حکمرانی بر روایت جنگ؛ استراتژی تثبیت حقانیت ایران و مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی در عرصه حکمرانی جهانی

نوع گزارش : گزارش های راهبردی

نویسنده

کارشناس گروه بنیادین حکومتی دفتر مطالعات حکمرانی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

چکیده
منازعه راهبردی ایران و رژیم صهیونیستی وارد مرحله تعیین کننده ای شده است که در آن، «حکمرانی بر روایت» در عرصه جهانی، اهمیتی هم تراز با برتری میدانی دارد. در چنین فضایی، یک تهاجم روایی پیچیده با هدف واژگون سازی واقعیت در جریان است؛ تهاجمی که می کوشد جایگاه جمهوری اسلامی ایران را از «قربانی تجاوز» به «عامل تهدیدکننده صلح و امنیت بین المللی» در اسناد رسمی و ساختارهای حکمرانی جهانی تنزل دهد. این گزارش، با هدف مقابله با این کارزار و ارائه یک نقشه راه عملیاتی، استدلال می کند که نهادهای حکمرانی جهانی نه موانعی مطلق، بلکه باید «عرصه اصلی نبرد» تلقی شوند؛ زیرا انفعال یا تقابل صرف، به معنای واگذاری این میدان راهبردی به رقیب است.
بر این اساس، گزارش پیشِ رو «جنگ حقوقی» را به عنوان ابزاری کلیدی برای تحقق دو هدف هم زمان معرفی می کند: نخست، تثبیت مشروعیت و حقانیت اقدامات دفاعی ایران ذیل حقوق بین الملل و دوم، مشروعیت زدایی سیستماتیک از ماهیت و اقدامات رژیم صهیونیستی. یافته ها نشان می دهد که کنشگری فعال، پیش دستانه و هدفمند در نهادهایی نظیر شورای حقوق بشر سازمان ملل، آژانس بین المللی انرژی اتمی و سازوکارهای حقوق بین الملل بشردوستانه، در هم افزایی با ابزارهای نوین دیپلماسی (پارلمانی، نخبگانی و شهروندی)، از ظرفیت تعیین کننده ای برای مهندسی افکار عمومی و شکل دهی به روایت غالب به نفع جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. در نهایت، این گزارش یک بسته خط مشی فوری شامل تأسیس قرارگاه فرماندهی یکپارچه روایت، تدوین پروتکل ملی مستندسازی جرائم بین المللی و تهیه گزارش راهبردی ارزیابی ظرفیت های اقدام حقوقی-قضایی را به عنوان گام های عملیاتی اولیه پیشنهاد می دهد.

گزیده سیاستی

مخاصمه ایران و رژیم صهیونیستی صرفاً نظامی نیست، بلکه نبرد روایت هاست. تقویت موقعیت ایران در این نبرد نیازمند کنشگری فعال در «حکمرانی بر روایت جنگ» برای مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی در عرصه حکمرانی جهانی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

 خلاصه مدیریتی

بیان / شرح مسئله

تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی در ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴ علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، منطقه را وارد مرحله جدیدی از تنش کرده است. ماهیت این مخاصمه چندوجهی است و مدیریت راهبردی آن نیازمند فعال‌سازی رویکردی جامع و کلان‌نگر است. در این میان، حکمرانی جهانی و نهادهای بین‌المللی در ابعاد حقوقی و روایی، عرصه‌ای مغفول‌مانده در این تقابل بوده‌اند. انفعال در این میدان، فرصت را به دشمن می‌دهد تا با استفاده از همین ابزارها، روایت مطلوب خود را تثبیت کند و قابلیت‌های نهادهای حکمرانی جهانی را علیه جمهوری اسلامی ایران به‌کار گیرد. نمونه این انفعال، عدم پیگیری حقوقی منسجم در سال‌های ابتدایی جنگ تحمیلی بود که منجر به عدم شناسایی عراق به‌عنوان «متجاوز» توسط شورای امنیت شد. این گزارش بر ضرورت جلوگیری از تکرار این تجربه تأکید دارد؛ زیرا تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی قواعد مختلف نظام حکمرانی جهانی همانند نظام منع اشاعه، قاعده آمره منع توسل به زور، اصول حقوق بشردوستانه و منع قتل هدفمند را نقض کرده است. هدف غایی باید قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در جایگاه «طلبکار» و مدعی حقوقی در عرصه حکمرانی جهانی باشد، نه «بدهکار» و متهم. این گزارش استدلال می‌کند که نهادهای حکمرانی جهانی باید نه به‌عنوان مانع، بلکه «عرصه اصلی نبرد» تلقی شوند. اهمیت این موضوع در عصر پساحقیقت، جایی که روایت واقعیت هم‌ترازِ خودِ واقعیت اهمیت یافته است، دوچندان می‌شود.

نقطه‌نظرها / یافته‌های کلیدی

  1. دکترین روایی ایران: ضروری است ایران یک «دکترین روایی» منسجم و فعال را به‌کار گیرد. این دکترین باید بر دو «دالّ کانونی» استوار باشد: «تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی» (نقض صریح و فاحش «قاعده آمره منع توسل به زور» و مصداق «تجاوز» مطابق تعریف قطعنامه «۳۳۱۴» مجمع عمومی سازمان ملل) و «حق ذاتی دفاع مشروع» (ذیل ماده (۵۱) منشور ملل متحد). هرگونه پاسخ نظامی ازسوی ایران باید به‌عنوان اِعمال «حق ذاتی دفاع مشروع» چارچوب‌بندی شود، نه «انتقام». برای تقویت این دال‌ها، باید از «دال‌های شناور» مانند نقض حاکمیت ملی، تروریسم دولتی، حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی و تهدید صلح و امنیت بین‌المللی استفاده‌ کرد.
  2. جبهه‌های کلیدی نبرد روایی:
    • شورای حقوق بشر سازمان ملل: این شورا «کارخانه رسمی تولید و توزیع مشروعیت» است. هدف راهبردی باید تبدیل اقدامات رژیم صهیونیستی از یک «مخاصمه نظامی» به پرونده ثبت ‌شده از «تروریسم دولتی» در اسناد رسمی سازمان ملل باشد. فعال‌سازی ظرفیت‌های آن شامل مهندسی «مأموریت کمیته حقیقت‌یاب» با تمرکز بر حملات به زیرساخت‌های حیاتی و غیرنظامی و ترور هدفمند نخبگان و استراتژی «هزار برش دیپلماتیک» ازطریق ارسال شکایات تخصصی به گزارشگران ویژه است.
    • آژانس بین‌المللی انرژی اتمی: حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای، حمله به‌ کل رژیم منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای محسوب‌ می‌شود. با توجه به مصونیت تأسیسات هسته‌ای کشورهای عضو پیمان عدم اشاعه، حمله به این تأسیسات ظرفیتی برای شکایت و اجماع جهانی علیه متجاوز ایجاد می‌کند. استناد به قطعنامه «۴۸۷» شورای امنیت سازمان ملل ‌متحد و طرح «بازنگری در دکترین هسته‌ای» در پاسخ به تجاوز (به‌مثابه اهرم فشار)، می‌تواند فشار راهبردی بر جامعه بین‌المللی وارد کند.
    • کمیته ملی حقوق بشردوستانه: این کمیته «ظرفیت مغفول داخلی با اعتبار بین‌المللی» است. وظیفه آن باید تدوین «پروتکل ملی مستندسازی جنایات جنگی براساس استانداردهای کمیته بین‌المللی صلیب‌ سرخ» و تبدیل شدن به «تنها حلقه وصل فنی و رسمی» برای ارسال گزارش‌های مستند به مقر ICRC در ژنو است.
      • دیپلماسی غیرمتمرکز:
        • دیپلماسی پارلمانی: ابزاری «چابک، کم‌هزینه و پرنفوذ» برای عبور از سد دولت‌های غربی و گفت‌وگو با افکار عمومی و نخبگان سیاسی. هدف، تبدیل پارلمان‌های جهان به «میدان فشار بر دولت‌های حامی رژیم صهیونیستی» است. اقدامات کلیدی شامل شبکه‌سازی برای تشکیل «ائتلاف پارلمانی بین‌المللی ضدجنگ» و مهندسی «هیئت‌های حقیقت‌یاب پارلمانی» است.
        • دیپلماسی نخبگانی و شهروندی: استفاده از ظرفیت چهره‌های شناخته ‌شده هنری، علمی، ورزشی و سیاسی و شهروندان عادی برای تغییر تصویر منفی و روایت‌سازی مطلوب یا پادروایت رژیم صهیونیستی. اهمیت این امر در عصر «هشتگ‌های مجازی» و ترند شدن آنها مشهود است.
  1. الزامات گفتمانی: ایجاد صدای واحد ازسوی تمامی مقامات سیاسی، دیپلمات‌ها، چهره‌های نظامی و رسانه‌های رسمی، ضرورتی مطلق در نبرد روایت‌هاست. باید از به‌کارگیری مفاهیمی چون «انتقام» یا «مقابله به مثل» اکیداً پرهیز شود. «ارائه پیوست گفتمانی- حقوقی» برای هر اقدام دفاعی ایران، با تأکید بر دال‌هایی چون «انهدام کانون تجاوز» و «هدف‌گیری دقیق زیرساخت‌های نظامی متجاوز» ضروری است.

پیشنهاد راهکار تقنین، نظارتی یا سیاستی

  1. ایجاد «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» با محوریت رسانه‌ای: دبیرخانه شورای عالی امنیت‌ ملی مسئولیت ایجاد «کارگروه ویژه، چابک و عملیاتی» نمایندگان تام‌الاختیار دستگاه‌های کلیدی (نماینده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص)، وزارت امور خارجه، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، سخنگو و مرکز اطلاع‌رسانی دولت، معاونت فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، سازمان صدا و سیما، نهادهای اطلاعاتی و مرکز پژوهش‌های مجلس) را برعهده گیرد. مأموریت اصلی این قرارگاه هماهنگی روزانه خطوط اصلی روایت، ابلاغ مستقیم به صدا و سیما برای تولید محتوا، تأیید مواضع رسمی و رصد بازخوردهاست. این قرارگاه باید «پروتکل واژگان و چارچوب‌بندی روایت» (شامل واژگان «باید» و «نباید») را به‌عنوان دستورالعمل عملیاتی لازم‌الاجرا به‌تمامی مسئولان ابلاغ کند.
  2. ابلاغ «پروتکل ملی مستندسازی استاندارد» و ترویج رسانه‌ای آن: قوه قضائیه با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح، دستورالعملی فوری تحت‌ عنوان «پروتکل ملی مستندسازی استاندارد جرائم بین‌المللی» را تدوین و به تمام نهادهای ذی‌ربط ابلاغ کند. این پروتکل باید شامل نحوه حفظ صحنه جرم، جمع‌آوری شواهد و ثبت شهادت شهود براساس استانداردهای بین‌المللی باشد. سازمان صدا و سیما نیز موظف است با تولید برنامه‌های آموزشی، اهمیت و روش‌های اولیه مستندسازی مردمی را تبیین کند.
  3. تهیه «گزارش محرمانه ارزیابی ظرفیت‌های اقدام قضایی» با پشتیبانی تحلیلی رسانه‌ای: دفتر ریاست‌جمهوری، وزارت امور خارجه و مرکز امور حقوقی بین‌المللی معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری را موظف کند تا ظرف مدت یک ‌ماه، گزارشی محرمانه درباره ظرفیت‌های طرح دعوا در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ)، دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) و دادگاه‌های دارای صلاحیت جهانی، همراه با تحلیل هزینه‌های مالی و سیاسی و فواید راهبردی، به شورای عالی امنیت‌ ملی ارائه دهند. سازمان صدا و سیما می‌تواند تحلیل‌هایی از بازتاب رسانه‌ای موارد مشابه بین‌المللی را به این تیم ارائه دهد.
  4. فعال‌سازی «کمیته ملی حقوق بشردوستانه»: جمعیت هلال احمر، وزارت امور خارجه و قوه قضائیه این کمیته را فعال کرده است تا حداقل یک گزارش مستند و فنی براساس استانداردهای بین‌المللی به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ ارسال کند و صدا و سیما نیز پوشش رسانه‌ای مؤثری از این اقدامات داشته باشد.
  5. تهیه «بسته توجیهی دیپلماسی پارلمانی» و تبیین رسانه‌ای: مرکز پژوهش‌های مجلس با همکاری کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و گروه‌های دوستی پارلمانی، بسته‌های محتوایی برای نمایندگان تهیه کند. سازمان صدا و سیما نیز موظف است برای آشنایی افکار عمومی با نقش دیپلماسی پارلمانی، محتوای رسانه‌ای تولید کند.

1. مقدمه

در سپیده‌دم جمعه، ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴، رژیم صهیونیستی با ارتکاب به یک عمل تجاوزکارانه علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران، منطقه را وارد مرحله جدید و بی‌سابقه‌ای از تنش کرد. ماهیت این مخاصمه پدیده‌ای چندوجهی است که ابعاد آن به‌هیچ‌وجه به میدان رزم نظامی محدود نمی‌شود. مدیریت راهبردی این بحران، مستلزم فعال‌سازی رویکردی جامع و کلان‌نگر است که در آن، تمام ارکان حاکمیتی، ازجمله دستگاه دیپلماسی و نهادهای حقوقی، همراستا با نیروهای مسلح به ایفای نقش بپردازند. در این میان، یکی از مهم‌ترین و درعین‌حال مغفول‌ترین عرصه‌های این تقابل، صحنه حکمرانی جهانی و نهادهای بین‌المللی هم در ابعاد حقوقی و هم در ابعاد روایی است.

پرداختن به ظرفیت‌های حکمرانی جهانی در شرایط جنگی، در نگاه نخست ممکن است برای سیاستگذار ایرانی، با توجه به تجارب تاریخی و سوگیری‌های ساختاری این نهادها، امری غیرضروری یا حتی ساده‌انگارانه به نظر آید. باوجوداین، باید در نظر داشت که در عرصه حکمرانی جهانی در عصر پساحقیقت، روایت واقعیت در تراز خود واقعیت اهمیت یافته و در کنار تحولات میدانی، نبرد بر سر روایت به بُعد نوین جنگ‌ها تبدیل شده است[1]. اهمیت این امر تا به حدی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در دومین پیام خویش پس از جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی در 28 خردادماه 1404 می‌فرمایند: «من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، به‌خصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان کنند، تبیین کنند، برای مخاطبین روشن کنند، اجازه ندهند که دشمن با تبلیغات فریب‌کارانه‌ خودش حقیقت را دگرگون جلوه دهد» [2].

این گزارش با اذعان کامل به این واقعیت، که مبانی نظری و عملکرد بسیاری از نهادهای بین‌المللی با آرمان‌های جمهوری اسلامی ایران انطباق کامل ندارد و کارآمدی آنها در تحقق عدالت با چالش‌های جدی مواجه است، بر این باور است که نادیده گرفتن ظرفیت‌های این نهادها در بازی پیچیده کنونی خطای راهبردی است. در عصر حکمرانی شبکه‌ای و فناورانه، «روایت» دیگر صرفاً توصیف یک رخداد نیست، بلکه خودِ آن رخداد را در ذهن مخاطب جهانی بازآفرینی می‌کند. انفعال ما در این میدان این فرصت را به دشمن می‌دهد تا با استفاده از همین ابزارها، روایت مطلوب خود را تثبیت کند و قابلیت‌های نهادهای حکمرانی جهانی را ذیل گفتمان هژمونیک خود علیه جمهوری اسلامی ایران به‌کار گیرد. همچنان که حتی پیش از این تهاجم نیز رژیم صهیونیستی درصدد بوده است تا با ارائه روایت مطلوب خود، گفتمان غالب در عرصه حکمرانی جهانی را براساس خواست خود شکل دهد و گفتمان خود را به گفتمان غالب تبدیل کند. در این راستا، لازم است تا دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، نخبگان و کنشگران غیردولتی ضمن تلاش برای ارائه روایت خود از تحولات، مانع تکوین روایت غالب در عرصه حکمرانی جهانی شود و گفتمان مطلوب واقعیت‌پایه جمهوری اسلامی ایران از تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران را به روایت هژمونیک مبدل کند. انفعال در این عرصه و واگذاری کامل میدان به ‌طرف متخاصم، به‌معنای پذیرش روایتی یک‌سویه از جنگ و خلع سلاح خودخواسته ایران از ابزارهای قدرتمند حقوقی، سیاسی و رسانه‌ای در عرصه حکمرانی جهانی و حکمرانی در نبرد روایت است.

ضرورت بهره‌گیری فعالانه از این ظرفیت‌ها زمانی آشکارتر می‌شود که به تجربه جنگ تحمیلی بازگردیم؛ جایی که غفلت از پیگیری حقوقی منسجم در سال‌های ابتدایی جنگ، منجر به آن شد که پس از هشت سال دفاع مقدس، شورای‌ امنیت سازمان ملل در هیچ‌یک از قطعنامه‌های خود، عراق را به‌عنوان «متجاوز» شناسایی نکرد و سازوکار پرداخت غرامت جنگی نیز هیچ‌گاه به‌صورت مؤثر محقق نشد[3-4]. امروز، جمهوری اسلامی ایران نباید اجازه دهد آن تجربه تکرار شود؛ زیرا تهاجم رژیم صهیونیستی قواعد مختلف نظام حکمرانی جهانی، همانند نظام منع اشاعه، قاعده آمره منع توسل به ‌زور، اصول حقوق بشردوستانه، منع قتل هدفمند و... را نقض کرده و درنتیجه این نقض برای نهادهای مختلف حکمرانی جهانی همانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شورای‌ امنیت سازمان ملل ‌متحد، شورای حقوق بشر، یونسکو، یونیسف و... مسئولیت ایجاد کرده است؛ مسئولیتی که زمینه لازم را در جهت مطالبه‌گری جمهوری اسلامی ایران از این نهادها و ارائه روایت غالب جمهوری اسلامی ایران از تهاجم رژیم صهیونیستی فراهم کرده و سبب شده است زمینه تبدیل شدن روایت غالب جمهوری اسلامی ایران به گفتمان غالب در عرصه حکمرانی جهانی فراهم شود. در این راستا، هدف غایی باید آن باشد که جمهوری اسلامی ایران در جایگاه «طلبکار» و مدعی حقوقی در عرصه حکمرانی جهانی قرار گیرد، نه در موضع «بدهکار» و متهم. در این زمینه، آنچه اهمیت دارد و می‌تواند مورد استفاده جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد، ظرفیت فنی نهادهای حکمرانی جهانی و تأکید بر این ظرفیت در برابر ماهیت سیاسی آنها توسط جمهوری اسلامی ایران در عرصه حکمرانی جهانی است. عنایت به این امر سبب می‌شود تا با شناخت دقیق ظرفیت‌ها، کنشگری فعالانه برای مستندسازی تجاوز، مشروعیت‌بخشی به اقدامات دفاعی و ایجاد فشار حداکثری بر رژیم متجاوز و حامیان آن حاصل شود.

فراتر از آن، این مخاصمه در بستری از تحولات کلان ژئوپُلیتیک و در دوران گذار نظم بین‌المللی درحال وقوع است. جالب آنکه بسیاری از سازوکارهای حکمرانی جهانی سنتی، که زمانی حافظ منافع قدرت‌های هژمون بودند، امروز ازسوی همان قدرت‌ها و با طرح مفاهیمی چون «نظم بین‌المللی قاعده‌محور»[5] به چالش کشیده می‌شوند. این وضعیت فرصتی تاریخی برای ایران فراهم می‌آورد تا با اتکا به همان قواعد تثبیت‌ شده بین‌المللی، مشروعیت اقدامات خود را تحکیم و ریاکاری بازیگران غربی را آشکار کند. گفتنی است که نتیجه این جنگ و نحوه مدیریت ابعاد بین‌المللی آن، می‌تواند بر جایگاه آتی ایران در ساختارهای درحال تکوین حکمرانی جهانی تأثیری تعیین‌کننده داشته‌ باشد.

نکته آخر آنکه این جنگ سرانجام به پایان خواهد رسید. دستیابی به موضعی برتر در هرگونه مذاکرات آتی برای توقف مخاصمات و ترسیم ترتیبات پس از جنگ، در گروی بهره‌گیری حداکثری از تمامی اهرم‌های قدرت، ازجمله اهرم حقوق و دیپلماسی بین‌المللی، از هم‌اکنون است.

این نوشته، عامدانه از ورود به جزئیات فنی و پیچیده «جنگ حقوقی» پرهیز می‌کند؛ نه از باب کم‌اهمیت دانستن آن، بلکه دقیقاً به‌دلیل اهمیت راهبردی فوق‌العاده‌ای که این موضوع دارد. ابعاد تخصصی این نبرد، خود مستلزم تدوین یک «سند دکترین جنگ حقوقی» مجزاست که ان‌شاءالله مرکز پژوهش‌های مجلس در دستور کار فوری خود قرار خواهد داد. گزارش حاضر، به‌عنوان پیش‌درآمد و مکمل آن سند، از منظر «حکمرانی جهانی» بر مسئله‌ای حیاتی‌تر و فوری‌تر متمرکز می‌شود: «حکمرانی بر روایت جنگ». هدف، ارائه یک نقشه راه عملیاتی به‌منظور ایجاد دغدغه در سطوح عالی نظام و فعال‌سازی ظرفیت‌های کم‌هزینه و پربازده است. بر این اساس، ساختار گزارش به این شرح طراحی شده است:

  • بخش نخست به تبیین مبانی نظری و چارچوب راهبردی می‌پردازد و ضمن مفهوم‌شناسی، دکترین روایی ایران مبتنی‌بر «حق دفاع مشروع» را در برابر روایت رقیب تشریح می‌کند.
  • بخش دوم به کالبدشکافی جبهه‌های کلیدی نبرد روایی می‌پردازد و ظرفیت‌های نهادهایی چون شورای حقوق بشر، سازوکارهای حقوق بشردوستانه، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ابزارهای دیپلماسی پارلمانی و نخبگانی را تحلیل می‌کند.
  • بخش سوم، یک «بسته خط‌مشی فوری» شامل پیشنهادهایی مشخص و قابل ‌اجرا برای نهادهای مسئول ارائه می‌دهد.
  • درنهایت، گزارش با یک پیوست کاربردی درخصوص «پروتکل واژگان راهبردی» برای تضمین دکترین «صدای واحد» به پایان می‌رسد.

2. معماری گفتمان راهبردی ایران در نبرد روایت‌ها: تثبیت دال‌های کانونی «تجاوز رژیم صهیونیستی» و «حق دفاع مشروع»

2-۱. چارچوب مفهومی: زبان، سیاست و واقعیت در عصر پساحقیقت

در چشم‌انداز راهبردی معاصر، به‌ویژه در عصر پساحقیقت، رابطه میان زبان و سیاست ماهیتی دوسویه و بنیادین یافته است: زبان امری سیاسی است و سیاست امری زبانی. در این پارادایم، زبان دیگر صرفاً ابزاری برای توصیف واقعیت نیست، بلکه به ابزاری قدرتمند برای «برساختن واقعیت» و شکل‌دهی به برداشت افکار عمومی و نخبگان جهانی تبدیل شده است[6]. هر کنشگر در عرصه بین‌المللی می‌کوشد تا از طریق یک «بازی زبانی» هوشمندانه، روایت خود را به‌مثابه «حقیقت» تثبیت کند[7]. این فرایند از طریق الصاق مفاهیم و معانی مشخص به یک رخداد صورت می‌گیرد؛ این کار، بحث و مفاهمه پیرامون آن واقعه را در چارچوبی معین امکان‌پذیر و به‌طور همزمان، امکان اطلاق مفاهیم رقیب را سلب یا دشوار می‌کند.

نمونه بارز این راهبرد، کنشگری روایی رژیم صهیونیستی است. این رژیم همواره می‌کوشد تا با برجسته‌سازی ادعاهایی چون «تهدید وجودی»، «ایران در آستانه بمب اتم» و «دفاع از خود در برابر تروریسم» (با استناد به تحولات ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳)، اقدامات تجاوزکارانه خود را در لفافه دکترین‌های حقوقی مانند «دفاع مشروع پیش‌دستانه» توجیه کند [8-9]. این بازی زبانی، تلاشی عامدانه برای وارونه‌سازی واقعیت و تغییر جایگاه «متجاوز» و «مدافع» در صحنه حکمرانی جهانی است.

2-۲. دکترین روایی جمهوری اسلامی ایران: از نظریه تا اقدام

با درک این چارچوب، ضروری است که جمهوری اسلامی ایران نیز «دکترین روایی» منسجم و فعالی را به‌کار گیرد. این دکترین باید بر دو «دالّ کانونی» خدشه‌ناپذیر استوار باشد که هر دو ریشه در حقوق بین‌الملل موضوعه دارند:

  1. تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی: این دال، نقطه عزیمت و سنگ بنای روایت ایران است. هرگونه کنشگری روایی باید با تأکید بر این واقعیت آغاز شود که اقدام نظامی رژیم صهیونیستی نقض صریح و فاحش «قاعده آمره منع توسل به ‌زور» (بند 4 ماده (۲) منشور ملل متحد) و مصداق بارز «تجاوز» مطابق تعریف قطعنامه «۳۳۱۴» مجمع عمومی سازمان ملل متحد است.
  2. حق ذاتی دفاع مشروع: این دال مکمل منطقی دال اول است. هرگونه پاسخ نظامی ازسوی ایران باید نه به‌عنوان «انتقام»، بلکه به‌عنوان اِعمال «حق ذاتی دفاع مشروع» ذیل ماده (۵۱) منشور ملل متحد چارچوب‌بندی شود. این حق، واکنشی مشروع، ضروری و متناسب به تجاوزی مسلحانه است.

برای تقویت این دو دال کانونی، باید از مجموعه‌ای از «دال‌های شناور» به‌صورت راهبردی استفاده‌ کرد. این دال‌ها ابعاد مختلف تجاوز رژیم صهیونیستی را برجسته و روایت ایران را مستند و ملموس می‌کنند:

  • نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی؛
  • تروریسم دولتی و قتل هدفمند (نخبگان علمی و نظامی)؛
  • حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی و نقض اصل تفکیک در حقوق بشردوستانه؛
  • ماجراجویی منطقه‌ای و تهدید صلح و امنیت بین‌المللی.

2-۳. الزامات و پیوست‌های گفتمانی در مدیریت نبرد روایی

تثبیت موفقیت‌آمیز این دکترین روایی مستلزم رعایت دقیق این الزامات است:

  • ایجاد «صدای واحد»: تمامی مقامات سیاسی، دیپلمات‌ها، چهره‌های نظامی و رسانه‌های رسمی باید از پروتکل واژگانی واحدی تبعیت کنند. باید از به‌کارگیری مفاهیمی چون «انتقام»، «مقابله به مثل» یا توصیف اقدام دشمن بهعنوان صرفاً «عملیات در خاک ایران» (که بار حقوقی تجاوز را کم‌رنگ می‌کند) اکیداً پرهیز شود. این واژگان، ایران را از جایگاه حقوقی مستحکم خود خلع می‌کند و در زمین بازی روایی دشمن قرار می‌دهد.
  • ارائه «پیوست گفتمانی- حقوقی» برای هر اقدام: هر اقدام دفاعی ایران، حتی اگر هدف آن مجتمع صنعتی- نظامی رژیم صهیونیستی باشد، باید با پیوست حقوقی و رسانه‌ای دقیقی همراه شود. در برابر روایت احتمالی دشمن مبنی‌بر «حمله به اهداف غیرنظامی»، روایت ایران باید بلافاصله و با قاطعیت بر دال‌هایی چون «انهدام کانون تجاوز»، «هدف‌گیری دقیق زیرساخت‌های نظامی متجاوز» یا «فلج‌سازی توان تهاجمی دشمن» متمرکز شود تا ماهیت دفاعی و مشروع اقدام را تثبیت کند.
  • هدف‌گذاری راهبردی گفتمان: هدف این گفتمان‌سازی صرفاً اقناع افکار عمومی نیست. این راهبرد سه هدف مشخص را دنبال می‌کند:
  1. فعال‌سازی مسئولیت نهادهای حکمرانی جهانی: با چارچوب‌بندی اقدامات رژیم صهیونیستی به‌عنوان «تجاوز»، نهادهایی چون شورای امنیت، مجمع عمومی و دیوان بین‌المللی دادگستری موظف به واکنش می‌شوند و ایران در جایگاه «مطالبه‌گر» قرار می‌گیرد.
  2. مشروعیت‌زدایی از متجاوز: تکرار مداوم و مستندِ نقض قواعد بین‌المللی توسط رژیم صهیونیستی، هزینه سیاسی و اعتباری را برای این رژیم و حامیان آن افزایش می‌دهد.
  3. مستندسازی برای آینده: تمامی مکاتبات، سخنرانی‌ها و بیانیه‌های رسمی، که با این دکترین روایی تولید می‌شوند، به اسناد قابل استناد در هرگونه فرایند حقوقی آتی (مانند جنگ حقوقی برای دریافت غرامت) تبدیل خواهند شد.

درنهایت، شناخت دقیق میدان‌های نبرد روایی و کنشگری هوشمندانه در هریک از آنها، شرط لازم برای پیروزی در این بُعد تعیین‌کننده از مخاصمه است. بخش بعدی گزارش به کالبدشکافی این میدان‌ها خواهد پرداخت.

3. کالبدشکافی و فعال‌سازی میدان‌های راهبردی نبرد روایی

استراتژی موفق در حکمرانی بر روایت، نیازمند انتخاب هوشمندانه و اولویت‌بندی میدان‌های نبرد در عرصه حکمرانی جهانی است. درگیری همزمان در تمام جبهه‌ها، منجر به اتلاف منابع و پراکندگی راهبردی می‌شود. اصل بنیادین در این نبرد تمرکز بر جبهه‌هایی است که یا دشمن در آن از کمترین مشروعیت برخوردار است، یا جمهوری اسلامی ایران در آن مزیت نسبی و ظرفیت کنشگری مؤثری دارد.

بر این اساس، این بخش به‌جای ارائه فهرستی جامع، بر تحلیل و فعال‌سازی چند جبهه کانونی تمرکز می‌کند که بالاترین ظرفیت را برای «جنگ مشروعیت» و تثبیت روایت ایران با هزینه عملیاتی پایین دارد. این میدان‌ها به‌صورت پیوسته و مکمل یکدیگر عمل می‌کنند و می‌توانند به‌مرور زمان به سایر حوزه‌های حکمرانی جهانی تسری یابند.

3-۱. جبهه نهادهای بین‌المللی: از حقوق بشر تا امنیت هسته‌ای

این جبهه شامل نهادهای رسمی بین‌الدولی است که اسناد آنها مبنای مشروعیت و اقدام در نظام حکمرانی جهانی قرار می‌گیرد.

3-1-1. شورای حقوق بشر سازمان ملل؛ کارخانه تولید مشروعیت

شورای حقوق بشر سازمان ملل نهاد قضایی نیست؛ بلکه مهم‌ترین «کارخانه رسمی تولید و توزیع مشروعیت» در سطح حکمرانی جهانی است. قدرت این نهاد نه در صدور احکام الزام‌آور قضایی، بلکه در مستندسازی رسمی و شکل‌دهی به «حقیقت بین‌المللی» در قالب ابزار نرم حکمرانی است [10]. گزارش‌های شورای حقوق بشر مبنای عمل رسانه‌ها، دولت‌ها و دیگر سازمان‌های بین‌المللی قرار می‌گیرد. هدف راهبردی ایران در این جبهه باید تبدیل اقدامات رژیم صهیونیستی از «مخاصمه نظامی» به پرونده ثبت ‌شده از «تروریسم دولتی» در اسناد رسمی سازمان ملل باشد.

  • ظرفیت‌های کلیدی قابل فعال‌سازی
  • الف) معماری «کمیته حقیقت‌یاب» با مأموریت هوشمند

اصلی‌ترین ابزار شورا تشکیل کمیته‌های حقیقت‌یاب مستقل است. این امر سبب می‌شود تا در عرصه حکمرانی جهانی، شورای حقوق بشر به یکی از محورهای کانونی نبرد روایت در عصر پساحقیقت تبدیل شود[11-12-13-14]. تحت این شرایط هنر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نباید صرفاً درخواست برای تشکیل چنین کمیته‌ای باشد، بلکه باید بر مهندسی «مأموریت» آن متمرکز شود. نمایندگی ایران در ژنو باید با لابی‌گری فعال با کشورهای همسو (ازجمله اعضای سازمان همکاری اسلامی و جنبش عدم‌ تعهد)، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به جریان اندازد که مأموریت کمیته را به‌طور مشخص تحقیق پیرامون «حملات به زیرساخت‌های حیاتی و غیرنظامی و ترور هدفمند نخبگان علمی به‌مثابه مصادیق تروریسم دولتی» تعریف کند. این مأموریت دقیق سبب می‌شود تا در میدان حکمرانی جهانی روایت جنگ در قالب جنگ، روایت‌ها را از همان ابتدا به نفع ایران جهت‌دهی ‌کند.

  • ب) استراتژی «هزار برش دیپلماتیک» ازطریق گزارشگران ویژه

با توجه به اقدامات رژیم صهیونیستی در قتل هدفمند دانشمندان هسته‌ای و فرماندهان نظامی، هدف قرار گرفتن بیمارستان‌ها، هدف قرار گرفتن صدا و سیما و دیگر نقض‌های حقوق بشر، لازم است تا از طریق تعامل با گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، از وی خواسته شود تا به مستندسازی این اقدامات مبادرت ورزد. اهمیت وافر این امر زمانی مشخص می‌شود که در پرتو اقدام جمهوری اسلامی ایران، یا گزارشگر ویژه اسناد حقوقی لازم را در قالب گزارش تهیه و بدین ترتیب مبانی حقوقی اقدام جمهوری اسلامی ایران را علیه رژیم صهیونیستی در جنگ حقوقی و نبرد روایت در عرصه حکمرانی جهانی فراهم می‌کند یا انفعال گزارشگر ویژه، خود سبب مشروعیت‌زدایی از گزارشگر ویژه می‌شود و ادله محکمی برای جمهوری اسلامی ایران درزمینه جانبدارانه و سیاسی بودن گزارش گزارشگر ویژه در فردای پس از جنگ گردآوری می‌کند. در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد واقعیت آن است که بسیاری از کارشناسان مستقل پس از حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه به تولید اسناد حقوقی علیه رژیم صهیونیستی مبادرت ورزیده‌اند. این اقدام در کنار رویکرد آمریکا به‌عنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی در قبال شورای حقوق بشر و تقابل رژیم صهیونیستی و آمریکا با این نهاد، زمینه لازم را برای استفاده جمهوری اسلامی ایران از شورای حقوق بشر در جنگ روایت‌ها فراهم کرده است. جمهوری اسلامی ایران در این راستا باید در عین مراقبت حداکثری تعامل لازم با گزارشگر ویژه درباره وضعیت حقوق بشر در سرزمین فلسطین اشغالی از سال 1967 را در دستور کار قرار دهد.

باتوجه به ماهیت تعاملی شورای حقوق بشر از یک سو و اقدامات رژیم صهیونیستی در تجاوز علیه جمهوری اسلامی ایران ازسوی دیگر، این نهاد ظرفیت خاصی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است تا روایت خود را از جنگ در عرصه حکمرانی جهانی با اتکا به مواردی همانند نقض حق حیات (ماده (۶) میثاق حقوق مدنی و سیاسی)، نقض حق سلامت، مسکن، غذا، محیط زیست سالم، و میراث ‌فرهنگی (براساس میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی)، نقض حقوق گروه‌های آسیب‌پذیر ازجمله سالمندان، کودکان، زنان و افراد دارای معلولیت، ایجاد رعب و جابه‌جایی اجباری جمعیت غیرنظامی، مفقود شدن چندین نفر و نگرانی درخصوص ناپدیدشدگی‌های اجباری در این نهاد ارائه کند و در پرتو آن و از گزارشگران ویژه بخواهد تا تعامل فوری با رژیم رژیم صهیونیستی را برای پاسخ‌گو کردن آن، بررسی هماهنگ و منسجم موضوع تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران از منظر همه حوزه‌های مأموریتی در دستور کار قرار دهند و اقدام‌های لازم ازجمله ارائه گزارش به‌عنوان ابزار نرم حکمرانی جهانی را برای تضمین احقاق حقوق قربانیان و پاسخ‌گویی ناقضان در دستور کار قرار دهند. تحقق این امر سبب می‌شود تا جمهوری اسلامی ایران به موازات نبرد نظامی، دشمن را در یک «جنگ فرسایشی دیپلماتیک» در عرصه حکمرانی جهانی با استفاده از ابزارهای نرم حکمرانی جهانی درگیر کند. این امر ازطریق ارسال شکایات متعدد، هدفمند و مستند به گزارشگران ویژه مختلف شورا محقق می‌شود. به‌جای یک شکایت کلی، باید برای هر اقدام دشمن، یک شکایت تخصصی به گزارشگر مربوطه ارسال کرد:

  • ترور یک دانشمند شکایت به گزارشگر ویژه اعدام‌های فراقضایی، خودسرانه یا شتاب‌زده[15].
  • حمله به یک مرکز دانشگاهی یا بیمارستان شکایت به گزارشگران ویژه حق بر آموزش و حق بر سلامت[16-17].
  • تهدید و ارعاب غیرنظامیان شکایت به گزارشگر ویژه حمایت از حقوق بشر در حین مبارزه با تروریسم[18].

حتی اگر این شکایات به گزارش کاملی منجر نشود، هرکدام به یک «نامه ارتباطی» رسمی ازسوی گزارشگر به رژیم صهیونیستی تبدیل می‌شود که در اسناد سازمان ملل ثبت می‌شود و طرف مقابل را به پاسخ‌گویی و صرف هزینه دیپلماتیک وادار می‌کند.

بدیهی است فعال‌سازی این ظرفیت‌ها باید با در نظر گرفتن تمامی جوانب حقوقی و ملاحظات امنیت ملی صورت گیرد. تعامل با این سازوکارها، به‌ویژه با توجه به سابقه سیاسی‌کاری و سوءاستفاده قدرت‌های بزرگ، نیازمند یک ارزیابی ریسک-فایده دقیق و اخذ نظر نهادهای تخصصی حقوقی و امنیتی پیش از هرگونه اقدام عملی است.

3-1-2. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی؛ تبدیل تهدید به فرصت

نظام منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای برای تجهیزات و زیرساخت‌های کشورهای عضو پیمان بین‌المللی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای حمایت قائل است[19]. در صورت آسیب رساندن عمدی به تأسیسات و تجهیزات مورد شناسایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به‌لحاظ‌ حقوقی، ظرفیتی برای شکایت و اعمال قدرت علیه متجاوز، و نیز اجماع جهانی علیه آن در عرصه حکمرانی جهانی شکل می‌گیرد. البته واقعیت آن است که تحقق این امر منوط به کنشگری کشور قربانی تجاوز در عرصه حکمرانی جهانی است؛ کنشگری که می‌تواند با عنایت قطعنامه «۴۸۷» شورای ‌امنیت سازمان ملل ‌متحد، که به اتفاق آرا در پاسخ به حمله رژیم رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای عراق در سال ۱۹۸۱ تصویب شد[20]، توسط سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور خارجه اتفاق افتد. بند دوم این قطعنامه به‌صراحت از رژیم صهیونیستی می‌خواهد که در آینده از انجام دادن چنین اقدامات یا تهدید به آن خودداری کند و بر غیرقانونی بودن حملات نظامی پیشگیرانه علیه تأسیسات هسته‌ای، که تحت حمایت حقوق بین‌الملل قرار دارند، تأکید دارد. این قطعنامه ظرفیتی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است تا در پرتو تهاجم رژیم صهیونیستی به سایت‌های اعلام شده هسته‌ای، مطالبه‌گری خود را از آژانس بین‌الملل انرژی اتمی ازطریق سازمان انرژی اتمی و وزارت امور خارجه پیگیری کند؛ چراکه در اثر کارکرد سیاسی و تحت تأثیر قرار گرفتن عملکرد فنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، این نهاد نقش معتبر خود را پس از حملات رژیم صهیونیستی به ایران از دست داده است. در این راستا، جمهوری اسلامی ایران باید در دیپلماسی خود در عرصه حکمرانی جهانی، این تهدید معتبر را در دستور کار قرار دهد که حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای، حمله به‌ کل رژیم منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای به‌عنوان قلب حکمرانی جهانی امنیت است.  

در ارتباط با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به‌عنوان یکی از نهادهای مهم حکمرانی جهانی، آنچه لازم است مدنظر قرار گیرد، آن است که با وجود فتوای صریح رهبری در عرصه دانشگاهی، یکی از مهم‌ترین مباحثی که همواره مطرح می‌شود، بحث خروج از معاهده پیمان بین‌المللی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای است. با توجه به تجاوز رژیم صهیونیستی بر جمهوری اسلامی ایران و مطرح شدن جدی این بحث در عرصه سیاستگذاری، به‌ویژه با توجه به امکان تجدیدنظر در فتوا براساس مقتضیات زمان، توجه به این نکته امری ضروری است که فقط کشورهایی از پیمان بین‌المللی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج شده‌اند که قصد نزدیک شدن به ساخت بمب اتم داشته‌اند. تجربه کشورهای هند، پاکستان و کره شمالی این‌گونه بوده است. این خروج یا تحرک در حول خروج (مثل تصویب مصوبه‌ای در مجلس ناظر به بررسی و ایجاد تمهیدات خروج بدون الزام صریح به خروج) باید با کمال درایت بررسی و از هرگونه اقدامی از روی ناراحتی یا نگرانی امنیتی و محاسبه ‌نشده خودداری شود. البته طبق بند «1» ماده (10) معاهده عدم اشاعه، اگر وضعیت فوق‌العاده شکل بگیرد، دولت عضو می‌تواند از این معاهده خارج شود و سلاح اتمی را آزمایش کند[20]. حمله به تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز یک کشور عضو معاهده عدم اشاعه، نقض فاحش رژیم عدم اشاعه و تهدیدی مستقیم علیه صلح و امنیت بین‌المللی است. این اقدام، به طور طبیعی حق جمهوری اسلامی ایران را برای «بازنگری در سطح همکاری‌ها و تعهدات خود ذیل پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» ایجاد می‌کند. استفاده از این اهرم دیپلماتیک و طرح این موضوع در مجامع بین‌المللی می‌تواند فشار قابل توجهی را بر جامعه جهانی برای محکومیت متجاوز وارد سازد. در برخورداری از این فرصت، توجه لازم به دیپلماسی عمومی و در دستور کار قرار گرفتن مفهوم «شرایط فوق‌العاده» در ارائه روایت معتبر ازسوی جمهوری اسلامی ایران در عرصه حکمرانی جهانی امری ضروری است تا در فردای پس از این اقدام، هم افکار عمومی داخلی تاب‌آوری تکانه‌های احتمالی آن را داشته باشند و همراهی حداکثری کنند و هم اقدامات علیه جمهوری اسلامی ایران به حداقل ممکن کاهش یابد.

3-۲. جبهه حقوق بشردوستانه: فعال‌سازی ظرفیت معتبر ملی

«کمیته ملی حقوق بشردوستانه» مستقر در جمعیت هلال احمر، ظرفیت مغفول داخلی با اعتبار بین‌المللی است. به‌دلیل ماهیت غیردولتی (در ظاهر) و ارتباط ارگانیک آن با نهضت بین‌المللی صلیب‌سرخ و هلال‌احمر، گزارش‌ها و مستندات این کمیته از درجه اعتبار بسیار بالاتری نسبت به گزارش‌های نهادهای صرفاً دولتی برخوردار است. فعال‌سازی این ظرفیت، نیازمند بودجه جدید یا کسب مجوزهای پیچیده نیست و صرفاً به «اراده و ابلاغ دستور» ازسوی مقامات عالی‌رتبه نیاز دارد.

  • ظرفیت‌های کلیدی قابل فعال‌سازی
  • الف) تبدیل شدن به مرجع «مستندسازی استاندارد» جنایات

بزرگ‌ترین ضعف در ارائه دعاوی بین‌المللی، مستندسازی غیرحرفه‌ای است. کمیته ملی حقوق بشردوستانه باید فوراً مأموریت یابد تا با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح و قوه قضائیه، «پروتکل ملی مستندسازی جنایات جنگی براساس استانداردهای کمیته بین‌المللی صلیبسرخ» را تدوین و ابلاغ کند. این پروتکل باید نحوه جمع‌آوری شواهد (از صحنه جرم تا فضای مجازی)، ثبت شهادت شهود و حفظ زنجیره مسئولیت اسناد را مشخص کند تا مدارک در هر محکمه بین‌المللی قابل استناد باشد.

  • ب) ایجاد «کانال فنی و معتبر» برای ارسال گزارش به ژنو

این کمیته باید به‌عنوان تنها حلقه وصل فنی و رسمی برای ارسال گزارش‌های مستند به مقر کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ در ژنو عمل کند. ارسال گزارش از این کانال، موضوع را از یک «ادعای سیاسی» ازسوی وزارت خارجه به «گزارش فنی حقوق بشردوستانه» تبدیل می‌کند که کمیته بین‌المللی صلیب ‌سرخ به بررسی و پیگیری آن موظف است. این اقدام فشار را از کانالی غیرسیاسی و معتبر بر دشمن وارد می‌آورد.

3-۳. جبهه دیپلماسی غیرمتمرکز: بسیج نخبگان و شهروندان

این جبهه بر عبور از دیپلماسی رسمی و فعال‌سازی بازیگران غیردولتی برای شکل‌دهی به افکار عمومی جهانی تمرکز دارد.

3-3-1. دیپلماسی پارلمانی؛ بازوی قدرتمند فشار بر دولت‌ها

در عرصه حکمرانی جهانی، دیپلماسی پارلمانی ابزاری چابک، کم‌هزینه و پرنفوذ برای عبور از سد دولت‌های غربی و گفت‌وگو با افکار عمومی و نخبگان سیاسی آنهاست؛ زیرا نمایندگان مجالسی همانند مجلس شورای اسلامی، که منتخب مستقیم مردم‌اند، از این قابلیت برخوردارند تا با اتکا به مقام سیاسی نمایندگی مجلس از یک سو و نداشتن قیدوبند متداول کنشگری دیپلماتیک ازسوی دیگر، به‌عنوان کنشگران مرزی، تحولات درون مرزهای ملی را به زبان حکمرانی جهانی ترجمه کنند[21-22]. در این زمینه لازم است تا تعامل نمایندگان مجلس شورای اسلامی با نمایندگان ضد رژیم صهیونیستی مجالس دیگر در قالب دیپلماسی پارلمانی در حکمرانی جهانی دستور کار قرار گیرد. تعامل با نمایندگان ضدصهیونیسم مجالس دیگر و ترغیب آنها به اتخاذ مواضع و حمایت از جمهوری اسلامی ایران و ضدیت با رژیم صهیونیستی، به‌ویژه در کشورهایی که امکان حمایت آنها از رژیم صهیونیستی وجود دارد، سبب می‌شود تا هزینه این حمایت افزایش یابد. نمایندگان پارلمان‌ها، برخلاف دیپلمات‌های دولتی، می‌توانند مواضع تندتر و صریح‌تری اتخاذ کنند و دولت‌های خود را به‌طور مستقیم به چالش بکشند. هدف در این جبهه، تبدیل پارلمان‌های جهان به میدان فشار بر دولت‌های حامی رژیم صهیونیستی است.

  • ظرفیت‌های کلیدی قابل فعال‌سازی
  • الف) شبکه‌سازی برای تشکیل «ائتلاف پارلمانی بین‌المللی ضدجنگ»

گروه‌های دوستی پارلمانی ایران باید فراتر از دیدارهای دوجانبه، به‌دنبال ایجاد «فراکسیون یا ائتلاف بین‌المللی پارلمانی» برای صلح و محکومیت تجاوز باشند. این ائتلاف می‌تواند با برگزاری نشست‌های آنلاین مشترک، صدور بیانیه‌های هماهنگ و ارسال نامه‌های سرگشاده به دبیرکل سازمان ملل، صدایی قدرتمند و چندملیتی علیه متجاوز ایجاد کند. تحقق این امر در حکمرانی جهانی سبب می‌شود تا مخالفت با تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران در شمول گسترده‌تر ضدجنگ قرار گیرد و نشان دهد که مخالفت با جنگ در حکمرانی جهانی محدود به ایران نیست.

  • ب) مهندسی «هیئت‌های حقیقت‌یاب پارلمانی» از خارج به داخل

به‌جای اعزام هیئت‌های ایرانی به خارج، باید به‌صورت هدفمند نمایندگان پارلمان‌های کشورهای اروپایی و آسیایی به ایران دعوت شوند تا از نزدیک، آثار تجاوزات (مثلاً به زیرساخت‌های غیرنظامی) را مشاهده کنند. روایت و گزارشی که یک نماینده پارلمان از اسپانیا، هند یا آفریقای جنوبی پس از بازگشت به کشورش ارائه می‌دهد، هزاران برابر مؤثرتر از گزارش‌های رسمی ایران در رسانه‌ها و محافل سیاسی آن کشورهاست. این نمایندگان به صدای همراه و معتبر روایت ایران در جهان تبدیل می‌شوند.

3-3-2. دیپلماسی نخبگانی و شهروندی

  • الف) دیپلماسی نخبگانی و ظرفیت آنها در میدان نبرد روایت‌ها

در عصر حکمرانی جهانی با وجود بازیگران متعدد و مسائل پیچیده و نوپدید، مرزهای دیپلماسی نمی‌تواند و نباید در دستگاه بوروکراتیک دولتی منحصر بماند و باید از ظرفیت نخبگان در قالب دیپلماسی نخبگانی استفاده شود. دیپلماسی نخبگانی دلالت دارد بر ایفای نقش چهره‌های شناخته شده هنری، علمی، ورزشی سیاسی و... در عرصه دیپلماسی عمومی و ایفای نقش آنها در جنگ روایت‌ها در عرصه حکمرانی جهانی[23]. در شرایط تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، با توجه به ظرفیت نخبگانی جمهوری اسلامی ایران در عرصه ورزشی، علمی، فرهنگی و هنری از یک سو و قتل هدفمند دانشمندان هسته‌ای و دیگر نخبگان ازسوی دیگر، باید دیپلماسی نخبگانی و ارائه روایت در نبرد روایت‌ها در عرصه حکمرانی جهانی در دستور کار قرار گیرد و از قابلیت آنها در میدان جنگ روایت‌ها در عرصه حکمرانی جهانی استفاده شود. در صحنه حکمرانی جهانی، دیپلماسی نخبگانی ترجمان عینی رویکرد مردمی‌سازی حکمرانی در عرصه سیاست خارجی است و شرایط تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران ایجاب می‌کند تا از ظرفیت این نوع از دیپلماسی در حکمرانی جهانی با تدوین دستور کار مشخص استفاده شود. در این زمینه، افزون‌بر نخبگان جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی نخبگانی از این قابلیت برخوردار است تا نخبگانی از میان هنرپیشگان معروف، ورزشکاران برجسته، دانشجویان و اساتید عالی‌رتبه دانشگاه‌ها، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و شناخته شده نخبگان غرب آسیا، نخبگان جهان اسلام، نخبگان محور مقاومت و نخبگان حق‌جو از جهاتی دیگر با تعریف دستور کار مشخص به روایت‌سازی مطلوب جمهوری اسلامی ایران یا پادروایت رژیم صهیونیستی بپردازند. ازطریق دستگاه دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران، نخبگان جهان اسلام و جمهوری اسلامی ایران در یک جغرافیای هویتی می‌توانند مشروعیت‌زدایی از گفتمان رژیم صهیونیستی و مشروعیت‌بخشی به گفتمان جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار دهند.

  • ب) دیپلماسی شهروندی

در عرصه حکمرانی جهانی و در بحبوحه جنگ روایت‌ها، دیپلماسی شهروندی به شهروندان این امکان را می‌دهد که به‌صورت غیررسمی ایفای نقش کنند و به‌عنوان ابزاری مؤثر، به تغییر تصویر منفی شکل‌ گرفته از یک دولت یاری برسانند[24]. این دیپلماسی مبتنی‌بر ارتباط مستقیم مردم یک دولت با مردم دولت‌های دیگر است. دیپلماسی شهروندی در عرصه حکمرانی جهانی براساس مفهوم شهروند دیپلمات بنیان نهاده شده است و به کنش آگاهانه شهروندان یک دولت برای تأمین منافع ملی اطلاق می‌شود. شبکه دیپلماسی شهروندی با ارائه اطلاعات و ایجاد ارتباط‌ها با ایجاد همدلی به درک بهتر موضوع کمک می‌کند. در شرایط تجاوز رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، شهروندان معمولی می‌توانند اثر نامطلوب ناشی از روایت رژیم صهیونیستی را از بین ببرند. بایسته است تا در زمینه دیپلماسی شهروندی ارائه روایت ازطریق مفاهیمی همانند مفهوم تجاوز، مفهوم دفاع از خود، هدف قرار گرفتن اشخاص، واقعیت‌های غیرنظامی و... در دستور کار قرار گیرد. اهمیت این امر زمانی مشخص می‌شود که توجه خود را به این امر معطوف کنیم که ما در عصر حکمرانی هشتگ‌های مجازی به سر می‌بریم و ترند شدن هشتگ‌ها بخشی از واقعیت حکمرانی جهانی معاصر را تشکیل می‌دهد.

 

جدول 1. خلاصه تحلیل راهبردی بخش اول

جبهه نبرد

هدف راهبردی

اقدامات کلیدی پیشنهادی

شورای حقوق بشر

مستندسازی رسمی «تروریسم دولتی» و «نقض‌های فاحش حقوق بشر» توسط رژیم صهیونیستی؛ درگیر کردن دشمن در یک جنگ فرسایشی دیپلماتیک.

۱. مهندسی مأموریت کمیته حقیقت‌یاب با تمرکز بر تروریسم دولتی.

۲. استراتژی «هزار برش دیپلماتیک» ازطریق ارسال شکایات تخصصی به گزارشگران ویژه.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی  (IAEA)

تبدیل آژانس از یک نهاد فشار به یک نهاد مسئول در قبال امنیت برنامه هسته‌ای ایران؛ ایجاد اهرم فشار راهبردی بر جامعه بین‌المللی.

۱. فعال‌سازی ظرفیت‌های حقوقی با استناد به قطعنامه «۴۸۷» شورای‌امنیت.

۲. طرح «بازنگری در دکترین هسته‌ای» در پاسخ به تجاوز (به مثابه اهرم فشار).

کمیته ملی حقوق بشردوستانه

تولید اسناد معتبر بین‌المللی از جنایات جنگی براساس استانداردهای جهانی؛ ایجاد یک کانال فشار فنی و غیرسیاسی بر  ICRC.

۱. تدوین و ابلاغ «پروتکل ملی مستندسازی استاندارد جنایات»

۲. تبدیل شدن به کانال فنی و انحصاری ارسال گزارش به مقر ICRC  در ژنو.

دیپلماسی پارلمانی

ایجاد فشار بر دولت‌های حامی رژیم صهیونیستی از درون؛ تبدیل نخبگان سیاسی جهان به صدای معتبر و همراه روایت ایران.

۱. تشکیل «ائتلاف پارلمانی بین‌المللی علیه تجاوز»

۲. مهندسی «هیئت‌های حقیقت‌یاب پارلمانی» از خارج به داخل ایران.

دیپلماسی نخبگانی و شهروندی

تسخیر میدان افکار عمومی جهانی؛ عبور از سد رسانه‌های رسمی و مشروعیت‌زدایی از روایت دشمن در سطح مردمی.

۱. فعال‌سازی هدفمند نخبگان (علمی، هنری، ورزشی) با دستور کار مشخص

۲. مهندسی دیپلماسی شهروندی و جنگ هشتگ‌ها با تولید محتوای مؤثر و چندزبانه.

مأخذ: یافته‌های پژوهش

4. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

واقعیت امروز جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران بیان‌کننده آن است که این جنگ فراتر از میدان نبرد نظامی در میدان حکمرانی جهانی نیز در جریان است و در این عرصه بازیگری به موفقیت دست می‌یابد که بتواند روایت خود را از واقعیت جنگ در میدان نبرد روایت‌ها به گفتمان غالب مبدل کند و در پرتو این گفتمان به بسیج ظرفیت‌های حکمرانی جهانی مطابق اهداف ملی خود مبادرت ورزد. در تحقق این موضوع، همچنان که داشتن ظرفیت اقدام در جنگ نظامی متضمن موفقیت نیست و لازم است تا برای کسب پیروزی، راهبردی صحیح اتخاذ شود تا قابلیت نظامی ازطریق اقدام عملی به فعلیت درآید، در عرصه حکمرانی جهانی نیز تحلیل ظرفیت‌ها به‌تنهایی راهگشا نیست و لازم است تا راهبردی صحیح اتخاذ شود تا این ظرفیت‌ها به‌درستی در جهت کسب پیروزی در نبرد روایت و روایت جنگ در حکمرانی جهانی به‌کار گرفته شود. این بخش با هدف تبدیل تحلیل‌های پیشین به دستورالعمل‌های اجرایی، مجموعه‌ای از خط‌مشی‌های مشخص، کم‌هزینه و قابل اجرا را با تعیین دقیق نهادهای مسئول ارائه می‌دهد. هدف اصلی این بسته سیاستی، ایجاد دغدغه و فعال‌سازی فوری ماشین دیپلماسی، حقوقی و رسانه‌ای کشور با حداقل بوروکراسی و بار مالی در عرصه حکمرانی جهانی است.

پیشنهاد اول: ایجاد «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» با محوریت رسانه‌ای

  • در شرایط جنگی، پراکنده‌گویی و ناهماهنگی میان دستگاه‌های مختلف، خودکشی راهبردی است. مواضع متناقض وزارت امور خارجه، ستاد کل نیروهای مسلح، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، سازمان صدا و سیما و دیگر نهادها، افزون‌بر آنکه سبب می‌شود تا در عرصه حکمرانی جهانی روایت جمهوری اسلامی ایران از رسیدن به روایت هژمونیک از جنگ باز بماند، به‌سرعت توسط رسانه‌های دشمن رصد می‌شود و به‌عنوان نشانه‌ای از آشفتگی و نبود صداقت در روایت ایران در عرصه حکمرانی جهانی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. دکترین «صدای واحد»، که باید در تمام تریبون‌های رسمی داخلی و بین‌المللی، به‌ویژه از طریق رسانه ملی، منعکس شود، ضرورتی مطلق در نبرد روایت‌هاست. سازمان صدا و سیما به‌عنوان فراگیرترین رسانه کشور و دارای ظرفیت‌های برون‌مرزی، نقش حیاتی در شکل‌دهی به افکار عمومی داخلی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی در عرصه حکمرانی جهانی دارد.
  • شرح پیشنهاد: پیشنهاد می‌شود دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئولیت ایجاد «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» را با نقش‌آفرینی فعال و محوری سازمان صدا و سیما برعهده گیرد.
  • ساختار: این قرارگاه نباید ساختاری بروکراتیک و بزرگ جدید باشد، بلکه بهتر است «کارگروه ویژه، چابک و عملیاتی» متشکل از نمایندگان تام‌الاختیار دستگاه‌های کلیدی باشد.
  • اعضای اصلی:
    • معاونت حقوقی وزارت امور خارجه؛
    • مرکز امور حقوقی بین‌المللی معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری (به‌عنوان بازوی تخصصی دولت)؛
    • نماینده ستاد کل نیروهای مسلح؛
    • نماینده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص)؛
    • سخنگو و مرکز اطلاع‌رسانی دولت؛
    • رئیس سازمان صدا و سیما یا نماینده تام‌الاختیار ایشان (در سطح معاونت سیاسی یا برون‌مرزی)؛
    • نماینده نهادهای اطلاعاتی؛
    • رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس (به‌عنوان عضو مشورتی و ناظر بر هم‌راستایی با راهبردهای کلان).
  • مأموریت اصلی:
  • هماهنگی روزانه و تعیین خطوط اصلی روایت، شامل پیام‌های کلیدی، واژگان مورد استفاده و استراتژی‌های اقناعی؛
  • ابلاغ مستقیم خطوط روایی مصوب به سازمان صدا و سیما برای تولید و پخش فوری محتوای متناسب (خبری، تحلیلی، مستند، برنامه‌های گفت‌وگومحور و...) در تمامی شبکه‌های داخلی و برون‌مرزی؛
  • تأیید مواضع رسمی پیش از اعلام توسط تمامی سخنگویان رسمی نظام؛
  • توزیع محتوای راهبردی (از جمله واژگان کلیدی بخش ضمیمه) میان تمام سخنگویان رسمی و مجریان برنامه‌های سیاسی صدا و سیما؛
  • رصد و تحلیل بازخورد روایت‌های ارائه شده در سطح ملی و بین‌المللی و ارائه گزارش به اعضا برای اصلاح و تقویت راهبردها.

پیشنهاد دوم: ابلاغ «پروتکل ملی مستندسازی استاندارد» و نقش رسانه در ترویج آن

  • بسیاری از فرصت‌های عرصه حکمرانی جهانی در گذشته به‌دلیل مستندسازی ضعیف، غیرحرفه‌ای و فاقد استانداردهای لازم برای ارائه در محاکم و نهادهای بین‌المللی توسط جمهوری اسلامی ایران از دست رفته‌ است. ارزش یک ادعا، به قدرت اسناد پشتیبان آن بستگی دارد. اهمیت این امر زمانی روشن می‌شود که توجه داشته باشیم نهادهای ذکر شده در این گزارش ماهیت سیاسی- فنی در نظام حکمرانی جهانی دارند و ماهیت سیاسی آنها در تقابل با هویت و گفتمان جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. درنتیجه این امر بایسته است تا جمهوری اسلامی ایران در راستای استفاده از ظرفیت فنی نهادهای حکمرانی جهانی، جمع‌آوری و حفظ شواهد مستدل، مستند و منطبق با استانداردهای فنی نهادهای یاد شده را در دستور کار قرار دهد. از‌آنجا‌که جمع‌آوری این اطلاعات از ساعات اولیه یک رخداد، حیاتی‌ترین گام در هر جنگ حقوقی موفق است، سازمان صدا و سیما می‌تواند نقش مهمی در فرهنگ‌سازی و آموزش عمومی اهمیت مستندسازی ایفا کند.
  • شرح پیشنهاد: پیشنهاد می‌شود قوه قضائیه با همکاری ستاد کل نیروهای مسلح، دستورالعملی فوری تحت عنوان «پروتکل ملی مستندسازی استاندارد جرائم بین‌المللی» را تدوین و به‌ تمامی نهادهای ذی‌ربط (ازجمله دادستانی‌ها، نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و ارتش) ابلاغ کند.
  • محتوای پروتکل: این پروتکل باید به زبان ساده و عملیاتی، نحوه حفظ صحنه جرم، جمع‌آوری بقایای تسلیحات، ثبت شهادت شهود، تهیه گزارش‌های پزشکی قانونی، مستندسازی خسارات به زیرساخت‌ها، و جمع‌آوری داده‌ها از فضای مجازی را براساس استانداردهایی مشخص کند که در بخش اول (ذیل کمیته ملی حقوق بشردوستانه) تشریح شد.
  • نقش تکمیلی صدا و سیما: سازمان صدا و سیما موظف است با تولید برنامه‌های آموزشی و ترویجی، اهمیت و روش‌های اولیه مستندسازی مردمی (در صورت لزوم و با رعایت ملاحظات امنیتی) و نقش آن را در احقاق حقوق ملی برای افکار عمومی تبیین کند.
  • هدف: هدف این نیست که همه ضابطان قضایی یا شهروندان به وکیل بین‌المللی تبدیل شوند، بلکه هدف آن است که شواهد اولیه به‌گونه‌ای جمع‌آوری شود که در آینده توسط تیم‌های حقوقی و فنی در نظام حکمرانی جهانی قابل استفاده باشد و از بین نرود و جامعه نیز نسبت به اهمیت آن آگاه شود.

پیشنهاد سوم: مأموریت ویژه به وزارت خارجه و مرکز امور حقوقی بین‌المللی با پشتیبانی تحلیلی رسانه‌ای

  • همان‌طور که در مقدمه ذکر شد، این گزارش عامدانه وارد جزئیات پیچیده «جنگ حقوقی» نمی‌شود؛ اما این به‌معنای نادیده گرفتن اهمیت آن نیست. لازم است ارزیابی دقیق و محرمانه‌ای از تمامی ظرفیت‌ها، هزینه‌ها و فواید پیگیری‌های قضایی در سطح بالا صورت گیرد تا مبنای تصمیم‌گیری‌های کلان نظام در مراحل بعدی قرار گیرد. تحلیل‌های رسانه‌ای از واکنش‌های بین‌المللی به اقدامات مشابه می‌تواند به این ارزیابی عمق بخشد.
  • شرح پیشنهاد: پیشنهاد می‌شود دفتر ریاست‌جمهوری طی ابلاغیه‌ای رسمی، وزارت امور خارجه و مرکز امور حقوقی بین‌المللی معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری را موظف کند تا ظرف مدت یک ‌ماه، «گزارش محرمانه ارزیابی ظرفیت‌های اقدام قضایی» را تهیه کنند و به شورای عالی امنیت ‌ملی ارائه دهند.
  • محتوای گزارش: این گزارش باید به‌صورت مشخص به این سؤالات پاسخ دهد:
  1. ظرفیت‌های طرح دعوا در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) چیست؟ (از جمله شکایت مستقیم، شکایت نیابتی توسط کشورهای دوست، ورود ثالث)؛
  2. ظرفیت‌های پیگیری در دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) چیست؟ (با تمرکز بر تاکتیک‌های «هک صلاحیت» از طریق تابعیت دوگانه قربانیان یا محل وقوع بخشی از جرم یا صلاحیت موردی)؛
  3. ظرفیت‌های استفاده از صلاحیت جهانی در دادگاه‌های کدام کشورها وجود دارد؟؛
  4. هزینه‌های مالی و سیاسی و همچنین فواید راهبردی هریک از این اقدامات چیست؟.
  • نقش مشورتی صدا و سیما (واحد پژوهش‌های راهبردی / بین‌الملل): این سازمان می‌تواند تحلیل‌هایی از بازتاب رسانه‌ای و افکار عمومی جهانی نسبت به موارد مشابه حقوقی بین‌المللی (مثلاً پرونده‌های آفریقای جنوبی علیه رژیم صهیونیستی) را به تیم تهیه گزارش ارائه دهد تا در ارزیابی هزینه‌ها و فواید، جنبه‌های ادراک عمومی و رسانه‌ای نیز لحاظ شود.
  • هدف: این گزارش، نقشه راه اقدامات حقوقی سنگین در آینده خواهد بود و به نظام اجازه می‌دهد تا براساس یک تحلیل هزینه- فایده دقیق، تصمیم به ورود به این عرصه‌ها بگیرد.

 

جدول 2. ماتریس جامع پیشنهادهای سیاستی

ردیف

عنوان پیشنهاد سیاستی

نهاد مسئول (اصلی)

نهادهای همکار

خروجی / شاخص کلیدی

اولویت

۱

ایجاد «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» با محوریت رسانه‌ای

دبیرخانه شورای عالی امنیت‌ ملی

وزارت امور خارجه، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری، ستاد کل نیروهای مسلح، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء، مرکز اطلاع‌رسانی دولت، سازمان صدا و سیما (عضو کلیدی و بازوی اجرایی رسانه‌ای)، مرکز پژوهش‌های مجلس (مشورتی)

تشکیل کار گروه، جلسات هماهنگی روزانه، اجرای دکترین «صدای واحد» با تولید و پخش محتوای یکپارچه و راهبردی توسط صدا و سیما در سطح ملی و بین‌المللی.

فوری

۲

ابلاغ «پروتکل ملی مستندسازی استاندارد» و ترویج رسانه‌ای آن

قوه‌ قضائیه

ستاد کل نیروهای مسلح، جمعیت هلال‌ احمر (کمیته ملی), سازمان صدا و سیما (برای فرهنگ‌سازی و آموزش عمومی)

تدوین و ابلاغ دستورالعمل جامع مستندسازی؛ تولید و پخش برنامه‌های آموزشی- ترویجی توسط صدا و سیما.

فوری

۳

تهیه «گزارش محرمانه ارزیابی ظرفیت‌های اقدام قضایی» با پشتیبانی تحلیلی رسانه‌ای

معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری (مرکز امور حقوقی بین‌المللی)

وزارت امور خارجه، سازمان صدا و سیما (ارائه تحلیل‌های رسانه‌ای و افکار عمومی)

ارائه گزارش تحلیلی هزینه- فایده برای طرح دعوا در ICJ، ICC و دادگاه‌های ملی ظرف یک ماه، با لحاظ ابعاد رسانه‌ای.

فوری

۴

فعال‌سازی «کمیته ملی حقوق بشردوستانه»

جمعیت هلال احمر

وزارت امور خارجه، قوه‌ قضائیه, سازمان صدا و سیما (پوشش رسانه‌ای اقدامات و گزارش‌ها)

ارسال حداقل یک گزارش مستند و فنی به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC)؛ اطلاع‌رسانی عمومی مؤثر ازطریق صدا و سیما.

فوری

۵

تهیه «بسته توجیهی دیپلماسی پارلمانی» و تبیین رسانه‌ای

مرکز پژوهش‌های مجلس

کمیسیون امنیت‌ ملی و سیاست خارجی مجلس، گروه دوستی پارلمانی، سازمان صدا و سیما (برای تبیین اهمیت و دستاوردهای دیپلماسی پارلمانی)

تهیه بسته محتوایی برای نمایندگان؛ تولید محتوای رسانه‌ای برای آشنایی افکار عمومی با نقش دیپلماسی پارلمانی.

فوری

مأخذ: همان.

5.پیوست راهبردی: پروتکل واژگان و چارچوب‌بندی روایت برای مسئولان نظام

در نبرد روایت‌ها، هر کلمه یک گلوله است و هر جمله یک مانور تاکتیکی. اولین و مهم‌ترین اصل در حکمرانی بر روایت جنگ، کنترل زبان و واژگانی است که برای توصیف وقایع به‌کار می‌رود. طرفی که بتواند چارچوب زبانی مخاصمه را تعریف کند، چارچوب فهم مخاطب جهانی را نیز مهندسی کرده است. اظهارنظرهای ناهماهنگ، استفاده از واژگان احساسی و غیردقیق یا افتادن در دام واژگانی که دشمن تعریف کرده است، به‌مثابه «آتش خودی» در جنگ روایت است و می‌تواند بزرگ‌ترین دستاوردهای میدانی را در عرصه دیپلماسی و افکار عمومی بی‌اثر کند.

این پروتکل، که باید به‌عنوان «دستورالعمل عملیاتی لازم‌الاجرا» ازسوی «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» (موضوع بخش دوم) به‌ تمام مسئولان کشوری و لشکری، دیپلمات‌ها و سخنگویان رسمی ابلاغ شود، با هدف ایجاد «صدای واحد، قدرتمند و حقوقی» برای جمهوری اسلامی ایران طراحی شده است.

اصل حاکم: دکترین «صدای واحد»

  1. مرجعیت انحصاری: تنها منبع رسمی برای اعلام مواضع و تحلیل‌های کلان درخصوص جنگ، «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» مستقر در دبیرخانه شورای عالی امنیت‌ ملی است.
  2. ممنوعیت اظهارنظر غیرتخصصی: مسئولان خارج از حوزه تعریف ‌شده (دفاعی- امنیتی و دیپلماتیک) باید از هرگونه اظهارنظر عمومی درمورد ابعاد و جزئیات جنگ اکیداً خودداری کنند.
  3. سخنگوی واحد: سخنگوی شورای عالی امنیت‌ ملی یا سخنگوی وزارت امور خارجه، بسته به موضوع، تنها کانال‌های رسمی برای ارتباط با رسانه‌ها در موضوعات راهبردی محسوب می‌شوند. سایر مصاحبه‌ها باید با هماهنگی کامل و در چارچوب این پروتکل صورت گیرد.

در جدول 3، واژگان و مفاهیم کلیدی، که باید در تمام اظهارنظرها و بیانیه‌های رسمی به کار روند (ستون «باید»)، در مقابل واژگانی که باید از آنها پرهیز شود (ستون «نباید»)، به‌همراه تحلیل راهبردی هر انتخاب ارائه شده است.

 

جدول 3. پروتکل واژگان راهبردی

ردیف

مفهوم / موقعیت

واژگان «باید» (استفاده شود)

واژگان «نباید» (اجتناب شود)

تحلیل راهبردی و اثر روایی

۱

توصیف اقدام نظامی ایران

دفاع مشروع، پاسخ تنبیهی متناسب، عملیات وعده صادق، اقدام مبتنی‌بر ماده (۵۱) منشور ملل متحد

حمله، جنگ، انتقام، تلافی

اثر: جایگاه ایران را از یک «آغازگر جنگ» به یک «مدافع حقوق بین‌الملل» ارتقا می‌دهد. «دفاع مشروع» و «ماده (۵۱)» چارچوب حقوقی به اقدام می‌بخشد. «پاسخ تنبیهی» نشانگر محدود بودن، هدفمند بودن و پایان‌پذیر بودن عملیات است، نه یک جنگ تمام‌عیار. «انتقام» یک کنش احساسی و غیرقابل کنترل است، اما «پاسخ تنبیهی» یک کنش عقلانی و مشروع است.

۲

توصیف اقدام نظامی رژیم صهیونیستی

تجاوز، جنایت تجاوز، نقض حاکمیت ملی، تروریسم دولتی

حادثه، درگیری، تنش، حمله متقابل

اثر: رژیم صهیونیستی را در جایگاه «متجاوز» و «ناقض قوانین بین‌المللی» قرار می‌دهد. «تجاوز» سنگین‌ترین جرم در حقوق بین‌الملل است. استفاده از واژگان خنثی مانند «حادثه» یا «تنش»، از بار حقوقی و مسئولیت رژیم صهیونیستی می‌کاهد. باید بر ماهیت «غیرقانونی» بودن اقدام اولیه رژیم صهیونیستی به‌طور مداوم تأکید شود.

۳

توصیف تلفات و خسارات ایران

شهدای ترور، قربانیان جنایت جنگی، نخبگان علمی ترور شده، خسارت به زیرساخت‌های غیرنظامی

کشته‌شدگان، تلفات، جان‌باختگان

اثر: به قربانیان هویت می‌بخشد و بر ماهیت «جنایت‌کارانه» حمله تأکید می‌کند. «شهید» بار ارزشی و عاطفی بالایی دارد. «قربانی جنایت جنگی» یک اصطلاح حقوقی است که دشمن را متهم می‌کند. «نخبگان ترور شده» حمله را به‌عنوان «خردکُشی» و حمله به پیشرفت یک ملت قاب‌بندی می‌کند.

۴

اشاره به جامعه بین‌المللی

دولت‌های مستقل، اکثریت کشورهای جهان، جنبش عدم تعهد، سازمان همکاری اسلامی، افکار عمومی جهانی

جامعه جهانی

اثر: واژه «جامعه جهانی» اغلب توسط غرب برای القای یک اجماع دروغین به‌کار می‌رود. با شکستن این کلیدواژه و اشاره به بلوک‌های واقعی قدرت (کشورهای مستقل، جنبش عدم‌ تعهد و…)، انزوای غرب و رژیم صهیونیستی در این موضوع برجسته و روایت ایران به‌عنوان صدای «اکثریت جهانی» تقویت می‌شود.

۵

چارچوب حقوقی مورد استناد ایران

منشور ملل متحد، قواعد آمره، نظم بین‌المللی مبتنی‌بر منشور

قوانین بین‌المللی (به‌صورت کلی)، نظم بین‌المللی قاعده‌محور

اثر: ایران خود را مدافع «منشور» به‌عنوان قانون اساسی جهان معرفی می‌کند. در مقابل، «نظم قاعده‌محور» کلیدواژه‌ای است که آمریکا برای توجیه اقدامات یک‌جانبه و فراقانونی خود ابداع کرده است. با تکیه ‌بر منشور، ایران ریاکاری غرب را آشکار می‌کند و خود را در جایگاه یک قدرت مسئول و قانون‌مدار قرار می‌دهد.

۶

هدف‌گذاری راهبردی ایران

ایجاد بازدارندگی پایدار، پاسخگو کردن متجاوز، تثبیت حق دفاع، تضمین امنیت ملی و منطقه‌ای

نابودی دشمن، محو رژیم صهیونیستی از نقشه

اثر: اهداف باید در چارچوب مفاهیم شناخته‌شده و مشروع بین‌المللی (مانند بازدارندگی و امنیت) تعریف شوند. استفاده از ادبیات حذفی، ضمن اینکه غیرعملیاتی است، خوراک تبلیغاتی گسترده‌ای برای دشمن فراهم و ایران را به‌عنوان نیروی ویرانگر و غیرعقلانی معرفی می‌کند که به‌دنبال طرح اتهام تهدید علیه تمامیت ارضی و موجودیت یک عضو سازمان ملل است. این امر اجماع‌سازی علیه ایران را تسهیل می‌کند.

مأخذ: همان.

  •  نتیجه‌گیری و توصیه نهایی برای اجرای پروتکل

این پروتکل باید به‌صورت کارت جیبی یا اینفوگرافیک یک‌صفحه‌ای، به‌صورت طبقه‌بندی ‌شده در اختیار تمام افراد ذی‌صلاح قرار گیرد. «قرارگاه فرماندهی واحد روایت» موظف است به‌صورت روزانه رسانه‌های داخلی و خارجی را رصد کند و هرگونه خروج از این چارچوب توسط مسئولان را فوراً گزارش و برای اصلاح تذکر دهد. موفقیت در جنگ روایت، در گرو انضباط کامل در اجرای همین پروتکل است. فقط با صدایی واحد، منسجم و حقوقی می‌توان روایت ایران را بر افکار عمومی جهانی حاکم کرد و دشمن را در میدان دیپلماسی و مشروعیت به انزوا کشاند.

 

 

[1] علی‌پور، جواد و هاتف پوررشیدی (1404)، «نقش فرهنگ و رسانه‌های نوین در جنگ ترکیبی در عصر پساحقیقت»، فصلنامه تاریخ فرهنگ ایران، دوره 2، شماره 1، صص 15-29.
[2] خامنه‌ای، سید‌علی (1404)، «پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران پس از جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای. قابل دسترس در: https://khl.ink/f/60460.
[3] ممتاز، جمشید، نسرین مصفا، مسعود طارم‌سری، عبدالرحمن عالم و بهرام مستقیمی (1397)، تجاوز عراق به ایران و موضع‌گیری سازمان ملل متحد، تهران، انتشارات مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران.
[4] زمانی، سید‌قاسم (1376)، «تأملی بر مواضع شورای امنیت در برابر تجاوز عراق به ایران و کویت»، سیاست دفاعی، دوره 8، شماره 20، صص 1-34.
[5] Dugard, John (2023), "The choice before us: International law or a ‘rules-based international order’? ", Leiden Journal of International Law, pp 223-232.
[6] Saliu, Hasan (2023), "Narratives of Public Diplomacy in the post-Truth Era: The decline of Soft Power”, Communication & Society, pp 209-224.
[7] Demasi, Mirko (2020), "Post-truth politics and discursive psychology”, Social and Personality Psychology Compass, pp 1-11.
[8] Reuters (2025), "Netanyahu declares historic win, says Israel removed Iran's nuclear threat in 12-day war", Netanyahu declares historic win, says Israel removed Iran's nuclear threat in 12-day war.
[9] Aljazeera(2025), "The history of Netanyahu’s rhetoric on Iran’s nuclear ambitions, https://www.aljazeera.com/gallery/2025/6/18/the-history-of-netanyahus-rhetoric-on-irans-nuclear-ambitions? utm_source=chatgpt.com/
[10] Kumaravadivel Guruparan, Jennifer Zerk (2021), "Influence of soft law grows in international governance, chathamhouse, https://www.chathamhouse.org/2021/06/influence-soft-law-grows-international-governance.
[11] Micaela Frulli (2012), "Fact-Finding or Paving the Road to Criminal Justice? Some Reflections on United Nations Commissions of Inquiry”, Journal of International Criminal Justice, pp 1323–1338.
[12] Ohchr (2015), "Commissions of Inquiry and Fact-Finding Missions on International Human Rights and Humanitarian Law”, https://www.ohchr.org/sites/default/files/Documents/Publications/CoI_Guidance_and_Practice.pdf/
[13]Ohchr (2025), "OHCHR, examination of the human rights situation in Belarus”, https://www.ohchr.org/en/hr-bodies/hrc/ohchr-belarus/index/
[14] A/HRC/55/CRP.1, 2024.
[15] Ohchr (2025), "Special Rapporteur on extrajudicial, summary or arbitrary executions”, https://www.ohchr.org/en/special-procedures/sr-executions/
[16] Ohchr (2025), "Special Rapporteur on the right to education” https://www.ohchr.org/en/special-procedures/sr-education/
[17] Ohchr (2025), "Special Rapporteur on the right to health, https://www.ohchr.org/en/special-procedures/sr-health/
[18] Ohchr (2025), "Special Rapporteur on counter-terrorism and human rights”, https://www.ohchr.org/en/special-procedures/sr-terrorism/
[19] مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، «قانون پیمان بین‌المللی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای» قابل دسترسی در: https://rc.majlis.ir/fa/law/show/96429، تاریخ دسترسی، خرداد 1404.
[20] S/RES/487 (1981).
[21] دلاورپور اقدم، مصطفی (1403)، «دیپلماسی پارلمانی کارآمد: موانع و الزامات فراروی مجلس دوازدهم»، فصلنامه سیاست جهانی، دوره 13، شماره 3، صص 253-283.
[22] منصوریان، ناصرعلی و عزت‌اله اکبری (1399)، «جایگاه و اهمیت دیپلماسی پارلمانی در جمهوری اسلامی ایران»، مطالعات قدرت نرم، دوره 10، شماره 1، صص 213-239.
[23] Jones, Peter (2025), Track Two Diplomacy in Theory and Practice, Stanford University Press.
[24] امیدی، علی و مجتبی روستایی (1403)، «دیپلماسی شهروندی و تنش‌های ارمنی‌آذری: چالش‌ها و فرصت‌ها»، فصلنامه مطالعات اوراسیا مرکزی، دوره 17، شماره 2، صص 29-56.