نوع گزارش : گزارش های نظارتی
نویسنده
کارشناس گروه تعاون و مشارکتهای مردمی و سرمایه اجتماعی دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
برای تغییر وضع موجود-فقدان حکمرانی در مورد گروههای جهادی- لازم است حکمرانی مشارکتی در این زمینه ایجاد شود تا علاوه بر بهبود سازمان یابی آنها در تصمیم گیری، اجرا و نظارت، بتوانند نقش آفرینی مؤثرتری در پیشرفت کشور داشته باشند.
کلیدواژهها
هرچند گروههای جهادی، معمولاً در خارج از نظام اداری تعریف میشوند و اغلب فعالیتهای آنها خودجوش است، اما این موضوع مانع از تنظیمگری فعالیتهای جهادی توسط سیاستگذاران نیست. همانطور که مجلس برای اتحادیههای کارگری، اصناف، گروههای مردمنهاد و خیریهها قانونگذاری میکند، برای گروههای جهادی نیز لازم است قوانینی تعیین شود که ضمن حفظ هویت انقلابی و سازمانیابی غیردولتی آنها، زمینه رشد و بالندگی فعالیت آنها را فراهم کند. سؤال اصلی پژوهش این است که حکمرانی فعالیتهای جهادی در دورههای مختلف چگونه بوده است؟
بررسی محتوای قوانین مربوط به فعالیتهای جهادی نشان میدهد که سه وضعیت در رابطه با گروههای جهادی در این چند دهه اجرا شده است:
شکل 1. رویکردهای حکمرانی به جهاد سازندگی
مأخذ: یافتههای پژوهش.
جهاد سازندگی بهعنوان یک سازمان انقلابی برای محرومیتزدایی و توانمندسازی تأسیس شد. باور مرسوم این بود که سازمانهای رایج مدیریت روستایی با رویکرد تکنوبوروکراتیک نمیتوانند با محرومیت روستایی مبارزه کنند و حل مسائل روستایی بهطور بنیادی و سریع نیاز به یک سیستم انقلابی دارد که برمبنای بسیج آحاد ملت، افزایش مشارکت مردم، رهایی از قید و بندهای دیوانسالاری به ختم انواع محرومیتها در روستاها میانجامد. بر این اساس جهاد سازندگی تأسیس شد و بهرغم فراز و نشیبهای فراوان، گروههای جهادی همچنان به حیات پرثمر خود ادامه دادهاند. در دورههای مختلف و متناسب با نیازهای جمهوری اسلامی ایران، جهاد شکلهای مختلف بهخود میگرفت: جهاد درو، پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی(پ.م.ج.ج)، جهاد بازسازی، جهاد عمران روستایی، فعالیتهای سازندگی تولیدی، فعالیت تخصصی(طرحهای تحقیقاتی، استفاده از نیروهای متخصص و حرفهای، اعزام دانشجو به خارج از کشور) و...[1].
در این گزارش تلاش میشود که با بررسی قوانین حاکم بر فعالیتهای جهادی، الگوی حکمرانی پویا استخراج و برمبنای آن توصیههایی ارائه شود.
موضوع حکمرانی بر گروههای جهادی، یکی از دغدغههای مستمر در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی بوده و است. در گزارشهای مرکز بهصورتکلی دو گزاره سیاستی را میتوان در موضوع حکمرانی در مورد گروههای جهادی ملاحظه کرد:
در سالهای بعد و در هنگام بررسی طرح ادغام وزارتخانههای جهاد سازندگی و کشاورزی، مرکز پژوهشهای مجلس همین خط سیاستگذاری را پی گرفت و از این اقدام حمایت کرد. گزارش مرکز تأکید میکند که وزارت کشاورزی و وزارت جهاد سازندگی، تشکیلات مشابهی دارند و به همین دلیل رقابت ناسالمی میان این دو بهوجود آمده که به بروز مشکلات برای کشاورزان منجر شده است. ازطرفدیگر، کشاورزی بر مجموعه اموری بههمپیوسته استوار است که تحتتأثیر نظم دولتی دوگانه، کشاورزان مجبورند با وزارتخانهها و ادارات مختلف ارتباط برقرار کنند. بهعلاوه این دو وزارتخانه برای پیشبرد وظایف خود دارای پستهای مدیریتی زیاد و تجهیزات مختلف هستند که همین موارد باعث اتلاف منابع شده است[5]. بنابراین مرکز پژوهشها با ادغام وزارت جهاد سازندگی در وزارت کشاورزی موافقت کرد.
|
ردیف |
عنوان گزارش |
سال انتشار |
شماره مسلسل |
نام دفتر/سازمان/نهاد |
توضیحات |
|
1 |
بررسی طرح ادغام وزارت کشاورزی و جهاد سازندگی |
۱۳۷۵ |
۱۷۵۷ |
|
صرفاً جهت اطلاع نمایندگان |
|
2 |
گزارش کارشناسی پیرامون طرح ادغام وزارتین جهاد سازندگی و کشاورزی |
۱۳۷۵ |
۱۵۰۹ |
|
|
|
3 |
ضرورت ادغام وزارتخانههای کشاورزی و جهاد سازندگی |
۱۳۷۹ |
۵۷۸۹ |
|
|
|
4 |
بازنگری در نظام مدیریت و سیاستگذاری توسعه روستایی، مبتنیبر ویژگیها و تجارب جهاد سازندگی |
۱۳۹۸ |
۱۶۸۰۴ |
|
|
|
5 |
ضرورت سازماندهی حرکتهای جهادی در کشور در مسیر توسعه روستایی و عشایری |
۱۴۰۲ |
۱۹۲۰۴ |
|
|
|
6 |
گزارش ارزیابی جریانهای جهادی در کشور(با تأکید برگروههای جهادی) |
۱۴۰۲ |
۱۹۳۴۵ |
|
مأخذ: یافتههای پژوهش.
برای اداره فعالیتهای جهادی، در دورههای مختلف قوانین گوناگونی تدوین شده است[6]. بخشی از حکمرانی بر گروههای جهادی از طریق این قوانین انجام میشد. در عین حال این قوانین دارای نقاط قوت و ضعف هستند که حکمرانی مؤثری را بر گروههای جهادی اعمال نمیکردند.
براساس دورههای زمانی، قوانین مربوط به گروههای جهادی را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
درحالحاضر، برخلاف دورههای گذشته، قانون متناسبی که گروههای جهادی را هدایت و ساماندهی کند وجود ندارد. در جدول 2 قوانینی که در این گزارش تحلیل محتوا شدهاند بیان شده است.
|
ردیف |
نام سند(قانون.تصویبنامه..) |
مرجع تصویب |
تاریخ تصویب |
نکات برجسته / نقاط ضعف و قوت / پیامدهای اجرا |
|
1 |
لایحه قانونی تخصیص مبلغی بهصورت تنخواهگردان برای اجرای طرح جهاد سازندگی[7] |
شورای انقلاب |
1358/۰۳/27 |
نقطه ضعف: جامع نبودن |
|
2 |
لایحه قانونی تأمین اعتبار برای اجرای طرحها و فعالیتهای جهاد سازندگی[8] |
شورای انقلاب |
1358/۰۵/21 |
نقطه ضعف: جامع نبودن |
|
3 |
شورای انقلاب |
1358/۰۶/27 |
نقطه قوت: حکمرانی مشارکتی |
|
|
4 |
قانون مقررات مالی، اداری، استخدامی و تشکیلات جهاد سازندگی[10] |
مجلس شورای اسلامی |
1367/۰۱/23 |
نقطه قوت: جامع بودن. نقطه ضعف: عدم تناسب اداره و فعالیت جهادی با یکدیگر. |
|
5 |
قانون تشکیل وزارت جهاد سازندگی[11]
|
مجلس شورای اسلامی |
1362/۰۹/8 |
نقطه قوت: جامع بودن. نقطه ضعف: اداریکردن ماهیت جهاد سازندگی. |
|
6 |
مجلس شورای اسلامی |
1369/۰۶/11 |
نقطه قوت: رفع تعارض بین وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی. |
|
|
7 |
مجلس شورای اسلامی |
1379/۱۰/۱6 |
نقطه ضعف: نادیده گرفتن اقتضائات جهاد سازندگی؛ غفلت از مسائل نیرو، راه و صنایع؛ عدم توجه به اقتضائات کشور و نظام جدید پس از انقلاب اسلامی در ایران که نیازمند الگوی متفاوت برای «سازندگی» بود؛ فراموشی پرسش از تاثیر انقلاب در الگوهای «سازندگی کشور»؛ بی توجهی به نسبت مجتمعهای زیستی(عشایری و روستایی و شهری) با یکدیگر و غفلت از تاثیر تغییر این روابط در شکلگیری متفاوت فضای سرزمینی؛ تقلیل سازندگی به کشاورزی. |
|
|
8 |
قانون اصلاح اختیارات سازمان بسیج سازندگی نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی[14] |
مجلس شورای اسلامی |
1386/۱۱/2 |
نقطه ضعف: غفلت از وظایف فرهنگی، جامع نبودن. |
مأخذ: همان.
جهاد سازندگی به عنوان یکی از تجارب بلند مدت فعالیت گروههای جهادی که دورههای مختلفی(پیشانهادی، نهادی/دولتی، و ادغام) را داشته، از افراد «دیندار» و «وفادار به جمهوری اسلامی ایران» تشکیل شدهاند که با «انگیزه دینی و انقلابی»، تا حد توان و «فراتر از آن»، بهصورت «داوطلبانه» برای برقراری «عدالت» و «رفع محرومیت» فعالیت «میدانی» میکنند. ویژگیهای جهاد سازندگی را بهترتیب اهمیت میتوان چنین برشمرد: ولایتمحوری، ارزشمداری، خودباوری، مردمگرایی، دینمحوری، انعطافپذیری، فرهنگ خاص سازمانی، نوآوری و پویایی[15].
اعضای جهادی، دولتی نیستند و از دولت حقوق نمیگیرند؛ هرچند ممکن است برای تأمین هزینه کار جهادی و سازندگی، کمکهای مردمی و دولتی را بپذیرند. با این ویژگی، این افراد از زیرمجموعه دولت، که براساس اصول سوم و چهلوسوم قانون اساسی موظف است برای رفع محرومیت و فقر تلاش کند[16]، خارج میشوند. جهادگران خود را از نظر انقلابی و دینی موظف میدانند که برای رفع محرومیت تلاش شبانهروزی داشته باشند؛ فارغ از اینکه دولت به وظایف خود عمل میکند یا خیر.
گروههای جهادی نوعی گروه مردمنهاد هستند که بهصورت داوطلبانه برای بهبود کیفیت زندگی مردم محروم تلاش میکنند. گروههای جهادی زاییده انقلاب اسلامی هستند و ادبیات بومی دارند؛ درحالیکه سمنها، دارای ادبیات و تجربه جهانی هستند. تفاوتهای جزئی دیگری نیز میان این گروهها وجود دارد. مثلاً گروههای جهادی بیشتر در روستاها فعالند و سمنها در شهرها؛ گروههای جهادی اغلب به فقرزدایی و محرومیتزدایی میپردازند و سمنها به ترمیم آسیبهای اجتماعی(اعتیاد، زنان بیسرپرست، دختران فراری، ...).
گروههای جهادی با خیریهها نیز تفاوت دارند. هرچند هردو نهاد برای از بین بردن فقر و توانمندسازی محرومین تلاش میکنند. گروههای جهادی، متکی به فعالیت نیروی داوطلب خود هستند و فعالیت مستقیم در عمران و آبادی دارند. خیریهها نقش واسطهگری دارند و عمده فعالیت آنها، بر دریافت کمکهای خیرین و رساندن این کمکها به محرومیت متمرکز است. خیریهها، فعالیت ستادی دارند و نیروی داوطلب را برای جمعآوری کمک و توزیع آن در بین نیازمندان بهکار میگیرند. برای مثال اگر در یک روستا، مردم از آب سالم و آشامیدنی محروم باشند، خیریهها و گروههای جهادی با دو روش و رفتار متفاوت برای حل این مشکل اقدام میکنند. مؤسسه خیریه، با خیرین تماس میگیرد و پس از دریافت کمکهای مالی کافی، با یک شرکت حرفهای آبرسانی قراردادی منعقد میکند تا آب سالم و تصفیهشده را به روستا برساند. گروه جهادی بهگونهای متفاوت اقدام میکنند: ابتدا اعضای داوطلب گروه که اغلب دانشجو و جوانان هستند را فرا میخواند و آنها را به محل آن روستا میبرد. سپس با تأمین لوازم و ابزار و با استفاده از تجارب پیشین و یا با راهنمایی برخی مهندسان، عملیات لولهکشی و آبرسانی را به سرانجام میرساند و تا حد ممکن تلاش میکنند از ظرفیتهای بومی و اهالی خود روستا نیز کمک بگیرند. یک تفاوت دیگر این است که خیریهها معمولاً به محرومیتهای اقتصادی توجه دارند و برای رفع آن میکوشند؛ درحالیکه گروههای جهادی بهدلیل ماهیت انقلابی و دینی خود، به مباحث فرهنگی و اعتقادی نیز توجه دارند و همزمان با فعالیتهای عمرانی تلاش میکنند که برنامههای سیاسی، دینی، آموزشی و فرهنگی نیز داشته باشند. درواقع گروههای جهادی جامعنگرتر هستند و بهدلیل ارتباط مستقیمی که با مردم محروم دارند، احتمالاً تأثیر بیشتری بر سبک زندگی آنها میگذارند.
جدول 3. مقایسه گروههای جهادی با سایر گروههای داوطلبانه اجتماعی
|
|
گروه جهادی |
سازمان مردمنهاد |
خیریه |
|
هویت سازمانی |
انقلابی و اسلامی |
بشردوستانه |
مذهبی و بشردوستانه |
|
مأموریت |
گسترش عدالت |
حمایت از اقشار آسیبپذیر |
تسکین فقر |
|
خواستگاه |
ایران پس از انقلاب اسلامی |
جهانی |
جهانی |
|
رابطه با دولت |
دریافت کمکهای دولتی |
دریافت کمکهای دولتی |
اغلب متکی به کمکهای مردمی |
|
رابطه با مردم |
دریافت نیروی کار داوطلبان |
استفاده از افراد متخصص |
دریافت کمکهای مالی و کالایی خیرین |
|
دامنه و تنوع فعالیت |
فرهنگی و عمرانی |
اجتماعی |
اقتصادی |
|
محل تمرکز فعالیتها |
روستا و حاشیه شهر |
شهر |
شهر و روستا |
مأخذ: همان.
انقلاب اسلامی، حاصل مبارزههای مردم مستضعف بود و بنابراین بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران از همان ماههای اول تشکیل جمهوری اسلامی ایران بهبود وضعیت مستضعفان را مورد تأکید قرار داد. امام خمینی (ره) در سخنرانی 5 اردیبهشتماه سال 1358 (تقریباً ۲ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی) ضمن یادآوری اینکه شکستدادن شاه و پیروزی انقلاب حاصل معنویات بود و با روشها و قواعد مرسوم مادی پیروزی محال بود، تصریح میکند: «ما قدمهای بعدی خیلی داریم. باید همه با هم همه اقشار با هم این خرابهای که برای ما گذاشتهاند آباد کنیم. کسی نمیتواند ایران را به تنهایی، قشری نمیتواند به تنهایی، این خرابه را آباد کند. دولت نمیتواند، روحانیت نمیتواند، بازاری نمیتواند، دهقان نمیتواند، کارگر، کارمند نمیتوانند لکن «همه» میتوانند؛ همه با هم. ... نه شما باید انتظار داشته باشید که دولت کارها را انجام دهد و نه دولت باید انتظار داشته باشد که ملت باید انجام بدهد. ملت و دولت همه با هم، همه با هم، انشاءالله»[17]. تأکید ایشان بر «همه با هم»، تبدیل به شعار جهاد سازندگی شد و این شعار در آرم نهادهای جهادی در همه دورانها درج شده است: «همه با هم جهاد سازندگی»(تا سال 1379)، «همه با هم جهاد کشاوزی» و «همه با هم بسیج سازندگی»(از 1379 تاکنون).
شکل 2: حضور شعار «همه با هم» در نشانواره نهادهای مختلف جهادی در تمام دورهها(به ترتیب جهاد سازندگی، جهاد کشاورزی و بسیج سازندگی)
تأکید امام(ره) این بود که ترمیم خرابیها و رفع محرومیتها فقط از طریق مشارکت عمومی مردم در جهاد سازندگی ممکن است. «جهاد سازندگی یک کاری است که باید بشود و همه ملت، همه مردم موظفند که در کار شرکت کنند و اگر با همه ملت این کار شروع بشود، ایران بعد از چندی یک ایران آباد انشاءالله خواهد بود»[18]. برخی فعالیت عمده جهاد سازندگی که در راستای آباد کردن ایران انجام میشد عبارتند از: شیلات، عمران روستایی، جنگل و مرتع، دام و طیور، صنایع روستایی[15].
شهید سیدمحمد حسینی بهشتی برپایه مستندات و نقل بسیاری از جهادگران ابتدای انقلاب، حامی قدرتمند و علاقهمند به جهاد سازندگی بوده است. حمایتهای بیدریغ شهید بهشتی از این نهاد انقلابی تا زمان شهادت او در هفتم تیرماه سال 1360 ادامه داشت[19]. بنابراین اندیشه او در موضوع حکمرانی جهاد سازندگی مهم است. ایشان سخنرانی مهمی در سال 1359 در جمع جهادگران داشت که برخی اصول حکمرانی و اداره فعالیتهای جهادی از آن قابل استخراج است. این موارد عبارتند از:
همانطور که در این اصول مشخص است، نقش مردم در جهاد سازندگی بسیار پررنگ است و تا حد ممکن دولت و حاکمیت از دخالت در امور گروههای جهادی کنار گذاشته شدهاند. این عبارت به معنای قطع رابطه با دولت نیست؛ بلکه منظور این است که تعامل با دولت باید وجود داشته باشد اما این رابطه به نفی خودجوشی و خلاقیت مردم برای حل مسائل کشور منجر نشود. از منظر شهید بهشتی(ره)، گروههای جهادی باید با رویکرد «مردممحور» و «حکمرانی مشارکتی» اداره شود و این گروهها «در خط حرکت برنامهریزی شده کلی دولت» حرکت کنند. تعادل بخشیدن به رابطه دولت و گروههای جهادی ظریف است و باید با دقت ترسیم شود.
شکل 3. اصول حکمرانی در مورد گروههای جهادی از منظر شهید بهشتی(ره) [20]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، لازم بود برای رفع فقر و توسعه نیافتگی روستاها و زدودن استضعاف فرهنگی و رساندن پیام انقلاب به روستاها یک نهاد مبتنی بر ارزشهای مکتب و براساس احساس مسئولیت و وظیفه شرعی و رشد و تعالی انسان و با تکیه بر اعتماد متقابل، به دور از دیوان سالاری اداری شکل گیرد[15]. برای تحقق این رسالت، ضرورت شکل گیری و پی ریزی نهادهای انقلابی و غیربوروکراتیک، به صورت یک خواست عمومی مطرح شد و در اولویتهای کاری نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. الگوی توسعه در رژیم شاه، مبتنی بر آموزه های مدرنیسم و تکنوکراسی بوده و به انگیزه های انسانی و دینی به عنوان یک عامل مؤثر در برهم کنشهای اجتماعی بی توجه بود.
حضرت امام خمینی(ره) با درک این نیاز و با هدف برطرف کردن محرومیتهای دوران ستمشاهی در تاریخ 26خردادماه 135۸ فرمانی مبنی بر تشکیل نهضت مردمی و همه جانبه در جهت فقرزدایی و محرومیت زدایی، توسعه و عمران روستاها و حرکت در راستای فقرزدایی، تحقق استقلال و عدالت اجتماعی صادر کردند[17]. ویژگیهای جهاد سازندگی از نظر امام خمینی (ره) به این شرح است:
1. خاستگاه آن انقلابی است: «این دیوار شیطانی بزرگ[حکومت شاه] که شکست، پشت آن دیوار خرابیهای زیاد هست و ما باید به همت ملت آن خرابیها را ترمیم کنیم»[17].
2.مردمی: «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت. ... ما دستمان را پیش ملت دراز میکنیم و از ملت میخواهیم که همه در این نهضت شرکت کنند ... و این سازندگی و جهاد سازندگی را شروع کنند»[17].
3.داوطلبانه: «همه قشرهای ملت، داوطلب برای این است که ایرانی که به طور مخروبه به دست ما آمده است بسازند. ... همه با هم باید تشریک مساعی کنند»[17].
4. نظارت عمومی: «روحانیونی که در همه جا در بلاد-بحمدالله -هستند، در این امر آنها هم تشریک مساعی کنند، نظارت کنند. ...به همه اشخاص که در این روستاها و دهات به سر میبرند ...توجه کنند که مبادا خدای نخواسته در بین آنها یک اشخاصی نباشد که برخلاف رویه ملت، برخلاف اسلام، مسائلی داشته باشند. اگر یک همچو اشخاص دیدند، فوراً آنها را از ده کنار بگذارند و نگذارند در بین جوانهای ما، در بین روستاییان ما، تبلیغات سوئی بکنند»[17].
5. بهره مند از کمک دولت: «مأمورین دولت در هر جا - آنها هم - مردم با آنها تشریک مساعی کنند»[17].
شکل 4. ویژگیهای جهاد سازندگی از منظر امام خمینی (ره)[17]
امام خمینی (ره)، رهبر معظم انقلاب اسلامی(حفظه) و شهید بهشتی (ره) بر اداره و حکمرانی مردمی در مورد فعالیتهای جهادی تأکید داشتند. بنابراین هرچه مشارکت مردمی در حکمرانی بر گروههای جهادی پررنگتر باشد، با منویات بنیانگذاران جهاد سازندگی انطباق بیشتری دارد. اصولاً هدف از ایجاد نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، بنیاد مستعضفان و کمیته امداد امام خمینی (ره)، بهرغم وجود دستگاههای بخشی با وظایف نسبتاً مشابه و موازی، تقویت «مردممحوری» در جامعه بود[15] و فراتر از آن، جایگزینی دستگاهها با نهادهایی متناسب با شعارهای انقلاب اسلامی.
حکمرانی براساس تعریف بانک جهانی «اعمال اقتدار در مدیریت منابع اقتصادی و اجتماعی» است. برنامه توسعه سازمان ملل، حکمرانی را «اعمال اقتدار اداری، سیاسی و اقتصادی در مدیریت هر کشور در تمامی سطوح آن» میداند[35].
بنا به تعریف سازمان ملل متحد مشارکت عبارتند از: دخالت دادن و درگیر کردن مردم در فرایندهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که بر سرنوشت آنان اثر میگذارد[23]. از نظرگاهی دیگر، مشارکت چهار سطح دارد و پایینترین سطح مشارکت در تأمین نیروی کار و بالاترین سطح مشارکت در تصمیمگیری است[23]. اگر تصمیمسازیها در اختیار دولت باشد و نیروهای جهادی صرفاً در سطح تأمین نیروی کار مشارکت کنند، در اینصورت، پایینترین سطح مشارکت رخ داده، اما اگر گروههای جهادی خود در تصمیمگیری، برنامهریزی و ارزشیابی اثرگذار باشند، میتوان گفت که مشارکت واقعی مردمی حاصل شده است.
در نگرشهای جدید به توسعه، مشارکت مردمی اهمیت زیادی یافته و در همین راستا اصطلاح «توسعه مشارکتی» مرسوم شده است. در توسعه مشارکتی، مردم بهعنوان محور و حتی طراح تلاشهای توسعه مطمح نظر هستند. در روند نوین برنامهریزی توسعه، مفاهیم برنامهریزی هدایت شده و متمرکز که راهکارهای آن صرفاً توسط تصمیمگیران به شکل قالبی و از «بالا به پایین» طراحی و اجرا میشود، رنگ باخته و هدف آن است که مردم گامبهگام در کلیه مراحل توسعه آگاهانه و عامدانه مشارکت کنند و در معضلات ناشی از اجرای طرح به یاری صاحبنظران بشتابند[24]. توسعه مشارکتی که امروزه مورد توجه قرار گرفته، با مشارکت مردمی از طریق گروههای جهادی تحقق مییابد؛ به شرط اینکه در فرایند محرومیتزدایی، مراحل برنامهریزی، اجرا و نظارت بهخود گروههای جهادی واگذار شود و این گروهها برای هدفگذاری و برنامهریزیهای کلان با دولت و نهادهای حاکمیتی تعامل داشته باشند.
به این نکته هم باید توجه کرد که «مشارکت» چیزی بیش از گرفتن موافقت از یک جمع برای تصمیم از پیش گرفته شده است. فرایند مشارکت یک داد و ستد اجتماعی دوسویه میان مردم است و نه روش قبولاندن اندیشههای مسئولان بالادست. درواقع در مشارکت نقش اصلی با مشارکتکننده است که میکوشد تا تواناییهای خویش را آشکار سازد[23]. بنابراین نباید تصور کرد که اگر دولت یا نهادهای حاکمیتی برنامه و مجموعه تصمیمهایی را تهیه کرده و آن را در یک مجمع با حضور گروههای جهادی به تصویب برسانند، حکمرانی مشارکتی حاصل شده است.
برای تحقق حکمرانی مشارکتی، لازم است مشارکت در سه سطح «تصمیمگیری»، «اجرا» و «نظارت»[25] تحقق یابد. در گزارش حاضر، قوانین مرتبط با گروههای جهادی در این سه سطح بررسی میشوند تا مشخص شود که محتواهای موجود در این قوانین، چه نسبتی با مشارکت دادن جهادگران در این سه سطح دارند. این گزاره را میتوان بهعنوان سؤال اصلی پژوهش در نظر گرفت و چنین مطرح کرد: محتوای قوانین مربوط به گروههای جهادی چه نسبتی با حکمرانی مشارکتی دارند؟
در این گزارش، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. این روش بر این فرض بنا شده که با تحلیل پیامهای زبانی میتوان به کشف معانی، اولویتها، نگرشها، شیوههای درک و سازمانیافتگی جهان دست یافت[26] تحلیل محتوای قوانین میتواند الگوی حکمرانی بر گروههای جهادی در دورههای مختلف را نشان دهد.
تحلیل محتوای کیفی شامل فرایندی است که برای استخراج دستهها یا مضامین از دادههای خام، براساس استنتاج و تفسیر معتبر بهکار میرود. نکته مهم هر تحلیل محتوای کیفی، سیستم طبقهبندی آن است. هر واحد تحلیل باید کدگذاری شود؛ به شکلیکه به یک طبقه یا بیشتر اختصاص مییابد؛ طبقهها نیز کمابیش تعریف عملیاتی از متغیرها باشند[27]. در گزارش حاضر نظام کدگذاری با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام شد و به 29 دسته کد رسیدیم. سپس متن با استفاده از این کدها بازخوانی شد.
کدگذاری روشهای مختلفی دارد. در این گزارش با توجه به اینکه چارچوب نظری مشخصی وجود داشت، کدها حول محورهای معینی سامان داده شد. در اصطلاح روش تحقیق کدها بر اساس «کدگذاری محوری» (Axial coding) تنظیم شدند. در کدگذاری محوری، مقولات و مفاهیم در چند محور اصلی یا در چند ربط نظری مرتب سازی میشوند. حاصل این مرحله از تحلیل، در جدولهای متن گزارش درج شده است. البته لازم به توضیح است که در روش داده بنیاد، کدگذاری باز، یکی از چند مرحله کدگذاری است. اما چون در این پژوهش به دنبال رسیدن به یک نظریه نیستیم و از روش داده بنیاد نیز استفاده نمیکنیم، مراحل دیگر(کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و)...طی نمی شوند.
تحلیل محتوا در رابطه با متنی معنا پیدا میکند که آن متن برای انتقال پیامها و مفاهیم معینی نوشته شده باشد و دارای ماهیتی مشخص باشد. قانون یک نمونه رایج از این متنهاست. بهواسطه تحلیل محتوا باید معنای اصلی آن پیام را بازشناخت[28].
پس از انجام تحلیل محتوا، لازم است دقت آن سنجیده شود. معیارهای دقت در تحلیل محتوا عبارتند از: اعتبار، انتقالپذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید. جهت تعیین اعتبار میتوان از راهبردی مانند بازبینی صاحبنظران استفاده کرد[29].
برای انجام پژوهش، قوانین مرتبط با گروههای جهادی استخراج و براساس دوره زمانی در چهار دوره دستهبندی شد:
از تقاطع متن قوانین در هر دوره، با شاخصهای مشارکت در حوزه تصمیم، اجرا و نظارت، ماتریسی شکل میگیرد که الگوی حکمرانی مشارکتی گروههای جهادی را مشخص میکند. در شکل 4 این ماتریس ترسیم شده است.
شکل 5. ماتریس تحلیل قوانین با شاخصهای حکمرانی مشارکتی[20]
تحلیل محتوای اندکْ قوانین در رابطه با جهاد سازندگی که از ابتدای انقلاب اسلامی ایران تا مهر 1358 تدوین شده بود، نشان میدهد که در حوزه نظارت و اجرا، حکمرانی مسکوت گذاشته شده بود؛ اما در حوزه تصمیمگیری، چند قانون موردی به تصویب رسید که دولت را به پرداخت تنخواه به گروههای جهادی موظف میکرد.
در این دوره اقشار مختلف با شعار «همه با هم سازندگی» به فعالیتهای ساده(کمک به داشت و برداشت محصولات کشاورزی، جهاد درو) میپرداختند و با استقبال روستاییان مواجه شد[15]. دولت موقت نیز تلاش میکرد که گروههای جهادی را در همین سطح حفظ کند و بنابراین صرفاً حمایت مالی از این گروهها را در پیش گرفت. قواعد و قوانینی که باعث تقویت جایگاه این گروهها شود در دستور کار دولت وقت و سیاستگذاران نبود.
جدول 4. تحلیل محتوای قوانین در دوره شکلگیری گروههای جهادی منتهی به تأسیس جهاد سازندگی
|
حوزه حکمرانی |
موضوع کدگذاری |
تعداد کدها |
تحلیل |
|
تصمیمگیری |
برنامهریزی شورایی |
0 |
در زمینه تصمیمگیری، هیچ محتوایی که دال بر برنامهریزی در مورد وظایف گروههای جهادی باشد یافت نشد. همانطور که اشاره شد، دولت صرفاً برخی کمکهای مالی را به این گروهها اختصاص میداد. |
|
برنامهریزی متمرکز |
0 |
||
|
ظرفیت جذب کمکهای مردمی |
0 |
||
|
وابستگی به بودجه دولتی |
3 |
||
|
اجرا |
همکاری با دولت |
1 |
در زمینه اجرا تقریباً هیچ نوع قاعدهگذاری برای گروههای جهادی انجام نشده بود. در این بخش، فقط یک مورد یافت شد که طی آن، به وزارت راه اجازه داده شد، وسایل راهسازی را به گروههای جهادی امانت دهد. |
|
مجری وظایف دولتی |
0 |
||
|
نیروی انسانی داوطلب |
0 |
||
|
نیروی انسانی کارمند |
0 |
||
|
مدیریت شبکهای |
0 |
||
|
مدیریت هرمی |
0 |
||
|
نظارت |
دینی-انقلابی |
0 |
هیچ نوع محتوایی که دال بر قاعدهگذاری برای نظارت بر گروههای جهادی باشد یافت نشد. |
|
هویت ارزشی و معنوی |
0 |
||
|
پاسخگویی و شفافیت |
0 |
||
|
غیرمتمرکز و بخشی |
0 |
||
|
متمرکز |
0 |
||
|
مجموع کدها |
4 |
||
مأخذ: یافتههای پژوهش.
با توجه به جدول 3، نوعی خلأ در زمینه حکمرانی بر گروههای جهادی ملاحظه میشود. نهتنها حکمرانی مشارکتی در مورد گروههای جهادی وجود ندارد، بلکه با فقدان هر نوع حکمرانی دیگری در رابطه با گروههای جهادی مواجه هستیم. البته با توجه به نوپا بودن گروههای جهادی و همچنین ناسازگاری رویکرد بوروکراتیک دولت موقت با هویت انقلابی گروههای جهادی فقدان حکمرانی در این حوزه قابل درک است. در دورههای بعدی این خلأ با قانونگذاریهای متعدد برطرف شد.
میتوان این دوره را حکمرانی با رویکرد «حمایت مالی دولت از گروههای جهادی» نامید. زیرا پررنگترین بخش سیاستگذاری برای گروههای جهادی، پشتیبانی مالی از گروههای جهادی بوده است.
توفیقات زیاد جهاد سازندگی باعث شد که مورد توجه نیروهای انقلابی قرار گیرد. در همین راستا اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها در تاریخ 1358/7/4 به تصویب شورای انقلاب اسلامی رسید. در این اساسنامه تشکیلات جهاد سازندگی بهصورت «مرکز کل جهاد سازندگی» در تهران و «مراکز جهاد سازندگی» در استانها و شهرستانها پیشبینی شده بود و «هیئت اجرایی کل» نیز در رأس کلیه هیئتهای اجرایی وجود داشت و براساس خطمشیهای تعیینشده ازسوی شورای عالی انجام وظیفه میکرد. همچنین جهت ایجاد هماهنگی بین مراکز جهاد سازندگی استانها نیز شورای هماهنگی استانها بهوجود آمد[3]. علاوهبر فعالیتهای کشاورزی و دامداری، وظایفی از قبیل توزیع نهادههای دامی و کشاورزی، واکسیناسیون و درمان دام، آموزش کشاورزی و دامداری و دامپروری، ساخت مساجد و مدارس نیز به وظایف جهاد سازندگی افزوده شد[15].
هرچند جهاد سازندگی براساس فرمان امام خمینی(ره) و متکی به قانون شکل گرفت و استقبال مردم نیز چشمگیر بود، اما دولت موقت به فراتر از یک سازمان فرعی (بین وزارتخانهای) نمیاندیشید و معتقد بود که در غیر اینصورت باعث مداخله آن در امور دیگر سازمانها و درنتیجه اسباب اختلال در نظم امور کشور را فراهم خواهد کرد. با کنارهگیری دولت موقت، زمینه برای رشد و توسعه جهاد سازندگی فراهم شد. بهخصوص اینکه شهید سیدمحمد بهشتی در آبانماه سال 1358، سه روز پس از استعفای دولت موقت، ازسوی شورای انقلاب بهعنوان اولین سرپرست جهاد سازندگی منصوب شد[19] و مدیریت ایشان، به جهاد سازندگی هویت بخشید.
اساسنامه جهاد سازندگی روستاها در 21 ماده و 14 تبصره تنظیم شده و هدف از تشکیل این نهاد «بسیج امکانات و استعدادهای مردم و دولت برای همکاری در امور تهیه و اجرای مؤثر و سریع طرحهای سازندگی و احیای جامعه در کلیه ابعاد معنوی و مادی آن با توجه و تأکید بر نیازهای روستاها و نقاط دور افتاده مملکت» اعلام شد. در ماده (۲) این اساسنامه رسیدن به این هدف «از طریق مشارکت و همکاری افراد و گروههای معتقد به انقلاب اسلامی ایران و با همکاری ادارات ذیربط و سازمانهای داوطلب و با الهام از ارزشهای اصیل و متعالی اسلام و با بهکار گرفتن مقررات و دستورالعملهای ساده و سریع و به دور از ضوابط و مقرراتدست و پاگیر و بهطور غیرمتمرکز» معرفی شده است.
در ماده (۳) «تأکید بر ابعاد معنوی و مادی «رشد» مخصوصاً برای پاسخگویی به نیازهای نقاط روستاهای محروم» از وظایف این نهاد خوانده شد. برای حفظ جنبه مردمی بودن این نهاد در ترکیب اعضای شورای جهاد سازندگی شهرستان، «یک نفر از معتمدین محل با انتخاب نماینده امام و فرماندار یا نماینده دولت» پیشبینی شد[9].
تحلیل محتوای اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها نشان میدهد که سیاستگذاران در هر سه حوزه تصمیمگیری، اجرا و نظارت، قواعدی را وضع کرده بودند و تلاش میکردند که حکمرانی مشارکتی در این نهاد جاری باشد. این دوره و دوره بعدی را میتوان اوج فعالیتهای گروههای جهادی دانست که با سیاستگذاریهای درست، حوزه فعالیت این گروههای توسعه یافت. حکمرانی مناسب که قواعدی را برای گروههای جهادی در هر سه حوزه تصمیمگیری، اجرا و نظارت مشخص میکرد، باعث رشد و اثرگذاری آنها شد.
جدول 5. تحلیل محتوای اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها
|
حوزه حکمرانی |
موضوع کدگذاری |
تعداد کدها |
تحلیل |
|
تصمیمگیری |
برنامهریزی شورایی |
23 |
- ساختار اداره شورایی جهاد سازندگی باعث میشد که حکمرانی مشارکتی گروههای جهادی ممکن شود. مهمترین تصمیمگیریهای مدیریتی بهصورت شورایی اخذ میشد. بهعلاوه پشتیبانی مردمی و نیز اتکا به معتمدین محلی باعث شده بود که حکمرانی مشارکتی به عالیترین شکل اجرا شود. در متن قوانین دیگر، این نوع توجه به معتمدین محلی تکرار نشد. - یکی از نکات موجود در این اساسنامه این بود که برای جذب کمک کارمندان دولت نیز هدفگذاری شده بود. معنایی که میتوان از این موضوع برداشت کرد این بود که گروههای جهادی، از دل دستگاه بوروکراسی یارگیری میکردند و این بهمعنای غلبه کار جهادی بر بوروکراسی بود. در ماده (۱۵) اساسنامه، «کمک به تحرک و احیای ادارات» از وظایف جهاد سازندگی روستاها عنوان شده است[9]. - در این متن، محتوایی که دال بر برنامهریزی متمرکز و غیرمشارکتی باشد یافت نشد. |
|
برنامهریزی متمرکز |
0 |
||
|
ظرفیت جذب کمکهای مردمی |
3 |
هرچند در ماده چهار اساسنامه از بودجه دولتی سخن گفته شده، اما تأکید اصلی بر کمکهای مردمی بود. این نوع وابستگی مالی به مردم، باعث میشد که حکمرانی مشارکتی در گروههای جهادی تقویت شود. |
|
|
وابستگی به بودجه دولتی |
1 |
||
|
اجرا |
همکاری با دولت |
12 |
رابطهای که در اساسنامه بین دولت و نیروهای جهادی ترسیم شده، «همکاری» است. به این معنا که نهادها و ادارات دولتی موظف هستند که در چارچوب تعامل و توافق، به اجرای طرحهای جهادی کمک کنند. در دورههای بعد، نیروهای جهادی، بیشتر در قالب «مجری وظایف دولتی» ظاهر میشوند. نکته دیگر اینکه لحن اساسنامه بهگونهای است که گروههای جهادی و نیروهای میدانی را مطالبهگر از بخش ستادی تصویر میکند. گویی مدیران و مرکزنشینان، باید در خدمت گروههای جهادی و پاسخگوی آنها باشند. در سایر قوانین، چنین رابطهای میان بخش صف و ستاد برقرار نیست و گروههای جهادی صرفاً در چارچوب برنامهها و امکاناتی که مدیران جهاد تدبیر کردهاند حق فعالیت دارند. |
|
مجری وظایف دولتی |
0 |
||
|
نیروی انسانی داوطلب |
1 |
در این اساسنامه، توازن میان نیروهای کارمند و نیروهای داوطلب برقرار است و هر دو دسته بهکار گرفته میشوند. ضرورت تعامل میان نیروی درون نظام اداری با نیروی خارج از نظام اداری، برای سازندگی مناسب است. به بیان واقعبینانه، هیچکدام حذف نمیشوند. |
|
|
نیروی انسانی کارمند |
1 |
||
|
مدیریت شبکهای |
7 |
هیچ محتوایی که دال بر مدیریت بوروکراتیک و سلسلهمراتبی باشد در این متن یافت نشد. در عوض، در مواد ۶، ۷، ۹ و ۱۷ این اساسنامه تأکید بر این بود که افراد منتخب گروههای جهادی عضو شوراهای بالادستی باشند و در مدیریت و انتخاب مدیران مشارکت داشته باشند[9]. در ماده ۲ این متن بر «بهکار گرفتن مقررات و دستورالعملهای ساده و سریع و به دور از ضوابط و مقررات دست و پاگیر و بهطور غیر متمرکز» تأکید میشود[9]. |
|
|
مدیریت هرمی |
0 |
||
|
نظارت |
دینی-انقلابی |
10 |
هرچند بخشی از نظارت بر فعالیتهای جهادی بهصورت متمرکز انجام میشد و مثلاً مؤسسه حسابرسی معینشده توسط شورای عالی جهاد گزارشهای مالی را بررسی میکرد(ماده ۱۳)، اما عمده نظارت بهصورت پیشینی، غیرمتمرکز و عمومی بود. مواردی که نیاز به نظارت مستقیم و متمرکز را کاهش میداد عبارت بودند از: 1. حضور نماینده امام (ره) بهعنوان شخصیتی امین و مؤمن در اغلب شوراها و تصمیمگیریها، 2. تأکید بر هویت دینی و انقلابی نهاد جهاد باعث سلامت محیط میشد و افراد ناسالم خودبهخود مجال فعالیت پیدا نمیکردند، 3. تهیه گزارشهای عمومی و انتشار آن امکان نظارت عموم مردم را فراهم میکرد. دادههای تولید شده در جهاد در اختیار همگان بود، 4. همزمان با نظارت عالیه و متمرکز، بخشهای مختلف نهاد جهاد سازندگی (شورای هماهنگی استانها، هیئت اجرایی کل، شورای استان، هیئت اجرایی استان و...) بر روندها نظارت داشتند که این موضوع سبب بررسی چندگانه (Cross Check)میشد. |
|
هویت ارزشی و معنوی |
5 |
||
|
پاسخگویی و شفافیت |
6 |
||
|
غیرمتمرکز و بخشی |
6 |
||
|
متمرکز |
5 |
||
|
مجموع کدها |
80 |
||
مأخذ: همان.
شورای عالی جهاد سازندگی، شورای هماهنگی استانها و هیئت اجرایی کل، که وظایف متعددی همچون تهیه سیاستها، برنامهها و طرحهای سازندگی را برعهده داشتند، حکمرانی مشارکتی را عملاً تحقق میبخشیدند(مواد ۳، ۱۱ و ۱۴ اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها) بودجه و اعتبار نیز در اختیار «شورای جهاد استانها» بود و این شورا برای هزینهکرد آنها برنامهریزی میکرد. این اعتبارات با توجه به برنامه اجرایی «گروههای اجرایی» و «شورای دهات» جهت کارهای عمرانی در اختیار گروههای جهادی قرار میگرفت. بنابراین تصمیمگیری متمرکز وجود نداشت و تصمیمگیری و بودجهریزی کاملاً مشارکتی انجام میشد. جهاد سازندگی به استفاده از ظرفیتهای بومی پایبند بود و بنابراین در شوراهای مختلف، معتمدین محلی حضور داشتند و در تصمیمگیریها مشارکت میکردند.
شورای هماهنگی که از ابتکارات جهاد بود شامل ۵ عضو شورای مرکزی و مسئولین کمیتهها و واحدها بود. در این شورا تصمیمهای کلان شورای مرکزی به اطلاع همه مسئولین کمیتهها و واحدها میرسید. در این جلسه شورای مرکزی باید جمع را نسبت به تصمیمهای خود قانع کند وگرنه تصمیمات ضمانت اجرا نداشت. از طرفی کمیتهها و واحدها هم گزارش فعالیتهای خود را میدادند که علاوهبر اطلاع از کار یکدیگر بر تصمیمات آتی شورای مرکزی مؤثر بود و آنها را واقعیتر میکرد. برخی از تصمیمات شورای مرکزی نیز در شورای هماهنگی نقض می شد و تغییر میکرد[21].
سیاست دیگری که حکمرانی مشارکتی در جهاد سازندگی را ارتقا میبخشید، بهرهگیری از نیروهای داوطلب و مردمی در تصمیمگیری، اجرا و نظارت بود. در این اساسنامه حداقل ۶ بار به نیروهای داوطلب و مشارکت همگانی اشاره شده است (مواد 1و2و8و9و11 اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها). در ساختار جهاد، اعتماد به نیروها و تفویض اختیار صورت میگرفت و همین موضوع باعث افزایش حجم و سرعت کار در فعالیتهای سازندگی و عمرانی بود[21]. در جهاد، نظارت خروجیها جدی بود و نظارت در جزئیات اجرایی و فرایندی اعمال نمیشد و این موارد به خودنظارتی واگذار میشد. این روش برای جلوگیری از دامن زدن به بوروکراسی مفید[21] و اعتمادآفرین بود.
در غیاب ساختار تصمیمگیری متمرکز، «همدلی» و «همفکری» اعضای جهاد سازندگی، نظم امور را حفظ میکرد. ازآنجاکه فهم مشترک از اهداف سازمان در میان نیروهای جهادی، از صدر تا ذیل، شکل گرفته بود، هماهنگی و همافزایی زیادی وجود داشت و کارها با سرعت پیش میرفت[21].
در جمعبندی باید گفت که قانون اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها نسبت به همه قوانین دیگر بهخصوص قانون تشکیل وزارت جهاد سازندگی، بسیار مردمیتر بود و حکمرانی مشارکتی گروههای جهادی در این دوره تحقق پیدا کرد. با این توصیف اگر بخواهیم یک دوره درخشان و طلایی برای حکمرانی بر گروههای جهادی معرفی کنیم همین دوره است. بهکارگیری تجربههای مثبت حکمرانی و خطمشیگذاری این قانون میتواند الگویی برای احیا و بازسازی جهاد سازندگی در زمانه کنونی باشد.
قانون تشکیل وزارت جهاد سازندگی در تاریخ 1362/9/8 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در این قانون، هدف از تشکیل این وزارتخانه، «خودکفایی، بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی روستاها و مناطق عشایری، رشد شخصیت والای روستاییان، رشد و تکامل جهادگران مؤمن و ایثارگر، ساختن و نگهداری بناهای عمومی در روستاها و نقاط محروم، مدیریت بحران و ارائه خدمات در زمان جنگ و سیل و زلزله و...» برشمرده شد (ماده ۱).
وزارت جهاد سازندگی از نظر ماهیت با نهاد جهاد سازندگی روستاها که پیش از این مورد اشاره قرار گرفت، تفاوت داشت. این وزارت برپایه استانداردهای دولتی، سازمانیافتهتر بود، اعضای آن حقوق دریافت میکردند و کارمند دولت بودند. این سازماندهی جدید از این جهت که از اولین تجربههای جمهوری اسلامی برای ساختارمند کردن یک ایده انقلابی بود ارزشمند بود و گامی در جهت نظامسازی انقلاب اسلامی بهشمار میرفت؛ اما ازاینرو که باعث بوروکراتیزه شدن انگیزهها و فعالیتهای اعضای یک نهاد انقلابی میشد میتوانست بد و نامطلوب باشد. اگر این سازمان میتوانست بر نظام کُند، سنگین و ناکارآمد دیوانسالاری غلبه کند میتوانست یک افقگشایی و تحول در نظام جمهوری اسلامی باشد و اگر هم در بوروکراسی جاری حل و هضم میشد یک شکست بهشمار میرفت. به هرحال سیاستگذاران در آن زمان امید فراوانی داشتند که جهاد سازندگی بتواند با سازماندهی انگیزهها و اقدامات انقلابی و ایثارگرانه به یک الگوی موفق در نظامسازی تبدیل شود.
این دوره از فعالیت جهاد سازندگی را میتوان گستردهترین دوره فعالیت جهاد دانست. جهاد سازندگی نهتنها در امور عمرانی، بلکه در زمینه تولیدی هم فعال بود. با توجه به اینکه قواعد حقوقی وزارت جهاد سازندگی اجازه نمیداد که به حوزه عمرانی و صنعتی بهصورت مستقیم وارد شود، در تفاهمی که با بنیاد مستضعفان صورت گرفت، سه مؤسسه توسعه، استقلال و نصر توسط این بنیاد تأسیس و در سال 65 به جهاد واگذار شدند. با این سه مؤسسه، جهاد توانست در مناقصههای و طرحهای بزرگ عمرانی شرکت کند و کار پیمانی در راستای وظایف انقلابی انجام دهد[15].
سه شرکت جهاد عبارت بودند از:
هرچند این سه مؤسسه خدمات شایانی انجام داده و میدهند، اما بهنظر میرسد تصویری که رهبران انقلاب اسلامی و شهید بهشتی (ره) از جهاد سازندگی ارائه میکردند با شرح خدمات این مؤسسات عظیم سازگار نیست. جهاد نباید به پیمانکار دولت تبدیل شود. به همین دلیل بود که پس از تبدیل جهاد سازندگی به وزارتخانه، بسیاری از نیروهای مستعد و باانگیزه جدا شدند[30].
تبدیل جهاد سازندگی به وزارتخانه باعث تداخل وظایف با سایر وزارتخانهها شد. قسمتی از وظایف «وزارت کشاورزی» و قسمتی از «وظایف وزارت راه و ترابری» و وزارتخانههای «نیرو» و «صنایع» به وزارت جهاد سازندگی واگذار شده بود و این موضوع چالشها و تعارضهایی را بهوجود آورد. آییننامههای متعددی برای تفکیک حوزه فعالیت وزارت جهاد سازندگی با سایر وزارتخانهها تهیه و تدوین شد[15]. مانند آییننامه ایجاد هماهنگی و تفکیک وظایف مشترک وزارتخانههای کشاورزی و جهاد سازندگی و قانون تفکیک وظایف وزارتخانههای کشاورزی و جهاد سازندگی. برای مثال شیلات، سازمان دامپزشکی، سازمان جنگلها، سازمان دام و طیور از وزارت کشاورزی منتزع و به جهاد واگذار شد[15]. سرانجامِ وزارت جهاد سازندگی نشان میدهد که این قوانین و مقررات نتوانستند تداخلها را بهنحو پایداری حل کنند.
علاوه بر برنامههای عمران و سازندگی، جهاد سازندگی توانست در دفاع مقدس نیز فعالیتهای گسترده، متنوع و خلاقانه زیادی را سازماندهی و اجرا نماید. برای مثال شهید هزاردستان در لحظه بسیار حساس حصر آبادان، طرح پل بشکهای بر روی رودخانه بهمنشیر را به اجرا درآورد. همچنین پل شهید ناجیان، با شاسی واگنهای اسقاطی راهآهن بر روی رودخانه کرخه نصب شد. در اواخر سال 1366 نمونههایی از جیره غذایی رزمی توسط جهاد خراسان به منطقه عملیاتی ارسال شد. در همین سال قایق حلزونی توسط جهاد استان آذربایجان شرقی ساخته شد و به بهرهبرداری رسید[15]. این نوآوریها که توسط واحدهای مختلف جهاد سازندگی از استانهای سراسر کشور انجام میشد، توانمندی و ظرفیت فعالیتهای جهادی را نشان میداد.
جدول 6. تحلیل محتوای قانون تشکیل وزارت جهاد سازندگی و قوانین دیگر در دوره وزارت جهاد سازندگی(1362تا1379)
|
حوزه حکمرانی |
موضوع کدگذاری |
تعداد کدها |
تحلیل |
|
تصمیمگیری |
برنامهریزی شورایی |
0 |
- در قوانین این دوره، تقریباً اثری از تصمیمگیری شورایی باقی نمانده و تصمیمهای مهم توسط وزیر گرفته میشود. - برنامهریزی و توزیع بودجه که اغلب آن دولتی است بهصورت متمرکز انجام میگیرد. در ماده 18 قانون مقررات مالی، اداری، استخدامی و تشکیلات جهاد سازندگی این نوع تصمیمگیری بهمنظور «حفظ انسجام داخلی» معرفی شده است[10]. |
|
برنامهریزی متمرکز |
7 |
||
|
ظرفیت جذب کمکهای مردمی |
1 |
||
|
وابستگی به بودجه دولتی |
3 |
||
|
اجرا |
همکاری با دولت |
1 |
- وزارت جهاد سازندگی، جزئی از بدنه دولت است و بنابراین مجری وظایف دولتی بهشمار میرود. بسیاری از وظایفی که قبلاً وزارتخانههای مختلف انجام میدادند برعهده جهاد سازندگی قرار گرفت. در بسیاری از موارد، وزارتخانههای دولتی بهعنوان کارفرما، برخی موارد را از وزارت جهاد کشاورزی میخواستند(ماده ۵ قانون تشکیل وزارت جهاد سازندگی) - عمده نیروی انسانی در جهاد سازندگی، کارمندان دولتی بودند که در چارچوب وظایف کارمندی انجام وظیفه میکردند. |
|
مجری وظایف دولتی |
11 |
||
|
نیروی انسانی داوطلب |
8 |
||
|
نیروی انسانی کارمند |
14 |
||
|
مدیریت شبکهای |
6 |
||
|
مدیریت هرمی |
9 |
||
|
نظارت |
دینی-انقلابی |
1 |
در متن قوانین این دوره، همچنین بر هویت انقلابی و دینی جهاد سازندگی تأکید میشد؛ بااینحال نظارت متمرکز، اداری و مستقیم بهشدت تقویت شد. بهخصوص قانون مقررات مالی، اداری، استخدامی و تشکیلات جهاد سازندگی، قواعد اداری مشخصی را برای نظارت و رسیدگی به تخلفات در نظر گرفته بود. |
|
هویت ارزشی و معنوی |
4 |
||
|
پاسخگویی و شفافیت |
1 |
||
|
غیرمتمرکز و بخشی |
1 |
||
|
متمرکز |
8 |
||
|
مجموع کدها |
75 |
||
مأخذ: همان.
تحلیل کلی محتوای قوانین در دوره وزارت جهاد سازندگی(1362تا1379) نشان میدهد که حکمرانی بر گروههای جهادی متمرکزتر شده و از حکمرانی مشارکتی دور شده است. براساس قانون، کمیتههای استانها و شهرستانها تبدیل به سازمان شدند و شوراهایی که براساس قانون اساسنامه طرح جهاد سازندگی روستاها تشکیل شده بودند، منحل شدند. در دوره قبل شورای جهاد استان اختیارات گسترده داشت و شورای مرکزی نمیتوانست در برنامهریزیهای آن دخالت زیادی داشته باشد. اعضای شورای مرکزی در معرض مطالبه و بازخواست اعضای شورای جهاد استان بودند. یعنی هرم، معکوس بود[21]. اما در دوره وزارت جهاد سازندگی، وزیر و معاونان او قدرت اصلی را در اختیار داشتند. تمرکز در برنامهریزی و تصمیمگیریها باعث کاهش انعطافپذیری جهاد سازندگی شد. طرحهایی که قبلاً براساس تصمیمگیری نیروهای میدانی جهاد انجام میشد، اکنون براساس برنامه و تصویب مرکز و صرفاً در چارچوب برنامه و بودجه سالیانه انجام میگرفت. قبلاً مرکز پشتیبان گروههای جهادی بود، اما بعد این روند معکوس شد و نقش تصمیمگیری و برنامهریزی را برعهده گرفت[30].
با الحاق برخی سازمانهای بزرگ دولتی، مانند شیلات و امور عشایر و... به وزارت جهاد سازندگی، این نهاد در قامت مجری وظایف دولتی ظاهر شد. درنتیجه جهاد سازندگی از یک سازمان مأموریتمحور با هدف کلان توسعه روستایی، به سازمانی وظیفهمحور برای انجام کارهایی مشخص تبدیل شد[30].
بهطورکلی نیروی اصلی جهاد، نیروهای مردمی و داوطلب بودند که خود را مدیون انقلاب دانسته و خدمت به محرومین را وظیفه خود تلقی میکردند. بنابراین چشمداشت مادی نداشتند و فراتر از روالهای بوروکراتیک اداری وقت میگذاردند و هزینه میکردند. بهعلاوه خود را سفیر انقلاب میدانستند[21]، اما پس از تبدیل جهاد به وزارتخانه، نیروهای جهادی تبدیل به کارمندان دولت شدند و «امور داوطلبین» به «واحد امور جهادگران» تبدیل شد[15]. این بهمعنای تضعیف فعالیتهای داوطلبانه در جهاد سازندگی بود. درنتیجه مدیریت فعالیتهای جهادی از حکمرانی مشارکتی فاصله گرفت.
در میان خود کارمندان جهاد نیز، سلسلهمراتب اداری برقرار شد که با سنت سابق جهاد سازندگی سازگاری نداشت. امتیازها و ردهبندیهایی که به کارمندان و مدیران تعلق میگرفت به ساختار هرمی و اداری استحکام میبخشید و حکمرانی مشارکتی را کمرنگ میکرد. تخصصزدگی و مدرکگرایی باعث شد که بین افراد فاصله بیفتد و فضای برابری و برادری و کار جمعی تضعیف شود[30]. درحالیکه در دوره قبل، مدل تصمیمگیری در همه سطوح شورایی و مشارکتی بود: شورای مرکزی، شورای استان و شورای شهرستان. کسی رئیس بقیه نبود[21].
بهرغم نقاط ضعفی که برشمردیم، برخی نقاط قوت حکمرانی جهاد سازندگی در این دوره عبارت بود از:
در دوره بعد این نقاط قوت تا حد قابلتوجهی از دست رفت و میتوان گفت که حکمرانی جهاد سازندگی دچار افول شد.
تشکیل وزارت جهاد سازندگی براساس یک انگیزه و محرکه انقلابی رخ داد و همین مسئله هم باعث تسریع در انجام طرحهای محرومیتزدایی در مناطق محروم و نیز طرحهای پشتیبانی در جنگ تحمیلی شد[3]. رهبران انقلاب اسلامی به جهاد سازندگی بسیار علاقه داشتند و امیدوار بودند که این وزارت با ادامه حیات بتواند خدمت بیشتری به مردم مسلمان و انقلابی کند: «جهاد سازندگی ازجمله دستگاههایی است که بیش از همه، ما را به یاد امام عزیزمان میاندازد. چهقدر ایشان به این مجموعه جوان و انقلابی و بااخلاص و کارآمد اهمیت میدادند و چهقدر لذت میبردند وقتی میشنیدند جهاد سازندگی موفقیتهایی را در جبههی جنگ و مناطق دورافتادهی روستایی بهدست آورده است. آن دل بزرگ، از دیدن این همه تلاش، پُر از امید و شادی میشد. تیزبینی و روشننگری و تشخیص آن عزیز، درست و بهجا بود و میدانست این مجموعه که از عناصر مؤمن و انقلابی و جوان و فعال و کارآمد و باسواد تشکیل یافته است، تا چه اندازه میتواند برای کشور مفید باشد»[31].
جهاد سازندگی توانست مسیر نوینی از توسعه روستایی و محرومیتزدایی و رسیدگی به مستضعفین نشان دهد، اما این روند دیری نپایید. شیوه تعریف وظایف و اداره جهاد سازندگی همچنان براساس نظام بوروکراتیک، سنگین و ناکارآمد بود. بهخصوص وقتی شرایط اضطرار جنگ تحمیلی بر طرف شد، نظام دیوانسالاری با تأکید بر فنسالاری، ضرورتی برای مشارکت عمومی و غیرتخصصی مردم در بازسازی کشور نمیدید و ادامه حیات وزارت جهاد سازندگی را برنمیتافت. به همین دلیل در سال 1379 دولت اصلاحات تصمیم گرفت که با ادغام وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی، وزارت جدیدی با عنوان «وزارت جهاد کشاورزی» تأسیس کند.
در زمینه ادغام جهاد سازندگی با وزارت جهاد کشاورزی چند نکته لازم است یادآوری شود:
1- فعالیتها و ساختار وزارت جهاد سازندگی فقط با وزارت کشاورزی مقایسه شد و علیرغم تشابه فعالیت یا وزارتخانههای «نیرو، راه و ترابری و صنایع» با آنها مقایسه نشد. در نتیجه مسائل حیاتی «نیرو، راه و صنایع» از دایره نهاد انقلابی خارج شدند. بدینترتیب، راهحلهای جایگزین و ضرورتهای انقلاب در این زمینهها که چگونگی توسعه کشور را تحت تاثیر بنیادین قرار میدهند، کاملاً به حاشیه رفت.
2- نسبت مجتمعهای زیستی روستایی با «نیرو، راه و صنایع» بی پاسخ ماند و محصولات کشاورزی که مورد نیاز تمامی مجتمعهای زیستی (شهری و روستایی و عشایری) است، فاقد نسبت با «نیرو، راه و صنایع» شناسایی میشوند که پیامدهای دانشی-نهادی-سیاستی گسترده و بسیار عمیقی داشته است.
3- تفکیک فعالیت در زمینههای فوق، بدون بازسازماندهی پس از انقلاب و شکلگیری ساختار جدید، عملاً رویههای قبلی در حوزههای «نیرو، راه و صنایع» را بدون تغییر و اصلاحات غیر بنیادین، استمرار میبخشد. حوزههایی که اصلاحات انقلابی در آنها، آینده توسعه کشور را تحث تاثیر جدی قرار میدهد.
4- با جداسازی روستا و تفکیک فعالیتهای جهادسازندگی از سایر فعالیتها، چگونگی سازندگی کشور از مساله محوری محرومیتزدایی-که با تمرکز بر روستا به واسطه کانون تولید بودن و پراکندگی و فراوانی آن مورد توجه قرار گرفته بود- و استقلال کشور که فعالیتهای چند منظوره در زمینههای مختلف را نیاز داشت، پرسش انقلاب و انقلابی از مسائل نیرو، راه و صنایع با هدفگذاری استقلال و ارتقاء توان ملی و بازسازی خرابیهای نظام پیشین، به یک روال معمول در چارچوبهای رایج و حتی طرحهای قبل از انقلاب، تبدیل گردید.
قانون تشکیل وزارت جهاد کشاورزی در تاریخ دهم دیماه سال 1379 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. مطالعه محتوای قانون نشان میدهد که گویا «جهاد سازندگی» در ماهیت دولتی خود به بنبست رسیده و دستگاه دیوانسالار دولت بیش از این نمیتواند رویکردهای جهادی را تحمل کند. بنابراین تلاش میکند با حفظ نام مقدس جهاد، وزارت جهاد سازندگی را حذف کند. اما مگر «اسم» به تنهایی میتواند اندیشه و مرام جهادی را حفظ کند؟
جهاد سازندگی پس از ادغام با وزارت کشاورزی وقت در سال 1379، عملاً فرهنگ و روحیه جهادیِ پرورشیافته در این نهاد را از دست داد[2]. در سالهای بعد و با گسترش نابرابریها و کندشدن روند محرومیتزدایی، خلأ وجود یک سازمان جهادی مردمنهاد انقلابی بیشتر احساس شد.
برای حفظ روحیه جهادی و تداوم مشارکت انقلابی در سازندگی کشور، «بسیج سازندگی» به فرمان مقام معظم رهبری در تاریخ 1379/2/17 تأسیس شد. ایشان در دیدار با فرماندهان سپاه و بسیج «طرح بسیج سازندگی» را ارائه کردند. براساس پیشنهاد ایشان، سه عنصر در بسیج سازندگی فعال هستند[33]:
الف) نیروی کار: جوانان آماده کمک و کار داوطلبانه جهادی نیروی کار را در این طرح تشکیل میدهند؛
ب) سازماندهی و اعزام: بسیج سازندگی وظیفه سازماندهی و اعزام جوانان جهادی را برعهده دارد؛
ج) پشتیبانی و تأمین: براساس طرح مقام معظم رهبری دولت موظف است بهمنظور پشتیبانی چند اقدام را انجام دهد:
البته این طرح پیش از اینکه توسط ایشان ارائه شود ظاهراً در عمل با همت جوانان بهصورت خودجوش آغاز شده بود: «این را من باید اقرار کنم که این کار، اول از خود جوانها شروع شد؛ خود جوانهای دانشجو و دانشآموز در بخشهای مختلف، این حرکت را شروع کردند؛ در سال ۷۹ گزارش این حرکت زیبا و پرشکوه به ما رسید و منجر شد به اینکه پیام بسیج سازندگی به قاطبه جوانان کشور داده شود. یعنی این یک حرکت خودجوش مردمی است؛ درست مثل جهاد سازندگی در آغاز انقلاب. جهاد سازندگی هم همین جور بود؛ اول، خود جوانها شروع کردند، خودشان رفتند توی روستاها مشغول خدمتگذاری شدند در آن اوضاع بسیار دشوار و پیچیده. این حرکت، امام بزرگوار را به فرمان جهاد سازندگی تشویق کرد. کار مردم، الهامبخشِ اقدام مدیران و مسئولان است»[34].
«بسیج سازندگی» هرچند جانشین سازمانی و ساختاری جهاد سازندگی نیست، اما میراثدار همان روحیه جهادی و شیوهی انقلابی در رسیدگی به مستضعفان و محرومان است. اینکه چرا جهاد سازندگی از وزارتخانه دولتی جدا میشود و در بسیج نظامی جوانه میزند دلایل مختلفی دارد، اما بیش از همه میتوان دلایل زیر را برجسته دانست:
جدول 7. تحلیل محتوای قانون تشکیل وزارت جهاد کشاورزی
|
حوزه حکمرانی |
موضوع کدگذاری |
تعداد کدها |
تحلیل |
|
تصمیمگیری |
برنامهریزی شورایی |
0 |
تصمیمگیریهای متمرکز و دولتی در قوانین این دوره تداوم یافته و از حکمرانی مشارکتی دور است. |
|
برنامهریزی متمرکز |
2 |
||
|
ظرفیت جذب کمکهای مردمی |
0 |
در قوانین، موردی که دال بر جذب کمکهای مردمی باشد یافت نشد. |
|
|
وابستگی به بودجه دولتی |
1 |
||
|
اجرا |
همکاری با دولت |
0 |
گروههای جهادی بهعنوان مجری وظایف دولتی معرفی شدهاند. به این معنا که پروژههای عمرانی و محرومیتزدایی از دولت دریافت و اجرا شود. |
|
مجری وظایف دولتی |
1 | ||
|
نیروی انسانی داوطلب |
0 |
در این قوانین به نیروهای انسانی داوطلب توجه کمی شده است. |
|
|
نیروی انسانی کارمند |
1 |
||
|
مدیریت شبکهای |
0 |
محتوایی که دال بر مدیریت شبکهای یا مدیریت هرمی باشد در این قوانین یافت نشد. بنابراین سیاستگذاران موضوع مدیریت گروههای جهادی را مورد غفلت قرار دادهاند. |
|
|
مدیریت هرمی |
0 |
||
|
نظارت |
دینی-انقلابی |
0 |
|
|
هویت ارزشی و معنوی |
0 |
||
|
پاسخگویی و شفافیت |
0 |
||
|
غیرمتمرکز و بخشی |
0 |
||
|
متمرکز |
0 |
هیچ کدی که به نظارت متمرکز اشاره داشته باشد یافت نشد. |
|
|
مجموع کدها |
5 |
||
مأخذ: همان.
جدول 8. تحلیل محتوای قانون اصلاح اختیارات سازمان بسیج سازندگی
|
حوزه حکمرانی |
موضوع کدگذاری |
تعداد کدها |
تحلیل |
|
تصمیمگیری |
برنامهریزی شورایی |
0 |
در مورد تصمیم گیری در حوزه گروههای جهادی، محتوای زیادی پیدا نشد و ظاهرا قانونگذار حکمرانی در این حوزه را به صورت کلی مورد غفلت قرار داده است. |
|
برنامهریزی متمرکز |
0 |
||
|
ظرفیت جذب کمکهای مردمی |
0 |
در قانون، به موضوع بودجه دولتی اشاره شده است | |
|
وابستگی به بودجه دولتی |
1 |
||
|
اجرا |
همکاری با دولت |
1 |
گروههای جهادی بهعنوان مجری وظایف دولتی معرفی شدهاند. به این معنا که پروژههای عمرانی و محرومیتزدایی از دولت دریافت و اجرا شود. |
|
مجری وظایف دولتی |
2 | ||
|
نیروی انسانی داوطلب |
1 | ||
|
نیروی انسانی کارمند |
1 |
||
|
مدیریت شبکهای |
0 |
محتوایی که دال بر مدیریت شبکهای یا مدیریت هرمی باشد در این قوانین یافت نشد. بنابراین سیاستگذاران موضوع مدیریت گروههای جهادی را مورد غفلت قرار دادهاند. |
|
|
مدیریت هرمی |
0 | ||
|
نظارت |
دینی-انقلابی |
0 |
انتظار این بود که در قانون بسیج سازندگی مباحث دینی، انقلابی، ارزشی و هویتی مطرح شود؛ اما در این قانون برخلاف همه قوانین پیشین، به این موارد اشاره نشده است |
|
هویت ارزشی و معنوی |
0 |
||
|
پاسخگویی و شفافیت |
0 |
||
|
غیرمتمرکز و بخشی |
0 |
||
|
متمرکز |
0 |
هیچ کدی که به نظارت متمرکز اشاره داشته باشد یافت نشد. |
|
|
مجموع کدها |
6 |
||
ماخذ: همان.
قانون تشکیل وزارت جهاد کشاورزی غلبه بوروکراسی و هضم جهاد سازندگی در دستگاه بزرگ دیوانسالاری را آشکارا نشان میدهد. در ماده (۱) قانون هدف از این ادغام «اصلاح و بهسازی تشکیلات دولت، انسجام بخشیدن به برنامهها و سیاستها و رعایت پیوستگی وظایف و استفاده بهینه از امکانات و نیروی انسانی موجود» عنوان شده است. تمام این ادبیات، دیوانسالارانه است. در این قانون در مورد ارزشهای جهادی از قبیل ایثار، خودکفایی، محرومین، رشد شخصیت والای روستاییان، مشارکت، بسیج مردم، اقدامات داوطلبانه، مهارتآموزی و... صحبت نمیشود و صرفاً بحثهای بوروکراتیک مطرح است. گویی جهاد سازندگی(حداقل در چارچوب دولت) به ایستگاه پایانی خود رسیده است.
در تبصره ماده (۸)، به «توسعه و ارتقای فناوری در تولید ماشینآلات و ادوات مورد استفاده در بخش کشاورزی» توصیه میشود، اما در هیچ کجای این قانون از «نیروی انسانی»ای که باید عامل پیشرفت باشد سخن گفته نمیشود؛ انگیزههای انقلابی مورد اشاره قرار نمیگیرد و محرومین هم پژواکی در این قانون ندارند.
در قانون اصلاح اختیارات سازمان بسیج سازندگی نیز وضعیت بهتر نیست. براساس قانون مصوب 1386 اهداف بسیج سازندگی را میتوان این موارد دانست:
قاعدتاً بسیج سازندگی که زیرنظر سپاه پاسداران است از ساختار نظامی برای هدایت و مدیریت فعالیتهای جهادی بهره میبرد. این شیوه مدیریت و فعالیت را میتوان سازندگی به سبک نظامی-انقلابی نامید. این نوع مدیریت با ساختار اولیه جهاد سازندگی فرق داشت. در جهاد سازندگی برخلاف قرارگاه سازندگی آبادانی و پیشرفت، برنامهریزی غیرمتمرکز، ارجحیت انسان بر ساختار، تفویض اختیار کامل و آزادی عمل نیروهای میدانی، مدل تصمیمگیری اقناعی (نه ابلاغی)، وابستگی به خودیاری روستاییان وجود داشت[21].
متکی شدن گروههای جهادی به دریافت بودجه باعث شده است که کمکهای مردمی و داوطلبانه قطع شود و مشارکت مردمی کاهش یابد[30]. بهعلاوه این دولت و مدیران مرکزی هستند که تعیین میکنند بودجه در چه مسیری صرف شود. در گذشته، بودجه در اختیار مسئول شهرستان بود و به همین دلیل دست مجری در هزینهکرد بودجه به صلاحدید خودش باز بود. زیرا او بود که به روستاها سرکشی مستمر داشت و تشخیص میداد که درحالحاضر اولویت با چیست[21].
برای رسیدن به اهداف، ابزارهایی در قانون اصلاح اختیارات سازمان بسیج سازندگی پیشبینی شده است:
بنابراین خلاصه اقدام بسیج سازندگی این است که برای پرورش روحیه جهادی جوانان و محرومیتزدایی، نیروهای داوطلب و سرباز را به خدمت گرفته و با استفاده از بودجهی دولتی پروژههای عمرانی را به انجام میرساند. این رویه با آنچه در جهاد سازندگی جریان داشت متفاوت است. جهادیها به اقتضای پروژه در روستاها حاضر نمیشدند. آنها با روستاییان زیست میکردند و خود را مسئول پاسخگویی به همه نیازها و مشکلات روستا میدیدند. فردی که در دهستان مسئول بود، مسئولیت صنعت، کشاورزی، راه، بهداشت، آموزش، امور مذهبی و همه چیز آن دهستان را برعهده داشت[21].
اشکالهای مهمی که به حکمرانی در مورد گروههای جهادی در دوره پس از ادغام وارد است به این شرح هستند:
در این گزارش، تلاش شد با مرور قوانین و اسناد مربوط به فعالیتهای جهادی پس از انقلاب اسلامی در ایران از جهاد سازندگی در دورههای مختلفش تا بسیج سازندگی، الگوی حکمرانی در سه حوزه تصمیمگیری، اجرا و نظارت بررسی شود. محتوای اسناد مرتبط و قوانینی که در این چند دهه تصویب شدهاند، نشان میدهد که فعالیتهای جهادی تحت چهار نوع سیاست اداره شدهاند: پشتیبانی مالی دولت از گروههای جهادی؛ حکمرانی مشارکتی؛ حکمرانی متمرکز (دولتگرا)؛ فقدان حکمرانی(جدول 7). قاعدتاً بهترین و مناسبترین نوع حکمرانی که تناسب بیشتری با ماهیت گروههای جهادی دارد، حکمرانی مشارکتی است.
درحالحاضر، گروههای جهادی از فقدان قوانین و مقررات رنج میبرند و قوانین متناسب که پشتیبان و ناظر بر گروههای جهادی باشند، تدوین نشده است. این وضعیت، جز در ماههای اول جمهوری اسلامی ایران که وضعیت خاصی برقرار بود، سابقه نداشته است. فقدان حکمرانی باعث شده که این گروهها دچار تشتت شوند و هر نهادی که بودجه و هزینه فعالیتهای جهادی را تأمین کند، تصدی بخشی از این گروهها را برعهده بگیرد. درحالیکه با تدوین مقررات مناسب، حقوق و تکالیف این گروهها مشخص میشود و امکان تصدیگری بر این گروههای مردمی از بین میرود. ادامه وضع موجود به تضعیف بیش از پیش این گروهها میانجامد و لازم است قوانین مناسبی تدوین شود که ضمن حفظ استقلال این گروهها از دولت و کلیه نهادهای حامی، بنیادها و نهادهای نظامی، پشتیبانی حقوقی و مالی کافی از آنها فراهم شود. بهعلاوه هویت گروههای جهادی، آن چنانکه رهبران انقلاب اسلامی و شهید بهشتی(ره) تبیین کرده بودند، حفظ شود.
تأکید میشود که منظور از تدوین قوانین، ساختن قید و بندهای جدید برای فعالیتهای گروههای جهادی نیست، بلکه بسترسازی برای برخورداری از جایگاه قانونی است. اساساً قانوننویسی و نظارت بر فعالیتهای داوطلبانه با سایر حوزهها تفاوت دارد.
جدول 9. انواع حکمرانی فعالیتهای جهادی
|
الگوی حکمرانی |
دوره زمانی |
|
پشتیبانی مالی |
ابتدای انقلاب و شکلگیری گروههای جهادی (تا شهریورماه سال 1358) |
|
حکمرانی مشارکتی |
دوره نهاد جهاد سازندگی روستاها (1358تا1362) |
|
حکمرانی متمرکز (دولتگرا) |
دوره وزارت جهاد سازندگی (1362تا1379) |
|
فقدان حکمرانی |
پس از ادغام جهاد سازندگی تاکنون (1379 به بعد) |
مأخذ: همان.
تأکید شهید بهشتی این بود: «دولت به جهاد کمک بکند، اما جهاد دولتی نشود». این دولتی نشدن، بهمعنای مردمی ماندن جهاد است. یعنی جهاد نباید تحت نفوذ و اداره دولت، بنیادهای حاکمیتی و نهادهای نظامی قرار گیرد و لازم است خود جهادگران بهصورت غیرمتمرکز تصمیمگیری، اجرا و نظارت داشته باشند.
تجربه چند دههای نشان میدهد نه رها کردن گروههای جهادی صحیح است و نه دولتیکردن فعالیتهای جهادی. راهبرد مناسب برای حکمرانی فعالیتهای جهادی این است که اداره گروههای جهادی در هر سه حوزه تصمیمگیری، اجرا و نظارت را عمدتاً بهخود آنها واگذار کنیم.
در پایان پیشنهادهای زیر ارائه میشود:
|
ردیف |
نوع توصیه |
توصیه سیاستی |
دستگاه متولی |
دستگاه معین |
زمانبندی اجرا(کوتاهمدت، میانمدت، بلندمدت) |
ملاحظات |
|
|
تداوم* |
اصلاح** |
||||||
|
1. |
|
√ |
تدوین قانون متناسب با گروههای جهادی |
مجلس شورای اسلامی |
بسیج سازندگی و سایر نهادهای مرتبط با گروههای جهادی |
کوتاهمدت |
|
|
2. |
|
√ |
جلوگیری از تصدیگری دولت و نهادها بر گروههای جهادی |
مجلس شورای اسلامی |
وزارت کشور، بسیج سازندگی و سایر نهادهای مرتبط با گروههای جهادی |
بلندمدت |
با نظارت مجلس و با تدوین قانون مناسب این سیاست اجرایی میشود. |
|
3. |
|
√ |
تقویت حکمرانی مشارکتی |
مجلس شورای اسلامی |
|
بلندمدت |
|
|
4. |
|
√ |
توجه به وظایف فرهنگی و انقلابی |
بسیج سازندگی و سایر نهادهای مرتبط با گروههای جهادی |
|
بلندمدت |
|
* تداوم یا تقویت آیتمها یا اقدامات.
** اصلاح رویهها یا ایجاد سازوکارها.