Legal Capacity Assessment for Public Participation in the Economy

Authors

.

10.22034/report.mrc.21456
Abstract
Public participation in the economy is a concept that goes beyond the role of people as consumers or labor force and emphasizes the agency, ownership, and active decision making of members of society within the structure of production and resource supply. This research adopts a positive, progressive, and future oriented approach and utilizes the SOAR mapping method. This model shifts its focus from identifying problems (weaknesses/threats) toward strengthening existing capabilities and future goals and is designed to reinforce social capital and create a shared vision. In this report, numerous strengths for involving people in the economy are identified, including the existence of general policies, supportive laws and regulations, and the extensive dimensions of government support for public participation in the economy within the legal system. In addition, broad opportunities exist for the country, including numerous unused and dormant legal capacities, the presence of relatively low cost labor, religious ethical foundations that promote productive economic activity by citizens, the infrastructure of cyberspace and artificial intelligence, and a considerable scientific and academic community. By utilizing these strengths and opportunities, visions such as increasing the share of the private and cooperative sectors in the national economy, attracting public participation in decision making, and providing the foundation for genuine competitiveness can be pursued. The outcomes include increasing the share of the cooperative sector in the economy, increasing the rate of realization of the Cooperative Development Document, and increasing the depth of the capital market. Finally, policy recommendations are presented for reforming procedures and strengthening the supervisory role of Parliament and responsible institutions in order to transform the private and cooperative sectors into drivers of the economy.

Keywords

Subjects

 

خلاصه مدیریتی

  • بیان/شرح مسئله

 یکی از ارکان تحول بنیادین در جمهوری اسلامی ایران، تأکید صریح و مداوم بر تقویت مشارکت عامه مردم در اقتصاد بوده است. این رویکرد نه‌تنها یک ضرورت، بلکه یک تکلیف قانونی و اصل ساختاری است که در اسناد بالادستی نظام، ازجمله بند «۸» اصل (3)، اصول (۴۳ و ۴۴) قانون اساسی و سیاست‌های کلی نظام، نهادینه شده است. مشارکت در این تعریف، فراتر از حضور صرف مردم به‌عنوان نیروی کار یا مصرف‌کننده بوده و به‌معنای عاملیت، مالکیت و مسئولیت‌پذیری فعالانه آحاد جامعه در ساختار تولید، توزیع و تخصیص منابع است.

مسئله اصلی این گزارش، تمرکز بر شناسایی و برجسته‌سازی ظرفیت‌های مشارکت مردم در اقتصاد پس از انقلاب اسلامی ایران است. برخلاف رویکردهای سنتی که بر چالش‌ها و نقاط ضعف تمرکز دارند، این پژوهش با اتخاذ روش نگاشتی SOAR (نقاط قوت، فرصت‌ها، آرزوها و نتایج)، تلاش می‌کند تا دستاوردهای موجود را مستندسازی کرده و آنها را به‌عنوان پایه‌ای برای ترسیم یک مسیر پیشرفت مثبت و کارآمد در اقتصاد ایران معرفی کند.

 

  • نقطه‌نظرات/یافته‌های کلیدی

یافته‌های کلیدی این گزارش که با استفاده از روش SOAR استخراج شده‌اند، به شرح زیر است:

 

جدول 1. یافته‌های کلیدی

مدل ( SOAR)

یافته کلیدی

نقاط قوت (Strengths)

  • هدف‌گذاری مشارکت دادن مردم در اقتصاد در نظام اقتصادی کشور
  • وجود سیاست‌های کلی، قوانین و مقررات پشتیبان
  • ابعاد بسیار گسترده حمایت دولت برای مشارکت دادن مردم در اقتصاد در نظام حقوقی
  • وجود نهادهای متعدد ملی و استانی برای رفع موانع تولید و جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تقویت کسب‌وکارهای خرد و متوسط
  • گستره نهادهای نظارتی برای نظارت بر عملکرد مجریان از حیث افزایش مشارکت اقتصادی مردم
  • انسجام و هماهنگی فراقوه‌ای برای حل مسائل مربوط به مشارکت مردم در اقتصاد
  • بدنه کارشناسی جهت شناسایی فرصت‌های بالقوه در این زمینه
  • زیرساخت‌های متعدد و روبه‌رشد فراهم شده توسط دولت که مشارکت مردم در اقتصاد را افزایش می‌دهد
  • پیشرفت نسبی در شاخص‌های مربوط به توسعه مشارکت مردم در اقتصاد
  • رویکرد برنامه‌محور و کمی دولت مبتنی‌بر حل مسائل و پایش آن
  • حکم به «جلب مشارکت حداکثری مردم، ذی‌نفعان و نهادهای قانونی مردم‌نهاد تخصصی و صنفی در فرایند قانونگذاری» به‌عنوان یکی از اصول قانونگذاری و لزوم رعایت آن در لوایح و طرح‌های قانونی

فرصت‌ها (Opportunities)

  • وجود نیروی کار ارزان
  • فضای مثبت در عرصه فرهنگ کارآفرینی
  • نیاز روزافزون مردم به کسب درآمد بیشتر
  • مبانی دینی-اخلاقی مروج فعالیت اقتصادی مولد مردم
  • ادراک مثبت مردم نسبت به ارزش کسب حلال
  • توسعه ابزارهای جدید برای مدیریت بهینه تولید
  • بستر فضای مجازی و هوش مصنوعی
  • توسعه ابزارهای جدید برای تأمین مالی فعالیت‌های اقتصادی
  • وجود طیف گسترده نهادهای عمومی غیردولتی و مردم نهاد
  • طیف گسترده بنیادهای تعاون و شرکت‌های تعاونی و سهامی کارکنان نهادهای مختلف
  • فرصت‌های متعدد سرمایه‌گذاری و ایجاد فعالیت اقتصادی مبتنی‌بر جغرافیای منحصربه‌فرد
  • تعداد قابل توجه نیروی متخصص و کارگران ماهر و متخصص
  • تعداد قابل توجه جامعه علمی و دانشگاهی کشور
  • پیشرفت نسبی در شاخص‌های مربوط به توسعه مشارکت مردم در اقتصاد
  • تعداد قابل توجه ظرفیت‌های قانونی بالفعل نشده و معطل مانده
  • انگیزه بالای مردم برای مشارکت در تصمیم‌گیری اقتصادی

چشم‌اندازها (Aspirations)

  • دولت به‌مثابه «تنظیم‌گر» و نه تصدی‌گر یا کارفرمای بزرگ مطلق؛ کاستن از بار مالی و مدیریتی دولت در تصدی فعالیت‌های اقتصادی
  • افزایش سهم بخش‌های خصوصی و تعاونی در اقتصاد ملی
  • سیاستگذاری، هدایت و نظارت جهت تحقق اقتصاد تعاونی پویا و شبکه‌ای
  • جلب مشارکت مردم در تصمیم‌گیری
  • تأمین بستر رقابت‌پذیری واقعی
  • تحقق برنامه هفتم پیشرفت درخصوص مشارکت مردم در اقتصاد
  • تأمین عدالت و برابری در شرایط فعالیت اقتصادی بین بخش‌های اقتصادی
  • حمایت از اقتصاد دانش‌بنیان بومی رقابت‌پذیر
  • تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی؛ تربیت‏ افراد ماهر به‏ نسبت‏ احتیاج‏ برای‏ توسعه‏ و پیشرفت‏ اقتصاد کشور؛ توسعه سرمایه انسانی دانش‌پایه و متخصص
  • گسترش مالکیت در سطح عموم مردم جهت تأمین عدالت اجتماعی

نتایج (Results)

  • افزایش سهم تعاونی در اقتصاد
  • افزایش نرخ تحقق سند توسعه تعاون
  • افزایش سهم بخش خصوصی در مقابل مؤسسات عمومی غیردولتی در واگذاری‌ها
  • افزایش عمق بازار سرمایه
  • افزایش مشارکت کارکنان در مدیریت تعاونی‌ها
  • افزایش میزان مشاغل خانگی و کسب‌وکارهای خرد و اشتغال در این بخش
  • افزایش استقلال، شفافیت و ثروت پایدار در ساماندهی شرکت‌های تعاونی در حوزه سهام عدالت
  • افزایش تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا و خرد در پارک‌های علم و فناوری و مراکز دانشگاهی
  • افزایش نقش بخش غیردولتی در شتاب بخشی به مشارکت مردم در اقتصاد
  • افزایش مشارکت مردم، ذینفعان و نخبگان و صاحب‌نظران در تصمیم‌سازی اقتصادی

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

  

  • پیشنهاد راهکار تقنینی، نظارتی یا سیاستی

برای رفع چالش‌ها و تحقق کامل ظرفیت‌ها، پیشنهادهای زیر مطرح می‌شود:

 

جدول 2. پیشنهادها

نوع توصیه

توصیه سیاستی

الزامات و قیود اجرایی

زمان‌بندی

سیاستی/

اجرایی

اصلاح سازوکارهای واگذاری‌ها: بازنگری در شیوه‌های واگذاری شرکت‌های دولتی با هدف تضمین اینکه واگذاری‌ها به‌طور مستقیم به بخش خصوصی مولد و غیردولتی برسد، نه صرفاً به نهادهای شبه‌دولتی یا وابسته به دولت.

تدوین آیین‌نامه‌های شفاف‌تر و اعمال نظارت دقیق‌تر بر اصالت خریداران و اهلیت مدیریتی آنان.

میان‌مدت

تقنینی

تقویت جایگاه تعاونی‌ها: اجرای کامل احکام برنامه هفتم پیشرفت و اصلاح قانون بخش تعاون برای ایجاد شبکه‌های قوی تعاونی که قابلیت جذب سرمایه‌های خرد در مقیاس‌های بزرگ را داشته باشند.

تخصیص منابع مالی اختصاصی و اعطای تسهیلات ویژه به تعاونی‌های فعال در حوزه‌های دارای اولویت اقتصادی.

میان‌مدت

نظارتی

شفاف‌سازی و پیش‌بینی‌پذیری: نظارت مستمر بر فرایند مقررات‌زدایی و تضمین اطلاع‌رسانی به موقع و عادلانه کلیه قوانین و فرصت‌های سرمایه‌گذاری، برای جلوگیری از رانت اطلاعاتی و افزایش اعتماد فعالان اقتصادی.

ایجاد سامانه‌های یکپارچه برای انتشار برخط کلیه مصوبات اقتصادی و تضمین عدم وضع مقررات دفعی و ناگهانی.

کوتاه‌مدت

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

 

1. مقدمه

یکی از جلوه‌های تحول بنیادین در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران برخلاف نظام اقتصادی شکل‌گرفته پیش از آن، تأکید صریح و مداوم بر تقویت مشارکت عامه مردم در اقتصاد است. این رویکرد، نه‌تنها یک ضرورت و یک رویکرد مقطعی، بلکه یک تکلیف قانونی و یک اصل ساختاری در اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی است. جایگاه محوری این موضوع در بند «8» اصل سوم قانون اساسی مشهود است، جایی که یکی از وظایف دولت، به‌کارگیری همه امکانات برای مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت اقتصادی خویش تعیین شده است. این الزام، در اصول متعددی همچون اصول (۷، ۴۳، ۴۴، ۱۰۱ و ۱۰۳) قانون اساسی نهادینه شده و نشان می‌دهد که مشارکت در اقتصاد، ستونی از ستون‌های عدالت و پویایی اقتصادی در مدل ایرانی-اسلامی محسوب می‌شود. سیاست‌های کلی نظام و فرامین رهبری نیز به‌صورت مستمر، این اصل را به سمت تحقق عملی سوق داده‌اند.

در پژوهش حاضر، با اتخاذ نگاهی توصیفی و تبیینی، تلاش شده است تا ظرفیت‌های حقوقی مشارکت دادن مردم در اقتصاد پس از انقلاب اسلامی ایران، به جای تمرکز صرف بر چالش‌ها، برجسته شوند. شناخت دقیق نقاط قوت، مانند توسعه بخش تعاونی یا تدوین قوانین تسهیل صدور مجوزها، گام نخست برای شناسایی مسیرهای مشارکت مردم در اقتصاد و رفع موانع باقی‌مانده است. رویکرد تحلیلی این گزارش بر مبنای اسناد حقوقی، شواهد قانونی و آمار عملکردی طراحی شده است.

باید توجه داشت که مشارکت مردم در اقتصاد، فراتر از حضور صرف مردم به‌عنوان نیروی کار یا مصرف‌کننده است؛ این مشارکت به‌معنای عاملیت، مالکیت، تصمیم‌گیری و مسئولیت‌پذیری فعالانه آحاد جامعه در ساختار تولید، توزیع و تخصیص منابع است.

برخلاف رویکرد سنتی روش تحلیلی (SWOT) که به شناسایی نقاط ضعف و تهدیدها نیز می‌پردازد، پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکردی پیشرو و آینده‌نگر، از چارچوب تحلیلی (SOAR) بهره می‌گیرد. هدف این مدل، نه تمرکز صرف بر کاستی‌ها، بلکه برجسته‌سازی قوت‌های موجود، فرصت‌های بالقوه، چشم‌اندازها و نتایج (Strengths, Opportunities, Aspirations, Results) است تا مسیر توسعه مشارکت مردمی روشن‌تر شود. مدل تحلیل (SOAR) یک چارچوب مثبت‌گرا برای برنامه‌ریزی استراتژیک، توسعه سازمانی و بهبود مستمر است. این مدل در مقایسه با مدل سنتی (SWOT) (نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها) تمرکز خود را از شناسایی مشکلات (ضعف‌ها و تهدیدها) به سمت تقویت توانمندی‌های موجود و اهداف آینده تغییر می‌دهد. این مدل بر این فرض استوار است که برای دستیابی به موفقیت پایدار، یک نهاد باید ابتدا منابع و توانایی‌های برتر خود را شناخته و آنها را به سمت یک چشم‌انداز جذاب هدایت کرد. در مجموع مدل (SOAR) در مقایسه با مدل رقیب خود عمل محور، قدرت‌محور، امکان‌محور (بهترین وضعیت مطلوب)، متمرکز بر نوآوری و پیشرفت‌های چشمگیرتر، تمرکز بر اجرا و سپس برنامه‌ریزی مبتنی‌بر آن و توجه به نتایج است [1[.

در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مدل تحلیلی (SOAR)، ظرفیت‌های ایجادشده پس از انقلاب در موضوع مشارکت دادن مردم در اقتصاد، تبیین شده است.

2. پیشینه

2-1. سوابق مطالعاتی در مرکز

در برخی از گزارش‌های مرکز پژوهش‌های مجلس ناظر به موضوع‌های مختلف مشارکت دادن مردم در اقتصاد، مطالبی بیان شده است که عمدتاً درخصوص آسیب‌شناسی یا ارائه ضوابط و الزام‌ها در این زمینه است و گزارشی که با استفاده از روش تحلیلی «SOAR» این موضوع را مورد تحلیل قرار داده باشد، یافت نشد. برخی از پژوهش‌های مرتبط با این گزارش شامل موارد ذیل است:

  

جدول 3. سوابق مطالعاتی در مرکز پژوهش‌های مجلس

شماره مسلسل

عنوان مطالعه (موضوع اصلی)

تمرکز اصلی موضوع مورد مطالعه

18800

مفهوم‌شناسی حکمرانی مشارکتی

در این گزارش پس از بیان توضیح‌هایی درخصوص مفهوم رویکرد حکمرانی مشارکتی، به ضرورت پرداختن به این رویکرد در کشور اشاره شده است.

19675

آسیب‌شناسی بخش تعاون اقتصاد جمهوری اسلامی ایران

بررسی میزان تحقق اهداف کمی و کیفی سند توسعه بخش تعاون (میزان تحقق ۲۹.۸۳ درصد تا سال ۱۴۰۲).

20322

الزام‌ها و راهکارهای مشارکتی کردن اقتصاد به کمک تعاونی‌ها

این گزارش تلاش دارد تا تعاونی‌ها را به‌مثابه یک ابزار در راستای سیاست‌های مردمی و مشارکتی کردن اقتصاد پیشنهاد دهد.

18228

ارزیابی قانون برنامه ششم توسعه از منظر ابعاد مختلف مشارکت

در هر بخش، ابتدا تا حد امکان تصویری از وضعیت مطلوب ارائه می‌شود و سپس بندهای مرتبط با قانون برنامه ششم توسعه استخراج، نقد و بررسی می‌شود

18725

بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ کل کشور (31): از منظر مشارکت‌های مردمی

مشارکت مردم در سطوح مختلف حکمرانی (از همکاری در تصمیم‌گیری تا نظارت و مطالبه‌گری) طراحی و سازوکارهای خاص خود را می‌طلبد که مشارکت در فرایند بودجه‌ریزی یکی از بارزترین آنهاست

18951

الگوی مشارکت در نظام تأمین اجتماعی در ایران

پس از مطالعه مبانی نظری حوزه حکمرانی، توسعه مشارکتی و تشکل‌های اجتماعی و مرور اصول قانون اساسی، الگویی برای اصلاح و بازبینی قوانین و مقررات مرتبط با سیاست‌های کلی تأمین اجتماعی طراحی کرده است.

18173

ارزیابی تأثیرات قانون در ایران 2. مشارکت فعالان اقتصادی در ارزیابی بار مقررات

ارزیابی تأثیرات هر مصوبه (اعم از قانون یا مقررات) در قالب دو نوع ارزیابی معطوف به آینده (یا پیشینی) و ارزیابی معطوف به گذشته (یا پسینی) صورت میگیرد. این گزارش، بر ارزیابی نوع اول متمرکز است.

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

 

2-2. سوابق تقنینی به همراه آسیب‌شناسی

مهم‌ترین قوانین و مقررات مرتبط با مشارکت دادن مردم در اقتصاد، شامل موارد ذیل است:

 

جدول 4 .سوابق تقنینی

ردیف

نام سند حقوقی

موضوع سند

توضیحات

۱

قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی، مصوب سال ۱۳۸۶ مجلس شورای اسلامی

تغییر نقش دولت در اقتصاد و تکلیف به واگذاری‌ها به بخش‌های خصوصی و تعاونی

در این قانون زیرساخت‌های قانونی متعددی برای کاهش نقش دولت و افزایش نقش بخش‌های خصوصی و تعاونی فراهم شده است. سازوکارها برای افزایش واگذاری بخش دولتی، تسهیل صدور مجوزهای کسب‌وکار، عدالت بین بخشی،‌ تضمین رقابت و مشارکت مردم در سرمایه‌گذاری و طرح‌های عمرانی ازجمله این موارد هستند.

2

قانون بخش تعاون جمهوری اسلامی ایران، مصوب سال ۱۳۷۰ مجلس شورای اسلامی

تعریف چارچوب فعالیت، انواع و اهداف بخش تعاونی به‌عنوان رکن مشارکت مردمی

این قانون شامل تعریف روشن از تعاونی، انواع، شیوه تشکیل و اهداف حاکم بر آن و همچنین نقش وزارت تعاون در ساماندهی امور آن تأکید شده است.

3

قانون برنامه هفتم پیشرفت (ازجمله مواد ۴۸، ۵۰، ۵۷)

تضمین مشارکت بخش تعاون در حوزه‌های جدید مانند برق تجدیدپذیر و تأمین مالی از منابع صندوق توسعه ملی

در قانون برنامه هفتم نیز برخی احکام حمایتی از تعاونی‌ها وجود دارد. مواد (۱۹،‌ ۲۰،‌ ۲۲،‌ ۳۳، ۴۸، ۵۰، ۵۷، ۶۵، ۶۷، ۸۳ و ۱۰۱) بخش تعاون را در کنار بخش خصوصی و بدون هیچ تمایزی در مشارکت اقتصادی با دولت سهیم دانسته شده است. مواردی مانند حضور بخش تعاون در تولید برق تجدیدپذیر (جزء «۴» بند «د» ماده (۴۸))، در نظر گرفتن بخشی از منابع حاصل از اجرای سیاست‌های کلی اصل (44) برای افزایش بانک توسعه تعاون (جزء «3» بند «د» ماده (۴۸))، توانمندسازی زنان روستایی ازطریق شبکه ملی تعاون (بند «ت» ماده (۶)) ازجمله موارد مندرج در قانون برنامه هفتم محسوب می‌شوند [2].

4

سند توسعه بخش تعاون مصوب سال ۱۴۰۱ هیئت‌وزیران

نقشه‌راه ده ساله توسعه کیفی و کمی تعاونی‌ها

در سطح مقررات دولتی نیز سند توسعه بخش تعاون (تصویب‌نامه شماره ۲۴۳۱۶۳/ت۶۰۵۴۶ هـ مورخ 1401/12/28 هیئت‌وزیران) وجود دارد که نقشه‌راه ده ساله شامل اهداف کیفی و کمی، راهبردهای کلان توسعه، سیاست‌های اجرایی ناظر بر راهبردهای کلان توسعه بخش تعاون کشور و احکام اجرایی مفصلی در این زمینه است. بنابر نظرسنجی انجام‌شده، خبرگان حوزه کسب‌وکار بخش تعاون، میزان تحقق احکام سند توسعه تعاون را تا پایان سال 1402 معادل 29.83 درصد اعلام کرده‌اند. میزان دستیابی به هدف بهبود مستمر محیط کسب‌وکار در بخش تعاون دارای بیشترین مقدار امتیاز (23.49 درصد) و مؤید بیشترین میزان تحقق در رسیدن به  اهداف موردنظر بوده است [3].

5

ماده (۲۴) قانون بهبود مستمر محیط کسب‌وکار مصوب سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی

الزام دولت به اطلاع‌رسانی تغییرات سیاست‌های اقتصادی ازطریق رسانه‌های گروهی

مطابق ماده (24) قانون بهبود محیط کسب‌وکار مصوب 1390/11/16 با اصلاحات و الحاقات بعدی، «دولت و دستگاههای اجرایی مکلف‌اند برای شفاف‌سازی سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی و ایجاد ثبات و امنیت اقتصادی و سرمایه‌‌گذاری هرگونه تغییر سیاست‌ها، مقررات و رویه‌‌های اقتصادی را در زمان مقتضی قبل از اجرا، ازطریق رسانه‌های گروهی به اطلاع عموم برسانند». در این ماده، دستگاه‌های اجرایی شامل دستگاههای قوه مجریه و سایر قوای دیگر می‌شود.

6

ماده (۳۰) الحاقی قانون بهبود مستمر محیط کسب‌وکار الحاقی 1400/۱۲/24 مجلس شورای اسلامی

تکلیف به دستگاه‌های اجرایی برای درج پیش‌نویس مقررات در تارنمای خود یک هفته قبل از تصویب

 

 

در این ماده، رعایت زمان‌بندی یک هفته‌ای برای دستگاه‌های اجرایی جهت درج پیش‌نویس مقررات خود پیش از تصویب آن در تارنمای دستگاه مربوطه، تکلیف شده است. از طرف دیگر، آیین‌نامه «لزوم ثبت و اطلاع‌رسانی مقررات در پایگاه اطلاعات قوانین و مقررات مرتبط با محیط کسب‌وکار» مصوب 1402/1/30 در جهت اجرای این ماده به تصویب رسیده است.

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

3. تحلیل مشارکت دادن مردم در اقتصاد براساس مدل (SOAR)

ازجمله مزایایی که در روش تحلیلی این گزارش وجود دارد، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش روحیه عمومی به‌دلیل تمرکز بر نقاط مثبتی است که وجود دارد؛ این موضوع، تعامل‌پذیری اجتماعی را نیز افزایش می‌دهد. به‌علاوه، ذکر نقاط قوت در این مدل تحلیل، به شکلی است که باید در تصمیم‌گیری‌ها تأکید بیشتری بر استفاده از نقاط قوت مذکور کرد. همچنین در این روش، به جای فهرست کردن نقاط قوت به‌صورت عمومی، تلاش می‌شود تا نقاط قوت کلیدی که برای رسیدن به اهداف آینده حیاتی هستند، تعریف و مستند شوند. همچنین در این مدل، ایجاد چشم‌انداز مشترک و تأکید بر نتایج و خروجی که باید برای رسیدن به این چشم‌انداز ارائه شود، باعث عینی‌تر شدن اهداف و آرمان‌ها خواهد شد. در این روش به‌صورت مستقیم بر نتایج و خروجی‌هایی که لازم است بر روی آن تمرکز شود، تأکید می‌شود و به همین دلیل، شاخص‌های اجرایی که بیان می‌شود، معمولاً شفاف.‌تر و هدفمندتر از مدل‌های صرفاً تحلیلی خواهد بود. در ادامه ناظر به مشارکت مردم در اقتصاد، نقاط قوت و ظرفیت‌های موجود، فرصت‌های بالقوه برای بهره‌برداری، آرزوها و چشم‌انداز آینده برای مشارکت و نتایج کلیدی و قابل اندازه‌گیری بیان خواهد شد.

 

3-1. قوتها

این بخش به شناسایی و تعریف دقیق آن دسته از توانمندی‌ها، منابع، شایستگی‌های محوری و دارایی‌هایی می‌پردازد که یک نهاد در آنها برتر از رقبا بوده یا به‌طور کلی در آنها موفق عمل می‌کند. نقاط قوت را به‌طور کلی می‌توان منابع و قابلیت‌های بالفعل یک نهاد یا مزیت‌های رقابتی آن دانست [1].

1. هدف‌گذاری مشارکت دادن مردم در اقتصاد در نظام اقتصادی کشور: مصادیق آن شامل ابلاغ سیاست‌های کلی نظام با محوریت به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی (سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست‌های کلی اصل (۴۴)، سیاست‌های کلی تولید ملی و ...) و در کنار آن تأکیدات مستمر مقام معظم رهبری مبنی‌بر افزایش مشارکت مردم در اقتصاد ازطرق مختلف و تصریحات اصول متعدد قانون اساسی ازجمله اصول (۴۳ و ۴۴) مبنی‌بر تقویت فعالیت‌های اقتصادی مردمی،

2. وجود سیاست‌های کلی، قوانین و مقررات پشتیبان: مصادیق آن اولاً‌ در عرصه سیاست‌های کلی نظام شامل گستردگی و جامعیت سیاست‌ها در حوزه‌های مختلف ازجمله افزایش نقش تصدی‌گری مردم در اقتصاد در سیاست‌های کلی اجرای اصل (۴۴)، گسترش عدالت بین بخشی در سیاست‌های کلی امنیت اقتصادی؛ ثانیاً در عرصه قوانین مواردی ازجمله قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴)، قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر، قانون برنامه هفتم، قانون جهش تولید دانش‌بنیان؛ و ثالثاً در عرصه مقررات مواردی ازجمله سند توسعه بخش تعاون، آیین‌نامه‌های اجرایی قوانین یاد شده، مصوبات درخصوص بهبود فضای کسب‌وکار و مصوبات هیئت مقررات‌زدایی و بهبود محیط کسب‌وکار.

3. ابعاد بسیار گسترده حمایت دولت برای مشارکت دادن مردم در اقتصاد در نظام حقوقی: مصادیق حمایتی شامل حمایت‌های مالیاتی و گمرکی در قوانین و مقررات، جلوگیری از انحصار در بازار ازطریق شورای رقابت و ممنوعیت‌های قانونی، خصوصی‌سازی و واگذاری بخش دولتی به بخش خصوصی و تعاونی در قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی، تعمیم یا لغو امتیازات نابرابر داده شده به بنگاه‌های دولتی به‌نفع بخش خصوصی و تعاونی در قانون یادشده، ایجاد و توسعه بخش تعاونی در قوانین ازجمله قانون یاد شده، توسعه بازار سرمایه جهت تأمین مالی شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی و تعاونی، اعطای انواع تسهیلات ازطریق شبکه بانکی به فعالیت‌های تولیدی در چارچوب قوانین و مقررات، تأمین سرمایه شرکت‌های تعاونی شهرستانی ازطریق منابع حاصل از واگذاری‌ها و سهام عدالت، شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی قوانین، مقررات و رویه‌ها به بخش‌های مردمی ازطریق قوانین حوزه کسب‌وکار، تسهیل صدور مجوزهای کسب‌وکار برای تسهیل شروع فعالیت و ورود به آن، حمایت از حقوق مالکیت فکری و صنعتی، مشارکت عمومی خصوصی در طرح‌های عمرانی کشور، پیمان‌سپاری مدیریت برخی بنگاه‌های دولتی، اعطای برخی یارانه‌های ارزی و ریالی جهت کاهش هزینه تولید برای بخش‌های خصوصی و تعاونی در برخی موارد مطابق قوانین و مقررات، معافیت از برخی الزام‌های قانونی برای شرکت‌ها و اشخاص حقوقی برای حمایت از ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان، ایفای نقش مردم در تصمیمات اقتصادی محلی ازطریق شورای شهر، اعمال مشارکت در تصمیمهای اقتصادی ازطریق نهادهای صنفی و تخصصی نظیر حضور اتاق‌ها و اتحادیه‌ها در نهادهای تنظیم‌گر یا شوراهای عالی و سیاستگذار.

4. وجود نهادهای متعدد ملی و استانی برای رفع موانع تولید و جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تقویت کسب‌وکارهای خرد و متوسط: مصادیق آن شامل ستاد تسهیل و رفع موانع تولید در سطح ملی و استانی، ستاد پیگیری اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی در قوه قضائیه در سطح ملی و استانی، شورای‌عالی اشتغال، شورای‌عالی بورس اوراق بهادار، شورای‌عالی اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی، هیئت مقررات‌زدایی و بهبود محیط کسب‌وکار، سازمان تعاون روستایی، وزارت کار و رفاه اجتماعی، وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان خصوصی‌سازی و ... .

5. گستره نهادهای نظارتی برای نظارت بر عملکرد مجریان از حیث افزایش مشارکت اقتصادی مردم: مصادیق آن شامل نهادهای تخصصی نظارتی مانند شورای رقابت و هیئت مقررات‌زدایی و بهبود محیط کسب‌وکار و نهادهای نظارتی گسترده عام که مأموریت تعریف شده برای حمایت از سرمایه‌گذاری دارند نظیر دادستانی، سازمان بازرسی کل کشور.

6. انسجام و هماهنگی فراقوه‌ای برای حل مسائل مربوط به مشارکت مردم در اقتصاد: مصادیق آن شامل وجود نهادهای هماهنگ‌کننده و مشترک نظیر شورای‌عالی اقتصادی سران قوا و طرح مسائل مشترک و تفاهم مشترک بر موضوع لزوم افزایش نقش بخش مردمی در اقتصاد.

7. بدنه کارشناسی جهت شناسایی فرصت‌های بالقوه در این زمینه: مصادیق شامل بدنه کارشناسی در مراکز پژوهشی رسمی وابسته به قوای سه‌گانه نظیر مرکز پژوهش‌های مجلس و بدنه کارشناسی در دستگاه‌های اجرایی که از مسائل جزئی و دقیق مطلع هستند و یا معاونت‌های اقتصادی دستگاه‌های اجرایی مختلف و بدنه کارشناسی نهادهای تصمیم‌ساز که در شوراهای عالی سیاستگذار یا تنظیم‌گر به‌عنوان کارشناس عضو هستند.

8. زیرساخت‌های متعدد و روبه‌رشد فراهم شده توسط دولت که مشارکت مردم در اقتصاد را افزایش می‌دهد: مصادیق آن شامل زیرساخت‌های کلان صنایع مانند صنعت نفت، برق، گاز، زیرساخت‌های ارتباطی ملی مانند جاده‌ها، حمل‌ونقل ریلی، حمل‌ونقل هوایی، زیرساخت‌های ارتباطاتی و فناوری ازجمله اینترنت و تلفن و سامانه‌های ایجادشده برای انجام امور مردم جهت تسهیل فعالیت اقتصادی ازجمله درگاه ملی مجوزهای کسب‌وکار، زیرساخت‌های بین‌المللی ازجمله موافقت‌نامه‌های دوجانبه دولت ایران با کشورها و اتحادیه‌های بین‌المللی و قراردادهای بین‌المللی تولیدی و انتقال فناوری و ... .

9. پیشرفت نسبی در شاخص‌های مربوط به توسعه مشارکت مردم در اقتصاد: افزایش نسبی حجم واگذاری‌های بخش دولتی به بخش خصوصی [4]، حجم قابل توجه معافیت‌های مالیاتی داده شده به بخش خصوصی و تعاونی [5]، حجم قابل توجه تسهیلات بانکی به تعاونی‌های تولیدی کشور و شرکت‌های دانش‌بنیان [6]، افزایش حجم مجوزهای صادرشده به‌صورت الکترونیکی و بدون نیاز به حضور متقاضی و افزایش شاخص پاسخ‌گویی به موقع [7].

10. رویکرد برنامه‌محور و کمی دولت مبتنی‌بر حل مسائل و پایش آن: در برنامه‌های توسعه کشور موضوع مشارکت مردم در اقتصاد به‌عنوان یک مسئله مورد توجه قرار گرفته است و اسناد توسعه‌ای میانی و برنامه‌های عملیاتی مرتبط نیز ضمن آن مورد توجه است،

11. حکم به «جلب مشارکت حداکثری مردم، ذی‌نفعان و نهادهای قانونی مردم‌نهاد تخصصی و صنفی در فرایند قانونگذاری» به‌عنوان یکی از اصول قانونگذاری و لزوم رعایت آن در لوایح و طرح‌های قانونی (بند «9» سیاست‌های کلی نظام قانونگذاری ابلاغی 1398/7/6 مقام معظم رهبری).

 

3-2. فرصت‌ها

فرصت‌ها، مسیرهایی است که می‌توان با بهره‌گیری از آنها، مشارکت مردم در اقتصاد را تسریع و توسعه داد. فرصت‌ها به پتانسیل‌های خارجی اشاره دارند که سازمان می‌تواند با استفاده از نقاط قوت خود از آنها بهره‌برداری کند تا رشد کند یا ارزش بیشتری ایجاد کند. شناسایی فرصت‌ها، تمرکز بر فرصت‌های اولویت‌دار، اشخاص و نهادهایی که می‌توانند همکاری و مشارکت کنند، استراتژی‌های جدیدی که تا به حال استفاده نشده و می‌توان از آن بهره گرفت، چالش‌هایی که می‌توان آنها را به‌عنوان فرصت بازتعریف کرد و مهارت‌های جدید برای پیشرفت شامل فرصت‌ها می‌شوند [1] :

1. وجود نیروی کار ارزان در کشور جهت راه‌اندازی یک کسب‌وکار یا فعالیت مولد اقتصادی،

2. فضای مثبت در عرصه فرهنگ کارآفرینی و ایجاد شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و شتاب‌دهنده،

3. نیاز روزافزون مردم به کسب درآمد بیشتر به‌دلیل تورم و در نتیجه افزایش تقاضا برای خلق ارزش‌افزوده و کسب درآمد در بخش مشاغل خانگی و کسب‌وکارهای خرد،

4. ادراک مثبت عموم مردم نسبت به ارزش کسب حلال و تلاش برای کسب رزق و روزی،

5. مبانی دینی-اخلاقی مروج فعالیت اقتصادی مولد مردم: ارزشمند بودن فعالیت‌های اقتصادی مولد و کارآفرینی و اشتغال و کسب روزی حلال به‌عنوان یکی از واجبات دینی در جامعه و نیز نکوهش بیکاری و اشتغال حرام و فعالیت ضدمولد ازطریق نهی از گران‌فروشی، کم‌کاری، اسراف و تبذیر،

6. توسعه ابزارهای جدید برای مدیریت بهینه تولید و نقش‌آفرینی مردم در فعالیت‌های تولیدی نظیر شبکه یکپارچه تولیدی

7. بستر فضای مجازی و هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های توسعه کسب‌وکارهای دیجیتال و افزایش ارزآوری به‌دلیل ماهیت فراملی آن،

8. توسعه ابزارهای جدید برای تأمین مالی فعالیت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری و گسترش صندوق‌های حمایتی غیردولتی،

9. وجود طیف گسترده نهادهای عمومی غیردولتی و مردم‌نهاد دارای مأموریت اقتصادی برای افزایش مشارکت مردم در اقتصاد نظیر ستاد اجرای فرمان امام، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی،

10. طیف گسترده بنیادهای تعاون و شرکت‌های تعاونی و سهامی کارکنان نهادهای مختلف که عملاً‌ به‌صورت غیرتعاونی اداره می‌شوند که با آموزش و اصلاح اساسنامه آنها می‌توان بخش زیادی از مردم را در مدیریت و مالکیت آنها سهیم کرد،

11. فرصت‌های متعدد سرمایه‌گذاری و ایجاد فعالیت اقتصادی مبتنی‌بر موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد و وجود منابع طبیعی فراوان در کشور،

12. تعداد قابل توجه نیروی کار متخصص و ماهر در داخل کشور،

13. تعداد قابل توجه نهادهای علمی و دانشگاهی کشور به‌خصوص برای شکل‌گیری کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و شتاب‌دهنده و خانه‌های خلاق و نوآور و برای شناسایی ظرفیت‌های مشارکت مردم در اقتصاد توسط اندیشکده‌های مردمی،

14.  تعداد قابل توجه ظرفیت‌های قانونی بالفعل نشده و معطل مانده که تهیه سازوکاری برای اجرا و احیای این قوانین می‌تواند به مشارکت مردم در اقتصاد کمک کند: ازجمله می‌توان به عدم اجرای قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) درخصوص سهام عدالت در نسبت با شرکت‌های تعاونی شهرستانی اشاره کرد. مواد (34 تا 38) قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (44)، فرصت‌های اقتصادی بزرگی را برای بخش تعاونی فراهم می‌ساختند که با اجرای صحیح می‌توانست محقق شود،

15. پیشرفت نسبی در شاخص‌های مربوط به توسعه مشارکت مردم در اقتصاد: رشد نسبی تعداد شرکت‌های تعاونی فعال و در حال بهره‌برداری و در دست اجرا در کشور و رشد نسبی فرصت‌های شغلی در این بخش  [6]، افزایش نسبی سهم اصناف و بخش خصوصی و تعاونی در اقتصاد کشور، افزایش نسبی تعداد نمادهای فعال در بورس و فرابورس، افزایش نسبی کارآفرینی و تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان و شتاب‌دهنده [9].

16. انگیزه بالای مردم برای مشارکت در تصمیم‌گیری اقتصادی: آمادگی مشارکت بخش خصوصی و تشکل‌های صنفی در نهادهای نظارتی و مشورتی (مانند شورای گفت‌وگو و شورای رقابت) یک فرصت مهم برای بهبود مستمر محیط کسب‌وکار است. باید از این فرصت به نحو مطلوب استفاده شود. در این راستا، اولاً نهادهای صنفی و تخصصی باید به‌طور مستمر از اعضا و انجمن‌های فعال زیرمجموعه خود، نظرسنجی کرده و کسب مشورت کنند تا نقش مشارکت مردمی در این زمینه پررنگ‌تر شود و از طرف دیگر، دولت نیز به نظرهای این اشخاص توجه کند در غیر این صورت، با توجه به غلبه تعداد اشخاص دولتی در این نهادها و یا ضرورت امضای مقامات رسمی برای تنفیذ مصوبات، ممکن است عملاً تصمیم‌ها به‌صورت یک‌جانبه از سمت دولت صورت گیرد و مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌گیری‌ها، جلب نشود.

 

3-3. چشم‌انداز

این بخش از روش تحلیل، یک سازمان را وادار می‌کند تا به شکلی جسورانه و الهام‌بخش، تصویر روشنی از آینده مطلوب خود ترسیم کند. این چشم‌انداز باید بلندپروازانه، الهام‌بخش و بسیار شفاف باشند. این بخش باید تصویری از آینده مطلوب مشارکت مردم در اقتصاد را ترسیم کند. چشم‌انداز فراتر از یک هدف صرف است و بخشی از آن، بیانی الهام‌بخش و احساسی برای دستیابی به موفقیت در اهداف است. در چشم‌اندازها به این پرداخته می‌شود که چه چیزهایی باید مورد اهمیت باشند و در آینده باید به چه مدلی تبدیل شد [10].

1. دولت به‌مثابه «تنظیم‌گر» و نه تصدی‌گر یا کارفرمای بزرگ مطلق؛ کاستن از بار مالی و مدیریتی دولت در تصدی فعالیت‌های اقتصادی: چشم‌انداز مطلوب این است که دولت کاملاً از حالت تصدی‌گری خارج شده و به نقش محوری خود در «سیاستگذاری، هدایت و نظارت» (مطابق با سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی) دست یابد، به‌گونه‌ای که بخش‌های تعاونی و خصوصی، موتور محرکه اصلی اقتصاد باشند،

2. افزایش سهم بخش‌های خصوصی و تعاونی در اقتصاد ملی: افزایش سهم بخش تعاونی در اقتصاد کشور به ۲۵ درصد، واگذاری 80 درصد از سهام بنگاه‌های دولتی مشمول صدر اصل (44)،

3. سیاستگذاری، هدایت و نظارت جهت تحقق اقتصاد تعاونی پویا و شبکه‌ای: مداخله حاکمیت در جهت تبدیل شدن بخش تعاونی از مجموعه‌ای از شرکت‌های منفرد به یک «شبکه عظیم» و فراگیر که قادر به جذب «سرمایه‌های خرد» میلیون‌ها نفر بوده و در صنایع بزرگ و زیرساختی حضور مؤثر داشته باشد،

4. جلب مشارکت مردم در تصمیم‌گیری: نهادینه شدن (قانونی و رفتاری) مشارکت بخش غیردولتی و اصناف به‌صورت قانونی و عملیاتی در تمام سطوح تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی، به‌طوری‌که هر تصمیمی پیش از اجرا، از نظر نمایندگان ذی‌نفعان مردمی عبور کند،

5. تأمین بستر رقابت‌پذیری واقعی: دستیابی به محیط کسب‌وکاری که در آن به جای تمرکز بر رانت‌ها، بخش مردمی واقعی به‌دلیل تلاش، کارآیی و نوآوری، براساس قواعد مشخص رشد کند و سهم قابل ملاحظه‌ای از تولید ناخالص داخلی را به‌خود اختصاص دهد،

6. جلوگیری از ایجاد انحصار، توسط بنگاه‌های اقتصادی غیردولتی ازطریق تنظیم و تصویب قوانین و مقررات،

7. تحقق برنامه هفتم پیشرفت درخصوص مشارکت مردم در اقتصاد: با وجود احکام حمایتی در قانون برنامه هفتم (مانند مشارکت در برق تجدیدپذیر یا توانمندسازی زنان روستایی ازطریق شبکه‌های تعاون)، فرصت بزرگی برای تمرکز ویژه بر اجرای این مواد حمایتی وجود دارد،

8. تأمین عدالت و برابری در شرایط فعالیت اقتصادی بین بخش‌های اقتصادی:‌ شرایط فعالیت اقتصادی (دسترسی به اطلاعات، مشارکت آزادانه اشخاص در فعالیت‌های اقتصادی و برخورداری از امتیازات قانونی) برای بخش‌های دولتی، تعاونی و خصوصی در شرایط عادی باید یکسان و عادلانه باشد،

9. حمایت از اقتصاد دانش‌بنیان بومی رقابت‌پذیر،

10. تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی،

11. تربیت‏ افراد ماهر به‏ نسبت‏ احتیاج‏ برای‏ توسعه‏ و پیشرفت‏ اقتصاد کشور، توسعه سرمایه انسانی دانش پایه و متخصص،

12. گسترش مالکیت در سطح عموم مردم جهت تأمین عدالت اجتماعی.

 

3-4. نتایج

نتایج، گام‌های عملی و قابل اندازه‌گیری بیرونی هستند که نشان می‌دهند یک سازمان چگونه تشخیص می‌دهد که به چشم‌اندازهای خود دست یافته است. در این بخش، با توجه به نقاط قوت، فرصت‌ها و آرزوها، این پرسش مطرح می‌شود که کدام اقدام‌های معناداری نشان می‌دهند که ما در مسیر دستیابی به اهداف قرار داریم و چه نتایج قابل اندازه‌گیری انتظار داریم مشاهده کنیم [11].

1. افزایش سهم تعاونی در اقتصاد: با توجه به سهم هدف‌گذاری شده (۲۵درصد) و رشد کند تحقق آن، تلاش برای افزایش سهم تعاونی‌ها در اقتصاد ملی، یک فرصت بزرگ برای اشتغال‌زایی و توزیع عادلانه‌تر ثروت است،

2. افزایش نرخ تحقق سند توسعه تعاون: ارتقای نرخ تحقق احکام سند توسعه بخش تعاون از ۲۹.۸۳ درصد (آمار ۱۴۰۲) به حداقل ۸۰ درصد در افق موردنظر،

3. افزایش سهم بخش خصوصی در مقابل مؤسسات عمومی غیردولتی در واگذاری‌ها: افزایش درصد واگذاری‌هایی که به‌طور مستقیم به بخش خصوصی در مقایسه با مؤسسات عمومی غیردولتی می‌رسد (فراتر از ۱۱ فعلی) [12]،

4. افزایش عمق بازار سرمایه: دو برابر شدن تعداد نمادهای فعال در بورس و فرابورس و افزایش حجم سرمایه جذب شده ازطریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری مردمی (به‌عنوان شاخصی از تجمیع سرمایه‌های خرد)،

5. افزایش مشارکت کارکنان در مدیریت تعاونی‌ها به‌خصوص در مورد شرکت‌ها و بنیادهای تعاونی کارکنان نهادهای حاکمیتی و شرکت‌های تعاونی سهامی عام و فراگیر ملی،

6. افزایش میزان مشاغل خانگی و کسب‌وکارهای خرد و اشتغال در این بخش: این معیار نشان می‌دهد که به چه میزان سهم این بنگاه‌ها در اقتصاد کشور تقویت شده است،

7. افزایش استقلال، شفافیت و ثروت پایدار در ساماندهی شرکتهای تعاونی در حوزه سهام عدالت: نتایج مورد انتظار از اجرای صحیح قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (44)، شامل افزایش ثروت پایدار برای سهامداران از محل سود و ارزش‌افزوده سهام، شفافیت کامل در عملکرد شرکت‌های سرمایه‌گذاری استانی به‌واسطه مکانیزم‌های قانونی و درنهایت تثبیت نقش تعاونی‌ها به‌عنوان موتور محرک اقتصاد منطقه و کشور بوده است. انتظار می‌رود با خروج تدریجی دولت از مدیریت و واگذاری کرسی‌ها به نمایندگان تعاونی‌ها، رانت دولتی و فساد ساختاری در مدیریت بنگاه‌های بزرگ به حداقل برسد و مردم عملاً مالک و ناظر بر دارایی‌های خود باشند،

8. افزایش تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا و خرد در پارک‌های علم و فناوری و مراکز دانشگاهی،

9. افزایش نقش بخش غیردولتی در شتاب بخشی به مشارکت مردم در اقتصاد،

10. افزایش مشارکت مردم، ذینفعان و نخبگان و صاحب‌نظران در تصمیم‌سازی اقتصادی.

 

4. نتیجه‌گیری

تحلیل ظرفیت‌های مشارکت مردم در اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، براساس مدل «SOAR»، نشان می‌دهد که زیرساخت‌های قانونی لازم برای تحقق یک اقتصاد مبتنی‌بر مشارکت فعالانه مردم (اعم از بخش تعاونی و خصوصی واقعی) فراهم شده است. دستاورد اصلی نظام، نهادینه کردن مشارکت به‌عنوان یک اصل ساختاری در اسناد بالادستی و قانونی است که این امر به افزایش تعداد فعالان بخش غیردولتی و تدوین قوانین کلیدی (مانند قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی) منجر شده است.

جهت نیل به چشم‌انداز مشارکت مردم در اقتصاد، پیشنهاد می‌شود تمرکز از «ظرفیت‌سازی» به «اجرا و نظارت کیفی» معطوف شود. این امر مستلزم اصلاح رویه‌ها و تقویت نقش نظارتی مجلس و نهادهای متولی است تا اطمینان حاصل شود که نقش دولت واقعاً به «تنظیم‌گر» تقلیل یافته و بخش خصوصی مولد موتور محرکه اقتصاد می‌شود.

 

جدول 5. یافته‌های کلیدی

مدل ( SOAR)

یافته کلیدی

نقاط قوت (Strengths)

  • هدف‌گذاری مشارکت دادن مردم در اقتصاد در نظام اقتصادی کشور
  • وجود سیاست‌های کلی، قوانین و مقررات پشتیبان
  • ابعاد بسیار گسترده حمایت دولت برای مشارکت دادن مردم در اقتصاد در نظام حقوقی
  • وجود نهادهای متعدد ملی و استانی برای رفع موانع تولید و جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تقویت کسب‌وکارهای خرد و متوسط
  • گستره نهادهای نظارتی برای نظارت بر عملکرد مجریان از حیث افزایش مشارکت اقتصادی مردم
  • انسجام و هماهنگی فراقوه‌ای برای حل مسائل مربوط به مشارکت مردم در اقتصاد
  • بدنه کارشناسی جهت شناسایی فرصت‌های بالقوه در این زمینه
  • زیرساخت‌های متعدد و روبه‌رشد فراهم شده توسط دولت که مشارکت مردم در اقتصاد را افزایش می‌دهد
  • پیشرفت نسبی در شاخص‌های مربوط به توسعه مشارکت مردم در اقتصاد
  • رویکرد برنامه‌محور و کمی دولت، مبتنی‌بر حل مسائل و پایش آنها
  • حکم به «جلب مشارکت حداکثری مردم، ذی‌نفعان و نهادهای قانونی مردم‌نهاد تخصصی و صنفی در فرایند قانونگذاری» به‌عنوان یکی از اصول قانونگذاری و لزوم رعایت آن در لوایح و طرح‌های قانونی

فرصت‌ها (Opportunities)

  • وجود نیروی کار ارزان
  • فضای مثبت در عرصه فرهنگ کارآفرینی
  • نیاز روزافزون مردم به کسب درآمد بیشتر
  • مبانی دینی-اخلاقی مروج فعالیت اقتصادی مولد مردم
  • ادراک مثبت مردم نسبت به ارزش کسب حلال
  • توسعه ابزارهای جدید برای مدیریت بهینه تولید
  • بستر فضای مجازی و هوش مصنوعی
  • توسعه ابزارهای جدید برای تأمین مالی فعالیت‌های اقتصادی
  • وجود طیف گسترده نهادهای عمومی غیردولتی و مردم‌نهاد
  • طیف گسترده بنیادهای تعاون و شرکت‌های تعاونی و سهامی کارکنان نهادهای مختلف
  • فرصت‌های متعدد سرمایه‌گذاری و ایجاد فعالیت اقتصادی مبتنی‌بر جغرافیای منحصربهفرد
  • تعداد قابل توجه نیروی متخصص و کارگران ماهر و متخصص
  • پیشرفت نسبی در شاخص‌های مربوط به توسعه مشارکت مردم در اقتصاد
  • تعداد قابل توجه جامعه علمی و دانشگاهی کشور
  • تعداد قابل توجه ظرفیت‌های قانونی بالفعل نشده و معطل مانده
  • انگیزه بالای مردم برای مشارکت در تصمیم‌گیری اقتصادی

چشم‌اندازها (Aspirations)

  • دولت به‌مثابه «تنظیم‌گر» و نه تصدی‌گر یا کارفرمای بزرگ مطلق؛ کاستن از بار مالی و مدیریتی دولت در تصدی فعالیت‌های اقتصادی
  • افزایش سهم بخش‌های خصوصی و تعاونی در اقتصاد ملی
  • سیاستگذاری، هدایت و نظارت جهت تحقق اقتصاد تعاونی پویا و شبکه‌ای
  • جلب مشارکت مردم در تصمیم‌گیری
  • تأمین بستر رقابت‌پذیری واقعی
  • تحقق برنامه هفتم پیشرفت درخصوص مشارکت مردم در اقتصاد
  • تأمین عدالت و برابری در شرایط فعالیت اقتصادی بین بخش‌های اقتصادی
  • حمایت از اقتصاد دانش‌بنیان بومی رقابت‌پذیر
  • تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی تربیت‏ افراد ماهر به‏ نسبت‏ احتیاج‏ برای‏ توسعه‏ و پیشرفت‏ اقتصاد کشور، توسعه سرمایه انسانی دانش پایه و متخصص
  • گسترش مالکیت در سطح عموم مردم جهت تأمین عدالت اجتماعی

نتایج (Results)

  • افزایش سهم تعاونی در اقتصاد
  • افزایش نرخ تحقق سند توسعه تعاون
  • افزایش سهم بخش خصوصی در مقابل مؤسسات عمومی غیردولتی در واگذاری‌ها
  • افزایش عمق بازار سرمایه
  • افزایش مشارکت کارکنان در مدیریت تعاونی‌ها
  • افزایش میزان مشاغل خانگی و کسب‌وکارهای خرد و اشتغال در این بخش
  • افزایش استقلال، شفافیت و ثروت پایدار در ساماندهی شرکتهای تعاونی در حوزه سهام عدالت
  • افزایش تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان نوپا و خرد در پارک‌های علم و فناوری و مراکز دانشگاهی
  • افزایش نقش بخش غیردولتی در شتاب بخشی به مشارکت مردم در اقتصاد
  • افزایش مشارکت مردم، ذینفعان و نخبگان و صاحب‌نظران در تصمیم‌سازی اقتصادی

مأخذ: یافته‌های تحقیق.

  

جدول 6. پیشنهاد توصیه سیاستی ویژه گزارش‌های راهبردی/نظارتی

ردیف

نوع توصیه

توصیه سیاستی

الزام‌ها و قیود اجرایی

دستگاه متولی

دستگاه معین

زمان‌بندی اجرا

ملاحظات

 

تداوم*

تقویت و تداوم اجرای احکام حمایتی قانون برنامه هفتم به‌خصوص در زمینه مشارکت تعاونی‌ها

تخصیص منابع مالی هدفمند و تضمین شده در بودجه سنواتی برای طرح‌های مشارکتی تعاونی

دولت (سازمان برنامه و بودجه)

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

میان‌مدت

 

 

تداوم*

تداوم و تقویت توسعه ابزارهای جذب سرمایه‌های خرد ازطریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری مردمی و ابزارهای نوین بازار سرمایه

استانداردسازی گزارش‌دهی عملکرد این صندوق‌ها و الزام به سرمایه‌گذاری مستقیم در بخش تولید

سازمان بورس و اوراق بهادار

 

 

کوتاه‌مدت

 

 

اصلاح**

تشویق و حمایت مالی شرکت‌ها و مؤسسات مردم‌نهاد شتاب‌دهنده در حوزه مشارکت دادن مردم در اقتصاد

تدوین مصوبات لازمه در شورای راهبری فناوری‌ها و تولیدات دانش‌بنیان

شورای راهبری فناوری‌ها و تولیدات دانش‌بنیان

 

میان‌مدت

 

1.                    

اصلاح**

تشویق نهادهای عمومی غیردولتی به طراحی و اجرای شبکه یکپارچه تولید در بخش‌های مختلف و افزایش تولید بخش خانگی و خرد و تأمین مالی بنگاه‌های متوسط

تصویب قانون و الزام نهادهای مذکور به ارائه برنامه مدون در این زمینه به مجلس شورای اسلامی

مجلس

نهادهای عمومی غیردولتی

میان‌مدت

 

2.                    

اصلاح**

تعیین نهاد ملی پایش مشارکت مردم در اقتصاد

تصویب قانون

مجلس

دولت وزارت امور اقتصادی و دارایی

میان‌مدت

 

3.                    

اصلاح**

تقویت فرهنگ اشتغال و درآمدزایی و فرهنگ کارآفرینی و خلاقیت شغلی و فرهنگ سرمایه‌گذاری مولد در بخش خصوصی و تعاونی

تصویب قانون در زمینه الزام‌های تحقق فرهنگ اقتصاد مقاومتی

مجلس

شورای‌عالی انقلاب فرهنگی

بلند‌مدت

 

4.                    

اصلاح**

اصلاح اساسنامه‌های بنیادهای تعاون و شرکت‌های تعاونی کارکنان جهت مشارکت دادن کارگران و کارکنان در مدیریت بنگاه

تصویب قانون

مجلس

دولت

میان‌مدت

 

* تداوم یا تقویت آیتم‌ها یا اقدام‌ها

** اصلاح رویه‌ها یا ایجاد سازوکارها

 

  

 

 

[1]   J. &. Stavros, Jacqueline & Cole, Matthew, “SOARing towards positive transformation and change,” Development Policy Review, جلد 1, 2013.
[3]   معاونت پشتیبانی و برنامه‌ریزی، «گزارش پایش تحقق اهداف سند توسعه بخش تعاون»، مرکز پژوهش‌های اتاق تعاون ایران، تهران، 1403.
[4]   سازمان خصوصی‌سازی، «آمار واگذاری به تفکیک بازار عرضه، حجم واگذاری و طبقه‌بندی قانون سیاست‌های اصل (44)  1404/05/31، 1380»، سازمان خصوصی‌سازی، تهران، 1404.
[5]   دیوان محاسبات کشور، «گزارش تفریغ تبصره (6) عوارض و مالیات»، دیوان محاسبات کشور، تهران، 1403.
[6]   روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان، «تخصیص تسهیلات ۸ همتی برای تعاونی‌ها»، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، 1403.
[7]   مدیرکل امور اقتصادی و دارایی استان تهران، «تهرانی‌ها امسال ۲۲۱ هزار مجوز کسب‌وکار به‌صورت برخط گرفتند»، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، 1404.
[8]   مرکز آمار ایران، «مشخصات عمومی شرکت‌های تعاونی تحت پوشش وزارت تعاون، رفاه، کار و امور اجتماعی»، مرکز آمار.
[9]   خبرگزاری دانشجویان ایران، «پیش‌بینی رشد ۲۴ هزار دانش‌بنیان تا پایان برنامه هفتم»، خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، ۱۴۰۴.
[10] C. S. U. Extension, “Program planning: A guidebook for Colorado State University Extension,” 2021.
[11] F. Lyman, “The responsive classroom discussion: The inclusion of all students. Mainstreaming Digest,” University of Maryland, College Park, MD, 1981.
[12] خبرگزاری مهر، «سهم ۱۱ درصدی بخش خصوصی از واگذاری‌ها»، خبرگزاری مهر، ۱۴۰۴.