نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
کارشناس گروه آب دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
کنترل بحران آلودگی در رودخانه ها، نیازمند سامان بخشیدن به قوانین پراکنده فعلی و تدوین یک قانون جامع آب با الگوبرداری از تجارب موفق جهانی، رویکردهای تلفیقی مبتنی بر فناوری و کیفیت آب، مدیریت یکپارچه حوضه، سازوکارهای پیشگیرانه و ضمانت اجرایی است.
کلیدواژهها
رودخانهها بهعنوان شریانهای حیاتی توسعه پایدار و سلامت عمومی، نقشی بیبدیل در امنیت زیستی و اقتصادی کشور ایفا میکنند. بااینحال، رشد روزافزون جمعیت و صنایع، فشار بر این منابع ارزشمند را دوچندان کرده و آلودگی ناشی از پسابهای صنعتی، کشاورزی و شهری به یک تهدید جدی تبدیل شده است. آسیبپذیری ذاتی بسیاری از رودخانههای ایران بهدلیل حجم کم آب و ظرفیت پایین خودپالایی، این تهدید را تشدید کرده و هرگونه بار آلودگی را به بحرانی بالقوه برای کیفیت آب و سلامت اکوسیستمهای وابسته بدل میسازد. بهرغم وجود برخی قوانین، شواهد نشاندهنده ناکارآمدی نظام حقوقی و مدیریتی فعلی در مهار و کنترل مؤثر آلودگی است. این گزارش با یک رویکرد تطبیقی، ضمن تحلیل مدلهای موفق جهانی، به آسیبشناسی چارچوب قانونی ایران پرداخته و راهکارهایی برای گذار از مدیریت واکنشی و پراکنده به یک حکمرانی یکپارچه، پیشگیرانه و کارآمد ارائه میدهد.
بررسی تطبیقی قوانین کنترل آلودگی رودخانهها در آمریکا، ژاپن و انگلستان در مقایسه با ایران، چند ضعف ساختاری و بنیادین را در نظام حقوقی کشور آشکار میسازد:
1. پراکندگی و فقدان قانون جامع: برخلاف کشورهایی مانند آمریکا که از سندی یکپارچه همچون قانون آب پاک بهره میبرند، قوانین مرتبط با آلودگی آب در ایران بهصورت پراکنده در متونی نظیر قانون شکار و صید، قانون توزیع عادلانه آب و قانون حفاظت از محیط زیست ذکر شدهاند. این فقدان جامعیت منجر به ابهام در مسئولیتها، تداخل وظایف نهادی و ناهماهنگی در اجرا میشود.
2. ابهام در تعاریف و فقدان رویکرد علمی: نظام حقوقی ایران فاقد تعاریف دقیق و تفکیک شده از «منابع آلودگی نقطهای» و «منابع آلودگی غیرنقطهای» است. این نقص اساسی، مانع از تدوین سازوکارهای مدیریتی متناسب با هر نوع آلودگی میشود. در مقابل، در کشور آمریکا با ابزارهایی مانند مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی برای منابع نقطهای و برنامههای مدیریتی ذیل ماده (319) برای منابع غیرنقطهای، رویکردی هدفمند بهکار گرفته شده است.
3. ضعف در سازوکارهای اجرایی و پیشگیرانه: قوانین ایران عمدتاً بر مجازات پس از وقوع آلودگی متمرکزند و فاقد ابزارهای پیشگیرانه و مدیریتی مدرن هستند. مدلهای موفق جهانی بر ترکیبی از رویکردهای «مبتنیبر فناوری» شامل تعیین استاندارد براساس بهترین تکنولوژی موجود و «مبتنیبر کیفیت آب» شامل تعیین حداکثر بار آلودگی مجاز برای آبهای آسیبدیده استوارند. این رویکردها که در قوانین ایران غایباند، امکان مدیریت علمی و هدفمند حوضههای آبریز را فراهم میآورند.
4. ناکارآمدی نظام کیفری و مسئولیتپذیری: مجازاتهای پیشبینی شده در قوانین ایران، در قیاس با جریمههای سنگین و حبسهای طولانی در نظامهای حقوقی آمریکا و ژاپن، فاقد بازدارندگی لازم هستند. علاوهبراین، ابهام در مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی (شرکتها)، بهویژه در مورد واحدهای بزرگ دولتی، پیگرد قضایی مؤثر را با چالش مواجه کرده و اصل کلیدی «آلودهکننده پرداخت میکند» را که سنگبنای سیاستگذاری در ژاپن است، تضعیف میکند.
5. عدم یکپارچگی مدیریت کیفیت و کمّیت آب: تجارب جهانی، بهویژه در انگلستان با دستورالعمل چارچوب آب ، نشان میدهد که حفاظت از سلامت اکولوژیکی رودخانه بدون مدیریت یکپارچه کیفیت (آلودگی) و کمّیت (حقابه و رژیم جریان) امکانپذیر نیست. قوانین ایران این پیوند حیاتی را نادیده گرفته و نگاهی جزیرهای به این دو مقوله دارند.
برای رفع چالشهای شناسایی شده و حرکت به سوی یک نظام کارآمد، مجموعهای از اصلاحات ساختاری، تقنینی و سیاستی براساس بهترین تجارب بینالمللی توصیه میشود:
1. تدوین قانون جامع و یکپارچه آب: تصویب یک «قانون جامع کنترل آلودگی آب» مشابه قانون آب پاک آمریکا، که تمامی جنبهها از تعاریف شفاف (تفکیک منابع نقطهای و غیرنقطهای) تا سازوکارهای مجوزدهی، نظارت، اجرا و مجازاتهای بازدارنده را پوشش دهد، یک ضرورت فوری است.
2. پذیرش رویکردهای نوین مدیریتی و تلفیق رویکردهای مبتنیبر فناوری و کیفیت آب: استانداردهای تخلیه پساب باید براساس «بهترین فناوری قابل دسترس» تعیین شوند و برای رودخانههایی که به استاندارد مطلوب نرسیدهاند، سازوکار «حداکثر بار روزانه کل» برای مدیریت علمی بار آلودگی پیادهسازی گردد.
3. مدیریت یکپارچه حوضه آبریز: اتخاذ رویکرد مدیریت حوضه آبریز، مشابه مدل انگلستان و ژاپن، برای در نظر گرفتن همه منابع آلودگی و ذینفعان در یک چارچوب جغرافیایی واحد، باید به یک اصل بنیادین تبدیل شود.
4. تقویت سازوکارهای اجرایی و نظارتی: ایجاد سیستم ملی مجوزدهی مشابه مجوزسیستم حذف تخلیه آلاینده ملی استقرار یک سیستم جامع برای صدور مجوز تخلیه از منابع نقطهای که شامل محدودیتهای عددی دقیق، الزامات پایش و گزارشدهی شفاف باشد، الزامی است.
5. سرمایهگذاری در زیرساختهای پایش: توسعه شبکههای پایش کیفی آب و الزام صنایع به گزارشدهی منظم و دقیق، اساس هرگونه مدیریت علمی و تصمیمگیری مبتنیبر شواهد است.
6. بازنگری در نظام کیفری و مسئولیتپذیری: مجازاتهای مالی و حبس باید به میزانی افزایش یابند که تخلف را برای آلایندگان غیراقتصادی سازند.
7. شفافسازی مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی: قانون باید به صراحت مسئولیت کیفری شرکتها را به رسمیت شناخته و راهکارهای اجرایی برای پیگرد قضایی آنها، فارغ از ماهیت دولتی یا خصوصی، فراهم آورد تا اصل «آلودهکننده پرداخت میکند» بهطور کامل محقق شود.
8. تقویت هماهنگی بینبخشی و مشارکت عمومی: ایجاد یک ساختار مدیریت یکپارچه با تعریف دقیق وظایف نهادهایی همچون سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو و جهاد کشاورزی و همچنین ترویج مشارکت فعال جوامع محلی و سازمانهای مردمنهاد در فرایندهای نظارتی و پاکسازی، ضامن پایداری و موفقیت بلندمدت سیاستها خواهد بود.
رودخانهها بهعنوان شریانهای حیاتی اکوسیستم و منبع اصلی آب برای مصارف مختلف، نقشی محوری در حیات بشر و طبیعت ایفا میکنند. آب با کیفیت مناسب نهتنها برای تأمین آب شرب ضروری است، بلکه به حفظ تنوع زیستی و اکوسیستمهای آبی کمک میکند. آلودگی آبهای سطحی، بهویژه در رودخانهها، میتواند تهدیدی جدی برای سلامت انسان و محیط زیست باشد. لذا کاهش کیفیت آب بهدلیل آلودگی به یک مسئله جهانی جدی تبدیل شده که مدیریت منابع آب را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. بااینحال، این منابع ارزشمند همواره در معرض تهدید جدی آلودگیهای مختلف قرار دارند. برای حفاظت از این اکوسیستمهای آبی و تضمین پایداری آنها برای نسلهای آینده، وجود یک چارچوب جامع شامل قانونگذاری دقیق، اجرای مؤثر و نظارت مستمر ضروری است.
آلودگیهای رودخانه میتوانند از منابع مختلفی سرچشمه بگیرند که بهطورکلی به دو دسته آلودگی نقطهای و آلودگی غیرنقطهای تقسیم میشوند.
شکل 1. تقسیمبندی کلی انواع آلودگی در رودخانه
مأخذ: یافتههای گزارش
قانونگذاری، ستون فقرات هر برنامه موفق کنترل آلودگی است. قوانین و مقررات کنترل آلودگی باید جامع، یکپارچه و ضمانت اجرایی داشته باشد و مطابق ویژگیهای که در شکل 2 تهیه و تدوین شوند:
شکل 2. ویژگیهای قانونگذاری موفق در حوزه کنترل آلودگی آب در رودخانه
مأخذ: همان
قانونگذاری در حوزه جلوگیری و کنترل آلودگی رودخانهها، بهویژه در کشور ایران، از اهمیت ویژهای برخوردار است. با توجه به رشد سریع جمعیت و صنایع، آلودگی این منابع به شدت افزایشیافته و تهدیدی جدی برای سلامت عمومی بهشمار میآید. قوانین محکم و کارآمد میتوانند به کاهش آلودگی کمک کرده و مسئولیتپذیری صنایع و شهروندان را افزایش دهند.
پارادایم سنتی در مدیریت رودخانهها، که کنترل کیفیت آب را از مدیریت منابع و کمّیت آب جدا میانگارد، در مواجهه با چالشهای امروزی ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده است. سلامت یک رودخانه و توان آن برای خودپالایی و رقیقسازی آلایندهها (بُعد کیفی)، بهصورت مستقیم به رژیم جریان و حجم آب آن (بُعد کمّی) وابسته است. بنابراین، هرگونه قانونگذاری برای کنترل آلودگی، بدون در نظر گرفتن سیاستهای تخصیص و برداشت آب، تلاشی ناقص و محکوم به شکست خواهد بود. این وابستگی متقابل، بهویژه در کشوری مانند ایران که با رشد همزمان صنایع و فشارهای ناشی از کمبود آب مواجه است، به یک چالش امنیتی و زیستی حاد تبدیل شده است.
در گزارش پیشین مرکز پژوهشهای مجلس [1] درخصوص قوانین کشور در زمینه آلودگی منابع آب، بررسی مفصلی درخصوص کمّیت و کیفیت قوانین آلودگی منابع آب در ایران با محوریت رودخانه صورت گرفت. در این گزارش ذکر شد که قوانین موجود در ایران از نظر تعداد، سطح و کیفیت با قوانین بینالمللی فاصله زیادی دارند و همچنین ابزارهای لازم برای اجرای مؤثر آنها نیز کارآمد نیستند. درنتیجه، این قوانین نتوانستهاند بهطور کامل از آلودگی منابع آب جلوگیری کنند. قطعاً شناخت وضع موجود گام مهمی است برای اصلاح نواقص گذشته که این مرحله در گزارش قبل میسر شد. بنابراین در این گزارش یکی از اهداف اصلی ترسیم و تبیین این موضوع است که چگونه کشورها با سازوکارها و قوانین وضع شده در حوزه کنترل آلودگی در رودخانهها، به موفقیتهای خوبی در این زمینه رسیدهاند و در مقابل، عدم موفقیت ایران در کنترل و مهار آلودگی رودخانهها نیز به تفصیل بررسی شده است.
لذا در این پژوهش، علاوهبر موارد ذکر شده برای حل چالشهای قانونی در حوزه کنترل آلودگی در رودخانه ابتدا دو رویکردهای مدیریتی برای کنترل آلودگی در رودخانهها با توجه به تجربیات کشور آمریکا در چارچوب قانون آب پاک عنوان میشود و همچنین روند تاریخی و قوانین کشورهایی ازجمله آمریکا، ژاپن و انگلستان که سابقهای نسبتاً بیشتر از کشورهای دیگر در حوزه مدیریت و کنترل آلودگی در رودخانهها را دارا هستند، بررسی میشود و یک بررسی تطبیقی با قوانین کشور صورت میپذیرد.
نگاهی به تاریخچه قوانین کنترل آلودگی آب در کشورهای صنعتی پیشرو مانند آمریکا، ژاپن و انگلستان روندی تکاملی از رویکردهای ابتدایی و پراکنده به سمت یک مدیریت جامع و یکپارچه را نشان میدهد. این مسیر، که با چالشها و آزمون و خطاهای بسیاری همراه بوده، درسهای ارزشمندی برای نظامهای حقوقی در حال توسعه ازجمله ایران بههمراه دارد.
تاریخچه کنترل آلودگی آب در آمریکا به اواخر قرن نوزدهم بازمیگردد. اولین قانون مهم، قانون رودخانهها و بنادر سال (1899) بود که البته بیشتر بر جنبههای ناوبری تمرکز داشت تا کیفیت آب. گام بعدی، قانون فدرال کنترل آلودگی آب (1948) بود که دولت فدرال را وارد میدان کرد، اما اختیارات اصلی را در دست ایالتها باقی گذاشت. بااینحال، ضعف اصلی این دوره، عدم اجرای مؤثر استانداردها توسط بسیاری از ایالتها بود. نقطه عطف اساسی در سال ۱۹۷۰ با تأسیس آژانس حفاظت از محیط زیست و سپس با اصلاحات قانون کنترل آلودگی آب در سال ۱۹۷۲ رخ داد. این اصلاحات، با تعیین اهداف بلندپروازانه مانند حذف کامل تخلیه آلایندهها و معرفی سیستم ملی مجوزدهی حذف تخلیه آلایندهها ، رویکردی انقلابی در پیش گرفت. قوانینی مانند قانون آب پاک (1977) و قانون کیفیت آب (1987) این مسیر را تکمیل کردند و توازنی میان ملاحظات اقتصادی و حفاظت از محیط زیست ایجاد کردند.
جدول 1. سیر تاریخی قوانین کشور آمریکا در حوزه کنترل آلودگی در رودخانهها[2]
|
قانون رودخانهها و بنادر در سال ۱۸۹۹ |
|
قانون کنترل آلودگی آب فدرال در سال ۱۹۴۸ (FWPCA) |
|
قانون کیفیت آب در سال ۱۹۶۵ |
|
فرمان اجرایی در سال ۱۹۷۰ - تأسیس آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (EPA) |
|
قانون دفع زباله در سال ۱۹۷۰، برنامه مجوز (RAPP) |
|
اصلاحاتFWPCA در سال 1972 |
|
قانون آب پاک در سال ۱۹۷۷ (CWA) |
|
قانون کیفیت آب در سال ۱۹۸۷ (WQA) |
ژاپن در ابتدا بهدلیل اولویتدهی به توسعه صنعتی، فاقد یک سیستم کارآمد برای حفاظت از آب بود. مقررات اولیه که از حدود سال ۱۹۴۹ توسط دولتهای محلی وضع شدند، بیشتر بر صدور مجوز برای کارخانهها متمرکز بودند تا کنترل تخلیه آلایندهها. اولین قوانین ملی مانند قانون حفاظت از کیفیت آب (1958) نیز بهدلیل الزام به «هماهنگی با توسعه اقتصادی» و دامنه محدود، ناکافی بودند و مجازات مستقیمی برای متخلفان در نظر نمیگرفتند. تحول بزرگ در سال ۱۹۷۰ با تشکیل ستاد پیشگیری از آلودگی و تصویب قانون کنترل آلودگی آب اتفاق افتاد. این قانون «بند هماهنگی با اقتصاد» را حذف کرد، نظارت را به سراسر کشور گسترش داد و مسئولیت کارخانهها در جبران خسارتهای بهداشتی را مشخص کرد. درنهایت، قانون اساسی محیط زیست (1993) چارچوبی جامع برای حفاظت از محیط زیست با تأکید بر توسعه پایدار ارائه داد.
جدول 2. تاریخچه قوانین کنترل آلودگی رودخانه در کشور ژاپن [3]
|
نام قانون |
تاریخ تصویب |
تمرکز اصلی/ مفاد کلیدی |
|
قانون حفاظت از کیفیت آب Water Quality Protection Act |
1958 |
اولین قانون ملی، دامنه محدود، شامل «بند هماهنگی» با اقتصاد |
|
قانون پساب صنعتی Industrial Wastewater Act |
1958 |
همراه با قانون حفاظت از کیفیت آب، ناکافی بهدلیل محدودیتها |
|
قانون کنترل آلودگی آب Water Pollution Control Law |
1970 |
حذف «بند هماهنگی»، گسترش مناطق نظارتی، افزایش مواد تنظیم شده، مسئولیت جبران خسارت |
|
قانون اساسی محیط زیست Basic Environment Law |
1993 |
چارچوب قانونی جامع برای حفاظت از محیط زیست، تأکید بر توسعه پایدار و همکاری بینالمللی |
|
قانون رودخانه River Law |
1997 |
بازنگری برای شامل کردن نگهداری و حفاظت از محیط زیست رودخانه |
|
قانون تنظیم مواد شیمیایی کشاورزی Agricultural Chemicals Regulation Act |
2007 |
تنظیم شدید استفاده از آفتکشها، ثبت براساس ایمنی برای سلامت و محیط زیست |
انگلستان بهدلیل انقلاب صنعتی زودهنگام و ویژگیهای جغرافیایی خاص (رودخانههای کوچک با ظرفیت خودپالایی اندک)، یکی از اولین کشورهایی بود که با بحران شدید آلودگی آب مواجه شد. تلاشهای اولیه مانند قانون جلوگیری از آلودگی رودخانه (1876) بهدلیل نگاه جزیرهای و پراکندگی مسئولیتهای اجرایی، در کنترل مؤثر آلودگی در سطح حوضه آبریز ناکام بودند. نقطه عطف کلیدی در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با حرکت به سمت مدیریت یکپارچه برمبنای حوضه آبریز رخ داد. این فلسفه نوین، که در قانون منابع آب (1973) متبلور شد، کل حوضه آبریز را بهعنوان یک واحد مدیریتی واحد در نظر گرفت. این رویکرد با ایجاد نهادهای مقتدر مانند آژانس محیط زیست و تصویب قوانینی جامع که تخلیه مواد آلاینده بدون مجوز را جرمانگاری میکرد، تکمیل شد. این سیر تکاملی، زمینه را برای پذیرش مدرنترین چارچوب مدیریتی، یعنی دستورالعمل چارچوب آب اروپا، فراهم کرد که امروزه شالوده اصلی رویکرد بریتانیا را تشکیل میدهد.
برای مدیریت و کنترل آلودگی رودخانهها، دولتها و نهادهای نظارتی نیازمند یک چارچوب قانونی و فنی مشخص هستند. سؤال اساسی که در این زمینه مطرح میشود این است که «حد مجاز ورود آلایندهها به یک منبع آبی چگونه باید تعیین شود؟». در پاسخ به این پرسش، در سطح جهان دو رویکرد اصلی و مکمل شکل گرفته است که سنگ بنای اکثر قوانین کنترل آلودگی محسوب میشوند:
اگرچه وجود قوانین و مقررات، ریسک و آسیبهای ناشی از آلودگی را کاهش میدهد، اما حذف کامل خطرات حاصل از فعالیتهای صنعتی و توسعهای معمولاً غیرممکن است. حتی در مواردی که حذف کامل ریسک از نظر فنی امکانپذیر باشد، این کار لزوماً مطلوب نیست [4]؛ زیرا ممکن است بهمعنای ممنوعیت استفاده از مواد مفید یا توقف فعالیتهایی باشد که منافع قابلتوجهی برای جامعه بههمراه دارند. ازاینرو، سیاستگذاران با یک چالش اساسی روبهرو هستند: ایجاد تعادل میان ضرورت کاهش خطرات آلودگی از یکسو و نیاز به حفظ فعالیتهای مولد اقتصادی و اجتماعی ازسویدیگر. لذا سطوح مختلفی از سختگیری درخصوص نظارت بر استانداردهای مبتنیبر فناوری پدید آمد، که در ذیل به آنها اشاره شده است:
شکل 3. سطوح سختگیری در نظارت مبتنیبر فناوری
مأخذ: همان.
مسلماً رویکرد دوم (تحلیل هزینه- فایده) گزینهای ایدئال است، اما در عمل با چالشهای جدی روبهرو است. کمّیسازی و ارزشگذاری پولی برای مزایای نظارتی مانند بهبود سلامت عمومی، حفاظت از کیفیت آب رودخانهها یا ایجاد اطمینان عمومی، کاری بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است. به همین دلیل، در بسیاری از موارد، قانونگذاران به گزینه سوم، روی میآورند.
در رویکرد سوم، نیازی به شناسایی، کمّیسازی یا اثبات برتری منافع بر هزینهها نیست. درعوض، سطح مقررات و میزان سختگیری براساس این موضوع تعیین میشود که چه فناوریها یا روشهای کنترلی برای یک صنعت خاص، هم از نظر فنی و هم از نظر اقتصادی، قابل دستیابی است. پس از این ارزیابی، استاندارد در سختگیرانهترین (محافظهکارانهترین) سطحی که از لحاظ فنی و اقتصادی امکانپذیر باشد، وضع میشود.
بهعنوان یک مثال برجسته، قانون آب پاک به شدت بر این رویکرد متکی است. طبق این قانون، آژانس حفاظت از محیط زیست موظف است محدودیتهای تخلیه پساب برای منابع نقطهای صنعتی را تعیین کند. این محدودیتها براساس سطح کنترلی تعریف میشوند که از طریق بهکارگیری «بهترین فناوری موجود که از نظر اقتصادی قابل دستیابی است»، حاصل میشود [5].
رویکرد مبتنیبر کیفیت آب، بر وضعیت کلی یک پهنه آبی، مانند رودخانه، تمرکز دارد. این رویکرد چارچوبی برای کنترل حجم آلایندههای ورودی به رودخانه فراهم میکند که براساس ویژگیهای ذاتی آن رودخانه و استانداردهای حفاظتی تعیین شده برای آن عمل میکند. این فرایند با شناسایی پهنههای آبی آغاز میشود که حتی پس از اجرای کنترلهای اولیه مبتنیبر فناوری (مانند تصفیه ثانویه)، همچنان قادر به برآورده کردن استانداردهای کیفیت آب نیستند یا پیشبینی میشود که در آینده نیز نتوانند این استانداردها را محقق کنند [4]. رودخانههایی که در این مرحله شناسایی میشوند، محدودیت کیفیت آب بر آنها اعمال و برای اقدامات بعدی اولویتبندی میشوند. سپس برای مدیریت بار آلاینده مازاد در هریک از این رودخانهها، یک برنامه جامع تدوین خواهد شد. محدودیتهای لازم برای هر رودخانه از طریق فرایند حداکثر بار آلودگی روزانه کل که در ماده (303) بند «د» قانون مشخص شده است، تعیین میگردد.
رویکرد مبتنیبر کیفیت آب شامل مراحل زیر است [6]:
شکل 4. مراحل طیشونده در رویکرد مبتنیبر کیفیت آب
مأخذ: همان
قبل از سال 1972، سیاست کنترل آلودگی آب آمریکا صرفاً بر روی رویکرد مبتنیبر کیفیت آب استوار بود و این موضوع بهنوعی شکست تلقی میشد؛ چراکه:
1. هنوز مبنای علمی کافی برای مرتبط کردن معیارهای کیفیت آب با کاربریهای تعیین شده وجود ندارد.
2. تخصیص حجم پساب به تخلیهکنندگان براساس مدلهای ریاضی، بهدلیل ماهیت نسبتاً ابتدایی حتی پیشرفتهترین مدلهای کیفیت آب، هنوز یک امر نامطمئن است.
3. حتی با فرض مدلسازی دقیق رودخانه، تخصیص بارگذاری آلودگی مشکلات ثانویه ازجمله نحوه توزیع آن در طول رودخانه را به وجود خواهد آورد. همچنین در این دیدگاه، آیا باید با شرکتهای بزرگ و کوچک به یک اندازه رفتار شود و سهم آنها یکسان باشد؟ آیا بدنههای آبی باید برای اهداف تخصیص بار آلودگی ورودی به منابع آب، پهنهبندی شوند؟ اگر چنین است، خطوط ناحیهای کجا باید ترسیم شوند؟
4. تغییرپذیری محدودیتهای پساب مبتنیبر کیفیت آب نیز یک مانع بزرگ برای اجراست. تخلیهکنندههای یکسانی که در بدنههای آبی مختلف یا حتی در بخشهای مختلف یک جریان قرار دارند، بهدلیل تغییرات در کیفیت آب دریافتی، حداکثر بار آلودگی روزانه،
متفاوتی دارند.
5. بسیاری از مردم رویکرد مبتنیبر کیفیت آب را از نظر اخلاقی غیرقابل تحمل میدانند. فرض بر این است که تا حدودی «آلودگی بهای پیشرفت است».
با توجه به مزیتها و معایب هر دو رویکرد، میتوان از رویکرد ترکیبی جهت کنترل آلودگی آب استفاده کرد و یک استراتژی تنظیمی را در پیش گرفت. استفاده همزمان از رویکردهای مبتنیبر تکنولوژی و مبتنیبر کیفیت آب میتواند به شکلگیری یک سیستم جامع و مؤثر برای کنترل آلودگی در رودخانههای ایران منجر شود. این رویکردها میتوانند به بهبود و حفاظت کیفیت آب رودخانه، و افزایش سلامت عمومی کمک کنند. همچنین، این ترکیب میتواند به ایجاد یک سیستم پایش و مدیریت مؤثر برای منابع آبی کشور کمک کند [7].
مطابق شکل 5، چارچوب قانون آب پاک یک رویکرد جامع برای حفاظت از منابع آبی ارائه میدهد. این فرایند با تعیین استانداردهای کیفیت آب بهعنوان سنگ بنای اصلی آغاز شده و از طریق اعمال سیاست ضدتخریبی، کیفیت آبهای موجود را حفظ میکند. برای اطمینان از رعایت این استانداردها، وضعیت پهنههای آبی بهطور مداوم تحت نظارت و ارزیابی قرار گرفته و گزارشهایی دورهای در مورد وضعیت آبهای کشور تهیه میشود. جهت مدیریت منابع آلودگی، این چارچوب شامل ابزارهای مشخصی است: برنامه حداکثر بار روزانه کل ظرفیت پذیرش آلاینده در یک پهنه آبی را مشخص میکند، همچنین مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی تخلیه از منابع نقطهای را کنترل کرده و برنامه ماده (319) به مدیریت منابع غیرنقطهای میپردازد. علاوهبراین، برنامه ماده (404) بهطور ویژه تخلیه مواد لایروبی شده یا پر شده در تالابها و آبهای دیگر را تنظیم میکند. درنهایت، اجرای مؤثر این برنامهها از طریق فرایندهای پشتیبان مانند صدور گواهینامه کیفیت آب ایالتی (بخش ۴۰۱) و تأمین مالی پروژهها از طریق صندوق گردش مالی ایالتی تضمین میگردد.
شکل 5. چارچوب کلی و مراحل قانون آب پاک برای کنترل آلودگی در رودخانه [8]
در گام نخست، استانداردهای کیفیت آب باید مطابق با اهداف قانون آب پاک تدوین شوند. این فرایند شامل دو بخش اصلی است: اول، برای هر پهنه آبی باید کاربریهای مشخصی تعریف شود. دوم، برای پشتیبانی از این کاربریها، باید معیارهای کیفی، چه بهصورت عددی و چه بهصورت توصیفی، تعیین شود. همچنین، برای اطمینان از اینکه آبهای باکیفیت دچار افت بیهوده نشوند و تمام پهنههای آبی حداقل استانداردهای لازم را برآورده کنند، باید سیاستهای ضدتخریب و رویههای اجرایی مربوط به آن ایجاد شود. پس از تعیین استانداردها، پهنههای آبی بهطور مداوم پایش میشوند تا مشخص شود که آیا استانداردهای کیفیت آب در عمل رعایت شدهاند یا خیر.
اگر تمام استانداردهای کیفیت آب رعایت شود، سیاستهای ضدتخریب و روشهای اجرایی برای حفظ کیفیت آب در سطوح قابل قبول بهکار گرفته میشوند. مقررات ضدتخریبی در سه سطح حفاظت عمل میکنند [8]:
1. قانون ضدتخریب سطح ۳ بیان میکند که کیفیت آب باید بدون استثنا برای آبهایی که بهطور خاص توسط یک ایالت، تعیین شدهاند، حفظ و محافظت شود. مقررات ضدتخریبی به چنین آبهایی بهعنوان آبهای منابع ملی برجسته اشاره دارد.
2. قانون ضدتخریب سطح 2 با هدف جلوگیری از «کاهش کیفیت آب، از وضعیتی که بهطور قابلتوجهی بهتر از معیارهای اولیه کیفیت آب است؛ تا جاییکه به سختی آن معیارها را برآورده میکند، طراحی شده است. در این سطح به شروط لازم برای مجاز کردن فعالیتهایی که کیفیت آب را کاهش میدهند توجه و اطمینان حاصل میشود که منابع نقطهای و غیرنقطهای بهطور مناسب کنترل میشوند.
3. قانون ضدتخریب سطح ۱ قانون «اصلی» در ضدتخریب است که در آن تحت هیچ شرایطی وضعیت هیچ رودخانهای نباید بهحدی وخیم شود که یک یا چند مورد از کاربردهای موجود، دیگر قابل پشتیبانی نباشند. در این قانون ذکر شده است که سازمانهای آب ایالتی نباید با صدور مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی اجازه هیچ فعالیتی را که منجر به از بین رفتن هرگونه کاربرد موجود شود، بدهند. این نشاندهنده یک سیاست کلی «قفل کردن» کاربردها و سطح کیفیت آب لازم برای برآورده کردن آن کاربردها، پس از دستیابی به آنهاست.
در نظام حقوقی آمریکا، زمانی که کنترلهای مبتنیبر فناوری برای رساندن یک پهنه آبی به استانداردهای کیفیت آب کافی نباشند، از یک استراتژی تکمیلی و هدفمند به نام حداکثر بار روزانه کل استفاده میشود. درواقع،حداکثربار آلودگی روزانه یک «بودجه آلودگی» برای یک رودخانه یا پهنه آبی مشخص تعریف میکند [9]. این چارچوب مشخص میکند که یک بدنه آبی حداکثر چه میزان از یک آلاینده خاص را در روز میتواند دریافت کند، بدون آنکه استانداردهای کیفیت آن نقض شود. از دیدگاه فنی، این مفهوم صرفاً محدود به یک پارامتر غلظت شیمیایی نیست، بلکه در اصل یک بودجه هیدرولیکی است. زیرا ظرفیت یک رودخانه برای پذیرش و پالایش آلودگی مستقیماً به دبی جریان آب بستگی دارد. بهعبارتدیگر، جریان بیشتر بهمعنای رقیقسازی بیشتر و ظرفیت بالاتر است. این نکته کلیدی نشان میدهد که در این رویکرد، مدیریت منابع آب (مانند تنظیم جریان رودخانه) نقشی همتراز با کنترل منابع آلاینده پیدا میکند و باید آثار تغییرات فصلی جریان را نیز در محاسبات لحاظ کرد. برای تعیین این بودجه کل، عوامل مختلفی در نظر گرفته میشود، ازجمله:
· بار آلودگی ناشی از منابع نقطهای مانند خروجی پساب کارخانهها،
· بار آلودگی ناشی از منابع غیرنقطهای مانند رواناب کشاورزی،
· سهم پیشینه طبیعی آلاینده در منطقه،
· یک حاشیه اطمینان برای پوشش عدم قطعیتهای علمی.
نکته مهم این است که حداکثربار آلودگی روزانه بهخودیخود یک ابزار اجرایی مستقیم نیست، بلکه یک سند راهبردی است. پس از تدوین، باید از طریق ابزارهای قانونی دیگر (مانند بازنگری و سختگیرانهتر کردن مجوزهای تخلیه) اطمینان حاصل شود که مجموع بار آلودگی ورودی به رودخانه از سقف تعیین شده در حداکثربار آلودگی روزانه فراتر نرود. این مکانیسم، رویکرد مبتنیبر کیفیت آب را در عمل محقق میسازد.
در تحلیل حداکثربار آلودگی روزانه، بهواسطه عوامل مختلفی ازجمله شرایط موروفولوژی رودخانه، پیچیدگی شرایط جریان، تغییرات در ظرفیت خودپالایی رودخانه و نوع آلاینده پیچیدگیهای خاصی وجود دارد. این پیچیدگی، همراه با نیاز به در نظر گرفتن تغییرات فصلی، مهندسان را به سمت مدلسازی پویا و مدیریت تطبیقی سوق میدهد. این تغییر بدانمعناست که مهندسان نهتنها برای شرایط فعلی طراحی میکنند، بلکه بهطور فزایندهای در توسعه سیستمهای مقاوم و انعطافپذیر که میتوانند با فشارهای محیطی و انسانی در حال تغییر سازگار شوند، دخیل هستند.
با توجه به شکل 5، بهعنوان جمع بندی ابزارهای کلیدی قانون آب پاک شامل موارد زیر است[10]:
· برنامه مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی : منابع نقطهای آلایندههایی را که به یک بدنه آب سطحی تخلیه میشوند، پوشش میدهد.
· بخش ۳۱۹: به منابع غیرنقطهای آلودگی، مانند اکثر عملیات کشاورزی و جنگلداری، عمدتاً از طریق آموزش و کمکهای مالی مربوط به سهم هزینهها میپردازد.
· بخش ۴۰۴: تخلیه مواد لایروبی شده یا پر شده را به تالابها و سایر آبهای ایالات متحده تنظیم میکند.
· بخش ۴۰۱: آژانسهای فدرال را ملزم میکند قبل از صدور مجوزهایی که میتواند منجر به افزایش بار آلایندهها به یک بدنه آبی شود، از ایالت، قلمرو یا قبایل سرخپوستی گواهینامه دریافت کنند. این گواهینامه فقط در صورتی صادر میشود که چنین بارهای افزایشیافتهای باعث تجاوز یا کمک به تجاوز از استانداردهای کیفیت آب نشوند.
· صندوقهای گردش مالی ایالتی: مبالغ زیادی را از طریق وام برای منابع نقطهای شهری، منابع غیرنقطهای و سایر فعالیتها تأمین میکند.
پس از اجرای این استراتژیها، شرایط بدنه آبی دوباره اندازهگیری و با استانداردهای کیفیت آب محیطی مقایسه میشود. اگر اکنون استانداردها رعایت میشوند، فقط نظارت گاهبهگاه مورد نیاز است. اگر هنوز استانداردها رعایت نمیشوند، یک استراتژی اصلاح شده تدوین و اجرا میشود و بهدنبال آن نظارت محیطی بیشتری انجام خواهد شد. این فرایند باید تا زمانی که استانداردها رعایت شوند، تکرار شود.
همانطور که پیشتر ذکر شد؛ برای پیادهسازی موفق یک چارچوب حداکثربار آلودگی روزانه، نگاه تکبعدی به کنترل شیمیایی آلایندهها کافی نیست. موفقیت این بودجهبندی به شدت به درک عمیق و مدیریت هوشمندانه فیزیک و هیدرولیک رودخانه گره خورده است. درواقع، این عوامل فیزیکی هستند که ظرفیت واقعی یک رودخانه برای پذیرش و خودپالایی آلودگی را مشخص میکنند.
مهمترین عامل در این میان، دبی جریان است. ظرفیت یک رودخانه برای رقیقسازی آلایندهها مستقیماً تابعی از حجم آب جاری در آن است. دورههای کمجریان بهعنوان پاشنه آشیل سیستم عمل میکنند؛ زیرا در این زمانها غلظت آلایندهها بهطور طبیعی افزایش مییابد. به همین دلیل، سیاستگذاریهای پیشرفته در این حوزه، مانند روش جریان بحرانی-کم در آمریکا، محاسبات خود را براساس این سناریوهای حدی بنا میکنند تا از کیفیت آب در تمام فصول سال اطمینان حاصل شود. عواملی مانند سرعت و عمق جریان نیز با تأثیر بر نحوه اختلاط و تهنشینی آلایندهها، به این پویایی پیچیدگی میافزایند.
علاوهبراین، نباید از تأثیر زیرساختهای فیزیکی مانند سدها و بندهای انحرافی غافل شد. این سازهها با کنترل و تغییر رژیم طبیعی جریان، میتوانند هم بهعنوان یک ابزار مدیریتی (مثلاً با رهاسازی آب برای رقیقسازی آلودگی) و هم بهعنوان یک عامل پیچیدهکننده (مثلاً با به دام انداختن رسوبات) عمل کنند. این موضوع نشان میدهد که یک تحلیل حداکثربار آلودگی روزانه جامع، از یک سند صرفاً زیستمحیطی فراتررفته و به یک ارزیابی یکپارچه از مهندسی هیدرولیک، مدیریت منابع آب و سیاستگذاری کنترلی تبدیل میشود.
در نظام حقوقی آمریکا، هرگونه بحث نظری درخصوص استانداردهای آلودگی، درنهایت باید به یک ابزار اجرایی و لازمالاجرا ختم شود. این ابزار کلیدی، سیستم ملی حذف تخلیه آلایندههاست. این برنامه، اصل بنیادین قانون آب پاک را عملیاتی میکند که بیان میدارد: تخلیه هرگونه آلاینده از یک منبع نقطهای به پهنههای آبی، بدون داشتن مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی ، غیرقانونی است [11].
بنابراین، مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی صرفاً یک مجوز اداری نیست، بلکه یک سند قانونی و فنی است که بهصورت دقیق، محدودیتهای تخلیه را برای هر منبع آلاینده مشخص میکند. اهمیت استراتژیک این برنامه در نقش دوگانه آن نهفته است:
· ابزار اجرای رویکرد مبتنیبر فناوری: محدودیتهای پایه و اولیه در هر مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی، براساس استانداردهای ملی مبتنیبر بهترین فناوریهای موجود برای آن صنعت خاص تعیین میشود.
· ابزار اجرای رویکرد مبتنیبر کیفیت آب: این برنامه، فصل مشترک و نقطه اتصال به مفاهیمی مانند حداکثربار آلودگی روزانه است. زمانی که برای یک رودخانه آسیبدیده، یک بودجهبندی آلودگی تعریف میشود، این محدودیتهای جدید و سختگیرانهتر، مستقیماً در مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی صنایع مستقر در آن حوضه، درج و لازمالاجرا میگردد.
شکل 6. انواع مجوزهای سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی برای منابع آلودگی نقطهای [8]
درنتیجه، برنامه سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی بهعنوان بازوی اجرایی سیستم عمل کرده و سیاستهای کلان و برنامههای راهبردی مانندحداکثربار آلودگی روزانه را به تعهدات مشخص، قابل اندازهگیری و قابل پیگرد قانونی برای تکتک آلایندهها تبدیل میکند.
تعدادی از انواع تخلیههای آلودگی که با تعریف منبع نقطهای مطابقت دارند، بهدلیل معافیتهای قانونی یا اداری نیازی به اخذ مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی ندارند. این موارد شامل معادن متروکه، تخلیهکنندگان غیرمستقیم، جریانهای برگشتی از کشاورزی، نهرهای زهکشی، تأسیسات مرتبط با تولید انرژی است. برنامه مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی، بهگونهای طراحی شده است که مجوز برای تخلیه منابع نقطهای را به یکی از دو روش زیر ارائه دهد [11]:
جدول 3. عناصر اساسی در مجوزهای سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی
|
عناصر اساسی مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی |
توضیحات |
|
محدودیتهای پساب |
مجموعهای خاص، عددی و قابل اندازهگیری از محدودیتهای میزان آلایندههای مختلفی که میتوانند در فاضلاب تخلیه شده توسط تأسیسات به رودخانهها که باید رعایت شوند. چنین محدودیتهایی اغلب بهصورت غلظت، همراه با حجم مجاز تخلیه یا بهصورت جرم تخلیه شده در واحد زمان (روز، هفته و ...) بیان میشوند. |
|
بهترین شیوههای مدیریت |
مجوزهای سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی همچنین میتوانند استفاده از BMP های سازهای یا غیرسازهای را الزامی کنند. |
|
برنامه انطباق |
اگر رعایت محدودیتهای پساب در یک مجوز مستلزم ارتقای فرایندهای تصفیه فاضلاب یا تصفیهخانه در داخل کارخانه باشد، منطقی نیست که هنگام صدور مجوز (در مورد منابع موجود) رعایت چنین محدودیتهایی الزامی باشد. ازاینرو، مجوزهای مربوط به چنین منابعی میتوانند شامل یک برنامه انطباق باشند. |
|
الزامات نظارت |
اکثر مجوزهای سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی شامل الزامات نظارتی دقیقی هستند که مشخص میکنند دارنده مجوز باید چه آلایندههایی را در تخلیه خود پایش کند، این پایش باید چند وقت یکبار انجام شود و از چه تکنیکهای نمونهبرداری و تحلیلی باید استفاده شود. |
|
الزامات گزارش |
دارندگان مجوز موظفند نتایج نظارت مورد نیاز در مجوز خود را بهطور منظم ارائه دهند. معمولاً این گزارشهای نظارت بر تخلیه باید ماهیانه ارائه شوند. |
مأخذ: یافتههای پژوهش
لازم به ذکر است که بهترین شیوه مدیریت، به نوع خاصی از استراتژی کنترل آلودگی اشاره دارد که شامل ترکیبی از تکنیکها، اقدامات یا کنترلهای ساختاری یا سازهای برای جلوگیری یا کاهش میزان آلودگی از منابع نقطهای و غیرنقطهای است. این شیوهها برای مدیریت رواناب آبهای سطحی، بهبود کیفیت آب رودخانهها و حفاظت از اکوسیستمها استفاده میشوند.
قانون آب پاک، اولین قانون فدرال در مورد کیفیت آب بود که بین منابع نقطهای و غیرنقطهای تمایز قائل شد. منابع نقطهای طبق این قانون بهصورت زیر تعریف میشوند:
«هر نوع انتقال آلودگی قابل تشخیص، محدود و مجزا، شامل اما نه محدود به هر لوله، خندق، کانال، تونل، مجرا، چاه، شکاف مجزا، مخزن، وسایل نقلیه ریلی، عملیات تغذیه متمرکز دام، یا کشتی و دیگر شناورهایی که از آنها آلایندهها تخلیه میشوند. این اصطلاح شامل تخلیههای آب سطحی کشاورزی و بازگشت آب از کشاورزی آبیاری شده نمیشود».
طبق ماده (402) این قانون، منابع نقطهای مشمول برنامه سیستم ملی حذف تخلیه آلودگی هستند و باید قبل از تخلیه در «آبهای قابل کشتیرانی» مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی را دریافت کنند. برای اکثر منابع نقطهای، مجوز تخلیه شامل محدودیتهای عددی مشخصی برای آلایندههای مختلف است. این محدودیتها با در نظر گرفتن عواملی همچون ماهیت و کارایی بهترین فناوری کنترل آلودگی موجود، امکانسنجی عملی پیادهسازی آن و همچنین ظرفیت خودپالایی و جذب آلایندهها در آبهای پذیرنده محاسبه میشوند. علاوهبراین، در مورد تصفیهخانههای فاضلاب شهری، این مجوز بهطور مشخص، سطح تصفیه مورد نیاز (اولیه، ثانویه یا پیشرفته) را تعیین میکند.
فرایند اخذ مجوز تخلیه با درخواست مالک یا اپراتور تأسیسات آغاز میشود. این درخواست به مرجع صدور مجوز ایالتی یا درصورتیکه ایالت برنامه تفویض شدهای نداشته باشد، مستقیماً به آژانس حفاظت از محیط زیست ارائه میشود [12]. پس از دریافت درخواست، مرجع صدور مجوز پیشنویس اولیه را تهیه کرده و با انتشار یک اطلاعیه عمومی، از مردم برای ارائه نظراتشان دعوت میکند. مجوز نهایی نیز پس از طی این مراحل بهعنوان یک سند عمومی منتشر میشود [13]. در طول فرایند بررسی، سازمان نظارتی هم شرایط خاص تأسیسات و هم تأثیرات احتمالی پساب آن بر کیفیت آب در پاییندست را به دقت ارزیابی میکند [14]. مطابق قانون آب پاک، اگر تخلیه پساب بتواند بر کیفیت آب یک ایالت دیگر در پاییندست تأثیر بگذارد، مرجع صدور مجوز موظف است پیش از نهایی کردن مجوز، آن ایالت را رسماً مطلع سازد [15].
برخلاف آلودگی نقطهای، آلودگی غیرنقطهای از منابع پراکنده و متعدد ناشی میشود و شناسایی و تنظیم تخلیهها را بسیار دشوارتر میکند.
4-6-1. ماده (208): طرحهای مدیریت پسماند در سطح منطقه
الزامات اولیه برای کنترل آلودگی منابع غیرنقطهای در ماده (208) قانون آب پاک معرفی شد که بهعنوان مکملی برای برنامه سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی (ویژه منابع نقطهای) طراحی شده بود. این ماده، ایالتها را تشویق میکرد تا سازمانهای مشخصی را برای هدایت برنامههای کنترل آلودگی تعیین کرده و «طرحهای جامع مدیریت پساب منطقهای» تدوین کنند [16]. این طرحها باید مقرراتی را برای کنترل آلودگیهای غیرنقطهای ناشی از فعالیتهایی همچون کشاورزی، جنگلداری، معدن و ساختوساز شامل میشدند [17].
بااینحال، نقطه ضعف اساسی ماده (208) این بود که قانون، ایالتها را به اجرای این طرحها ملزم نمیکرد. این کاستی بهخوبی نشان میدهد که تصویب قوانین بدون پیشبینی تضمینهای اجرایی مؤثر، میتواند به نادیده گرفته شدن اهداف قانونگذار و محقق نشدن آنها منجر شود.
ماده (303) بند «د» قانون آب پاک، با نگاهی جامع به تمام عوامل تأثیرگذار بر کیفیت آب، برای مدیریت آلودگی منابع غیرنقطهای ارائه شد. هدف نهایی قانون، دستیابی به استانداردهای کیفیت آب در تمام رودخانهها و پهنههای آبی است. این بخش بهعنوان یک شبکه ایمنی برای پهنههای آبی است که حتی پس از اجرای الزامات برنامه سیستم حذف تخلیه آلاینده ملیو طرحهای مدیریت پساب منطقهای (ماده ۲۰۸)، همچنان در برآورده کردن استانداردهای کیفیت آب خود با شکست مواجه شدهاند. براساس این ماده، ایالتها موظف هستند این پهنههای آبی مشکلدار را شناسایی کرده و فهرستی از آنها تهیه کنند که به «فهرست پهنههای آبی آسیبدیده» معروف است. در گام بعدی، برای هریک از این آبها، حداکثر بار روزانه کل محاسبه میشود.برنامه حداکثر بار روزانه کل مشخص میکند که یک پهنه آبی، ضمن حفظ استانداردهای کیفیت آب، حداکثر چه میزان از یک آلاینده را در روز میتواند دریافت کند.
در پایان میتوان اذعان داشت که با وجود قوانین زیادی که وضع شد، اما آلودگی منابع غیرنقطهای همچنان یک مشکل اساسی است. نقصهای زیاد در برنامه برنامه حداکثر بار روزانه کل و بهطورکلی اکثر برنامههای مربوط به آلودگی منابع غیرنقطهای و همچنین چالشهای علمی و سیاسی پیرامون اجرا و اعمال آنها منجر به این شد که آلودگی غیرنقطهای بهطور کامل مهار نشود و همچنان با وجود برخی پیشرفتها در دو دهه گذشته، هزاران منبع آبی همچنان در فهرست آبهای آسیبدیده قرار دارند [18].
4-6-3. ماده (319): برنامه مدیریتی منبع غیرنقطهای
ماده (319) قانون آب پاک، که در اصلاحیههای سال ۱۹۸۷ معرفی شد، سومین سازوکار برای مقابله با آلودگی با منبع غیرنقطهای بهشمار میرود [19]. این ماده مکمل دو سازوکار پیشین، یعنی طرحهای مدیریت پسماند (ذیل ماده ۲۰۸) و برنامه بار آلودگی روزانه مجاز یا برنامه حداکثر بار روزانه کل (ذیل ماده (303) بند «د»)، است. این ماده درواقع تلاش دوباره کنگره برای حل مشکل آلودگی منابع غیرنقطهای بود، اما متأسفانه با همان نقاط ضعف مواد (۲۰۸ و ۳۰۳) روبهرو شد. طبق ماده (319)، ایالتها موظفاند منابع آلودگی غیرنقطهای را که مانع دستیابی به استانداردهای کیفیت آب میشوند، شناسایی کنند و برنامه مدیریت منابع غیرنقطهای را برای اجرای هرچه سریعتر بهترین شیوههای مدیریتی تدوین کنند. این شیوهها شامل اقداماتی مانند ایجاد حائلهای گیاهی در حاشیه رودخانهها و استفاده از آسفالت متخلخل برای مهار آلودگی است. بااینحال، کنگره ابزار اجرایی لازم را در اختیار آژانس حفاظت از محیط زیست قرار نداد تا بتواند ایالتها را به اجرای این برنامهها وادار کند. درصورتیکه یک ایالت در شناسایی منابع آلودگی یا تدوین برنامه مدیریتی خود کوتاهی کند، ماده (319) این وظیفه را برعهده آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده میگذارد، اما به این سازمان اجازه اجرای مستقیم برنامه در آن ایالت را نمیدهد. بنابراین، انگیزه اصلی ایالتها برای پیروی از ماده (319)، استفاده از کمکهای مالی آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده است. این سازمان به ایالتها و قبایلی که به تشخیص آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده پیشرفت رضایتبخشی در کنترل آلودگی منابع غیرنقطهای داشته باشند، کمکهای مالی، فنی، آموزشی و انتقال فناوری ارائه میدهد.
اثربخشی چارچوبهای قانونی آمریکا مانند سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی و برنامه حداکثر بار روزانه کل صرفاً بهدلیل وجودشان نیست، بلکه بهواسطه یک نظام کیفری چندلایه و بازدارنده است که پشتوانه اجرایی آنها محسوب میشود. این چند لایه بودن دارای مزایا و معایبی بوده که در این بخش هدف این است که چند مورد از مزایا و اصول راهبردی آن ذکر شود:
1. تفکیک مجازات براساس قصد مجرمانه: یکی از پیچیدهترین جنبههای نظام کیفری آمریکا، تمایز میان تخلفات ناشی از سهلانگاری و تخلفات آگاهانه است. در تمام موارد، از تخلیه غیرمجاز گرفته تا نقض استانداردهای پیشتصفیه، مجازاتهای مالی و حبس برای تخلفات آگاهانه بهطور قابلتوجهی (معمولاً دوبرابر یا بیشتر) سنگینتر از تخلفات ناشی از سهلانگاری است. نقطه قوت این رویکرد، در جرم «به خطر انداختن آگاهانه» دیده میشود که در آن، اگر یک فرد آگاهانه با نقض قانون، جان دیگران را به خطر بیندازد، با مجازاتهای بسیار شدید تا ۱۵ سال حبس و جریمههای میلیون دلاری (برای شرکتها) مواجه میشود. این رویکرد سبب میشود، یک سیستم بازدارندگی هوشمند ایجاد شود و ضمناً این پیام را به صنایع و شرکتها میرساندکه اشتباهات و حوادث ناشی از کمتوجهی، هزینه در بر خواهد داشت، اما پنهانکاری و تخلفات عمدی با پاسخ کوبنده نظام قضایی مواجه خواهد شد.
2. جرمانگاری فریب سیستم نظارتی: در نظام حقوقی آمریکا، جرائم فقط به عمل فیزیکی آلوده کردن محدود نمیشود، بلکه شامل فریب دادن سیستم نظارتی نیز میشود. قانونگذار میداند که ناظران به گزارشها و دادههای خود صنایع متکی هستند، بنابراین هرگونه پنهانکاری یا ارائه اطلاعات نادرست را بهعنوان یک جرم مستقل و جدی در نظر گرفته است. جرائم اصلی در این حوزه عبارتاند از: عدم گزارش فوری تخلیه مواد خطرناک، ارائه گزارشهای خلاف واقع یا دستکاری اسناد، دستکاری تجهیزات پایش و نمونهبرداری. بنابراین یک نظام حقوقی بالغ، تنها عمل آلوده کردن را مجازات نمیکند، بلکه ارائه اطلاعات پایش نادرست را نیز به یک جرم جدی تبدیل میکند تا اساس نظارت مبتنیبر خوداظهاری را حفظ کند.
3. رویکرد چندلایه و جامع در جرمانگاری: نظام آمریکا برای حفاظت از آبها تنها به قانون آب پاک اکتفا نمیکند. همانطور که اشاره شد، از قوانین قدیمیتر اما همچنان معتبر مانند «قانون رودخانهها و بنادر ۱۸۹۹» برای مقابله با هرگونه تغییر فیزیکی یا ایجاد مانع در آبهای قابل کشتیرانی استفاده میشود. همچنین، از طریق قوانینی مانند قانون جلوگیری از آلودگی ناشی از کشتیها ، آلودگی ناشی از منابع خاص مانند کشتیها را نیز به شدت کنترل میکند. بنابراین حفاظت مؤثر نیازمند یک تور قانونی چندلایه است که تمامی جنبههای ممکن از تخریب فیزیکی گرفته تا آلودگی شیمیایی و آلودگی ناشی از منابع متحرک را پوشش دهد و راههای فرار قانونی را به حداقل برساند.
در ابتدا، ژاپن فاقد یک سیستم قانونی کارآمد برای حفاظت در برابر آلودگی آب بود، زیرا توسعه صنعتی در اولویت قرار داشت. دولتهای محلی، تحت فشار افکار عمومی، از حدود سال 1949 شروع به وضع مقررات پیشگیری از آلودگی کردند. ضمناً در ابتدا این مقررات بیشتر بر صدور مجوز برای تأسیس کارخانهها تمرکز داشتند و تنظیم انتشار آلایندهها در اولویت قرار نداشت [20].
اولین قانون ملی برای جلوگیری از آلودگی آب، قانون حفاظت از کیفیت آب در سال 1958 تصویب شد و پس از آن قانون پساب صنعتی به تصویب رسید. بااینحال، این قوانین اولیه ناکافی بودند زیرا شامل الزام هماهنگی با توسعه اقتصادی میشدند، مناطق آبی سطح پوشش محدودی داشتند، اقدامات اجرایی ناسازگار بودند، مجازات مستقیمی برای تخلفات وجود نداشت و تنها به غلظت آلایندهها با استانداردهای متوسط میپرداختند [20].
نقطه عطف مهم در سال 1970 با تأسیس ستاد پیشگیری از آلودگی و تشکیل «رژیم آلودگی» رخ داد که منجر به تصویب چهارده قانون مرتبط با آلودگی شد. قانون پیشگیری از آلودگی آب سال 1970 بسیار حیاتی بود، زیرا الزام هماهنگی با توسعه اقتصادی را از میان برداشت، مناطق نظارتی را در سراسر کشور گسترش داد و مسئولیت جبران خسارتهای بهداشتی ناشی از پساب کارخانهها را تعیین کرد.
قانون جلوگیری از آلودگی آب به حفاظت و جلوگیری از آلودگی منابع سطحی و زیرزمینی اختصاص دارد [21]. ماده (1) این قانون عنوان دارد که در مناطق آبهای سطحی و زیرزمینی، باید پسابهای تخلیه شده توسط کارخانهها و محلهای کار به دقت تنظیم شوند. همچنین، از نفوذ این پسابها به زیر زمین باید جلوگیری شود. ضمناً این قانون به ترویج اقدامات مربوط به فاضلاب خانگی و سایر اقدامات مرتبط نیز میپردازد.
شکل 7. اهداف اصلی قانون کنترل آلودگی آب ژاپن
مأخذ: یافته های پژوهش.
قانون کنترل آلودگی آب در ژاپن، چارچوب مشخصی را برای مدیریت پسابهای صنعتی، تجاری و خانگی که به آبهای عمومی مانند رودخانهها تخلیه میشوند، ارائه میدهد. این قانون با تعریف دقیق تأسیسات مشخص که پتانسیل ایجاد آلودگی دارند، بر دو نوع استاندارد پساب برای کنترل غلظت آلایندهها تأکید میکند: اول، استانداردهای ملی و یکپارچه که در سراسر کشور لازمالاجرا هستند و دوم، استانداردهای استانی سختگیرانهتر که به دولتهای محلی این اختیار را میدهد تا در مناطق حساس، مقررات حفاظتی شدیدتری را وضع کنند. این رویکرد دوگانه نشان میدهد که نظام ژاپن ضمن داشتن یکپارچگی ملی، از انعطافپذیری منطقهای نیز برخوردار است [22].
شکل 8. نمای کلی قانون کنترل آلودگی
مأخذ: همان
برای مناطق و حوضههای آبریزی که با آلودگی شدیدتری مواجه هستند، قانون ابزارهای پیشرفتهتری را نیز معرفی کرده است. استانداران موظفاند براساس سیاستهای کلی، «طرحهای کاهش کل انتشار» را تدوین کنند. این طرحها حجم هدف کاهش بار آلاینده برای هر منبع و روشهای دستیابی به آن را مشخص میکنند. در همین راستا، از سال ۱۹۷۸، مقررات کنترل بارگذاری حداکثر روزانه کل برای پهنههای آبی بزرگ و بسته که آلایندهها در آنها انباشته میشود، به اجرا گذاشته شد. این مقررات، تمرکز را از کنترل صرفاً روی غلظت آلاینده (بهطور مثال کیلوگرم بر لیتر)، به کنترل بار کل آلاینده (بهطور مثال کیلوگرم بر روز) ورودی به پهنه آبی از تمامی منابع صنعتی و خانگی در یک حوضه تغییر میدهد و نخستوزیر سیاستهای کلی آن را تعیین کرده و استانداران مسئول تهیه طرحهای اجرایی آن هستند [23].
مسئولیت اصلی اجرای این مقررات برعهده خود مشاغل و صنایع است. قانون به صراحت آنها را موظف میکند که وضعیت تخلیه پساب خود را بهطور مستمر پایش و ارزیابی کرده و نتایج را ثبت و نگهداری کنند و اقدامات لازم برای جلوگیری از آلودگی را به عمل آورند.
برای تضمین اجرای این مجموعه از قوانین، یک مکانیسم نظارتی و اجرایی چندلایه نیز طراحی شده است. فرمانداران استانها وضعیت آبهای عمومی را بهطور دائم نظارت میکنند. آنها اختیار دارند در صورت عدم رعایت استانداردها، دستور تغییر طرح یا دستور بهبود برای تأسیسات متخلف صادر کنند یا حتی در شرایط اضطراری، دستور تعلیق موقت فعالیت را بدهند. همچنین، مقامات میتوانند از ابزارهایی مانند راهنمایی، مشاوره و توصیه برای کمک به صنایع جهت کاهش بار آلودگی استفاده کرده و درنهایت، از طریق گزارشگیری و بازرسیهای سرزده، پایبندی به قوانین را راستیآزمایی کنند.
برنامههای اصلی مدیریتی برای دستیابی به هدف TMDL بهشرح زیر است [23]:
الف) کاهش حجم زیاد فاضلاب خانگی: افزایش درصد خدماترسانی توسط سیستمهای تصفیه فاضلاب خانگی و عمومی، سیستمهای فاضلاب برای روستاهایی که کشاورزی، تصفیهخانههای فاضلاب محلی و ...)،
ب) کاهش بارگذاری کل با برابری بین صنایع: تنظیم پسابهای صنعتی طبق استانداردهای حداکثر بار روزانه کل ،
د) کاهش بارگیری از صنایع غیرمجاز یا کوچک: مشاوره و کمک برای کاهش بار آلودگی ناشی از این صنایع،
ج) سایر موارد: کاهش کل بارگذاری از طریق ارتقای آگاهی و مشارکت عمومی از طریق آموزش زیستمحیطی.
درحالیکه ژاپن در کنترل آلودگی نقطهای موفقیتهای چشمگیری داشته، منابع نشان میدهند که هیچ قانون ملی یا سیاست جامع و مشخصی برای کنترل آلودگی پراکنده غیرنقطهای از کشاورزی و مناطق شهری فراتر از قوانین موجود وجود ندارد. این در تضاد با چارچوب قانونی قوی برای منابع نقطهای است. این شکاف قانونی نشاندهنده یک چالش ساختاری در سیستم نظارتی ژاپن است. ماهیت پراکنده منابع غیرنقطهای، اعمال مقررات سنتی را دشوار میکند و نیاز به رویکردهای نوآورانه و جامعتر را برجسته میسازد. با توجه به دشواری وضع قوانین مستقیم برای منابع غیرنقطهای، ژاپن به سمت راهکارهایی که در شکل (9) ذکر شده است، روی آورده اند:
شکل 9. مجموعه راهکارهای قوانین ژاپن برای کنترل آلودگی غیرنقطهای
مأخذ: همان
جدول 4. چکیدهای از وضعیت کنترل آلودگی منابع نقطهای و غیرنقطهای در ژاپن
|
دستهبندی |
منابع نقطهای |
منابع غیرنقطهای |
|
تعریف |
نقاط تخلیه قابل شناسایی (مثال: خروجی لولهها از کارخانهها) |
رواناب پراکنده (مثال: رواناب از مزارع کشاورزی، جادههای شهری) |
|
منابع اصلی |
کارخانهها، تأسیسات تجاری، پساب خانگی از طریق سیستمهای فاضلاب |
کشاورزی (کود، آفتکش)، رواناب شهری (آلایندههای سطح خیابان)، جنگلداری |
|
قوانین/مقررات اولیه |
قانون کنترل آلودگی آب، قانون فاضلاب |
قانون تنظیم مواد شیمیایی کشاورزی، قانون اقدامات ویژه برای حفاظت از کیفیت آب دریاچه، سیاستهای پراکنده، مقررات حداکثر بار روزانه کل برای آبهای بسته |
|
مکانیسمها/اقدامات کنترلی |
استانداردهای پساب (ملی و استانی سختگیرانه)، شناسایی تأسیسات مشخص، تصفیهخانههای صنعتی، سیستمهای فاضلاب عمومی، جوکاسو (تصفیه در محل) |
ثبت و تنظیم آفتکشها، مدیریت کود (EEF، بیوچار)، کشاورزی ارگانیک، گودالهای نفوذ آب باران، برنامهریزی حوضهای، کمپینهای آگاهیبخش، لایروبی رودخانهها |
|
اثربخشی/چالشها |
بهبودهای قابلتوجه، بهخوبی تنظیم شده و دارای مکانیسمهای اجرایی قوی |
چالش مداوم، دشواری در تنظیم بهدلیل ماهیت پراکنده، دستیابی پایینتر به استانداردهای کیفیت آب در آبهای بسته، فقدان قانون ملی جامع برای کنترل پراکنده |
ساختار و فلسفه حاکم بر نظام کیفری این کشور حاوی درسهای مدیریتی مهمی است. بررسی انواع تخلفات و شدت مجازاتهای مرتبط با آنها، چند اصل کلیدی را آشکار میسازد:
1. ایجاد سلسلهمراتب در جرائم: نظام ژاپن بهوضوح میان شدت تخلفات تمایز قائل میشود. سنگینترین مجازاتها برای نقض مستقیم دستورات مقامات و عبور از استانداردهای تخلیه پساب در نظر گرفته شده است که هسته اصلی جرم آلودهسازی را تشکیل میدهد.
2. اهمیت قائل شدن برای قصد مجرمانه: این نظام، بین تخلف عمدی و تخلف ناشی از سهلانگاری تفاوت قائل است و برای حالت سهلانگاری، مجازات خفیفتری در نظر میگیرد. این رویکرد، ضمن حفظ بازدارندگی، عدالت و تناسب جرم و مجازات را افزایش میدهد.
3. تضمین اجرای فرایندهای نظارتی: علاوهبر خود عمل آلودگی، عدم پایبندی به الزامات رویهای نیز جرمانگاری شده است. مواردی مانند عدم ارائه گزارش، ارائه گزارش خلاف واقع، و عدم ثبت سوابق، هرکدام مجازات مشخصی دارند. این امر نشان میدهد که در نگاه قانونگذار ژاپنی، شفافیت و صحت فرایند نظارتی به اندازه خود کنترل آلودگی اهمیت دارد.
در نگاه اول، ساختار کیفری قانون آب ژاپن ممکن است با داشتن سلسلهمراتب جرائم و مجازاتها، شبیه به ساختارهای دیگر بهنظر برسد. اما درک عمیقتر آن نیازمند توجه به فرهنگ اداری و اجرایی منحصربهفرد در ژاپن است. در این مدل، مجازات کیفری نه بهعنوان اولین پاسخ، بلکه بهعنوان آخرین ابزار و اهرم فشار در یک فرایند مبتنیبر راهنمایی، همکاری و اصلاح بهکار گرفته میشود.
درمجموع، رویکرد ژاپن یک نظام کیفری ساختاریافته، قابل پیشبینی و چندلایه را به نمایش میگذارد که در آن، هر سطح از تخلف با سطح متناسبی از پاسخ قانونی مواجه میشود. این ساختارمندی، بهجای تمرکز بر ارقام مطلق، درس اصلی برای تدوین یک نظام کیفری کارآمد در ایران است.
مدل ژاپن در کنترل آلودگی رودخانهها، بهویژه در ایجاد توازن میان توسعه صنعتی و حفاظت از محیط زیست، حاوی درسهای راهبردی ارزشمندی است. این مدل بر سه ستون اصلی استوار است که در ادامه تشریح میشوند:
1. حکمرانی چندسطحی و انعطافپذیری هدفمحور: یکی از برجستهترین ویژگیهای نظام ژاپن، ساختار حکمرانی چندسطحی آن است که ضمن تعیین استانداردهای ملی، به دولتهای محلی اجازه میدهد براساس شرایط منطقهای، مقررات سختگیرانهتری را وضع کنند. این رویکرد، انعطافپذیری بالایی را در اجرا بههمراه دارد. تمرکز سیستم نظارتی ژاپن بیش از آنکه بر رویههای خشک قانونی باشد، بر دستیابی به اهداف کیفی آب است. این انعطافپذیری، فضایی برای همکاری و نوآوری فناورانه ایجاد میکند. بهعنوان مثال، در یک مطالعه موردی بر روی شرکت Q [24]، مشخص شد که شعبه این شرکت در ژاپن بهدلیل روابط مبتنیبر همکاری با ناظران و تمرکز بر اهداف نهایی، هرگز جریمه زیستمحیطی دریافت نکرده است. در مقابل، همین شرکت در ایالات متحده بهدلیل مواجهه با یک سیستم نظارتی «صلب و رویهمحور» بهرغم صرف هزینههای گزاف برای انطباق قانونی، چندین بار متحمل جرائم سنگین شد. این تفاوت نشان میدهد که یک رویکرد هدفمحور میتواند به نتایج زیستمحیطی بهتر و هزینههای کمتر برای صنعت منجر شود.
2. اصل «آلودهکننده پرداخت میکند» بهعنوان اهرم اقتصادی: این اصل، سنگ بنای سیاست زیستمحیطی ژاپن است و تصریح میکند که عاملان آلودگی باید هزینههای پیشگیری و کنترل آن را بپردازند. این مکانیسم اقتصادی، با درونیسازی هزینههای زیستمحیطی، انگیزهای قدرتمند برای صنایع و شهروندان جهت سرمایهگذاری در فناوریهای پاک و کاهش آلودگی در سرچشمه ایجاد میکند. این اصل ضمن کاهش بار مالی دولت، نوآوری را به یک مزیت رقابتی تبدیل مینماید.
3. مشارکت عمومی و نگرش اکوسیستممحور به رودخانه: با بازنگری «قانون رودخانه» در سال ۱۹۹۷، تمرکز مدیریت رودخانهها در ژاپن از کنترل سیل و بهرهبرداری از آب، به سوی حفاظت از اکوسیستم و محیط زیست رودخانه تغییر جهت داد. ترویج «کار رودخانهای دوستدار طبیعت» و مشارکت فعال جوامع محلی در تعیین «استانداردهای زیستمحیطی شهروندان» و فعالیتهای پاکسازی، این نگرش جامع را تقویت کرده است. این سطح از مشارکت عمومی، پذیرش اجتماعی و پایداری بلندمدت پروژههای زیستمحیطی را به شدت افزایش میدهد.
انگلستان بهدلیل ویژگیهای جغرافیایی (رودخانههای کوچک با ظرفیت خودپالایی اندک) و تاریخی (وقوع زودهنگام انقلاب صنعتی)، یکی از اولین کشورهایی بود که با بحران شدید آلودگی آب مواجه شد و بهتبع آن، سابقهای طولانی در قانونگذاری این حوزه دارد[25]. این سیر تکاملی، درسهای مهمی در مورد گذار از رویکردهای ابتدایی به مدلهای مدیریتی مدرن ارائه میدهد.
اولین تلاشها مبتنیبر حقوق سنتی ساحلی و قوانین پراکندهای مانند «قانون جلوگیری از آلودگی رودخانه (۱۸۷۶)» بود [26]. نقطه ضعف اصلی این قوانین اولیه، نگاه جزیرهای و پراکندگی مسئولیتهای اجرایی بود که مانع از کنترل مؤثر آلودگی در سطح یک حوضه آبریز میشد [27].
نقطه عطف کلیدی در تفکر مدیریتی انگلستان، در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رخ داد. با تصویب قوانینی مانند قانون منابع آب (۱۹۷۳)، این کشور به سمت فلسفه مدیریت یکپارچه چرخه آب برمبنای حوضه آبریز حرکت کرد. این یعنی بهجای تمرکز بر یک کارخانه یا یک شهر خاص، کل حوضه آبریز بهعنوان یک واحد مدیریتی واحد در نظر گرفته شد. این رویکرد با ایجاد نهادهای مقتدر منطقهای (مانند سازمانهای آب منطقهای و بعداً آژانس محیط زیست) و قوانین جامعی مانند قانون منابع آب (۱۹۹۱) که به صراحت تخلیه هرگونه مواد آلاینده بدون مجوز را جرمانگاری میکرد، تکمیل شد. این سیر تکاملی طولانی و پر از آزمون و خطا، درنهایت زمینه را برای پذیرش مدرنترین و جامعترین چارچوب مدیریتی، یعنی دستورالعمل چارچوب آب اروپا، فراهم آورد که امروزه شالوده اصلی رویکرد بریتانیا را تشکیل میدهد [28].
تجربه انگلستان در قانونگذاری آب، یک سیر تکاملی مشخصی را نشان میدهد. قوانین تاریخی مانند قوانین سال ۱۸۷۶ یا ۱۹۷۴، گامهای اولیه و مهمی در جهت مقابله با آلودگیهای آشکار و عمدتاً نقطهای بودند. این قوانین بهصورت پراکنده و واکنشی، به مشکلات زمان خود پاسخ میدادند. بااینحال، در اواخر قرن بیستم مشخص شد که این رویکرد تکهتکه برای مقابله با چالشهای پیچیدهتر مانند آلودگیهای غیرنقطهای (کشاورزی و شهری) و فشار فزاینده بر منابع آب (برداشت بیرویه) کافی نیست. این درک، زمینه را برای یک تحول بنیادین در فلسفه مدیریت آب و حرکت به سمت یک چارچوب استراتژیک و یکپارچه فراهم کرد. رویکرد نوین انگلستان در قبال رودخانهها، که براساس دستورالعمل چارچوب آب اتحادیه اروپا بنا شده، یک تحول بنیادین از کنترل سنتی آلودگی به سمت یک الگوی جامعنگر و اکوسیستممحور است. این چارچوب، کشور را ملزم میکند که از تمرکز صرف بر غلظت شیمیایی آلایندهها در انتهای لولههای تخلیه فراتر رفته و هدف غایی خود را دستیابی به وضعیت اکولوژیکی خوب برای تمام پهنههای آبی قرار دهد. این هدف، یک استاندارد چندوجهی است که بر سه اصل استوار است:
1. کیفیت بیولوژیک: سلامت و تنوع جوامع آبزی (ماهیها، بیمهرگان کفزی، گیاهان و جلبکها) که بهعنوان شاخصهای زنده سلامت اکوسیستم عمل میکنند.
2. کیفیت هیدرومورفولوژیکی: جنبههای فیزیکی رودخانه، شامل رژیم جریان آب، پیوستگی جریان رودخانه (نبود موانع برای حرکت آبزیان) و شکل بستر و کنارهها. این بخش مستقیماً به حوزه مدیریت منابع آب و تأثیر سازههایی مانند سد و بندها میپردازد.
3. کیفیت شیمیایی: فقدان آلایندههای شیمیایی خاص در غلظتهای مضر و رعایت استانداردهای کلی فیزیکی-شیمیایی مانند اکسیژن محلول و مواد مغذی.
ابزار استراتژیک برای تحقق این اهداف، برنامههای مدیریت حوضه آبریز است. این برنامههای جامع که هر 6 سال یکبار بازنگری میشوند، یک فرایند مدیریتی ساختاریافته را به اجرا که چندین مرحله دارد:
الف) تشخیص و ارزیابی: در این مرحله، یک ارزیابی کامل از وضعیت تمام رودخانههای یک حوضه آبریز انجام میشود. مسائل مدیریتی قابلتوجه درخصوص آب شناسایی میشوند که شامل منابع اصلی آلودگی (نقطهای و غیرنقطهای) و فشارهای ناشی از برداشت بیش از حد آب و تغییرات فیزیکی در رودخانه است.
ب) هدفگذاری: برای هر پهنه آبی، اهداف زیستمحیطی مشخصی تعیین میشود که بهصورت پیشفرض، رسیدن به وضعیت اکولوژیکی خوب است، مگر اینکه دلایل موجهی مانند هزینههای نامتناسب یا عدم امکان فنی برای معافیت موقت وجود داشته باشد.
ج) طراحی برنامه اقدامات: این بخش، قلب اجرایی برنامه است و شامل مجموعهای از اقدامات الزامی برای رفع مشکلات شناساییشده میشود. این اقدامات طیف وسیعی را پوشش میدهند:
· کنترل آلودگی نقطهای: اعمال محدودیتهای سختگیرانهتر در مجوزهای تخلیه پساب برای صنایع و تصفیهخانههای فاضلاب شهری،
· کنترل آلودگی غیرنقطهای: الزام کشاورزان به اجرای برنامههای مدیریت مواد مغذی، ایجاد نوارهای حفاظتی در حاشیه رودخانهها و کنترل روانابهای کشاورزی و شهری،
· مدیریت منابع آب و هیدرومورفولوژی: اصلاح پروانههای برداشت آب برای تضمین جریانهای زیستمحیطی، حذف سدها و بندهای غیرضروری و اجرای پروژههای احیای فیزیکی رودخانه برای بهبود زیستگاهها.
نهاد اصلی مسئول هماهنگی و تدوین این برنامهها در انگلستان، آژانس محیط زیست است، اما اجرای اقدامات نیازمند همکاری نزدیک میان بازیگران متعدد، ازجمله شرکتهای آب و فاضلاب (که ملزم به سرمایهگذاریهای کلان هستند)، مقامات محلی، کشاورزان و سایر بهرهبرداران از آب است.
درنهایت، درس استراتژیک مدل انگلستان، ادغام اجتنابناپذیر مدیریت کیفیت آب با مدیریت کمیت و منابع آب است. این مدل نشان میدهد که دستیابی به رودخانههای سالم تنها با نگاهی یکپارچه به کل حوضه آبریز و در نظر گرفتن توأمان فشارهای آلودگی و فشارهای ناشی از بهرهبرداری از منابع آب، امکانپذیر است. این رویکرد، یک الگوی پیشرفته برای کشورهایی است که بهدنبال گذار از مدیریت بحران و واکنشی به سمت مدیریت پایدار و آیندهنگر منابع آبی خود هستند.
در انگلستان، قانون منابع آب مصوب ۱۹۹۱ و قانون محیط زیست مصوب ۲۰۲۱، چارچوبهای قانونی برای کنترل آلودگی منابع نقطهای و غیرنقطهای در رودخانهها ارائه میدهند. آژانس محیط زیست استانداردهای کیفیت آب را تعیین و اجرا میکند، بر کیفیت آب نظارت و فعالیتهای زیستمحیطی شرکتهای آب را تنظیم میکند.
در این بخش خلاصهای درخصوص سازوکارهای کنترل تخلیه از منابع نقطهای قابل شناسایی را با محدود کردن یا جلوگیری از ورود آلایندهها به رودخانهها از طریق مجوزها، قوانین الزامآور عمومی و همچنین سازوکار برخورد با منابع غیرنقطهای و کنترل انتشار در کشور انگلستان ارائه خواهد شد، مکانیسمهای کنترل تخلیههای نقطهای بهشرح زیر است:
جدول 5. مکانیسمهای موجود در قوانین انگلستان برای کنترل آلودگی نقطهای در رودخانه
|
مکانیسمهای موجود در قوانین انگلستان |
توضیحات |
|
مقررات مجوز زیستمحیطی (انگلستان و ولز) مصوب ۲۰۱۶ |
طبق قانون برای فعالیتهایی که میتوانند باعث آلودگی آب شوند، ازجمله تخلیههای نقطهای به رودخانهها، آبهای زیرزمینی و آبهای زیرزمینی بالقوه آلودهکننده، مجوز لازم الزامی است. |
|
اخطارهای کاری قانون منابع آب ۱۹۹۱ تحت ماده (161)A |
به هر فعالیتی که آبهای کنترل شده را آلوده کند یا احتمال آلودگی آن را داشته باشد، «اخطار کاری» داده میشود تا از آن فعالیت جلوگیری شود؛ یا اینکه پس از بهبودهای لازم و رفع اثرات فعالیتهای آلاینده، فعالیت ادامه پیدا کند. |
|
قانون شیلات ماهی سالمون و آب شیرین مصوب ۱۹۷۵ |
اجازه میدهد علیه آلودهکنندگانی که به ماهیها، محلهای تخمریزی یا غذای ماهیها آسیب میرسانند یا آنها را مجروح میکنند، اقدامات قانونی انجام شود. |
|
قانون حفاظت از محیط زیست ۱۹۹۰، ماده(2) بند «الف» |
تخلیههای نقطهای از مکانهای آلوده تاریخی را کنترل میکند (مقامات محلی رهبری میکنند، و آژانس محیط زیست «مکانهای ویژه» را تنظیم میکند). |
|
مقررات کنترل آلودگی (ذخیرهسازی نفت) (انگلستان) ۲۰۰۱ |
حداقل استانداردهای لازم را جهت بهرهبرداری از تأسیسات ذخیرهسازی نفت را طراحی و تعیین میکند. |
|
قوانین خاص |
قانون آب مصوب ۱۹۸۹ و قانون صنعت آب مصوب ۱۹۹۱ نیز در چارچوب نظارتی کیفیت آب و جلوگیری از آلودگی آن نقش دارند. |
مأخذ: همان
مکانیسمهای کنترل تخلیههای غیرنقطهای بهشرح زیر است:
جدول 6. مکانیسمهای قوانین کشور انگلستان برای کنترل منابع آلودگی غیرنقطهای
|
مکانیسمهای موجود در قوانین انگلستان |
توضیحات |
|
مقررات صدور مجوز زیستمحیطی (انگلستان و ولز) ۲۰۱۶ |
این مقررات همچنین آلودگیهای غیرنقطهای، بهویژه آلودگیهای مربوط به شیوههای کشاورزی و روانابهای شهری را که میتوانند منجر به آلودگی رودخانهها و آبهای زیرزمینی شوند، پوشش میدهد. |
|
دستورالعمل چارچوب آب |
دستورالعمل چارچوب آب همچنین به آلودگی منابع غیرنقطهای میپردازد و اقداماتی را برای کاهش آلودگی از منابع پراکنده مانند رواناب کشاورزی اجرا میکند. |
|
قانون محیط زیست ۲۰۲۱ |
این قانون اهدافی را برای حفاظت از رودخانهها و دهانه رودخانهها تعیین میکند، ازجمله نظارت مداوم بر کیفیت آب در بالادست و پاییندست تصفیهخانههای فاضلاب. همچنین شرکتهای آب را ملزم میکند که نشان دهند سرریزهای طوفان آنها هیچ تأثیر نامطلوب زیستمحیطی ندارد. |
|
قانون منابع آب ۱۹۹۱ |
به آلودگی پراکنده ناشی از منابعی مانند رواناب کشاورزی و آبهای سطحی شهری میپردازد که شناسایی دقیق آنها دشوارتر است. |
|
ضوابط عملیات کشاورزی خوب
|
برای کاهش انتشار آمونیاک، یک سند راهنما در سال 2009 توسط Defra با همکاری صنعت کشاورزی تهیه شد. در این سند گامهای عملی که کشاورزان، پرورشدهندگان، مدیران زمین، مشاوران و پیمانکاران در انگلستان میتوانند برای به حداقل رساندن انتشار آمونیاک از ذخیرهسازی و کاربرد کودهای آلی، کاربرد کودهای تولیدی و از طریق اصلاحات در رژیم غذایی و محل نگهداری دام بردارند، توضیح داده شده است که تمام مباحث ذکر شده در راستای کاهش آلودگی غیرنقطه است. |
مأخذ: همان
حفاظت از منابع آب سطحی و زیرزمینی در کشور، یک ضرورت انکارناپذیر و استراتژیک است. بهطور خاص در مورد رودخانهها، پایین بودن حجم آب و دبی جریان در بسیاری از فصول سال، بهمعنای کاهش ظرفیت خودپالایی و توان طبیعی این منابع برای رقیقسازی و تصفیه آلایندههاست. این آسیبپذیری ذاتی، هرگونه بار آلودگی ورودی را به یک تهدید جدی برای کیفیت آب تبدیل کرده و مسائل مربوط به حفاظت از آن را حیاتیتر میسازد. لذا، برای حفاظت پایدار از این منابع حیاتی، مصارف و اکوسیستمهای وابسته به آنها، و همچنین در راستای تضمین ارائه خدمات پایدار آب و مدیریت کارآمد منابع، نباید اجازه داد که پسابهای تصفیه نشده یا آلوده ناشی از فعالیتهای صنعتی، کشاورزی و شهری، کیفیت این ذخایر محدود آبی را به خطر اندازد.
در بخشهای پیشین، مدلهای مدیریتی و قانونی کشورهای پیشرو در کنترل آلودگی آب مورد بررسی قرار گرفت. از این تحلیلها، چند اصل کلیدی بهعنوان شاخص حکمرانی مطلوب آب استخراج شد: ضرورت نگاه یکپارچه به حوضه آبریز (در ساختار قانونی انگلستان)، وجود سازوکارهای هدفمند برای آبهای آسیبدیده (مدل مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملیوحداکثر بار روزانه کل درآمریکا) و اهمیت رویکردهای منعطف و مبتنیبر همکاری (مدل ژاپن). اکنون با این دیدگاه تطبیقی، به سراغ چارچوب قانونی ایران میرویم. هدف در این بخش، صرفاً توصیف قوانین موجود نیست، بلکه یک آسیبشناسی است تا مشخص شود نظام حقوقی کشور تا چه حد با اصول مدرن مدیریت آب فاصله دارد و نقاط ضعف و قوت اصلی آن در کجاست.
یکی از اولین تلاشهای قانونگذار ایرانی برای جرمانگاری آلودگی آب، در چارچوبی غیرمنتظره و در قانون شکار و صید مصوب ۱۳۴۶ صورت گرفت. بند «ج» ماده (12) این قانون، آلوده کردن آبهایی مانند رودخانهها را درصورتیکه منجر به «از بین بردن آبزیان» شود، مستوجب کیفر دانسته است.
«ماده (12) بند «ج»: فردی که موجب آلوده نمودن آب رودخانهها و دریاچهها و قنوات و برکهها و مردابها به موادی که موجبات از بین بردن آبزیان را فراهم نماید، شود به حبس تأدیبی و جرائم نقدی محکوم میشود».
اگرچه این ماده در زمان خود یک گام اولیه و مثبت محسوب میشد، اما تحلیل آن از منظر اصول نوین مدیریت آب، چند ضعف بنیادین را آشکار میسازد:
1. نگاه محدود به ارزش آب: فلسفه حاکم بر این قانون، حفاظت از آب بهعنوان یک منبع حیاتی نیست، بلکه حفاظت از آن بهعنوان زیستگاه آبزیان قابل صید است. این نگاه، ارزشهای دیگر رودخانه مانند تأمین آب شرب، مصارف کشاورزی و سلامت کلی اکوسیستم را نادیده میگیرد.
2. رویکرد واکنشی و نه پیشگیرانه: این قانون، پس از وقوع فاجعه (مرگ ماهیها) وارد عمل میشود. این یک رویکرد کاملاً واکنشی است و فاقد هرگونه سازوکار پیشگیرانه برای پایش کیفیت آب، تعیین استانداردهای تخلیه، و مدیریت منابع آلاینده بهمنظور جلوگیری از رسیدن به نقطه بحرانی است.
درنتیجه، قانون شکار و صید هرچند یک سابقه تاریخی مهم است، اما نماد یک تفکر قدیمی و محدود در مواجهه با مسئله پیچیده آلودگی آب است و فاصلهای عمیق با رویکردهای جامع، یکپارچه و پیشگیرانهای که در مدلهای موفق جهانی مشاهده شد، دارد.
قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست نیز مشتمل بر 21 ماده و در سال 1353 به تصویب رسیده است. برخلاف نگاه محدود قانون شکار و صید، این قانون یک تعریف مدرن و جامع از آلودگی ارائه داد. بهعنوان مثال، در ماده (9) این قانون، هرگونه تغییری در کیفیت فیزیکی، شیمیایی یا بیولوژیک آب را که به حال انسان یا سایر موجودات زنده زیانآور باشد، بهعنوان آلودگی شناسایی و ممنوع کرد. این تعریف، تمرکز را از صرف «مرگ آبزیان» به سلامت کلی اکوسیستم آبی تغییر داد. مهمتر آنکه، ماده (6) این قانون، وظایف سازمان را فراتر از کنترل آلودگی شیمیایی برد و به صراحت به موضوعاتی مانند تغییر و تخریب مسیر رودخانهها اشاره کرد. این دیدگاه که به مفاهیم مدرن هیدرومورفولوژی و حفاظت از تمامیت فیزیکی رودخانه نزدیک است، برای قانونی در آن زمان بسیار پیشرو محسوب میشود. درنهایت، این قانون یک ابزار اجرایی بسیار قدرتمند را در ماده (11) در اختیار سازمان قرار داد: اختیار صدور اخطار به واحدهای آلاینده و در صورت عدم تمکین، ممانعت از فعالیت و تعطیلی آنها. این اهرم اجرایی مستقیم، حداقل بر روی کاغذ، اقتدار قابلتوجهی به نهاد ناظر میبخشید.
این قانون یک جهش مفهومی بزرگ نسبت به قوانین قبل از خود بود. این قانون، تعریفی جامع از آلودگی ارائه داد، به ابعاد فیزیکی رودخانه توجه کرد و ابزار اجرایی قدرتمندی را فراهم نمود. بااینحال، نقطه ضعف اصلی آن در عام بودن و فقدان سازوکارهای فنی دقیق نهفته است. این قانون مشخص نمیکند که میزان زیانآور آلودگی چگونه و براساس چه استانداردهایی (مبتنیبر فناوری یا کیفیت آب) باید تعیین شود. در واقع، این قانون یک اختیار کلی قدرتمند ایجاد کرد، اما تعیین جزئیات و سازوکارهای عملیاتی را بهدرستی مشخص نکرد.
این آییننامه از این بابت حائز اهمیت است زیرا تلاش میکند تا برای اولینبار یک چارچوب اجرایی منسجم برای اجرای «قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست» در حوزه آب ایجاد کند. تحلیل دقیق مواد آن، یک دوگانگی مهم را آشکار میسازد: از یکسو، این آییننامه مفاهیم بسیار مدرن و پیشرفتهای را معرفی میکند، و ازسویدیگر، در عمل بهدلیل محدودیتها، به سازوکارهای سنتیتر تکیه میکند. در این آییننامه برخی اصول بسیار پیشرفتهای عنوان شده است بهطور مثال:
1. نگاه به ظرفیت خودپالایی ماده (6): مهمترین جنبه آرمانی این قانون، ماده (۶) است که به صراحت به «طبقهبندی کلیه آبهای پذیرنده... با توجه به قدرت جذب تصفیه طبیعی آلودهکنندهها» اشاره میکند. این مفهوم که معادل ظرفیت خودپالایی است، سنگ بنای رویکردهای نوین مبتنیبر کیفیت آب مانند حداکثر بار روزانه کل و طرح مدیریت حوزه آبریز رودخانه است.
2. ممنوعیت رقیقسازی ماده (17): این آییننامه بهدرستی «رقیق کردن پساب در مرحله تخلیه بهعنوان تصفیه» را ممنوع اعلام میکند. این یک اصل فنی و حقوقی بسیار مهم در سطح جهان است که از فریب سیستم توسط آلایندگان جلوگیری میکند.
3. ادغام در فرایند صدور مجوز ماده (11): این آییننامه تلاش کرده با الزام نهادهای صادرکننده پروانه (مانند وزارت صنایع) به رعایت استانداردهای سازمان محیط زیست، یک رویکرد پیشگیرانه را در چرخه عمر واحدهای صنعتی ادغام کند.
با وجود این دیدگاههای مدرن، سازوکار اجرایی آییننامه در عمل به یک رویکرد سنتیتر بازمیگردد. فرایند اصلی که در مواد (۷، ۸ و ۹) تشریح شده، یک فرایند صرفاً واکنشی و بازدارندگی و اقدام پیشگیرانه را دربرندارد.
همانطور که در تحلیل شماره 1 اشاره شد، دلیل اصلی این بازگشت به رویکرد سنتی، همان چالشی است که بهطور ضمنی در ماده (6) نهفته است که عنوان میکند: پیادهسازی کامل یک سیستم مبتنیبر ظرفیت خودپالایی، نیازمند یک شبکه پایش بسیار گسترده، دادههای دقیق و مدلسازیهای پیچیده است. بهدلیل وجود این شکاف دادهای و اجرایی، سیستم در عمل به کنترل استانداردهای خروجی ثابت از منابع آلاینده اکتفا کرده است.
قانون توزیع عادلانه آب، هرچند در اساس برای مدیریت کمّی منابع آب تدوین شده، اما حاوی چند نکته بنیادین است که اساس اختیارات حاکمیتی بر کیفیت رودخانهها را بنا نهاده و از این منظر، در مقایسه با چارچوبهای جهانی قابل تحلیل است.
مهمترین دستاورد این قانون، ایجاد یک مرجعیت واحد و متمرکز برای کنترل کیفیت آب است. ماده (46) این قانون، با سپردن مسئولیت پیشگیری و جلوگیری از آلودگی منابع آب به سازمان حفاظت محیط زیست، به یکی از چالشهای اصلی در نظامهای حقوقی، یعنی تداخل نهادی، پاسخ داده است. مدلها و ساختارهای قانونی موفق در جهان (مانند آمریکا و انگلستان) یک نهاد واحد مانند آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده قدرت اصلی را در دست دارد، این ماده نیز در ایران تلاش کرد تا با معرفی سازمان محیط زیست بهعنوان متولی اصلی تدوین ضوابط، این انسجام را ایجاد کند.
همچنین، این قانون با اعلام مالکیت عمومی بر آبها ماده (1) و در اختیار حکومت قرار دادن بستر و حریم رودخانهها ماده (2)، ابزار حاکمیت فیزیکی بر رودخانه را فراهم آورد که پیشنیاز هرگونه مدیریت کیفی و جلوگیری از تخریب فیزیکی (مشابه رویکرد هیدرومورفولوژی در مدل دستورالعمل چارچوب آب اروپا) است.
با وجود این نقاط قوت ساختاری، این قانون در عمل یک قانون چارچوبی است، نه یک قانون عملیاتی. این قانون بهجای ارائه سازوکارهای مدیریتی مدرن برای کنترل آلودگی رودخانهها (مانند الزام به تهیه طرحهای مدیریت حوضه آبریز یا کنترل بار کل آلایندهها)، صرفاً اختیار تدوین مقررات را به سازمان محیط زیست تفویض کرده است. این رویکرد، در مقایسه با قوانین کشورهای پیشرفته، یک تفاوت بنیادین را آشکار میسازد. قانون آب پاک آمریکا، خود، سازوکار مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی و حداکثر بار روزانه کل را بنا نهاده است. اما قانون توزیع عادلانه آب، موفقیت در کنترل آلودگی رودخانهها را کاملاً به کیفیت و قدرت آییننامههایی موکول میکند که قرار است در آینده توسط سازمان محیط زیست تدوین شوند. این امر، نظام کنترل آلودگی کشور را در برابر ضعفهای احتمالی آن آییننامهها و چالشهای اجرایی آنها، آسیبپذیر میسازد.
بررسی قانون «حفاظت از دریاها و رودخانههای قابل کشتیرانی در مقابل آلودگی به مواد نفتی» مصوب ۱۳۸۹مشتمل بر 25 ماده، نشاندهنده یک جهش قابلتوجه و یک نقطه عطف در نظام حقوقی محیط زیست ایران است. این قانون، برخلاف قوانین کلی و قدیمیتر، یک چارچوب دقیقتر و مدرنتر را ارائه میدهد. اما این توانایی بهصورت متمرکز بر یک تهدید خاص (آلودگی نفتی) بهکار گرفته شده است. اصول کلیدی و نقاط قوت این قانون بهشرح زیر است:
1. گذار از مجازات به مدیریت ریسک: روح حاکم بر این قانون، صرفاً تنبیه آلاینده پس از وقوع حادثه نیست. این قانون یک سیستم جامع مدیریت ریسک را دربرمیگیرد که شامل چهار مرحله است:
· پیشگیری: با الزاماتی مانند بیمه مسئولیت اجباری ماده (۶)، ممنوعیت ورود نفتکشهای تکجداره ماده (۸) و الزام بنادر به ایجاد تأسیسات دریافت مواد زائد نفتی ماده (5)، قانون تلاش میکند تا احتمال وقوع آلودگی را از ریشه کاهش دهد.
· شفافیت و پایش: الزام به نگهداری «دفتر ثبت نفت» ماده (۳)، یک ابزار مدرن برای شفافسازی و قابلیت ردیابی اقدامات کشتیها و تأسیسات است.
· واکنش سریع و هماهنگ: قانون به دقت وظایف نهادهای مختلف در زمان وقوع آلودگی را مشخص کرده است. سازمان بنادر و دریانوردی بهعنوان فرمانده عملیات واکنش سریع و پاکسازی ماده (11) و سازمان حفاظت محیط زیست بهعنوان مرجع ارزیابی خسارات زیستمحیطی مواد (۱۱ و ۱۸) تعیین شدهاند. این تفکیک وظایف، از تداخل نهادی جلوگیری کرده و یک ساختار فرماندهی مشخص ایجاد میکند.
· جبران خسارت و مسئولیت: قانون با معرفی اصل مسئولیت تضامنی ماده (17)، بار اثبات را از دوش دولت برداشته و مسئولیت کامل جبران خسارت را متوجه آلاینده میکند.
2. ایجاد سازوکارهای مالی پایدار: یکی از جنبههای خوب این قانون، ایجاد یک صندوق متمرکز در خزانهداری کل ماده (21) است. تمام خسارات و جرائم دریافت شده به این حساب واریز شده و درآمد آن منحصراً برای بازسازی و احیای همان محیطهای آسیبدیده تخصیص مییابد. این یک مکانیسم مالی پایدار و نمونهای عالی از اجرای کامل اصل «آلودهکننده خسارت را پرداخت میکند» است.
بهطورکلی، این قانون با تمرکز بر پیشگیری، شفافیت، مسئولیتپذیری و ایجاد منابع مالی پایدار، یک الگوی موفق در قانونگذاری «تهدید-محور» است. اما بزرگترین نقد، نه به خود این قانون، بلکه به نظام قانونگذاری کلان کشور وارد است. موفقیت و جامعیت این قانون این سؤال اساسی را مطرح میکند که چرا چنین رویکرد مدرن و یکپارچهای برای مقابله با سایر منابع آلودگی (مانند پسابهای صنعتی، کشاورزی و شهری) که رودخانههای داخلی کشور را به شدت تهدید میکنند، بهکار گرفته نشده است؟ درواقع، این قانون بهجای آنکه بخشی از یک قانون جامع برای کنترل آلودگی برای تمام کشور باشد، مانند یک جزیره پیشرفته در میان سایر قوانین عمومی و کمتر کارآمد باقی مانده است. این دوگانگی، کلیدیترین آسیبشناسی در نظام حکمرانی آب ایران است.
یکی از اصلیترین ابزارهای کیفری در نظام حقوقی ایران برای مقابله با آلودگی، ماده (688) قانون مجازات اسلامی است. این ماده بهجای تمرکز بر یک صنعت یا آلاینده خاص، یک چارچوب کلی برای حفاظت از بهداشت عمومی ارائه میدهد و هر اقدامی را که تهدید علیه بهداشت عمومی تلقی شود، جرمانگاری میکند. این ماده بهطور مشخص به جرائم آبی مانند آلوده کردن آب آشامیدنی، ریختن مواد سمی در رودخانهها و استفاده غیرمجاز از فاضلاب برای کشاورزی اشاره دارد که نشاندهنده اهمیت ویژه حفاظت از منابع آب در این قانون است. ماهیت کلینگر این ماده به آن قدرتی میدهد که طیف وسیعی از تخلفات زیستمحیطی را پوشش دهد.
بااینحال، چالش کلیدی در اجرای این ماده و سایر قوانین مشابه، تعیین مسئولیت کیفری در زمان وقوع آلودگی توسط یک شرکت یا واحد صنعتی است: آیا مدیرعامل بهعنوان شخص حقیقی باید پاسخگو باشد یا خود شرکت بهعنوان یک شخصیت حقوقی؟
در گذشته، این موضوع محل بحثهای حقوقی فراوانی بود. اما قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ با ارائه راهکاری واضح، به این ابهام پایان داد. براساس ماده (143) این قانون، اصل مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی (شرکتها و سازمانها) به صراحت پذیرفته شده است. این بدانمعناست که در صورت وقوع جرم، میتوان هم شخص حقوقی (مثلاً شرکت آلاینده) و هم شخص حقیقی (مانند مدیر یا فردی که دستور آلودگی را صادر کرده) را توأمان تحت پیگرد قانونی قرار داد. بنابراین، شرکتها دیگر نمیتوانند با سپر قرار دادن مدیران، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.
بهرغم این شفافیت قانونی، چالش اصلی در مرحله اجرا باقی است. با توجه به اینکه بخش بزرگی از صنایع و واحدهای تولیدی بزرگ در ایران ماهیت دولتی یا عمومی دارند، اجرای بدون تبعیض قانون در برابر این نهادها با موانع عملی و سیاسی مواجه میشود. این امر، اثربخشی ابزارهای کیفری را در عمل به یک چالش مدیریتی و حاکمیتی جدی تبدیل کرده است.
در برخورد با مشکلات آلودگی در رودخانه ناشی از فعالیت های انسانی باید بهدنبال روشهـا و مکـانیسمهـایی بـود کـه متضـمن پیشگیری و جلوگیری از آلودگی باشند. در قوانین اغلب کشورها تخریب و آلوده کردن رودخانه جرم محسوب شده و برای آن جرائمی در نظرگرفته میشـود. اگرچـه ایـن نگرش میتواند تا حدودی مانع ایجاد مشکلات و تخریب کیفیت آب رودخانه شود؛ اما یک برخورد کاملاً کارساز نخواهد بود. نگرش صحیح در این مورد به این صورت است که با وضع قوانین مناسب، پایش و نظارت مستمر، ایجاد مجازات مکفی و بازدارنده و آموزش صحیح، از آلوده شدن منابع آب سطحی جلوگیری شود. تحلیل تطبیقی قوانین کنترل آلودگی رودخانهها در ایالات متحده، ژاپن و انگلستان در برابر چارچوب قانونی ایران، نقاط ضعف و چالشهای اساسی نظام حقوقی ایران را بهوضوح نمایان میسازد. این نقد جامع، برمبنای پراکندگی، عدم جامعیت، و فقدان ابزارهای مؤثر اجرایی و پیشگیرانه در قوانین ایران استوار است.
· پراکندگی و عدم جامعیت قوانین: یکی از مهمترین نقایص چارچوب قانونی ایران، فقدان یک قانون جامع و اختصاصی برای کنترل آلودگی منابع آب، بهویژه رودخانههاست. برخلاف کشورهای پیشرو مانند آمریکا که دارای «قانون آب پاک» بهعنوان یک سند یکپارچه هستند، قوانین مرتبط با آلودگی رودخانهها در ایران بهصورت موردی و گذرا در قوانین مختلفی مانند قانون شکار و صید ماهی (مصوب 1346)، قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست (مصوب 1353)، قانون توزیع عادلانه آب (مصوب 1361)، و آییننامه بهداشت محیط (مصوب 1374) ذکر شدهاند. این پراکندگی باعث میشود که جامعیت و یکپارچگی خاصی در چارچوب قانونی وجود نداشته باشد و صرفاً طی تعدادی ماده و بند به این موضوع اشاره شده است. فقدان یک قانون جامع، بهطور طبیعی به ابهام در مسئولیتها، تداخل وظایف نهادی و عدم هماهنگی در اجرای مقررات منجر میشود.
· ابهام در تعاریف: قوانین ایران هیچ اشارهای به منبع آلودگی نقطهای و غیرنقطهای نکردهاند و تفکیکی در این زمینه صورت نگرفته است. این فقدان تعریف جامع، یک نقص اساسی در چارچوب قانونی مرتبط با کنترل و مدیریت آلودگی در رودخانهها و منابع آب کشور است. این نقص، مانع از تدوین قوانین و برنامهریزی مناسب برای کنترل مؤثر هر دو نوع آلودگی میشود. بهعنوان مثال، کنترل آلودگی غیرنقطهای که سهم بسیار بالایی در آلودگی رودخانهها دارد، نیازمند رویکردهای مبتنیبر مدیریت حوضه آبریز، انگیزههای اقتصادی و مشارکت عمومی است که بدون تعریف مشخص این منابع، امکانپذیر نیست.
· ضعف در اجرای قوانین و کمبود اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست: سازمان حفاظت محیط زیست در ایران، با وجود مسئولیتهای گسترده در حفاظت و بهسازی محیط زیست و جلوگیری از آلودگی، معمولاً با کمبود منابع و اختیارات مواجه است. این موضوع باعث میشود که قوانین بهدرستی اجرا نشوند. چالشهایی مانند کاهش اختیار سازمان حفاظت محیط زیست در اجرای ماده (11) قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست بروز میکند، که این امر غیرمنطقی است که سازمان را مسئول جلوگیری یا رفع آلودگیها بدانیم، اما ابزارهای لازم را در اختیار او قرار ندهیم. این وضعیت، توانایی سازمان را در شناسایی کارخانههای آلاینده، صدور اخطارهای اجرایی و توقف فعالیتهای آلاینده محدود میکند.
· ناکافی بودن و عدم بازدارندگی مجازاتها: مجازاتهای تعیین شده برای آلودگی رودخانه در ایران بهاندازه کافی سنگین نیستند و این میتواند منجر به تکرار تخلفات شود. در مقایسه با مجازاتهای کیفری سنگین و بازدارنده در قوانین ایالات متحده و ژاپن (شامل حبسهای طولانیمدت و جریمههای نقدی بالا)، مجازاتهای ایران (مانند حبس تأدیبی و جرایم نقدی محدود در قانون شکار و صید، یا حبس از 61 روز تا یک سال در آییننامه پیشگیری از آلودگی آب)، بازدارندگی لازم را ایجاد نمیکنند. این موضوع، انگیزه کافی برای صنایع و افراد برای رعایت مقررات زیستمحیطی را از بین میبرد.
· فقدان رویکرد پیشگیرانه و تمرکز بر واکنش پس از آلودگی: قوانین ایران بیشتر بر مجازات پس از وقوع آلودگی تمرکز دارند و به پیشگیری از آلودگی توجه کافی نمیکنند. این رویکرد میتواند به افزایش مشکلات در آینده منجر شود.
· چالشهای حقوقی مربوط به مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی: عدم پذیرش صریح مسئولیت کیفری برای شرکتها و سازمانهای بزرگ، مانع از ایجاد انگیزه برای رعایت قوانین میشود و میتواند به تداوم آلودگیها منجر شود. درحالیکه ماده (688) قانون مجازات اسلامی برای اشخاص حقیقی قابلیت اجرا دارد، اعمال مجازات برای اشخاص حقوقی (شرکتها و سازمانها) با چالش مواجه است. این ابهام، بهویژه در مورد شرکتهای بزرگ دولتی، پیگرد قضایی مؤثر را دشوار میسازد و مسئولیتپذیری را کاهش میدهد.
· نبود زیرساختهای پایش کیفی آب و مشکلات در نظارت: یکی دیگر از معضلات اساسی در حوزه قانونگذاری و کنترل آلودگی در رودخانهها در ایران، نبود زیرساختهای پایش کیفی آب بهصورت گسترده و منظم است. آییننامه پیشگیری از آلودگی آب (1373) سازمان حفاظت محیط زیست را موظف به نظارت و طبقهبندی کلیه آبهای سطحی و زیرزمینی کرده است، اما این سازمان همچنان از روش استاندارد انتشار ثابت استفاده میکند، زیرا اطلاعات و کنترل کاملی بر کیفیت آبها برای تعیین درجه جذب آلودگی وجود ندارد. این مشکل تنها مختص به ایران نیست؛ حتی در کشورهایی مانند آمریکا و انگلستان که قوانین متعددی درخصوص پایش کیفیت آب و منابع آلودگی نقطهای و غیرنقطهای وجود دارد، عموماً پایش به ذینفعان واگذار شده است که در بسیاری از اوقات این پایشها منظم صورت نمیگیرند و بهتبع آن بهطور منظم گزارش نمیشوند. لذا، تعریف و ترسیم مسیری جدید برای پایش آلودگیها، بهخصوص منابع غیرنقطهای، در قوانین ایران بسیار حیاتی است.
· عدم هماهنگی میان دستگاههای مرتبط و ضعف در مشارکت عمومی: بهتبع اینکه قوانین حوزه آلودگی در ایران در قوانین مختلف مانند قانون شکار و صید، قانون توزیع عادلانه آب و ... بهصورت پراکنده آورده شده است، متصدی بسیاری از قوانین و اجرا و نظارت بر آنها مشخص نیست و بهعبارتدیگر، سیستم مدیریت یکپارچهای برای کنترل آلودگی آب در ایران وجود ندارد. این عدم هماهنگی میان دستگاههای مرتبط، یکی دیگر از عوامل مهمی است که باید ضمن قوانین به آن توجه شود. بهطور مثال، در قوانین مرتبط با مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی و حذف آلایندههای غیرنقطهای در قانون آب پاک آمریکا، همکاری بینبخشی میان سازمان آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده و ایالتها و شهروندان ضروری است و در قوانین حدود کار و تعهدات هر کدام بهطور واضح بیان شده و چرخهای که این همکاری را میسر میسازد ترسیم شده است. در مقابل، بحث همکاری بینبخشی سازمانها و مشارکت حداکثری مردم و آموزش در بسیاری از قوانین حوزه آلودگی در ایران کمرنگ است.
با توجه به تحلیل تطبیقی انجام شده و شناسایی نقاط ضعف اساسی در چارچوب قانونی فعلی ایران، مجموعهای از توصیههای فنی و عملی برای تقویت قانونگذاری و مدیریت کنترل آلودگی رودخانهها ارائه میشود. این توصیهها با الهام از بهترین شیوههای بینالمللی و با در نظر گرفتن شرایط خاص ایران تدوین شدهاند.
الف) اصلاحات ساختاری و قانونگذاری
· تدوین قانون جامع و یکپارچه: ضروری است که ایران به سمت تدوین یک قانون جامع و یکپارچه برای کنترل آلودگی آب، مشابه قانون آب پاک در ایالات متحده، حرکت کند. این قانون باید تمامی جنبههای کنترل آلودگی، ازجمله تعاریف، استانداردها، مجوزدهی، نظارت، اجرا و مجازاتها را دربرگیرد و پراکندگی فعلی قوانین را از بین ببرد. این امر بهوضوح مسئولیتها و اختیارات نهادهای ذیربط را مشخص خواهد کرد.
· تعاریف دقیق و شفاف: قانون جدید باید تعاریف دقیق و واضحی از «آلودگی»، «منابع آلودگی نقطهای» و «منابع آلودگی غیرنقطهای» ارائه دهد. این تعریف، پایه و اساس تدوین سازوکارهای نظارتی و اجرایی هدفمند برای هر نوع آلودگی را فراهم میکند و از رویکرد «یکاندازه برای همه» که ناکارآمد است، جلوگیری مینماید.
ب) پذیرش رویکردهای نوین مدیریتی
· تلفیق رویکردهای مبتنیبر فناوری و کیفیت آب: ایران باید از تجربه ایالات متحده درس گرفته و رویکردهای مبتنیبر فناوری (مانند BATEA) و مبتنیبر کیفیت آب را تلفیق کند. استانداردهای انتشار باید براساس بهترین فناوریهای موجود و قابل دستیابی تعیین شوند، درحالیکه استانداردهای کیفیت آب باید برای حفاظت از کاربریهای خاص رودخانهها و ارزیابی تأثیرات تجمعی آلودگی بهکار روند. این رویکرد ترکیبی، یک سیستم جامع و مؤثر برای کنترل آلودگی ایجاد خواهد کرد.
· تأکید بر مدیریت حوضه آبریز: رویکرد مدیریت حوضه آبریز، که در ژاپن و انگلستان مورد استفاده قرار گرفته است، باید بهعنوان یک اصل اساسی در قانونگذاری و برنامهریزی ایران پذیرفته شود. این رویکرد، تمامی منابع آلودگی (نقطهای و غیرنقطهای) و تمامی ذینفعان را در یک منطقه جغرافیایی خاص در نظر میگیرد و به مدیریت یکپارچه منابع آبی کمک میکند.
ج) تقویت سازوکارهای کنترل منابع نقطهای و غیرنقطهای
· سیستم مجوزدهی جامع: یک سیستم مجوزدهی ملی برای تخلیه آلایندهها از منابع نقطهای (مشابه مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی آمریکا) باید ایجاد شود. این سیستم باید شامل محدودیتهای پساب عددی، برنامههای انطباق، الزامات نظارت و گزارشدهی دقیق باشد.
· برنامههای مدیریت منابع غیرنقطهای: با توجه به چالشهای ذاتی کنترل منابع غیرنقطهای، ایران باید برنامههای مدیریتی خاصی را برای این منابع تدوین کند. این برنامهها میتوانند شامل ترویج «بهترین شیوههای مدیریتی» (BMPs) در کشاورزی و مناطق شهری (مشابه COGAP در انگلستان)، ارائه انگیزههای مالی برای کاهش آلودگی، و برنامههای آموزشی برای کشاورزان و شهروندان باشند.
· تخصیص حداکثر بار روزانه کل برای آبهای آسیبدیده: در مناطق آبی که استانداردهای کیفیت آب را برآورده نمیکنند، باید مکانیسم حداکثر بار روزانه کل (مشابه آمریکا و ژاپن) برای تعیین حداکثر بار آلاینده مجاز و تخصیص آن به منابع مختلف (نقطهای و غیرنقطهای) پیادهسازی شود.
د) بازنگری در نظام مجازات و مسئولیتپذیری
· مجازاتهای بازدارنده: مجازاتهای تعیین شده برای تخلفات آلودگی آب باید بهطور قابلتوجهی افزایش یابند تا اثر بازدارندگی لازم را ایجاد کنند. این مجازاتها باید شامل جریمههای نقدی سنگین، حبسهای طولانیمدت و تعلیق فعالیتهای آلاینده باشند، مشابه آنچه در ایالات متحده و ژاپن مشاهده میشود.
· شفافسازی مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی: ابهامات مربوط به مسئولیت کیفری شرکتها و سازمانهای بزرگ باید برطرف شود. قانون باید بهوضوح مسئولیت کیفری را برای اشخاص حقوقی که موجب آلودگی میشوند، تعیین کند و سازوکارهای اجرایی برای پیگرد قضایی آنها را فراهم آورد. این امر انگیزه شرکتها برای رعایت قوانین را به شدت افزایش خواهد داد.
· اجرای اصل «پرداخت توسط آلودهکننده»: این اصل باید بهطور کامل در نظام حقوقی ایران نهادینه شود. آلایندهها باید مسئولیت مالی کامل هزینههای پیشگیری، پایش، تصفیه و جبران خسارت ناشی از آلودگی خود را برعهده بگیرند.
· توسعه زیرساختهای پایش و نظارت.
· سرمایهگذاری در سیستمهای پایش کیفی آب: دولت باید در توسعه و استقرار سیستمهای پایش کیفی آب بهصورت گسترده و منظم در سراسر رودخانهها و منابع آبی سرمایهگذاری کند. این سیستمها باید قابلیت جمعآوری دادههای دقیق و بهروز را داشته باشند.
· بهبود الزامات گزارشدهی: الزامات گزارشدهی برای صنایع و سایر ذینفعان باید دقیقتر و اجباری شود. نتایج پایشها باید بهطور منظم به نهادهای نظارتی گزارش شوند و سیستمهای راستیآزمایی برای اطمینان از صحت دادهها ایجاد گردد.
ه) افزایش هماهنگی بینبخشی و مشارکت عمومی
· ایجاد سیستم مدیریت یکپارچه: یک سیستم مدیریت یکپارچه برای کنترل آلودگی آب باید ایجاد شود که وظایف و اختیارات تمامی دستگاههای مرتبط (مانند سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو، وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی) را بهوضوح تعریف کند و سازوکارهای هماهنگی مؤثر را فراهم آورد.
· ترویج مشارکت عمومی و آموزش: مشارکت فعال جامعه مدنی، سازمانهای مردمنهاد و جوامع محلی در حفاظت از رودخانهها و پایش آلودگی باید ترویج شود. برنامههای آموزشی گسترده برای افزایش آگاهی عمومی در مورد اهمیت حفاظت از آب و نقش شهروندان در کاهش آلودگی ضروری است.
جدول 7. جمعبندی پیشنهادها و الگوهای مناسب جهت اصلاح قوانین ایران در کنترل آلودگی رودخانهها
|
حوزه اصلاحات |
توصیه کلیدی برای ایران |
بهترین شیوههای بینالمللی (مثال) |
|
ساختار قانونگذاری |
تدوین قانون جامع و یکپارچه کنترل آلودگی آب |
قانون آب پاک آمریکا |
|
تعاریف و مفاهیم |
تفکیک و تعریف دقیق منابع نقطهای و غیرنقطهای آلودگی |
قانون آب پاک آمریکا، قوانین ژاپن و انگلستان |
|
رویکردهای مدیریتی |
تلفیق رویکردهای مبتنیبر فناوری و کیفیت آب؛ مدیریت حوضه آبریز |
رویکرد ترکیبی آمریکا؛ مدیریت حوضه آبریز ژاپن و انگلستان |
|
کنترل منابع نقطهای |
ایجاد سیستم مجوزدهی ملی جامع (مشابه مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی) با محدودیتهای پساب عددی و الزامات پایش |
مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی آمریکا؛ استانداردهای سختگیرانه پساب ژاپن |
|
کنترل منابع غیرنقطهای |
تدوین برنامههای مدیریتی خاص (مانند BMPs) و انگیزههای مالی؛ پیادهسازی حداکثر بار روزانه کل برای آبهای آسیبدیده |
ماده (319) آمریکا؛ روش ضوابط عملیات کشاورزی خوب انگلستان؛ حداکثر بار روزانه کل ژاپن |
|
نظام مجازات |
افزایش قابلتوجه مجازاتها (جریمه و حبس) و تضمین بازدارندگی |
مجازاتهای کیفری سنگین قانون آب پاک آمریکا؛ مجازاتهای قانون کنترل آلودگی آب ژاپن |
|
مسئولیتپذیری حقوقی |
شفافسازی و پذیرش مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی |
قوانین آمریکا و ژاپن که مسئولیت شرکتها را نیز در نظر میگیرند. |
|
پایش و نظارت |
سرمایهگذاری در زیرساختهای پایش کیفی آب و بهبود الزامات گزارشدهی |
الزامات نظارت و گزارشدهی مجوز سیستم حذف تخلیه آلاینده ملی آمریکا؛ نظارت مستمر ژاپن |
|
هماهنگی و مشارکت |
ایجاد سیستم مدیریت یکپارچه بیندستگاهی؛ ترویج مشارکت عمومی و آموزش |
همکاری بینبخشی در قانون آب پاک آمریکا؛ مشارکت عمومی در ژاپن |
|
رویکرد پیشگیرانه |
اتخاذ سیاستهای ضد تخریب برای حفاظت از آبهای با کیفیت بالا |
سیاستهای ضدتخریب قانون آب پاک آمریکا |
|
اصل اقتصادی |
نهادینهسازی کامل اصل «پرداخت توسط آلودهکننده» |
اصل «پرداخت توسط آلودهکننده» در ژاپن |
مأخذ: همان