مطالعه و بررسی وضعیت استقلال یافتگی جوانان

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسنده

کارشناس گروه زنان و خانواده دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

چکیده
پیشرفت همه جانبه کشور مستلزم نقش آفرینی حداکثری نیروی انسانی جوان در عرصه های مختلف آن است که وجود بیش از ۲۱ میلیون جوان (افراد ۱۸ تا ۳۵ ساله)، چنین فرصت گران بهایی را فراهم کرده است. اما طبق بررسی ها، سطح ایفای نقش جوانان حداقل در برخی از ابعاد مهم پیشرفت همچون اقتصاد و نهاد خانواده مطلوب ارزیابی نمی شود. در گزارش حاضر که با هدف توصیف مسئله و معرفی علل وقوع آن نگارش یافته است، تأخیر در استقلال یافتگی یا ورود دیرهنگام به دوره پذیرفتن نقش ها؛ یعنی بزرگ سالی یکی از دلایل مهم کم رنگ بودن نقش جوانان در برخی ابعاد پیشرفت کشور، معرفی می شود. بررسی عوامل مهم وقوع این مسئله نشان می دهد که برنامه ریزی نظام آموزش عمومی و عالی عموماً بر موفقیت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان تأکید دارد و ابعاد مرتبط با استقلال یافتگی همچون مهارت مندی شغلی در برنامه های تحصیلی کمتر دیده می شود. همچنین به سبب طولانی بودن و انعطاف پایین برنامه ریزی تحصیلی آموزش عالی (به طور خاص دوره کارشناسی)، جوانان دانشجو امکان اشتغال پایدار در کنار تحصیلات عالی را ندارند. مشارکت اقتصادی پایین جوانان، دوره طولانی برای یافتن شغل، پایداری شغلی در سنین بالا و نرخ بالای بیکاری نیز استقلال یافتگی آنها را با تأخیر مواجه می سازد. تأکید نهاد خانواده بر موفقیت تحصیلی و توجه کمتر به مهارت مندی فرزندان، تعریف سن قراردادی ۱۸ سال در نظام حقوقی و قانونی، تناسب حداقلی محتوای دوره سربازی با برنامه ها و نیازهای آتی مردان جوان و همچنین تأثیرات فردگرایی بر برخی ابعاد نظام انگیزشی و نگرشی افراد از جمله عوامل مهم تأخیر در استقلال یافتگی جوانان به شمار می رود. 

گزیده سیاستی

نتایج گزارش نشان می‌دهد، استقلال‌یافتگی جوانان به سبب افزایش سن ازدواج و سن پایداری اشتغال با تأخیر همراه است. نهادهای آموزش عمومی و عالی، خانواده، نظام حقوقی و قانونی، نظام نگرشی افراد و سربازی از‌جمله عوامل بروز این مسئله به‌شمار می‌روند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

 خلاصه مدیریتی

بیان /‌شرح مسئله

براساس برآورد مرکز آمار، بیش از 21 میلیون نفر ایرانی در سنین جوانی (بازه سنی 18 تا 35 سال) قرار دارند که وجود این میزان از جمعیت جوان فرصت بی‌بدیلی برای پیشرفت و تعالی روزافزون کشور فراهم آورده است. جوانان به‌عنوان طلایه‌داران رشد و رونق اقتصاد، سلامت اجتماعی و فرهنگی و عوامل ثبات، امنیت و بسط و گسترش مرزهای دانش و فناوری به‌شمار می‌روند که نقش‌آفرینی آنها در عرصه‌های مختلف مورد اشاره منوط به تمایل و توانایی‌‌شان در پذیرش آن نقش‌هاست. مسئولیت‌پذیری به‌معنای پذیرش رضایتمندانه تکالیف خویش و تعهدات نسبت به دیگران و انجام درست و بی‌کم‌و‌کاست آنهاست. این مهم، موجبات استقلال‌یافتگی به‌موقع و گذار از جوان وابسته به جوان بزرگ‌سال را فراهم می‌سازد. بررسی ابعاد نظری موضوع استقلال‌یافتگی نشانگرهای مختلفی را به‌عنوان متغیر رصد وضعیت استقلال‌یافتگی معرفی می‌کند که از میان آنها سه نشانگر ازدواج، کسب درآمد و تجربه پدری و مادری مورد اجماع نظری و متداول در جوامع مختلف بوده است. شواهد آماری موجود در گزارش حاضر که با هدف توصیف ابعاد مختلف مسئله و مطالعه علل وقوع آن انجام شده است؛ نشان می‌دهد، میزان مشارکت و فعالیت جوانان حداقل در برخی‌ از ابعاد مهم پیشرفت کشور پایین است. از عوامل مهم این رخداد آن است که استقلال‌یافتگی در سنین جوانی به تأخیر می‌افتد و گذار فرد به دوره بزرگ‌سالی و پذیرش نقش‌های بنیادین با تعویق همراه است.

 

نقطه نظرات / یافته‌های کلیدی

  • «ازدواج و تشکیل خانواده»: میانگین سن ازدواج مرتبه نخست پسر و دختر ایرانی به‌ترتیب به 28,3 سالگی و 24 سالگی افزایش پیدا کرده است. به‌معنای دیگر مردان ازدواج خود را در اواخر دهه سوم زندگی و زنان تشکیل خانواده را در اواسط دهه سوم زندگی تجربه می‌کنند. افزون‌بر‌این پدیده، سهم جمعیت جوانان هرگز ازدواج‌نکرده نیز در گذر زمان افزایش یافته است؛ به‌گونه‌ای که در سال 1392، 44 درصد جوانان هرگز ازدواج نکرده بوده‌اند، اما این عدد در سال 1401 به 48,8 درصد افزایش یافته است.
  • «تجربه والدگری»: پدری و مادری از‌جمله نقش‌های مهمی است که معطوف به مسئولیت‌پذیری هستند. براساس داده‌های پیمایشی، در سال 1399، 94,4 درصد از جوانان تمایل داشته‌اند که حداقل یک فرزند داشته باشند. همچنین تمایل جوانان به داشتن 3 فرزند و بیشتر از 11,2 درصد در سال 1382 به 41,8 درصد در سال 1399 افزایش یافته است. از‌سوی دیگر، با وجود افزایش میانگین سن ازدواج مرتبه اول مردان و زنان جوان در بازه زمانی سال 1392 تا 1402، اما میانگین سن مردان جوان در زمان تجربه اولین مرتبه پدری از 32,3 سال به 32,1 سال و میانگین سن زنان جوان در زمان تجربه اولین مرتبه مادری از 27,9 سال به 27,3 سال کاهش یافته است. گزاره‌های فوق در‌خصوص تمایل و تجربه پدر و مادر شدن جوانان از دیدگاه استقلال‌یافتگی به‌عنوان نقاط مثبت محسوب می‌شوند که می‌توان با کاهش میانگین سن ازدواج، وضعیت آن را بهبود بخشید.
  • «کسب درآمد»: بررسی‌های آماری نشان می‌دهد نرخ مشارکت اقتصادی جوانان تنها 46,8 درصد است که از سال 1397 تا 1401، 4,1 درصد از کل نرخ فعالیت اقتصادی کاسته شد. مقایسه با دیگر کشورها نشان از پایین بودن سطح فعالیت اقتصادی جوانان ایرانی دارد. با تحلیل داده‌های بازار کار می‌توان دریافت پایداری و ثبات شغلی جوان‌ها نیز به اواخر دهه سوم زندگی‌شان موکول شده است.

عوامل متعددی موجب شده تا استقلال‌یافتگی جوانان به تأخیر بیفتد و گذار آنها به دوره بزرگ‌سالی و پذیرش نقش‌های مهم فردی و اجتماعی با اختلال جدی مواجه شود که از‌جمله مهم‌ترین این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نظام آموزش عمومی و عالی: آمادگی دانش‌آموزان برای تجربه زندگی شایسته فردی، خانوادگی و اجتماعی یکی از هدف‌های کلان سند تحول بنیادین آموزش و پرورش محسوب می‌شود، اما برنامه‌ آموزشی کنونی مدارس عموماً بر موفقیت تحصیلی تأکید دارد. محتوای ارائه شده در آموزش عالی نیز، مشابه نظام آموزش عمومی اغلب به‌منظور افزایش سطح دانش و سواد تخصصی جوانان در یک رشته تحصیلی صورت می‌گیرد و فراگیری توانمندی‌های لازم برای استقلال‌یافتگی از قبیل مهارت‌مندی شغلی در آغاز جوانی کمتر مورد توجه این نهاد قرار می‌گیرد. همچنین تحصیلات دانشگاهی از حیث زمانی طولانی است و انعطاف‌پذیری پایینی دارد؛ بدین‌معنا که دانشجویان به‌ویژه در دوره کارشناسی به‌صورت تمام‌وقت مشغول تحصیل هستند و از حیث زمانی امکان‌ پیگیری تحصیل و اشتغال به‌صورت هم‌زمان از‌سوی دانشجویان وجود ندارد.
  • نهاد خانواده: در حال حاضر نظام آموزش عمومی در امر تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان سهم بالایی به خود اختصاص داده است. در این راستا، نهاد خانواده نیز هم‌راستا با نظام آموزش بر مقوله موفقیت تحصیلی تأکید دارد و برای کسب مهارت فرزندان در حوزه‌های مرتبط با استقلال‌یافتگی به‌هنگام همچون اشتغال و تشکیل خانواده برنامه آموزشی، حمایتی و ترغیبی مشخصی ندارد.
  • نظام حقوقی و قانونی: در نظر گرفتن سن 18 سالگی به‌عنوان حداقل سن قانونی برای مشارکت جوان‌ها در انتخابات، دریافت پروانه کسب برای راه‌اندازی کسب‌و‌کار، دریافت گواهی‌نامه، بهره‌مندی از تمام خدمات بانکی، خرید سیم‌کارت، نقل‌و‌انتقال ملکی و انجام معاملات اقتصادی و همچنین الزام قانون مدیریت خدمات کشوری مبنی‌بر داشتن حداقل سن 20 سال برای استخدام در دستگاه‌های اجرایی، به‌منزله آن است که نظام حقوقی و قانونی پس از سنین یاد شده، افراد را دارای شخصیت مستقل می‌داند. پذیرفته شدن دیرهنگام استقلال‌یافتگی جوانان از‌سوی نظام حقوقی و قانونی، خود عامل مهمی در تأخیر استقلال‌یافتگی جوانان به‌شمار می‌رود.
  • سربازی: تناسب حداقلی محتوای دوره سربازی با برنامه‌ها و نیازهای آتی جوان موجب می‌شود تا وقفه‌ای در برنامه‌های زندگی فرد به‌وجود بیاید و مستقل شدن او به تعویق بیفتد.
  • بازار کار: بازار کار جوانان از عوامل مهم تأخیر در استقلال‌یافتگی به‌شمار می‌رود. براساس داده‌های مرکز آمار، میزان مشارکت اقتصادی جوانان پایین ارزیابی می‌شود و در سنین بالا پایداری شغلی می‌یابند. نرخ بیکاری بالا و دوره بیکاری طولانی‌مدت جوانان موجب شده تا موضوع کسب درآمد آنها، با وضعیت مطلوب فاصله داشته باشد.
  • نظام نگرشی فرد: به‌سبب رشد فردگرایی، بخشی (‌حدود 21 درصد) از گروه جوانان به‌جای برخی از نشانگرهای استقلال‌یافتگی که عمدتاً معطوف به نقش‌های اجتماعی و خانوادگی هستند، مصادیق فردگرایانه‌ را به‌عنوان نشانگر استقلال‌یافتگی معرفی می‌کند. پررنگ شدن مؤلفه‌های فردگرایانه در استقلال‌خواهی به‌معنای کاهش تمایل این دسته از جوانان به پذیرفتن نقش‌های مختلف خانوادگی و اجتماعی است.

1. مقدمه و بیان مسئله

1-1. اهمیت و ضرورت نقش‌آفرینی جوانان در تحقق همه‌جانبه گفتمان پیشرفت

رهبر معظم انقلاب اسلامی مقوله «پیشرفت» را به‌عنوان نقشه جامع حرکت کلی کشور معرفی می‌کنند؛ به‌گونه‌ای‌ که باید تمام سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و حتی چشم‌اندازهای کشور براساس آن طراحی شوند [1]. منطق حاکم‌ بر گفتمان پیشرفت، درون‌زا بودن و تکیه بر عناصر داخلی است و پیشرفت مطلوب آن است که استقلال کشور تضمین شود [2]. حوزه‌های فکری، علمی، زندگی و معنوی به‌عنوان عرصه‌های چهارگانه پیشرفت محسوب می‌شوند. در عرصه فکری، نیل به سمت جامعه‌ متفکر و اندیشه‌ورز مقصود است، در پیشرفت علمی، استقلال، نوآوری و حرکت علمی مورد نظر قرار می‌گیرد، عرصه زندگی، تمام موارد اساسی مربوط به بهزیست افراد جامعه همچون رفاه، استقلال، آزادی و ... را شامل می‌شود و در عرصه معنوی، شایسته است که جامعه‌ ایرانی به سمت معنویت بیشتر حرکت کند [1]. در الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت هدف‌گذاری شده است که ایران تا افق 1444 از نظر سطح کلی پیشرفت و عدالت باید جزء چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور اول دنیا قرار بگیرد و محور و اساس تحقق همه‌جانبه آن، وجود نیروی انسانی توانمند و مسئولیت‌پذیر است [3]. در این میان، جوانان به‌واسطه ویژگی‌ها و استعدادهای منحصر‌به‌فرد خود؛ همچون شور و اشتیاق جوانی، روحیه پیگیری و تلاش بی‌وقفه، توان بدنی و فکری بالا و دانش و تحصیلات عالیه در تحقق همه‌جانبه پیشرفت نقش بنیادین دارند. به‌عنوان نمونه در عرصه زندگی، وقتی پیشرفت حاصل می‌شود که بهزیست افراد جامعه تأمین شده باشد و مثبت شدن شاخص‌های هر‌کدام از حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و خانواده که مرتبط با بهزیست ایرانیان است، منوط به نقش‌آفرینی صحیح و مشارکت حداکثری جوانان در هر‌کدام از این موارد است. در حال حاضر حدود 21 میلیون جوان در کشور وجود دارد که این امکان را برای کشور فراهم کرده است [4]. در بیانیه گام دوم انقلاب نیز، به جوانان بیش از هر گروه دیگری توجه شده و این افراد به‌عنوان نسلی معرفی می‌شوند که باید مسئولیت ساختن کشور را بر‌عهده بگیرند [5].

 

1-2. مشارکت پایین جوانان در برخی ابعاد گفتمان پیشرفت

بخش قابل‌توجهی از پیشرفت کشور و زیست رضایتمندانه افراد جامعه منوط به مثبت بودن شاخص‌های اقتصادی همچون رشد اقتصادی است. به‌سبب تعیین‌کنندگی فعالیت اقتصادی در مقوله رشد اقتصادی، حضور نیروی کار جوان در بازار کار از‌جمله مصادیق عینی مشارکت و نقش‌آفرینی جوان در عرصه رشد اقتصادی است. افقی که الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت در مقوله اقتصادی تا سال 1444 ترسیم می‌کند، قرار گرفتن اقتصاد ایران میان 10 اقتصاد بزرگ جهان است [3]؛ چنین موضوعی مستلزم مشارکت حداکثری نیروی انسانی جوان با توانمندی و مهارت بالاست. اما بررسی داده‌های نیروی کار مرکز آمار نشان می‌دهند سطح فعالیت اقتصادی جوانان پایین است؛ به‌گونه‌ای که نرخ مشارکت اقتصادی این افراد از 51,1 درصد در سال 1397 به 46,8 درصد در سال 1401 کاهش پیدا کرده است [6] [7]. گفتنی است، در حال حاضر 11,3 میلیون نفر از جوان‌ها مشارکت اقتصادی ندارند [7].

مقایسه با دیگر کشورها، پایین بودن سطح فعالیت اقتصادی جوانان کشورمان را بیش‌از‌پیش نمایان می‌کند. در سال 2023، میزان مشارکت اقتصادی جوانان 15 تا 24‌ساله کشوری همچون انگلستان بیش از 2 برابر نرخ مشارکت اقتصادی جوانان ایران در همین بازه سنی بوده است.

 

شکل 1. نمودار مقایسه  تغییرات نرخ مشارکت اقتصادی جوانان 15-24 ساله ایران با کشورهای منتخب از سال 2012 تا 2023 میلادی  [8]

 

 

 

 

 

یکی دیگر از ابعاد مهم پیشرفت، مثبت بودن شاخص‌های مربوط به نهاد خانواده است. براساس اصل دهم قانون اساسی، خانواده واحد بنیادین جامعه به‌شمار می‌رود که تشکیل آن در سنین به‌هنگام و مناسب مورد تأکید بند «4» سیاست‌های کلی خانواده قرار گرفته است. در این میان جوانان مهم‌ترین نقش‌آفرین در تشکیل و پایداری نهاد خانواده محسوب می‌شوند، اما داده‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهند که شاخص ازدواج ویژه سنی جوانان کاهش یافته است؛ به‌گونه‌ای که در سال 1392 47,8 نفر به‌ازای هزار نفر مرد جوان و 40,7 نفر به‌ازای هزار نفر زن جوان ازدواج کرده‌اند؛ اما این میزان در سال 1402 به ‌29,7 نفر به‌ازای هر هزار نفر مرد جوان و 26,2 نفر به‌ازای هزار نفر زن جوان کاهش یافته است [9].

شکل 2. نمودار تغییرات عمومیت ازدواج میان جوانان از سال 1392 تا 1402

 

 

 

 

مأخذ: محاسبات محقق براساس داده‌های خام طرح آمارگیری مرکز آمار ایران از سال 1392 تا 1402و پاسخ‌ نامه ارسالی از‌سوی سازمان ثبت احوال کشور به شماره نامه 1402/991996 در تاریخ 1402/07/23.

ذیل موضوع خانواده، جوانان علاوه‌بر نقش‌آفرینی در تشکیل خانواده، نقش اساسی در تداوم نسل جامعه ایرانی بر‌عهده دارند. اما داده‌ها نشان می‌دهند باروری ویژه زنان جوان متأهل، از 229 تولد به‌ازای هزار زن متأهل جوان در سال 1391 به 168 مورد در سال 1400 کاهش یافته است [10] [11]. در حال حاضر وضع فرزندآوری در کشور مطلوب ارزیابی نمی‌شود. نرخ باروری کل 1,54 فرزند است که این عدد به میزان 0/7 کمتر از حد جانشینی (2,1 فرزند به‌ازای هر زن) است [12]. بنابراین وضعیت مشارکت جوانان حداقل در دو بعد اقتصادی و خانواده گفتمان پیشرفت با وضع مطلوب آن فاصله معناداری دارد.

1-3. تأخیر در استقلال‌یافتگی؛ یکی از عوامل مهم مشارکت پایین جوانان در پیشرفت

امر مشارکت در ابعاد مختلف پیشرفت همچون اقتصاد و خانواده معطوف به نقش و پذیرش آن است. بنابر اهمیت مشارکت جوانان در پیشرفت، این گروه از افراد باید در سنین به‌هنگام قادر بر پذیرفتن نقش‌ها در عرصه‌های مختلف باشند. تقبل نقش در سنین به‌هنگام مستلزم وجود ویژگی مهمی به نام مسئولیت‌پذیری در جوان نسبت به خداوند، خود، دیگران اعم از اعضای خانواده و افراد جامعه و کشور است. فرد مسئولیت‌پذیر رضایتمندانه تکالیف و تعهدات را نسبت با طرف مقابل می‌پذیرد و آنها را درست انجام می‌دهد. مسئولیت‌پذیری بنیان و اساس تمایل و توانایی یک شخص برای استقلال‌یافتگی است. در‌واقع فرد مستقل مسئولیت‌پذیر بوده و تمایل و توانایی برای پذیرش نقش‌های گوناگون فردی و اجتماعی را دارد. در جامعه این ویژگی لازمه ورود فرد به دوره بزرگ‌سالی است. بنابراین اگر گذار فرد به دوران بزرگ‌سالی و استقلال‌یافتگی در آغاز جوانی انجام پذیرد، امکان ایفای نقش مؤثر او در حوزه‌های مختلف پیشرفت همچون اقتصاد و خانواده فراهم می‌شود.

مشاهده‌ها نشان می‌دهد که گذار جوان به عرصه پذیرفتن نقش‌ها دچار تغییرات بنیادین شده است. براساس مطالعات مختلف، انتقال افراد به مرحله بزرگ‌سالی سه دوره مهم تاریخی را تجربه کرده است. نخست، تا پیش از قرن بیستم، فرد پس از گذران کودکی به‌طور مستقیم وارد بزرگ‌سالی و پذیرش مسئولیت‌های اشتغال، تشکیل خانواده و فرزندآوری می‌شد. اما پس از آن، با تأسیس مدرسه و ایجاد ضرورت حق تحصیل برای افراد، دوره‌ نوجوانی به‌عنوان مرحله بعد از کودکی، به‌وجود آمد [13]. در دوره دوم، عملاً گذار فرد به بزرگ‌سالی به پس از نوجوانی و اتمام تحصیلات موکول شد. با وجود تأخیر در استقلال افراد، اما همچنان افرادی که از حیث سنی جوان بودند، مستقل و بزرگ‌سال محسوب می‌شدند. در دوره اخیر، عوامل متعددی موجب شده تا گذار فرد به بزرگ‌سالی، بلافاصله پس از نوجوانی انجام نشود؛ بلکه جوانی به‌عنوان مرحله زندگی فرد اصالت پیدا کرده و انتقال افراد به دوران پذیرش نقش‌ها و مسئولیت‌ها، به پس از طی شدن جوانی موکول شده و جوان مستقل، جای خود را به جوان وابسته داده است.

شکل 3. دوره‌های مختلف گذار به بزرگ‌سالی

 

 

 

مأخذ: نگارنده.

بررسی‌ها نشان می‌دهد امروزه فرد ایرانی قادر بر ایفای نقش‌‌ها و پذیرش مسئولیت‌ها در سنین به‌هنگام نیست و به‌سبب آنکه استقلال‌یافتگی و دوره گذار او به بزرگ‌سالی با تأخیر همراه است، نمی‌تواند در پیشرفت مشارکت فعالی داشته باشد و نیازهای فردی خود را سامان بخشد. براساس داده‌های پیمایشی در سال 1398، 26,2 درصد از مردان و 31,8 درصد از زنان که در دوره سنی 15 تا 29 سال قرار دارند؛ معتقدند به میزان زیاد و خیلی زیاد به دیگران وابسته هستند [14]. در‌واقع حدود یک‌سوم از جامعه جوان در سنین اعلام شده دچار مسئله عدم استقلال‌یافتگی هستند. شواهد بیشتری دال بر تأخیر استقلال‌یافتگی جوانان موجود بوده که بخش بعد گزارش به‌طور تفصیلی بدان پرداخته است.

2. شواهد تأخیر در استقلال‌یافتگی جوانان

راه تشخیص وضعیت استقلال‌یافتگی و زمان ورود افراد به دوره بزرگ‌سالی، رجوع به نشانگرها و سنجش آنهاست. در این راستا، ازدواج و تشکیل خانواده، فرزندآوری و ثبات شغلی از‌جمله نشا‌نگرهای انتقال به دوره بزرگ‌سالی معرفی شده‌اند [15] [16] [17] [18]. ازدواج، فرزندآوری و اشتغال از موضوعات بنیادی جامعه به‌شمار می‌روند که تماماً معطوف به نقش هستند. به‌عبارت دیگر فرد با تشکیل خانواده، پدر و مادر شدن و اشتغال، نقشی را می‌پذیرد و در قبال طرف مقابل خود اعم از همسر، فرزند و کارفرما باید مسئولانه به تعهدات خود عمل کند. در مطالعه دیگری ازدواج از حیث انسان‌شناختی و پذیرش نقش‌ در جامعه همچون مسئولیت‌های همسری، پدری و مادری و اشتغال از حیث جامعه‌شناختی، به‌عنوان نشانگرهای مهم بزرگ‌سالی معرفی می‌شوند [19].

در یک پژوهش، جوانان ایرانی مورد مطالعه پیدا کردن شغل دائمی، داشتن استقلال مالی از والدین و ازدواج را نشانگر نقشی مهم و بسیار مهم خود برای گذار به بزرگ‌سالی عنوان کرده‌اند [20]. مردان جوان، توانایی اداره خانواده، توانایی حمایت مالی از خانواده، استقلال مالی و اشتغال و زنان جوان، توانایی تربیت و مراقبت از فرزند را شاخص‌های مهم‌تر بزرگ‌سالی معرفی کرده‌اند [19].

با وجود اشتراک‌های قابل‌توجه پژوهش‌ها پیرامون نشانگرهای استقلال‌یافتگی و بزرگ‌سالی، اما این شاخص‌ها برای جوامع مختلف یکسان نیستند و لحاظ اقتضائات فرهنگی، اجتماعی و دیگر عوامل تأثیرگذار ضروری است. افزون‌بر‌آن، در نظر داشتن تفاوت‌های جنسیتی در موضوع استقلال‌یافتگی و گذار به بزرگ‌سالی نیز امری لازم به‌شمار می‌رود [19] [21]. براساس موارد متعدد فوق، در گزارش پیش‌رو موضوعات تشکیل خانواده، پدر و مادر شدن و کسب درآمد به‌عنوان نشانگرهای استقلال‌یافتگی جوانان در جامعه ایران مورد بررسی و سنجش قرار می‌گیرند.


شکل 4. نشانگرهای استقلا‌ل‌یافتگی جوانان در جامعه ایران

 

 

 

مأخذ: همان.

2-1. نشانگر تشکیل خانواده

رخداد ازدواج به‌عنوان مدخل ایجاد نقش‌های مهم همسری، مادری و پدری به‌شمار می‌رود که هر‌کدام از آن نقش‌ها مستلزم پذیرفتن مسئولیت‌های متعدد است. لذا ازدواج در سنین به‌هنگام و عمومیت بالای تشکیل خانواده میان جوانان، می‌تواند نشانگر بخشی از مقوله استقلال‌یافتگی به‌هنگام آنها باشد. اما مطابق آمار، در بازه زمانی 1365 تا 1402، میانگین سن ازدواج مرتبه نخست مردان از 23,8 سال به 28,3 سال افزایش یافته است. گفتنی است، در حال حاضر جوانان مرد ایرانی، تشکیل خانواده را به اواخر دهه سوم زندگی خود موکول می‌کنند.

شکل 5. نمودار تغییرات میانگین سن مردان در ازدواج مرتبه نخست

 

 

 

مأخذ: نتایج سرشماری نفوس و مسکن 1355 تا 1395 و سازمان ثبت احوال کشور.

در بازه زمانی مورد اشاره، میانگین سن زنان در ازدواج مرتبه نخست از 19,9 سالگی به 24 سالگی افزایش پیدا کرده است. اگر زنان جوان در اواسط دهه 60، خانواده خود را در اواخر دهه دوم زندگی تشکیل می‌دادند، اما اکنون این امر تا حدود اواسط دهه سوم زندگی به تعویق افتاده است. البته شیب افزایش میانگین سن ازدواج در مرتبه اول هم به‌لحاظ میزان رشد و هم از نظر کیفیت رشد در پسران و دختران متفاوت بوده است. به‌گونه‌ای که بیشترین میزان رشد میانگین سن ازدواج دختران بین سال‌ها‌ی 1385-1365 اتفاق افتاده و از سال 1385 تا به‌امروز تغییرات کمتر بوده، اما در پسران روند شیب تغییرات سن ازدواج ملایم‌تر بوده است.

شکل 6. نمودار تغییرات میانگین سن زنان در ازدواج مرتبه نخست از سال 1355 تا 1402

 

 

 

 

مأخذ: نتایج سرشماری نفوس و مسکن 1355 تا 1395 و گزارش وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایران بهار 1403 مرکز آمار [22].

علاوه‌بر به تعویق افتادن زمان ازدواج و تشکیل خانواده جوانان، سهم افراد هرگز ازدواج نکرده که در سنین جوانی قرار دارند نیز افزایش یافته‌، به‌گونه‌ای که بین سال‌های 1392 تا 1401، سهم جوانان هرگز ازدواج نکرده از 44 درصد به 49 درصد افزایش یافته است. با فرض تعریف قبلی از سن جوان، در بازه زمانی مورد اشاره، سهم جوان‌های هرگز ازدواج نکرده‌ از 63 درصد به 74 درصد رسید. در‌واقع حدود 49 تا 74 درصد از جوانان یکی از سه شاخص مهم استقلال‌یافتگی که ازدواج می‌باشد را ندارند.

شکل 7. نمودار تغییرات سهم جمعیت جوانان هرگز ازدواج نکرده از جمعیت کل جوان از سال1392 تا 1401

 

 

 

 

مأخذ: محاسبات نگارنده براساس داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران از سال 1391 تا 1401.

با در نظر داشتن افزایش سن ازدواج جوانان و رشد روز‌افزون پدیده تجرد از نوع جوانان هرگز‌ ازدواج ‌نکرده، باید عنوان کرد که ازدواج و تشکیل خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نشانگرهای استقلال‌یافتگی با تأخیر به‌ وقوع می‌پیوندد. جوانان بسیار دیرتر از گذشته نقش مهم همسری را می‌پذیرند و در راستای رفع نیازهای بنیادین خود گام بر‌می‌دارند. ازدواج و پذیرفتن دیرهنگام نقش همسری به‌معنای به تعویق افتادن نقش مهم دیگری به نام والدگری نیز است.

2-2. نشانگر کسب درآمد

اشتغال، مسیر صحیح و اصلی کسب درآمد است و وابستگی اقتصادی از عوامل مهم تأخیر در گذار فرد به دوره بزرگ‌سالی به‌شمار می‌رود. بررسی و تحلیل داده‌های بازار کار بیان می‌کند که ثبات نسبی اشتغال برای جوانان از اواخر دهه سوم زندگی شروع می‌شود که بسیار دیرهنگام است.

شکل 8. نمودار وضع فعالیت اقتصادی جمعیت در سال 1401

 

 

 

 

مأخذ: محاسبات محقق براساس داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار در سال 1401.

با وجود آنکه جوانان مهم‌ترین دغدغه و هدف خود را مقوله اشتغال و کسب درآمد معرفی می‌کنند، اما در بازار کار مشارکت پایینی دارند و پایدار شدن اشتغال آنها در سنین بالا رقم می‌خورد [14]. بنابراین وابستگی اقتصادی مطلوب جوان نیست، اما عوامل متعددی موجب شده تا کسب درآمد جوان دچار اختلال شود و از حیث زمانی به تعویق بیفتد. لذا یکی دیگر از سه شاخص مهم استقلال‌یافتگی که کسب درآمد و اشتغال است نیز با تأخیر محقق می‌شود. از‌سوی دیگر به‌سبب آنکه اشتغال پسران، مهم‌ترین مؤلفه دختران برای ازدواج معرفی می‌شود [23]؛ به‌نوعی می‌توان مقوله استقلال مالی و اشتغال مردان جوان را بنیان و پیش‌شرط اتخاذ دیگر تصمیمات مهم، پاسخ به نیازهای بنیادین و نقش‌آفرینی‌های راهبردی همچون ازدواج و تشکیل خانواده دانست. در همین راستا، باید عنوان کرد میانگین سن ازدواج مردان جوان در مرتبه نخست و سن تقریبی آنها در زمان پایداری شغلی به یکدیگر نزدیک هستند.

2-3. نشانگر پدر و مادر شدن(والدگری)

پذیرش نقش پدری و مادری از‌جمله مؤلفه‌های مهم ورود جوانان به دوره بزرگ‌سالی است که مطالعه ترجیحات جوانان نشان می‌دهد، تمایل آنها به فرزنددار شدن و تجربه والدگری بالاست. براساس نتایج پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های جوانان کشور در سال 1399، 94,4 درصد از جوانان عنوان کرده‌اند که تمایل به داشتن حداقل یک فرزند دارند [23]. موضوع مهم دیگر در ساحت نگرش جوانان به تجربه والدگری، افزایش قابل‌توجه تعداد فرزندان دلخواه جوانان است. در سال 1382، سهم جوانان مایل به داشتن 3 فرزند و بیشتر، 11,2 درصد برآورد شده [24] که این میزان در سال 1399 به 48،1 درصد افزایش یافته است [23]. در‌واقع نگرش جوانان به تجربه چندباره نقش‌های پدری و مادری در بازه زمانی یاد شده رشد معناداری یافته که از جنبه استقلال‌یافتگی تمایل زیاد به داشتن فرزند و تعداد فرزندان بیشتر می‌تواند به‌عنوان مؤلفه‌های مثبت در نظر گرفته شود.

شکل 9. نمودار تغییرات تمایل جوانان به داشتن 3 فرزند و بیشتر از سال 1382 تا 1399 [22]، [23] و [25]

 

 

 

 

با وجود مطلوبیت مقوله فرزندخواهی میان جوانان، اما آنها مرتبه اول پدری و مادری را در سنین بالا تجربه می‌کنند. براساس داده‌های ثبتی سازمان ثبت احوال کشور در سال 1402، میانگین سن مادران در زمان تولد فرزند نخست، 27,3 سال و برای مردان، میانگین سن پدر شدن برای مرتبه نخست، 32,1 سال بوده است. به‌عبارت دیگر، سن پدر شدن به اوایل دهه چهارم زندگی موکول شده و زنان نیز، در اواخر دهه سوم زندگی مادری را تجربه می‌کنند. با‌این‌وجود، مطالعه روند تغییرات شاخص در بازه زمانی 1392 تا 1402 نشان می‌دهد میانگین سن مادران در زمان تولد فرزند اول از 27,7 سال در سال 1392 به 27,3 سال در سال 1402 تنزل یافته است. نکته حائز اهمیت آنکه در همین بازه زمانی، میانگین سن زنان در ازدواج مرتبه اول از 23,1 سال در سال 1392 به 24 سال در سال 1402 افزایش یافته است.

شکل 10. نمودار تغییرات میانگین سن زنان در زمان ازدواج مرتبه اول و تولد فرزند نخست از سال 1392 تا 1402

 

 

 

 

مأخذ: درگاه آمارهای انسانی سازمان ثبت احوال کشور و پاسخ نامه ارسالی از سازمان ثبت احوال کشور با شماره 1403/590217 در تاریخ 1403/05/13

با وجود به تأخیر افتادن زمان تشکیل خانواده از‌سوی زنان، اما میانگین سن برای تجربه مرتبه اول مادری میان آنها کاهش یافته است. به‌عبارت دیگر، الگوی فاصله زمانی میان رخداد ازدواج مرتبه نخست زنان و تولد فرزند اول آنها، در 10 سال گذشته با کاهش همراه بوده‌؛ به‌گونه‌ای که در بازه زمانی 1392 تا 1402، مقدار این فاصله از 4,62 سال با کاهش حدود 1,3 سال به 3،33 سال تنزل یافته است.

شکل 11. نمودار تغییرات فاصله زمانی بین میانگین سن ازدواج اول زنان و تولد فرزند مرتبه اول از سال 1392 تا 1402

 

 

 

 

مأخذ: محاسبات محقق.

این شرایط برای مردان نیز صدق می‌کند. هرچند در بازه زمانی 1392 تا 1402 میانگین سن مردان در زمان پدر شدن برای مرتبه اول با نوسان اندک همراه بوده، اما در انتهای این بازه زمانی نسبت به سال 1392، مقدار شاخص (32,1 سال) بدون تغییر باقی مانده است. این در‌حالی است که در همین بازه زمانی میانگین سن مردان در زمان ازدواج مرتبه اول، از 27,3 سال در سال 1392 به 28,3 سال در سال 1402 افزایش یافته است.

شکل 12. نمودار تغییرات میانگین سن مردان در زمان ازدواج مرتبه اول و تجربه پدر شدن برای مرتبه اول از سال 1392 تا 1402

 

 

 

 

مأخذ: درگاه آمارهای انسانی سازمان ثبت احوال کشور و پاسخ نامه ارسالی از سازمان ثبت احوال کشور با شماره 1403/590217 در تاریخ 1403/05/13

بر این اساس، الگوی فاصله زمانی میان سن مردان در زمان ازدواج مرتبه اول تا تجربه پدر شدن برای بار اول از 4,8 سال در سال 1392 به 3,8 سال در سال 1402 کاهش یافته است. در‌واقع مردان نیز همچون زنان، به‌رغم به تأخیر افتادن زمان ازدواج‌، زمان تجربه والدگری‌شان به تأخیر نیفتاده است.

 شکل 13. نمودار تغییرات فاصله زمانی بین میانگین سن ازدواج مرتبه اول مردان و تجربه اولین پدری از سال 1392 تا 1402

 

 

 

مأخذ: محاسبات محقق.

بر این اساس، با وجود روند افزایشی میانگین سن ازدواج مرتبه اول جوانان در بازه زمانی 1392 تا 1402، کاهش یافتن میانگین سن زنان در زمان تولد فرزند اول و عدم افزایش میانگین سن مردان در زمان تجربه اولین مرتبه پدر شدن در سال 1402 به نسبت سال 1392، حاکی از آن است که سن تجربه والدگری جوانان در بازه زمانی یاد شده کاهش یافته و این امر نشان‌دهنده این است که جوانان تجربه والدگری خود را به تعویق نمی‌اندازند. لذا به‌نظر می‌رسد با کاهش میانگین سن ازدواج مرتبه اول می‌توان به جوانان برای کاهش یا حفظ الگوی فاصله زمانی میان ازدواج تا تجربه والدگری و حتی تجربه متعدد پدری و مادری برای نیل به تعداد فرزند مطلوب‌شان کمک کرد.

3. معرفی و بررسی عوامل تأخیر در استقلال‌یافتگی جوانان

شواهد و دریافت‌ها نشان می‌دهد عوامل متعددی در تأخیر زمانی ورود فرد به دوره بزرگ‌سالی و وابسته بودن طولانی‌مدت افراد در سنین جوانی مداخله دارند که عمدتاً عوامل نهادی هستند. در گذشته دوره‌های زندگی افراد مبتنی‌بر نقش‌پذیری بود و به‌تبع آن رشدیافتگی و آمادگی به‌هنگام افراد برای ورود به هر‌کدام از این مراحل زندگی اصالت داشت و ویژگی سنی در خدمت تغییرات نقشی افراد بود. اما به‌نظر می‌رسد این مهم دستخوش تغییر جدی قرار گرفته و عوامل مختلفی موجب شده‌اند تا ویژگی سنی افراد اصالت پیدا کند؛ به‌گونه‌ای که نقش‌پذیری به‌هنگام فرد و ورود به‌موقع او به مراحل مختلف زندگی از اولویت نخست خارج شود. در‌واقع امروزه دوره‌ها و مراحل زندگی مبتنی‌بر نقش‌ها تعریف نمی‌شوند؛ بلکه تغییرات سنی تعیین‌کننده است. بدین‌صورت که وقتی فرد در بازه سنی قراردادی دوره نوجوانی یا آغاز جوانی قرار بگیرد؛ فارغ از توانمندی‌ها، ویژگی‌ها و حتی نیازهای او، به‌سبب اینکه در دوره قراردادی نوجوانی یا ابتدای جوانی قرار دارد، از آنها ایفای نقش‌ مشخصی همچون تحصیل انتظار می‌رود و بدون توجه به دیگر نیازها و توانمندی‌های او، نه‌تنها به ایفای دیگر نقش‌ها همچون اشتغال و کسب درآمد ترغیب نمی‌شود، بلکه از پذیرش به‌هنگام مسئولیت‌ها و نقش‌های دیگر منع می‌شود. عوامل متعددی در تأخیر استقلال‌یافتگی جوانان نقش دارند که در ذیل معرفی و توضیح مختصر داده شده‌اند.

3-1. نظام آموزش عمومی

امروزه وزارت آموزش و پرورش متولی اصلی امر آموزش عمومی کشور محسوب می‌شود و اغلب افراد از سن 6 سالگی به مدت 12 سال به مدرسه می‌روند. براساس هدف کلان اول سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نظام آموزش و پرورش وظیفه دارد، افراد را به‌گونه‌ای تربیت کند که آماده ورود به زندگی شایسته فردی، خانوادگی و اجتماعی باشند. در‌واقع نظام آموزش عمومی مکلف است تا در محیط مدرسه علاوه‌بر بُعد تحصیلی، دانش‌آموزان را در دیگر ابعاد که با زندگی شایسته آنها ارتباط مستقیم دارند نیز توانمند سازد. در همین راستا ماده (87) قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز بر سیاست «هر دانش‌آموز، یک مهارت شغلی، هنری و ورزشی» تأکید دارد. به‌رغم تأثیر مستقیم رشد ذوابعاد دانش‌آموزان بر ورود به‌هنگام آنها به دوره مسئولیت‌پذیری و استقلال‌یافتگی، اما محتوا و برنامه‌ریزی تحصیلی در مدرسه، عمدتاً با هدف موفقیت تحصیلی افراد انجام می‌گیرد و به دیگر موضوعات مرتبط با زندگی شایسته افراد همچون توانمندسازی دانش‌آموز برای مسئولیت‌پذیری به‌هنگام کمتر پرداخته می‌شود. در بیانات مقام معظم رهبری نیز موضوعی با این مضمون که «برنامه‌ریزی تحصیلی به‌گونه‌ای است که دانش‌آموز فرصت زیادی برای انجام دیگر امور پیدا نمی‌کند» مورد تأکید قرار گرفته است [26].

3-2. نظام آموزش عالی

در سال‌های اخیر، تحصیلات آموزش عالی میان جوانان فراگیرتر شده است. در این خصوص در سال 1391، 29,7 درصد از جوانان تحصیلات دانشگاهی داشته‌اند که این عدد در سال 1401 به 36,6 درصد افزایش یافته است [4]. در دوره 4‌ساله کارشناسی، جوان دانشجو تقریباً به‌طور تمام‌وقت درگیر تحصیل می‌شود، لذا امکان اشتغال مستمر او به امر دیگری همچون مشارکت اقتصادی کم‌رنگ می‌شود. در بهترین حالت اگر دانشجو موفق شود دوره کارشناسی را 4ساله تمام کند، از 22 سالگی به بعد است که فرد فرصت بیشتری برای برنامه‌ریزی به‌منظور تأمین دیگر نیازهای زندگی خود همچون کسب درآمد دارد (البته برای پسران، دوره نظام وظیفه نیز به مشغولیت نهادی ایشان اضافه می‌شود)؛این در‌حالی است که داده‌های آماری نشان می‌دهد طی سال‌های اخیر، جوانان تمایل بیشتری به ادامه تحصیلات دانشگاهی پیدا کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که سهم جوانان دارای تحصیلات تکمیلی از 2,9 درصد در سال 1391 به 5,3 درصد در سال 1401 افزایش یافته است [4]. گفتنی است، جوان مهم‌ترین دوره زندگی خود را در آموزش عالی می‌گذراند؛ حال آنکه افزایش انعطاف ساز‌و‌کار آموزشی دانشگاه و دوره تحصیلی کوتاه‌تر می‌تواند به استقلال‌یافتگی به‌موقع جوان کمک کند. ارائه صرف محتوای تخصصی درسی در دانشگاه، انطباق کم آن با نیازمندی‌های فرد برای ورود به دوره بزرگ‌سالی و همچنین وجود فاصله میان محیط دانشگاه با بازار کار، عوامل مهم دیگری هستند که استقلال‌یافتگی جوان را به تعویق می‌اندازند.

3-3. نهاد خانواده

به‌سبب آنکه بخش قابل‌توجهی از کارکردهای آموزشی و تربیتی خانواده به نظام آموزش رسمی کشور واگذار شده، بنابراین از قدرت این نهاد در امر تربیت و جهت‌گیری زندگی فرزند خود کاسته شده است. با وجود آنکه یکی از کارکردهای این نهاد، آماده‌سازی و توانمندسازی فرد برای مسئولیت‌پذیری و ورود موفق به دوره بزرگ‌سالی بوده، اما امروزه خانواده در خدمت نظام آموزش رسمی برای موفقیت تحصیلی فرزند کوشش می‌کند. چنین وضعیتی موجب شده تا تشویق و آماده‌سازی فرد از‌سوی خانواده برای نقش‌پذیری همچون اشتغال، ازدواج و تشکیل خانواده از اولویت‌های نخست خارج شوند و در سایه موفقیت تحصیلی قرار گیرند.

3-4. سربازی

براساس بند «الف» ماده (4) قانون اصلاح موادی از قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1390/08/22، مدت زمان دوره ضروری خدمت 24 ماه است که ستاد کل نیروهای مسلح با کسب اجازه از فرماندهی کل قوا می‌تواند مدت دوره ضرورت را افزایش یا کاهش دهد. بر همین اساس در سال 1403، طول دوره سربازی از‌سوی این ستاد 21 ماه تعیین شده است [27]. به‌رغم اینکه در نگاه عموم جامعه دوره سربازی منجر به افزایش مسئولیت‌پذیری جوان می‌شود، اما علاوه‌بر زمان طولانی و تمام‌وقتی که جوانان در سربازی سپری می‌کنند، محتوای ارائه شده در این دوره نیز به‌گونه‌ای است که با برنامه‌ها و نیازهای آتی فرد تناسب حداقلی دارد. سربازی همچون دوره‌های تحصیلات عمومی و عالی به اهداف مقطعی و مختص آن دوره می‌پردازد و مراحل مختلف زندگی و دوره‌های نقشی افراد ذیل یک کل واحد مورد توجه قرار نمی‌گیرند. چنین وضعیتی موجب می‌شود تا افق دید برنامه‌ریزی و هدایت‌گری در این دوره‌ها محدود شود و آینده نقشی جوانان از دستور کار خارج شود. البته در سال‌های اخیر اتخاذ سیاست‌هایی همچون ارائه تسهیلات ویژه به سربازان متأهل، نشان می‌دهد که تغییرات مثبتی در راستای آنچه گفته شد به‌وجود آمده، اما ضرورت دارد که این نوع نگاه بسط یابد و فراگیر شود؛ زیرا ساختار و محتوای سربازی، ورود افراد در آغاز جوانی به دوره بزرگ‌سالی و پذیرش مسئولیت نقش‌های مختص این دوره را به تعویق می‌اندازد.

3-5. نظام قانونی و حقوقی

نظام حقوقی و قانونی فعلی کشور، بهره‌مندی افراد از بخش قابل‌توجهی از خدمات اجتماعی را منوط به داشتن شرط سنی 18‌ساله متقاضیان کرده است. شرکت در انتخابات، دریافت پروانه کسب برای راه‌اندازی کسب‌و‌کار، اخذ گواهی‌نامه رانندگی، انجام معاملات، نقل‌و‌انتقال املاک، خرید سیم‌کارت از‌جمله موضوعاتی هستند که در حالت عادی فرد زیر 18 سال نمی‌تواند نسبت به آنها مبادرت کند و در موضوعاتی همچون بهره‌مندی از خدمات نظام بانکی مثل داشتن حساب بانکی با محدودیت‌هایی مثل عدم امکان اخذ تسهیلات، داشتن دسته‌ چک و ... رو‌به‌رو است. در‌واقع پذیرش کنشگری رسمی فرد از‌سوی حاکمیت با تأخیر همراه است و به جامعه چنین القا می‌شود که فرد تا قبل از 18 سالگی مورد پذیرش محافل قانونی و رسمی نیست. در موضوع استخدام دولتی، حداقل سن مورد پذیرش برای اشتغال افراد در بخش دولتی افزایش می‌یابد. براساس بند «الف» ماده (42) قانون مدیریت خدمات کشوری، مصوب مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1386/07/08، یکی از شروط عمومی برای استخدام در دستگاه‌های اجرایی داشتن سن حداقل بیست سال تمام ذکر شده است. در‌چنین حالتی جامعه و حتی خود فرد نیز می‌پذیرند که جوان باید با تأخیر وارد دوران استقلال‌یافتگی شود. فارغ از مشخص نبودن ابتنای قانون بر سن 18 سالگی به‌عنوان مرز میان به رسمیت شناختن و به رسمیت نشناختن جوان از‌سوی نظام قانونی برای کنشگری اجتماعی، بلوغ فکری و توانمندی‌های کنونی افراد و تبعات این سیاست به‌گونه‌ای است که اثربخشی مثبت چنین تصمیمی در بهبود استقلال‌یافتگی را محل تردید قرار می‌دهد.

3-6. بازار کار

استقلال مالی منوط به کسب درآمد از طریق فعالیت اقتصادی مطلوب و اشتغال پایدار است. با وجود آنکه کسب درآمد اقتصادی از‌جمله اهداف مهم جوان‌هاست، اما داده‌ها نشان می‌دهد اغلب آنها فعالیت اقتصادی به‌هنگام و فراگیری را تجربه نمی‌کنند [14]. در حال حاضر میزان مشارکت اقتصادی گروه جوانان، پایین ارزیابی می‌شود. بنابر داده‌های مرکز آمار بیش از 53,2 درصد از جوانان، غیرفعال هستند و همان‌گونه که در بخش بیان مسئله بدان اشاره شد، در مقایسه با کشورهای دیگر، این میزان مشارکت نامطلوب است. عدم فعالیت اقتصادی به‌منزله تداوم وابستگی مالی به نهاد خانواده است و میزان فعالیت اقتصادی بیان شده، با دغدغه اصلی‌ جوانان هم‌خوانی ندارد. همچنین جوانانی که برای ورود به بازار کار تمایل دارند، دوره طولانی بیکاری 1 سال و 8‌ماهه را می‌گذرانند و نرخ بیکاری بالای 16,3 درصد را تجربه می‌کنند [28].

3-7. نظام نگرشی فرد

نگرش‌ها و ادراک جوان‌ها نسبت به استقلال‌یافتگی و پذیرفتن نقش‌های بزرگ‌سالی در کیفیت و زمان مستقل شدن آنها تأثیرگذار است. نگرش و جهان‌بینی می‌تواند جوان را به سوی بزرگ‌سالی و مستقل شدن سوق دهد یا می‌تواند استقلال و ورود به بزرگ‌سالی را برای فرد غیر‌جذاب کند؛ به‌گونه‌ای که با وجود فراهم بودن لوازم و امکانات، اما علاقه و تمایلی به استقلال نداشته باشد. به‌نظر می‌رسد در استقلال‌خواهی گروهی از جوان‌ها تغییرات جدی ایجاد شده است که موضوع استقلال‌یافتگی او را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در حال حاضر 34,8 درصد جوانان مجرد مایل به استقلال یافتن از والدین خود نیستند [14]. همچنین به‌نظر می‌رسد در برخی موارد مصادیق و نشانگرهای بزرگ‌سالی از سوی نسل جوان در حال تغییر است؛ بدین‌صورت که شاخص‌های بزرگ‌سالی از نقش‌های اجتماعی به سوی نشانگرهای ذهنی و فردی در حال سوق پیدا کردن هستند [29]. به‌عبارت دیگر، مصادیق مستقل بودن، عمدتاً معطوف به نقش‌های اجتماعی همچون ازدواج است، اما نسل جوان در برخی موارد، این مصادیق را جزء نشانه‌های استقلال‌یافتگی بر‌نمی‌شمرد و به‌جای آن، ویژگی‌های فردی و معطوف به زندگی فردگرایانه همچون توانایی تصمیم گرفتن برای خود را، به‌عنوان نشانگر استقلال‌یافتگی مطرح می‌کند. فردگرایی میان جوانان به‌عنوان یکی از عوامل این رخداد در سال‌های اخیر افزایش یافته است. براساس یافته‌های موج دوم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال 1382، 5,8 درصد جوانان موافق گویه «آدم فقط باید به فکر خودش باشد و به هیچ‌کس دیگر اهمیت ندهد» بوده‌اند، این در‌حالی است که در سال 1394 و براساس یافته‌های موج سوم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، 20,7 درصد جوانان موافق گویه «در اوضاع فعلی آدم فقط باید به فکر خودش باشد» بوده‌اند [25] [24]. با وجود افزایش فردگرایی، اما این مسئله یک‌پنجم جوانان است و آنچه عمومیت دارد، تمایل بالای جوانان به نهادهای اجتماعی همچون خانواده به‌عنوان مهم‌ترین رکن جامعه است. در این راستا، 89,7 درصد از مردان جوان و 92,2 درصد از زنان جوان، نهاد خانواده را به‌عنوان مهم‌ترین موردی که در زندگی جوان دارای اهمیت است معرفی کرده‌اند [14].

لذا باید از ظرفیت غالب موجود در اهمیت جایگاه خانواده در بین جوانان در راستای کاهش سن تشکیل خانواده و استقلال‌یافتگی استفاده حداکثری کرد. 

  شکل 14. نمودار استخوان ماهی عوامل مؤثر بر به تعویق افتادن استقلال‌یافتگی جوانان

تأخیر در استقلال‌یافتگی جوانان

نهاد خانواده

نظام قانونی و حقوقی

بازار کار

سربازی

نظام آموزش عمومی و عالی

طولانی و غیرمنعطف بودن دوره تحصیلات عالی

کم‌توجهی به مهارت‌افزایی فرد برای اشتغال و‌ داشتن زندگی خانوادگی و اجتماعی موفق

اولویت قرار دادن صرف موفقیت تحصیلی فرزند و کم‌رنگ شدن تأکید خانواده بر اشتغال و‌ ازدواج به‌هنگام جوان

 

در نظر گرفتن حداقل‌ سن 18 سال‌ برای شرکت در انتخابات، اخذ پروانه کسب برای کسب‌و‌کار، دریافت گواهی‌نامه، بهره‌مندی از خدمات بانکی، خرید سیم‌کارت، نقل‌و‌انتقال ملکی، ‌معاملات اقتصادی و در نظر گرفتن حداقل سن 20 سال برای استخدام در دستگاه اجرایی

تناسب حداقلی محتوای دوره با برنامه‌ها و نیازهای آتی فرد

معضل بیکاری

جمعیت بالای غیرفعال

نظام نگرشی فرد

تغییر در استقلال‌خواهی

توجه صرف به موفقیت تحصیلی در دو نهاد

 

 

 

 

 

 

مأخذ: همان.

4. جمع‌بندی


استقلال‌یافتگی افراد معطوف به مسئولیت‌پذیری و ایفای نقش‌های مهم از‌سوی آنها در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نهاد خانواده است. تأخیر در مستقل شدن جوانان موجب می‌شود تا پیشرفت کشور در عرصه‌های چهارگانه گفتمان پیشرفت شامل عرصه‌های فکری، زندگی، علمی و معنوی دچار مسائل جدی شود. مطالعه و بررسی‌ نشانه‌های استقلال‌یافتگی شامل تشکیل خانواده، کسب درآمد و پدر و مادر شدن (والدگری) نشان می‌دهد، به‌رغم آنکه میانگین سن مردان و زنان جوان در زمان تولد فرزند اول در سال 1402 نسبت به سال 1392 افزایش نیافته است، اما مردان و زنان جوان به‌ترتیب در اواخر دهه چهارم زندگی و اواسط دهه سوم زندگی ازدواج می‌کنند و سهم وضعیت هرگز ازدواج‌ نکرده میان جوانان در حال افزایش است. همچنین نرخ مشارکت اقتصادی این افراد پایین ارزیابی می‌شود و پایداری شغلی جوانان در اواخر دهه سوم زندگی‌‌شان رخ می‌دهد. بنابراین گزاره‌های آماری مربوط به نشانگرهای تشکیل خانواده و کسب درآمد نشان می‌دهند جوانان با تأخیر استقلال می‌یابند و وارد بزرگ‌سالی می‌شوند. در مورد نشانگر والدگری نتایج به دست آمده نشان از مثبت بودن وضعیت آن در استقلال‌یافتگی جوان است. در‌واقع به‌رغم افزایش میانگین سن ازدواج جوانان، همچنان والدگری با فاصله کمتری از ازدواج اتفاق می‌افتد و تمایل به داشتن تعداد فرزند بیشتر افزایش پیدا کرده است.  

شکل 15. گزاره‌های استدلالی تأخیر در استقلال‌یافتگی تعویق جوانان

 

 

 

مأخذ: همان.

عواملی که موجب شده تا استقلال‌یافتگی جوانان به تأخیر بیفتد عبارتند از:

  • نظام آموزش عمومی و عالی: به‌رغم تأکیدات اسناد بالادستی حوزه آموزش و پرورش بر رشد و تربیت ذوابعاد دانش‌آموزان و ضرورت آماده کردن آنها برای داشتن زندگی شایسته فردی، خانوادگی و اجتماعی، اما برنامه‌ آموزشی مدرسه اغلب بر موضوع تحصیل و موفقیت تحصیلی تأکید می‌کند و کمتر به مهارت‌آموزی دانش‌آموزان در حوزه‌های مرتبط با استقلال‌یافتگی به‌هنگام می‌پردازد. در نهاد آموزش عالی نیز، محتوای ارائه شده عمدتاً با هدف ارتقای سطح توانمندی تحصیلی افراد است و مهارت‌مند شدن جوانان دانشجو برای ورود به‌موقع به دوره بزرگ‌سالی به‌اندازه موفقیت تحصیلی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. افزون‌بر محتوا، دوره تحصیلات عالیه نیز طولانی و گاهی غیرمنعطف است. جوان دانشجو به‌ویژه در دوره کارشناسی به‌سبب اشتغال تمام‌وقت به تحصیل امکان پرداختن به موضوعاتی همچون اشتغال پایدار هم‌زمان با تحصیل ندارد.
  • نهاد خانواده: در حال حاضر نظام آموزش به‌عنوان نهاد رسمی امر پرورش و تربیت کودکان و نوجوانان به‌شمار می‌رود. خانواده نیز به تبعیت از این نهاد بر موضوع موفقیت صرف تحصیلی فرزند تأکید می‌کند و بر مهارت‌مندی او در حوزه‌های مرتبط با استقلال‌یافتگی همچون اشتغال و تشکیل خانواده به‌هنگام تأکید کمتری دارد.
  • نظام حقوقی و قانونی: در نظر گرفتن سن قانونی 18 سالگی به‌عنوان حداقل سن بهره‌مندی از خدمات اجتماعی همچون؛ مشارکت در انتخابات، اخذ پروانه کسب، دریافت گواهی‌نامه، بهره‌مندی از خدمات بانکی، خرید سیم‌کارت، نقل‌و‌انتقال ملکی و انجام معاملات اقتصادی، یا اعمال شرط حداقل سن 20 سال تمام برای استخدام در دستگاه‌های اجرایی موجب می‌شود تا به جوان چنین القا شود که قبل از آن مورد پذیرش نظام حقوقی و قانونی قرار ندارد. این مسئله بر استقلال‌یافتگی جوانان اثرات منفی می‌گذارد.
  • دوره سربازی: محتوای دوره سربازی با برنامه‌ها و نیازهای آتی مردان جوان تناسب حداقلی دارد. لذا در‌چنین شرایطی ورود افراد به بزرگ‌سالی به تعویق می‌افتد.
  • بازار کار: طبق داده‌های مرکز آمار، مشارکت پایین اقتصادی به‌همراه دوره بیکاری طولانی و نرخ بالای بیکاری موجب شده تا موضوع کسب درآمد و فرایند انتقال جوانان به دوران استقلال‌یافتگی با چالش و تأخیر همراه شود.
  • نظام نگرشی فرد: نگرش جوانان نسبت به مستقل شدن و استقلال‌خواهی، بر وضعیت استقلال‌یافتگی‌ آنها تأثیر قابل‌توجهی می‌گذارد. به‌سبب رشد فردگرایی، نسل جوان به‌جای برخی از نشانگرهای استقلال‌یافتگی که عمدتاً معطوف به نقش‌های اجتماعی و خانوادگی بودند، مصادیق فردگرایانه را به‌عنوان نشانگر استقلال‌یافتگی معرفی می‌کند. در‌چنین شرایطی جوانان نسبت به پذیرفتن نقش‌های خانوادگی و اجتماعی ضرورت و تمایل بالایی متصور نخواهند بود و بیشتر بر ابعاد فردگرایانه تأکید می‌کنند، لذا مسئولیت‌پذیری و استقلال‌یافتگی آنها با تأخیر مواجه خواهد شد. البته تغییر نظام نگرشی جوانان در ابتدای تحول خود قرار دارد و همچنان خانواده در نظام نگرشی آنان از جایگاه بالایی برخوردار است. اما عدم مداخله سیاستگذارانه در این موضوع می‌تواند منجر به افزایش رشد فردگرایی و در‌نهایت افزایش استقلال‌خواهی و استقلال‌یافتگی فردگرایانه شود.

این گزارش با هدف بیان مسئله‌بودگی تأخیر در استقلال‌یافتگی جوانان و ترسیم ابعاد مختلف آن نگارش یافته است. به‌منظور مطالعه تفصیلی و دقیق عوامل تأخیر در استقلال‌یافتگی، هر‌کدام از موارد فوق، موضوع گزارش مجزایی خواهند بود تا برای حل مسائل پیش روی استقلال در سنین به‌هنگام، راهکارهای سیاستی مناسب و مؤثری پیشنهاد داده شود.

 

[1] “بیانات در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی,” پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای, 10 09 1389.
[2] “بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌,” پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای, 27 02 ۱۳۸۸/۰۲/۲۷.
[3] “فراخوان رهبر انقلاب برای تکمیل و ارتقاء الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت,” پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای, 22 07 1397.
[4] مرکز آمار ایران, “داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار 1402,” 1402.
[5] دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای, “بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران,” پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای, 22 بهمن ۱۳۹7. [درون خطی].
[6] “داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار 1397,” مرکز آمار ایران.
[7] “داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار 1401,” مرکز آمار ایران.
[8]         ILo, "Statistics on youth," ilostat.ilo.org, [Online]. Available: https://ilostat.ilo.org/topics/youth.
[9]         مرکز آمار ایران, “جداول داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار سال‌های 1392 تا 1402”.
[10]       مرکز آمار ایران, “جداول داده‌های خام طرح آمارگیری نیروی کار سال‌های 1391 و 1400”.
[11]       سازمان ثبت احوال کشور, “جدول اکسل داده‌های مربوط به رویدادهای چهارگانه حیاتی سال 1391 و 1400”.
[12]       United Nations, "World Population Prospects (2024)".
[13]       الهه. حجازی, زهره. سلیمانی و نرجس. لاری, “پایان نوجوانی، آغاز بزرگسالی: شکل‌گیری مرحله تحولی ظهور بزرگسالی”، رویش روان‌شناسی, سال 8، شماره 7، شماره پیاپی 4, 1398.
[14]       “پیمایش ملی الگوها و آرمان‌های جوانان ایران”، شرکت بین‌المللی نقش‌کلیک, استفاده از داده‌ها بر اساس نامه ارسالی به شماره 4100/16200/82 در تاریخ 1403/04/31, 1398.
[15]       M. Sironi and F. F. Furstenberg, "Trends in the Economic Independence of Young Adults in the United States: 1973–2007," Population and Development Review 38(4), pp. 609-630, 2012.
[16]       I. Pitti and D. Tuorto, I Giovani nella Società Contemporanea. Identità e Trasformazioni, Carocci, 2021.
[17]       W. Clark, "Delayed transitions of young adults," Statistics Canada, 2008.
[18]       مسعود. کیانی و الهه. حجازی, “مفهوم گذار به دوره بزرگ‌سالی در میان پیش‌بزرگ‌سالان ایرانی: چشم‌انداز فرهنگی و اجتماعی”، روان‌شناسی فرهنگی, سال اول، شماره 1, 1396.
[19]       زهره. سلیمانی, الهه. حجازی, زهرا. نقاش و نرجس. لاری, “ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی ابزار نشانگرهای بزرگسالی در جمعیت دانشجویی:روایی و پایایی” ، فصلنامه اندازه گیری تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی, سال نهم، شماره 35، بهار 98، ص 133 تا 159, 1398.
[20]       محمدسعید. ذکائی, “گذار به بزرگسالی و جوانی رو به تغییر”، مجله جامعه‌شناسی ایران, دوره چهارم، شماره 3، ص 3-27, 1381.
[21]       J. Chacaltana, S. Elder and M. Lee, "Youth transitions and lifetime trajectory," International Labour Organization, Geneva, 2019.
[22]       “گزارش وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایران بهار 1403”، مرکز آمار ایران, 1403.
[23]       ایسپا, “پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های جوانان کشور”، وزارت ورزش و جوانان, دریافت داده‌ها بر اساس نامه ارسالی به شماره 4098/16200/82 در تاریخ 1403/03/31, 1399.
[24]       “یافته‌های پیمایش در 28 مرکز استان کشور؛ ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان/موج دوم”، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی, 1382.
[25]       “یافته‌های پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان؛ موج سوم (1394)”، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات, 1395.
[26]       “بیانات در دیدار اعضای انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان”، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای, 01 02 1395.
[27]       خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا), “واکنش سردار کمالی به خبری در مورد کاهش مدت سربازی: کذب است”، 27 خرداد 1403.
[28]       مرکز آمار ایران, “داده‌های خام طرح آمار‌گیری نیروی کار سال‌های 1384 تا 1401”.
[29]       J. Arnett, "Learning to stand alone: The contemporary American transition to adulthood in cultural and historical context," Human development, pp. 41(5-6),295-315, 1998.
[30]       “مصوبات شورای عالی جوانان ابلاغ شد”، خبرگزاری دانشجو, 22 02 1398. کد خبر: ۷۶۳۵۷۳.