معرفی شاخص های جهانی سنجش افکارعمومی«2»: شاخص های سنجش مشارکت سیاسی

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسنده

کارشناس دفتر افکارسنجی ملت، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

چکیده
گزارش حاضر تلاش می کند تا از طریق مرور ادبیات نظری مشارکت سیاسی و بررسی شاخص های جهانی در این زمینه، دانش و شناخت لازم برای طراحی یک شاخص بومی جامع را فراهم سازد. از این رو، در این گزارش شاخص های پرکاربرد جهانی در سنجش مشارکت سیاسی و همچنین تعاریف نظریه پردازان مختلف از مفهوم مشارکت سیاسی بررسی شده است. در پایان، مجموعه ای از نشانگرهای مختلفی که در شاخص های جهانی برای سنجش ابعاد مهم مشارکت سیاسی به کار رفته اند، دسته بندی و ارائه شده اند. با مقایسه تعاریف مختلفی که از مفهوم مشارکت سیاسی ارائه شده ، چنین استنتاج می شود که فعالیت های سیاسی رسمی و قانونی مانند شرکت در انتخابات و عضویت در احزاب، در هسته اصلی اغلب تعاریف قرار دارند و فعالیت های اعتراضی مانند اعتصاب و تحصن، مشارکت های اجتماعی مانند کمک به خیریه ها و فعالیت های ذهنی و شناختی مانند مطالعه یا تماشای اخبار در درجه دوم اهمیت جای دارند. در بخش معرفی شاخص ها، پنج شاخص معرفی شده است. نکته ای که درمورد این شاخص ها وجود دارد این است که طراحی نشانگرهای آن ارتباط زیادی با ویژگی های سیاسی و فرهنگی جامعه آماری دارد و نمی توان آنها را به همان شکل در جوامع دیگر به کار برد. این نشانگرها در هفت دسته کلی رأی دهی، حمایت/طرفداری، کنش در ساختار رسمی، مشارکت مدنی، مصرف محتوای سیاسی، کنش غیررسمی، زندگی روزمره و فعالیت های سیاسی قابل تقسیم هستند.

گزیده سیاستی

 با مطالعه شاخصهای جهانی در حوزه مشارکت سیاسی، میتوان نتیجه گیری کرد طراحی شاخصهای مشارکت سیاسی ارتباط زیادی با ویژگیهای سیاسی و فرهنگی جامعه آماری دارد و نیاز است که شاخصهای بومی متناسب با شرایط کشور طراحی شوند. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات

خلاصه مدیریتی

بیان/ شرح مسئله

معرفی و توصیف شاخص‌های جهانی افکارسنجی یکی از سنت‌های مرسوم در میان مراکز و موسسات نظرسنجی به حساب می‌آید. با مطالعه و الهام گرفتن از این شاخص‌ها هر کشوری می‌تواند متناسب با نیازها و مسائل حکمرانی خود، شاخص‌های بومی و استانداری را تنظیم کرده و به صورت مستمر به سنجش آن موضوع بپردازد. در همین راستا، افکارسنجی ملت در نظر دارد در سلسله گزارش‌هایی با عنوان «معرفی شاخص‌های جهانی سنجش افکارعمومی» به معرفی شاخص‌های معتبر بین‌المللی در این زمینه بپردازد. گزارش حاضر، دومین گزارش از این سلسله گزارش‌ها است که با هدف معرفی و مرور نظریات و شاخص‌های مشارکت سیاسی به عنوان یکی از کنش‌های شهروندی مهم تدوین شده ‌است. نرخ مشارکت سیاسی و تغییرات آن در مقاطع مختلف از موضوعاتی است که همواره نظر سیاست‌مداران و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. با توجه به اهمیت این موضوع، ادبیات نظری مفصلی پیرامون آن وجود دارد که تعریف مفهوم مشارکت سیاسی، روش اندازه ­گیری و سنجش آن و مطالعه عوامل مؤثر بر آن را شامل می­شود. یکی از ابزارهای علمی برای سنجش مفاهیم انتزاعی چون مشارکت سیاسی، شاخص­ها هستند. شاخص­ها مفاهیم پیچیده و غیرملموس را به اجزا و ابعاد تشکیل دهنده آن تقسیم می­کنند و با کمک نشانگرها به تشخیص هر یک از این ابعاد و اجزا می­پردازند. برآیند مجموع نشانگرها تحت عنوان شاخص وضعیت مفهوم موردنظر را از نظر شدت و جهت نشان می­دهد. از فواید کاربرد شاخص در تحقیقات اجتماعی، روایی و پایایی آن و امکان مقایسه نتایج در جوامع و زمان­های متفاوت است. به همین منظور در این گزارش تلاش شده با معرفی شاخص­های مطرح مشارکت سیاسی، الگویی برای طراحی یک شاخص بومی ارائه شود.

نقطه نظرات / یافته ­های کلیدی

مشارکت سیاسی خصوصاً در کشورهای غربی ادبیات گسترده­ای دارد. نظریه ­پردازان مختلف، طیف وسیعی از فعالیت­های رسمی و قانونی را از داوطلب‌شدن برای پُست­های سیاسی گرفته تا نافرمانی مدنی را ذیل این عنوان آورده­ اند. اما با دقت­نظر در تمایزات مفهومی و مصادیق آنها در عرصه سیاسی می­توان به روشنی مرزهای میان مشارکت سیاسی و کنش سیاسی را دریافت. کنش سیاسی اعم از مشارکت سیاسی است. در واقع مشارکت سیاسی مجموعه­ای از کنش­های سیاسی است که ضمن به رسمیت شناختن نظام حاکم در جهت بهبود اداره کشور، داوطلبانه از سوی شهروندان عادی یک جامعه انجام می­گیرد. سنجش میزان مشارکت سیاسی و تغییرات آن در طول زمان برای تحلیلگران و مدیران ارشد کشورها همواره اهمیت داشته است؛ چرا که نشانگر اعتماد، مشروعیت، رشد فکری و سیاسی و انسجام و تعلق اجتماعی یک جامعه است. به این منظور شاخص­های متفاوت و متعددی طراحی شده که برخی از آنها برای سالیان پیاپی و در سطح بین­ المللی اجرا می­شوند.

در این گزارش 5 شاخص مطرح خارجی با جزئیات معرفی شده­ است. مواردی که بین این شاخص­ها مشترک است، عبارتند از: رأی­ دهی، عضویت در گروه­ها، احزاب یا انجمن­های سیاسی، تماس گرفتن یا ملاقات با مسئولین، شرکت در جلسات و مراسم سیاسی، تلاش برای متقاعد کردن دیگران یا جلب آراء آنان به نفع نامزد موردنظر و کمک مالی به احزاب یا شخصیت­های سیاسی.

پیشنهاد راهکارهای تقنینی ، نظارتی یا سیاستی

یافته ­های این پژوهش نشان می­دهد شاخص­های مطرح و جهانی بر اساس سبک زندگی غربی، نوع نظام­های سیاسی حاکم و فرهنگ آن جوامع تهیه شده و استفاده از آنها بدون ایجاد تغییر و اصلاح در جامعه ایران نتایج دقیقی بدست نمی­دهد و نتایج اجرای این شاخص­ها در کشور نمی­تواند با نتایج حاصل از کشورهای دیگر مقایسه شود. بهتر است از این شاخص­ها به جهت روشن­تر شدن ابعاد مفهومی موضوع مورد مطالعه و آشنایی با ظرافت­های روش ­شناختی استفاده کرد. در نهایت این گزارش می­تواند در جهت طراحی شاخص بومی مشارکت سیاسی و همچنین به آزمون گذاشتن فرضیه عوامل مؤثر بر افزایش میزان مشارکت سودمند باشد.

 

1.مقدمه

مشارکت سیاسی شهروندان همواره برای نظام­های مختلف حکمرانی دارای اهمیت است. اهمیت این امر در نظام‌های مردم‌سالار دوچندان است؛ چرا که مشروعیت سیاسی این نظام‌ها در گرو مشارکت سیاسی شهروندان قرار دارد. البته مشارکت سیاسی عنوان عامی است که مصادیق آن می­تواند در جوامع مختلف متفاوت باشد، اما در مجموع، مشارکت سیاسی نشانه­ای از اعتماد متقابل نظام سیاسی و شهروندان به یکدیگر و پویایی سیاسی و اجتماعی است و عامل انسجام و وحدت نیروهای درون یک کشور به حساب می­ آید. رقابـت سیاسی نهادمند که در نتیجه مشارکت سیاسی بوجود می­آید، تعارض و منازعه را به وفاق، مدارا و تحمل تبدیل می­کند و از این رو، نقشی تعیین­ کننده در کیفیت و دوام نظام­های سیاسی دارد. به همین دلیل سازمان­ها و نهادهای پژوهشی، تمایل زیادی به سنجش و مقایسه مشارکت سیاسی در کشورها و دوره ­های تاریخی مختلف دارند. همین امر، مؤید ضرورت استفاده از ابزار­های دقیق و معتبر برای اندازه گیری مشارکت سیاسی است.

ابزاری که برای سنجش مشارکت سیاسی مردم به‌کار می­رود، در صورتی که دقت و اعتبار کافی را داشته باشد، می­تواند برای مقایسه جوامع مختلف با یکدیگر و نیز تغییرات یک جامعه در طول زمان سودمند باشد. به همین دلیل اندیشمندان رشته‌های علوم سیاسی و اجتماعی با همکاری متخصصان آمار و سنجش و اندازه ­گیری، شاخص­هایی را طراحی کرده ­اند که برخی از آن­ها در بیش از صد کشور و در طول نیم قرن به‌کار گرفته شده‌اند. به عنوان مثال پروژه آی­کوما و مورگن­بسر از سال 1960 تا 2011 در 548 انتخابات پارلمانی در 108 کشور استفاده شده است[1]. همچنین «گزارش کمیسیون سنجش عملکرد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی» (2009) که با همکاری استیگلیتز و آمارتیا سن و جمعی دیگر از اندیشمندان نگاشته شده است، علت رشد چشمگیر طراحی و ساخت شاخص­ها در سال‌های اخیر را همزمانی سه عامل زیر می­داند:

  • بهبود در سطح سواد (از جمله آماری)
  • افزایش پیچیدگی جوامع و اقتصادهای مدرن ،
  • دسترسی گسترده به فناوری اطلاعات [2].

از آنجا که در علوم انسانی موضوعات مورد پژوهش عموماْ‌ از مفاهیم کیفی و انتزاعی تشکیل شده ­اند و به سادگی قابل سنجش نیستند، استفاده از شاخص­ها ضرورت می­ یابد. زیرا همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، کارکرد شاخص، ملموس ­کردن، عملیاتی­ کردن و سنجش­ پذیر­کردن مفاهیم انتزاعی و پیچیده است. البته طراحی و ساخت شاخص نیازمند تخصص و صرف هزینه و وقت بسیار است، از این رو بسیاری از پژوهش­ها از شاخص­های موجود که در جوامع دیگر ساخته شده است استفاده ­کرده یا اساساْ از بکارگیری شاخص اجتناب می­کنند. مشارکت سیاسی نیز یکی از مفاهیم انتزاعی در علوم اجتماعی و سیاسی است که یک مابه ­ازای واحد و مشخص ندارد و از این­رو برای سنجش و اندازه ­گیری آن باید از نشانگر­ها و شاخص‌ها استفاده کرد. اندازه­ گیری میزان مشارکت سیاسی شهروندان، امکان مقایسه مشارکت جامعه در زمان­های مختلف و بین اقوام و فرهنگ­های مختلف را فراهم می­کند و پژوهشگر را قادر می­سازد به تحلیل و علت­ یابی تغییر در میزان و نوع مشارکت بپردازد. از آن­جا که مشارکت سیاسی ضامن بقاء، انسجام و پویایی هر نظام سیاسی است؛ دستیابی به ابزار اندازه­ گیری آن نیز ضروری است.

 گزارش پیش­رو با مرور تعاریف مختلفی که از «مشارکت سیاسی» وجود دارد و تلاش برای ارائه برداشتی صحیح و تعریفی واحد از این مفهوم آغاز می­شود. در بخش دوم نظریه ­های مرتبط با مشارکت سیاسی که تبیین­ کننده نوع و میزان مشارکت در جوامع مختلف هستند و متغیرهای زمینه ­ای و مستقلی که بر مشارکت سیاسی افراد مؤثر است، طرح می‌شود. در فصل سوم، شاخص­های مختلف سنجش مشارکت سیاسی در جهان معرفی شده و با تلفیق و جمع ­بندی آنها یک شاخص جامع ارائه شده است تا در صورت لزوم الگویی برای استفاده خوانندگان قرار گیرد.

2. مفهوم مشارکت سیاسی

 مبنای تمامی پژوهش هایی که درباره مشارکت سیاسی انجام شده، تعریفی است که پژوهشگران از این مفهوم مدنظر قرار می دهند. بر این اساس پژوهشهای مختلف بسته به تعریفی که از مفهوم مشارکت سیاسی ارائه  میکنند ، میتوانند سطوح متفاوتی از مشارکت را از یک جامعه واحد منعکس کنند. بنابراین توجه به ابعاد مفهومی پژوهش اهمیت بسیاری دارد. وقتی از مشارکت سیاسی صحبت میشود آنچه در ابتدا به ذهن متبادر می گردد «شرکت در انتخابات» است. شاید بتوان گفت بیشترین کاربرد این عبارت هم اشاره به همین موضوع باشد، اما مشارکت سیاسی علاوه بر شرکت در انتخابات، مصادیق متعدد دیگری نیز دارد. همانطور که ِدث (2001) می گوید: از اواخر قرن بیستم، دامنه فعالیتهایی که به عنوان مشارکت سیاسی درنظرگرفته میشود، تقریباً به 70 نوع فعالیت گسترش یافته است[3]. بههمینترتیب، وایزر(۲015) نیز معتقد است بسیاری از محققان در مورد محتوا و دامنه مفهوم مشارکت سیاسی توافق ندارند و آن را  تا حدودی مترادف مشارکت اجتماعی میگیرند. همین سبب شده دامنه شمول و فراگیری مفهوم مشارکت سیاسی بیش از حد گسترش یابد[4].

از منظر روش ­شناسی «مشارکت سیاسی» یک «سازه» است. «سازه ­ها» نوع یا دسته ­ای از متغیرها هستند که خود از چند متغیر ساده ­تر تشکیل شده ­اند. آنها چند بُعدی و مرکب هستند و نمی­توانند بطور مستقیم اندازه­ گیری شوند؛ بلکه باید هر بُعد از آن­ها را توسط یک نشانگر سنجید و نتایج را طبق روش­های آماری و ریاضی از جمله همتراز کردن و وزن­ دهی، جمع کرد. در واقع ارتباط بین شاخص و سازه به این صورت است که شاخص برای سنجش سازه­ استفاده می­شود. عددی که در نتیجه اندازه­ گیری با شاخص بدست می­ آید، بیش از آنکه به خودی خود معنادار باشد، در یک نظام رتبه ­بندی و مقایسه ­ای معنا پیدا می­کند. به عنوان مثال اگر بگویند شاخص مشارکت در ایران عدد 7 است، توضیح زیادی از وضعیت به ما نمی‌دهد؛ اما اگر گفته شود شاخص مشارکت در ایران در یک سال عدد 7 و در سال دیگر عدد 8 بوده است، امکان مقایسه و فهم وضعیت محقَق می شود. این نمره همچنین برای مقایسه جوامع مختلف با یکدیگر بکار می­رود؛ مثل اینکه کدام کشور شاخص مشارکت سیاسی بالاتری دارد.

مفهوم مشارکت سیاسی علیرغم اینکه در نگاه اول ساده و سر راست به نظر می­رسد، حدود و ثغور مبهمی دارد و محققان را دچار سردرگمی می­کند. این امر دو علت دارد؛ علت اول ناشی از رشد فناوری­های نوین ارتباطی است که موجب ظهور اشکال جدیدی از کنش سیاسی شده است که نه تنها در دوره نظریه­ پردازان کلاسیک مشارکت سیاسی وجود نداشت؛ بلکه برای نظریه ­پردازان امروزی نیز ماهیتی نوظهور و بدیع دارد و در قالب­های از پیش موجود نمی­ گنجد. برای مثال لایک کردن یک پیام یا دنبال کردن یک صفحه سیاسی در فضای مجازی را مطابق الگوی شاخص‌های کلاسیک مشارکت سیاسی، می‌توان ذیل حضور در یک تجمع سیاسی دسته‌بندی کرد؛ اما نادیده گرفتن تمایزهای اشکال نوین مشارکت سیاسی از دقت مطالعه می‌کاهد.

علت دیگر این است که از یک­سو فعالیت­ها و مسئولیت­های دولت در بسیاری از کشورها گسترش یافته و این امر تلاقی دولت و شهروندان را در حوزه­ های مختلف افزایش داده و زمینه اطلاق معیارهای مشارکت به رفتار مردم را بیشتر فراهم کرده است و از سوی دیگر همان­طور که دِث (2014) بیان می­کند، با افزایش مستمر مخارج دولتی از دهه 1980، برعهده گرفتن برخی وظایف دولت­ها مثل حمایت از اقشار آسیب پذیر توسط گروه­های مردمی تشویق شده و به این ترتیب در برخی حوزه‌ها، مشارکت مدنی شهروندان، جایگزین نقش دولت شده است. دث (2014) در این باره می­گوید: «با احیای رویکردهای جامعه‌گرایانه توکویل، مرز بین حوزه‌های سیاسی و غیرسیاسی کمرنگ شده و فعالیت‌های مدنی، داوطلبانه و مشارکت اجتماعی در انواع انجمن‌های داوطلبانه نیز به عنوان اَشکالی از مشارکت سیاسی در نظر گرفته می­شود. دلیل دیگری که مشارکت اجتماعی از سوی برخی نظریه ­پردازان ذیل مشارکت سیاسی تعریف می­شود، این استدلال توکویل و جامعه­ گرایان است که جامعه ­ای که به لحاظ مدنی پرجنب و جوش باشد نشانه ­ای از رونق و کیفیت دموکراسی است[5].

وربا و نای (1972) از پیشگامان مطالعه در حوزه مشارکت سیاسی، این مفهوم را چنین تعریف کرده ­اند: «رفتاری که به منظور تأثیر بر انتخاب اعضا و سیاست­های حکومت طراحی شده است». این تعریف شامل نگرش­های منفعلانه، نافرمانی مدنی و خشونت سیاسی نمی شود و شرط لازم برای مشارکت سیاسی را حکومت دموکراتیک می­داند. اما دسته ­ای دیگر از محققان فعالیت­های غیررسمی و غیرقانونی را هم جزء مشارکت سیاسی می­دانند. به عنوان مثال گیل (2007) مشارکت سیاسی را به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم می­کند. به اعتقاد لامپیانو(2013) این تمایز از دهه 1970 در تحقیقات وجود داشته است. مشارکت رسمی، ساختارمند و معمولاً مشروع است مانند عضویت در یک حزب سیاسی، رأی دادن، شرکت در جلسات سیاسی و غیره. اما مشارکت غیررسمی که به آن مشارکت جایگزین هم می­گویند شامل مواردی مانند تولید آثار هنری نمادین،‌ فعالیت در شبکه ­های اجتماعی و همچنین فعالیت‌های تهاجمی، افراطی و غیرقانونی می­شود[6].

 

 

در جدول زیر، خلاصه برخی تعاریف مشارکت سیاسی آورده شده است:

جدول 1. تعاریف مشارکت سیاسی از دید نظریه‌پردازان مختلف

نام (سال اثر)

تعریف مشارکت سیاسی

هانتینگتون و نلسون (1976)

مشارکت سیاسی عبارت است از فعالیت‌های شهروندانی که قصد تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری‌های مقامات دولتی را دارند[7].

وینر

(1987)

مشارکت سیاسی عبارت است از عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمان‌یافته یا سازمان‌نیافته، دوره‏ای یا مستمر شامل روش‏های مشروع و غیرمشروع برای تأثیر بر انتخاب رهبران و سیاست‏ها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی[8].

پری، مویسر، و دی

(1992)

مشارکت سیاسی عبارت است از فعالیت‌های شهروندانی که قصد تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری مقامات دولتی را دارند[9].

برادی، شوزمن و وربا(1995)

مشارکت سیاسی عبارت است از هر فعالیتی به منظور تأثیرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم بر عملکرد دولت[10].

برادی ، شوزمن و وربا

(1999)

مشارکت سیاسی عبارت است از اقدام شهروندان عادی برای تأثیرگذاری بر برخی نتایج سیاسی[11]

نوریس

(2002)

علاوه ­بر فعالیت­هایی که به منظور تأثیرگذاری بر مقامات دولتی انجام می­شود، مشارکت سیاسی عبارت است از هر فعالیتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به منظور تأثیرگذاری بر جامعه مدنی طراحی شده‌، یا تلاش دارد تا الگوهای سیستماتیک رفتار اجتماعی را تغییر دهد[12].

راش

(2014)

مشارکت سیاسی عبارت است از هرگونه درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی، از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی[13].

دایره ­المعارف علوم اجتماعی و رفتاری (2015)

مشارکت سیاسی عبارت است از هرگونه فعالیت سیاسی که توسط توده‌های مردم برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های عمومی انجام می‌شود، چه به طور مستقیم یا از طریق تأثیرگذاری بر انتخاب افرادی که سیاست‌گذاری می‌کنند[14].

سایرمبای (2020)

مشارکت سیاسی عبارت است از هر اقدامی از سوی شهروندان که با هدف تأثیرگذاری بر نتایج نهادهای سیاسی یا ساختارهای آنها انجام می‌شود و با مشارکت مدنی تقویت می‌شود[15].

 

 با مرور نظریات مطرح در این حوزه، می‌توان چنین جمع‌بندی کرد که مفهوم مشارکت سیاسی سه مؤلفه کلیدی دارد:

  1. کنش: یعنی مشارکت سیاسی از جنس یک فعالیت یا کنش است تا یک نگرش یا درگیری ذهنی و امثال آن. به عبارت دیگر مشارکت سیاسی نباید محدود به نگرش یا درگیری ذهنی باشد، بلکه باید به صورت کنش به منصه ظهور برسد. یا باید به کنش منجر شود.
  2. شهروندی: یعنی توسط شهروندان عادی صورت می‌گیرد و نه سیاستمداران حرفه ­ای.
  3. هدف سیاسی: یعنی همراه با نیت یا هدف تأثیرگذاری بر تصمیمات و اقدامات دولتی انجام می‌شود.

در واقع این سه مؤلفه، هسته اصلی مشارکت سیاسی را تشکیل می­دهد. در جدول دوم و بین تقسیم ­بندی­ هایی که از انواع شیوه ­های مشارکت سیاسی صورت گرفته است دوگانه رسمی و غیررسمی یا قانونی و غیرقانونی و یا متعارف و غیرمتعارف در دیدگاه اکثر نویسندگان وجود دارد و در بخش فعالیت‌های رسمی نیز، شرکت در انتخابات و تماس با مقامات و مسئولین پرتکرارترین نشانگرها به حساب می ­آید.

2-1.مشارکت سیاسی یا کنش سیاسی

پیش از ادامه بحث باید به تمایز بین دو مفهوم کنش سیاسی و مشارکت سیاسی توجه کرد. به نظر می­رسد بسیاری از پژوهش­ها قصد سنجش میزان «کنشگری» سیاسی مردم را داشته ­اند و با اغماض از عبارت «مشارکت» سیاسی استفاده کرده­ اند. «مشارکت» در لغت به معنای همکاری و سهیم شدن است. بنابراین پیش ­نیاز آن، پذیرش متقابل و اشتراک در هدف یا روند است. یعنی دو طرف برای اینکه بتوانند با یکدیگر همکاری کنند و در هدف، فرایند یا نتایج عملشان با یکدیگر سهیم شوند، باید یکدیگر را و نیز بستر و نوع فعالیت­شان را به رسمیت بشناسند و تا حدودی با هم اشتراک نظر داشته باشند. اگر این پذیرش متقابل و عمل به مثابه همکاری وجود نداشته باشد، آنچه در ارتباط بین دو گروه رخ می­دهد از نوع کنش و واکنش است. بنابراین فرد یا گروهی از مردم که نظام سیاسی حاکم را فاقد مشروعیت می دانند و همکاری با آن را ضامن منافع خود نمی ­بینند، اگر به اقدامی سیاسی دست بزنند از جنس کنش سیاسی است و نه مشارکت سیاسی. به عبارت دیگر پیش شرط مشارکت سیاسی پذیرش مشروعیت نظام سیاسی و کنش در چارچوب الزامات قانونی و رویه‌ای آن نظام است در حالی که کنش سیاسی، فراسوی این چارچوب ها قرار دارد و هر کنش سیاسی الزاماً به معنای پذیرش کلیت نظام سیاسی نیست. برای مثال، یک موسیقی عامه پسند، که به لحاظ فرم، محتوا و هوادار همراستا با نظام سیاسی حاکم نیستدر تمام جنبه­ های فرایند تولید و مصرف واجد سویه­ های سیاسی بوده و اتفاقاً قصد اثرگذاری بر عملکرد دولت را نیز داشته باشد، اما این اثرگذاری لزوماً از جنس حمایت یا اعتراض نسبت به یک حزب یا یک نامزد انتخابات نباشد و مقاصد ریشه­ ای­ تری را مثلاً در سطح ایدئولوژی هدف قرار دهد. مثلاً در انتقاد از سرمایه­ داری به دفاع از مارکسیسم بپردازد و این را با نوع موسیقی نشان دهد. مانند بسیاری از نشانه ­های جنبش­های دهه 60 اروپا که در ادبیات، هنر، سبک زندگی و غیره نمود داشت.

 با پذیرش این رویکرد، کنش­ سیاسی گستره وسیع­تری پیدا می­کند و ساحت­های اجتماعی، اقتصادی، هنری و حتی زندگی خصوصی روزمره را نیز در بر می­گیرد. این کنش­ها شاید مؤلفه ­های بسیاری از تعاریف مشارکت سیاسی را داشته باشند (داوطلبانه­ هستند، توسط شهروندان انجام می­شوند و قصدشان تأثیرگذاری بر سیاست است) اما اساساً «مشارکت» نیستند. زیرا فاقد پیش­ فرض به رسمیت شناختن و تأیید کردن نظام سیاسی حاکم ­اند. به عبارت دیگر مشارکت درآنچه از اساس نفی می­شود بی­ معناست. با این تعریف کنش­های سیاسی غیررسمی در حوزه مفهومی مشارکت نمی­ گنجند.

بنابراین یک راه برای حل پیچیدگی­های مفهومی این حوزه، تمایز بین مشارکت سیاسی و کنش­ سیاسی غیرمشارکتی است. یک رویکرد جایگزین دیگر این است که کنش­های سیاسی را از مشارکت رسمی کلاسیک گرفته تا اشکال جدیدتر کنش­، روی یک طیف در گروه­های متفاوتی دسته ­بندی کنیم. این روشی است که دایره ­المعارف پژوهشی علوم سیاسی آکسفورد (2021) پس از مرور اشکال مختلف مشارکت و عمل سیاسی، تصریح تفاوت­های آنان با یکدیگر و و اذعان به این که نمی‌توان همه مصادیق را ذیل یک مفهوم واحد قرار دارد، بکار گرفته است. در این دایره ­المعارف چنین آمده است:

«در دموکراسی­های فعال، اشکال مشارکت همواره در حال گسترش است. این امر بسیاری از محققین را بر سر این دوراهی قرار داده است که یا از یک مفهوم‌سازی کلاسیک از مشارکت استفاده کنند و بسیاری از شیوه‌های جدید کنش سیاسی را کنار بگذارند، یا مفهوم مشارکت سیاسی را چنان بسط دهند که تمام اشکال را پوشش دهد. بسیاری از شیوه‌های جدیدتر کنش سیاسی که «خلاقانه»، «شخصی‌شده» و «فردی» هستند؛ مانند مصرف سیاسی و مهمانی‌های خیابانی یا باغبانی چریکی ، به سختی قابل تعریف هستند زیرا اساساً به فعالیت‌های غیرسیاسی مربوط می‌شوند که برای اهداف سیاسی بکار می­روند. علاوه بر این استفاده از فناوری‌های مبتنی بر اینترنت تشخیص مشارکت سیاسی را بسیار دشوار می‌کند. با اضافه شدن هر شکل جدید از عمل سیاسی، مرزهای مفهوم مشارکت سیاسی مخدوش­تر می­شود، به­ طوری که به نظر می­رسد تقریباً هر فعالیتی که توسط برخی از شهروندان انجام می‌شود، گاهی اوقات می تواند به عنوان نوعی مشارکت سیاسی تعریف گردد.» [5]

از نظر دِث (2021) تلاش برای دستیابی به تعریفی روشن و جامع از مشارکت سیاسی، از آن جهت اهمیت دارد که این مفهوم در واقع ابزاری برای سنجش کیفیت دموکراسی است. او معتقد است مهمترین پیامد کاهش وضوح تحلیلی مفهوم مشارکت سیاسی این است که به طور قابل توجهی مانع ارزیابی صحیح کیفیت دموکراسی می‌شود. به عنوان مثال تعاریف مُضیّق مشارکت معمولاً نتیجه‌گیری‌های نسبتاً بدبینانه ­ای دارد و مشروعیت نظام سیاسی را به چالش می‌کشد. دِث در ادامه راه ­حل خود را برای برطرف کردن این مشکلات مفهومی، نه توسعه تعاریف اسمی فراگیر و نه تحلیل­های قیاسی از اشکال رایج مشارکت و نه تلاشی برای ارائه یک تعریف واحد و جامع از مشارکت سیاسی؛ بلکه پیروی از یک راهبرد جایگزین و بسیار متفاوت معرفی می­کند. یعنی طراحی یک نقشه مفهومی از مشارکت سیاسی که کنش­های مختلف را بر اساس ویژگی­ها و معیارهای مشخصی دسته ­بندی می­کند. دث، ویژگی­های اصلی مشارکت سیاسی را روشن و بلامنازع می­داند و آنها را در چهار مورد خلاصه می­کند.

  • اولاً، مشارکت سیاسی یک کنش یا فعالیت است. بنابراین تماشای صرف تلویزیون یا علاقه مندی به سیاست، مشارکت به حساب نمی ­آید.
  • ثانیاً، داوطلبانه است و توسط طبقه حاکم یا طبق برخی از قوانین تحمیل و اجبار نمی­شود.
  • ثالثاً، توسط افراد غیرحرفه ­ای و نه مثلاً سیاستمدار، کارمند دولتی یا لابی­گر سیاسی صورت می­گیرد.
  • ویژگی نهایی و چهارم این است که این کنش داوطلبانهِ غیر حرفه ­ای، باید به دولت، سیاست یا حکومت در معانی وسیع این کلمات اما محدود به مراحل خاصی (مانند فرایندهای تصمیم گیری مجلس یا اجرای قوانین) یا به سطوح یا حوزه­ های خاص (مانند انتخابات ملی یا تماس با مقامات حزب) مربوط باشد. [16]

           بنابراین، مطابق با نظر دث (2021) هر فعالیت داوطلبانه و غیرحرفه‌ای مربوط به حکومت، سیاست یا دولت، نمونه‌ای از مشارکت سیاسی است. این چهار ویژگی که تعریفی حداقلی از مشارکت سیاسی بدست می­دهد را می­توان در قالب چهار قانون ذیل چهار سوال اصلی نشان داد:

قانون 1: آیا آنچه از آن با عنوان مشارکت یاد می­کنیم، یک فعالیت یا کنش هست؟

تعاریف اسمی مشارکت همگی با ارجاع به جنبه ­های رفتاری شروع می­شوند. مشارکت مستلزم یک فعالیت یا اقدام است. علاقه به سیاست یا تماشای برنامه­ های خبری برای تحقق مشارکت کافی نیست. در اینجا امتناع از کنش در شرایطی که انجام کنش ممکن یا حتی مطلوب است و انجام ندادن آن با نیت قبلی و معنادار باشد نیز می­تواند به عنوان یک فعالیت یا کنش در نظر گرفته شود. مانند امتناع از خرید محصولات واقعی قابل دریافت، ماندن در خانه در روز انتخابات واقعی، یا امتناع از پرداخت هزینه ­ای که درخواست می­شود.

قانون 2: آیا این فعالیت داوطلبانه است؟

در یک دموکراسی، مشارکت سیاسی نباید در نتیجه زور، فشار یا تهدید صورت گیرد؛ بلکه باید اختیاری و مبتنی بر اراده آزاد باشد. از آنجا که بررسی اراده آزاد یک فرد در تحقیقات تجربی بسیار مشکل­ ساز است، بکارگیری فرمول نفی، عملی­تر به نظر می­رسد. یعنی به جای تأیید آزادی اراده باید اثبات کنیم عواملی که آزادی اراده را مختل می­کند، وجود ندارد. مثلاً وجود هزینه­ های بالا و غیرمنطقی یا هر نوع اجبار قابل مشاهده برای شرکت نکردن در انتخابات عاملی است که آزادی اراده را خدشه ­دار می­کند و با اثبات نبود این عوامل می­توان از وجود اراده آزاد اطمینان پیدا کرد.

قانون 3: آیا فعالیت توسط افراد غیرحرفه ­ای انجام می­شود؟

 بیشتر تعاریف صراحتاً به شهروندان اشاره می‌کنند تا این کنش­ها را از فعالیت‌های سیاستمداران، کارمندان دولت، متصدیان مناصب، روزنامه‌نگاران و نمایندگان حرفه‌ای، مشاوران، لابی­گر‌ها و موارد مشابه متمایز کنند.

قانون 4: آیا فعالیت در حوزه حکومت/دولت/سیاست قرار دارد؟

صفت «سیاسی» مولفه‌ای مهم برای هرگونه مفهوم سازی از مشارکت سیاسی است. بر اساس این قاعده یکی از شرط‌های مشارکت سیاسی ارتباط آن با ساختار نهادی نظام سیاسی است.

طبق نظر دث این چهار قاعده برای رسیدن به یک تعریف حداقلی از مشارکت سیاسی کافی است. اما تعریف دیگری نیز وجود دارد که نوع دوم مشارکت سیاسی مدنظر این مدل، یعنی مشارکت سیاسی هدفمند را مشخص می­کند. این شکل از مشارکت خارج از ساختار نهادی سیاسی اتفاق می افتد، اما به مسائلی مربوط می­شود که از نظر سیاسی به رسمیت شناخته شده ­اند و ممکن است برنامه ­های قانونی یا دیپلماتیک فعالی در مورد آنها وجود داشته باشد. بنابراین در صورتی که فعالیت مورد نظر در حوزه رسمی و نهادی حکومت/دولت/سیاست واقع نشده باشد (قاعده 4)، قانون دیگری برای پوشش آن فعالیت­ها لازم است. دث این شرط را در قالب قانون پنجم بیان می­کند:

قانون 5: آیا این فعالیت حوزه دولت/حکومت/سیاست را هدف یا مخاطب قرار داده است؟

بر اساس این قانون فعالیت‌هایی که در ساختار دولت/حکومت/سیاست واقع نمی‌شوند، اگر آن حوزه را هدف یا مخاطب قرار دهند، می‌توانند به عنوان شیوه‌هایی از مشارکت سیاسی در نظر گرفته شوند. مثالی از این نوع مشارکت زمانی است که کارگران خیابان‌ها را مسدود می‌کنند تا از مقررات‌زدایی از شرایط کار جلوگیری کنند. نکته تعیین‌کننده در این قانون  اولویت هدف کنش بر اهداف فعالان یا شرکت‌کنندگان در کنش است. در مثال بستن خیابان هدف از عمل بستن خیابان انتقال این پیام به سیاستمداران است که کارگران از تصویب قانون مدنظر ناراضی هستند اما ممکن است افرادی با مقاصدی غیر از این نیز در این تجمع شرکت کنند.

نوع سوم مشارکت سیاسی، فعالیت (قانون یک) داوطلبانه ­ای (قانون دو) است که توسط شهروندان عادی (قانون سه) صورت می­گیرد اما نه در ساختار رسمی سیاست قرار دارد (قانون چهار) نه آن را هدف یا مخاطب می­گیرد (قانون پنج) بلکه هدف آن، حل مشکلات عمومی و کمک به دیگران در معنای عمومی و اجتماعی و نه فردی است. یعنی انجام فعالیت­هایی که به حل مشکلات مشترک معطوف باشد. هی (2007) در این باره می­گوید: «چنین اقداماتی وقتی سیاسی تلقی می­شوند که از موقعیت‌های انتخاب جمعی ناشی شوند یا پیامدهای جمعی داشته باشند.» زوکین (2006) در مورد نقش حل مشکلات عمومی در مشارکت سیاسی معتقد است مشارکت به طور فزاینده­ای «روی حل مشکلات و کمک به دیگران» متمرکز است [17]. اینجا قانون ششم دث شکل می­گیرد:

قانون 6: آیا این فعالیت یا کنش با هدف حل مشکلات جمعی یا اجتماعی انجام می شود؟

 فعالیت­های غیرحرفه ­ای و داوطلبانه که در حوزه دولت/حکومت/سیاست قرار ندارند یا در آن هدف قرار نمی گیرند، اگر در جهت حل مشکلات جمعی یا اجتماعی باشند، می توانند به عنوان شیوه‌های مشارکت سیاسی در نظر گرفته شوند.

نوع چهارم مشارکت سیاسی، که مشارکت سیاسی زمینه ­ای یا شرایطی نام دارد، شامل فعالیت­هایی می­شود که توسط شهروندان عادی و به صورت داوطلبانه در زمینه و بستری سیاسی انجام می­گیرد اما واجد ویژگی­های دیگری که گفته شد نیست. یعنی در چارچوب نهادها و مجاری سیاسی رسمی یا معطوف به آنها قرار ندارد و با هدف رفع مشکلات عمومی نیز صورت نمی­گیرد بلکه صرفاً زمینه بروز و ظهورشان سیاسی است. به عنوان مثال اجرای نمایشنامه در مناطقی از شهر که از نظر سیاسی جنبه نمادین دارند، می­تواند مشارکت سیاسی تلقی شود. تئوچاریس (2015) می­نویسد: «اردو زدن یا اجرای نمایشنامه، فعالیت‌های سیاسی نیستند، اما اگر در دروازه‌های خیابان داونینگ یا مقابل بانک مرکزی اروپا انجام شوند، می‌توانند به مثابه یک فعالیت سیاسی تلقی شوند.»[18]. بنابراین دث قانون هفتم را با پاسخ به این سوال معرفی می­کند:

قانون 7: آیا فعالیت در در یک بستر (یا بافتار) سیاسی انجام می‌شود؟

یک فعالیت غیرسیاسی داوطلبانه و غیرحرفه ­ای که هیچ یک از ویژگی­های ذکر شده در قوانین 4، 5 یا 6 را ندارد، اگر در یک زمینه سیاسی انجام شود، می­تواند به عنوان نوعی مشارکت سیاسی شناخته شود.

راه دیگری که برای تشخیص ماهیت سیاسی فعالیت‌های غیرسیاسی وجود دارد تکیه بر اظهارات صریح شخص کنشگر است: مثلاً خرید یک نام تجاری(برند) خاص قهوه، فعالیت سیاسی نیست. با این حال، اگر خریدار صراحتاً قصد خود را از انتخاب این محصول، مثلاً واکنشی علیه مقررات واردات بیان کند، به ­راحتی می­توان این اقدام را فعالیتی سیاسی دانست. این نوع مشارکت شامل تمام فعالیت‌های داوطلبانه و غیرسیاسی شهروندان می‌شود که برای بیان اهداف و مقاصد سیاسی بکار می­رود و در یکی از چهار نوع مشارکت قبلی نمی‌گنجد. این فعالیت­ها که در آنها مقاصد و نیات کنشگران مورد توجه قرار می­گیرد آخرین شکل از نقشه مفهومی مشارکت سیاسی است و در قالب قانون هشتم بیان می­شود:

قانون 8: آیا از این فعالیت برای بیان اهداف و مقاصد سیاسی استفاده می­شود؟

هر فعالیتی که سه قاعده اول - فعالیت، داوطلبانه، غیرحرفه‌ای - را برآورده می‌کند، اما در عرصه سیاسی واقع نمی‌شود، بازیگران سیاسی یا مشکلات جمعی را هدف قرار نمی‌دهد و در یک زمینه سیاسی نیز قرار نمی‌گیرد، می‌تواند به عنوان شکلی از مشارکت سیاسی در نظر گرفته شود، در صورتی که از آن فعالیت برای بیان اهداف و مقاصد سیاسی توسط کنشگران استفاده شود.

 

تعریف زمینه ­ای 2

تعریف زمینه ­ای1

تعریف هدفمند 2

تعریف هدفمند1

تعریف حداقلی

­

نمودار 1: تعاریف پنج گانه مشارکت سیاسی بر اساس کتاب دایره المعارف پژوهشی علوم سیاسی آکسفورد تألیف ون دث (2021)

 

فارغ از تعاریف و برشمردن انواع مشارکت سیاسی که تا کنون درباره آنها بحث شد، هی (2007) تمایز مهمی را مطرح می­کند. از نظر او هر نوع مشارکت سیاسی را می­توان به فعالیت­های «سیاسی» یا «غیرسیاسی» تقسیم کرد. در اینجا معیار تشخیص سیاسی یا غیرسیاسی بودن فعالیت­ها این است که آیا انگیزه کنشگران از انجام فعالیتی که ظاهراً در قالب یکی از انواع مشارکت سیاسی می­گنجد، سیاسی است یا خیر؟ مثلاً مردم می‌توانند در تظاهراتی شرکت کنند تا فرصتی برای یافتن شریکی برای گذراندن تفریحات آخر هفته پیدا کنند. یا می‌توانند برای کمک به انتخاب شدن برخی از آشنایان، رأی بدهند. به همین ترتیب برای برخی از رأی دهندگان در رأی دادن به یک نامزد یا حزب خاص، جلوگیری از عصبانیت همسر مهمتر از پیروزی A به جای B است. اگرچه این شکل‌ از مشارکت غیرسیاسی مورد جالبی برای مطالعه مشارکت و دموکراسی است اما نوع متمایزی از مشارکت سیاسی را ایجاد نمی‌کند[16].

2-2.جمع­ بندی تعاریف

همانطور که مشاهده شد آنچه بین همه تعاریف مشترک است، تلاش داوطلبانه شهروندان عادی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات مقامات و به طور کلی نظام سیاسی است. اما مدنظر قرار دادن این تعریف، گستره وسیعی از کنش­های سیاسی را شامل می­شود که ماهیتاً تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند و سنجش همه آنان در یک شاخص کار دشواری است. از سوی دیگر پژوهشگر همواره به مواجهه با این حجم انبوه از مصادیق و رفتارهای سیاسی نیاز ندارد. در واقع این موضوع و هدف تحقیق است که تعیین­ کننده دایره مفهومی مشارکت سیاسی می­باشد. به عنوان مثال اگر یک سازمان نظرسنجی بخواهد در آستانه انتخابات ملی مشارکت سیاسی مردم را پیش­ بینی کند به چیزی بیش از شرکت در انتخابات و عوامل اثرگذار بر آن نیاز ندارد. اما اگر فرضاً پژوهشگری با رویکرد جامعه­ شناسانه قصد داشته باشد مردم را به لحاظ نوع و میزان مشارکت سیاسی­ شان بشناسد، آن وقت حتی زندگی خصوصی افراد هم می­تواند از نظر دارا بودن نشانه­ ها و رفتارهای سیاسی برای پژوهشگر اهمیت پیدا کند.

مدل مفهومی دث که در قالب 8 قانون ارائه شد این قابلیت را دارد که به­ فراخور مقاصد و زمینه­ های گوناگون پژوهشی، تعریفی سازگار با آن موقعیت ارائه کند. بنابراین می­تواند به عنوان مرجعی برای گستره متنوعی از موضوعات پژوهشی بکار رود. البته باید توجه داشت که این تقسیم ­بندی بیشتر ناظر بر کنش سیاسی است تا مشارکت سیاسی. بنابراین با توجه به تمایزی که درباره دو مفهوم کنش سیاسی و مشارکت سیاسی بیان شد؛ مشارکت سیاسی شامل آن دسته از فعالیت­های داوطلبانه شهروندان است که به صورت رسمی یا غیررسمی، در چارچوب­های تعیین ­شده از سوی حکومت و یا خارج از آن به قصد تأثیرگذاری بر نحوه اداره کشور با پیش­نیاز پذیرش اصول سیاسی حاکم و به رسمیت شناختن نظام سیاسی مستقر انجام می­گیرد. تنها در این حالت است که یک فعالیت می­تواند هم مشارکت باشد و هم سیاسی. مطابق این تعریف فعالیت­های اجتماعی و عام ­المنفعه و همچنین فعالیت­های سیاسی برانداز، مشارکت سیاسی به حساب نمی ­آیند.    

3.مرور شاخص­های مشارکت سیاسی

در این بخش به شاخص‌های مطرح سنجش مشارکت سیاسی پرداخته شده است. برخی از این شاخص­ها در سطح جهانی و منطقه ­ای، برخی در سطح ملی و برخی دیگر در جوامع آماری کوچکتر اجرا شده ­اند. همچنین بازه تاریخی این شاخص­ها نیز گسترده بوده و از 50 سال گذشته تا امروز را در بر می­گیرد. شایان ذکر است پژوهش­های داخلی که با هدف ارائه شاخص سنجش مشارکت سیاسی انجام شده مورد مطالعه قرار گرفته اما از آنجا که هیچ یک از تلاش­های مذکور در سطح گسترده ­ای به آزمون گذاشته نشده ­اند در این گزارش به آنها پرداخته نشده است. هدف از ارائه این شاخص­ها علاوه­ بر اینکه نمونه ­هایی آموزشی در اختیار پژوهشگر قرار می­دهد و وجوه مختلف مشارکت سیاسی را روشن می­کند؛ ایجاد بانکی از متغیرها و نشانگرهاست تا پژوهشگر بتواند به فراخور جامعه مورد نظر خود از آنها استفاده کند تا درنهایت بتواند به شاخصی بومی و استاندارد دست یابد. پیش از معرفی شاخص­های مشارکت بهتر است کمی به خود مفهوم شاخص بپردازیم.

3-1.شاخص چیست؟

تعاریف مختلفی از «شاخص» ارائه شده است. به عنوان مثال ببی (2013) شاخص را نوعی واحد اندازه‌گیری ترکیبی می‌داند که چند مشاهده مختلف را خلاصه و رتبه ­بندی می­کند و ابعاد کلی ­تری از موضوع پژوهش را نشان می­دهد. شاخص، مفاهیم انتزاعی، کیفی و کلی را به­ نحوی عملیاتی می­کند که بطور عینی، ملموس و کمّی قابل اندازه ­گیری باشند. شاخص روشی برای محاسبه یک نمره از مجموعه ­ای از سؤالات و اظهارات است؛ به ­طوری که نشان­دهنده یک باور، احساس یا نگرش باشد. شاخص چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد بلکه روشی برای سنجش است که باید طراحی شود. [19] در زبان فارسی دو واژه «indicator» و «index» هر دو شاخص ترجمه می شوند؛ درحالی‌که با یکدیگر تفاوت دارند. البته برخی منابع عبارت شاخص را معادل  indicator و عبارت شاخص ترکیبی را در ترجمه index بکار می­برند اما واژه «نشانگر» معادل دقیق­تری برای indicator است و واژه شاخص صرفاً باید به index اطلاق شود. هر index یا شاخص از مجموعه ­ای از نشانگرها یا indicator ها تشکیل می­شود. هر نشانگر یک بُعد یا جنبه از مفهوم یا متغیر را می­ سنجد و مجموع این ابعاد و جنبه­ ها که با هم ترکیب شود شاخص را می­ سازند. به عنوان مثال مشارکت سیاسی یک مفهوم کیفی و انتزاعی است که برای سنجش آن به یک شاخص نیاز است. برای ساخت این شاخص مشارکت سیاسی به ابعاد مفهومی مختلفی تقسیم می­شود مثل رأی­ دهی، عضویت در حزب، تماس با مقامات سیاسی و... . باید توجه داشت که هر کدام از این نشانگرها باتوجه به پیشینه نظری، نیازمند تعریف عملیاتی است. پس از تعاریف عملیاتی در هر بخش نشانگرهای اصلی شاخص استخراج می شود. در مرحله بعد فرایند طراحی پرسشنامه جهت کشف بهترین گویه­ ها و سنجه­ ها برای سنجش نشانگر­ها آغاز می­ شود. با استفاده از آزمون­های آماری مناسب­ترین آنها انتخاب می­ شود تا با تجمیع نشانگرها شاخص مشارکت سیاسی ساخته شود. در ادامه به مرور شاخص­های بکاررفته در حوزه سنجش مشارکت سیاسی پرداخته می­شود.

3-2. شاخص وربا و نای

یکی از مطالعات معروف و از اولین پیمایش­های گسترده در زمینه مشارکت سیاسی پروژه وربا و نای است که در کتابی به نام «مشارکت در آمریکا» منعکس شده این پروژه یکی از بزرگ‌ترین مطالعاتی است که تاکنون در مورد شیوه‌های مشارکت شهروندان در زندگی سیاسی آمریکا انجام شده ­است. وربا و نای به این پرسش می ­پردازند که چه کسی، چگونه و با چه تأثیراتی در فرایندهای دموکراتیک آمریکا شرکت می­کند. آنها چهار نوع مشارکت سیاسی را متمایز می­کنند: رأی دادن، مبارزات انتخاباتی، فعالیت­های جمعی و تعامل با یک مقام دولتی برای رسیدن به یک هدف شخصی. نویسندگان با استفاده از بررسی یک نمونه ملی و مصاحبه با رهبران در 64 اجتماع گوناگون، همبستگی بین وضعیت اجتماعی- اقتصادی و مشارکت سیاسی را بررسی کردند. این کتاب در سال 1972 به چاپ رسیده و مرجع بسیاری از تحقیقات دیگر در این حوزه بوده است. پرسشنامه وربا و نای در پیوست گزارش آمده ­است[20].

نشانگرهای این شاخص شامل موارد زیر است:

  • شرکت در انتخابات ملی گذشته و ماقبل گذشته
  • شرکت در انتخابات محلی
  • تلاش برای بیان چرایی انتخاب یک حزب یا نامزد برای دیگران در جریان انتخابات
  • شرکت در گردهمایی یا میتینگ­های سیاسی در 3-4 سال گذشته
  • حمایت مالی از یک حزب یا نامزد در 3-4 سال گذشته
  • حمایت غیرمالی از یک حزب یا نامزد سیاسی
  • عضویت و فعالیت در گروه یا سازمان سیاسی
  • همکاری با دیگران برای حل مشکلات جامعه
  • مشارکت در تشکیل یک گروه جدید برای تلاش در جهت حل مشکلات جامعه
  • تماس و ملاقات با رهبران محلی یا مقامات دولتی برای حل مشکلات جامعه

3-3. شاخص (PPAR) از دیویدسن و کاتر

یکی از شاخص­هایی که از منظر روانشناسی اجتماعی برای سنجش مشارکت سیاسی طراحی شده، شاخص دیویدسون و کاتر (1989) است که از طریق مصاحبه تلفنی با حجم نمونه 546 و به صورت تصادفی در بیرمنگام و آلاباما اجرا شده است. یکی از اهداف این پژوهش آزمون این فرضیه است که آیا احساس تعلق اجتماعی تأثیری بر میزان مشارکت سیاسی افراد دارد یا خیر؟ نتایج پژوهش وجود رابطه را تأیید می­کند و نشان می­دهد که احساس تعلق اجتماعی بر کدام­یک از اشکال مشارکت تأثیر بیشتری دارد. پیترسون و همکارنش نیز در سال 2006 شاخص هشت ­گانه مشارکت سیاسی را با هدف پاسخ به سؤالات روانشناختی طراحی کردند [21].به نظر می­رسد این موضوع جایگاه ویژه ­ای در روانشناسی اجتماعی داشته باشد. دیویدسون و کاتر نشانگر­های سنجش مشارکت را به 5 دسته تقسیم می­کند: مبارزات انتخاباتی، رأی­ دهی، گفتگو، کارگروهی و تماس با مقامات و مسئولین. نشانگرهای هریک از این دسته­ ها در جدول زیر آمده است[22].

جدول 2. شاخص مشارکت سیاسی دیویدسن و کاتر

ردیف

دسته

نشانگرها

1

مبارزات انتخاباتی

حمایت مالی از یک کارزار، فعالیت در یک کارزار، حضور در یک گردهمایی سیاسی

2

رأی دهی

شرکت در انتخابات ریاست­ جمهوری گذشته، شرکت در انتخابات ریاست­ جمهوری ماقبل گذشته، شرکت در انتخابات عمومی حاکمان

3

گفتگو

صحبت با اعضای خانواده، دوستان و همکاران درباره مسائل سیاسی

4

کار گروهی

همکاری با دیگران به منظور حل مشکلات جامعه، تشکیل گروه­هایی به منظور حل مشکلات جامعه، مطرح کردن مشکلات عمومی با رهبران غیرسیاسی

5

تماس با مقامات

مطرح کردن مشکلات عمومی با مسئولین سیاسی یا دولتی، تماس با مقامات دولتی محلی

 

3-4. شاخص مصرف سیاسی

مصرف سیاسی به معنای خرید بر اساس ملاحظات سیاسی است. یعنی فرد در انتخاب محصولات یا خدماتی که می­خواهد در ازای آنها پول بپردازد معیارهای سیاسی را در نظر داشته باشد. این امر هم می­تواند جنبه سلبی داشته باشد (تحریم) و هم ایجابی (حمایت). به عنوان مثال وقتی یک نام تجاری (برند) خاص در حمایت از یک رویداد یا شخصیت سیاسی یا یک جریان حزبی به هر نحوی اعلام موضع کند ممکن است گروهی از مردم که مخالف آن شخصیت یا رویداد هستند محصولات آن برند را تحریم کنند. نمونه این اقدام را در کشور خودمان می­توان در مورد تحریم برندهای حامی اسرائیل دید که از سوی برخی گروه­های انقلابی و حامی مقاومت معرفی می­شود. هرچند مصرف سیاسی بیشتر با تحریم شناخته می­شود اما ممکن است به شکل حمایت از برندی که مواضع سیاسی­ اش با مواضع مصرف ­کننده یکسان است نیز دیده شود. این دو شکل تحریم و حمایت به ترتیب با دو اصطلاح boycott و buycott در اکثر شاخص­های جدیدتر وجود دارد و نشان­دهنده افزایش این شکل از رفتار سیاسی بین شهروندان است.

یکی از شاخص­هایی که برای سنجش این نوع رفتار وجود دارد در سال 2005 توسط استول و همکارانش ارائه شده و بین 1015 دانشجوی کانادایی، بلژیکی و سوئدی اجرا شده است. استول و همکارنش نتایج این پیمایش را چنین تحلیل می­کنند که مصرف گرایی سیاسی در درجه اول ابزار کسانی است که به نهادهای سیاسی بی اعتماد هستند اما به سایر شهروندان اعتماد بیشتری دارند[23]. این دو در شاخص خود علاوه بر نیات سیاسی به مواضع اخلاقی نیز توجه کرده ­اند. امروزه گروه­های مردمی و نویسندگان مستقل زیادی سعی دارند توجه عموم را به مسئله شرایط غیراخلاقی حاکم بر فضای تولید کالاها جلب کنند. مثل اینکه در تولید محصولات الکترونیکی یک برند خاص کارگران افریقایی زیادی استثمار شده و منابع کشورشان به یغما برده می­شود. یا در تولید یک برند خاص از پوشاک کودکان خانواده ­های فقیر را به کار می­گیرند. یا در مورد برخی محصولات لوازم آرایشی و بهداشتی گفته می­شود این مواد در روند تولید، روی خرگوش­ها آزمایش شده و باعث آسیب و آزار آنان می­گردد. حتی برخی از دوستداران و حامیان حقوق حیوانات، دامداری­ های صنعتی را ناقض حقوق دام دانسته و مردم را به عدم استفاده از گوشت و لبنیات تشویق می­کنند. نشانگرهای این شاخص در ادامه آورده شده است:

  • باور به مؤثر بودن تحریم
  • باور به مسئولیت فردی در قبال انتخاب درست
  • ملاحظات اخلاقی داشتن هنگام خرید (مواد غذایی- مواد شوینده- رستوران- لوازم تحریر- لباس- کفش- بانک)
  • خرید کردن بر اساس ملاحظات اخلاقی یا سیاسی در یک سال گذشته (ترجیح دادن یک محصول- تحریم یک محصول)

3-5. مقیاس رفتار مشارکتی (PBS)

تالو و مارانینی در سال 2014، نوع­ شناسی مشارکت اکمن و امنا (2012) را توسعه داده و مقیاس جدیدی را به نام «مقیاس رفتارهای مشارکتی» ایجاد کردند که چهار بعد مشارکت را از هم تفکیک می­کند:  مشارکت سیاسی رسمی، کنشگری، مشارکت مدنی و عدم مشارکت. هدف تالو و مارانینی معرفی یک معیار چند بعدی از رفتارهای مشارکتی بود زیرا به اعتقاد این دو در ادبیات نظری این حوزه ابزاری واحد و چارچوبی مرجع برای اندازه ­گیری رفتار مشارکتی وجود نداشته است زیرا مقیاس­ها یا شاخص­های موجود بر یک مدل نظری مبتنی نیستند، بلکه بیشتر شبیه چک لیستی از رفتارهای مرتبط اند. یکی از نقاط قوت این شاخص سنجش مشارکت سیاسی رسمی و غیر رسمی است. به عبارتی بعد از مشخص شدن میزان مشارکت رسمی، بین بی‌علاقگی به سیاست و عدم مشارکت سیاسی به دلایل سیاسی تمایز قائل می شود. تفاوت بین مشارکت رسمی و غیررسمی اطلاعاتی را درباره وضعیت جامعه ارائه می­دهد.

 مقیاس پیشنهادی تالو و مارانینی برای اعتبارسنجی بر روی نمونهای 566 نفری اجرا شد و تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار عاملی مرتبه دوم (PBS متشکل از چهار عامل درجه اول، یعنی عدم مشارکت، مشارکت مدنی، مشارکت سیاسی رسمی و کنشگری) رضایت بخشترین شاخصهای برازش را ایجاد کرد. همچنین پایایی و روایی مقیاس نیز تایید شد[21]. جدول زیر نشانگرهای این شاخص را به تفکیک ۴ بعد نشان میدهد.

جدول 3. مقیاس رفتار مشارکتی تالو و مارانینی

ردیف

بُعد

مصادیق

1

مشارکت سیاسی رسمی

شرکت در انتخابات و رفراندوم

 رأی ندادن اعتراضی

  تماس با نمایندگان سیاسی

 کاندید شدن برای یک مسئولیت سیاسی

 اهدای پول به یک حزب یا سازمان سیاسی

 عضویت در یک حزب، اتحادیه صنفی یا سازمان سیاسی

 فعالیت در یک حزب، اتحادیه صنفی یا سازمان سیاسی

2

مشارکت مدنی

میزان علاقه به مسائل و رویدادهای سیاسی

 نوشتن یادداشت برای سردبیر روزنامه

 اهدای پول به خیریه

صحبت درباره سیاست با دوستان یا در فضای مجازی

مصرف محتوای سیاسی روزنامه یا تلویزیون

بازیافت یا تفکیک زباله

داوطلب شدن در سازمان­های اجتماعی یا مذهبی

داشتن سبک ­زندگی جهت­ دار مثل گیاه ­خواری، ضد مصرف ­گرایی، پانک و خرده فرهنگ ها

3

کنشگری

 تحریم محصولات بنا به دلایل اخلاقی یا ایدئولوژیکی

 امضای طومار

 توزیع محتواهای سیاسی

نوشتن شعار یا کشیدن گرافیتی روی دیوار ساختمان­ها

 فعالیت در یک جنبش

شرکت در اعتصاب، اعتراض، تظاهرات

4

عدم مشارکت

 رأی ندادن در انتخابات ملی یا محلی

  عدم مصرف محتوای سیاسی روزنامه یا تلویزیون

 خودداری از صحبت درباره سیاست

 بی ­تفاوتی نسبت به سیاست

  تنفر از سیاست

  احساس اینکه سیاست مفید یا جذاب نیست

 بی ­ارتباط دانستن سیاست

 

سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در پروژه­ ارزیابی بین ­المللی مهارت­های بزرگسالان (PIAAC) مشارکت سیاسی شهروندان را در بیش از 40 کشور سنجیده است. مقیاسی که در این پیمایش مورد استفاده قرار گرفته 5 بخش اصلی دارد که شامل رفاه، سلامت، اعتماد بین فردی و اعتماد نهادی، پیوند اجتماعی و مشارکت مدنی می­شود. بخش پنجم این پیمایش همین شاخص PBS تالو و مانارینی است که توضیح داده شد.

3-6. شاخص پیو(pew )

شاخص دیگری که به منظور اندازه­ گیری مشارکت سیاسی و مدنی توسط جمعی از پژوهشگران با حمایت و سفارش مرکز تحقیقاتی «پیو» طراحی شده، مؤلفه‌های اصلی مشارکت را شامل 19 فعالیت اصلی می­داند که در سه دسته اصلی و یک دسته مکمل تقسیم ­بندی می­شود. این شاخص در یک نظرسنجی تلفنی ملی در ایالات متحده در سال 2001 مورد استفاده قرار گرفت. هدف طراحان این شاخص همانطور که در مقاله خود اذعان کرده­ اند پوشش روش­های متنوع درگیری افراد با سیاست در زندگی روزمره و نیز طراحی سؤالات به گونه ­ای است که برای عموم مردم قابل فهم باشد. این شاخص طی چند مرحله و با اجرای چندین نمونه آزمایشی اصلاح و تکمیل شده است. بسته به هدف پژوهش می توان از این شاخص به صورت جزئی یا کلی استفاده کرد. به عنوان مثال برای اندازه گیری مشارکت جوانان در انتخابات، می­توان تنها پنج شاخص انتخاباتی را مدنظر قرار داد. یا اگر هدف ارزیابی یک برنامه اجتماعی باشد، ممکن است شاخص های مشارکت مدنی کافی باشد و اگر هدف به دست آوردن وسعت فعالیت باشد، هر 19 نشانگر باید بکارگرفته شود. [24] جدول زیر فعالیت­های 19 گانه را به تفکیک 4 نوع اصلی نشان می­دهد.

جدول 4. شاخص مورد استفاده پیو

دسته

مصداق

نشانگرهای انتخاباتی

شرکت منظم در انتخابات، متقاعد کردن دیگران برای رأی دادن به یک نامزد یا حزب خاص، نمایش نمادها، علائم یا برچسب ها؛ مشارکت در مبارزات انتخاباتی، و داوطلب شدن برای سازمان های سیاسی

نشانگر‌های مدنی

حل مشکلات جامعه، داوطلب شدن منظم برای یک سازمان غیرانتخاباتی، عضویت فعال در یک گروه یا انجمن، مشارکت در رویدادهایی مانند دویدن/پیاده‌روی/سواری یا سایر شیوه ­های جمع‌آوری کمک مالی برای امور خیریه.

نشانگر‌های بیان سیاسی

تماس با مقامات، تماس با رسانه‌های مکتوب، تماس با رسانه‌های صوتی تصویری، اعتراض، شرکت در طومارهای ایمیلی، شرکت در طومارهای کتبی، تحریم، حمایت و جمع ­آوری رأی

نشانگرهای دقت و توجه

تماشای منظم اخبار تلویزیون، خواندن منظم روزنامه، پیگیری مسائل عمومی و سیاسی در اغلب اوقات، صحبت تقریباً همیشگی درباره سیاست با دوستان و بستگان.

 

3-7. جمع­ بندی شاخص­ها

تا به اینجا تعدادی از شاخص­های مطرح مشارکت سیاسی را مرور کردیم. حال به منظور جمع ­بندی موارد خوانده شده می­توان با کنار هم قرار دادن نشانگرهای تمام شاخص­های فوق، آنها را در 7 دسته طبقه بندی نمود. جدول زیر این 7 گروه و نشانگرهای مربوط به هر دسته را نشان می­دهد:

جدول 5. جمع ­بندی شاخص­های مرور شده

دسته

نشانگر

تعریف

رأی دهی

شرکت در انتخابات ملی/محلی گذشته، حال، آینده

به ­طور مشخص با ذکر سال و نوع انتخابات از پاسخگو پرسیده می­شود آیا در آن انتخابات شرکت کرده بوده یا شرکت خواهد کرد. مثلاً انتخابات ریاست­ جمهوری 1400 یا انتخابات مجلس در اسفندماه ۱۴۰۲

شرکت در انتخابات ملی/ محلی بطور کلی

بدون مشخص کردن یک انتخابات خاص از پاسخگو پرسیده می­شود آیا به ­طور کلی در انتخابات­های ملی شرکت می­کند.

رأی ندادن فعال

رأی ندادن فعال به معنای عدم شرکت در انتخابات به عنوان یک کنش سیاسی است که با هدف تأثیرگذاری سیاسی یا ارسال یک پیام سیاسی به نظام حاکم صورت می گیرد.

حمایت/طرفداری

نمایش نماد هواداری از یک حزب یا نامزد

استفاده از هر نوع نمادی در ظاهر خود فرد و متعلقات فرد اعم از لباس، خودرو، حساب کاربری در شبکه­ های اجتماعی و ... که نشان­دهنده هواداری از یک حزب یا نامزد باشد.

تبلیغ حزب یا نامزد

تولید یا انتشار مجموعه اطلاعاتی در حمایت یا ضدیت یک حزب یا نامزد به قصد اثرگذاری بر دیگران و با مفروض گرفتن مخاطب

تشویق دیگران به حمایت از یک حزب یا نامزد

-

بیان چرایی انتخاب یک حزب یا نامزد

فرد دلایل خود را برای حمایت از حزب یا نامزد مورد نظرش برای دیگران بازگو می­کند.

تلاش برای موفقیت یک حزب یا نامزد

هر نوع فعالیتی اعم از تبلیغ یا کمک مالی در جهت موفقیت حزب یا نامزد موردنظر

کمک مالی به یک حزب یا نامزد

کمک مالی به حزب یا نامزد مورد نظر به منظور پیروزی در انتخابات

فعالیت در ستاد انتخاباتی یک حزب یا نامزد

-

کنش در ساختار رسمی

تلاش برای کسب مناصب سیاسی

داوطلب شدن، کاندیداشدن، ثبت ­نام کردن و هر روش قانونی و رسمی دیگر برای بدست ­آوردن یک منصب سیاسی

عضویت در حزب،سازمان،انجمن یا جنبش سیاسی

عضویت به معنای ثبت­ نام و برخورداری از حقوق عمومی و اولیه اعضا است.

فعال بودن در یک حزب یا سازمان، انجمن یا جنبش سیاسی

-

تماس با مقامات به واسطه رسانه (مقاله، نامه، مصاحبه)

ایجاد ارتباط با مسئولین دولتی از طریق تماس تلفنی، نامه، ایمیل و روش­های مشابه دیگر به منظور ارائه پیشنهاد، انتقاد، شکایت و درخواست

تماس مستقیم (حضوری) با مقامات

ملاقات حضوری با یک مسئول دولتی به منظور ارائه پیشنهاد، انتقاد، شکایت و درخواست

شرکت در تظاهرات یا راه پیمایی­ های رسمی

منظور از راه پیمایی­ های رسمی مواردی است که با فراخوان دولت یا احزاب و نهادهای قانونی و رسمی کشور برگزار می­شود.

شرکت در پویش­ها

پویش، کارزار یا کمپین مجموعه­ ای از اقدامات مختلف یا اقدامی واحد از طریق کانال­های مختلف است که در طول دوره زمانی مشخصی برای دستیابی به هدفی سیاسی صورت می­گیرد. در رسانه­ های رسمی ایران اصطلاح پویش، بیشتر به شرکت در فراخوان­های رسمی دولتی برای ارسال عکس، جمله، کلمه، ویدیو و امثالهم در حمایت از یک موضع سیاسی رسمی و حاکمیتی اطلاق می­شود و با آنچه در دموکراسی­های غربی رواج دارد متفاوت است.

مشارکت مدنی

تلاش برای حل مشکلات عمومی (در سطح ملی یا محلی)

مشکلات عمومی مشکلاتی است که گروه زیادی از شهروندان را درگیر می­کند. «گروه زیاد» بسته به اینکه مشکل در سطح ملی یا منطقه­ ای یا محلی است تفاوت پیدا می­کند. به عنوان مثال یک مشکل محلی مانند خرابی آسفالت یک خیابان شاید صد نفر را درگیر کند. یک مشکل منطقه­ ای مانند تغییر مسیر رودخانه یا خشک شدن یک تالاب چند هزار نفر را تحت تأثیر قرار دهد و یک مشکل ملی مانند اعتیاد، به میلیون­ها نفر آسیب وارد کند.

هر نوع تلاش در جهت برطرف کردن یا کاهش مشکلات عمومی در این مورد می­گنجد. مانند اگاهی بخشی، کمک مالی، همکاری با اعضای محلی، تماس با مقامات دولتی و ... نکته مهم در مورد واژه عمومی غیر از اینکه بر تعداد کثیری از مردم اطلاق می­شود این است که نباید محدودیتی در ورود به دایره عموم وجود داشته باشد. مثلاً همکاری با اعضای ساختمان برای تجهیز یا تعمیر ساختمان، یک اقدام عمومی به حساب نمی ­آید هرچند تعدادشان زیاد باشد زیرا افرادی که ساکن ساختمان نیستند نمی ­توانند از این اقدام بهره مند شوند. اما در مورد آسفالت خیابان هیچ ممنوعیت یا محدودیتی در عبور از خیابان وجود ندارد. به همین ترتیب کمک به یک فرد نیازمند بخصوص که او رامی شناسیم یا با او آشنا شده ­ایم مشارکت مدنی به حساب نمی ­آید اما اهدای پول به نهادی که به عنوان مثال سعی دارد همه نیازمندان را پوشش دهد مشارکت مدنی تلقی می­شود زیرا آن نهاد ممنوعیتی برای حمایت از برخی نیازمندان قائل نشده و درش به روی همه نیازمندان باز است.

تأسیس نهاد برای رفع مشکلات عمومی

تشکیل و تأسیس نهادهای رسمی و ثبت شده یا ائتلاف­های کوچک محلی با هدف رسیدگی به مشکلات عمومی

اهدای پول

اهدای پول شخصی برای حل مشکلات عمومی مثل ساخت یا تجهیز یک پل، مسجد، مدرسه و ...

جمع آوری پول

جمع ­آوری پول از طریق درخواست از دیگران، برگزاری نمایشگاه یا فروشگاه یا هر نوع مراسمی که شرکت­ کنندگان در ازای آن حاضر به پرداخت پول باشند و این پول در جهت حل مشکلات عمومی هزینه شود.

عضویت در نهادهای مدنی

عضویت در نهادهای رسمی و ثبت شده یا ائتلاف­های کوچک محلی که با هدف رسیدگی به مشکلات عمومی تشکیل شده­اند.

فعالیت در نهادهای مدنی

هر نوع فعالیت در جهت پیش­برد اهداف نهاد

تماس، نامه، ملاقات و یا رایزنی با مقامات یا رهبران محلی

منظور از رهبران محلی افرادی است که گروه قابل توجهی از مردم از آنان تبعیت می­کنند. رهبران محلی در شهرهای کوچک و یا روستاها نمود و کارکرد بیشتری دارند و می­توانند یک شخصیت مذهبی مثل امام جماعت مسجد، یک شخصیت اقتصادی مثل یک بازاری معتمد، یک شخصیت سیاسی مثل نماینده مجلس یا عضو شورای شهر و روستا و امثالهم باشد. تماس با این افراد در صورتی که با هدف حل مشکلات عمومی باشد مصداقی از مشارکت سیاسی (مدنی) به حساب می­ آید.

همکاری با دیگران برای حل مشکلات

همکاری با دیگران اگر در قالب نهادها و تشکل­ها نباشد عموماً در سطح محله و روابط همسایگی مصداق پیدا می کند.

شرکت در اعتصاب، تظاهرات برای حل مشکلات مدنی

شرکت در اعتصاب، تحصن یا تظاهراتی که توسط سازمانهای مردم نهاد و گروه­های خودجوش مردمی و به منظور حل مشکلات عمومی برگزار می­شود.

مصرفمحتوای سیاسی

جستجوی اطلاعات سیاسی

جستجوی اطلاعات سیاسی شامل تلاش برای دستیابی به اطلاعات از طُرُق مختلف مانند پرس­وجو، مطالعه، سرچ و ... می­باشد. اطلاعات سیاسی نیز شامل هر نوع دانش در حوزه سیاست اعم از افراد، فرایندها، مرام­ها، مفاهیم، زمان­ها، مکان­ها و ... است.

تماشا/خواندن/گوش دادن به برنامه ­های سیاسی

مشاهده، مطالعه یا استماع برنامه­ ها، اخبار، گزارش­ها، مقالات و هر نوع محتوای سیاسی در رادیو، تلویزیون، مطبوعات و فضای مجازی

حضور در گردهم­آیی/ میتینگ/ سخنرانی یا ... سیاسی

مصرف محتوای سیاسی بدون واسطه رسانه و به شکل حضور مستقیم.

کنش غیر رسمی

شعار نویسی

نوشتن شعار، جمله یا هر نوع نماد روی سطوح مختلف فضاهای عمومی شهر با محتوا و مضمون سیاسی-اجتماعی

گرافیتی

دیوارنگاری (نقاشی یا تلفیق نقاشی و نوشتن) با محتوا و مضمون سیاسی-اجتماعی

اعتصاب

توقف موقت کار با هدف بیان اعتراض یا درخواست سیاسی اجتماعی که معمولاً به صورت گروهی رخ می­دهد.

تظاهرات

تظاهرات اقدامی جمعی و اعتراضی توسط مردم در واکنش به یک رویداد یا تصمیم است که می­تواند به شکل تجمع، راهپیمایی، سخنرانی، تشکیل زنجیره انسانی و سایر روش­های جلب توجه عموم و ارسال پیام در فضاهای عمومی شهر/روستا صورت گیرد.

تحصن

تحصن به معنای بست نشستن یا پناه بردن به مکانی خاص به عنوان یک کنش اعتراضی-درخواستی است که در آن تحصن­ کنندگان قصد دارند تا تحقق خواسته ­های خود محل را ترک ننمایند.

راه ­اندازی شبکه/پیج/ وبلاگ و ...

ایجاد تریبونی غیر رسمی برای بیان و نگارش مطالب سیاسی

همکاری با رسانه­ ها

تهیه گزارش، خبر، عکس و فیلم و یا مقاله و مصاحبه با محتوای سیاسی برای رسانه­ ها.

امضای طومار

امضای طومارهای الکترونیکی یا کتبی با محتوای سیاسی

پویش

طرح ­ریزی یا شرکت در مجموعه­ای از فعالیت­های سازماندهی شده در طول دوره ­ی مشخصی از زمان به جهت دستیابی به یک هدف سیاسی خاص

البته این فعالیت­ها می­تواند رسمی و قانونی هم باشد.

زندگی روزمره و فعالیت­های سیاسی

صحبت درباره مسائل سیاسی با اطرافیان

-

خرید با ملاحظات سیاسی

انتخاب محصولات برندی که از یک موضع سیاسی حمایت می­کند یا جهت­ گیری­ های سیاسی خاصی دارد و در مقابل تحریم محصولات برندی که جهت­ گیری­ های سیاسی­ اش موافق با جهت­ گیری­ های خریدار نیست.

سبک زندگی جهت­دار

اتخاذ سبک خاصی از ظاهر و رفتار مثل پوشش یا غذای مصرفی که علاوه ­بر تطابق با اصول و مرام مورد نظر فرد بیانگر معنا و پیامی برای اطرافیان فرد نیز باشد مانند گیاه خواری، ضدمصرف­ گرایی، پانک، خرده فرهنگ­ های جوانان و ...

 

4. نتیجه­ گیری

مفاهیم علوم انسانی که عمدتاً از نوع متغیرهای سازه­ای هستند، از آنجا که سطح انتزاع بالاتری دارند و به سادگی و صراحت قابل تعریف نیستند؛ سنجش و اندازه­ گیری­ شان نیز مشکل­تر است. باید توجه داشت که اولین گام در سنجش چنین متغیرهایی، ارائه تعریفی صحیح و دقیق از مفهوم یا همان متغیر مورد نظر است، زیرا ابزار اندازه­ گیری بر مبنای آن تعریف طراحی می­شود. شناخت وجوه و ابعاد مختلف موضوع، رجوع به ادبیات نظری مربوطه، درک روشن از هدف پژوهش و داشتن رویکرد منطقی برای رسیدن به چنین تعریفی ضروری است. پس از تعریف، ابزار مناسب برای سنجش باید طراحی یا انتخاب شود. این امر مستلزم شکستن مفهوم به اجزاء خُردتر آن و سپس ترکیب مجدد اجزا است. زیرا همانطور که پیش­تر نیز گفته شد متغیرهای سازه­ای ازجمله مشارکت سیاسی خود از چند متغیر ساده دیگر تشکیل شده­ اند که باید جداگانه سنجیده شوند.

تقسیم یک سازه به متغیرهای کوچکتر، اندازه­ گیری، محاسبه ضرایب همبستگی و همچنین واریانس بین موارد، همتراز کردن، وزن­ دهی، اعتبارسنجی و سایر روش­های آماری و سپس ترکیب و تجمیع نمرات و متغیرها ذیل یک متغیر اصلی و بزرگتر در فرایند شاخص­ سازی صورت می­گیرد که نیازمند تخصص و صرف زمان و هزینه است. به همین دلیل پژوهشگران تا جایی که بتوانند سعی می­کنند به جای ساخت مجدد شاخص، از شاخص­های موجود استفاده کنند. این امر علاوه بر سهولت، سرعت و صرفه ­جویی در هزینه­ ها، اعتبار علمی پژوهش را افزایش می­دهد و امکان مقایسه در زمان و مکان­های مختلف را فراهم می­کند. البته امکان استفاده از یک شاخص در جوامع دیگر به جنس آن متغیر و نوع تفاوت­های جوامع با یکدیگر بستگی دارد. به عنوان مثال شاخص­های مشارکت سیاسی که بر اساس نظام­های دموکراسی لیبرال طراحی شده ­اند نمی­ توانند به همان صورت برای جوامع اقتدارگرا استفاده شوند. بنابراین لازم است که پژوهشگران قبل از استفاده از شاخص­های حتی معتبر جهانی به این تفاوت­ها توجه نمایند.

اما علیرغم این حساسیت­ها مشاهده شاخص­های جهانی مفید است زیرا این شاخص­ها بر مبنای نظریه ­های متنوع و متعدد و مشاهدات تجربی محققان طراحی شده­ اند و پشتوانه نظری و تجربی غنی ­ای دارند از این رو مشاهده یک شاخص معتبر می­تواند به مثابه مطالعه مجموعه­ ای از نظریات در نظر گرفته­ شود و ابعاد مختلف موضوع را برای محقق روشن­تر سازد. علاوه ­بر این شاخص­های معتبر به شیوه ای علمی نیز آزمون شده­ اند و ایرادات احتمالی­شان برطرف شده است به همین دلیل می­توانند به لحاظ روشی راهنمای پژوهشگران باشند.

آنچه در بخش قبل گذشت معرفی شاخص­های مطرح مشارکت سیاسی و جمع ­آوری مجموعه ­ای از نشانگرها به عنوان الگویی برای پژوهش در این حوزه بود. در انتها 38 نشانگر که از 8 شاخص مختلف بدست آمده بود در 7 دسته تقسیم ­بندی و ارائه شد. برخی از این نشانگرها در تمام شاخص­ها تکرار شده است مانند شرکت در انتخابات و برخی دیگر تنها در یک شاخص ذکر شده است مانند خرید کردن بر اساس ملاحظات سیاسی. در این نوشتار مجال ساخت یک شاخص ملی و بومی دقیق وجود ندارد شاید این مهم قدم بعدی این گزارش باشد اما از آنجا که انتخاب آیتم­های اصلی یک شاخص یا همان متغیرهای ساده و جزئی­ تر، مقدمه ساخت شاخص است لذا در این گزارش تلاش شد مروری بر شاخص ها و مفاهیم مشارکت سیاسی انجام شود تا امکان ساخت یک شاخص بومی مشارکت سیاسی در ایران در تحقیقات آتی فراهم شود.

 

 

5.پیوست (پرسشنامه ­ها)

5-1.پرسشنامه وربا و نای (1972)

 

جدول 6. پرسشنامه وربا و نای

ترجمه

سوال

ردیف

معیارهای رأی ­دهی

(a) The Voting Measures

می‌توانید بگویید در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1964 چگونه رأی دادید - آیا به جانسون یا گلدواتر رأی دادید یا شاید اصلاً رأی ندادید.

Can you tell me how you voted in the 1964 presidential election—did you vote for Johnson or Goldwater or perhaps you did not vote.

Voted - Didn’t vote

1

در انتخابات ریاست جمهوری سال 1960 چطور؟ می توانید بگویید به کندی رأی دادید یا نیکسون یا شاید اصلاً رأی ندادید؟

And how about in 1960—can you tell me how you voted in the presidential election did you vote for Kennedy or Nixon or perhaps you did not vote.

Voted - Didn’t vote

2

در مورد انتخابات محلی چطور، آیا همیشه در آن شرکت می­کنید، یا گاهی اوقات یا به ندرت، یا هرگز رای نمی دهید؟

 

What about local elections do you always vote in those, do you sometimes miss one, or do you rarely vote, or do you never vote?

Never Rarely Mostly Always

3

(b) The Measures of Campaign Participation

آیا در طول انتخابات سعی کرده اید به مردم نشان دهید که چرا باید به یکی از احزاب یا نامزدها رای دهند؟ (اگر بله) اغلب، گاهی اوقات، به ندرت، هرگز، نمی دانم

During elections do you ever try to show people why they should vote for one of the parties or candidates? (If yes)

often, sometimes, rarely, never, don’t know

4

آیا در سه چهار سال گذشته در جلسات یا میتینگ های سیاسی شرکت کرده اید؟

بله خیر

In the past three or four years have you attended any political meetings or rallies?

Yes - No

5

آیا در سه یا چهار سال گذشته به یک حزب یا نامزد سیاسی یا هر هدف سیاسی دیگری کمک مالی کرده ­اید؟

بله خیر

In the past three or four years have you contributed money to a political party or candidate or to any other political cause?

Yes - No

6

آیا تا به حال در انتخابات برای یکی از احزاب یا نامزدها کار (دیگری) انجام داده ­اید؟

 در اکثر انتخابات­ها، برخی از انتخابات، فقط در تعداد معدودی، یا هرگز

Have you ever done (other) work for one of the parties or candidates in most elections, some elections, only a few, or have you never done such work?

Never A few elections Some elections Most elections

7

اکنون می‌خواهیم چیزی در مورد عضویت در گروه‌ها و سازمان‌ها بدانیم - در اینجا فهرستی از انواع سازمان‌ها وجود دارد: گروه‌های سیاسی مانند دموکرات یا جمهوری‌خواه، یا گروه‌های اقدام سیاسی

آیا شما عضو هر یک از این نوع گروه ها هستید؟ (اگر بله)، آیا عضو فعالی هستید، یعنی به طور منظم در جلسات شرکت می کنید و نقش فعالی در سازمان ایفا می کنید؟

عضو نیستم- عضو غیرفعال- عضو فعال

Now we would like to know something about the groups and organizations to which member individuals belong—here is a list of various kinds of organizations: What about political groups such as Democratic or Republican clubs, or polical action groups? Are you a member of any of these types of groups? (If yes), Are you an active member, that is, do you regularly attend meetings and play an active role in the organization?

Nonmember Passive member Active member

8

معیارهای فعالیت اجتماعی

(c) Measures of Communal Activity

آیا تا به حال با افراد دیگر جامعه برای حل برخی از مشکلات جامعه کار همکاری کرده ­اید؟

بله خیر

Have you ever worked with others in this community to try to solve some community problem?

Yes - No

9

آیا تا به حال در تشکیل یک گروه یا سازمان جدید برای حل برخی از مشکلات جامعه شرکت کرده اید؟

بله خیر

Have you ever taken part in forming a new group or a new organization to try to solve some community problem?

Yes - No

10

ما قبلاً در مورد مشکلاتی که شما و افراد این جامعه دارید صحبت می‌کردیم - آیا تا به حال شخصاً برای دیدن آن‌ها رفته‌اید، یا با برخی از اعضای جامعه محلی در مورد نیاز یا مشکلی صحبت کرده‌اید یا برای آنها نامه نوشته‌اید؟

بله خیر

We were talking earlier about problems that you and the people of this community have—have you ever personally gone to see, or spoken to, or written to some member of the local community about some need or problem? (Only contacts with a group or social referent are reported here. Frequencies for contacts with particularized referents are presented under d.)

Yes - No

11

با برخی از نمایندگان یا مقامات دولتی خارج از جامعه محلی چطور؟ آیا تا به حال در مورد نیاز یا مشکلی با چنین شخصی تماس گرفته اید یا نامه ­ای برای آنها نوشته اید؟

بله خیر

What about some representative or governmental official outside of the local community—on the (county, if local unit below county level) state or national level—have you ever contacted or written to such a person on some need or problem? (Only contacts with a group or social referent are reported here. Frequencies for contacts with particularized referents are presented under d.)

Yes - No

12

معیارهای تماس خاص

(d) Measures of Particularized Contact

قبلاً در مورد مشکلاتی که شما و افراد این جامعه دارید صحبت می‌کردیم - آیا تا به حال شخصاً برای دیدن یا صحبت کردن، یا نوشتن نامه‌ به یکی از اعضای جامعه محلی یا شخص دیگری که در جامعه تأثیرگذار است درباره برخی مسائل یا نیازها اقدام کرده‌اید.

We were talking earlier about problems that you and the people of this community have—have you ever personally gone to see or spoken to, or written to some member of the local community, or some other person of influence in the community about some need or problem? (Only contacts with referents are presented her

 .Frequencies for contacts with a group or social referent are reported under c.)

13

در مورد برخی از نمایندگان یا مقامات دولتی خارج از جامعه محلی چطور؟ آیا تا به حال در مورد نیاز یا مشکلی با چنین شخصی تماس گرفته اید یا برای او نامه نوشته اید؟

What about some representative or governmental official outside of the local community —on the (county, if local unit below county level) state or national level—have you ever contacted or written to such a person on some need or problem? (Only contacts with particularized referents are presented here. Frequencies for contacts with a group or social referent are reported under c.)

14

 

5-2.پرسشنامه ­های استاندارد

علاوه بر مقالات علمی و گزارش­هایی که برخی از مراکز نظرسنجی منتشر می­کنند سایت­هایی نیز هستند که پرسشنامه ­های استانداردی را درباره موضوعات مختلف در اختیار پژوهشگران قرار می­دهند. در ادامه دو مورد از این پرسشنامه­ ها آورده شده است.

جدول 7. پرسشنامه استاندارد  [25]Question pro

 

ترجمه

گزینه ­ها

سوال

1

آیا برای رای دادن در آدرس فعلی که در آن ساکن هستید ثبت نام کرده اید؟

1.      Yes

2.      No

Are you registered to vote at the current address you reside at?

2

به نظر شما آیا دولت فعلی در مسیر درستی که به نفع مردم کشور باشد قرار دارد(حرکت می کند)؟

1.      Yes

2.      No

 

Do you think the existing government is going in the right direction to benefit the people of the country?

3

برای رسیدگی به موضوعات حساس مانند امنیت ملی از کدام حزب حمایت می کنید؟

1.      Democrats

2.      Republicans

3.      Don’t know

4.      I don’t support any party

Which party do you support to handle sensitive topics such as national security?

4

چقدر احتمال دارد در انتخابات آینده رای دهید؟

 

1.      Certain to vote

2.      Most likely to vote

3.      Probably won’t vote

4.      Skip the primary elections

5.      Don’t know

6.      I won’t vote

How likely are you to vote in the coming elections?

 

 

5

لطفا بفرمایید در انتخابات گذشته به چه کسی رای دادید؟

 

_ _ _ _

Please state, whom did you vote for in the last election?

 

6

یک نامزد سیاسی را بر چه اساسی ارزیابی می کنید؟

1.      News on TV

2.      Articles in the newspapers

3.      Attend events where the candidate is addressing the people

4.      I research all the channels before making my choice

5.      Number of fundraisers the candidate has done in your area

6.      The family upbringing of the candidate

7.      Other

On what basis do you assess a political candidate?

 

7

به نظر شما آیا قوانین و مقررات کنترل اسلحه باید تغییر کند؟

1.      Yes

2.      No

In your opinion, do you think gun control laws and regulations should be changed?

8

آیا فکر می کنید داشتن اسلحه باید برای همه مجاز باشد؟

1.      Yes

2.      No

Do you think possession of guns should be allowed to everyone?

9

به نظر شما آیا باید قوانین و مقررات سخت گیرانه تری در مورد استفاده از پول در مبارزات سیاسی وجود داشته باشد؟

1.      Yes

2.      No

3.      Don’t know

 

Do you think there should be stricter rules and regulations on the use of money in political campaigns?

10

خودتان را چگونه توصیف می کنید؟

1.      Democrat

2.      Independent

3.      Republican

4.      Something else

5.      Don’t know

How do you describe yourself as?

 

Please state your level of agreement for the following:

1.Completely agree

2.Somewhat agree

3.Neutral

4.Somewhat disagree

5.Completely disagree

11

همه اقوام باید در جامعه ادغام شوند

All ethnicities should be integrated into society

12

باید بر بازپروری مجرمان بیشتر از مجازات تاکید شود

There should be more emphasis on the rehabilitation of criminals than punishment

13

رزرو باید فقط برای خانواده های کم درآمد باشد

Reservations should be there for low-income families only

14

کارمندان دولت باید حقوق رقابتی داشته باشند که توسط بخش خصوصی داده می شود

Government servants should have competitive salaries as given by the private sector

15

شرکت ها نباید اجازه داشته باشند در مبارزات سیاسی دخالت کنند

Corporations should not be allowed to interfere in political campaigns

16

باید سیاست هایی برای رفع شکاف بین فقیر و غنی وجود داشته باشد.

There should be policies to resolve the gap between the rich and the poor.

17

باید قوانین و مقررات سخت گیرانه تری برای ریشه کنی فساد وجود داشته باشد

There should be more strict laws and regulations to eradicate corruption

18

باید قوانینی وجود داشته باشد که همه ادیان را در همه احزاب سیاسی شامل شود

There should be rules to include all religions in all political parties

19

دولت موظف است در مورد همه ابتکارات برای مردم شفاف باشد

The government is liable to be transparent about all initiatives to the public

20

ما باید برای ایجاد روابط قوی تر با روسیه تلاش کنیم

 

We should work towards building stronger relationships with Russia

21

دولت باید به شرکت­ها در افزایش اشتغال کمک کند

The government should assist corporations in increasing employment

22

دولت باید مشوق‌های شرکت‌هایی را که مسئولیت اجتماعی دارند افزایش دهد

The government should increase incentives for corporates who are socially responsible

23

ایمنی محیط زیست مهمتر از درآمد مالیاتی مشاغل است

Environment safety is more important than business tax revenue

24

دولت باید برای شرکت‌هایی که دوستدار محیط زیست هستند، مشوق‌ها را افزایش دهد

The government should increase incentives for corporates who are environment-friendly

25

آیا مشکل یا سؤالی دارید که بخواهید توسط حزب سیاسی مورد حمایت شما حل شود؟(سوال باز)

Do you have any issues or queries that you would want to be addressed by the political party you support?

 

5-3.پرسشنامه استاندارد survey sparrow

survey sparrow  یک پرسشنامه سیاسی را شامل 5 دسته سوال می­داند: سوالات مربوط به مشارکت سیاسی، وابستگی حزبی/جناحی، ایدئولوژی سیاسی، دانش و آگاهی سیاسی و تأثیرگذاری سیاسی. سوالات بخش اول این پرسشنامه در ادامه آمده است (surveysparrow, 2023):

جدول 8. پرسشنامه استاندارد survey sparrow [26]

 

ترجمه

سؤال

1

چقدر احتمال دارد در انتخابات آتی شرکت کنید؟

How likely are you to go vote in the coming election?

2

آخرین باری که در یک رأی­ گیری ملی یا محلی شرکت کردید کی بوده است؟

When was the last time you voted in a national/local poll?

3

آیا درباره کسی که قصد دارید به او رأی دهید با دیگران صحبت می­کنید؟

Do you talk to people about who to vote for?

 

Please state your level of agreement for each statement. Have you:

لطفاً میزان رضایت خود را با هر یک از عبارات زیر مشخص کنید. آیا تا به حال:

4

در یک گردهمایی، سخنرانی یا مراسم سیاسی شرکت کرده ­اید؟

Attended a political rally, speech, or event?

5

برای یک نامزد، کمپین یا حزب سیاسی کار کرده یا داوطلب شده ­اید؟

Worked or volunteered for a political party, campaign, or candidate?

6

عضو فعّالی از گروهی (غیر از حزب سیاسی) بوده ­اید که تلاشش تأثیر بر سیاست عمومی یا حکومت باشد؟

Been an active member of a group (not including a political party) that tries to influence public policy or government?

7

با یک مقام منتخب تماس گرفته ­اید؟

Contacted an elected official?

8

به یک نامزد یا گروهی که برای انتخاب یک نامزد فعّالیت دارد پول پرداخت کرده ­اید؟

Contributed money to a candidate or a group working to elect a candidate?

9

پوستر، ماشین ­نوشته، لباس یا پیکسل مرتبط با یک کمپین سیاسی را نمایش داده یا پوشیده ­اید(استفاده کرده ­اید)؟

Displayed a poster or bumper sticker or worn clothing or a button related to a political campaign?

10

در رسانه­ های اجتماعی حمایت خود را از یک کمپین علناً اعلام کردید؟

Publicly expressed your support for a campaign on social media?

 

 

 

  1. I Coma, F. M., & Morgenbesser, L. (2020). Election turnout in authoritarian regimes. Electoral Studies68, 102222.
  2. Stiglitz, J. E., Sen, A., & Fitoussi, J. P. (2009). Report by the commission on the measurement of economic performance and social progress.
  3. Van Deth, J. W. (2001, April). Studying political participation: Towards a theory of everything. In Joint sessions of workshops of the European consortium for political research(pp. 6-11).
  4. Wajzer, M. (2015). Political participation: some problems of conceptualization. Retrieveted from researchgate and
    academia.edu.
  5. Van Deth, J. W. (2014). A conceptual map of political participation. Acta politica49, 349-367
  6. Ivaldi, E., Bonatti, G., & Soliani, R. (2017). An indicator for the measurement of political participation: The case of Italy. Social Indicators Research132, 605-620.
  7. Huntington, S.P. & Nelson, J.M. (1976). Political Participation by the Poor.No Easy Choice: Political Participation
    in Developing Countries, 116 - 158.
  8. Weiner, M. (1987). Empirical democratic theory and the transition from authoritarianism to democracy. PS: Political Science & Politics20(4), 861-866.
  9. Parry, G., Moyser, G., & Day, N. (1992). Political participation and democracy in Britain. Cambridge University Press.
  10. Brady, H., Schlozman, K., & Verba, S.(1995).beyond ses: a resource model of politival participation. . American Political Science Review,89(2),153-168
  11. Brady, H., Schlozman, K., & Verba, S. (1999). Prospecting for Participants: Rational Expectations and the Recruitment of Political Activists. American Political Science Review,93(1), 153-168.
  12. Norris, P. (2002). Democratic phoenix: Reinventing political activism. Cambridge University Press.
  13. Rush, M. (2014). Politics and society: An introduction to political sociology. Routledge.
  14. International encyclopedia of the social behavioral sciences
  15. Sairambay, Y. (2020). Reconceptualising political participation. Human Affairs30(1), 120-127.
  16. Van Deth, J. W. (2021). What Is Political Participation. Oxford Research Encyclopedia of Politics.
  17. Zukin, C., Keeter, S., Andolina, M., Jenkins, K., & Carpini, M. X. D. (2006). A new engagement?: Political participation, civic life, and the changing American citizen. Oxford University Press.
  18. Theocharis, Y. (2015). The conceptualization of digitally networked participation. Social Media+ Society, 1(2), 1-14.
  19. Earl-Babbie, M. (2013). The Practice of Social Research. Wadsworth, Thomson Learning Inc.
  20. Verba, S., & Nie, N. H. (1987). Participation in America: Political democracy and social equality. University of Chicago Press
  21. Talò, C., & Mannarini, T. (2015). Measuring participation: Development and validation the participatory behaviors scale. Social indicators research, 123(3), 799-816.
  22. Davidson, W. B., & Cotter, P. R. (1986). Sense of community and political participation. Journal of. Community Psychology, 17, 119-125.
  23. Stolle, Dietlind & Hooghe, Marc & Micheletti, Michele. (2005). Politics in the Supermarket: Political Consumerism as a Form of Political Participation. In International Political Science Review / Revue internationale de science politique, 26(3), (pp. 245-269)
  24. Andolina, M., Keeter, S., Zukin, C., & Jenkins, K. (2003). A guide to the index of civic and political engagement. College Park, MD: The Center for Information and Research on Civic Learning and Engagement.
  25. https://www.questionpro.com/
  26. https://surveysparrow.com/