نوع گزارش : گزارش های تقنینی
نویسنده
کارشناس گروه کشاورزی و توسعه روستایی دفتر مطالعات زیربنایی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
کلیدواژهها
مسئله اصلی
مقوله توسعه روستایی و عشایری ازجمله مفاهیمی است که در طول برنامههای توسعه قبلی به دلایلی ازجمله عدم درک درست و کافی از اهمیت آن در توسعه ملّی در بعضی موارد با بیمهریهایی مواجه بوده است. در برنامه ششم توسعه سعی شد متناسب با چالشها و نیازهای اولویتدار نواحی روستایی و عشایری این نقیصه تا حدودی مرتفع شود ولی غالب احکام بهطور مناسبی اجرایی نشد. درنتیجه نواحی مذکور همچنان با چالشهای اساسی مواجه هستند. از این رو در گزارش حاضر لایحه برنامه پنجساله هفتم توسعه (۱۴۰۲-۱۴۰۶) بهعنوان آخرین برش از سند چشمانداز [بیستساله] جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴، از حیث پرداختن به چالشهای اساسی و کلیدی و موضوعات مورد تأکید اسناد بالادستی و سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه (ابلاغی 1401/۰۶/21 مقام معظم رهبری) در حوزه توسعه روستایی و عشایری مورد مداقه قرار گرفت.
نقاط قوت و ضعف لایحه
بهطور کلی، با توجه به اینکه دولت سیزدهم از ابتدای تشکیل، بر رسیدگی ویژه به مناطق کمبرخوردار، محروم و روستایی تأکید مستمر داشته است و حتی در برههای بحث احیای جهاد سازندگی برای تحقق این هدف مطرح شد، انتظار میرفت در لایحه برنامه هفتم توسعه نسبت به پیشرفت و آبادانی مناطق مذکور قویتر و هدفمندتر ورود پیدا کند. درحالی که احکام حوزه توسعه روستایی و عشایری در لایحه برخلاف این انتظار تدوین شده است و در صورت تصویب به شکل فعلی، نهتنها کارایی و اثربخشی لازم در حل چالشهای اساسی و اولویتهای کلیدی این حوزه را نخواهد داشت، بلکه به تشدید و گسترش پدیده نامیمون «مهاجرتهای روستا-شهری» و بهتبع آن «گسترش حاشیهنشینی و سکونتگاههای غیررسمی» دامن خواهد زد. بهعبارتی اگر در برنامه پنجساله هفتم، مجموعه اقدامات هماهنگ و جامعی در راستای تقویت زیستپذیری روستاها شکل نگیرد، فرایند توزیع نامتوازن جمعیت و بروز انواع بحرانها بهویژه بحرانهای محیطزیستی مانند آلودگیهوا تشدید خواهد شد. لذا از این نظر لایحه برنامه هفتم توسعه نیاز به بازنگری جدی دارد. در همین راستا، پیشنهادهای زیر که تفصیل آنها در جدول انتهایی گزارش آمده است، برای اصلاح لایحه ارائه میشود:
پیشنهادهای مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
نواحی روستایی و عشایری بهدلیل کارکردهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی و امنیتی از نقش و اهمیت راهبردی در حفظ و رشد و اعتلای کشور برخوردارند و تردیدی از این نظر وجود ندارد. در این بین، نقشآفرینی ساکنان نواحی مذکور در تأمین حدود 80 درصد منابع مورد نیاز برای تأمین امنیت غذایی جامعه، اهمیت این نواحی در تحقق سیاستهای خودکفایی و فراهمآوری زمینه استقلال سیاسی-اقتصادی کشور را مضاعف میسازد. موضوعی که پس از برپایی نظام جمهوری اسلامی ایران با تأکیدات بیشتری در اسناد بالادستی بهویژه قانون اساسی و کلام امامین انقلاب همراه بوده است. مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) در سال 1368 در اینباره فرمودهاند: «اگر بخواهیم کشورمان بهطور نسبی به استغنا و خودکفایی و بینیازی از دیگران نائل شود، باید در روستاها سرمایهگذاری کنیم و زحمت بکشیم. پایه اول خودکفایی، خودکفایی در امور تغذیه مردم است. ما که میخواهیم با ابرقدرتها و زورگوها و چپاولگرهای دنیا سینهبهسینه شویم و با آنها مقابله کنیم، باید اساسیترین و اصلیترین نیاز مردم و کشور، یعنی امر تغذیه را به نقطه اطمینانبخشی برسانیم و این جز با توجه به روستاها امکانپذیر نیست. مسئولان باید این سیاست را دنبال کنند و خود روستاییان هم نسبت به این قضیه اهتمام ورزند» [1]. علاوهبر این در اصول سوم و چهلوسوم قانون اساسی تأکید شده است که همه افراد و مناطق باید از تمامی امکانات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و عمرانی بهنحو عادلانهای برخوردار باشند. بهعبارت دقیقتر میتوان گفت، هدف قانون اساسی این است که بین مناطق عشایری، روستایی و شهری بهعنوان زیستگاههای انسانی، در توزیع منابع، ثروتهای عمومی، فرصتهای شغلی، خدمات و امکاناتی از قبیل اشتغال، آموزشوپرورش، بهداشت و درمان، بیمه اجتماعی و غیره، تبعیض و نابرابری وجود نداشته باشد [2].
براساس این اهمیت طی شش برنامهای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مرحله اجرا رسیده است، موضوع توسعه روستایی و عشایری کمابیش مورد توجه بوده و بعضاً احکام مناسبی در این حوزه مصوب شده است. از برنامه سوم توسعه که احکام در قالب بخشها و فصول مشخص جانمایی شدند، بهجز برنامه چهارم توسعه، همواره بخش یا فصل مجزایی برای امور عمران و توسعه روستایی در نظر گرفته میشد. فصل هجدهم با عنوان «عمران شهری و توسعه و عمران روستایی» در برنامه سوم توسعه (1383-1379)، بخش دوم با عنوان «توسعه روستایی» در برنامه پنجم توسعه (1394-1390) و بخش پنجم با عنوان «توازن منطقهای، توسعه روستایی و توانمندسازی اقشار آسیبپذیر» در برنامه ششم توسعه (1400-1396) مواردی بودند که اغلب احکام توسعه و عمران روستایی و عشایری ذیل آنها جانمایی شده است؛ ولی در لایحه برنامه هفتم توسعه، فصلبندی و بخشبندی متفاوتتری مشاهده میشود که درنتیجه سبب شده فصل و بخش مجزایی برای عمران و توسعه روستایی در نظر گرفته نشود و صرفاً ذیل فصل توسعه مسکن، یکی از بخشها به نام «مسکن روستایی» نامگذاری شده است و فقط یک ماده دارد. فارغ از موضوع اختصاص ندادن فصل یا بخش مستقلی برای جانمایی احکام توسعه و عمران روستایی و عشایری که بررسی احکام مرتبط را با مشکلاتی مواجه میسازد، بهنظر میرسد احکام مناسبی نیز ذیل سایر فصول و بخشها در این حوزه پیشبینی نشده است. بهلحاظ کمّی، از 118 ماده لایحه در 11 ماده احکامی در 8 فصل مختلف پیشبینی شده است [3] که در عین برخورداری از معدود نقاط قوت، دارای ایرادها و ابهامهای متعددی هستند. در ادامه بهمنظور ارزیابی لایحه برنامه هفتم توسعه در حوزه توسعه روستایی و عشایری، ابتدا بهصورت مختصر به چالشهای اساسی این حوزه پرداخته میشود. سپس به موضوعات مورد تأکید سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه که بهنحوی به حوزه توسعه روستایی و عشایری مرتبط است، اشاره میشود. همچنین در این دو بخش سعی میشود تصویری از وجود یا فقدان احکام متناظر با چالشهای اساسی و تأکیدات سیاستهای کلی مذکور در لایحه برنامه هفتم توسعه ارائه شود. در ادامه ضمن ارائه تصویری از حوزه توسعه روستایی و عشایری در لایحه برنامه هفتم توسعه، نقاط ضعف و قوت احکام مربوطه مورد مداقه قرار میگیرد. در خاتمه پیشنهادهای اصلاحی و الحاقی برای برنامه هفتم توسعه ارائه میشود.
با وجود نقش و جایگاه راهبردی که برای نواحی روستایی و عشایری ذکر شد، طی دهههای گذشته بهویژه پس از افول رسمی نهضت و نهاد جهاد سازندگی در اواخر دهه 1370 شمسی، این نواحی با چالشهای عدیدهای مواجه بودهاند. ازجمله این چالشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1-1. تشتت و نابهسامانی نظام سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امور روستایی و عشایری
یکی از اساسیترین چالشهای حوزه توسعه روستایی و عشایری، موازیکاری و پراکندهکاری حداقل 16 وزارتخانه و معاونت ریاستجمهوری در تدبیر امور توسعه روستایی است. از طرفی هیچ هماهنگی لازمالاجرا بین این دستگاهها مشاهده نمیشود. چارچوب، چشمانداز و سند مدون و مشخصی نیز وجود ندارد تا حداقل دستگاهها براساس آن برای توسعه روستایی و عشایری برنامهریزی و اقدام کنند. بهعبارت روشنتر، پس از ادغام وزارت جهاد سازندگی سابق (بهعنوان متولی امور توسعه روستایی) در وزارت کشاورزی در دیماه سال 1379 علیرغم تصریح مواد (1) و (2) قانون تشکیل وزارت جهاد کشاورزی، بهتدریج سیاستگذاری امور توسعه روستایی بین دستگاههای متعدد در قالب بخشنامههای مختلف پراکنده شد و مأموریتهای وزارت جهاد کشاورزی در بخش کشاورزی خلاصه گشت. درنتیجه نوعی بههمریختگی سازمانی شکل گرفت و روستاها بدون متولی واحد مستقل و تخصصی رها شدند. این موضوع سبب شده است توسعه روستایی تحت سایه توسعه شهری و صنعتیسازی قرار گیرد و به حاشیه کشانده شود.
ضمن اینکه علیرغم ارتباط تنگاتنگ توسعه روستایی و عشایری با توسعه کشاورزی، بهدلیل موازیکاریهای موجود و همچنین کمکاری وزارت جهاد کشاورزی، شاهد نوعی انفکاک سیاستی و برنامهای در این دو حوزه هستیم. قانونگذار در راستای رفع این چالش در برنامه ششم توسعه (جزء «3» بند «ب» ماده 27) بر ضرورت یکپارچهسازی مدیریت و برنامهریزی امور سهگانه توسعه روستایی، عشایری و کشاورزی با رویکرد جهادی و نظارتپذیر تا پایان سال اول برنامه ششم تأکید کرد [4]، ولی نگاههای بخشی و دستگاهی مانع از تحقق تکلیف مذکور شد. بهنظر میرسد نگاه مذکور همچنان حاکم بوده است؛ زیرا در لایحه برنامه هفتم توسعه، حکمی برای رفع موازیکاریها و تشتت سازمانی در حوزه توسعه روستایی و عشایری پیشبینی نشده است (جدول ۱).
2-1. عدم شفافیت و توازن در بودجه عمران و توسعه روستایی و عشایری
یکی دیگر از مشکلات حوزه توسعه روستایی و عشایری، فقدان شفافیت، نظم، انسجام، توازن و هدفمندی مناسب اعتبارات هزینهای و تملکدارایی سرمایهای امور عمران و توسعه روستایی و عشایری در قوانین بودجه سنواتی است. توضیح اینکه اعتبارات این حوزه بین امور و فصول مختلف پراکنده هستند. همین امر سبب شده است، سهم [قابل احصای] مناطق روستایی و عشایری از بودجههای سنواتی کشور بین حدوداً 4 الی 5 درصد باشد که در مقایسه با سهم 24درصدی این مناطق از جمعیت کل کشور و سهم 26درصدی از تولید ناخالص داخلی، رقم بسیار پایینی محسوب میشود.
علاوهبر عدم شفافیت بودجه عمران و توسعه روستایی و عشایری، نوعی عدم توازن و هدفمندی در توزیع این اعتبارات قابل مشاهده است. بهویژه اینکه بیش از 70درصد از همین اعتبارات محدود روستایی و عشایری، صرف امور کالبدی، فیزیکی و خدماتی میشود و اعتبار ناچیزی برای موضوعات اشتغالزایی، رونق تولید و تقویت فرهنگ نواحی روستایی و عشایری در نظر گرفته میشود. با وجود این در لایحه برنامه هفتم توسعه حکمی در راستای شفافسازی، انسجامبخشی و متوازنسازی بودجه امور عمران و توسعه روستایی و عشایری پیشبینی نشده است (جدول ۱)؛ البته این موضوع در جزء «2» بند «الف» ماده (27) قانون برنامه ششم توسعه تصریح شده بود. به اینصورت که سازمان برنامهوبودجه مکلف شده بود فصل یا پیوست مستقلی برای جانمایی اعتبارات عمران و توسعه روستایی در بودجههای سنواتی در نظر بگیرد. هرچند که سازمان مذکور در عمل به این تکلیف دچار ترک فعل شده است.
۳-۱. ناکارآمدی سیاستهای اشتغالزایی روستایی و عشایری
تاکنون در دولتهای مختلف سیاستها، برنامهها و طرحهای گوناگونی برای توسعه اشتغال، کارآفرینی و تولید در نواحی روستایی و عشایری تدوین و اجرا شده است که هرکدام دارای نقاط ضعف و قوت متعددی بودهاند. آنچه مبرهن است این است که با وجود اجرای این برنامهها و صرف منابع مالی زیاد، هنوز نرخ بیکاری و فقر و محرومیت در نواحی روستایی و عشایری بالاست و شکاف درآمدی زیادی بین شهر و روستا وجود دارد. از طرفی خیلی از قابلیتها و مزیتهای اقتصادی متنوع روستاها و عشایر به شکوفایی نرسیدهاند. یکی از این برنامههای اشتغالزایی روستایی که در طول قانون برنامه ششم توسعه اجرا شد و کماکان ادامه دارد، «قانون حمایت از توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی» است که در تاریخ 1396/06/۱9 به تصویب رسید. طبق این قانون مقرر گردید معادل ریالی 1/5 میلیارد دلار از محل منابع صندوق توسعه ملی بهصورت قرضالحسنه نزد بانکها و مؤسسههای عامل سپردهگذاری شود تا پس از تلفیق منابع بانکها برابر با سهم صندوق توسعه ملی، با میانگین نرخ سود ۶ درصد صرف اعطای تسهیلات به اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی برای ایجاد اشتغال در روستاها، مناطق عشایری و شهرهای زیر ده هزار نفر شود [5]. براساس گزارشهای نظارتی منتشر شده [8] ،[7] ،[6]، نتایج حاکی از عدم تحقق مناسب اهداف مورد نظر و در برخی موارد انحراف منابع مالی است. اجرای «طرح اشتغال ضربتی» در دوره قانون برنامه سوم توسعه و «طرح گسترش بنگاههای کوچک اقتصادی زودبازده و کارآفرین» در طی قانون برنامه چهارم توسعه، نمونههای دیگری از طرحهای اشتغالزایی بودند که توفیق آنچنانی در کنترل نرخ بیکاری و رشد تولید و اشتغال بهویژه در نواحی روستایی و محروم نداشتهاند [10]، [9].
بهطور کلی، رویکردها و سازوکارهای توسعه اقتصادی و اشتغالزایی در نواحی روستایی و عشایری با نواقص و ضعفهای زیادی مواجه است. از یکسو جوامع روستایی و عشایری بهدلیل محدودیتهایی که غالباً در تأمین منابع مالی مورد نیاز و علم و دانش نوین مدیریت کسبوکار دارند، معمولاً قادر به شکوفاسازی فراگیر این قابلیتها و ورود به فعالیتهای اقتصادی سودآور و پربازده نیستند، چهبسا بهدلیل عدم آگاهی از ظرفیتها و قابلیتهای اقتصادی، در فعالیتهای غیرسودده و ناپایدار هزینه میکنند که درنهایت به تعطیلی بنگاههای اقتصادی در همان سالهای ابتدایی منجر میشود. ازسوی دیگر نهاد تخصصی و مجربی در سطح محلی وجود ندارد که با شناسایی درست محدودیتها و مزیتهای اقتصادی روستاها و مناطق عشایری با رویکرد منطقهگرایی اقدام به مدیریت یکپارچه خدمات توسعه کسبوکار ازجمله پشتیبانی مالی و ارائه مشاورههای راهبردی، حقوقی و مدیریتی در زمینه راهاندازی کسبوکار جدید یا توسعه کسبوکارهای پایدار کند.
البته وجود موانعی مانند مقررات دستوپاگیر، تعدد مراجع صدور مجوز و استعلامهای غیرضرور که درنهایت به زمانبر و هزینهبر شدن شروع یک کسبوکار در نواحی روستایی و عشایری انجامیده است، در دلسردی سرمایهگذاران و کارآفرینان برای راهاندازی یا توسعه کسبوکار و درنتیجه عدم شکوفایی مناسب ظرفیتهای اقتصادی در این نواحی مؤثر بوده است.
کارایی پایین نظام تأمین مالی بنگاههای اقتصادی مؤلفه دیگری است که بر ناکارآمدی سیاستهای جهش و رونق تولید و اشتغال در نواحی روستایی و عشایری اثر مستقیم میگذارد. توضیح اینکه در حال حاضر تزریق منابع مالی برای راهاندازی یا توسعه بنگاههای اقتصادی در کشور بهویژه مناطق روستایی و عشایری با ناکارایی زیادی مواجه است. از یکسو رویه رایج نظام بانکداری در اعطای تسهیلات به شکلی است که صاحبان کسبوکارها که عمدتاً در سطوح خُرد و کوچک فعالیت میکنند و همچنین اقشار مختلف روستایی و عشایری بهدلیل عدم توانایی در تأمین وثایق و تضامین مورد نظر بانکها، نمیتوانند بهموقع و در حد نیاز به منابع مالی دسترسی نداشته باشند. گرایش بانکها به خواب سرمایه، بر طولانی شدن زمان و فرایند اعطای تسهیلات نیز اثرگذار است. ازسوی دیگر در مواقعی هم که تسهیلات پرداخت میشود، بخشی از این تسهیلات بهدلیل نبود نظارت بعد از پرداخت، بعضاً از چرخه و مسیر تولید و اشتغال خارج و برای تأمین احتیاجات ضروری زندگی و یا در بازارهای غیرمولد مانند طلا، سکه، ارز و زمین مصرف میشود. مشکل دیگر نظام تأمین مالی روستایی و عشایری، اعطای صرف تسهیلات و بدون پیشبینی سازوکاری برای ارائه سایر خدمات حمایتی و پشتیبانی مورد نیاز متقاضی وام است.
به بیانی کلیتر، تصور اینکه با صرف اعطای تسهیلات ارزانقیمت، اشتغال و کارآفرینی روستایی و عشایری به شکل پایدار توسعه پیدا میکند، تصوری نادرست است که برگرفته از نگاههای تکمتغیره و سادهانگارانه در برخی سیاستگذاران، برنامهریزان و مجریان امر میباشد.
۴-۱. تبدیل و الحاق بیرویه و غیرکارشناسی روستاها به شهر
چالش مهم بعدی در حوزه توسعه روستایی و عشایری، روند رو به رشد و در عین حال غیرکارشناسی تبدیل و الحاق روستاها به شهر است. موضوعی که سبب شده است کارکرد کشاورزی و تولیدی روستاها در معرض آسیب جدی قرار گیرد و تبدیل قانونی و غیرقانونی اراضی کشاورزی به کاربریهای غیرکشاورزی و نگاه صرفاً اقتصادی به فرایندهای بومی روستاها پرشتاب شود که درنتیجه به تهدید سیاستهای خودکفایی منجر شده و امنیت غذایی و بهتبع آن افزایش وابستگی غذایی به خارج از کشور را دامن میزند [11]. علاوهبر این، بههمریختگی نظام سلسلهمراتب سکونتگاهی کشور و تحمیل بار مالی مضاعف بر بخش عمومی از جهت تأمین زیرساختهای لازم برای یک شهر از دیگر آثار نامطلوب موضوع مذکور است. از طرفی بررسی مطالعات مختلف در این زمینه مؤید این مطلب است که تبدیل و یا الحاق روستاها به شهر نهتنها در رسیدن به اهداف اولیه خود بهویژه تثبیت جمعیت روستایی و تقلیل جریانهای مهاجرتی از روستاها و شهرهای کوچک بهسمت شهرهای بزرگ ناموفق بوده است؛ بلکه حوزه نفوذ روستایی خود را نیز از دست داده است [12].
شایان ذکر است در ردیف (175) بند «۱۶» از ماده (4) سند ملی آمایش سرزمین – مصوب 1399/12/15 شورایعالی آمایش سرزمین، به صراحت بر «ممانعت از تبدیل بیرویه نقاط روستایی به شهر» بهعنوان یکی از الزامات تحقق راهبرد «پیادهسازی الگوی مطلوب توسعه نظام سکونتگاهی در مناطق مختلف سرزمین» تأکید شده است. بنابراین اگرچه اصلاح روند معیوب جاری تبدیل و الحاق روستا به شهر نیازمند اصلاح قانون دائمی است، ولی میتوان با توجه به اهمیت بالای این امر، در برنامه هفتم توسعه روند کنونی را کُند کرد؛ تا در این فاصله اصلاحات لازم برای تعریف روستا و ضوابط تبدیل و الحاق روستا به شهر انجام شود. امری که در لایحه برنامه هفتم توسعه مورد غفلت واقع شده است.
موارد مذکور ازجمله چالشهای اساسی در حوزه توسعه روستایی و عشایری هستند که تاکنون یا نسخه مناسبی برای رفع این چالشها ارائه نشده است و یا تدابیر اتخاذشده از کارایی و اثربخشی مناسب برخوردار نبودهاند. نتیجه اینکه نبود برنامهریزی درست و بهموقع برای رفع چالشهای مذکور و عدم اجرای احکام مربوطه در طی این سالها سبب شده است، کشور خصوصاً نواحی روستایی و عشایری با بحرانهای قابل تأملی مواجه شوند که از آن جمله به موارد زیر میتوان اشاره داشت:
بنابراین میتوان بیان داشت که موضوع «توسعه روستایی و عشایری» طی سالیان گذشته، با بیمهریهای زیادی مواجه بوده و اهمیت آن در نظام حکمرانی کشور به شکل مناسبی درک و تبیین نشده است و در نظام تقنین و اجرایی کشور، اهمیت و جایگاه درخوری به مقوله توسعه روستایی و عشایری در نظر گرفته نمیشود.
در ادامه به احکام و تأکیدات سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه که با اولویت تحقق پیشرفت اقتصادی توأم با عدالت، حدود 9 ماه پیش تصویب و ابلاغ شد، از منظر توسعه روستایی و عشایری پرداخته میشود.
با وجود اینکه از چند سال پیش، بحث تدوین «سیاستهای کلی نظام در حوزه توسعه روستایی و عشایری» مطرح بوده و تا مرحله تدوین در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز پیش رفته، ولی هنوز تصویب و ابلاغ نشده است. بنابراین رویکرد و سیاستهای کشور برای تحقق توسعه روستایی و عشایری هنوز نامشخص است، ولی در اسناد بالادستی مختلف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با رویکرد و انگیزه محرومیتزدایی و آبادانی مناطق روستایی و عشایری، سیاستها و راهبردهایی در ارتباط با مقوله توسعه روستایی و عشایری پیشبینی شده است. ازجمله موضوعات مهم مرتبط با این مقوله، میتوان موارد زیر را عنوان کرد:
اصل (۳۱)- اولویت دادن به روستانشینان و کارگران در برخورداری از مسکن متناسب با نیاز.
بند «۷»- دست یافتن به مناطق روستایی و عشایری توسعهیافته.
بند «۴» -تنوعبخشی به اقتصاد متناسب با مزیتها، قابلیتها و تخصصهای سرزمین:
بند «8»- سازگاری توسعه با محیطزیست و منابعطبیعی:
بند «14»- پیادهسازی الگوی مطلوب توسعه نظام سکونتگاهی در مناطق مختلف سرزمین:
بند «۱۵»- ارتقای پویایی نظام کوچ، حفظ و تقویت میراث معنوی و زیست جامعه عشایری،
بند «16»- حفظ و جذب جمعیت در روستاها با تأکید بر ارتقای پویایی و ماهیت تولید محور بودن روستاها،
بند «20»- افزایش جمعیت و توسعه فعالیت در مناطق مستعد کمتراکم بهویژه مناطق مرزی، جزایر راهبردی و سواحل جنوبی:
بند «23» - تأمین امنیت همهجانبه و بازدارنده:
بند «۳»- هماهنگسازی مقررات و ایجاد هماهنگی در نظام مدیریت تهیه، تصویب و اجرای طرحهای توسعه و عمران شهری و روستایی.
بند «۴»- تأمین منابع پایدار برای توسعه و عمران و مدیریت شهری و روستایی با تأکید بر نظام درآمد- هزینهای و در چارچوب طرحهای مصوب.
بند «۵»- حفظ هویت تاریخی در توسعه موزون شهر و روستا با احیا بافتهای تاریخی و بهسازی یا نوسازی دیگر بافتهای قدیمی.
بند «۶»- جلوگیری از گسترش حاشیهنشینی در شهرها و ساماندهی بافتهای حاشیهای و نامناسب موجود.
بند «۸»- ایمنسازی و مقاومسازی محیط شهری و روستایی.
بند «۱»- مدیریت زمین برای تأمین مسکن و توسعه شهر و روستا در چارچوب استعداد اراضی و سیاستها و ضوابط شهرسازی.
بند «۲»- احیای بافتهای فرسوده شهری و روستایی از طریق روشهای کارآمد.
بند «۴»- برنامهریزی جامع برای بهبود وضعیت مسکن روستایی با اولویت مناطق آسیبپذیر از سوانح طبیعی و متناسب با ویژگیهای بومی.
بند «۵»- بهبود محیط کسبوکار و ارتقای شاخصهای آن (محیط سیاسی، فرهنگی و قضایی و محیط اقتصاد کلان، بازار کار، مالیاتها و زیر ساختها) و حمایت از بخشهای خصوصی و تعاونی و رقابت از راه اصلاح قوانین، مقررات و رویههای ذیربط در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
جزء «3» بند «و» - ساماندهی سطوح خدمات و استقرار جمعیت در کشور با توجه به مدیریت سوانح طبیعی، حوادث و منابع آب؛ رعایت شرایط زمینشناسی جهت افزایش ضریب ایمنی تأسیسات زیربنایی و حیاتی و ابنیه مراکز جمعیتی و شهرها و روستاها.
بند «۹»- ارتقای سطح درآمد و زندگی روستاییان، کشاورزان و عشایر، توسعه پایدار روستاها و مناطق کشاورزی؛ رفع فقر با تقویت زیرساختهای مناسب تولید و تنوعبخشی و گسترش فعالیتهای مکمل و اقتصادی بهویژه صنایع تبدیلی و روستایی و خدماتی نوین.
بند «۱» - به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیتهای اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاریهای جمعی و تأکید بر ارتقای درآمد و نقش طبقات کمدرآمد و متوسط.
بند «۵»- سهمبری عادلانه عوامل در زنجیره تولید تا مصرف متناسب با نقش آنها در ایجاد ارزش، بهویژه با افزایش سهم سرمایه انسانی از طریق ارتقای آموزش، مهارت، خلاقیت، کارآفرینی و تجربه.
بند «۲۰»- تقویت فرهنگ جهادی در ایجاد ارزشافزوده، تولید ثروت، بهرهوری، کارآفرینی، سرمایهگذاری و اشتغال مولد.
بند «۹»- بازتوزیع فضایی و جغرافیایی جمعیت، متناسب با ظرفیت زیستی با تأکید بر تأمین آب با هدف توزیع متعادل و کاهش فشار جمعیتی.
بند «۱۰»- حفظ و جذب جمعیت در روستاها و مناطق مرزی و کمتراکم.
بند « ۶-۲»- توزیع عادلانه فرصتها و امکانات تحصیل و تحقیق در آموزشعالی در سراسر کشور.
بند «5-۶»- اعمال رویکرد مناسب برای زدودن جلوههای آشکار فقر و آسیب اجتماعی از محلات کمبرخوردار شهری و مناطق روستایی و عشایری.
بند «۶»- بسط و تأمین عدالت اجتماعی، کاهش فاصله طبقاتی با هدفمندسازی یارانهها، دسترسی آحاد جامعه به خدمات تأمین اجتماعی، توانمندسازی، کارآفرینی و رفع تبعیضهای ناروا در بهرهمندی از منابع عمومی.
اگرچه در سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه، مشخصاً و بهطور مستقیم، بندی در ارتباط با حوزه توسعه روستایی و عشایری نیامده، ولی با بررسی برخی از بندها میتوان مواردی را یافت که بهنوعی با این حوزه در ارتباط است.
بند «12» سیاستهای کلی برنامه هفتم «ارتقای نظام سلامت براساس سیاستهای کلی سلامت» را مورد تأکید قرار داده است. در سیاستهای کلی «سلامت» ابلاغی 1393/۰۱/۱8 مقام معظم رهبری نیز به «پرداخت یارانه به بخش سلامت و هدفمندسازی یارانههای بهداشت و درمان با هدف تأمین عدالت و ارتقای سلامت بهویژه در مناطق غیربرخوردار و کمک اختصاصی به اقشار نیازمند و دهکهای پایین درآمدی»، «بازشناسی، تبیین، ترویج، توسعه و نهادینه نمودن طب سنتی ایران»، «تبادل تجربیات با سایر کشورها در زمینه طب سنتی» و «برقراری تعامل و تبادل منطقی میان طب سنتی و طب نوین برای همافزایی تجربیات و روشهای درمانی» اشاره شده است؛ بررسی احکام لایحه برنامه هفتم توسعه در حوزه روستایی و عشایری نشان میدهد توجه مناسبی به شکافهای مناطق روستایی و عشایری و شهری از نظر دسترسی به امکانات و خدمات نظام سلامت نشده است. در حال حاضر بسیاری از نواحی روستایی و عشایری کشور بهدلیل دور افتاده بودن و ضعف توان مالی، از نظر دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی در سطح پایینی قرار دارند.
از طرفی طب سنتی یکی از بخشهای نظام سلامت در کشور است و بعضی از ساکنان نواحی روستایی و عشایری از دانش و مهارتهای ارزشمندی در زمینه طب سنتی و یا طب ایرانی-اسلامی برخوردار هستند که با توجه به مشکلات دسترسی روستاییان و عشایر به خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، میتواند مکمل مناسبی در اینخصوص باشد. در لایحه برنامه هفتم توسعه (بند «چ» ماده (69))، حکمی درخصوص ساماندهی طب سنتی – ایرانی و تهیه فهرست داروهای سنتی و گیاهی کشور و نظارت بر توزیع آن در مراکز و اماکن مجاز پیشبینی شده است، ولی مشخص نشده که مقصود از ساماندهی چیست. همچنین برش روستایی و عشایری ندارد و درنهایت شاخص نتیجهگرایی برای میزان بهرهمندی جوامع روستایی، عشایری و شهری از خدمات طب سنتی-ایرانی ارائه نشده است.
سیاست بعدی که ارتباط زیادی با حوزه توسعه روستایی و عشایری دارد، «جهتدهی به نقدینگی و اعتبارات بانکی بهسمت فعالیتهای مولد و جذابیتزدایی از فعالیتهای غیرمولد» است. همانگونه که در بخش چالشها اشاره شد، نبود سازوکار مناسب برای جذب و هدایت سرمایههای نقدی مردم بهسمت پشتیبانی از فعالیتهای تولیدی در نواحی روستایی و عشایری بهصورت مستمر و فراگیر، ازجمله مصادیق ناکارایی نظام تأمین مالی است. این درحالی است که در کشورهای موفق در این زمینه روشهای نوینی مانند «سرمایهگذاری خطرپذیر»، «نظام قبض انبار»، «کشاورزی اجتماع پشتیبان»، «تأمین مالی خرد» و «تأمین مالی جمعی» بهمنظور هدایت نقدینگی جامعه بهسمت فعالیتهای مولد در مناطق روستایی و عشایری معرفی شده است. با وجود این و تأکید در سیاستهای کلی برنامه هفتم، در لایحه برنامه هفتم توسعه حکمی در راستای اصلاح نظام تأمین مالی روستایی و عشایری پیشبینی نشده است.
«توسعه صنعت گردشگری و ترویج صنایعدستی» سیاست دیگری است که در بند «17» سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه مورد تأکید قرار گرفته است. مناطق روستایی و عشایری بهدلیل برخورداری از فرهنگ غنی، طبیعت بکر و زیبا و آثار طبیعی، باستانی و تاریخی، دارای ظرفیتهای بالقوه و متنوع بسیار در زمینه گردشگری و بومگردی هستند و در طول سال، این مناطق پذیرای قشر زیادی از گردشگران میباشند. با وجود این، در زمینه توسعه گردشگری کشاورزی، روستایی و بومگردی حکم مشخصی در لایحه برنامه هفتم پیشبینی نشده است. در رابطه با توسعه صنایعدستی نیز گفتنی است که اغلب فعالیتهای صنایعدستی نظیر فرش دستباف، گلیم و جاجیمبافی، سفالگری و غیره در مناطق روستایی و عشایری انجام میشود. فعالان این حوزه که عموماً ذیل کسبوکارهای خُرد، کوچک و متوسط دستهبندی میشوند، در تأمین مواد اولیه با کیفیت و مقرونبهصرفه، منابع مالی و بازاریابی با مشکلات عدیدهای مواجه هستند، ولی مشخصاً در این زمینه حکمی در لایحه برنامه هفتم توسعه پیشبینی نشده است.
سیاست بعدی «حذف تشکیلات موازی و غیرضرور در نظام اداری کشور» است که در بند «25» سیاستهای کلی برنامه هفتم مورد تأکید قرار گرفته است. این موضوع پیشتر در بند «۱۶» سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی (ابلاغی 1392/۱۱/29) مبنیبر «صرفهجویی در هزینههای عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقیسازی اندازه دولت و حذف دستگاههای موازی و غیرضرور و هزینههای زائد»، بند «۱۰» سیاستهای کلی نظام اداری (ابلاغی 1389/03/31) مبنیبر «چابکسازی، متناسبسازی و منطقی ساختن تشکیلات نظام اداری» و بند «۱۰» اصل سوم قانون اساسی مبنیبر «ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور» نیز مطرح شده است. همانگونه که در قسمت چالشهای اساسی مطرح شد، نظام اداری کشور در حوزه توسعه روستایی و عشایری با ضعف و نابهسامانی اساسی مواجه است. فصل بیستوسوم لایحه برنامه هفتم توسعه اگرچه به موضوع «اصلاح نظام اداری» اختصاص پیدا کرده و در بخش اول آن احکامی در راستای «ساختار دولت» پیشبینی شده است؛ ولی حکمی در راستای رفع چالش موازیکاری و ایجاد وحدت مدیریت در نظام سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه و عمران روستایی کشور و مدیریت یکپارچه امور سهگانه کشاورزی، روستایی و عشایری در این فصل پیشبینی نشده است.
بند «20» سیاستهای کلی برنامه هفتم «افزایش شتاب پیشرفت و نوآوری علمی و فناوری... در حوزههایی نظیر انرژیهای نو و تجدیدپذیر» را مورد تأکید قرار داده است. موضوعی که در مقوله توسعه روستایی و عشایری حائز اهمیت فراوانی است. در حال حاضر تأمین انرژی برای زیستگاههای کشور بیشتر متکی بر سوختهای فسیلی (نفت و گاز و...) است. این امر میتواند مشکلاتی در حوزه محیط زیست بههمراه داشته باشد. ازسوی دیگر امکان تأمین انرژی از راههای متعارف مانند گسترش شبکه سراسری برق، گاز و آب شرب با توجه به هزینهبر بودن ایجاد تأسیسات و نگهداری، برای برخی از مناطق روستایی و عشایری که از نظر پراکنش جغرافیایی و وضعیت توپوگرافی و وضعیت جمعیتی فراهم نیست. ازاینرو، بهرهگیری از انرژیهای نو و تجدیدپذیر نظیر انرژی خورشیدی، زیستی و بادی میتواند در تأمین پایدار و بهصرفه انرژی مورد نیاز ساکنان مناطق روستایی و عشایری راهگشا باشد. ضمن اینکه سرمایهگذاری در این زمینه میتواند به اشتغالزایی در مناطق روستایی و عشایری کمک شایانی نماید.
در جدول 1، شمایی از چالشهای اساسی حوزه توسعه روستایی و عشایری و بندهای مرتبط با این حوزه در قانون برنامه ششم توسعه و سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه و تناظر آنها در لایحه برنامه هفتم توسعه نشان داده شده است.
جدول 1. بررسی تناظر چالشهای اساسی و احکام مرتبط سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه در قانون برنامه ششم و لایحه برنامه هفتم توسعه
|
چالشهای اساسی حوزه توسعه روستایی و عشایری |
بند مربوطه در سیاستهای کلی برنامه هفتم |
حکم مرتبط در قانون برنامه ششم توسعه |
عملکرد قانون برنامه ششم توسعه |
حکم مرتبط در لایحه برنامه هفتم توسعه |
|
تشتت و نابهسامانی نظام سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امور روستایی و عشایری |
۲۵- تحول در نظام اداری و اصلاح ساختار آن مبتنیبر سیاستهای کلی نظام اداری با تأکید بر...، حذف تشکیلات موازی و غیرضرور،... |
جزء «3» بند «ب» ماده (27): یکپارچهسازی حداکثری فعالیتها و برنامههای عمران و توسعه روستایی، عشایری و کشاورزی کشور و مدیریت آنها با رویکرد جهادی و نظارتپذیر |
اقدامی انجام نشده است. |
فاقد حکم |
|
عدم توازن، شفافیت و هدفمندی بودجه عمران و توسعه روستایی و عشایری |
۳- اصلاح ساختار بودجه دولت از طریق: واقعی کردن منابع و مدیریت مصارف دولت و اجتناب از کسر بودجه |
جزء «2» بند «الف» ماده (27): تنظیم و ارائه هدفمند و شفاف اعتبارات مربوط به عمران و توسعه روستایی و عشایری در بودجه سنواتی، تحت پیوستی با عنوان «عمران و توسعه روستایی» |
اقدامی انجام نشده است. |
فاقد حکم |
|
کارایی پایین نظام تأمین مالی روستایی و عشایری |
۲- جهتدهی به نقدینگی و اعتبارات بانکی بهسمت فعالیتهای مولد و جذابیتزدایی از فعالیتهای غیرمولد. |
فاقد حکم |
--- |
فاقد حکم |
|
عدم شکوفاسازی قابلیتهای متنوع اقتصادی-اجتماعی نواحی روستایی و عشایری |
۱۷- توسعه صنعت گردشگری و ترویج صنایعدستی |
· بند «ب» ماده (36): اختصاص عوارض حاصل از چشمههای آب معدنی و درمانی در اختیار شهرداریها یا دهیاریهای منطقه دارای ظرفیت جهت صرف توسعه زیرساختهای گردشگری همان منطقه |
عملکرد شفافی گزارش نشده است. |
فاقد حکم |
|
· بند «ب» ماده (98): شناسایی، مستندسازی، حفاظت و مرمت و معرفی میراثفرهنگی (اعم از ملموس و ناملموس) میراث طبیعی، ایجاد شهرهای جهانی صنایعدستی و احیای هنرهای سنتی |
تحقق 50 درصدی [17] |
فاقد حکم |
||
|
· ماده (99): تهیه و اجرای طرح بهسازی و احیای حداقل سیصد روستای دارای بافت با ارزش تاریخی و فرهنگی و روستاهای هدف گردشگری را از محل اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای |
تحقق 70 درصدی [17] |
فاقد حکم |
||
|
بهرهمندی پایین روستاییان و عشایر از خدمات عمومی بهویژه بهداشت و درمان |
۲۰- افزایش شتاب پیشرفت و نوآوری علمی و فناوری و تجاریسازی آنها بهویژه در حوزههای... و انرژیهای نو و تجدیدپذیر. |
ماده (50): افزایش سهم نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک با اولویت سرمایهگذاری بخش غیردولتی (داخلی و خارجی) به حداقل پنجدرصد (۵%) ظرفیت برق کشور |
عملکرد قابلتوجهی نداشته است. |
· بند «الف» ماده (46) · بند «پ» ماده (48) |
|
۱۲- ارتقای نظام سلامت براساس سیاستهای کلی سلامت در اینجا تقویت موضوع «طب سنتی» مورد نظر است. |
بند «چ» ماده (74): ادغام خدمات تأیید شده طب سنتی ایرانی اسلامی در نظام سلامت و همچنین ساماندهی و توسعه ارائه خدمات آموزشی، پژوهشی و درمانی این حوزه |
اقداماتی در زمینههای تدوین دستورالعمل، تولید و ارائه برنامههای آموزشی و احداث کلینیکهای دولتی ارائهدهنده خدمات طب سنتی انجام شده است. |
بند «چ» ماده (69) |
مأخذ: نگارندگان؛ سازمان برنامهوبودجه کشور. 1400. گزارش عملکرد قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سال 1399. جلد دوم: حوزه بخشی (1).
در این بخش، غالباً احکامی که واژگان «روستا / روستایی و عشایر / عشایری» در آنها قید شده، مورد بررسی قرار گرفته است.
3-1. ماده (6)
یکی از بخشهای فصل «رشد اقتصادی» لایحه برنامه هفتم توسعه، «اشتغال» نام دارد و ماده (6) ذیل این بخش قرار گرفته است. در این ماده «بهمنظور توسعه اشتغال بهویژه اشتغالهای حاصل از ایجاد کسبوکارهای خُرد خانگی و کارگاههای خُرد و کوچک با اولویت استقرار در مناطق محروم و روستایی» اقداماتی در سه بند «الف»، «ب» و «پ» پیشبینی شده است. برای عملیاتیسازی هدف مذکور، مقرر شده است که از «نهادهای توسعهای کسبوکار برخوردار از مدل، تجربه و شبکه تسهیلگری، بهعنوان رابط میان دولت و مردم و دارای ماهیت غیردولتی، اعم از نهادهای عمومی غیردولتی مانند بنیاد برکت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره) و کمیتهامداد امامخمینی(ره)؛ سازمانهای خیریهای؛ سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی» بهره گرفته شود. تأیید صلاحیت مؤسسات و شرکتهای ارائهدهنده خدمات توسعه کسبوکار نیز برعهده سازمان برنامهوبودجه گذارده شده است. برای تأمین منابع مالی مورد نیاز متقاضیان برای راهاندازی کسبوکارهای خُرد خانگی و کارگاههای خُرد و کوچک، اعطای تسهیلات با کارمزد پایین توسط بانکهای عامل، پس از تأیید دهیار یا معتمدان محلی در نظر گرفته شده است. همچنین مقرر شده «هزینههای تسهیلگری نهادهای توسعهای کسبوکار، بین یک درصد (1%) تا یکونیم درصد (1/5%) تسهیلات اعطایی به متقاضیان، براساس قرارداد منعقده با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، متناسب با کیفیت ارائه خدمات، تعیین و بهطور مستقیم از تسهیلات اعطایی کسر و بهحساب آن نهادها واریز شود».
در رابطه با حکم مذکور گفتنی است اگرچه درج این حکم در لایحه قدم روبهجلویی در توسعه اشتغال و کارآفرینی در مناطق روستایی و محروم است، ولی تصویب حکم مورد اشاره به شکل فعلی، مسائل اشتغال کشور بهویژه اشتغال مناطق روستایی و محروم را به شکل ریشهای، همهجانبه، فراگیر و روشمند مرتفع نمیکند. چراکه:
3-2. ماده (30)
ماده (30) به تأمین اجتماعی، سیاستهای حمایتی و توزیع عادلانه درآمد در سطح کشور پرداخته است. ذیل این ماده جدولی ارائه شده است. ردیف اول جدول مذکور به درصد ضریب جینی کل کشور اشاره دارد که مقرر شده این ضریب در پایان برنامه هفتم توسعه به 0/35 برسد. همچنین عدد 76 درصد برای ضریب پوشش بیمههای اجتماعی کل کشور تعیین شده است. «نسبت 9/3 هزینه دهک دهم به دهک اول در بخش روستایی» سنجه دیگری است که مشخصاً به توسعه روستایی اشاره دارد.
جدول2. اهداف کمّی سنجههای عملکردی نظام تأمین اجتماعی، سیاستهای حمایتی و توزیع عادلانه درآمد
|
سنجه عملکردی |
واحد متعارف |
هدف کمّی در پایان برنامه |
|
ضریب جینی |
درصد |
0/35 |
|
ضریب پوشش بیمههای اجتماعی |
درصد |
76 |
|
نسبت هزینه دهک دهم به دهک اول در بخش روستایی |
نسبت |
9/3 |
مأخذ: لایحه برنامه پنجساله هفتم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (1406-1402).
در رابطه با سنجه ضریب جینی جدول فوق، گفتنی است که برخلاف نسخههای اولیه لایحه برنامه هفتم توسعه، شاخص ضریب جینی به تفکیک شهری و روستایی ارائه نشده است و در این حالت نمیتوان تصویر درستی از میزان کاهش نابرابری در مناطق روستایی داشت.
از طرفی طبق دادههای مرکز آمار ایران، ضریب جینی روستایی در سال 1400 کمتر از 0/36 بوده است. بررسی متوسط این ضریب طی سالهای 1390 الی 1400 نیز عدد 0/34 درصد را نشان میدهد. (نمودار 1) [18]. شایان ذکر است که ضریب جینی کشوری در سال 1400 حدود 0/39 بوده است. بنابراین با توجه به سابقه ضریب جینی روستایی که در طول 10 سال گذشته حتی رقم 0/32 در سال 1392 را نیز تجربه کرده است، پیشنهاد میشود در جدول (6) ذیل ماده (30) لایحه، هدفگذاری ضریب جینی به تفکیک روستایی و شهری ارائه شود.
نمودار 1. ضریب جینی در مناطق شهری، روستایی و کل کشور در بازه زمانی 1400-1390
مأخذ: مرکز آمار ایران، شاخصهای کلان اقتصادی و اجتماعی کشور، 1401.
ضریب پوشش بیمههای اجتماعی در جدول فوقالاشاره، 76 درصد تعیین شده است. در این شاخص نیز تفکیک شهری، روستایی و عشایری ندارد و این ابهام را ایجاد میکند که از این 76 درصد، میزان بهرهمندی ساکنان مناطق روستایی و عشایری از بیمههای اجتماعی چقدر خواهد بود. شایان توجه است که برای بهرهمندی کشاورزان، روستاییان و عشایر از پوششهای بیمه اجتماعی، صندوق مستقلی به همین نام ذیل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایجاد شده است.[2] طبق آمار، بعد از گذشت بیش از 18 سال از زمان تأسیس این صندوق، حدود 10 درصد کشاورزان، روستاییان و عشایر مشمول، تحت پوشش بیمه اجتماعی قرار گرفتهاند [16]. این عملکرد صندوق مذکور نمیتواند قابل پذیرش باشد. زیرا ساکنان نواحی روستایی و عشایری از نقش اساسی و راهبردی در تأمین و تضمین امنیت و اقتدار غذایی برخوردارند و پایگاههای اصلی حفظ ارزشها و آرمانهای ناب انقلاب اسلامی بهشمار میروند. برخورداری از پوششهای بیمهای مناسب، حق اولیهای است که اجتماعات روستایی و عشایری باید از آن برخوردار باشند ولی دولتها در این زمینه عملکرد درخوری نداشتهاند. همین امر یکی از دلایل مهاجرت برخی از روستاییان و عشایر به شهرهاست. لذا توجه ویژه و شایسته به جامعه کشاورزان، روستاییان و عشایر در بهرهمندی از بیمه اجتماعی و خدمات بیمهای در حد کیفیت مناطق شهری، در برنامه هفتم توسعه ضرورتی انکارناپذیر است.
3-3. بند«الف» ماده (39)
ماده (39) لایحه، در راستای اصلاح الگوی مصرف بهینه و ارتقای بهرهوری آب ذیل فصل «نظام مدیریت یکپارچه منابع آب»، انجام یکسری اقدامات را به وزارت نیرو تکلیف کرده است. مطابق با فراز ابتدایی بند «الف» این ماده، «وزارت نیرو مکلف است در سال اول برنامه، الگوی مصرف بهینه آب شرب و بهداشتی خانگی (برحسب بعد خانوار) را به تفکیک مناطق و اقلیمهای آب و هوایی مختلف شهری و روستایی تعیین و ابلاغ نماید». الزام به تدوین الگوی مصرف بهینه درحالی است که قانونگذار قبلاً و در تبصره «۴» ماده (1) قانون توسعه و بهینهسازی آب شرب شهری و روستایی در کشور - مصوب 1394/12/24 با اصلاحات بعدی بر تکلیف وزارت نیرو برای تعیین و ابلاغ الگوی مصرف آب در مناطق مختلف کشور براساس بعد خانوار استانی و مناطق جغرافیایی به تفکیک شرایط عادی، تنش و بحران، تأکید کرده است [19].[3]
از طرفی در ادامه بند «الف» مقرر شده: «تعرفه آب مشترکین خانوارهای شهری و روستایی کشور تا الگوی مصرف بهصورت تخفیف و مشترکین بالاتر از الگوی مصرف متناسب با قیمت تمامشده آب جایگزین و بهصورت افزایش پلکانی در هریک از شهرها و روستاها محاسبه و از مصرفکنندگان اخذ گردد». در راستای مفاد مذکور گفتنی است که:
3-4. ماده (51)
موضوع دیگری که در لایحه برنامه هفتم توسعه مورد تأکید قرار گرفته و بخش مستقلی برای آن اختصاص داده شده، موضوع «مسکن روستایی» است که ذیل فصل یازدهم با عنوان «توسعه مسکن» قرار گرفته است. ذیل ماده (49) این فصل، جدول اهداف کمّی سنجههای عملکردی توسعه مسکن درج شده است که مقرر شده سالیانه 200 هزار و تا پایان برنامه هفتم توسعه یک میلیون واحد مسکن روستایی جدید احداث شود. همچنین در ماده (51) به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تکلیف شده «در روستاهای بالای پنجاه خانوار، متناسب با بُعد خانوار و تبصره «٢» ماده (٩) قانون جهش تولید مسکن، جهت ساخت مسکن خودمالکی روستایی با ایجاد زیرساختهای لازم و بازنگری در محدوده طرحهای هادی روستایی مناطق فاقد زمین و تصویب در مراجع مربوطه، اقدام به واگذاری زمین به متقاضیان واجد شرایط نماید». در این رابطه نکاتی حائز اهمیت است:
بنابراین در زمینه مسکن روستایی بهطور خاص و عمران روستایی بهطور عام با پدیده «شهرگرایی روستایی» مواجه هستیم. این درحالی است که دولت هند در برنامههای پنجساله توسعه دهم و یازدهم خود طرحی با عنوان «طرح مسکن روستایی هند (IAY)»[5] را پیشبینی کرده است [23]. این طرح حائز نکات قابل اهمیتی است. ازجمله اینکه (1) به مناطق روستایی دارای کمبود مسکن و افراد زیر خطفقر بدون مسکن براساس میزان محرومیت، اولویت داده شده است؛ (2) در ساخت مسکن روستایی به استفاده از مصالح کمهزینه، سازگار با محیط زیست و ترجیحات فرهنگی محلی و مقاوم در برابر بلایا تأکید جدی شده است؛ (3) بهمنظور گسترش فناوریهای ساختمانی کمهزینه از طریق ارتقای مهارت صنعتگران محلی و آموزش جوانان روستایی در سطوح محلی و منطقهای و همچنین توانمندسازی روستاییان برای ساختوساز خانهها توسط خود، راهاندازی مراکز هدایت ساختوساز روستایی (RBCs)[6] پیشبینی شده است؛ (4) بخش عمده تأمین مالی و تخصیص اعتبارات ساخت مسکن به نسبت یک به سه (75:25) برعهده دولت مرکزی بوده است.
3-5. تبصره ماده (51)
مطابق با تبصره ماده (51) لایحه، مرجع تصویب طرحهای هادی روستایی و تعیین محدوده روستاها با تغییراتی اساسی مواجه شده است. متن تبصره مذکور بدین شرح است: «طرحهای هادی روستایی و تعیین محدوده روستاها در سراسر کشور براساس ضوابط مصوب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، توسط اداره بنیاد مسکن شهرستان تهیه و به تصویب شورای برنامهریزی و توسعه هر استان میرسد». درخصوص این تبصره گفتنی است:
۳. نبود ضوابط مناسب و متناسب با آمایش سرزمین برای تعیین محدوده روستاها در قالب طرحهای هادی روستایی و همچنین بازنگری آنها بعد از اتمام دوره 10 ساله، ضعف دیگری است که در اثربخشی طرحهای هادی روستایی تردید جدی ایجاد میکند. به اینصورت که در تعیین و بازنگری محدوده روستاها، همواره بخشهایی از اراضی کشاورزی به داخل محدوده الحاق شده و درنهایت تغییر کاربری پیدا میکنند. این امر علاوهبر اینکه به کاهش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی میانجامد و با اصول خودکفایی و امنیت غذایی مغایرت دارد، به محلی برای اخذ عوارض غیرقانونی تحت عناوین مختلف مانند عوارض ارزشافزوده ناشی از الحاق به محدوده، از جانب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بدل شده است. از طرفی مشاهده شده که محدوده برخی از روستاها با وجود کاهش جمعیت در طول 10 سال، در طرحهای بازنگری افزایش چندین برابری پیدا کرده است. بهعبارتی دیگر، نوعی تعارض منافع در تعیین محدوده روستاها و فروش زمین الحاقیافته به محدوده به روستاییان توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مشاهده میشود و این موضوع در افزایش بیضابطه و خارج از منطق محدوده روستاها و تخریب اراضی کشاورزی پیرامون روستاها در اثر الحاق به محدوده بیتأثیر نیست. بنابراین تعیین محدودههای روستایی نیازمند ضوابط مناسبتری است که اولاً از دستاندازی به اراضی کشاورزی حاصلخیز جلوگیری کند؛ ثانیاً جهت توسعه روستا را بهسمت اراضی غیر حاصلخیز هدایت کند و ثالثاً تعارض منافع بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در الحاق زمین و فروش آن به روستاییان مرتفع شود.
3-6. مواد (64) و (65)
فصل سیزدهم لایحه برنامه هفتم توسعه، «توسعه شبکه ملی اطلاعات و اقتصاد رقومی (دیجیتال)» نامگذاری شده است که در ماده (64) این فصل، جدول سنجههای عملکردی و اهداف کمی موارد مورد نظر این فصل درج شده است. مطابق با سطر سوم جدول مذکور، هدفگذاری شده است که تا پایان برنامه هفتم، درصد روستاهای بالای بیست خانوار متصل به شبکه ملی اطلاعات به 99 درصد برسد.
براساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 1395، در کل کشور 97،538 نقطه روستایی یا آبادی وجود دارد که از این تعداد، 62،284 آبادی دارای سکنه عنوان شدهاند. براساس همین آمار، از کل آبادیهای دارای سکنه نیز 39،465 آبادی، بالای بیست خانوار تعیین شدهاند [13]. گزارش نظارتی سازمان برنامه و بودجه از عملکرد تکالیف قانونی برنامه ششم توسعه نشان میدهد که تا پایان سال 1399، 35،696 روستای بالای 20 خانوار دارای امکان دسترسی به اینترنت پرسرعت هستند. یعنی برای حدود 90 درصد روستاهای بالای بیست خانوار امکان دسترسی اینترنت پرسرعت فراهم شده است [26].
در ماده (65) اقدامات مربوط به تحقق اهداف کمی جدول ماده (64) و افزایش دسترسی به شبکه ملی اطلاعات تشریح شده است. بند (الف) ذیل این ماده، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را مکلف کرده است «با استفاده از ظرفیت سرمایهگذاری و مشارکت بخش خصوصی و تعاونی و نهادهای عمومی، امکان اتصال اماکن اداری، تجاری و مسکونی شهرهای هر استان به شبکه ملی اطلاعات از طریق شبکه دسترسی مبتنی بر فیبر نوری و دسترسی پرسرعت روستاهای بالای بیست خانوار را فراهم کند». در متن مورداشاره، شفافسازی نشده است که آیا دسترسی پرسرعت روستاهای بالای بیست خانوار نیز همانند شهرها از طریق شبکه فیبر نوری انجام خواهد پذیرفت یا خیر؟! ضمن اینکه بهتر است با توجه به محدودیتهای منابع مالی، نوعی اولویتبندی در انتقال شبکه اینترنت و مخابرات به روستاها تعیین شود. برای نمونه روستاهای هدف گردشگری و یا ممتاز در تولیدات کشاورزی در اولویت قرار گیرند.
3-7. جزء «1» بند (ب) ماده (73)
یکی دیگر از احکام لایحه برنامه هفتم توسعه که به حوزه توسعه روستایی و عشایری مرتبط میشود، حکم مندرج در جزء «1» بند «ب» ماده (73) از فصل شانزدهم با عنوان «زن، خانواده و جمعیت» است. در این جزء در راستای حمایت از خانواده روستائیان، عشایر و اقشار نیازمند تحت پوشش نهادهای حمایتی، مقرر شده حق بیمه پایه سلامت اقشار مذکور «معادل هفت درصد (7%) حداقل دستمزد مشمولان قانون کار که صد درصد (١٠٠%) آن بر مبنای بند (الف) این ماده توسط دولت در قالب بودجه سنواتی تأمین میشود»، محاسبه گردد. موضوع مذکور عینا تنفیذ جزء «1» بند «ب» ماده (70) قانون برنامه ششم توسعه است.
3-8. بند «ث» ماده (83)
مطابق با بند «ث» ماده (83) از فصل «میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی» لایحه، «وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مکلف است با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای مربوط، آییننامه ساماندهی صدور مجوز ایجاد پروژههای گردشگری با کاربری ترکیبی (تجاری یا ویلایی یا گردشگری) و امکان فروش و پیشفروش تأسیسات و واحدها بر اساس طرح مصوب، در محدوده و حریم شهرها و روستاها با اخذ مجوز از دستگاههای اجرایی ذیربط صرفاً در اراضی با کاربری گردشگری مندرج در طرحهای جامع و تفصیلی شهر یا طرح هادی روستا را ظرف مدت ششماه پس از ابلاغ برنامه، تهیه و به تصویب هیئتوزیران برساند.». در این خصوص گفتنی است که وجود عبارت «کاربری ترکیبی» و اشاره به مصادیق آن (تجاری و ویلایی) میتواند منجر به فعالیتهای تجاری و ساخت ویلا به شکل ناسازگار با بوم روستا با هدف کسب سود بیشتر شود. لذا در مناطق روستایی، باید به جای کاربری ترکیبی مورداشاره، کاربریهای مولد اقتصادی که با بوم و فرهنگ روستا سازگار هستند، مورد تأکید قرار گیرد.
3-9. بند «پ» ماده (90)
«توسعه مدارس شبانهروزی، روستا مرکزی، استثنایی و آموزش از راه دور با اولویت تأمین هزینههای سرویس ایاب و ذهاب دانشآموزان روستایی و استثنایی (بهویژه دختران)»، حکم دیگری است که در بند (پ) ماده (90) لایحه و ذیل فصل نوزدهم با عنوان «ارتقاء نظام آموزشی» مورد تأکید قرار گرفته است. کلیت حکم مذکور مورد تأیید است ولی بهجهت اینکه هدفگذاری کمی در توسعه مدارس موردنظر انجام نشده است دارای ابهام میباشد. همچنین مدارس مناطق عشایری مورد غفلت واقع شده است که نیاز به اصلاح دارد.
در رابطه با «مدارس روستا مرکزی» و «مدارس شبانهروزی» نیز نکاتی قابل توجه است. بهاین صورت که اگرچه طرح مدارس روستامرکزی در راستای رفع مشکل کمبود معلم و به حد نصاب نرسیدن دآنشاموزان روستایی جهت تشکیل کلاس مستقل در تک تک روستاها اجرایی شده است و تا حدودی توانسته ضعف نظام تعلیم و تربیت روستایی را پوشش دهد، ولی این نسخه نمیتواند در درازمدت اثربخشی لازم را داشته باشد. مشکلاتی که در رفت و آمد روزانه دانشآموزان به اینگونه مدارس بهویژه در ایام زمستان برای خانوارهای روستایی وجود دارد، اثربخشی این طرح را تحتالشعاع قرار داده است. مدارس شبانهروزی هم که در متن بند مورد اشاره قرار گرفته است، بعضاً واجد چالشهایی هستند که نیاز است اصلاحاتی در این زمینه انجام پذیرد. برای مثال حضور و زندگی دانشآموزان روستایی با سنین مختلف و فرهنگ و زبان متفاوت در مدارس شبانهروزی بعضاً با بروز مشکلات اخلاقی و تربیتی همراه بوده است. این در حالی است که این دانشآموزان بهویژه سنین پایین باید در کنار خانواده و اقوام خود زندگی کنند تا تجربه کافی در زندگی را کسب نمایند. به هر صورت باید برای روستاهایی که آستانه جمعیت دانشآموزی آنها به حد نصاب لازم برای ساخت مدرسه یا تشکیل کلاس مستقل نمیرسد، الگوی جایگزین و انعظافپذیرتری پیشبینی نمود.
علاوهبر توسعه زیرساختها، آنچه که بیش از همه در خصوص آموزش و پرورش روستایی و عشایری اهمیت دارد، کاربردی و مهارتمحور بودن آموزشها به دانشآموزان روستایی و عشایری است ولی در سیاستگذاریها و برنامهریزیها همواره مورد غفلت قرار میگیرد. این اشکال و نقص به وزارت آموزش و پرورش وارد است که در خصوص عدم تطابق سرفصلهای درسی دانشآموزان در مقاطع مختلف با بوم روستای محل زندگی آنها سیاست مشخصی اتخاذ نکرده است. نبود معلمهای بومی و آشنا به فرهنگ و بافت و ماهیت روستاها و عدم حمایت مناسب از معلمهای حقالتدریس در روستاها به کیفیت آموزش و پرورش در نواحی روستایی و عشایری آسیب جدی وارد ساخته است. با وجود این در لایحه برنامه هفتم توسعه، سازوکار اصلاحی در این خصوص اندیشیده نشده است.
با توجه به اینکه رسیدگی جدی به روستاها و مناطق محروم و کمبرخوردار از دغدغهها و اولویتهای اصلی دولت سیزدهم از بدو تشکیل عنوان شده بود و اقداماتی نیز در این زمینه انجام شد، انتظار میرفت در لایحه برنامه هفتم توسعه بر اساس همین نگاه، تجارب موفق برنامههای گذشته تداوم یابد، برای موارد مغفولمانده سازوکارهای مناسبی پیشبینی شود و برای رویکردها و رویههای نادرست و غیراثربخش در مسیر توسعه روستایی و عشایری ریلگذاری جدیدی صورت گیرد. با وجود این بررسی لایحه برنامه هفتم در حوزه توسعه روستایی و عشایری نشان میدهد این لایحه با ضعفهای جدی مواجه است که به شرح زیر قابل جمعبندی است.
با وجود اینکه، بیش از دو دهه است نظام سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امور عمران و توسعه روستایی و عشایری در وضع نابهسامانی بهسر میبرد و حداقل 16 وزارتخانه و معاونت ریاست جمهوری در تدبیر امور روستایی و عشایری موازیکاری دارند، در لایحه برنامه هفتم توسعه سازوکاری برای رفع این چالش اساسی پیشبینی نشده است. این به معنای نادیده گرفتن نظر مقام معظم رهبری در سیاستهای ابلاغی کلی برنامه هفتم توسعه مبنیبر «حذف تشکیلات موازی و غیرضرور» و سیاستهای کلی نظام اداری مبنیبر «چابکسازی، متناسبسازی و منطقی ساختن تشکیلات نظام اداری در جهت تحقق اهداف چشم انداز» است.
عدم پیشبینی حکمی در راستای ایجاد شفافیت، توازن و هدفمندی در تنظیم بودجههای سنواتی امور عمران و توسعه روستایی و عشایری، شاهدی دیگر بر مدعای غفلت لایحه از پرداختن به چالشهای اساسی حوزه توسعه روستایی و عشایری است. این موضوع در قانون برنامه ششم توسعه (جزء «3» بند «الف» ماده 27) مورد تأکید قرار گرفته بود ولی سازمان برنامه و بودجه اقدام خاصی انجام نداد. لذا تأکید بر این موضوع در برنامه هفتم توسعه ضروری است. ضمن اینکه اصلاح ساختار بودجه از طریق شفافسازی بدهیها و تعهدات عمومی دولت از بندهای موردتأکید سیاستهای کلی برنامه هفتم است.
دیگر موضوع نادیده گرفتهشده در لایحه، «سهمبری عادلانه کشاورزان، روستائیان و عشایر از زنجیره ارزش و داراییهای طبیعی مهم» است که در بند (5) سیاستهای کلی «اقتصاد مقاومتی» بهصورت کلی مورد تأکید قرار گرفته است. در حال حاضر منابع خدادادی ارزشمندی نظیر معادن، آثار طبیعی دارای قابلیت گردشگری و مواردی از این دست در نواحی روستایی و عشایری وجود دارد، ولی سازوکاری برای بهرهمندی عادلانه ساکنان این نواحی از مواهب مذکور تعبیه نشده است. در بحث معادن در بهترین حالت، روستاییان کارگران و سرایداران صاحبان معادن هستند و اغلب سود و ارزشافزوده حاصله نصیب سرمایهگذاران شهری میشود.
سالهاست شاهد ریلگذاری ناصحیحی در طرحهای اشتغالزایی روستایی و عشایری هستیم که عموماً بر پایه اعطای تسهیلات ارزانقیمت بدون ارائه خدمات پشتیبان مناسب استوار است که نتیجه آن صرف پول فراوان بدون اثربخشی مناسب در اشتغال و تولید است. بهبیانی در طرحریزی برای اشتغالزایی رویکرد کلنگر و جامعنگر در نیازسنجی، ظرفیتسنجی، اولویتبندی و شکوفاسازی قابلیتهای اقتصادی وجود ندارد و رویکردها عموماً تکمتغیره، بخشی و غیرمشارکتی است. بهنظر میرسد همین نگاه و رویکرد در لایحه برنامه هفتم توسعه نیز دنبال میشود. برای نمونه استفاده از نهادهای توسعه کسبوکار برای ارائه خدمات تسهیلگری و اعطای تسهیلات با نرخ سود پایین برای حمایت از ایجاد و توسعه کسبوکارهای خُرد خانگی و کارگاههای خُرد و کوچک (موضوع ماده (۶))، اگرچه قدم روبهجلویی نسبت به طرحهای قبلی میباشد، ولی بهدلایل زیر به احتمال زیاد اجرای این طرح به سرنوشت طرحهای قبلی مانند «قانون حمایت از توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی» و «بنگاههای اقتصادی زودبازده و کارآفرین» دچار خواهد شد که علاوهبر اتلاف منابع مالی دولت، اثربخشی درخوری در رونق تولید و اشتغال در نواحی روستایی و عشایری نداشتهاند. بهطور خلاصه اشکالات ماده (۶) به شرح زیر است:
۱. سازوکاری برای راهاندازی نظام تأمین مالی متناسب با ماهیت بنگاههای اقتصادی خرد، کوچک و متوسط بهویژه «سرمایهگذاری خطرپذیر» تعبیه نکرده است؛
۲. در تعیین نوع کسبوکار موردحمایت و سهم اشتغال عمدتاً به برنامه بخشی دستگاههای اجرایی اکتفا شده است. در حالیکه این امر نیازمند نهادسازی غیردولتی است که با بررسی دقیق قابلیتهای سرزمینی و اولویتبندی آنها بر اساس معیارهای مشخص، با جلب مشارکتهای مردمی و نقدینگی سرگردان به صورت جهشی اقدام به فعالیت نمایند؛
۳. محدودیتهای برخی از مناطق روستایی و محروم مانند فاصله جغرافیایی از مراکز خدمات و نبود امکانات زیرساختی مناسب در نظر گرفته نشده است؛
۴. اجبار روستائیان به پرداخت هزینه تسهیلگری از محل تسهیلات بانکی مانع از اجرای چنین طرحهایی خواهد شد و ایشان آن را به عنوان هزینه اضافی تلقی خواهند کرد و
۵. از ظرفیت دانشآموختگان و نیروهای داوطلب برخوردار از روحیه انقلابی و جهادی استفاده نشده است.
موضوع پرتکراری که در خصوص لایحه برنامه هفتم توسعه مطرح میشود، موضوع «مسئلهمحور بودن» احکام تنظیمی است. بر اساس چنین رویکردی برخی از کارشناسان معتقدند که در برنامه هفتم باید موضوعات و طرحهای کلان و بزرگمقیاس در اولویت قرار داده شود تا اقتصاد کشور به شکوفایی برسد. دیدگاهی که بهنظر مِیرسد بر اساس آن احکام لایحه برنامه هفتم توسعه تدوین شده است. ولی سؤال این است که آیا «توزیع نامتوازن جمعیت در پهنه سرزمین» که نتیجه پیگیری سیاستها و نظریات شکستخورده غربی مانند قطب رشد، مکان-مرکزی، مرکز- پیرامون و سلسلهمراتبی (از بالا به پایین) و عدم عملیاتیسازی برنامهریزی منطقهای و اسناد آمایش سرزمین در طی دهههای گذشته است، مسئله اساسی و محوری کشور قلمداد نمیشود؟! همانگونه که پیشتر بیان شد امروزه نزدیک به 76 درصد جمعیت کشور در مناطق شهری بهویژه کلانشهرها و شهرهای بزرگ سکنی گزیدهاند و روز بهروز به روند مهاجرتهای بیرویه و مدیریتنشده روستاییان و عشایر بهویژه اقشار جوان و تحصیلکرده به مناطق شهری افزوده میشود؛ این امر نمودی از غلبه سیاستهای تمرکزگرایی و فقدان نگاه آمایشی مناسب در توسعه کشور است. این درحالی است که تمرکز این میزان جمعیت در شهرها خارج از ظرفیت برد این مناطق بوده و پدیداری بحرانهایی نظیر تخریب محیط زیست، آلودگیهوا، ترافیک، بیکاری و بزهکاری بهویژه در کلانشهرها و شهرهای بزرگ را موجب شده است. آیا نتیجه تداوم چنین روندی جز گران اداره کردن کشور است؟ برای توقف جریان مهاجرتهای بیرویه روستا-شهری و تحقق تمرکززدایی و توزیع متوازن جمعیت باید مقوله پیشرفت و آبادانی نواحی روستایی و عشایری بهعنوان مبادی مهاجرت، بهعنوان یکی از محورهای اساسی تعیین و احکام برنامه هفتم در این راستا تنظیم شود. از طرفی یکی از موضوعات مورد تأکید مقام معظم رهبری در سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه، مفهوم «عدالت» است؛ لذا تمرکز بر توسعه شهری و غفلت از توسعه روستایی و عشایری در برنامه هفتم توسعه، مصداق نادیده گرفتن سیاستهای کلی و تداوم رویکردهای غلط گذشته و مدیریت پرهزینه کشور است.
در لایحه برنامه هفتم بیش از 90 درصد مواد مرتبط با حوزه روستایی و عشایری (10 مورد از 11 مورد) ماهیت عمرانی – خدماتی دارند و به موضوعاتی مانند طرحهای هادی روستایی و تغییر مرجع تصویبکننده این طرحها؛ اصلاح تعرفه آببهای مشترکین روستایی؛ نصب ابزارهای هوشمند اندازهگیری برای مشترکین جدید روستایی و تأدیه بدهی حسابرسیشده دولت به صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر از محل سهام قابل واگذاری دولت پرداخته است. اگرچه اغلب موارد یادشده از الزامات توجه به پیشرفت و آبادانی روستایی و عشایری است، ولی با توجه به اینکه در حال حاضر موضوعات اصلی در مقوله توسعه روستایی و عشایری، نبود فرصتهای شغلی و درآمدی مناسب برای جوانان و تحصیلکردگان، فضای نامساعد سرمایهگذاری، کیفیت پایین سطح رفاه و تأمین اجتماعی و مواردی از این دست است که به افزایش روند مهاجرتهای روستا-شهری انجامیده، انتظار میرفت در لایحه برنامه هفتم توسعه رویکرد گذشته اصلاح و روی احکام توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نواحی روستایی و عشایری تمرکز شود که چنین نیست.
بهجز «ضریب جینی»، تصویری از شاخصهای نتیجهگرای مهم نظیر سهم جمعیت روستایی و عشایری از جمعیت کل کشور، رشد سالیانه تولید ناخالص داخلی روستایی و عشایری و کاهش شکاف شهری-روستایی در بهرهمندی از خدمات آموزشوپرورش و بهداشت و درمان ارائه نشده است. همچنین برخی از تکالیف مانند توسعه مدارس روستا مرکزی (موضوع بند «پ» ماده (۹۰)) دارای اهداف کمّی مشخص نیستند و برخی دیگر که هدفگذاری کمّی برای آنها تعیین شده، مشخص نیست چنین تکالیفی به چه میزان از اثربخشی لازم در راستای اهداف مدنظر قانونگذار برخوردارند و این اثربخشی با چه معیاری قابل سنجش است. در این رابطه میتوان به «نسبت 9/3 هزینه دهک دهم به دهک اول در بخش روستایی» (موضوع ماده (۳۰)) و «اتصال 99 درصدی روستاهای بالای بیست خانوار به شبکه ملی اطلاعات» (موضوع ماده (64)) اشاره داشت. ضمن اینکه برخی از احکام (6 مورد) ماهیت قانون دائمی دارد و در قالب برنامه پنجساله نمیگنجد.
بنابراین با توجه به موارد یادشده، لایحه برنامه هفتم توسعه در حوزه توسعه روستایی و عشایری ضعیف ارزیابی میشود و نیاز به بازنگری اساسی حداقل در حوزه توسعه روستایی و عشایری احساس میشود.
بهمنظور ارائه تصویری کامل و شفاف از وضعیت لایحه برنامه هفتم توسعه در حوزه توسعه روستایی و عشایری، در جدول زیر احکام مربوطه از نظر شاخصهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته است.
جدول ۳. ارزیابی احکام لایحه برنامه هفتم توسعه در حوزه توسعه روستایی و عشایری
|
ماده |
بند |
جزء |
تبصره |
تطابق با سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه |
همخوانی با چالشهای اساسی بخش مربوطه |
داشتن ماهیت موقت (دوره 5ساله) و نه دائمی |
عدم ارائه احکام غیرضرور (تکرار قوانین موجود و بیان مسائل) |
عدم واگذاری وظیفه قانونگذاری نمایندگان مجلس بهغیر |
داشتن اهداف کمّی، قابلیت ارزیابی و استراتژی |
مشخص بودن دستگاه مسئول |
برخورداری از زمانبندی مشخص |
وجود ماهیت تکلیفی و عدم اکتفا به مواد ارشادی |
قابلیت اجرا و اثربخشی در طول دوران برنامه |
وضعیت |
|
6 |
- |
- |
- |
P |
P |
P |
P |
P |
Î |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|
29 |
ب |
- |
- |
Î |
Î |
Î |
P |
P |
P |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|
30 |
- |
- |
- |
P |
P |
P |
P |
P |
P |
P |
Î |
P |
Î |
اصلاح |
|
39 |
الف |
- |
- |
Î |
Î |
Î |
Î |
P |
Î |
P |
Î |
P |
Î |
رد |
|
3 |
- |
Î |
Î |
Î |
P |
Î |
Î |
P |
Î |
P |
Î |
اصلاح |
||
|
49 |
- |
- |
- |
Î |
Î |
P |
P |
P |
P |
P |
P |
P |
Î |
اصلاح |
|
51 |
- |
- |
- |
Î |
Î |
P |
Î |
Î |
Î |
P |
Î |
P |
Î |
اصلاح |
|
1 |
Î |
Î |
Î |
Î |
P |
Î |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|||
|
64 |
- |
- |
- |
P |
P |
P |
P |
P |
P |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|
65 |
الف |
- |
- |
P |
P |
P |
P |
P |
Î |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|
73 |
ب |
1 |
- |
P |
P |
Î |
Î |
P |
Î |
Î |
Î |
Î |
P |
تصویب |
|
80 |
ب |
- |
- |
Î |
Î |
Î |
Î |
P |
Î |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|
83 |
ث |
- |
- |
Î |
Î |
P |
P |
Î |
Î |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
|
90 |
پ |
- |
- |
P |
P |
P |
P |
P |
Î |
P |
Î |
P |
P |
اصلاح |
مأخذ: نگارندگان.
در راستای توجه به اهمیت و جایگاه راهبردی نواحی روستایی و عشایری در توسعه کشور، رفع چالشهای اساسی در این حوزه و تأکیدات اسناد بالادستی بهویژه قانون اساسی و سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه، شایسته است در برنامه هفتم توسعه، بخش مستقلی با عنوان «پیشرفت و آبادانی روستایی و عشایری» ذیل فصل اقتصادی تعبیه شود. راهحل دوم آن است که ذیل فصل هفتم لایحه با عنوان «امنیت غذایی و ارتقای تولید محصولات کشاورزی» ماده مستقلی خاص پیشرفت و آبادانی مناطق روستایی و عشایری پیشبینی و متناظر با چالشهای اساسی و تأکیدات سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه، علاوهبر تعیین شاخصهای نتیجهگرا، احکام مناسبی برای تحقق این شاخصها تعبیه شود. در همین راستا احکام پیشنهادی اصلاحی و الحاقی در جداول شمارههای (3) و (4) ارائه شده است.
جدول ۴. بررسی لایحه برنامه هفتم توسعه و پیشنهادهای اصلاحی در حوزه توسعه روستایی و عشایری
|
شماره ماده |
متن لایحه |
موافق |
مخالف |
موافق به شرط اصلاح |
سابقه موضوع در قانون برنامه ششم و قوانین دائمی کشور |
اظهارنظر مختصر کارشناسی |
پیشنهاد اصلاحی |
||||||||||||
|
(۶) |
بهمنظور توسعه اشتغال بهویژه اشتغالهای حاصل از ایجاد کسبوکارهای خُرد خانگی و کارگاههای خُرد و کوچک با اولویت استقرار در مناطق محروم و روستایی از سال اول برنامه، اقدامات زیر انجام میگیرد: |
|
|
|
· در بند «ز» ماده (4) قانون برنامه ششم توسعه، به تکلیف دولت درخصوص حمایت از مشاغل کوچک خانگی و دانشبنیان مبتنیبر سند ملی کار شایسته تأکید شده است. · در ماده (۲۴) قانون برنامه ششم توسعه، به تکلیف دولت برای افزایش سهم تعاون در اقتصاد به بیستوپنج درصد (۲۵%)، با رویکرد کارآفرینی، اشتغالزایی، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط و دانشبنیان تأکید شده است. · در بند «ب» ماده (102) قانون برنامه ششم توسعه، به تکلیف دولت در حمایت، پشتیبانی و ارتقای معیشت و اقتصاد خانواده از طریق توسعه مشاغل خانگی و... تأکید شده است. · قانون حمایت از توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی – مصوب 1396/05/31 با اصلاحات بعدی. · قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی - مصوب 1389/02/22 با اصلاحات بعدی (کل مواد).
|
· عدم رفع خلأها و نواقص راهبردهای توسعه اشتغال و کارآفرینی روستایی و عشایری به شکل ریشهای، همهجانبه، فراگیر و روشمند؛ · عدم توجه به طرح کسبوکار با مقیاس متوسط؛ درحالی که در مناطق روستایی و عشایری انواعی از کسبوکارهای خُرد، کوچک و متوسط در حال اجراست. · عدم توجه به استفاده از ظرفیت دانشآموختگان متخصص و نیروهای داوطلب جهادی برای راهاندازی نهادهای توسعهای کسبوکار جدید؛ |
· متن جایگزین: ماده (۶)- بهمنظور جهش تولید دانشبنیان و اشتغالآفرین با رویکرد جهادی و ارتقای رقابتپذیری بنگاههای خُرد، کوچک و متوسط در مناطق روستایی، عشایری و محروم و در راستای تحقق بند «۱» سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، تا پایان برنامه 100 «مرکز اقتصاد مقاومتی» با ماهیت غیردولتی و غیرانتفاعی، راهاندازی میشود. مراکز مذکور توسط دانشآموختگان و نیروهای داوطلب (با تأکید بر جوانان) برخوردار از روحیه جهادی و انقلابی و دارای حداقل مدرک کارشناسی اداره میشود.
|
||||||||||||
|
الف) سازمان مکلف است نسبت به تأیید صلاحیت مؤسسات و شرکتهای ارائهدهنده خدمات توسعه کسبوکار با وظایفی نظیر طراحی مدلهای کسبوکار برای ایجاد و توسعه بنگاهها، تسهیل فرایند تأمین مالی، کسب مجوزهای لازم، تضمین مالی یا بیمهای برای کسبوکارها و تسهیل شکلگیری شبکههای تأمین، تولید، بازاریابی و فروش اقدام نماید. |
|
|
|
· افزایش هزینههای ارائه خدمات توسعه کسبوکار؛ · زمینهساز کاهش خلاقیتهای محلی، اخذ هزینههای بالا از ذینفعان اصلی و انجام کارهای یکسان و کلیشهای در موقعیتهای متفاوت. |
· حذف |
||||||||||||||
|
ب) وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف است با همکاری دستگاههای اجرایی و نهادهای توسعهای برای ایجاد یا توسعه کسبوکارهای خُرد خانگی (تا دو نفر شاغل) و کارگاههای خُرد (تا ٧ نفر شاغل) و کوچک (تا ٢٠ نفر شاغل) با اولویت مناطق محروم و روستایی، اقدامات زیر را انجام دهد. ١- نسبت به تهیه برنامه کمّی سالانه به تفکیک سهمیه وزارتخانههای جهاد کشاورزی؛ صنعت، معدن و تجارت؛ میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی؛ آموزشوپرورش؛ ارتباطات و فناوری اطلاعات؛ تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ معاونت علم و فناوری ریاستجمهوری؛ بنیاد شهید و امور ایثارگران، سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی و همچنین نهادهای توسعهای همراه با توزیع استانی برای اشتغالزایی از محل ایجاد و توسعه کسبوکارها اقدام نماید. |
|
|
|
· حاکم بودن رویکرد بالا به پایین، بخشی و دستگاهی برای انتخاب نوع و میزان مشاغل؛ درحالی که شناسایی و اولویتبندی ایجاد مشاغل باید مبتنیبر قابلیتهای اقتصادی مناطق و با رویکرد از پایین به بالا باشد. |
· حذف |
||||||||||||||
|
٢- نسبت به انتخاب نهادهای توسعهای کسبوکار برخوردار از مدل، تجربه و شبکه تسهیلگری بهعنوان رابط میان دولت و مردم و دارای ماهیت غیردولتی، اعم از نهادهای عمومی غیردولتی مانند بنیاد برکت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و کمیتهامداد امامخمینی (ره)؛ سازمانهای خیریهای؛ سازمانهای مردمنهاد و بخش خصوصی و تعیین سهمیه برای هریک از آنها با وظایف شناسایی ظرفیتهای محیط کسبوکار، شناسایی و اهلیتسنجی متقاضیان، تسهیلگری، ارتقای کسبوکارها و کمک به تشکیل نهادهای مردمی مرتبط با محوریت اعضای جوامع محلی اقدام نماید. |
|
|
|
· عدم در نظر گرفتن محدودیتهای مناطق روستایی و محروم مانند دورافتاده بودن و نبود امکانات زیرساختی مناسب برای فعالیت مراکز مذکور؛ این موضوع میتواند مانع از شکلگیری این مراکز در مناطق روستایی و محروم شود. · عدم توجه به ماهیت «غیرانتفاعی بودن» نهادهای توسعهای کسبوکار بهمنظور جلوگیری از تبدیل شدن این نهادها به بنگاه اقتصادی صرف. |
· حذف
|
||||||||||||||
|
تبصره «۱»- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میتواند بر اساس عملکرد سالانه هر یک از دستگاهها نسبت به جابهجایی سهمیه آنها اقدام نماید. دستگاههای اجرایی و نهادهای توسعهای میتوانند حسب عملکرد واحدهای استانی خود، سهمیههای ابلاغی را تا بیست و پنج درصد (25%) میان استانها جابهجا نمایند. |
|
|
|
· مشخص نبودن مرجع و معیار تشخیص کیفیت ارائه خدمات برای تعیین میزان هزینه تسهیلگری؛ · نسخه بهتر در اینخصوص این است که سهمی از ارزشافزودهای که برای تولید محصولات کسبوکارهای مورد نظر در اثر مداخله نهادهای توسعهای ایجاد میشود، حقالزحمه پرداخت شود. |
· متن جایگزین: صلاحیتهای عمومی و تخصصی اشخاص متقاضی تشکیل مراکز اقتصاد مقاومتی بهترتیب توسط سازمان بسیج مستضعفان و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ظرف یک ماه پس از ثبت درخواست اشخاص مذکور انجام میشود. وزارت جهاد کشاورزی مکلف است یک هفته پس از دریافت تأییدیه صلاحیت، مجوز فعالیت مراکز مذکور را با رعایت سقف تعداد مراکز صادر نماید. وزارتخانههای جهاد کشاورزی، کشور و علوم، تحقیقات و فناوری مکلفند امکانات زیرساختی ازجمله فضای اداری و پژوهشی را بهصورت رایگان در اختیار مراکز مذکور قرار دهند و امکان فعالیت اعضای هیئت علمی و دانشجویان را در این مراکز با اصلاح در ضوابط ترفیع و ارتقا فراهم آورد. |
||||||||||||||
|
تبصره «۲»- نهادهای توسعهای میتوانند علاوه بر اجرای سهمیه خود، بر اساس قراردادهای منعقده با دستگاههای اجرایی فوقالذکر عاملیت اجرایی تحقق اهداف آنها بر عهده گیرند. |
|
|
|
· |
· متن جایگزین: مراکز مذکور مجازند بنگاههای اقتصادی صادراتگرا یا با فناوری پیشرفته را اجرا و به یکی از روشهای فروش به قیمت تمام شده و یا اجاره بهشرط تملیک، به متقاضیان، با اولویت تشکلهای فراگیر کشاورزان، روستاییان و عشایر واگذار نمایند. هرگونه بنگاهداری، رأساً و مستقلاً توسط مراکز اقتصاد مقاومتی ممنوع میباشد. این مراکز در تأمین دستمزد مدیران، خودگردان بوده و مجازند در ازای ارائه خدمات توسعه کسبوکار، از بنگاههای تولیدی و خدماتی مربوطه هزینه اخذ نمایند. |
||||||||||||||
|
تبصره «۳»- هزینههای تسهیلگری نهادهای توسعهای کسبوکار، بین یک درصد (1%) تا یکونیم درصد (1.5%) تسهیلات اعطایی به متقاضیان، براساس قرارداد منعقده با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، متناسب با کیفیت ارائه خدمات، تعیین و بهطور مستقیم از تسهیلات اعطایی کسر و بهحساب آن نهادها واریز میشود. |
|
|
|
· کسر هزینههای تسهیلگری از مبلغ تسهیلات اعطایی به متقاضیان، منجر به عدم استقبال آنها از طرح میشود؛ · پرداخت حداقل ۱ درصد تسهیلات به نهادهای تسهیلگر حتی بدون برخورداری از کیفیت مناسب خدمات ارائه شده منطقی نمیباشد؛ · ضوابط و مرجع تشخیص کیفیت ارائه خدمات تعیین نشده است. |
· متن جایگزین: سازمان بسیج مستضعفین مکلف است بهمنظور ترویج تشکیل مراکز اقتصاد مقاومتی و انگیزش و آگاهسازی آحاد جامعه با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی، نسبت به اجرای حداقل 10 مرکز نمونه اقدامات لازم را به عمل آورد. |
||||||||||||||
|
تبصره «۴»- استخدام و بهکارگیری افراد برای انجام وظیفه تسهیلگری در دستگاه اجرایی ممنوع است و تسهیلگران از طریق قراردادهای پیمانکاری و مبتنیبر محصول ایجاد کسبوکار و اشتغال، با نهادهای توسعهای کسبوکار، فعالیت مینمایند. |
|
|
|
|
· متن جایگزین: وزارت جهاد کشاورزی مکلف است ظرف دو ماه، با همکاری سازمان بسیج مستضعفین، سازمان برنامه و بودجه، معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت کشور، سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد اجرایی فرمان حضرت امامخمینی (ره)، شیوهنامه راهاندازی مراکز اقتصاد مقاومتی مشتمل بر صلاحیتهای عمومی و تخصصی اشخاص؛ سازوکارهای اعتمادسازی در جامعه محلی، نحوه شناسایی، ترغیب، بهکارگیری و توانمندسازی جوانان مستعد؛ ضوابط واگذاری زیرساختها و امکانات دولتی و حمایت نهادهای انقلابی؛ نحوه اطلاعرسانی عمومی با هدف انگیزش و آگاهسازی آحاد جامعه؛ تعهدات و سقف بهای خدمات مشاورهای به مراکز اقتصاد مقاومتی را تدوین و ابلاغ نماید. |
||||||||||||||
|
پ) تسهیلات اعطایی به کسب و کارهای خُرد خانگی و کارگاههای خُرد بهصورت قرضالحسنه و درخصوص کارگاههای کوچک بهصورت تسهیلات ارزان قیمت است. |
|
|
|
· تداوم رویه رایج تأمین مالی و عدم توجه به روشهای نوین تأمین مالی روستایی و عشایری مانند «نظام قبض انبار»، «کشاورزی اجتماعپشتیبان» و «سرمایهگذاری خطرپذیر»؛ |
· حذف |
||||||||||||||
|
تبصره «۴»- اعطای تسهیلات به متقاضیان ایجاد و توسعه کسبوکارهای خُرد خانگی، برمبنای تعهد دهیاران و معتمدین (در مناطق روستایی) و معتمدین محلی (در مناطق شهری) انجام میپذیرد و در صورت وجود معوقات به میزان بیش از چهار درصد (4 ٪)، اعطای تسهیلات به متقاضیان آن روستاها یا محلات شهری تا زمان رسیدن به معیار سقف چهار درصد (4%) تعویق مییابد. |
|
|
|
· مشخص نبودن معیارها و مرجع تشخیص و تعیین معتمد محل؛ · نبود سازوکاری برای روستاهای فاقد دهیاری بهویژه روستاهای کمتر از 20 خانوار؛ · فراهم ساختن زمینه رانت و امضای طلایی برای دهیار یا معتمد محل در تأیید یا عدمتأیید متقاضیان و احتمال افزایش تنش بین روستاییان. |
· حذف |
||||||||||||||
|
(۳۰) |
در اجرای بندهای «۱» و «۵» سیاستهای کلی برنامه و بهمنظور تحقق اهداف کمی زیر مطابق با احکام این فصل اقدام شود. جدول شماره (6) –
|
|
|
|
· در ماده (3) قانون برنامه ششم توسعه، ضریب جینی در سال پایانی برنامه، 0/34 تعیین شده است.
|
· عدم تفکیک شهری و روستایی در شاخصهای ضریب جینی و ضریب پوشش بیمههای اجتماعی و درنتیجه کاهش امر نظارتپذیری شاخصهای توسعه روستایی و عشایری؛ · عدم تناسب هدف کمّی ضریب پوشش بیمههای اجتماعی با تأکیدات سیاستهای کلی و قانون اساسی در زمینه تقویت نظام رفاه و تأمین اجتماعی. |
· در جدول شماره (6) ردیف با عنوان «بهرهمندی جمعیت هدف روستایی، عشایری و کشاورزان از بیمههای اجتماعی» اضافه و هدف کمّی آن «50 درصد» تعیین شود. |
||||||||||||
|
(۳۹) |
بهمنظور اصلاح الگوی مصرف بهینه آب و ارتقای بهرهوری، اقدامات زیر انجام میشود: الف) وزارت نیرو مکلف است در سال اول برنامه، الگوی مصرف بهینه آب شرب و بهداشتی خانگی (برحسب بُعد خانوار) را به تفکیک مناطق و اقلیمهای آب و هوایی مختلف شهری و روستایی تعیین و ابلاغ نماید. آببهای شهری و روستایی با پیشنهاد وزارت نیرو به تصویب هیئتوزیران میرسد. تعرفه آب مشترکین خانوارهای شهری و روستایی کشور بهگونهای اصلاح میگردد که تعرفه مشترکین تا الگوی مصرف بهصورت تخفیف، مشترکین بالاتر از الگوی مصرف متناسب با قیمت تمام شده آب جایگزین و بهصورت افزایش پلکانی در هریک از شهرها و روستاها محاسبه و از مصرفکنندگان اخذ گردد، بهنحوی که منابع ناشی از تعرفه دریافتی از مشترکین خانگی پرمصرف بالاتر از الگوی مصرف، بار مالی تعرفه مشترکین تا الگوی مصرف را جبران نماید و منجر به زیان شرکتهای مربوط نشود.
|
|
|
|
· تبصره «4» ماده (1) قانون توسعه و بهینهسازی آب شرب شهری و روستایی در کشور - مصوب 1394/12/24 با اصلاحات بعدی بر تکلیف وزارت نیرو برای تعیین و ابلاغ الگوی مصرف آب در مناطق مختلف کشور براساس بعد خانوار استانی و مناطق جغرافیایی به تفکیک شرایط عادی، تنش و بحران، تأکید کرده است. |
· ماهیت برنامهای نداشتن؛ · مغایرت با جزء «1» بند «الف»تبصره (6) قانون بودجه سال 1402؛ · مشخص نبودن نوع و قیمت آب جایگزین؛ · در نظر نگرفتن رویههای جاری چندینساله در تعیین آببهای مشترکین روستایی و شهری؛ در «تعرفههای آب و خدمات دفع فاضلاب» که هر ساله توسط وزرات نیرو تدوین و به شرکتهای آب و فاضلاب استانها ابلاغ میشود، همواره تعرفه آب برای مشترکین روستایی با کاربری خانگی یا مسکونی، معادل پنجاه درصد (50 %) تعرفه شهری که از منظر تقسیمات کشوری جزو توابع آن شهر میباشد، محاسبه میگردد. همچنین تعرفه آب شرب مشترکین تحت پوشش در مناطق عشایری، همانند آب شرب روستایی محاسبه میشود. · عدم تعیین تکلیف آببهای مناطق عشایری. |
· پیشنهاد اول حذف این بند است، ولی اگر اصرار بر تصویب باشد، موارد زیر توصیه میشود: · عبارت زیر جایگزین عبارت «متناسب با قیمت تمامشده آب جایگزین و بهصورت افزایش پلکانی در هریک از شهرها و روستاها محاسبه و از مصرفکنندگان اخذ گردد» شود: «تا دو برابر، به میزان پنجاه درصد (%50) افزایش و بالاتر از دو برابر بهصورت پلکانی تا قیمت آب جایگزین و تعرفه آب مشترکین خانوارهای روستایی و عشایری، معادل پنجاه درصد(50%) قیمت آب شرب شهری (نزدیکترین شهر به روستا) محاسبه و از مصرف کنندگان اخذ میگردد.» · عبارت «و منجر به زیان شرکتهای مربوط نشود» از انتهای بند «الف» حذف شود.
|
||||||||||||
|
(۳۹) |
بند «الف»- ٣- شرکتهای ارائهدهنده خدمات آب و فاضلاب موظفند در مورد مشترکین جدید شهری و روستایی نسبت به نصب ابزار اندازهگیری هوشمند دارای استاندارد معتبر اقدام کنند. به شرکتهای مزبور اجازه دادهمیشود نسبت به تعویض ابزار مزبور برای مشترکین موجود (با اولویت پرمصرف) اقدام کنند. پرداخت هزینه نصب ابزارهای هوشمند برعهده مشترکین یا بهرهبرداران بوده و بهصورت اقساطی مجاز است. |
|
|
|
· --- |
· مشخص نبودن مرجع و معیار تشخیص لزوم و میزان قسطبندی پرداخت هزینه نصب کنتور؛ · عدم برخورداری از ضمانت اجرا در صورت پرداخت اقساط. |
· متن زیر به ادامه جزء «3» اضافه شود: وزارت نیرو مکلف است با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی ظرف حداکثر شش ماه، با لحاظ سطح درآمد مشترکین، آییننامه اجرایی نحوه تقسیط پرداخت هزینه نصب ابزارهای هوشمند برای مشترکین جدید روستایی را تدوین و به تصویب هیئت وزیران برساند. |
||||||||||||
|
(۴۶) |
بهمنظور مدیریت مصرف و کاهش شدت مصرف انرژی، اقدامات زیر انجام میگیرد: الف) وزارتخانههای نفت، نیرو، صنعت، معدن و تجارت و کشور مکلفند بهمنظور رفع ناترازیهای انرژی و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تأمین برق کشور، در قالب ماده (12) قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر و ارتقای نظام مالی کشور، نسبت به اتخاذ تمهیدات لازم جهت توسعه احداث نیروگاههای خورشیدی و بادی؛ نیروگاههای خودتأمین در بخشهای صنایع کوچک و متوسط، کشاورزی، تجاری، عمومی، اداری و خانگی؛ برقیسازی خودروها با اولویت اتوبوسهای شهری، تاکسیها، موتورسیکلتها و تأمین سرمایش و گرمایش ساختمانها در استانهای ساحلی جنوب کشور با استفاده از پمپهای حرارتی زمینگرمایی اقدام نمایند. |
|
|
|
· در بند «ث» ماده (48) قانون برنامه ششم توسعه، حکمی در راستای توسعه فناوریهای اولویتدار نفت، گاز و پتروشیمی و انرژیهای تجدیدپذیر و بهکارگیری آنها در صنایع مرتبط و ارتقای فناوریهای موجود و بومیسازی آنها و کاهش شدت مصرف انرژی آمده است. · در ماده (۵۰) قانون برنامه ششم توسعه، دولت مکلف شده است سهم نیروگاههای تجدیدپذیر و پاک با اولویت سرمایهگذاری بخش غیردولتی (داخلی و خارجی) با حداکثر استفاده از ظرفیت داخلی را تا پایان اجرای قانون برنامه به حداقل پنجدرصد (۵ %) ظرفیت برق کشور برساند. |
· عدم توجه ویژه به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در نواحی روستایی و عشایری علیرغم وجود ناترازی زیاد انرژی در این نواحی؛ در آن دسته از نواحی روستایی و عشایری که بهدلیل دورافتادگی، پراکندگی و کوچکی امکان تأمین انرژی از راههای متعارف مانند گسترش شبکه سراسری برق با توجه به هزینهبر بودن ایجاد تأسیسات و نگهداری، وجود ندارد، بهرهگیری از انرژیهای نو و تجدیدپذیر نظیر انرژی خورشیدی، بادی و سوختهای زیستی میتواند در تأمین پایدار و بهصرفه انرژی مورد نیاز ساکنان مناطق روستایی و عشایری راهگشا باشد. لذا ضروری است در جهت جبران ناترازی انرژی در مناطق روستایی و عشایری، نسبت به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در این مناطق حکم مناسبی پیشبینی شود. |
· عبارت «با اولویت نواحی روستایی بالای 100 خانوار و کانونهای اسکان عشایری» به بعد از عبارت «تأمین برق کشور» و عبارت «سوختهای زیستی» به بعد از عبارت «خورشیدی و بادی» اضافه شود. · متن زیر بهعنوان تبصره به بند «پ» الحاق شود: تبصره – وزارت نیرو مکلف است با همکاری وزارتین نفت، جهاد کشاورزی و کشور و سازمان برنامهوبودجه ظرف حداکثر ششماه، دستورالعمل نحوه تعیین نواحی روستایی و عشایری دارای ظرفیت، جلب مشارکتهای مردمی و بخش خصوصی و خرید تضمینی انرژی را تدوین و ابلاغ نماید. |
||||||||||||
|
(۴۹) |
در اجرای بند «۹» سیاستهای کلی برنامه و بهمنظور تحقق اهداف کمّی زیر مطابق با احکام این فصل، اقدام میشود. جدول شماره (12)- اهداف کمّی سنجههای عملکردی توسعه مسکن
|
|
|
|
· در ماده (۱) قانون جهش تولید مسکن مصوب 1400/06/24 با اصلاحات بعدی، دولت موظف شده است نیاز سالانه مسکن کشور را براساس اعلام وزارت راه و شهرسازی مستند به مطالعات «طرح جامع مسکن»، در مناطق شهری و روستایی تأمین نماید و بهنحوی که در چهار سال نخست اجرای این قانون، سالانه بهطور متوسط حداقل یک میلیون واحد مسکونی در کشور برای متقاضیان واجد شرایط عرضه گردد. |
· مشخص نبودن مبنای تعیین عدد 200 هزار سالیانه با توجه به رشد منفی جمعیت مطلق و نسبی نواحی روستایی طی دهههای گذشته و آتی؛ طبق برآوردها، سهم جمعیت روستایی کشور از 24 درصد در سال 1400 به 19 درصد در سال 1415 و 16 درصد در سال 1430 خواهد رسید. · عدم هدفگذاری کمّی برای بهسازی، نوسازی و مقاومسازی واحدهای مسکونی آسیبپذیر روستایی علیرغم اینکه طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن سال 1395 حدود 8/5 میلیون نفر (معادل 41 درصد جمعیت روستایی کل کشور) در واحدهای مسکونی ناایمن و فرسوده سکونت دارند؛ |
· اصلاحات زیر در جدول شماره (12) اعمال شود: 1. هدف کمّی ردیف مربوط به «احداث مسکن روستایی» برای پایان برنامه هفتم، از «200» به «600» اصلاح شود. 2. ردیف تحتعنوان «نوسازی، بهسازی و مقاومسازی واحدهای مسکونی روستایی و عشایری آسیبپذیر» با هدف کمّی «500» هزار واحد اضافه شود. |
||||||||||||
|
(۵۰) |
تبصره «۳»- در اجرای پروژههای حمایتی مسکن موضوع قانون جهش تولید مسکن، دریافت عوارض ناشی از ارزشافزوده تغییر کاربری زمین یا الحاق به محدوده توسط شهرداری مجاز نیست. |
|
|
|
· --- |
· در حال حاضر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی برخلاف آرای دیوان عدالت اداری به شمارههای ۱۴۴۳-۱398/۷/۱6 و ۴۱۹۴ / ص-1399/۶/30 مبنیبر ممنوعیت اخذ عوارض الحاق اراضی به محدوده روستا، به این امر مبادرت میورزد که نارضایتی بسیاری از روستاییان را در پی داشته است. لذا اگر در برنامه هفتم توسعه این ممنوعیت تصریح شود، در تقویت سرمایه اجتماعی مثمر ثمر خواهد بود.
|
· عبارت «دهیاری و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی» به بعد از واژه «شهرداری» اضافه شود. |
||||||||||||
|
(۵۱) |
بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مکلف است در روستاهای بالای پنجاه خانوار، متناسب با بعد خانوار و تبصره «٢» ماده (٩) قانون جهش تولید مسکن، جهت ساخت مسکن خودمالکی روستایی با ایجاد زیرساختهای لازم و بازنگری در محدوده طرحهای هادی روستایی مناطق فاقد زمین و تصویب در مراجع مربوطه، اقدام به واگذاری زمین به متقاضیان واجد شرایط نماید. |
|
|
|
· در ماده (4) قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن - مصوب 1387/۰۲/25 با اصلاحات بعدی، به تکلیف کلیه وزارتخانهها، مؤسسات دولتی و شرکتهای دولتی برای واگذاری اراضی بهمنظور تسهیل در امر تولید و عرضه مسکن روستایی به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی اشاره شده است. |
· عدم لزوم به واگذاری قطعی مالکیت اراضی با توجه به فقدان ابزارهای نظارتی مناسب برای کنترل رعایت شروط تعیینشده در راستای جلوگیری از بورسبازی و سوداگری زمین و مسکن؛ اگر تصمیم به واگذاری قطعی باشد، باید صرفاً هزینههای آمادهسازی زمین دریافت شود و اخذ هرگونه هزینه دیگر ممنوع اعلام گردد. · عدم اولویتدهی به استفاده از بافتهای فرسوده و متروکه روستایی جهت ساخت مسکن جدید؛ · مبهم بودن عباراتی نظیر «مسکن خودمالکی روستایی»، «ایجاد زیرساختهای لازم»، «تصویب در مراجع مربوطه» و «متقاضیان واجد شرایط»؛ · عدم تعیین معیار و مرجع تشخیص صاحبصلاحیت برای شناسایی افراد واجد شرایط واقعی؛ در این راستا میتوان بومی بودن و فاقد مسکن بودن را شرط واگذاری زمین به متقاضیان تعیین کرد. · عدم پیشبینی ضوابطی برای رعایت بافت و فرهنگ و کارکرد روستاها و استفاده از مصالح سازگار با محیط زیست و کمهزینه در ساخت مسکن؛ در طی این سالها بهدلیل نادیده گرفتن موارد مذکور، منازل روستایی شکل و نمای شهری گرفتهاند؛ · لزوم پیشبینی حکمی برای ممنوعیت نقلوانتقال اراضی واگذارشده و واحدهای مسکونی پس از احداث در بازه زمانی مشخص جهت جلوگیری از سوداگری و اطمینان از سکونت دائم گروههای هدف. |
· پیشنهاد اول، حذف ماده (51) از لایحه است. در صورت اصرار به تصویب این ماده، رعایت موارد زیر ضروری است: 1. واژه «رعایت» به قبل از عبارت «تبصره «٢» ماده (٩)»، عبارت «با اولویت استفاده حداکثری از بافتهای فرسوده و نابهسامان» به قبل از عبارت «جهت ساخت مسکن» عبارت «بهصورت اجاره 99 ساله» به بعد از عبارت «واجد شرایط» اضافه شود. 2. واژه «خودمالکی» حذف شود. 3. عبارتهای زیر بهعنوان تبصرههای «3»، «4»، «5» و «6» به ماده (51) الحاق شود: تبصره «۳»- متقاضیان واجد شرایط متقاضیانی هستند که حائز کلیه شرایط زیر باشند: الف) دارای حداقل 5 سال سابقه سکونت در روستای مورد تقاضا به تشخیص مراجع رسمی و ارائه تأییدیه از خانه بهداشت روستایی و شورای اسلامی روستا. ب) روستاییان فاقد مسکن موضوع قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن مصوب سال 1378 با اصلاحات بعدی و آییننامه اجرایی آن ج) متأهل و یا سرپرست خانوار د)دارای برگه (ج) سبز ح) اشخاصی که قصد مهاجرت از شهر به روستا را داشتهباشند؛ بدون رعایت شرط موضوع بند «الف» و با ارائه تعهد رسمی مبنیبر سکونت و انجام فعالیت اقتصادی در روستا بهمدت حداقل 5 سال (هر سال ششماه) در زمره متقاضیان واجد شرایط قرار میگیرند. تبصره «۴»- در راستای جلوگیری از شکلگیری بازار سوداگری و بورسبازی زمین و مسکن، هرگونه انتقال حق امتیاز، عرصه و یا اعیان زمین به شخص دیگر تا مدت 10 سال ممنوع است. معاملات و قراردادهای منعقده برخلاف این تبصره، باطل است. متخلفان و اشخاصی که با اظهار خلاف واقع و کتمان حقیقت از مزایای این ماده برخوردار شوند؛ ضمن سلب امتیاز، به پرداخت جریمهای معادل دو برابر ارزش روز زمین محکوم میشود. تبصره «۵»- رعایت معماری اسلامی-ایرانی، هویت و بافت روستایی، حفظ درآمیختگی تولید، معیشت و سکونت (مسکن معیشتمحور) و استفاده از مصالح سازگار با محیط زیست و مقرونبهصرفه در ساخت، بهسازی و نوسازی واحدهای مسکونی روستایی الزامی است. تبصره «۶»- بنیاد مسکن انقلاب اسلامی موظف است ظرف یکسال، اطلاعات مکانی محدوده روستاهای بالای 20 خانوار را بههمراه نقشههای رقومی موجود طرحهای هادی روستاها با اولویت روستاهای بالای 1000 نفر جمعیت، در سامانه پنجره واحد زمین بارگذاری نماید. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی حداکثر تا 5 سال مهلت دارد، تمامی نقشههای غیررقومی طرحهای هادی روستایی را رقومی نموده و در سامانه مذکور بارگذاری نماید. |
||||||||||||
|
(۵۱) |
تبصره- طرحهای هادی روستایی و تعیین محدوده روستاها در سراسر کشور براساس ضوابط مصوب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، توسط اداره بنیاد مسکن شهرستان تهیه و به تصویب شورای برنامهریزی و توسعه هر استان میرسد. |
|
|
|
· در جزء «5» بند «الف» ماده (26) قانون برنامه ششم توسعه، کمیسیونی استانی برای تصویب طرحهای هادی روستایی تعیین شده است که واجد ایراداتی است. |
· مشخص نبودن مقصود از ضوابط اعلامی شورایعالی شهرسازی و معماری ایران؛ · محل تردید بودن صلاحیت شورایعالی شهرسازی و معماری ایران برای تصویب ضوابط و شرح خدمات طرحهای هادی روستایی با وجود شورایعالی جهاد سازندگی، امور عشایر و توسعه روستایی؛ · عدم تصریح به کارگروه تخصصی مورد نظر برای بررسی اولیه و فنی طرح هادی روستایی قبل از ارجاع به شورای برنامهریزی و توسعه استان جهت تصویب؛ · احتمال زمانبر شدن فرایند بررسی و تصویب طرحهای هادی روستایی در کارگروه مربوطه و شورای برنامهریزی و توسعه استان و نهایتاً تصویب شتابزده طرحها بدون بررسی دقیق و تخصصی؛ · لزوم مضیق کردن تهیه طرحهای بازنگری طرحهای هادی روستایی به روستاهای دارای رشد جمعیت مثبت و براساس دستورالعملی که توسط وزارتخانههای راه و شهرسازی، جهاد کشاورزی و کشور و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تهیه میشود؛ |
· تبصره بهشرح زیر اصلاح میشود: تبصره«۱»- طرحهای هادی روستایی و تعیین محدوده روستاها در سراسر کشور براساس دستورالعمل موضوع تبصره «2» این ماده، ضوابط مصوب شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، توسط اداره بنیاد مسکن شهرستان تهیه و به تصویب شورای کمیته برنامهریزی و توسعه هر استان شهرستان میرسد. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی موظف است با رعایت تبصره «2» این ماده، شرح خدمات تهیه و بازنگری طرحهای هادی روستایی را ظرف حداکثر سه ماه اصلاح و به تصویب شورایعالی جهاد سازندگی، امور عشایر و توسعه روستایی برساند. · متن زیر بهعنوان تبصره «2» به ماده الحاق شود: تبصره «۲»- تعیین محدوده و بازنگری طرحهای هادی روستایی در طول برنامه براساس دستورالعملی است که وزارت راه و شهرسازی با همکاری وزارت جهاد کشاورزی، وزارت کشور، سازمان حفاظت محیط زیست و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، با رعایت حفاظت حداکثری از اراضی کشاورزی و هدایت جهت توسعه به اراضی غیر حاصلخیز، ظرف حداکثر سه ماه تدوین و ابلاغ میشود. |
||||||||||||
|
(۶۴) |
در اجرای بندهای «۱۹» و «۲۰» سیاستهای کلی برنامه و بهمنظور تحقق اهداف کمّی زیر مطابق با احکام این فصل، اقدام میشود.
|
|
|
|
· در جزء «2» بند «الف» ماده (67) قانون برنامه ششم توسعه، به تکلیف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای توسعه زیرساختهای خدمات الکترونیکی در مناطق محروم و روستایی ارائه شده است. بهگونهای که امکان ارائه حداقل چهار خدمت الکترونیکی اصلی دولت (سلامت، آموزش، کشاورزی و بانکی) در هشتاد درصد (80 %) روستاهای بالای 20 خانوار کشور فراهم شود. |
· --- |
· --- |
||||||||||||
|
(۶۵) |
الف) وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف است با استفاده از ظرفیت سرمایهگذاری و مشارکت بخش خصوصی و تعاونی و نهادهای عمومی، امکان اتصال اماکن اداری، تجاری و مسکونی شهرهای هر استان به شبکه ملی اطلاعات از طریق شبکه دسترسی مبتنیبر فیبر نوری و دسترسی پرسرعت روستاهای بالای بیست خانوار را فراهم کند. |
|
|
|
· در بند «ب»ماده (68) قانون برنامه ششم توسعه، به تکلیف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نسبت به توسعه و تکمیل شبکه ملی اطلاعات امن و پایدار تا پایان اجرای قانون برنامه ششم توسعه تأکید شده است. |
· مشخص نیست آیا توسعه شبکه دسترسی به فیبر نوری صرفاً برای مناطق شهری است یا برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در مناطق روستایی نیز از همین روش استفاده خواهد شد؟! · در حال حاضر برخی از روستاهایی که قطب گردشگری محسوب میشوند و یا از نظر تولید محصولات کشاورزی از مزیت نسبی صادراتی داخلی و خارجی برخوردارند، کیفیت خدمات اینترنت در حد مطلوب نیست و همین امر در میزان گردشگرپذیری این مناطق تأثیر منفی گذاشتهاست. لذا بهتر است در توسعه شبکه ملی اطلاعات به اینگونه مناطق اولویت داده شود. |
· عبارت «با اولویت روستاهای هدف گردشگری و یا ممتاز در تولیدات کشاورزی (به تشخیص وزارت جهاد کشاورزی» به بعد از عبارت «بیست خانوار» اضافه شود. · عبارت زیر بهعنوان تبصره به بند «الف» اضافه شود: تبصره - کلیه دستگاههای اجرایی مکلفند بهمنظور تولید و عرضه انواع محتوا و اطلاعات در زمینه خدمات الکترونیک، ازجمله بانکداری، تجارت، آموزش و سلامت الکترونیک، نسبت به تأمین منابع مالی مورد نیاز بخش خصوصی و تعاونی بهویژه شرکتهای دانشبنیان، بهصورت بلاعوض و تسهیلات، اقدامات لازم را به عمل آورند؛ بهنحوی که تا پایان اجرای قانون برنامه هفتم، میزان بهرهمندی روستاییان و عشایر از هریک از خدمات موضوع این ماده، حداقل به پنجاه درصد (50%) جمعیت روستایی و عشایری ارتقا یابد. |
||||||||||||
|
(۶۹) |
چ) وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نسبت به ساماندهی خدمات طب سنتی- ایرانی براساس استانداردهای ابلاغی در نظام سلامت و تهیه فهرست داروهای سنتی و گیاهی کشور و نظارت بر توزیع آن در مراکز و اماکن مجاز اقدام نماید. |
|
|
|
· در بند «چ» ماده (70) قانون برنامه ششم توسعه، به تکلیف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بهعنوان متولی امر طب سنتی ایرانی اسلامی و مکمل، نسبت به ادغام خدمات تأیید شده طب سنتی ایرانی اسلامی در نظام سلامت و همچنین ساماندهی و توسعه ارائه خدمات آموزشی، پژوهشی و درمانی این حوزه اشاره شده است. |
· مقصود از ساماندهی مشخص نیست. · برش روستایی و عشایری ندارد. · شاخص نتیجهگرایی برای میزان بهرهمندی جوامع روستایی، عشایری و شهری از خدمات طب سنتی-ایرانی ارائه نشده است. · ضمن اینکه یکی از الزامات تقویت طب سنتی و گسترش استفاده از گیاهان دارویی، توانمندسازی و مهارتآموزی افراد بهویژه جوانان روستایی و عشایری در زمینه پرورش، فرآوری و بازاریابی گیاهان دارویی است. بهویژه اینکه با تغییر نسل، دانش بومی در حال فراموشی است. · از جنبهای دیگر، با توجه به دسترسپذیری پایین بسیاری از مناطق روستایی و عشایری کشور به خدمات بهداشتی و درمانی از یکسو و وجود دانش بومی در بین ساکنان مناطق مذکور در زمینه طب سنتی و پزشکی ازسوی دیگر و همچنین توان مالی پایین روستاییان و عشایر برای پرداخت هزینههای بهداشتی و درمانی، ضرورت دارد زیرساختها و امکانات لازم برای توسعه طب سنتی و خدمات بهداشتی و درمانی از راه دور در مناطق روستایی و عشایری فراهم شود.
|
· عبارت «توسعه و» به قبل از واژه «ساماندهی» و عبارت «و پزشکی از راه دور با اولویت مناطق روستایی و عشایری» به قبل از واژه «براساس» اضافه شود. · متن زیر به انتهای بند «چ» اضافه شود: «بهنحوی که سالانه بهطور متوسط، حداقل 5 درصد روستاییان و عشایر کشور، تحت پوشش خدمات مذکور قرار گیرند». |
||||||||||||
|
(۷۳) |
ب) حق بیمه پایه سلامت خانوار بهشرح ذیل، سهمی از درآمد خانوار خواهد بود: ١- خانواده روستاییان، عشایر و اقشار نیازمند تحت پوشش نهادهای حمایتی معادل هفت درصد (7%) حداقل دستمزد مشمولان قانون کار که صد درصد (١٠٠%) آن بر مبنای بند «الف» این ماده توسط دولت در قالب بودجه سنواتی تأمین میشود. |
|
|
|
· عیناً در محور نخست بند «ب» ماده (70) قانون برنامه ششم توسعه، تکرار شده است. |
· ماهیت برنامهای ندارد و میتواند به عنوانبندی مستقل به «قانون احکام دائمی برنامههای توسعه» الحاق شود. |
· حذف بند مربوط بهشرط اضافه شدن در قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور مورد پیشنهاد است. · در صورت اصرار نمایندگان بر تصویب این بند، متن بند مورد تأیید است. |
||||||||||||
|
(۸۰) |
بهمنظور تحکیم نهاد خانواده و رفع موانع رشد و شکوفایی بانوان، اقدامات زیر را انجام میشود: ب) معاونت امور زنان و خانواده رئیسجمهور موظف است با همکاری مرکز آمار ایران و سایر دستگاههای دارنده اقلام آماری مرتبط نسبت به سنجش وضعیت زن و خانواده و رصد و تحلیلشناختی و روند نگاری و ارائه گزارشهای ادواری این حوزه به تفکیک شهری، روستایی و عشایری در بستر درگاه هوشمند تبادل اطلاعات اقدام نماید. |
|
|
|
|
· تهیه و انتشار گزارشهای ادواری از وضعیت زنان و خانواده، جزو وظایف ذاتی معاونت امور زنان و خانواده رئیسجمهور است و نیازی به تصریح در برنامه هفتم ندارد. قید احکامی با ماهیت قانون دائمی در برنامههای پنجساله سبب میشود، برخی دستگاهها با پایان یافتن دوره زمانی برنامه و در صورت عدم تنفیذ حکم به برنامه پنجساله بعدی، تکلیف مورد نظر را انجام ندهند. · مفهوم «سنجش وضعیت زن و خانواده» ابهام دارد و مشخص نیست چه شاخصهایی مورد و رصد و تحلیل قرار خواهند گرفت. · بهنظر میرسد معاونت امور زنان و خانواده علاوهبر شناسایی روندها و تحلیلشناختی، باید راهکارهایی برای توانمندسازی زنان نیز ارائه کرده و عملیاتی کند. · برخی از فعالیتهای زنان بهویژه مشارکت آنان در انجام فعالیتهای کشاورزی و سایر کسبوکارهای روستایی قابل اندازهگیری نیست چراکه بهصورت مشترک با مردان به انجام میرسد و غالب اوقات به نام مردان تمام میشود. لذا ضرورت دارد در جمعآوری آمار و اطلاعات مربوطه به این موضوع دقت شود. |
· عبارت «و ارائه راهکارهای توانمندسازی» به بعد از عبارت «درگاه هوشمند تبادل اطلاعات» اضافه شود. |
||||||||||||
|
(۸۳) |
ث) وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مکلف است با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای مربوط، آییننامه ساماندهی صدور مجوز ایجاد پروژههای گردشگری با کاربری ترکیبی (تجاری یا ویلایی یا گردشگری) و امکان فروش و پیشفروش تأسیسات و واحدها براساس طرح مصوب، در محدوده و حریم شهرها و روستاها با اخذ مجوز از دستگاههای اجرایی ذیربط صرفاً در اراضی با کاربری گردشگری مندرج در طرحهای جامع و تفصیلی شهر یا طرح هادی روستا را ظرف مدت شش ماه پس از ابلاغ برنامه، تهیه و به تصویب هیئتوزیران برساند. |
|
|
|
· --- |
· وجود عبارت «کاربری ترکیبی» و اشاره به مصادیق آن (تجاری و ویلایی) این احتمال را به وجود خواهد آورد که در کاربریهای مصوب گردشگری فعالیتهایی غیر از موضوع مورد نظر به انجام برسد. |
· متن بند مذکور بهشرح زیر اصلاح میشود: ث)وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مکلف است با هماهنگی وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای مربوط، آییننامه ساماندهی صدور مجوز ایجاد پروژههای گردشگری با کاربری ترکیبی (تجاری یا ویلایی اداری یا گردشگری) در محدوده و حریم شهرها و سایر کاربریهای مولد اقتصادی سازگار با بوم و فرهنگ روستا در مناطق روستایی و امکان فروش و پیشفروش تأسیسات و واحدها براساس طرح مصوب، با اخذ مجوز از دستگاههای اجرایی ذیربط صرفاً در اراضی با کاربری گردشگری مندرج در طرحهای جامع و تفصیلی شهر یا طرح هادی روستا را ظرف مدت شش ماه پس از ابلاغ برنامه، تهیه و به تصویب هیئتوزیران برساند.
|
||||||||||||
|
(۹۰) |
پ) توسعه مدارس شبانهروزی، روستا مرکزی، استثنائی و آموزش از راه دور با اولویت تأمین هزینههای سرویس ایاب و ذهاب دانشآموزان روستایی و استثنائی (بهویژه دختران). |
|
|
|
· در بندهای «ث» و «ج» ماده (63) قانون برنامه ششم توسعه، بهترتیب بر افزایش ایمنی و مقاومسازی مدارس و فضاهای پرورشی و محاسبه شدن سرمایهگذاری در احداث، توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی، خوابگاههای شبانهروزی، کتابخانهها و سالنهای ورزشی بهعنوان هزینه قابل قبول مالیاتی، تأکید شده است. |
· توسعه مدارس مناطق عشایری مورد غفلت قرار گرفته است. · بحث «هوشمندسازی مدارس» ازجمله موضوعاتی است که در چند سال اخیر مورد توجه بوده و حتی در ماده (69) ق. ب. ش بر این امر تأکید شده است. بنابراین بهتر است تکلیفی در این رابطه در برنامه هفتم توسعه قید شود. |
· واژه «عشایری» به بعد از واژه «مدارس» و قبل از عبارت «و استثنائی» اضافه شود. · تنفیذ ماده (69) قانون برنامه ششم توسعه |
جدول ۵. پیشنهادهای الحاقی به لایحه برنامه هفتم توسعه در حوزه توسعه روستایی و عشایری
|
محل الحاق |
متن پیشنهاد |
اظهارنظر مختصر کارشناسی (دلایل توجیهی) |
کمیسیون مربوطه جهت ثبت پیشنهاد |
||||||||||||
|
الحاق بهعنوان ماده مستقل به فصل 7- امنیت غذایی و ارتقای تولید محصولات کشاورزی |
ماده - بهمنظور توزیع متوازن جمعیت در پهنه سرزمین و تحقق پیشرفت و آبادانی همهجانبه در مناطق روستایی و عشایری بهویژه در زمینه سرمایههای اجتماعی و معنوی، اشتغال پایدار و کاهش فقر چندبُعدی و تحقق اهداف کمّی زیر، دولت مکلف است تا پایان برنامه هفتم توسعه اقدامات موضوع این ماده را انجام دهد. جدول شماره () – هدف کمّی سنجه عملکردی پیشرفت و آبادانی همهجانبه مناطق روستایی و عشایری
الف) سیاستگذاری و مدیریت یکپارچه و رفع موازیکاریها در امور عمران و توسعه روستایی، عشایری و کشاورزی کشور با رویکرد جهادی و نظارتپذیر با محوریت وزارت جهاد کشاورزی تا پایان سال اول اجرای قانون برنامه هفتم توسعه. |
برخلاف قوانین برنامههای توسعه قبلی، فصل یا بخش مجزایی برای احکام «عمران و توسعه روستایی و عشایری» در نظر گرفته نشده است و شاخصهای نتیجهگرایی نیز برای این موضوع ارائه نشده است. ازاینرو، برای رفع این خلأ پیشنهاد میشود ماده مستقلی به فصل هفتم لایحه الحاق و احکام پیشنهادی ذیل آن جانمایی شود. در رابطه با بند «الف»پیشنهادی گفتنی است که در حال حاضر متولی تخصصی واحد و مستقلی برای تدبیر امور توسعه روستایی و عشایری وجود ندارد و این امور بین حداقل 16 وزارتخانه و معاونت ریاستجمهوری پراکنده شده است و بهصورت جزیرهای مدیریت میشود. هیچ چشمانداز و سند مدونی هم وجود ندارد که حداقل دستگاهها مطابق با آن برای توسعه روستایی و عشایری برنامهریزی کنند. فقدان متولی تخصصی واحد و وجود موازیکاری و ناهماهنگی فراوان بین این دستگاهها سبب شدهاست علاوهبر ایجاد سرگردانی برای روستاییان و عشایر در پیگیری امور خود و حتی نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای پیگیری و مطالبهگری تکالیف قانونی مصوب برای توسعه روستایی و عشایری، نواحی روستایی و عشایری در مقایسه با مناطق شهری، در حاشیه قرار گرفته و در بهرهمندی از امکانات و خدمات نسبت به شهرها در پایینترین سطح قرار گیرند. این موضوع در جزء «3» بند «ب» ماده (27) قانون برنامه ششم توسعه نیز آمدهبود ولی شکل اجرایی به خود نگرفت. لذا ضرورت دارد در برنامه هفتم توسعه، بندی درخصوص رفع موازیکاریها و زمینهسازی مدیریت یکپارچه امور سهگانه کشاورزی، روستایی و عشایری توسط وزارت جهاد کشاورزی با رویکرد نظارتپذیر و جهادی صراحتاً آورده شود. |
کشاورزی، آب، منابعطبیعی و محیط زیست |
||||||||||||
|
ب) تنظیم طرحها و برنامههای عمران و توسعه روستایی و عشایری، مبتنیبر اهداف و شاخصهای کمّی و شفاف، تحت فصلی با عنوان «پیشرفت و آبادانی مناطق روستایی و عشایری» در بودجه سنواتی و اختصاص بودجه عادلانه به این فصل متناسب با سهم جمعیت مناطق روستایی و عشایری از کل جمعیت کشور و سهم از تولید ناخالص داخلی، تبصره – در راستای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، حداقل شصت درصد (60 %) بودجه ملی و استانی روستایی و عشایری کشور، به طرحهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این مناطق اختصاص مییابد. بهمنظور تضمین بهرهمندی ساکنان نواحی روستایی و عشایری از منافع حاصل از داراییها و مواهب طبیعی خود و تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتهای فعال در این نواحی، وزارت جهاد کشاورزی مکلف است با همکاری وزارتین کشور و کار، تعاون و رفاه اجتماعی و اخذ نظرات شورایعالی استانها و اتاق اصناف کشاورزی و منابعطبیعی کشور، ظرف شش ماه از ابلاغ این قانون، نسبت به تدوین آییننامه اجرایی «چگونگی سهمبری عادلانه کشاورزان، روستاییان و عشایر از زنجیره ارزش و داراییهای طبیعی مهم» اقدام و آن را به تصویب هیئت وزیران برساند. |
در حال حاضر اعتبارات عمران و توسعه روستایی و ایضاً عشایری در بودجههای سنواتی بین امور و فصول مختلف پراکنده بوده و شفاف و قابل نظارت نیست. همین امر سبب شده است، سهم [قابل احصای] مناطق روستایی و عشایری از بودجههای سنواتی کشور بین حدوداً 4 الی 5 درصد باشد که در مقایسه با سهم 24 درصدی این مناطق از جمعیت کل کشور و سهم 26 درصدی از تولید ناخالص داخلی، رقم بسیار پایینی محسوب میشود. ضمناً بیش از 70 درصد از همین اعتبارات محدود روستایی و عشایری، صرف امور کالبدی، فیزیکی و خدماتی میشود و اعتبار ناچیزی برای موضوعات اشتغالزایی، رونق تولید و تقویت فرهنگ مناطق روستایی و عشایری در نظر گرفته میشود. این درحالی است در طی این سالها امور عمرانی و زیربنایی در مناطق روستایی و عشایری تا حد مطلوبی پیش رفته است و نیاز به تغییر رویکرد بهسمت توسعه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستاها و عشایر احساس میشود. بهویژه اینکه دلیل اغلب مهاجرتهای روستاییان به شهرها و کلانشهرها، نبود فرصتهای مناسب شغلی و عدم بهرهمندی از خدمات رفاهی (نظیر آموزشوپرورش، بهداشت و درمان، اینترنت و...) با کیفیت مناسب است. شایان ذکر است که در جزء «2» بند «الف» ماده (27) قانون برنامه ششم توسعه، سازمان برنامهوبودجه مکلف به اختصاص پیوست مستقل با عنوان «عمران و توسعه روستایی» در بودجههای سنواتی و توزیع هدفمند و عادلانه اعتبارات شده بود ولی در طول این سالها اقدامی در اینخصوص صورت نگرفت. لذا ضرورت دارد حکم مذکور مجدداً در لایحه برنامه هفتم با اصلاحاتی تنفیذ شود. |
||||||||||||||
|
پ) کاهش مدت زمان صدور مجوز راهاندازی و شروع کسبوکارهای روستایی و عشایری به حداکثر یک ماه از زمان ثبت درخواست، |
در حال حاضر و علیرغم راهاندازی پایگاه ملی مجوزهای کسبوکار (G4B.ir)، وجود موانع متعدد در راهاندازی و توسعه کسبوکارها خصوصاً تعدد استعلامات بیندستگاهی و استعلامات غیرضرور، باعث شده است که سرمایهگذاری در مناطق روستایی و عشایری بهویژه بخش کشاورزی برای بسیاری از فعالان اقتصادی جذابیت خود را از دست بدهد و بهنوعی شاهد فرار سرمایه از این بخش باشیم. طولانی بودن فرایند اخذ انواع و اقسام مجوزها از مراجع مختلف، درنهایت موجب دلسردی سرمایهگذاران از ادامه فرایند اخذ مجوز و شروع کسبوکار میشود. شایان ذکر است که برای راهاندازی یک کسبوکار در زیر بخشی مانند گاوداری صنعتی، باید حداقل از 17 دستگاه مختلف استعلام اخذ شود. همچنین وجود تعارض منافع بین فعالیتهای دانشبنیان و مراجع صدور مجوز به عاملی برای محدودسازی این فعالیتها تبدیل شده است. در این راستا ضرورت دارد علاوهبر غیرحضوری ساختن اخذ مجوز و استعلام، تعدد استعلامات بیندستگاهی نیز از طریق معرفی مناطق پاک سرمایهگذاری در سامانه G4B.ir، کاهش پیدا کند. |
||||||||||||||
|
ت) آموزش سالانه 1000 نفر از روستاییان و عشایر بهعنوان تسهیلگران و رهبران محلی و پیشران در زمینه توسعه محلی و درونزا در مناطق روستایی و عشایری و جلب مشارکتهای مردمی، توسط سازمان بسیج مستضعفین با همکاری وزارت جهاد کشاورزی، |
در حال حاضر مشارکتهای مستقیم روستاییان و عشایر در تعیین سرنوشت خود و سیاستگذاریها و برنامهریزیها بهدلیل نبود حلقههای ارتباطی مردمی مناسب بین مردم و دولت در سطح بسیار پایینی قرار دارد و این یکی از چالشها و ضعفهای اساسی مدیریت محلی روستایی کشور است. حلقه مفقوده این چالش نیز غفلت از پرورش و بهرهگیری از افراد مورداعتماد مردم یعنی رهبران تحولآفرین در نواحی روستایی و عشایری است. این رهبران بهدلیل برخورداری از تواناییهای خاص میتوانند با تأثیرگذاری در افکار، باورها و ارزشها و جلباعتماد روستاییان و عشایر در ترویج و تشویق فرهنگ مشارکت مردم در تهیه و اجرای طرحها و برنامهها از یکسو و هدایت سازمانها بهسمت رفع نیازها و اولویتهای اساسی روستاییان و عشایر ازسوی دیگر مؤثر واقع شوند. موضوعی که در جزء «7» بند «الف» ماده (27) قانون برنامه ششم توسعه نیز مورد توجه قرار گرفته است ولی عملکرد درخوری مشاهده نمیشود. از طرفی سازمان بسیج مستضعفین بهجهت تولیگری گروههای جهادی و حضور مستمر در عرصه فقرزدایی و محرومیتزدایی از مناطق روستایی، عشایری و محروم میتواند بههمراه وزارت جهاد کشاورزی بهعنوان متولی توسعه روستایی در کشور، عهدهدار انجام این وظیفه باشد.. لذا ضروری است در برنامه هفتم توسعه این موضوع مورد تأکید قرار گیرد. |
||||||||||||||
|
ث) بهمنظور کاهش هزینه و زمان دسترسی روستاییان به خدمات عمومی، تحقق حداکثر بهرهوری طرحهای عمرانی و کاهش هزینههای غیرضرور و تقویت پیوندهای متوازن روستا-شهری و فراهمسازی نقشآفرینی شهرداریها در رفع نیاز دهیاریها به امکانات و تجهیزات، آییننامه اجرایی استقرار نظام سلسلهمراتبی و شبکهای سکونتگاههای روستایی کشور، حداکثر ظرف دو سال از ابلاغ این قانون توسط وزارت جهاد کشاورزی با همکاری سازمان برنامه و بودجه، وزارتین راه و شهرسازی و کشور و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تدوین و به تصویب هیئت وزیران میرسد. از سال سوم برنامه، طرحهای عمرانی و خدماترسانی روستایی جدید، صرفاً براساس ضوابط این آییننامه انجاممیشود و تخصیص منابع طرحهای جدید برخلاف ضوابط مذکور بهمنزله تصرف در اموال عمومی میباشد. هرگونه تبدیل و یا الحاق روستا به شهر در طول برنامه هفتم توسعه ممنوع میباشد. موارد ضروری پیش از طرح در کمیسیون دفاعی-امنیتی دولت به تصویب کمیته فنی مرکب از وزارت کشور (رئیس)، وزارت جهاد کشاورزی (دبیر)، وزارت راه و شهرسازی، سازمان برنامهوبودجه و سازمان اداری و استخدامی کشور میرسد.
|
طی سالهای گذشته بسیاری از مناطق روستایی کشور در اثر از تبدیلها و الحاقهای بیضابطه و غیرقانونی به شهر، هویت تمدنی و کارکردهای اجتماعی-اقتصادی خود را از دست دادهاند. عموماً اخذ مصوبه برای تبدیل و یا الحاق روستا به شهر بیشتر جنبه تبلیغاتی برای مسئولان دارد که درنهایت بهسبب ترویج سبک زندگی شهرنشینی در اینگونه روستاها، زیرساختها و عناصر تولید به محاق رفتهاند. درنتیجه در اثر تبدیل و الحاق بیرویه و بیضابطه روستاها به شهرها، امنیت غذایی در معرض تهدید جدی قرار دارد. |
||||||||||||||
|
بند الحاقی به ماده (59) از فصل 12- ترانزیت و اقتصاد دریا محور |
وزارت راه و شهرسازی مکلف است ظرف حداکثر شش ماه، با همکاری وزارتخانههای جهاد کشاورزی و کشور و سازمان برنامهوبودجه آییننامه اولویتبندی طرحهای احداث، نگهداری، بهسازی و ایمنسازی راههای آسفالته و شوسه روستایی و ایلراههای عشایری را براساس معیارهایی ازجمله خطر (ریسک) جاده، حجم و نوع فعالیتهای اقتصادی و میزان جمعیت (حداقل بالای ۲۰ خانوار) و رعایت طرحهای بالادستی تدوین و ابلاغ نماید. |
در حال حاضر، رویکرد و روش توسعه راههای روستایی رویکرد و روشی هزینهبر و نامناسب است که با کارکردها و نیازهای جوامع روستایی همخوانی کافی ندارد. بهعبارتی با توجه به اشتغال بخشی از جمعیت روستایی به فعالیت دامداری و همچنین با توجه به تردد زیاد وسائط نقلیه سنگین به مناطق روستایی جهت بازاررسانی محصولات تولیدی، نیاز است متناسب با این موارد، سطح، شیب و مصالح مورد استفاده برای جادههای روستایی تعیین شود. |
عمران |