Revenue‑Generation Approaches in Professional Sports Club Management in Iran: Case Study of Oil‑Based Revenue Generation of Esteghlal Football Club

Author

Majles

10.22034/mrc.report.21384
Abstract
This report examines revenue generation by sports clubs through support from shareholder industries (case study: Esteghlal Football Club) and its implications for club economics, financial transparency, fair competition, and public interest. Findings indicate that in successful global clubs, television broadcasting rights, match‑day revenues, sponsorships, and sports‑related commercial activities constitute the main revenue sources. However, in Iranian clubs the share of broadcasting rights is approximately zero percent, and match‑day revenues are very small. Consequently, most operational income is derived from support by shareholder industries. Despite this, clubs continue to operate at a loss, and the wage‑to‑revenue ratio remains high. The proposal to grant oil and petrochemical transport ships to Esteghlal Club as a solution for “sustainable revenue generation” effectively represents the transfer of productive commercial assets and the creation of a continuous income source unrelated to the club’s internal capacities. Such a model does not rely on endogenous revenue generation and, considering the shareholding structure of the Persian Gulf Holding Company (which includes public shareholders), conflicts with the principle of protecting public shareholder interests. This revenue model strengthens soft budget constraints and increases financial inequality among clubs, potentially weakening financial transparency and fair competition within the league. Therefore, it is recommended that ownership of unrelated economic assets by professional clubs be restricted and that the share of sports‑related revenues in their income structures be increased.

Keywords

Subjects

 

خلاصه مدیریتی

  • بیان / شرح مسئله

باشگاه‌های موفق از شیوه‌های درآمدزایی نظام‌مند در حیطه اقتصاد ورزش و اقتصاد باشگاه‌داری استفاده می‌کنند البته شیوه‌های درآمدزایی درون‌زا و مرتبط با باشگاه‌داری باعث ایجاد آثار خارجی مثبت برای ورزش و باشگاه‌داری می‌شود. حق پخش تلویزیونی، حقوق رسانه‌ای، حمایت مالی (اسپانسرینگ)، تجارت (کالا و خدمات)، رسیدهای ورودی (بلیت‌فروشی)، درآمد (هزینه) نقل‌وانتقالات، درآمد از اتحادیههای عضو (لیگ)، درآمد از دولت، هزینههای عضویت (بلیتهای فصلی) و درآمد اجاره از استادیوم (امکانات) روش‌های درآمدزایی باشگاه‌داری حرفه‌ای با رویکرد درون‌زا هستند. این روش‌ها توسط AFC  اعلام شده‌اند و باشگاه‌های پردرآمد دنیا نیز از این روش‌ها استفاده می‌کنند.

باشگاه استقلال تهران پس از خصوصی‌‌سازی و واگذاری ۸۵ درصد سهام به هلدینگ خلیج‌فارس به مانند اکثر باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای در ایران دچار مالکیت صنعتی شد؛ لذا احتمال می‌رفت به مانند اکثر باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای ایران، بیشتر درآمدزایی باشگاه ازطریق کمک‌های مالی هلدینگ خلیج‌فارس تأمین شود. پس از واگذاری باشگاه استقلال در زمینه درآمدزایی باشگاه روندهای سابق ادامه داشت و تنها اقدام ملموس و نوآورانه هلدینگ خلیج‌فارس برای تقویت اقتصاد باشگاه‌ استقلال اعطا کشتی‌های حمل‌ونقل محصولات پتروشیمی به باشگاه‌ استقلال و کسب درآمد از این طریق برای رسیدن به درآمدزایی پایدار است. این شیوه نوعی درآمدزایی نفتی با استفاده از رانت نفتی صنعت مالک باشگاه فرهنگی-ورزشی استقلال است و از منظر قوانین حوزه ورزش باعث اختلال در دو زمینه رقابت منصفانه و شفافیت مالی می‌شود.

 

  • نقطه‌نظرات / یافته‌های کلیدی

·        باشگاه‌های حرفه‌ای موفق جهان از الگوی درآمدهای متنوع اما همگی درون‌زا مرتبط با فوتبال، کنترل نسبی هزینه دستمزد و استفاده محدود از درآمدهای غیرعملیاتی پیروی می‌کنند.

·        در تحلیل باشگاه‌های حرفه‌ای ایران با محوریت پنج باشگاه حرفه‌ای منتخب، درآمد حق پخش تلویزیونی عملاً غایب است، سهم بلیت‌فروشی و روز مسابقه بسیار محدود است و ۷۰ تا ۹۰ درصد درآمد عملیاتی از اسپانسری و کمک‌های صنایع مالک تأمین می‌شود. نسبت بالای حقوق و دستمزد به درآمد عملیاتی و تداوم زیان خالص، حاکی از وجود قید بودجه نرم و انتظار ضمنی برای جبران کسری ازسوی دولت یا صنعت مالک است.

·        واگذاری باشگاه استقلال به هلدینگ خلیج‌فارس، به‌جای تغییر منطق درآمدی، تنها منبع تأمین را از بودجه عمومی به بودجه شرکتی جابه‌جا کرده و ساختار وابستگی را حفظ کرده است. بررسی صورت‌های مالی باشگاه استقلال پس از واگذاری نشان می‌دهد که بخش عمده درآمد باشگاه همچنان از محل اسپانسری و حمایت‌های هلدینگ تأمین می‌شود و باشگاه از منظر اقتصاد باشگاه‌داری، نهادی مصرف‌گرا و زیان‌ده باقی مانده است.

·        ادعای طرح اعطای کشتی‌های نفتی به باشگاه استقلال، با ارزش تقریبی ۱۳۵ میلیون دلار، به معنای انتقال دارایی تجاری مولد از هلدینگ به باشگاه استقلال است؛ درحالی‌که خود باشگاه نقشی در سرمایه‌گذاری و فعالیت عملیاتی این دارایی ندارد.

·        با توجه به ساختار مالکیتی هلدینگ (سهام‌های عمومی مانند سهام عدالت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی)، این دارایی‌ها در زمره اموال عمومی قرار می‌گیرند و تخصیص منافع آنها به یک باشگاه زیان‌ده، بدون ایجاد ارزش‌افزوده متناسب، به کاهش منافع سهام‌داران عمومی و مخدوش شدن عدالت اجتماعی منجر می‌شود.

·        در این مدل درآمدی برای باشگاه استقلال سخن از ایجاد یک جریان پایدار درآمدی غیرمرتبط از محل رانت نفتی است که انحراف از اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای را تشدید می‌کند و وابستگی بلندمدت به صنعت مالک را نهادینه می‌سازد. این الگو علاوه‌بر تقویت قید بودجه نرم، توازن رقابت را در لیگ برهم می‌زند و سایر باشگاه‌ها را به رقابت برای دسترسی به رانت‌های صنعتی سوق می‌دهد. همچنین هزینه‌های نقل‌وانتقالات و دستمزدها را به‌صورت غیرمتعارف افزایش می‌دهد.

 

  • پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

براساس تحلیل‌های گزارش، جهت‌گیری باشگاه‌ها (به‌ویژه باشگاه استقلال) به سمت استفاده از شیوه‌های متعارف و مولد درآمدزایی در چارچوب اقتصاد ورزش هدایت شوند.

·        در سطح تقنینی، اصلاح اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی و پیش‌نویس ماده واحده‌ به‌گونه‌ای پیشنهاد می‌شود که تملک دارایی‌های سرمایه‌ای غیرمرتبط و هرگونه فعالیت تجاری خارج از حوزه ورزش برای باشگاه‌های حرفه‌ای ممنوع قلمداد شود و برای آن ضمانت اجرای روشن (ازجمله محرومیت ورزشی و محدودیت مجوز حرفه‌ای) پیش‌بینی شود. همچنین، تعیین سقف مشخص برای میزان حمایت مالی صنایع مالک بر مبنای درصدی از درآمد عملیاتی فصل قبل، و الزام این صنایع به ارائه و اخذ تأیید برای برنامه اقتصادی حمایت از باشگاه، می‌تواند از شکل‌گیری حمایت‌های رانتی و نامحدود جلوگیری کند و صنعت مالک را به سمت حمایت هدفمند و پاسخ‌گویی در زمینه حمایت‌ها سوق دهد.

·        در سطح سیاستی و اجرایی، تدوین و اجرای یک برنامه گذار «درآمدزایی اختصاصی برای باشگاه استقلال» ضروری است؛ برنامه‌ای سه تا پنج‌ساله که در آن سهم درآمدهای غیرمرتبط (ازجمله حمایت‌های صنایع مالک) به‌تدریج کاهش و سهم درآمدهای مرتبط با ورزش (حق پخش تلویزیونی، روز مسابقه، ارتباط سازمان‌یافته با هواداران، اسپانسری بازارمحور و توسعه آکادمی) افزایش یابد و شاخص‌های این گذار (سهم هر منبع درآمد، نسبت حقوق به درآمد، سرمایه‌گذاری در زیرساخت و...) هر سال رشد کند و به‌طور شفاف گزارش شود.

·        نقش هلدینگ خلیج‌فارس در این چارچوب باید از «تأمین‌کننده رانت نفتی و حامی مالی بی چون و چرا» به «سرمایه‌گذار در زیرساخت‌ها و مولد اقتصادی درون‌زا» تغییر کند؛ به این معنا که منابع حمایتی به‌جای پوشش صرف هزینه‌های جاری، صرف پروژه‌هایی مانند ساخت و تجهیز ورزشگاه، توسعه شبکه استعدادیابی و برنامه‌های مسئولیت اجتماعی و هواداری شود.

·        در سطح ملی نیز، طراحی و تصویب سازوکار حق پخش تلویزیونی و الگوی عادلانه توزیع آن بین باشگاه‌ها، شرط لازم برای کاهش وابستگی به درآمدهای غیرمرتبط است.

·        تقویت شفافیت مالی و انتشار منظم صورت‌های مالی حسابرسی شده باشگاه‌ها، با تفکیک درآمدهای مرتبط و غیرمرتبط، برای اعمال نظارت مؤثر نهادهای داخلی و کاهش مخاطرات بین‌المللی ضروری است.

 

 

1. مقدمه

AFC، اعطا مجوز حرفه‌ای به باشگاه‌های ورزشی را منوط به رعایت ضوابطی کرده است. این ضوابط در پنج دسته ورزشی، زیرساختی، پرسنلی و اداری، حقوقی و مالی تقسیم می‌شوند [3]. ضوابط مالی در قوانین صدور مجوز و دستورالعمل‌ها باشگاهی را حرفه‌ای معرفی می‌کند که دارای ساختار مالی-اقتصادی منسجم، حسابرسی شده و با سودآوری و پیش‌بینی مالی مثبت باشد [۱]. در الگوی رایج باشگاه‌داری حرفه‌ای در جهان، باشگاه‌ها عمدتاً به‌صورت بنگاه‌های خودگردان اداره می‌شوند و وابستگی مستقیمی به بودجه عمومی ندارند؛ درعین‌حال، فعالیت آنها آثار جانبی مثبت قابل توجهی در سطوح فرهنگی، اجتماعی و سلامت جامعه ایجاد می‌کند[۲۲]. این باشگاه‌ها هزینه‌های خود را ازطریق مجموعه‌ای از درآمدهای پایدار و عملیاتی، شامل حق پخش تلویزیونی، حقوق رسانه‌ای، حمایت مالی (اسپانسرینگ)، تجارت (کالا و خدمات)، بلیت‌فروشی، درآمد هزینه نقل‌وانتقالات، درآمد از اتحادیههای عضو (لیگ)، درآمد از دولت، هزینههای عضویت (بلیتهای فصلی) و درآمد اجاره از استادیوم (امکانات)، تأمین می‌کنند[۱]. موفق‌ترین باشگاه‌های جهان با بالاترین سطح درآمد پایدار نیز از این الگو پیروی می‌کنند. باشگاه رئال‌مادرید در فصل ۲۰۲4-۲۰۲3 به میزان ۱.۱ میلیارد یورو درآمد داشت که در زمینه درآمد باشگاه‌های حرفه‌ای در یک فصل بی‌سابقه بود. این درآمد شامل بلیت‌فروشی و درآمدها از محل فعالیت‌های در ورزشگاه (%۲۹)، مسابقات دوستانه و بینالمللی (%۱۴)، حق پخش (%۱۷) و بازاریابی (%۴۰) می‌شود. همچنین در این فصل باشگاه رئال‌مادرید 277 میلیون یورو درآمد مالیاتی برای دولت داشته است [۲]. درآمدهای پایدار و عملیاتی در باشگاهداری حرفهای نه‌تنها جوابگوی هزینههای باشگاهداری است بلکه سودآوری مناسبی برای باشگاه و سهامداران دارد. این شیوه‌های درآمدی نظاممند و درون‌زا هستند و باعث رونق اقتصاد ورزش، رقابت سالم، شفافیت مالی و آثار خارجی فرهنگی-اجتماعی در فضای باشگاه‌داری حرفه‌ای می‌شوند. در ایران از حدود دو دهه قبل طرح خصوصی‌سازی باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته تلاش‌های گسترده‌ای برای ورود بخش خصوصی به باشگاه‌داری حرفه‌ای شده است. در چارچوب اجرای سیاست‌های کلی اصل (۴۴) قانون اساسی در حوزه کاهش تصدی‌گری دولت و توسعه بخش خصوصی، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی]28[و مجلس شورای اسلامی ازطریق ارائه گزارش‌های تخصصی، برگزاری نشست‌های آسیب‌شناسی و مطالعات کارشناسی، موضوع خصوصی‌سازی باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای را در دستورکار قرار داده‌اند؛ لذا در ایران آسیب‌های نحوه فعالیت و مدیریت باشگاه‌های حرفه‌ای مورد توجه و در پی تغییر مثبت به سمت خصوصی‌سازی بوده است.

 

 

۲. نقش صنایع مالک سهام در باشگاه‌داری حرفه‌ای

باشگاه‌های حرفه‌ای به‌صورت سهامی و یا مالکیت شخصی اداره می‌شوند. باشگاه‌های حرفه‌ای سهامی، سهامداران مختلف و با نسبت درصد سهام متفاوت دارند. برخی از سهامداران باشگاه‌های حرفه‌ای شرکت‌های صنعتی بزرگ هستند. صنایع مالک سهام، باشگاه‌های حرفه‌ای را حمایت می‌کنند تا در زمینه درآمدزایی حاصل از باشگاه‌داری حرفه‌ای توانمند و مولد شوند؛ درعین‌حال شرکت مالک باشگاه نیز ازطریق باشگاه برای خود درآمدزایی و ارزش‌افزوده تبلیغاتی ایجاد می‌کنند. در جدول زیر پنج نمونه از باشگاه‌های حرفه‌ای با بیان شیوه فعالیت و درآمد تشریح شده است:

 

 

جدول 1. صنایع مالک باشگاههای ورزشی حرفهای

 

باشگاه

شرکت صنعتی مالک

ساختار مالکیت

شیوه درآمدزایی

بایر لورکوزن

(آلمان)

شرکت بایر ای جی (داروسازی / شیمیایی)

دارای بخش عمده‌ای از سهام

درآمد باشگاه محدود به بلیت‌فروشی، اسپانسرینگ، فروش کالا و نقل‌وانتقالات است. باشگاه هیچ دارایی صنعتی به نام خود ندارد، بلکه صرفاً از سرمایهگذاری و پوشش زیان توسط بایر ای جی استفاده می‌کند[5].

زنیت اس تی (روسیه)

شرکت گسپروم

(انرژی)

تحت حمایت مالی و مالکیت سهام

باشگاه زنیت نمونه باشگاهی است که کاملاً از حمایت یک شرکت دولتی صنعتی بهره‌مند می‌شود، ولی خودش فعالیت غیرفوتبالی ندارد. باشگاه زنیت مالک فعالیت‌های انرژی نیست، بلکه بودجه عملیاتی خود را مستقیم از شرکت گسپروم دریافت می‌کند[6].

وی اف ال ولفبورگ (آلمان)

شرکت ولکواگن ای جی (خودروسازی)

کاملاً متعلق به شرکت است.

حمایت مالی فولکسواگن در قالب اسپانسرینگ و مدیریت بودجه باشگاه دیده میشود. باشگاه به‌هیچ‌وجه درگیر تولید خودرو یا دارایی صنعتی دیگر نیست؛ تمام درآمد در حوزه فوتبال است[7].

پاریس‌‌سن‌ژرمن

(فرانسه)

وابسته به صندوق سرمایه‌گذاری قطر

مالکیت کامل از سال ۲۰۱۱ در اختیار صندوق است.

در چارچوب حق پخش، بلیت، اسپانسرینگ، فروش کالا برای باشگاه درآمد کسب می‌شود. باشگاه وارد حوزه نفت و گاز یا دارایی صنعتی قطر نشده است[8].

یوونتوس

(ایتالیا)

اکسور ان وی

 هلدینگ خانواده أنییلی

زیرمجموعه شرکت پرتفوی اکسور است.

یوونتوس یکی از نمونه‌های باشگاهی است که در مالکیت صنعتی بزرگ قرار دارد ولی ساختار درآمدی‌ آن فوتبالی است. باشگاه به‌هیچ‌وجه وارد خودروسازی یا صنایع دیگر نشده است[9].

 

مأخذ: نگارنده.

 

باشگاه‌های معرفی شده در جدول ۱ (بایر لورکوزن، زنیت، ولفسبورگ، پاریس‌سن‌ژرمن و یوونتوس) نشان می‌دهند که حتی وقتی مالک اصلی باشگاه یک بنگاه بزرگ صنعتی است، ساختار درآمدی باشگاه در محور «اقتصاد ورزش» باقی می‌ماند. در همه این نمونه‌ها شرکت صنعتی مالک، ازطریق قراردادهای اسپانسری، سهمی در درآمد عملیاتی باشگاه دارد؛ اما باشگاه هیچ‌گونه دارایی صنعتی مستقل (مانند کارخانه، میدان گازی یا خط تولید خودرو) به نام خود ندارد و به‌طور مستقیم در فعالیت اصلی شرکت مالک (داروسازی، انرژی، خودروسازی یا سرمایه‌گذاری صنعتی) وارد نمی‌شود. درآمد باشگاه‌ها عمدتاً از مسیرهای متعارف باشگاه‌داری حرفه‌ای (یعنی حق پخش، روز مسابقه، قراردادهای اسپانسری، فروش کالا و خدمات و نقل‌وانتقالات) حاصل می‌شود و حضور صنعت مالک سهام باشگاه، نقش «پشتوانه و تقویت‌کننده» این جریان‌های درآمدی را دارد و به دنبال جایگزینی یا تقویت آنها با درآمدزایی ازطریق فعالیت تجاری غیرمرتبط نیست. مالکیت صنعتی، تضمین‌کننده سودآوری بدون شرط باشگاه نیست؛ بلکه نحوه استفاده از این پشتوانه برای تقویت شیوه‌های درآمدزایی متعارف و کنترل هزینه‌هاست که وضعیت نهایی باشگاه را تعیین می‌کند.

 

 

۳. روند خصوصی‌سازی باشگاه استقلال و پرسپولیس

در ایران، طرح خصوصی‌سازی باشگاه‌های استقلال و پرسپولیس از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۴۰۳ ادامه داشت. در این سال‌ها چندین بار اسامی دو باشگاه در لیست واگذاری‌های دولت قرار گرفت و مزایده انجام پذیرفت اما به‌دلایل مختلف اعم از استقبال نکردن از مزایده یا ارزش‌گذاری پایین‌تر از انتظار سازمان خصوصی‌سازی و دولت، به نتیجه نرسید. سرانجام در اردیبهشت سال ۱۴۰۳، ۸۵ درصد از سهام باشگاه استقلال و پرسپولیس توسط وزارت ورزش و جوانان واگذار شد]24[. این واگذاری در هشتمین دوره از مزایده‌های دو باشگاه صورت گرفت که در آن صنایع پتروشیمی خلیج‌فارس سهام مذکور از باشگاه استقلال را خرید. همچنین شش بانک نیز مجموعاً ۸۵ درصد از سهام باشگاه پرسپولیس را در تاریخ اردیبهشت سال ۱۴۰۳ خریداری کردند. صنایع پتروشیمی خلیج‌فارس و مجموع شش بانک خریدار سهام این دو باشگاه، ازجمله شرکت‌های وابسته به دولت هستند و نمی‌توان آنها را به‌صورت کامل دولتی نامید. این موضوع باعث می‌شود همچنان امکان «مدیریت» و «مصرف بودجه دولتی» برای دو باشگاه وجود داشته باشد. پس از مدت یک سال و ۴ ماه از واگذاری، اقدام چالش برانگیزی که خارج از رویه سابق این دو باشگاه صورت گرفت، موضوع واگذاری کشتی حمل‌ونقل محصولات پتروشیمی به باشگاه استقلال در خرداد سال ۱۴۰۴ بود و هدف از این درآمدزایی پایدار برای این باشگاه بیان شده است]25، 26 و 27[. سابقاً باشگاه استقلال و پرسپولیس توسط دولت و به‌واسطه وزارت ورزش و جوانان اداره میشدند. عمده هزینه‌های باشگاه استقلال ازطریق بودجه دولتی تأمین می‌شد و به‌رغم سرمایه بسیار عظیم هواداران میلیونی و توجه ویژه مردم ایران به ورزش به سمت مولدسازی و فعالیت در چرخه اقتصاد ورزش و اقتصاد باشگاهداری حرکت نکرده است. بعد از روند خصوصی‌سازی باشگاه استقلال و سهامداری هلدینگ خلیج‌فارس نیاز به بررسی روند مدیریت باشگاه، نحوه تأمین هزینه‌ها و استفاده از ظرفیت‌ها جهت درآمدزایی است.

  

4. شیوه درآمدزایی جدید باشگاه استقلال پس از خصوصی‌سازی

پس از خصوصی‌سازی باشگاه استقلال انتظار می‌رفت این باشگاه به سمت مولدسازی در زمینه اقتصاد ورزش و اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای قدم بردارد. در همین راستا و با هدف درآمدزایی پایدار، هلدینگ خلیج‌فارس به‌عنوان مالک 85 درصد از سهام باشگاه استقلال ادعا کرد تا با اعطا کشتی حمل‌ونقل فرآورده‌های نفتی به باشگاه استقلال به دنبال درآمدزایی پایدار برای باشگاه استقلال است. در اخبار و مصاحبههای سرپرست باشگاه استقلال جزئیات کشتی موردنظر عنوان شد؛ این کشتی از نوع ام آر، ساخت کشور ژاپن، با طول ۱۸۲.۵ متر، درفت ۱۲.۶ متر، دارای ۱۴ مخزن حمل محصولات و ظرفیت حمل دو محصول متفاوت به میزان ۴۰ هزار تن فرآورده نفتی است[۱۰]. دو ماه بعد از این خبر نیز بیان شده دو کشتی دیگر به نام باشگاه استقلال زده میشود[۱۰]. در سامانه کدال و یا منابع دیگر اسناد مربوط به انتقال این کشتیها به باشگاه استقلال دیده نمی‌شود و پس از این مدت نیز مدیران باشگاه استقلال و یا هلدینگ خلیج‌فارس مصاحبه‌ای مبنیبر سرنوشت کشتی‌های باشگاه استقلال نداشتند. درحالی‌که پس از یک سال و چهار ماه از زمان خرید سهام باشگاه استقلال توسط هلدینگ خلیج‌فارس، این روش درآمدزایی تنها اقدام درآمدزایی است که مورد توجه قرار گرفت و روند درآمدزایی باشگاه مانند گذشته است.

قیمت کشتی ادعا شده در بازار آزاد مبلغی بالغ بر 45 میلیون دلار است [۲] و با فرض اینکه دو کشتی دیگر نیز از همین نوع باشند، در این اقدام مبلغ ۱۳۵ میلیون دلار معادل ۱۳.۵ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری برای باشگاه استقلال توسط هلدینگ خلیج‌فارس شده است. نحوه درآمدزایی از محل این کشتی‌ها برای باشگاه استقلال به این صورت تشریح شده که این تجهیزات به‌صورت وام قرضالحسنه از دمقسط به باشگاه استقلال واگذارشده‌اند و در اختیار هلدینگ خلیج‌فارس قرار دارد و به فعالیت تجاری میپردازند. سود حاصل از فعالیت تجاری این کشتیها در دو بخش پرداخت اقساط کشتیها و درآمدزایی پایدار برای باشگاه استفاده میشود. شایان ذکر است که این شیوه درآمدزایی در باشگاهداری حرفهای در کنار نقدهایی در خصوص نوع و ماهیت درآمد، اقدامی بحث برانگیز است که در آن شرکت مالک باشگاه حرفهای، باشگاه را مالک دارایی خود کرده است.

 

 

۵ .درآمد، هزینه و سود باشگاه‌داری حرفه‌ای

در باشگاه‌داری حرفه‌ای، منابع اصلی درآمد شامل حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت و میزبانی مسابقات، قراردادهای اسپانسری و تجاری، فروش کالا و محصولات، مسابقات دوستانه و بینالمللی و سود نقل‌وانتقالات بازیکن است [1۱]. به‌طور میانگین باشگاه‌های برتر در اروپا در سال ۲۰۲4-20۲3 حدود ۴۴ درصد از درآمد خود را از فعالیت‌های تجاری (اسپانسری و فروش کالا)، ۳۸ درصد از پخش تلویزیونی و ۱۸ درصد از محل مسابقات درآمد کسب کرده‌اند.

حقوق و دستمزد بازیکنان و کادر فنی، بزرگ‌ترین جز هزینه‌ای باشگاه‌های حرفه‌ای است[1۱] و نسبت این هزینه به درآمد عملیاتی یکی از شاخص‌های اصلی سلامت مالی باشگاه محسوب می‌شود. در فصل ۲۰۲4۲۰۲3، رئال‌مادرید حدود ۴۷ درصد از درآمد خود و پاریس‌سن‌ژرمن حدود ۶۵ درصد درآمد خود را صرف حقوق و دستمزد کرده‌اند.

در ادامه، برای سنجش وضعیت درآمد، هزینه و سود، ابتدا نمونه‌های جهانی و سپس نمونه‌های داخلی بررسی می‌شود؛ در هر زیر‌بخش، یک جدول و تفسیر آن (به‌ترتیب: توصیف کلی، نقاط اشتراک، نقاط اختلاف و موارد برجسته) ارائه شده و در پایان، جمع‌بندی تطبیقی هر دو جدول می‌آید.

 

 

1ـ5 .نمونه‌های جهانی

در جدول 2 عملکرد اقتصادی پنج باشگاه حرفه‌ای جهان در فصل ۲۰۲4۲۰۲3 خلاصه شده است. این پنج باشگاه عبارت‌اند از: رئال‌مادرید اسپانیا، پاریس‌سن‌ژرمن فرانسه، یوونتوس ایتالیا، گالاتاسرای ترکیه و اوراواردز ژاپن. تنوع و جامعیت در انتخاب باشگاه‌ها در نظر گرفته شده و هر یک از باشگاه‌ها از کشوری مجزا و در قاره‌های مختلف هستند. همچنین نحوه مدیریت و سطح باشگاه‌ها نیز متفاوت است. جدول برای هر باشگاه، درآمد عملیاتی، سایر درآمدهای غیرعملیاتی، بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی، هزینه‌های فروش، اداری و عمومی و در نهایت سود یا زیان خالص را نشان می‌دهد. همچنین، ترکیب درآمد عملیاتی به پنج جز اصلی (حق پخش تلویزیونی، روز مسابقه، قراردادهای اسپانسری و تجاری، مسابقات دوستانه و بین‌المللی و نقل‌وانتقالات) تفکیک شده است. در جدول زیر، اعداد داخل پرانتز نشان‌دهنده مبالغ منفی (از قبیل زیان، هزینه یا کاهش در سرفصل مربوطه) هستند که باید از جمع مبالغ مثبت کسر شوند.

 

جدول 2. میزان درآمد، هزینه و سود باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای جهان

(پنج باشگاه ورزشی حرفه‌ای منتخب؛ فصل 2024-2023)[12، 13، 14، 15 و 16]

 

عنوان

باشگاه‌های ورزشی حرفهای در جهان (میلیون یورو)

باشگاه رئال‌مادرید اسپانیا

باشگاه پی‌اس‌جی فرانسه

باشگاه یوونتوس ایتالیا

باشگاه گالاتاسرای ‌ترکیه

باشگاه اوراواردز ژاپن

درآمد عملیاتی

1.127

808

516

255

68

سایر درآمدهای غیرعملیاتی

31

181

۳

199

0

بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی

(911)

(908)

(420)

(245)

(60)

هزینه‌‌های فروش، اداری و عمومی

(227)

(141)

(183)

(120)

(6)

سود (زیان) خالص

20

(60)

(87)

89

2

جزئیات درآمد عملیاتی

1

حق پخش تلویزیونی

169

178

157

11

3

درصد

15.05٪

درصد

22.03٪

درصد

30.43٪

درصد

4.3%

درصد

4.4%

2

روز مسابقه

(بلیت، ورزشگاه و فروشگاه)

362

73

61

137

14

درصد

32.11٪

درصد

9.03٪

درصد

11.82٪

درصد

53.7%

درصد

20.6%

3

قراردادهای اسپانسری

(امور تجاری، فروش کالا و محصولات)

459

380

150

60

28

درصد

40.77٪

درصد

47.03٪

درصد

29.07٪

درصد

23.5%

درصد

41.2%

4

مسابقات دوستانه و بین‌المللی

136

175

28

39

6

درصد

12.07٪

درصد

21.66٪

درصد

5.43٪

درصد

15.3%

درصد

8.8%

 

5

نقل‌وانتقالات

0

0

78

7

5

درصد

٪0

درصد

0٪

درصد

15.12٪

درصد

2.7%

درصد

7.4%

6

سایر

0

0

39

1

2

درصد

٪0

درصد

٪0

درصد

7.56٪

درصد

0.4%

درصد

2.9%

جزئیات بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی

1

حقوق، دستمزد، مزایا و هدایا

482

658

248

126

25

درصد

52.90٪

درصد

72.49٪

درصد

59.05٪

درصد

51.4%

درصد

41.7%

2

هزینه‌های امور اداری

0

0

38

2

4

درصد

٪0

درصد

٪0

درصد

9.05٪

درصد

0.8%

درصد

6.7%

3

هزینه‌های مسابقات و مراسمات

63

36

12

16

9

درصد

6.96٪

درصد

3.97٪

درصد

2.86٪

درصد

6.5%

درصد

15.0%

4

هزینه استهلاک، تعمیر و نگهداری

4

0

0

38

12

درصد

0.44٪

درصد

٪0

درصد

0٪

درصد

15.5%

درصد

20.0%

5

هزینه‌های مصرفی

(درمان و دارو، ایاب و ذهاب، تغذیه)

362

213

98

41

10

درصد

39.73٪

درصد

23.45٪

درصد

23.33٪

درصد

16.7%

درصد

16.7%

6

سایر

0

0

22

22

0

درصد

٪0

درصد

٪0

درصد

5.24٪

درصد

9.0%

درصد

٪0

 

الف) نقاط اشتراک

  •                     تکیه بر منابع درون‌زای فوتبال: درآمد عملیاتی هر پنج باشگاه از ترکیب حق پخش، روز مسابقه، اسپانسری و امور تجاری، مسابقات دوستانه و بین‌المللی و در برخی موارد نقل‌وانتقالات تأمین می‌شود. برای مثال، رئال‌مادرید ۱۶۹ میلیون یورو از حق پخش، ۳۶۲ میلیون یورو از روز مسابقه، ۴۵۹ میلیون یورو از قراردادهای اسپانسری و ۱۳۶ میلیون یورو از مسابقات دوستانه و بین‌المللی کسب کرده است و از محل نقل‌وانتقالات در این فصل درآمدی ثبت نکرده است.
  •                     ساختار مشابه هزینه‌ای: در همه باشگاه‌ها، بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی (که بخش عمده آن حقوق و دستمزد بازیکنان و کادر فنی است) بزرگ‌ترین عامل هزینه است. به‌عنوان نمونه، بهای تمام شده در رئال‌مادرید ۹۱۱ میلیون یورو و در پاریس‌سن‌ژرمن ۹۰۸ میلیون یورو ثبت شده است.

ب) نقاط اختلاف

با وجود این چارچوب مشترک، (جدول ۵.۱) تفاوت‌های مهمی را نیز نشان می‌دهد:

  •                     سطح درآمد و سود (زیان): رئال‌مادرید با درآمد عملیاتی ۱٫۱۲۷ میلیارد یورو و سود خالص ۲۰ میلیون یورو، نمونه یک باشگاه بسیار بزرگ و درعین‌حال سودده است؛ در مقابل، پاریس‌سن‌ژرمن با ۸۰۸ میلیون یورو درآمد عملیاتی اما زیان خالص ۶۰ میلیون یورو و یوونتوس با ۵۱۶ میلیون یورو درآمد عملیاتی و زیان ۸۷ میلیون یورو، نشان می‌دهند که حتی در سطح درآمد بالا نیز، فقدان توازن میان درآمد و هزینه می‌تواند به زیان منجر شود. گالاتاسرای با درآمد عملیاتی ۲۵۵ میلیون یورو و سود خالص ۸۹ میلیون یورو و اوراواردز با درآمد ۶۸ میلیون یورو و سود خالص ۲ میلیون یورو، وضعیت متعادل‌تری دارند.
  •                    ترکیب درآمدی متفاوت: ساختار درآمدی باشگاه‌ها با هم فرق دارد. برای نمونه، سهم روز مسابقه در رئال‌مادرید حدود ۳۲ درصد درآمد عملیاتی است، درحالی‌که در پاریس‌سن‌ژرمن فقط حدود ۹ درصد و در گالاتاسرای حدود ۵۴ درصد درآمد عملیاتی، ازطریق درآمد روز مسابقه تأمین می‌شود. ازسوی دیگر، پاریس‌سن‌ژرمن ۳۸۰ میلیون یورو یعنی حدود ۴۷ درصد درآمد خود را از قراردادهای اسپانسری و تجاری به‌دست می‌آورد، درحالی‌که این سهم برای یوونتوس ۲۹ درصد، برای گالاتاسرای ۲۳ درصد و برای اوراواردز حدود ۴۱ درصد است.
  •                    نقش نقل‌وانتقالات: درحالی‌که رئال‌مادرید و پاریس‌سن‌ژرمن در این فصل درآمدی از محل نقل‌وانتقالات ثبت نکرده‌اند، یوونتوس ۷۸ میلیون یورو (حدود ۱۵ درصد درآمد عملیاتی خود) و گالاتاسرای ۷ میلیون یورو از این محل کسب کرده‌اند. این اختلاف نشان می‌دهد برخی باشگاه‌ها از بازار نقل‌وانتقالات به‌عنوان ابزار تکمیلی درآمدی استفاده می‌کنند و برخی دیگر با تمرکز بر کسب موفقیت‌های ورزشی ترجیح می‌دهند درآمد ازطریق نقل‌وانتقالات نداشته باشند و در حین حال در اثر کسب موفقیت ورزشی، درآمد حاصل از مسابقات دوستانه و بین‌المللی را افزایش دهند.

ج) موارد برجسته و نیازمند توجه

چند نکته مهم از جدول 2 مورد توجه است:

  •                     کنترل حقوق و دستمزد و پیوند آن با موفقیت ورزشی: رئال‌مادرید و اوراواردز نسبت به سه باشگاه دیگر، سهم کمتری از هزینه‌های خود را صرف حقوق و دستمزد کرده‌اند و بااین‌حال، بهترین نتایج ورزشی را نیز به‌دست آورده‌اند؛ رئال‌مادرید در همین فصل قهرمان لیگ اسپانیا، سوپرجام اسپانیا و لیگ قهرمانان اروپا شده و اوراواردز قهرمان لیگ قهرمانان آسیا و نایب‌قهرمان جام اتحادیه ژاپن بوده است.
  •                     نقش محدود درآمدهای غیرعملیاتی: در همه باشگاه‌ها، سایر درآمدهای غیرعملیاتی در مقایسه با درآمد عملیاتی سهم محدودتری دارند. برای مثال، درآمد غیرعملیاتی رئال‌مادرید ۳۱ میلیون یورو در مقابل ۱٫۱۲۷ میلیارد یورو درآمد عملیاتی و در گالاتاسرای ۱۹۹ میلیون یورو در مقابل ۲۵۵ میلیون یورو درآمد عملیاتی است؛ البته درخصوص گالاتاسرای مشخص است که این باشگاه در این فصل از درآمدهای غیرعملیاتی نیز بهره برده، اما باز هم عامل اصلی درآمد، درآمد عملیاتی (ورزشی) است.

به‌طور خلاصه، جدول 2 تصویری عینی از الگوی جهانی باشگاه‌داری حرفه‌ای ارائه می‌کند. درآمدهای متنوع اما همگی درون‌زای مرتبط با فوتبال، کنترل نسبی هزینه دستمزد و استفاده محدود از درآمدهای غیرعملیاتی؛ این الگو در زیر‌بخش بعدی به‌عنوان معیار مقایسه برای باشگاه‌های ایرانی به کار گرفته می‌شود.

 

 

2ـ5. نمونه‌های داخلی

جدول 3 عملکرد اقتصادی پنج باشگاه حرفه‌ای ایران در فصل ۱۴۰3۱۴۰2 را نشان می‌دهد که شامل باشگاه استقلال تهران، پرسپولیس تهران، فولاد مبارکه سپاهان، فولاد خوزستان و چادرملو اردکان. این باشگاه‌ها از شهرهای مختلف ایران انتخاب شده‌اند. همچنین نحوه مدیریت و سطح باشگاه‌ها نیز با یکدیگر متفاوت است تا نمونه مناسبی از کل باشگاه‌های ایران در این جدول تحلیل شود. جدول برای هر باشگاه، درآمد عملیاتی، سایر درآمدهای غیرعملیاتی، بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی، هزینه‌های فروش، اداری و عمومی و سود یا زیان خالص را ارائه می‌کند.

 

 

جدول 3. میزان درآمد، هزینه و سود باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای ایران

(پنج باشگاه ورزشی حرفه‌ای منتخب ؛ فصل ۱۴۰3-۱۴۰2) [17]-[18]-[19]-[۲۰]-[۲۱]

عنوان

باشگاه‌های حرفه‌ای داخلی(میلیون ریال)

باشگاه استقلال تهران

باشگاه پرسپولیس تهران

باشگاه فولاد مبارکه سپاهان

باشگاه فولاد خوزستان

باشگاه چادرملو اردکان

درآمد عملیاتی

3.262.422

2.885.474

9,627,656

4.510.964

3.768.903

سایر درآمدهای غیرعملیاتی

173.753

182.725

۱,۷۰۳,۸۹۶

85.319

5.544

بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی

(4.992.865)

(4.994.066)

(9,962,819)

(5.215.109)

(4.141.431)

هزینه‌های فروش، اداری و عمومی

(255.762)

(539.156)

(۱,۲۷۸,۸۹۶)

(496.237)

(184.428)

سود (زیان) خالص

(2.183.802)

(2.390.173)

141,754

(1.121.691)

(551.412)

جزئیات درآمد عملیاتی

1

حق پخش تلویزیونی

0

0

0

0

0

درصد

٪0

درصد

٪0

درصد

٪0

درصد

0٪

درصد

0٪

2

روز مسابقه

(بلیت، ورزشگاه و فروشگاه)

151,279

319.564

236,116

259,621

55.511

درصد

4.6%

درصد

11.1%

درصد

2.45٪

درصد

5.76٪

درصد

1.47٪

3

قراردادهای اسپانسری

(امورتجاری، فروش کالا و محصولات)

3,053,954

2.097.772

8,305,367

4,220,000

3.692.273

درصد

93.6%

درصد

72.7%

درصد

86.29٪

درصد

93.55٪

درصد

97.96٪

4

مسابقات دوستانه و بین‌المللی

0

323.192

229.729

15.000

20.293

درصد

٪0

درصد

11.2%

درصد

2.39٪

درصد

0.33٪

درصد

0.54٪

5

نقل‌وانتقالات

18,925

123.109

719,344

16.337

826

درصد

0.6%

درصد

4.3%

درصد

7.47٪

درصد

0.36٪

درصد

0.02٪

6

سایر

38,265

21.837

137.100

6

0

درصد

1.2%

درصد

0.8%

درصد

1.42٪

درصد

٪0

درصد

0٪

جزئیات بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی

1

حقوق، دستمزد، مزایا و هدایا

4,590,231

4.303.491

7,499,516

4,358,827

2.878.353

درصد

91.9%

درصد

86.2%

درصد

75.28٪

درصد

83.58٪

درصد

69.48٪

2

هزینه‌های امور اداری

24,949

0

371,559

24,895

0

درصد

0.5%

درصد

٪0

درصد

3.73٪

درصد

0.48٪

درصد

٪0

3

هزینه‌های مسابقات و مراسمات

122,371

603.146

141,329

58.033

2.789

درصد

2.5%

درصد

12.1%

درصد

1.42٪

درصد

1.11٪

درصد

0.07٪

4

هزینه استهلاک، تعمیر و نگهداری

30,941

0

291,859

249,675

0

درصد

0.6%

درصد

%1.7

درصد

2.93٪

درصد

4.79٪

درصد

٪0

5

هزینههای مصرفی

(درمان و دارو، ایاب و ذهاب، تغذیه)

206,255

87.429

1,566,599

485,953

1.260.289

درصد

4.1%

درصد

٪0

درصد

15.72٪

درصد

9.32٪

درصد

30.43٪

6

سایر

18,118

0

91.958

37.729

0

درصد

0.4%

درصد

٪0

درصد

0.92٪

درصد

0.72٪

درصد

٪0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الف) نقاط اشتراک

  •                     نبود حق پخش تلویزیونی در درآمدها: در ردیف حق پخش، درآمد همه باشگاه‌ها صفر ثبت شده است؛ یعنی برخلاف جدول 2 که باشگاه‌های جهانی بین ۱۵ تا ۳۰ درصد درآمد خود را از حق پخش تأمین می‌کردند، در نمونه‌های داخلی این منبع درآمدی عملاً وجود ندارد.
  •                     اتکا به اسپانسری و فعالیت‌های تجاری: بخش بسیار بزرگی از درآمد عملیاتی باشگاه‌ها از ردیف «قراردادهای اسپانسری و امور تجاری، فروش کالا و محصولات» تأمین می‌شود. برای نمونه، باشگاه استقلال ۳۰۵ میلیارد تومان (۹۳٫۶ درصد درآمد عملیاتی)، فولاد خوزستان ۴۲۲ میلیارد تومان (حدود ۹۳ درصد) و چادرملو ۳۷۰ میلیارد تومان (حدود ۹۷ درصد) از این محل درآمد دارند. سهم سپاهان ۸۶ درصد و سهم پرسپولیس ۷۳ درصد ثبت شده است و به نسبت از سایر باشگاه‌ها کمتر است.
  •                     سهم اندک روز مسابقه: درآمد روز مسابقه (بلیت، ورزشگاه و فروشگاه) در همه باشگاه‌ها سهم بسیار کمی دارد؛ برای مثال، این سهم برای باشگاه استقلال فقط ۴٫۶ درصد، برای سپاهان ۲٫۴۵ درصد، برای فولاد خوزستان ۵٫۷۶ درصد و برای چادرملو ۱٫۴۷ درصد از درآمد عملیاتی است؛ پرسپولیس با ۱۱٫۱ درصد در بین این پنج باشگاه بیشترین سهم را از روز مسابقه دارد، اما این رقم در مقایسه با باشگاه‌هایی مانند گالاتاسرای (بیش از ۵۰ درصد) همچنان بسیار پایین است.
  •                    ساختار هزینه‌ای ناپایدار: در همه باشگاه‌ها، بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی (که عمدتاً حقوق و دستمزد است) از خود درآمد عملیاتی بیشتر است و با افزودن هزینه‌های فروش، اداری و عمومی، نتیجه نهایی در چهار باشگاه از پنج باشگاه، زیان خالص می‌شود.

 

 

ب) نقاط اختلاف

  •                     تفاوت در سود و زیان خالص: تنها باشگاه سپاهان در صورت‌های مالی سود خالص ۱۴ میلیارد تومان ثبت کرده است، درحالی‌که باشگاه استقلال، پرسپولیس، فولاد خوزستان و چادرملو همگی زیان‌ده هستند؛ به‌عنوان مثال، زیان خالص باشگاه استقلال ۲۱۸ میلیارد تومان، زیان پرسپولیس ۲۳۹ میلیارد تومان، زیان فولاد خوزستان ۱۱۲میلیارد تومان و زیان چادرملو ۵۵ میلیارد تومان است. باشگاه سپاهان اصفهان نیز ‌به‌رغم بیشتر بودن سهم بهای تمام شده درآمد عملیاتی از درآمد عملیاتی، سود خالص کسب کرده است. این عامل به‌دلیل سهم زیاد سایر درآمدهای غیرعملیاتی باشگاه (۱۷۲میلیارد تومان) است. طبق صورت مالی منتشر شده باشگاه در این فصل، این درآمد حاصل از فروش زمین (دارایی غیرجاری) متعلق به شرکت فولاد اصفهان و ثبت آن در بخش سایر درآمدهای غیرعملیاتی صورت مالی باشگاه فولاد مبارکه سپاهان است. لذا در زمینه فعالیت عملیاتی، باشگاه سپاهان نیز مانند سایر باشگاه‌ها زیان خالص داشته است.
  •                     نقش درآمدهای غیرعملیاتی: سپاهان ۱۷۲ میلیارد تومان درآمد غیرعملیاتی داشته که ۱۷۰میلیارد تومان آن حاصل فروش زمین متعلق به شرکت فولاد مبارکه اصفهان و انتقال درآمد آن به باشگاه است. اگر این درآمد غیرعملیاتی کنار گذاشته شود، سپاهان در همان فصل حدود ۱۵۵ میلیارد تومان زیان‌ده بوده است. در مقابل، سایر باشگاه‌ها درآمد غیرعملیاتی بسیار محدودتری دارند و زیان خالص آنها عمدتاً ناشی از نبود توازن درآمد و هزینه در فعالیت‌های فوتبالی است.
  •                     شدت زیان نسبت به درآمد عملیاتی: براساس متن گزارش، زیان خالص فولاد خوزستان حدود ۲۵ درصد و زیان خالص چادرملو حدود ۱۵ درصد درآمد عملیاتی آنهاست. اگر درآمد غیرعملیاتی سپاهان لحاظ نشود، زیان خالص این باشگاه نیز حدود ۱۶ درصد درآمد عملیاتی خواهد بود. در نتیجه زیان خالص باشگاه‌ها به‌رغم مقدار عددی، درصد قابل توجه‌ای از درآمد عملیاتی باشگاه را شامل می‌شود.

ج) موارد برجسته و نیازمند توجه

  •                     وابستگی مستقیم به صنایع مالک: جزئیات درآمد عملیاتی نشان می‌دهد که بخش مهمی از رقم ثبت شده در ردیف «اسپانسری و امور تجاری» در واقع کمک مستقیم صنایع مالک است. برای مثال، ۸.۲۶۱.۰۷۷ میلیون ریال از ۹.۶۲۷.۶۵۶ میلیون ریال درآمد عملیاتی سپاهان از اسپانسری شرکت فولاد مبارکه تأمین شده است؛ همچنین ۴.۴۵۴.۶۰۴ میلیون ریال از ۴.۵۱۰.۹۶۴ میلیون ریال درآمد عملیاتی فولاد خوزستان از اسپانسری شرکت فولاد خوزستان به‌دست آمده است. این مثال‌ها نشان می‌دهد که بخش عمده درآمد عملیاتی به‌جای بازار مستقل باشگاه، از «جیب صنعت مالک» تأمین می‌شود.
  •                     ضعف شدید دو ستون اصلی اقتصاد فوتبال (حق پخش و روز مسابقه): همان‌طور که اعداد جدول نشان می‌دهد، درحالی‌که باشگاه‌هایی مثل رئال‌مادرید و گالاتاسرای بخش قابل توجهی از درآمد خود را از حق پخش و روز مسابقه کسب می‌کنند، در لیگ ایران حق پخش عملاً صفر است و سهم روز مسابقه نیز کمتر از ۵ درصد باقی مانده است؛ برای مثال، باشگاه استقلال تنها ۱۵۱.۲۷۹ میلیون ریال (۴.۶ درصد) و سپاهان ۲۳۶.۱۱۶ میلیون ریال (۲.۴۵ درصد) از این محل درآمد دارند.

در مجموع، جدول 3 نمایان‌گر باشگاه‌داری وابسته، با درآمد عملیاتی محدود و ساختار هزینه‌ای ناپایدار است؛ یافته‌های این جدول در بخش بعدی در کنار یافته‌های جدول 2 تفسیر می‌شود.

 

3ـ5. جمع‌بندی و تحلیل

با کنار هم گذاشتن جدول 2 (نمونه‌های جهانی) و جدول 3 (نمونه‌های داخلی)، چند نتیجه کلیدی به‌دست می‌آید که برای فهم جایگاه باشگاه‌های ایرانی و به‌ویژه باشگاه استقلال در اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای اهمیت دارد:

1.                 تفاوت در منطق درآمدزایی: در نمونه‌های جهانی، درآمد باشگاه‌ها عمدتاً از فعالیت‌های درون‌زای ورزشی تأمین می‌شود. برای مثال، رئال‌مادرید ترکیبی متوازن از روز مسابقه (۳۲ درصد)، اسپانسری و امور تجاری (۴۱ درصد)، حق پخش (۱۵ درصد) و مسابقات دوستانه و بین‌المللی (۱۲ درصد) دارد و باشگاهی مانند گالاتاسرای بیش از نیمی از درآمد خود را از روز مسابقه کسب می‌کند.

در مقابل، باشگاه‌های ایرانی تقریباً هیچ درآمدی از حق پخش ندارند و سهم روز مسابقه در آنها بین حدود ۱٫۵ تا ۱۱ درصد در نوسان است. در عوض، بین ۷۳ تا ۹۷ درصد درآمد عملیاتی پنج باشگاه داخلی از ردیف اسپانسری و امور تجاری حاصل می‌شود و بخش مهمی از همین رقم نیز در عمل، تأمین مالی مستقیم صنایع مالک است. به بیان دیگر، در جهان، صنعت مالک سهام در خدمت تقویت اقتصاد مستقل باشگاه است؛ در ایران، اقتصاد باشگاه تا حد زیادی مصرف‌کننده بودجه صنعت مالک است.

2.                 تفاوت در ساختار هزینه و نسبت حقوق و دستمزد به درآمد: در باشگاه‌های جهانی، اگرچه بهای تمام شده (شامل حقوق و دستمزد) رقم بالایی است، اما در باشگاه‌هایی مانند رئال‌مادرید و اوراواردز این نسبت به‌گونه‌ای مدیریت شده که هم سودآوری مالی و هم موفقیت ورزشی حاصل شده است. در نقطه مقابل، در باشگاه‌هایی مانند پاریس‌سن‌ژرمن و یوونتوس، هزینه‌های بالای دستمزد به زیان خالص منجر شده است.

در باشگاه‌های ایرانی، بهای تمام شده درآمدهای عملیاتی در همه موارد از خود درآمد عملیاتی فراتر رفته و با اضافه شدن هزینه‌های اداری و عمومی، چهار باشگاه از پنج باشگاه زیان‌ده شده‌اند. مثال‌های مشخص باشگاه استقلال، پرسپولیس، فولاد خوزستان و چادرملو نشان می‌دهد که حتی با وجود تزریق مالی صنایع، نبود توازن میان درآمد عملیاتی و هزینه‌ها پابرجاست. این وضعیت، مصداق «قید بودجه نرم» ]۲۳[ است؛ یعنی فرض ضمنی مدیران باشگاه‌ها که زیان‌های انباشته در نهایت توسط صنایع مالک یا منابع عمومی جبران خواهد شد و بنابراین فشار کافی برای کنترل هزینه‌ها و اصلاح ساختار درآمدی وجود ندارد.

3.                 نقش درآمدهای غیرعملیاتی و پیامدهای آن: در نمونه‌های جهانی، درآمدهای غیرعملیاتی در کنار درآمد عملیاتی قرار می‌گیرند، اما ستون اصلی اقتصاد باشگاه نیستند. در ایران، نمونه سپاهان نشان می‌دهد که چگونه یک درآمد غیرعملیاتی بزرگ (فروش زمین توسط شرکت مادر) می‌تواند صورت‌های مالی را به‌طور موقت از زیان به سود تبدیل کند؛ درحالی‌که اگر این درآمد کنار گذاشته شود، ساختار اصلی درآمد و هزینه همچنان زیان‌ده است. این مثال عینی نشان می‌دهد که سودآوری مبتنی‌بر درآمدهای غیرعملیاتی و کمک‌های مقطعی، جایگزین اصلاح ساختاری اقتصاد باشگاه نمی‌شود.

در جمع‌بندی، مقایسه دو جدول نشان می‌دهد که مسئله اصلی در باشگاه‌داری حرفه‌ای ایران فقدان تحقق متناسب حقوق و منافع ناشی از حق پخش نیست؛ بلکه ترکیب نامتوازن درآمدها، اتکای شدید به صنایع مالک و نبود الگوی پایدار برای توازن درآمد و هزینه است. باشگاه استقلال نیز در فصل ۱۴۰3۱۴۰2 دقیقاً در همین چارچوب قرار می‌گیرد به شکلی که وابستگی سنگین به اسپانسری و کمک‌های بیرونی، سهم بسیار پایین روز مسابقه، نبود حق پخش و در نهایت زیان خالص قابل توجه مشاهده می‌شود.

 

 

۶. تحلیل فعالیت درآمدی باشگاه استقلال

در باشگاه استقلال وابستگی بسیار شدید به درآمد اسپانسری، سهم درآمد ناچیز روز مسابقه، عدم درآمد حق پخش و زیان خالص قابل توجه دیده می‌شود. در کنار این‌که صرف هزینه بالا برای بازیکنان و کادر فنی، به موفقیت متناسب ورزشی نیز منجر نشده است. در این بخش به تحلیل اینکه درآمدزایی جدید باشگاه استقلال ازطریق فعالیت تجاری غیرمرتبط در صنعت نفت و پتروشیمی چه نسبتی با مشکلات شناسایی شده دارد؛ آیا این مشکلات را حل می‌کند، تشدید می‌کند یا فقط صورت مسئله را پنهان می‌کند پرداخته می‌شود.

 

1ـ6. جایگاه فعالیت تجاری غیرمرتبط در الگوی درآمدی باشگاه استقلال

براساس جدول 3، در فصل ۱۴۰3۱۴۰2 حدود ۹۳.۶ درصد درآمد عملیاتی باشگاه استقلال از اسپانسری و فعالیت‌های تجاری وابسته به اسپانسر، تنها ۴.۶ درصد از روز مسابقه و صفر درصد از حق پخش تأمین شده و با وجود این، باشگاه با زیان خالص چند هزار میلیارد ریالی روبه‌رو بوده است. در مقابل، جدول 2 نشان می‌داد باشگاه‌های موفق جهان مانند رئال‌مادرید و اوراواردز، سهم اصلی درآمد خود را از فعالیت‌های درون‌زای مرتبط با فوتبال (حق پخش، روز مسابقه، اسپانسری و مسابقات بین‌المللی) به‌دست می‌آورند و همین ساختار هم‌زمان به سودآوری مالی و موفقیت ورزشی آنها منجر شده است؛ یعنی هر قدر کیفیت مدیریت و عملکرد ورزشی بهتر باشد، همان فعالیت ورزشی مستقیماً درآمد بیشتری تولید می‌کند. این همان مولدسازی درون‌زا در اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای است.

الگوی باشگاه استقلال (چه قبل از خصوصی‌سازی و چه بعد از آن) برعکس این رویکرد، عمدتاً بر درآمدهای برون‌زا استوار بوده است. در چنین بستری، درآمدزایی جدید باشگاه استقلال ازطریق کشتی‌های حمل‌ونقل محصولات پتروشیمی صرفاً شکل تازه‌ای از همین وابستگی برون‌زاست. در این مدل درآمدی باشگاه ازطریق درآمدزایی غیرمرتبط به ورزش منتفع می‌شود و دارایی‌هایی که در دل صنعت نفت و پتروشیمی ایجاد شده، بخشی از سود خود را به باشگاه منتقل می‌کند. بدون آن که باشگاه استقلال در چارچوب اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای نقشی فعال و مولد ایفا کند. از نظر ماهیت، این درآمد چیزی جز نوعی کمک مالک و درآمد غیرعملیاتی نیست.

بنابراین، این روند گذشته باشگاه استقلال در اتکای برون‌زا به منابع بیرون از اقتصاد باشگاه‌‌داری حرفه‌ای را، این بار در قالب درآمدزایی غیرمرتبط نفتی، ادامه می‌دهد و در نتیجه همان مشکلاتی را که در بخش پنجم شناسایی شد (از قید بودجه نرم گرفته تا تضعیف رقابت منصفانه و اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای) حفظ و حتی تشدید می‌کند.

 

2ـ6. منافع عمومی و ساختار مالکیتی هلدینگ خلیج‌فارس

هلدینگ خلیج‌فارس ساختاری عمدتاً عمومی-دولتی دارد؛ بخش مهمی از سهام آن در اختیار سهام عدالت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی است و تنها بخش محدودی از سهام به‌صورت آزاد و خصوصی در بازار معامله می‌شود.

بر این اساس، دارایی‌ها و سود هلدینگ خلیج‌فارس به‌ویژه در بخش عمومی-دولتی، عملاً اموال عمومی محسوب می‌شود]24[.

به این ترتیب، درآمد باشگاه استقلال از کشتی‌ها بیش از آن که نشانه توانمندی اقتصادی باشگاه باشد، نشان‌دهنده این است که منابع عمومی از سطح هلدینگ (که سهام‌دار عمومی دارد) به سمت یک مصرف‌کننده خاص (باشگاه استقلال) منتقل می‌شود؛ مصرف‌کننده‌ای که هنوز به مرحله بازده‌دهی اقتصادی نرسیده و در عمل صرفاً هزینه می‌کند. از منظر منطق اقتصادی و از منظر اصول حقوق عمومی، چنین انتقالی نه‌تنها توجیه اقتصادی کافی برای هلدینگ با سهام‌داران عمومی ندارد، بلکه با فلسفه خصوصی‌سازی و استقلال مالی باشگاه‌ها نیز ناسازگار است؛ زیرا به جای کاهش وابستگی باشگاه به منابع عمومی، آن را در سطحی گسترده‌تر و پیچیده‌تر تداوم و تعمیق می‌بخشد.

 

3ـ6. الزامات شفافیت مالی، رقابت منصفانه و ملاحظات بین‌المللی

الگوی درآمدی جدید باشگاه استقلال از فعالیت تجاری غیرمرتبط در صنعت نفت و پتروشیمی، از سه زاویه مرتبط قابل بررسی است:

الف) درآمدزایی و دارایی غیرمرتبط از منظر شفافیت مالی

در باشگاه‌ استقلال بخش مهم درآمد از کمک‌های مالک و درآمدهای غیرمرتبط تأمین شده و ساختار درون‌زای اقتصاد ورزش شکل نگرفته است. در چنین بستری، ورود باشگاه استقلال به مالکیت و انتفاع از دارایی‌های سرمایه‌ای غیرورزشی در صنعت نفت و پتروشیمی، از نظر مراجع بالادستی داخلی و بین‌المللی چند مسئله ایجاد می‌شود:

1.      آیا منبع این دارایی و درآمد، در صورت‌های مالی باشگاه و هلدینگ، به‌گونه‌ای منتشر می‌شود که الزامات شفافیت مالی را برآورده سازد و امکان ارزیابی واقعی وضعیت مالی و ریسک‌های وابسته به آن فراهم می‌شود؟

2.      آیا این سطح از تکیه بر درآمد غیرمرتبط، با هدف نظام مجوزدهی برای بهبود ظرفیت مالی و افزایش شفافیت و اعتبار باشگاه‌ها و حرکت از کمک‌های استثنایی به سمت درآمدهای پایدار ورزشی سازگار است؟

به بیان دیگر، حتی اگر این نوع درآمد در چارچوب صورت‌های مالی ثبت شود، تکیه پررنگ بر دارایی‌های غیرمرتبط (آن‌هم در صنعتی کاملاً بیرون از فوتبال) می‌تواند موجب حساسیت نهاد مجوزدهنده شود؛ زیرا نشان می‌دهد بخش مهمی از توان مالی باشگاه بر پایه فعالیتی بنا شده که هیچ پیوندی با اقتصاد فوتبال و مولدسازی درون‌زا ندارد.

ب) اثرگذاری بر رقابت منصفانه در مسابقات داخلی و خارجی

یک منبع درآمدی بزرگ و بیرون‌زا برای باشگاه استقلال (که ریشه در فعالیت تجاری هلدینگ در صنعت نفت و پتروشیمی دارد) می‌تواند سطح نابرابری مالی میان این باشگاه و سایر باشگاه‌ها را به‌طور معناداری تغییر دهد. از منظر اصول رقابت منصفانه، یک پیامد مهم شکل می‌گیرد. این نوع درآمدزایی می‌تواند اصل رقابت منصفانه را مخدوش کند؛ زیرا برتری مالی باشگاه استقلال نه از عملکرد اقتصادی درون‌زای باشگاه، بلکه از دسترسی انحصاری به رانت یک صنعت بیرون از ورزش حاصل می‌شود. سایر باشگاه‌ها برای حفظ سطح رقابت، ناچار به جست‌وجوی رانت‌های مشابه در صنایع دیگر می‌شوند و رقابت ورزشی به رقابت برای دسترسی به منابع غیرورزشی تبدیل می‌شود.

بنابراین، حتی اگر این روش درآمدزایی از نظر متن قوانین در مقررات فعلی ممنوع نشده باشد، از منظر منطق رقابت منصفانه، الگویی پرریسک است و می‌تواند زمینه اشکال و مداخله مراجع بالادستی را فراهم کند.

 

4ـ6. قید بودجه نرم و کاهش انگیزه مولدسازی

همان‌طور که مورد بررسی قرار گرفت نسبت حقوق و دستمزد به درآمد عملیاتی در باشگاه‌های ایرانی (به‌ویژه باشگاه استقلال) بسیار بالاست و در مواردی به بیش از ۸۰ یا ۹۰ درصد می‌رسد، درحالی‌که باشگاه‌های موفق جهان تلاش می‌کنند این نسبت را در حدود توصیه شده نهادهای بین‌المللی (AFC, FIFA) نگه دارند تا امکان سودآوری و سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌ها فراهم شود. این وضعیت در باشگاه استقلال، همراه با فقدان برخورداری از منافع متناسب حق پخش و سهم پایین روز مسابقه، به این معناست که باشگاه در حالت عادی نمی‌تواند از محل اقتصاد باشگاه‌داری هزینه‌ها را پوشش دهد.

این وضعیت، نمونه روشن قید بودجه نرم است؛ یعنی مدیران باشگاه انتظار دارند کسری‌ها و زیان‌ها در نهایت از بیرون باشگاه (با بودجه عمومی، کمک‌های شرکت‌های مادر یا حمایت‌های استثنایی) جبران شود. در چنین شرایطی، فشار واقعی برای کنترل هزینه‌ها، اصلاح قراردادها و توسعه درآمدهای درون‌زا ضعیف می‌شود؛ چون باشگاه می‌داند که در صورت کسری، هزینه‌ها توسط عوامل بیرونی پرداخت خواهد شد.

درآمدزایی باشگاه استقلال از کشتی‌های نفتی، اگر به‌عنوان یک منبع نسبتاً پایدار و تضمین شده تثبیت شود، قید بودجه نرم را یک مرحله شدیدتر می‌کند. باشگاه به‌جای آن که برای جبران زیان به اصلاح ساختار درآمدی و هزینه‌ای خود روی آورد، به درآمدی تکیه می‌کند که اساساً خارج از منطق اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای و خارج از حوزه ورزش است. به این ترتیب، رابطه منطقی بین عملکرد ورزشی، مدیریت حرفه‌ای و وضعیت مالی، بیش از پیش مختل می‌شود.

 

 

7. نتیجه‌گیری و پیشنهادها

 

محور اصلی این گزارش، نوع درآمدزایی باشگاه استقلال قبل و بعد از خصوصی‌سازی و نسبت آن با الگوی مطلوب باشگاه‌داری حرفه‌ای است. باشگاه استقلال پیش از خصوصی‌سازی، عمدتاً از بودجه‌ها و کمک‌های دولتی و عمومی ارتزاق می‌کرد و پس از واگذاری سهام نیز وابستگی مالی آن از دولت به هلدینگ خلیج‌فارس منتقل شده است، بدون آنکه ساختار درآمدی باشگاه به سمت استفاده نظام‌مند از ظرفیت‌های درون‌زای اقتصاد ورزش (حق پخش، روز مسابقه، ارتباط سازمان‌یافته با هواداران، اسپانسری مبتنی‌بر بازار و ...) حرکت کند. به بیان دیگر، منطق درآمد برون‌زا و وابسته تغییر نکرده و فقط شکل مالک عوض شده است.

در مقابل، مطالعه باشگاه‌های حرفه‌ای موفق جهان نشان می‌دهد که صنایع مالک سهام، از خود باشگاه و ابزارهای درونی آن برای مولدسازی اقتصادی استفاده می‌کنند. ترکیب درآمدی این باشگاه‌ها بر حق پخش تلویزیونی، روز مسابقه، قراردادهای اسپانسری و تجاری، مسابقات بین‌المللی و نقل‌وانتقالات استوار است و درآمدهای غیرعملیاتی سهمی محدود دارند. آورده اقتصادی باشگاه نیز فقط سود مالی نیست؛ بلکه آثار خارجی مثبت آن بر رفتار و سبک زندگی هواداران، ارتقای سرمایه اجتماعی، ساخت ویژند و مسئولیت اجتماعی شرکتی برای مالکان و جامعه، بخش مهمی از ارزش این سرمایه‌گذاری است. درآمدزایی مرتبط با فوتبال، در این مدل به مولدسازی درون‌زا، سودآوری مالی و در نهایت موفقیت ورزشی پایدار منجر می‌شود.

در ایران اما، ترکیب درآمدی باشگاه‌های حرفه‌ای تقریباً برعکس است. درآمد حق پخش تلویزیونی عملاً اختصاص نمی‌یابد، سهم روز مسابقه ناچیز است و بخش عمده درآمد عملیاتی از اسپانسری و کمک‌های صنایع مالک تأمین می‌شود. نسبت حقوق و دستمزد به درآمد عملیاتی بسیار بالاست و اغلب باشگاه‌ها (ازجمله باشگاه استقلال) زیان‌ده هستند. در چنین ساختاری، می‌توان نتیجه گرفت که الگوی غالب در ایران، درآمدزایی برون‌زا و وابسته به صنایع است و اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای مولد نیست.

طرح جدید درآمدزایی مورد ادعا هلدینگ خلیج‌فارس برای باشگاه استقلال ازطریق اعطای کشتی‌های حمل‌ونقل محصولات نفت و پتروشیمی، در ادامه همین منطق برون‌زا شکل گرفته است. کشتی‌ها که دارایی تجاری مولد هلدینگ خلیج‌فارس هستند، با شرایط فقدان آورده مالی و عملیاتی باشگاه و در قالب وام قرض‌الحسنه از دم‌قسط، به نام باشگاه ثبت می‌شوند و بخشی از سود فعالیت آنها به باشگاه استقلال اختصاص می‌یابد. با توجه به ترکیب سهام هلدینگ (سهام عدالت و شرکت ملی صنایع پتروشیمی)، این دارایی و درآمد، در زمره اموال و منافع عمومی قرار می‌گیرد؛ اما به نفع یک باشگاه خاص مصرف می‌شود که هنوز مولد نشده و همچنان زیان‌ده است. در مقایسه با سپاهان که یک‌بار دارایی غیرجاری را نقد کرد، این‌جا با انتقال دارایی تجاری مولد و ایجاد یک کانال دائمی تزریق رانت نفتی وجود دارد؛ از این جهت، وضعیت باشگاه استقلال حتی مسئله‌دارتر است، زیرا هر فصل «مسکّن» جدیدی دریافت می‌کند و از اصلاح ساختار درآمدی خود دورتر می‌شود.

این نوع درآمدزایی، در سطح باشگاه، انگیزه مولدسازی درون‌زا را تضعیف می‌کند. به‌جای سرمایه‌گذاری در ورزشگاه، پرورش استعداد، شبکه هواداری و کشف و پرورش استعدادهای داخلی، باشگاه به سمت رویکرد کوتاه‌مدت و مصرف‌گرا در حوزه فنی (جذب بازیکنان و کادر فنی خارجی و قراردادهای پرهزینه) سوق پیدا می‌کند، بی‌آنکه موفقیت ورزشی حرفه‌ای و پایدار تضمین شود. در سطح منافع عمومی نیز بخشی از درآمد و سرمایه‌ای که باید در خدمت سهام‌داران عمومی و جامعه باشد، به مصرف یک واحد زیان‌ده می‌رسد، بدون آنکه آورده اقتصادی یا اجتماعی متناسبی برای هلدینگ و جامعه ایجاد شود.

در سطح تنظیم‌گری، مطابق بند «ب» ماده (۷۸) قانون برنامه هفتم، سیاست رسمی بر تدوین و اجرای دستورالعمل مالی بازی جوانمردانه برای حفظ رقابت و پایش مالی باشگاه‌هاست؛ درحالی‌که این نوع درآمدزایی، خلاف جهت این سیاست عمل می‌کند.

در سطح لیگ و اقتصاد باشگاه‌داری ایران، اختلاف درآمد ناشی از این رانت نفتی، اگر به برتری ورزشی باشگاه استقلال منجر شود، فاصله این باشگاه با دیگران را افزایش می‌دهد، دلالی و تورم غیرمتعارف در بازار بازیکنان و مربیان را تشدید می‌کند، انگیزه اصلاح ساختار اقتصادی باشگاه‌ها را کاهش می‌دهد و جذابیت مسابقات را به‌دلیل برهم خوردن تعادل رقابت پایین می‌آورد. در چنین فضایی، باشگاهی که می‌توانست با نقش‌آفرینی در حوزه‌های مولد باشگاه‌داری (ساخت استادیوم، ارتباط با هواداران، پرورش استعدادها) به رشد ورزش کشور کمک کند، با فعالیت در حوزه‌ای غیرمرتبط، ارزش‌‌افزوده واقعی برای ورزش ایجاد نمی‌کند.

در نتیجه، درآمدزایی باشگاه استقلال ازطریق فعالیت تجاری غیرمرتبط در صنعت نفت و پتروشیمی، نه برای خود باشگاه و نه برای هلدینگ خلیج‌فارس و نه برای منافع عمومی، ارزش‌افزوده پایدار ایجاد نمی‌کند؛ بلکه آورده‌های واقعی باشگاه‌داری حرفه‌ای به‌ویژه آثار خارجی مثبت آن را تضعیف می‌کند و بدون شکل‌گیری رویکرد حرفه‌ای، موفقیت ورزشی پایداری به دنبال ندارد. در سطح کلان، حمایت و سهام‌داری صنایع از باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای، به‌جای آنکه به فرصتی برای تقویت اقتصاد ورزش تبدیل شود، در غیاب تنظیم‌گری مناسب، به تهدیدی برای منافع عمومی، عدالت رقابتی و آینده باشگاه‌داری حرفه‌ای در ایران بدل شده است؛ تهدیدی که تنها ازطریق جهت‌دهی آگاهانه و مداخله تنظیم‌گرانه نهادهای ورزشی و اقتصادی می‌توان آن را به فرصت تبدیل کرد.

 

پیشنهادهای تقنینی

مطابق با یافته‌های گزارش، برای اصلاح رویکرد درآمدی باشگاه‌ها (به‌ویژه باشگاه استقلال)، مجموعه‌ای از اصلاحات تقنینی پیشنهاد می‌شود.

در راستای ارتقای شفافیت، تخصص‌گرایی و تقویت ساختار اقتصادی باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای، تغییرهای زیر در اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی آماتوری جمهوری اسلامی ایران ایجاد شود:

1.                  اصلاح بند «۱۸» ماده (۷) اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی آماتوری جمهوری اسلامی ایران:

بند «۱۸» ماده (۷): اعلام نظر تخصصی در ارتباط با صدور پروانه فعالیت باشگاه‌ها و عملکرد فنی، مالی و انضباطی آنها در رشته/رشته‌های تحت پوشش برابر قوانین و مقررات انجام شود و صدور یا ابطال پروانه باشگاه‌های ورزشی باید با تأیید فدراسیون مربوطه صورت گیرد.

توضیح: این اصلاح، مجوز فعالیت باشگاه‌ها را صریحاً به وضعیت مالی و نوع درآمدزایی آنها گره می‌زند و به فدراسیون امکان می‌دهد در پرونده‌هایی مانند باشگاه استقلال، ارزیابی اقتصادی (وابستگی به درآمدهای غیرمرتبط) را هم مبنای تصمیم قرار دهد.

2.                  الحاق دو بند به‌شرح ذیل؛ به ماده (۷) اساسنامه فدراسیون‌های ورزشی آماتوری جمهوری اسلامی ایران:

بند «۲۷» ماده (۷): اقداماتی جهت درآمدزایی و سودآوری باشگاه در حیطه اقتصاد باشگاه‌داری و اقتصاد ورزش توسط معاونت اقتصادی باشگاه طرح‌ریزی و توسط باشگاه اجرا شود.

توضیح: این بند صراحتاً تأکید می‌کند که جهت اصلی درآمدزایی باشگاه‌ها باید درون حوزه ورزش باشد؛ در مورد باشگاه استقلال، چنین بندی مدل کسب درآمد از کشتی‌های نفتی را از همان ابتدا خارج از چارچوب مطلوب نشان می‌دهد.

بند «۲۸» ماده (۷): فعالیت‌های اقتصادی باشگاه در زمینه درآمدزایی و همچنین هزینه‌کرد باشگاه تحت نظارت معاونت اقتصادی باشد و گزارش مالی باشگاه به فدراسیون فوتبال باید شفاف و در ریز موضوع‌های درآمدی و هزینه‌ای با ارائه نظر دقیق معاونت اقتصادی باشد.

توضیح: این شفافیت، امکان تشخیص سهم درآمدهای مرتبط و غیرمرتبط را فراهم می‌کند و در مورد باشگاه استقلال، ابعاد واقعی درآمد نفتی و تأثیر آن بر ساختار مالی باشگاه را برای نهاد ناظر روشن می‌سازد. نسبت بین درآمد و هزینه باشگاه‌ها قابل سنجش می‌شود.

در راستای حفظ و ارتقای رقابت منصفانه در مسابقات ورزشی کشور، ساماندهی اقتصاد ورزش حرفه‌ای و در راستای بند «ب» ماده (78) قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، دستورالعمل‌ مالی بازی جوانمردانه با استفاده بندهای زیر مصوب شود:

1.                  چهار بند پیشنهادی در دستورالعمل‌ مالی بازی جوانمردانه:

بند «الف»: باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای دارای مجوز از وزارت ورزش و جوانان مکلف هستند در زمینه اقتصاد ورزش فعالیت کنند و از شیوه‌های درآمدزایی باشگاه‌داری حرفه‌ای استفاده کنند.

توضیح: این بند به‌صورت کلی اعلام می‌کند که منبع اصلی درآمد باید مرتبط با ورزش باشد؛ در مورد باشگاه استقلال، این بند مبنای نقد رسمی درآمدزایی از کشتی‌های نفتی است.

بند «ب»: به‌منظور رقابت منصفانه باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای در زمینه درآمدزایی، باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای حق تملک دارایی‌های سرمایه‌ای غیرمرتبط و فعالیت تجاری غیرمرتبط ندارند. هرگونه تملک و فعالیت اقتصادی غیرمرتبط به‌منزله تملک و فعالیت اقتصادی غیرمرتبط تلقی می‌شود و تحت پیگیری قانونی قرار می‌گیرد.

توضیح: این بند، مستقیماً روی مسئله کشتی‌های باشگاه استقلال اثر دارد و اجازه نمی‌دهد دارایی تجاری نفتی به‌عنوان منبع درآمد پایدار برای یک باشگاه خاص تثبیت شود.

بند «پ»: حامیان مالی و صنایع مالک سهام باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای ملزم هستند در ابتدای فصل، برنامه اقتصادی حمایت خود از باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای را به وزارت ورزش و جوانان، وزارت اقتصاد و دارایی و فدراسیون فوتبال ارائه دهند. برنامه اقتصادی ارائه شده مورد بررسی نهادهای ذی‌ربط قرار می‌گیرد. در صورت توجیه اقتصادی برنامه ارائه شده و تأیید نهادهای ذی‌ربط، مجوز سرمایه‌گذاری و حمایت مالی به حامیان مالی و صنایع مالک داده شود.

بند «ت»: صنایع مالک سهام باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای میزان برنامه اقتصادی حمایت خود را متناسب با میزان ۳۰ درصد از کل درآمد فصل قبل از محل درآمدهای متعارف باشگاه ورزشی حرفه‌ای طراحی کنند. فدراسیون فوتبال متناسب با صورت مالی فصل قبل باشگاه ورزشی حرفه‌ای، تنها به میزان ۱۰۰ درصد از کل درآمد فصل قبل را در طرح ارائه شده تأیید کند.

توضیح: این دو بند، حمایت صنایع مالک (مانند هلدینگ خلیج‌فارس در مورد باشگاه استقلال) را شفاف، کنترل‌پذیر و سقف‌دار می‌کند و مانع تبدیل حمایت صنعتی به رانت نامحدود می‌شود.

پیشنهادهای اجرایی و راهبردی

علاوه‌بر اصلاح قوانین و مقررات، برای تغییر واقعی رفتار اقتصادی باشگاه‌ها (به‌ویژه باشگاه استقلال) چند اقدام عملی و راهبردی پیشنهاد می‌شود:

1.   برنامه گذار «درآمدزایی اختصاصی برای باشگاه استقلال»

وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال و هلدینگ خلیج‌فارس، با همکاری باشگاه استقلال، یک برنامه سه‌ساله تنظیم کنند که در آن موارد زیر تحقق یابد:

  •         سهم درآمدهای غیرمرتبط (حاصل از حمایت مالی هلدینگ خلیج‌فارس) هر سال کاهش یابد. در نهایت سهم حمایت مالی هلدینگ خلیج‌فارس به ۳۰ درصد از کل درآمد هر فصل باشگاه استقلال برسد.
  •           سهم درآمدهای مرتبط با ورزش (روز مسابقه، حق پخش، اسپانسری بازارمحور، هواداری) به‌طور مشخص افزایش پیدا کند و هر سال توسعه یابد. بعد از سال سوم پیش‌بینی شود که باشگاه استقلال در هر فصل به میزان حداقل ۱۰ درصد مجموع درآمدهای ورزشی خود را رشد می‌دهد.
  •           شاخص‌های پیشرفت این گذار (درآمد عملیاتی مستقل، نسبت حقوق به درآمد، سهم روز مسابقه و...) سالیانه منتشر شود.

2.    الزام هلدینگ خلیج‌فارس به حمایت «مولد» از باشگاه استقلال

در قالب توافقی سه‌جانبه (وزارت ورزش، هلدینگ، باشگاه)، مقرر شود بخشی از حمایت هلدینگ از باشگاه استقلال صرف پروژه‌های مولد مرتبط با باشگاه‌داری در زمینه‌های زیر شود:

  •            بهبود و توسعه زیرساخت‌های ورزشی مورد استفاده باشگاه: با توجه به نیاز مبرم باشگاه استقلال، ساخت، تجهیز، بهره‌برداری و درآمدزایی ازطریق تأمین ورزشگاه و مجموعه ورزشی اختصاصی در دست اقدام قرار گیرد.
  •            تقویت آکادمی و شبکه استعدادیابی: با توجه به ظرفیت جایگاه باشگاه استقلال بین مردم ایران و هواداران بی‌شمار و همچنین نیاز باشگاه استقلال به بازیکنان با استعداد، آکادمی و شبکه استعدادیابی به‌صورت ویژه در سراسر کشور فعالیت کند. آورده حاصل از این اقدام برای باشگاه استقلال و ورزش ایران مورد توجه است.
  •            برنامه‌های ارتباط با هواداران و جایگاه ویژند باشگاه استقلال: استفاده از ظرفیت هواداران جهت رشد و پیشرفت باشگاه استقلال ازطریق تعریف زمینه‌های نقش آفرینی هواداران در مدیریت، تأمین مالی و سهامداری در باشگاه استقلال در دست اقدام قرار گیرد.

 

3.    شفافیت ویژه در مورد قرارداد کشتی‌ها و صورت‌های مالی باشگاه استقلال

باشگاه استقلال و هلدینگ خلیج‌فارس، با نظارت فدراسیون فوتبال، جزئیات کلی قرارداد کشتی‌ها و سهم باشگاه از درآمد آنها را (در حدی که محرمانگی تجاری نقض نشود) به‌صورت عمومی منتشر کنند و در صورت‌های مالی باشگاه، سهم درآمدهای مرتبط و غیرمرتبط به‌طور شفاف تفکیک شود. باشگاه استقلال می‌تواند به‌عنوان یک نمونه شفافیت باشگاه، الگویی برای سایر باشگاه‌ها باشد و درعین‌حال، فشار افکار عمومی و نهادهای ناظر را برای حرکت به سمت درآمدهای مرتبط بپذیرد.

4.    طراحی نقشه راه باشگاه استقلال برای افزایش سهم روز مسابقه و هواداری

با توجه به ظرفیت بالای هواداری باشگاه استقلال، باشگاه با کمک متخصصان اقتصاد باشگاه‌داری ، یک برنامه عملیاتی در زمینه استفاده از ظرفیت هواداران اجرا کند. در این برنامه با محوریت موارد زیر تدوین شود:

  •        افزایش درآمد روز مسابقه (بلیت، خدمات جانبی ورزشگاه، فروشگاه رسمی)،
  •        توسعه محصولات و خدمات هواداری (عضویت، کالاهای رسمی، سکوهای دیجیتال)،
  •        بهبود تجربه تماشاگر در ورزشگاه و در منزل.

هر درصد افزایش در این منابع، وابستگی به درآمدهای نفتی را کاهش داده و باشگاه استقلال را یک گام به الگوی باشگاه‌داری حرفه‌ای نزدیک‌تر می‌کند. در این صورت، باشگاه استقلال، به سمت استقلال مالی و فقدان وابستگی حرکت می‌کند.

این ترکیب اصلاحات تقنینی و اقدام‌های اجرایی، اگر با جدیت پیگیری شود، می‌تواند مسیر درآمدزایی باشگاه استقلال را از الگوی فعلی غیرمرتبط و رانت‌محور، به سمت الگوی متعارف و مولد اقتصاد ورزش هدایت کند و درعین‌حال، به اصلاح ساختار اقتصاد باشگاه‌داری حرفه‌ای در ایران نیز کمک کند.

 

 

[1] AFC Club Licensing Financial Handbook Reference Library, Edition 2021, page 18,19.
[2] www.compassmar.com, WEEKLY MARKET REPORT.
[3] AFC-Club-Licensing-Regulations-Edition 2024.
[۴] فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، آیین نامه صدور مجوز باشگاههای ورزشی حرفهای لیگ برتر فوتبال
[5] www.footballfinance.de, finances, revenues, transfers and salaries Bayer 04 Leverkusen.
[6] www.gazprom.com, investors.
[7] www.vfl-wolfsburg.de,en,info,club.
[8] www.psg.fr,en,club.
[9] www.juventus.com,en,club,investor-relations.
[11] The European Club Finance and Investment Landscape 2024.
[12] URAWA REDS, Management information, revenue for fiscal year 2024.
[13] GALATASARAY SPORTİF SINAİ VE TİCARİ YATIRIMLAR A.Ş. VE BAĞLI ORTAKLIKLARI 31 MAYIS 2024 TARİHİ.
[14] ANNUAL FINANCIAL REPORT AS AT 30 JUNE 2024 Approved by the Board of Directors on 27 September 2024.
[15] Informe Económico 2023-2024؛ real madrid.
[16] Paris Saint-Germain Finances 2023/24.
[۱7] صورت مالی شرکت ورزشی چادرملو اردکان (سهامی خاص)؛ سال مالی منتهی به 30 اسفند سال 1403.
[۱8] صورت مالی شرکت فرهنگی ورزشی استقلال ایران (سهامی عام)؛ سال مالی منتهی به 31تیر سال 1403.
[۱۹] صورت مالی شرکت فرهنگی ورزشی آینده سازان فولاد خوزستان (سهامی خاص)؛ سال مالی منتهی به 30 خرداد سال 1403.
[۲۰] صورت مالی شرکت فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران (سهامی خاص)؛ سال مالی منتهی به 30 خرداد سال 1403.
[۲۱] صورت مالی شرکت فرهنگی ورزشی سپاهان (سهامی خاص)؛ سال مالی منتهی به 30 خرداد سال 1403.
[22] Mohammadian Moghadam, M., & Nazari, R. (2023). Sustainable Revenue in Private Sports Clubs of Iran. Sports Business Journal, 3(3), 103–118. doi:10.22051/sbj.2023.42981.1075
[23] Kornai, J. (1986). The soft budget constraint. Kyklos, 39(1), 3–30.
]24[ جزئیاتی از نحوه واگذاری سهام سرخابیها؛ ۴ اردیبهشت سال ۱۴۰۳ ؛ کد خبر 6086058.
]25[ سایت رسمی شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس؛ معرفی شرکت و ساختار مالکیت (https://pgpic.ir).
]26[ درآمدزایی پایدار استقلال با خرید سومین کشتی، 18 مرداد سال 1404، کد خبر 2143646، ورزش 3.
]27[ اطلاعیه‌ای هلدینگ خلیج فارس درباره اعتراض هواداران استقلال، 17 خرداد سال 1404، کد خبر 1404031710794، خبرگزاری ایسنا.