نوع گزارش : گزارش های راهبردی
نویسنده
کارشناس گروه آموزش و پرورش و فنی و حرفه ای دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
گزیده سیاستی
افزایش سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم به 30 سال خلاف رویکرد دانشگاههای مذکور است و از یکسان نگری تربیت و استخدام معلم نشئت می گیرد. در گزارش به تبعات این تصمیم پرداخته و به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد رد مصوبه کمیسیون معین داده شده است.
چکیده
با وجود آنکه سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم در سالهای گذشته از ۲۲ به ۲۴ سال افزایش یافته بود؛ بار دیگر با درخواست وزارت آموزش و پرورش ازسوی کمیسیون معین شورای عالی انقلاب فرهنگی به ۳۰ سال افزایش یافت. در گزارش حاضر، ضمن بررسی دلایل وزارت آموزش و پرورش به بررسی تبعات این تغییر و تأثیر آن بر نظام تربیت معلم پرداخته و نشان داده شده است که این تصمیم حداقل بنابر ۸ دلیل کارشناسی شده نمیباشد و خلاف روح حاکم بر دانشگاههای تربیت معلم است. دلایل مذکور عبارتند از: ۱. یکسانانگاری فرایند تربیت معلم با فرایند استخدام؛ ۲. نادیده انگاشتن جو فرهنگی و جامعه همسالان دانشگاههای تربیت معلم؛ ۳. ابهام در ارزیابی و سنجش بهینه داوطلبان ورودی به دانشگاه از میان طیف سنی گسترده؛ ۴. عدم کفایت مطالعه تطبیقی صرف درخصوص سن معلمان؛ ۵. بیتوجهی به میانگین سنی جمعیت کشور؛ ۶. بیتأثیر بودن افزایش سقف سنی بر پذیرش دانشگاههای تربیت معلم؛ ۷. غفلت از موضوعات کلیدی و نگاه جامع به بهبود نظام جذب و گزینش معلمان و ۸. پایانناپذیری مطالبات اجتماعی درخصوص افزایش سن ورود به دانشگاههای تربیت معلم. لذا با توجه به استدلالهای فوق پیشنهاد میشود، شورای عالی انقلاب فرهنگی بر مصوبه کمیسیون معین صحه نگذاشته و بر همان سقف سنی ۲۴ سال که در «نظامنامه سنجش و پذیرش دانشجوی متعهد خدمت به وزارت آموزش و پرورش» مصوب شورا به تاریخ 1402/11/12 آمده بود، اصرار ورزد.
1.مقدمه
سن ورود به دانشگاههای تربیت معلم طی سالیان گذشته با برداشتی از مواد (42، 43 و ۷۰) قانون مدیریت خدمات کشوری [۱] ازسوی وزارت آموزش و پرورش انجام میشده است. در هیچکدام از این مواد بهصراحت از سن ورود به دانشگاه فرهنگیان و استخدام در آموزش و پرورش صحبت نشده است؛ بلکه ماده (42) حداقل ۲۰ سال و حداکثر ۴۰ سال را برای استخدام تعیین کرده و سپس ماده (43) به دستگاههای اجرایی اجازه داده است درصورتیکه در قوانین و مقررات قبلی مورد عمل خود شرایطی علاوهبر شرایط ماده (۴۲) این قانون داشته باشند، آن را ملاک عمل قرار دهند. بدیننحو آموزش و پرورش براساس آنچه در اساسنامه مراکز تربیت معلم (مصوب شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 1362/6/2) [۲] آمده است، داشتن حداقل 17 و حداکثر 22 سال سن را شرط ورود به مراکز تربیت معلم تعیین کرده بود.
براساس شکایتی در تاریخ 1402/5/7، دیوان عدالت اداری طی رأی شماره ۹۹۲۳۵۱ مطابق مواد (42 و 4۳) قانون مدیریت خدمات کشوری و با استناد به اینکه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی از آغاز تحصیل استخدام میشوند و بنابراین باید مقررات عمومی استخدام ازجمله حداکثر سن استخدام در مورد آنها رعایت شود، تعیین محدوده سنی برای دانشجویان ورودی دانشگاه فرهنگیان را خلاف قانون دانست و شرط سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان را ابطال کرد. در این رأی آمده بود: «براساس بند «الف» ماده (42) قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال ۱۳۸۶، حداکثر سن استخدام مشخص شده و مقرره مورد شکایت با وجود استناد به ماده مذکور، حداکثر سن استخدام را ۲۴ سال تعیین نموده که مغایر با سن مقرر در بند قانونی فوق بوده و استناد به ماده (43) قانون مدیریت خدمات کشوری نیز نمیتواند دلیلی بر تعیین حداکثر سن به میزان ۲۴ سال باشد و حکم ماده مزبور در مقام تعیین شرایطی علاوهبر شرایط مقرر در ماده (42) قانون مدیریت خدمات کشوری وضع شده و مغایرتی با شرایط تعیین شده در ماده اخیرالذکر ندارد».
با ورود شورای عالی انقلاب فرهنگی به مسئله طی ماده (16) مصوبه 894 با عنوان «نظامنامه سنجش و پذیرش دانشجوی متعهد خدمت به وزارت آموزش و پرورش» مورخ 1402/11/12 [3] حداکثر سن ورود به دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با درخواست وزارت آموزش و پرورش ۲۴ سال تعیین شد.
با وجود تغییرات مکرری که شرح مختصر آن گذشت، بار دیگر تغییر سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم با درخواست وزارت آموزش و پرورش در کمیسیون معین شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح و به تصویب رسید و این سقف به ۳۰ سال افزایش یافت. گزارش حاضر، به بررسی این اقدام و استدلالها و تبعات احتمالی آن اختصاص دارد.
2.استدلالهای موافقان افزایش سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم
در متن نامه وزارت آموزش و پرورش به شورای عالی انقلاب فرهنگی دو دلیل مشاهده میشود:
۱. بررسیهای آماری مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری بر روی پذیرفتهشدگان متعهدین خدمت ورودی دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در سالهای گذشته و تعداد محدود پذیرفتهشدگان در بازه سنی ۲۲ تا ۲۴ سال و توانایی وزارت آموزش و پرورش در انجام فرایند سنجش و گزینش و جداسازی بهترین داوطلبان از بین گروه سنی با طیف گسترده؛
۲. شواهد پژوهشی موجود در مطالعه تطبیقی با عنوان «ملاحظات ورود به حرفه معلمی» در مورد عملکرد ورودیها و داوطلبان معلمی با سن بالاتر، ویژگیهای متمایزکننده داوطلبان معلمی با سن بالاتر، درصد معلمان گروههای متفاوت سنی بالاتر از ۳۰ سال در کشورهای مختلف.
واکاوی این دو دلیل نشان میدهد که استدلال وزارت آموزش و پرورش بر چهار پایه استوار است: ۱. تعداد پذیرفتهشدگان در بازه سنی ۲۲ تا ۲۴ سال محدود است که عملاً چشمگیر نیست؛ ۲. امکان سنجش و گزینش و جداسازی بهترین داوطلبان از بین گروههای سنی با طیف گستردهتر راحتتر است؛ ۳. مطالعه نظام آموزشی کشورهای دنیا نشان میدهد که عملکرد معلمان با سن بالاتر بهتر و و ویژگیهای متمایزکننده آنها بیشتر است و ۴. در بسیاری از کشورهای دنیا میانگین سن معلمان بالاتر از ۵۰ سال است.
علاوهبر آنچه که در نامه وزارت آموزش و پرورش بهچشم میآید، بهنظر میرسد برخی از مطالبات اجتماعی نیز بر مسئله اثرگذار بوده است. بهعنوانمثال، در 1403/7/12 کارزاری بهراه افتاد که درخواست افزایش سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان به ۳۰ سال را دنبال میکرد. در این کارزار استدلال معترضان آن بود که در سالهای 1394 تا ۱۴۰۰ ظرفیت دانشگاه فرهنگیان به 3000 نفر کاهش یافته بود و درنتیجه بسیاری از داوطلبانی که در آن سالها سن ورود به دانشگاه فرهنگیان را داشتند، بهدلیل کمبود ظرفیت موفق به قبولی نشدند و اکنون که ظرفیت افزایشیافته، باید به تناسب بالا رفتن سن آن داوطلبان نیز سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم افزایش یابد. همچنین اشاره شده بود که آموزش و پرورش هماکنون از طریق آزمون استخدامی افرادی را تا سقف سنی ۴۵ سال بهعنوان معلم استخدام میکند. در کارزار مذکور آمده بود: «گذاشتن سقف سنی ۲۴ سال برای ورود به این دانشگاه نهتنها موجب نادیده گرفته شدن توانمندی خیلی از جوانان بالای ۲۴ سال که کمتر از ۳۰ سال هستند، بلکه باعث شده که بهاندازه کافی متقاضی مستعد و بااستعداد برای ورود به این دانشگاه وجود نداشته باشد. لذا باید جوانان بالای ۲۴ سال تا ۳۰ سال را در دانشگاه فرهنگیان پذیرش کرد تا عدالت آموزشی در حق جوانان برقرار گردد».
3.ملاحظاتی درخصوص افزایش سقف سنی ورودی به دانشگاههای تربیت معلم
در گزارش پیشرو، استدلالهای مطروحه و مطالعه تطبیقی مورد استناد وزارت آموزش و پرورش بهدقت مورد واکاوی قرار گرفته است. بهنظر میرسد، توجه به ملاحظات سیاستی ذیل که در ادامه تشریح میشود، بتواند بهعنوان عوامل کلیدی در فرایند تصمیمگیری نهاد سیاستگذار بهمنظور اتخاذ تصمیمی جامع و کارشناسانه مؤثر واقع شود:
3-1. یکسانانگاری فرایند تربیت معلم با فرایند استخدام معلم
در حال حاضر براساس قانون مدیریت خدمات کشوری، سقف سنی استخدام در وزارت آموزش و پرورش از طریق آزمونهای استخدامی ۴۰سالگی است که با برخی از امتیازات اعطا شده در مواردی تا ۴۵ سال نیز میرسد. تفاوت سقف سنی استخدام با سقف سنی ورود به دانشگاه فرهنگیان نشان میدهد که سقف ورود به دانشگاه فرهنگیان تنها یک محدودیت سنی بیپشتوانه نیست؛ بلکه کارکردی تربیتی و هویتی دارد. دانشگاه فرهنگیان را تنها نباید به مرجعی برای آموزش مهارتهای معلمی و استخدام معلم نگاه کرد. این دانشگاه بیش از آنکه مرجع آموزش باشد، محیطی هویتساز است. لذا باید دقت داشت؛ دانشجو-معلمی که وارد دانشگاه میشود، در سن شکلگیری هویت قرار داشته باشد که طبیعتاً افراد ۳۰ساله از این دوره گذر کردهاند و با هویتهای شکلیافته وارد دانشگاه میشوند.
3-2. نادیده انگاشتن جو فرهنگی و جامعه همسالان دانشگاههای تربیت معلم
فرایند تربیت معلم در دانشگاه فرهنگیان، فرایندی شبانهروزی و همراه با اسکان دانشجو-معلمان در خوابگاههاست. حضور فردی ۳۰ساله در کنار فردی ۱۸ساله در خوابگاههای دانشجویی میتواند همراه با تبعاتی باشد که برنامههای فرهنگی دانشگاه را تحت تأثیر میگذارد. لذا با توجه به اهمیت و جایگاه صلاحیتهای عمومی معلمان و تأثیرپذیری شخصیتی و هویتی دانشجویان برای اکتساب این شایستگیها در جامعه همسالان، هرچه محیط دانشجویی از نظر سنی یکدست و در بازه سنی ۱۸ تا ۲۴سالگی باشد، برنامههای تربیت معلم موفقتر خواهد بود. بهخصوص آنکه در سنین بالاتر بهدلیل مشغلههای اقتصادی و اجتماعی امکان تغییر اهداف افراد از حضور در کسوت معلمی و پذیرش در دانشگاههای تربیت معلم نیز وجود دارد.
3-3. ابهام در ارزیابی و سنجش بهینه داوطلبان ورودی به دانشگاه از میان طیف سنی گسترده
یکی دیگر از ادله وزارت آموزش و پرورش توانایی «ارزیابی و گزینش بهینه داوطلبان از طیف سنی گستردهتر» است. این درحالی است که گزینش بهینه داوطلبان الزاماً به افزایش تعداد متقاضیان آزمون بازنمیگردد؛ بلکه بیش از هر چیز به سازوکارهای گزینش مرتبط است و باید در این خصوص کانونهای ارزیابی و هستههای گزینش را تقویت و روشهای کار را بهروزرسانی کرد.
ازسویدیگر، اگر نیاز به طیف گستردهتری از داوطلبان هم باشد؛ میتوان بیش از ۳ برابر ظرفیت دانشگاهها افراد را دعوت به مصاحبه کرد و نیاز به تغییر سقف سنی نیست؛ هرچند که در گذشته سالهایی وجود داشته که دانشگاه ترجیح داده است تنها 1/5 برابر ظرفیت افراد را به مصاحبه دعوت کند که این شاهد دیگری بر رد ادعای بهینه شدن سنجش با افزایش تعداد متقاضیان است. بنابراین، افزایش سن راهکار بهینهسازی سنجش ورودیان به دانشگاه فرهنگیان نیست، بلکه بر پیچیدگیهای اجرایی موجود میافزاید و تبعات دیگری را که بدان اشاره شد بههمراه دارد.
3-4. عدم کفایت مطالعه تطبیقی صرف درخصوص سن معلمان
استناد به مطالعه تطبیقیِ صرفاً کمّی درباره سن معلمان در کشورهای دیگر، بدون توجه به تفاوت زیرساختهای آموزشی، اقتصادی و اجتماعی ممکن است به خطای در تصمیمگیری بینجامد. در این مطالعات باید دقت داشت که وضعیت مدارس در ایران همچون تراکم کلاسی، نسبت معلم به دانشآموز، تجهیز کلاسها به فناوریهای آموزشی، سطح رفاه اجتماعی و معیشتی معلمان، اشتغال معلمان به شغل دوم و سوم در اشتغال سنین مختلف به شغل معلمی تفاوت ایجاد میکند.
بهعنوان نمونه در جدول ذیل مشاهده میشود در دو کشوری که براساس مطالعه تطبیقی وزارت آموزش و پرورش جزء کشورهایی با بیشترین تعداد معلم بالای ۵۰ سال در مقطع ابتدایی هستند، تراکم کلاسی درنهایت 22 نفر است؛ درحالیکه میانگین تراکم کلاسی مقطع ابتدایی در ایران 28 نفر میباشد.
جدول 1. مقایسه درصد معلمان بالای ۵۰ سال با تراکم کلاسهای ابتدایی در کشورهای منتخب
|
کشور منتخب |
درصد معلمان ابتدایی بالای ۵۰ سال [۴] |
میانگین تراکم کلاسی ابتدایی* |
|
ایتالیا |
57 |
14 تا ۲۰ |
|
آلمان |
38 |
۲۲ |
* مأخذ: یافتههای نگارنده.
ازسویدیگر، براساس نتایج آزمون تیمز در سال 2019 تفاوتهایی در کیفیت تدریس کشورهای یاد شده در جدول ۱ با کشور ایران وجود دارد که هرچند در این آزمون ریشهیابی نشده است، اما میتواند مرتبط با سن معلمان نیز باشد. نمونهای از این شاخص «تأکید معلمان پایه چهارم ابتدایی بر کاوشگری علمی» است که رتبه ایران در بین کشورهای شرکتکننده در این آزمون دوم است، اما ایتالیا و آلمان بهترتیب در رتبههای بیستودوم و چهلونهم هستند. این وضعیت هرچند دقیقاً ممکن است به شرایط سنی نیز بازنگردد، اما میتواند به این موضوع نیز مرتبط باشد؛ لذا جای بحث بیشتر و پرهیز از صرف مقایسه سن در کشورهای مختلف دارد.
جدول 2. تأکید معلمان پایه چهارم برکاوشگری علمی در کشورهای منتخب
|
کشور منتخب |
درصد معلمان بالای ۵۰ سال [۴] |
تأکید معلمان پایه چهارم بر کاوشگری علمی [۵] |
||
|
حدود نیمی از دروس یا بیشتر |
کمتر از نیمی از دروس |
رتبه کل |
||
|
ایتالیا |
57 |
32 |
67 |
22 |
|
پرتغال |
44 |
29 |
71 |
26 |
|
آلمان |
38 |
7 |
93 |
49 |
|
ایران |
-- |
78 |
22 |
2 |
علاوهبر مطالب پیشگفته اقتضائات استخدامی معلمان کشورهای مختلف با کشور ایران نیز متفاوت است. استخدام معلم در برخی از کشورها براساس قراردادهای موقت کاری انجام میشود و استخدام رسمی قطعی معلمان دارای محدودیتهای زیادی است که پس از احراز شرایط سخت صلاحیتهای حرفهای صورت میپذیرد. لذا ورود و خروج از شغل معلمی در سنین مختلف امری رایج و پذیرفته شده است. این درحالی است که در کشور ایران، معلمان در یک فرایند کوتاه به استخدام رسمی قطعی درمیآیند که در صورت ورود یک فرد ۳۰ساله بدون پرداخت حق بیمه در سالهای قبل (سابقه بیمه) از طریق دانشگاه فرهنگیان و با فرض ۳۵ سال خدمت با مدرک کارشناسی ارشد، حداقل تا ۶۵ سالگی باید بهعنوان معلم در آموزش و پرورش خدمت کند که این امر در سالهای منتهی به بازنشستگی میتواند به مشکلاتی در عرصه آموزشی بینجامد.
3-5. بیتوجهی به میانگین سنی جمعیت کشور
آنچه که در مطالعه تطبیقی مورد اشاره وزارت آموزش و پرورش آمده، سن معلمان دوره ابتدایی در کشورهای مختلف است. بدیهی است که این مسئله با سن ورود به دوره تربیت معلم متفاوت بوده و نمیتوان با میانگین سنی معلمان سایر کشورها درخصوص سن ورود به دانشگاه تربیت معلم تصمیمگیری کرد؛ بهخصوص آنکه سیستم جذب، تربیت و نگهداری معلم در بسیاری از آن کشورها با ایران متفاوت بوده و میانگین سنی جامعه نیز در آنها بسیار بالاتر از ایران است. نمونههایی از این موارد در جدول ذیل آمده است:
جدول 3. مقایسه میانگین سنی جامعه با درصد معلمان ابتدایی کشورهای مختلف به تفکیک سن
|
کشور |
میانگین سنی جامعه* |
درصد جمعیت معلمان [۴] |
|||
|
بالای ۵۰ سال |
49 -40سال |
30-39سال |
زیر ۳۰ سال |
||
|
کره جنوبی |
35.8 |
15 |
33 |
35 |
17 |
|
انگلیس |
40 |
15 |
24 |
34 |
27 |
|
آلمان |
44.9 |
38 |
28 |
26 |
8 |
|
پرتغال |
44 |
46 |
40 |
12 |
2 |
|
ایتالیا |
46.8 |
57 |
31 |
10 |
2 |
* مأخذ: یافتههای نگارنده.
همانطور که مشاهده میشود کشورهایی که میانگین سنی پایینتری دارند، درصد معلمان جوانتر آنها نیز بهمراتب بالاتر است. برای مثال، میانگین سنی کشور ایتالیا که بیشترین جمعیت معلم بالای ۵۰ سال را دارد، ۴۷ سال است و در برخی از مناطق جنوبی به ۵۲ میرسد و در این شرایط میانگین سنی معلمان بالای ۵۰ سال آن نیز به۵۷ درصد میرسد. این درحالی است که میانگین سنی جامعه ایران ۳۵ سال است و طبیعتاً باید این ظرفیت نیروی جوان در کشور در عرصه معلمی نیز پدیدار باشد.
3-6. بیتأثیر بودن افزایش سقف سنی بر پذیرش دانشگاههای تربیت معلم
یکی از استدلالهای مطرح شده موافقان افزایش سن، آن است که این امر به رفع کمبود معلم در بسیاری از مناطق کمک خواهد کرد و ازسویدیگر رقابت بیشتری بین داوطلبان ورود به دانشگاه ایجاد شده، دایره انتخاب بالاتر رفته و افراد توانمند بیشتری برای معلمی انتخاب شوند. این در حالی است که دانشگاههای تربیت معلم امروزه با ظرفیت خالی مواجه نیستند که بخواهیم با این قبیل سیاستگذاریها متقاضیان آن را افزایش دهیم. در حال حاضر نیز چندین برابر ظرفیت این دانشگاهها متقاضی وجود دارد و برخی از رتبههای زیر ۳۰۰۰ و حتی رتبههای تکرقمی و زیر ۱۰۰۰ نیز انتخاب نخست آنها دانشگاه فرهنگیان است و برخی از داوطلبان کنکور نیز حاضر هستند پشت کنکور بمانند تا درنهایت در این دانشگاه پذیرفته شوند. لذا افزایش سقف سنی بر پذیرش دانشگاههای تربیت معلم بیتأثیر است و کمکی به جبران کمبود معلم نخواهد کرد؛ بلکه آنچه باید سیاست اصلی وزارتخانه باشد، متمایل کردن نخبگان و دانشآموزان برتر به سمت این دانشگاه با سیاستهای تشویقی و افزایش بهینگی در انتخاب و جذب معلمان است نه افزایش صرف صف داوطلبان.
3-7. غفلت از موضوعات کلیدی و نگاه جامع به بهبود نظام جذب و گزینش معلمان
مشکل اصلی نه در محدودیت سنی، بلکه در تغییرات سلیقهای و مکرر شرایط و ضوابط جذب و صلاحیتهای بهکارگیری و سازوکار سنجش صلاحیتهای معلمی است. مصوبه ۸۳۳ شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ 1399/۸/27 درباره الزام معلمان به داشتن «گواهینامه صلاحیت معلمی» پس از گذشت ۵ سال هنوز بلاتکلیف مانده است. در مصوبات متأخر این شورا مانند مصوبه ۸۹۴ مورخ 1402/۱۰/26 و جلسه ۸۷۹ مورخ 1402/۱/2۲ نیز مجدداً این موضوع مورد تصویب قرار گرفته و بر تقویت نظام سنجش و سازوکارهای ارزیابی صلاحیتهای چندبُعدی معلمان (عمومی، تخصصی و حرفهای) تأکید شده است. ازسویدیگر، مصوبه 887 شورا مورخ 1402/۶/7 درخصوص الزام وزارت آموزش و پرورش به ارائه شرایط و ضوابط عمومی و اختصاصی داوطلبان حرفه معلمی موضوع قانون متعهدین خدمت به آموزش و پرورش و ورود به دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی بهمنظور تصویب در این شورا نیز کماکان بلاتکلیف است. در این شرایط پیشنهاد میشود تمرکز سیاستگذاری در آموزش و پرورش بر این موضوعات مهم و اساسی قرار گیرد.
3-8. پایانناپذیری مطالبات اجتماعی درخصوص افزایش سن ورود به دانشگاههای تربیت معلم
سن پذیرش در دانشگاه فرهنگیان پیشازاین تا سقف ۲۲ سال بود که با مصوبه سال گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی سقف سنی به ۲۴ سال رسید و تا حد ممکن درخواست برخی از گروههای اجتماعی برای تقاضای افزایش سن ورود به دانشگاه را کاهش داد و اکنون بهنظر میرسد هرچه سقف سنی را افزایش دهیم؛ باز هم افرادی خواهان تناسب سقف سنی با سن خودشان خواهند بود. بدینترتیب اصلاح سقف سنی متوقف نخواهد شد و احتمالاً یک سال یک سال به آن اضافه خواهد شد!.
4.جمعبندی
براساس مطالب فوقالذکر، افزایش سقف سنی ورود به دانشگاههای تربیت معلم حداقل در نگاه نخست کارشناسی شده و دقیق نیست و نمیتواند راهگشای مشکلات ورود به دانشگاههای مذکور باشد. در پیشنهاد وزارتخانه به ادله و مطالعهای تطبیقی استناد شده که کفاف چنین تصمیمگیری را نمیدهد و حداقل به ۸ دلیل تصمیمی کارشناسینشده است:
۱. یکسانانگاری فرایند تربیت معلم با فرایند استخدام؛
۲. نادیده انگاشتن جو فرهنگی و جامعه همسالان دانشگاههای تربیت معلم؛
۳. ابهام در ارزیابی و سنجش بهینه داوطلبان ورودی به دانشگاه از میان طیف سنی گسترده؛
۴. عدم کفایت مطالعه تطبیقی صرف درخصوص سن معلمان؛
۵. بیتوجهی به میانگین سنی جمعیت کشور؛
۶. بیتأثیر بودن افزایش سقف سنی بر پذیرش دانشگاههای تربیت معلم؛
۷. غفلت از موضوعات کلیدی و نگاه جامع به بهبود نظام جذب و گزینش معلمان؛
۸. پایانناپذیری مطالبات اجتماعی درخصوص افزایش سن ورود به دانشگاههای تربیت معلم.
با توجه به توضیحات ارائه شده و بهخصوص با وجود آنکه سقف سنی مجاز برای شرکت در آزمونهای استخدامی تا ۴۵ سال نیز باز است؛ داوطلبان میتوانند تا زمان برگزاری آزمونهای استخدامی موضوع ماده (28) اساسنامه دانشگاه فرهنگیان [۶] از این مسیر وارد حرفه معلمی شوند. ازسویدیگر، با توجه به اینکه جمعیت ورودی بالاتر از ۲۲ سال به دانشگاههای تربیت معلم بنابر مکاتبه وزارت آموزش و پرورش با شورای عالی انقلاب فرهنگی به ۴۰۰ نفر (از ۳۰ هزار نفر ظرفیت) هم نمیرسد، پرداختن به اینگونه مسائل تنها موجب مشغولیت نهادهای سیاستگذار به امور غیراولویتدار خواهد شد.
لذا پیشنهاد میشود، شورای عالی انقلاب فرهنگی بر مصوبه کمیسیون معین صحه نگذاشته و بر همان سقف سنی ۲۴ سال که در «نظامنامه سنجش و پذیرش دانشجوی متعهد خدمت به وزارت آموزش و پرورش» مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی به تاریخ 1402/11/12 آمده بود، اصرار ورزد.