مقدمه

دولت سیزدهم لایحه‌ای را متشکل از ماده‌واحده و 6 تبصره با عنوان لایحه «تشکیل وزارت بازرگانی» به مجلس شورای اسلامی ارائه کرده است که دو فوریت این لایحه در جلسه مورخ ۱402/02/12 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در نهایت این طرح در کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار گرفت و با ایجاد تغییراتی در لایحه ارسالی دولت در یک ماده واحده و 8 تبصره به تصویب رسید. بر اساس این مصوبه سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان، شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران، سازمان توسعه تجارت ایران، شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، صندوق ضمانت صادرات ایران، موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و مرکز ملی فرش ایران به همراه تمامی امکانات، تعهدات، وظایف و مأموریت‌ها، ساختار و نیروی انسانی و اموال منقول و غیرمنقول آنها و کلیه وظایف و مسئولیت‌های حوزه بازرسی بازار، حسب مورد از وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت و جهادکشاورزی منتزع و به وزارت بازرگانی ملحق می‌شود. همچنین دولت باید با اصلاح اساسنامه شرکت سهامی پشتیبانی امور دام کشور، کلیه وظایف این شرکت در امور بازرگانی و تنظیم بازار را در قالب ساختار متناسب به وزارت بازرگانی واگذار نماید. علاوه بر این‌ها بر اساس این مصوبه دولت مجاز است سایر دستگاه‌های زیر مجموعه وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی و سایر دستگاه‌های اجرایی مرتبط با حوزه بازرگانی را با تصویب هیئت وزیران به وزارت بازرگانی منتقل کند.

 

تاریخچه تفکیک وزارتخانه‌های صنعت و بازرگانی

سیر تطور تفکیک و ادغام حوزه‌های صنایع و معادن با حوزه بازرگانی در اقتصاد ایران نود سال قدمت دارد (1308-1398). تغییرات ساختاری در این دو حوزه تا پیش از انقلاب اسلامی‌ بیشتر در قالب ادغام در وزارت اقتصاد و یا تفکیک از آن انجام می‌شد و این موضوع تا سال 1352 ادامه داشت، اما در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وزارت اقتصاد و وزارت بازرگانی مستقل بوده و دستخوش جرح و تعدیل ساختاری نشدند و عمده این تحولات ادغام یا تفکیک به داخل حوزه صنایع و معادن متمرکز شد؛ تا اینکه در تیرماه 1390 پس از یک دوره ثبات چهل‌ساله در شکل‌گیری وزارت بازرگانی مستقل مجدداً دو حوزه صنایع و معادن و بازرگانی به موجب «قانون تشکیل دو وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت مصوب 1390/4/08» با هم ادغام شدند. پس از این ادغام و در راستای هماهنگ‌سازی سیاست‌های تولیدی و تجاری در بخش کشاورزی، با تصویب «قانون تمرکز وظایف و اختیارات مربوط

 

 

به بخش کشاورزی در وزارت جهاد کشاورزی» در 1391/11/24، تمشیت امور بازرگانی بخش کشاورزی به وزارتخانه تخصصی این موضوع یعنی وزارت جهاد کشاورزی واگذار شد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در سال‌های اخیر گزارش‌های کارشناسی را در این باره تهیه و منتشر کرده است.[1]

 

اهم چالش‌های گزارش کمیسیون اجتماعی بر لایحه «تشکیل وزارت بازرگانی»

اگرچه موافقین تشکیل وزارت بازرگانی با ارائه دلایلی همچون ماهیت فرابخشی بازرگانی، عدم موفقیت سناریوی ادغام در ساختار فعلی و لزوم تمرکز در وظایف مرتبط با تنظیم بازار، این اصلاح ساختار را ضروری می‌دانند اما ایرادات مختلفی را می‌توان به تشکیل این وزارتخانه به‌ویژه با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و تجربه‌های گذشته ارائه کرد که به برخی از آنها به‌شرح ذیل پرداخته می‌شود:

  1. لزوم اتخاذ سیاستهای یکپارچه در حداکثر شدن ایجاد ارزش افزوده در زنجیره ارزش: یکی از مهم‌ترین موضوعات در تدوین و استراتژی توسعه صنعتی کشور لزوم یکپارچگی در سیاست‌های صنعتی و تجاری کشور است. سیاسـت‌هـای تجـاری بایـد در خدمـت تولیـد قـرار گیـرد و از‌ایـ‌ن‌رو سیاسـت‌هـای تجـاری و صنعتـی بایـد بـه‌صـورت یکپارچـه اتخـاذ شود. بـدون سیاسـت تجـاری هماهنـگ بـا صنعـت، در شرایطی که در طول سالیان گذشته توان تولیدی کشور تضعیف شده است نمـی‌تـوان تولیـد کشور را ارتقا داد. همچنیـن زنجیـره کامـل از تولیـد بـه مصـرف در اختیـار یـک وزارتخانـه خواهـد بـود که می‌تواند زمینه حداکثر شدن ایجاد ارزش افزوده در زنجیره ارزش را ایجاد کند.
  2. تداخلات نهادی و تشتت در حوزه‌های تصمیم‌گیری در شرایط ابهام در وظایف، اختیارات و مأموریت‌های دو وزارتخانه: به منظور بهینه شدن فرایند تولید و تأمین، لازم است کل زنجیره تولید و تأمین در هر زمینه در یک ساختار به شکل متمرکز پیگیری شود. مدیریت یکپارچه سبب حداکثر شدن ایجاد ارزش افزوده در زنجیره ارزش و پاسخگویی بهتر دستگاه‌ها و عدم تزاحم وظایف و اختیارات می‌شود. نکته حائز اهمیت در این خصوص بروز اختلال در اجرای وظایف وزارتخانه‌ها و نهادهای ذیل آنها پس از تفکیک بخش بازرگانی از وزارتخانه‌های «جهاد کشاورزی» و «صنعت، معدن و تجارت» به عنوان متولی تخصصی تولید در حوزه‌های تخصصی است. به عنوان نمونه نهاد‌هایی مانند «سازمان مرکزی تعاون روستایی»، «شرکت بازرگانی دولتی ایران» و «شرکت پشتیبانی امور دام» که بر‌اساس وظایف اساسنامه‌ای خود مسئول بخش‌هایی از زنجیره عرضه نهاده‌ها و محصولات کشاورزی هستند، پس از تشکیل «وزارت بازرگانی» دچار تشتت در وظایف می‌شوند که سازگاری آنها با ساختار جدید هزینه‌های زیادی ایجاد خواهد کرد و به نوعی فرصت‌سوزی محسوب می‌شود. برای مثال سازمان مرکزی تعاون روستایی طبق قانون تشکیل خود دارای وظایف حیاتی در بخش کشاورزی در زمینه یکپارچه‏سازی اراضی کشاورزی، توسعه تعاونی‏ها و نظام‏های بهره‏برداری، تأمین خدمات توسعه کسب‏وکار، بازاریابی و ... است. حال پس از انتقال این سازمان به وزارت بازرگانی، اجرای وظایف حیاتی فوق وضعیت نامشخصی پیدا خواهد نمود. همچنین نظام‏های بهره‏برداری و شرکت‏های بخش کشاورزی از جمله شرکت‏های تعاونی تولید، سهامی زراعی، تعاونی‏های عشایری، تعاونی‏های روستایی، تعاونی‏های زنان روستایی که بخشی از آنها دارای قانون خاص مصوب مجلس با سابقه بیش از 50 سال هستند، طبق قانون خود وظیفه بازرگانی بخش کشاورزی را بر‌عهده دارند. این وظیفه با رویکرد زنجیره‏ای در کنار سایر وظایف بخش کشاورزی بر‌عهده آنها گذاشته شده است. مشخص نیست در صورت تصویب نهایی طرح تشکیل وزارت بازرگانی، شرکت‏های سهامی زراعی و تعاونی‏ها چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد. این موارد بخشی از شواهدی است که نشان می‏دهد وزارت بازرگانی منجر به اختلال در امور اداری امنیت غذایی کشور شده و تشکیل آن، خلاف اصول صحیح نظام اداری تأکید شده در اسناد بالادستی است. در این زمینه می‌توان به بند «10» از اصل (3) قانون اساسی، مبنی‌بر ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیرضرور، بند‌های «10» و «12» از سیاست‌های کلی نظام اداری، مبنی‌بر چابک‌سازی، متناسب‌سازی و منطقی‌سازی تشکیلات نظام اداری و توجه به اثربخشی و کارایی در فرایند‌ها و روش‌های اداری و بند «16» از سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی مبنی‌بر منطقی‌سازی اندازه دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضرور و هزینه‌های زائد اشاره کرد. هرچند در کمیسیون اجتماعی در رابطه با لایحه تشکیل وزارت بازرگانی به انتزاع «شرکت بازرگانی دولتی ایران» از وزارت جهاد کشاورزی و الحاق آن به وزارت بازرگانی تصریح شده است ولی این موضوع رافع دغدغه مزبور نیست. همچنین، قوانین متعددی از جمله قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی، قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی، قانون تضمین خرید محصولات اساسی کشاورزی، سیاست‌های کلی نظام در بخش کشاورزی، اساسنامه سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران و ... که مربوط به بخش کشاورزی است در 10 سال گذشته تصویب شده‌اند که عملاً متولی اجرا و اساس پیگیری صحیح آنها بر‌مبنای تمرکز دو بخش صنعت و بازرگانی در یک نهاد بنا شده است که با تفکیک بخش بازرگانی عملاً کارکرد این قانون و قوانین مشابه نیز مختل خواهد شد.
  3. مسئله‌شناسی اشتباه از افزایش قیمت‌ها در بازار: افزایش قیمت کالاها در بازار به میزان زیادی به مسئله تورم در کشور ارتباط دارد که آن نیز معلول افزایش نقدینگی در بلندمدت و رشد نرخ ارز در کوتاه‌مدت‌ است. از‌این‌رو تأکید بر ابزار بازرگانی که به صورت تاریخی در ایران به عنوان واردات شناخته می‌شود یک مسئله‌شناسی غلط و پرداختن به معلول به جای علت است. گفتنی است که هرچند مواردی از جمله سطح تمرکز در بازارها، نظام توزیع، شفافیت بازار و ... عوامل مؤثر بر قیمت کالاها هستند، اما حتی این موارد نیز هیچ‌گاه به عنوان کانون سیاستگذاری‌های حوزه بازرگانی مطرح نبوده‌اند و در لمصوبه کمیسیون اجتماعی نیز به آنها اشاره‌ای نشده است. علاوه‌بر این، در حال حاضر، یکی از مهم‌ترین دلایل گران بودن محصولات کشاورزی، حاکمیت واسطه‏های غیرضرور است که حتی سبب افزایش چندبرابری و غیرمنطقی قیمت محصولات کشاورزی از مزرعه تا سفره می‏شود. مهم‌ترین ابزار در تنظیم بازار و حذف واسطه‏های غیرضرور، توسعه و توانمندسازی تشکل‏ها و اتحادیه‏های تولیدی هستند که در حوزه تخصصی خود تمشیت می‏شوند و وظایف بازرگانی را در کنار سایر خدمات توسعه کسب‏وکار بر‌عهده دارند. سؤال اساسی آن است که وزارت بازرگانی آیا چنین ابزاری را برای تنظیم بازار و توسعه تجارت خارجی بر‌عهده خواهد داشت یا اینکه دنبال فلسفه دولتی کردن امور و ورود دولت به خرید و فروش و سایر امور تصدیگرانه بازار خواهد بود؟ کمااینکه چنین ایراداتی در بازار مسکن و دارو نیز وجود دارد ولی انتزاع آنها از وزارتخانه‌های مرتبط و واگذاری بازار این اقلام به وزارت بازرگانی در لایحه فعلی ذکر نشده است. ضمن اینکه ورود مستقیم دولت به امور تجاری و بازرگانی، مغایر با سیاست‌های کلی نظام است و از طرفی سیاستگذاری هماهنگ برای این امور، نیازی به تشکیل یک وزارتخانه مستقر تا سطح استان و شهرستان ندارد.
  4. عدم امکان هماهنگی میان تولید و بازرگانی از طریق ساختارهای شورایی: یکی از راه‌هایی که برای جلوگیری از ناهماهنگی میان تولید و بازرگانی در صورت انتزاع وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت به‌نظر می‌رسد، هماهنگی میان این دو بخش در یک ساختار دیگر در داخل دولت است. اما تنها امکان تشکیلاتی آن در ایران، ایجاد ساختارهای شورایی به‌منظور هماهنگی است. اما باید توجه کرد که در صورت تفکیک دو مقوله سیاست‌های تجاری و تولیدی در بین دو وزارتخانه نمی‌توان این انفکاک و ازهم‌گسستگی را با تشکیل ساختارهای شورایی برای هماهنگی سیاست‌ها جبران کرد چراکه تجربه تصمیمات شورایی در موضوعاتی نظیر پاسخگویی، مسئولیت‌پذیری و انسجام تصمیمات تجربه چندان موفقی نبوده است. از جمله محورهای بازنگری در قانون اساسی در سال 1368، نفی مدیریت شورایی بوده است. این ساختارها بر ابهام در حوزه‌های مسئولیتی و پاسخگویی خواهد افزود. همچنین ناکامی در تشکیل شورای عالی برای ایجاد ارتباط میان‌دستگاهی در حوزه‌های مرتبط و یا تشکیل شورای بین‌وزارتی با نام شورای سیاست‌های صنعتی به‌عنوان جایگاه نظام سیاستگذاری صنعتی کشور و تجربه نامناسب شورای عالی صادرات غیرنفتی در همگرایی سیاست‌های تجاری و صنعتی از دلایل مطرح شده است.
  5. غفلت از اهداف در نظر گرفته شده در ادغام وزارتخانه‌ها: جلوگیری از واردات بی‌رویه، جلوگیری از خام‌فروشی و ایجاد ارزش‌افزوده برای کالاهای صادراتی و همچنین حذف وظایف موازی و تکراری و تجمیع وظایف متجانس در یک دستگاه واحد، ازجمله اهداف پیش‌بینی شده برای ادغام این دو وزارتخانه بوده است و با تفکیک مجدد این اهداف مغفول خواهد ماند.
  6. غلبه پیدا کردن سیاستهای واردات بیرویه و سرکوب قیمت برای تنظیم بازار داخلی: اقتصاد کشور در سال‌های گذشته با شرایطی روبه‌روست که بی‌ثباتی‌هایی به‌صورت مکرر در بازارهای مختلف رخ می دهد. در این شرایط با تشکیل وزارت بازرگانی بدیهی است که با توجه به انتظاراتی که از این وزارتخانه وجود دارد، تمام تلاش خود را برای تنظیم بازار و جلوگیری از گرانی در بازار معطوف خواهد داشت، حال این سؤال ایجاد می‌شود که وقتی وزیری مسئولیت تنظیم بازار را برعهده می‌گیرد، آیا می‌توان از وی انتظار داشت که به دنبال رفع موانع تولید برای افزایش عرضه محصول در بازار باشد در شرایطی که این امر در حوزه مسئولیتی وی نیست؟ تجربه دهه‌های گذشته در اقتصاد ایران نشان داده است که سیاستگذار برای مقابله با شوک‌های قیمتی و بی‌ثباتی در بازار همواره از دو ابزار بسیار مخرب بهره برده است: 1. تسهیل واردات بی‌رویه به منظور عرضه گسترده و کاهش قیمت‌ها در بازار به شکل تصنعی، 2. تشدید قیمتگذاری غیرمنصفانه و گسترده.

اما این شکل از سیاستگذاری برای تنظیم بازار، کشور را وارد یک چرخه مخرب تولید و تشدید‌کننده تورم و بحران خواهد کرد.

 

جمع‌بندی

در‌مجموع، با توجه به لزوم یکپارچگی سیاست‌های صنعتی و تجاری به‌عنوان الزام نظام سیاستگذاری صنعتی و یک اصل خدشه‌ناپذیر، الزامات سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و احکام برنامه ششم توسعه، ضرورت هماهنگی تصمیمات مربوط به بازار و سیاست گذاری تولید در حوزه کشاورزی، نبود تجربه مناسب از ادغام واقعی دو حوزه صنعت و بازرگانی (که حاکی از تجربه ناموفق ادغام دو وزارتخانه باشد)، فقدان وظایف و اختیارات وزارتخانه جدید و ابهامات نسبتاً زیاد در مفاد لایحه (به‌طور خاص ناظر بر ابهام در حوزه‌های بازرگانی داخلی و خارجی وزارتخانه متبوع)، و نظر به مغایرت مفاد لایحه با قانون اساسی و اسناد بالادستی، مرکز پژوهش‌های مجلس با کلیات مصوبه کمیسیون اجتماعی در‌خصوص تشکیل «وزارت بازرگانی» مخالف است.

 

 

جدول 1. اظهارنظر مختصر در خصوص مواد

ارجاع به کمیسیون

موافق به شرط اصلاح

مخالف

موافق

شماره ماده

 

 

*

 

ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 1 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 2 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 3 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 4 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 5 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 6 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 7 ماده واحده

 

 

*

 

تبصره 8 ماده واحده

 

جدول 2. بررسی مواد گزارش کمیسیون اجتماعی در خصوص «لایحه تشکیل وزارت بازرگانی»

نظر کارشناسی

ارجاع به کمیسیون

موافق به‌شرط اصلاح

مخالف

موافق

مصوبه کمیسیون

شماره ماده

به منظور بهینه شدن فرآیند تولید و تأمین، لازم است کل زنجیره تولید و تأمین در هر زمینه در یک ساختار به شکل متمرکز پیگیری شود. مدیریت یکپارچه سبب حداکثر شدن ایجاد ارزش افزوده در زنجیره ارزش و پاسخ‌گویی بهتر دستگاه‌ها و عدم تزاحم وظایف و اختیارات می‌شود. به عبارت دیگر محول نمودن وظایف بازرگانی و تجارت خارجی، به وزارتخانه‌های «جهاد کشاورزی» و «صنعت، معدن و تجارت» که در حوزه خود متولی تخصصی تولید هستند، بر اساس نگاه زنجیره‌ای به تولید صورت گرفته و در حقیقت اقدامی به منظور مدیریت واحد اجزای زنجیره عرضه است که اتفاقاً تأثیر مثبت قابل‌توجهی بر کارآمدی کل زنجیره، در راستای انطباق تولید با نیاز‌های بازار دارد.

حال اگرچه در ماده واحده، انسجام سیاستی به منظور پیشبرد هدف (تنظیم بازار ) در حوزه بازرگانی مطرح شده است اما به دلیل مسئله شناسی اشتباه و عدم آسیب شناسی دقیق دلایل آشفتگی بازار، راهکاری (تشکیل وزارت بازرگانی) ارائه شده که مطمئنا برآورده‌کننده هدف مدنظر نخواهد بود و بخش تولید را نیز متضرر خواهد کرد.

لازم به ذکر است که مشخص نیست در شرایطی که تقویت زنجیره‌ها بعد از نه (9) سال، آن هم با مقاومت‌ها و اخلال فراوان، در ساختار فعلی وزارتخانه‌های مذکور جا افتاده است، چرا باید چنین وظایفی مجدداً از این وزارتخانه‌ها تفکیک شده و ذیل یک وزارتخانه مجزا قرار گیرد

 

 

*

 

به‌منظور تمرکز سیاستگذاری، راهبری، برنامه‌ریزی، نظارت و ساماندهی امور مرتبط با حوزه بازرگانی، توزیع و تنظیم بازار، با انتزاع اهداف، مأموریت‌ها و وظایف مربوط به امور بازرگانی (داخلی و خارجی) از وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت و جهادکشاورزی، «وزارت بازرگانی» تشکیل می‌‌شود و نام وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت به وزارتخانه صنایع و معادن اصلاح می شود.

ماده واحده

انتقال سازمان حمایت از مصرف کنندگان و تولیدکنندگان با حفظ ساختار و ماموریتهای فعلی علاوه بر آنکه تاثیری در افزایش کارایی و عملکرد این سازمان نخواهد داشت حتی موجب تعارضاتی بخصوص در بخش حمایت از تولید با وزارت صمت می شود. اگر هدف حمایت از مصرف کننده است مطمئنا نیاز به اصلاح قانون حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان و تعیین ماموریت دقیق برای این سازمان است.

همچنین از آنجایی که «مرکز ملی فرش ایران» وظایف تولیدی درکنار بازرگانی نیز دارد، با این انتقال مأموریت‌های تولیدی این شرکت تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

تجارت تولیدات کارخانه­ای مطابق گزارش یونیدو 2022 روند رو به بهبودی در ساختار صادرات کشور طی دو دهه اخیر داشته به نحوی که سهم صادرات صنعتی از کل صادرات غیرنفتی کشور روند صعودی را تجربه کرده اما در مقایسه نسبی با کشورهای حوزه سند چشم انداز بیست ساله، جایگاه ایران همچنان با شرایط مطلوب فاصله دارد. براین اساس لزوم تمرکز و اصلاح برخی روندها در آن ضروری بنظر می­رسد اما مطمئنا راهکار ارتقای آن انتقال سازمان توسعه تجارت که نقشی اساسی در یکپارچگی سیاستهای تولیدی و تجاری دارد نخواهد بود.

لازم به ذکر است که از آنجایی که بازار مهمترین مشوق تولید است که نقش اساسی در تحقق درآمد و قدرت خرید مناسب برای تولیدکننده دارد، محول کردن ابزار‌های تنظیم بازار، مانند خرید‌های داخلی و خارجی، به وزارتخانه دیگر (وزارت بازرگانی) از طریق انتقال شرکت مادرتخصصی بازرگانی دولتی ایران، باعث استنکاف متولی تولید (وزارت جهاد کشاورزی) از مسئولیت خود در زمینه تقویت تولید و خودکفایی خواهد شد.

 

 

*

 

سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان، شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران، سازمان توسعه تجارت ایران، شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران، صندوق ضمانت صادرات ایران، موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی و مرکز ملی فرش ایران به همراه تمامی امکانات، تعهدات، وظایف و مأموریت‌ها، ساختار و نیروی انسانی و اموال منقول و غیرمنقول آنها و کلیه وظایف و مسئولیت‌های حوزه بازرسی بازار، حسب مورد از وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت و جهادکشاورزی منتزع و به وزارت بازرگانی ملحق می‌شود.

تبصره 1

با توجه به وظایف تولیدی و بازرگانی شرکت پشتییبانی امور دام، انتزاع وظایف بازرگانی و تنظیم بازار شرکت پشتیبانی امور دام کشور از این شرکت، برخلاف بند «۷» از سیاست‌های کلی نظام در بخش کشاورزی، مبنی‌بر ساماندهی فرآیند تولید توأم با اصلاح نظام بازار، است.

 

 

*

 

دولت موظف است ظرف مدت سه ماه با اصلاح اساسنامه شرکت سهامی پشتیبانی امور دام کشور، کلیه وظایف این شرکت در امور بازرگانی و تنظیم بازار را در قالب ساختار متناسب به وزارت بازرگانی واگذار نماید.

تبصره 2

توسعه صادرات کشور که در ماده 2 اساسنامه بانک توسعه صادرات به آن اشاره شده است مستلزم توجه به فرآیند تولید حتی قبل از رسیدن به مرحله صادرات نیز هست. مهمترین موید این مدعا، بند (6) ماده (3) اساسنامه بانک است که به درستی اقدام زیر را به عنوان یکی از موضوع فعالیت بانک توسعه صادرات قلمداد کرده است :

3- اعطای تسهیلات و انجام هرگونه عملی که موجب ارتقاء کیفیت و بالا بردن وضعیت رقـابتی صـادرات کشور میشود.

به عبارت روشن­تر ممکن است سیاست‌گذاری صنعتی در کشور مستلزم تأمین مالی از بنگاهی باشد که هنوز به مرحله صادرات نرسیده است اما افق صادراتی دارد و بانک توسعه صادرات طبق بند مذکور موظف است تامین مالی آن بنگاه را بر عهده بگیرد.

توجه به این نکته، از این حیث ضروری است که پیشنهاد هیات مدیره این بانک توسط وزیر بازرگانی ممکن است منجر به کاهش اهمیت تامین مالی بنگاه­هایی شود که هنوز به مرحله صادرات نرسیده‌اند اما رویکرد توسعه صادرات کشور مستلزم تامین مالی آن‌ها برای بالفعل کردن ظرفیت صادراتی بالقوه آنهاست.

 

 

*

 

اعضای هیات مدیره و مدیرعامل بانک توسعه صادرات به پیشنهاد وزیر بازرگانی و تصویب مجمع عمومی بانک مذکور و با حکم وزیر امور اقتصادی و دارایی منصوب می شوند.

تبصره 3

انتزاع و انتقال سایر دستگاه‌های زیر‌مجموعه وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی و سایر دستگاه‌های اجرایی با تصویب هیات وزیران، مغایر با تفویض وظایف نمایندگی به غیر موضوع اصل ۸۵ قانون اساسی است.

 

 

*

 

سازماندهی ساختار دستگاه‌های مشمول این قانون با استفاده از ساختار موجود و بدون هرگونه توسعه تشکیلاتی حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون به تأیید سازمان اداری و استخدامی کشور خواهد رسید. انتزاع و انتقال سایر دستگاه‌های زیر مجموعه وزارتخانه‌های صنعت، معدن و تجارت، جهاد کشاورزی و سایر دستگاه‌های اجرایی با هدف تمرکز سیاست گذاری، راهبری، برنامه‌ریزی، نظارت و ساماندهی حوزه بازرگانی و تنظیم بازار و با تاکید بر رویکرد تجمیع، ادغام و کاهش تشکیلات و ساختارهای دستگاه‌های اجرایی مذکور با تصویب هیات وزیران مجاز است.

تبصره 4

از آنجایی که وظایفی همچون تعیین قیمت تضمینی محصولات اساسی کشاورزی؛ تعیین نحوه خرید توسط بخش دولتی و غیر‌دولتی؛ تعیین سیاست‌های حمایتی و سیاست‌های اجرائی صادرات و واردات محصولات اساسی کشاورزی، به‌موجب «قانون تضمین خرید محصولات اساسی کشاورزی» به «شورای قیمت‌گذاری و اتخاذ سیاست‌های حمایتی محصولات اساسی کشاورزی» محول شده است لازم است در این تبصره رعایت ضوابط قانون مذکور نیز ذکر شود.

 

 

*

 

از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، تمامی وظایف و اختیارات موضوع بند «الف» ماده (۱) قانون تمرکز وظایف و اختیارات مربوط به بخش کشاورزی در وزارت جهادکشاورزی مصوب 1391/۱۱/24 به وزارت بازرگانی منتقل می‌شود. وزارت بازرگانی مکلف است در اجرای این قانون ضوابط ماده (۱۶) قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی مصوب 1389/۴/23 با اصلاحات و الحاقات بعدی را رعایت نماید.

تبصره 5

 

 

 

*

 

به‌منظور رصد و پایش بازار کالا و خدمات با رویکرد استقرار حکمرانی داده و با هدف پیش‌بینی نیازهای مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان، وزارت بازرگانی مکلف است با همکاری وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت جهادکشاورزی و سایر دستگاه‌های اجرایی متولی نسبت به ایجاد پیشخوان (داشبورد) مدیریتی با تأکید بر ایجاد ارتباط بین سامانه‌های موجود در حوزه زنجیره تأمین، تولید و توزیع، با اولویت کالاهای اساسی و نهاده‌های اولیه حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون اقدام نماید.

تبصره 6

عبارت «حسب اهداف و مأموریت‌های مندرج در این قانون» تفسیر‌پذیر است و ممکن است مورد سوء‌استفاده قرار گیرد. اساسا لزومی به درج این تبصره نیست؛ چراکه در سایر تبصره‌ها هرجایی موضوع انتقال مطرح شده، وظایف، مأموریت‌ها و مسؤولیت‌ها نیز عنوان شده است.

 

 

*

 

کلیه وظایف، اختیارات و مسئولیت‌های مقرر در قوانین و مقررات مختلف که برعهده وزیر و یا وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزیر یا وزارت جهادکشاورزی و یا سایر دستگاه‌های اجرایی بوده است، حسب اهداف و مأموریت‌های مندرج در این قانون برعهده وزیر یا وزارت بازرگانی حسب مورد قرار می‌گیرد.

تبصره 7

 

 

 

*

 

آئین نامه اجرایی این قانون ظرف مدت سه ماه از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون توسط سازمان اداری و استخدامی کشور تهیه و به تصویب هیات وزیران می رسد.

تبصره 8

 

 

1.لایحه تشکیل وزارت بازرگانی