نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
مدیر گروه نظام ها و مدل های حکمرانی دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
«اقتصاد دانشبنیان مشارکتی» مفهومی است که بهمثابه راهبردی اساسی موجب تحول در بخشهای مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور خواهد شد. این مفهوم براساس رویکرد حکمرانی مشارکتی از حوزه علم، فناوری و نوآوری در راستای ثروتآفرینی و قدرتافزایی ملی بهره میبرد.
کلیدواژهها
بیان/ شرح مسئله
تولید دانشبنیان و اشتغالآفرین را میتوان یک راهبرد مهم برای رونق اقتصادی در نظر گرفت که میتواند به برطرف کردن مشکلات اقتصادی بسیار کمک کند. چنین تولیدی مبتنیبر فعالیت شرکتهای دانشبنیان خواهد بود. این شرکتها بهعنوان موتور پیشرفت اقتصادی در کشورهای در حال توسعه مطرح بوده و بهعنوان محرک اصلی کارآفرینی برشمرده میشوند و دارای پتانسیل تسریع در خلاقیت، نوآوری و گشایش فرصتهای نوین تجاریسازی بهشمار میروند.
در این زمینه باید توجه کرد که چنین تولیدی محدود به تعداد مشخصی از شرکت کوچک و متوسط نیست، بلکه شبکهای از بازیگران مختلف اعم از شرکتهای دانشبنیان و نخبگان و فناوران در این امر نقش دارند که با مشارکت یکدیگر و با استفاده از تمام ظرفیت علمی و فناوری کشور دست به تحولات بنیادین در اقتصاد کشور میزنند. استفاده از این ظرفیتها در جهت رونق شرکتهای دانشبنیان، نیاز به نگاهی جامع در سیاستگذاری تولید دانشبنیان دارد. زیرا اتکا به مواردی همچون صرف افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان، به تحول و ایجاد یک زیستبوم موفق در عرصه اقتصادی کشور منجر نمیشود.
شرکتهای دانشبنیان در مسیر موفقیت خود و تحقق اهدافی که در بالا بدان اشاره شد، بایستی الزاماتی را مدنظر قرار دهند که در ادامه به سه مورد از مهمترین آنها اشاره خواهد شد:
نقطه نظرات / یافتههای کلیدی
امروزه یکی از مهمترین مسائل کشور، مسئله اقتصاد است. این مسئله خود دارای مسائل ریزتر متعددی است که موضوع تولید را بنابر تأکیدات مقام معظم رهبری میتوان بهعنوان اصلیترین زیرمسئله حوزه اقتصاد دانست. در این خصوص توجه به دو نکته بسیار حائز اهمیت است:
اولاً، مرور ادبیات و بررسی تجارب جهانی گویای این واقعیت است که برای داشتن اقتصادی پایدار که موجب ثروتافزایی و قدرتآفرینی ملی شود، باید ابتنای اقتصاد بر دانش و فناوری باشد. در چنین اقتصادی که از آن با عنوان «اقتصاد دانشبنیان» یاد میشود و با پذیرش این اصل که شرکتها بهعنوان بستر اصلی انجام فعالیت نوآورانه و توسعه فناوری شناخته میشوند، این شرکتها تلاش میکنند تا با تبدیل شدن به شرکتهای دانشبنیان، اقدامات خود را برمبنای دانش روز انجام دهند.
ثانیاً، اقتصاد موضوعی پیچیده است که در آن نهادهای مختلفی نقش دارند. بر این اساس موفقیت در امر اقتصاد بهطورکلی و در سایر زیربخشهای آن مانند موضوع تولید، بدون توجه به نقش سایر نهادها تقریباً غیرممکن است. با توجه به این مهم لازم است تا هرگونه سیاستگذاری در حوزه اقتصاد با مشارکت نهادهای مربوطه انجام پذیرد و بهطور شفاف نحوه و میزان مشارکت دوسویه آنها با اقتصاد و زیربخشهای حوزه اقتصاد مشخص شود. این نحوه مشارکت که دارای دو قسم کلی مشارکت مردم در حوزه اقتصاد و یا مشارکت سایر نهادهای رسمی با نهادهای اصلی متولی امر اقتصاد است، تحت عنوان «حکمرانی مشارکتی» نام برده میشود.
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، سیاستی یا نظارتی
براساس دو نکته فوق، میتوان چنین گفت که حل مسئله اقتصاد در کشور در گرو پرداختن به «اقتصاد دانشبنیان مشارکتی» است، اقتصادی که بنیان آن بر دانش است و فرایندهای آن برمبنای رویکرد حکمرانی مشارکتی پیش میرود.
براساس یافتههای گزارش حاضر بهمنظور تحقق «اقتصاد دانشبنیان مشارکتی» حداقل در پنج موضوع مرتبط با شرکتهای دانشبنیان باید رویکرد حکمرانی مشارکتی بهعنوان رویکرد غالب بهکار گرفته شود:
همچنین لازم است که اصلاح «قانون جهش تولید دانشبنیان» با رویکرد حکمرانی مشارکتی در دستور کار قرار بگیرد تعیین سازوکارها و ابزارهای تعاملی و همافزایی میان شرکتهای دانشبنیان، پارکهای علم و فناوری و بنگاههای کوچک و متوسط در آییننامههای اجرایی قانون و بازنویسی «قانون جهش تولید دانشبنیان» مبتنیبر شبکه نهادی و ارتباطی بازیگران مختلف حوزه دانشبنیان کشور ازجمله اصلاحات راهبردی است که برای اصلاح قانون و مقررات حوزه دانشبنیان کشور باید انجام شود.
تجاریسازی علم و تبدیل علم به ثروت یکی از مهمترین موضوعاتی است که بهطور جدی در میان کشورها دنبال میشود. در همین راستا مفهوم اقتصاد دانشبنیان بیشازپیش معنا پیدا میکند؛ اقتصاد نوینی که در آن استفاده از دانش در تولید محصولات و ارائه خدمات، نقشی حیاتی دارد.
در این رویکرد نو به اقتصاد، دیگر صرفاً نهادهای مالی و بانکی عهدهدار امور اقتصادی نیستند، بلکه نوع دیگری از نهادها که نهادهای تولیدکننده علم، فناوری و نوآوری هستند یکی از عناصر مهم اقتصاد دانش بنیان و به نوعی محرک اقتصاد هستند. در اقتصاد دانشبنیان، شرکتها بهعنوان بستر اصلی روی دادن امر نوآورانه همچون بانکها اهمیت پیدا میکنند؛ همچنین نگاه به سرمایهگذاری در این مدل از اقتصاد با گذشته تفاوت پیدا میکند و سرمایهگذاران در کنار سودآوری مالی به دنبال توسعه فناوری و نوآوری نیز هستند.
با توجه به ویژگیهای اقتصاد دانشبنیان که بهطور خلاصه در بالا بدان اشاره شد، بازیگران متعددی در این مدل از اقتصاد در کشور ما فعالیت دارند. ازجمله این بازیگران میتوان به این موارد اشاره کرد:
معاونت علمی و فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشگاهها و پژوهشگاهها، بنیاد ملی نخبگان، صندوق نوآوری و شکوفایی، پارکهای علم و فناوری، شرکتهای خلاق، شتابدهندهها، کارخانههای نوآوری، کانون پتنت، استارتاپها، شرکتهای دانشبنیان و... .
درخصوص بازیگران فوق باید دقت داشت که میزان اثرگذاری و نقش آنها با یکدیگر متفاوت است، اما بهطورکلی با توجه به نقش محوری که برای شرکتها در تولید و توسعه فناوری در مطالعات مدیریت فناوری در نظر گرفته میشود، باید به شرکتهای دانشبنیان در این نگاه نو به اقتصاد توجهای ویژه داشت؛ چراکه این شرکتها در زنجیره ارزش تولید فناوری، از تجاریسازی تا ورود پول به چرخه اقتصادی کشور را دنبال میکنند.
در آییننامه ارزیابی شرکتها و مؤسسات دانشبنیان مصوب کارگروه ارزیابی و تشخیص صلاحیت شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و نظارت بر اجرا نیز بر این مهم تأکید شده و این شرکتها را به این شکل تعریف کرده است: شرکت دانشبنیان، شرکت یا مؤسسه خصوصی یا تعاونی است که بهمنظور همافزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانشمحور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاریسازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالاها و خدمات) در حوزه فناوریهای برتر و با ارزشافزوده فراوان ایجاد میشود.
مقام معظم رهبری مدظلهالعالی نیز درخصوص تأثیر شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشور بیانات متعددی داشتهاند؛ از قبیل «بنگاههایی که دانشبنیان هستند میتوانند به اقتصاد ملی کمک کنند». «شرکتهای دانشبنیان یکی از اساسیترین کارها در مقوله اقتصاد مقاومتی است». «شرکتهای دانشبنیان یکی از بهترین مظاهر و یکی از مؤثرترین مؤلفههای اقتصاد مقاومتی است».
رشد شرکتهای دانشبنیان بهعنوان یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد دانشبنیان، در گرو برنامهریزی منسجمی است تا بتوان از همه ظرفیت کشور در این خصوص بهره برد. انسجام و همافزایی میان مؤلفههای تأثیرگذار در رشد این شرکتها بسیار ضروری است و سبب رشد سریعتر و پایدارتر شرکتهای دانشبنیان در کشور خواهد شد. ایجاد این انسجام و همافزایی، نیازمند توجه به رویکردی است که به دنبال مشارکت بین عوامل مؤثر در این زمینه باشد. بر این اساس رویکرد حکمرانی مشارکتی بهعنوان رویکردی تجربه شده و موفق در جهان، میتواند نقش مهمی ایفا کند. این رویکرد در ایجاد همکاری و مشارکت بین عوامل مؤثر در جهت موفقیت شرکتهای دانشبنیان و برطرف کردن موانع تولید دانشبنیان بسیار کمککننده است. در این گزارش با توجه به مفهوم حکمرانی مشارکتی، ضرورت توجه بیشتر به این رویکرد درخصوص شرکتهای دانشبنیان تبیین خواهد شد.
موضوع اقتصاد دانش بنیان مشارکتی و حکمرانی مشارکتی در کسبوکار دانشبنیان که حوزه تخصصی گزارش حاضر است در صدد است با رویکرد میان رشته ای و چند بعد، طرح بحثی را در این حوزه انجام دهد. با جستجو و تفحص در آثار علمی و همچنین گزارش های تخصصی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، به طور خاص هیچ گزارشی به صورت تخصصی این موضوع را بررسی نکرده است. هرچند گزارشهای مختلفی به بیان چالشها و مشکلات حوزه دانشبنیان و الزامات تحقق اقتصاد دانشبنیان پرداخته اند و ضرورت همگرایی و مشارکت کنشگران را مطرح کردهاند، اما این گزارش به طور خاص با تمرکز بر حکمرانی مشارکتی ابعاد چالشها را بررسی کرده است.
میرباقری و عبدی(1401) در گزارش خود با عنوان «مفهوم شناسی حکمرانی مشارکتی» به این موضوع پرداختند که برای پاسخگویی به بسیاری از چالشها و مسائل مبتلابه در کشور، رویکرد حکمرانی مشارکتی میتواند کمک کننده باشد. براساس یافتههای پژوهش تعارضات اجتماعی (حکومتگریزی)، پیچیدگی مســائل حکمرانــی و اثرگذاری عوامل متعدد، ضعف فرهنگ مشــارکت در جامعه، ســوگیریهای شناختی و تورشهای رفتاری، محدودیت منابع و در نظــر نگرفتن تاثیر مبانی فکری و نظام ارزشی مردم از جمله مهم ترین عواملی است که ضرورت پرداختن به حکمرانی مشارکتی در تمامی عرصه ها را مشخص میکند.
در حوزه اقتصاد دانش بنیان و شرکت های دانش بنیان، گزارش هایی که تا حدی مرتبط با موضوع پژوهش حاضر هستند به شرح زیر آورده می شود.
جدول1. گزارش ها و پژوهش های مرتبط با حکمرانی مشارکتی در شرکت های دانش بنیان
|
ردیف |
نویسندگان و سال انتشار |
عنوان گزارش |
درسآموختهها |
|
1 |
مهدی بهرامی حسن آبادی، امین اله پاک نژاد، محمد برزگر خسروی(1401) |
«تولید؛ دانش بنیان و اشتغال آفرین» از منظر سیاستهای کلی نظام |
در این گزارش با تحلیل و واکاوی موضوع تولید دانش بنیان و اشتغال آفرین در سیاست های کلی نظام، توصیه های راهبردی و سیاستی ارائه شده است. در گزارش حاضر زمینههای حمایت از تولید دانش بنیان در بخشهای کشاورزی و غذایی، نفت و گاز، پزشکی، دفاعی-امنیتی، ساختمان و مسکن، فناوری ارتباطات و زیست محیطی مورد تبیین قرار گرفته است و راهبردهای پیشنهادی در دو دسته راهبردهای عام و خاص شامل مواردی همچون مرتبط سازی آموزش و پژوهش با صنعت، ارتقای جایگاه شرکتهای دانش بنیان و ... تشریح شده است. |
|
2 |
فاطمه حسابی ویشکائی و سهیلا خردمندنیا(1401) |
در مسیر تولید دانش بنیان و اشتغال آفرین: آسیب شناسی نهادی نظام تجاری سازی علم و فناوری در کشور |
در گزارش حاضر، سازمانهای مؤثر در نظام تجاری سازی علم و فناوری کشور و کارکردهای آنها را شناسایی و نقاط ضعف، کاستیها و گسستگیها در این زمینه تحلیل و توصیف شده است. در این گزارش چالشهای پیش روی فعالیتهای دانش بنیان و فناورانه شناسایی شده اند که مهم ترین آنها عبارتند از: ضعف در تجاری سازی به دلایلی همچون مشکل در تأمین مالی و سرمایه گذاری، کمبود مهارتهای فنی، حقوقی و مدیریتی و ضعف در تیم سازی و شبکه سازی بین شرکتهای دانش بنیان و صنعتی برای تجاری سازی و بازاریابی. در پایان گزارش نیز توصیه هایی همچون برنامه ایجاد تقسیم کار، مشارکت و همافزایی بین نهادهای متولی تهیه و جمع آوری آمارهای پایش علم، فناوری، نوآوری و اقتصاد دانش بنیان در یک سامانه آماری جامع، تقویت مشارکت نهادهای خصوصی از قبیل سرمایه گذاران خطرپذیر، خیرین، فرشتگان کسب وکار در تأمین مالی فناوری و نوآوری با اعطای مشوقها و امتیازها و به رسمیت شناختن کارگزاران تبادل علم، فناوری و نوآوری در تعامل با دانشگاهها، مؤسسات پژوهشی، شرکتهای دانش بنیان و صنعت و تکلیف دولت به تدوین آیین نامه ارائه شده است. |
|
3 |
حجت ورمزیاری، بهزاد دوستی سبزی و محسن بابائی(1402) |
راهبری توسعه کارآفرینی دانش بنیان در مناطق روستایی و عشایری |
گزارش حاضر در پی یافتن راهکاری برای این امر با تأکید بر درس آموخته های جهانی و ضعف های اقدامات فعلی در توسعه اشتغال و کارآفرینی روستایی و عشایری بوده است. یافته های گزارش حاضر حاکی از آن است که عملیاتی سازی سیاست ها و دستیابی به اهداف توسعه اشتغال و کارآفرینی در مناطق روستایی و عشایری کشور، همانند کشورهای موفق در این زمینه، نیازمند بازوهای اجرایی محلی است که از مزایای مراکز رشد و شتاب دهنده های کسب وکار بهره مند باشند و به مانند رویکرد نهاد جهاد سازندگی، از ظرفیت عظیم انگیزه های الهی در شکل دادن به جهش تولید و اشتغال در مناطق مذکور بهره گیرند. بر این اساس و بر مبنای بررسی های صورت گرفته، پیشنهاد گزارش حاضر، تشکیل مراکزی به منظور هدایت و حمایت از کارآفرینی روستایی و عشایری، تحت عنوان «مراکز جهاد اقتصادی» در سطوح محلی است. این مراکز باید با تأمین امکانات، زیرساخت ها، فضای اداری و بخشی از منابع مالی کارآفرینی از سوی دولت و با اتکا بر مدیریت نیروهای داوطلب متخصص و برخوردار از روحیه جهادی (با محوریت جوانان) فعالیت نمایند و خدمات توسعه کسب وکار را به صورت یکپارچه، در سطح محلی به بنگاه های اقتصادی و کارآفرینان و سرمایه گذاران ارائه دهند و در ازای احیاء و توسعه بنگاه های اقتصادی، با رویکرد غیرانتفاعی درآمد اخذ نمایند |
|
4 |
هاجر زارعی، سهیلاخردمندنیا(1401) |
چالش ها و راهکارهای سیاستی خوشه سازی شرکت های دانش بنیان |
در گزارش حاضر، چالش های پیش روی خوشه شدن شرکت های دانش بنیان با یکدیگر در زیست بوم نوآوری در سه محور فرهنگی، اجرایی و حقوقی و قانونی دسته بندی شده اند. مهم ترین چالش ها از نظر فرهنگی عبارتند از: ضعف در کسب مهارت های فنی و حرفه ای، ضعف فرهنگ کار جمعی و شناخت حق و حقوق تسهیم منافع و مالکیت ها. از منظر اجرایی مسائلی همچون شفاف نبودن اولویت های فناورانه در کشور مبتنی بر نیازها، فرصت ها و ظرفیتها، بخشی نگری، ضعف در ایجاد حلقه های اتصال و ضعف در برنامه ریزی فضایی و توجه به اقتصاد فضا به عنوان پیشران شکل گیری خوشه ها قابل ذکر هستند. از منظر حقوقی و قانونی نیز می توان به مسائلی همچون ناآشنایی کافی شرکت های کوچک با قراردادهای مشارکت حقوقی، نگرانی از رعایت حقوق مالکیت فکری و ضعف در برنامه ها و راهبردهای شفاف قانونی و اجرای آنها اشاره کرد |
|
5 |
سهیلاخردمندنیا(1401) |
گزارش نظارتی ارزیابی عملکرد قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان و تجاری سازی اختراعات و نوآوری ها (با نگاهی به روند توسعه فعالیت های دانش بنیان در کشور در آستانه تدوین برنامه هفتم توسعه) |
در این گزارش تلاش شده با جمع آوری حداکثری اطلاعات موجود و در دسترس، عملکرد ۱۰ ساله قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسه های دانش بنیان طی سال های (۱۴۰۰-۱۳۹۰) از منظر فعالیت شرکت های دانش بنیان بررسی و تحلیل شود. یافته های موجود درباره نحوه توزیع شرکت های دانش بنیان براساس نوع و سطح (نوپای نوع ۱ و ۲، تولیدی نوع ۱ و ۲) و زمینه فعالیت، همچنین روند تأسیس شرکت های جدید و نوپا، نحوه پراکنش شرکت های دانش بنیان در استان ها و استقرار آنها در پارک های علم و فناوری و ارزیابی مواردی همچون اشتغال، درآمد، صادرات، نحوه تأمین مالی فناوری و مؤلفه های شاخص جهانی نوآوری نشان می دهد تعداد شرکت های دانش بنیان تولیدی نوع ۲ بر سایر انواع شرکت های زیست بوم نوآوری غالب است (حدود ۵۶% کل شرکت ها) و نرخ تأسیس شرکت های نوپا و تبدیل آنها به شرکت های تولیدی نیز بسیار پایین آمده است. تعداد شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک های علم و فناوری به طور متوسط ۱۷ درصد کل واحدها و شرکت های هر پارک است و میزان فعالیت و درآمد پارک ها نشان می دهد روند رشد و بلوغ شرکت های دانش بنیان و هسته های فناور مستقر در آنجا نیز کند است و ممکن است ظرفیت زیست بوم نوآوری کشور از منظر شرکت های دانش بنیان به عنوان بازیگران کلیدی این عرصه در آینده با چالش جدی مواجه شود. این درحالی است که عمده تمرکز نظام علم و فناوری و نوآوری کشور بر آموزش عالی و خلق دانش بوده و هر چند تا کنون در تربیت نیروی دانشگاهی و محتوای علمی بهتر از سایر مؤلفه های نوآوری عمل کرده، اما در هدایت نتایج تحقیقات و نیروی متخصص به سمت ایجاد و توسعه کسب و کارهای نوآورانه موفقیت قابل قبولی نداشته است. محیط نهادی (اعم از محیط سیاسی، قانونی و کسب و کار) هنوز بعد از گذشت ۱۰ سال از اجرای قانون حمایت از شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان برای توسعه این فعالیت ها مساعد نشده و جذب دانش و انتشار فناوری و تأمین مالی به کمک بخش خصوصی نیز به دلیل ضعف ها و نقص های موجود در تقویت پیوندها از قبیل ارتباط دانشگاه و صنعت، خوشه سازی و شبکه سازی، ارتباطات بین المللی و تربیت نیروی کار دانشی و رفع انحصار و رقابت غیرعادلانه با مشکل مواجه است |
|
6 |
فاطمه میرجلیلی، سعید شجاعی(1401) |
اظهارنظر کارشناسی درباره: «طرح توسعه شبکه ملی توسعه فناوری های حوزه انرژی، آب و محیط زیست» |
هدف گزارش حاضر بررسی طرح با عنوان «توسعه شبکه ملی توسعه فناوری های حوزه انرژی، آب و محیط زیست» است. تحلیل محتوایی طرح حاکی از آن است که اگرچه به درستی در مقدمه توجیهی طرح ضرورت شبکه سازی میان بازیگران اصلی حوزه فناوری به منظور بستر لازم برای تقویت تولید اغلب محصولات مهم و راهبردی در داخل کشور شناسایی شده، اما احکام پیشنهادی بنابه دلایلی که در متن گزارش به تفصیل اشاره شده، اثربخشی لازم را ندارد. از جمله این موارد می توان به مغایر بودن برخی از مواد با اصول قانون اساسی، سیاست های کلی نظام قانونگذاری و سیاست های کلی نظام اداری اشاره کرد. تکراری بودن برخی از احکام پیشنهادی با مواد قوانین تخصصی موجود این حوزه از جمله «قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی، مصوب سال ۱۳۹۸» و «قانون جهش تولید دانش بنیان، مصوب سال ۱۴۰۱»، تداخل وظایف دستگاه های اجرایی و موسع بودن اهداف طرح از دیگر چالش های طرح پیشنهادی است. لذا با توجه به مطالب عنوان شده پیشنهاد رد کلیات طرح مدنظر است. لکن با توجه به دغدغه صحیح طرح، فراهم سازی بسترهای لازم برای شبکه سازی فناوری به منظور انتقال فناوری و انباشت دانش در میان بازیگران اصلی حوزه فناوری در قالب برنامه هفتم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیشنهاد می شود. |
|
7 |
شاهین جوادی، سهیلا خردمندنیا(1401) |
تحلیلی بر چالش های انتقال فناوری در ایران |
در گزارش حاضر، ابعاد مختلف و عوامل مؤثر بر فرایند انتقال فناوری شامل مراحل انتخاب و اکتساب، انطباق و جذب و توسعه و انتشار فناوری، بررسی شده است. کارشناسان و متخصصان حوزه توسعه فناوری، وضعیت کلی انتقال بین المللی فناوری در ایران را نامناسب می دانند که به تبع سبب عملکرد نامناسب بنگاه ها و کارآفرینان در فرایند کارآفرینی مولد و تولید می شود. مهم ترین چالش های انتقال فناوری از دیدگاه متخصصان عبارتند از: محدودیت ها در محیط فناوری و نوآوری شامل ضعف در سطح آمادگی فناوری و نوآوری بنگاه ها، ضعف در سطح آمادگی فناوری و نوآوری نهادهای دولتی مانند شهرداری ها و ...، ضعف در سطح آمادگی فناوری و نوآوری نیروی کار، ضعف در شبکه های آزمایشگاهی و تحقیقاتی و محدودیت ها در سایر محیط های نهادی و اقتصادی. از این رو، اتخاذ سیاست هایی برای انتقال فناوری را ضروری می دانند. |
|
8 |
مرتضی براتی(1401) |
موانع و چالش های برندسازی محصولات دانش بنیان در ایران و راهکارها |
در این گزارش چالش های متعددی در خصوص برندسازی مورد بحث قرار می گیرد که اکثر آنها در حوزه عمومی بودند، با این حال در مواردی چالش ها در حوزه دانش بنیان مشهودتر و پررنگ تر بود. ثبات قیمت و کیفیت و نیاز به اخذ استانداردهای لازم و تأمین هزینه های آن، نوپا بودن شرکت های استارتاپی و چالش زمانبر بودن برندسازی و ایجاد وفاداری به برند، عدم شناخت صحیح مقوله برندسازی، به روز نبودن قوانین و آیین نامه های مرتبط، ریسک اقتصادی و کاهش سرمایه گذاری، کاستی و نبود ضمانت اجرایی در بحث مالکیت فکری از مهم ترین چالش های برندسازی در حوزه دانش بنیان شناسایی شد. در راستای رفع چالش های موجود در برندسازی و تقویت برندسازی در کشور که می تواند به نوبه خود در محصولات دانش بنیان نیز مؤثر باشد الزاماتی از قبیل بهبود فضای کسب و کار به ویژه تجارت الکترونیکی، رقابت پذیری و اخذ استانداردهای لازم به منظور بهبود کیفیت و همچنین جذب سرمایه های خارجی و تغییر دیدگاه مدیران در بنگاه های ایرانی نسبت به سرمایهگذاری روی برند ضروری است. در کنار این موارد، استقرار و ایجاد زیرساخت های قانونی نظیر به روز رسانی قوانین و آیین نامه های مربوط به برندسازی اینترنتی، تسریع روال قانونی رفع ایرادهای شورای نگهبان در طرح مالکیت صنعتی و ابلاغ قانون و همچنین حمایت از مالکیت ادبی و هنری (که برای شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات اهمیت زیادی دارد)، از طریق تدوین قانون جامع و با ضمانت اجرایی کافی از اهمیت بسزایی برخوردار است. |
در مطالعات و گزارش های پیشین یکی از راهکارهایی که ارائه شده است، بحث تقویت مشارکت تمامی بخش ها در حوزه دانش بنیان است. بر این اساس گزارش حاضر تلاش کرده است که با بهره گیری از ادبیات حکمرانی مشارکتی، برخی از توصیه های کاربردی را برای تقویت حکمرانی مشارکتی در حوزه شرکت های دانش بنیان ارائه دهد.
تولید دانشبنیان را میتوان یک راهبرد مهم برای رونق اقتصادی، ارزشآفرینی و حل چالشهایی مانند نبود اشتغال برای افراد تحصیلکرده، در نظر گرفت. فعالیت شرکتهای دانشبنیان بهعنوان موتور پیشرفت اقتصادی در بسیاری از کشورهای جهان مطرح بوده و بهعنوان محرک اصلی کارآفرینی برشمرده شده است؛ این شرکتها دارای پتانسیل تسریع در خلاقیت، نوآوری و گشایش فرصتهای نوین تجاریسازی بهشمار میروند[۱].
در شکل زیر جایگاه حیاتی شرکتهای دانشبنیان براساس بیانات مقام معظم رهبری مدظلهالعالی در اقتصاد کشور نشان داده شدهاست:
شکل 1. مهمترین مسائل کشور در چند دهه اخیر از منظر رهبر انقلاب
مأخذ: یافتههای تحقیق.
با توجه به شکل 1، میتوان تولید دانشمحور را یکی از موضوعات بسیار مهم و راهبردی کشور دانست، البته طبیعی است زمانیکه از اثر شرکتهای دانشبنیان بر اقتصاد کشوری همچون ایران سخن به میان میآید، موضوع محدود به تعداد معدودی از شرکت کوچک و متوسط نیست، بلکه مقصود شبکهای از بازیگران مختلف اعم از شرکتهای دانشبنیان و نخبگان و فناوران هستند که با مشارکت یکدیگر و با استفاده از تمام ظرفیت علمی و فناوری کشور دست به تحولات بنیادین در اقتصاد کشور میزنند. استفاده از این ظرفیتها در جهت رونق شرکتهای دانشبنیان، نیاز به نگاهی جامع در سیاستگذاری تولید دانشبنیان دارد. زیرا ممکن است صرفاً افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان، به تحول و ایجاد یک زیستبوم موفق در عرصه اقتصادی کشور منجر نشود.
شرکتهای دانشبنیان در مسیر موفقیت خود و تحقق اهدافی که در بالا بدان اشاره شد، بایستی الزامات و اصولی را مدنظر قرار دهند که در ادامه به سه مورد از مهمترین آنها اشاره خواهد شد:
حکمرانی را میتوان اعمال اقتدار از طریق سنتها و نهادهای رسمی و غیررسمی بهمنظور تأمین منافع عامه تعریف کرد. حکمرانی به سازمانها و افرادی میپردازد که در فرایند تصمیمگیری و اجرای تصمیمات نقش دارند[2]. در حکمرانی رویکردهای متنوعی مورد بحث قرار میگیرد که یکی از مهمترین این رویکردها، رویکرد حکمرانی مشارکتی است. حکمرانی مشارکتی اخیراً ازسوی سیاستگذاران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد، بهعنوان روشی موفق برای حل بهتر مسائل و ایجاد انسجام بین نهادهای مختلف معرفی شده است[3].
حکمرانی مشارکتی میتواند بهعنوان رویکردی برای دستیابی به توافق قابلقبولتر، غنیتر و پایدارتر بین نهادهای حکمرانی با یکدیگر و نیز با مردم دیده شود. بسیاری از کارشناسان در زمینه حکمرانی مشارکتی استدلال میکنند که پیچیدگی و عدم قطعیت که بهعنوان یک مشکل سخت در تصمیمات توصیف میشود، درصورتی مرتفع میشود که از طریق مشارکت طرفهای مختلف که مستقیماً مسئول و تأثیرگذار در حل مشکل هستند، مورد توجه قرار گیرد[4].
حکمرانی مشارکتی توسط بسیاری از پژوهشگران بهعنوان راهی بالقوه برای از بین بردن تصور بیگانگی در رأیدهندگان و احساس سرخوردگی از روند سیاسی معرفی میشود و از مشارکت دادن شهروندان در تصمیماتی که زندگی آنها را به شیوهای معنادار تحتتأثیر قرار میدهد، حمایت میکنند. [5].
حکمرانی مشارکتی در بسیاری از کشورها بهطور گسترده بهعنوان یک پیشنیاز اساسی برای اجرای موفقیتآمیز پروژههای عمومی تلقی میشود[6]. حکمرانی مشارکتی به دنبال مشارکت و همکاری اکثر ذینفعان شامل مردم و نهادهای رسمی در فرایند حکمرانی با روشهایی مانند تصمیمگیری جمعی و کار جمعی بوده و دارای سه ویژگی اختیاری بودن، آگاهانه بودن و هدفمند بودن است.
براساس ادبیات حوزه حکمرانی مشارکتی، حکمرانی مشارکتی در تولید دانشبنیان را نیز میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد:
دسته اول، مشارکت بین مراکز و نهادهای رسمی در عرصه حکمرانی با یکدیگر است که از آن با عنوان مشارکت بینبخشی تعبیر میشود[7]. منظور از مراکز و نهادهای رسمی حکمرانی در این بحث، سازمانهایی همچون معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری و... است.
متأثر از یک نگاه سیستمی میتوان مهمترین این نهادهای رسمی در تولید دانشبنیان را به سه دسته زیر تقسیمبندی کرد:
شکل 2. مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تولید دانشبنیان و برخی دستاوردهای آن
مأخذ: یافتههای تحقیق.
نهادهای سیاستگذاری، نهادهای مالی و نهادهای اجرایی نیز بهصورت غیرمستقیم بر تولید دانشبنیان تأثیرگذار هستند. در این نهادها، مراکز و سازمانهای متعددی وجود دارد که باید با یکدیگر همکاری کنند. در ماده (1) قانون جهش تولید دانشبنیان نیز به مشارکت کلیه دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری اشارهشده است.
در بند «ب» ماده (10) قانون جهش تولید دانشبنیان بر مشارکت میان نهادهای رسمی با یکدیگر در شناسایی و حل مسائل ملی تأکید شده است: «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری موظف است سالانه فهرست شرکتها و مؤسسات دانشبنیان، واحدهای فناور مستقر در مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری و جهاد دانشگاهی، سراهای نوآوری دانشگاه آزاد اسلامی و واحدهای خلاق و محصولات آنها را بهصورت تخصصی و مجزا اعلام نماید. دستگاههای اجرایی مرکزی موظفند با تجمیع تقاضا، برای بازارسازی و تسهیل خرید از فهرست مذکور از محل ردیفهای بودجه ذیل خود برنامهریزی و نظارت نمایند».
دسته دوم، مشارکت بین نهادهای مؤثر در تولید دانشبنیان و مردم است. بهنظر میرسد در سه مرحله ذکر شده در شکل 2، میتوان از ظرفیتهای علمی، مشورتی و مالی مردمی در قالبهای مختلف بهره گرفت و این فرایند را سرعت داد.
در نظر گرفتن مردم و نهادهای مؤثر در تولید دانشبنیان بسیار مهم است. زیرا طبق قاعده مراقبه و موازنه میتوان توازن بیشتری بین ذینفعان برقرار کرد[8]. شبکهسازی در شرکتهای دانشبنیان نیز منجر به اشتراک دانش و افزایش سرعت جریان دانش در کشور میشود و درنتیجه باعث پیشرفت در تولید دانشبنیان خواهد شد. هدف از شبکهسازی در تولید دانشبنیان، بهکارگیری تمام ظرفیتها و استفاده از دانش تولید شده توسط یک بخش، در دیگر بخشها و به اشتراکگذاری دانش صریح و ضمنی است[9].
با توجه به شکل 3، میتوان نقش مردم را در تولید دانشبنیان بهصورت زیر بیان کرد:
شکل 3. نقش مردم در تولید دانشبنیان
|
مشارکت در سرمایهگذاری |
|
مشارکت در خرید و مصرف |
|
مشارکت در تأمین منابع انسانی |
|
مردم و تولید دانش بنیان |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
بهطور خلاصه دسته اول از مشارکت که در ادبیات حکمرانی از آن با عنوان Collaborative Governance یاد میشود بر مشارکت و همکاری نهادهای رسمی در حوزه اقتصاد دانشبنیان با یکدیگر مانند همکاری معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری با وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اشاره دارد و دسته دوم که از آن با عنوان Participatory Governance میتوان یاد کرد بر نقش مردم و نهادهای غیررسمی در کمک به نهادهای رسمی در راستای تحقق اهدافشان تأکید میکند.
با توجه به نقش مهم شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد کشورها، سیاستگذاران ترغیب شدهاند تا بستههای سیاستی محرک و حمایتی برای رونق این شرکتها تدوین کنند. در ایران نیز این نوع شرکتها در سالهای اخیر مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند و قوانین و آییننامههای متعددی در جهت حمایت از آنها تدوین شده است. در این قوانین و آییننامهها، منابع مالی و تسهیلات گوناگونی برای پشتیبانی از فعالیت شرکتهای دانشبنیان در نظر گرفته میشود[10]. مهمترین این موارد در شکل 4 نشان داده شده است.
شکل 4. مروری بر قوانین و آییننامههای مرتبط با تولید دانشبنیان
مأخذ: یافتههای تحقیق.
علاوهبر حمایتهایی که در قانون در نظر گرفته شده است، «مرکز شرکتها و مؤسسات دانشبنیان» با استفاده از ظرفیتهای موجود در سایر دستگاهها، اقدام به ایجاد حمایتهای متنوعی بهمنظور توسعه کسبوکار دانشبنیان کرده که صرفاً در این مرکز بیش از 110 عنوان تهیه و تدوین شده است. گرچه گسترش تمهیدات متنوع برای حمایت از شرکتهای دانشبنیان امری ضروری و لازم بهنظر میرسد، اما باید توجه داشت که این شیوه تصمیمگیری غیرمنسجم که به همافزایی و مشارکت نهادهای مرتبط توجه چندانی ندارد، بهتنهایی جوابگو نیست. یکی از تبعات این مدل سیاستگذاری، ورود رانتجویان به این عرصه و حذف کارآفرینان و نوآوران واقعی است که از قدرت چانهزنی کمی برخوردار هستند. همچنین، این نوع نگاه در قبال اقتصاد دانشبنیان، نهتنها سطحینگرانه است، بلکه اجرای آن با دستاوردهای کاملاً متضاد از آنچه انتظار میرود مواجه خواهد شد.
با توجه به این نقد کلان، در ادامه ضمن بیان برخی ایرادهای موردی به این نحوه تصمیمگیری، به نقش رویکرد حکمرانی مشارکتی در رفع این ایرادها اشاره خواهد شد.
در آییننامه ارزیابی شرکتها و مؤسسات دانشبنیان (مصوب کارگروه ارزیابی و تشخیص صلاحیت شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و نظارت بر اجرا، مورخ 1400/11/2)، برخی از معیارهای یک شرکت دانشبنیان مشخص شده است. در این آییننامه محصولات و خدمات دانشبنیان (و خارج از آن)، بسته به میزان پیچیدگی فنی و سطح فناوری در آنها، به دو دسته کالاها و خدمات دانشبنیان با فناوری در سطوح 1 یا 2 طبقهبندی میشوند. اکتفا به چنین توضیحاتی برای تعیین دانشبنیان بودن و یا نبودن یک شرکت، سبب بروز تفاسیر متعدد و گاه شخصی از این امر میشود. در چنین حالتی فرصتی برای سودجویان فراهم خواهد آمد.
در این رابطه مقام معظم رهبری مدظلهالعالی با ابزار نگرانی از این موضوع میفرمایند: «برای شرکتهای دانشبنیان باید ضوابط کیفی تعیین بشود؛ اینجور نباشد که فلان شرکتی که با فناوری چهل سال پیش دارد کار میکند، بیاید بهعنوان شرکت دانشبنیان ثبتنام کند، مثلاً از بهرهمندیها و امکانات و تسهیلاتی که هست استفاده کند؛ این درست نیست. احتیاج است به اینکه شاخصهای دقیقی، شاخصهای کیفیای معین کنند و آنها را جدی بگیرند».
ایشان در ادامه همین بیانات، هفت ویژگی مهم برای شرکتهای دانشبنیان برمیشمارند که میتوان از آنها بهعنوان مؤلفههای اصلی در شناسایی شرکتهای دانشبنیان از سایر شرکتها بهره برد. نکته قابل اهمیت در این ویژگیها عدم اتکای صرف ایشان بر موضوع فناوری است؛ نکتهای که با توجه به ماهیت اجتماعی و اقتصادی شرکتهای دانشبنیان بسیار حائز اهمیت است.
این هفت ویژگی بهصورت خلاصه در شکل 5، نشان داده شدهاند.
شکل 5. هفت ویژگی مهم شرکتهای دانشبنیان
مأخذ: یافتههای تحقیق.
با معیار قرار دادن این هفت ویژگی بهعنوان مؤلفههای تمییز یک شرکت دانشبنیان از سایر انواع موجودیتهای مشابه، میتوان درخصوص نقش رویکرد حکمرانی مشارکتی در تحقق و تعمیق این ویژگیها بحث و بررسی کرد.
در جدول زیر بهطور خلاصه جایگاه این رویکرد در هرکدام از ویژگیهای فوق نشان داده شده است:
جدول2. جایگاه رویکرد حکمرانی مشارکتی در شرکتهای دانشبنیان
|
ویژگی شرکت دانشبنیان |
جایگاه رویکرد حکمرانی مشارکتی در تحقق و تعمیق این ویژگی |
نوع مشارکت |
|
نوآوری |
نوآور بودن بهمعنای باز کردن فرصتهای برابر برای بهرهمندی از صاحبان ایده، سرمایهگذاران و... است. با توجه به این توضیح، شرکتهای دانشبنیان برای آنکه بتوانند دست به تولید محصول و یا ارائه خدمات نوآورانه زنند، باید زمینه مشارکت افراد و مشارکت نهادهای مختلف را با خود همراه کنند. |
Perspiratory Governance Collaborative Governance |
|
ارزشافزودهآفرینی |
ارزشافزودهآفرینی یعنی اینکه شرکت دانشبنیان بتواند ضمن تعیین جایگاه خود در زنجیره ارزش بازار، نقش خود را نیز بهخوبی در آن جایگاه ایفا کند. بهبیاندیگر قرار گرفتن در زنجیره ارزش نیاز به مشارکت با سایر نهادهای قبل و بعد در عملیات شرکت دانشبنیان دارد. |
Collaborative Governance |
|
کاهش ارزبری |
کاهش ارزبری بهنوعی معنای تولید محصولاتی است که نیاز کشور به واردات را کم کند. ازاینرو این ویژگی در ارتباط تنگاتنگی با توضیحات ارائه شده درخصوص حل مسئله و قابلیت صادرات است. |
Collaborative Governance |
|
داشتن نیروهای متخصص |
این دو ویژگی نیز که دارای ارتباط معناداری با یکدیگرند، با مشارکت نخبگان و صاحبان ایده و سرمایه که درخصوص ویژگی نوآور بودن شرکتهای دانشبنیان ارائه شد، مرتبط هستند. |
Perspiratory Governance Collaborative Governance
|
|
اشتغالآفرینی |
||
|
حل مسئله |
شرکتهای دانشبنیان چه در مرحله تأسیس و چه در مرحله اقدام باید براساس نیازها و مسائل کشور عمل کنند. در این راستا نیاز است تا براساس مکانیسمهای مشخصی این شرکتها در ارتباط با سایر نهادها، در فرایند برنامهریزی نهادها در راستای چگونگی شناسایی و حل مسائل شناسایی شده خود مشارکت فعالی داشته باشند. |
Collaborative Governance
|
|
قابلیت صادرات |
صادرات عموماً اقدامی پیچیده است که دارای ابعاد بسیار مختلفی میباشد. تحقق یک صادرات موفق نیاز به مشارکت چندین نهاد با یکدیگر دارد. برای مثال از مرحله شناخت بازار هدف که نیازمند انجام تحقیقات بازار دقیق و بعضاً میدانی است تا طراحی و تولید محصول با کیفیت مناسب که میتواند در همکاری میان دو و یا چند شرکت انجام گیرد تا بستهبندی و فروش و انجام امور مالی. |
Collaborative Governance
|
مأخذ: یافتههای تحقیق.
برخی از توضیحاتی که در جدول فوق درخصوص نقش رویکرد حکمرانی مشارکتی بیان شد، دارای الزامات قانونی مرتبط نیز است. برای نمونه درباره ویژگی مسئلهمحور بودن این شرکتها، طبق ماده (۱) قانون جهش تولید دانشبنیان، کلیه دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1387/7/8 موظفند: سالانه فهرست اقلام راهبردی خود و نیز تواناییهای فناورانه داخلی و خلأهای موجود کشور و برآورد ارزش و زنجیرههای تأمین هرکدام را با تعیین اولویتها به شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان موضوع ماده (۲) قانون حمایت از شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و تجاریسازی نوآوریها و اختراعات ارائه دهند. بر این اساس باید دستگاههای مختلف با مشارکت یکدیگر در یک شبکه یکپارچه بتوانند نیازهای خود را به اطلاع شرکتهای دانشبنیان برسانند تا تولیدات آنها تقاضامحور باشد.
بیتردید قانون جهش تولید دانشبنیان کمک بسیاری به پیشرفت شرکتهای دانشبنیان خواهد کرد، اما مسئلهای که در برخی از مواد و تبصرههای قوانین مربوط به شرکتهای دانشبنیان ازجمله این قانون وجود دارد این است که رشد تولید دانشبنیان باید محور اصلی تمام بندهای این قانون باشد. برای مثال در تبصره «2» ماده (۱۴) قانون جهش تولید دانشبنیان آمده است: «درآمد سازمان توسعه و سرمایهگذاری – در پارکهای علم و فناوری- با رعایت اصول پنجاهودوم و پنجاهوسوم قانون اساسی منحصراً در راستای تحقق اهداف آن دانشگاه، مؤسسه آموزشعالی و پژوهشی، جهاد دانشگاهی و پارک علم و فناوری صرف خواهد شد».
ممکن است این تبصره موجب سرازیر شدن درآمدها، صرفاً اهداف مدنظر رئیس یا هیئت امنای آن نهاد را محقق کند و ممکن است این اهداف منجر به تقویت تولید دانشبنیان نشود. در این قبیل موارد بهتر است تا کلمات بهطور شفاف و بهدور از ابهام بیان شود؛ برای مثال در همین تبصره باید تعریف مشخصی از «اهداف» در مسیر تولید دانشبنیان در کشور ارائه شود.
با نگاهی منتج از رویکرد حکمرانی مشارکتی، تعریف دقیق واژگان شکل دیگری پیدا میکند. بهبیاندیگر اگر سیاستگذار به اهمیت این رویکرد پی برده باشد و بخواهد که از آن در سیاستگذاریهای خود بهره برد، باید در تعریف واژگان کل اکوسیستم شرکتهای دانشبنیان را بهطور یکجا در نظر داشته باشد. برای مثال درخصوص تبصره فوق، دیگر صرف تحقق اهداف دانشگاه یا مؤسسه یا... مطرح نیست، بلکه تحقق اهداف اکوسیستم و یا آن دسته از اهدافی که در راستای تقویت اکوسیستم دانشبنیان تدوین شده مدنظر خواهد بود.
علاوهبر مورد فوق در بند «پ» ماده (10) از قانون جهش تولید دانشبنیان آمده است: «پس از ورود سرمایهگذار خصوصی به یک مصداق خاص و اعلام کتبی به شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان با رعایت اصل یکصدودهم قانون اساسی، اقدامات وزارتخانهها، سازمانها و شرکتهای دولتی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی در تأمین زنجیره ارزش و تولید اقلام موضوع بند «الف» ماده (۱) این قانون، نباید موجبات رقابت با شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و واحدهای فناور مستقر در مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری را فراهم آورد. تشخیص مصداق رقابت با شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان است. چنانچه اصل وجود رقابت محرز گردید باید مرکز مذکور بلافاصله نسبت به توقف فعالیت اقدام نماید. مدت توقف، حسب مورد توسط شورای فوقالذکر تعیین میگردد». در این بند نیز ابهام اساسی درخصوص تعریف رقابت و انحصار وجود دارد.
در این مورد نیز بنابر رویکرد حکمرانی مشارکتی، انحصار امری است که گرچه در ابتدا میتواند بهعنوان یک سیاست حمایتی برای شکلگیری کسبوکارها در نظر گرفته شود، اما در بلندمدت رقابت را بهعنوان یک اصل مهم در اقتصاد، دچار خدشه میکند.
یکی از ضعفهای تقنینی درخصوص شرکتهای دانشبنیان، ضعف در توجه به نقش نهاد آموزشوپرورش است. بهطورکلی حجم قابلتوجهی از مطالبی که به دانشآموزان آموزش داده میشود، دو ویژگی مسئلهمحوری و مهارتآفرینی را ندارند و در نظام موضوعات درسی به نیازهای اساسی دانشآموزان و مسائل اجتماع توجه کافی نمیشود و برنامه درسی از کارایی لازم برخوردار نیست[11]. طبیعی است در چنین فضایی، فناوران آینده کشور دارای روحیههای لازمی همچون خلاقیت، حل مسئله، مشارکت و... نخواهند بود و درنتیجه شرکتهای دانشبنیان تأسیس شده توسط این افراد نیز توفیق زیادی در برطرف کردن مسائل کشور و بهبود اقتصاد نخواهند داشت.
در جهانی که سیستمهای تولیدی آن بر پایه فناوریهای جدید موجب افزایش کمّیوکیفی تولید میشوند، تنها نیروی انسانی مهارتآموخته است که میتواند با به روز کردن مهارتهای خود حرکت به سمت چنین مسیری را تسهیل کند. در این مقوله، آموزشهای مهارتی صرفنظر از حوزه شمول آنها باعث ایجاد فرصتهای مناسب برای افراد در دستیابی به محصولات ارزشآفرین میشود. این آموزشها با تربیت افراد متخصص و ماهر از عوامل اصلی در توسعه پایدار و تولید ثروت محسوب میشوند. شناسایی مهارتهای منجر به موفقیت کارآفرینان حائز اهمیت است و با پرورش این مهارتها در شرکتهای دانشبنیان نوپا این مجال به آنان داده میشود تا در چرخه عمر کسبوکار خود به پیش روند[12].
در روند بهبود مهارتهای نیروی انسانی فعال در شرکتهای کوچک و متوسط بهخصوص شرکتهای دانشبنیان، نقش مهارتآموزی و بهتبع آن روشهای مهارتآموزی پررنگ است. رابرت کاتز اغلب مهارتهای کاری را اکتسابی فرض کرده است. او انواع مهارتهای مورد نیاز سازمانها را به سه دسته کلی مهارتهای فنی، ادراکی و انسانی طبقهبندی کرده است [12]:
مهارت فنی، یعنی دانایی و توانایی در انجام دادن وظایف خاص؛ مهارت انسانی، یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همکاری؛ مهارت ادراکی، یعنی توانایی درک پیچیدگیهای کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیلدهنده کار و فعالیت سازمانی بهصورت یک کل واحد.
همانطور که پیشتر بیان شد یکی از اقسام رویکرد حکمرانی مشارکتی، مشارکت میان نهادهای مختلف با یکدیگر است. بر این اساس در حوزه اقتصاد دانشبنیان لازم است تا نهادهای متولی این امر مانند معاونت علمی فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و... در تعامل نزدیک و مشارکت برنامهریزی شدهای اقدام به قانوگذاری در زمینه شرکتهای دانشبنیان کنند. در همین راستا لزوم هماهنگی و مشارکت وزارت آموزشوپرورش بهعنوان نخستین حلقه از حلقههای تحقق اقتصاد دانشبنیان، که وظیفه تربیت سرمایه انسانی مورد نیاز را برعهده دارد، با نهاد اصلی این حوزه یعنی معاونت علمی و فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، بسیار ضروری است.
در شرکتهای دانشبنیان عوامل مختلفی همچون عوامل مدیریتی، دانشی، فرهنگی، مالی، ساختارهای سازمانی و سازوکارهای ارتباطی بر عملکرد آنها مؤثر هستند[13]. بنابراین باید در برنامهریزیها و سیاستگذاریها همه این عوامل مورد توجه قرار گیرد.
هرکدام از این عوامل خود دارای پایگاه بخشی نیز هستند؛ برای مثال عوامل دانشی در بخش علم و فناوری و متأثر از تصمیمات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نهادهای بسیار دیگری مورد بحث قرار میگیرد. همچنین متولی عوامل اقتصادی نیز نهادهای اصلی بخش اقتصاد در کشور هستند.
در چنین شرایطی قوانین حوزه شرکتهای دانشبنیان نیاز به دو سطح از هماهنگی دارد: نخست، هماهنگی میان تصمیمات عوامل مختلف در قوانین اصلی حوزه اقتصاد دانشبنیان و دوم، هماهنگی میان سایر قوانین با قوانین اقتصاد دانشبنیان در کشور. برای مثال در هماهنگی نوع اول باید میان خطمشیهای جذب دانشجو و تصویب رشتههای دانشگاهی با خطمشیهای توسعه کمّیوکیفی شرکتهای دانشبنیان هماهنگی وجود داشته باشد. در نوع دوم نیز میتوان به هماهنگی قوانین اخذ تسهیلات مالی وضع شده توسط نهادهایی همچون بانک مرکزی با خطمشیهای ارائه تسهیلات مالی به شرکتهای دانشبنیان اشاره کرد.
این نوع هماهنگی در ادبیات حکمرانی و سیاستگذاری تحت عنوان انسجام خطمشی شناخته میشود. بهطور ساده انسجام خطمشی بر این نکته تأکید دارد که سیاستگذار باید دقت داشته باشد تا خطمشیهایی وضع نکند که در عمل با یکدیگر دارای تناقض باشند و آثار همدیگر را خنثی کنند.
با توجه به نقش محوری دانش در شرکتهای دانشبنیان، اگر بُعد دانشی در یک شرکت دانشبنیان ضعیف باشد ماهیت وجودی آن شرکت به خطر خواهد افتاد. بر این اساس میتوان گفت که علم، حیاتیترین عنصر موفقیت شرکتهای دانشبنیان است. به همین دلیل مزیت رقابتی یک شرکت دانشبنیان از طریق علم و استفاده اثربخش از آن حاصل میشود[14]. ازاینرو، شرکت دانشبنیان را سازمانی مینامند که در فراگرد تولید و ارائه محصول یا خدمت از خلاقیت، نوآوری و دانش جدید استفاده کند.
نهادها و مراکز مختلفی مسئولیت تولید دانش را در کشور برعهده دارند که بهطور خلاصه در شکل 6 نشان داده شدهاند.
شکل 6. مهمترین مراکز علمی تأثیرگذار در تولید دانش
|
مراکز فنی و حرفهای |
|
حوزههای علمیه |
|
آزمایشگاهها |
|
دانشگاهها |
|
مدارس |
|
مراکز آموزشی و پژوهشی |
|
نهادهای مؤثر در تولید علم |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
برای اینکه بتوان تولید دانشبنیان را بهنحو بهینهای به اجرا رساند، باید مراکز تولید دانش ازجمله مواردی که در شکل فوق به آنها اشارهشده، با یکدیگر در قالب یک شبکه منسجم و هماهنگ، مشارکت داشته باشند و بتوانند همافزایی ایجاد کنند.
در این زمینه باید توجه داشت که تولید علم، امری اجتماعی است. این موضوع تاحدی اهمیت پیدا کرده که برخی از صاحبنظران به مفهوم مشارکت عمومی در تولید علم اشاره میکنند. بر این اساس لازم است تا تولید علم سودمند برای جامعه با مشارکت همه نهادهای اصلی در این حوزه صورت گیرد. برای مثال صداوسیما و سایر رسانههای عمومی بهطور غیرمستقیم با بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات عمومی افراد در سرعتبخشی و جهتدهی به علوم در درازمدت در یک جامعه نقش مهمی ایفا میکنند. همچنین حوزههای علمیه نیز با مشارکت در نقد روشی تولید علم میتوانند زمینههای تولید علم سودمند و مختص جامعه ایرانی اسلامی ما را فراهم آورد.
با توجه به نکته فوق حضور مؤثر و مشارکت فعال نهادهایی که بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم در زمینه تولید و ترویج علم نقش دارند، بسیار ضروری است.
امروزه یکی از مهمترین مسائل کشور، مسئله اقتصاد است. این مسئله خود دارای مسائل ریزتر متعددی است که موضوع تولید را بنابر تأکیدات مقام معظم رهبری میتوان بهعنوان اصلیترین زیرمسئله حوزه اقتصاد دانست. اهمیت بحث تولید تا به آن جاست که در صورت رونق یافتن آن بسیاری از مسائل خُرد اقتصادی کشور که البته دارای جنبههای غیراقتصادی نیز هستند، مرتفع خواهند شد.
در این خصوص توجه به دو نکته بسیار حائز اهمیت است:
اولاً، مرور ادبیات و بررسی تجارب جهانی گویای این واقعیت است که برای داشتن اقتصادی پایدار که موجب ثروتافزایی و قدرتآفرینی ملی شود، باید ابتنای اقتصاد بر دانش و فناوری باشد. چنین اقتصادی که از آن با عنوان اقتصاد دانشبنیان یاد میشود، تفاوتهایی با اقتصاد مرسوم دارد. در این نوع از اقتصاد موضوعات مختلف مانند تولید با توجه به سطح فناوری بهکار رفته در محصول و یا خدمت ایجاد شده، موجب رقابت میان بازیگران این عرصه خواهد شد. بر این اساس شرکتها بهعنوان بستر اصلی انجام فعالیت نوآورانه و توسعه فناوری، تلاش میکنند تا با تبدیل شدن به شرکتهای دانشبنیان، اقدامات خود را برمبنای دانش روز انجام دهند.
ثانیاً، اقتصاد موضوعی پیچیده است که در آن بازیگران، قوانین و بهطورکلی نهادهای مختلفی نقش دارند. بهبیاندیگر اقتصاد، دارای پیوند معنادار و دوجانبهای با سایر حوزههای جامعه مانند حوزههای اجتماعی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و... است. بر این اساس موفقیت در امر اقتصاد، بهطورکلی و در سایر زیربخشهای آن مانند موضوع تولید، بدون توجه به نقش سایر نهادها تقریباً غیرممکن است. با توجه به این مهم لازم است تا هرگونه سیاستگذاری در حوزه اقتصاد با مشارکت نهادهای مربوطه انجام پذیرد و بهطور شفاف نحوه و میزان مشارکت دوسویه آنها با اقتصاد و زیربخشهای حوزه اقتصاد مشخص شود. این نحوه مشارکت که دارای دو قسم کلی مشارکت مردم در حوزه اقتصاد و یا مشارکت سایر نهادهای رسمی با نهادهای اصلی متولی امر اقتصاد است، تحت عنوان حکمرانی مشارکتی نام برده میشود.
براساس دو نکته فوق، میتوان چنین گفت که حل مسئله اقتصاد در کشور در گرو پرداختن به «اقتصاد دانشبنیان مشارکتی» بوده؛ اقتصادی که بنیان آن بر دانش است و فرایندهای آن برمبنای رویکرد حکمرانی مشارکتی پیش میرود.
شکل 7. رویکرد حکمرانی مشارکتی در اقتصاد دانشبنیان
|
اقتصاد دانشبنیان مشارکتی |
|
علم، فناوری و نوآوری |
مأخذ: یافتههای تحقیق.
براساس آنچه که در این گزارش مورد بحث و بررسی قرار گرفت، علیرغم تلاشهای خوبی که برای رسیدن به اقتصاد دانشبنیان مشارکتی در کشور مانند وضع قوانین متعدد برای حمایت از کسبوکارهای دانشبنیان صورت گرفته است، اما عدم توجه به ظرفیتهای رویکرد حکمرانی مشارکتی سبب توفیق کمتر در حوزه اقتصاد دانشبنیان شده است.
گزارش حاضر برمبنای مطالعات انجام شده، پیشنهاد میدهد که حداقل در پنج موضوع زیر رویکرد حکمرانی مشارکتی بهعنوان رویکرد غالب در تصحیح و تدقیق این موارد بهکار گرفته شود:
در پایان باید گفت که در حال حاضر «قانون جهش تولید دانشبنیان» بهعنوان قانون کلان و بالادستی در حوزه سیاستگذاری و راهبری شرکتهای دانشبنیان است. همچنین آییننامههای اجرایی مختلفی برای این قانون همچون «آییننامه اجرایی بند «ب» ماده (۱۱) قانون جهش تولید دانشبنیان»، «آییننامه اجرایی بند «ب» ماده (6) قانون جهش تولید دانشبنیان» و... تدوین شده است. براساس یافتههای سیاستی و راهبردی که در این گزارش مطرح شد، لازم است اصلاحاتی در این قانون و آییننامههای اجرایی آن با تأکید بر موارد زیر صورت پذیرد: