خلاصه مدیریتی

در سال‌های اخیر کشور درگیر نرخ‌های تورم بالا و پرنوسان بوده است. مسئله ای که همواره مورد ابهام بوده است عدم انطباق تورم اعلام شده توسط نهادهای آماری با نرخ تورم احساس شده توسط افراد جامعه بوده است. براساس افکارسنجی انجام شده در مرکز پژوهش های مجلس در مردادماه 1401 میانه نرخ تورم احساس شده توسط مردم 86 درصد بوده است. این درحالی است که بانک مرکزی و مرکز آمار نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه این ماه را به‌ترتیب 46 و 51 درصد اعلام نموده‌اند. تفاوت در نرخ تورم احساس شده و نرخ تورمی اعلامی نهادهای رسمی در میان مدت خدشه جدی به اعتماد مردم به آمارهای رسمی کشور وارد می کند. همچنین با توجه به آنکه مطالعات مختلف نشان می دهد انتظارات تورمی شکل گرفته افراد متأثر از درک افراد از تورم گذشته است سیاستگذار پولی برای اجرای سیاست پولی باید نرخ تورم احساس شده افراد را به‌طور مستمر رصد نماید. بررسی‌های این گزارش نشان داد تفاوت در احساس از نرخ تورم با نرخ تورم نهادهای رسمی تنها منحصر به ایران نبوده و حتی در اقتصادهای توسعه‌یافته مثل اتحادیه اروپا، کانادا و حتی ژاپن این تفاوت جدی است.

در این گزارش از دو منظر علل فنی مربوط به نحوه محاسبه شاخص و همچنین علل رفتاری و روانی سعی شد این تفاوت توضیح داده شود. درخصوص علل فنی نحوه محاسبه شاخص، عوامل مختلفی بررسی شد. الگوی مصرف متفاوت افراد و گروه های جمعیتی (مثل نرخ تورم مستاجرها، نرخ تورم افراد دارای فرزند، نرخ تورم خانوارهای زن‌سرپرست و ...)  مختلف نشان داد نرخ تورم که میانگینی از رشد قیمت ها در کل اقتصاد است لزوماً از تورم گروه‌های مختلف نمایندگی نمی‌کند. بنابراین پیشنهاد می‌شود نرخ تورم برای گروه‌های جمعیتی نیز محاسبه گردد. همچنین نحوه محاسبه شاخص به روش پلوتکراتیک[1] و همچنین ذهنیت متفاوت افراد درخصوص نحوه لحاظ رشد قیمت مسکن در شاخص قیمت مصرف‌کننده از دیگر دلایل تفاوت در نرخ است.

درخصوص علل رفتاری بررسی‌ها نشان داد افراد تحت تآثیر دو تورش جدی قرار دارند. تورش اول در نظر گرفتن اقلام خریداری شده روزمره به‌جای کل سبد توسط افراد است. درواقع افراد برای بیان درک خود از تورم به رشد قیمت کالاهایی رجوع می‌کنند که به‌صورت متداول خریداری می‌کنند. این موضوع سبب شده شاخص قیمت روزمره معرفی و با استفاده از آن نرخ تورم روزمره محاسبه گردد. بجز این مورد خانوارها در معرض تورش دیگری نیز قرار دارند. مطالعات مختلف نشان می‌دهند افراد در زمان اعلام احساس خود از نرخ تورم در مقایسه با قیمت‌های کاهشی و یا ثابت اغلب به قیمت‌های افزایش یافته توجه می‌کنند. بر این اساس در این گزارش در شاخص لاسپیرز تعدیل‌یافته برای قیمت‌های افزایشی وزن بیشتری در نظر گرفته شد که بر این اساس «شاخص قیمت درک شده» و «نرخ تورم درک شده» محاسبه گردید. نتایج این بخش نشان داد با در نظر گرفتن این دو تورش، تفاوت بیان شده بین نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم اعلامی نهادهای آماری تا حد زیادی قابل توضیح است.

به‌طور کلی با توجه به تفاوت قابل‌توجه نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم اعلامی نهادهای آماری موارد ذیل پیشنهاد می‌شود:

  1. محاسبه و انتشار نرخ تورم براساس گروه‌های جمعیتی مختلف (مثل نرخ تورم مستاجرها، نرخ تورم افراد دارای فرزند، نرخ تورم خانوارهای زن‌سرپرست و ...)
  2. شاخص قیمت روزمره و شاخص قیمت درک شده به‌صورت ماهیانه محاسبه و منتشر گردد.
  3. تلاش‌ برای آموزش عمومی در مورد تورم، تفاوت آن با هزینه زندگی و روش محاسبه آن
  4. ارائه اطلاعاتی در مورد چشم‌انداز و روندهای آتی تورم به خانوارها برای پایین نگه‌داشتن تورم در افق میان‌مدت.

 

مقدمه

اقتصاد ایران در بیش از پنجاه سال گذشته درگیر نرخ های تورم بالا و دو رقمی بوده است و از این حیث رکورددار تداوم نرخ‌های تورم دورقمی در دنیاست. این موضوع سبب شده تا نرخ تورم بالا مهم‌ترین چالش در حوزه سیاستگذاری اقتصادی در کشور باشد. صرفنظر از علل نرخ تورم بالا در اقتصاد ایران که در گزارش‌های دیگر این مرکز به‌طور مبسوط مورد تحلیل قرار می‌گیرد یک مسئله جدی درخصوص نرخ تورم تفاوت درک مردم از نرخ تورم با نرخ تورم اعلامی توسط نهادهای آماری است. براساس افکارسنجی انجام شده در مرکز پژوهش‌های مجلس در مردادماه 1401 میانه نرخ تورم احساس شده توسط مردم 86 درصد بوده است. این درحالی است که بانک مرکزی و مرکز آمار نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه این ماه را به‌ترتیب 46 و 51 درصد اعلام نموده‌اند. این ارقام نشان‌دهنده دو واقعیت مهم است: اولاً نرخ تورم احساس شده توسط مردم تفاوت قابل‌توجهی با نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی دارد ثانیاً خود نرخ تورم نهادهای رسمی نیز با یکدیگر اختلاف دارند.

درخصوص مورد اول همان‌گونه که در متن گزارش نیز اشاره خواهد شد این موضوع تنها مختص ایران نبوده و در سایر نقاط دنیا نیز موضعیت دارد. با این‌حال نکته خاص اقتصاد ایران این است که بجز تفاوت ذهنیت مردم از تورم و نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی، خود نرخ‌های تورم اعلامی توسط دو نهاد آماری نیز بعضاً تفاوت‌های قابل‌توجه دارند. درواقع قبل از اینکه به این سؤال پاسخ دهیم که چرا درک مردم از تورم با نرخ تورم رسمی کشور متفاوت است اول باید مشخص کنیم کدام‌یک از این دو نرخ تورم واقعاً از نرخ تورم تحمیل شده به خانوارهای کشور نمایندگی می‌کند. در سال‌های اخیر و در دولت های مختلف بسته به اینکه نرخ تورم کدام‌یک از این نهادها کمتر بوده آمار نرخ تورم آن نهاد توسط دولتمردان به‌عنوان عملکرد دولت ارائه شده است. نکته‌ای که نمی‌توان آن را کتمان نمود آن است که ارائه عملکرد سیاستگذار براساس نرخ تورم پایین‌تر هر چند از منظر ارائه عملکرد راهگشاست با این‌حال سیاستگذار باید این نکته را در نظر داشته باشد که براساس مطالعات مختلف بین‌المللی فعالین اقتصادی نرخ تورم انتظاری خود را براساس احساسشان از تورم گذشته تعدیل می‌کنند نه اعلام نهاد آماری. درواقع ارائه نرخ تورم پایین‌تر صرفاً کاربرد در منازعات سیاسی داشته و اگر هدف سیاستگذار سیاست‌های اقتصادی است به‌جای نرخ تورم رسمی نرخ تورم احساس شده توسط مردم موضوعیت دارد و چنانچه بیان شد این نرخ مستقل از نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی است.

در این گزارش ابتدا به مقایسه‌ای مختصر از نرخ تورم اعلامی دو نهاد آماری پرداخته و سپس اهمیت درک مردم از تورم بررسی می‌شود. در دو بخش دیگر به بررسی علل فنی و علل رفتاری تفاوت در درک مردم از تورم و نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی پرداخته می‌شود.

  1. مقایسه نرخ تورم بانک مرکزی و مرکز آمار

همان‌گونه که در نمودارهای 1 و 2 مشاهده می‌شود نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه و کل اعلامی مرکز آمار و بانک مرکزی در سال‌های اخیر تفاوت قابل‌توجهی داشته‌اند. اختلاف نرخ تورمی اعلامی این دو نهاد تابعی از نرخ تورم بوده و هرچه نرخ تورم بالاتر رفته اختلاف این دو نهاد آماری نیز بیشتر شده است. هرچند روند کلی نرخ تورم این دو نهاد یکسان است با این‌حال تفاوت در نرخ تورم اعلامی آنها و گرایش سیاستگذاران به ارائه نرخ تورم پایین‌تر، همواره ابزاری برای بهتر نشان دادن عملکرد سیاستگذار بوده است.

نمودار 1. مقایسه نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه مرکز آمار و بانک مرکزی

 

مأخذ: شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و مرکزآمار ایران.

 

نمودار 2. مقایسه نرخ تورم ۱۲ ماهه مرکز آمار و بانک مرکزی

 

مأخذ: همان.

 

در جدول1 مقایسه‌ای از نحوه محاسبه شاخص قیمت و درنتیجه نرخ تورم توسط دو نهاد آماری ارائه شده است. همان‌طورکه در این جدول مشاهده می‌شود نحوه محاسبه شاخص‌های قیمت این دو نهاد در برخی موارد تفاوت‌های قابل‌توجهی دارند.

بانک مرکزی: بانک مرکزی از سال 1315 اقدام به محاسبه شاخص قیمت مصرف‌کننده برای مناطق شهری کشور می‏کند. برای محاسبه وزن‌های شاخص قیمت مصرف‌کننده، این نهاد آماری طرح هزینه درآمد خانوار را در 79 شهر اجرا می‌نماید. برای آمارگیری قیمت‌ها نیز این نهاد آماری از همان 79 شهر به‌طور متوسط حدود 121 هزار رکورد قیمتی در ماه را ثبت نموده و با استفاده از روش لاسپیرز تعدیل شده شاخص قیمت‌ها را محاسبه و روز پنجم ماه بعد منتشر می‌کند. البته از پاییز سال 1397 بانک مرکزی شاخص قیمت خود را به‌صورت عمومی منتشر نمی‏نماید. ضمن اینکه این نهاد آماری داده‌های خام و مظنه های قیمتی را نیز در اختیار پژوهشگران قرار نمی‌دهد.

مرکز آمار ایران: این مرکز از سال 1374 نرخ تورم مناطق روستایی و از سال 1381 نرخ تورم مناطق شهری را محاسبه و منتشر می‌نماید. برای محاسبه وزن‌ها مرکز آمار ایران نیز دارای طرح هزینه درآمد خانوار خاص خود است که در همه مناطق شهری و روستاهای منتخب اجرا می‌گردد. برای آمارگیری قیمت‌ها نیز این نهاد آماری از در 231 شهر و روستا به‌طور متوسط حدود 240 هزار رکورد قیمتی در ماه (تاروز 27 هر ماه) را ثبت نموده و با استفاده از روش لاسپیرز تعدیل شده شاخص قیمت‌ها را محاسبه و روز اول ماه بعد منتشر می‌نماید. این نهاد آماری نیز داده‌های خام و مظنه‌های قیمتی را در اختیار پژوهشگران قرار نمی‌دهد.

 

 

جدول 1. مقایسه چارچوب تهیه شاخص قیمت مصرفکننده بانک مرکزی و مرکزآمار ایران

 

بانک مرکزی

مرکز آمار ایران

محاسبات ضرایب اهمیت

مبنای محاسبه وزن‌ها

هزینه درآمد خانوار بانک مرکزی

هزینه درآمد خانوار مرکز آمار ایران

پوشش منطقه‌ای

شهری

شهری و روستایی

تعداد شهر و روستا

79 شهر

همه شهرستان ها

تعداد نمونه

در سال 1400 حدود 18 هزار خانوار

در سال 1400 حدود 18 هزار خانوار شهری و حدود 19 هزار خانوار روستایی

نحوه محاسبه ضریب اهمیت مسکن

معادل ارزش اجاری برای خانوارهای خودمالک

معادل ارزش اجاری برای خانوارهای خودمالک

انتشار عمومی ضرایب اهمیت

در سطح گروه‌ها منتشر شده

در سطح گروه‌ها منتشر شده

پرسش اقلام هزینه‌ای

دوروز-هفته- ماه و سال گذشته

ماه و سال گذشته

محاسبات قیمت‌ها

تعداد شهرستان آمارگری قیمتی

79 شهر

231 شهرستان

تعداد اقلام آمارگیری شده

386 قلم

شهری 455

کل 475

تعداد مظنه

121 هزار رکورد در ماه

حدود 240 هزار رکورد در ماه

دوره زمانی آمارگیری

از روز اول ماه تا 29 یا 30 ماه

از اول تا 27 هر ماه

نحوه آمارگیری

مراجعه حضوری

مراجعه حضوری

قیمت خدمات

مکاتبه و مراجعه حضوری

مکاتبه و مراجعه حضوری

تعدیل کیفیت

بلی

بلی

محاسبه و انتشار شاخص قیمت

سال شروع

1315

 شهری 1381 و روستایی 1374

سال پایه فعلی

1395

1395

سال پایه بعدی

1400

1400

روش محاسبه

لاسپیرز تعدیل شده

لاسپیرز تعدیل شده

روش وزن‌دهی

پلوتکراتیک

پلوتکراتیک

زمان انتشار

روز پنجم ماه بعد

روز اول ماه بعد

سطح انتشار عمومی

در سطح 12 گروه اصلی

در سطح 12 گروه- دهکی- استانی

انتشار مظنه قیمتی

خیر

خیر

ماخذ: بانک مرکزی و مرکز آمار ایران

به‌طور کلی علل تفاوت نرخ تورم این دو نهاد را می‌توان از دو منظر تفاوت در ضرایب اهمیت و تفاوت در قیمت‌ها بررسی کرد.

  • تفاوت در ضرایب اهمیت

یکی از دلایل احتمالی تفاوت در نرخ تورم مرکز آمار و بانک مرکزی تفاوت در ضرایب اهمیت است. با این‌حال همان‌گونه که در جدول 2 مشاهده می‌شود در سطح 12 گروه کالایی تفاوت چشمگیری در ضرایب اهمیت بانک مرکزی با ضرایب اهمیت شاخص کل و شاخص مناطق شهری مرکز آمار ایران وجود ندارد.

جدول 2. ضرایب اهمیت شاخص قیمت مرکزآمار و بانک مرکزی در سطح 12 گروه کالایی

 

بانک مرکزی

مرکز آمار-کل

مرکز آمار- شهری

خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها

25.5

26.6

24.5

دخانیات

0.4

0.6

0.6

پوشاک و کفش

4.6

4.8

4.5

مسکن، آب، برق و گاز و سایر سوخت‌ها

37.1

35.5

38.1

اثاث، لوازم و خدمات مورد استفاده در خانه

4.3

3.9

3.6

بهداشت و درمان

7.8

7.1

7.1

حمـــل‌ونقل

8.9

9.4

9.4

ارتباطــات

2.3

2.9

2.9

تفریح و امور فرهنگی

2.1

1.7

1.6

تحصیـل

2.0

1.9

2.0

رستوران و هتــل

1.8

1.4

1.5

کالاها و خدمات متفرقه

3.2

4.2

4.1

مأخذ: شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و مرکز آمار ایران.

با این‌حال در سطح زیر اقلام تفاوت وزن‌ها بعضاً قابل‌توجه است. در نمودار 3 نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه بانک مرکزی، نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای شهری مرکز آمار و نرخ تورم این دو نهاد با در نظر گرفتن ضرایب اهمیت نهاد دیگر ارائه شده است. این ضرایب اهمیت در سطح زیراقلام تطبیق داده شده و نتیجه حاکی از آنست بخشی از تفاوت در نرخ تورم این دو نهاد ناشی از تفاوت ضرایب اهمیت در سطح زیر اقلام است. برای مثال در اردیبهشت‌ماه 1398 نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه بانک مرکزی 60 درصد بوده و در صورتی که نرخ تورم بانک مرکزی براساس ضرایب اهمیت مرکز آمار ایران محاسبه شود این نرخ در اردیبهشت‌ماه حدود 55 درصد خواهد بود. همچنین نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه مرکز آمار در این ماه حدود 51 درصد بوده و در صورتی که این نرخ با ضرایب اهمیت بانک مرکزی محاسبه شود 53 درصد خواهد شد. درواقع محاسبات مذکور نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از تفاوت در نرخ تورم بانک مرکزی و مرکز آمار ناشی از تفاوت در ضرایب اهمیت است که به‌دلیل تفاوت در طرح‌های هزینه درآمد خانوار دو نهاد طبیعی به‌نظر می‌رسد. با این‌حال همان‌گونه که مشاهده می‌شود این موضوع در دوره‌های بعد چندان صادق نیست. برای مثال در بهمن‌ماه 1398 نرخ تورم هر نهاد با وزن‌ها خود و وزن‌های نهاد دیگر تقریباً یکسان است. در این موارد تنها عامل توضیح‌دهنده تفاوت در نرخ تورم دو نهاد تفاوت در قیمت‌هاست.

 

نمودار3. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه از تیرماه 1397 تا شهریورماه 1401

 

مآخذ: شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و مرکز آمار ایران و محاسبات محقق.

 

 

  • تفاوت در قیمت‌ها

همان‌طور که در نمودار 1 مشاهده گردید نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه مرکز آمار و بانک مرکزی در برخی ماه‌ها اختلاف قابل‌توجهی داشته‌اند در نمودار 4 نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه به تفکیک گرو‌های 12گانه در فروردین‌ماه 1400 ارائه شده است. همان‌طور که مشاهده می‌شود در برخی گروه‌ها تفاوت‌های قابل‌توجه بین این دو نهاد وجود دارد. برای مثال رشد شاخص قیمت حمل‌ونقل در این ماه براساس اعلام بانک مرکزی نزدیک به 102 درصد و براساس اعلام مرکز آمار حدود 56 درصد بوده است.

 

نمودار 4. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در فروردین‌ماه 1400 نسبت به فروردین‌ماه 1399 به تفکیک اقلام

 

مأخذ :همان.

 

همان‌گونه که مشاهده می‌شود تفاوت در نرخ تورم اعلام شده توسط دو نهاد هم ناشی از تفاوت در ضرایب اهمیت به‌دلیل تفاوت در طرح‌های هزینه درآمد خانوار و هم ناشی از تفاوت در رشد قیمت اقلام به‌دلیل تفاوت در روش نمونه‌های دریافت قیمت و روش محاسبه قیمت‌های نسبی است. درواقع با توجه به نمونه‌های متفاوت چه در تعیین ضرایب اهمیت چه در محاسبه رشد قیمت‌ها تفاوت دو نرخ کاملاً طبیعی به‌نظر می‌رسد. شایان ذکر است این تحقیق در پی بررسی کیفیت این دو شاخص نبوده و بدون ارزیابی کیفی و تخصصی ساختار تهیه شاخص‌های قیمت این دو نهاد نمی‌توان در مورد میزان دقت نرخ تورم اعلام شده توسط این دو نهاد قضاوت کرد. پیشنهاد می‌شود نهادی تخصصی براساس چارچوب ارزیابی کیفی داده‏ها(DQAF) به ارزیابی کیفی آمارهای تهیه شده توسط این دو نهاد آماری بپردازد.

 

 

  1. بررسی علل تفاوت احساس مردم از نرخ تورم و نرخ تورم رسمی

مرکز پژوهش‌های مجلس از پاییز سال 1400 با هدف برآورد انتظارات تورمی و شاخص اعتماد مصرف‌کننده به‌صورت فصلی و در هفته دوم ماه میانی هرفصل افکارسنجی از خانوارهای شهری انجام می‌دهد. یک سؤال از افکارسسنجی مذکور به برآورد افراد از نرخ تورم یک‌ سال گذشته اختصاص دارد. در جدول 3 میانه و میانگین پیراسته نرخ تورم بیان شده توسط مردم از پاییز 1400 تا تابستان 1401 نشان داده شده است. همان‌طور که در این جدول مشاهده می‌شود نرخ تورم احساس شده توسط افراد تفاوت قابل‌توجهی با نرخ تورم اعلامی توسط نهادهای آماری در ماه انجام افکارسنجی دارد.

 

جدول 3. نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی و نرخ تورم احساس شده

 

پاییز 1400

زمستان 1400

بهار 1401

تابستان 1401

میانه نرخ تورم احساس شده

55.0

60.0

70.0

85.0

میانگین پیراسته 8% نرخ تورم احساس شده

71.1

70.7

87.4

116.7

مرکز آمار

         35.3

              35.3

              39.2

       51.1

بانک مرکزی

         41.0

              32.8

              36.2

       45.8

مآخذ: افکارسنجی شاخص‌های اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس و شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و مرکز آمار.

توضیح: نرخ تورم نهادهای آماری نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در ماه انجام افکارسنجی است.

 

نکته مهم آنکه این موضوع تنها منحصر به اقتصاد ایران نیست و در سایر نقاط دنیا نیز تفاوت در نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم رسمی وجود دارد. برای مثال همان‌گونه که در نمودارهای 5 تا 7 مشاهده می‌شود نرخ تورم احساس شده در اتحادیه اروپا و کانادا و حتی ژاپن به‌مراتب بالاتر از نرخ تورم رسمی آنها بوده است. برای مثال درحالی که در اتحادیه اروپا در سال 2021 نرخ تورم نزدیک به صفر بوده احساس مردم از تورم نزدیک به 5 درصد بوده است. این موضوع با شدت کمتری در کانادا نیز وجود داشته است. با این‌حال در این کشور نرخ تورم احساس شده در بیشتر اوقات منطبق بر نرخ تورم هدف بانک مرکزی بوده که این موضوع اعتبار بانک مرکزی در سیاستگذاری پولی را نشان می‌دهد. در ژاپن نیز با وجود نوسان نرخ تورم رسمی حول صفر درصد، نرخ تورم احساس شده نزدیک به 5 درصد بوده است.

 

نمودار 5. نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم رسمی اتحادیه اروپا

 

Source: https://www.euro-area-statistics.org/digital-publication/statistics-insights-inflation/bloc-3a.html?lang=en

 

نمودار 6. نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم رسمی کانادا

 

Source: Keshishbanoosy 2022.

 

 

 

 

 

نمودار 7. نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم رسمی ژاپن

 

Source: Statistics Bureau; Bank of Japan.

 

دلایل متعددی درخصوص اهمیت توجه به نرخ تورم احساس شده افراد جامعه در ادبیات وجود دارد. یکی از دلایل مهم توجه به این موضوع بی‌اعتبار شدن آمارهای رسمی است. درواقع در صورتی که احساس افراد از تورم تفاوت قابل‌توجهی با نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی داشته باشد به مرور زمان آمارهای رسمی و نه فقط نرخ تورم برای افراد جامعه اعتبار خود را از دست داده و بی‌اعتمادی به نظام آماری گسترش می‌یابد. همچنین مطالعات متعددی نشان می‌دهند که انتظارات تورمی افراد همبستگی بالایی با تورم احساس شده افراد دارد. دمیسر و دیگران[2](2016) با بررسی نرخ‌های تورم احساس شده و انتظارات تورمی افراد در آمریکا بیان نمودند برای اغلب افراد نرخ تورم احساس شده با انتظارات تورمی آنها مشابه بوده است. همان‌گونه که در نمودار 8 مشاهده می‌شود در ایران نیز میانه نرخ تورم احساس شده افراد از گذشته با میانه نرخ تورم مورد انتظار آنها در یک سال آینده نزدیک است و البته هر دو اختلاف قابل‌توجهی با نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی دارند. از آنجا که در سیاست هدفگذاری تورمی یکی از اهداف سیاستگذار پولی، جهت دهی انتظارات تورمی است، شکل‌گیری انتظارات تورمی براساس تورم احساس شده اهمیت توجه به نرخ تورم احساس شده را دوچندان می‌کند.  

 

نمودار 8. میانه نرخ تورم احساس شده و مورد انتظار در مقایسه با نرخ تورم بانک مرکزی و مرکز آمار(درصد)

 

مآخذ: افکارسنجی شاخص‌های اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس و شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و مرکز آمار.

 

مطالعات دلایل مختلفی را برای تفاوت در نرخ تورم اعلام شده توسط نهادهای آماری و نرخ تورم احساس شده توسط افراد بیان کرده‌اند. کشبانوسی و دیگران(2022) دلایل را به دو دسته کلی عوامل اندازه گیری[3] و عوامل رفتاری[4] دسته‌بندی نموده‌اند. مهم‌ترین عوامل اندازه‌گیری مواردی مثل تفاوت در وزن های سبد برای افراد و گروه‌های مختلف، تغییرات کیفی، در نظر گرفتن قیمت خرید مسکن به‌جای خدمات مسکن و ... هستند و مهم‌ترین عوامل رفتاری را می‌توان جزئی‌نگری، خریدهای متداول و اشتباه محاسباتی در دوره‌های افزایش قیمتی بیان کرد. در ادامه هریک از این موارد بررسی می‌شود:

  1. علل فنی مرتبط با نحوه محاسبه شاخص قیمت

همان‌گونه که بیان شد نرخ تورم براساس شاخص قیمت مصرف‌کننده محاسبه می‌شود. هرچند درخصوص نحوه محاسبه این شاخص ادبیات مفصلی وجود دارد و نحوه محاسبه آن کاملاً قابل‌دفاع است با این‌حال برخی علل فنی درخصوص نحوه محاسبه شاخص قیمت سبب می‌شود تا نرخ تورم محاسبه شده براساس این شاخص لزوماً با نرخ تورم درک شده توسط خانوارها یکسان نباشد.

  • مفهوم «نرخ تورم شخصی»[5]: تفاوت وزن ها بین گروه های مختلف خانوارها

تورم احساس شده توسط افراد از تجربیات خود افراد از تغییرات در هزینه زندگی نشئت می‌گیرد که این تجربه می‌تواند برای گروه‌های اجتماعی و جمعیتی مختلف، متفاوت باشد. بدیهی است CPI به‌عنوان یک شاخص چندمنظوره نمی‏تواند به‌طور کامل نیازهای همه کاربران و استفاده‌ها را برآورده کند و ممکن است بهترین معیار ممکن برای تغییرات در هزینه زندگی را نشان ندهد. CPI تغییرات قیمت را برای کل جمعیت هدف خود اندازه‌گیری می‌کند و براساس الگوی مصرف متوسط جامعه، به‌جای یک خانواده یا گروه خانوار خاص است. هرچه الگوی مخارج فردی ما با ترکیب الگوی مخارج کلی تفاوت بیشتری داشته باشد، نرخ تورم شخصی ما بیشتر از تورم اندازه‌گیری شده منحرف می‌شود. برای مثال، اگر قیمت بنزین بسیار بیشتر از قیمت سایر کالاها و خدمات افزایش یابد، افرادی که به‌طور مکرر از خودرو استفاده می‌کنند ممکن است احساس کنند که تورم بالاتر از نرخ اندازه‌گیری شده است، زیرا هزینه شخصی آنها برای بنزین بالاتر از میانگین است. سایر افراد ممکن است تورم کمتری نسبت به نرخ تورم اندازه‌گیری شده تجربه کنند، زیرا قیمت محصولاتی که اغلب خریداری می‌کنند کمتر از میانگین افزایش می‌یابد. به این ترتیب، مصرف‌کنندگان ممکن است احساس کنند که تغییرات قیمتی که با آن مواجه می‌شوند با نرخ تورم اندازه‌گیری شده توسط CPI مطابقت ندارد. نمی‌توان انتظار داشت که نرخ تورم CPI منعکس‌کننده تجربه تورم یک مصرف‌کننده خاص باشد.

در نمودار 9 نرخ تورم دهک‌های اول و دهم(فقیرترین و ثروتمندترین) بر اساس پیمایش مرکز آمار ایران ارائه شده است. همان‌طور که در این نمودار مشاهده می‌شود علی‌رغم هم حرکتی نرخ تورم دو دهک با این‌حال در برخی دوره‌ها نرخ تورم آنها تفاوت قابل‌توجهی دارد. برای مثال در تیرماه سال 1401 درحالی که نرخ تورم دهک اول نزدیک به 67 درصد بوده نرخ تورم دهک دهم تنها 49 درصد بوده است که اختلاف نزدیک به 19 درصدی را نشان می‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 9. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه دهک اول و دهم

 

مأخذ: مرکز آمار ایران.

 

به‌طور کلی پیشنهاد می‌شود نرخ‌های تورم جایگزین برای گروه‌های خانوار منتخب محاسبه و همزمان با نرخ تورم CPI منتشر شود. برخی از گروه‌های پیشنهادی عبارتند از:

  • صاحب‌خانه‌ها و مستاجرها،
  • فقرا و ثروتمندان،
  • خانوارهای دارای تحصیلات دانشگاهی و خانواده‌های فاقد تحصیلات،
  • خانوارهایی که فرزندان زیر 18 سال دارند،
  • خانوارهای با سرپرست زن،
  • گروه‌های سنی تعریف شده به‌عنوان جوانان (سن 18-30). میانسال (سن 31-54) و سالمندان (سن بالای 55 سال).

هرچند محاسبات نرخ تورم براساس گروه‌های منتخب می‌تواند تا حد زیادی تفاوت در تورم احساس شده بین افراد را توضیح دهد، اما این موضوع نمی‌تواند اختلاف میانگین نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم کل را به‌درستی توضیح دهد. درواقع انتظار بر اینست حتی با وجود تفاوت در الگوهای مصرف بین افراد و گروه‌ها با این‌حال میانگین نرخ تورم احساس شده در جامعه با نرخ تورم رسمی یکسان باشد.

  • تفاوت سطح و تغییرات قیمت ها در بخش‏های مختلف جغرافیایی

همانگونه که در نمودار 10 مشاهده می‌شود که نرخ تورم بین استان‌های کشور در تیرماه 1401 بین 47 تا 60 درصد متغیر بوده است. علی‌رغم آنکه مرکز آمار ایران نرخ تورم را به تفکیک دهک و استان ارائه می‌کند با این‌حال نرخ تورم براساس گروه‌های منتخب نیز می‌تواند محاسبه و منتشر شود. دو دلیل عمده در خصوص این تفاوت های منطقه ای وجود دارد. اولا تفاوت در وزن ها به دلیل تفاوت در الگوهای مصرف مناطق مختلف کشور و دوم تفاوت در رشد قیمت ها به دلیل تفاوت های منطقه ای قیمت ها.

 

نمودار 10. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه به تفکیک استانها در تیرماه 1401

 

مأخذ: همان.

 

  • تفاوت در وزن‌ها در سال پایه با سال هدف

یکی دیگر از عواملی که می‌تواند تفاوت در تورم احساس شده افراد را با تورم رسمی توضیح دهد تفاوت در وزن‌های سبد مصرفی خانوار در سال پایه و سال‌جاری است. از آنجا که وزن اقلام شاخص قیمت مصرف‌کننده براساس سهم آنها در هزینه خانوارها در سال پایه محاسبه می‌شود، درصورتی که این سهم ها در سال‌جاری به‌دلایل مختلف ازجمله تغییرات قیمت‌های نسبی تغییر قابل‌توجهی کرده باشد تورم احساس شده توسط افراد نیز تفاوت قابل‌توجهی با نرخ تورم اعلام شده توسط نهادهای آماری خواهد داشت البته این موضوع به دلیل اثر جانشینی بیشتر باعث بیش نمایی تورم می شود. این موضوع ضرورت تغییر سال پایه را برای محاسبه شاخص قیمت مصرف‌کننده به‌خصوص بعد از شوک‌های قیمتی را بیش از پیش نمایان می‌کند.

 

  • روش پلوتکراتیک در مقابل دمکراتیک

وزن مورد استفاده در شاخص قیمت (CPI)، سهم هزینه هریک از کالاها و خدمات از کل هزینه مصرفی خانوار در دوره پایه است. این وزن که به آن ضریب اهمیت گفته می‌شود را می‌توان از دو روش به‌دست آورد:

روش اول، روش پلوتکراتیک[6] نامیده می‌شود. در این روش متوسط هزینه هر کالا یا خدمت نسبت به متوسط کل هزینه‌های مصرفی خانوارها سنجیده می‌شود و سهم آن کالا یا خدمت در هزینه‌های مصرفی خانوار به‌دست می‌آید. در این روش خانوارهایی که هزینه ‌آنها بـالاتـر از مـیانـگین هزینه است اثر بـیشتری روی سهم هزینه دارند یـا بـه‌عبارتی انتساب وزن با توجه به تفاوت ‌هزینه‌ بین‌ خانوارها ‌صورت ‌می‌گیرد.

 

 

 

روش دوم، روش دمکراتیک[7] نامیده می‌شود. در این روش ابتدا سهم هزینه هر کالا یا خدمت نسبت به هزینه مصرفی همان خانوار محاسبه شده و سپس از سهم‌ها میانگین گرفته می‌شود.


در فرمول‌های فوق i خانوار،‌ n تعداد خانوارها،  Cgهزینه کالا یا خدمت  g در خانوار iو  CGکل هزینه مصرفی خانوار است.

در روش دوم (دمکراتیک ) وزن مساوی به همه خانوارها داده می‌شود و وزن‌دهی بدون توجه به تفاوت هزینه بیـن خانوارها صـورت می‌گیـرد. در این روش وزن بـیشتر به کـالاهـایی داده می‌شود که توسط بیشتر خانوارها مصرف می‌شود و یا به‌عبارتی کالاها یا خدماتی که در اکثر خانوارها مصرف نداشته باشند وزن کمتری می‌گیرند حتی اگر سهم بالایی از هزینه را در خانوارهای مصرف‌کننده‌شان داشته باشند. معمولاً برای محاسبة شاخص قیمت (CPI) یا محاسبة نرخ تورم وزن ( ضریب اهمیت‌) کالاها و خدمات از روش اول یعنی پلوتکراتیک به‌دست می‌آید. استفاده از این روش یعنی میانگین‌گیری براساس هزینه‌ها سبب می‌شود خانوارهایی که هزینه‌های بیشتری دارند سهم بیشتری نیز در سبد محاسبه CPI داشته باشند. این موضوع سبب می‌شود شاخص قیمت مصرف‌کننده، بیشتر از ثروتمندان در مقایسه با فقرا نمایندگی کند.

در نمودار 11 نرخ تورم کل در مقایسه با میانگین نرخ تورم دهکی مرکز آمار ایران ارائه شده است. همان‌طور که در این نمودار مشاهده می‌شود میانگین نرخ تورم دهکی در دوره‌های جهش قیمتی به‌طور متوسط بیش از نرخ تورم کل بوده است. درواقع استفاده از روش پلوتکراتیک در محاسبه نرخ تورم سبب شده است تا این نرخ از نرخ تورم احساس شده توسط همه افراد جامعه بهخصوص در دورههای جهش قیمتی کمتر باشد. در ایران هر دو نهاد آماری از روش پلوتکراتیک برای محاسبه نرخ تورم استفاده می‌نمایند. البته از منظر سیاستگذاری اقتصادی نیز این روش با توجه به در نظر گرفتن تقاضای کل اقتصاد بیشتر توصیه می‏شود. با این‌حال همان‌گونه که بیان شد این روش به سمت ثروتمندان تورش دارد و می‌تواند یک عامل توضیح‌دهنده تفاوت در احساس افراد از تورم و نرخ تورم اعلامی نهادهای رسمی باشد.

 

نمودار 11. نرخ تورم کل و میانگین نرخ تورم دهک‌ها

 

مأخذ: همان.

 

  • قیمت مسکن در مقایسه با هزینه خدمات مسکن

مسکن با وزن نزدیک به 30 درصدی از شاخص قیمت مصرف‌کننده یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر احساس مردم از تورم است. درخصوص نحوه محاسبه هزینه مسکن در شاخص قیمت مصرف‌کننده دو نکته کلیدی وجود دارد.

  1. در محاسبه شاخص قیمت مسکن در شاخص قیمت مصرف‌کننده از هزینه‌های مرتبط با مسکن(اجاره و ...) استفاده می‌شود این درحالی است که هنگامی که خانوارها به تغییرات قیمت مسکن فکر می‌کنند، احتمالاً به این موضوع اشاره می‌کنند که هزینه خرید خانه چقدر است و بخش مهمی از خانوارها ممکن است تصوری از هزینه استفاده از خانه نداشته باشند. این موضوع به‌خصوص در دوره‌های شوک قیمتی مسکن می‌تواند بسیار بااهمیت باشد. درواقع در دوره‌های افزایش ناگهانی قیمت مسکن نرخ تورم احساس شده خانوار دقیقاً با این تلقی که قیمت خرید خانه افزایش یافته تغییر می‌‌کند. این درحالی است که شاخص قیمت مصرف‌کننده به‌دلیل لحاظ کردن هزینه استفاده از خانه (که نسبت به هزینه خرید خانه به مراتب هموار‌تر است) افزایش چندانی نمی‌یابد. در نمودار 12 نرخ رشد شاخص اجاره مسکن و نرخ رشد قیمت یک متر مربع مسکن در شهر تهران ارائه شده است. همان‌طور که در این نمودار مشاهده می‌شود نرخ رشد قیمت مسکن حداقل در دو دوره، جهش قیمتی بالای 100 درصد داشته است این درحالی است که در همین زمان نرخ رشد اجاره که مبنای محاسبه شاخص قیمت مسکن در شاخص قیمت مصرف‌کننده است رشدهای کمتر از 30 درصدی را تجربه نموده است. درواقع درحالی که در اردیبهشت‌ماه 1398 و همچنین آبان‌ماه 1399 خانوار تهرانی به‌ترتیب با رشد 112 درصدی و 118 درصدی مواجه بوده است رقم منعکس شده در شاخص قیمت مصرف‌کننده بابت رشد اجاره بهای مسکن در تهران با نزدیک به 90 درصد اختلاف، به‌ترتیب 22 و 29 درصد بوده است.
  2. نکته دوم درخصوص هزینه مسکن در شاخص قیمت مصرف‌کننده به نحوه محاسبه شاخص قیمت مسکن برای خانوارهای خود مالکی است. در این‌خصوص سه رویکرد مختلف وجود دارد که در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد: بسیاری از آژانس‌های آماری از رویکرد معادل اجاره استفاده می‌کنند که در آن خدمات به‌دست آمده از مسکن متعلق به ارزش اجاره آنهاست. این رویکرد مستلزم دریافت اطلاعات از بازار اجاره است. سایر آژانس‌های آماری از رویکرد هزینه کاربر استفاده می‌کنند که در آن هزینه‌های واقعی و انتسابی خدمات مسکن متعلق به آنها را شامل می‌شود. برخی از کشورها هیچ جزء هزینه‌های انتسابی را لحاظ نمی‌کنند. بنابراین، تنها هزینه‌های نقدی واقعی با استفاده از رویکرد پرداخت‌ها، که نوعی از رویکرد هزینه کاربر است، لحاظ می‌شود. بدیهی است بسته به اینکه کدامیک از این روش‌ها مبنا قرار گیرد نرخ تورم متفاوت خواهد بود. در ایران مرکز آمار و بانک مرکزی معادل اجاره افراد مالک را به عنوان هزینه اجاره لحاظ می نمایند.

 

نمودار 12. مقایسه رشد شاخص قیمت اجاره بهای مسکن شخصی و قیمت یک متر مربع مسکن در تهران

 

مأخذ: شاخص‌های قیمت و آمار معاملات مسکن بانک مرکزی.

  1. نکته سوم در خصوص اثر هزینه مسکن به نحوه آمارگیری و محاسبه شاخص باز می گردد. در حال حاضر مرکز آمار ایران بر اساس توصیه راهنمای ۲۰۰۴ تهیه شاخص های قیمت، نمونه ای ۵ هزارتایی از خانوارها دارد که هر ماه به آنها مراجعه نموده و هزینه اجاره را دریافت می نماید. بدیهی است که در این روش همواره بخش مهمی از خانوارها هزینه اجاره شان نسبت به ماه های قبل تغییر خاصی نکرده است و در مقایسه با افزایش واقعی رخ داده در هزینه اجاره خانوارهای جدید این روش به نوعی کم برآوردی دارد. در واقع به دلیل آنکه بخش مهمی از مستاجرها هنوز با قراردادهای قبلی در حال پرداخت هزینه اجاره هستند منطقی است که در شاخص قیمت قراردادهای جدید وزن کمتری داشته باشند این در حالیست که تصور جامعه از افزایش هزینه اجاره مربوط به قراردادهای جدید در ماه اخیر می باشد.

 

  • تعدیل کیفیت قیمت‌های استفاده شده در CPI

برای اندازه‌گیری دقیق تورم، کیفیت کالاها و خدمات در نمونه CPI باید در طول زمان یکسان یا معادل باشد. با این‌حال، کیفیت برخی از محصولات - مانند لوازم الکترونیکی، اتومبیل و خدمات اینترنتی- به‌طور مداوم درحال بهبود است و این افزایش کیفیت ممکن است با افزایش قیمت همراه باشد. بنابراین، تغییرات قیمت اندازه‌گیری شده باید برای تغییرات کیفیت تعدیل شود.

اگر مصرف‌کنندگان تغییرات کیفیت محصولاتی را که خریداری می‌کنند در نظر نگیرند ممکن است نرخ تورم درک شده با تورم رسمی متفاوت باشد. این امر به‌ویژه در بازارهایی با تغییرات تکنولوژیکی بالا (الکترونیک، خدمات اینترنتی) صادق است.

با این‌حال کالاهایی نیز در سبد خانوار وجود دارد که با وجود افزایش قیمت از لحاظ کیفی افت کرده‌اند و که برای این کالاها باید عکس موارد پیش‌گفته رفتار شود. به‌طور کلی تأثیر خالص تعدیل کیفیت بر تورم کلی CPI مشخص نیست و نمی‌توان به‌راحتی این موضوع را تخمین زد. کشبانوسی و دیگران(2022) با بررسی این موضوع برای کشورکانادا نشان دادند تفاوت سیستماتیکی بین شاخص‌های قیمت براساس قیمت‌های تعدیل‌شده با کیفیت و همتایان آنها براساس قیمت‌های تعدیل‌شده غیرکیفی وجود ندارد. هرچند به‌طور متوسط، نرخ تورم براساس سری قیمت‌های تعدیل‌شده غیرکیفی برای برخی از دسته‌های CPI مانند تجهیزات کامپیوتری و نرم‌افزار یا یخچال‌ها کمی بالاتر است. به این ترتیب، به‌نظر می‌رسد که تأثیر تعدیل کیفیت بر CPI کلی می‌تواند مثبت، اما کوچک باشد و تنها می‌تواند بخش کوچکی از شکاف ادراک و اندازه‌گیری را توضیح دهد.

 

  1. عوامل روانی و رفتاری

به‌طور کلی، به‌نظر می‌رسد مسائل اندازه‌گیری که تاکنون بررسی شده‌اند، بخش کوچکی از شکاف ادراک و اندازه‌گیری را توضیح می دهند. در ادامه به برخی از عوامل رفتاری توضیح‌دهنده این شکاف پرداخته می‌شود:

 

  • خریدهای متداول و «شاخص قیمت روزمره»

دیدگاه مصرف‌کنندگان در مورد تورم عمدتاً ناشی از تغییرات قیمت در اقلامی است که بیشتر خریداری می شوند. اقلامی که اغلب خریداری می‌شوند، اقلام غیربادوام مانند مواد غذایی و اقلام مراقبت شخصی هستند که معمولاً نرخ تورم بالاتری را تجربه می کنند.[8] با استفاده از داده‌های معاملات ایالات متحده، داکونتو و دیگران[9](2019)دریافتند که تغییرات قیمت مواد غذایی خاص، انتظارات تورمی مصرف‌کنندگان را با تأثیر قوی‌تر از تغییرات قیمت سایر کالاها شکل می‌دهد. کشبانوسی و دیگران(2022) نشان دادند دیدگاه‌ها در مورد تورم در کانادا به‌دلیل تغییرات در قیمت مواد غذایی، هزینه اجاره و قیمت خانه است. پفاجفر و سانتورو[10] (2008) با مطالعه فرایند شکل‌گیری انتظارات تورمی از نظر دسترسی و قابلیت‌های پردازش اطلاعات در گروه‌های مختلف جمعیتی نشان دادند که افرادی که برآوردشان از تورم بسیار متفاوت از تورم رسمی بوده پاسخ‌های خود را براساس سبد مصرف خود اعلام کرده اند، درحالی که افرادی که در براورد تورم اختلاف کمتری با تورم رسمی دارند بر روی پویایی تورم کلی تمرکز می‏کنند.

مؤسسه آمریکایی تحقیقات اقتصادیAIER)) [11] شاخص قیمت روزمره ((EPI[12] را با هدف اندازه‌گیری تغییرات در قیمت کالاها و خدماتی است که برای زندگی روزمره مردم مهم هستند طراحی و محاسبه نموده است. این شاخص منعکس‌کننده عدم قطعیت قیمت (یعنی تغییرات غیرمنتظره و اجتناب‌ناپذیر قیمت) است به این معنی که مردم با خریدهایی مواجه می‌شوند که نمی‌توانند به‌راحتی آن را از یک ماه به ماه دیگر منتقل کنند. EPI زیرمجموعه‌ای از قیمت‌ها را از شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) انتخاب می‌کند و شامل کالاها و خدماتی است که به‌صورت روزانه خریداری می‌شوند و نمی‌توان آنها را به‌راحتی به تعویق انداخت. اینها شامل اقلام روزمره مانند غذا، آب و برق، سوخت، داروهای نسخه‌ای، خدمات تلفن و غیره است. EPI مواردی را که به‌ندرت خریداری می‌شوند، مانند اتومبیل، لوازم خانگی، مبلمان یا پوشاک مستثنا می‌کند. خرید چنین محصولاتی را می‌توان برنامه‌ریزی کرد یا به تعویق انداخت و شوک‌های غیرمنتظره ناشی از تغییرات قیمت این کالاها را به بودجه خانوار از بین برد. EPI همچنین هزینه مسکن را که می‌تواند به‌صورت قراردادی برای حداقل چندین ماه (در مورد اجاره) یا چندین دهه (در مورد پرداخت وام مسکن) ثابت شود، در نظر نمی‌گیرد با این توجیه که جهش ناگهانی قیمت مسکن به‌معنای جهش فوری در اجاره یا بازپرداخت وام مسکن نیست.

مؤسسه آمریکایی تحقیقات اقتصادی برای ساخت EPI از همان داده‌های CPI استفاده می‌کند و برای انتخاب دسته‌هایی از کالاها و خدمات که به‌عنوان هزینه‌های روزمره تلقی می‌شوند، دو معیار زیر را پیشنهاد می‌کند:

  • خریدهای با تواتر بالا به‌معنای کالاها یا خدماتی که حداقل یک بار در ماه خریداری می‌شوند.
  • کالاها و خدماتی که قیمت آنها به‌صورت قراردادی ثابت نیست بدین معنا که هیچ روشی برای از پیش تعیین نمودن قیمت کالا یا خدمات برای حداقل 6 ماه وجود ندارد.

کالاها و خدماتی که هر دوی این معیارها را دارند در EPI گنجانده شده‌اند.[13] بر این اساس مؤسسه آمریکایی تحقیقات اقتصادی اقلام زیر را برای لحاظ در EPI پیشنهاد می‌کند:

  • غذا در خانه، غذای خارج از خانه، نوشیدنی‌های غیرالکلی.
  • سوخت‌های خانگی و آب و برق، لوازم خانه‌داری، خدمات خانگی، باغبانی و مراقبت از چمن.
  • سوخت موتور، حمل‌ونقل عمومی درون‌شهری.
  • داروهای تجویزی، داروهای بدون نسخه و ویتامین‌ها.
  • خدمات تلویزیونی و رادیویی کابلی و ماهواره‌ای؛ دیسک‌های ویدئویی، اجاره ویدئو دیسک‌های صوتی، نوارها و سایر رسانه‌ها؛ بلیط سینما، تئاتر، کنسرت و رویدادهای ورزشی؛ هزینه های تفریحی؛ روزنامه، مجلات و کتاب؛ حیوانات خانگی و ملزومات حیوانات خانگی
  • خدمات پست و تحویل، خدمات تلفن، خدمات اینترنتی و ارائه‌دهندگان اطلاعات الکترونیکی.
  • تنباکو و محصولات دخانی.
  • محصولات مراقبت شخصی و خدمات مراقبت شخصی.

براساس توصیه‌های مذکور و متناسب با شرایط اقتصاد ایران، شاخصEPI  پیشنهادی مرکز پژوهش های مجلس براساس ضرایب اهمیت بانک مرکزی و مرکز آمار ایران محاسبه شده که در پیوست گزارش لیست اقلام لحاظ شده در این شاخص آورده شده است. در نمودارهای 13 و 14 به‌ترتیب نرخ تورم روزمره براساس داده های بانک مرکزی و مرکز آمار ایران نمایش داده شده است. همان‌طور که در نمودار 13 مشاهده می‌شود نرخ تورم روزمره در دوره‌های شوک تورمی به‌مراتب بیشتر از نرخ تورم کل بوده است. برای مثال درحالی که براساس اعلام بانک مرکزی نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در تیرماه ۱۴۰۱ حدود ۴۶ درصد بیان شده نرخ تورم روزمره در این زمان ۵۲ درصد برآورد شده است. همچنین درحالی که در همین ماه نرخ تورم اعلامی مرکز آمار ایران 54 درصد بوده نرخ تورم روزمره حدود 70 درصد بوده است.

 

نمودار 13. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه براساس CPI  و EPI براساس آمار بانک مرکزی

 

مآخذ: شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و محاسبات تحقیق.

 

 

 

 

نمودار 14. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه براساس CPI  و EPI براساس آمار مرکز آمار ایران

 

مأخذ: شاخص‌های قیمت مرکزآمار ایران و محاسبات تحقیق.

  • تورش حافظه

همان‌گونه که در بخش قبل بیان شده احساس افراد از تورم متأثر از خریدهای روزمره است. براساس براچینگر(2006)[14] عامل دیگری که موجب تورش در رفتار مصرف‌کننده می‌شود تورش یا سوگیری حافظه است. بدین معنا که افراد در مقایسه با کاهش یا ثبات قیمت‌ها عموماً افزایش قیمت‌ها را به‌خاطر می‌سپارند. برای کمی کردن این موضوع براچینگر(۲۰۰۶) شاخص IPI [15] را معرفی کرد که البته در مطاالعات اخیر با عنوان شاخص قیمت درک شده (PePI)[16] شناخته می‌شود. این شاخص توسعهای از شاخص EPI است و در تلاش است تا تورش حافظه را علاوهبر تورش تواتر لحاظ نماید. موارد موجود در PePI دقیقاً مشابه EPI هستند. با این‌حال همان‌گونه که بیان شد، این شاخص وزن بیشتری به افزایش قیمت‌ها می‌دهد، زیرا مصرف‌کنندگان تمایل دارند کاهش و ثبات قیمت‌ها را نادیده بگیرند.

برای یک کالای خاص به‌منظور در نظر گرفتن تفاوت در افزایش و کاهش قیمت کالاها براساس فرمول زیر اقدام می‌شود:

 

براساس این تابع در صورتی که قیمت کالا در دوره t نسبت به v کاهش یابد و یا بدون تغییر باشد تابع به‌صورت تابع همانی رفتار نموده درحالی که در صورت افزایش قیمت کالا، ضریب c (c>1) در میزان رشد قیمت کالا ضرب می‌گردد. در فرمول زیر شاخص لاسپیرز تعدیل یافته که در بخش اول گزارش معرفی گردید براساس این رویکرد اصلاح شده است:

 

 

مهم‌ترین نکته درخصوص PePI ضریب c است. براچینگر(۲۰۰۶) این ضریب را برای آلمان بین 1/5 تا 2/5 قرار داده است. همچنین کشبانوسی و دیگران(2022) این ضریب را برای کانادا 2 در نظر گرفتند. براساس موارد مذکور برای محاسبه شاخص PePI در ایران وزن‌های شاخص EPI در صورت افزایش قیمت کالا دو برابر و در غیر این‌صورت ثابت فرض می شوند. در نمودارهای 15 و 16 نرخ تورم محاسبه شده براساس شاخص قیمت احساس شده(PePI) و نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه به‌ترتیب برای بانک مرکزی و مرکز آمار ایران ارائه شده است. همانطور که در این نمودارها مشاهده می شود نرخ تورم براساس شاخص PePI در دوره های رشد تورم به میزان قابل‌توجهی بیشتر از نرخ تورم کل است. برای مثال در حالیکه بانک مرکزی نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه تیرماه ۱۴۰۱ را حدود ۴۶ درصد اعلام نموده است نرخ تورم براساس شاخص PePI حدود 87 درصد بوده که اختلاف 41 درصدی دارند. همچنین در حالیکه مرکز آمار نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه تیرماه ۱۴۰۱ را حدود 54 درصد اعلام نموده است نرخ تورم براساس شاخص PePI حدود 88 درصد بوده که اختلاف 34 درصدی دارند. با مقایسه این ارقام با ارقام جدول ۱ مشاهده می شود که تورم محاسبه شده بر اساس شاخص  PePI تفاوت کمی با نرخ تورم احساس شده محاسبه شده بر اساس افکارسنجی دارد به طوریکه میانه نرخ تورم احساس شده در تیرماه ۱۴۰۱ (حدود ۸۵ درصد) با نرخ تورم محاسبه شده بر اساس شاخص PePI بانک مرکزی(88 درصد) و مرکز آمار(87 درصد) به میزان زیادی به هم نزدیکند.

 

 

نمودار 15. نرخ تورم درک شده(PePI) و نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه براساس آمار بانک مرکزی

 

مآخذ: شاخص‌های قیمت بانک مرکزی و محاسبات تحقیق.

 

نمودار 16. نرخ تورم درک شده(PePI) و نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه براساس مرکز آمار ایران

 

مأخذ: شاخص‌های قیمت مرکزآمار ایران و محاسبات تحقیق.

 

  • عدم برداشت صحیح از دوره زمانی محاسبه تورم

نرخ‌های تورم منعکس‌کننده تغییرات قیمت‌ها در مقایسه با سطح آن در سال قبل است، اما بعضاً حافظه ما به عقب‌تر برمی‌گردد. درواقع درحالی که از فرد به‌طور دقیق پرسیده می‌شود نرخ تورم چقدر است ممکن است فرد در مبدأ سطح قیمت‌ها دچار خطا شود و برای مثال قیمت‌ها را با چند سال قبل مقایسه کند. برای مثال در ایران ممکن است افراد در ذهن خود قیمت‌ها را با قبل از جهش‌های قیمتی سال‌های اخیر یعنی سال 1396 مقایسه کنند که با فرض نرخ تورم 35 درصدی طی 5 سال سطح قیمت‌ها 4/5 برابر شده است.

 

  • نقش دانش و اطلاعات

یک توضیح برای رفتار تورم بنگاه‌ها و خانوارها می‌تواند به مشکلات اطلاعاتی مربوط باشد. زمانی که اطلاعات به آسانی در دسترس نباشد یا به‌دست آوردن آن بسیار پرهزینه باشد، افراد برای شکل‌دهی ادراکات و انتظارات به تجربیات شخصی خود تکیه می‌کنند. این فقدان اطلاعات در مورد تحولات اقتصادی و تغییرات سیاست ممکن است بخشی از شکاف ادراک-اندازه‌گیری را توضیح دهد. بانک‌های مرکزی و سایر مراجع نقش مهمی در ارائه اطلاعات دارند. تجزیه و تحلیل بانک کانادا نشان می‌دهد که افراد دیدگاه‌های خود را در مورد تورم بر اساس  اطلاعات مربوط به هدف تورمی بانک مرکزی، پیش‌بینی‌های تورم توسط بانک مرکزی و پیش بینی پیش‌بینی‌کنندگان حرفه‌ای به‌روز می‌کنند. نقش دانش از این منظر نیز مهم است که انتظارات تورمی افراد با سواد مالی و اقتصادی بالاتر به تورم رسمی نزدیک تر است. در این زمینه، توسعه استراتژی‌های ارتباطی برای دستیابی به مخاطبان گسترده‌تر و افزایش سواد مالی و اقتصادی ارزشمند خواهد بود.

بروین و همکاران(2010)[17] ناهمگونی تورم احساس شده در میان گروه‌های مختلف اجتماعی را با این گزاره که پاسخ‌های کمی بالاتر توسط افرادی ارائه می‌شود که سطح سواد مالی پایین‌تری دارند یا بیشتر در مورد نحوه پوشش هزینه‌های خود فکر می‌کنند، توضیح می دهند. برک و مانز(2011)[18] نشان دادند که سطح سواد مالی می‌تواند گرایش‌ها در میان گروه‌های مختلف اجتماعی را توضیح دهد.

در جدول 4 نرخ تورم احساس شده توسط افراد در فصول بهار و تابستان سال 1401 به تفکیک فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و غیرفارغ‌التحصیلان دانشگاهی ارائه شده است. همان‌طور که در این جدول مشاهده می‌شود نرخ تورم فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به میزان معناداری کمتر از نرخ تورم بیان شده توسط غیرفارغ‌التحصیلان دانشگاهی است. این موضوع داشتن دانش و آگاهی کافی از تحولات شاخص قیمت‌ها، نحوه محاسبه آن و تفاوت تورم با گرانی را بیش از پیش نمایان می‌کند. از این منظر تلاش‌ در جهت آموزش عمومی در مورد تورم، تفاوت آن با هزینه زندگی، روش محاسبه آن و همچنین ارائه  اطلاعاتی در مورد چشم‌انداز و روندهای آتی تورم می‌تواند بر کاهش تفاوت مذکور اثرگذار باشد.

 

جدول 4. میانه نرخ تورم اعلامی فارغالتحصیلان دانشگاهی و غیرفارغالتحصیلان

 

1401-1

1401-2

فارغ‌التحصیلان دانشگاهی

60

80

غیرفارغ‌التحصیلان دانشگاهی

70

100

مأخذ: افکارسنجی شاخص‌های اقتصادی مرکز پژوهش‌های مجلس.

 

  • تفاوت بین نیاز و تقاضا

یک دلیل دیگر تفاوت در نرخ تورم احساس شده افراد و نرخ تورم رسمی در تفاوت بین سبد خریداری شده توسط افراد و سبد مورد نیاز افراد است. درواقع ممکن است افراد به کالاهایی نیاز داشته باشند که به‌لحاظ درآمدی وسع خرید این کالاها را نداشته باشند. در این‌صورت گران شدن این کالا شاخصی از میزان دور شدن فرد از دسترسی به نیاز خود است تا گران شدن سبد مصرفی فرد. گرانی این کالا به‌دلیل عدم وجود در سبد مصرف‌کننده فقیر خود را در نرخ تورم فقرا بسیار کم نشان می‌دهد درحالی که ممکن است خانوار وزن قابل‌توجهی برای این کالا در سبد تورمی خود در نظر گیرد.

 

 

جمع‌بندی و پیشنهادات

نرخ تورم بالا در بیش از 50 سال گذشته یکی از مسائل اصلی اقتصاد ایران بوده است. با وجود اعلام نرخ تورم توسط دو نهاد آماری یعنی مرکز آمار و بانک مرکزی یک مسئله‌ای که همواره مورد ابهام بوده است عدم انطباق تورم اعلام شده توسط این نهادها با نرخ تورم احساس شده توسط افراد جامعه بوده است. براساس افکارسنجی انجام شده در مرکز پژوهش‌های مجلس در مردادماه 1401 میانه نرخ تورم احساس شده توسط مردم 86 درصد بوده است. این درحالی است که بانک مرکزی و مرکز آمار نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه این ماه را به‌ترتیب 46 و 51 درصد اعلام نموده‌اند. تفاوت در نرخ تورم احساس شده و نرخ تورمی اعلامی نهادهای رسمی می تواند در میان مدت خدشه جدی به آمارهای رسمی کشور وارد کند. همچنین با توجه به آنکه مطالعات مختلف نشان می‌دهد انتظارات تورمی شکل گرفته افراد، متأثر از درک افراد از تورم گذشته است، سیاستگذار پولی برای اجرای سیاست پولی باید نرخ تورم احساس شده افراد را به‌طور مستمر رصد نماید. بررسی‌های این گزارش نشان داد تفاوت در احساس از نرخ تورم با نرخ تورم نهادهای رسمی تنها منحصر به ایران نبوده و حتی در اقتصادهای توسعه‌یافته مثل اتحادیه اروپا، کانادا و حتی ژاپن این تفاوت جدی است.

در این گزارش از دو منظر علل فنی مربوط به نحوه محاسبه شاخص و همچنین علل رفتاری و روانی سعی شد این تفاوت توضیح داده شود.

درخصوص علل فنی نحوه محاسبه شاخص، عوامل مختلفی بررسی شد. الگوی مصرف متفاوت افراد و گروه‌های جمعیتی مختلف نشان داد نرخ تورم که میانگینی از رشد قیمت‌ها در کل اقتصاد است لزوماً تورم گروه‌های مختلف را نمایندگی نمی‌کند. بنابراین پیشنهاد می شود نرخ تورم برای گروه‌های جمعیتی زیر محاسبه و منتشر شود:

  • صاحب‌خانه‌ها و مستاجرها،
  • فقرا و ثروتمندان،[19]
  • خانوارهای دارای تحصیلات دانشگاهی و خانواده‌های فاقد تحصیلات،
  • خانوارهایی که فرزندان زیر 18 سال دارند،
  • خانوارهای دارای سرپرست زن،
  • گروه‌های سنی تعریف شده به‌عنوان جوانان (سن 18-30). میانسال (سن 31-54) و سالمندان (سن بالای 55 سال).

با وجود اینکه این عامل می تواند تا حد زیادی دلایل تفاوت در نرخ تورم احساس شده بین افراد را توضیح دهد با این‌حال این موضوع نمی‌تواند دلیل تفاوت در میانگین نرخ تورم احساس شده توسط افراد و نرخ تورم رسمی را توضیح دهد. همچنین نحوه محاسبه شاخص به روش پلوتکراتیک و تفاوت در ذهنیت افراد درخصوص نحوه لحاظ رشد قیمت مسکن در شاخص قیمت مصرف‌کننده می‌تواند تا حد کمی تفاوت نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم رسمی را توضیح دهد.

درخصوص علل رفتاری بررسی‌ها نشان داد افراد تحت تحت تأثیر دو تورش جدی قرار دارند. تورش اول در نظر گرفتن اقلام خریداری شده روزمره به‌جای کل سبد توسط افراد است. درواقع افراد برای بیان درک خود از تورم به رشد قیمت کالاهایی که به‌صورت متداول خریداری می‌کنند رجوع می‌کنند. این موضوع سبب شده شاخص قیمت روزمره(EPI) معرفی و با استفاده از آن نرخ تورم روزمره محاسبه گردد.

بجز این مورد خانوارها در معرض تورش دیگری نیز قرار دارند. مطالعات مختلف نشان می‌دهند افراد در زمان اعلام احساس خود از نرخ تورم در مقایسه با قیمت‌های کاهشی و یا ثابت بیشتر به قیمت‌های افزایش یافته توجه می‌کنند. بر این اساس در این مطالعه در شاخص لاسپیرز تعدیل یافته برای قیمت‌های افزایشی وزن بیشتری در نظر گرفته شد که بر این اساس شاخص قیمت درک شده(PePI) و نرخ تورم درک شده محاسبه گردید. نتایج این بخش نشان داد با در نظر گرفتن این دو تورش تفاوت بیان شده تا حد زیادی قابل توضیح است. بنابراین پیشنهاد می‌شود نرخ تورم روزمره و نرخ تورم درک شده براساس شاحخص‌های مذکور توسط نهادهای آماری محاسبه و همرا با شاخص‌های قیمت منتشر گردد.

عامل دیگری که در توضیح تفاوت در نرخ تورم احساس شده و نرخ تورم رسمی نقش دارد داشتن دانش و آگاهی کافی ار تحولات شاخص قیمت‌ها، نحوه محاسبه آن و تفاوت با گرانی است. از این منظر تلاش‌ در جهت آموزش عمومی در مورد تورم، تفاوت آن با هزینه زندگی، روش محاسبه آن و همچنین ارائه  اطلاعاتی در مورد چشم‌انداز و روندهای آتی تورم می‌تواند بر کاهش تفاوت مذکور اثرگذار باشد.

به طور کلی موارد ذیل پیشنهاد می گردد:

  1. محاسبه و انتشار تورم رسمی برای گروه های مختلف جمعیتی(نرخ تورم شخصی)
  2. محاسبه و انتشار نرخ تورم بر اساس شاخص قیمت روزمره(EPI)
  3. محاسبه و انتشار نرخ تورم بر اساس شاخص قیمت درک شده(PePI)
  4. محاسبه و انتشار نرخ تورم بر اساس روش دموکراتیک علاوه بر روش پلوتکراتیک
  5. آموزش عمومی درباره مفهوم تورم و روش محاسبه آن
  1. شاخص‌های قیمت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.
  2. شاخص‌های قیمت مرکز آمار ایران.
  3. افکارسنجی دوره‌ای شاخص‌های اقتصادی از فصل پاییز 1400 تا تابستان 1401، مرکز افکارسنجی ملت، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  4. Brachinger H. W. (2006). ‘Euro or “Teuro”?: The Euro-induced Perceived Inflation in Germany’,Department of Quantitative Economics Working Paper No.5, University of Fribourg Switzerland.
  5. https://www.euro-area-statistics.org/digital-publication/statistics-insights-inflation/bloc-3a.html?lang=en
  6. Keshishbanoosy, Tarkhani, Clément Yélou(2022) Consumer Price Index and Inflation Perceptions in Canada: Can measurement approaches or behavioural factors explain the gap?, Prices Analytical Series.
  7. Inflation: Perception vs. Reality Box Authors: Loke Po Ling and Farina Adam Khong.
  8. Statistics Bureau; Bank of Japan.