خلاصه مدیریتی
کشورهایی که ارتباطات گستردهای با یکدیگر دارند، بهصورت معمول با انعقاد موافقتنامههای متعددی از قبیل اقتصادی، فرهنگی و غیره سطح همکاریهای بین خود را ارتقا میدهند. یکی از موافقتنامههایی که در این راستا قابلذکر است معاهدات دوجانبه همکاری حقوقی است که به چند دسته تقسیم میشوند که از جمله آنها میتوان به معاهدات استرداد محکومین، انتقال محکومین و سازوکارهای همکاری حقوقی و قضایی مانند آموزش نیروهای انسانی اشاره کرد. در همین راستا جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان با تنظیم موافقتنامه معاضدت حقوقی متقابل در امور مدنی و تجاری به دنبال فراهم ساختن زمینه انجام مقدمات لازم برای همکاری در امور مدنی و مسائل ناظر به امور تجاری هستند. مطابق با آنچه که در خصوص انعقاد این موافقتنامه توسط دولتهای طرف آن اعلام شده، فرض بر این است که دولتها به یکدیگر کمک مینمایند تا طرف مقابل بتواند دعاوی اتباعش را که به نحوی دارای اثری در آنسوی مرزها و در خاک کشور مقابل دارد یا از آن دولت متأثر میشود بهصورت بهتری مورد رسیدگی قرار دهد و بتواند به نتیجه مطلوب نائل شود.
انعقاد چنین معاهداتی موجب پررنگتر شدن همکاریهای دوجانبه و کمک به اجرا و اعمال قوانین مدنی و اجرای آراء میشود لذا از این منظر مفید و مؤثر تلقی میگردد. بااینهمه، نظر به ایراد احتمالی مغایر شرع بودن برخی مفاد این موافقتنامهها همانطور که پیشتر در رویه شورای محترم نگهبان دیده شده است، تصویب این موافقتنامه منوط به احراز تشخیص مصلحت و ضرورت دراینخصوص است.
مطابق با آنچه بیان شد پیشنهاد میشود علاوه بر رفع ابهامات پیشگفته در متن گزارش، تبصرهای ذیل مادهواحده به شرح زیر اضافه شود:
«تبصره: رعایت اصول 77 و 125 و 139 قانون اساسى جمهوری اسلامی ایران در خصوص اصلاح و اجرای این موافقت نامه الزامی می باشد»
مقدمه
لایحه «موافقتنامه معاضدت حقوقی متقابل در امور مدنی و تجاری بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری اسلامی پاکستان» که در تاریخ 1403/5/24 به تصویب هیئت وزیران رسیده است در تاریخ 1403/6/28 از سوی دولت برای طی تشریفات تقنینی به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.
کشورهایی که ارتباطات گستردهای با یکدیگر دارند، بهصورت معمول با انعقاد موافقتنامههای متعددی از قبیل اقتصادی، فرهنگی و غیره سطح همکاریهای بین خود را ارتقا میدهند. یکی از موافقتنامههایی که در این راستا قابلذکر است معاهدات دوجانبه همکاری حقوقی است که به چند دسته تقسیم میشوند که از جمله آنها میتوان به معاهدات استرداد محکومین، انتقال محکومین و سازوکارهای همکاری حقوقی و قضایی مانند آموزش نیروهای انسانی اشاره کرد. در همین راستا جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان با تنظیم موافقتنامه معاضدت حقوقی متقابل در امور مدنی و تجاری به دنبال فراهمساختن زمینه انجام مقدمات لازم برای همکاری در امور مدنی و مسائل ناظر به امور تجاری هستند.
تحلیل انواع موافقتنامههای حقوقی - قضایی
در ابتدا لازم به نظر میرسد که گونهشناسی موافقتنامههای همکاری حقوقی و قضایی را روشن کنیم تا جایگاه لایحه «موافقتنامه معاضدت حقوقی متقابل در امور مدنی و تجاری بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری اسلامی پاکستان» مشخص گردد:
در واقع «استرداد یک فرآیند رسمی است که طی آن دولتی از دولت دیگر میخواهد که شخص مورد تقاضای وی و یا فرد متهم و یا محکوم به ارتکاب یکی از جرایم ناقض قوانین کشور تقاضاکننده را به این کشور تحویل دهد. بازگرداندن شخص مورد تقاضا، به این دلیل درخواست میشود که آن شخص به واسطه جرم و یا جرایمی که مرتکب شده است در کشور تقاضاکننده موضوع دادرسی و یا مجازات قرار گیرد.» موافقتنامههای دوجانبه استرداد متهمین و محکومین از قدیمیترین معاهدات در حقوق بینالملل هستند و تاریخ انعقاد برخی از آنها به سالهای پایانی قرن نوزدهم میرسد.
بر این اساس، معمولاً در اینگونه از موافقتنامهها، محکوم میتواند در صورت وجود شروط دیگر رضایتش را برای انتقال به دولت متبوعش برای سپریکردن محکومیت حبسش اعلام کند. البته در صورت اعلام رضایت شخص محکوم، پذیرش انتقال وی همچنان منوط به اعلام رضایت کشور صادرکننده حکم و کشور اجراکننده حکم است. در واقع محکوم، حق ارائه درخواست را دارد ولی کشورهای صادرکننده حکم و اجراکننده آن مکلف به پذیرش چنین درخواستی نمیباشند و اعلام رضایت آنها بهعنوان عنصری ضروری از فرآیند تحقق انتقال میباشد.
بر اساس آنچه که بیان شد، تفاوتهای اساسی بین دو نوع معاهده اول و دوم به چشم میخورد: اولاً در معاهدات نوع اول کسب رضایت مجرم یا متهم در امر استرداد شرط نیست درحالیکه در معاهدات دسته دوم، رضایت شخص محکوم در امر انتقال تأثیرگذار است. ثانیاً تفاوت عمده دیگری که بین این دو معاهده وجود دارد مسئله نظم عمومی است. در معاهدات نوع اول، واقعیت آن است که نظم عمومی کشور متقاضی استرداد نقض شده است درحالیکه در معاهدات نوع دوم نظم عمومی کشور صادرکننده حکم نقض شده است. ثالثاً هدف از معاهدات گونه اول تأمین نظم و امنیت کشور متقاضی استرداد است درحالیکه در معاهدات نوع دوم بیشتر منافع و مصالح شخص محکوم موردتوجه است.
چنانچه از عنوان لایحه مورد بررسی در گزارش حاضر بر میآید، موضوع این موافقتنامه «معاضدت حقوقی در امور مدنی و تجاری» است و نه «انتقال یا استرداد مجرمین» و یا «معاضدت قضایی در امور کیفری» لذا آنچه در ذیل معاهدات نوع چهارم عنوان شد به همراه موارد مضاعفی در حوزه همکاری در امور تجاری میبایست در خصوص این لایحه موردتوجه قرار گیرد.
آثار تصویب معاهده
مطابق با مقدمه موافقتنامه، یکی از اهداف آن، گسترش مناسبات دو کشور و ارتقای سطح همکاری دوجانبه و تحکیم مناسبات میان دو طرف برای تسهیل گستردهترین سطح معاضدت حقوقی متقابل در امور مدنی و تجاری معرفی شده است. هر کشوری در سرزمین خود دارای صلاحیت قضایی است و مناسب است بهجای اینکه معاضدت حقوقی را صرفاً به رفتار متقابل و موردی محدود نمود آن را از طریق یک سازوکار از پیش تعیین شده و چارچوبمند دنبال کرد.
مطابق با آنچه که در خصوص انعقاد این موافقتنامه توسط دولتهای طرف آن اعلام شده، فرض بر این است که دولتها به یکدیگر کمک مینمایند تا طرف مقابل بتواند دعاوی اتباعش را که به نحوی دارای اثری در آن سوی مرزها و در خاک کشور مقابل دارد یا از آن دولت متأثر میشود بهصورت بهتری مورد رسیدگی قرار دهد و بتواند به نتیجه مطلوب نائل شود. منطقاً هر نوع هماهنگی برای تبادل اطلاعات و انجام تشریفات و اقدامات قضایی بین دو کشور مستلزم آن است که یک مسیر و مجرای مشخص، تبیین و مشخص شود. ازاینرو، مطابق با ماده 1 موافقتنامه، وزارت دادگستری و قوه قضائیه از جانب جمهوری اسلامی ایران و معاون دادستان کل، وزارت قانون و دادگستری از سوی جمهوری اسلامی پاکستان مقام مرکزی اجرای موافقتنامه تعیین شدهاند. البته این نهادها حسب مورد در واقع بهنوعی هماهنگکننده و انجامدهنده اقدامات شکلی و نقطه تماس و مجری صلاحیتهای قضایی کشور مربوط خود هستند.
ارزیابی لایحه و پیشنهادات
«تبصره: رعایت اصول 77 و 125 و 139 قانون اساسى جمهوری اسلامی ایران در خصوص اصلاح و اجرای این موافقت نامه الزامی می باشد»
نتیجهگیری
اینگونه معاهدات میتوانند موجب تحرک بخشیدن به دستگاههای اجرایی کشور شده و کمک کنند تا با بهرهمندی از نگاهی تطبیقی به نظامهای حقوقی کشورهای دیگر بتوان خلاءهای احتمالی نظام حقوقی ملی را پوشش داد. در عین حال موجبات تسهیل مراودات دو کشور و اتباع آنها را نیز فراهم میآورد. انعقاد چنین معاهداتی موجب پررنگتر شدن همکاریهای دوجانبه و کمک به اجرا و اعمال قوانین مدنی و اجرای آراء میشود لذا از این منظر مفید و موثر تلقی میگردد. با این همه، نظر به ایراد احتمالی مغایر شرع بودن برخی مفاد این موافقتنامهها همان طور که پیشتر در رویه شورای محترم نگهبان دیده شده است، تصویب این موافقتنامه منوط به احراز تشخیص مصلحت و ضرورت در این خصوص است.
پیشنهاد میشود، مطابق با آنچه بیان شد علاوه بر رفع ابهامات پیش گفته در متن گزارش، تبصره ای ذیل ماده واحده به شرح زیر اضافه شود:
«تبصره: رعایت اصول 77 و 125 و 139 قانون اساسى جمهوری اسلامی ایران در خصوص اصلاح و اجرای این موافقت نامه الزامی می باشد».