Expert Opinion on: “Bill on Amending the Law on Definitions and Criteria of National Administrative Divisions Approved 1983/07/06”

Author

Majles

10.22034/report.mrc.21489
Abstract
The bill on amending the Law on Definitions and Criteria of National Administrative Divisions with registration number (365), based on the argument that “under the difficult financial conditions of the country, amending the law on national administrative divisions in a way that leads to an increase in the country’s administrative costs is not appropriate, and therefore if reform is to be carried out, this reform should be carried out in such a way that it does not lead to an increase in administrative costs and merely resolves certain formal shortcomings. If, in terms of social justice, amending the law leads to the elimination of inequality and the reduction of public protests, reforms should be made in this law,” seeks to apply certain minor amendments to the aforementioned law. Considering the inadequacy of the arguments presented in the explanatory introduction, the inconsistency of the bill with Principle (75) of the Constitution, inconsistency with the general policies of the system including the general policies of the resistance economy and the general policies of the administrative system, inconsistency with Article (105) of the Seventh Development Plan Law, inconsistency with the “Law on the Organization, Duties and Elections of the Islamic Councils of the Country and the Election of Mayors and Rural Governors approved 1996/05/21 with subsequent amendments and annexes,” inconsistency with certain articles of the “Law on Definitions and Criteria of National Administrative Divisions approved 1983/07/06 with subsequent amendments and annexes” and the “Executive Bylaw of the Law on Definitions and Criteria of National Administrative Divisions approved 1984/10/14,” and also the reality that the current law on national administrative divisions, due to the weaknesses within it, does not have the capacity for further manipulation in the form of minor and formal amendments with the approach sought by the present bill, approval of the general framework of the present bill is not recommended. If the Commission of Internal Affairs of the Country and Councils considers minor reforms to the Law on Definitions and Criteria of National Administrative Divisions, it is proposed that the annexes added to the law on 2010/07/03 be removed, and certain minor matters such as the definition of a metropolis be added to the law.

Keywords

Subjects

 

خلاصه مدیریتی

مسئله اصلی

نظام تقسیمات کشوری ایران در حال ‏حاضر برمبنای «قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15 با اصلاحات و الحاقات بعدی» و «آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1363/07/22»، قرار دارد. طی سال‏های گذشته، اتفاق‏ نظر بر این بوده است که نظام تقسیمات کشوری ایران، به دلیل برخی نقاط ضعف، نتوانسته به‌عنوان بستر و مبنایی برای توسعه پایدار واحدهای سیاسی عمل کند. در این راستا استقرار نظام مطلوب تقسیمات کشوری از طریق ارائه لایحه جامع تقسیمات کشوری مورد تأکید قوانین برنامه های توسعه (بند «الف» تبصره «69» قانون برنامه دوم توسعه؛ ماده (73) قانون برنامه چهارم توسعه و ماده (186) قانون برنامه پنجم توسعه) بوده و در این راستا قانون برنامه‌های چهارم و پنجم «جهت‌گیری عدم ‏تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران به‌‌عنوان نمایندگان عالی دولت در استان‏ها» را برای تدوین لایحه مذکور تعیین کردند؛ اما نتیجه ای حاصل نشد. ازسوی‌دیگر، الحاقات انجام شده به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری در سال 1389، که امر ایجاد واحدهای تقسیماتی جدید در سطح شهر، بخش و شهرستان را از طریق پایین آوردن حدنصاب جمعیتی تسهیل کرده، یک محمل نامناسب قانونی برای ایجاد واحدهای سیاسی کوچک و ناکارآمد بوده است. پیامد چنین وضعیتی این است که اکنون هیچ چشم‏ اندازی درخصوص اینکه تا چه میزان قرار است کشور به واحدهای سیاسی کوچک‌تر تقسیم شود و روستاها تبدیل به شهر شوند، وجود ندارد. طرح حاضر با رویکرد غالب تسهیل ایجاد واحدهای سیاسی جدید، تلاش دارد برخی اصلاحات جزئی را در قانون اعمال کند. 

 

نقاط قوت و ضعف طرح

     نقاط قوت

  •  در حال حاضر دو حدنصاب جمعیتی 3500 نفر و 10 هزار نفر در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری برای تشکیل شهر وجود دارد. طرح حاضر نصاب جمعیتی 3500 نفر را حذف می‏کند که نظر به اینکه موجب ایجاد یک نصاب جمعیتی واحد در قانون برای تشکیل شهر و همچنین مانع تشکیل شهرهای ناکارآمد می شود، مورد تأیید است.
  •  نظر به اینکه در حال حاضر هیچ حدنصاب جمعیتی در قانون برای تشکیل شهرستان در نقاط کم‏ تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری و کویری و نقاط کمتر توسعه ‏یافته از طریق مصوبات هیئت‏ وزیران وجود ندارد. لذا تعیین حدنصاب جمعیتی برای تشکیل شهرستان در نقاط مذکور، از نقاط قوت طرح حاضر است.
  •  با توجه به عدم تعریف کلان‌شهر در قوانین کشور، الحاق تعریف کلان‌شهر و مجموعه شهری به قانون از‌جمله نقاط قوت طرح حاضر است.

 

        نقاط ضعف

  •  طرح حاضر مغایر اصل هفتادوپنجم (75) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بند «10» اصل سوم قانون اساسی، و ماده (105) «قانون برنامه هفتم پیشرفت» است.
  •  پیامد طرح حاضر بزرگ‏تر شدن دولت، افزایش تشکیلات غیرضروری و افزایش بودجه هزینه ای دولت به ضرر بودجه تملک‌دارایی سرمایه ای است. لذا اغلب مواد طرح مغایر بند «16» سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، بند «10» سیاست‏های کلی نظام اداری و نیز بندهای «15» و «9» سیاست‏های کلی نظام قانونگذاری است؛ که از‌جمله بر «صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضروری و هزینه‌های زائد»، «چابک ‏سازی، متناسب سازی و منطقی ساختن تشکیلات نظام اداری» و «گره‏ گشایی از امور اجرایی کشور» تأکید دارند.
  •  تسهیل تشکیل دهستان‏های با تراکم جمعیت بسیار پایین، که تنها بر روی نقشه و به‌لحاظ صوری معنا دارند، توجیه و منطقی ندارد. در حال ‏حاضر تشکیل دهستان صرفاً با هدف ایجاد شرایط لازم برای تشکیل بخش انجام می شود. بااین حال نظر به حکم مقرر در ‌ماده (8) آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، کم ‏کردن نصاب جمعیتی دهستان در نقاط کم تراکم کمکی به ایجاد بخش نمی کند.
  • محاسبه جمعیت شهر به‌عنوان مکانی که در قلمرو سطح تقسیماتی بخش قرار دارد، برای تشکیل دهستان جدید، فاقد مبنای منطقی و مغایر ماده (3) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است. 
  •  تبدیل یک شهر واحد به بخش یا شهرستان، مغایر تعریف حقوقی مفهوم بخش و شهرستان در نظام تقسیماتی کشور است. حتی برای تشکیل بخش و شهرستان در شرایط استثنا نیز ضروری است محدوده مورد نظر واجد عناصر تشکیل‏ دهنده مقرر شده در قانون برای بخش و شهرستان باشد. همچنین تبدیل یک شهر واحد به بخش یا شهرستان مغایر با ضوابط تعیین شده در «قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران و دهیاران مصوب 1375/03/01 با اصلاحات و الحاقات بعدی» برای تشکیل و تعداد اعضای شورای اسلامی بخش و شهرستان است.

 

پیشنهادهای مرکز پژوهش‌ها

نظر به عدم کفایت استدلال‏های ارائه شده در مقدمه توجیهی، مغایرت با اصل (75) قانون اساسی، مغایرت با سیاست‏های کلی نظام، ازجمله سیاست‏های کلی اقتصاد مقاومتی و سیاست‏های کلی نظام اداری، مغایرت با ماده (105) «قانون برنامه هفتم پیشرفت»، مغایرت با «قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران و دهیاران مصوب 1375/03/01 با اصلاحات و الحاقات بعدی»، مغایرت با برخی مواد «قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15 با اصلاحات و الحاقات بعدی» و «آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1363/07/22» و نیز این واقعیت که قانون کنونی تقسیمات کشوری به‌دلیل ضعف‏های موجود در آن ظرفیت دستکاری بیشتر در قالب اصلاحات جزئی و شکلی، به‌نحوی‌که طرح حاضر به دنبال آن است را ندارد، تصویب کلیات طرح حاضر توصیه نمی شود. در‌مقابل دو پیشنهاد وجود دارد:

الف) در‌صورتی‏که کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها قائل به اصلاحات جزئی در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است، پیشنهاد می شود الحاقات انجام شده به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، مصوب 1389/04/12 که تبدیل به یک محمل قانونی نامناسب برای ایجاد واحدهای کوچک و ناکارآمد شده است حذف شود و برخی موارد جزئی مانند تعریف کلان‌شهر به قانون الحاق گردد.

ب) چنانچه کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها قائل به اصلاح نظام تقسیمات کشوری به‌صورت مبنایی و با تغییر رویکرد کلی و گفتمان حاکم بر قانون کنونی، مطابق با الزامات تعیین ‏شده در ماده (73) قانون برنامه چهارم توسعه و ماده (186) قانون برنامه پنجم توسعه- تدوین لایحه جامع تقسیمات کشوری با «جهت‌گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران» - و نیز الزامات مقرر در سایر قوانین و اسناد بالادستی از‌جمله صرفه جویی در هزینه های جاری و منطقی سازی و متناسب سازی اندازه دولت، محور قرار دادن رویکرد تجمیع در اصلاح قانون و نیز ایفای نقش واحدهای تقسیمات سیاسی به عنوان ظرفی برای نیل به توسعه است، پیشنهاد می شود پیگیری تدوین و ارائه لایحه جامع تقسیمات کشوری با رویکرد مذکور در دستورکار کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها قرار گیرد.  

 

1. مقدمه

تقسیمات کشوری یعنی سازمان قلمرویی فضای کشور به صورت سلسله‏ مراتبی، که از طریق تقسیم سرزمین به واحدهای کوچکتر همراه با لایه های دولت در سطوح منطقه ای، میانی و محلی شکل می گیرد که هر‌کدام ساختار و مسئولیت‏های خاص خود را دارند [1[. چگونگی تقسیمات سیاسی در هر کشوری تابع شکل حکومت است و به‌عبارت‌دیگر به تک‌ساخت (متمرکز یا غیرمتمرکز)، فدرال و یا ناحیه‌ای بودن حکومت وابسته است. اما در هر سه مورد نظام تقسیمات سیاسی، متضمن مدیریت کارآمد کشور است؛ چراکه نظام تقسیمات سیاسی بستر و ظرفی است که نظام مدیریت سرزمین بر روی آن شکل می گیرد و به‌بیان‌دیگر نظام اداری کشور بر بستر جغرافیایی سرزمین بنا می شود. به‌این‌ترتیب‌ مادامی‌که نظام تقسیمات سیاسی صحیحی وجود نداشته باشد، بازده هرگونه برنامه ریزی در سطوح ملی، منطقه ای و محلی نیز ناچیز خواهد بود. چنانچه نظام تقسیمات کشوری مبتنی‌بر اصول و معیارهای منطقی و علمی نباشد و یا اینکه طی زمان دخل و تصرف‌های نامعقول در آن صورت گیرد، از اهداف اولیه دور خواهد شد و از ابزار علمی ساماندهی مدیریت فضای کشور به ابزاری سیاسی تبدیل می‌شود و درنتیجه روند پیشرفت کشور را با چالش روبه‌رو می‌کند [2[.

نظام تقسیمات کشوری ایران در حال ‏حاضر برمبنای «قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15 با اصلاحات و الحاقات بعدی» و «آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1363/07/22»، قرار دارد. طی سال‏های گذشته، اتفاق نظر بر این بوده است که نظام تقسیمات کشوری ایران، به دلیل برخی نقاط ضعف، نتوانسته به‌عنوان بستر و مبنایی برای توسعه پایدار واحدهای سیاسی عمل کند. در این راستا، استقرار نظام مطلوب تقسیمات کشوری از طریق ارائه لایحه جامع تقسیمات کشوری مورد تأکید قوانین برنامه های توسعه (بند «الف» تبصره «69» قانون برنامه دوم توسعه؛ ماده (73) قانون برنامه چهارم توسعه و ماده (186) قانون برنامه پنجم توسعه) بوده است. بر این اساس، قانون برنامه‌های توسعه چهارم و پنجم برای تدوین لایحه جامع تقسیمات کشوری «جهت‌گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران به‌‌عنوان نمایندگان عالی دولت در استان‏ها» را تعیین کردند؛ اما نتیجه ای حاصل نشده ‏است. از‌سوی‌دیگر الحاقات انجام شده به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری در سال 1389، که امر ایجاد واحدهای تقسیماتی جدید در سطح شهر، بخش و شهرستان را از طریق پایین آوردن حدنصاب جمعیتی تسهیل کرده، یک محمل نامناسب قانونی برای ایجاد واحدهای سیاسی کوچک و ناکارآمد بوده است. پیامد چنین وضعیتی این است که اکنون هیچ چشم اندازی درخصوص اینکه تا چه میزان قرار است کشور به واحدهای سیاسی کوچک‌تر تقسیم شود، و روستاها تبدیل به شهر شوند وجود ندارد.

هدف نمایندگان محترم پیشنهاددهنده «طرح اصلاح قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15» با شماره ثبت (365)، انجام برخی اصلاحات جزئی در قانون مذکور است. طبق مقدمه توجیهی طرح «در شرایط دشوار مالی کشور اصلاح قانون تقسیمات کشوری به گونه ای که منجر به افزایش هزینه های اداری کشور شود عمل مناسبی نیست و لذا اگر مبنا‌ست اصلاحی صورت بگیرد، این اصلاح باید به گونه ای باشد که منجر به افزایش هزینه های اداری نشود و صرفاً برخی از ایرادهای شکلی را حل کند. اگر در بُعد عدالت اجتماعی اصلاح قانون منجر به حذف نابرابری و کاهش اعتراض‏های مردمی شود باید اصلاحاتی در این قانون انجام شود». این گزارش به اظهارنظر در‌خصوص طرح اختصاص دارد.

 

2. پیشینه

2-1. سوابق مطالعاتی در مرکز

مسئله اصلاح قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، ایجاد استان‏های جدید و ...، به‌طور معمول طی سال‏های گذشته در قالب طرح و لایحه در مجلس شورای اسلامی مطرح شده و مرکز پژوهش‏های مجلس نیز به فراخور طرح‏ها و لوایح مطرح شده، گزارش‏های کارشناسی متعددی در این زمینه تدوین کرده است. همچنین حسب وظیفه مجلس شورای اسلامی در‌خصوص نظارت بر اجرای قوانین، گزارش‏هایی در‌ مورد نظارت بر چگونگی اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری در دستورکار مرکز پژوهش‏های مجلس بوده است. آسیب شناسی قانون و بررسی تجربیات سایر کشورها در‌خصوص اصلاح نظام تقسیمات کشوری ازجمله دیگر موضوعاتی است که در گزارش‎‏های مرکز پژوهش‏های مجلس مورد توجه قرار گرفته است. نظر به بالا بودن تعداد گزارش‏ها در جدول 1 به برخی از گزارش‏های مذکور اشاره شده است. 

 

  

جدول 1. پیشینه پژوهشی مربوط به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری [8-3]

ردیف

عنوان گزارش

تاریخ انتشار

شماره مسلسل

نام دفتر

توضیحات

1

اظهارنظر کارشناسی درباره «طرح اصلاح موادی از قانون تقسیمات کشوری مصوب 1362»

1388

9644

مطالعات سیاسی

این گزارش ضمن بررسی طرح، پیشنهاد کرده است مجلس شورای اسلامی طرحی با عنوان «الزام دولت به ارائه لایحه نظام جامع تقسیمات کشوری» تهیه و ارائه کند.

2

نقد و ارزیابی قانون تقسیمات کشوری ایران

1392

13446

مطالعات سیاسی

طبق نتایج این گزارش نظام کنونی تقسیمات کشوری علاوه‌بر ضعف‏های بارز، در بُعد ایجاد انگیزه برای کسب‌و‌کار و عمران و آبادی، جلب مشارکت شهروندان، تقویت تصمیم ‏سازی و تصمیم‏ گیری ناحیه ‏ای و کاستن از دیوان‏ سالاری دارای ضعف و کاستی‏های جدی است.

3

تقسیمات کشوری ژاپن: عقلانیت، سادگی و تلاش بی‏پایان برای تمرکززدایی کنترل شده از روابط مرکزی- محلی

1397

16353

مطالعات سیاسی

نتایج این گزارش نشان می‏دهد که در ژاپن گرایش به سوی «کاهش تعداد و وسیع‏تر کردن» واحدهای تقسیماتی است. همچنین در این کشور پس از جنگ جهانی دوم تلاش زیادی برای تمرکززدایی از روابط مرکزی- محلی و واگذاری اختیارات به سطوح زیرین تقسیماتی صورت گرفته است.

4

اظهارنظر کارشناسی درباره طرح اصلاح قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15

1399

17354

مطالعات سیاسی

این گزارش با بررسی کلیات و مواد طرح پیشنهاد کرده است تا زمانی که لایحه جامع تقسیمات کشوری به تصویب نرسیده است، از هرگونه، اصلاح قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری که منجر به تسهیل ایجاد واحدهای سیاسی جدید می شود، اجتناب شود.

5

اظهارنظر کارشناسی درباره: «طرح تقسیم مجدد استان‏های کشور»

 

1400

18064

مطالعات سیاسی

این گزارش با بررسی طرح و توصیه به رد کلیات آن، پیشنهاد کرده است که با توجه به نقایص نظام کنونی تقسیمات کشوری ایران از قبیل غلبه شاخص‏های کمّی در ایجاد و ارتقای سطوح تقسیماتی، متمرکز بودن، بلند بودن نظام تقسیماتی و به‌تبع آن نظام اداری و ... ضروری است تغییرات اساسی، به‏ویژه براساس رویکرد «تمرکززدایی» در آن صورت گیرد و تا زمانی که لایحه جامع تقسیمات کشوری به تصویب نرسیده، از هرگونه تغییر در تقسیمات کشوری اجتناب شود.

6

ارزیابی عملکرد دولت دوازدهم در‌خصوص ایجاد شهرستان، بخش‏، دهستان و شهر از منظر مطابقت با قوانین موجود

1401

18302

مطالعات سیاسی

نتایج این گزارش نشان می‏دهد که رویکرد دولت در امر ایجاد واحدهای جدید تقسیماتی در بسیاری از موارد مغایر مواد مندرج در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری و آیین نامه اجرایی آن و نیز احکام مندرج در قانون برنامه ششم توسعه (ماده 28) و اسناد بالادستی کشور بوده است.

 

2-2. سوابق تقنینی

نظام تقسیمات کشوری ایران در حال ‏حاضر برمبنای «قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری» (مصوب 1362/04/15)، با اصلاحات و الحاقات انجام شده در این قانون و آیین‌نامه اجرایی این قانون، مصوب 1363/07/22 قرار دارد. همچنین در دهه های گذشته قانون برنامه توسعه دوم، چهارم و پنجم بر اصلاح نظام تقسیمات کشوری تأکید داشته اند. در جدول ذیل پیشینه تقنینی به‌همراه توضیحات ارائه شده است.

 

جدول 2. پیشینه تقنینی مرتبط با موضوع تقسیمات کشوری

ردیف

قانون/آیین نامه

مرجع تصویب

تاریخ تصویب

توضیحات

1

قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری با اصلاحات و الحاقات بعدی

مجلس شورای اسلامی

1362/04/15

در کل این قانون دربردارنده:

1. تعاریف عناصر تقسیمات کشوری و مفاهیم مرتبط با آنها و نیز میزان تراکم جمعیتی عناصر مذکور؛

2. اشاره‏ ای کلی به ویژگی‏های مراکز سطوح تقسیماتی (مرکز دهستان، بخش، شهرستان و استان)؛

3. اشاره کلی به روابط سلسله‏ مراتبی میان سطوح تقسیمات کشوری از نظر نظام اداری؛

4. دستورالعملی کلی درباره هرگونه ایجاد، انتزاع، الحاق، تبدیل و ادغام عناصر تقسیمات کشوری؛

5. ارتباط میان محدوده واحدهای تقسیماتی با واحدها و سازمان‏های اداری (اجرایی و قضایی) و نهادهای انقلاب اسلامی؛

6. چگونگی ارتباط میان محدوده واحدهای تقسیماتی با حوزه‏ های انتخابیه و نیروهای انتظامی، می‏ باشد.

اشاره قانون مذکور به موارد بالا به‌صورت بسیار کلی بوده و این قانون نسبت به بسیاری از مسائل مهم‌تر مرتبط با تقسیمات کشوری مسکوت مانده است. برخی از مهم‌ترین نقایص نظام تقسیمات کشوری ایران که ریشه در این قانون دارد، عبارتند از:

1. تمرکزگرایی؛

2. بلند بودن نظام تقسیماتی و به‌تبع آن نظام اداری؛

3. غلبه شاخص‏های کمّی و در رأس آن جمعیت در ایجاد و ارتقای سطوح تقسیمات کشوری که یکی از مهم‌ترین پیامدهای آن عبارت است ‏از تغییرات سریع و پی ‏درپی در تعداد واحدهای تقسیمات کشوری.

4. قانون کنونی برخلاف قوانین سلف خود درخصوص نحوه انتصاب مدیران سطوح دولت محلی و تعیین وظایف و اختیارات آنها سکوت اختیار کرده است.

2

آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری

هیئت وزیران

1363/07/22

مهم‏ترین موارد تشریح شده در این آیین‎ نامه عبارت است از:

1. تعیین عناصر و اجزای تقسیمات کشوری؛

2. ارائه توضیحاتی درخصوص شاخص‏ها و فرایند ایجاد واحدهای جدید؛

3. ارائه توضیحات مفصل‏تر نسبت به قانون درباره ویژگی‏های مرکز دهستان، بخش، شهرستان و استان؛

4. اشاره کلی به اداره بخش، شهرستان و استان؛

5. تعیین الزاماتی برای وزارت کشور جهت پیش‏ بینی سازمان تقسیمات کشوری مناسب ‏تر؛

6. اشاره کلی به تغییر نام و نام‏گذاری، تعیین علائم اختصاصی و اختصاری، کدگذاری و تهیه شناسنامه واحدها و عناصر تقسیمات کشوری؛

همان ایراداتی که به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است، دقیقاً درخصوص آیین نامه اجرایی نیز صدق می‏کند.

3

قانون برنامه دوم توسعه

مجلس شورای اسلامی

1373/09/20

قانون برنامه دوم توسعه، نظام تقسیمات کشوری را به‌عنوان ظرفی برای توسعه در نظر گرفته است. بند «الف» تبصره «69» این قانون بیان می دارد: به‌منظور برقراری نظام مطلوب تقسیمات کشوری و تثبیت منطقی و پایدار آن و تنظیم ترکیب جمعیت و توزیع منطقی آن در کشور به‌گونه‌ای ‌که هماهنگی لازم با کلیه فعالیت‌های توسعه در مناطق را داشته باشد، دولت مکلف است طرح جامع تقسیمات کشوری را تهیه کند.

4

قانون برنامه چهارم توسعه

مجلس شورای اسلامی

1383/06/11

قانون برنامه چهارم توسعه، به تعیین جهت‏ گیری برای تدوین لایحه جامع تقسیمات کشوری پرداخته است. ضمن اینکه ایجاد سطوح جدید را موکول به رعایت این جهت‏ گیری کرده است. ماده (73) این قانون بیان می دارد: دولت موظف است ظرف سال اول برنامه طرح جامع تقسیمات کشوری را که دربر‌دارنده شاخص‏های ناظر بر بازنگری واحدهای تقسیماتی موجود برای ایجاد سطوح‌ تقسیماتی جدید و با جهت‌گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت‌ نقش استانداران به‌عنوان نمایندگان عالی دولت تهیه و جهت تصویب به مجلس شورای‌ اسلامی تقدیم کند. هرگونه ایجاد سطوح جدید باید با رعایت مفاد این ماده صورت‌ گیرد.

5

قانون برنامه پنجم توسعه

مجلس شورای اسلامی

1389/10/15

قانون برنامه پنجم توسعه، برای تدوین لایحه جامع تقسیمات کشوری جهت‏ گیری تعیین کرده است. بااین حال الزامی برای رعایت جهت‏ گیری مذکور در ایجاد سطوح جدید تعیین نکرده است. ماده (186) این قانون بیان می دارد: به دولت اجازه داده می‌شود نسبت به تدوین برنامه جامع تقسیمات کشوری، دربردارنده شاخص‏های ناظر بر بازنگری واحدهای تقسیماتی موجود برای ایجاد سطوح تقسیمات کشوری جدید با جهت‌گیری عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران به‌‌عنوان نمایندگان عالی دولت در استان‏ها، اقدام کند.

 

3. اظهارنظر کارشناسی

3-1. اظهارنظر درباره کلیات طرح

1. نظر به اینکه طرح حاضر به‌دنبال اصلاح برخی مواد از قانون است نه کل آن، ضروری است عنوان طرح به «طرح اصلاح موادی از قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15 با اصلاحات و الحاقات بعدی» اصلاح شود.

2. مقدمه طرح فاقد استدلال مستحکم درخصوص علل و ضرورت ارائه طرح است. برای مثال مشخص نیست از دیدگاه پیشنهاددهندگان طرح، دقیقاً چه ایراداتی در قانون وجود دارد که اصلاح آن باید در دستورکار قرار گیرد؛ یا اینکه چگونه مواد پیشنهادی طرح حاضر منجر به عدالت اجتماعی می شود. اگرچه مقدمه توجیهی یک طرح در بیان دلایل توجیهی تقدیم آن، دربردارنده حکم قانونی و الزام آور نیست، اما به‌عنوان سند پشتیبان می تواند در تفسیر قوانین مربوطه و تصمیم درخصوص طرح مورد توجه قرار گیرد. بنابراین شایسته است که مقدمه توجیهی طرح با رعایت اصول نگارش متون قانونی اصلاح شود. 

3. هرچند در مقدمه توجیهی طرح بیان شده است که اصلاح قانون «باید به گونه ای باشد که منجر به افزایش هزینه های اداری نشود»؛ بااین حال تصویب طرح حاضر در عمل موجب افزایش هزینه های دولت خواهد شد. تشکیل واحدهای سیاسی جدید، گذشته از هزینه‌هایی که از نظر ایجاد زیرساخت‌های لازم به دولت تحمیل می‌کند موجب خواهد شد که حجم تشکیلات دولتی از نظر تعداد کارکنان که در حال حاضر نیز از وضعیت مناسبی برخوردار نیست، بیشتر شود که به‌معنای افزایش هزینه های عمومی است. ازاین‌رو، طرح حاضر مغایر اصل هفتادوپنجم (75) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. 

4. کشورهای مختلف ممکن است طی زمان به منظور به‏ حداقل رساندن آسیب‏ها و ضعف‏های نظام تقسیماتی خود، قوانین و مقررات مربوط به تقسیمات کشوری خود را اصلاح کنند. این اصلاحات معمولاً با هدف قرار دادن کارکردهای دولت (در سطوح منطقه ای، میانی و محلی) بر مبنایی سرزمینی‌تر و قابل اجراتر انجام می‌شود [9[. در این میان تصمیم درخصوص اندازه (از منظر جمعیت و مساحت) واحدهای سیاسی در یک کشور معمولاً وابسته به ملاحظاتی درخصوص صرفه جویی ناشی‏از مقیاس در ارائه خدمات عمومی، مجموعه ای منحصربه فرد از عوامل تاریخی و هزینه های مدیریت یک سیاست بزرگ‌تر و غیرمتجانس است، سیاستی که می تواند دربرگیرنده یک سری اهداف مانند تأمین امنیت، احترام به مرزهای فرهنگی، تمرکززدایی و ... باشد 10][. اصلاحات مربوط به اندازه واحدهای تقسیمات سیاسی از دو حالت اصلی برخوردار است که عبارت اند از ادغام دو یا بیش از دو واحد در یک واحد، یا تقسیم یک واحد به دو یا بیشتر از دو واحد [11[. به‌بیانی واضح‏‏ تر در کل از منظر تعداد و اندازه می‏توان از دو رویکرد اساسی در اصلاحات قانونی نام برد که عبارت اند از «رویکرد تجمیع (ادغام)» و «رویکرد تفکیک». شایان ذکر است که روند غالب جهانی برای «اصلاح» و «به‏روز کردن» سیستم تقسیمات کشوری، «تجمیع و کاهش سطوح و واحدها» تقسیماتی و «تمرکززدایی» با هدف کاهش هزینه های جاری دولت و صرفه جویی اقتصادی، مدیریت بهینه و تحقق توسعه پایدار است و اغلب کشورهای توسعه یافته از اضافه کردن واحد جدید به تقسیمات کشوری خود اجتناب می کنند.

طرح حاضر در‌نهایت به‌دنبال تسهیل امر شکل گیری واحدهای سیاسی جدید در سطوح تقسیماتی دهستان، بخش و شهرستان است و به‌عبارت صریح ‏تر عمدتاً قائل به رویکرد تفکیک است که پیامد آن بزرگ‏تر شدن دولت، افزایش تشکیلات غیرضروری و افزایش بودجه هزینه ای دولت به ضرر بودجه تملک‌دارایی سرمایه ای است. هرچند در قوانین و اسناد بالادستی مقرره قانونی وجود ندارد که سیاست کلی نظام برای انتخاب میان دو رویکرد ادغام یا تفکیک، و یا تعداد و اندازه سطوح و واحدهای تقسیمات سیاسی را تعیین تکلیف کند، بااین حال آنچه از قوانین و اسناد بالادستی برمی ‏آید لزوم ترجیح رویکرد تجمیع بر رویکرد تفکیک است: 

  •  بند «10» اصل سوم قانون اساسی بر «ایجاد نظام‏ اداری‏ صحیح‏ و حذف‏ تشکیلات‏ غیرضرور» تأکید دارد.
  • ماده (105) «قانون برنامه هفتم پیشرفت» بر کاهش هزینه های جاری، و چابک‏ سازی، منطقی سازی و متناسب سازی اندازه دولت و نیز رویکرد تجمیع تأکید دارد. طبق ماده مذکور باید هر‌ساله 5 درصد از واحدهای سازمانی کاهش یابد. طبق جزء «1» بند «الف» ماده (105) قانون برنامه هفتم پیشرفت «سازمان اداری و استخدامی کشور مکلف است تا پایان سال اول برنامه، فعالیت‌ها و وظایف خارج از مأموریت‌های ذاتی ‌دستگاه‌های اجرایی و تشکیلات موازی و غیرضرور را شناسایی کند و پیشنهاد حذف آنها را جهت تصویب به شورای ‌عالی اداری ارائه نماید». جزء «5» بند مذکور نیز بیان می دارد: «ایجاد هرگونه دستگاه اجرایی توسط دولت به‌جز از طریق ادغام یا تجمیع ممنوع است». 
  •  بند «16» سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، اشاره به «صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقی‌سازی اندازه دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضروری و هزینه‌های زائد» دارد. همچنین بند «10» سیاست‏های کلی نظام اداری بر «چابک سازی، متناسب سازی و منطقی ساختن تشکیلات نظام اداری» تأکید دارد. تسهیل ایجاد واحدهای سیاسی جدید در سطوح دهستان، بخش و شهرستان، که ضرورتاً سبب گسترش تشکیلات دولت و اندازه آن خواهد شد مغایر احکام مذکور است. بنابراین طرح حاضر مغایر موارد فوق الذکر است.  

5. تجربه دهه های اخیر درخصوص ایجاد واحدهای سیاسی جدید حاکی از آن است که واحدهای سیاسی، به امید اینکه با ارتقای سطح در نظام تقسیمات کشوری و دریافت بودجه بیشتر از دولت توسعه می‎یابند، ایجاد شده اند. حال‏آنکه اتکای صرف به ایجاد واحدهای سیاسی جدید نمیتواند زمینهها و زیرساختهای توسعه را در یک واحد سیاسی فراهم آورد، همچنان که در بسیاری از موارد ارتقای سطح منجر به تحقق امر توسعه نشده ‏است. سازمان برنامه و بودجه کشور بر این واقعیت مهم صحه می گذارد که «تجربیات ایجاد شهرستانها و بخشهای جدید نشانگر آن است که این موضوع تأثیر اندکی در توسعه و پیشرفت استانها داشته و برعکس اعتباراتی که میتوانست صرف ایجاد زیرساختهای لازم برای توسعه و اشتغال در منطقه شود، صرف حقوق و مزایای کارکنان، پستهای مدیران و ساختمانها و ابنیه دولتی» شده است [12[. همچنین دلیل و انگیزه دیگر برای ایجاد واحدهای جدید تسهیل مدیریت قلمرو، بهبود خدمات‌رسانی به مردم و کاهش تمرکز بوده است. حال‌آنکه، یکی از معایب قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، تمرکزگرا بودن آن است. به ‏همین دلیل ماده (73) قانون برنامه چهارم توسعه و ماده (186) قانون برنامه پنجم توسعه بر تدوین برنامه جامع تقسیمات کشوری با «جهت‌گیری عدم‏ تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران» تأکید داشته اند. در‌واقع مشکل اصلی درخصوص قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، نبود یک نظام جامع تقسیمات کشوری است و اصلاحات جزئی و شکلی در قانون موجود با رویکرد تسهیل ایجاد واحدهای جدید از طریق کاهش حدنصاب جمعیتی و ...، نه‏تنها رافع مسائل و چالش‏های ناشی‏ از سیستم کنونی تقسیماتی نیست، بلکه سبب تکثیر مسائل و چالش‏های ناشی از قانون فعلی نیز خواهد شد. بنابر استدلال‏های مذکور، اغلب مواد طرح حاضر مغایر بند «15» سیاست‏های کلی نظام قانونگذاری است که بر «تعیین اولویت‏های قانونگذاری با محوریت: گره‏ گشایی از امور اجرایی کشور، اصول اجرا نشده قانون اساسی، سند چشم انداز، سیاست‏های کلی نظام، برنامه پنج‏ساله توسعه و مطالبات رهبری» تأکید دارد.

6. در نگارش مواد طرح، اصول نگارش متون قانونی رعایت نشده است. برای مثال در ماده (1) طرح مشخص نشده که متن پیشنهادی قرار است کدام ماده قانون را اصلاح کند. در ادامه به بررسی مواد طرح پرداخته می شود:

 

3-2. اظهارنظر درباره مواد طرح

درخصوص مواد طرح نکات ذیل قابل تأمل است:

1. براساس ماده (1) طرح حاضر، بند «ج» تبصره «1» ماده (3) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری به این ‌شرح اصلاح می شود: «در نقاط کم تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری، جنگلی، کویری و نقاط محروم و توسعه‏ نیافته و همچنین دارای جمعیت عشایری که عشایر آن بیش از 6 ماه در سال در منطقه حضور دارند با توجه به کلیه شرایط اقلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تا حداقل چهارهزار نفر جمعیت با تصویب هیئت‌وزیران و در موارد استثنایی با پیشنهاد دولت و تصویب مجلس، جمعیت دهستان می تواند کمتر از میزان فوق باشد». درخصوص ماده پیشنهادی نکات ذیل قابل تأمل است:

نخست اینکه طبق ماده (4) آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری «محدوده دهستان که با رعایت معیارهای مندرج در ماده (3) قانون و تبصره‌های ذیل آن معین شده کوچک‌ترین واحد تشکیلاتی اداری، سیاسی کشور‌ است». سطح دهستان، هرچند به‌صورت صوری در نقشه تقسیمات کشوری استان‏ها وجود دارد، اما این سطح به‌صورت غیررسمی سال‌هاست که حذف شده است و در حال حاضر تعداد ناچیزی از دهستان‏های کشور، دارای دهداری، به‌عنوان نهاد اداره‌کننده دهستان هستند. ازاین رو، تسهیل تشکیل دهستان‏های با تراکم جمعیت بسیار پایین، که تنها بر روی نقشه و به ‏لحاظ صوری معنا دارند، توجیه و منطقی ندارد. البته در حال ‏حاضر تشکیل دهستان صرفاً با هدف ایجاد شرایط لازم برای تشکیل بخش انجام می شود. ‌ماده (8) آیین نامه اجرایی قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، مصوب 1363/07/22 بیان می دارد: «کلیه نقاط کشور که برای ایجاد دهستان از نظر تراکم جمعیت به سه حالت
مشخص شده، در ایجاد بخش‏های جدید نیز ملاک عمل قرار خواهد گرفت». قانون حدنصاب 10 هزار نفر را برای تشکیل بخش در نقاط کم تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری، جنگلی، کویری و نقاط محروم و توسعه نیافته پیش بینی کرده است. هر بخش نیز برای تشکیل به حداقل دو دهستان نیاز دارد. لذا به‌نظر نمی رسد که کم کردن نصاب جمعیتی دهستان در نقاط کم تراکم به کمتر از تعداد 4 هزار نفر کمکی به ایجاد بخش باشد.

دوم اینکه تبصره «2» ذیل ماده (3) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، بر ادغام دهستان‏هایی تأکید دارد که به لحاظ تراکم جمعیت وضعیت نامتناسبی دارند. تبصره مذکور بیان می دارد: «دهستان‏های موجود که از نظر وسعت، جمعیت و دسترسی دارای تراکم مطلوب بوده در قالب موجود باقی و آن تعداد از دهستان‏هایی که ‌از این لحاظ نامتناسب می‏باشند از طریق تقسیم و یا ادغام تعدیل و به دهستان‏های جدید تبدیل خواهند شد».

سوم، در ماده پیشنهادی مرجع تعیین محروم و توسعه نیافته بودن یک مکان مشخص نشده ‏است. همچنین تعریف مشخصی از منظر حقوقی از عبارت «محروم و توسعه نیافته بودن» وجود ندارد، که این ابهام و عدم شفافیت مغایر جزء «3»، بند «9» سیاست‏های کلی نظام قانونگذاری است و نیز ممکن است شائبه مغایرت با ماده (85) قانون اساسی را ایجاد کند. لازم به ذکر است که طبق رویه موجود، فهرست مناطق محروم و کمتر توسعه‌یافته طبق مصوبه هیئت وزیران مشخص می شود و در تبصره «2» ماده (7) قانون فعلی نیز عبارت نقاط کمتر توسعه یافته (طبق فهرست سالیانه دولت) به‌کار رفته است.

همچنین طبق ماده (1) طرح، تبصره «4» به این ‌شرح به ماده (3) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری اضافه می شود: «در ارتقای تقسیماتی دهستان‏هایی که یک و یا چند روستای آنها قبلاً شهر شده است، جمعیت فعلی آن شهرها (روستاهای قبلی) در حدنصاب شکل گیری دهستان جدید مورد محاسبه قرار می گیرد».

درخصوص این تبصره پیشنهادی باید توجه داشت که همان‌گونه که در ماده‌های (3) و (4) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری تصریح شده است دهستان «از به‌هم پیوستن چند روستا، مکان، مزرعه‌ همجوار تشکیل میشود» و «شهر، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی بخش واقع شده است». ازاینرو، محاسبه جمعیت شهر به‌عنوان مکانی که در قلمرو سطح تقسیماتی دیگر (بخش) قرار دارد، برای تشکیل دهستان جدید، فاقد مبنای منطقی و مغایر ماده (3) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری است.

2. ماده (2) طرح بیان می دارد: «در ماده (4) با توجه به منسوخ شدن تبصره «1»، تبصره های «2 تا 4» به‌عنوان تبصره های «1 تا 3» تعریف و تبصره «5» به‌عنوان تبصره «4» قانون به شکل ذیل اصلاح می شود»:

تبصره «4»- روستاهای مرکز بخش با هر جمعیتی شهر شناخته می شود.

اظهارنظر کارشناسی: در حال حاضر دو حدنصاب جمعیتی 3500 نفر و 10 هزار نفر در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری برای تشکیل شهر وجود دارد. ماده (4) قانون بر حدنصاب 10 هزار نفر تأکید دارد. همچنین طبق تبصره «5» (اصلاحی 1389/12/04) «روستاهای مرکز بخش با هر جمعیتی و روستاهای واجد شرایط چنانچه دارای 3500 نفر جمعیت باشند، شهر شناخته می شود». تبصره پیشنهادی در طرح حاضر نصاب جمعیتی 3500 نفر را حذف می‏کند که نظر به اینکه موجب ایجاد یک نصاب جمعیتی واحد (یعنی 10 هزار نفر جمعیت) برای تشکیل شهر می شود، و مانع از تشکیل شهرهای کم جمعیت می شود، مورد تأیید است.

واقعیت این است که با وجود حدنصاب جمعیتی «10 هزار نفر» در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، طی سال‏های گذشته شاهد تبدیل روستاهای کم جمعیت و فاقد ویژگی‏های مقرر در ماده (4) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری به شهر بوده ایم که با استناد به تبصره «5» ماده (4) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری (اصلاحی 1389/12/04) تشکیل شده اند. درنتیجه شهرهای زیادی در کشور ایجاد شده اند که فاقد حدنصاب جمعیتی تعیین شده در قانون و نیز ویژگی‏های تعیین ‏شده در تعریف شهر مندرج در ماده (4) قانون،‌ از نظر بافت ساختمانی، اشتغال اکثریت ساکنان دائمی در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت‏های اداری، خودکفایی در زمینه خدمات شهری و ایفای نقش به‌عنوان کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود هستند و به‌معنای واقعی نمی توان آنها را شهر دانست. بسیاری از این شهرها در‌واقع روستاهای کم جمعیتی هستند که فقط عنوان شهر را یدک می کشند. ازجمله پیامدهای این مسئله تغییر کاربری اراضی کشاورزی و آسیب به بخش کشاورزی کشور، افزایش قیمت زمین و مسکن، به‌هم خوردن تعادل زیست محیطی، عدم توازن جمعیت روستایی- شهری در کشور، مغفول واقع شدن توسعه روستاهای کشور، ایجاد بار مالی برای دولت و درنهایت ایجاد شهرهای ناکارآمد بوده است.

نظر به اینکه تشکیل بخش مستلزم وجود شهر نیست و طبق تبصره «3» ماده (6) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری «مرکز بخش روستا یا شهری، از همان بخش است که مناسب‏ترین کانون طبیعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن محدوده شناخته می شود» و تبدیل روستاهای مرکز بخش به شهر با هر جمعیت و شرایطی در تعارض با تعریف شهر در ماده (4) قانون است. لذا پیشنهاد می شود ماده (2) طرح حاضر بدین‌شرح اصلاح شود: در ماده (4) با توجه به منسوخ شدن تبصره «1»، تبصره های «2 تا 4» به‌عنوان تبصره های «1 تا 3» تعریف و تبصره «5» حذف می شود».

3. طبق ماده (3) بندهای ذیل به‌عنوان تبصره‌های «5» و «6» به ماده (4) الحاق می گردد.

تبصره «5»- «کلان‌شهر، شهری با محدوده و حریم معین با حداقل یک میلیون نفر جمعیت که دارای تنوع عملکردی و تأثیرگذاری ‏های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس منطقه ای، ملی، و بین المللی است و توسط شورای عالی شهرسازی و معماری کشور مشخص و تعیین حدود می شود».

تبصره «6»- مجموعه شهری، محدوده جغرافیایی است که توسط شورای عالی شهرسازی و معماری مشخص و تعیین حدود می شود و از یک کلان‌شهر و حداقل دو شهر پیرامونی و نواحی مجاور آن اعم از روستا، شهرک، مراکز صنعتی، کشاورزی و خدماتی تشکیل شده و با کلان‌شهر، دارای یکپارچگی در عملکرد است. این گستره می تواند در یک یا چند بخش و شهرستان قرار گیرد. نحوه مدیریت این مجموعه در آیین نامه اجرایی که ظرف مدت 3 ماه از لازم الاجرا شدن این قانون به پیشنهاد وزیر راه و شهرسازی و با مشارکت وزیر کشور در هیئت‌دولت مصوب می شود، مشخص خواهد شد.

درخصوص دو تبصره پیشنهادی، نظر به اینکه در قوانین کشور، کلان‌شهر و مجموعه شهری تعریف نشده است؛ الحاق تبصره‌های «5» و «6» به ماده (4) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مورد تأیید می باشد. بااین حال درخصوص تبصره «6»، ضمن اینکه عبارت یکپارچگی در عملکرد ابهام دارد، به‌نظر می‏رسد که در قالب یک ماده نمی توان به کلیه ابعاد مجموعه شهری پرداخت. به‌ویژه اینکه در ماده پیشنهادی «نحوه مدیریت» مجموعه شهری به آیین نامه اجرایی واگذار شده است که می تواند مغایر اصل (85) قانون اساسی تفسیر شود. در‌واقع ابتدا باید مشخص شود که جایگاه مجموعه شهری در نظام تقسیمات سیاسی کشور چگونه است؛ سپس با توجه به این جایگاه باید درخصوص نحوه مدیریت آن تصمیم گرفت.

4. ماده (4) طرح پیشنهادی بیان می دارد: پاراگراف آخر ماده (6) به‌شرح ذیل اصلاح و یک تبصره به‌عنوان تبصره «4» به این ماده افزوده می شود:

«کلیه روستاهایی که در حریم شهرها قرار دارند با تشخیص و درخواست فرماندار شهرستان و تصویب مراجع مسئول در تعیین محدوده شهرها، به شهر مربوطه الحاق می‏گردند».

تبصره «4»- شهرهایی با جمعیت حداقل 50 هزار نفر بدون داشتن روستا و یا دهستان تابعه با تصویب دولت به بخش تبدیل می شوند.

در حال حاضر طبق بند الحاقی (الحاقی 1389/12/04) به ماده (6) «کلیه روستاهایی که در حریم شهرها قرار دارند با تشکیل و درخواست فرماندار آن شهرستان به شهر مربوطه الحاق می گردد». ماده (4) پیشنهادی عبارت «و تصویب مراجع مسئول» را اضافه کرده است. اما «مراجع مسئول» دارای ابهام بوده و ضروری است به‌صورت دقیق مشخص شود.

درخصوص تبصره «4» الحاقی پیشنهادی به ماده (6) قانون، شایان ذکر است که تبدیل شهر به بخش مغایر تعریف حقوقی مفهوم بخش در نظام تقسیماتی کشور است. طبق ماده (6)، قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، بخش «از به‌هم پیوستن چند دهستان همجوار مشتمل‌بر‌ چندین مزرعه، مکان، روستا و احیاناً شهر» تشکیل می شود. گفتنی است که مواردی که قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری به‌عنوان استثنا تعیین کرده است بیشتر ناظر بر استثنای قائل شدن برای حدنصاب جمعیتی محدوده مورد نظر است نه عناصر تشکیل‏ دهنده آن. به‌بیان ساده تر، حتی برای تشکیل بخش در شرایط استثنا نیز ضروری است محدود مورد نظر واجد عناصر تشکیل دهنده مقرر شده در قانون برای بخش باشد. حتی اگر بپذیریم که برای عناصر تشکیل دهنده یک بخش نیز می‏توان استثنا قائل شد، تشکیل بخش در‌چنین مواردی باید با تصویب قانون در مجلس صورت گیرد نه از طریق مصوبات هیئت‌وزیران؛ چراکه قانون موارد استثنا را موکول به تصویب قانون توسط مجلس شورای اسلامی کرده است. لذا این مورد نیز می تواند شائبه مغایرت با اصل (85) قانون اساسی را داشته باشد. 

همچنین این ماده مغایر با ضوابط تعیین شده برای تشکیل شورای اسلامی بخش است. با توجه به اینکه طبق ماده (5) «قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران و دهیاران مصوب 1375/03/01 با اصلاحات و الحاقات بعدی» «شورای بخش از بین نمایندگان منتخب شوراهای روستاهای واقع در محدوده بخش تشکیل می شود»، و تبصره ذیل این ماده بیان می دارد: «از یک روستا بیش از یک نفر نباید در شورای بخش حضور داشته باشد و در‌صورتی‌که تعداد روستاهای بخش کمتر از پنج روستا باشد، اعضای شورای بخش از میان مجموع اعضای شوراهای روستاها انتخاب خواهند شد و در‌نهایت حداقل باید از هر روستا یک نفر انتخاب شود»؛ سؤال این است که با تصویب این ماده در‌چنین مواردی تکلیف «تشکیل» شورای اسلامی بخش و نیز «تعداد اعضای شورای اسلامی بخش» چگونه خواهد بود. لذا تصویب این ماده توصیه نمی شود.

5. طبق ماده (5) طرح حاضر، تبصره «2» ماده (7) به‌شرح زیر اصلاح و یک تبصره به این ماده اضافه می شود: «در نقاط کم تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری و کویری و نقاط کمتر توسعه یافته (طبق فهرست سالیانه دولت) با توجه به کلیه شرایط اقلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با تصویب هیئت‌وزیران، حدنصاب جمعیتی حداقل 30 هزار نفر و در موارد استثنایی با پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی می تواند کمتر از 30 هزار نفر باشد».

تبصره «4»- شهرهای با جمعیت حداقل 150 هزار نفر و بدون داشتن روستا، دهستان و یا بخش تابعه با تصویب دولت به شهرستان تبدیل می شوند.

اظهارنظر کارشناسی: با وجود حدنصاب جمعیتی مقرر در ماده (7) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، برای ارتقای بخش به شهرستان (یعنی حدنصاب تراکم زیاد 120 هزار نفر؛ و تراکم متوسط 80 هزار نفر)، طی سال‏های گذشته شاهد تبدیل بخش‏های کم جمعیت کشور به شهرستان از طریق تصویب هیئت وزیران و با استناد به تبصره «2» اصلاحی 1389/12/04 بوده ایم. طبق تبصره مذکور در حال حاضر هیچ حدنصاب جمعیتی برای تشکیل شهرستان در نقاط کم تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری و کویری و نقاط کمتر توسعه یافته (طبق فهرست سالیانه دولت) از طریق تصویب هیئت‌وزیران وجود ندارد. لذا تعیین حدنصاب جمعیتی در تبصره «2» ماده (7) برای تشکیل شهرستان در نقاط کم تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری و کویری و نقاط کمتر توسعه یافته در قانون مورد تأیید است.

اما درخصوص حدنصاب 30 هزار نفر پیشنهاد شده، نظر به اینکه در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری 30 هزار نفر حدنصاب تشکیل بخش است و از منظر علمی میان جایگاه و اندازه سطوح تقسیمات کشوری باید یک همبستگی منطقی وجود داشته باشد [13[ و به‌عبارت ساده تر حدنصاب قانونی جمعیت بخش به‌عنوان سطح پایین‏تر و کوچک‏تر از شهرستان نباید یکسان با حدنصاب جمعیتی تعیین شده برای تشکیل شهرستان باشد، و با توجه به اینکه تبصره «2» ماده (7) قانون، تشکیل شهرستان در نواحی کمتر از 50 هزار نفر را موکول به تصویب قانون توسط مجلس شورای اسلامی کرده است. لذا پیشنهاد می شود، این تبصره بدین‌شکل اصلاح شود: «در نقاط کم تراکم، دورافتاده، مرزی، جزایری و کویری و نقاط کمتر توسعه یافته (طبق فهرست سالیانه دولت) با توجه به کلیه شرایط اقلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با تصویب هیئت‌وزیران، حدنصاب جمعیتی حداقل 50 هزار نفر و در موارد استثنایی با پیشنهاد دولت و تصویب مجلس شورای اسلامی می تواند کمتر از 50 هزار نفر باشد».

درخصوص تبصره الحاقی با این موضوع که «شهرهای با جمعیت حداقل 150 هزار نفر بدون داشتن روستا، دهستان و یا بخش تابعه به شهرستان تبدیل شوند»، شایان ذکر است تبدیل شهر به شهرستان، مغایر تعریف حقوقی مفهوم شهرستان در نظام تقسیماتی کشور است. طبق ماده (7) قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری شهرستان «از به‌هم پیوستن چند بخش همجوار که از نظر عوامل طبیعی، ‌اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی واحد متناسب و همگنی را به‌وجود آورده‌اند» تشکیل می شود. همان‏طور که بیان شد موارد تعیین ‏شده در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری به‌عنوان استثنا، ناظر بر جمعیت محدوده مورد نظر است نه عناصر تشکیل‌دهنده آن. به‌بیان ساده تر، حتی برای تشکیل شهرستان در شرایط استثنا نیز ضروری است محدود مورد نظر واجد عناصر تشکیل دهنده تعیین شده برای شهرستان باشد. حتی اگر بپذیریم که برای عناصر تشکیل دهنده یک شهرستان نیز می‏توان استثنا قائل شد، تشکیل شهرستان در‌چنین مواردی باید با تصویب قانون در مجلس صورت گیرد نه از طریق مصوبات هیئت‌وزیران. لذا این مورد نیز می تواند شائبه مغایرت با اصل (85) قانون اساسی را داشته باشد.

همچنین از‌آنجا‌که طبق ماده (10) قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران و دهیاران مصوب 1375/03/01 با اصلاحات و الحاقات بعدی، «شورای شهرستان از نمایندگان شوراهای شهرها و بخش‏های واقع در‌ محدوده آن شهرستان تشکیل می‌‏گردد»؛ و تبصره ذیل این ماده بیان می دارد: «در شورای شهرستان از شورای هر بخش یک نفر و از شوراهای هر‌یک از شهرها تا یک‌صد هزار نفر جمعیت یک نفر و بیش از یک‌صد هزار نفر جمعیت دو نفر و شهر تهران سه نفر عضویت خواهند داشت». سؤال این است که با تصویب این ماده در‌چنین مواردی تکلیف «تشکیل» شورای اسلامی شهرستان و نیز «تعداد اعضای شورای اسلامی شهرستان» چگونه خواهد بود. لذا تصویب این ماده توصیه نمی شود.

 

4. نتیجه گیری

نظر به اینکه قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری مصوب 1362/04/15، به‌دلیل تمرکزگرا بودن، غلبه شاخص‏های کمّی و در رأس آن جمعیت در ایجاد و ارتقای سطوح تقسیمات کشوری، عدم تعیین وظایف و اختیارات استانداران و فرمانداران و ... ، قانونی معیوب است که پاسخ‌گوی نیازهای کنونی سطوح و واحدهای تقسیمات کشوری نیست، اصلاح قانون مذکور امری مورد تأیید است. بااین حال، به‌دلیل تناقض اغلب مواد طرح با دلایل بیان ‏شده در مقدمه توجیهی، مغایرت با اصل (75) قانون اساسی، مغایرت با سیاست‏های کلی نظام، ازجمله سیاست‏های کلی اقتصاد مقاومتی و سیاست‏های کلی نظام اداری، و نیز ماده (105) قانون برنامه هفتم، تصویب کلیات طرح حاضر توصیه نمی شود. قانون کنونی تقسیمات کشوری به‌دلیل ضعف‏هایی که دارد ظرفیت دستکاری بیشتر در قالب اصلاحات جزئی و شکلی، به‌نحوی‌که طرح حاضر به دنبال آن است را ندارد.

چنانچه کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها قائل به اصلاحات جزئی در قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری با حفظ گفتمان کنونی حاکم بر قانون است، پیشنهاد این است که الحاقات انجام شده به قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، مصوب 1389/04/12 که تبدیل به یک محمل نامناسب قانونی برای ایجاد واحدهای سیاسی کوچک و ناکارآمد شده است، حذف شود، و برخی موارد جزئی مانند تعریف کلان‌شهر به قانون الحاق گردد.

چنانچه کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها قائل به اصلاح نظام تقسیمات کشوری به‌صورت مبنایی و با تغییر رویکرد کلی و گفتمان حاکم بر قانون کنونی و مطابق با الزامات تعیین شده در قانون برنامه چهارم توسعه (ماده (73)) و قانون برنامه پنجم توسعه (ماده (186))‌- تدوین لایحه جامع تقسیمات کشوری با «جهت‌گیری عدم ‏‏تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران»‌- و نیز الزامات مقرر در سایر قوانین و اسناد بالادستی از‌جمله صرفه جویی در هزینه های جاری و منطقی سازی و متناسب سازی اندازه دولت، و نیز ایفای نقش واحدهای تقسیمات سیاسی به عنوان ظرفی برای نیل به توسعه است، پیشنهاد می شود پیگیری لایحه جامع تقسیمات کشوری با رویکرد ذیل در دستورکار کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها قرار گیرد. 

شایسته است که چنین لایحه ای گذشته از تجدیدنظر در تعداد سطوح تقسیمات کشوری (برای مثال تبدیل نظام چهارسطحی تقسیمات کشوری به نظام دو‌سطحی) و نحوه تشکیل واحدهای سیاسی جدید (از منظر شاخص‏ها و فرایند تشکیل)، به گونه ای صریح به تقسیم وظایف و صلاحیت‏ها بین دولت مرکزی، و سطوح دولت محلی بر‌اساس رویکرد تمرکززدایی بپردازد. همچنین شامل نحوه انتخاب/انتصاب مدیران دولت‏های محلی، وظایف و اختیارات مدیران سطوح تقسیمات کشوری، ساختار و تشکیلات دولت‏های محلی، نحوه نظارت دولت مرکزی بر دولت‏های محلی، نحوه تأمین مالی جهت وظایف تفویض شده به دولت‏های محلی و ... باشد. قطعاً تدوین لایحه جامع تقسیمات سیاسی- اداری کشور با چنین رویکردی، به‌معنای تجدیدنظر اساسی در شیوه اداره کشور (از منظر اداری و مالی) است و از‌این رو مستلزم مشارکت جدی سازمان برنامه و بودجه، و سازمان اداری و استخدامی کشور با وزارت کشور در امر تدوین لایحه مذکور و مستلزم تنقیح و ادغام قوانین تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، قانون شهرداری، قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا، مصوبات مربوط به وظایف و اختیارات استانداران و فرمانداران و سایر قوانین مربوطه در قالب یک قانون جامع است. برایند چنین قانونی ارائه یک تصویر جامع و شفاف از نظام تقسیمات کشوری شامل حکمرانی منطقه ای و محلی و در‌واقع نحوه اداره استان‏ها و سطوح ذیل آنها خواهد بود. 

 

 

 

میراحمدی، فاطمه سادات (1403). مقایسه تطبیقی قوانین تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اندونزی. فصلنامه آمایش سیاسی فضا، 6 (4): 39-65.1
احمدی‌‌پور، زهرا؛ رهنما، محمدرحیم و رومینا ابراهیم (1390). نقش نظام تقسیمات کشوری در توسعه ملی، مورد مطالعه: ایران، فصلنامه مدرس علوم انسانی- برنامه‌‌ریزی و آمایش فضا، 15(2): 17-39.2
9.Wollmann, H. (2004). Local government reforms in Great Britain, Sweden, Germany and France: between multi-function and single-purpose organizations. Local government studies, 30(4), 639-665.
10.Fitrani, F., Hofman, B., & Kaiser, K. (2005). Unity in diversity? The creation of new local governments in a decentralising Indonesia. Bulletin of Indonesian Economic Studies, 41(1), 57-79.
11.Andrews, R. (2015). Vertical consolidation and financial sustainability: evidence from English local government. Environment and Planning C: Government and Policy, 33(6), 1518-1545.
نامه شماره 158654 سازمان برنامه و بودجه به مرکز پژوهش‏های مجلس، مورخ 1400/04/09.12
13.Kovács, I. P. (2020). Governance without power? The fight of the Hungarian counties for survival. In Contemporary trends in local governance: Reform, cooperation and citizen participation (pp. 45-65). Cham: Springer International Publishing.