.

Author

Majles

10.22034/mrc.report.21651
Subjects

 

خلاصه مدیریتی

بیان/شرح مسئله

در معنای عمومی، رفاه مفهومی است که تمامی جنبه‌های زندگی انسان را در برمی‌گیرد. اگرچه شرایط مادی زندگی افراد، مانند ثروت و بهداشت، در سطح رفاه آنها تعیین‌کننده است، بااین‌حال انسان‌ها همواره درکی از سطح برخورداری‌شان از رفاه دارند که بر احساس رضایت آنها از این شرایط مادی اثرگذار است. نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که اندازه‌گیری رفاه با شاخص‌های مادی مشخصی مانند درآمد، فقر و در سطح کلان اقتصادی با تولید ناخالص داخلی  لزوماً بااحساس واقعی افراد از رفاه هم‌خوانی ندارد. برای مثال یافته‌های متعدد از دهه 1960 نشان می‌دهند که تولید ناخالص داخلی به‌تنهایی معیاری کافی برای سنجش کیفیت زندگی در سطح ملی نیست [1]. اگرچه شاخص‌های رفاه مادی می‌توانند ازطریق سازوکارهای مختلف بر احساس رفاه افراد تأثیر بگذارنند، اما نمی‌توانند تمام جنبه‌های زندگی انسان توسعه یافته را نشان دهند. به همین دلیل، امروزه برای ارزیابی رفاه، به‌جای تمرکز صرف بر ابعاد اقتصادی، ابعاد اجتماعی، زیست‌محیطی و سلامت نیز در نظر گرفته می‌شوند. علاوه‌بر این، در دهه 1990، محققان روان‌شناسی و علوم اجتماعی پیشنهاد دادند برای درک دقیق‌تر رفاه، احساسات و تجربیات واقعی افراد، یعنی رفاه ذهنی نیز مدنظر قرار گیرد. توجه به رفاه ذهنی موجب شده است که ابعاد عاطفی و روانی زندگی افراد نیز در ارزیابی‌های رفاه جایگاه ویژه‌ای پیدا کنند و از این طریق تصویری جامع‌تری از وضعیت رفاهی افراد ارائه شود.

در ادبیات رفاه ذهنی، یکی از اصلی‌ترین جهت‌گیری‌ها که در بیشتر نهادهای بین‌المللی و مراکز تحقیقاتی موردبررسی قرار گرفته، ارزیابی وضعیت بهزیستی جوامع است. این ارزیابی‌ها عمدتاً متمرکز بر بررسی رضایت از زندگی، تجربیات عاطفی مثبت و برخورداری از رفاه احساسی در کیفیت زندگی فردی هستند؛ به‌عبارت‌دیگر، بهزیستی ذهنی به‌طور مستقیم بااحساس رضایت و ارزیابی مثبت زندگی ارتباط دارد.

 

اندازه‌گیری بهزیستی ذهنی، به‌ویژه در سطح جهانی، نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌های دولت‌ها ایفا می‌کند. این اندازه‌گیری‌ها می‌توانند در طراحی برنامه‌های آموزشی و اجتماعی برای کیفیت زندگی شهروندان و جوامع راهگشا باشند.

یکی دیگر از مزایای مهم شاخص‌های بهزیستی ذهنی، امکان مقایسه داده‌ها بین جوامع مختلف و در دوره‌های زمانی گوناگون است. این مقایسه‌ها به شناسایی روندها و تغییرات مهم در رفاه ذهنی منجر شده و همبستگی با روندهای اقتصادی را تقویت یا تضعیف می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، مشخص شده است که اعتماد مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران تأثیرات واقعی بر دوره‌های رشد یا رکود اقتصاد دارند، بر همین اساس در بیشتر مدل‌های کلان اقتصادی، انتظارات یا پیش‌بینی‌های افراد درباره آینده به‌عنوان عامل مهمی در پیش‌بینی نتایج اقتصادی محسوب می‌شود. علاوه‌بر این، برداشت‌ها در مورد رفاه فردی و نابرابری‌های اجتماعی می‌توانند به حمایت سیاسی از اصلاحات مالی یا مخالفت با سیاست‌های ناعادلانه منجر شوند. در شرایط شدیدتر، ممکن است به شورش‌های اجتماعی یا درگیری‌های نظام سیاسی با شهروندان معترض بینجامد [2].

در رویکردی دیگر، رفاه ذهنی معادل تقریبی رفاه اجتماعی تلقی می‌شود، در این تعریف شیوه ذهنی و ادراکی مردم نسبت به میزان و شدت برخورداری از رفاه مادی و دریافت خدمات اجتماعی مدنظر قرار می‌گیرد، همچنین رفاه اجتماعی بیانگر نگرش مردم نسبت به سیاست‌های دولت در دستیابی به برابری و امنیت اجتماعی - اقتصادی است.

به‌این‌ترتیب، رفاه ذهنی به مجموعه‌ای از دیدگاه‌های شهروندان اشاره دارد، ازجمله:

الف) نگرش افراد درباره گستردگی یا ضعف خدمات دولت.

ب) دیدگاه مردم درباره چگونگی تأمین مالی دولت برای ارائه خدمات.

ج) دیدگاه مردم درباره وضعیت مطلوب خدمات رفاهی یا نظرات آنها در مورد تغییرات پیشنهادی.

در مجموع، باتوجه ‌به اینکه مفهوم رفاه ذهنی از یک‌سو با بهزیستی ذهنی پیوند دارد و ازسوی دیگر می‌تواند بیانگر طرز تلقی مردم نسبت به رفاه اجتماعی باشد، در این گزارش گردآوری شاخص‌های دو مفهوم بهزیستی ذهنی و رفاه ذهنی موردتوجه قرار گرفته است.

 

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

شاخص‌های مختلفی برای سنجش رفاه ذهنی وجود دارد که برخی از آنها بر دولت رفاه و خدمات آن متمرکز هستند، درحالی‌که برخی دیگر به بررسی ابعاد بهزیستی ذهنی و عوامل مؤثر بر آن می‌پردازند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که رفاه ذهنی نه‌تنها تحت‌تأتیرشرایط اقتصادی و اجتماعی، بلکه به‌ویژه به فرهنگ و ارزش‌های جامعه نیز وابسته است.

شاخص‌ها و سازمان‌های مرتبط با جریان‌های بهزیستی ذهنی و نگرش به دولت رفاه عبارت‌اند از:

الف) شاخص‌های بهزیستی ذهنی شامل رضایت از زندگی با محوریت رضایت از کار، سلامت، خانواده و نداشتن احساسات منفی. سازمان‌ها و نهادهای مهمی به سنجش بهزیستی ذهنی پرداخته‌اند که ازجمله آنها می‌توان به سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، سازمان بهداشت جهانی، مؤسسه پژوهشی گالوپ و بانک جهانی اشاره کرد، نکته مهم دراین‌خصوص توجه تلفیقی دو جنبه رفاه مادی و برداشت‌های ذهنی در گزارش‌های بانک جهانی است.

ب) شاخص‌های نگرش به دولت رفاه شامل رضایت از عملکرد دولت رفاه، نگرش به مسئولیت‌های دولت رفاه و دیدگاه‌ها در مورد کیفیت دولت است و مهم‌ترین نهادی که به‌طور ادواری به تهیه این شاخص‌ها می‌پردازد، کمیسیون پژوهشی اتحادیه اروپا است.

جدول 1. حوزه مطالعاتی،شاخص‌ها و نهادهای مرتبط در زمینه بهزیستی و نگرش به رفاه

حوزه مطالعاتی

شاخص‌ها

سازمان و نهادهای مهم در این حوزه

بهزیستی ذهنی

رضایت از کار، سلامت، خانواده و نداشتن احساسات منفی

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی

سازمان بهداشت جهانی، مؤسسه پژوهشی گالوپ و بانک جهانی

نگرش به دولت رفاه

رضایت از عملکرد دولت رفاه، نگرش به مسئولیت‌های دولت رفاه و دیدگاه‌ها در مورد کیفیت دولت

کمیسیون پژوهشی اتحادیه اروپا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مآخذ: نگارنده.

 

 

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاسی

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که شاخص‌های بین‌المللی سنجش رفاه ذهنی، اغلب بر پایه مفاهیمی شکل‌گرفته‌اند که با ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و ارزشی کشورهای غربی و اروپایی هم‌خوانی دارند. در نتیجه، استفاده از این شاخص‌ها بدون بازنگری و تعدیل، در فضای اجتماعی ایران با چالش‌های جدی مواجه است و ممکن است نتایج به‌دست‌آمده گمراه‌کننده یا ناقص باشند. ازاین‌رو، به‌جای تکیه‌بر این شاخص‌ها برای ارزیابی سطح رفاه ذهنی در ایران، می‌توان از آنها به‌عنوان ابزارهایی مقدماتی بهره گرفت که شناخت بهتری از رویکردهای سنجش فراهم می‌کنند و زمینه را برای طراحی شاخص‌های سازگار با شرایط بومی مهیا می‌سازند.

 

در ادامه این مسیر، توجه به ابعاد سیاستی رفاه ذهنی ضروری است. گنجاندن سنجه‌های ذهنی در نظام آماری رسمی کشور، تدوین چارچوب‌های مفهومی بومی، ایجاد نهادهای نظارتی برای پایش مستمر این شاخص‌ها، و ترجمه داده‌های ذهنی به سیاست‌های اجرایی، می‌تواند گامی مؤثر در جهت ارتقای کیفیت زندگی و تقویت تصمیم‌گیری‌های مبتنی‌بر تجربه زیسته افراد در جامعه ایران باشد.

1. مقدمه

 رفاه ذهنی یکی از ابعاد کلیدی در سنجش کیفیت زندگی به شمار می‌آید که در کنار رفاه عینی، تصویر کامل‌تری از وضعیت زیستی افراد و جوامع ارائه می‌دهد. این نوع از رفاه، برخلاف شاخص‌های مادی رفاه، ناظر بر احساسات و ارزیابی‌های فرد از زندگی‌اش است. بااین‌حال، رویکردهای علمی به رفاه ذهنی یکدست نیستند و در ادبیات پژوهشی، دو جریان تحلیلی متفاوت در این زمینه قابل‌تمایز است: جریان نخست که بیشتر متأثر از سنت‌های فکری آمریکایی است، رفاه ذهنی را در چارچوب شاخص‌هایی مانند رضایت از زندگی، احساس خوشبختی و بهزیستی ذهنی می‌سنجد. این رویکرد بر احساسات درونی فرد و ارزیابی‌های ذهنی او از خود و زندگی شخصی‌اش تمرکز دارد. در مقابل، جریان دوم که ریشه در سنت‌های اروپایی دارد، بر نگرش‌ها و قضاوت‌های شهروندان نسبت به عملکرد دولت در زمینه‌های رفاهی یا نظام رفاهی و عدالت اجتماعی تأکید می‌کند. در این رویکرد، رفاه ذهنی بازتابی از رابطه میان فرد و ساختارهای نهادی است و ازاین‌رو، سنجش آن نیازمند ابزارهایی است که بتوانند این رابطه را با دقت و حساسیت بیشتری مورد ارزیابی قرار دهند.

تفاوت این دو رویکرد را می‌توان در تفاوت‌های ساختاری، فرهنگی و اجتماعی میان جوامع آمریکایی و اروپایی جست‌وجو کرد. در تجربه زیسته آمریکایی، تمرکز بر رضایت فردی و شاخص‌های روان‌شناختی معیار اصلی رفاه ذهنی محسوب می‌شود، درحالی‌که در تجربه زیسته اروپایی، رفاه ذهنی در پیوند با ارزیابی خدمات عمومی، اعتماد به نهادها و عدالت توزیعی تعیین و معنا می‌شود.

در همین راستا، توجه به هر دو رویکرد و تلاش برای درک پیچیدگی‌های آنها، برای طراحی ابزارهای دقیق و معتبر در سنجش رفاه ذهنی، به‌ویژه در مطالعات تطبیقی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ چرا که این مفاهیم پیچیده به‌راحتی قابل‌مشاهده یا سنجش مستقیم نیستند و برای تحلیل علمی آنها به شاخص‌ها و ابزارهایی مناسب، نیاز است. شاخص‌ها در این میان نقش واسطه‌ای ایفا می‌کنند و امکان تبدیل ادراکات ذهنی به سنجه‌های قابل پژوهش را فراهم می‌سازند. فرایند شاخص‌سازی درواقع ترجمه مفاهیم انتزاعی به واحدهای عملیاتی و قابل‌اندازه‌گیری است. این فرایند شامل شناسایی ابعاد مختلف یک مفهوم و طراحی یا انتخاب معیارهایی است که این ابعاد را اندازه‌گیری می‌کنند. ازآنجاکه بسیاری از سازه‌های اجتماعی و روان‌شناختی ماهیت پیچیده و چندبعدی دارند، طراحی شاخص‌های دقیق و جامع می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. در این فرایند، توجه به زمینه فرهنگی و اجتماعی جوامع مختلف، ضروری است تا شاخص‌ها بتوانند به‌درستی تجربیات واقعی افراد را بازتاب دهند؛ بنابراین، برای درک دقیق‌تر و علمی‌تر از رفاه ذهنی، طراحی و استفاده از شاخص‌ها و ابزارهای اندازه‌گیری معتبر اهمیت زیادی دارد و به پژوهشگران امکان می‌دهند تا داده‌های ذهنی را در قالب سنجه‌های قابل‌تحلیل ارائه دهند.

باتوجه ‌به ارتباط نزدیک میان رفاه ذهنی و بهزیستی ذهنی و اینکه رفاه ذهنی می‌تواند نمایانگر دیدگاه‌های افراد در مورد رفاه اجتماعی باشد، این گزارش با مرور تعاریف مختلف از بهزیستی ذهنی آغاز می‌شود و تلاش می‌کند تا تعریفی دقیق و جامع از این مفهوم ارائه دهد. پس از آن، دیدگاه‌های نظری موجود در این حوزه موردبررسی قرار می‌گیرند. در ادامه، شاخص‌های مختلف بهزیستی ذهنی در سطح جهانی معرفی شده و پس از آن، مباحث کلیدی در زمینه رفاه اجتماعی بررسی خواهند شد. درنهایت با جمع‌بندی و تلفیق شاخص‌های بهزیستی ذهنی، الگویی برای استفاده خوانندگان در این زمینه فراهم خواهد شد.

2. مفهوم بهزیستی ذهنی

 2-1. تعریف کلی بهزیستی ذهنی

یکی از جنبه‌های مهم تعریف هر سازه یا مفهوم علمی، شناخت ابعاد و دامنه مفهومی آن به‌طور روشن و دقیق است. این موضوع به‌ویژه برای مفهومی مانند بهزیستی ذهنی اهمیت بیشتری دارد، زیرا این مفهوم به‌اندازه مفاهیم ملموسی مانند «درآمد» و «مصرف» تعریف واضح و روشنی ندارد و لازم است مفهوم‌سازی و عملیاتی‌سازی آن بادقت بیشتری انجام گیرد تا اندازه‌گیری‌های مبتنی‌بر آن از اعتبار بیشتری برخوردار باشند.

مفهوم بهزیستی ذهنی ابعادی پیچیده و مرزهای مبهمی دارد که پژوهشگران را در تعریف و سنجش دقیق آن با چالش مواجه می‌سازد. همان‌طور که پیش‌ازاین یادآوری شد، در برخی روندها، به‌ویژه در حوزه مطالعات آمریکایی، رفاه ذهنی معادل بهزیستی ذهنی در نظر گرفته شده است. این مفهوم در تحقیقات داخلی، به‌عنوان رفاه ذهنی ترجمه‌شده، هرچند که در اصل منظور بهزیستی ذهنی بوده است.

بهزیستی ذهنی، اصطلاحی رایج در مطالعات مرتبط با بهزیستی است. طبق دیدگاه پژوهشگرانی مانند وود، نیوتن و جردن، سیاست اجتماعی در جامعه مدرن باید از رفاه به سمت بهزیستی حرکت کند. ازاین‌رو، بهزیستی به‌عنوان تکامل مفهوم رفاه و بحث درباره ابعاد مختلف فقر، مشارکت افراد و نهادها در قرن بیستم مطرح می‌شود [3].

پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه بهزیستی ذهنی، ابعاد مختلفی از این مفهوم را در جوامع گوناگون بازتاب داده‌اند. این تفاوت‌ها در تعاریف، به طیف گسترده‌ای از سطوح بهزیستی ذهنی منجر شده است؛ به‌طوری‌که رشته‌های علمی مختلف باتوجه ‌به رویکردهای خاص خود و اهداف پژوهشی، آن را به شیوه‌ای منحصر به دامنه نظری خود تعریف کرده‌اند؛ بنابراین، بهزیستی ذهنی به‌عنوان مفهومی میان‌رشته‌ای شناخته می‌شود که در روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و اقتصاد به جنبه‌های مختلف تجربه ذهنی انسان پرداخته و تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است.

روان‌شناسان معمولاً بهزیستی ذهنی را به‌عنوان سلامت روان توصیف می‌کنند. به‌عنوان‌مثال هوپرت (2008) تعریف رایجی از بهزیستی ذهنی ارائه داده است که آن را ترکیبی از «احساس خوب بودن و عملکرد مؤثر» می‌داند. در دیدگاه روان‌شناسان، مؤلفه‌های بهزیستی ذهنی که به «احساس خوب» مربوط می‌شوند، شامل احساسات مثبت مثل رضایت و شادی هستند، بااین‌حال در برخی از دیدگاه‌های نظری این مؤلفه‌ها شامل علاقه، مشارکت و اعتماد‌به‌نفس نیز هستند. مؤلفه‌های مرتبط با عملکرد شامل داشتن هدف در زندگی، احساس کنترل، توسعه ظرفیت‌های فردی و روابط اجتماعی رضایت‌بخش هستند. در همین راستا، سازمان جهانی بهداشت (2001) سلامت روانی را به‌عنوان مفهومی توصیف می‌کند که شامل «بهزیستی ذهنی، خودکارآمدی ادراک‌شده، خودمختاری، شایستگی، وابستگی بین نسلی و خود تحقق‌بخشی پتانسیل‌های ذهنی و عاطفی فرد» است. کامفیلد و اسکویینگتون (2008) بیان می‌کنند که این تعریف تقریباً معادل تعریف کیفیت زندگی است که به نظر می‌رسد با مفاهیم رفاه روان‌شناختی و رفاه ذهنی هم‌راستاست.

جامعه‌شناسان و اقتصاددانان بهزیستی ذهنی را به‌طور محدودتری تعریف می‌کنند و برخی از جنبه‌هایی که توسط روان‌شناسان در این مفهوم گنجانده شده است، در تعریف آنها لحاظ نمی‌شود. به‌عنوان‌مثال، در این رویکردها عملکرد فیزیکی و روانی به‌عنوان اجزای بهزیستی ذهنی در نظر گرفته نمی‌شوند، بلکه به‌عنوان شرایط تحقق آن به شمار می‌آیند. بااین‌حال، عملکرد (توانایی زندگی) همچنان جزئی از مفهومی وسیع‌تر از کیفیت زندگی به‌حساب می‌آید. جنبه‌های مرتبط با معنای زندگی نیز از تعریف بهزیستی ذهنی در رویکردهای جامعه‌شناسی و اقتصادی مستثنا هستند. وینهوون به تمایزات معنایی این مفهوم در حوزه روان‌شناسی و جامعه‌شناسی اشاره می‌کند، او به مفاهیم فرصت زندگی، نتایج زندگی، ویژگی‌های درونی (ذهنی) و جنبه‌های بیرونی اشاره کرده است و بهزیستی ذهنی را بعد نتایج زندگی تلقی می‌کند .[4]            

 

 

جدول 2. حیطه‌های تعریف بهزیستی ذهنی در روان‌شناسی و جامعه شناسی .[4]

موارد

جنبه‌های بیرونی

ویژگی‌های درونی

فرصت زندگی

مناسب بودن محیط برای زندگی: شامل طبیعت و محیط

توانایی فرد برای زندگی: شامل عملکرد، خودمختاری و کنترل

نتایج زندگی

مفید بودن زندگی: شامل هدف زندگی و کمال اخلاقی

قدردانی از زندگی: دیدگاه خوب نسبت به زندگی

شامل: بهزیستی ذهنی، شادی، رضایت از زندگی و حوزه‌های آن

 

 

 

 

به‌علاوه در زمینه بهزیستی ذهنی، اندیشمندانی چون داینر (1999)، پارک (2004)، فیتزپتریک (2008)، راسل (2008) و زنگ (2015) به ارائه تعاریف نظری و شاخص‌های آن پرداخته‌اند (جدول 3).

جدول 3. تعریف بهزیستی از نظر صاحب‌نظران و سازمان‌های مختلف

نویسنده (سال اثر)

تعریف

داینر (1999)

بهزیستی ذهنی پدیده‌ای کلی است که شامل پاسخ‌های عاطفی فرد، رضایت و قضاوت‌های کلی درباره زندگی است[5].            

داینر (2002)

بهزیستی به معنای ارزیابی‌های شناختی و عاطفی فرد از کلیت زندگی‌اش است. این ارزیابی‌ها شامل واکنش عاطفی فرد به وقایع و رخدادها و نیز قضاوت‌های شناختی نسبت به رضایت و شکوفایی است. بنابراین، بهزیستی ذهنی مفهوم وسیعی است که تجربه میزان بالای عواطف و خلق‌وخوی خوشایند و میزان پایین عواطف و خلق‌وخوی منفی و رضایت از زندگی را شامل می‌شود [5].

داینر (2009)

 بهزیستی ذهنی به معنای ارزیابی فرد از کیفیت زندگی است؛ به‌طوری‌که فرد احساس و فکر کند زندگی‌اش مطلوب است، صرف‌نظر از اینکه دیگران آن را چگونه می‌بینند [6].

راسل (2008)

بهزیستی ذهنی به دریافت‌های شخصی فرد از خود و بینش ذهنی‌اش از تجربه زندگی مرتبط است و به‌عنوان حالتی پیشرفته از خوشایندی روان‌شناختی تعریف می‌شود [7].

فیتزپتریک (2008)

فیتزپتریک در تعریف خود از رفاه ذهنی از شاخص‌ها و چشم‌اندازهایی مانند شادکامی، احساس امنیت، ترجیحات، نیازها، استحقاق و مقایسه نسبی استفاده می‌کند [8].

زنگ (2015)

بهزیستی ذهنی به ارزیابی کلی فرد از کیفیت زندگی مبتنی‌بر استانداردهای شخصی، اشاره دارد که شامل دو عامل اصلی می‌شود: رضایت از زندگی یا درک فرد از کیفیت زندگی‌اش و تجربه احساسی فرد، شامل احساسات مثبت و منفی [9].

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی

بهزیستی ذهنی به معنای وضعیت‌های روانی مطلوب است و دربرگیرنده تمام ارزیابی‌هایی است که افراد از زندگی خود می‌کنند، چه ارزیابی‌های مثبت و چه منفی. همچنین واکنش‌های احساسی که افراد به تجربیات خود دارند [10].

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مآخذ: نگارنده.

همان‌طور که مشاهده می‌شود بهزیستی ذهنی در اکثر تعاریف، به‌عنوان سازه‌ای ترکیبی متشکل از دو مؤلفه عاطفی و شناختی در نظر گرفته شده است. این دیدگاه به‌ویژه در تعاریف داینر، به‌عنوان یکی از صاحب‌نظران برجسته در این حوزه قابل‌مشاهده است. مباحث و نتایج داینر، به‌عنوان یکی از محققان تأثیرگذار در این حوزه، در بسیاری از تحقیقات مورد استناد قرار گرفته است.

بااین‌حال، تعریف فیتزپتریک (2008) از بهزیستی ذهنی تفاوت‌های اساسی با سایر تعاریف دارد. او به شاخص‌هایی مانند شادکامی، تأمین نیازها، ترجیحات، استحقاق و مقایسه نسبی اشاره می‌کند. این تعریف، به مقایسه اجتماعی و نیازهای فردی در ارزیابی بهزیستی ذهنی توجه بیشتری دارد. در حقیقت، فیتزپتریک بهزیستی ذهنی را فراتر از ارزیابی‌های درونی فرد از زندگی و احساسات مرتبط با آن می‌بیند و نقش مقایسه فرد با دیگران و برآورده شدن نیازهای فردی را در این ارزیابی‌ها مهم می‌شمارد. ازاین‌رو، در ادامه این بحث، دیدگاه‌ها و نظریات این دو نظریه‌پرداز در زمینه بهزیستی ذهنی، به‌طور جامع‌تر و دقیق‌تری موردبررسی قرار خواهند گرفت تا تفاوت‌ها و شباهت‌های آنها به‌طور کامل تحلیل و روشن شود.

2-2. مدل‌های بهزیستی ذهنی

 2-2-1. مدل داینر

داینر بهزیستی ذهنی را به‌عنوان ترکیبی از دو مؤلفه عاطفی و شناختی می‌داند. مؤلفه عاطفی شامل دو وجه عاطفه مثبت و عاطفه منفی است، درحالی‌که ارزیابی از زندگی را به‌عنوان مؤلفه شناختی بهزیستی ذهنی معرفی می‌کند. بهزیستی ذهنی در این مدل دارای دو بُعد مرتبط به هم است، به این معنا که افراد معمولاً تجربیات عاطفی خود (عاطفه مثبت یا منفی) را (الان احساس خوبی دارم) برای ارزیابی میزان رضایت خود از زندگی (زندگی من فوق‌العاده است) به کار می‌برند؛ بنابراین، احساسات لحظه‌ای و ارزیابی کلی از زندگی به‌طور متقابل با یکدیگر در ارتباط هستند.

علاوه‌بر این، هر دو مؤلفه بهزیستی ذهنی ویژگی مشترکی دارند که نقاط مرجع آنها درونی و روان‌شناختی است، یعنی آنها ذهنی هستند و نمی‌توانند به‌طور مستقیم توسط افراد بیرونی مشاهده شوند. به همین دلیل، بیشتر مقیاس‌های اندازه‌گیری «احساس» یا «ارزیابی زندگی» به‌طور عمده مبتنی‌بر خود گزارش‌دهی و خودارزیابی فرد هستند، درحالی‌که وضعیت مالی شخص (رفاه مادی) را می‌توان به‌طور عینی اندازه‌گیری کرد و برای ارزیابی آن معیارهای مشخص عینی مانند خط فقر را به کاربرد. این تفاوت‌ها در انواع سؤالات نظرسنجی‌ها و روش‌های جمع‌آوری داده‌ها به‌وضوح نمایان است.[4] این ترکیب دومؤلفه‌ای بهزیستی تأکید می‌کند که بهزیستی ذهنی معادل شادی نیست و شادی تنها یکی از مؤلفه‌های آن محسوب می‌شود. در این مفهوم، ارزیابی زندگی به‌عنوان بُعدی کلیدی در نظر گرفته می‌شود که علاوه‌بر تجربیات کنونی، ارزیابی‌های گذشته و انتظارات آینده در آن دخیل هستند.

در ادامه، به بررسی و ارائه تعریفی روشن‌تر از هر یک از عناصر بهزیستی ذهنی، شامل عواطف و ارزیابی زندگی مطابق با دیدگاه داینر پرداخته خواهد شد.

الف) عواطف

عواطف اصطلاحی است که روان‌شناسان برای توصیف احساسات یک فرد به کار می‌برند. مقیاس‌های عاطفه به‌عنوان اندازه‌گیری‌هایی از احساسات خاص یا حالات عاطفی در نظر گرفته می‌شوند که معمولاً در زمانی خاص ارزیابی می‌شوند. این مقیاس‌ها نحوه تجربه افراد از زندگی (نه نحوه به یادآوری آن) را منعکس می‌کنند . فضای تجربه عاطفی دارای دو بعد متمایز عاطفه مثبت و عاطفه منفی است. عاطفه مثبت شامل احساسات مثبت مانند شادی، سرور، رضایت و عاطفه منفی شامل تجربه حالات عاطفی ناخوشایند مانند غم، خشم، ترس و اضطراب می‌شود. درحالی‌که عواطف مثبت معمولاً با یکدیگر همبستگی دارند و می‌توان آنها را در یک محور اندازه‌گیری قرارداد، عواطف منفی ممکن است چندوجهی‌تر باشند و به‌طور هم‌زمان تجربه نشوند، به‌طور مثال، ممکن است در یک‌لحظه خاص فرد احساس خشم کند، اما ترس یا غم نداشته باشد [11[

ب) ارزیابی زندگی

ارزیابی زندگی شامل بررسی وضعیت کلی زندگی یک فرد یا جنبه‌های خاص‌تر آن مانند سلامتی یا شغل و به عبارتی نتیجه قضاوت فرد از زندگی خود است، نه توصیف یک وضعیت احساسی. طبق توضیحات پوات و دینر (1991)، فرایند ارزیابی به این صورت است که فرد یک استاندارد مناسب برای خود تعیین کرده و سپس وضعیت زندگی‌اش را با آن مقایسه می‌کند. بااین‌حال، در عمل مشخص نیست که آیا این مقایسه همیشه به‌طور آگاهانه انجام می‌شود یا فرد بیشتر از روشی سریع و ساده برای رسیدن به نتیجه استفاده می‌کند. شواهد نشان می‌دهد رضایت از زندگی ارتباط نزدیکی با قضاوت‌هایی دارد که افراد هنگام انتخاب یک مسیر به‌جای مسیر دیگر به‌طور آگاهانه انجام می‌دهند.

مفهومی که ازطریق ارزیابی‌های زندگی اندازه‌گیری می‌شود، از جهاتی به تعریف مطلوبیت در اقتصاد نزدیک است. بااین‌حال، اقتصاددانان معمولاً فرض می‌کنند (حداقل به‌طور ضمنی) که مطلوبیت به‌یادآمده که افراد براساس آن تصمیم‌گیری می‌کنند، معادل مجموع مطلوبیت‌های لحظه‌ای ناشی از تجربیات لحظه‌به‌لحظه است. اما این فرض همیشه درست نیست. ارزیابی‌های زندگی براساس چگونگی یادآوری تجربیات افراد است و ممکن است تفاوت‌های قابل‌توجهی با لحظات تجربه شده، داشته باشند. به‌ویژه، آنچه به‌عنوان قانون اوج - پایان شناخته می‌شود، بیانگر آن است که ارزیابی هر فرد از یک رویداد عمدتاً براساس شدیدترین احساسی است که در طول رویداد تجربه کرده و آخرین احساسی که در انتهای رویداد تجربه می‌کند، نه براساس میانگین یا مجموع تجربیات احساسی در طول زمان. به همین دلیل است که ارزیابی‌های زندگی گاهی به‌عنوان سنجه‌های «مطلوبیت تصمیم‌گیری» در مقابل «مطلوبیت تجربه‌شده» توصیف می‌شوند؛ بنابراین، وقتی از کارایی تصمیم‌گیری یا کارایی تجربه‌شده صحبت می‌شود، منظور این است که ارزیابی‌های زندگی بیشتر بر یادآوری لحظات برجسته و احساسات خاص استوار است، نه براساس احساسات جزئی و لحظه‌ای که در طول رویداد تجربه شده‌اند.[11]

باوجود این محدودیت، واقعیت این است که ارزیابی‌های زندگی همان مفهومی را اندازه‌گیری می‌کنند که افراد هنگام تصمیم‌گیری آگاهانه از آن استفاده می‌کنند و با تصوری که در اقتصاد سنتی از مطلوبیت فردی وجود دارد هم‌راستا است. این شباهت باعث شده تا ارزیابی‌های زندگی برای محققان و سیاستگذاران از اهمیت زیادی برخوردار باشند.

مقیاس‌های رایج برای بررسی ارزیابی زندگی معمولاً به زندگی به‌طورکلی یا مفهومی مشابه با آن اشاره دارند. بااین‌حال، علاوه‌بر قضاوت‌های کلی درباره زندگی، افراد می‌توانند ارزیابی‌هایی از جنبه‌های خاصی از زندگی مانند سلامت یا شغل، نیز انجام دهند. درواقع، شواهد قابل‌توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد رابطه‌ای قوی بین ارزیابی‌های کلی زندگی و ارزیابی جنبه‌های خاص زندگی وجود دارد. باتوجه‌ به رابطه قوی بین ارزیابی کلی از زندگی و جنبه‌های خاص آن، برخی از محققان بر این باورند رضایت کلی از زندگی می‌تواند از ترکیب رضایت‌های مختلف از حوزه‌های گوناگون زندگی به دست آید. بااین‌حال، گروهی دیگر بیان می‌کنند رضایت از زندگی به‌عنوان یک ارزیابی کلی نمی‌تواند به اجزای تشکیل‌دهنده‌اش تقسیم شود.[11]

تمایز بین مؤلفه‌های عاطفی و شناختی بهزیستی ذهنی در برخی از مدل‌های اقتصادی منعکس شده است. برای مثال، دیتون فرض می‌کند بهره‌وری زندگی از مجموع تجربیات گذشته تشکیل می‌شود. به نظر او بهره‌وری زندگی (که می‌تواند به جزء‌شناختی بهزیستی ذهنی نزدیک باشد) شامل تجربیات عاطفی نیز می‌شود. این دیدگاه مشابه نظریه بنتام است که بهزیستی ذهنی را به‌عنوان مجموع لذت‌ها و عدم درد می‌داند. درحالی‌که بیشتر اقتصاددانان تمرکز خود را بر مدل‌سازی بهره‌وری طول عمر به‌عنوان تصمیمی اقتصادی می‌دانند، دیتون به این نکته اشاره می‌کند که این مدل‌ها نمی‌توانند به‌طور کامل تفاوت‌های بین مؤلفه‌های شناختی و عاطفی را لحاظ کنند [4[.

2-2-2. مدل فیتزپتریک

درحالی‌که دیدگاه داینر بر ارزیابی زندگی و عواطف متمرکز است و بهزیستی ذهنی را به‌عنوان احساس کلی رضایت از زندگی و میزان عواطف مثبت موردبررسی قرار می‌دهد، فیتزپتریک نگاهی جامع‌تر به موضوع دارد. او علاوه‌بر رضایت فردی، به عواملی چون برآورده شدن نیازها، تحقق آرزوها و متناسب بودن پاداش با مشارکت افراد توجه می‌کند. فیتزپتریک هفت شاخص اصلی رفاه را شادکامی، نیازها، تأمین، ترجیحات، استحقاق و مقایسه‌های نسبی می‌داند. ازنظر فیتزپتریک، شادکامی یا خوشبختی حالتی است که فرد به‌طور کل خود را شاد و راضی می‌بیند، احتمالاً به این دلیل که آرزوهایش تحقق‌یافته است و در مواجهه با ناکامی‌ها و شکست‌های گاه‌وبیگاه، ازنظر روحی سرخورده و غمگین نمی‌شود. در نگاه او تأمین، به معنای داشتن امنیت شغلی، درآمد و مسکن است و بین انواع نیازها: نیازهای اساسی، نیازهای غیراساسی و ترجیحات تمایز قائل می‌شود. در این دیدگاه، برآورده ‌شدن نیازها به‌عنوان مظهر رفاه یاد می‌شود و برآورده‌سازی نیازهای اساسی به‌عنوان دستیابی حداقلی به رفاه قلمداد می‌شود و رسیدن به نیازهای غیراساسی مانند تحقق آرزوها و یا حتی ترجیحات، احساس رفاه بیشتری به همراه دارد.

موضوع دیگر موردنظر فیتزپتریک، استحقاق به معنای تناسب میان پاداش دریافتی فرد و میزان مشارکت اوست. فردی که به‌تناسب مشارکت‌هایش پاداش دریافت نکند، احساس رفاه ندارد. درنهایت، او رفاه را واجد جنبه‌ای مقایسه‌گرانه می‌بیند. ازنظر او افراد در طول زندگی خود را با دو گروه مقایسه می‌کنند: کسانی که می‌شناسند و کسانی که نمی‌شناسند. به‌علاوه حتی سطح رفاه فرد ممکن است با مرفه شدن افرادی که دوست دارند و نامرفه شدن افرادی که دوست ندارند، دچار تغییرات شود .[8]

 

2-3. جمع‌بندی مدل‌ها

مفهوم بهزیستی ذهنی پیچیده و چندبعدی است و تعاریف آن در حوزه‌های مختلف متفاوت است. این مفهوم معمولاً شامل دو بعد احساسی و شناختی است، مانند احساسات مثبت (مثل شادی و سرور) و رضایت از زندگی (ارزیابی کلی فرد از زندگی خود). روان‌شناسان معمولاً بر این ابعاد تمرکز دارند، درحالی‌که جامعه‌شناسان و اقتصاددانان بیشتر بر عواملی مانند فرصت‌ها و نتایج زندگی تأکید دارند.

اندیشمندان برجسته‌ای مانند داینر و فیتزپتریک دیدگاه‌های متفاوتی درباره بهزیستی ذهنی دارند. مدل داینر به رابطه بین تجربیات عاطفی و ارزیابی زندگی می‌پردازد و بهزیستی ذهنی را ترکیبی از احساسات مثبت و منفی و رضایت از زندگی می‌داند. ازسوی دیگر، فیتزپتریک دیدگاه جامع‌تری نسبت به بهزیستی ذهنی دارد که فراتر از احساسات درونی فردی است و شامل مقایسه‌های اجتماعی، نیازها و عدالت می‌شود؛ بنابراین، بهزیستی ذهنی ازنظر او به ارتباط فرد با محیط اجتماعی و اقتصادی نیز بستگی دارد.

یکی از مزایای مدل فیتزپتریک در مطالعه بهزیستی ذهنی، توجه به متغیرهای مرتبط با آینده مانند آرزوها و ترجیحات فرد است. در این مدل، بهزیستی ذهنی تنها به ارزیابی‌های لحظه‌ای از وضعیت فعلی زندگی محدود نمی‌شود، بلکه به این نکته نیز توجه دارد که افراد چگونه آینده خود را می‌بینند و چقدر با انتظارات و آرزوهای خود هماهنگ هستند. این بعد آینده‌نگرانه مدل فیتزپتریک این امکان را فراهم می‌آورد که بهزیستی ذهنی به‌طور جامع‌تری تحلیل شود، به‌ویژه با در نظرگرفتن تأثیر انتظارات و اهداف بلندمدت فرد بر ارزیابی کلی او از زندگی. این ویژگی باعث می‌شود که بهزیستی ذهنی در این مدل نه‌تنها بر تجربیات کنونی بلکه بر برنامه‌ها، امیدها و آرزوهای آینده نیز تمرکز داشته باشد که می‌تواند ارزیابی دقیق‌تری از وضعیت رفاهی فرد ارائه دهد.

2-4. تعریف رفاه ذهنی در کشورهای اروپایی

 همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، رفاه ذهنی در کشورهای اروپایی به نگرش‌ها و دیدگاه‌های شهروندان نسبت به خدمات دولتی اشاره دارد. تحقیقات در این حوزه عمدتاً از دهه 1970 به بعد آغاز شده است، یعنی پس از جنگ جهانی دوم در اروپا، زمانی که دولت‌های مدرن و سیاست‌های مردم‌سالار به‌تدریج شکل گرفتند.

دلایل متعددی برای تأخیر در مطالعات گسترده در زمینه بررسی رفاه ذهنی وجود دارد چرا که اولین مطالعه جامع در این حوزه توسط کافلین در سال 1980 انجام شده است. یکی از مهم‌ترین دلایل این تأخیر این است که تا دهه 1970 میلادی نگرانی‌های چندانی در مورد نظام حکمرانی و خدمات دولتی وجود نداشت، اما به‌تدریج و با تغییرات متعدد، بسترهای این نگرانی‌ها شکل گرفت. ازجمله این تغییرات می‌توان به افزایش هزینه‌های دولت‌ها اشاره کرد که منجر به کسری بودجه و مشکلات در حفظ دولت‌های رفاهی شد. دلیل مهم دیگر تغییرات در بافت سنی جمعیت و مهاجرت‌ها به کشورهای اروپایی است که موجب بروز تقاضاهای جدید از دولت‌ها شد. تمامی این تحولات منجر به ایجاد ناهم‌خوانی میان نظام اجتماعی - سیاسی دولت و شهروندان آن شد.

دولت رفاه را می‌توان یکی از ویژگی‌های شاخص مدل اجتماعی اروپا در نظر گرفت. در این مدل، مجموعه‌ای گسترده از بازیگران اجتماعی و نهادی ازطریق حمایت‌های اقتصادی در دوران بحران‌ها و تضمین دسترسی به مراقبت‌ها و خدمات، سعی دارند از پیامدهای منفی خطرات متداول در زندگی افراد جلوگیری کنند. بااین‌حال، کشورهای رفاهی اروپایی در سال‌های اخیر به‌دلیل فشارهای جمعیتی، اقتصادی و سیاسی دچار تغییرات و بازسازی‌های عمده‌ای شده‌اند. خطرات جدیدی پدید آمده‌اند که با بازارهای کار ناپایدار و تغییر در وضعیت‌های خانوادگی مرتبط هستند، و به همین دلیل دولت رفاه در این کشورها به شیوه‌های مختلفی خود را نشان می‌دهد. علاوه‌بر این نگرانی‌های فزاینده‌ای درباره پایداری جمعیتی و تأثیر فزاینده و تدریجی استانداردها و مقررات اتحادیه اروپا در سیاست‌های رفاهی، به چالش‌های مشترک در سطح قاره اروپا تبدیل شده‌اند.

در اروپا، رفاه ذهنی بیشتر به نگرش‌های مرتبط با کارایی و ارائه خدمات دولت، ازجمله انواع بیمه‌ها، اشاره دارد. ازآنجاکه شرایط زیست سیاسی در اروپا همواره تحت‌تأتیرتضادهای میان دولت‌های هم‌جوار قرار دارد، نقش دولت در برقراری ثبات در این جوامع اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. ازسوی دیگر، شرایط تاریخی و اجتماعی اروپا با تغییرات اقتصادی و سیاسی مداوم و ناپایداری همراه بوده است. این وضعیت باعث شده نگرش‌ها و دیدگاه‌های مردم نسبت به دولت‌های اروپایی و خدمات رفاهی آنها اهمیت بیشتری یابد. به همین دلیل، تغییرات در نگرش عمومی می‌تواند تأثیر زیادی بر سیاستگذاری‌ها و ساختارهای دولتی داشته باشد. ازآنجاکه هزینه‌های خدمات رفاهی بر دوش مردم است و درنهایت خود آنها این خدمات را تأمین مالی می‌کنند، دیدگاه‌های عمومی درباره گسترش و نحوه ارائه رفاه برای مشروعیت دولت‌های معاصر اروپایی اهمیت زیادی دارد.

این تغییرات نگرشی در سطح گسترده‌ای در کشورهای مختلف اروپا مشاهده می‌شود. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۸ با استفاده از داده‌های ۲۲ کشور اروپایی انجام شده، هفت بعد مختلف از نگرش‌ها نسبت به کشورهای رفاهی را شناسایی کرده است. این مطالعه نشان می‌دهد که این ابعاد در کشورهای مختلف به شیوه‌های متفاوتی با یکدیگر در ارتباط هستند. به‌عنوان‌مثال، در کشورهای اروپای شرقی و جنوبی، مردم به اهداف و نقش دولت نگاه مثبت دارند، اما در ارزیابی کارایی و نتایج آن، دیدگاه انتقادی‌تری دارند. در کشورهای اروپای غربی و شمالی، نگرش‌ها نسبت به کشورهای رفاهی بیشتر تحت‌تأتیریک موضع کلی مثبت یا منفی نسبت به سیستم رفاهی قرار دارد .[12]

ارزیابی جنبه‌های مختلف وضعیت رفاهی در کشورهای اروپایی نشان می‌دهد که ذهنیت مردم نسبت به برخی از جنبه‌های رفاهی، مثبت‌تر از دیگر جنبه‌ها ارزیابی می‌شود. به‌عنوان ‌مثال، اگرچه اغلب مردم در اروپا از مشارکت گسترده دولت حمایت می‌کنند، اما درعین‌حال از میزان بوروکراسی و کمبود کارایی ادراک‌شده در نظام‌های رفاهی این کشورها انتقاد می‌کنند؛ بنابراین، بسیاری از پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند که رفاه باید به‌عنوان پدیده‌ای چندبعدی ارزیابی شود و ذهنیت و نگرش‌های رفاهی نیز باید متناسب با این چندبعدی بودن اندازه‌گیری شوند .[23]

در کانون ذهنیت رفاهی، مسئله مهم توزیع عدالت  قرار دارد. ادبیات بنیادی عدالت بر پایه دو اصل تاریخی شکل‌گرفته است:

ایده کانت مبنی‌بر اینکه افراد برابرند و حق برخورداری از کالاهای دنیوی به‌طور برابر دارند . این ایده فلسفی اساساً به دموکراتیزه‌شدن جوامع و سرنگونی سیستم طبقاتی قدیمی منجر شد .[12]

در فرایند صنعتی‌شدن جوامع اروپایی، نقش بازار اهمیت بیشتری یافت و در نتیجه، نیاز به تأمین اجتماعی برای شهروندان برجسته‌تر شد.

این دو اصل باعث تحولات تاریخی مهمی شدند که مسئله توزیع مجدد منابع (مانند پول یا امکانات) را به همراه داشت. ازاین‌رو، مسئله توزیع عادلانه منابع به‌عنوان تعریف عدالت مطرح شد و به یکی از مسائل مهم و رو به گسترش در جوامع مدرن تبدیل گردید که نیاز به حل فوری داشت. براین‌اساس، اهداف اصلی کشورهای اروپایی در تحولات تاریخی ترویج عدالت اجتماعی به‌منظور کاهش نابرابری‌های ناعادلانه و ارائه حمایت در برابر مشکلات ناشی از سختی‌های بازار ازطریق ایجاد سیستم‌های تأمین اجتماعی بود.

ازسوی دیگر، به‌تدریج در کشورهای موردنظر، توزیع مجدد تنها محدود به توزیع منابع و کالاها نبوده، بلکه به تخصیص مجدد فرصت‌های زندگی نیز مربوط می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، رفاه ذهنی در این کشورها به دنبال ایجاد فرصت‌هایی برای موفقیت و دستیابی به وضعیت اجتماعی - اقتصادی بهتر است. درواقع، کشورهای اروپایی با تنظیم مجدد درآمدها، ریسک‌ها و خدمات، شانس‌های زندگی افراد را تحت‌تأتیرقرار می‌دهند تا عدالت اجتماعی بیشتری برقرار کنند. به‌این‌ترتیب معنای عدالت توزیعی به انصاف نزدیک می‌شود. در همین راستا روسما، برای مشروعیت کشورهایی که به دنبال رفاه عینی و ذهنی هستند، سه شرط را معرفی کرده است:

عدالت ذاتی: در این جنبه، مردم باید باور داشته باشند که اهداف و محتوای برنامه‌های رفاهی منصفانه و عادلانه است، و سیاست‌مداران باید تصمیمات خود را براساس این اصول توجیه کنند. این شرط مشخص می‌کند که دولت چه اقداماتی باید برای تحقق عدالت اجتماعی انجام دهد.

بازتوزیع عادلانه: فرایند توزیع منابع و مسئولیت‌ها باید به‌طور عادلانه انجام شود. مردم باید باور داشته باشند که همه شهروندان در این برنامه‌ها مشارکت می‌کنند و مسئولیت‌ها و هزینه‌ها به‌طور منصفانه تقسیم می‌شود. هر فرد باید سهم عادلانه‌ای از مسئولیت‌ها و هزینه‌ها در برنامه‌های رفاهی داشته باشد. یعنی همه باید به‌طور برابر در این برنامه‌ها مشارکت کنند و فشارهای مالی و اجتماعی به‌طور عادلانه تقسیم شود.

عدالت فرایندی: مردم باید باور داشته باشند که اجرای برنامه‌ها با اهداف آنها هم‌راستا بوده و به‌طور مؤثر و کارآمد صورت می‌گیرد. این شرط به نحوه اجرای برنامه‌ها و اطمینان از جلوگیری از تقلب اشاره دارد.

در مجموع، روتستین می‌گوید که مشروعیت کشورها نه‌تنها به‌خاطر اهداف آن‌ها، بلکه به‌خاطر چگونگی اجرای آنها و عدالت در فرایندهای مختلف است. او با استفاده از این سه شرط به مشروعیت هر دولت براساس دو مسئله اساسی می‌نگرد: رفاه به معنای «آنچه باید باشد» و «آنچه می‌تواند باشد».

به‌علاوه در چند دهه اخیر، چارچوب‌های هنجاری جدیدی برای نقش دولت شکل‌گرفته است که در آنها سیاست‌های رفاهی بر فعال‌سازی افراد برای ورود به بازار کار یا سایر اشکال مشارکت اجتماعی تأکید دارند. براساس این روند، رفاه به کار تبدیل شده است. این جریان جدید گاهی به‌عنوان دولت توانمندساز شناخته می‌شود که هدف اصلی آن، ادغام افراد در جامعه ازطریق مشارکت است، به‌جای این‌که اجازه دهد آنها کاملاً به کمک‌های اجتماعی وابسته شوند.

این هدف اهمیت توزیع فرصت‌های شغلی را نشان می‌دهد. درنهایت، می‌توان سه هدف اصلی برای دولت رفاهی تعریف کرد:

-فراهم کردن تأمین اجتماعی،

-ایجاد برابری (چه در فرصت‌ها و چه در نتایج)،

-ترویج شمول اجتماعی ازطریق مشارکت ]12[

در مجموع، تحلیل رفاه ذهنی در اروپا بیشتر بر این متمرکز است که مردم چگونه سیاست‌های دولتی و سیستم‌های رفاهی را درک و ارزیابی می‌کنند و تأثیر این سیاست‌ها بر زندگی جمعی و عدالت اجتماعی چیست. این تحلیل‌ها عمدتاً به نگرش‌ها و احساسات مردم نسبت به دولت و خدمات رفاهی توجه دارند و بررسی می‌کنند که چگونه عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می‌توانند نگرش‌های عمومی را تحت‌تأتیرقرار دهند. برای مثال، نگرش مردم در اروپا به سیاست‌های رفاهی ممکن است تحت‌تأتیرعواملی مانند توزیع منابع، کارایی دولت‌ها، عدالت اجتماعی و مشارکت افراد قرار گیرد. همچنین، تغییرات جمعیتی و اقتصادی، همچون بحران‌های مالی یا فشارهای اجتماعی، می‌تواند تأثیر چشمگیری بر نحوه تعامل مردم با دولت و سیستم رفاهی بگذارد.

بنابراین، تحلیل‌های مربوط به دولت رفاه و تحولات اجتماعی - اقتصادی، نه‌تنها به درک بهتر تأثیر سیاست‌ها بر رفاه عمومی کمک می‌کند، بلکه بر نحوه شکل‌گیری نگرش‌های مردم نسبت به این سیاست‌ها نیز تأثیرگذار است. این نوع تحلیل برای فهم روابط پیچیده میان سیاست‌های رفاهی و ذهنیت اجتماعی، امری ضروری است.

3. مرور شاخص‌های رفاه ذهنی

 در این بخش شاخص‌های معتبر رفاه ذهنی معرفی می‌شوند. برخی از این شاخص‌ها در مقیاس‌های وسیع و در کشورهای متعدد استفاده و اجرا شده‌اند و برخی از آنها در محدوده‌ای کوچک‌تر به‌کاررفته‌اند. در ایران نیز موضوع رفاه ذهنی در تحقیقات پراکنده و به‌صورت غیرمنسجم بررسی شده است. ارائه این شاخص‌ها به‌صورت یک مجموعه منسجم و در کنار هم علاوه‌بر اینکه چارچوب مرجعی برای پژوهشگران جهت درک ابعاد رفاه ذهنی فراهم می‌کند، باعث ایجاد بانکی از متغیرها و نشانگرها می‌شود تا پژوهشگر بتواند متناسب با جامعه موردنظر خود شاخصی بومی و استاندارد طراحی کند. پیش از معرفی شاخص‌ها لازم است کمی با مفهوم شاخص آشنا شویم.

 

3-1. تعریف شاخص

در تحقیقات علوم انسانی و به‌ویژه اجتماعی شاخص‌ها ابزارهای ضروری برای سنجش مفاهیم پیچیده و انتزاعی هستند. این ابزارها به محققان کمک می‌کنند تا مفاهیمی که به‌راحتی قابل‌اندازه‌گیری نیستند را به‌صورت کمّی و عینی مورد ارزیابی قرار دهند. بدون استفاده از شاخص‌ها، محققان ممکن است قادر به اندازه‌گیری دقیق ویژگی‌ها و رفتارهای انسانی نباشند و این امر می‌تواند بر دقت و اعتبار نتایج پژوهش‌ها تأثیر منفی بگذارد.

شاخص مفاهیم انتزاعی، کیفی و کلی را به‌گونه‌ای عملیاتی می‌کند که به‌طور عینی و ملموس قابل‌اندازه‌گیری باشند. به‌عبارت‌دیگر، شاخص روشی است برای محاسبه نمره‌ای از مجموعه‌ای سؤالات و اظهارنظرها که نشان‌دهنده یک باور، احساس یا نگرش خاص است. شاخص به‌خودی‌خود وجود ندارد، بلکه ابزاری است برای سنجش که باید به‌طور دقیق طراحی و تعریف شود تا بتوان از آن برای اندازه‌گیری مفاهیم پیچیده و انتزاعی استفاده کرد[.[13 هر شاخص از ترکیب مجموعه‌ای از نشانگرها به وجود می‌آید که هر کدام یک بعد یا جنبه خاص از مفهوم یا متغیر مورد نظر را اندازه‌گیری می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر، برای ساخت یک شاخص، نیاز است که چندین نشانگر مختلف را به‌کار بگیریم و با ترکیب این ابعاد، شاخص نهایی شکل می‌گیرد. به‌عنوان مثال ارزیابی زندگی مفهومی انتزاعی است که برای سنجش آن، ابتدا باید این مفهوم را به ابعاد مختلف تعریف کرد. این ابعاد می‌تواند شامل مواردی مانند ارزیابی وضعیت مالی، وضعیت سلامتی، وضعیت شغلی و روابط اجتماعی باشد. برای هر بعد، سؤالاتی طراحی می‌شود و پاسخ‌ها به‌صورت جداگانه نمره‌دهی می‌شوند. سپس نمرات جمع‌آوری‌شده از هر بعد به‌عنوان شاخص کلی برای سنجش ارزیابی فرد از زندگی استفاده می‌شود. این شاخص می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ارزیابی زندگی در جوامع مختلف و ارائه اطلاعات برای تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و سیاستگذاری‌ها به کار رود. در ادامه به معرفی شاخص‌های مختلف برای سنجش بهزیستی ذهنی و رفاه ذهنی پرداخته می‌شود. این شاخص‌ها عمدتاً در سطح بین‌المللی و به‌طور دوره‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اند، درحالی‌که در داخل کشور، برنامه‌ریزی منظم و دوره‌ای برای بررسی این مفاهیم و سازه‌های علمی وجود ندارد. ازاین‌رو، در ایران در این زمینه کمبود منابع و پژوهش‌های مرتبط مشاهده می‌شود.

3-2. شاخص سازمان همکاری و توسعه اقتصادی

این سازمان برای اندازه‌گیری بهزیستی ذهنی از سه بعد رضایت از زندگی، عواطف و سعادت استفاده می‌کند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی از سال ۲۰۱۱ به‌طور سالیانه وضعیت بهزیستی ذهنی را در ۳۸ کشور عضو خود ازطریق نظرسنجی ملی بررسی می‌کند. سنجش وضعیت بهزیستی ذهنی بخشی از پروژه زندگی بهتر است. این پروژه به‌عنوان یک ابتکار پیشگامانه از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است و هدف آن اندازه‌گیری پیشرفت جامعه در یازده حوزه رفاهی است که از آن جمله می‌توان به اشتغال، سلامت، مسکن، مشارکت مدنی و محیط‌زیست اشاره کرد. در مورد شاخص رضایت از زندگی، از سؤالات مشابه در تمامی کشورها استفاده می‌شود، اما سؤالات مربوط به دو شاخص دیگر در کشورهای تحت پوشش لزوماً یکسان نیستند.

جدول 4. ابعاد و شاخص‌های بهزیستی ذهنی در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی [11]

شاخص

ابعاد

رضایت از درآمد

رضایت از زندگی

رضایت از شغل

رضایت از وضعیت سلامت

شادی

عواطف (احساسات)

نگران

خشم

زندگی هدفمند و معنادار

سعادت

خودمختاری: توانایی تصمیم‌گیری مستقل و کنترل زندگی خود

لیاقت و شایستگی

 

 

 

 

 

 

 

3-3. شاخص سازمان بهداشت جهانی

این سازمان برای سنجش بهزیستی ذهنی از شاخصی پنج سؤالی استفاده می‌کند . در مجموع، پنج سؤال ممکن است به‌عنوان یک ابزار ابتدایی مفید باشند، اما برای دریافت تصویری دقیق‌تر از بهزیستی ذهنی افراد، استفاده از روش‌ها و مقیاس‌های جامع‌تر ضروری است.  

                

 

جدول 5. شاخص بهزیستی ذهنی در سازمان بهداشت جهانی [14]

لطفاً برای هر یک از پنج سؤال زیر مشخص کنید که کدام‌یک به وضعیت شما در دو هفته گذشته نزدیک‌تر است؟ توجه داشته باشید که اعداد بالاتر به معنای وضعیت بهزیستی بهتر است. به‌عنوان‌مثال اگر در طول دو هفته گذشته در بیش از نیمی از اوقات احساس نشاط کرده و روحیه خوبی داشته‌اید، شماره سه را انتخاب کنید(لازم به یادآوری است طیف پاسخدهی به‌صورت همیشه (5)، اکثر اوقات (4)، بیش از نیمی از زمان‌ها (3)، کمتر از نیمی از زمان‌ها (2)، بعضی اوقات (1) و اصلاً (0) است).

احساس شادابی و سرزندگی داشته‌ام.

احساس آرامش و راحتی داشته‌ام.

احساس فعال‌بودن و پرانرژی بودن داشته‌ام.

 بااحساس سبکی و انرژی از خواب بیدار شده‌ام.

زندگی روزانه‌ام پر از کارها و تجربه‌هایی بوده که به آنها علاقه داشته‌ام.

.

3-4. شاخص مؤسسه پژوهشی گالوپ

نظرسنجی جهانی گالوپ در زمینه بهزیستی که از سال 2005 آغاز شده است، اکنون به یکی از ابزارهای معتبر برای ارزیابی وضعیت بهزیستی در کشورهای مختلف تبدیل شده است. این نظرسنجی در حال حاضر 150 کشور را پوشش می‌دهد و در هر کشور، حدود 1000 نفر بالای 15 سال به‌طور رودررو یا تلفنی پرسش‌نامه‌ها را تکمیل می‌کنند. دو بعد اصلی این نظرسنجی عبارت‌اند از: رضایت از زندگی و تجربیات روزانه.

 

جدول 6. شاخص بهزیستی ذهنی در مؤسسه گالوپ [15]

بعد

نشانگر

رضایت از زندگی

(مقیاس خودسنجی تلاش‌های کانتریل)

در این مقیاس از فرد خواسته می‌شود یک نردبان ده پله‌ای را تصور کند که در آن شماره صفر نشان‌دهنده بدترین زندگی ممکن و شماره 10 نشان‌دهنده بهترین زندگی ممکن است. سپس از فرد خواسته می‌شود بگوید او در کدام پله قرار دارد و همچنین پیش‌بینی کند که در آینده در کدام پله خواهد بود. از پاسخ افراد به این سؤال، سه گروه به دست می‌آید:

گروه راضی و پیشرفت کننده: افرادی که زندگی فعلی خود را 7 یا بالاتر ارزیابی کرده‌اند و زندگی آینده خود را 8 یا بالاتر پیش‌بینی می‌کنند،در دسته راضی و پیشرفت‌کننده قرار می‌گیرند.

گروه رنج برندگان: افرادی که زندگی فعلی و آینده خود را 4 و پایین‌تر ارزیابی می‌کنند، در این دسته قرار می‌گیرند.

 گروه تقلاکنندگان: افرادی که در دودسته بالا قرار نمی‌گیرند در این گروه هستند.

تجربیات روزانه

در این شاخص، افراد نمره‌ای از 0 تا 10 به احساساتی که در طول روز تجربه می‌کنند می‌دهند، این تجربیات شامل موارد زیر است:

- احساس استراحت کافی

- رفتار محترمانه با فرد

- لبخندزدن و خندیدن

- لذت بردن

 - درد جسمی

 - نگرانی

 - غمگینی

 - استرس

 - عصبانیت

 

از ژانویه 2008، گالوپ به همراه شرکت شیرکرنظرسنجی‌های روزانه‌ای از 500 آمریکایی برای سنجش بهزیستی در داخل آمریکا آغاز کرده است. شاخص بهزیستی گالوپ-شیرکر از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ شامل  بعد اصلی بود که به شرح زیر هستند:

·        وضعیت زندگی: ارزیابی وضعیت فعلی و پیش‌بینی آینده زندگی فرد.

·        سلامت عاطفی: ارزیابی احساسات روزانه و وضعیت روانی فرد.

·        محیط کاری: سنجش رضایت شغلی و تعاملات فرد در محل کار.

·        سلامت جسمانی: توانایی فرد در داشتن یک زندگی فعال و سالم.

·        رفتارهای سالم: انجام فعالیت‌هایی در جهت سلامت جسمانی فرد.

·        برآورده‌شدن نیازهای روانی در مورد جامعه: ارزیابی احساس امنیت، رضایت و خوش‌بینی فرد در جامعه. از سال 2014، این شاخص به پنج بعد تقلیل یافت که شامل بهزیستی شغلی، اجتماعی، مالی، جسمانی و جامعه‌ای می‌شود. [16]

جدول 7. بهزیستی ذهنی در مؤسسه گالوپ و شیرکر[17 [

نشانگر

بعد

لذت بردن از فعالیت‌ها و وظایف روزمره

داشتن انگیزه کافی برای رسیدن به اهداف

بهزیستی شغلی

دریافت انرژی مثبت و انگیزه از دوستان و خانواده هر روز

وجود فردی در زندگی که اشتیاق به آینده ایجاد کند

بهزیستی اجتماعی

مدیریت زندگی اقتصادی: کاهش استرس و افزایش امنیت مالی

بهزیستی مالی

دوست‌نداشتن مکان زندگی

احساس امنیت داشتن

افتخار به جامعه خود

بهزیستی جامعه‌ای

داشتن سلامتی

داشتن انرژی کافی برای انجام کارهای روزمره

بهزیستی جسمانی

 

 

3-5. شاخص بانک جهانی

بانک جهانی در سنجش بهزیستی ذهنی بیشتر بر سنجش رفاه اقتصادی ذهنی تمرکز دارد. این نهاد از شاخص‌های پولی برای ارزیابی رفاه ذهنی اقتصادی استفاده می‌کند که شامل درآمد فردی، هزینه‌ها و شاخص‌های اقتصادی مرتبط باقدرت خرید افراد در جوامع مختلف است. با استفاده از این داده‌ها، بانک جهانی قادر است که رابطه میان شرایط اقتصادی و احساس رفاه ذهنی را تحلیل کند. این تحلیل‌ها به درک بهتر تأثیر درآمد و شرایط مالی بر رضایت و کیفیت زندگی افراد کمک می‌کند و به سیاستگذاران این امکان را می‌دهد که راهکارهای مؤثری برای بهبود رفاه عمومی و اقتصادی افراد طراحی کنند.

در این راستا، بانک جهانی برای اندازه‌گیری رفاه ذهنی اقتصادی از سؤال پله رفاه یا نردبان اقتصادی استفاده می‌کند. این سؤال یکی از ابزارهای استاندارد برای سنجش رفاه ذهنی اقتصادی به شمار می‌آید که در مطالعات جهانی به کار می‌رود و امکان مقایسه سطح رفاه در کشورهای مختلف را فراهم می‌آورد. در مجموع هدف از سؤال نردبان اقتصادی، ارزیابی وضعیت اقتصادی فرد از دیدگاه خود اوست. این پرسش بیشتر بر مفهوم محدودتری از رفاه، مانند موقعیت اجتماعی و اقتصادی، تمرکز دارد و به‌طور مستقیم به معیارهایی همچون خوشبختی یا رضایت از زندگی اشاره نمی‌کند. همچنین، تعیین اینکه چه کسی فقیر است و چه کسی نیست، به پاسخ‌دهنده واگذار می‌شود .[18] در بانک جهانی برای سنجش رفاه ذهنی اقتصادی از سؤالاتی مانند ارزیابی درآمد و ارزیابی حداقل درآمد استفاده می‌شود. این سؤالات در تحقیقات اقتصادی، به‌ویژه در زمینه رفاه ذهنی، کاربرد دارند و از افراد خواسته می‌شود میزان درآمدی که برای رسیدن به سطح خاصی از رفاه، مانند احساس خوب داشتن در زندگی، لازم هست را مشخص کنند. این اطلاعات به محققان کمک می‌کند تا درک کنند مردم چگونه رفاه خود را براساس درآمدشان ارزیابی می‌کنند و چه رابطه‌ای میان درآمد و احساس رفاه در زندگی وجود دارد و چه مقدار از درآمد برای دستیابی به رضایت و رفاه ذهنی ضروری است .[19] وان پراگ این مدل را تغییر داد و میزان درآمد مورد نیاز برای قرارگرفتن در هر پله از نردبان را مورد بررسی قرار داده است.

 

 

جدول 8. بهزیستی ذهنی با رویکرد اقتصادی در بانک جهانی [20]

شاخص

سؤال

نردبان اقتصادی اولیه

لطفاً یک نردبان 9 پله‌ای را تصور کنید که در پایین‌ترین پله، پله اول، فقیرترین افراد ایستاده‌اند و در بالاترین پله، پله نهم، افراد ثروتمند ایستاده‌اند. شما در کدام پله ایستاده‌اید؟

نردبان اقتصادی

ون پراگ

تصور کنید یک نردبان شش‌مرحله‌ای که در پایین‌ترین مرحله، اولین پله، فقیرترین افراد ایستاده‌اند و در بالاترین پله، ششمین پله، ثروتمندترین افراد قرار دارند. چه سطحی از درآمد برای رسیدن به موقعیت خاصی (پله خاصی) در نردبان لازم است؟

ارزیابی درآمد

چقدر درآمد نیاز دارید تا احساس خوبی در زندگی داشته باشید؟ پس از کسر مالیات، چه میزان درآمد را خیلی خوب، خوب، بد و خیلی بد می‌دانید؟

ارزیابی حداقل درآمد

میزان درآمدی که آن را به‌عنوان حداقل ضروری برای تأمین نیازهای زندگی خود می‌دانید، چقدر است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3-6. شاخص پروژه زندگی در حال گذار

نظرسنجی زندگی در حال گذار توسط بانک بازسازی و توسعه اروپا و با مشارکت بانک جهانی انجام می‌شود. این پروژه به ارزیابی استانداردهای زندگی و نگرش‌ها در کشورهای منطقه اروپا و آسیای مرکزی می‌پردازد. در این پروژه، برای سنجش بهزیستی ذهنی از دو شاخص رضایت از زندگی و رفاه ذهنی اقتصادی استفاده می‌شود .[21] اگرچه در این پروژه برای سنجش رفاه اقتصادی ذهنی از سؤال نردبان اقتصادی استفاده می‌شود، اما به دلیل استفاده از سؤالات بیشتری برای سنجش این مفهوم، سؤال نردبان اقتصادی گسترش‌یافته است و نسبت به بانک جهانی تکمیل و بسط داده شده است.

 

جدول 9. بهزیستی ذهنی در پروژه در حال گذار [21]

شاخص

سؤال

ارزیابی زندگی

با درنظرگرفتن همه چیز، این روزها چقدر از زندگی خود راضی یا ناراضی هستید؟ (لطفاً پاسخ خود را در مقیاسی از 1 تا 10 ارائه دهید،که در آن 1 به معنای کاملاً ناراضی و 10 به معنای کاملاً راضی است)

ارزیابی وضعیت اقتصادی

چقدر با این گویه موافقید؟ با در نظر گرفتن همه جوانب، از وضعیت مالی خود رضایت دارم.

نردبانی ده پله‌ای را تصور کنید که در پایین‌ترین پله (پله اول) فقیرترین افراد (10درصد از مردم کشور) قرار دارند و در بالاترین پله (پله دهم) ثروتمندترین (10درصداز مردم کشور) افراد ایستاده‌اند.خانواده شما امروز در کدام پله ایستاده است؟

نردبانی ده پله‌ای را برای چهار سال پیش تصور کنید. خانواده شما آن زمان در کدام پله قرار داشت؟

خانواده شما چهار سال آینده در کدام پله از نردبان خواهد بود؟

 

 

 

 

 

 

 

3-7. شاخص پروژه بودجه خانوار

نظرسنجی بودجه خانوار تحقیقی جامع است که برای جمع‌آوری اطلاعات درباره وضعیت اقتصادی و رفاهی خانوارها طراحی شده است. این نظرسنجی در تمامی کشورهای اتحادیه اروپا انجام می‌شود و از اوایل دهه 1960 در بیشتر کشورهای عضو اتحادیه اروپا اجرا شده است. از سال 1988 به بعد، یوروستات (اداره آمار اتحادیه اروپا) این داده‌ها را هر پنج سال یک‌بار جمع‌آوری و منتشر کرده است. جدیدترین دوره‌های جمع‌آوری داده‌ها در سال‌های 2015 و 2020 اجرا شدند. هدف اصلی این نظرسنجی بررسی مصرف خانوارها، اشتغال، تحصیلات، بهداشت و ابعاد مختلف رفاه اجتماعی و اقتصادی افراد است تا شرایط معیشتی و رفاهی مردم تحلیل شود. علاوه‌بر جنبه‌های اقتصادی، این نظرسنجی به رفاه ذهنی افراد نیز توجه دارد. در این بخش، پرسش‌هایی از سرپرست خانوار و همسر او درباره رضایت از جنبه‌های مختلف زندگی طرح می‌شود. به‌طورکلی، ۱۳ بعد رفاهی ارزیابی می‌شود که نمایانگر کیفیت زندگی فردی و خانوادگی هستند.

 

جدول 10. بهزیستی ذهنی در نظرسنجی بودجه خانوار اتحادیه اروپا [22]

بعد

شاخص

رضایت از زندگی

غذا

درآمد

شغل

سطح تحصیلات

وضعیت سلامت

محل سکونت

دوستان

خانواده

آزادی در کنترل زندگی خود

محله/شهر و جامعه

توانایی کمک به دیگران

امنیت

رضایت از زندگی در کل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علاوه‌بر بررسی رضایت از حوزه‌های سیزده‌گانه فوق، در صورت بروز شرایط خاص در جامعه، مانند کشورهای در حال جنگ یا کشورهای درگیر بحران‌های اقتصادی، استراتژی‌های مقابله‌ای در زمینه مصرف غذا نیز مورد پرسش قرار می‌گیرد که شامل موارد زیر است:

-         استفاده از غذاهای کمتر ترجیح داده شده و کم‌هزینه‌تر: خانوارها ممکن است به غذاهایی روی‌آورند که ارزان‌تر هستند؛ اما از نظر کیفیت یا ترجیح، کمتر مورد پسند قرار دارند.

-         قرض گرفتن غذا یا تکیه بر کمک دیگران: خانوارها ممکن است برای تأمین غذای خود از دیگران قرض بگیرند یا از کمک‌های خارجی (مانند کمک‌های اجتماعی یا خانوادگی) استفاده کنند.

-         محدود کردن اندازه وعده‌های غذایی: کاهش مقدار غذا در هر وعده به‌منظور کاهش هزینه‌ها و تأمین نیازهای غذایی خانواده.

-         اولویت دادن به تغذیه کودکان: در شرایط محدودیت منابع، ممکن است به کودکان کوچک‌تر اولویت داده شود تا آنها غذای کافی دریافت کنند.

-         کاهش تعداد وعده‌های غذایی در روز: تعدادی از خانوارها ممکن است تعداد وعده‌های غذایی خود را در روز کاهش دهند تا منابع غذایی برای مدت طولانی‌تری کافی باشد .[22]

 

3-8. شاخص کشورهای اروپایی

نظرسنجی اجتماعی اروپا یک پروژه پژوهشی بین‌المللی است که از سال ۲۰۰۱ به بررسی نگرش‌ها، باورها و رفتارهای اجتماعی در 34 کشور اروپایی می‌پردازد. این مؤسسه در هر دوره، داده‌هایی را در زمینه‌های مختلف ازجمله رفاه اجتماعی جمع‌آوری می‌کند. داده‌های نظرسنجی اجتماعی اروپا شامل نتایج بیش از ۲۰۰,۰۰۰ مصاحبه است و این داده‌ها به‌طور رایگان برای همه افراد قابل دسترسی است. علاوه‌بر داده‌ها، تمام مستندات و گزارش‌های مربوط به نظرسنجی‌های ESS نیز به‌صورت رایگان در اختیار عموم قرار دارد. این امر به محققان، سیاستگذاران و سایر افراد امکان می‌دهد که به‌راحتی از این منابع استفاده کنند. نتایج این تحقیقات منبعی ارزشمند برای بررسی روندها و تغییرات نگرش‌های عمومی و رفتارهای اجتماعی در طول زمان به شمار می‌رود. این نظرسنجی امکان مطالعات تطبیقی بین کشورها را فراهم کرده و به تصمیم‌گیری آگاهانه در زمینه علوم اجتماعی و سیاستگذاری کمک می‌کند.

در نظرسنجی اجتماعی اروپا برای بررسی نگرش مردم نسبت به دولت رفاه از سه شاخص اصلی استفاده می‌شود که عبارت‌اند از:

1. نگرش به مسئولیت‌های دولت رفاه: این شاخص شامل مجموعه‌ای از نشانگرهاست که مسئولیت‌های دولت در تأمین رفاه اجتماعی را ارزیابی می‌کند.

2. رضایت از عملکرد دولت رفاه: این شاخص به ارزیابی کیفیت و اثربخشی خدمات رفاهی می‌پردازد.

3. دیدگاه درباره کیفیت دولت: این شاخص به بررسی کارایی و اثربخشی نهادهای دولتی می‌پردازد.

این سه شاخص، در مجموع، تصویری جامع از تعامل مردم با دولت رفاه ارائه می‌دهند و امکان تحلیل دقیق‌تری از روندها و تغییرات نگرش‌های عمومی را فراهم می‌آورند. جدول زیر نشان‌دهنده شاخص‌ها و نشانگرهای مرتبط با هر یک از این ابعاد است که می‌تواند به‌طور خاص در مطالعات مقایسه‌ای و بررسی‌های تطبیقی میان کشورها و سیاست‌های رفاهی مختلف مورداستفاده قرار گیرد.

 

جدول 11. شاخص رفاه ذهنی در نظرسنجی اجتماعی اروپا  [23]

ردیف

ابعاد

نشانگر

1

نگرش به مسئولیت‌های دولت رفاه

تضمین شغل برای همه افرادی که خواهان آن هستند

تضمین مراقبت‌های بهداشتی مناسب برای بیماران

تضمین سطح معقولی از زندگی برای سالمندان

تضمین سطح معقولی از زندگی برای بیکاران

تضمین خدمات کافی مراقبت از کودک برای والدین شاغل

تأمین مرخصی با حقوق برای افرادی که به‌طور موقت باید از اعضای خانواده بیمار خود مراقبت کنند

2

رضایت از عملکرد دولت رفاه

وضعیت خدمات بهداشتی

سطح زندگی بازنشستگان

فرصت‌های جوانان برای پیدا کردن اولین شغل تمام‌وقت خود

3

دیدگاه درباره کیفیت دولت

مؤثر و کارآمد بودن ارائه خدمات بهداشتی در [کشور]

مؤثر و کارآمد بودن سازمان‌های مالیاتی در انجام کارهایی مثل رسیدگی به درخواست‌ها به‌موقع، جلوگیری از اشتباهات و پیشگیری از تقلب

رفتار یکسان و برابر پزشکان و پرستاران در [کشور]

رفتار یکسان و برابر سازمان مالیاتی در [کشور]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرسنجی اجتماعی اروپا از یک چارچوب مفهومی برای تحلیل و درک عوامل مختلفی که بر نگرش‌ها و ارزیابی‌های مردم از دولت رفاه اثر می‌گذارد استفاده می‌کند. این مدل با شفاف‌سازی روابط پیچیده میان عوامل مختلف (مانند تمایلات اولیه، نگرش‌ها، ارزیابی‌ها و عوامل زمینه‌ای) به ما این امکان را می‌دهد که بهتر درک کنیم که چرا و چگونه مردم در کشورهای مختلف نسبت به دولت رفاه و سیاست‌های آن واکنش نشان می‌دهند (شکل 1).

 

 

شکل 1.روابط میان نگرش‌ها، ارزش‌ها و عوامل نهادی- اجتماعی در نظام‌های رفاه اجتماعی در اروپا

 [23]

 

 

 

 

به‌علاوه روسما،گیلیسن و اوورشات براساس پروژه نگرش‌سنجی اجتماعی سال 2008 کشورهای اروپایی مدلی نظری ارائه دادند، مدل نظری وضعیت رفاه ذهنی در بین شهروندان 22 کشور اروپایی را در الگوریتمی فرایندی در هفت مرحله سنجیدند که نتایج آن در شکل 2 ارائه شده است. این هفت مرحله عبارت‌اند از:

1. ترکیب رفاه:  این مرحله سرآغاز بازتعریف مفهوم رفاه است، به‌طوری‌که در این بازتعریف متولی رفاه تنها دولت نیست، بلکه علاوه‌بر دولت، بازار، نهادهای مدنی و حتی خانواده به‌عنوان متولی رفاه تعریف می‌شوند، ازاین‌رو تعبیر دولت رفاه محل مناقشه قرار می‌گیرد.

2. اهداف: به نظر پدیدآورندگان این مدل برای دستیابی به دولت رفاه، باید ازطریق فرایندهای دموکراتیک و صنعتی‌شدن در جامعه اقدام کرد. اهداف اصلی دولت در برقراری رفاه به سه گروه تقسیم می‌شود: امنیت اجتماعی، ایجاد برابری (چه در فرصت‌ها و چه در نتایج)، و گسترش شمول اجتماعی. این اهداف، فضای لیبرالی برابری را ترویج می‌کنند؛ به‌طوری‌که بیشتر بر فرصت‌ها یا برابری در نتایج تأکید دارند هدف‌گذاری‌ها در تأمین اجتماعی به‌ویژه به حفاظت از عموم مردم در برابر سخت‌گیری‌های بازار توجه دارند . بنابراین، دولت تنها مجری و متولی اقدامات تأمینی نیست، بلکه نقش فرصت‌ساز برای بازتوزیع منابع و منافع را ایفا می‌کند.

3. محدوده: بحثی که در این بُعد طرح می‌شود، بیانگر آن است دولت باید تصمیم بگیرد در کدام بخش‌های مختلف جامعه و زندگی مردم، منابع را دوباره توزیع کند تا برابری و عدالت اجتماعی به وجود بیاید. بیشتر نظرسنجی‌ها در همین زمینه‌ها انجام می‌شود. آنها بازتوزیع منابع را در سه بخش اصلی تقسیم کرده‌اند: مزایای اجتماعی، خدمات اجتماعی و نیروی کار فعال. این بخش‌ها شامل مواردی مانند بازنشستگی، کمک در دوران بیکاری، خدمات درمانی، مراقبت‌های بهداشتی، آموزشی و مراقبت از کودک هستند.

4. درجه: این بعد به میزان بازتوزیع منابع اشاره دارد، یعنی دولت باید چقدر از منابع خود را در این بخش‌ها توزیع کند. در این زمینه، تصمیم‌گیری درباره مقدار بودجه و منابعی که باید به هر بخش اختصاص یابد، اهمیت زیادی دارد. این تصمیم‌گیری با حداکثرسازی مشروعیت تصمیمات ارتباط دارد و در تجربه رفاه ذهنی به وضوح نمایان می‌شود. ازاین‌رو، شناخت درجه برخورداری از رفاه ذهنی یکی از ابعاد اصلی تحقیقات نگرش‌های رفاهی است، زیرا بیشتر نظرسنجی‌ها شامل سؤالاتی هستند که به‌طور خاص به این درجه مربوط می‌شوند.

5. فرایند توزیع: هنگامی‌که رفاه به عینیت و واقعیت تبدیل می‌شود، در عمل به چهار سؤال اصلی مطرح می‌شود: اول اینکه چه کسانی باید از توزیع مجدد منابع بهره‌مند شوند؟ این سؤال به تعیین افرادی اشاره دارد که باید از مزایای مختلف سیاست‌های رفاهی مانند بیمه بیکاری، خدمات بهداشتی یا کمک‌های اجتماعی بهره‌مند شوند. دوم اینکه چه کسانی باید در این فرایند مشارکت کنند؟ سوم، براساس چه دلایلی و شرایطی رفاه باید تحقق یابد؟ این سؤال به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه افرادی یا گروه‌هایی باید مالیات یا منابع دیگر برای تأمین این سیاست‌ها را تأمین کنند و معیارهایی که باید برای مشارکت آنها در نظر گرفته شود. درنهایت اینکه چه کسانی باید بار این توزیع را متحمل شوند؟ در اینجا به این مسئله پرداخته می‌شود که کدام گروه‌ها باید هزینه‌ها و مسئولیت‌های مربوط به توزیع مجدد منابع را تحمل کنند.

6. بعد اجرایی: در این بعد به ارزیابی اقدامات انجام شده در تحقق رفاه پرداخته می‌شود، این ارزیابی توسط شهروندان در دو محور زیر صورت می‌گیرد.

الف. بعد کارایی: در بحث کارایی به دو سوال آیا منابع به‌طور بهینه و بدون هدر رفت مصرف می‌شوند؟ آیا خدمات به‌موقع و در زمان مناسب به افراد نیازمند ارائه می‌شوند؟ توجه می‌شود.

ب. بعد کارآمدی: در بحث کارآمدی به دو سؤال آیا خدمات به کسانی که حق دریافت آنها را دارند (ذی نفعان مشروع) می‌رسد؟ آیا سوءاستفاده از سیستم به حداقل رسیده است؟ پاسخ داده می‌شود.

7. بعد نتایج: آخرین بعد درباره مدل رفاهی مربوط پیامدهای به‌جای مانده از حوزه رفاهی است، به‌طوری‌که این پیامدها در دو زیرمجموعه تقسیم می‌شوند: نتایج پیش‌بینی‌شده و نتایج ناخواسته. در زمینه نتایج پیش‌بینی‌شده تمرکز بر دستیابی به برابری، امنیت اجتماعی و فعال‌سازی نیروی کار برای یکایک شهروندان است.نتایج ناخواسته در ارتباط با پیامدهای اقتصادی و اخلاقی از اجرای اهداف است، پیامدهای ناخواسته اقتصادی به بحث بار مالی چنین اقداماتی بر بودجه عمومی دولت و پیامدهای آن برای سطوح مالیاتی و تورم‌زایی اشاره دارد، و پیامد اخلاقی به خطرات اخلاقی احتمالی مربوط می‌شود، به‌طوری‌که این خدمات به ذهنیت مردم در اجتناب از مسئولیت خود یا تنبل شدن یا فردگرا شدن بیش‌ازحد بیانجامد .[12]

 

 

شکل 2. چارچوب مفهومی نظام‌های رفاه اجتماعی در اروپا[12]

3-9. شاخص بهزیستی ذهنی در ایران

در پژوهش‌های انجام‌شده در ایران، برای عملیاتی‌سازی بهزیستی ذهنی (که غالباً به رفاه ذهنی ترجمه می‌شود)، معمولاً از شاخص‌هایی که فیتزپتریک طراحی کرده است، استفاده می‌شود. در سال 1393، سام آرام باتوجه ‌به شاخص‌های ارائه‌شده در نظریه فیتزپتریک، پرسش‌نامه‌ای برای سنجش بهزیستی ذهنی طراحی کرد. این پرسش‌نامه در ایران به‌طور وسیعی برای اندازه‌گیری بهزیستی ذهنی مورداستفاده قرار می‌گیرد.

 

جدول 12. ابعاد، شاخص‌هاو نشانگرهای بهزیستی ذهنی در پژوهش سام آرام و همکاران[24]

ابعاد

شاخص‌ها

نشانگرها

نیاز فیزیولوژیک

احساس سلامت

ارزیابی فرد از میزان سلامتی خود

مقایسه وضعیت سلامت فرد نسبت به گذشته

وجود یا عدم وجود مشکل جسمی و عاطفی در انجام فعالیت‌های روزانه

نیاز روحی و روانی

عزت‌ نفس

احساس باارزش بودن و داشتن نگرش مثبت به خود

داشتن ویژگی‌های مثبت و مفید

احساس شکست و ناتوانی

رضایت از زندگی

ترجیحات

ارزیابی فرد از میزان دستیابی به اهداف و سلامت

میزان تحقق آرزوها و امکان تأمین خواسته‌های مشروع

استحقاق

ارزیابی فرد از میزان رعایت حق و عدالت در جامعه

ارزیابی از میزان برخورداری مردم نسبت به شایستگی‌هایشان

دیدگاه فردی نسبت به طبقات فرادست

مقایسه‌های نسبی

ارزیابی فرد از برخورداری‌های خود در مقایسه با دیگران

واکنش احساسی فرد نسبت به طبقات فرادست

برابری

دیدگاه فرد نسبت به میزان رعایت عدالت

دیدگاه فرد نسبت به میزان عمل به قانون

احساسات هیجانی

خوشبختی و شادکامی

میزان احساس خوشبختی و شادکامی

احساسات فرد درخصوص توانایی‌ها و روحیات

ارزیابی حالت‌های عاطفی فرد نسبت به دیگران

امید به آینده

میزان امیدواری فرد نسبت به آینده

ارزیابی فرد از شرایط و وضعیت فعلی در مقایسه با گذشته

اعتماد و مقبولیت اجتماعی

ارزیابی میزان اعتماد متقابل فرد با اعضای خانواده و نزدیکان

بررسی‌های طرف‌های مشورت در تصمیم‌های مهم زندگی

ارزیابی فرد از میزان مقبولیتش در جامعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3-10. جمع‌بندی شاخص‌ها

در این گزارش، ادبیات نظری و شاخص‌های جهانی مرتبط با رفاه ذهنی موردبررسی قرار گرفته است. در این راستا، تعاریف نظریه‌پردازان برجسته و شاخص‌های پرتکرار بین‌المللی معرفی شده‌اند. در نتیجه این بررسی، دو رویکرد اصلی در سنجش رفاه ذهنی شناسایی شد: رویکرد اروپایی و رویکرد آمریکایی.

رویکرد اروپایی، رفاه ذهنی را با عملکرد، مسئولیت دولت رفاه و کیفیت خدمات عمومی مرتبط می‌داند. در این رویکرد، تمرکز بر نگرش مردم نسبت به مسئولیت‌های دولت در تأمین حمایت‌های اجتماعی، رضایت از عملکرد نهادهای رفاهی و ارزیابی کیفیت ارائه خدمات دولتی است. این رویکرد عموماً در نظرسنجی اجتماعی اروپا استفاده می‌شود. در مقابل، رویکرد آمریکایی بر جنبه‌های فردی و ذهنی رفاه قرار تمرکز خود را قرار می‌دهد و شاخص‌هایی مثل رضایت از زندگی و تجربه عواطف مثبت و منفی را موردتوجه قرار می‌دهد. در این رویکرد، رفاه ذهنی بیشتر به‌عنوان ارزیابی فرد از زندگی و میزان رضایت شخصی از جنبه‌های مختلف زندگی ازجمله شغل، درآمد، سلامت و... تلقی می‌شود. نظریه‌پرداز دیگری به نام فیتزپتریک نیز شاخص‌های شادی، ارضای نیازها، ترجیحات، استحقاق و مقایسه‌های اجتماعی ارائه داده است؛ بااین‌حال، این مدل کمتر در مؤسسات بین‌المللی مورداستفاده قرار گرفته است.

در ایران، مهم‌ترین پژوهش برای سنجش رفاه ذهنی مربوط به تحقیق سام آرام و همکاران (۱۳۹۳) است. این پژوهش با استفاده از نظریه فیتزپتریک و با طراحی پرسش‌نامه‌ای بومی، ابعاد رفاه ذهنی را باتوجه ‌به بافت اجتماعی و فرهنگی ایران بازتعریف کرد و شاخص‌های شادکامی، امنیت، ترجیحات، استحقاق، آزادی، مقایسه نسبی و ارضای نیازها را مورد سنجش قرارداد.

جدول زیر، مجموعه‌ای جامع از شاخص‌های رفاه ذهنی در کشورهای غیراروپایی را ارائه می‌دهد که براساس مرور مطالعات و شاخص‌های مورداستفاده در سازمان و تحقیقات بین‌المللی به‌دست‌آمده است. علاوه‌بر این، ابعاد مطرح شده در پژوهش سام آرام (۱۳۹۳) نیز برای مقایسه و استفاده در بومی‌سازی در همین جدول آورده شده است. این شاخص‌ها در 8 بعد به شرح زیر طبقه‌بندی شده‌اند:

·       رضایت از زندگی،

·       عواطف و تجربیات روزانه،

·       سعادت‌مندی،

·       احساس تعلق و امنیت اجتماعی،

·       ارزیابی وضعیت اقتصادی،

·       تصویر ذهنی از خود،

·       اعتماد و مقبولیت اجتماعی،

·       ارزیابی و مقایسه‌های ذهنی اجتماعی.

این ابعاد نشان می‌دهند که رفاه ذهنی مفهومی چندبعدی است و سنجش آن محدود به یک جنبه مانند رضایت نیست. براساس این جمع‌بندی هشت‌گانه از رفاه ذهنی، شاخص‌ها هم تجربه‌های درونی فرد و هم ارزیابی‌های مقایسه‌ای و اجتماعی را پوشش می‌دهند.

 

 

جدول13. جمع‌بندی از ابعاد و شاخص‌های رفاه ذهنی

ابعاد

شاخص‌ها

رضایت از زندگی

رضایت از درآمد

رضایت از شغل

رضایت از وضعیت شغلی به‌طورکلی

لذت بردن از فعالیت‌ها و وظایف روزمره

داشتن انگیزه کافی برای رسیدن به اهداف

رضایت از وضعیت سلامت

 رضایت از میزان سلامتی

مقایسه وضعیت سلامت نسبت به گذشته

وجود یا عدم وجود مشکل جسمی در انجام فعالیت‌های روزانه

رضایت از وضعیت غذا

رضایت از سطح تحصیلات

رضایت از محل سکونت

رضایت از دوستان

رضایت از خانواده

رضایت از آزادی در کنترل شهر

رضایت از توانایی کمک به دیگران

رضایت از وضعیت امنیت

رضایت از زندگی فعلی در کل (نردبان ده پله‌ای)

رضایت از زندگی آینده در کل (نردبان ده پله‌ای)

عواطف و تجربیات روزانه

عواطف و تجربیات مثبت روزانه

 شادی

آرامش و راحتی

فعال و پرانرژی بودن

 بیدار شدن بااحساس سبکی و انرژی

زندگی روزانه پر از فعالیت‌ها و تجربه‌های موردعلاقه

 حساس استراحت کافی

 رفتار محترمانه با فرد

 لبخند زدن و خندیدن

دریافت انرژی مثبت و انگیزه از دوستان و خانواده هر روز

وجود فردی در زندگی که اشتیاق به آینده ایجاد کند

خوشبختی

میزان احساس خوشبختی و شادکامی

احساسات فرد درخصوص توانایی‌ها و روحیات

امید به آینده

میزان امیدواری فرد نسبت به آینده

ارزیابی فرد از شرایط و وضعیت فعلی در مقایسه با گذشته

عواطف و تجربیات منفی روزانه

درد جسمی

 نگرانی

 غمگینی

 استرس

عصبانیت

 خشم

ارزیابی حالت‌های عاطفی فرد نسبت به دیگران

سعادتمندی

زندگی هدفمند و معنادار

خودمختاری

لیاقت و شایستگی

احساس تعلق و امنیت اجتماعی

 دوست داشتن مکان زندگی

احساس امنیت داشتن

افتخار به جامعه خود

ارزیابی وضعیت اقتصادی

نردبان اقتصادی (فعلی، چهار سال قبل و چهار سال آینده)

ارزیابی درآمد

ارزیابی حداقل درآمد

تصویر ذهنی مثبت از خود و احساس توانمندی

احساس باارزش بودن و داشتن نگرش مثبت به خود

داشتن ویژگی‌های مثبت و مفید

احساس شکست و ناتوانی

اعتماد و مقبولیت اجتماعی

ارزیابی میزان اعتماد متقابل فرد با اعضای خانواده و نزدیکان

بررسی‌های طرف‌های مشورت در تصمیم‌های مهم زندگی

ارزیابی فرد از میزان مقبولیتش در جامعه

ارزیابی و مقایسه‌های ذهنی اجتماعی (ادراک و مقایسه‌های اجتماعی)

ترجیحات

ارزیابی فرد از میزان دستیابی به اهداف و سلامت

میزان تحقق آرزوها و امکان تأمین خواسته‌های مشروع

استحقاق

ارزیابی فرد از میزان رعایت حق و عدالت در جامعه

ارزیابی از میزان برخورداری مردم نسبت به شایستگی‌هایشان

 

مقایسه‌های نسبی

دیدگاه فردی نسبت به طبقات فرادست

ارزیابی فرد از برخورداری‌های خود در مقایسه با دیگران

 

برابری

واکنش احساسی فرد نسبت به طبقات فرادست

دیدگاه فرد نسبت به میزان رعایت عدالت

           

مآخذ: نگارنده.

 

مرور مطالعات بین‌المللی نشان داد که در میان ابعاد هشت‌گانه نامبرده، بعد «رضایت از زندگی» بیشترین کاربرد را داشته و به‌عنوان اصلی‌ترین بعد رفاه ذهنی شناخته می‌شود. این بعد کلیدی، در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، مؤسسه گالوپ و دو پروژه نظرسنجی معتبر موردبررسی قرار گرفته است.

پس از آن، بعد «عواطف و احساسات» اهمیت زیادی دارد و در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، مؤسسه گالوپ و سازمان بهداشت جهانی مورد سنجش قرار گرفته است. همچنین، بعد «ارزیابی وضعیت اقتصادی» بیشترین استفاده را در سنجش رفاه ذهنی در پروژه‌های بانک جهانی و پروژه زندگی در حال گذار دارد. این بعد به نحوه درک فرد از شرایط مالی خود و تأثیر آن بر رفاه ذهنی اشاره دارد و اهمیت آن ازاین‌جهت است که حتی افراد دارای وضعیت اقتصادی مطلوب ممکن است احساس رضایت و امنیت مالی نداشته باشند و برعکس، کسانی که ازنظر مالی ضعیف‌ترند، در صورت ارزیابی مثبت از شرایط خود، ممکن است سطح بالاتری از رفاه ذهنی را تجربه کنند. این سه بعد ازنظر علمی معتبر بوده و در مطالعات مختلف بارها مورداستفاده قرار گرفته‌اند؛ بنابراین هم‌پایه نظری قوی دارند و هم نتایج تجربی آنها قابل‌اعتماد است. این سه بعد می‌توانند به‌عنوان ابعاد اصلی برای سنجش رفاه ذهنی مورداستفاده قرار گیرند، البته لازم است توجه داشت برای استفاده از آنها در هر جامعه‌ای، باید با توجه مقتضیات آن جامعه باشد.

.

جدول 14.تکرار و گستردگی ابعاد رفاه ذهنی در سازمان‌ها و پروژه‌های بین‌المللی

سازمان‌ها و پروژه‌های بین‌المللی

رضایت از زندگی

 

عواطف

سعادت

ارزیابی وضعیت اقتصادی

سازمان توسعه و همکاری اقتصادی

·       

·       

·       

·       

 

سازمان بهداشت جهانی

 

·       

·       

 

 

مؤسسه گالوپ

·       

·       

·       

 

 

بانک جهانی

 

 

 

 

·       

پروژه زندگی در حال گذار

·       

 

 

 

·       

پروژه بودجه خانوار

·       

 

 

 

 

               

مآخذ: نگارنده.

 

تحقیقاتی که تاکنون در مورد رفاه ذهنی در ایران انجام شده با چند مشکل مواجه هستند: اول اینکه، این تحقیقات به‌طور هم‌زمان سه بعد اصلی بین‌المللی رفاه ذهنی را پوشش نمی‌دهند و اغلب رفاه ذهنی را به‌صورت تک‌بعدی بررسی کرده‌اند و بیشتر بر بعد رضایت از زندگی، کیفیت زندگی یا احساس شادکامی تمرکز داشته‌اند. دوم اینکه، بسیاری از این پژوهش‌ها مقطعی و عمدتاً تحقیقاتی دانشجویی هستند. این محدودیت‌ها باعث می‌شود که نتایج حاصل، برای تحلیل کلان یا سیاستگذاری اجتماعی قابل‌تعمیم نباشد. در تحقیق سام آرام و همکاران (1393) برخی مؤلفه‌ها مانند امکان انتقاد از مسئولان، آزادی رسانه‌ها و عدالت اقتصادی بیش‌ازحد بر جنبه‌های سیاسی متمرکز شده‌اند و کمتر به ابعاد احساسی، تجربی و رضایت فردی در زندگی روزمره توجه شده است. همچنین، بُعد اقتصادی در معنای استاندارد بین‌المللی رفاه ذهنی به‌طور کامل پوشش داده نشده و شاخص‌هایی مانند درآمد یا اشتغال صرفاً به‌صورت پرسش‌های محدود ظاهر شده‌اند.

اما ابعاد بین‌المللی پرتکرار نامبرده ازجمله ابعاد استانداردی هستند که برای مقایسه کشورها و تحلیل روندهای جهانی در زمینه رفاه ذهنی تدوین شده‌اند. این ابعاد در ایران نیز قابل بررسی‌اند، زیرا تجربه رضایت، عواطف مثبت و منفی و ارزیابی وضعیت اقتصادی موضوعاتی عمومی‌اند که در همه جوامع ازجمله ایران قابل‌بررسی‌اند؛ بااین‌حال، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی می‌تواند بر نحوه درک و تفسیر این ابعاد اثر بگذارند؛ به‌عنوان‌مثال، در فرهنگ ایرانی رضایت از زندگی ممکن است بیش از آنکه به موفقیت فردی یا اقتصادی وابسته باشد، می‌تواند با ارزش‌هایی مانند دین‌داری یا روابط خانوادگی معنا یابد.

بنابراین، اگرچه شاخص‌های بین‌المللی رفاه ذهنی ابزارهایی معتبر و آزموده شده‌اند، استفاده مستقیم از آنها در ایران با محدودیت‌هایی همراه است. لازم است این شاخص‌ها ازنظر فرهنگی بومی‌سازی شوند. باوجود این ملاحظات، طراحی و به‌کارگیری شاخص‌های بومی‌شده بر پایه همین ابعاد، امکان سنجش مستمر رفاه ذهنی شهروندان را فراهم می‌کند و می‌تواند به ابزاری کارآمد برای نهادهای تصمیم‌گیر و سیاستگذار تبدیل شود. داده‌های حاصل از این سنجش‌ها به سیاستگذاران اجازه می‌دهد وضعیت رفاه ذهنی جامعه را به‌صورت علمی و مبتنی‌بر داده بررسی کنند و اصلاحات لازم را در حوزه‌های رفاه اجتماعی و توزیع منابع طراحی و اجرا کنند. به‌بیان‌دیگر، سنجش بومی‌شده و مداوم این شاخص‌ها، شرط لازم برای ایفای نقش نظارتی و سیاستگذاری مؤثر در جهت ارتقای رفاه ذهنی ایرانیان است.

 

4. نتیجه‌گیری

بی‌شک، بنیان‌های ساختارهای علوم انسانی دارای پیچیدگی‌هایی با رویکردی فرهنگ‌محور هستند. در نتیجه، متغیرهای موردبررسی در این حوزه ازنظر مبنا، ساختار و حتی کارکرد، تعاریف گوناگونی می‌یابند. ازاین‌رو، سازه‌های پژوهشی در علوم انسانی به‌سادگی و صراحت قابل‌تعریف نیستند و سنجش و اندازه‌گیری مفاهیم آن کمتر به یافته‌های مشترک و واحد منجر می‌شود.

براین‌اساس، تعریف و تحدید معانی و مفاهیم در علوم انسانی نه‌تنها ضروری است، بلکه تعیین خاستگاه‌های فرهنگی آن نیز اهمیتی اساسی دارد؛ بنابراین، درک خاستگاه جریان‌های فکری در علوم انسانی بیش‌ازپیش اهمیت می‌یابد و صاحب‌نظران باید به مبانی علوم انسانی در ایران و تناسب آن با شرایط فرهنگی و اجتماعی توجه ویژه‌ای داشته باشند.

برای مثال، درگذشته‌ای نه‌چندان دور، مفهوم رفاه معادل با دسترسی به کالاها و امکانات مادی تلقی می‌شد. اما این تعریف با سه چالش اساسی روبه‌رو شد: نخست، توسعه فناوری و ظهور دولت‌های مدرن که نه‌تنها تحقق وعده رفاه همگانی را با دشواری مواجه کرد، بلکه شکاف‌های توزیع منابع را نیز عمیق‌تر ساخت. دوم، دسترسی به رفاه مادی لزوماً به رفاه ذهنی متعادل منجر نشد. سوم، انتظارات از رفاه در جوامع مختلف یکسان نبوده و نیست. ازاین‌رو، شناخت ابعاد گوناگون این موضوع و به‌ویژه مراجعه به ادبیات نظری مرتبط، برای درک روشن‌تر از هدف و محدوده پژوهش در حوزه‌ای همچون رفاه ذهنی، ضرورتی انکارناپذیر دارد.

آنچه در ادبیات علمی مربوط به رفاه ذهنی مشاهده می‌شود، تلاش‌ها و پژوهش‌هایی است که پس از جنگ جهانی دوم و در پی شکست دولت‌های اروپایی در جنگ شکل گرفت. این ادبیات، چند دهه بعد به دو جریان اصلی تقسیم شد. از یک‌سو، در اروپا، تمرکز بر سنجش انگاره‌های دولت رفاهی و میزان و شدت ارائه خدمات قرار گرفت. درنتیجه، جنبه غالب مفهوم رفاه ذهنی به توزیع عادلانه و متعادل منابع در راستای تحقق اهداف دولت، به‌ویژه در حوزه خدماتی مانند انواع بیمه، معطوف شد.

ازسوی دیگر، در جامعه سرمایه‌داری آمریکا، با گرایش‌های پررنگ‌تر لیبرالیسم اقتصادی و اجتماعی و تأکید بیشتر بر فردگرایی، مفهوم رفاه ذهنی حول محورهای روان‌شناختی مانند رضایت از زندگی و ابعاد آن، خوشبختی، شادکامی متمرکز شد. همین دو جریان، در گستره خود، دارای دیدگاه‌های متنوعی هستند. بااین‌حال، مشخص نیست که آیا محاسبه سازه رفاه ذهنی و به‌کارگیری روش‌های آماری در این دو رویکرد به پایایی و اعتباری یکسان منجر می‌شود - امری که برای فرایند اندازه‌گیری از اهمیت اساسی برخوردار است. به همین دلیل، پژوهشگران این حوزه باید از همان ابتدا تکلیف خود را در انتخاب یکی از دو رویکرد - جامعه‌نگرانه (رفاه ذهنی با جهت‌گیری دولت‌محور) یا روان‌شناسی‌نگرانه (رفاه ذهنی با جهت‌گیری رضایت‌مندی فردی) - در سنجش رفاه ذهنی مشخص کنند.

این انتخاب، علاوه‌بر افزایش سهولت، سرعت و صرفه‌جویی در هزینه‌های پژوهش، موجب ارتقای اعتبار علمی آن و فراهم شدن امکان مقایسه نتایج می‌شود. ازاین‌رو، مقایسه داده‌ها و شاخص‌های رفاه ذهنی میان جوامع مختلف، وابسته به تعریف مبنایی این سازه و درک تفاوت‌های اساسی میان جوامع خواهد بود.

براین‌اساس، اگر شاخص‌های رفاه ذهنی بر جوامعی با گرایش اجتماعی مبتنی باشد، کلیت رفاه ذهنی در چارچوب خدمات نظام‌های اجتماعی حمایتی، ازجمله بیمه‌ها و سیاستگذاری‌های مرتبط، تعریف خواهد شد. در این رویکرد، اکثر شاخص‌ها و زیرشاخص‌ها به میزان قدرت حمایت نظام بیمه‌ای در حوزه‌هایی مانند خدمات درمانی، بازنشستگی، بیکاری و سایر حمایت‌های اجتماعی معطوف می‌شود. بدیهی است که در این دیدگاه، عدالت اجتماعی نقش‌محوری داشته و سنجش آن عمدتاً ازطریق پیمایش‌های اجتماعی انجام می‌شود.

در مقابل، در رویکرد روان‌شناختی، کلیت رفاه ذهنی به میزان رضایت‌مندی فرد از زندگی و برخورداری‌های شخصی وابسته است. این رضایت‌مندی به هزینه‌های رفاهی برای داشتن و دستیابی به احساس خوشبختی در زندگی مربوط می‌شود. در این دیدگاه، رفاه ذهنی ازطریق ارزیابی گسترده‌تری نسبت به‌سلامت جسمی و روانی، داشتن شغل، امید به آینده، احساس امنیت و توانمندی فرد سنجیده می‌شود. یکی دیگر از موضوعات مرتبط با رفاه ذهنی، ابعاد و شاخص‌های سنجش آن است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در سطح جهانی، برخی از سازمان‌های معتبر مانند بانک جهانی، این سنجش را با سؤالات کمتری انجام می‌دهند. در مقابل، در ایران، سنجش رفاه ذهنی معمولاً با تعداد زیادی سؤال و البته با ابعاد زیاد، اما به‌صورت مقطعی و بدون تداوم انجام شده است. این رویکرد می‌تواند به عدم انسجام در داده‌ها و دشواری در مقایسه نتایج منجر شود.

اگرچه ارزیابی دقیق و معتبر رفاه ذهنی مستلزم آن است که در عین بهره‌گیری از ابعاد پرتکرار در شاخص‌های بین‌المللی، نشانگرهای مربوط به هر بعد متناسب با شرایط بومی ایران طراحی شوند؛ با این وجود به نظر می‌رسد مدل مفهومی رفاه ذهنی مورد استفاده در کشورهای غیر اروپایی، می‌تواند به‌عنوان چارچوب مفهومی مناسب‌تری برای سنجش رفاه ذهنی در ایران انتخاب شود. این مدل به‌طور مستقیم بر ارزیابی شناختی افراد از زندگی و تجربه عواطف مثبت و منفی تمرکز دارد و ازاین‌رو نسبت به شرایط اقتصادی و اجتماعی حساس است و امکان سنجش پیامدهای این شرایط بر ذهنیت و تجربه زیسته افراد را فراهم میکند، بی‌آنکه سنجش رفاه ذهنی را به‌طور مستقیم بر عملکرد دولت وابسته سازد.

در مقابل مدل رفاه ذهنی رایج در کشورهای اروپایی عمدتاً، بر مفاهیمی مانند عدالت توزیعی، دامنه و شمول خدمات رفاهی و نقش دولت در تأمین رفاه تأکید دارد و برای جوامعی مناسب است که از دولت رفاه تثبیت شده برخوردارند. این رویکردها در بافتی مانند جامعه ایران که فاصله میان سیاست‌های رسمی و تجربه شهروندان می‌تواند قابل توجه باشد توان کمتری در بازنمایی تجربه زیسته و احساسات افراد دارند.

بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت که الگوی رفاه ذهنی در کشورهای غیراروپایی، با تمرکز بر تجربه فردی چارچوب توضیح‌دهنده‌تر و واقع‌بینانه‌تری برای سنجش رفاه در جامعه ایران فراهم می‌کند.

علاوه‌بر این، پایش و ارزیابی مداوم این مفهوم در طول زمان، به‌ویژه در پاسخ به تغییرات اجتماعی و اقتصادی، برای اطمینان از به‌روز بودن و دقت شاخص‌ها حیاتی است. در این راستا، طراحی ابزاری برای سنجش رفاه ذهنی مبتنی‌بر این چارچوب که بتواند رفاه ذهنی را در شرایط خاص ایران به‌طور مؤثر اندازه‌گیری کند می‌تواند مبنای مناسبی برای تصمیم‌گیری‌های سیاستی و درنهایت بهبود کیفیت زندگی شهروندان فراهم کند.

  

5. پیوست: (پرسش‌نامه‌ها )

5-1. پرسشنامه سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (2011)

ترجمه

سؤال

ردیف

ارزیابی زندگی

 

Life evaluation

سؤال زیر می‌پرسد که در مقیاس 0 تا 10 چقدر احساس رضایت می‌کنید.0 به این معنی است که شما اصلاً احساس رضایت نمی‌کنید و 10 به معنای احساس رضایت کامل است

the following question ask how satisfied you feel on a scale from 0 to 10 . zero means you feel not at all satisfied and 10 means you feel completely satisfied.

به‌طورکلی، این روزها چقدر از زندگی خود راضی هستید؟

(0 تا 10)

Overall how satisfied are you with life as a whole these day?

1

چقدر از استاندارد زندگی خود راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with your standard of living?

2

چقدر از سلامتی خود راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with your health?

3

چقدر از دستاوردهای زندگی‌تان راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with what you are achieving in life?

4

چقدر از روابط شخصی خود راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with your personal relationships?

5

چقدر احساس امنیت می‌کنید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with how safe you feel ?

6

چقدر از اینکه بخشی از جامعه خود هستید احساس رضایت می‌کنید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with feeling part of your community?

7

چقدر نسبت به آینده احساس امنیت می‌کنید؟

(0 تا 10)

 

how satisfied are you with your future security?

8

چقدر از مدت زمانی که برای انجام کارهایی که دوست دارید می‌گذارید راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with the amount of time you have to do the things that you like doing?

9

چقدر از وضعیت محیط محلی خود راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with the quality of your local environment?

10

 سؤال زیر فقط از پاسخ‌دهندگانی که شاغل هستند پرسیده شود.

for respondents who are employed only

11

چقدر از شغل خود راضی هستید؟

(0 تا 10)

how satisfied are you with your job?

12

سؤال زیر می‌پرسد کارهایی که در زندگی خود انجام می‌دهید چقدر ارزشمند هستند؟ در مقیاس 0 تا 10. 0 به این معنی است که احساس می‌کنید کارهایی که در زندگی خود انجام می‌دهید اصلاً ارزشمند نیستند و 10 به معنای کاملاً ارزشمند است.

the following question ask how worthwhile you feel the things you do in your life are، on a scale from 0 to 10. zero means you feel the things you do in your life are not at all worthwhile and 10means completely worthwhile

به‌طورکلی، تا چه حد احساس می‌کنید کارهایی که در زندگی‌تان انجام می‌دهید ارزشمند هستند؟

(0 تا 10)

overall to what extent do you feel the things you do in yourlife are worthwhile

13

سؤالات زیر در مورد اینکه دیروز چه احساسی داشتید، در مقیاس ۰ تا ۱۰ پرسیده می‌شوند. عدد ۰ به این معنی است که شما دیروز اصلاً این احساسات را تجربه نکردید، درحالی‌که عدد ۱۰ به این معنی است که شما تمام مدت دیروز این احساسات را تجربه کرده‌اید. اکنون فهرستی از این احساسات را برای شما می‌خوانم.

the following questions ask about how you felt yesterday on a scale from 0 to 10. zero means you did not experience the following at all yesterday while 10 means you experienced the feeling all of the time yesterday. I will now read out a list of ways you might have felt yesterday.

در مورد خوشحالی چه‌طور؟

(0 تا 10)

Hwo about happy?

14

در مورد نگرانی چه‌طور؟

(0 تا 10)

Hwo about worried?

15

در مورد افسردگی چه‌طور؟

(0 تا 10)

Hwo about depressed?

16

سعادت

Eudaimonia

اکنون می‌خواهم از شما سؤالاتی درباره احساستان درباره خود و زندگی‌تان بپرسم، لطفاً از مقیاس 0 تا 10 برای نشان دادن احساس خود استفاده کنید.

صفر به این معنی است که شما کاملاً مخالف هستید و 10 به معنای کاملاً موافق هستید

I now want to ask you some questions about how you feel about yourself and your life please use a scale from 0 to 10 to indicate how you felt.

 zero means you disagree completely and 10 means you agree completely

در کل نسبت به خودم احساس مثبتی دارم.

(0 تا 10)

in general I feel very positive about myself

17

من همیشه به آینده‌ام خوش‌بین هستم.

(0 تا 10)

I am always optimistic about my future

18

من در انتخاب نحوه زندگی‌کردنم احساس آزادی می‌کنم (0 تا 10).

I am free to decide for myself how to live my life

19

به‌طورکلی من احساس می‌کنم کارهایی که در زندگی انجام داده‌ام ارزشمند هستند. (0 تا 10)

I generally feel that what I do in my life is worthwhile

20

بیشتر روزها از کاری که انجام می‌دهم احساس موفقیت می‌کنم. (0 تا 10)

most days I get a sense of accomplishment from what I do

21

وقتی همه‌چیز در زندگی‌ام اشتباه می‌شود، معمولاً مدت زیادی طول می‌کشد تا به وضعیت عادی بازگردم.

(0 تا 10)

when things go wrong in my life it is generally takes me a long time to get back to normal

22

اکنون می‌خواهم فهرستی از احساساتی را که ممکن است در هفته گذشته احساس کرده‌اید، در مقیاسی از 0 تا 10 بخوانم، که 0 به این معنی است که شما در تمام هفته گذشته چنین احساسی داشته‌اید و 10 به این معنی است که دیروز تمام مدت آن را تجربه کرده‌اید حالا لطفاً بگویید چقدر دیروز این احساسات را داشته‌اید؟

I am now going to read out a list of ways you might have felt during the past week on a scale from 0 to 10 where 0 means you felt that way not all during the past week and 10 means you filled that way all the time yesterday can you please tell me how much of the time yesterday

انرژی زیادی داشتی؟ (0 تا 10)

you had a lot of energy

23

احساس آرامش کردی؟ (0 تا 10)

you felt calm

24

احساس تنهایی کردی؟ (0 تا 10)

you felt lonely

25

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5-2. پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی (2024)

لطفاً برای هر یک از پنج سؤال زیر مشخص کنید که کدام‌یک به وضعیت شما در دو هفته گذشته نزدیک‌تر است؟ توجه داشته باشید که اعداد بالاتر به معنای وضعیت بهزیستی بهتر است، به‌عنوان‌مثال اگر در طول دو هفته گذشته در بیش از نیمی از زمان‌ها احساس نشاط داشتید و یا روحیه خوبی داشته‌اید، شماره سه را انتخاب کنید.

ترجمه

سؤال

ردیف

احساس شادابی و سرزندگی داشته‌ام.

همیشه (5)، اکثر اوقات (4)، بیش از نیمی از زمان‌ها (3)، کمتر از نیمی از زمان‌ها (2)، بعضی اوقات (1)، اصلاً (0)

 I have felt cheerful and in good spirits

All of the time،Most of the time،More than half of the time،Less than half of the time،Some of the time

At no time

1

احساس آرامش و راحتی داشته‌ام.

همیشه (5)، اکثر اوقات (4)، بیش از نیمی از زمان‌ها (3)، کمتر از نیمی از زمان‌ها (2)، بعضی اوقات (1)، اصلاً (0)

I have felt calm and relaxed

All of the time،Most of the time،More than half of the time،Less than half of the time،Some of the time

At no time

2

احساس فعال بودن و پرانرژی بودن داشته‌ام.

همیشه (5)، اکثر اوقات (4)، بیش از نیمی از زمان‌ها (3)، کمتر از نیمی از زمان‌ها (2)، بعضی اوقات (1)، اصلاً (0)

I have felt active and vigorous

All of the time،Most of the time،More than half of the time،Less than half of the time،Some of the time

At no time

3

 بااحساس سبکی و انرژی از خواب بیدار شده‌ام.

همیشه (5)، اکثر اوقات (4)، بیش از نیمی از زمان‌ها (3)، کمتر از نیمی از زمان‌ها (2)، بعضی اوقات (1)، اصلاً (0)

I woke up feeling fresh and rested

All of the time،Most of the time،More than half of the time،Less than half of the time،Some of the time

At no time

4

زندگی روزانه‌ام پر از کارها و تجربه‌هایی بوده که به آنها علاقه داشته‌ام.

همیشه (5)، اکثر اوقات (4)، بیش از نیمی از زمان‌ها (3)، کمتر از نیمی از زمان‌ها (2)، بعضی اوقات (1)، اصلاً (0)

My daily life has been filled with things that interest me

All of the time،Most of the time،More than half of the time،Less than half of the time،Some of the time

At no time

5

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5-3. پرسشنامه بانک جهانی با جهت‌گیری رفاه اقتصادی ذهنی (1999)

لطفاً یک نردبان 9 پله‌ای را تصور کنید که در پایین‌ترین پله، پله اول، فقیرترین افراد ایستاده‌اند و در بالاترین پله، پله نهم، افراد ثروتمند ایستاده‌اند. شما در کدام پله ایستاده‌اید؟

Please imagine a 9-step ladder where on the bottom, the first step, stand the poorest people, and on the highest step, the ninth, stand the rich. On which step are you today

پس از حذف مالیات، چه میزان از درآمد را خیلی خوب، خوب، بد و خیلی بد می‌دانید؟

"income evaluation question" (IEQ): "what after-tax income do you consider very bad, bad, sufficient, good, very

 

 

 

 

 

5-4. پرسشنامه پروژه زندگی در حال گذار (2013)

 در این پروژه ،رضایت از وضعیت مالی فرد با استفاده از یک مقیاس پنج‌درجه‌ای سنجیده شده است. گزاره مورداستفاده عبارت بود از: با درنظرگرفتن همه جوانب، از وضعیت مالی کلی خود رضایت دارم. گزینه‌های پاسخ‌دهی شامل «کاملاً مخالفم»، «مخالفم»، «نه مخالفم و نه موافق»، «موافقم» و «کاملاً موافقم» بودند.

 

A 5-step scale measures of satisfaction with one’s financial situation: All things considered, I am satisfied with my financial situation as a whole (strongly disagree, disagree, neither agree nor disagree, agree, and strongly agree);

 

رضایت از زندگی با استفاده از یک مقیاس 10 درجه‌ای سنجیده شده است. پرسش مورد استفاده این بود: با در نظر گرفتن همه جوانب، تا چه حد از زندگی خود در این روزها راضی یا ناراضی هستید؟ لطفاً در مقیاسی از 1 تا 10 پاسخ دهید؛ به‌طوری‌که 1 به معنای کاملاً ناراضی و 10 به معنای کاملاً راضی باشد.

 

 

A 10-step life satisfaction measure: All things considered, how satisfied or dissatisfied are you with your life these days? Please answer on a scale from 1 to 10, where 1 means completely dissatisfied, and 10 means completely satisfied;

 

درآمد نسبی خانوار با استفاده از یک نردبان ۱۰ پله‌ای سنجیده شد. از پاسخ‌دهندگان خواسته شد نردبانی ۱۰ پله‌ای را تصور کنند که در پایین‌ترین پله (پله اول) ۱۰ درصد فقیرترین افراد کشور و در بالاترین پله (پله دهم) ۱۰ درصد ثروتمندترین افراد کشور قرار دارند. در حال حاضر، خانواده شما در کدام پله از این نردبان قرار دارد؟

 

 

A 10-step relative income ladder: Please imagine a ten-step ladder where on the bottom, the first step, stand the poorest 10% of people in our country, and on the highest step, the tenth, stand the richest 10%. On which step of the ten is your household today?

 

اکنون، تصور کنید که نردبانی ۱۰ پله‌ای مربوط به چهار سال پیش وجود دارد. در آن زمان، خانواده شما در کدام پله از این نردبان قرار داشت؟

 

 

Now, imagine a ten-step ladder 4 years ago. On which step was your household at that time?

 

 

و خانوار شما در چهار سال آینده در کجای این نردبان قرار خواهد داشت؟

 

 

And where on the ladder do you believe your household will be 4 years from now?

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5-5. پرسشنامه پروژه بودجه خانوار (2023)

چقدر از زندگی خود در هریک از زمینه‌ها رضایت دارید؟

غذا

Food

1

خیلی راضی، نسبتاً راضی، نسبتاً ناراضی، خیلی ناراضی

very satisfied/fairly satisfied/Not very satisfied/Not at all satisfied

 

کار

 

Work

 

2

درآمد

Income

3

زندگی

life

4

سلامتی

Health

5

مسکن

Dwelling

6

آموزش

Education

7

دوستان

friends

8

فامیل

family

9

آزادی در کنترل زندگی خود

freedom in controlling your life,

10

محله/ شهر/ جامعه

neighborhood/city/communit

11

توانایی کمک به دیگران

ability to help others

12

امنیت

security

13

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5-6. پرسشنامه مؤسسه گالوپ (2005)

شاخص ارزیابی

 

Evaluation Index

 

لطفاً یک نردبان را تصور کنید که پله‌های آن از ۰ در پایین تا ۱۰ در بالا شماره‌گذاری شده‌اند.
بالای نردبان نشان‌دهنده بهترین زندگی ممکن برای شماست، و پایین‌ترین پله نشان‌دهنده بدترین زندگی ممکن است. در حال حاضر، احساس می‌کنید بر روی کدام پله از این نردبان ایستاده‌اید؟

Please imagine a ladder with steps numbered from at the bottom to 10 at the top. The top of the ladder represents the best possible life for you and the ottom of the ladder represents the worst possible life for you. On which step of the ladder would you say you personally feel you stand at this time?

1

حال تصور کنید پنج سال بعد است. فکر می‌کنید در آن زمان، بر روی کدام پله از این نردبان خواهید ایستاد؟

On which step do you think you will stand about five years from now?

2

شاخص سلامت جسمانی

Physical Health Index

لطفاً به دیروز فکر کنید، از صبح تا پایان روز. به این فکر کنید که کجا بودید، چه کارهایی انجام دادید، با چه کسانی بودید و چه احساسی داشتید. آیا دیروز احساس استراحت و آرامش داشتید؟

Now, please think about yesterday, from the morning until the end of the day. Think about where you were,what you were doing, who you were with and how you felt. Did you feel well-rested yesterday؟

3

آیا دیروز به یکی از موارد زیر دچار بودید؟ آنفولانزا، سرماخوردگی، سردرد، آلرژی

Were you sick with any of the following yesterday? The flu, a cold, a headache, allergies

4

آیا شما مشکلات سلامتی دارید که مانع از انجام کارهایی شود که افراد هم‌سن شما معمولاً قادر به انجام آنها هستند؟

Do you have any health problems that prevent you from doing any of the things people your age normally can do?

5

در ۳۰ روز گذشته، تقریباً چند روز به دلیل وضعیت نامناسب سلامتی نتوانستید فعالیت‌های معمول خود را انجام دهید؟

During the past 30 days, for about how many days did poor health keep you from doing your usual activities?

6

آیا تابه‌حال پزشک یا پرستار به شما گفته است که به یکی از بیماری‌های زیر مبتلا هستید؟

فشارخون بالا

کلسترول بالا

دیابت

افسردگی

حمله قلبی

آسم

سرطان

 

Have you ever been told by a doctor or nurse that you have any of the following, or not? How about high blood pressure; high cholesterol; diabetes; depression; heart attack; asthma; cancer

7

در ۱۲ ماه گذشته، آیا به یکی از مشکلات زیر دچار شده‌اید؟

مشکل گردن یا کمر که باعث درد مکرر شده است.

مشکل زانو یا پا که باعث درد مکرر شده است.

مشکل دیگری که باعث درد مکرر شده است.

 

In the last 12 months, have you had any of the following, or not? Neck or back condition that caused recurring pain; knee or leg condition that caused recurring pain; other condition that caused recurring pain

8

آیا شما مشکلات یا شرایط سلامتی دیگری دارید؟

Do you have other health problems or conditions?

9

چند تا مشکل در زمینه سلامتی دارید؟

How many other health problems do you have?

10

شاخص سلامتی عاطفی (هیجانی)

Emotional Health Index

لطفاً به دیروز فکر کنید، از صبح تا پایان روز. به این فکر کنید که کجا بودید، چه کارهایی انجام دادید، با چه کسانی بودید و چه احساسی داشتید؟ آیا دیروز تمام روز با شما با احترام رفتار شد؟ آیا دیروز زیاد لبخند زدید یا خندیدید؟ آیا دیروز چیزی جالب یاد گرفتید یا کاری جالب انجام دادید؟

 

Now, please think about yesterday, from the morning until the end of the day. Think about where you were, what you were doing, who you were with and how you felt.

 Were you treated with respect all day yesterday?

 Did you smile or laugh a lot yesterday?

Did you learn or do something interesting yesterday

12

آیا دیروز انرژی کافی برای انجام کارهایتان داشتید؟

Did you have enough energy to get things done yesterday?

13

آیا دیروز در بیشتر طول روز، احساسات زیر را تجربه کردید؟

لذت

درد جسمی

نگرانی

غم

استرس

عصبانیت

خوشحالی

 

Did you experience the following feelings during A LOT OF THE DAY yesterday?

How about enjoyment,

physical pain,

worry,

sadness,

stress,

 anger,

happiness?

14

شاخص رفتارهای سالم

Healthy Behavior Index

آیا شما سیگار می‌کشید؟

Do you smoke?

15

در هفت روز گذشته، در چند روز به مدت ۳۰ دقیقه یا بیشتر ورزش کردید؟

In the last seven days, on how many days did you exercise for 30 minutes or more?

16

آیا دیروز به‌طورکلی غذای سالم خوردید؟

Did you eat healthy all day yesterday?

17

در هفت روز گذشته، در چند روز پنج وعده یا بیشتر میوه و سبزی مصرف کردید؟

In the last seven days, on how many days did you have five or more servings of fruit and vegetables?

18

شاخص محیط کاری

Work Environment Index

آیا از شغل یا کاری که انجام می‌دهید راضی هستید یا ناراضی؟

Are you satisfied or dissatisfied with your job or the work you do?

20

آیا در محل کار، این فرصت را دارید که از نقاط قوت خود استفاده کرده و بهترین عملکرد خود را هر روز نشان دهید یا خیر؟

At work, do you get to use your strengths to do what you do best every day, or not?

21

آیا مدیر شما در محل کار بیشتر شما را به‌عنوان رئیس خود می‌بیند یا به‌عنوان یک شریک؟

Does your supervisor at work treat you more like he or she is your boss or your partner?

22

آیا مدیر شما همیشه محیطی ایجاد می‌کند که مبتنی‌بر اعتماد و باز بودن باشد یا خیر

Does your supervisor always create an environment that is trusting and open, or not?

23

شاخص دسترسی پایه

Basic Access Index

آیا از شهر یا محله‌ای که در آن زندگی می‌کنید راضی هستید؟

Are you satisfied or dissatisfied with the city or area where you live?

آیا احساس می‌کنید شرایط زندگی در شهری که در آن زندگی می‌کنید یا منطقه‌ای که در آن ساکن هستید، در حال بهبود است یا رو به بدتر شدن است؟

Is the city or area where you live getting better or getting worse as a place to live?

در شهری که زندگی می‌کنید، آیا پیدا کردن موارد زیر راحت است یا سخت؟

آب تمیز و سالم

میوه و سبزی‌های تازه و مقرون‌به‌صرفه

دارو

جای امن برای ورزش کردن

In the city or area where you live, is it easy or not easy to get … ?

Clean and safe water,

 affordable fresh fruit and vegetables,

 medicine,

 a safe place to exercise

 آیا در شهری که زندگی می‌کنید، احساس امنیت می‌کنید که شب‌ها به‌تنهایی پیاده‌روی کنید؟

Do you feel safe walking alone at night in the city or area where you live?

 آیا یک پزشک شخصی دارید؟

Do you have a personal doctor?

 آیا در ۱۲ ماه گذشته به دندانپزشک مراجعه کرده‌اید؟

Have you visited a dentist in the last 12 months?

 آیا بیمه سلامت دارید؟

Do you have health insurance coverage?

 آیا در ۱۲ ماه گذشته پیش‌آمده که پول کافی برای خرید غذا برای خود یا خانواده‌تان نداشته باشید؟

Have there been times in the past 12 months when you did not have enough money to buy food that you or your family needed?

آیا در ۱۲ ماه گذشته پیش‌آمده که پول کافی برای تأمین مسکن یا سرپناه مناسب برای خود یا خانواده‌تان نداشته باشید؟

Have there been times in the past 12 months when you did not have enough money to provide adequate shelter or housing for you and your family?

 آیا در ۱۲ ماه گذشته پیش‌آمده که پول کافی برای پرداخت هزینه‌های درمانی و داروهایی که شما یا خانواده‌تان نیاز داشتید، نداشته باشید؟

Have there been times in the past 12 months when you did not have enough money to pay for healthcare and/or medicines that you or your family needed

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5-7. پرسشنامه سام‌آرام و همکاران(1394)

در این پرسش‌نامه از طیف لیکرت برای پاسخ‌دهی به سؤالات و گویه‌ها استفاده شده است.   

ابعاد

نشانگر

شادکامی

1. اگر خواسته باشید وضعیت خود را با پنج سال قبل مقایسه کنید احساس شادکامی و سرزندگی در شما چقدر بهتر شده است؟

2. شما در زندگی تا چه اندازه احساس آرامش می‌کنید؟

3. شما تا چه اندازه از پیشامدها و روندهای زندگی خود راضی هستید؟

4. فکر می‌کنید که کارها و فعالیت‌های شما تا چه اندازه نتیجه‌بخش بوده‌اند؟

5. شما تا چه اندازه احساس خوبی از زندگی کردن دارید؟

6. شما در خودتان تا چه اندازه انرژی و توان برای انجام کارهای نو و جدید می‌بینید؟

7. وقتی رویدادهای گذشته خود را مرور می‌کنید، تا چه اندازه احساس شادی و خوشبختی به شما دست می‌دهد؟

8. از نظر روحی و روانی تا چه اندازه خود را سرحال و آماده می‌بینید؟

9. تا چه اندازه به زندگی خود عشق می‌ورزید؟

10. در مجموع، فکر می‌کنید تا چه اندازه توانسته‌اید به آن رفاه و خوشبختی که دوست دارید، برسید؟

امنیت

11. تا چه اندازه نسبت به متناسب بودن درآمد و هزینه‌های خانواده خود در آینده خوش‌بین هستید؟

12. نسبت به اشتغال خود در آینده چقدر احساس اطمینان و اعتماد دارید؟

13. نسبت به اشتغال فرزندان (در صورت داشتن فرزند) در آینده چقدر احساس اطمینان دارید؟

14. تا چه اندازه نسبت به تهیه مسکن برای فرزندانتان اطمینان دارید؟

15. به نظر شما مال و اموال مردم در جامعه ما تا چه اندازه در امان است؟

16. در شرایط فعلی، مردم تا چه اندازه می‌توانند بدون نگرانی در کار و فعالیت اقتصادی سرمایه‌گذاری کنند؟

17. در حال حاضر تا چه اندازه می‌توانید بدون ترس و نگرانی از مسئولان و مدیران انتقاد کنید؟

18. برای برطرف کردن نیازهای مادی خود، تا چه اندازه خود را بی‌نیاز از کمک‌های دیگران می‌بینید؟

ترجیحات

19. به چه میزان غذای مورد علاقه‌ای که دوست دارید، دارا هستید؟

20. تا چه حدی پوشاک‌هایی که ترجیح می‌دهید، می‌پوشید؟

21. چنانچه اهل مطالعه هستید تا چه اندازه کتاب‌های مورد مطالعه‌تان، کتاب‌های مورد علاقه شماست؟

22. چنانچه به تماشای فیلم علاقه دارید، فیلم‌هایی که مشاهده می‌کنید، به چه میزان با فیلم‌های مورد علاقه‌تان مطابقت دارند؟

23. چنانچه به موسیقی علاقه دارید، این موسیقی‌ها که گوش می‌دهید تا چه اندازه توقعات شما را برآورده می‌کنند؟

استحقاق

24. باتوجه ‌به سعی و تلاشی که در زندگی دارم آنچه را که انتظار داشته‌ام به دست آورده‌ام.

25. در مقایسه با افراد هم‌سطح خودم رشد و پیشرفت خوبی در زندگی داشته‌ام.

26. آنچه را که حقم بوده به آن رسیده‌ام.

27. باتوجه‌ به میزان تحصیلاتم شغل مناسبی را به دست آورده‌ام یا به دست خواهم آورد.

28. درمجموع به نظرم امروزه افراد براساس لیاقت‌ها و شایستگی‌هایشان عهده‌دار مشاغل شده‌اند.

آزادی

29. امکان بررسی عملکرد و انتقاد از مسئولین را دارم.

30. در کشورمان امور به دست مردم اداره می‌شود.

31. احساس می‌کنم که در جامعه، مطبوعات و رسانه‌ها می‌توان با آزادی نظرات خود را طرح کرد.

32. حقوق مالکیت و کسب‌وکار در ایران رعایت می‌شود.

33. تولیدکنندگان کشور ما، در تولید کالاها، به‌صورت آزادانه عمل می‌کنند.

34. مردم در مصرف کالاهایی که دوست دارند، محدودیتی ندارند.

35. اطلاعات خرید و فروش کالا در دسترس همه افراد است.

36. در جامعه ما، افراد فرصت‌های مناسبی برای پیشرفت در اختیار دارند.

37. وضعیت آموزش در کشور ما، افراد را به سمت بروز استعدادها هدایت می‌کنند.

38. وضعیت بهداشتی جامعه ما، افراد را سالم و توانمند می‌کنند.

39. واقعیت این است که مردم و مسئولین به خوبی ریشه مشکلات را می‌دانند.

40. اخلالگران و مفسدین اقتصادی به راحتی شناسایی می‌شوند.

41. اقشار آسیب‌پذیر مانند بیکاران و فقرا مورد حمایت قرار می‌گیرند و به امکانات و زمینه‌های پیشرفت دسترسی دارند.

مقایسه نسبی (محرومیت نسبی)

42. منزلت و موقعیت خانوادگی

43. ثروت و دارایی (خانه، اتومبیل و ...)

44. میزان تحصیلات خودتان

45. برخورداری از یک زندگی آرام و راحت

46. میزان تفریحات

47. میزان درآمد

ارضای نیاز

48. وضعیت تغذیه

49. وضعیت پوشاک

50. وضعیت مسکن

51. وضعیت اوقات فراغت

52. وضعیت آسایش خاطر

53. وضعیت شرایط ازدواج یا اگر متأهل هستید، وضعیت ادامه زندگی زناشویی

54. وضعیت احترام دوستان‌تان به شما

55. وضعیت احترام جامعه به شما

56. وضعیت اشتغال مناسب

57. وضعیت آموزش‌های لازم

58. وضعیت رسیدن به اهدافتان

 

 

 

 

[1] Diener, E., Tay, L., & Oishi, S. (2013). Rising income and the subjective well-being of nations. Journal of Personality and Social Psychology, 104(2), 267–276. https://doi.org/10.1037/a0030487
[2] Karver, J., & Inchauste, G. (2018). Perceptions of welfare in the European Union: Background to “Growing United: Upgrading Europe’s convergence machine” (pp. 1–33). World Bank. https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/29659
 [3]شریفیان ثانی، م. و زنجیری، ن. (1391). بهزیستی به‌عنوان مفهومی چندبعدی: تحلیل مفاهیم و تعاریف. فصلنامه رفاه اجتماعی، 14(52)، 65-91.
[4] Fischer, J. A. V. (2009). Subjective well-being as welfare measure: Concepts and methodology (pp. 5–6, 8–9). OECD.
[5] بارگاهی، ح. سام‌آرام، ع. و کبیری، ن. (1394). بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر رفاه ذهنی در میان شهروندان جوان شهر تهران. فصلنامه علمی-پژوهشی علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر، 9(2)، 4-2.
[6] حبیب‌پورگتابی، ک. (1401). ارزیابی وضعیت بهزیستی ذهنی در بین جوانان ایرانی. فصلنامه علمی-پژوهشی رفاه اجتماعی، 22(86)، 53-9.
[7] برادران، م. و حسین‌پور، ن. (1391). رابطه سرمایه اجتماعی با رفاه ذهنی کارکنان وزارت رفاه و تأمین اجتماعی. فصلنامه پژوهشی رفاه اجتماعی، 13(49)، 65-35.
[8] فیتزپتریک، ت. (1383) نظریه رفاه (هـ. همایون‌پور، مترجم). تهران: مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی.
[9] Zheng, X., Zhu, W., Zhao, H., & Zhang, C. (2015). Employee well-being in organizations: Theoretical model, scale development, and cross-cultural validation. Journal of Organizational Behavior, 36, 621–644.
[10] Mahoney, J. (2023). OECD papers on well-being and inequalities (Working Paper No. 17). OECD. https://doi.org/10.1787/4ca48f7c-en
[11] OECD. (2013). OECD guidelines on measuring subjective well-being. Organisation for Economic Co-operation and Development. https://doi.org/10.1787/9789264191750-en
[12] Roosma, F., Gelissen, J., & van Oorschot, W. (2013). The multidimensionality of welfare state attitudes: A European cross-national study. Social Indicators Research, 113(1), 235–255. https://doi.org/10.1007/s11205-012-0069-4
[13] Babbie, E. (2013). The practice of social research (13th ed.). Wadsworth Cengage Learning.
[14] World Health Organization. (2024). [WHO-UCN-MSD-MHE-2024.01]. https://www.who.int/ publications/m/item/WHO-UCN-MSD-MHE-2024.01
[15] Gallup. (2010). Gallup global well-being. https://news.gallup.com/poll/126965/gallup-global-wellbeing.aspx
[16] Gallup. (2014). Gallup-Healthways well-being index: Work. https://news.gallup.com/poll/ 128186/gallup-healthways-index-work.aspx
[17] Gallup. (2018). How does the Gallup-Healthways Well-Being Index work? Retrieved July, 2025, from https://news.gallup.com/poll/128186/gallup-healthways-index-work.aspx
[18] Ravallion, M. R., & Lokshin, M. (2000). Identifying welfare effects from subjective questions (pp. 1–42). World Bank. https://www.worldbank.org/en/publication/welfare-effects
[19] Ravallion, M., & Lokshin, M. (1999). Subjective economic welfare as conventionally measured: Current household income relative to a poverty line can only partially explain how (pp. 1-43).
[20] Beegle, K., Himelein, K., & Ravallion, M. (2009). Frame-of-reference bias in subjective welfare regressions (Policy Research Working Paper No. 4904, pp. 1–33). World Bank. https://openknowledge.worldbank.org/handle/10986/4042
[21] Cojocaru, A., & Diagne, M. F. (2013). How reliable and consistent are subjective measures of welfare in Europe and Central Asia? Evidence from the second Life in Transition Survey (Working Paper, pp. 1–32). Life in Transition Survey (LiTS).
[22] Tandon, S. (2023). Are subjective questions on welfare appropriate during crises? (World Bank Policy Research Working Paper No. 10178, pp. 1–39). World Bank. http://www.worldbank.org/prwp
[23] Svallfors, S. (2012). Welfare attitudes in Europe: Topline results from Round 4 of the European Social Survey. European Social Survey.
[24] سام‌آرام، ع. و محبوبی، ر. (1393). ساخت مقیاس برای سنجش رفاه اجتماعی با تأکید بر رفاه ذهنی. برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی، 18، 34-1.