نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
کارشناس دفتر افکارسنجی ملت، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
با مطالعه شاخصهای جهانی در حوزه مشارکت سیاسی، میتوان نتیجه گیری کرد طراحی شاخصهای مشارکت سیاسی ارتباط زیادی با ویژگیهای سیاسی و فرهنگی جامعه آماری دارد و نیاز است که شاخصهای بومی متناسب با شرایط کشور طراحی شوند.
کلیدواژهها
بیان/ شرح مسئله
معرفی و توصیف شاخصهای جهانی افکارسنجی یکی از سنتهای مرسوم در میان مراکز و موسسات نظرسنجی به حساب میآید. با مطالعه و الهام گرفتن از این شاخصها هر کشوری میتواند متناسب با نیازها و مسائل حکمرانی خود، شاخصهای بومی و استانداری را تنظیم کرده و به صورت مستمر به سنجش آن موضوع بپردازد. در همین راستا، افکارسنجی ملت در نظر دارد در سلسله گزارشهایی با عنوان «معرفی شاخصهای جهانی سنجش افکارعمومی» به معرفی شاخصهای معتبر بینالمللی در این زمینه بپردازد. گزارش حاضر، دومین گزارش از این سلسله گزارشها است که با هدف معرفی و مرور نظریات و شاخصهای مشارکت سیاسی به عنوان یکی از کنشهای شهروندی مهم تدوین شده است. نرخ مشارکت سیاسی و تغییرات آن در مقاطع مختلف از موضوعاتی است که همواره نظر سیاستمداران و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. با توجه به اهمیت این موضوع، ادبیات نظری مفصلی پیرامون آن وجود دارد که تعریف مفهوم مشارکت سیاسی، روش اندازه گیری و سنجش آن و مطالعه عوامل مؤثر بر آن را شامل میشود. یکی از ابزارهای علمی برای سنجش مفاهیم انتزاعی چون مشارکت سیاسی، شاخصها هستند. شاخصها مفاهیم پیچیده و غیرملموس را به اجزا و ابعاد تشکیل دهنده آن تقسیم میکنند و با کمک نشانگرها به تشخیص هر یک از این ابعاد و اجزا میپردازند. برآیند مجموع نشانگرها تحت عنوان شاخص وضعیت مفهوم موردنظر را از نظر شدت و جهت نشان میدهد. از فواید کاربرد شاخص در تحقیقات اجتماعی، روایی و پایایی آن و امکان مقایسه نتایج در جوامع و زمانهای متفاوت است. به همین منظور در این گزارش تلاش شده با معرفی شاخصهای مطرح مشارکت سیاسی، الگویی برای طراحی یک شاخص بومی ارائه شود.
نقطه نظرات / یافته های کلیدی
مشارکت سیاسی خصوصاً در کشورهای غربی ادبیات گستردهای دارد. نظریه پردازان مختلف، طیف وسیعی از فعالیتهای رسمی و قانونی را از داوطلبشدن برای پُستهای سیاسی گرفته تا نافرمانی مدنی را ذیل این عنوان آورده اند. اما با دقتنظر در تمایزات مفهومی و مصادیق آنها در عرصه سیاسی میتوان به روشنی مرزهای میان مشارکت سیاسی و کنش سیاسی را دریافت. کنش سیاسی اعم از مشارکت سیاسی است. در واقع مشارکت سیاسی مجموعهای از کنشهای سیاسی است که ضمن به رسمیت شناختن نظام حاکم در جهت بهبود اداره کشور، داوطلبانه از سوی شهروندان عادی یک جامعه انجام میگیرد. سنجش میزان مشارکت سیاسی و تغییرات آن در طول زمان برای تحلیلگران و مدیران ارشد کشورها همواره اهمیت داشته است؛ چرا که نشانگر اعتماد، مشروعیت، رشد فکری و سیاسی و انسجام و تعلق اجتماعی یک جامعه است. به این منظور شاخصهای متفاوت و متعددی طراحی شده که برخی از آنها برای سالیان پیاپی و در سطح بین المللی اجرا میشوند.
در این گزارش 5 شاخص مطرح خارجی با جزئیات معرفی شده است. مواردی که بین این شاخصها مشترک است، عبارتند از: رأی دهی، عضویت در گروهها، احزاب یا انجمنهای سیاسی، تماس گرفتن یا ملاقات با مسئولین، شرکت در جلسات و مراسم سیاسی، تلاش برای متقاعد کردن دیگران یا جلب آراء آنان به نفع نامزد موردنظر و کمک مالی به احزاب یا شخصیتهای سیاسی.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی ، نظارتی یا سیاستی
یافته های این پژوهش نشان میدهد شاخصهای مطرح و جهانی بر اساس سبک زندگی غربی، نوع نظامهای سیاسی حاکم و فرهنگ آن جوامع تهیه شده و استفاده از آنها بدون ایجاد تغییر و اصلاح در جامعه ایران نتایج دقیقی بدست نمیدهد و نتایج اجرای این شاخصها در کشور نمیتواند با نتایج حاصل از کشورهای دیگر مقایسه شود. بهتر است از این شاخصها به جهت روشنتر شدن ابعاد مفهومی موضوع مورد مطالعه و آشنایی با ظرافتهای روش شناختی استفاده کرد. در نهایت این گزارش میتواند در جهت طراحی شاخص بومی مشارکت سیاسی و همچنین به آزمون گذاشتن فرضیه عوامل مؤثر بر افزایش میزان مشارکت سودمند باشد.
مشارکت سیاسی شهروندان همواره برای نظامهای مختلف حکمرانی دارای اهمیت است. اهمیت این امر در نظامهای مردمسالار دوچندان است؛ چرا که مشروعیت سیاسی این نظامها در گرو مشارکت سیاسی شهروندان قرار دارد. البته مشارکت سیاسی عنوان عامی است که مصادیق آن میتواند در جوامع مختلف متفاوت باشد، اما در مجموع، مشارکت سیاسی نشانهای از اعتماد متقابل نظام سیاسی و شهروندان به یکدیگر و پویایی سیاسی و اجتماعی است و عامل انسجام و وحدت نیروهای درون یک کشور به حساب می آید. رقابـت سیاسی نهادمند که در نتیجه مشارکت سیاسی بوجود میآید، تعارض و منازعه را به وفاق، مدارا و تحمل تبدیل میکند و از این رو، نقشی تعیین کننده در کیفیت و دوام نظامهای سیاسی دارد. به همین دلیل سازمانها و نهادهای پژوهشی، تمایل زیادی به سنجش و مقایسه مشارکت سیاسی در کشورها و دوره های تاریخی مختلف دارند. همین امر، مؤید ضرورت استفاده از ابزارهای دقیق و معتبر برای اندازه گیری مشارکت سیاسی است.
ابزاری که برای سنجش مشارکت سیاسی مردم بهکار میرود، در صورتی که دقت و اعتبار کافی را داشته باشد، میتواند برای مقایسه جوامع مختلف با یکدیگر و نیز تغییرات یک جامعه در طول زمان سودمند باشد. به همین دلیل اندیشمندان رشتههای علوم سیاسی و اجتماعی با همکاری متخصصان آمار و سنجش و اندازه گیری، شاخصهایی را طراحی کرده اند که برخی از آنها در بیش از صد کشور و در طول نیم قرن بهکار گرفته شدهاند. به عنوان مثال پروژه آیکوما و مورگنبسر از سال 1960 تا 2011 در 548 انتخابات پارلمانی در 108 کشور استفاده شده است[1]. همچنین «گزارش کمیسیون سنجش عملکرد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی» (2009) که با همکاری استیگلیتز و آمارتیا سن و جمعی دیگر از اندیشمندان نگاشته شده است، علت رشد چشمگیر طراحی و ساخت شاخصها در سالهای اخیر را همزمانی سه عامل زیر میداند:
از آنجا که در علوم انسانی موضوعات مورد پژوهش عموماْ از مفاهیم کیفی و انتزاعی تشکیل شده اند و به سادگی قابل سنجش نیستند، استفاده از شاخصها ضرورت می یابد. زیرا همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، کارکرد شاخص، ملموس کردن، عملیاتی کردن و سنجش پذیرکردن مفاهیم انتزاعی و پیچیده است. البته طراحی و ساخت شاخص نیازمند تخصص و صرف هزینه و وقت بسیار است، از این رو بسیاری از پژوهشها از شاخصهای موجود که در جوامع دیگر ساخته شده است استفاده کرده یا اساساْ از بکارگیری شاخص اجتناب میکنند. مشارکت سیاسی نیز یکی از مفاهیم انتزاعی در علوم اجتماعی و سیاسی است که یک مابه ازای واحد و مشخص ندارد و از اینرو برای سنجش و اندازه گیری آن باید از نشانگرها و شاخصها استفاده کرد. اندازه گیری میزان مشارکت سیاسی شهروندان، امکان مقایسه مشارکت جامعه در زمانهای مختلف و بین اقوام و فرهنگهای مختلف را فراهم میکند و پژوهشگر را قادر میسازد به تحلیل و علت یابی تغییر در میزان و نوع مشارکت بپردازد. از آنجا که مشارکت سیاسی ضامن بقاء، انسجام و پویایی هر نظام سیاسی است؛ دستیابی به ابزار اندازه گیری آن نیز ضروری است.
گزارش پیشرو با مرور تعاریف مختلفی که از «مشارکت سیاسی» وجود دارد و تلاش برای ارائه برداشتی صحیح و تعریفی واحد از این مفهوم آغاز میشود. در بخش دوم نظریه های مرتبط با مشارکت سیاسی که تبیین کننده نوع و میزان مشارکت در جوامع مختلف هستند و متغیرهای زمینه ای و مستقلی که بر مشارکت سیاسی افراد مؤثر است، طرح میشود. در فصل سوم، شاخصهای مختلف سنجش مشارکت سیاسی در جهان معرفی شده و با تلفیق و جمع بندی آنها یک شاخص جامع ارائه شده است تا در صورت لزوم الگویی برای استفاده خوانندگان قرار گیرد.
مبنای تمامی پژوهش هایی که درباره مشارکت سیاسی انجام شده، تعریفی است که پژوهشگران از این مفهوم مدنظر قرار می دهند. بر این اساس پژوهشهای مختلف بسته به تعریفی که از مفهوم مشارکت سیاسی ارائه میکنند ، میتوانند سطوح متفاوتی از مشارکت را از یک جامعه واحد منعکس کنند. بنابراین توجه به ابعاد مفهومی پژوهش اهمیت بسیاری دارد. وقتی از مشارکت سیاسی صحبت میشود آنچه در ابتدا به ذهن متبادر می گردد «شرکت در انتخابات» است. شاید بتوان گفت بیشترین کاربرد این عبارت هم اشاره به همین موضوع باشد، اما مشارکت سیاسی علاوه بر شرکت در انتخابات، مصادیق متعدد دیگری نیز دارد. همانطور که ِدث (2001) می گوید: از اواخر قرن بیستم، دامنه فعالیتهایی که به عنوان مشارکت سیاسی درنظرگرفته میشود، تقریباً به 70 نوع فعالیت گسترش یافته است[3]. بههمینترتیب، وایزر(۲015) نیز معتقد است بسیاری از محققان در مورد محتوا و دامنه مفهوم مشارکت سیاسی توافق ندارند و آن را تا حدودی مترادف مشارکت اجتماعی میگیرند. همین سبب شده دامنه شمول و فراگیری مفهوم مشارکت سیاسی بیش از حد گسترش یابد[4].
از منظر روش شناسی «مشارکت سیاسی» یک «سازه» است. «سازه ها» نوع یا دسته ای از متغیرها هستند که خود از چند متغیر ساده تر تشکیل شده اند. آنها چند بُعدی و مرکب هستند و نمیتوانند بطور مستقیم اندازه گیری شوند؛ بلکه باید هر بُعد از آنها را توسط یک نشانگر سنجید و نتایج را طبق روشهای آماری و ریاضی از جمله همتراز کردن و وزن دهی، جمع کرد. در واقع ارتباط بین شاخص و سازه به این صورت است که شاخص برای سنجش سازه استفاده میشود. عددی که در نتیجه اندازه گیری با شاخص بدست می آید، بیش از آنکه به خودی خود معنادار باشد، در یک نظام رتبه بندی و مقایسه ای معنا پیدا میکند. به عنوان مثال اگر بگویند شاخص مشارکت در ایران عدد 7 است، توضیح زیادی از وضعیت به ما نمیدهد؛ اما اگر گفته شود شاخص مشارکت در ایران در یک سال عدد 7 و در سال دیگر عدد 8 بوده است، امکان مقایسه و فهم وضعیت محقَق می شود. این نمره همچنین برای مقایسه جوامع مختلف با یکدیگر بکار میرود؛ مثل اینکه کدام کشور شاخص مشارکت سیاسی بالاتری دارد.
مفهوم مشارکت سیاسی علیرغم اینکه در نگاه اول ساده و سر راست به نظر میرسد، حدود و ثغور مبهمی دارد و محققان را دچار سردرگمی میکند. این امر دو علت دارد؛ علت اول ناشی از رشد فناوریهای نوین ارتباطی است که موجب ظهور اشکال جدیدی از کنش سیاسی شده است که نه تنها در دوره نظریه پردازان کلاسیک مشارکت سیاسی وجود نداشت؛ بلکه برای نظریه پردازان امروزی نیز ماهیتی نوظهور و بدیع دارد و در قالبهای از پیش موجود نمی گنجد. برای مثال لایک کردن یک پیام یا دنبال کردن یک صفحه سیاسی در فضای مجازی را مطابق الگوی شاخصهای کلاسیک مشارکت سیاسی، میتوان ذیل حضور در یک تجمع سیاسی دستهبندی کرد؛ اما نادیده گرفتن تمایزهای اشکال نوین مشارکت سیاسی از دقت مطالعه میکاهد.
علت دیگر این است که از یکسو فعالیتها و مسئولیتهای دولت در بسیاری از کشورها گسترش یافته و این امر تلاقی دولت و شهروندان را در حوزه های مختلف افزایش داده و زمینه اطلاق معیارهای مشارکت به رفتار مردم را بیشتر فراهم کرده است و از سوی دیگر همانطور که دِث (2014) بیان میکند، با افزایش مستمر مخارج دولتی از دهه 1980، برعهده گرفتن برخی وظایف دولتها مثل حمایت از اقشار آسیب پذیر توسط گروههای مردمی تشویق شده و به این ترتیب در برخی حوزهها، مشارکت مدنی شهروندان، جایگزین نقش دولت شده است. دث (2014) در این باره میگوید: «با احیای رویکردهای جامعهگرایانه توکویل، مرز بین حوزههای سیاسی و غیرسیاسی کمرنگ شده و فعالیتهای مدنی، داوطلبانه و مشارکت اجتماعی در انواع انجمنهای داوطلبانه نیز به عنوان اَشکالی از مشارکت سیاسی در نظر گرفته میشود. دلیل دیگری که مشارکت اجتماعی از سوی برخی نظریه پردازان ذیل مشارکت سیاسی تعریف میشود، این استدلال توکویل و جامعه گرایان است که جامعه ای که به لحاظ مدنی پرجنب و جوش باشد نشانه ای از رونق و کیفیت دموکراسی است[5].
وربا و نای (1972) از پیشگامان مطالعه در حوزه مشارکت سیاسی، این مفهوم را چنین تعریف کرده اند: «رفتاری که به منظور تأثیر بر انتخاب اعضا و سیاستهای حکومت طراحی شده است». این تعریف شامل نگرشهای منفعلانه، نافرمانی مدنی و خشونت سیاسی نمی شود و شرط لازم برای مشارکت سیاسی را حکومت دموکراتیک میداند. اما دسته ای دیگر از محققان فعالیتهای غیررسمی و غیرقانونی را هم جزء مشارکت سیاسی میدانند. به عنوان مثال گیل (2007) مشارکت سیاسی را به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم میکند. به اعتقاد لامپیانو(2013) این تمایز از دهه 1970 در تحقیقات وجود داشته است. مشارکت رسمی، ساختارمند و معمولاً مشروع است مانند عضویت در یک حزب سیاسی، رأی دادن، شرکت در جلسات سیاسی و غیره. اما مشارکت غیررسمی که به آن مشارکت جایگزین هم میگویند شامل مواردی مانند تولید آثار هنری نمادین، فعالیت در شبکه های اجتماعی و همچنین فعالیتهای تهاجمی، افراطی و غیرقانونی میشود[6].
در جدول زیر، خلاصه برخی تعاریف مشارکت سیاسی آورده شده است:
جدول 1. تعاریف مشارکت سیاسی از دید نظریهپردازان مختلف
|
نام (سال اثر) |
تعریف مشارکت سیاسی |
|
هانتینگتون و نلسون (1976) |
مشارکت سیاسی عبارت است از فعالیتهای شهروندانی که قصد تأثیرگذاری بر تصمیمگیریهای مقامات دولتی را دارند[7]. |
|
وینر (1987) |
مشارکت سیاسی عبارت است از عمل داوطلبانه موفق یا ناموفق، سازمانیافته یا سازماننیافته، دورهای یا مستمر شامل روشهای مشروع و غیرمشروع برای تأثیر بر انتخاب رهبران و سیاستها و اداره امور عمومی در هر سطحی از حکومت محلی یا ملی[8]. |
|
پری، مویسر، و دی (1992) |
مشارکت سیاسی عبارت است از فعالیتهای شهروندانی که قصد تأثیرگذاری بر تصمیمگیری مقامات دولتی را دارند[9]. |
|
برادی، شوزمن و وربا(1995) |
مشارکت سیاسی عبارت است از هر فعالیتی به منظور تأثیرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم بر عملکرد دولت[10]. |
|
برادی ، شوزمن و وربا (1999) |
مشارکت سیاسی عبارت است از اقدام شهروندان عادی برای تأثیرگذاری بر برخی نتایج سیاسی[11] |
|
نوریس (2002) |
علاوه بر فعالیتهایی که به منظور تأثیرگذاری بر مقامات دولتی انجام میشود، مشارکت سیاسی عبارت است از هر فعالیتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به منظور تأثیرگذاری بر جامعه مدنی طراحی شده، یا تلاش دارد تا الگوهای سیستماتیک رفتار اجتماعی را تغییر دهد[12]. |
|
راش (2014) |
مشارکت سیاسی عبارت است از هرگونه درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی، از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی[13]. |
|
دایره المعارف علوم اجتماعی و رفتاری (2015) |
مشارکت سیاسی عبارت است از هرگونه فعالیت سیاسی که توسط تودههای مردم برای تأثیرگذاری بر سیاستهای عمومی انجام میشود، چه به طور مستقیم یا از طریق تأثیرگذاری بر انتخاب افرادی که سیاستگذاری میکنند[14]. |
|
سایرمبای (2020) |
مشارکت سیاسی عبارت است از هر اقدامی از سوی شهروندان که با هدف تأثیرگذاری بر نتایج نهادهای سیاسی یا ساختارهای آنها انجام میشود و با مشارکت مدنی تقویت میشود[15]. |
با مرور نظریات مطرح در این حوزه، میتوان چنین جمعبندی کرد که مفهوم مشارکت سیاسی سه مؤلفه کلیدی دارد:
در واقع این سه مؤلفه، هسته اصلی مشارکت سیاسی را تشکیل میدهد. در جدول دوم و بین تقسیم بندی هایی که از انواع شیوه های مشارکت سیاسی صورت گرفته است دوگانه رسمی و غیررسمی یا قانونی و غیرقانونی و یا متعارف و غیرمتعارف در دیدگاه اکثر نویسندگان وجود دارد و در بخش فعالیتهای رسمی نیز، شرکت در انتخابات و تماس با مقامات و مسئولین پرتکرارترین نشانگرها به حساب می آید.
2-1.مشارکت سیاسی یا کنش سیاسی
پیش از ادامه بحث باید به تمایز بین دو مفهوم کنش سیاسی و مشارکت سیاسی توجه کرد. به نظر میرسد بسیاری از پژوهشها قصد سنجش میزان «کنشگری» سیاسی مردم را داشته اند و با اغماض از عبارت «مشارکت» سیاسی استفاده کرده اند. «مشارکت» در لغت به معنای همکاری و سهیم شدن است. بنابراین پیش نیاز آن، پذیرش متقابل و اشتراک در هدف یا روند است. یعنی دو طرف برای اینکه بتوانند با یکدیگر همکاری کنند و در هدف، فرایند یا نتایج عملشان با یکدیگر سهیم شوند، باید یکدیگر را و نیز بستر و نوع فعالیتشان را به رسمیت بشناسند و تا حدودی با هم اشتراک نظر داشته باشند. اگر این پذیرش متقابل و عمل به مثابه همکاری وجود نداشته باشد، آنچه در ارتباط بین دو گروه رخ میدهد از نوع کنش و واکنش است. بنابراین فرد یا گروهی از مردم که نظام سیاسی حاکم را فاقد مشروعیت می دانند و همکاری با آن را ضامن منافع خود نمی بینند، اگر به اقدامی سیاسی دست بزنند از جنس کنش سیاسی است و نه مشارکت سیاسی. به عبارت دیگر پیش شرط مشارکت سیاسی پذیرش مشروعیت نظام سیاسی و کنش در چارچوب الزامات قانونی و رویهای آن نظام است در حالی که کنش سیاسی، فراسوی این چارچوب ها قرار دارد و هر کنش سیاسی الزاماً به معنای پذیرش کلیت نظام سیاسی نیست. برای مثال، یک موسیقی عامه پسند، که به لحاظ فرم، محتوا و هوادار همراستا با نظام سیاسی حاکم نیستدر تمام جنبه های فرایند تولید و مصرف واجد سویه های سیاسی بوده و اتفاقاً قصد اثرگذاری بر عملکرد دولت را نیز داشته باشد، اما این اثرگذاری لزوماً از جنس حمایت یا اعتراض نسبت به یک حزب یا یک نامزد انتخابات نباشد و مقاصد ریشه ای تری را مثلاً در سطح ایدئولوژی هدف قرار دهد. مثلاً در انتقاد از سرمایه داری به دفاع از مارکسیسم بپردازد و این را با نوع موسیقی نشان دهد. مانند بسیاری از نشانه های جنبشهای دهه 60 اروپا که در ادبیات، هنر، سبک زندگی و غیره نمود داشت.
با پذیرش این رویکرد، کنش سیاسی گستره وسیعتری پیدا میکند و ساحتهای اجتماعی، اقتصادی، هنری و حتی زندگی خصوصی روزمره را نیز در بر میگیرد. این کنشها شاید مؤلفه های بسیاری از تعاریف مشارکت سیاسی را داشته باشند (داوطلبانه هستند، توسط شهروندان انجام میشوند و قصدشان تأثیرگذاری بر سیاست است) اما اساساً «مشارکت» نیستند. زیرا فاقد پیش فرض به رسمیت شناختن و تأیید کردن نظام سیاسی حاکم اند. به عبارت دیگر مشارکت درآنچه از اساس نفی میشود بی معناست. با این تعریف کنشهای سیاسی غیررسمی در حوزه مفهومی مشارکت نمی گنجند.
بنابراین یک راه برای حل پیچیدگیهای مفهومی این حوزه، تمایز بین مشارکت سیاسی و کنش سیاسی غیرمشارکتی است. یک رویکرد جایگزین دیگر این است که کنشهای سیاسی را از مشارکت رسمی کلاسیک گرفته تا اشکال جدیدتر کنش، روی یک طیف در گروههای متفاوتی دسته بندی کنیم. این روشی است که دایره المعارف پژوهشی علوم سیاسی آکسفورد (2021) پس از مرور اشکال مختلف مشارکت و عمل سیاسی، تصریح تفاوتهای آنان با یکدیگر و و اذعان به این که نمیتوان همه مصادیق را ذیل یک مفهوم واحد قرار دارد، بکار گرفته است. در این دایره المعارف چنین آمده است:
«در دموکراسیهای فعال، اشکال مشارکت همواره در حال گسترش است. این امر بسیاری از محققین را بر سر این دوراهی قرار داده است که یا از یک مفهومسازی کلاسیک از مشارکت استفاده کنند و بسیاری از شیوههای جدید کنش سیاسی را کنار بگذارند، یا مفهوم مشارکت سیاسی را چنان بسط دهند که تمام اشکال را پوشش دهد. بسیاری از شیوههای جدیدتر کنش سیاسی که «خلاقانه»، «شخصیشده» و «فردی» هستند؛ مانند مصرف سیاسی و مهمانیهای خیابانی یا باغبانی چریکی ، به سختی قابل تعریف هستند زیرا اساساً به فعالیتهای غیرسیاسی مربوط میشوند که برای اهداف سیاسی بکار میروند. علاوه بر این استفاده از فناوریهای مبتنی بر اینترنت تشخیص مشارکت سیاسی را بسیار دشوار میکند. با اضافه شدن هر شکل جدید از عمل سیاسی، مرزهای مفهوم مشارکت سیاسی مخدوشتر میشود، به طوری که به نظر میرسد تقریباً هر فعالیتی که توسط برخی از شهروندان انجام میشود، گاهی اوقات می تواند به عنوان نوعی مشارکت سیاسی تعریف گردد.» [5]
از نظر دِث (2021) تلاش برای دستیابی به تعریفی روشن و جامع از مشارکت سیاسی، از آن جهت اهمیت دارد که این مفهوم در واقع ابزاری برای سنجش کیفیت دموکراسی است. او معتقد است مهمترین پیامد کاهش وضوح تحلیلی مفهوم مشارکت سیاسی این است که به طور قابل توجهی مانع ارزیابی صحیح کیفیت دموکراسی میشود. به عنوان مثال تعاریف مُضیّق مشارکت معمولاً نتیجهگیریهای نسبتاً بدبینانه ای دارد و مشروعیت نظام سیاسی را به چالش میکشد. دِث در ادامه راه حل خود را برای برطرف کردن این مشکلات مفهومی، نه توسعه تعاریف اسمی فراگیر و نه تحلیلهای قیاسی از اشکال رایج مشارکت و نه تلاشی برای ارائه یک تعریف واحد و جامع از مشارکت سیاسی؛ بلکه پیروی از یک راهبرد جایگزین و بسیار متفاوت معرفی میکند. یعنی طراحی یک نقشه مفهومی از مشارکت سیاسی که کنشهای مختلف را بر اساس ویژگیها و معیارهای مشخصی دسته بندی میکند. دث، ویژگیهای اصلی مشارکت سیاسی را روشن و بلامنازع میداند و آنها را در چهار مورد خلاصه میکند.
بنابراین، مطابق با نظر دث (2021) هر فعالیت داوطلبانه و غیرحرفهای مربوط به حکومت، سیاست یا دولت، نمونهای از مشارکت سیاسی است. این چهار ویژگی که تعریفی حداقلی از مشارکت سیاسی بدست میدهد را میتوان در قالب چهار قانون ذیل چهار سوال اصلی نشان داد:
قانون 1: آیا آنچه از آن با عنوان مشارکت یاد میکنیم، یک فعالیت یا کنش هست؟
تعاریف اسمی مشارکت همگی با ارجاع به جنبه های رفتاری شروع میشوند. مشارکت مستلزم یک فعالیت یا اقدام است. علاقه به سیاست یا تماشای برنامه های خبری برای تحقق مشارکت کافی نیست. در اینجا امتناع از کنش در شرایطی که انجام کنش ممکن یا حتی مطلوب است و انجام ندادن آن با نیت قبلی و معنادار باشد نیز میتواند به عنوان یک فعالیت یا کنش در نظر گرفته شود. مانند امتناع از خرید محصولات واقعی قابل دریافت، ماندن در خانه در روز انتخابات واقعی، یا امتناع از پرداخت هزینه ای که درخواست میشود.
قانون 2: آیا این فعالیت داوطلبانه است؟
در یک دموکراسی، مشارکت سیاسی نباید در نتیجه زور، فشار یا تهدید صورت گیرد؛ بلکه باید اختیاری و مبتنی بر اراده آزاد باشد. از آنجا که بررسی اراده آزاد یک فرد در تحقیقات تجربی بسیار مشکل ساز است، بکارگیری فرمول نفی، عملیتر به نظر میرسد. یعنی به جای تأیید آزادی اراده باید اثبات کنیم عواملی که آزادی اراده را مختل میکند، وجود ندارد. مثلاً وجود هزینه های بالا و غیرمنطقی یا هر نوع اجبار قابل مشاهده برای شرکت نکردن در انتخابات عاملی است که آزادی اراده را خدشه دار میکند و با اثبات نبود این عوامل میتوان از وجود اراده آزاد اطمینان پیدا کرد.
قانون 3: آیا فعالیت توسط افراد غیرحرفه ای انجام میشود؟
بیشتر تعاریف صراحتاً به شهروندان اشاره میکنند تا این کنشها را از فعالیتهای سیاستمداران، کارمندان دولت، متصدیان مناصب، روزنامهنگاران و نمایندگان حرفهای، مشاوران، لابیگرها و موارد مشابه متمایز کنند.
قانون 4: آیا فعالیت در حوزه حکومت/دولت/سیاست قرار دارد؟
صفت «سیاسی» مولفهای مهم برای هرگونه مفهوم سازی از مشارکت سیاسی است. بر اساس این قاعده یکی از شرطهای مشارکت سیاسی ارتباط آن با ساختار نهادی نظام سیاسی است.
طبق نظر دث این چهار قاعده برای رسیدن به یک تعریف حداقلی از مشارکت سیاسی کافی است. اما تعریف دیگری نیز وجود دارد که نوع دوم مشارکت سیاسی مدنظر این مدل، یعنی مشارکت سیاسی هدفمند را مشخص میکند. این شکل از مشارکت خارج از ساختار نهادی سیاسی اتفاق می افتد، اما به مسائلی مربوط میشود که از نظر سیاسی به رسمیت شناخته شده اند و ممکن است برنامه های قانونی یا دیپلماتیک فعالی در مورد آنها وجود داشته باشد. بنابراین در صورتی که فعالیت مورد نظر در حوزه رسمی و نهادی حکومت/دولت/سیاست واقع نشده باشد (قاعده 4)، قانون دیگری برای پوشش آن فعالیتها لازم است. دث این شرط را در قالب قانون پنجم بیان میکند:
قانون 5: آیا این فعالیت حوزه دولت/حکومت/سیاست را هدف یا مخاطب قرار داده است؟
بر اساس این قانون فعالیتهایی که در ساختار دولت/حکومت/سیاست واقع نمیشوند، اگر آن حوزه را هدف یا مخاطب قرار دهند، میتوانند به عنوان شیوههایی از مشارکت سیاسی در نظر گرفته شوند. مثالی از این نوع مشارکت زمانی است که کارگران خیابانها را مسدود میکنند تا از مقرراتزدایی از شرایط کار جلوگیری کنند. نکته تعیینکننده در این قانون اولویت هدف کنش بر اهداف فعالان یا شرکتکنندگان در کنش است. در مثال بستن خیابان هدف از عمل بستن خیابان انتقال این پیام به سیاستمداران است که کارگران از تصویب قانون مدنظر ناراضی هستند اما ممکن است افرادی با مقاصدی غیر از این نیز در این تجمع شرکت کنند.
نوع سوم مشارکت سیاسی، فعالیت (قانون یک) داوطلبانه ای (قانون دو) است که توسط شهروندان عادی (قانون سه) صورت میگیرد اما نه در ساختار رسمی سیاست قرار دارد (قانون چهار) نه آن را هدف یا مخاطب میگیرد (قانون پنج) بلکه هدف آن، حل مشکلات عمومی و کمک به دیگران در معنای عمومی و اجتماعی و نه فردی است. یعنی انجام فعالیتهایی که به حل مشکلات مشترک معطوف باشد. هی (2007) در این باره میگوید: «چنین اقداماتی وقتی سیاسی تلقی میشوند که از موقعیتهای انتخاب جمعی ناشی شوند یا پیامدهای جمعی داشته باشند.» زوکین (2006) در مورد نقش حل مشکلات عمومی در مشارکت سیاسی معتقد است مشارکت به طور فزایندهای «روی حل مشکلات و کمک به دیگران» متمرکز است [17]. اینجا قانون ششم دث شکل میگیرد:
قانون 6: آیا این فعالیت یا کنش با هدف حل مشکلات جمعی یا اجتماعی انجام می شود؟
فعالیتهای غیرحرفه ای و داوطلبانه که در حوزه دولت/حکومت/سیاست قرار ندارند یا در آن هدف قرار نمی گیرند، اگر در جهت حل مشکلات جمعی یا اجتماعی باشند، می توانند به عنوان شیوههای مشارکت سیاسی در نظر گرفته شوند.
نوع چهارم مشارکت سیاسی، که مشارکت سیاسی زمینه ای یا شرایطی نام دارد، شامل فعالیتهایی میشود که توسط شهروندان عادی و به صورت داوطلبانه در زمینه و بستری سیاسی انجام میگیرد اما واجد ویژگیهای دیگری که گفته شد نیست. یعنی در چارچوب نهادها و مجاری سیاسی رسمی یا معطوف به آنها قرار ندارد و با هدف رفع مشکلات عمومی نیز صورت نمیگیرد بلکه صرفاً زمینه بروز و ظهورشان سیاسی است. به عنوان مثال اجرای نمایشنامه در مناطقی از شهر که از نظر سیاسی جنبه نمادین دارند، میتواند مشارکت سیاسی تلقی شود. تئوچاریس (2015) مینویسد: «اردو زدن یا اجرای نمایشنامه، فعالیتهای سیاسی نیستند، اما اگر در دروازههای خیابان داونینگ یا مقابل بانک مرکزی اروپا انجام شوند، میتوانند به مثابه یک فعالیت سیاسی تلقی شوند.»[18]. بنابراین دث قانون هفتم را با پاسخ به این سوال معرفی میکند:
قانون 7: آیا فعالیت در در یک بستر (یا بافتار) سیاسی انجام میشود؟
یک فعالیت غیرسیاسی داوطلبانه و غیرحرفه ای که هیچ یک از ویژگیهای ذکر شده در قوانین 4، 5 یا 6 را ندارد، اگر در یک زمینه سیاسی انجام شود، میتواند به عنوان نوعی مشارکت سیاسی شناخته شود.
راه دیگری که برای تشخیص ماهیت سیاسی فعالیتهای غیرسیاسی وجود دارد تکیه بر اظهارات صریح شخص کنشگر است: مثلاً خرید یک نام تجاری(برند) خاص قهوه، فعالیت سیاسی نیست. با این حال، اگر خریدار صراحتاً قصد خود را از انتخاب این محصول، مثلاً واکنشی علیه مقررات واردات بیان کند، به راحتی میتوان این اقدام را فعالیتی سیاسی دانست. این نوع مشارکت شامل تمام فعالیتهای داوطلبانه و غیرسیاسی شهروندان میشود که برای بیان اهداف و مقاصد سیاسی بکار میرود و در یکی از چهار نوع مشارکت قبلی نمیگنجد. این فعالیتها که در آنها مقاصد و نیات کنشگران مورد توجه قرار میگیرد آخرین شکل از نقشه مفهومی مشارکت سیاسی است و در قالب قانون هشتم بیان میشود:
قانون 8: آیا از این فعالیت برای بیان اهداف و مقاصد سیاسی استفاده میشود؟
هر فعالیتی که سه قاعده اول - فعالیت، داوطلبانه، غیرحرفهای - را برآورده میکند، اما در عرصه سیاسی واقع نمیشود، بازیگران سیاسی یا مشکلات جمعی را هدف قرار نمیدهد و در یک زمینه سیاسی نیز قرار نمیگیرد، میتواند به عنوان شکلی از مشارکت سیاسی در نظر گرفته شود، در صورتی که از آن فعالیت برای بیان اهداف و مقاصد سیاسی توسط کنشگران استفاده شود.
|
تعریف زمینه ای 2 |
|
تعریف زمینه ای1 |
|
تعریف هدفمند 2 |
|
تعریف هدفمند1 |
|
تعریف حداقلی |
نمودار 1: تعاریف پنج گانه مشارکت سیاسی بر اساس کتاب دایره المعارف پژوهشی علوم سیاسی آکسفورد تألیف ون دث (2021)
فارغ از تعاریف و برشمردن انواع مشارکت سیاسی که تا کنون درباره آنها بحث شد، هی (2007) تمایز مهمی را مطرح میکند. از نظر او هر نوع مشارکت سیاسی را میتوان به فعالیتهای «سیاسی» یا «غیرسیاسی» تقسیم کرد. در اینجا معیار تشخیص سیاسی یا غیرسیاسی بودن فعالیتها این است که آیا انگیزه کنشگران از انجام فعالیتی که ظاهراً در قالب یکی از انواع مشارکت سیاسی میگنجد، سیاسی است یا خیر؟ مثلاً مردم میتوانند در تظاهراتی شرکت کنند تا فرصتی برای یافتن شریکی برای گذراندن تفریحات آخر هفته پیدا کنند. یا میتوانند برای کمک به انتخاب شدن برخی از آشنایان، رأی بدهند. به همین ترتیب برای برخی از رأی دهندگان در رأی دادن به یک نامزد یا حزب خاص، جلوگیری از عصبانیت همسر مهمتر از پیروزی A به جای B است. اگرچه این شکل از مشارکت غیرسیاسی مورد جالبی برای مطالعه مشارکت و دموکراسی است اما نوع متمایزی از مشارکت سیاسی را ایجاد نمیکند[16].
همانطور که مشاهده شد آنچه بین همه تعاریف مشترک است، تلاش داوطلبانه شهروندان عادی برای تأثیرگذاری بر تصمیمات مقامات و به طور کلی نظام سیاسی است. اما مدنظر قرار دادن این تعریف، گستره وسیعی از کنشهای سیاسی را شامل میشود که ماهیتاً تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند و سنجش همه آنان در یک شاخص کار دشواری است. از سوی دیگر پژوهشگر همواره به مواجهه با این حجم انبوه از مصادیق و رفتارهای سیاسی نیاز ندارد. در واقع این موضوع و هدف تحقیق است که تعیین کننده دایره مفهومی مشارکت سیاسی میباشد. به عنوان مثال اگر یک سازمان نظرسنجی بخواهد در آستانه انتخابات ملی مشارکت سیاسی مردم را پیش بینی کند به چیزی بیش از شرکت در انتخابات و عوامل اثرگذار بر آن نیاز ندارد. اما اگر فرضاً پژوهشگری با رویکرد جامعه شناسانه قصد داشته باشد مردم را به لحاظ نوع و میزان مشارکت سیاسی شان بشناسد، آن وقت حتی زندگی خصوصی افراد هم میتواند از نظر دارا بودن نشانه ها و رفتارهای سیاسی برای پژوهشگر اهمیت پیدا کند.
مدل مفهومی دث که در قالب 8 قانون ارائه شد این قابلیت را دارد که به فراخور مقاصد و زمینه های گوناگون پژوهشی، تعریفی سازگار با آن موقعیت ارائه کند. بنابراین میتواند به عنوان مرجعی برای گستره متنوعی از موضوعات پژوهشی بکار رود. البته باید توجه داشت که این تقسیم بندی بیشتر ناظر بر کنش سیاسی است تا مشارکت سیاسی. بنابراین با توجه به تمایزی که درباره دو مفهوم کنش سیاسی و مشارکت سیاسی بیان شد؛ مشارکت سیاسی شامل آن دسته از فعالیتهای داوطلبانه شهروندان است که به صورت رسمی یا غیررسمی، در چارچوبهای تعیین شده از سوی حکومت و یا خارج از آن به قصد تأثیرگذاری بر نحوه اداره کشور با پیشنیاز پذیرش اصول سیاسی حاکم و به رسمیت شناختن نظام سیاسی مستقر انجام میگیرد. تنها در این حالت است که یک فعالیت میتواند هم مشارکت باشد و هم سیاسی. مطابق این تعریف فعالیتهای اجتماعی و عام المنفعه و همچنین فعالیتهای سیاسی برانداز، مشارکت سیاسی به حساب نمی آیند.
در این بخش به شاخصهای مطرح سنجش مشارکت سیاسی پرداخته شده است. برخی از این شاخصها در سطح جهانی و منطقه ای، برخی در سطح ملی و برخی دیگر در جوامع آماری کوچکتر اجرا شده اند. همچنین بازه تاریخی این شاخصها نیز گسترده بوده و از 50 سال گذشته تا امروز را در بر میگیرد. شایان ذکر است پژوهشهای داخلی که با هدف ارائه شاخص سنجش مشارکت سیاسی انجام شده مورد مطالعه قرار گرفته اما از آنجا که هیچ یک از تلاشهای مذکور در سطح گسترده ای به آزمون گذاشته نشده اند در این گزارش به آنها پرداخته نشده است. هدف از ارائه این شاخصها علاوه بر اینکه نمونه هایی آموزشی در اختیار پژوهشگر قرار میدهد و وجوه مختلف مشارکت سیاسی را روشن میکند؛ ایجاد بانکی از متغیرها و نشانگرهاست تا پژوهشگر بتواند به فراخور جامعه مورد نظر خود از آنها استفاده کند تا درنهایت بتواند به شاخصی بومی و استاندارد دست یابد. پیش از معرفی شاخصهای مشارکت بهتر است کمی به خود مفهوم شاخص بپردازیم.
تعاریف مختلفی از «شاخص» ارائه شده است. به عنوان مثال ببی (2013) شاخص را نوعی واحد اندازهگیری ترکیبی میداند که چند مشاهده مختلف را خلاصه و رتبه بندی میکند و ابعاد کلی تری از موضوع پژوهش را نشان میدهد. شاخص، مفاهیم انتزاعی، کیفی و کلی را به نحوی عملیاتی میکند که بطور عینی، ملموس و کمّی قابل اندازه گیری باشند. شاخص روشی برای محاسبه یک نمره از مجموعه ای از سؤالات و اظهارات است؛ به طوری که نشاندهنده یک باور، احساس یا نگرش باشد. شاخص چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد بلکه روشی برای سنجش است که باید طراحی شود. [19] در زبان فارسی دو واژه «indicator» و «index» هر دو شاخص ترجمه می شوند؛ درحالیکه با یکدیگر تفاوت دارند. البته برخی منابع عبارت شاخص را معادل indicator و عبارت شاخص ترکیبی را در ترجمه index بکار میبرند اما واژه «نشانگر» معادل دقیقتری برای indicator است و واژه شاخص صرفاً باید به index اطلاق شود. هر index یا شاخص از مجموعه ای از نشانگرها یا indicator ها تشکیل میشود. هر نشانگر یک بُعد یا جنبه از مفهوم یا متغیر را می سنجد و مجموع این ابعاد و جنبه ها که با هم ترکیب شود شاخص را می سازند. به عنوان مثال مشارکت سیاسی یک مفهوم کیفی و انتزاعی است که برای سنجش آن به یک شاخص نیاز است. برای ساخت این شاخص مشارکت سیاسی به ابعاد مفهومی مختلفی تقسیم میشود مثل رأی دهی، عضویت در حزب، تماس با مقامات سیاسی و... . باید توجه داشت که هر کدام از این نشانگرها باتوجه به پیشینه نظری، نیازمند تعریف عملیاتی است. پس از تعاریف عملیاتی در هر بخش نشانگرهای اصلی شاخص استخراج می شود. در مرحله بعد فرایند طراحی پرسشنامه جهت کشف بهترین گویه ها و سنجه ها برای سنجش نشانگرها آغاز می شود. با استفاده از آزمونهای آماری مناسبترین آنها انتخاب می شود تا با تجمیع نشانگرها شاخص مشارکت سیاسی ساخته شود. در ادامه به مرور شاخصهای بکاررفته در حوزه سنجش مشارکت سیاسی پرداخته میشود.
یکی از مطالعات معروف و از اولین پیمایشهای گسترده در زمینه مشارکت سیاسی پروژه وربا و نای است که در کتابی به نام «مشارکت در آمریکا» منعکس شده این پروژه یکی از بزرگترین مطالعاتی است که تاکنون در مورد شیوههای مشارکت شهروندان در زندگی سیاسی آمریکا انجام شده است. وربا و نای به این پرسش می پردازند که چه کسی، چگونه و با چه تأثیراتی در فرایندهای دموکراتیک آمریکا شرکت میکند. آنها چهار نوع مشارکت سیاسی را متمایز میکنند: رأی دادن، مبارزات انتخاباتی، فعالیتهای جمعی و تعامل با یک مقام دولتی برای رسیدن به یک هدف شخصی. نویسندگان با استفاده از بررسی یک نمونه ملی و مصاحبه با رهبران در 64 اجتماع گوناگون، همبستگی بین وضعیت اجتماعی- اقتصادی و مشارکت سیاسی را بررسی کردند. این کتاب در سال 1972 به چاپ رسیده و مرجع بسیاری از تحقیقات دیگر در این حوزه بوده است. پرسشنامه وربا و نای در پیوست گزارش آمده است[20].
نشانگرهای این شاخص شامل موارد زیر است:
یکی از شاخصهایی که از منظر روانشناسی اجتماعی برای سنجش مشارکت سیاسی طراحی شده، شاخص دیویدسون و کاتر (1989) است که از طریق مصاحبه تلفنی با حجم نمونه 546 و به صورت تصادفی در بیرمنگام و آلاباما اجرا شده است. یکی از اهداف این پژوهش آزمون این فرضیه است که آیا احساس تعلق اجتماعی تأثیری بر میزان مشارکت سیاسی افراد دارد یا خیر؟ نتایج پژوهش وجود رابطه را تأیید میکند و نشان میدهد که احساس تعلق اجتماعی بر کدامیک از اشکال مشارکت تأثیر بیشتری دارد. پیترسون و همکارنش نیز در سال 2006 شاخص هشت گانه مشارکت سیاسی را با هدف پاسخ به سؤالات روانشناختی طراحی کردند [21].به نظر میرسد این موضوع جایگاه ویژه ای در روانشناسی اجتماعی داشته باشد. دیویدسون و کاتر نشانگرهای سنجش مشارکت را به 5 دسته تقسیم میکند: مبارزات انتخاباتی، رأی دهی، گفتگو، کارگروهی و تماس با مقامات و مسئولین. نشانگرهای هریک از این دسته ها در جدول زیر آمده است[22].
جدول 2. شاخص مشارکت سیاسی دیویدسن و کاتر
|
ردیف |
دسته |
نشانگرها |
|
1 |
مبارزات انتخاباتی |
حمایت مالی از یک کارزار، فعالیت در یک کارزار، حضور در یک گردهمایی سیاسی |
|
2 |
رأی دهی |
شرکت در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ماقبل گذشته، شرکت در انتخابات عمومی حاکمان |
|
3 |
گفتگو |
صحبت با اعضای خانواده، دوستان و همکاران درباره مسائل سیاسی |
|
4 |
کار گروهی |
همکاری با دیگران به منظور حل مشکلات جامعه، تشکیل گروههایی به منظور حل مشکلات جامعه، مطرح کردن مشکلات عمومی با رهبران غیرسیاسی |
|
5 |
تماس با مقامات |
مطرح کردن مشکلات عمومی با مسئولین سیاسی یا دولتی، تماس با مقامات دولتی محلی |
مصرف سیاسی به معنای خرید بر اساس ملاحظات سیاسی است. یعنی فرد در انتخاب محصولات یا خدماتی که میخواهد در ازای آنها پول بپردازد معیارهای سیاسی را در نظر داشته باشد. این امر هم میتواند جنبه سلبی داشته باشد (تحریم) و هم ایجابی (حمایت). به عنوان مثال وقتی یک نام تجاری (برند) خاص در حمایت از یک رویداد یا شخصیت سیاسی یا یک جریان حزبی به هر نحوی اعلام موضع کند ممکن است گروهی از مردم که مخالف آن شخصیت یا رویداد هستند محصولات آن برند را تحریم کنند. نمونه این اقدام را در کشور خودمان میتوان در مورد تحریم برندهای حامی اسرائیل دید که از سوی برخی گروههای انقلابی و حامی مقاومت معرفی میشود. هرچند مصرف سیاسی بیشتر با تحریم شناخته میشود اما ممکن است به شکل حمایت از برندی که مواضع سیاسی اش با مواضع مصرف کننده یکسان است نیز دیده شود. این دو شکل تحریم و حمایت به ترتیب با دو اصطلاح boycott و buycott در اکثر شاخصهای جدیدتر وجود دارد و نشاندهنده افزایش این شکل از رفتار سیاسی بین شهروندان است.
یکی از شاخصهایی که برای سنجش این نوع رفتار وجود دارد در سال 2005 توسط استول و همکارانش ارائه شده و بین 1015 دانشجوی کانادایی، بلژیکی و سوئدی اجرا شده است. استول و همکارنش نتایج این پیمایش را چنین تحلیل میکنند که مصرف گرایی سیاسی در درجه اول ابزار کسانی است که به نهادهای سیاسی بی اعتماد هستند اما به سایر شهروندان اعتماد بیشتری دارند[23]. این دو در شاخص خود علاوه بر نیات سیاسی به مواضع اخلاقی نیز توجه کرده اند. امروزه گروههای مردمی و نویسندگان مستقل زیادی سعی دارند توجه عموم را به مسئله شرایط غیراخلاقی حاکم بر فضای تولید کالاها جلب کنند. مثل اینکه در تولید محصولات الکترونیکی یک برند خاص کارگران افریقایی زیادی استثمار شده و منابع کشورشان به یغما برده میشود. یا در تولید یک برند خاص از پوشاک کودکان خانواده های فقیر را به کار میگیرند. یا در مورد برخی محصولات لوازم آرایشی و بهداشتی گفته میشود این مواد در روند تولید، روی خرگوشها آزمایش شده و باعث آسیب و آزار آنان میگردد. حتی برخی از دوستداران و حامیان حقوق حیوانات، دامداری های صنعتی را ناقض حقوق دام دانسته و مردم را به عدم استفاده از گوشت و لبنیات تشویق میکنند. نشانگرهای این شاخص در ادامه آورده شده است:
تالو و مارانینی در سال 2014، نوع شناسی مشارکت اکمن و امنا (2012) را توسعه داده و مقیاس جدیدی را به نام «مقیاس رفتارهای مشارکتی» ایجاد کردند که چهار بعد مشارکت را از هم تفکیک میکند: مشارکت سیاسی رسمی، کنشگری، مشارکت مدنی و عدم مشارکت. هدف تالو و مارانینی معرفی یک معیار چند بعدی از رفتارهای مشارکتی بود زیرا به اعتقاد این دو در ادبیات نظری این حوزه ابزاری واحد و چارچوبی مرجع برای اندازه گیری رفتار مشارکتی وجود نداشته است زیرا مقیاسها یا شاخصهای موجود بر یک مدل نظری مبتنی نیستند، بلکه بیشتر شبیه چک لیستی از رفتارهای مرتبط اند. یکی از نقاط قوت این شاخص سنجش مشارکت سیاسی رسمی و غیر رسمی است. به عبارتی بعد از مشخص شدن میزان مشارکت رسمی، بین بیعلاقگی به سیاست و عدم مشارکت سیاسی به دلایل سیاسی تمایز قائل می شود. تفاوت بین مشارکت رسمی و غیررسمی اطلاعاتی را درباره وضعیت جامعه ارائه میدهد.
مقیاس پیشنهادی تالو و مارانینی برای اعتبارسنجی بر روی نمونهای 566 نفری اجرا شد و تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار عاملی مرتبه دوم (PBS متشکل از چهار عامل درجه اول، یعنی عدم مشارکت، مشارکت مدنی، مشارکت سیاسی رسمی و کنشگری) رضایت بخشترین شاخصهای برازش را ایجاد کرد. همچنین پایایی و روایی مقیاس نیز تایید شد[21]. جدول زیر نشانگرهای این شاخص را به تفکیک ۴ بعد نشان میدهد.
جدول 3. مقیاس رفتار مشارکتی تالو و مارانینی
|
ردیف |
بُعد |
مصادیق |
|
1 |
مشارکت سیاسی رسمی |
شرکت در انتخابات و رفراندوم رأی ندادن اعتراضی تماس با نمایندگان سیاسی کاندید شدن برای یک مسئولیت سیاسی اهدای پول به یک حزب یا سازمان سیاسی عضویت در یک حزب، اتحادیه صنفی یا سازمان سیاسی فعالیت در یک حزب، اتحادیه صنفی یا سازمان سیاسی |
|
2 |
مشارکت مدنی |
میزان علاقه به مسائل و رویدادهای سیاسی نوشتن یادداشت برای سردبیر روزنامه اهدای پول به خیریه صحبت درباره سیاست با دوستان یا در فضای مجازی مصرف محتوای سیاسی روزنامه یا تلویزیون بازیافت یا تفکیک زباله داوطلب شدن در سازمانهای اجتماعی یا مذهبی داشتن سبک زندگی جهت دار مثل گیاه خواری، ضد مصرف گرایی، پانک و خرده فرهنگ ها |
|
3 |
کنشگری |
تحریم محصولات بنا به دلایل اخلاقی یا ایدئولوژیکی امضای طومار توزیع محتواهای سیاسی نوشتن شعار یا کشیدن گرافیتی روی دیوار ساختمانها فعالیت در یک جنبش شرکت در اعتصاب، اعتراض، تظاهرات |
|
4 |
عدم مشارکت |
رأی ندادن در انتخابات ملی یا محلی عدم مصرف محتوای سیاسی روزنامه یا تلویزیون خودداری از صحبت درباره سیاست بی تفاوتی نسبت به سیاست تنفر از سیاست احساس اینکه سیاست مفید یا جذاب نیست بی ارتباط دانستن سیاست |
سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در پروژه ارزیابی بین المللی مهارتهای بزرگسالان (PIAAC) مشارکت سیاسی شهروندان را در بیش از 40 کشور سنجیده است. مقیاسی که در این پیمایش مورد استفاده قرار گرفته 5 بخش اصلی دارد که شامل رفاه، سلامت، اعتماد بین فردی و اعتماد نهادی، پیوند اجتماعی و مشارکت مدنی میشود. بخش پنجم این پیمایش همین شاخص PBS تالو و مانارینی است که توضیح داده شد.
شاخص دیگری که به منظور اندازه گیری مشارکت سیاسی و مدنی توسط جمعی از پژوهشگران با حمایت و سفارش مرکز تحقیقاتی «پیو» طراحی شده، مؤلفههای اصلی مشارکت را شامل 19 فعالیت اصلی میداند که در سه دسته اصلی و یک دسته مکمل تقسیم بندی میشود. این شاخص در یک نظرسنجی تلفنی ملی در ایالات متحده در سال 2001 مورد استفاده قرار گرفت. هدف طراحان این شاخص همانطور که در مقاله خود اذعان کرده اند پوشش روشهای متنوع درگیری افراد با سیاست در زندگی روزمره و نیز طراحی سؤالات به گونه ای است که برای عموم مردم قابل فهم باشد. این شاخص طی چند مرحله و با اجرای چندین نمونه آزمایشی اصلاح و تکمیل شده است. بسته به هدف پژوهش می توان از این شاخص به صورت جزئی یا کلی استفاده کرد. به عنوان مثال برای اندازه گیری مشارکت جوانان در انتخابات، میتوان تنها پنج شاخص انتخاباتی را مدنظر قرار داد. یا اگر هدف ارزیابی یک برنامه اجتماعی باشد، ممکن است شاخص های مشارکت مدنی کافی باشد و اگر هدف به دست آوردن وسعت فعالیت باشد، هر 19 نشانگر باید بکارگرفته شود. [24] جدول زیر فعالیتهای 19 گانه را به تفکیک 4 نوع اصلی نشان میدهد.
جدول 4. شاخص مورد استفاده پیو
|
دسته |
مصداق |
|
نشانگرهای انتخاباتی |
شرکت منظم در انتخابات، متقاعد کردن دیگران برای رأی دادن به یک نامزد یا حزب خاص، نمایش نمادها، علائم یا برچسب ها؛ مشارکت در مبارزات انتخاباتی، و داوطلب شدن برای سازمان های سیاسی |
|
نشانگرهای مدنی |
حل مشکلات جامعه، داوطلب شدن منظم برای یک سازمان غیرانتخاباتی، عضویت فعال در یک گروه یا انجمن، مشارکت در رویدادهایی مانند دویدن/پیادهروی/سواری یا سایر شیوه های جمعآوری کمک مالی برای امور خیریه. |
|
نشانگرهای بیان سیاسی |
تماس با مقامات، تماس با رسانههای مکتوب، تماس با رسانههای صوتی تصویری، اعتراض، شرکت در طومارهای ایمیلی، شرکت در طومارهای کتبی، تحریم، حمایت و جمع آوری رأی |
|
نشانگرهای دقت و توجه |
تماشای منظم اخبار تلویزیون، خواندن منظم روزنامه، پیگیری مسائل عمومی و سیاسی در اغلب اوقات، صحبت تقریباً همیشگی درباره سیاست با دوستان و بستگان. |
تا به اینجا تعدادی از شاخصهای مطرح مشارکت سیاسی را مرور کردیم. حال به منظور جمع بندی موارد خوانده شده میتوان با کنار هم قرار دادن نشانگرهای تمام شاخصهای فوق، آنها را در 7 دسته طبقه بندی نمود. جدول زیر این 7 گروه و نشانگرهای مربوط به هر دسته را نشان میدهد:
جدول 5. جمع بندی شاخصهای مرور شده
|
دسته |
نشانگر |
تعریف |
|
رأی دهی |
شرکت در انتخابات ملی/محلی گذشته، حال، آینده |
به طور مشخص با ذکر سال و نوع انتخابات از پاسخگو پرسیده میشود آیا در آن انتخابات شرکت کرده بوده یا شرکت خواهد کرد. مثلاً انتخابات ریاست جمهوری 1400 یا انتخابات مجلس در اسفندماه ۱۴۰۲ |
|
شرکت در انتخابات ملی/ محلی بطور کلی |
بدون مشخص کردن یک انتخابات خاص از پاسخگو پرسیده میشود آیا به طور کلی در انتخاباتهای ملی شرکت میکند. |
|
|
رأی ندادن فعال |
رأی ندادن فعال به معنای عدم شرکت در انتخابات به عنوان یک کنش سیاسی است که با هدف تأثیرگذاری سیاسی یا ارسال یک پیام سیاسی به نظام حاکم صورت می گیرد. |
|
|
حمایت/طرفداری |
نمایش نماد هواداری از یک حزب یا نامزد |
استفاده از هر نوع نمادی در ظاهر خود فرد و متعلقات فرد اعم از لباس، خودرو، حساب کاربری در شبکه های اجتماعی و ... که نشاندهنده هواداری از یک حزب یا نامزد باشد. |
|
تبلیغ حزب یا نامزد |
تولید یا انتشار مجموعه اطلاعاتی در حمایت یا ضدیت یک حزب یا نامزد به قصد اثرگذاری بر دیگران و با مفروض گرفتن مخاطب |
|
|
تشویق دیگران به حمایت از یک حزب یا نامزد |
- |
|
|
بیان چرایی انتخاب یک حزب یا نامزد |
فرد دلایل خود را برای حمایت از حزب یا نامزد مورد نظرش برای دیگران بازگو میکند. |
|
|
تلاش برای موفقیت یک حزب یا نامزد |
هر نوع فعالیتی اعم از تبلیغ یا کمک مالی در جهت موفقیت حزب یا نامزد موردنظر |
|
|
کمک مالی به یک حزب یا نامزد |
کمک مالی به حزب یا نامزد مورد نظر به منظور پیروزی در انتخابات |
|
|
فعالیت در ستاد انتخاباتی یک حزب یا نامزد |
- |
|
|
کنش در ساختار رسمی |
تلاش برای کسب مناصب سیاسی |
داوطلب شدن، کاندیداشدن، ثبت نام کردن و هر روش قانونی و رسمی دیگر برای بدست آوردن یک منصب سیاسی |
|
عضویت در حزب،سازمان،انجمن یا جنبش سیاسی |
عضویت به معنای ثبت نام و برخورداری از حقوق عمومی و اولیه اعضا است. |
|
|
فعال بودن در یک حزب یا سازمان، انجمن یا جنبش سیاسی |
- |
|
|
تماس با مقامات به واسطه رسانه (مقاله، نامه، مصاحبه) |
ایجاد ارتباط با مسئولین دولتی از طریق تماس تلفنی، نامه، ایمیل و روشهای مشابه دیگر به منظور ارائه پیشنهاد، انتقاد، شکایت و درخواست |
|
|
تماس مستقیم (حضوری) با مقامات |
ملاقات حضوری با یک مسئول دولتی به منظور ارائه پیشنهاد، انتقاد، شکایت و درخواست |
|
|
شرکت در تظاهرات یا راه پیمایی های رسمی |
منظور از راه پیمایی های رسمی مواردی است که با فراخوان دولت یا احزاب و نهادهای قانونی و رسمی کشور برگزار میشود. |
|
|
شرکت در پویشها |
پویش، کارزار یا کمپین مجموعه ای از اقدامات مختلف یا اقدامی واحد از طریق کانالهای مختلف است که در طول دوره زمانی مشخصی برای دستیابی به هدفی سیاسی صورت میگیرد. در رسانه های رسمی ایران اصطلاح پویش، بیشتر به شرکت در فراخوانهای رسمی دولتی برای ارسال عکس، جمله، کلمه، ویدیو و امثالهم در حمایت از یک موضع سیاسی رسمی و حاکمیتی اطلاق میشود و با آنچه در دموکراسیهای غربی رواج دارد متفاوت است. |
|
|
مشارکت مدنی |
تلاش برای حل مشکلات عمومی (در سطح ملی یا محلی) |
مشکلات عمومی مشکلاتی است که گروه زیادی از شهروندان را درگیر میکند. «گروه زیاد» بسته به اینکه مشکل در سطح ملی یا منطقه ای یا محلی است تفاوت پیدا میکند. به عنوان مثال یک مشکل محلی مانند خرابی آسفالت یک خیابان شاید صد نفر را درگیر کند. یک مشکل منطقه ای مانند تغییر مسیر رودخانه یا خشک شدن یک تالاب چند هزار نفر را تحت تأثیر قرار دهد و یک مشکل ملی مانند اعتیاد، به میلیونها نفر آسیب وارد کند. هر نوع تلاش در جهت برطرف کردن یا کاهش مشکلات عمومی در این مورد میگنجد. مانند اگاهی بخشی، کمک مالی، همکاری با اعضای محلی، تماس با مقامات دولتی و ... نکته مهم در مورد واژه عمومی غیر از اینکه بر تعداد کثیری از مردم اطلاق میشود این است که نباید محدودیتی در ورود به دایره عموم وجود داشته باشد. مثلاً همکاری با اعضای ساختمان برای تجهیز یا تعمیر ساختمان، یک اقدام عمومی به حساب نمی آید هرچند تعدادشان زیاد باشد زیرا افرادی که ساکن ساختمان نیستند نمی توانند از این اقدام بهره مند شوند. اما در مورد آسفالت خیابان هیچ ممنوعیت یا محدودیتی در عبور از خیابان وجود ندارد. به همین ترتیب کمک به یک فرد نیازمند بخصوص که او رامی شناسیم یا با او آشنا شده ایم مشارکت مدنی به حساب نمی آید اما اهدای پول به نهادی که به عنوان مثال سعی دارد همه نیازمندان را پوشش دهد مشارکت مدنی تلقی میشود زیرا آن نهاد ممنوعیتی برای حمایت از برخی نیازمندان قائل نشده و درش به روی همه نیازمندان باز است. |
|
تأسیس نهاد برای رفع مشکلات عمومی |
تشکیل و تأسیس نهادهای رسمی و ثبت شده یا ائتلافهای کوچک محلی با هدف رسیدگی به مشکلات عمومی |
|
|
اهدای پول |
اهدای پول شخصی برای حل مشکلات عمومی مثل ساخت یا تجهیز یک پل، مسجد، مدرسه و ... |
|
|
جمع آوری پول |
جمع آوری پول از طریق درخواست از دیگران، برگزاری نمایشگاه یا فروشگاه یا هر نوع مراسمی که شرکت کنندگان در ازای آن حاضر به پرداخت پول باشند و این پول در جهت حل مشکلات عمومی هزینه شود. |
|
|
عضویت در نهادهای مدنی |
عضویت در نهادهای رسمی و ثبت شده یا ائتلافهای کوچک محلی که با هدف رسیدگی به مشکلات عمومی تشکیل شدهاند. |
|
|
فعالیت در نهادهای مدنی |
هر نوع فعالیت در جهت پیشبرد اهداف نهاد |
|
|
تماس، نامه، ملاقات و یا رایزنی با مقامات یا رهبران محلی |
منظور از رهبران محلی افرادی است که گروه قابل توجهی از مردم از آنان تبعیت میکنند. رهبران محلی در شهرهای کوچک و یا روستاها نمود و کارکرد بیشتری دارند و میتوانند یک شخصیت مذهبی مثل امام جماعت مسجد، یک شخصیت اقتصادی مثل یک بازاری معتمد، یک شخصیت سیاسی مثل نماینده مجلس یا عضو شورای شهر و روستا و امثالهم باشد. تماس با این افراد در صورتی که با هدف حل مشکلات عمومی باشد مصداقی از مشارکت سیاسی (مدنی) به حساب می آید. |
|
|
همکاری با دیگران برای حل مشکلات |
همکاری با دیگران اگر در قالب نهادها و تشکلها نباشد عموماً در سطح محله و روابط همسایگی مصداق پیدا می کند. |
|
|
شرکت در اعتصاب، تظاهرات برای حل مشکلات مدنی |
شرکت در اعتصاب، تحصن یا تظاهراتی که توسط سازمانهای مردم نهاد و گروههای خودجوش مردمی و به منظور حل مشکلات عمومی برگزار میشود. |
|
|
مصرفمحتوای سیاسی |
جستجوی اطلاعات سیاسی |
جستجوی اطلاعات سیاسی شامل تلاش برای دستیابی به اطلاعات از طُرُق مختلف مانند پرسوجو، مطالعه، سرچ و ... میباشد. اطلاعات سیاسی نیز شامل هر نوع دانش در حوزه سیاست اعم از افراد، فرایندها، مرامها، مفاهیم، زمانها، مکانها و ... است. |
|
تماشا/خواندن/گوش دادن به برنامه های سیاسی |
مشاهده، مطالعه یا استماع برنامه ها، اخبار، گزارشها، مقالات و هر نوع محتوای سیاسی در رادیو، تلویزیون، مطبوعات و فضای مجازی |
|
|
حضور در گردهمآیی/ میتینگ/ سخنرانی یا ... سیاسی |
مصرف محتوای سیاسی بدون واسطه رسانه و به شکل حضور مستقیم. |
|
|
کنش غیر رسمی |
شعار نویسی |
نوشتن شعار، جمله یا هر نوع نماد روی سطوح مختلف فضاهای عمومی شهر با محتوا و مضمون سیاسی-اجتماعی |
|
گرافیتی |
دیوارنگاری (نقاشی یا تلفیق نقاشی و نوشتن) با محتوا و مضمون سیاسی-اجتماعی |
|
|
اعتصاب |
توقف موقت کار با هدف بیان اعتراض یا درخواست سیاسی اجتماعی که معمولاً به صورت گروهی رخ میدهد. |
|
|
تظاهرات |
تظاهرات اقدامی جمعی و اعتراضی توسط مردم در واکنش به یک رویداد یا تصمیم است که میتواند به شکل تجمع، راهپیمایی، سخنرانی، تشکیل زنجیره انسانی و سایر روشهای جلب توجه عموم و ارسال پیام در فضاهای عمومی شهر/روستا صورت گیرد. |
|
|
تحصن |
تحصن به معنای بست نشستن یا پناه بردن به مکانی خاص به عنوان یک کنش اعتراضی-درخواستی است که در آن تحصن کنندگان قصد دارند تا تحقق خواسته های خود محل را ترک ننمایند. |
|
|
راه اندازی شبکه/پیج/ وبلاگ و ... |
ایجاد تریبونی غیر رسمی برای بیان و نگارش مطالب سیاسی |
|
|
همکاری با رسانه ها |
تهیه گزارش، خبر، عکس و فیلم و یا مقاله و مصاحبه با محتوای سیاسی برای رسانه ها. |
|
|
امضای طومار |
امضای طومارهای الکترونیکی یا کتبی با محتوای سیاسی |
|
|
پویش |
طرح ریزی یا شرکت در مجموعهای از فعالیتهای سازماندهی شده در طول دوره ی مشخصی از زمان به جهت دستیابی به یک هدف سیاسی خاص البته این فعالیتها میتواند رسمی و قانونی هم باشد. |
|
|
زندگی روزمره و فعالیتهای سیاسی |
صحبت درباره مسائل سیاسی با اطرافیان |
- |
|
خرید با ملاحظات سیاسی |
انتخاب محصولات برندی که از یک موضع سیاسی حمایت میکند یا جهت گیری های سیاسی خاصی دارد و در مقابل تحریم محصولات برندی که جهت گیری های سیاسی اش موافق با جهت گیری های خریدار نیست. |
|
|
سبک زندگی جهتدار |
اتخاذ سبک خاصی از ظاهر و رفتار مثل پوشش یا غذای مصرفی که علاوه بر تطابق با اصول و مرام مورد نظر فرد بیانگر معنا و پیامی برای اطرافیان فرد نیز باشد مانند گیاه خواری، ضدمصرف گرایی، پانک، خرده فرهنگ های جوانان و ... |
مفاهیم علوم انسانی که عمدتاً از نوع متغیرهای سازهای هستند، از آنجا که سطح انتزاع بالاتری دارند و به سادگی و صراحت قابل تعریف نیستند؛ سنجش و اندازه گیری شان نیز مشکلتر است. باید توجه داشت که اولین گام در سنجش چنین متغیرهایی، ارائه تعریفی صحیح و دقیق از مفهوم یا همان متغیر مورد نظر است، زیرا ابزار اندازه گیری بر مبنای آن تعریف طراحی میشود. شناخت وجوه و ابعاد مختلف موضوع، رجوع به ادبیات نظری مربوطه، درک روشن از هدف پژوهش و داشتن رویکرد منطقی برای رسیدن به چنین تعریفی ضروری است. پس از تعریف، ابزار مناسب برای سنجش باید طراحی یا انتخاب شود. این امر مستلزم شکستن مفهوم به اجزاء خُردتر آن و سپس ترکیب مجدد اجزا است. زیرا همانطور که پیشتر نیز گفته شد متغیرهای سازهای ازجمله مشارکت سیاسی خود از چند متغیر ساده دیگر تشکیل شده اند که باید جداگانه سنجیده شوند.
تقسیم یک سازه به متغیرهای کوچکتر، اندازه گیری، محاسبه ضرایب همبستگی و همچنین واریانس بین موارد، همتراز کردن، وزن دهی، اعتبارسنجی و سایر روشهای آماری و سپس ترکیب و تجمیع نمرات و متغیرها ذیل یک متغیر اصلی و بزرگتر در فرایند شاخص سازی صورت میگیرد که نیازمند تخصص و صرف زمان و هزینه است. به همین دلیل پژوهشگران تا جایی که بتوانند سعی میکنند به جای ساخت مجدد شاخص، از شاخصهای موجود استفاده کنند. این امر علاوه بر سهولت، سرعت و صرفه جویی در هزینه ها، اعتبار علمی پژوهش را افزایش میدهد و امکان مقایسه در زمان و مکانهای مختلف را فراهم میکند. البته امکان استفاده از یک شاخص در جوامع دیگر به جنس آن متغیر و نوع تفاوتهای جوامع با یکدیگر بستگی دارد. به عنوان مثال شاخصهای مشارکت سیاسی که بر اساس نظامهای دموکراسی لیبرال طراحی شده اند نمی توانند به همان صورت برای جوامع اقتدارگرا استفاده شوند. بنابراین لازم است که پژوهشگران قبل از استفاده از شاخصهای حتی معتبر جهانی به این تفاوتها توجه نمایند.
اما علیرغم این حساسیتها مشاهده شاخصهای جهانی مفید است زیرا این شاخصها بر مبنای نظریه های متنوع و متعدد و مشاهدات تجربی محققان طراحی شده اند و پشتوانه نظری و تجربی غنی ای دارند از این رو مشاهده یک شاخص معتبر میتواند به مثابه مطالعه مجموعه ای از نظریات در نظر گرفته شود و ابعاد مختلف موضوع را برای محقق روشنتر سازد. علاوه بر این شاخصهای معتبر به شیوه ای علمی نیز آزمون شده اند و ایرادات احتمالیشان برطرف شده است به همین دلیل میتوانند به لحاظ روشی راهنمای پژوهشگران باشند.
آنچه در بخش قبل گذشت معرفی شاخصهای مطرح مشارکت سیاسی و جمع آوری مجموعه ای از نشانگرها به عنوان الگویی برای پژوهش در این حوزه بود. در انتها 38 نشانگر که از 8 شاخص مختلف بدست آمده بود در 7 دسته تقسیم بندی و ارائه شد. برخی از این نشانگرها در تمام شاخصها تکرار شده است مانند شرکت در انتخابات و برخی دیگر تنها در یک شاخص ذکر شده است مانند خرید کردن بر اساس ملاحظات سیاسی. در این نوشتار مجال ساخت یک شاخص ملی و بومی دقیق وجود ندارد شاید این مهم قدم بعدی این گزارش باشد اما از آنجا که انتخاب آیتمهای اصلی یک شاخص یا همان متغیرهای ساده و جزئی تر، مقدمه ساخت شاخص است لذا در این گزارش تلاش شد مروری بر شاخص ها و مفاهیم مشارکت سیاسی انجام شود تا امکان ساخت یک شاخص بومی مشارکت سیاسی در ایران در تحقیقات آتی فراهم شود.
جدول 6. پرسشنامه وربا و نای
|
ترجمه |
سوال |
ردیف |
|
معیارهای رأی دهی |
(a) The Voting Measures |
|
|
میتوانید بگویید در انتخابات ریاستجمهوری سال 1964 چگونه رأی دادید - آیا به جانسون یا گلدواتر رأی دادید یا شاید اصلاً رأی ندادید. |
Can you tell me how you voted in the 1964 presidential election—did you vote for Johnson or Goldwater or perhaps you did not vote. Voted - Didn’t vote |
1 |
|
در انتخابات ریاست جمهوری سال 1960 چطور؟ می توانید بگویید به کندی رأی دادید یا نیکسون یا شاید اصلاً رأی ندادید؟ |
And how about in 1960—can you tell me how you voted in the presidential election did you vote for Kennedy or Nixon or perhaps you did not vote. Voted - Didn’t vote |
2 |
|
در مورد انتخابات محلی چطور، آیا همیشه در آن شرکت میکنید، یا گاهی اوقات یا به ندرت، یا هرگز رای نمی دهید؟
|
What about local elections do you always vote in those, do you sometimes miss one, or do you rarely vote, or do you never vote? Never Rarely Mostly Always |
3 |
|
(b) The Measures of Campaign Participation |
||
|
آیا در طول انتخابات سعی کرده اید به مردم نشان دهید که چرا باید به یکی از احزاب یا نامزدها رای دهند؟ (اگر بله) اغلب، گاهی اوقات، به ندرت، هرگز، نمی دانم |
During elections do you ever try to show people why they should vote for one of the parties or candidates? (If yes) often, sometimes, rarely, never, don’t know |
4 |
|
آیا در سه چهار سال گذشته در جلسات یا میتینگ های سیاسی شرکت کرده اید؟ بله خیر |
In the past three or four years have you attended any political meetings or rallies? Yes - No |
5 |
|
آیا در سه یا چهار سال گذشته به یک حزب یا نامزد سیاسی یا هر هدف سیاسی دیگری کمک مالی کرده اید؟ بله خیر |
In the past three or four years have you contributed money to a political party or candidate or to any other political cause? Yes - No |
6 |
|
آیا تا به حال در انتخابات برای یکی از احزاب یا نامزدها کار (دیگری) انجام داده اید؟ در اکثر انتخاباتها، برخی از انتخابات، فقط در تعداد معدودی، یا هرگز |
Have you ever done (other) work for one of the parties or candidates in most elections, some elections, only a few, or have you never done such work? Never A few elections Some elections Most elections |
7 |
|
اکنون میخواهیم چیزی در مورد عضویت در گروهها و سازمانها بدانیم - در اینجا فهرستی از انواع سازمانها وجود دارد: گروههای سیاسی مانند دموکرات یا جمهوریخواه، یا گروههای اقدام سیاسی آیا شما عضو هر یک از این نوع گروه ها هستید؟ (اگر بله)، آیا عضو فعالی هستید، یعنی به طور منظم در جلسات شرکت می کنید و نقش فعالی در سازمان ایفا می کنید؟ عضو نیستم- عضو غیرفعال- عضو فعال |
Now we would like to know something about the groups and organizations to which member individuals belong—here is a list of various kinds of organizations: What about political groups such as Democratic or Republican clubs, or polical action groups? Are you a member of any of these types of groups? (If yes), Are you an active member, that is, do you regularly attend meetings and play an active role in the organization? Nonmember Passive member Active member |
8 |
|
معیارهای فعالیت اجتماعی |
(c) Measures of Communal Activity |
|
|
آیا تا به حال با افراد دیگر جامعه برای حل برخی از مشکلات جامعه کار همکاری کرده اید؟ بله خیر |
Have you ever worked with others in this community to try to solve some community problem? Yes - No |
9 |
|
آیا تا به حال در تشکیل یک گروه یا سازمان جدید برای حل برخی از مشکلات جامعه شرکت کرده اید؟ بله خیر |
Have you ever taken part in forming a new group or a new organization to try to solve some community problem? Yes - No |
10 |
|
ما قبلاً در مورد مشکلاتی که شما و افراد این جامعه دارید صحبت میکردیم - آیا تا به حال شخصاً برای دیدن آنها رفتهاید، یا با برخی از اعضای جامعه محلی در مورد نیاز یا مشکلی صحبت کردهاید یا برای آنها نامه نوشتهاید؟ بله خیر |
We were talking earlier about problems that you and the people of this community have—have you ever personally gone to see, or spoken to, or written to some member of the local community about some need or problem? (Only contacts with a group or social referent are reported here. Frequencies for contacts with particularized referents are presented under d.) Yes - No |
11 |
|
با برخی از نمایندگان یا مقامات دولتی خارج از جامعه محلی چطور؟ آیا تا به حال در مورد نیاز یا مشکلی با چنین شخصی تماس گرفته اید یا نامه ای برای آنها نوشته اید؟ بله خیر |
What about some representative or governmental official outside of the local community—on the (county, if local unit below county level) state or national level—have you ever contacted or written to such a person on some need or problem? (Only contacts with a group or social referent are reported here. Frequencies for contacts with particularized referents are presented under d.) Yes - No |
12 |
|
معیارهای تماس خاص |
(d) Measures of Particularized Contact |
|
|
قبلاً در مورد مشکلاتی که شما و افراد این جامعه دارید صحبت میکردیم - آیا تا به حال شخصاً برای دیدن یا صحبت کردن، یا نوشتن نامه به یکی از اعضای جامعه محلی یا شخص دیگری که در جامعه تأثیرگذار است درباره برخی مسائل یا نیازها اقدام کردهاید. |
We were talking earlier about problems that you and the people of this community have—have you ever personally gone to see or spoken to, or written to some member of the local community, or some other person of influence in the community about some need or problem? (Only contacts with referents are presented her .Frequencies for contacts with a group or social referent are reported under c.) |
13 |
|
در مورد برخی از نمایندگان یا مقامات دولتی خارج از جامعه محلی چطور؟ آیا تا به حال در مورد نیاز یا مشکلی با چنین شخصی تماس گرفته اید یا برای او نامه نوشته اید؟ |
What about some representative or governmental official outside of the local community —on the (county, if local unit below county level) state or national level—have you ever contacted or written to such a person on some need or problem? (Only contacts with particularized referents are presented here. Frequencies for contacts with a group or social referent are reported under c.) |
14 |
5-2.پرسشنامه های استاندارد
علاوه بر مقالات علمی و گزارشهایی که برخی از مراکز نظرسنجی منتشر میکنند سایتهایی نیز هستند که پرسشنامه های استانداردی را درباره موضوعات مختلف در اختیار پژوهشگران قرار میدهند. در ادامه دو مورد از این پرسشنامه ها آورده شده است.
جدول 7. پرسشنامه استاندارد [25]Question pro
|
|
ترجمه |
گزینه ها |
سوال |
|
1 |
آیا برای رای دادن در آدرس فعلی که در آن ساکن هستید ثبت نام کرده اید؟ |
1. Yes 2. No |
Are you registered to vote at the current address you reside at? |
|
2 |
به نظر شما آیا دولت فعلی در مسیر درستی که به نفع مردم کشور باشد قرار دارد(حرکت می کند)؟ |
1. Yes 2. No
|
Do you think the existing government is going in the right direction to benefit the people of the country? |
|
3 |
برای رسیدگی به موضوعات حساس مانند امنیت ملی از کدام حزب حمایت می کنید؟ |
1. Democrats 2. Republicans 3. Don’t know 4. I don’t support any party |
Which party do you support to handle sensitive topics such as national security? |
|
4 |
چقدر احتمال دارد در انتخابات آینده رای دهید؟
|
1. Certain to vote 2. Most likely to vote 3. Probably won’t vote 4. Skip the primary elections 5. Don’t know 6. I won’t vote |
How likely are you to vote in the coming elections?
|
|
5 |
لطفا بفرمایید در انتخابات گذشته به چه کسی رای دادید؟
|
_ _ _ _ |
Please state, whom did you vote for in the last election?
|
|
6 |
یک نامزد سیاسی را بر چه اساسی ارزیابی می کنید؟ |
1. News on TV 2. Articles in the newspapers 3. Attend events where the candidate is addressing the people 4. I research all the channels before making my choice 5. Number of fundraisers the candidate has done in your area 6. The family upbringing of the candidate 7. Other |
On what basis do you assess a political candidate?
|
|
7 |
به نظر شما آیا قوانین و مقررات کنترل اسلحه باید تغییر کند؟ |
1. Yes 2. No |
In your opinion, do you think gun control laws and regulations should be changed? |
|
8 |
آیا فکر می کنید داشتن اسلحه باید برای همه مجاز باشد؟ |
1. Yes 2. No |
Do you think possession of guns should be allowed to everyone? |
|
9 |
به نظر شما آیا باید قوانین و مقررات سخت گیرانه تری در مورد استفاده از پول در مبارزات سیاسی وجود داشته باشد؟ |
1. Yes 2. No 3. Don’t know
|
Do you think there should be stricter rules and regulations on the use of money in political campaigns? |
|
10 |
خودتان را چگونه توصیف می کنید؟ |
1. Democrat 2. Independent 3. Republican 4. Something else 5. Don’t know |
How do you describe yourself as?
|
|
Please state your level of agreement for the following: 1.Completely agree 2.Somewhat agree 3.Neutral 4.Somewhat disagree 5.Completely disagree |
|||
|
11 |
همه اقوام باید در جامعه ادغام شوند |
All ethnicities should be integrated into society |
|
|
12 |
باید بر بازپروری مجرمان بیشتر از مجازات تاکید شود |
There should be more emphasis on the rehabilitation of criminals than punishment |
|
|
13 |
رزرو باید فقط برای خانواده های کم درآمد باشد |
Reservations should be there for low-income families only |
|
|
14 |
کارمندان دولت باید حقوق رقابتی داشته باشند که توسط بخش خصوصی داده می شود |
Government servants should have competitive salaries as given by the private sector |
|
|
15 |
شرکت ها نباید اجازه داشته باشند در مبارزات سیاسی دخالت کنند |
Corporations should not be allowed to interfere in political campaigns |
|
|
16 |
باید سیاست هایی برای رفع شکاف بین فقیر و غنی وجود داشته باشد. |
There should be policies to resolve the gap between the rich and the poor. |
|
|
17 |
باید قوانین و مقررات سخت گیرانه تری برای ریشه کنی فساد وجود داشته باشد |
There should be more strict laws and regulations to eradicate corruption |
|
|
18 |
باید قوانینی وجود داشته باشد که همه ادیان را در همه احزاب سیاسی شامل شود |
There should be rules to include all religions in all political parties |
|
|
19 |
دولت موظف است در مورد همه ابتکارات برای مردم شفاف باشد |
The government is liable to be transparent about all initiatives to the public |
|
|
20 |
ما باید برای ایجاد روابط قوی تر با روسیه تلاش کنیم
|
We should work towards building stronger relationships with Russia |
|
|
21 |
دولت باید به شرکتها در افزایش اشتغال کمک کند |
The government should assist corporations in increasing employment |
|
|
22 |
دولت باید مشوقهای شرکتهایی را که مسئولیت اجتماعی دارند افزایش دهد |
The government should increase incentives for corporates who are socially responsible |
|
|
23 |
ایمنی محیط زیست مهمتر از درآمد مالیاتی مشاغل است |
Environment safety is more important than business tax revenue |
|
|
24 |
دولت باید برای شرکتهایی که دوستدار محیط زیست هستند، مشوقها را افزایش دهد |
The government should increase incentives for corporates who are environment-friendly |
|
|
25 |
آیا مشکل یا سؤالی دارید که بخواهید توسط حزب سیاسی مورد حمایت شما حل شود؟(سوال باز) |
Do you have any issues or queries that you would want to be addressed by the political party you support? |
|
survey sparrow یک پرسشنامه سیاسی را شامل 5 دسته سوال میداند: سوالات مربوط به مشارکت سیاسی، وابستگی حزبی/جناحی، ایدئولوژی سیاسی، دانش و آگاهی سیاسی و تأثیرگذاری سیاسی. سوالات بخش اول این پرسشنامه در ادامه آمده است (surveysparrow, 2023):
جدول 8. پرسشنامه استاندارد survey sparrow [26]
|
|
ترجمه |
سؤال |
|
1 |
چقدر احتمال دارد در انتخابات آتی شرکت کنید؟ |
How likely are you to go vote in the coming election? |
|
2 |
آخرین باری که در یک رأی گیری ملی یا محلی شرکت کردید کی بوده است؟ |
When was the last time you voted in a national/local poll? |
|
3 |
آیا درباره کسی که قصد دارید به او رأی دهید با دیگران صحبت میکنید؟ |
Do you talk to people about who to vote for? |
|
|
Please state your level of agreement for each statement. Have you: لطفاً میزان رضایت خود را با هر یک از عبارات زیر مشخص کنید. آیا تا به حال: |
|
|
4 |
در یک گردهمایی، سخنرانی یا مراسم سیاسی شرکت کرده اید؟ |
Attended a political rally, speech, or event? |
|
5 |
برای یک نامزد، کمپین یا حزب سیاسی کار کرده یا داوطلب شده اید؟ |
Worked or volunteered for a political party, campaign, or candidate? |
|
6 |
عضو فعّالی از گروهی (غیر از حزب سیاسی) بوده اید که تلاشش تأثیر بر سیاست عمومی یا حکومت باشد؟ |
Been an active member of a group (not including a political party) that tries to influence public policy or government? |
|
7 |
با یک مقام منتخب تماس گرفته اید؟ |
Contacted an elected official? |
|
8 |
به یک نامزد یا گروهی که برای انتخاب یک نامزد فعّالیت دارد پول پرداخت کرده اید؟ |
Contributed money to a candidate or a group working to elect a candidate? |
|
9 |
پوستر، ماشین نوشته، لباس یا پیکسل مرتبط با یک کمپین سیاسی را نمایش داده یا پوشیده اید(استفاده کرده اید)؟ |
Displayed a poster or bumper sticker or worn clothing or a button related to a political campaign? |
|
10 |
در رسانه های اجتماعی حمایت خود را از یک کمپین علناً اعلام کردید؟ |
Publicly expressed your support for a campaign on social media? |