نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
مدیرگروه بازارها و نهادهای مالی دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
حکمرانی در بازار سرمایه یکی از موضوعات مهم و کلیدی است که ضعف آن میتواند مشکلات متعددی را در پی داشته باشد. چنانچه قانونگذار به دنبال اصلاح قانون بازار اوراق بهادار باشد، ابعاد حکمرانی مهمترین اولویت آن است .
کلیدواژهها
حکمرانی در بازار سرمایه یکی از موضوعات مهم و کلیدی است که همواره مورد تأکید قانونگذاران در کشورهای مختلف بوده است. در احکام متعددی از قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال 1384 نیز به حکمرانی در بازار سرمایه پرداخته و قواعدی ناظر به آن در بازار بورس و اوراق بهادار یا بازار سرمایه (شورای عالی بورس و سازمان بورس و اوراق بهادار) وضع کرده است.
در حکمرانی شورای عالی بورس تأکید بر جهتگیری کلان بازار سرمایه بهمنظور تحقق کارکردهای بازار است؛ بهطوریکه در این مسیر، اقدامات و تصمیمات صحیح بهکار گرفته شود. بااینحال، با گذشت بیش از 18 سال از ابلاغ این قانون ضروری است تا قواعد و طراحیهای صورت گرفته در آن قانون پیرامون حکمرانی مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرد و متناسب با شرایط اقتصادی و مالی کشور و همچنین بهرهمندی از اصول حکمرانی در بازارهای سرمایه نسبت به اصلاح و ارتقای وضعیت حکمرانی بازار سرمایه اقدام شود.
گزارش حاضر به چالشهای حکمرانی توسط شورای عالی بورس اشاره میکند و سپس پیشنهادهایی متناسب با نظام مالی و حقوقی ایران و همچنین با استفاده از اصول کلی حکمرانی در بازار سرمایه جهت اصلاح و ارتقای حکمرانی آن شورا در قانون بازار اوراق بهادار ارائه میکند.
بررسی کارشناسی نشان میدهد که دنبال کردن پیشنهادها مزبور در قانون بازار اوراق بهادار میتواند به مرتفع شدن چالشها و آسیبهای حکمرانی در شورای عالی بورس کمک کند و به ارتقای حکمرانی در بازار سرمایه منجر شود. همچنین با ارتقای سطح حکمرانی، بازار سرمایه به شکل بهینهتری میتواند به کارکردهای مالی و اقتصادی خود نائل آید.
حکمرانی شورای عالی بورس با توجه به قانون فعلی دارای ایرادات متعددی است. زمینههای ساختاری در شکلگیری تعارض منافع در شورای عالی بورس، مداخله دولت در شورای عالی بورس (حق وتوی دولت)، آسیبهای ناظر بر ترکیب اعضای شورای عالی بورس، ضعف در کاربست ظرفیتهای تخصصی و کارشناسی در جلسات شورای عالی بورس، وجود وظایف اجرایی برای شورای عالی بورس و برخی خلأهای قانونی از اصلیترین چالشهای حکمرانی در بازار سرمایه هستند.
پیشنهادها و توصیههای گزارش در راستای تقویت مؤلفههای مهم حکمرانی بازار اوراق بهادار است. این مؤلفهها شامل کنترل تعارض منافع در تصمیمگیریها، ارتقای شفافیت (افزایش تقارن اطلاعاتی)، افزایش قدرت نظارتی و پاسخگویی آن نسبت به ذینفعان، تخصصیتر شدن تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای بازار است.
طراحی و استقرار نظام مطلوب حکمرانی در اقتصاد هر کشوری به شکل عام و هر بازاری در نظام مالی به شکل خاص، یکی از دغدغههای اصلی نهاد قانونگذاران است که در قوانین موضوعه بهدنبال آن است. شفافیت، پاسخگویی، استقلال، نظارت مطلوب و سلامت ازجمله مؤلفههای کلیدی حکمرانی است. وجود حکمرانی مطلوب میتواند زمینه را برای رعایت حقوق سهامداران خُرد، ذینفعان، تسهیل رقابت، تسهیل تأمین مالی و سایر پیامدهای مناسب دیگر فراهم آورد [1].
بازار سرمایه کشور نیز یکی از بازارهای مهم اقتصادی است که نقش مهمی در تأمین مالی دولت، شرکتها و نهادهای عمومی ایفا میکند. همچنین با توجه به آزادسازی سهام عدالت، اکثریت افراد کشور ایران ذینفع بازار سرمایه محسوب میشوند. قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1384 مجلس شورای اسلامی، بهعنوان قانون اصلی بازار سرمایه کشور شناخته میشود. در این قانون احکام مختلفی در خصوص بازار سرمایه بیان شده که بهنظر میرسد از جامعیت خوبی برخوردار است و توانسته اقتضائات بازار سرمایه را طی سالها مرتفع سازد. بااینحال، پس از گذشت بیش از 18 سال از اجرای این قانون، اصلاح برخی مواد این قانون ضروری بهنظر میرسد.
بهطورکلی در یک تقسیمبندی میتوان احکام قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال 1384 مجلس شورای اسلامی را در چهار دسته زیر قرار داد:
علاوهبر آنکه حکمرانی بهخودیخود موضوع مهمی است، اما آثار و دلالتهای مهمی در حوزههای دیگر بازار سرمایه مانند حوزههای اجرایی، روندها، اداره بازار، نظارت و بروز یا رسیدگی به تخلفات نیز دارد. ازاینرو، ضروری است تا رفع چالشهای حکمرانی در آن بازار و تقویت آن مورد تأکید قانونگذار باشد. برای این منظور، گزارش حاضر به حکمرانی بازار سرمایه توسط شورای عالی بورس میپردازد.
گزارش حاضر در ابتدا مروری بر حکمرانی در بازار سرمایه و اصول آن خواهد داشت، ابعاد متعددی از حکمرانی در شورای عالی بورس از بعد قانونی مورد واکاوی و بررسی قرار میگیرد و سپس به چالشهای حکمرانی توسط شورای عالی بورس اشاره میشود و درنهایت پیشنهادهایی در جهت رفع چالشهای حکمرانی بازار سرمایه توسط شورای عالی بورس و تقویت آن در اصلاح قانون بازار اوراق بهادار پرداخته میشود.
از منظر لغوی [2] حکمرانی اقدام یا فرایند حکومتداری یا نظارت بر کنترل و هدایت چیزی (مانند کشور یا سازمان) است. فرهنگ لغت آکسفورد [3] این واژه را چنین معنا کرده است:
«اقدام یا روش حکومت یک ایالت، سازمان و ...» است. حکومت کردن نیز بهمعنای «دارا بودن قدرت هدایت سیاست، اقدامات و امور مربوط به یک ایالت، سازمان یا مردم» است[2] .همچنین حکمرانی با عبارتهای مختلفی بهکار رفته که به عنوان نمونه، حکمرانی شرکتی که منظور، راههایی است که در آن عرضه کنندگان وجوه مالی به شرکتها از کسب عایدی مناسب از سرمایه گذاریشان مطمئن شوند [4]. منظور از حکمرانی سازمانی، منظور رویکردی جامع بوده که شامل فرایندها، استانداردها، قواعد و اقداماتی است که یک سازمان پیگیری میکند. این نوع حکمرانی، بر عملیات و اداره سازمان، اخلاق، مدیریت ریسک و مطابقت با قوانین و مقررات و سایر موارد دلالت دارد [5].
اگرچه حکمرانی در سازمانها دارای مؤلفههای مشترکی است، اما بااینحال، درخصوص نهادها و سازمانهای مالی اصول مشخصی از حکمرانی مطرح است. حکمرانی بازار سرمایه به مجموعهای از قوانین، قواعد و مقررات اطلاق میشود که کارکردهای بازارهای سرمایه را فراهم میکند [6] در این میان سازمان بینالمللی کمیسیونهای اوراق بهادار، 38 اصل را برای تنظیمگری اوراق بهادار بیان کرده که این اصول در راستای سه هدف زیر تدوین شدهاند [7]:
مطابق با آخرین استانداردهای این سازمان، اصول مزبور در 10 سرفصل بهشرح ذیل دستهبندی شدهاند:
ازآنجاکه ساختار حکمرانی بازار سرمایه در کشورهای مختلف جهان بهصورت دولایه (شورای عالی بورس و سازمان بورس و اوراق بهادار) و مشابه کشور ایران نیست، لذا ظرفیت استفاده از تجربیات جهانی پیرامون حکمرانی شورای عالی بورس در این گزارش فراهم نبود. ازاینرو، تأکید این گزارش بر اصول کلی حکمرانی است و با استفاده از آن به ارزیابی شورای عالی بورس کشور پرداخته و توصیههای تقنین به نهاد قانونگذار ارائه میشود.
حکمرانی در بازار سرمایه یکی از موضوعات مهمی است که توسط پژوهشگران، دانشمندان و سیاستگذاران بدان پرداخته شده است و به تبیین و تشریح ابعاد آن پرداختهاند. حکمرانی در بازار سرمایه به مجموعهای از قواعد، اقدامات و فرایندهایی اطلاق میشود که بر رفتار بازیگران در بازار حاکم است. همچنین برای حکمرانی در بازارهای مالی و بازار سرمایه، قواعد و اصولی حاکم است که مطالعات و پژوهشهایی در آن راستا صورت گرفته است. بهمنظور حکمرانی مطلوب در بازار سرمایه ضروری است تا مقام حکمران در آن بازار دارای ویژگیهایی باشد. بهطور خلاصه و با تجمیع برخی مؤلفههای مطرح شده ذیل یک اصل، میتوان برای یک حکمران در بازار سرمایه (شورای عالی بورس) چهار ویژگی زیر را برشمرد [8]:
در امتداد مؤلفههایی که در ادبیات بینالمللی و شاخصهای جهانی معطوف به حکمرانی در بازار سرمایه احصا شد، مؤلفههای حکمرانی زیر درخصوص شورای عالی بورس مورد تأکید است:
در ادامه این بخش با تأکید بر قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال 1384 مجلس شورای اسلامی که قانون اصلی بازار سرمایه است، ابتدا به تبیین وظایف، کارکردها و سایر احکام شورای عالی بورس پرداخته میشود و سپس به چالشها و آسیبهای حکمرانی آن اشاره میگردد.
ماده (3) قانون بازار به ترکیب اعضای شورای عالی بورس، نقشها، دوره خدمت و سایر تنظیمگریهای جزئی در این خصوص اشاره میکند. مطابق با قانون، شورای عالی بورس دارای 13 نفر عضو است که در دستهبندی زیر قرار میگیرند:
ریاست شورا با وزیر امور اقتصادی و دارایی است. دوره مأموریت نماینده کانون و اشخاص حقیقی خبره بازار سرمایه پنجساله است که حداکثر برای دو دوره میتوان ایشان را انتخاب کرد. افراد مزبور را نمیتوان از میان اعضای هیئتمدیره و کارکنان سازمان انتخاب کرد. همچنین اعضای خبره هر بورس کالایی تنها در جلسات مربوط به تصمیمگیری همان بورس شرکت میکنند.
مطابق با تبصره ماده (4) قانون، مصوبات شورا پس از تأیید وزیر امور اقتصادی و دارایی لازمالاجرا خواهد بود.
براساس قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوبه سال 1384 مجلس شورای اسلامی، شورای عالی بورس بالاترین رکن بازار سرمایه است. ماده (2) این قانون، سه کارکرد اصلی برای شورای عالی بورس تعریف کرده است:
در سایر مواد این قانون کارکردها و وظایف شورای عالی بورس معرفی شده است که در ادامه به تفصیل اشاره میشود.
در احکام متعددی از قانون بازار اوراق بهادار به حکمرانی شورای عالی بورس درخصوص سازمان بورس و اوراق بهادار اشاره میکند. در ادامه به ابعاد حکمرانی شورای عالی بورس درخصوص سازمان اشاره میشود.
درخصوص انتخاب هیئتمدیره سازمان، ماده (6) قانون چنین حکم میکند:
«هیئتمدیره سازمان دارای پنج عضو است که از میان افراد امین و دارای حُسن شهرت و تجربه در رشته مالی منحصراً از کارشناسان بخش غیردولتی به پیشنهاد رئیس شورا و با تصویب شورا انتخاب میشوند. رئیس شورا حکم اعضای هیئتمدیره را صادر میکند».
همچنین ماده (9) این قانون، درخصوص رئیس سازمان بورس چنین حکم میدهد:
«رئیس هیئتمدیره سازمان از بین اعضا هیئتمدیره به پیشنهاد اعضا و تصویب شورا برای مدت 30 ماه تعیین خواهد شد».
مطابق با تبصره «2» ماده (9) قانون، وظایف و حدود اختیارات رئیس سازمان در اساسنامه سازمان تعیین خواهد شد که توسط شورای عالی بورس تهیه میشود.
درخصوص وظایف و اختیارات هیئتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار که به شورای عالی بورس مربوط میشود در ماده (7) قانون چنین آمده است:
درخصوص وظایف شورا در هیئت داوری سازمان بورس که به اختلافات میان فعالان بازار سرمایه رسیدگی میکند، (موضوع ماده (36) قانون بازار اوراق) ماده (37) قانون تشریفات مشخصی را بیان داشته است:
«هیئت داوری متشکل از سه عضو میباشد که یک عضو توسط رئیس قوه قضائیه از بین قضات باتجربه و دو عضو از بین صاحبنظران در زمینههای اقتصادی و مالی به پیشنهاد سازمان و تأیید شورا به اختلافات رسیدگی میکند. رئیس قوه قضائیه و سازمان با تأیید شورا علاوهبر نماینده اصلی خود، هریک، عضو علیالبدل تعیین و معرفی میکنند تا در صورت غیبت عضو اصلی مربوط در هیئت داوری شرکت کند. شرایط عضو علیالبدل همانند عضو اصلی میباشد».
مطابق با این حکم قانونی، صاحبنظران اقتصادی و مالی با تأیید شورای عالی بورس منصوب میشوند. همچنین اعضای علیالبدل این هیئت که توسط سازمان بورس و اوراق بهادار معرفی شده است با تأیید شورای عالی بورس منصوب خواهند شد.
4. تعیین شرایط بحرانی یا اضطراری در بازار سرمایه
در قانون بازار درخصوص شرایط اضطراری و بحرانی تشریفات و احکام متعددی دیده شده است. بهطور مشخص، درخصوص اداره بازار سرمایه در مواقع بحرانی یا اضطراری، سازمان مجاز است دستور تعطیلی و یا توقف انجام معاملات هریک از بورسها را حداکثر بهمدت سه روز کاری صادر کند. در صورت تداوم شرایط اضطراری، این مدت با تصویب شورا قابل تمدید خواهد بود. علاوهبراین، تشخیص این شرایط براساس دستورالعمل اجرایی خواهد بود که به پیشنهاد سازمان به تأیید شورا میرسد (ماده (33)).
با بررسی قانون بازار اوراق بهادار (حوزه تقنین) و آنچه که در عمل رخ داده است (حوزه اجرا)، مشخص میشود که چالشهای حکمرانی متعددی در بازار سرمایه وجود دارد. در ادامه این بخش به تفصیل به چالشهای حکمرانی شورای عالی بورس اشاره میشود.
شورای عالی بورس در تصمیمگیریها و اجرای وظایفی که در قانون برای آن ذکر شده، دارای تعارضات منافع جدی است. اصلاح این چالش تنها در سطح قانون امکانپذیر بوده و ضروری است تا قانونگذار در اصلاح قانون مزبور بدان توجه لازم را داشته باشد.
لازم به تأکید است که منظور از تعارض منافع بهمعنای امکان وقوع سوءاستفاده از موقعیت است و بهمعنای تحقق سوءاستفاده اعضای فعلی و سابق شورای عالی بورس از منصب نامبرده نیست.
در ادامه این بخش، به مهمترین انواع تعارض منافع در شورای عالی بورس اشاره میشود.
ترکیب اعضای شورای عالی بورس نشان میدهد که تعارض منافع در تصمیمگیریها وجود دارد. بهبیان شفافتر، وظایف شورای عالی بورس بهطور مشخص موضوع بندهای «1»، «2»، «4» و «5» ماده (4) قانون بازار اوراق بهادار با حضور اعضای بخش خصوصی شورای عالی بورس که به تصمیمگیری اقدام میکنند، محل تعارض منافع در شورای عالی بورس است. اگرچه ضروری است تا نظرات بخش خصوصی و افراد خبره بازار اخذ شود، اما داشتن حق رأی و تصمیمگیری در حوزههایی که ذینفع آن هستند، موقعیتهای تعارض منافع را ایجاد میکند.
دلالت این تعارض منافع در دو سطح تصمیمگیری ۱. تصمیمگیریهای ناظر بر سیاستگذاریهای اجرایی و مقرراتگذاری (وظایف و کارکردهای سیاستگذاری اجرایی شورا) و 2. تصمیمگیریهای ناظر بر نظارت شورا بر اعضای خود (وظایف و کارکردهای نظارتی شورا) نمود مییابد و میتواند تصمیمگیری اعضای شورا را تحت تأثیر قرار دهد.
شورای عالی بورس بالاترین رکن بازار است. اعضای این شورا به اطلاعات و دادههای فراوانی دسترسی دارند که بخشی از آن، محرمانه است و در دسترس عموم نیست و لذا رانت اطلاعاتی بالقوهای را برای اعضای این شورا فراهم میآورد. این موضوع زمانی اهمیت پیدا میکند که افراد تصمیمگیر در شورای مزبور، خود ذینفع باشند و بتوانند از اطلاعات در جهت منافع شخصی یا سازمانی خود استفاده کنند.
گفتنی است که قانونگذار به این تعارضات منافع آگاه بوده و در احکام متعددی از قانون بازار اوراق بهادار سعی داشته است تا تعارض منافع (موضوع بندهای «1» و «2» چالش اشاره شده) را مدیریت کند و یا کاهش دهد.
بهطور مشخص، ماده (16) این قانون به ممنوعیت معاملات اوراق بهادار ثبت شده یا در شرف ثبت نزد سازمان یا هرگونه فعالیت و مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در انجام معاملات مذکور توسط اعضای شورای عالی بورس و اشخاص تحت تکفل آنها اشاره دارد.
همچنین در ماده (17) قانون بازار اوراق، قانونگذار به افزایش شفافیت درخصوص داراییها و فعالیتهای اقتصادی و مالی اعضای شورای عالی بورس و سازمان بورس و اوراق بهادار اشاره میکند و آنها را مکلف میکند تا نسبت به افشای آن به رئیس قوه قضائیه اقدام کنند.
علاوهبراین، ماده (18) قانون مزبور به ممنوعیت افشای اطلاعات محرمانه بهطور مستقیم یا غیرمستقیم حتی پس از خاتمه دوران تصدی اشاره میکند و خاطیان از این حکم قانونی را به مجازاتهای مقرر در ماده (46) قانون محکوم میکند.
بااینحال، ضروری است تا در اصلاح قانون بازار اوراق بهادار ابعاد کاملتری از تعارض منافع در بازار سرمایه و به خصوص سطوح تصمیمگیری و سیاستگذاری منظور شود.
ماهیت تعارض منافع این مورد با دو مورد قبلی متفاوت است. تعارض منافع ناشی از استقرار دبیرخانه شورای عالی بورس در سازمان بورس و اوراق بهادار ازاینحیث است که سبب میشود تا نظارت بر سازمان بورس و اوراق بهادار و همچنین بررسی شکایات از سازمان بورس و اوراق بهادار توسط شورای عالی بورس (بند «7» ماده (4)) به شکل کامل صورت نگیرد. بهطور مشخص، وظیفه دبیرخانه شورای عالی بورس که در سازمان بورس و اوراق بهادار مستقر است، دریافت نظرات و شکایات از فعالان و ذینفعان بازار سرمایه و همچنین تهیه دستور جلسات شورای عالی بورس و دعوت از اعضای شوراست. بااینبیان، درصورتیکه شکایاتی از سازمان بورس و اوراق بهادار توسط فعالان بازار یا اشخاص ثالث به این دبیرخانه مطرح شود و یا پیشنهادهایی ارائه شود که به هر دلیل، سازمان درخصوص آن مخالفت داشته باشد، ممکن است در دستور کار شورا قرار نگیرد و از طریق دبیرخانه (سازمان بورس و اوراق بهادار) منعکس نشود. بنابراین ضروری است تا با سازوکار جدید و مشخصی که در قانون تعیین میشود، این چالش مرتفع شود. بهعنوان نمونه، طرح شکایات از سازمان بورس و اوراق بهادار میتواند از طریق هیئت نظار در جلسات شورای عالی بورس عنوان شود.
حضور نماینده یا نمایندگانی از دولت در شوراها و ساختارهای مشابه آن که قانونگذار در قوانین متعددی به آن تأکید دارد، دارای مزایای متعددی است. حمایت و پیگیری حقوق عمومی افراد ازجمله مزایای حضور دولت در این نوع از شوراهاست. بررسی ترکیب اعضای شورای عالی بورس نشان میدهد که قانونگذار از شورای عالی بورس، انتظار شورایی هماهنگکننده داشته است که در آن از تمامی قوای حاکمیت نماینده حضور دارد. همچنین، در این شورا بخش خصوصی اعم از فعالان بازار سرمایه (نماینده کانونها) و خارج از بازار سرمایه (نماینده اتاق ایران و اتاق تعاون) حضور دارند.
بااینحال، حضور دولت میتواند در برخی مسائل سویههای منفی در شورای عالی بورس بههمراه داشته باشد و در برخی مواقع، موجب ترجیح منافع دولت بر منافع عمومی شود. بهطور مشخص، تبصره ماده (4) قانون بیان میکند که مصوبات شورا پس از تأیید وزیر امور اقتصادی و دارایی لازمالاجرا خواهد بود. این حکم قانونی سبب میشود که وزیر امور اقتصادی و دارایی که شخص دولتی محسوب میشود، درخصوص تصمیمات شورا دارای حق وتو باشد و مداخلات شخص وزیر در تصمیمات بازار سرمایه افزایش یابد. درنتیجه، شورای عالی بورس نمیتواند بهعنوان یک شورای مستقل از دولت به تصمیمگیری و سیاستگذاری اقدام کند، بلکه تصمیمگیرنده اصلی شخص وزیر اقتصاد است.
گفتنی است که این بند از تبصره بهدلیل رفع مغایرت با اصل (138) قانون اساسی مطرح شده است. بهطور مشخص، براساس قانون اساسی وظیفه تدوین آییننامههای اجرایی قوانین بهطور عام و قوانین بازار سرمایه (بورس و اوراق بهادار) بهطور خاص، برعهده هیئتوزیران یا کمیسیونی متشکل از چند وزیر است، لذا ابلاغ مقرراتی که از حیث ایجاد حق و تکلیف برای شهروندان در سطح آییننامه اجرایی قلمداد میشود، لازم است به تصویب وزیر یا هیئتوزیران یا کمیسیونی متشکل از وزیران برسد. بااینبیان، پیشنهادهای مطروحه درخصوص اصلاح قانون بازار اوراق بهادار باید ملاحظات قانون اساسی را رعایت کند و مغایرتی با آن قانون نداشته باشد. لذا تأکید این گزارش نیز با رعایت حدود و ثغور قانون اساسی از طرفی و کاهش سویههای منفی دولت در شورای عالی بورس از طرف دیگر خواهد بود.
یکی دیگر از چالشهای حکمرانی و تصمیمگیری در شورای عالی بورس، آسیبهای ناظر بر ترکیب اعضای شورای عالی بورس است. در این خصوص ضروری است تا ترکیب اعضا طوری در شورا قرار داشته باشند که بتوان از ظرفیت ایشان به شکل مؤثرتری در راستای سیاستگذاریهای کلان بازار سرمایه و تصمیمگیریهای صحیح و تخصصی بهرهمند شد. درواقع، اگرچه امروزه با توسعه بازار سرمایه، تمامی حوزههای اقتصادی بهنحوی با این بازار مرتبط هستند، اما ضروری است تا ترکیب اعضای شورای عالی بورس بهگونهای اصلاح شود که توان اجرای وظایفی که برای آن در قانون آمده است را داشته باشد.
یکی از چالشهای اجرایی حکمرانی در بازار سرمایه، عدم کیفیت مطلوب جلسات شورای عالی بورس است. قسمتی از این چالش اجرایی به قانون بازار اوراق مربوط میشود و ضروری است تا اصلاحات براساس آن صورت گیرد. بهطور مشخص دو حوزه درخصوص جلسات شورای عالی بورس باید مدنظر قرار گیرد و ارتقا یابد:
بازار سرمایه با توسعه دانشهای متعدد و استقبال گسترده عمومی طی سالهای اخیر، رشد کرده است. ازاینرو، ضروری است تا حکمرانی آن بهطور تخصصی توسط افراد مرتبط با این حوزه صورت پذیرد. همچنین میتوان بیشتر از ظرفیت کمیتههای تخصصی ذیل شورای عالی بورس بهمنظور ارتقای سطح تصمیمگیری بهرهمند شد. ضرورت دارد سازوکارهایی جهت حضور مؤثر اعضا یا نمایندگان اعضا در جلسات شورای عالی بورس لحاظ شود. همچنین بهمنظور ارتقای سطح تصمیمگیری در شورای عالی بورس، ضروری است تا اصول قانونگذاری موضوع جزء «۹» بند «۹» سیاستهای کلی نظام قانونگذاری ابلاغی 1398/7/6 مقام معظم رهبری (بهمعنای عام آن که شامل مقرراتگذاری نیز میشود)، مدنظر قرار گیرد. مطابق با این بند، بر «جلب مشارکت حداکثری مردم، ذینفعان و نهادهای قانونی مردمنهاد تخصصی و صنفی در فرایند قانونگذاری» تأکید شده است.
وظایف و مسئولیتهایی که در قانون بازار اوراق برای شورای عالی بورس در نظر گرفته شده، بسیار گسترده و متنوع بوده و لازم است تا زمان مبسوط برای آن اختصاص یابد. این در صورتی است که ممکن است صرف زمان مکفی برای برخی از اعضای شورا میسر نباشد که سبب میشود حق رأی ایشان در تصمیمات شورا لحاظ نشود و آنچه که قانونگذار خواسته است در عمل به اجرا در نیاید.
مطابق با قانون بازار اوراق بهادار، شورای عالی بورس موظف است نسبت به اموری اقدام کند که ماهیت اجرایی دارد. بهعنوان نمونه، بند «5» ماده (4) قانون بیان میدارد که صدور، تعلیق و لغو مجوز فعالیت بورسها، بازارهای خارج از بورس، شرکتهای سپردهگذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه و شرکتهای تأمین سرمایه از وظایف شورای عالی بورس است. بندهای «14» و «15» همان ماده نیز وظایف اجرایی برای شورای عالی بورس در نظر گرفته است.ضروری است تا شورای عالی بورس به وظایف نظارتی و سیاستگذاری بپردازد و وظایف اجرایی به سازمان بورس و اوراق بهادار محول شود. در مقابل، پاسخگویی و شفافیت سازمان بورس و اوراق بهادار نسبت به شورای عالی بورس افزایش یابد.
ورود شورای عالی بورس به حوزه اجرایی دارای ایرادات متعددی است که در ادامه اشاره میشود:
علاوهبر چالشهای قانونی ذکر شده درخصوص حکمرانی در شورای عالی بورس، قانون بازار اوراق بهادار مصوب سال 1384 مجلس شورای اسلامی دچار خلأهای قانونی پیرامون حکمرانی در بازار سرمایه نیز است. بهطور مشخص، احکام قانونی صریحی درخصوص عزل اعضای شورای عالی بورس، کیفیت عزل اعضای هیئتمدیره سازمان بورس و اوراق بهادار، کیفیت عزل رئیس سازمان بورس، نحوه رسیدگی به تخلفات اعضای هیئتمدیره و رئیس سازمان بورس و مواردی ازایندست وجود ندارد.
قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران نیازمند اصلاح در سطوح مختلفی است. موضوع گزارش حاضر حکمرانی بازار سرمایه توسط شورای عالی بورس بوده و بهتبع آن، اصلاحات آن مورد تأکید است. برای این منظور ضروری است تا الف) برخی احکام به قانون بازار اوراق بهادار الحاق گردد (رفع چالشهای ناظر بر خلأهای قانونی) و ب) برخی احکام فعلی اصلاح و یا تقویت شود.
با توجه به اینکه ساختار حکمرانی بازار سرمایه کشورهای جهان، مشابه ساختار حکمرانی در کشور ایران نیست، لذا امکان بررسی تطبیقی این مسئله در این گزارش فراهم نبود و پیشنهادهای این بخش، با بهرهگیری از گزارههای کلی حکمرانی، اقتضائات بومی و رعایت ملاحظات قانون اساسی صورت پذیرفته است.
-انتشار عمومی صورتهای مالی حسابرسی شده سازمان بورس و اوراق بهادار، یادداشتهای توضیحی همراه با صورتهای مالی و گزارش عملکرد سالیانه (گزارش مطابقت اقدامات و تصمیمات با سیاستگذاریهای شورا)،
-افشای میزان کارمزدهای اخذ شده توسط سازمان و محل هزینهکرد آنها در گزارش سازمان،
-افشای داراییها و اوراق بهادار تحت مالکیت اعضای شورای عالی بورس و اعضای هیئتمدیره سازمان و اشخاص وابسته به آنها در بدو و انتهای تصدی مسئولیت و هر سه ماه به رئیس قوه قضائیه و دبیرخانه شورا،
-طراحی و راهاندازی سامانه مجوزدهی (انواع مجوزهای در دست سازمان بورس اعم از مجوز افزایش سرمایه، مجوز تصدی سمت مدیریتی، مجوز انتشار اوراق، مجوز عرضه عمومی اولیه و سایر موارد مشابه) در بازار سرمایه بهمنظور افزایش شفافیت مراحل مختلف مجوزدهی برای درخواستکننده (این سامانه، هر مرحله از فرایند مجوزدهی و ضربالاجل پاسخگویی سازمان و دلیل رد درخواست متقاضیان مشخص است).
بازار بورس و اوراق بهادار یا همان بازار سرمایه یکی از بازارهای مهم اقتصادی و مالی هر کشوری است که دولتها و بخش غیردولتی میتوانند به روشهای متعددی نسبت به تأمین مالی از آن اقدام کنند. حکمرانی بازار سرمایه یکی از محورهای کلیدی در تسهیل این کارکرد مهم است. ارزیابیها حاکی از آن است که ضروری است تا حکمرانی این بازار که بهطور عمده توسط شورای عالی بورس صورت میپذیرد، اصلاح و ارتقا یابد. ضعف در حکمرانی این بازار میتواند زمینههای التهاب و متضرر شدن آحاد مردم و ذینفعان را موجب شود.
گزارش حاضر پس از بررسی ابعاد مختلفی از اصول حکمرانی در بازارهای سرمایه، موارد ذیل را درخصوص ارتقای حکمرانی بازار سرمایه ایران توسط شورای عالی بورس مورد تأکید قرار داد:
اصول مزبور به رفع چالش های حکمرانی در بازار سرمایه و ارتقای آن کمک میکند. چالشهایی که در گزارش مورد اشاره قرار گرفته بهشرح زیر است:
بااینبیان، ضروری است تا رفع نواقص و ارتقای حکمرانی این بازار با رعایت اصول حکمرانی و تنظیمگری مدنظر قرار گیرد. در این میان نقش نهاد قانونگذار بسیار پررنگ است؛ چراکه بسیاری از ابعاد حکمرانی این بازار در قانون اصلی بازار سرمایه یعنی قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1384 مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین بهدلیل آنکه حکمرانی بازار سرمایه با حقوق آحاد مردم مرتبط بوده، ضروری است تا قانونگذار نسبت به قانونگذاری در حوزه حکمرانی بازار سرمایه حساس باشد.
مواردی که در این گزارش مورد اشاره قرار گرفت میتواند موجب ارتقای حکمرانی در بازار سرمایه شود و پیشنهاد میشود تا مجلس شورای اسلامی بهعنوان بالاترین نهاد قانونگذار در کشور، موارد مزبور را به تصویب برساند.