تحلیل انواع موافقتنامههای حقوقی-قضائی

در ابتدا لازم به نظر می‌رسد که گونه شناسی موافقتنامه‌های همکاری حقوقی و قضائی را روشن کنیم تا جایگاه لایحه «موافقتنامه معاضدت حقوقی دوجانبه در امور کیفری بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری تاجیکستان» مشخص گردد:

  1. معاهدات راجع به استرداد مجرمین و متهمین: در این گونه از معاهدات، شخصی، به‌واسطه رفتار مجرمانه‌ای که در یک کشور انجام داده است و یا متهم به ارتکاب آن است و در سرزمین کشور دیگری حضور دارد مورد تقاضای استرداد قرار می‌گیرد. در واقع در این نوع معاهدات، شخص مورد نظر در کشور محل ارتکاب، تحت تعقیب قرار گرفته است و یا حتی حکمی علیه وی صادر شده‌است اما به هر دلیل از حوزه صلاحیت این کشور خارج شده‌است. در این حالت، کشور محل ارتکاب رفتار مجرمانه، از کشور محل حضور مرتکب عمل یا متهم به ارتکاب آن، تقاضای استرداد این شخص را می‌نماید. در این نوع از معاهدات، کشور تقاضاشونده ارائه اسنادی مانند حکم بازداشت و یا حکم قطعی، اسناد مثبِت جرم و اطلاعات دیگری را مطالبه می‌کند تا بتواند از ادعای مورد نظر اطمینان حاصل کند.

در واقع «استرداد یک فرآیند رسمی است که طی آن دولتی از دولت دیگر می‌خواهد که شخص مورد تقاضای وی و یا فرد متهم و یا محکوم به ارتکاب یکی از جرائم ناقض قوانین کشور تقاضا‌کننده را به این کشور تحویل دهد. بازگرداندن شخص مورد تقاضا، به این دلیل درخواست می‌شود که آن شخص به‌واسطه جرم و یا جرایمی که مرتکب شده‌است در کشور تقاضاکننده موضوع دادرسی و یا مجازات قرار گیرد.»[1] موافقتنامه‌های دوجانبه استرداد متهمین و محکومین از قدیمی‌ترین معاهدات در حقوق بین‌الملل هستند و تاریخ انعقاد برخی از آنها به سال‌های پایانی قرن نوزدهم می‌رسد.[1]

  1. معاهدات راجع به انتقال محکومین: در این نوع معاهدات، شخصی در سرزمین یک کشور مرتکب رفتار مجرمانه‌ای می‌شود. این شخص تبعه کشور محل ارتکاب رفتار مجرمانه نیست؛ این رفتار مجرمانه در آن کشور مورد رسیدگی قرار گرفته و در نتیجه مرتکب، به حبس محکوم می‌شود. کشور متبوع شخص محکوم، به‌واسطه داشتن علقه سیاسی-حقوقی با آن شخص، متقاضی تحویل وی به خود می‌باشد تا آن شخص مدت زمان محکومیت خود را در زندان‌های کشورش سپری کند.

بر این اساس، معمولاً در این‌گونه از موافقتنامه‌ها، محکوم می‌تواند در صورت وجود شروط دیگر رضایتش را برای انتقال به دولت متبوعش برای سپری کردن محکومیت حبسش اعلام کند. البته در صورت اعلام رضایت شخص محکوم، پذیرش انتقال وی همچنان منوط به اعلام رضایت کشور صادرکننده حکم و کشور اجراکننده حکم است. در واقع محکوم، حق ارائه درخواست را دارد ولی کشورهای صادرکننده حکم و اجراکننده آن مکلف به پذیرش چنین درخواستی نمی‌باشند و اعلام رضایت آنها به‌عنوان عنصری ضروری از فرآیند تحقق انتقال می‌باشد.

بر اساس آنچه که بیان شد، تفاوت‌های اساسی بین دو نوع معاهده اول و دوم به چشم می‌خورد: اولاً در معاهدات نوع اول کسب رضایت مجرم یا متهم در امر استرداد شرط نیست در حالی که در معاهدات دسته دوم، رضایت شخص محکوم در امر انتقال تأثیرگذار است. ثانیاً تفاوت عمده دیگری که بین این دو معاهده وجود دارد مسئله نظم عمومی است. در معاهدات نوع اول، واقعیت آن است که نظم عمومی کشور متقاضی استرداد نقض شده‌است در حالی که در معاهدات نوع دوم نظم عمومی کشور صادرکننده حکم نقض شده‌است. ثالثاً هدف از معاهدات گونه اول تأمین نظم و امنیت کشور متقاضی استرداد است در حالی که در معاهدات نوع دوم بیشتر منافع و مصالح شخص محکوم مورد توجه است.   

  1. معاهدات معاضدتهای قضائی در امور کیفری: این نوع موافقتنامه‌ها برای ردیابی متهمان و یا محکومان، تبادل اطلاعات راجع به جرائم، مجرمین و یا مشارکت در تحقیقات مقدماتی رسیدگی‌های قضائی منعقد می‌شوند. برای مثال می‌توان به ماده (9) کنوانسیون مبارزه با رشد و ارتشا مقامات عمومی خارجی در بازرگانی بین‌المللی اشاره کرد که عنوان می‌کند کشورها می‌توانند برای به‌دست آوردن اطلاعات و مدارک از طریق معاهدات همکاری قضائی دوجانبه وارد عمل شوند. در واقع هدف اصلی این نوع از معاهدات آن است که مقامات مجری قانون بتوانند مدارک و دیگر اقدامات شکلی لازم در خارج از کشور را به‌نوعی که در دادگاه‌های کشور تقاضاکننده قابل پذیرش است تدارک ببینند.[1]
  2. معاهدات معاضدتهای قضائی در امور مدنی: این معاهدات بیشتر در قالب معاهدات آموزش نیروها، نگارش و تدوین پیش‌نویس قوانین، شناسایی آرای محاکم، ابلاغ اوراق قضائی، جلب نظر کارشناس و... منعقد می‌شوند.

چنانچه از عنوان لایحه مورد بررسی در گزارش حاضر بر می‌آید، موضوع این موافقتنامه «معاضدت حقوقی در امور کیفری» است و نه «انتقال محکومین» و یا «استرداد مجرمین» لذا آنچه در ذیل معاهدات نوع سوم عنوان شد می‌بایست در خصوص این لایحه مورد توجه قرار گیرد.

آثار تصویب معاهده

مطابق با مقدمه موافقتنامه، یکی از اهداف آن، گسترش مناسبات دو کشور و ارتقای سطح همکاری دوجانبه و تحکیم مناسبات میان دو طرف برای تسهیل فرآیند تحقیق و تعقیب جرائم است.

اهمیت لوایح این چنینی به‌واسطه فراهم‌سازی امکان تهیه مدارک و مستندات مربوط به جرمی است که به‌نحوی متأثر از یک عنصر بین‌المللی است و لازم می‌باشد. برای آنکه بتوان مظنونین و متهمین را به‌صورت مناسب محاکمه نمود می‌توان از کشوری دیگر مدد جست تا برخی از اقدامات را در فرآیند قضائی به عمل آورد. به‌عبارت دیگر این موافقتنامه در صورت اجرا سبب خواهد شد تا دو طرف با فراهم شدن مستندات و ادله کافی برای محاکمه نمودن مجرم، حاکمیت ملی خود را تحکیم بخشند و اجرای عدالت را در خصوص مجرم و احیاناً قربانیان جرم ارتکاب یافته، محقق نمایند. همان طور که پیشتر عنوان شد لایحه پیش‌رو مربوط به معاضدت حقوقی در امور کیفری است لذا در اینجا مفاهیمی از جمله نقض قوانین کشور درخواست‌کننده، جمع‌آوری ادله توسط کشور درخواست شونده، انجام تحقیقات و معاینه محل، ابلاغ اوراق قضائی و همکاری کشور درخواست شونده و... مطرح است.

مطابق با فلسفه‌ای که برای انعقاد این موافقتنامه توسط دولت‌های طرف آن اعلام‌شده، فرض بر این است که دولت‌ها به یکدیگر کمک می‌نمایند تا طرف مقابل بتواند ادله لازم و مستندات مربوط به جرایمی را که مجرمی در کشورش مرتکب شده‌، برای اجرای عدالت تحصیل نماید. از آنجایی که صرف انعقاد و تصویب چنین معاهداتی برای عملیاتی شدن آنها کافی نیست و اجرایی شدن آن مستلزم توجه و پیگیری مستمر طرف‌های آن نسبت به درخواست‌های معاضدت آتی می‌باشد لذا انتخاب دستگاهی دولتی برای این پیگیری‌ها لازم است. از این رو، مطابق با ماده 3 موافقتنامه، وزارت دادگستری از جانب جمهوری اسلامی ایران مقام مرکزی اجرای موافقتنامه تعیین شده‌است. البته این نهاد در واقع به‌نوعی هماهنگ کننده و انجام دهنده اقدامات شکلی و نقطه تماس تلقی می‌شود و این امر مانعی برای صلاحیت‌های مراجع قضائی کشور نیست.

 

ارزیابی لایحه و پیشنهادات

  1.  این موافقتنامه به جهت ارتقای سطح روابط و همکاریهای دوجانبه بین دو کشور مسلمان و در جغرافیای فرهنگی واحد از اهمیت فراوانی برخوردار است. تاجیکستان در حوزه تمدنی ایران و به لحاظ تاریخی ادامه فرهنگ ایرانی به شمار می آید. بنابراین، معاهده سازی با این کشور در حوزه های مختلف از جمله در حوزه معاضدت حقوقی در امور کیفری بسترساز گسترش همکاری در سایر حوزه های موضوعی خواهد بود. به این تحلیل می باید وضعیت خاص ایران از حیث تحریم های ظالمانه آمریکا را افزود. از آنجا که هدف تحریم های یک جانبه آمریکا حداکثرسازی فشار بر ایران و منزوی سازی سیاسی کشورمان در صحنه بین المللی است، طبعا معاهداتی از این قبیل می توانند تا حد زیادی راهگشا باشند. به این معنا که همکاری در یک حوزه موضوعی مانند موضوعات حقوقی و قضائی میتواند منجر به تشویق و ترغیب طرفین به همکاری در حوزه های موضوعی سیاسی و اقتصادی نیز گردد. علاوه بر این باید توجه داشت که همکاریهای بین المللی در حوزه های قضائی نشان دهنده میل به همگرایی بلندمدت بین کشورهای متعاهد نیز می باشد. افزون بر این، همگرایی که اخیرا در روابط تهران-دوشنبه حاصل شده، فرصت مغتنمی است که به واسطه انعقاد موافقتنامه های مختلف همچون موافقتنامه معاضدت حقوقی در امور کیفری بسط یافته و زمینه بروز و ظهور گسترده تری مییابد. در عین حال که به نظر میرسد به جریان افتادن لایحه موردبحث در روند اداری تصمیم گیری و تقنینی محصول تنش زدایی در روابط جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان باشد، اما خود تعمیق کننده روابط دوجانبه فیمابین نیز خواهد بود. 
  2. بند 2 از ماده 1 چنین مقرر داشته است: «طرف‌های متعاهد در زمینه اجرای قطعی صادره علیه....». در این خصوص باید بیان داشت که با توجه به متن انگلیسی موافقتنامه تعبیر صحیح مورد نظر این بند به شرح زیر است: «طرف‌های متعاهد در زمینه احکام قطعی صادره علیه...». از این رو پیشنهاد می‌شود بند مذکور به‌صورت بالا اصلاح گردد. بر اساس بند 4 همین ماده، موافقتنامه اثر عطف به ماسبقی دارد و نسبت به فعل یا ترک فعل ارتکابی قبل از لازم‌اجرا شدن خود نیز اعمال خواهد شد.
  3. برخی ایرادات نگارشی و املایی در متن لایحه قابل رؤیت است. از جمله این موارد می‌توان به بندهای 5 و 6 ماده 2 اشاره کرد که به‌ترتیب دارای ایراد عدم درج («) در ابتدای بند 5 و قید «متن» در بند 6 به‌جای «منتج» می‌باشد. همچنین پیشنهاد می‌شود انتهای بند 1 از ماده 18 نیز به‌صورت زیر اصلاح شود: «... شرایطی که معین می‌کند افشا شود یا مورد استفاده قرار گیرد.»
  4. به نظر می‌آید بند 4 از ماده 15 نیاز به بازنویسی دارد. از این رو پیشنهاد می‌شود این بند به‌شکل زیر اصلاح شود: «در موارد مقتضی که اشخاص ثالث با حسن نیت یا قربانیان قابل شناسایی وجود دارد، ملاحظه حقوق آنها نسبت به دارایی‌ها می‌تواند بر تسهیم دارایی‌ها میان طرف‌های متعاهد مقدم باشد».
  5. به نظر می‌رسد قسمت (الف) بند 1 ماده 21 به‌صورت صحیح ترجمه نشده است. پیشنهاد می‌شود صدر این بند به‌شکل زیر بازنویسی شود: «هزینه‌های مربوط به انتقال یک شخص یا بازداشت شدگان برای ادای شهادت یا معاضدت به کشور درخواست‌کننده یا از کشور درخواست‌کننده به کشور درخواست شونده، با درخواست کشور عضو درخواست شونده....».
  6. لازم است تبصره‌ای به شرح زیر به ماده واحده جهت رعایت اصول ۷۷، ۱۲۵ و ۱۳۹ قانون اساسی اضافه شود:

«تبصره: رعایت اصول ۷۷، ۱۲۵ و ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خصوص اجرای این موافقت‌نامه الزامی می‌باشد».   

     7. از جمله ایرادات شورای محترم نگهبان به این نوع موافقتنامه‌ها، خلاف شرع تلقی نمودن اطلاق برخی از مواد آنها است که منجر به شناسایی احکام محاکم و مقررات قوانین آیین دادرسی مراجع غیرمسلمان می‌شود. از جمله این موارد می‌توان به ایراد مغایرت با شرع مصوبه «انتقال محکومین بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت فدراسیون روسیه»[1] و مورد راجع به مصوبه «معاهده انتقال محکومین به حبس میان دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری خلق چین»[2] اشاره کرد. در واقع از آنجا که صدور احکام در دادگاه‌های کشورهای خارجی تابع الزامات محتوایی و شکلی آن کشورها است و از این رو ضرورتاً منطبق بر موازین شرعی نمی‌باشد، لذا بر اساس نظر شورای محترم نگهبان، در موارد مشابه، پذیرش این نوع موافقتنامه‌ها، مستلزم پذیرش احکام این دادگاه‌ها است که این امر از دیدگاه شورای محترم نگهبان مغایر با شرع می‌باشد.

 

نتیجهگیری

این گونه معاهدات می‌توانند موجب تحرک بخشیدن به دستگاه‌های اجرایی کشور شده و با بهره‌مندی از نگاهی تطبیقی به نظام‌های حقوقی کشورهای دیگر، خلأهای احتمالی نظام حقوقی ملی را پوشش می‌دهند و در عین حال موجبات تسهیل مراودات دو کشور و اتباع آنها را نیز فراهم می‌آورند. انعقاد چنین معاهداتی موجب پررنگ‌تر شدن همکاری‌های دوجانبه و کمک اساسی به اجرا و اعمال قوانین کیفری می‌شود لذا از این منظر مفید و مؤثر تلقی می‌گردد.

مطابق با آنچه بیان گردید تصویب موافقت‌نامه فوق با اعمال اصلاحاتی که در متن گزارش به آنها اشاره شده‌است و با درج تبصره‌ای ذیل ماده واحده مبنی بر رعایت اصول ۷۷، ۱۲۵ و ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خصوص اجرای این موافقت‌نامه، بلامانع می‌باشد.

 

گزیده سیاستی

تصویب موافقتنامه معاضدت حقوقی دوجانبه در امور کیفری بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری تاجیکستان با رعایت اصلاحات ترجمه ای و نگارشی و با درج تبصره ای جهت رعایت اصول ۷۷ و ۵۲۱ و ۹۳۱ قانون اساسی بلامانع میباشد.

  1. http://nazarat.shorarc.ir/Forms/frmShenasname.aspx?id=VALN7hc5nEs=&TN=l7tLyhyOobj0SooAFUE3m68PnpG7MruN&MN=csaqpt/F9Oo=
  2. http://nazarat.shorarc.ir/Forms/frmShenasname.aspx?id=h+Su6uqYaFM=&TN=l7tLyhyOobj0SooAFUE3m68PnpG7MruN&MN=csaqpt/F9Oo=