نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسندگان
1 کارشناس گروه معدن و صنایع معدنی دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
2 کارشناس گروه معدن و صنایع معدنی دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
3 سرپرست گروه معدن و صنایع معدنی دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
طلا یک فلز راهبردی و با ارزش در سطح جهانی است که در این میان، کشور ایران به دلیل قرار گرفتن روی کمربند کانی سازی طلا پتانسیل بالایی برای افزایش ظرفیت تولید و تجارت این فلز دارد.
کلیدواژهها
طلا، بهعنوان یک فلز گرانبها و استراتژیک، در سطح جهان پذیرفته شده است. سهم قابلتوجه بخش سرمایهگذاری از تقاضای طلا، آن را در زمره منابع تشکیلدهنده ثروت هر کشور قرار داده است. این فلز علاوهبر اینکه حفظ ارزش داراییها و پشتوانه پایه پولی بانک مرکزی را ممکن میسازد، قابلیت استفاده بهعنوان واسطه تسویه مبادلات را نیز دارد. بر این اساس در دومین شماره از سری گزارشهای «آسیبشناسی زنجیرههای فلزات راهبردی کشور» به طلا پرداخته شده است.
طلا به تناسب ویژگیهای منحصربهفرد خود در صنایع و بازارهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. این موضوع باعث شده تا بازار مصرف طلا از ساخت زیورآلات تا صنایع پیشرفته الکترونیکی گسترده باشد. لازم به ذکر است، الگوی مصرف طلای ساخته شده در کشورهای مختلف برحسب درجه توسعه صنعتی متفاوت است؛ که براساس آن در اقتصادهای توسعهیافته نسبت میزان مصرف طلا در صنعت بیش از اعداد یاد شده است. بهطورکلی بیان میشود که بروز عوامل تنشزای اقتصادی و سیاسی تمایل برای سرمایهگذاری بر طلا را افزایش خواهد داد و برعکس تقاضای بخش ساخت را به چالش میکشد. بر این اساس، میتوان پیشبینی کرد که سرجمع تقاضای طلا روندی رو به رشد و قابل پیشبینی را در آینده تجربه خواهد کرد.
بانکهای مرکزی با هدف کاهش ریسکهای تورم جهانی و امور سیاسی، بخشی از ذخایر خود را بهصورت طلا نگهداری میکنند. در سالهای اخیر نااطمینانی اقتصادی، مالی و ژئوپلیتیکی و افزایش اعمال تحریمهای اقتصادی باعث شده شاهد افزایش ذخایر طلا و سهم آنها از سایر ذخایر خارجی بانکهای مرکزی باشیم.
تولید طلا در 30 سال گذشته دو برابر شده است، اما بیشتر کارشناسان معتقد هستند که این روند ادامهدار نخواهد بود. دلیل اصلی آن را میتوان در الزامات سختگیرانه زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی جستجو کرد که بر این فعالیتها اعمال میشود. با پیشرفت فناوریهای جدید، بهطور اساسی تا 30 سال آینده روش استخراج از معادن طلا تغییر خواهد کرد و این امکان ایجاد میشود که استخراج سنگهای با عیار پایینتر و در عمقهای بیشتر نیز اقتصادی شوند؛ مانند استخراج از بستر دریاها. علاوهبراین، با کاهش اکتشافات و کاهش ذخیره کانسنگ در معادن بزرگ طلا، معادن کوچک و متوسط بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت. ازاینرو، معدنکاری طلا در آینده بهسمت کارخانههای بسیار کوچک و یا متحرک خواهد رفت؛ که در آن بلافاصله بعد از استخراج سنگ فرایند فراوری آغاز شود.
عرضه شمش طلا، به دو صورت اصلی عرضه معدنی و عرضه از محل بازیافت صورت میگیرد. عموماً محدودکننده در تولید معدنی، میزان ذخایر اقتصادی در دسترس است و کمتر نسبت به قیمت این فلز حساسیت نشان میدهد. در مقابل عرضه از محل بازیافت قراضه حساسیت بیشتری در برابر تغییر قیمتها نشان میدهد و نوسان بیشتری را تجربه میکند.
بهدلیل قاچاق بسیار زیاد این کالا، با توجه به دارا بودن ارزش بالا در حجم کم، آمارهای رسمی نمیتواند مؤید میزان دقیق تجارت طلا باشد. بر اساس آمار اعلام شده در سال 2022، ارزش کل صادرات جهانی طلا 469 میلیارد دلار بوده که آن را به هفتمین محصول تجاری جهان تبدیل کرده است. بیش از 75 درصد از صادرات زنجیره طلا متعلق به شمش خالص بوده است؛ از اینرو میتوان دریافت که وجود ذخایر طلا، بهخودیخود نمیتواند مزیتی برای کشورها در این صنعت باشد؛ بلکه ایجاد ساختار مناسب جهت تبادلات بانکی بینالمللی و استفاده از فناوریهای نوین و صرفه مقیاس در تولید شمش امکان حضور مؤثر در بازارهای جهانی طلا را فراهم میکند. بیشتر واردات طلا در جهان مربوط به کشورهای سوئیس و امارات متحده عربی است. با توجه به آنکه بیشترین تولید شمش خالص جهان نیز در این کشورها انجام میشود و این کشورها تولیدکننده معدنی طلا محسوب نمیشوند، مشخص است که واردات این کشورها مربوط به شمش طلای ناخالص و صادرات آنها شمش طلای خالص است.
گفتنی است، بالادست زنجیره طلا، بهدلیل استفاده از سیانور و یون سیانید و امکان نشت آن در مراحل مختلف ، محیط زیست را در معرض آلودگی قرار داده است. یون سیانید با بسیاری از یونهای فلزی میل ترکیبی زیادی نشان داده است؛ مثلاً در مجاورت آهن دوظرفیتی یون فروسیانید را تشکیل میدهد، که این واکنش چرخه حیات موجودات زنده را مختل میسازد.
پنج کشور استرالیا، روسیه، آفریقای جنوبی، ایالات متحده و چین بیش از نیمی از ذخایر جهان را به خود اختصاص دادهاند. ایران بهسبب قرار گرفتن روی کمربند کانیسازی طلا (کانسنگ پورفیری)، پتانسیل بالایی برای افزایش ظرفیت تولید این ماده معدنی در اختیار دارد. با توجه به اطلاعات موجود ذخایر طلا در ایران حدود 800 تن میباشد؛ که کشور را در رتبه 18 جهان با تقریباً 1 درصد از ذخایر جهان قرار میدهد. همچنین تولید کانسنگ طلا از معادن کشور در سال 1402 به 14 تن رسیده است. به عبارت دیگر سهم ایران از تولید معادن طلا در حدود 0/4 درصد است. این درحالی است که ذخایر ثبت شده و تولید شمش در کشورهای دارای ساختار مشابه زمینشناسی بهمراتب بالاتر گزارش شده است.
مهمترین عوامل عدم توسعه تولید بالادست در زنجیره طلای کشور را باید در موارد زیر جستجو کرد:
طلا، بهعنوان فلزی گرانبها و راهبردی، در سطح جهان پذیرفته شده است؛ علاوهبر اینکه ذخایر آن، یکی از اصلیترین اجزای دارایی بانکهای مرکزی در جهان بهشمار میرود، دارای جذابیت بسیار بالایی برای سرمایهگذاری بهخصوص در شرایط پرتنش است. سهم قابلتوجه بخش سرمایهگذاری از تقاضای طلا، آن را در زمره منابع تشکیلدهنده ثروت هر کشور قرار داده است. علاوهبر سرمایهگذاری، طلا در ساخت زیورآلات، حوزه پزشکی و صنعت نیز کاربرد دارد.
اهمیت طلا در ایران، بهلحاظ موقعیت خاص کشور از نظر ژئوپولیتیک در منطقه جنوب غرب آسیا، بیشازپیش نمود مییابد؛ چراکه این کانی گرانبها، علاوهبر حفظ ارزش داراییها و تضمین پرداخت تعهدات مالی بانک مرکزی، قابلیت ارزآوری بالایی نیز دارد. ضمن اینکه امکان ارزشآفرینی و اشتغالزایی در حلقههای مختلف زنجیره و حتی خوشه جواهرات نیز میسر است. لذا با وجود این عوامل کلیدی، اقدام برای رونقبخشی به صنعت طلای کشور، امری مهم تلقی میشود. بر این اساس و با توجه به موارد فوق در دومین شماره از سری گزارشهای «آسیبشناسی زنجیرههای فلزات راهبردی کشور» به فلز طلا پرداخته شده و این درحالی است که این زنجیره ارزش در مرکز پژوهشها تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته است.
اساسیترین رکن شناخت یک صنعت، شناسایی حلقههای زنجیره تأمین آن است. صنعت طلا نیز نهتنها از این قاعده مستثنا نیست، بلکه بهواسطه اهمیت سیاسی و اقتصادی آن، شناسایی تمامی حلقههای زنجیره آن از اهمیت ویژهای برخوردار است. زنجیره تأمین طلا قابل دستهبندی به دو بخش بالادستی و پاییندستی بوده که در این تقسیمبندی، شمش طلای خالص، حلقه مرزی میان بخش بالادستی و پاییندستی است. حلقه مواد اولیه تا شمش خالص شامل ماده معدنی، قراضه و ضایعات (شامل پسماند حاوی طلا) و شمش ناخالص در بخش بالادستی صنعت جای میگیرند؛ درحالیکه فراوری و تبدیل شمش به سایر محصولات نظیر زیورآلات، شمشهای سرمایهگذاری، سکه و مصارف صنعتی و فناورانه و درنهایت مصرفکنندگان نهایی حلقههای بخش پاییندستی صنعت را تشکیل میدهند.
2.بررسی وضعیت زنجیره در ایران و جهان
طلا به تناسب ویژگیهای منحصربهفرد خود در صنایع و بازارهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. این موضوع باعث شده تا بازار مصرف طلا از ساخت زیورآلات تا صنایع پیشرفته الکترونیکی گسترده باشد. البته میزان مصرف طلا در صنایع مختلف تفاوت قابلتوجهی با یکدیگر دارد؛ بهطوریکه زیورآلات و جواهرات سهم حداکثری از مصرف طلا را به خود اختصاص میدهند [1].
زیبایی و فناناپذیری طلا، موجب استفاده از آن در صنعت زیورآلات و جواهرات شده است. در حال حاضر این صنعت یکی از اصلیترین صنایع مصرفکننده طلا بهشمار میرود. علاوهبر موارد ذکر شده، کمیابی این فلز نیز موجب ایجاد تقاضای قابلتوجه در بخش سرمایهگذاری نیز شده است. استفاده از قطعاتی همچون شمش و سکه طلا، در ابعاد و اوزان مختلف برای سرمایهگذاری رواج بیشتری دارد. بخش دیگری از بازار طلا که از خواص فیزیکی و شیمیایی خاص آن نشئت میگیرد، مربوط به تقاضای صنعت پزشکی، صنعت الکترونیک و صنایع سازنده اقلامی مثل مدال طلا میشود. در برخی کاربردهای ذکر شده برای طلا، محصولات صنایع معدنی عملاً بهعنوان محصول نهایی مورد استفاده قرار میگیرد؛ مانند شمش و سکه.
بهطور میانگین حدود 60 درصد از کل مصرف طلا به جواهرسازی اختصاص دارد؛ مصارف دندانپزشکی حدود 9/6 درصد، مصارف الکترونیک حدود 8/8 درصد و دیگر مصارف حدود 2/1 درصد طلای ساخته شده را به خود اختصاص میدهند. ساخت مدالها و سکهها از دیگر مصارف طلاست که حدود 19/5 درصد از میزان مصرف را شامل میشوند [2]. گفتنی است، الگوی مصرف طلای ساخته شده در کشورهای مختلف برحسب درجه توسعه صنعتی متفاوت است؛ بهنحویکه در اقتصادهای توسعهیافته نسبت میزان مصرف طلا در صنعت بیش از اعداد یاد شده بوده که در شکل 1 میزان مصارف طلا در صنایع مختلف نشان داده شده است.
شکل ۱. نمودار میزان مصارف طلا در صنایع مختلف [۲]
با توجه به خواص منحصربهفرد طلا مانند چکشخوار بودن، رسانایی بالا و مقاومت در برابر خوردگی، تقاضا برای استفاده از این فلز در صنایع مختلف مانند پزشکی، الکترونیک، فضایی و خودروهای الکتریکی افزایش پیدا خواهد کرد. بنابراین بخش زیادی از پیشرفتهای مربوط به تأمین انرژی پاکتر و وسایل حملونقل کارآمدتر و درمان بهتر مربوط به فلز طلا میشود.
بهطورکلی بیان میشود که بروز عوامل تنشزای اقتصادی و سیاسی تمایل برای سرمایهگذاری بر طلا را افزایش خواهد داد و برعکس تقاضای بخش ساخت را به چالش میکشد؛ در بازارهای مالی به این پدیده شاخص ترس و طمع گفته میشود. بر این اساس میتوان پیشبینی کرد که سرجمع تقاضای طلا روندی رو به رشد و قابل پیشبینی را در آینده تجربه خواهد کرد؛ چراکه تقاضای سرمایهگذاری با توجه به شرایط جهان بهسمت سرمایهگذاری یا صنعت متمایل خواهد شد. بهطورمثال، میتوان به میزان پیشبینی تقاضای طلا در سال 2022 اشاره کرد. این میزان برابر با 4304 تن گزارش شده بود؛ درحالیکه با بررسی آمار این سال مشخص میشود که تقاضای محقق شده 4400 تن است که نشاندهنده اختلاف ناچیز در برآورد مقدار کلی تقاضای طلاست. بهطورخلاصه تقاضای بخش ساخت مقداری بیشتر از مقدار تحقق یافته آن برآورد گردیده، اما این اختلاف، با برآورد کمتر تقاضا در بخش سرمایهگذاری جبران شده و اختلاف پیشبینی و مقدار محقق شده آن کاهش یافته است.
در سالهای گذشته تقاضای طلا در اروپا و آمریکا بیشتر بوده است، اما پیشبینی میشود در آینده مجموع تقاضای طلا در کشورهای آسیایی بیشتر شود. بهنحویکه در کشورهای غربی تقاضای جواهرات و زیورآلات از جنس طلا کاهش مییابد، چراکه نسل خریداران طلا برای این کاربرد در حال پیر شدن هستند و نسل جدید نیز در این کشورها تمایل زیادی به این جواهرات را ندارند. تقاضای طلا در هند و چین نیز بهصورت فصلی و بسته به مناسبتهای این کشورها متغیر است.
علاوهبر موارد فوق، بانکهای مرکزی نیز با هدف کاهش ریسکهای تورم جهانی و امور سیاسی، بخشی از ذخایر خود را بهصورت طلا نگهداری میکنند. همانطور که شکل 2 مشاهده میشود، روند نگهداری طلا در ذخایر رسمی خارجی که تا زمان وقوع بحران مالی جهانی در سالهای 2009-2008 رو به نزول بود، معکوس شده و پس از آن رو به افزایش بوده است. در فصل سوم سال 2022، بانکهای مرکزی 20 میلیارد دلار به ذخایر بینالمللی خود افزودند. این میزان بیشتر افزایش تقاضای رسمی طلا در تمام 55 سال گذشته بوده است [3].
شکل ۲. نمودار میزان طلای نگهداری شده در ذخایر رسمی بانک مرکزی (میلیون اونس) [4]
دو فرضیه درخصوص این تغییر رفتار وجود دارد؛ اول اینکه در دورههای زمانی که نااطمینانی اقتصادی، مالی و ژئوپلیتیکی وجود داشته باشد، و بازده ذخایر ارزی پایین باشد، دو ویژگی که در سالهای اخیر در اقتصاد بینالملل بهوضوح مشاهده میشود، طلا بهعنوان ذخیرهای جذاب مطرح میشود. بهعبارت دیگر طلا بهطور عمومی بهعنوان پوششدهنده تورم و تنوعدهنده سبد داراییهای رسمی خارجی در برابر محیط نوسانی مطرح میشود. همچنین در مقایسه با سایر مواد اولیه بهدلیل داشتن بازارهای پویا و برخی دلایل تاریخی، داشتن ذخایر طلا قابل اطمینانتر ارزیابی میشود.
فرضیه دوم این است که زمانی که کشورها در معرض تحریمهای مالی و مسدود شدن و توقیف داراییها قرار میگیرند، طلا بهعنوان یک دارایی امن و مطلوب در نظر گرفته میشود. بر همین اساس بانک مرکزی روسیه، پس از الحاق شبهجزیره کریمه در سال 2014، میزان خرید طلا را شتاب داد. این بانک در سال 2021 تأیید کرد که طلای خریداری شده پس از سال 2014 بهطور کامل در کشور روسیه و از هرگونه اعمال توقیف مصون است. وضع تحریم علیه روسیه توسط کشورهای گروه7، که براساس آن بانکهای فعال در این کشورها از معامله با طرفهای روسی منع شدهاند و بانک مرکزی روسیه اجازه دسترسی به ذخایر خارجی خود را ندارد، ازجمله موارد اخیر است [3].
شکل ۳ سهم طلا از ذخایر بانکهای مرکزی را نشان میدهد. این سهم از بازده نگهداری طلا تأثیر مثبت و از نرخ اوراق فدرال ایالات متحده (که نشاندهنده بازدهی سرمایهگذاری در اوراق بهادار کوتاهمدت خزانهداری این کشور است) و سایر جایگزینها اثر منفی میپذیرد. بیشتر این موارد با رفتار بانکهای مرکزی در اقتصادهای نوظهور هماهنگتر است؛ بهعبارت دیگر این کشورها ذخایر طلای خود را فعالانهتر مدیریت میکنند. بهعلاوه، درجه نااطمینانی سیاستهای اقتصادی جهانی، نوسانات نرخ دلار ایالات متحده و مخاطرات ژئوپلیتیک (شاخصی از درگیریهای بین دولتی و حملات تروریستی ثبت شده) بر روی سهم طلا از ذخایر بانکهای مرکز اثرگذاری مثبت داشته است. گفتنی است، تقاضای طلا در کشورهای توسعهیافته بیشتر نسبت به مخاطرات ژئوپلیتیک و در اقتصادهای نوظهور بیشتر نسبت وجود نااطمینانی در سیاستهای اقتصادی واکنش نشان دادهاند [3].
شکل ۳. نمودار سهم طلا از ذخایر بانکهای مرکزی جهان (درصد) [4]
مطابق با شکل 3 سهم طلا در ذخایر بینالمللی گزارش شده پس از آغاز قرن جدید نیز همواره کاهشی گزارش شده است. این درحالی است که سهم ارزهای معتبر جهانی در همین بازه افزایشی بوده است؛ که بازتابی از افزایش انباشت ذخایر ارزی و توافق کشورهای پیشرفته برای نقد کردن تدریجی طلا (با توجه به پیمان واشنگتن در 1999) است. بااینوجود، طلا هنوز حدود 10 درصد از ذخایر بینالمللی را تشکیل میدهد و این سهم در سالهای اخیر به آرامی در حال افزایش بوده و انجام تدریجی این کار بهدلیل جلوگیری از کاهش قیمت باقیمانده دارایی بوده است. در مقابل در اقتصادهای نوظهور نگهداشت طلا، پس از سالهای آغازین قرن جاری که ثابت مانده بود، بهواسطه بحران مالی جهانی روندی فزاینده به خود گرفت. بهطورکلی در پایان سال 2021، طلا 17 درصد از ذخایر رسمی کشورهای پیشرفته (در مقایسه با 80 درصد در سال 1950) و 7 درصد از ذخایر رسمی اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه (در مقایسه با 30 درصد در سال 1950) را تشکیل میدهد [3].
بهطورکلی و بنابر آمار و اطلاعات موجود در پایان سال 2021، بهجز 10 درصد طلای نگهداری شده که در اختیار سازمانهای بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی قرار دارد، دوسوم این ذخایر در اختیار کشورهای پیشرفته و یکسوم در اختیار اقتصادهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه قرار دارد. ایالات متحده و کشورهای عضو منطقه یورو صاحب بیش از نیمی از تمام ذخایر رسمی طلای جهان هستند. در میان اقتصادهای نوظهور نیز بیشترین ذخایر مربوط به روسیه، چین، هند و ترکیه است.
ارسلان آلپ در پژوهش خود در سال 2022 نشان داد که نیمی از کشورهایی که پس از آغاز قرن 21 اقدام به افزایش سالیانه ذخایر طلای خود کردهاند، در معرض اعمال تحریمهای اقتصادی بودهاند. لذا میتوان اعمال تحریمهای همهجانبه را نیز بهعنوان عامل مؤثر بر این نوع از تقاضای طلا دانست [5]. در این میان میتوان به روسیه و ونزوئلا اشاره کرد. در سالهای تشدید تحریمها علیه ونزوئلا، استخراج معادن این فلز افزایش قابلتوجهی داشت و از آن بهعنوان ابزاری جهت تسویه مبادلات بینالمللی استفاده شد [6].
در سالهای منتهی به حمله روسیه به اوکراین، طلا به یک کالای اقتصادی باارزش فزاینده برای روسیه تبدیل شده بود، بهویژه پس از سال 2014 و الحاق شبهجزیره کریمه، زمانی که این دولت میزان دلار خود را کاهش داد و طلای بیشتری را نسبت به هر کشور دیگری به ذخایر خارجی خود اضافه کرد. از نظر ارزآوری نیز طلا به مهمترین فلز روسیه تبدیل شد. بااینحال، از زمان شروع جنگ، طلا به یک منبع استراتژیک مهم تبدیل شده است که بهطور گسترده بهعنوان وسیلهای ضروری برای پاسخ به فشار اقتصادی غرب در نظر گرفته میشود. طلا اکنون جایگاه مهمی در سیاستهای دولت روسیه دارد و به یک ابزار این کشور در روابط بینالملل تبدیل شده است. روسیه همچنین دارای منافع معدنی قابلتوجهی در چندین کشور در سراسر جهان، مانند قزاقستان و قرقیزستان در آسیای مرکزی و مالی و جمهوری آفریقای مرکزی در غرب آفریقاست [7].
تولید طلا در 30 سال گذشته دو برابر شده است، اما بیشتر کارشناسان معتقد هستند که این روند ادامهدار نخواهد بود و در آینده با کاهش تولید طلا در سطح جهان روبهرو هستیم. در صورت حفظ روند موجود پیرامون عیار معادن و بازیابی کارخانههای فراوری و صنایع معدنی، تا پایان سال 2048 حدود 97 هزارتن به میزان طلای امروزی اضافه میشود.
با پیشرفت فناوریهای جدید، بهطور اساسی تا 30 سال آینده روش استخراج از معادن طلا تغییر خواهد کرد و این امکان ایجاد میشود که استخراج سنگهای با عیار پایینتر نیز اقتصادی شوند. پیشبینی میشود تا 30 سال آینده این امکان از نظر فناوری فراهم شود که علاوهبر استخراج از معادن، امکان استخراج طلا از بستر دریا نیز میسر شود؛ این فرایند شبیه فناوریهای موجود برای استخراج نفت، همراه با پرعیارسازی کانسنگ خواهد بود. بنابراین در سالهای آینده شرکتهای معدنی توجه خود را به پروژههای دریایی معطوف خواهند کرد. در حال حاضر نمونهای از معدنکاری طلا در زیر بستر دریا در کشور چین انجام شده که عمق آن تا 700 متر زیر سطح دریاست[8].
همچنین پیشبینی میشود در 30 سال آینده استخراج معادن روباز طلا برای جوامع و دولتها مطلوب نباشد؛ به جهت آنکه در این روش برای استخراج هر واحد کانسنگ مساحت بیشتری از زمین مورد نیاز است، درحالیکه با توجه به اهمیت کشاورزی معیشتی در کشورهای در حال توسعه، این موضوع میتواند چالشهایی پدید آورد.
براساس پیشبینیهای انجام شده، در 30 سال آینده عرضه طلا بهدلیل سطح پایین اکتشافات ذخایر جدید در جهان، کاهش پیدا میکند. دلیل اصلی آن را میتوان در الزامات سختگیرانه زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی جستجو کرد که بر این فعالیتها اعمال میشود [8]. با کاهش اکتشافات و کاهش ذخیره کانسنگ در معادن بزرگ طلا، معادن کوچک و متوسط بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت. از این رو معدنکاری طلا در آینده بهسمت کارخانههای فراوری بسیار کوچک و یا متحرک خواهد رفت؛ که در آن بلافاصله بعد از استخراج سنگ فرایند فراوری آغاز شود.
براساس کانسارهایی که حاوی بیش از 100 هزار انس (حدود 2/8 تن) طلا هستند، وضعیت اکتشاف طلا در جهان طی سالهای 2012 تا 2022 در شکل 4 نشان داده شده است. ذخایر طلا که تقریباً در تمامی بخشهای مختلف کره زمین پراکنده شده، در برخی نقاط بهعنوان محصول اصلی و در برخی دیگر بهعنوان محصول جانبی قابل استخراج است. براساس شکل، بیشترین ذخایر طلای کشف شده طی سالهای 2012 تا 2022 در قارههای آمریکای شمالی و آفریقا قرار دارد. دایرههای قرمز رنگ ذخایر طلا را بهصورت محصول جانبی در کشورهایی ازجمله آفریقای جنوبی، اندونزی، ترکیه، چین، پرو، شیلی، روسیه و کانادا نشان میدهند. مهمترین مناطق دارای طلا شامل شرق روسیه، چین، ترکیه تا شمال غرب ایران، استرالیای غربی، آفریقای مرکزی و شمال شرقی آن، غرب آفریقا، آمریکای لاتین، جنوب غربی ایالت متحده– مکزیک و آلاسکا- یوکان نیز با خطچین نشان داده شده است.
شکل 4. اکتشافات طلا در جهان [1]
ذخایر طلای معدنی جهان برای کشورهای مختلف در سال 2023 در شکل ۵ گزارش شده است.
شکل ۵. نمودار ذخایر طلای معدنی جهان [9]
همانطور که در شکل ۵ نشان داده شده است پنج کشور استرالیا، روسیه، آفریقای جنوبی، ایالات متحده و چین بیش از نیمی از ذخایر جهان را به خود اختصاص دادهاند. میزان ذخایر طلا در ایران بهدلایل نامعلوم در USGS2024 ذکر نشده است. با توجه به اطلاعات وزارت صنعت، معدن و تجارت، ذخایر طلا در ایران حدود 800 تن (که 350 تن آن ذخیره قطعی و مابقی جزء ذخایر احتمالی دستهبندی میشوند) میباشد؛ که کشور را در رتبه 18 جهان با تقریباً 1 درصد از ذخایر جهان قرار میدهد [10].
کمربند Tethyan شامل رسوبات پورفیری از مس، طلا و مولیبدن است [11]. در شکل 6 موقعیت جغرافیایی کمربند Tethyan نشان داده شده و با توجه به آنکه بر روی این کمربند واقع شده است لذا دارای منابع زیادی از این سه عنصر میباشد و با توجه به اکتشاف ذخایر قابلتوجه مس در کشور، بهنظر میرسد اکتشاف طلا مغفول مانده است[12].
شکل 6. موقعیت جغرافیایی کمربند Tethyan [12]
مأخذ: [12].
روند ذخایر کشف شده توسط کشورهای مختلف طی سالهای مورد بررسی، با کمک تغییر در میزان ذخایر کشف شده توسط هر کشور طی بازه 10ساله در شکل ۷ قابل مشاهده است.
شکل ۷. نمودار روند ذخایر کشف شده توسط کشورهای مختلف [9]
همانطور که در شکل 7 قابل مشاهده است، در دو کشور آفریقای جنوبی و هند، ذخایر کشف شده طلا برابر با صفر شده است. این بدینمعناست که در سالهای اخیر با احتساب برداشتی که سالیانه از ذخایر طلا انجام میشود، ذخیره جدیدی کشف و ثبت نشده یا رسماً به ثبت نرسیده است.
استرالیا موفقترین روند اکتشاف را در بین کشورهای مختلف داشته است. میزان طلای کشف شده توسط این کشور طی سالهای 2013 تا 2022 بیش از 5/3 هزارتن کانسنگ برآورد شده است. چین نیز با کشف حدود 4 هزار تن کانسنگ طلا در بازه مشابه، عملکرد مثبتی را گزارش داده که این عملکرد مثبت موجب شده تا این کشور جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین تولیدکننده معدنی جهان را حفظ کرده و درنهایت با افزایش ذخیره نیز روبهرو باشد. البته لازم به توضیح است که با توجه به نقش پررنگ دولت در معدنکاری چین، معادن طلا با عیار بسیار پایین نیز در این کشور حتی با تحمل زیان مورد بهرهبرداری قرار میگیرند [10].
روسیه و کانادا و ایالت متحده از سال 2013 تا 2022 بهترتیب حدود 2/8 هزارتن، 2/3 هزارتن و 2 هزارتن کانسنگ طلا کشف کردهاند. قرارگیری در مناطق طلاخیز جهان در کنار بهرهگیری از روشهای کارآمد اکتشافی موجب این حجم از کشف ذخایر طلا در این دسته از کشورها شده است. پرو، مکزیک، غنا و اندونزی نیز هریک بین 500 تا 1600 تن کانسنگ طلا کشف کردهاند. در بین کشورهای دارنده بزرگترین ذخایر طلای جهان، تنها آفریقای جنوبی با توجه بهدلایلی که بیشتر اشاره شد، با برآورد منفی کشف ذخیره طلا روبهرو شده است. گفتنی است، که ذخیره طلای آفریقای جنوبی در سال 2022 نسبت به سال 2021 با کاهش بیش از 2/8 هزارتنی کانسنگ طلا مواجه شده است. تنها دلیل موجه برای این مقدار از کاهش ناگهانی و نامتعارف ذخیره، بازنگری ذخایر یا تغییر در شیوه و استاندارد ثبت آن است.
ایران بهسبب قرار گرفتن روی کمربند کانیسازی طلا، پتانسیل بالایی برای افزایش ظرفیت تولید این ماده معدنی در اختیار دارد. اکنون ۷۴ کانسار طلا در ایران شناخته شده که زرشوران و آقدره در آذربایجان غربی، ساریگونی در کردستان، موته در استان اصفهان، کوه زر در استان خراسان رضوی و خارونا در استان آذربایجان شرقی مهمترین کانسارهای این فلز در ایران بهشمار میآیند. ذخایر شناسایی شده طلا حدود 800 تن (فلز محتوا) برآورد میشود. در شکل 8 مناطقی از کشور که مستعد کانیزایی طلا هستند، قابل مشاهده است.
شکل 8. زونهای زمینشناسی مناطق مستعد طلا [11]
عرضه شمش طلا، به دو صورت اصلی عرضه معدنی و عرضه از محل بازیافت قراضه صورت میگیرد. علاوهبراین موارد، در سالهایی که قیمت این فلز گرانبها دچار افت شود، تولیدکنندگان بخشی از طلای تولید شده خود را برای فروش در زمان اوج قیمت ذخیره خواهند کرد و برعکس در زمانهای اوج قیمت بهطور معمول عرضه از محل موجودی انبار بیشتر میشود. البته سهم این بخش از عرضه جهانی چندان چشمگیر نیست و فرازونشیب تولید معدنی و بازیافت، نقش اصلی را در نوسانات عرضه بالادستی طلا ایفا میکنند. در شکل 9 عرضه جهانی طلا بین سالهای 2013 تا 2022 به تفکیک اجزای آن قابل مشاهده است.
همانطور که در شکل 9 قابل مشاهده است، عرضه جهانی طلای معدنی بین سالهای 2013 تا 2022 با افزایش حدود 28 درصدی روبهرو شده و در یک روند صعودی با شیب نسبتاً ثابت از 2750 تن به 3530 تن رسیده است. البته در سال 2022 با کاهش هرچند اندک عرضه معدنی، روند صعودی از بین رفته است [8].
عرضه از محل بازیافت قراضه در بازه مورد بررسی، نوسان بیشتری را تجربه کرده است. نوسانات نزولی عرضه قراضه شدیدتر از نوسانات صعودی آن بودهاند؛ بهطوریکه عرضه را از 1675 تن در سال 2013 به حدود 1281 تن در سال 2022 رساندهاند که این موضوع نشاندهنده کاهش حدود 23 درصدی بوده و در این بازه حداقل مقدار عرضه قراضه حدود 1085 تن و حداکثر مقدار آن 1675 تن بوده است.
شکل 9. نمودار روند گذشته عرضه جهانی طلا (هزارتن)
مأخذ: یافتههای پژوهش.
حاشیه سود تولید این فلز از معادن بالاست، لذا بهرهبرداری از معادن کانسنگ طلا جذابیت خاصی دارد. بر این اساس عموماً محدودکننده در تولید معدنی، میزان ذخایر اقتصادی در دسترس است. بهطورکلی، شرکتهای معدنی با توجه کمتر به نوسانات قیمتی، سعی میکنند تا با افزایش تولید، روند سودآوری خود را بهبود بخشند. بهعبارت دیگر، بهطور معمول تضعیف قیمت طلا و کاهش سود، پیش از تأثیرگذاری بر تولید فعلی شرکتهای معدنی، پروژههای توسعهای یا اکتشافی (تولید آتی) این شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد. افزایش تولید معدنی در بازه مورد بررسی، بهرغم نوسانات قیمتی مصداقی بر این مدعاست. با توجه به شکل 10 برای مثال کاهش میانگین سالیانه قیمت طلا از 1669 دلار بر اونس به 1160 دلار بر اونس در فاصله بین سالهای 2015 تا 2018 موجب کاهش روند افزایش تولید نبوده است. البته این کاهش قیمت و سپس افزایش ملایم آن تا سال 2022 از شکلگیری جهش در مقدار تولید (با توجه به اثر آن بر فعالیتهای اکتشافی سالهای پیشین) جلوگیری کرده است.
شکل ۱۰. نمودار قیمت طلا در 10 سال اخیر (دلار بر اونس)
مأخذ: همان.
طلا تقریباً در تمامی کشورهای جهان بخشی از فعالیتهای معدنی دارد؛ اما این سهم در کشورهای حوزه غرب قاره آفریقا مانند غنا، ساحل عاج و مالی بسیار زیاد است. برای مثال تقریباً تمام فعالیت معدنی در کشور مالی مختص به طلاست. در شرق آفریقا نیز چنین وضعیتی حکمفرما بوده و تقریباً تمامی ارزش فعالیتهای معدنی کشورهایی مانند سودان و اتیوپی مختص به طلاست. با توجه به شکلگیری ذخایر طلا و همینطور گسترش فعالیتهای معدنی در سراسر کشورهای قاره آمریکا در شمال، مرکز و جنوب، طلا در معدن و اقتصاد این کشورها نیز نقش قابلتوجهی ایفا میکند.
همچنین سهم طلا از ارزش فعالیتهای معدنی چین، بهعنوان بزرگترین معدنکار جهان کمتر از 10 درصد است که البته با توجه به حجم بالای فعالیتهای معدنی این کشور، بسیار قابلتوجه بوده و ارزش آن در رتبه نخست جهانی قرار میگیرد. علاوهبراین، طلا سهم قابلتوجهی از فعالیتهای معدنی استرالیا، ایالات متحده آمریکا و روسیه بهعنوان معدنکاران بزرگ جهانی را نیز به خود اختصاص میدهد. سهم طلا از فعالیتهای معدنی این کشورهای بین 10 تا 15 درصد برآورد میشود. در شکل 11 ارزشآفرینی فعالیتهای معدنکاری کشورهای مختلف بههمراه سهم مواد معدنی مختلف از آن به نمایش گذاشته شده که در این شکل رنگ زرد متعلق به معدنکاری طلاست [1].
شکل 11. ارزش اقتصادی فعالیتهای معدنکاری به تفکیک کشورهای مختلف [12]
برخلاف شرکتهای معدنی، بازیافتکنندگان قراضه انعطافپذیری کمتری نسبت به کاهش قیمت طلا دارند. لذا میزان عرضه طلا از محل بازیافت قراضه همبستگی بیشتری با قیمت طلا از خود بروز داده است. علاوهبر حاشیه سود پایینتر پالایش طلا نسبت به تولید معدنی، عموماً هزینههای ثابت تولید در این دسته از واحدها بسیار کمتر از واحدهای معدنی است و لذا توقف موقت فعالیت برای آنها هزینههای کمتری را بههمراه دارد.
جمیع این عوامل منجر به وابستگی بالاتر پالایش طلای ضایعاتی به قیمت آن شده است. لذا تولید بازیافتی در سالهای 2013 تا 2015 با توجه به رشد قیمتی در بیشینه مقدار خود بوده است. پس از آن با کاهش نسبتاً شدید قیمت در سال 2016 تولید از قراضه نیز با کاهش شدید روبهرو شده و پس از آن نیز نوساناتی مطابق با نوسان قیمت را تجربه کرده است.
میزان استخراج کانسنگ طلا (اکسیدی و سولفیدی) در کشور در سالهای 1401 و 1402 به ترتیب 7،471 و 8،672 هزارتن بوده است. با توجه به عیار متوسط معادن کشور، حدود 1/65 گرم بر تن، فلز محتوای استخراج شده در حدود 12 و 14 تن در سال تخمین زده میشود؛ یعنی تنها 0/4 درصد از تولید سالانه معادن طلا در جهان. این در حالی است که با توجه به تولید بیش از 3 هزار تن فلز محتوا از معادن طلای جهان و سهم یک درصدی ایران از ذخایر این فلز، حداقل تولید طلا در کشور باید چیزی در حدود 30 تن در سال باشد. گفتنی است، ترکیه که شرایط زمینشناسی مشابهی با ایران دارد، توانسته تعداد معادن فعال طلای خود را افزایش دهد و میزان استحصال آن را از 1/4 تن در سال 2001 به 42 تن در سال 2020 تن برساند [12].
بر این اساس در سالهای گذشته روند فعالیت در این حوزه، حالت صعودی به خود گرفته که این موضوع در شکل ۱۲ نشان داده شده است.
شکل ۱۲. نمودار فعالیتهای مختلف در حوزه طلا در کشور [10]
در این راستا میتوان به افزایش 16 برابری ظرفیت تولید شمش طلا در بازه زمانی سالهای 1391 تا 1400 اشاره کرد؛ این میزان در ابتدای بازه ذکر شده 850 کیلوگرم و در انتهای آن به 14 تن رسیده است.
با توجه به اطلاعات و دادههای موجود در وزارت صنعت، معدن و تجارت، 63 پروانه بهرهبرداری کانسنگ طلا در کشور صادر شده که پراکندگی این پروانهها در استانهای کشور در شکل ۱۳ نشان داده شده است.
شکل ۱۳. نمودار تعداد پروانه بهرهبرداری صادر شده در هر استان [10]
همانطور که در شکل 13 مشخص است؛ بیشترین پروانههای بهرهبرداری در استانهای خراسان رضوی (10 عدد)، آذربایجان شرقی (9 عدد) و خراسان جنوبی (8 عدد) صادر شده که در این راستا ذخیره قطعی و احتمالی ثبت شده در استانهای کشور در شکل 14 نمایش داده شده است.
شکل ۱۴. نمودار ذخیره قطعی و احتمالی ثبت شده کانسنگ طلا به تفکیک استان [10]
در شکل ۱۴ مشخص شده که استانهای آذربایجانهای غربی و شرقی، خراسان جنوبی و کردستان بیشترین ذخایر طلای کشور در خود جای دادهاند. البته طی سالهای گذشته و تمرکز فعالیتهای اکتشافی در استان سیستان و بلوچستان، شاهد صدور پروانههای بهرهبرداری با ذخایر قابلتوجهی در این استان نیز هستیم. شکل 15 نمایی از نسبت میزان بهرهبرداری اسمی به ذخایر هر استان و میزان متوسط آن در کشور را نشان میدهد.
شکل 15. نمودار نسبت بهرهبرداری اسمی به ذخایر قطعی کانسنگ طلا در هر استان [10]
در شکل ۱۵، خط کشیده شده نشاندهنده میانگین کشوری نسبت بهرهبرداری به ذخایر قطعی است. در این شکل مشخص شده استانهایی مانند آذربایجانهای غربی و شرقی و سیستان و بلوچستان تاکنون از ظرفیتهای موجود خود درخصوص ذخایر قطعی طلا استفاده مناسب نکردهاند.
در شکل 16 ظرفیتهای تولید شمش طلا در استانهای مختلف به تصویر کشیده شده است. این شکل نشان میدهد عمده سرمایهگذاریهای صنعت طلا در استانهای کردستان و آذربایجان غربی صورت گرفته؛ که علت اصلی آن وجود معادن بزرگی همچون ساریگونی و زرشوران است.
شکل ۱۶. نمودار ظرفیت تولید شمش طلا در استانهای مختلف [10]
در ادامه برخی از مهمترین مجموعههای تولید طلا در کشور بررسی شده است:
طلا (زنجیره ارزش طلا) ازجمله محصولاتی است که رصد تجارت آن بسیار دشوار است. بهدلیل قاچاق بسیار زیاد این کالا، با توجه به دارا بودن ارزش بالا در حجم کم، آمارهای رسمی نمیتواند مؤید میزان دقیق تجارت آن باشد. در یک نمونه و با توجه به تخمینهای موجود، سالیانه بیش از 450 تن طلا بیآنکه در جایی به ثبت برسند در قاره آفریقا تولید و صادر میشود [13]. بااینحال با توجه به لزوم تکیه بر آمار رسمی و موثق و از طرفی غیرممکن بودن رصد دقیق میزان طلای قاچاق شده، در بررسیهای پیش رو از اطلاعات مبتنیبر آمارهای رسمی استفاده شده است [14]. ازسوی دیگر لازم به ذکر است با توجه به محدودیتهای ارائه آمار تجارت طلا براساس وزن و همچنین ثبات نسبی قیمت طلا (با توجه به شکل 10) در طول زمان بررسی، اطلاعات این بخش بهصورت ارزش تجارت ارائه شده است.
در شکل 17 روند صادرات زنجیره ارزش طلا در 10 سال گذشته مورد بررسی قرار گرفته است.
شکل 17. نمودار روند ارزش صادرات طلا در 10 سال گذشته [15]
همانطور که در شکل بالا قابل مشاهده است در این بازه 10ساله، صادرات طلا روندی کاهشی را تجربه کرده است؛ بهطوریکه از حدود 500 میلیارد دلار در 2013 به حدود 300 میلیارد دلار در بین سالهای 2014 تا 2019 رسیده است. قدری از این کاهش پس از سال 2020 جبران شد و میزان صادرات جهانی به بیش از 400 میلیارد دلار رسیده است.
در شکل ۱۸ میزان صادرات کشورهای مختلف در سال 2022 نشان داده شده است.
شکل ۱۸. نمودار میزان صادرات کشورهای مختلف در سال 2022 [15]
در سال 2022 ارزش کل صادرات جهانی طلا 469 میلیارد دلار بوده که آن را به هفتمین محصول تجاری جهان تبدیل کرده است. سوئیس با سهم 21 درصدی بیشترین سهم از صادرات این سال را به خود اختصاص داده است؛ وجود سه شرکت Valcambi، Argor-Heraeus و PAMP که درمجموع حدود یکسوم شمش خالص جهان را تولید میکنند، مهمترین علت این امر است. همچنین این کشور پایتخت بانکداری جهان بهشمار میرود و لذا محل نگهداری شمشهای بسیاری از سرمایهگذاران جهانی بوده و به پایتخت مبادله طلا در جهان نیز تبدیل شده است. پس از آن، انگلستان با 16 درصد و امارات متحده عربی و آمریکا هرکدام با 8 درصد از دیگر صادرکنندگان بزرگ طلا در این سال بودهاند. انگلستان و امارات متحده عربی تولیدکننده معدنی طلا بهشمار نمیروند، اما بهدلیل آنکه ازجمله مراکز سرمایهگذاری جهانی هستند، سهم قابلتوجهی از مبادله طلای جهان را در اختیار دارند.
در شکل ۱۹ روند واردات زنجیره ارزش طلا در 10 سال گذشته مورد بررسی قرار گرفته است.
شکل ۱۹. نمودار روند واردات زنجیره ارزش طلا در 10 سال گذشته [15]
تفاوت میان آمار صادرات و واردات طلا در کشور معنادار بهنظر میرسد. همانطور که بیان شد ارزش بالا در واحد حجم، امکان سنجش دقیق تجارت طلا را ناممکن ساخته است. همانطور که در شکل قابل مشاهده است در این بازه 10ساله بیشترین میزان واردات جهانی در سال 2022 با بیش از 490 میلیارد دلار ثبت شده و کمترین میزان واردات جهانی نیز در سال 2015 با حدود 360 میلیارد دلار گزارش شده است.
شکل ۲۰. نمودار میزان واردات طلا در کشورهای مختلف در سال 2022 [15]
در بخش واردات طلا نیز مانند صادرات کشور سوئیس با سهم 20 درصدی در رتبه نخست قرار دارد. همانطور که پیش از این ذکر شد؛ این کشور بزرگترین تولیدکننده شمش خالص در جهان است و این درحالی است که تولید معدنی در این کشور صورت نمیگیرد. همانطور که در شکل ۲۰ قابل مشاهده است، کشورهای چین و امارات عربی متحده بزرگترین واردکنندگان طلا در قاره آسیا بهشمار میروند.
شمش طلایی که مجموع نسبت عناصر ناخالص آن کمتر از یک درصد باشد را خالص میگویند. میزان صادرات این محصول در 10 سال گذشته در شکل 21 نشان داده شده است.
شکل ۲۱. نمودار میزان صادرات شمش طلای خالص در 10 سال گذشته [15]
همانطور که در شکل بالا مشاهده میشود؛ بیشترین میزان صادرات شمش طلای خالص حدود 380 میلیارد دلار و در سال 2013 ثبت شده و کمترین میزان صادرات شمش طلای خالص نیز با حدود 210 میلیارد دلار در سال 2018 بوده است. در سال 2022، بیش از 75 درصد از صادرات زنجیره طلا متعلق به شمش خالص بوده که از این نسبت میتوان دریافت که وجود ذخایر طلا، بهخودیخود نمیتواند مزیتی برای کشورها باشند؛ بلکه با توجه به تجارب جهانی ایجاد ساختار مناسب جهت تبادلات بانکی و استفاده از فناوریهای نوین و صرفه مقیاس در تولید شمش، برگهای برنده در تجارت جهانی این محصول میباشد.
شکل ۲۲. نمودار میزان صادرات شمش طلای خالص کشورهای مختلف در سال 2022 [15]
همانطور که در شکل فوق نشان داده شده است؛ کشور سوئیس بیشترین میزان صادرات شمش طلای خالص را دارد که این امر بهدلیل آن است که این کشور دارای بزرگترین شرکتهای تولیدکننده شمش طلای خالص است. کشورهای آمریکا و امارات نیز به مانند سوئیس چون دارای واحدهای پالایش طلا هستند در رتبههای بعدی قرار میگیرند. میزان واردات شمش طلای خالص در 10 سال گذشته در شکل ۲۳ نشان داده شده است.
شکل ۲۳. نمودار میزان واردات شمش طلای خالص در 10 سال گذشته [15]
همانطور که در شکل 23 مشاهده میشود؛ بیشترین میزان واردات شمش طلای خالص حدود 410 میلیارد دلار و در سال 2022 ثبت شده و کمترین میزان واردات شمش طلای خالص نیز با حدود 210 میلیارد دلار در سال 2015 بوده است. نسبت شمش خالص از کل واردات زنجیره طلا در 2022، بیش از 80 درصد محاسبه میشود.
شکل ۲۴. نمودار میزان واردات شمش طلای خالص کشورهای مختلف در سال 2022 [15]
همانطور که در شکل 24 نشان داده شده، کشور سوئیس بزرگترین واردکننده شمش طلای خالص است. ازآنجاکه کشور سوئیس از مراکز مهم بانکداری و سرمایهگذاری در جهان است؛ لذا بیشترین میزان واردات شمش طلای خالص توسط این کشور صورت میگیرد.
عیار طلا در این شمش بین 75 تا 80 درصد است. میزان واردات شمش طلای ناخالص در 10 سال گذشته در شکل 25 نشان داده شده است.
شکل 25. نمودار میزان واردات شمش طلای ناخالص (آندی) در 10 سال گذشته [15]
همانطور که در شکل 25 مشاهده میشود؛ بیشترین میزان واردات شمش طلای ناخالص حدود 120 میلیارد دلار و در سال 2020 ثبت شده و کمترین میزان واردات شمش طلای ناخالص نیز با حدود 39 میلیارد دلار در سال 2015 بوده و تنها 20 درصد از کل صادرات مربوط به زنجیره طلا در سال 2022 متعلق به شمش ناخالص است.
شکل 26. نمودار میزان واردات شمش طلای ناخالص کشورهای مختلف در سال 2022 [15]
همانطور که در شکل 26 نشان داده شده، کشور سوئیس بزرگترین واردکننده شمش طلای ناخالص است. ازآنجاکه کشور سوئیس دارای بزرگترین پالایشگاههای تولید شمش طلای خالص است؛ لذا بیشترین میزان واردات شمش طلای ناخالص توسط این کشور صورت میگیرد که تبدیل به شمش طلای خالص شود. شکل 27 میزان صادرات در 10 سال گذشته را نمایش داده است.
شکل 27. نمودار میزان صادرات شمش طلای ناخالص در 10 سال گذشته [15]
همانطور که در شکل مشاهده میشود؛ بیشترین میزان صادرات شمش طلای ناخالص حدود 145 میلیارد دلار و در سال 2022 ثبت شده و کمترین میزان صادرات شمش طلای ناخالص نیز با حدود 59 میلیارد دلار در سال 2016 بوده است.
شکل 28. نمودار میزان صادرات شمش طلای ناخالص کشورهای مختلف در سال 2022 [15]
همانطور که در شکل 28 نشان داده شده است کشورهای آفریقای جنوبی، استرالیا، بورکینافاسو، زیمباوه که جزء کشورهای دارای معادن طلا هستند، بیشترین میزان صادرات شمش ناخالص طلا را دارند. این امر نشاندهنده این است که کشورهای معدنی عمدتاً شمش ناخالص طلا را صادر میکنند.
بررسی روند تجارت جهانی نشاندهنده آن است که بسیاری از کشورهای بزرگ صادرکننده طلا، جزء بزرگترین کشورهای واردکننده طلا نیز بهشمار میروند. این موضوع نشئت گرفته از دو عامل است:
3.آسیبشناسی زنجیره طلا در کشور
بهرغم رشد قابلتوجه تولید شمش طلا در کشور و با توجه به وضعیت کشورهایی که دارای ساختار مشابه زمینشناسی دارند و در قسمتهای پیشین به آنها اشاره شد، بهنظر میرسد زنجیره ارزش این فلز در کشور با وضعیت مطلوب فاصله دارد. مهمترین عوامل توسعه نیافتن زنجیره طلا در کشور را باید در عدم گسترش اکتشافات ناشی با توجه به مداخلات نهادهای ذیمدخل در بخش معدن (بهویژه سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان منابع طبیعی و جنگلداری کشور) و عدم دسترسی به فناوری فراوری کانسنگهای سولفیدی طلا جستجو کرد.
3-1. عدم توسعه فناوری فراوری کانسنگ سولفیدی
بررسی انواع کانسنگهای طلا از آن جهت اهمیت دارد که برای استحصال آن، باید فناوریهای مختلفی برحسب نوع کانسنگ اتخاذ شود. کانسنگهای حاوی فلز طلا در طبیعت به دو صورت اکسیدی و سولفیدی وجود دارند.
در کانسنگ طلای اکسیدی، فلز طلا در کنار اکسید آهن یا سایر اکسیدها قرار گرفته است. چنین ساختاری موجب افزایش نفوذپذیری کانسنگ در برابر فرایند لیچینگ میشود، لذا میتوان با اعمال روشهای معمول لیچینگ به بازیابی بالایی دست پیدا کرد.
در مقابل، کانسنگ طلای سولفیدی که از قرار گرفتن طلا در کنار سولفید مواد مختلف تشکیل شده است، نفوذپذیری کمتری نسبت به فرایند اسیدشویی دارد و به همین دلیل بازیابی و استخراج طلا از این نوع کانسنگ سختتر است. این کانسنگها که به اصطلاح دیرگداز نامیده میشوند، در صورت استفاده مستقیم سیانور، بازیابی طلای بسیار ناچیزی دارند و مصرف سیانور را افزایش میدهند.
شکل 31 نیز نمایی از ذخایر قطعی کانسنگ طلا به تفکیک نوع آن (اکسیدی و سولفیدی) در کشور را نشان میدهد. بر این اساس، بیشتر ذخایر موجود در کشور از نوع سولفیدی است.
شکل 31. نمودار میزان ذخایر قطعی کانسنگ طلای کشور به تفکیک نوع آن [10]
فراوری طلا شامل دو مرحله اصلی انحلال طلا در حلال و جذب طلا از این محلول است که براساس نوع روش و تکنولوژی مورد استفاده در این دو مرحله، فرایند متفاوتی صورت میگیرد. عمده این روشها برپایه فرایند لیچینگ و انحلال سنگ معدن در سیانور بنا نهاده شدهاند. این فرایند (لیچینگ سیانیدی)، که در صنعت متداول است، بهدلیل کمترین میزان مصرف سیانور بهازای هر تن کانسنگ ورودی و نرخ بالای بازیابی طلا، بهترین روش شناخته میشود. شکل32 فرایند کلی تولید معدنی طلا را نشان میدهد.
شکل 32. فرایند کلی تولید معدنی طلا [1]
همانطور که در بالا ذکر شد، در کشور ذخایر کانسنگ سولفیدی طلا بیشتر از ذخایر اکسیدی است، ازسوی دیگر با توجه به نرخ تولید معادن در سالهای گذشته، ذخایر اکسیدی طلا رو به اتمام است؛ لذا بهرهبرداری از کانسنگ سولفیدی طلا اهمیت پیدا میکند. با توجه به اینکه در کشور کارخانههای استحصال طلا براساس استحصال از کانسنگ اکسیدی شکل گرفتهاند؛ امکان تولید بهرهور از ذخایر سولفیدی امکانپذیر نیست. لذا شرکتها برای بهرهبرداری از این ذخایر اقدام به استفاده از دو روش اکسیداسیون تحت فشار و اکسیداسیون توسط باکتریها، برای تبدیل کانسنگ سولفیدی به اکسیدی میکنند. استفاده از این روشها بهدلیل آن است که تکنولوژی استحصال مستقیم طلا از کانسنگهای سولفیدی در کشور کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. این امر موجب میشود میزان بهرهوری کمتر شود و بخشی از طلای موجود در کانسنگ وارد سد باطله شود. علاوهبراین، لازم به ذکر است که تبدیل کانسنگ سولفیدی به اکسیدی با روشهای ذکر شده، نیاز به مدت زمان بیشتری جهت تولید محصول است و لذا باعث کاهش بازیابی در فرایند میشود. بر این اساس بهنظر میرسد، افزایش بازیابی کارخانههای تولید طلا در کشور از طریق ارتقای فناوری مورد نیاز کانسنگهای سولفیدی در اولویتهای کشور است.
بالادست صنعت طلا، بهدلیل استفاده از سیانور و یون سیانید، همواره به آلوده ساختن محیط زیست متهم است. در گذشته استحصال طلا با استفاده از جیوه انجام میشد، اما در حال حاضر با توجه به کارایی بالاتر از سیانور استفاده میشود. سیانور مادهای فرار، سمی و مرگآور بوده که در آب بهصورت HCN که اسیدی ضعیف است دیده میشود. یون سیانید با بسیاری از یونهای فلزی میل ترکیبی زیادی نشان داده است؛ مثلاً در مجاورت آهن دوظرفیتی یون فروسیانید را تشکیل میدهد، که این واکنش چرخه حیات موجودات زنده را مختل میسازد. با توجه به نقش اساسی این حلال در فرایند استحصال طلا، امکان نشت آن در مراحل مختلف این فرایند وجود دارد؛ در این میان مهمترین چالش زیستمحیطی بالادست صنعت طلا، حضور غلظت بالایی از سیانید، تیوسیانید و ترکیبات پیچیده سیانید فلزات در پسابهای حاصل از فراوری طلاست.
وجود دیدگاه منفی نسبت به معدنکاری طلا، ازجمله موانع اکتشاف ذخایر طلای کشور محسوب میشود. بنابر دادههای وزارت صنعت، معدن و تجارت از 12،065 کیلومتر مربع که که در سالهای گذشته برای اخذ پروانه اکتشاف مورد استعلام قرار گرفته، سازمانهای مذکور در ماده (24) قانون معادن، با انجام فعالیتهای اکتشافی در 3،356 کیلومتر مربع آن موافقت کردهاند؛ یعنی 27 درصد مساحت مورد نظر فعالان اکتشافی. این میزان مخالفت با اکتشاف طلا باعث شده تا شاهد توسعه تولید بالادست این زنجیره، مانند سایر کشورهایی که شرایط زمینشناسی مشابه دارند، نباشیم.
بر همین اساس، شکل 33 نسبت اعلام مخالفت نهایی هر دستگاه به کل استعلامهای انجام شده جهت اخذ پروانه اکتشاف طلا پرداخته است. همچنین، بیشترین مخالفت ازسوی سازمانهای حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی و آبخیزداری کشور بوده و این نکته نیز قابل ذکر است که در آمار موجود دلیل ارائه پاسخ منفی ذکر نشده است؛ همچنین نامهنگاری با این سازمانها جهت تشریح علل مخالفت بینتیجه مانده است. ازاینرو، بهنظر میرسد وجود دغدغههای زیستمحیطی در ارائه پاسخ به درخواستهای پروانه اکتشاف کانسنگ طلا جایگاه ویژهای دارد.
شکل 33. نمودار نسبت پاسخ منفی دستگاههای مختلف ماده (24) قانون معادن به کل استعلامهای انجام شده [10]
همچنین بیش از 65 درصد از مخالفتهای دو سازمان با درخواستهای اکتشاف «کانسارهای فلزی» است؛ هرچند از این دادهها نمیتوان نسبت دقیق استخراج کانسنگ طلا را دریافت، اما با توجه بهوجود بالقوه ذخایر طلا در کشور (در قالب محصول اصلی یا جانبی) میتوان این موضوع را ازجمله موانع اصلی بر سر راه توسعه این زنجیره برشمرد.
این درحالی است که میتوان بهمنظور خنثیسازی و سیانیدزدایی محلولهای حاوی سیانید از پسابها، با هدف جلوگیری از آلودهسازی محیط زیست و آبهای زیرزمینی، از روشهای مختلفی استفاده کرد که برخی از آنها اشاره خواهد شد:
ایران بهسبب قرار گرفتن روی کمربند کانیسازی طلا، پتانسیل بالایی برای افزایش ظرفیت تولید این ماده معدنی در اختیار دارد. حدود یک درصد از ذخایر جهانی طلا، حدود 800 تن، در کشور ما واقع شده است؛ با این حال میزان تولید سالانه آن در سال 1402 به حدود 14 تن یا 0/4 درصد از تولید جهانی رسیده است. شایان ذکر است تولید طلای محتوا از معادن کشور در بازه زمانی سالهای 1391 تا 1402 رشد 16 برابری تجربه کرد؛ اما این میزان رشد در مقایسه با کشورهایی که شرایط زمینشناسی مشابهی دارند، کافی به نظر نمیرسد. همچنین با توجه به تولید سالانه 3000 تن طلا از معادن جهان و سهم یک درصدی کشور از این ذخایر، به نظر میرسد تولید این فلز راهبردی باید چیزی در حدود 30 تن در سال باشد.
مهمترین عوامل عدم توسعه زنجیره طلا در کشور عبارتند از: