نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
مدیر گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
گسترشبیضابطهبرنامههایگفتوگومحورمیتواندبهچهرهمحوری،سطحیشدنمباحثوغلبهجذبتوجهبرتحلیلکارشناسیبینجامد.لذاسیاستگذاریدرچنینشرایطیبایدبرتولیدمسئلهمحور،تنظیمگریفرهنگی،شفافیتمالیوصیانت
ازفرهنگ عمومیمتمرکزشود.
کلیدواژهها
بیان / شرح مسئله
برنامههای گفتوگومحور (تاکشو)، بهعنوان یکی از گونههای با سابقه برنامهسازی، در سالهای اخیر در زیستبوم فرهنگی ایران گسترش چشمگیری یافتهاند. این برنامهها که پیشتر عمدتاً در رادیو و تلویزیون تولید و پخش میشدند، اکنون در سکوهای متنوعی مانند شبکه نمایش خانگی، تلویزیونهای اینترنتی و رسانههای اجتماعی عرضه میشوند. ترکیب «تولید کمهزینه» و «اثرگذاری فرهنگی» این گونه را به محتوایی راهبردی در زیستبوم فرهنگی ایران تبدیل کرده است. اهمیت این پدیده صرفاً به رشد کمّی برنامهها یا افزایش بازدید محدود نمیشود؛ بلکه برنامههای گفتوگومحور به بستری برای شکلدهی به گفتوگوی عمومی، بازنمایی سبک زندگی، برجستهسازی مسائل اجتماعی و حتی جابهجایی مرجعیت رسانهای تبدیل شدهاند. در برخی نمونهها، گفتوگو درباره مسائل عمومی از سطح نخبگان، کارشناسان و مسئولان به فضای چهرهمحور منتقل شده و منطق جذب توجه، رقابت برای دیده شدن و تولید محتوای جنجالی بر عمق تحلیلی غلبه یافته است. ازاینرو، تحلیل این پدیده رواج یافته، بهمنظور سیاستگذاری فرهنگی و شناخت روندهای اثرگذار بر فرهنگ عمومی و تأثیر آن بر افزایش آگاهی عمومی ضروری است.
نقطهنظرات / یافتههای کلیدی
پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی
برنامه گفتوگومحور (تاکشو) اگرچه از دیرباز در رادیو و تلویزیون حضور داشته، اما آنچه آن را امروز به موضوعی درخور سیاستپژوهی بدل کرده، نه صرف وجود این قالب، بلکه سه تحول همزمان است: نخست، جابهجایی بستر تولید و توزیع از انحصار صدا و سیما به سکوهای رقومی خارج از چارچوب نظارتی رسمی (یوتیوب، تلویزیونهای اینترنتی و شبکه نمایش خانگی)؛ دوم، جابهجایی مرجعیت گفتوگوی عمومی از کارشناسان و نهادهای رسمی به چهرهها و اثرگذاران فضای مجازی؛ و سوم، شکلگیری یک اقتصاد رسانهای مستقل و پر گردش حول این قالب که پیشتر وجود نداشت. به بیان دیگر، آنچه در گذشته یک «قالب برنامهسازی» ساده بود، اکنون به گرهگاه تلاقی اقتصاد فرهنگ، مرجعیت رسانهای و شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شده و همین، ضرورت واکاوی دادهمحور آن را ایجاب میکند.
برنامههای گفتوگومحور همواره یکی از گونههای برنامهسازی مرسوم بودهاند که قدمت آنها همسن رسانههای سنتی مانند رادیو و تلویزیون است[1]. بااینحال، در سالهای اخیر، فضای رسانهای شاهد فراگیری اینگونه در بسترهای گوناگون است. برخلاف گذشته که تلویزیون تنها متولی اصلی این برنامهها بود[2]، امروز برنامههای گفتوگومحور از بسترهای مختلف مانند سکوهای شبکه نمایش خانگی، رسانههای اجتماعی (بهویژه یوتیوب) و تلویزیونهای اینترنتی منتشر میشوند[3].
این فراگیری نشاندهنده یک تغییر اساسی در ذائقه مخاطب ایرانی و راهبردهای تولید محتواست. برنامههای گفتوگومحور در کنار تولیدات نمایشی، بیشترین تأثیر را بر مخاطبان گذاشته و میزان بازدید آنها در سکوها و شبکه نمایش خانگی و یوتیوب و سایر بسترها، شاهدی بر این مدعاست[4]. حتی برنامههای گفتوگومحور معروف تلویزیونی نیز در نسبت با سایر برنامههای تولیدی، مخاطبان بیشتری را جذب میکنند[5]. این شرایط، برنامههای گفتوگومحور را به یک موتور تولید محتوای کمهزینه اما پربازده در زیستبوم رسانههای ایران تبدیل کرده است[6].
روند گسترش برنامه گفتوگومحور در ایران، روندی خطی و ساده نبوده است. در اواخر دهه ۹۰ شمسی، انتقادهای متعددی به این برنامهها وارد شد؛ ازجمله اینکه آنها بهدلیل سلبریتیپروری مضرند یا اینکه تمرکز بیش از حد بر آنها ناشی از بحران محتوا و کمبود ایدههای خلاقانه در برنامهسازیهای محتوامحور است. در پاسخ به این انتقادها، سازمان صدا و سیما رفتهرفته از برنامههای گفتوگومحور سلبریتیمحور فاصله گرفت و برنامهسازی را به سمت گونههایی نظیر رئالیتیشو (واقعنما) و گیمشو (مسابقهای) هدایت کرد[7]. اما درست در موازات این اقدام تلویزیون، شبکه نمایشخانگی به ساخت برنامههای گفتوگومحور روی آورد و خلأ سرگرمی برای مخاطبان را پر کرد. این روند، از حوالی سال ۱۴۰۳ شمسی یک بار دیگر تغییر مسیر داد و فضا را پیچیدهتر کرد:
این گسست و بازگشت همزمان در سکوهای مختلف، که با حضور مجریان و بازیگران پرنفوذ تلویزیون (که اکنون بازار خارج از صدا و سیما را پررونقتر دیدهاند) همراه بوده، نشاندهنده یک جابهجایی بزرگ در اقتصاد فرهنگ است که فراتر از یک تغییر سلیقه ساده به نظر میرسد.
با وجود فراگیری و تعدد برنامههای گفتوگومحور در بسترهای مختلف (تلویزیون، شبکه نمایش خانگی، یوتیوب و تلویزیونهای اینترنتی)، و علیرغم اذعان به تأثیرگذاری بالای این برنامهها، خلأ پژوهشی جدی در شناخت ابعاد ساختاری، محتوایی و اقتصادی این پدیده وجود دارد. برنامهها و تولیدات انبوهی در حال تصرف فضای فرهنگی و رسانهای کشور هستند.
بر همین اساس، سؤالات کلیدی ذیل بهعنوان هسته اصلی پژوهش حاضر مطرح میشود:
1. وضعیت برنامههای گفتوگومحور در زیستبوم کنونی رسانهای ایران چگونه است؟
2. مدلهای درآمدی و ساختار حمایت مالی-تبلیغاتی برنامههای گفتوگومحور به چه صورت است؟
3. نقاط ضعف و قوت و فرصتها و چالشهای برنامه گفتوگومحور در زیستبوم فرهنگی ایران چیست؟
4. راهبردها و توصیههای سیاستی-نظارتی ناظر بر برنامه گفتوگومحور چیست؟
بنابراین پژوهش حاضر با رویکردی علمی، دادهمحور و سیاستگذارانه، قصد دارد با تشریح ابعاد ساختاری اقتصادی و محتوایی این پدیده، به شناخت دقیقتر روندهای تولید محتوا و جریانسازی فرهنگی برنامه گفتوگومحور در ایران بپردازد.
تحلیل دادههای مربوط به پربازدیدترین برنامههای گفتوگومحور فارسیزبان در یوتیوب در سال ۱۴۰۴ (۲۴۶ میلیون بازدید کلی از مجموعه ۱۲ برنامه) تأییدکننده تغییر رهیافت مصرف رسانهای در ایران است. این ارقام نشان میدهند که یوتیوب نهتنها یک رسانه مکمل، بلکه به سکویی مرجع برای گونه گفتوگومحور تبدیل شده است. تمرکز بازار محتوا در این بستر، ویژگی کلیدی این دادههاست؛ برنامههای «پامپ» (۸۷.۹ میلیون بازدید)، «آزاد» (۵۹.۴ میلیون بازدید) و «با ضیا» (۵۱.۲ میلیون بازدید)، مجموعاً بیش از 70 درصد از کل بازدید ۱۲ برنامه گفتوگومحور محبوب فارسیزبان در یوتیوب را به خود اختصاص دادهاند. این تمرکز شدید، بیانگر این است که در فضای اشباعشده تولید محتوا، تنها برنامههایی که از نظر محتوایی یا تولیدی استانداردهای بالایی را کسب کردهاند، توانستهاند براساس اصل «جذب توجه» در الگوریتمهای یوتیوب، مخاطب انبوه را بهسوی خود هدایت کنند. این فرایند، دلالت بر پدیده «جابهجایی رسانهای» دارد که در آن کاربران، زمان خود را از رسانههای سنتی به سمت سکوهای رقومی و محتوای درخواستی منتقل میکنند[8].
جدول 1. میزان بازدید، تعداد ویدئو و تعداد مشترک برنامههای گفتوگومحور محبوب فارسیزبان در یوتیوب (1404)
|
میزان بازدید |
تعداد ویدئو |
تعداد مشترک (هزار) |
|
|
پامپ |
87,976,393 |
277 |
236 |
|
آزاد |
59,491,269 |
899 |
132 |
|
با ضیا |
51,299,662 |
280 |
327 |
|
رُک |
10,647,199 |
34 |
91.4 |
|
فرهنگ شو |
9,436,825 |
47 |
105 |
|
طبقه 16 |
8,924,684 |
464 |
58.4 |
|
کار نکن |
5,146,335 |
599 |
41.5 |
|
اثر پروانهای |
3,168,938 |
284 |
14.9 |
|
فیوز |
3,130,327 |
353 |
24.6 |
|
استودیو پات |
3,012,44 |
250 |
20.7 |
|
کوزی کرنر |
2,919,234 |
993 |
21.8 |
|
رسانه پارسی |
1,207,042 |
290 |
12.8 |
مأخذ: یافتههای گزارش.
دادههای مربوط به برنامههای گفتوگومحور یوتیوبی در سال ۱۴۰۴، یک روند مستمر در تأثیرگذاری روزافزون رسانههای جدید بر فضای اجتماعی ایران را برجسته میکند. این مقدار از حجم مصرف اینترنت، پیامدهای عمیقی برای سیاستگذاری رسانهای، فرهنگ عامه و اقتصاد محتوا دارد. برنامههایی مانند «رُک»، «پامپ» و «با ضیا» با ایجاد یک فضای گفتمانی فراتر از مرزهای نظارتی و جغرافیایی، مرجعیت رسانههای رسمی را به چالش کشیدهاند. بنابراین، در ادامه پاسخ به دو سؤال کلیدی در این حوزه، حائز اهمیت است:
1. واکاوی مدلهای دقیق درآمدزایی و شبکههای مالی حامی این برنامهها، برای درک سهم اقتصاد رقومی در تولید محتوای فارسی.
2. تحلیل گفتمان محتوایی، بهویژه در گونه «برنامههای گفتوگومحور چالشی»، برای سنجش اثرگذاری این گفتوگوهای صریح بر تغییرات ارزشی و فرهنگی در میان نسل نوجوان و جوان و آگاهی از شکافهای سیاستگذاری ارتباطی.
پاسخ به سؤالات مذکور چارچوبی برای فهم جامعه امروز ایران فراهم میآورد.
تجزیه و تحلیل نرخ بازدهی محتوا (میانگین بازدید به ازای هر ویدئو) نشاندهنده دو راهبرد متفاوت در موفقیت برنامههای گفتوگومحور یوتیوبی است.
1. گروه اول، بر تأثیرگذاری بازنشر گسترده و سریع و «برنامههای گفتوگومحور چالشی» متمرکز است. بهعنوان مثال، برنامه «رُک» با تولید تنها ۳۴ ویدئو، میانگین بازدید قابل توجه ۳۱۳ هزار بازدید به ازای هر ویدئو را کسب کرده، که تقریباً برابر با میانگین «پامپ» (۳۱۷ هزار بازدید) است. این راهبرد، براساس تولید محتوای چالشی، صریح و جنجالی پایهگذاری شده که پتانسیل بالایی برای اشتراکگذاری و جذب مخاطبان غیرمشترک دارد و شکاف محتوایی میان رسانههای رسمی و ذائقه مخاطب ایرانی را پُر میکند.
2. در مقابل، برنامههایی مانند «آزاد» یا «کار نکن» با وجود تعداد بالای ویدئوها (۸۹۹ و ۵۹۹ ویدئو) دارای میانگین بازدید پایینتری (به ترتیب ۶۶ و ۸ هزار) هستند، که نشاندهنده راهبرد «تولید انبوه و مداوم» برای حفظ مخاطبان وفادار و جایگاهگیری بلندمدت در الگوریتم است.
در زیستبوم مالی یوتیوب، بهویژه برای تولیدکنندگان فارسیزبان که بهدلیل پالایش شدن یوتیوب، بینندگان با استفاده از فیلترشکن و آیپی کشورهایی مانند آمریکا، آلمان، فرانسه، کانادا و ... شناسایی و نمایه میشوند، تعداد بازدید باعث دسترسی مستقیم به درآمدزایی از تبلیغات است. سطح درآمدی که با توجه به نمایه شدن کاربران در کشورهای صنعتی، از بسیاری از کشورهای همسایه مانند ترکیه بالاتر است. همچنین حجم بازدید بالای برنامههای پرچمدار، نشاندهنده قدرت چانهزنی آنها در جذب حمایتهای مالی است. نکته قابل توجه، تفاوت میان «تعداد مشترکان» و «بازدید کل» است. برای مثال، کانال «با ضیا» با بیشترین تعداد مشترک (۳۲۷ هزار نفر) نسبت به «پامپ» (۲۳۶ هزار نفر)، بازدید کلی کمتری دارد. این موضوع، دلالت بر این دارد که موفقیت واقعی در یوتیوب، صرفاً براساس وفاداری مشترکان نیست، بلکه به ظرفیت بازنشر گسترده و سریع محتوا و رسیدن به مخاطب گستردهتر از طریق پیشنهادهای الگوریتم وابسته است. این برنامهها با اتکا به ویژندهای شخصی مجریان مشهور و تبدیل محتوای خود به «محتوای تولید شده حرفهای» توانستهاند اعتماد برندها را جلب و یک زیستبوم مالی مستقل مبتنیبر حمایت مالی مستقیم ویژندها (اسپانسرشیپ) و محصولات جانبی ایجاد کنند[9].
مدل درآمدزایی کانالهای فارسیزبان در یوتیوب تحت تأثیر تحریمها و همچنین الگوریتمهای قیمتگذاری تبلیغات یوتیوب، ساختاری پیچیده است. محاسبات انجام شده این پیچیدگی را با نشاندادن یک شکاف شدید در «نرخ دریافتی بهازای هر هزار بازدید براساس موضوع»، تأیید میکند. درحالیکه موضوعات «بازاریابی دیجیتال و امور مالی» تا ۵.۳ دلار و «آموزش و یادگیری» تا ۳.۴ دلار دریافتی به ازای هر هزار بازدید دارند، سبک «فیلم و سرگرمی» (که برنامههای گفتوگومحور پرمخاطب غالباً در این دستهبندی قرار میگیرند) با نرخ بسیار پایین 0.3 تا ۱.۱ دلار در انتهای فهرست قرار دارد. این اختلاف فاحش، که دریافتی آموزش و یادگیری را بیش از ۱۰ برابر فیلم و سرگرمی نشان میدهد، بهوضوح نشان میدهد که تکیه بر درآمد مستقیم از بازدید-درآمد برای برنامههای گفتوگومحور دشوار و ناکافی است و آنها را ناگزیر به تمرکز بر مدلهای درآمدی جایگزین میکند.
جدول 2. دریافتی کانالهای فارسیزبان از یوتیوب بر حسب موضوع بهازای هر 1000 بازدید (دلار)
|
موضوع |
درآمد خالص بهازای 1000 بازدید (دلار) |
|
بازاریابی دیجیتال و امور مالی |
5.3 |
|
آموزش و یادگیری |
3.4 |
|
آموزشهای مهارتی و سبک زندگی |
1.1 |
|
افراد و وبلاگ |
1.1 |
|
بازی ویدئویی |
0.8 |
|
فیلم و سرگرمی |
0.3 |
|
حیوانات خانگی |
0.3 |
|
موسیقی |
0.2 |
مأخذ: همان.
با وجود «نرخ دریافتی بهازای هر هزار بازدید براساس موضوع» پایین، برنامههای گفتوگومحور فارسیزبان بهدلیل کسب میلیونها بازدید (مانند بیش از ۲۴۶ میلیون بازدید مجموع ۱۲ برنامه برتر در سال ۱۴۰۴) موفق به کسب درآمدهای سرشاری شدهاند. این وضعیت بهدلیل انتقال کانون درآمدزایی از «تبلیغات مستقیم» به «حمایت مالی مستقیم ویژندها» است. در این مدل، ارزش یک کانال نه با «نرخ دریافتی بهازای هر هزار بازدید براساس موضوع» پایین یوتیوب، بلکه با ظرفیت «دسترسپذیری» و «نرخ تعامل» با مخاطب خاص آن سنجیده میشود. برنامههای گفتوگومحور پردرآمد، با استفاده از محتوای چالشی و صریح که رسانههای سنتی از تولید آن بازماندهاند، یک مخاطب پرشمار، فعال و دستهبندیشده ایجاد میکنند. این مخاطب، کالای اصلی است که به ویژندهای بزرگ (اغلب خدمات مالی، رقومی و نوپا) فروخته میشود[9]. بنابراین، میزان درآمد این کانالها بسیار بیشتر از ارقام تخمینی براساس«نرخ دریافتی بهازای هر هزار بازدید براساس موضوع» بوده و مستقیماً با هزینه توافقی تبلیغدهنده ارتباط دارد.
فاکتورهای جانبی تعیینکننده درآمد (مانند کشور و سن بازدیدکنندگان و روشهای جانبی)، زیرساختهای مالی این زیستبوم را آشکار میکنند. برای نقد کردن درآمدهای دلاری، برنامههای گفتوگومحور شدیداً به «شبکههای چندکاناله» یا شرکتهای واسطه خارجی متکی هستند که وظیفه مدیریت حساب «گوگل ادسنس»، کاهش بار مالیاتی و تسویهحساب در ایران (اغلب بهصورت ریالی براساس نرخ لحظهای دلار یا ارز دیجیتال) را برعهده میگیرند. علاوهبر این، روشهای جانبی مانند «عضویت ویژه کانال»، «سوپر چت» و «فروش مستقیم کالا یا خدمات» بهعنوان جریانهای درآمدی مکمل عمل میکنند. اگرچه سهم این روشهای فرعی از درآمد کل احتمالاً کمتر از حمایت مالی مستقیم ویژندها مستقیم است، اما در مجموع، وابستگی مالی کانال را به یک منبع واحد کاهش داده و امکانات بیشتری برای تعامل پولی با مخاطبان وفادار فراهم میآورد.
در مجموع، بررسی مدلهای درآمدی برنامههای گفتوگومحور فارسیزبان در یوتیوب نشان میدهد که این کانالها یک مدل اقتصادی دورزننده را برای خود ایجاد کردهاند. هسته اصلی درآمد آنها، نه از طریق سیستم تبلیغات سنتی، بلکه از طریق فروش مستقیم توجه جمعی به ویژندها تأمین میشود که درآمدهای بالقوه را افزایش میدهد. تمرکز کانال بر محتوای پربیننده با وجود «نرخ دریافتی بهازای هر هزار بازدید براساس موضوع» پایین و تکیه بر حمایت مالی-تبلیغاتی، نشاندهنده استقلال اقتصادی نسبی از نهادهای رسمی رسانهای در داخل کشور است.
برنامههای گفتوگومحور به یکی از گونههای کلیدی و راهبردی در شبکه نمایش خانگی ایران تبدیل شدهاند. با توجه به دادههای موجود از سکوهای فیلیمو، نماوا، فیلمنت و شیدا، تمرکز تولیدات در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، نشاندهنده یک «رقابت بر سر محتوای انحصاری» است. این برنامهها که عمدتاً بر پایه شخصیتهای مجازی و سلبریتی و مهمانان مشهور بنا شدهاند، نقش محوری در «جذب مشترک جدید» و «حفظ مشترک فعلی» ایفا میکنند. سکوهای شبکه نمایش خانگی با ارائه برنامههای گفتوگومحور، دو مزیت حیاتی را دنبال میکنند:
1. ایجاد محتوایی با ریسک کمتری نسبت به سریالهای سنگین در بحث بودجه و پر کردن سریعتر جدول پخش هفتگی[10].
2. اغلب برنامههای گفتوگومحور به سمت تولید فصلی با تعداد قسمتهای بالا (مانند بیش از ۴۰ قسمت) حرکت کردهاند که ضامن تداوم تعامل مخاطب با سکوی شبکه نمایش خانگی است.
فیلیمو با داشتن بیشترین تنوع و حجم تولید در برنامههای گفتوگومحور، رهبری بازار را در اینگونه به دست گرفته است. برنامههایی چون «اکنون» (۵۳ قسمت)، «سپنچ» (۴۳ قسمت) و «۲ شات» (۴۱ قسمت) که همگی در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ پخش شدهاند، نشاندهنده راهبرد حضور پررنگ و مستمر در بازار است. این سکو با تمرکز بر تولید «محتوای طولانیمدت» توانسته یک جریان ثابت از محتوای هفتگی را حفظ کند. همچنین، همکاریهای مشترک فیلیمو با سکوهای دیگر در تولید برنامههای گفتوگومحوری مانند «35 میلیمتری» و «عیدی اچ دی» (با فیلمنت) نشاندهنده رویکرد «ائتلافهای راهبردی محتوایی» برای به اشتراکگذاری هزینهها و گسترش دایره مخاطب هدف است. برنامههای گفتوگومحور قدیمیتر مانند «نیمهشب» و «علمیشو» نیز نشان میدهد که فیلیمو در پی ایجاد یک آرشیو غنی از محتوای گفتوگومحور با گونههای متنوع (از فرهنگی-هنری تا علمی) است.
جدول 3. برنامههای گفتوگومحور تولیدی (اختصاصی) و تولید مشترک فیلیمو
|
نام |
تعداد قسمتها |
سال پخش |
نوع تولید |
|
اکنون |
53 |
1403-1404 |
اختصاصی |
|
سپنچ |
43 |
1403-1404 |
اختصاصی |
|
2شات |
41 |
1403 |
اختصاصی |
|
35 میلیمتری |
13 |
1403 |
تولید مشترک با فیلمنت |
|
عیدی اچ دی |
10 |
1403 |
تولید مشترک با فیلمنت |
|
نیمهشب (فصل 1 و 2) |
48 |
1400 |
اختصاصی |
|
علمیشو |
8 |
1399 |
اختصاصی |
مأخذ: همان.
نماوا راهبرد متفاوتی را در پیش گرفته و بیشتر بر استفاده از ویژندهای موفق و آزمون شده تمرکز دارد. حضور برنامههایی مانند «همرفیق» (1399) و «پیشگو» (1400) نشاندهنده سرمایهگذاری بر برنامههای گفتوگومحوری است که پیشتر توانستهاند محبوبیت عمومی کسب کنند. برنامه «نیمهشب» (فصل 4 و 5 با 42 قسمت) که بهطور مشترک یا منفرد با دیگر سکوها پخش شده، تأییدکننده این راهبرد است که محتوای پربازدید را مجدداً به چرخه بازگرداند.
علاوهبر این، تولید برنامههایی مانند «کنسرتینو» (۱۱ قسمت در ۱۴۰۳) نشان میدهد که نماوا به سمت «تخصصیسازی موضوعی» در بخشهای جذاب (مانند موسیقی) حرکت میکند تا در کنار برنامههای گفتوگومحور عمومی، سهمی از مخاطبان «بخشهای تخصصی» را نیز به دست آورد. این امر نشاندهنده حرکت نماوا از نیاز به متمایزسازی در گونههای اشباع شده است.
جدول 4. برنامههای گفتوگومحور تولیدی و اختصاصی سکوی نماوا
|
نام |
تعداد قسمتها |
سال پخش |
|
نیمهشب (فصل 4 و 5) |
42 |
1403-1404 |
|
کنسرتینو |
11 |
1403 |
|
پیشگو |
19 |
1400 |
|
همرفیق |
31 |
1399 |
مأخذ: همان.
فیلمنت با رویکردی متوازن میان تولیدات مشترک و انحصاری دیده میشود. برنامه «شب آهنگی» (۸۹ قسمت در ۱۴۰۰) نمونهای از یک برنامه گفتوگومحور با تعداد قسمتهای بسیار بالاست که توانسته با تکیه بر یک مجری سرشناس و «ساختار سرگرمکننده»، برای دوره طولانی جریانساز باشد. در سال ۱۴۰۳ نیز، علاوهبر تولید مشترک، برنامه انحصاری «35 میلیمتری» (۱۳ قسمت) را در کارنامه دارد. تأکید بر تولیداتی که بتوانند حجم زیادی از محتوا را در قالب فصلی ارائه دهند، هدف فیلمنت برای «تقویت فهرست محتوا با سرعت بالا» را برجسته میکند. دادهها نشان میدهد که موفقیت فیلمنت در این گونه، بیش از هر چیز به قدرت «ساختارهای پردوام» و امکان تولید هفتگی منظم وابسته است.
جدول 5. برنامههای گفتوگومحور تولیدی و اختصاصی سکوی فیلمنت
|
نام |
تعداد قسمتها |
سال پخش |
نوع تولید |
|
عیدی اچ دی |
10 |
1403 |
تولید مشترک با فیلیمو |
|
35 میلیمتری |
13 |
1403 |
اختصاصی |
|
شب آهنگی |
89 |
1400 |
اختصاصی |
مأخذ: همان.
شیدا بهعنوان یک سکوی نوظهور یا کوچکتر در حوزه برنامه گفتوگومحور راهبرد متفاوتی در پیش گرفته که عمدتاً بر «تولیدات فصلی کوتاهمدت» در سال ۱۴۰۴ متمرکز است. برنامههایی نظیر «پرسونا» (۸ قسمت)، «رباط صلیبی» (۶ قسمت) و «اسپات لایت» (۴ قسمت)، همگی با تعداد قسمتهای کم (زیر ۱۰ قسمت) تولید شدهاند. این رویکرد، در آغاز کار یک سکو، یک تاکتیک محتوایی هوشمندانه بوده که هدف آن «کاهش ریسک تولید»، «سنجش بازخورد مخاطب» و «آزمودن قالبهای جدید» پیش از سرمایهگذاری سنگین است[11]. سکوی شیدا با ارائه برنامههایی با عنوان «اسپات لایت» یا قالبهای مشابه، تلاش میکند تا با وجود بودجه کمتر، محتوای خود را از طریق «برجستهسازی موضوعات گرایه» و «محتوای خبری-تحلیلی سریع» متمایز کند.
جدول 6. برنامههای گفتوگومحور تولیدی و اختصاصی سکوی شیدا
|
نام |
تعداد قسمتها |
سال پخش |
|
پرسونا |
8 |
1404 |
|
رباط صلیبی |
6 |
1404 |
|
اسپات لایت |
4 |
1404 |
مدل درآمدزایی سکوهای شبکه نمایش خانگی (VOD) در ایران، برخلاف نمونههای جهانی (مانند نتفلیکس که صرفاً اشتراکمحور است)، یک ساختار ترکیبی (هیبریدی) سهگانه را تشکیل میدهد. اندازه بازار شبکه نمایش خانگی ایران در سال ۱۴۰۳حدود ۱۳,۰۰۰ میلیارد تومان بوده که از سه منبع اصلی فروش حجم مصرفی اینترنت، تبلیغات و حمایت مالی مستقیم ویژندها و حق اشتراک تأمین میشود. برنامههای گفتوگومحور در این زیستبوم نقش محوری دارند، زیرا بهعنوان محتوای نسبتاً کممخاطره و با حجم تولید بالا (مانند برنامههای گفتوگومحور ۴۰ تا ۵۰ قسمتی در فیلیمو)، مستقیماً هر سه منبع درآمدی را تقویت میکنند. بهطور قابل توجهی، سهم درآمدی فروش حجم مصرفی اینترنت (۵,۰۰۰ میلیارد تومان) و تبلیغات (4,800 میلیارد تومان)، در مجموع از درآمد حق اشتراک (3,700 میلیارد تومان) پیشی گرفتهاند که نشاندهنده اهمیت دو مدل غیراشتراکی در اقتصاد این سکوهاست[12].
جدول 7. اندازه بازار صنعت شبکه نمایش خانگی (VOD) برحسب مدلهای درآمدی (1403)[12]
|
کل درآمد (میلیارد تومان) |
درآمد از حق اشتراک (میلیارد تومان) |
درآمد از فروش ترافیک (میلیارد تومان) |
درآمد از تبلیغات و ادغام اسپانسرشیپ (میلیارد تومان) |
|
13,000 |
3,700 |
5,000 |
4,300 |
«مدل اشتراکی» اگرچه در تراز مالی کمترین سهم را دارد، اما اصلیترین محرک ورود مخاطب به سکو است. برنامههای گفتوگومحور با تولید مستمر و هفتگی (مانند «اکنون» در فیلیمو یا «شب آهنگی» در فیلمنت) ابزارهای حیاتی برای «کاهش ریزش مشترکان» هستند. این برنامهها با وعده محتوای جدید و انحصاری، مخاطب را ملزم به تمدید اشتراک ماهیانه یا سالیانه میکنند[13]. یک برنامه گفتوگومحور پربیننده، در حکم یک «محتوای لنگر» عمل میکند که دسترسی به بقیه آرشیو سکو را توجیه میکند. در غیاب غولهای جهانی چون نتفلیکس، سکوهای داخلی از طریق تولید محتوای اختصاصی با کیفیت بالا در گونه برنامه گفتوگومحور، موفق شدهاند انحصار محتوایی خود را تثبیت کرده و حق اشتراک را به جریان درآمدی پایداری تبدیل کنند.
این منبع درآمدی، که اغلب در گزارشهای عمومی شفاف نیست، بیشترین سهم را در بازار شبکه نمایش خانگی ایران به خود اختصاص میدهد. این مدل بر پایه «تسهیم درآمد از فروش حجم مصرفی اینترنت» با اپراتورهای اینترنت و دولت استوار است. سکوها با ارائه محتوا با تعرفه نیمبها (یا در مواردی که کاربر از سرویس اپراتورهای خاص استفاده نمیکند، بهصورت تمامبها) و مصرف حجم عظیمی از داده، بهصورت غیرمستقیم از درآمد فروش حجم مصرفی اینترنت سود میبرند. در واقع، هرچه محتوا (ازجمله قسمتهای طولانی برنامههای گفتوگومحور) بیشتر دیده شود، حجم داده بیشتری مصرف شده و درآمد بیشتری به چرخه اقتصادی سکوی وارد میشود. این مدل بهگونهای طراحی شده که در نهایت بار مالی قابل توجهی را بهصورت «مالیات پنهان بر سرگرمی» بر دوش مصرفکننده میاندازد، اما در عین حال سودهای هنگفتی را برای سکوها و شرکتهای وابسته به آنها به همراه دارد.
تبلیغات و حمایت مالی مستقیم ویژندها، سومین منبع درآمدی مهم سکویهای نمایش خانگی است. با توجه به هزینههای فزاینده تولید محتوا، سکوها به سمت یک مدل چندگانه حرکت کردهاند که تبلیغات را به شیوهای مؤثرتر در محتوا ادغام میکند. برنامههای گفتوگومحور بهدلیل حضور چهرههای مشهور و داشتن دکورهای باکیفیت، بستر ایدئالی برای «تبلیغات تعبیه شده» و «حمایت مالی مستقیم ویژندها» هستند. این تبلیغات دیگر صرفاً تیزرهای میانبرنامهای نیستند، بلکه شامل اشاره مستقیم مجری به ویژند، بیلبوردهای محیطی در دکور، یا «محتوای ویژندسازی شده» در قالب برنامه میشوند. تعرفههای تبلیغاتی برای یک برنامه گفتوگومحور پربیننده بهدلیل گستردگی و تأثیرگذاری بالای آن در میان مخاطبان جوان و مصرفگرا، بسیار بالاتر از تبلیغات سنتی است و یک جریان درآمدی کلان را در کنار حق اشتراک و فروش حجم مصرفی اینترنت ایجاد میکند.
بنابراین مدل درآمدزایی برنامههای گفتوگومحور در شبکه نمایش خانگی، بر یک پایه اقتصادی چندلایه استوار است که مخاطرههای تولید محتوای پرهزینه را پوشش میدهد. این برنامههای گفتوگومحور نهتنها با حق اشتراک، بلکه با تبدیل دادههای مصرفی کاربران به پول و جذب تبلیغات با نرخهای بالا، توانستهاند یک صنعت نوپا اما قدرتمند را در برابر صدا و سیما ایجاد کنند. بااینحال، ماهیت غیرشفاف درآمدزایی از حجم مصرفی اینترنت و تسهیم آن میان سکوها و اپراتورها، یک شکاف پژوهشی جدی است. برای درک کامل مقیاس اقتصادی این صنعت و تأثیر آن بر اقتصاد کلان کشور، نیاز است تا آمار دقیقتری در مورد سهم سکوها از درآمد حجم اینترنت مصرفی کاربران و قراردادهای محرمانه آنها با اپراتورها، منتشر و واکاوی علمی شود.
برخلاف شبکههای نمایش خانگی که در تولید برنامههای گفتوگومحور بر محور سرگرمی و چهرهمحوری متمرکز هستند، تلویزیونهای اینترنتی (همچون آن، همشهری و آوش) یک فضای رسانهای جدید ایجاد کردهاند که بر پایه «گفتوگوهای تخصصی، روزنامهنگارانه و موضوعمحور» بنا شده است. این سکوها عمدتاً از مدلهای درآمدی وابسته به نهادها، تبلیغات هدفمند یا سرمایهگذاریهای سازمانی بهره میبرند و کمتر به درآمد مستقیم از اشتراک متکی هستند. دادههای موجود نشان میدهد که برنامههای گفتوگومحور این بسترها، تمرکز خود را بهجای گستردگی عام مخاطب، بر جذب «مخاطب خاص» در حوزههای خاص (مانند اقتصاد، فناوری یا مسائل اجتماعی) قرار دادهاند. این برنامههای گفتوگومحور از نظر ساختار گفتمانی، اغلب با حضور کارشناسان و تمرکز بر تحلیل عمیق، به الگوی رسانهای «مسئولیت اجتماعی» نزدیکتر هستند که در مدلهای رسانهای اروپایی به نام مدل دمکراتیک-سازمانمحور شناخته میشود[14].
رسانه «آن» در میان سکوهای تلویزیون اینترنتی، راهبرد تولید کمّی و کیفی بالا را در پیش گرفته است. با برنامههایی مانند «پلتفرم» (۵۳ قسمت)، «فیبوناچی» (۴۴ قسمت)، «پلان» (۴۲ قسمت) و «سکو» (۳۰ قسمت) که همگی در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ تولید شدهاند، این رسانه نشان میدهد که بر استمرار پخش محتوای با حجم بالا تمرکز دارد. تحلیل عناوین برنامهها (کارنو، کلینیک، پلتفرم و فیبوناچی) نشاندهنده یک رویکرد هدفمند به سمت موضوعات کسبوکار، فناوری، مالی و تحلیلی است. این برنامههای گفتوگومحور با هدف قرار دادن جامعه متخصصان، سرمایهگذاران و علاقهمندان به دنیای رقومی، عملاً یک «مرجع تخصصی گفتوگومحور» ایجاد کردهاند. میزان بالای قسمتها در یک بازه زمانی کوتاه، بیانگر سرمایهگذاری جدی این رسانه بر تولید هفتگی منظم برای «حفظ عادت مشاهده مخاطب هدف» است.
جدول 8. برنامههای گفتوگومحور اختصاصی رسانه تصویری آن
|
نام |
تعداد قسمتها |
سال پخش |
|
تگ |
9 |
1404 |
|
ماجرای جنگ |
11 |
1404 |
|
کارنو |
21 |
1404 |
|
کلینیک |
21 |
1404 |
|
فیبوناچی |
44 |
1403-1404 |
|
آنچه گذشت |
9 |
1404 |
|
آن دوازده روز |
11 |
1404 |
|
نامُتقارن |
24 |
1404 |
|
صاد |
8 |
1404 |
|
پلتفرم |
53 |
1403-1404 |
|
پلان |
42 |
1403-1404 |
|
سکو |
30 |
1403-1404 |
|
خبرنگاران |
12 |
1403 |
مأخذ: همان.
تلویزیون «همشهری»، بهدلیل سابقه وابستگی به ساختار روزنامهنگاری و توجه به مسائل عمومی، راهبرد تنوع در سبک را دنبال میکند. عناوین برنامههای آن در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، مانند «سرزمین من»، «تندرستی»، «تماشاگر» و «درجه یک» طیف گستردهای از حوزهها مانند سبک زندگی، سلامت، نقد و فرهنگ عمومی را دربر میگیرد. با وجود عدم درج تعداد قسمتها در دادههای موجود، میتوان حدس زد که این برنامهها، بهدلیل ماهیت عمومی و پوشش دغدغههای روز جامعه، به دنبال ایفای نقش یک «رسانه خدمات عمومی اینترنتی» هستند. در این مدل، برنامههای گفتوگومحور با هدف «ارتقای آگاهی عمومی» و «ایجاد بستری برای نقد و گفتوگو درباره مسائل اجتماعی» تولید میشوند که از گفتوگوهای جهتدار در شیوههای برنامههای گفتوگومحور است[14].
جدول 9. برنامههای گفتوگومحور اختصاصی تلویزیون اینترنتی همشهری
|
نام |
سال پخش |
|
درجه یک |
1404 |
|
کات |
1403-1404 |
|
سرنخ |
1404 |
|
سرزمین من |
1404 |
|
تماشاگر |
1404 |
|
تندرستی |
1404 |
رسانه «آوش» رویکردی کاملاً متفاوت را در پیش گرفته که مشخصه اصلی آن تولید فصلی با تعداد قسمتهای کم و محتوای فشرده است. تمام برنامههای گفتوگومحور این رسانه در سال ۱۴۰۴ تولید شده و تعداد قسمتهای آنها بهطور میانگین پایینتر از ۱۰ قسمت است (مانند «دوسیه» با ۴ قسمت، «لب خط» با ۵ قسمت و «اکونومیکس» با ۱۰ قسمت). این الگو نشاندهنده یک استراتژی «محتوای ویژه و تخصصی» بوده که هدف آن ایجاد یک تجربه سریع، عمیق و بدون حاشیه برای مخاطب است. برنامههایی با عناوینی مانند ذره، نیمهتاریک، دوسیه و اتاق بسته، بهوضوح بر تحلیلهای عمیق اقتصاد کلان و موضوعات زیرسطحی تأکید دارند. این مدل تولید، مخاطره مالی کمتری دارد و برای «سنجش واکنش بازار» در حوزههای خاص، بسیار کارآمد بوده و براساس اصول «اقتصاد توجه» به دنبال جذب مخاطب از طریق «کیفیت عمیق محتوا بهجای کمّیت» است.
جدول 10. برنامههای گفتوگومحور اختصاصی رسانه آوش
|
نام |
تعداد قسمتها |
سال پخش |
|
ذره |
9 |
1404 |
|
لب خط |
5 |
1404 |
|
یکی از ما |
7 |
1404 |
|
درنگ |
7 |
1404 |
|
نیمهتاریک |
5 |
1404 |
|
اکونومیکس |
10 |
1404 |
|
دوسیه |
4 |
1404 |
|
اتاق بسته |
9 |
1404 |
تلویزیونهای اینترنتی برخلاف سکوهای شبکه نمایش خانگی که بر حق اشتراک کاربران متکی هستند، از الگوی درآمدی پیروی میکنند که عمدتاً بر تأمین بودجه سازمانی و سرمایهگذاریهای راهبردی استوار است. این سکوها در درجه اول بهعنوان یک ابزار «ارتباطات راهبردی» و «ارائهدهنده محتوای تخصصی» عمل میکنند، نه یک واحد تجاری سودآور مستقیم. هدف اصلی آنها فروش محتوا نیست، بلکه «نفوذ، آگاهی و اعتماد» در حوزههای تخصصی است. بنابراین، برنامههای گفتوگومحور این سکویها مانند برنامههای دانشبنیان در «آن» یا برنامههای اجتماعی در «همشهری» مستقیماً توسط بودجههای نهادی وابسته به سازمانها، شهرداریها یا مجموعههای بزرگ تأمین میشوند. این مدل تضمین میکند که تولید محتوای صریح و تحلیلی بدون فشار برای جذب بازدید انبوه (که ویژگی مدل شبکه نمایش خانگی است) ادامه یابد[14].
درآمدزایی مستقیم این سکوها عمدتاً از طریق «تبلیغات هدفمند» و «حمایت مالی مستقیم ویژندهای تخصصی» است که برای جبران عدم اتکا به حق اشتراک صورت میگیرد. ازآنجاکه محتوای این تلویزیونهای اینترنتی خاص و تخصصی است (مانند برنامههای مالی و فناوری در «آن» یا مباحث اقتصادی در «آوش») آنها توانایی «جذب حمایت مالی مستقیم ویژندها با ارزش بالا» را دارند. در این مدل، یک شرکت فناوری تمایل دارد بهجای پرداخت میلیونها تومان برای یک تبلیغ عمومی، بر یک برنامه گفتوگومحور تخصصی که مستقیماً با جامعه هدف (کارشناسان، سرمایهگذاران) خود در ارتباط است، سرمایهگذاری کند. بنابراین، برنامههای گفتوگومحور بستری برای «بازاریابی محتوایی» با اعتبار بالا میشوند و بخش بزرگی از بودجه آنها از طریق قراردادهای فصلی با برندهای مرتبط تأمین میشود[9].
یکی از مهمترین ارکان درآمدی تلویزیونهای اینترنتی در ایران، سرمایهگذاری سازمانی است. برای سکویی مانند «همشهری»، برنامههای گفتوگومحور اجتماعی و شهری، بهعنوان یک ابزار خدمات عمومی و روابط عمومی برای نهاد مادر (شهرداری یا سازمان مربوطه) عمل میکنند. تولید محتوای تحلیلی و روزنامهنگارانه در این بستر، به تقویت «حسن نیت عمومی» و مشروعیتبخشی به سیاستهای سازمانی کمک میکند. این ارزشآفرینی نامحسوس، هزینههای تولید را برای سازمان مادر توجیه میکند و خود بهمثابه یک منبع درآمد ثابت برای سکو تلقی میشود. علاوهبر این، سکوها از مزایای یارانههای زیرساختی و حجم اینترنت مصرفی نیمبها نیز بهره میبرند که اگرچه به اندازه سکوهای شبکه نمایش خانگی بزرگ نیست، اما هزینههای پهنای باند را بهشدت کاهش داده و به پایداری مالی آنها کمک میکند.
مدل درآمدی تلویزیونهای اینترنتی بر پایه عدم وابستگی به بازدید انبوه و تأمین مالی سازمانی-تبلیغاتی استوار است. این امر به برنامههای گفتوگومحور آنها اجازه میدهد تا از فشار تولید محتوای زرد و صرفاً سرگرمکننده رها شده و بر عمق، تخصص و نقد سازنده متمرکز شوند. این مدل، نوعی ثبات اقتصادی را برای تولید محتوای جدی فراهم میآورد که در رسانههای تجاری کمیاب است. بنابراین، پژوهش در این حوزه باید علاوهبر بررسی منابع نقدی، بر تحلیل «ارزش راهبردی» و «قدرت اقناع گفتمانی» برنامههای گفتوگومحور تخصصی در خدمت اهداف نهادهای سازمانی متمرکز شود تا مقیاس واقعی اهمیت این رسانهها در زیستبوم ارتباطات کشور مشخص شود.
روش تحلیل راهبردی -سوات (نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها) یکی از قویترین ابزارهای پژوهشی برای ارزیابی وضعیت یک پدیده در یک محیط خاص است. به کمک این روش میتوان نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید برنامههای گفتوگومحور در محیط فرهنگی ایران را کشف و براساس آن به تعیین و ترسیم راهبردهای چهارگانه قوت-فرصت، قوت-تهدید، ضعف-فرصت و ضعف-تهدید پرداخت[15]. بر همین اساس، تحلیل وضعیت برنامههای گفتوگومحور در رسانههای ایرانی که زیستبوم شبکه نمایش خانگی، تلویزیونهای اینترنتی و رسانههای اجتماعی و سکوهای آزاد را بررسی و دربر گرفته، در ادامه تحلیلهای راهبردی مربوط به برنامههای گفتوگومحور در زیستبوم فرهنگی ایران ارائه شده است.
کانون مرکزی نقاط قوت برنامههای گفتوگومحور فارسیزبان، ویژگیهای درونی اینگونه است که به موفقیت آنها در زیستبوم فرهنگی ایران کمک میکنند:
کانون مرکزی نقاط ضعف، موانع داخلی و ساختاری هستند که از رشد و استقلال کامل اینگونه (سبک) جلوگیری میکنند:
کانون مرکزی فرصتها، شرایط محیطی هستند که میتوانند به گسترش و موفقیت اینگونه کمک کنند:
کانون مرکزی تهدیدها، چالشهای محیطی و خارجی هستند که میتوانند پایداری این گونه را به خطر بیندازند:
1. انحصار و رقابت نابرابر در بازار شبکه نمایش خانگی: تسلط مطلق چند سکوی بزرگ در شبکه نمایش خانگی (مانند فیلیمو و نماوا) بر بازار و منابع مالی، توانایی سکوهای کوچکتر یا تلویزیونهای اینترنتی را برای جذب نیروی انسانی متخصص تهدید میکند و عملاً به انحصار در تولید محتوای پرمخاطب منجر میشود.
2. چالشهای زیرساختی اینترنت: اگرچه تسهیلات حجم اینترنت مصرفی نیمبها به سکوهای شبکه نمایش خانگی کمک میکند، اما نوسانات در کیفیت و سرعت اینترنت و هزینه بالای آن برای کاربران، میتواند بر تجربه کاربری و استمرار مشاهده در تمامی پلتفرمها (بهویژه در پخش زنده) تأثیر منفی بگذارد.
3. مهاجرت سرمایه انسانی به خارج از کشور: پیچیدگیهای درآمدزایی در داخل و کمبود محیط رقابتی شبکه نمایش خانگی، میتواند به مهاجرت تولیدکنندگان محتوای خبره و با استعداد (بهویژه در یوتیوب) منجر شده و جریان تولید خلاقانه در زیستبوم داخلی را تضعیف کند.
4. فرسایش مرجعیت کارشناسی و نهادی: یکی از تهدیدهای مهم گسترش برنامههای گفتوگومحور، انتقال تدریجی مرجعیت گفتوگوی عمومی از نخبگان، کارشناسان و نهادهای مسئول به چهرههای مشهور و اثرگذاران فاقد صلاحیت تخصصی است. در چنین وضعیتی، مسائل پیچیده فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نه براساس دانش کارشناسی، بلکه برمبنای تجربه شخصی، شهرت رسانهای یا توانایی جلب توجه تفسیر میشوند. این روند میتواند به تضعیف مرجعیت علمی و نهادی، سادهسازی مسائل عمومی و شکلگیری داوریهای سطحی در افکار عمومی منجر شود.
5. غلبه چهرهمحوری بر مسئلهمحوری: در بخشی از برنامههای گفتوگومحور، محوریت برنامه بهجای مسئله، ایده یا گفتوگوی تحلیلی، بر شخصیت مهمان یا مجری استوار میشود. این وضعیت، بهویژه زمانی که چهرههای مشهور بدون دانش تخصصی درباره موضوعات عمومی اظهارنظر میکنند، خطر تبدیل برنامه به بستر بازتولید شهرت، حاشیه، سبک زندگی مصرفی و روایتهای غیرکارشناسی را افزایش میدهد. پیامد فرهنگی این روند، جابهجایی معیار اعتبار از «تخصص و استدلال» به «شهرت و دیدهشدن» است.
6. تشدید سطحیسازی و هیجانزدگی در فرهنگ عمومی: منطق رقابت برای بازدید، بازنشر و جلب توجه، برخی برنامههای گفتوگومحور را به سمت طرح موضوعات جنجالی، حریمشکنانه و احساسی سوق میدهد. در این شرایط، گفتوگو بهجای اینکه به فهم عمیقتر مسائل عمومی کمک کند، ممکن است به ابزاری برای تحریک هیجان، دوقطبیسازی، قضاوت شتابزده و مصرف سرگرمکننده مسائل جدی تبدیل شود. استمرار این روند میتواند کیفیت گفتوگوی عمومی را کاهش داده و فرهنگ عمومی را از تأمل، استدلال و مسئولیتپذیری دور کند.
پیشنهادهای این بخش بر پایه سهگانه «نهاد مسئول، ابزار اجرا و مخاطب هدف» تنظیم شدهاند تا از سطح توصیههای کلی فراتر روند. بر این اساس، مسئولیت اجرای هر پیشنهاد متناسب با حوزه تخصصی نهادهای بالادستی و صاحبان کسبوکار تعیین شده است: ساترا (سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر) بهعنوان نهاد تنظیمگر اصلی شبکه نمایش خانگی و تلویزیونهای اینترنتی؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه حمایت مالی و صیانت از حقوق مالکیت فکری؛ صدا و سیما در تولید محتوای رقیب و مسئلهمحور؛ شورای عالی فضای مجازی در سیاستگذاری کلان بسترهای رقومی؛ و در نهایت خود سکوها و صاحبان کسبوکار رسانهای بهعنوان مجریان مستقیم راهبردهای اقتصادی و محتوایی. درباره بسترهای فراملی مانند یوتیوب که خارج از حاکمیت نظارتی مستقیم قرار دارند، ابزار مؤثر نه صرفاً تنظیمگری سلبی، بلکه رویکرد ایجابی است؛ یعنی تقویت تولید داخلی رقیب، حمایت از تولیدکنندگان مسئلهمحور و دغدغهمند و ارتقای سواد رسانهای مخاطبان تا از این مسیر، تقاضا بهسمت محتوای باکیفیتتر هدایت شود.
این راهبرد بر تبدیل برنامههای گفتوگومحور از صرفاً یک ابزار سرگرمی در شبکه نمایش خانگی یا ابزار سازمانی بهواسطه تلویزیونهای اینترنتی به یک «فضای گفتوگوی مشارکتی» تمرکز دارد که حقوق و نیازهای مخاطب را در اولویت قرار دهد.
جدول 11. راهبرد توسعه محتوا و ایجاد فضای گفتوگوی مشارکتی
|
توضیح و تشریح |
نهاد مسئول و مخاطب |
تجربههای بینالمللی |
|
|
تقویت مدل برنامههای گفتوگومحور چالشی و تحلیلی و ایجاد بستر گفتوگو
|
با توجه به تشنگی مخاطب برای گفتوگوی صریح و چالشبرانگیز (فرصت)، باید سرمایهگذاری را از تاکشوهای سرگرمیمحور صرف در شبکه نمایش خانگی، به سمت تاکشوهای تخصصیتر در تلویزیونهای اینترنتی، در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هدایت کرد. این کار با هدف ارتقای آگاهی عمومی و ایفای نقش رسانه عمومی انجام میشود. |
ساترا و صدا و سیما؛ مخاطب: تولیدکنندگان تلویزیونهای اینترنتی و شبکه نمایش خانگی |
شبکههای عمومی مانند بیبیسی و الجزیره، بر مدل تاکشوهای تحلیلی عمیق و غیرتجاری تمرکز دارند تا با ارائه تصویری کامل و گفتوگوی چندجانبه، دسترسی مخاطب به اطلاعات را تأمین کنند. |
|
تولید محتوای «خدمات عمومی» |
سکوهای اینترنتی وابسته (مانند همشهری) باید براساس مدل «سرمایهگذاری سازمانی و ارزشآفرینی نامحسوس» (نقطه قوت)، تاکشوهایی با محوریت خدمات آموزشی، سلامت و توانمندسازی (مانند برنامههای تندرستی) تولید کنند. این برنامهها بهجای سودآوری، بر مسئولیت اجتماعی تمرکز دارند. |
نهادهای سازمانی نظیر (شهرداریها (تهران))؛ مخاطب: سکوهای وابسته مانند همشهری |
بیبیسی با تأکید بر مأموریت خدمات عمومی، تاکشوهای آموزشی و اطلاعرسانی را بهعنوان بخشی از برنامه خود برای جامعه پخش میکند. |
|
تعاملیسازی هوشمند |
برای رفع «خطر اشباع محتوایی و افت کیفیت» (نقطهضعف)، باید از تعاملاتی مانند خواندن نظر مخاطبان فراتر رفت. تاکشوها باید ابزارهای تعاملی مانند نظرسنجیهای تحلیلی، پرسش و پاسخهای زنده تخصصی یا حضور فیزیکی مخاطب بهعنوان داور گفتوگو را به کار گیرند. |
صاحبان سکوها؛ مخاطب: تهیهکنندگان و تیمهای تولید |
پادکستهای گفتوگومحور موفق مانند «تجربه جو روگان» از طریق سکو (پلتفرم)های زنده، امکان سؤال مستقیم از مهمان و درگیرسازی مخاطب در شکلدهی مسیر گفتوگو را فراهم میکنند. |
مأخذ: همان.
این راهبرد بر توانمندسازی تاکشوها برای تبدیل شدن به یک نیروی محرک در اقتصاد صنایع خلاق و تنوع بخشیدن به مدلهای درآمدی در مواجهه با «وابستگی مالی به منابع غیرتجاری» (نقطهضعف) تمرکز دارد.
جدول 12. راهبرد پایداری مالی و توسعه اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق
|
تجربههای بینالمللی |
نهاد مسئول و مخاطب |
توضیح و تشریح |
پیشنهاد راهبردی |
|
ویژندهای فناوری و مالی، بهجای تبلیغات سنتی، محتوای تخصصی تولید میکنند که توسط میزبان خوانده میشود و بهطور مستقیم با محتوای برنامه پیوند خورده است. این مدل، درآمد خالص بالاتری برای سکو ایجاد میکند. |
صاحبان کسبوکار و ویژندها؛ مخاطب: سکوهای تخصصی مانند آن و آوش |
بهجای تبلیغات سنتی، برنامههای گفتوگومحور تخصصی (مانند فیبوناچی در آن یا اکونومیکس در آوش) باید بر مدل «تبلیغات هدفمند B2B » (فرصت) تمرکز کنند. در این مدل، برند حامی بهطور مجتمع با محتوا همراه میشود (برای مثال میزبان از دادههای شرکت حامی در تحلیل خود استفاده کند). |
نهادینهسازی مدل حمایت مالی مستقیم ویژندها مجتمع |
|
تولیدکنندگان محتوای مستقل، درآمد خود را با ترکیب درآمد تبلیغات و کمکهای مالی مستقیم از مخاطبان خود تضمین میکنند تا استقلال مالی بیشتری داشته باشند. |
تولیدکنندگان مستقل؛ مخاطب: یوتیوبرها و تولیدکنندگان سکوهای آزاد |
برای مقابله با «پیچیدگی درآمدزایی در سکوهای خارجی» (نقطهضعف)، تولیدکنندگان برنامههای گفتوگومحور باید از مدلهای جانبی درآمدزایی مانند (حمایت مالی مستقیم)، فروش محتوای اختصاصی و برگزاری رویدادهای زنده مرتبط با محتوای برنامه گفتوگومحور استفاده کنند. |
تنوع درآمدی در سکوهای بینالمللی |
|
اوپرا وینفری با تأسیس شبکه آون (OWN) و باشگاه کتاب خود، برنامه گفتوگومحور خود را به یک سکوی چندرسانهای بزرگ تبدیل کرد که از طریق مشتقات محتوایی، درآمد پایدار ایجاد میکند. |
صاحبان سکوها؛ مخاطب: سکوهای شبکه نمایش خانگی و تلویزیون اینترنتی |
با توجه به تنوع شبکه نمایش خانگی، تلویزیون اینترنتی، برنامههای گفتوگومحور باید بهعنوان یک «هسته محتوایی» عمل کنند که از آن برنامههای جانبی، مستندهای کوتاه و کتابهای الکترونیکی مشتق میشود. این کار ارزشافزوده تولید کرده و منابع درآمدی جدیدی (مانند فروش کتاب یا دورههای آموزشی) ایجاد میکند. |
ایجاد زیستبومهای محتوایی |
مأخذ: همان.
این راهبرد بر نقش نهادهای سیاستگذار (مانند ساترا یا نهادهای فرهنگی) با رویکرد تسهیلگر و حمایتکننده در مواجهه با «تهدیدهای فرهنگی و رقابت نابرابر» تمرکز دارد.
جدول 13. راهبرد لزوم سیاستگذاری و تنظیمگری ایجابی نهادهای سیاستگذار
|
پیشنهاد راهبردی |
توضیح و تشریح |
نهاد مسئول و مخاطب |
تجربه بینالمللی |
|
حمایت از تولید محتوای تخصصی |
سیاستگذاران باید یک سیستم حمایت مالی مستقیم (Grant) یا مشوقهای مالیاتی را برای سکوهای اینترنتی که محتوای تخصصی و تحلیلی و آموزشی تولید میکنند، در نظر بگیرند. این کار با هدف رفع «تهدید فرار سرمایه انسانی» صورت میگیرد. |
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ ابزار: امتیاز و مشوق مالیاتی؛ مخاطب: سکوهای اینترنتی تخصصی |
صندوق مدیافاند در کانادا، بودجههای حمایتی را مستقیماً به پروژههای محتوای رقومی (دیجیتال) با کیفیت بالا و ارزش فرهنگی اختصاص میدهد تا تنوع محتوا و استقلال تولیدکنندگان حفظ شود. |
|
تسهیل مقررات برای سکوهای کوچک و خاص |
برای مقابله با «انحصار و رقابت نابرابر در بازار ویاودی» (تهدید)، نهادهای تنظیمگر باید قوانین سهلگیرانهتر و مشوقهای زیرساختی بیشتری (مانند ترافیک نیمبها) را برای تلویزیونهای اینترنتی کوچک و سکوهای ویاودی که بر تولید برنامههای گفتوگومحور کمهزینه و تخصصی دارند، اعمال کنند. |
ساترا؛ ابزار: ترافیک نیمبها و قوانین سهلگیرانه؛ مخاطب: سکوهای کوچک و نوظهور |
اتحادیه اروپا از طریق مقرراتگذاری و مشوقهای سرمایهگذاری، سکویهای کوچک و نوظهور را در رقابت با غولهای رسانهای بزرگ جهانی و منطقهای حمایت میکند. |
|
صیانت از حقوق مالکیت فکری |
برای ایجاد محیط کسبوکار امن، نهادهای سیاستگذار باید بر اجرای قاطع قوانین مالکیت معنوی تمرکز کنند. این امر به تولیدکنندگان برنامههای گفتوگومحور تضمین میدهد که سرمایهگذاری آنها در «هسته محتوایی» (نقطه قوت) مورد سوءاستفاده قرار نمیگیرد و انگیزه برای سرمایهگذاریهای سنگینتر در تولیدات با کیفیت را افزایش میدهد. |
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و قوه قضائیه؛ ابزار: اجرای قاطع قوانین حقوق مالکیت فکری (IPR)؛ مخاطب: همه تولیدکنندگان |
در آمریکا قوانین محکم در زمینه حقوق مالکیت فکری (IPR) در بسترهای رقومی (دیجیتال)، یکی از ارکان اصلی رشد و شکوفایی صنایع خلاق در کشورهای بهاصطلاح توسعهیافته است. |
مأخذ: همان.