Public Perception and Policy Evaluation Based on the Thought of the Leaders of the Islamic Revolution: A Framework for People‑Centered Policy Evaluation

Author

Majles

10.22034/mrc.report.21271
Abstract
People‑centered evaluation is a new approach in public policymaking that, by placing citizens at the core of the evaluation process, redefines the relationship between the state and society. In this model, people are not merely recipients of policies but active, informed actors and epistemic partners in decision‑making processes. By conducting a thematic analysis of the statements of the leaders of the Islamic Revolution, this report extracts the theoretical and value foundations of merit‑based people‑centeredness and demonstrates that this approach has deep roots in the intellectual tradition of the Islamic Revolution. The thematic analysis reveals six fundamental principles: (1) honoring the dignity of the people in policymaking; (2) the public’s right to oversight and the transparency of power; (3) the necessity of obtaining a sense of public satisfaction; (4) the importance of people’s perception of governmental effectiveness; (5) the obligation to respond to public demands; and (6) the necessity of public persuasion and explanation of policies. These principles represent a form of an “Iranian–Islamic evaluation model,” in which people—regarded as the owners of the Revolution—serve as judges of officials’ performance and guarantors of the system’s legitimacy. The report concludes by presenting a set of legislative, oversight, and policy recommendations for institutionalizing people‑centered evaluation within the governance structure. These include incorporating satisfaction and accountability indicators into the official evaluation system, increasing transparency of performance data for public access, utilizing civil society organizations in evaluation processes, and institutionalizing social dialogue between the government and the public. The outcome of such an approach would be the reconstruction of public trust, strengthening of legitimacy, and enhancement of governance effectiveness.

Keywords

Subjects

خلاصه مدیریتی

بیان/شرح مسئله

در نظام حکمرانی ایران، ارزیابی عملکرد دولت‌ها عمدتاً در چارچوب‌های رسمی، اداری و بالا‌به‌پایین انجام می‌شود. این الگو، گرچه کارکردهای آماری و بوروکراتیک دارد، اما قادر نیست قضاوت واقعی مردم درباره سیاست‌ها و برنامه‌ها را منعکس کند. «ارزشیابی مردم‌محور» پاسخی نظری و عملی تسبت به خلأهای موجود است. این رویکرد، مردم را در جایگاه ارزیابان فعال قرار می‌دهد که براساس تجربه زیسته و قضاوت اجتماعی خود، درباره کیفیت سیاست‌ها داوری می‌کنند. در این چارچوب، جامعه‌ای که تحت تأثیر سیاست قرار گرفته، بهترین مرجع برای درک پیامدهای واقعی آن است.

گزارش حاضر براساس تحلیل نظام‌مند بیانات رهبران انقلاب اسلامی، می‌کوشد بنیان‌های معرفتی و ارزشی این نوع ارزشیابی را در چارچوب اندیشه اسلامی و انقلابی استخراج کند.

نقطه‌نظرات/ یافته‌های کلیدی

تحلیل مضمون بیانات رهبران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که شش محور اصلی، شالوده نظری ارزشیابی مردم‌محور را در اندیشه انقلاب اسلامی تشکیل می‌دهد:

الف) تکریم و به‌رسمیت شناختن شأن مردم: رهبران انقلاب مردم را صاحبان حقیقی قدرت می‌دانند. در این نگرش، مردم نه تابع، بلکه شریک در حکمرانی‌اند. آنان حق دارند عملکرد مسئولان را قضاوت کنند و در تصمیم‌گیری‌ها حضور مستمر داشته باشند.

ب) حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت: نظارت اجتماعی، حق ذاتی مردم و یکی از مؤلفه‌های اصلی جمهوری اسلامی است. از نظر رهبران انقلاب، مردم باید ناظر، منتقد و مطالبه‌گر باشند و حکومت باید اطلاعات خود را شفاف در اختیار مردم قرار دهد.

ج) لزوم کسب احساس رضایت عمومی: رضایت مردم اهمیت دارد و دولت موظف است رضایت عمومی را جلب کند. رهبران انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که میزان رضایتمندی مردم، معیار سنجش موفقیت حکومت است. خدمت صادقانه، عدالت و حضور در میان مردم سه محور کلیدی در تولید رضایت عمومی معرفی شده‌اند.

د) مهم بودن ادراک کارآمدی: حاکمیت باید به ادراک مردم از کارآمدی حکومت بها بدهد و در محاسبات و سیاستگذاری‌های خود این ادراک را وارد کند. کارآمدی از دیدگاه مردم زمانی محقق می‌شود که حکومت بتواند در زندگی روزمره آنان تأثیر ملموس بگذارد، رفاه و امنیت معیشتی را بهبود بخشد و در مبارزه با فساد قاطع باشد. مردم براساس این ادراک قضاوت می‌کنند که آیا حکومت شایسته و توانمند است یا نه. بنابراین، سنجش ادراک عمومی از کارآمدی یکی از وظایف اصلی ارزشیابی مردم‌محور است.

هـ) لزوم پاسخ‌گویی به مطالبات عمومی: مسئولان موظف‌اند گزارش عملکرد خود را صادقانه بیان کنند، از خطاها و ناکامی‌ها بگویند و براساس بازخورد مردم سیاست‌ها را اصلاح کنند. پاسخ‌گویی در کنار شفافیت، شرط تداوم اعتماد اجتماعی است. این نیز یکی از بنیان‌های ارزشیابی مردم‌محور است و مسئولان را موظف می‌کند که با توجه به نتایج ارزشیابی‌مردم‌محور سیاست‌های خود را تغییر دهند.

و) ضرورت اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها: اقناع مردم بخشی از فرایند حکمرانی است، نه اقدام تبلیغاتی. رهبران انقلاب تأکید دارند که دولت‌ها باید به‌طور مستمر با مردم سخن بگویند، سیاست‌ها را توضیح دهند و زمینه همراهی عمومی را فراهم سازند. گفت‌وگو، شفافیت و اقناع، زیربنای تعامل مسئولانه دولت با افکار عمومی است. این محور برای ارزشیابی مردم‌محور مهم است و نشان می‌دهد مسئولان باید قضاوت مردم را جدی بگیرند و بتوانند از ارزشیابی مردم‌محور نمره قبولی دریافت کنند.

این شش محور، سه رکن کلیدی مدل ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه رهبران انقلاب را شکل می‌دهند:

  • تثبیت جایگاه مردم در حکمرانی؛
  • انعکاس اجتماعی سیاست‌ها از طریق رضایت و ادراک عمومی؛
  • تعهد دولت به تعامل مسئولانه با افکار عمومی.

پیشنهاد راهکارهای تقنینی، نظارتی یا سیاستی

الف) پیشنهادهای تقنینی

  •          استقرار یک نظام ارزشیابی مردمی در قوانین کشور جهت انجام این‌گونه از ارزشیابی‌ها در دستگاه‌های اجرایی،
  •         اضافه کردن موادی در آیین‌نامه داخلی مجلس جهت ایجاد سازوکار ارزشیابی مردمی قوانین،
  •         پیش‌بینی سازوکارهای حقوقی برای مشارکت مستقیم و غیرمستقیم مردم در فرایندهای ارزیابی و اصلاح سیاست‌ها،
  •         تدوین آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های الزام‌آور برای نهادهای اجرایی در خصوص گردآوری، تحلیل و انتشار داده‌های افکار عمومی و اجتماعی با رعایت قوانین و مقررات موجود،
  •          اختصاص بودجه و منابع لازم برای اصلاحات اجرایی مبتنی‌بر مطالبات و انتظارات مردم.

ب) پیشنهادهای نظارتی

  •         طراحی و سنجش شاخص‌های ارزشیابی مردمی اعم از «سطح پاسخ‌گویی» و «اقناع افکار عمومی» در چارچوب ارزیابی‌های رسمی مجلس از عملکرد دولت،
  •         برگزاری جلسات ادواری با حضور نمایندگان دستگاه‌های اجرایی جهت ارائه گزارش‌های شفاف از بازخوردهای مردمی،
  •         فعال‌سازی کمیسیون‌های تخصصی مجلس در رصد وضعیت رضایت عمومی و پیگیری تعهد دولت به اصلاح سیاست‌ها براساس بازخورد مردمی،
  •          تقویت ظرفیت‌های تشکل‌های مردمی برای ایفای نقش در فرایندهای ارزیابی، با حمایت قانونی و منابع کافی،
  •          نهادینه‌سازی سازوکارهای عدالت‌خواهی مردمی و گنجاندن آن در فرایندهای نظارتی رسمی به‌عنوان بخشی از سلامت حکمرانی.

ج) پیشنهادهای سیاستی

  •        توسعه مدل‌ها و روش‌های ارزشیابی مردمی در راستای سنجش ادراک و رضایت عمومی،
  •         تقویت ظرفیت‌های نهادی دولت برای تحلیل و به‌کارگیری ارزشیابی مردمی در اصلاح و بازطراحی سیاست‌ها،
  •         ایجاد شبکه‌های ارتباطی و گفت‌وگوی اجتماعی میان دولت، نخبگان و مردم برای اقناع عمومی و جلب همراهی اجتماعی در اجرای سیاست‌ها،
  •          نهادینه‌سازی رویکرد ارزشیابی مردمی در شوراها و نهادهای مردمی موجود،
  •          ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی در نظام حکمرانی از طریق الزام دستگاه‌های اجرایی و نهادهای عمومی به انتشار منظم گزارش‌های عملکردی شفاف و قابل فهم برای عموم مردم،
  •          فراهم‌سازی بسترهای نهادی برای نقد و مطالبه‌گری مردم، به‌گونه‌ای که مسئولان ملزم به پاسخ‌گویی عمومی باشند،
  •          لحاظ کردن شاخص‌های ارزشیابی مردمی اعم از «رضایت عمومی» و «ادراک از کارآمدی» در ارزیابی عملکرد سازمان‌ها و دستگاه‌های حکومتی،
  •          تقویت رویکردهای «سیاستگذاری مبتنی‌بر شواهد» به‌گونه‌ای که داده‌های مربوط به احساسات و قضاوت مردم در فرایند تصمیم‌گیری‌ و ادامه‌ یافتن سیاست‌ها لحاظ شود،
  •          توسعه ظرفیت‌های مدیریتی برای انطباق سریع سیاست‌ها با تغییرها، نیازها و ادراکات عمومی،
  •          طراحی و اجرای راهبردهای ارتباطی شفاف از سوی دولت و نهادهای حاکمیتی، به‌گونه‌ای که سیاست‌ها برای مردم تبیین و اقناع شوند،
  •          نهادینه‌سازی فرهنگ گفت‌وگوی اجتماعی، از طریق برگزاری نشست‌های مردمی، گفت‌وگوهای تلویزیونی و رسانه‌ای، و ایجاد فضاهای مجازی مشارکتی،
  •          اجتناب از مصادره جناحی یا تبلیغاتی بازخوردهای مردمی و تلاش برای ارائه تصویری واقعی از ارزشیابی‌های مردمی.

 

شکل 1. فرایند ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی

 

 

 

 

 

مأخذ: یافته‌های پژوهش

 

1. مقدمه

ارزشیابی مردم‌محور رویکردی نوین در عرصه سیاستگذاری و مدیریت عمومی است که بر محوریت «مردم» در فرایند ارزیابی برنامه‌ها، پروژه‌ها و سیاست‌ها تأکید می‌کند. در این رویکرد، ذی‌نفعان مردمی نه صرفاً به‌عنوان دریافت‌کنندگان سیاست، بلکه به‌عنوان «ارزیابان فعال» و «شرکای معرفتی» وارد عرصه می‌شوند و تجارب زیسته، قضاوت‌های اجتماعی و معیارهای بومی آنان، مبنای تحلیل و سنجش قرار می‌گیرد[1, 2].

ارزشیابی مردم‌محور را می‌توان یک رویکرد مشارکتی برای ارزیابی برنامه‌ها، پروژه‌ها یا سیاست‌ها دانست که در آن اعضای جامعه به‌‌طور فعال در فرایند ارزشیابی مشارکت می‌کنند. برای رسیدن به ارزشیابی مردم‌محور لازم است افرادی به‌‌عنوان تسهیل‌گر قضاوت‌ها و اررزش‌گذاری‌های مردمی را جمع‌آوری کنند. هدف از ارزشیابی مردم‌محور، سنجش برنامه، سیاست یا پروژه از منظر ذی‌نفعان مردمی، با تأکید بر تجربه زیسته و قضاوت اجتماعی آنهاست.

بر این اساس، ارزشیابی مردم‌محور بر این پیش‌فرض استوار است که «جامعه‌ای که تحت تأثیر سیاست یا برنامه قرار گرفته، بهترین موقعیت را برای درک پیامدهای واقعی آن دارد». چنین نگاهی، علاوه‌بر ارتقای «وجاهت قانونی» تصمیمهای حکمرانی[3, 4]، موجب افزایش شفافیت، پاسخ‌گویی و اعتماد عمومی نیز می‌شود[5, 6]. به بیان دیگر، ارزشیابی مردم‌محور نه‌تنها ابزار سنجش رضایت عمومی است، بلکه خود به سازوکار تولید «سرمایه اجتماعی»[7] و تقویت پیوند میان دولت و جامعه تبدیل می‌شود.

یکی از ویژگی‌های اساسی این رویکرد، فاصله گرفتن از شاخص‌های رسمی و معیارهای دولتی در ارزشیابی و توجه به معیارهای مردمی است. معیارهایی که مردم براساس آنها قضاوت می‌کنند، الزاماً با شاخص‌های کارشناسی یکسان نیست، اما در عمل، تعیین‌کننده سرنوشت هر سیاست در میدان اجتماعی‌اند[8]. این امر بدین معناست که سیاستگذار باید آمادگی مواجهه با قضاوت‌های مردمی حتی اگر با منافع بوروکراتیک یا برداشت‌های رسمی در تعارض باشد را داشته باشد[9].

از این منظر، ارزشیابی مردم‌محور را می‌توان یک «کنش سیاسی» دانست. اگر بپذیریم که به تعبیر وبر، کنش سیاسی هرگونه رفتاری است که با هدف تأثیرگذاری بر فرایندهای تصمیم‌گیری و ساختارهای قدرت انجام می‌گیرد[10]، در آن صورت پذیرش ارزشیابی مردم‌محور نیز معادل پذیرش مداخله سیاسی جامعه در فرایند حکمرانی است. بدین‌سان، این نوع ارزشیابی نه صرفاً سازوکار فنی، بلکه عرصه‌ای از «مذاکره و حقانیت متقابل» میان مردم و نظام سیاسی است[11].

از منظر کارکردی نیز، توجه به ارزشیابی مردم‌محور موجب افزایش حس «مالکیت اجتماعی» نسبت به برنامه‌ها می‌شود؛ شهروندانی که در فرایند قضاوت و بازخورد مشارکت دارند، به‌طور طبیعی احساس تعهد بیشتری به اجرای سیاست‌ها پیدا کرده و با دستگاه‌های اجرایی همکاری گسترده‌تری خواهند داشت[12]. در مقابل، مسئولان نیز با دریافت بازخورد مستقیم مردم، خود را ملزم به پاسخ‌گویی و اصلاح مستمر سیاست‌ها می‌دانند[13].

نکتۀ حائز اهمیت آن است که قضاوت مردمی به هر حال وجود دارد؛ چه نظام حکمرانی آن را به رسمیت بشناسد و چه نادیده بگیرد. جامعه در برابر سیاست‌ها واکنش نشان می‌دهد و به‌طور بی‌واسطه ارزشیابی خود را از آنها انجام می‌دهد. ارزش علمی و سیاسی رویکرد مردم‌محور آن است که این قضاوت‌های پنهان و پراکنده، به شیوه‌ای سازمان‌یافته و نظام‌مند گردآوری، تحلیل و وارد چرخه سیاستگذاری می‌شود[14]. این امر فرصتی منحصربه‌فرد برای سیاستگذاران فراهم می‌کند تا با درک قضاوت‌های عمومی، مسیر اصلاح یا بازطراحی سیاست‌ها را هموار سازند.

در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی نیز، مفهوم ارزشیابی مردم‌محور جایگاهی بنیادین دارد. مراجعه به سخنان امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای نشان می‌دهد که این رهیافت صرفاً یک الگوی وارداتی از ادبیات توسعه نیست، بلکه ریشه‌ای بومی و دینی نیز دارد. در این نگاه، پذیرش قضاوت مردمی نه تهدیدی برای اقتدار نظام، بلکه شرط پایداری و عمق‌بخشی به وجاهت قانونی آن است.

با این مقدمه، این گزارش سیاستی در پی آن است که با تحلیل نظام‌مند بیانات نظری رهبران انقلاب اسلامی، بنیان‌های معرفت‌شناختی و ارزشی ارزشیابی مردم‌محور را استخراج و تبیین کند. در این مسیر، سه هدف اساسی دنبال می‌شود:

1. شناسایی مفاهیم کلیدی مرتبط با ارزشیابی مردم‌محور در گفتمان انقلاب اسلامی (مانند پاسخ‌گویی، مشارکت مردمی، رضایت عمومی، عدالت در ارزیابی، شفافیت و مشروعیت اجتماعی)؛

2. طراحی چارچوب مفهومی ارزشیابی مردم‌محور بومی بر پایه آموزه‌های انقلاب اسلامی؛

3. ارائه پیشنهادهایی برای نهادینه‌سازی این چارچوب در سازوکارهای ارزیابی سیاست‌های عمومی با رویکردی ترکیبی از تحلیل گفتمان، تجربه‌های بین‌المللی و شرایط فرهنگی ایران.

تدوین چارچوبی بومی برای ارزشیابی مردم‌محور می‌تواند پاسخی نظری و کاربردی به خلأ‌های موجود در نظام ارزشیابی سیاستی کشور باشد؛ خلأهایی که در شرایط بحران‌های پی‌درپی اجتماعی، اقتصادی و اعتماد عمومی، نیاز به بازطراحی جدی دارند. همچنین این چارچوب می‌تواند زمینه‌ای برای تقویت گفت‌وگوی اجتماعی، بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت و حرکت به‌سوی حکمرانی مردم‌پایه فراهم سازد.

2. پیشینه

ایدۀ مشارکت معنادار ذی‌نفعان در داوری و سنجش برنامه‌ها از ادبیات «مشارکت شهروندی» و «پژوهش مشارکتی» سر برآورد. «نردبان مشارکت» آرنشتاین با تمایز میان اطلاع‌رسانی نمادین تا «کنترل شهروندی»، معیاری کلاسیک برای تشخیص کیفیت مشارکت است و به‌طور غیرمستقیم معیارهای سنجش در ارزشیابی‌های مشارکتی را صورت‌بندی می‌کند[15].

نقطۀ عطف نظری در ارزشیابی مشارکتی، مقالۀ کلاسیک کازینز و ویت‌مور است که دو جریان «مشارکت عمل‌گرایانه» (برای ارتقای استفاده و یادگیری سازمانی) و «مشارکت دگرگون‌ساز» (برای توانمندسازی و برابری قدرت) را تفکیک و بر ابعاد «کنترل، سطح و دامنۀ مشارکت» تأکید می‌کند[1].

«ارزشیابی توانمندساز» (فترمن و همکاران) مشارکت را نه فقط ابزار، که هدف می‌بیند: انتقال ابزار ارزشیابی به گروه‌های محلی برای خودارزیابی و خودتصمیمی[16]. در مقابل، «ارزشیابیِ مبتنی‌بر استفاده» (پاتن) بر ارزشیابی به‌عنوان یک ابزار برای رسیدن به نتایج واقعی تکیه دارد[17]؛ هر دو جریان در عمل، به مشارکت هدفمند ذی‌نفعان برای ارتقای اعتبار و کاربست نتایج متکی‌اند.

نهادهای بین‌المللی توسعه، از دهۀ ۱۹۹۰ به‌بعد، «پایش و ارزشیابی مشارکتی» را وارد دستور کار کردند. بانک جهانی و یونیسف نیز در جعبه ‌ابزارها و راهنماهای خود، مشارکت ذی‌نفعان را جزءِ الزام‌های کیفیت گزارش‌های ارزشیابی و استفاده سیاستی از نتایج قید کرده‌اند[18].

 

جدول 1. تحلیل پیشینه پژوهشی

ردیف

عنوان گزارش

سال انتشار

شماره مسلسل

نام دفتر/سازمان/نهاد

توضیحات

1

اظهارنظر کارشناسی درباره: لایحه برنامه هفتم توسعه، پیرامون ارزشیابی مردم‌‌محور

۱۴۰۲

۱۹۱۲۴

اداره ارزشیابی مردمی قوانین و سیاست

در منطق جمهوری اسلامی، مردم به‌عنوان ذی‌نفعان اصلی، بهترین ارزیابان برای ارزشیابی حاکمیت هستند. چرا که امر به معروف و نهی از منکر حاکمان با این مهم، ارتباط مفهومی دارد؛ بر همین اساس مردم باید بتوانند با استفاده از همه ابزارهای مشروع و قانونی در جامعه اسلامی، بر عملکرد حاکمان نظارت کنند.

در این راستا، اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی اعم از قانون اساسی، منویات امامین انقلاب اسلامی و سند تحول دولت مردمی، با این نگاه مورد مطالعه قرار گرفتند. در آخر، با رهیافت‌های حاصل از این مطالعه، لایحه برنامه هفتم توسعه مورد واکاوی قرار گرفته و پیشنهادهایی در جهت زمینه‌سازی و نیل به تحقق ارزشیابی مردم محور ارائه شده است.

2

الزام‌های ارزشیابی مردم‌محور خط‌مشی‌های عمومی

۱۴۰۳

۱۹۹۰۳

اداره ارزشیابی مردمی قوانین و سیاست

پژوهش حاضر به بررسی الزام‌های ارزشیابی مردم‌محور خط‌مشی‌های جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. در این پژوهش سه محور دارای اهمیت و توجه قرار گرفته است: ۱. توسعه دانش ارزشیابی مردم‌محور به‌مثابه پیشران یک الگوی ارزشیابی شامل شاخص‌‌‌ها و روش‌های قابل سنجش آن، ۲. استفاده از ظرفیت‌های قانونی موجود و بهبود قوانین به‌عنوان بستر شکل‌گیری ارزشیابی، ۳. فرهنگ‌سازی درخصوص ارزشیابی مردم‌محور به‌مثابه اتمسفر حاکم بر آن، که بدون وجود آن دو بایسته قبلی در قالب شکلی خود باقی می‌مانند و عملاً ارزشیابی عملیاتی نخواهد شد.

روش این تحقیق، ترکیبی بوده و پس از مطالعات مختلف در ادبیات موضوع، در بخش کیفی آن مصاحبه‌های عمیق با نخبگان موضوع صورت گرفته است.

3

مقدمه‌‌ای بر ارزشیابی مردم‌محور: بایسته نظری

۱۴۰۳

۱۹۸۲۲

اداره ارزشیابی مردمی قوانین و سیاست

یکی از اهداف ارزشیابی سیاست‌ها و قوانین از نگاه مردم، درک چگونگی اجرای یک خط‌مشی و مدیریت کردن عواقب ناخواسته مداخلات (تحقیقات حین اجرا) بر ذی‌نفعان آن و نیز میزان پایداری تغییرهای ایجاد شده در جامعه (تحقیقات پس از اجرا) برای خط‌مشی گذار است. همچنین این نوع ارزشیابی بعضاً امکان بازنگری را در مداخلات مهیا می‌کند. در واقع، قدرت و اثربخشی برخاسته از «خواست اجتماعی» می‌‌تواند به بهبود اجتماعی مستمر و فزاینده کمک بیشتری کند.

در بخشی از این گزارش برجسته‌ترین چالش‌‌ها و محدودیت‌های ارزشیابی مردم‌محور شامل: ۱. نزدیک‌بینی سیاسی مردم، ۲. تعدد موضوع‌های دولت و محدودیت تمایلات مردم، ۳. دوراهی انتخاب رویکرد تعاملی یا خطی در ارزشیابی مردم محور مورد واکاوی قرار گرفته است.

مأخذ:یافته‌های پژوهش

3. تعریف و مفهوم‌شناسی

برای فهم بهتر ارزشیابی مردم‌محور، مناسب است که آن را در یک چارچوب مفهومی بررسی کنیم. چارچوب مفهومی ارزشیابی مردم‌محور شامل مجموعه‌ای از مفاهیم، ساختارها و فرایندهای هم‌پیوند است که نحوه مشارکت مردم در فرایند ارزیابی سیاست‌ها، برنامه‌ها و عملکرد دولت را تبیین می‌کند. چهار عنصر بنیادی این چارچوب عبارت‌اند از: «مردم (ارزشیاب)»، «دولت (مورد ارزیابی)»، «فرایند ارزشیابی» و «پیامدهای سیاستی». مفهومی‌سازی دقیق این ساختار به سیاستگذاران کمک می‌کند زمینه، امکانات و محدودیت‌های ورود مردم به فرایندهای ارزیابی را شناسایی و تنظیم کنند.

مفاهیم کلیدی این فرایند به این شرح هستند:

۱. ارزشیابی: فرایند نظام‌مند تعیین ارزش، کیفیت، اهمیت و موفقیت برنامه یا سیاست براساس معیارهای مشخص. در رویکرد مردم‌محور، ترجیحات و تجربه‌های ذی‌نفعان محلی به‌عنوان معیارهای معتبر به رسمیت شناخته می‌شوند[19].

۲. مردم‌محوری: رویکردی که مردم را در مرکز فرایند ارزیابی قرار می‌دهد؛ به این معنا که ادراک و تجربه زیسته آنان اولویت دارد، مردم به‌عنوان ذی‌نفعان اصلی و قضاوت‌کنندگان مستقیم شناخته می‌شوند و معیارهای ارزیابی برمبنای ادراک‌ها و نیازهای آنان طراحی می‌شود.

۳. مشارکت: درگیری واقعی و آگاهانه مردم در مراحل مختلف ارزشیابی که می‌تواند در سطوحی نظیر اطلاع‌رسانی، مشاوره، همکاری برابر و درنهایت توانمندسازی کامل شکل گیرد.

بازیگران فرایند ارزشیابی مردم‌محور عبارت‌اند از:

  •         مردم: همه ذی‌نفعانی که از سیاست متأثرند؛ نقش آنان شامل تولید قضاوت اجتماعی و مطالبه پاسخ‌گویی است.
  •          دولت و نظام سیاسی: نهاد تصمیم‌گیرنده و اجرای سیاست؛ موظف به پاسخ‌گویی و اصلاح است.
  •          واسطه‌گران: مانند رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی؛ نقش آنان تسهیل، گویاسازی و برقراری پل ارتباطی میان مردم و دولت است.

ارزشیابی مردم‌محور، رابطه‌ای دوطرفه میان مردم و دولت را در نظر می‌گیرد که از طرف مردم به دولت، «ارائه نظرها، فشار، مطالبه پاسخ‌گویی» صورت می‌گیرد. از سوی دولت به مردم نیز مواردی همچون «شفاف‌سازی، پذیرش بازخورد، اصلاح سیاست» انجام می‌گیرد. واسطه‌گران نقش برقراری دیالوگ معنادار را ایفا می‌کنند و ارتباط میان مردم و دولت را تسهیل می‌کنند (شکل 2).

 

شکل 2. عناصر ارزشیابی مردم‌محور و ارتباط میان آنها

 

 

 

مأخذ: همان.

 

در ارزشیابی مردم‌محور، هدف اصلی، شنیدن صدای مردم و درک قضاوت‌های آنهاست. حتی در مواردی که نظر مردم با واقعیت یا مصلحت عمومی همسو نیست، باید به این نظرها توجه کرد و در جهت اصلاح و اقناع مردم گام برداشت. ارزشیابی مردم‌محور به دنبال ایجاد تعامل سازنده میان حاکمیت و مردم است.

۴. موضوع‌های مورد ارزشیابی: ارزشیابی مردم‌محور می‌تواند در حوزه‌های مختلف انجام گیرد. برخی از این حوزه‌ها عبارت‌اند از:

  •          رویه‌های جاری حکمرانی: اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، قانونگذاری،
  •          عملکرد دولت: کیفیت خدمات، پاسخ‌گویی، شفافیت،
  •          نتایج و پیامدها: تأثیر بر زندگی روزمره مردم، ادراک عدالت اجتماعی، تحقق اهداف.

5. ابزارهای ارزشیابی: در ارزشیابی مردم‌محور از ابزارهای کمی (نظرسنجی، پیمایش)، کیفی (مصاحبه عمیق، گرو‌ه‌های متمرکز) و مشارکتی (کارگاه‌های شهروندی، جلسات عمومی و انجمن‌های محلی) استفاده می‌شود. با این ابزارها میزان رضایت‌مندی، کارآمدی، کیفیت، و پاسخ‌گویی مورد ارزشیابی قرار می‌گیرد.

6. پیامدها و نتایج: به رسمیت شناختن و اجرای ارزشیابی مردم‌محور، پیامدهای مثبتی دارد و از سوی دیگر چالش‌هایی را به همراه دارد.

  •         پیامدهای مثبت:

-       برای مردم: احساس مشارکت در فرایند حکمرانی؛ رشد و توانمندی،

-    برای دولت: تصمیم‌گیری بهتر و وجاهت قانونی بالاتر،

-       برای جامعه: سرمایه اجتماعی تقویت‌شده و زیست بهتر جمعی.

  •         چالش‌ها:

-       استفاده ناکامل از نتایج،

-      پیچیدگی فرایند: ارزشیابی مردم‌محور پیچیدگی‌های خاصی دارد. به‌عنوان مثال در ارزشیابی‌ها معمولاً میان میل، احساس، نظر و رأی خلط صورت می‌گیرد. میل و احساس مردم، آن چیزی است که از احساسات آنها سرچشمه می‌گیرد و بیشتر حاصل هیجان‌هاست. نظر، آن بخش از قضاوت مردم است که با حداقلی از استدلال منطقی همراه است و در یک روایت معنادار می‌شود. رأی آن بخش از نظر و قضاوت مردم است که منتج به کنش باشد. به‌عبارت‌دیگر مردم حاضرند برای آن چیزی که رأی آنهاست، هزینه بدهند، چه مالی، چه جانی و چه عاطفی. این موضوع باعث می‌شود که وزن همه ابراز نظرها و رأی‌دهی‌ها یکسان نباشد. به‌عنوان مثال اگر در فضای مجازی (مثل توییتر) یک نظرسنجی در مورد موافقت یا مخالفت با جمهوری اسلامی برگزار شود، برخی افراد حامی جمهوری اسلامی و برخی مخالف آن خواهند بود. اما نکته این است که حامیان جمهوری اسلامی اغلب حاضرند برای حفظ جمهوری اسلامی، جان و مال و خانواده خود را فدا کنند؛ اما در میان براندازان چنین آمادگی وجود ندارد. آنها حاضر نیستند برای این اعتقاد خود، هزینه بدهند و حداکثر این است که در فضای مجازی علیه جمهوری اسلامی نظردهی کنند. در واقع، یک تفاوت کیفی میان این دو دسته از نظردهندگان وجود دارد. این یک مثال است و نشان می‌دهد در ارزشیابی مردم‌محور این تفاوت کیفی باید به صورت وزن‌دهی لحاظ شود.

-       مقاومت سیاسی: به‌نظر می‌رسد که مهم‌ترین چالش ارزشیابی مردم‌محور، «مقاومت سیاسی یا بوروکراتیک» باشد. برای «ارزشیابی مردم‌محور» اراده و تصمیم سیاستگذاران ضروری است. توجه به قضاوت و ارزش‌گذاری مردمی، نیازمند یک رویکرد خاص است. به همین دلیل اعتقاد بر این است که ارزشیابی مردم‌محور خود یک «کنش سیاسی» است. اگر با ماکس وبر همنوا شویم و کنش سیاسی را هرگونه رفتار یا فعالیتی تلقی کنیم که با هدف تأثیرگذاری بر فرایندهای سیاسی، تصمیم‌گیری‌های حکومتی یا تغییر در ساختارهای قدرت انجام می‌گیرد، در این صورت پذیرفتن ارزشیابی مردم‌محور را می‌توان یک کنش سیاسی دانست. ادراکی که نظام سیاسی از ارزشیابی مردم‌محور دارد اهمیت دارد. در این راستا، سؤالات زیر مطرح است: سیاستمداران و تصمیم‌گیران با پذیرش ارزشیابی مردم‌محور چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ آیا این ارزشیابی صرفاً برای توجیه سیاست‌های جاری است؟ یا اینکه برای تغییر مسیر و اصلاح اشتباهات نظام حکمرانی هم به ارزشیابی مردم‌محور توجه می‌کنند؟ در این صورت آیا آمادگی و ظرفیت مواجه شدن با قضاوت‌های مردمی را دارند؟ پاسخ‌های واقعی به این سؤالات می‌تواند مسیر ارزشیابی مردم‌محور را هموار کند.

-چالش منفعت عمومی: یک اشتباه رایج، که بر فهم از ارزشیابی مردم‌محور نیز اثرگذار است، این است که تصور می‌شود جمع جبری منافع خصوصی، می‌تواند منافع عمومی را رقم بزند. با این تصور، تلاش می‌شود که با تجمیع نظرها و قضاوت‌های اشخاص به منفعت عمومی پی برد و تصمیمی گرفت که به نفع همه باشد. درحالی‌که این روند درست نیست. منفعت عمومی، شامل اموری است که برای عموم مردم مطلوبیت دارد و همگان را بهره‌مند می‌کند. ممکن است نتایج ارزشیابی مردم‌محور از منفعت عمومی فاصله بگیرد. ارزشیابی مردم‌محور تجمیع منافع فردی را بازتاب می‌دهد اما این به‌معنای نیل به منفعت عمومی نیست. به‌عنوان مثال، وجود ارتش یا نظام سربازی، ماهیت عمومی دارند و نمی‌توان آنها را صرفاً به‌نظرسنجی مردمی منوط کرد. این موارد نیازمند تصمیم‌گیری‌های کلان و استراتژیک هستند که ممکن است با نظر عمومی همسو نباشند. ممکن است اکثریت مردم معتقد به این باشند که سود بانکی حذف شود. تمکین به این نظر احتمالاً به فروپاشی نظام مالی و بانکی می‌انجامد و منفعت عمومی از بین می‌رود. در وزن دادن به ارزشیابی مردم‌محور باید به این نکته توجه کرد که این ابزار دارای محدودیت‌هایی است و ازجمله از تشخیص و فهم منفعت عمومی عاجز است.

 

4. تحلیل مضمونی بیانات رهبران انقلاب اسلامی

در این بخش، بیانات رهبران انقلاب اسلامی (امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای) با محوریت ارزشیابی مردم‌محور بررسی می‌شود. برای رسیدن به این مضامین، ابتدا جملات رهبران انقلاب اسلامی که به نوعی با مفهوم ارزشیابی مردم‌محور مرتبط بود جمع‌آوری کردیم و پس از دسته‌بندی آنها، مضامین پایه‌ای و مضامین سازمان‌دهنده استخراج شدند. در مجموع ۶ مضمون سازمان‌دهنده به دست آمد که در این بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

1ـ4. تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

بررسی بیانات رهبران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که مردم جایگاه ویژه‌ای در نظام سیاسی دارند. فیش‌های استخراج‌ شده از بیانات امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب را می‌توان در سه محور دسته‌بندی کرد که سه مضمون پایه‌ای را شکل می‌دهند.

۱ـ1ـ4. مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

امام خمینی(ره) با تأکید بر این نکته که «رئیس‌جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند. مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسائلى که سابق و آن افرادى که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند، خود مردم باید جلویش را بگیرند»[20]، مفهوم جدیدی از رابطه حکومت و مردم ارائه می‌دهد. این دیدگاه معتقد به نفی هرم قدرت سنتی، پذیرش برابری مردم و مقامات سیاسی و نشئت گرفتن قدرت از مردم (نه از بالا) دلالت دارد. آیت‌الله خامنه‌ای نیز بر این نکته صحه می‌گذارد و می‌گوید: امام خمینی «به‌معناى حقیقى کلمه احترام براى آرای مردم و افکار مردم و تشخیص مردم معتقد بود؛ ... مردم را ولى‌نعمت مسئولان معرفى کرد؛ مکرر امام ذکر کردند که این مردم ولى‌نعمت ما هستند؛ مواردى خود را خادم ملت معرفى کرد»[21].

از جملات رهبران انقلاب چنین برمی‌آید که مردم قدرت عملی بر مسئولان دارند و مختارند که همواره و مداوم مسئولان را پایش کنند.

۲ـ1ـ4. منزلت اجتماعی مردم

اندیشه انقلاب اسلامی، مردم را دارای شأن دخالت و حضور مستقیم در سیاست می‌داند. «دخالت در امور سیاسی سالم و اجتماعی، یک وظیفه است در این حکومت اسلامی»[20]. بنابراین اگر مردم، عملکرد مسئولان کشور را ارزشیابی کنند، در حیطه اختیارها و مسئولیت‌های آنهاست. با این توضیح می‌توان گفت که ارزشیابی مردم‌محور، قابل جایگزینی نیست؛ زیرا «حضور مردم هیچ جایگزین دیگری ندارد»[22].

۳ـ1ـ4. مشارکت در حکمرانی

حکمرانی، قلمروی اختصاصی مقامات سیاسی و مدیران نیست. براساس اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، مردم و مسئولان در حکمرانی شریک هستند. بنابراین مردم هم به اندازه مسئولان حق حکمرانی دارند. امام خمینی در این زمینه می‌فرماید: «باید مردم خودشان یک کسی را تعیین کنند ... که او دخالت کند در امورشان؛ هر وقت او را نخواستند، بگویند برو گم شو»[23]. تحلیل بیانات رهبران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که آنها به صلاحیت مردم باور داشتند و بر این اساس است که شراکت مردم در امر حکمرانی را تجویز می‌کردند. «بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است»[24] و بر پایه همین اعتماد، ارزشیابی مردم‌محور معنادار می‌شود و باید در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی مؤثر باشد.

به‌طورکلی بررسی بیانات رهبران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که «تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری»، نه‌تنها یک اصل سیاسی، بلکه یک ضرورت شرعی و عقلانی تلقی می‌شود. این رویکرد پایه‌ای را برای شکل‌گیری الگوی نظری ارزشیابی مردم‌محور فراهم می‌کند که در آن قضاوت و ارزشیابی مردم در مورد عملکرد مسئولان و فرایندهای حکمرانی مهم و مؤثر است. شأن و جایگاه مردم در تصمیم‌گیری‌ها باید رعایت شود و ارزشیابی مردم‌محور، ابزاری است که نشان می‌دهد این ملاحظه محقق شده است.

 

2ـ4. حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

دومین محوری که از تحلیل مضمونی بیانات رهبران انقلاب اسلامی استخراج می‌شود، «حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت» است. به این معنا که مردم حق دارند بر دولت نظارت کنند. دولت و حاکمیت نیز موظف است که اقدام‌های خود را شفاف اطلاع‌رسانی کند تا زمینه برای ارزشیابی این اقدام‌ها، از سوی مردم فراهم شود.

در چارچوب ارزشیابی مردم‌محور، نظارت عمومی نه‌‌‌‌‌‌‌‌تنها به‌مثابه یک وظیفه سیاسی بلکه به‌عنوان یک سازوکار پایدار برای سنجش کارآمدی حکومت معنا می‌یابد. در واقع، حضور مستمر مردم در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی و ایفای نقش ناظر، ضامن اصلی جلوگیری از تمرکز قدرت و فساد ساختاری است.

1ـ2ـ4. نظارت اجتماعی

این مؤلفه بیش از مؤلفه‌های دیگر، به ارزشیابی مردم‌محور دلالت دارد. امام خمینی صریحاً می‌فرماید «زنان و مردان همگی باید ناظر باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به کارهای دولت ناظر باشند، اظهارنظر بکنند. ملت باید الان همه‌شان ناظر امور باشند»[25]. بدون این نظارت و ارزشیابی مردم‌محور امکان انحراف و فساد وجود دارد. «ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز، اگر کنار بروند، بسپارند دست اینها و بروند مشغول کارهایشان بشوند، ممکن است یک وقت به تباهى بکشد»[26].

2ـ2ـ4. نقد قدرت از سوی مردم

در مضمون دوم یعنی نقد، بُعد دیگری از ارزشیابی مردمی برجسته می‌شود: حق انتقاد. تفاوت جمهوری اسلامی با رژیم طاغوت از نظر رهبران انقلاب، در همین امکان انتقاد عمومی و بی‌هزینه از قدرت است. امام خمینی در ابتدای انقلاب فرمود: «این حکومت در همۀ مراتب خود، متکى به آراى مردم و تحت نظارت و ارزیابى و انتقاد عمومى خواهد بود»[23].

نقد، در اینجا نه‌تنها حق بلکه یک ضرورت تربیتی و سیاسی است که مانع شکل‌گیری غرور قدرت و خودبسندگی مسئولان می‌شود. پذیرش خطا، اقرار به اشتباه و گشودگی به انتقاد، معیارهای مهمی برای ارزشیابی عملکرد مسئولان به شمار می‌آید. «انتقاد باید انجام بگیرد. گاهى اوقات انتقاد باید عمومى هم باشد؛ ما همیشه معتقد نیستیم که انتقاد باید درِگوشى باشد؛ نه، گاهى هم باید عمومى باشد»[27].

3ـ2ـ4. عدالت‌خواهی

عدالت نه یک آرمان انتزاعی، بلکه شاخصی برای سنجش عملکرد حاکمان است. رهبران انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که عدالت باید به خواسته‌ای عمومی تبدیل شود، به‌ویژه در میان جوانان و دانشجویان. «باید عدالت آن‌چنان از طرف مردم، قشرها و بهخصوص جوانان مطالبه شود که هر مسئولى - چه بنده و چه هرکس دیگرى که در جایى مسئول است - ناچار باشد به مقوله عدالت، ولو برخلاف میلش هم باشد، بپردازد»[28]. مطالبه عدالت از مسئولان، توسط رهبران انقلاب اسلامی به رسمیت شناخته شده است و طبیعی است که در ارزشیابی مردمی، مردم در مورد عدالت‌محور بودن طرح‌ها و اقدام‌ها و رویه‌ها اظهارنظر کرده و مطالبه داشته باشند.

4ـ2ـ4. مطالبه

مردم نه‌تنها می‌توانند، بلکه باید از مسئولان مطالبه کنند، آنها را به پاسخ‌گویی وادارند و از زبان دین و تکلیف الهی، خواست‌های خود را پیگیری کنند. «آنچه من عرض مى‌کنم، فقط این نیست که بخواهم زبانى مسئولان را نصیحت کنم؛ به شما مردم عرض مى‌کنم تا بدانید و بخواهید و مطالبه کنید. به مسئولان و دست‌اندرکاران و کارگزاران حکومتى در قواى سه‌گانه و به خودم این را مى‌گویم، براى اینکه خودمان را موظف بدانیم و عمل کنیم و پاسخ‌گو باشیم»[29].

این دسته از سخنان رهبران انقلاب، نشان‌دهنده آن است که در اندیشه انقلاب اسلامی، مردم صرفاً ناظر منفعل نیستند، بلکه ارزیابان فعالی هستند که با «مطالبه‌گری» شاخص‌های کارآمدی و سلامت نظام را تعریف می‌کنند. «شما می‌توانید مسیر کشور را اگر چنانچه غلط است، برگردانید به مسیر درست؛ آنجاهایی که اشکال دارد، آنجاها را می‌توانید برگردانید. ... این کاری است که شما جوانها جوان‌های دانشمند و عالم- می‌توانید بکنید»[30].

5ـ2ـ4. امربه معروف و نهی از منکر

امر به معروف یک سازوکار همگانی برای نظارت اجتماعی است و محدود به مسائل خرد فردی نمی‌شود؛ بلکه مهم‌ترین عرصه آن، حفاظت از عدالت، اقتدار ملی، سلامت فرهنگی و بقای نظام اسلامی است. «امربه‌معروف فقط این نیست که ما، برای اسقاط تکلیف، دو کلمه بگوییم. آن هم در مقابل منکراتی که معلوم نیست از مهم‌ترین منکرات باشند. وقتی یک جامعه را موظف می‌کنند که آحادش باید دیگران را به معروف امر و از منکر نهی کنند، این به چه معناست؟ چه وقت ممکن است آحاد یک ملت امر به معروف و ناهی از منکر باشند؟ وقتی که همه، به‌معنای واقعی در متن مسائل کشور حضور داشته باشند؛ همه کار داشته باشند به کارهای جامعه؛ همه اهتمام داشته باشند؛ همه آگاه باشند؛ همه معروف‌شناس و منکرشناس باشند. این، به‌معنای یک نظارت عمومی است»[31].

در این چارچوب، هر فرد جامعه به‌منزله یک ارزیاب دینی و اخلاقی عمل می‌کند و با زبان هشدار و تذکر، قدرت را در برابر خطا و انحراف پاسخ‌گو می‌سازد. «شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتى‌؟ باید هجوم کنید، نهى کنید که چرا؟ اگر خداى نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا برخلاف موازین‌؟ سایر مردم هم باید بکنند. نهى از منکر اختصاص به روحانى ندارد؛ مال همه است. امت باید نهى از منکر بکند؛ امر به معروف بکند»[32].

برایند این پنج مضمون نشان می‌دهد که ارزشیابی مردمی در منظومه رهبران انقلاب اسلامی، ترکیبی از نظارت، نقد، عدالت‌خواهی، مطالبه‌گری و امر به معروف است؛ سازوکاری که هم ریشه در تکلیف دینی دارد، هم در حقوق سیاسی و اجتماعی شهروندان. بدین‌ترتیب، حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت نه‌تنها به کارکردهای فنی و نهادی ارزیابی گره خورده است، بلکه معنای هویتی و فرهنگی خاصی پیدا می‌کند که آن را از الگوهای صرفاً غربی ارزشیابی مردم‌محور متمایز می‌سازد.

 

3ـ4. احساس رضایت عمومی

احساس رضایت عمومی یکی از ستون‌های اصلی در الگوی ارزشیابی مردم‌محور است. در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، بقای نظام، وجاهت قانونی و پشتیبانی اجتماعی به میزان رضایتمندی مردم گره خورده است. این رضایت نه صرفاً یک شاخص روان‌شناختی بلکه نشانه‌ای عینی از کارآمدی، عدالت و خدمتگزاری حکومت تلقی می‌شود.

1ـ3ـ4. رضایت

در بیانات امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای، رضایت عمومی «ملاک و معیار مهم سنجش حکمرانی» دانسته شده است. تأکید می‌شود که پایگاه واقعی قدرت در دل‌های مردم است و اگر دل آنان به دست آید، هم رضایت خداوند حاصل می‌شود و هم پشتیبانی اجتماعی استمرار می‌یابد. «ملاک و مناط و معیار و میزان کار، رضایت و نبود رضایت عامه مردم است... بنابراین بروید سراغ راضى کردن عموم مردم»[33].

این رضایت، برخلاف برداشت‌های سطحی یا پوپولیستی، یک «نشانه واقع‌گرایانه» از درستی عملکرد دستگاه‌هاست. «کاری بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم. وقتی پایگاه پیدا کردید، خدا از شما راضی است؛ ملت از شما راضی است؛ قدرت در دست شما باقی می‌ماند و مردم هم پشتیبان شمایند»[34]. بنابراین، رضایت عمومی یک شاخص دوگانه است: هم معیار کارآمدی سیاسی و هم نشانه همسویی نظام با خواست الهی.

2ـ3ـ4. خدمت‌رسانی

یکی از راه‌های اساسی دستیابی به رضایت عمومی، خدمت صادقانه و ملموس به مردم است. در اندیشه رهبران انقلاب، فلسفه وجودی حکومت اسلامی «خدمتگزاری» معرفی شده است. «ما اصلاً براى خدمت به مردم آمده‌ایم. فلسفه وجود ما خدمت به مردم است... نباید آرام و قرار داشته باشیم. نهضت خدمت‌رسانى یعنى این. این خدمت را باید براى مردم محسوس کنیم. کارهاى بزرگى را که صورت گرفته، باید به زندگى مردم بکشانیم تا لذتش را حس کنند»[35].

خدمت در این نگاه تنها در حد شعار یا پروژه‌های کلان نیست، بلکه باید «محسوس» و «ملموس» باشد تا مردم آن را لمس کنند و به کارآمدی نظام اعتماد یابند. خدمت‌رسانی صادقانه و بی‌وقفه، خود نوعی ارزشیابی مستمر ازسوی مردم ایجاد می‌کند؛ چراکه آنان با چشم خود می‌سنجند که آیا حکومت در کنارشان است یا خیر. «مردم دیده بودند که دولت [زمان طاغوت] به فکر آنها نیست. شما باید آن طورى که به حسب واقع هم همین طور است به مردم حالى کنید که ما براى خدمت آمدیم، ادارات براى خدمت آمدند»[25].

3ـ3ـ4. عدالت

عدالت، بنیان رضایت عمومی و ریشه اصلی احساس اعتماد مردم به حکومت است. امام خمینی تصریح می‌کند که «کوشش همه مردم باید این باشد که زیر بار ظلم نروند. همان‌طورى که ظلم حرام است، زیر بار ظلم رفتن هم حرام است. مظلوم شدن غیر زیر بار ظلم رفتن است. آدم باید تا آنجا که قدرت دارد زیر بار ظلم نرود»[36]. در این منظومه، مردم موظف‌اند نه‌تنها زیر بار ظلم نروند، بلکه عدالت را از مسئولان خود مطالبه کنند. بنابراین اگر ارزشیابی مردم‌محور نشان داد که در بخشی از روندهای سیاسی، بی‌عدالتی وجود دارد، این وظیفه مردم است که رفع بی‌عدالتی را از مسئولان مطالبه کنند.

آیت‌الله خامنه‌ای نیز بر این باور است که «مهم‌ترین وظیفه مسئولان کشور این است که در جامعه عدالت را معنا ببخشند تا مردم عدالت را احساس کنند؛ عدالت در قانون، عدالت در قضا، عدالت در تقسیم منابع حیاتى کشور، عدالت در برخوردارى‌ها و دسترسى‌هاى همه افراد به امکانات کشور»[37].

از تحلیل عبارت‌های رهبران انقلاب اسلامی چنین برمی‌آید که «احساس رضایت عمومی» در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی نه امری حاشیه‌ای بلکه یک شاخص کلیدی ارزشیابی مردمی است. در ارزشیابی مردم‌محور این محور باید با معیارهای گفته شده مورد سنجش قرار گیرد و اگر احساس نارضایتی وجود دارد، عامل آن برطرف شود.

 

4ـ4. ادراک کارآمدی

کارآمدی در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، معیار مهمی برای قضاوت عمومی نسبت به نظام سیاسی است. مردم نه براساس شعارها و وعده‌های سیاسی، بلکه بر اساس تجربه زیسته خود و نتایج ملموسی که در زندگی روزمره می‌بینند، درباره کارآمدی حکومت داوری می‌کنند.

۱ـ4ـ4. تأثیر در زندگی مردم

رهبران انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که مردم به «نام‌ها» یا «جناح‌ها» توجه چندانی ندارند، بلکه به این می‌نگرند که چه کسی توانایی حل مشکلات و رفع موانع زندگی روزمره‌شان را دارد. در این معنا، کارآمدی نه یک برداشت ذهنی، بلکه تجربه‌ای عینی است که مردم آن را در کیفیت خدمات عمومی، روان بودن امور اداری و رفع مشکلات معیشتی می‌سنجند. مردم حق دارند که در مورد کارآمدی مسئولان ارزشیابی خود را بروز دهند. «این مسائلی را که به من گفتید در یک همچو اتاق محدودی، بهتر این است که هر یک از آقایان که متکفل یک امری هستند، وقتی کاری انجام می‌دهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالی دارد که مثلاً ما برخلاف می‌گوییم، بیایند اطلاع بدهند. در روزنامه‌ها اطلاع بدهند، خودشان بیایند در محضر عمومی اطلاع بدهند که این حرفی که ما راجع به برق زدیم، راجع به آسفالت زدیم، راجع به کارهای دیگر زدیم چنانچه مردم اعتقادشان این است که این طور نیست و کاری انجام نداده است جمهوری اسلامی، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت، هر که این ادعا را دارد، بیاید بگوید که ما در این مواردی که داریم می‌گوییم که «عمل کردیم»، بیایند بگویند که نخیر، شما عمل نکردید»[25].

از این‌رو، مسئولان موظفند گزارش‌های مستند و شفاف ارائه دهند تا مردم بتوانند خود درباره کارآمدی نظام قضاوت کنند. «مسئولان باید مردم را در قبال یک گزارش درست و متقن، مختار به قضاوت کنند تا مردم بتوانند کارآمدىِ نظام را به چشم ببینند و نسبت به آن قضاوت کنند»[38].

۲ـ4ـ4. توانمند و شایسته تلقی کردن حاکمیت در حل مسائل

کارآمدی حکومت، هنگامی تثبیت می‌شود که مردم حاکمیت را توانا و شایسته برای رفع مشکلات زندگی خود ببینند. چنین ادراکی زمینه‌ساز اعتماد پایدار و مشارکت فعال مردم در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی است. «باید تصویر دولت در چشم مردم، تصویر یک گروه توانا و کارآمدى باشد که دارند تلاش می‌کنند. حالا البته انسان که تلاش می‌کند، همیشه موفق نمی‌شود؛ نفس اینکه دارند تلاش می‌کنند، کار می‌کنند، این براى مردم جذاب است»[39].

۳ـ4ـ4. ادراک رفاه

یکی از ابعاد برجسته کارآمدی، میزان توانایی نظام در تأمین رفاه عمومی است. رهبران انقلاب تصریح کرده‌اند که حکومت اسلامی برای رفاه مردم و بهبود معیشت بنا شده است. «وضع حکومت اسلام یک همچو وضعى است. اداره‌اش براى رفاه مردم است، نظامش براى رفاه مردم است، رئیس جمهورش براى رفاه مردم است، نخست وزیرش براى رفاه مردم است»[34].

در این چارچوب، دولت‌ها موظف‌اند زمینه‌های اشتغال، ثبات اقتصادی و کاهش فشار تورم را فراهم کنند تا مردم احساس آسایش و امنیت معیشتی داشته باشند. انتظار مردم از نظام سیاسی، رفاه، عدالت و کاهش تبعیض‌ها امری «به‌حق» معرفی شده است. «انتظار به‌حق مردم ما، این است که از یک اقتصاد شکوفا برخوردار باشند، رفاه عمومى باشد، طبقه ضعیف از وضعیت غیرقابل قبول خارج بشود، از مشکلات نجات پیدا کند؛ اینها انتظارات مردم ما است و این انتظارات به‌حق است»[40]

۴ـ4ـ4. ادراک مبارزه با فساد

هیچ معیاری به اندازه مبارزه با فساد در شکل‌گیری یا تخریب ادراک عمومی از کارآمدی نظام مؤثر نیست. امام خمینی هشدار داده بود که اگر ساختارها و نهادهای پس از انقلاب دچار همان فسادهای پیشین شوند، مردم نظام جدید را همسان رژیم گذشته تلقی خواهند کرد. اما اگر ما الان مدعى هستیم که اسلامى است رژیم ما، ولى وقتى برویم سراغ بازار ببینیم بازار همان بازار سابق است، ربا همان رباى سابق است، چپاولگرى همان چپاولگرى سابق است، اجحاف و گرانفروشى فوق‌العاده همان است که سابق بود؛ برویم توى ادارات هم ببینیم همان اشخاص و همان وضع و همان نابسامانى آنجا هم هست؛ برویم در مثلاً دانشگاه ببینیم آنجا هم مسائل همان مسائل است؛ هر جا برویم همان مسائل باشد، این موجب این مى‌شود که انعکاس پیدا بکند که رژیم فاسدى رفت، یک رژیم فاسدى جایش نشست»[32].

آیت‌الله خامنه‌ای نیز به روشنی تأکید کرده‌اند که حساسیت مردم به فساد و تبعیض، نشانه‌ای از آگاهی اجتماعی و پایبندی به آرمان‌های انقلاب است. ازاین‌رو، مبارزه با فساد نه‌تنها مطالبه مردم، بلکه شرط حفظ وجاهت قانونی و کارآمدی نظام است. «امروز مردم نسبت به فساد حساسند، نسبت به فاصله طبقاتى حساس‌تر از اول انقلابند؛ این چیز بدى نیست، این چیز بسیار خوبى است؛ این نشان‌دهنده آن است که مردم با آرمان‌هاى انقلاب آشنایند و دنبال آن آرمان‌هایند، لذا اعتراض می‌کنند؛ به فساد اعتراض می‌کنند و هر جایى که مبارزه با فساد باشد، مردم در آنجاها علاقه نشان می‌دهند و طرف‌دارى نشان می‌دهند و دلگرمى نشان می‌دهند»[41].

توجه دولت به ادراک مردم از مبارزه با فساد اهمیت دارد. لازم است به صورت مرتب نگاه و ارزشیابی مردم از مبارزه با فساد، احصا شود و در سیاستگذاری‌ها لحاظ شوند. ارزشیابی مردم‌محور به نظام حکمرانی نشان می‌دهد که چقدر دستگاه‌های مختلف توانسته‌اند در مبارزه با فساد موفق ظاهر شوند. براساس دریافت بازخورد مردم، می‌توان سیاست‌ها و ابزارهای مبارزه با فساد را اصلاح کرد.

5ـ4. پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

یکی از بنیان‌های محوری در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی که ارزشیابی مردم‌محور را تقویت می‌کند، اصل «پاسخ‌گویی به مردم» است. با توجه به اینکه مردم در نگاه رهبران انقلاب، صاحبان اصلی کشورند، مسئولان باید همواره خود را در جایگاه خدمت‌گزاری و پاسخ‌گویی در برابر آنان ببینند. پاسخ‌گویی به مطالبات عمومی، به‌معنای شفافیت، مسئولیت‌پذیری، انطباق دادن تصمیم‌ها با نیازهای واقعی جامعه و آمادگی برای پذیرش نقد و اصلاح است.

۱ـ5ـ4. پاسخ‌گویی

پاسخ‌گویی در گفتمان انقلاب اسلامی ضرورتی بنیادین برای بقای اعتماد عمومی است. رهبران انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که مسئولان باید بخشی از وقت خود را به گزارش‌دهی به مردم اختصاص دهند. این گزارش‌دهی صرفاً بیان موفقیت‌ها نیست، بلکه شامل اعتراف به کاستی‌ها، ناکامی‌ها و حتی خطاها نیز می‌شود. مردم از نظر رهبران انقلاب، هم به تلاش و هم به صداقت مسئولان بها می‌دهند: «دو ستون درست کنید: کارها و خدماتى که انجام داده‌اید، کارهایى که انجام نداده‌اید، یا ناکام مانده‌اید در انجامش؛ این‌ها را با مردم در میان بگذارید و بدانید که مردم قدر خدمت و قدر تلاش را مى‌دانند. ما باید هم کارهاى کرده خودمان و هم کارهاى نکرده خودمان، یا درست نکرده خودمان را با صداقت در میان بگذاریم... این مسائل را براى مردم بیان کنید»[42].

2ـ5ـ4. شفافیت

شفافیت به‌عنوان یکی از کلیدواژه‌های مهم ارزشیابی مردمی، در گفتمان انقلاب اسلامی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. رهبران انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که اطلاع‌رسانی صحیح، بهنگام و عمومی باید در اولویت باشد. شفافیت از یک‌سو موجب افزایش پاسخ‌گویی می‌شود و از سوی دیگر امکان مشارکت مردم در نقد و اصلاح سیاست‌ها را فراهم می‌سازد. به همین دلیل «اطلاعات باید عمومى بشود. باید شفاف‌سازى اطلاعات صورت بگیرد»[43].

فقدان شفافیت باعث می‌شود که مردم احساس کنند غیرخودی و بیگانه هستند و طبیعی است که افراد غیرخودی، اجازه ارزشیابی عملکرد مسئولان نظام را ندارند. اما اگر شفافیت و انتشار اطلاعات وجود داشته باشد، زمینه ارزشیابی مردم‌محور فراهم می‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای، مناظرات انتخاباتی که شفافیت را افزایش می‌دهد را تأیید می‌کند: «در این مناظره‌ها و در این گفت‌وگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخ‌گویی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخ‌گویی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. ... مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمی‌آیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد»[44].

شفافیت، زیرساخت اساسی ارزشیابی مردم‌محور است؛ بدون دسترسی آزاد به داده‌ها و اطلاعات، افکار عمومی قادر به داوری در مورد سیاست‌ها نیست. بنابراین، شفافیت نه‌فقط یک اصل اخلاقی، بلکه شرط معرفتی برای مشارکت مردم در ارزشیابی محسوب می‌شود.

3ـ5ـ4. مسئولیت‌پذیری

مسئولیت‌پذیری در کنار پاسخ‌گویی، بخش مکمل این گفتمان است. از دیدگاه امام خمینی و رهبر انقلاب، مسئولان باید بپذیرند که در برابر مردم قابل سؤال و داوری هستند. این پذیرش، زمینه مهمی برای مشروعیت‌بخشی به «ارزشیابی مردم‌محور» است. دولت، مجلس و سایر نهادها نمی‌توانند و نباید قضاوت عمومی را نادیده بگیرند. «جورى باشد که دولت مسئولیت خودش را داشته باشد تا انسان بتواند سؤال کند از دولت؛ انسان از مجلس هم باید بتواند سؤال کند، در مورد مجلس [هم] بتواند قضاوت کند، داورى کند[45]».

امام خمینی صریحاً بیان کرده‌اند که رئیس‌جمهور منتخب مردم در برابر تک‌تک کسانی که به او رأی داده‌اند مسئول است و باید پاسخ دهد: « شما جواب یکى یکى از این افرادى که به شما رأى دادند و شما را به‌عنوان رئیس‌جمهور اسلام، رئیس‌جمهورى کشور اسلامى تعیین کردند هر یک از اینها فردا مى‌آیند شما را مى‌گیرند، جواب از شما مى‌خواهند»[26] این سخن نشان می‌دهد که فارغ از دستگاه‌های نظارتی و نهادهای نمایندگی (مثل مجلس)، «یکی یکی از افراد» جامعه حق دارند از رئیس‌جمهور پاسخ بخواهند و دولت وظیفه دارد پاسخ‌گوی تک‌تک مردم باشد.

4ـ5ـ4. انطباق تصمیم‌گیری‌ها با نیاز مردم

براساس اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، باید برنامه‌ها و سیاست‌های کشور براساس مطالبات عمومی طراحی و اصلاح شود. امام خمینی تفاهم بین دولت و مردم را در صدر امور قرار می‌دهد: «آن چیزى که در رأس برنامه‌هاى دولت است تفاهم بین ملت و دولت [است] و آن هم نه اینکه هى بگوییم: «تفاهم داریم» شمایى که وزیر دارایى هستید، آن افرادى که مى‌فرستید به اطراف، افرادى باشند که صالح باشند، افرادى باشند که با مردم بسازند؛ ... استاندارها[یى] که مى‌فرستند، استاندارهایى باشند که با علما، با مردم بسازند، نه اینکه اختلاف پیدا کنند»[26].

رهبر انقلاب نیز بارها گوشزد کرده‌اند که مطابق با نقد و نظر مردم، دستگاه‌ها باید اصلاح شوند: «همه دستگاه‌های کشور باید مورد نقد منصفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چارچوب آن، رفتار خود را اصلاح کنند. دولت، مجلس، قوه قضائیه و سایر دستگاه‌هایی که در کشور هستند و مسئولیت‌های مهمی بر دوش آنهاست، همه مشمول این قاعده کلی هستند»[46].

ارزشیابی مردم‌محور، به مسئولان کمک می‌کند که تصمیم‌هایی بگیرند که با نیاز و خواسته مردم منطبق باشد.

 

6ـ4. اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

۱ـ6ـ4. گفت‌وگوی اجتماعی

در اندیشه امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب اسلامی، گفت‌وگو با مردم صرفاً یک تاکتیک ارتباطی نیست، بلکه بخشی از فرایند حکمرانی مردمی است و جایگزینی ندارد. تأکید بر بیان مسائل اساسی برای افکار عمومی، آشنا کردن جامعه با نیازهای بنیادین و به‌کارگیری زبان اقناعی و اثرگذار، نشان‌دهنده درکی است که حکومت اسلامی برای پایدار ماندن نیازمند چرخه‌ای مستمر از تبیین، شنیدن و پاسخ‌گویی است. به بیان دیگر، تبیین نه یک اقدام مقطعی، بلکه یک وظیفه دایمی برای جلوگیری از انباشت سوء‌تفاهم‌ها و شکاف‌های ادراکی میان مردم و حکومت محسوب می‌شود: «تا آنجایى که ممکن است، با مردم مستقیم حرف بزنید. ... از طریق تلویزیون و با تماس‌هاى رودررو با مردم براى آنها توضیح بدهید. و البته این [کار] همیشه باید انجام بگیرد؛ این توضیح و تبیین مخصوص هفته دولت نیست، همیشه بایستى انجام بگیرد»[47].

در چارچوب ارزشیابی مردم‌محور، گفت‌وگوی اجتماعی به‌‌معنای قرار دادن مردم در جایگاه «ذی‌نفعان اصلی سیاست» است.

2ـ6ـ4. جلب همراهی مردم

در گفتمان انقلاب اسلامی، دولت به‌تنهایی قادر به حل مشکلات ملی نیست و حضور مردم در صحنه شرط موفقیت قلمداد می‌شود. این نگاه، برخلاف دولت‌های مدرن بوروکراتیک که بر «ظرفیت‌های نهادی» تکیه می‌کنند، بر «ظرفیت اجتماعی» متکی است. در این چارچوب، سیاست‌ها زمانی اجرایی می‌شوند که مردم خود را «شریک» در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری بدانند. چنین نگاهی با ارزشیابی مردم‌محور همسو است که ارزیابی سیاست‌ها را بدون حضور فعال مردم ناقص می‌داند.

در ابتدای انقلاب که برای شکل جدید حکومت تصمیم‌گیری می‌شد، امام خمینی(ره) از مسئولان خواستند که ضمن محترم شمردن آزادی انتخاب مردم، از آنها «تقاضا» کنند که به جمهوری اسلامی رأی دهند و بدون ملزم کردن مردم، آنها را با بیان مزیت‌های این شکل از حکومت، در انتخاب درست راهنمایی کنند. «الان وقت این است که ما فعالیت بکنیم براى اینکه این جمهورى اسلامى را پیاده کنیم و رأى از مردم [بگیریم] تقاضا کنیم از مردم که رأى بدهند به جمهورى اسلامى؛ و همه هم آزادند اما شما هدایت‌شان کنید. الزام نیست. ...، مردم آزادند لکن شما هدایت کنید مردم را. ... شما معرفى کنید اسلام را، معرفى کنید حکومت اسلامى را، معرفى کنید احکام اسلام را. به آنها بفهمانید که اگر شما یک حکومت عدلى بخواهید، یک حکومت انصافى بخواهید، بخواهید که در رفاه باشید، بخواهید که فقراى شما در رفاه باشند، بخواهید که اغنیا به شما ظلم نکنند، بخواهید که دولت‌ها به شما ظلم نکنند، بخواهید که پاسبان‌ها دیگر نتوانند به شما ظلم کنند، ارتش نتواند به شما ظلم کند، اگر یک همچو [حکومتى] را بخواهید، رأى بدهید به جمهورى اسلامى»[48]. حتی برای تصویب جمهوری اسلامی که حاصل خون هزاران شهید بود هم امام خمینی(ره) تأکید می‌کرد که بدون جلب همراهی مردم اقدامی نشود.

جلب همراهی مردم بدین معناست که سیاست‌ها نه‌‌تنها برای مردم، بلکه با نظر مردم اجرا می‌شوند. ارزشیابی مردم‌محور نیز در همین منطق عمل می‌کند: مردم بلکه شریک در تعریف شاخص‌ها و معیارهای ارزیابی‌اند.

3ـ6ـ4. توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع افکار عمومی با تکیه بر توضیح صادقانه سیاست‌ها، یکی از راهبردهای کلیدی در عملیاتی شدن ارزشیابی مردمی است. در ارزشیابی مردم‌محور، «اقناع» فقط ابزار مدیریت بحران نیست، بلکه بخش جدایی‌ناپذیر چرخه سیاستی است. زمانی که دولت‌ها سیاست‌های خود را توضیح می‌دهند و از مردم بازخورد می‌گیرند، در واقع به بازتعریف مستمر سیاست‌ها بر اساس ادراک عمومی تن می‌دهند.

رهبر انقلاب اسلامی نهادهایی که نسبت به اقناع مردم موفق بودند را تأیید و تشویق می‌کند: «الان مسئله انرژى اتمى مطرح است. افکار عمومى در این قضیه باید توجیه شود. شنیدم ظاهراً پریشب سیما برنامه خیلى خوبى داشته و با دست‌اندرکاران قضیه در تهران و وین تماس گرفته و موضوع را بررسى کرده است؛ این‌طور کارها بسیار مفید است. افکار عمومى باید در جریان مسائل قرار گیرد و به شکل صحیح و منطقى توجیه شود»[49]. در مقابل، دستگاه‌هایی که در گفت‌وگو با مردم کم‌کاری می‌کنند و یا قادر به اقناع مردم نیستند را سرزنش می‌نماید: «ایرادى که من به این دولت وارد مى‌کنم، این است که توضیح دادنشان به مردم کم است. این روابط عمومی‌هاى شما در بخش‌هاى مختلف باید فعال عمل کنند. روابط عمومى شماست که از رسانه ملى یا از مطبوعات مى‌تواند استفاده بهینه بکند؛ یاد بگیرند راه بیان کردن را. گاهى انسان توضیح هم مى‌دهد، بیان هم مى‌کند؛ منتها بى‌فایده! چون نوع بیان، نوع بیانِ اثرگذار و باوربرانگیز نیست؛ حقیقت را درست روشن نمى‌کند. این یکى از نقص‌هاست که باید حتماً این نقیصه را جبران کنید»[50].

5. طراحی و تفسیر شبکه مضامین

در این بخش تلاش می‌شود با استفاده از مضمون‌های یافت‌شده در سخنان رهبران انقلاب اسلامی به یک شبکه مضامین برسیم. این شبکه مضامین می‌تواند روابط بین مضمون‌ها را مشخص کرده و تفسیری از یافته‌ها را در اختیار ما قرار دهد. در شبکه مضامین، روابط مضامین پایه، مضامین سازمان‌دهنده و مضامین فراگیر نشان داده می‌شود.

 

شکل 3. مبانی ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی

 

 

 

مأخذ: یافته‌های پژوهش

مدل ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی را می‌توان به صورت یک شبکه مضمونی تبیین کرد که بر پایه سه رکن اصلی استوار است: تثبیت جایگاه مردم در نظام حکمرانی، انعکاس اجتماعی سیاست‌ها و تعهد دولت به تعامل مسئولانه با افکار عمومی. این سه رکن در پیوندی درونی و متقابل با یکدیگر، چارچوبی منسجم برای فهم و عملیاتی‌سازی ارزشیابی مردم‌محور در عرصه حکمرانی فراهم می‌آورند.

 

۱ـ5. تثبیت جایگاه مردم در نظام حکمرانی

نقطه آغاز این مدل، جایگاه مردم به‌عنوان صاحبان اصلی انقلاب و حکومت است. در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، مردم نه‌تنها مخاطب سیاست‌ها بلکه شریک و صاحب نقش در فرایند حکمرانی‌اند. این رویکرد به رسمیت شناختن منزلت اجتماعی مردم و تکریم شأن آنان در تصمیم‌گیری‌های کلان را ضروری می‌سازد. بدین معنا که مردم صرفاً پیرو یا تابع نیستند، بلکه کنشگران فعال و صاحب‌نظر در فرایند سیاستگذاری به شمار می‌آیند.

این جایگاه از دو منظر قابل توضیح است: نخست، مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب، همان کسانی‌اند که با فداکاری و هزینه‌های سنگین نظام سیاسی را بنیان نهادند و بنابراین، سهمی بنیادین در تداوم و اصلاح آن دارند. دوم، حقوق مردم به‌عنوان شریک در حکمرانی؛ یعنی وجاهت قانونی نهادهای قدرت از پیوند مستمر با مردم ناشی می‌شود و هیچ نهادی نمی‌تواند خود را مستقل از اراده عمومی تعریف کند.

به همین دلیل، حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت به‌عنوان مضمون فرعی در این بخش جای می‌گیرد. نظارت اجتماعی، نقد، عدالت‌خواهی، مطالبه‌گری و اجرای اصل امر به معروف و نهی از منکر همگی ابزارهایی هستند که از دل اندیشه رهبران انقلاب برای اعمال این حق عمومی استخراج می‌شود. این ابزارها نشان می‌دهند که حکومت باید در برابر مردم پاسخ‌گو باشد و نمی‌تواند خود را فراتر از نقد یا پرسشگری عمومی بداند.

 

۲ـ5. انعکاس اجتماعی سیاست‌ها

گام دوم در این مدل، ناظر به آن است که سیاست‌ها و اقدام‌های دولت باید در ادراک و احساس مردم بازتاب یابند. در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، ارزش و اعتبار سیاست‌ها نه فقط به نیت و طراحی آنها بلکه به احساس رضایت عمومی و ادراک مردم از کارآمدی حکومت وابسته است.

این بخش خود دو بُعد اساسی دارد:

احساس رضایت عمومی: شاخص‌هایی همچون رضایت مردم از خدمات عمومی، عدالت در توزیع منابع و سطح خدمت‌رسانی دولت معیارهایی‌اند که به‌صورت مستقیم در ارزیابی مردم از سیاست‌ها بازتاب پیدا می‌کنند. بی‌توجهی به این احساسات، به تعبیر رهبران انقلاب، می‌تواند پایه‌های اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی را تضعیف کند.

ادراک کارآمدی: مردم علاوه‌بر رضایت، باید حاکمیت را توانمند در حل مسائل بدانند. ادراک از توانایی حکومت در مدیریت بحران‌ها، مبارزه با فساد، ارتقای رفاه اجتماعی و تأمین نیازهای روزمره زندگی، بخش مهمی از سنجش کارآمدی محسوب می‌شود. در اینجا نیز آنچه اهمیت دارد نه صرفاً واقعیت عینی عملکرد، بلکه تصویری است که مردم از این عملکرد در ذهن خود شکل می‌دهند. اگر این تصویر مثبت باشد، اعتماد عمومی تقویت می‌شود؛ اما اگر تصویر ناکارآمدی غالب شود، مشروعیت سیاست‌ها و حتی ساختارها زیر سؤال می‌رود.

 

۳ـ5. تعهد دولت به تعامل مسئولانه با افکار عمومی

رکن سوم این مدل تأکید دارد که دولت و نهادهای حکومتی تنها به دریافت و ثبت ارزیابی‌های مردمی بسنده نمی‌کنند، بلکه موظف‌اند براساس آن واکنش عملی نشان دهند. در واقع، ارزشیابی مردم‌محور در این مرحله از سطح شناخت به سطح کنش سیاسی ارتقا می‌یابد.

این رکن نیز در دو مضمون اصلی قابل تفکیک است:

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم: دولت باید به مطالبات مردم پاسخ دهد و سیاست‌های خود را با نیازهای واقعی آنان تطبیق دهد. این امر مستلزم مسئولیت‌پذیری در برابر انتقادها و اصلاح فعال سیاست‌هاست. در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، مسئولیت‌پذیری دولت نه یک انتخاب، بلکه یک الزام اخلاقی و شرعی است؛ چراکه مردم صاحبان حکومت‌اند و حاکمان صرفاً وکالت آنان را در اداره کشور بر عهده دارند.

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها: تعامل مسئولانه تنها در پاسخ‌گویی خلاصه نمی‌شود، بلکه نیازمند اقناع افکار عمومی است. دولت باید از طریق گفت‌وگوی اجتماعی، ارتباط مداوم با مردم، جلب همراهی آنان و شفاف‌سازی سیاست‌ها، فضای اعتمادسازی را تقویت کند. شفافیت در این معنا نه صرفاً اطلاع‌رسانی یک‌طرفه، بلکه قراردادن مردم در جایگاه قضاوت‌کننده است؛ جایی که مردم بتوانند با اطلاعات کافی، درباره صحت و کارآمدی سیاست‌ها نظر دهند.

در مجموع، تحلیل شبکه مضمونی اندیشه رهبران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه این رهبران یک سازوکار فرعی یا تکمیلی نیست، بلکه بخشی ذاتی از فرایند حکمرانی است. آغاز این الگو با تثبیت جایگاه مردم در حاکمیت است؛ ادامه آن در بازتاب اجتماعی سیاست‌ها و اهمیت یافتن ادراک و احساس عمومی تبلور می‌یابد؛ و سرانجام، در تعهد دولت به تعامل مسئولانه و اصلاح سیاست‌ها براساس بازخورد مردم به نقطه کمال می‌رسد.

از این منظر، ارزشیابی مردم‌محور تنها یک فرایند ارزیابی نیست، بلکه یک چرخه مستمر از شناسایی جایگاه مردم، توجه به ادراک آنان و اصلاح عملی سیاست‌هاست که هم وجاهت قانونی و هم کارآمدی نظام را تضمین می‌کند. این چرخه اگر به‌درستی فعال بماند، می‌تواند الگویی متمایز از حکمرانی ایرانی-اسلامی را به نمایش بگذارد که در آن مردم نه صرفاً مخاطب، بلکه قاضی و شریک واقعی حکومت‌اند.

 

6. جمع‌بندی و پیشنهادها

ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی نه صرفاً یک ابزار فنی برای سنجش سیاست‌ها، بلکه بخشی از ماهیت حکمرانی مردمی و اسلامی به شمار می‌رود. مردم در این الگو، نه‌‌تنها مخاطب سیاست‌ها، بلکه صاحبان اصلی حکومت و داور نهایی عملکرد آن هستند. از این منظر، ارزش و مشروعیت سیاست‌ها در گرو آن است که بتوانند رضایت، اعتماد و همراهی عمومی را جلب کنند و در صورت مواجهه با بازخورد منفی، مسیر اصلاح و بازنگری را بپذیرند.

در این چارچوب، ارزشیابی مردم‌محور به‌مثابه یک کنش سیاسی و اجتماعی عمل می‌کند که شفافیت، پاسخ‌گویی و عدالت را تقویت کرده و سرمایه اجتماعی نظام را بازتولید می‌کند. تحلیل اندیشه رهبران انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که تحقق این نوع ارزشیابی نیازمند سه سطح اقدام مکمل است: تقنین، نظارت و سیاستگذاری اجرایی. هر یک از این سطوح اگر به‌طور هماهنگ و در تعامل عمل کنند، می‌توانند ارزشیابی مردم‌محور را به یک رکن نهادی پایدار در حکمرانی ایرانیاسلامی بدل کنند.

 

شکل 4. مدل مفهومی ارزشیابی مردم‌محور در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی

 

 

 

مأخذ: همان.

پیشنهادها

با توجه به مبانی نظری و تحلیلی پیشین و براساس اندیشه رهبران انقلاب اسلامی درخصوص جایگاه مردم در حکمرانی، می‌توان مجموعه‌ای از توصیه‌های سیاستی را برای ارتقای نظام ارزشیابی مردم‌محور در کشور ارائه داد. این توصیه‌ها با هدف تقویت کارآمدی، وجاهت قانونی و سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی تنظیم شده و می‌تواند به‌عنوان نقشه راه عملیاتی در سطوح مختلف سیاستگذاری مورد استفاده قرار گیرد:

۱. پیشنهادهای تقنینی

       استقرار یک نظام ارزشیابی مردمی در قوانین کشور جهت انجام این‌گونه از ارزشیابی‌ها در دستگاه‌های اجرایی،

      اضافه کردن موادی در آیین‌نامه داخلی مجلس جهت ایجاد سازوکار ارزشیابی مردمی قوانین،

        پیش‌بینی سازوکارهای حقوقی برای مشارکت مستقیم و غیرمستقیم مردم در فرایندهای ارزیابی و اصلاح سیاست‌ها،

       تدوین آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های الزام‌آور برای نهادهای اجرایی در خصوص گردآوری، تحلیل و انتشار داده‌های افکار عمومی و اجتماعی با رعایت قوانین و مقررات موجود،

        اختصاص بودجه و منابع لازم برای اصلاحات اجرایی مبتنی‌بر مطالبات و انتظارات مردم.

 

2. پیشنهادهای نظارتی

        طراحی و سنجش شاخص‌های ارزشیابی مردمی اعم از «سطح پاسخ‌گویی» و «اقناع افکار عمومی» در چارچوب ارزیابی‌های رسمی مجلس از عملکرد دولت،

        برگزاری جلسات ادواری با حضور نمایندگان دستگاه‌های اجرایی جهت ارائه گزارش‌های شفاف از بازخوردهای مردمی،

        فعال‌سازی کمیسیون‌های تخصصی مجلس در رصد وضعیت رضایت عمومی و پیگیری تعهد دولت به اصلاح سیاست‌ها بر اساس بازخورد مردمی،

         تقویت ظرفیت‌های تشکل‌های مردمی برای ایفای نقش در فرایندهای ارزیابی، با حمایت قانونی و منابع کافی،

         نهادینه‌سازی سازوکارهای عدالت‌خواهی مردمی و گنجاندن آن در فرایندهای نظارتی رسمی به‌عنوان بخشی از سلامت حکمرانی.

 

3. پیشنهادهای سیاستی

        توسعه مدل‌ها و روش‌های ارزشیابی مردمی در راستای سنجش ادراک و رضایت عمومی،

        تقویت ظرفیت‌های نهادی دولت برای تحلیل و به‌کارگیری ارزشیابی مردمی در اصلاح و بازطراحی سیاست‌ها،

        ایجاد شبکه‌های ارتباطی و گفت‌وگوی اجتماعی میان دولت، نخبگان و مردم برای اقناع عمومی و جلب همراهی اجتماعی در اجرای سیاست‌ها،

         نهادینه‌سازی رویکرد ارزشیابی مردمی در شوراها و نهادهای مردمی موجود،

         ارتقای شفافیت و پاسخ‌گویی در نظام حکمرانی از طریق الزام دستگاه‌های اجرایی و نهادهای عمومی به انتشار منظم گزارش‌های عملکردی شفاف و قابل فهم برای عموم مردم،

         فراهم‌سازی بسترهای نهادی برای نقد و مطالبه‌گری مردم، به‌گونه‌ای که مسئولان ملزم به پاسخ‌گویی عمومی باشند،

         لحاظ کردن شاخص‌های ارزشیابی مردمی اعم از «رضایت عمومی» و «ادراک از کارآمدی» در ارزیابی عملکرد سازمان‌ها و دستگاه‌های حکومتی،

         تقویت رویکردهای «سیاستگذاری مبتنی‌بر شواهد» به‌گونه‌ای که داده‌های مربوط به احساسات و قضاوت مردم در فرایند تصمیم‌گیری‌ و ادامه‌ یافتن سیاست‌ها لحاظ شود،

         توسعه ظرفیت‌های مدیریتی برای انطباق سریع سیاست‌ها با تغییرهای در نیازها و ادراکات عمومی،

         طراحی و اجرای راهبردهای ارتباطی شفاف از سوی دولت و نهادهای حاکمیتی، به‌گونه‌ای که سیاست‌ها برای مردم تبیین و اقناع شوند،

         نهادینه‌سازی فرهنگ گفت‌وگوی اجتماعی، از طریق برگزاری نشست‌های مردمی، گفت‌وگوهای تلویزیونی و رسانه‌ای و ایجاد فضاهای مجازی مشارکتی،

         اجتناب از مصادره جناحی یا تبلیغاتی بازخوردهای مردمی و تلاش برای ارائه تصویری واقعی از ارزشیابی‌های مردمی.

 

جدول 2. پیشنهاد توصیه سیاستی

ردیف

نوع توصیه

توصیه سیاستی

الزام‌ها و قیود اجرایی

دستگاه متولی

دستگاه معین

زمان‌بندی اجرا (کوتاه‌مدت، میان‌مدت، بلندمدت)

ملاحظات

تداوم

اصلاح

1.        

 

استقرار نظام ارزشیابی مردمی در دستگاه‌های اجرایی

 

سازمان اداری استخدامی

 

میان‌مدت

 

2.        

 

 

گنجاندن ارزشیابی مردمی قوانین در آیین‌‌نامه داخلی مجلس

 

مجلس شورای اسلامی

 

میان‌مدت

 

3.        

 

الزام نهادهای اجرایی به انتشار دوره‌ای داده‌های افکار عمومی و رضایت مردمی

 

هیئت‌‌دولت، مرکز آمار ایران، وزارت کشور

 

کوتاه‌مدت

 

4.        

 

تدوین آیین‌نامه مشارکت مردمی در ارزیابی برنامه‌ها و طرح‌های ملی

 

معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، وزارت کشور

 

میان‌مدت

 

5.        

 

گنجاندن شاخص «پاسخ‌گویی و اقناع عمومی» در ارزیابی سالیانه عملکرد دولت

 

مرکز پژوهش‌های مجلس، دیوان محاسبات کشور

 

میان‌مدت

 

6.        

 

تقویت ظرفیت‌های تشکل‌های مردمی برای ایفای نقش در فرایندهای ارزیابی

 

نهاد ریاست‌جمهوری، وزارت کشور

 

بلندمدت

 

7.        

 

طراحی سامانه بازخورد ملی مردم برای دریافت و تحلیل قضاوت‌های اجتماعی درباره سیاست‌ها

 

نهاد ریاست‌جمهوری، وزارت کشور

 

بلندمدت

 

8.        

 

الزام دستگاه‌ها به گزارش‌دهی شفاف فصلی به مردم از اقدام‌ها و خطاها

 

هیئت‌‌دولت، سخنگوی دولت، روابط ‌عمومی وزارتخانه‌ها

 

میان‌مدت

 

9.        

 

تعریف بودجه مستقل برای برنامه‌های اصلاحی براساس بازخورد مردم

 

سازمان برنامه‌وبودجه

 

کوتاه‌مدت

 

10.     

 

تقویت کمیسیون اصل نود و کمیسیون اجتماعی مجلس در رصد رضایت و مطالبه‌گری مردمی

 

مجلس شورای اسلامی

 

کوتاه‌مدت

 

11.     

 

ایجاد بانک داده رضایت عمومی برای تحلیل روند اعتماد و نارضایتی

 

مرکز آمار ایران، شورای اطلاع‌رسانی دولت

 

بلندمدت

 

12.     

 

پشتیبانی حقوقی از تشکل‌ها و انجمن‌های مردمی ارزیاب عملکرد دولت

 

وزارت کشور، قوه قضائیه

 

کوتاه‌مدت

 

13.     

 

الزام صداوسیما به پخش مناظره‌ها و گفت‌وگوهای اقناعی درباره سیاست‌های عمومی

 

سازمان صداوسیما

 

کوتاه‌مدت

 

14.     

 

اجرای برنامه گفت‌وگوی ملی میان دولت و مردم با حضور گروه‌های متکثر اجتماعی

 

شورای‌عالی انقلاب فرهنگی

 

کوتاه‌مدت

 

15.     

 

گنجاندن شاخص‌های «عدالت در خدمات» و «رضایت عمومی» در ارزیابی عملکرد مدیران

 

سازمان امور اداری و استخدامی کشور

 

میان‌مدت

 

16.     

 

الزام نهادها به انتشار عمومی داده‌های شفاف درباره بودجه و هزینه‌ها

 

وزارت اقتصاد، سازمان برنامه‌وبودجه

 

کوتاه‌مدت

 

مأخذ: همان.
* تداوم یا تقویت آیتمها یا اقدامات
** اصلاح رویه ها یا ایجاد سازوکارها

 

7. پیوست

جدول 3. تحلیل مضمون سخنان رهبران انقلاب اسلامی با محوریت ارزشیابی مردم‌محور[51] ، [52]

جملات رهبران انقلاب اسلامی

مضمون پایه‌ای

سازمان‌دهنده

این کلمه فرماندار، مال وقتی است که فرمان باشد و فرمانبر باشد و برادری نباشد و طبقه‌ای طاغوتی باشد، مردم دیگر فرمانبردار آنها، در صورتی که در اسلام مطرح نیست.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

از این قرار، عدم دخالت ملت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آتیه؛ و چه بسا که در بعضی مقاطع، عدم حضور و مسامحه، گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

ما بین راهیم. آقا، سستى نکند ملت ما. اگر وکلاشان خواستند برخلاف اسلام عمل بکنند، مردم مختارند که وکلا را عَزْلِشان بکنند، بریزندشان دور. آنها خیال مى‌کنند که نه، این خلاف آزادى است. شما دارید دیکتاتورى مى‌کنید! شما دارید در مقابل ملت مى‌ایستید.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

اگر هم یک وقتی فرض کنید اول صالح بود و قرار دادند بعد وقتی که رسید به [قدرت‌] چه بشود، نتواند. برای اینکه همین رئیس‌جمهورْ دستِ مردم است اختیارش؛ هر روزی مردم گفتند نه، نه می‌شود.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

امتیاز بزرگ انقلاب ما این است که تکیه‌اش به مردم بوده است. حل مشکلات هم - از هر نوعی باشد - فقط در سایه ملت ممکن خواهد شد. علت این هم که دشمن تاکنون نتوانسته به این کشور و این نهضت آسیبی وارد کند، همین است که مردم پشتوانه واقعی انقلابند.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

یکی دیگر از مبانی، محور بودن مردم است که وقتی ما مردمی بودن را و محور بودن مردم را با اسلام همراه می‌کنیم، ترکیب آن می‌شود جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی یعنی این؛ مردم محورند، مقاصد برای مردم است، هدف‌ها متعلق به مردم است، منافع مال و مِلک مردم است، اختیار در دست مردم است؛ اینها مردمی بودن است: رأی مردم، خواست مردم، حرکت مردم، عمل مردم، حضور مردم و شرافت مردم در نظام جمهوری اسلامی. این یکی از آن مبانی است و به‌معنای واقعی کلمه باید به این معتقد بود.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

نظام اسلامی یک نظامِ بوروکراتیکِ جدای از مردم نشسته در کاخ‌ها و قصرها نیست؛ نظامی است از خود مردم تشکیل‌یافته، متکی به آحاد مردم و به ایمان مردم و به محبت و عواطف مردم است؛ این نظام اسلامی است.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

اعتقاد به مردم، و به‌‌معناى حقیقى کلمه احترام براى آرا مردم و افکار مردم و تشخیص مردم قائل بود؛ ممکن بود آن چیزى را که مردم انتخاب می‌کنند، مورد نظر امام در یک موردى هم نباشد اما درعین‌حال براى آرا مردم احترام قائل بود، آنها را محترم می‌شمرد، این هم یکى از چیزهاست. امام در مورد مردم به اینها هم اکتفا نکرد، مردم را ولى‌نعمت مسئولان معرفى کرد؛ مکرر امام ذکر کردند که این مردم ولى‌نعمت ما هستند؛ مواردى خود را خادم ملت معرفى کرد؛ می‌گفت: اگر به من خادم ملت بگویند بهتر از این است که رهبر بگویند.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

رئیس‌‌جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند. مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسائلى که سابق و آن افرادى که سابق در مجلس بودند آن کارها را بکند، خود مردم باید جلویش را بگیرند؛ اگر مردم بخواهند که اسلام را حفظ کنند، جمهورى اسلامى را حفظ کنند، دولت و مجلس و رئیس‌‌جمهور و اینها را حفظ‌شان کنند؛ یعنى، حفظ کنند از اینکه - خداى نخواسته - یک وقت قدمى از آن ور برندارند.

مردم به‌مثابه صاحبان انقلاب

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

باید جوری باشید که مردم مثل مادر شما را در آغوش بگیرند. الان این جورند مردم، این را حفظش کنید. مملکت‌تان با این ترتیب حفظ خواهد شد. هر روزی برای مملکت مشکل پیدا می‌شود، حلالش خود مردم [باشند] الان این مشکلی برای کشور ما پیدا شده، خوب مردم دارند کمک می‌کنند. حلالش خود این مردم هستند. این پشتیبانی‌های عظیمی که مردم می‌کنند و آن حضوری که خودشان دارند و خودشان هست.

منزلت اجتماعی مردم

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

دخالت در امور سیاسی سالم و اجتماعی، یک وظیفه است در این حکومت اسلامی.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

همه آن توطئه‌ها و دشمنی‌ها و خباثت‌ها که ذکر شد، در مقابل اراده و عزم ملت‌ها، پوچ و هیچ است. هیچ کار نمی‌توانند بکنند. این، دولت‌ها هستند که آسیب‌پذیرند؛ آن هم دولت‌هایی که به مردم متکی نباشند. دولت‌ها هم، اگر به مردم متکی باشند، مثل دولت‌های جمهوری اسلامی خواهند شد که مشاهده کرده‌اید، بحمداللَّه محکم و قوی بودند. دولت‌هایی که به مردم خوشان متکی نیستند، آسیب‌پذیرند و مجبورند با امثال امریکا بسازند، برای این‌که بمانند! اما ملت‌ها و دولت‌های متکی به ملت‌ها، آسیب‌پذیر نیستند.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

و اما آن نکاتی که مورد نظر من است؛ چند نکته را عرض می‌کنم. مهم‌ترین نکته این است که انتخابات نشان‌دهنده حضور مردم در صحنه است. «حضور مردم در صحنه» یعنی چه؟ یعنی نظام جمهوری اسلامی پشتوانه مردمی دارد. این، در اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران و اقتدار کشور تأثیر بی‌نظیری دارد؛ یعنی هیچ چیزی، هیچ ابزار قدرتی به اندازه حضور مردم، قدرت‌افزا برای کشور نیست.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

حضور شما به کشور آبرو داده است. هرجا حضور مردم لازم است -حالا چه بیست‌و‌دوم بهمن، چه روز قدس، چه در قضایایی مثل نهم دی و امثال اینها- مردم حاضر می‌شوند؛ آبرو دادید به [کشور]. در انتخابات، در راه‌پیمایی‌ها، در هرجا که حضور مردمی لازم بوده است، حضور مردم توانسته است [تأثیر بگذارد]؛ آبروی کشور را شما حفظ کردید.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

جمهوری اسلامی - که از انقلاب اسلامی برخاسته است - یک واحدی است که دارای دو بعد است: اسلامی بودن و مردمی بودن؛ هم اسلامی است، هم مردمی است و مردمی است، چون اسلامی است؛ چون اسلام دین جامعه است. دین مسئولیت همگانی است؛ اسلام دین تک تک افراد و اشخاص به حیث خودشان فقط نیست؛ آن هم هست، اما افراد به حیث اجتماع‌شان هم مورد خطاب اسلامند. اسلام یک دین مردمی است؛ یک دینِ مسئولیت عمومی است؛ بنابراین مردمی بودن از خود اسلامی بودن برمی‌‌آید.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

مسئله اصلی، کلید اصلی، اینجا است: حضور مردم در همه مسائل، حل‌کننده مشکلات است. آن چیزی که حضور مردم را تأمین بکند، مردم را تشویق به حضور در عرصه و در میدان بکند -میدان‌های مختلف مورد ابتلای کشور- مغتنم است و حضور مردم هیچ جایگزین دیگری ندارد؛ هنر اصلی انقلاب هم همین بود؛ هنر اصلی انقلاب این بود که جمهور مردم را از یک مجموعه و توده منفعل و مصرفی و فاقد یک نگاه ملی و عمومی، تبدیل کرد به یک مجموعه پرانگیزه، علاقه‌مند، همت‌دار، هدف‌دار، آرمان‌خواه، و وارد میدان کرد؛ کار بزرگ انقلاب این بود.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

مردم در تشکیل این نظام، در بر روی کار آوردن مسئولان این نظام نقش دارند، پس مردم احساس مسئولیت می‌کنند؛ مردم برکنار نیستند. ... مردمی است، یعنی باید به عقاید مردم، به حیثیت مردم، به هویت مردم، به شخصیت مردم، به کرامت مردم اهمیت گذاشته بشود. این‌ها مردمی است.

منزلت اجتماعی مردم

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

این قانون اساسی‌ای که الان بنا هست بر آن، دو دفعه در اختیار مردم است: یک دفعه اینکه مردم این اشخاصی را که اطلاعات دارند از قوانین، اطلاعات دارند از اسلام، اطلاعات دارند از آن، برای مردم هستند، دلسوزند برای مردم، امین هستند، یک همچو اشخاصی را تعیین کنند برای بررسی قانون اساسی و درست کردن و این طور چیزهایش.

به این اکتفا نکنند، باز یک دفعه دیگر در اختیار مردم بگذارند که حالا بعد از اینکه نمایندگان شما این را تصویب کردند، یا تصدیق کردند به اینکه این بسیار خوب است و صحیح است و موافق با اسلام است و موافق با مصلحت کشور است، ثانیاً بیایند به مردم بگویند آقا- اینی که- کسانی که شما تعیین کردید، تأیید کردند، بیایید خودتان هم باز بفرمایید [رأی بدهید] در دنیا یک همچو چیزی نیست.

شریک در حکمرانی

 

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

باید مردم خودشان یک کسی را تعیین کنند. مثلًا- فرض کنید که- یک وکیلی را تعیین کنند برایشان کار بکند. باید مردم خودشان یکی را تعیین کنند که او دخالت کند در امورشان؛ هر وقت او را نخواستند، بگویند برو گم شو. یک رژیمی که این طور استقرار دارد اگر انسان فهمید به اینکه، هر آدمی بفهمد که هر کاری بکند دیگر از دست مردم خارج است که بگویند برو، دیگر هست او تا آخر. سلطنت این طوری است که یک کسی که سلطان شد دیگر هست او، بیخ ریش مردم هست.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

بدون پشتیبانی مردم نمی‌شود کار کرد و پشتیبانی هم به این نیست که مردم الله اکبر بگویند این پشتیبانی نیست. پشتیبانی این است که همکاری کنند، همکاری این است که در تجارت همکاری کنند، شما مجال به آنها بدهید همکاری کنند.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

خطر بزرگ برای کشور ما جدا شدن از مردم است؛ جدا شدن از ارزش‌های اسلامی است؛ جدا شدن از خط مبارک امام است؛ اینها برای کشور ما خطر است. اگر این استخوان‌بندی محکم که انقلاب به وجود آورد حفظ بشود، خیلی از مشکلات را در گوشه و کنار در طول زمان می‌شود ترمیم کرد. نگذارید این استخوان‌بندی محکم شکسته بشود، که اگر شکسته شد، هیچ زخمی هم دیگر درمان پیدا نخواهد کرد، هیچ گوشه خرابی هم دیگر ترمیم نخواهد شد.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

اعتماد به مردم، عقیده واقعی به مشارکت مردم. بعضی‌ها اسم مردم را می‌آورند؛ اما حقیقتاً اعتقادی به مشارکت مردم ندارند. بعضی اسم مردم را می‌آورند؛ اما به مردم اعتماد ندارند. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

ما باید به این قشرهاى توده مردم که بى‌توقع به کشور خدمت مى‌کنند و به همه شما هم دارند خدمت مى‌کنند به آنها اقتدا بکنیم و خودمان را اصلاح بکنیم.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

دولت چنانچه کراراً تذکر داده‌ام بى‌شرکت ملت و توسعه بخش‌هاى خصوصى جوشیده از طبقات محرومِ مردم و همکارى با طبقات مختلف مردم با شکست مواجه خواهد شد.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

اگر فایده‌اى از این جمهورى اسلامى نداشتیم الا همین حضور ملت به همه قشرهایش در صحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، این یک معجزه‌اى است که جاى دیگر من گمان ندارم تحقق پیدا کرده باشد و این یک هدیه الهى است که بدون اینکه دست‌هاى بشر در آن دخالت داشته باشند خداى تبارک و تعالى به ما اعطا فرموده است و ما باید قدر این نعمت را بدانیم؛ و اقتدا کنیم به این زن‌ها و بانوان و بچه‌هاى پشت جبهه و آنهایى که در خود شهرهاى مخروبه و نیمه مخروبه حاضرند. ماها باید از اینها اخلاق اسلامى و ایمان و توجه به خدا را یاد بگیریم. ماها ممکن است کارهایى که حتى خیلى هم مفید است. براى جامعه بکنیم، لکن براى خودمان مفید نباشد. ممکن است که ماها کارهایى انجام بدهیم که به صلاح جامعه است و جامعه از آن استفاده کند و جامعه را به پیش ببرد، لکن ما را به عقب ببرد و در پیشگاه خداى تبارک و تعالى نه اینکه اجرى نبریم، بلکه انحطاط پیدا بکنیم.

شریک در حکمرانی

تکریم و به رسمیت شناخته شدن شأن مردم در فرایند سیاستگذاری

حالا بحمد الله آن مسائل گذشته است و باید همه زن‌ها و همه مردها در مسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی وارد باشند و ناظر باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به کارهای دولت ناظر باشند، اظهارنظر بکنند. ملت باید الان همه‌شان ناظر امور باشند، اظهارنظر بکنند در مسائل سیاسی، در مسائل اجتماعی، در مسائلی که عمل می‌کند دولت، استفاده بکنند، اگر یک کار خلاف دیدند

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

خود ملت این را تعیین مى‌کنند، این نظارت مى‌کند بر اینکه مبادا خیانت بشود.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

ما اگر فایده‌اى از این جمهورى اسلامى نداشتیم الا همین حضور ملت به همه قشرهایش درصحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، این یک معجزه‌اى است که جاى دیگر من گمان ندارم تحقق پیدا کرده باشد.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

ملت اگر نظارت نکنند در امور دولت و مجلس و همه چیز، اگرکنار بروند، بسپارند دست اینها و بروند مشغول کارهایشان بشوند، ممکن است یک وقت به تباهى بکشد. ما باید ناظر باشیم به امور مردم. ما باید، ملت باید ناظر باشد به امورى که در دولت مى‌گذرد، امورى که- فرض کنید که- در مجلس مى‌گذرد.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

همه جاهایى که یک عضوى از اعضاى ادارات دولتى یا دولت، عضوى از اعضاى دولت تکفل مى‌کنند، مردم موظفند که نظارت کنند در آن. آنهایى که مى‌روند آنجا براى گرفتاری‌هایى که مثلاً دارند، محاکماتى که دارند، مى‌روند در کلانتری‌ها، مى‌روند در نظمیه، مى‌روند در - عرض مى‌کنم - دادگسترى و امثال اینها، خودشان باید ناظر باشند که چه مى‌گذرد.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

آگاهى مردم و مشارکت و نظارت و همگامى آنها با حکومت منتخب خودشان، خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه خواهد بود.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

من دیدم در یکی از این روزنامه‌ها، از مردم مؤمن -حزب‌اللهی، بسیجی و غیره- خواسته شده که اگر شما به یک جایی دست پیدا کردید و اطلاع پیدا کردید که مثلاً احتکار کرده‌اند، بیایید خبر بدهید. بله، خیلی فکر خوبی است؛ درست است؛ خیلی از این کارهایی که انجام گرفته است، با کمک آحاد مردم [بوده].

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

از ظرفیت مردمی هم برای نظارت عمومی استفاده کنند. در گوشه و کنار کشور مواردی هست که فساد هست، ویژه‌خواری هست که ممکن است از چشم مسئولان ذی‌ربط دور مانده باشد، پنهان مانده باشد؛ اینها را مردم مشاهده می‌کنند، می‌بینند؛ از ظرفیت مردم در این زمینه هم استفاده بشود.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

حضرت امام (رحمه‌الله‌علیه) فرمودند: «نگذارید به دست نااهلان بیفتد». بی‌تردید امر امام و کلام امام، یک امر دو سویه است. از سویی همه مسئولان و همه برنامه‌سازان جامعه را نشانه می‌رود تا آنها در انتخاب تدبیرها و در انتصاب مدیرها به این معنا توجه کنند که هیچ جزیی از اجزای انقلاب، به‌دست نااهلان نیفتد. امر حضرت امام از سویی دیگر هم متوجه مردم و آحاد جامعه است. مردم جامعه ما با حضور خود در عرصه‌های مختلف سیاسی - اجتماعی، با نظارت دقیق، با حمایت همه جانبه و بلکه در جهات و زمینه‌هایی که لازم است، با دخالت‌ها و هدایت‌های به‌جا، باید همه را متوجه مسئولیت‌های خود کنند.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

به مسئولان کشور در سه قوه این را تأکید می‌کنم که آنها هم باید با منتقدان خود و با کسانى که از آنها انتقاد می‌کنند رفتار مناسبى داشته باشند، آنها را تحقیر نکنند، به آنها اهانت نکنند؛ تحقیر مخالفان از سوى مسئولان، خلاف تدبیر و خلاف حکمت است. من مردم عزیزمان را به بى‌تفاوتى دعوت نمی‌کنم، به نظارت نکردن دعوت نمی‌کنم؛ آنها را به اهتمام در مسائل اساسى کشور دعوت می‌کنم؛ اما اصرار می‌کنم که برخوردها نه از سوى مردم نسبت به مسئولان و نه از سوى مسئولان نسبت به منتقدان، تخریبى نباید باشد؛ نه تحقیر باشد، نه اهانت باشد.

نظارت اجتماعی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدی خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

این حکومت در همه مراتب خود، متکى به آراى مردم و تحت نظارت و ارزیابى و انتقاد عمومى خواهد بود.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

این جمهورى اسلامى با رژیم سابق، هیچ شباهتى ندارد. در رژیم سابق، کسى قدرت حرف زدن نداشت، کسى قدرت انتقاد نداشت. یک کلمه انتقاد با نابودى او تمام مى‌شد. یک قلم که یک نصف سطر در انتقاد مى‌نوشت نابودش مى‌کردند. حالا راه انتقاد باز است، همه مى‌آیند انتقاد مى‌کنند، همه از دولت انتقاد مى‌کنند، همه از هر چیزى که صحیح نیست انتقاد مى‌کنند، ارشاد مى‌کنند. چطور.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

همان شیطانى که اغوا مى‌کند آدم را. اکثر اغوائاتش این است که انسان را بازى مى‌دهد، وسوسه مى‌کند در انسان؛ وسوسه‌هاى دامنه‌دار از همه طرف. وسوسه مى‌کند که تو حالا صاحب قدرت هستى، تو حالا صاحب کذا هستى، دیگران چکاره‌اند؟ شما حالا وزیر هستید، دیگران باید اطاعت بکنند، چشم بسته باید اطاعت بکنند! شما وکیل هستید، دیگران باید از شما اطاعت بکنند و چشم بسته هم باشند! این همه براى این است که انسان خودش را نساخته. اگر انسان خودش را ساخته بود، هیچ بدش نمى‌آمد که یک رعیتى هم به او انتقاد کند؛ اصلاً بدش نمى‌آمد، از انتقاد بدش نمى‌آمد.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

امام ماها را توصیه مى‌کردند به اینکه مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بى‌عیب ندانیم. همه مسئولان طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستى آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوییم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادى وارد باشد. خود امام هم همین‌جور بود. ایشان، هم در نوشته‌هاى خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به اینکه در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلى عظمت لازم دارد. روح یک انسانى باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتى را انجام دهد؛

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

باید ملت با تمام توان از آن پشتیبانى کند؛ و نقیصه‌ها را به خود دولت گوشزد کند و با آن در رفع آنها همدست شود و دولت نیز لازم است در رفع نقیصه‌ها اهتمام داشته باشد.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

نگاه نقادانه را من صددرصد تأیید می‌کنم. من می‌گویم این نگاه نقادانه و دغدغه‌‌مند، از دانشجو و محیط دانشگاه نباید گرفته بشود. هم نقادانه، هم آرمان‌گرایانه؛ باید دنبال آرمان‌ها باشند. روی کاستی‌ها و کژی‌ها علامت سؤال بگذارند؛ دانشجو باید کاستی‌ها را ببیند، کجی‌ها را ببیند، عیوب را ببیند و سؤال کند. حالا ممکن است طرف، برای جواب ندادن به این سؤال یک عذر موجهی داشته باشد، لکن این موجب نمی‌شود که شما سؤال نکنید؛ شما سؤال کنید. روحیه سؤال کردن، امربه‌معروف، نهی‌ازمنکر، مطالبه جدی آرمان‌ها و ارزش‌ها در دانشجو، روحیه قابل قبول است.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

انتقاد باید انجام بگیرد. گاهى اوقات انتقاد بایستى عمومى هم باشد؛ ما همیشه معتقد نیستیم که انتقاد بایستى درِگوشى باشد؛ نه، گاهى هم باید عمومى باشد، اما اینکه ما به نحوى انتقاد بکنیم که آن شنونده انتقاد به تعبیر رایج بند دلش پاره بشود و بگوید «دیگر همه چیز از دست رفت، پدرمان درآمد»، این‌جورى نباید انتقاد بکنیم؛

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

انتقاد باید انجام بگیرد. گاهى اوقات انتقاد بایستى عمومى هم باشد؛ ما همیشه معتقد نیستیم که انتقاد بایستى درگوشى باشد؛ نه، گاهى هم باید عمومى باشد.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

چون انتقاد به‌معناى تضعیف نیست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم مى‌کند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى‌شود. در مقابل حرکت دولت، اگر یک‌وقت عیب‌جویی غیرمنصفانه‌اى هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومى و واقعیت‌هاى بیرونى را تحت تأثیر قرار دهد.

نقد

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

پیغمبر اسلام مردم را بسیج کرد؟ همین سر و پا برهنه‌ها را بسیج کرد بر ضد مشرکان، قتال کرد و جنگ‌ها کرد تا مشرکان را دماغ‌شان را به خاک مالید و عدالت اجتماعى را ایجاد کرد. عکس آن مطلبى که براى شرقی‌ها، غربی‌ها دیکته کردند و مع‌الأسف بسیارى از ما هم باورمان آمد. تبلیغات آنها تبلیغات دامنه‌دارى بود.

عدالت‌خواهی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

به‌هرحال، جنبش عدالت‌خواهى هنگامى که در جمع دانشجویان و خطاب به آنها گفته مى‌شود، مقصود این است که این طلب و خواسته و خواهش به‌عنوان یک خواسته عمده مطرح شود. نباید بگذارید این مطالبه مهم از ذهن‌ها دور شود؛ یعنى بایستى عدالت آن‌چنان از طرف مردم، قشرها و به‌خصوص جوانان مطالبه شود که هر مسئولى - چه بنده و چه هرکس دیگرى که در جایى مسئول است - ناچار باشد به مقوله عدالت، ولو برخلاف میلش هم باشد، بپردازد. یک‌وقت است که ما مثلاً به وزارت اقتصاد و دارایى مى‌گوییم عدالت را رعایت کن، یا به قوه قضائیه مى‌گوییم عدالت را رعایت کن؛ اما یک‌وقت به جوانان مى‌گوییم شما عدالت را مطالبه کنید. هرکدام معناى خاصی دارد. مطالبه عدالت به‌معناى این است که عدالت، گفتمان غالب در محیط‌هاى جوان و دانشجویى شود؛ عدالت را مطالبه کنند و آن را از هر مسئولى بخواهند.

عدالت‌خواهی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

این جنبش [آرمان‌گرایی] باید دنبال آرمان‌ها باشد؛ یعنی دنبال عدالت، دنبال مساوات، دنبال آزادی معنوی، دنبال آزادی اجتماعی، دنبال عزت اجتماعی، دنبال سرآمد شدن ملی در جهان.

عدالت‌خواهی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

این پرچم آرمان‌خواهی و مطالبه‌گری را زمین نگذارید؛ همه این بحث‌ها و صحبتی که در این مدت یک ساعت و نیم شما دوستان در اینجا [بیان] کردید، مطالبه‌گری بود دیگر؛ مخاطب مطالبه‌گری هم گاهی خود این حقیر بودم، گاهی دستگاه دفتر ما بود، گاهی مجموعه‌های دیگر بودند؛ این بسیار چیز باارزشی است؛ این مطالبه‌گری را از دست ندهید، این آرمان‌خواهی را از دست [ندهید].

عدالت‌خواهی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

از جوانان این انتظار وجود دارد که عدالتخواهی را از یاد نبرند. آزادی را با همان مفهوم بسیار والای اسلامی - چه آزادی فردی، چه آزادی اجتماعی و سیاسی، چه آزادی معنوی و روحی - جزو خواست‌های همیشگی خود بدانند و از یاد نبرند. مبارزه با فقر و ایجاد رفاه عمومی را جزو مطالبات خود بدانند. امر به معروف و نهی از منکر هم جزو مهم‌ترین مسائلی است که جوانان باید به آن اهتمام کنند.

عدالت‌خواهی

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

البته مردم باید از مسئولان بخواهند. من موافقم که مردم به وسیله نمایندگان یا علما و سخنگویان‌شان مطالبه کنند. مطالبه ایرادى ندارد؛

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

امروز مردم از مبارزه با فساد خرسند مى‌شوند و آن را مطالبه مى‌کنند. هرکس به مردم علاقه دارد، هرکه از زبان مردم حرف مى‌زند و براى آنها کار مى‌کند، باید در این مبارزه پیش‌قدم باشد.

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

در یک دوره چهارساله، او رئیس‌جمهور است. البته مردم باید از او مطالبه کنند و بخواهند؛ ما هم مطالبه مى‌کنیم؛ همچنان که تا الان این کار را کرده‌ایم. تا الان هم ما مطالبات مردم و نظام را از کسانى که رئیس‌جمهور بوده‌اند، خواسته‌ایم.

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

آنچه من عرض مى‌کنم، فقط این نیست که بخواهم زبانى مسئولان را نصیحت کنم؛ به شما مردم عرض مى‌کنم تا بدانید و بخواهید و مطالبه کنید. به مسئولان و دست‌اندرکاران و کارگزاران حکومتى در قواى سه‌گانه و به خودم این را مى‌گویم، براى اینکه خودمان را موظف بدانیم و عمل کنیم و پاسخ‌گو باشیم.

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

اگر چنانچه ایستادگى کردید - همان‌طور که قبلاً هم گفتم - گفتمان‌سازى کردید، ذهن‌ها را آماده کردید، آن‌وقت در هنگام لازم به دردتان می‌خورد. یعنى می‌توانید ذهن مردم را بسیج کنید به سمت یک حقیقتى تا آن را مطالبه کنند. وقتى مطالبه کردند، مسئولان ناچارند انجام بدهند. پس ایستادگى لازم است. ما در کار دانشجویى تکیه مؤکد داریم بر اینکه کسانى که در مجموعه‌هاى دانشجویى فعالیت می‌کنند، باید ایستادگى بکنند؛ باید محکم باشند.

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

مردم سهم خودشان را فراموش نکنند. همت گماشتن مردم، کارهای موکول به هرکسی را با احساس مسئولیت انجام دادن، خواستن و پیگیری کردن، این‌ها وظایف مردم است.

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

شما وظیفه الهی و وظیفه وجدانی را فراموش نکنید؛ هرچه میتوانید تلاش کنید و تلاشتان نافع خواهد بود؛ یعنی شما میتوانید مسیر کشور را اگر چنانچه غلط است، برگردانید به مسیر درست؛ آنجاهایی که اشکال دارد، آنجاها را می‌توانید برگردانید. ... این کاری است که شما جوان‌ها -جوان‌های دانشمند و عالم- می‌توانید بکنید.

مطالبه

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

شما ملاحظه کنید احکام گوناگون را: مثلاً، حکم امربه‌معروف و نهى‌ازمنکر. امربه‌معروف یعنى شما همه مسئولید که معروف را، نیکى را گسترش بدهید، امر کنید به آن؛ نهى از منکر [یعنى‌] زشتى را، بدى را، پلشتى را نهى کنید؛ جلوى آن را بگیرید با شیوه‌هاى مختلف. معناى این چیست؟ معناى این، مسئولیت در قبال سلامت عمومى جامعه است. همه مسئولند: من مسئولم؛ شما مسئولى؛ آن یکى مسئول است.

امربه معروف

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

قوام حکومت اسلامی و بقای حاکمیت اخیار، به این است که در جامعه امربه‌معروف ونهی‌ازمنکر باشد. امربه‌معروف فقط این نیست که ما، برای اسقاط تکلیف، دو کلمه بگوییم. آن هم در مقابل منکراتی که معلوم نیست از مهم‌ترین منکرات باشند. وقتی یک جامعه را موظف می‌کنند که آحادش باید دیگران را به معروف امر و از منکر نهی کنند، این به چه معناست؟ چه وقت ممکن است آحاد یک ملت آمر به معروف و ناهی از منکر باشند؟ وقتی که همه، به‌معنای واقعی در متن مسائل کشور حضور داشته باشند؛ همه کار داشته باشند به کارهای جامعه؛ همه اهتمام داشته باشند؛ همه آگاه باشند؛ همه معروف‌شناس و منکرشناس باشند. این، به‌معنای یک نظارت عمومی است؛ یک حضور عمومی است؛ یک همکاری عمومی است؛ یک معرفت بالا در همه است.

امربه معروف

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

امر به معروف، مالِ همه مردم است. مگر می‌شود یک ستاد ده نفره بنشینند و سازماندهى ستادى امر به معروف در سطح کشور را بکنند؟! این‌که اصلاً امکان ندارد. شما باید یک کار دیگر را به عهده بگیرید؛ نخواهید مباشرتاً، امر به معروف و نهى از منکر کنید؛ شما باید امر به معروف را در جامعه، احیا کنید. این، آن چیزى است که من خواسته‌ام؛ بارها و مکرراً گفته‌ام و متأسفانه، این حرف به گوش افراد هم نمی‌رود. من می‌گویم: «مردم باید این روحیه را پیدا کنند. مردم، همان‌طور که نماز را واجب می‌دانند، باید امر به معروف را هم واجب بدانند.» باید این به مردم حالى شود که «لتأمرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او لیسلطن الله علیکم شرارکم.» همان‌طور که در جنگ متوجه شدند که جنگ برایشان لازم است. شما، این کار را باید بکنید. اساس کار شما، احیاى امر به معروف و نهى از منکر است؛ نه مباشرتاً سازماندهى امر به معروف و نهى از منکر.

امربه معروف

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

در حاشیه عرض بکنیم که این معناى مهم امر به معروف و نهى از منکر را نباید به مسائل زیر نصاب اهمیت منحصر کرد؛ بعضى تصور می‌کنند امر به معروف و نهى از منکر منحصر می‌شود به اینکه انسان به فلان زن یا فلان مردى که یک فرع دینى را رعایت نمی‌کند تذکر بدهد؛ البته اینها امر به معروف و نهى از منکر است اما مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهى از منکر نیست. مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهى از منکر عبارت است از امر به بزرگ‌ترین معروف‌ها و نهى از بزرگ‌ترین منکرها. بزرگ‌ترین معروف‌ها در درجه اول عبارت است از ایجاد نظام اسلامى و حفظ نظام اسلامى؛ این امر به معروف است. معروفى بالاتر از ایجاد نظام اسلامى و حفظ نظام اسلامى نداریم؛ هر کسى که در این راه تلاش کند، آمر به معروف است؛ حفظ عزت و آبروى ملت ایران، بزرگ‌ترین معروف است. معروف‌ها اینها هستند: اعتلاى فرهنگ، سلامت محیط اخلاقى، سلامت محیط خانوادگى، تکثیر نسل و تربیت نسل جوان آماده براى اعتلاى کشور، رونق دادن به اقتصاد و تولید، همگانى کردن اخلاق اسلامى، گسترش علم و فناورى، استقرار عدالت قضایى و عدالت اقتصادى، مجاهدت براى اقتدار ملت ایران و وراى آن و فراتر از آن، اقتدار امت اسلامى و تلاش و مجاهدت.

امربه معروف

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

به هر فردى، لازم کرده به اینکه امر به معروف کند. اگر یک فرد خیلى به‌نظر مردم مثلاً پایین یک فردى که به‌نظر مردم خیلى اعلا رتبه هم هست، اگر از او یک انحرافى دید، بیاید - اسلام گفته برو به او بگو نکن - بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن. مى‌گویند عمر گفت - در وقتى که خلیفه بود - که من اگر چنانچه خلافى کردم به من مثلاً بگویید و چه بکنید. یک عربى شمشیرش را کشید گفت ما با این مقابل تو مى‌ایستیم. اگر تو بخواهى خلاف بکنى، ما با این شمشیر مقابلت مى‌ایستیم.

امربه معروف

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

«کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. همه باید نسبت به دیگران. مسئولیت من هم گردن شماست؛ شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتى‌؟ باید هجوم کنید، نهى کنید که چرا؟ اگر خداى نخواسته یک معمم در یک جا پایش را کج گذاشت، همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین‌؟ سایر مردم هم باید بکنند. نهى از منکر اختصاص به روحانى ندارد؛ مال همه است. امت باید نهى از منکر بکند؛ امر به معروف بکند.

امربه معروف

حق نظارت عمومی و شفافیت قدرت

اگر ملت یک وقتی نارضایتی پیدا کرد، اگر امروز صحبت نکنند، چند روز دیگر صدای‌شان درمی‌آید؛ چند وقت دیگر صدای‌شان در می‌آید. آن روزی که ملت صدایش در بیاید، دیگر نمی‌تواند یک قدرتی با آن مقابله بکند.

رضایت

احساس رضایت عمومی

کاری بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم. وقتی پایگاه پیدا کردید، خدا از شما راضی است؛ ملت از شما راضی است؛ قدرت در دست شما باقی می‌ماند، و مردم هم پشتیبان شمایند؛

رضایت

احساس رضایت عمومی

خب، ما در این بین وظیفه‌اى که داریم این است که رضایت مردم را جلب کنیم؛ یعنى آن چیزى که بر عهده قوه قضائیه است، جلب رضایت مردم است. جلب رضایت مردم هم یک عمل عامیانه نیست و به تعبیر رایج فرنگى‌مآب‌هاى امروز با یک کار پوپولیستى به دست نمى‌آید؛ یعنى رضایت مردم نشان‌دهنده درستى کار دستگاه قضایى است. یعنى اگر مردم راضى بودند، نشان‌دهنده این است که دستگاه قضایى کار خودش را درست و قوى دارد انجام می‌دهد؛ رضایت به این معنا؛ که خب طبعاً رضایت الهى را هم به دنبال خواهد داشت. خب، ببینیم رضایت مردم چه‌جورى حاصل می‌شود؟ به‌نظر من آنچه مورد اهتمام قوه قضائیه باید باشد، این است که نگاه کند ببیند چه‌جور می‌شود رضایت مردم را جلب کرد؛ چه‌جور می‌شود دل‌هاى مردم را نسبت به قوه قضائیه مساعد کرد، ذهن‌ها را مساعد کرد. به‌نظر من مهم‌ترین مسئله، پاکسازى درونى قوه است.

رضایت

احساس رضایت عمومی

ملاک و مناط و معیار و میزان کار، رضایت و عدم رضایت عامه مردم است. چرا؟ چون اگر عامه مردم نارضایى داشته باشند، رضایت و خشنودى گروه‌هاى خاص از تو به کلى پامال مى‌شود و از بین مى‌رود. اى‌بسا جماعتى به اسم روشن‌فکر و نخبگان سیاسى، طرف‌دار حکومت و حاکمى هستند، اما عامه مردم ناراضى‌اند؛ این نارضایی عمومی مردم، خشنودى و رضایت آن جماعت ویژه را لگدمال مى‌کند و از بین مى‌برد؛ کما اینکه دیدیم همین کار را کردند. عکس این هم صادق است؛ «و ان سخط الخاصة یغتفر مع رضى العامة»؛ اما اگر مردم را راضى کردى و رضایت عمومى را به دست آوردى، سَخَط و ناخشنودى گروه‌هاى خاص قابل بخشش است؛ یعنى خیلى اهمیتى ندارد و خیلى تأثیرى نمى‌گذارد؛ بنابراین بروید سراغ راضى کردن عموم مردم.

رضایت

احساس رضایت عمومی

یک مسئله این است که در اقدام‌هاى خودمان، تصمیم‌هاى خودمان، رضایت مردم را که در نظر مى‌گیریم، چیز خوبى هست؛ اما این‌جور نباشد که یک جایى رضایت مردم، خوشایند مردم را در نظر بگیریم، اما رضایت خدا را در نظر نگیریم. اگر یک جایى عملى را باید انجام بدهید که اگر انجام دادید، خوشایند مردم نیست، ولى شرعاً واجب است، انجام بدهید. یا یک کارى را باید نکنید؛ به حسب موازین شرعى و عقلایى و کارشناسى درست، اما مردم خوشایندشان این است که شما این کار را بکنید. اینجا باید کدام را انتخاب کنید؟ اینجا بایستى آن چیزى را که تکلیف هست، انتخاب کرد. رضایت مردم، قناعت مردم، خدمت به مردم، چیز بسیار با ارزشى است؛ اما تا آن وقتى‌که خوشایند مردم، معارض با تکلیف نشود.

رضایت

احساس رضایت عمومی

بتوانید ان‌شاءالله آنچه را گفتید عمل کنید و مردم را از مشکلات‌شان خلاص کنید و مردم را از خودتان راضى کنید ان‌شاءالله. رضایت مردم ان‌شاءالله رضایت خداوند متعال را هم در پى خواهد داشت؛

رضایت

احساس رضایت عمومی

ما باید براى خدا درصدد رضایت این مردم باشیم.

رضایت

احساس رضایت عمومی

ما مى‌خواهیم یک حکومت الهى باشد موافق میل مردم، رأى مردم و موافق حکم خدا. آن چیزى که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست. مردم مسلمانند، الهى هستند، وقتى ببینند عدالت را مى‌خواهد اجرا بکند. خدا مى‌خواهد عدالت در بین مردم اجرا بشود. خدا مى‌خواهد که به حال این ضعفا و طبقه سوم یک فکرى بشود نه مثل حالا که همه قدرت‌ها را روى هم گذاشتند، یک عده‌اى مى‌خورند تا تُخَمه مى‌کنند، یک عده‌اى از گرسنگى ریختند اطراف تهران، و نه آب دارند و نه برق دارند و نه نان دارند و نه چیزى دارند. مى‌خواهد عدالت باشد!

رضایت

احساس رضایت عمومی

آن که همه چیز است به دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید. با مردم که شما سرو کار دارید این مردم را باید رضایشان را به دست بیاورید. همین مردم کوچه و بازار و کشاورزهاى بسیار عزیز و کارمندان و کسانى که در کارخانه‌ها زحمت مى‌کشند اینها هستند که مایه افتخار یک ملت و مایه پیروزى یک ملت است. پیروزى را براى ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولى نعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلب‌مان احساس کنیم که با این ولى نعمت‌هاى خودمان رفتارى بکنیم که خدا از آن رفتار راضى باشد. گمان نکند آن کسى که فرماندار یک جایى است باید به رعیت آنجا، به مردم عادى آنجا، به بازارى آنجا یک وقت خداى نخواسته یک بالاترى بفروشد، آن طورى که ساخت فرمانداران زمان سابق بود. فرق ما بین جمهورى اسلامى و شاهنشاهى این است که جمهورى اسلامى از مردم است و جمهورى اسلامى رهین همین مردم عادى کشور است، و شاهنشاهى مى‌گفت نه، من این طور نیست که به مردم کار داشته باشم، ما خودمان باید کارها را، مردم باید تحت سلطه ما باشند و با مردم آن طور مى‌کردند. با بندگان خدا رفتار خوب بکنید و پیروزى از آنها به دست ما آمده است.

رضایت

احساس رضایت عمومی

امروز واقعیت در کشور ما، یک واقعیت استثنایی است؛ لااقل در این منطقه استثنایی است. مردم، دولت‌ها و نمایندگان مجلس را با اراده و میل و تشخیص خود انتخاب می‌کنند و آنها را در معرض آزمایش می‌گذارند. اگر از آنها راضی بودند، باز بار دیگر آنها را برسر کار می‌آورند و اگر نخواستند، بار دیگر به سراغ دیگری می‌روند. این هم یک فرصت بسیار بزرگ است.

رضایت

احساس رضایت عمومی

ما امروز دچار مشکلیم، نمی‌شود مشکلات مردم و گلایه‌های مردم را نادیده گرفت؛ مسئولان باید جدی بگیرند.

رضایت

احساس رضایت عمومی

همه‌مان و شما آقایان همه و آنهایى که در اختیار شما هستند، همه باید کوشش بکنید که رضایت مردم را جلب بکنید در همه امور.

رضایت

احساس رضایت عمومی

ارزش آقای رجایی، ارزش آقای باهنر، ارزش آقای بهشتی و ارزش این ائمه جمعه مظلوم ما به این نبود که یک- مثلًا- دستگاهی دارد، ارزششان به این بود که «خودی» بودند، با مردم بودند، برای مردم خدمت می‌کردند، مردم احساس کرده بودند که اینها برای آنها دارند خدمت می‌کنند و لهذا آن همه تبلیغاتی که با دست‌های فاسد بر ضد مرحوم بهشتی- بالخصوص- آن قدر کارها کردند و نسبت به مرحوم رجایی هم، آن آدم فاسد آن قدر پافشاری کرد و اذیت کرد، مردم اعتنایی هیچ به او نکردند و همان‌طور با آنها رفتار کردند.

خدمت به مردم

احساس رضایت عمومی

وقتی شما خوب کار کنید برای ملت، آنها هم پشتیبان‌اند. وقتی دولت خوب کار کند برای ملت، پشتیبان‌اند. وقتی مجلس خوب کار کند برای مردم، پشتیبان هستند.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

مقصد عالی ما، مقصدی بود که خدای تبارک و تعالی آن را به ما امر کرده و آن اینکه حکومت باید حکومت الهی باشد، اسلامی باشد، حکومتی باشد که خود مردم می‌خواهند آن حکومت را. وقتی حکومت در خدمت مردم باشد، یک همچو حکومتی می‌تواند حکومت کند.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

وقتی مردم ببینند که کسی مشغول به خدمت است دیگر دعوا ندارند با او. دعوا آن جا پیدا می‌شود که ببینند آمده است که مردم را داغ کند و دائماً در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایی هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند، و ما برای آنها باید خدمت بکنیم.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

مردم دیده بودند که دولت به فکر آنها نیست. شما باید آن طورى که به حسب واقع هم همین‌‌طور است به مردم حالى کنید که ما براى خدمت آمدیم، ادارات براى خدمت آمدند، مردم با دل راحت بیایند تو ادارات. من آن تلخی‌هایى که در زمان سابق بود، در زمان رضا خان بود، بعدش هم در زمان این.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

حکومت‌ها باید عبرت بگیرند از این وضعى که در ایران پیش آمد و بدانند که وضع براى این بود که محیط اختناق به طورى پیش آوردند که اختناق انفجار آورد. برادر باشند با هم. با ملت دوست باشند. ملت احساس کند که دولت از خود اوست؛ دولت خدمتگزار اوست.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

همه سعى و همت مسئولان کشور و مدیران بخش‌هاى مختلف، خدمت محسوس و ملموس به مردم باشد. جوان‌هاى عزیز و آحاد مردم کشورمان باید طعم شیرین خدمات دولتى را در کام خود حس کنند.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

ما اصلاً براى خدمت به مردم آمده‌ایم. فلسفه وجود ما خدمت به مردم است. در روایات وارد شده است که والى و حاکم اسلامى - حاکم در همه سطوح؛ وزیر و استاندار و بالاتر و پایین‌تر و همه، مشمول این جمله‌اند - با مردم باید مثل پدر مهربان نسبت به فرزندان باشد. اگر به شما خبر برسد که فرزندتان از بیمارى، از سرما، از گرما، از گرسنگى، از تحقیر، از اهانت و از غربت رنج مى‌کشد، چه حالى پیدا مى‌کنید؟ مى‌توانید تحمل کنید؟ در سطح کشور نسبت به هرکس چنین اتفاقى بیفتد، تا آنجایى که شما علم و اطلاع دارید، باید همین احساس را داشته باشید؛ نباید آرام و قرار داشته باشیم. نهضت خدمت‌رسانى یعنى این. این خدمت را باید براى مردم محسوس کنیم. کارهاى بزرگى را که صورت گرفته، باید به زندگى مردم بکشانیم تا لذتش را حس کنند.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

مجموع عملکرد دولت -چه شخص رئیس‌جمهور محترم، چه مسئولان در بخش‌هاى مختلف- به مردم این احساس را داد که دولت وسط میدان است، مشغول کار است، دارد تلاش می‌کند و براى آنها خدمت می‌کند، می‌خواهد خدمت‌رسانى بکند؛ این [کار]، امید مردم را و اعتماد مردم را تا حدود زیادى احیا کرد. در مواردى، این تلاش‌ها نتایج محسوسى هم داشت که مردم به چشم دیدند، مثل بخش سلامت، بخش‌هاى دیپلماسى، بعضى بخش‌هاى فرهنگى و غیره که نتایج روشن و مشخصى هم داشته؛ بعضى از آنها هم نتایجى داشته است لکن براى مردم باید این نتایج نشان داده بشود؛ نتایجى وجود داشته، منتها باید به مردم گفته بشود که این نتیجه حاصل شد، این اتفاق افتاد. در بعضى از کارها هم هنوز تلاش‌ها به نتیجه نرسیده، لکن احساس می‌شود که کار دارد انجام می‌گیرد. این به‌نظر من بزرگ‌ترین توفیق شماست.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

یکى از بزرگترین چیزهایى که کام مردم را شیرین مى‌کند، این است که ببینند، حس کنند و بیابند که مسئولان امور آنها در پى خدمت صادقانه و پیگیرانه و عالمانه به آنها هستند. خود همین، مردم را خوشحال مى‌کند. گاهى گفته مى‌شود باید مردم را شاد و افسردگان را از افسردگى خارج کرد؛ این حرف درستى است. اگر کسانى به‌معناى حقیقى کلمه دنبال این موضوع هستند، راهش همین است؛ به مردم نشان دهند که در پى کار صادقانه و پیگیرانه و عالمانه‌اند. این بیش از همه چیز فضا را شادمانه خواهد کرد.

خدمت‌رسانی

احساس رضایت عمومی

مع‌‌ذلک آن حکومتى که در صدر اسلام بود، در خدمت مردم بود. این طور نبود که حکومت بخواهد حکومت کند و مردم همین طور بی‌خود اطاعت کنند. این طور نبود که حکومت بخواهد به وسیله قدرتى که دارد اجحاف کند به مردم و ظلم کند که مردم به واسطه آن ظلم از او متنفر باشند.

عدالت

احساس رضایت عمومی

نارضایى مردم به این مناسبت ابراز شد. مسلماً مردم خدمتگزاران خود را دوست مى‌دارند و مرا و نیز پسرم را خدمتگزار خود مى‌دانند. دنبال این جریان هر کشتارى که رژیم ترتیب داد، تظاهرات تازه‌اى را به مناسبت چهلم کشته‌شدگان موجب گردید. اما مطلب اصلى و اساسى، پسر من نیست. مسئله اساسى، عصیان و قیام همه مردم بر ضد ستمگرانى است که بدان‌ها ستم مى‌کنند.

عدالت

احساس رضایت عمومی

مهم‌ترین وظیفه مسئولان کشور این است که در جامعه عدالت را معنا ببخشند تا مردم عدالت را احساس کنند؛ عدالت در قانون، عدالت در قضا، عدالت در تقسیم منابع حیاتى کشور، عدالت در برخوردارى‌ها و دسترسى‌هاى همه افراد به امکانات کشور.

عدالت

احساس رضایت عمومی

نباید انسان تن در بدهد به اینکه یک کسى بیاید به او ظلم کند. حکومت اسلامى اگر پیدا شد قطع ریشه ظلم است. یعنى حاکمش هم نمى‌تواند ظلم بکند. رئیس دولتش هم نمى‌تواند ظلم بکند. اولاً موظف است نکند. ثانیاً بخواهد بکند نمى‌گذارند او را. حکومت‌هاى اسلامى، حکومت‌هاى عدالت است. براى عدالت آمده‌اند.

عدالت

احساس رضایت عمومی

کوشش همه مردم باید این باشد که زیر بار ظلم نروند. همان‌طورى که ظلم حرام است، زیر بار ظلم رفتن هم حرام است. مظلوم شدن غیر زیر بار ظلم رفتن است. آدم باید تا آنجا که قدرت دارد زیر بار ظلم نرود. خمینی‌، روح الله، رهبر انقلاب و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران).

عدالت

احساس رضایت عمومی

در جمهورى اسلامى ظلم نیست. در جمهورى اسلامى این طور مسائلى که زورگویى باشد نیست. فقیر و غنى؛ نمى‌تواند طبقه غنى بر طبقه فقیر زور بگوید، نمى‌تواند استثمار کند، نمى‌تواند آنها را با اجر کم وادار به عمل‌هاى زیاد بکند. باید مسائل اسلامى حل بشود در اینجا و پیاده بشود. باید مستضعفین را حمایت بکنند، باید مستضعفین تقویت بشوند؛ زیرورو بشوند مستکبر باید مستضعف بشود و مستضعف باید مستکبر بشود. نه مستکبر به آن معنى بلکه باید همه با هم برادروار در این دنیا - در این مملکت - همه با هم باشند. اگر شما به ذهنیت عامه مردم و به ذهنیت اسلامى نگاه کنید، مى‌بینید که توقع از قوه قضائیه این است که عدالت در زندگى مردم ملموس شود؛ عدالت را حس کنند و این عمومیت پیدا کند.

عدالت

احساس رضایت عمومی

بله؛ من اعتقادم این است که باید مردم نسبت به مسئله عدالت اجتماعى و خواست عدالت اجتماعى، مجدانه و منطقى، با مسئولان‌شان صحبت کنند و از دولت‌ها و از نمایندگان مجلس این را بخواهند. باید آن کسى را که شعار عدالت اجتماعى مى‌دهد، موظف و مسئول کنند و از او مطالبه نمایند.

عدالت

احساس رضایت عمومی

بایستى عدالت آن‌چنان از طرف مردم، قشرها و به‌خصوص جوانان مطالبه شود که هر مسئولى - چه بنده و چه هرکس دیگرى که در جایى مسئول است - ناچار باشد به مقوله عدالت، ولو برخلاف میلش هم باشد، بپردازد.

عدالت

احساس رضایت عمومی

یک جامعه و یک کشور و یک ملت بیدار از مسئولینش این چیزها را مطالبه مى‌کند: مطالبه عدالت، مطالبه انصاف، مطالبه خدمت، مطالبه ارتباط صمیمى با مردم، مطالبه دین، پایبندى به ارزش‌هاى دینى، پایبندى به شرع.

عدالت

احساس رضایت عمومی

و من به همه اقشار ملت - به تمام - عرض مى‌کنم که در اسلام هیچ امتیازى بین اشخاص غنى و غیر غنى، اشخاص سفید و سیاه، اشخاص [و] گروه‌هاى مختلف، سنى و شیعه، عرب و عجم، و ترک و غیرترک - به هیچ وجه - امتیازى ندارند. قرآن کریم امتیاز را به عدالت و به تقوا دانسته است. کسى که تقوا دارد امتیاز دارد، کسى که روحیات خوب دارد امتیاز دارد؛ اما امتیاز به مادیات نیست، امتیاز به دارایی‌ها نیست. باید این امتیازات از بین برود؛ و همه مردم على السواء هستند با هم و حقوق تمام اقشار به آنها داده.

عدالت

احساس رضایت عمومی

این مسائلی را که به من گفتید در یک همچو اتاق محدودی، بهتر این است که هر یک از آقایان که متکفل یک امری هستند، وقتی کاری انجام می‌دهند بروند در رادیو بگویند و از مردم بخواهند که هر کس اشکالی دارد که مثلاً ما برخلاف می‌گوییم، بیایند اطلاع بدهند. در روزنامه‌ها اطلاع بدهند، خودشان بیایند در محضر عمومی اطلاع بدهند که این حرفی که ما راجع به برق زدیم، راجع به آسفالت زدیم، راجع به کارهای دیگر زدیم چنانچه مردم اعتقادشان این است که این طور نیست و کاری انجام نداده است جمهوری اسلامی، بلکه عقب رفته است از زمان طاغوت، هر که این ادعا را دارد، بیاید بگوید که ما در این مواردی که داریم می‌گوییم که «عمل کردیم»، بیایند بگویند که نخیر، شما عمل نکردید.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

مردم ما به اسلام اعتقاد دارند، لذا توقع‌شان از مسئولان امر در کشور در هر رده‌اى این است که به این مسئولیت‌ها عمل کنند و آنچه را که به‌عنوان وظیفه بر عهده آنهاست، انجام دهند. کارآمدى حکومت به این معناست. اگر مردم این کارآمدى را در مسئولان کشور مشاهده کنند، اعتقادشان به آنها و به نظام اسلامى و اسلام روز به روز بیشتر خواهد شد.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

عامه مردم و عموم مردم دنبال اسم این و آن نیستند؛ عامه مردم دنبال این هستند که ببینند چه کسى داراى یک مدیریتى است، [داراى] یک قوت عمل یا قوت اراده‌اى است، [داراى] یک کارآمدى‌اى است که می‌تواند مشکلات کشور را از میان بردارد؛ دنبال این هستند. اینکه حالا چه کسى با چه نامى، با چه عنوانى و از چه جناحى وارد میدان بشود، براى عموم مردم مطرح نیست؛ براى گروه‌هاى خاص چرا، اما براى عموم مردم نخیر. اگر نامزدهایى که امروز در صحنه‌اند بتوانند بیان کنند و به مردم نشان بدهند که داراى این کارآمدى هستند، مردم پاى صندوق‌ها هم می‌روند و مشارکت بالایى هم خواهد بود.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

مسئولان باید مردم را در قبال یک گزارش درست و متقن، مختار به قضاوت کنند تا مردم بتوانند کارآمدی نظام را به چشم ببینند و نسبت به آن قضاوت نمایند.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

یک مسئله دیگر را به صورت کوتاه عرض مى‌کنم که به‌نظر من براى ما ملت ایران از اهمیت بسیار زیادى برخوردار است و آن رعایت توصیه‌اى است که در اول سال به همه مسئولان و همه مردم عرض کردم: مسئله کوشش همگانى براى خدمت‌رسانى به مردم و نشان دادن کارآمدی نظام در عمل.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

مردم تشنه خدمتند؛ واقعاً هم احتیاج دارند؛ بنابراین دولت باید کارآمدى خودش را نشان دهد.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

اول باید کارآمدى نظام را نشان داد.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

یکی از مسائل مهم در اداره کشور و زندگی عمومی مردم این است که مسائل مردم روان باشد؛ دچار مشکل و عایق و مانع [نباشد]؛ مثل همین که حالا اخیراً مسئولان محترم تصمیم گرفتند که پنجره واحدی برای سرمایه‌گذاری و مانند اینها باز کنند؛ شبیه این چیزها؛ کارها روان انجام بگیرد، آسان انجام بگیرد. اینها یک چیزهایی است که به مردم مرتبط می‌شود. اگر این چیزها تأمین شد، حضور مردم در صحنه تأمین خواهد شد؛ یعنی اگر ما توانستیم این مسائلی را که مستقیم به خود مردم ارتباط پیدا می‌کند تأمین کنیم، حضور مردم در صحنه صد درصد خواهد بود.

تأثیر در زندگی مردم

ادراک کارآمدی

بایستى تصویر دولت در چشم مردم، تصویر یک گروه توانا و کارآمدى باشد که دارند تلاش می‌کنند. حالا البته انسان که تلاش می‌کند، همیشه موفق نمی‌شود؛ نفس اینکه دارند تلاش می‌کنند، کار می‌کنند، این براى مردم جذاب است.

توانمند و شایسته تلقی کردن حاکمیت در حل مسائل

ادراک کارآمدی

دولت، کارگزار ملت است؛ و ملت، کارفرماى دولت است. هرچه بین ملت و دولت صمیمیت بیشتر و همکارى بیشتر و همدلى بیشترى باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملت را به‌معناى واقعى کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمیت و توانایى‌هاى ملت را به‌درستى بپذیرد، هم ملت به دولت که کارگزار کارهاى او است به‌معناى حقیقى کلمه اعتماد کند.

توانمند و شایسته تلقی کردن حاکمیت در حل مسائل

ادراک کارآمدی

انقلاب ما براساس یک ایمان بود؛ اما معنایش این نیست که انقلاب نباید به زندگى مردم، به اقتصاد، به نان و به رفاه مردم بپردازد. این چه حرفى است!؟ امام به این مسائل مى‌پرداخت و دستور مى‌داد و آنچه در درجه اول، مورد نظر امام بود، عبارت بود از طبقات محروم و مستضعف.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

نظام مردمى و نظام عدالت و نظام اعلاى کلمه اسلام و نظام گسترش معنویت و نظام ایجاد رفاه براى مردم است،

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

پیشرفت امور اقتصادى و رفاهى انسان‌ها و بایستى مردم را به سمت رفاه و تمتع هرچه بیشتر از امکانات زندگى پیش ببرند. این یکى از وظایف همه است.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

روش انقلاب و انقلابیون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگى رفاه‌طلبانه براى خود بود. براى مردم هرچه می‌توانید، رفاه ایجاد کنید؛ هرچه می‌توانید، درآمد ملى را زیاد کنید؛ هرچه می‌توانید، در کشور ثروت تولید کنید؛ اما خودتان نه. مسئولان لااقل تا وقتى مسئولند، به زندگى رفاه‌طلبى رو نکنند.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

در کشورى که تورم در حد مطلوب باشد، اشتغال در حد مطلوب باشد، آنجا عموم مردم در راحتى و آسایش و رفاه زندگى خواهند کرد. ما به‌هیچ‌وجه به مردم نمى‌گوییم ریاضت [بکشند] ما مى‌گوییم ریخت‌وپاش نباشد؛ مصرف کردن یک حرف است، بد مصرف کردن یک حرف دیگر است

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

انتظار به‌حق مردم ما، این است که از یک اقتصاد شکوفا برخوردار باشند، رفاه عمومى باشد، طبقه ضعیف از وضعیت غیرقابل قبول خارج بشود، از مشکلات نجات پیدا کند؛ اینها انتظارات مردم ما است و این انتظارات به‌حق است؛

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

وضع حکومت اسلام یک همچو وضعى است. اداره‌اش براى رفاه مردم است، نظامش براى رفاه مردم است، رئیس‌جمهورش براى رفاه مردم است، نخست‌وزیرش براى رفاه مردم است و محیط، محیط محبت؛ یک محیط محبت. اگر ما موفق بشویم به اینکه اسلام را به آن معنایى که بوده است، به آن معنایى که بناى اسلام بر آن بوده، در خارج متحقق بکنیم، هم نظام راحت مى‌شود، هم شهربانى. دیگر احتیاج به اینکه به مردم تعدى بکند ندارد. هم ژاندارمرى، هم ارتش. همه دوست و همه رفیق و با هم دوست و برادر و من امیدوارم که یک همچو چیزى پیش بیاید و یک همچو حکومتى تحقق پیدا بکند؛ فقط آرزو نباشد، واقعیت باشد.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

ما مى‌خواهیم به خواست خدا پیش برویم. ما مى‌خواهیم این نهضت را به جلو برانیم تا براى این مملکت رفاه، زندگى سعادتمند دنیایى و آخرتى تحقق پیدا بکند. این شیاطین نمى‌خواهند این مسائل تحقق پیدا بکند.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

معیشت مردم جزو اولین اهداف همه دولت‌هاست در همه جاى دنیا و در همه دوران تاریخ؛ البته دولت‌هاى علاقه‌مند به مردم؛ آن دولت‌هاى مستأثر و زورگو و جبار، مورد نظرمان نیستند. هر دولتى که بخواهد به مردم خودش خدمت کند، اولین مسئله‌اش، مسئله معیشت مردم است، که بتواند مردم را اداره کند. خب، این به اقتصاد وابسته است. یک اقتصاد خوب، سالم، وافر و پیشرو می‌تواند وضع زندگى مردم را خوب کند.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

یک بخش دیگر، مسئله اقتصاد و رفاه عمومى است؛ این هم بسیار مؤثر است که مردم از لحاظ معیشت دچار آسایش خاطر باشند.

ادراک رفاه

ادراک کارآمدی

خدا از ما مسئولان خواسته است که در خدمت مردم باشیم، خادم مردم باشیم، براى مردم کار بکنیم. حرف مردم را باید [گوش کرد]؛ حرف مردم شکایت از فساد است، شکایت از تبعیض است؛ این حرف مردم است. مردم خیلى از مشکلات را تحمل می‌کنند؛ البته فساد را، تبعیض را نمى‌پسندند، شِکوه دارند، شکایت می‌کنند. شکایت مردم از فساد و از تبعیض است که باید مسئولان - چه مسئولان قوه مجریه، چه مسئولان قوه قضائیه، چه مسئولان قوه مقننه - به‌طور جد دنبال کنند.

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

اما اگر ما الان مدعى هستیم که اسلامى است رژیم ما، ولى وقتى برویم سراغ بازار ببینیم بازار همان بازار سابق است، ربا همان رباى سابق است، چپاولگرى همان چپاولگرى سابق است، اجحاف و گرانفروشى فوق‌العاده همان است که سابق بود؛ برویم توى ادارات هم ببینیم همان اشخاص و همان وضع و همان نابسامانى آنجا هم هست؛ برویم در مثلاً دانشگاه ببینیم آنجا هم مسائل همان مسائل است؛ هر جا برویم همان مسائل باشد، این موجب این مى‌شود که انعکاس پیدا بکند که رژیم فاسدى رفت، یک رژیم فاسدى جایش نشست. کارى ما نکردیم جز اینکه یک رژیم فاسدى را از بین بردیم که آن رژیم فاسد کارهایش پاى اسلام حساب نمى‌شد. این خطر نبود که اگر چنانچه محمدرضا یک ظلمى بکند، یا سازمان امنیت مردم را چه بکند، این به اسلام مربوط است. هیچ. جدا بود. حساب اسلام جدا، حساب آنها هم جدا بود. این خطر آن روز هیچ نبود بلکه هر چه آنها ظلم مى‌کردند اسلام تقویت بیشتر مى‌شد: لَا زَالَ یُؤَیدُ هَذَا الدِّینُ بِالرَّجُل الفَاجِرِ رجل فاجر، آدم فاسق، آدم ظالم،

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

مردم ما هم امروز از اوایل انقلاب نسبت به این نابسامانى‌ها حساس‌ترند. امروز مردم نسبت به فساد حساسند، نسبت به فاصله طبقاتى حساس‌تر از اول انقلابند؛ این چیز بدى نیست، این چیز بسیار خوبى است؛ این نشان‌دهنده آن است که مردم با آرمان‌هاى انقلاب آشنایند و دنبال آن آرمان‌هایند، لذا اعتراض می‌کنند؛ به فساد اعتراض می‌کنند و هر جایى که مبارزه با فساد باشد، مردم در آنجاها علاقه نشان می‌دهند و طرف‌دارى نشان می‌دهند و دلگرمى نشان می‌دهند؛ آنجایى که حرکت به سمت کمک به مردم ضعیف باشد، ایجاد عدالت و استقرار عدالت باشد، مردم طرف‌دارى و حمایت نشان می‌دهند؛ این خیلى مهم است و نشان‌دهنده گرایش مردم است؛ همین را باید تقویت کرد.

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

مردم به قوه قضائیه کمک کنند. حالا شما دارید با فساد مبارزه می‌کند، خیلى خب، یکى از عواملى که می‌تواند شما را در این راه کمک کند گزارش‌هاى مردمى است؛ وقتى مردم به شما گزارش دادند در زمینه مسائل مربوط به فساد، شما می‌توانید از آن استفاده کنید و بهره ببرید که البته بعد راجع به این توضیح خواهم داد؛ این نکته‌اى است که مربوط به آن بخش بعدى ما است که مربوط به مسائل فساد است.

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

مبارزه با فساد ادارى، جزو درخواست‌هاى مردم است؛ این‌ها باید برآورده شود.

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

امروز مردم از مبارزه با فساد خرسند مى‌شوند و آن را مطالبه مى‌کنند. هرکس به مردم علاقه دارد، هرکه از زبان مردم حرف مى‌زند و براى آنها کار مى‌کند، باید در این مبارزه پیش‌قدم باشد.

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

یک جنبه دیگر از مردمى بودن عبارت است از مبارزه با فساد. اگر ما به‌معناى واقعى کلمه می‌خواهیم در کنار مردم باشیم، باید بى‌امان با فساد و مفسد مبارزه کنیم.

ادراک مبارزه با فساد

ادراک کارآمدی

سال گذشته سال پاسخ‌گویی بود؛ پاسخ‌گویی مسئولان در برابر مطالبات ملت ایران. ... یک غرض عمده از طرح این شعار در سال 83 این بود که روح پرسشگری در ذهن ملت ایران زنده شود و مسئولان احساس کنند که در مقابل مردم باید پاسخ‌گو باشند.

پاسخ‌گویی

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

شما بخشى از وقت امسال را براى گزارش دادن به مردم صرف کنید. اینکه ما گفتیم امسال، سال پاسخ‌گویى است، مظهر این پاسخ‌گویى همین گزارش‌هایى است که شما به مردم خواهید داد.

پاسخ‌گویی

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

این کسانى که کشور در اختیارشان است یا در اختیارشان بوده، اینها دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند، موضع [بگیرند]؛ باید موضع مسئولانه [بگیرند]، باید پاسخ‌گو باشند. بنده‌اى که امکانات در اختیارم است، نمی‌توانم مدعى باشم، [بلکه] باید پاسخ‌گو باشم و جواب بدهم که چه‌کار کردم با این امکانات. به‌جاى اینکه پاسخ‌گویى کنند، بیایند نقش مدعى را ایفا کنند علیه این، علیه آن حرف بزنند؛ این نمی‌شود؛ مردم قبول نمی‌کنند این را. حالا ممکن است کسى خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه، مردم آگاهند، می‌فهمند، نمی‌پذیرند این حالت را.

پاسخ‌گویی

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

دو ستون درست کنید: کارها و خدماتى که انجام داده‌اید، کارهایى که انجام نداده‌اید، یا ناکام مانده‌اید در انجامش؛ این‌ها را با مردم در میان بگذارید و بدانید که مردم قدر خدمت و قدر تلاش را مى‌دانند. ما باید هم کارهاى کرده خودمان و هم کارهاى نکرده خودمان، یا درست نکرده خودمان را با صداقت در میان بگذاریم. مطمئناً آن تلاش و همت و اهتمامى که انجام گرفته براى ستون مثبت‌‌ها، عذر خواهد بود براى ما نسبت به ستون ناکرده‌ها؛ چون ناکرده‌ها از روى تعمد، ناکرده نمانده، بلکه به خاطر کمبود امکان، کمبود منابع و گاهى به خاطر دیر رسیدن فکر به ذهن انسان و مسائلى از این قبیل، ناکرده مانده است. این مسائل را براى مردم بیان کنید؛

پاسخ‌گویی

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

«مسئولیت‌پذیرى و پاسخ‌گویى»؛ در هر بخشى که ما هستیم، مسئولیت آن کارى که بر عهده گرفته‌ایم، این را بپذیریم. زیرمجموعه، زیرمجموعه ماست، احساس مسئولیت کنیم. در هر نقطه‌اى مسئولیت تعریف‌شده‌اى وجود دارد، آن مسئولیت را بایستى پذیرفت.

مسئولیت‌پذیری

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

جورى باشد که دولت مسئولیت خودش را داشته باشد تا انسان بتواند سؤال کند از دولت؛ انسان از مجلس هم باید بتواند سؤال کند، در مورد مجلس [هم] بتواند قضاوت کند، داورى کند.

مسئولیت‌پذیری

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

یک غرض عمده از طرح این شعار در سال هشتاد و سه این بود که روح پرسشگرى در ذهن ملت ایران زنده شود و مسئولان احساس کنند که در مقابل مردم باید پاسخ‌گو باشند. پاسخ‌گویى و روحیه پرسشگرى و احساس مسئولیت مسئولان در مقابل مطالبات ملت، مخصوص سال هشتاد و سه نیست؛ همه سال‌ها به همین کیفیت است. البته نوع و مواجهه و پاسخ‌گویى مسئولان در قبال این شعار، یقیناً براى ذهن مردم در انتخاب‌‌‌‌ها و قضاوت‌هاى آینده آنان مؤثر خواهد بود.

مسئولیت‌پذیری

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

شما جواب یکى یکى از این افرادى که به شما رأى دادند و شما را به‌عنوان رئیس‌جمهور اسلام، رئیس‌جمهورى کشور اسلامى تعیین کردند هر یک از اینها فردا مى‌آیند شما را مى‌گیرند، جواب از شما مى‌خواهند.

مسئولیت‌پذیری

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

انقلاب این طور است، وضع انقلاب این طور است؛ طورى است که مردم دیگر سربسته و در بسته تسلیم کسى نمى‌شوند، مردم هر یکی‌شان نظر دارند. شما مى‌بینید که وقتى که در تلویزیون نظرخواهى مى‌کنند از افراد، از زن، از مرد، از جوان، از پیر، همه نظر مى‌دهند، این طور نیست که بى‌تفاوت باشند. اگر هر یک ما تخطى کنیم از آن خواستى که ملت دارد و آن خواستش اسلام است و احکام اسلام، اگر هر یک از ما تخطى کنیم علاوه‌بر آنکه در محضر خداى تبارک و تعالى در آن روزى که همه وارد مى‌شوند و حساب است در کار، جوابى نداریم، همین مردم هم در همین جا به حساب مى‌رسند. اینها نمى‌گذارند که - آنجا حسابش على حده [است] - همین مردم در همین جا، شمایى که الان به مقام ریاست جمهور رسیدید اگر فردا - خداى نخواسته تخطی کنی از آن راحی که ملت است و اسلام پیش پای ما گذاشته همین 13 میلیون و زیادتر که به شما رأی داده اند و اعتماد به شما کرده اند برمی گردند.

مسئولیت‌پذیری

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

همیشه این ملت نیاز دارد به این‌که مسئولان او پاسخ‌گوی مسئولیت‌های بزرگ خودشان در مقابل ملت باشند و روح پرسشگری در مردم وجود داشته باشد و همیشه زنده بماند. اینها شعارهای گذرا نیست؛ ابعاد و جوانب گوناگون وظایف ما مسئولان و همچنین مطالبات ملت را برای ما روشن می‌کند.

مسئولیت‌پذیری

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

بنابراین، آن چیزى که در رأس برنامه‌هاى دولت است تفاهم بین ملت و دولت [است] و آن هم نه اینکه هى بگوییم: «تفاهم داریم.» شمایى که وزیر دارایى هستید، آن افرادى که مى‌فرستید به اطراف، افرادى باشند که صالح باشند، افرادى باشند که با مردم بسازند؛ نخواهند بروند آنجا مثل سابق انجام بدهند. آن کسى هم که وزیر کشور است، مى‌خواهد بفرستد، حکومت‌هایى که مى‌فرستند، استاندارها [یى] که مى‌فرستند، استاندارهایى باشند که با علما، با مردم بسازند، نه اینکه اختلاف پیدا کنند، آن اختلاف کم کم زیاد بشود.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

شما نمی‌توانید کارهایی که الان در ایران هست انجام بدهید، الا با هماهنگی با ملت. هماهنگی با ملت هم این است که شما توجه کنید به خواست‌های اینها.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

اگر چنانچه این محمدرضا گوش کرده بود آن چیزی که به او تزریق می‌شد، گفته می‌شد که با مردم ملت باید آن کسی که خیال می‌کند که رأس است با ملت باید بسازد تا اینها پشتیبان او باشند؛ اگر ملت پشتیبانش بود، خوب، این قضایا پیش نمی‌آمد، کاری کرده بودند.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

اگر یک کشور بخواهد یک کشور سالمى باشد، باید بین دستگاه حاکمه با ملت تفاهم باشد و مع الأسف در رژیم‌هاى شاهنشاهى و به‌خصوص در رژیم اخیر، آن معنا عکس بود. یعنى دستگاه حاکمه، همه دستگاه حاکمه، در یک قطب واقع شده بود و ملت هم در یک قطب. آن دستگاه حاکمه کوشش مى‌کرد که با ارعاب و با فشار و با آزار و شکنجه و حبس و امثال اینها با ملت رفتار کند و ملت هم اگر زور نداشت کوشش مى‌کرد که مالیات نپردازد؛ از زیر بار همه چیز در برود؛ هر چه بتواند کارشکنى کند براى دولت و از این جهت هى شکاف بین مردم و دولت حاصل مى‌شد و دولت هم هیچ پشتیبان نداشت و دستگاه حاکمه یک امر به خیال خودش مستقلى بود که هیچ ارتباطى با ملت نداشت. ملت هم به آن هیچ اعتماد نداشت، آن را دشمن خودش مى‌دانست. ارتش وقتى مى‌آمد توى مردم، مثل اینکه دشمن آمده است، همه جمعیت از آن فرار مى‌کردند و پشت مى‌کردند به آن و پاسبان وقتى که مى‌آمد در بین مردم، مردم از او فرار مى‌کردند؛ تنفر داشتند و اینها اسباب این شد که نتواند حکومت باقى بماند و با پایگاه نداشتن در پیش ملت ناچار باید کنار برود و رفت. این باید یک عبرتى باشد براى دولت‌ها. در رژیم اسلامى شاید در رأس برنامه همین تفاهم ما بین دولت و ملت باشد.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

ملت ایران، با رژیم سلطنتى مخالف است، زیرا رژیمى است که تحمیلى که هرگز متکى به آراى ملت نبوده و از این جهت به شکل بنیادى، مخالف با اراده و خواست مردم است، و خود را موظف به تأمین هدف‌ها و خواسته‌هاى مردم نمى‌داند و حکومت چنین رژیمى، حکومت طاغوتى است و اسلام اطاعت از این حکومت را بر مردم حرام کرده و مبارزه با حکومت طاغوتى را واجب شمرده است.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

حرف مردم را باید [گوش کرد]؛ حرف مردم شکایت از فساد است، شکایت از تبعیض است؛ این حرف مردم است. مردم خیلى از مشکلات را تحمل می‌کنند؛ البته فساد را، تبعیض را نمى‌پسندند، شِکوه دارند، شکایت می‌کنند. شکایت مردم از فساد و از تبعیض است که باید مسئولان - چه مسئولان قوه مجریه، چه مسئولان قوه قضائیه، چه مسئولان قوه مقننه - به‌طور جد دنبال کنند.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

هیچ دستگاهی نباید خود را از انتقاد و نقد مصون و از عیب خالی بداند؛ همه دستگاه‌های کشور باید مورد نقد منصفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چارچوب آن، رفتار خود را اصلاح کنند. دولت، مجلس، قوه قضائیه و سایر دستگاه‌هایی که در کشور هستند و مسئولیت‌های مهمی بر دوش آنهاست، همه مشمول این قاعده کلی هستند؛ نقد، اصلاح و پاسخ‌گویی. این، معنای حقیقی اصلاح نظام مورد نظر اسلام است.

انطباق با نیاز مردم

پاسخ‌گویی به خواسته‌ها و مطالبات مردم

مردمی بودن فقط سفرهای استانی نیست؛ ارتباط با مردم، شنیدن از مردم، شنیدن نکات، که گاهی نکاتی از مردم عادی شنیده می‌شود که از مشاوران کارکشته کارکرده نزدیک انسان شنیده نمی‌شود؛ انسان از آن بیشتر استفاده می‌کند؛ ارتباط با مردم و گزارش‌های مردمی این [حُسن] را دارد.

گفت‌وگوی اجتماعی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

مسائل اساسی باید با افکار عمومی مطرح بشود، افکار عمومی با نیازهای اساسی آشنا بشوند؛ [این‌گونه] اندیشه‌ها فعال خواهد شد.

گفت‌وگوی اجتماعی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

بنده هم غالباً برادران دولت را تشویق مى‌کنم که به افکار عمومى توضیح بدهند و حرف بزنند.

گفت‌وگوی اجتماعی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

تا آنجایى که ممکن است، با مردم مستقیم حرف بزنید. البته این روزها محدودیت هست، لکن از طریق تلویزیون و با تماس‌هاى رودررو با مردم براى آنها توضیح بدهید و البته این [کار] همیشه باید انجام بگیرد؛ این توضیح و تبیین مخصوص هفته دولت نیست، همیشه بایستى انجام بگیرد. مردم از گزارش‌هاى صادقانه خرسند می‌شوند، امیدوار می‌شوند و خوشحال می‌شوند.

گفت‌وگوی اجتماعی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

لکن حکومت‌ها خودشان را جدا ندانند از مردم. رؤسا این طور نباشد که بروند هر کس در هر جایی یک ریاستی داشت بخواهد اعمال قدرت بکند؛ اعمال ریاست بکند؛ مردم را پایین‌تر بداند؛ با مردم رفتاری بکند که رفتار یک مثلاً زورمند خیلی کذا است با دیگران. اسباب این می‌شود که مردم از آن جدا بشوند؛ مردم مالیات ندهند، فرار کنند از مالیات.

این باید یک سرمشقی باشد برای دولت‌ها، برای ادارات، برای همه جا، که مردم را از خودشان جدا نکنند. مردم از خودشان بدانند. مردم هم آنها را از خود بدانند. اینها را هم مردم از خود بدانند. اگر یک همچو تفاهمی بین دولت و ملت پیدا شد، این دولت متکی به ملت است و سقوط ندارد؛ این دیگر قابل سقوط نیست. خوب، یک همچنین مملکتی مملکت خود مردم است، و دولت می‌خواهد حفاظت کند آن را، انتظامات را ایجاد کند، شهرداری می‌خواهد شهر را آباد کند، دولت می‌خواهد راه‌ها را درست بکند و این چیزی است که مال خود مردم است و به دسترس خود مردم، برای خود مردم دارد انجام می‌دهد.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

مبادا یک وقت یک کسى احتیاج به استاندار داشته باشد، نتواند او را ببیند. این همان طاغوت است که نمى‌گذارد این طور بشود. اگر بنا باشد که حالا هم باز این تشریفاتى که در آن زمان بود باشد، نمى‌شود که ما جمهورى را اسلامى حساب کنیم.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

مسائل اساسى باید با افکار عمومى مطرح بشود، افکار عمومى با نیازهاى اساسى آشنا بشوند؛

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

توجه کنید به اینکه هم صلاح خود شماست و هم صلاح کشور شماست و هم صلاح ملت است که شما با مردم دوست باشید. مردم احساس کنند که اینها دوست‌هاى آنها هستند که آمده‌اند. براى اینکه مثلاً فرض کنید که ژاندارمرى مثل آن وقت نباشد که مردم از ترس او نمى‌توانستند عبور کنند نه از دست دزدها!

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

مردم را در همه امور شرکت بدهیم. دولت به‌تنهایى نمى‌تواند که این بار بزرگى که الان به دوش این ملت هست بردارد.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

هر چى داریم از اینهاست و هر چى هست مال اینهاست، دولت عامل اینهاست، قوه قضائیه عامل اینهاست، قوه اجراییه عامل اینهاست. قوه مقننه عامل اینهاست؛ اداى تکلیف باید بکنند، شرکت بدهند مردم را در همه امور. همان‌‌طورى‌که با شرکت مردم در این جنگ، شما بحمدالله پیروز شدید و پیروزتر هم خواهید شد، با شرکت اینها شما مى‌توانید اداره کنید این کشور را. مردم را در امور شرکت بدهید، در تجارت شرکت بدهید، در همه امور شرکت بدهید. مردم را در فرهنگ شرکت بدهید، مدارسى که مردم مى‌خواهند درست کنند کارشکنى نکنید برایشان، البته نظارت لازم است، انتقاد هم لازم است، لکن کارشکنى نکنید.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

و حالا را ملاحظه کنند که هر مشکلى که براى دولت پیش بیاید، ملت قدم مى‌گذارد جلو براى حل او. در مشکل کردستان ملاحظه کردید که تمام قشرهاى ملت، بلکه مسلمین جاهاى دیگر، بلاد دیگر، مسلمین خلیج، جاهاى دیگر، همه آمادگى خودشان را براى پشتیبانى و براى سرکوبى اشرار اعلام کردند و ما دیدیم احتیاج به بسیج عمومى نیست، خود قواى انتظامیه آنها را سرکوب مى‌کنند، از این جهت خواهش کردیم از آنها که دست نگه دارند. آن طرز حکومت با این طرز حکومت، این دو تا، را باید حکومت‌ها به‌نظر بیاورند. آن طرز حکومت که اگر مشکلى پیدا بشود، مردم به مشکلات مى‌افزایند و این طرز حکومت که مردم حکومت را از خودشان مى‌دانند و همان‌طور که از عائله خودشان دفاع مى‌کنند؛ از حکومت خودشان دفاع مى‌کنند. اگر همه حکومت‌هاى اسلامى، بلکه همه حکومت‌هاى جهانى، این طور بشوند که با مردم تفاهم داشته باشند.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

در هر صورت، الان وقت این است که ما فعالیت بکنیم براى اینکه این جمهورى اسلامى را پیاده کنیم و رأى از مردم [بگیریم] تقاضا کنیم از مردم که رأى بدهند به جمهورى اسلامى؛ و همه هم آزادند اما شما هدایت‌شان کنید. الزام نیست که بروید مأمور بگذارید مثل سابق که مأمور مى‌گذاشتند سر مردم که رأى بدهید، بعد هم که از مردم رأى نمى‌گرفتند خودشان رأى مى‌دادند! رأی‌ها را خودشان مى‌خواندند و خودشان مى‌دادند و تمام مى‌شد قضیه - نه، مردم آزادند لکن شما هدایت کنید مردم را. مردم ما مسلمانند، اسلام را مى‌خواهند؛ شما معرفى کنید اسلام را، معرفى کنید حکومت اسلامى را، معرفى کنید احکام اسلام را. به آنها بفهمانید که اگر شما یک حکومت عدلى بخواهید، یک حکومت انصافى بخواهید، بخواهید که در رفاه باشید، بخواهید که فقراى شما در رفاه باشند، بخواهید که اغنیا به شما ظلم نکنند، بخواهید که دولت‌ها به شما ظلم نکنند، بخواهید که پاسبان‌ها دیگر نتوانند به شما ظلم کنند، ارتش نتواند به شما ظلم کند، اگر یک همچو [حکومتى] را بخواهید، رأى بدهید به جمهورى اسلامى تا اینکه ان‌‌شاءالله اسلام و احکام اسلام پیاده بشود.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

خود دولت، خود قوه قضائیه، خود دستگاه‌های دیگر بایستی رفتارشان، عمل‌شان جوری باشد که جلب اعتماد بکند؛ این بخش به عهده آنهاست.

جلب همراهی مردمی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

دولت بدون پشتیبانى مردم نمى‌تواند کار انجام بدهد. یعنى آن دولت‌هایى مى‌توانستند بدون پشتیبانى مردم انجام بدهند - که کارشان را انجام بدهند - که براى مردم نمى‌خواستند کار کنند؛ آنها مى‌خواستند براى ارباب‌هاى خودشان کار بکنند، و روى آن مبنا مجهز براى آن جهت بودند. اما کارى به این نداشتند که حالا در بلوچستان چه مى‌گذرد، در کرمان چه مى‌گذرد، در جاهاى دیگر چه مى‌گذرد؟ به آن کارى نداشتند. و شما که مى‌خواهید براى همه خدمت بکنید، براى چهل میلیون جمعیت، یک دولت محدود نمى‌تواند کار بکند، باید چهل میلیون جمعیت را در صحنه نگه دارد. و نگهدارى به این است که شما بازار را مى‌خواهید نگه دارید، بازار را شریک کنید در کارها، بازار را کنار نگذارید. یعنى، کارهایى که از بازار نمى‌آید و معلوم است که نمى‌تواند بازار انجام بدهد، آن کارها را دولت انجام بدهد. کارهایى که از بازار مى‌آید، جلویش را نگیرید، یعنى، مشروع هم نیست. آزادى مردم نباید سلب بشود، دولت باید نظارت بکند. مثلاً، در کالاهایى که مى‌خواهند از خارج بیاورند مردم را آزاد بگذارند، آن قدرى را که مى‌توانند؛ هم خود دولت بیاورد، هم مردم. لکن دولت نظارت کند در اینکه یک کالاهایى که بر خلاف مصلحت جمهورى اسلامى است، بر خلاف شرع است، آنها را نیاورند. این نظارت است.

توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

ایرادى که من به این دولت وارد مى‌کنم، این است که توضیح دادنشان به مردم کم است. این روابط عمومی‌هاى شما در بخش‌هاى مختلف باید فعال عمل کنند. روابط عمومى شماست که از رسانه ملى یا از مطبوعات مى‌تواند استفاده بهینه بکند؛ یاد بگیرند راه بیان کردن را. گاهى انسان توضیح هم مى‌دهد، بیان هم مى‌کند؛ منتها بى‌فایده! چون نوع بیان، نوع بیانِ اثرگذار و باوربرانگیز نیست؛ حقیقت را درست روشن نمى‌کند. این یکى از نقص‌هاست که باید حتماً این نقیصه را جبران کنید. آن کسانى که دلسوزانه انتقاد مى‌کنند، با این تبیین، با این توضیح دلشان آرام مى‌گیرد.

توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

با مردم در میان بگذارید، با مردم حرف بزنید، از مردم کمک بخواهید در موارد مختلف، هم کمک فکری، هم کمک عملی. در یک جاهایی یک خطایی اتفاق می‌افتد -خب همه ماها اشتباه میکنیم دیگر؛ خطا در کار ماها کم نیست- از مردم عذرخواهی کنید؛ صریحاً [بگویید] این اشتباه شده، از مردم عذرخواهی کنید. مردمی بودن این جهات مختلف را دارد. گزارش خدمات خودتان را هم به مردم بدهید؛ گزارش صادقانه، بدون مبالغه، بدون بزرگ‌نمایی؛ صادقانه [بگویید] این کارها را انجام داده‌اید. مردمی ‌بودن اینهاست؛ اینها جهات مختلف مردمی ‌بودن است.

توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

مثلاً الان مسأله انرژى اتمى مطرح است. افکار عمومى در این قضیه باید توجیه شود. شنیدم ظاهراً پریشب سیما برنامه خیلى خوبى داشته و با دست‌اندرکاران قضیه در تهران و وین تماس گرفته و موضوع را بررسى کرده است؛ این‌طور کارها بسیار مفید است. افکار عمومى باید در جریان مسائل قرار گیرد و به شکل صحیح و منطقى توجیه شود.

توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

البته امروز در این جنگ ترکیبی موجود، حمله نظامی نیست؛ دشمن حمله نظامی نمی‌کند، کارهای دیگر می‌کند؛ اینجا هم اطلاع‌رسانی لازم است، تا مردم بدانند که دشمن از چه راه‌هایی و با چه سیاست‌هایی وارد می‌شود و با روشن‌بینی به حوادث نگاه کنند. وقتی که مردم عزیزِ ما با اوضاع آشنا شدند، هر حادثه‌ای پیش بیاید، با روشن‌بینی به آن حادثه نگاه می‌کنند.

توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

امروز خبرهاى بزرگ و مهمی به وسیله رئیس‌جمهور محترم و آقایان وزرا داده شد که خیلى از آنها براى ما تازه بود. انتشار این خبرها و نقد این خبرها مهم است؛ هم دستاوردها را بگویید، هم تنگناها را بگویید، هم آنچه را توانستید انجام بدهید بگویید، هم آنچه را باید انجام می‌دادید و انجام نشده بگویید؛ مردم خوش‌شان مى‌آید. این جور انسان بتواند همهى ابعاد قضیه را بیان کند، این براى مردم شیرین و دلپذیر است، به‌خصوص در تماس مستقیم با مردم.

توضیح سیاست‌ها و اقناع افکار عمومی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

هیچ اشکالی ندارد که مجموعه دولت مشخص کند که این بخش از مجموع عملکردش مثبت است؛ این بخش، منفی؛ چون آن بخش که مجموع عملکردش منفی است، معنایش این نیست که بد کار کرده، بلکه ممکن است کمبود منابعش، نداشتن امکانات و نبودن زیرساخت‌هایش در عملکردش مؤثر بوده است، که البته کاملاً عملی و ممکن است. حداقل کار این است که در هر بخشی از بخش‌ها، ستون موفقیت‌ها را با ستون عدم موفقیت‌ها کنار هم بگذارند و به مردم نشان بدهند، تا مردم جمع‌بندی کنند. ... نباید مردم تصور کنند که ما فقط جنبه‌های مثبت را می‌گوییم و منفی‌ها را نمی‌گوییم.

شفاف‌سازی

 

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

در این مناظره‌ها و در این گفت‌وگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دل‌شان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخ‌گویی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخ‌گویی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. ... مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمی‌آیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد.

شفاف‌سازی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

بنده معتقد به خبررسانى و اطلاع‌رسانى‌ام؛ مکرر هم به رئیس محترم قوه و دوستان دیگر در این زمینه عرض کرده‌ام. باید افکار عمومى را مطلع کرد و اطلاع‌رسانى صحیح و درست انجام داد؛ لیکن اطلاع‌رسانی بهنگام، به‌جا و به شکل متین و صحیح.

شفاف‌سازی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

اطلاعات باید عمومى بشود. باید شفاف‌سازى اطلاعات صورت بگیرد.

شفاف‌سازی

اقناع عمومی و تبیین سیاست‌ها

 

 

 

 

1.            Cousins, J.B. and E. Whitmore, Framing participatory evaluation. New Directions for Evaluation, 1998. 1998(80): p. 5-23.
2.            Estrella, M., J. Gaventa, and S. Institute of Development, Who Counts Reality?: Participatory Monitoring and Evaluation : a Literature Review. Ids Working Papers. 1998: Institute of Development Studies at the University of Sussex.
3.            Beetham, D., The Legitimation of Power. Political Analysis. 2013: Bloomsbury Publishing.
4.            Suchman, M.C., Managing Legitimacy: Strategic and Institutional Approaches. The Academy of Management Review, 1995. 20(3): p. 571-610.
5.            Fung, A., Varieties of Participation in Complex Governance. Public Administration Review, 2006. 66(s1): p. 66-75.
6.            Nabatchi, T. and M. Leighninger, Public Participation for 21st Century Democracy. Bryson Series in Public and Nonprofit Management. 2015: Wiley.
7.            Putnam, R.D., R. Leonardi, and R.Y. Nanetti, Making Democracy Work: Civic Traditions in Modern Italy. Book collections on Project MUSE. 1994: Princeton University Press.
8.            Chambers, R., Whose Reality Counts?: Putting the First Last. 1997: Intermediate Technology Publications.
9.            Dryzek, J.S., Deliberative Democracy and Beyond: Liberals, Critics, Contestations. Oxford political theory. 2002: Oxford University Press.
10.         Weber, M., H. Gerth, and C.W. Mills, From Max Weber: Essays in Sociology. From Max Weber: Essays in Sociology. 1946: Oxford University Press.
11.         Habermas, J., Between Facts and Norms: Contributions to a Discourse Theory of Law and Democracy. 2015: Polity Press.
12.         Cornwall, A. and R. Jewkes, What is participatory research? Social Science & Medicine, 1995. 41(12): p. 1667-1676.
13.         Fox, J.A., Social Accountability: What Does the Evidence Really Say? World Development, 2015. 72: p. 346-361.
14.         Gaventa, J., Exploring Citizenship, Participation and Accountability. IDS Bulletin, 2002. 33(2): p. 1-14.
15.         Arnstein, S.R., A Ladder Of Citizen Participation. Journal of the American Institute of Planners, 1969. 35(4): p. 216-224.
16.         Fetterman, D.M., S.J. Kaftarian, and A. Wandersman, Empowerment Evaluation: Knowledge and Tools for Self-Assessment and Accountability. 1996: SAGE Publications.
17.         Patton, M.Q., Developmental Evaluation: Applying Complexity Concepts to Enhance Innovation and Use. 2010: Guilford Publications.
18.         Bamberger, J.M., M. Clark, and R. Sartorius, Monitoring and Evaluation : Some Tools, Methods, and Approaches. 20004, World Bank: Washington DC.
19.         Garaway, G.B., Participatory evaluation. Studies in Educational Evaluation, 1995. 21(1): p. 85-102.
20.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام.  1385, جلد 6،  تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
21.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در مراسم بیست‌ و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله). ۱۳۹۴/۰۳/۱۴.
22.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در مراسم تنفیذ حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران. ۱۴۰۰/۰۵/۱۲.
23.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام.1385, جلد 4،  تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
24.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌. ۱۳۸۷/۰۹/۲۴.
25.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام. 1385, جلد 13، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
26.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام. 1385, جلد 15،  تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
27.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری. ۱۳۹۷/۰۶/۱۵.
28.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی. ۱۳۸۲/۰۲/۲۲.
29.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار مردم استان همدان‌. ۱۳۸۳/۰۴/۱۵.
30.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی. ۱۳۹۶/۰۷/۲۶.
31.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار جمعی از روحانیون. ۱۳۷۱/۰۵/۰۷.
32.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام 1385, جلد8،  تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
33.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار اعضای هیأت دولت‌‌. ۱۳۸۴/۰۷/۱۷.
34.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام. 1385, جلد 7، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
35.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت. ۱۳۹۲/۰۶/۰۶.
36.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام. 1385, جلد 11،  تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
37.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, ‌بیانات در دیدار مردم شهرستان رفسنجان‌. ۱۳۸۴/۰۲/۱۸.
38.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, پیام نوروزی به مناسبت حلول سال ۱۳۸۲. ۱۳۸۲/۰۱/۰۱.
39.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, گزیده‌ای از بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت. ۱۳۹۷/۰۴/۲۴.
40.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در حرم مطهر رضوی. ۱۳۹۴/۰۱/۰۱.
41.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در ارتباط تصویری با مردم آذربایجان شرقی. ۱۳۹۹/۱۱/۲۹.
42.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت. ۱۳۸۳/۰۶/۰۴.
43.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار فعالان بخش‌های اقتصادی کشور. ۱۳۹۰/۰۵/۲۶.
44.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, خطبه‌های نماز جمعه تهران. ۱۳۸۸/۰۳/۲۹.
45.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار مسئولان نظام. ۱۴۰۱/۰۱/۲۳.
46.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی. ۱۳۸۳/۰۱/۰۲.
47.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در ارتباط تصویری با جلسه هیئت دولت. ۱۳۹۹/۰۶/۰۲.
48.         امام‌خمینی, ر.ا., صحیفه امام. 1385, جلد 6،  تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
49.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما. 1383/9/11.
50.         رهبر معظم انقلاب اسلامی, بیانات در دیدار رئیس جمهور، مسئولان و کارگزاران نظام. 1386/4/9.
[52] https://emam.com