقعیت آن را بهعنوان محصول پر سود مستعمره تثبیت کردند و بدین ترتیب ذرت جایگزین محصولاتی مانند ارزن، انواع گیاهان غدهای، حبوبات و کلمپیچ شد که معمولاً در نظامهای کشاورزی بومی آنجا کشت میشدند [109].
علاوهبر این، گروهی از کشاورزان کنیایی نیز که به تأمین نیازهای غذایی محلی خود تمایل داشتند، بهدلیل اختصاص یارانه توسط دولت استعماری در ازای تولید محصولات پر سود که برای تأمین امنیت غذایی اروپا و مهاجران، به مردم بومی اتخاذ شده بود، کشت محصولات پر سود را در پیش گرفتند. درنتیجه، کنیاییها بهطور فزایندهای به کشت محصولات پر سود بهجای کشاورزی معیشتی خود روی آوردند. این روند تجاریسازی، نهتنها آفریقاییها را از غذا و مراسم بومی خود محروم کرد، بلکه از دانش سنتی غذا و تهیه آن نیز بیبهره گذاشت. زیرا جوامع به نظام اقتصادی جدید متکی شدند. به این ترتیب، نظامهای کشاورزی آفریقا برای همیشه تغییر کرد، شیوههای سنتی از بین رفت و هنجارهای فرهنگی دگرگون شد. آموزشهای ارائهشده به کودکان و جوانان در مراکز تبلیغی و آموزشی استعمارگران مانند مدرسه مبلغان و کلیساها توانست دانش مربوط به کشت و تهیه غذاهای سنتی و بومی را کمرنگ کند. این نوع آموزشها، نهتنها غذاهای بومی و روشهای بومی تهیه غذا را منسوخ کردند، بلکه بر سبک آشپزی و شیوههای غذایی انگلیسیها تأکید داشتند. بدین ترتیب آن دسته از غلات، گیاهان و سبزیجات مورد مصرف کنیاییها که ارزش و مطلوبیت بالایی از نظر بازار محلی داشتند، بهسرعت کنار گذاشته شدند. در سال 1963 کنیا، استقلال خود را بهدست آورد، اما افرادی که قدرت را بهدست گرفتند، نهتنها رویکرد دولت استعماری را اصلاح نکردند، بلکه آن را به کمال رساندند. این افراد، همراه با متحدان غربی خود، قوانین سختی را تصویب کردند، زمینها را بهطور غیرقانونی تصاحب کردند، سیاستهای غذایی و کشاورزی را تغییر دادند و در مواد غذایی مصرفی کنیاییها انحراف گستردهای ایجاد کردند [109].
نمونه دیگر سلطهگرایی غذایی به اوایل قرن بیستم برمیگردد. در آن زمان، تولید غلات در کشورهایی مانند آمریکا، کانادا، استرالیا و همچنین برخی از کشورهای آمریکای جنوبی (لاتین) متمرکز شد؛ یعنی کشورهایی که زمینهای زراعی در آنها از طریق نسلکشی مردم بومی به غارت گرفته شده بودند. به همین دلیل الگوی کشت محصولات کشاورزی در کشورهای آمریکای لاتین بهتدریج از محصولات بومی به انواع غلات تغییر یافت. ازطرفدیگر نیز در دهه 1970، بسیاری از کشورهای جنوبی جهان محصولات کشاورزی خود را بهدلیل صادرات از طریق توافقنامههای تجارت آزاد با کشورهای شمالی، بر روی محصولات مورد تقاضا در جهان بهویژه غلات متمرکز کردند. آمریکا در این دوره، مقدار زیادی مواد غذایی مازاد بهویژه غلات تولید کرد. تولیدات بیش از اندازه غلات موجب شد که این کشور راهبرد جدید دامپینگ (قیمتشکنی یا تبعیض قیمتی) مواد غذایی را بپذیرد، بهطوریکه غلات مازاد با قیمتهای کاهش یافته در بازارهای بینالمللی فروخته و در سطح جهانی صادر میشد. این درحالی بود که نظام کشاورزی کشورهای جنوبی بهدلیل غلبه مدل کشاورزی صنعتی سرمایهبر (نیازمند سرمایهگذاری کلان) که توسط کشورهای ثروتمند شمالی، جهانی و دیکته شده بود، به نهادههای اغلب وارداتی (مانند کودها، علفکشها، تراکتورها و خوراک دام حاصل از جو و ذرت) و هزینهبر وابسته شد. درواقع روشهای تولید محصول در نظامهای کشاورزی کشورهای ثروتمند شمالی تحتتأثیر نهادههای کشاورزی پرهزینه قرار داشت. درنتیجه این سیاست، قیمت محصولات آمریکا در بازار جهانی پایینتر بود و در رقابت با کشورهای جنوبی پیروز میشد و در خلال آن نیز الگوی کشت و تغذیه محصولات در کشورهای جنوبی تغییر یافت [112].
نمونهای از سلطهگرایی غذایی در عصر نوین، گستردگی فروشگاههای چند ملیتی ازجمله رستورانهای زنجیرهای فستفود (غذای فوری) مکدونالد و کنتاکی یا کی اف سی (KFC) است. مکدونالد با بیش از 32000 رستوران در آمریکا و حدود 120 کشور دیگر، بهعنوان بزرگترین شرکت غذاهای فوری در جهان محسوب میشود [113] و پس از آن کنتاکی با حدود 2800 شعبه در 150 کشور جهان در جایگاه دوم قرار دارد [114]. منتقدان، گسترش این سبک از تغذیه را با سلطهگرایی فرهنگی مرتبط میدانند. سلطهگرایی فرهنگی، فرایندی است که طی آن یک فرهنگ، جامعه و ملت، اعمال و نهادهای فرهنگی خود را به فرهنگ دیگری تحمیل میکند تا عناصر سنتی فرهنگ مقابل را به تحلیل و یا از بین ببرد. از منظر تاریخی، سلطهگرایی فرهنگی اغلب مورد حمایت سایر اشکال سلطهگرایی مانند سلطهگرایی اقتصادی و سیاسی قرار میگیرد. در عصر حاضر، نهادهای استعمارکننده وابسته به یک دولت خارجی، بسیار کمتر از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شده است. بااینحال، روابط فرهنگی مبتنیبر سلطهگرایی میتواند حتی در غیاب سایر اشکال سلطهگرایی وجود داشته باشد که این پدیده توسط اقدامات شرکتهای چند ملیتی تقویت میشود [115]. علاوهبر گسترش جهانی غذاهای فوری، جهانی شدن منجر به افزایش سوپرمارکتهای بزرگ چندملیتی شده که جانشین عرضه مواد غذایی تازه شده است [116, 117].
محبوبیت غذاهای فوری در سراسر دنیا بهویژه کشورهای آسیایی مانند چین، نمونهای از نفوذ گسترده تبلیغات پیچیده مواد غذایی بوده که بهواسطه پدیده جهانیسازی و افزایش ثروت منطقه تقویت شده است. محور و انگیزه اصلی جهانیسازی، تسلط و مدیریت بر بازار معاملات مواد غذایی، محصولات کشاورزی و نهادههای اولیه و زیربنایی تولیدات کشاورزی است. شرکتهای مواد غذایی، میلیونها دلار را برای تبلیغ غذاهای غربی صرف کردهاند و این درحالی است که مقررات بسیار کمی ازسوی دولت چین برای تنظیمگری و نظارت بر آنها تصویب شده است. تبلیغات مواد غذایی میتواند تأثیر قابلتوجهی بر ترجیحات غذایی و عادات مصرفی، بهویژه در میان جوانان داشته باشد [118]. شرکتهای تبلیغاتی چندملیتی غذا و نوشیدنی نیز با بهکارگیری ستارههای محبوب ورزشی و سایر افراد معروف و سرشناس توانستهاند با موفقیت این تصور را ایجاد کنند که غذاهای فوری با سلامتی، قدرت و مُد مرتبط است. درواقع تا حدود زیادی، شرکتهای غذاهای فوری از همان روشهای تهاجمی و گمراهکنندهای استفاده میکنند که با موفقیت توسط شرکتهای دخانیات برای تبلیغ محصولات خود در سراسر بازارهای آسیایی استفاده شده است [119].
در پاسخ به رشد غذاهای فوری در سراسر جهان، جنبش جهانی غذای آهسته شکل گرفت. ظهور این جنبش در سال 1989، با تأسیس سازمان مردمی غیرانتفاعی غذای آهسته در ایتالیا شکل گرفت. این سازمان برای دفاع از سنتهای غذایی بومی و غذاهای با کیفیت ایجاد شد. بهبیاندیگر، جنبش غذای آهسته، بخشی از جنبش ضد جهانیسازی بوده که مخالف همگنسازی فرهنگهای غذایی است. از دهه 1980، این سازمان بهتدریج رشد یافت و امروزه مظهری از جنبش غذای آهسته (در مقابل غذای فوری) محسوب میشود. امروزه، جنبش غذای آهسته، اصولی را ترویج میکند که در آن همه مردم میتوانند به غذایی دسترسی داشته باشند که برای آنها مفید و مغذی، برای تولیدکنندگان سودآور و برای خریداران منصفانه است و درعینحال موجب تخریب و آلودگی محیط زیست نمیشود. این جنبش هماکنون در بیش از 160 کشور فعال است [120, 121].
امروزه تبلیغات انواع روغنها ازجمله سویا، ذرت، آفتابگردان در رسانهها و تأکید بر سلامت آنها حتی با شعارهای اغواکننده مبنیبر اثر روغنهای نباتی بر سلامت قلب، امکان استفاده مجدد از روغن، عدم وجود محدودیت در میزان مصرف و حتی غنیسازی آنها با ویتامینها، یکی از عوامل اصلی گرایش به مصرف این روغنها و ترویج سبک سرخ کردن غذا و تمایل به مواد غذایی سرخ شده بهویژه در کودکان است [122]. براساس مطالعات صورت گرفته، کودکان و جوانان از آسیبپذیرترین اقشار جامعه هستند که تحتتأثیر تبلیغات، بیشترین تمایل را به مصرف غذاهای سرخ شده و غذاهای فوری نشان میدهند [118, 123, 124]. علاوهبر این تبلیغات انواع سسها، نوشیدنیهای گازدار، انواع شیرینیها و بیسکوئیتهای سرشار از مواد قندی، ساندویچهای فراوری شده آماده، تنقلات ناسالم (مانند چیپس) در انواع تبلیغات توسط افراد معروف، بازیگران و ستارههای ورزشی نیز میتواند از دیگر دلایل گرایش به این محصولات خوراکی ناسالم شود.
میتوان اظهار داشت که هشدارهای جامعه پزشکی و متخصصین تغذیه در مورد مضرات مصرف بالای روغن و غذاهای سرخکردنی، در حجم بالایی از تبلیغات روغنها ناپدید و نادیده گرفته میشوند. طبق آمار، تا حدود 60 سال پیش، مردم این حجم از روغنهای گیاهی را مصرف نمیکردند [125]. یافتههای مطالعهای که در ایران بر روی انواع تبلیغات تلویزیونی روغنهای گیاهی (در پنج شبکه تلویزیونی اصلی) انجامگرفته، حاکی از آن است که بیشتر این تبلیغات (62 درصد) در مورد روغنهای سرخ کردنی است که میتواند مشوق مردم در مصرف غذاهای سرخ کردنی و غذاهای فوری باشد. مجموع مدت زمان اختصاصیافته به این تبلیغات تقریباً ۲۱ ساعت بود که بهصورت میانگین حدود 14 دقیقه از تبلیغات را در طول روز بهخود اختصاص میداد. مصاحبهشوندگان در این تحقیق اذعان داشتند که این تبلیغات تلویزیونی، مهمترین عامل تأثیرگذار در هنگام خرید آنهاست و پخش مکرر اینگونه تبلیغات تلویزیونی، تمایل آنها و خانوادههایشان را برای مصرف مواد غذایی سرخشده افزایش داده است. درعینحال، آنان این تبلیغات را وسوسهانگیز خوانده و عدم صداقت را در پیامهای آنها حس کردهاند. در این مطالعه، تبلیغات بهعنوان مهمترین عامل تأثیرگذار در خرید روغن گیاهی معرفی شده است که میتواند از عوامل اصلی تمایل به مصرف غذاهای سرخکردنی و غذاهای فوری در کشور باشد که درنتیجه آن، مصرف روغن در کشور را به بیش از حد توصیهشده متخصصان و سبد غذایی کشور تغییر داده است [122]. متخصصین حوزه بهداشت و سلامت بر این باورند که حجم بالای پیامهای ناسالمی که از طریق تبلیغات مواد غذایی به جامعه منتقل میشود، عامل اصلی مصرف مواد غذایی ناسالم در آن جامعه است [126].
شایان ذکر است که حداقل و حداکثر تأمین روغن گیاهی در سبد غذایی 1392 و 1402 به میزان 35 گرم در روز (12 کیلوگرم در سال) است، اما عرضه آن برمبنای ترازنامههای غذایی سال 1391 و 1399 بهترتیب حدود 55 و 66 گرم روغن در روز (20 و 24 کیلوگرم در سال) بوده که بسیار بالاتر از مقادیر توصیه شده است و این ناترازی حاکی از عرضه و مصرف بالای انواع روغن (که بخش اعظم آن روغنهای گیاهی سویا و ذرت و کلزاست) در سطح جامع طی چند سال اخیر بوده و حتی مقایسه تراز نامههای سالهای 1391 و 1399 حاکی از افزایش عرضه آن در طی این چند سال است [128, 129]. با وجود اینکه سرانه مصرف روغن در کشور، حدود دو برابر استاندارد توصیهشده در سبد غذایی کشور است، این حجم بالای تبلیغات مصرف آن در رسانه، میتواند آثار جبرانناپذیر را بر سلامت آحاد جامعه داشته باشد.
یکی دیگر از دلایل تغییر الگوی غذایی در ایران، میتواند برنامههای تغذیهای ماهوارهای باشد. این برنامهها در قالب برنامههای آشپزی، مسابقه، سفرهای غذایی و غیره، به معرفی خوراکی کشورهای گوناگون میپردازند و مخاطب را با تغذیه سایر ملل آشنا میسازند. بیننده با دیدن این برنامهها با روش پخت غذاهای غیرایرانی و نام غیرفارسی آنها آشنا میشود. همچنین اینگونه از برنامهها درعینحال که غذاهای غیرایرانی و ناآشنا را به مخاطب معرفی میکنند، غذاها و خوراکهایی را نیز به نمایش میگذارند که مخاطب ایرانی با آنها آشناست و در فرهنگ غذایی او جای گرفته است. بدین ترتیب رسانه، حس بیگانگی بین خود و بیننده را از بین برده و احساس مشترک و پیوند فرهنگی را بین دو طرف ایجاد میکند تا بتواند پیامهای مورد نظر را از این طریق منتقل کرده و در نگرش و رفتار بیننده تأثیر بگذارد. نکته جالب توجه اینجاست که این برنامهها، مخاطبان خود را تشویق به حضور در شبکههای اجتماعی مجازی غیرایرانی میکنند تا تصویر غذایی که خود بیننده آماده کرده را به اشتراک بگذارند. همین عامل خود به تبلیغات بیشتر اینگونه غذاها منجر میشود [130].
در این برنامهها ملاک انتخاب غذا، تنها طعم و مزه است و به سالم بودن غذا و تأثیراتی که میتواند بر جسم افراد داشته باشد، اهمیت داده نمیشود، بنابراین در این برنامهها، لذتهای زودگذر از مصرف غذا مهمتر از ارزش غذایی مواد غذایی نشان داده میشود [131]. نکته مهم دیگر در این برنامهها، فرهنگ سرو غیرایرانی غذاست. بدین وسیله مخاطب با سبکی از تغذیه آشنا میشود که با فرهنگ تغذیه ایرانی از نظر آداب و چگونگی غذا خوردن مغایرت دارد. برای مثال ایستاده غذا خوردن، یکی از فرهنگهای غذایی غیرایرانی است که در این برنامهها ترویج میشود. این درحالی است که یکی از اصول سبکزندگی ایرانی-اسلامی نشسته خوردن است. مثال دیگری از نوع سرو غذا، کاربرد چوب غذاخوری چینی یا چاپستیک برای خوردن غذاست [130]. همانطور که ذکر شد، ذائقه افراد جامعه میتواند بهتدریج تحتتأثیر عوامل مختلفی ازجمله استعمار، فروشگاههای چند ملیتی، تبلیغات و رسانه تغییر یابد. علاوهبر اثر فرهنگ و ذائقه غذایی بر سلامت، یکی دیگر از عوامل مؤثر در سلامت جامعه، تولیدات بخش کشاورزی در هر کشوری است که همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد، از رویکردهای سیاستگذاری تولیدات کشاورزی در دنیاست، لذا در ادامه به اهمیت پیوند سلامت جامعه و تولیدات کشاورزی پرداخته خواهد شد.
در بخش کشاورزی اهمیت بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی و محیط زیست در سالهای اخیر به موضوعی جهانی تبدیل شده است [132]. سیاست مشترک کشاورزی (CAP) اتحادیه اروپا و سیاست کشاورزی اقلیمهوشمند (CSA) سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، از مهمترین سیاستهای جهانی تولیدات کشاورزی هستند که توجه ویژه به اقلیم و حفظ محیط زیست دارند [133]. سیاست مشترک کشاورزی (CAP) اتحادیه اروپا به موضوعات غذا، محیط زیست و محیط روستا میپردازد. این سیاست بهصورتی عمل میکند: ۱) عرضه پایدار مواد غذایی تضمین شود، ۲) از درآمد کشاورزان صیانت شود، 3) از محیط زیست حفاظت شود و 4) مناطق روستایی در حالت پویا و فعال حفظ شوند [134]. کشاورزی در اتحادیه اروپا بهشدت تحتتأثیر سیاست مشترک کشاورزی (CAP) قرار دارد.
متخصصان تغذیه در اتحادیه اروپا، بهصورت مکرر بر پرداختن به مباحث تغذیه سلامتمحور، بهویژه چاقی و بیماریهای غیرواگیر در سیاست مشترک کشاورزی (CAP) تأکید داشتهاند. ایشان معتقد هستند که سیاست مشترک کشاورزی (CAP) نباید از تولید محصولات غذایی که مصرف بیش از حد آنها با بیماریهای غیرواگیر مرتبط است، حمایت کند تا درنهایت تولید و درنتیجه مصرف این مواد در جامعه کاهش یابد [135]. علاوهبر این، سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد، برای اولین بار الگویی را موسوم به کشاورزی اقلیمهوشمند (CSA) بهعنوان یک نظام کشاورزی تابآور و مولد، جهت مدیریت بهتر منابع در شرایط تغییر اقلیم معرفی کرده است [136]. این الگو، سه اصل ایجاد ظرفیت تابآوری و سازگاری با شرایط تغییر اقلیم، افزایش پایدار بهرهوری و درآمد در بخش کشاورزی و کاهش یا حذف انتشار گازهای گلخانهای را در صورت امکان مدنظر قرار میدهد [137]. بهطورکلی، نظامهای غذا و تغذیه و نظامهای تولید کشاورزی آثار مهمی بر سلامت جمعیت بهویژه در زمان تضمین امنیت عرضه، کیفیت تغذیه و ایمنی مواد غذایی خواهند داشت [133].
بنابراین الگوهای تولیدات کشاورزی در کشور، باید از منظر آثار آنها بر روی سلامت و ظرفیتهای اقلیمی و محیط زیستی مورد ارزیابی قرار گیرند. الگوی موجود تولیدات کشاورزی کشور باید براساس توجه توأم به هر سه بُعد اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی تدوین شود. در این راستا، محصولاتی که میتوانند نقش بالاتری در سلامت مردم و پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر داشته باشند و درعینحال از محیط زیست، حراست و حفاظت به عمل آورند، باید در اولویت تولید قرار گیرند و همچنین منافع اقتصادی کشاورزان نیز تضمین شود. با وجود این، در چند سال اخیر، پرورش برخی محصولات مانند مرغ و گوساله در بین سیاستهای بخش کشاورزی کشور از جایگاه روز افزونی برخوردار شده است. درحالیکه پرورش مرغ و گوساله علاوهبر اینکه ردپای آب و کربن بالایی دارند، وابسته به نهادههای وارداتی نیز است. با توجه به مبانی اسلامی و طب سنتی، مصرف این مواد غذایی که امروزه با توجه به برنامههای دولتی، سهم جدی در سبد گوشت مردم دارد؛ علاوهبر اینکه با اهداف خودکفایی، امنیت غذایی و پایداری محیط زیستی کشور در تضاد است، میتواند از نظر سلامتی نیز آثار سوئی را در بلندمدت در صورت مصرف نامتعادل در پی داشته باشد. بنابراین لازم است اولویتبندی تولیدات بخش کشاورزی ایران، براساس ملاحظات چندگانه بهخصوص از نظر اثرگذاری بر سلامت مردم مورد ارزیابی جامع و کامل قرار گیرد و نسبت آن با سبد غذایی اسلامی-ایرانی و رژیمهای غذایی پایدار و بومی تعیین شود. لذا در ادامه عملکرد جهاد کشاورزی در حوزه تولید برخی محصولات با رویکردهای نوین و منابع بومی بررسی خواهد شد.
بررسی تولیدات و عرضه بخش کشاورزی حاکی از آن است که در دهههای اخیر، مصرف و عرضه برخی مواد غذایی مانند انواع روغنها و گوشت مرغ صنعتی افزایش قابلتوجهی یافته است و این تغییر ذائقه اکثر افراد جامعه میتواند ناشی از به حاشیه رانده شدن فرهنگ غذاهای بومی ایرانی در اثر توسعهطلبی فرهنگ مصرف غیربومی و همچنین آثار سایر مؤلفههای اجتماعی- اقتصادی باشد. ازجمله مهمترین جلوههای تغییرات عرضه و مصرف، وابستگی زیاد و تقریباً کامل به واردات روغن و دانههای روغنی، گسترش مصرف روغنهای نباتی، گوشت گوساله و مرغ است. بنابراین بهمنظور بررسی روند مصرف اقلام مذکور، سرانه عرضه و میزان واردات آنها در سالهای اخیر و با توجه به دادههای موجود، مورد بررسی قرار گرفت. شکل 1، سرانه عرضه گوشت قرمز و مرغ و انواع روغن را طی سالهای 1400-1368 نشان میدهد. ازطرفدیگر شکلهای 2 و 3 میزان و ارزش واردات روغن، دانههای روغنی و خوراک دام و طیور را طی دوره زمانی 1400-139۲ نشان میدهد.
شکل 1. نمودار سرانه عرضه گوشت قرمز و مرغ و انواع روغن و چربی در کشور طی چند دهه گذشته [138]
مأخذ: ترازنامههای غذایی وزارت جهاد کشاورزی.
شکل ۲. نمودار میزان واردات روغن، دانههای روغنی و خوراک دام و طیور طی دوره 1400-1392
مأخذ: آمارنامه صادرات و واردات بخش کشاورزی و غذا، وزارت جهاد کشاورزی [139].
شکل ۳. نمودار ارزش واردات روغن، دانههای روغنی و خوراک دام و طیور طی دوره 1400-1392
مأخذ: همان.
همانطور که در شکل 2 مشخص است شیب صعودی افزایش واردات برای تمامی محصولات مورد مطالعه مشاهده میشود؛ بهطوریکه بیشترین میزان افزایش واردات برای محصول ذرت و کمترین برای کنجاله سویا بوده است. تغییر الگوی غذایی برای مردم ایران بهگونهای پیش رفته است که مصرف انواع روغن و در کنار آن مصرف گوشتهای تولید شده بهروش صنعتی ازجمله گوشت مرغ افزایش قابلتوجهی داشته است؛ بهصورتیکه سرانه عرضه روغن و گوشت مرغ در سال 1400 در مقایسه با سال 1367 بهترتیب به میزان 1،2 و 3،5 برابر افزایش یافته است. شایان ذکر است که سرانه عرضه گوشت قرمز تقریباً ثابت مانده و تغییرات زیادی در مجموع سرانه عرضه گوشت قرمز حاصل از انواع دام مشاهده نشده است. همچنین میزان واردات نهاده ها شامل کنجاله سویا، جو، ذرت و دانه سویا افزایش قابلتوجهی نشان میدهد. این روند صعودی بهصورتی بوده است که مقایسه آمار واردات در ابتدا و انتهای این دوره هشتساله (سال 1400 در مقایسه با سال 1392)، حاکی از افزایش 668، 405، 141 و 105 درصدی واردات این اقلام بهترتیب برای دانه سویا، جو، ذرت و روغن خوراکی است. مشابه این روند در میزان ارزش دلاری این کالاهای وارد شده نیز مشاهده میشود (شکل 3).
برای بررسی تغییرات تولید گوشت قرمز به تفکیک نوع دام، آمار مربوط به تولید گوشت قرمز در کشور به تفکیک نوع دام در شکل 4 آمده است [140]. همانطور که مشاهده میشود تا اواخر دهه 1390 گوسفند و بز بیشترین سهم را در تأمین گوشت قرمز داشتهاند، ولی پس از آن از یکسو بهدلیل کاهش میزان بارندگی و ازسویدیگر بهدلیل سیاستگذاریهای انجام شده، گوشت قرمز تولید شده از گاو بیشترین سهم را در تولید داشتهاند. در بازه مورد بررسی شتر با وجود آببری کمتر و امکان پرورش در نواحی کم آب، کمترین سهم را در میزان تولید گوشت تولیدی در کشور داشته و در سال 1401 مجموع سهم گوشت شتر در تأمین گوشت قرمز کشور 0/5 درصد بوده است. نکته قابلتوجه این است که درحالیکه بخش گوسفند و بز از کمترین خدمات حمایتی دولت در کشور استفاده میکنند، ولی در تأمین حدود 45 درصد از گوشت قرمز تولیدی در کشور نقش دارند.
شکل ۴. نمودار منابع تولید گوشت قرمز به تفکیک نوع دام طی دوره 140۱-1387
مأخذ: آمارنامههای کشاورزی طی سال های 1401-1387، جلد دوم، وزارت جهاد کشاورزی [114].
علاوهبر این، گوشت مرغ حاصل از پرورش در سیستم صنعتی، مهمترین منبع تولید گوشت سفید حاصل از ماکیان در کشور است. اگرچه در گذشته، برخی پرندگان نظیر اردک، غاز، بوقلمون و مرغ بومی بهصورت سنتی پرورش داده میشدند و از گوشت آنها در سبد مصرفی خانوار استفاده میشد؛ ولی درحالحاضر منابع مذکور باوجود فواید بسیار برای سلامتی و سازگاری با شرایط اقلیمی منطقه، سهم ملموس و قابلتوجهی در سبد پروتئین مصرفی خانوار ندارند. هرچند در سالهای اخیر، مجوزهایی برای واحدهای پرورش بلدرچین، مرغ بومی، غاز و اردک در کشور صادر شده است، ولی آماری از میزان تولیدات آنها در دسترس نیست. برای نمونه مجموع ظرفیت اسمی مجوزهای صادر شده از سال 1393 تا سال 1401 در زمینه پرورش اردک 252/72 هزار قطعه و رقم متناظر آن در زمینه بلدرچین 26/18 میلیون قطعه بوده است. درواقع تعداد واحدهای پرورش بلدرچین از 31 واحد در سال 1393 به 61 واحد در سال 1401 افزایش یافته و این رقم برای واحدهای دارای مجوز پرورش اردک در این سالها، از 4 به 6 واحد افزایش داشته است.
البته شایان ذکر است که باوجود افزایش تعداد واحدهای مجاز، جایگاه این ماکیان بومی در سبد غذایی خانوار آنقدر محدود است که هنوز آمار رسمی قابل استنادی برای آن منتشر نشده است. از دلایل عدم تمایل جامعه به مصرف این ماکیان میتوان به قیمت بالا، محدودیت عرضه، طعم و مزه خاص برخی از انواع این گوشتها (مانند گوشت اردک) و عدم فرهنگسازی مناسب در جهت آگاهی بخشی جامعه در مورد فواید تغذیه ای این محصولات سلامت محور و نحوه طبخ مشتری پسند اشاره کرد. بنابراین درصورتیکه تولید اینگونه محصولات سلامت محور با طرحهای توسعهای و تشویقی و حمایت جهاد کشاورزی از تولیدکنندگان افزایش یابد، میتواند منجر به کاهش قیمت آنها شود و علاوهبر آن درصورتیکه در مورد فواید مصرف اینگونه مواد غذایی در جامعه فرهنگسازی صورت گیرد و نحوه طبخ مناسب این محصولات آموزش داده شود، پیشبینی میشود که تمایل به مصرف اینگونه مواد غذایی افزایش یابد و با توجه به فواید بسیاری که اینگونه محصولات سلامتمحور بههمراه دارند، میتوانند در ارتقای سلامت جامع نقش بسزایی ایفا کنند.
منبع آماری مورد استفاده در مورد سرانه عرضه و میزان تولید در این گزارش، آمارنامههای رسمی وزارت جهاد کشاورزی است. هرچند لازم به تأکید است که پیوسته بین آمار اعلامی وزارت جهاد کشاورزی بهعنوان متولی تولید در کشور و مرکز آمار ایران بهعنوان مرجع آمار در کشور، در زمینه تولیدات دامی مغایرت قابلتوجهی وجود داشته است. برای نمونه تخمین میزان تولید گوشت در کشور براساس آمار مرکز آمار ایران بهشرح شکل 5 است [141]. برای این منظور مجموع آمار منتشر شده برای وزن انواع دام کشتار شده در کشتارگاههای رسمی و در نظر گرفتن 20 درصد این میزان، بهعنوان کشتارهای غیر رسمی، لحاظ شده است.
شکل ۵. نمودار مجموع وزن گوشت تولید شده در کشتارگاههای رسمی و غیررسمی طی دوره 140۱-1387
مأخذ: طرحهای آمارگیری کشتار دام کشتارگاههای کشور طی سالهای 1401-1387، مرکز آمار ایران [115].
همانطور که در شکل 5 مشخص است، برخلاف روند تولید انواع گوشت قرمز اعلام شده توسط وزارت جهاد کشاورزی که در آن تولید گوشت بز و گوسفند در سالهای ابتدایی مورد بررسی، بیشتر بوده و با گذشت زمان، میزان تولید گوشت گاو و گاومیش از تولید گوشت گوسفند و بز پیشی گرفته است (شکل 4)، میزان تولید گوشت گاو و گوساله براساس آمار مرکز آمار ایران از همان ابتدا بیشتر از گوشت گوسفند و بز بود و تا سال 1401 با وجود تغییراتی که در روند تولید آن اتفاق افتاد، میزان تولید آن بیشتر از گوشت گوسفند و بز بود. در مجموع، با وجود تفاوتهای آماری میان دادههای مرکز آمار ایران و همچنین وزارت جهاد کشاورزی، تولید گوشت گوسفند و بز، با وجود تأکید در مبانی اسلامی و طب سنتی، در دهه اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته و درنتیجه به میزان کمتری نسبت به گوشت گاو و گاومیش تولید شده و در سالهای اخیر سهم کمتری در تأمین سبد گوشت قرمز کشور داشته است.
چنانچه میزان صادرات از مجموع تولید و واردات کسر و حاصل بر جمعیت انسانی کشور تقسیم شود، سرانه مصرف حاصل خواهد شد. بدیهی است چنانچه مبنای محاسبات، آمارهای مرکز آمار ایران باشد، میزان مصرف سرانه بهصورت مشهودی متفاوت خواهد بود. تفاوت بین میزان تولید محاسبه شده گوشت قرمز در کشور برمبنای دادههای مرکز آمار ایرانو همچنین مقادیر تولید براساس آمار وزارت جهاد کشاورزی در شکل 6 مشهود است. برای نمونه تولید گوشت قرمز در سال 1401 براساس آمار جهاد کشاورزی و مرکز آمار ایران بهترتیب برابر با 900 و 718 هزار تن است. البته در سالهای دیگر غالباً این تفاوت افزایش می یابد. برای مثال در سال 1385 میزان تولید گوشت قرمز مطابق با آمار جهاد کشاورزی بیش از دو برابر تولیدات اعلام شده ازسوی مرکز آمار ایران است و این مسائل سیاستگذاریها را در بخش کشاورزی و تغذیه کشور با مشکل مواجه میکند. نکتهای که در میزان تولید براساس آمار وزارت جهاد کشاورزی حائز اهمیت بوده، آن است که تولید در سطوحی بالاتر نسبت به دادههای مرکز آمار ایران پیوسته افزایشی بوده و تحتتأثیر خشکسالی، تلاطمات بازار و ... قرار نگرفته است.
شکل ۶. نمودار تفاوت میزان تولید گوشت قرمز براساس آمار وزارت جهاد کشاورزی و مرکز آمار ایران، طی دوره 1401-1387
مأخذ: طرحهای آمارگیری کشتار دام کشتارگاههای کشور، مرکز آمار ایران و آمارنامههای کشاورزی، جلد دوم، وزارت جهاد کشاورزی طی سالهای 1401-1387 [11۴ و 115].
هرچند در مقاطعی از زمان، بهدلیل هزینه بالای مواد گوشتی، مصرف گوشت خصوصاً گوشت قرمز، روندی کاهشی را در کشور تجربه کرده است؛ ولی بهصورتکلی در میان انواع گوشتها، گوشت مرغ و گوشت گوساله بیشترین مصرف را در سبد غذایی جامعه دارد که بخشی از این موضوع به اتخاذ برخی رویکردهای یکطرفه بخش کشاورزی در سالهای اخیر مربوط میشود. درواقع، در طی دهههای گذشته سیاستگذاریهای کشاورزی در حوزه تولید گوشت قرمز بهسمت تأکید بیشتر بر دامداریهای صنعتی و برعکس کاهش دامداریهای کوچک و مبتنیبر مراتع پیش رفته است که ازجمله این موارد میتوان به اجرای بند «ب» ماده (۱۴) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی، فارغ از بندهای «الف» و «ج» این ماده اشاره کرد. در بند «ب»، بدون تعیین ضوابط مناسب و بدون تأکید جدی بر اصلاح رویکردهای بهرهبرداری نامناسب از مراتع و احیای آنها، به کاهش جمعیت دام وابسته به مراتع و افزایش جمعیت دامهای جایگزین صنعتی و نیمهصنعتی با هدف حفظ مراتع کشور، تأکید شده است. اینگونه سیاستگذاریها در کشور، یکی از دلایل ایجاد سبد نامتوازن مصرف گوشت قرمز در سبد غذایی کشور است. این درحالی است که در سیاستگذاریهای تولیدی کشور باید آثار این سیاستها و اولویتبندی تولید نوع دام بر سلامت مصرفکنندگان نیز مورد تأکید قرار گیرد.
البته شایانذکر است که قطعاً پایداری تولید و مراتع باید مورد توجه قرار گیرد و تعادلی میان مرتع و جمعیت دام وابسته بهوجود داشته باشد، ولی این سیاست مطلوب نباید بدون تدوین و اجرای برنامههای جدی برای اصلاح شیوههای بهرهبرداری و احیای مراتع انجام پذیرد و بهصورت یک طرفه موجب کاهش مستمر دام بهدلیل تضعیف روز افزون مراتع شود. هرچند ازآنجاکه گوشت قرمز در سالهای اخیر افزایش قیمت بیشتری از گوشت مرغ داشته، قدرت خرید گوشت قرمز توسط مردم کاهش بیشتری یافته است و مردم به مصرف گوشت مرغ بیشتری در سالهای اخیر روی آوردهاند. از دیگر دلایل اصلی مصرف بالای این نوع از مواد غذایی، صنعتی شدن و تولید انبوه این محصولات غذایی و نیز گوشتهای فراوری شده ازجمله سوسیس و کالباس در مقیاس وسیع و دسترسی آسان و ارزان به آنها در بازار است. بدین ترتیب این نوع مواد غذایی جایگاه مشخصی در سبد غذایی خانوارها یافته است.
علاوهبر بررسی روند تولیدات دامی در سالهای اخیر، روند تولید برخی از محصولات گیاهی سلامتمحور ازجمله زیتون، سنجد، توت و انجیر براساس آمارنامههای کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی طی 15 سال اخیر مورد بررسی قرار گرفت (شکل 7) [142]. نتایج حاکی از آن است که در طول مدت 15 سال اخیر، تولید زیتون، توت، انجیر و سنجد بهترتیب8/5، 2/6، 1/6 و 1/8 برابر شده است. علاوهبر این، شایان ذکر است که میانگین تولید این محصولات بهازای هر ایرانی در این دوره زمانی نیز مورد محاسبه قرار گرفت. نتایج این محاسبات نشان داد که میانگین تولید بهازای هر ایرانی برای زیتون و انجیر بهترتیب برابر 1/33 و 1/01 کیلوگرم و برای توت و سنجد بهترتیب برابر 174 و ۴۲ گرم در سال است. از اصلیترین دلایل افزایش تولید زیتون در کشور میتوان به اجرای طرح ملی تولید زیتون اشاره کرد. البته شایان ذکر است که با وجود رشد تولید 8/5 برابری زیتون در کشور، هنوز هم زیتون و روغن زیتون در سفره مردم جایگاه مناسبی ندارد و کشور به واردات انواع روغن گیاهی وابستگی بالایی دارد و میانگین تولید زیتون بهازای هر فرد تنها برابر 1/33 کیلوگرم در سال است. این میزان از مصرف زیتون ناخالص بهصورت میانگین برای هر فرد با مصرف مطلوب فاصله زیادی دارد. در مورد مصرف محصولاتی مانند توت، انجیر و سنجد نیز این موضوع مصداق دارد و اصولا مصرف محصولاتی مانند سنجد و توت در سبد خانوار جایگاه چندانی ندارد.
توسعه کشت زیتون در ابتدا در طرحـی بـا نـام طوبی که از نـام درختـی بهشـتی گرفتـه شـده است، بیشتر مورد توجه واقع شد. البته اهداف کلی طرح طوبی، احداث یک میلیون هکتار درختکاری، شامل درختان دومنظوره باغی و جنگلکاری مانند گردو، بادام، زیتون، انجیر، صنوبر، اکالیپتوس و ... در اراضی آبی و دیم بود که بهمنظور افزایش تولید، رفع نیاز داخلی، صدور مازاد تولید و ارزآوری، ایجاد اشتغال و استفاده بهینه از آب و خاک و تعادل اکوسیستم طراحی شده بود [143]. به گفته کارشناسان و اهل فن در این زمینه، از مجموعه عواملی که موجب کاهش موفقیت طرح توسعه زیتون در کشور شده است میتوان به مواردی اشاره کرد ازجمله: تغییرات هزینه تمام شده تحتتأثیر سیاستهای جهانی اقتصاد، عدم پشتیبانی مستمر توسط کارشناسان خبره و برنامههای ترویجی مناسب، عدم تخصیص اعتبارات در زمان لازم و به میزان مناسب، عدم اجرای وظایف نظارتی دستگاههای حاکمیتی، واردات غیر رسمی (قاچاق) فراوردههای حاصل از زیتون، تغییرات جهانی اقلیم و دمای کره زمین، بحران جهانی آب، عدم اجرای وظایف قانونی توسط دستگاههای اجرایی مربوطه. در طرح طوبی به توسعه کشت سایر درختان ازجمله انجیر نیز اشاره شده، ولی به جزئیات از قبیل میزان سطح زیر کشت و تعداد نهال هدف، جهت توسعه توجه نشده است.
شایان ذکر است که در سال گذشته نیز در طرحی با عنوان «طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت طی 4 سال (1402-1406)»، کاشت برخی گونههای گیاهی از قبیل زیتون، سنجد، توت و انجیر مدنظر قرار گرفته است. براساس این طرح تولید و کاشت زیتون، سنجد، توت و انجیر بهترتیب در 5، 14، 1 و 2 استان کشور پیشنهاد شده است [144]. در این طرح، کاشت یک میلیارد درخت در اواخر سال 1401 با پیشنهاد سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری و با موافقت وزیر وقت جهاد کشاورزی و با هدف توسعه منابع طبیعی و جنگلی ارائه و از آذرماه سال 1402 با اعلام ریاست وقت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری بهطور رسمی آغاز شد. بررسی مستندات مربوط به این طرح، گویای این موضوع بود که مستندات از جامعیت کافی برخوردار نیست و بهرغم وجود تجربههای موفق و ناموفق مشابه کاشت درخت در کشور، سازوکارهای مشخص و نوینی برای موضوعاتی مانند تأمین مالی و جلب مشارکت مردمی پیشبینی نشده است، البته در رابطه با برآورد میزان منابع مالی و آب مورد نیاز برای اجرای طرح، تردیدهایی نیز وجود دارد [145]. به اعتقاد برخی کارشناسان نیز کاشت گیاهان مثمر در طرحهای منابع طبیعی با وجود مطرح شدن در طرحها، کمتر مورد توجه قرار میگیرد و عملاً مغفول میمانند.
شکل 7. نمودار میزان تولید توت، زیتون، سنجد و انجیر در کشور طی دوره 140۱-1387
مأخذ: آمارنامه کشاورزی طی سالهای 1401-1387، محصولات باغی و گلخانهای، وزارت جهاد کشاورزی [116].
همانطور که در مبحث گذشته اشاره شد، سهم گوشت گاو و گوساله در تأمین سبد گوشت قرمز کشور بیشتر از سایر گوشتهای قرمز است و سیاستهای حمایتی دولت بیشتر در جهت افزایش دامداریهای صنعتی است. درباره گوشت گوساله نیز منابع طبی ایرانی و مبانی اسلامی بیان میدارند که این نوع گوشت مناسب عموم مردم نبوده و میتواند موجب غلظت خون در بدن شده و در اینصورت، مصرف آن در بلندمدت سبب بروز انواع بیماریها خواهد شد [3]. ازاینرو، فعالیتهایی مانند پرورش شتر با توجه به آببری و انتشار گازهای گلخانهای کمتر باید بهعنوان یک منبع تولید گوشت قرمز مورد توجه بیشتری قرار بگیرد. همچنین در تحقیقات بینالمللی صورت گرفته آثار گوشت گوساله و مرغ بر سلامتی، بررسی شده است. با وجود اینکه در گروهی از این تحقیقات، آثار مثبت مصرف گوشت سفید و ازجمله مرغ بر سلامتی را نشان داده، در برخی از این شواهد نیز آثار سوءمصرف گوشت مرغ (بیش از 50 گرم در روز) بر سلامتی گزارش شده است. بررسی عادات تغذیهای حدود 500 هزار نفر در انگلستان طی سالهای 2006 الی 2017 حاکی از آن بود که مصرف گوشت طیور (بیش از 30 گرم در روز) (که بخش اعظم آن گوشت مرغ بود) با افزایش احتمال ابتلا به بیماری رفلاکس معده، ورم و التهاب معده و اثنیعشر، بیماری دیورتیکولیت(ایجاد برآمدگی درونی در روده بزرگ)، مشکلات و بیماریهای کیسه صفرا و بیماری دیابت مرتبط است [146]. علاوهبر این در مطالعات دیگر نیز مصرف بالای گوشت طیور با خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ [147] و پرفشاری خون [148] ارتباط داشت.
علاوهبر این، در مطالعات دیگری که بر روی گوشت گوساله و ارتباط آن با برخی از سرطانهای رایج روده انجام گرفت، حاکی از آن بود که میزان بالای مصرف گوشت گوساله با سرطان روده بزرگ و راست روده ارتباط دارد [149-151]. همچنین، طبق برخی گزارشها، مصرف آنتیبیوتیکها در پرورش مرغ و گوساله صنعتی میتواند برای سلامتی مضر باشد و حتی موجب برخی بیماریها ازجمله سرطانها شود [152-154]. بنابراین با توجه به نتایج مطالعات اخیر صورت گرفته مبنیبر احتمال اثرگذاری منفی مصرف نامتوازن گوشت مرغ و گوساله بر سلامتی و از طرفی افزایش سرانه مصرف آنها در طی چندین دهه گذشته در کشور و عدم توصیه به مصرف زیاد گوشت مرغ و گوساله براساس مبانی اسلامی و طب سنتی و آببر بودن تولید این محصولات، ضرورت دارد که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بررسی دقیق و گستردهای در رابطه با مصرف این نوع از انواع گوشت بر سلامتی و بیماریهای رایج کشور در دستور کار خود قرار دهد و براساس نتایج حاصله و مبانی بومی، توصیههای دقیقتری را ارائه کند. شایان ذکر است که اکثر نژادهای گاو و مرغهای مصرفی در واحدهای صنعتی، نژادهای معرفیشده توسط سایر کشورها و درنهایت صادر شده به ایران است. زنجیره تولید گوشت مرغ صنعتی در کشور درحالحاضر، بهویژه در زمینه تأمین خوراک، عمدتاً وابسته به واردات است و تأثیر نوسانات قیمت آن روی سفره مردم در چند سال اخیر بهوضوح دیده شده است. البته میتوان در وهله اول، بخشی از مرغ تولیدی در کشور را بهسمت مرغ سایز هدایت کرد. مرغ سایز مرغی با وزن لاشه بین 1/3 تا 1/5 کیلوگرم است و در مقایسه با مرغهای گوشتی کشور با وزن کشتار حدود 2/5 کیلوگرم، به دلایلی ازجمله کاهش مصرف آنتیبیوتیک، کاهش مرگ ناگهانی و ابتلا به بیماریها، کاهش مقدار دورریز در خردهفروشیها و کاهش آثار نامطلوب محیط زیستی مرغی سالمتر و با کیفیتتر محسوب میشود [155]. اگرچه در سال 1395 تلاشی بهمنظور تولید مرغ سایز در کشور توسط وزارت جهاد کشاورزی انجام شد، ولی بهدلیل مواردی همچون ذائقه مصرفکنندگان، محدودیت کشتارگاهها از نظر جداسازی مرغهای با وزن بالا جهت عرضه بهصورت مرغ قطعهبندی شده، عدم حمایت مالی مناسب این طرح بهصورت ناموفق انجام شد، ولی با توجه به اهمیت راهبردی مرغ لاین آرین در کشور که مورد تأکید ماده (32) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران نیز میباشد و توجه به پایین بودن وزن مناسب کشتار در جوجههای گوشتی حاصل از لاین آرین، لازم است مجدداً توسعه و ترویج مرغ سایز در کشور در دستور کار قرار گیرد.
طی سالیان گذشته، ترویج انواع غذاهای فوری بهجای غذاهای بومی و سنتی، نهادینه شدن فرهنگ مصرف غذاهای سرخ کردنی بهجای غذاهای سنتی هماهنگ با شرایط کشور بهصورت آبپز، بریان، تنوری و خام و کاربرد روغنهای گیاهی تراریخته وارداتی بهشدت رواج پیدا کرده است. براساس آمارگیری مرکز آمار در سال 1396 (طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار)، 48 درصد ایرانیان که بیش از 15 سال سن داشتند، از غذاهای فوری مصرف کردهاند که معادل حدود 1.4 وعده غذایی در ماه میشود. همچنین نتایج مطالعهای که در شهر تهران بر روی افراد 60-30 ساله انجام شده است، نشان میدهد که نزدیک به 50 درصد از شرکتکنندگان این پژوهش که همگی با زیانهای استفاده از غذاهای فوری آشنا بودند، از مصرف آن ابایی نداشتند و بهطور منظم (بهصورت روزانه و هفتگی) در برنامه غذایی خود از غذاهای فوری استفاده میکردند [156]. این شواهد نشان از رشد مصرف غذاهای فوری در جامعه ایران دارد که در بلندمدت میتواند منجر به افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای مختلفی ازجمله پوکی استخوان، مشکلات پوستی (مانند اگزما)، مشکلات گوارشی، نارسایی کلیه و اختلال در تمرکز کودکان شود [157]. بخشی از مصرف بالای روغن و تغییر سبک غذایی، میتواند مرهون تبلیغات رسانهای مستمر باشد. همچنین از دیگر عوامل گرایش به مصرف غذاهای فوری و سرخ کردنی میتوان به لذیذ بودن و طعم خاص، دسترسی راحت و آسان به غذاهای آماده، ارزان بودن آن نسبت به غذاهای رستوران، مدرن شدن جوامع، کمبود وقت در زندگی صنعتی، افزایش تعداد دانشجویان غیربومی ساکن خوابگاه، اشتغال افراد خانواده بهکار و تحصیل اشاره کرد [158-161].
الگوی غذایی غرب با مصرف بیشتر غذاهای حاوی چربیهای ناسالم مانند روغنهای گیاهی هیدروژنه شناخته میشود [162, 163] و تغییر سبک الگوی غذایی ایرانیان میتواند تا اندازهای متأثر از الگوی غذایی غربی باشد. در چند دهه گذشته یکی از ویژگیهای قابلتوجه رژیم غذایی ایرانی، دریافت زیاد روغنهای هیدروژنه بوده که بهطور متوسط حاوی 33 درصد اسید چرب ترانس است. بهبیاندیگر ۴،۲ درصد کل کالری رژیم غذایی ایرانی از اسید چرب ترانس تأمین میشود که این میزان دو برابر جمعیت آمریکایی است [164]. نتایج تحقیقات بر روی مواد غذایی صورت گرفته در کشور نیز حاکی از آن است که در برخی از فراوردههای غذایی مانند کرههای گیاهی جامد (مارگارین)، روغنهای جامد هیدروژنه، محصولات قنادی، غذاهای فوری (سوسیس، کالباس، همبرگر و پیتزا) پفک و اسنک میزان اسید چرب ترانس بیشتر از حد مجاز است [165-168]. روغنهای گیاهی جامد و نیمهجامد هیدروژنه، منبع اصلی اسیدهای چرب ترانس تولید شده بهروش صنعتی هستند و یکی از انواع مهم چربی در رژیم غذایی محسوب میشوند. در دهههای گذشته روغنهای گیاهی هیدروژنه و اسیدهای چرب ترانس بهدلیل نقش آنها در تشدید سندرم متابولیکی مزمن ازجمله بیماریهای قلبی عروقی، مقاومت به انسولین، دیابت نوع 2، بیماریهای کلیوی و ایجاد التهاب مورد توجه بودهاند [169-172]. در گروهی از مطالعات انجام گرفته در ایران نیز روغنهای گیاهی هیدروژنه رابطه مستقیمی با سندرم متابولیک داشتند [173, 174].
هرچند روغنزیتون دارای فواید متعددی است، ولی آثار منفی مصرف برخی دیگر از روغنهای گیاهی در شماری از مطالعات به اثبات رسیده است [175-178]. مصرف روغنهای گیاهی حاوی امگا 6 بالا (مانند اسید لینولئیک)، بهویژه روغن سویا، از اوایل دهه 1900 در کشورهای غربی شروع به افزایش کرد و موجب افزایش مصرف بیش از دو برابری اسید لینولئیک شد [179]. از میان روغنهای گیاهی که بیش از نیمی از محتوای اسید چرب آنها اسید لینولئیک است، میتوان به روغن ذرت، سویا، آفتابگردان اشاره کرد [180] که این نوع از روغنهای گیاهی قسمت اعظم روغنهای موجود در بازار کشور را تشکیل میدهند و ذائقه بیشتر مردم بهسمت مصرف آنها گرایش پیدا کرده است. شایانذکر است که برخی مطالعات جدید بیان میدارند که مصرف بیرویه روغنهای گیاهی، آثار جبرانناپذیر بر سلامت انسانها دارند. ازجمله میتوان به خبر منتشر شده در تارنمای دانشگاه کالیفرنیا اشاره کرد؛ روغن سویا که بیشترین مقدار مصرف را در بین روغنهای خوراکی در آمریکا دارد، علاوهبر اینکه منجر به بروز چاقی و دیابت میشود، میتواند زمینهساز بروز آثار مغزی مانند اوتیسم، آلزایمر و افسردگی شود [175]. همچنین طبق مطالعهای که در دانشگاه تمپل انجام گرفت است، مصرف روغن کانولا که بهعنوان روغن مفیدی برای سلامتی در نظر گرفته میشود، میتواند بر روی تواناییهای یادگیری اثر نامطلوبی داشته باشد [176]. افزونبر این، برخی مطالعات حاکی از آن است که افزایش اسید لینولئیک در بافت چربی موجب افزایش شیوع بیماریهایی از قبیل دیابت، چاقی، آسم و مشکلات قلب - عروقی شود [177-179].
مسئله دیگر حائز اهمیت در زمینه روغنهای گیاهی، نسبت اسیدهای چرب امگا 6 (مانند اسید لینولئیک) به امگا 3 (مانند اسید لینولنیک) در مواد غذایی است. محققان بیان میکنند که نسبت غیر طبیعی از این اسیدهای چرب به بدن آسیب میرساند. بهبیاندیگر، مطابق گروهی از مطالعات انجام شده رژیم غذایی غنی از امگا 6 و دارای مقادیر کمی امگا 3 میتواند سبب تشدید التهاب شود [181-185] و رژیم غذایی حاوی مقادیر متعادل از هرکدام از اینها، التهاب را کاهش میدهد. التهاب مزمن در بدن، یکی از علل زمینهساز بروز بیماریهایی ازجمله بیماریهای قلبی عروقی، سندرم متابولیک، دیابت، آرتریت، آلزایمر و انواع زیادی از سرطانهاست [181, 185-187]. پژوهشی که بهصورت فراتحلیل بر روی مقالات متعدد مرتبط انجام گرفته، حاکی از آن است که میزان مصرف بیشتر امگا 3 سبب کاهش احتمال خطر مشکلات سندرم متابولیکی، ازجمله چاقی شکمی، مقاومت به انسولین، اختلال چربی خون و فشار خون میشود. سندرم متابولیک بهطور مستقیم خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی را افزایش میدهد [188]. افزایش مصرف چربی (بهویژه چربیهای اشباع)، بهعنوان عامل اصلی افزایش چاقی و بروز بیماریهای متابولیک قلبی در سراسر جهان پذیرفته شده است [127].
برخی از روغنهای گیاهی پرمصرف، سرشار از اسید لینولئیک هستند. فناوری فراوری این روغنها تا حدود 100 سال پیش موجود نبود و لذا در مجموع، مردم فرصتی برای سازگاری ژنتیکی با این مقادیر بالای اسید لینولئیک نداشتهاند. برای نمونه مصرف اسید لینولئیک در آمریکا از 5 گرم در روز در سال 1909، به 18 گرم در روز در سال 1999 و 29 گرم در روز در سال 2008 رسیده است [189]. مهمترین راه برای کاهش دریافت اسید لینولئیک، کاهش مصرف روغنهای گیاهی غنی از اسید لینولئیک و غذاهای فراوری شده حاوی آنهاست. روغنهای آفتابگردان، ذرت و سویا حاوی بیشترین مقادیر اسید لینولئیک هستند. در مقابل روغنزیتون کمترین مقادیر اسید لینولئیک را دارد. طی تحقیقات انجامگرفته متعددی، مصرف روغنزیتون بکر و فرا بکر، بهطور قابلتوجهی مشکلات بالینی ناشی از بیماریهای قلبی- عروقی و دیابت و حتی برخی سرطانها را کاهش میدهد. علاوهبر این طبق تحقیقات، محتوای بالای اسید اولئیک در روغنهای خوراکی مانند روغنزیتون میتواند موجب کاهش مشکلات قلبی- عروقی شود [190-195]. همچنین هرچند روغنزیتون دارای فواید متعددی است، اما مصرف روغنهای گیاهی که چند بار استفاده شده و دماهای بالای سرخ کردن را تجربه کردهاند، میتواند زمینهساز بروز انواع سرطانها [196] و بیماریهای قلبی-عروقی [197, 198] شود.
از دیگر عواقبی که بهواسطه مصرف روغنهای گیاهی موجود پدید آمده، ایجاد وابستگی کشور به دانههای روغنی وارداتی است. امروزه تمرکز عمده برنامههای کشت و اصلاح دانههای روغنی وزارت جهاد کشاورزی، بر روی کلزا قرار دارد؛ بهطوریکه توسعه کشت آن به اواخر دهه 1370 برمیگردد، اما پروژههای تحقیقاتی مربوط به شناسایی و معرفی ارقام مناسب این گیاه از یک دهه قبل از آن در دست اجرا بوده است. این درحالی است که گیاه کلزا، بومی ایران نیست و ارقام یا تودههای بومی و محلی از این گیاه در کشور وجود نداشته است تا بتوان از آنها در جهت تولید ارقام اصلاحشده جدید استفاده کرد. بنابراین منشأ تمامی ارقام موجود و معرفیشده، از منابع وارداتی بوده و از کشورهای دیگر تأمین شده است [199]. بااینحال بعد از گذشت حدود 40-30 سال از برنامههای توسعه کشت و اصلاح کلزا در کشور، همچنان بخش قابلتوجهی از روغن کلزا سالیانه وارد کشور میشود. لذا در سبد تأمین روغن کشور باید جایگاه مشخصی برای گیاهان روغنی بومی کشور ازجمله گلرنگ و زیتون قائل شد.
علاوهبر این، طی سالهای اخیر، ذائقه مردم بهسمت مصرف مواد غذایی و نوشیدنیهای شیرین و پر شکر سوق یافته است. ازآنجاکه نوشابههای گازدار تقریباً همراه ثابت غذاهای فوری محسوب میشوند، مصرف آن در کنار وعدههای غذایی افزایش یافته است. نوشیدنیهای گازدار بهدلیل خاصیت اسیدی میتوانند موجب افزایش احتمال آسیب به مینای دندان و پوسیدگی در دندانها شوند [200, 201]. همچنین مطابق با تحقیقات بینالمللی، مصرف بالای شکر و نوشیدنیهای شیرین میتواند در افزایش احتمال ابتلا به چاقی، افسردگی، بیماریهای قلبی- عروقی، دیابت، برخی سرطانها، بیماریهای التهابی روده، روماتیسم مفصلی، پوکی استخوان تأثیرگذار باشند [202-208].
بنابراین با توجه به مطالبی که تاکنون در گزارش ذکر شد، در سالیان گذشته تغییرات جدی در الگوی غذایی ایرانیان بهصورت تدریجی شکل گرفته است و مصرف گروهی از مواد غذایی موجود در کشور مانند انواع روغنها، مصرف گوشت مرغ و گوساله، غذاهای فوری، قند و شکر و شیرینی تناسب کافی با سلامت آحاد مردم جامعه ندارد و در صورت تداوم، آثار نامطلوبی را بر سلامت مصرفکنندگان بر جای خواهد گذاشت. در این بین، تدوین و اجرای سبدها و رهنمودهای غذایی کارآمد از اهمیت اساسی برخوردار بوده، ولی همانطور که قبلاً نیز گفته شد، بررسیها حاکی از چالشهای اساسی این ابزارهای سیاستی مهم در کشور است که امکان کنشگری فعالانه توسط آنها به نفع سلامت جامعه را تضعیف کرده، لذا در ادامه ماهیت سبدها و رهنمودهای غذایی کشور تشریح خواهد شد و این اسناد تغذیهای کشور از منظر تدوین و اجرا آسیبشناسی خواهند شد.
12.ماهیت و آسیبشناسی سبدها و رهنمودهای غذایی کشور
مطابق بند «ت» ماده (72) قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و ماده (197) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، وظیفه طراحی و تدوین سبد غذایی برای گروههای سنی مختلف برعهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است. سبد غذایی، بهعنوان ابزاری برای تدوین سیاستهای غذا و تغذیه، برنامهریزیهای اجرایی و ارزشیابی عملکرد برنامهها در جهت حفظ سلامت تغذیهای جامعه محسوب میشود [26]. در سبد غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسخه سال 1392، برای گروههای سنی و جنسی مختلف با در نظر گرفتن عادات و رفتارهای تغذیهای هر گروه و نیاز به انرژی و مواد مغذی، سبدهای غذایی خاصی پیشنهاد شده است. گروههای اصلی مواد غذایی که مصرف آنها توصیهشده و مقدار مطلوب برای آنها در نظر گرفته شده است، عبارتند از: نان، برنج، ماکارونی، حبوبات، سیبزمینی، سبزیها، میوهها، گوشت قرمز، گوشت سفید، تخممرغ، لبنیات، روغنهای گیاهی و قند و شکر. در زمینه استفاده از انواع اقلام غذایی هرکدام از این گروهها نیز چند توصیه ارائهشده و البته توضیح زیادی در این زمینه در گزارش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیامده است.
در سبد غذایی جدید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (نسخه 1402) که بهتازگی منتشر شده است، گروههای اصلی غذایی همانند موارد ذکر در سبد غذایی پیشین هستند و صرفاً مقادیر توصیهشده آنها مقداری متفاوت است (جدول 3). برای مثال میزان پیشنهادی میوه (از 280 گرم به 200 گرم در روز) کاهش و میزان لبنیات نیز (از 250 گرم به 300 گرم در روز) افزایش یافته است. ریشهیابی این نوع از توصیههای غذایی، به طراحی رژیمهای غذایی براساس فهرست جانشینی مواد غذایی برمیگردد که تمامی مواد غذایی را در چند گروه طبقهبندی میکنند و ویژگی هر گروه، داشتن محتوای انرژی و مواد مغذی تقریباً یکسان است و اگر توصیه میشود که برای مثال 4-2 واحد میوه در روز مصرف شود، فرقی نمیکند که چه میوهای مصرف شود. درصورتیکه این روش اشکالاتی دارد. برای مثال هرکدام از اقلام غذایی این گروهها هرچند دارای محتوای انرژی تقریباً یکسانی هستند، میتوانند حاوی مواد مغذی متفاوتی باشند، رد پای آب و کربن گوناگونی داشته باشند، در فصل خاصی موجود باشند، طبع یکسانی نداشته باشند و سازگاری متفاوتی با بدنهای مختلف داشته باشند. از دیگر نتایج نامطلوب این نوع تقسیمبندی نیز آن است که برخی اقلام غذایی بومی با وجود خواص متعدد در گذر زمان به فراموشی سپرده شدهاند و چون سطح زیر کشت آنها محدود شده است، قیمت بالاتری پیدا کردهاند و بهتدریج از سبد غذایی مردم حذف شدهاند. برای نمونه میتوان به سنجد و توت اشاره کرد. ازطرفدیگر، برخی از محصولاتی که مفیدند و اکثریت جامعه نیز از فواید آن مطلع هستند، بهدلیل عدم تولید مناسب و سیاستگذاری مستمر و مؤثر برای افزایش عرضه و تولید آنها داری قیمت بالایی هستند و ازاینرو در سبد غذایی آحاد جامعه جایگاهی ندارند. برای اینگونه محصولات میتوان به انجیر و زیتون اشاره کرد.
جدول 3. مقایسه مقادیر پیشنهادی اقلام غذایی در سبدهای غذایی سال 1392 و 1402 کشور [92]
|
اقلام غذایی |
میزان پیشنهادی (گرم در روز) |
درصد تغییرات |
|
|
مطابق سبد غذایی سال 1392 |
مطابق سبد غذایی سال 1402 |
||
|
نان |
310 |
290 |
6،4 - |
|
برنج |
95 |
70 |
26،3- |
|
ماکارونی |
20 |
25 |
25+ |
|
حبوبات |
26 |
30 |
15،4 + |
|
سیبزمینی |
70 |
70 |
۰ |
|
سبزیها |
300 |
300 |
۰ |
|
میوهها |
280 |
200 |
28،۵- |
|
گوشت قرمز |
38 |
30 |
21- |
|
گوشت سفید |
64 |
60 |
6،3- |
|
تخممرغ |
35 |
40 |
14،3+ |
|
لبنیات |
250 |
300 |
2۰ + |
|
روغنهای نباتی |
35 |
35 |
۰ |
|
قند و شکر |
40 |
30 |
25- |
|
جمع میزان (گرم) |
1563 |
1480 |
5،3- |
|
جمع انرژی (کیلو کالری) |
2573 |
2401 |
6،7- |
بنابراین، اگر هدف از تدوین سبد غذایی، هماهنگی میان الگوهای تولید، عرضه و مصرف بیان شود؛ در اینصورت، سبد غذایی نمیتواند صرفاً به گروههای اصلی غذایی بپردازد و باید به برخی از اقلام، حداقل در رهنمودهای غذایی اشاره داشته باشد؛ چراکه سبد مذکور باید حتیالامکان تولید کشور را در چارچوب محدودیتهای بیوفیزیکی، بهسمت تولید محصولاتی هدایت کند که حداکثر اثرگذاری را بر کاهش ابتلا به بیماریهای رایج کشور ازجمله دیابت، مشکلات قلبی-عروقی، چربی خون، پوکی استخوان داشته باشد. بهصورتکلی، در زمینه تدوین سبدها و رهنمودهای غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هرچند کار پژوهشی مفصلی صورت گرفته و از افراد متخصص زیادی بهره گرفته شده است؛ اما بهرغم نکات مثبت و نقاط قوت متعددی که دارند، کاستیهای اساسی نیز در تدوین آنها به چشم میخورد که میتوان به عدم توجه مناسب به اقتضائات اقلیمی کشور و اصول تغذیهای مطرح شده در طب سنتی و مبانی اسلامی اشاره کرد. همچنین در این اسناد به ارتباط بین مزاج و تفاوتهای تغذیهای، غذاهای بومی و محلی توجه نشده است و در کاهش مصرف مواد غذایی آسیبرسان پرمصرف، قند و شکر سفید تصفیهشده و محصولاتی که عمدتاً وارداتی هستند یا نهادههای مورد نیاز تولید آنها وارداتیاند، اهتمام جدی چه در تدوین و چه در اجرا صورت نگرفته است. ازاینرو، در ادامه آسیب شناسی سبدها و رهنمودهای غذایی کشور مورد بحث قرار داده شده است.
با گذشت زمان، برخی مواد غذایی در الگوی غذایی فعلی جامعه ایرانی جایگاه پررنگی پیدا کردهاند که نهتنها مفید نبوده، بلکه مصرف بالای آنها آثار منفی نیز بهدنبال دارد و لازم است وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسبت به کاهش مصرف آنها و سیاستگذاری در اینخصوص از طریق سبد و رهنمودهای مربوطه اهتمام ویژهای داشته باشد. برای مثال چای سیاه که اغلب بهصورت روزانه و در حجم بالایی مصرف میشود، میتواند زمینهساز بروز بسیاری از بیماریها باشد. این درحالی است که گیاهان دارویی متعددی در اقلیمهای مختلف ایران وجود دارند که میتوانند بهطور وسیع در کشور کشت شده و در قالب دمنوش با رعایت ملاحظات مربوطه مورد استفاده قرار گیرند. در مطالعات مروری و فراتحلیلهای انجام شده با حجم داده بسیار بالا، تأکید شده که آثار پیشگیرانه از سرطانها و نیز بیماریهای قلبی-عروقی، مربوط به مصرف چایسبز (تخمیر نشده) است و چنین آثاری درباره چای سیاه (بهطور کامل تخمیر شده) کاملاً متناقض است [209-211]. همچنین شایانذکر است که چای سیاه در مقایسه با سایر انواع چای، دارای کمترین مقدار آنتیاکسیدان و بیشترین مقدار کافئین است. اعتیاد به مصرف چای با تحریک سیستم اعصاب مرکزی، میتواند موجب سردرد، بیخوابی، افزایش اسید معده، بیاشتهایی و اختلالات گوارشی شود [212].
از دیگر محصولات غذایی مضر که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در اسناد تغذیهای لازم است توجه ویژه به آن داشته باشد، محصولات غذاهای فوری هستند. جلوگیری از مهندسی و تغییر هدفمند ذائقه مصرفی مردم بهسمت غذاهای غربی و غذاهای فوری و کاهش آسیب پذیریهای ناشی از گسترش فرهنگ غذایی بیگانهی ناسالم ازجمله مباحث مهمی است که در سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی [31] و سند ملی امنیت غذا و تغذیه 1411-1402 [32] (جدول 1) به آن تأکید شده است. غذاهای فوری در چند سال اخیر در سبد غذایی اکثر خانوارها جای گرفتهاند و در میان نوجوانان و جوانان از محبوبیت ویژهای برخوردار شدهاند. غذاهای فوری از نظر ویتامین و مواد معدنی فقیر هستند، زیرا دارای محتوای بسیار محدودی از میوهها و سبزیجات تازه هستند. علاوهبر این، ساندویچ، کروسان، سوسیس، ماکارونی تقریباً بهطور انحصاری از غلات تصفیهشده تهیه میشوند، بنابراین فاقد فیبر غذایی و سایر ریزمغذیهای ضروری موجود در غلات کامل هستند. همچنین اکثر غذاهای فوری با سرعت و دمای بالا سرخ میشوند. طی فرایند سرخ شدن، مواد خام اولیه با مقادیر زیادی از چربیهای مضر (چربیهای ترانس) و سایر مواد سرطانزای بالقوه ناشی از حرارت دادن چربیها در دمای بالا (آکرولئین و آکریل امید) ترکیب میشوند و درنتیجه، بر ضررهای ناشی از مصرف این مواد غذایی افزوده میشود [213]. در مجموع تغذیه ناسالم و مصرف غذاهای فوری، نوشابههای گازدار و سایر نوشیدنیهای شیرین، شیرینی و شکلات، چیپس و غذاهای سرخ شده از مهمترین عوامل تغذیهای بروز اضافه وزن و چاقی در کشور بهشمار میروند [214].
همچنین بهاستناد ماده (48) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) [215] و بند «ج» ماده (7) قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور [46] و نیز در راستای اجرای تکلیف قانونی وزرات بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، از سال 1390 فهرست کالاها و خدمات آسیبرسان به سلامت، توسط این وزارت تعیین و ابلاغ میشود که آخرین نسخه آن در سال 1403 مورد بازنگری قرار گرفته و منتشر شده است [216]. فهرست کالاهای آسیبرسان به سلامت در سال 1403 مطابق با جدول 4 است. شایانذکر است که طبق اعلام این وزارتخانه، مواد غذایی مندرج در این فهرست، بهدلیل داشتن کالری بالا (وجود شکر و روغن افزوده، چربی اشباع و ترانس) یا نمک و همچنین مواد نگهدارنده، بهعنوان عوامل بیماریهای غیرواگیر محسوب شده و مصرف آنها میتواند در بلندمدت موجب اضافهوزن، چاقی، فشار خون، دیابت و سایر بیماریهای غیرواگیر شود. کاهش سطح قند، نمک و چربی در محصولات غذایی و آشامیدنی پرمصرف با احتمال خطر بالا از دیگر مباحثی بوده که در بندهای «18» و «12» مورد اشاره قرار گرفته است.
بنابراین، سبد غذایی و رهنمودهای غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بهعنوان مهمترین اسناد تغذیهای موجود در کشور که یکی از مهمترین اهداف آنها حفظ سلامت تغذیهای جامعه تعریف شده است، باید به این اقلام غذایی توجه ویژهای کند و این وزارتخانه لازم است در جهت افزایش آگاهی عموم مردم بهویژه جوانان و نوجوانان در مورد مضرات مصرف این مواد و کاهش مصرف و عرضه این مواد غذایی، تدابیر مؤثری را در نظر بگیرد. البته شایانذکر است که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در سبد غذایی و رهنمودهای غذایی ایران، به کاهش مصرف سرخکردنیها و مصرف روغن توصیه داشته است. همچنین کاهش مصرف انواع نوشیدنیهای گازدار، آبمیوههای صنعتی، سوسیس، کالباس، چیپس و انواع فراوردههای حجیم شده بر پایه غلات، در رهنمودهای غذایی ایران مورد تأکید قرار گرفته است، اما به دلایلی ازجمله رواج گسترده و دسترسی بسیار آسان به انواع غذای فوری و تبلیغات گسترده روغن در رسانهها، میزان مصرف آن بسیار افزایش یافته و لازم است وزراتخانه مذکور، با تدوین برنامههای اجرایی مرتبط و منسجم بهصورت جدیتری به اجرای این موضوع بپردازد و موضع قاطعی در مورد این نوع مواد غذایی مضر و فاقد ارزش تغذیهای اتخاذ کند. درواقع وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشکی باید اطلاعرسانی مستمر و فراگیری را با همکاری سایر نهادهای مسئول ازجمله سازمان صدا و سیما و شهرداریها و با استفاده از فنون و شیوههای جذاب برای بهبود سبد غذایی واقعی مردم به عمل آورد و سواد تغذیهای افراد جامعه را از طریق فرهنگسازی بهتدریج ارتقا دهد. چراکه سبد غذایی و رهنمودهای غذایی در بین آحاد مردم بهصورت فراگیر و اثربخش، ارائه و تبیین نمیشود.
جدول 4. مواد غذایی موجود در فهرست کالاها و خدمات آسیبرسان به سلامت در سال 1403 ابلاغی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی [216]
|
دستهبندی |
کالا |
مصادیق |
|
فراوردههای گوشتی و غذاهای آماده مصرف |
انواع سوسیس و کالباس |
انواع سوسیس و کالباس گوشت و مرغ با درصدهای متفاوت |
|
ژامبون (فراوردههای گوشتی عملآوری شده پخته) |
انواع فراورده گوشتی عملآوری شده پخته با درصدهای متفاوت |
|
|
انواع ساندویچ و پیتزای دارای سوسیس و کالباس و ژامبون |
انواع ساندویچ و پیتزای حاوی سوسیس و کالباس و ژامبون آماده مصرف منجمد و غیر منجمد (سایر ساندویچها و پیتزاها مشمول فهرست نیست). |
|
|
انواع سمبوسه و فلافل آمادهشده |
- |
|
|
پنیر پیتزای پروسس و تاپینگ پیتزا |
- |
|
|
نوشیدنیها و فراوردههای آنها |
انواع نوشابه گازدار با / یا بدون قند |
انواع نوشابه گازدار طعمدار رنگی، طعمدار بیرنگ، میوهای و کولا با / یا بدون قند / شیرینکننده جایگزین( زیرو، لایت، کمکالری). |
|
نوشابه انرژیزا |
- |
|
|
نوشیدنی مالت (ماءالشعیر) طعمدار و نوشیدنی عصاره گندم طعمدار) |
- |
|
|
انواع نوشیدنیهای میوهای گازدار با و بدون گاز با محتوای آب میوه 25 درصد و کمتر (با یا بدون شمار استاندارد ملی) |
- |
|
|
انواع شربت میوهای و غیر میوهای (طبق استاندارد ملی مربوطه)، شربتهای تزئینی و انواع نوشیدنی و نوشابههای غیر میوهای |
- |
|
|
فراوردههای یخی خوراکی |
- |
|
|
انواع پودر نوشیدنی فوری |
- |
|
|
روغنها |
روغن مصرفی خانوار (روغن نیمه جامد) |
منظور روغنهای نیمه جامد مصرفی صنایع و خانوار (سایر روغنها مشمول فهرست نیست). |
|
سایر اقلام خوراکی |
انواع فراوردههای سرخ شده در روغن بر پایه سیبزمینی و غلات (چیپس سیبزمینی و غلات) |
انواع چیپس برگه و خلال سیبزمینی و انواع اسنک |
|
انواع فراورده حجیم شده بر پایه ذرت |
انواع پفک |
|
|
شیرینیهای تر |
- |
|
|
فراوردههای کاکائویی |
انواع فراوردههای کاکائویی مانند شکلات صبحانه، انواع دراژه، فراورده کاکائویی با مغزی ویفر |
|
|
تافی و آبنبات |
انواع تافی و آبنبات با و بدون قند |
مأخذ: معاونت بهداشتی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
مصرف قند و شکر بالا و خارج از مقادیر توصیه شده بهصورت روزانه، میتواند زمینهساز بروز انواع بیماریها شود. طبق آمار فدراسیون دیابت تا سال 2019، حدود 463 میلیون نفر در جهان به دیابت مبتلا بودند که 80 درصد از این افراد در کشورهای کمدرآمد و یا با درآمد متوسط زندگی میکردند [217]. پیشبینی میشود که تعداد افراد مبتلا به دیابت تا سال 2030 به 552 میلیون نفر افزایش یابد (حدود 6,5 درصد از جمعیت کل دنیا) که بیشترین افزایش در چین و هند رخ میدهد [119]. مطابق نتایج حاصل از آخرین پیمایش کشوری انجام گرفته توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سال ۱۴۰۰، تعداد کل بیماران دیابتی در جمعیت بالای ۲۵ سال ایران (براساس شاخص قند خون ناشتا)، بیش از ۷ میلیون نفر برآورد شده که این رقم تقریباً معادل 14 درصد از جمعیت بالای ۲۵ سال کشور است. همچنین شیوع پیشدیابت نیز براساس این پیمایش بیش از 12 میلیون نفر گزارش شد که معادل 25 درصد از جمعیت بالای ۲۵ سال کل کشور است [218]. مقایسه دو پایش صورت گرفته توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سالهای 1395 و 1400 حاکی از آن است که شیوع دیابت در کشور از 10،6 درصد در سال ۱۳۹۵ به ۱۴ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است و این تغییرات نشاندهنده آن است که شیوع دیابت در کشور به فاصله این پنجسال بیش از ۳۲ درصد افزایش یافته است [218-220]. اگر تدابیری برای کاهش روند افزایشی شیوع دیابت اتخاذ نشود، اپیدمی دیابت در کشورهای آسیایی میتواند سیستمهای بهداشتی آنان را تحتالشعاع قرار دهد و مانع از رشد اقتصادی قابلتوجه کشورها شود [119]. مصرف خارج از توصیه و بالای قند و شکر سفید با بیماریهای متعدد دیگری ازجمله انواع سرطانها، مشکلات قلبی-عروقی، دیابت، کبد چرب، بیماریهای پوستی و افسردگی نیز در ارتباط است [221, 222].
با توجه به مشکلات سلامتی ناشی از مصرف بالای قند و شکر سفید و تصفیهشده که در تحقیقات متعددی به اثبات رسیده، تقاضای روز افزون جهانی برای مواد قندی سالمتر شکل گرفته است و محققان بهدنبال یافتن جایگزینهای سالمتر و کمانرژیتری برای قند و شکر تصفیهشده هستند [223]. امروزه برخی از تحقیقات بر جایگزینی قند و شکر تصفیهشده (شکر سفید) با قند و شکرهای حاصل از محصولات طبیعی متمرکز شدهاند که میتوانند در محصولات غذایی استفاده شوند. قند و شکرهای حاصل از محصولات طبیعی (بهصورت تصفیه نشده) شامل انواع ترکیبات فعال زیستی،ویتامینها، مواد معدنی، فیبرها و آنتیاکسیدانهای گیاهی هستند که به کاهش التهاب و همچنین افزایش عملکرد لایه درونرگی کمک میکند. خواص تغذیهای و آنتی اکسیدانی قندها تحتتأثیر درجه خلوص آنهاست. قندهای تصفیه نشده میتوانند در صورت جایگزینی با قندهای تصفیهشده، بهدلیل محتوای بالاتر فنل و فلاونوئید، تأثیر مثبتی در رژیم غذایی داشته باشند [224, 225]. بسیاری از مطالعات مزایای بالقوه فعالیت آنتیاکسیدان در قندهای تصفیه نشده را مورد توجه دانستهاند. برای مثال، تحقیقات نشان داد که افزایش وزن با قندهای طبیعی رابطه معکوس دارد [226] و مصرف شکر تصفیه نشده حاصل از نیشکر با کاهش احتمال ابتلا به برخی سرطانها ازجمله سرطان معده و سینه ارتباط دارد [227].
برخی از شیرینکنندههای طبیعی برجسته که میتوانند بهصورت غیر فراوری شده و کمتر فراوری شده بهعنوان جایگزین مناسب و سالمی برای شکر تصفیهشده محسوب شوند و در منابع علمی نیز به آن اشاره شده است عبارتند از: خرما، انگور، توت، چغندر قند، سورگوم شیرین، نیشکر و عسل [222]. همچنین شیره طبیعی (عصاره تغلیظ شده) حاصل از میوههای دارای مقادیر بالای ترکیبات قندی مانند انواع توت، خرما، انجیر و انگور نیز که بهعنوان یکی از محصولات غذایی سنتی در ایران و سایر کشورها ازجمله ترکیه و ویتنام محسوب میشود، میتواند بهعنوان شیرینکنندههای طبیعی مورد استفاده قرار گیرد. شیرهها میتوانند برای تهیه محصولات غذایی شیرین جایگزین شکر شود [228, 229].
میوه توت، دارای چندین خواص دارویی متفاوتی است. ازجمله آنها میتوان به آثار ضد کلسترول، ضد دیابت، ضد اکسیداتیو، ضد تومور، ضد چاقی و محافظتکنندگی کبد اشاره کرد [230-236]. مصرف میوه توت در بیماران مبتلا به دیابت در کاهش قند خون غیر ناشتا و سطح انسولین خون مؤثر است [237]. مطالعات گزارش کردهاند که وجود اجزای زیست فعال در میوه توت، ازجمله آلکالوئیدها و فلاونوئیدها و آنتوسیانینها سبب خواص مفید این میوه برای سلامتی شده است [235]. همچنین، شکرهای سانتریفیوژ نشده (NCS) اصطلاح علمی است که در منابع علمی به محصول تصفیه نشده و یا کمتر تصفیهشده جامد و شیرین که غالباً از نیشکر بهدست میآید، اطلاق میشود [238]. این محصول بهصورت سنتی نیز در برخی نقاط دنیا مانند هند، ژاپن، مالزی و آمریکای لاتین تهیه و مصرف میشود و برای آن نامهای متفاوتی وجود دارد [239, 240]. شایان ذکر است که در برخی از مناطق کشور نیز این نوع شکر بهصورت سنتی تهیه میشود و از نامهای متداول آن میتوان به شکر سرخ و شکر سیاه اشاره کرد.
در کشور ایران، سیاستهای متعددی برای کاهش دریافت شکر توسط مردم و نیز آگاهیبخشی به ایشان وجود دارد. ازجمله اینها میتوان به سیاست کاهش محتوای قند ساده فراوردههای شیرین شده با شکر و نیز نشانگر رنگی تغذیه اشاره کرد. نشانگر برچسبی است شامل نشان سازمان غذا و دارو و جدولی در کنار آنکه شامل میزان شاخصهای انرژی، قند، چربی، نمک و اسیدهای چرب ترانس در یک سهم از آن ماده غذایی است. شاخصها، براساس رنگ (سبز: اندک، نارنجی: متوسط و قرمز زیاد) مقادیر هریک از موارد فوق را به نمایش میگذارند. در سبدهای غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بخشی نیز به قند و شکر اختصاص داده شده است و در سبد غذایی سال 1402 میزان توصیه شده برای قند و شکر نسبت به سبد غذایی سال 1402، به میزان 10 گرم کاهش یافته و از 40 گرم به 30 گرم در روز رسیده است (جدول 3).
درواقع، سبدها و رهنمودهای غذایی به کاهش مصرف قند و شکر توصیه داشتند و جایگزینهایی مانند خرما و توت خشک را برای آن پیشنهاد دادهاند. همچنین، استفاده از قند و شکر تصفیه نشده (شکر قهوهای) در سبد غذایی سال 1392 بهعنوان یکی از توصیهها مطرح شده است که مصرف آن را نسبت به قند و شکر سفید ارجح دانسته شده است. با توجه به اینکه شکر قهوهای مورد فراوری کمتری قرار میگیرد، میتواند نسبت به شکر سفید سالمتر باشد، ازاینرو این انتظار میرفت که بعد از گذشته یک دهه، در سبد 1402 جهت گیریهای جزئیتری در راستای سیاستگذاری بهبود مصرف شکرهای سالمتر که کمتر فراوری شدهاند و حاوی آنتیاکسیدانها و ترکیبات معدنی بیشتری میباشند، انجام شود. این درحالی است که در سبد غذایی 1402 با وجود لزوم کاهش مصرف قندهای تصفیهشده و جایگزینی حداقل بخشی از آن با شکرهای تصفیه (فراوری) نشده و یا کمتر تصفیهشده، حتی به مصرف آن اشارهای نشده است. درواقع در سبدهای غذایی، موضوع جایگزینی قند و شکر سفید با قند و شکر تصفیه نشده یا کمتر تصفیهشده بهصورت مستمر مطرح نشده است. همچنین در این زمینه، فرهنگسازی مناسبی از طریق برنامههای آموزشی در رسانههای ارتباطجمعی، بهجهت افزایش آگاهی مصرفکنندگان از فواید مصرف قند و شکر تصفیه نشده یا کمتر تصفیهشده (مانند شکر قهوهای) و مضرات شکر و قند تصفیهشده صورت نگرفته است. شایانذکر است که با توجه به مصرف زیاد انواع قند و شکر و سایر شیرینکنندههای غیرطبیعی در مواد غذایی، بهنظر میرسد نظام منسجمی بین برنامههای اجرایی سبد غذایی، صنایع غذایی و وزارت جهاد کشاورزی در جهت کاهش مصرف میزان قند و شکر در جامعه برقرار نشده است. بهبیاندیگر، تولیدات کارخانجات صنایع غذایی بهسمت تولید محصولات حاوی قند و شکر کمتر تصفیهشده و قند و شکر کمتر تصفیه نشده هدایت نشده است. ازطرفدیگر، بخش کشاورزی برنامهریزی جدی برای حرکت بهسمت تولید محصولات جایگزین قند و شکر سفید و تصفیهشده نداشته است. برای مثال طی چندین سال گذشته، تولید توت و انجیر که از نظر مبانی اسلامی و طب سنتی نیز بسیار مورد تأکید هستند و جایگزینهای مناسبی میتوانند برای محصولات شیرینکننده تصفیهشده محسوب شوند، در کشور یا تضعیف شده و یا برنامه فراگیری برای تولید و توسعه آنها در کشور تدوین و اجرا نشده است. این درحالی است که تولید توت علاوهبر فواید سلامتی بسیار، برای پرورش ابریشم نیز قابلتوجه است و از نظر درآمدزایی نیز میتواند حائز اهمیت باشد. ازاینرو، درصورتیکه به کاهش مصرف قند و شکر سفید در سبدها و رهنمودهای غذایی توصیه میشود، برنامههای اجرایی مربوطه نیز بهمنظور افزایش تولید و ترویج این محصولات سلامتمحور باید توسط وزارت جهاد کشاورزی تدوین و اجرا شود. لذا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بهعنوان مسئول اصلی سلامت جامعه، در جهت پیادهسازی سبد و رهنمودهای غذایی باید اهتمام ویژهای به این موضوع داشته باشد و در جهت کاهش مصرف این مواد، برنامههای اجرایی متفاوتتر و منسجمتری را با سایر دستگاههای ذیربط در دستور کار خود قرار دهد.
میزان پیشنهادی سرانه مصرف مطلوب لبنیات در سبد غذایی پیشین (1392) معادل 250 گرم در روز بوده که در سبد غذایی جدید (1402)، این میزان پیشنهادی به 300 گرم در روز افزایش یافته است. باتوجه به پایین بودن مصرف لبنیات و کمبود دریافت کلسیم بهعنوان عامل خطر پوکیاستخوان و سایر بیماریهای غیرواگیر، مطابق با نظر متخصصان تغذیه، این افزایش پیشنهاد شده است [92]. براساس توضیحات مندرج در سبد غذایی (نسخه سال 1402)، افزایش میزان پیشنهادی سرانه مصرف مطلوب لبنیات منجر به کاهش پایداری سبد از نظر محیط زیستی خواهد شد [92] و این موضوع بهدلیل ردپای آب و کربن بیشتر محصولات دامی در مقایسه با محصولات گیاهی است [241, 242]. توصیه به مصرف مکرر لبنیات که غالباً طبع سردی دارند، در افرادی که مزاجهای سرد و تر دارند، از منظر طب سنتی میتواند موجب ابتلای این افراد به بیماریهای ناشی از غلبه سردی و تری شود. این افراد اولاً، نباید در مصرف این گروه غذایی مداومت ورزند و ثانیاً، در صورت مصرف نیز مصلحات آنها را بهکار ببرند [2, 243]. علاوهبر این، با وجود مزایایی که برای مصرف شیر در علم نوین تغذیه و پزشکی بیان شده است، مطابق برخی از تحقیقات بین المللی انجامگرفته، مصرف بالا و روزانه آن میتواند احتمال ابتلا به سرطان پروستات و تخمدان، پارکینسون و آکنه را افزایش دهد [244-248]. همچنین مصرف بالای شیر با افزایش مرگومیر ناشی از بیماری عروق کرونری قلب [249] و سرطان پروستات [250] مرتبط بوده است. بنابراین توصیه مکرر به افزایش مصرف لبنیات ممکن است در برخی مصرفکنندگان این تصور را ایجاد کند که هرچه مصرف مواد لبنی خصوصاً شیر را افزایش دهند، مزایای آن برای سلامتی آنان بیشتر است. لذا سیاستگذاری برای مصرف لبنیات در کشور باید براساس نتایج تحقیقات دقیق در کشور انجام شود و الزامات مشخص شده برای مصرف آن براساس نتایج تحقیقات، در سبد غذایی یادآوری شود و در رهنمودهای غذایی نیز این الزامات (ازجمله تداخلات مصرف، مصلحات مناسب، بهترین زمان مصرف لبنیات) به تفصیل برای مصرفکنندگان مشخص شود.
ازطرفدیگر برای رفع کمبود کلسیم در جامعه، لازم است به منابع گیاهی نیز توجه داشت و توصیه به مصرف منابع گیاهی غنی از کلسیم را در کنار مصرف لبنیات مدنظر قرار داد. مصرف بادام درختی، تخم شربتی و کنجد در طب سنتی بسیار تأکید شده است که یکی از دلایل مربوطه، مواد مغذی بالای آن ازجمله کلسیم است. علاوهبر این علم تغذیه نوین نیز حبوبات (انواع لوبیا، نخود، سویا و...)، دانهها و مغزها و سبزیجات بهویژه انواع کلم را منابع گیاهی حاوی کلسیم بالا میداند [251-253] و براساس گزارشهای موجود، در برخی از کشورهای آسیایی، دریافت کلسیم عمدتاً براساس منابع گیاهی تأمین میشود. برای مثال در چین، تنها حدود 7 درصد کلسیم دریافتی از محصولات لبنی تأمین میشود و بیشتر کلسیم از سبزیجات (30 درصد)، حبوبات (17 درصد)، غلات (15 درصد) و ماهی و غذاهای دریایی (7 درصد) دریافت میشود. علاوهبر این، سایر گروههای مصرفی مواد غذایی در چین که عبارتند از ادویهجات، غذاهای فوری، تخممرغ و انواع گوشت بهترتیب از نظر تأمین کلسیم در جایگاههای بعدی قرار میگیرند [254].
با توجه به آببر بودن و ردپای کربن بالای محصولات لبنی که به کاهش پایداری سبد جدید نیز منجر شده است و با توجه به اینکه تجویز لبنیات بهدلیل طبع غالباً سردی که دارند، برای تمامی افراد جامعه مناسب نیست، پیشنهاد میشود که به منابع گیاهی حاوی کلسیم توجه بیشتری شود و سبد غذایی، مصرف این منابع گیاهی را نیز پس از تحقیقات و بررسیهای لازم توصیه کند.
مطابق آنچه در سبد غذایی سال 1402 بهصراحت بیان شدهاست؛ با توجه به قیمت میوه و لحاظ شدن عامل قیمت، مقدار میوه توصیه در سبد فعلی نسبت به سبد غذایی قبلی (از 280 گرم به 200 گرم در روز) کاهش یافته است [92]. ازآنجاکه مصرف میوه، یکی از منابع مهم تأمین مواد معدنی، ویتامینها و فیبر است و با توجه به اینکه مطابق با ترازنامه کشاورزی 1391 و 1399 عرضه آن حدود ۶00-۵00 گرم در روز است و سیاست فعلی وزارت جهاد کشاورزی نیز افزایش تولید محصولات باغی بوده، کاهش مصرف میوه بهدلیل گرانی و کاهش قدرت خرید مردم که در سبد غذایی صراحتاً بیان شده است، منطقی بهنظر نمیرسد. درواقع لازم است با بهکارگیری روشهایی از قبیل حذف واسطههای غیر ضرور، قیمت میوه در جامعه اصلاح شود و مصرفکننده بتواند با قیمت مناسب به میزان میوه مطلوب دسترسی داشته باشد. البته با توجه به خواص متعدد میوهها و بهمنظور بهرهبرداری کامل از این خواص و اختصاص نقش مشخص به مصرف میوهها برای کاهش و پیشگیری از بیماریهای شایع کشور، رهنمودهای غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باید براساس یک برنامهریزی علمی مشخص، نحوه حرکت و اولویتدهی به مصرف میوههای فصل، میوههای بومی و میوههای مورد تأکید طب سنتی و مبانی اسلامی را مشخص کند.
نان، بهعنوان پرمصرفترین ماده غذایی مورد استفاده در خانوارهای ایرانی است که بهطور متوسط بیش از 50 درصد از انرژی روزانه هر فرد را تأمین میکند، بنابراین سلامت آن بهصورت مستقیم بر سلامت جامعه اثر میگذارد. کاملترین نان، نانی است که با آرد کامل یا تمامدانه (حاوی سبوس و جوانه) تهیه شود. چنین نان کاملی دارای مقادیر بالایی از انواع پروتئینهای مورد نیاز بدن، کلسیم، آهن و انواع ویتامینهاست و میتواند بخش قابلتوجهی از نیازهای جامعه به مواد مغذی را تأمین کند. با وجود اهمیت نان کامل در سلامتی و پیشگیری از ابتلا به بیماریهای غیرواگیر، در سبد غذایی سال 1402 فقط به نان سبوسدار اشاره شده است. این درحالی است که نان سبوسدار ،فاقد جوانه گندم بوده و نان کامل محسوب نمیشود. زیرا تنها حاوی سبوس گندم است.
جوانه (جنین) گندم، بهدلیل وجود ترکیبات متعدد با ارزش تغذیهای بالا همانند اسید آمینههای ضروری، اسیدهای چرب غیراشباع، مواد معدنی، انواع ویتامینها بهویژه E و B، فیبرهای رژیمی و استرولهای گیاهی، آنتیاکسیدانها و پروتئینها بهعنوان مغذیترین بخش دانه گندم محسوب میشود [255]. جوانه گندم، بهعلت وجود چنین منابع سرشاری از مواد مغذی، بهعنوان یک افزودنی فراسودمند برای کمک به ارتقای سلامت انسان، جلوگیری و کاهش ابتلا به انواع بیماریها ازجمله مشکلات قلبی و عروقی، دیابت و سرطانهای دستگاه گوارش مورد توجه است [256]. جوانه گندم، اختصاصاً بهعلت وجود توکوفرول، میتواند موجب جلوگیری از گرفتگی شریانها جلوگیری شود و همچنین علاوهبر حفاظت از سلولها در برابر آسیب رادیکالهای آزاد، میتواند در به تعویق افتادن فرایند پیری سلولها و جلوگیری از بیماریهای عروق کرونر مؤثر واقع شود [257, 258]. ازآنجاکه جوانه گندم، منبعی سرشار از فیبر است، میتواند سبب بهبود عملکرد دستگاه گوارش و کاهش خطر بروز دیابت شود. همچنین بهدلیل حضور ویتامینهای گروه B از پوست، مو و عضلات محافظت کرده و سبب افزایش سوختوساز در بدن میشود [259].
مطالعات همهگیرشناسی حاکی از آن است که عدم وجود غلات کامل بهعنوان بخشی از یک رژیم غذایی سالم، میتواند موجب افزایش احتمال ابتلا به بیماریهای مزمن غیرواگیر ازجمله مشکلات قلبی عروقی، دیابت نوع دو، اختلالات متابولیک، چاقی، کمخونی، سوءهاضمه و برخی سرطانها شود. اهمیت تغذیهای فیبر موجود در غلات کامل، در مطالعات حیوانی و انسانی متعددی گزارش شده است. مطالعات متعدد نشان دادهاند که فیبر غذایی غلات کامل و اسیدهای فنولیک با ارتقای سلامت ارتباط مستقیمی دارند [260-262]. مطالعات انجام شده توسط محققان و اساتید پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز حاکی از این واقعیت است که عوامل خطرزای متابولیک در افرادی که نانهای سفید مصرف میکنند، بیشتر از کسانی است که از نانهای کامل مصرف میکنند [263]. بنابراین بهدلیل خواص تغذیهای فراوانی که هر در جوانه و سبوس گندم وجود دارد، حرکت بهسمت فراهمسازی نان کامل برای مردم و تشویق مصرف آن را در جامعه باید هدف سبدها و رهنمودهای غذایی و برنامههای اجرایی مرتبط با آنها قرار گیرد.
در رهنمودهای غذایی پیشنهادی، اثری از آداب تغذیه و نوع خوردن و آشامیدن وجود ندارد. درحالیکه براساس متون اصیل اسلامی و نیز طب سنتی، خوردن و آشامیدن، دارای قوانین و آداب متعددی بوده که رعایت آنها پیشزمینه حفظ و ارتقای سلامتی است و رعایت نکردن آنها زمینهساز بروز بیماری میشود. از دیگر مباحث حائز اهمیت، «تداخلات غذایی» است. برای مثال؛ گوشتها با لبنیات تداخل دارند و نباید با هم مصرف شوند. با وجود اهمیت این موضوع، در رهنمودهای غذایی که با هدف آموزش مباحث تغذیهای تدوین شده، اشارهای به این مباحث نشدهاست و لزوم اطلاع مصرفکننده از تداخلات غذایی بهمنظور بهرهمندی حداکثری از فواید مواد غذایی مصرفی ضروری بهنظر میرسد.
در طراحی و تدوین رهنمودهای غذایی به موضوع مزاج و تفاوتهای تغذیهای ناشی از آن توجه نشده است. درحالیکه تفاوتهای مزاج، نقشی اساسی هم در نیازهای تغذیهای و هم در زمینهسازی بروز بیماریها دارند و در مبانی تغذیهای طب سنتی به آن اهتمام ویژهای میشود. درواقع گروههای غذایی در سبد غذایی پیشنهادی بهصورت جزئی تشریح نشدهاند و صرفاً توصیههای محدودی برای استفاده از زیرگروههای غذایی بدون در نظر گرفتن مزاج افراد وجود دارد. بررسی پژوهشهایی که درخصوص تأثیر مزاج بر روی مسائل تغذیهای صورت گرفته است، در این زمینه ضروری بهنظر میرسد. برای نمونه در سبد غذایی 1402 توصیه به مصرف لبنیات افزایش یافتهاست. درحالیکه توصیه به لبنیات بهصورت روزانه برای افراد با مزاجهای گوناگون اشتباه است. بنابراین نیاز است سبدهای غذایی پیشنهادی، این تفاوتها را هم در نظر گرفته و توصیههای مناسبتری حداقل در رهنمودهای غذایی داشته باشند و یا حداقل در جهت آگاهیبخشی به افراد عنوان شود که مواد غذایی باید متناسب با مزاج افراد و یا همراه با مصلحات غذایی مناسب مصرف شوند. همچنین گنجاندن ماکارونی و سیبزمینی در سبد غذایی پیشنهادی بدون استفاده از مصلحات آنها، برای همه گروههای سنی و جنسی، مناسب نیست و در مبانی و آموزههای طب سنتی توصیه نمیشود [264].
براساس آسیبشناسی به عمل آمده، یکسری بازنگریها باید در تولیدات کشاورزی اتفاق افتد و در کنار تولید مورد نیاز، اثر تولیدات بر سلامت مردم و ردپای آن در محیط زیست مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، اولویتبندی محصولات کشاورزی باید براساس توجه به سلامت و محیط زیست اتخاذ شود. یکی از راههای تشخیص این موضوع که کدام محصولات و مواد غذایی سازگاری بیشتری با سلامت ایرانیان دارد، رجوع به مبانی اسلامی و سنتی است. زیرا در طب سنتی و آموزههای اسلامی (قرآن کریم، احادیث و روایات) موضوع تغذیه بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ازآنجاکه سبد غذایی بهعنوان یکی از عوامل مؤثر اصلی بر اولویتدهی تولیدات کشاورزی در کشور محسوب میشود و علاوهبر آن، رهنمودهای تغذیهای نیز در سلامت مبتنیبر تغذیه جامعه نقش بسزایی دارد، لذا لازم است توأم با توجه به اصول تغذیه نوین، از ظرفیت مغفول طب سنتی و آموزههای اسلامی نیز برای تدوین و طراحی سبدها و رهنمودهای تغذیهای در کشور استفاده شود. در اینصورت اسناد مذکور میتوانند بیشترین کارایی را ایجاد کنند. بنابراین، در ادامه، به اهمیت و جایگاه قابلتوجه این اصول در مباحث تغذیهای پرداخته میشود. حال پس از تبیین نقاط ضعف سبدهای موجود، در ادامه این گزارش به مبانی لازم توجه در جهتگیریهای راهبردی سبدها و رهنمودهای غذایی کشور اشاره میشود.
در امر تغذیه و سلامت، ربوبیت الهی اقتضا میکند که خدای متعال کلیه امکانات مورد نیاز برای تغذیه سالم را در عالم ماده فراهم آورده و از طریق تشریع و روایات معصومین (علیهمالسلام)، جهتگیریهای اساسی استفاده از آنها را در اختیار بشر قرار داده باشد. بر این مبنا، موضوع غذا در اسلام، بسیار حائز اهمیت است تا جایی بیش از 300 مرتبه در قرآن کریم مطرح شده است [156]. در یکی از شاخصترین این موارد، خدای متعال توجه انسان را به غذایی که میخورد، لازم دانسته و میفرماید: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ»، با اینکه نعمت طعام، یکی از میلیونها نعمتی است که تدبیر ربوبی، آنها را برای رفع حوائج بشر در زندگی او فراهم کرده؛ ولی پروردگار متعال، تأمل در این نعمت را مورد تأکید قرار داده است [265]. خداوند بهدلیل این تدبیر و مدیریت ربوبی درباره تغذیه انسان، بر انسان منت گذاشته و او را به انجام عمل صالح در ازای آن، امر کرده و میفرماید: «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ». رویکرد کلی این آیات اشاره دارند به اینکه جمله «کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ» در جایگاه منت گذاشتن خداوند بر انبیاست، درنتیجه جمله بعدی هم که میفرماید: «و اعملوا صالحا» در جایگاه لزوم انجام عمل صالح، در مقابل این منت و شکرگزاری از رزق طیب است [265]. بهبیاندیگر استفاده از غذای طیب به انجام عمل صالح و شکرگزاری ختم میشود و این موضوع حتی رویکرد معنوی تغذیه را در دین مبین اسلام نشان میدهد. همچنین چنین میتوان استنباط کرد که بین فیزیک و متافیزیک در دین مبین اسلام رابطه مشخصی وجود دارد.
درواقع، تدابیر لازم برای امر تغذیه، توسط خداوند متعال در تکوین عالم در نظر گرفتهشده و انسان مکلف به تأمل در آن شده است. ازطرفدیگر ربوبیت خداوند اقتضا میکند که جهتهای اصلی نحوه استفاده از این نعمتهای مهم الهی نیز بهدست انسان رسیده باشد، تا بتواند بهصورت صحیح از آن بهرهمند شود. لذا با مراجعه به روایات معصومین (ع) جهت استخراج دستورالعمل استفاده از غذای در دسترس انسان در طبیعت، مشاهده میشود که روایات در این زمینه در منابع روایی اسلامی به حدی زیاد و قابلتوجه است که میتوان ادعا کرد که اسلام، ارکان کلان یک زندگی سالم مبتنیبر تغذیه و سبکزندگی سالم را بیان کرده است.
آنچه در این میان ضروری است، بررسی و تحلیل این روایات با روش فقهی و اجتهادی است، بهطوریکه روایات موجود در امر تغذیه باید از حیث صحیح بودن سند روایت و دلالت داشتن آن، مورد بررسی اجتهادی قرار گرفته و فقط روایاتی که از حیث سند، معتبر بوده و به خصوصیات مواد غذایی دلالت داشته باشند، مورد استناد قرار بگیرند. کثرت روایات در این موضوع و اشاره به آنها در کتب معتبر شیعه ازجمله الکافی، من لایحضره الفقیه، وسائلالشیعه، بحارالأنوار و غیره، کنجکاوی محققان را برای بررسی دلالت این منابع، درباره ایدههای مربوط به سبد غذایی بر میانگیزد.
بهکارگیری دانش سنتی و غذاهای بومی هر منطقه در خوراک مصرفی، رویکردی است که در سالهای اخیر مطرح شده است. برای مثال فائو در رویکردهای اخیر خود بر ضرورت استفاده از محصولات کشاورزی بومی تأکید دارد. مصرف محصولات تولید شده در هر منطقه در نزدیکی همان محل تولید، ردپای کربنی کمتری را بهدلیل حملونقل کوتاهتر، ایجاد میکند. ازسوی دیگر محصولات تولیدی در هر منطقه موجب حفاظت بیشتر از تنوع زیستی آن مناطق میشوند، زیرا در کشاورزی بومی، تنوع گیاهی و حیوانی بیشتری وجود دارد. همچنین از دیگر مزایای محصولات کشاورزی بومی میتوان به محصولات تازهتر، مطابق فصل، دارای طعم و مزه بهتر، سلامت بیشتر و غذاهای سنتی بیشتر اشاره کرد [266]. همچنین در نظام غذایی مردم بومی(IPFS)، بهمنظور بهبود رژیم غذایی و دریافت مواد مغذی در مردمان بومی هر منطقه، بر تنوع غذای محلی هر منطقه تمرکز میشود. دانش سنتی، زبان، فرهنگ و محیط زیست بر ارتقای رژیم غذایی و دریافت مواد مغذی مردم بومی اثرگذار است [267].
در ایران نیز طب سنتی (ایرانی)، میراثی گرانقدر و بهجای مانده از هزاران سال تلاش، تجربه، اندیشه و ارزیابی است. بر این مبنا طب سنتی، قواعد و ابتکارات زاینده و الهامبخش فراوانی در مباحث تغذیه و مواد غذایی در بطن خود دارد که میتواند به تناسب نیاز انسانها، در زمانها و مکانهای مختلف، برای پاسخگویی و جبران کاستیهای موجود راهگشا باشد. نمونهای از این ساماندهی قواعد و ابتکارات را میتوان در عرصه تغذیه و مراقبت از سلامت و درمان بیماریها مشاهده کرد. عمده توصیهها و تأکیدات طب سنتی، ناظر بر پیشگیری از بیماریها و ارتقای سلامت از طریق اصلاح سبکزندگی است. ازسویدیگر حتی در عرصه درمان بیماریها، سهم درمانهای طبیعی و متکی بر ارتقای سبکزندگی با عنوان تدابیر ویژه درمانی نیز چشمگیر و پراهمیت است و در این مجموعه، تغذیه جایگاه استثنائی دارد. امروزه با وجود دسترسی به ابزارهای علمی نوین، برداشتها و توصیههای حکمای گذشته در مورد تغذیه میتواند رهنمودهای ویژهای برای چالشها، ابهامات و سردرگمیهای عصر جدید در عرصه تغذیه داشته باشد [264]. البته شایان ذکر است که منظور از استفاده از مبانی طب سنتی بدین معنا نیست که از علم پزشکی و تغذیه مدرن در تدوین سبد و رهنمودهای غذایی استفاده نشود، بلکه هدف توجه به مبانی طب سنتی در کنار بهرهمندی از علم مدرن تغذیه و تلفیق آنهاست.
براساس مبانی طب سنتی، رعایت 6 اصل، لازمه حفظ و ارتقای سلامتی و نیز درمان بیماریهاست. این 6 اصل عبارتند از: 1) هوا، 2) خوردنیها و نوشیدنیها، 3) حرکت و سکون، 4) خواب و بیداری، 5) اعراض نفسانی و 6) حفظ مواد ضروری در بدن و دفع مواد زائد [2, 3]. تغذیه برمبنای طب سنتی دارای اصولی است، ازجمله: غذا خوردن در هنگام اشتهای واقعی و دست کشیدن از غذا قبل از سیری، جویدن کامل غذا، عدم مداومت بر یک نوع غذا، پرهیز از تنوع غذایی در یک وعده و تداخل غذا و درهمخوری، تناسب نوع تغذیه با فصول مختلف سال و غیره که در کتب مرجع طب سنتی ایران توصیه شدهاند. از نکات قابلتوجه دیگر در این حوزه، اصول تغذیه در مراحل مختلف زندگی یعنی بارداری، شیردهی، نوزادی، کودکی، جوانی، میانسالی و سالمندی است. همچنین تغذیه مناسب و مخصوص هرکدام از اندامها ازجمله قلب، کبد، مغز، معده و غیره بهخوبی بیان شده است [264]. بنابراین باتوجه به دانش اصیل طب سنتی در حوزه غذا و تغذیه که مبانی آن برخاسته از چند هزار سال آزمون و خطا و آزمایش است، میتوان این دانش را در کنار دانش تغذیه مدرن بهکار گرفت. لذا لازم است از رهنمودها و توصیههای طب سنتی بهصورت مختصر در بازنگری سبد غذایی و به تفصیل و همراه توضیحات کامل در بازنگری رهنمودهای غذایی استفاده کرد.
موضوع مهم دیگر در زمینه طراحی سبدهای غذایی، توجه به ظرفیتهای اقلیمی کشور است و در مباحث نوین تغذیه پایدار هم توجه ویژهای به غذاهای بومی هر منطقه میشود [102]. براساس مبانی طب سنتی، غذاها در سرزمینهای مختلف دارای مزاجهای گوناگونی هستند [3]. بنابراین نیاز است در تدوین رهنمودهای غذایی، اقتضائات اقلیمهای متفاوت کشور و دلالتهای آن بر سبد غذایی، تبیین شده و مردم، آگاهیهای کافی در اینخصوص دریافت کنند. ازطرفدیگر، خودکفایی در تأمین غذا، متضمن ایجاد تعادل بین «تولید» و «مصرف» غذاست. بااینحال در سیاستهای مربوط به خودکفایی و امنیت غذایی کشور، به طرف دوم این معادله (مصرف) کمتر توجه شده است. سفره غذایی ایرانیان طی حداقل پنجاه سال اخیر، دستخوش تغییراتی شده است که عمده آنها با مداخله مستقیم دولتها و در قالب سیاستهای تغذیهای یا حمایت از تولید و مصرف صورت گرفتهاند. درنتیجه این مداخلات سیاستی، اقلام غذایی همچون گوشت مرغ، گوشت گوساله و انواع خاصی از روغنهای گیاهی (مانند سویا، کلزا و ذرت)، فارغ از توجه به آثار مصرف نامتعادل آنها و بدون بهینهگزینی محصولات براساس آثاری که بر سلامت افراد دارند، جایگاه مهمی در سفره ایرانیان پیدا کردهاند؛ بهخصوص روغنهای مذکور که فراتر از استاندارد مصرف میشود.
این درحالی است که تولید کنونی برخی از این محصولات، پرآببر بوده و سبب فشار بر سفرههای آب زیرزمینی میشود و باید در پی گزیدارهای جایگزین برای آنها بود بهنحویکه تحقق خودکفایی در محصولات اساسی، توأم با حفاظت از منابع پایه تولید دنبال شود. بهبیاندیگر، با توجه به اینکه تولید محصولات اساسی باید بهصورت پایدار در کشور انجام شود، محصولات کمآبتر در اولویت تولید کشور قرار گیرد[102]. در همین راستا، مطابق با بند «۴» ماده (34) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، وزارت جهاد کشاورزی موظف شده است که کشت محصولات علوفهای و روغنی کمآببر و متناسب با اقلیم کشور را ترویج دهد [38]. علاوهبر این، در ماده (33) این مصوبه، وزارت جهاد کشاورزی مکلف شده است که با همکاری سازمان و سایر دستگاههای اجرایی ذیربط، برنامه الگوی کشت را با رعایت سیاستهای کلی نظام ازجمله سیاستهای کلی محیط زیست و منابع طبیعی و با در نظر گرفتن اسناد آمایش سرزمین و شرایط اقلیمی، متناسب با استعدادها و قابلیتهای منطقهای و مزیتهای اقتصادی و با رعایت ملاحظات محیط زیستی و معیشت تدوین و اجرا کند [38]. درواقع در صورت اتخاذ سیاستهای تغذیهای متناسب با اقلیمهای کشور، میتوان پروتئین، کربوهیدارت، کلسیم، آهن و دیگر درشتمغذیها و ریزمغذیهای مورد نیاز برای سلامت جسمی ایرانیان را با مقادیر متناسب از اقلامی تأمین کرد که بخش بیشتری از زنجیره تأمین آنها در داخل کشور قابلتولید باشد و سبب فشار بیش از حد به منابع آبی نشود. [268] ازآنجاکه انتخاب نوع غذا و تغذیه بخشی مهم از سبکزندگی است و اصلاح الگوی مصرف آن بسیار تدریجی و در طول زمان خواهد بود، باید توجه داشت که این سیاست مهم و حیاتی، باید در بازهای بلندمدت، بهصورت گامبهگام و بهتدریج اجرا شود.
براساس مطالب فوقالذکر و وفق موضوع بند «138» ماده (6) سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی، بازنگری در سبد غذایی کشور بهمنظور ارتقای سلامت عمومی جامعه و حفظ محیط زیست کشور ضروری است. در بازنگری سبد غذایی، باید مبانی و آموزههای اسلامی، طب سنتی و اقتضائات اقلیمی کشور مدنظر قرار گیرد و درنتیجه آن، اولویت سیاستهای تولیدی کشاورزی کشور براساس سبد غذایی جامع اصلاح شود. ازاینرو در ادامه گزارش، چارچوب مفهومی انتخاب اقلام غذایی برای گنجاندن در سبد غذایی کشور تشریح میشود.
در طراحی سبد غذایی جامعه ایرانی (سال 1392) توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به نکاتی ازجمله تأمین انرژی و مواد مغذی کلیدی مورد نیاز (پروتئین، کلسیم، آهن، ویتامین آ و ویتامین ب 2)، سهم درشتمغذیها (کربوهیدرات، پروتئین و چربی) در تأمین انرژی، الگوی مصرف مواد غذایی خانوارهای ایرانی، جنسیت، سن و قیمت مواد غذایی توجه شده است. در طراحی سبد غذایی سال 1402 نیز علاوهبر نکات قبلی، موضوع پایداری محیط زیستی مورد توجه قرار گرفته است که با استفاده از شاخصهایی همچون رد پای آب و کربن، آثار محیط زیستی غذاها را در نظر میگیرد. همچنین ذائقه فرهنگی مصرفکنندگان در نظر گرفته شده است و بر همین اساس سبدهای غذایی نباید تفاوت برجستهای با الگوی مصرف معمول جامعه داشتهباشند.
با وجود این، همانطور که در بخشهای قبلی گزارش ذکر شد، بسیاری از نکات حائز اهمیت همچنان در طراحی و تدوین سبد غذایی مغفول ماندهاست. لذا ورود سبد به مصادیق و اقلام غذایی تأمینکننده مواد مغذی کلیدی (البته با رعایت تفاوتهای اقلیمی، مزاج و...) و وجود یک چارچوب مفهومی که گزینش اقلام غذایی براساس آن صورت بگیرد، الزامی است. ازآنجاکه یکی از اهداف اصلی سبد غذایی بنا به اسناد رسمی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نیز اسناد جهانی، تعیین میزان تولید و عرضه محصولات مورد نیاز کشور و بهبیاندیگر هدایت تولیدات کشاورزی کشور است، لذا در راستای تحقق این رسالت، تعیین نوع محصولات در سبد غذایی و یا پیوستهای آن الزامی است و این اسناد نمیتوانند عمدتاً بهبیان کلیات بپردازند. در این راستا، با توجه به اینکه در سبد غذایی کشور باید این موضوع مدنظر قرار گیرد، در گزارش حاضر سعی شده است فهرستی از مقولهها و معیارهای اساسی برای گزینش اقلام غذایی سبد در قالب یک چارچوب نظری اولیه ارائه شود (جدول 5). در بارش افکار صورت گرفته در فرایند تهیه گزارش حاضر، مقولههای مدنظر برای پیشنهاد اقلام غذایی برای سبد غذایی، در چهار طبقه کلی قرار گرفتهاند: 1) تغذیهای و سلامتی، 2) تولیدی (با رویکرد خودکفایی)، 3) اقتصادی و 4) رفتاری. معیارهای هرکدام از این مقولهها به این شرح هستند:
مقولههای تغذیهای و سلامتی: محصولات غذایی پیشنهادی باید از نظر تغذیهای تأمینکننده نیازهای اساسی بدن و از منظر مبانی اسلامی و طب سنتی سازگار باشند. علاوهبر این، محصولات غذایی باید متناسب با بیماریهای رایج جامعه باشد و با هدف کاهش این نوع بیماریها و کمبودها در جامعه توصیه شود.
مقولههای تولید تابآور: در پیشنهاد اقلام غذایی حفاظت از منابع تولید پایه و تناسب با اقلیم باید لحاظ شود.
مقولههای اقتصادی: قدرت خرید جامعه (در محدوده توان خرید 7 دهک بالایی و تخصیص یارانه به 3 دهک ابتدایی)، اشتغالزایی و ارزآوری و ارزبری محصولات و تأثیرپذیری قیمت آنها از نوسانات ارزی در پیشنهاد محصولات باید مورد توجه قرار گیرد.
مقولههای رفتاری: تناسب با الگوی فعلی مصرف معمول جامعه (با فرض الگوی تغذیه محلی و منطقهای)، تناسب با ترجیحات مصرفکنندگان (یعنی حتی اگر درحالحاضر این محصول جایگاه مهمی در الگوی مصرف مردم ندارد، چقدر احتمال دارد که حاضر شوند به مصرف آن رو بیاورند).
مطابق چارچوب مفهومی ارائهشده، هر محصول براساس نظر کارشناسان و صاحبنظران و با توجه به هریک از زیر معیارها، از طریق روششناسی علمی وزندهی میشود و بعد به هر محصول در زمینه هر زیر معیار، امتیازی داده شده و سپس حاصلضرب این دو بهعنوان امتیاز وزندهی شده محسوب میشود. بهصورتکلی هرچه امتیاز وزندهی شده محصول بیشتر باشد، از اولویت بیشتری برای گنجاندن در سبد غذایی برخوردار میشود.
جدول 5. اجزای چارچوب مفهومی پیشنهادی برای انتخاب اقلام غذایی
|
|
مقوله |
معیار |
توضیحات |
وزن (1 کمترین و 5 بیشترین) |
امتیاز محصول |
امتیاز وزندهی شده محصول |
|
1 |
تغذیهای و سلامتی |
تأمینکننده نیازهای بدن |
- دارای انرژی و پروتئین در حد نیاز جامعه |
|
|
|
|
- دارای خاصیت آنتیاکسیدان |
||||||
|
- دارای ریزمغذیهای کلیدی (آهن، کلسیم، ویتامین آ و ریبوفلاوین) در حد نیاز متوسط جامعه |
||||||
|
طب سنتی |
- دارای طبیعت متناسب با مزاج غالب افراد جامعه |
|
|
|
||
|
- ذکر کردن از ماده غذایی بهعنوان غذای مطلق* در کتب مرجع طب سنتی |
||||||
|
- ذکر کردن از ماده غذایی بهعنوان تقویتکننده معده، کبد، قلب یا مغز در کتب مرجع طب سنتی |
||||||
|
مبانی اسلامی |
- نام بردن از ماده غذایی در قرآن |
|
|
|
||
|
- توصیه به مصرف ماده غذایی در روایات معتبر |
||||||
|
تناسب با بیماریهای رایج |
- کاهش احتمال ابتلا و پیشگیری از بیماریهای رایج مانند مشکلات قلبی- عروقی، دیابت، فشار خون بالا، سکته مغزی، انواع سرطان، نارساییهای کلیوی و کبدی، اضطراب و افسردگی و غیره
|
|
|
|
||
|
2 |
تولید تابآور |
حفاظت از منابع تولید پایه |
- حفاظت از خاک |
|
|
|
|
- حفاظت از منابع آبی و تعادلبخشی |
||||||
|
- پروتئین غذای تولید شده بهازای واحد آب مصرفی |
||||||
|
- کالری غذای تولید شده بهازای واحد آب مصرفی |
||||||
|
- ریزمغذیهای تولید شده بهازای واحد آب مصرفی |
||||||
|
تناسب با اقلیم |
- تناسب با شرایط اقلیمی و آبی کشور |
|||||
|
- تأثیرپذیری تولید از نوسانات آبوهوایی |
||||||
|
3 |
اقتصادی |
قدرت خرید |
- در محدوده توان خرید 7 دهک (تخصیص یارانه به 3 دهک ضعیف) |
|
|
|
|
اشتغالزایی |
- ایجاد فرصتهای شغلی پایدار خصوصاً در روستا و مناطق عشایری |
|
|
|
||
|
ارزآوری |
- رشد صادرات |
|
|
|
||
|
- نقش در اقتدار غذایی بینالمللی |
|
|
|
|||
|
ارزبری |
- کاهش واردات |
|
|
|
||
|
- تأثیرپذیری قیمت از نوسانات ارزی |
||||||
|
4 |
رفتاری |
تناسب با الگوی فعلی مصرف جامعه |
- آشنایی افراد با محصول غذایی |
|
|
|
|
- ترجیحات افراد برای مصرف محصول غذایی |
||||||
|
مجموع |
|
|
|
|||
* از منظر طب سنتی، غذاها به سه دسته غذای مطلق، غذای دوایی و دوای غذایی تقسیمبندی میشوند. غذای مطلق، کامل مورد استفاده بدن قرار گرفته و مزاج را تحتتأثیر قرار نمیدهد. غذای دوایی، غذایی است که خواص غذایی آن بیشتر و بارزتر از خواص دارویی آن است و مقداری هم روی مزاج مصرفکننده تأثیر گرمی یا سردی دارد. دوای غذایی، هم خاصیت دارویی آن بیشتر از خواص غذایی آن است [268] .
مأخذ: یافتههای پژوهش.
در این بخش، چند مورد از اقلام غذایی ویژهای که طبق معیارهای جدول 5 میتواند نقش مهمی داشته باشد و در منابع اصیل اسلامی و طب سنتی و در علم نوین تغذیه مورد تأکید قرار گرفتهاند و نیز با ظرفیتهای اقلیمی کشور سازگاری نسبی دارند، معرفی میشوند. این محصولات در گروههای غذایی غلات و حبوبات، محصولات روغنی، میوهها، مغزها، گوشتها و لبنیات طبقهبندی شدهاند. جهتدهی جامعه برای تولید و استفاده هرچه بیشتر از این محصولات ویژه و سلامتمحور میتواند زمینهساز حفظ و ارتقای سلامتی و نیز پیشگیری از بیماریها شود. البته شایان ذکر است که معرفی این اقلام ویژه، بهمعنای توصیه کاهش تولید محصولات اساسی نیست، بلکه هدف، تأکید بر تولید اقلام مذکور در اراضی غیر رقیب و درعینحال، اصلاح اولویتبندی برخی تولیدات کشاورزی اساسی است که بهواسطه مقولهها و معیارهای چارچوب مفهومی پیشنهادی، امکانپذیر است. در اینجا سعی بر آن بوده است که غذاهایی که از دیدگاه منابع موثق طب سنتی و مبانی اسلامی خواص غذایی بالایی دارند و برای مصرف عموم جامعه مناسب هستند، با توجه به چارچوب مفهومی انتخاب شوند [243, 264, 269] و آوردن برخی مثالها در جدول 6، نفیکننده مواردی که نیامدهاند، نبوده و این فهرست باید بهروزرسانی و تکمیل شود. اطلاعات مربوط به اقلیم مناسب، میزان مصرف آب و شرایط گیاهان منتخب در کشور در جدول 6 آورده شده است. البته شایانذکر است که میزان مصرف مورد نیاز و تداخلات احتمالی و نیز سایر اقلام مهم در اینجا تشریح نشده و موارد پیشنهادی لازم است توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مورد بررسی قرار گیرد و درنهایت طی یک فرایند تعاملی با وزارت جهاد کشاورزی، در برنامههای تولیدی کشور مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد. در ادامه گزارش، برخی از عمدهترین اقلام، تبیین شده است:
شایانذکر است که در بند «141» سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی به کاهش درصد سبوسگیری و جوانهگیری از گندم و در بند «18» اهداف کمّی حیطه سلامت، ایمنی و کیفیت غذا در کل زنجیره غذایی سند ملی امنیت غذا و تغذیه نیز به بهبود سلامت و کیفیت نان تأکید شده است. درباره نان کامل، گزارش مبسوط قبلاً توسط مرکز پژوهشهای مجلس (شماره مسلسل 18838) منتشر شده که در بخشی از آن به نقش نان کامل در پیشگیری از بیماریهای مزمن غیرواگیر و تأمین نیازهای بدن پرداخته شده است [31]. حرکت بهسمت تولید و مصرف نان کامل، تا حد قابلتوجهی از مشکلات تغذیهای را میتواند رفع کند، زیرا طبق مستندات سبد غذایی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، حدود نیمی از انرژی دریافتی روزانه افراد از نان تأمین میشود.
مطالعات تفصیلی و اجرایی دقیق وزارت جهاد کشاورزی بیانگر قابلیت کشت پانصد هزار هکتار باغ زیتون در کشور است. شایانذکر است که کشت این مقدار درخت زیتون با روشهای جدید (بهصورت متراکم و فوق متراکم) جایگزین هیچ محصول راهبردی و ویژهای نیست و در اراضی مستعد زیتون، رقابتی وجود ندارد [270]. با حمایت از طرح توسعه زیتون میتوان در طی دو برنامه سطح باغات زیتون را به 500 هزار هکتار رساند و درنتیجه آن به تولید ۳۰۰ هزار تن روغنزیتون (معادل یک میلیارد و پانصد میلیون دلار درآمد برای کشور) و تأمین ۲۰ درصد روغن خوراکی برای کشور دست پیدا کرد. البته کشت زیتون با روشهای جدید نسبت به کشتهای سنتی رایج، موجب صرفهجویی ۵۰ درصدی در مصرف آب میشود. ازسویدیگر، کاشت این حجم از درختان زیتون نیز از نظر محیط زیستی نیز حائز اهمیت است، زیرا از نظر علمی نقش پوشش گیاهی در جلوگیری از تخریب و فرسایش و نفوذ آب به سفره و جلوگیری از تبخیر اثبات شده است. حضور گیاه موجب ترسیب کربن و تقویت خاک میشود و وجود پوشش گیاهی و استقرار گونههای گیاهی موجب پایداری اکوسیستم و تنوع زیستی خواهد شد [270]. علاوه بر این، برخی از انواع روغنهای بومی مانند روغن گلرنگ با وجود بومی بودن، تناسب با شرایط اقلیمی کشور و فواید متعدد برای سلامتی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا در سبد تأمین روغن کشور باید جایگاه مشخصی برای گیاهان روغنی بومی کشور ازجمله زیتون گلرنگ و قائل شد.
گوشت بز، نیز نزدیک به گوشت گوسفند است، اما مواد غذایی و حرارت و رطوبت آن کمتر بوده، اما گوشت گوساله در قیاس با گوشت گوسفند، سرد و خشک است. همچنین دیرهضم بوده و مصرف نامتوازن آن باعث بروز برخی از بیماریها میشود. البته گوشت گوساله بهدلیل مواد غذایی بالا برای کسانی که فعالیت بدنی زیادی دارند و نیز ورزشکاران مناسب است [264]. گوشت شتر، نیز غنی از پروتئین بوده و دارای کلسترول کمی است. افراد مبتلا به دیابت و کلسترول بالا نیز میتوانند از گوشت شتر استفاده کنند. سطح کلسترول موجود در گوشت شتر حتی نسبت به گوشت گوساله، بز، شتر مرغ و طیور نیز پایینتر است. بنابراین گوشت شتر بهدلیل داشتن چربی کم و کلسترول پایین میتواند برای افراد مسن قابل استفاده باشد. همچنین گوشت شتر بهدلیل محتوای کلسیم و فسفر بالا میتواند برای افرادی که از درد مفاصل رنج میبرند، بسیار مفید و اثربخش باشد و درعینحال آببری بسیار پایینتری دارد [264, 271-274].
جدول 6. ویژگیهای اقلام غذایی مهم [55, 142, 275-277]
|
گروه غذایی |
ماده غذایی |
تعداد ارقام / نژادهای موجود در کشور |
اقلیم مناسب کشت / ویژگیهای مطلوب |
زمان کاشت |
نیاز خالص آبیاری* (مترمکعب در هکتار) |
میانگین تولید کشور ** (هزار تن) |
|
غلات و حبوبات |
گندم |
تقریباً 160 رقم |
- گرم و مرطوب سواحل خزر، - معتدل فلات مرکزی، - گرم و خشک جنوب، - سرد کوهستانی. |
- کشت گندم در فصل پاییز صرفنظر از عادت رشد ارقام (زمستانه، بهاره و بینابین). |
گندم آبی: 3787
|
13113
|
|
نخود |
تقریباً 25 رقم |
- قابلیت کشت در آب و هوای سرد، معتدل، نیمهگرمسیری و گرمسیری، معتدل و گرمسیری، - قابلیت کشت در بهار بهصورت دیم، - نیاز زیادی به رطوبت ندارد. |
- کشت پاییزه (مناطق معتدل سرد، نیمهگرمسیری و گرمسیری): 15 آبان الی 15 آذر، - کشت پاییزه و انتظاری (مناطق سردسیر): اوایل مهر، - کشت بهاره (مناطق سردسیر): اواخر زمستان و اوایل بهار. |
3758 |
278 |
|
|
ماش |
تقریباً 4 رقم |
- کشت آبی در مناطق خشک نیمهگرمسیری و گرمسیری، - قابلیت رشد در دمای بیش از 16 درجه سانتیگراد، - حداقل دمای قابل تحمل ۱- درجه سانتیگراد. |
از دهه اول فروردین تا دهه دوم خرداد |
4002 |
25 |
|
|
محصولات روغنی |
گلرنگ |
تقریباً 10 رقم |
- تحمل نسبی به شوری خاک و خشکی هوا، تحمل بالا به سرمای زمستانه (تیپ پاییزه)، - قابلیت کشت پاییزه در مناطق سرد و معتدل سرد، - قابلیت کشت بهاره و پاییزه در مناطق معتدل گرم، - قابلیت کشت دیم در مناطق معتدل و سردسیر کشور. |
کشت پاییزه، انتظاری، بهاره و تابستانه |
3278 |
9 |
|
زیتون |
تقریباً 19 رقم |
- مناسب کشت در آب و هوای مدیترانهای (بهار و تابستان آفتابی و طولانی، پاییز کوتاهمدت و پرباران و زمستان معتدل سرد)، - رشد مناسب در دمای 7- تا 50+ درجه سانتیگراد (اگر سرما طولانی نباشد تا 15- درجه سانتیگراد را نیز تحمل میکند). |
از دهه اول آذر شروع تا دهه دوم دی |
6390 |
129 |
|
|
میوهها |
انگور |
تقریباً 21 رقم |
- متحمل به کمآبی و آهک بالا (قلیایی بودن) خاک، - مناسب کشت در نواحی دارای تابستان طولانی و خشک و زمستانهای خنک، - رشد مناسب در دمای 15- تا 40+ درجه سانتیگراد. |
از دهه دوم بهمن تا دهه دوم فروردین |
4799 |
3196
|
|
انجیر |
تقریباً 13 رقم |
- مناسب کشت در آب و هوای مدیترانهای، - بهترین سازگاری با مناطق دارای آب و هوای گرم و خشک در تابستان و فاقد سرمای زودرس در فصل برداشت. |
از اوایل اسفندماه تا نیمه اول فروردین |
4650
|
96
|
|
|
سیب |
تقریباً 12 رقم |
- مناسب کشت در مناطق کوهستانی (ایران بهعلت برخورداری از نواحی بسیار گسترده کوهپایهای از مناسبترین شرایط محیطی برای کشت سیب برخوردار است). |
از دهه اول اسفند تا دهه دوم فروردین |
5798 |
3813 |
|
|
انار |
تقریباً 10 رقم |
- قابلیت کشت در دامنه وسیعی از شرایط آب و هوایی، - قابلیت کشت تجاری در تمام استانهای کشور بهجز همدان، - رشد مناسب در دمای 5- تا 40+ درجه سانتیگراد، - تا حدی مقاوم به شوری. |
از دهه دوم اسفند و تا دهه دوم فروردین |
5800
|
1094 |
|
|
سنجد |
تقریباً 12 رقم |
- مقاومت کامل در برابر سرمازدگی، - قابلیت کشت در اکثر نقاط کشور بدون هیچ مشکلی بهغیر از نواحی دارای رطوبت بیش از 65 درصد، - رشد مناسب در دمای 34- تا 45+ درجه سانتیگراد. |
از دهه اول بهمن و تا دهه اول اسفندماه |
------ |
3.6 |
|
|
خرما |
تقریباً 56 رقم |
- گرمسیری و نیمهگرمسیری (مناطق دارای زمستان معتدل و تابستان گرم و خشک و طولانی)، - تحمل بالا به شوری خاک |
- کشت در اواخر تابستان و اوایل پاییز، - کشت در اواخر زمستان و اوایل بهار، |
9844 |
1386 |
|
|
|
توت |
تقریباً 12 رقم اصلاحشده |
مناسب کشت در آب و هوای مرطوب و معتدل یا گرم |
- کشت در اواخر تابستان و اوایل پاییز، -کشت در اواخر زمستان و اوایل بهار. |
------ |
17 |
|
مغزها |
بادام |
تقریباً 12 رقم |
- قابلیت کشت دیم در برخی مناطق، - سازگاری با شرایط اقلیمی مناطق خشک و نیمهخشک و سردسیر، - قابلیت رشد در خاکهای ضعیف و آهکی، - بالا بودن کارایی مصرف آب. |
کاشت در اواخر بهمنماه |
5010 |
132 |
|
پسته |
تقریباً 15 رقم |
مناسب کشت در نواحی دارای تابستانهای گرم و طولانی همراه با زمستانهای سرد و طولانی، - متحمل به دمای 20- تا 45+ درجه سانتیگراد، - متحمل به شوری خاک، - متحمل و سازگار با کمآبی. |
مناطق با آب و هوای معتدل: اواخر پاییز.
مناطقی با آب و هوای سرد و یخبندان: اواخر زمستان. |
4375 |
314 |
|
|
گوشتها |
گوسفند |
تقریباً 27 نژاد |
----- |
----- |
----- |
277 |
|
بز |
تقریباً 10 نژاد |
----- |
----- |
----- |
89 |
|
|
شتر |
تقریباً 8 نژاد |
----- |
----- |
----- |
6 |
|
|
ماکیان (بلدرچین، اردک و غاز) |
----- |
----- |
----- |
----- |
----- |
|
|
لبنیات |
شیر گاو |
----- |
----- |
----- |
----- |
----- |
|
پنیر |
----- |
----- |
----- |
----- |
----- |
* میانگین نیاز خالص آبیاری 10 سال اخیر گیاهان (1402-1392) در نظر گرفته شده است. نوع اقلیم، رقم گیاهی و همچنین دوره رشدی گیاه در هر اقلیم، بر میزان نیاز خالص آبیاری گیاه اثرگذار هستند.
** میانگین تولید کشور براساس میانگین تولید در پنجسال اخیر (1400-1395) محاسبه شده است.
سلامت افراد یک جامعه به عوامل متعددی مرتبط میشود که از جمله آنها میتوان به میزان فعالیتهای بدنی، نوع مواد غذایی، چاقی، مصرف دخانیات و تنشها و فشارهای روانی اشاره کرد. با وجود این، از میان عوامل مؤثر ذکر شده، مصرف مواد غذایی سالم و مغذی یکی از اصلیترین ارکانی است که میتواند سلامت افراد جامعه را به ارمغان آورد. ازاینرو دسترسی آحاد جامعه به مواد غذایی مغذی، سالم و باکیفیت، جزء حقوق اساسی است که باید توسط دولتمردان تأمین شود. لذا دولتها باید با برنامهریزی راهبردی و تدوین اسناد مترقی، جامعه را به سمت تغذیه اصولی و سلامت بهتر رهنمون سازند. تولید محصولات کشاورزی و غذایی از نقش اساسی و راهبردی در تأمین نیازهای تغذیهای و بالاتر از آن، جهش اقتصادی کشور برخوردار است. در دهههای گذشته، محرومیت تاریخی بخش کشاورزی از سرمایهگذاریهای انجام شده در کشور و نگاه فرعی بسیاری از کارگزاران به نسبت به آن، مانع از شکوفایی این بخش و نقشآفرینی آن به عنوان محور توسعه شده است. با توجه به اینکه در کشاورزی ایران هنوز بسیاری از فرصتهای فناورانه استفاده نشده است، لذا امیدواری زیادی در خصوص جهش تولید در این بخش با ارتقاء بهرهوری استفاده از منابع و عوامل تولید وجود دارد. یکی از الزامات اساسی نقشآفرینی بخش کشاورزی در ارتقاء سلامت افراد جامعه، سیاستگذاری صحیح تولید مواد غذایی و کشاورزی است. شواهد جهانی حاکی از آن است که اقداماتی برای ایجاد تغییر در الگوی تولیدات غذایی و تغذیه بومی جوامع، در قالب استعمار کشورها یا از طریق عوامل دیگری ازجمله تبلیغات، رسانه و گسترش فروشگاههای چندملیتی انجام شده است.
طبق شواهد ارائهشده در تحقیق حاضر، الگوی مصرف غذایی جامعه در چند سال اخیر دستخوش تغییرات بسیاری شده و تمایل مصرفکنندگان بهویژه کودکان و جوانان به مصرف غذاهای فوری و سرخشده افزایش یافته است. ترجیحات غذایی جامعه ایرانی، واجد روابط دوطرفه با تولید محصولات کشاورزی بوده است. در شرایط کنونی، استقرار سبکزندگی ایرانی-اسلامی در جامعه، با رویه فعلی تولید و مصرف مواد غذایی دچار چالش شده است. در چند دهه اخیر، فرهنگ غذایی بومی ایرانی-اسلامی بهتدریج تضعیف و فرهنگ غذایی غربی نیز تا حدودی جایگزین آن شده است. این فرهنگ غذایی غیرایرانی سرشار از مصرف انواع خاصی از روغنهای گیاهی (بهخصوص سویا، ذرت و کلزا)، انواع غذاهای فوری، قند و شکر سفید تصفیهشده و محصولات فراوری شده و سهم نامتوازن گوشت گوساله و مرغ از سبد گوشتی خانوار است.
طبق آمارهای موجود، تغییر الگوی غذایی برای مردم ایران، بهگونهای پیش رفته که سرانه عرضه روغن و گوشت مرغ در سال 1400 در مقایسه با سال 1367 بهترتیب به میزان 1،2 و 3،5 برابر افزایش یافته است. همچنین میزان واردات خوراک دام (کنجاله سویا، جو، ذرت و دانه سویا) برای تولید بیشتر دامهای صنعتی از قبیل مرغ و گوساله، افزایش قابلتوجهی نشان داده است. این روند صعودی بهصورتی بوده است که مقایسه آمار واردات سال 1400 و 1392، حاکی از افزایش 668، 405، 141 و 105 درصدی واردات این اقلام، بهترتیب برای دانه سویا، جو، ذرت و روغن خوراکی است. بهطورکلی فرهنگ غذایی جدید رواجیافته، نهتنها میتواند سبب افزایش احتمال ابتلا به مشکلات جسمی و افزایش احتمال بروز بیماریهای متعدد و مزمن غیرواگیر ازجمله چاقی، دیابت، مشکلات قلبی- عروقی، اوتیسم، آلزایمر و افسردگی، انواع سرطانها، کبد چرب و بیماریهای پوستی شود، بلکه میتواند وابستگی کشور را به واردات محصولات اساسی افزایش دهد. تولید و مصرف بالای برخی محصولات غذایی آببر و وابسته به واردات، ازجمله روغنهای مرسوم گیاهی، گوشت مرغ و گوساله، افزون بر آنکه کشور را از اهداف خودکفایی دور ساختهاست، بلکه در شکل موجود، میتواند خطراتی را نیز برای محیط زیست به بار آورد. علاوهبر این، مصرف نامتعادل و بالای این نوع محصولات نیز چندان مورد توصیه فرهنگ تغذیه ایرانی-اسلامی نیست و لازم است منابع متنوعتری در سبد مصرفی خانوار لحاظ شود و متناسب با آن، اولویتهای تولید کشاورزی نیز مورد بازبینی قرار گیرد. امروزه تولید گوشت در کشور عمدتاً وابسته به دامهای آببری است که مخاطرات مصرف نامتعادل آنها بر سلامتی در تحقیقات جهانی اشاره شده است. این درصورتی است که بخشی از گوشت مصرفی در کشور را میتوان با مصرف آب کمتر و از طریق پرورش دامهای جایگزین تولید کرد. درحقیقت، علاوهبر تولید غذا و تأمین نیازهای غذایی جامعه که از اهداف اصلی رژیمهای تولید کشاورزی است، باید به ابعاد محیط زیستی تولید در داخل کشور نیز توجه شود. چراکه اهدافی ازجمله اهداف محیط زیستی، اجتماعی و ارتقای سلامت مصرفکنندگان با گذر زمان، به اهداف رژیمهای کشاورزی افزوده شده است.
شایان ذکر است که موضوع کاهش آسیبپذیریهای ناشی از گسترش فرهنگ غذایی بیگانه ناسالم و جلوگیری از تغییر هدفمند ذائقه مصرفی مردم بهسمت غذاهای غربی و فستفودها در اسناد بالادستی کشور، ازجمله سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی و سند ملی امنیت غذا و تغذیه نیز اشاره شده است. بنابراین بهمنظور حفظ و صیانت از الگوی مصرف و فرهنگ تغذیهای بومی در کشور که از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و در جامعه کنونی در حال تضعیف است و همچنین در بیانات مقام معظم رهبری نیز بهعنوان بخشی از تمدن کشور مورد تأکید قرار گرفته، نهادهای مسئول لازم است در اینخصوص توجه بیشتری مبذول کنند و اصلاح تدریجی الگوی مصرف و فرهنگسازی را بهمنظور نهادینه کردن محصولات و غذاهای بومی در دستور کار خود قرار دهند و تبلیغات مربوط به محصولات غذایی مروج فرهنگ غذاهای بیگانه ناسالم را در رسانهها مدیریت کنند. یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر افزایش استفاده از محصولات سلامتمحور مبتنیبر مبانی ایرانی-اسلامی، تولید آنها در سطح مناسب با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی کشور است.
بهطورکلی، با توجه به تنوع محصولات کشاورزی و نیازهای غذایی انسانها از یکسو و محدودیت منابع و عوامل تولید ازسویدیگر، اولویتبندی محصولات، همیشه از اساسیترین مباحث در سیاستگذاری تولید و الگوی کشت بوده است. تاکنون معیارهای مختلفی مانند شرایط اقلیمی، ویژگیهای خاک، دسترسی به آب و کیفیت آن، نگرش کشاورزان، شرایط اجتماعی و بازار برای اولویتبندی مطرح شده است. گزارش حاضر، معیار بسیار مهمی را مورد توجه قرار داده که بهخصوص در عصر کشاورزی صنعتی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. امروزه بیش از هر زمان دیگری نسبت به تأثیر محصول بر سلامت و نیز توجه به مبانی بومی و فرهنگی در انتخاب محصولات تأکید میشود. «سبد و رهنمودهای غذایی» از مهمترین ابزارهای سیاستی هستند که میتوانند در کنار توجه به سایر عوامل، با انتخاب و اولویتدهی به محصولات «سلامتمحور»، این ارتباط را برقرار کنند.
درواقع، سبد غذایی یکی از ابزارهای اصلی دخیل در تعیین الگوی غذایی جامعه است که علاوهبر اینکه توصیههای تغذیهای رایج و الگوهای خرید و مصرف غذا را مشخص میکند؛ الگوهای تولید و عرضه غذا را نیز هماهنگ میکند. علاوهبر سبد غذایی، رهنمودهای غذایی از دیگر اسناد تغذیهای در کشور است که بهمنظور آگاهیبخشی به افراد جامعه، توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تدوین و منتشر میشود و با استفاده از آن، گروههای غذایی و اصول تغذیهای صحیح به افراد اطلاعرسانی میشود. سبد و رهنمودهای غذایی، بهعنوان ابزاری برای اجرای سیاستهای غذا و تغذیه، برنامهریزیهای اجرایی و ارزشیابی عملکرد برنامههای حوزه تغذیه در جامعه و بهمنظور تأمین نیازهای تغذیهای و سلامت جامعه بهکار گرفته میشوند و باید برای اولویتگذاری تولیدات کشاورزی، توصیههای دقیقی را ارائه کنند. درواقع سبدها و رهنمودهای غذایی باید بهگونهای طراحی و تدوین شوند که ضمن ارائه توصیههای تغذیهای مشخص از منظر تأمین ریز مغذیها و درشت مغذیها، تمام نیازهای تغذیهای افراد را تأمین کرده و خطر افزایش بروز و شیوع بیماریهای مزمن غیرواگیر را نیز در جامعه کاهش دهند و در ریلگذاری مناسب برای هدایت تولیدات کشاورزی کشور نقش مناسبی را ایفا کنند.
با توجه به اهمیت غذا و تغذیه سلامتمحور در سلامت افراد جامعه، گزارش حاضر پس از تبیین جهتگیری نوین در رویکردهای مبنایی سیاستگذاری تولیدات کشاورزی و ضرورت حرکت بهسمت تولید محصولات متناسب با مبانی بومی، سعی کرده است به بررسی سبدها و رهنمودهای غذایی موجود در کشور از رهگذر میزان توجه به هدایت تولیدات کشاورزی کشور، بهویژه براساس رویکردهای نوین و مبانی بومی بپردازد. نتایج این بررسی، حاکی از آن است بهرغم نکات مثبت و نقاط قوت متعددی که اسناد مذکور دارند، کاستیهای قابلتوجهی نیز قابل احصاست که میتوان به عدم توجه مناسب به اقتضائات اقلیمی کشور و اصول تغذیهای مطرح شده در طب سنتی و مبانی اسلامی اشاره کرد. همچنین در این اسناد به ارتباط بین مزاج و تفاوتهای تغذیهای، آداب و تداخلات غذایی توجه نشده است و در کاهش مصرف مواد غذایی آسیبرسان پرمصرف مانند قند و شکر سفید تصفیهشده و محصولاتی که عمدتاً وارداتی هستند یا نهادههای مورد نیاز تولید آنها وارداتیاند، سیاستگذاری مناسب و یا الزامآوری صورت نگرفته است.
سبدها و رهنمودهای غذایی موجود بهدلیل اینکه توصیههای لازم و عینی برای منابع تأمین درشتمغذیها و ریزمغذیها ارائه نکردهاند، قادر به هدایت بخش تولید کشور نبودهاند. البته باوجود اینکه برخی از مؤلفهها مانند مصرف نان کامل، کاهش مصرف قندهای تصفیهشده، جایگزینی مصرف قند و شکر سفید با شکر قهوهای و یا میوههای خشک طبیعی، کاهش مصرف روغن و سرخکردن مواد غذایی و استفاده از روغنزیتون، در سبدهای غذایی و رهنمودهای غذایی کشور توصیه شده؛ اما این موارد، عمدتاً در حد توصیه باقی ماندهاند و برنامههای بخش کشاورزی بهسمت تولید بیشتر و درنتیجه دسترسی آحاد جامعه به اینگونه محصولات سلامتمحور پیش نرفته است. بهبیاندیگر، این اسناد تغذیهای در مرحله اجرایی به موفقیت مطلوبی نرسیدهاند.
حال سؤال اینجاست چرا با وجود گذشت 10 سال از تدوین سبد غذایی (1392) و توصیه به برخی مؤلفههای تغذیه سالم و مغذی، تولیدات داخلی چه در بخش خام و چه فراوری شده، به شکل مناسب به این سمت، سوق نیافته و دسترسی مردم به اینگونه مواد غذایی افزایش معنیداری را تجربه نکرده است. درحالحاضر روغنزیتون، جزء گرانترین روغنهای گیاهی خوراکی موجود در بازار است که خرید و استفاده مداوم از آن برای بخش قابلتوجه جامعه، مقرونبهصرفه نیست و همچنین بهمانند روغنهای تراریخته، از طریق رسانه ملی برای آن فرهنگسازی صورت نمیگیرد. شکر قهوهای نیز در مقایسه با شکر سفید بهصورت محدود و با قیمت بالاتری در بازار موجود است و مردم نیز اطلاعات چندانی در مورد آن ندارند. درصورتیکه تولید این نوع محصولات افزایش یابد، قیمت آن کاهش یافته و امکان خرید آن توسط مصرفکننده بهشکل بهتری فراهم میشود. درواقع، تولیدات بخش کشاورزی باید با مقادیر و مواد غذایی توصیه شده در سبدها و رهنمودهای غذایی متناسبسازی شود.
موضوعات «اصلاح سبکزندگی در عرصه تغذیه (ناظر به آموزههای طب سنتی ایران)» در بند «12-6» سیاستهای کلی نظام در حوزه سلامت، «استقرار و بهروزرسانی سبد غذایی کشور و الگوی مصرف مطلوب ایرانی - اسلامی با توجه به توان سرزمینی، اقتصاد تولیدات، سلامت افراد و فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی»، «توجه به تولید و عرضه اقلام غذایی مورد نیاز غذاهای بومی - سنتی و توسعه فرهنگ و دانش مصرف غذاهای بومی- سنتی» و «بازنگری رهنمودهای غذایی ایران بهعنوان ابزار استاندارد آموزش همگانی تغذیه در کشور» بهترتیب در بندهای «138» و «155» سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی و بند «7» اقدامات کلی مربوط به حیطه مصرف و سلامت تغذیهای در سند ملی امنیت غذا و تغذیه مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین وزارت جهاد کشاورزی براساس وظایف قانونی خود مطابق با ماده (33) قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، مکلف شده است برنامه الگوی کشت را با رعایت سیاستهای کلی تدوین و اجرا کند و علاوهبر آن، مطابق با بند «۴» ماده (34) این مصوبه مجلس، وزارت مذکور موظف شده است که کشت محصولات علوفهای و روغنی کمآببر و متناسب با اقلیم کشور را ترویج دهد. در تدوین و اجرای الگوی کشت وزارت جهاد کشاورزی باید جهتگیری ویژهای در راستای تولید هرچه بیشتر محصولات مورد تأکید مبانی بومی، اقلیم کشور و سلامت جامعه مبذول داشته شود.
شایان ذکر است که هرچند سبد غذایی مطلوب متناسب با مبانی اسلامی و سنتی و اقتضائات اقلیمی، ممکن است هزینه بالاتری بههمراه داشته باشد؛ ولی چنانچه دولت برای تحقق آن سرمایهگذاری کند و قیمت محصولات غذایی سلامتمحور ازجمله روغنزیتون، بادام، گوشت شتر و گوسفند با افزایش تولید و عرضه، کاهش و فرهنگ مصرف اینگونه محصولات نیز در جامعه توسعه یابد؛ در بسیاری از هزینههای درمانی مربوط به بیماریهای غیرواگیر که سالیانه به کشور تحمیل میشود، صرفهجویی خواهد شد. لذا در سنوات برنامه هفتم پیشرفت، سازمان برنامه و بودجه بهخصوص در اجرای بند «چ» ماده (73)، بخشی از منابع مالی مورد نیاز اجرای راهبردهای جدید تولید کشاورزی را از محل 5 درصد اعتبارات مصوب سالانه سازمانهای بیمهگر پایه سلامت، پیشبینی و تخصیص دهد.
به طور کلی، بهمنظور برخورداری از جامعهای سالم و پویا، لازم است وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری وزارت جهاد کشاورزی، سیاستهای مرتبط با غذا را از طریق طراحی سبد غذایی مطلوب و رهنمودهای غذایی مبتنیبر مبانی ایرانی-اسلامی و بهرهمند از طب نوین ارتقا بخشد. وزارت جهاد کشاورزی نیز ضرورت دارد براساس مقادیر مواد غذایی توصیهشده در سبد غذایی جامع و باتوجه به اقتضائات اقلیمی هر منطقه و همچنین فرهنگ و مزاجهای غالب مردم، اولویتهای تولیدی را تعیین کند و آنها را در تدوین «سند ملی توسعه بخش کشاورزی موضوع ماده (34) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی»، در حوزه اولویتبندی سیاستهای تولیدی محصولات کشاورزی بهکار گیرد تا درنهایت، جهتگیریهای راهبردی تولیدات کشاورزی کشور براساس رویکرد تغذیه سلامتمحور محقق شود. لازم به ذکر است که مقصود گزارش حاضر این نیست که اولویتبندی تولیدات در سند ملی توسعه بخش کشاورزی صرفاً بر اساس متغیر سلامت صورت پذیرد؛ بلکه هدف آن است که به نقش محصولات کشاورزی در صیانت و ارتقاء حداکثری سلامت مردم، در کنار سایر متغیرها از جمله اقتضائات اقلیمی و محیط زیستی و منابع تولید توجه شود. به بیان دیگر، در سیاستگذاری تولیدات کشاورزی، لازم است تا وضعیت دسترسپذیری و استفاده از محصولات مذکور و اثرات آنها بر سلامت مصرفکنندگان، بر اساس شواهد علمی تجزیه و تحلیل شده و سیاستهای تولید در راستای بهینهسازی هرچه بیشتر سبد مصرفی داخلی و دسترسپذیری به محصولات سلامتمحور و بهبود قابلیت خرید آنها ارتقاء یابد.
در این راستا، مشخص میشود که برای مثال، گوسفند، گوساله، شتر، مرغ، بلدرچین، بوقلمون و سایر ماکیان، آبزیان و غیره، چه جایگاه و وزنی در سبد گوشت بهینه و سلامتمحور کشور، با توجه به بیماریهای شایع موجود و ویژگیهای جامعه ایرانی و قابلیتهای تولید باید داشته باشند. در عین حال افزایش تولید اقلام ویژه و سلامت محور فراموششده، مانند سنجد و توت باید به صورت غیررقیب در سبد جامع مدنظر قرار گیرند. به بیان دیگر، این محصولات نباید در مصرف منابع تولید مانند آب و زمین رقیب محصولات اساسی شوند و اقتدار غذایی باید به عنوان معیار تعیینکننده مد نظر باشد. در واقع تأکید بر تولید محصولات اساسی و راهبردی بر جای خود برقرار است، ضمن آنکه محصولات ویژه و سلامتمحورکه میتوانند در تأمین کامل نیازهای غذایی نقشآفرینی کنند نیز باید در سند ملی توسعه بخش کشاورزی مورد توجه قرار بگیرند. اگر بخش کشاورزی در اولویتبندی تولید به مبانی ایرانی-اسلامی تغذیه و در واقع غذا توجه نماید، نقش بیبدیل و استثنائی خود را در تضمین سلامت مردم، کاهش هزینههای بیماری و درمان ایفا خواهد کرد. در این صورت است که سبد غذایی جامع مبتنی بر اقتضائات اقلیمی و توان سرزمینی، میتواند با بهرهمندی بهینه از منابع تولید و مدیریت صحیح آنها، موجب تولید بیشتر محصولات اولویتدار شده و همزمان اقتدار غذایی را برای کشور به ارمغان آورد. به بیان دیگر، سلامت جامعه مرهون کشاورزی است و اگر کشاورزی بهصورت مناسب مورد توجه سرمایهگذاران قرار نگیرد و تولیدات آن مبتنی بر آموزههای طب سنتی و مبانی اسلامی تنظیم نشود، ارتقاء سلامت جامعه را به دنبال نخواهد داشت و این امر به نوعی در بند «چ» ماده (73) قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز به رسمیت شناخته شده است.
علاوهبر این، یکی از دلایل شکلگیری سبد نامتوازن غذایی در کشور، اتخاذ برخی رویکردهای یکطرفه بخش کشاورزی ازجمله برنامهریزیهای انجام شده در راستای بند «ب» ماده (14) قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی، است که در آن بدون تعیین ضوابط مناسب و تأکید جدی بر اصلاح رویکردهای بهرهبرداری نامناسب از مراتع و احیای آنها، به کاهش جمعیت دامهای وابسته به مراتع و افزایش جمعیت دامهای صنعتی و نیمهصنعتی جایگزین تأکید شده، لذا لازم است اینگونه از سیاستهای بخش کشاورزی، اصلاح و بازبینی شوند؛ ضمن اینکه مسئولان مربوطه در وزارت جهاد کشاورزی باید همزمان به بندهای «الف و ج» ماده (۱۴) نیز توجه داشته باشند.
البته لازمه برقراری این تعامل بین حوزه سلامت و تولید در کشور، ورود سبد و رهنمودهای غذایی به موضوع تعیین مصادیق تولیدات و منابع عناصر درشتمغذی و ریزمغذی است. در این راستا، چارچوب مفهومی جامعی که برای انتخاب اقلام غذایی برای اولینبار در این گزارش پیشنهاد شده است، باید مورد توجه قرار گیرد. این چارچوب باید بهصورت مشترک توسط وزارتین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و جهاد کشاورزی و صاحبنظران دانشگاهی و حوزوی، بررسی و نهایی شده و پس از تصویب در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی لازمالاجرا شود.
شایانذکر است که در پایان این گزارش نیز چند نمونه از اقلام غذایی که ویژگیهای لازم را برای وارد شدن به سبدها و رهنمودهای غذایی دارا هستند، پیشنهاد شده است. هرچند بخشی از این اقلام و محصولات، جزء محصولات اساسی یا راهبردی طبقهبندی نمیشوند، ولی نقش اساسی در ارتقاء سلامت مصرفکنندگان میتوانند داشته باشند و لذا سیاستگذار باید حتیالامکان تولید آن را افزایش دهد. البته همانطور که پیش از این نیز اشاره شده است، معرفی این اقلام ویژه، بهمعنای کاهش تولید سایر محصولات اساسی نیست؛ بلکه هدف، تأکید بر تولید اقلام مذکور در اراضی غیر رقیب و درعینحال، اصلاح اولویتبندی برخی تولیدات کشاورزی اساسی، بهواسطه مقولهها و معیارهای چارچوب مفهومی پیشنهادی است. محصولاتی که وزن بالایی براساس چارچوب مربوطه دریافت میکنند باید بهعنوان محصولات راهبردی یا ویژه موضوع ماده (31) قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مدنظر وزارت جهاد کشاورزی قرار گیرند و وزارتخانه باید برنامه اقدام مشخصی برای چشمانداز تولید پایدار و سازوکارهای عملیاتی مربوطه، مشتمل بر زمانبندی مشخص ارائه کند. البته ضرورت دارد که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت جهاد کشاورزی و مراکز تحقیقاتی مربوطه، در برخی از موارد پیشنهادی، پژوهشهای تکمیلی را برای تدوین توصیههای دقیقتر به عمل آورند. لازم به ذکر است که پیشنهاد این اقلام غذایی عمدتاً ناظر بر تنظیمگری تولیدات مورد نیاز برای مصرف داخلی کشور است و نافی تولید محصولات مورد نیاز بازارهای جهانی با رعایت اسناد بالادستی کشور و پیگیری الزامات اقتدار غذایی نیست؛ ضمن اینکه در چارچوب مفهومی ارائهشده این گزارش برای اولویتبندی تولیدات، نقش محصول در اقتدار غذایی و تأمین نیازهای اساسی انسان مورد توجه قرار گرفته است. پیشنهادهای سیاستی این گزارش برای اصلاح سبد و رهنمودهای غذایی کشور بهشرح زیر است:
[1] UND, P. What are the Sustainable Development Goals? 2023 Available from: https://www.undp.org/sustainable-development-goals.
[2] جرجانی، سید اسماعیل. (1355). ذخیره خوارزمشاهی. بنیاد فرهنگ ایران. تهران.
[3] ابن سینا، حسین ابن عبدالله .(1392). القانون فی الطب. المعی. تهران.
[4] Rippe, J.M., Lifestyle medicine: the health promoting power of daily habits and practices. American journal of lifestyle medicine, 2018. 12(6): p. 499-512.
[5] Organization, W.H., The state of food security and nutrition in the world 2022: Repurposing food and agricultural policies to make healthy diets more affordable. Vol. 2022. 2022: Food & Agriculture Org.
[6] Downer, S., et al., Food is medicine: actions to integrate food and nutrition into healthcare. bmj, 2020. 369.
[7] Wang, D.D., et al., Fruit and vegetable intake and mortality: results from 2 prospective cohort studies of US men and women and a meta-analysis of 26 cohort studies. Circulation, 2021. 143(17): p. 1642-1654.
[8] Naghshi, S., et al., Dietary intake of total, animal, and plant proteins and risk of all cause, cardiovascular, and cancer mortality: systematic review and dose-response meta-analysis of prospective cohort studies. Bmj, 2020. 370.
[9] Zheng, Y., et al., Association of changes in red meat consumption with total and cause specific mortality among US women and men: two prospective cohort studies. Bmj, 2019. 365.
[10] Hankey, G. and G.D. Collaborators, Health effects of dietary risks in 195 countries, 1990-2017: a systematic analysis for the Global Burden of Disease Study 2017. Lancet, 2019. 393(10184): p. 1958-1972.
[11] Hu, F.B., Dietary pattern analysis: a new direction in nutritional epidemiology. Current opinion in lipidology, 2002. 13(1): p. 3-9.
[12] Schulze, M.B., et al., Food based dietary patterns and chronic disease prevention. bmj, 2018. 361.
[13] Mozaffarian, D., I. Rosenberg, and R. Uauy, History of modern nutrition science—implications for current research, dietary guidelines, and food policy. Bmj, 2018. 361.
[14] Moodie, R., et al., Profits and pandemics: prevention of harmful effects of tobacco, alcohol, and ultra-processed food and drink industries. The lancet, 2013. 381(9867): p. 670-679.
[15] Organization, W.H., Global health risks: mortality and burden of disease attributable to selected major risks. 2009: World Health Organization.
[16] Visioli, F., et al., Nutrition and health or nutrients and health? International Journal of Food Sciences and Nutrition, 2022. 73(2): p. 141-148.
[17] Goryakin, Y., L. Rocco, and M. Suhrcke, The contribution of urbanization to non-communicable diseases: Evidence from 173 countries from 1980 to 2008. Economics & Human Biology, 2017. 26: p. 151-163.
[18] Organization, W.H., Guideline: sugars intake for adults and children. 2015: World Health Organization.
[19] Vos, T., et al., Global burden of 369 diseases and injuries in 204 countries and territories, 1990–2019: a systematic analysis for the Global Burden of Disease Study 2019. The lancet, 2020. 396(10258): p. 1204-1222.
[20] Tabrizi, J.S., et al., New public management in Iran’s health complex: a management framework for primary health care system. Primary health care research & development, 2018. 19(3): p. 264-276.
[21] Network, G.B.o.D.C., Global burden of disease study 2019 (GBD 2019) results. Seattle, 2020.
[22] Yousefi, M., et al., Prevention and control of non-communicable diseases in iran: the case for Investment. BMC public health, 2022. 22(1): p. 1248.
[23] Boeing, H., et al., Critical review: vegetables and fruit in the prevention of chronic diseases. European journal of nutrition, 2012. 51: p. 637-663.
[24] Zhang, B., et al., Global burden of cardiovascular disease from 1990 to 2019 attributable to dietary factors. The Journal of Nutrition, 2023. 153(6): p. 1730-1741.
[25] Shan, Z., et al., Healthy Eating Patterns and Risk of Total and Cause-Specific Mortality. JAMA Internal Medicine, 2023. 183(2): p. 142-153.
[26] دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی .(1392). سبد غذایی مطلوب برای جامعه ایرانی. اندیشه ماندگار، قم.
[27] ریاحی، فریبا، نجفی علمدارلو، حامد، و محمدحسن وکیل پور. (1397). ارزیابی آثار رفاهی خودکفایی پایدار در بازار گندم ایران. اقتصاد کشاورزی و توسعه، 26(101).
[28] علی پور، علی رضا؛ موسوی، سیدحبیب اله؛ خلیلیان، صادق؛ مرتضوی، سیدابوالقاسم و سیدحبیب اله موسوی. (1397). خودکفایی گندم و رشد جمعیت در چشم انداز 1404 در ایران (درآمدی بر نقش سیاست خرید تضمینی). تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران (علوم کشاورزی ایران)، 49(4 ).
[29] محمدی، علی؛ بنیحبیب، محمد ابراهیم؛ یوسفی، حسین؛ پور آرام، حسین و رندهیر تیموسی .(1400). نقد و بررسی سبدهای غذایی مطلوب و فعلی جامعهی ایرانی با رویکرد همبست آب و غذا. اکوهیدرولوژی، 8(2).
[30] محمدی نصر آبادی، فاطمه. (1397). راهکارهای محلی برای دستیابی به هدف جهانی غذا و تغذیه پایدار. مجله علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران، 13 (1).
[32] سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1382/08/13) دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=16995.
[33] قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی (مصوب 1389).
https://qavanin.ir/Law/PrintText/171794.
[34] سند ملی دانشبنیان امنیت غذایی (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1402/04/05)
[35] سند پشتیبان امنیت غذا و تغذیه، 1411-1402 ( مصوب 1402/01/31 شورای عالی سلامت و امنیت غذایی).
[36] سیاستهای کلی برنامه هفتم با اولویت پیشرفت اقتصادی توأم با عدالت (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1401/06/20)، دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای.
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=50920.
[37] سیاستهای کلی نظام در بخش کشاورزی (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1389/04/14) دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=37896.
[38] لایحه برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1406-1402) ، مصوبه مجلس شورای اسلامی1402/09/01.
[39] سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1392/11/25) دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=25370.
[40] سیاستهای کلی «سلامت» (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1393/01/18) دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=26083.
[41] سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف (ابلاغی مقام معظم رهبری در 1389/04/15) دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=16989.
[42] قانون تشکیلات و وظایف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (مصوب 1367/03/03).
https://qavanin.ir/Law/StatusIndex/83365
[43] سند ملی گیاهان دارویی و طب سنتی (مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در 1392/4/25)
[44] قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت (مصوب 1400).
https://qavanin.ir/Law/PrintText/295651.
[45] قانون حمایت از حقوق مصرفکنندگان (مصوب 1388).
https://rc.majlis.ir/fa/law/show/136112.
[46] قانون احکام دائمی برنامه های توسعه کشور (مصوب 1396).
https://qavanin.ir/Law/TreeText/257344.
[47] قانون ممنوعیت تبلیغات و معرفی محصولات و خدمات غیرمجاز و آسیب رسان به سلامت در رسانههای ارتباط جمعی داخلی و بین المللی و فضاهای مجازی (مصوب 1397).
https://qavanin.ir/Law/PrintText/261966.
[48] باقرزاده، علی. (1389). محاسبه و تحلیل رشد بهره وری کل عوامل تولید در زیر بخش زراعت کشاورزی به روش مدل خود توضیح برداری با وقفه های گسترده (ARDL). پژوهش در علوم زراعی، 3(10).
[49] رستگاری، رضا و حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی .(1402). تأثیر بهره وری کل عوامل تولید بر ظرفیت صادراتی دوجانبه بخش کشاورزی ایران و اتحادیه اروپا. فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات اقتصاد کشاورزی. 15 (2).
[50] محسنی، رضا و زهرا مومنی .(1398). اثرات صادرات منابع طبیعی بر صادرات غیرمنابع. فصلنامه مدلسازی اقتصادسنجی. 2(13)
[51] تهامی پور، مرتضی و منوچهر شاهمرادی .(1386). اندازه گیری رشد بهره وری کل عوامل تولید بخش کشاورزی و بررسی سهم آن از رشد ارزش افزوده بخش. ششمین کنفرانس اقتصاد کشاورزی ایران. ایران ،مشهد.
[52] سالاریه، مهدی؛ مقدسی، رضا و امیر محمدی نژاد. (1395). تأثیر پیشرفت تکنولوژی و تغییرات کارایی بر رشد بهره وری بخش کشاورزی ایران: تحلیل پوششی داده ها. فصلنامه مدلسازی اقتصادی، 10 (2).
[53] Luh, Y.-H., C.-C. Chang, and F.-M. Huang, Efficiency change and productivity growth in agriculture: A comparative analysis for selected East Asian economies. Journal of Asian Economics, 2008. 19(4): p. 312-324.
[54] حیدری،نادر(1400) . بهره وری آب گندم در ایران و مقایسه آن با مقادیر چند کشور.پژوهش آب در کشاورزی،53(4)
[55] آمارنامه کشاورزی طی سال های 1400-1395، جلد اول، وزارت جهاد کشاورزی، مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات.
[56] FAOSTAT. (2025, Jan 8). The Food and Agriculture Organization (FAO). https://www.fao.org/faostat/en/#data/QCL.
[57] Zazala, Q. (2024, Jul 5). Is the Dutch farming system as sustainable as David Attenborough thinks? Ecochain. https://ecochain.com/blog/david-attenborough-dutch-agriculture/.
[58] Worldometer .(2025, Jan 8). Largest Countries in the World (by area) https://www.worldometers.info/geography/largest-countries-in-the-world.
[59] Zeidler, C. and D. Schubert, From Bioregenerative Life Support Systems for Space to Vertical Farming on Earth–The 100% Spin-off. 2014.
[60] Kozai, T. and G. Niu, Role of the plant factory with artificial lighting (PFAL) in urban areas, in Plant Factory. 2020, Elsevier. p. 7-34.
[61] Orsini, F., et al., Sustainable use of resources in plant factories with artificial lighting (PFALs). European Journal of Horticultural Science, 2020. 85(5): p. 297-309.
[62] Kikuchi, Y., et al., Environmental and resource use analysis of plant factories with energy technology options: A case study in Japan. Journal of Cleaner Production, 2018. 186: p. 703-717.
[63] Mir, M.S., et al., Vertical farming: The future of agriculture: A review. The Pharma Innovation Journal, 2022. 11(2): p. 1175-1195.
[64] Shamshiri, R., et al., Advances in greenhouse automation and controlled environment agriculture: A transition to plant factories and urban agriculture. International Journal of Agricultural and Biological Engineering, 2018. 11(1): p. 1-22.
[65] Avgoustaki, D.D. and G. Xydis, Plant factories in the water-food-energy Nexus era: a systematic bibliographical review. Food Security, 2020. 12(2): p. 253-268.
[66] اردی بازار، هانیه، و مقدسی، رضا. (1388). منابع نوسان شکاف قیمت محصولات کشاورزی (مطالعه موردی گوشت گوساله و ماکیان). تحقیقات اقتصاد کشاورزی، 1(4).
[67] حسن، آرزم و زکریا فرج زاده .(1401). چالشها و فرصتهای سرمایهگذاری و تأمین مالی در بخش کشاورزی. مجله اقتصاد تولید و بازاریابی کشاورزی، 1(1).
[69] آقانصیری، مریم .(1391). مروری بر روند سرمایهگذاری بخش کشاورزی در چهار برنامه توسعه کشور. مجله اقتصادی (دوماهنامه بررسی مسائل و سیاستهای اقتصادی). ۱۲ (۴ و ۵).
[70] ورمزیاری، حجت؛ بنیاسدی مصطفی و خلیل کلانتری .(1398). توسعه کشاورزی عدالت محور، مبانی و سیاستها. انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
[71] Burton, R.J., Seeing Through the ‘Good Farmer's’ Eyes: Towards Developing an Understanding of the Social Symbolic Value of ‘Productivist’Behaviour. Sociologia ruralis, 2004. 44(2).
[72] Wilkie, R., Sentient commodities and productive paradoxes: the ambiguous nature of human–livestock relations in Northeast Scotland. Journal of Rural Studies, 2005. 21(2): p. 213-230.
[73] Arce, A. and T.K. Marsden, The social construction of international food: a new research agenda. Economic geography, 1993. 69(3): p. 293-311.
[74] Wilson, G.A., From productivism to post‐productivism… and back again? Exploring the (un) changed natural and mental landscapes of European agriculture. Transactions of the institute of British Geographers, 2001. 26(1): p. 77-102.
[75] Goodman, D., Rural Europe redux? Reflections on alternative agro‐food networks and paradigm change. Sociologia ruralis, 2004. 44(1): p. 3-16.
[76] Barrett, H.R., et al., Globalization and the changing networks of food supply: the importation of fresh horticultural produce from Kenya into the UK. Transactions of the Institute of British Geographers, 1999. 24(2): p. 159-174.
[77] Wilson, G.A., The Australian Landcare movement: towards ‘post-productivist’rural governance? Journal of Rural Studies, 2004. 20(4): p. 461-484.
[78] Murdoch, J., T. Marsden, and J. Banks, Quality, nature, and embeddedness: Some theoretical considerations in the context of the food sector, in The Rural. 2017, Routledge. p. 107-126.
[79] Watts, D.C.H., B. Ilbery, and D. Maye, Making reconnections in agro-food geography: alternative systems of food provision. The rural, 2017: p. 165-184.
[80]. Wilson, G.A., Multifunctional agriculture: a transition theory perspective. 2007, Wallingford, UK: Cabi.
[81] UNCED.(1992 ). agenda 21. In: UNCED, United Nation Conference on environment adv development, Rio de Janeiro.
[82] Dethier, J.-J. and A. Effenberger, Agriculture and development: A brief review of the literature. Economic systems, 2012. 36(2): p. 175-205.
[83] Rivera-Ferre, M.G., M. Ortega-Cerdà, and J. Baumgärtner, Rethinking study and management of agricultural systems for policy design. Sustainability, 2013. 5(9): p. 3858-3875.
[84] Lemke, H., Politik des Essens: Wovon die Welt von morgen lebt. 2012: transcript Verlag.
[85] Peters, K.A., Creating a sustainable urban agriculture revolution. J. Envtl. L. & Litig., 2010. 25: p. 203.
[86] Koohafkan, P., M.A. Altieri, and E.H. Gimenez, Green agriculture: foundations for biodiverse, resilient and productive agricultural systems. International Journal of Agricultural Sustainability, 2012. 10(1): p. 61-75.
[87] Velten, S., et al., What is sustainable agriculture? A systematic review. Sustainability, 2015. 7(6): p. 7833-7865.
[88] Trigo, A., A. Marta-Costa, and R. Fragoso, Principles of sustainable agriculture: Defining standardized reference points. Sustainability, 2021. 13(8): p. 4086.
[89] Binder, C.R., G. Feola, and J.K. Steinberger, Considering the normative, systemic and procedural dimensions in indicator-based sustainability assessments in agriculture. Environmental Impact Assessment Review, 2010. 30(2): p. 71-81.
[90] de Olde, E.M., et al., Assessing sustainability at farm-level: Lessons learned from a comparison of tools in practice. Ecological Indicators, 2016. 66: p. 391-404.
[91] Bockstaller, C., et al., Agri-environmental indicators to assess cropping and farming systems. A review. Agronomy for sustainable development, 2008. 28: p. 139-149.
[92] دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و انیستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایع غذایی کشور .(1402). سبد غذایی مطلوب برای جامعه ایرانی.
[93] عبداللهی، زهرا؛ مینایی، مینا و سپیده دولتی .(1398). رهنمودهای غذایی ایران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، معاونت بهداشتی.
[94] Herforth, A., et al., A global review of food-based dietary guidelines. Advances in Nutrition, 2019. 10(4): p. 590-605.
[95] Wong, K.C., et al., Availability, affordability and quality of a healthy food basket in Adelaide, South Australia. Nutrition & dietetics, 2011. 68(1): p. 8-14.
[96] Palermo, C. and A. Wilson, Development of a healthy food basket for Victoria. Australian and New Zealand Journal of Public Health, 2007. 31(4): p. 360-363.
[97] Chrysostomou, S., S.N. Andreou, and A. Polycarpou, Developing a food basket for fulfilling physical and non-physical needs in Cyprus. Is it affordable? The European Journal of Public Health, 2017. 27(3): p. 553-558.
[98] Pop, F. and C. Raț, The Healthy Food Basket for Romania. National Results of a Comparative Research Carried out within the European Reference Budgets Network (2014-2015). Sociologie Românească, 2016. 14(4): p. 57-78.
[99] Bartels, P., et al., Future Food Basket: methodology for the forecasting of the future food demand. 2018: Wageningen Food & Biobased Research.
[100] Dietary Guidelines for Americans. (December 14, 2015). Health Affairs Health Policy Brief.
[101] Tools | MyPlate. www.myplate.gov (Retrieved 2022-01-21).
[103] Burlingame, B. and S. Dernini, Sustainable diets and biodiversity. 2010.
[104] پورکاظمی، محمد حسین و محمد سوزنده. (1388). تعیین سبد غذایی برای گروههای درآمدی مختلف با استفاده از منطق فازی. فصلنامه تحقیقات اقتصادی، 44 (2).
[105] قاسمفام، معصومه و امیر محسن عرفان .(1402). سنخ شناسی مواجهه فرهنگی غرب با سبک تغذیه در ایران عصر انقلاب. فصلنامه علمی مطالعات انقلاب اسلامی،20 (72).
[106] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی (1391/07/23). دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252.
[107] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران (1397/11/22). دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای،
https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=41673.
[108] زمانی، غلامحسین .(1399). جهانی سازی کشاورزی؛ راهبردها، مزایا و هشدارها. هشتمین کنگره ملی علوم ترویج و آموزش کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست پایدار ، تهران.
[109] Kobuthi, J. Food is power. 2020; Available from: https://africasacountry.com/2020/04/food-is-power.
[110] Albala, K., Food: A cultural culinary history. 2013, Virginia: Teaching Company.
[111] Lewin, K., Forces behind food habits and methods of change. Bulletin of the national Research Council, 1943. 108(1043): p. 35-65.
[112] Ajl, M. and S. Espeleta, Profiting From Hunger, Popular resistance to corporate food systems. 2022: War on Want.
[113] Cassidy, O., et al., Comparing McDonald’s food marketing practices on official Instagram accounts across 15 countries. BMJ Nutrition, Prevention & Health, 2021. 4(2): p. 510.
[114] Statista. worldwide, KFC: restaurants. 2022 [cited 2023 Sep, 19]; Available from: https://www.statista.com/statistics/256793/kfc-restaurants-worldwide-by-geographic-region.
[115] Voinea, L. and A. Filip, Fast Food Paradox: Freedom and Cultural Imperialism. Ovidius University Annals, Series Economic Sciences, 2012. 12(1): p. 1243-1248.
[116] Wagner, K.-H. and H. Brath, A global view on the development of non communicable diseases. Preventive medicine, 2012. 54: p. S38-S41.
[117] Popkin, B.M., Global nutrition dynamics: the world is shifting rapidly toward a diet linked with noncommunicable diseases–. The American journal of clinical nutrition, 2006. 84(2): p. 289-298.
[118] Hawkes, C., Regulating and litigating in the public interest: regulating food marketing to young people worldwide: trends and policy drivers. American journal of public health, 2007. 97(11): p. 1962-1973.
[119] Pan, A., V.S. Malik, and F.B. Hu, Exporting diabetes mellitus to Asia: the impact of Western-style fast food. 2012, Am Heart Assoc. p. 163-165.
[120] Food, S. About Us. 2024; Available from: https://www.slowfood.com/about-us/.
[121] Hsu, E.L., The slow food movement and time shortage: Beyond the dichotomy of fast or slow. Journal of Sociology, 2015. 51(3): p. 628-642.
[122] Nasrabadi, F.M., et al., Content Analysis of Edible oil TV advertisements, and Consumer Perceptions Regarding these advertisements: a Mixed-Method Study. J. Nutrition and Food Processing, 2021. 4(1).
[123] Emond, J.A., et al., Influence of child-targeted fast food TV advertising exposure on fast food intake: A longitudinal study of preschool-age children. Appetite, 2019. 140: p. 134-141.
[124] Boulos, R., et al., ObesiTV: how television is influencing the obesity epidemic. Physiology & behavior, 2012. 107(1): p. 146-153.
[125] وزارت صنعت، معدن و انرژی، گزارش ادواری محصولات منتخب شماره (6): روغن نباتی (1396)
[126] Harris, J.L., J.A. Bargh, and K.D. Brownell, Priming effects of television food advertising on eating behavior. Health psychology, 2009. 28(4): p. 404.
[127] Wali, J.A., et al., Cardio-metabolic effects of high-fat diets and their underlying mechanisms—A narrative review. Nutrients, 2020. 12(5): p. 1505.
[128] عبادی، فرزانه .(1395). گزارش تحلیل و مقایسه سبد غذایی مطلوب ایران با وضعیت تولید محصولات کشاورزی غذایی طی سال های برنامه ششم توسعه و افق 1404. مؤسسه پژوهشهای برنامه ریزی، اقتصاد کشارزی و توسعه روستایی.
[129] ترازنامههای غذایی سال 1396 تا 1399، مؤسسۀ پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی.
[130] حسنیان غزاله؛ بنی هاشمی سید محسن و عبدالرضا سبحانی. (1399). یادگیری فرهنگی ـ اجتماعی از طریق برنامههای غذایی شبکههای ماهوارهای «منوتو» و «جم فود». فصلنامه علمی رسانههای دیداری و شنیداری. 14(36).
[131] حسنیان، غزاله؛ بنی هاشمی، سید محسن و عبدالرضا سبحانی. (1400). تقابل فرهنگی و دینی محتوای برنامه های غذایی ماهوارهای با اصول سبک زندگی تغذیهای ایرانی-اسلامی. دین و ارتباطات، 28(1).
[132] Assembly, U.G., Transforming our world: the 2030 Agenda for Sustainable Development in UN Resolution A/RES/71. 2015. p. 1-41.
[133] Dangour, A.D., et al., Linking agriculture and health in low-and middle-income countries: an interdisciplinary research agenda. Proceedings of the Nutrition Society, 2012. 71(2): p. 222-228.
[134] Commission, E. Agriculture and rural development; Common agricultural policy. 2023; Available from: https://agriculture.ec.europa.eu/common-agricultural-policy_en.
[135] Walls, H.L., et al., How much priority is given to nutrition and health in the EU Common Agricultural Policy? Food policy, 2016. 59: p. 12-23.
[136] روستایی، مریم؛ اسدی، علی و خلیل کلانتری .(1400). بررسی روابط متقابل مولفههای کشاورزی اقلیم هوشمند با استفاده از تکنیک DEMATEL. مجله تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران، 52 (3).
[137] Thornton, P.K., et al., A framework for priority-setting in climate smart agriculture research. Agricultural Systems, 2018. 167: p. 161-175.
[138] ترازنامههای غذایی وزارت جهاد کشاورزی سال های 1400 -1368، مؤسسۀ پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی.
[139] آمار صادرات و واردات بخش کشاورزی و غذا طی سال های 1400-1392، وزارت جهاد کشاورزی، معاونت برنامه ریزی اقتصادی، مرکز آمار، فناوری اطلاعات و ارتباطات
[140] آمارنامه کشاورزی طی سال های 1401-1387، جلد دوم، وزارت جهاد کشاورزی، مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات.
[141] طرحهای آمارگیری کشتار دام کشتارگاههای کشور طی سالهای 1401-1387، مرکز آمار ایران.
[142] آمارنامه کشاورزی طی سالهای 1401-1387، محصولات باغی و گلخانهای، وزارت جهاد کشاورزی، مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات. .
[143] مدینه، جاویدی و داریوش حیاتی .(1394). نگرش زیتونکاران فارس پیرامون آثار اجرای طرح توسعه کشت زیتون. علوم ترویج و آموزش کشاورزی ایران، 11 (1).
[144] طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت، سازمان منابع طبیعی، 1401.
[146] Papier, K., et al., Meat consumption and risk of 25 common conditions: outcome-wide analyses in 475,000 men and women in the UK Biobank study. BMC medicine, 2021. 19: p. 1-14.
[147] Mejborn, H., et al., Dietary intake of red meat, processed meat, and poultry and risk of colorectal cancer and all-cause mortality in the context of dietary guideline compliance. Nutrients, 2021. 13(1): p. 32.
[148] Zhang, Y. and D.-z. Zhang, Red meat, poultry, and egg consumption with the risk of hypertension: a meta-analysis of prospective cohort studies. Journal of human hypertension, 2018. 32(7): p. 507-517.
[149] Brink, M., et al., Meat consumption and K-ras mutations in sporadic colon and rectal cancer in The Netherlands Cohort Study. British journal of cancer, 2005. 92(7): p. 1310-1320.
[150] Takachi, R., et al., Red meat intake may increase the risk of colon cancer in Japanese, a population with relatively low red meat consumption. Asia Pacific journal of clinical nutrition, 2011. 20(4): p. 603-612.
[151] Egeberg, R., et al., Associations between red meat and risks for colon and rectal cancer depend on the type of red meat consumed. The Journal of nutrition, 2013. 143(4): p. 464-472.
[152] Handa, Y., et al., Does dietary estrogen intake from meat relate to the incidence of hormone-dependent cancers? Journal of Clinical Oncology, 2010. 28(15_suppl): p. 1553-1553.
[153] Hirpessa, B.B., B.H. Ulusoy, and C. Hecer, Hormones and hormonal anabolics: residues in animal source food, potential public health impacts, and methods of analysis. Journal of Food Quality, 2020. 2020: p. 1-12.
[154] Kamaly, H.F. and A.A. Sharkawy, Hormonal residues in chicken and cattle meat: A risk threat the present and future consumer health. Food and Chemical Toxicology, 2023. 182: p. 114172.
[155] نعمتی، محمد حسین .(1399). مرغ سایز، منبع پروتئینی ممتاز در راستای سلامت جامعه. سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی،نشر اموزش کشاورزی. تهران.
[156] سدیدپور، سمانه سادات؛ نجفی، نعیمه؛ صادقی، عشرت و فروغ شجاع نوری. (1395). بررسی سلامت غذایی خانواده معاصر ایرانی و تغییرات آن. اسلام و سلامت، 3(1).
[157] Arya, G. and S. Mishra, Effect of junk food & beverages on Adolescent's health. IOSR Journal of nursing and health science, 2013. 1: p. 26-32.
[158] Moore, L.V., et al., Fast-food consumption, diet quality, and neighborhood exposure to fast food: the multi-ethnic study of atherosclerosis. American journal of epidemiology, 2009. 170(1): p. 29-36.
[159] Seo, H.-s., S.-K. Lee, and S. Nam, Factors influencing fast food consumption behaviors of middle-school students in Seoul: an application of theory of planned behaviors. Nutrition research and practice, 2011. 5(2): p. 169-178.
[160] Majabadi, H.A., et al., Factors influencing fast-food consumption among adolescents in Tehran: A qualitative study. Iranian Red Crescent Medical Journal, 2016. 18(3).
[161] دادیپور، سکینه؛ مدنی، عبدالحسین؛ قنبرنژاد، امین؛ صفریمرادی، علی، امانی، فیروز؛ حسینی، مرضیه و حمیده یگانه (1393). عوامل مرتبط با مصرف غذاهای آماده در شهر بندرعباس: یک مطالعه مبتنیبر جمعیت (رفتار تغذیهای). فصلنامه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت ایران، (2)2.
[162] Pereira, M.A., et al., Fast-food habits, weight gain, and insulin resistance (the CARDIA study): 15-year prospective analysis. The lancet, 2005. 365(9453): p. 36-42.
[163] Hu, F.B., R. Van Dam, and S. Liu, Diet and risk of type II diabetes: the role of types of fat and carbohydrate. Diabetologia, 2001. 44: p. 805-817.
[164] Mozaffarian, D., et al., Consumption of trans fats and estimated effects on coronary heart disease in Iran. European journal of clinical nutrition, 2007. 61(8): p. 1004-1010.
[165] مردافکن، نوشین؛, بیک محمدی، فرانک و شهین احمدی. (1399). بررسی میزان اسیدهای چرب اشباع و ترانس در چند نوع شیرینی قنادی در شهر کرمانشاه. علوم غذایی و تغذیه, 17(14).
[166] تیموری، مریم؛ نجفی، محمد؛ اسکندریون، محمدرضا و فرشته پرتو (1393). بررسی میزان اسیدهای چرب ترانس در فراودههای غذایی ایران. فناوریهای جدید در صنعت غذا، 2(1).
[167] هراتیان، پریوش؛ قدسیان، وحید؛ فولادخواه، علی یار و وحید قاسم زاده محمدی. (1392). بررسی درصد چربی و ترکیب اسید های چرب شیرینی دانمارکی با تاکید بر اسید های چرب ترانس. علوم و صنایع غذایی ایران، 10(38) .
[168] نظری، بهار؛ عسگری، صدیقه؛ صرافزادگان، نضال؛ صابری، سلبعلی؛ آزادبخت، لیلا و احمد اسماعیل زاده. (1388). بررسی میزان و انواع اسیدهای چرب موجود در چند نمونه از پر مصرفترین غذاهای آمادهی ایرانی. مجله دانشکده پزشکی اصفهان, 27(99).
[169] Downs, S.M., A.M. Thow, and S.R. Leeder, The effectiveness of policies for reducing dietary trans fat: a systematic review of the evidence. Bulletin of the World Health Organization, 2013. 91: p. 262-269h.
[170] De Souza, R.J., et al., Intake of saturated and trans unsaturated fatty acids and risk of all cause mortality, cardiovascular disease, and type 2 diabetes: systematic review and meta-analysis of observational studies. Bmj, 2015. 351.
[171] Buijsse, B., et al., Consumption of fatty foods and incident type 2 diabetes in populations from eight European countries. European journal of clinical nutrition, 2015. 69(4): p. 455-461.
[172] Mirmiran, P., S. Hosseini, and S. Hosseinpour-Niazi, Hydrogenated vegetable oils and trans fatty acids: Profile and application to diabetes, in Bioactive Food as Dietary Interventions for Diabetes. 2019, Elsevier. p. 19-32.
[173] حسین پور نیازی، سمیه؛ میرمیران، پروین؛ ناخدا، کبری؛ فرهاد نژاد، حسین و فریدون عزیزی. (۱۳۹۴). ارتباط بین دریافت روغنهای گیاهی هیدروژنه و غیرهیدروژنه و سندرم متابولیک در بزرگسالان تهرانی: مطالعه قند و لیپید تهران. مجلهی غدد درونریز و متابولیسم ایران. ۱۷ (۳) .
[174] Esmaillzadeh, A. and L. Azadbakht, Consumption of hydrogenated vs. non-hydrogenated vegetable oils and risk of insulin resistance and the metabolic syndrome among Iranian adult women. Diabetes care, 2008. 31(2): p. 223-6.
[175] Bernstein, J. America’s most widely consumed cooking oil causes genetic changes in the brain. 2020; Available from: https://www.universityofcalifornia.edu/news/americas-most-widely-consumed-cooking-oil-causes-genetic-changes-brain.
[176] Lauretti, E. and D. Praticò, Effect of canola oil consumption on memory, synapse and neuropathology in the triple transgenic mouse model of Alzheimer’s disease. Scientific Reports, 2017. 7(1): p. 17134.
[177] Sanders, T.A., Omega-6 Fatty Acids and Cardiovascular Disease: Are We Getting Closer to the Truth? 2019, Am Heart Assoc. p. 2437-2439.
[178] Guyenet, S.J. and S.E. Carlson, Increase in adipose tissue linoleic acid of US adults in the last half century. Advances in Nutrition, 2015. 6(6): p. 660-664.
[179] DiNicolantonio, J.J. and J.H. O’Keefe, Omega-6 vegetable oils as a driver of coronary heart disease: the oxidized linoleic acid hypothesis. Open Heart, 2018. 5(2): p. e000898.
[180] Giakoumis, E.G., Analysis of 22 vegetable oils’ physico-chemical properties and fatty acid composition on a statistical basis, and correlation with the degree of unsaturation. Renewable energy, 2018. 126: p. 403-419.
[181] Mariamenatu, A.H. and E.M. Abdu, Overconsumption of omega-6 polyunsaturated fatty acids (PUFAs) versus deficiency of omega-3 PUFAs in modern-day diets: the disturbing factor for their “balanced antagonistic metabolic functions” in the human body. Journal of lipids, 2021. 2021: p. 1-15.
[182] Wei, Y., et al., The effects of low-ratio n-6/n-3 PUFA on biomarkers of inflammation: a systematic review and meta-analysis. Food & function, 2021. 12(1): p. 30-40.
[183] DiNicolantonio, J.J. and J. O’Keefe, The importance of maintaining a low omega-6/omega-3 ratio for reducing the risk of inflammatory cytokine storms. Missouri Medicine, 2020. 117(6): p. 539.
[184] DiNicolantonio, J.J. and J. O’Keefe, The importance of maintaining a low omega-6/omega-3 ratio for reducing the risk of autoimmune diseases, asthma, and allergies. Missouri medicine, 2021. 118(5): p. 453.
[185] Simopoulos, A.P., The importance of the omega-6/omega-3 fatty acid ratio in cardiovascular disease and other chronic diseases. Experimental biology and medicine, 2008. 233(6): p. 674-688.
[186] Chin, K. and K. Gunnars. How to Optimize Your Omega-6 to Omega-3 Ratio. healthline. 2023 [cited 2023 February, 15]; Available from: https://www.healthline.com/nutrition/optimize-omega-6-omega-3-ratio.
[187] Simopoulos, A.P., An increase in the omega-6/omega-3 fatty acid ratio increases the risk for obesity. Nutrients, 2016. 8(3): p. 128.
[188] Jang, H. and K. Park, Omega-3 and omega-6 polyunsaturated fatty acids and metabolic syndrome: A systematic review and meta-analysis. Clinical nutrition, 2020. 39(3): p. 765-773.
[189] Mercola, J. and C.R. D’Adamo, Linoleic acid: a narrative review of the effects of increased intake in the standard American diet and associations with chronic disease. Nutrients, 2023. 15(14): p. 3129.
[190] Salas-Salvadó, J., et al., Prevention of diabetes with Mediterranean diets: a subgroup analysis of a randomized trial. Annals of internal medicine, 2014. 160(1): p. 1-10.
[191] Salas-Salvadó, J., et al., Reduction in the incidence of type 2 diabetes with the Mediterranean diet: results of the PREDIMED-Reus nutrition intervention randomized trial. Diabetes care, 2011. 34(1): p. 14-19.
[192] Sayon-Orea, C., et al., Consumption of fried foods and risk of metabolic syndrome: the SUN cohort study. Clinical nutrition, 2014. 33(3): p. 545-549.
[193] Torić, J., et al., Anticancer effects of olive oil polyphenols and their combinations with anticancer drugs. Acta Pharmaceutica, 2019. 69(4): p. 461-482.
[194] Romani, A., et al., Health effects of phenolic compounds found in extra-virgin olive oil, by-products, and leaf of Olea europaea L. Nutrients, 2019. 11(8): p. 1776.
[195] Gorzynik-Debicka, M., et al., Potential health benefits of olive oil and plant polyphenols. International journal of molecular sciences, 2018. 19(3): p. 686.
[196] Rajendran, P., et al., Consumption of reused vegetable oil intensifies BRCA1 mutations. Critical reviews in food science and nutrition, 2022. 62(5): p. 1222-1229.
[197] Ganesan, K., K. Sukalingam, and B. Xu, Impact of consumption and cooking manners of vegetable oils on cardiovascular diseases-A critical review. Trends in Food Science & Technology, 2018. 71: p. 132-154.
[198] Ganesan, K. and B. Xu, Deep frying cooking oils promote the high risk of metastases in the breast-A critical review. Food and Chemical Toxicology, 2020. 144: p. 111648.
[199] یزداندوست همدانی، محمد .(۱۴00). معرفی ارقام داخلی کلزا مناسب کاشت در اقلیم سرد و معتدل سرد کشور. سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، معاونت آموزش و ترویج کشاورزی، نشر آموزش کشاورزی. تهران.
[200] Inchingolo, A.M., et al., Damage from carbonated soft drinks on enamel: a systematic review. Nutrients, 2023. 15(7): p. 1785.
[201] Valenzuela, M.J., et al., Effect of sugar-sweetened beverages on oral health: a systematic review and meta-analysis. European journal of public health, 2021. 31(1): p. 122-129.
[202] Malik, V.S. and F.B. Hu, The role of sugar-sweetened beverages in the global epidemics of obesity and chronic diseases. Nature Reviews Endocrinology, 2022. 18(4): p. 205-218.
[203] Dey, M., M. Cutolo, and E. Nikiphorou, Beverages in rheumatoid arthritis: what to prefer or to avoid. Nutrients, 2020. 12(10): p. 3155.
[204] Ma, X., et al., Excessive intake of sugar: An accomplice of inflammation. Frontiers in immunology, 2022. 13: p. 988481.
[205] Kim, J.-M. and E. Lee, Association between soft-drink intake and obesity, depression, and subjective health status of male and female adults. International Journal of Environmental Research and Public Health, 2021. 18(19): p. 10415.
[206] Fazeenah, A.A., A literary review on potential health risks of “soft drinks”. World J Pharm Med Res, 2021. 7(1): p. 62-70.
[207] Li, Y., et al., Consumption of sugar-sweetened beverages and fruit juice and human cancer: a systematic review and dose-response meta-analysis of observational studies. Journal of Cancer, 2021. 12(10): p. 3077.
[208] میرآقاجانی، مریم سادات و احمد اسماعیلزاده.(1390). ارتباط مصرف نوشیدنیهای شیرین با خطر ابتلا به سرطان: مروری بر مطالعات پیشین، مجله تحقیقات نظام سلامت، 7(2).
[209] Tang, N., et al., Green tea, black tea consumption and risk of lung cancer: a meta-analysis. Lung cancer, 2009. 65(3): p. 274-283.
[210] Zheng, J.-S., et al., Effects of green tea, black tea, and coffee consumption on the risk of esophageal cancer: a systematic review and meta-analysis of observational studies. Nutrition and cancer, 2013. 65(1): p. 1-16.
[211] Shin, S., et al., Coffee and tea consumption and mortality from all causes, cardiovascular disease and cancer: A pooled analysis of prospective studies from the Asia Cohort Consortium. International journal of epidemiology, 2022. 51(2): p. 626-640.
[212] اسفرجانی، فاطمه؛ ابطحی، میترا؛ ترابی، پریسا؛ خلیلی، مسعوده؛ دادخواه، منیره؛ سید احمدیان، فریبا؛ قوام صدری، مریم؛ کاویانی، مینا؛ کمالی، زینت؛ کمیلی فنود، رزیتا؛ مشایخ، مرتضی و زهرا ناصر نخعی (1390). از نوشیدنیها چه میدانید؟. اندیشه ماندگار، قم.
[213] Voinea, L., Food science: a consumer perspective. ASE Publishing House (in Romanian), 2009.
[214] عبادی، فرزانه .(1401). امنیت غذایی و سواد تغذیه ای . مؤسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی.
[215] قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) (مصوب 1393).
https://qavanin.ir/Law/TreeText/257344.
[216] فهرست کالاهای آسیبرسان به سلامت در سال 1403 ابلاغی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، معاونت بهداشتی.
[217] Atlas, I.D. Diabetes Atlas. 2023 [cited 2023 July, 20]; Available from: https://diabetesatlas.org.
[218] اطلس پیمایش عوامل خطر بیماری های غیرواگیر در ایران (سال 1400)، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، معاونت بهداشت، واحد بیماریهای غیرواگیر.
[219] سامانه مصور سازی اطلاعات ویزیت، مرکز تحقیقات بیماری های غیر واگیر، پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم، دانشگاه علوم پزشکی تهران.
[220] Aryan, Z., et al., The prevalence, awareness, and treatment of lipid abnormalities in Iranian adults: Surveillance of risk factors of noncommunicable diseases in Iran 2016. Journal of clinical lipidology, 2018. 12(6): p. 1471-1481. e4.
[221] Richter, A. and J. Kubalam. 11 Reasons Why Too Much Sugar Is Bad for You. 2022; Available from: https://www.healthline.com/nutrition/too-much-sugar.
[222] Arshad, S., et al., Replacement of refined sugar by natural sweeteners: Focus on potential health benefits. Heliyon, 2022. 8(9).
[223] Manickvasagan, A., C.S. Kumar, and Z.H. Al-Attabi, Effect of sugar replacement with date paste and date syrup on texture and sensory quality of kesari (traditional Indian dessert). Journal of Agricultural and Marine Sciences [JAMS], 2017. 22: p. 67-74.
[224] Lee, J.S., et al., Comparative study of the physicochemical, nutritional, and antioxidant properties of some commercial refined and non-centrifugal sugars. Food Research International, 2018. 109: p. 614-625.
[225] Jaffé, W.R., Health effects of non-centrifugal sugar (NCS): a review. Sugar tech, 2012. 14(2): p. 87-94.
[226] Mis, N.F., et al., Sugar in infants, children and adolescents: a position paper of the European society for paediatric gastroenterology, hepatology and nutrition committee on nutrition. Journal of pediatric gastroenterology and nutrition, 2017. 65(6): p. 681-696.
[227] Miyamoto, K., et al., Association between brown sugar intake and decreased risk of cancer in the Amami islands region, Japan. Asia Pacific Journal of Clinical Nutrition, 2023. 32(4): p. 426.
[228] بصیری، شادی؛ و فرزاد غیبی. (1398). تهیه شیرینکننده طبیعی عصاره تغلیظ شده توت با ارزیابی ویژگیهای حسی و فیزیکوشیمیایی. علوم و صنایع غذایی ایران، 16(89 ).
[229] Trung, N.Q., et al., Chemical composition and in vitro biological activities of white mulberry syrup during processing and storage. J Food Nutr Res, 2018. 6: p. 660-664.
[230] Sirikanchanarod, A., et al., The effect of mulberry fruits consumption on lipid profiles in hypercholesterolemic subjects: A randomized controlled trial. Journal of Pharmacy and Nutrition Sciences, 2016. 6(1): p. 7-14.
[231] Huang, H.-P., et al., Anthocyanin-rich Mulberry extract inhibit the gastric cancer cell growth in vitro and xenograft mice by inducing signals of p38/p53 and c-jun. Food Chemistry, 2011. 129(4): p. 1703-1709.
[232] Ye, F., Z. Shen, and M. Xie, Alpha-glucosidase inhibition from a Chinese medical herb (Ramulus mori) in normal and diabetic rats and mice. Phytomedicine, 2002. 9(2): p. 161-166.
[233] Kim, A.-J. and S. Park, Mulberry extract supplements ameliorate the inflammation-related hematological parameters in carrageenan-induced arthritic rats. Journal of medicinal food, 2006. 9(3): p. 431-435.
[234] Zhang, Z. and L. Shi, Anti-inflammatory and analgesic properties of cis-mulberroside A from Ramulus mori. Fitoterapia, 2010. 81(3): p. 214-218.
[235] Zhang, H., et al., Effects of mulberry fruit (Morus alba L.) consumption on health outcomes: A mini-review. Antioxidants, 2018. 7(5): p. 69.
[236] Jiao, Y., et al., Antidiabetic effects of Morus alba fruit polysaccharides on high-fat diet-and streptozotocin-induced type 2 diabetes in rats. Journal of ethnopharmacology, 2017. 199: p. 119-127.
[237] Jeong, H.I., S. Jang, and K.H. Kim, Morus alba L. for Blood Sugar Management: A Systematic Review and Meta‐Analysis. Evidence‐Based Complementary and Alternative Medicine, 2022. 2022(1): p. 9282154.
[238] Weerawatanakorn, M., et al., Physicochemical, antioxidant, volatile component, and mass spectrometry-based electronic nose analyses differentiated unrefined non-centrifugal cane, palm, and coconut sugars. Journal of Food Measurement and Characterization, 2021. 15: p. 1563-1577.
[239] Zidan, D. and A. Azlan, Non-centrifugal sugar (NCS) and health: A review on functional components and health benefits. Applied Sciences, 2022. 12(1): p. 460.
[240] Jaffé, W.R., Nutritional and functional components of non centrifugal cane sugar: a compilation of the data from the analytical literature. Journal of food composition and Analysis, 2015. 43: p. 194-202.
[241] Karwacka, M., et al., Sustainable development in the agri-food sector in terms of the carbon footprint: A Review. Sustainability, 2020. 12(16): p. 6463.
[242] Liao, X., et al., Large-scale regionalised LCA shows that plant-based fat spreads have a lower climate, land occupation and water scarcity impact than dairy butter. The International Journal of Life Cycle Assessment, 2020. 25: p. 1043-1058.
[243] عقیلی خراسانی، محمد حسین .(1380). مخزن الأدویه. باورداران.
[244] Jiang, W., et al., Dairy foods intake and risk of Parkinson’s disease: a dose–response meta-analysis of prospective cohort studies. 2014, Springer. p. 613-619.
[245] Zhang, X., et al., Milk consumption and multiple health outcomes: umbrella review of systematic reviews and meta-analyses in humans. Nutrition & metabolism, 2021. 18: p. 1-18.
[246] Abid, Z., A.J. Cross, and R. Sinha, Meat, dairy, and cancer. The American journal of clinical nutrition, 2014. 100: p. 386S-393S.
[247] Faber, M.T., et al., Use of dairy products, lactose, and calcium and risk of ovarian cancer–results from a Danish case-control study. Acta oncologica, 2012. 51(4): p. 454-464.
[248] Liao, M.-Q., et al., Effects of dairy products, calcium and vitamin D on ovarian cancer risk: a meta-analysis of twenty-nine epidemiological studies. British Journal of Nutrition, 2020. 124(10): p. 1001-1012.
[249] Mazidi, M., et al., Consumption of dairy product and its association with total and cause specific mortality–A population-based cohort study and meta-analysis. Clinical Nutrition, 2019. 38(6): p. 2833-2845. [250] Lu, W., et al., Dairy products intake and cancer mortality risk: a meta-analysis of 11 population-based cohort studies. Nutrition journal, 2016. 15: p. 1-11.
[251] Muleya, M., E.F. Bailey, and E.H. Bailey, A comparison of the bioaccessible calcium supplies of various plant-based products relative to bovine milk. Food Research International, 2024. 175: p. 113795.
[252] Hodges, J.K., et al., Lactose intolerance and bone health: the challenge of ensuring adequate calcium intake. Nutrients, 2019. 11(4): p. 718.
[253] Silanikove, N., G. Leitner, and U. Merin, The interrelationships between lactose intolerance and the modern dairy industry: global perspectives in evolutional and historical backgrounds. Nutrients, 2015. 7(9): p. 7312-7331.
[254] Huang, F., et al., Dietary calcium intake and food sources among Chinese adults in CNTCS. PLoS One, 2018. 13(10): p. e0205045.
[255] Boukid, F., et al., A compendium of wheat germ: Separation, stabilization and food applications. Trends in Food Science & Technology, 2018. 78: p. 120-133.
[256] Zhu, K.X., H.M. Zhou, and H.F. Qian, Proteins extracted from defatted wheat germ: nutritional and structural properties. Cereal Chemistry, 2006. 83(1): p. 69-75.
[257] Hassanein, M.M.M. and A.G. Abedel-Razek, Chromatographic quantitation of some bioactive minor components in oils of wheat germ and grape seeds produced as by-products. Journal of Oleo Science, 2009. 58(5): p. 227-233.
[258] Tieri, M., et al., Whole grain consumption and human health: an umbrella review of observational studies. International Journal of Food Sciences and Nutrition, 2020. 71(6): p. 668-677.
[259] رهبری، مهشید و مهران اعلمی. (1393). جوانه گندم از ضایعات آرد تا غنی کننده سلامتی بخش، اولین همایش ملی میان وعده های غذایی، پژوهشکده علوم و فناوری مواد غذایی.
[260] De Munter, J.S.L., et al., Whole grain, bran, and germ intake and risk of type 2 diabetes: a prospective cohort study and systematic review. PLoS medicine, 2007. 4(8): p. e261.
[261] Khan, J., et al., Overview of the composition of whole grains’ phenolic acids and dietary fibre and their effect on chronic non-communicable diseases. International journal of environmental research and public health, 2022. 19(5): p. 3042.
[262] Prasadi, N.V.P. and I.J. Joye, Dietary fibre from whole grains and their benefits on metabolic health. Nutrients, 2020. 12(10): p. 3045.
[263] اسماعیلزاده، احمد؛ میرمیران، پروین؛ میرحسینی، مسعود و فریدون عزیزی. (1383). ارتباط مصرف غلات کامل با سندرم متابولیک و عوامل خطرزای قلبی عروقی در جامعه شهری تهران، دیابت و لیپید ایران، 3 (2).
[264] نجاتبخش، فاطمه؛ قراط، فرشته و محمد احمدی. (1400). دانستنی های تغذیه در طب سنتی ایرانی همراه جداول مزاج خوراکیها. المعی، تهران.
[265] طباطبایی، سید محمدباقر موسوى. (1378). ترجمه تفسیر المیزان، بنیاد علمی فکری علامه طباطبایی.
[266] Tomatis, F., Carità, A. & de Broissia, C. (2023|). Local sourcing – A guide for the hotel, restaurant, catering and tourism industries. Rome, FAO.
[267] International Fund for Agricultural Development (IFAD). (2022). Indigenous Peoples' Food Systems for Improved Nutrition. IFAD in partenship with Canada. .
[268] بسته سیاستی حکمرانی مردم بنیان کشاورزی، هسته سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع). 1401.
[269] مؤمن تنکابنی، سید محمد. (1390). تحفه المؤمنین. نور وحی، قم.
[270] عرب، جهانگیر. طرح توسعه باغات زیتون. معاونت باغبانی وزارت جهاد کشاورزی.
[271] Ghazali, M.H., et al., Camel meat production, consumption and nutritive value: present status and future prospects. Int. J. Camel Sci, 2023. 5: p. 123-136.
[272] Baba, W.N., et al., A review on nutritional composition, health benefits, and technological interventions for improving consumer acceptability of camel meat: an ethnic food of Middle East. Journal of Ethnic Foods, 2021. 8: p. 1-13.
[273] Kadim, I.T., et al., Nutritional values and health benefits of dromedary camel meat. Animal Frontiers, 2022. 12(4): p. 61-70.
[274] Abrhaley, A. and S. Leta, Medicinal value of camel milk and meat. Journal of applied animal research, 2018. 46(1): p. 552-558.
[275] فهرست ملی ارقام .(1402، تیر). مؤسسه تحقیقات، ثبت و گواهی بذر و نهال.
https://spcri.ir/page-Main/fa/0/form/pId388.
[276] دستورالعملهای کشت گیاهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، جهاد کشاورزی
[277] سامانه نیاز آبی گیاهان کشور، مؤسسه تحقیقات خاک و آب، وزارت جهاد کشاورزی.