نوع گزارش : گزارش های تقنینی
نویسنده
کارشناس گروه کشاورزی و توسعه روستایی دفتر مطالعات زیربنایی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
مقدمه
«طرح الحاق یک تبصره به ماده واحده بیمه کشاورزی» مشتمل بر مادهواحده و چهار بند است که با هدف ایجاد پوشش حداکثری بیمه برای محصولات راهبردی کشاورزی در راستای کاهش ریسک تولید این محصولات و نهایتاً تقویت امنیت غذایی کشور تنظیم و در تاریخ 1399/05/01 اعلام وصول شد. طراحان در مادهواحده طرح مذکور، صندوق بیمه کشاورزی را مکلف کردهاند «محصولات راهبردی کشاورزی که خرید تضمینی میشوند را در برابر خطرات فاجعهبار و گسترده (سیل، سرمازدگی، خشکسالی و ...) تحت پوشش بیمه پایه فراگیر و اجباری قرار دهد». سایر احکام موضوعه، در بندهای «1، 2، 3 و 4» طرح پیشنهادی تقریر شده که بهشرح زیر است:
۱. مشارکت دولت در حق بیمههای این تبصره حداقل ۷۰ درصد خواهد بود.
۲. برابر آییننامه اجرایی این تبصره، حق بیمه سهم کشاورز هر ساله به قیمت خرید تضمینی اضافه شده و در زمان خرید تضمینی از حساب کشور کسر و به حساب صندوق بیمه کشاورزی واریز میشود.
۳. لیست محصولات مشمول این تبصره در هر سال با پیشنهاد وزارت جهاد کشاورزی به تصویب مجمع عمومی صندوق بیمه کشاورزی میرسد.
۴. آییننامه اجرایی این طرح باید حداکثر ظرف۳ماه توسط وزارت جهاد کشاورزی با مشارکت صندوق بیمه کشاورزی تهیه و به تصویب هیئت وزیران برسد.
در ادامه اظهارنظر کارشناسی درخصوص کلیات و جزییات طرح مذکور ارائه میشود.
الف) اظهارنظر کارشناسی پیرامون کلیات
قبل از پرداختن به جزییات مفاد طرح پیشنهادی، ذکر مطالب مختصری از باب نقد الگوی فعلی بیمهپذیری محصولات کشاورزی و اشاره به الگوهای مختلف حمایتهای بیمهای و نقش دولت در این حمایتها، برای تصمیمگیری مناسبتر نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در اینخصوص، حائز اهمیت است. توضیح اینکه، درحال حاضر الگوی حمایتهای بیمهای از بخش کشاورزی چندان کارامد نیست و نفع و رضایت دولت، صندوق بیمه کشاورزی و کشاورزان را تأمین نمیکند. زیرا از یکسو، فعالیتهای صندوق بیمه کشاورزی و کارگزاریهای تابعه برای مدیریت ریسک کشاورزی، عمدتاً در انعقاد قرارداد بیمه با کشاورزان، دریافت حق بیمه و پرداخت غرامت به خسارتدیدگان خلاصه شده است و اقدامهای کارساز چندانی برای کاهش ریسک ازجمله توسعه و ترویج فرهنگ بیمه و آموزش و توانمندسازی کشاورزان برای پیشگیری از تشدید خسارتها انجام نمیدهند تا حداقل از میزان خسارتها و پرداخت غرامت کاسته شود، البته صندوق بیمه برای کشاورزانی که یکسری اقدامات را برای پیشگیری از تشدید خسارتها انجام میدهند و یا اگر در سالهای بیمه شده غرامتی دریافت نکردهاند، تخفیفهایی در حق بیمهشان در نظر میگیرد، ولی این تخفیفها کافی نیست. در این راستا، میتوان رعایت الگوی کشت را مبنای اعمال تخفیف حق بیمه ملاک قرار داد.
ازسوی دیگر، نوع پوشش بیمهای یا همان روش ارزیابی و پرداخت خسارت نیز مبتنیبر الگوی بیمه عملکردی یا محصول است. در این الگو، مبنای پرداخت خسارت، کاهش عملکرد محصول نسبت به میانگین مزرعه و یا منطقه است [البته بسته به نوع محصول فرمول ارزیابی خسارت متفاوت است] که اثربخشی مناسبی در تضمین و جبران درآمد از دست رفته کشاورزان ندارد.
در موارد نادری هم از بیمه قیمت استفاده میشود که اگر در اثر نوسانات بازار، قیمت محصولی کاهش پیدا کرد، صندوق بیمه مابهالتفاوت را جبران میکند. این درحالی است که درحال حاضر در بیشتر کشورها از روش بیمه درآمدی[1] استفاده میشود. در این نوع بیمه، ریسکهای قیمت و عملکرد محصول توأمان پوشش داده میشود. در بیمه درآمدی یک حداقل درآمد برای تولیدکننده تضمین میشود و زمانی غرامت به کشاورز تعلق میگیرد که درآمد واقعی کشاورز بعد از بروز خسارت به سطحی پایینتر از درآمد تضمین شده برسد. شایان ذکر است، وجود اطلاعات دقیق و بهصورت سرّی زمانی از میزان تولید، فروش و قیمت محصولات کشاورزی، یکی از الزامهای اصلی برقراری بیمه درآمدی است که درحال حاضر در کشور چنین اطلاعاتی تهیه نشده است.
ضمن اینکه، صندوق بیمه کشاورزی درحال حاضر در تأمین بخش زیادی از مخارج بیمه کشاورزی (یعنی هزینههای پرداخت غرامت به کشاورزان و هزینههای اجرایی) به دولت وابسته است و برنامهای برای خوداتکا شدن و قطع یا کاهش وابستگی به حمایتهای مالی دولت ندارد. این رویکرد و الگو تقریباً پُرهزینهترین الگویی است که بار مالی فراوانی بر دوش دولت و بیتالمال برجای میگذارد و همهساله دولت مبالغی - هر چند محدود- برای جبران بدهیهای صندوق به بانک کشاورزی پرداخت میکند، البته در اینکه دولتها بهمنظور کاهش ریسک فعالیت در بخش کشاورزی، باید تمام یا بخشی از حق بیمه محصولات کشاورزی را تأمین کنند، تردیدی وجود ندارد و در اغلب کشورهای دنیا نیز همین منطق حاکم است،[2] زیرا میزان حمایت بخش دولتی از بیمه کشاورزی رابطه مستقیمی با ضریب نفوذ و گستره پوشش بیمه کشاورزی دارد، ولی این حمایتها نباید بهگونهای باشد که صندوق بیمه کشاورزی را در حالت انفعال و همواره متکی به حمایتهای مالی دولتی نگه دارد و این صندوق نخواهد و یا نتواند به سمت خوداتکایی شدن حرکت کند. مضاف بر اینکه این روش سبب شده است بهدلیل محدودیتهای منابع مالی دولت، پرداخت غرامت به خسارتدیدگان بهموقع و بهاندازه نباشد و درنتیجه به نارضایتی کشاورزان منجر شود. بهعبارت کلیتر میتوان گفت الگوی بیمه محصولات کشاورزی در ایران، الگوی تقریباً دولتی است که به «مدل بیمه کشاورزی مبتنیبر کنترل دولت» معروف است. این درحالی است که در کشورهای مختلف، الگوهای بیمهای گوناگونی ازجمله «مدل بیمه کشاورزی مبتنیبر مکانیسم بازار (عرضه و تقاضا)» و «مدل بیمه کشاورزی مبتنیبر مشارکت دولت و بخش خصوصی» مورد استفاده قرار میگیرد. در بسیاری از کشورها که بخش خصوصی نقش فعالی در بیمهپذیری محصولات کشاورزی ایفا میکند، دولتها بهعنوان بیمه اتکایی برای بیمهگران کشاورزی عمل میکنند. بنابراین شاید مناسبترین الگوی بیمه محصولات کشاورزی برای کشور ما نیز مدل مشارکت بخشهای خصوصی و تعاونی با حمایت بخش دولتی بهعنوان «بیمهگر اتکایی»[3] باشد. البته یکی از الزامهای برقراری این نوع بیمه، انجام اقداماتی برای کاهش ریسک سرمایهگذاری و ارتقای سودآوری کسبوکارهای بخش کشاورزی است که میتواند عامل انگیزشی خوبی برای تشویق حضور کارگزاریهای بیمه خصوصی (تجاری) و تعاونی در بیمهگری بخش کشاورزی باشد.
در ابتدای تأسیس صندوق بیمه کشاورزی ذیل بانک کشاورزی در سال 1362، انعقاد قرارداد بیمه با کشاورزان، اختیاری بود و اگر کشاورزی تمایل به بیمه محصولات تولیدی خود داشت، به کارگزاریهای بیمه کشاورزی مراجعه و قرارداد بیمه را منعقد میکرد. تا اینکه برای نخستین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با تصویب قانون الحاق یک تبصره به ماده واحده قانون بیمه محصولات کشاورزی – مصوب 1362/03/01 - در تاریخ 1384/04/05، بیمه اجباری درخصوص طیور مورد تأکید قرار گرفت. در تبصره الحاقی، «کلیه تولیدکنندگان طیور اعم از لاین، اجداد، مادر، گوشتی و تخمگذار موظف [شد]ند جوجههای یکروزه خود را در مبادی تولید در مقابل خسارتهای ناشی از سوانح طبیعی، حوادث قهری، امراض واگیر حیوانی عمومی و قرنطینهای مذکور در این قانون (حذف کانونهای آلوده) که توسط سازمان دامپزشکی کشور اعلام میگردد، از طریق صندوق بیمه محصولات کشاورزی بیمه نمایند». همچنین به صندوق بیمه کشاورزی تأکید شد که حق رد تقاضای هیچیک از واحدهای مذکور را نخواهد داشت که در صورت استنکاف، جبران خسارت وارد شده به متضرر بهعهده اشخاص حقیقی و حقوقی طرف استنکافکننده گذارده شد. بر این اساس، از مردادماه سال 1384، بیمه اجباری طیور شروع شد.
چهار سال بعد و در قانون نظام جامع دامپروری مصوب 1388/05/07 بیمه اجباری این بار برای تولیدکنندگان حوزه دام تکلیف شد. در ماده (9) این قانون، کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که اقدام به سرمایهگذاری در امور دام مینمایند، موظف شدند براساس قوانین و ضوابط موجود، نسبت به برقراری بیمه دام، نهادهها، ابنیه، تجهیزات، تولیدات و شاغلین (اعم از دائم و موقت) دامداریهای خود اقدام کنند. حدود یکسال بعد، قانونگذار با تصویب قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی در تاریخ 1389/04/23، مجدد در بند «ج» ماده (32) این قانون به موضوع برقراری بیمههای تمام خطر اجباری برای محصولات دامی و سایر محصولات هدفگذاری شده به انتخاب و اعلام وزارت جهادکشاورزی، تصریح کرد. با وجود این، بیمه اجباری برای زیربخش دام شکل اجرایی به خود نگرفت تا اینکه در بند «ث» ماده (33) قانون برنامه ششم توسعه مصوب 1395/12/14، پوشش بیمه اجباری کلیه دامها در مقابل بیماریهای مشترک و واگیردار به شکل مشخصتری به دولت تکلیف شد. حکم مذکور به این شرح است: «دولت مکلف است در اجرای بندهای سوم و ششم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و بهمنظور متنوعسازی ابزارهای حمایت از بخش کشاورزی، تأمین و تجهیز منابع، توسعه و امنیت سرمایهگذاری، افزایش صادرات محصولات کشاورزی و ارزشافزایی و تکمیل زنجیره ارزش محصولات کشاورزی اقدامات ذیل را به انجام برساند: ... ث) پوشش بیمه اجباری کلیه دامها در مقابل بیماریهای مشترک و واگیردار، پرداخت حداقل پنجاهدرصد (۵۰%) سهم بیمهگر توسط دولت و اجرای برنامه حذف دام در کانونهای آلوده پس از پیشبینی در بودجه سنواتی».
پس از این بود که وزیر جهاد کشاورزی وقت، «دستورالعمل اجرایی پوشش بیمه اجباری کلیه دامها ...» را به شماره 020/4047 مورخ 1398/02/31 ابلاغ کرد. بهتبع آن سازمان دامپزشکی کشور نیز در نامهای به تمامی استانها، به شماره 25984/10/98 مورخ 1398/04/25، اعلام کرد که با توجه به مصوبه ستاد بیمه دام کشور و اعلام آمادگی صندوق بیمه کشاورزی، از تاریخ ابلاغ این نامه، عملیات اجرایی بیمه اجباری در سطح کشور و در تمامی سطوح دامداریهای صنعتی، نیمه صنعتی، اصیل، دورگ، بومی، روستایی، عشایری اعم از دام سبک و سنگین، آبزیان (میگو، ماهیان خاویاری، سردابی، گرمابی و ...)، زنبور عسل و کرم ابریشم شروع میشود. بنابراین بیمه اجباری دام حدوداً از مردادماه سال 1398 شروع شده و تاکنون تداوم داشته است.
بهلحاظ بودجهای، پیشبینی اعتبار مورد نیاز برای اجرای بند «ث» ماده (33) قانون برنامه ششم توسعه، از قانون بودجه سال 1396 آغاز شد و در جدول ردیفهای متفرقه به شماره طبقهبندی (114-550000) ردیفی تحت عنوان «پوشش بیمه اجباری کلیه دامها در مقابل بیماریهای مشترک و واگیر - موضوع بند «ث» ماده (33) قانون برنامه ششم توسعه» با اعتباری بالغ بر 50 میلیارد ریال در نظر گرفته شد. این ردیف در قوانین بودجه سالهای بعد (1397، 1398، 1399، 1400 و 1401) نیز کماکان [البته با تغییراتی در شماره طبقهبندی و مبلغ] حفظ شده است. علاوهبر این، از قانون بودجه سال 1399 به بعد نیز در تبصره «13» اعتبار دیگری درخصوص همین تکلیف قانونی پیشبینی شده است.
در کنار کاستیها، بهسبب موفقیتها و رضایتمندیهایی که در اثر اجرابی بیمه اجباری برای زیربخش دام و طیور ایجاد شده است، برخی از نمایندگان محترم مجلس در پی این هستند که این الگو را برای محصولات سایر زیربخشهای کشاورزی بهویژه زراعت تسری دهند. طرح پیشنهادی در همین راستا تنظیم شده است. براساس مطالب یاد شده، کلیات و نفس طرح بیمه فراگیر و اجباری محصولات راهبردی در قالب «طرح الحاق یک تبصره به ماده واحده بیمه کشاورزی»، مورد تأیید است، ولی در جزییات طرح اشکالاتی وجود دارد که در ادامه بیان میشود.
ب) اظهارنظر کارشناسی پیرامون جزییات طرح
برای مدیریت این موضوع میتوان حمایتهای دولت از بیمه کشاورزی را هدفمندتر کرد. به این شکل که درصد این حمایتها برای محصولات راهبردی یا اساسی بیشتر از سایر محصولات باشد و سهم و مشارکت کشاورزان در پرداخت حق بیمه محصولات غیرراهبردی افزایش پیدا کند. البته در اجرای سیاست پرداخت یارانه بیشتر توسط دولت برای بیمه محصولات راهبردی باید این ملاحظه را داشت که از کشت این محصولات در مناطق پرخطر جلوگیری شود و یا حداقل اجازه افزایش سطح زیرکشت داده نشود. مشروط به اینکه معیشت جایگزین برای کشاورزان تولیدکننده این محصولات در مناطق پرخطر تأمین شود. شناسایی و هدایت کشاورزان به سمت مناطقی که از هر نظر قابلیت کشت محصولات راهبردی را دارند و به نسبت ریسک کمتری هم متوجهشان میشود، راهکار مؤثر دیگری است که میتواند در خودکفایی و تقویت امنیت غذایی نقش بسزایی داشته باشد.
جمعبندی و پیشنهادها
نظر به لزوم حمایت حاکمیت از کشاورزان تولیدکننده محصولات راهبردی یا اساسی کشاورزی برای کاهش ریسک تولید این محصولات و همچنین تقویت امنیت غذایی و کاهش وابستگی به دول خارجی در تأمین مواد غذایی حیاتی جامعه، با کلیات «طرح الحاق یک تبصره به ماده واحده بیمه کشاورزی» موافقت میشود، اما با توجه به اینکه مفاد طرح مبهم تهیه شده و جزییات تقنینی ضروری تدقیق نشده است، نیاز به اصلاح و تکمیل دارد. در این راستا پیشنهاد میشود با رعایت تشریفات مندرج در قانون آییننامه داخلی مجلس، متن زیر بهعنوان تبصره الحاقی (9) به مادهواحده قانون بیمه کشاورزی مصوب سال 1362 با اصلاحات بعدی، جایگزین طرح مذکور شود:
«تبصره الحاقی 9- صندوق بیمه کشاورزی موظف است کلیه تولیدکنندگان محصولات اساسی موضوع قانون تضمین خرید محصولات اساسی کشاورزی مصوب 1368/06/21 با اصلاحات بعدی که خرید تضمینی میشوند را در مقابل خسارتهای ناشی از سوانح طبیعی و حوادث قهری نظیر تگرگ، طوفان، بادهای گرم موسمی، خشکسالی، زلزله، سیل، سرمازدگی، یخبندان، آتشسوزی، صاعقه، آفات و امراض نباتی عمومی و قرنطینهای و امراض واگیر حیوانی عمومی و قرنطینهای بیمه نماید. صندوق بیمه کشاورزی مجاز به رد تقاضای هیچیک از تولیدکنندگان مذکور که درخواست خود را بهصورت الکترونیکی (درج در سامانه جامع بیمه کشاورزی) و یا حضوری ثبت کردهاند، نمیباشد. در غیر اینصورت جبران خسارت وارد شده به متضرر بهعهده صندوق بیمه کشاورزی خواهد بود.
حق بیمه موضوع این تبصره تماماً توسط دولت در قانون بودجه سنواتی پیشبینی و به صندوق بیمه کشاورزی پرداخت میشود. پرداخت خسارت به بیمهشدگان مشمول این تبصره، منوط به رعایت الگوی کشت و سطحبندی مخاطرات اقلیمی و طبیعی تولید محصولات کشاورزی ابلاغی وزارت جهاد کشاورزی توسط بیمهشدگان است.
وزارت جهاد کشاورزی مکلف است ظرف حداکثر 9ماه، نسبت به تعیین و اعلام تناسب اراضی زراعی-باغی و سطحبندی مخاطرات اقلیمی و طبیعی تولید محصولات کشاورزی در پهنههای کشاورزی اقدامات لازم را به عمل آورد».
شایان ذکر است اساساً برای تقویت نظام بیمهگری در بخش کشاورزی و تحقق پوشش حداکثری بیمه محصولات کشاورزی، ضرورت دارد به سمت پیادهسازی مدلهای مشارکت عمومی - خصوصی و تعاونی حرکت شود و دولتها بیشتر نقش «بیمهگر اتکایی» را عهدهدار باشند.