الزامات خط مشی گذاری رفتاری در چارچوب بررسی فرایندها و خروجی های نهادهای بینش رفتاری؛ توصیه هایی برای مجلس شورای اسلامی

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسندگان

1 کارشناس گروه ابزارهای حکمرانی دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

2 پژوهشگر گروه دولت الکترونیک و مدیریت داده دفتر مطالعات مدیریت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی

چکیده
هسته اصلی قانونگذاری و طراحی خط مشی عمومی، تصمیمات خوب و کارآمد است و تأثیرگذاری بر رفتار انسان ها و اجتماعات انسانی یکی از مهم ترین حوزه های کاری حکمرانان و خط مشی گذاران است. تا چند دهه قبل مبنای قانونگذاری و طراحی مداخلات خط مشی گذاری، «انسان عقلایی» بوده که براساس این نگاه، ابزارهای تنبیهی و تشویقی به عنوان مهم ترین ابزار اثرگذاری در جامعه بوده اند. حال آنکه در سال های اخیر ورود علوم رفتاری به ساحت قانونگذاری و خط مشی گذاری، این حوزه را با تحولات جدی روبه رو کرده است و درک جامع تری از رفتار انسان ها و جوامع انسانی ارائه می کند. در سال های اخیر نهادهای بینش رفتاری در کشورهای متعدد به منظور ارتقای بهره وری قانونگذاری و اجرای قانون تأسیس شده اند و دستاوردهای بسیار خوبی را ایجاد کرده اند. آشنایی با فرایند کاری این نهادها می تواند به بهره گیری از دانش علوم رفتاری در نظام قانونگذاری جمهوری اسلامی ایران ـ که در رأس آنها مجلس شورای اسلامی قرار داردـ و ارتقای بهره وری تصمیم سازی در این نهاد کمک کند؛ چراکه بسیاری از قوانین مصوب در مجلس شورای اسلامی به اثرگذاری بر رفتار عموم مردم و تغییر آن تمرکز دارند.
یکی از مهم ترین ساحت هایی که مجلس شورای اسلامی به عنوان بازیگران و کنشگران ملی در آن اثرگذارند، حوزه قانونگذاری در کشور است. در فرایند تدوین قوانین ضرورت دارد از سازوکارها و ابزارهای حکمرانی و خط مشی گذاری بهره برده شود. یکی از رویکردهایی که در سال های اخیر در حوزه خط مشی گذاری مورد توجه قرار گرفته، رویکردهای مبتنی بر بینش رفتاری و شناختی است.
بر همین اساس در این پژوهش در بخش نخست به بررسی فرایند انجام کار در نهادهای بینش رفتاری پرداخته شده است و چارچوب های فرایندی ارائه شده که نهادهای مختلف بینش رفتاری توسعه داده اند، سپس ابزارهای مورد استفاده در فرایند نهاد بینش رفتاری معرفی شده و جایگاه آنها در هر مرحله از فرایند مشخص شده است. در فرایند انجام کار در نهاد بینش رفتاری باید به اصول و ارزش هایی توجه شود که در بخش بعدی این ارزش ها تبیین شده اند. ازطرفی چون پروژه های رفتاری با انسان ها سروکار دارند، استانداردها و اصول اخلاقی در فرایند انجام کار مورد توجه قرار می گیرد. بخش بعدی پژوهش به این مسئله پرداخته و چارچوب توسعه داده شده در این زمینه را معرفی کرده است. همچنین بررسی پروژه های جهانی انجام شده در سطوح حاکمیتی و خط مشی گذاری با استفاده از بینش های رفتاری می تواند نحوه اثرگذاری این رویکرد را به صورت ملموس به مخاطب ارائه کند، بنابراین در بخش بعدی پنج پروژه جهانی خط مشی گذاری رفتاری با تبیین مرحله به مرحله تشریح شده و درنهایت پیشنهادهایی در سه حوزه قانونگذاری، اجرایی سازی قوانین و ارزیابی قوانین در زمینه بهره گیری از بینش های رفتاری ارائه شده است.

گزیده سیاستی

رویکردهای رفتاری امروزه نقش قابل توجهی در طراحی مداخلات و قوانین ایفا می نمایند. طراحی های صورت گرفته   مبتنی بر این رویکردها توسط چارچوب های رفتاری که توسط واحدهای بینش رفتاری ابداع شده است صورت میگیرد. در این گزارش به تشریح این چارچوب ها و ابزارهای مورد استفاده در فرآیندهای نهاد بینش رفتاری پرداخته شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

خلاصه مدیریتی

  • بیان/شرح مسئله

بینش‌های رفتاری امروزه از ابزارهای بسیار کارآمد در اجرای هرچه بهتر خط‌مشی‌های حاکمیتی است. این ابزار می‌تواند با هزینه‌های بسیار پایین میزان اثربخشی قانونگذاری و اجرا را افزایش دهد. این ابزار در بسیاری از کشورها مانند انگلستان، کانادا، استرالیا، آمریکا و ... در سطوح مختلف از کسب‌و‌کار تا حاکمیت مورد استفاده قرار می‌گیرد. بینش‌های رفتاری درواقع مداخلاتی هستند که مبتنی‌بر اصول روان‌شناسی و رفتاری، شهروندان را به‌سمت رفتار دلخواه سوق می‌دهند. ازجمله اولین استفاده‌های انجام شده از این ابزار در سال ۲۰۱۰ در انگلستان و به‌منظور ترغیب شهروندان به پرداخت مالیات است که تنها افزودن چند جمله مبتنی‌بر اصول روان‌شناسانه به ایمیل‌های یادآوری مالیات، میزان پرداخت مالیات را تا ۱۶ درصد افزایش داده است.

برای اقدام‌های بینش رفتاری مدل‌های فرایندی مختلفی ارائه شده ‌است که برای نمونه می‌توان به مدل پنج مرحله‌ای زیر اشاره کرد: ۱. کاوش و کشف رفتار که به بررسی اهداف انسانی می‌پردازد؛ ۲. تعیین استراتژی‌های رفتاری که در این مرحله مهم‌ترین عوامل مؤثر بر شکل‌گیری رفتار شناسایی می‌شوند؛ ۳. طراحی راه‌حل که در این مرحله مداخلات، متناسب با هدف مدنظر و یافته‌های حاصل از مرحله پیشین طراحی می‌شود؛ ۴. ارزیابی و آزمون راه‌حل؛ در این مرحله مداخله مدنظر با روش‌های موجود به امتحان گذاشته شده و نتایج آن ارزیابی می‌شود؛ ۵. مقیاس‌پذیری استراتژی که در این مرحله با توجه به نتایج مرحله ارزیابی، به انجام مداخله در مقیاس بزرگ‌تر اقدام می‌شود. در این پژوهش به بررسی عملکرد و فرآیندهای مراکز بینش رفتاری خواهیم پرداخت.

 

  • نقطه نظرات/یافته‌های کلیدی

به فراخور هر مرحله از این فرایند، ابزارهایی وجود دارد که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد؛ مانند مصاحبه و گروه‌های متمرکز، مشاهده و مشارکت، پیمایش و تجزیه و تحلیل داده‌ها و ... . ازاین‌رو برای طراحی راه‌حل، چارچوب‌هایی مانند چارچوب ماینداسپیس و ایست وجود دارد. این چارچوب‌ها را عمدتاً دانشمندان علوم رفتاری و شناختی و به‌صورت بین‌رشته‌ای طراحی می‌کنند. در زمینه ارزیابی مداخلات نیز روش‌هایی مانند کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده، آزمایش‌های آنلاین و روش‌های بیزین مورد استفاده قرار می‌گیرد. با توجه به آنکه در بحث‌های بینش رفتاری بعضاً با اطلاعات شخصی افراد مواجه هستیم باید به مسائل اخلاقی توجه شود. چارچوب فورگود که در این زمینه ارائه شده مبتنی‌بر انصاف، احترام به کرامت انسانی، وجود اهداف مشروع و ... چارچوب اخلاقی کار را تضمین می‌کند. مثال‌هایی از به‌کارگیری بینش‌های رفتاری در مسائل کلان سیاستی ازجمله استخدام در مشاغل دولتی، خط‌مشی‌گذاری زیست‌محیطی، افزایش مشارکت در انتخابات، سازوکارهای ارتباطی و اقناع افکار عمومی، افزایش وصول مالیات و افزایش سلامت عمومی نیز ارائه شده ‌است.

با توجه به اینکه مجلس شورای اسلامی مهم‌ترین نهاد قانونگذاری کشور است و بخش زیادی از قوانین آن مربوط به اثرگذاری بر رفتار مردم و تغییر آن است، لازم است تا مجلس شورای اسلامی مسائل اثرگذار و دارای ارتباط با رفتار عمومی مردم را به‌خوبی درک کرده تا بتواند قوانین و مداخلات اثرگذار را طراحی و تصویب کند. این مسئله نیازمند طی کردن فرایندی صحیح است. ارزیابی رفتاری قوانین بعد از تصویب آن برای اصلاح و بهبود، یکی دیگر از مسائل مجلس شورای اسلامی است. نهاد بینش رفتاری، با توجه به ظرفیت‌ها و ابزارهایی که در اختیار دارد، می‌تواند این مسائل را حل کرده و کیفیت و بهره‌وری عملکرد مجلس شورای اسلامی را افزایش دهد.

 

  • پیشنهاد راهکار‌های تقنینی، نظارتی یا سیاستی

در این بخش به صورت اجمالی، مهمترین پیشنهادها و راهکارهای سیاستی مستخرج از شناسایی فرآیندهای مراکز بینش رفتاری در سه مرحله، تدوین قوانین، اجرایی سازی قوانین و ارزیابی قوانین ارائه خواهد گردید.

جدول 1. پیشنهادهایی برای قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی

محور

پیشنهادها برای برنامه هفتم توسعه

الزامات خط‌مشی‌گذاری رفتاری در تدوین قوانین

ü       آمایش بینشی و شناختی جمعیت هدف در تدوین قوانین

ü      بهره‌گیری از پایگاه شواهد رفتاری مبتنی‌بر رویکردهای داده‌محور در طراحی قوانین

ü      بهره‌گیری از نقشه‌های رفتاری در تدوین قوانین

الزامات خط‌مشی‌گذاری رفتاری در اجرایی‌سازی قوانین

ü      بهره‌گیری از سازوکارهای مبتنی‌بر تلنگرهای رفتاری در اجرایی‌سازی قوانین

ü      بهره‌گیری از سازوکارهای مبتنی‌بر آزمایشگاه شبیه‌سازی رفتاری

ü      طراحی سازوکارهای مداخله و آزمایش اثر در اجرایی‌سازی قوانین

ü      توجه به ملاحظات اخلاقی بینش رفتاری

ü      سازوکارهای اقناعی ارتباطی با تأکید بر هنجارسازی محلی در اجرایی‌سازی قوانین

الزامات خط‌مشی‌گذاری رفتاری در ارزیابی قوانین

üارزیابی تأثیرات شناختی اجتماعی در قانونگذاری

üبهره‌گیری از سازوکارهای مبتنی‌بر کارآزمایی تصادفی کنترل‌ شده در ارزیابی قوانین

 

 

1.مقدمه

دولت‌ها، مراکز حاکمیتی و خط‌مشی‌گذاران بخش‌های عمومی و خصوصی همواره نیاز دارند تا خط‌مشی‌های کارآمدی را در سطوح مختلف حل مسئله اعم از پیشگیری، ارائه راه‌حل و ارتقای عمومی، طراحی و پیاده‌سازی کنند. لازمه طراحی این خط‌مشی‌ها، شناخت دقیق و مبتنی‌بر شواهد علمی از ساحت‌های مختلف تصمیم‌گیری و رفتار مردم است[1]. نحوه کار یک قانون بدین صورت است که قوه مقننه یا سایر نهادهای قانونگذار، راهکاری وضع می‌کنند که در آن مردم، کسب‌وکارها یا اجتماعات مختلف انسانی ملزم شوند فعالیتی را به یک شیوه معین انجام دهند یا ندهند. طبیعی است در این موارد جریمه و کیفری برای مواردی که تمکین نمی‌کنند در نظر گرفته ‌می‌شود. در نهادهای حاکمیتی رابطه میان وضع قانون و تغییر رفتار به‌طور معمول، آرمان‌گرایانه در نظر گرفته‌ می‌شود. قوانین عمدتاً بر مدل ساده‌انگارانه‌ای از رفتار انسان تکیه دارند (مدل انسان عقلایی). فرض بر این است که جامعه هدف (مردم)، به هزینه نقض قانون وزن بالایی در تصمیم‌گیری اختصاص داده و لذا به قانون تمکین می‌کند؛ حال آنکه واقعیت تصمیم‌گیری متفاوت از این مفروضات است؛ لذا عمدتاً قوانین جدید فاصله زیادی تا تأثیرگذاری بر رفتار دارند. وقتی اوضاع طبق انتظار پیش نمی‌رود، بهتر است چارچوب تفکر تغییر داده شود. تقریباً همه قوانین و خط‌مشی‌های عمومی قوای مقننه و مجریه دارای مؤلفه رفتاری هستند و افزودن تحلیل‌های رفتاری با فرایند مذکور در این گزارش (و یا بخشی از آن) می‌تواند افق‌ها و راه‌های جدیدی را برای قانونگذاران بگشاید [2]. در حال حاضر مجلس شورای اسلامی به‌عنوان اصلی‌ترین نهاد قانونگذاری کشور، قوانین متعددی در زمینه رفتار انسان‌ها و جوامع انسانی در کشور وضع می‌کند ازجمله می‌توان به مواردی مانند قانون حمایت از خانواده با ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، قوانین مربوط به فضای مجازی و ... اشاره کرد. حال آنکه جایگاه کاربرد علوم رفتاری هم پیش از تصویب قوانین (در قالب پیوست رفتاری و تحلیل‌های دیگر) و هم پس از تصویب آن (کاربرد علوم رفتاری در اقناع عمومی جامعه) دارای خلأ است. 

در سال‌های اخیر، حاکمیت‌ها به‌طور فزاینده‌ای از بینش‌های رفتاری برای طراحی، ارتقا و ارزیابی خط‌مشی‌ها، قوانین و خدمات عمومی استفاده می‌کنند. به‌کارگیری این بینش‌ها برای ایجاد «خط‌مشی‌های عمومی رفتاری» به این معناست که حاکمیت، نسبت به گذشته دیدگاه واقعی‌تری نسبت به انسان و اجتماعات انسانی اتخاذ می‌کند. علاوه بر آورده‌های مذکور، یکی از مزایای مهم بینش‌های رفتاری توقف برخی قوانین و خط‌مشی‌های ناکارآمد، پیش از اجرای آنهاست که جلوی بسیاری از مضرات مادی و معنوی را می‌گیرد [3].

نهادهای بینش رفتاری که به‌صورت غیررسمی «واحد تلنگر» شناخته می‌شوند مانند یک کنش‌یار (کاتالیزور) عمل کرده و مأموریت آنها افزایش بهره‌وری تصمیم‌گیری در حاکمیت است [4]. درک ساختار این نهادها و فرایند درونی آنها می‌تواند به افزایش بهره‌وری قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی و نهادهای وابسته به آن کمک کند. بررسی ساختار این نهادها در گزارشی با عنوان «مطالعه تطبیقی ساختار و کارکرد نهاد بینش رفتاری در جهان و ارائه رهنمود‌های سیاستی برای مجلس شورای اسلامی» مورد بررسی قرار گرفته است. این گزارش به‌عنوان مکمل گزارش پیشین به‌منظور بررسی فرایند کاری نهاد بینش رفتاری، ابزارها و چارچوب‌های مورد استفاده در این نهادها، چارچوب‌های اخلاقی و ارزش‌های حاکم بر این نهادها انجام شده ‌است و در بخش‌های پیش رو به هرکدام از این موارد پرداخته ‌است.

این گزارش به‌همراه گزارش پیشین به‌عنوان راهنما و نقشه راه برای ایجاد نهاد بینش رفتاری در نهادهای حاکمیتی عمل می‌کند و به‌کمک خبرگان و دست‌اندرکاران امر می‌آیند تا بتوانند طبق اقتضائات داخلی کشور ایران و شرایط اختصاصی نهاد مربوطه به ایجاد این ساختار و افزایش بهره‌وری اقدام کنند.

رویکرد بینش رفتاری از شواهدی مبتنی‌بر محرک‌های خودآگاه و ناخودآگاه رفتار انسانی برای رسیدگی به مسائل عملی استفاده می‌کند. درواقع بینش‌های رفتاری، مدلی دقیق‌تر از رفتار انسان در اختیار ما قرار می‌دهد. مدلی که ظرافت‌های غیرمنطقی رفتار انسانی را در نظر می‌گیرد و درنتیجه رفتار و تصمیم‌گیری انسان را به‌شکل واقع‌گرایانه، درک و پیش‌بینی می‌کند و با این درک، برای تغییر آن دست‌ به‌کار می‌شود [1]. پیش از استفاده از رویکرد بینش رفتاری نیاز است تا قلمرو این حوزه دقیق مشخص شود. در جدول زیر این قلمرو مشخص شده ‌است [2].

 

جدول 2. محدوده و قلمرو بینشهای رفتاری (BI) [2, 3]

بینش رفتاری چه چیزهایی هست؟

بینش رفتاری چه چیزهایی نیست؟

روش حل مسئله: BI یک روش قدرتمند برای درک بهتر مشکلات خط‌مشی و راه‌حل‌های پیش آزمون قبل از اجرای آنها در طیف گسترده‌ای از مسائل خط‌مشی است.

گلوله نقرهای: BI یک گلوله نقره‌ای نیست که همه چالش‌های خط‌مشی را حل کند. برخی از مسائل خط‌مشی ممکن است از اهرم‌های خط‌مشی سنتی (مانند رویکردهای مالی، نظارتی یا افزایش آگاهی) یا ابزارهای غیرسنتی جایگزین (مانند طراحی انسان‌محور یا یادگیری ماشین) بهره بیشتری ببرند.

روشی برای یادگیری آنچه مؤثر و کارآمد است: فرهنگ BI از آزمایش تجربی راه‌حل‌ها و انتشار نتایج، شواهدی را برای خط‌مشی‌های مؤثر ارائه می‌کند.

تکرار یک رویکرد: تکرار آنچه در یک محیط کار می‌کند موفقیت در محیط دیگر را تضمین نمی‌کند. ملاحظات اخلاقی نیز باید با زمینه و بستر موجود تطبیق داده شود. پیش آزمون راه‌حل‌ها در زمینه‌ای که قصد دارید خط‌مشی را اجرا کنید، این خطر را به حداقل می‌رساند.

فراتر از تلنگر: BI فراتر از اعمال فشار یا اصلاحات کوچک در خط‌مشی است. BI طیف گسترده‌ای از ابزارها را برای استفاده از شواهد برای تشخیص مشکلات، پر کردن شکاف بین تحقیق و عمل (واقعیت موجود) و اطلاع‌رسانی راه‌حل‌های جامع خط‌مشی نشان ‌می‌دهد.

فقط برای متخصصان رفتار: BI به متخصصان رفتاری محدود نمی‌شود. رویکرد چند رشته‌ای برای پروژه‌های BI کلیدی است. BI تخصص‌های متنوعی مانند دانش زمینه خط‌مشی، علوم رفتاری، علم داده و موارد متعددی را گرد هم می‌آورد.

ابزار خط‌مشی‌گذاری: هر بار که در حال طراحی یا ارزیابی یک خط‌مشی هستید، BI باید در نظر گرفته شود. حتی در مواردی که ممکن است نتوانید با تجزیه و تحلیل رفتاری شروع کنید یا یک آزمایش کامل را اجرا کنید، BI همچنان می‌تواند برای تکمیل ابزارها و اهرم‌های خط‌مشی سنتی در طول چرخه خط‌مشی استفاده شود.

بدون منطق بودن: BI پیشنهاد نمی‌کند که انسان‌ها اساساً موجوداتی غیرمنطقی هستند. در عوض، استدلال می‌کند که انحرافات از رفتار عقلایی سنتی، نتیجه استدلال ناقص نیست، بلکه بیشتر شبیه استدلال انطباقی است که می‌تواند اکتشافی کارآمد (یعنی میانبرهای ذهنی یا قضاوت‌های شهودی) در دنیایی نامطمئن ایجاد کند.

 

2.مروری بر مراحل فرایندی نهادهای بینش رفتاری در جهان

 

در نهادهای رفتاری فرایندی به‌صورت عام برای نیل به اهداف طی می‌شود و چارچوب‌هایی را توسعه می‌دهند که در این بخش به تشریح آنها پرداخته می‌شود.

2-1. فرایند عمومی حاکم بر نهادهای بینش رفتاری

نهادهای بینش رفتاری به‌طور‌کلی در مدل کاری خود از فرایندی عمومی پیروی می‌کنند که شامل پنج مرحله کاوش و کشف رفتار، تعیین استراتژی‌های رفتاری، طراحی راه‌حل، ارزیابی و تست راه‌حل و مقیاس‌پذیری استراتژی می‌شود که در ادامه به تشریح آنها پرداخته می‌شود.

الف) کاوش و کشف رفتار

یکی از کارکردهای اساسی نهاد بینش رفتاری، کشف چگونگی رفتار مردم است. برای این کار از علوم مختلف مانند روان‌شناسی، اقتصاد رفتاری، علم داده، طراحی انسان‌محور و تفکر نظام‌مند استفاده می‌شود. به‌طور مثال از علم داده برای تشخیص الگوهای معنادار در مجموعه داده‌های کلان استفاده می‌شود. از طریق طراحی انسان‌محور، با کاربران خدمات تعامل می‌شود تا تجربیات آنها و چگونگی تلاش آنها برای دستیابی به اهداف درک شود. از رویکردهای تفکر نظام‌مند برای شناسایی عوامل گسترده‌تر مؤثر بر یک مسئله و موضوع استفاده می‌شود [4]. BI یک فرایند مبتنی‌بر داده است. دانستن اینکه کدام داده‌ها می‌توانند استفاده و تولید شوند، شما را برای بخش مداخله بهتر آماده می‌کند[2].

 

ب) تعیین استراتژیهای رفتاری

در این مرحله مشخص می‌شود که مهم‌ترین چالش رفتاری کدام است و در مرحله بعد طراحی راه‌حل مبتنی‌بر آن انجام می‌گیرد.

 

ج) طراحی راهحل

در این مرحله شواهد و بینش‌های رفتاری کشف شده تا این مرحله به تغییراتی خلاقانه و نوآورانه، مؤثر و واقع‌بینانه تبدیل می‌شوند. حتی راه‌حل‌های نسبتاً ساده می‌توانند تأثیر قدرتمندی داشته باشند. برای مثال، نهاد بینش رفتاری انگلستان یک نامه ساده به تجویزکنندگان بالای آنتی‌بیوتیک ارسال کرد، میزان تجویز آنها را به‌طور متوسط 3.3 که معادل 73406 نسخه بود کاهش داد. این مداخله از آن زمان با موفقیت در سراسر جهان تکرار شده ‌است[7].

 

د) ارزیابی و تست راهحل

در این مرحله با بهره‌گیری از روش‌های مختلف مانند کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده، مداخلات مختلف ارزیابی می‌شوند و درنهایت مداخله اثربخش انتخاب می‌شود.

 

هـ) مقیاس‌پذیری استراتژی

در این مرحله، با توجه به نتایج حاصل از مرحله پیشین، مداخله در حد وسیع اجرا شده و نتایج حاصل از آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

2-2. چارچوب‌های توسعه داده شده برای فرایند نهاد بینش رفتاری

نهادهای بینش رفتاری چارچوب‌های مختلفی را برای فرایند مطالعات رفتاری توسعه داده‌اند که در ادامه به معرفی آنها پرداخته می‌شود.

2-2-1. چارچوب تستز

یکی از متدلوژی‌های مورد استفاده در نهادهای بینش رفتاری، متدلوژی تستز است. این متدلوژی شامل پنج مرحله است. تستز، توسط تیم بینش رفتاری کشور انگلستان توسعه یافته است و طی انجام بیش از 1000 پروژه در سراسر جهان اصلاح شده ‌است. نهاد بینش رفتاری کشور انگلستان به‌عنوان اولین نهاد رفتاری در سال 2010 در دفتر کابینه این کشور تأسیس شد. در همان سال اول تأسیس، این تیم مزایای استفاده از علوم رفتاری را به نمایش گذاشت و این شروعی برای استفاده از این علوم نه‌تنها در حاکمیت انگلستان بلکه در حاکمیت کشورهای مختلف شد.

متدلوژی تستز شامل پنج مرحله تعیین هدف، کاوش، راه‌حل، آزمایش و مقیاس‌پذیری است [5]. این متدلوژی را در حال حاضر سایر نهادهای بینش رفتاری مورد استفاده قرار می‌‌دهند.

شکل 1. پنج مرحله روش تستز [5]

 

در جدول 3 هدف و خروجی هر مرحله مشخص شده ‌است.

 

جدول 3. مراحل روش تستز و اهداف و خروجی هر مرحله [3, 5]

مراحل

اهداف و خروجیها

مرحله اول: تعیین هدف (T)

هدف: انتخاب یک رفتار خاص در یک جمعیت مشخص برای تغییر

خروجی: رفتارهای هدف، با نتایج قابل‌اندازه‌گیری

مرحله دوم: کاوش (E)

هدف: شناسایی بستر و زمینه‌ای که رفتار در آن رخ می‌دهد و شناسایی علل و موانع رفتار

خروجی: دستیابی به بینش‌های رفتاری مشخص برای ایجاد مداخلات مؤثر برای تغییر رفتارهای هدف

مرحله سوم: راهحل (S)

هدف: طراحی مداخلات با توجه به یافته‌های مرحله کاوش و اولویت‌بندی مداخلات برای انجام آزمایش

خروجی: مداخلات رفتاری که قابلیت اجرا و آزمایش دارند

مرحله چهارم: آزمایش (T)

هدف: ارزیابی با دقت یک مداخله

خروجی: انتخاب مداخلات مقیاس‌پذیر (قابل‌اجرا در مقیاس کلان جامعه هدف) با توجه به نتیجه کارآزمایی‌ها

مرحله پنجم: مقیاس‌پذیری (S)

هدف: اجرای مداخلات موفق در مقیاس بزرگ‌تر برای دستیابی به تأثیر اجتماعی بیشتر

خروجی: مداخله مقیاس‌پذیر (در صورت مثبت بودن نتایج) و برنامه‌ریزی برای پروژه‌های آینده

 

2-2-2. چارچوب بیسیک

چارچوب بیسیک یکی دیگر از مواردی است که سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) برای فرایند کلی نهاد بینش رفتاری توسعه داده‌ ‌است. OECD یک سازمان اقتصادی بین‌دولتی با 36 کشور عضو است که برای تحریک پیشرفت اقتصادی و تجارت جهانی تأسیس‌ شده است. هدف سازمان شکل دادن به خط‌مشی‌هایی است که رفاه و برابری فرصت‌ها را برای همه تقویت کند. OECD از سال 2000 مباحث اقتصاد رفتاری را به حوزه خود وارد کرده است و از سال 2012 به‌صورت رسمی یک واحد بینش رفتاری تأسیس کرده است [6].

 بیسیک ابزاری است که خط‌مشی‌گذاران را به روش‌های متعدد برای انجام پروژه‌های بینش‌های‌ رفتاری مجهز می‌کند. برخی از چارچوب‌های حوزه بینش رفتاری صرفاً بر بخش پایانی کار یعنی آزمایش مداخلات تأکید دارند و توجهی به تحلیل رفتاری خط‌مشی ندارند. بیسیک تلاش دارد تا این شکاف را پر کند.

شکل 2. چارچوب بیسیک [2]

 

 

 

در جدول 4 مراحل چارچوب بیسیک به‌همراه اهداف و خروجی‌ها توضیح داده‌ شده ‌است.

جدول 4. مراحل چارچوب بیسیک [۲]

مراحل

اهداف و خروجیها

رفتار (B)

این مرحله بر تعریف مسئله تمرکز دارد و سؤال‌های کلید آن عبارتند از:

ü      چه رفتارهایی باعث ایجاد مسئله سیاستی می‌شود؟

ü      کدام رفتارها را باید هدف قرار داد؟

ü      نتیجه مورد نظر شما چیست؟

ü      چه زمینه‌ای موجب شکل دادن به رفتار هدف شما می‌شود؟

تجزیه و تحلیل (A)

هنگامی که مشکلات رفتاری در حوزه خط‌مشی احصا شد، مهم است که درک کنید چرا مردم آن‌گونه رفتار می‌کنند. هدف این مرحله بررسی عوامل روان‌شناختی و شناختی که باعث ایجاد رفتار می‌شوند، از دریچه BI است.

استراتژی (S)

در این مرحله استراتژی‌های رفتاری که موجب ایجاد تغییر می‌شوند شناسایی می‌شود. در این مرحله نیاز به متخصصان رفتاری وجود دارد.

مداخلات (I)

بعد از توسعه استراتژی‌های رفتاری، مرحله بعدی مشارکت در طراحی مداخلاتی است که آزمایش می‌کند کدام استراتژی‌ها برای رسیدن به نتیجه مؤثرتر هستند. در این مرحله مداخلات تست و ارزیابی می‌شوند.

تغییر (C)

در این مرحله، مشخص شده که کدام مداخلات نتایج امیدوارکننده تولید کرده و کدام‌یک شکست‌ خورده‌اند. در این مرحله که یک نقطه تصمیم‌گیری حیاتی برای خط‌مشی‌گذاران است، مسیر پروژه مشخص می‌شود. بیسیک پنج نکته را در این زمینه پیشنهاد می‌کند:

ü      بررسی مداخلات از جهت شرایط سیاسی جامعه، مطابقت آن با افکار عمومی جامعه و وجود منابع و امکانات

ü      انتخاب بهترین روش اجرای مداخله

ü      تنظیم نظارت برای عوارض و پیامدهای جانبی مداخله

ü      تلاش برای حفظ خط‌مشی‌های رفتاری؛ چرا‌که گاهی اوقات این خط‌مشی‌ها با منظر عقلانی در تضاد هستند و ممکن است به‌مرور زمان کم‌رنگ شوند.

ü      انتشار گسترده دانش به‌دست آمده در قالب استانداردهای مشخص

2-2-3. چارچوب آی آر اس

نهاد خدمات درآمد داخلی (IRS) یک سرویس درآمدی متعلق به وزارت خزانه‌داری آمریکاست که مسئولیت جمع‌آوری مالیات‌ها و مدیریت آنها را دارد. این وزارتخانه چارچوب آی. آر. اس را توسعه داده است براساس این چارچوب یک پروژه بینش رفتاری باید بر دو هدف اصلی متمرکز شود:

  1. ایجاد درک درستی از رفتارها برای طراحی یک مداخله مناسب یا درمان جایگزین،
  2. آزمایش اثربخشی مداخله با استفاده از روش‌های تحقیق اثبات شده.

پروژه‌های بینش رفتاری معمولاً یک فرایند چهار مرحله‌ای از تعریف مسئله تا ارزیابی نهایی را دنبال می‌کنند. اگرچه این فرایند به‌صورت خطی توصیف می‌شود، اما اغلب تکراری است. بخش زیر یک نمای کلی از هدف و اهداف هر مرحله از فرایند ارائه می‌دهد [7].

 

شکل 3. چارچوب آی. آر. اس[7]

 

 

در جدول 5 مراحل چارچوب آی. آر. اس به‌همراه اهداف و خروجی‌ها توضیح داده‌ شده ‌است.

 

جدول 5. مراحل و توضیحات چارچوب آی. آر. اس [7]

مراحل

اهداف و خروجیها

مرحله اول: تحقیق اکتشافی

 ایده خط‌مشی‌گذاری مبتنی‌بر بینش رفتاری، بر این امر استوار است که درک رفتار انسان‌ها به طراحی خط‌مشی‌ها و خط‌مشی‌های کارآمدتری منجر می‌شود. تحقیق برای شکل دادن به این درک اساسی است و اولین گام در پروژه بینش رفتاری، کشف مشکل، جمعیت‌های مرتبط، موانع و رفتارهای مرتبط و همچنین مشورت با پایگاه شواهد موجود است. عدم درک صحیح این عناصر می‌تواند به درمان‌ها یا مداخلات کم اثر منجر شود. در این مرحله پروژه بر موارد زیر متمرکز است: درک مسئله، درک جمعیت مرتبط با مسئله، درک علل رفتار و پایگاه شواهد

مرحله دوم: تشخیص رفتار

رابط میان تحقیقات اکتشافی و طراحی مداخله این است که بدانیم کدام‌یک از بینش‌های رفتاری به توضیح رفتار مد‌نظر کمک می‌کند. برای اینکه بینش رفتاری مد‌نظر کشف شود، باید به عوامل فردی، اجتماعی و زمینه‌ای دقت شود. با در کنار هم قرار دادن این عوامل می‌توان نقشه رفتاری را تهیه کرد.

مرحله سوم: طراحی

در این مرحله مداخلات مناسب طراحی می‌شوند.

مرحله چهارم: تست و ارزیابی

پس از طراحی مداخلات، نیاز است تا یک طرح مطالعه و ارزیابی با استفاده از روش‌های مناسب (کارآزمایی تصادفی کنترل ‌شده و ...) اجرا شود. این مرحله شامل موارد زیر می‌شود:

1. اندازه‌گیری نتیجه: مهم است رفتار هدف کاملاً دقیق انتخاب شود تا نحوه اندازه‌گیری آن نیز دقیق روشن شود و اطمینان حاصل شود که این سنجش و اندازه‌گیری به‌طور مرتب در سراسر جامعه اعمال می‌شود.

2.  تصادفی‌سازی و محاسبه حجم نمونه: طرح مطالعه باید شامل توضیح طرح تصادفی‌سازی باشد که شرکت‌کنندگان مطالعه را به گروه‌های درمان و کنترل تقسیم می‌کند.

3.  جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها: در این مرحله داده‌ها از طریق ابزارهای مختلف (پرسشنامه و ...) جمع‌آوری شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. در این مرحله باید یک طرح تحلیل اولیه ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که همه متغیرهای لازم می‌توانند جمع‌آوری شوند.

 

3.ابزارهای مورد استفاده در خط‌مشی‌گذاری رفتاری

 

ابزارها وسیله گردآوری و تحلیل اطلاعات هستند و انتخاب صحیح ابزار یکی از مهم‌ترین مراحل انجام یک پروژه بینش رفتاری است. در ادامه ابزارهای مورد استفاده در مراحل مختلف یک پروژه بینش رفتاری به تفکیک ارائه و توضیح داده‌ شده ‌است.

3-1. ابزارهای مرحله کاوش و کشف رفتار

در مرحله کاوش از ابزارهای متعددی استفاده می‌شود که در جدول زیر تشریح شده ‌است.

 

 

 

 

جدول 6. ابزارهای مرحله کاوش و کشف رفتار[8]

ابزار

توضیحات

مناسب برای

کارآمد در ارائه

مصاحبه و گروههای متمرکز

صحبت کردن با مردم برای بررسی نظرها، تجربیات آنها،

ارزش‌ها، احساسات و انگیزه‌ها

تحقیق در مورد مسائل پیچیده‌ای که باید عمیق درک شوند یا مسائل حساسی که به رسیدگی ظریف نیاز دارند.

اطلاعات عمیق در مورد آنچه مردم می‌گویند و آنچه انجام می‌دهند.

مشاهده و مشارکت

مشاهده کردن یک امر به‌صورت شخصی

تلاش برای درک یک فرهنگ، فرایند یا خدمات، یا بررسی رفتار و تعاملات افراد

اطلاعات عمیق در مورد رفتار مشاهده شده افراد.

پیمایش

نظرسنجی از تعداد زیادی از مردم برای درک اینکه چگونه یک موضوع بر آنها تأثیر می‌گذارد

تضاد و مقایسه دیدگاه‌ها و تجربیات افراد مختلف

اطلاعاتی در مورد آنچه طیفی از مردم انجام می‌دهند و دلیل انجام آن

تجزیه و تحلیل داده‌ها

جستجوی داده‌ها برای یافتن روابط و الگوها

دریافت درک یک موضوع از یک نمونه بزرگ و درک آنچه مردم از دیدگاه سیستم انجام می‌دهند.

اطلاعات در مورد طیف رفتار مشاهده شده از افراد

 

3-2. ابزارهای مرحله طراحی راهحل

در این بخش چارچوب‌ها و ابزارهای توسعه داده شده ازسوی نهادهای بینش رفتاری معرفی و توضیح داده‌ می‌شود. چارچوب‌های تغییر رفتار، پایه علوم رفتاری دارند و دانشمندان رفتارشناسی برای خط‌مشی‌گذاران و حکمرانان طراحی‌ کنند.

3-2-1. چارچوب ایست

چارچوب EAST که تیم بینش رفتاری انگلستان (BIT) ایجاد کرده، یک طرح کلی ساده برای خط‌مشی‌گذاران ارائه می‌دهد تا کار خود را با استفاده از علوم رفتاری بهینه کنند. به‌طور خاص، چارچوب EAST برای بهبود خط‌مشی عمومی با استفاده از مهندسی اجتماعی و سایر روش‌های روان‌شناختی و اقتصادی طراحی شده ‌است. چارچوب ایست بر چهار اصل ساده ایجاد یک رفتار متمرکز است؛ رفتار را آسان (E)، جذاب(A)، اجتماعی (S) و به‌موقع (T) کنید. این چارچوب در سال 2014 برای اندیشیدن به چگونگی تغییر رفتار منتشر شده است [9]

۱.آسان‌سازی رفتار ایدئال: اولین اصل در چارچوب ایست، این است که در نظر داشته‌ باشید که چگونه می‌توان انجام کاری را برای کسی آسان‌تر کرد، خواه سالم‌تر زندگی کند یا مالیات خود را به‌موقع پرداخت کند. برخی از راه‌های «آسان کردن» عبارتند از:

  • استفاده از قدرت پیش‌فرض: ما تمایل زیادی به استفاده از گزینه پیش‌فرض یا از پیش تعیین شده داریم، زیرا انجام این کار آسان است. پیش‌فرض کردن یک گزینه، احتمال پذیرش آن را بیشتر می‌کند.
  • کاهش «عامل دردسر» در گرفتن خدمات: تلاشی که برای انجام یک عمل لازم است اغلب افراد را از آن کار منصرف می‌کند. کاهش تلاش مورد نیاز می‌تواند میزان جذب یا پاسخ را افزایش دهد.
  • ساده کردن پیامها: شفاف‌سازی پیام اغلب به افزایش قابل‌توجهی در نرخ پاسخ به ارتباطات منجر می‌شود. به‌ویژه، شناسایی اینکه چگونه یک هدف پیچیده را می‌توان به اقدام‌های ساده‌تر و آسان‌تر تقسیم کرد، مفید است [10].

۲.جذاب‌ کردن رفتار ایدئال: حاکمیت باید راه‌هایی برای جذاب‌ کردن خدمات خود بیابد. برخی از آنها آسان و برخی پیچیده‌تر هستند. طراحی تصاویر، استفاده از رنگ‌ها، شخصی‌سازی پیام‌ها و ارائه جوایز مالی بخشی از مثال‌ها هستند [10].

۳.اجتماعی ‌کردن رفتار ایدئال: انسان‌ها موجودات اجتماعی و تحت‌تأثیر اطراف خود هستند. به‌طور مثال یک خانواده زمانی بیشتر ترغیب به کاهش مصرف انرژی می‌شود که بداند در خانواده‌ای مشابه، انرژی کمتری مصرف می‌شود. خط‌مشی‌گذاران اغلب از این تأثیرات اجتماعی غافلند؛ این در حالی است که دانستن ساز‌و‌کار آنها کمک می‌کند تا مداخلات مؤثرتری طراحی کنند. در این راستا چند نکته اساسی وجود دارد و عبارتند از: نشان دادن این موضوع که اکثر مردم این رفتار را انجام می‌دهند، استفاده از قدرت شبکه‌ها و تشویق افراد برای متعهد شدن به دیگران[10].

4.بهموقع انجام دادن: انسان‌ها بسته به زمان وقوع یک اتفاق، واکنش‌های متفاوتی به آن نشان می‌دهند. لذا زمان‌بندی یک جنبه مهم در خط‌مشی‌گذاری است. خط‌مشی‌ها در صورتی مؤثرتر هستند که زمانی به مردم گفته شود که احتمال بیشتری برای پذیرا بودن وجود دارد. خط‌مشی‌گذاران باید به مردم کمک کنند تا واکنش خود را نسبت به رویدادها برنامه‌ریزی کنند [10].

شکل 4. چارچوب EAST برای طراحی مداخلات

 

 

 

3-2-2. چارچوب مایند اسپیس

دفتر کابینه انگلستان چارچوب مایند اسپیس را در سال 2010 در گزارشی به نام «ماینداسپیس، اثرگذاری بر رفتار از طریق خط‌مشی‌گذاری عمومی» معرفی کرد. این الگو متغیرهای اساسی اثرگذاری بر رفتار انسان را معرفی می‌کند [11]. چارچوب ماینداسپیس بر محرک‌های رفتار خودکار (سیستم 1) و اغلب مبتنی‌بر زمینه تمرکز دارد، زیرا آنها متکی به تغییر محیطی هستند که فرد در آن عمل می‌کند (معماری انتخاب) بدون اینکه لزوماً شناخت‌های زیربنایی را تغییر دهد [12]. این چارچوب قوی‌ترین عوامل مؤثر بر رفتار را مشخص می‌کند. درواقع می‌توان گفت این چارچوب بر وجوه نرم خط‌مشی‌گذاری تأکید دارد [13]. این الگو از 9 عنصر تشکیل شده ‌است که حروف آغازین آن کلمه MINDSPACE را تشکیل می‌دهند. این عناصر عبارتند از: پیام‌رسان (M)، مشوق‌ها (I)، هنجارها (N)، پیش‌فرض‌ها (D)، تمایز یا برجستگی (S)، محرک‌های ناخودآگاه (P)، احساسات (A)، تعهدات (C)، خود (E) [11]. چارچوب مفهومی ماینداسپیس در شکل زیر نشان داده شده ‌و در جدول زیر توضیحات هرکدام از ابزارها و منشأ رفتاری آنها، ارائه شده است.

  

جدول 7. ابزارهای چارچوب ماینداسپیس برای طراحی مداخلات تغییر رفتار [12].

نام ابزار تغییر رفتار

توضیحات

پیامرسان

انسان‌ها به‌شدت تحت تأثیر کسانی هستند که اطلاعات را مخابره و منتقل می‌کنند.

مشوقها

پاسخ‌های ما به مشوق‌ها توسط میانبرهای ذهنی قابل پیش‌بینی مانند اجتناب از ضرر و زیان شکل می‌گیرد.

هنجارها

انسان‌ها به‌شدت تحت تأثیر رفتار دیگران و آنچه که دیگران انجام می‌دهند، هستند.

پیش‌فرضها

انسان‌ها به‌شدت تحت‌ تأثیر پیش‌فرض‌های خود هستند و طبق آنها عمل می‌کنند. تغییر گزینه‌های پیش‌فرض به رفتار خوب مدنظر خط‌مشی‌گذاران و حاکمان، می‌تواند انجام رفتار خوب را گسترش دهد.

تمایز یا برجستگی

توجه انسان‌ها به آنچه بدیع و متمایز و دارای برجستگی است، جلب می‌شود.

محرکهای ناخودآگاه

اعمال انسان‌ها اغلب تحت تأثیر نشانه‌های ناخودآگاه است.

احساسات

تداعی‌های عاطفی انسان‌ها به‌شدت می‌تواند اعمال ایشان را تحت‌ تأثیر قرار دهد.

تعهدات

انسان‌ها به‌دنبال این هستند که با وعده‌های عمومی خود سازگار باشند و طبق آن عمل کنند.

خود

انسان‌ها به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که احساس بهتری نسبت به خود داشته باشند.

 

در شکل 5 چارچوب ماینداسپیس نشان داده شده ‌است. در این چارچوب رابطه میان عناصر نه‌گانه از طریق فلش‌ها نشان داده شده‌اند. البته تیم دیوید هالپرن و همکاران که توسعه‌دهنده این چارچوب بوده‌اند در مقاله خود اشاره کرده‌اند که این روابط بهصورت قطعی تأیید نشده‌اند و برای تأیید نهایی روابط میان عناصر و ابزارهای نه‌گانه این چارچوب، به شواهد بیشتری نیاز است[12].

 شکل 5. چارچوب ماینداسپیس جهت طراحی مداخلات

 

 

 

چارچوب ماینداسپیس در تلاش است تا درک بهتری از نحوه رفتار و واکنش مردم برای خط‌مشی‌گذاران ایجاد کند. منطق این چارچوب مبتنی‌بر این است که اگر در حال حاضر، حاکمیت به ایجاد تغییر رفتار تمایل دارد، چارچوب ماینداسپیس درک بهتری ایجاد می‌کند و اقدام‌هایی را که حتی ممکن است به‌صورت ناخودآگاه بر رفتار اثر گذارد، نشان می‌دهد. این چارچوب به ارزیابی «بعد رفتاری» اقدام‌های حاکمیت کمک می‌کند. این کمک از این طریق است که مداخلات طراحی ‌شده برای تغییرات رفتار و تغییرات اجتماعی را می‌توان با عناصر نه‌گانه این چارچوب مورد ارزیابی قرار داد و بررسی کرد که مداخله در دسته کدام عنصر قرار می‌گیرد. درواقع این چارچوب شاخص‌هایی را به خط‌مشی‌گذار ارائه می‌کند تا بتواند مداخله را با ابزارهای رفتاری بررسی کند و دریافت‌هایی را در زمینه میزان اثرگذاری مداخله داشته باشد [12].

 

3-3. ابزارهای مرحله ارزیابی و تست راهحل

ارزیابی خط‌مشی رویکردی برای پاسخ به این سؤال است که «خط‌مشی خوب کدام است»؟ راه‌های متعددی برای ارزیابی خط‌مشی وجود دارد. در این بخش به معرفی روش‌های مورد استفاده در نهادهای بینش رفتاری پرداخته می‌شود [14]. نهادهای بینش رفتاری یکی از حامیان جنبش «چه چیزی کار می‌کند» و «خط‌مشی‌گذاری مبتنی‌بر شواهد» هستند [15].

 

3-3-1. روش کارآزمایی تصادفی کنترلشده 

کارآزمایی‌های تصادفی‌سازی و کنترل ‌شده (RCTs) بهترین راه برای تعیین اثرگذاری یک خط‌مشی هستند. آنها اکنون به‌طور گسترده در توسعه بین‌المللی، پزشکی و تجارت استفاده می‌شوند تا مشخص شود که کدام خط‌مشی، دارو یا روش فروش مؤثرتر است. این روش به‌عنوان مهم‌ترین ابزار ارزیابی مداخلات در نهادهای بینش رفتاری مطرح است [10, 16]. چیزی که RCT را از سایر انواع ارزیابی متمایز می‌کند، معرفی یک گروه کنترل به‌طور تصادفی است که به شما امکان می‌دهد اثربخشی یک مداخله جدید را با آنچه که اگر چیزی را تغییر نمی‌دادید، مقایسه کنید. معرفی یک گروه کنترل بسیاری از سوگیری‌ها را که معمولاً فرایند ارزیابی را پیچیده می‌کنند، حذف می‌کند [10, 16]. RCT در بلندمدت به کاهش هزینه‌های خط‌مشی‌گذاری منجر می‌شود [10]. 

شکل 6. چارچوب مفهومی روش کارآزمایی تصادفی کنترل‌ شده

 

 

ترکیب علم داده با RCT: طیف وسیعی از تکنیک‌هایی که علم داده را تشکیل می‌دهند ظرفیت زیادی برای استفاده در خط‌مشی‌های عمومی دارند. با‌این‌حال، تا به امروز، این ابزارها عمدتاً در حوزه دانشگاهیان بوده است. یکی از کاربردهای علوم داده، افزایش کیفیت انجام RCT است. در RCT ممکن است برخی ابعاد مداخله نادیده گرفته شود. با استفاده از الگوریتم‌های علم داده بر داده‌های RCT، می‌توان تأثیرات متمایز یک مداخله را در تمام ویژگی‌های قابل مشاهده شناسایی کرد. این رویکرد نو و پتانسیل‌های فراوانی دارد [15].

 

3-3-2. آزمایشهای آنلاین

آزمایش آنلاین شکلی از کارآزمایی تصادفی کنترل‌ شده است، به این معنا که افراد به‌طور تصادفی به گروه‌های آزمون و کنترل تقسیم می‌شوند. اصطلاح RCT اغلب برای توصیف آزمایشات میدانی استفاده می‌شود، جایی‌که افراد واقعی در دنیای واقعی تصمیمات واقعی می‌گیرند. آزمایش‌های آنلاین RCT‌هایی هستند که تصمیمات واقعی را با شرکت‌کنندگان استخدام شده در فضای آنلاین شبیه‌سازی می‌کنند. آزمایش‌های آنلاین به نسبت نوع میدانی دارای مزایایی هستند که می‌توان به مواردی مانند انعطاف‌پذیری بیشتر، سرعت بالاتر و دسترسی به داده‌های بیشتر اشاره کرد [17, 18]. در این روش به افراد استخدام شده برای شرکت در آزمایش، پاداش پرداخت می‌شود [18]

3-3-3. روش بیزین

روش‌های بیزین در ارزیابی خط‌مشی‌های اجتماعی خیلی معمول نیستند؛ ولی این روش‌ها در حال محبوب شدن هستند. این روش رویکرد کارآمدتری در ارزیابی خط‌مشی ارائه می‌کند ولی عمدتاً به‌دلیل ناآشنایی محققان با این روش خیلی کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد [19]. این روش در دسته روش‌های آماری قرار دارند و در علوم اجتماعی کاربردهای زیادی یافته‌اند. روش‌های بیزین هم در جامعه آماری کوچک و هم در نمونه‌های بزرگ به‌خوبی عمل می‌کنند. برای توضیحات تکمیلی و آشنایی با این روش می‌توان به مقاله هینو و همکاران (2018) مراجعه کرد [20].

براساس آنچه در این مقاله طرح شده ‌است، روش‌های آماری بیزی اخیراً محبوبیت زیادی را اخذ کرده‌اند چراکه به محقق اجازه می‌دهند تا اطلاعات قبلی در مورد موضوع تحقیق را در ارزیابی داده‌ها ترکیب کند و امکان بهبود را در پیش‌بینی خارج از نمونه فراهم سازد. روش‌های تحلیلی بیزی در حال حاضر از طریق بسته‌های نرم‌افزاری با کاربرد آسان در دسترس محققان قرار گرفته‌اند و برای ارزیابی اثربخشی مداخلات رفتاری قابل بهره‌برداری است.

 

4.ارزشهای حاکم بر فرایند کاری نهاد بینش رفتاری

 

در فرایند انجام کار و پیشبرد پروژه‌ها در نهادهای رفتاری باید اصول و ارزش‌هایی مورد توجه قرار گیرد. این ارزش‌ها عبارتند از:

  1. نوآوری: حرکت در مرزهای دانش، کاوش و آزمایش با رویکردهای متنوع و یافتن بهترین و نوآورانه‌ترین راه‌حل،
  2. دقت: دقت بالا در انجام فرایند و تولید داده و خدمات با بالاترین کیفیت،
  3. بی‌طرفی: بی‌طرفی و غیرسیاسی بودن و حاکمیت آن بر کل فرایند انجام کار،
  4. محرمانگی: حفظ محرمانگی اطلاعات در همه اوقات و زمان‌ها [21].

 

5.مسائل اخلاقی در فرایند کاری نهاد بینش رفتاری

در نهاد بینش رفتاری، انجام تحقیقات با استانداردهای اخلاقی بالا بسیار مهم است و در هر پروژه‌ای باید یک بررسی اخلاقی انجام شود تا مواردی که ممکن است به شرکت‌کنندگان یا کسانی که تحقیق را انجام می‌دهند آسیب می‌رساند، شناسایی شود. سطح جزئیات و بررسی خارجی مورد نیاز در اینجا به ماهیت موضوع تحقیق و افرادی که در تحقیق مشارکت دارند، بستگی دارد و ممکن است به تشکیل یک هیئت مخصوص برای این موضوع نیاز باشد یا از هیئت‌های متخصص موجود در این زمینه استفاده شود. این مسئله به‌خصوص در مورد گروه‌های حساس مانند کودکان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند [8].

از نظر فرایند کاهش ریسک، باید تمام خطرات احتمالی که ممکن است رخ دهد در نظر گرفته شود. این خطرات ممکن است شامل این موارد باشد: نقض محرمانه بودن ازسوی شرکت‌کنندگان یا محققان، افشای فعالیت‌های غیرقانونی (در این صورت باید تعهدات محققان و پیامدهای آن برای شرکت‌کنندگان مشخص شود). آیا قرار است از یک فرایند توجیهی استفاده شود و آیا روشی که در آن تحقیق انجام می‌شود ممکن است محققان را در معرض خطر قرار دهد (مثلاً اگر تحقیق مرتبط با متهمان خشونت خانگی است، چگونه می‌توان اطمینان حاصل کرد که محققان ایمن هستند؟) مرحله آخر به اطلاعات جمع‌آوری شده ‌مربوط است. در این مرحله باید مشخص شود نتایج در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرد، نحوه ذخیره داده‌ها به چه صورت است. داده‌ها تا چه زمانی نگهداری می‌شوند و چه افرادی در همه این فرایندها درگیر می‌شوند. ممکن است برخی مراحل به دریافت مجوز نیاز داشته باشد [8]. برای مسائل اخلاقی، ممکن است بنا به شرایط هر کشوری به تدوین دستورالعمل‌های جدید لازم باشد.

برای مبحث اخلاقی چارچوبی با عنوان فورگود ارائه‌ شده است که در ادامه به معرفی آن پرداخته می‌شود. این چارچوب سؤال‌هایی را مطرح می‌کند که پژوهشگران حوزه خط‌مشی رفتاری با پاسخ به آنها می‌توانند ابعاد اخلاقی کار را تضمین کنند. در جدول زیر کلیات چارچوب ارائه‌ شده است [22].

 

جدول 8. چارچوب فورگود[22]

نام عنصر چارچوب فورگود

توضیحات

انصاف

آیا خط‌مشی‌گذاری رفتاری دارای خط‌مشی‌های بازتوزیعی مطلوبی است؟

آشکار بودن

آیا خط‌مشی‌گذاری رفتاری آشکار است یا پنهان و در پشت پرده قرار دارد؟

توجه و احترام

آیا این خط‌مشی به استقلال، کرامت، آزادی انتخاب و حریم خصوصی افراد احترام می‌گذارد؟

اهداف

آیا خط‌مشی‌گذاری رفتاری در خدمت اهداف خوب و مشروع است؟

نظرها

آیا مردم ابزار و اهداف خط‌مشی رفتاری را می‌پذیرند؟

گزینهها

آیا خط‌مشی‌های بهتری وجود دارد و آیا آنها تضمین می‌شوند؟

هیئت نمایندگی

آیا گروه خط‌مشی‌گذاری دارای قدرت اختیار کافی برای به‌کار بردن ابزارهای رفتاری هستند؟

 

6.تجارب بین‌المللی بهره‌گیری از بینشهای رفتاری در حل مسائل سیاستی و قانونگذاری

بینش‌های رفتاری امروزه به ابزاری گسترده به‌منظور ایجاد شرایط موردنظر در کسب‌و‌کارها و همچنین بخش عمومی تبدیل شده ‌است. در این مرحله برخی از پروژه‌هایی که در سطح بین‌المللی در سطوح حاکمیتی و سیاستی مورد استفاده قرار گرفته است تشریح می‌شود و ابعاد مختلف آنها از مرحله طراحی مداخلات تا نتایج تبیین می‌شود. در بهره‌گیری از این روش در دو مرحله ما به استفاده از تجربیات پیشین نیاز داریم:

 الف) مرحله شناخت مسئله

گاهی مسئله در مداخلات بینش رفتاری به‌صورت صحیح شناسایی نشده است. برای مثال هنگامی که دولت در انگلستان تصمیم به عایق‌بندی زیرشیروانی خانه‌ها گرفته بود مسئله اصلی نظافت قبل از شروع عملیات بود نه بحث مالی؛ و زمانی که سرویس همراه با نظافت زیرشیروانی ارائه شد استقبال شهروندان گسترش یافت. استفاده از این تجربه و سایر تجربیات می‌تواند در زمان شناسایی چالش‌های موجود به ما دید وسیع‌تری بدهد تا از این طریق بتوانیم اجرای خط‌مشی را تسهیل کنیم.

ب) طراحی مداخلات

مداخلات انجام گرفته در پروژه‌های بینش رفتاری مبتنی‌بر اصول مشخصی از‌جمله هنجارهای محلی، درگیر کردن تفکر عمیق و ... است که این اصول به‌صورت پیوسته در اجرا به آزمون گذاشته می‌شوند و اثر‌بخشی آنها ارزیابی می‌شود. نحوه آزمون این‌گونه است که مبتنی‌بر آن اصل مداخله‌ای صورت‌ می‌گیرد، با مقایسه نمونه مداخله و نمونه کنترل-که در آن مداخله انجام نشده ‌است- مشخص می‌شود که آیا این اصل توانسته در عمل اثربخش باشد یا خیر. انجام مطالعه موردی در حوزه اقدام‌های بینش رفتاری قبلی می‌تواند مجموعه‌ای از روش‌های مختلف را مشخص کند که مداخله در قالب آن می‌تواند انجام شود. این تجربیات می‌تواند مبنایی برای طراحی‌های آتی قرار گیرد. در ادامه اقدام‌های مرتبط با سایر کشورها طرح می‌شود.

 

6-1. سازوکارهای استخدام در مشاغل دولتی (انگلستان)

ترکیب نیروهای پلیس در بسیاری از کشورها منطبق بر ترکیب نژادی آن مناطق نیست. برای مثال در آمریکا، از هر چهار افسر پلیس، سه نفر سفیدپوست هستند که باعث می‌شود نیروهای پلیس تقریباً 30 درصد از جامعه‌ای که در آنها خدمت می‌کنند سفیدپوست‌تر باشند. پس از حوادثی که درخصوص تبعیض‌ نژادی ازسوی نیروهای پلیس روی داد، مطبوعات و خط‌مشی‌گذاران بر ضرورت وجود ترکیب عادلانه‌تر تأکید بسیاری کردند. در انتخابات پارلمانی بریتانیا در سال ۲۰۱۵ همه‌ احزاب سیاسی بهبود ترکیب نژادی نیروهای پلیس را در کمپین‌های انتخاباتی خود گنجاندند. ۶.۸ درصد جمعیت انگلستان را نژادهای سیاه‌پوست یا سایر اقلیت‌های نژادی تشکیل می‌دهند. در‌صورتی‌که تنها ۲.۵ درصد از نیروهای پلیس غیر‌سفیدپوست هستند که این مسئله تأییدی بر متهم کردن پلیس به داشتن رویکرد نژادپرستانه است. در فرایندهای استخدامی نیروهای پلیس افراد غیرسفیدپوست در یکی از مراحل که آزمون قضاوت موقعیت آنلاین است موفقیت کمتری داشته‌اند، بدین‌صورت که با وجود آنکه تقریباً ۵ درصد از متقاضیان استخدام غیرسفیدپوست بودند بعد از این مرحله توزیع ایشان به ۳ درصد کاهش می‌یافت. هدف این مرحله از آزمون آن است که واکنش متقاضیان را به موقعیت‌های مختلفی که ممکن است یک پلیس در تعامل با سایر افسران یا در تعامل با افراد جامعه داشته باشد بررسی کند و چهار شایستگی اصلی افراد که عبارتند از: ارتباطات و همدلی، تصمیم‌گیری متناسب با مخاطب، پذیرش تغییر و سازگاری و ایجاد روابط و همکاری را احزار کند. سؤال‌های این آزمون به‌صورت سناریویی ارائه شده و از داوطلبان می‌خواهد تا چهار اقدام بالقوه را در مقیاس 1 (مخالف) تا 4 (مؤثر) رتبه‌بندی کنند.

با توجه به اینکه این آزمون به‌صورت آنلاین برگزار شده و به‌صورت خودکار نمره‌دهی می‌شود لذا می‌دانیم که نمرات پایین متقاضیان غیرسفیدپوست به‌دلیل سوگیری امتیازدهنده نبوده است، بلکه یا آنچه به‌عنوان پاسخ صحیح تلقی می‌شود نژادپرستانه است یا اینکه تفکرات متقاضیان در عملکردشان تأثیر می‌گذارد. مداخله صورت گرفته شامل تغییر ایمیلی بود که متقاضیان قبل از آزمون دریافت می‌کردند. برای همه متقاضیانی که در فرایند ارزیابی به این مرحله می‌رسند ایمیلی شامل لینک آزمون ارسال می‌‌شود. ایمیلی که واحد منابع انسانی در دورهای قبلی آزمون استفاده کرده بود به‌عنوان ایمیل کنترل استفاده شد و ایمیلی با تغییرات زیر برای گروه آزمایش ارسال شد [23]:

  • طراحی مداخله و آزمایش اثر

 اول، هر‌چیزی که غیرضروری و ممکن بود باعث اضطراب شود حذف شد. برای مثال این جمله حذف شد: «لطفاً توجه داشته باشید که (در صورت عدم پذیرش) هیچ تجدیدنظری برای این مرحله وجود ندارد». همچنین دستورالعمل‌های مربوط به شروع آزمون بدین‌صورت تغییر کرد: «هر زمان که شما آماده بودید ...» و بخش‌هایی که به تکمیل مشخصات مربوط بود به انتهای ایمیل منتقل شد.

دوم، تلاش شد تا زبان مثبت‌تر شود و به خواننده اهمیت موفقیت و داشتن حس تعلق را القا کند؛ یعنی شروع ایمیل با «تبریک!» و در پایان «موفق باشید!» نوشته می‌شود. همچنین این جمله افزوده شد: «شما پرسشنامه نوع رفتار را با موفقیت تکمیل کردید و برای شرکت در مرحله بعدی فرایند ارزیابی که آزمون قضاوت موقعیت است انتخاب شده‌اید».

درنهایت، این جمله اضافه شد: «قبل از شروع آزمون، لطفاً کمی وقت بگذارید و به این فکر کنید که چرا می‌خواهید پلیس شوید. مثلاً چه چیزی از پلیس بودن برای شما و جامعه شما مهم است؟» هدف از این جمله این بود که متقاضیان به ارزش‌های خود فکر کنند و همچنین حضور خود را در نیروی انتظامی به‌عنوان یک هویت اجتماعی ارزشمند برای اقلیت‌های نژادی در نظر گیرند. در این مداخله از چندین حوزه پژوهشی استفاده شد اما مکانیسم روان‌شناسی و فیزیولوژیک در تمام آنها کاهش بار ذهنی مرتبط با کلیشه‌سازی یا عدم تعلق درک شده بود.

  • نتایج

نتایج این مداخله در نمودار 1 نشان داده ‌شده ‌است. انجام تغییرات تأثیری بر جمعیت سفیدپوست متقاضی کار نگذاشت اما احتمال قبولی متقاضیان غیرسفیدپوست را تا ۵۰ درصد افزایش داد [23].

 

نمودار 1. احتمال قبول نژادهای مختلف در آزمون[23]

 

6-2. کاربست بینش رفتاری در خط‌مشی‌گذاری زیستمحیطی (کانادا)

مردم انتاریو هر سال تقریباً هشت میلیون تن زباله تولید می‌کنند. این زباله‌ها گازهای گلخانه‌ای مضر متان را تولید می‌کنند. بازیافت می‌تواند زباله‌های ورودی به محل‌های دفن زباله را کاهش داده و درنتیجه انتشار گازهای گلخانه‌ای را کم کند. بسیاری از مردم انتاریو از بازیافت حمایت می‌کنند، اما در عمل و رفتار این حمایت آن‌طور که باید مشاهده نمی‌شود. واحد بینش رفتاری طی همکاری‌ای که با وزارت محیط ‌زیست و تغییر اقلیم صورت داد تلاش کرد تا این شکاف رفتاری را با استفاده از انواع مختلف سطل‌های زباله در مکان‌های عمومی و برچسب‌های سطل بازیافت تغییر دهد.

  • طراحی مداخله و آزمایش اثر

واحد بینش رفتاری یک آزمایش تصادفی کنترل ‌شده هشت ‌هفته‌ای را در اتاق انتخاب هیئت‌منصفه در ساختمان دیوان عالی دادگستری در تورنتو انجام داد. این مکان به‌لحاظ نمونه‌گیری علمی بسیار مناسب است زیرا افرادی در آن رفت‌و‌آمد دارند که به‌طور تصادفی از جامعه انتخاب ‌شده‌اند. تیم پروژه عملکرد چهار مجموعه مختلف از برچسب‌های سطل زباله را برای هرکدام به مدت دو هفته آزمایش کرد و نتایج را از لحاظ آماری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار داد تا تأثیر هر مجموعه برچسب را ارزیابی کند. از چهار مجموعه برچسب‌هایی که قبلاً هم استفاده شده بود به‌عنوان مجموعه کنترل استفاده شد. شکل 7 نشان‌دهنده این مجموعه برچسب است[24].

شکل 7. کنترل: برچسب‌های قبلی مورد استفاده در اتاق انتخاب هیئت‌منصفه دادگاه

 

 

تلنگر اول از سادگی در قالب متن ساده و نمادهای ساده برای درگیر کردن سیستم فکری ۱ استفاده‌ کرد که سریع، خودکار، شهودی، احساسی و گاهی ناخودآگاه است. شکل 8 نشان‌دهنده مجموعه برچسب‌های مورد استفاده در این تلنگر است.

شکل 8. تلنگر 1: برچسب‌های ساده که برای تسهیل سیستم 1 استفاده شد

 

 

تلنگر دوم از نمادهای ساده مشابه تلنگر اول استفاده‌ کرد، اما همچنین از عبارتی برای درگیری بیشتر تفکر عمیق‌تر یا سیستم فکری ۲ استفاده‌ کرد که آهسته‌تر بوده و با تأمل و منطق هدایت می‌شود. برای ‌مثال، روی برچسب نوشته شد: «وقتی چیزی را در زباله می‌گذارید، به محل دفن زباله می‌رود. ممنون که زباله‌هایتان را دسته‌بندی می‌کنید». شکل 9 نشان‌دهنده مجموعه برچسب‌های مورد استفاده در این تلنگر است [24].

شکل 9. تلنگر ۲: برچسب‌هایی با عباراتی درباره پیامدهای جداسازی نادرست به‌منظور درگیر کردن سیستم فکری 2

 

 

 

تلنگر سوم سؤالی عمیق‌تر برای درگیری شناختی سیستم فکری ۲ را مطرح کرد. برای ‌مثال، روی برچسب سطل زباله نوشته شد: «آیا دورریز شما زباله‌های عمومی است؟» شکل 10 نشان‌دهنده مجموعه برچسب‌های مورد استفاده در این تلنگر است.

شکل 10. تلنگر ۳: برچسب‌هایی که سؤال‌هایی درباره دقت جدا کردن می‌پرسد تا عمیق‌ترین سطح سیستم فکری ۲ را درگیر کند

 

 

  • نتایج

نتیجه انجام مداخلات آن بود که همه برچسب‌های جدید نرخ جداسازی زباله‌ها را افزایش دادند. برچسب سؤال تلنگر سوم عملکرد بسیار خوبی داشت. این برچسب بازیافت مواد آلی را تا 82 درصد افزایش داد و به افزایش جمع‌آوری 55 درصدی لیوان‌های قهوه منجر شد و جداسازی صحیح زباله‌های ظروف را تا 32 درصد نسبت به برچسب‌های کنترل افزایش داد [24].

 

6-3. کاربست بینش رفتاری در افزایش مشارکت‌های انتخاباتی (انگلستان)

جوانان کمتر از هر گروه سنی دیگری در خط‌مشی شرکت می‌کنند. یادگیری خدمت نوعی آموزش مدنی است که توانسته سرمایه چشمگیری را به‌منظور حل این معضل عدم مشارکت دریافت کند. با‌این‌حال تا به امروز شواهدی درخصوص تأثیر آن، چگونگی ایجاد این اثر و اینکه چگونه می‌توانیم آن را به حداکثر برسانیم وجود ندارد. اهمیت انجام این بررسی از آن جهت است که جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله کمترین مشارکت را در فعالیت‌های سیاسی از خود نشان می‌دهند و در آخرین انتخابات عمومی انگلستان میزان مشارکت این قشر به کمترین میزان خود در بیش از یک دهه گذشته رسیده است. نمودار 2 نشان‌دهنده میزان مشارکت گروه‌های سنی مختلف است.

نمودار 2. میزان مشارکت گروههای سنی مختلف

 

 

 

مشارکت (بر حسب درصد)

 

 

 

سن (برحسب سال)

 

 

این الگوی رفتاری می‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر نسلی باشد که در آن ترجیح بر دوری از مشارکت سیاسی رسمی و تغییر تمایلات به‌سمت سایر شیوه‌های مشارکت مانند خدمات اجتماعی غیرسیاسی است. مشارکت سیاسی یک عادت است، افرادی که در اوایل زندگی خود در امور سیاسی شرکت می‌کنند، در سنین بالاتر احتمال بیشتری دارد که همچنان به مشارکت خود ادامه دهند. بنابراین اگر بتوانیم راه‌هایی برای تشویق مشارکت در دوران کودکی و جوانی پیدا کنیم، ممکن است بتوانیم سطوح عمومی مشارکت را در همه سنین افزایش دهیم. یادگیری خدمت نوع خاصی از آموزش شهروندی است که از طریق آن جوانان به افراد، خانواده‌ها و جوامع نیازمند کمک می‌کنند. این آموزش‌ها به‌عنوان بخشی از آموزش رسمی در مدارس، کالج‌ها و دانشگاه‌ها ارائه می‌شود و شامل موضوع‌هایی مانند نحوه عملکرد دمکراسی و مسائل از این دست است.

 

برنامه‌ای که مشخصاً در این تحقیق در حال بررسی است خدمات ملی شهروندی است. این برنامه به‌صورت داوطلبانه برای توسعه توانمندی‌های جوانان و مشارکت مدنی در سراسر انگلستان اجرا می‌شود. جوانان در تابستان یا پاییز قبل از سال آخر دبیرستان در این برنامه شرکت می‌کنند، بنابراین اکثر مخاطبان این برنامه 16 ساله هستند. شرکت‌کنندگان در گروه‌های 60 نفره دسته‌بندی می‌شوند و سپس به تیم‌های 12 نفره تقسیم می‌شوند که هرکدام را یک نیروی جوان پشتیبانی می‌کند. این برنامه دارای سه مرحله است:

 مرحله اول؛ یک برنامه درسی با اسکان یک‌ هفته‌ای در مرکزی در فضای باز است که هدف آن ایجاد اعتمادبه‌نفس، ارتقای مهارت‌ها و ایجاد حس تعلق به تیم در شرکت‌کنندگان است.

در مرحله دوم؛ شرکت‌کنندگان به مدت یک هفته در یک مکان مسکونی نزدیک خانه خود مستقر می‌شوند و به‌طور مستقل با تیم خود زندگی می‌کنند (با هم مدیریت بودجه غذایی و پخت‌وپز انجام می‌دهند)، در این مرحله برنامه‌هایی مانند کارگاه‌های مهارت‌آموزی و بازدید از سازمان‌های محلی، مانند مراکز نگهداری سالمندان انجام می‌شود. در این هفته، شرکت‌کنندگان تشویق می‌شوند تا در مورد آن فکر کنند که به چه مسائلی از محله خود می‌توانند رسیدگی کنند.

در مرحله سوم؛ یک یا دو هفته طول می‌کشد، شرکت‌کنندگان یک پروژه مشارکت مدنی یا «اقدام اجتماعی» را توسعه داده و اجرا می‌کنند تا مسائل جامعه محلی خود را درک کنند و با یکدیگر برای یافتن راه‌هایی برای تأثیر اجتماعی مثبت کار کنند. پروژه‌ها معمولاً مواردی از قبیل کمپین یا اقدام‌های آگاهی‌بخش عمومی، جمع‌آوری کمک‌های مالی برای یک مؤسسه خیریه محلی یا بهبود یک منطقه به‌لحاظ محیطی (برای مثال باغبانی در خانه سالمندان یا تمیز کردن یک پارک محلی) است [25].

 

  • طراحی مداخله و آزمایش اثر

در بررسی انجام گرفته سه سؤال پیش روی واحد بینش رفتاری بود:

  1. سؤال تحقیق اول: تأثیر برنامه یادگیری خدمت بر مشارکت سیاسی جوانان چیست؟
  2. سؤال تحقیق دوم: اگر اثری وجود دارد، چگونه تولید می‌شود؟
  3. سؤال تحقیق سوم: مؤثرترین راه برای تشویق مشارکت سیاسی پس از برنامه خدمت چیست؟

این سؤال‌ها از طریق سه مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. مطالعه اول به‌منظور بررسی رفتار سیاسی جوانانی که در خدمات ملی شهروندی شرکت کرده بودند و مقایسه آن با گروهی از جوانان که شرکت نکرده بودند صورت پذیرفت. این مطالعه از یک طراحی شبه‌تجربی (روش تفاضل در تفاضل‌های متناظر) استفاده کرد. نمونه‌های مورد استفاده در این پژوهش شامل ۵۴۸۶ مورد بود. داده‌های موجود برای این مطالعه از نظرسنجی‌ای به‌دست آمد که از همه شرکت‌کنندگان برنامه خدمات ملی شهروند در تابستان ۲۰۱۹ انجام شده بود. این افراد به‌عنوان گروه مداخله مورد بررسی قرار گرفتند و برای گروه مقایسه از افرادی استفاده شد که به شرکت در این برنامه ابراز علاقه کرده‌ بودند اما به هر دلیل در برنامه شرکت نکرده بودند. هدف این پیمایش ارائه یک برآورد بی‌طرفانه از میانگین اثر یادگیری خدمات بر مشارکت سیاسی شرکت‌کنندگان (سؤال تحقیق ۱) بود [25].

نتیجه این بررسی آن بود که برنامه خدمات ملی شهروندی میزان مشارکت سیاسی را ۳.۱ درصد افزایش داد که معادل ۱۲ درصد بالاتر از نرخ پایه است.

مطالعه ۲ از طریق مصاحبه با ۲۷ نفر انجام شد که دوره خدمات ملی شهروندی را پشت‌سر گذاشته بودند. این مطالعه به بررسی تأثیر برنامه یادگیری خدمت بر مشارکت سیاسی می‌پرداخت. نتایج نشان‌دهنده آن بود که: ناهمگونی زیادی در تأثیر یادگیری خدمت بر مشارکت سیاسی وجود داشته و ۱۲ تا ۱۶ عامل در این فرایند تأثیرگذارند. افزایش خودکارآمدی اجتماعی قوی‌ترین مکانیسم واسطه است که مستقیماً بر مشارکت سیاسی تأثیر می‌گذارد و افزایش خودکارآمدی در ارائه خدمات غیرسیاسی می‌تواند به از دست دادن خودکارآمدی سیاسی و درنتیجه کاهش مشارکت سیاسی برای برخی افراد منجر شود که این امر تأییدکننده آن بود که برای جوانان خدمات اجتماعی جایگزین فعالیت‌های سیاسی شده ‌است.

مطالعه ۳ به شناسایی بهترین روش تشویق مشارکت دمکراتیک پس از خدمت می‌پردازد. در این مطالعه از یک آزمایش کنترل ‌شده تصادفی بزرگ با تعداد ۲۲۷۳۷۲ نفر برای آزمایش تأثیر سه ایمیل مختلف بر مشارکت فارغ‌التحصیلان دوره خدمات ملی شهروندی برای شرکت در یک مسابقه نامه‌نگاری سیاسی استفاده شده ‌است که شامل یک دعوت ساده و دو پیام براساس نظریه‌های خودکارآمدی و هویت بودند. نتیجه نشان‌دهنده آن بود که پیام‌های مبتنی‌بر نظریه برای تشویق مشارکت، چندان بهتر از دعوت ساده عمل نکردند.

 

  • نتایج

انجام این بررسی نشان‌دهنده آن بود که برنامه‌های یادگیری خدمت اثر قابل‌قبولی در افزایش مشارکت دارند (این برنامه‌ها میزان مشارکت سیاسی را ۳.۱ درصد افزایش داد که معادل ۱۲ درصد بالاتر از نرخ پایه است.) و این می‌تواند استدلال محکمی برای تخصیص بیشتر منابع به‌منظور درگیر کردن جمعیت بیشتری از جوانان در این جنس برنامه‌ها باشد [25].

 

6-4. سازوکارهای اقناعی ارتباطی با تأکید بر هنجارسازی مبتنی‌بر محله (انگلستان)

در این مداخله به شناسایی روش‌های ارتباطی مناسب به‌منظور افزایش درک عمومی و افزایش اعتماد به اطلاعات بانک مرکزی پرداخته ‌شده است. بدین‌منظور سه آزمایش در مقیاس بزرگ نمونه‌گیری از مردم انگلستان انجام ‌شد. این بررسی از روی انواع مختلف مطالعات مربوط به گزارش تورم بانک‌های انگلستان به‌دست ‌آمده است. برای بررسی سه دسته آزمایش طراحی ‌شده است که در این سه دسته طراحی آزمایش، روش نمونه‌برداری و معیارهای سنجش داده یکسان بوده است.

 

  • طراحی مداخله و آزمایش اثر

آزمایش اول، به این منظور طراحی شده ‌است تا مشخص شود چه مدلی از خلاصه‌های تصویری درک عمومی و اعتماد به خط‌مشی‌های کلیدی مالی را در مقایسه با روش‌های سنتی بالا می‌برد.

در آزمایش دوم، به بررسی آن پرداخته می‌شود که اهمیت نسبی میان المان‌های ارتباطی (متنی و تصویری) چه تفاوتی در درک عمومی و اعتماد به اطلاعات بانک مرکزی ایجاد می‌کند.

در آزمایش سوم، این موضوع بررسی شده ‌است که آیا ارائه شواهدی مبتنی‌بر زندگی روزانه‌ افراد - با تکیه ‌بر بینش‌های جدید در حوزه اقتصاد مالی، اقتصاد رفتاری و ادبیات روان‌شناسانه- درک و اعتماد عمومی را بهتر می‌کند یا خیر.

آزمایش‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ مجازی تیم بینش رفتاری با نام پردیکتیو انجام شد. شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی در شرایط آزمایش قرار گرفته و هیچ محدودیت زمانی برای مطالعه‌ خلاصه‌ها یا پاسخگویی به سؤال‌ها وجود نداشت. استفاده از این پرسشنامه مجازی به این دلیل اهمیت داشت که اکثر بازدیدکنندگان سایت بانک انگلیس آقایان و افراد مسن بودند. ازاین‌رو لازم بود تا نمونه‌گیری به شیوه‌ای انجام شود که با جمعیت عمومی انگلستان همخوانی داشته باشد. سؤال‌های زیر از شرکت‌کنندگان پرسیده شد [26]:

  1. سؤال‌های خوداظهاری درک عمومی: از شرکت‌کنندگان پرسیده شد که حس می‌کنند چه میزان این از خلاصه‌ها را فهمیده‌اند.
  2. سؤال‌های مستقیم درک عمومی: این چند سؤال در این بررسی بسیار مهم بود و به این منظور طراحی شده بود تا میزان فهم خوانندگان از محتوای گزارش مربوط به خط‌مشی‌های مربوط به تورم را مشخص کند. این سؤال‌ها معطوف به بحث‌هایی مانند وظایف کمیته سیاست مالی بانک، تصمیم آنها در مورد نرخ بهره، تغییرات قیمت، آخرین آمار بیکاری و ارتباط اقتصادی بین پرداخت و قیمت بود.
  3. سؤال‌های کاربردی درک عمومی: از شرکت‌کنندگان دو سؤال پرسیده شد که افزایش قیمت چه تأثیری بر مصرف مواد غذایی و حقوق دارد. هدف از پرسیدن این سؤال‌ها، بررسی این موضوع بود که آیا شرکت‌کنندگان توانسته‌اند اطلاعاتی که از چکیده‌ گزارش‌های تورمی به‌دست آورده‌اند در تصمیماتی که برای زندگی خود می‌گیرند استفاده‌کنند یا خیر.
  4. سؤال‌های اعتمادسنجی: از شرکت‌کنندگان درباره‌ دیدگاه آنها نسبت به بانک پس از مطالعه‌ خلاصه‌ها سؤال شد. همچنین سؤال شد که چقدر به مطالبی که خوانده بودند اعتماد داشتند. در این بخش یک سؤال آزاد نیز پرسیده شد که شرکت‌کنندگان باید علت میزان اعتمادی که داشتند را می‌نوشتند.
  5. سؤال‌های مربوط به مشخصات شرکت‌کنندگان: آخرین مرحله از سؤال‌هایی که شرکت‌کنندگان به آن پاسخ می‌دادند این بود که چه میزان اخبار اقتصادی یا تجاری را دنبال می‌کنند؛ و اینکه آیا تابه‌حال در رشته‌های اقتصاد، مدیریت مالی یا رشته‌های مرتبط تحصیل‌ کرده‌اند. اطلاعاتی همچون جنسیت، سن، درآمد و محل زندگی تمامی شرکت‌کنندگان در سایت پردیکتیو وجود دارد لذا نیازی به پرسیدن مجدد آنها نبود.

اولین آزمایش برای مقایسه‌ گروه تحت آزمایش (خلاصه‌ تصویرسازی‌شده) و گروه کنترل (خلاصه‌ خط‌مشی مالی) انجام شد. خلاصه‌ خط‌مشی مالی درواقع خلاصه‌ گزارش تورم فوریه‌ سال 2018 میلادی بانک مرکزی بود. این خلاصه بیانگر دلایل تصمیم‌گیری‌های کمیته‌ خط‌مشی مالی برای تعیین نرخ بهره بود که مخاطب آن افرادی بودند که بحث‌های اقتصادی را متوجه می‌شدند. خلاصه‌ تصویرسازی شده نیز بیانگر تصمیم‌گیری کمیته‌ خط‌مشی مالی و دلایل این تصمیم برای تعیین نرخ بهره بود با این تفاوت که در آن از زبان ساده‌تری استفاده شده بود. برای فهم خلاصه‌ خط‌مشی مالی تدوین‌ شده سطح سواد خواننده باید حداقل در سطح یک دانشجو می‌بود اما فهم خلاصه‌ تصویرسازی‌ شده برای یک نوجوان 13 الی 14 ساله نیز مقدور بود. این آزمایش را 1101 نفر انجام دادند. بررسی نتایج دربردارنده آن بود که خلاصه‌ تصویرسازی ‌شده درک مطلب میانگین را تا 25% افزایش داده است. تصویر این دو خلاصه در شکل 11 نشان داده‌ شده ‌است.

شکل 11. نمایی از خط‌مشی مالی

 

 

 

آزمایش دوم به‌منظور شناسایی عوامل کلیدی انجام شد که درک مطلب عمومی را افزایش می‌دهند. در آزمایش اول یک مسئله وجود داشت و آن این بود که علاوه بر استفاده از تصویر، حجم متن نیز تغییر کرده بود و لازم بود تا آزمایش دومی انجام شود تا مشخص کند که افزایش درک مطلب دقیقاً ناظر به کدام‌یک از این عوامل بوده است. لذا در آزمایش دوم تغییراتی در دو متن اعمال شد. کلمات در خلاصه تصویر‌سازی شده از 1069 به 879 کلمه رسید تا با تعداد کلمات در خلاصه‌ خط‌مشی مالی برابر شود اما پیام‌های کلیدی و محتوا دست‌نخورده باقی ‌ماند. نتایج به‌دست‌ آمده اثبات می‌کند که خلاصه‌ تصویرسازی‌ شده به‌طور معناداری موجب درک ‌مطلب عمومی بالاتری نسبت به خلاصه‌ خط‌مشی مالی شده ‌است و با کاهش سطح تحصیلات مورد نیاز برای خواندن خلاصه‌های تدوین‌ شده ازسوی بانک مرکزی شاهد آن هستیم که میزان درک مطالب کلیدی خلاصه‌ها افزایش ‌یافته است [26].

در آزمایش سوم تلاش شد تا از دیدگاه‌های روان‌شناسانه و اقتصاد رفتاری نیز استفاده شود. در این آزمایش از محتوایی استفاده شد که با زندگی روزمره افراد تناسب داشته باشد. بدین‌منظور سه تغییر کلی در محتوای ارائه ‌شده اعمال شد:

اولاً تلاش شد تا از کلمات سوم شخصی مانند «بانک مرکزی انگلستان» استفاده نشود. به‌عنوان‌ مثال به‌جای آنکه گفته شود «بانک نرخ بهره را در حد 0/5 درصد نگه‌ داشته است.» از عبارت «ما نرخ بهره را در حد 0/5 درصد نگه ‌داشته‌ایم» استفاده شد. ثانیاً به‌جای استفاده از واژه‌های فنی‌ای همچون تورم، از کلمات روزمره‌ای چون افزایش قیمت استفاده شد تا عموم مردم توان درک مطلب را داشته باشند. ثالثاً تلاش شد تصمیم کمیته‌ خط‌مشی مالی درباره‌ نرخ بهره براساس تجربیات زندگی عموم مردم روایت شود. برای مثال سقوط ارزش پوند که درنتیجه همه‌پرسی برگزیت ایجاد شده بود با تغییر در قیمت سفرهای خارجی توضیح داده شد. خلاصه‌ها در این مرحله از آزمایش در تصویر 12 نشان داده ‌شده ‌است. در این مرحله خلاصه دارای ارتباط با زندگی مردم درک مطلب را تا حدود ۱۹ درصد افزایش داد و شرکت‌کنندگان اظهار داشتند که مطالب را بهتر و بیشتر متوجه شده‌اند [26].

شکل 12. گزیده‌هایی از خلاصه‌های مورد استفاده در آزمایش 3

 

 

  • نتایج

بررسی انجام گرفته نشان‌دهنده آن بود که استفاده از خلاصه‌های تصویری میزان فهم پیام را تا ۲۵ درصد نسبت به‌ حالت عادی افزایش می‌دهد. همچنین بیشترین انتقال پیام در حالتی رخ می‌دهد که عبارات تا حد امکان ساده‌سازی شده باشند و برای فهم بهتر پیام از مثال‌هایی استفاده شود که برای مردم ملموس است، در این حالت درک مطلب تا ۱۹ درصد نسبت به حالت قبلی افزایش یافت.

 

6-5. استفاده از بینش‌های رفتاری بهمنظور بهبود وصول مالیات (انگلستان)

تیم بینش‌های رفتاری انگلستان در سال نخست تأسیس یعنی سال ۲۰۱۰ مداخلاتی در زمینه وصول مالیات طراحی کرد تا کیفیت وصول مالیات را بهبود دهد. بدین‌منظور جملاتی مشابه «بیشتر مردم مالیات خود را به‌موقع می‌پردازند.» را به یادآورهای مالیاتی اضافه‌کرد. مداخلات انجام ‌شده موجب شد تا درآمد سالیانه دولت صدها میلیون پوند افزایش پیدا کرده و این مقدار برای مصارف عمومی دولت ازجمله بیمه‌های بیکاری و ... مورد استفاده قرار گرفت.

 

  • طراحی مداخله و آزمایش اثر

درواقع در افزودن عبارات به یادآورهای پرداخت مالیات از چند نوع هنجار اجتماعی استفاده شد. در برخی از متن‌ها این جمله‌ اضافه شد: «خیلی از اهالی منطقه شما مالیات خود را به‌موقع پرداخته‌اند.» در این مداخله از هنجار اجتماعی محلی استفاده شد. افزودن این جمله نرخ پرداخت را نسبت به گروه کنترل بیش از ۲ درصد افزایش داد. قاعده‌ای وجود دارد که هرچه زباله بیشتری روی زمین وجود داشته باشند احتمال آنکه یک فرد زباله‌اش را بر زمین بریزد بیشتر خواهد شد. زمانی که زباله‌ای وجود نداشته باشد این‌گونه برداشت می‌شود که دور انداختن صحیح زباله یک هنجار اجتماعی است و ریختن زباله در محیط یک استثناست. از این اصل برای تهیه‌ این جمله استفاده شد: «خیلی از آدم‌های مشابه شما بدهی خود را زودتر پرداخت کرده‌اند.» در اینجا از هنجار اجتماعی بدهی استفاده شد که اثربخشی آن از هنجار منطقه نیز بیشتر بود. جمله‌ای که از ترکیب این دو هنجار به‌دست آمد عبارت بود از: «خیلی از اهالی منطقه‌ شما بدهی خود را زودتر پرداخته‌اند و شما از معدود نفراتی هستید که بدهی خود را هنوز نپرداخته‌اید.» این جمله میزان پرداخت مالیات را نسبت به گروه کنترل تا ۱۶ درصد افزایش داد. برداشتی که از این مداخله به‌دست آمد آن بود که افراد نامه‌های کوتاه و محترمانه‌ای که بزرگ‌منشی همشهریان‌شان را به ایشان یادآور می‌شود را به نامه‌های تهدیدآمیز ترجیح می‌دهند [27].

 

  • نتایج

در این مداخله شاهد آن بودیم که با بهره‌گیری از هنجار اجتماعی محلی میزان پرداخت مالیات تا ۲ درصد و با ترکیب این هنجار و خاطرنشان کردن فراگیری بالای رفتار اجتماعی صحیح این میزان تا ۱۶ درصد افزایش یافت که با توجه به هزینه‌های بسیار پایین صورت گرفته موفقیت بسیار بالایی محسوب می‌شود.

 

6-6. کاربست مطالعات بینش رفتاری در ارتقای سلامت عمومی (انگلستان)

تجویز غیرضروری آنتی‌بیوتیک به مقاومت در برابر درمان‌های ضدمیکروب منجر می‌شود. رشد مقاومت ضدمیکروبی به‌عنوان مشکل بهداشت عمومی در سراسر جهان شناخته ‌شده است که باعث افزایش مرگ‌ومیر، عوارض و هزینه مراقبت‌های بهداشتی می‌شود. نگرانی‌هایی درخصوص اینکه در آینده مقاومت آن به سطحی برسد که به‌طور جدی رویه‌های پزشکی مهم را مختل کند. یکی از عوامل مهم ایجاد این مقاومت، استفاده پزشکی از آنتی‌بیوتیک‌ها در زمانی است که از نظر بالینی به استفاده از آنها نیاز نباشد. این مداخله به‌منظور کاهش تجویز غیرضروری آنتی‌بیوتیک ازسوی پزشکان عمومی در انگلستان صورت گرفته است[28].

 

  • طراحی مداخله و آزمایش اثر

در این مداخله، مراکزی شناسایی شدند که میزان تجویز آنتی‌بیوتیک در آنها در ۲۰ درصد بالای جامعه قرار داشت و با استفاده از روش RCT این مراکز به گروه کنترل و گروه مداخله تقسیم شدند؛ از دو گروه مداخله مجدداً دو دسته انتخاب شد. برای یک دسته بروشورها و پوسترهایی درباره استفاده از آنتی‌بیوتیک در درمان بیماران ارسال شد و برای دسته‌ای دیگر نامه‌ای از یک مقام ارشد حوزه سلامت مبنی‌بر آنکه در مرکز مذکور میزان تجویز آنتی‌بیوتیک بالاتر از ۸۰ درصد مراکز صورت می‌گیرد ارسال شد. برای گروه کنترل هیچ نامه‌ای ارسال نشد. گفتنی است این موارد به مطب ارسال شد و به خود پزشک عمومی ارسال نشد. بدین‌ترتیب ما با چهار گروه آزمایشی مواجه هستیم: کسانی که در هر دو مداخله قرار گرفتند. کسانی که فقط در مداخله بازخورد قرار گرفتند. کسانی که فقط در مداخله متمرکز بر بیمار قرار گرفتند و کسانی که در هیچ‌یک از مداخلات قرار نگرفتند.

در ارسال نامه از سه اصل علوم رفتاری استفاده‌ شده بود. اولین مورد اطلاعات مربوط به هنجارهای اجتماعی و اطلاع‌رسانی درخصوص آن بود که میزان تجویز آنتی‌بیوتیک در این مطب بیشتر از ۸۰ درصد مطب‌هاست. مورد بعدی ارسال نامه از جانب یک فرد بلندپایه دولتی بود که باعث افزایش اعتبار محتوای آن می‌‌شد.

مداخله بعدی انجام گرفته ارسال پوسترها و بروشور به مطب‌ها بود. منطق این مداخله آن بود که گاهی اوقات پزشکان با توجه به فشاری که از جانب بیمار دریافت می‌کنند به تجویز آنتی‌بیوتیک اقدام می‌‌کنند و در‌صورتی‌که آگاهی بیمار نسبت به مضرات افزایش پیدا کند پزشک را کمتر تحت‌ فشار قرار می‌دهد.

 

  • نتایج

مطالعه ما نشان می‌دهد که یک مداخله کم‌هزینه می‌تواند سرعت توزیع اقلام آنتی‌بیوتیک را تا ۳/۳ درصد کاهش دهد[28].

 

7.جمع‌بندی و ارائه پیشنهادها

 

7-1. جمع‌بندی

یکی از اصلی‌ترین حوزه‌های قانونگذاری و خط‌مشی‌گذاری عمومی، تأثیرگذاری بر انسان‌ها و جوامع انسانی است. این مسئله تا سالیان پیش با استفاده از ابزارهای تهدید و اجبار انجام می‌شده ‌است که مرتبط با نگاه سنتی «انسان عقلایی» است. حال آنکه مشخص شده این نگاه به انسان ضعف‌های جدی است که ورود علوم رفتاری به‌عنوان نگاهی نو به انسان، تا حدی توانسته است این خلأ را پوشش دهد. به‌طور مثال وقتی قانونی در حوزه‌ای تصویب می‌شود که به انسان‌ها مربوط است، به‌طور معمول ابزارهای تشویقی و تنبیهی نیز طراحی می‌شود، در این رویکرد تصور بر آن است که انسان‌ها به ابزار تنبیهی وزن بالایی داده و لذا تصمیم به تمکین قانون می‌کنند. حال آنکه واقعیت تصمیم‌گیری انسان‌ها به‌صورت دیگری است و لذا قانون از اثرگذاری کافی برخوردار نیست. در سال‌های اخیر نهادهای بینش رفتاری که مأموریت ورود علوم رفتاری به حوزه خط‌مشی‌گذاری را به‌عهده داشته‌اند به‌عنوان کنش‌یار وارد عمل شده و تلاش برای ارتقای بهره‌وری قانونگذاری و خط‌مشی‌گذاری داشته‌اند. این نهادها در تلاشند تا از تصویب قوانین کم‌اثر یا نادرست جلوگیری کرده و جلوی مضرات مادی و معنوی را بگیرند. این نهادها همچنین پس از اجرای قانون در قالب مطالعات رفتاری پسینی به کمک قانونگذاران می‌آیند. درک فرایند کاری این نهادها و نحوه انجام مطالعات و طراحی مداخلات اثرگذاری می‌تواند به ارتقای بهره‌وری در مجلس شورای اسلامی به‌عنوان اصلی‌ترین نهاد قانونگذاری منجر شود. در جدول 9 اهم مباحث ارائه شده در گزارش به‌صورت خلاصه آورده شده ‌است.

 

جدول 9. جمع‌بندی مباحث ارائه شده

عنوان

توضیحات

ویژگیهای بینش رفتاری

1.بینش‌های رفتاری یک رویکرد مناسب برای درک مشکلات خط‌مشی‌گذاری در مرحله پیش از تصویب و مرحله پس از اجراست. ولی به این معنا نیست که می‌تواند همه چالش‌های خط‌مشی‌گذاری را حل کند.

2. هر محیطی نیاز به طراحی بینش‌های رفتاری مربوط به خود دارد و لزوماً آن چیزی که در محیط جواب داده است در محیط دیگر جواب نمی‌دهد.

3.  بینش رفتاری فراتر از تلنگر است و طیف بیشتری از ابزارها را در اختیار خط‌مشی‌گذاران قرار می‌دهد.

4. این رویکرد فقط به متخصصان رفتار محدود نمی‌شود و نیاز است تا طیف دیگری از متخصصان نیز در این کار ورود کنند.

مراحل فرایندی نهادهای بینش رفتاری در جهان

مراحل فرایندی نهادهای بینش رفتاری به‌صورت عمومی دارای پنج مرحله اصلی است:

1.  کاوش و کشف رفتار: در این مرحله با ابزارهای متعدد علت رفتار کشف می‌شود.

2. تعیین استراتژی‌های رفتاری: در این مرحله مهم‌ترین چالش‌های رفتاری تعیین می‌شود.

3. طراحی راه‌حل: در این مرحله مداخلات رفتاری مبتنی‌بر نتایج مرحله دوم تعیین می‌گردد.

4.  ارزیابی و تست راه‌حل: در این مرحله مداخله اثربخش با روش‌های ارزیابی، مشخص می‌شوند.

5. مقیاس‌پذیری راه‌حل: در این مرحله مداخله مؤثر در سطح کلان اجرا شده و آثار آن مورد بررسی قرار می‌گیرند.

چارچوب‌های فرایندی نهادهای بینش رفتاری

نهادهای بینش رفتاری چارچوب‌های متعددی را برای فرایند کاری خود توسعه داده‌اند که ازسوی نهادهای دیگر نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. این چارچوب‌ها عبارتند از:

1. چارچوب تستز که ازسوی نهاد بینش رفتاری انگلستان توسعه داده شده ‌است و دارای پنج مرحله تعیین هدف، کاوش، راه‌حل، آزمایش و مقیاس‌پذیری است.

2. متدلوژی بیسیک که با نهاد بینش رفتاری OECD توسعه داده شده ‌است و دارای پنج مرحله رفتار، تجزیه و تحلیل، استراتژی، مداخلات و تغییر است.

3.  چارچوب آی. آر. اس که نهاد بینش رفتاری سازمان خدمات مالی آمریکا توسعه داده ‌است و دارای چهار مرحله تحقیق اکتشافی، تشخیص رفتار، طراحی و تست و ارزیابی است.

ابزارهای مورد استفاده در هر مرحله

مرحله کاوش و کشف رفتار: در این مرحله از ابزارهای متعدد مانند مصاحبه و گروه‌های متمرکز، مشاهده و مشارکت، پیمایش و تجزیه و تحلیل داده‌ها (علم داده و ...) استفاده می‌شود.

مرحله طراحی راه‌حل: چارچوب‌های متعدد رفتاری که از علوم مختلف مانند علوم‌شناختی و عصب‌شناختی نیز بهره برده‌اند، توسط دانشمندان علوم‌شناختی توسعه داده شده ‌است که می‌توان به چارچوب ایست و ماینداسپیس اشاره کرد.

مرحله ارزیابی و تست راه‌حل: در این مرحله از ابزارهای مختلف مانند کارآزمایی تصادفی کنترل‌ شده (RCT)، ترکیب علوم داده با RCT، آزمایش‌های آنلاین و روش‌های بیزین استفاده می‌شود.

ارزشهای حاکم بر نهاد بینش رفتاری

ارزش‌های عمومی حاکم بر نهادهای بینش رفتاری عبارتند از:

ü      نوآوری: نوآوری و به‌روز بودن هم در زمینه ابزار و هم راه‌حل‌ها

ü      دقت: دقت بالا در فرایند انجام کار

ü      بی‌طرفی: بی‌طرف بودن و عدم ورود بینش‌های سیاسی به فرایند انجام کار

ü      محرمانگی: حفظ محرمانگی اطلاعات در همه اوقات و زمان‌ها

مسائل اخلاقی در فرایند کاری نهاد بینش رفتاری

با توجه به اینکه پروژه‌های رفتاری با انسان‌ها سر‌و‌کار دارند، رعایت استانداردهای اخلاقی بسیار مهم است و باید تمام عوامل آسیب‌رسان شناسایی شود. در این زمینه چارچوبی با عنوان فورگود طراحی شده ‌است که با پرسیدن سؤال در زمینه‌های مختلف انصاف، آشکار بودن، توجه و احترام، اهداف، نظرها، گزینه‌های سیاستی و هیئت نمایندگی استاندارد اخلاقی پروژه را تأیید می‌کند.

 

در جدول 10 نیز مثال‌هایی از به‌کارگیری علوم رفتاری در حوزه‌های کلان سیاستی توضیح داده‌ شده ‌است.

 

جدول 10. خلاصه و جمع‌بندی مثالهای طرح شده در گزارش

 

برنامه بینش رفتاری

کشور

مداخله

روش

نتیجه

۱

سازوکارهای استخدام در مشاغل دولتی (بحث تبعیض‌نژادی)

انگلستان

افزودن جملات مثبت و روان‌شناسانه به پرسشنامه

RCT

افزایش احتمال قبولی متقاضیان غیرسفیدپوست تا ۵۰ درصد

۲

خط‌مشی‌گذاری زیست‌محیطی

کانادا

تغییر در برچسب‌های تفکیک زباله

RCT

افزایش ۵۰ درصدی تفکیک زباله‌ها

۳

افزایش مشارکت‌های انتخاباتی

انگلستان

جمع‌آوری پرسشنامه از شرکت‌کنندگان برنامه یادگیری خدمت

مقایسه بین گروه کنترل و مداخله

افزایش مشارکت سیاسی ۱۲ درصدی

۴

سازوکارهای ارتباطی و اقناع عمومی

انگلستان

استفاده از خلاصه تصویری و ارائه مطالب مبتنی‌بر مثال‌های ملموس در زندگی مردم و بیان ساده

مقایسه بین گروه کنترل و مداخله

استفاده از خلاصه تصویر فهم پیام را ۲۵ درصد و استفاده از مثال‌های ملموس تا ۴۴ درصد انتقال پیام را بهبود می‌دهد.

۵

بهبود وصول مالیات

انگلستان

افزودن مداخلات مبتنی‌بر اطلاع‌رسانی پرداخت به‌موقع مالیات توسط سایر ساکنان محله و رفتار اجتماعی صحیح اکثریت شهروندان

RCT

هنجار اجتماعی محلی تا ۲ درصد و نشان ‌کردن فراگیری بالای رفتار اجتماعی صحیح تا ۱۶ درصد میزان پرداخت مالیات را افزایش می‌دهد.

۶

ارتقای سلامت عمومی

انگلستان

ارسال بروشور به‌منظور آگاهی‌بخشی به مشتریان و نامه از یک مقام دولتی به‌منظور کاهش مصرف آنتی‌بیوتیک

RCT

میزان تجویز آنتی‌بیوتیک ۳.۳ درصد کاهش یافت

در این بخش رهیافت‌های گزارش برای مجلس شورای اسلامی ارائه می‌شود.

 

7-2. آسیب‌شناسی مجلس شورای اسلامی در زمینه قانونگذاری مربوط به تغییر رفتار مردم

مجلس شورای اسلامی یکی از نهادهایی است که وظیفه تأثیرگذاری بر رفتار عمومی جامعه و در بسیاری از موارد تغییر رفتار مردم را در قالب تصویب قانون دارد. این قوانین برای تأمین منافع عمومی و فردی افراد جامعه تصویب می‌شود. برای مثال می‌توان به قانون «حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» اشاره کرد که در چند ماه اخیر از موضوع‌های پرتوجه در کشور بوده است. همان‌طور که در مباحث پیشین گزارش عنوان شد، تصویب قانون تغییر رفتار نیازمند فرایند جامعی است که بتواند قوانین و مداخلات مناسب را طراحی کند تا نتیجه مطلوب حاصل شود و برای طراحی مداخلات مناسب نیازمند فهم دقیق علت رفتار مردم هستیم. باید مسائلی که مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد به‌خوبی درک شده و در توسعه قانون و خط‌مشی توجه داده شود.

 حال آنکه وقتی قانونی از جنس اثرگذاری بر رفتار مردم، فرایند صحیح خود را طی نمی‌کند، حواشی فراوانی را به‌دنبال دارد و ازطرفی قابلیت اقناع افکار عمومی و قابلیت دفاع از آن کم می‌شود. در حال حاضر جایگاه چنین فرایندی در فرایند تصویب قوانین مجلس شورای اسلامی خالی است.

ازطرف‌دیگر، هر قانونی بعد از ابلاغ و اجرا به دریافت بازخورد نیاز دارد که مرحله ارزیابی بعد از اجرا نام دارد، تا بتوان مراحل تکمیلی و اصلاحی قانون را طی کرد. یکی از ابعاد این بخش، ارزیابی رفتاری است که جای آن در فرایند اصلاحی قوانین مجلس شورای اسلامی خالی است.

 

7-3. توصیه‌هایی برای مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی در سه حوزه تدوین، اجرایی‌سازی و ارزیابی قوانین از ظرفیت بینش‌های رفتاری و نهاد بینش رفتاری استفاده کند.

 

شکل 13. مختصات بهره‌گیری از سازوکارها و ابزارهای بینش‌های رفتاری در قانونگذاری

 

7-3-1. الزامات خط‌مشی‌گذاری رفتاری در قانونگذاری

آمایش بینشی و شناختی جمعیت هدف در قانونگذاری: در راستای طراحی و تدوین قوانین ضرورت دارد تبیینی جامع از لایه‌های بینش رفتاری جامعه ایرانی استخراج شود به‌طوری‌که قوانین متناسب با وضعیت نگرشی و بینشی ایرانیان طراحی شود.

  • بهره‌گیری از پایگاه شواهد رفتاری مبتنی‌بر رویکردهای داده‌محور در طراحی قوانین: پیشنهاد می‌‌شود که در قانونگذاری، از پایگاه‌های شواهد رفتاری مبتنی‌بر رویکردهای داده‌محور بهره‌گیری شود. کلان ‌داده‌های شناختی و رفتاری در این حوزه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.
  • بهره‌گیری از نقشه‌های رفتاری در قانونگذاری: ضرورت دارد که در زمینه قانونگذاری به عوامل فردی، اجتماعی و عوامل زمینه‌ای دقت شود تا با در کنار هم قرار گرفتن این عوامل نقشه‌های رفتاری موضوعی در شناخت مسائل کشور، مختصات راهبردی قوانین و اقدام‌هایی از منظر شناختی و رفتاری شناسایی و تحلیل شود.

 

7-3-2. الزامات خط‌مشی‌گذاری رفتاری در اجرایی‌سازی قوانین

  • بهره‌گیری از سازوکارهای مبتنی‌بر تلنگرهای رفتاری: پیشنهاد می‌‌شود که در زمینه قانونگذاری از تلنگرهای رفتاری در جهت تغییر رفتار بهره‌گیری شود. ازجمله این تلنگرها می‌توان به پیام‌رسان، مشوق‌ها، هنجارها، پیش‌فرض‌ها، تمایز یا برجستگی، محرک‌های ناخودآگاه، احساسات، تعهدات و ... اشاره کرد که ضرورت دارد در قانونگذاری مورد توجه قرار گیرد.
  • بهره‌گیری از سازوکارهای مبتنی‌بر آزمایشگاه شبیه‌سازی رفتاری: پیشنهاد می‌‌شود که در راستای ارتقای کارکردهای قانونگذاری در مجلس شورای اسلامی، از ظرفیت‌های آزمایشگاهی رفتاری و رویکردهای مبتنی‌بر شبیه‌سازی بهره‌گیری شود به‌طوری‌که قوانین در محیط آزمایشگاهی مورد بررسی و آسیب‌شناسی قرار گیرد.
  • طراحی سازوکارهای مداخله و آزمایش اثر: ضروری است که علاوه بر تدوین محتوایی قوانین، سازوکارهای مداخله و آزمایش اثر قوانین، در محیط‌های کوچک‌تر و در اصطلاح «پایلوت» از منظر رفتاری مورد بررسی قرار گرفته و پس از رفع آسیب‌ها به محیط‌های بزرگ‌تر تعمیم یابد.
  • توجه به ملاحظات اخلاقی بینش رفتاری: پیشنهاد می‌‌شود مفهوم «اخلاق رفتاری» در طراحی و اجرایی‌سازی قوانین توجه شود. آیا خط‌مشی‌گذاری رفتاری آشکار است یا پنهان و در پشت پرده قرار دارد؟ آیا این خط‌مشی به استقلال، کرامت، آزادی انتخاب و حریم خصوصی افراد احترام می‌گذارد؟ آیا خط‌مشی‌گذاری رفتاری در خدمت اهداف خوب و مشروع است؟ آیا مردم ابزار و اهداف خط‌مشی رفتاری را می‌پذیرند؟ آیا خط‌مشی‌های بهتری وجود دارد و آیا آنها تضمین می‌شوند؟ و ...
  • سازوکارهای اقناعی ارتباطی با تأکید بر هنجارسازی محلی: ازجمله مباحث و رویکردهایی که در اجرایی‌سازی قوانین پیشنهاد می‌‌شود مورد توجه قرار گیرد، سازوکارهای اقناعی ارتباطی با تأکید بر هنجارسازی محلی است به‌طوری‌که گروه‌ها و جوامع محلی منطقه‌ای مورد توجه قرار گرفته و سازوکارهای حمایتی و پشتیبانی از این مجموعه‌ها لحاظ شود.

 

7-3-3. الزامات خط‌مشی‌گذاری رفتاری در ارزیابی قوانین

  • ارزیابی تأثیرات شناختی اجتماعی: یکی از سطوح و لایه‌هایی که در ارزشیابی قوانین می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، ارزیابی تأثیرات شناختی و اجتماعی قوانین است. به‌طوری‌که بازخورد و نگرش عمومی مردم و اقشار مختلف درباره قوانین چگونه بوده و چه تأثیرات شناختی و اجتماعی را ایجاد کرده است. پیشنهاد می‌‌شود پایش‌های شناختی اجتماعی نوبه‌ای در حوزه قوانین انجام گیرد.
  • بهره‌گیری از سازوکارهای مبتنی‌بر کارآزمایی تصادفی کنترل ‌شده در ارزیابی قوانین: یکی از رویکردهایی که پیشنهاد می‌شود در ارزیابی مورد توجه قرار گیرد، مداخلات مقیاس‌پذیر (قابل‌اجرا در مقیاس کلان جامعه هدف) با توجه به نتیجه کارآزمایی‌هاست که با عنوان سازوکارهای مبتنی‌بر کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده شناخته می‌شود که می‌توان بر این اساس از گروه‌های درمان و کنترل در ارزیابی قوانین بهره‌ گرفت.

 

[1]  مرکز بینش‌های ‌رفتاری ‌ایران. «معرفی رویکرد بینش‌های رفتاری»
https://iranbehavioralinsights.ir/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c- %d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af/ (accessed.
[2]      OECD, "The Basic Toolkit: Tools and Ethics for Applied Behavioural Insights, "OECD Publishing, Paris, 2019.
[3]     OECD, "Tools and Ethics for Applied Behavioural Insights: The BASIC Toolkit", OECD Publishing, Paris, 2019.
[4]      BIT." https://www.bi.team/ (accessed.
[5]      Kettle and Persian, "Target, Explore, Solution, Trial, Scale, an Introduction to Running Simple Behavioural Insights Projects", The Behavioral Insight Team, 2022 2022.
[6]      World Bank Group, "Behavioral Science Around The World: Volume Ii Profiles of 17 International Organizations", Embed Washington, D.C, 2020.
[7]      Pearl Chan, "IRS Behavioral Insights Toolkit", IRS, Deloitte, ASR, 2017.
[8]      Rory Gallagher, Alex Gyani and C. T. K. Tindall, "Explore four Simple Ways to Map and Unpack Behaviour", The Behavioral Insight Team, UK, 2021.
[9]      Kolker, Algate and Tilleard, "EAST for Health & Safety, Applying Behavioural Insights to Make Workplaces Safer", The Behavioral Insight Team, London, UK, 2019.
[10]    Owain Service et al., "EAST, Four Simple Ways to Apply Behavioural Insights", Behavioral Insight Team and Nesta and Cabinet Office, UK, 2012.
[11]    ح. شیرازی، «بهره‌گیری از رهیافت بازاریابی اجتماعی در سیاستگذاری عمومی»، سیاست،  vol. 52, pp. 1043-1061, 1398.
[12]    P. Dolan, M. Hallsworth, D. Halpern, D. King, R. Metcalfe, and I. Vlaev, "Influencing behaviour: The mindspace way, " (in en), Journal of Economic Psychology, vol. 33, no. 1, pp. 264-277, 2/2012 2012, doi: 10.1016/j.joep.2011.10.009.
[13]    Paul Dolan, Michael Hallsworth, David Halpern, Dominic King, and I. Vlaev, "Mindspace Influencing behaviour through public policy, " Cabinet Office, Institute for Government, England, 2009.
[14]    چیتسازیان، نوروزی، اکبری، خط‌‌مشی‌گذاری رفتاری، بینشهای رفتاری در خط‌مشی‌گذاری عمومی (مفاهیم و کاربردها)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، 1400.
[15]    John Manzoni and David Halpern, "Using Data Science in Policy A report by the Behavioural Insights Team, " Behavioral insight team, 2017.
[16]    Laura Haynes, Owain Service, Ben Goldacre, and David Torgerson, "Test, Learn, Adapt: Developing Public Policy with Randomised Controlled Trials, " BIT, UK, Cabinet Office, 2013.
[17]    BIT. "The World in Simulation- Building Evidence Using an Online Laboratory." https://www.bi.team/blogs/the-world-in-simulation-building-evidence-using-an-online-laboratory/ (accessed.
[18]    J. Nieboer, "Using Online Experiments for Behaviourally Informed Consumer Policy, " FCA Occasional Paper No. 51, 2020, doi: https://dx.doi.org/10.2139/ssrn.3538531
[19]    Charles Michalopoulos. "Bayesian Methods in Social Policy Evaluations", MDRC. (accessed.
[20]    M. T. J. Heino, M. Vuorre, and N. Hankonen, "Bayesian Evaluation of Behavior Change Interventions: A Brief Introduction and a Practical Example", Health Psychol Behav Med, Vol. 6, No. 1, pp. 49-78, Apr 11 2018, doi: 10.1080/21642850.2018.1428102.
[21]    Institute for Government. "Mission." https://www.instituteforgovernment.org.uk/ (accessed.
[22]    L. K. Lades and L. Delaney, "Nudge FORGOOD, " Behavioural Public Policy, Vol. 6, No. 1, pp. 75-94, 2020, doi: 10.1017/bpp.2019.53.
[23]    E. Linos, J. Reinhard, and S. Ruda, "Levelling the Playing Field in Police Recruitment: Evidence from a Field Experiment on Test Performance, " Public Administration, Vol. 95, No. 4, pp. 943-956, 2017, doi: 10.1111/padm.12344.
[24]    Richard H. Thaler and C. R. Sunstein, "Behavioural Insights in Ontario: Update Report 2018," Behavioral Insight Unit, Ontario, 2018.
[25]    BIT, "Getting young People Into Politics Through Service Learning, " Behavioral Insight Unit, UK, 2021.
[26]    Bholat, N. T. M. David Broughton, Janna Walczak,, and Eryk, "Enhancing Central Bank Communications Using Simple and Relatable Information, " Journal of Monetary Economics, Vol. 108, pp. 1-15, 2019, doi: 10.1016/j.jmoneco.2019.08.007.
[27]      شهائی، تلنگرچی در واحد تلنگر، تهران، انتشارات مهربان نشر، 1398.
[28]    M. Hallsworth et al., "Provision of Social Norm Feedback to High Prescribers of Antibiotics in General Practice: A Pragmatic National Randomised Controlled Trial, " The Lancet, Vol. 387, No. 10029, pp. 1743-1752, 2016, doi: 10.1016/s014000215 -4(16)6736.