نوع گزارش : گزارش های نظارتی
نویسندگان
1 سرپرست گروه سیاست پژوهی و آزمایشگاه حکمرانی دفتر مطالعات مدیریت و حکمرانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 کارشناس گروه سیاست پژوهی و آزمایشگاه حکمرانی دفتر مطالعات مدیریت و حکمرانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
در قانون اساسی برای شأن نظارتی مجلس، ابزارهایی وضع شده و جهت استفاده از آنها، مطابق آیین نامه داخلی مجلس،نهادهایی نیز تعیین شده اند. مجلس باید با ۸ چرخش تحول آفرین، این موقعیت نظارت را اثربخش تر و بهره ورتر کند.
کلیدواژهها
در کنار وظیفه تقنینی، نظارت نیز بهعنوان یکی از دو شأن اصلی مجلس شورای اسلامی است. اگر مفهوم نظارت به ارزشیابی، توسعه یابد وظیفه نظارتی مجلس بر وظیفه تقنینیاش رجحان خواهد یافت. چراکه بار قانون کشور بسیار زیاد است (بیش از ۱۲ هزار قانون) و اولویت عمل مجلس باید تنقیح و تدوین قوانین فعلی کشور باشد که در اولی، حشویات و زواید و همینطور تعارضات و تزاحمات رفع شود و در دومی نیز نسبت میان اثر قوانین با اهداف قانونگذار سنجش شود و اگر شکافی دریافت شد راهحلی برای رفعش ارائه شود.
مجلس شورای اسلامی مطابق اصول متعدد قانون اساسی مانند (۷۱ تا ۹۰، ۱۳۶، ۱۳۷) و امثالهم آن وظیفه دارد بر عملکرد دولت و تطابق آن با قوانین عادی و اهداف مندرج در قانون اساسی نظارت کند. جهت انجام این مهم نیز نهادهای گوناگونی چون کمیسیونهای تخصصی، کمیسیون اصل (۹۰)، معاونت نظارت، دیوان محاسبات و ... وظایفی برعهده دارند. تعدد تکالیف و متعاقب آن شئون نظارتی و تکثر نهادهای نظارتی و اراده نمایندگان بر انجام نظارت فردی در قالب تذکر و سؤال و ...، موقعیت نظارتی مجلس را با بار زیاد، گسیختگی و عدم انتظام مواجه کرده است و متعاقباً عمل دولت بهعنوان متعلق نظارت نیز به جهت عدم انتظام نظارتی، ممکن است با خدشه و انقطاع روبهرو شود. به همین دلیل بازخوانی آن وظایف و این نهادها و البته مرور ادبیات علمی و سیاستی نظارت و ارزشیابی آثار قوانین، در دستورکار این گزارش قرار گرفت که وظیفه مهم نظارتی مجلس در راستای تعمیق بهرهوری، تنظیم و تنسیق مجددی یابد.
نمایندگان محترم مجلس مانند سایر مسئولین در مظان پاسخگویی نسبت به اختیارات و مسئولیتهایی هستند که مطابق قانون برای ایشان مقرر شده است. یکی از این مسئولیتها، ریلگذاری برای دولت با قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت و احراز در مسیر و ریل بودن حرکت عمومی دولت است. آنچه بهطور طبیعی در رفتار نمایندگان میتوان مشاهده کرد قانونگذاری و نظارت متراکم و ایجابی است تا پاسخگوی مسئولیت خویش باشند. لذا ممکن است بار زیاد تقنینی و نظارتی ارجاع به این موقعیت داشته باشد؛ فارغ از آنکه انفعال و عدم اقدام حسابشده، خواه در تقنین و خواه در نظارت، خود نوعی خطمشی است که کمتر به آن توجه شده است. ضمناً تنقیح و تدوین قوانین و بازتنظیم رویههای نظارتی نیز نوعی از اقدام کارا و رافع مسئولیتهای مجلس شورای اسلامی است که کمتر بهعنوان وظیفه ذاتی نمایندگان محترم مورد توجه قرار میگیرد. بر این اساس اگر مجلس به چند اقدام اساسی توجه کند وضع نظارتی کاملاً متفاوتی پیدا خواهد کرد:
شئون و نهادهایی که در مجلس شورای اسلامی در موضوع نظارت وجود دارد به سه جهت قابل جانمایی در قالب یک نگاشت است:
اول، به جهت فاعل یا نهاد ناظر که منقسم به فرد نماینده، جمع نمایندگان در قالب کمیسیونهای تخصصی و مانند آن، رئیس مجلس، نهاد درونی مجلس یعنی کمیسیون اصل (۹۰) و نهاد بیرونی مجلس یعنی دیوان محاسبات است؛
دوم، به جهت جهات نظارت که گاه به شکل کنترل خروجی، گاه پایش فرایندی، گاه ارزشیابی اثر و گاه نظارت بر حرکت عمومی است؛
سوم، نیز ماهیت و محتوای نظارت مجلس که اشکال سیاسی، مالی و بودجهای، استصوابی، تأسیسی و استطلاعی دارد. بر این اساس، کلیه شئون نظارتی مجلس اعم از تذکر، سؤال، استیضاح، تطبیق مقررات دولت با قوانین و ... در قالب جدول زیر جانمایی شده است:
جدول 1. نسبتسنجی نهادها ، جهات، ابعاد و ابزارهای نظارت مجلس
|
ماهیت نظارت نهاد ناظر |
کنترل خروجی |
پایش فرایندی |
ارزشیابی اثر |
نظارت بر حرکت عمومی |
|
فرد نماینده |
|
نظارت بر مجامع و شوراهای دولتی و عمومی |
ارزشیابی پیشینی برنامه وزرا |
تذکر، سؤال و استماع عمومی |
|
تحقیق و تفحص |
||||
|
جمع نمایندگان |
|
|
ارزشیابی پیشینی لایحه بودجه |
نظارت بر تصمیمات مهم (اصول (77 تا ۸۳ و ۱۳۹) قانون اساسی) |
|
رأی اعتماد |
||||
|
استیضاح |
||||
|
رئیس مجلس |
تطبیق مصوبات دولت با قوانین |
|
|
|
|
نهاد درونی مجلس |
|
کمیسیون اصل (۹۰) |
ساختاردهی مسئله |
|
|
نهاد بیرونی مجلس |
کنترل مالی دیوان محاسبات |
|
|
|
مأخذ: بر اساس یافتههای تحقیق.
مجلس شورای اسلامی لازم است جهت نظمبخشی به موقعیت نظارت خود، چرخشهایی در امر نظارت به جهت پارادایمی، رویکردی، ماهوی، قانونی، ساختاری، نهادی، زمانی و شکلی با اتکا به سازوکارها و ابزارهای خود انجام دهد که بهشرح ذیل است:
جدول 2. چرخشهای تحولآفرین نظارت مجلس بر دولت
|
جهت تغییر |
وضع فعلی |
چرخش تحولآفرین |
امکان نهادی |
سازوکار |
|
به جهت پارادایمی |
پاروزنی در نظارت |
سکانداری و راهبری نظارت |
مرکز پژوهشهای مجلس |
|
|
به جهت رویکردی |
نظارت جزءنگر |
نظارت کلنگر |
معاونت قوانین ـ اداره تدوین |
|
|
به جهت ماهوی |
نظارت سیاسی |
نظارت حکمرانانه و سیاستی |
کمیسیون اصل (۹۰) |
|
|
به جهت قانونی |
نظارت |
ارزشیابی |
مرکز پژوهشهای مجلس |
|
|
به جهت ساختاری |
نظارت سنتی و بوروکراتیک |
نظارت هوشمند |
مشاور فناوری اطلاعات رئیس مجلس با کمک مرکز فناوری اطلاعات مجلس |
|
|
به جهت نهادی |
تفرق نهادهای نظارتی |
انسجام نهادهای نظارتی |
هیئت عالی نظارت ـ معاونت نظارت |
|
|
به جهت زمانی |
نظارت پسینی |
نظارت پیشینی |
هیئترئیسه مجلس |
|
|
به جهت شکلی |
نظارت فردی |
نظارت جمعی |
معاونت نظارت ـ نائبرئیس نظارتی کمیسیونها |
|
مأخذ: بر اساس یافتههای تحقیق.
مطابق اصول (71 تا 90) قانون اساسی، شئونی از نظارت برای مجلس تعریف شده است که برخی در حیطه اختیار فرد فرد نمایندگان (تذکر و سؤال از وزرا و درخواست تحقیق و تفحص) برخی در حیطه جمعی نمایندگان (استیضاح وزرا و رئیسجمهور) و برخی در حیطه اختیارات رئیس مجلس (تطبیق مصوبات دولت با قوانین تصویبشده مجلس) است. ماهیت نظارت مجلس بر دولت مطابق اصول قانون اساسی، از جنس اصلاح روندها، فرایندها و کلان عملکردهای دولت است؛ آنچنانکه سؤال و تذکر، موجب دقت و تمرکز بیشتر دولت در عملیات اجرایی، تحقیق و تفحص، ابزار ارزشیابی عملکرد دولت و استیضاح نیز آخرین اقدام در جهت توقف کلانروندهای نادرست دولت است. لذا بهنظر میرسد مجلس شورای اسلامی باید ضامن کلیت حرکت دولت به سمت اهداف قانونگذار که در متن قوانین مندرج است باشد. ورود جزئی، معطوف به مدل اجرا، به شکل مداخله مستقیم و مانند آن، حدود کنش نهاد ناظر و منظور را درهممیآمیزد.
ازطرفدیگر از اصول متعدد قانون اساسی برداشت میشود نظارت بر عملکرد دولت بهعنوان یکی از وظایف مهم مجلس در کنار تقنین قرار میگیرد، اما در مورد ماهیت این نظارت بحث بسیار است. برخی با اتکا به اصل تفکیک قوا که در اصل (۵۷) قانون اساسی مندرج است طرحی از نظارت مجلس بر دولت مطرح میکنند که حد فاصل خود با اختیارات دولت و قوه قضائیه که آنهم بهنوعی قوه اجرایی کشور است را حفظ کند؛ بر این اساس از ماهیت سیاسی نظارت یاد میکنند که بر جهتگیری کلی دولت در نسبت اهداف مندرج در قانون اساسی و قوانین عادی نظارت میکند که انحرافی رخ ندهد. اگر مفهوم نظارت با این توضیح یعنی نظارت بر جهتگیری دولت را توسعه داده و ابعاد دیگری چون کنترل، پایش و ارزشیابی را نیز به آن اضافه کنیم آنوقت به مفهوم متکاملتری از نظارت بهمعنای سیاسی آن مواجه هستیم که نه مخل اصل تفکیک قوا و نه غیربسنده برای تحقق بخشیدن به اهداف نظارتی مجلس مطابق قانون اساسی است.
اما آنچه این ترکیب را تکمیل میکند محتوای نظارت است که استصوابی، استطلاعی، تأسیسی، مالی، تأمینی و تشکیلاتی و قانونی است. هرکدام از این موارد در خود اهداف و ابزارهایی چون سؤال، تذکر، استیضاح، تحقیق و تفحص، بررسی انطباق مقررات با قوانین، اصل (۹۰) قانون اساسی، استماع عمومی، نظارت بر تصمیمات مهم، رأی اعتماد و ... را داراست.
|
ردیف |
عنوان گزارش |
سال انتشار |
شماره مسلسل |
نام دفتر/سازمان/نهاد |
توضیحات |
|
1 |
نظارت پارلمانی (1) مطالعه تطبیقی ادوار هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی |
۱۳۹۵ |
۱۴۹۱۸ |
دفتر مطالعات سیاسی |
در این گزارش، میزان استفاده دو دوره هشتم و نهم مجلس از ابزارهای نظارتی بررسی شده است. |
|
2 |
نظارت پارلمانی بر دستگاههای اجرایی: ابزارها و رویهها |
۱۴۰۲ |
۱۸۹۶۶ |
دفتر مطالعات حکمرانی |
ابزارها، سازوکارها و رویههای مناسب نظارت پارلمانی در سطح جهان چون سؤال، استیضاح، پیشنهاد، جلسات استماع در کمیسیونهای دائمی، تحقیق و تفحص، گزارشها، برنامهها، درخواستهای شهروندان و بازرسی در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته است. |
|
3 |
ارزشیابی فارغ از هدف؛ پیشبینی و تحلیل پیامدهای واقعی (مطلوب و ناخواسته) قانون |
۱۴۰۳ |
۱۹۹۳۴ |
این گزارش ضمن معرفی رویکرد ارزشیابی فارغ از هدف، با ارائه پیشنهادهایی درخصوص ساختار فعلی معاونت نظارت مجلس و سازوکار بهرهمندی آن از سایر بخشهای مجلس نظیر مرکز پژوهشها، بر انجام مؤثرتر امر مهم نظارت و ارزیابی، تأکید میکند. ارزشیابی فارغ از هدف به دنبال اثرسنجی واقعی قوانین است. |
|
|
4 |
ارزیابی تأثیرات قانون؛ مدلسازی، فرایندبخشی و نهادپردازی: بررسی تاریخی روند مطالعات ارزیابی مرکز پژوهشها |
۱۴۰۳ |
۱۹۸۸۳ |
این گزارش بر تبیین فرایندی امر ارزیابی در مرکز پژوهشها تمرکز داشته و برای بهبود این فرایند سه پیشنهاد را مطرح کرده است: اولاً، جهت انجام پیشارزیابی به بار مقررات در حوزهای که بنای قانونگذاری در آن وجود دارد توجه شود؛ ثانیاً، جهت ارزیابی پیشینی به ساختاردهی مسئله اهتمام شود؛ ثالثاً، برای انجام ارزیابی پسینی از روش ارزیابی فارغ از هدف استفاده شود. نویسندگان، تحقق این پیشنهادها را در گرو تأسیس نهادی در مرکز پژوهشها میدانند که آن را کارگروه ارزیابی تنظیمی نام گذاردهاند. طبق توصیه صورت گرفته، کارگروه ارزیابی تنظیمی به ارزیابی کلان (ارزیابی متقاطع یا ارزیابی مضاعف) بر سه ساحت ارزیابی میتواند مبادرت داشته باشد. |
|
|
5 |
ارزشیابی خطمشی در نظام قانونگذاری (1): الگوها و ابزارهای ارزشیابی خطمشی |
۱۴۰۳ |
۱۹۷۷۳ |
در این گزارش، پس از بیان چیستی و اهمیت ارزشیابی خطمشی به شناسایی ابزارها و الگوهای ارزشیابی خطمشی پرداخته شده است. این گزارش توصیه کرده است، برای بهبود کیفیت ارزشیابی خطمشی، برنامههای لازم همچون تدوین «قالب یا پیوست ارزشیابی» توسط معاونت قوانین و معاونت نظارت مجلس شورای اسلامی برای ارتقای ظرفیت سیاسی و تخصصی نمایندگان انجام شود. همچنین، پیشنهاد شده است در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی بهعنوان بازوی پژوهشی و علمی مجلس شورای اسلامی، کانون ارزشیابی خطمشی با همکاری مجلس شورای اسلامی و اندیشکدهها و نهادهای تخصصی ایجاد شود. |
|
|
6 |
ارزشیابی خطمشی در نظام قانونگذاری (۲): رویکردها، مدلها و ابزارهای ارزشیابی مشارکتی |
۱۴۰۳ |
۱۹۷۷۹ |
این پژوهش به دنبال شناسایی مبانی، رویکردها و مدلهای ارزشیابی مشارکتی و ارائه راهکارها و پیشنهادهایی برای مجلس شورای اسلامی در راستای کارآمدسازی سازوکارهای نظارتی قوه مقننه با بهرهگیری از مشارکت عامه مردم بوده است. در این گزارش توصیه شده است که دفتر تخصصی ارزشیابی و نظارت مردمی و مشارکتی در مجلس شورای اسلامی ایجاد شود. |
|
|
7 |
مقدمهای بر ارزشیابی مردممحور: بایسته نظری |
۱۴۰۳ |
۱۹۸۲۲ |
در این گزارش، چیستی ارزشیابی مردممحور با مفهومپردازی آن با مدل رامِف و نیز پرداختن به موضوع ارزشیابان ارزشیابی و تفاوت ارزشیابی با ارزیابی عملکرد مورد توجه بوده است. یکی از اهداف ارزشیابی سیاستها و قوانین از نگاه مردم، درک چگونگی اجرای یک خطمشی و مدیریت کردن عواقب ناخواسته مداخلات (تحقیقات حین اجرا) بر ذینفعان آن و نیز میزان پایداری تغییرات ایجاد شده در جامعه (تحقیقات پس از اجرا) برای خطمشیگذار است. |
مأخذ: همان.
نظارت در «حقوق اساسی»، بهمعنای بررسی، ممیزی و ارزشیابی کارهای انجام شده یا در حین انجام و انطباق آنها با تصمیمات اتخاذ شده و همچنین قانون و مقررات در جهت جلوگیری از انحراف افراد تعریف شده است. در معنایی عام و در اصطلاح «حقوق عمومی»، نظارت، عبارت است از: کنترل و بررسی اقدامات یک مقام و نهاد حکومتی ازسوی مقام و نهادی دیگر که غایت آن، حصول اطمینان از باقی ماندن اقدامات یاد شده در حدود و ثغور قانونی است؛ بیآنکه مقام یا نهاد ناظر، خود در اداره امور، مداخله مستقیم داشته باشد. برمبنای تعاریف پیشگفته، نظارت را میتوان به مفهوم حقوقی، بازرسی، سنجش و ارزیابی اقدامات مجریان گرفت و ناظر را کسی دانست که برای چنین بازرسی، ارزیابی و سنجشی تعیین میشود [1]. نظارت میتواند در موضوعات مختلف یا به شیوههای مختلفی اعم از پیشینی یا پسینی، استصوابی یا استطلاعی، مستقیم یا غیرمستقیم، نهان یا آشکار و بسیاری انواع دیگر اعمال شود [2]. در پژوهش دیگری، نظارت بر «نظارت حکومتی» و «نظارت مردمی» تقسیم شده است؛ نظارت حکومتی به انواعی چون، «نظارت سازمانی» (سلسلهمراتبی و قیمومیتی)، «نظارت کیفی» (قضایی، اداری، مالی، سیاسی و پارلمانی)، «نظارت درونی و بیرونی» (درونی بهمعنای نظارت برخود و بیرونی بهمعنای نظارت فرد یا سازمان بر فرد یا سازمان دیگر)، «نظارت شکلی» (مستمر و موردی)، «نظارت پسینی، پیشینی و روندگرا»، «نظارت ماهوی» (استصوابی بهمعنای انجام اقدامات با تصویب ناظر و استطلاعی بهمعنای انجام اقدامات تحت اطلاع ناظر) و ... تقسیم شده و نظارت مردمی نیز منقسم به افکار عمومی، آزادی احزاب و اجتماعات، آزادی مطبوعات و رسانهها و ... است[3]. مهمترین انواع نظارت بهشرح ذیل است:
جدول 4. انواع و ابعاد نظارت
|
انواع نظارت |
تعریف اول [۳] |
تعریف دوم [۴و ۵] |
وظیفه مجلس |
|
نظارت مردمی یا همگانی |
بهمثابه سرمایه اجتماعی بوده و ناظر به عمومی و همگانی بودن نهاد ناظر است تا از آن رهگذر بتوان به مشارکت همگانی در دستیابی به اهداف نظارت دست یافت. |
|
ندارد |
|
نظارت سیاسی |
عبارت از مطالعه، بازرسی و رسیدگی که از جانب نهادها یا مقامات سیاسی کشور بر مراجع و نهادهای حکومتی و مستخدمان و اموال آنان صورت میگیرد تا از حُسن جریان امور اطمینان حاصل شود. |
در این نوع نظارت، وزرا جهت احراز مقام سیاسی و اجرایی خود نیازمند اخذ رأی اعتماد ازسوی مجلس است. مطابق اصل (۱۳۷) قانون اساسی هریک از وزرا مسئول وظایف خویش در برابر رئیسجمهور و مجلس است. سازوکار مسئولیت سیاسی وزرا و رئیسجمهور در مقابل مجلس عبارتند از تذکر، سؤال، استیضاح، عدم رأی اعتماد و عدم کفایت سیاسی. |
دارد |
|
نظارت قضایی |
نظارتی است که ازسوی قوه قضائیه بر اقدامات و تصمیمات مقامات اجرایی و قدرتهای حکومتی اعمال میشود. |
|
ندارد |
|
نظارت اداری |
نظارتی است که در دستگاه اداری کشور و توسط این دستگاه تحت عنوان نظارت سلسلهمراتبی اعمال میشود. این نوع نظارت، از نظر سلسلهمراتب نظارتی، مکملی بر نظارت سیاسی است که ازسوی سازمانهای دولتی یا محلی صورت میپذیرد. |
|
ندارد |
|
نظارت مالی |
به مفهوم نظارت بر تمامی تصرفات دستگاههای دولتی و همه نهادهایی است که بهنحوی از انحا از بودجه دولتی استفاده میکنند. |
اصل (۵۲) قانون اساسی ناظر به ضرورت بررسی و تصویب لایحه بودجه و اصول (۵۴ و ۵۵) ناظر به وظیفه دیوان محاسبات جهت نظارت بر کیفیت مصرف بودجه توسط نهادهای بودجه بر کشور است. |
دارد |
|
نظارت قانونی |
بررسی انطباق اعمال دولتمردان و نهادها با قوانین و مقررات توسط مرجع و مقام ناظر با هدف نظم حقوقی و قانونمند بودن همه امور حکومت و درنهایت رسیدن به حاکمیت قانون است. |
|
دارد |
|
نظارت استصوابی |
نظارتی است که اعمال حقوقی با اطلاع ناظر صورت میپذیرد و ناظر از چگونگی جریان امور باخبر میشود، هرچند نمیتواند در تصمیمگیریها دخالت کند. |
مطابق قانون اساسی، در مواردی مصرح، برخی از اعمال و مصوبات دولت مانند مصادیق مرتبط به اصول (۷۷، ۷۸، ۷۹، ۸۰، ۸۲ و ۱۳۹) منوط به تصویب مجلس است. |
دارد
|
|
نظارت استطلاعی |
نظارتی است که اعمال حقوقی با اطلاع ناظر صورت میپذیرد و ناظر از چگونگی جریان امور باخبر میشود، هرچند نمیتواند در تصمیمگیریها دخالت کند. |
سازوکاری برای پاسخگویی مؤثرتر است که میتواند سازوکارهای نظارت سیاسی را فعال کند. ابزارهای این نوع نظارت، تحقیق و تفحص و همینطور اصل (۹۰) قانون اساسی است. اصل (۱۳۸) قانون اساسی که تطبیق مصوبات دولت با قوانین را برعهده رئیس مجلس میداند از مصادیق نظارت استطلاعی است. |
دارد |
|
نظارت تأسیسی |
|
نظارتی که مجلس بر برنامه وزرای پیشنهادی رئیسجمهور دارد و حسب مورد، ملاک عمل برای تأیید یا رد وزرا توسط نمایندگان قرار میگیرد از مصادیق نظارت تأسیسی است. |
دارد |
|
نظارت تأمینی و تشکیلاتی |
|
این نوع نظارت مربوط به شکلگیری و سازماندهی تشکیلات دولت است. مانند شکلگیری هیئتوزیران، اساسنامه سازمانها، شرکتها و مؤسسات دولتی یا وابسته به دولت. |
دارد |
مجلس به جهت اصل تفکیک قوا، امکان مداخله در کارکرد و ماهیت اجرایی عمل دولت را ندارد، بلکه ورود و مداخلهاش در سطح جهتگیریهای کلان سیاسی و سیاستی و در امتداد نظارت مردم بر دولت است که عبارت از جهتدهی و ترغیب دولت در اجرای قوانین مصوب مجلس است. نکتهای که وجود دارد آن است که مفهوم نظارت با اتکا به ادبیات دانشی باید تبیین و در صورت نیاز، نسبت به آنچه درواقع در حال انجام است توسعه یا تضییق یابد. براساس اصطلاحشناسی دانش خطمشی عمومی ناظر به موضوع نظارت میتوان از چهار مفهوم «ارزشیابی»، «پایش»، «کنترل»، و «نظارت» نام برد:
ارزشیابی، بهمعنای سنجش اثربخشی، کارایی و تأثیر خطمشیها، برنامهها و پروژههای دولت است. ارزشیابی با هدف تعیین اینکه آیا نتایج مورد نظر بهدست آمده است یا خیر، شناسایی زمینههای بهبود و آگاهیبخشی به تصمیمگیریهای آینده بهکار گرفته میشود. روشهای آن شامل اندازهگیری عملکرد، تجزیهوتحلیل هزینه ـ فایده و ارزیابی تأثیر است. جنبههای کلیدی ارزشیابی پارلمانی عبارتند از:
پایش، یعنی مشاهده و ردیابی نظاممند فعالیتها و عملکرد دولت در طول زمان. هدف آن اطمینان از اجرای خطمشیها و برنامهها طبق طرحریزی و شناسایی مسائل یا انحرافات بالقوه در مراحل اولیه است. روش آنهم شامل جمعآوری دادهها، گزارشدهی و تجزیهوتحلیل میباشد. بهطور خلاصه، پایش عبارت است از جمعآوری مستمر و منظم دادهها در مورد شاخصهای مشخص برای ارائه اطلاعات به نمایندگان مجلس در مورد پیشرفت و عملکرد فعالیتهای دولت. بهطورکلی، پایش بر روی این موارد تمرکز دارد:
کنترل، بهمعنای فرایند حصول اطمینان از انطباق اقدامات دولت با قوانین، مقررات و رویههای تعیین شده است. هدف آن جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت، فساد و سوءمدیریت منابع عمومی است. همچنین روش آن شامل کمیتههای نظارت، ممیزی و تحقیقات است. کنترل به سازوکارها و فعالیتهایی اطلاق میشود که پارلمان از طریق آنها، اختیارات خود را برای اطمینان از اینکه قوه مجریه در محدوده قانونی خود عمل میکند و از خطمشیهای تعیین شده توسط قوه مقننه پیروی کرده، اعمال میکند. اینها شامل:
نظارت، بهمعنای نظارت کلی بر فعالیتهای دولت برای حصول اطمینان از همسویی آنها با منافع عمومی. هدف آن حفظ پاسخگویی و شفافیت در عملیات دولت است. سؤال، بحث و استماع عمومی از ابزارهای نظارتی است. نظارت شامل نظارت بر فعالیتهای سازمانها و مقامات دولتی است تا اطمینان حاصل شود که آنها مطابق با قوانین، مقررات و خطمشیهای تعیینشده توسط مجلس عمل میکنند. این شامل:
برای مثال، فرض کنید یک دولت یک خطمشی آموزشی جدید را معرفی کند.
درحالیکه این اصطلاحات فرایندهای متمایز را توصیف میکنند، آنها بههم مرتبط هستند:
پایش، دادههای مورد نیاز برای ارزشیابی را فراهم میکند. ارزشیابی، بینشهایی را ارائه میدهد که میتواند تلاشهای پایشگری را افزایش دهد. کنترل، از طریق پایش و ارزشیابی برای اطمینان از پاسخگویی دولت اطلاعرسانی میشود. نظارت، از یافتههای پایش، ارزشیابی و کنترل برای نظارت و بهبود مؤثر عملیات دولت استفاده میکند. این فرایندها درمجموع پارلمانها را قادر میسازند تا نقشهای کلیدی نظارتی، پاسخگویی و تضمین عملکرد صحیح دولت را به نفع عموم انجام دهند.
شکل 1. نسبتسنجی مفهوم نظارت با مفاهیم مقارنش
مأخذ: همان.
آنچه در موضوع نظارت مجلس شورای اسلامی بر دولت اهمیت دارد توجه به اصل تفکیک قواست که مشروعیتبخش اختیارات مجلس در امر قانونگذاری و اختیارات دولت در موضوع اجراست و همینطور نظارت سیاسی مجلس نسبت به خطوط کلی و کلانروند حرکت دولت در مسیر تحقق اهداف قانونگذار را به رسمیت شناخته است. البته نظارتی که اداری نبوده که مداخله در حیطه اختیارات دولت باشد و قضایی نباشد که بهمعنای دخالت در محدوده اختیارات قوه قضائیه تلقی شود. انواع این نظارتها که همگی گویای «سیاسی و نه اداری و قضایی» و «پسینی و نه پیشینی» بودن موقعیت نظارت مجلس است عبارتند از:
دیوان محاسبات، نظارت مالی و بودجهای بر دولت دارد آنچنانکه هرگونه تخلف دستگاههای دولتی از قانون بودجه مصوب مجلس، اگر توسط دیوان محاسبات کشف شود مشمول مجازات کیفری، مدنی، اداری و انضباطی خواهد بود.
لزوم رعایت احتیاط جهت حفظ منافع عمومی، نظارت مجلس در برخی امور چون معاهدات و قراردادهای بینالمللی (اصل (۷۷))، تغییر خطوط مرزی (اصل (۷۸))، ایجاد محدودیتهای ضروری توسط دولت (اصل (۷۹))، گرفتن و دادن وام (اصل (۸۰))، استخدام کارشناسان خارجی (اصل (۸۲))، فروش و انتقال برخی از بناها و اموال دولتی (اصل (۸۳))، و نظارت بر صلح دعاوی مالی دولت و ارجاع آنها به داوری (اصل (۱۳۹))، نظارت استصوابی مجلس را ایجاب میکند.
نظارتهایی که شأن ایجادی و تأسیسی دارد مانند رأی اعتماد به وزرا یا تصمیمگیری در مورد مسائل مهم و مورد اختلاف نیز وظیفه مجلس است.
جدول 5. نسبتسنجی نهادها، جهات، ابعاد و ابزارهای نظارت مجلس
|
ماهیت نظارت نهاد ناظر |
کنترل خروجی |
پایش فرایندی |
ارزشیابی اثر |
نظارت بر حرکت عمومی |
|
فرد نماینده |
|
نظارت بر مجامع و شوراهای دولتی و عمومی |
ارزشیابی پیشینی برنامه وزرا |
تذکر، سؤال و استماع عمومی |
|
تحقیق و تفحص |
||||
|
جمع نمایندگان |
|
|
ارزشیابی پیشینی لایحه بودجه |
نظارت بر تصمیمات مهم (اصول (۷۷ تا ۸۳ و ۱۳۹) قانون اساسی) |
|
رأی اعتماد |
||||
|
استیضاح |
||||
|
رئیس مجلس |
تطبیق مصوبات دولت با قوانین |
|
|
|
|
نهاد درونی مجلس |
|
کمیسیون اصل (۹۰) |
ساختاردهی مسئله |
|
|
نهاد بیرونی مجلس |
کنترل مالی دیوان محاسبات |
|
|
|
مأخذ:همان.
6.مسئلهشناسی نظارت و ضرورت چرخشهای تحولآفرین
رهبر معظم انقلاب در پیام خویش به مناسبت آغاز بهکار یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی که مورخ 1399/۳/7 با اشاره به جمله کلیدی حضرت امام خمینی (ره) راجع به «در رأس امور بودن مجلس»، سرشت قانونگذاری مجلس را ریلگذاری و تعیین راه و مسیر کشور به سمت قلهها و مقاصدی دانستند که در قانون اساسی تعیین شده است و ضمانت حرکت در این مسیر را غیر از تضمین حُسن اجرای قوانین توسط قوه قضائیه، با حق تحقیق و تفحص، رد و قبول مدیران ارشد قوه مجریه، تذکر، سؤال و استیضاح و ... وظیفه مجلس دانستهاند. نکتهای که از فرمایش رهبر معظم انقلاب قابل استفاده بوده، صیانت از حرکت کشور در راهی است که ریلگذاری آن توسط مجلس انجام شده است. بنابراین یک هدف یا اهداف عمومی وجود دارد که قانونگذاری در راستای تحقق آن اهداف انجام میپذیرد و مجلس باید یک محافظت جزئی از اجرای درست قانون داشته باشد و یک محافظت کلان از تحقق اهداف مندرج در قانون اساسی. درحالیکه بهنظر میرسد هر دوی این محافظتها یا به تعبیر مصطلح، نظارتها در مجلس با موانعی روبهرو است:
6-1. نظارت جزءنگر در مقابل نظارت کلنگر
نظارت جزءنگر، بر اجرای درست قوانین متمرکز است، اما مجموع نظارتهای جزءنگر بهمعنای تضمین حرکت صحیح در مسیر اهداف مندرج در قانون اساسی نیست. ابتدا مجلس باید مشخص کند هرکدام از قوانین چه سهمی در تحقق اهداف مندرج در قانون اساسی را دارد و سپس بر حُسن اجرای آن قوانین توسط دولت نظارت کند. تنقیح و تدوین قوانین با هدف ایجاد نقشه، نگاشت یا پازل قوانین موجود است که بهطور مجموعی میخواهد نسبتشان با قانون اساسی را مشخص کند.
مجلس به جهت شأن نظارت سیاسیای که دارد باید بر جهتگیری کلی و روندهای کلان دولت نظارت کند، اما وقتی با نگاه جزئینگر وظیفه نظارت را تقلیل داده و به انجام رسانید نگاه کلینگر که سختیهایی نیز بههمراه دارد از دستورکار نمایندگان خارج خواهد شد. مطابق بندهای «۲ و ۳» سیاستهای کلی نظام قانونگذاری، مجلس موظف است سازوکاری طراحی کند که تطابق یا عدمتطابق قوانین و مقررات با قانون اساسی که راهنمای حرکت کلان کشور است را احراز کند. بنابراین توجه به حرکت کلان دولت توسط مجلس ضرورت دارد و با ایجاد یک سازوکار مؤثر، امکان تحقق آن نیز فراهم خواهد شد. این سازوکار میتواند ایجاب ضرورت تولید پیوست قانون اساسی برای نظارت باشد که در آن هر نماینده موظف خواهد شد، درخواست نظارتی خود را منضم به پیوستی کرده که ضرورت نظارت را با ارجاع به یکی از بندهای قانون اساسی اثبات کند.
6-2. نظارت فردی در مقابل نظارت جمعی
درعینحال که برخی از ابزارها و شئون نظارتی چون تذکر و سؤال، از اختیارات تکتک نمایندگان است و حق هر نماینده برای نظارت بر حرکت عمومی کشور در مسیر درست است، اما در طرف مقابل باید توجه داشت عدم ایجاد نظم و انتظام در این نظارتها، حرکت دولت را با خدشه و سکته مواجه خواهد کرد. پیشنهاد میشود درعینحال که این نظارتها از موقعیت فردی شروع میشود، اما ایجاد سازوکاری برای آنکه فرم و شکل جمعی پیدا کند ضرورت دارد. مانند آنکه هر نماینده جهت ثبت طرح باید امضای 14 نماینده غیر خود را اخذ کند. در باب نظارت نیز میتوان پرونده نظارتی در قالب تذکر یا سؤال را با نظر یک نماینده تشکیل داد، اما به شرط امضای چند نماینده در یک بازه زمانی مشخص اعلام وصول شده و به جریان افتد.
نگاه و تفسیر هر نماینده از کیفیت حکمرانی در حوزههای مسئلهمند مختلف مانند تورم، مسکن، اشتغال، آموزش و پرورش و ... محترم و ارزشمند بوده و نمایندگی از نگاه و تفسیر حوزه انتخابیه آن نماینده میکند؛ اما برایندگیری از چنین تفاسیر و ادراکاتی از مجموعه نمایندههایی که نسبت به عملکرد دولت در یک موضوع، مسئلهمند هستند، بلاشک ذخیره و انباشت مناسبی از مسئلهمندسازی آن حوزه فراهم میکند. پیشنهاد میشود در قالب جمعسپاری نظارتی، ظرفی برای تجمیع سؤالات و تذکرات نمایندگان نسبت به یک موقعیت مسئله ایجاد شود تا موضع چند نماینده که در نسبت یک موقعیت مسئله، روایت اختصاصی دارند در آن ظرف قرار گیرد و متعاقباً از این روایتها، فرامسئله کشف شده و ابعاد و حدود مسئله واقعی تحت عنوان ساختاردهی مسئله مشخص شود و سپس از مدیران ذیربط در نسبت با آن مسئله دعوت شود تا برای پاسخگویی در مجلس شورای اسلامی حاضر شوند. انجام این فرایند با اتکا به ظرفیتی که معاونت نظارت میتواند در کمیسیونها، تحت عنوان نائبرئیس نظارتی ایجاد کند میسر است. نواب رئیس، روایتها را جمعآوری کرده و در جلسات مشترکی ساختاردهی کنند. همچنین میشود فراکسیونهای نظارتی قوی نیز در مجلس شکل داد.
تاکنون بهطور عمده نظارت مجلس بر عملکرد دولت در مقام اجرا متمرکز بود و ارزشیابی آثار طرحها و لوایح پیشنهادی، هزینهها و فواید آنها، برنامه اجرایی آن، چگونگی پایش آن و ... کمتر مورد توجه بود. صورتبندی این دو با توجه به چهار مفهوم پایش، نظارت، کنترل و ارزشیابی به اینصورت است:
الف) نظارت بر عملکرد دولت
ب) ارزشیابی آثار قانون
توجه به ارزشیابی، تمرکز مجلس را از عملکرد دولت به جهتگیریهای دولت از یکسو و آثار و پیامدهای عملکرد دولت ازسویدیگر جلب میکند.
عمل دولت، ملموس است و انحرافش از قانون بهراحتی از طریق نظارت قابل اثبات است، اما آثار عمل دولت را بهسختی میتوان فهم کرده و سختتر از آن میتوان به دیگران اثبات کرد. ضمن آنکه عمل دولت، ابزار مناسبی برای برخی نمایندگان است که بهعنوان یک اهرم سیاسی عمل میکند. بنابراین میل به نظارت به شکل طبیعی از ارزشیابی در مجلس بیشتر است. بهنظر میرسد ازآنجاکه قرار دادن دولت در ریلی که مجلس با قانونگذاری خود طراحی کرده با ارزشیابی به جهت عمق بینشی که برای مجلس فراهم میکند، مطلوبتر از نظارت است. بنابراین جذابیت ارزشیابی بالاست، اما آنچه میل نماینده برای ارزشیابی را کم میکند احیاناً فقدان ابزارهای مؤثر و البته سهلالوصول برای ارزشیابی است. طراحی پیوست RIA این خلأ را تا حد زیادی پوشش خواهد داد.
جدول 6. پرسشهای متناظر به مراحل ارزشیابی تأثیرات بالقوه مقرراتگذاری [6]
|
ردیف |
مراحل ارزیابی تأثیرات بالقوه مقرراتگذاری |
پرسشهای متناظر |
|
1 |
شرح مسئلهای که پیشنهاد درصدد حل آن برآمده است. |
|
|
2 |
بیان اهداف پیشنهاد |
|
|
3 |
تدوین راهحلهای بالقوه برای حل مسئله مورد نظر |
|
|
4 |
ارزیابی تأثیرات اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی راهحلهای بالقوه |
|
|
5 |
مقایسه آثار راهحلهای بالقوه و انتخاب راهحل مرجح |
|
|
6 |
مقتضیات اداری و مالی اجرای راهحل مرجح |
|
|
7 |
برنامه پایش و ارزیابی اجرای راهحل مرجح برای حل مسئله مورد نظر |
|
ماخذ: همان.
6-4. نظارت پسینی در مقابل نظارت پیشینی
اگرچه نظارت مجلس به شکل متعارف و مسبوق بر کیفیت اجرای قانون توسط دولت تعلق میگیرد تا جاییکه برخی اصولاً ابزارهای نظارتی مجلس را پسینی و ناظر به مسئولیت سیاسی دولت میدانند و نه پیشینی و ناظر به نحوه اتخاذ تصمیمات و انتخاب روشهای اجرایی در انجام وظایف محوله و حجت ایشان بر این مدعا، اصل تفکیک قوا ـ اصل (۵۷) قانون اساسی ـ است، اما میتوان ارزشیابی پیشینی پیشنویسهای قانونی که در قالب لایحه به مجلس عرضه میشود را داخل در مفهوم نظارت پیشینی دانست و مفهوم نظارت مجلس را توسعه به نظارت پیشینی نیز داد.
یکی از وظایف مهم مجلس و شاید مهمترین وظیفهاش، نظارت است. البته تقنین هم وظیفه مجلس است، اما مجلس در موضوع تقنین به جهت اتخاذ رویکرد لایحهمحوری نظام حکمرانی، شأن پسینی و البته منفعل دارد (انطباق). درحالیکه در موضوع نظارت، مجلس میتواند فعال، بلکه پیشکنشگر باشد. آنجا فعال است که با نظارت پسینی و پس از اجرای قانون توسط دولت، میتواند جهت حرکت دولت را با اصلاح محتوای قانون و یا اصلاح شیوه و کیفیت اجرا تغییر دهد (دستکاری)؛ پیشکنشگر باشد آنجا که میتواند با نظارت پیشینی و قبل از اجرای قانون، آثار محتمل پیشنویس قانونی را ارزشیابی و تغییرات لازم را در متن پیشنویس اعمال کند.
جدول 7. فعال، منفعل و پیشکنشگر بودن مجلس
|
دستکاری با تعریف زمینبازی (Manipulation) |
انطباق با بازی در زمین تعریفشده (Adaptation) |
||
|
پیشکنشگر (Proactive) |
فعال (Active) |
منفعل (Passive) |
|
|
نظارت پیشینی |
نظارت پسینی |
تقنین |
|
مأخذ:همان.
ابزارهای نظارتی پسینی بهمنظور ارزشیابی رفتار گذشته دولت در امور عمومی و ابزارهای نظارتی پیشینی بهجهت بررسی طرحها و برنامههای دولت با توجه به اقدامات سیاستی آتی است. مجالس قانونگذاری جهان در حال حرکت به سمت نظارتهای پیشینی هستند[7]، اما نظارت بر امر تحققیافته که آثاری نیز از خود بر جای گذارده، از ارزشیابی پیشینی نسبت به رویکرد، آرایش و جهتگیری، بدونشک سادهتر است؛ برای آنکه ارزشیابی پیشینی به شکل ساختاری اتفاق افتد لازم است مجلس شورای اسلامی، اعلام وصول طرحهای مجلس و لوایح دولتی را منوط به تهیه پیوست ارزشیابی تأثیرات مقرراتگذاری کند و هرکدام که فاقد این پیوست بود را به ارسالکنندهاش جهت تکمیل عودت دهد.
6-5. پاروزنی در نظارت در مقابل سکانداری و راهبری نظارت
مجلس در موضوع نظارت و بهخصوص ارزشیابی، فاقد ساختار و بوروکراسی، اطلاعات و منابع مکفی انسانی و مالی است و این درحالی است که دولت همه این ناداشتههای مجلس را داراست. مجلس میتواند بار ارزشیابی را بر دوش دولت بگذارد و توان خود را مصروف راهبری نظارت و ارزشیابی کند. به این شکل که با استناد به لایحهمحور بودن نظام قانونگذاری کشور و شروع قانونگذاری از پیشنهادههای تقنینی قوه اجرایی، دولت را مکلف کند لوایح پیشنهادی خود را منضم به پیوست ارزشیابی آثار مقرراتگذاری کند و در غیر اینصورت، پیشنهادهها را اعلام وصول نکند.
سؤالی که در این ارتباط پیش میآید این است که وظیفه نظارت بر عملکرد دولت و ارزشیابی آثار مقررات دولت به جهت تطابق با قوانین عادی و قانون اساسی با مجلس است؛ چگونه مجلس میتواند این وظیفه را بر دوش نهادی که باید مورد نظارت و ارزشیابی قرار گیرد بگذارد؟ آیا این خلع ید مجلس از یکی از دو وظیفه ذاتی خویش نیست؟
در مقام پاسخ به این سؤال باید گفت مجلس، وظیفه نظارت و ارزشیابی خود را واگذار نمیکند، بلکه آرایش خود در نسبت این وظیفه را تغییر میدهد و به جای پاروزنی و تصدیگری تمام و کمال نظارت، به سکانداری و راهبری نظارت مبادرت میکند؛ به این شکل که نظارت و ارزشیابی خود را بر دو سطح متمرکز میکند: در سطح اول، بر نظارت مضاعف یعنی ارزشیابی مجدد برخی پیشنویسهای قانونی مهم به جهت شمولیت، عمق اثر و بار مالی میپردازد و در سطح دوم، بر نظارت متقاطع یعنی ارزشیابی فارغ از هدف آثار مقرراتگذاری در مقابل ارزشیابی مبتنیبر هدف دولت و همچنین ارزشیابی روششناسیای که دولت در تنظیم RIA اتخاذ کرده است اهتمام میکند. با این نگاه، بار نظارتی مجلس کاهش یافته و متوجه توان و امکان دولت شده است. همچنین مجلس با اتکا به ظرفیت معتنابه مفهوم بار مقررات و تنقیح و تدوین قوانین، میتواند نقش سکانداری و راهبری نظارتی خود را تقویت کند.
6-6. نظارت سیاسی در مقابل نظارت حکمرانانه و سیاستی
نظارت مجلس، وجه سیاسی دارد. یعنی مطالعه، بازرسی و رسیدگی مراجع و نهادهای حکومتی و مستخدمان و اموال آنان از جانب نهادها یا مقامات سیاسی کشور صورت میگیرد تا از حُسن جریان امور اطمینان حاصل شود دارد؛ اما چون ماهیت مجلس، امتداد رأی و نظر عموم مردم است باید عمیقاً واجد سرشت عمومی و مردمی باشد. به این معنا نظارت از وجه سیاسی خود عبور کرده و ماهیت حکمرانانه (مشارکت مردم در امر نظارت) خواهد یافت. کمیسیون اصل (۹۰) به جهت ارتباطی که با بدنه مردم دارد ظرف مناسبی برای تمشیت نظارت حکمرانانه است به شرط آنکه خود را در موقعیت مسئلهشناسی درست یا ساختاردهی مسئله قرار دهد؛ به اینصورت که روایت مردم از طرز کار قوای سهگانه را با روایتهایی که کمیسیونهای تخصصی از طرز کار آنها دارند ترکیب کرده و مسئله حکمرانی را ساختاردهی کنند.
نظارت حکمرانانه، بهمعنای مشارکتخواهی از مردم و سایر ذینفعان حکمرانی در امر نظارت به شکل سامانمند و نظامیافته است؛ قلمرو نظارت عمومی و مدنی بهخصوص مطبوعات و سازمانهای فعال در ارتباط با احقاق حقوق شهروندی باید گسترش یابد. مجلس در موضوع مشارکتخواهی از عموم برای نظارت بر کار دولت مانعی ندارد، مگر فقدان ابزارهای کارآمد. برخی ابزارهای استفاده شده در راستای نظارت عمومی در بعضی از کشورها عبارتند از: جلسات استماع، مباحثه در جلسه عمومی، دادخواست و طومار، مجمع شهروندان و ... . این ابزارها و مانند آن، مستعد تبدیل نظارت سیاسی به نظارت حکمرانانه هستند. کمیسیون اصل (۹۰) میتواند ظرف مشارکتدهی عمومی در امر نظارت باشد.
6-7. نظارت سنتی و بوروکراتیک در مقابل نظارت هوشمند
تاکنون نظارت مجلس به شکل سنتی، بعضاً با موازیکاری نهادهای نظارتی، غیرکارا و پرهزینه، دستوپاگیر دولت و مانند آن بوده، اما در عصر اطلاعات و هوشمندی، لازم است این نظارت سنتی به سمت نظارت هوشمند گذار کند. نظارت هوشمند را نباید مانند تلقیای که در نسبت دولت هوشمند در کشور وجود دارد، بهمعنای حذف عامل انسانی و یا حذف استعلامات کاغذی دانست؛ نظارت هوشمند بهمعنای بازطراحی فرایند نظارت در جهت تحقق «اثربخش»، «کارا» و «نتیجهبخش» اهداف نظارت است که در این ارتباط مجلس باید ملاکهای لازم را مشخص کند که چه زمانی از چه رویکرد، نهاد، فرایند، شکل و ابزاری برای نظارت استفاده میکند.
هوشمندسازی درعینحال که فرایندها را کارآمد، تسهیل و تسریع میکند، اما به جهت حذف عامل انسانی امکان اعمال اقتدار سیاسی توسط ناظر بر منظور را سلب کرده و همچنین دادههای بهدست آمده را نیز از انحصار یک فرد یا بخش خارج میکند و به همین جهت ممکن است کمتر خواهان داشته باشد. باید به جهت متوازنسازی نظام انگیزشی در روند هوشمندسازی نظارت، انتفاعاتی را نیز برای نمایندگان در نظر گرفت که طالب و متقاضی هوشمندسازی نظارت باشند. برای مثال اینکه هوشمندسازی، دادههای مورد نیاز نمایندگان برای انجام تکالیفی که برعهده دارند اعم از قانونگذاری و نظارت را به شکل دیتا (داده خام) یا دیتاست (داده تحلیلشده) در اختیار آنها قرار خواهد داد و به همین جهت؛ تقنین و نظارت را کارامدتر خواهد کرد. مشاور فناوری اطلاعات رئیس مجلس با اتکا بر ظرفیت مرکز فناوری اطلاعات مجلس میتواند سامانه نظارت هوشمند را با کمک مرکز پژوهشهای مجلس طراحی و راهاندازی کند.
6-8. تفرق نهادهای نظارتی در مقابل انسجام نهادهای نظارتی
نهادهای نظارتی مجلس، متعدد و در تحقق کارکردهایشان متفرق هستند؛ کمیسیونهای تخصصی، کمیسیون اصل (۹۰)، معاونت نظارت، دیوان محاسبات و ... هرکدام، واجد رویههای مختلف نظارتی هستند و بهنوعی بر عملکرد دولت و سایر قوا نظارت میکنند. این تفرق نهادی، نظارت یکپارچه و همافزای این نهادها از یکسو و بعضاً رویه کاری دولت به جهت نظم پیشبینیشده توسط دستگاههای دولتی را به چالش کشیده است که بدونشک نیازمند بازتنظیم و بازطراحی است. پیشنهاد میشود مجلس شورای اسلامی با تشکیل هیئت عالی نظارت به دبیری معاونت نظارت، شأن تنظیمگری روابط ذینفعان نظارتی مجلس را به شکل نهادی دنبال کند.
هرکدام از نهادی نظارتی مجلس، واجد وظایف و البته رویکردی برای تعقیب وظایف نظارتی خویش است. کمیسیونهای تخصصی به نظارت بر عملکرد دستگاههای دولتی به جهت پیشبرد اهداف هر حوزه تخصصی میپردازند؛ کمیسیون اصل (۹۰) به شکایات مردمی در مورد طرز کار قوای سهگانه رسیدگی کرده و از آنها پاسخ میخواهد؛ دیوان محاسبات به کنترل عملکرد دولت در استفاده از منابع عمومی در راستای محلی که در قانون بودجه تعیین شده است میپردازد؛ معاونت نظارت مجلس به بررسی انطباق مقررات دولتی با قوانین و همینطور ساماندهی امور ناظرین مشغول است و ... . تمام این وظایف و نقشها در جایگاه خود درست و هرکدام با تمسک به قانون در حال انجام است و منفعتی از منافع عمومی را دنبال میکند. مسئله آنجا شکل میگیرد که این نهادهای قانونی و محترم برای انجام تکالیف خویش و تحقق منفعت عمومی، دچار تزاحماتی با یکدیگر میشوند؛ برای مثال نتیجه نظارت کمیسیونهای تخصصی منتج به برجسته کردن یک ایراد طرز کاری از دولت میشود؛ یا علت عدم تطبیق مقررات با قانون به طرز کار دولت برمیگردد و مانند آن. یا حتی ممکن است گفته شود مجموعه این کارکردهای نظارتی، همه شئون لازم نظارت و ارزشیابی دولت توسط مجلس را پوشش نمیدهد و نیاز به تکمیل است. در این موارد، وجود سازوکاری که رفع تزاحم کند و یا موارد نقیصه و خلأ را پر کند، عمیقاً احساس میشود که نام آن سازوکار تنظیمگری است؛ هیئت عالی نظارت با دبیری معاونت نظارت میتوان شأن تنظیمگری نظارت را در مجلس ایفا کند.
مجلس شورای اسلامی، به جهت نقایص گفته شده، امکان نظارتی خود در شئون مختلف کنترل، پایش، ارزشیابی و نظارت را در تنگنا دیده و لازم است در این ارتباط، چرخشهای تحولآفرینی انجام دهد.
همانطور که گفته شد مجلس شورای اسلامی جهت انجام وظایف نظارتی خود نیازمند بازخوانی و تنظیم نگاشت نهادهای نظارتی و تکالیف و شئونی که هریک از آنها دارند، است و درعینحال نیازمند طراحی راهبردهایی جهت کارآمدسازی وظیفه نظارتی خود است. در این مطالعه، این راهبردهای پیشنهادی در قالب انجام برخی چرخشهای تحولآفرین صورتبندی شده است و چون این چرخشها ممکن است با تعادل نهادی وضع موجود مجلس همخوان نباشد، سازوکارهایی بهعنوان پیشران معرفی شدهاند. مجموعه جهت تغییر، توصیف وضع موجود، چرخشها، امکان نهادی مجلس برای چرخش و سازوکار تغییر تعادل نهادی در جدول زیر پیشنهاد شده است:
جدول 8. چرخشهای تحولآفرین نظارت مجلس بر دولت
|
جهت تغییر |
وضع فعلی |
چرخش تحولآفرین |
امکان نهادی |
سازوکار |
|
به جهت پارادایمی |
پاروزنی در نظارت |
سکانداری و راهبری نظارت |
مرکز پژوهشهای مجلس |
|
|
به جهت رویکردی |
نظارت جزءنگر |
نظارت کلنگر |
معاونت قوانین ـ اداره تدوین |
پیوست قانون اساسی |
|
به جهت ماهوی |
نظارت سیاسی |
نظارت حکمرانانه و سیاستی |
کمیسیون اصل (۹۰) |
|
|
به جهت قانونی |
نظارت (نظارت قانونی) |
ارزشیابی (نظارت سیاستی) |
مرکز پژوهشهای مجلس |
طراحی پیوست RIA |
|
به جهت ساختاری |
نظارت سنتی و بوروکراتیک |
نظارت هوشمند |
معاون اجرایی مجلس، مشاور فناوری اطلاعات رئیس مجلس با کمک مرکز فناوری اطلاعات مجلس |
|
|
به جهت نهادی |
تفرق نهادهای نظارتی |
انسجام نهادهای نظارتی |
هیئت عالی نظارت ـ معاونت نظارت |
تنظیمگری |
|
به جهت زمانی |
نظارت پسینی
|
نظارت پیشینی |
هیئترئیسه مجلس |
تهیه پیوست RIA بهعنوان پیششرط اعلام وصول |
|
به جهت شکلی |
نظارت فردی |
نظارت جمعی |
معاونت نظارت ـ نائبرئیس نظارتی کمیسیونها |
|
مأخذ: همان.