Authors
1 .
2 Majles
1. مقدمه و بیان مسئله
پیشنهاد راهاندازی چنین سامانهای و برنامهریزی جهت اجرای این ایده، متضمن شناخت سوابق و تاریخچه سپهر رسانهای کشور است؛ بدون شناخت وضعیت گذشته و حال نظام رسانهای کشور و تمامی اقتضائات آن بهلحاظ علمی و عملی، ورود به چنین عرصهای میتواند چالشها و هزینههای متعددی بهدنبال داشته باشد؛ برای مثال باید دانست نظام رسانهای کشور در گذشته، براساس ساختاری مشخص و متمرکز شامل نهادهای سیاستگذار و رگولاتور مانند وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما که مسئول کنترل و نظارت بر رسانههایی مانند رادیو، تلویزیون، سینما و مطبوعات بودند، مدیریت میشد؛ اما امروزه باید پذیرفت که با ورود رسانههای جدید، ازجمله شبکههای ماهوارهای، اینترنت و شبکههای اجتماعی، تنوع و پراکندگی در رسانهها افزایش یافته و اطلاعات و دادهها بهصورت گسترده و پیچیدهتری جمعآوری و تحلیل میشوند؛ ساختارهای قبلی دیگر پاسخگو نیستند و نظامهای نظارتی و سیاستگذاری نیازمند بازنگری و اصلاح هستند؛ ازهمینرو، تلاش برای عملی و اجرایی کردن ایده راهاندازی سامانه رصد و پایش نظام رسانهای کشور نیز باید برپایه همین تغییرات، و با مدنظر داشتن همه جوانب آغاز شود.
بهنظر میرسد، ورود قانونگذار هم به چنین موضوعاتی، با شناخت درست از جامعه و با هدف نهاییِ ایجاد نظام حکمرانی رسانهای قوی بوده است تا بتواند درمقابل تهدیدات شناختی و امنیتی مؤثر عمل کند؛ چراکه هدف نهایی، ایجاد یک نظام ارتباطی منسجم، کارآمد و پاسخگو است که بتواند نیازهای جامعه و دولت را برآورده کند و از موازیکاری و هدررفت منابع جلوگیری کند. لذا این سامانه باید بتواند زنجیره ارزش حوزه رسانه و فضای مجازی را پوشش داده تا کاربر بتواند از آن بهرهمند شود.
سامانه رصد و سنجش مرجعیت رسانهای و وضعیت ارتباطات کشور، در صورت طراحی و اجرای صحیح، میتواند به سیاستگذاران فرهنگی و اجتماعی در اتخاذ تصمیمات مؤثر و مبتنیبر شواهد کمک کند و توانایی کشور در آیندهپژوهی تحولات سبک زندگی و وضعیت رسانهای را بهصورت چشمگیری ارتقا دهد. بنابراین علاوهبر شناخت وضعیت موجود و بررسی چالشهای احتمالی پیشرو، در طرح حاضر، ضمن مطالعه اولیه در مورد الزامات راهاندازی این سامانه، با تأکید بر اهمیت توجه به نظرات جامعه دانشگاهی در تحقق اهداف پیشبینی شده برای این سامانه، با مشورت اساتید و صاحبنظران این حوزه، تلاش شد تا در جلسه هماندیشی با حضور اساتید بهنام حوزه علوم ارتباطات و رسانه که در موضوعات مرتبط، تجربه پژوهش و آموزش داشتهاند؛ به روش «بحث گروهی متمرکز» (فوکوسگروپ)، موضوعات مهم پیرامون راهاندازی این سامانه که میتواند پیش از راهاندازی، حین و پس از آن در مرحله کاربست دادهها بهکار آید، به بحث و تبادل نظر گذاشته شد؛ نکاتی که بهزعم ایشان در مراحل مختلف میتواند کارساز باشد و پیشنهادهایی جهت تحقق وضعیت مطلوب ارائه دهد؛ گردآوری شد.
از تجمیع نظرات صاحبنظران عرصه رسانه و ارتباطات که مورد مشاوره در این طرح قرار گرفتند؛ برمیآید که اگرچه از منظر نهادی و ساختاری، مسئولیت اصلی راهاندازی و استقرار سامانه برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و باید در تعامل و همافزایی با سازمان صدا و سیما، مرکز آمار ایران، و سایر نهادهای مرتبط عمل کند؛ اما در بُعد اجرایی و فنی، سامانه باید بهگونهای طراحی شود که امکان جمعآوری، پردازش و ذخیرهسازی دادهها بهصورت کاملاً برخط، مستمر و قابل بهروزرسانی برای نهادهای تصمیمگیر، وجود داشته و مشارکت بین نهادها و ساختارهای همسو ذیل مشورت و نظارت جامعه دانشگاهی و نهادهای بالادستی بهصورت مداوم مورد پایش و بررسی قرار گیرد؛ این نظارت و پایش میتواند با تشکیل یک شورای فرانهادی و یا ورود یک دستگاه نظارتی بالادستی، محقق شود.
2. چالشهای اساسی پیشروی راهاندازی و بهرهمندی از سامانه
با توجه به وضعیت فعلی نظام رسانهای کشور، بهنظر میرسد چالشها و محدودیتهای بسیاری در راهاندازی و تداوم کار این سامانه پیشرو باشد؛ چالشهایی ساختاری و نهادی تا چالشهای مربوط به محتوا و دادهها.
2-1. چالشهای نهادی و سازمانی در مورد سامانه رصد
· احتمال موازیکاری نهادی و تکثر سامانهها و همپوشانی وظایف و کارکردهای نهادها و مراکز مشابه: در حال حاضر ابهاماتی در نسبت میان سامانه جدید و سامانههای پیشین وجود دارد که احتمال موازیکاری و همپوشانی فعالیتهای مشابه را افزایش میدهد؛ پیش از این، دستگاههای مختلف، سامانههایی برای پایش رسانه یا فرهنگ ایجاد کردهاند. نبود یک سامانه ملی و یکپارچه باعث پراکندگی دادهها و ضعف در تصمیمسازی میشود؛ برای مثال، مأموریتها و اهداف مرکز افکارسنجی جهاد دانشگاهی یا مرکز افکارسنجی مجلس شورای اسلامی، فعالیتهای مرکز ملی آمار، مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی، ممکن است در برخی موارد با اهداف و مأموریتهای این سامانه همپوشانی داشته باشند و یا بخشی از اهداف این سامانه را تأمین کنند؛ نوع تعامل و همکاری این مراکز تحقیقاتی با این سامانه از لحاظ مالی، روشهای علمی و ... نیازمند بررسی جامعی است تا با تقسیم کار و یا سفارش موردی، بتوان اهداف و مأموریتهای این سامانه را برپایه امکانات، نیروی انسانی و توانمندی مالی یا فنی این مراکز تحقق بخشید.
· توجه به الزامات قانونی راهاندازی مرکز، اداره، دفتر و ... برای متولی این امر بهلحاظ تعاریف سازمان استخدامی: اهداف و مأموریتهای این سامانه باید در چارچوب قوانین سازمان استخدامی کشور تعریف شود؛ برای مثال، ممکن است ساختار سازمانی پیشبینی شده در این سامانه در قالب یک مرکز یا دفتر نگنجد یا نیازمند راهاندازی یک مرکز و یا پژوهشگاه باشد؛ لذا لازم است در مراحل تنظیم اساسنامه یا تعریف ساختار سازمانی مشخص شود که اهداف و مأموریتهای این سامانه در قالب مرکز میگنجد یا دفتر یا پژوهشگاه و یا ... ، تا پس از راهاندازی، با چالشی ازسوی نهادهای مربوطه مواجه نشوند.
· لزوم وجود مرجع تصمیمگیر در صورت بروز مشکلات حقوقی در زمینه تعریف دستورالعملها به نهادها و مراکز دارنده دادهها و یا کاربست دادهها: مهم است که چه نهاد یا سازمانی فراتر از مراکز دارای داده، بر مراحل مختلف تجمیع یا کاربست دادهها نظارت میکنند؛ دستورالعملهای لازم را مینویسند و یا مرجع رفع مشکلات حقوقی احتمالی بین تأمینکنندگان دادهها و مدیریت سامانه خواهند بود؟
· مشخص بودن حدود و ثغور مشارکت و بهرهمندی سازمانهای همکار از دادههای تجمیع شده در این سامانه: اینکه نقش و وظیفه و نیز نفع سازمانها یا مراکز متولی داده در مشارکت با این سامانه در چیست، باید در ابتدا مشخص باشد؛ اینکه سازمانهای دارای داده، درمقابل ارائه دادهها چه تعهداتی دارند و از چه خدماتی در این سامانه میتوانند بهره باشند؛ باید در چارچوب تعهدات طرفین پیش از تحویل دادهها مشخص باشد تا مدیریت سامانه با درخواست و تقاضاهای معارض با نفع عمومی مواجه نباشد.
· شفافیت در هزینهها، یافتهها، کاربست دادهها و ... : یکی از مهمترین آفتهای طرحهای بزرگ اغلب عدم شفافیت در کلیات و جزئیات اجرای آن است؛ که همواره رعایت آن با سختیهای خاصی همراه است؛ توضیح و شفافیت جزئیات، دلایل تجمیع دادههای خاص و یا کاربرد آن در تصمیمگیریهای آتی و نیز نتایج کاربست آنها میتواند در مراحل مختلف اعتماد افکار عمومی را جلب کند و در تداوم مشارکت آنان موثر باشد.
2-2. چالشهای محتوایی
· رعایت سازوکار صیانت از داده، رعایت حریم شخصی و مدیریت دسترسیها: دستورالعمل اجرایی «بهبود حفاظت از حریم خصوصی کاربران و شیوه جمعآوری، پردازش و نگهداری اطلاعات کاربران در سامانهها و سکوهای فضای مجازی» که در آییننامه آن کمیسیون (مصوب هشتادویکمین جلسه مورخ 1401/2/27 شورای عالی فضای مجازی کشور) [1] و با هدف کاهش بخشی از مخاطرات مرتبط با نقض حریم خصوصی کاربران و نیز الزام اشخاص حقوقی غیردولتی و دستگاههای اجرایی کشور (دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۲۹) قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران) به رعایت شرایط مرتبط با شیوههای جمعآوری، پردازش و نگهداری دادههای کاربران در سامانهها و سکوهای فضای مجازی، مصوب شده و برای اجرا ابلاغ شده است باید در این سامانه مطمحنظر قرار گیرد تا صاحبان دادهها در فضای اعتمادی با مدیریت سامانه همکاری کنند؛ بنابراین باید افکار عمومی و رسانهها را از جزئیات رعایت این دستورالعملها مطلع و درباره اجرای آن، متقاعد کرد.
· نبود استاندارد واحد برای دادههای فرهنگی و رسانهای؛ لزوم تحدید و تعریف مفهومی و عملیاتی دقیق از دادههای فرهنگی و رسانهای: دستگاهها، دادهها را با قالبها و شاخصهای متفاوت گزارش میکنند. این موضوع مانع تجمیع، مقایسهپذیری و تحلیل جامع دادهها میشود و ازسویی باید نظام دقیق برای تحدید و تعریف مفهومی و عملیاتی «داده» و ارزش آن وجود داشته باشد.
· ضعف در الزام و پیگیری حقوقی دریافت دادهها و طبقهبندی غیرعلمی برخی تحقیقات مبتنیبر دادهها و غیرقابل دسترس بودن دادهها: با وجود تکالیف قانونی، بسیاری از دستگاهها، اغلب همکاری منظم با سامانههای ملی ندارند، یا دادهها را با تأخیر و نقص ارائه میکنند؛ مثال این امر در عدم انتشار نتایج تحقیقاتی مبتنیبر افکارسنجیها ازسوی مراکز مهم و صاحبنام این عرصه، مشاهده شده است. برای مثال اغلب مراکز تحقیقاتی تنها بهنام و خلاصهای از افکارسنجیها در سایتها و پایگاههای خود اشارهای کردهاند و افکار عمومی و حتی محققان دانشگاهی به سهولت به آن دسترسی ندارند و اغلب آنها با برچسب «محرمانه» حتی با نامهنگاریهای متعدد نیز غیرقابل دسترسی برای پژوهشگران و علاقمندان هستند؛ لذا بیم آن میرود که بهرغم تعریف تعهدات خاص برای این مراکز تحقیقاتی جهت قرار دادن سریع و آسان دادهها به سامانه، با بهانههایی نظیر طبقهبندی اسناد از این امر سر باز زنند.
· نبود تعریف و توضیح فرایند مؤثر جهت تبدیل داده به سیاست و لزوم تعریف سازوکار دقیق برای کاربست دادهها و تحلیلهای برآمده از سامانه: اغلب مسیرها و فرایند تبدیل دادهها به سیاستها مشخص نیستند؛ اینکه چه شاخص و متغیرهایی در نتیجهگیریها و کاربست دادهها مؤثر بودهاند؛ بهطور شفاف در اختیار قرار نمیگیرد، برای مثال اگر از تجمیع دادههای مربوط به یک استان، شواهدی بر موضوعی پیدا شد، چگونگی استفاده از این دادهها در تصمیمگیری و اجرا باید مشخصاً تعریف شود تا از ابتدای تجمیع دادهها، برنامهریزی برای کاربست آنها پیشبینی شود.
· فقدان نظام ارزیابی و بازخورد: قوانین مربوط به پایش فرهنگی غالباً فاقد نظام ارزیابی اثر سیاست، سازوکار بازخوردگیری و اتاق فرمان برای اصلاح سیاستها بودهاند.
· عدم تکرار دورهای و طولیِ برخی تحقیقات جامع مبتنیبر دادهها: برخی دادهها در مطالعات طولی مفهوم مییابند و کاربرد پیدا میکنند، سرمایهگذاریهای کلان بر روی طرحهای ملی بدون تکرار در طول زمان، از ارزش دادهها میکاهد؛ این امر یکی از مهمترین چالشهای جمعآوری دادهها در طرحهای تحقیقاتی کلان است که باید در مراحل مختلف پیشبرد اهداف این سامانه، مدنظر قرار گیرد.
3. پیشنهادهایی برای راهاندازی و پیادهسازی سامانه
3-1. تلاش برای شناخت وضعیت و ساختار حکمرانی رسانهای
· ترسیم وضعیت موجود و ساختار حکمرانی رسانهای کشور: این سامانه میتواند هم ابزار شناخت وضعیت رسانهای کشور باشد و هم باید با شناخت جامعی به تجمیع و کاربرد دادهها ورود کند. به منظور دستیابی به این مهم، برگزاری جلسات متعدد با صاحبنظران دانشگاهی و مشورت با آنان میتواند راهگشا باشد تا با تصویر و شمایل درستی پا به عرصه انتخاب و تجمیع داده و حتی به سمت مشارکت با سازمانهای صاحب داده گام برداشت.
· مشخص شدن بازیگران داخلی و خارجی، لایهها و روابط میان آنها: صاحبان دادهها، متولیان فنی و پژوهشی تهیه و تجمیع دادهها، نهادهای همسو، متعهدان به تأمین دادهها از منابع دولتی یا غیردولتی، منتفعان و بهرهمندان از سامانه و ... همگی بههمراه ترسیم دقیق نقش، وظیفه، سهم و ... هرکدام باید بهطور واضح در اساسنامه سامانه مشخص شوند.
3-2. هدفگذاری و تعریف مفاهیم
· تعیین هدف اصلی از جمعآوری دادهها: دادهها پس از تجمیع، مصارف مختلفی خواهند داشت و بهرهمندان و مشتریان متعدد و مختلفی به فراخور موضوع یا زمان، پیدا خواهند کرد؛ برای مثال در هر سطح از تجمیع، گردآوری، بازآفرینی و هر کاربردی از دادهها، اگر هدف سیاستگذاری است، باید مشخص شود چه کسی سیاستگذار است و چه نیازهایی دارد، چه کسی مسئول سیاستگذاری است و چه مدل حکمرانی رسانهای مناسب بوده و دادهها چه مصرفی خواهند داشت؟
· لزوم تعریف دقیق مفاهیمی مانند «مرجعیت رسانه» و «داده» و تعیین سازوکارهای بازخورد و نظارت بر دادهها: سامانه با همه سرمایهگذاری و دریافت بودجهای که در طول سالها خواهد داشت، باید در خدمت هدف مرجعیت رسانهای گام بردارد؛ مأموریت و هدف اصلی سامانه در اختیار دادن همه زمان و همه مکان وضعیت رسانهای و ارتباطات کشور به تصمیمگیرندگان در سطوح مختلف حاکمیتی است و همه جزئیات باید در تحقق این هدف طراحی، برنامهریزی و اجرا شوند. سیاستگذاری و دروازهبانی خبر، پلتفرمها (شبکههای اجتماعی با سرعت، هیجان و الگوریتمهایشان)، رقبا (تنوع و تکثر بیسابقه رسانهها) و رفتار کاربران (عدم تمرکز بر یک رسانه)؛ همه اینها باید در جزئیات سامانه مدنظر قرار گیرند.
از این منظر میتوان با برگزاری جلسات همفکری با صاحبنظران، فهرستی از پیشنهادهای عملیاتی و راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت برای بازسازی و تقویت مرجعیت رسانهای کشور تهیه و تنظیم کرد؛ چراکه ملاحظات جامعه دانشگاهی و صاحبنظران باید در فرایند راهاندازی سامانه مدنظر قرار گیرد تا از موازیکاری و هزینههای اضافی جلوگیری شود.
3-3. جمعآوری و مدیریت دادهها
· پرهیز از تمرکز صرف بر رصد و پایش (مانیتورینگ) بدون هدف مشخص و عملیاتی: ممکن است در ظاهر رصد و مانیتورینگ کمّی دادهها، هدف غایی راهاندازی سامانه ترسیم باشد؛ اما باید با برنامهریزی دقیق برای انتخاب داده، اهمیت و ارزش داده، هزینههای مصروف جهت دسترسی و یا تجمیع داده، مانع از به هدر رفتن منابع شد.
· سطحبندی دقیق و جمعآوری دادهها: دادهها که با انواع روشهای کمّی (پیمایشی، تحلیل محتوا و ...) و کیفی (بحث گروهی متمرکز، مصاحبه و ...) جمعآوری و با اسناد بالادستی و تاریخی ترکیب میشوند؛ با طبقهبندی درست دادهها و طرحهای مستخرج از دادهها، نیز دسترسی مشتریان واقعی به آنها را تسهیل میکند.
· بهرهمندی سامانه از دادههای کیفی و کمّی، فراتر از پیمایشهای سطحی برای شناخت تغییرات رفتار مخاطبان: طبق مطالب پیشگفته، بخش اعظمی از دادههای مورد استفاده در این سامانه در طول زمان مفهوم مییابند؛ لازم است همه مراحل انتخاب، تجمیع و ... با مطمح نظر داشتن این نکته، اجرا شوند تا با تکرار در زمان، کارایی لازم را داشته باشند. ضمناً عدم تمرکز صرف بر روشهای کمّی، نیز میتواند وجه تمایز این سامانه باشد.
3-4. نقش و مسئولیت نهادها
· مشخص بودن نقش و مسئولیت نقش نهادهای حقوقی و نهادی: نهادهایی چون وزارت ارشاد، وزارت ارتباطات، شرکت زیرساخت، پلیس فتا، مرکز ملی فضای مجازی و وزارت اطلاعات در رصد و نظارت بر ترافیک اینترنت و دادههای رسانهای؛ مشخصاً باید به جزئیات و تفکیک شده جایگاه، نقش و وظیفه خود را تأمین و بهرهبرداری از دادهها را بدانند.
· تعیین دقیق نقش و جایگاه پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات از زاویه ملاحظات اداری و سازمانی: تعریف دقیق وظایف و مسئولیت پژوهشگاه و یا زیرمجموعه آن بهعنوان عهدهدار راهاندازی سامانه در قالبهای تعریف شده سازمان استخدامی با هدف جلوگیری از ایجاد مشکلات در تعیین ساختار سازمانی و ضوابطی ازایندست. پژوهشگاه، مرکز، دفتر مطالعاتی، اندیشکده و ... هرکدام در نظام اداری تعاریف مشخصی دارند؛ لذا باید مشخص باشد انتخاب پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در انجام این امر با کدامیک از شرح وظایف این پژوهشگاه و ... تطابق دارد و همه قواعد سازمانی و منابع انسانی، مالی و ... آن مدنظر قرار بگیرد تا در مسیر اجرا خللی ایجاد نشود.
· تشکیل اتاق مشترک بین دولت، دانشگاه و نهادهای مرتبط: شایسته است نقش هر سازمان، نهاد و ... در مراحل مختلف مشخص باشد، این که هر نهاد (شورای عالی انقلاب فرهنگی، صدا و سیما، و مرکز آمار و ...) چه وظایفی دارد و چه دادههایی باید گردآوری کند، از اقدامات اولیه در راهاندازی سامانه است؛ ورود دانشگاه و جامعه علمی میتواند در مراحل مختلف کارساز باشد.
3-5. حریم خصوصی و امنیت اطلاعات
· ارائه تضمینهای لازم و کافی در مورد رعایت حریم خصوصی به جامعه و لزوم توجه به امنیت اطلاعات: همانطور که گفته شد؛ این امر به همراهی و مشارکت رسانهها و افکار عمومی منجر خواهد شد. سامانه باید به کاربران خود تضمین دهند که اطلاعات شخصی آنها بهطور ایمن و با رعایت اصول حریم خصوصی مدیریت خواهد شد. ارائه شفافیت در روشهای جمعآوری، ذخیرهسازی و پردازش دادهها میتواند به افزایش اعتماد کاربران کمک کند. در این مسیر، تدوین سیاستها و پروتکلهای امنیتی که شامل مراحل شناسایی، ارزیابی، و مدیریت ریسکها باشد، نیز کمککننده است؛ که با استفاده از تکنولوژیهای روز مثل بهکارگیری فناوریهای مدرن مانند رمزنگاری، و نرمافزارهای امنیتی برای حفاظت از دادهها و نیز پیادهسازی سیستمهای نظارتی جهت شناسایی تهدیدات و نفوذهای احتمالی به اطلاعات محقق شدنی است. لذا با توجه به تغییرات قانونی، سیاستها و پروتکلهای حفظ دادهها باید بهطور مرتب بازبینی و بهروزرسانی شوند.
· تدوین پروتکلهای امنیتی، حریم خصوصی و حفظ محرمانگی دادهها، منطبق با قوانین مدیریت داده و حریم خصوصی: تدوین پروتکلهای امنیتی بهمعنای ایجاد دستورالعملها و استانداردهایی است که اطمینان حاصل کند دادههای جمعآوری شده بهطور امن مدیریت میشوند و حریم خصوصی کاربران رعایت میشود. این پروتکلها باید با قوانین مربوط به مدیریت داده و حریم خصوصی همخوانی داشته باشند.
3-6. پایداری مالی و مدل کسبوکار
· تلاش برای پایداری مالی و مدل کسبوکار سامانه: این بند از اهمیت خاصی برخوردار است؛ اگرچه سامانه ردیف مشخصی در بودجه هرسال دارد، اما تلاش برای تأمین بخشی از هزینههای سامانه اعم از فنی و نیروی انسانی توسط قابلیتهای خود سامانه مانع از بروز مشکلات پیشبینی نشده میشود.
3-7. زیرساخت سامانه
3-8. آزمایش و ارزیابی عملکرد
• اجرای آزمایشی (پایلوت) سامانه در بازه زمانی مشخص با دادههای حقیقی از منابع منتخب: اجرای آزمایشی (پایلوت) سامانه شامل آزمون عملکرد آن با استفاده از دادههای واقعی در یک بازه زمانی مشخص است تا قابلیتهای سیستم ارزیابی شوند و مشکلات احتمالی شناسایی گردند.
• بازبینی عملکرد فنی، دقیق بودن شاخصها و کیفیت دادههای جمعآوری شده: بازبینی عملکرد فنی شامل بررسی دقت شاخصها و کیفیت دادههای جمعآوری شده است تا اطمینان حاصل شود که سیستم بهدرستی عمل میکند و اطلاعات دقیق و مفیدی ارائه میدهد.
• دریافت بازخورد از کاربران نهایی و اصلاح و بهبود سامانه براساس نتایج پایلوت: دریافت بازخورد از کاربران نهایی بهمعنای جمعآوری نظرات و تجربیات آنها درباره استفاده از سامانه است تا براساس این بازخوردها، اصلاحات و بهبودهای لازم انجام شود.
3-9. گزارشدهی و نظارت
• تعریف سازوکار (مکانیسم) گزارشدهی منظم به مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی: تعریف سازوکار (مکانیسم) گزارشدهی منظم به مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی شامل ایجاد فرایندهایی است که اطلاعات مربوط به عملکرد سامانه بهصورت دورهای به این نهادها ارائه شود.
• نظارت، بهروزرسانی و توسعه سامانه: ایجاد روندهای نظارتی برای تضمین کیفیت مستمر دادهها و عملکرد سامانه بهمعنای تعریف فرایندهایی است که اطمینان حاصل کند دادهها همواره با کیفیت بالا جمعآوری و مدیریت میشوند.
• ایجاد روندهای نظارتی برای تضمین کیفیت مستمر دادهها و عملکرد سامانه: نظارت، بهروزرسانی و توسعه سامانه شامل بررسی مداوم عملکرد آن، اعمال تغییرات لازم و افزودن ویژگیهای جدید برای بهبود کارایی سیستم است. بهروزرسانی شاخصها، الگوریتمهای تحلیل و فناوریهای زیرساختی براساس تغییرات محیطی و پیشرفتهای علمی شامل تنظیم و اصلاح ابزارها و روشهای مورد استفاده بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها در پاسخ به نیازهای جدید و تحولات علمی است. بهطور مشخص، این نظارت با ورود نهادی فراتر از متولیان سامانه یا مشارکتکنندگان در تأمین دادهها یا مصرفکنندگان دادهها، عملی میشود. اینکه نهادی فراتر با در نظر گرفتن همه امکانات و محدودیتها بتواند بر تمامی روندها نظارت داشته باشد و قدرت الزامآور لازم برای انجام امور را نیز در دست داشته باشد.
4. جمعبندی
پیشنهادهایی ناظر بر کلیات و جزئیات مراحل مختلف راهاندازی و فعالیت سامانه، با مدنظر قرار دادن چالشهای احتمالی در این گزارش مورد اشاره قرار گرفتند که در طول زمان و به تجربه صاحبنظران مشارکتکننده در این طرح، از اهمیت ویژهای برخوردار هستند و باید به آنها توجه ویژهای نیز داشت.
درمجموع با توجه به پیشبینی بودجه قابل ملاحظه برای راهاندازی سامانه و تلاش وزارت ارشاد بهمنظور رعایت همهجانبه اقتضائات این سامانه اعم از رعایت محرمانگی اطلاعات، صیانت از دادهها و حفاظت از حریم خصوصی شهروندان و ... ازآنجاییکه هرگونه جمعآوری و تحلیل داده باید با پایبندی کامل به ضوابط قانون اساسی، قوانین حفاظت از داده و ... صورت گیرد تا اعتماد عمومی و مشروعیت سامانه حفظ شود؛ نهایتاً بهنظر میرسد، لازم است جهت تحقق اهداف راهاندازی سامانه، نهادهای مختلف دخیل در تأمین دادهها و منتفع و بهرهمند از سامانه ذیل یک سامانه ذیل یک ائتلاف و یا اتحاد مشترک(کنسرسیوم)، هماهنگیهای لازم را در طول زمان انجام دهند تا بهترین نتیجه حاصل شود. بنابراین ضروری است با توجه به چالشهای پیش رو و پیشنهادهای مطرح شده در بالا، این ائتلاف و ارتباط بیننهادی، نسبت به تعیین نهاد فرداستی چون «شورای عالی انقلاب فرهنگی» بهعنوان ناظر و پیگیر تحقق اهداف و کاربست اطلاعات در تنظیم مقررات و یا سیاستگذاریها، نیز اقدام کند.