چشم انداز سیاست های انرژی در قزاقستان و ظرفیت های همکاری با ایران

نویسندگان

چکیده
قزاقستان به عنوان یکی از تولید کنندگان سنتی نفت و گاز در بازارهای جهانی به شمار می رود. 1/5 میلیون بشکه از حدود 1/8 میلیون بشکه در روز نفت تولید شده این کشور عمدتاً‍ صادر می شود. میزان ذخایر اثبات شده نفت قزاقستان تا پایان سال 2021 معادل 30/9 میلیارد بشکه و میزان صادرات نفت خام این کشور به استثنای میعانات تا سال 2027 به روزانه 1/42 الی 1/55 میلیون بشکه افزایش خواهد یافت که این مقدار حاصلِ برداشت از میادین نفتی کاشغان و تِنگیز خواهد بود. قزاقستان با سهم بیش از 15 درصدی از منابع اورانیم جهان جزء برترین کشورهای دارای منابع عظیم اورانیم و به لحاظ تولید و عرضه اورانیم نیز دارای رتبه نخست جهان است. حدود 69 درصد از تولید برق این کشور از طریق زغال سنگ و 20 درصد از گاز طبیعی و 9 درصد برق تولیدی از طریق برق آبی و حدود 1/5 درصد نیز از منابع تجدیدپذیر خورشیدی و بادی تولید می شود. این در حالی است که در برنامه توسعه انرژی این کشور میزان سهم برق از منابع هسته ای 4/5 درصد تعیین شده و تا سال 2030 مقرر است که سهم برق تجدیدپذیر به 10 درصد افزایش یابد. دیپلماسی انرژی قزاقستان برپایه صادرات منابع هیدروکربوری بنا نهاده شده و بخش اعظم مقاصد صادراتی این کشور را روسیه، اوکراین، ازبکستان، قرقیزستان، چین، سوئد، آلمان و لهستان شامل می شوند. این کشور به صورت غیرمستقیم در جابه جایی (ترانزیت) 30 میلیارد متر مکعب گاز صادراتی ترکمنستان به مقصد چین نقش دارد که این میزان گاز معادل 8 درصد از تقاضای گاز چین است. با توجه به بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین همچنین از دست رفتن بازار صادرات منابع هیدروکربنی به اروپا به دلیل تحریم روسیه، فرصت هایی برای ایران ایجاد شده تا ظرفیتهای تعاملات حوزه انرژی میان ایران و قزاقستان افزایش یابد. ایران به دلیل داشتن ظرفیت خطوط لوله و بازارهای متعدد، موقعیت استراتژیک جغرافیایی و ذخایر بزرگ نفت و گاز، به لحاظ فنی، اقتصادی و سیاسی ـ امنیتی می تواند قطب (هاب) انرژی منطقه شود. در همین راستا، تعاملات انرژی با قزاقستان به عنوان کشوری محصور در خشکی که دارای ذخایر بزرگ نفت، گاز و اورانیم است، حائز اهمیت می باشد. مهم ترین ظرفیت گسترش همکاری میان ایران و قزاقستان در حوزه انرژی، معاوضه (سواپ) نفت خام است که در گذشته با واسطه گری یک شرکت نفتی در حجم حداکثر 70 هزار بشکه روزانه انجام می شده و در سال 1389 متوقف شد. لازمه چنین امری، ایجاد تعامل راهبردی بین دولتی برای معاوضه حجم بالای نفت خام حوزه دریای خزر (بیش از 300 هزار بشکه روزانه) است. از آنجا که ظرفیت خط لوله نکا ـ ری و ظرفیت پالایشگاهی دو پالایشگاه تهران و تبریز، امکان معاوضه این میزان نفت خام را فراهم می کند، مهم ترین گلوگاه زیرساختی این معاوضه، توسعه ظرفیت واردات نفت خام در پایانه های شمال کشور است. لازم به ذکر است در صورتی که علاوه بر سواپ نفت خام، توسعه تجارت فراورده های نفتی با کشورهای حوزه خزر از جمله روسیه در دستور کار قرار گیرد، لازم است زیرساخت های دیگری از جمله خطوط لوله جدید احداث شود.