Author
Majles
Keywords
شهر هوشمند بهعنوان رویکردی مبتنیبر فناوریهای نوین همچون اینترنت اشیا، کلانداده و هوش مصنوعی، امکان پایش بلادرنگ، پیشبینی تهدیدات و مدیریت یکپارچه دادهها را فراهم میکند. مرور تجارب جهانی نشان میدهد که ادغام رویکردهای پدافند غیرعامل با فناوریهای شهر هوشمند، تابآوری شهری را دربرابر طیف گستردهای از بحرانها تا ۴۵ درصد افزایش دهد. از سوی دیگر با توجه به نرخ شهرنشینی بیش از ۷۵ درصدی در ایران و اتکای شدید مردم به شبکههای حیاتی آب، برق و حملونقل و همچنین با نظر داشتن تجربه جنگ دوازده روزه سال ۱۴۰۴، تفاوتهای ماهوی آن با جنگهای گذشته و نقش پررنگ فناوریهای هوشمند در این نوع منازعات، پرداختن فوری و جدی به این موضوع ضرورتی اجتنابناپذیر بهشمار میآید.
تجربه ترکیب دو مفهوم پدافند و شهر هوشمند در بستر شهرها بسیار نوپا و نهتنها یک انتخاب، بلکه ضرورتی ملی است که علاوهبر کارایی در زمان حملات و پس از آن، در زمان هر بحران دیگر کاربرد خواهد داشت. تعداد مطالعاتی که در ایران همزمان به «شهر هوشمند» و «جنگ/پیشگیری و بازسازی» میپردازند، بسیار محدودند و پژوهش حاضر مدخلی در این حوزه بهحساب میآید؛ لذا تأکید بر تجارب بینالمللی است.
با وجود فرصتهای قابلتوجه شهرهای هوشمند، شکنندگیهایی بهویژه درخصوص حملات سایبری، نفوذ دادهها و باجافزارهای اختلالگر در خدمات اساسی و ناقض حریم خصوصی وجود دارد؛ بنابراین باید به گزینههای موازی اندیشید تا اختلال عظیم یا تأخیر در ارائه خدمات بهصورت طولانی پدید نیاید. برای مثال دسترسی به کارت سوخت، صدور مجوزهای اینترنتی، آموزش، خریدوفروش و کسبوکار برخط و ... باید پیوسته و ایمن در دسترس مردم قرار گیرند.
تجارب جهانی با تلفیق سیاستهای شهر هوشمند، پدافند غیرعامل و بازسازی پس از جنگ عبارتند از:
جدول 1. تحلیل تطبیقی تجربههای بینالمللی در زمینه مدیریت شهرهای هوشمند در مواجهه با جنگ
|
کشور / نمونه |
فناوریها و رویکردها |
چالشها/محدودیتها |
نکات قابل بهرهبرداری برای ایران |
|
عراق |
مدیریت داده دقیق و مشارکت مردمی |
کمبود زیرساخت و امنیت پایدار |
استفاده از مشارکت مردم و داده ژئومکانی در بازسازی مناطق آسیبدیده |
|
آذربایجان |
شهر/روستاهای هوشمند، IoT، انرژی تجدیدپذیر و کشاورزی هوشمند |
نیاز به مهارت دیجیتال و ضعف زیرساخت |
طراحی سکونتگاههای هوشمند چندمنظوره با اولویت انرژی و اشتغال |
|
روسیه |
مشارکت دولت-خصوصی و نوآوری بخش خصوصی |
وابستگی به سرمایهگذار خصوصی |
تعبیه PPP در پروژههای شهری برای پایداری مالی و فنی |
|
سوریه |
ICT، GIS، دادههای کلان و شبیهسازی |
چالشهای سیاسی، اقتصادی و فنی |
استفاده از GIS برای ایمنسازی و اولویتبندی بازسازی با بُعد گردشگری |
|
اوکراین |
بلاکچین، اپلیکیشن Diia، هشدار اضطراری و پلتفرم مشارکت |
نیاز سرمایهگذاری بالا و خطرهای امنیتی |
ترکیب سامانههای خدمات دیجیتال با هشدار مردمی |
مأخذ: نگارنده.
- تحلیل و شبیهسازی سناریوهای تهدید نظامی با استفاده از GIS و مدل دوقلوهای دیجیتال مانند شبیهسازی مسیرهای تخلیه و تأثیر مسدود شدن معابر حیاتی در سناریوهای حمله و مکانیابی بهینه پناهگاههای شهری؛
- آموزش و مشارکت شهروندان از طریق ابزارهای دیجیتال: اپلیکیشنهای هوشمند هشدار، مکانیابی پناهگاهها؛
- یکپارچهسازی سامانههای اینترنت اشیا برای نظارت و هشدار سریع که ارتعاش ناشی از انفجار، تغییرهای کیفیت هوا در حملات شیمیایی و سایر شاخصهای تهدید را لحظهای پایش کنند.
الف) مرحله پاسخ و استحکام
«چه خسارتهایی با چه پیامدهایی غالب است و نیاز به مداخله دارد؟» در این مرحله با فوریت بالا، تصمیمگیری باید برپایه اطلاعات واقعی باشد (کی؟ کجا؟ چقدر؟)، زیرا هر چه دادهها سریعتر و دقیقتر فراهم شوند، واکنش اضطراری مؤثرتر خواهد بود.
ب) مرحله بازیابی و سازگاری
«چگونه شهر میتواند با شرایط جدید سازگار شود؟ چه منابعی برای بازسازی و سازگاری موجود است؟» براساس تجربه مرحله قبل، باید زیرساختهای انعطافپذیر ایجاد شود تا خدمات شهری پایدار بمانند.
ج) مرحله آمادگی و تحول
۱. «شهر چگونه میتواند با چالشهای جدید و اغلب ناشناخته از طریق بهبودهای سیستماتیک روبهرو شود؟»
۲. «کدام فرایندها برای تحول سیستمهای زیرساختی، جامعه و اقتصادی لازم است؟»
اینکار با یاری پلتفرمهای محلی و آزمایشگاههای شهری انجام میشود که دانش را با خلاقیت و تخصص کنشگران محلی ترکیب میکنند.
محورهای کلیدی همافزایی سیاستهای برنامهریزی شهر هوشمند و پدافند غیرعامل عبارتنداز؛
جدول 2. محورهای کلیدی همافزایی سیاستهای برنامهریزی شهر هوشمند و پدافند غیرعامل
مأخذ: همان.
پیشنهادهای عملیاتی مدیریت شهرهای هوشمند در مواجهه با جنگ
1. تهیه نقشه راه ملی مدیریت شهرهای هوشمند در مواجهه با جنگ (قبل و پس از جنگ) و تعیین اهداف و مأموریتها،
2. توسعه ارگانوگرام و نهادسازی مرتبط با مدیریت هوشمند شهرها،
3. پایلوتسازی شهر هوشمند مقاوم در برابر حملات جنگی در یکی از کلانشهرهای با ریسک بالا،
4. ایجاد نقشههای ضریبخطر و تکمیل با ارسال نقطهضعفها توسط مردم (بحرانیاب مردمی) یا نقشههای جمعسپاری شده،
5. افزایش آموزش، اطلاعرسانی و مانور شهری با ابزارهای مبتنیبر اپلیکیشن و واقعیت افزوده برای عموم مردم و مدیران شهری.
در دهههای اخیر، شهرها با چالشهای فزایندهای در حوزههای امنیتی، زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی مواجه شدهاند. رشد سریع جمعیت شهری، وابستگی گسترده به زیرساختهای حیاتی و تشدید تهدیدهای نوین ازجمله جنگهای سایبری، بلایای طبیعی و تهدیدهای نظامی، ضرورت بازاندیشی در رویکردهای مدیریت شهری را بیش از پیش آشکار کرده است[1]. در این میان، شهر هوشمند بهعنوان رویکردی مبتنیبر فناوریهای نوین همچون اینترنت اشیا (IoT)، کلانداده و هوش مصنوعی، امکان پایش بلادرنگ، پیشبینی تهدیدها و مدیریت یکپارچه دادهها را فراهم میکند.
مرور تجارب جهانی نشان میدهد که ادغام رویکردهای پدافند غیرعامل با فناوریهای شهر هوشمند، میتواند تابآوری شهری را در برابر طیف گستردهای از بحرانها تا ۴۵ درصد افزایش دهد.
اما در ایران، بنابر مطالعات مرکز آمار ایران (۱۴۰۱)، بیش از ۷۵ درصد جمعیت در مناطق شهری زندگی میکنند و این جمعیت بهشدت متکی به شبکههای حیاتی همچون آب، برق، حملونقل و ارتباطات است. تجربه بحرانهایی همچون سیل ۱۳۹۸، زلزله کرمانشاه ۱۳۹۶ و اختلالات ارتباطی ناشی از حملات سایبری، نشان داده که نبود همافزایی میان سیاستهای هوشمندسازی شهری و الزامات پدافند غیرعامل، به افزایش آسیبپذیری و کاهش سرعت بازیابی عملکرد شهرها منجر میشود. تجربه جنگ 12 روزه ایران در سال 1404 و تفاوتهای ماهیتی آن با جنگهای گذشته ایران و جهان و نقش فناوریهای هوشمند در آن، نیز ضرورت دیگری بر پرداختن فوری به موضوع شهرهای هوشمند در مواجهه با جنگ است.
در شرایط کنونی که تهدیدات نوین از مرزهای فیزیکی فراتر رفته و حوزههای سایبری، زیرساختی و اطلاعاتی را دربرگرفتهاند، بهرهگیری همزمان از زیرساختهای شهر هوشمند برای ارتقای تابآوری دفاعی، نهتنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت ملی محسوب میشود. این رویکرد میتواند با ایجاد سامانههای پیشبینی هوشمند بحران، مدیریت یکپارچه اطلاعات و افزایش مشارکت و آگاهی شهروندان، شکاف میان ظرفیتهای فناوری و نیازهای امنیتی شهرها را پر کند؛ رویکردی که در کشورهایی نظیر سنگاپور، آمستردام و نظایر آن نتایج ملموسی در کاهش خسارات و تسریع بازگشت به شرایط عادی داشته است[2].
هر دو سیاست شهر هوشمند و پدافند غیرعامل چندین دهه است که وارد جامعه علمی و حرفهای جهان و ایران شدهاند؛ اما ترکیب این دو مفهوم و عملیاتی کردن آنها در بستر شهرها بسیار نوپا و البته اجتنابناپذیر است. همافزایی سیاستهای شهر هوشمند و پدافند غیرعامل زمانی محقق میشود که فناوریهای هوشمند نه صرفاً برای بهبود خدمات شهری، بلکه برای پیشگیری، شناسایی بهموقع، پاسخ سریع و بازیابی کارآمد در برابر تهدیدهای طبیعی، تکنولوژیک و انسانساز نیز بهکار روند. برای مثال ارزیابی سریع خسارت و نیازها و پیامدهای جنگ پایه اصلی فرایند بازسازی و مرمت است و این فرایند بازسازی نیز نباید بازگشت به وضعیت پیش از جنگ باشد، بلکه باید توسعه پایدار را در اولویت قرار داده و به جبران کاستیهای قبل از جنگ در توسعه شهری بپردازد.
شایان ذکر است موضوع بهکارگیری مدل شهر هوشمند بهعنوان ابزاری برای بازسازی پس از جنگ در ادبیات تا حدی مورد توجه قرار گرفته اما هنوز بهخوبی پژوهش نشده است. بهویژه، تعداد مطالعاتی که بهطور همزمان به «شهر هوشمند» و «جنگ/پیشگیری و بازسازی» (و واژههای مترادف) میپردازند، نسبتاً کم است. در نهایت اگرچه تأکید این گزارش بر حملات جنگی است؛ اما این موضوع علاوهبر کارایی در زمان حملات و پس از آن، در زمان هر بحران دیگری و بهویژه بلایای طبیعی نیز کاربرد خواهد داشت.
این پژوهش در ایران بهعنوان مدخلی در این حوزه به حساب میآید و پیشینه دقیقی در کشور تاکنون کار نشده است؛ لذا بیشتر تأکید بر مبانی و پیشینه و تجارب بینالمللی موضوع است. البته در حیطه تابآوری و شهر هوشمند مطالعاتی بهویژه در زمینه بلایای طبیعی مانند زلزله ژاپن یا سنگاپور وجود دارد اما در حیطه برنامهریزی شهرهای هوشمند قبل و پس از جنگ، تجارب بینالمللی نیز نسبتاً محدود است. امید است طرح و ضرورت مسئله در این پژوهش مطالعات تکمیلی در این حوزه را رقم بزند.
شایان ذکر است در استفاده از منابع، با توجه به بدعت موضوع و اینکه اصولاً در کمتر از یک دهه( و حتی 5 سال اخیر) بیشتر تمرکز بر هوشمندسازی در مدیریت شهری در مواجهه با جنگ صورت گرفته است؛ منابع و تجارب بسیار محدود هستند و ازسوی دیگر دسترسی آزاد بهدلیل محرمانه بودن گزارشها، از سمت برخی از کشورها محدود شده است. لذا استفاده از منابع و تجارب در این گزارش دلیل بر تأیید سیاستهای کلان و گرایشهای کشورها و دولتهای مربوطه نیست و صرفاً در جهت بهرهبرداری و بومیسازی برای میهنمان ایران مورد استفاده قرار گرفتهاند.
شهرهای هوشمند، مناطق شهری هستند که از فناوریهای دیجیتال ازجمله اینترنت اشیا و هوش مصنوعی برای گردآوری دادهها و ارائه خدمات استفاده میکنند و هدف آنها ارتقای کیفیت زندگی ساکنان و بهبود مدیریت شهری است[3]. عناصر اصلی شهرهای هوشمند شامل دستگاهها و حسگرهای به هم متصل و ابزارهای تحلیل داده است که دادههای بلادرنگ را درباره فعالیتهای متنوع شهری بهویژه مدیریت ترافیک، مصرف انرژی و ایمنی عمومی جمعآوری میکنند[4].
یکی از اساسیترین نیازهای انسان، احساس امنیت است. این نیاز، تا حد زیادی بهشکل فیزیکی و از طریق ایجاد فضاهای معماری امن تحقق مییابد. ایمنی، یک الزام بنیادی هم در طراحی و ساخت ابنیه و هم در ایجاد فضاهای عمومی شهری است؛ چه آنها که ویژه حرکت پیادهاند و چه عرصههایی که برای تردد خودرو و حملونقل ریلی در نظر گرفته میشوند. با ظهور تهدیدهای جدید و قابل توجه در فضاهای شهری، پرداختن به موضوع امنیت اهمیتی دوچندان یافته است.
ایمنی شهروندان را میتوان در سطوح مختلف بررسی کرد؛ در حوزه معماری و شهرسازی معاصر، ابعاد امنیت شامل موارد زیر میشود:
· برنامهریزی فضایی ساختارهای شهری و زیرساختها،
· طراحی و اجرای سرمایهگذاریهای ساختمانی،
· بهرهبرداری از سازههای ساختمانی،
· استفاده از فضاهای عمومی و مسیرهای ارتباطی،
· مدیریت ایمنی،
· پایش، پیشگیری و حفاظت در برابر تهدیدهای اقلیمی،
· پایش، پیشگیری و حفاظت در برابر تهدیدهای تروریستی،
· پایش، پیشگیری و حفاظت در برابر گسترش بیماریهای همهگیر.
امروز هر چند ماهیت تهدیدها تغییر کرده، نیاز به احساس امنیت و حفاظت واقعی در برابر خطر همچنان پابرجاست. دیگر دیوارهای حصاری شهرها ابزار اصلی امنیت نیستند، بلکه این نقش بر عهده اقدامهای پیشگیرانه معماری و برنامهریزی فضایی و همچنین حوزه فناوری اطلاعات، ازجمله ایده «شهر هوشمند» قرار گرفته است. شهرهایی که برچسب «هوشمند» دارند، باید ویژگیها و اقدامهایی متناسب برای تأمین شرایط بهینه توسعه پایدار و امنیت داشته باشند.
در شرایط جنگ، تمرکز بر ایمنی همراه با تابآوری،یعنی حفظ عملکرد پیوسته سیستم و توجه به حوزههای حملونقل، صرفهجویی انرژی، بهداشت و درمان، آموزش و خدمات شهری است. اقدامهای تعادلی میان تأمین امنیت و صرفهجویی منابع در توسعه «شهر هوشمند» بر فناوریهایی استوار است که شهر را به یک «شهر هوشمند» واقعی تبدیل میکنند.
1. اینترنت اشیا، طیف گستردهای از دستگاهها شامل حسگرها، نرمافزارها و فناوریهای دیگر است که برای اتصال و تبادل داده با سایر دستگاهها و سامانهها از طریق اینترنت بهکار میروند. نمونههایی از کاربرد جهانی آن، حسگرهای نصب شده در ساختمانها برای پایش وضعیت سازههاست. با این حال، در تجربه کشور اوکراین چالشی در این زمینه وجود دارد: از آنجا که ارائهدهندگان خدمات غالباً متعلق به شهرداری نیستند و در نتیجه تابع آن به شمار نمیآیند، اجرای پروژههای IoT با دشواری همراه است.
2. دوقلوی دیجیتال، یک نسخه دیجیتال از یک شی فیزیکی یا بازنمایی دیجیتالی یک خدمت شهری است که تکرار مجازی آن را در محیط دیجیتال ممکن میسازد [5].
تدابیر شهر هوشمند در مدیریت شهری می تواند ضمن دسترسی به دادهها و اطلاعات بهنگام و دقیق، بین تمام ارکان فوق انسجام و وحدت رویه ایجاد کند.
همانطورکه در مقدمه نیز اشاره شد روشهای تابآوری در برابر تهدیدهای طبیعی و مصنوعی و ازجمله جنگ، همپوشانی زیادی دارند. لذا در اینجا و در قالب جدول 3 انواع تهدیدهای احتمالی در بستر شهرها آورده شدهاند.
جدول3 . انواع تهدیدهای احتمالی در شهرها و مواجهه با آنها در مدیریت شهری هوشمند[6]
|
ردیف |
تهدید |
وظیفه مدیریت شهری |
|
1 |
تهدیدهای اقلیمی |
استقرار سامانههای یکپارچه پایش، هشدار زودهنگام و حفاظت در برابر تهدیدهای اقلیمی محلی |
|
2 |
تهدیدهای تروریستی |
استقرار سامانههای یکپارچه پایش، هشدار زودهنگام و حفاظت در برابر تهدیدهای تروریستی |
|
3 |
تهدیدهای اپیدمی |
استقرار سامانههای یکپارچه پایش، هشدار زودهنگام و حفاظت در برابر تهدیدهای همهگیر |
همچنین این تهدیدها و وظایف مرتبط به تفصیل در جدول 4 ارائه شدهاند.
جدول 4. امنیت در برنامهریزی فضایی ساختارها و زیرساختهای شهری[6]
|
ردیف |
تهدید |
وظیفه |
|
1 |
مناطق سیلخیز، لغزش زمین، مناطق لرزهخیز، مناطق در معرض خشکسالی و غیره |
جانمایی طرحهای جدید شهری در مناطق ایمن |
|
2 |
تهدید خشکسالی و آلودگی محیط زیست |
تأمین دسترسی به آب و امکان جمعآوری و استفاده از فاضلاب |
|
3 |
نبود دسترسی در صورت خرابی زیرساخت، خطر آتشسوزی، تهدید برای سلامت و جان فراهمسازی امکان رفتوآمد اضطراری و عبور: دسترسی خودروهای آتشنشانی و سایر خودروهای ویژه به هر ساختمان، حذف خیابانهای بنبست، شبکه حملونقل عمومی |
دسترسی حملونقلی به مناطق صدمهدیده |
|
4 |
خطر حوادث گسترده، احتمال حمله تروریستی به زیرساختها |
تأمین منابع پراکنده آب، برق و جمعآوری فاضلاب |
|
5 |
— |
رعایت استانداردهای تراکم برای ساختمانهای بلند مرتبه با دسترسی آزاد نیروهای امدادی |
|
6 |
در مواجهه با تهدیدهای تروریستی یا لزوم قرنطینه اپیدمی |
امکان جداسازی مناطق تهدید شده از سایر بخشهای شهری بدون خدشه به سیستم ارتباطی شهر |
|
7 |
ایجاد کمربندهای سبز طبیعی میان مجموعهها و محلهها، با قابلیت جداسازی در تهدیدهای محلی |
ایجاد حائلهای سبز و آبی پیرامون مناطق توسعهیافته |
|
8 |
خطر آلودگی هوا، حمله تروریستی، خرابیهای گسترده |
تأمین منابع حرارتی تجدیدپذیر پراکنده برای گرمایش ساختمانها |
|
9 |
ساخت سازههای مقاوم و پناهگاههای زیرزمینی مقاوم در برابر حملات |
ساخت پناهگاه و مکانهای اختفا در مناطق با تهدید بالای ناهنجاریهای اقلیمی، درگیری مسلحانه یا تروریسم |
|
10 |
کنترل بر تردد افراد دارای پتانسیل تهدید |
کنترل ورودی ساختمانها و پایش ویدئویی دوربینهای مدار بسته در ورودیها و بخشهای مشترک |
با رشد جمعیت، گسترش شهرنشینی و مهاجرت به کلانشهرها، مسائل شهری چون تراکم، آلودگی، بحران انرژی و ناکافی بودن زیرساختها تشدید شده است. مفهوم شهر هوشمند بهعنوان راهکاری نوین برای مدیریت پایدار شهری شکل گرفت و با ابعاد «حکمرانی هوشمند، محیطزیست، اقتصاد، جابهجایی، زندگی و مردم»، اهدافی چون استفاده بهینه از منابع و افزایش کیفیت زندگی را دنبال میکند. همزمان، رویکرد تابآوری شهری به توانایی سیستم شهری برای جذب شوکها، خودسازماندهی و سازگاری بدون فروپاشی ساختاری اشاره دارد. این دو رویکرد در چارچوب «تفکر سیستمی» اشتراک دارند و میتوانند یک مدل یکپارچه برای مدیریت پایدار و مقاوم شهری ایجاد کنند[7].
شهر هوشمند مجموعهای از شاخصها نظیر محیط هوشمند، جابهجایی، زندگی، حکمرانی، اقتصاد و مردم هوشمند را برای دستیابی به توسعه پایدار و عدالت اجتماعی بهکار میگیرد[8]. پژوهشها نشان دادهاند دخالتهای فناورانه موجب شکلگیری اکوسیستمهای هوشمندی شده که همه ابعاد زندگی روزمره (حکمرانی، حملونقل، آموزش، سلامت، کشاورزی و...) را بهصورت یکپارچه مدیریت میکند[9 و 7]. این امر، نقش ابزاری شهر هوشمند در پیگیری تابآوری شهری را پررنگتر و زمینهساز مدلهای مدیریت پایدار و مقاوم شهری میکند.
دو چارچوب «تابآوری شهری» و «شهر هوشمند» در عواملی چون: ظرفیت انطباق، بهرهوری و خلق دانش، وجه اشتراک دارند و هر دو در راستای پایداری عمل میکنند[7].
هشت شاخص اصلی برای «هوشمندی شهری تاب آور» شناسایی شده است:
1. خدمات انسانی (بهداشت، آموزش، امنیت، مشارکت شهروندان، فضای سبز، مدیریت بحران و...)،
2. ساختمان (بهرهوری انرژی، مصالح پایدار، اتصال به شبکههای هوشمند و مقاومسازی سایبری)،
3. انرژی (شبکههای هوشمند، تجدیدپذیرها، مدیریت مصرف و شارژ خودرو برقی)،
4. مخابرات (پوشش شبکه، امنیت، استانداردها و تحلیل داده)،
5. حملونقل (مدیریت بحران، شبکه هوشمند، کاهش آلودگی و هوشمندسازی خودروها)،
6. آب و تصفیه آن[7].
توسعه «شهر هوشمند» در زمان صلح و زمان جنگ تفاوتهای اساسی دارد: در شرایط خطر، ساختار توسعهیافته یک شهر میتواند به ساکنان خود کمک کند و این همان هدف رویکرد انسانمحور شهر هوشمند است. رویکرد انسانمحور به این معناست که فناوریها و دادهها در خدمت منافع شهروندان قرار گیرند، برخلاف رویکرد تکنومحور که شهر هوشمند را صرفاً روشی برای سازماندهی عملکرد شهر از طریق فناوریهای پیشرفته اطلاعات و ارتباطات میبیند. بنابراین، پروژههایی که امنیت شهروندان را افزایش داده و شامل تجهیز یا بهسازی پناهگاهها میشوند، در زمان جنگ حیاتی هستند. همچنین، با توجه به خسارات وارده به زیرساخت انرژی، اقدامها در حوزه صرفهجویی انرژی اهمیت ویژهای دارند. به همین دلیل، یکی از مسائل کلیدی «شهر هوشمند» در شرایط جنگ، یافتن راههایی برای ایجاد تعادل میان امنیت انسانی و حفظ منابع است.
پویایی محیطهای شهری بهواسطه فناوریهای پیشرفتهای همچون اینترنت اشیا و هوش مصنوعی دچار تحول چشمگیر شده است. این فناوریها سیستمهای بههمپیوستهای را ممکن میسازند که شبکهای وسیع از دستگاهها را برای جمعآوری و توزیع داده ایجاد میکنند؛ دادههایی که میتوانند هم در عملیاتهای تهاجمی و هم در عملیاتهای دفاعی نظامی مورد استفاده قرار گیرند[3]. اینترنت اشیا امکان پایش و تصمیمگیری بلادرنگ را فراهم میکند و سطحی بیسابقه از آگاهی موقعیتی ایجاد میکند. با این حال، ماهیت بههمپیوسته عملیاتها، آسیبپذیریهایی نیز به همراه دارد؛ هرگونه اختلال در سیستم میتواند چالشهای عملیاتی قابل توجهی ایجاد کند.
در شهرهای هوشمند، جنگ فیزیکی نیازمند توانایی بالای مسیریابی در مناظر شهری متراکم و پیچیده است. استراتژیهای رزمی باید تکامل یابند تا بتوانند با چالشهای خاص شهرهای هوشمند ـ بهویژه انبوه دستگاهها و سیستمهای متصل ـ روبهرو شوند. جنگ شهری در شهرهای هوشمند مستلزم ادغام استراتژیک فناوریهای پیشرفته و تاکتیکهای نوآورانه برای مدیریت مؤثر این محیطهاست، بهگونهای که ضمن دستیابی به اهداف نظامی، خسارات جانبی به حداقل برسد[10].
ازسوی دیگر هوشمندی و نظارت بهعنوان ارکان اساسی در جنگهای مدرن به شمار میآیند، بهویژه در بستر پیچیده و بههمپیوسته شهرهای هوشمند. این فناوریها قادرند اطلاعات را با سرعتی بیسابقه پردازش کرده و الگوها، ناهنجاریها و تهدیدهای بالقوهای را که ممکن است برای تحلیلگران انسانی بهسادگی قابل تشخیص نباشند، شناسایی کنند. سیستمهای نظارت مبتنیبر هوش مصنوعی میتوانند الگوهای ترافیکی را تحلیل کرده، فضاهای عمومی را زیر نظر بگیرند و زیرساختها را ارزیابی کنند و در نتیجه، بینشهای آنی ارائه دهند که اقدام سریع در واکنش به حوادث امنیتی را تسهیل میکند[11].
همچنین، بهکارگیری فناوریهای نوین نظارتی مانند پهپادها و تصاویر ماهوارهای، پوشش گستردهای از محیطهای شهری فراهم میکند و نظارت و ارزیابی مستمر زیرساختهای حیاتی را امکانپذیر میسازد. این قابلیتها برای حفظ آگاهی موقعیتی و حفاظت از یکپارچگی محیطهای شهر هوشمند حیاتیاند. ادغام هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در حوزه هوش و نظارت، به شکل قابل توجهی توانایی ما را در شناسایی، مقابله با تهدیدات ارتقا داده، تصمیمگیری راهبردی و آگاهانهتر در جنگهای مدرن را تسهیل میکند[4].
با وجود اینکه بهبود اتصال ارکان در یک شهر هوشمند، فرصتهای قابل توجهی ایجاد میکند، اما شکنندگیهایی نیز به همراه دارد که شهرهای هوشمند را به اهداف بالقوهای برای حملات سایبری تبدیل میکند. چنین رخدادهایی میتواند زیرساختهای حیاتی را مختل ساخته و ایمنی عمومی را به خطر بیندازد.
این شهرها ضعفهایی هم دارند، بهویژه درخصوص تهدیدات امنیت سایبری؛ حملات سایبری، ازجمله نفوذ دادهها و باجافزار، ریسک قابل توجهی برای یکپارچگی سیستمهای شهر هوشمند ایجاد میکنند که میتواند به اختلال در خدمات اساسی و نقض احتمالی حریم خصوصی منجر شود[4].
لذا همواره باید به گزینههای موازی در حین حملات سایبری یا قطعی احتمالی برق و شبکه اینترنت اندیشید تا اختلال عظیم یا تأخیر در ارائه خدمات بهصورت طولانی، در مدیریت هوشمند شهرها پدید نیاید. برای مثال دسترسی به کارت سوخت، صدور مجوزهای اینترنتی، آموزشهای برخط، خرید و فروش، کسبوکار برخط و نظایر آنها باید بهصورت پیوسته و ایمن در دسترس مردم قرار گیرند.
چالشها را میتوان به دو دسته: الف) چالشهای دوره پساجنگ و ب) چالشهای فنی، حکمرانی و سازمانی تقسیم کرد که در این بخش به آنها پرداخته میشود.
در کل فرایند بهبود و بازسازی شهرهای پساجنگ، انواع مختلفی از فناوریهای هوشمند مانند ابزارهای ICT میتوانند براساس شرایط مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، در حوادث بزرگ مقیاس مانند جنگها، که کشورها به دنبال کمکهای بینالمللی هستند، مجموعهای از چالشها اجتنابناپذیر بوده و باید در روند بازسازی با آنها مواجه و آنها را حل کرد. این چالشها شامل موارد زیر هستند:
دسته دیگری از مشکلات، ماهیت اجتماعی و سازمانی دارند نه صرفاً فنی، فیزیکی یا مادی. این نوع مشکلات به وجود ذینفعان متعدد و متنوع، سطوح بالای وابستگی متقابل، شمار زیاد پناهندگان، اهداف و ارزشهای متضاد و وضعیت پیچیده اجتماعی و سیاسی کشور پس از جنگ ارتباط دارند. در این معنا، مشکلات بازسازی شهری «پیچیده و درهمتنیده» میشوند[10].
همانطورکه در مقدمه آمده است در ایران روی موضوع برنامهریزی شهرهای هوشمند قبل و پس از جنگ کار دقیقی انجام نشده است و این مطالعه مدخلی در این حیطه محسوب میشود. لذا در اینجا بخشهایی از تجارب کشورهای مختلف جهان با تلفیق سیاستهای شهر هوشمند و پدافند غیرعامل یا بازسازی پس از جنگ آورده شدهاند. البته با توجه به جدید بودن ورود هوش مصنوعی و معاصر بودن موضوع شهر هوشمند و برنامهریزی آن، در حیطه مواجهه با جنگ، مطالعات و تجارب جهانی نیز محدود هستند و بنابر میزان دسترسی به اطلاعات مربوطه، میزان عمق ورود به هر تجربه متفاوت است. در واقع برخی از گزارشهای مرتبط در کشورها نیز محرمانه و بهصورت آزاد در دسترس نیستند. لذا ذکر تجارب معاصر مربوط به فلسطین اشغالی یا جنگ روسیه و اوکراین به این دلیل صورت گرفته است و صرفاً در جهت بهرهبرداری و بومیسازی برای ایران بوده و انتخاب نمونهها دلیلی بر تأیید سیاست و الگوهای کلان یک کشور برای جنگ نیست و صرفاً جهت رصد کردن کلیه روندها و ابزارها و بهرهبرداری و بومیسازی برای میهنمان ایران است.
تحلیل سوابق تاریخی، بینشهای حیاتی در زمینه پیچیدگیها و چالشهای مرتبط با جنگهای هوشمند ارائه میدهد. یکی از نمونههای مهم، اجرای گسترده هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته توسط نیروهای نظامی در منازعات اخیر است. یک نمونه شاخص، ادغام هوش مصنوعی در راهبردهای نظامی چین است که نمونهای برجسته از تأثیر تحولآفرین فناوری بر جنگ به شمار میرود. بهکارگیری هوش مصنوعی در حوزههای اطلاعات، نظارت و شناسایی، بهطور چشمگیری ظرفیت تصمیمگیری سریع و مبتنیبر داده را در میدان نبرد ارتقا داده و برتری راهبردی ایجاد کرده است [13].
بررسی موردی شهر قدیمی موصل نشان میدهد که سازگاری سیستمهای مدیریت هوشمند برای تحول شهری میتواند پایداری شهرها را ارتقا دهند؛ ارزش مدل شهر هوشمند با افزایش دقت دادهها و اطلاعات (برای مثال دادههای ژئومکانی) مرتبط است و میتواند به ذینفعان مختلف مانند مقامات دولتی، ارائهدهندگان خدمات و ساکنان کمک کند تا تصمیمهای آگاهانهتری اتخاذ کنند.
همچنین نقش کارشناسان بومی بهعنوان مشارکتکنندگان در فرایندهای تصمیمگیری شهری مورد تأکید قرار گرفته و در نمونه موصل رویکرد «پایینبهبالا» بهعنوان روشی امیدوارکننده برای ساختن مدل شهر هوشمند در هنگام بازسازی معرفی شده است[14].
مناطق درگیر جنگ در آذربایجان در حال حاضر شاهد برنامههای گسترده بازسازی و احیا هستند؛ طرحهای ایجاد شهرهای سبز و دیجیتال متصل، چشمانداز بهتری از کیفیت زندگی را برای شهروندان ترسیم میکند [15].
برای بیش از سه دهه، منطقه مورد مناقشه قرهباغ کوهستانی کانون اختلافات بین ارمنستان و آذربایجان بوده است. اگر چه این منطقه در سطح بینالمللی بخشی از آذربایجان شناخته میشود، اما تا مدتها عمدتاً تحت کنترل ارامنه ساکن آن بود. جنگ اول قرهباغ (۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴) به تسلط ارمنستان بر این منطقه و بخشهای اطراف آن منجر شد و طی سالها آتشبس، هر از گاهی درگیریهای مرزی رخ میداد. در سپتامبر ۲۰۲۰، جنگی ۴۴روزه باعث شد آذربایجان تقریباً همه سرزمینهای از دست رفته را بازپس گیرد. این مناقشه به آوارگی بیش از یک میلیون نفر پناهنده و جابهجا شده داخلی منجر شد. امروز، دولت تلاش دارد با استفاده از فناوری، مردم را به این مناطق بازگرداند و از طریق ایجاد شهرها و روستاهای هوشمند کیفیت زندگی را ارتقا دهد.
به گفته انار واللیف، دانشیار برنامهریزی شهری در دانشگاه ADA باکو، ایجاد جوامع جدید با زیرساخت دیجیتال نهتنها برای بازگشتگان جذاب است، بلکه کیفیت زندگی را برای ساکنان باقیمانده نیز افزایش میدهد. این اقدام همچنین پیامی حکمرانی به مردم مخابره میکند: عملکرد دولت در این مناطق «کاملاً متفاوت، کارآمدتر، مؤثرتر و عادلانهتر» خواهد بود.
- پروژه روستاهای هوشمند زنگیلان: طرح آزمایشی شامل سه روستای هوشمند در منطقه زنگیلان است. بیش از ۲۰۰ واحد مسکونی با مصالح نوآورانه (فولاد بازیافتی و بتن پیشساخته) ساخته و به شبکههای هوشمند برق، گاز و مدیریت پسماند متصل میشوند. این پروژه پنج مؤلفه اصلی دارد: مسکن، تولید، خدمات اجتماعی، کشاورزی هوشمند و انرژی تجدیدپذیر. تمامی ساختمانهای مسکونی، اداری و مراکز پردازش محصولات کشاورزی از منابع انرژی جایگزین استفاده خواهند کرد.
- پل زدن بر شکاف دیجیتال: با توجه به وجود حدود ۲۰ درصد شکاف نفوذ اینترنت ثابت بین مناطق شهری و روستایی، توسعه این جوامع دیجیتال میتواند فاصله میان پایتخت (باکو) و سایر مناطق را کاهش دهد. ضعف زیرساخت و کمبود سواد دیجیتال از دلایل این فاصله است. این پروژهها همچنین میتوانند جوانان را به بازگشت و کار در این مناطق ترغیب کنند.چنانکه جوانانی مانند «الدار حمزه» پس از مشاهده طرحهای دولت برای شهرهای هوشمند و توسعه فرصتهای شغلی، به بازگشت به فضولی ابراز علاقه کردهاند.
- بازسازی آغدام: شهر آغدام با جمعیت پیش از جنگ نزدیک به ۳۰هزار نفر، تقریباً خالی از سکنه شد. دولت بلافاصله پس از جنگ، بازسازی آن را آغاز کرد و این شهر در آینده به چهارمین شهر بزرگ آذربایجان با جمعیت ۱۰۰هزار نفر تبدیل خواهد شد. در حال حاضر، تمرکز بر ایجاد زیرساختهای پایه پیش از شروع احداث ساختمانهاست.
- پیامدهای اقتصادی و فناوری
این روند میتواند به رونق صنعت ICT آذربایجان کمک کند؛ صنعتی که در سال ۲۰۲۰ تنها 1/6درصد از GDP کشور را تشکیل میداد. از سال ۲۰۱۶، ICT یکی از ۱۱ بخش راهبردی توسعه کشور تعیین شده است. توسعه شهرهای هوشمند نیازمند پیشرفت سریع فناوری اطلاعات است و این عامل در حال تشویق جوانان به تحصیل رشتههای مرتبط چون علوم کامپیوتر و مهندسی سیستمهاست.
همچنین، علاقه همزمان به فناوری و کشاورزی باعث شکلگیری استارتاپهای IoT و اگروتک مانند Sumaks و Kibrit شده است که محرک نوآوری در این حوزه خواهند بود [15].
بهطور کلی مطالعات پیشین بیشتر بر تجربههای حاصل از بلایای طبیعی متمرکز بودهاند، نه جنگ. این امر به این دلیل است که در قرن بیستویکم یافتن یک «شهر هوشمند» که با شرایط مشابه جنگ مواجه شده باشد، دشوار است. بنابراین، پژوهشهای کافی درباره تأثیر جنگ بر توسعه شهر هوشمند وجود ندارد [5].
- روشهای صرفهجویی در منابع مالی شهر هوشمند
در شرایط جنگ، منابع بودجهای محدود هستند؛ بنابراین، پروژههای در حال اجرا نیازمند تأمین مالی تکمیلی ازسوی بخش خصوصی هستند. با جذب سرمایه خصوصی، بخشی از منابع بودجه آزاد شده و میتواند به پروژههای راهبردی شهر هوشمند اختصاص یابد. همکاری دولت و بخش خصوصی (PPP)، صرفنظر از تفاوت در تعاریف آن، همواره بهعنوان ویژگی مهم «شهر هوشمند» ذکر میشود. تغییرهای ساختاری در دولت که در اثر این همکاری شکل میگیرد، اغلب بهعنوان یک ضرورت و مزیت برای توسعه «شهر هوشمند» تلقی میشود.
در نتیجه، راهبرد گذار به «شهرهای هوشمند» به معنای بهرهگیری از ظرفیت بخش خصوصی است تا علاوهبر تأمین مالی، دانش فنی و نوآوری را نیز به تلاشهای بخش دولتی بیافزاید. PPP میتواند در تأمین هزینه ابتکاراتی چون روشنایی هوشمند شهری مؤثر باشد و اطمینان دهد که برنامهها بهموقع و در محدوده بودجه تکمیل میشوند.
ویژگی توسعه شهرهای سوریه در دوره مدرن، پیامدهای جنگ را تعیین میکند که باعث تخریب صنعت، کشاورزی و اشیای میراث تاریخی و فرهنگی کشور شده است. برای اجرای برنامه احیا و توسعه سرزمینی شهرها، مفاهیم یک شهر هوشمند بسیار مفید خواهد بود. در حال حاضر، گردشگری یکی از مسیرهای خلاقانه توسعه اقتصاد کشورها محسوب میشود که در سوریه پیش از جنگ توسعهیافته بود. در همین راستا، نیاز مبرمی به شناسایی دامنههای تخریب اماکن تاریخی و همچنین تدوین و اجرای برنامهای برای مرمت آنها، علاوهبر بازسازی توسعه شهری که حفظ هویت شهری و ملی را تضمین میکند، وجود دارد. اجرای این وظایف باید مبتنیبر فناوری اطلاعات باشد. شکل 1 نقشه نمونه ارزیابی خسارات تخریب شهر حمص در سال 2014 را نشان میدهد [16].
شکل 1. نقشه ارزیابی خسارات میزان تخریب هدفمند شهر حمص [16]
- نقشه راه در فرایند توسعه هوشمند در فرایند بازسازی پس از جنگ سوریه
از آنجایی که سوریه قبل از جنگ ابتکار عمل شهر هوشمند را نداشت، فناوری هوشمند میتواند نقش بزرگی در برنامهریزی پس از جنگ ایفا کند، بهویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات که به اقدام ملی بستگی دارد. کشورهای عربی باید فناوری هوشمند و اهداف ملی را در برنامهها و استراتژیهای توسعه ملی خود قرار بدهند. از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات، میتوان به ادغام بین فناوریها دست یافت یا حداقل آن را آسانتر کرد، زیرا اشتراکگذاری اطلاعات بین آنها میتواند سریع و دقیق باشد.
برای ارزیابی اثربخشی سناریوهای مختلف برای توسعه سکونتگاههای شهری پس از جنگ، از فناوریهای مختلفی مانند سیستمهای پردازش کلان داده در بازسازی استفاده میشود که به فناوریهای مختلفی مانند ادغام با GIS، پردازش دادههای سری زمانی، استفاده از ساختار تجهیزات و ترکیب با مدلسازی و شبیهسازی نیاز دارد. برای این منظور، جمعآوری این فناوریها در سیستمهای اطلاعات شهری پس از جنگ مفید است. این امر دسترسی به آنها را برای دولت و ساکنان مناطق آسیب دیده تضمین میکند و این امر باعث افزایش علاقه جامعه محلی به برنامههای بازسازی در شهرها خواهد شد[12].
- استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات
در شهر حمص سوریه، فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از فناوریهای هوشمندی است که میتواند نقش مهمی در مرحله پیشگیری از بلایا ایفا کند. سیستمهای اطلاعات جغرافیاییGIS بهعنوان بخشی از فناوری اطلاعات و ارتباطات، این فرصت را فراهم میکنند که با نقشهبرداری و تجزیه و تحلیل خطرهای محلی، مسیرهای تخلیه را برای افرادی که در چنین مناطقی زندگی میکنند و همچنین کاربریهای مسکونی، تجاری و سازههایی را که در معرض خطر هستند، را شناسایی و نشان دهند[12].
یکی از مؤلفههای اصلی فناوری شهر هوشمند، سامانه امنیتی آن برای مدیریت جمعیت، ترافیک، حریم خصوصی دادهها و استانداردهای ساختمانی در برابر حوادث طبیعی و ساخته دست بشر(مانند جنگ) است. ویژگی متمایز در تضمین امنیت شهرهای سوریه، نیاز به تهیه نقشههای مناطق باقیمانده از تهدیدهای ناشی از جنگ است؛ مناطقی که هنوز خطر انفجار مینها و مهمات عمل نکرده در آنها وجود دارد. چنین نقشههایی ایمنی جمعیت و اجرای عملیات بازسازی را تضمین میکند و این عوامل، شهری امن و قابل سکونت برای شهروندان پس از جنگ فراهم میآورد .
دادههایی که فناوری هوشمند از طریق حسگرهای شهری و تحلیلهای پیشرفته گردآوری میکند، میتواند امکان دسترسی شهرهای پساجنگ به مجموعهای غنی از اطلاعات فضایی و محیطی روزآمد را فراهم کند. وظیفه اصلی این دادهها، تهیه نقشههای موجودی از آثار تاریخی است که باید همراه با اطلاعات توصیفی ازجمله شرح اثر، اهمیت تاریخی، میزان آسیب در زمان بازدید، مواد تصویری و ارجاع مکانی دقیق در مناطق پساجنگ ارائه شود(در راستای هدف گردشگری)[17].
همچنین، با ورود جهان به عصر دیجیتال، میراث دیجیتال نیز در حال شکلگیری است؛ شامل متون، پایگاههای داده، تصاویر ثابت و متحرک، فایلهای صوتی، گرافیکها، نرمافزارها و صفحات وب، بهویژه برای آثاری که بهطور کامل تخریب شدهاند. بسیاری از این منابع دارای ارزش و اهمیت ماندگار هستند و باید برای نسلهای کنونی و آینده پس از جنگ حفاظت و نگهداری شوند[12].
- چالشها
جمهوری عربی سوریه مانند دیگر کشورهای عربی پس از درگیریها با مجموعهای از چالشهای سیاسی، زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی در جبهههای مختلف روبهروست. افزایش چشمگیر درگیریها، جنگها، خشونت و تروریسم طی سالهای اخیر، باعث شده این منطقه با مجموعهای از چالشهای اجتماعی-اقتصادی و سیاسی مواجه شود که شامل فقر، تشدید نابرابری، ناامنی در منابع آب و انرژی، تعداد نگرانکننده پناهندگان و آوارگان داخلی، محدودیت شدید منابع و شکاف مالی، ضعف زیرساختهای ارتباطی، استفاده بسیار کم از ICT، کمبود اطلاعات، هزینه بالای بهکارگیری ICT برای توسعه هوشمند و پایدار است.
علاوهبر مسائل اجتماعی-اقتصادی و سیاسی، شهرهای هوشمند در مسیر توسعه خود ممکن است با بسیاری از مشکلات مواجه شوند، اما مهمترین آنها مسائل فنی است.
جنگ تمامعیار در اوکراین آثار چندبُعدی و قابل توجهی بر تمام حوزهها ازجمله اقتصاد، اجتماع و محیطزیست داشته است. از نظر تأثیر بر غیرنظامیان، بیش از ۱۴ میلیون نفر از ۲۴ فوریه ۲۰۲۴ مجبور به ترک خانههای خود شدهاند. براساس آمار سازمان ملل، 3/7 میلیون نفر در داخل اوکراین آواره شده و 6/5 میلیون نفر بهعنوان پناهجو در سراسر جهان پراکندهاند (آمار سال ۲۰۲۴). خسارت مستقیم به حدود ۱۵۲ میلیارد دلار رسیده و بخشهای مسکن، حملونقل، بازرگانی و صنعت، کشاورزی و انرژی بهعنوان بخشهای بیشترین آسیبدیده شناسایی شدهاند. تمرکز خرابیها عمدتاً در استانهای دونتسک، خارکیف، لوهانسک، زاپوریژیا، خرسون و کییف بوده است[18].
با توجه به محبوبیت روبهرشد مدل «شهر هوشمند» در جهان، تجربههای اولیه برخی شهرهای اوکراین پیش از جنگ و نمونههای جالب از اجرای پروژههای شهر هوشمند از صفر، انگیزه بررسی این مدل در زمینه بازسازی بیشتر شده است. در این راستا، توجه به سابقه پروژههای شهر هوشمند پیش از جنگ، انتظارهای کارشناسان از استفاده این مدل بهعنوان ابزار بازسازی و همچنین بررسی کاربرد شهر هوشمند در سایر زمینهها مانند بلایای طبیعی یا ساخت شهر از ابتدا، میتواند دید مناسبی برای انطباق آن با شرایط جنگ و پساجنگ فراهم کند.
در نتیجه جنگ که در اوکراین موجب تبدیل بسیاری از شهرها به خرابه شده است، نیاز مبرمی به بررسی راهبردهای بازسازی پس از جنگ وجود دارد که بتوانند با هدف «بهتر و پایدارتر ساختن» بازسازی، تحولات اقتصادی مثبت را تقویت کنند. محاسبات اولیه درباره هزینه بازسازی نشان داده است که این فرایند میتواند سالها به طول انجامد و نیازمند سرمایهگذاری قابل توجهی است که چندین برابر تولید ناخالص داخلی کشور است. بنابراین راهبرد بازسازی باید مبتنیبر راهحلهای نوآورانه و خارج از چارچوب باشد که بتوانند با حداقل ورودی منابع اثر چندبرابری ایجاد کنند.
این پژوهش پیشنهاد میکند که ابزار شهر هوشمند میتواند بهعنوان مکانیزمی مؤثر برای عملیات شهری (حتی پیش از پایان جنگ) و بازسازی پس از جنگ مورد استفاده قرار گیرد؛ این پیشنهاد مبتنیبر مرور ادبیات درباره کاربردهای شهر هوشمند برای اهداف بازسازی، تحلیل منابع عمومی و مصاحبههایی است که با 21 ذینفع از اوکراین، بریتانیا و فنلاند انجام شده است که بهعنوان کارشناسان در زمینه حکمرانی محلی و منطقهای و حوزه شهر هوشمند شناخته میشوند. اجزای ادغام مدل شهر هوشمند در راهبرد شهری بهصورت قالبی از «راهبرد بازسازی موزاییکی» برای مناطق مختلف (بسته به وضعیت) پیشنهاد شده است؛ علاوهبر این، ادراک کاربرد مدل شهر هوشمند برای اهداف بازسازی همراه با ریسکهای مرتبط، اجزا و ویژگیهای کلی راهبرد نیز برجسته شدهاند [19].
بهطور کلی، ادبیات مربوط به شهر هوشمند در زمینههای بازسازی پساجنگ در اوکراین، بر دو بُعد کلیدی تأکید دارد: مشارکت شهروندان و فناوریهای هوشمند. استفاده از عناصر خاصی مانند بلاکچین برای اجرای بهتر سیاستها پیشنهاد شده است؛ در واقع پلتفرمی ایجاد شود که معماران، سازندگان، برنامهریزان شهری، شهروندان، هنرمندان و سایر ذینفعان را گردهم آورد [20].
چهار اولویت برای سال ۲۰۲۴ تعیین شده که بهطور مشترک توسط وزارت آموزش و علوم، دولتهای محلی و شرکای بینالمللی اجرا میشود:
- بازسازی زیرساخت آموزشی آسیبدیده مطابق پیشبینیهای جمعیتی؛
- فراهمکردن دسترسی به آموزش شامل ساخت و بازسازی پناهگاههای زیرزمینی؛
- سازماندهی حملونقل دانشآموزی و ارائه آموزش آنلاین؛
- تضمین ارائه آموزش با کیفیت و تداوم اصلاحات در همه سطوح آموزش با سرمایهگذاری برای اجرای «مدرسه جدید اوکراینی»؛ و جبران عقبماندگیهای آموزشی و آسیبهای روانی، بهویژه برای کودکان آسیبپذیر، از طریق برگزاری کلاسهای جبرانی و ارائه خدمات حمایت از سلامت روان.
براساس نتایج رویکرد مصاحبههای باز همراه با پرسشنامههای زنده همه پاسخدهندگان، شهر هوشمند را مدل مفیدی در بازسازی پساجنگ دانستند. شهر هوشمند بهعنوان ابزاری برای بازسازی پساجنگ، عمدتاً با منافع بلندمدت پساجنگ مرتبط دانسته شد، هرچند برخی کاربردها ازجمله ایجاد پلتفرمها و شبکههای ارتباطی، سامانههای ایمنی و هشدار اضطراری، برای دوره کوتاهمدت نیز نویدبخش ارزیابی شدند.
از نظر آثار اصلی مورد انتظار، شهر هوشمند دارای سه توان مضاعف دانسته شد:
۱. بهینهسازی دادههای کلان و اطلاعات،
۲. ایجاد پلتفرم برای مشارکت شهروندان،
۳. اولویتبندی دستورکار سبز و اهداف توسعه پایدار (SDGs) [21].
در مجموع، این هشدار مطرح شد که شهر هوشمند ابزاری است و نه درمانی فراگیر برای همه چالشهای پساجنگ. با این حال، میتواند با پر کردن شکافهایی چون کمبود داده یا نبود ارتباط بین ذینفعان و نیز کمک به تعیین اولویتهای راهبردی سبز، آثار تکاثری ایجاد کند [19].
- نمونه ابزارهای کاربردی مدیریت شهری هوشمند در جنگ روسیه و اوکراین (۲۰۲3-۲۰۲2)
سیستم هشدار پراکنده: هشدارهای حمله هوایی و راهنمای خروج، با تلفیق فضاهای ابری و GIS انجام میشد [21].
در اینجا مجموع تجربههای جهانی تدوین شده بهصورت یک جدول تطبیقی 5 جهت بومیسازی و بهرهگیری در ایران آورده شده است.
جدول 5. جمعبندی و تحلیل تطبیقی تجربههای بینالمللی در زمینه مدیریت شهرهای هوشمند در مواجهه با جنگ
|
کشور/نمونه |
محور اصلی تجربه`` |
فناوریها و رویکردها |
نقاط قوت کلیدی |
چالشها / محدودیتها |
نکات قابل بهرهبرداری برای ایران |
|
چین |
ادغام فناوری در راهبردهای نظامی |
هوش مصنوعی در اطلاعات، نظارت، شناسایی |
ارتقای سرعت و دقت تصمیمگیری، برتری راهبردی |
نبود جزئیات در حوزه شهری پساجنگ |
امکان بومیسازی الگوریتمهای تحلیل داده برای پدافند غیرعامل شهری |
|
موصل (عراق) |
بازسازی شهری هوشمند پساجنگ |
GIS، مدیریت داده دقیق، مشارکت مردمی |
مدل پایین به بالا، تصمیمگیری آگاهانه |
کمبود زیرساخت و امنیت پایدار |
استفاده از مشارکت مردم و داده ژئومکانی در بازسازی مناطق آسیبدیده |
|
آذربایجان |
بازسازی مناطق جنگزده با فناوری |
شهر / روستاهای هوشمند، IoT، انرژی تجدیدپذیر، کشاورزی هوشمند |
ارتقای کیفیت زندگی، کاهش شکاف دیجیتال، جذب جوانان |
نیاز به مهارت دیجیتال، ضعف زیرساخت |
طراحی سکونتگاههای هوشمند چندمنظوره با اولویت انرژی و اشتغال |
|
روسیه |
مدیریت منابع محدود در جنگ |
مشارکت دولت-خصوصی PPP، نوآوری بخش خصوصی |
کاهش فشار بودجه عمومی، تکمیل بهموقع پروژهها |
وابستگی به سرمایهگذار خصوصی |
تعبیه PPP در پروژههای شهری برای پایداری مالی و فنی |
|
سوریه |
توسعه هوشمند پساجنگ با تمرکز بر میراث |
ICT، GIS، دادههای کلان، شبیهسازی |
حفظ هویت شهری، ایمنسازی مناطق آلوده، افزایش شفافیت |
چالشهای سیاسی، اقتصادی، فنی |
استفاده از GIS برای ایمنسازی و اولویتبندی بازسازی با بُعد گردشگری |
|
فلسطین اشغالی |
دفاع شهری یکپارچه و سامانه هشدار مردمی |
سامانه «گنبد آهنین» برای رهگیری موشک، اپلیکیشن هشدار سریع مردمی، شبکه حسگرهای زمینی و هوایی |
واکنش متمرکز و سریع، اعتماد عمومی به سامانه هشدار |
هزینههای بسیار سنگین عملیاتی و نگهداری، وابستگی به کمک فناورانه خارجی |
ایجاد سامانههای چند لایه هشدار + پدافند، همراه با آموزش مداوم شهروندان |
|
اوکراین |
بازسازی هوشمند در جنگ جاری |
GIS زنده، بلاکچین، اپلیکیشن Diia، هشدار اضطراری، پلتفرم مشارکت |
مشارکت مردمی، امنیت داده، پیوند خدمات با هشدار، مدل موزاییکی بازسازی |
نیاز سرمایهگذاری بالا، خطرهای امنیتی |
ترکیب سامانههای خدمات دیجیتال با هشدار مردمی |
در این پژوهش، ابتدا با روش توصیفی به ذکر مفاهیم و تعاریف پایه از منابع معتبر بینالمللی پرداخته شده است؛ سپس با هدف استخراج شاخصهای کلیدی پیش و پس از جنگ، با تمرکز بر ابعاد شهر هوشمند و الزامهای پدافند غیرعامل، چارچوبی برای بازسازی و توسعه تابآور آینده، با ترکیبی از روشهای مرور سیستماتیک و آیندهپژوهی ارائه شده است.
جهت بنیانگذاری تحلیل بر شواهد علمی معتبر، پایگاههای داده علمی مانند Scopus، Web of Science و SID با کلیدواژههایی چون شهر هوشمند، جنگ و «پدافند غیرعامل» جستوجو شدند و مطالب در ارتباط موضوعی با شهرهای جنگزده و وجود شاخصهای کمی و کیفی تدوین شدند. سپس نتایج مربوطه در قالب جداول تطبیقی دستهبندی شده و از دو منظر وضعیت پیش و پس از جنگ مورد تحلیل کیفی قرار گرفتهاند.
همچنین در این پژوهش از روش آیندهپژوهی برای تطبیق تجارب کشورهای پیشرو در عرصه شهر هوشمند با ایران صورت گرفته است؛ تا در صورت رسیدن به شرایط توسعه بیشتر هوشمندسازی شهرها در ایران، آمادگی لازم برای مواجهه با پدیده جنگ بهصورت بهتر وجود داشته باشد. در واقع، رویکرد آیندهپژوهی برای پیوند گذشته و حال با آینده بهکار میرود و این پژوهش به مسائلی مانند پیشرانهای تحول شهر هوشمند (مانند اینترنت اشیا، مدیریت داده، سامانههای هشدار سریع) و ریسکهای امنیتی-عملیاتی (در چارچوب پدافند غیرعامل) میپردازد.
شایان ذکر است در تکمیل این پژوهش (همانگونه که در جمعبندی نیز اشاره شده است)، نیاز به انجام مطالعات میدانی برای صحتسنجی دادههای مرور نظری و انطباق آن با واقعیت و بومیسازی با شرایط ویژه شهرهای کشور، وجود دارد. در این راستا ضروری است مصاحبههای نیمه ساختار یافته با مدیران شهری، متخصصان پدافند غیرعامل، شهر هوشمند و ساکنان مناطق جنگزده انجام شود و شاخصها با روش دلفی تدقیق شوند و سپس مطالعات پیمایشی جهت سنجش میزان آمادگی شهرها در برابر تهدیدها و سطح هوشمندسازی انجام گیرد.
در مجموع آمادگی پیش از وقوع جنگ در شهرهای هوشمند، نیازمند مجموعهای از راهبردها و ابزارهای فناورانه است که هم پایداری زیرساختها را تضمین کند و هم تابآوری اجتماعی را تقویت سازد. نخستین رویکرد کلیدی، تحلیل و شبیهسازی سناریوهای تهدید نظامی با استفاده از سامانههای اطلاعات جغرافیایی GIS و مدلهای دوقلوهای دیجیتال است. برای مثال، مسیرهای تخلیه و تأثیر مسدود شدن معابر حیاتی در سناریوهای مختلف حمله با دقت بالا شبیهسازی میشود یا تجربه سئول که از پلتفرم دوقلوهای دیجیتال برای مدلسازی مکانیابی بهینه پناهگاههای شهری بهره میگیرد.
دومین محور راهبردی، طراحی شبکههای ارتباطی مقاوم در برابر اختلالات ناشی از حمله است. این امر با ایجاد شبکههای مش، اتصال به سامانههای ماهوارهای و استفاده از مسیرهای فیبر نوری متعدد تحقق مییابد. نمونه بارز آن، اقدامهای کییف اوکراین در بهکارگیری سرویسهای ماهوارهای استارلینک بهعنوان پشتیبان شبکه فیبر و نیز زیرساخت چندلایه ارتباطی در توکیو ژاپن است.
سومین محور، ذخیرهسازی و مدیریت دادههای توزیع شده و ایمن است. در این مدل، دادههای حساس شهری در مراکز داده متعددی با رمزنگاری پیشرفته ذخیره شده تا در صورت تخریب یا حمله سایبری، دسترسی به اطلاعات حیاتی میسر باشد. برای نمونه، آمستردام با ایجاد شبکه تبادل داده و ورشو با ایجاد مراکز پشتیبان خارج از محدوده شهری، این سیاست را عملی ساختهاند.
چهارمین محور آموزش و مشارکت شهروندان از طریق ابزارهای دیجیتال است. اپلیکیشنهای هوشمند هشدار و آموزش، مکانیابی پناهگاهها و دستورالعملهای فوری را در دسترس شهروندان قرار میدهند؛ نظیر اپلیکیشن و پلتفرم شهر امن من در سئول که با ترکیب اعلانهای فوری و راهنمای تعاملی، آمادگی اجتماعی را افزایش میدهند.
در نهایت، یکپارچهسازی سامانههای اینترنت اشیا برای نظارت و هشدار سریع یک رکن اساسی در پیشگیری و کاهش خسارتهاست. این سامانهها میتوانند ارتعاش ناشی از انفجار، تغییرهای کیفیت هوا در حملههای شیمیایی و سایر شاخصهای تهدید را بهصورت لحظهای پایش کنند. در کییف، حسگرهای هوشمند متصل به شبکه مرکزی در نقاط حساس شهر تعبیه شده است و روتردام هلند نیز از سامانه مشابهی برای نظارت ترکیبی کیفیت هوا و لرزشسنجی بهره میبرد.
این مجموعه رویکردها بیانگر آن است که آمادگی پیش از جنگ در شهرهای هوشمند، ترکیبی از پیشبینی فنی، تابآوری زیرساختی، حفاظت داده و مشارکت فعال شهروندی است که با تکیه بر فناوریهای نو و مدلسازی سناریو، میتواند از شدت آسیبهای انسانی و اقتصادی در شرایط بحرانی بکاهد.
براساس مطالعات بینالملی استخراج شاخصها و مراحل برنامهریزی شهرهای هوشمند پس از جنگ میتواند طبق مراحل ذیل باشد:
انواع شاخصهای شهر هوشمند در مواجهه با جنگ وابسته به مرحله
ماتریس تابآوری هوشمند : هر حوزه شهر هوشمند در سه مرحله تابآوری بررسی میشود:
الف) پاسخ و استحکام،
ب) بازیابی و سازگاری،
ج) آمادگی و تحول،
الف) مرحله پاسخ و استحکام
پرسش کلیدی: «چه خسارتهایی، با چه پیامدهایی در زمینه اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی غالب است و نیاز به مداخله دارد؟» در این مرحله، فوریت بالاست و تصمیمگیری باید بر پایه اطلاعات واقعی درباره اختلالها و کیفیت عملکرد سیستمها باشد. اهمیت بزرگی برای سیستمهای اطلاعاتی بلادرنگ دیجیتال وجود دارد (کی؟ کجا؟ و چقدر؟)، زیرا هر چه دادهها سریعتر و دقیقتر فراهم شوند، واکنش اضطراری مؤثرتر خواهد بود. در جدول 6 نمونه شاخصهای مرحله پاسخ و استحکام آورده شدهاند.
جدول 6. نمونه شاخصها، مرحله پاسخ و استحکام
|
حوزههای شهر هوشمند |
نمونه بعد |
نمونه شاخص |
|
مردم |
ساختار جمعیتی، صلاحیتها |
جمعیت جابهجا یا معلول شده |
|
اقتصاد |
ساختار پایه اقتصادی، بنگاههای فعال |
تعطیلی بنگاهها، کمبود نیروی کار |
|
مدیریت |
کارکرد نظام اداری |
قطع خدمات اجتماعی، آموزشی و بهداشتی |
|
محیط |
آلودگی هوا، مناطق غیرقابل دسترسی |
از بین رفتن زیرساخت سبز |
|
حملونقل |
عملکرد شبکه ترابری |
توقف حملونقل عمومی |
|
زندگی |
ارائه آب، انرژی، مسکن |
محدودیت عرضه آب/ انرژی، تخریب ساختمانها |
مأخذ: همان.
ب) مرحله بازیابی و سازگاری
پرسش کلیدی: «چگونه شهر میتواند با شرایط جدید سازگار شود؟ چه منابعی برای بازسازی و سازگاری موجود است؟» در این مرحله، بسیج ظرفیتها و منابع مهم است. براساس تجربه مرحله قبل، باید زیرساختهای انعطافپذیر و قابل گسترش ایجاد شود تا خدمات شهری پایدار بمانند. در جدول 7 نمونه شاخصهای مرحله پاسخ و استحکام آورده شدهاند.
جدول 7. نمونه شاخصها، مرحله بازیابی و سازگاری[22]
|
حوزههای شهر هوشمند |
نمونه بعد |
نمونه شاخص |
|
مردم |
ساختار آموزشی/ صلاحیت |
ارتقای امکانات آموزشی، فعالیتهای آگاهیبخش |
|
اقتصاد |
GDP، اشتغال در بخشهای دانشبنیان |
مخارج R&D، حمایت از کسبوکارهای جدید و FDI |
|
مدیریت |
شفافیت، مبارزه با فساد، خدمات عمومی |
تسهیل مشارکت و پروژههای فراگیر |
|
محیط |
آلودگی تابستانی، کیفیت زیرساخت سبز |
کاهش آلودگی و بازسازی مناطق غیرقابل دسترس |
|
حملونقل |
کیفیت شبکه حملونقل عمومی، هزینهها |
بهبود کیفیت حملونقل و ایمنی جاده |
|
زندگی |
مرگومیر، امید به زندگی، شرایط مسکن |
بهبود کیفیت مسکن، فرهنگ و ایمنی اجتماعی |
ج) مرحله آمادگی و تحول
در این مرحله، که بر پایه توسعه سازگار پیشین بنا شده است، دو پرسش کلیدی باید پاسخ داده شود:
۱. «شهر چگونه میتواند با چالشهای جدید و اغلب ناشناخته از طریق بهبودهای سیستماتیک روبهرو شود»؟
۲. «کدام فرایندها برای تحول سیستمهای زیرساختی، جامعه و ساختارهای اقتصادی از طریق حکمرانی بهبودیافته، لازم است»؟
چالشهای نو در این مرحله آشکارا شامل بسیج نوآوری و فرایندهای یادگیری برای پیشبرد توسعه تابآور هستند. بر پایه تجربه دوره بازیابی، برنامهریزی راهبردی باید ظرفیتهای یادگیری را ارتقا دهد، نظامهای نوآوری و تولید دانش را در محیطی متنوع و فراگیر تقویت کند. به همین دلیل، فرایندهای انعطافپذیرتر و خلاقانهتر از طریق ابتکارهای پایینبهبالا ضروری است؛ این کار با یاری پلتفرمهای محلی و آزمایشگاههای شهری انجام میشود که دانش جمعی انباشته شده را با خلاقیت و تخصص کنشگران محلی ترکیب میکنند و از طریق شبکههای محلهای و شهری، انسجام توسعه را قوت میبخشند. در جدول 8 نمونه شاخصهای مرحله پاسخ و استحکام آورده شدهاند.
|
حوزههای شهر هوشمند |
نمونه بعد |
نمونه شاخص |
|
مردم |
استفاده از اینترنت، تنوع، ذهنیت باز |
ارتقای یادگیری مادامالعمر و مشارکت |
|
اقتصاد |
کسبوکارهای نوآفرین جوان، اقتصاد چرخشی، پروژههای نوآورانه |
شبکههای پژوهشی، ثبت اختراعها و مشاغل دانشبنیان |
|
مدیریت |
تأمین مالی نوآوریهای فنی و اجتماعی |
آزمایشگاههای شهری، ایجاد جامعه و شفافیت |
|
محیط |
کیفیت گذار انرژی (منابع تجدیدپذیر) و زیرساخت سبز |
کیفیت راهحلهای مبتنیبر طبیعت، طرحهای ارتقای آگاهی |
|
حملونقل |
کیفیت گذار حملونقل (کارایی، حملونقل فعال و برقی) |
ابتکارهای آگاهیبخشی، اجرای مفاهیم هوشمند |
|
زندگی |
جداسازی اجتماعی–اقتصادی و شکاف در شرایط مسکن |
ارزیابی ریسک، کیفیت مسکن مقرونبهصرفه و مشارکت |
در جدول 9 محورهای کلیدی همافزایی سیاستهای برنامهریزی شهر هوشمند و پدافند غیرعامل آورده شدهاند.
جدول 9. محورهای کلیدی همافزایی سیاستهای برنامهریزی شهر هوشمند و پدافند غیرعامل
|
محور |
توضیح |
|
پایش و هشدار هوشمند |
|
|
مدیریت هوشمند بحران در زمان حملات نظامی |
|
|
راهاندازی مرکز فرماندهی و کنترل شهری |
|
|
|
|
شبیهسازی و تصمیمگیری هوشمند |
|
|
آموزش و مشارکت شهروندان |
|
|
شناسایی مکانمحور نقاط آسیبپذیر |
|
|
بومیسازی استانداردها و مقررات هوشمندسازی پدافند غیرعامل |
|
مأخذ: نگارنده.
در این بخش براساس ساختار نهادی و برنامهای در ایران، پیشنهادهایی در جهت همافزایی سیاستهای شهر هوشمند با پدافند غیرعامل و برنامهریزیهای پس از جنگ، ارائه شده است. شایان به ذکر است همانگونه که در مقدمه این گزارش نیز آمده است این موضوع علاوهبر کارایی در زمان حملات جنگی، در زمان هر بحران دیگری و بهویژه بلایای طبیعی نیز کاربرد خواهد داشت و ضروری است در اسرع وقت در دستور مطالعات کاربردی و پایلوتسازی در کشور قرار گیرد. علت این امر آن استکه قطعاً مطالعات دقیقتر و تکمیلیتر با دسترسی به جزئیات منتشر نشده تجارب خارجی امکانپذیر خواهد بود یا اینکه با آزمون برنامهها و پیشنهادهای مربوط به سایر کشورها در پایلوتها و نمونههای موردی در مقیاس محلات مسکونی تا مناطق و شهرها و کلانشهرها؛ میتوان به تجارب دقیقتری دست یافت و متناسب با شرایط فرهنگی و اقلیمی کشور بومیسازی کرد.
این ارگانوگرام باید بهعنوان نقشه راه برای ایجاد هماهنگی بین شهرداریها، استانداریها، وزارتخانهها و نیروهای دفاعی، با تمرکز بر فناوریهای هوشمند، استقرار امنیت سایبری و تبادل دادههای بلادرنگ باشد. دامنه کاربرد آن شامل: مدیریت بحران شهری، خطرهای طبیعی، تهدیدهای تروریستی و حملههای سایبری، بهبود پاسخرسانی به بحران، مدیریت ناوگان حملو نقل، خدمات عمومی و پدافند غیرعامل در سطح ملی و شهری میشود.
شکل 2. ارگانوگرام پیشنهادی نقش نهادهای کشور در جهت همافزایی سیاستهای شهر هوشمند و پدافند غیرعامل
مأخذ: نگارنده.
تجربههای بینالمللی دربرگیرنده مجموعهای از راهکارهای حفظ منابع هستند که عبارتاند از: ادغام فناوری و مشارکت مردم، ایجاد آزمایشگاههای سبز و هوشمند ساختمانی، سامانههای مدیریت انرژی، روشهای پیوند توسعه فنی و اجتماعی با بهبود زندگی روزمره، استفاده از سیستمهای روباتیک برای بهرهوری منابع در شرایط تهدید و راهکارهای صرفهجویی مالی. در واقع فرایندها و ابزارهای متنوعی در جهان وجود دارد؛ در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره شده است:
همچنین در بخش بعد سایر پیشنهادهای عملیاتی برای ایران آورده شدهاند: