خلاصه مدیریتی

در نظریات جدید توسعه از توسعه نظام اداری توانمند و کارآمد هم‌تراز با ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یاد می‌شود؛ به عبارتی اعتقاد بر آن است که نظام اداری صحیح اولین و مهم‌ترین نهاد ضروری برای تحقق آرمان‌هاست. با این‌ حال از این قابلیت راهبردی، به‌عنوان پاشنه آشیل فرایند مدیریت توسعه در ایران و بسیاری از کشورهای درحال‌ توسعه یاد می‌شود. با توجه‌ به ضرورت شناخت علل و عوامل اساسی تأثیرگذار در عدم تحقق اهداف برنامه‌های توسعه و تجربه‌آموزی از آن، در گزارش حاضر، کیفیت نظام اداری (بوروکراسی) به‌عنوان ابزار اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه مورد ارزیابی قرار گرفته است. بررسی اطلاعات شاخص‌های هشت‌گانه کیفیت بوروکراسی مؤید آن است که علیرغم بهبود برخی متغیرها ، وضعیت اکثریت این شاخص‌ها با وضع مطلوب فاصله دارد. مهم‌ترین نکات این گزارش به‌شرح ذیل است:

  • نظام اداری در کشورهای درحال توسعه دارای دو کارکرد اصلی ارائه خدمات عمومی روتین و راهبری و اجرای برنامه‌های توسعه‌ است.
  • علیرغم بهبود نسبی شاخص اثربخشی و کارآمدی دولت در سه سال اخیر، باید اقدامات عاجل و جامع تری در خصوص توانمند نمودن نظام اداری صورت پذیرد.
  • بخش اعظمی از ناکارآمدی نظام اداری برآمده از عوامل سیاسی و خارج از بوروکراسی نظام قانون‌گذاری، نظام آموزش، نظم بودجه‌ریزی و ...) است. از این رو ضروری است که در احکام اداری و استخدامی برنامه هفتم توسعه احکام و ضوابطی در جهت کنترل سیاست زدگی منفی و ایجاد تعامل بهینه بین نظام سیاسی و بوروکراسی پیش بینی گردد.
  • تعیین اهداف، تکالیف و احکام برنامه هفتم توسعه، براساس توانمندی و ظرفیت بوروکراسی امری ضروری در جهت حاکمیت قانون و افزایش اعتماد عمومی است.

مقدمه

دستیابی به آرمان و اهداف ترسیم شده در قانون اساسی و سایر اسناد بالادستی، مستلزم حرکت برنامه‌ریزی شده به‌منظور دستیابی به وضعیت مطلوب در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. فرایندی تحول‌گرا و نتیجه‌محور تحت عنوان مدیریت توسعه که دارای سابقه‌ای بیش از ۷۵ساله در ایران است. پس از انقلاب اسلامی از سال 1368 تاکنون شش برنامه توسعه تدوین و اجرایی شده است. برنامه‌هایی که به اذعان بسیاری از صاحبنظران و پژوهشگران اهداف تعیین شده را به‌گونه‌ای مطلوب برآورده نساخته‌اند [1] [2] [3]. به‌طور ویژه‌ درخصوص قانون برنامه ششم توسعه، برابر گزارش‌های دیوان محاسبات کشور [4] و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی [5] بخش قابل‌توجهی از احکام محقق نشده و یا به‌صورت صددرصدی به اهداف تعیین شده دست نیافته‌اند. (جدول1)

 

 

جدول ۱. میزان تحقق احکام قانون برنامه ششم توسعه

مرجع ارزیابی

خلاصه نتایج

دیوان محاسبات کشور

30 درصد از احکام برنامه ششم‌ به‌طور کامل محقق شده است.

22 درصد از احکام برنامه ششم‌ به‌طور کامل محقق نشده است.

در 48 درصد از احکام، بخشی از ضوابط تعیین شده محقق شده است.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

دو قانون برنامه ششم توسعه و قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه مشتمل بر 167 ماده و 1044 حکم برای 44 دستگاه اجرایی است.

از مجموع 732 حکم مورد بررسی، تعداد 363 حکم محقق نشده است.

از مجموع 732 حکم مورد بررسی، تعداد 106 حکم غیرقابل ‌ارزیابی است.

از مجموع 732 حکم مورد بررسی، تعداد 263 حکم محقق شده است.

از مجموع 732 حکم مورد بررسی، تعداد 63 حکم به‌صورت کامل (صددرصدی) محقق شده است.

 

آماری تأمل‌برانگیز که نشان‌دهنده ضعف و کاستی‌های اساسی در فرایند مدیریت توسعه و کارویژه‌های آن – طرح‌ریزی سیاست‌ها و خط‌مشی‌ها/ برنامه‌ریزی توسعه، اجرا و نظارت - است. در این میان بسیاری از صاحبنظران و محققان معتقدند که پاشنه آشیل مدیریت توسعه در ایران و بسیاری از کشورهای درحال‌ توسعه ضعف و ناتوانی نظام اداری در اجرای اهداف و برنامه‌های توسعه است [6] [7] [8] [9].

‌‌‌‌با توجه ‌به اهمیت و جایگاه نظام اداری در تحقق اهداف توسعه، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در حول سه محور: ۱. میزان آمادگی نظام اداری، ۲. بررسی کارشناسی احکام و ضوابط اداری و استخدامی در لایحه و ۳. پیشنهادهای تقنینی به‌منظور تقویت و اصلاح احکام اداری و استخدامی لایحه برنامه هفتم توسعه اقدام به تهیه گزارش‌هایی کرده است. در گزارش اول از این سلسله گزارش‌ها، با توجه‌ به ضرورت شناخت علل و عوامل اساسی تأثیرگذار در عدم تحقق اهداف برنامه‌های توسعه و تجربه‌آموزی از آن، کیفیت نظام اداری (بوروکراسی) به‌عنوان ابزار اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج این گزارش با ارائه تصویری کلی از شاخص‌های کلان نظام اداری می‌تواند در فرایند بررسی مسئله‌محور، واقع‌گرا و عقلانی لایحه برنامه هفتم توسعه تأثیرگذار باشد.

گزارش حاضر در سه بخش اصلی به‌شرح ذیل سازمان‌دهی ‌شده است:

  1. مروری بر مفاهیم و مبانی نظری توسعه، مدیریت توسعه و نظام اداری (بوروکراسی)؛
  2. ارزیابی کیفیت نظام اداری کشور (بوروکراسی)؛
  3. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری.

 

 

  1. مروری بر مفاهیم و مبانی نظری توسعه، مدیریت توسعه و نظام اداری (بوروکراسی)

1-1. توسعه

پس از جنگ جهانی دوم اصطلاح «توسعه» به‌صورت ویژه‌ای مورد توجه قرار گرفت. اصطلاحی که معانی، اهداف، رویکردها و کارویژه‌های آن در دهه‌های اخیر به‌صورت فزاینده‌ای تغییر و گسترش‌یافته است. در دهه‌های 1950 و 196 توسعه عمدتاً به‌صورت اقتصادی صرف تعریف شده است. بر این ‌اساس توسعه به معنای توانایی اقتصاد ملی برای ایجاد و تداوم رشد تولید ناخالص ملی با نرخ‌های 5 تا 7 درصد و بیشتر بوده است؛ به این معنا که اگر کشوری در توسعه تولیداتش، نرخی سریع‌تر از آهنگ رشد جمعیت را به دست آورد به سمت توسعه در حرکت است. توسعه در مفهوم اقتصادی آن معمولاً بر حسب تغییرات برنامه‌ریزی شده ساختار تولید و اشتغال بررسی شده است. در این نوع نگرش به توسعه، به شاخص‌های اجتماعی غیراقتصادی اشاره‌ای کلی و گذرا می‌شود [10]. با توجه‌ به سوء نتایج حاصل از این نوع نگرش جزءنگر و تک‌بُعدی، مفاهیم و رویکردهای دیگری در حوزه توسعه مطرح شد. در جدول ۲، برخی از این تعاریف و رویکردها ارائه شده است.

 

جدول ۲. برخی تعاریف و ویژگی‌های توسعه

صاحبنظر/ پژوهشگر

تعریف/ ویژگی توسعه

محمد البوری (1985)*

توسعه عبارت است از قابلیت به‌ دست ‌آوردن‌ ایدئال‌های اسلامی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی و اداره ‌کردن کشور در این راستا.

ایوانز (2005)

توسعه فرایند گذار از وضع موجود به وضع مطلوب در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است.

کاپور (2014)

توسعه پدیده‌ای جهانی است که دو هدف (1) رفع فقر و (2) تأمین معاش، احترام، حقوق، کرامت و آزادی‌های انسان‌ها را محقق می‌سازد.

عظیمی آرانی (1380)**

توسعه عبارت است از بازسازی کامل جامعه و به‌ویژه از دیدگاه ایجاد نهادهای تازه‌ای که متناسب با بصیرت و اندیشه‌های جدید باشند.

مقیمی (1390)

توسعه عبارت است از تحول در ابعاد‌ کمّی‌وکیفی جامعه در جهت ارتقای سطح کیفی زندگی مردم متناسب با نظام ارزشی جامعه.

موثقی (1394)

توسعه فراتر از رشد، دلالت بر یک دگرگونی اجتماعی عمده، تغییر و تحول گذار از یک جامعه سنتی، روستایی و کشاورزی به جامعه مدرن، شهری و صنعتی دارد.

*به نقل از میرسپاسی [11].

**به نقل از نورمحمدی و همکاران [14].

 

تحقق توسعه به‌عنوان آرمان و آمال اصلی بسیاری از کشورها مستلزم مدیریت اثربخش توسعه (مدیریت توسعه) و توسعه نظام اداری (بوروکراسی دولت) است. در این‌خصوص دو دیدگاه قابل تفکیک‌ می‌باشد:

۱. توسعه نظام اداری بخشی از توسعه همه‌جانبه کشور‌ است.

۲. توسعه نظام اداری (مدیریت) پیش‌نیاز مدیریت توسعه‌ است.

 

1-2. مدیریت توسعه

پس از جنگ جهانی دوم، آرمان‌ها و سیاست‌های دولت‌ها غالباً در حول مفهوم محوری توسعه شکل گرفت. در این دوره ایالات متحده امریکا و شوروی به‌عنوان سردمداران بلوک شرق و غرب درصدد برآمدند که با کمک‌های مالی و فنی به کشورهای تازه ‌استقلال‌یافته و جوامع سنتی، ایدئولوژی لیبرالیسم و مارکسیسم را تبلیغ و منتشر کنند. ضرورت راهبری و هدایت این امر، باعث پیدایش رشته تخصصی مدیریت تطبیقی و توسعه در ذیل کهن رشته تخصصی اداره امور عمومی (مدیریت دولتی) شد [6]. با وجود گذشت بیش از ۷دهه از آغاز مطالعات مدیریت دولتی تطبیقی و توسعه، وحدت نظری‌ درخصوص مفهوم مدیریت توسعه وجود ندارد. در جدول۳، برخی تعاریف و وظایف مدیریت توسعه از دیدگاه اندیشمندان و پژوهشگران مختلف ارائه شده است.

 

جدول۳. برخی تعاریف و وظایف مدیریت توسعه

صاحبنظر/ پژوهشگر

تعریف/ وظایف مدیریت توسعه

هنالت*

طراحی، اجرا و ارزیابی خط‌مشی‌ها و برنامه‌هایی که به تغییر اجتماعی - اقتصادی منتهی می‌شوند.

گانت*

اداره امور توسعه (مدیریت توسعه) به‌معنای اداره امور خط‌مشی‌ها، برنامه‌ها و پروژه‌ها برای نیل به مقاصد توسعه است.

چارلز (1985)

اداره عمومی مطالعه فعالیت‌های دولت است در جایی که دولت مسئولیت توسعه را تقبل کند اداره عمومی به مدیریت توسعه مبدل می‌شود.

راتود (2010)

مدیریت توسعه بخشی از اداره امور عمومی است که به توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور‌ می‌پردازد. این بخش از مدیریت دولتی فعالیت دولت را در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی توسعه می‌دهد.

کاپور (2014)

مدیریت توسعه با طرح‌ها، سیاست‌ها، برنامه‌ها و پروژه‌های متمرکز بر ملت‌سازی و توسعه اقتصادی و اجتماعی سروکار دارد.

استون**

مدیریت توسعه با دستیابی به توسعه ملی سروکار دارد.

هوپ**

مدیریت توسعه از نظر زمینه‌ای و عملیاتی به‌معنای سازمان‌دهی و مدیریت کارآمد فعالیت‌های توسعه‌ای یک ملت برای دستیابی به اهداف توسعه است.

کاتز**

مدیریت توسعه به‌طورکلی شبیه به اداره عمومی سنتی است که بر نحوه اجرای قوانین، سیاست‌ها و هنجارهای یک دولت مربوط می‌شود. با این‌ حال در اهداف، دامنه و پیچیدگی متفاوت است. مدیریت توسعه نوآورانه است؛ زیرا با تغییرات اجتماعی مرتبط با دستیابی به اهداف توسعه مرتبط است.

*به نقل از هدی [17].

** به نقل از کاپور [13].

 

وظایف و کارویژه‌های مدیریت توسعه را می‌توان در پنج محور اصلی به‌شرح ذیل دسته‌بندی کرد:

  1. تدوین آرمان‌ها، سیاست‌ها و اهداف توسعه.
  2. تدوین برنامه‌ها، مدیریت برنامه‌ها و پروژه‌ها.
  3. بازسازماندهی ساختارها و رویه‌های اداری.
  4. ارزیابی نتایج.
  5. تحقق مشارکت مردم در امور توسعه [13].

براساس مبانی نظری و شواهد عینی و تجربی موفقیت فرایند مدیریت توسعه مستلزم بهره‌مندی از ویژگی‌ها و مشخصه‌های هشت‌گانه‌ای به‌شرح شکل ۱، است. این ویژگی‌ها منطقاً باید در کلیه فرایندهای مدیریت توسعه (هدفگذاری و طرح‌ریزی، تدوین خط‌مشی‌‌ها ، اجرای خط‌مشی‌‌‌‌‌ها، کنترل و ارزیابی) مبنای عمل قرار گیرند.

 

شکل ۱. مشخصات مدیریت توسعه

 

منبع: یافته‌های تحقیق.

 

 

  1. هدف‌گرا و نتیجه‌محور: مدیریت توسعه‌ به‌دنبال تحقق اهداف و آرمان‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. ازاین‌رو در عملکرد خود منعطف و دارای ماهیتی عملیاتی است. در مدیریت توسعه اهداف مشخص شده باید در چارچوب زمانی خاص محقق شوند؛ ازاین‌رو نتیجه‌‌‌‌‌‌گرایی در مقابل اداره امور سنتی حائز اهمیت است.
  2. تغییر محور: توسعه ذاتاً تغییر محور است. در توسعه گذار و یا جهش از وضع موجود به وضعیت مطلوب در عرصه‌های مختلف مورد توجه است.
  3. نوآورانه: عبور از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب مستلزم نواندیشی، تغییر رویه‌های موجود و... است. ازاین‌رو خلاقیت و نوآوری یکی از ارکان اصلی مدیریت توسعه می‌باشد.
  4. مردم‌محور: از آنجایی ‌که توسعه‌ درنهایت مردم را هدف قرار می‌دهد، همه کارکردهای توسعه باید مردم‌محور باشد. ازاین‌رو باید بر مشارکت مردم در تدوین برنامه‌ها، اجرا و به اشتراک گذاشتن منافع حاصله تأکید شود. به عبارتی مدیریت توسعه باید بر برنامه‌ریزی با مردم به‌جای برنامه‌ریزی برای مردم متمرکز باشد.
  5. زمان‌محور: زمان‌محوری به‌عنوان محدودیت اصلی مدیریت توسعه قلمداد می‌شود. این بدان معناست که همه برنامه‌ها، پروژه‌ها و طرح‌ها باید در یک سقف زمانی محقق شوند.
  6. کل‌نگر: تأکید و توجه مدیریت توسعه به‌عنوان فرایندی مستمر بر توسعه چندبُعدی، توجه ویژه بر ارتباط نظام‌ها و روابط اجزا، یکپارچگی و همراستایی اقدامات و نحوه تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر سایر نظام‌ها است.
  7. غیرمتمرکز: تحقق توسعه منطقه‌ای و محلی به‌عنوان بخش اصلی تحقق اهداف توسعه ملی قلمداد می‌شود. ازاین‌رو تمرکززدایی از ضروریات اصلی مدیریت توسعه است.
  8. درون مدار و برون گرا: در مدیریت توسعه کلیه فرایندها و مراحل‌ براساس شناخت ظرفیت‌های داخلی و فرصت‌های بین‌المللی طرح‌ریزی و اجرا می‌شوند.

تحقق مطلوب مدیریت توسعه و ابعاد هشت‌گانه آن مستلزم وجود دو عنصر اصلی خواستن و توانستن در نظام حکمرانی است. عنصر خواستن بر عزم و اراده سیاسی در جهت تحول در ابعاد کمّی‌وکیفی جامعه تأکید دارد. عنصر توانستن نشانگر کیفیت بوروکراسی و نظام اداری توانمند در جهت تحقق اهداف تعیین شده توسط بدنه سیاسی است [20].

 

 

1-3. نظام اداری (بوروکراسی)[1]

در نظام‌های دموکراتیک، نظام سیاسی نظامی است که در آن ارزش ها براساس آرای مردم انتخاب می‌شوند. نظام‌های سیاسی برای دستیابی به ارزش‌های انتخابی، ابزار اجرایی یعنی نظام اداری (بوروکراسی)[2] را‌ به‌کار می‌گیرند؛ ازاین‌رو واضح است که در صورت هرگونه ضعف و ناتوانی در نظام اداری چهره بخش سیاسی مخدوش خواهد شد؛ زیرا‌ درحقیقت بیشتر مردم، حکومت و دولت را در پرتو بوروکراسی به نظاره می‌نشینند و آن را معادل حکومت یا دولت تصور می‌کنند. به‌طورکلی نظام اداری ماشین اجرایی دولت به‌حساب می‌آید که مرتبط با سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه است. این ماشین اجرایی ابزار چهارگانه۱. قوانین و مقررات، ۲. ساختار تشکیلاتی، ۳. سیستم‌ها و روش‌ها و ۴. منابع انسانی را جهت ایفای نقش خود در اختیار دارد [11].

نقش نظام اداری در نظام حکمرانی کشور را‌ می‌توان در امور زیر خلاصه کرد:

  1. اجرای سیاست‌‌ها و خط‌مشی‌های عمومی؛
  2. شناسایی نارسایی‌های و کاستی‌های خط‌مشی‌‌‌‌‌ها، پرورش افکار و ارائه مشاوره در تدوین سیاست‌‌ها و خط‌مشی‌‌ها؛
  3. ارائه خدمات عمومی (انجام امور جاری)؛
  4. مدیریت توسعه در کشورهای درحال توسعه.
  5. ارزیابی کیفیت نظام اداری کشور (بوروکراسی)

آگاهی و شناخت از ظرفیت‌ها و توانایی نظام اداری و پیش‌بینی اقدامات اصلاحی برای تقویت آن و نیز تدوین اهداف و برنامه‌های توسعه متناسب با کیفیت بوروکراسی به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اصلی در مدیریت و برنامه‌ریزی توسعه است. در این بخش از گزارش به بررسی شاخص‌های هشت گانه مرتبط‌ با کیفیت بوروکراسی در ایران‌ براساس آمار، اطلاعات و شواهد موجود می‌پردازیم. لازم به توضیح است این شاخص ها پس از مطالعات کتابخانه ای در خصوص معیارهای ارزیابی نظام حکمرانی و سیستم های خدمات کشوری و  پس از کسب نظریات خبرگان اجرایی و علمی تعیین گردیده اند.

۱. نقش و اندازه دولت:

مفهوم دولت و نقش وظیفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که در جامعه برعهده می‌گیرد یکی از محوری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین موضوعات حوزه حکمرانی است. نقش و وظایف دولت را‌ می‌توان در قالب طیفی ترسیم کرد. در یک طرف این طیف، بر دولت حداقلی و مداخله کمینه در امور جامعه تأکید‌ می‌شود. در نقطه مقابل اختیارات حداکثری دولت در اداره امور، مطرود بودن مالکیت خصوصی، اقتصاد کاملاً برنامه‌ریزی شده و ... قرار دارد. نظریات دولت، مبنای تدوین نظریات اداره عمومی و سپس مدل خدمات کشوری خواهند بود. به عبارتی اندازه و حجم دولت، فناوری‌‌ها و راهبردهای انجام وظایف و سایر نظام‌های استخدامی با توجه به نقش دولت در اداره امور جامعه، تعیین و سازمان دهی‌ می‌شوند. بنابراین با توجه به لزوم مشارکت بخش خصوصی و جامعه مدنی، در برنامه‌های توسعه، نیاز به چابکی و انعطاف پذیری بوروکراسی و ... غالباً کوچک‌سازی و بهینه‌سازی اندازه دولت در قوانین برنامه مورد توجه قرار گرفته است. زیرا اعتقاد بر آن است که در شرایط کنونی بوروکراسی چنان چاق و فربه شده است که برای سرپا ایستادن خودش هم نیاز به کمک دیگران دارد؛ ازاین‌رو انتظار تحول و توسعه جامعه از چنین بوروکراسی غیرمعقول است [20]. در ذیل روند تغییر اندازه دولت در قالب سه شاخص تغییرات در اعتبارات هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نسبت به بودجه عمومی، رشد کمّی کارکنان دولت و گسترش تشکیلات دولت مورد بررسی قرار گرفته است.

 

تغییرات در اعتبارات هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نسبت به بودجه عمومی

در جدول ۴، تغییرات در اعتبارات هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نسبت به بودجه عمومی در قوانین بودجه سنواتی [25] در بازه زمانی 1402-1396 ارائه شده است.

 

جدول ۴. افزایش نسبت اعتبارات هزینه‌ای به بودجه عمومی (ارقام به هزار میلیارد تومان)

1402

1401

1400

1399

1398

1397

1396

سال

2164

1527

1373

649

520

443

398

بودجه عمومی

1454

999

918

436

352

293

253

اعتبارات هزینه‌ای

0/67

0/65

0/67

0/68

0/67

0/66

0/63

نسبت اعتبارات هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به بودجه عمومی

 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌براساس نسبت اعتبارت هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به بودجه عمومی در جدول ۳،‌ به‌نظر می‌رسد که اندازه دولت در سال 1402 (به‌عنوان سال آغازین برنامه هفتم توسعه) نسبت به سال 1396 (به‌عنوان سال آغازین برنامه ششم توسعه) با افزایش خفیفی روبرو بوده است. درخصوص این افزایش باید توجه داشت که در سال‌های اخیر با توجه به شرایط ویژه کشور (تحریم‌‌‌‌‌ها، بحران کرونا و ..) میزان رشد بودجه عمومی نسبت به اعتبارات هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در مواردی کمتر بوده و افزایش نسبت مذکور قابل توجیه خواهد بود.

 

رشد کمّی کارکنان دولت

با تلفیق اطلاعات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور [26] و داده‌های سالنامه آماری کشور[3] [27] آمار کارکنان دولت در بازه زمانی 1400-1357 مطابق نمودار ۱، است

 

نمودار ۱. تعداد کارکنان دولت طی سال‌های 1400-1357

 

 

اگرچه براساس آمار ارائه شده توسط سازمان اداری و استخدامی کشور تعداد کارکنان دولت در طول برنامه هفتم توسعه تغییرات محسوسی نداشته است، اما آمار ارائه شده توسط سازمان مذکور صرفاً ناظر به نیروهای رسمی، پیمانی، قراردادی و کارگری است و باید توجه داشت درحال حاضر سایر نیروها تحت عناوین مختلف در دستگاه‌های اجرایی مشغول به‌کار هستند که ضروری است در آمار مربوط به تعداد کارکنان دستگاه‌های اجرایی لحاظ شوند. در سنوات اخیر سامانه‌های اطلاعاتی برای ثبت و به‌روزرسانی و یکپارچه‌سازی اطلاعات مربوط به کارکنان و ساختار در سازمان اداری و استخدامی کشور، سازمان برنامه‌وبودجه کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی در قوانین بودجه سنواتی پیش‌بینی شده تا اطلاعات لازم جمع‌آوری شود. در همین راستا سازمان اداری و استخدامی کشور به‌منظور شفافیت در تعداد سایر کارکنان ثبت شده توسط دستگاه‌های اجرایی، اقدام به ایجاد پایگاهی تحت عنوان «پایگاه اطلاعات سایر نیروهای به‌کارگیری شده» کرده است که در این پایگاه اطلاعات نیروهای مشمول طرح عمرانی شاغل در فعالیت‌های مربوط به طرح، مشمول ماده (۳) قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، شرکتی پیمانکاری به‌کارگیری شده در قالب شرکت‌های تأمین نیروی انسانی، مشمول طرح عمرانی شاغل در فعالیت‌های جاری دستگاه، قرارداد حق‌التدریس، قرارداد ساعتی پاره‌وقت و سایر اشکال دیگر به‌کارگیری به تفکیک درج خواهد شد، اما با توجه به اینکه اطلاعات درج شده در سامانه مذکور تکمیل نشده، لذا نمی‌توان برآورد دقیقی از تعداد نیروهایی که درحال حاضر در دستگاه‌های اجرایی مشغول به فعالیت هستند‌ ارائه کرد. ازاین‌رو برآورد اندازه دولت‌ براساس تعداد کارکنان‌ براساس آمار دقیق امکان‌پذیر نیست، اگرچه شواهد موجود حکایت از افزایش میزان نیروی انسانی و افزایش اندازه دولت‌ براساس شاخص تعداد کارکنان را دارد. از عمده موضوعاتی که افزایش حجم و اندازه نیروی انسانی دولت را رقم زده می‌توان به قوانین مربوط به تبدیل وضعیت استخدامی اشاره کرد. قوانین مربوط به تبدیل وضعیت ایثارگران، مصوبات و مقرراتی که جواز تبدیل وضعیت از شرکتی به قراردادی و از قراردادی به پیمانی را اعطا کرده (بخشنامه تبدیل وضعیت کارکنان قراردادی دارای کارنامه مجاز آزمون‌های اداری به پیمانی ابلاغی به شماره ۹۶۱۹۷۷ مورخ ۲۶/۱۰/۱۳۹۵ سازمان اداری و استخدامی کشور) و عدم رعایت سقف‌های قانونی‌ ازجمله تبصره ذیل‌ ماده (۳۲) قانون مدیریت خدمات کشوری‌ ازجمله مواردی است که موجب افزایش تعداد نیروهای موضوع این تبصره در دستگاه‌های اجرایی‌ به‌ویژه در راستای اراده دولت‌ها برای به‌کارگیری نیروهای مورد توجه خود‌ است. بنابراین اگرچه از منظر آمار رسمی ارائه شده توسط سازمان اداری و استخدامی کشور، تعداد کارکنان دولت در طول برنامه ششم توسعه، تغییر محسوسی نداشته، اما با توجه به عدم جامعیت آمار ارائه شده ، به طور قطع و یقین نمی توان  اظهار داشت که تغییر اندازه دولت محسوس نمی باشد.

گسترش تشکیلات دولت

در سال‌های پس از انقلاب، به‌لحاظ گرایش به دولتی کردن امور، بخش دولتی به‌تدریج رو به گسترش نهاد. تغییر نقش و افزایش تصدی‌گری دولت منجر به بزرگ‌تر شدن اندازه دولت شد؛ به‌طوری ‌که تعداد دستگاه‌های اجرایی کشور در سال 1381 در مقایسه با سال 1357 تا بیش از سه برابر افزایش یافت. البته برخی از این گسترش تشکیلاتی لازمه انقلاب بوده و ایجاد نهادها و دستگاه های متناظر با ارزش های انقلاب اسلامی را ایجاب می کرده است. پیامدهای این گسترش تشکیلاتی[4] منجر به آن شد که در سیاست‌های نظام اداری و برنامه‌های توسعه بازطراحی و اصلاح ساختار تشکیلات دولت مورد توجه ویژه قرار گیرد. به‌طوری‌ که سازمان اداری و استخدامی کشور و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور (سابق) در ۶‌مرحله اقدام به تدوین و ارائه طرح تشکیلات کلان دولت در سال‌های 1376،1372،1362،1361، 1378 و 1384 کردند [26]. در همین راستا نیز شورای‌عالی اداری برخی مصوبات را‌ درخصوص سامان‌دهی تداخل وظایف و موازی‌کاری دستگاه‌های اجرایی را داشته است.[5] در این بخش با توجه‌ به در دسترس نبودن اطلاعات جامع و موثق در این‌خصوص‌ صرفاً  براساس وضعیت (گسترش) تقسیمات کشوری و تعداد دستگاه‌های اجرایی میزان گسترش تشکیلات دولتی بررسی شده است.

 

الف) تقسیمات کشوری

به‌موجب قانون تقسیمات کشوری مصوب سال 1362، تشکیلات دستگاه‌های اجرایی از عناصر تقسیمات کشوری (استان، شهرستان، بخش، شهر، دهستان) تبعیت می‌کند [29]. با تأسیس شهرستان، بخش و شهرهای جدید، بوروکراسی دولت از منظر تعداد کارکنان، منابع مالی موردنیاز و...با افزایش روبرو خواهد شد.  ازاین‌رو با توجه‌ به اطلاعات جدول ۶، به‌نظر می‌رسد افزایش اندازه دولت در این متغیر آشکار است. با این وجود افزایش جمعیت و گسترش روند شهرنشینی‌ درخصوص تحلیل این متغیر باید مورد توجه قرار گیرد.

 

جدول 5. وضعیت سطوح تقسیمات کشوری طی سال‌های 1400-1357

بازه زمانی

شهرستان

بخش

شهر

دهستان

1357

139

390

456

1093

1368

215

567

510

1883

1374

247

662

599

2160

1379

293

777

885

2293

1384

336

889

1015

2401

1388

368

918

1017

2401

1393

428

1030

1226

2500

1397

434

1071

1319

2601

1400

469

1150

1423

2717

 

ب) تعداد دستگاه‌های اجرایی

تعداد دستگاه‌های اجرایی اعم از وزارتخانه‌ها، مؤسسات، شرکت‌های دولتی، دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی، نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی در سال 1393 به‌شرح جدول ۷، بوده است [29].

 

جدول 6. تعداد دستگاه‌های اجرایی در سال 1393

تعداد

عنوان

18

وزارتخانه

73

مؤسسات دولتی در قوای سه‌گانه

615

دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، مجتمع‌ها و مراکز آموزش‌عالی و آموزشکده‌ها (بدون احتساب واحد تحقیقاتی تابعه دانشگاه‌ها)

26681 دهیاری

1236 شهرداری

53 فدراسیون

نهادها و مؤسسات غیردولتی (شامل شهرداری‌ها، دهیاری‌ها، فدراسیون‌ها و...)

783

شرکت و بنگاه‌های گروه‌های (1، 2 و 3)

 

برابر اعلام سازمان اداری و استخدامی کشور در سال 1400، به‌استثنای دستگاه‌های امنیتی و نظامی، شهرداری‌ها، اکثریت دستگاه‌های زیر نظر مقام معظم رهبری، برخی زیرمجموعه‌های وزارت نفت، مجموعه‌های مربوط به سازمان انرژی اتمی و وزارت امور خارجه عناوین تعداد 4738 دستگاه اجرایی و واحد استانی در سامانه مدیریت ساختار دستگاه‌های اجرایی به‌شرح جدول ۸، ثبت شده است [28]. البته لازم به توضیح است‌ درخصوص اطلاعات‌ ارائه شده در سالنامه آماری سازمان اداری و استخدامی کشور، تعارضات فراوانی وجود دارد به‌گونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که درحالی که در پیوست 3 بودجه سال 1402 کل کشور تعداد شرکت‌های دولتی حدوداً ۳۸۰ ذکر شده است و در سالنامه آماری سال 1400دستگاه‌های اجرایی تعداد این شرکت‌‌ها 1142 مورد ثبت شده است. با توجه به اختلاف فاحش آماری چنین‌ به‌نظر می‌رسد سازمان اداری و استخدامی کشور در محاسبه آمار شرکت‌های دولتی آمار سایر شرکت‌های زیرمجموعه بخش عمومی را نیز محاسبه کرده است. همچنین در محاسبه تعداد نهادهای عمومی غیردولتی نیز دچار همین عدم دقت شده است. لازم به توضیح است که با توجه به اختلاف فاحش آمار نهادهای عمومی غیردولتی با تعداد نهادهای عمومی غیردولتی که در قانون فهرست نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی آمده است،‌ به‌نظر می‌رسد سازمان در محاسبه فهرست نهادهای عمومی غیردولتی سایر نهادهای زیرمجموعه بخش عمومی را نیز در نظر گرفته که به این ترتیب همپوشانی با آمار شرکت‌های زیرمجموعه بخش عمومی ایجاد شده است. همین امر صحت آمار‌ ارائه شده را با تردید مواجه خواهد ساخت.

 

جدول 7. تعداد دستگاه‌های اجرایی در سال 1400

تعداد

عنوان

335

دستگاه اجرایی وزارتخانه‌ای

1697

نهاد عمومی غیردولتی (احتمالاً با احتساب سایر نهادهای زیرمجموعه بخش عمومی)

1142

شرکت دولتی (احتمالاً با احتساب سایر شرکت‌های زیرمجموعه بخش عمومی)

1560

مؤسسه دولتی

4

اعلام نشده

 

با مقایسه اطلاعات جداول (7 و 8) و با توجه‌ به شواهدی مانند عدم در نظرگرفتن مواردی چون تعداد دهیاری‌ها در آمار نهادها عمومی غیردولتی[6] تفاوت مبنای محاسباتی آمارهای مذکور مشهود‌ است.

با این ‌حال و در شرایطی که فقدان آمارهای دقیق ما را به نتیجه دقیقی نمی‌رساند، اما شواهدی مانند تغییرات در سطوح مدیریتی عمودی از حیث توسعه و نیز حتی ارتقای سطوح و ایجاد تشکیلات جدیدی بدون مجوز مقنن ازقبیل پست‌های کارشناس مسئول در برخی دستگاه‌های اجرایی علی‌رغم فقدان تصریح در دستورالعمل انتصاب مدیران حرفه‌ای،[7] ایجاد معاونت‌های جدید در وزارتخانه‌ها بدون رعایت بند «د» ماده (۲۹) قانون مدیریت خدمات کشوری، انتزاع و ادغام بدون اخذ مصوبات شورای عالی اداری، ارتقای سطوح از مرکز به سازمان،[8] شکل‌گیری مؤسسات جدید دولتی و فقدان تشکیلات و آمار نیروی انسانی‌ به‌ویژه در دستگاه‌های تابع قانون کار عملاً در معنای انبساط حجم دولت است.

‌‌‌‌با توجه ‌به اطلاعات حاصل از بررسی تغییرات در اعتبارات هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای نسبت به بودجه عمومی، رشد کمّی کارکنان دولت، تعداد دستگاه‌های اجرایی، تأسیس شهرستان، بخش و شهرهای جدید و با لحاظ کردن شرایط کشور می‌توان چنین جمع‌بندی کرد که اگرچه از منظر آمار رسمی ارائه شده اندازه دولت در طول برنامه ششم تغییرات محسوسی نداشته، اما حقیقت این است در نظام اداری کشور آمارهای ارائه شده نیز به‌دلیل آشفتگی و تشتت مبنای محاسباتی، نمی‌تواند ما را به سمت تحلیلی دقیق رهنمون سازد. عدم جامعیت نظام آماری، ارائه آمارهای متناقض، شواهد متعدد پیرامون افزایش تعداد کارکنان، توسعه ساختار و تشکیلات و مجوزهای تبدیل وضعیت و ... که در آمارها ثبت و ضبط نمی‌شود و در گزارش به کرات تکرار شد، همگی نشان‌دهنده این هستند که در عمل انبساط اندازه دولت اتفاق افتاده است[9]. با وجود این و با عنایت به این تناقض‌ها و عدم ارائه آمار دقیق و متقن ازسوی سازمان اداری و استخدامی کشور و صرفاً  مبتنی‌بر شواهد امکان اظهارنظر قطعی در این رابطه امکان‌پذیر نیست. از این رو ضروری است که در برنامه هفتم توسعه قواعد و ضوابط جامعی به منظور وحدت رویه در خصوص نحوه محاسبه آمارهای مرتبط با نظام اداری و حجم و اندازه دولت پیش بینی گردد.

 

۲. تمرکز

توسعه منطقه‌ای و محلی شرط لازم برای تحقق توسعه ملی است؛ ازاین‌رو ضروری است که اختیارات و قدرت لازم و کافی متناسب با ظرفیت مجریان امور به نهادهای محلی واگذار شود. رویکردی که تحت عنوان عدم تمرکز از آن یاد می‌شود. در عدم تمرکز، دولت مرکزی حق و اختیار تصمیم‌گیری و گاهی امکانات مادی لازم را به نهادها و گروه‌های محلی که متصدیان آنها توسط مردم همان محل انتخاب شده‌اند واگذار می‌کنند؛ لکن در تمرکز، اختیارات عمومی در اختیار حکومت مرکزی است. محتوا و مبنای عدم تمرکز این است که به یک جامعه انسانی که در داخل جامعه بزرگ‌تر قرار دارد، مسئولیت داده شود که امور مخصوص به‌خود را مستقیماً اداره کند [30]، ازاین‌رو بین میزان تمرکز و اندازه دولت رابطه تنگاتنگ وجود دارد.

درخصوص اشکال و رویکردهای عدم تمرکز دسته‌بندی‌های مختلفی ارائه شده است که ۴گونه شناخته شده آن به‌شرح ذیل است:

  1. تراکم زدایی: تراکم‌زدایی درواقع توزیع جغرافیایی اختیارات و ابتدایی‌ترین شکل تمرکززدایی است. منظور از آن واگذاری بخشی از اختیارات و مسئولیت‌ها به سطوح پایین‌تر وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی است. این واحدها در استان‌ها، شهرستان‌ها و بخش‌ها درواقع دنباله دستگاه مرکزی به‌شمار می‌آیند. تراکم‌زدایی با حذف بخشی از بوروکراسی باعث می‌شود تا امور با شیوه‌ای کاراتر و اثربخش‌تر انجام شود.
  2. تفویض اختیار: در تفویض اختیار مسئولیت‌ها و اختیارات دستگاه مرکزی به هیئت‌امنای دانشگاه‌ها یا کمیسیون‌های خاص یا واحدهای خودگردان واگذار‌ می‌شود. این سازمان‌های نیمه‌ مستقل تحت کنترل کامل نیستند اما همچنان به حوزه‌ مرکزی دستگاه اجرایی ذی‌ربط پاسخگو خواهند بود.
  3. تحویل اختیار: در تحویل اختیار مسئولیت و اختیار واحدهای مرکزی وزارتخانه‌ها به مقامات محلی (مانند استانداران) یا شهرداری‌ها واگذار می‌شود. در تحویل اختیار، مقام محلی دارای حق تشخیص و اعمال‌نظر در حدود صلاحیت‌های تعیین شده و اختیارات او در حد اموری است که محلی تشخیص ‌داده ‌شده است. واگذاری امور به مقامات محلی موجب می‌شود تا آن‌ها به مردم پاسخگو باشند.
  4. خصوصی‌سازی: در خصوصی‌سازی، مسئولیت‌های اجرایی (عملیاتی) و مالکیت را از بخش دولتی خارج و به بخش خصوصی منتقل می‌کنند. این شکل تمرکززدایی باعث کاهش مسئولیت‌های بخش دولتی و ازسوی دیگر باعث افزایش کیفیت و کارایی می‌شود؛ اما ممکن است عدالت را کاهش دهد [26].

‌‌‌‌با توجه ‌به اهمیت عدم تمرکز (تمرکززدایی) در اثربخشی و کارآمدی دولت‌ها و نیز تحقق اهداف توسعه، موضوع عدم تمرکز اداری و سیاسی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی (به‌ویژه در برنامه‌های توسعه کشور) مورد توجه قرار گرفته است. مهم‌ترین اقدام‌ها و راهکارهای عدم تمرکز در بازه‌های مذکور به‌شرح جدول 8، است.

 

جدول 8. جدول تطبیقی اقدام‌ها و راهکارهای تمرکززدایی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی

مقطع

اقدامات

قبل از انقلاب اسلامی

قانونی کردن اجرای سیاست تمرکززدایی در قالب اصول چهارگانه متمم قانون اساسی.

تهیه طرح جامع تهران و توجه به سازمان‌دهی مجدد تهران در این طرح.

شکل‌گیری انجمن‌های ایالتی و ولایتی و واگذاری اختیارات معدودی به این انجمن‌ها (تمرکززدایی سیاسی).

قانون تجدیدنظر در سازمان وزارتخانه‌ها و تصفیه کارمندان دولت.

تفویض اختیار به مقامات استانی و شهرستانی (تمرکززدایی اداری).

واگذاری امور عمرانی و توسعه‌ای از تهران (مرکز) به استان‌ها و مناطق (منطقه‌ای کردن برنامه‌ریزی).

ایجاد زمینه‌های مساعد و انگیزشی برای انتقال فعالیت از مرکز به مناطق دیگر کشور.

تشویق‌هایی در قالب معافیت‌های مالیاتی برای توزیع متعادل فعالیت در سراسر کشور.

منع استقرار فعالیت‌های صنعتی در شعاع 120 کیلومتری تهران.

طرح اجرایی تهران باهدف تمرکززدایی از تهران.

طرح درازمدت آمایش سرزمین توسط مهندسین مشاور ستیران.

ایجاد مزیت‌های رقابتی در نقاط دیگر کشور و ایجاد تعادل و توازن منطقه‌ای.

مهار روند مهاجرت به تهران و ارتقای و گسترش سطح تولید و خدمات در مناطق دیگر.

پرداخت یارانه‌های اعتباری و تسهیلات بانکی یارانه‌ای و ارزان برای سرمایه‌گذاری در مناطق کمتر توسعه‌یافته و دورافتاده.

بعد از انقلاب اسلامی

واگذاری اختیارات تصمیم‌گیری و سیاستگذاری به سطوح منطقه‌ای و محلی، تشکیل شوراها (تمرکززدایی سیاسی).

واگذاری اختیار تصمیم‌گیری در اجرای امور برنامه‌ریزی و تهیه بودجه عمرانی استانی به مجامع و مقامات استانی.

تشکیل شورای‌عالی اداری با هدف اصلاح نظام اداری کشور (تمرکززدایی اداری).

انتقال مرکز اداری - سیاسی کشور (انتقال پایتخت از تهران).

توزیع عملکردهای حکومتی در چند نقطه.

انتقال صنایع بزرگ و مادر از تهران.

نهادسازی در قالب نظام درآمد هزینه‌های استانی و تفکیک درآمدهای دولت به سطوح ملی و استانی.

انتقال کارمندان، سازمان‌ها، شرکت‌ها، مؤسسات آموزشی و پژوهشی از تهران به شهرستان‌ها.

تفویض اختیار امور اداری و استخدامی به استانداران.

منع هرگونه استخدام در استان‌های تهران و البرز و منع انتقال به شهرهای مذکور.

ممنوعیت ایجاد واحدهای صنعتی در شعاع 120 کیلومتری تهران.

تغییر محل ترخیص از تهران به استان‌های همجوار.

توسعه دولت الکترونیک.

بسته تشویق واحدهای صنعتی و صنفی برای انتقال از تهران .

قانون امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران.

 مأخذ: یاسوری و همکاران [31] همراه با اندکی تغییر.

 

درخصوص میزان تحقق ضوابط و احکام عدم تمرکز (تمرکززدایی) اطلاعات موثق و دقیقی وجود ندارد. بنابراین با توجه‌ به تأکید چندباره قانونگذار و دولت‌های مختلف درخصوص کاهش تمرکز و تعداد دستگاه‌های اجرایی و کارکنان در استان‌های تهران و البرز با استفاده از داده‌های سالنامه‌های آماری کشور میزان تحقق تمرکززدایی در کشور‌ صرفاً‌ براساس دو شاخص «نسبت تعداد کارکنان شاغل در استان‌های مذکور به کل کارکنان دولت» و نیز «تعداد کارگاه‌های صنعتی بیش از 10 نفر» بررسی شده است.

 

نسبت تعداد کارکنان دولت در استان‌های تهران و البرز به کل کارکنان دولت

در جدول 9، روند تغییرات تعداد کارکنان دولت در کشور و کارکنان دولت در استان‌های تهران و البرز ارائه شده است.

 

جدول 9. روند تغییرات کارکنان دولت در سال‌های 1380، 1395 و 1398

سال

1380

1395

1398

تعداد کارکنان دولت

2328635

2341726

2279151

تعداد کارکنان دولت در استان‌های تهران و البرز

529821

537806

510841

درصد کارکنان تهران و البرز به کل کارکنان دولت

22/7

22/9

22/4

 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌

براساس اطلاعات حاصل از جدول ۱۰، به‌نظر می‌رسد علی‌رغم تأکید مسئولین در دولت‌های مختلف‌ درخصوص کاهش تراکم و تمرکز در استان‌های تهران با استفاده از راهبردهایی مانند انتقال کارکنان دستگاه‌های اجرایی از تهران و البرز، ممنوعیت استخدام در دستگاه‌های اجرایی، انتقال دستگاه‌های اجرایی و... عملاً تغییر محسوسی در تعداد کارکنان دولت در بازه زمانی 1380 الی 1398 صورت نپذیرفته است. این نکته حائز اهمیت است که با توجه به گسترش برخی وظایف حاکمیتی، افزایش مهاجرت به شهرهای مذکور، توسعه دانشگاه‌های مادر و ... بخشی از این عدم تغییر توجیه‌پذیر خواهد بود.

 

تعداد کارگاه‌های صنعتی بیش از 10 نفر در استان‌های البرز و تهران

تغییرات تعداد کارگاه‌های صنعتی با بیش از 10 نفر شاغل در کشور و استان‌های تهران و البرز به‌شرح جدول 10 است.

 

جدول 10. روند تغییرات تعداد کارگاه‌های صنعتی در سال‌های 1395،1390،1385 و 1399

سال

1385

1390

1395

1399

تعداد کل کارگاه‌های صنعتی در کشور

23732

27477

31309

30400

تعداد کارگاه‌های صنعتی در استان‌های تهران و البرز

7522

7653

8652

8040

درصد کارگاه‌های استان‌های البرز و تهران از کل کارگاه ها

31/7

27/8

27/6

26/4

 

در نمودار ۲، تعداد کارکنان صنعتی در استان‌های البرز و تهران و کل کشور ارائه شده است.

 

 

نمودار ۲. تعداد کارکنان کارگاه‌های صنعتی کشور و استان‌های تهران و البرز

 در سال‌های 1395،1390،1385 و 1399

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌براساس اطلاعات نمودار مشخص می‌شود که درصد کارکنان کارگاه‌های صنعتی استان‌های تهران و البرز از کل کارکنان کارگاه‌های صنعتی در سال‌های 1385، 1395،1390 و 1399 به‌ترتیب 31/8، 26/5، 30/2 و 28/7 است..  براساس این اطلاعات‌ به‌نظر می‌رسد تغییر اندکی‌ درخصوص تعداد کارگاه‌های صنعتی و تعداد کارکنان آنها در بازه مورد بررسی صورت پذیرفته است

‌‌‌‌با توجه ‌به اطلاعات ارائه شده و نیز شواهدی مانند عدم اجرای قانون امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران، استقرار بیش از 62 درصد از شرکت‌های برتر کشور در استان تهران،[10] تکرار احکام مرتبط با موضوع تمرکززدایی در قوانین برنامه توسعه، عدم تحقق مطلوب سیاست‌های اصل چهل‌وچهارم قانون اساسی، ارائه طرح‌هایی ناظر بر افزایش اختیارات سازمان‌ها، ادارات و مقامات استانی و... به نظر می‌رسد تاکنون موضوع تمرکززدایی (عدم تمرکز) در نظام سیاسی و اداری کشور با شیب ملایمی در حال اجرا است با این حال وضعیت کنونی با وضع مطلوب فاصله داشته  و نیازمند توجه جدی می باشد.

 

 

  1. بهره‌وری

از بدو خلقت تاکنون، بشر همواره درصدد بوده است که با توجه‌ به محدودیت‌های زمانی و مکانی موجود، از منابع در دسترس حداکثر استفاده را بنماید؛ بنابراین از هزاران سال پیش که نخستین تمدن‌ها در بین‌النهرین شکل گرفت تا قرن 18 میلادی که ریاضیات به کمک بشر شتافت و امروزه که آدم‌واره‌های هوشمند جای انسان‌ها را در کارهای سخت و خشن گرفته‌اند، همواره تلاش بر این بوده است که حداکثر بهره‌وری از منابع حاصل شود. درحال حاضر نیز جامعه بشری علی‌رغم تحولات و پیشرفت‌های چشمگیر در کلیه زمینه‌های علوم و فنون، کماکان با محدودیت روبرو است. به این ترتیب در هیچ زمانی و تحت هیچ شرایطی، امکانات نامحدود در اختیار بشر قرار نداشته است. با توجه‌ به جمعیت روزافزون جهان و محدود بودن امکانات تولید، حتی برای کشورهای پیشرفته صنعتی، استفاده بهینه از امکانات موجود، بهترین راه افزایش تولید، توسعه و درنتیجه افزایش رفاه جامعه بشری تلقی می‌شود [32].

در ایران با توجه‌ به چالش‌ها و مخاطراتی مانند تحریم‌های ظالمانه، عدم کفایت درآمدهای ارزی، وابستگی نامطلوب به درآمد نفت و سهم پایین صادرات غیرنفتی و عدم رقابت‌پذیری کالا و خدمات در بازار جهانی و... موضوع ارتقای بهره‌وری در کشور از اهمیت دوچندانی برخوردار است. ازاین‌رو موضوع بهره‌وری در سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه کشور به کرات مورد توجه قرار گرفته است.[11] با این‌ حال برابر اطلاعات حاصل از نمودار ۳، به‌نظر می‌رسد با وجود برخی اقدامات مثبت، وضعیت کنونی بهره‌وری نظام اداری در کشور نامطلوب است. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار ۳. روند شاخص‌های عمومی بهره‌وری ایران2030 - 1970

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی نمودار ۳، مؤید آن است که روند تغییرات بهره‌وری کل عوامل تولید پس از جنگ تحمیلی تا نیمه دهه 1380شمسی روندی روبه‌رشد دارد که این روند تا حد زیادی منطبق با رشد بهره‌وری سرمایه و نیروی کار بوده است، اما از نیمه دهه 1380تاکنون رشد بهره‌وری کل عوامل تولید علی‌رغم نوسانات دوره‌ای متوقف شده است. روند تغییرات شاخص بهره‌وری سرمایه نیز منطبق با روند تغییرات شاخص بهره‌وری کل عوامل تولید بوده است.

بررسی شاخص بهره‌وری نیروی کار ایران در دوره زمانی ۵۰ساله نشان‌دهنده رشد مستمر از پایان جنگ تحمیلی تا حدود سال 1390 بوده است، اما از این زمان به بعد این رشد متوقف شده است و روند تغییرات آن به تغییرات بهره‌وری کل شباهت یافته است. شکاف ایجاد شده بین شاخص بهره‌وری کل و بهره‌وری نیروی کار در دوره 1390-1385 را می‌توان به افزایش شدت سرمایه در این دوره نسبت داد که پس از پایان‌ یافتن دوره وفور درآمدهای نفتی مجدداً به روند بلندمدت رشد خود که در انطباق با شاخص بهره‌وری کل است بازگشته است. سازمان بهره‌وری آسیایی روند ایستا (و تا حدودی کاهنده) شاخص بهره‌وری کل تا پایان سال 2030 میلادی را برای ایران پیش‌بینی کرده است[33].

 

  1. حرفه‌ای‌‌‌‌‌‌گرایی (میزان سیاست‌زدگی نظام اداری)

 

نظام اداری (بوروکراسی) مسئولیت خطیر اجرا و تحقق برنامه‌ها و سیاست حکام و تصمیم‌گیرندگان سیاسی را برعهده دارد. ازاین‌رو هرگونه ضعف و ناتوانی در بدنه حرفه‌ای (اجرایی) چهره بخش سیاسی مخدوش خواهد شد؛ زیرا‌ درحقیقت بیشتر مردم، حکومت و دولت را در پرتو اداره امور عمومی به نظاره می‌نشینند و اداره امور عمومی را همان حکومت یا دولت تصور می‌کنند. به این دلیل در طول تاریخ مدیران سیاسی به اشکال گوناگون درصدد اعمال و تزریق سیاست‌های خود در بخش اداره عمومی بوده‌اند. پدیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای تحت عنوان سیاست‌زدگی[12]  که درجه‌ای از آن (دخالت سیاست در اداره) به عنوان جلوه‌ای از دموکراسی، بوروکراسی را کنترل و به شکل‌گیری بوروکراسی متعهدانه کمک می‌کند [34] [35]. با این حال در صورت افراط و مقدم شدن منافع سیاسی فردی و حزبی بر منافع عامه - سیاست‌زدگی منفی- کارآمدی نظام اداری با چالش‌های بنیادین مواجه خواهد شد.

سیاست‌زدگی افراطی (منفی) و استفاده نامعقول از بوروکراسی برای مشروعیت بخشیدن به ‌نظام سیاسی یکی از معضلات دیرینه نظام اداری کشور است. چالش و نقیصه‌ای مهم که علی‌رغم عدم وجود اطلاعات آماری موثق مصادیق آن در حوزه‌های مختلف مشهود است [38] [37] [36]. برخورد سلیقه‌ای و مخرب‌ درخصوص پروژه مسکن مهر، تأسیس و انحلال‌های متوالی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور،[13] فشار بر وزارت کشور در جهت تشکیل و یا ارتقای واحدهای سیاسی فاقد شرایط،[14] اجرای طرح مهرآفرین در سال 1391، افزایش استخدام در ماه‌های نزدیک به انتخابات و انتصاب افراد بدون تخصص،[15] راه‌اندازی رشته‌ها و واحدهای دانشگاهی با فشار مسئولین محلی و فشار مدیران سیاسی و بدون توجه به منافع ملی و نیازها و الزامات لازم،[16] انتصاب غیرقانونی مدیران، تغییر و یا تفسیر به مطلوب مقررات به‌منظور انتصاب افراد وابسته[17] و... ازجمله مصادیق منفی سیاست‌زدگی است.

سیاست‌زدگی منفی (افراطی) با کاهش اعتماد عمومی به دستگاه‌های اجرایی، بی‌ثباتی مدیریتی، تدوین سیاست‌ها و راهبردهای ناپایدار، شیوع چاپلوسی و نفاق سازمانی، رواج سکوت سازمانی، کاهش انگیزه و اخلاقیات کارکنان، ایجاد و تکثیر دستگاه‌های موازی و... تضعیف عقلانیت و انسجام بوروکراسی را در پی خواهد داشت [39] [40]. ضعف و ناکارآمدی که درنهایت موجبات عدم تحقق آرمان‌ها، اهداف و برنامه‌های توسعه در کشور را فراهم می‌آورد. 

 

 

 

 

  1. فساد اداری

پدیده فساد جز پدیده‌های کاهنده سرعت و افزاینده آنتروپی محسوب می‌شود. تاکنون تعریف‌های متعددی برای فساد ارائه شده است. برخی پژوهشگران معتقدند فساد سوءاستفاده از اختیارات، برای کسب سود شخصی است. برخی دیگر آن را ابزاری نامشروع برای برآوردن تقاضاهای نامشروع از سیستم اداری تلقی می‌کنند. بسیاری از پژوهشگران نیز معتقدند که فساد سوءاستفاده از امکانات عمومی برای منافع شخصی است [41]. فساد در نظام اداری، دارای پیامدهای منفی می‌باشد که برخی از مهم‌ترین آنها به‌شرح ذیل است:

  • فساد سیاست‌های دولت را در تضاد با منافع اکثریت قرار می‌دهد و باعث هدررفتن منافع ملی و‌ درنهایت عدم توسعه می‌شود؛
  • فساد موجب کاهش توان و اثربخشی دولت برای هدایت امور می‌شود؛
  • فساد موجب کاهش اعتماد عمومی به دولت و دستگاه‌های اجرایی می‌شود؛
  • فساد بی‌تفاوتی، تنبلی و بی‌کفایتی را در سطح دستگاه‌های اجرایی و جامعه افزایش می‌دهد؛
  • فساد ارزش‌های اخلاقی را متزلزل می‌کند؛
  • فساد هزینه‌های انجام کارها را افزایش می‌دهد؛
  • فساد موجب ناکام ماندن تلاش‌های فقرزدایی و ازبین‌بردن سرمایه اجتماعی می‌شود.[42] و [43].

نتایج تحقیقات صورت‌گرفته درخصوص رابطه بین توسعه و فساد مؤید رابطه معنادار و معکوس بین این دو پدیده است. به‌نحوی‌ که می‌توان گفت فساد هزینه‌های توسعه را افزایش می‌دهد [42]. ازاین‌رو آگاهی و شناخت از وضعیت کنونی و روند تغییرات فساد در جامعه در تدوین برنامه‌های توسعه و تعیین اولویت‌های نظام اداری حائز اهمیت است. بنابراین با توجه‌ به فقدان منابع اطلاعاتی داخلی‌ درخصوص میزان و نحوه تغییرات فساد در نظام اداری کشور، از داده‌های بانک جهانی استفاده شده است. [44] جدول 11، نحوه تغییر شاخص کنترل فساد در ایران در سال‌های آغازین برنامه‌های ۶گانه توسعه را نشان می‌دهد.

 

جدول 11. نمرات ایران در شاخص کنترل فساد در سال‌های آغازین برنامه توسعه[18]

سال

1374

1379

1384

1390

1396

1400

نمره *

0/48-

0/22-

0/48-

0/8-

0/96-

1/1-

منبع: بانک جهانی.

*بازه نمرات بین 2/5- و 2/5 است.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

براساس این اطلاعات، بهترین شرایط‌ درخصوص کنترل فساد در سال‌های اجرای برنامه سوم و سپس برنامه چهارم توسعه بوده است. نکته حائز اهمیت دیگر آن است که‌ درخصوص شاخص کنترل فساد، وضعیت کنونی کشور (ابتدای برنامه هفتم توسعه) نسبت به دوره آغاز برنامه ششم (1396) ضعیف‌تر است. اطلاعات نمودار ۴، نیز مؤید آن است که روند تغییرات کنترل فساد در ایران در بازه زمانی 2021- 1996 نزولی بوده است. اقداماتی مانند تعیین سازوکارهای پاسخگویی، شفافیت و...  بیش از گذشته باید مورد توجه قرار گیرد.

 

نمودار ۴. روند تغییرات کنترل فساد در ایران در بازه زمانی  2021- 1996

 

منبع: همان

 

  1. دولت الکترونیک

به‌کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت ارائه خدمات دولتی به جامعه تحت عنوان دولت الکترونیک زمینه دسترسی بهینه شهروندان به خدمات عمومی را فراهم می‌کند. دولت الکترونیک با کاهش هزینه‌های دولت، کاهش تخلفات و فساد اداری، افزایش مشارکت‌های مردمی، افزایش شفافیت در بدنه دولت، کاهش تمرکزگرایی و تقویت پایه‌های دموکراسی تغییرات پایه‌ای را در الگوهای سنتی حکمرانی ایجاد می‌نماید[12]. تحولاتی که تحقق اهداف برنامه‌های توسعه را تسهیل می‌کند.

بررسی اطلاعات مستخرج از گزارش‌های دپارتمان امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل مؤید آن است که مطابق جدول 12، شاخص توسعه دولت الکترونیک[19] در ایران نسبت به سال آغازین برنامه ششم توسعه با رشد همراه بوده است. لازم به توضیح است که این نمره ترکیبی از سه زیر شاخص خدمات برخط، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و منابع انسانی است [45]

 

جدول 12. نمره ایران در شاخص توسعه دولت الکترونیک در حدفاصل سال‌های 2003-2022

سال

2003

2004

2005

2008

2010

2012

2014

2016

2018

2020

2022

نمره

0/33

0/32

0/36

0/4

0/42

0/48

0/45

0/46

0/6

0/65

0/64

مأخذ: گزارش‌های دپارتمان امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد.

بازه نمرات: 0 تا 1.

 

این نکته حائز اهمیت است که‌ براساس اطلاعات نمودار۵، در سه دوره اخیر ارزیابی علی‌رغم افزایش نمره توسعه دولت الکترونیک، رتبه ایران با تنزل همراه بوده است. موضوعی که مؤید سرعت بیشتر سایر کشورها در توسعه دولت الکترونیک است. 

 

 

 

نمودار ۵. مقایسه نمره و رتبه ایران در شاخص توسعه دولت الکترونیک در بازه زمانی 2003-2022

 

 

  1. محیط کسب‌وکار

مشارکت بخش خصوصی و جامعه مدنی در اداره امور یکی از الزامات اصلی تحقق پیشرفت و توسعه در کشور است. ازاین‌رو تسهیل شرایط و محیط کسب‌وکار به‌عنوان یکی از ارکان مهم برنامه‌های توسعه،[20] نظام قانونگذاری[21] و نیز اصلاح مدیریت بخش عمومی قلمداد می‌شود. درواقع یکی از بازتاب‌های کیفیت مدیریت بخش عمومی وجود موانع بر سر راه فعالیت‌های اقتصادی است. از منظر اقتصادی، اگر مراحل انجام امور اداری کُند و پرهزینه باشد، فعالیت‌های اقتصادی مشکل و هزینه‌های بالاسری بخش‌های مولد افزایش می‌یابد. نقیصه‌ای که به‌عنوان متغیری کاهنده انگیزه، سرعت و کیفیت می‌تواند در اجرا و تحقق اهداف برنامه‌های توسعه اخلال ایجاد کند. اطلاعات جدول 13، نمره ایران در شاخص‌های سهولت کسب‌وکار[22] در بازه زمانی 2020-2010 را نشان می‌دهد [46].

جدول 13. نمره ایران در شاخص سهولت کسب‌وکار[23] در بازه زمانی 2020-2010

سال

2010

2011

2012

2013

2014

2015

2016

2017

2018

2019

2020

نمره

55/9

56/1

56/2

57/6

56/5

57/3

55/4

55/7

55/7

58/6

58/5

منبع: اطلاعات بانک جهانی.

 

اطلاعات جدول ۱۴، مؤید آن است که شاخص سهولت انجام کسب‌و‌کار در ایران طی دوره ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ به‌اندازه ۲.۶ واحد بهبودیافته است که این مهم مؤید بهبود در این شاخص می‌باشد.

 

  1. مدیریت منابع انسانی

سیستم‌های خدمات کشوری شامل مجموعه‌ای از ترتیبات نهادی[24] است که چگونگی مدیریت کارکنان بخش عمومی را مشخص می‌کند. واکاوی قوانین و مقررات خدمات کشوری/ استخدامی مؤید آن است سیستم‌های خدمات کشوری غالباً در حول هفت محور برنامه‌ریزی منابع انسانی، سازمان کار، مدیریت اشتغال/ استخدام، مدیریت عملکرد، مدیریت جبران خدمات، مدیریت توسعه و مدیریت روابط اجتماعی و انسانی تنظیم می‌شوند [47].

در این گزارش سه سیستم اصلی و محوری نظام‌های مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

8-1. نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی

در میان نظام‌های مختلف مدیریت کارکنان دولت، نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی به‌عنوان محوری‌ترین زیرسیستم، امکان تعریف سیاست‌های منسجم در سایر زیرسیستم‌ها را امکان‌پذیر می‌سازد. این نظام فرایندی پویاست که تضمین‌کننده آن است که تعداد مناسبی از افراد با مهارت‌های مناسب در مکان و زمان مناسب برای تحقق اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت در سازمان وجود دارند[48]. پیش‌بینی سازوکارهای برنامه‌ریزی منابع انسانی در قالب قوانین، مقررات و یا دستورالعمل‌های اجرایی خدمات کشوری امری مشترک در بین اکثریت کشورهاست. با ‌وجود این شیوه‌های اجرایی آن در کشورهای مختلف متفاوت است.

بررسی قوانین و مقررات نظام اداری کشور مؤید آن است که درخصوص موضوع برنامه‌ریزی منابع انسانی دو رویکرد اصلی نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح ملی و نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح دولت قابل‌تفکیک است. در نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح ملی موضوع تطابق و تناسب خروجی‌های نظام تربیت و آموزش با توزیع و نیازمندی‌های کشور و بازار کار براساس روندهای فعلی و آتی، تهدیدات و فرصت‌ها و... باید مورد توجه قرار گیرد. در رویکرد دوم، برنامه‌ریزی‌ درخصوص منابع انسانی دستگاه‌های اجرایی در کانون توجه قرار می‌گیرد. بررسی اسناد و شواهد موجود مؤید آن است که در دوران قبل از انقلاب درخصوص برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح ملی و دولت عملاً اقدامی صورت نپذیرفته است. مضافاً در موضوع مدیریت کارکنان دولت و تعیین نیازهای استخدامی دستگاه‌های اجرایی نیز مبنای عمل رویکردها و موضوعاتی به ‌غیر از استفاده از سازوکارهای پیش‌بینی عرضه و تقاضا و یا سایر روش‌های متناسب با نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی بوده است. در این دوره (به‌ویژه از سال‌های 1357- 1320) دولت به‌منظور جبران کاهش مشروعیت سیاسی، پاسخگویی به درخواست فزاینده ناشی از تغییرات اجتماعی و اقتصادی و... اقدام به استخدام طیف وسیعی از بیکاران در نظام اداری کرده است. برابر اطلاعات موجود بین سال‌های 1320 تا 1350، جمعیت تا 90 درصد افزایش یافت، درحالی ‌که تعداد کارکنان دولت بیش از 1500 درصد در همان دوره افزایش داشت. این درحالی است که‌ براساس نتایج یک تحقیق در همین بازه زمانی ادارات دولتی در بخش‌هایی که نیاز به تخصص و مهارت برای اجرای طرح‌های توسعه‌ای بوده، کارکنان کافی نداشتند و اکثریت استخدام‌ها برای پست‌های سطوح پایین صورت پذیرفته است [36].

در پس از انقلاب موضوع پیش‌بینی و طراحی سازوکارهای مرتبط با نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح ملی در قالب تبصره «۳۶» قانون برنامه دوم توسعه (1373)[25] مورد توجه قرار گرفت. با ‌وجود این برابر اعلام وزارت علوم و تحقیقات و فناوری (1399) نرخ بیکاری جمعیت فارغ‌التحصیلان و یا دانشجویان درحال تحصیل دوره‌های تحصیلی در سال 1397 در کل کشور 18/3 درصد بوده است که در این میان گروه‌های معماری و ساختمان با 26/1 درصد، هنر با 24/5 درصد و علوم زیستی و رشته‌های مرتبط با 24/1 درصد بیشترین درصد بیکاران را داشته‌اند [49]. این درحالی است که برابر اطلاعات موجود، در سال‌های 1396 و 1397 کشور با کمبود بیش از 10 هزار نفر نیروی کاری متخصص سایبری مواجه بوده است.[26] ازاین‌رو‌ به‌نظر می‌رسد این برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح ملی در مقام اجرا چندان مور توجه مسئولین امر قرار نگرفته است.

درخصوص نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح دولت، ضوابط و سازوکارهایی در قالب دستورالعمل سامان‌دهی نیروی انسانی در دستگاه‌های اجرایی (مصوبه 172556/206 مورخ 1393/12/26 شورای‌عالی اداری) و نیز ماده (3) دستورالعمل برگزاری آزمون استخدامی دستگاه‌های اجرایی (بخشنامه شماره 24510 مورخ 1400/5/10 سازمان اداری و استخدامی کشور) پیش‌بینی ‌شده است [50] [51]. ازاین‌رو به اعتقاد برخی محققان با توجه‌ به شواهدی مانند بی‌توجهی به نیازهای استخدامی واقعی دستگاه‌های اجرایی و تبدیل وضعیت برخی افراد فاقد صلاحیت و به‌ویژه در سطوح پایین، اخلال و وقفه طولانی‌مدت در تنظیم و تأیید سند برنامه‌ریزی منابع انسانی برخی دستگاه‌های اجرایی، همراستا نبودن نظام برنامه‌ریزی منابع انسانی و سایر نظام‌های مدیریت کارکنان (ازقبیل طبقه‌بندی و ارزشیابی، توسعه و آموزش و نظام‌های حقوق و دستمزد) به‌نظر می‌رسد سازوکارها و نظام‌های کنونی برنامه‌ریزی منابع انسانی در سطح دولت و دستگاه‌های اجرایی نیز فاقد اثربخشی و ضمانت اجرایی لازم هستند [52] [53].

 

2-8. ورود به خدمت و استخدام در بخش دولتی

دولت‌ها غالباً به‌منظور تأمین نیازهای جامعه از سه شیوه بهره می‌گیرند. بخشی از امور را خود انجام می‌دهند، بخش دیگر را به بخش خصوصی واگذار یا از آنها خریداری می‌کنند. بخش دیگری از نیازهای جامعه نیز می‌تواند با بهره‌گیری از خدمات جامعه مدنی محقق شود. براساس این تقسیم‌بندی دولت برای انجام وظایف خویش و نیز نظارت و راهبری دو بخش دیگر نیازمند کارکنانی است که از آنها تحت عنوان مستخدمین کشوری یاد می‌شود. محوری‌ترین نکته درخصوص ورود به خدمت و استخدام مستخدمین کشوری تعیین شیوه‌های (گونه‌های) استخدام و به‌کارگیری افراد است که این مهم خود رابطه مستقیم با نقش دولت، راهبردها و فناوری‌های انجام وظایف و مدل سیستم خدمات کشوری دارد. با توجه‌ به تعاریف و مبانی حاکم بر نظریه بوروکراسی و دائمی بودن غالب وظایف و مسئولیت‌های دولت (به‌ویژه در کشورهای دارای مدل اداره عمومی سنتی - وبری - و مدل خدمات کشوری کارراهه محور) رویکرد غالب‌ درخصوص استخدام و به‌کارگیری کارکنان در دستگاه‌های اجرایی استخدام دائم (رسمی/مادام‌العمر) کارکنان شایسته پس از طی فرایندی جامع و شفاف می‌باشد.[27] بنابراین به‌کارگیری برخی افراد برای کارهای معین و موقت و نیز در شرایط ویژه امری مرسوم است.

در ایران و در  قانون خدمات کشوری (1386) نیز‌ براساس تعاریف، راهبردها و فناوری‌های انجام وظایف دولت (فصول اول و دوم قانون مذکور) به‌منظور سامان ‌بخشیدن به‌نحوه ارتباط کارمندان با دولت و درنهایت ارتقای اثربخشی و کارایی نظام اداری کشور گونه‌های مختلف به‌کارگیری و استخدام در دستگاه‌های اجرایی به‌صورت پراکنده در مواد (۴۵)، (۱۲۴)، تبصره ذیل ماده (۳۲) مشخص شده است [54]. با این‌ حال شواهدی مانند وجود بیش از 27 نوع قرارداد استخدامی در دستگاه‌های اجرایی، عدم تفاوت مفهومی و کارکردی در بین برخی گونه‌های به‌کارگیری، بی‌توجهی به فلسفه به‌کارگیری کارکنان قراردادی و تمدید متوالی قرارداد این دسته از کارکنان، عدم تأمین نیازهای پرسنلی دستگاه‌های اجرایی، طرح‌های متعدد درخواست تبدیل وضعیت کارکنان قراردادی و پیمانکاری و... مؤید ناکارآمدی نظام کنونی استخدام و ورود به خدمت در بخش دولتی است. نقایص و کاستی‌هایی که با ایجاد اصطکاک مستمر بین کارکنان، مدیران و دستگاه‌های اجرایی توان و چابکی نظام اداری را تقلیل داده و اولویت کارکردی دستگاه‌های اجرایی را به‌جای برنامه‌های توسعه بر امور جاری و پشتیبانی منابع خود متمرکز می‌کند. ازاین‌رو ساماندهی نظام ورود به خدمت و استخدام دستگاه‌های اجرایی با تأکید بر موارد ذیل ضروری است:

  • پیش‌بینی گونه‌های مطلوب استخدام و به‌کارگیری کارکنان در چارچوب نقش و اندازه بهینه دولت، راهبردها و فناوری‌های انجام وظایف دولت.
  • تعیین تکلیف و سازماندهی کارکنان قراردادی، پیمانکاری، شرکتی و... موجود در دستگاه‌های اجرایی.
  • ایجاد یکپارچگی و انسجام بین دستگاه‌های مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری و دستگاه‌های اجرایی دارای قوانین خاص با تعیین چارچوب‌های اصلی استخدام و به‌کارگیری کارکنان در بخش دولتی.
  • ایجاد سامانه جامع اطلاعاتی‌ درخصوص نظام‌های مدیریت کارکنان کلیه دستگاه‌های اجرایی (مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری و دستگاه‌های اجرایی دارای قوانین خاص).
  • نظارت دقیق و جامع بر فرایند استخدام و به‌کارگیری کارکنان‌ براساس مدل مطلوب و جلوگیری از انحراف مجدد در این حوزه.
  • تعیین سازوکارهای جامع و منعطف و استفاده از ابزارهای مکمل آزمون‌های کتبی در جهت جذب و بکارگیری نیروی کار مستعد و کیفی.
  • ممنوعیت فعالیت شرکت‌های خدماتی در تأمین نیروی انسانی برای دستگاه‌های اجرایی.[28]

8-3. جبران خدمات کارکنان

در‌ ایران ‌بخش‌ عمومی به جهت ‌حجم‌ وظایف ‌و فعالیت‌های ‌گسترده دولت، حجم وسیعی از میزان اشتغال در کشور را به‌خود اختصاص داده است. ازاین‌رو بخش قابل‌توجهی از اعتبارات و بودجه عمومی کشور به‌منظور پرداخت حقوق و جبران خدمات کارکنان صرف می‌شود. به‌گونه‌ای که اعتبارت جبران خدمات کارکنان و بازنشستگان دولت در سال 1402 بیش از هزار و صد میلیارد تومان برآورد شده است.[29] با ‌وجود این شواهدی مانند عدم تناسب میزان پرداختی و حقوق کارکنان با نیازهای حداقلی زندگی، نابرابری داخلی و خارجی‌ درخصوص پرداخت در دستگاه‌های اجرایی، پرداخت‌های غیرمتعارف در برخی دستگاه‌های اجرایی و... شواهدی از ناکارآمدی و ضعف‌های ساختاری و رفتاری این حوزه است.[30] موضوعی که نیازمند اتخاذ تدابیر عاجل می‌باشد.

بررسی اطلاعات شاخص‌های هشت‌گانه کیفیت بوروکراسی مؤید آن است که در سنوات اخیر در برخی شاخص‌های کیفیت بوروکراسی بهبود خفیفی صورت پذیرفته است؛ لکن در بیشتر موارد روند تغییر نمرات، ثابت و درمواردی کاهشی می‌باشد. این شاخص‌ها درحقیقت نمایانگر ادراک از کیفیت خدمات عمومی، کیفیت خدمات کشوری، میزان استقلال خدمات کشوری از فشارهای سیاسی، کیفیت تدوین و اجرای خط‌مشی‌ها و تعهد دولت به اتخاذ چنین سیاست‌هایی هستند. مفاهیمی که در ادبیات حکمرانی به‌عنوان اثربخشی (کارآمدی) دولت از آن یاد می‌شود [55]. بررسی داده‌های بانک جهانی و خط روند تغییرات شاخص اثربخشی دولت در نمودار ۶، نشانگر آن است که علیرغم بهبود نسبی  اثربخشی و کارآمدی دولت در سه سال اخیر، باید اقدامات عاجل و جامع‌تری در خصوص  توانمند نمودن نظام اداری صورت پذیرد.

 

 

 

نمودار ۶. اثربخشی دولت در ایران در طی سال‌های2021- 1996

مأخذ: بانک جهانی.

* بازه نمرات بین 2/5- و 2/5 است.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

تحقق چشم‌انداز، اهداف و تصمیم‌های مرتبط با توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیازمند نظام اداری و اجرایی توانمند و حرفه‌ای است. قابلیتی راهبردی که به اعتقاد برخی‌ صاحبنظران و اندیشمندان پاشنه آشیل فرایند مدیریت توسعه در ایران و کشورهای درحال‌ توسعه می‌باشد [20] [17] [21]. ازاین‌رو در نظریات جدید توسعه از توسعه نظام اداری لایق و کارآمد هم‌تراز با ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یاد می‌شود؛ به عبارتی اعتقاد بر آن است که نظام اداری صحیح اولین و مهم‌ترین نهاد ضروری برای تحقق آرمان‌هاست [8].

بررسی شاخص‌های اصلی کیفیت نظام اداری (بوروکراسی) در ایران مؤید آن است که وضعیت کارایی دولت و اکثریت این شاخص‌ها در مقایسه با گذشته - به‌ویژه سال آغازین برنامه ششم توسعه (1396)- نامناسب‌تر می‌باشد. در این‌خصوص نکات ذیل حائز اهمیت است.

  • نظام اداری در کشورهای درحال توسعه دارای دو کارکرد اصلی ارائه خدمات عمومی روتین و راهبری و اجرای برنامه‌های توسعه‌ است. با توجه به وضعیت شاخص‌‌ها مورد بررسی به‌نظر‌ می‌رسد بروکراسی دولت در خوشبینانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین حالت،‌ صرفاً توانایی حل مسائل و مشکلات روتین حوزه خدمات عمومی را خواهد داشت. با توجه به وضعیت شاخص‌‌های مورد بررسی، به‌نظر‌ می‌رسد در شرایط کنونی نظام اداری،‌ صرفاً توانایی حل مسائل و مشکلات روتین حوزه خدمات عمومی را خواهد داشت. از این رو ضروری است که تدابیر و راهبردهای جهادی و تحول آفرین در جهت ایجاد و نهادینه سازی بوروکراسی توسعه‌‌‌‌گرا، توانمند و تحول آفرین در اولویت برنامه های دولت و مجلس شورای اسلامی قرار گیرد.
  • نظریه بوروکراسی وبر، نظریه مبنایی در سازمان‌دهی و بازآرایی اداره امور سنتی است. ویژگی‌های اصلی اداره امور سنتی حفظ وضع موجود، کارایی اقتصادی، تمرکزگرایی، عملیات روزمره و... هستند. مشخصه‌هایی که با اهداف و مشخصات مدیریت توسعه (تغییرمحوری، نتیجهگرایی، عدم تمرکز و...) همخوانی ندارد. ازاین‌رو تحقق اهداف توسعه در چنین بستری قابلیت تحقق نخواهد داشت؛ ازاین‌رو بازطراحی و بازآرایی ساختار بوروکراسی‌ براساس راهبردهای توسعه پیش‌نیاز اجرای مطلوب برنامه‌های توسعه می‌باشد. در ایران نیز در قالب موادی برنامه‌های توسعه و همچنین برنامه‌های متعدد تحول در نظام اداری ازقبیل ۷برنامه تحول نظام اداری (1381)، ۱۰برنامه تحول اداری (1389)، نقشه راه نظام اداری (1392)، برنامه جامع اصلاح نظام اداری - دوره دوم (1397) و...این موضوع مورد توجه قرار گرفته است. با‌ وجود این اطلاعات ارائه شده در بخش پیشین و شواهد موجود مؤید آن است که این برنامه‌ها در مقام اجرا، اهداف سیاستگذاران و قانونگذاران را محقق نکرده است.
  • بررسی اسناد و مدارک موجود مؤید آن است که کاستی‌ها و نارسایی‌های نظام اداری با شدت بیشتری در قبل از انقلاب و در اعصار پیشین نیز وجود داشته است.[31] در این‌خصوص‌ به‌نظر می‌رسد دقیق‌تر بخش اعظمی از ناکارآمدی نظام اداری برآمده از عوامل سیاسی و خارج از بوروکراسی از قبیل نظام قانون گذاری، نظام بودجه ریزی، نظام آموزش و ... می‌باشد.
  • ‌‌‌‌با توجه ‌به اهداف گزارش حاضر (ارزیابی کیفیت نظام اداری در آستانه آغاز برنامه هفتم توسعه) وضعیت کنونی، کاستی‌ها و آسیب‌های برنامه‌ریزی توسعه مورد بررسی کارشناسی قرار نگرفته است. بنابراین مواردی مانند نبود درک مشترک سیاستگذاران و برنامه‌ریزان از مفاهیم، حاکمیت روش‌های متمرکز و غیرمشارکتی در برنامه‌ریزی، وجود جهت‌گیری‌های بخشی، منطقه‌ای و محلی در تصویب برنامه‌های توسعه، ضعف شدید پیش‌بینی سازوکارهای نظارتی و ابزارهای خط‌مشی مناسب، عدم نگرش جامع و نظام‌مند و... شواهدی بر ناکارآمدی نظام برنامه‌ریزی توسعه در ایران است [22] [14] [3]. ازاین‌رو نیاز است که الگوی برنامه‌ریزی توسعه، متناسب با زیست‌بوم جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر مسئله‌محوری، نقاط اهرمی (هسته‌های اصلی)  و تجارب پیشین در دستور کار دولت قرار گیرد.
  • موفقیت برنامه‌های توسعه در هر کشوری، مستقیماً‌ با کیفیت و آمار و اطلاعات موجود در آن کشور ارتباط دارد [28] [14]. با این‌ حال علی‌رغم تلاش‌های قابل تقدیر در سنوات اخیر، درحال حاضر نظام آماری یکپارچه‌ درخصوص مدیریت توسعه و شاخص‌های مرتبط‌ با کیفیت بوروکراسی در کشور وجود ندارد.[32] به‌گونه‌ای که دیوان محاسبات کشور در گزارش ارزیابی عملکرد برنامه ششم توسعه، از نبود اطلاعات آماری متقن و به‌روز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل دستیابی حداقلی به اهداف تعیین شده در برنامه ششم یاد کرده است.[33]

با عنایت به موارد مطرح شده و لزوم تجربه‌پذیری و برخورد تحلیلی و منطقی با گذشته دو توصیه اصلی در جهت تدوین لایحه برنامه هفتم توسعه پیشنهاد می‌شود.

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌براساس شواهد و اطلاعات و آمار موجود، بخش عمده‌ای از اهداف و تکالیف تعیین شده در قانون برنامه ششم محقق نشده است. بدون شک بخشی از این نارسایی‌ها برآمده از عدم تناسب بین توانایی نظام اداری و تکالیف تعیین شده برای آن است. بررسی‌های صورت ‌گرفته‌ درخصوص وضعیت شاخص‌های کلان نظام اداری کشور نشان داد که علیرغم تلاش های صورت گرفته، به منظور تحقق اهداف چشم انداز و افق تمدنی، توانمند سازی بوروکراسی و تحول انقلابی در نظام اداری باید در اولویت دولت ها قرار گیرد. علی هذا در شرایط کنونی ضروری است که سیاستگذاران و تصمیم‌سازان در عرصه برنامه‌ریزی توسعه، منطبق بر واقعیات و توانمندی بوروکراسی بر مسائل اصلی و نقاط اهرمی هر حوزه تمرکز و خط‌مشی‌های لازم را به‌گونه‌ای شفاف و واقع‌بینانه تجویز کنند. بدیهی است که بی‌توجهی به این امر، سرآغازی بر عدم حاکمیت قانون، کاهش اعتماد و افزایش بدبینی به‌ نظام حکمرانی و... خواهد بود.
  • توسعه نظام اداری و بوروکراسی مقدم بر سایر ارکان توسعه می‌باشد؛ زیرا در سایه نظام اجرایی توانمند، اهداف و آرمان‌های توسعه محقق می‌شوند. بررسی کیفیت نظام اداری در کشور حاکی از آن است که با وجود تکثر برنامه‌ها و ضوابط اجرایی پیش‌بینی ‌شده در قوانین و برنامه‌های تحول نظام اداری، ویژگی‌های کارکردی بوروکراسی نیازمند تقویت است.. ازاین‌رو توسعه نظام اداری و بوروکراسی امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است؛ لکن یقیناً حرکت در مسیرهای پیشین اثربخشی مطلوب را محقق نمی‌سازد. ازاین‌رو ضروری است که با نگاهی واقع‌بینانه و مسئله‌محور درخصوص تدوین راهبردها و رویکردهای اصلاح نظام اداری در لایحه برنامه هفتم توسعه اقدام شود. در این رویکرد به‌جای تمرکز بر معلول‌ها باید بر علل و عوامل اصلی تمرکز شود. برای نمونه، بررسی شواهد تاریخی، وضعیت موجود نظام اداری و مطالعات و تحقیقات صورت ‌گرفته مؤید آن است که بخش عمده‌ای از عدم اجرای ضوابط و احکام مربوط به مقوله‌هایی چون اندازه دولت، عدم تمرکز، استخدام و انتصاب کارکنان و مدیران شایسته، فساد و... معلول سیاست‌زدگی منفی در نظام اداری می‌باشد. موضوعی که در قوانین و برنامه‌های نظام اداری مورد توجه لازم قرار نگرفته است. از این رو ضروری است که در کنار شاخص های  نظام اداری این موضوع محوری نیز در قالب احکام و سازوکارهایی در قانون برنامه هفتم توسعه پیش بینی گردد. شایان ذکر است که احکام پیشنهادی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در خصوص ارتقا نظام اداری در قالب گزارش های مجزا بزودی ارائه خواهد شد.

 

 

[1]. کاشف، مهرداد و  ابوطالبی، مینا. اصلاح و چابک‌‏سازی فرایند برنامه‌‏ریزی توسعه در ایران، پژوهش‌های برنامه و توسعه،3(2)، 1401..
[2]. خاندوزی، سید احسان. ارزیابی شیوه‌ برنامه‌نویسی توسعه در ایران (13۸۸-۱۳۶۸)، فصلنامه برنامه‌ریزی و بودجه. 15(1)، 1389.
[3]. شریف‌زادگان محمدحسین. چالش‌های برنامه‌ریزی در بررسی علل کاهش اثربخشی طرح‌های توسعه در ایران، اقتصاد کشاورزی و توسعه. 11(44)، 1382.
[4]. https://www.dmk.ir/page-news/fa/0/dorsaetoolsnewspanel/5040-G0
[5]. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، ارزیابی قانون ششم توسعه و قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه کشور، شماره مسلسل 18309، 1401.
[6]. فقیهی، ابوالحسن و حسن دانایی‌فرد. بوروکراسی و توسعه در ایران (نگاهی تاریخی و تطبیقی)، انتشارات دانشگاه امام صادق، چاپ دوم، 1395.
[7]. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، نظام اداری برنامه‌های توسعه (با مروری بر آسیب‌های این حوزه و اولویت‌بندی آنها)، شماره مسلسل 15097، 1395.
[8]. اندروز و همکاران. توسعه به‌مثابه توانمندسازی حکومت: شواهد، تحلیل و عمل، مترجمان: جعفر خیرخواهان و مسعود درودی، تهران، انتشارات روزنه، چاپ دوم، 1398.
[9]. Haque, M. S., Ramesh, M., Puppim de Oliveira, J. A Gomide, A. de A. Building Administrative Capacity for Development: Limits and Prospects. International Review of Administrative Sciences, 87(2), (2021).
[10]. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. بازشناسی مفهوم استراتژی توسعه: با نگاهی به استراتژی‌های توسعه برنامه اول،1372.
[11]. میرسپاسی، ناصر. مدیریت استراتژیک منابع انسانی و روابط کار (تمرین و مقالات)، انتشارات میر، چاپ سوم، 1393.
[12]. الوانی، سیدمهدی و نورمحمد، یعقوبی. مدیریت دولتی و دولت الکترونیک، 1(3)، 1382.
[13]. Pooja Kapoor. Development Administration. Utkal University. (2014).
[14].نورمحمدی، خسرو و صمیمی، احمد. برنامه‌ریزی توسعه در ایران (بازخوانی نظرات دکتر حسین عظیمی آرانی)، تهران، سازمان برنامه‌و بودجه کشور، چاپ اول، 1400.
[15]. مقیمی، سیدمحمد. الگوی مدیریت توسعه برمبنای ارزش‌های اسلامی: سیری دردیدگاه‌های امام خمینی(ره)، مدیریت دولتی.3(8)،1390.
[16]. موثقی، سید احمد. اداره امور دولتی یا اداره امور توسعه. سیاستگذاری عمومی. (1)،1394.
[17]. هدی فرل،. اداره امور عمومی تطبیقی (مدیریت تطبیقی)، مترجمان سید مهدی الوانی، غلامرضا معمارزاده طهران، انتشارات اندیشه گوهربار، چاپ هشتم، 1394.
[18] . Charles Freysen Public administration and development, Development Southern Africa, 2:2.(1985)
[19] . Rathod ,P.B. Elements of Development-Administration (Theory and Practice). ABD Publishers.(2010).
[20]. واعظی، رضا. نقد مدیریت دولتی و مدیریت توسعه در ایران. حکمرانی و توسعه، 1(1)،1397.
[21]. Ola G. El-Taliawi , Zeger Van Der Wal .  Developing administrative capacity: an agenda for research and practice, Policy Design and Practice. (2019).
[22]. احمدی‌نژاد، فاطمه و یحیی، کمالی و صدیقه، شیخ‌زاده جوشانی. بررسی چالش‌های اجرای سیاست‌های توسعه در ایران با استفاده از تحلیل مضمون، فرایند مدیریت و توسعه، 34(2)،1400.
[23] .موزلیس، نیکوس. سازمان و بوروکراسی: تجزیه و تحلیلی از تئوری‌های نوین. مترجم: حسن میرزایی اهرنجانی و احمد تدینی. انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1385.
[24]. میرزایی اهرنجانی، حسن. مبانی فلسفی تئوری سازمان، سمت، چاپ چهارم،1393.
[25]. قوانین بودجه سنواتی 1402- 1396.
[26]. گزارش توجیهی و متن لایحه تشکیلات کلان دولت، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، چاپ اول،1384.
[27]. مرکز آمار ایران، سالنامه آماری کشور 1399- 1380.
[28]. سازمان اداری و استخدامی کشور. سالنامه آماری کارکنان دستگاه‌های اجرایی،1401.
[29]. شکراللهی، مسعود. سازماندهی و تشکیلات در مدیریت دولتی ایران، سازمان معین ادارات، چاپ اول، 1394.
[30]. تسلیمی، محمدسعید و بهزاد، مشعلی. طراحی الگوی استقرار نظام فدرال اداری در ایران، مدرس علوم انسانی، 9(2)،1384.
[31]. یاسوری، مجید، حسین، حاتمی‌نژاد و هانیه، اسدزاده. بررسی راهکارهای تمرکززدایی در ایران – تهران (قبل از انقلاب اسلامی تاکنون)، آمایش سرزمین. 6(1)، 1393.
[32]. موغلی، علیرضا و علیرضا، عزیزی. مدیریت بهره‌وری نیروی انسانی، انتشارات دانشگاه پیام‌نور، چاپ دوم، 1390.
[33]. سازمان ملی بهره‌وری. گزارش ارزیابی استراتژیک وضعیت ایران در شاخص‌های بین‌المللی مرتبط با بهره‌وری، 1399.
[34]. دانایی‌فرد، حسن و محمدرضا، صادقی و معصومه، مصطفی‌زاده. واکاوی و تحلیل تبعات سیاست‌زدگی بوروکراسی در نظام‌‌های سیاسی، اندیشه مدیریت راهبردی (اندیشه مدیریت).9(2)، 1394.
[35]. صادقی، محمدرضا و حسن، دانایی‌فرد، و معصومه، مصطفی‌زاده. فهم سیاست‌زدگی بوروکراسی: مطالعه تطبیقی کیفیت، فرایندها و پیامدهای آن در مدیریت دولتی، پژوهش‌های راهبردی سیاست،6(22)، 1396.
[36]. فقیهی، ابوالحسن. اداره و سیاست در ایران: مطالعه بوروکراسی در بستر سیاست (13۵۷-13۲۰)، ترجمه مریم حیدری، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول،1400.
[37]. طبرسا، غلامعلی. جانمایی صندلی‌های سیاسی و حرفه‌ای در نظام مدیریت دولتی ایران (ماهیت، محتوی و شاخص‌ها)، مطالعات مدیریت بهبود و تحول، 30(100)،1400.
[38]. صادقی جقه، سعید. سیاست‌‏زدگی و حکمرانی امنیت ملی؛ روندها، الگوها و پیامدها، فصلنامه مطالعات راهبردی، 24(91)،1400.
[39]. سالارکیا، غلامرضا. سیاست‌زدگی و کارآمدی در نظام اجرایی، فصلنامه مطالعات راهبردی،21(82)، 1397.
[40]. دانایی‌فرد، حسن. رویکرد سیاسی به مدیریت در بخش دولتی: بن‌مایه‌های نظری، چارچوب عملیاتی و پیامدها، مطالعات مدیریت دولتی ایران،1(1)، 1397.
[41]..پورعزت، علی‌اصغر و غزاله، طاهری و خدیجه، روزبهانی. روایت حکمرانی تعالی‌گرا به‌جای توقف بر فساد. چشم‌انداز مدیریت دولتی. 23، 1394.
[42]. افضلی، عبدالرحمن. فساد اداری و تأثیر آن بر توسعه: علل، پیامدها و راهکارهای برون‌رفت، مجله حقوقی بین‌المللی. 28(45)،1390.
[43]. زرندی، سعید و رضا، واعظی. الگوی جامع مبارزه با فساد اداری برمبنای محیط بومی ایران، پژوهش‌های مدیریت عمومی. 12(45)، 1398.
[44]. World Bank. The Worldwide Governance Indicators, 2022 Update.(2022).
[45]. Department of Economic and Social Affairs. United Nations E-Government Survey (2022).
[46]. World Bank.Ease Of Doing Business Rankings(2020).
[47]. Francisco Longo. Analytical framework for Institutional Assessment of Civil Service Systems, Inter American Development Bank (2002).
[48]. Oscar Huerta Melchor. The Government Workforce of the Future: Innovation in Strategic Workforce Planning in OECD Countries (2012).
[49]. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، پایش وضعیت اشتغال دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و مراکز آموزش‌عالی کشور،1399.
[50]. مصوبه 206/172556 مورخ 26/12/1393 شورای‌عالی اداری.
[51]. بخشنامه شماره 24510 مورخ 10/5/1400 سازمان اداری و استخدامی کشور.
[52]. قلی‌پور، رحمت‌ا.... چالش‌های نظام اداری: بررسی موردی ایران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول،1392.
[53]. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، ارزیابی فصول ششم و هفتم قانون مدیریت خدمات کشوری ـ ورود به خدمت و استخدام (با تأکید بر عدالت استخدامی و شایسته‌گزینی)، شماره مسلسل18464، 1401.
[54]. قانون خدمات کشوری،1386.
[55]. Daniel Kaufmann, Aart Kraay and Massimo Mastruzzi.  "The Worldwide Governance Indicators : A Summary of Methodology, Data and Analytical Issues". World Bank Policy Research  Working Paper No. 5430 (2010).